خانه > سياست > حتی «مطهری اول» هم قابل نقد است!

حتی «مطهری اول» هم قابل نقد است!

مدتی هست که اعضای جبهه پایداری و حامیان این جریان، در وبلاگ‌ها، سایت‌ها، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و بولتن‌های مختلف، با استفاده (و یا سوء‌استفاده) از انتساب خود به آیت الله مصباح، در حال نهادینه کردن یک فرهنگ بسته‌ی فکری و حزبی در کشور هستند، به طوری که نفس حمایت آیت الله مصباح را از خود دلیلی بر درستی خود می‌دانند! در حالی که صرف انتساب به یک شخصیت برجسته، عقلا و شرعا معیاری قوی، منطقی و عقلانی برای فعالیت سیاسی نیست.

این رفتار علاوه بر آن‌که توهین به آیت الله مصباح است، راهی برای فرافکنی و فرار اعضای این جریان از پاسخ به اشتباهات گذشته خودشان هم است. مخصوصا برای کسانی که از ابتدای دولت نهم (به عنوان وزیر و مشاور و استاد اخلاق) در کابینه حضور داشتند و برعکس ِ دیگران از انحرافات و اشتباهات آگاه بودند، اما دم نزدند و بعد همه چیز را انداختند گردن جریان انحرافی و خودشان را تبرئه کردند و حالا بعد از گذشت ۶ سال زبان به افشاگری باز کرده و به جای پاسخگویی و اعتراف به اشتباهات و قبول مسئولیت آن، از دیگران طلبکارند!

سیاست، بازی صفر و صد نیست. اینکه یک جریان سیاسی با انتساب خود به یک عالم بزرگ، نتیجه بگیرد که بابصیرت‌ترین، عمارترین، ولایی‌ترین و انقلابی‌ترین گروه سیاسی موجود است و دیگران را جزو ساکتین و منحرفین و اهالی قدرت و ثروت بداند، نتیجه‌ی همین نگاه صفر و صد است.

سیاست عرصه اظهار نظر و نقدهای صریح بر رفتار و تصمیم سیاسی است. هر کس با هر جایگاهی وقتی وارد میدان سیاست می‌شود، باید خودش را برای نقد‌های جدی و اساسی آماده کند و هزینه‌اش را هم بپردازد. وقتی یک جریان سیاسی، خط قرمز خود را یک «شخص»‌ قرار می‌دهد، عملا می خواهد فرصت نقد را از دیگران بگیرد چرا که هر نقدی بر مواضع این جبهه، مخالفت با آیت الله مصباح تعبیر می‌شود با این توجیه که ما مورد حمایت ایشان هستیم!

البته شخصیت آیت الله مصباح از این مساله مبراست و خود ایشان هم تاکنون ادعاهای جبهه پایداری را تایید نکرده‌اند. باقری لنکرانی هم به صراحت از عدم رضایت آیت الله مصباح از تعبیر «لیدری» خبر داده است؛ علی‌رغم این مساله، چنین تفکری در رفتار و گفتار برخی اعضای آن وجود دارد.

اشتباه دیگر جبهه پایداری این است که با استفاده مبتذل از تعابیر رهبر انقلاب درباره آیت الله مصباح، به دنبال تحمیل جایگاه علمی و فکری ایشان به عرصه سیاست است. تعبیر رهبری درباره شخصیت آیت الله مصباح این است: «بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقاى مصباح را مى‌شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب‌نظر در مسایل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم. اگر خداى متعال به نسل کنونى ما، این توفیق را نداد که از شخصیتهایى مانند علامه طباطبایى و شهید مطهرى استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم‌القدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر مى‌کند.»

آنچه در این عبارات مشهود است، اشاره به جایگاه علمی، فقهی، فکری و فلسفی آیت الله مصباح است نه فعالیت سیاسی. این افراد با تحریف سخنان رهبری، جایگاه آیت الله مصباح را تا حد یک چهره‌ی صرفا سیاسی و یا رهبر یک جریان تندروی سیاسی پایین آورده و عملا مسئولیت تندروی‌ها و جنگ قدرت خود را متوجه ایشان کرده‌اند!

آیت الله مصباح شخصیت‌ برجسته و محترمی هستند که در سخت‌‌ترین شرایط با مواضع خود از انقلاب، نظام و رهبری دفاع کرده و در این مسیر اهانت‌ها و تهمت‌های زیادی را هم تحمل کرده‌اند (من هم مفتخرم که در حد و اندازه خودم در این وبلاگ از ایشان در برابر اهانت‌ها دفاع کرده‌ام. اینجا و اینجا و اینجا) اما این حضور عام سیاسی را نباید با فعالیت خاص جناحی و سیاسی (آن‌هم در حد جریانی مثل پایداری و قالب تنگ و بسته‌ی آن) برای رسیدن به قدرت یکی دانست.

البته منظورم این نیست که منکر فعالیت سیاسی آیت الله مصباح بشویم، منظور این است که در عالم پیچیده‌ی سیاست، القاب، اسامی، جایگاه و بزرگی شخصیت‌ها نمی‌تواند مبنا، ملاک و معیار کافی برای سایر افراد باشد چون سیاست، امری تقلیدی نیست. اگر بزرگی آدم‌ها و جایگاه علمی آنها معیار باشد، باید مو به مو تابع نظرات و سلیقه‌های خاص سیاسی آن‌ها باشیم. سلیقه‌هایی که گاه ممکن است با واقعیات موجود و یا با تفسیر رسمی نظام و ولی فقیه در تناقض باشد.

رهبر انقلاب درباره رفتار شهید مطهری در قبال مرحوم دکتر شریعتی تعبیر جالبی دارند: «نظرات مرحوم شهید مطهری درباره شریعتی – چه در آغاز آشنائی‌شان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت‌آوری ستایش می‌کرد و چه در سال‌های بعد که از او به نحو شگفت‌آوری مذمت می‌فرمود – غالبا مبالغه‌آمیز… بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه‌های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند.»

این نقد صریح رهبر انقلاب به مطهری اول! جالب اینکه همان زمان، نظر آیت الله مصباح درباره شریعتی بسیار تندتر از شهید مطهری بود! درمقابل، شهید بهشتی، آیت الله خامنه‌ای و برخی دیگر از بزرگان انقلاب نظر مساعد و معتدلی درباره شریعتی داشتند. امام خمینی هم نامه شهید مطهری را درباره شریعتی بی‌پاسخ گذاشت و شریعتی را هرگز رد نکرد، اما از سوی دیگر همه آثار شهید مطهری را هم برای جوانان مفید دانست.

مثال فوق، نمونه‌ای است از وجود اختلاف نظر آدم‌ها درباره یک شخص خاص. از کجا معلوم که در شرایط فعلی نظر آیت الله مصباح و یا اعضای جبهه پایداری درباره ساکتین و منحرفین و فلانی و بهمانی و … همان تفسیر رسمی و درست باشد؟!

منظورم از کنار هم گذاشتن این نکات دفاع از سایر افراد و رقبای جبهه پایداری نیست، منظورم این است که جایگاه علمی آدم‌ها باعث نمی‌شود که در جزیی‌ترین مسائل سیاسی تابع نظر آنها باشیم؛ و نیز دلیل نمی‌شود که هیچ نقدی متوجه خود آنها نباشد. راهی که جبهه پایداری می‌رود، دقیقا به همین معناست. یعنی تعطیل کردن عقل و تابعیت محض در کلیه مسائل سیاسی! بماند که بسیاری از ایرادهایی که به دیگران نسبت می‌دهند، خودشان هم گرفتارش هستند. (مثل وابسته بودن به کانون قدرت و ثروت!)

لینک های مرتبط:

ترس از ریسمان سیاه و سفید! مطلب قبلیم درباره جبهه پایداری

ظهور فرقه محتشمیه در اعتماد ملی!

از خزعلی تا دروغ

لبخند، بهترین پاسخ به محتشمی

  1. محسن
    ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۶ | #1

    البته جبهه متحد و پایداری هر دو سروته یگ کرباسند. الان بیش از اینکه جبهه برنده مهم باشد، نگزانی اصلی مسئولین، عدم مشارکت اکثزیت مردم ( بخصوص در کلانشهرها که با پخش گسترده تصاویر تظاهرات ۹دی و ۲۲ بهمن در این شهرها ادعا کردند که اکثریت مردم این شهرها از طزفداران نظامند و از اصلاح طلبان و هاشمی توبه کردند) میباشد. حال بماند که بعلاوه این آرای تحریمی تعداد آرای کاندیداهای اصلاحات همچون جلودار زاده و تابش و کواکبیان و … که به تازگی حمایت هاشمی را هم بدست آورده اند، این نگرانی را دوچندان میکند.

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۲ ق.ظ:

    زکّی!شووما اینقدر کانال اجنبی دیدی مخت تیریت شده دادا! :lol:

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    دادا!! من منظورم این بود که در انتخابات هفته بعد تعداد مجموع آرای تحریمی و آرای کاندیداهای اصلاحات ( جبهه مردمسالاری) در هر حوزه انتخابیه ، برابر با تعداد حداقل طرفداران اصلاحات و رهبرانشان( موسوی وکروبی و خاتمی و…) در آن حوزه میباشد. طبیعتا اگر این تعداد بیش از تعداد رای دهندگان به سایر کاندیداها در آن حوزه باشد ( حتی اگر کاندیداهای اصلاح طلب رای کافی را بدست نیاورند و تعداد تحریمیها در آنجا زیاد باشد) نتیجه خواهیم گرفت طرفداران جنبش سبز و ناراضیان سیاسی در آن حوزه ها در اکثریت هستند.

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ ق.ظ:

    دادا!مخمو تیریت کردی رفت! 8O

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۷ ق.ظ:

    ببینم، از طرز نوشتنت معلومه که اصفهونیس. لابد از اون حزب الهیای بی ترمزش هستی. ببینم رابطه ات با گروه کاوه در چه حدیه. در حد اونا وحشیگری میکنی?

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۸ ب.ظ:

    اصفهان کوجاس؟من شمالیم!

    محسن پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

    البته در حوزه هایی که بیش از یک نماینده در آنجا انتخاب میشود، تعداد آرای کاندیداهای اصلاحات که در بالا به آن اشاره کردم برابر با رای نفر سرلیست جبهه مردمسالاری در آن حوزه میباشد. همچنین آرای تحریمی هم تعداد رای دهندگان در انتخابات ۲/۵ سال پیش هستند که با توجه به نتایج بدست آمده از آن انتخابات که همه مستحضرید، دیگر علاقه ای به رای دادن ندارند.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۳۶ ب.ظ:

    این حرفها را گفتم تا اگر در هفته بعداین نتایج بالا بدست آمد، شما برادران ارزشی جرزنی و بهانه جویی نکرده و دنبال توجیه نگردید.

    [پاسخ]

  2. ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۳ | #2

    دلایل فقهی تحریم سلاح های هسته ای
    http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=9222

    [پاسخ]

  3. ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۵:۵۵ | #3

    آقای حسینی
    لطفادلایل و مصادیق ادعاهاتون راجع به جبهه پایداری رو ارائه بدین.

    [پاسخ]

  4. ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۷:۱۳ | #4

    نظرتان در مورد جبهه پایدای کاملا از روی بی انصافی است

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۸ ب.ظ:

    موافقم

    [پاسخ]

  5. ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۹ | #5

    صبح جمعه است با ذکر فاتحه ای از رفتگان یاد کنید.
    اگر از بیکاری رنج می برید این مطلب را با نیت حقیقت جویی ملاحظه فرمائید.
    *** بزرگترین خدمت به محرومین، آموختن سیاست و رسیدن به حقیقت است.

    #( آخــر خـرابی )#

    در آستانه انتخابات، اغلب اظهار نظرها ناامید کننده است، آنها ضعف ها و نقصان های زیادی را ردیف کرده و چنین نتیجه می گیرند که با این حکومت و این کارگزاران امکان بهبود شرایط نیست.
    بعبارت دیگر از شدت خرابی، امید خود را از دست داده اند، می گویند آنقدر وضع خراب است که با چنین انتخاباتهایی و چنین افرادی درست نمی شود!
    این احساس شما واقعیت ندارد.
    شما چهل سال قبل هم زانوی غم به بغل گرفته بودید و احساس می کردید که هیچ ندارید در حالیکه در مقایسه با سایر کشورها، یکی از بهترین حکومتهای تاریخ جهان سوم را داشتید. شش سال قبل هم به همه داشته هایتان پشت کردید! چرا؟ چون فکر می کردید هیچ نقطه قوتی در دولتهای سازندگی و اصلاحات وجود ندارد!
    ” ” به احساس تان اعتماد نکنید ” ”
    این احساس برخواسته از روح ناسپاس و قدرنشناس شماست. این انتخابات به چشم شما کوچک و بی ارزش می آید، بطور کلی شرایط امروز بنظرتان خراب می آید چونکه ” شما نهایت خرابی را هنوز ندیده اید ” شما نمیدانید آخر بدبختی چگونه است و … و تازمانیکه به نهایت بدبختی و خرابی نرسید آرام نخواهید گرفت، زیرا این تقدیر و سرنوشت شماست.
    صد سال پیش گفته اند که ایرانی فقط در حالت گرسنگی به تعادل می رسد و این رفتار شما چیزی نیست جز حرکت بسمت تعادل.
    اینکه شما همیشه فکر می کنید وضع تان خراب است و هیچ ندارید، بی علت و بی حکمت نیست، در سرنوشت شما خوشبختی و رفاه وجود ندارد و این سرنوشت از طریق ناسپاسی و قدرنشناسی تحقق خواهد یافت.
    وقتی شما دارید بطرف پایین حرکت می کنید بدیهی است که در هر لحظه در پایین ترین موقعیت خود قرار دارید، در هر لحظه در پایین ترین حالت نسبت به گذشته قرار دارید اما ” این پایین ترین نقطه نیست ” .
    شما میگویید ما امروز در خراب ترین شرایط قرار داریم، بله این درست است اما این ” آخر خرابی” نیست. روزی خواهد رسید که افسوس همین انتخابات امروز را بخورید.
    طیف گسترده ای از کاندیداها تایید صلاحیت شده اند، مشکل کمبود آدم یا موقعیت نیست، مشکل اینجاست که شما آدم شناس و موقعیت شناس نیستید.
    چون آدم شناس نیستید معیارتان فقط زندان رفتن، مبارزه کردن، متفاوت بودن… است. فقط اینگونه افراد را شایسته میدانید!
    ” ” فکر می کنید فقط همان چهار نفری که مغضوب حکومتند، آدمهای خوبی هستند؟ ” ”
    همین امروز، خداوند شخصیتهایی به ما هدیه کرده است درحد مهاتیر محمد، شخصیتهایی که برای دوست و دشمن مفیدند،
    ” ” شخصیت بزرگ چنین حالتی دارد، موافق و مخالف هر دو می توانند به او اعتماد کنند و از این اعتماد زیانی نخواهند دید ” ”
    اما افسوس که شما متوجه نمی شوید و به همین سبب است که ناامیدی تمام وجودتان را فرا گرفته است.
    قضیه همان دشمن دانا و دوست نادان است، بر هر تفکر و عقیده ای که هستید به بزرگان اعتماد کنید و از کوچکها دوری جویید. والسلام .

    [پاسخ]

  6. ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۹ | #6

    ( توضیحاتی درباره مقاله )
    دوستان
    عزیزان
    تمام عرب ها بوئینگ سوار می شوند، در برج زندگی می کنند، اصلأ نمی دانند بیکاری چیست! بی پولی چگونه است! آنوقت شما تازه می خواهید شیشه بشکنید! تازه میخواهید اتوبوس آتش بزنید، تازه میخواهید کاخ ظلم ویران کنید!
    تازه میخواهید کلنگ بردارید و کاخ استبداد را خراب کنید! فکر شما بیشتر از کلنگ نیست!
    فکر شما به بالاتر از قهر کردن و مبارزه کردن، نمی رسد!
    اگر هزار مطلب در مورد تعامل و اصلاح بخوانید یکی به گوشتان نمی رود اما کوچکترین حرفی در زمینه براندازی تمام وجودتان را فرا می گیرد! می خواهید بدانید چرا؟
    چون شما از نظر تکاملی به مرحله تعامل و مدارا نرسیده اید.
    در مرحله ای قرار دارید که دشمنی و درگیری از همه چیز برایتان جالب تر است.
    . . .
    با حکومت قهر نکنید مبارزه نکنید
    خوب توجه کنید:
    شما از مبارزه با حکومت چیزی بدست نخواهید آورد همانطور که در صد سال گذشته چیزی بدست نیاوردید!!
    با حکومت تان زندگی کنید
    سعی کنید در داخل حکومت، جناح ها و افراد بهتر را جایگزین کنید
    از قهر کردن بجایی نخواهید رسید.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۸ ب.ظ:

    بابا عرب ها جمعیت کم و منابع زاید دارند چه ربطی به ایران داره؟؟؟ عراق هم عرب است چرا این کشور را نمی گویید؟؟ شما مصداق ان کسی هستید که در اتوبان خلاف جهت می آید و فکر می کند همه دارند خلاف جهت حرکت می کنند.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۳ ب.ظ:

    آقای یوسفی

    مطمئنید تمام عرب‌ها بوئینگ سوار میشن؟
    عرب‌ها نمی‌دونن بیکاری چیه؟
    بی پولی چگونه است؟

    اونوقت از سر شکم سیری بود که دیکتاتوراشون رو پایین کشیدن و کاخ ظلم و ستمشون رو ویران کردند؟

    شما دنیای عرب رو با یه عده شیوخ عربستانی که یه چیزی تو مایه‌های شاهان تن لش و تن پرور و خائن قاجاریه بودند، اشتباه گرفتید.
    خوب بود چشماتون رو باز می‌کردید و یه نگاهی هم به کارتون خواب‌ها و چادر نشینان میلیونی مصری مینداختید که در کنار بوئینگ سوار شدن امثال مبارک ( به قول رهبر عزیزم: نامبارک)، بدترین شرایط رو برای زندگی کردن داشتند.

    خدا رو شکر که هنوز زمان زیادی از انقلاب‌های جهان عرب علیه کاخ‌های ظلم و ستم زانو زده در برابر اربابان غربی‌شون نگذشته، و گر نه امثال جنابعالی در تحریف تاریخ، ید طولایی می‌داشتند.

    من یکی که واقعا نگران کتاب‌های تاریخی آینده هستم
    در واقع نگران فرزندان آینده هستم که چی می‌خوان بدونن از تاریخ کشورشون و دنیای اطرافشون

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۵ ب.ظ:

    تصحیح فوری:

    به جای «کارت خواب»، اشتباهی نوشتم: کارتون خواب

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۶ ب.ظ:

    :oops:

    کارتن خواب

    :-)

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۸ ب.ظ:

    شما به موضوعی فرعی ایراد گرفته اید آن فقط یک مثال است می توانید نشنیده بگیرید
    البته منطور بنده امارات و قطر بود که با تعامل و استفاده از تکنولوژی جهانی به دست آوردهای بزرگ اقتصادی و رفاهی دست یافته اند.

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۱ ب.ظ:

    همان دیگر امارات و قطر چقدر جمعیت دارند؟ چقدر منابع؟؟ اداره کردن بدون دموکراسی انجا که هنر نیست !! تازه آنجا هنوز نظام قبیله ای است. من مطمئنم با حضور دانشگاه هایی که پشت سر هم در کشور های عربی افتتاح می شوند آنجا هم بزودی دستخوش تغییرات می شود.

    خانم شما حاضرند الان مثل زن های عرب در پستو زندگی کنند؟؟

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۱ ب.ظ:

    جناب علی
    شما به موضوعی اشاره فرمودید که شاید بتوان گفت یزرگترین درد یا اشتباه جامعه ماست.
    البته اگر دکتر سروش هم جای شما بود دقیقأ همین مطلب را می گفت.
    این اشتباه بسیار وسیع و قدیمی است.
    دوستان
    عزیزان
    هموطنان
    خوب توجه کنید
    چشمان شما فقط آزادی و دمکراسی را می بیند.
    فقط برای آزادی و دمکراسی اهمیت قائلید.
    شما هیچ پیشرفت و موفقیتی را نمی بینید جز آزادی و دمکراسی!!
    معیار شما فقط آزادی و دمکراسی است.
    شما امارات را بیابان می بینید!!
    چون آزادی ندارد.
    . . .
    بسیار دردناک است
    بسیار جانبدارانه است
    شما حتی به کیفیت و ماهیت آزادی و دمکراسی هم کاری ندارید.
    همین قدر روزنامه ها و احزاب آزاد باشند، شما راحت می شوید آرام می گیرید
    حال اگر در درون این فضای باز چیزی جز فحاشی و خودخواهی نباشد بازهم شما راضی هستید.
    فکر می کنید آزادی و دمکراسی معجزه می کند
    فکر می کنید هر چیزی بدون آزادی و دمکراسی بی ارزش است.
    . . .
    اشتباه شما در این است که همه داشته های غرب را حاصل آزادی و دمکراسی میدانید
    هرکس در هر زمان که این حرف را زده اشتباه کرده است.
    تمام داشته های غرب بخاطر اخلاق شان است.
    حتی داشتن آزادی و دمکراسی شان هم بخاطر اخلاقی است که دارند اگر ملتی به این اندازه اخلاق نداشته باشد نمی تواند فضای باز پایدار داشته باشد.
    چگونه شما نمی توانید تصور کنید که ، در جامعه ای که افراد خودخواه، بی ادب، بی انصاف ، بی وجدان .. آن خیلی خیلی بیشتر از آدمهای خوب است نمی توان آزادی و دمکراسی داشت .
    آزادی و دمکراسی نمی تواند بد را خوب کند.

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۳ ق.ظ:

    آقای یوسفی عزیز!! نظر شخصی من اینه که برای کشور متکثری مثل ایران که دارای جمعیت زیادی است، برپایی دموکراسی شرط لازم برای رسیدن به توسعه پایدار است و البته شرط کافی نیست. ببینید ما در تاریخ ۱۵۰ سال اخیر خود بار ها شاهد توسعه های ناپایدار بوده ایم. مثل توسعه های ناصری، احمد شاهی، رضا شاهی، محمد رضا شاهی و . . . اما به علت سیستم اقتدار گرایانه و استبدادی مطلقه ای که حاکم بوده بعد از مدتی مثل گاو نه من شیر همه دستاورد ها از بین رفته است. نتیجه توسعه رضا شاهی اشغال ایران، توسعه محمد رضا شاهی هم انقلاب خونین بوده است. در جمهوری اسلامی هم اوضاع همین طور است. توسعه ۱۶ ساله خاتمی و هاشمی به علت ساختار معیوب حکومت تبدیل به ضد خود شده اند. بنابر این ما باید به سمت دموکراسی تمام عیار وقوه قضاییه مستقل برویم. در غیر این صورت دوباره اوضاع به هم می ریزد چه بخواهیم چه نخواهیم.

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۸ ق.ظ:

    دمکراسی(اونی که دیدیم!):یک میلیون و صد هزار شهید در عراق و افغانستان!+شلیک به هواپیمای مسافربری روی خلیج+تولید و فروش تسلیحات میکروبی و شیمیایی+صهیونیسم کودک کش و خون خوار+جنایت غانا+مجددا غانا+تحریم یک جانبه+القائده(فرقه ی ساخته ی بوش پدر!)+جندالله+ترور عالمان هسته ای+تهدید به قتل+تجاوز هوایی+ناو هواپیمابر در ۱۰۰۰۰کیلومتر دور تر از مرز+زندان ابو و کوانتا+پشتیبانی از حمله به حرم امامان شیعی+پشتیبانی از صفاکان سعودی و آذری+پی پی سی و وی او ای+کشتار مسلمین در چین و روسیه+توحش علیه مسلمین+۸عکس در روز از مسلمین+حمایت از آل کبود!و آل خلیفه(خلیفه ی ثانی!)+سی میلیارد دلار اسلحه به آل سقوط+سوزاندن تنها کتاب مقدس خدا داده+وهن بر نبی و آل ایشان+کارکاتور و جایزه به هتاکان+هتاکی به امام هادی(ع)+شبکه های سکولار ماهواره ای که تبلیغ بهایتو وهابییتو مسیحیت+تهاجم ثقافه نحس غرب+عریانی و فمنیسم+نهلیسم و خودکشی و تغییر جنسیت+…اه!لعنت بر دیمغراطیه!من مسلم هستم!پس ضد امریکایی و ضد روسی و ضد کفارم!

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۷ ب.ظ:

    خیلی عالی هست که این قدر شفاف می گویی!!! میگم برو سوریه با بشار بجنگ چون اون حزب بعث سکولار است. تو هر فیلمی هم که از مخالفانش دیدیم صدا “حسبنا الله و نعم الوکیل” آنها بلند بود.

    از شوخی که بگذریم، این کار هایی که لیست کردی باید دقیق بررسی شود. در صورت اثبات جرم هم فقط روسیاهی یه عاملان آن می ماند برای بطلن حقوق بشر و دموکراسی باید دلالیل دیگری اقامه کنید.

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۷ ب.ظ:

    صدای(لا حکم الا لله)نهروانیان است این نعره ی مستانه ی غلیون عوضی! :D

  7. باكي
    ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۱ | #7

    قابل توجه حاج امید:جبهه ی پافشاری حمایتت میکنیم! :wink:

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۹ ب.ظ:

    قبلنا اسمش پایداری بودا

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۹ ق.ظ:

    این تیکه ایه که حاج سید امید حسینی(ایده الله)به جبهه ی ولایی پایداری میزنه!

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۰ ق.ظ:

    قبلنا تیکه رو میزدن!الان میندازن!

  8. صالح
    ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۲ | #8

    هر چند که ما به لیست رای نمی دهیم ولی فکر می کنم بد نیست شما هم چند خطی در مورد جبهه ی متحد مرقوم بفرمایید تا هزینه های این گروه از آیت الله مهدوی معلوم شود. معلوم شود که لیستی که بعضی از اعضای آن با قرعه کشی معلوم شده مشروعیت ندارد. مثل اینکه می توانید آقاتهرانی را محکوم کنید ولی از محکومیت باهنر و امثال او چشم پوشیده اید!!!

    [پاسخ]

  9. مسعود
    ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۶:۴۰ | #9

    حتی بیشتر از مطهری دوم !!

    [پاسخ]

  10. حامی
    ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۸:۲۲ | #10

    http://titrpress.com/?page=news&id=1081
    پایگاه تحلیلی-خبری تیترپرس(حامیان گفتمان انقلاب اسلامی)

    [پاسخ]

  11. ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۵ | #11

    بگذارید جمله ای به سبک دکتر شریعتی بنویسم:
    . . .
    نمی دانم چرا باید رای داد.
    اما میدانم چرا رای نمیدهید.
    چون در سرنوشت ایرانی سعادت و خوشبختی نیست.
    شما به پهلوی پشت کردید از سازندگی و اصلاحات رو بر گرداندید چون رفاه و آسایش با طبیعت ایرانی سازگار نیست.
    چون ایرانی هنوز به همان قهر و مبارزه به طمع فردایی بهتر، بیشتر از آرامش علاقمند است.
    چون ایرانی، طمعکاری را بر قناعت ترجیح میدهد حتی اگر احتمال آن بسیار ناچیز باشد.
    حال این طمع می تواند پول نفت باشد یا آزادی و دمکراسی یا عدالت و مساوات یا مقابله با فاسدان یا …

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۸ ب.ظ:

    ما به پهلوی پشت کردیم از سازندکی و اصلاحات پشت کردیم(که نکردیم من خودم همیشه رای دادم) الان می شود بگویید داریم به چی پشت می کنیم؟؟

    [پاسخ]

  12. ۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۰ | #12

    با سلام به همه
    اولین پدیده خوبی که این وسط اتفاق افتاده اینه که سره از ناسره جدا شده!
    چه بعضیا خوششون بیاد و چه نیاد، این طیف ملقب به پایداری تنها یک هنر دارن و اونم اینه که تا چیزی میشه فوری میگن
    ساکتین فتنه را معرفی میکنیم
    مارقین فتنه را معرفی میکنیم
    بیکارین فتنه را معرفی میکنیم
    نشستگان، سرپاهای فتنه و همچنین پشت کنندگان به فتنه را معرفی میکنیم
    احتمالا بزودی تماشاچیان و یواشین فتنه هم معرفی خواهند شد
    خلاصه ما جز این هنر دیگه ای در این گروه ندیدیم!
    بیشترین مخالف ممکن رو دارند و کمترین جاذبه رو در بین عموم مردم!
    قطعا میزان رای که این گروه میاره بسیار پایین خواهد بود. بعنوان مثال رسائی و کوچک زاده و بقیه اون ها در دور قبل چیزی حول و حوش دویصت هزار رای بیشتر نیاوردند. یعنی تهرانی که چندین میلیون رای دهنده داره صرفا دویصت هزار نفرش به این اقایون رای دادند. فکر کنم تهران بالای شش میلیون رای دهنده داره!
    علی مطهری در یه مصاحبه میگفت اگه این طیف بتونه دوباره در مجلس و ریاست جمهوری رای بیاره قطعا نظام سقوت خواهد کرد! قابل توجه اپوزوسیون های محترم، اگه قصد براندازی دارید بهترین گزینه پیشنهادی همینه! هرطور شده کمکشون کنید!
    متاسفانه خلاف نظر آقای حسینی من تا حدودی طرفداری های ضمنی آیت الله مصباح رو از این ها میبینم. حیف شخصیت آیت الله مصباح که خودشو با این کارها تضعیف میکنه! یادم میاد در مناظره سال ۷۸ بارها میگفت که من در سیاست دستی ندارم و فقط در علم سیاست مطالعه داشتم نه سیاست روز. لذا اظهار نظر خواصی نمیکنم. اما متاسفانه الان کار به جایی رسید که ایشون مستقیما از یک شخص دفاع کرد برای ریاست جمهوری (احمدی نژاد) و الان دیگه به مجلس هم داره میرسه! برای شخصیت یک عالم این کارا اصلا درست نیست! دخالت در سیاست به این معنا نیست که بیای بگی رای من و نظر من نزدیک به فلان جبهه اصولگرا در مجلس هست یا تمام قد از یک شخص برای ریاست جمهوری دفاع کنی!
    یا علی

    [پاسخ]

    راحیل پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۲ ب.ظ:

    عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    عوض شدی …

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    تبــــریک
    بلاخره یک مطلب ضروری، مهم و خدا پسندانه نوشتید.
    ( “بلاخره”اش شوخی است )

    [پاسخ]

    ی پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵ ق.ظ:

    باور نمیکنیم واقع بین شده باشید.

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۱ ق.ظ:

    !!!!!!!
    آفتاب از کدوم طرف در اومده؟
    هنوز انتخابات تموم نشده ها!

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۵ ق.ظ:

    دخالت در سیاست جنبه ی جدانشدنی دینه!شوومام لازم نی واسه حاجی(حفظه الله)تعیین تکلیف کنی!اون یارو علی مطهری هم که فرمودید تو رادیو به کوچک زاده فحش میده!آدم عاقل که حرف یه آدم شوت!رو سند نمیکنه!ضمنا دادا این مملکت امام زمان(عج)است و نظامش از اسلام نابه و ملت هم شعورشون بالا است فلذا سقوط نمیکنه!بعدشم دادا شووما به متحد رای بده!آره!به باهنر هم رای بده!به صدای ملت رای بده!به علی کوچولو! :x

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۱ ق.ظ:

    خیلی دوس داری یه جوری مردم رو بکشی پای انتصابات اما خواب دیدی خیر باشه ! مثلا میخوای بگی رقابت وجود داره اما این کوتوله های سیاسی که ازشون اسم میبری تو قد و اندازه های اصیل و ناب ادم حسابی های این مملکت نیستند که صاحب رای های درست و حسابی بشن! همون ادمهای مثل تو که حتی بلد نیستن ادای لاتها رو هم در بیارن براشون کافیه.

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۱ ق.ظ:

    ۱-لاط!ولوط!خودتی۲-از نظر من انتخابات یک موهبت الهیه است فلذا مخالف شرکت همه(لاط ولوط!هایی مثل تو و دوستان غربزده و تحت فرمان ملک عبدالله ی شووما و جماعت قهوی ای(سبزه زار سابق))در آن هستم.اصولا شرکت در نظام قدسی اسلامی ما که خداوند حفظش کناد!لیاقت میخواهد و به عقیده ی من بایدامثال شوا ابتدا احراز صلاحیت بشویدبعد در مورد تحریم انتخابات حرف بزنیندبنابراین من معتقدم لجن پراکنان(از خاوری تا ممد خاتمی) و (از شووما تا معتدلینتون(!))اصولا با شرکت در هر امری از اوامر نظام اسلامی ما باعث خدشه دار شدن اسلامیت نظام خواهید شد.چه که طیف اصلاح طلب به ندای حلق امت که (لا تفسدوا فی الارض)پاسخ دهند که هان!(نحن المصلحون)!و۳-…ومن لات نیستم!۴-شووما برو ببین پشت سرتون چیه؟جز قتل و کشته سازی؟!جز خدعه و پلشتی؟!جز روزه خواری و حسین ستیزی؟!جز مبارزه با ۲۳میلیون رای به حاج محمود؟!جز امریکا؟!جز اسراییل؟!جز حاکم حجاز؟!جز ابن ملجم ها؟!جز شمر ها و حرمله ها؟!(اینو از تو رجا نیوز خوندمش:))…و جز ابلیس؟!سبحان الله عما یشرکون!

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۵ ق.ظ:

    عصبیم کردی غلط غولوط نوشتم!شووما خودت تصحیح کن!(رسم الخط و نه مضمون)دادا ولی خواستی رای بدی به پایداری بده! :D

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۲۹ ق.ظ:

    من نگفتم تو لات و لوتی ” گفتم خودتو کشتی که اداشونو دربیاری اما حتی عرضه اینکارم نداری! اصولا طرفدارای رهبری از یه مشت مفتخور بی عرضه بی کلاس و بی سواد تشکیل شده که برای اثبات خودشون به طیب و شعبون بی مخ دخیل میبندند! اگر اسلامیت نظامی که تو بهش معتقدی همین اعمال خلاف شرع و قانونه که مرتکبش میشین مطمئن باش من یکی از ضربه زدن بهش یه لحظه هم غفلت نمیکنم! از نعمات خداوندی یکی اینه که خلاف حقوق بشر رفتار کردن یه جرم بین المللیه ! ۲۳ میلیون رای با پخش پول در شهرستانها و دفاع تمام قد صدا و سیمای میلی و پشتیبانی شورای نگهبان و سپاه و بسیج و نهادهای رنگارنگ زیر نظر رهبری و سایر تهیه و تدارکات باز هم اسمش تقلبه و عدد ۲۳ میلیون هیچی از قبحش کم نمیکنه هر چند هم این عدد ۲۳ میلیون صحتش برای ما ثابت نشد! در ضمن امام حسین به ننه من غریبم بازیهای امثال یه مشت کور مثل تو احتیاج نداره و شما هم صاحب قباله اسم امام حسین و حماسه اون نیستید که اینجوری براش جلز و ولز میکنی .

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۶ ق.ظ:

    دادا شووما مردم خداجو(!) کم کم دارین درد زایمانتونو زیر بار تحقیر ملت تجربه میکنین پس من تو رو تنها میذارم که خجالت نکشی!یادت باشه خداتو که داری میجویی! لعن امت حزب اللهی رو فراموش نکنی چون فحش بچه صلواته و….!الهم العن المخالفین!

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۰ ق.ظ:

    راستی میدونم تو ﻧﮕﻔﺘی من لات و لوتم!مهم اینه که من دارم بهت میﮕم لاط و لوط! :D

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۶ ق.ظ:

    من به حقوق بشر اعتقادی ندارم!اصولا هر حقی در مقابل وظیفه ای تعریف میشه!حالا یکیو آدمیزاد زاییدن باهاس حق و حقوق بهش بدن؟! :D

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ ق.ظ:

    به تو نیومده که واسه حق چارچوب بتراشی” همون خدائی که بشررو افریده حق و حقوقش رو هم باهاش افریده . تو رو اگه سیبیلاتو بتراشند صاف نمیتونی راه بری چه برسه به اینکه بخوای حق رو واسه دیگران معلوم کنی ! اگه بخوای از میزان و قران هم بگی که خوندنش فهم و شعور میخواد و داستان حسین کرد نیست که باهاش وقت گذرونی کنی. با این مثالهائی که از قران راه براه میاری نهایتش اینه که اگه یه کم دیگه سعی کنی میتونی تو مسابقات حفظ و قرائت قران شرکت کنی همین وبس ولی اینکه قران خوندنت چیزی به عقل و شعورت اضافه کرده باشه جای شکه! ادمی که نمیتونه دور و بر خودش رو خوب ببینه تو تاریکی از وحشتش با صدای بلند اواز میخونه یا خودش رو پشت سر کسی قایم میکنه به امید اینکه بهترین پناه رو گرفته در حالیکه بهترین پناه هر کسی خداونده که اول از همه ترس رو ازت میگیره. حقوق بشر با همه ضعفهاش باعث میشه که دیگه فرعونی متولد نشه و همین الان هم داره با فراعنه میجنگه واسه همینه که حکومت فعلی ایران اینقدر ازش میترسه و متنفره ! خدا جوی واقعی امروز کسیه که از همه نعمات این دنیا از قبیل پست و مقام و موقعیتهای بالای شغلی چشم پوشیده و گوشه زندانها افتاده و نه طول زمانی زندان و نه شکنجه نتونسته اونو وادار به کرنش در مقابل ستمگر کنه و اگه تاریخ رو هم بررسی کنیم خواهیم دید که زندان سیاسی اکثرا جای حق طلبها بوده جای کسانی که میتونستند با پاچه خواری همه چیز داشته باشند اما کسرشون اومده و دنیا براشون حقیر تر از اون بوده که هم وزن شرف بهش قدر و قیمت بدن! لشکر فراعنه رو بقول شریعتی میشه (چس فیلهای ناطق) خطابشون کرد که موقع بودادن خیلی هم سر و صدا دارن اما یه گونی ازش یه کیلو هم نمیشه!

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۸ ب.ظ:

    آزادی بیان و حق اظهار نظر هم نداریم آقای حقوق بشر!اصن تو ممدجواد لاریجانی!اصن من احمد شهید!نباس بذاری حرفمو بذنم؟!بعدشم دادا شووما درست تبیین کن کجای فیلو میخوری؟!تازه من سیبیل ندارم!شووما سلمونی هستی؟! :mrgreen:

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۹ ب.ظ:

    ذ=ز

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۴ ب.ظ:

    ازادی بیانو فقط برا خودت میخوای یا برا همه !

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۹ ب.ظ:

    من فقط واسه خودم ولی شووما که دیمغراط!هستی باهاس واسه همه بخوای!

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۱ ب.ظ:

    خب اون دیگه ازادی بیان نیست بهش میگن پارس اخر شب!

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    الان فحش دادی؟؟؟!!!آدم با شعور؟!این تناقض بین تفکریه که به آزادی بیان معتقده!

  13. باكي
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۳:۴۸ | #13

    برادران عزیز!دشمنانمان باید بمیرند!برادران محترم!مخالفین ما مرض دارند!(مخالفت با ما خودش مرض است!) :mrgreen:

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۵۱ ق.ظ:

    راستی!یه سری خصوصیاتم دارن که بیانش در اینجا در صورت نشر باعث فیلتر میشه!

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۸ ق.ظ:

    استقلال سرور پرسپولیسه!

    [پاسخ]

  14. امیر
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۶:۲۵ | #14

    حالا منظور چیه که یه بار دیگه این پستو از سر تا ته باز نویس کردی؟

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۳ ق.ظ:

    ﻣﺪﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ اﻋﻀﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری و ﺣﺎﻣﯿﺎن اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎن، در وﺑﻼگﻫﺎ، ﺳﺎﯾﺖﻫﺎ، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ و ﺑﻮﻟﺘﻦﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎدﻩ (و ﯾﺎ ﺳﻮءاﺳﺘﻔﺎدﻩ) از اﻧﺘﺴﺎب ﺧﻮد ﺑﻪ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح، در ﺣﺎل ﻧﻬﺎدﯾﻨﻪ ﮐﺮدن ﯾﮏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﺘﻪی ﻓﮑﺮی و ﺣﺰﺑﯽ در ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﻧﻔﺲ ﺣﻤﺎﯾﺖ آﯾﺖ ،اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح را از ﺧﻮد دﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮ درﺳﺘﯽ ﺧﻮد ﻣﯽداﻧﻨﺪ! در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺻﺮف اﻧﺘﺴﺎب ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﻘﻼ و ﺷﺮﻋﺎ ﻣﻌﯿﺎری ﻗﻮی، ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﻋﻘﻼﻧﯽ ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ .ﻧﯿﺴﺖ

    اﯾﻦ رﻓﺘﺎر ﻋﻼوﻩ ﺑﺮ آنﮐﻪ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح اﺳﺖ، راﻫﯽ ﺑﺮای ﻓﺮاﻓﮑﻨﯽ و ﻓﺮار اﻋﻀﺎی اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎن از ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ اﺳﺖ. ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﺮای ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ از اﺑﺘﺪای دوﻟﺖ ﻧﻬﻢ (ﺑﻪ ﻋﻨﻮان وزﯾﺮ و ﻣﺸﺎور و اﺳﺘﺎد اﺧﻼق) در ﮐﺎﺑﯿﻨﻪ ﺣﻀﻮر داﺷﺘﻨﺪ و ﺑﺮﻋﮑﺲ ِ دﯾﮕﺮان از اﻧﺤﺮاﻓﺎت و اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت آﮔﺎﻩ ﺑﻮدﻧﺪ، اﻣﺎ دم ﻧﺰدﻧﺪ و ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را اﻧﺪاﺧﺘﻨﺪ ﮔﺮدن ﺟﺮﯾﺎن اﻧﺤﺮاﻓﯽ و ﺧﻮدﺷﺎن را ﺗﺒﺮﺋﻪ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺣﺎﻻ ﺑﻌﺪ از ﮔﺬﺷﺖ ۶ ﺳﺎل زﺑﺎن ﺑﻪ اﻓﺸﺎﮔﺮی ﺑﺎز ﮐﺮدﻩ و ﺑﻪ ﺟﺎی !ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ و اﻋﺘﺮاف ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت و ﻗﺒﻮل ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ آن، از دﯾﮕﺮان ﻃﻠﺒﮑﺎرﻧﺪ

    ﺳﯿﺎﺳﺖ، ﺑﺎزی ﺻﻔﺮ و ﺻﺪ ﻧﯿﺴﺖ. اﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺟﺮﯾﺎن ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺎ اﻧﺘﺴﺎب ﺧﻮد ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺰرگ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﮕﯿﺮد ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺼﯿﺮتﺗﺮﯾﻦ، ﻋﻤﺎرﺗﺮﯾﻦ، وﻻﯾﯽﺗﺮﯾﻦ و اﻧﻘﻼﺑﯽﺗﺮﯾﻦ ﮔﺮوﻩ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ و دﯾﮕﺮان .را ﺟﺰو ﺳﺎﮐﺘﯿﻦ و ﻣﻨﺤﺮﻓﯿﻦ و اﻫﺎﻟﯽ ﻗﺪرت و ﺛﺮوت ﺑﺪاﻧﺪ، ﻧﺘﯿﺠﻪی ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﺻﻔﺮ و ﺻﺪ اﺳﺖ

    ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻋﺮﺻﻪ اﻇﻬﺎر ﻧﻈﺮ و ﻧﻘﺪﻫﺎی ﺻﺮﯾﺢ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﯽ اﺳﺖ. ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ وﻗﺘﯽ وارد ﻣﯿﺪان ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻣﯽﺷﻮد، ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮدش را ﺑﺮای ﻧﻘﺪﻫﺎی ﺟﺪی و اﺳﺎﺳﯽ آﻣﺎدﻩ ﮐﻨﺪ و ﻫﺰﯾﻨﻪاش را ﻫﻢ ﺑﭙﺮدازد. وﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺟﺮﯾﺎن ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻮد را ﯾﮏ «ﺷﺨﺺ» ﻗﺮار ،ﻣﯽدﻫﺪ، ﻋﻤﻼ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﻘﺪ را از دﯾﮕﺮان ﺑﮕﯿﺮد ﭼﺮا ﮐﻪ ﻫﺮ ﻧﻘﺪی ﺑﺮ ﻣﻮاﺿﻊ اﯾﻦ ﺟﺒﻬﻪ !ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮد ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ اﯾﺸﺎن ﻫﺴﺘﯿﻢ

    اﻟﺒﺘﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح از اﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﻣﺒﺮاﺳﺖ و ﺧﻮد اﯾﺸﺎن ﻫﻢ ﺗﺎﮐﻨﻮن ادﻋﺎﻫﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری را ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻧﮑﺮدﻩاﻧﺪ. ﺑﺎﻗﺮی ﻟﻨﮑﺮاﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﺮاﺣﺖ از ﻋﺪم رﺿﺎﯾﺖ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح از ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻟﯿﺪری» ﺧﺒﺮ دادﻩ اﺳﺖ ؛ ﻋﻠﯽرﻏﻢ اﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ، ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮی در رﻓﺘﺎر و ﮔﻔﺘﺎر ﺑﺮﺧﯽ اﻋﻀﺎی آن وﺟﻮد« .دارد

    ،اﺷﺘﺒﺎﻩ دﯾﮕﺮ ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﻣﺒﺘﺬل از ﺗﻌﺎﺑﯿﺮ رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب درﺑﺎرﻩ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﺤﻤﯿﻞ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﮑﺮی اﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻋﺮﺻﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﺳﺖ. ﺗﻌﺒﯿﺮ رﻫﺒﺮی درﺑﺎرﻩ ﺷﺨﺼﯿﺖ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح اﯾﻦ اﺳﺖ : «ﺑﻨﺪﻩ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﻞ ﺳﺎل اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻨﺎب آﻗﺎى ﻣﺼﺒﺎح را ﻣﻰﺷﻨﺎﺳﻢ و ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻓﻘﯿﻪ، ﻓﯿﻠﺴﻮف، ﻣﺘﻔﮑﺮ و ﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮ در ﻣﺴﺎﯾﻞ اﺳﺎﺳﻰ اﺳﻼم ارادت ﻗﻠﺒﻰ دارم. اﮔﺮ ﺧﺪاى ﻣﺘﻌﺎل ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﮐﻨﻮﻧﻰ ﻣﺎ، اﯾﻦ ﺗﻮﻓﯿﻖ را ﻧﺪاد ﮐﻪ از ﺷﺨﺼﯿﺘﻬﺎﯾﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﻰ و ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮى اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﮐﻨﺪ، اﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺧﺪا اﯾﻦ ».ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻋﺰﯾﺰ و ﻋﻈﯿﻢاﻟﻘﺪر، ﺧﻼء آن ﻋﺰﯾﺰان را در زﻣﺎن ﻣﺎ ﭘﺮ ﻣﻰﮐﻨﺪ

    آﻧﭽﻪ در اﯾﻦ ﻋﺒﺎرات ﻣﺸﻬﻮد اﺳﺖ، اﺷﺎرﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ، ﻓﻘﻬﯽ، ﻓﮑﺮی و ﻓﻠﺴﻔﯽ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح اﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ. اﯾﻦ اﻓﺮاد ﺑﺎ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﺳﺨﻨﺎن رﻫﺒﺮی، ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح را ﺗﺎ ﺣﺪ ﯾﮏ ﭼﻬﺮﻩی ﺻﺮﻓﺎ ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﯾﺎ رﻫﺒﺮ ﯾﮏ ﺟﺮﯾﺎن ﺗﻨﺪروی ﺳﯿﺎﺳﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦ آوردﻩ و ﻋﻤﻼ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ !ﺗﻨﺪرویﻫﺎ و ﺟﻨﮓ ﻗﺪرت ﺧﻮد را ﻣﺘﻮﺟﻪ اﯾﺸﺎن ﮐﺮدﻩاﻧﺪ

    ،آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ و ﻣﺤﺘﺮﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در ﺳﺨﺖﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺎ ﻣﻮاﺿﻊ ﺧﻮد از اﻧﻘﻼب ﻧﻈﺎم و رﻫﺒﺮی دﻓﺎع ﮐﺮدﻩ و در اﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ اﻫﺎﻧﺖﻫﺎ و ﺗﻬﻤﺖﻫﺎی زﯾﺎدی را ﻫﻢ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدﻩاﻧﺪ (ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﻔﺘﺨﺮم ﮐﻪ در ﺣﺪ و اﻧﺪازﻩ ﺧﻮدم در اﯾﻦ وﺑﻼگ از اﯾﺸﺎن در ﺑﺮاﺑﺮ اﻫﺎﻧﺖﻫﺎ دﻓﺎع ﮐﺮدﻩام. اﯾﻨﺠﺎ و اﯾﻨﺠﺎ و اﯾﻨﺠﺎ ) اﻣﺎ اﯾﻦ ﺣﻀﻮر ﻋﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ را ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺧﺎص ﺟﻨﺎﺣﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ (آنﻫﻢ در ﺣﺪ ﺟﺮﯾﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﭘﺎﯾﺪاری و ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻨﮓ و ﺑﺴﺘﻪی آن) ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻗﺪرت ﯾﮑﯽ .داﻧﺴﺖ

    اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻨﻈﻮرم اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﮑﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺑﺸﻮﯾﻢ، ﻣﻨﻈﻮر اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در

    ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮای ﺳﺎﯾﺮ اﻓﺮاد ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻮن ﺳﯿﺎﺳﺖ، اﻣﺮی ﺗﻘﻠﯿﺪی ﻧﯿﺴﺖ. اﮔﺮ ﺑﺰرﮔﯽ آدمﻫﺎ و ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ .آﻧﻬﺎ ﻣﻌﯿﺎر ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺗﺎﺑﻊ ﻧﻈﺮات و ﺳﻠﯿﻘﻪﻫﺎی ﺧﺎص ﺳﯿﺎﺳﯽ آنﻫﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺳﻠﯿﻘﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ واﻗﻌﯿﺎت ﻣﻮﺟﻮد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﺗﻔﺴﯿﺮ رﺳﻤﯽ ﻧﻈﺎم و وﻟﯽ ﻓﻘﯿﻪ در .ﺗﻨﺎﻗﺾ ﺑﺎﺷﺪ

    رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب درﺑﺎرﻩ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی در ﻗﺒﺎل ﻣﺮﺣﻮم دﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺟﺎﻟﺒﯽ دارﻧﺪ ﻧﻈﺮات ﻣﺮﺣﻮم: ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ – ﭼﻪ در آﻏﺎز آﺷﻨﺎﺋﯽﺷﺎن ﮐﻪ ﺗﺎ دو ﺳﻪ ﺳﺎل از « وی ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺷﮕﻔﺖآوری ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻣﯽﮐﺮد و ﭼﻪ در ﺳﺎلﻫﺎی ﺑﻌﺪ ﮐﻪ از او ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺷﮕﻔﺖآوری ،ﻣﺬﻣﺖ ﻣﯽﻓﺮﻣﻮد – ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪآﻣﯿﺰ… ﺑﻮد. در ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ ﮐﻪ اﯾﺸﺎن ﺑﻪ اﻣﺎم ﻣﺮﻗﻮم داﺷﺘﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی ﺑﺰرﮔﻨﻤﺎﯾﯽ آﺷﮑﺎر اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ از دوﺳﺘﺎن ﻣﺎ از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺮﺣﻮم ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻧﯿﺰ ».ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻈﺮ را در ﺑﺎرﻩ اﻇﻬﺎرات ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی داﺷﺘﻨﺪ

    اﯾﻦ ﻧﻘﺪ ﺻﺮﯾﺢ رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب ﺑﻪ ﻣﻄﻬﺮی اول! ﺟﺎﻟﺐ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﺎن زﻣﺎن، ﻧﻈﺮ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﺗﻨﺪﺗﺮ از ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی ﺑﻮد! درﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻬﺸﺘﯽ، آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﺧﺎﻣﻨﻪای و ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ از ﺑﺰرﮔﺎن اﻧﻘﻼب ﻧﻈﺮ ﻣﺴﺎﻋﺪ و ﻣﻌﺘﺪﻟﯽ درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ داﺷﺘﻨﺪ. اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﯽ ﻫﻢ ﻧﺎﻣﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی را درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺑﯽﭘﺎﺳﺦ ﮔﺬاﺷﺖ و ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ را ﻫﺮﮔﺰ رد ﻧﮑﺮد، اﻣﺎ از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ .ﻫﻤﻪ آﺛﺎر ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی را ﻫﻢ ﺑﺮای ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﻔﯿﺪ داﻧﺴﺖ ﻣﺜﺎل ﻓﻮق، ﻧﻤﻮﻧﻪای اﺳﺖ از وﺟﻮد اﺧﺘﻼف ﻧﻈﺮ آدمﻫﺎ درﺑﺎرﻩ ﯾﮏ ﺷﺨﺺ ﺧﺎص. از ﮐﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮم ﮐﻪ در ﺷﺮاﯾﻂ ﻓﻌﻠﯽ ﻧﻈﺮ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح و ﯾﺎ اﻋﻀﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری درﺑﺎرﻩ ﺳﺎﮐﺘﯿﻦ و ﻣﻨﺤﺮﻓﯿﻦ و !ﻓﻼﻧﯽ و ﺑﻬﻤﺎﻧﯽ و … ﻫﻤﺎن ﺗﻔﺴﯿﺮ رﺳﻤﯽ و درﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ؟

    ﻣﻨﻈﻮرم از ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻦ اﯾﻦ ﻧﮑﺎت دﻓﺎع از ﺳﺎﯾﺮ اﻓﺮاد و رﻗﺒﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﻨﻈﻮرم اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ آدمﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﻤﯽﺷﻮد ﮐﻪ در ﺟﺰﯾﯽﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﺎﺑﻊ ﻧﻈﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ؛ و ﻧﯿﺰ دﻟﯿﻞ ﻧﻤﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻘﺪی ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺧﻮد آﻧﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ. راﻫﯽ ﮐﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری ﻣﯽرود، دﻗﯿﻘﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ. ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﮐﺮدن ﻋﻘﻞ و ﺗﺎﺑﻌﯿﺖ ﻣﺤﺾ در ﮐﻠﯿﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ! ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎری از اﯾﺮادﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ دﯾﮕﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽدﻫﻨﺪ، ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺘﺎرش ﻫﺴﺘﻨﺪ.ﻣﺜﻞ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮدن ﺑﻪ ﮐﺎﻧﻮن ﻗﺪرت و ﺛﺮوت :D

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۳ ق.ظ:

    آورین!

    [پاسخ]

  15. باكي
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۹:۴۱ | #15

    ﻣﺪﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ اﻋﻀﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری و ﺣﺎﻣﯿﺎن اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎن، در وﺑﻼگﻫﺎ، ﺳﺎﯾﺖﻫﺎ، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ و ﺑﻮﻟﺘﻦﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎدﻩ (و ﯾﺎ ﺳﻮءاﺳﺘﻔﺎدﻩ) از اﻧﺘﺴﺎب ﺧﻮد ﺑﻪ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح، در ﺣﺎل ﻧﻬﺎدﯾﻨﻪ ﮐﺮدن ﯾﮏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﺘﻪی ﻓﮑﺮی و ﺣﺰﺑﯽ در ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﻧﻔﺲ ﺣﻤﺎﯾﺖ آﯾﺖ ،اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح را از ﺧﻮد دﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮ درﺳﺘﯽ ﺧﻮد ﻣﯽداﻧﻨﺪ! در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺻﺮف اﻧﺘﺴﺎب ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﻘﻼ و ﺷﺮﻋﺎ ﻣﻌﯿﺎری ﻗﻮی، ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﻋﻘﻼﻧﯽ ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ .ﻧﯿﺴﺖ

    اﯾﻦ رﻓﺘﺎر ﻋﻼوﻩ ﺑﺮ آنﮐﻪ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح اﺳﺖ، راﻫﯽ ﺑﺮای ﻓﺮاﻓﮑﻨﯽ و ﻓﺮار اﻋﻀﺎی اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎن از ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ اﺳﺖ. ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﺮای ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ از اﺑﺘﺪای دوﻟﺖ ﻧﻬﻢ (ﺑﻪ ﻋﻨﻮان وزﯾﺮ و ﻣﺸﺎور و اﺳﺘﺎد اﺧﻼق) در ﮐﺎﺑﯿﻨﻪ ﺣﻀﻮر داﺷﺘﻨﺪ و ﺑﺮﻋﮑﺲ ِ دﯾﮕﺮان از اﻧﺤﺮاﻓﺎت و اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت آﮔﺎﻩ ﺑﻮدﻧﺪ، اﻣﺎ دم ﻧﺰدﻧﺪ و ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را اﻧﺪاﺧﺘﻨﺪ ﮔﺮدن ﺟﺮﯾﺎن اﻧﺤﺮاﻓﯽ و ﺧﻮدﺷﺎن را ﺗﺒﺮﺋﻪ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺣﺎﻻ ﺑﻌﺪ از ﮔﺬﺷﺖ ۶ ﺳﺎل زﺑﺎن ﺑﻪ اﻓﺸﺎﮔﺮی ﺑﺎز ﮐﺮدﻩ و ﺑﻪ ﺟﺎی !ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ و اﻋﺘﺮاف ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت و ﻗﺒﻮل ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ آن، از دﯾﮕﺮان ﻃﻠﺒﮑﺎرﻧﺪ

    ﺳﯿﺎﺳﺖ، ﺑﺎزی ﺻﻔﺮ و ﺻﺪ ﻧﯿﺴﺖ. اﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺟﺮﯾﺎن ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺎ اﻧﺘﺴﺎب ﺧﻮد ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺰرگ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﮕﯿﺮد ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺼﯿﺮتﺗﺮﯾﻦ، ﻋﻤﺎرﺗﺮﯾﻦ، وﻻﯾﯽﺗﺮﯾﻦ و اﻧﻘﻼﺑﯽﺗﺮﯾﻦ ﮔﺮوﻩ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ و دﯾﮕﺮان .را ﺟﺰو ﺳﺎﮐﺘﯿﻦ و ﻣﻨﺤﺮﻓﯿﻦ و اﻫﺎﻟﯽ ﻗﺪرت و ﺛﺮوت ﺑﺪاﻧﺪ، ﻧﺘﯿﺠﻪی ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﺻﻔﺮ و ﺻﺪ اﺳﺖ

    ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻋﺮﺻﻪ اﻇﻬﺎر ﻧﻈﺮ و ﻧﻘﺪﻫﺎی ﺻﺮﯾﺢ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﯽ اﺳﺖ. ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ وﻗﺘﯽ وارد ﻣﯿﺪان ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻣﯽﺷﻮد، ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮدش را ﺑﺮای ﻧﻘﺪﻫﺎی ﺟﺪی و اﺳﺎﺳﯽ آﻣﺎدﻩ ﮐﻨﺪ و ﻫﺰﯾﻨﻪاش را ﻫﻢ ﺑﭙﺮدازد. وﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺟﺮﯾﺎن ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻮد را ﯾﮏ «ﺷﺨﺺ» ﻗﺮار ،ﻣﯽدﻫﺪ، ﻋﻤﻼ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﻘﺪ را از دﯾﮕﺮان ﺑﮕﯿﺮد ﭼﺮا ﮐﻪ ﻫﺮ ﻧﻘﺪی ﺑﺮ ﻣﻮاﺿﻊ اﯾﻦ ﺟﺒﻬﻪ !ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮد ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ اﯾﺸﺎن ﻫﺴﺘﯿﻢ

    اﻟﺒﺘﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح از اﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﻣﺒﺮاﺳﺖ و ﺧﻮد اﯾﺸﺎن ﻫﻢ ﺗﺎﮐﻨﻮن ادﻋﺎﻫﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری را ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻧﮑﺮدﻩاﻧﺪ. ﺑﺎﻗﺮی ﻟﻨﮑﺮاﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﺮاﺣﺖ از ﻋﺪم رﺿﺎﯾﺖ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح از ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻟﯿﺪری» ﺧﺒﺮ دادﻩ اﺳﺖ ؛ ﻋﻠﯽرﻏﻢ اﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ، ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮی در رﻓﺘﺎر و ﮔﻔﺘﺎر ﺑﺮﺧﯽ اﻋﻀﺎی آن وﺟﻮد« .دارد

    ،اﺷﺘﺒﺎﻩ دﯾﮕﺮ ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﻣﺒﺘﺬل از ﺗﻌﺎﺑﯿﺮ رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب درﺑﺎرﻩ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﺤﻤﯿﻞ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﮑﺮی اﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻋﺮﺻﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﺳﺖ. ﺗﻌﺒﯿﺮ رﻫﺒﺮی درﺑﺎرﻩ ﺷﺨﺼﯿﺖ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح اﯾﻦ اﺳﺖ : «ﺑﻨﺪﻩ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﻞ ﺳﺎل اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻨﺎب آﻗﺎى ﻣﺼﺒﺎح را ﻣﻰﺷﻨﺎﺳﻢ و ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻓﻘﯿﻪ، ﻓﯿﻠﺴﻮف، ﻣﺘﻔﮑﺮ و ﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮ در ﻣﺴﺎﯾﻞ اﺳﺎﺳﻰ اﺳﻼم ارادت ﻗﻠﺒﻰ دارم. اﮔﺮ ﺧﺪاى ﻣﺘﻌﺎل ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﮐﻨﻮﻧﻰ ﻣﺎ، اﯾﻦ ﺗﻮﻓﯿﻖ را ﻧﺪاد ﮐﻪ از ﺷﺨﺼﯿﺘﻬﺎﯾﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﻰ و ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮى اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﮐﻨﺪ، اﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺧﺪا اﯾﻦ ».ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻋﺰﯾﺰ و ﻋﻈﯿﻢاﻟﻘﺪر، ﺧﻼء آن ﻋﺰﯾﺰان را در زﻣﺎن ﻣﺎ ﭘﺮ ﻣﻰﮐﻨﺪ

    آﻧﭽﻪ در اﯾﻦ ﻋﺒﺎرات ﻣﺸﻬﻮد اﺳﺖ، اﺷﺎرﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ، ﻓﻘﻬﯽ، ﻓﮑﺮی و ﻓﻠﺴﻔﯽ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح اﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ. اﯾﻦ اﻓﺮاد ﺑﺎ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﺳﺨﻨﺎن رﻫﺒﺮی، ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح را ﺗﺎ ﺣﺪ ﯾﮏ ﭼﻬﺮﻩی ﺻﺮﻓﺎ ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﯾﺎ رﻫﺒﺮ ﯾﮏ ﺟﺮﯾﺎن ﺗﻨﺪروی ﺳﯿﺎﺳﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦ آوردﻩ و ﻋﻤﻼ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ !ﺗﻨﺪرویﻫﺎ و ﺟﻨﮓ ﻗﺪرت ﺧﻮد را ﻣﺘﻮﺟﻪ اﯾﺸﺎن ﮐﺮدﻩاﻧﺪ

    ،آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ و ﻣﺤﺘﺮﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در ﺳﺨﺖﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺎ ﻣﻮاﺿﻊ ﺧﻮد از اﻧﻘﻼب ﻧﻈﺎم و رﻫﺒﺮی دﻓﺎع ﮐﺮدﻩ و در اﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ اﻫﺎﻧﺖﻫﺎ و ﺗﻬﻤﺖﻫﺎی زﯾﺎدی را ﻫﻢ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدﻩاﻧﺪ (ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﻔﺘﺨﺮم ﮐﻪ در ﺣﺪ و اﻧﺪازﻩ ﺧﻮدم در اﯾﻦ وﺑﻼگ از اﯾﺸﺎن در ﺑﺮاﺑﺮ اﻫﺎﻧﺖﻫﺎ دﻓﺎع ﮐﺮدﻩام. اﯾﻨﺠﺎ و اﯾﻨﺠﺎ و اﯾﻨﺠﺎ ) اﻣﺎ اﯾﻦ ﺣﻀﻮر ﻋﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ را ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺧﺎص ﺟﻨﺎﺣﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ (آنﻫﻢ در ﺣﺪ ﺟﺮﯾﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﭘﺎﯾﺪاری و ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻨﮓ و ﺑﺴﺘﻪی آن) ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻗﺪرت ﯾﮑﯽ .داﻧﺴﺖ

    اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻨﻈﻮرم اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﮑﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح ﺑﺸﻮﯾﻢ، ﻣﻨﻈﻮر اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در

    ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮای ﺳﺎﯾﺮ اﻓﺮاد ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻮن ﺳﯿﺎﺳﺖ، اﻣﺮی ﺗﻘﻠﯿﺪی ﻧﯿﺴﺖ. اﮔﺮ ﺑﺰرﮔﯽ آدمﻫﺎ و ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ .آﻧﻬﺎ ﻣﻌﯿﺎر ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺗﺎﺑﻊ ﻧﻈﺮات و ﺳﻠﯿﻘﻪﻫﺎی ﺧﺎص ﺳﯿﺎﺳﯽ آنﻫﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺳﻠﯿﻘﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ واﻗﻌﯿﺎت ﻣﻮﺟﻮد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﺗﻔﺴﯿﺮ رﺳﻤﯽ ﻧﻈﺎم و وﻟﯽ ﻓﻘﯿﻪ در .ﺗﻨﺎﻗﺾ ﺑﺎﺷﺪ

    رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب درﺑﺎرﻩ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی در ﻗﺒﺎل ﻣﺮﺣﻮم دﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺟﺎﻟﺒﯽ دارﻧﺪ ﻧﻈﺮات ﻣﺮﺣﻮم: ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ – ﭼﻪ در آﻏﺎز آﺷﻨﺎﺋﯽﺷﺎن ﮐﻪ ﺗﺎ دو ﺳﻪ ﺳﺎل از « وی ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺷﮕﻔﺖآوری ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻣﯽﮐﺮد و ﭼﻪ در ﺳﺎلﻫﺎی ﺑﻌﺪ ﮐﻪ از او ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺷﮕﻔﺖآوری ،ﻣﺬﻣﺖ ﻣﯽﻓﺮﻣﻮد – ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪآﻣﯿﺰ… ﺑﻮد. در ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ ﮐﻪ اﯾﺸﺎن ﺑﻪ اﻣﺎم ﻣﺮﻗﻮم داﺷﺘﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی ﺑﺰرﮔﻨﻤﺎﯾﯽ آﺷﮑﺎر اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ از دوﺳﺘﺎن ﻣﺎ از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺮﺣﻮم ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻧﯿﺰ ».ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻈﺮ را در ﺑﺎرﻩ اﻇﻬﺎرات ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی داﺷﺘﻨﺪ

    اﯾﻦ ﻧﻘﺪ ﺻﺮﯾﺢ رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب ﺑﻪ ﻣﻄﻬﺮی اول! ﺟﺎﻟﺐ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﺎن زﻣﺎن، ﻧﻈﺮ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﺗﻨﺪﺗﺮ از ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی ﺑﻮد! درﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻬﺸﺘﯽ، آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﺧﺎﻣﻨﻪای و ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ از ﺑﺰرﮔﺎن اﻧﻘﻼب ﻧﻈﺮ ﻣﺴﺎﻋﺪ و ﻣﻌﺘﺪﻟﯽ درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ داﺷﺘﻨﺪ. اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﯽ ﻫﻢ ﻧﺎﻣﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی را درﺑﺎرﻩ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺑﯽﭘﺎﺳﺦ ﮔﺬاﺷﺖ و ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ را ﻫﺮﮔﺰ رد ﻧﮑﺮد، اﻣﺎ از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ .ﻫﻤﻪ آﺛﺎر ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮی را ﻫﻢ ﺑﺮای ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﻔﯿﺪ داﻧﺴﺖ ﻣﺜﺎل ﻓﻮق، ﻧﻤﻮﻧﻪای اﺳﺖ از وﺟﻮد اﺧﺘﻼف ﻧﻈﺮ آدمﻫﺎ درﺑﺎرﻩ ﯾﮏ ﺷﺨﺺ ﺧﺎص. از ﮐﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮم ﮐﻪ در ﺷﺮاﯾﻂ ﻓﻌﻠﯽ ﻧﻈﺮ آﯾﺖ اﻟﻠﻪ ﻣﺼﺒﺎح و ﯾﺎ اﻋﻀﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری درﺑﺎرﻩ ﺳﺎﮐﺘﯿﻦ و ﻣﻨﺤﺮﻓﯿﻦ و !ﻓﻼﻧﯽ و ﺑﻬﻤﺎﻧﯽ و … ﻫﻤﺎن ﺗﻔﺴﯿﺮ رﺳﻤﯽ و درﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ؟

    ﻣﻨﻈﻮرم از ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻦ اﯾﻦ ﻧﮑﺎت دﻓﺎع از ﺳﺎﯾﺮ اﻓﺮاد و رﻗﺒﺎی ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﻨﻈﻮرم اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﻠﻤﯽ آدمﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﻤﯽﺷﻮد ﮐﻪ در ﺟﺰﯾﯽﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﺎﺑﻊ ﻧﻈﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ؛ و ﻧﯿﺰ دﻟﯿﻞ ﻧﻤﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻘﺪی ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺧﻮد آﻧﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ. راﻫﯽ ﮐﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﭘﺎﯾﺪاری ﻣﯽرود، دﻗﯿﻘﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ. ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﮐﺮدن ﻋﻘﻞ و ﺗﺎﺑﻌﯿﺖ ﻣﺤﺾ در ﮐﻠﯿﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ! ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎری از اﯾﺮادﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ دﯾﮕﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽدﻫﻨﺪ، ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺘﺎرش ﻫﺴﺘﻨﺪ.ﻣﺜﻞ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮدن ﺑﻪ ﮐﺎﻧﻮن ﻗﺪرت و ﺛﺮوت

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۸ ب.ظ:

    آقای باکی یعنی شما در همین ایام کوتاه تشریق بردید زیارت و تا این مقدار عوض شدید و رستگار که متن آقای آهستان را نه یک دفعه ، بلکه چند دفعه بازنویسی کردید و خودتان را لایق “آورین” دانستید؟
    واقعا از معجزات است. ضمنا آقای باکی توی دلتان نگویید چه خوب توانستم این قشنگ مشنگ های وبلاگ آقای آهستان را سر کار بگذارم ها. آدم با هوش اینجا زیاد است. ف بگویید ما تا فرخزاد می رویم. حالا کی دوستان متوجه ریزه کاری های شما شوند طول می کشد.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۹ ب.ظ:

    لازم دونستم بخاطر رفع سوئ تفاهم این مطلب را تاکید کنم که بهیجوجه منظور من از گفتن لفظ “قشنگ مشنگ” اشاره به آقای آهستانی نیست. حتی یک اپسیلون هم فکر نمی کنم آقای باکی همان آقای آهستانی باشد. اما اینکه ایشان یک اقا پسر شر و شیطون و با نمک باشد و بخواهد با ما شوخی کند زیاد است.
    ( ضمنا آقای آهستانی من سکوت شما را در مقابل کامنت خودم قدر و با احترام سعی در شکستن اش ندارم تا هر وقت که دلخواه شما باشد. این احتمال را میدهم که شما را از خودم نا امید کرده باشم و از آن بدتر ناراحت. اگر برایم محرز شد مقصر هستم حتی عذر خواهی هم می کنم . پس تا ان وقت.)

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۹ ب.ظ:

    دادا شاعر:در سرای عشق و عترت بغض را آموختند/در دل ما آتش و دود و فتن افرختند/…خلاصه دوس داشتم در نشر افکار ایشون حداقل در سطح درون وبی!کمکی کرده باشم! :P

    [پاسخ]

  16. حمید
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۱ | #16

    http://www.parsine.com/fa/news/58455/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D9%87%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ ق.ظ:

    میدونستم مقاومت با این شیر خر خورده های عیاش نا مسلمون نمک نشناس بجایی نمیرسه!خدا آقامونو بفرسته بزنیم دهنشونو….!آمین! :x

    [پاسخ]

    سالار پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    شما که اقا دارید به این خوبی امام خامنهای رو میگم اقا امام زمانو میخواین چی کار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :mrgreen:

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۰ ب.ظ:

    امام خامنئی(دامت توفیقاته) نائب ولی عصر(عج) هستند و قطعا یاری ایشان از برای ولی عصر افضل است از یاری آدم چپه ای مثل من از برای نائب ولی عصر!

  17. مرادي
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۱ | #17

    شما را مصداق بارز نوری زاد دوم یا چندم … میدانم البته در مقیاس خودتان.
    چون بی انصافی و افراط و تفریط از مشخصه های شماست البته این نظر منه.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    آفرین!! به نظر من هم اهستان تا یکی دوسال دیگر به نوریزاد اینها می پیوندد چون دچار مرگ مغزی نشده است

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۳ ب.ظ:

    فاحشه ای در مستراح زندان اوین!برنامه ی امشب سینما اسراییل(فلسطین سابق)!فیلمنامه:اصغر صلح جو(فرهادی سابق)!بیننده:جماعت خداجو که هی خدا را میجویند!با حضور:نوریزاد و شیخ افسادات! :P

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۰ ب.ظ:

    و…خودشیفته ی عریان!تهیه کننده:ممد تمدن!سرمایه:ملک عبدالله!کارشناس انتظامی:دکتر مهندس خفن سردار امیر کنت سر لوزیوندونور خالیباف! :D

    [پاسخ]

  18. سین
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۶ | #18

    آقای امید آهستان این خبر را دیده ای؟
    http://www.parsine.com/fa/news/58455/اسماعیل-هنیه-حمایت-خود-از-مخالفان-بشار-الأسد-را-اعلام-کرد
    به قول عزیزانی با فرهنگ آقای باکی ، ما را ببین با کی رفته بودیم سیزده بدر.
    این آقا هنوز عرق سفرش در ۲۲ بهمن به تهران خشک شده که جهت باد نما را ۱۸۰ در جه چرخانده اند؟

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۶ ب.ظ:

    ما با ولایت زنده ایم ﻓﺮﻫﻨﮓ مال شووما!فلسطین از بحر تا نهر با حماس یا با هر خر بزدلی که بتونه!

    [پاسخ]

    فرهاد پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۶ ب.ظ:

    حتما بادش خیلی شدید بوده.

    [پاسخ]

  19. باكي
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۱ | #19

    چه طوری میشه باعث فیلتر شدن یه سایت لجن پراکن(خبرآنلاین یا پارسینه)شد؟

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۵۸ ب.ظ:

    خبر انلاین که سخنرانی سردار نقدی رو زده! برا چی فیلتر بشه؟ این ننه مرده سردار نقدی از خوف خدا ۲۰۰کیلو شده! یه فکری باید به حالش کرد.

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    شووما چی کار به نقدی داری؟؟؟دادا!دوستان اصلاحاتی شووما بودن که به مسائل شکمی و زیرشکمی کار داشتن!(ابطحی چاقالو!و مهاجرانی ۲۷شلواره!) :D

    [پاسخ]

  20. باكي
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۳ | #20

    ﻧﻮﺷﺘﻦ و ﺣﺮف زدن درﺑﺎرﻩ ﺳﺮﯾﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ دو ﺳﺎل ﭘﯿﺶ از ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﭘﺨﺶ ﺷﺪﻩ، ﺷﺎﯾﺪ اﻣﺮوز ﭼﻨﺪان ﺟﺎﻟﺐ ﻧﺒﺎﺷﺪ، وﻟﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺳﺮﯾﺎل »در ﭼﺸﻢ ﺑﺎد« را اﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ دارم ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ و ﻣﺠﺒﻮرم اﻻن ﻧﻈﺮم را .ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ

    دﯾﺸﺐ »ﻣﯿﺮزا ﺣﺴﻦ اﯾﺮاﻧﯽ« وﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮش »ﺑﯿﮋن اﯾﺮاﻧﯽ« ﻗﺼﺪ ازدواج ﺑﺎ دﺧﺘﺮ ﺗﯿﻤﺴﺎر )ﻧﻤﺎد و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩی ﻗﺎﺗﻼن ﻣﯿﺮزا و ﻣﺪرس( را دارد، ﺑﻪ ﯾﺎد ﺳﺎلﻫﺎی ﻫﻤﺮاﻫﯿﺶ ﺑﺎ ﻣﯿﺮزا ﮐﻮﭼﮏ ﺟﻨﮕﻠﯽ اﻓﺘﺎد و ﺑﺎ !ﻧﺎراﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﮋن ﮔﻔﺖ: ﺳﺘﺎرﻩﻫﺎی روی دوش ﺗﯿﻤﺴﺎر، ﺧﻮن ﻋﻤﻮ ﻋﺒﺎس ﺗﻮﺳﺖ

    .ﺑﯿﮋن ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ روزﻫﺎ ﺑﺮای ﻣﺎ ﮐﺎﻣﻼ آﺷﻨﺎﺳﺖ، ﺑﻪ ﭘﺪرش ﺟﻮاب داد ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ !ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮد ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮات ﻫﺰار ﺳﺎل ﭘﯿﺶ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮد! ﻣﯿﺮزا ﺣﺴﻦ آﻫﯽ ﮐﺸﯿﺪ و ﮔﻔﺖ: ﭘﺴﺮﺟﺎن !داﺳﺘﺎن ﻫﺰار ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺎﺟﺮای ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮوز ﻣﺎﺳﺖ

    در ﭼﺸﻢ ﺑﺎد« از اﯾﻦ دﺳﺖ ﻧﮑﺘﻪﻫﺎ زﯾﺎد دارد. ﺧﻮﺑﯽ اﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎل اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ورق زدن ﮐﺘﺎب ﺗﺎرﯾﺦ و» رواﯾﺖ ﺻﺮف آن ﺑﺴﻨﺪﻩ ﻧﮑﺮدﻩ. ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯽﻃﺮف ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺑﻌﻀﯽ ﺳﺮﯾﺎلﻫﺎی ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﺟﯿﻎ ﻧﺰدﻩ و .ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﻮرد ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻧﺪادﻩ

    ﺟﻌﻔﺮی ﺟﻮزاﻧﯽ ﻋﻼوﻩ ﺑﺮ آﻧﮑﻪ ﺻﻔﺤﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺎرﯾﺦ ﺻﺪﺳﺎل اﺧﯿﺮ ﮐﺸﻮر را رواﯾﺖ ﮐﺮدﻩ، ﺑﻪ ﻋﺒﺮتﻫﺎی آن ﻫﻢ اﺷﺎرﻩ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ. ﻋﺒﺮﺗﻬﺎﯾﯽ از ﺟﻨﺲ ﻫﻤﯿﻦ ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎن، ﺑﺰرﮔﺎن، ﺷﻬﯿﺪان و ﻣﺒﺎرزان و ﺗﻐﯿﯿﺮ ارزشﻫﺎ در اﺛﺮ ﮔﺬﺷﺖ زﻣﺎن. اﻧﮕﺎر اﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎل ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ و ﺗﮑﺮاری ﺗﺎرﯾﺦ اﺳﺖ. ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎرﻧﺪ ﻋﺒﺮﺗﻬﺎ و ﭼﻪ ﮐﻤﻨﺪ !ﻋﺒﺮت ﮔﺮﻓﺘﮕﺎن

    ﻣﺎ اﻣﺮوز ﻣﺪﯾﻮن ﺧﻮنﻫﺎی ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ رﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩای ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ در ﻃﻮل ﺗﺎرﯾﺦ ﺑﺮای ﻋﻈﻤﺖ دﯾﻦ و دﻧﯿﺎی ﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﺎک اﯾﻦ ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﺟﺎری ﺷﺪﻩ. ﻫﺮﭼﻨﺪ دﻧﯿﺎ ﺑﺮای ﻋﺪﻩای ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮدﻩ و ارزشﻫﺎﯾﺸﺎن ﻋﻮض ﺷﺪﻩ، وﻟﯽ ﺑﺮای ﻣﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪﻫﺎ ﻧﮕﺬﺷﺘﻪ، ﺧﻮن ﻋﻤﻮﻫﺎی ﻣﺎ ﻫﻢ ﻓﺮاﻣﻮش ﻧﺸﺪﻩ ، راﻩ و ﻫﺪف آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮑﺮدﻩ. داﺳﺘﺎن ﻫﺰار .ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺎﺟﺮای ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮوز ﻣﺎﺳﺖ

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۲۴ ب.ظ:

    به به!ای ول!

    [پاسخ]

  21. ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۵:۱۲ | #21

    دوستان
    عزیزان
    در آستانه انتخابات
    به این عرض بنده توجه کنید
    سالها قبل دوستی داشتم می گفت، من خواستگاری زیاد رفتم اما آخر با کسی ازدواج کردم که به من جواب رد داده بود و او تنها کسی بود که به من جواب رد داده بود!!
    این حالت میدانید چه موقع اتفاق می افتد؟
    وقتی کسی آدم شناس نباشد و معیارهای لازم را نداند، چنین حالتی پیدا می کند فکر می کند همان که جواب رد داده بهترین است!!
    . . .
    فکر نکنید بهترین ها همانهایی هستند که رد صلاحیت شده اند!
    فکر نکنید بهترین ها آنهایی هستند که توی زندانند یا خارج از کشورند
    البته در بین آنها هم حتمأ بد و خوب وجود دارد.
    . . .
    هنر آن است که در هر بازاری بتوانید کالای خوب را تشخیص دهید.
    بتوانید در بین هر جمعی بهترین ( نسبی ) را بیابید.
    همت کنید و افرادی را به مجلس بفرستید که یک آب شسته تر باشند
    باور نمی کنید
    همین یک آب ، یک آب مملکت درست می شود.

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۵۸ ب.ظ:

    آقای یوسفی اگه امروز که نگاه تقویم میکردم سال ۸۶ یا ۸۲ رو نشون میداد حتمن این حرف رو زودتر از شما میگفتم ولی باور بفرمایید امروز زمان زدن این حرف ها نیست،جمهوری اسلامی امروز بیشتر از اینها در منجلاب باطل فرو رفته که ما با رای دادن خودمون بخایم همراهی ناقصی با امپراتوری دروغ و تزویر و ریا کنیم! شیوه انتخاباتی که روش اقناعی اون چماق و اشک آور باشه و واسه اقناع عده عظیم مخالفین و منتقدین به جمله “جمهوری اسلامی اهل خیانت در رای مردم نیست”بسنده کنه،حتما همکاری با انتخابات صلاح نیست،دیگه من نمیدونم آقایون چرا به خودشون زحمت میدان و هزینه و وقت کشور و مردم رو تلف میکنن خوب همین خامنه ای ی مجلس اسم بده و تشکیل بشه مثل شورای انقلاب فرهنگی که امروز قانون تصویب میکنه و فرد انتصاب میکنه دیگه چه کاریه ،من فکر میکنم مسیری که حکومت الان داره طی میکنه بی شباهت به حکومت مصر حد فصل سال ۲۰۰۵- ۲۰۰۶ نیست که حتی اخوان المسلمین هم انتخابات رو تحریم کرد

    [پاسخ]

    Ali پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۳ ب.ظ:

    آخه وقتی همه اصولگرا هستند و و فقط رای من به درد تزیین انتخابات میکنه، و نتیجه قبل از انتخابات معلومه، چرا باید به خودم زحمت بدم.
    آقایون حکومت تک حزبی میخواستند که بهش رسیدند، حالا ولشون کن. قبلا میخواستند اصلاح طلبها را تیکه پاره کنند، خوب به نتیجه رسیدند. حالا که اونها نیستند دارند هم دیگه را گاز میگیرند. سر چی؟ این آخری این گروه به اون گروه گیر داده که چرا آقا امدند تو شما نشسته بودید و ایستاده شعار نمیدادید. ون یکی میگه نه، ما هر چی ایشون گفت گوش دادیم، شما گاهی وقتها فکر کردید بعدش گوش دادید.
    فلان دعوا سر این نیست که چطور مشکل مردم را حال کنیم، سر این هست که چطور فرمایشات رهبر را زودتر دقیقتر مو به مو تصویب کنیم. گاهی ادبیات سیاست مداران دوره شاه را میدیدم حالم بد میشد از این همه چاپلوسی و خاکساری در برابر شاه. الان ادبیات رسانه های ما از اون زمان چندش آور تر شده.

    [پاسخ]

  22. محسن2
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۳ | #22

    من فکر می کنم جبهه پایداری به دنبال فریب افکار سیاسیون مخصوصا اصولگرایان می باشد. این گروه فقط و فقط در ظاهر از جریان انحرافی انتقاد می کند تا بتواند در انتخابات شرکت کند. و اگر جریان پایداری و حامیان احمدی نژاد با هم بتوانند اکثریت مجلس را به دست بگیرند می بینید که چگونه تمام سیاسیون فریب این گروه را خورده اند.
    جریان پایداری نوعی دیگر و قالبی جدید از جریان انحرافی برای انحصار قدرت در ایران.
    من فکر می کنم آیت الله مصباح به عنوان رهبر گروه خوب می داند که چه کسانی اعضای این گروه هستند و چه افکار و رفتاری دارند و داشته اند.
    باور اینکه عده ای دیروز از حامیان و کارکنان جریان انحرافی بوده اند و همه یک شبه توبه کردند کمی سخت است. فکر می کنم همه این ها یک نمایش مضحک برای کمک به جریان انحرافی هست.
    همانطور که آقای حسینی گفت هیچ کس غیر قابل نقد نیست و رفتار امروز آقای مصباح و برنامه های فردایشان در مجلس جای انتقاد و سوال دارد.

    [پاسخ]

  23. ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۱:۴۲ | #23

    از همین الان تا فردا غروب مدام به خودتون القا کنید که وضعیت عالیه و همه چیز خیلی خوبه، بعدش از ته دل احساس رضایت میکنید و همه چیز رو رضایت بخش خواهید دید.
    تا فردا غروب القا کنید که مملکت در اوج فلاکت و بدبختیه، همین القائات کامل روحیات شما رو تحت تاثیر قرار میده و به شدت پریشان خواهید شد.
    القا کنید که رهبری عامل همه مشکلاته، از فردا غروب دیگه دست از سر رهبری بر نخواهید داشت و هرچی مشکله میندازید روی سر اون.
    القا کنید که کار، کار استکباره! قطعا به باورش خواهید رسید که هرچی میکشیم از دست انگلیس و آمریکاست.
    القا کنید که هرچی بدبختی داریم از خود مردم و نادونی خودشونه! قطعا به شدت تحت تاثیر قرار خواهید گرفت!
    البته طبق قوانین روانشناسی برگرفته از فیزیک، این القائات در دنیای بیرون هم تاثیر خواهد گرفت. اما خیلی روی اون بحثی نداریم. فعلا اگه ما فرض رو صرفا بر تلقین میگیریم.
    حقیقت اینجاست که تفکر افراد و احساسات اون ها به شدت تحت تاثیر القائاتی هست که بهشون میشه.
    پس خیلی مواظب باشید!
    یا علی

    [پاسخ]

    Ali پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۷ ب.ظ:

    احسنت، برای همین ادم باید منابع خبری خودش را گسترده کنه. اگر هر روز اخبار تلوزیون ایران را ببینی یا هر روز فقط بالاترین بخونی اونوقت واقعت را نخواهی دید. همه را هم بدون پیش قضاوت.
    مثلا اگر کسی گفت من شکنجه شدم باید با دقت گوش بدی، اگر هم کسی گفت نه شکنجه نشده، دلیل اون را هم گوش بدی.
    اگه کسی گفت رهبر حکیم هست و هیچ اشتباهی نمیکند چون فقهای خبرگان نظارت میکنند گوش کنی ببینی چی میگند، اگر هم کسی گفت ایشون ۳۰ سال رهبر بودند با بالاترین اختیارات پس مسوول بعضی از مشکلات اون را هم گوش بدی ببینی چقدر درست میگند
    اگر کسی گفت مقام بالا بدون انتقاد یعنی دیکتاتوری یا اینکه نه مردم در سطحی نیستند که یک مقامی در حد رهبری را انتقاد کنند یا باید یواشکی انتقاد کنند
    همه این نظرات را باید شنید و بهش فکر کرد

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴ ب.ظ:

    “البته طبق قوانین روانشناسی برگرفته از فیزیک، این القائات در دنیای بیرون هم تاثیر خواهد گرفت. اما خیلی روی اون بحثی نداریم.” :D

    [پاسخ]

    باكي پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۹ ب.ظ:

    رادیو تلوزیون ما ابله تر از اونیه که بتونه چیزی رو منتقل کنه!کانال درست کرده روزی۲۰۰فیلم میده!شبکه سه روزی۵۰۰فوتبال پخش میکنه!

    [پاسخ]

    افتاب پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ ب.ظ:

    جمع کن بابا

  24. Ali
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۳۳ | #24

    امید خان
    هر دفعه ای من به وب شما سرم میزنم بیشتر برای اینکه نظرات یک طیفی که من کمتر باهاشون ارتباط دارم را بخونم و که نگاهم کامل تر باشه. باید عارض بشم که قبلا مطالب دوستان جالب تر بود. الان دیگه فقط کل کل الکی شده ون هم توسط چند نفر که تمام کامنتها را پر کردند.

    [پاسخ]

  25. امیر
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۵۶ | #25

    فلسطین شاید راه حل مشکلشو خودش پیدا کرده باشه و دلیلی نداره کمکهای جمهوری اسلامی اونقدر نمک گیرش کرده باشه که اینده مردمش رو به چند میلیارد دلار ناقابل که ایران در اختیارش میذاشته بفروشه! شاید اگر یک روزی مجبور بودند که به ساز ایران برقصند پیشنهاد سازنده تری از هیچ طرفی بهشون نمیشده! در تحلیلهای بزرگان سیاست از مشکل فلسطین اخرینشان این بود که اسرائیل خود را هماهنگ با دمکراسی و جامعه جهانی نشان میداد که صد البته این ظاهر ماجرا بود و با تروریست معرفی کردن فلسطین کشتار فلسطینیان را دفاع از خود قلمداد میکرد و این برنده ترین سلاح در دست اسرائیلیها بود که خوب هم از ان بهره بردند. پیشنهاد به فلسطینیان این بود که با کنار گذاشتن موشک پرانیهای بی حاصل میتوان این حربه را از دست اسرائیل گرفت و در شرائط برابر تری اسرائیل را در جائی مثل شورای امنیت پاسخگو نمود و از این طریق همراهی جامعه بین الملل را برای کم کردن فشارهای بی امان اسرائیل به فلسطین داشته باشد. اما این راه حل از نظر ایران که بزرگترین منبع کمک رسانی به ایشان بود مورد قبول نبود و نیست و جایگزینی برای کمک ایران وجود نداشت که من احتمال میدهم هنیه این روزها وعده های چرب تری دریافت داشته و عمل به سیاستهای خردمندانه کار هر سیاستمدار عاقلی است چون تنها یک مرور کوتاه در تاریخ ۶۰ سال گذشته فلسطین کافی است تا هر ادم منطقی و بیداری را متوجه کند که تغییر در راه حل نیاز اساسی یک کنشگر اگاه سیاسی است و از دیگر سو ایران هرگز نمیتواند فلسطین را یک بدهکار به خود معرفی کند زیرا تا کنون اعلام کرده که کمکهای جمهوری اسلامی معنوی بوده نه مادی و ایران هم انرا بارها و بارها تائید کرده! تنها کسانی که این وسط سرشان بی کلاه میماند ما هستیم زیرا سران ما عادت کرده اند مثل خرگوش با چشمان باز به خواب فرو بروند و اینرا از بصیرتشان میدانند و افتخار خود که هیچکس در دنیا مثل ریگ سرمایه های ملی را بباد نمیدهد!

    [پاسخ]

  26. باكي
    ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۶ | #26

    مسلمون تمام اراضی اسلامیو از خود میدونه و بهش غیرت داره!غیرت دادا!فلذا من و شوومای غیور باهاس با هر سازشی که با از دست رفتن ذره ای از خاک اسلام مقابله و مقاتله کنیم!حتى شاید در راه انجام این وظیفه با هنیه ها و عرفات ها و آل ثانی ها روبرو باشیم!

    [پاسخ]

  27. ۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۸ | #27

    این حرف خوبیه! همین حرف ها رو می شه به رهبری هم تعمیم داد یعنی اینکه در جزئیات تابع ایشون نبود . و از اشتباه هم مبرا نیست.

    [پاسخ]

  28. ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۴:۴۹ | #28

    سلام
    واقعاً که همیشه از اهستان با توجه به چیزایی که تو وبلاگت خونده بودم یه تصور دیگه داشتم
    داداش مواظب باش بد جور داری می زنی خاکی … بد جور
    تو رو خدا تو یکی موظب باش چپه نشی
    موضع های با بصیرت قبلی هات به یه جبهه برای بیان حرفای یه عده ی شده
    داداش بیشتر مواظب باش
    اینا چیه به مقاومت می گه آخه پسر خوب

    [پاسخ]

  29. یک خبرنگار قدیمی دفاع مقدس
    ۱۸ فروردین ۱۳۹۱ در ۱۳:۲۰ | #29

    برادر حسینی من اغلب اوقات مطالبت را می خوانم از این همه غیرت و همت و پایداری در عقیده ات همیشه آفرین می گویم امروز جهت تهیه مطلب برای سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی گذرم به وبلاگت افتاد و تصادفی پاسخ های شما به دیدگاهها را خواندم و جدا متاثر شدم و …
    برادر فکر کنم من سنی و تجربی از شما بزرگترم حرف مرا به عنوان نصیحت که نه بلکه امر به معروف بپذیر و آن این که برادر من کسی که مدافع شهید و شهادت است که با بداخلاقی و یا کلمات رکیک که پاسخ نمی دهد اصلا تا به حال نقل قول از شهیدی شنیده ای که حتی به بعثی های … فحش رکیک دهند و یا بد اخلاقی کنند یادت نرفته که خود تشنه می ماندند و اسیر را سیراب آب می کردند . برادر من هدف پیامبر از بعثت ترویج اخلاق اسلامی بود و هدایت انسانهایی که به بیراهه رفته اند پس من و شما که هستیم که با مردم چنین سخن بگوییم.
    برقرار باشی

    [پاسخ]

  30. سلمانیان
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۱:۲۰ | #30

    آقا سید سلام
    بزرگوار گمانم نظراتت بیش از آنکه منطقی باشه داره احساسی و سیاسی می شه
    لذا آهستانتان آهسته آهسته از مسیر خارج می شه (نمونه را: دفاع از هاشمی، فائزه، تاختن به استاد مصباح و همه همه نشانه خروچ از مسیر است اما بگذار درباره همین پست چند مطلبی را مرور کنیم و لطفا پاسخ بده آن هم به ایمیلم(salmanian2@gmail.com)
    ۱٫ آیا توجه داری که ادبیاتتان چقدر به دوره اصلاحات داره نزدیک می شه توجه کن: «چبهه پایداری در حال نهادینه کردن یک فرهنگ بسته‌ی فکری و حزبی در کشور هستند،» بزرگوار این جور حرف زدن البته شایسته کارهای ژورنالیستی است اما منطق و ادب بری از چنین ادبیاتی است. راستی نمی دانم سری به آثار دوره اصلاحات زده ای یا نه؟ آن موقع هم خود علامه مصباح را و البته شاگردانش را دگم، خشونت طلب و مانند آن می دانستند.
    ۲٫ تلاش کرده ای که اثبات کنی که آقای مصباح و پایداری ربطی به هم ندارند و این جمله از قول ایشان که من لیدر پایداری نیستم را دلیل آورده ای باید گفت بزرگوار اینکه استاد فرموده اند من لیدر نیستم سخنی است و اینکه ایشان موضع جبهه پایداری را قبول نداشته باشند سخن دیگری است. پایداری یک گفتمان است که البته ممکن از بی نقص هم نباشد اما مطمئنا نقصهایی که شما بر می شمری ربطی به بحث ما ندارد.
    ۳٫ عبارت تاریخی مقام معظم رهبری درباره علامه مصباح را مربوط به مسائل علمی دانسته ای و نه سیاسی. در این مورد باید گفت احتمالا به حافظه خود مراجعه نکرده ای اگر به تاریخ مراجعه کنی خواهی یافت که اتفاقا این جمله تاریخی حضرت آقا زمانی بیان شد که در کوران کشاکش مباحث سیاسی جناح اصلاح طلب مدعی بودند که آقای مصباح نباید در سیاست دخالت کند و حداکثر در حوزه کارهای علمی کند و به دلیل ورود ایشان در سیاست آنهمه حمله کردند. راستی اگر استاد مصباح در سیاست دخالت نمی کرد آن همه ناسزا می شنید. بگذریم خواستم یادآوری کنم که اتفاقا تمجید رهبری و نشاندن علامه مصباح بر جای علامه طباطبایی و شهید مطهری صرفا مساله علمی نبوده است. (تاریخ خوب است و مفید)
    ۴٫ سرآخر خواسته ای علامه مصباح را قابل نقد بدانید و برای این مساله نظر مقام معظم رهبری درباره استاد مطهری در موضوع شریعتی را آورده ای( البته بدون آدرس ولی من می گم که آدرسش کتاب رسول جعفریان است که حاشیه نگاری های رهبری را بدون اجازه در چاپ ها بعدی آورده است) بزرگوار گیرم که استاد مصباح قابل نقد باشد اما توچه کن که من نمی گم که تو کجا و ایشان کجا اما به من حق بده تا مبرهن و استدلالی شخصیتی را نقد نکنی نباید از تو و از هر منتقدی پذیرفت. نقد باید بدون حب و بغض و صد البته مستدل باشد.
    ۵٫ نوشته ای «جبهه پایداری …با استفاده مبتذل از تعابیر رهبر انقلاب درباره آیت الله مصباح، به دنبال تحمیل جایگاه علمی و فکری ایشان به عرصه سیاست است» این هم یک ادعاست بدون دلیل ضمن آنکه ادبیات ژورنالیستی است تا بحثی علمی که البته کمی هم اهانت (به کلمه مبتذل توجه کن و بک بار دیگه مرور کن)
    ۶٫ ایراد کرده ای که چبهه پایداری صفر و صد می بیند بزرگوار خودت هم که منتقدین خودت را در مقالاتت صفر و صد می بینی عزیزم.
    ۷٫ درباره جبهه پایداری نوشته ای که «صرف انتساب به یک شخصیت برجسته، عقلا و شرعا معیاری قوی، منطقی و عقلانی برای فعالیت سیاسی نیست.» بزرگوار کی و کجا اع

    [پاسخ]

  31. سلمانیان
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۱:۳۴ | #31

    ۷… بزرگوار سید جان اعضای پایداری کی و کجا علت فعالیت سیاسی را انتساب به علامه مصباح دانسته است؟ راستی اگر کسی منتسب به بزرگی نداشته باشد حق اظهار نظر و فعالیت سیاسی ندارد؟ کمی بیشتر تأمل کن.
    ۹٫ نوشته ای شاگردان آیت الله مصباح ۶ سال دولت را نقد نکردند. من از این حرف شما که اهل رسانه ای تعجب می کنم
    بزرگوار به جرات می گویم بیشترین سخنرانی علیه حلقه انحرافی را شاگردان آقای مصباح داشته اند مانند اقایان روانبخش، نبویان و دیگران که اگر لازم بود خصوص هم به خودتا می گویم ضمنا خود من ده ها سخنرانی علیه حلقه انحرافی داشه ام در عین دفاع از کلیت دولت و نقد اصلاحات و جریان سکولاریستی. این نقدها از امروز شروع نشده است. از اولین فازهای منفی دولت که جریان حضور زنان در ورزشگاهها بود نقد شروع شد. اما به این بیان رهبری هم توجه که وفتی که اقا مساله را اصلی و فرعی کردند و همواره طی این سالها از ۸۸ به بعد فتنه گران را اصلی دانسته و خصوص اطرافیان احمدی نژاد را مساله فرعی کشور دانستند (مساله ای که جنابعای ضمن ادعای فراوان ولایت مداری توجه نداری انشاءالله از روی غفلت) عبارت آقا در اعتراض یکی از دانشچویان به این مساله اینگونه است:
    «یکى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون – که خدا ‏نکند خون باشد – اما به شما عرض بکنم؛ اینها جزو مسائل تعیین کننده و اصلى نیست. ممکن است ایراد و اشکال ‏وارد باشد – من در این مورد هیچ قضاوتى نمیخواهم بکنم – ممکن است کسى به یک شخصى یا به یک کارى ایراد ‏داشته باشد؛ منتها باید توجه کنیم که مسائل را اصلى – فرعى کنیم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در ‏انگیزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى که می شود، نگیرد.»( دیدار دانشگاههیان یازده ماه رمضان ۱۳۸۸ )‏
    تازه این همه در حالی است که دفاعیات آقا از دوره اول احمدی نژاد فوق تصور است که می فرمودند من از این دولت حمایت ویژه می کنم/ دولت قطار انقلاب را به مسیر اصلی خودش بازگرداندند/ این دولت اگر هم رای نمی آوردند همین که شعارهای انقلاب را زنده کردند خدمت بسیار بزرگی کردند.
    بگذریم حرف بیش از اینهاست
    اما حتما به ایمیلم پاسخ بده والا تلقی ام نسبت به شما و مخالفین پایداری منفی خواهد شد و ادعای ولایتمداری ایت در ذهنم فرو خواهد ریخت. با تشکر سلمانیان.salmanian2@gmail.com

    [پاسخ]

  32. امین
    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۲ | #32

    سلام علیکم
    خداقوت
    ببخشید منبع شما برای نقدی که بر آقای مصباح وشهید مطهری داشتید ازکجاست؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۸ ب.ظ:

    سلام
    ممنون
    حکایت مخالفت آقای مصباح با شریعتی جزو واضحات تاریخی هست. همه بزرگان و انقلابیون اینو قبول دارند. در کتابهای مختلفی هم نقل شده. مخالفت آقای مصباح با شریعتی به حدی بود که حتی اعتراض شهید بهشتی رو به همراه داشت. در لینک زیر می تونین این مساله رو بخونید.
    http://www.irdc.ir/fa/content/3587/print.aspx

    [پاسخ]

  33. امین
    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۲ | #33

    پس شما که می گفتید علامه شخصا وارد مصادیق کاندیداتوری نشدند و اصلا بحث لیدر این جریان رو بر عهده نگرفتند
    پس این چیه: http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=157396

    [پاسخ]

  34. سما
    ۱۷ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۲۹ | #34

    سلام. عالی بود.
    دوستانی که هیچگونه نقدی رو برنمی تابند:
    شهید بهشتی: «تلخی کلام صادقانه از شیرینی سخن منافقانه گواراتر است»

    [پاسخ]

  35. سما
    ۱۷ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۴ | #35

    حسین قدیانی: اینک ملت «بهشتی انقلاب» است

    http://www.ghadiany.ir/?p=19824

    [پاسخ]

  36. سما
    ۱۷ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۷ | #36

    کلا اشتباه فرستادم!!!

    [پاسخ]

  37. ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ در ۱۰:۳۳ | #37

    سلام و عرض ادب
    هر بار که به این سایت سری می زنم مطلب جدیدی می آموزم. خداوند به شما خیر دنیا و آخرت بدهد.
    یاحق

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 10061
  1. ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۹ | #1
  2. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۹:۳۴ | #2
  3. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۶:۱۱ | #3
  4. ۱۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۲۳:۵۲ | #4
  5. ۱۶ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۱۷ | #5
  6. ۲۳ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۰۷ | #6
  7. ۲۳ تیر ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۸ | #7
  8. ۲۳ تیر ۱۳۹۲ در ۱۵:۲۴ | #8
  9. ۲۴ تیر ۱۳۹۲ در ۱۸:۰۰ | #9

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: