خانه > انقلاب اسلامي, سياست > مناظره یا مسابقه طناب کشی؟!

مناظره یا مسابقه طناب کشی؟!

مناظره مکتوب آقایان مطهری و پناهیان علاوه بر آنکه فرصت خوبیست برای فکر کردن درباره موارد مورد بحث، باعث می‌شود که طرفین هم نگاه واقع بینانه‌تری به مسائل و موضوعات مختلف از جمله سیاست داشته باشند.

البته علی مطهری چند سالی است که به عنوان نماینده مجلس، زیر ذره بین نقد است و به اندازه کافی مورد لطف منتقدانش قرار گرفته، اما فرصت نقد آقای پناهیان به عنوان یک سخنران منبری و تلویزیونی محبوب، تاکنون وجود نداشته است. چون همه چیز یک طرفه از ایشان به مخاطب و بیننده می‌رسید، اما ورود او به عرصه سیاست، باعث چکش کاری مواضعش می‌شود که شده است. (مثل همین تغییر مواضع از تایید ابتدایی جبهه پایداری و در نهایت گرایش نسبی به جبهه متحد و آیت الله مهدوی کنی)

سیاست، مثل تلویزیون و یا منبر نیست که یک طرف گوینده و دیگران شنونده‌ محض و مطیع باشند. اینجا محل نقد است و رد کردن نظرات متقابل. آقای پناهیان هم از این قاعده مستثنی نیست. پس این واکنش کودکانه که «گناهِ جواب دادن به پناهیان» را هم به سایر جرم‌های مطهری اضافه کرده‌اند، از آن حرفهاست!

 بعضی دوستان هم ظاهرا مناظره را با مسابقه طناب کشی و یا قدرت بدنی اشتباه گرفته‌اند! رجزخوانی خوب است، ولی علمی و منطقی نیست. اگر کسی حرفی دارد که به مناظره کمک می‌کند، می تواند آنرا مطرح کند ولی خط و نشان کشیدن برای یک طرف مناظره و استفاده از عباراتی چون «استاد پناهیان لهش کرد!» کجای این مناظره قرار دارد؟

عده‌ای دیگر هم هستند که این بحث نظری را معیاری برای سنجیدن میزان ولایتمداری طرفین می‌دانند، یکی را ولایتمدار واقعی و دیگری را ضدولایت و یا در مراتب پایین آن می‌دانند. نه تنها در این مورد خاص که در موارد دیگر هم نمی‌شود اینقدر راحت درباره ولایتمداری آدم‌ها اظهار نظر کرد. همچنین از یک بحث نظری نمی‌شود نتیجه گرفت که پس گوینده و یا نویسنده‌ی آن در مقام عمل، حتما و الزاما همان را پیاده می‌کند.

به نظر من همین نتیجه گیری‌های غیرعلمی، ژورنالیستی و شتاب زده است که باعث می‌شود فضای سیاسی و رسانه‌ای به سمت بی‌اخلاقی پیش برود. ابتدا بخش‌هایی از حرف و نظر کسی را به عنوان مخالفت و ضدیت او با نظام، انقلاب و یا ولی فقیه منتشر می‌کنند، بعد او را با حملات رسانه‌ای و پیامکی! مجبور می‌کنند که در مقام دفاع از خود، به سمت توضیح بیشتر برود. بعد هم چهارچشمی مراقبند تا دوباره حرفی و گافی از او بگیرند و برای کوبیدن بیشترش استفاده کنند. نه به منظور یک بحث علمی و نظری، که برای پیروزی عملی در سیاست، قدرت و انتخابات!

مثلا ابتدا به کسی اعتراض می‌کنند که چرا مخالف فلان طرح در مجلس هستی که رهبری درباره آن سفارش کرده بود؟ (با این پیش فرض که هر مخالفی حتما مخالف رهبری است!) بعد وقتی او توضیح می‌دهد که مجلس جای بحث و گفت‌و‌گو است و هر نماینده‌ای حق دارد نظرات شخصیش را بگوید، نتیجه می‌گیرند که پس تو مخالف ولی فقیه هستی و یا ولایتمداریت کامل نیست! و این ماجرا همچنان ادامه پیدا می‌کند…

در حالی که هر اظهار نظری را نمی‌شود فورا به معنای ضدیت دانست. امام و رهبر انقلاب هم هرگز چنین نگاهی به مجلس و نمایندگان نداشته‌اند. ضمن اینکه بعضی از این موارد، جزو بحث‌های نظری و فقهی است که بسیاری از علما و نویسندگان درباره آن نوشته‌اند و صحبت کرده‌اند. (مثل همین مرز بین نظرات شخصی و نظرات حکومتی و یا موضوع انتقاد از ولی فقیه. آیا می‌شود همه را به فهم نادرست و یا ضدیت با ولی فقیه متهم کرد؟)

البته در این مورد خاص قصد دفاع از مخالفان طرح خودنظارتی نمایندگان را ندارم، حرفم این است که این برچسب‌های مخالفت فلانی با نظرات ولی فقیه، از همچین مواردی ساخته می‌شود که نه متناسب با نظرات امام است و نه آیت الله خامنه‌ای.

 به هرحال هر نظام سیاسی برای ایجاد، ثبات و برقراریش باید نگاهی عام و فراگیر به تابعان، پیروان و مردمی داشته باشد که قرار است با آن نظام مرتبط باشند. این نگاه عام، حداقلی دارد و حداکثری. کفی دارد و نهایتی. متاسفانه افرادی هستند که به بهانه‌ی شدت علاقه‌ به نظام و ولایت (وگاهی کج فهمی و تعصب خشک و خالی) حلقه‌ی ولایتمدارانِ واقعی را تنگ و تنگ‌تر می‌کنند.

اینان حتی استفتاء سال گذشته رهبر انقلاب را هم فراموش کرده‌ و به راحتی کنار گذاشته‌اند. استفتائی که عقلا و شرعا بهترین معیار برای قضاوت درباره التزام آدم‌ها به ولایت فقیه است.

سوال: خواهشمند است در خصوص «التزام به ولایت فقیه» توضیح دهید؛ به عبارت دیگر چگونه باید عمل نماییم تا بدانیم که به جانشین بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام کامل داریم؟

جواب: ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌‌باشد و همین که از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین اطاعت کنید نشانگر التزام کامل به آن است.

دقت کنید: «اطاعت از دستورات حکومتی (یعنی کف) نشانگر التزام کامل به ولایت فقیه است!» حال این را مقایسه کنید با نظر و عمل بعضی ها که دایه‌ مهربانتر از مادر شده‌اند و درباره ولایتمداری آدم‌ها قضاوت و آنها را نه فقط از دایره اصولگرایی که از دایره نظام هم خارج می‌کنند!

البته شیعه تنوری خوب است، ولی امامان شیعه که دائما از تنور برای آزمایش شیعیان خود استفاده نمی‌کردند! این نهایت کج فهمی است که مباحث نظری و فقهی و یا رای و نظر و سلیقه شخصی آدم‌ها (مثلا نمایندگان مجلس) را دلیلی بر شیعه واقعی نبودنشان تلقی کنیم.

نمی‌شود به راحتیِ «دو دو تا، چهارتا گفتن» یکی را شیعه تنوری دانست و دیگری را شیعه اهل شک و تردید. اگر اینچنین باشد، آن وقت چند درصد آدم‌ها را می‌توان با این تعریف پیدا کرد؟ مخصوصا در زمانه حاضر که انواع و اقسام شبهات و سوالات منطقی و غیرمنطقی درباره مشروعیت، مقبولیت، حکومت، ولایت فقیه و … مطرح است. مطمئنا تنها با تکیه بر احساسات و عواطف نمی‌توان به همه این سوالات و شبهات پاسخ داد، عقلانیت هم لازم است.

  1. ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۰۳ | #1

    :|

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    روی عَنْ جَعْفَرٍ الصادق علیه السلام عَنْ أَبِیهِ علیه السلام:
    أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام لَمْ یَکُنْ یَنْسُبُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ حَرْبِهِ
    إِلَى الشِّرْکِ وَ لَا إِلَى النِّفَاقِ
    وَ لَکِنَّهُ کَانَ یَقُولُ: هُمْ إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَیْنَا
    وسائل‏ الشیعه ج۱۵ ص۸۳

    امام صادق علیه السلام، از پدرش امام باقر علیه السلام نقل کردند که فرمودند:

    على علیه السلام هیچ یک از کسانى که با وی مى‏‌جنگیدند را به شرک و نفاق منتسب نمی کرد

    بلکه‏ می فرمود: آنان برادران ما هستند که بر علیه ما طغیان کرده‏‌اند

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    هه هه هه
    یکی از خوشحال کننده ترین خبرهایی که در چند ماه گذشته شنیده بودم!
    ولیعهد عربستان سکته کرد!
    http://www.irdc.ir/fa/content/17368/default.aspx
    ایشالله بزودی به برادرش ملحق میشه!
    فقط امیدوارم اونی که تو ذهنمه جایگزینش بشه
    اگه بشه چی میشه! :o

    [پاسخ]

    عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۸ ق.ظ:

    دوتا کامنت بالا رو باهم مقایسه کنید!

    بابک پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ ق.ظ:

    :D

  2. ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۱۴ | #2
  3. ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۳ | #3

    تهش میخواست بگه مطهری نازه!
    ای کاش امید خان انچه را بین دو طرف در مناظره مکتوبشان رد و بدل گشته بصورت چکیده می آوردند و بقول خودشان با عقلانیت به رد و یا اثبات هر یک از دو طرف میپرداختند.
    این نگاه جانبدارانه خود نوعی جو زدگی سیاسی با تکیه بر احساسات و عواطف میباشد.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۵ ب.ظ:

    ببین برادر. من اصلا درباره محتوای مناظره حرفی نزدم. اصلا هم نگفتم کی نازه کی ناز نیست. بیشتر داشتم درباره واکنش ها حرف می زدم. البته تهش درباره افراط بعضی دایه های مهربانتر از مادر حرف زدم که بلای این روزهای ماست

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ ب.ظ:

    نظر شما برای ما محترم است برادر عزیز حزب اللهی!
    اما ما اگر از کامنت شما خوشمان نیاید ان را حذف نمیکنیم در حالی که کامنتهای بد حال تری شایسته حذف باشند!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۷:۵۵ ق.ظ:

    کدام کامنت شما حذف شد؟ من عادت ندارم کامنتی رو حذف کنم مگر در شرایط خاص! حالا شما بفرمایید کدام کامنت شما حذف شده؟

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۸ ب.ظ:

    همان کامنتی که در مورد مردم تهران -که شهرستانی ها معتقدند بخاطر جفا به رهبری و انقلاب نمک به حرامند-و علی مطهری که عرض کرده بودم -علیه استفراغ-
    کلی هم زیرش بحث شده بود در پست ۱۲ اسفند روز خوب پیروزی!
    به یاد اوردید…

    رحیم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۹ ب.ظ:

    لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزِیزٌ

    [پاسخ]

    رحیم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۳ ب.ظ:

    تهران سعادت آباد میدان بهرود کوچه لاله ۴ مابقیش را خودتان تحقیق کنید تا متوجه شوید چرا ولایت بر عدالت بر خلاف آیه بالا ارجح میباشد.

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    ایه بالا از عدالت حرفی نزده… :?

    [پاسخ]

    رحیم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۰ ق.ظ:

    http://www.aviny.com/quran/almizan/jeld-19/mizan-11.aspx

    المیزان

    http://www.aviny.com/Quran/Nemoneh/Vol5/nemn5_05.aspx#link46

    نمونه

  4. ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۸ | #4

    در ضمن خوشم اومد هیچ کدوم از این ضد انقلاب ها وجودشو نداشت پای بحث ۳ کامنت متوالی و مفصل من در پست قبلی بیاد.واقعا برای همتون-ضد انقلاب-متاسفم.
    در ضمن گروه فکری ما روی ولایت فقیه کار تئوریک کرده که در اینده نیز بسط پیدا خواهد کرد
    که بمحض به نتیجه نهایی رسیدن منتشر شده و دهان یاوه گویان سکیولار در عرصه نظری را خواهد بست!
    پس تا آن روز…

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۴ ب.ظ:

    میشه بگی گروه فکری شما کیااند کجاند؟

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    همین بچه هایی که نسل سوم کسانی هستند که اقا روح الله فرمود سربازان در قنداق!
    جمعی از دوستان همفکر و اهل مطالعه و تحقیق و دلسوز برای صلاح بشریت!
    جایمان هم در گوشه ای از سرزمینمان است!
    هر کجا باشم اسمان مال من است…

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۴ ق.ظ:

    گروه فکری شما بهتره بره حضرات آیات وحید خراسانی و سیستانی رو راضی کنه از خر شیطون بیان پایین و ولایت مطلقه فقیه رو قبول کنند اخوی! :wink:
    در ضمن منتظر مستندات شا همچنان هستم در خصوص ولایت مطلقه فقیه!خصوصا آقای تشنه گاه چیزی دراین زمینه دارند رو کنند خوشحالم میشم!
    خواهشا فقط منابع از احادیث و آیات باشند نه تحلیلهای آبکی و دلایل به ظاهر عقلی (ولی در عمل غیر عقلی)
    ما منتظریم

    [پاسخ]

    sh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    شما اول یه دلیل درست و درمون و مستدل (نه دروغ پردازیها و وارونه نمایی هایی از جنس بی بی سی فارسی که حرف یکی رو تحویل می گیره یه جوره دیگه به زعم خودش تفسیر می کنه و یه کالای جدید تحویل میده) از اون ادعات بیار بعد بیا اینجا منتظر نظر باش!

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۱ ب.ظ:

    یادم نمی آد ادعایی کرده باشم؟!
    شما ادعای ولایت مطلق فقیه بر جان و مال و ناموس مردم دارین پس دلیل با شماست اخوی :wink:

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۵ ب.ظ:

    ملاک درست یا غلط بودن چیزی شده تفسیر بی بی سی؟

    ُسیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۳ ب.ظ:

    کی گفته آیات سیستانی و وحید ولایت فقیه رو قبول ندارن؟

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۹ ب.ظ:

    قابل توجه بعضی از دوستان !
    اصل ولایت فقیه چیزی نیست که کسی که کمترین اطلاعات رو از اسلام داشته باشه بشه بشه منکرش باشه ، البته در مورد محدوده ش بحثهایی هست ؛ بعضی مثل امام خمینی این محدوده رو خیلی وسیع می دونن ، بعضی مثل آیت الله خامنه ای کمتر و بعضی مثل آیت الله خوئی از اون هم کمتر.
    اما اگر ولی فقیه حکم حکومتی ای صادر کرد ، تبعیّت از این حکم حتی بر سایر مراجع هم لازمه و این مساله در کتابهای فقهی با طول و تفصیل گفته شده.

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    ولایت محدود فقیه از جمله حق قضاوت، صدور فتوا در مسائل شرعی، اخذ وجوهات شرعی و رسیدگی به امور حسبیه رو ممکنه قبول داشته باشن ولی به ولایت سیاسی فقیه معتقد نیستن حداقل معتقد نیستن که یک آخوند فرمانده ارتش و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و صدا و سیما باشه

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    ضمن اینکه زمانی که قرار بود این اصل وارد قانون اساسی بشه مکارم شیرازی باهاش مخالف بود بهشتی هم بنا به روایت مهندس سحابی اول مخالف بود ولی بعدا در زمان تصویب از این طرح دفاع میکنه.بیشتر روحانیون طراز اول باهاش مخالف بودن ایت الله شریعتمداری.خویی.طباطبایی قمی.حتی ایت الله مطهری هم تفسیرش از ولایت فقیه اینه که ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار گیرد و عملاً حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم.طراح اصلی اش یعنی ایت الله منتظری هم نهایتا از کار خودش اعلام برائت کرد و به نظارت فقیه اعتقاد پیدا کرد

    جواد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۶ ق.ظ:

    جناب آرش ،به نظر من کسی باید رئیس و مدیر باشه که کفایت لازم برای این کار رو داشته باشه چه به قول شما آخوند باشه ، چه پزشک باشه ، چه کارگر باشه و چه … .
    من از مدافعین نظر امام یا دیگران نیستم ، به نظر من این یک بحث علمیه و بحثهای علمی رو باید در محیط خاص خودش انجام داد. این مساله ، صبغهء سیاسی پیدا کرده ، ای کاش به دور از حب و بغض ها ، پیش فرضها ، سیاسی کاری ها ، تعصب ها و با پرهیز از نظر کارشناسی دادن در مورد چیز هایی که متخصص واقعی در اون موارد نیستیم ، گفتگو می شد.

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۵ ق.ظ:

    جعل واژه جدید در عرصه مباحث نظری از ارش:”ولایت محدوده فقیه”
    شما به همینی که گفتی ملتزم باشی کافیه! :mrgreen::mrgreen::mrgreen:

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    عرض کردم ولایت فقیه حرفی از مطلقه به میان اورده نشد!
    در ضمن در مورد بزرگان دینی مودبانه تر صحبت کنید لطفا!

    [پاسخ]

  5. ُسیدنوید
    ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۳۵ | #5

    متاسفانه در بعضی جریان های حاکم در داخل مجلس نه صدای استقلال خواهی بلکه صدای کل کل به هر نحو ممکن می آید
    و این دو گروه به هیچ عنوان مراعات مردم رو نمی کنند

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    +

    [پاسخ]

  6. بئاتریس
    ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۰ | #6

    آقای حسینی به نظر من شما و آقای مطهری یک اشتباه خیلی بزرگ و در عین حال ظریف درباره اتفاقات و رفتارهای نظام اسلامی دارید و همین طور بقیه دوستانی که نظر می گذارند. شما می خواهید با تکیه بر احادیث و آیات و روایات رفتار حاکمان رژیم اسلامی رو تفسیر و یا توجیه کنید. در حالی که اساسا این حکومت اسلامی ما یک پدیده کاملا مدرنه و جز یک لباس از اسلام نشانی نداره. اسلام سنتی و رفتار و جهان بینی بنیانگذاران اون اسلام مثل پیامبر و علی و خلفای راشدین کجا و اعمال و رفتار آقایان خمینی و خامنه ای کجا. اونها هر چی که بودند و هر کار که کردند متعلق به دنیای قدیم بودند و آقایان انقلابی ما نه تنها جز لقلقه زبان هیچ تعلق خاطری به اون مردان و اون زمانها ندارند. اینها کاملا مدرن عمل می کنند و رفتارشون خیلی بیشتر از اینکه از محمد و علی الگو گرفته شده باشه از استالین و مائو و هیتلر الگوبرداری شده.
    کجا پیامبر و علی و عمر و ابوبکر برای تحکیم حکومت به روش هایی مثل ترتیب دادن تجمعات هزاران نفری، شستشوی مغزی افراد از کودکی، بسیج کردن طبقات اجتماعی بر علیه بقیه طبقات، اعتراف گیری از مخالفان، اعدامهای دسته جمعی، نور پردازی روی رهبر برای القای حس تقدس و … متوسل می شدند؟
    اما تا دلتون بخواهد می توانید این رفتارها رو در امثال استالین و مائو و هیتلر و موسولینی ببینید. انقلاب ما یک انقلاب کاملا مارکسیستی بود در لباس اسلام. کدوم یکی از رفتارهای انقلابی های ما ریشه در رفتار بنیانگذاران اسلام داشت؟ از مصادره اموال گرفته تا اعدام های بی حساب کتاب خلخالی و لاجوردی، تا ملی کردن اموال شخصی تا حذف کامل همه مخالفان و یک شکل کردن جامعه. اما برید رفتار کمونیست ها رو بعد از انقلاب شوروی بخونید تا متوجه بشید که الگوی واقعی خمینی و سایر انقلابیون چی بوده. که بر خلاف علی این رژیم تنها یک هدف داره و اون حفظ خودشه که آقای خمینی هم به صراحت این نکته رو بیان می کنند: “حفظ نظام اوجب واجبات است”
    چند روز پیش یک مستند دیدم از زندگی مریم فیروز همسر کیا نوری. بعد از ۱۰ سال تحمل شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی هنوز می گفت که به انقلاب اسلامی امیدوار و وفاداره. چون ایشون همون اهداف و آرمان های انقلاب بلشوییکی شوروی رو در نظام اسلامی می دیده.
    کسانی که قبلا نظرات من رو خوندند می دونند که نظرم درباره دین چیه و اینجا هم قصد ارزش دهی مثبت به اسلام روو نداشتم. قصدم این بود بگم این رژیم چیزی که ادعا می کنه نیست.

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    رفتارهای امثال پناهیان و جبهه پایداری هم با این منطق استالینی خیلی بیشتر قابل درک و تفسیره تا با استناد به تاریخ صدر اسلام: حذف همه کسانی که حتی ۱ درجه اختلاف فکری دارند با رهبر حکومت. این حذف در تاریخ مشعشع انقلاب اسلامی از جبهه ملی شروع شد و امروز داره به علی مطهری می رسه.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    ببخشید
    لطفأ حضرت علی (ع) را علی خطاب نفرمائید.
    متشکرم

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    فکر می کنم امام علی بهتر باشه … چشم.

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    درست صحبت کن که حاجی یوسفی غیرتی شده!
    الان میزنه کاسه کوزتو میریزه بهم! :lol:
    .
    .
    .
    جناب یوسفی با تمام اختلاف هایی که با هم داریم که رحمت است-پیامبر(ص):اختلاف امت من رحمت است.-
    ولی خدا را شکر که از مسلمانی چیزی برایمان مانده…{هر دویمان را عرض میکنم در این شرایط پیچیده آخرالزمان}

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    ما هم چیزی که ادعا میکنیم نیستیم!
    بئاتریس-واژه غریبی که اولین بار اینجا با ان مواجه شدم-خانم یا اقا{چه فرقی میکند تو این وضعیت}…
    هر چند شما از پاسخ دادن به کامنتهای بنده حذر دارید…
    اما من چند وقتی است که میخواستم با شما وارد بحث شوم فارغ از هر جنجالی…
    این گفته شما مطابق با واقع نیست:
    “شما می خواهید با تکیه بر احادیث و آیات و روایات رفتار حاکمان رژیم اسلامی رو تفسیر و یا توجیه کنید.”
    توجه داشته باشید ما طرفدار حکومت نیستیم…
    بلکه طرفدار حق هستیم…
    تا زمانی که حکومت به مُرِّ حق رفتار کند ما نیز حامی او خواهیم بود و زمانی که نه…نه
    حالا حق در بینش ما همان الله است. الله میفرماید:انُّ الدینَ عند الله الاسلام…دین نزد خدا اسلام است.
    پس مر حق میشود همان مر اسلام!-مُرّ=رویه-
    حال اینجا دو دعوی مطرح میشود:
    ۱-اینکه اسلام برحق است یا نه؟-که ظاهرا جنابتان اصولا اعتقادی به اسلام نداری که مایه تاسف است-
    ۲-حال که فهمیدیم اسلام بر حق است باید ببینیم این مُرِّ اسلام چیست تا بدانیم حکومت بر این صراط پایدار و رهرو هست یا نه؟
    طبق همین دو صغری که در بالا چیدم میرسیم به کبری مسئله و طرح اشکال!
    در مورد اول دوست عزیز تا ما مشکلات رو در مبنا بحث نکنیم نمی توانیم به رو بنای کار برسیم!
    در مورد دوم هم این اشکال مطرح میشود که شما اساسا مگر اسلام شناسید که تعیین میکنید این حکومت اسلامی نیست!
    از همه اینها بگذریم نوشته جات و کلیک فرساییتان ان قدر پر اشکال است که واقعا مجال پرداختن به همه انها نیست…مختصر به مواردی اشاره میکنم…
    اینکه حکومت مدرن است نه اسلامی که دردی رااز شما دوا نمیکند برای شماهایی که اساس نگاه اسلام را قبول ندارید چیزی جز مدرنیته باقی نمیماند.پس اگر این حکومت در راستای پروژه ناتمام مدرنیته است دیگر شما چه پدر کشتگی با آن دارید!
    انقلاب هم از زمانی که شروع شد نشان داد که ماهیتا نه شرقی است نه غربی!
    البته این زاویه نگاه درست است که ان چه در زندگی مردم جاری ساری میشود چیزی جز ساز و کارهای سوسیالیستی و لیبرالیستی نیست که خدا رو شکر ما با ان در حال مواجه جدی هستیم!
    اما این با نکته قبلی دوتاست!
    بینه این مطلب هم این است که حکومت در مشی اصلی خود نه هیچگاه عزیز کرده شرق بوده نه غرب!همانطور که دیدید روسیه هیچگاه در مورد ایران مانند سوریه پیراهن چاک نداد…
    اما علت نکته دوم در زاویه نگاه درست هم این است که جهان اسلام پس از طی یک دوره خمودگی گسترده و در بحبوحه رنسانس در غرب در یک عمل انجام شده قرار گرفته.
    حرف های زیبای دین برای پیاده شدن نیاز دارد به ریز شدن در تبیین موارد تئوریک و ساز و کارهای اجرایی… که این هم کار یک شبه نیست چندین نسل پای کار میطلبد که در حال حاضر با سرعت خوبی استارت خورده و در حال پیش رفتن است.در تبدیل روایت ها به فرا روایت ها.
    دیگه خیلی طولانی شد! بقیه اشتباهاتتو بهت میبخشم :mrgreen:

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    به نظرم این جواب اتهاماش نبود

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    این همه صغری کبری چیدم خیر سرم…
    بعد میفرمایید هیچ…
    کشک…
    بابا کمی انصاف داداش گلم!
    هرچند من بیشتر منتظرم ببینم خود بئاتریس پاسخی به این مطالب دارد یا نه!
    امیدوارم این کلیک فرساییهای بنده کمی ایشان را به فکر ببرد تا این که درصدد مواجه برانگیزد!

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۷ ب.ظ:

    ۱- بئاتریس راهنمای دانته بود در سفر به بهشت توی کتاب کمدی الهی.
    ۲- گفتید که من با مدرن بودن حکومت نباید مشکل داشته باشم. چرا اینجوری باید باشه.؟ استالین، مائو، هیتلر، پل پوت، صدام و … هیچ کدام آدمهای سنتی نبودند و کمونیسم و فاشیسم هم کاملا پدیده های مدرن هستند. اصولا به نظر من افرادی که این دو تا طرز تفکر باعث مرگشون شدند در طول تاریخ بشریت بی سابقه هستش. لیبرال دموکراسی و حقوق بشر بخشی از مدرنیسم هستند نه همش. اما جمهوری اسلامی ادعا می کنه که با پروژه مدرنیسم مخالفه و درعین حال از روش اون حکومت های مدرن یعنی فاشیسم و کمونیسم استفاده می کنه برای تحکیم قدرتش. روش هایی که بالاتر از چند تا شون اسم بردم.
    ۳- برای کمونیستی عمل کردن نباید حتما وابسته به شوروی بود. استفاده از روش ها مهمه. چین هم کمونیست بود و با شوروی کمونیست مشکل داشت. خمرهای سرخ هم توی کامبوج کمونیست بودند و یک چهارم مردم کامبوج رو کشتند اما هم با شوروی دشمن بودند و هم با آمریکا. مستقل بودن که دلیل بر حقانیت نیست.
    ۴- درباره بحث اسلام هم که اصلا نمی تونم بحث با شما رو شروع کنم چون هیچ مبنای مشترکی نداریم.

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    اگه کسی می خواد بدونه که شباهت های جمهوری اسلامی با حکومت شوروی چیه کافیه تاریخ شوروی مخصوصا سالهای سرکوب استالین رو بخونه و با اتفاقات سالهای سیاه دهه ۶۰ در ایران مقایسه کنه تا بفهمه که الگوی واقعی انقلابیون ایران نه پیامبر و امام علی بلکه استالین و بریا بوده …

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    بالاخره پذیرفتید که این جمله شما خلاف واقع است یانه؟:
    “شما می خواهید با تکیه بر احادیث و آیات و روایات رفتار حاکمان رژیم اسلامی رو تفسیر و یا توجیه کنید.”
    در مورد شماره ۲ بهتون تبریک میگم که پذیرفتید خشن ترین اندیشه ای که بشر تا به حال به خود دیده مدرنیسم بوده…
    اما در مورد این جمله:
    “استالین، مائو، هیتلر، پل پوت، صدام و … هیچ کدام آدمهای سنتی نبودند و کمونیسم و فاشیسم هم کاملا پدیده های مدرن هستند.”
    باید یک نکته رو از حیث مباحث مفهومی متذکر شوم…
    نکته ای که حتی به اصطلاح اساتید دانشگاه از ان غافلند…دیگر از امثال شما که توقعی نیست!
    اولا سنت ترجمه غلط واژه ترادیشنال است.سنت واژه ای عربی است که در فارسی به معنای روش و در مفاهیم لاتینی به متود-متودلوژی- نزدیک است -متود=روشی که قبلا تجربه شده وحالا ما از ان تجربه استفاده میکنیم-
    اگر دقت کرده باشید خود اعراب اینگونه که ما خیلی سخیف به هر چیز کهنه ای میگوییم سنتی اطلاق نمیکنند!
    مثلا ما میگوییم شهر سنتی عرب میگوید المدینه القدیم!
    پس تردیشنال را باید قدیمی ترجمه کرد نه سنتی.
    حال که درست ترجمه کردیم درمیابیم که مفهوم قدیم و مدرن-جدید- تعارض ذاتی باهم ندارند بلکه از پی هم می ایند انچیزی که در حال حاضر مدرن است در اینده تردیشنال و ان چیزی که اکنون تردیشنال است در گذشته مدرن بوده است!
    بازهم در بند ۲ گفتید:
    “لیبرال دموکراسی و حقوق بشر بخشی از مدرنیسم هستند نه همش.”
    باید خدمتتان عارض شوم که این بخشی که میفرمایید تنها چیزی است که از مدرنیسم مانده به اضافه سوسیال دموکراسی که با تفسیرهای استالینی و لنینی از سوسیالیسم متفاوت است!
    به هر حال اینم بچه همون باباست البته اگه بابا داشته باشه…
    در مورد بند ۳ هم که گفتید:
    “مستقل بودن که دلیل بر حقانیت نیست.”
    خوب بود به عرایض قبلی من توجه مینمودید…
    پس مر حق میشود همان مر اسلام!-مُرّ=رویه-
    اسلام دلیل بر حقانیت است نه استقلالی که شما از پیش خود میفرمایید…
    جمهوری اسلامی رو هم لطفا با سیم رابط ربط ندید به چمیدونم کدوم گروه چریکی تو کامبوجو و بورکینافاسو سفلی نکنه میخای بگی ما از اونها الهام گرفتیم که میشه جک سال…
    افتخار جمهوری اسلامی یک گروه چریکی به نام حزب الله لبنانه که توی ۳۰۰ گروه چریکی شناخته شده در دنیا محبوب ترین و مردمی ترینشونه حزب سیاسی داره تلویزیون رسمی داره و تو روز روشن تو خیابونهای بیروت رژه میره عکس رهبران ایران رو بالا میگیره و از کیان خودش با عزت طوری دفاع میکنه که در جنگ ۳۴ روزه دانش نظامی دنیا رو صفر میکنه…
    توقع هم نداشته باشید جمهوری اسلامی چون نام دین یدک میکشه باید کیسه بکس امثال شما باشه کمی تاریخ انبیا و ادیان رو بخونید تا ببینید مثلا سلیمان نبی با مخالفانش چه کرد یا حضرت امیر پس از گردن زدن ۳-۴ هزار نفر از خوارج چگونه فرمود ریشه فتنه را در اوردم. مصحف شریف را ببینید تا دریابید جایگاه مفاهیمی چون جهاد و رفع فتنه کجاست…
    و در نهایت حکومت اسلامی حق دفاع از خودش را دارد همان طور که یک مسلمان دارد…
    بازم کهریزک ما شرف داره به گوانتانامو حقوق بشر شما-که تازه همونم مورد نقد ماست-
    پاسخ بند ۴ را هم اینگونه میدهم:
    توصیه میکنم کمی فلسفه بخوانید و کمی منطق بدانید…شاید با بدیهیات در این علم آشنا شدید…شاید
    این چه حرفی است که شما میزنید :
    “درباره بحث اسلام هم که اصلا نمی تونم بحث با شما رو شروع کنم چون هیچ مبنای مشترکی نداریم”
    مگر دکتر کربن که با علامه طباطبایی بحث میکرد مسلم بود حتی زبان هم را هم نمیفهمیدند… چه برسد به من شما…
    ولی دیدید با این حرفتان اصولا معتقد به دیالوگ و مدارکه متقابل نیستید…دیدید…

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۷ ق.ظ:

    ۱- همیشه از این بحث های زبانی سر معنای کلمات فراری بودم. اینها فقط یک ابزاره برای فضل فروشی گوینده. مهم نیست معنای این کلمه توی عربی چیه برای من هم اهمیتی نداره. مهم اینه که گوینده و شنونده فارسی زبان چه برداشتی دارند از این کلمه.
    ۲- مدرنیسم اگه بدی هایی داشته مطمئنا خوبی های غیرقابل انکاری داشته. مثل همه پدیده های دیگه. اصلا پدیده ای توی دنیا وجود داره که همش خیر باشه؟ یکی از بزرگترین خوبی های این مدرنیسم از بین رفتن برده داریه که به وسیله نیروی دریایی انگلستان انجام شد. درحالی که یکی از بزرگترین و مخوف ترین شبکه های تجارت برده به وسیله مسلمانان ایجاد و اداره می شد. اینجا میشه یکی از مزایای مدرنیته بر سنت رو دید. اصولا این حقه مکتبی ها که جزیی از یک قضیه رو به کل تعمیم می دهند خیلی قدیمی شده. کم.نیسم و فاشیسم جزیی از مدرنیسم هستند نه همش. همون طور که شیعه ۱۲ امامی یا سلفی گری جزیی از اسلام هستند نه همش.
    ۳- از نظر تاریخی اصولا کسی به اسم سلیمان وجود نداره که حالا بخواد با دشمانانش خوب رفتار کرده باشه یا بد. اینها افسانه های قوم بنی اسراییله که وارد بقیه کتاب های مقدس هم شده متاسفانه.
    ۴- امام علی خوارج رو گردن نزد. اونها توی جنگ و درگیری مسلحانه کشته شدند. این خیلی فرق داره با این که زندانی های بی دفاع رو که یک بار محاکمه شده بودند رو در سال ۶۷ قتل عام کنید.
    ۵- من منکر خشونت اسلام نیستم. اسلام یکی از خشن ترین ادیان دنیاست. اما نوع خشونت اون خیلی فرق داره با روش های کثیف کمونیستی- فاشیستی که توی این ۳۳ سال به خصوص تو سالهای دهه ۶۰ در ایران اجرا شده.

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۰ ق.ظ:

    درباره بحث درباره اسلام هم فکر نمی کنم این سایت جاش باشه و صاحبش هم راضی باشه به این موضوع

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۴ ب.ظ:

    “درباره بحث درباره اسلام هم فکر نمی کنم این سایت جاش باشه و صاحبش هم راضی باشه به این موضوع”
    بنده عرض نکردم که اینجا جاش هست یا نه گفتم تا چالش ها در مبنا صورت نگیرد بحث در مورد مصادیق نتیجه ای دربرنخواهد داشت و اگر هم نتیجه ای داشته باشد بسیار سطحی و زود گذر بوده و ما فقط عمر خود را تلف کرده ایم و درجا زده ایم…
    ” همیشه از این بحث های زبانی سر معنای کلمات فراری بودم. اینها فقط یک ابزاره برای فضل فروشی گوینده. مهم نیست معنای این کلمه توی عربی چیه برای من هم اهمیتی نداره. مهم اینه که گوینده و شنونده فارسی زبان چه برداشتی دارند از این کلمه.”
    چه فضل فروشی دوست عزیز مگه کسی اینجا از هویت اصلی ما باخبر است یا مثلا میخواهیم کاندیدا شویم همه بنابر دغدغه ای اینجا هستیم که نفس این ارزشمند است…
    اما اینکه من بحث مفهومی کردم برمیگردد به اینکه دارم کار علمی میکنم و هم زمان غیر از مطالعات پیرامونی که دارم در ۳ رشته متفاوت تحصیل میکنم.پس از من توقع بحث عوامانه را نداشته باشید اگر میخواهید بحث علمی کنید این پیش نیازش است که مفاهیم را بررسی کنید.چون همه چیز از مفهوم شروع میشود چیزی که ما فهم میکنیم یا کانسپت بسیار کلیدی است و با یک بحث مفهومی خود مسئله ارزیابی شده و بعضا ممکن است دریابیم پرسیدن چنین سوالی با این مفاهیم پایه بی معنی است.
    ادامه دارد…

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۵ ق.ظ:

    متاسفانه نظر شما چیزی شبیه ادعاست . اگه مثلا برای هر ادعایی یک مصداق خاص می آوردین، شاید می شد راحتتر جواب داد. اینکه در دو خط و در دو پاراگراف بنویسید پیامبر و امام علی چنان بودند و این حکومت اسلامی نیست، که نیازی به جر و بحث نیست. بقیه ادعاها هم در همین حدند. مثل مارکسیستی بودن انقلاب اسلامی! این یکی دیگه نور علی نور بود! به همین راحتی انقلابی رو که با شعارهای اسلامی و اهداف اسلامی به وجود اومده، مارکسیستی می خونین و بعد هم لابد دلتون خوشه که حرف منطقی زدید؟!
    اگر کتاب درباره کمونیست ها خوندید، ما هم خوندیم. خیلی عوامانه است که هر گردی رو گردو ببینید!

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۵ ق.ظ:

    دیکتاتوری و فاشیسم تو ایدئولوژیهای مختلف نازیسم ، کمونیسم، مائوئیسم ، کیم جونگ ایلیسم و ولایت فقیه یه جور رفتار میکنن. روش های بسیج توده ها ، ایجاد جو وحشت در اجتماع ، جلو گیری از نشر آزاد اطلاعات و غیره کاملا شبه همه. گزارش هایی که در باره کره شمالی یا شوروی سابق رو که میخونی اگه اسمها رو عوض کنی فرقی با چیزی که ما الان تو کشور خودمون داریم تجربه میکنیم نداره.

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۴ ب.ظ:

    آقای حسینی کتاب زیاد درباره کمونیسم به فارسی نوشته و ترجمه شده و من و شما و خیلی های دیگه هم اونها رو خوندند. اما همه اونها درباره مفهوم کمونیسم بوده نه چیزی که توی شوروی انجام شد. صحبت های من از مقوله تاریخ بود. برای اینکه مقایسه بشه کرد بین اتفاقات سال ها ۶۰ ایران با سالهای سرکوب زمان استالین باید وقایع هر دو دوره مرور بشه تا ببینید که روش ها کاملا مشابهت داشتند.
    برای مثال تا جایی که من در جریان هستم مالکیت (مخصوصا مالکیت فرد مسلمان) یکی از مقدس ترین و مهمترین موضوعات در اسلامه. جز پرداخت مالیات (زکات) هیچ مرزی هم برای این مالکیت تعریف نشده. حالا ببینید کاری که انقلابیون ما با مالکان بزرگ زمان انقلاب داشتند. به چه حقی شرکت ایران خودرو از آقای خیامی مصادره شد؟ ایشون برای ساختن این شرکت از صفر شروع کرده بود و همش نتیجه سعی و زحمت خودش بود. یا شرکت کفش ملی و یا نساجی مازندران که الان اسم صاحبانشون یادم نیست. این صنایع نتیجه زحمات صاحبانشون بودند که بعد از انقلاب مصادره شدند که به نابودی دو شرکت اخیر منجر شد. کجا می تونید مثالی از این اتفاق در زمان صدر اسلام پیدا کنید؟ والا من نشنیدم (شاید اشتباه می کنم) که پیامبر بعد از فتح مکه اموال کسی رو گرفته باشه. ابوسفیان قبل از اسلام سرمایه دار بود و تا آخر عمرش هم سرمایه دار باقی موند. اما تا دلتون بخواد از این اتفقات در انقلاب های شوروی و چین افتاده که همه داستانش رو می دونند.
    شباهت دیگه رفتار رژیم اسلامی با مخالفان خودشه که به صورت کامل از روش های شوروی کپی برداری شده. برای مثال علاقه عجیب جمهوری اسلامی برای اعتراف گیری و خورد کردن زندانیان سیاسی رو مقایسه کنید با علاقه استالین به این کار. این دو رژیم تنها به حذف مخالفانشون راضی نمی شوند بلکه می خواند که روح اونها رو تصاحب کنند. داستان اعترف گیری های استالین که معروفه مقایسه کنید با میزگردهای سیاسی تهوع آور جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ که توابین رو از زیر شکنجه می آوردند برای اعتراف و غلط کردن توی تلویزیون. یا کاری که با احسان طبری کردند یا مهدی هاشمی یا قطب زاده یا آیت الله شریعتمداری و …
    یک نمونه دیگه که میشه بهش اشاره کرد تهمت های جنسی به متهمانه. خیلی از کسانی که خیلی از کسانی که زمان استالین محاکمه شدند توی دادگاه ها وادار می شدند که به روابط جنسی خودشون اعتراف کنند و خودشون رو آدم های فاسدی نشون بدند. مقایسه کنید این موضوع رو با کاری که جمهوری اسلامی با فتح الله امید نجف آبادی، حاکم شرع نجف آباد کرد. ایشون به دلیل افشای ماجرای مک فارلین بازداشت شدنداما به جرم لواط به اعدام محکوم شدند. از این دست زیاده … یادتون باشه کاری که ماموران اطلاعات با زن سعید امامی کردندو یا روایت هایی که بازداشت شدگان از سوالهایی که بازجوها درباره مسایل جنسی ازشون می پرسند . توی مستند زندگی مریم فیروز هم خود خانم فیروز می گفت که بازجو ازش می خواسته به ارتباط جنسی با شاه اعتراف کنه.
    از این نمونه ها بازم زیاده که اگه کسی حوصله داشته باشه و این دو تا تاریخ دو رژیم رو تطبیق بده به نتایج خیلی جالبی می رسه. کسی باز هم نمونه بخواد باز هم هست.

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۴۶ ب.ظ:

    “درباره بحث درباره اسلام هم فکر نمی کنم این سایت جاش باشه و صاحبش هم راضی باشه به این موضوع”
    بنده عرض نکردم که اینجا جاش هست یا نه گفتم تا چالش ها در مبنا صورت نگیرد بحث در مورد مصادیق نتیجه ای دربرنخواهد داشت و اگر هم نتیجه ای داشته باشد بسیار سطحی و زود گذر بوده و ما فقط عمر خود را تلف کرده ایم و درجا زده ایم…
    ” همیشه از این بحث های زبانی سر معنای کلمات فراری بودم. اینها فقط یک ابزاره برای فضل فروشی گوینده. مهم نیست معنای این کلمه توی عربی چیه برای من هم اهمیتی نداره. مهم اینه که گوینده و شنونده فارسی زبان چه برداشتی دارند از این کلمه.”
    چه فضل فروشی دوست عزیز مگه کسی اینجا از هویت اصلی ما باخبر است یا مثلا میخواهیم کاندیدا شویم همه بنابر دغدغه ای اینجا هستیم که نفس این ارزشمند است…
    اما اینکه من بحث مفهومی کردم برمیگردد به اینکه دارم کار علمی میکنم و هم زمان غیر از مطالعات پیرامونی که دارم در ۳ رشته متفاوت تحصیل میکنم.پس از من توقع بحث عوامانه را نداشته باشید اگر میخواهید بحث علمی کنید این پیش نیازش است که مفاهیم را بررسی کنید.چون همه چیز از مفهوم شروع میشود چیزی که ما فهم میکنیم یا کانسپت بسیار کلیدی است و با یک بحث مفهومی خود مسئله ارزیابی شده و بعضا ممکن است دریابیم پرسیدن چنین سوالی با این مفاهیم پایه بی معنی است.
    اصلا همین تلقی غلط خیلی از ماها از مفاهیم باعث گمراهیمان میشود!درک این موضوع خیلی برایتان سخت است!
    کسی که خوشنویس باشد بد خطی برایش سخت میشود!
    همانطور که دیدید من با یک تفصیل مفهومی کلا فرض شما را زیر سوال بردم!
    هر چند به روی خود نیاوردید…
    شما گفتید که فلانی ها که فلان جنایت ها را انجام دادندسنتی نبودند بلکه مدرن بودند پس سران جمهوری اسلامی هم که جنایت میکنند-به گفته شما-مدرنند نه سنتی!
    سنتی را هم از قبیل دین و امثالهم گرفتید…
    بنده با دو حرکت فرض شما را زیر سوال بردم:
    ۱-سنتی و مدرن غلط است،قدیمی و مدرن درست است!
    ۲-قدیمی و مدرن با هم تعارض ذاتی ندارند بلکه از پی هم میایند!
    پس اساس تفکیک شما نادرست است!
    شنونده هم یکی از ارکان ۳ گانه دیالوگ است!اگر با علم هرمونتیک آشنا باشید…
    در مورد بند ۲:
    بالاخره مدرنیسم خوبه یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    جهت اطلاع گوش ما از این حرفهای عوامانه که غرب یه چیزای بدی داشته یه چیزای خوبی داشته ما خوبیاش رو میگیریم،پره!
    پس خیلی عوامانه دوست عزیز جنس ما درهمه!میخای بخواه نمیخای نخواه! هم خدا رو میخای هم خرما رو!فک کردی تو این جور مباحث نظری میشه زرنگ بازی در اورد!
    نخیر غرب و ایدئولوژی برامده از ان-مدرنیسم- یک واحد یکپارچه است!
    برای بررسی یک چیز یا باید روند کل به جز را طی کنی یا روند جز به کل را که در هر دو باید کل را در نطر داشته باشی.متاسفانه نگاه شما جز به جز است که از این طریق به جایی نخواهی رسید!
    وهابیت و غیره جزیی از اسلام نیستند!بلکه جزیی از اسلام را گرفته اند!دقت کنید این دو با هم متفاوت است!
    در منطق قرانی نور واحد است و ظلمات متکثر!
    پس ما یک حق مطلق داریم که ناشی از نور واحد است و حق وباطل های به هم امیخته گوناگونی که ناشی از ظلمات متکثر است.انتظار نداشته باشید کسی بیاید باطل مطلق را ارائه دهد که مشتری ندارد!همواره حق و باطل به هم امیخته است لیکن این امیختگی به صورتی است که در هر مکتب ناحقی به شیوه خاص خود ممزوج شده و دیگر قابل گلچین کردن نیست!
    در ضمن ذکر تاریخی که در مورد لغو برده داری-کهن-فرمودید کاملا نادرست است .در این مورد خواهش میکنم مطالعات تازیخی خود را بالا ببرید و با مطالعه صحبت کنید چرا که خوانندگان این وبسایت از فرهیختگانند و بچه نیستند!
    مدرنیسم در قرن ۱۵ و از ایتالیا اغاز شد ولی قانون لغو برده داری توسط توماس جفرسون در قرن ۱۸ میلادی ابلاغ شد که منشا ان هم دلسوزی برای برده ها نبود بلکه دلایل سیاسی خودش را داشت که از حوصله بحث خارج است!
    نکنه فکر کردی این همه سیاه پوستی که تویه امریکایه مهاجر بودن و با سلام و صلوات مدرنیستا وارد خاک سرزمین فرصت ها شدن!همین سیاه هایی که تا همین ۵۰ سال پیش اتوبوسشون از سفیدا جدا بود و از خیلی حقوق شهروندی محروم بودن توسط همین انسان هایِ مو بلوندِ چشم آبیِ مدرنیستِ پیوریتن، بعد از کندن پوست کله سرخپوستای بیچاره به امریکا وارد شدن!
    کمی تاریخ بخوان تا بدانی این سیاه پوستا رو از حیوان هم پایین تر حساب میکردند و در جریان حمل برده های سیاه به امریکا چه درصد بالایی از گرسنگی در کشتی ها جان میدادند!
    کمی تاریخ بخوان و بعد مدعای تاریخی داشته باش…
    بله من معتقدم مدرنیسم خشن ترین اندیشه ای بوده که بشر تا به حال به خودش دیده!
    اندیشه ای که در ان انسان گرگ انسان است!
    و افرادی چون هیتلر ، لنین ، لوتر، بوش ، شارون ، اوباما ،نتانیاهو و از این قبیل مدرنیستها، همشان سر و ته یک کرباسن!همه گرگ همند!
    این را اگر کمی تاریخ بخوانی و آمار این فجایع راببینی به راحتی برایت روشن می شود!
    در مورد بند ۳:
    ” از نظر تاریخی اصولا کسی به اسم سلیمان وجود نداره که حالا بخواد با دشمانانش خوب رفتار کرده باشه یا بد. اینها افسانه های قوم بنی اسراییله که وارد بقیه کتاب های مقدس هم شده متاسفانه.”
    جالب است این نطریه تاریخی را شخص جنابتان ارائه فرمودید!
    در تاریخ وجود شخصی به نام سلیمان باعث یک تحول بزرگ تاریخی در غرب میشود و در یک شیفت پارادایم عظیم غرب وارد عصر میتولوژیستی میشود و اصولا افسانه سرایی و اسطوره پروری از این مقطع وجود خارجی پیدا میکند!
    در عهد عتیق که به قول شما از افسانه سرایی های یهود است اصولا سلیمان پیامبر محسوب نمیشود بلکه پادشاهی است که مرتکب شنیع ترین رفتارها شده!
    لطفا با مطالعه صحبت کنید…
    ولی از سلیمان در قران به نیکویی یاد شده که هیچ کدام از توهین های عهد عتیق را برنمیتابد و خوشبختانه یهودیان در تدوین ان نقشی نداشته اند!
    هر چند که شما خدا رو هم قبول ندارید چه برسد به قران…
    دین که افیون توده هاست
    پیامبری نیامده و کتابی نیاورده
    و خدا هم ساخته و پرداخته ترس بشر است…
    در مورد بند ۴:
    “امام علی خوارج رو گردن نزد. اونها توی جنگ و درگیری مسلحانه کشته شدند. این خیلی فرق داره با این که زندانی های بی دفاع رو که یک بار محاکمه شده بودند رو در سال ۶۷ قتل عام کنید.”
    اولا زمان حضرت امیر زندان به شکل امروزی وجود نداشته که حالا بخواهند در زندان باشند یانه!
    ثانیا زندانی های بی گناهی که میفرمایید:یا اعلام جنگ مسلحانه کرده بودند یا طرح کودتا و خرابکاری داشتند.
    در ضمن طی این سال ها همواره دیده ایم که نظام با مخالفان و دگر اندیشان چقدر با مسامحه رفتار کرده:نمونه اش ملی مذهبی هایی که پس از مخالفت با حکم قصاص از نظر امام مرتد بودند اما حذف فیزیکی نشدند بلکه فقط صلاحیت انان برای حضور در مناسب حکومتی تایید نشد!
    یا همین ۸ سال دوران اصلاحات که ضد انقلاب از هیچ توطئه ای برای براندازی فروگذار نکردند ولی باز هم با سعه صدر نظام تحمل شدند.
    نمونه هایی مثل حکم بدوی ارتداد و اعدام اغاجری و اصولا قضایی شدن ایشان با مخالفت خود حزب اللهی ها عملی نشد.
    ولی به هر حال نظام از قدرت قاهره خود برای به سرجای نشاندن ظالمان و بر هم زنندگان ثبات و امنیت ملی استفاده خواهد کرد.و این هم اصلا چیز بدی نیست!
    توقع هم نداشته باشید نظام کیسه بوکس امثال شما باشد و دست و پابسته…
    در مورد بند ۵:
    “من منکر خشونت اسلام نیستم. اسلام یکی از خشن ترین ادیان دنیاست. اما نوع خشونت اون خیلی فرق داره با روش های کثیف کمونیستی- فاشیستی که توی این ۳۳ سال به خصوص تو سالهای دهه ۶۰ در ایران اجرا شده.”
    لطفا میشود فرقش را بفرمایید تا ما روشن شویم!
    .
    .
    .
    در نهایت میبینم که در مواجه نطری حرفی برای گفتن ندارید و باز با هما نگاه جز به جز خویش به سراغ مصادیقی میروید.
    به هر حادثه مربوط یا نامربوطی اشاره میکنید تا بگویید مثلا این نطام جنایت کار است!
    و از این طریق مثلا عواطف بعضی از عوام را بر علیه نطام برانگیزانید…
    نخیر دوست عزیز ما هم مثل شما توی همین کشور و زیر چتر همین نطام زندگی میکنیم و چشم و گوش بسته هم نیستیم!
    خیلی از مصادیقی که میفرمایید از اساس درست نیست مثل ماجرای احسان طبری…
    و ان هایی هم که درست است چیزی نیست که ما بخواهیم از ان دفاع کنیم بلکه اتفاقاتی بوده که بعضا بر حسب ازمون و خطا رخ داده…
    در نهایت امیدوارم که با مطالعه بیشتر و قضاوت منصفانه تر به نتایج خیلی جالبی برسی…

    سید رضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۶ ب.ظ:

    اوج تفکر شما با عبارت “نور پردازی روی رهبر برای القای حس تقدس” معلوم شد…
    کسی که هنوز دلیل این ادعا رو نمیدونه نیازی به جواب دادن نداره

    [پاسخ]

  7. علیرضا
    ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۲ | #7

    در حالی که خود ذره ای به مکتب شهید مطهری التزامی ندارند .فرزند اون بنده خدا را در مقابل پدرش قرار میدهند.
    درسته ۴سال پیش شماهاها حمایتش کردین ولی من موندم این دوره کی بی این بنده خدا رای داد؟

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۹ ب.ظ:

    بندگان دیگر خدا به این بنده خدا رای دادند!!!!!!!!!!!!!!
    که البته رای هم نیاورد…تا دور دوم… :mrgreen::mrgreen::mrgreen:

    [پاسخ]

  8. آهستانی!
    ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۱ | #8

    “سیاست، مثل تلویزیون و یا منبر نیست که یک طرف گوینده و دیگران شنونده‌ محض و مطیع باشند. اینجا محل نقد است و رد کردن نظرات متقابل.”

    اگه شما آقای حسینی از این مدل پامنبری ها هستی واقعا جای تاسف داری :))
    اگه نیستی که احتمالا منظورت همین هست به چه حقی این تهمت رو زدی؟ درسته که کلمه ی عامی مثل مردم رو صریحا در عباراتت به کار نبردی اما از قضا این مفهوم توهین آمیز رو به صورت کلی استفاده کردی که نه تنها حرمت منبر و سخن ران رو شکستی که به شعور پامنبری هم توهین کردی. این اولین خطای شما در این نوشته.

    اما خطای دوم. در سرتاسر این نوشته قصد دارید بقبولانید که علی مطهری فردی است که حداقل التزام به ولایت فقیه رو داره. اما به قول گودر بان آقای مطهری التزام به ولایت فقیهش که هیچ، التزامش به اخلاق اسلامی هم مورد تایید نیست.
    به کار بردن لفظی مثل “خفه شوو پفیوز” اون هم در گفتار با یک نماینده مجلس میتونه حد شرعی رو بر این آقا جاری کنه. یا وقتی ایشون انتصاب خودش به شهید مهطری رو دست مایه ی توهین میکنه و در گفتگو با همون نماینده میاد میگه “با بزرگ زادگان در نیفت” این اوج حماقت یه فرد میتونه باشه. اینها نشان از نداشتن شعور سیاسی یه فرد هست. اگر رعایت اخلاق در گفتگو رو معیار خوبی بدانیم علی مطهری از این حداقل هم برخوردار نیست.

    ثالثا شما با کمال تاسف ابتدا پیش فرضی توهینی مبنی بر اینکه آقای پناهیان سیاست را با منبر اشتباه گرفته و البته توهین بالاتر آنجا که منبر را نوعی دیکتاتوری متصور شده ای هر چند ناخواسته، با این پیش فرض سعی در نادیده گرفتن خطاهای مطهری داشته ای. خطاهایی که هر چند دوستان بسیار به شما متذکر شدند اما متاسفانه مورد قبول نیفتاد.

    رابعا اگر کسی به این گونه رد و بدل پاسخ بین مطهری و پناهیان ایرادی دارد محل سوال نیست، چرا که دو طرف خود صلاح دیده اند پاسخ یکدیگر را بدهند و از خجالت هم در آیند. که البته این بار هم شما به گونه ای نامحسوس به جناب پناهیان توهین کرده ای که مثلا ایشان جوابش را برای رو کم کنی می دهد. و البته خیلی خفیف تر این قضیه را برای مطهری متصوف شده ای که خود جای سوال دارد که البته سنگینی توهین شما به پناهیان چربیده است.

    خامسا کف قبول ولایت مطلقه فقیه برای عامه مردم است. نه برای مسئول سیاست گذار مملکتی. نقد چیزی است و مخالفت بوالهوسانه چیز دیگری. به اختشاش کشیدن صحن مجلس برای رسیدن به یک خواسته ی قانونی، عملی قانونی نیست. هر چیزی قانونی دارد.

    سادسا اگر معتقد هستید که جناب پناهیان افکار ذهنیاشان تغییر کرده باکی نیست. قصد مقایسه مع الفارق نیست ولی شما هم روزی احمدی نژادی بودی و روز دیگر از احمدی نژادی بودن توبه کردی! در تفکر ما همه چیز خوب است مگر خلافش ثابت شود. مسائل اخلاقی که شما به راحتی از کنار آن عبور می کنی چیزی نیست که جناب پناهیان هم به همان راحتی از آن عبور کند. چه بسا پشت در چیزی باشد که از دید شما مخفی باشد.

    سابعا شیعه ی تنوری جایی کاربرد دارد که در مقام امتحان فردی اثر گذار باشد. اگر آزمایش شیعه ی تنوری از نظر شما در مورد نماینده ی مجلس جایی ندارد این توهینی است نسبت به شان نماینده ی مجلس.

    در پایان هم متذکر می شوم جناب عالی از اینکه تا کنون نقدهای زیادی بر پناهیان زده نشده گریزی زده ای و اضافه کرده ای که مطهری به عنوان نماینده بسیار نقد شده است و به طور ملموس نتیجه گرفته ای که جناب پناهیان هنوز جا دارد تا افکراش مشخص شود.
    این مسئله در مورد هر فردی صادق است. به قول معروف “تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد”
    البته منظور من اینجاست که شما عوض نقد جناب پناهیان این را دست مایه ای قرار داده ای بر اینکه چون مطهری در بوته ی نقد بوده باید نسب به او منصف تر بود.
    به نظر حقیر عوض این که بگویید کسی جناب پناهیان را نقد نکرده اگر نقدی هست بگویید نه اینکه نبود نقد را دست مایه ی تبرعه ی طرف مقابل بگیرید.

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    ++

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۷ ق.ظ:

    من که نفهمیدم چرا عصبانی هستی؟! واقعا نفهمیدم. و متوجه نشدم کجا توهین شده؟ و چرا باید متاسف باشم؟ شما احیانا تا حالا منبر رو یه جور دیگه تعریف می کردی و الان چون یه تعریف دیگه شنیدی، خوشت نیومده. ولی کجای این تعریف توهین بود؟ اینکه در منبر یک نفر گوینده و بقیه شنونده هستند، توهینه؟

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۱ ب.ظ:

    زرنگ بازی در نیار امید آقا :)
    نفهمیدن با خودمون رو به نفهمیدن زدن خیلی فرق داره.
    تازه شما از کجا فهمیدی من عصبانیم.
    نقد نوشتم برات. جواب نمیخوای بدی نده این کوچه علی چپ دیگه چیه؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    شما که این همه از توهین نارحت میشی،چرا راحت توهین می کنی؟ علم غیب داری که من خودم رو به نفهمیدن زدم؟! شما نقد نوشتی؟ این اسمش حالا نقد بود؟

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۹ ب.ظ:

    لایک به نقدتون آقای آهستانی

    بخصوص اون قسمتی که در مورد عدم التزام علی فریمانی به ولایت فقیه، فرمودید.

    حرفاش توی رادیو گفتگو که دیگه بی نظیر بود
    با اون توهیناش به همکاری که توی مجلس هم از خیر شکایت کردن ازش گذشت فقط به احترام پدر بزرگوارش

    پناهیان می‌زنه توی خال با جواباش

    کلا آدمای دو رو و دو دوزه باز و اونایی که یکی به میخ می‌زنن و یکی به نعل، تهوع آور هستند.

    من کسانی رو که رک و صریح حرف می‌زنن حتی اگه توهین بکنن، ترجیح میدم به امثال علی فریمانی که در همه‌ی مصاحبه‌هاش میگه هر کسی هم جای هاشمی بود، حق داشت به خاطر آوردن اسمش در مناظره، عکس العمل نشون بده.

    خیلی دلم می‌خواد یه روزی علی فریمانی رو از نزدیک ببینم و ازش سؤال کنم که کدوم عکس العمل، حق هاشمی بود؟
    نوشتن نامه‌ی بدون سلام و خداحافظی به مقام ارشد یک کشور، حقش بود؟
    یا کثافت کاری‌های بچه‌هاش در فتنه‌ی ۸۸؟
    کدوم این عکس العمل‌ها حق هاشمی بود و باید حتما انجامش می‌داد و هر آدم دیگه‌ای هم جای هاشمی، حق داشت که انجامش بده؟

    فریمانی فکر کرده با یه مشت ابله طرفه که نامه‌ش به موسوی رو در گیر و دار فتنه‌ی ۸۸ فراموش کردند که آقا شما دیگه از اینجا به بعد سکوت کن. ما خودمون بقیه‌ی راه رو واست میریم جلو.

    یا ایستادنش در برابر طرح نظارت بر نمایندگان مجلس و توجیهات مسخره‌ش
    فکر کنم دلش می‌خواست بازم چند تا پفیوز دیگه ردیف کنه خطاب به همکاراش اما این طرح، جلوش رو می‌گرفت.
    اونم طرحی که آقای خامنه‌ای چقدر روی تصویبش تأکید داشتند.
    فریمانی اومد توی تلویزیون و باز طرح رو برد زیر سؤال و باز آقای خامنه‌ای در جمع نمایندگان، به حرفاش اعتراض کردند و دلایل مسخره‌ش رو بردند زیر سؤال.
    باز این آقا توی مجلس مقاومت می‌کرد در برابر طرحی که قرار بود جلوی فساد نمایندگان مجلس رو بگیره.

    حالا هم خیلی کیف می‌کنم وقتی پناهیان جوابش رو میده
    یکی باید این آقا رو بشونه سر جاش و بهش بگه:

    بیشین بینیم باآاااااااااااا

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۲ ب.ظ:

    این یک مناقشه است بین دوتا ذوب شده در ولایت که هر دو قصد دارن تو تملق گوی سبقت رو از دیگری بربایند.ما را چکار به این دیالوگ مسخره؟بحثهای همیشگی را دنبال کنیم.

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۸ ب.ظ:

    خانم یک ایرانی
    به نظر شما چرا آقای مطهری تایید صلاحیت شد و رای قابل توجهی آورد

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۵۴ ب.ظ:

    به همون دلیلی که اولش رد صلاحیت شد!
    .
    .
    و اینکه یادتون باشه ایشون به دور دوم رفته
    یعنی نتونسته جزو منتخبان قطعی مردم باشه

    اصلا همینکه رفته دور دوم و یه کم حالش گرفته شده، کلی به من حال میده
    و از خدا می‌خوام که رأی نیاره
    اصلا یکی از انگیزه‌های من (گفتم یکی از انگیزه‌هام که دوباره بعضیا نیان هوچی گری کنن)، واسه رأی دادن در انتخابات اخیر مجلس، همین بود که این آقا رأی نیاره.
    و البته لیست سی نفره‌م رو کامل نکردم
    و این یعنی اینکه تنفرم از فریمانی باعث نشد که یلخی، دست گذاشته باشم روی هر آدمی.
    منم مثل شما، آدما رو از جبهه‌های مختلف انتخاب کردم.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۹ ب.ظ:

    شما هنوز متوجه نشدی که موضوع از چه قراره!طرح یک بحثی منجر به مکاتباتی شده و اون دیدگاه ها در معرض بحث گذاشته شده.نه اینکه رفتارهای فردی و خطاهای آنها محل بحث باشه.اینکه “شخص” فلانی چه جوریه به بحث مربوط نیست.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۵ ب.ظ:

    !!!!!!!!

    به شما حق میدم که فکر کنید این دو نفر دارن در موضوعات کلی با هم بحث می‌کنن. بس که قبلا هر بی احترامی و بی ادبی و بی نزاکتی و فحاشی‌ای، اسمش گذاشته شده نقد و در قالب یک نامه‌ی سرگشاده در معرض دید همگان قرار گرفته.
    نخیر آقا

    این دو نفر دارن بحث کاملا شخصی انجام میدن اما از اونجایی که فحاشی نمی‌کنن، به نظر جنابعالی اینجوری اومده که دارن دیدگاه‌هاشون رو راجع به یک موضوع واحد بیان می‌کنن.
    پناهیان داره رفتارهای غلط فریمانی رو متذکر میشه و فریمانی هم داره جواب میده.

    جوابای فریمانی رو خودتون می‌تونید بخونید اما من قسمتی از یکی از جوابیه‌های آقای پناهیان رو اینجا قرار میدم.

    آقای پناهیان خطاب به علی فریمانی:

    نسبت به اینکه بنده را توهین‌کننده‌ی به خود دانسته‌اید، شاید مربوط می‌شود به آن کلام که گفته‌ام «برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند.» از شما سوال می‌کنم اگر بنده این عقیده را نسبت به شما و برخی از نمایندگان هم‌فکر شما داشته باشم و حضور شما را در عرصه‌ی سیاست و بر اریکه‌ی قدرت و قانون گذاری ناصواب بدانم، چگونه باید ابراز کنم؟ چطور انتقاد از ولی فقیه و حتی از معصومین(ع) به قول شما جایز است، ولی انتقاد از یک نماینده‌ی مجلس توهین محسوب می‌شود؟ بنده که هنوز دست به افشاگری گسترده و بیان انتقادات کامل خود از جانب‌عالی و همفکرانتان در مجلس شورای اسلامی نزده‌ام.
    اما آیا این درایت سیاسی است که نظر حضرت امام(ره) درباره‌ی مفسد فی‌الارض بودن کسانی که «رأی شورای نگهبان را رد کنند و علیه آن اقدام کنند» را قبول ندارید و یا آن را صریحاً ابراز نداشته‌اید؟(صحیفه امام،ج۱۴،ص۳۷۷) آیا این درایت سیاسی است که رهبری را در خشکانیدن ریشه‌ی فتنه مدد نمی‌رسانید؟ آیا این درایت سیاسی است که در ایام مرگ منتظری نوشتید «به منتظری گفتم اگر پدر من بود وضع شما اینگونه نبود.»(تابناک) آیا نمی‌دانید امام به منتظری فرمودند: برای اینکه از قعر جهنم نجات پیدا کنید توبه کنید؟(صحیفه امام،ج۲۱،ص۳۳۱) اگر بنده بپذیرم شما درایت سیاسی دارید، پس باید امام راحل را به دور از درایت بدانم. این نوعی حسن‌ظن است که مواضع غلط سیاسی کسی، تنها به نبود درایت سیاسی تحلیل شود؛ و الا تحلیل‌های دیگری هم می‌توان داشت. چنانچه حضرت امام در همان نامه، ابتداءً آقای منتظری را به ساده‌لوحی توصیف فرمودند و سپس در ادامه‌ی آن نامه بیان داشتند که شما با این ساده لوحی که دارید، مملکت را به دست منافقان و لیبرال‌ها خواهید داد. راستی شنیده‌ام اصلاح‌طلب‌های لیبرال‌منش، شما را در لیست خود قرار داده‌اند؟
    .
    .
    .
    می‌بینید؟
    بحث کاملا مربوط به رفتارهای شخصیه
    ظاهرا شما باید دوباره از اول همه‌ی نامه‌هاشون رو مرور کنید.

    آهستانی! پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۷ ق.ظ:

    حالا چرا علی فریمانی؟
    همون علی مطهری بگید بهتره.
    به نظرم شما با این کار قصد دارید در حمایت از شهید مطهری رفتار کنید ولی یه نکته ای رو از نظرتون پنهان می کنید.

    بذارید تاریخ همونی که هست باشه.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    نه به قصد حمایت از پدر بزرگوارشون این کار رو نمی‌کنم
    فقط حرصم می‌گیره از اینکه همکارش رو کوچک زاده می‌دونه و خودش رو بزرگ زاده
    از اون روزی که اون حرف رو زد، فریمانی صداش می‌کنم

    ولی اگه یه روزی خدا کمک کنه و موقعیتی دست بده که بتونم یه مشت بخوابونم زیر چونه‌ش، حتما از اون به بعد با اسم کامل فامیلش صداش خواهم کرد.

    با اون جمله‌ی آخرتون موافقم ولی حاضرم اون فریمانی رو هم نگم و همون «علی» صداش کنم تا اینکه بخوام فامیلی کاملش رو بگم :-)

    چیکار کنم آخه؟
    خیلی ازش بدم میاد
    خیلی
    خیلی

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵ ب.ظ:

    ولی واقعا شهید مرتضی مطهری فریمانی کجا و علی فریمانی کجا؟
    فرقشون از زمین تا آسمونه

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    این آخری رو برای شما ننوشتم آقای آهستانی
    برای امثال آقای تشنه نوشتم که اومدن توی مطلب بعدی گفتن و چند ساعت توی فکر بودند که علی فریمانی کیه

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۱ ب.ظ:

    این آخری رو برای شما ننوشتم آقای آهستانی
    برای امثال آقای تشنه نوشتم که اومدن توی مطلب بعدی و گفتن چند ساعت توی فکر بودند که علی فریمانی کیه

  9. ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۲ | #9

    آی آدم زورش میگیره که این حرفا رو نزنه
    طرف شونصد ساله وزیر علومه اونوقت هنوز هیچ کار خاصی تو وزارتش انجام نداده!
    الانم که با هزار جور دور زدن قانون و این ور اون ور کردن آخرش داداشش آوردن کردن رئیس دانشگاه آزاد.
    بعدشم که تغییرات در سطح مدیریتی شروع شد
    تا اینکه چند روز پیش دکتر عباسپور رو ورداشته و بجاش خسرو دانشجو رو گذاشته!
    انگار این ایل و طایفه بدجور تعصب فامیلی دارن!
    نمردیم و خاندان دانشجو هم ظهور کرد!
    هیچ چی به اندازه تغییر جاسبی و عباسپور بهم زور نداشت
    از همه بدترش جانشینش
    قحط آدم اومده!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۷ ق.ظ:

    اینها مملکت را بی صاحب دیده اند.
    برادر و برادر زاده و شوهر خواهر و باجناق و ……

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۹ ق.ظ:

    میدانید چرا مملکت مان بی صاحب شده است؟
    چون همه مواظب امریکا هستند! همه توجه ها به بیرون معطوف شده!!

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۴ ب.ظ:

    چماق امریکا واسراییل و استکبار….برای سرکوب من معترض است وفقط کاربرد داخلی دارد.اتفاقا سفر به امریکا یا برنامه سالیانه خیلی هاست یا ارزوی دیرینه شان.

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۶ ب.ظ:

    این مملکت صاحب داره جناب یوسفی!!!
    نکنه میخوای بگی باید دشمنو دست کم گرفت!!!!
    اتفاقا چشم هایی هم هستند که خیلی ریز مسائل داخلی را دنبال میکنند و حکومت را امر به معروف و نهی از منکر میدهند!

    تشنه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۸ ب.ظ:

    سید جان فعلا که خود مدرکش شدید زیر سواله، سوابقش پیش کش!
    اصولا روی کار اومدن خود دانشجو با دور زدن قانون اتفاق افتاد!
    الانم انگار بدجور افتاده رو دور انتقام کشی!
    هنوز نیومده داره تمام مدیرها رو عوض میکنه!
    خدا ختم بخیر کنه!

    ُسیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۹ ب.ظ:

    من خودم دانشگاه آزادی هستم
    می دونم که اکثر مدیرهای اون نه براساس لیاقت بلکه براساس حزب بازی به قدرت میرسن
    بعضی از خبرها رو هم کم و بیش داشتم
    از استعفای دسته جمعی همه مدیران بگیر تا دلایل امضا نکردن توسط آقای هاشمی
    واقعا اگه من هم جای آقای دانشجو بودم در ابتدای کار یک خونه تکونی حسابی می کردم
    تو دانشگاه آزاد پول های بی حساب و کتاب زیاد می گیرند
    مثلا خود من تو تابستان امسال ۴ واحد برداشتم
    اما پشیمون شدم و گفتم که توی حذف و اضافه ، حذف میکنم
    بعد اومدن گفتن که اگه بخوای حذف کنی باید نصف شهریه ثابت رو بدی
    یعنی این رو تصویب کرده بودند که اگه دانشجوی پشیمون شد باید پولش رو بده و این طوری بود که شما چه بر میداشتی و چه بر نمی داشتی در هر صورت کلی ضرر میکردی
    یعنی نه واحد رو پاس کردی نه از امکانات استفاده کردی باید پولش رو بدی
    اونم با کلی التماس و ناز کردن و گوشه چشم نگاه کردن و کلی بدبختی دیگه
    برای چی برای اینکه مدیران تصویب کردن
    بر چه اساس؟
    همینطوری
    تازه یک قدرت های خاصی هم دارن :lol: که میتونن کاری بکنن که کلا رایگان! تحصیل کنی!
    حالا موارد دیگه هم تا دلت بخواد آقای تشنه تو آستین دارم اما اینجا جاش نیست
    و حقیقت امر هم اینه که تو داشنگاه آزاد واقعا بی قانونی و تبعیض بی داد میکنه
    مثلا ما میخواستیم ۲ تا نماینده مجلس رو دعوت کنیم برای مناظره که بیان بعد رئیس دانشگاه آزاد از آقای جاسبی اجازه گرفته بود
    ببینید اینا که میگن هیئت امنایی و غیره به نظر من کاملا چرته
    ضمن اینکه از مجلس هم زیاد من توقع ندارم تا موقعی که اینا میان وقف دانشگاه آزاد رو تصویب میکنن و کلی از نماینده ها هم تو لابی های آقای جاسبی هستند و مدرکشون هم از دانشگاه آزاد گرفتن واقعا توقعی غیر از این نیست
    و در رابطه با سوابق آقای دانشجو هم که جایی بحث نیست

    ُسیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۵ ق.ظ:

    من کاری به خسرو ندارم اما این دانشجویی که رئیس دانشگاه شده سوابق علمی زیادی دارد
    بد نیست به اونا هم توجه بشه(کامنت بی ربط)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۶ ق.ظ:

    سوابقش زیر سواله!!

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۸ ب.ظ:

    بابا اینا فقط میخاستن جاسبی بره فضا عوض شه…
    به نظر من هم سیادت خاندان دانشجو به دانشگاه ازاد به هیچ وجه درست نیست و قابل نوجیه نمیباشد…

    ُسیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۴ ب.ظ:

    کی زیر سوال برده؟

    تشنه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۴ ب.ظ:

    یکی از نمایندگان مجلس توضیحات رو مفصل داده.
    البته نمیشه زود قضاوت کرد و تهمت زد. باید بمونیم تا حقیقت خودشو نشون بده.
    در اینترنت جستجو کنید به اصل مطلب میرسید.
    یا علی

  10. ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۷ | #10

    یکی از بزرگترین تهدیدها در جامعه ما، بله قربان گویی ست.
    ” بله قربان گویی یعنی اینکه مادون جز رضایت مافوق هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست. ”
    بله قربان گویی پدیده بسیار دردناکی ست، بسیار مضر و بسیار زشت .
    رضاشاه پس از چند سال تصمیم می گیرد اولین کشتی تفریحی ایران را خریداری کند اما وزیر دارایی مخالفت و از تامین اعتبار خودداری می کند. ( البته در نهایت خریداری می شود)
    نمی دانم اصطلاح علمی آن چیست اما احساس می کنم که انسانها در حال کوچک شدن هستند، حتی سی سال قبل مدیران یا معاونان اینقدر بله قربان گو نبودند.
    پدیده بله قربان گویی زمانی رشد می کند که دلسوزی یا همان تعهد کمرنگ شود، افرادی که نسبت به اموال عمومی و خیر و صلاح جامعه علاقه و تعصب دارند هیچگاه بله قربان گو نمی شوند و از افراد بله قربان گو هم استقبال نمی کنند.
    . . .
    دوستان
    عزیزان
    اطاعت محض چیز خوبی نیست.
    اگر دقت کرده باشید بحث اطاعت از ولایت و میزان و چگونگی این اطاعت، در سالهای اخیر بیشتر مطرح شده است!! چــرا؟
    درواقع علت این پدیده، رشد بله قربان گویی در جامعه است، آنان که استعداد بیشتری داشته و بیشتر بله قربانگو شده اند، دیگران را زیر سوال می برند!! رفتار دیگران بنظرشان اشتباه می آید.
    . . .
    بله قربان گویی نشاندهند علاقه و احترام به مافوق نیست. همانطور که عدم آن نیز نشانه تمرد یا بی اعتقادی به آن مقام نمی باشد.
    درواقع بله قربان گو مافوق خود را بی تفاوت نسبت به اموال عمومی فرض کرده و سپس بله قربان گو شده است!! ( غیر از این است ؟ )

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۲ ق.ظ:

    راسل میگه شرقی ها بر این باور هستن ک یک نفر آزاده (قدرت تصمیم گیری مطلق داره) غربی ها بر این باور هستن که بعضی ها آزاد هستن ولی واقعیات اینه که همه آزاد هستن

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۹ ب.ظ:

    راسل جون بخواب که ایرانشهر بیداره! :D

    [پاسخ]

  11. فرشاد
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۸:۲۲ | #11

    به نظر من
    در مناظره بین دونفر معمولا اونی که طرف دولت یا حکومته یا شهرت به اون داره از حاشیه
    امن بهتری نسبت به طرف مقابلش که در مضان اتهام مخالفت یا دشمنی با دولت و حکومته برخورداره.
    در اینجا هم چون مطهری زیادی پاشو توی کفش دولت کرده و مقام بالاتر از رئیس جمهور را قابل نقد دونسته و تبعیت محض در همه امور را لازم نمی دونه مورد حمله قرار گرفته و البته
    از حاشیه امن کمتری هم برخوردار است
    دور نیست که جلوی منزل ایشان هم تجمعی صورت بگیره و البته برخوردی هم با این تجمع صورت نگیره.
    اما اگر این تجمع در مقابل منزل آقای پناهیان صورت بگیره معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد.
    البته فکر می کنم آقای مطهری هم یکی از اون افرادی هستند که به قول آقای جنتی به زحمت تایید صلاحیت شده اند

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    تصحیح
    مضان=مظان

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۴ ب.ظ:

    راستی فرشاد جان!از خاطرم رفته که شما انقلابی بودی یا ضد انقلاب…
    اقای جنتی هم اشتباه بزرگی مرتکب شد با اون حرفاش…
    بابا کی گفته این تا اخر عمر باید خطبه بخونه…
    نه صدا داره ،نه مطالعه داره، نه تو باغه…
    فقط صرف ولایتمداری و تدین که نمیشه…
    این پیرمرد دوست داشتنی باید بره بشین خونشون نوه هاشو جمع و جور کنه…

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۰ ب.ظ:

    آقا صادق
    ضدانقلاب نیستم
    به نظرم آقای جنتی غیرمستقیم از آقای خامنه ای گلایه کرد که خواستار تایید
    با تسامح افراد شده بودند

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۱ ب.ظ:

    پس قبول داری که آقا یه آدم مشنگ رو گذاشته جای به این مهمی؟می دو نی این یعنی چی؟خیلی نتیجه های مختلف در پی داره که بعید می دونم شما بپذیری!متاسفانه ما بیشتر به بحث های نصفه نیمه بیشتر علاقه داریم تا…بماند.”حرفای ناگفته زیاده…اما چه فایده گل من”

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۴ ب.ظ:

    چی باعث شد فکر کنید من گل شما هستم!!!!!!!
    توهین نفرمایید همه اینها خدمات بزرگی به انقلاب کردند همین اقای جنتی توی قضیه پسرش از عقیدش دست نکشید!
    بعدم اتفاقا کسانی که منصوب رهبری هستند بیشتر مورد نقد ما هستند…چون اشتباهات انها بیشتر به نظام ضربه میزند
    مثل زنان پیامبر که به خاطر نزدیکی به شخص اول اسلام گناهشان دو برابر دیگران مجازات داشت!
    نکنه شما میخوای اقا مثل احمدی نژاد رفتار کنه و فقط افرادی رو که صددرصد قبول داره و روی حرفش حرف نمیزنه رو منصوب کنه…و این جوری دایره افراد دور نظام رو تنگ و تنگتر کند…
    اصلا هر چی هم بگردی ادم صد در صد پیدا نمیکنی هر کسی یک گیر و گوری داره دیگه مثل خود ما!

  12. وحید
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۵ | #12

    سلام آقای حسینی
    من مطالب شما را دنبال میکنم. خیلی ممنون از مطالب خوبتان. ولی با نظرتان راجع به آقای پناهیان موافق نیستم.
    دلیل: آقای پناهیان وارد بازیهای سیاسی نشده‌اند به عقیده بنده. اگر مجموعه سخرانیهای ایشان را دنبال کنید خواهید دید که ایشان اتفاقا به عقیده بنده طیف گسترده مومنان از شیعه تنوری گرفته تا سست ترینها را بسیار واقعی و منطقی تعریف میکنند. فرصت نیست اینجا مثال بیاورم و هدف هم این نیست.
    مطلب اینکه به عقیده بنده وظیفه آقای پناهیان این هست که افق ها را ترسیم بکند. وقتی صحبت از بحث نظری هست که به عقیده بنده تخصص ایشان است هدف تعیین وضع مطلوب است. تعیین ایده‌آل نه صرفا ترسیم وضع موجود یا تعیین ریال.
    ولی آقای مطهری به عقیده بنده سطح درک خودشان را که به عقیده بنده وضع موجود است (حدا‌قل در مورد ایشان) اصرار دارند که به عنوان افق معرفی کنند (یعنی ایده‌آل) و این غلطی است که جناب پناهیان به عقیده بنده در صدد تصحیح آن هستند.

    من این را هم بگویم رفتار آقای مطهری در مجلس در چندین مورد. مطالبی که بیجا در مورد آقای منتظری گفتند. یکی به نعل و یکی به میخ زدنشان در ایام انتخابات ۸۸ به عنوان ملاک حق طلبی و …. از ایشان در ذهن من انسانی ساده‌انگار ساخته است. به عقیده من اینکه کسانی که به راحتی زیراب پدرشان را میزدند و میزنند هم حرفهای ایشان را در بوق میکنند از همین ساده‌انگاری ایشان ناشی میشود و این را نمیشود نادیده گرفت.

    اما اینکه در جایی گفته بودید پس چرا مردم به ایشان رای دادند. این را به شما بگویم که ما بعد از انتخابات فهمیدیم که برخی از اقوامان روز انتخابات به ایشان رای داده بودند و این باعث تعجبمان شد. ولی بعد فهمیدیم که بابا جان با صدا و سیمایی که ما داریم مردم باید هم هنوز به امثال مطهری رای بدهند. ما در دنیای مجازی خیلی مطالب را دنبال میکنیم ولی در ایران متاسفانه هنوز هم صدا و سیما منبع قضاوت عموم مردم است. فکر نمی کنم صدا و سیما افتضاح برخورد آقای مطهری با آقای کوچک زاده که گفته بودند با بزرگ‌زادگان در نیافتید و از این حرفها را انعکاس داده باشند و یا حداقل در بوق کرده باشند.
    و حالا ایشان از صدا و سیما طلبکارند و در وب سایتشان رای گیری میکنند که صدا و سیما طرفدار کسی است و از این حرفها.

    غرض اینکه اسلام عزیز تا حالا ضربه ای که از ساده لوحان خورده است از دشمنان نخورده است. رفتار آقای منتظری را مقایسه کنید با رفتار سلیمان صرد خزاعی و مثالهای بسیار.
    اقای علی مطهری هم به عقیده بنده در همین داستان سیر میکنند. تز فکری ایشان این است که چون فرزند بزرگ مردی است البته تحسین برانگیز این کافی است. حالا آسمان و ریسمان را به هم میبافد ولی تهش گند کار در می آید وقتی وسط دعوا حرف دلش از دهنش می پرد بیرون که با بزرگ زادگان در نیافتید!

    امیدوارم روزی بیاید که آگاهی واقعی فراگیر شود و مردم به خود افراد رای دهند نه به نسب آنها!

    آقای مطهری از رانت پدرش استفاده میکنند برای اینکه درک شخصی خودشان از مطالب را به عنوان نظر اسلام معرفی کنند. من در چنین موردی به آقای پناهیان حق می دهم که با قدرت جلوی کج فهمی ایشان بایستند و افقها را نشان دهند. و باز هم تاکید می کنم که ایده ‌آل ها را باید اساتید فن نشان دهند تا شود آنچه در دنیای واقعی (ریال) به وقوع می پیوندد.

    امیدوارم موفق باشید. و بازهم ممنون از مطالب خوبتان
    وحید

    [پاسخ]

  13. ُسیدنوید
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۸ | #13

    کاشکی فرهنگ مناظره که یکی از سنتهای اسلامی است مثل اول انقلاب باب بشه

    [پاسخ]

  14. اصولگراي سابق
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۳ | #14

    “اینان حتی استفتاء سال گذشته رهبر انقلاب را هم فراموش کرده‌ ” خیلی جالب بود.حتی خبرگزاریهای مدعی مثل فارس درباره این استفتاء مهم ونظر رهبری هیچ عکس العملی نشان ندادند.ظاهرا این جوابیه از سوی رهبری به مذاق فارسی ها زیاد خوش نیامده بود.با این معیار رهبری که مصداق جذب حداکثری بود خیلی ها در دایره خودی قرار می گرفتند که مورد پسند امثال فارس ورجانیوز نبود.
    یک بحث کلیدی در مناظرات پناهیان و مطهری این مطلب هست که اصولا ما می توانیم رهبری را در فضای رسمی کشور نقد کنیم یا نه؟!! آقای پناهیان معتقدند چون جایگاه واعتبار رهبری بالاست اگرهم نقدی وجود داره باید در خفا باشه.
    من خوشحال می شوم حول این موضوع دوستان نظراتشان را بیان کنند.به نظر خود من نقد باید در فضای رسمی کشور باشد.مثلا در صداوسیما مناظره بگذارند.موافق ومخالف حضور پیدا کنند.در این جور مناظرات( البته اگر مثل مناظرات سال ۸۸ انفجاری نباشد و بگذاریم نظرات و اعتراضات تلنبار بشه یهو بعد از چندین سال مناظره بزاریم که همش تو یه شب بزنه بیرون!!)به نظر من حق وباطل تا حدودی بسته به توانائی طرف حق نمایان خواهد شد.

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ ق.ظ:

    اینکه چی درسته فکر نمیکنم خیلی ملاک عمل در سطح کلان باشه واسه حکومت،چه بسیار آموزه هاای که هم از نظر شرعی هم از نظر عقلی و هم از بزرگان انقلاب توصیه شده و حاکمیت تن نمیده به اونها،مثل پارازیت فرستادن رو شبکه های رادویی که شهید مطهری صراحتا این کار رو مختص کشور های کمونیستی میدونسته
    ،به هر حال چیزی که حکومت و بلاخص شو من های حکومتی (پناهیان شریعتمداری صفار هرندی) دنبال میکنن و اکثر رسانه های سمعی بصری کشور هم تو مشت خودشون داران ارایه وجهی قدسی و مافوق بشری از رهبری است که هیچوقت اشتباه نمیکنه،به صحبت های این ۳ نفر اگه توجه کنید میبینید که هیچ زاویه ای به مغز شما واسه شک کردن به تصمیمات خامنه ای نمیدن،خود خامنه ای هم به مساله “غیرت” و “حضور به موقع در هر سنگر” ای خیلی تاکید داره ببینید اگه رهبری نقد بشه طبیعتا وجه قدسی الهی ش خدشه دار میشه و ممکنه تصمیماتش بره زیر سوال،اون موقع این آقایونی که “به موقع در سنگر ها” با چوب و چماق و زنجیر آماده میشن با قاطعیت نمیتونن دین خودشونو ادا کنان چون زودتر دچار “شک” میشن

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    واله نه جامعه ما فرهنگ نقد رو داره نه حاکمیت پس بهتره همینجور نقد ناپذیر بمونه تا یکروزی توسط امت شهیدپرور به زیر کشیده بشه :D

    [پاسخ]

  15. علیرضا
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۴ | #15

    در رابطه با ولایت فقیه
    شهید مطهری:
    در جامعه ای که مردم اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته اند نقش فقیه نقش یک ایدئوولوگ است نه نقش یک حاکم .ولی فقیه نظارت میکند که این ایدئولوژی درست اجرا میشود یا نه
    ولایت فقیه یک ولایت ایدئولوژیکی است.اساساَ فقیه را مردم خود انتخاب می کنند این عین دموکراسی است.اگر انتصابی بود یا به گونهای بود که فقیه ای فقیه بعد از خود به طور خاص تعیین می کرد.ممکن بود بگوییم این خلاف دموکراسی است این سلطنت موروثی است .ولی فقیه را خود مردم انتخاب میکنند.رهبر را خود مردم انتخاب میکنند .بنابراین این چه منافاتی با اصول دموکراسی دارد .وچه تناقض است میان جمهوری بودن واسلامی بودن اینکه شکل حکومت موقت باشدو محتوا اسلامی باشد .اگر شکل حکومت دائمی بود با اسلامی بود تضاد ندارد

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۱ ب.ظ:

    میلیاردها لایک تقدیم به علیرضای عزیز فقط از طریق آیت الله مطهری میشه این دوستان مکتبی رو فیتیله پیجچ کرد چون دیگه به اون القابی مثل ساده لوح و فتنه گر و بیبصیرت نمیچسبه :D

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۷ ق.ظ:

    با سخنانی که این بالا نوشتم من جوون چه جوری اقای مصباح را مطهری زمان بدونم؟

    [پاسخ]

  16. محمد
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۵ | #16

    اینها رو بیخیال الان باید فکر این باشیم که داریم بیکار میشیم!
    صنایع تو مملکت خوابیده!
    و سالانه هزارا نفر به قص موقعیت بهت به سمت استرالیا و کانادا دارند کوچ می کنند.
    شاید ماهم رفتیم ،با این وضع افتضاح بازار کار و صنعت :cry:

    [پاسخ]

  17. ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۳:۲۷ | #17

    مطهری همان توکلی هست اما دوگانه سوزش

    [پاسخ]

    بشر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۱ ب.ظ:

    بهر حال این به کنار گذاشتن افراد و گروهها و سلیقه ها اگرچه معایب زیادی دارد اما بعضی وقتها سکوت ناشی از این فیلتر شدن و به حاشیه رفتن آدمها نتیجه های خوبی
    داره . نتیجه هایی که باید مخالفان با سالهای سال بحث و جدل و سر آخر لجبازی طرف مقابل (یا بعضا خودشان)به او بقبولانند ، با قرار گیری در شرایط مشابه به راحتی به آن موضوع
    میرسند .

    صحبت از تلویزیون حزبی یا تخلف سازمان یافته با شارژ کردن تلفن یا پرداخت پول یا ….
    اگر یک نگاه کوچک به گذشته بکنیم ،اینها مواردی بود که برای قبولاندن آن چه جدل هایی که نشد .

    بگذریم
    هدف عذر خواهی از شما ، پسر شجاع بود بابت صحبتها و مجادلاتی که در گذشته داشتیم و تشکر برای اینکه لااقل اینقدر صداقت داشتی که واقعیت را بگی حتی اگر به ضرر خودت باشد :arrow:
    عید نوروز رو هم پیشاپیش بهت تبریک میگم
    ان شاءالله که سالی پر از موفقیت و سلامتی پیش رو داشته باشی .به سید نوید هم سلام ما رو ابلاغ کن

    (ناچارا اینجا نوشتم چون آدرس وبلاگت باز نمیشد و خب آی پیم و آی دیم و ….کمپلت فیلتره)

    یحیی

    [پاسخ]

    بنی بشر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۶ ب.ظ:

    بهر حال این به کنار گذاشتن افراد و گروهها و سلیقه ها اگرچه معایب زیادی دارد اما بعضی وقتها سکوت ناشی از این فیلتر شدن و به حاشیه رفتن آدمها نتیجه های خوبی
    داره . نتیجه هایی که باید مخالفان با سالهای سال بحث و جدل و سر آخر لجبازی طرف مقابل (یا بعضا خودشان)به او بقبولانند ، با قرار گیری در شرایط مشابه به راحتی به آن موضوع
    میرسند .

    صحبت از تلویزیون حزبی یا تخلف سازمان یافته با شارژ کردن تلفن یا پرداخت پول یا ….
    اگر یک نگاه کوچک به گذشته بکنیم ،اینها مواردی بود که برای قبولاندن آن چه جدل هایی که نشد .

    بگذریم
    هدف عذر خواهی از شما ، پسر شجاع بود بابت صحبتها و مجادلاتی که در گذشته داشتیم و تشکر برای اینکه لااقل پسر شجاع اینقدر صداقت داشت که واقعیت را بگوید حتی اگر به ضرر خودش باشد :arrow:
    عید نوروز رو هم پیشاپیش بهت تبریک میگم
    ان شاءالله که سالی پر از موفقیت و سلامتی پیش رو داشته باشی .به سید نوید هم سلام ما رو ابلاغ کن

    (ناچارا اینجا نوشتم چون آدرس وبلاگت باز نمیشد و خب آی پی و آی دی و ….کمپلت فیلتره)

    یحیی

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    8O :wink:

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    آفرین پسر شجاع اولین جمله ایی بود که نوشتی و من خیلی باهاش حال کردم :mrgreen:

    [پاسخ]

  18. ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۶ | #18

    سلام
    «هلوی پوست ناکنده… »
    منتظر حضور شما هستم

    [پاسخ]

  19. حمیدرضا
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۷:۱۰ | #19

    سلام
    من قرار بود دیگه تو این سایت کامنت نذارم و از اون موقع تاحالا به این سایت مراجعه نکردم ولی الان که پس از از مدتی به اینجا اومدم و این مطلب رو خوندم یه چیزی به ذهنم اومد که فکر کنم خالی از لطف نیست شما هم بهش یکم فکر کنید:

    حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی:۱- یار غار امام(ره) -۲-رییس مجلس -۳-رییس جمهور ۴-عالیجناب سرخپوش ۵-نفرسی و چندم انتخابات مجلس ۶-رییس تشخیص مصلحت ۷-نفراول دور اول انتخابات۸۴ ۸-نفر دوم دور دوم با اختلاف ۱۰میلیون ۹-دلسوز نظام و کشور از دست شیطانی مثل احمدی نژاد ۱۰-ارسال نامه بی سلام ۱۱- متهم کردن نظام به تقلب ۱۲-دلسوز نظام و کشور از دست شیطانی مثل احمدی نژاد به توان۲ ۱۳-آرزوی سالم بودن انتخابات و …

    سید محمد خاتمی:۱-وابسته فرهنگی در هامبورگ آلمان ۲-مقاله نویس کیهان ۳-وزیر فرهنگ و… ۴-کاندیدای از پیش باخته انتخابات ۷۶ ۵-کاندیدای برنده انتخابات ۷۶! ۶-امید عده ی کثیری از مردم برای تغییر و تحول ۷-عامل خارجی برای براندازی نظام ۸-بیایید گفتگوی تمدن داشته باشیم ۹-برگذار کننده انتخابات ۸۴ ۱۰-ساکت در عرصه سیاست ۱۱-کاندیدای احتمالی سال۸۸ ۱۲-حامی جدی میرحسین موسوی در سال ۸۸ ۱۳-من آنم که اکبر بود اهل رفسنجان! ۱۴-امید اپوزوسیون ۱۵-فتنه گر و عامل براندازی ۱۶-شرط گذاری برای نظام ۱۷-عقب نشینی از شروط ۱۸-رای دادن!!!!!!!!!!!!! ۱۹-بچه خوب نزد بعضیا!!! و …

    دکتر محمود احمدی نژاد: ۱-معلوم نیست!!! ۲-استاندار اردبیل ۳-شهردار تهران ۴-کاندیدای حزب اللهی ها برای ۸۴ ۵-کم محل شدن توسط سیاسیون ۶-برنده انتخابات۸۴ ۷-مالک اشتر،حامی ملت،ولایتمدار،مردی از جنس مردم و… ۸-کم کم داره یه کارایی میکنه ها!!! ۹-برنده انتخابات جنجالی ۸۸ ۹-کم کم باید زیرآبشو بزنیم بچه ها ۱۰-قانون گریز ۱۱-عامل بدبختی ۱۲-انحرافی و…

    جونم براتون بگه که به حرف هیچ کدوم از این سیاسیون ضد مردم و دروغگو گوش نکنید (منظورم افراد پشت پرده هستش نه کسانی که نام بردم) چون واقعا تمام مسئولان مملکت ما نمودارشون از نظر این سیاست مداران سینوسیست…!
    حالا شما هی سر حرف علی مطهری باادب و پناهیان دین دار یقه همدیگرو جر بدید!!!

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۵ ب.ظ:

    اصلاحیه (برگزار کننده صحیح است)

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۹ ب.ظ:

    این متنی که نوشته شده، بزرگترین درد جامعه ما را نشان میدهد.
    میخواهید بزرگترین مشکل یا بزرگترین ایراد ما ایرانی ها را بدانید؟
    وقتی از شما می پرسند کدامیک از همسایه هایتان خوب است؟
    وقتی از شما می پرسند کدامیک از رئیس های گذشته تان خوب بوده؟
    وقتی از شما می پرسند کدامیک از همکاران تان خوب است؟
    ** شما باید یک نفر را نام ببرید. رفتار درست و منطقی آن است که یک نفر را نام ببرید.
    اگر شما نتوانید کسی را نام ببرید، که مردم ما عمومأ اینطوری هستند، یعنی شما هنوز توانایی تشخیص بد از بدتر را ندارید.
    میدانید شخصیت شناسی ما چگونه است ؟
    چگونه ارزیابی می کنیم و معیارمان چیست؟
    متاسفانه رفتارمان بسیارساده و ابتدایی ست.
    ” شخصیت خوب از نظر ما ، شخصیت بی عیب است. ”
    با مشاهده اولین ایراد یا خطا، ناامید شده و آن شخص را مردود می شماریم
    و دردناک تر اینکه بین مردودین هیچ تفاوتی قائل نیستیم
    بین کسی که با یک ایراد مردود شده یا ده ایراد هیچ تفاتی قائل نیستیم.
    . . .
    راه و رسم شخصیت شناسی مانند این نوشته نیست.
    خودتان را گیج نکنید
    لازم نیست دهها نکته را با هم در نظر بگیرید،
    شخصیت بزرگ دو نشانه دارد اهل سازندگی هست و اهل درگیری نیست.
    . . .
    شخصیت شناسی از طریق جمع و تفریق ممکن نیست
    نیاز به یک احساس دارد. متاسفانه دمکراسی برای ما زود بوده است .

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۴ ب.ظ:

    جناب غلامعلی یوسفی
    لازم به ذکر میدانم که بگویم منظور من از این نوشته ردصلاحیت هیچکدام از این افراد و یا تایید صلاحیتشان نبود بلکه خواستم مروری چند خطی از سرنوشت این آقایان از نظر سیاسیون دور از مردم و خود جداکرده ، داشته باشم!
    ((متاسفانه دمکراسی برای ما زود بوده است)) بسیار موافقم. یعنی مشکل ما از همان جایی شروع شد که بدون دانستن دموکراسی خواستیم دموکراسی برپا کنیم شاید بهتر بود پله پله به سمت دموکراسی میرفتیم! ملت ما در تاریخ برای داشتن پارلمان چقدر زجر کشید ، چه قدر تهدید شد ، تا توانست یک پارلمان خوب و تاثیرگذار داشته باشد( امسال تلویزیون تصاویری از مجلس در زمان حکومت محمدرضا پهلوی پخش کرد که من تا به حال حتی فکر نمیکردم چنین نمایندگان شجاع و مردمی هم در آن زمان به مجلس رفته باشند و واقعا از دیدن این تصاویر هم تعجب کرده بودم و هم لذت بردم) . و مطمئنا تمام این مشکلات هم برای داشتن مردم سالاری در اداره کشور هم در پیش بود که ما خواستیم یکجا و بدون درد و خونریزی به آن برسیم! حکومتی که نظیرش چه در ایدئولوژی و چه در ساز و کار در هیچ کجای دنیا پیدا نمیشد! اما ما الان داریم صدمات و شاید بهای این آرمانگرایی را در رده های بالای حکومت میبینیم. آرمانگرایی ما بسیار خوب بود چه برای مردم و چه برای دین مردم اما رسیدن به آرمانها هیچ وقت به صورت آنی امکان پذیر نیست ولی ما خواستیم راه صد ساله را یک شبه طی کنیم.
    برای مثال ما در حالی نظامسرمایه داری را نفی میکنیم که سر تا پای نظام خودمانسرمایه داریست!(برای یک لحظه فرض کنید که بانکها دیگر به ما خدماتی به این گستردگی ارائه ندهند!!! آیا ما باز هم سرپا میمانیم؟! و یا بانکها بخواند دیگر به صدا و سیما تبلیغات سفارش ندهند! آیا تنها رسانه بیداری و شنیداری نظام ما سرپا میماند! مطمئنا خیر)
    و یا ما همیشه اصالت لذت را نفی میکنیم و در صحبتهایمان به اصالت ارزش ها اشاره میپردازیم در حالی که در جامعه ما تنها چیزی که ارزش است همان لذت است.
    امیدوارم سرانجام ما به همانجایی برسد که قرار بود آرمانهایمان برسد.

    [پاسخ]

  20. متولد 9 دی
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۱ | #20

    پناهیان جزئ طلاب جوانی است که سعی می کنه در مسائل گوناگون دارای ایده باشه.این امر فی نفسه چیز بدی نیست مشروط به داشتن عقبه تئوریک.نظرات ایشون تو مسائل اخلاقی و تربیتی خوبه.تو مسائل سیاسی و اجتماعی هم تمام حرفاش غلط نیست اما مشکل اینجاست که مقوله “حکومت” با تفاسیر عرفانی در جایی که “یکی از خودمان” حاکمه هرگز جور در نمی آد.ایشون عمده کاری که در منبرهای سیاسیش انجام می ده اینه که با مقایسه تطبیقی تاریخ صدر اسلام و دوره کنونی در مغالطه ای آشکار رهبران نظام را با ائمه قیاس می کنه و این منشائ بسیاری از تحلیل های من در آوردی میشه.حکومت امری “زمینی” ست که با حاکمیت معصوم رنگی آسمانی می گیرد و در دوره غیبت این مساله به شکل تام و تمام سالبه به انتفاع موضوعه.دیگران هر چه به آموزه های دینی عمل کنند اسباب سعادت خود و جامعه را فراهم نموده اند اما این کجا و حاکمیت معصوم کجا؟این التراب و رب الارباب!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۹ ب.ظ:

    آخه کجای عرفان اسلامی، در مورد «غیر» سخن میگه که شما میگید:

    «اما مشکل اینجاست که مقوله “حکومت” با تفاسیر عرفانی در جایی که “یکی از خودمان” حاکمه هرگز جور در نمی آد»؟

    اونم در عرفان اسلامی که:

    یکی هست و هیچ نیست جز او

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۱ ب.ظ:

    متوجه ارتباط فرمایشات شما با نوشته خودم نمی شم

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۷ ب.ظ:

    خب معلومه
    چون من درباره‌ی همه‌ی نوشته‌ی شما صحبت نکردم
    در مورد اون جمله‌ای صحبت کردم که شما کامنتتون رو روی اون بنا کردید.

  21. رضا
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۷:۵۳ | #21

    سلام

    متاسفم که کمی کم دقت شده اید

    اون خبر جهان نیوز جهت دار بود

    متن کامل سخنرانی رو بخون داداش جون و البته بعد دقت کن و پایه و اصل برای مطلبت بنویس

    [پاسخ]

  22. متولد 9 دی
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۸ | #22

    نگاهی که پناهیان و اساتیدش به حکومت و ولایت فقیه دارن با قانون اساسی و تفکرات شهید مطهری و بیانات رهبری ناسازگاره.اما سوال اصلی اینه که چرا تمام نورچشمی های آقا از این تیپ آدما هستن؟بزرگترین مشکل من تو این قصه اینه که نمی خوام باور کنم حرف و عمل آقا تو این مسائل ۲ تاست و در واقع دوستان نظام سرکارن!وقتی منش و کلام ایشون در محیط های فکری وحتی نشست های کاری غیر علنی رو می خونم امیدوار می شم.اما حجم رفتارهای علنی ای که خلاف گفته هاست خیلی تو ذوق می زنه و متاسفانه داره با سرعت روزافزون تشدید می شه.تو این مساله خیلی حرف علمی و سیاسی توی دلمه که اینجا جای طرحش نیست اما اگر بر اثر ندانم کاری ها فقدان کارایی منجر به بحران مشروعیت سیاسی و شکست تاریخی بشه اونوقت کسی نمی آد بگه فلانی بد عمل کرد بلکه خواهند گفت:…!

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    اقا باور نکن

    [پاسخ]

  23. ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۰:۱۹ | #23

    یه جمله مینویسم
    خداوکیلی بدون اینکه در اینترنت جستجو کنید حدس بزنید که گوینده جمله کیه؟
    “نتیجهٔ تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد حس سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش می‌گیرند تا ارتباط خود را با همهٔ مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیلهٔ رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقت‌ است که انسانها بردهٔ دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است”

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۴ ب.ظ:

    اقای خاتمی…

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۶ ب.ظ:

    ببخشید!سنجابی و بختیار و… 8)

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹ ق.ظ:

    شهید مطهری

    [پاسخ]

  24. ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ در ۲۲:۱۰ | #24

    این لینک رو ببینید!
    http://www.afsaran.ir/poll/19
    ای لعنت بر اون کسی که این اسم رو روی شما گذاشته
    لعنت خدا از روز اول تا روز آخر بر شما

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    از مطهری ناراحتین یا…؟
    اگه از دست سایت ناراحتین باید بگم متاسفانه اقای مطهری این حرف رو زده

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    جوونی که پلا کارد دستش گرفته لاریجانی هم این جوری نوشته لاری جانی
    اگه اراذل نیس پ چیه
    فقط کسی که سطل اشغال اتیش میزنه که اراذل نیستن

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۸ ق.ظ:

    اینو چند خط بالا تر هم گفتم
    فرزندش را در برابر پدر قرار میدهند در حالی که هیچ اعتقادی به افکار آن شهید ن
    ندارن

    [پاسخ]

    محمد ج پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

    آقای تشنه
    به این لینک مراجعه کردم این سایت حرف امیرارجمند و مطهری را تحریف کرده.

    [پاسخ]

  25. حسن کهریزی
    ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۱ | #25

    قبیله گرایی در حد بینهایت
    آقای حسینی شدت ارادتت به علی مطهری رو باید همه جا ثابت کنی :)

    [پاسخ]

  26. ۱۲ فروردین ۱۳۹۱ در ۱۳:۰۶ | #26

    سلام
    پرسش و پاسخهای فقهی و استفتائات، معمولاً، کف حدود و احکام واجب و غیره را تعیین می کنند اما واضح است که صرف عمل به کف، مطلوب دین نیست. مثلاً از نظر فقه، هر کسی فقط شهادتین را جاری کند، مسلمان است و احکام مسلمین بر وی حاکم خواهد بود، اما آیا چنین کسی با فردی که با تحقیق اسلام را برگزیده و یا کسی که حقیقتاً به ایمان دارد و ملتزم واقعی به اسلام است یکی هستند؟؟؟؟ همچنین، مقایسه ای را که کردید، قیاس کنید با حد شرعی پوشش. در احکام، پوشاندن کمر تا زانوها برای مرد واجب است و بدین ترتیب، حدود شرعی را رعایت کرده است. اما آیا اگر کسی فقط با همین حد از پوشش در منظر عام ظاهر شود، با کسی که پوشش کامل و مناسبی دارد یکی است؟ مردم چه دیدی نسبت به او خواهند داشت؟
    شبیه همین حکم درباره خاهمها هم وجود دارد، اگر خانمی فقط قسمتهای مجاز را نپوشاند و از طرف دیگر، لباس چسبان، کوتاه و مانند آن بر تن کند، با کسی که پوشش برتر را برگزیده است، همسان است؟
    خوب است که جناب عالی در همه زمینه ها احساس مسؤولیت می کنید و نظر می دهید و منظور من در این کامنت، صرفاً این است که به تفاوت پاسخ به استفتائات و رفع تکلیف و . . . عنایت داشته باشید که البته تا آنجا که من فهمیده ام حتماً بسیار بهتر از من همه چیز را می دانید.
    ضمناً پیشنهاد می کنم، شما که تلاش می کنید، نوشته هایتان منطقی باشد، از جملات و عباراتی که به آن خدشه وارد می کند اجتناب کنید. مثل شیعه تنوری و . . .
    اگر جسارتی شد، عذر می خواهم.

    [پاسخ]

  27. علی
    ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ در ۰۰:۵۴ | #27

    سلام
    آقای حسینی متاسفانه رویه ای که شما در پیش گرفتید حمایت های نابجا از عده ای هست که کارنامشون بسیار وضع بدی داره…
    برای مثال حتما اینو که مرتبط با مطلب اخیر شماست ببینید
    اگر دیدید برای یادآوری یک بار دیگه هم ببینید
    http://snn.ir/news-13901209150.aspx

    انتخاب اصلح و تن ندادن به انحراف شدید “صالح مقبول بهتر از اصلح” و … به معنای دفع حداکثری و تنگ کردن دایره اصولگرایی و … نیست.
    البته شاید برخی افراد گاهی اوقات اشتباهاتی داشته باشند ولی آنچه که از مطالب شما برمیاد بسیار فراتر از این حرفاست…

    +++++++++++++

    در ضمن این رو هم ببینید:
    پناهیان در همایش جبهه پایداری:اگر ولایت مداری تندروی است، ما نیز تند رو هستیم
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=118412
    * تا جایی که می دونم این بیانات بعد از اون بیاناتی گفته شده که جهان نیوز منتشر کرده…

    حجت الاسلام پناهیان در جمع جوانان حامی جبهه پایداری در شهرری؛
    مصلحتی برای رأی ندادن به انقلابی‎ها وجود ندارد/ نماینده ای انتخاب کنید که دشمن از او بترسد/ پاسخ به ادعای مطهری
    http://rajanews.com/detail.asp?id=117821

    در نتیجه این تصور که آقای پناهیان حامی جبهه متحد شده و بین چبهه پایداری و متحد، متحد رو انتخاب کرده از اساس غلطه ولی اینکه مواضع ایشان نسبت به جبهه متحد بهتر شده شاید درست باشه و از نظر من یکی از مهم ترین دلایلش حذف چند نظر از افراد بسیار ناشایست بود که همین آقای مطهری یکیشونه…

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: