خانه > طنز > گل هایی از گلستان گل آقا

گل هایی از گلستان گل آقا

یازدهم اردیبهشت ماه، سالروز درگذشت مرحوم کیومرث صابری فومنی «گل آقا» است. این مطلب هم به یاد گل آقای عزیز و دوست داشتنی است که لبخند را به مردم ایران هدیه می‌کرد. روحش شاد.

 طنزهای زیر را از سالنامه‌ی گل‌آقا در سال ۷۴ انتخاب کرده‌ام. از تحقیقی به قلم ابوالفضل زرویی نصرآباد درباره «دو کلمه حرف حساب»ِ گل آقا که طی سال‌های ۶۳ تا ۷۲ در روزنامه اطلاعات منتشر می‌شد. طنزهایی که بعد از گذشت سالها، هنوز هم تر و تازه است و به اوضاع اجتماعی و سیاسی جامعه ما می‌خورد!

*

سعدی و گل آقا!

«دو جناح باید در یک جا بنشینند و راه حل نهایی را به دست آورند» نماینده ایذه در مجلس

ده بسیجی در گلیمی بخسبند، دو تا جناح در اقلیمی نگنجند! گل آقا (۶۷/۹/۱)

*

صبر انقلابی!

«مردم باید صبر انقلابی داشته باشند تا مرحله بازسازی بدون وام و استقراض خارجی طی شود» نخست وزیر

«صبر انقلابی مسئولان تمام نشود، مال مردم تمام نمی‌شود» گل آقا

آهای شاغلام …! «گل آقا» زد توی خال! دیشلمه ببر خدمتش. مش رجب (۶۷/۱۱/۹)

*

طب سنتی!

گرانی و تورم کمر مردم را شکسته است. نماینده مخالف در بحث بودجه

گرانی و تورم کمر مردم را شکسته است. نماینده موافق در بحث بودجه

ما با یک متخصص ارتوپدی جدید و یک متخصص شکسته‌بندی سنتی تماس گرفتیم. گفتند: «حرف» و «شعار» را قاطی کنند، به کمر بیمار بمالند، ببندند، فوت کنند. شکستگی خوب می‌شود! گل آقا (۶۷/۱۲/۲۱)

*

کشک!

«وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام کرد: از این پس با اخلال کنندگان در سیستم دارو برخورد جدی خواهیم کرد» روزنامه ابرار

«وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مورد مصرف کشک به مردم هشدار داد» روزنامه جمهوری اسلامی

گل آقا( ۷۲/۱/۹)

*

نظم!

جراید: «اعتبارنامه ۲۵۰ نماینده مجلس تصویب شد» ۶۷/۴/۲۵

نایب رییس مجلس: «جلسه با حضور ۱۸۰ نفر رسمی است» ۶۷/۴/۲۶

مساله: پیدا کنید ۷۰ نفر دیگر را! گل آقا (۶۷/۴/۲۷)

*

خدا زیادشان کند!

«قربانیان ناو استارک از قهرمانان تاریخ آمریکا هستند» رونالد ریگان

«قربانیان حادثه طبس از قهرمانان تاریخ آمریکا هستند» جیمی کارتر

«قربانیان جنگ ویتنام از قهرمانان تاریخ آمریکا هستند» لیندون جانسون

خداوند قهرمانان تاریخ آمریکا را روز به روز زیادتر بفرماید! آمین! گل آقا (۶۶/۳/۳)

*

انتصاب تازه!

ناطق در ادامه نطق خود به هر دو جناح توصیه کرد از «واسطه»‌هایی که فقط کارشان القای بدبینی نسبت به جناح مقابل است، پرهیز کنند» از مذاکرات مجلس کیهان ۱۴/۹/۶۹

برادر شاغلام: به موجب این ابلاغ، با حفظ کلیه سمت‌های قبلی به سمت مسئول حذف کلیه واسطه‌های موجود بین جناح‌های سیاسی منصوب می‌شوید! (توضیح آن که مساله وجود واسطه‌ها در بازارها و میادین قبلا در اثر مساعی جناح طرفدار بخش خصوصی حل و فصل گردیده است) فلذا شایسته است که در یک طرفة‌العینی (حداکثر تا همین امروز و فردا) نسبت به انجام این ماموریت جدید اقدام فرمایید! ضمنا با اغتنام فرصت، شایعات جانبی از قبیل وجود اختلاف در مسائل سیاسی، اقتصادی، خطی، سیاست خارجی، تجارت داخلی و غیره در بین جناح‌ها بدین وسیله تکذیب می‌شود. گل آقا( ۶۹/۹/۱۵)

*

جلسه سری!

جلسه رسمی است. حضار آماده برای استماع

گزارش مش رجب …

مش رجب: ساختار نقدینگی در ۲ ساله اخیر استثنایی بوده و بهبودی شایان توجهی را نشان می‌دهد…

-          چی چی را نشان می‌دهد؟

-          بهبودی را !

-          بهبودی غلط است مشدی!

-          قربان، ولی روزنامه این طور نوشته …

-          روزنامه، بلکه فاتحه خوانده باشد به زبان فارسی!

-          ولی روزنامه فاتحه نخوانده، مدیرکل بانک مرکزی به سیستم… فاتحه فرموده!

-          مقصود بنده سیستم پولی و بانکی نیست، مشدی! منظور بنده زبان فارسی است! اصلا مگر قرار نبود که گزارش خودت را بخوانی؟ چه کار داری به بانک مرکزی؟

-          قربانت گردم، فرمایش ایشان متین‌تر بود، فلذا گزارش خودمان را گذاشتیم در کوزه!

-          صحیح! پس ختم جلسه را اعلام کردیم!

-          قربان، پس تکلیف بخش شایان توجهش چی می‌شود؟ قسمت استثنائیش را ول کنیم؟

-          اینها را می‌گذاریم برای جلسه سری در آبدارخانه‌‌ِ شاغلام! این جا خوانندگان ملتفت می‌شوند، «خوبیت!» ندارد! گل آقا ( ۶۷/۱۱/۱۵)

*

مثنوی گل آقا!

مدتی در کار ما تاخیر شد  مدعی در غیبت ما شیر شد

«کاین منم طاووس علیین شده»     با گل‌آقا لج شده، همچین شده!

با دو تا جمله سبیلش سوختیم      نطق او بسته، دهانش دوختیم!

لاجرم در ما معایب یافته    آسمان با ریسمان در بافته

کرده قاطی معنی دوغ و دوشاب      حمله ور گردیده بر «حرف حساب»

این ندانسته که اینجاییم ما            در همه حالی «گل آقاییم» ما

«چشم باز و گوش باز و این عمی»  ادعا از او، قضاوت از شما

«از خدا جوییم توفیق ادب»             من، غضنفر، شاغلام یا مش رجب

بی ادب اصلا ندارد هیچ حق           که نماید حرف حق را تق و لق!

 «من به هر جمعیتی نالان شدم»   تا گل آقای همین دوران شدم

ای بسا دو ترک و گیلک همزبان!       «خود حقیقت نقد حال ماست آن»

هر دومان خوردیم دود از یک چراغ     من شدم بلبل، غضنفر شد کلاغ!

هر دو تا خوردیم از یک جا نمک         این رطب شد آن یکی خرماخرک!

ما نداریم از کسی اینجا گله           کم نمی‌آید عقاب از چلچله

ورنه ما که اهل دعوا نیستیم          یا اگر هستیم، حالا نیستیم!

ای که داری با خودت بار و بنه         می‌زنی بیخود چرا بر ما تنه؟!

گر که می‌خواهی شوی مانند من   «تن رها کن تا نخواهی پیرهن»

تر مکن لب گر جهان شد پر ز آب      تا شود حرف تو هم «حرف حساب»

«من چه گویم یک رگم هشیار نیست»         مدعی بسیار هست و یار نیست

آن یکی دم از «کمانچه» می‌زند      ساز را مثل تپانچه می‌زند!

دیگری گفته «گل‌آقا» ناشیه!           می‌نویسم از برایش »حاشیه»!

تا بگیرد شمع بزم من فروغ             می‌کنم فرهنگ را قاطی دوغ!

ما نمی‌ترسیم از توپ و تشر           پیشته! پیشته! گربه را رد کن پسر!

این طرفها پیش از این پیشی نبود   «گفتگو آیین درویشی نبود»

«ورنه با تو ماجراها داشتیم»          نکته‌های خوب و زیبا داشتیم

قیمت این حرفها یک غاز نیست       «باکم از ترکان تیرانداز نیست»

ما نمی‌گوییم حرفی غیر حق          این چنین خواندیم در خردی سبق

حرف حق و ما چنان دریا و بط          گر بمیرم هم نمیرد این نمط

حق اگر تلخست مافوق شماست    شوش اگر بلخست از ذوق شماست

ورنه ما غیر از گل‌آقا نیستیم           در غم پایین و بالا نیستیم

تازه یک کم هم که بالا می‌رویم       با همین نام «گل‌آقا» می‌رویم!

ما گل‌آقاییم و صاف و ساده‌ایم         دوستدار مردم آزاده‌ایم

«آفتاب آمد دلیل آفتاب»     این تو، این روزنامه، این «حرف حساب»

نه که با مستضعفان در یک صفیم    خاک پای مردم مستضعفیم

حال تو در پشت سر یا روبرو            «هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو!»

گل آقا( ۶۷/۱۰/۲۲)

   لینک مرتبط:

گل آقا و فریادی در گلوی نهضت آزادی!

 

  1. سیدنوید
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۱ | #1

    خدا رحمتش کنه شخصیتی که همه دوستش داشتتن

    [پاسخ]

  2. آهستانی!
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۱:۲۷ | #2

    رحمة الله علیه

    این بیتش رو که خوندم:
    “مدتی در کار ما تاخیر شد*مدعی در غیبت ما شیر شد”
    یاد قضیه ی مکه رفتن شما افتادم و تاخیر در بازگشت به وبلاگتون و کامنت هایی که مدعیان میذاشتن اندر دلایل دیرآمدگی شما! :-)

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    راستی آقا من یه نکته ای رو بگم.
    کلا با کاریکاتور مخالفم.
    نتیجتا به کاریکاتور این مطلب هم معترض و منتقدم.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱:۴۷ ق.ظ:

    خودش راضی بود :)

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۱ ق.ظ:

    خوب راضی باشه!
    من کاریکاتور و نوعی توهین میدونم.
    بحثش رو قبلا کردیم یه بار :-)

    با وجود اون دلایلی که گفته بودم (خصوصی) این کار گناه هست.
    حالا اگه ایشون به این کار راضی بوده تا رضایت به یه عمل گناه داده.
    الان مثل این هست که بگیم آقای حسینی راضیه ما غیبتش رو بکنیم!
    گناه غیبت از بین میره؟
    حالا شما اصلا هزار باره راضی!
    تازه رضایت به گناه میشه یه گناه بدتر!

  3. سهراب
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۲:۳۴ | #3

    واقعا نبود امثال گل آقا امروزه احساس میشود

    [پاسخ]

  4. ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۲:۴۲ | #4

    #( برای احترام به مخالف، چند روزی مطلب نمی نویسم. )#
    شاید باور نکنید، تمام سلولهای وجود من دمکراتیک است.
    در شراکت، در محل کار، در خانواده،… یک دمکراتیک مطلق هستم.
    قلبأ دمکراسی را نه تنها خوب بلکه باشکوه می دانم، همانطور که هواپیمای بوئینگ افتخار بشر است، آخرین یافته بشر است، دمکراسی هم قابل افتخار و آخرین یافته بشر است.اما…
    اما آزادی و دمکراسی گوهری است که در همه جوامع ارزش یکسانی ندارد.
    در اکثر جوامع بشری غیر قابل اجرا و بلکه مضر نیز هست.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۹:۴۲ ق.ظ:

    مکتب اسلام بهترین مکاتب دنیاست که به بهترین وجه دمکراسی را برای بشرت به ارمغان آورد ..انقلاب اسلامی بعد از حکومت حضرت امیر بهترین انقلاب و حکومتی بود که بوجود آمد ..دمکراسی ترین حکومت در عالم هستی حکومت جمهوری اسلامی ایران است که مردم در تمام مسائل کشور نقش دارند ..در انتخاب سرنوشت سهیم هستند ..در انتخاب رئیس جمهور و نماینده و خبرگان و شورا و ..خلاصه سلسله مراتب دست مردم در کار است ..کسانی که جمهوری اسلامی را ننمی شناسند و بدنبال دمکراسی از نوع غربی می روند یقینا راه اشتباهی را در پیش میگیرند که سرانجامی جز تباهی نخواهد داشت…

    اگر در حکومت جمهوری اسلامی مسولینی از جنس مردم با انتخاب مردم درراس امور قرار گرفته و خیانت میکنند هیچ ربطی به حکومت ندارد ..باز مقصر همان مردم هستند …

    مثلا دوستان خودشان را جای شهرام جزایری یا خاوری قرار بدهند ..واقعا چند درصد دوستان یا مردم میتوانند خودشان را در برابر میلیاردها تومان پول نگه دارند ؟ ..

    نفسها باید تزکیه یابد ..اصلاح جامعه از اصلاح بشر شروع میشود ..دمکراسی در خون انسانها وجود دارد که باید به آن جهت بخشند ..دمکراسی یعنی آزادی روح از جسم که همان تقواست و وقتی که انسان با تقوا باشد بدنبال فساد و فحشا و بی بند و باری و اختلاس و ..دمکراسی از نوع غربی نخواهد رفت ..

    عدم شناخت قرآن انسان را منحرف کرده و در رویای خود دمکراسی نویی را می بیند و همین باعث هرج و مرج و انحراف و نابودی خواهد شد
    نفسها را باید پاکیزه کرد باید بنده شد تا آزادگی را لمس کند

    گوهری بودم، نهــان اندر صدف در کف دریای خلقــــت بی هــدف

    موجی از عشق آمد،از جایم بکند گاهی اینســـو، گاهی آنسـویم فکند

    مدتی در سینــــه اش جایم بداد آنگه افکنــــدم در آغوش جمــــاد

    از جمادی مــــردم و نامی شدم و ز نمــــا مردم ز حیوان ســـرزدم

    مردم از حیــــــوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

    حمله دیگـــر بمیـــرم از بشــر تا بــر آرم از ملائــک بـــال و پـر

    بار دیگر از ملــک پران شوم آنچـــه اندر وهـــم ناید آن شـــوم

    پس عدم گردم عدم چون ارغنون گــویــدم انّـــا الیـــه الــراجعــون

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵ ق.ظ:

    قرصی، چیزی مصرف نکردی شما؟
    حالت خوب نیستا!
    بهترین حکومت بعد از امام علی!!!
    خنده مون ننداز توروخدا. :lol:

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    جناب حامد
    آیا شما بعد از حکومت امی مومنان ع که حکومت بدست معاویه و یزید و خلاصه امویان و ..الی آخر افتاد یا حکومت شیعی سراغ دارید که حاکمانش توسط مردم انتخاب شوند ؟ اگر داری مارو هم روشن کن

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۲ ب.ظ:

    معنی و مفهوم دموکراسی از نگاه پسر شجاع : “دمکراسی یعنی آزادی روح از جسم که همان تقواست “!!!!
    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

    پسر خاله من رفته حوزه. بهش گفتم ما تو فامیلمون آخوند نداشتیم که شکر خدا از این به بعد این مطاع را هم داریم. بدش اومد که چرا گفتم ” آخوند”!!! کاری کردند که معنی و مفهوم کلمات عوض شده و حتی یک آخوند از لفظ آخوند بدش میاد! یادشون رفته که آخوند لقب پر معنا و با ارزشی بوده و حالا قلب معنا شده!
    شجاع جان بیایید همه به هم کمک کنیم تا کلمات قلب معنا نشوند.
    در کتاب ۱۹۸۴ از وزارتخانه ای نام برده شده که به دنیال ایجاد یک زبان جدید هستند!!! پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانید.

    بیژن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۶ ق.ظ:

    جناب یوسفی
    باورت احساس میشه, لیکن انقدر ساده نیست که بتوان بیانش کرد.
    مثل بوی خوشی است که به مشام میرسه ولی دیده نمیشه که بتونی اونو به کسی که شامعه اش ضعیف باشه نشون بدی.
    مثل چشم انداز یا تابلویی است که دیدنش ادمو مست و مدهوش میکنه, ولیکن نمیتونیبرای یک نابینا احساستو توصیف کنی .
    مثل طعم سیبی است که نمیتوان به تصویرش کشید و نخورده ها هیچ جوری نمیتونن حسش کنند اگر چه هزار بار هم بیان شود . ولیکن انکه خورده و طعمش را چشیده, دیگه نیازی نداره که توصیف بشه.
    کاش احساس و عشق را هم میشد به تصویر کشید تا همگان ببیننش

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۰ ق.ظ:

    پسر شجاع الان من باید بگم تکبیر؟این همه فلسفه بافتی بدون هیچگونه منطقی استدلالی دلیلی؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    جناب بی بصیرت
    من معتقدم اصلاح جامعه و دمکراسی مستقیما توسط مردم باید صورت بگیرد نه حکومت ..دمکراسی باید از خود شخص آغاز شود ..یعنی اگر من یا شما که نفسمان آلوده است روزی رئیس جمهور یا استاندار یا هر مسول دیگری شویم و کارها بدستمان بیافتر میشویم یکی مثل خاوری و جزایری یا قذافی و صدام

    نمیدونم تونستم منظورم را برسونم یا نه

    اینکه ما همش از حکومت و حاکمان ایراد بگیریم منطقی نیست
    نفس اژدرهاست او کی مرده است
    از غم بی آلتی افسرده است

    فعلا من و شما و امثال ما چون قدرتی نداریم بدنبال مدینه فاضله هستیم اما مهم اینجاست که اگر روزی ما حاکم شویم آیا میتونیم بدنبال دمکراسی برویم یا دیکتاتور میشویم ؟ و این بستگی به نفسمان دارد

    خلاصه کلام اینکه مردم اول باید خودشان را اصلاح کنند بعد دمکراسی خودش خواهد آمد و تنها مکتبی که میتواند دمکراسی را به معنای واقعی برای انسانها به ارمغان بیاورد مکتب اسلام و حکومت جمهوری اسلامیست

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱:۳۲ ب.ظ:

    نه ظاهرا بحث آزادی و دموکراسی همچنان داغه و طبیعتا من نمیتونم ساکت بمونم!
    ببین آقای پسر شجاع! این فرمایش شما درسته ها..که میگید هر کس باید از خودش شروع کنه و خودش رو اصلاح کنه و این صحبتا و اتفاقا این دیدگاه شما به مکتب اگزیستانسیالیسم هم نزدیکتره تا اسلام!!! همون بحث انسان مسئول و پاسخگو که حالا واردش نمیشیم. اما مسئله اینجاس که این دیدگاهها و مکاتب مربوط به گزینش و نوع تفکر انسان ها میشه و هیچ ضمانت اجرایی نداره! حالا که این ضمانت اجرایی وجود نداره و هیچ وقت هم معلوم نمیشه که کی این ضمانت بوجود میاد،چه باید کرد؟! کی میتونه شرایط یه زندگی خوب رو برای اون کسی که به این حد از درک و شعور رسیده که زندگی اجتماعی یعنی چی و حق و حقوق خودش و دیگران چیه فراهم کنه؟ اینجاست که بحث حکومت و مملکت داری در میونه! سیستم جناب پسر شجاع، سیستم! سیستم اگه درست باشه همون امثال به قول شما خاوری و جزایری (و به قول ما خیلی های دیگه علاوه بر اینا!) تا دست از پا خطا کنند، مواخذه و محاکمه میشن و دیگه کار به جاهای باریکم کشیده نمیشه و این رسوایی های کلان هم به بار نمیاد! سیستم اگه درست باشه بجای گیر دادن و دخالت کردن تو امور شخصی و زندگی خصوصی و آزادی آدما و بجای یکرنگ کردن کل مردم!! بخش عظیمی از سرمایه و انرژی مملکتو صرف جا انداختن فرهنگ آزادی و دموکراسی میکنه و ایضا مدیریت درست اون! تا در نهایت برسه به جایی که این فرهنگ نهادینه بشه و بقول شما هر کس خودش رو مسئول کاری بدونه که میکنه.

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲:۲۲ ب.ظ:

    اقای پسر شجاع درود بر شما.منظور شما را درک کردم درست است هر شخصی وقتی در قدرت نیست بدنبال مدینه فاضله است اما وقتی در قدرت قرار گرفت شاید راه را کج رفت وشاید دیکتاتور شد وشاید……. به نکته خوبی اشاره کردید من با شما کاملا موافقم.حالا از زبان این حقیر بشنوید.عزیزان قرار نیست یک جامعه بسته به درستی ویا نادرستی عمل یک شخص باشد وبعبارتی مملکتی منتظر باشد بیند فلان شخص مسول درست کار میکند یا خیر.همه باید تحت سیطره یک سیستم درست کار کنیم نه تحت سیطره یک شخص درستکار.چه بسا ان شخص درستکار در مقطعی وشاید همیشه از جاده درستی وراستی فاصله گرفت؟تکلیف چیست؟اینجا باید با اهرم قانون وبه اسانی ان شخص را اصلاح و حتی برکنار کرد.خود قانون نیز باید قابل اصلاح وتغییر باشد یعنی در یک کلام خواست مردم خواست نخبگان وشرایط جامعه باید به فرد مسول بگوید چه کن وچه نکن.مسولین باید کاملا پاسخگوی نهادهای مدنی ورسانه ها باشند.برداشت من مخالف نظام این است که حاکمیت فعلی نه پاسخگوست(چرا که نهاد نظارتی اش یعنی خبرگان بطور مستقیم وغیر مستقیم منصوب خود حاکمیت است) و همچنین قانون اساسی پر از اشکالات ساختاریست وهیچ نهاد غیر حکومتی نیز قدرت تغییر وحتی درخواست تغییر انرا نداردرسانه ها به هیچ عنوان مستقل نیستند ودر نتیجه هرگز توان پاسخگو نمودن حکومت را در برابر نهادهای مدنی ندارند(البته نهاد مدنی اگر وجود داشته باشد).

    بیژن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ب.ظ:

    جناب اقا شجاع
    چند وقتی نبودم و حالا که اومدم دیدم بزرگ شدی عاقل شدی و فهم و شعور و درکت رفته بالا .
    اخه میدونی چیه؟ میگم که :
    بزرگی به سن نیست , هست ؟
    محاسن سفیدی و فرتوتگی نیست , هست ؟
    یکی در جوانی چو گوساله است
    زمان بزرگیش گاویست , نیست ؟
    یکی کره خر زاده شد بهر زیست
    همه عمر کارش علف خوارگیست
    یکی را خردمند ارد جهان بهر زیست
    همه عمر او , در پی عاقلیست. یا بهر یک خدمتیست
    بزرگی به عقل است , نه بر سن و ریش
    تواضع برفتار , نوعی عاقلیست
    (( از شعروورای خودمه))
    فقط در تکمیل باورت (خلاصه کلام اینکه مردم اول باید خودشان را اصلاح کنند بعد دمکراسی خودش خواهد آمد و تنها مکتبی که میتواند دمکراسی را به معنای واقعی برای انسانها به ارمغان بیاورد مکتب اسلام و حکومت جمهوری اسلامیست)
    میخوام عرض کنم , اول اینکه این ملت درست شدنی نیستند(همچنانکه دریافتیدو خودشونو ثابت کردند)دوم اینکه , اری : تنها مکتب اسلام است که انسانها را به تعالی میرساند , اگر که حاکم و امامش علی وار امامت کند.
    ولی افسوس که نه ان مولاست و نه یارانش که مصالح مسلمانان را به مصلحتی اولا بداند!!

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

    اقای یوسفی میدانم بزرگتر وشریفتر از انی هستید که با اعتراض چند تن از دوستان دلگیر شوید.لطفا مثل همیشه هر روز به اهستان سر بزنید وکامنت بگذارید.مطمئنم کامنتها ودر کل نظرات شما اثر گذار بوده که این همه واکنش در پی دارد.چرا کامنت من این همه واکنش در پی ندارد؟معتقدم جامعه امروز ما تشنه جامعه شناسی است.پایدار باشید.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۳:۰۴ ب.ظ:

    باز شجاع قاطی کرد. ولی یه جا شکسته نفسی کردس شجاع خان. حکومت حضرت امیر ۵ سال طول کشید که تقریبا همش جنگ و خونریزی بود. منتها در حکومت اسلامی ما فقط ۸ سال جنگ بود. حکومت حضرت امیر با ترور ایشون تمام شد اما تو رژیم اسلامی کنونی اولی که به مرگ طبیعی مرد دومی هم که سرومروگندست. یعنی هر جور که نگاه کنی حکومت اسلامی کنونی از حکومت حضرت امیر بهتر و موفق تر بوده. – البته خیر سرش بعد ۱۴۰۰ سال-

    [پاسخ]

    سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۴:۴۳ ب.ظ:

    دموکراسی از نوع غربی چه حرف جالبی دموکراسی تمام ذاتش غربیه شجاع حرف شما را نه رد و نه تایید میکنم البته رسیدن به جامعه مورد نظر شما غیر ممکن است امیدوارم هر چه زودتر از توهم تخدیر کننده طبقه پرولتاریا راحت شیم شاید به سعادت برسیم

    [پاسخ]

  5. دیبا
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۳:۰۲ | #5

    جناب یوسفى
    کاملا مشخص است دمکرات هستید براى اینکه در تمام مدت بر علیه مقابله واعتراض حتى إحقاق حق هستید وبسیارى از برداشتهایتان درست است ولى نه همه ان
    تشخیص شما اینست جهان سوم هنوز إماده دمکراسى نیست این درست ولى ایا باین دلیل درست است حتى با هر حرکتى در این راستا مخالفت کنیم
    ایا مردم بد بخت جهان سوم تا ابد محکومند که در زیر سلطه ظالمان باشندودم نزنند
    درست است که در جامعه ومملکت ما قرنهاست دیکتاتورى وحکومت فردى نهادینه شده وجامعه در واقع خود دیکتاتور تولید میکند ولى این دلیل نمیشود که همه انهاییکه به این حد رشد فکرى رسیده اند که نمیتوانند حکومت فردى را تحمل کنند خفه شده ودم بر نیاورند
    حد اقل خاصیت حرکت این افراد اینست که کم کم بقیه هم روشن شوند
    من شخصا زمان شاه بشدت از حکومت ایشان متنفر بودم ودر شروع انقلاب هم از انقلاب اسلام شدیدا وحشت کردم وفکر میکردم اینطور بشود که حالا شده ولى در این تحولات واقعا به این نتیجه رسیدم که حد اقل شاه را جامعه ما دیکتاتور کرد ودر زمان او ما نمیتوانستیم حکومتى بهتر داشته باشیم ولى انقلاب اسلامى دیکر شدیدا باز کشت به قهقرا وارتجاع در حد اعلا است
    وأین بر أمده از اعتقادات نادرست وخرافاتى است که قرنهاست در ذهن مردم ما تنیده که باید زدوده شود
    حالا أکر همه مطیع وقانع به وضع موجود باشند ومبارزه اى نباشد یعنى ما کما کان باید یا به عقب برویم یا حد اکثر در جا بزنیم
    ایا با اینهمه نا بسامانى میشود انتقاد نکرد
    ایا در حالیکه کل مملکت تبدیل به دزد بازار شده سکوت درست است
    شما در کدام مرحله تاریخى این مملکت اوضاعى به این ناهنجارى را سراغ دارى
    بنظر شما ایران إماده انفجار وتجزیه نیست
    مقامات ایا در این موارد مسئولیتى ندارند
    بکدامین مجوز شرعى واخلاقى به مقامهاى بالا تکیه زده از حداکثر إمکانات مشروع ونا مشروع بهره میبرند وغیر از ضرر فایده اى براى ملک وملت ندارند
    طبق نظرات شما باید همه دادسراها هم تعطیل شوند هر نوع تظلمى بی معنى است

    [پاسخ]

    بیژن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ ق.ظ:

    جناب دیبا
    فکر نمیکنم که هیچ موجودی راضی باشد که مورد ظلم و ستم قرار گیرد. لیکن نوع برخورد و اعتراض به ظالم بستگی به توانمندی (شدت ضعف و قدرت و غرضه تحمل و انعطاف پذیری)انان داره.
    و ان شعار استعمار پیر که دریافته , باید عرب را سیر و اجم(ایران) را کرسنه نگه داشت و بهشان حکومت کرد.
    حال اگر از این ذات انسانها که بگذریم, حسی دیگر در وجود انسانهاست که نمیدانم تکامل پذیر یا قابل پرورش هست یا خیر !! و ان حس عاشق شدن , دوست داشتن , حس نوع دوستی , محکمه وجدانی و احساس مسئولیت و وجدان کاری و احساس دین به خدا و مخلوقاتش
    و جون احساسات بر پایه غیر علمی (چون نه قابل ترسیم است و نه قابل دیدن)بنا نهاده شده, بنابراین باید ابزاری (گفتمانی یا عملی) بکار گرفته شود که بتوان این احساسات را در موجودی بالاخص انسان (که اینجا مورد بحث و نظر است)بیدار و تقویت کرد. و بخشی از همین احساسات و باورهاست که شخص و جامعه را رو به تکامل و پیشرفت هدایت میکند .
    از جمله وجدان کاریست و احساس مسئولیت اولیه که سبب پیشرفت و تکامل غرب و امثالهم گردیده. و این تنها و اولین حسی است که ملت ما (قریب به اتفاق) از ان بی بهره اند و هرکسی در صدد است که اول گلیم خودش را از اب بکشد و طی هر شرایطی سعی میکند که از بغل دستیش عقب نماند .
    و دیگر عامل و یا عوامل مخرب و واپس گرا , خود بزرگ بینی و جاه طلبی و حس افزایش قدرت و ثروت است که ملت و اکثر مسئولین ما بدان دچارندو غرق در انند.

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲:۲۳ ب.ظ:

    اجم=عجم

    [پاسخ]

  6. علی
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۳:۰۶ | #6

    سلام آقا امید
    اگر تونستی حتمامناظره حاج آقا دکتر نبویان و دکتر زیباکلام رو روی سایت قرار بدید که حداقل قدمی برای انتشار این مناظره ی بسیار عالی و روشنگر که نشان دهنده ی بطلان لیبرالیسمِ ضد عقل و تفکر و حقانیت اسلام است برداشته باشیم.
    و اگر تونستید با قلم خودتون هم حتما مطلبی براش بنویسید

    http://s3.picofile.com/file/7368047204/110902_002_lite.mp3.html

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱ ب.ظ:

    هاها!! من هم به ذکر خاطره ای از نبویان می پردازم:
    آمده بود شریف می گفت که من معتقدم بنیان دنیا بر ۲-۲تا مساوی ۲۷ بنا شده است. همه اشتباه می کنند و دموکراسی خوب نیست چون کسی که مقبول باشد لزوما حق حکومت ندارد. !!!
    بعد هم گفت که شما باید به من ابات کیند که غرب بعد از رنسانس پیشرفت کرده است.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۳:۰۰ ب.ظ:

    رفتار بی منطق شما منو یاد جناب زیباکلام می ندازه…
    بهتره به جای این کارا برید مناظره رو کامل گوش بدید

    [پاسخ]

    مسلمان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۳:۱۶ ب.ظ:

    فایل مناظره رو ول کرده داره خاطره گویی می کنه…
    انصافا بهره ای از عقل و تفکر و فضای علمی نبردید و فقط سرشار از شعار و تناقض هستید …

    [پاسخ]

  7. امیر
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۳ | #7

    از یک کاریکاتور براتون بگم که سالهای اول انقلاب دیدم و خیلی خندیدم ” فکر میکنم مجله کاریکاتور چلنگر وابسته به یک گروه کمونیستی بود که این کاریکاتور رو گذاشته بود. یک گروه از این داش مشدی ها و کلاه مخملیها و لات و لوتها داشتن تظاهرات میکردند با قمه ای در دست یکیشان یکی با ساطور قصابی و یکی هم داشت کمر بند در هوا میچرخاند و شعار میدادند ” یفرم خان ارمنی مسلمان باید گردد!

    [پاسخ]

  8. فرشاد
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۹ | #8

    از گل آقای ماجرای آغاجری و تام و جری و کاریکاتور منتسب به آقای خاتمی (البته با محذوریت هایی که در ترسمیم کاریکاتور روحانی ها وجود داره) – نکته گیری دختر آقای مهاجرانی به
    یک کاریکاتور – دو کلمه حرف حساب و همچنین
    گل سرسبد و پای ثابت کاریکاتورها یعنی
    دکتر حبیبی
    را یادم نمیره

    [پاسخ]

  9. دیبا
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۶:۴۷ | #9

    اقا شجاع
    شما که معتقدى حکومتکران تقصیرى ندارند جامعه باید خودش را درست کند که البته تا حد بسیار زیادى درست هم هست
    ممکن است بفرمایید ایا قیام خمینی بر علیه شاه درست بود یا نه

    [پاسخ]

    سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۸:۳۵ ب.ظ:

    نه حرفش تا حدی درسته نه خیلی

    [پاسخ]

  10. ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۰:۱۷ | #10

    ﺭﻭﺣﺶ ﺷﺎﺩ.

    [پاسخ]

  11. ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۸:۴۷ | #11

    .

    سلام خدا بر مجاهدان راه حق
    خدا رحمت کنه پدربزرگ عزیزم گل آقا رو !
    بعداز پدربزرگم واقعا ایشون رو دوست داشتم…یادمه اون روزی که فهمیدم بیمارستان بستری اند سه شنبه بود…با بغض زنگ زدم دفتر مجله “بچه ها…گل آقا”
    گریه میکردم…مریم افتخاری گفت خودم نامه ات رو بردم بیمارستان بهشون دادم…بعداً تو نمایشگاه مطبوعات سال۸۳ که با نمایشگاه کتاب برقرار میشد گفت …
    هفتم گل آقا بود یا سوم…چقدر فحش دادم که خاتمی برای بازدید از نمایشگاه اومده بود و…گل رز سفیدم پلاسید تا برسونم بدست گلنساء…
    دلم برای بابابزرگم تنگ شده…
    بابابزرگی که فقط یه بار از پشت در اتاقش سایه ی نورانی ش رو دیده بودم…
    دلم برای طنز های داخل چارچوب شرع و اخلاقش تنگ شده…
    دلم برای ولایت مداری ش تنگ شده…
    دلم برای احترامش برای نقد تنگ شده…

    [پاسخ]

  12. جوادی
    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۴:۲۹ | #12

    با سلام
    بسیار لذت بردیم .خدایش بیامرزاد.

    [پاسخ]

  13. ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۲ | #13

    خنده ی تلخ من ازگریه غم انگیزتراست کارم ازگریه گذشتست بدان میخندم خدارحمتش کنه به معنای واقعی انسان بود

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: