خانه > سينما > ایمان

ایمان

خادم کلیسا: شما هم نذری دارید؟

اوژینا: نه. من برای تماشا اومدم!

خادم: کسی که اعتقاد نداشته باشه و اهل دعا خوندن نباشه، متاسفانه چیزی گیرش نمیاد

اوژینا: چه چیزی قراره نصیبم بشه؟

خادم: هر چیزی که بخواین. تمام چیزهایی که بهش احتیاج دارین. کمترین کاری که باید بکنین اینه که زانو بزنین!

اوژینا: نمی‌تونم!

خادم: ببینید اون زن‌ها چطور زانو زدن؟

اوژینا: اونا عادت دارن!

خادم: ایمان دارن!

اوژینا: شاید!

***

یک دیالوگ ماندگار از فیلم «نوستالژیا» ساخته آندری تارکوفسکی

  1. بئاتریس
    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۶ | #1

    خیلی قشنگ بود … واقعا ایمان داشتن به خدا تو این زمونه هر روز داره سخت تر می شه.

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    چطور داره سختتر میشه؟ لگنه اون کشیش تو مملکت ما که اخوند بهشون میگن مثل ریگ بیابون فراوون شده ! اصلا حکومت مذهبیه و سیستم و ساختار مذهبی شده و همه ابزار و ساز و کارها هم دست همین حکومت مذهبیه رادیو و تلویزیون دائم دارن موعظه میکنند! خوب چی کمه ؟

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    یعنی تعریف تو از «ایمان»، ایناییه که نوشتی؟ 8O

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳ ق.ظ:

    تعریف تو از ایمان چیه؟ میتونی خارج از چارچوبهای تعریف شده از مذهب و اداب و رسوم قراردادی اخوندها و تنها با تکیه به یه احساس ماورائی که تورو به خدای خودت وصل میکنه خودت رو ادم با ایمانی بدونی؟ یا حتما احتیاج به کمک داری در این زمینه؟ میتونی بارها و بارها قران رو بدون اینکه دیگران برات تفسیرش کرده باشند بخونی و برداشت شخصی خودت رو از چیزی که فهمیدی برا ما بگی؟ کشیش و اخوند اویزون شده به دین برا نون مفت خوردن هستند!

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۷:۱۵ ق.ظ:

    جناب امیر! آداب و رسوم قراردادی آخوندها یعنی چی؟ مگه آخوندها از خودشون چیزی ساختند و به دین نسبت دادن؟ مذهب (لااقل مذهب ما) قانون خودش رو داره و چیزی نیست که یه آخوند آورده باشه. مثلا اگه درباره حجاب و قمار و شراب و زنا و … حکم داره، دقیقا دستور دین و قرآنه نه حکمی از آخوند و روحانی و مرجع تقلید. احکامش در قرآن اومده. ضمن اینکه برای باقی موارد هم خود پیامبر و جانشینانش احکام رو بیان کردند و به جانشینان خودشون ارجاع دادن. کجای این مساله ساخته آخوندهاست؟

    ضمنا چه کسی گفته هر آدمی می تونه قرآن رو بدون تفسیر بخونه؟ خدا گفته؟ پیامبرش گفته؟ قرآن بطن هایی داره. بعضی عرفا گفتند ۷ بطن. من و امثال من در همان ظاهرش موندیم و شاید فقط همون رو بفهمیم ولی فهم معنای دقیق قرآن، نیازمند تفسیر هست. پس برای چی در طول تاریخ این همه تفسیر نوشته شده؟ همه بیکار بودند؟ همه می خواستند مردم رو نوکر خودشون کنند؟

    انواع و اقسام تفسیر با نگاه های مختلف فقهی و فلسفی و عرفانی و کلامی نوشته شده که هنوز هم جای کار داره. هیچکدام هم نگفتند فهم ما بهترین فهمه. همه نوشتند که این فقط بخشی از معنا و تفسیر قرآنه. خوب تفسیر هم نیازمند تخصص های لازم هست. شعر حافظ و سعدی و مولوی رو هرکسی نمی تونه تفسیر کنه، حالا قرآن بدون تفسیر شد؟ برای تفسیر قرآن باید علم کلام و فقه و لغت و بیان و خیلی چیزهای دیگه همراه باشند تا بشه معانی واقعی اون رو تشخیص داد. البته این حرف به معنای این نیست که ما از فهم قرآن عاجزیم. نه خیر. ما به اندازه فهم خودمون استفاده می کنیم ولی به تفسیر هم احتیاج داریم. بلاشک
    بهتره ایمان رو فقط یک حالت قلبی خاص ندونی. ایمان فراتر از این حرفهاست. ایمان فقط قلبی نیست که عمل همراهش نباشه، ایمان و عمل با همند.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱:۳۰ ق.ظ:

    شده تا حالا از عملی کردن یک تصمیمی بترسی، اما انجامش بدی و در تمام مدت، حتی تا وقت رسیدن به نتیجه هم، اون ترسه رهات نکنه؟
    طوریکه بعدها وقتی می‌خوای درباره‌ی اون مقطع از زندگیت صحبت کنی، بگی تا آخرین لحظه هم مطمئن نبودم که همه چی درست میشه

    این حال، همون ایمانه

    نه اون ترس باعث میشه که امیدت رو از دست بدی و از ادامه‌ی کار، منصرف بشی
    و نه اون امید، باعث میشه که هیچ دلهره‌ای در دل نداشته باشی و فکر کنی صد در صد به چیزی که می‌خوای، خواهی رسید

    این برداشت منه
    عمدا مذهبی‌ش نکردم که بهم اعتراض نکنی

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲:۳۰ ق.ظ:

    خب این در صورتیه که همه چی به قول شما درست بشه! اگه درست نشد چی؟ اونوقت اسمش ایمان نیست؟ ایمان توکل رو بهمراه داره و توکل یعنی اینکه اگر بد هم اوردی در اون صورت باز هم حکمت خداوند رو مبنی براینکه خیر خواه توست در اون شرائط هم مستتر ببینی” بقول شریعتی خداوند عاشق عارف میخواد نه مشتری بهشت.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۳۵ ق.ظ:

    من اصلا در مورد نتیجه حرف زدم؟

    خود «ایمان» رو تعریف کردم
    اگه به کاری که داری انجام میدی، ایمان داشته باشی (خوب یا بد بودن اون کار مهم نیست)، نتیجه هر چی که باشه، اذیتت نمی‌کنه چون تلاشت رو کردی

    من ایمان رو جدای از اعتقادات مذهبیم، تعریف کردم چون خودت خواستی اینجوری تعریف کنم

    اگر چه این تعریفم هم برداشتم بود از تعریفی که رسول مکرم اسلام، از ایمان دارند. به گفته‌ی ایشون، ایمان، چیزی‌ست بین بیم و امید.
    همون «خوف» و «رجا»
    حس اینکه خدای بزرگ همه‌ی اعمالت رو زیر نظر داره، ترسی توی دلت میندازه
    و حس اینکه همون خدا، اونقدر مهربونه که همیشه مراقبته و تو می‌تونی چشم به بخشش و آمرزشش داشته باشی، بهت امید میده برای زندگی کردن

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۳۹ ق.ظ:

    یعنی خوف از خداوند باعث میشه که مراقب اعمالت باشی
    و امید به خداوند باعث میشه که بخاطر خطاهایی که به واسطه‌ی بشر عادی بودنت و معصوم نبودنت، مرتکب میشی، تو رو نا امید نکنه از ادامه‌ی زندگی

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۴۰ ق.ظ:

    این لغت «بخاطر»، اضافه‌ست و نمی‌دونم اون وسط جمله چیکار می‌کنه

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ ق.ظ:

    اقای حسینی اشکال همینه که به ما القاکردند ایمان به خدا رو باید از صافی اخوند رد کنیم تا مطمئن باشیم چیزی که قراره به قلب ما ارامش میده امضای اخوند هم پاشه! در حالیکه این حرف حقیقت نداره و خدا از ما خواسته تا با سواد بشیم (با قسم به قلم و کتاب و نوشتن) و بی واسطه درکش کنیم” شما میگی نمیشه من میگم میشه! وقتیکه شما از هفت بطن قران و شرائط ورود بداخل این بطون مثل داستان دختر شاه پریون و ملک جمشید و طلسم دیو و افسانه وار از سختیهای درک وجود خداوند حرف میزنی داری جلوی دکان اخوند رو چراغونی میکنی برای جلب مشتری بیشتر یا حفظ مشتریهای دائم و قدیمی! اتفاقا خدا خواهی بود که شما از هفت بطن قران که در سوره ای مستقل ازش یاد میکنه اسم بردی تا منهم بشما بگم من این سوره رو خوندم و تفسیرش کردم که همین الان هم موجوده و اگر خواستی میتونم بصورت کامنت خلاصه اش کنم و بنویسم تا بدونی اخوند رو هم میشه جزو بشر بحسابش اورد نه یه تافته جدا بافته! هر بلائی که داره سر ما میاد از قداست بی موردیه که اخوند برا خودش دست و پا کرده و اگر این طلسم بشکنه مردم هر چه بیشتر و بهتر به سمت حقیقت دین میرن.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۴ ق.ظ:

    هیچکس تا حالا چنین ادعایی نکرده. این ادعای شماست. هیچکس تا حالا نگفته خدا رو باید از صافی فلانی رد کنیم! این هم ادعای شماست. متاسفانه بحث شما تبدیل به یه جرزنی کودکانه شده که مبنای منطقی و علمی نداره. خود خدا و پیامبر و ائمه درباره تفسیر قران رسما و صراحتا نظر دادند. قرآن ظاهری داره و باطنی. هر کسی به اندازه خودش و فهم و ظرفیت خودش از قرآن بهره می بره. برای رسیدن به معارف بیشتر، باید باسواد بود، سواد فقهی، علمی، عرفانی، فلسفی، کلامی، لغوی و … داشت. این یه حرف خیلی روشن و واضحه

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۴:۱۲ ب.ظ:

    آقای حسینی
    آداب و رسوم قراردادی آخوندی یعنی اینکه تا ۱۵ سال پیش دامنه حرمت موسیقی به شدت وسیعتر از وضعیت کنونی بود. مجالس مذهبی از جشن گرفته تا عزا متفاوت با وضعیت امروزی برگذار می شد. مکتبیای قدیم با مکتبیای امروزی به شدت متفاوت بودند، دروغ بد بود و صداقت خوب و حفظ نظام به هیچ عنوان افضل بر جان امام زمان نبود.
    و کمی قبل تر از آن شیعه چیزی بود که شریعتی آنرا صفوی می پنداشت. دخالت مراجع عظام در امور در حدی بود که خود می دانید ولی امروزه دخالت آنان در امور بیشتر شده ولی مسولیت پذیریشان خیر!
    و ای کاش برخورد علما با بسیاری از مسایل شبیه به برخوردشان با مساله سنگسار بود که اسلامی بودن آنرا تایید کنند و عدم اجرای آنرا بحساب مخالفت اسلام با خشونت نگذارند.

    مسلما آخوندها از خودشون چیزی ساختند که برداشت خودشون از اسلام بود وگرنه اسلام نه با برده داری مشکلی دارد و نه با دموکراسی نسبتی! اسلام دستوراتی دارد در همان حوزه هایی که فرمودید (حجاب و قمار و شراب و زنا و …) اما برداشت آخوندی از دین باعث میشه که علمای اسلامی سالها بدون کسب نتیجه بدنبال استخراج اقتصاد اسلامی باشند و برای اثبات اینکه اسلام در همه حوزه ها برنامه دارد دیدگاه ها و برداشتهای خودشان را به دین نسبت دهند و یا علومی که علمای اسلامی باعث نشو و نشر آن بوده اند را اسلامی بنامند!!! به عنوان مثال بواسطه وجود چند عنصر خاص معماری اسلامی تعریف کنند! و این آقایان به این فکر نیستند آیا غیر از آن معماری غیر اسلامی است؟ تصور کنید که در آینده ای نه چندان دور هنر اسلامی، موسیقی اسلامی، رقص اسلامی، نقاشی اسلامی، تئاتر اسلامی، صنعت اسلامی ، کشاورزی اسلامی و … تعریف خواهند شد و لابد غیر از آن محدوده غیر اسلامی خواهد بود! و اینچنین پوستین وارونه از اسلام خواهد ماند. بد نیست به نسبت کنونی طب اسلامی و پزشکی نوین و سخنان جناب روازاده بنگرید تا نتیجه این تقسیم بندیهای باطل بر شما کشف گردد.
    من تخصصی در امور دینی ندارم و بالطبع ادعایی، اما بدنبال کامنتی از بابک در همین آهستان شما با مواردی در نهج البلاغه مواجه شدم که تفاوت اسلام واقعی با آنچه اکنون به اسم اسلام مد شده است را پیدا کردم.
    آقای آهستان! در دوران زندگی من ظاهر اسلامی که می بینم به شدت تغییر یافته. امیدوارم در طول تاریخ این تغییرات فقط ظاهری بوده باشند و تاثیری بر باطن آن نداشته باشند.
    از آن دوران تا کنون حرمتهای بسیاری حلال شده و بدتر از آن تحت تاثیر شخیصیت ها چه حرامهایی که واجب شده!!!
    در نهایت دیگر نفرمایید “کجای این مساله ساخته آخوندهاست؟”

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۵:۰۴ ب.ظ:

    خوبه خودتون گفتید تخصص در امور دینی ندارید و این همه درباره اسلام گفتید و نوشتید و خیلی چیزها رو به دین و روحانیت نسبت دادید! اگه تخصص داشتید چکار می کردین؟

    به نظرم شما دچار مغلطه شدید. قطعا تاثیر زمان و مکان رو باید در فتاوای مراجع در نظر گرفت. بخشی از نظر شما هم به این مساله برمیگرده. در حالی که منظور من چیز دیگه ای بود. یکی اومده ادعا کرده که اسلام یه چیز دیگه است و اینها همه ساخته و پرداخته روحانیون هست، من هم جوابش رو دادم گفتم کسی نمی‌تونه از طرف خودش چیزی رو به اسلام اضافه کنه. هر چیزی که هست در متن و سنت و تفکر اسلامی هست. مثال زدم و به حجاب و قمار و شراب اشاره کردم.

    از طرفی خود دین به علمای دین اجازه داده که بر اساس عقل و اجماع و سنت و کتاب، در هر زمان و مکان خاص، احکام دین رو استخراج کنند و مسائل روز رو بیان کنند. ممکنه حکم و فتوای مساله‌ای، صد سال پیش (با توجه به علم و شناخت فلان عالم دینی از مسائل آن زمان) یه چیز باشه، امروز یه چیز دیگه باشه و صدسال دیگه هم یه چیز دیگه. کجای این مساله عجیبه؟

    این که گفتید اسلام درباره اقتصاد حرفی نداره، از اون حرفها بود! وقتی در خود قرآن آیاتی درباره چگونگی معامله و یا حرام بودن سود و ربا داریم، وقتی در دستورات اسلام برای خمس و زکات احکام داریم، میشه منکر نگاه اقتصادی در اسلام باشیم؟ اینها به اقتصاد ربطی نداره؟ اقتصاد اسلامی یعنی نگاه اسلام به اقتصاد. حالا درباره جزئیاتش متخصصان می‌تونند حرف بزنند که چطور و با توجه به چه آیات و روایاتی، اقتصاد اسلامی رو بیان کنند.

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۱۶ ب.ظ:

    آقای حسینی شما به طور کلی منظور من را موجه نشدید. نه در مورد تاثیر افراد کاریزماتیک بر دین (این تاثیر لزوما توسط روحانیت نبوده کما اینکه شریعتی نیز چنین نقشی داشته) ، نه در مورد تاثیر زمان و مکان بر روی فتاوای مراجع ( مسلما زکات بر روی اسب و یا حکم تنباکو با هدف من از بیان این مطلب تفاوت اساسی دارد) و نه مورد اقتصاد اسلامی. ( وجود المانهایی از اقتصاد در تعالیم دینی به مفهوم وجود اقتصاد اسلامی نیست. همانگونه که چیزی به نام کشاورزی اسلامی وجود ندارد)

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۷:۰۵ ق.ظ:

    فکر نکنم این ایرادهایی که گرفتی، تنها و تنها به حکومت مذهبی و زیادی کشیش و روحانی و آخوند مربوط باشه. البته اینها تاثیر دارند ولی تنها دلیل و قویترین دلیل نیستند. صدها دلیل برای کم شدن ایمان در آخر الزمان وجود داره. حتی خود خدا هم در قرآنش به ایمان مردم آخر الزمان اشاره کرده. امیرخان! خوب نیست اینقدر راحت در هر زمینه ای، کینه ای و با بغض نظر بدین

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۰۶ ق.ظ:

    ایمان خیلی خیلی فراتر از فلان حکومت و رفتار فلان روحانی و حتی فلان دینه … به نظر من ایمان یعنی باور داشته باشم که این زندگی معنی داره و این همه سعی و تلاش ، زجر کشیدن و احساسات و … با مردن تموم نمی شه و من امیدوارم که زندگیمون معنی داشته باشههر چند زیاد امیدوار نیستم :-)

    بئاتریس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۱۰ ق.ظ:

    باید می گفتم خیلی دوست دارم معنی داشته باشه هر چند زیاد امیدوار نیستم.

    بیژن خاوری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۱ ق.ظ:

    جناب حسینی و ایرانی و امیر خان
    من ایمان را اینچنین معنا میکنم
    ایمان , باور است . باوری به یقین و واقعیت , واقعیتی که حقیقت است برای باور کننده.
    و ایمان به خدا , باوریست حقیقی که انسانها برای رسیدن به ان مسیرهای متفاوتی در پیش میگیرند و هدف همگان هم به نوعی , یکیست و چون مناسک حجیست که مسلمین برای اشراف و انجام ان از مسیرها (بلاد- کشور)و وسایل نقلیه مختلفی بسوی مقصد واحدی حرکت میکنند .
    و انسان بی ایمان(کسیکه هیچ چیز و کسی را برای توسل و تکیه کردن به ان , باور نداشته باشد )در هر جامعه ای طفیلیست و مورد احترام و اعتماد و هیچ کسی نیست . و حتی نزدیکترین کسانش صحت قول و عهد او را باور نخواهند داشت کهممکن است از وی هر کاری غیر عقلانی و اخلاقی سر بزند . و عرایضی دیگر که در این مقال نمیگنجد.

    بیژن خاوری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۹ ب.ظ:

    و در باب تفسیر قران
    بلاشک قران به زبان عرب (فصیح) برای اعراب نازل شده. چون به اقتضای زمان و مکان و فرهنگ انان سخن میگوید . و به نکاح خویش در اوردن زن مطلقه پسر , حلال بودن کنیزکان بر مالکین , حلال بودن زنهای اسیر به غالبین جنگها بعنوان غنیمت , امانت داری زنان از اموال شوهر در خانه , محدودیتهایی که برای زنان نسبت به مردان قائل بودن , و بالاخص وعده بهشتی که در ایات مختلف به مومنین داده شده مبنی بر اینکه بهشت جایی است که زیر درختانش نهرها جاریست (و اگر رسولش در شمال ایران مبعوث میشدند , این وعده درخت و نهر برای امتش جلوه ای نداشته و همیشه خود را در بهشت میدیدند) و ده ها مورد دیگر , مصداق نزول برای اعراب است .
    و از انجاییکه خداون در قران به رسولش یاد اور شده که برای هر قومی از میان همان قوم رسولی برایشان فرستاده تا به زبان خودشان با انان سخن گفته و انان را از کارهای بد و حرام بهراساند و نوید پاداش در مقابل اعمال نیک و شایسته بدهد .
    و برای ملت بزرگ ایران پیامبری بنام زرتشت با کتابی بنام اوستا فرستاد .
    و اما : انسان همیشه و بطور ذاتی و غریضی بسوی اکملین گرایش داشته و از ان پیروی و یا استفاده میکند . مثل انواع تکنولوژی های پیشرفته علمی و صنعتی و غیره.
    و بقولی , از صد , طالب ۱۰۰ هستند و به کمتر از ان نیز قانع نیستند , مگر اینکه توانمندیشان کمتر باشد . بهر حال , چو صد امد , ۹۰ هم پیش ماست.
    و این قصه ای ساده برای باور و پیروی کردن از اخرین کتاب اسمانیست که بر هر فرد عاقل در همه جای دنیا لازم و واجب است که از ان بعنوان برترین و اخرین کتاب افرینش پیروی کنند. مثل سایر کتابهای علمی از دانشمندان مختلف که همه بزرگان علم و ادب از انان به نیکی یاد و اثارش را به اکرام حفظ و در تابعیت از اخرین دستاورد علمی و احیانا تکمیل ان تلاش کنند.
    و این کتاب (قران) با یاداوری و تجربه و اعمال گذشتگان , منعیات و توصیه های بهتر زیستن را بر پایه علم و عقل به انسان میاموزد و منکرات را که به معنای تجاوز و و تعدی به حریم عملی و اعتقادی و ازدادی دیگران است را به انسان نشان میدهد . باشد که هر کس در حریم خود طی راه رسین به دنیای بعدی کند.
    و قران بهترین کتاب راهنماست برای بهتر زیستن انسانها
    و در این گذار , عده ای انرا وسیله ای برای امرار معاش تبدیل کرده و انچنان هیبت انرا در مسیری اشتباه بالا برده که برای مخلوق (استغفرالله) کردنش لولو
    و این در صورتیست که…. ادامه دارد

  2. آزادی(آزادی)
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۰ | #2

    یه سوال! ایمان ذاتیه یا اکتسابی؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

    فکر کنم هردوش ….مثلا گاهی بعد از شناخت ایمان پیدا میکنه

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    ای خدا!
    باید اولین نفری که به این سوال جواب می ده پسر شجاع باشه؟!!

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۵ ق.ظ:

    برا من ذاتیه.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۴۴ ق.ظ:

    جناب امیر
    شما گاهی بعد از شناختن یک گروه یا شخص یا …بهش ایمان پیدا میکنید و اونم زمانی هست که در راستای تفکراتت باشه مثل ایمان به معلم ..دوست ..پدر و مادر …کتاب ..قهرمان ..

    [پاسخ]

    مقتدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۱۲ ب.ظ:

    پر واضحه که “امیر” ، خود آقای “امید حسینی” است. و امید آقا با اینکار میخواد آمار کامنتا و بازدیداش زیاد شه.
    هی نظر مخالف میذاره، و خودش جواب میده.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۸:۵۱ ق.ظ:

    ای کلک! شما از کجا منو شناختی؟ پس لو رفتم. حالا برم یه آی دی دیگه بسازم :)

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    احتمالا شما هم مقتدا صدر هستید

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    چون انسان یک حقیقت دارای مراتب مختلفه پس ایمانش هم دارای مراتب مختلفه.
    اولین مراتب ایمان ذاتیه.فطریه.اما مراتب بالاتر با “عمل صالح” به دست می آد.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲:۰۸ ب.ظ:

    یک کتاب هست به اسم ایمان یا بی ایمانی. حجمش کوچیکه و در واقع سوال و جوابیه بین یک کاردینال واتیکان و یک نویسنده خداناباور. تو دوره ظلمات اصلاحات چاپ شده نمی دونم الانم گیر میاد یانه. ربط چندانی به خود مقوله ایمان نداره ولی از اونجا که سوال و جواب هست به نظرم مفیده. اداب گفتگو رو هم میشه ازش یاد گرفت.

    [پاسخ]

  3. seyed reza
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۳ | #3

    تفنگ های پر برای شلیک به مغز های پر ساخته شده اند. و مغز های خالی برای پر کردن این تفنگ ها. از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نباید هراسید. باید از کسی ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می داند و هرگز آن را نخوانده است.
    نیچه

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    به این نیچه باید گفت حکیم.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۳:۰۴ ق.ظ:

    دگم اندیشی و جزمیتی که در این جماعت به اصطلاح دین ستیز وجود داره هیچ کمتر از دگم اندیشی امثال طالبان نداره. کار دست اینا باشه باحجابا باید از گشت ارشاد بترسن با همان درجه از حماقت و تعصب.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۱۳ ق.ظ:

    آقای علیرضا خان کسی با دین ستیزی نداره کار اونجایی خراب میشه که شما بیایی فقها رو بکنی همه کاره مملکت و اونا هم پاسدارها رو بردارن و یک حکومت استبدادی مطلقه باهاش درست کنن.بهرحال وقتی حکومت دینی شد ناکارامدی اون حکومت پای دین هم نوشته میشه کما اینکه وقتی شوروی از هم پاشید نظام حکومتی کمونیسم هم از هم پاشید و ایدئولوژی اون به چالش کشیده شدبنابراین کسانی که با دین حکومت راه میندازند باید تبعات اون که یکی اش هم دین ستیزی است رو بپذیرن و به همین خاطره که سکولاریسم چون نگاه بیطرفانه به ادیان داره قادر هست دین ستیزی رو مهار کنه و حداقل بعد اخلاقی دین رو در جامعه نگهداره ولی حکومت دینی شمشیر دولبه است و به دلیل ذات فاسد بودن قدرت دین هم آسیب فراوان میبینه.بهرحال من یکی خوشحال خواهم بود که نظام ولایت فقیه و جمهوری اسلامی با همین شکل و شمایل بره جلو چون با تخریب هایی که به ایران وارد کرده و در آینده هم وارد خواهد کرد خود باعث بوجود اومدن ضد خودش که همانا یک نظام سکولار هست خواهد شد هرچند که شاید ماها اون روز رو نبینیم ولی این اتفاق قطعا خواهد افتاد

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۲۷ ق.ظ:

    جانم فدای نیچه
    فکر کنم یه خورده دست برده شده تو نقل قول از نیچه. سلسله راویانتو معرفی کن سید رضا. :lol: متخصصین علم رجال بررسی کنن.

    بیژن خاوری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۵:۰۲ ب.ظ:

    ارش خان
    در تایید نظریه ات که خود تیشه بر ریشه خود و مذهبمان میزنیم و بزرگترین دشمنان ما با هیچ ابزاری و هزینه های میلیلری نمی تونستن این کنند که ما با خود میکنیم , شکی نیست .
    کاش زودتر از خواب بیدار شویم

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۵:۴۹ ب.ظ:

    مساله همینه دیگه. شماها تا اسم مذهبی به گوشتون می خوره ذهنتون میره فقط سمت انصار حرب الله. حالا ما هر چی بگیم که مثلا تقی رحمانی و نرگس محمدی (همسر تقی رحمانی منظورمه ها نری رو بازیگر نقش ستایش!) تعلق خاطرشون به دین هیچ کم از فاطمه رجبی و غلامحسین الهام نداره شماها تو مختون نمی ره که نمی ره!
    با بخشی از حرفات موافقم حکومت نباید دست فقها باشه( هر چند دلیلی برای منع فعالیت سیاسی فقها نمی بینم) مطلقه نباید باشه استبدادی نباید باشه و بعضی دیگه از حرفات درست. اما اگر حکومت ماهیتش رو از جامعه می گیره (کار به درستی یا نادرستی این قضیه ندارم) در یک جامعه دینی حکومت اگه بخواد دمکراتیک باشه باید دینی هم باشه( خواهشا از حکومت دینی نرین سراغ حجاب اجباری و ارتدادو…)
    ” به همین خاطره که سکولاریسم چون نگاه بیطرفانه به ادیان داره قادر هست….” بدبختی اینجاست که خود سکولاریسم امروز یک دین جدید شده و داعیه دارانش هم در دگم اندیشی و جمود هیچ کم از بنیادگرایان مذهبی نداره چیزی به قول سروش سکولاریسم ستیزه گر. مثال می خوای فرانسه و ترکیه جند وقت پیش. و اکثر دوستانی که دین ناباورند به این معنا سکولارند نه به معنای سکولار معتدل.

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۲۷ ب.ظ:

    علیرضا:
    خوب بهرحال جامعه باید آزاد باشه تا در اون فضای باز بشه در مورد دموکراسی سکولاریسم استبداد دینی و …. صحبت کرد باید از طریق تلویزیون این مباحث بره بین مردم و در موردش در درون جامعه به بحث و تبادل نظر گذاشته بشه تا از دلش یک چیزی در بیاد.در مورد تعلق خاطر دینی هم باید نکته ایی رو بگم اونم اینه که علاقه خانم نرگس محمدی به مذهب تا جایی نیست که حاضر باشه برای مذهب پوست بکنه و سر ببره ولی فاطمه رجبی علاقه اش تا بدانجا هست که مطمئنم برای حفظ دین اش حاضره غلامحسین الهام رو هم بندازه تو دیگ باهاش قرمه سبزی درست کنه :D

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    آره منم پایه جامعه ازاد هستم اما چه کنیم که در سیمای ضرغامی بعد از یه بار مناظره جواد اطاعت ، برنامه میره به سمت مباحثه!(مثال به روزترش همین فریدون جیرانی) از همین نت و فیس بوک هم تحمل مخالف رو شروع کنیم خودش غنیمته!
    تعلق خاطر دینی معیارت رو قبول ندارم. اینو دیگه خیلی گفتن که دین باید عادلانه باشه نه این که عدالت دینی باشه. حالا اگه دینی خلاف اصول مسلم اخلاقی( بریدن سر دگر اندیشان و…) و بنابراین عدالت حکم داد من( و شایدم نرگس محمدی!) به اون دین کافر میشیم اصلا! خب حالا چرا معیار میزان پایبندی افراد به اخلاق( حداقل همون اخلاقی که مورد تایید اسلام هم هست مثل قبح دروغ یا ابروی مومن را ریختن و…) نگیریم؟؟ این بار فکر میکنی کی دیندارتره؟؟
    خورشت با طعم الهام خدا نصیب گرگ بیابون نکنه!

  4. ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۰:۳۷ | #4

    بنظر من ایمان یعنی باور داشتن اعتقادات و تفکرات اونم در حد یقین ..ایمان حتما باور داشتن خدا نیست ..مثلا کافر به کفرش ایمان دارد یا منافق به نفاقش ..

    این بستگی به محیط زندگی و بستگان و پدر و مادر و اجتماع دارد ..اون بسیجی که خودش را در میدان مین روی مین می انداخت تا معبری برای دوستانش باز شود اون یه این کارش ایمان داشت چون میدانست دادن جان برای رضای خدا بهترین و والاترین کارهاست ..و اگر به این تفکر ایمان نداشت هرگز اینکار را نمیکرد ..
    یا اون منافقی که به خودش بمب بست و شهید دستغیب را بشهادت رساند و خودش تکه تکه شد نیز به کارش ایمان داشت…

    لذا نتیجه میگیریم که هر کسی با روشی که بزرگ شده و به راهی که اعتقاد پیدا کرده ایمانش به آن مسیر ساخته میشه .البته دلایل معنوی هم داره مثل مال حرام و …..

    اینهایی که گفتم فقط نظر خودم بود و بس ..درست یا نادرست ..چیزیه که تو ذهنم هست

    [پاسخ]

  5. علی رضا
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۳:۱۱ | #5

    هر چی با خودم کلنجار میرم دلیل این همه حساسیت رو نمی تونم بفهمم! واقعا شاهین نجفی لیاقت واکنش در این سطح گسترده رو داره؟؟ یه احمقی( فحش نیستا صفته!) یه چیزی پرونده انقدر بزرگش نکنیم. الباطل یموت بترک ذکره

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۲۵ ق.ظ:

    خوب مسئله اینه که شاهین نجفی در ایران طرفداران بیشماری داره و ترانه هاش به شدت بین جوانان محبوب هست و دوستان متعصب ما هم از ضعیف شدن باورهای دینی در ایران هراس دارن برای همین فکر میکنن اگه برن سر شاهین نجفی رو ببرن مشکل حل میشه خوب سر فرخزاد رو هم بریدید مشکلی حل شد؟آخه این چه باور و ایمانیه که با یک ترانه بر باد میره؟ :D

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۴۴ ق.ظ:

    ببین قرار نیست باهات حرف بزنم
    اما فقط اومدم بگم این جمله‌ی آخری که گفتی، دقیقا برمی‌گرده به خودت و همفکرات که تضعیف یا نبود ایمان رو در افراد، ربط میدین به جمهوری اسلامی
    آخه این چه ایمانیه که یک حکومت می‌تونه بر بادش بده؟ :-)

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲ ق.ظ:

    :lol:

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲:۴۵ ب.ظ:

    یک ایرانی:
    بهرحال آدمها خط قرمزی دارن که وقتی اونا به دست یک حکومت دینی شکسته میشه به طور ناخودآگاه در ذهنیت اون اقشار تردید و شک ایجاد میشه البته این بیشتر مختص آدمهایی است که به سنت مذهبی و ایمان دار هستن وگرنه کسی که با نیت فردی و از روی تحقیق و تفحص به ایمان رسیده با عملکرد جمهوری اسلامی نظرش تغییر نمیکنه.آدمهای مذهبی دو دسته هستن یا به سنت مذهبی هستن یا از روی تحقیق و مطالعه.معمولا اقشار اول ایمانشون رو بر اثر عملکرد حکومت از دست میدن تا دومی البته بخشی از اقشار اول به سنت مذهبی باقی خواهند موند ولی اقشار بسیاری اشون دچار تضادهای ذهنی بین عملکرد حاکمیت با اعتقادات خودشون دچار میشن که نهایتا یا به بی ایمانی ختم میشه یا به تغییر مذهب.

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲:۵۱ ب.ظ:

    مثلا شما فکر میکنی مادر فرزاد کمانگر یا خانواده صانع ژاله یا پدر و مادر ندا به چه دلیل بایدهمچنان به خدا یا دین اعتقاد داشته باشن؟اگه باورمند بمونن باید واقعا بهشون ایوالله گفت چون این سوال براشون پیش میاد که چرا باید فرزندان برومند اونا به بهانه های واهی حق ادامه حیات ازشون سلب بشه ولی برخی از عزیزان و بزرگواران ما در قم و تهران باید به اندازه دایناسورها طول عمر داشته باشن خوب همین برای برباد رفتن ایمان به خدا و دین کفایت میکنه دیگه نمیکنه؟ :D

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۴:۵۳ ب.ظ:

    این چیزایی که گفتی، وقتی برای باد رفتن دینشون کفایت می‌کنه که بهشون القا بشه آخوندا !!! بچه‌هاشون رو کشتند.
    اما اگه بهشون تفهیم بشه که یک دروغ بزرگ به اسم تقلب، توسط یک آدم متوهم، اون هم برای رسیدن به مقاصدی غیر از صندلی ریاست جمهوری، باعث کشته شدن بچه‌هاشون شد، دیگه دینشون رو بر باد نمیدن.

    همین مغلطه‌هایی که جنابعالی کردی و راست و دروغ رو با هم قاطی کردناست که باعث انحراف میشه.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۶:۳۷ ب.ظ:

    آرش
    اتفاقا خانواده های داغدار این عزیزان قاعدتا باید باورمند و معتقد بمونن تا با امید به برپایی عدالت خودشون رو تسکین بدن و آروم بشن… وگرنه که مثل من دنیاشون میشه آخرت یزید! D :

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۶:۰۹ ب.ظ:

    گفت که ” سخن گفت و دشمن بدانست و دوست که در ضهر نادان تر از او هموست” حالا شاهین نجفی خودش چی نی( به قول تلخک!) اما خوشحالم که این اهنگ رو خوند و عمق تفکر خودش رو نشون داد، به همین خاطر واقعا برا طرفداراش ( که متعصب ترند از دوستان مورد اشاره شما) متاسفم. نه به این خاطر که دین ندارند به این خاطر که از حداقل شعور هم بی بهره هستن که اگه داشتن می فهمیدن به مقدسات کسی( فارغ از حقانیت و عدم حقانیتش) نباید توهین کرد.
    باز برا اینکه سوتفاهم نشه میگم به نظر من هیچ مرزی برا ازادی بیان نباید گذاشت( چون شر اینکه شخص یا نهادی متولی تشخیص این مرزها باشه بیشتر از شر یه همچین سو استفاده هایی از ازادی بیان هست) اما نمی فهمم چرا تا صحبت از ازادی بی مرز میشه حضرات یاد فحش دادن به خدا پیغمبر می افتن. همین اقا شاهین شما تو همون آلمان یه ترانه ضد هولوکاست یا زیاد سیاهان یا ضد زنان بخونه بعد که تیکه بزرگش شد گوشش قیافه شمارو هم می بینیم(ژست روشنفکری می گیرین که بله البته باید به تابوهای هر جامعه احترام گذاشت!)
    سخن اخر اینکه اگه کسی اینقدر سطحش پایینه که با این اهنگ شاهین نجفی ایمانش از دست می ره به نظر من همون از دست بره بهتره( دین به قول راسل صد جان داره جان برادر! با طوفان هایی که هیوم و مارکس و داروین به پا کردن از بین نرفت شما دل خوش کردی به شاهین نجفی؟؟!!)

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۶:۲۸ ب.ظ:

    این توهین به مقدسات هم قضیه جالبی شده تو نت. توی کشورای دموکرات و درس حسابی آزادی بیان با توهین به مقدسات محدود نمیشه. حداقل در نظر قراره که نشه. اینهمه فیلم و انیمیشن و کاریکاتور از مسیح هست که این رو ثابت کنه.
    بنظر یک مسیحی مسیح پسر خدا و خود خداست. حاکه شما میگین نه این جوری نیست و اصولا همه کتب مقدس قبل قرآن تحریف شده هستن و غیره دارین به مقدسات مسیحیا توهین می کنین.
    ضمنا زنان یا سیاهان هم جزو اعتقادات کسی محسوب نمیشن که بخوان مقدس باشن یا نباشن. هولوکاست هم یه قضیه سیاسیه که همین ۸۰ سال پیش یک سری آدم نفرت از یک عقیده رو به انسانهای دارای اون عقیده تعمیم دادن و نسل کشی راه انداختن. برای جلوگیری از همچین اتفاقی یه سری قانون تصویب شده که البته شباهت چندانی با چیزی که تو ذهن مکتبیاست نداره.

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۸ ق.ظ:

    در مورد توهین مسلمانان به مقدسات دیگران نص صریح قران اینه “و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم” سوره انعام ایه ۱۰۸٫ اما چه کنیم کار دست احمق هایی هست که مسلمانان اهل سنت رو هم حرامزاده می دونن چه برسه به بقیه ادیان( البته تازگیا کشف شده که اگه ولی فقیه همسر کسی رو طلاق بده بر هم حرامند و بنابراین بچشونم حرامزاده می شه)
    من که گفتم ازادی بیان باید بی مرز و محدوده باشه پس با کوچکترین برخورد حقوقی با این اقا مخالفم اما حرفم اینه که چرا مرزهای ازادی بیان غرب برا شما محترم و متاع هست اما به این ور که میرسه جور دیگه ای میشین؟؟
    “ضمنا زنان یا سیاهان هم جزو اعتقادات کسی محسوب نمیشن که بخوان مقدس باشن یا نباشن.” مگه من گفتم جز مقدساتن؟؟ من گفتم جز خطوط قرمز ازادی بیانن. بالاخره تکلیف رو مشخص کنین. اگه خدا زد پس سر من و مثل نیچه که شما جان فداش هستین شدم یه متفکر ضد زن باید حق ازادی بیان داشته باشم یا نه؟؟!!
    “یه سری قانون تصویب شده که البته شباهت چندانی با چیزی که تو ذهن مکتبیاست نداره” من که تفاوت چندانی نمی بینم هر دو تا برا ازادی خط کش دارن حالا این خط کش چوبی باشه یا فلزی خیلی فرقی نداره

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۰۲ ق.ظ:

    آقای علی رضا! شما اون احمقی رو که به مقدسات اهل سنت اهانت می کنه، دیدی؛ ولی چطور فتوا و حکم صریح رهبری رو درباره عدم اهانت به مقدسات اهل سنت ندیدی؟!

    درباره این عبارت مسخره (طلاق با نظر ولی فقیه) هم خودم در همین وبلاگ مطلب نوشتم. مطلب مورد نظر شما اظهار نظر یک شخص بود که اشتباه بود، در حالی که من نظر آیت الله جوادی آملی و آیت الله شفیعی رو در رد اون نوشتم. رفیق!

    لااقل اینها رو هم ببین. انصاف هم خوب چیزیه. شما که ادعای منطق داری، خوب نیست تا قیام قیامت سر یه چیز پافشاری کنی. یه مقدار نگاهت رو عوض کن. چیزهای دیگه رو هم ببین، حرفهای دیگران رو هم بشنو!

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۸:۲۹ ق.ظ:

    علی رضا
    ۱- کسایی که به سنیا میگن حرومزاده من لباس آخوندی تنشون نکردم. علما! ی دین این کارو کردن.
    ۲- به دلیل آزادی بیان مطلق و رواداری بیش از حد اسلام در مورد مخالفان من در مورد قرآن حرف نمیزنم. منتها حداقل نصف مراجع شیعه مسیحی ها رو نجس العین میدونن.- بحث بین من و امید حسینی رو ببین- مرده این همه احترام نه برای عقاید دیگران بلکه برای خود دیگران هستم.
    ۳- کسایی که سلمان رشدی رو مرتد اعلام کردن یا در مورد این قضیه فتوا دادن بچه هیئتیای محله پامنار نبودن. عالی ترین مراجع تفسیر دین بودن. شما کی هستی که از موضع دین با اینا مخالفت کنی.
    ۴- قضیه سیاهان و زنان کاملا جدا از این بحثه. من در مورد خطوط قرمز آزادی بیان حرف نزدم راجع به توهین به عقاید گفتم.

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۰۷ ق.ظ:

    علیرضا:
    اول از اینکه ما باید واژه توهین و اهانت رو تعریف کنیم خوب از دید باورمندان متعصب به مذهب من هر حرفی به جز تعریف و تمجید دربارهشخصیت های مذهبی بزنم اونا توهین تلقی میکنن یعنی اگه بر فرض من معتقد باشم که من اعتقادی به عصمت امامان ندارم اونا این رو توهین میدونن.در حالیکه توهین دارای تعریفه یعنی هر حرفی که به مذاق شما خوش نیاد معنی اش توهین نمیشه در مورد ترانه ایی هم که خونده شده به نظر من توهینی در اون نیست نوعی انتقاد طنز آمیز به جامعه ایی است که دارای مشکلات گوناگون هست و کاری برای حل این مشکلات نمیکنه و دست به دامان اون بزرگوار همیشه غایب میشه که اون بیاد و مشکلاتش رو حل کنه و این یک دستمایه ایی میشه که این ترانه گفته بشه.بنابراین اگه توهینی هم شده به امام نقی نشده بلکه این ترانه خطاب است به کسانی که تلاشی برای حل مشکلات جامعه اشون انجام نمیدن و منتظرن کسی بیاد ظهور کنه و اون مشکلات رو حل کنه.البته من به این ترانه نقد دارم منتها نقد هنری و اجتماعی از دید یک سکولار دارم نه از دید یک مذهبی متعصب.در موردی هم که مثال زدی درباره آزادی بیان مسئله بر میگرده به ریشه های تاریخی مسئله هولوکاست و تبعیض نژادی و اینکه در این قضایا اروپایی ها خودشون رو مقصر میدونن و برای عدم تکرار چنین وقایعی قانون گذاشتن که هیچ کسی نمیتونه دراین موارد سخنی بر علیه این قضایا بگه چون در غیر اینصورت ممکنه امکان بازتولید چنین وقایعی وجود داشته باشه.بنابراین شما میتونی از یک زن انتقاد بکنی یا از یک سیاهپوست ولی انتقادت نباید متوجه رنگ پوست یا جنسیت فرد بشه به دلیل امکان بازتولید تبعیض.ولی در جامعه ایی که مذهب باعث ایجاد تبعیض میشه که نمیشه ازش انتقاد نکرد ضمن اینکه مشکال از مذهب نیست از آدمهایی است که با یک تفسیر خاصی از مذهب اونو تبدیل به چماقی میکنن و باعث ایجاد تبعیض در جامعه میشن

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۱۳ ق.ظ:

    جناب آرش! ما به تعریف شما از توهین کاری نداریم. شما تعریف خودت رو داری. خوب برای خودت قابل قبوله. ولی تعریف دین و مذهب از توهین یه چیز دیگه است. ما به عصمت پیامبر و امام اعتقاد داریم. و هرگونه شوخی، طنز، مطلب مسخره با نام امام، برای امام، به یاد امام، حتی به قصد کنایه به موارد دیگر، توهینه

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    جناب آرش
    شما متن ترانه را دانلود کن و بین امام معصوم را به چیزهای زشتی قسم میده بعد بگو توهین نیست..
    ایشان اول باید خودشو اصلاح کنه و آدم کنه ..خودش شیطان پرسته و میخواد جامعه را اصلاح کنه یا انتقاد ؟
    بدبختی ما اینه که به اینجور افراد رحم و مروت نشون میدیم ..

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    قبول حسینی جان . توهینه. حالا چی؟
    کدوم کشور دری حسابی توهین به عقیده رو جرم دونسته؟ اگه شما توهین به عقیده رو جرم میدونی رک و راست بگو.

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۱۵ ب.ظ:

    امید حسینی
    خب درسته ادم باید انصاف داشته باشه اما منم که نگفتم رهبر یا اقای جوادی توهین کرده! این احکام و فتاوا رو من هم می بینم. اما خود من (و قطعا شما بهتر از من می دانید) کدام هیاتی در این کشور هست که سخیف ترین توهین ها رو به بزرگان اهل سنت نکنه؟؟
    بهر حال صرف مخالفت با جمهوری اسلامی برای من هیچ وقت ملاک نبوده و نیست و به همین دلیل من امثال شما رو به بسیاری از این اپوزوسیون های روشنفکر نما ترجیح میدم( هر چند نظرا و عملا اختلافهای جدی داشته باشیم)

    بابک
    ۱ من تعهد ندادم هر کاری علمای دین کردن دفاع کنم از کارهایی که به نظرم درست میاد دفاع می کنم از غلطاش انتقاد اینم از غلطاشه
    ۲ نفهمیدم طعنه زدی یا قبول داری بهر حال من این ایه رو که از خودم در نیاوردم! نصفشون که سهله تمامشون هم بگن برا من دلیل نمیشه قران رو رها کنم حرف اونا رو قبول کنم
    ۳ من البته کسی نیستم اما همان موقع فرزند موسس حوزه علمیه قم(کسی می شماریدش یا نه؟؟) با این فتوا مخالفت کرد. نمی کرد هم مهم نبود . غزالی در مورد اعتراض به اینکه چرا با ابوحنیفه مخالفت می کنی؟ گفته بود (هم رجال و نحن رجال) اونا فکر خودشون رو دارن ما هم حق فکر کردن داریم
    من بحث شما با امید حسینی رو دیدم شما هم بحث جواد فاضل لنکرانی رو با محسن کدیور ببین در مورد سب نبی یا همون توهین به پیامبر( دقیقا از موضع دین مخالفت کرده)
    ۴ خب منم راجع به خطوط ازادی بیان حرف زدم. باز جویی نیست که فقط تو بپرسی :D نمی خوای موضعت رو مشخص کنی من ناخوداگاه ذهنم میره رو اینکه حواب نداری

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۳۸ ب.ظ:

    ارش
    خب اخه تعریف توهین مثل تعریف اب نیست که من نشونت بدم بگم به این می گیم اب به غیر این نمی گیم اب! اما اونقدر هم بفرنج نیست که نشه هیچ چیزی در موردش گفت. شما خودت شاید ادم مذهبی ای نباشی اما بین مذهبی ها زندگی کردی و اجمالا می تونی بفهمی که مقدس بودن فردی براشون به چه معنی است!حالا بیان این فردی رو که مقدس هست برا بعضیا( هر چند به غلط) به شوشول فرنود قسم بدن توهین نیست؟؟ من این رو فقط به انصاف خودت میسپارم و گر نه مدعی ارائه تعریف جامع و کاملی از توهین نیستم( شما اگه سراغ داری بگو)
    در مورد تبعیض سیاهان و زنان و هولوکاست. ببین اینا همش یه جورایی توجیهاتی که روحانیون ما در مورد محدود کردن ازادی بیان دارن اینا هم میگن ما که نمیتونیم توحید و معاد و نبوت و… رو که سعادت ابدی افراد جامعه بهشون وابسته هست رو براحتی و با القای چند شبهه بذاریم از دست بره! بر ماست که از سعادت ابدی مردم حمایت کنیم
    من شخصا نه ضد زنم و نه نژاد پرست اما فرضا کسی پدا شد و همه انچه رو که شما بهش می گین تبعیض بگه از نظر من تبعیض که نیست هیچ تفاوتهای بحقی است که باید وجود داشته باشه( مثلا مرد مالک زنشه و سیاه پوستان هم برده سفیدپوستان :o ) با این غرد باید چه کار کرد؟؟ چرا باید جلوی حرف زدنش رو گرفت؟؟

  6. حقوقدان
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۷:۵۹ | #6

    ممنون آقای حسینی بابته این نوشته:

    آهستان – جانم فدای امام نقی (ع)

    [پاسخ]

  7. آرش
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۸:۱۸ | #7

    ولی واقعا باورم نمیشه که یک حزب اللهی هم ممکنه پیدا بشه که تارکوفسکی رو بشناسه آفرین آقای حسینی میشه بهت امیدوار بود اگه یکروزی ورق برگشت و خواستن حزب اللهی ها رو از تیر چراغ برق آویزون کنن خودم میام وساطتت میکنم که به تیر آویزونت نکنن به حرمت روح بزرگ تارکوفسکی :D

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۳۳ ق.ظ:

    ممنون آرش. من بعد از خدا امیدم به شماست. حالا چطور پیدات کنم؟ :)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۴۵ ق.ظ:

    :-)

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱:۲۴ ب.ظ:

    آقا آرش! کاری به آقای حسینی ندارم.اما شما از کجا فهمیدی ایشون “تارکوفسکی” میدونه؟
    همین که اسمشو آورد یا یه تیکه نقل قول کرد یا …؟!
    تو همین آهستان زیاد دیدم آدمایی که برای جبران “کم دانی”ها شون اومدن و لیستی از اسم ها و کتاب ها و رمان ها و خلاصه نظریاتی رو ردیف کردن که بیا و ببین!خوشبختانه آدم “کتاب نخونده” از دور داد می زنه حتی اگه با کلی ادا و اطوار باشه!

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲:۱۹ ب.ظ:

    بهرحال وقتی قسمتی از دیالوگ فیلم رو اینجا میگذاره و نام کارگردان رو هم مینویسه معلومه که هم به فیلم اهمیت داده هم به اینکه کنجکاو بوده که کارگردان فیلم چه کسی بوده حالا منم نگفتم که آقای حسینی تارکوفسکی شناس هست ولی تا همین حد هم باید به آقای حسینی دیپلم افتخار داد چون بعید میدونم توی همفکران ایشون ۱۰ نفر هم پیدا بشن که اصلا بدونن تارکوفسکی کی هست چه برسه به اینکه فیلم هاشو هم دیده باشن حتی در بین کسانی هم که بطور جدی سینما رو دنبال میکنن کم هستن کسانی که وارد مقوله تارکوفسکی بشن دیگه چه برسه به بچه حزب اللهی ها :-)

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۲:۲۸ ب.ظ:

    چون من با شناختی که از روحیه آقای حسینی دارم میدونم که اهل این نیست که بخواد ژست روشنفکری بگیره میدونم که این فیلم رو دیده و تحت تاثیر این دیالوگ قرار گرفته.بهرحال تارکوفسکی کم کسی نیست همین که شخصی حزب اللهی بشینه و فیلمش رو نگاه بکنه برای من قابل احترامه چون بهرحال تشخیص داده که این فیلمسازی است متفاوت با بقیه و همین برای من کافیه

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۳:۵۵ ب.ظ:

    منظور من اصلا امید جان نیست.می خوام بگم نباید تا یکی اومد یه اسم یا کلمه یا اصطلاح رو گفت زود فکر کنیم که:…طرف چقدر حالیشه!
    خیلی از این اطوارها در واقع پوشش بی سوادیه و الا دوگانه (هیچکاک-تارکوفسکی)
    و دعوای بین طرفدارانشون که دیگه خیلی قدیمی شده!
    حرف من کلی بود.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۵:۱۲ ب.ظ:

    آقا من نه ادعای تارکوفسکی شناسی دارم و نه ادعای هیچکاکی. نه مرید اینم و نه اون. هیچکس هم با پز دادن و ادعا کردن و اسم کسی را نوشتن، هنرمند و روشنفکر و سینماگر نمیشه. برعکس هم همینطور. هیچکس با اسم نیاوردن و اشاره نکردن و پز ندادن، غیر هنرمند و مخالف سینما و متحجر و عقب مانده نمیشه.
    پس نفس این نگاه که فکر کنیم فقط ما می‌فهمیم و دیگران نمی‌فهمند، و یا فقط ما هنرمندیم و دیگران نیستند، و یا فقط ما سینمادوست و سینماگریم و دیگران نیستند، و یا فقط ما اهل کتاب و رمانیم و دیگران نیستند، و یا فقط ما اهل موسیقی هستیم و دیکران نیستند، و یا فقط ما روشنفکریم و می‌فهمیم، و مذهبی ها و حزب‌اللهی ها نیستند، نفس همین نگاه خودش مشکل داره و نشان دهنده‌ی منطق ضعیف و شعاری گوینده آن هست.

    من هم مثل خیلی ها، ممکنه به سینما علاقه داشته باشم و فیلم ببینم. هرچند از اول اهل شعار دادن نبودم. هنوز هم نیستم. لزومی نداره بیام جار بزنم که چیزی حالیم هست و یا فیلم می‌بینم و فلان کارگردان معروف رو می‌شناسم. که چی بشه؟ البته از اول قصد داشتم وبلاگم، هنری و فرهنگی باشه. حتی اولین پستهای این وبلاگ هم درباره فیلم و سینما بوده که کم کم به این سمت اومد

    رودا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۷:۱۷ ب.ظ:

    البته من اعتراف میکنم که از تارکوفسکی فیلمی ندیدم ( اینم چونکه فکر میکنم از اونا بودم که یک مقدار زیادی الکی خودمو درگیر درس و دانشگاه و کار و چیزهای دیگه کردم که دیگه زیاد نرسیدم برم سراغ ذوق و صفا و هنر) از هیچکاک هم چند تا فیلم دیدم که خوشم اومده.
    از برنامه هفت هم روی هم رفته ۴-۵ جلسه ش رو دیدم که خب نسبتا جالب بوده.

    الان هم فقط میدونم اون دوگانه ای که مسعود فراستی (با اون همه پز و ژست الکی) سازنده ش بوده باشه رو نباید خیلی جدی بگیرم:)

  8. علیرضا
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۸:۲۹ | #8

    امید ترک پلاس کردی؟!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۳۳ ق.ظ:

    فعلا در مرخصی به سر می برم :)

    [پاسخ]

  9. ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۹:۰۳ | #9

    زیاد بی ربط به موضوع نیست ، اگه دوست دارید بخونید:

    از این هم گر بگذری

    ضربه بعدی ست که میفهمی

    چه خیانتها کرده ای

    همان روزهاست

    که خواهی خواست

    شب شود پیش چشمانت

    نخواهی یافت مامنی اما

    چرا که ویران کرده اند اندیشه دین را

    و تو با سکوتت اینبار

    روان کرده ای ، جاده

    تخریب و استهزا و توهین را

    به دل های فرزندان نسل بعد از خود

    همان هنگام که ۲۳ جهد محمد را دروغ خواندند (۱)

    همان هنگام که قرآن را شیطانی خواندند (۲)

    آن هنگام که

    محمد را هوسباز

    علی را فریبکار

    و حسنین را قاتل فزرندان ایران میخواندند

    و همه ما در خودمان خفه می شدیم

    و اینک به اسم اینکه آزادیست

    آزادی فکر ، مذهب و نقدست

    آزادی رفتار ، گفتار و اندیشه ست

    به توهین و تخریب ها

    لعاب دموکراسی نمیزدیم

    حال اگر می خوانند آیه های نور را با عوعوی سگ (۳)

    گر امامان شیعه را (۴)

    و ما هنوز خفته ایم و میترسیم ز بیداری

    ز هراسِ برچسب های تکراری

    که اینکه او

    عقب مانده ، جاهل

    و مزدور است

    می زنیم خود را نفهمیدن

    به نشنیدن

    به ندیدن

    که ببینید ماهم دموکراتیم

    +

    پی نوشت :

    (۱) : اشاره به کتاب “۲۳ سال” علی دشتی

    (۲) : اشاره به کتاب “آیه های شیطانی” سلمان رشدی

    (۳) : اشاره به آهنگ “شمس” محسن نامجو

    (۴) : اشاره به پیج “کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان” در فیسبوک

    [پاسخ]

  10. بابک
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۹:۵۱ | #10

    ۱- با این پست واقعا حال کردم. یه حزب اللهی بسیجی بابصیرت واسه دفاع از یکی که اونو مقدس میدونه یه نقل قول از درون فرهنگ مسیحیت میاره که تو منظومه فکری همین آقا معتقدان به اون بی رو دربایستی نجسن. و کسایی که به اون فرهنگ گرویدن همین الان تو زندانهای رژیم اسلامی محبوس و حتی حکم اعدام بعضیشون صادر شده.
    وقتی میگیم ما بی شماریم یعنی همین.
    ۲- نظراسلام عزیز در فتاوی دو مرجع عالیقدر جهان تشیع در مرتد خواندن شاهین نجفی و امثال او مشخص است. با همه حرف و حدیث ها درباره تفاوت حکم و فتوا و …
    از دوستان مکتبی تقاضا دارم در شفاف کردن بیشتر این احکام بکوشند. بالاخره یک شیعه واقعی اگه فرصتشو داشت و خطری هم برای خودش نداشت و خلا صه همه شرایط آماده بود باید شاهین و بکشه یانه.
    ۳- در راستای شفاف تر شدن قضیه تقاضا دارم از آقای خامنه ای هم استفتایی صورت گیرد. تا خدای نکرده این شبهه پیش نیاد که بین علما راجع به برخی مسائل تقسیم کار صورت گرفته یا اینکه آقای خامنه ای نسبت به این مسئله بی تفاوتند یا بدتر اینکه از ترس قضاوت غربی ها ایشون توان بیان حکم ندارن.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    بابک تو خدای علم غیبی! به جان خودم :)
    ۱- این پست چه ربطی به مزخرفات اون خواننده احمق داره؟ اصلا چه ربطی داره؟
    ۲- میشه بگی کجا برای دفاع از عقیده ام از مسیحیت کمک گرفته ام؟!
    ۳- دروغ هم که میگی! مسیحیان و یهودیان اهل کتابند و نجس نیستند. در قانون اساسی هم جزو اقلیت های دینی پذیرفته شده اند و در مجلس شورای اسلامی هم نماینده دارند
    ۴- مساله مسیحیان با مسیحیان تبشیری و تبلیغ کلیساهای خانگی فرق داره. به هیچ وجه با هم یکی نیستند. پشت پرده کلیساهای خانگی و فعالیتشون کاملا مشخصه و ربطی به آزادی مسیحیان نداره
    ۵- اجازه نمی دم به بهانه این مطلب، دوباره بحث های انحرافی رو مطرح کنی و به سیاست برسی! خلاصه از من گفتن

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    ۱- اون بالا جلوی اسم سایت آوردی که جانم … . تازه هم هست این قضیه هم یک ۵، ۶ روزی شده که داغه. پستت هم چندان بی ربط نیست. حداقل چند تا از هفراد دیگه هم این نظر و داشتن.
    ۲- این دیالوگ و از فیلم محمد رسول الله نیا وردی که؟
    ۳-دروغ میگی حسینی جان. تو روز روشن دروغ میگی.
    ” مرحوم سید محمد کاظم طباطبائی، مؤلف عروة الوثقی بهمراه آیات عظام امام خمینی، اراکی، خوئی، گلپایگانی (رحمة الله علیهم) می فرمایند: هشتم از نجاسات، کافر می باشد، آنهم همة اقسامش حتی مرتد و یهود و نصاری (مسیحی) و مجوس و …” از سایت:
    http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2256&urlId=747
    4- :D
    [پاسخ]

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳ ق.ظ:

    ۱- اون عبارت بالای وبلاگ مربوط به همه پست های وبلاگم میشه نه فقط همین پست. این هم توضیح می خواد؟
    ۲- این دیالوگ درباره ایمانه. از فیلم زندگی مسیح هم نیاوردم
    ۳- دروغ رو جنابعالی داری میگی. من برای حرفم دلیل آوردم. مساله پاکی و نجاست مسیحیان یک مساله اعتقادی و فقهی هست. «از نظر اعتقادی کسی که به اسلام یعنی رسالت حضرت ختمی مرتبت و کتاب آسمانی قرآن ایمان ندارد، کافر است.» حالا می خواد مسیحی باشه یا یهودی و یا حتی مسلمانی که مرتد شده! منظور علما هم از این باب بوده.

    اکثر علما اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان و زرتشیان) رو پاک می دونند.
    http://www.sistani.org/index.php?p=827020&id=806&perpage=15

    بعضى از فقها مثل آیت الله حکیم آیت الله تبریزى، آیت الله فاضل و آیت الله خامنه ای فتوا به طهارت اهل کتاب، در صورتى که مشرک نباشند داده‏ اند و تنها نجاست آنها را نجاست ظاهرى میدانند که بر اثر آلوده شدن به نجاسات مانند خون مشروبات الکلى و پیدا می‏شود
    http://www.eteghadat.com/forum/topic-t9420.html و http://rasekhoon.net/questionbank/show-11340.aspx

    اینجا هم درباره مسیحیان در قرآن توضیح داده
    http://www.al-mobin.com/kalam/index.php?topic=1494.0

    4- گفتم و نوشتم و دوباره تکرار می کنم که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی که اتفاقا زیر نظر فقها هم تصویب شد، مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان به عنوان اهل کتاب و اقلیت مذهبی پذیرفته شدند و در مجلس نماینده دارند.

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۰ ق.ظ:

    ۱ و ۲ : اینا رو منم میدونم.
    ۳- دروغ میگی. خیلی زیاد و از روی عمد و به قصد تشویش واقعیت.
    شما همون فقهایی که بالا تو اون لینک آورده بود رو قبول داری که معتقدند مسیحی جماعت نجسه؟
    شما فتوای سیستانی رو آوردی قبول. همه تریخ و مرجعیت و فقه شیعه که ایشون نیست.
    این اکثر علما! رو از کجا آوردی؟
    ضمنا بالاهی همون لینکی که که ازش آوردی “… فتوا به طهارت اهل کتاب، در صورتى که مشرک نباشند داده‏ اند ” آمده در قرآن به شرک مسیحیان اشاره شده.
    توضیح المسائل بسیاری از مراجه تو نت هست. دوستان حتما مراجعه کنند.
    ۴- :D

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۹ ق.ظ:

    دوستان قضاوت کنند. من نظر آیت الله سیستانی، آیت الله حکیم، آیت الله فاضل، آیت الله تبریزی و آیت الله خامنه ای رو درباره پاک بودن اهل کتاب نوشتم. نهایتش اینه که این مساله یک اختلاف فقهی بین علماست.

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    من هم گفتم به نظر صافی گلپایگانی، خمینی، اراکی، خوئی، گلپایگانی ،بهجت ، شبیری زنجانی و مکارم شیرازی (بنا به احتیاط) مسیحی و یهودی و زرتشتی نجس ان.
    نهایتشم اینه که شما از ۱۰:۱۸ تا ۱۱:۳۹ صدوهشتاد درجه نظرت تغییر کرده. کل معلوماتت از فقه اسلامی همین قدر دقیق باشه عالیه. گرچه مسلما اینا مهم نیست. مهم اینه که حکومت امام زمان بالا سر همه باشه.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    مهم اینه که در جمهوری اسلامی اهل کتاب (مسیحی و یهودی و زرتشتی) در مجلس نماینده دارن.
    باشه. شما دلت خوش باشه که من نظرم عوض شده . هیچ اشکالی نداره :)

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    ۱- امید حسینی ۱۰:۱۸ : “مسیحیان و یهودیان اهل کتابند و نجس نیستند. ”
    ۲- امید حسینی ۱۱:۳۹ : “نهایتش اینه که این مساله یک اختلاف فقهی بین علماست.”
    ۳- امید حسینی ۱۲:۳۰ : “شما دلت خوش باشه که من نظرم عوض شده . هیچ اشکالی نداره :)”
    یک احمدی نژادیه به تمام معنا

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۶ ق.ظ:

    حتما یک تست آی کیو بده

    ۱- اصلا نفهمیدی متن راجع به چی بود
    ۲- اصلا سر در نمیاری از احکام اسلام
    ۳- یه فکری به حال شبهاتی که در ذهنت داری بکن

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    ۱- اینو هیچ جوری نمیشه فهمید که من یا شما متن رو فهمیدم یانه.
    ۲- سر در میارم. نمونش و اون بالا ببین
    ۳- من شبهه ای تو ذهنم نیست.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

    ۱- متن در مورد «شخص» نبود

    ۲- نمونه‌ش همین افاضه‌ی جنابعالیه:

    «نظراسلام عزیز در فتاوی دو مرجع عالیقدر جهان تشیع در مرتد خواندن شاهین نجفی و امثال او مشخص است. با همه حرف و حدیث ها درباره تفاوت حکم و فتوا و …
    از دوستان مکتبی تقاضا دارم در شفاف کردن بیشتر این احکام بکوشند. بالاخره یک شیعه واقعی اگه فرصتشو داشت و خطری هم برای خودش نداشت و خلا صه همه شرایط آماده بود باید شاهین و بکشه یانه»

    ۳- اینم شبهه‌اییه که توی ذهنته:

    «در راستای شفاف تر شدن قضیه تقاضا دارم از آقای خامنه ای هم استفتایی صورت گیرد. تا خدای نکرده این شبهه پیش نیاد که بین علما راجع به برخی مسائل تقسیم کار صورت گرفته یا اینکه آقای خامنه ای نسبت به این مسئله بی تفاوتند یا بدتر اینکه از ترس قضاوت غربی ها ایشون توان بیان حکم ندارن»

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

    کسی که برای خداوند شریکی قائل بشه کافر و نجس هست ..مسیحی و یهودی که شریکی قائل نیستند پس نجس نیستند ..اما بهایی نجس هست چون عبدالبها را خدا میدانه …

    خداپرست پاک و مشرک و کافر نجس..

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ب.ظ:

    آقا شجاع شما فقیه هم بودی و ما خبر نداشتیم؟

    اشکان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۲:۲۴ ب.ظ:

    آقای پسرشجاع، واقعاً بهاییان عبدالبها را خدا می‌دانند؟ می‌شود مدرک و سند آن را بفرمایید؟ کجا و چه کسی همچین حرفی زده است؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۵:۲۳ ب.ظ:

    آقا اشکان
    من تو وبلاگم تحقیقات زیدی کردم و مطالب زیادی هم نوشتم …سرچ کن و با مدرک بخون
    در ضمن ما تو شهرمان بهایی خیلی زیاد داریم که چندتاشون هم با من سلام علیک دارند و تو جلساتشون هم شرکت کردم و کاملا میشناسمشون……
    حالا اگه حرفمو قبول نداری میتونی خودت از یه بهایی سوال کنی خداش کیه و عبدالبها کیه

    نمونه اش را واست میذارم :

    جناب میرزا حسین علی ( بهاالله ) در یکی دیگر از آثار خود به نام لوح ابن الذءب صفحه ۴۲ چنین می گوید :

    إن الذی خلق العالم لنفسه قد حبس فی أخرب البلاد

    کسی که جهان را برای خود آفرید در خراب ترین سرزمین ها زندانی شده است !!!!

    باز هم جالب است که جناب بهاالله میگه : آن هنگام که ایشان به عنوان خدای بیچاره فلک زده زندانی بوده هوای زندان افتخار داشته که خدا در آن نفس بکشه ! توجه کن چی میگه !

    به این عبارت توجه کن :

    قد افتخر هواء السجن بما صعد الیه نفس الله لو أنتم من العارفین

    همانا هوای زندان مفتخر و سرافراز شد که نفس خداوند در او بالا رفت اگر شما از عارفین باشید …..

    ( کتاب بدیع : ۳۹۶ سطر ۴ )

    یعنی اگر از صاحبان معرفت باشید می بینید که خدا در هوای زندان نفس می کشد و هوای زندان به نفس خدا سرافراز شده است .

    آری این خداوند عزیز زندانی ، هم نفس می کشد و هم ریش و گیسو دارد چنانکه بهاییان را دعوت می کند که این خدا را به ریش و گیسوی مبارکش بخوانند و بگویند :

    ” اللهم إنی أسءلک بشعراتک التی یتحرک علی صفحات الوجه کما یتحرک علی صفحات الألواح قلمک الأعلی و بها تضوعت رایحه مسک المعانی فی ملوک الانشاء ”

    ” خدایا تو به موهایی که بر صفحه رویت می جنبند – همانگونه که قلم اعلای تو ای خداوند بر صفحات الواح حرکت می کنند – درخواست می کنم . همان موهایی که با جنبش و حرکت آن بوی خوش مشک معانی در ملکوت انشا پراکنده می شود . ”

    ( ادعیه حضرت محبوب : ۱۲۳ )

    البته خودتم میتونی هم حضوری و هم تو نت و هم تو کتابهای مختلف تحقیق کنی حقیقت دستت بیاد
    قبله بهاییها هم تو فلسطین اشغالی بنام بیت العدل هست که اونا رو به اونجا نماز میخونند که قبر عبدالبها هست

  11. بابک
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۵ | #11

    ۱- اون بالا جلوی اسم سایت آوردی که جانم … . تازه هم هست این قضیه هم یک ۵، ۶ روزی شده که داغه. پستت هم چندان بی ربط نیست. حداقل چند تا از هفراد دیگه هم این نظر و داشتن.
    ۲- این دیالوگ و از فیلم محمد رسول الله نیا وردی که؟
    ۳-دروغ میگی حسینی جان. تو روز روشن دروغ میگی.
    ” مرحوم سید محمد کاظم طباطبائی، مؤلف عروة الوثقی بهمراه آیات عظام امام خمینی، اراکی، خوئی، گلپایگانی (رحمة الله علیهم) می فرمایند: هشتم از نجاسات، کافر می باشد، آنهم همة اقسامش حتی مرتد و یهود و نصاری (مسیحی) و مجوس و …” از سایت:
    http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2256&urlId=747
    4- :D

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    من یکی از داوطلبین کشتن شاهین نجفی هستم .اسممو هم دادم …چون واقعا بهترین ثواب را داره که یه خواننده شیطان پرست نجس را از روی زمین پاک کنی و دیگران هم دستشون بیاد تا به اعتقادات شیعیان و مسلمانان توهین نکنند

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    اسمتو کجا دادی؟؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۳:۲۸ ب.ظ:

    سکرته

    یلدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۷:۳۲ ب.ظ:

    واقعا؟ یعنی میتونی آدم بکشی؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۲۳ ب.ظ:

    دشمنان را براحتی میکشم ..یعنی دشمنانی که مرتد و کافر شدند و بر علیه مقدسات فعالیت میکنند و قرآن هم دستور کشتنشان را داده را نباید کشت یلدا خانم ؟

    سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    اگه شماها تونستید نجفی رو بکشید من میرم قم تو حوزه علمیه درس میخونم تا آخوند بشم

    علی رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱:۴۱ ق.ظ:

    اولا که میشه بگین کجای قران گفته بکشین؟؟ تو قران خونه ما گفته ” و چون ببینى که کسانى در (استهزاى) آیات ما فرو مى‏روند از آنان روى بگردان، تا در سخنى دیگر وارد شوند؛ و اگر شیطان تو را به فراموشى انداخت، پس از توجّه، با آن قوم ستمکار منشین” انعام ۶۸ امروزیش میشه اینکه اهنگی که به مقدسات توهین میکنه رو گوش نده! همین بیشتر از این نه لازمه و نه مجازه
    ثانیا بالفرض که کشتین. چه نتیجه ای از این کار می گیرین؟؟ به نفع اسلام تموم میشه این کار یا به ضررش؟؟ می تونین همه اونایی هم که مثلا تو پیج نقی فیس بوک هستن رو هم بکشین؟؟ اگه یکیشون رو بکشین ده تا جاشون سبز نمی شه؟؟
    ثالثااصلا این اقا انقدر مهم هست که بخواین بکشینش؟؟بی محلش کنیم که خیلی بیشتر دردش می گیره :D

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۸:۰۱ ق.ظ:

    جنای علی رضا
    با این ادله ای که آوردی سلمان رشدی هم نبایدکشته بشه ..وقتی مرتد شدند باید کشته شوند

    قرآن میفرماید : و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه …

    Ela پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۳:۵۷ ب.ظ:

    قبلا متال بازا شیطان پرست محسوب میشدن تازگی رپر ها هم شیطان پرست حساب میشن؟ :lol:
    شمام برین شعر بخونین تمام عقاید اونا رو مسخره کنین اصلا هی فحش بدین آخه منصفانه اس یکی شعر بخونه یا فحش بده بقیه برن ثبت نام کنن واسه آدم کشی؟ چه چیزای جالبی آأم میشنوه اینجا.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۵:۲۷ ب.ظ:

    اگه کسی به عزیزترینهات فحش بده چکار میکنی ؟ باور کن تا میخوره میزنیش
    حالا ائمه معصومین که تمام اعتقاد و زندگی ما هستند و جان نا قابل ما که اصلا در برابرشون ارزشی نداره

    Ela پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۷:۴۳ ب.ظ:

    نه بابا . تو بیا به عزیزترینهای من فحش بده منم نهایتا ۴ تا می ذارم روش بهت برمی گردونم
    شاید حتا همونم نگم . فحشه دیگه خنجر که نیست!حالا من میگم شما مسئول جان خودتون
    هستین هر کار میخواین باهاش بکنین فدای هرکس میخواین بکنیدش ولی به جان کسی هم
    که معصومین تمام زندگی و اعتقادش نیستن نباید کار داشته باشین که. بد میگم؟

    آخه انصافا مجازات یه شعر یا اصلا فحش مرگه؟ :lol: نگین بابا آدم خنده اش میگیره

  12. محمد
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۴ | #12

    جناب آقای امید توی جواب یکی ا دوستان نوشتی فهم قرآن بدون تفسیر ممکن نیست
    “ضمنا چه کسی گفته هر آدمی می تونه قرآن رو بدون تفسیر بخونه؟ خدا گفته؟ پیامبرش گفته؟ قرآن بطن هایی داره. ”

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۱۷﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‏ایم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۱۷)

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۲۲﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‏ایم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۲۲)

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۳۲﴾ القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۳۲)

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۴۰﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۴۰)

    هَذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِینَ ﴿۱۳۸﴾ -آل عمران
    این [قرآن] براى مردم بیانى و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است (۱۳۸)

    هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِیُنذَرُواْ بِهِ وَلِیَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِیَذَّکَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿۵۲﴾ ابراهیم
    این [قرآن] ابلاغى براى مردم است و بدان بیم یابند و بدانند که او معبودى یگانه است و تا صاحبان خرد پند گیرند (۵۲)

    حالا قضاوت کنید آیا قرآن بدون تفسیر هم می توان خواند یا نه؟!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۷ ق.ظ:

    جناب محمد! شما دیگه چرا؟ شما که نباید این حرفها رو بزنید! این که دیگه خیلی واضحه. قرآن آیات ساده ای داره که فهمش برای عموم آسانه و آیاتی هم داره که باید با توجه به شان نزول و موارد دیگه ای بررسی بشه. قرآن آیات ناسخ و منسوخ داره. به نظر شما، فهم این آیات برای همه آسونه؟ اگه قرآن به تفسیر نیاز نداشت، چرا خود پیامبر و ائمه تفسیر می کردند؟ یعنی شما منکر این هم هستی؟!
    http://www.pasokhgoo.ir/node/30216

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۲ ق.ظ:

    بحث من اینه که قرآن شاید بالای ۹۰% هیچ نیاز به تفسیر نداشته باشه و برای عوام الناس قابل فهم
    نباید به بهانه ۱۰% بگیم قران رو نمیشه بدون تفسیر خوند

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۶ ق.ظ:

    اولا من نمی دونم این درصد شما چقدرش درسته ولی به هرحال فهم بخشی از قرآن بدون تفسیر ممکن نیست.
    ثانیا من هم نگفتم مردم قرآن نخوانند! کی چنین حرفی زدم؟ اتفاقا گفتم همه باید بخوانند و هر کس هم به اندازه فهم و ظرفیتش می‌فهمد. اگر هم چیزی گفتم واکنشی بود به این عقیده که مفسر و روحانی و مرجع و عالم و فیلسوف و عارف باید برداشته باشند! این حرف غلطی هست. اصلا اساس بحث ما این بود. شما کمی بالاتر رو بخونید

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۹ ب.ظ:

    جناب محمد
    احتمالا عالمانی چون علامه طباطبایی که ۲۰ جلد تفسیر المیزان نوشت بیکار بوده یا این آیه ای که ذکر کردی را ندیده بوده

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱:۰۲ ب.ظ:

    من یه سوالی از شما میکنم جناب محمد
    خداوند در مقام شهید میفرماید عند ربهم یرزقون ..چون مقا شهدا خیلی بالاست..حالا اگر این شهید حق الناسی بگردن داشته باشه مسئله چطوری حل میشه ؟ چون در جای دیگر خداوند میفرماید فمن یعمل مثقال ذره شرا یراه

    شاید در معنا آسان باشه اما حتما نیاز به تفسیر داره

  13. ایرانشهر
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۳:۱۶ | #13

    خیلی از مسائل دنیا،الهی هست ولی دینی و شرعی نیست
    حیثیت شرف آزادی انتخاب و اختیار و ….
    و دقیقا در این موارد هست که معنویت حاصل میشه
    توحید حاصل از آزادی بیان رو با آزادی بیان حاصل از توحید مقایسه کنید
    حتما توحید حاصل از آزادی بیان،در بطن معنویت عمیق تری قرار داره
    در جهان ماشینی امروز که بشر مصرف گرا و لذت زده برای ارضای خاسته های کاذب خود در میان طوفان های شهوت آلود سیاستمداران و بی سرمایه های سرمایه دار و نو کیسگان احساسی و فکری به دنبال روزنی از امید و انسانیت دست و پا میزند،باور به قدرت برتر و توکل به سرچشمه خوبی ها نه فقط مرهم زخم،بلکه هدفی متعالی است که او را در پیچ های زندگی به سعادت رهنمون میکند،
    حیف که خدا فروشان ریا کار و بندگان زر و زور و تزویر در گوشه گوشه های دنیا یکی به نام خدا فروشی دیگری به نام دموکراسی و بعدی به نام نائبی امامی از جانب خدا،مشغول توجیه نفس طغیانگر و بی پروای خود هستند و بشر معرفت طلب،تنها تر از همیشه….
    :-)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱:۴۷ ب.ظ:

    «توحید حاصل از آزادی بیان» «آزادی بیان حاصل از توحید»، در طول همدیگه قرار دارن.
    شما چطوری اینا رو در مقام مقایسه قرار میدی و اولی رو با ارزش تر می‌دونی از لحاظ معنوی؟

    آخه اقرار بدون عمل، چه ارزشی داره؟

    اولی یعنی «توحید حاصل از آزادی»، اقراره به یگانگی خداوند با آگاهی کامل
    و دومی یعنی «آزادی بیان حاصل از توحید»، مرحله‌ی عمل به اقراریه که در کمال آزادی و حق انتخاب، صورت گرفته

    اینکه شما با آزادی کامل و حق انتخاب، به یگانگی خداوند اقرار کنی(همون توحید حاصل از آزادی بیان که شما فرمودید)، اما بعدش حاضر نشی زیر بار «آزادی بیان حاصل از توحید» بری، یعنی حاضر نشی چهارچوب‌های الهی حاصل از اقرارت رو بپذیری، اون اقرار به یگانگی خداوندت، فقط در حد همون حرف باقی می‌مونه و چون به مرحله‌ی عمل نمی‌رسه، هیچ ارزشی نخواهد داشت.

    اگه به حرف باشه، که هر کسی می‌تونه هر ادعایی داشته باشه، اما آیا در مرحله‌ی عمل هم می‌تونه از پس مسئولیت‌هایی که بابت ادعاش، به گردنش میافته، بر بیاد؟

    شما هر مفهوم یا صفتی رو که می‌پذیری یا در وجودت داری، یه سری باید و نباید و بکن و نکن هم با خودش به همراه میاره برات.
    مثل همونایی که خودت گفتی
    مثل حیثیت، که باعث میشه برای حفظ کردنش، دست به هر کاری نزنی
    مثل شرف، که خطوط قرمز خودش رو برات به ارمغان میاره که باید رعایتشون کنی
    توحید حاصل از آزادی بیان، اگه به آزادی بیان حاصل از توحید، منجر نشه که اصلا عمقی نخواهد داشت
    میشی مث عالم بدون عمل
    خب این چه ارزشی داره؟

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۳:۵۹ ب.ظ:

    ایرانشهر عزیز!من حدس می زنم نگاه شما به دین تحت تاثیر دینداران یا علمای دین شکل گرفته.
    میشه اسم یکی از کسانی که به عنوان دین شناس می شناسی یا قبول داری بهم بگی؟

    [پاسخ]

  14. اشکان
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۴:۲۸ | #14

    خود همین فیلم «نوستالژیا» می‌تونه خیلی چیزها به افراد مذهبی‌ای که در اینجا کامنت گذاشتن و افراد ضدمذهبی یا غیرمذهبی‌ای که اینجا کامنت گذاشتن یاد بده. نگاه از بالا و تحقیرآمیزی که این دو گروه به هم دارن بدترین آفتیه که یک جامعه‌ی انسانی می‌تونه دچارش بشه. کاش همه‌مون کمی همدیگه رو بهتر می‌فهمیدیم و با هم مهربان‌تر بودیم.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۵:۰۸ ب.ظ:

    احسنت. همه دعوا سر همینه. منتهی اینجا آدمهایی هستند که با همه چی مخالفند! اگه من درباره شب بنویسم، اینها میگن روزه! اگه درباره روز بنویسم، اینها میگن شبه! اگه درباره ورزش بنویسم، اینها ربطش میدن به سیاست. اگه درباره دین بنویسم، اینها ربطش میدن به سیاست، اگه درباره فرهنگ و هنر، اینها ربطش میدن به سیاست. اینها اصلا به چیزی که می نویسم کاری ندارنف فقط منتظرند تا چیزی نوشته بشه تا بیان و دعوا راه بیندازن! خلاصه در این مدت چیزهایی گیرم اومده. بعضی ای پی ها و اسامی رو دیگه کاملا می شناسم. اصلا نفس اومدنشون همین بحث کردن و دعوا کردن و مخالفت کردن و ایجاد بحث های انحرافی هست!

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۳۶ ب.ظ:

    داری در مورد کدوم آدم ها صحبت میکنی امید حسینی؟

    هیچ کدوم از بچه هایی که اومدن اینجا حرف میزنن اونجوری که اشکان ادعا میکنه نگاه تحقیر آمیز و از بالا به پایین نداشتن (اشکان باید روشن تر صحبت کنه تا بتونیم جوابشو بدیم، کلی گویی کردن از مهربانی و محبت و احترام آسونه) هیچ کس هم برای دعوا نیومده اینجا. خیلی ها که از تو سوال پرسیدن فقط در مورد یک سری تناقضات و اشکالات منطقی سوال پرسیدن.

    در جواب امیر و حمید که گفتن مراجع و روحانیون هم بشر هستند و قرآن رو در نهایت از صافی خودشون میگذرونن گفتی، “چه کسی گفته هر آدمی می تونه قرآن رو بدون تفسیر بخونه؟” اومدیم من یک سری آیه های قرآن که احکام صادر میکنه و نیز تفسیرها و احکام اون مراجع رو قبول نداشتم، تکلیف من چیه؟ کی میتونه به من ثابت کنه که اونها از طرف خداست؟ بعد من هیچ حقی ندارم که نظر خودمو بگم؟ شاید هم مثلا پسر شجاع اومد من رو کشت. بعد وقتی تو میای چنین سیستمی رو توجیه میکنی و بعد هم یک جای دیگر میای حرفهای انسانی میزنی، این یعنی تناقض آقای عزیز.
    در جواب بابک که گفته مراجع گفتند مسیحیان نجسند مثال آیت الله سیستانی رو آوردی که خلاف این گفته. حالا اومدیم آیت الله سیستانی و همه مراجع متفق القول گفتند که مسیحی ها نجسند. تکلیف تو چی میشه؟ عقل و منطق تو چی حکم میکنه؟ برداشت خودت چیه؟
    مثلا فکر کن همه آیت الله ها یا مثلا کتاب مقدس تو حکم داده بود که اون آدم غیرمسلمان یا غیرمذهبی نجسه و بهتره بکشیش، بعد تو با اون آدم در یک جزیره هستی و اون خیلی آدم خوب و مهربون و موثریه، تو در اینجا چه کار میکنی؟
    البته خودت میدونی که مسئله امروز ما اصلا دین و مذهب و روحانیت مستقل نیست. مسئله ما الان یک عده هستند که به اسم دین باتوم و اسلحه دارند و به جز منافع شخصی (بسیار مادی و دنیایی) خودشون هیچ چیز براشون مهم نیست. اصلا هم بهشون نمیاد خیلی اعتقادات دینی و مذهبی چندانی داشته باشند. البته دیگه فکر کنم خودت هم میدونی مگر اینکه دیگه خیلی از اوضاع پرت باشی.
    مسئله اینه که تو خوب یادگرفتی بپیچونی. چون احتمالا در محضر همون علمایی درس گرفتی که بهت گفتن هیچ حقیقیتی وجود نداره و میشه همه رو خلع سلاح کرد. ولی یک حقیقت وجود داره امید حسینی. اونم اینه که در نهایت خودتی و خودت. خودت رو نمیتونی گول بزنی. به دنبال رضایت و آرامش درونی در درون خودت بگرد نه در دیگران و راه خودت رو پیدا کن و کار درست رو انجام بده. (اینا رو فکر کنم قبلا هم گفته بودم ولی اینقدر مهم هست که تکرارش کنم)

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۳۹ ب.ظ:

    تصحیح میکنم:
    هیچ کدوم از “افراد و دوستانی” که اینجا حرف زدن …
    یک ذره زیادی خودمونی شدم گفتم “بچه ها” :)

    رودا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۷ ب.ظ:

    من الان اومده دوباره تبصره اضافه کنم به نوشته ام:
    میخواستم بگم که یعنی بحث اول مذهبی بود بعد تو خودت اومدی حرف از مراجع آوردی و اصلا بحث سیاسی نبود که ناراحت شدی. بحث مراجع و احکام بود و بالاخره من هم باید نظرمو میگفتم دیگه. و بالاخره بحث پیش میاد دیگه، چرا حالا ناراحت میشی.
    بعد هم اینه که تو از یک طرف مدرن و مستقل میزنی از طرف دیگه مرجع-محور. بعد به نظر من اومد یک کم تناقض داره.
    اینا رو هم گفتم چون که میبینم خوب هستی، خواستم اشکالاتتو برطرف کنی و حتی بهتر بشی :-)

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۸:۵۸ ق.ظ:

    مساله دین و ایمان و اعتقاد رو میشه از جهات مختلف نگاه کرد. یک بار بحث اعتقادی داریم، گاهی بحث فقهی، گاهی بحث اخلاقی، گاهی بحث درون دینی، گاهی فرادینی و …
    هرکدام راه و روش خودش رو داره. نمیشه اینقدر راحت نشست و درباره اعتقاد صحبت کرد و همه مسائل رو زیر سوال برد.
    مسلمین طبق ادله قوی اعتقاد دارند که دین اسلام، آخرین و کاملترین دین از طرف خدا برای بندگانش هست. وقتی پیامبر جدید آمد، دینش را به مردم عرضه می‌کنه حتی به پیروان ادیان دیگر. طبق دستور همان خدایی که مسیح و موسی و ابراهیم را به پیامبری فرستاد، اسلام آخرین و کاملترین دینه و باید به آن ایمان آورد. همچنان که حضرت عیسی هم پیروان یهود رو به دین خودش دعوت میکرد. حالا اگه کسی دلایلش رو شنید و ایمان نیاورد، گناهش گردن خودش
    از این جهته که اگر پیروان سایر ادیان به حقیقت اسلام و پیامبر ایمان نیاوردند، با اینکه اهل کتابند ولی از نظر فقهی شرایط خاصی دارند. مثل همین مساله نجس بودن و یا نبودن که البته در همین هم اختلاف هست

    مگه این نظر شخصی منه و از خودم ساختم که حالا خودم رو راضی کنم یا راضی نکنم؟ اینها مسائل فقهی و حقوقی و مذهبیه. قبول داری یا نداری، دیگه به من مربوط نیست

    اشکان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۳۱ ق.ظ:

    من اصلاً راجع به اینجا و آدم‌هایی که اینجا کامنت می‌ذارن صحبت نکردم آقای حسینی و رودای عزیز. حرف من به صورت کلی در مورد جامعه‌ی خودمون بود که در اون افراد دوست دارن عقاید خودشون رو وحی منزل بدونن و نگاه تحقیرآمیز و از بالا به پایین داشته باشن. حالا فرقی نداره این افراد مذهبی باشن یا غیرمذهبی. مهم نوع برخورد اجتماعی است که در این کشور مدت‌هاست خصومت و خودحق‌پنداری محور شده است. من فیلم نوستالژیا رو دیده‌م و از نوع برخورد مذهبی‌ها و غیرمذهبی‌ها خوشم اومد. تا اونجایی که یادم مونده با اینکه مذهبی‌های فیلم از عقاید خودشون دفاع می‌کنن اما نگاه عصبی و تحقیرآمیزی به کسی که ایمان مذهبی ندارد ندارند. امیدوارم این بار دیگر نظرم سؤتفاهم‌برانگیز نباشد!

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۵۶ ق.ظ:

    ممنون. متوجه منظور شما شدم منتهی من هم راجع به همینجا صحبت کردم. چون اینجا هم به همین درد مبتلا هستم :)

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳ ق.ظ:

    اقای حسینی: برای شما که راحته اگه بخوای بحث سیاسی نشه اعلام میکنی که از امروز وبلاگ اهستان منحصر به بحثهای هنری ” ورزشی: اجتماعی “…… یا هر چیز دیگه ای غیر از بحث سیاسیه& ولی این خواسته شما نیست! شما خواستار این هستی که بدون توسل به غضب کردن خودشون دور سیاست یه خیط قرمز بکشند! معنی این عمل تلطیف فضای سیاسی در اذهان کسانی است که هنوز بغض سرکوب شدن تو گلوشون مونده و روی اوردن به مواردی مثل هنر یا ورزش نشونه تسکین هستش! این راه و روش برای اهستان خیلی جدید هم نیست و شاید از سال گذشته انتخاب موضوعات نرم برای بحث که بقول شما توسط کامنت گذاران بسمت موضوعات مناقشه برانگیز منحرف میشه و شما با صبر و حوصله گاهی وقتی فقط کامنتهای توهین امیز رو دیلیت میکنید ادامه داشته و هنوز هم صبرتون به اخر نرسیده! در این بین انتقادات خودت از بعضی اشخاص یا جریانات حکم رهنمود و اموزش نیز به افراد تندرو نیز بوده که نگاه کنید اینطور نیست که انتقاد کردن در دستگاه مورد حمایت من مطلقا ممنوع باشه منهم انتقاد دارم و انتقاد میکنم و هیچکس هم نمی اد یقه منو بگیره چون من موازین قانونی و شرعی رو رعایت میکنم و تنها کسانی از طرف حکومت تحت تعقیب قرار میگیرن که اصل نظام رو زیر سوال ببرن!
    اما اقای حسینی من به سهم خودم از همینجا اعلام میکنم تا زمانیکه تکلیف ما با این حکومت معلوم نشه و نقش مخالفین دیکتاتوری مذهبی از تهمتهای خائن و وطن فروش و عامل صهیونیسم و مزدور امریکا و هزار جور وصله دیگه خارج نشه و رهبر فعلی جوابگوی اعمال خودش نباشه و پاسداران و بسیجیها به مقرهای خودشون برنگردند و دست از سر اقتصاد برندارن و جنایتکارانی مثل مرتضوی پای میز محاکمه حاضر نشن و ازادی مطبوعات و ازادی بیان که در قانون اساسی هم پیش بینی شده برقرار نشه و زندانیان بیگناه سیاسی از زندانها ازاد نشن اش همینه و کاسه هم همین! ما هم میتوانیم منتظر بزنگاه های تاریخی باشیم تا حق خودمان را در یکی از همین روزها یا ماه ها بگیریم ! بقول تاجزاده اتو بوس انقلاب صاحب یه راننده شده که به تشخیص خودش هر مسیری رو که بخواد انتخاب میکنه و میره و سر نشینان این اتوبوس فقط وظیفه دارن ساعتی یه دفعه برا سلامتی راننده صلوات بفرستن! اقای حسینی اگه وظیفه شما در دستگاه حاکمه و در ارتش سایبری مظنه کردن افکار طیفهائی از جامعه است تا تصمیمات اتی را براساس ان اتخاذ کنید به بالا دستیهای خود گزارش کنید که خون سهرابها و نداها و شهدای کهریزک و بسیاری دیگر که بدست شما بقتل رسیده اند در جوشش است.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۰۶ ق.ظ:

    آقای امیر! من صاحب وبلاگم و اختیار وبلاگم رو دارم. من مسئول هیچ کجای مملکت نیستم فقط مسئول وبلاگم هستم. شما اگه می خوای نقش تاجزاده رو بازی کنی، خوب برو جای دیگه حق و حقوقت رو بگیر. اینجا جای هیچی نیست. شخصا دوست دارم زیر هر مطلب، درباره همان مطلب نظر نوشته بشه. اگه بحث هنریه، نظر درباره هنر، اگه درباره سیاسته، نظر درباره سیاست. این هم احترام به صاحب وبلاگه و هم احترام به دیگران و هم احترام به خودتان.

    واقعا مسخره است زیر یه مطلب هنری، دعوای انحرافی و بحث های انحرافی. من نظرم رو گفتم

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

    آقا امیر
    حرص نخور پیر میشی
    تا ما بسیجی ها و بچه ولایتیها و حزب اللهیها زنده هستیم هرگز نه شما و نه دشمنان خارجی نخواهند توانست عرض اندام کنند مگر اینکه تمام ما را سر ببرید

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۲ ق.ظ:

    اقای حسینی: مثل اینکه برای مالکیت وبلاگ شما مدعی پیدا شده که میخواد وبلاگتون رو از دستتون بگیره که هر چند روز یه دفعه با صدای بلند اعلام میکنید که وبلاگ مال منه! اون رشته ای که من و شما رو بواسطه این وبلا گ بهم مرتبط میکنه شخصیت سیاسی من و شماست که در دو لبه یک شکاف عقیدتی ایستادیم و داریم حرفهامون رو بهم میزنیم” علیرغم همه تسلط شما به وبلاگتون و مدیریتی که در این وبلاگ دارید اراده ای از بیرون حاکم بر هر حرکتی از جانب همه افراد و گروه ها و طرز فکرها وجود داره که همه چیز رو تحت سیطره قرار میده منجمله وبلاگ شما و از شما گنده ترشو! همه این چیزا رو میدونن و من تردید ندارم که شما بهتر از همه میدونید واگه من با توجه به تمام جمیع جهات جویای چهره واقعی شما میشم که سعی میکنید خودتون رو یه ادم مستقل که تنها صاحب یه وبلاگه و به موضوعات هنری و ورزشی و اجتماعی علاقه منده و یا اگه بعضی وقتها از سیاست هم حرفی به میون میاره از بین ابکی ترینش موضوعی رو انتخاب میکنه حق دارم که کنجکاو بشم که این اقای حسینی که مستقل هم نمیتونه باشه داره چه خطی رو دنبال میکنه؟ زیرکی شما به من ثابت شده ست” و عیب من اینه که حرفام رو خیلی لری بزبون میارم و پام رو از خط قرمزها اونورتر میزارم و طرفی که از این کار من احساس خطر میکنه در خروجی رو به من نشون میده!

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱ ۷:۰۰ ق.ظ:

    بالاخره هستند کسانی که هر روز خط و نشان میکشند و راه و چاه رو به من نشون میدن :)

    سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۰۹ ب.ظ:

    مشکل از جای دیگه ای است برادر ما کمتر آدم غیر مذهبی داریم به خاطر بعضی موارد عده ای دچار مذهب ستیزی شده اند عده ای که مذهبی هستند خود را نماینده تام الاختیار خدا میدانند که باید تمام کائنات و نباتات در برابرشان کرنش کنند پس رسیدن به نتیجه مسالمت آمیز این وسط غیر ممکن است

    [پاسخ]

  15. علیرضا
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۶:۴۸ | #15

    جان ناقابل من هم فدایت یا اما نقی(ع)

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۵:۴۵ ب.ظ:

    و همچنین جان ناقابل “روسیاه نامه تباه”ی چون من

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۶:۲۰ ب.ظ:

    فعلا که یه عده که قاعدتا باید مورد تایید شما هم باشن، دارن از جون دیگران مایه میذارن!! خیالتون راحت…خطری جون شما رو تهدید نمیکنه که بخواین شعار جان فدایی سر بدین…

    [پاسخ]

    سهراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۸:۱۱ ب.ظ:

    کنار گود نشسته میگه لنگش کن دوستان از فاصله چند هزار کیلومتری شاخ و شونه میکشند و چنان میگویند جانم فدای امام نقی انگار الان دوباره میخواهند امام نقی را بکشند

    [پاسخ]

  16. seyed reza
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۷ | #16

    سعید مرتضوی: توکلی دروغ می گوید/ قول شرف ندادم.اینجانب خداوند سبحان را شاهد می‌گیرم که چنین لفظی (قول شرف) را نه در جلسه با جناب آقای حداد عادل و نه در جلسه با آقای توکلی بکار نبرده‌ام. لفظ « قول شرف » ساخته و پرداخته آقای توکلی است ,….
    …………………….
    خداوند سبحان به کمر قاتلین و آمرین قتل بچه های مردم بزند لعنت خدا بر جنایتکاران

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ ۹:۳۸ ب.ظ:

    این ماجرای مرتضوی و حداد و توکلی منو یاد ماجرای حکمیت انداخت.
    جالب اینجاست که دریاره ریاست حداد عادت بر مجلس هم بحث می کنند!
    ظاهرن ابوموسی اشعری کم نداریم! بیشترشون هم دارند در مجلس خدمت می کنند :-)
    عجب دموکراسی افلاطونی توی این مملکت اجرا شده! حکومت حمقا بر فضلا!!!

    [پاسخ]

  17. یوسف
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۰:۳۸ | #17

    بدون شرح…
    گوشه ای از سفر استانی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور به شهرستان های خراسان رضوی
    http://ingholt.ir/?p=165

    [پاسخ]

  18. رودا
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۲:۱۶ | #18

    ایمان یک مسئله ی فراعلمی، فراعقلی و فرامذهبیه و یک مسئله خیلی شخصیه.
    ایمان اگر به یک نیروی خیر و حق هوشمند، برتر و فراطبیعی، تغییرناپذیر و وحدت بخش باشه که بعضی موقع ها بهش میگیم خدا میشه منشا شادی و خیر در زندگی،
    ایمان اگه به چیزها و آدم های فناپذیر این دنیایی باشه میشه منشا انحراف و رنج.

    [پاسخ]

  19. ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۲:۴۲ | #19

    مومن کسی هست که ایمان دارد ..خداوند در سوره مومنون نشانه های مومن را بیان کرده است

    [پاسخ]

  20. ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۳ | #20

    آهستان جای درد دل هم هست.
    نظام اگر هزار عیب دارد ، یک حسن هم دارد
    و آن اینکه آهستان را آزاد گذاشته است.
    . . .
    امشب پیش یکی از دوستان قدیمی بودم
    خانمش پرستار بیمارستان است، بسیار باسابقه، وظیفه شناس و باوجدان .
    گفت خانمم گفته که تحریمها اثر کرده و حتی سرم و آمپول و چند قلم دیگر که یادم نیست کم شده، گویا بعضی مواد آن از خارج می آمده است.
    سختی های بشر دو دسته است.
    بیماری رنجی است که طبیعت به انسان تحمیل می کند اما تصادف مصیبتی است که انسان با دست خود ایجاد می کند .
    زلزله، سیل و طوفان بسیار دردناک است اما رنجی ست که طبیعت بوجود می آورد اما جنگ مصیبتی است که انسان با دست خود ایجاد می کند.
    خیلی دردناک است که ما با دست خودمان برای انسانهای دیگر درد و رنج بوجود بیاوریم.
    کودک سالم مان را در لای آهن پاره های خودرو مجروح کنیم.
    کودک سالم مان را عمری دردمند و علیل کنیم.
    بله دوستان ایجاد درد و رنجی که قابل پیشگیری است رفتاری بسیار ناجوانمردانه است.
    . . .
    شما را بخدا در سوم خرداد صلح کنید
    بخدا قسم که هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.
    اگر به عزت و اقتدار حکومت اسلامی اضافه نشود کمترهم نخواهد شد.
    این قضیه هسته ای را کسانی دامن زدند که شما امروز آنها را اصلأ قبول ندارید. چگونه این موضوع را بخاطر نمی آورید!!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۴:۵۸ ق.ظ:

    چند شب قبل هم مهمانی آمده بود خانه ما ، در یک مجتمع نسبتأ ارزان سکونت دارد. از همسایه هایش تعریف می کرد.
    می گفت حدود پنجاه سال دارد، پنج بچه و مستاجر در واحدی ۷۵ متری.
    توی شرکتی کار می کرده و از عید امسال بیکار شده. دختر بزرگش هم جدا شده و با یک بچه در همان خانه با آنها زندگی می کند،
    می گفت چند روز پیش یکی از پسرها با پدرش بحث داشته و بلند بلند تو پله ها می گفته که شام یا نهار برای من نمانده حالا چی بخورم!! که این آشنای ما دو هزار تومان بهش میدهد تا برود ساندویچ سرد بخورد.
    می گفت یک واحد دیگر مان هم یک پیر زن است مستاجرو تنها که خرجش را بچه هایش میدهند حالا چند وقتی است که بچه ها گفتند ما پول نداریم و این پیرزن همانطور بلاتکلیف و نگران روزگار می گذارد.( امکان دارد پسرش بیکار شده باشد )
    . . .
    یک لحظه دقت کنید
    شاید شما وزیر و سفیر نشده بودید و بجای همین مرد بودید. می توانید خودتان را جای او بگذارید؟ می توانید فشاری که بر او وارد می شود را تصور کنید؟
    رحم داشته باشید، رحم و مروت داشته باشید، این همه دشمنی بخاطر چیست؟
    شما میدانید این تحریم ها چه بر سر مردم می آورد؟
    چه آدمهایی افسرده می شوند، سکته می کنند، دق می کنند. چه فشاری بر پدرها و مادرها وارد می شود. چه زندگی هایی که در اثر بیکاری فروپاشیده می شود؟
    می توانید مجسم کنید که بر یک کارگری که بیکار می شود چه می گذرد؟ بر خانواده اش چه می گذرد؟
    نکنید
    شما را به پیغمبر نکنید
    در همین سوم خردادی که پیش روست درهای آسایش را به روی مردم باز کنید.
    بگذارید مردم نفسی تازه کنند.
    شما اصلأ یادتان رفته که ترمز این قطار را چه کسی از پنجره بیرون انداخت!!
    بخدا که صلح هیچ چیزی از شما کم نخواهد کرد.
    . . .
    این موضوع را در نظر داشته باشید که غربی ها خیلی دیر تحریم می کنند اما وقتی تحریم کنند براحتی آنرا بر نمی دارند.
    خیلی دیر جنگ را آغاز می کنند اما اگر شروع کنند در نیمه آن را رها نمی کنند.
    . . .
    نمی دانم تا بحال به این موضوع فکر کرده اید؟
    اصلأ نمی شود یک پایان پیروزمندانه برای غنی سازی تخیل کرد.
    در این مورد اصلأ پیروزی را حتی تصور هم نمی توان کرد.
    هیچ پایانی بغیر از توقف غنی سازی چه امروز و چه بیست سال دیگر قابل تصور نیست.
    اگر هست بفرمائید، هر چقدر که می خواهید خوشبین باشید ببینید می توانید پیروزی را فقط ترسیم کنید.
    در هر حال پایان پیروزمندانه وقتی است که تحریمها برداشته شود آیا پیشروی ما در علم غنی سازی باعث می شود که روزی تحریم ها را بردارند؟ حتی اگر دانش مان خیلی زیاد شود و استعداد ساخت بمب اتم را هم پیدا کنیم آیا باعث می شود که آنها ترسیده و سپس تحریمها را بردارند؟
    واقعیت این است که ما در راهی قدم گذاشته ایم که پایان آن حتی قابل تصور هم نیست. حتی در خیال نمی توان پایان خوشی برای آن تصور کرد.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۸:۱۵ ق.ظ:

    آقای یوسفی
    مشکل جمهوری اسلامی با غرب هسته ایی نیست ..مشکل حکومتی اسلامی و شیعی بنام جمهوری اسلامی هست ومشکل استلال ملت ماست ..غرب دوست ندارد ملتی مستقلانه زندگی کنند و به پیشرفتهای علمی دست پیدا کنند ..
    نمونه اش ترور دانشمندان هسته ای است …غرب از اینکه دستش از اموال ملت ایران کوتاه شده ناراحت است ..مشکل وجود تفکرات شیعی و اسلامیست …

    مگر اول اقلاب هسته ایی داشتیم ؟ آمریکا از همون اول ما را تحریم کرده بود ..تحریم تازگی ندارد ..غرب از ما سواری میخواهد ..غرب نوکر میخواهد
    امروز از هسته ایی دست بکشیم
    فردا هم باید به لایحه کاپیتولاسیون تن در بدهیم و ذلیلانه زندگی کنیم

    یعنی واقعا شماها هنوز این مسائل را متوجه نشدی برادر من ؟

    در ضمن یقین داشته باش هی قدرتی در ها جرات نداره به ایران چپ نگاه کنه چون خودش کله پا خواهد شد
    الان خود غرب گرفتار جنبش بردگان وال استریت شده و داغون شدند ..این هیاهو های آنان فقط بخاطر منحرف کردن افکار عمومیه ..

    ما دوست داریم مستقل باشیم این جرمه ؟

    در ضمن فقیر و مستمند همیشه وجود داشته و دارند و خواهند داشت ربطی به هسته ایی نداره

    [پاسخ]

  21. سیدنوید
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۹:۱۲ | #21

    جانم فدای امام نقی (ع)
    ان شاالله پوزه انسان های حیون صفت رو به خاک بمالیم
    سزای کسی که از سلمان رشدی عبرت نگیره همینه

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۷ ق.ظ:

    سید جان بفرما گل گاوزبون سرد بشه از دهن میفته ها :D

    [پاسخ]

  22. سعید
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۳:۴۰ | #22

    جناب آقای امید حسینی
    ای دشمن من! با وجودیکه از شما و نظراتتان وعقایدتان خوشم نمی آید، ولی میخواستم از شما تشکر کنم که این متن را نوشتید و مرا بردید به حال و هوای این فیلم. کمی بعد از این صحنه ای که شما نقل کردید. یک تازه عروس میاد تو کلیسا و خاضعانه یک دعائی میخونه که هر وقت بیادش می افتم اشکام سرازیر میشه: (اینی که مینویسم بخشی از اون دعاست. به همه توصیه میکنم این فیلم رو به زبان اصلی ببینن. لحن اون عروس خانوم و ریتم دعا به زبان ایتالیائی واقعا زیبا و با شکوهه)
    ای مادری که رنج مادر شدن را میدانی
    ای مادری که لذت مادر شدن را میدانی
    به این دخترت کمک کن که مادر بشه

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۹:۵۶ ب.ظ:

    بله این صحنه و این مادر مادر گفتن اون عروس واقعا زیباست

    [پاسخ]

  23. سعید
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۳:۴۹ | #23

    در ادامه خواستم این نکته بدیهی رو بگم که اون دختر با این دعاش داره میگه مقام مادری مقامی فراتر از رنجها و شادیهای زندگی است. یک جور تعالی و رفتن به بعد دیگری است.
    بهترین صحنه های این فیلم در همین کلیسا است با اون معماری روحانی و در کنارش با اون نورپردازی و تصویر برداری اعجاب آور.
    من که یک فاتحه نثار تارکوفسکی کردم

    [پاسخ]

  24. حامد برزگر
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۲۱:۵۸ | #24

    اکثر ایرانی ها (از جمله خود من) اصولا انسانهای بدون برنامه و سطحی نگر و یا به بیان عام انسانهای جوگیری هستیم ، حتی در کارهای نیکو و بایسته ای که انجام میدهیم هم سطحی نگری میکنیم .
    به عنوان مثال : در قضایای توهین خواننده موهن به ساحت ائمه مخصوصا امامانی که کمتر به آنها پرداخته شده است .
    آیا نمی توان ؟
    اوقاتی در طی سال را به ارائه خصوصیات واقعی ائمه نه فقط غلو های افسانه وار (هم به صورت تخصصی برای دانشگاهیان و طبقات تخصصی تر جامعه و هم به صورت ساده برای افراد عادی ) اختصاص داد .
    حتما میشود ، آن زمان لزومی نیست که برای هرزه دهانی یک خواننده نو پا ، سر تا پا به هم بریزیم و هرکس هم یک شعر و ترانه آبکشیده و یا نکشیده به این خواننده مفلوک روانه کند؟
    در آن زمان آیا این تابو شکنی های به قول خودشان اهمیت پیدا خواهند کرد ؟
    دوستان کمی سیره عملی ( حتما سیره عملی !!! و نه روایت های شاخدار و تخیلی و ساختگی که دشمنان ائمه بزرگوار که برای گمراهی دوستاران آنها ساخته اند ) این بزرگواران را مطالعه نمائید تا بدانید هرچند بر آشفتن و عصبانی شدن از این عمل وقیحلنه به جاست ، اما نه تنها کافی نیست بلکه اگر از روی عقلانیت نباشد میتوان آْغازگر جریان خطرناکی باشد ، وسلام

    آیا نمی شود ؟

    [پاسخ]

  25. سعید
    ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۰۲:۰۸ | #25

    رفتم دوباره این فیلم رو دیدم و اون دعا را اینجا مینویسم:
    مادر دلسوز-مادر مهربان
    مادر دردمند-مادر عذاب دیده
    مادربخشنده-مادرمهربان
    مادر مشتاق-مادر متبرک
    مادرعاشق-مادرنورانی
    مادر رنجیده-مادر مقدس
    مادر دردمند-مادر مغرور
    مادر همه مادران که میدانی درد مادر بودن را
    مادر همه مادران که میدانی لذت مادر بودن را
    مادر همه کودکان که میدانی لذت فرزند داشتن را
    مادر همه کودکان که میدانی درد فرزند نداشتن را
    مادری که همه چیز میدانی، به دخترت کمک کن که مادر بشود

    [پاسخ]

  26. سماء
    ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۶:۲۵ | #26

    وب گاهی با عنوان آثار و اندیشه های دکتر رضا سراج(متخصص مسائل استراتژیک و رئیس سابق سازمان بسیج دانشجویی کشور)، توسط گروهی از دانشجویان بسیجی پیرو گفتمان انقلاب و ولایت تاسیس شد.
    منتظر نظرات و انتقادات سازنده تان هستیم.
    اسم نویسنده:آثار و اندیشه های دکتر رضا سراج
    آدرس وب:reza-seraj.blogfa.com

    [پاسخ]

  27. علی اکبر ملکی
    ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۰ | #27

    من تازه این فیلم را دیدم واقعا که تارکوفسکس نابغه سینماست مانند او خیلی کم است خود من می خواهم فقط فیلمهای معناگرا وهنری بسازم و ژانر علی اکبری را به امید خدا ایجاد خواهم کرد با الهلم گیری از تارکوفسکی و برگمان و ترنس مالیک

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: