آیا روحانی و اصلاح طلبان واقعا منتظر بازگشت احمدی نژادند؟

یکی از موضوعات مورد بحث این روزهای رسانه ها، احتمال حضور مجدد محمود احمدی نژاد در عرصه انتخابات و بازگشت او به قدرت است. این مساله به طور خاص مورد توجه رسانه های اصلاح طلب و جریان حامی دولت قرار گرفته و آنها به شیوه های مختلف نظرات خود را در این خصوص بیان می کنند.

برخی رجز می خوانند و احمدی نژاد را به مبارزه می طلبند و ادعا می کنند که ما از حضور او استقبال می کنیم تا بیاید و برای همیشه با رای مردم شکست بخورد! برخی هم از علاقه و اقبال مجدد مردم (مخصوصا طبقات ضعیف) به احمدی نژاد، صریحا یا تلویحا اظهار نگرانی و حتی به مردم توهین می کنند.

به هرحال برآیند این نظرات، نشان دهنده یک وحشت و نگرانی در میان هواداران روحانی و هاشمی از بازگشت احمدی نژاد است. اصلاح طلبان و حامیان دولت به خوبی می دانند که تنها کسی که فعلا می تواند برای انتخاب مجدد روحانی مزاحمت ایجاد کند، احمدی نژاد است. حتی همان هایی که ادعای شکست احمدی نژاد در برابر روحانی را دارند هم، از محبوبیت نسبی احمدی نژاد در میان طبقات ضعیف و محروم جامعه خبر دارند. ( اخیرا صادق زیباکلام تاکید کرده که همین حالا احمدی نژاد ده تا پانزده میلیون رای دارد و اگر روحانی نجنبد و حواسش نباشد، اولین رییس جمهور چهار ساله خواهد بود.)

برخلاف اصلاح طلبان که حضور احمدی نژاد را جدی گرفته اند، اصولگرایان و جریان راست فعلا مواضع مشخصی ندارند. برخی از اعضای منتسب به جناح راست جسته و گریخته و عموما در قالب مصاحبه با رسانه های اصلاح طلب، احمدی نژاد را می کوبند. جریانات عادی حزب اللهی و انقلابی هم خاطرات و حواشی احمدی نژاد مخصوصا در دوره دوم ریاست جمهوری او را هنوز فراموش نکرده اند. برهمین اساس بسیاری از آنها، همچنان نظری مساعد نسبت به احمدی نژاد ندارند. اما به نظر می رسد این نگاه، احتمالا در آینده ای نزدیک به دلایل مختلف تغییر پیدا می کند.

اصولگرایان در دو انتخابات اخیر، شکست خورده اند و اصلی ترین نیروها، شخصیت ها و چهره های خود را در انتخابات، از دست داده اند. بزرگان این جناح در مجلس خبرگان و شورای نگهبان، مغلوب هاشمی و روحانی شده اند. این مساله بار روانی سنگینی را برای آنها و کلیت جریان اصولگرا به همراه داشته است. از سویی روحانی و هاشمی انگشت بر مسائلی گذاشته اند که برای بسیاری از نیروهای انقلابی غیرقابل تحمل است.

حالا سبد جناح راست در برابر اصلاح طلبان و روحانی، کاملا خالی است. آنها اصلا کسی را ندارند که با روحانی رقابت کند. با گذشت زمان، جناح راست و اصولگرا و جریانات انقلابی و حزب اللهی، کم کم متوجه می شوند که انگار هیچ کس جز محمود احمدی نژاد، توانایی رقابت با روحانی و ایجاد چالش برای او را ندارد.

البته بحث حواشی احمدی نژاد و مسائلی که مخصوصا در چند سال آخر دولت او به وجود آمد، و نیز موضوع احتمالی ردصلاحیت او، همچنان وجود دارد. شکی نیست که برخی اقدامات تنش زای احمدی نژاد و درگیری های او با سایر قوا و مسئولان، به ویژه ماجرای خانه نشینی 11 روزه وی، به هیچ وجه فراموش شدنی نیست؛ و همین مسائل می تواند موضوع تایید صلاحیت او را با چالش ایجاد کند.

اما از سویی شاید شورای نگهبان (و اعضای آن که اخیرا در برابر هاشمی و روحانی شکست خورده اند!) و بسیاری از شخصیت های اصولگرا، این مساله را موقتا نادیده بگیرند! شاید اینگونه توجیه کنند که اگر احمدی نژاد بخاطر سرپیچی از رهبری مجرم است، چه کسی در دوران قدرت خود این جرم را مرتکب نشده؟! همین حالا چه اتفاقی دارد می افتد؟! وضع به جایی رسیده که رهبری تقریبا در هر سخنرانی، در حال تذکر صریح و علنی به سخنان روحانی (و هاشمی) است! آنهم درخصوص مسائلی که جزو خطوط قرمز نظام به حساب می آید.

در یک موضع عملگرایانه، حزب اللهی ها و نیروهای انقلابی، ترجیح می دهند که به احمدی نژادی رای بدهند که لااقل درگیری هایش، بر سر برخی افراد و یا مسائل داخلی بوده نه بر سر سیاست های اصلی نظام و مسائلی از قبیل برنامه های موشکی و استکبارستیزی و …

منطقی که اصولگراها را برای حمایت از احمدی نژاد مجاب می کند، مبتنی بر انتخاب فردی بی عیب و نقص نیست. اصولگراها چاره ای جز این انتخاب ندارند. در حقیقت جناح راست و اصولگرا و همه جریانات انقلابی که به طور سنتی، نسبتی با اصلاح طلبان و جریان آقای هاشمی و روحانی ندارند، می بینند که فردی غیر از او توان شکست روحانی را ندارد. البته یک نگاه گفتمانی هم این انتخاب را تایید می کند. از نظر نیروهای انقلابی، احمدی نژاد با همه ایرادات خود، فضای گفتمانی کشور را تقریبا در همان حال و هوای گفتمان انقلاب نگه می دارد. حال آنکه گفتمان روحانی و هاشمی، در حال ایجاد تغییراتی نرم در فضای فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشور است. مخصوصا در موضوع تعامل با غرب و آمریکا. طبعا اصولگراها متوجه این وضعیت هستند. البته برخی اصولگراها قطعا روحانی را بر احمدی نژاد ترجیح می دهند! اما به نظرم اکثریتشان به او رای می دهند حتی اگر رسما و علنا از احمدی نژاد حمایت نکنند. مخصوصا اگر در معرض دوگانه روحانی احمدی نژاد قرار بگیرند.

همه آنچه که تاکنون گفتیم درباره اصولگراها و نیروهای سیاسی نزدیک به این جریان بود. حال اگر توده های میلیونی مردم مخصوصا طبقات ضعیف و محروم و روستایی و … را هم اضافه کنیم که دغدغه های حزبی و جناحی و سیاسی ندارند و اتفاقا خاطرات خوشی هم از دوران احمدی نژاد دارند، می بینیم که بزرگترین چالش برای آقای روحانی، انگار همین محمود احمدی نژاد است. مردم عادی کاری ندارند که رسانه های اصلاح طلب و دولت روحانی درباره احمدی نژاد و برنامه های اقتصادی و مسکن مهر و … چه می گویند؛ آنها خودشان بی واسطه احمدی نژاد را می بینند و با او ارتباط دارند. مثلا درباره همین مسکن مهر می بینند که در سی چهل سال گذشته شاید تنها طرحی بوده که با وجود همه معایب و ایرادات و اشکالات خود، هزاران نفر را در سراسر کشور خانه دار کرده، اما دیگران نه تنها کاری در این حوزه نکرده اند، بلکه دایما در حال انتقاد از آن هستند.

این یک واقعیت مسلم است. احمدی نژاد با وجود همه خبرهایی که درباره فساد اطرافیان او منتشر شده و با وجود همه اخبار درست و نادرستی که درباره اش وجود داشته و دارد؛ همچنان از محبوبیت خاصی در بین مردم، مخصوصا مردم روستاها و شهرهای دور و نزدیک و طبقات ضعیف برخوردار است. کافیست از فضای رسانه ای و سیاسی غیرواقعی و قبیله ای خود بیرون بیاییم و در مناطق مختلف کشور، این مساله را به عینه ببینیم.

بنابراین مهم نیست که اصولگراها از احمدی نژاد حمایت بکنند یا نه، مهم این است که اصلاح طلبان فهمیده اند در انتخابات آتی، احمدی نژاد تنها کسی است که می تواند روحانی را به اولین رییس جمهور چهار ساله کشور تبدیل بکند و این برای همه آنها واقعیتی تلخ و وحشتناک است. و شاید برای اولین بار اصلاح طلبان آرزو می کنند که شورای نگهبان، صلاحیت احمدی نژاد را هرگز تایید نکند. حتی همان هایی که در رسانه هایشان مدعی هماوردی با احمدی نژادند.