به یاد سید خلیل عالی نژاد

۲۴ آبان ۱۳۹۳ ۳۰۵ دیدگاه

vlcsnap-2014-10-21-23h28m57s177

چندی پیش فرصتی دست داد که به دیار سید خلیل عالی نژاد سفر کنم. یعنی شهر صحنه. با یکی از دوستان نزدیک سید خلیل کنار مزار و آرامگاهش قراری گذاشتم. خوشبختانه فرزند و همسر سید خلیل هم لطف کردند و درب آن آرامگاه خانوادگی را باز کردند. حس خوبی داشت ایستادن مقابل قبر کسی که جز به عشق مولا امیرالمومنین نخواند…

skhalil

نوشتن درباره سید خلیل عالی نژاد، احتمالا سوالاتی را درباره عقاید و باورهای مذهبی او در پی خواهد داشت. سید خلیل پیرو آیین یارسان یا همان اهل حق بود. در حقیقت او یکی از رهبران و از چهره های شاخص اهل حق بود.  متاسفانه در فضای مجازی و حتی در عالم واقع، اطلاعات درست و منصفانه ای درباره اهل حق وجود ندارد. تقریبا بیشتر مطالب، آمیخته با اطلاعات نادرست و گاه اهانت آمیز است. (مثلا گاهی به آنها می گویند علی اللهی یا شیطان پرست اما وقتی پای صحبت خودشان می نشینیم، کاملا این موارد را رد می کنند.)

البته جدای از این مطالب غیرمستند و نادرست، گاهی مطالبی هم به نقل از پیروان این آیین منتشر می شود که باعث دامن زدن به شبهات و شایعات درباره آنها می شود. مثلا برخی افراد منسوب به یارسان در نوشته هایشان، خود را پیرو دینی جدای از اسلام می دانند! و یا ادعاهایی مثل این. با این حال بسیاری از بزرگان اهل حق همواره این قبیل موارد را رد کرده اند. سید خلیل عالی نژاد هم در یکی از نامه های خود، ضمن رد کامل این ادعا تاکید کرده بود که «در عالم یک دین الهی بیشتر وجود ندارد و آن اسلام واقعی و خداپرستی است»

البته خود جماعت اهل حق هم به چندین دسته و گروه تقسیم می شوند که ظاهرا در بعضی موارد با یکدیگر اختلافاتی دارند. برخی به شریعت نزدیکند و برخی هم دور. عالی نژاد در خصوص برخی ادعاها و رفتارهای منسوب به اهل حق، آن را ناشی از فقر فرهنگی و بی اطلاعی و عدم آشنایی به احکام اهل حق می داند. (مطالب زیادی هم از سید خلیل در دست است که وی همچون یک واعظ دینی، دوستانش را برای بهتر زیستن موعظه می کند. مثلا درباره نحوه رفتار با مردم در ادارات و بازار و مغازه. و یا درباره پوشش زنان در مراسمهای خانوادگی از قبیل جشن عروسی و تولد و دعوت به رعایت حیا و عفت. این دغدغه ها، نشانه نادرستی بسیاری از مطالب اینترنتی است که متاسفانه به راحتی منتشر می شوند و به دیگران تهمت بی حیایی و بی دینی و … می زنند. )

درباره اهل حق این توضیح را هم اضافه کنم که در طول سالهای بعد از انقلاب، روابط آنها با نظام اسلامی علی رغم همه مشکلات و فراز و نشیب ها، روابط خوبی بوده است. اوائل انقلاب گروهی از رهبران اهل حق با امام خمینی ملاقات کردند که خاطره آن دیدار و سخنان امام درباره اهل حق، همواره مورد استناد آنهاست. در سفر رهبر انقلاب به کرمانشاه نیز ایشان در سخنرانی عمومی، به اسم اهل حق و حضور آنان در دفاع مقدس اشاره کردند. همچنین در دیدار نخبگان استان کرمانشاه با رهبری، نمایندگان جامعه اهل حق حضور داشتند و برخی از آنها نظراتشان را مطرح کردند. (تصاویر این دیدار)

emam-khomeini

همه این موارد نشان می دهد که باید در قضاوتهایمان درباره اهل حق منصف باشیم. هیچکس بی عیب و نقص نیست.  نقدی اگر باشد -که هست- باید منصفانه و بدون اهانت و توهین بگوییم. عاقلانه نیست که با نوشته ها و گفته های خود، موجب رنجش مردمانی شویم که قرنهاست طبق اعتقادات خود زندگی کرده اند. ضمن آنکه ما امروز در کشورمان ادعای وحدت با اهل سنت و پیروان سایر ادیان را داریم، بنابراین همزیستی با محبان و عاشقان امیرالمومنین نباید کار دشواری باشد.

سید قباد رهبر زاده، دکترای دندانپزشکی، برادر شهید و از هموطنان اهل حق

سید قباد رهبر زاده، دکترای دندانپزشکی، برادر شهید و از هموطنان اهل حق

****

به هرحال، هدفم از این نوشته و این توضیحات، دفاع ازعقاید و باورهای اهل حق و تبلیغ آن نیست. این مطلب، فقط به یاد یک انسان عاشق و یک هنرمند دردمند بود و بس. انسانی با جذابیت های فردی و شخصیتی خاص که شاید بخشی از این جذابیت، ناشی از عشقش به مولا علی باشد…

بیست و هفتم آبان ماه، سالروز درگذشت (قتل مشکوک و ناجوانمردانه) سید خلیل عالی نژاد است. عاشق دلسوخته ای که عشق سوزانش به مولا علی با صدای حزینش درآمیخت و دلهای مشتاق زیادی را آتش زد. بی اغراق، نواهای عارفانه سید خلیل، بعد از گذشت سالها از سکوتش، هنوز هم آتش بر جان و دل عاشقان می زند. مخصوصا دو آلبوم «آیین مستان» و «ثنای علی»

10431478_1479053775710338_5589177389872604153_n

در پایان قسمتی از توضیحات سید خلیل را درباره مرام و مسلک اهل حق می آورم:

«اهل حق یک دین بیشتر نمی شناسد و آن همان خداپرستی و اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر امر پروردگارعالم می باشد و اما بسته به موقعیت های زمانی و مکانی و قومی متفاوت، هر بار بخشی از این دین اصلی به پرده ظهور کشیده شده است. بدین ترتیب می توان گفت که ما کلیه ادیان و مذاهبی را که ریشه ی الهی دارند قبول داریم ولی ادیان و مذاهبی را که ریشه الهی نداشته باشند و هدایت به سوی خداپرستی نکنند از نظر ما مردود شناخته می شوند.»

اهل حق واقعی و با ایمان کسی است که جز به راه حق و مسیر وجدان نرود و نیز اهل حق کسی است که شرار محبت علی وجودش را مشتعل ساخته و طبیعی است که چنین کسی هرگز نمی تواند به آب و خاک و هم نوع و هم وطنش خیانت کند و اصولاً خط اصلی اش که همان خط عشق است چنان او را به خود مشغول می دارد که از هرگونه زد و بند سیاسی و یا سرسپردگی بیگانه بر حذرش می دارد و نیز از پیوستن او به امور نفسانی و انواع خیانت و غیره جلوگیری خواهد نمود. البته لازم به توضیح است که چنانچه در تمام فرق و ادیان افراد خاطی و ناباب وجود دارد، بعید نیست که اینگونه افراد در اهل حق هم باشند، اما هیچ گاه اهل حقی که مولا و دین خود را بشناسد و خود را باز یافته باشد هر قدر هم سختی و ناملایمات ببیند متوسل به این و آن نخواهد شد و آن کس که غیر این باشد به رموز و ویژگی های اهل حق پی نبرده است»

 لینک های مرتبط :

دانلود اشک پرده در

دانلود علی بود

دانلود آن دلبر من

دانلود ثنای علی

با امامیم یا بر امام؟!

۱۴ آبان ۱۳۹۳ ۶۱۷ دیدگاه

کاروان اسرای اهل بیت وقتی به کوفه رسید، امام زین العابدین، حضرت زینب و برخی دیگر از خاندان امام حسین برای مردم سخنرانی کردند که شرح آن در مقاتل و کتاب های مختلف آمده است. مردم با شنیدن این سخنان تحت تاثیر قرار می گرفتند و به گریه می افتادند تا جایی که به امام سجاد گفتند: ای فرزند رسول خدا ما فرمانبرداریم! فرمان بده تا بجنگیم! امام در پاسخ گفتند: هیهات! ای بی وفایان مکار. میان ما و شما، شهوات حائل آمده. می خواهید با من همان کنید که با پدرانم کردید؟

امام سجاد در ادامه سخنانشان جمله ای خطاب به مردم کوفه گفتند که عجیب و عبرت آموز است: «خواهش من این است که نه با ما باشید و نه بر ما!» به عبارت دیگر، ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان.

اکثریت مردم کوفه شیعه بودند. مرید و محب اهل بیت. پیرو مذهب دیگری نبودند. سالها با امیرالمومنین و فرزندانش مانوس و همدم بودند. اما سرنوشتشان چه شد؟ چرا امام به آنها چنین هشداری دادند؟

گاهی با خودم فکر می کنم که آیا ما شیعیانی که امروز ادعای دوستی، محبت و پیروی اهل بیت را داریم، به امامان مظلوم خود خیر می رسانیم یا شر؟ خیرمان بیشتر است یا شر؟ اصلا خیری داشته ایم؟!

در این مطلب می خواهم به یک مورد از شرهای خودمان اشاره کنم که معمولا آن را خیر و محبت نسبت به اهل بیت می پنداریم! البته حرف زدن درباره این مساله، مثل راه رفتن روی لبه تیغ می ماند. آدم باید مراقب باشد که دچار افراط و تفریط نشود.

از قدیم در گوش ما خوانده اند که با دستگاه امام حسین شوخی نکنید! دستگاه امام حسین، اینجا، یعنی عزاداری ها، عزاداران، سنت ها، سبک ها، هیات ها، رویه ها و عادات مختلف. کار به جایی رسید که به نام امام حسین و به بهانه عزاداری، دست به هر کاری زدند اما کسی جرات نقد آن را نداشت. شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی نقل می کند که روزی مرحوم آیت الله بروجردی، بزرگان هیات های مذهبی قم را جمع کردند تا درباره برخی رسوم غلط تذکر بدهند، اما آنها رک و پوست کنده به مرجع بزرگ شیعیان گفتند که ۳۶۴ روز از شما تقلید می کنیم ، این یک روز را نه!

باز هم به قول شهید مطهری، انگار امام حسین دستگاهی مقابل دستگاه خدا برپا کرده که دقیقا همه آنچه که در دستگاه خدا ممنوع و حرام است، اینجا آزاد است و حلال! و سالها به این بهانه که با دستگاه امام حسین کاری نداشته باشید، دهان ها را بستند و اجازه دادند که هر خرافه و بدعتی به نام عزاداری ثبت شود؛ و شیعه که قرنها افتخارش، عقل و حکمت و معارف و عرفانش بود، امروز به خرافه پرستی و بدعت و قمه زنی و تیغ زنی و گل مالی معروف شده! کافیست سری به سایتهای مختلف وهابی و غربی بزنید تا ببینید عاشورای شیعیان، برای آنها یعنی چه؟ (به عنوان مثال رویترز گزارش تصویریش را به عکسهایی از قمه زنی و تیغ زنی افغانستان و پاکستان و هندوستان و لبنان و عراق اختصاص داده)

Afghan Shi'ite Muslim flagellates himself during an Ashoura procession in Kabul

استدلال و منطق برخی آدمها این است که معیار ما، رسانه های وهابی نیست و اگر قرار باشد به حرف آنها توجه کنیم، باید بسیاری از عقاید خود را هم کنار بگذاریم. اما این حرف غلطی است. اولا چرا رسانه های ضدشیعی ملاک نباشند؟ وقتی دشمنان شیعه از چیزی سوءاستفاده می کنند و دائما از آن برای کوبیدن، مسخره کردن و تهمت زدن استفاده می کنند، چرا نباید برای شیعیان مهم باشد؟

ثانیا آنچه که ملاک و معیار نیست و نباید باشد، اظهار نظر دشمنان درباره اصول و فروع دین است. یعنی هیچ مسلمانی بخاطر تهدید و تمسخر دشمنان، نمی تواند اصول و فروع دینش را کم یا زیاد کند. اما مگر سبک های عزاداری و قمه زنی و تیغ زنی و گل مالی و در گل خوابیدن هم جزو اصول و فروع دین ماست؟ اینها سنتهایی هستند که درست یا غلط، در طول سالها و قرنها به عقاید ما اضافه شده اند. رد پای بسیاری از این اعمال، نه در روایات و احادیث ما دیده می شود و نه با عقل جور در می آید.

ثالثا شاید پنجاه سال پیش، انجام این قبیل اعمال، ضرری به حال مذهب نداشت، اما امروز که عکسها و تصاویر این سنتها به سرعت در دنیا پخش می شود، قطعا به ضرر مذهب و دین ماست. (به خدا قسم که باید به وهابیون و تکفیری ها حق داد که با دیدن این تصاویر، ما را متهم کنند!)

A Shi'ite Muslim has his child gashed with a knife during a Muharram procession ahead of Ashoura in Mumbai

بنابراین نمی توان خود را به جهالت زد و ادعا کرد که ما کار خودمان را می کنیم و به حرف و حدیث دیگران کاری نداریم. امامان شیعه، گاه برای زنده ماندن اصل دین، از حق شرعی و الهی خود هم می گذشتند، امام حسین برای اصلاح امت جدش و تسلیم نشدن در برابر انحرافات، از جان خود، فرزندان، اهل بیت و یارانش گذشت، اما ما؟! ما عزاداری آن امام را به انواع و اقسام انحرافات و بدعتها آلوده کردیم. امامی که تا نفس آخر، عزیز بود و تن به ذلت نداد، در عزاداری های ما ذلیل و حقیر شد…

عزاداری قرار بود راهی باشد برای زنده نگه داشتن آن پیام، آن هدف، آن عظمت، شجاعت، ایثار (البته به همراه احساسات و عواطف) عزاداری وسیله بود اما امروزه هدف شده برای آنهایی که می خواهند انرژیشان را در هیات تخلیه کنند! وقتی عزاداری فی نفسه هدف شد، عزاداران به جای آنکه درباره آن هدف عالی و غایی بیندیشند، فکر و ذکرشان درگیر لخت شدن یا نشدن در هیات می شود و مسائلی از این قبیل!

خلاصه اینکه اصلاح این اشتباهات و اشکالات، جرات، شهامت و شجاعت می خواهد. شهید مطهری و دکتر شریعتی پیش از انقلاب چنین جرات و شهامتی را داشتند. انگ ها و تهمت ها را به جان خود خریدند و در سخنرانی هایشان به انحرافات و بدعتها اشاره کردند. بعد از انقلاب البته وضعیت کمی بهتر شد. مخصوصا با رویه امام و فتواهای رهبری و برخی مراجع عظام تقلید. مساله قمه زنی سالهاست که از شهرها و روستاها برچیده شده (جز در نقاط خاصی که معمولا از سر لجاجت انجام می شود!) اما بدعتها و خرافات فقط در قمه زنی خلاصه نمی شود، امروزه برخی مراسم های به ظاهر سنتی و عادی هم (که گاه از صداوسیما پخش می شود) بدعت و خرافه و وهن مذهب است و خاصیت دیگری ندارد.

115337_396