خانه > انقلاب اسلامي, اينترنت, جامعه, سياست > انتخابات هم شعار است هم شعور

انتخابات هم شعار است هم شعور

حسام الدین مطهری مطلبی نوشته درباره «رای ندادن» خلاصه‌‌اش این است که چون انتخابات در ایران فقط وسیله‌ای است برای تودهنی زدن به دشمن، پس من رای نمی‌دهم!

من در این مطلب قصد ندارم کسی را قانع کنم که رای بدهد، فقط می‌خواهم درباره این ادعا حرف بزنم که آیا رهبران و مسئولان ایران، انتخابات را فقط به همین خاطر می‌خواهند؟ به نظر من نوشته حسام کمی بار احساساتش زیاد شده و از واقعیات سیاست فاصله گرفته. نمی‌دانم آرمان‌گراست یا از جایی و کسی گلایه دارد؟ هر علتی که داشته باشد، بیش از اندازه بر مساله شعار دادن تاکید کرده. کاش لااقل به موارد دقیقتری چون «ضعف و مشکلات سیستم فعلی انتخابات و ضعف نمایندگان» اشاره می‌‌کرد.

البته پیش از بحث اصلی به این نکته اشاره می‌کنم که در جوامع دموکراتیک، مشارکت داوطلبانه یک هنجار تلقی می‌شود، به گونه‌ای که مردم تصمیم می‌گیرند در انتخابات شرکت کنند و یا از طریق شرکت نکردن، بر سیاست تاثیر بگذارند. (سیاست‌های مقایسه‌ای، دکتر سید عبدالعلی قوام، ص۱۸۰) یعنی من با اصل رای ندادن کسی مشکلی ندارم، درباره استدلالش حرف دارم.

اگر فرض کنیم که برخی دوستان (مثلا حسام بنا به گفته خودش) تا حالا به خاطر کوبیدن مشت بر دهان دشمن رای داده باشند؛ اصلا بالاتر از این، اگر فرض کنیم که خود حکومت هم رای مردم را فقط به همین خاطر می‌خواهد، این یک طرف قضیه است؛ طرف دیگر مردمی هستند که رای می‌دهند. آیا مردم موقع رای دادن دنبال هیچ هدف دیگری نیستند؟

این نهایت کم لطفی است در حق مردم که آنها را موجودات چشم و گوش بسته ای بدانیم که از دلیل و نتیجه‌ی رای خود آگاه نیستند. با مراجعه به انتخابات قبلی می‌شود درباره رفتار و تصمیم سیاسی و از همه مهمتر تاثیر انتخاب مردم بهتر قضاوت کرد. مثلا آیا می‌شود تا این حد ساده به انتخابات دوم خرداد ۷۶، سوم تیر ۸۴ و حتی ۲۲ خرداد ۸۸ نگاه کرد؟

جدای از همه سوءاستفاده‌ها و تفسیرهایی که احزاب سیاسی و صاحبان قدرت از آرای مردم در انتخابات سال ۷۶ و ۸۴ کردند، شکی نیست که مردم با انتخاب خود، دنبال خواسته‌ها و تغییراتی بودند و این خواسته را هم به گوش حاکمیت و مسئولان رساندند. فضای کلی مملکت و جهت‌گیری‌ها هم با شدت و ضعف‌هایی در مسیر رای مردم قرار گرفت. مگر می‌شود این تغییرات را ندید؟ پس منطقی نیست که برای مخالفت با سوء‌استفاده‌ی شعاری از انتخابات، خودمان شعارگونه با آن برخورد کنیم.

اشتباه است که تصور کنیم رای مردم هیچ تاثیری ندارد و باعث هیچ تغیری نمی‌شود. البته باید ببینیم ما چه توقعی از انتخابات داریم و دنبال چه تغییراتی هستیم؟ آیا فقط از راه رای ندادن می‌شود به این تغییرات رسید؟ و آیا عدم تغییرات و اصلاحات هیچ دلیل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دیگری ندارد؟

خود حسام اشاره‌‌ای به انتظارات و توقعات خود نکرده. فقط جسته و گریخته به «عدم پیگیری ماجرای کهریزک» و «اختلاس اخیر» و یا «نوسانات اخیر بازار ارز و سکه» اشاره و گلایه کرده که چرا مواردی از این قبیل پیگیری نمی‌شود؟ و چرا کسی عذرخواهی نمی‌کند؟

خوب این درست، ولی کدام یک از این مسائل قرار است با رای ندادن حل شود؟ آن کسی که جنایت کرده، آن کسی که اختلاس کرده و آن کسی هم که در بازار ارز و سکه مقصر بوده، نه به رای دادن من نیازی دارد و نه به رای ندادن من. او کارش را همچنان ادامه می‌دهد. آیا بهتر نیست به جای کنج خانه نشستن و کاسه چه کنم به دست گرفتن، کسی را انتخاب کنم که لااقل پیگیر همین مسائل باشد؟ (یعنی همین حرف دودینگ)

البته من منکر شعار و القاء روحیه حماسی در آستانه انتخابات نیستم، اما دلیلی هم برای ناراحت شدن از این مساله نمی‌بینم. انتخابات در هر کشوری شرایط خاص خودش را دارد. در کشورهایی مثل استرالیا و بلژیک انتخابات اجباری است و کسانی که رای ندهند جریمه می‌شوند! در ایتالیا روی شناسنامه کسانی که رای ندهند، مهر «رای نداده» می‌زنند تا بعدا منتظر تبعاتش باشند! (آموزش دانش سیاسی، حسین بشیریه، ص ۳۷۷)

قطعا در چنین کشورهایی حرفی از دشمن نیست، اما راه دیگری برای اجبار مردم به رای دادن وجود دارد. چه بخواهیم چه نه، کشور ما در موقعیت خاصی قرار گرفته. شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات، برای بسیاری از کشورها، نهادها، سازمان‌های بین‌المللی، شخصیت‌های سیاسی و بسیاری از رسانه‌ها و مراکز مطالعاتی دنیا مهم است. ترکیب آرا، درصد آرا، میزان مشارکت مردم، دقیقا مورد محاسبه و تجزیه و تحلیل آنها قرار گرفته، می‌گیرد و خواهد گرفت. مگر می‌شود اینها را ندید؟

اگر کشوری بودیم مثل بورکینافاسو و یا سوئیس و سوئد، که رای دادن و رای ندادن مردمشان، تاثیری بر شرایط منطقه و جهان ندارد، طبعا حرف زدن از دشمن و مشت کوبیدن بر دهان دشمن هم بی‌ربط بود. ولی وقتی این همه چشم در سراسر دنیا ما را نگاه می‌کند تا بر اساس رفتار ما تصمیم بگیرد، چرا از گفتن حقیقت طفره برویم؟

واقعیت این است که انتخابات و حضور مردم، قطعا مشت بر دهان دشمن است، اما این تنها دلیل برگزاری انتخابات نیست. هیچ مقام و مسئولی هم تا حالا نگفته که ما انتخابات را فقط به همین منظور می‌خواهیم. همیشه گفته‌اند که انتخابات علاوه بر اینکه عاملی برای مشارکت سیاسی مردم، انتخاب مدیران و نمایندگان متخصص و متعهد و سپردن امور به نمایندگان مردم است، مشتی هم بر دهان دشمن است. مگر نیست؟ اگر نبود که همیشه در همه دوره‌های مختلف، از چند ماه قبل از انتخابات شروع نمی‌کردند به دلسرد کردن مردم و تشویق آنها به عدم حضور در انتخابات. وقتی آنها تشویق می‌کنند، چرا جمهوری اسلامی تشویق نکند؟

طنز قضیه اینجاست که عدم مشارکت سیاسی و یا مشارکت پایین مردم در آمریکا، باز هم به حساب دموکراسی گذاشته می‌شود، (در آمریکا به طور متوسط از هر دو نفر، یک نفر رای می‌دهد! سیاست‌های مقایسه‌ای، دکتر قوام، ص۱۸۷) اما مشارکت پایین در ایران، به منزله عدم مشروعیت نظام تعبیر می‌شود! به هرحال این جنگی است سیاسی و رسانه‌ای که ما باعث و بانیش نبوده و نیستیم. ولی این جنبه شعاری و سیاسی، دلیل نمی‌شود که فلسفه اصلی انتخابات که همان مشارکت سیاسی است را نادیده بگیریم.

ساده‌ترین شکل مشارکت سیاسی در هر نظام و مکتبی، رای دادن است. مطالعه مشارکت مردم در انتخابات هم آسانتر از انواع دیگر مشارکت است و اطلاعات رسمی بیشتری درخصوص آن به دست می‌آید. (آموزش دانش سیاسی، حسین بشیریه، ص ۳۷۶)

مشارکت سیاسی نقطه نهایی زندگی سیاسی محسوب می‌شود که تمام علل و عوامل فردی و جمعی در آن دخیلند. رایی که در صندوق می‌افتد عصاره کل زندگی سیاسی است. حتی اگر از روی بی‌خبری هم باشد، خود گواه فرهنگ سیاسی ضعیف و انفعال سیاسی است. در نتیجه می‌توان مشارکت سیاسی و بحران مشروعیت را معیار سنجش زندگی سیاسی یک جامعه قرار داد. (درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی، احمد نقیب زاده، ص۱۸۸)

پس نباید این قدر ساده‌اندیشانه به قضیه نگاه کنیم. حال اگر به منتخبان و شرایط آنها و کم کاریشان اعتراض داریم، بحث دیگری است. این مشکل هم به سیستم برمی‌گردد، هم به نخبگان و هم به مردم. سیستم باید راهکارها و سازوکارهای حضور مردم و شرایط منتخبین را هر چه بهتر و بیشتر به سمت عقلانیت ببرد. نخبگان هم فاصله‌شان را با مردم کمتر کنند و مردم هم بهتر و آگاهانه‌‌تر انتخاب کنند.

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: