خانه > انقلاب اسلامي, اينترنت, تاريخ, دفاع مقدس, رسانه, سياست > شلیک کن، ولی هرگز فراموش نکن!

شلیک کن، ولی هرگز فراموش نکن!

حذف خاطرات از حافظه راحت نیست. مخصوصا خاطرات تلخ و دردناک. حال شاید یک نفر برای رهایی از درد و رنج و اندوه، موقتا خودش را به بی‌خیالی و فراموشی بزند، اما رد و اثر و تاثیر خاطراتش مطمئنا تا مدتها در ذهنش باقی می‌ماند.

یکی از آن خاطراتی که تا قیام قیامت در حافظه‌ی ما ایرانی‌ها می‌ماند، شلیک ناو وینسنس آمریکا به هواپیمای مسافربری ماست. یعنی قتل وعام ۲۹۰ انسان بی گناه.

امشب تلویزیون گزارشی را پخش ‌کرد درباره دروغگویی آمریکایی‌ها. مقایسه جالبی داشت بین دو حادثه تقریبا مشابه: سرنگونی هواپیمای ایرانی در خلیج فارس و سرنگونی هواپیمای آمریکایی در لاکربی (البته مشابه از نظر ظاهر حادثه) یک سو واکنش شورای امنیت، دنیای غرب و دولت آمریکا نسبت به سرنگونی هواپیمای ایرباس و یک طرف هم واکنش آنها به ماجرای لاکربی. یکی را اصلا به روی خودشان نیاوردند و راحت از کنارش گذشتند؛ دیگری را به یک مساله بین‌المللی تبدیل کردند و هیاهویی در دنیا به راه انداختند که …

این همان سیاست رسانه‌های وابسته به نظام‌های استعماری است که در مطلب قبلی به آن اشاره کردم. سیاستی که حتی تاریخ را هم تحریف و وارونه می‌کند. مثلا آن کشوری که سابقه‌ی استفاده از بمب اتمی را دارد، امروز مدعی مبارزه با بمب اتمی و نگران فعالیت‌های هسته‌ای ایران است!

به هرحال ما فعلا در همچین دنیایی نفس می‌کشیم. دنیای زور و دروغ و جنایت. هرکه زورش بیشتر باشد، صدایش (دروغ‌هایش) را بهتر و رساتر می‌تواند به دیگران برساند. چون بر رسانه‌ها تسلط دارد. در چنین دنیایی است که نجات سگی و یا گربه‌ای از ته چاهی در فلان ایالت آمریکا ناگهان به خبر داغ رسانه‌ها تبدیل می‌شود و ما هم این طرف عالم، انگشت به دهان می‌مانیم که ببینید! ببینید چقدر مهربان و متمدن هستند؟! حتی برای نجات جان حیوانی هم جان خودشان را به خطر می‌اندازند!

بله. دنیای ما چنین دنیایی است. فعلا ارزش جان حیوانات آمریکایی از جان و ناموس آدم‌های این سوی عالم بیشتر است! ولی خوب، آخرتی و حساب و کتابی هم در کار است. ما به این آخرت ایمان داریم. هرچند امیدواریم جنایتکاران در همین دنیا هم تقاص جنایتشان را پس بدهند…

اما حالا یک فرض. فرض محال که محال نیست. فرض کنیم آمریکایی‌ها روزی حقیقت را بگویند و برای قربانیان این حادثه تروریستی گریه کنند. اصلا فرض کنیم روزی حقیقتا به همه آن شعارهای ظاهرا زیبا و فریبنده‌اشان درباره حقوق بشر، احترام بگذارند و دست از جنایاتش بردارند، آیا خاطره این جنایت از حافظه ما ایرانی ها پاک می‌شود؟ بعید می‌دانم…

حبیب احمدزاده چند سال پیش نامه‌ای نوشت خطاب به کاپیتان ویل راجرز (فرمانده ناو وینسنس) و نهصد نفر از افسران نیروی دریایی آمریکا و آن را از طریق اینترنت برای آنها ارسال کرد. احمدزاده متن آن نامه و پاسخ چند آمریکایی‌ را هم ضمیمه‌ی «داستان‌های شهر جنگی» کرده است. بخشی از این نامه و سپس پاسخ نوام چامسکی را می‌خوانید:

آقای ویل راجرز

شاید از گفته من در بدو امر تعجب کنید ولی دلیل اصلی دستور شلیک دو موشک استاندارد ۲ در سوم جولای سال ۱۹۸۸ برخلاف تمامی تحلیل‌های یک بعدی تا به امروز، بر یک پایه استوار است که در کوتا‌هترین کلمات می‌توان آن را ایدئولوژی «رویای آمریکایی» نامید.

آقای ویل راجرز

بهتر است برای درک بهتر این ایدئولوژی که امروزه در تمامی تار و پود زندگی شما آمریکاییان تنیده شده به سالها قبل برگردیم تا کارکرد این رویای آمریکایی را حداقل در روشهای نظامی شما بهتر مشاهده کنیم. آمریکاییان همیشه خود را قهرمان آزادی و دموکراسی جهان می‌دانند و این ناجی افسانه‌ای در دو جنگ جهانی و پس از خسته شدن بیشتر متحدین و متفقین، همچون ماتادوری در لحظه آخر به میدان آمد و با فروکردن آخرین شمشیر، یک تنه رهبر پیروز جنگ لقب گرفت و این رویای ناجی افسانه‌ای بودن کم کم به عادت ثانویه ارتش شما تبدیل گشت.

آقای ویل راجرز

فراگیرشدن تلویزیون و پخش بی‌واسطه صحنه‌های خونین قتل عام ویت کنگ‌ها و روستاییان طرفدار آنان و نیز به آتش کشیدن کلبه ها به وسیله شعله افکن‌های دستی و همچنین بمباران شیمیایی مزارع برنج با استفاده از هواپیما‌های غول پیکر (ب۵۲) که برای جنگ با خرس شمالی (شوروی) ساخته شده بودند، برای ملت، دولت و ارتش شما سرافکندگی بسیار شدیدی به بار آورد. سربازان امریکایی که براساس ایدئولوژی (رویای آمریکایی) به جنگ رفته بودند پس از فروکش کردن احساسات اولیه به خود آمدند و مانند هر انسان بازی‌خورده به دنبال مسببان این جنایت گشتند. اینجا بود که طراحان میلیتاریستی شما به فکر افتادند از این بازتاب روحی و روانی سربازانتان جلوگیری کنند.

آقای ویل راجرز

آنان به این نتیجه رسیدند: شلیک کن و فراموش کن ( fire and forget ). با اختراع نسل جدیدی از سلاح‌های هدایت شونده که پس از شلیک به کنترل و هدایت آنان نیازی نباشد، نسلی موسوم به«‌شلیک کن و فراموش کن» به وجود آمد که افرادتان، کیلومترها دورتر از صحنه نبرد موشک‌ها و بمب‌ها را رها می‌کردند تا پس از طی فاصله‌ای بعید هدف را به نابودی کشند. با این نسل جدید، پنتاگون برای فرار از واقعیت و همچنین تلفات و خسارات، ستون‌های دیگری از ایدئولوژی (رویای آمریکایی) را به زعم خود بنا کرد. ویل این نسل از سلاح ها با ظاهری انسانی و فرشته‌گونه به مولودی شیطان ختم گشت؛ نتیجه‌ای که به زعم من، به این صحبت فیلد مارشال گورینگ فرمانده لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی) در دادگاه نورنبرگ و در مورد آدولف هیتلر بی‌شباهت نیست. می‌دانید او چه گفت؟ او گفت: «هیتلر در اوایل کار خود یک انسان بود، بعد یک فرشته و در نهایت یک شیطان مجسم.»

پاسخ نوام چامسکی به نامه احمدزاده:

«تعریف آمریکایی‌ها از ترور، تعریف دولتی و رسمی و نظامی آن‌هاست. من این تعریف نادرست آن‌ها از ترور را از سال ۱۹۸۱، درست از زمانی که رییس‌جمهور ریگان در مورد «جنگ با ترور» سخن گفت، ارائه کرده‌ام. ریگان از زمان شروع ریاست‌جمهوری، سیاست رسمی خود را در مورد «جنگ با ترور» اعلام کرد… دولت آمریکا حمایت‌کننده اصلی تروریست‌هاست و به همین دلیل آن‌ها در واقع نمی‌توانند از سیاست‌های رسمی اعلام‌شده خود در مبارزه با ترور استفاده کنند. آمریکایی‌ها به هر موضوعی ترور می‌گویند که از طرف ایران و دیگر کشورها باشد؛ ولی هر فعالیت دولت آمریکا را در هر شکلی که باشد، کمک انسان‌دوستانه و صدور دموکراسی تعریف می‌کنند

لینک های مرتبط:

تصاویری دردناک و دلخراش از قربانیان حمله ناو آمریکایی به هواپیمای ایرانی

نامه حبیب احمد زاده به فرمانده ناو وینسنس

پاسخ نوام چامسکی به نامه احمد زاده بعد از دستگیری ریگی

  1. amin
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۹ | #1

    روح شان شاد و یادشان گرامی باد.

    [پاسخ]

    علیایی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۹:۱۶ ق.ظ:

    به نظر شما آن زمان آخرالزمان که در روایات آمده و در آن تشخیص حق از باطل بسیار مشکل است امروز برا رسیده است؟ یا هر کس فکر صائب داشته باشد و یا مطالعه می تواند حق و باطل را تشخیص دهد

    [پاسخ]

  2. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۵:۱۴ | #2

    سلام
    در مورد سوال تون اینکه م-م از کدوم روزنه وارد شدنه رو من نمی دونم. اما همین قدر بگم که: یکی (که خیلی مورد وثوق است) می گفت: رابطه ایشان با م-م یک رابطه پدرو پسری است. ایشان م – م را مثله پسرش دوست می دارد.
    دیگری می گفت: برای ایشان یا م ر گ یا م – م است!!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۷:۰۸ ق.ظ:

    سلام. این سوال و این جواب به من مربوط میشه؟! من که اصلا متوجه نشدم

    [پاسخ]

    انتظار زیباست پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    کسی در تاریخ جمعه نهم تیرماه ۱۳۹۱ همچین نظری برای پست اعتکاف من گذاشته بود.
    سلام علیکم
    چند وقت پیش بعد از مدتها اومدم رشت
    و پرده جلوی مصلای شهرتون رو دیدم
    اون پرده همه چیز رو میگوید
    راستی این آقای مجرد از کجا وارد دفتر آقای قربانی شدن
    ازایشون بعیده همچین کسی پیششون باشه !!؟

    آن هم با اسم و ادرس وب شما اگر اون کس شما نبودین خب حتما کس دیگری بوده!!
    این کامنت بالایی هم در جواب اون سوال بود.

    البته یه چیزی برام عجیب بود ان هم اینکه کسی مثله اهستان اطلاعات در این زمینه نداشته باشه و همچین سوالی بپرسه، به هرحال مثله اینکه سر کاری بود اون کامنت

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    چه جالب! نه به جان خودم من نبودم. یعنی با اسم من هم نظر می دن؟ خلاصه ممنون که اطلاع دادید :)))

  3. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۵:۱۶ | #3

    این پست در اینجا: http://www.diyarebaran.ir

    [پاسخ]

  4. فرشاد
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۶:۵۲ | #4

    البته فورا توجیه می کنند که
    سقوط هواپیما درلاکربی یک حادثه تروریستی بود اما سقوط هواپیمای ایرانی ناشی از خطای انسانی بود و در نتیجه نیازی به عذرخواهی بابت کشتن اشتباهی هم نیست و همان پرداخت خسارت هم از سرشان زیاد است.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۹:۳۴ ق.ظ:

    فکر کن!
    ناو جنگی آمریکایی با پیشرفته ترین تکنولوژی الکترونیکی، ادعا کنه که نتونسته با رادارهاش، یک هواپیمای عظیم‌الجثه‌ی مسافربری رو از یک جنگنده که در حجم خیلی خیلی کمتری داره، تشخیص بده.
    اصلا در دنیای فیزیک و الکترونیک، از بازتاب امواج به جسم میشه ابعادش رو تشخیص داد.
    حالا چطور میشه که یک کاپیتان کارکشته همراه با مهندسانی که برای هدایت ناو جنگی انتخاب شدند، دچار همچین اشتباه عظیمی بشن.

    و از مهمتر اینکه هم ادعا می‌کنن اشتباه کردند، و هم از قاتل اون ۲۹۰ نفر مسافر بی گناه، تقدیر به عمل میارن.

    در عراق، نظامیان آمریکایی با تفنگ‌های دوربین دار، عده‌ای رو مثل گوسفند به کشتن میدن و بعدش در یک دادگاه فرمایشی، تبرئه میشن و بی بی سی فارسی دادار و دودور راه میندازه و از غروب تا آخر شب، اعلامش می‌کنه بدون اینکه محکوم کنه اون جنایت رو.

    در ویتنام، شکم ویت کنگ‌ها رو زنده زنده پاره می‌کنن و بعدش واسه بازماندگان آمریکایی اون جنگ که دچار اختلال روانی شدند، تسهیلات پزشکی در نظر می‌گیرن تا صداشون در نیاد و با شبکه‌ای مصاحبه نکنن.
    یه مستند راجع بهش چند سال قبل از تلویزیون خودمون پخش شد.

    در عراق، جنایت و قتل و کشتار جمعی راه انداخته بودند به بهانه‌ی وجود سلاح‌های شیمیایی، بعدش در شوی معروف «اپرا وینفری»، همسران سربازان آمریکایی کشته شده در عراق رو دعوت می‌کردن و واسشون اشک تمساح راه مینداختن طوریکه بیننده به خودش می‌گفت: واوو خدای من! آمریکایی‌ها چه مردم فداکاری هستند که از خانواده و دلبستگی‌هاشون گذشتند برای تأمین امنیت و آزادی ملتی در اون سر کره‌ی زمین!!!

    همین دو سال قبل بود آمریکایی‌ها یک ایرانی مقیم آمریکا رو به جرم اینکه مدت کوتاهی به ایران سفر کرده بود و البته قبلش تماس تلفنی هم با ایران داشته، بازداشت کردند و با توهم اینکه ایران می‌خواد در آمریکا عملیات تروریستی راه بندازه، جنجال رسانه‌ای به پا کردند.

    اوباما در اولین سخنرانی خودش بعد از پیروزیش در انتخابات، خطاب به مردم دنیا، براشون از آزادی و دموکراسی آمریکایی و صدورش به جهان حرف می‌زنه.
    فقط چند ماه از انتخابش نگذشته که جایزه‌ی صلح نوبل رو برنده میشه در حالیکه قبل از اون، ۵۰۰ هزار سرباز آمریکایی به نیروهاشون در عراق اضافه کرده بود.
    و اسم اوباما در لیستی میره که قبل از اون نتانیاهوی بچه کش جانی قاتل هم، یکی از ردیف‌هاش رو اشغال کرده بود.

    واقعا ننگ به دنیایی که این وحشی‌ها هم توش نفس می‌کشن

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۹:۵۴ ق.ظ:

    اصلاح می‌کنم:

    حق یک جانی قاتل بچه کش به نام «شیمون پرز» رو در کامنتم خوردم و جایزه‌ی صلح نوبلش رو اشتباهی دادم به یکی از خودش فاسد تر یعنی «نتانیاهو»ی بچه کش

    [پاسخ]

  5. اصولگرای سابق
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۹:۲۷ | #5

    من متاسفم برای خودم ومسئولین کشورم که هیچگاه نتوانستیم حقمان را به خاطر آن فاجعه توسط دولت خبیث ایلات متحده بگیریم.ولی خیلی جالبه:بنازم به این تراز آزادی بیان در کشوری خبیث مثل آمریکا:یکی مثل نوام چامسکی اینچنین صریحا به حاکمیت رسمی کشورش فحش می دهد:”"…دولت آمریکا حمایت‌کننده اصلی تروریست‌هاست….”"و راست راست در این کشور نه تنها زندگی می کند بلکه تدریس هم می کند .آنوقت در کشور محبوب ودوست داشتنی ما طرف به خاطر دو تا فحش به نظام که هیچ به خاطر دو تا نقد تندوتیز برعلیه نظام باید سالها برود گوشه زندان.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۹:۴۳ ق.ظ:

    در کنار این تأسفتون، واسه مردم غزه هم تأسف بخورین که گزارش گلدستون از بلایی که صهیونیستای بچه کش سرشون آورده بودند، در شورای امنیت، توسط شریک جرمشون یعنی آمریکای جنایتکار، وتو شد.

    آمریکایی‌ها در عراق با تفنگ دوربین دار عراقی‌ها رو کشتند در حالیکه صداشون هم با تصویر همراه بود که با هم هماهنگ می‌کردن و نشونه گیری می‌کردن واسه شلیک اما همه‌شون در دادگاه، تبرئه شدند.

    ساده انگاریه که فکر کنید می‌تونستیم یا می‌تونیم، حقمون رو بابت کشته شدن ۲۹۰ نفر ایرانی بی گناه، از آمریکایی‌ها بگیریم.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۵ ق.ظ:

    حساب‌های بانکی ما رو ۳۳ ساله که مسدود کردند و هیچ مرجع قانونی در دنیا صداش در نمیاد و ما هم هیچ غلطی نتونستیم و نمی‌تونیم بکنیم اونوقت جنابعالی انتظار داری، اونا جرم بزرگتری رو که مربوط به جون انسان‌ها میشه، به گردن بگیرن و چهره‌ی کذایی «قیم مردم دنیا بودنشون» رو ببرن زیر سؤال؟؟؟
    مگه میشه؟؟؟

    اینجور وقتا آمریکایی‌ها مفلوک‌ترین انسانهای روی زمین هستند.
    مثلا وقتی که قراره سه هزار نفر رو توی برج‌های دو قلو قربانی کنن تا افغانستان رو اشغال کنن، هیچ راداری در هیچ برج مراقبتی در هیچکدوم از شهرهاشون نمی‌تونه اطلاع بده که هواپیماهای مسافربری، از مسیر اصلی خودشون خارج شدن و دارن به سمت نیویورک میرن.
    جالبه که دقیقا سر بزنگاه، یعنی همونجایی که قراره دموکراسی آمریکایی صادر بشه به خارج از مرزهاش، ناگهان از یک کشور مترقی، در حد یک کشور عقب افتاده‌ی جهان سومی، سقوط می‌کنن!!!
    جل الخالق
    آخه چقدر بد شانسن این آمریکایی‌ها

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۲ ق.ظ:

    به نظر من زمانی میشه متاسف بود که توان این کار وجود داشته باشه و اقدامی انجام نشده باشه.
    آزادی بیان هم به نظر من در آمریکا بیشتر از ایرانه ولی این آزادی به تدریج به دست اومده و نه یک شبه.
    در مورد چامسکی هم چون تاثیری بر سیاست خارجی آمریکا نداره و به نوعی در جذب مخاطب محدود می شه نمی تونه ضرری برای اونها داشته باشه
    ولی خب اگر ما هم قواعد بازی را از سوی دو طرف رعایت می کردیم شاید وضعیت بهتری داشتیم

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۳ ق.ظ:

    مثل همیشه با دو جمله، کل معادله و کل مطلب عوض میشه! بحث اصلی بر سر جنایت آمریکایی ها بود ولی مثل اینکه باز هم ما به آمریکایی ها بدهکار شدیم :)

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    آقای حسینی
    منظورتان واضح نیست

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    کدام نظر؟ چی واضح نیست؟

    فرشاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    این جمله
    یعنی با دو جمله، عوض کردن معادله و مطلب! باز هم ما بدهکار شدیم

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۶ ق.ظ:

    منظورم اینه که ما هر حرفی بزنیم و هر مطلبی بنویسم، باز هم آخرش به آمریکایی ها بدهکار میشیم! یعنی به جای پرداختن به اصل مطلب که همون جنایت آمریکایی هاست، اون دوستمون میاد میگه ببینید چقدر آزادی بیان دارند؟!
    الان ویرایشش کردم. شاید بهتر منظورم رو برسونه

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۶ ق.ظ:

    بله آقای حسینی
    اینها زمانی که با مرده بازی می کنن انتظار نباید داشت که با مطلب شما بازی نکنن

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۲ ب.ظ:

    واقعیته دیگه آقای حسینی…ناخودآگاه با خوندن این متن، مطلب به جا و مهم جناب اصولگرای سابق به ذهن خطور میکنه! دست خود آدم نیست…شما هم بجای اینکه سخت بگیری،بنظرم پاسخ درست و درخور به این مطلب بدی خیلی بهتره و اگر پاسخی موجود نیست!، سکوت کردن بعضی وقتا خیلی بهتر از این پاسخ های سطحی و ضعیف عمل میکنه. فراموش نکنید خوانندگان وبلاگتون عمدتا افراد باهوشی هستن … سعی کنید تصویر ذهنیشونو از خودتون تنها به عنوان یک نویسنده خراب نکنید!
    ضمنا این خیلی واضح بود که آقای اصولگرا شما رو بدهکار امریکا نکرد، شما چه قبول کنید و چه نکنید یک عمر زندگی به مردم ایران و تک تک مخالفین فکری و سیاسی خودتون بدهکارید! یک عمر زندگی با حقوق طبیعی و اولیه یک انسان!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    واقعا فکر می کنید هوش خیلی بالایی می خواد که از اصل متن (یعنی جنایت آمریکا و قربانی شدن ۲۹۰ آدم بی گناه) به حاشیه (آزادی بیان در آمریکا) برسیم؟ بعد تا این حد عوامانه؟ چیزی که امروز به نام نظام سرمایه داری و یا لیبرال و یا دموکرات و یا سکولار در غرب حاکمه، محصول گذشت زمان و چندین قرن حکومته. در این راه البته برده داران و جنایتکاران و سرمایه داران و … هم آمدند و رفتند و به اینجا رسیدند. به جایی که فقط دو حزب می‌تونند به قدرت برسند و هیچ آدم مستقل دیگری چنین حقی نداره. شما در طول یکی دو قرن گذشته می تونی کسی رو نشون بدی که خارج از سیستم این دو حزب قدرتمند آمریکا به قدرت رسیده باشه؟! پس ضمن احترام به شما، خواهش می کنم که بحث هوش و سواد و اطلاعات رو اینجا مطرح نکنید که خیلی خنده داره. ما هم از پشت کوه نیامدیم :)

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱:۲۶ ب.ظ:

    بحث رو منحرف نکنید آقای حسینی…موضوع خیلی روشنه…صحبت از زندگی آزادانه و امنیت تضمین شده “نوام چامسکی” و حبس ها و شکنجه های بی رویه مخالفان و حتی معترضین فکری شما در ایران بود.
    زیر سوال بردن فعالیت آزادانه احزاب سیاسی در امریکا هم خیلی خنده دارتر از بحث هوش و سواد و اطلاعاته! ملت امریکا قرار نیست مثل مردم بدبخت ایران صبح تا شب افکار سیاسی در سر داشته باشن و از کار و زندگیشون بیفتن که چطور میتونن به حقوق اولیه خودشون دسترسی داشته باشن و اگه لازم شد خودشونو برسونن به قدرت! اونا دارن زندگیشونو میکنن و تمام خواسته ها و مطالباتشون رو با انتخاب حزب مورد نظرشون دنبال میکنن. هروقت هم احساس کنن احزاب موجود توانایی احقاق حقوقشون رو نداره، میتونن یه حزب جدید تاسیس کنن.تاکید میکنم هروقت که احساس کنند! به همین سادگی!

    اصولگرای سابق پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱:۳۵ ب.ظ:

    امید جان این نقد را تا حدودی قبول دارم که اصل مطلب جنایات آمریکا بود ولی شاید به حاشیه رفت (در کامنت من).ولی دست خودم نیست.تا آزادی بیان در کشور خودم حل نشه مجبورم از حکومت های خبیثی مثل آمریکا مثال بزنم تا شاید شما هم متوجه وضعیت تاسف بار داخلی بشوید.
    درضمن مهم اینه که افراد ومطبوعات بتوانند آزادانه به سیستم دو حزبی کشورشان ایراد بگیرند.وقتی اکثریت مردم آمریکا یا موافق این سیستم دو حزبی هستند ویا بی رای هستند شما نمی توانید بگوئید چون دو تا حزب اونجا هست پس آزادی نیست!!!! :?: :?:

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    همچین خبرایی هم اونجا نیست
    اگر دلت اسپری فلفل و یک شکم سیر کتک و زندان هوس کرده و البته اگر مسلمان باشی یک دوره چندین ساله در گوانتامانو و اگر ایرانی باشی یک زندان بی نام و نشان تا مدت نامعلوم هم نصیبت می شود.
    با اینکه توان رسانه ای ایران در برابر غرب و آمریکا بسیار اندک و یک به هزار است اما صدها خبرنگار آمریکایی و اروپایی در ایران حتی از مهم ترین و بالاترین مسئولین آزادانه گزارش تهیه می کنند و با پوشش جهانی علیه ایران جوسازی می کنند اما جالبه بدونی از ایران تنها یک خبرنگار در آمریکا و آن هم شهر نیویورک و مقر سازمان ملل وتنها تا شعاع ۲۵ کیلومتری حق تردد دارد.
    واقعا این آزادی اما القرای شما ما را کشت!
    یا ما .. یا شما ما را … یا شما…

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۳۶ ق.ظ:

    آری معترضان در آمریکا راحت و آزادانه دور میزنند مثل این خبر جدید

    پلیس آمریکا ۲۶ نفر از معترضان وال استریت را در شهر فیلادلفیا دستگیر و روانه بازداشتگاه کرد.

    [پاسخ]

  6. تسنیم
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۹:۵۷ | #6

    سلام روحشان شاد انشاالله خداوند حقمون روازاین جنایت کاران بگیره که حتما هم این اتفاق خواهد افتاد چون وعده ی خداوند که پیروزی حق برباطله حقه .

    [پاسخ]

  7. آرش
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۲ | #7

    آخه مشکل اینجاست که ایران هم هرگز نتونست ثابت کنه ادعای آمریکا مبنی بر اینکه یک جت جنگی در پس ایرباس مسافری قصد حمله به ناو آمریکا رو داشته غلط و دروغه کما اینکه نوریزاد هم اقرار کرد که این قضیه صحت داره وایران از ایرباس به عنوان پوششی برای حمله به امریکا میخواسته استفاده بکنه ولی به نظر من حضور امریکایی ها در منطقه خلیج فارس و زدن ایرباس نهایتا باعث شد حکومت آخوندی جام زهر رو نش جان کنه و جنگ تموم بشه کی میدونه؟چه بسا اگه این اتفاقات نمیفتاد سران جمهوری اسلامی چند سال دیگه هم جنگ بیحاصل رو ادامه میدادن و بیش از ۲۹۷ نفر در ادامه جنگ کشته میشدن.بنابراین ضمن تاسف و محکومیت نفس این واقعه اون روی سکه رو هم باید دید

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۴ ق.ظ:

    نوری زاد غلط کرد. مگه نوری زاد کی هست که بگه ایران قصدی داشته یا نداشته؟ ۲۹۰ آدم بی گناه کشته شدند که هیچ کدامش نظامی نبودند. زن و کودک هم در میانشان بود. بعد تو به نوری زاد مفلوک استناد می کنی؟ اون هم تا این حد در توجیه یک اقدام جنایتکارانه؟ ایران سند نداشت بعد این بازیگر کمدی مدرک داشته؟ چقدر بعضیا بی شرمند. دقیقا این جور جاهاست که ذات آدمها و شعارهای ملی گرایانه‌شون رو میشه!

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    آقا حالا چرا عصبانی میشی/من که نگفتم نوری زاد درست میگه که من میگم احتمال این قضیه هم هست بهرحال حتما آمریکایی ها نشانه ایی از حضور یک جت نظامی رو دیدن که موشک رو زدن وگرنه زدن یک هواپیمای مسافربری که سودی برای امریکایی ها نداره منتها شما سناریو رو جوری مینویسی و به خورد خواننده میدی که انگار از اول امریکایی ها موشکهاشون رو آماده کرده بودن که به عمد بزنن به هواپیماهای مسافربری ایران بحث من اینه که شما ها هم نمیتونید به ضرص قاطع ثابت کنید که این حمله صرفا به قصد زدن ایرباس بوده و نه چیز دیگه ایی.بهرحال تو کامنت قبلی هم گفتم که نفس اینکار رو من هم محکوم میکنم ولی این همه داستان نیست و این ماجرا ابعاد دیگه ایی هم داره که شاید در آینده بعضی از مقامات حاکم مقر بیان و اعتراف کنن که ایران هم نقشه ایی در سر داشته بهرحال خیلی هم بعید نیست از مقامات ایران کما اینکه رفقاشون در جنوب لبنان و غزه هم میرن در خونه های مردم سنگر میگیرن وقتی اسرائیل بهشون حمله میکنه ننه من غریبم بازی در میارن که ای صهیونیست ها زن و بچه میکشن ولی نمیگن چرا خودشون میرن پشت زن و بچه ها سنگر میگیرن

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    حالا درسته که در حال ماست مالی هستی اما اشتباه نشه یک وقت
    این شمای مدعی و آمریکای دوست داشتنیت هستین که باید مدارک و اسناد وجود جت نظامی در کنار ایرباس رو بیارین
    یادت نره که مدعی باید اینکار رو بکنه

    زودتر اینکار رو بکن چون ممکنه خدای نکرده لکه‌ی ننگی بر دامن آمریکای پاک و منزه و
    عزیز دلت بیافته

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۵ ب.ظ:

    «رفقاشون در جنوب لبنان و غزه هم میرن در خونه های مردم سنگر میگیرن وقتی اسرائیل بهشون حمله میکنه ننه من غریبم بازی در میارن که ای صهیونیست ها زن و بچه میکشن ولی نمیگن چرا خودشون میرن پشت زن و بچه ها سنگر میگیرن»

    [حالت تهوع شدید][استفراغ]

    مرگ بر هر چی اشغالگر و تروریسته
    مرگ بر حامیان اشغالگران و تروریست‌ها

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    آرش خان!
    کل غزه یک شهر با ترکم جمعیتی بسیار زیاد در مساحت کم می باشد و
    شما اگر بخواهید از این شهر در برابر دوستان آدمکش اسرایلی تون دفاع کنید
    چه کار می کنید؟
    لابد سوار هواپیماها و کشتی های خود می شوید و از شهر دور می شوید و با
    اسراییل می جنگید. چقدر اسراییل مظلومیه وخوبه و این مردم غزه همه
    جنایتکارند بخصوص بچه ها و زنان و مدافعانش

    تسنیم پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    بنده ی خدا حکومت استبدادی وامپریالیسم بود که بعد از نوشیدن جام زهر به غلط کردن افتاده و تلاش می کنه که رابطش رودوباره باایران برقرار کنه ،تلاش می کنه هرطوری که شده حتی باخرج کردن میلیلرها پول وبه دست گرفتن رسانه ها تفکرات مردم وفرهنگشون روعوض کنه وتلاش می کنه باحمله کردن به کشورهای همسایه مثلا به اصطلاح خودش تشنج درایران ایجاد کنه نه ایران وحکومتش درضمن احتیاجی به اثبات این موضوع که آمریکا عمدا این کارو کرده ومیدونسته که این یک هواپیمایی مسافر بری بوده نیست چون اثبات این موضوع یک حرف مسخره ایست که قدرت پوشالی آمریکارو می بره زیر سوال خودشون ازهمه بهتر وباز ایران ازآمریکا ازهمه ی کسایی که خودشون روبه خواب زدن بهتر می دونه که آمریکا همیشه دوست داره به یک کشوری حمله کنه که با توگوشی ایران ودلاوری مردان واقعی روبروشد وحالا که کم آورده به ۱+۵وهزارویک کوفت وزهر ماردیگه متوسل شده بابا کی می خواهید متوجه بشید که دیگه دروغ گویی های آمریکارو هیچ کشوری باور نمی کنه مگراون کشورهایی که ازش می ترسند

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ ق.ظ:

    آرش خان!
    شنونده باید عاقل باشه.آخه ایران تو اون مقطع،در شرایطی بود که با آمریکا درگیر بشه؟
    اینجاست که شاعر میگه:عقل دشنامم دهد من راضی ام…(بقیه شو نمیگم که بهت توهین نشه!)

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۹:۵۸ ب.ظ:

    درگیری رو ایران با مین گذاری خلیج فارس و تنگه هرمز شروع کرد. یک ناو آمریکایی هم به دلیل برخورد با این مین ها نزدیک بود غرق بشه. بعد از این برخورد درگیری نظامی شروع شد.

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۶ ب.ظ:

    اون ناو آمریکایی بوده مگر نباید باید در سواحل آمریکا باشد هزاران کیلومتر آنطرف تر و
    در سواحل ایران چه کار می کرده؟!

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

    “”آخه مشکل اینجاست که ایران هم هرگز نتونست ثابت کنه ادعای آمریکا مبنی بر اینکه یک جت جنگی در پس ایرباس مسافری قصد حمله به ناو آمریکا رو داشته غلط و دروغه “”
    به نظر شما چی میشه به همچین آدم گفت ؟
    کسی که حتی حاضره پا بر روی عقل خودش!!! بزاره
    شما ما رو چی فرض کردی ؟؟
    فکر کردی ما خر هستیم
    همین که یک عده بلغوریات اونها رو قبول دارن برای ما کافیه

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    آقا خواهشا ماله کشی نکن! این قضیه شکافش خیلی فراخه! نمیشه با هیچ چیزی ماستمالیش کرد! آمریکا به یک هواپیمای مسافربری شلیک کرد و ۲۹۰ انسان بیگناه و بی خبر کشته شدن.حالا نوری زاد چی گفته مهم نیست! اینکه پشت هواپیمای مسافربری چند تا جنگنده میرفتن و میامدن هم اهمیتی نداره!

    [پاسخ]

  8. متولد 9 دی
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۴ | #8

    اگه انسان از دایره اخلاق خارج بشه،فاجعه به بار می آد.تنها ضمانت اجرای اصول اخلاقی هم،دین هست.این جنایت ها از غروبِ دین در افقِ انسانیت حکایت می کنه.به امیدِ طلوعی رهایی بخش.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۹:۰۴ ب.ظ:

    “.تنها ضمانت اجرای اصول اخلاقی هم،دین هست.” حرف شکمی و بدون سند.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۹:۵۷ ق.ظ:

    این مطلب در تمام کتبِ فلسفه اخلاق اومده.البته منظور دین خاصی نیست بلکه مطلق اعتقاد به ماهیاتِ ترنس فیزیک رو اعتبار می کنند.
    نکنه تو با راسیونالیته پوزیتیو ، اخلاقی زندگی می کنی :D
    حتی توی سیستم های خودکنترل که منافع فرد و سیستم رو به هم گره میزنه ،منشا تعریف اخلاقیِ حقِ ،نمی تونه صرفاً سود باشه.تکامل قوانین حقوقی و مدنی مربوط به کار،به نفع کارگر،گواه این ادعاست.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۷ ق.ظ:

    خوبی و بدی ۲جوره؛یا قراردادی یا ذاتی.دسته اول با نظارت کنترل میشه و دسته دوم با وجدان.۰قبل از وضع قوانین اجتماعی)این یه قاعده کلی هستش.یعنی به فرض نبودِ نظارت و زندگی در برهوت،فقط اخلاق مبتنی بر فطریات وجدانی،جلوی شما رو میگیره که خلاف نکنی.
    عفت و ایثار نمونه های خوبیه.

    [پاسخ]

  9. سیدنوید
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۲ | #9

    چند وقت پیش داشتم در مورد دیوان بین الملی دادگستری (ICJ)و پرونده های ایران با یکی از اساتید بحث می کردم
    خیلی جالب بود ایران کلا ۴ تا پرونده داره یکی سر قضیه ملی شدن نفت یکی سر قضیه دیپلمات های آمریکایی یکی سر همین حادثه و یکی هم سر بحث از بین بردن دو سکوی نفتی رسالت و رشادت
    در قضیه ای که بهش میگن حادثه هوایی اما در اصل جنایت هوایی است آمریکا سریعا میاد قبل از اینکه حکم محکومیت رو بهش بدن (که بسیار بعیده) میاد به نوعی خسارت رو میده ایران هم چاره ای جز پذیرفتن نداشته و میگیره و قضیه ختم میشه
    متاسفانه در تمام سختارهای بین اللملی که ریز بشیم می بینیم همگی در سیطره غرب بلاخص آمریکا و غرب است و بقیه کشورها هم کشک
    حتی در دیوان بین الملی دادگستری

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    خسارت؟!

    [پاسخ]

  10. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۲ | #10

    قبلأ عرض کرده بودم که حقیقت هر جایی ممکن است باشد، حتی در سخنان یک مادر بزرگ بی سواد.
    نکته ای از مادر بزرگی شنیدم که قابل تامل است. او رفتار دولت در مقابل امریکا را به زنی تشبیه کرد که ظلم شوهرش را تحمل نمی کند و برایش اهمیت ندارد که چه بر سر فرزندانش می آید. حاضر است هزار سختی به کودکانش وارد شود اما او شوهری را که نمی خواهد تحمل نکند!!
    ” ” برافروختن در مقابل ظلم همیشه بهترین کار نیست ” ”
    مبارزه با ظلم، سیاست می خواهد، تدبیر می خواهد، بعضی اوقات باید با ظلم مدارا کرد تا فرزندان سر از یتیم خانه در نیاورند.
    اینکه شما مظالم را ردیف کنید و سپس هرنوع عکس العملی را جایز بدانید، کار درستی نیست.
    ** مرحله بالاتری نیز وجود دارد و آن زمانی است که علاوه بر ستیز، بدنبال پیدا کردن بهترین روش در برخورد با ظلم نیز باشیم.
    همین شخصیتهایی که شما آنها را سازشکار و ترسو یا وابسته خطاب می کنید، عمومأ کسانی هستند که بیشتر از دیگران به خوشبختی و راحتی فرزندانشان فکر می کنند.
    . . .
    اینکه شما تصویر کودکی آغشته به خون را مدام پیش چشم خود زنده نگه دارید و سعی کنید خون او پایمال نشود، رفتاری ابتدایی ست، یک مرحله بالاتر از آن نیز وجود دارد و آن اینکه:
    خیر و صلاح میلیونها کودک زنده را بر آن ترجیح دهید.
    مرحله بالاتر این است که :
    ” ” راحتی مردم را بر ناراحتی دشمن ترجیح دهید” “

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    نکته جالبیه
    آمریکایی ها هم برای اینکه جنگ جهانی دوم را زودتر فیصله بدهند و آدمهای کمتری
    کشته بشوند از دو تا بمب ناقابل هسته ای برای حذف عده ای گناهکار استفاده کردند
    واقعا باید شلیک کرد و فراموش کرد کشتند که کشتند مهم نفع اکثریت است.

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۰ ب.ظ:

    بله
    منطق که نیست, عسله, آدم می میره از این همه احساس و منطق!
    واقعا جدی می نویسید اینها را؟!!
    یعنی شما مجبورید دقیقا همانند روسای تحلیل گران حافظ قدرت و منافع
    آمریکا حرف بزنید؟
    شما با این حرفتون دارید به استفاده از بمب هسته ای مشروعیت می دهید.
    نابودی انسان های بیگناه دو شهر در اندکی از زمان را مثل آب خوردن توجیه می کنید.
    خوش به حال آمریکا با همچین …

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    آقای کاشانی عزیز! اتفاقا من از این همه منطق خوشم میاد. چون این ها خیلی رک و پوست کنده دارند باطنشون رو نشون میدن. دقیقا این جور جاهاست که آدم باید خودش رو به دیگران معرفی کنه. این جور جاهاست که معلوم میشه چه کسانی دلشون و مغزشون با آمریکا و دشمن مردم ایران هست. اینها چنان پز بی طرفی میدن که حاضرند به بهانه تحقیق، جنایت به این بزرگی رو توجیه کنند و گناه رو بندازند گردن جمهوری اسلامی. که مثلا اگه جمهوری اسلامی کوتاه می اومد و به حرف آمریکا گوش می داد و یا در خلیج فارس با نیروهای آمریکایی درگیر نمی شد، اون جنایت تروریستی هم پیش نمی اومد! به همین راحتی. من موندم که با چه آدمهایی طرفیم؟ کاش لااقل از ژاپنی ها یاد می گرفتند. اونها با اینکه روابط خوبی با آمریکا دارند، ولی هنوز جنایت آمریکا در هیروشیما رو فراموش نکردند و مثل این قوم وطنی ما، گناه رو به گردن حکومت وقت ژاپن نمی اندازند و نمیگن که مثلا اگه ژاپن زودتر کوتاه می اومد، آمریکا هرگز بمب اتم بر سر ژاپنی ها نمی انداخت.
    خلاصه باز هم تکرار می کنم که ما باید خوشحال باشیم که همه شفاف باشند و رک و پوست کنده حرف دلشون رو بزنند. حتی در حمایت و در توجیه جنایات آمریکا و علیه ملت خودشون. وطن پرستی که شاخ و دم نداره. حتی اونهایی که در صدا و تلویزیون فارسی آمریکا هم خدمت می کنند، وطن پرست هستند!

    فرشاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۳۸ ق.ظ:

    آقای کاشانی نمی دونم منظورتون من هستم یا خیر
    اما جواب بنده کنایه ای بود به مطالب آقای یوسفی که معتقدند باید راحتی
    خودمان را بر ناراحتی دشمن ترجیح بدهیم
    و امریکایی هم احتمالا با همین استدلال دو بمب ناقابل هسته ای را بر سر
    مردم ژاپن تست کردند.

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    سلام اقا فرشاد
    آخه نظر شما تنه به تنه نظرات جدی حضرات میزد و امکان تشخیص نبود.
    خوشحالم که فهمیدم این نظر اصلیه شما نبوده است.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    «بعضی اوقات باید با ظلم مدارا کرد تا فرزندان سر از یتیم خانه در نیاورند.»

    بله
    و با همین منطق جنابعالیه که میلیونها جانی و قاتل و معتاد و بزهکار و انسان‌هایی با اختلال‌های روانی شدید و شخصیت‌های چند گانه در دنیا در حال مرده‌گی هستند( و نه زنده‌گی) که اتفاقا یتیم نبودند.
    اونا فقط در خونه‌ای با جنگ اعصاب، بزرگ شدند
    اما شما اصلا خودش رو ناراحت نکن چون اونا حتی یک شب هم سر گرسنه روی زمین نذاشتند آخه مادر فداکاری بالای سرشون بود که تصمیم گرفته بود ظلم فردی رو به ظلم جمعی تبدیل کنه و به جهان بشریت خدمت کنه.
    واقعا دست تک تک اینجور مادران رو باید طلا گرفت که بهشت رو از زیر پای خودشون، گسترش میدن به کل جامعه و در نتیجه به کل جهان و بعدش جانیانی مثل سردمداران آمریکایی و صهیونیست، چشم دنیا رو روشن می‌کنن به قدوم مبارکشون!!!

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱:۱۵ ب.ظ:

    میگم جناب یوسفی شمامطمئنین که اون جملات رو از یه مادربزرگ شنیدین ؟ ولی خدائیش کپی سخنرانیای خودتونه! :roll:

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۲:۰۹ ب.ظ:

    اگر دقت کنید می بینید که یک نگاه زنانه به سیاست است، با یک احساس مادرانه به سیاست نگاه کرده است.
    در هر حال حرف خیلی بزرگی ست سعی کنید استفاده کنید.

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۴:۵۱ ب.ظ:

    شما هم سعی کنید از جمله آخر من استفاده بفرمایین !

  11. آزادی(آزادی)
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۰ | #11

    والا ما که آخرشم نفهمیدیم اگر ناو وینسنس امریکا به اشتباه به هواپیمای مسافربری ایران شلیک نکرده، علت این حرکت چی بوده؟ کی تو هواپیما بوده که میخواستن نابودش کنن؟ چه منافع و مقاصدی رو دنبال میکردن با این حرکت که ارزش این بی آبرویی و بدنامی رو براشون داشته؟ نه جدا میخوام بدونم…اونایی که میگن امریکا به دروغ ادعا میکنه اشتباهی صورت گرفته، پاسخ بدن! من حتی با خوندن نامه ی حبیب احمدزاده و تاکیدشون بر ایدئولوژی رویای امریکایی هم چیزی دستگیرم نشد.
    البته که من هم به شخصه این حادثه رو هرچند یک اشتباه، محکوم میکنم و اعتقاد دارم عاملین اون باید خیلی جدیتر از اینها پاسخگو میشدند.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

    چند تا سوال: شما آخرش فهمیدید چرا آمریکایی ها روی مردم هیروشیما بمب اتم ریختند؟! چرا به ویتنام حمله کردند؟ چرا به عراق و افغانستان حمله کردند؟ آخرش فهمیدید که چرا مثلا دولت ملی ایران رو در ۲۸ مرداد ساقط کردند؟ آخرش فهمیدید که چرا از رژیم دیکتاتوری شاه حمایت می کردند؟ آخرش فهمیدید که چرا به ایران حمله نظامی کردند؟ آخرش فهمیدید که چرا صدام رو به جان مردم ایران انداختند؟ آخرش فهمیدید که چرا ۸ سال از صدام حمایت کردند؟ آخرش فهمیدید که چرا ایران رو تحریم کردند؟ آخرش فهمیدید که چرا با انرژی هسته ای ایران مخالفند؟ آخرش فهمیدید که چرا… آره سوالات خیلی زیادی وجود داره

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱:۳۱ ب.ظ:

    خب چرا سوال رو با سوال جواب میدین؟ امریکا گفته اشتباه بوده، شما میگید اشتباه نبوده… منم میپرسم پس چی بوده؟
    همه ی این سوالایی رو هم که طرح کردین، جواب داره… شما جوابای خودتون رو دارین…منم جوابای خودمو. من تو این مورد خاص سوال پرسیدم.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱:۴۸ ب.ظ:

    آزادی

    واقعا واقعا واقعا انتظار داشتی که آمریکایی‌ها بگن ما به عمد ایرباس ایرانی رو زدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    محمد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۷:۲۴ ب.ظ:

    ایرانی
    واقعا واقعا واقعا انتظار داشتی که نطام بگه ما ندا آقا سلطان رو کشتیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یادتونه چقدر گفتید که نظام چون نفعی از اون کار نمیبرده پس کار نظام نبوده
    خب در مورد این قضیه نمیشه این حرف رو زد؟

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۸:۵۲ ب.ظ:

    این که نظام به طور مثال فرضا این کارو رو کرده باشه یک کاریه که باید بررسی بشه
    اما فکر نمی کنم که ناو وینسنس با اون غول پیکریش بخواد منکر بشه یا اصلا اصل جنایت چیزی باشه که بخواد قابل انکار باشه
    البته من اصرار اینها رو کاملا درک میکنم
    خانم ایرانی شما اینها رو بزارید به حساب اینکه خلاصه کسی که نمک می خوره نمکدون نمی شکنه
    الانم بعضی جاهل ها و خائنین دارن القا می کنن که اصل مطلب رو منکر بشن و دارن با ایجاد تشکیک تو ذهن خواننده ابهام می اندازن چیزی که سیاست پلید غربی است

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    دقیقا این جور جاهاست که معلوم میشه چه کسانی دلشون و مغزشون با آمریکا و دشمن مردم ایران هست. اینها چنان پز بی طرفی میدن که حاضرند به بهانه تحقیق، جنایت به این بزرگی رو توجیه کنند و گناه رو بندازند گردن جمهوری اسلامی. که مثلا اگه جمهوری اسلامی کوتاه می اومد و به حرف آمریکا گوش می داد و یا در خلیج فارس با نیروهای آمریکایی درگیر نمی شد، اون جنایت تروریستی هم پیش نمی اومد! به همین راحتی.

    من موندم که با چه آدمهایی طرفیم؟ کاش لااقل از ژاپنی ها یاد می گرفتند. اونها با اینکه روابط خوبی با آمریکا دارند، ولی هنوز جنایت آمریکا در هیروشیما رو فراموش نکردند و مثل این قوم وطنی ما، گناه رو به گردن حکومت وقت ژاپن نمی اندازند و نمیگن که مثلا اگه ژاپن زودتر کوتاه می اومد، آمریکا هرگز بمب اتم بر سر ژاپنی ها نمی انداخت.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۹:۵۳ ب.ظ:

    یک ایرانی
    نه، این انتظارو نداشتم. این برداشت اشتباه توئه از کامنت من…و البته تعجب آورم هست که چنین برداشتی کردی از یه سوال ساده که نمیدونم چرا بی جواب موند : )

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۷ ب.ظ:

    محمد آقا
    از شما بعیده اینگونه حرف شدن
    شما یک موضوعی در ابعاد و گستردگی زده شدن یک هواپیمای مسافربری که جنایتکار اون کاملا مشخصه و جالب به ضارب مدال شجاعت هم توسط دولت آمریکا داده شده با یک کشته
    با قاتل مجهول (البته بیشتر شواهد
    نشان از همجنسی ضارب دو جنایت بوده) یکسان می بینید.
    آفرین به این همه منطق!

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    محمد

    می‌بینم که بسیار زیرکانه، اون لغت «به عمد» رو از سؤالی که از خانوم آزادی کرده بودم، حذف کردی تا بتونی قیاس بی ربط خودت رو انجام بدی.

    آمریکایی‌ها گفتند ما ایرباس ایرانی رو اشتباهی زدیم
    من هم سؤال کردم آیا انتظار داشتین بگن ما «به عمد»، ایرباس ایرانی رو زدیم؟

    حالا در مورد ندا آقا سلطان
    آیا نظام جمهوری اسلامی اصلا ادعا کرده که ندا آقا سلطان رو کشته که حالا بعدش گفته باشه اشتباهی کشته که بعدش شما چونه بزنین که عمدی کشته؟

    چه جوری می‌تونی به راحتی دروغ بگی؟

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۴ ب.ظ:

    چدر ضمن شما طوری صحبت می‌کنی که انگار آمریکایی‌ها گفتن ما ایرباس ایرانی رو نزدیم.

    بابا آمریکایی‌ها قبول کردند که بهش شلیک کردند اما میگن اشتباهی زدنش
    اینم یه دلیل دیگه‌ست بر بی ربطی و زور چپونی قیاست

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۴ ب.ظ:

    در ضمن

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ تیر ۱۵م, ۱۳۹۱ ۴:۳۴ ب.ظ:

    نه ایرانی
    من قصد داشتم، “کشتن یا نکشتن” رو با “عمداً یا سهواً” بودن در
    دو قضیه مقایسه کنم وگرنه اثبات شده که هواپیما توسط ناو آمریکایی زده
    شده است، و عکس‌العمل شما در این دوقضیه، که در اولی از ما نفع نظام
    از کشتن را می‌خواستید و در قضیه‌ی دوم ما نفع آمریکا از عمداً زدن را از
    شما (چرا که آنها رسماً اعلام کردند سهوی بوده است)، بسیار جالب است.

    به هر حال در مسلک شما همیشه هدف، وسیله را نوجیه می‌کند( خواه آن وسیله
    منکری عظیم مانند دروغگویی باشد (در قضایای کهریزک)، خواه روشی برای
    توجبه(“یافتن نفع” که فقط شما حق استفاده از آن را دارید)).

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۹م, ۱۳۹۱ ۱:۰۷ ق.ظ:

    واقعا حرفت خنده داره
    می‌خوای هر طور که شده، زور چپون کنی

    در مورد ایرباس، طرف قبول کرده که زده
    در مورد ندا آقا سلطان، حکومت، قتل رو به گردن نگرفته

    بعد شما واسه اولی که نیازی به سند نداره و عاملش قبولش کرده، میگی آخه چه نفعی داشته که عمدا زده باشه
    اما واسه دومی که هیچ سندی نداری واسه اتهامی که می‌زنی، میگی چرا حامیان حکومت میگن، آخه چه نفعی داشته که کشته باشه

    متأسفانه اون صفت «لاشخوری سیاسی» برازنده‌ی این کامنت جنابعالیه
    یعنی داری نون به نرخ روز می‌خوری
    یعنی داری به جهت وزش باد نگاه می‌کنی

    واقعا شرم نمی‌کنین؟

    متأسفانه اون جمله‌ی «هدف، وسیله رو توجیه می‌کنه»، برازنده‌ی لاشخوران سیاسیه.
    مهم برای شما، نتیجه‌ست
    و به خاطرش حتی اگه لازم باشه مثلا در روز قدس، از صهیونیستای بچه کش هم حمایت می‌کنین با فریاد: نه غزه نه لبنان
    به خاطرش حتی اگه لازم باشه از جون ۲۹۰ بی گناه هموطنت هم بگذری، اینکار رو می‌کنین و جنایت آمریکاییه‌رو سهوی جلوه میدین. مهم براتون کوبیدن جمهوری اسلامیه

    بازم میگم:
    واقعا شرم نمی‌کنین؟

  12. سین
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۲۴ | #12

    آقای آهستان دو متن اخیر شما ، ارزش بارها خواندن دارد. جان تازه ای به نگاه کلیشه شده مان در نگاه به مسائل را میدهد. بیشتر یاد آوری است. یاد مان می آورد که ریشه ها را ببینیم نه شاخ و برگ.
    من ترجیح دادم نامه آقای احمد زاده را بصورت مستقل و بنا به دلایلی خارج از بازنوشت آن در صفحه شما بخوانم.
    اعتراف می کنم او خیلی هنرمندانه و حرفه ای زخمی ابئی را نیشتر زده. اما اثر گذاری این نیشتر به آن جهت است که با کلام و لحنی آرام ، با اعتماد به نفس ، گوینده اش را در نقطه ای قرار داده که به مخاطب نامه یاد آوری می کند ، عمل تو ، از تو آرامش و آسایش را خواهد گرفت گرچه در ظاهر مدالی به گردنت آویخته.
    عنوان پست شما ، با یک دستکاری کوچولو در متن اصلی می تواند مرحم دل خیلی از ما باشد.
    من معتقدم حال خراب جهان ما را هیچ نیرویی توان بهبود بخشیدن ندارد جز طبیبی از جنس اندیشمند و هنر مند.
    باید وجدان و روان بیمار و نژند جهان امروز به دست مصلحانی تیمار شود که از جنس آدمهایی هستند که کار نامه حیاتشان نقطه سیاهی از مشارکت و یا شرکت در تباهی انسان امروز ندارند.
    هزار متن و بیانیه سیاسی و هزار موشک و خط و نشان و قدرت نظامی ، قادر نخواهد بود این چنین خون خواهی ماندگار در حافظه تاریخ به جا بگذارد که یک نامه بی توقع از جانب کسی که در دریا رادارش برخورد با تکه های گوشت مرده گان در حادثه ای را گزارش می کند که کشنده هایش دارند برای حقوق بشر سینه چاک می دهند.
    هیچ چیز دیگر در دنیا قادر نخواهد بود زندگی را به جسد این کودک برگرداند که در آسمان و در حین مرور رویای سفر ، تکه تکه شده.
    کاش ما ایذانی ها از اول هم می دانستیم به جنگ غول بی شاخ دم ابر قدرتها رفتن ، تنها به مدد قلم و کلمه و عمل درست میسر است.
    کاش کمی در غار حرا سکوت می کردیم و در پخته گی جان و تن به میان مردم می آمدیم و نفس مان دم مسیحا می شد.
    کاش آن روز ها هم می دانستیم “«هیتلر در اویل کار خود یک انسان بود، بعد یک فرشته و در نهایت یک شیطان مجسم.»

    کاش در جنگ با شیطان ، چیزی که نمی باختیم انسانیت و فرشته خویی مان بود.
    امریکا می تواند در این نبرد سرش را بالا بگیرد. او تا حدودی موفق شده ما را کپی بدل از خودش کند. ما این روز ها به قدرت و اسلحه و زور و زخم بیشتر فکر می کنیم تا گفتگو.
    به هر حال مطمئنم دنیا اینطور نمی ماند.

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷ ق.ظ:

    با وجود نقد بر برخی قسمتهایش ولی جالب نوشته ای

    [پاسخ]

    علیایی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۶:۴۷ ق.ظ:

    سلام خانم با آقای سین من امینه علیایی مشتاق دیدن شما در فضای سایبری هستم …چرا وب تان را معرفی نمی کنید…از کامنتتان در بحث سوریه شناختمتان و اینکه چقدر مثل هم فکر می کنیم…البته من یک خانم چادری و نماز جمعه برو هسنم …ممکن است شما نباشید…از قضا همسر یکی از مدیران اجرایی یکی از دانشگاههای مهم این مملکت هستم…از قضا همسر من جانش است و کارش..از قضا نانمان را با فحش دانشجوها قاتق می کنیم ولی خدا را شکر…همه را گفتم برای اینکه شدیدا مشتاق دوستی با شما هستم و فتح باب می کنم

    [پاسخ]

  13. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۳۶ | #13

    با اجازه…
    امروز رفته بودم تعزیه یک جوان که در تصادف کشته شده بود. جوانی که قرار بود چند ماه دیگر زندگی مشترکش را شروع کند!!
    در یک ماه گذشته شاهد چند حادثه برای آشنایان بوده ام .
    یک جمله عرض می کنم خوب توجه کنید:
    ” ” انسان در تمام عمر در میدان جنگ است، مانند یک سرباز حرفه ای، همیشه هوشیار و مراقب باشید ” ”
    انسان در معرض انواع خطرات است، سوختگی، برق گرفتگی، تصادف، گاز گرفتگی، مصمومیت، جراحت…. سعی کنید مانند یک کارشناس ایمنی اطلاعات و مهارت داشته باشید.
    سعی کنید با همت و غیرت و زیرکی، فرشته نجات خود و دیگران باشید.
    . . .
    حقیقتأ رفتارهای ما شایسته و برازنده نیست.
    ما در هر چیز خوبی ملت آخر جهان هستیم و در هر چیز بدی جزو اولین ها.
    این همه تصادف، این همه نوشابه خوردن، نمک و روغن خوردن، بی تحرکی، این همه بیماری، این همه دیابت، این همه ناراحتی قلبی، این همه اعتیاد، …. برازنده نیست.
    (( با غیرت زندگی کنید )). مطیع تمایلات و هوس های تان نباشید، همیشه منضبط و منطقی رفتار کنید.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۴:۵۶ ب.ظ:

    براوووووووو!!!

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۸ ب.ظ:

    آقای یوسفی
    یکی از دلایلش اینه که عده ای فکر می کنند عقل کلند و یک قیافه روشنفکری می گیرند و تمام…
    من می نویسم نوشابه فلان ضررها را دارد طرف اصلا هیچ تخصصی در این زمینه ندارد می بینی ده ها خط مطلب نوشته برای خنثی کردن این حرف و در انتها طرف مقابل را به عوام بودن و بی علمی ! متهم می کند و این جریان در اکثر رسانه های کشور غالبه و علیرغم نظر اندیشمندان و کارشناسان چون عده ای ماموریت خود را خوب جلوه دادن تمام دستاوردهای اون طرف می دانند حتی پذیرش ذره ای نقد بدان و چنان اغراق می کنند که سازندگان آن نیز انگشت به دهان از تعجب می مانند و این جریان متاسفانه در کشور ما غالب است. چند سال قبل
    پیرو بخشنامه وزارت بهداشت مبنی بر عدم استفاده از قند و نوشابه های گازدار و یا تاکید برخی کارشناسان مبنی بر عدم ساخت آشپزخانه های اپن بدلیل از بین بردن امنیت روانی و افزایش استرس در زنان خانواده و بالتبع سایر اعضای آن که در هیچ جای دنیا هم بدین شکل مرسوم نیست چنان مقالاتی توسط افرادی که در این زمینه ها هیچ اطلاعات علمی نداشتند نوشته شد که جای تعجب داشت. البته این مثال ها بسیار زیاد است که لازم شد اشاره می شود…

    [پاسخ]

  14. یلدا
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۴۱ | #14

    سلام.
    در راستای پست ،اشتباه محضه که فکر کنیم از همه ی ماجرا مطلعیم، ما هم محکوم میکنیم کشتار بی گناهان و غیر نظامیان رو …حتی نظامیان .جنگ بدترین رفتار بشر بوده از ابتدا تا به امروز. و همچنین افکار جنگ طلبانه (سلام شجاع )
    غیر مرتبط با پست: یک ایرانی سلام . بازی ایتالیا رو میدیدم یاد تو میفتادم گل میخورد هم خوشحال میشدم(آیکون کل کل ) :-)
    من طرفدار اسپانیا بودم ( قبل از بازی ها نوشتم پست وبلاگم رو ، تا بعد شائبه ای پیش نیاد )برای جام جهانی هم دلم میخواد برم برزیل…بهشت ریودو‍‍‍ژانیرو…

    [پاسخ]

  15. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۴۷ | #15

    عاقبت منجی افراد بشر می آید تا دهد ختم به هرفتنه وشر میآید
    منجی شرع ز گرداب خطر می آید صبرکن صبر که هنگاه ظفر می آید
    میرسد آنکه جهان را زغم آزاد کند عدل را در همه جا با همه فریادکند

    [پاسخ]

  16. یلدا
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۶:۱۴ | #16

    من یه سوال دارم قبلا کامنت مینوشتم همون لحظه میومد تو صفحه، الان میگه تایید مدیر سایت و اینا ،تغییری داده شده آیا؟بعد کامنتهای بعد از من نمایش داده میشه ولی کامنت من تو صفه.آقای حسینی یه توضیح کوچولو بفرمایید تا من روال کار دستم بیاد بعد از غیبتم ، الان گیج میزنم اینجا :(

    [پاسخ]

  17. سیدنوید
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۶:۵۵ | #17

    حمایت از جنایت کمتراز خود جنایت نیست

    [پاسخ]

  18. احدزاده
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۰ | #18

    یادمون نره حضرت محمد (ص)با حکمت خویش ، به اختلاف صدها ساله قبایل اوس و خزرج و خونریزیها پایان داد ولی جمهوری اسلامی که مدعی تنها حکومت الله برزمین است بر سر صلح فلسطینیان و اسرائیل مانع تراشی می کند و از گروههای تروریستی فلسطینی حمایت میکند(درحالی که این مسئله ریشه مذهبی و تاریخی هم دارد ).ایران می توانست درمذاکرات چهارجانبه با حضور آمریکا دولت فلسطین و اسرائیل کمکی درحل این قائله صدها ساله بکند واینقدر هزینه برای ملت ایران ایجاد نکند.

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    معنی صلح از نظر اسراییل می دونی یعنی چه؟
    خوبه این رژیم جعلی طرفدارانی همانند شما هم دارد!

    [پاسخ]

  19. یوسف
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۸:۲۸ | #19

    از کوزه همان برون تراود که در اوست!
    http://ingholt.ir/?p=233

    [پاسخ]

  20. رودا
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۱۸:۴۲ | #20

    اینکه نوام چامسکی یکی از حامیان پروپاقرص جنبش سبز ایران بود رو یادتون رفت اشاره کنید، جناب حسینی. کمی در گوگل جستجو کنید متوجه می شوید.
    در این خصوص نظرتون چیه؟‌!
    نوام چامسکی یک متفکر آنارشیسته و همونقدر که به سیستم آمریکا انتقاد داره به حکومت های امنیتی-دیکتاتوری در کشورهای در حال توسعه هم اعتراض داره. درواقع اونهارو در یک امتداد میدونه.

    این هم یک نمونه ی دیگه ست از این واقعیت که – همانطور که در پست قبل هم اشاره کردم- شما طرفداران حکومت امنیتی-نظامی-ولایتی ایران متاسفانه دچار تناقض هستید.

    خلاصه، امان از دست استفاده ابزاری و دوگانگی معیارهای این نظام. امااااان، آی امان!

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۸:۴۷ ب.ظ:

    من از هیچ کجای نوشته آقای حسینی این برداشت رو نکردم که ایشون گفته باشه من یا کلا جریان حزب اللهی نوام چامسکی رو صددرصد قبول داریم
    خوبه ایشون فقط یک استناد کردن
    ضمنا ایشون باید مواظب باشه که کلا از اون ها حرفی نزنه که یک موقع دوستان ما آسمون به ریسمون می بندن که بعله شما هم ؟! :-)

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    چه تناقضی؟ اصلا بحث علمی بلد هستی؟ استناد به گفته دیگران یه مساله طبیعی هست ولی ظاهرا برای شما خیلی عجیبه! در استناد حتی میشه به هیتلر هم اشاره کرد پس باید نتیجه بگیریم که طرفدار هیتلریم؟ الان شیعه در بحث های مذهبی به گفته های عایشه و ابوبکر هم استناد می کنه، پس باید بگیم پیرو عایشه و ابوبکر هستند؟! شما بهتره اول شیوه بحث رو یاد بگیرید و بعد ایراد بگیرید.

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    تناقض یعنی اینکه خودتون هم نمی دونین با چی مخالفین با چی موافق. همون کارهایی که برای آمریکایی ها بد می دونین اگر حکومت اسلامی انجامش بده توجیهش می کنین یا ندیده میگیرید.

    نمونه ش؟ سرکوب و کشتار داخلی توسط حکومت در طی همه این سالها. دیکتاتوری و قبضه کردن نهادهای سیاسی و اقتصادی به کمک باتوم و تفنگ،‌ ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی مختلف، نبود مطبوعات و رسانه های آزاد، نبود قوه قضاییه مستقل، نبود پاسخگویی در قبال
    ناکارآمدی های نهادهای حکومتی در مدیریت اقتصادی و اجتماعی و …. در کشور، زندانهای پر از زندانیان سیاسی و غیره.
    قبول نداری؟
    اون دیگه به خودتون مربوطه.

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۱ ب.ظ:

    اصلاحیه:
    در خط دوم: ۱٫ به عنوان مثال برای آمریکایی ها ۲٫ حکومت جمهوری اسلامی

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۰۱ ق.ظ:

    نوشتی: «همون کارهایی که برای آمریکایی ها بد می دونین اگر حکومت اسلامی انجامش بده توجیهش می کنین یا ندیده میگیرید.» ببخشید ایران هواپیمای آمریکایی رو ساقط کرده؟ ایران ۲۹۰ آمریکایی بی گناه رو تو آسمون کشور خودش قربانی کرده؟ ایران دولت ملی آمریکا رو سرنگون کرده؟ ایران، به آمریکا حمله نظامی کرده؟ ایران، آمریکا رو تحریم کرده؟ …
    جنابعالی اصلا فهمیدی که به چه چیزی داری گیر می دی؟ بحث ما درباره جنایت آمریکا علیه بشریت و علیه ملت خود ماست، بعد به جای اینکه بیای از مردم کشور خودت و از قربانیان اون جنایت حمایت کنی، داری میگی چامسکی از سبزها حمایت کرده؟! خوب کرده باشه. این نشون میده غیرت اون چامسکی آمریکایی از بعضی به ظاهر ایرانی های مزدور بیشتره. چون لااقل هیچ جنایتی رو توجیه نمی کنه. در عوض شما داری خیلی راحت توجیه می کنی! تناقض یعنی همین.

    ضمن اینکه در همین جواب چامسکی هم اگه دقت کنی داره بین حکومت آمریکا و ایران، طرف ایران رو میگیره!

    تسنیم پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    سلام درایران چیزی به نام زندانی سیاسی اون هم به طوری که بدترین شکنجه هارو داره تحمل
    می کنه وجود نداره این رو دشمنان قسم خورده ی ماهم می دونندچه طورشما نمی دونین؟!!
    اصلا اگر ما شکنجه گاه داشتیم یا با ملتمون مانند آمریکایی رفتارمی کردیم مثل استفاده ازگاز خردل ،باتوم یا هرمرگ دیگه ای هیچ وقت نمی گفتند که درایران حقوق بشر رعایت نمی شه .
    این حرف ها مثل سرکوب ملت حرف های خودتون نیست بهتون یاد می دن چی بگین اون هم معلم کارکشته ای مثل bbc :P :P

  21. بئاتریس
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۲۱:۲۶ | #21

    کسی می دونه آمریکایی ها چه توجیهی برای این کار آوردند؟ حتما یک سری دلایل (هر چند الکی) تراشیدند که جمهوری اسلامی هم از ادامه شکایت صرف نظر کرده …
    حرف های هر دو طرف باید شنیده بشه

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    دلیل ایران برای منصرف شدن دو چیز بود
    ۱- امکان داشت با وجود داشتن حق دیوان بین الملی حکم رو به نفع آمریکا بزنه چیزی که زیاد دیدیم مثل قضیه سکوهای رشادت و رسالت که با وجود اینکه حق با ایران بود و باز با این وجود که در رای آمده که حمله به سکوهای نفتی خلاف نص قوانین بین الملی است حکمی صادر نشد یعنی حکم محکومیت آمریکا صادر نشد !!!
    ۲- به فرض محکومیت آمریکا دولت آمریکا به پرداخت غرامت محکوم می شد البته بعد از طی پروسه بسیار طولانی و پر هزینه برای همین خودش اومد و غرامت رو داد البته نباید فراموش کرد که به فرمانده ناو هم مدال افتخار رو داد!!

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۳۱ ق.ظ:

    ولی اینکه ما این قضیه رو دنبال نکردیم به نظرم من خیانت د خون اون عزیزان بود!
    و هیچ توجیهی نمی تونه برای اینکار داشت
    همانطور که حضرت زینب هم در شام و در کاخ یزید طرح شکایت کرد

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۹:۰۵ ق.ظ:

    این نظر شماست اما نظر حقوقدانان و کسانی که در سیاست تصمیم می گیرند مهم است

    بئاتریس پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۵۱ ق.ظ:

    خوب اون ور قضیه رو هم بگو سید جان که شکایت آمریکا از ایران به دلیل مین گذاری خلیج فارس هم از طرف همون دادگاه رد شد و خلاف قوانین بین الملی شناخته نشد.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۹:۰۳ ق.ظ:

    کلا ایران چهارتا پرونده داشته که این رو من ندیدم
    البته این که رد شده با این که حکم نمیده یک چیزیه که از زمین تا آسمون فرق داره

  22. بئاتریس
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۲۱:۴۶ | #22

    درباره این ادعا که هواپیمای جنگنده نزدیک به هواپیمای مسافری پرواز می کرده هم خیلی خیلی بعیده چون آمریکایی ها هیچ وقت خودشون همچین ادعایی نکردند. این که رادارها دو هواپیما رو ثبت کرده بودند موضوعی نیست که آمریکا صداش رو در نیاره.

    اما این که گفته می شه چه طور آمریکا با این همه تجهیزات پیشرفته نتونسته تشخیص بده که این هواپیما نظامیه یا مسافری ادعای درستی نیست. رادارها توانایی خیلی پایینی در تشخیص ابعاد و ماهیت پرندهها دارند و حتی نمی تونند دسته پرنده ها رو از مثلا هواپیما تشخیص بدند. تشخیص اجسام با استفاده از ارتفاع و مسیر و سرعت و مانور انجام می شه و آمریکایی ها ادعا می کنند که ممکن بود یک هواپیمای اف۱۴ با استفاده از مشخصات پروازی هواپیمای مسافری داشته به ما نزدیک می شده چون از فرودگاه بندر عباس ظاهرا استفاده دوگانه نظامی-غیرنظامی شده بوده در روزهای قبل از این اتفاق.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۲۱ ق.ظ:

    سرعت جنگنده ها با سرعت مسافر بری خیلی فرق میکنه اونا سرعتشون خیلی بیشتره وکمی کوچکتر هستند

    [پاسخ]

  23. فرهاد
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۲۲:۲۲ | #23

    شاید رادار نمیتونسته تشخیص بده که هواپیمای مسافربری است یا جنگی، ولی با توجه به مسیر پرواز و حالات اوج گرفتن، احتمال مسافربری بودنش را بیشتر میدیدند. اینجاست که جرم آنها مشخص میشه یعنی واسه محکم کاری ( یا ترس ) بهش شلیک کردند چون از روی قلدری خودشون را جوابگو نمیدیدن.

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    درسته …

    [پاسخ]

  24. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۲۲:۵۴ | #24

    آمریکا برای جنایات خودش نیازی به دلیل ندارد ..اول جنایت میکند بعد هم دلیل می تراشد..
    مثلا به بهانه سلاح شیمیایی به عراق حمله میکند
    به بهانه حضور طالبان به خانه های مردم بی گناه پاکستان و افغانستان حمله میکند

    به بهانه بمب اتم ایران را تحریم و دانشمندان را ترور میکند

    جنایات آمریکا نیازی به ادله و اسناد و مدارک ندارد ..کسانی که این قصاب جهانی را می شناسند میدانند که حتی به اندازه ذره ای جان انسانها برایشان ارزشی ندارد …

    انشالله با این جو جهانی و ایستادگی ایران در مقابل این ابر نکبت و قدرت پوشالی و تبلیغی جهان شاخکهایش در هم میشکند و سقوطش اما حتمی می باشد

    [پاسخ]

  25. ایرانشهر
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۲۳:۰۹ | #25

    “قدرت فساد آوره و قدرت مطلقه فساد مطلقه میاره”
    چند لحظه به این جمله فکر کنیم،قدرت مطلق امریکا و غرب از حق وتو گرفته تا حمله به عراق و افغانستان بدون محاکمه شدن جنایات کار جنگی مثل جورج بوش قوانین دنیای بی قانون فعلی رو به ما اثبات میکنه که هر کس قدرت بیشتر،حق بیشتر!
    قدرت متمرکز امریکا که در زمینه های متفاوتی نمود داره رو اگر محصور در هر قدرت دیگه ای کنیم همین جنایات ها و بلکه بیشتر از اون سر میزنه
    امریکا داعیه دار حقوق بشر و لیبرالیزم است و این جنایات ها رو میکنه
    حساب کنید قدرت غالب دنیا جمهوری اسلامی و سوریه(با داده اینکه میدانیم فرض محال،محال نیست) بودن اون موقع چی به سر دنیا میومد خدا میدونه!
    :-)

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۱۸ ق.ظ:

    خب راحت بگو آمریکا با زدن این هواپیمای مسافری و کشتن ۲۹۰ انسان بیگناه خوب کاری کرده!
    چرا اینقدر دیگه روضه می خونی؟

    [پاسخ]

  26. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۱ | #26

    اینکه عده ای مدعی ایرانی بودن!! به راحتی حمله آمریکا به هواپیما مسافربری و کشته شدن ۲۹۰ ایرانی را توجیه می کنند یا مثلا در جایی دیگر اقدام آمریکا در بمباران اتمی دو شهر ژاپن و نابودی انسان های بیگناه و موجودات زنده ساکن در آن را نیز توجیه می کنند اما از سوی دیگر این عده مدعی ایرانی بودن صدها بار دفاع ایرانیان را پس از بازپس گیری شهر خرمشهر را علیرغم اینکه در آن مقطع هشت نقطه دیگر کشورمان در دست صدام بود و یقین در این امر که با پذیرش صلح حتما این مراکز دیگر برای ایران امکان بازپس گیری آن وجود نخواهد سعی در زیر سوال بردن دفاع مردم ایران دذر برابر تجاوز را دارند داستانش خیلی جالب است.

    در خصوص انهدام هواپیمای مسافربری کشورمان پس از این حادثه وحشتناک و جنایت ضد بشری آمریکا
    برخی مقامات آمریکایی نه تنها از ابراز تاسف ظاهری در این باره خودداری کردند بلکه با موضع گیری‌های غیرانسانی بر جنایت خود اصرار کردند. به نوشته پایگاه اینترتی “وات ریلی هپند” جرج بوش پدر معاون رونالد ریگان رئیس‌جمهور وقت آمریکا در مرداد ۱۳۶۷ گفت: “من هرگز از طرف آمریکا عذرخواهی نمی‌کنم. من اهمیتی نمی‌دهم که چه کاری انجام داده است. من اهمیت نمی‌دهم حقیقت چیست.”
    به نوشته این پایگاه اینترنتی تمامی پرسنل وینسنس مدال افتخار دریافت کردند. پس از این واقعه ناخدا یکم “ویلیام راجرز” فرمانده ناو وینسنس در مصاحبه‌ای مطبوعاتی به صراحت اعلام کرد: “اگر صدها بار نیز آن اتفاق رخ دهد باز هم دستور شلیک خواهم داد.”
    حال شما شباهت روحی و روانی و گفتاری برخی از مدعیان در اینجا را با مسئولین آمریکا و عامل اصلی این جنایت نمی بینید؟!

    یک نکته دیگر
    در حالیکه کاپیتان “کارلسون”، فرمانده سابق ناو “سایدز” در این مورد معتقد است که “ایرباس ایرانی علاوه بر علائمی که مبنی بر غیرنظامی بودن خود می‌فرستاده، با سرعتی کم در حال اوج گرفتن بود و حتی اگر در چنین شرایطی نیز آن را به عنوان یک جت اف ۱۴ شناسایی می‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیمای اف ۱۴ می‌توانست تهدید سطحی را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگری کند.” وی گفت: “اپراتور‌های رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیمای ایرانی را به عنوان یک هواپیمای مسافری شناسایی کردند.”
    جت‌های جنگنده اف ۱۴ مستقر بر روی ناو فورستال می‌توانستند در صورتی که کاپیتان راجرز درخواست می‌کرد، با شناسایی چشمی هواپیمای ایرانی از فاصله نزدیک از غیرنظامی بودن آن اطمینان حاصل کنند،
    و با این حال این سوال مطرح است که چگونه مدرنترین سیستم راداری جهان قادر به تشخیص یک هواپیمای ایرباس از اف – ۱۴ نبوده است.
    هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم، شکل، اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای اف ـ ۱۴ متفاوت است.
    از طرفی با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری، ناو آمریکایی می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی‌ببرد.
    قطعات متلاشی شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‌های سواحل جنوبی جزیره هنگام، درست در داخل آب‌های ایران نیز نشان می‌دهد که این محل کاملا زیر مرکز دالان هوایی بین‌المللی بندرعباس دوبی (آمبر۵۶) قرار دارد و هواپیما درست در مسیر پیش‌بینی شده درحال پرواز بوده است.
    پایگاه اینترنتی “وات ریلی هپند” با انتشار مقاله‌ای در این خصوص درباره آنچه در داخل ناو اتفاق افتاد می‌نویسد: “اولین کسی که در ناو تلاش کرد هویت این هواپیما را تایید کند اندرو آندرسون افسر کشتی بود که پیامی الکترونیکی را برای هواپیما فرستاد در این پیام آمده بود: دوست یا دشمن معرفی کنید و در جواب شنیده شد: هواپیمای مسافری”.

    [پاسخ]

    عابدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۴۷ ق.ظ:

    آقای کاشانی جمهوری اسلامی درسال ۱۳۵۸ ، به سفارت آمریکا در تهران که به منزله خاک یک کشور است حمله کرد و ۴۴۴ روز تعدادی از شهروندان آمریکایی را به اسارت گرفت و موجب تشویش روح وروان وجریحه دار شدن احساسات دولت و ملت آمریکا گردید اونوقت توقع دارید اونها با ما دوستی کنند؟ کدام کشور ایتدا اعلان جنگ کرد ؟ماکه به خاک اونها حمله کردیم یا اونها ؟ ما می توانستیم خیلی راحت رابطه خودرا با آن کشور قطع و دیپلمات آنها را ازکشور بیرون کنیم ولی افراد آنها را به اسارت گرفتیم وموجبات نگرانی آنها را بوجود آوردیم . درجنگ هم که حلوا خیر نمی کنند. بالاخره درجنگ این مسائل هست بمب هست کشتار هست ویرانی هست خونریزی هست آیا درجنگ ایران وعراق آیا از مردم بیگناه وغیرنظامی عراق کشته نشده است ؟ آیا ما به عراق حمله هوایی نکرده ایم ؟ …………….

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۹:۴۱ ق.ظ:

    مشخصه که آمریکا اعلام جنگ کرده اون هم با جاسوسی در داخل خاک ایران که با اسنادی که در لانه‌ی جاسوسی‌شون کشف شد، به اثبات رسید.
    راستی چرا آمریکایی‌ها و حامیان داخلی‌شون، در تمام این سی و چند سال، ابتدای قصه‌رو سانسور می‌کنن و نصفه و نیمه تعریفش می‌کنن؟
    چرا هیچوقت دولت آمریکا بابت جاسوسی در خاک ما و دخالت در مسائل داخلی‌مون، از ملت ایران معذرت خواهی نکرده؟
    این آمریکا بود که با جاسوسی، به خاک ما تجاوز کرده بود
    و مشخصه که جواب تجاوز هم چیزی جز تجاوز نیست
    به خاکمون حمله کرد و به خاکش حمله شد

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۰ ق.ظ:

    دخالت های مکرر امریکا در امور داخلی ایران باعث این اقدام دانشجویان شد. بالاخره دانشجویند اما قبل از اون سوای دخالت های مکرر آمریکا عامل کودتا در ایران
    و سرنگونی یک دولت برتای حفظ و دوام همون شاهی بوده است که مردم ایران علیهش قیام کرده بودند.
    شما نکند این موارد به این مهمی را هم منکر می شوید؟
    در ضمن با این نظرات درباره دفاع مردم در برابر تجاوز صدام به کشورمان
    خیلی چیزهای دیگر هم در خصوص تفکر و عقاید شما روشن می شود که اگر بیشتر در این زمینه بنویسید بد نیست و زحمت ما را کم می کنید

    [پاسخ]

  27. ۱۴ تیر ۱۳۹۱ در ۰۷:۱۷ | #27

    پیکی پاره پاره سعیده پور آقایی را فراموش نمیکنید..شهید سر از تن جدای سبز مرحوم توسلی را و دهها جنازه تکه تکه شده در قبرهای خالی که بعدا زنده شدند و مصاحبه کردند …
    پیکرهای پاک سوخته و جزغاله شده سطل آشغالهای سبز را فراموش نمیکنید ..که در آتش خشم سوختند و شعله ور شدند اما دم بر نزدند ..

    و فراموش نخواهیم کرد موتورهای نیروی انتظامی را که در شعله های آتش کینه دست و پا میزدند و میگفتند رای من کجاست ! سوختند و به ما زندگی آموختند…

    آری صدهزار شهید سبز را هرگز فراموش نمیکنیم ..هنگامی که این شهدای سبز مشغول غارت مغازه های مردم و بانکها و مغازه های تلویزیون فروشی و ..بودند تا بر علیه حکومت مبارزه کنند
    به عکس شهید توسلی که در جاده ساوه بر اثر تصادف مرحوم شد نگاه میکنم و قطرات اشک در چشمانم جمع میشود و از شدت ناراحتی یه سیگار دود میکنم ..وای بر ما.

    شهید زنده علیرضا نجاتی را صدا میزنم که ای شهید زنده کجایی که ببینی چطور پیکر سوخته شده ترا که توسط نفس مسیحایی میر حسین زنده شد الان سر حال و شنگول مشغول زندگی دوباره هستی !! ای وای بر ما که تو زنده شده و جنبش سبز مرده !

    سعیده پورآقایی تنها فرزند شهید یک خانواده، پس از تکبیر گویی بر بام منزل، توسط عناصر ناشناس بازداشت شد، مورد تعرض قرار گرفت، به قتل رسید، بدنش با اسید سوزانده شد و به طور مخفیانه در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن گردید
    و بعد چند روز بعد با معجزه میر حسین دوباره زنده شد !
    آری ما فراموش نمیکنیم نفس مسیحایی میر حسین را

    چندی بعد صدای ترانه موسوی هم از آن بر آبها در آمد که من زنده ام و کاملا سالم و اصلا در ایران نیستم…

    فراموش نمیکنیم شهادت مظلومانه محسن ایمانی در کوی دانشگاه را که البته لحظه شهادتش در کوی نبوده چون خودش مصاحبه کرده بود …ای شهید زنده سبز !
    علیرضا توسلی، حامد بشارتی و سعیده پورآقایی و احمد کارگر نجانتی .ای شهدای زنده کجایید ببینید که با بدن تکه تکه نشده و سوخته نشده شما چه کردند !ای داد و بیداد

    آره، جالب بود، اسم خودمو توی لیست کشته شده ها دیدم.نکته جالبتر اینکه علت مرگم رو ضرب و شتم در بیمارستان عنوان کردند.و باز نکته بسیار جالبتر اینکه الان من در قطعه ۲۱۳ ردیف ۱۵ شماره ۳۵ دفن شدم.( احمد کارگر نجاتی )

    یک شهید جا افتاده و مظلوم

    نام شهید: ننجون کروبی ، محل شهادت: خیابان آزادی، نزدیک های میدون / نحوه شهادت: بدجوری تیر خورده است!

    و بدینسان بود که جنبش سبز استارت زده شد و اما چون موتورش چینی بود سوخت !!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۲۲ ق.ظ:

    این در جواب کامنت زرتشت بود

    [پاسخ]

  28. ۱۴ تیر ۱۳۹۱ در ۰۷:۲۴ | #28

    آقای حسینی
    وقتی می بینی که کسی به خودش اجازه می دهد حتی این موضوع را توجیه کند و سعی می کند چهره آمریکا را از هر عیبی منزه کند و … بهت تبریک می گویم که موفق شده ای نمونه های نادری را در اینجا جمع آوری کنی که شاید در هیچ کجا یافت نشوند.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۲۹ ق.ظ:

    واقعا عجب هنری دارم :)

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۷:۳۰ ق.ظ:

    واقعا عجب هنری دارم من :)

    [پاسخ]

  29. محمد
    ۱۴ تیر ۱۳۹۱ در ۰۷:۳۶ | #29

    حکومت ها چه از این نوع که ما داریم که چه از نوع آمریکاییش همه در فکر فریب مردم هستند.
    من حکومت آمریکا و فعلی خودمان را در یک راستا می بینم
    امریکادر حد ویتانم جنایت می کند(میلیون کشته) و ماهم در حد کشتار در خیابان(صدها کشته)
    هرچند سطح جنایت |امریکا بسیار بالاتر و وحشتناک تر است ولی جنایت جنایت است
    وآنچیزی که جنایت را به وجود می آورد قدرت مطلق است
    به امید روزی که هیچ کس قدرت مطلق نداشته باشد

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۸:۰۴ ق.ظ:

    محمد آقا
    این همه قصه بافی برای چیه؟
    این پست دقیقا درباره یک جنایت مشخص و معرفی عامل آن می باشد. حالا فرض کن هواپیما فرانسوی یا انگلیسی بوده.
    میگه شما جیره خوار آمریکا هستید(که نیستید) که اینقدر اکراه و ترس دارید تا این جنایت واضح و روشن را محکوم کنید؟

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ ق.ظ:

    با توجه به فحوای کامنت های برخی از دوستان شما
    نمی خواستم بنویسم اگر هواپیما و مسافرانش فرانسوی و انگلیسی بودند شما
    سفت و محکم محکوم می کردید اما حال که در این قضیه هموطنانتون هستند اینگونه …

    [پاسخ]

  30. ۱۴ تیر ۱۳۹۱ در ۰۷:۴۷ | #30

    یک کامنت بی ربط

    آقای حسینی عزیز
    جایتان خالی
    اینجا در مازندرا هوا بارانی است و سرد ..این باران واقعا یک نعمت واسه مردم می باشد .درختان پرتقال و ..جانی تازه گرفتند ..سبزیجات و مرکبات دیگر نیز همینطور

    ساقه های برنج واقعا دارند حال میکنند چون مدتها باران نباریده بود..هوا تقریبا سرد شده ..
    دل شما که در قم هستید و بچه های تهران آب ! شما دود بخورید ما هوای تازه

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۸:۴۶ ق.ظ:

    من که دارم غصه می خورم از جدایی شمال :)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۳:۲۱ ب.ظ:

    «جدایی شمال از امید»، برنامه‌ی امشب سینماهای تهران :-)

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ ۶:۲۵ ب.ظ:

    متاسفانه جدایی من اسکار نداره :)

    کاشانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۶م, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    «جدایی امید از شمال» برنامه فردا شب سینماهای قم

  1. ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۴:۵۸ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: