خانه > جامعه, دفاع مقدس, عكس و تصاوير > بن بستی زمینی، کوچه ای آسمانی

بن بستی زمینی، کوچه ای آسمانی

هر سال در چنین روزهایی، یادواره ۱۱۵ شهید شهر کومله و حومه برگزار می‌شود. امسال در حاشیه مراسم اصلی، مراسم خاصی هم به یاد ۹ شهید یک کوچه برگزار می‌شود. کوچه‌ای که ابتدا تا انتهایش حدودا ۳۰ متر است و ۶ خانوار در آن سکونت دارند که همه با هم نسبت فامیلی دارند. کوچه‌ای که از آن و تمام خانه‌هایش ۹ شهید (سه برادر از یک خانواده، ۲ برادر هم از یک خانواده دیگر، چهار شهید دیگر هم از چهار خانواده دیگر) به آسمان پرواز کرده‌اند:

با خودم فکر می‌کنم که ما چقدر راحت از کنار موضوعاتی مثل دفاع مقدس می‌گذریم. دفاع مقدسی که آنقدر حرف برای گفتن، نوشتن، سرودن، فیلم ساختن و … دارد که ما به یک هزارم آن هم  نپرداخته‌ایم. چه کسی مقصر است؟ خانواده شهدا؟ همرزمان شهدا؟ مسئولان؟ هنرمندان؟ نویسندگان؟ شاعران؟ فیلمسازان؟ …

لینک های مرتبط:

پوستر با کیفیت اصلی

شهر من کومله

قهرمان یعنی این!

برادران خوش سیرت

پدر، عشق، پسر

نام : محمد، نام پدر: محمد!

عکس هایی ماندگار از شهدای شهر کومله

  1. ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۱:۰۷ | #1

    یاد یاران بی ادعا

    فرمانده دیروز، فرمانده امروز
    http://ingholt.ir/?p=418

    [پاسخ]

  2. ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۱:۵۰ | #2

    چرا شهدا فراموش شدند، چه کسی مقصر است؟
    چرا مسئولین ساده زیستی را کنار گذاشتن و بعضأ فاسد و بی تفاوت شدند، چه کسی مقصر است؟
    چرا زنان ما بد حجاب و بی بندبار شدند، چه کسی مقصر است؟
    چرا مردم مادی و لذت جو شدند، چرا اشرافی شدند، چرا آرمانها را فراموش کردند و روحیه انقلابی را از دست دادند، چرا هیچکس اسلامی رفتار نمی کند، چه کسی مقصر است؟
    . . .
    اگر ممکن بود و این سوالات را از خداوند می پرسیدیم فکر می کنید چه جوابی می شنیدیم؟
    خداوند می فرمود، هیچکس مقصر نیست من انسان را به همین شکل آفریده ام.
    . . .
    فراموشی، خودخواهی، لذت جویی، زیاده خواهی، … جزو طبیعت انسان است.
    ما می خواهیم انسانها بشکلی رفتار کنند که با ذات آنها مغایر است.
    و …
    و چه انسانهایی را متهم و محکوم کردیم بخاطر چیزی که ممکن نبوده است.

    [پاسخ]

    مبارز حزب الله(شهید) پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۹ ب.ظ:

    برادر من جناب یوسفی انسان از دو بعد تشکیل شده بعد خدایی و الهی و بعد حیوانی
    بسته به اینکه کدام بعد پیروز شود حالات انسان فرق دارد. این که می گویید خداوند انسان را همینطور افریده این مربوط به بعد حیوانی انسان می باشد
    اما همین خدا بخاطر افرینش همین انسان به خودش تبریک گفته است چرا که انسان میتواند با اختیار خود بعد الهیش را تقویت کند و بر بعد حیوانیش پیروز شود.
    پس نگویید انسان همینطور است
    اگر انسان همینطور می باشد این شهدا پس چه بودند؟؟ از همین انسان ها بودند.شما این ادم ها و انسانهای شریف دیگر را چطور تحلیل میکنید.
    دست بردارید از این تحلیل ها و دید یک بعدی به انسان

    [پاسخ]

    شاهد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۶ ب.ظ:

    یه نقلی از انیشتین هست که میگه:
    دلیل وجودسرما عدم وجود گرماست،دلیل وجود تاریکی عدم وجودنوره…
    دلیل وجود بدی عدم وجود خوبیه!!!
    هر ظرفی مظروفی داره.
    در اخلاق سه رکن وجودداره:علم،شهوت،غضب،قویه اعتدالیه.وظیفهی رکن تعالی بخشیدن به سه تای اولیست.
    “خیر الامور اوسطهها”
    علم:تعالیش میشه حکمت،افراط میشه نکبت،تفریط میشه بی خردی
    شهوت:تعالیش میشه عفت،افراط میشه خمودگی،تفریط میشه بی بندوباری
    غضب:تعالیش میشه شجاعت،افراط میشه درنده خویی،تفریط میشه ترس
    آقای یوسفی خدا در وجود منو شما اختیار وعقلم گذاشته.نه؟

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    پس اینجوری که شما می گین ما با حیوانات هیچ فرقی نداریم !!!
    شما یادتون رفته که از اون طرف خوبی ها و گرایش به خوبی ها هم جز ذات بشر است
    همین شهدا اگر میخواستن اینجور که شما می گین باشن مطمئمئنا حداقل از یک خانواده چند شهید تقدیم نمی شد حداقل بحث جهادی در کار نبود
    آقای یوسفی بارها گفته ام اما نمی دانم چرا تفکرات شما پوچ گرایانه است
    حیف است اینجوری نگاه کردن حیف

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۷ ق.ظ:

    ما هم عقل داریم ، هم اختیار، هم اراده
    آیا هر کس که عقل و اراده و همت داشت می تواند بیست بگیرد.
    بنده میدانم که شما چگونه فکر می کنید و چه نظری دارید.
    من هم دقیقأ مانند شما فکر می کنم.
    اختلافی که وجود دارد سر نمره است.
    عرض بنده این است که جامعه هرچقدر تلاش کند به بیست نمی رسد.
    خداوند انسان را به گونه ای آفریده که از ۱۷ بیشتر نمی تواند بگیرد.
    اگر در جامعه ای رفتید و نمره آن ۱۵ بود نیاز به هیچ اصلاحاتی نیست، نیازی به افسوس خوردن هم نیست،
    اما شما همین را قبول نمی کنید
    یعنی وجود مقداری خطا را طبیعی و غیرقایل رفع نمی دانید.
    . . .
    مثلأ بنده وقتی به امارات میروم احساس می کنم که این جامعه دارای نمره ۱۵ است و وضع خوبی دارد و ” ” بیشتر از این نمی توان بدست آورد ” ”
    اما وقتی شما وارد امارات می شوید آنجا را پر از فساد و خطا می بینید، فکر می کنید که این جامعه نیاز به اصلاح دارد اما …
    اما هر اصلاحی که در آنجا شروع کنید ، هز اقدامی که بکنید در نهایت از امروز آن بهتر نخواهد شد.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۳ ق.ظ:

    بعبارت دیگر تمام حرفهای شما درست است بشرطی که این حرفها را در جامعه ای بزنید که نمره اش ۱۰ است و هدف تان هم رسیدن به ۱۵ باشد.

    [پاسخ]

    شاهد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۲ ق.ظ:

    آقای یوسفی عزیز:

    انسان خلیفه خدا در زمین و عهده دار استقرار حاکمیت خدا و وارث نهایی زمین و حکومتِ در آن است. انسان موظف است خصایص و شرایط لازم برای احراز این مسئولیت را کسب کند و از همه امکانات مادی و معنوی بهره گیرد.
    حدیث قدسی: خَلَقتُ الاشیاءَ لاَجلِکَ وَ خَلَقتُکَ لاَجلی.

    من (خداوند) همه چیز را برای تو (انسان کامل) و تو را برای خودم آفریدم.

    حدیث قدسی: لَولاکَ لَما خَلَقتُ الافلاکَ

    من (خداوند) اگر تو (انسان کامل) نبودی چیزی را نمی آفریدم.
    به نظرمن چون از روح خدا در ما دمیده شده وبا توجه به اینکه ما جز معصومین نیستیم پیشرفت در جهت تکامل برای ما سقف ندارد.البته وصد البته که جامعه در رشد انسان دخالت دارد اما آیا میتوان منکروجود انسانهای متعالی در جوامع فاسد شد!!!
    نمونه ی قرانیه آن حضرت اسیه.

    سیدنوید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۹ ق.ظ:

    شما خودتون حرفهای خودتون رو نقض می کنید
    یکجا می گویید هم عقل است و هم اختیار
    درجایی دیگر می گویید انسان بیشتر انمره هفده نمی تواند بگیرد
    اما انسان بی جهت اشرف مخلوقات نیست او بخاطر همین که می تواند بیست بگیرد اشرف مخلوقات است

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    عجیبه آقای یوسفی . شما دائما درباره ی بدی و شرارت و ناپاکی و لذت پرستی ذاتی بشر صحبت می کنید . اما به نظر نمی رسد خودتان آدم بدی باشید . صبح های جمعه هیچکی به فکر فاتحه خواندن نیست و شما ما را وادار می کنید که فاتحه بخوانیم . آدمی که این قدر به فکر رفتگان است لابد به مرگ هم زیاد فکر می کند . پس در مجوع بنده علت این طرز تعریف شما را از بشریت نمی دانم .

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۱ ب.ظ:

    شما به احتمال زیاد جامعه قبل از انقلاب را ندیده اید.
    قبل از انقلاب اغلب مردم بر این عقیده بودند که همه خطاها و تمایلات ناپسند ناشی از حکومت طاغوت است.
    همان کسی که هر شب مشروب می خورد و به کاباره می رفت چنین باوری داشت که حکومت طاغوت این علاقه را بوجود آورده، فکر می کرد اگر محیطی سالم ایجاد شود آنگاه خوردن چایی به اندازه آبجو جالب خواهد بود، رفتن به مسجد از کاباره لذت بخش تر خواهد بود، لذا چنین افرادی نیز در صف نظاهرات بودند.
    مشروب فقط یک مثال است در مورد فساد اداری یا تبعیض یا بی حجابی … بلاخره در هر موردی چنین تصوری وجود داشت که
    ” ” این تمایلات ریشه در ذات انسان ندارد بلکه حکومت با تبلیغات و رفتارش بوجود آورده.” ”
    . . .
    انقلاب شد و محیط اسلامی، قشری که خطا داشتند برای مدتی خوب بشدند، اما سپس همان رفتارهای قبلی را شروع کردند.
    این بار هاشمی و خاتمی را مقصر دانستند، یعنی هاشمی و خاتمی را جایگزین طاغوت کردند و گفتن اینها روحیه انقلابی را حفظ نکردند و گرنه همه چیز درست شده بود!!
    بعد از هاشمی و خاتمی، باز گفتند این تهاجم فرهنگی غرب است که این تمایلات را در برخی بوجود می آورد و گرنه انسان به ذات خود چنین تمایلات ناپسندی ندارد!!
    . . .
    و اما امروز
    امروز یک قدم به حقیقت نزدیک شده ایم.
    امروز دیگر کسی را مقصر نمی دانیم، امروز بر این عقیده هستیم که انسان قابل درست شدن هست اما هنوز راه آنرا پیدا نکرده ایم!!
    . . .
    و اما حقیقت چیست؟
    از هر ده انسانی که بدنیا می آید سه نفر آن به مشروبات الکلی علاقمند هستند و هیچ راهی برای حذف این علاقه در آنها وجود ندارد .
    همینطور درمورد حجاب، فساد، بی بندباری، اعتقادات ….
    شما چه راهی برای حذف این علاقه تاکنون یافته اید؟!!
    شما فقط می گویید حذف این علایق ممکن است، ناامید نشوید، تلاش کنید و . . .
    اما نمی گویید چگونه؟ نمی گویید که چرا در این سی سال ذره ای موفقیت حاصل نشد.
    فقط مدام می گویید اینکار ممکن است، ناامید نشوید، سعی کنید و …
    . . .
    تصور شما درمورد امید و ناامیدی هم ایراد دارد.
    وقتی به دانش آموزی می گوییم تو هرگز دکتر نخواهی شد این به معنی ناامیدی نیست.
    دانش آموزی که میدانند دکتر نمی شود، آیا دیگر تلاش نمی کنند؟
    گرفتن لیسانس یا فوق دیپلم جذاب نیست!!؟
    گرفتن ۱۵ نیاز به تلاش و امید ندارد؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۷ ب.ظ:

    خیلی ممنون که دوستان دوباره راه خودشون رو دارن میرن!

    تسنيم پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۷ ق.ظ:

    مگرشما جزو ماتریالیست ها هستید یا طرفدارناتورالیسم ها؟؟واقعا جای تعجب دارد که یک فرد مسلمون به جای این که به آموزه های دینی اش رجوع کنه متوسل بشه به فرهنگ غرب وهمون چیزی روبگه که فروید می گفت ودرآخرخودش هم به پوچ گرایی مبتلا شد !!!آیه شما حرف های کسی رو قبول دارید که خودش راهی رو برای سوال هاش پیدانکرده ؟؟؟این رو همه می دونند که لذت جویی درفطرت ما هست اما مگر ساده زیستی ،عدالت ،صرفه جویی،قناعت درفطرت ما نیست؟؟؟!!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۸ ق.ظ:

    بنده با ماتریالیست، ناتورالیسم و فروید آشنایی ندارم.
    از آموزه های دینی هم اطلاع تخصصی ندارم فقط در حد عادی.
    بدیهی است وقتی هیچ مکتبی را نمی شناسم حب و بغض یا وابستگی هم نسبت به هیچکدام ندارم.
    اینها برداشت هایی است که طی ۳۵ سال از محیط اطرافم داشته ام و تاکنون کسی نتوانسته به آنها ایرادی وارد نماید. (حتمأ یکی دو مورد بوده که خاطرم نیست)
    بسیاری به من گفته اند که اشتباه می کنی اما تابحال کسی نگفته که چه اشتباهی و چرا!!

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۱ ق.ظ:

    مثلا در یک جا نشستن و تایپ کردن مقالات بلند بالا چه لذتی هست ؟ هیچی . اما شما در زندگی خودتان کاری جز این ندارید . نتیجه این که آدم ممکن است انگیزه های ناشناخته در وجودش زیاد باشد ، اما نمی توان او را به یک موجود صرفالذت پرست خودخواه تقلیل داد. البته ادم های لذت پرست خودخواه هم کم نیستند . اما شما به همین نوجوانانی نگاه کنید که جان خود را هدیه کردند تا مردمشان از هجوم دشمنان در امان باشند . چه انگیزه ای آن ها رو کشوند به جبهه ها . خداجویی ، ایثار چیزی بالاتر از این کلمات . چیزی که به وصف نمی آید . عجیب است که شما زیر چنین پستی مقالات طولانی از پلیدی انگیزه های آدمی می نویسید . شاید اگر قرآن را بخوانید جواب بسیاری از سوالات خودتون رو در ان پیدا کنید.

    امیر پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳ ق.ظ:

    در بررسی علل ناکامی به ثمر نرسیدن انقلابات مردمی ایران در صد سال گذشته زیبا کلام بحثی داشتند که مقوله مورد بحث را اسیب شناسی کرده و در باره خطاها و کوتاهیها و اشتباهات مردم که عده ای بر این عقیده اند و مثلا هر موقع که حرف میشد میگفتند” برو بابا اینها همون مردمند که صبح میگفتند زنده باد مصدق و بعد از ظهر مرگ بر مصدق! گفتگو کرده بود” اتفاقا اقائی که تا چندی پیش با ما اینجا کامنت میگذاشت شما را لینک کرد به همان مقاله که از اشتباه درتان بیاورد! و نظر زیبا کلام این بود که در تمام این تحرکات و جنبشها تنها رکن بی اشتباه مردم بوده اند و هر کاری که لازم بوده انجام داده اند و این شامل ساختن تشکیلات اجتماعی از انجمن و حزب و راه پیمائی و تظاهرات و …. هر چه که لازمه رهائی بوده انجام داده اند ! در مقابل این مردم و در همین صد سال گذشته مورد نظر شما دستگاه های حاکمه ” از اخرین پادشاه هان قاجار بگیر تا پهلوی و اخوندها هر کدام در مقابل مردم ایستاده اند و در نهایت با گلوله جواب مردم را داده اند!علت به ثمر نرسیدن انقلابات حرف حق پادشاهان نبوده بلکه زور بوده و سرکوب! و همان نتیجه ای که انان از این سرکوبها میخواستند بگیرند” یعنی مطیع ساختن مردم حداقل روی شما کاملا موثر بوده و حالا این ذلت را شما میخواهید بعنوان یک واقعیت که خلاصی از ان ممکن نیست تبدیل به یک ایده و لوزی جدید کرده و به خورد دیگران هم بدهید! اقای یوسفی موضوع این نیست که کلام و عقیده شما از چنان استحکامی بر خوردار است که کسی را یارای پاسخگوئی به نظرات عجیب غریب شما نیست و ادعا کنید که تا حال کسی نتوانسته شما را قانع کند که دارید اشتباه میکنید بلکه شما هم اهل گوش کردن نیستید و بقول خودتان مطالعه هم نمیکنید و در یک حباب خالی از هوای ازاد حبس هستید! اینکه شما با عقاید فروید و ماتریالیسم و ناتورالیسم اشنا نیستید که امتیازی برای شما محسوب نمیشود! نظری و عقیده ای قابل اعتناست که همه جانبه نگر باشد و از سایر دیدگاه ها نیز اگاه باشد ! راه پیمائی سکوت ۲۵خرداد ۸۸ نتیجه صد سال مبارزه بود تا ملتی به ان برسد و این نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردمی ایران بحساب می اید” این برایند اعمال ملتی است که درسهای رسیدن به ازادی را خوب بلد شده و من مثل شما اعتقاد ندارم که اینهم شکستی دیگر بود! میفرمائید تا به حال کسی به شما نگفته که چه اشتباهی دارید و چرا! من به شما میگویم: اشتباه شما فرو رفتن در قالب ادمهای مرعوب و خسته است که احساس تنهائی هم میکند!

    تسنيم پاسخ در تاريخ شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۴ ب.ظ:

    همین که شما همه چیز رو مادی نگاه می کنید می شه ماتریالیسم همین که شما فکر می کنید برای
    رسیدن به ۲۰ نمی شه کاری کرد یعنی همه چیز رو توی این دنیا می بینید.

  3. مبارز حزب الله(شهید)
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۲:۰۰ | #3

    فکر کنم این موضوع رو هم سیاسی کنند :roll:

    [پاسخ]

  4. علیرضا
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۲:۰۳ | #4

    جبهه کارخانه انسان سازی بود .

    [پاسخ]

  5. سیدنوید
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۲:۵۳ | #5

    امروز به فکر جامونده ها از کاروان شهدا فکر کردم
    خودم رو گذاشتم جای اونها
    فکر کنید تمام رفقای که با هم هستید و مثل هم به نظر میرسید با هم شوخی میکنید دعا می خونید خلاصه لحظات خوب عمرتون رو با هم هستید همه شهید بشن و تو بمونی با یک دنیا خاطره
    با یک دنیا حسرت
    خیلی خیلی خیلی سخته
    نمی دونم چرا امشب دل من امشب اینجوری شد فکر کنم با آقای حسینی تله پاتی داریم
    خلاصه فکر کردن به شهدا و هر ازگاهی یاد آوری اون خیلی برکت داره
    در ضمن تیترتون خیلی من رو گرفت “بن بست زمینی کوچه آسمانی”
    دعامون کنید
    یاعلی

    [پاسخ]

  6. شاهد
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۳:۱۴ | #6

    آقای حسینی من دلیل اصرار شما به فراموشی شدن شهدا رو نمیفهمم؟
    کی گفته شهدا فراموش شدن؟
    دلخور نشید ولی طرز فکرتون به بچه دبیرستانیای ده هفتاد شبیه!!!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۲ ب.ظ:

    اینجا کسی گفته شهدا فراموش شدن؟ شما در این متن چنین چیزی خوندی؟! میشه بگی در کدام خط اینو نوشتم؟

    حرف من خیلی واضح بود. من گفتم به یک هزارم دفاع مقدس نپرداختیم. از لحاظ هنری و فرهنگی و سینمایی و … همین. این با چیزی که شما گفتیدف زمین تا آسمون فرق داره. حالا طرز فکرم به کدام دهه می خوره؟!

    [پاسخ]

    مبارز حزب الله(شهید) پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۵ ب.ظ:

    درسته.
    این گله وجود داره
    موضوع دفاع مقدس خیلی جای کار داره
    شاهد جان یک بار دیگه متن رو نه چند بار متن رو بخون :roll:

    [پاسخ]

  7. مبارز حزب الله(شهید)
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۱ | #7

    سلام بر همه

    به نظرم پست خوبی می باشد:
    بیایید کمی در مورد سیره شهدا فکر کنیم در مورد از خودگذشتگیشان و صداقتشان
    بیاد فکر کنیم در مورد کسانی که ادعای وطن دوستیشان و روشنفکریشان گوش فلک را کر کرده بود ولی من به شخصه ندیدم مثل همین شهدای بی ادعا شهیدی تقدیم به خاک کشورشان کرده باشند
    وقتی معرکه جنگ برپا شد به کشورهای بی خطر خارج رفتند و حتی زخمی کوچک برنداشتند اما بعد از جنگ دوباره مدعی شده اند و به ظاهر سینه چاک میکنند برای ایران

    بیایید از شهدا گمنامی و اخلاص را یاد بگیریم. شهدا برای خدا زندگی کردند و برای خدا جنگیدند و خدا اجرشان را با شهادت داد.

    [پاسخ]

  8. بئاتریس
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۳:۴۸ | #8

    آقای امید یک سوال داشتم … اون شهیدی که عکسش آخر از همست … “شهید قاسم اصغری” زمان شهادت چند سالش بوده؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۷ ب.ظ:

    ۱۵ سال

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۰ ق.ظ:

    الهی … آقای حسینی به نظرتون این درسته که یک بچه ۱۵ ساله دستش اسلحه داده بشه و به جبهه فرستاده بشه؟ بچه ۱۵ ساله چی فهمیده آخه از زندگی که بره پرپر بشه؟

    [پاسخ]

    مبارز حزب الله(شهید) پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰ ق.ظ:

    برادر من کسی مجبورشون نکرده بوده
    خودشون با اشتیاق می رفتند. حتی مانعشون هم می شدند ولی خب شوق جهاد در راه خدا باعث می شد حتی دست تو شناسنامه ببرند . پس فکر نکن کسی مجبورشون کرده. اگر باور نداری هستند کسانی که حتی کمتر از این سن میرفتند جبهه وحالا هم حی و حاظر هستند برای شهادت دادن. مثلا من خودم دوتا دایی دارم که هر دو در سن ۱۳ و ۱۵ سالگی به جبهه رفته اند. خاطراتشان را که باز میگویند همه شوق است. می گویند که پدر و مادرشان ومانع از رفتنشان بودند حتی سپاه نیر مانع می شد ولی خودشان با هزار ترفند راهی جبهه می شدند و هر گز هم پشیمان نیستند تازه حسرت میخورند که چرا شهید نشده اند :cry:

    سیدنوید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    توی هیچ جنگ دنیا سابقه نداشته که بچه مثلا۱۵ ساله از روی عشق با هزار ترفند به جبهه بره
    این رو اگه با خط کش عقل نگاه کنیم شاید متوجه نشیم اما حداقلا این کار رو انکار نکنیم که چرا اینها رفته اند؟
    عشق است و عشق
    رابطه ای که من عاجزم از درک اون :cry:

    امید حسینی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۵ ب.ظ:

    مطمئنا بیشتر از من و شما می فهمیدن! مگه با اسباب بازی سرگرمش کرده بودند که نفهمه؟ آدم های گنده با شنیدن صدای تیر و گلوله و موشک در می رفتند، مطمئنا اینایی که موندن و شهید شدن، اینها رو می فهمیدن.

    اتفاقا من منتظر این نظر شما بودم. از بقیه دوستان هم می خوام کاری به این نظر نداشته باشند و دنبال جواب دادن نباشند. چون این جور شبهات سی ساله که داره تکرار میشه. شبهاتی که اصلا دنبال جواب نیستند

    سید رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    شهید جان بئاتریس خواهر شماست نه برادرتون ضمنا فکر میکنم منظورشون اینه که این گل زود پرپر شده(۱۵ سالگی)بحث نفهم بودن کسی مطرح نیست.انصافا تو همچین پستهایی با بغض و کینه جواب ندید امید خان حداقل به احترام همین شهدایی که مطرح کردید

    بئاتریس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۱ ب.ظ:

    آقای حسینی این که کاری نداره درباره موضوعاتی که خیلی حساسیت برانگیز نیستند و یا عواطف شما رو تحریک نمی کنند وارد بحث بشید. هنر اونه که درباره چیزی که وابستگی احساسی و عاطفی دارید مثل شهدا که برای شما خیلی عزیز هستند، بتونید بحث منطقی کنید و احساسات رو توش دخالت ندید و در آخر مخالفتون رو فراری ندید.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۷ ب.ظ:

    بحثی نداریم. درباره چی بحث کنیم؟ برای چه هدفی؟ برای رسیدن به نقطه مشترک؟ برای قانع کردن شما؟ مگه اصلا قراره قانع بشین؟ الان هدف شما از این بحث، اینه که مثلا قانع بشین؟ یا یه ایراد به ما و منطق ما بگیرین؟

    خوب معلومه که شما از این حرف و این نظرف فقط یه هدف دارید. برای همین هم من گفتم و دوباره تکرار می کنم اصلا بحثی در این مساله خاص نداریم. از بقیه دوستان هم خواهش میکنم به این ایراد بنی اسرائیلی که با جهان بینی ما از اساس فاصله داره، اصلا جواب ندن. جواب وقتی هست که احتمال اثر وجود داشته باشه و یا طرف مقابل بدون تعصب به بحث نشسته باشه. نه مثل حالا که دو نفر از دو جهان بینی مختلف دارند به مساله ای اشاره می کنند که نقطه مشترکی ندارند. یک طرف مرگ رو شهادت میدونه و طرف مقابل نابودی نوجوان و از این ناراحته که این نوجوان با تبلیغات جمهوری اسلامی جونش رو از دست داده

    بئاتریس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۲ ب.ظ:

    یک نکته ای درباره سن کم بعضی از رزمندگان ایرانی جنگ با عراق هست. اینکه بعضی معتقد هستند که با چند تا ترفند و بمباران عاطفی و تبلیغاتی می شه بچه های نوجوان ۱۴-۱۸ ساله رو به هر کاری که حکومت می خواهد وادار کرد. حالا ممکنه این تبلیغ در راستای یک هدف مشروع مثل دفاع از کشور باشه و یا غیر مشروع مثل سرکوب مخالفین حکومت. اما در هر دو صورت به نظر من این موضوع که با استفاده از تحریک احساسات کودکان (سازمان ملل افراد زیر ۱۶سال رو سرباز کودک به شمار میاره و استفاده از اونها در جنگ ممنوعه) و نوجوان ها اونها رو به جنگ بفرسته کار اخلاقی نیست. نمی دونم چند نفر از کسانی که الان این بلاگ رو می خونند یادشونه که زمان جنگ چه تبلیغات وحشتناکی در کشور حاکم بود. مخصوصا در مدارس راهنمایی و دبیرستان. خوب وقتی حکومت توی مدارس تبلیغات برای اعزام به جبهه می کنه این غیرمنطقیه که گفته بشه سپاه با حضور اونها در جنگ مخالف بوده.
    استفاده از کودکان در جنگ یکی از مواردیه که مسئولان جمهوری اسلامی باید در موردش پاسخ بدهند. مخصوصا مسئولان تبلیغات جنگ که اتفاقا اصلاح طلبان امروزی بیشتر مسئولش بودند به خصوص آقای خاتمی.
    نکته دیگه ای هم هست که بعضی از دوستان تصور می کنند فقط در ایران و زمان جنگ با عراق نوجوانان حاضر بودند جونشون رو کف دستشون بگیرند و به جبهه ها بروند. اما این موضوع صحیح نیست. حداقل الان دو مورد هست که می تونم بهش اشره کنم درباره نیرو های داوطلب کودک و نوجوان: خمرهای سرخ در کامبوج به صورت گسترده از نوجوانان داوطلب برای استفاده در جنگ های داخلی و کشتار مخالفان استفاده می کردند. این افراد به ندرت بالای ۱۶ سال سن داشتند اما هر خطری رو به خاطر اطاعت از رهبری قبول می کردند. ارتش آلمان هم در زمان جنگ جهانی دوم از داوطلبان نوجوان برای مءموریت های جنگی استفاده می کرده … نمونه های دیگه زیادی هم وجود داره که با کمی جستجو در اینترنت و البه بلد بودن کمی انگلیسی می شه پیدا کرد.
    نمی خوام خدای ناکرده بچه های پاکی که زمان جنگ رفتن و از کشورشون دفاع کردند رو با خمرهای سرخ یا سربازان هیتلر مقایسه کنم اما باید توجه داشت که تحریک احساسات افراد توی این سن و جنگیدن داوطلبانه اونها نه چیز جدیدیه و نه ربطی به اسلام و انقلااب اسلامی و مذهب تشیع و این مسائل داره. با تبلیغات میشه این کار رو کرد. مسلمان و کمونیست هم ندره. همان طور که قبلا هم انجام شده بود و الان هم هر جایی قابل تکراره … این رو به حساب عقاید خودتون نذارید.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۳ ب.ظ:

    خانم پاتریس

    مقایسه نابرابر در بحث باطل است ..شما دارید مقایسه ای حرف میزنید که در منطق نمیشه مقایسه ای ستدلال کرد و باطل است ..آنهم مقایسه ای نا برابر و غیر همجنس …شما نمیتوانید انار را با پرتقال مقایسه کنید …یا مثلا انگور را با کدو !

    شما نمیتوانید حادثه کربلا را با حادثه فخ مقایسه کنید ..نمیتوانید عملیات انتحاری خلبانان ژاپنی را با عملیات انتحاری خلبان شهید عباس دوران مقایسه کنید ..و .

    شما فقط از یک جنبه دارین مقایسه میکنید و آنهم طرز اتفاق این حوادث هست که شبیه هم است .اینکه در همه اینها انسانهایی کشته شدند و شاید به یک روش ..

    بقول شما در ارتش خمرها و آلمانها هم نوجوانانی داوطلبانه کشته شدند ..و استدلال شما اینه که همه اونا بر اثر تبلیغات داوطلب شدند و جان دادند …

    طرز اتفاق همه این حوادث شبیه هم می باشد ..اما ..یک چیز در میان این همه مشترک نیست .چیزی که امثال شماها نمیتوانید ببینید .چون چشم دلتان کاملا و فابریکی پلمپ شده و کور است .

    و آن عشق به خداست .من یادمه که یکی از دوستان میخواست بره جبهه چون سنش ۱۶ بود نگذاشتند ..قانون ۱۷ بود ..اما این عزیز شناسنامه اش را دستکاری کرد و رفت و شهید شد ..خیلی از شهدای کم سن و سال این کار را کردند .همان کسانی که تبلیغات میکردند که امری طبیعی هست آنهم برای دفاع از آرمانهای نظام و کشور .اما زیر ۱۷ سال را اجازه نمیدادند به جبهه بروند .

    خانم پاتریس

    شما که عاشق صهیونیستهای آدمکش هستید و بارها در همین آهستان آن روی صهیونیستی پسند خودتان را نشان دادید هرگز نمیتوانید این عشق را درک کنید .نمیتوانید هرگز و هرگز نمی توانید.و نخواهید توانست .

    بارها این شعر را تکرار کردم که :
    بلبلان را خبر از زمزمه مرغ سحر
    حیوان را خبر از عالم انسانی نیست

    وقتی امام حسین ع از حضرت قاسم سوال از مرگ کرد با آن سن کمش فرمودند از عسل شیرین تره .نکنه حضرت امام هم با تبلیغات باعث شهادت این نوجوان شدند ؟

    پیشنهادم اینه که در مورد چیزی که درک صحیحی نداری اظهار نظر نکن خواهر .

    لازم پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۴ ب.ظ:

    پسر شجاع خیلی کار خوبی کردید که دوباره آمدید . دمتون گرم.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم دوست عزیز کمی درگیرم
    ولی این مخالفان آنقدر بی مغز و بی درک هستند که تمام منطق و علم و اطلاعات آنها در ظواهر امر خلاصه شده .
    جالب اینه که خودشا را خیلی هم با فکر و با کلاس و روشنفکر و ..میدونند.

    مبارز حزب الله(شهید) پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۱ ب.ظ:

    سلام بر برادر عزیز شجاع و لازم
    میگم من از نظرات قبلی این خواهرمون اطلاعی ندارم ولی به نظرم یه کم اروم تر جواب بدهیم بهتر هست هر چند کسی متوجه نشه. شجاع جان اگه می بینی قانع نمیشن کاری بهشون نداشته باش ولی اگه میخواید جواب بدهید با ارامش بیشتری جواب بدهید. خیلی ممنونم

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۷ ب.ظ:

    جناب مبارز
    شما اگه برگردی یه نیم نگاهی به کامنتهای این بشر بدازی میبینی که ایشان عشق صهیونیست می باشد و تفکراتش کاملا صهیونیستی هست ..چند دقیقه وقت بذار به پستهای قبل مراجعه کن تا خودت ببینی برادر من ..

    تسنيم پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۵ ق.ظ:

    فکر کنم یک بار دیگه باید قرآن رو مطالعه کنید البته اگر قبولش دارید !!!!به کسی که
    شهید میشه نمی گن پرپر شده !!مگن به عرش اعلا رسیدهمی دونی یعنی چی ؟؟؟یعنی رسیدن به خدا یی که صهیونیسم قبولش نداره یعنی رسیدن به خدایی شاید شما درک نکرده باشی ولی اون نوجوان ۱۵ ساله درکش کرده پس الکی مظلون نمایی نکنین.

    بئاتریس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۴ ق.ظ:

    بچه ای که هنوز به سن تشخیص بد و خوب نرسیده و صلاح خودش رو تشخیص نمی ده رو نباید فرستاد خط مقدم جبهه تا کشته بشه، اون بچه باید درس بخونه نه این که با یک سری تبلیغات ذهنش رو شست و شو بدید و بفرستیدش بره جبهه … خیلی بدیهی هست این موضوع من متوجه نمی شم دوستان مکتبی به کجاش ایراد دارند.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۲ ق.ظ:

    اگه امثال اون بچه ها نمیرفتند و از مملکت دفاع نمیکردند الان شما داشتی پوتین سربازان عراقی را واکس میزدی و شاید همه صیغه عراقیها میشدی

    سیدنوید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    سن سربازی تو اکثر کشورها ۱۸ ساله
    حالا شما فکر کنید سه سال یکسری دواطلب زودتر سربازی بودن و یا رفتن
    شما بهتر برای کسانی دل بسوزونی که تو اسرائیل به طور کاملا مظلومانه توسط فلسطینی های غاصب و جنایتکار کشته میشن :-)
    (این زبان برای همه نیست برای کسانی است که همه چیز رو در جهت اهداف خودشون هدایت می کنند :wink: )

    سارا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۸ ق.ظ:

    سنین نو جوانی دقیقا سنیه که نوجوان شروع به پرسش و واکاوی و بازخوانی مسائلی میکنه که توسط خونواده یا جامعه به او القا شده!یعنی دقیقا زمانیه که جهانبینیش شکل میگیره!حداقل در مورد بچه های مذهبی اینجوریه!اگه شما در سنین ۱۵ سالگی هنوز تحت تاثیر تبلیغات بودی خواهشااین موضوع رو به شهدا تعمیم نده!اونا در مورد مسائل مذهبی به جوابشون رسیده بودن که با خدا سر جونشون معامله کردن!

  9. احسان
    ۱۶ شهریور ۱۳۹۱ در ۰۹:۰۸ | #9

    با سلام
    خدا روحشان را شاد گرداند
    امروز هم در شهر ما یادواره ۵ شهید گمنام که واقعا در شهر ما گمنامند برگزار می شود با سخنرانی سردار علی فضلی
    التماس دعا …

    [پاسخ]

  10. لازم
    ۱۶ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۴ | #10

    اینکه دیدار این شهدا ما را منقلب می کند ، شاید بتواند ما را امیدوار کند که هنوز آن قدر ها آدم های بدی نیستیم.

    [پاسخ]

  11. مبارز حزب الله(شهید)
    ۱۶ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۰:۲۴ | #11

    شاهد زیاد حرص نخور
    کسی نگفته شهدا فراموش شده اند
    راستی قیافه هاشون چقدر نورانی هست واقعا خوش به حالشون که در راه خدا زندگی کردند و رفتند :(

    [پاسخ]

  12. سید رضا
    ۱۶ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۲:۲۰ | #12

    خدا شهدای مان را با سیدالشدا محشور کند و عنایت کند به آنانی که فراموش کردند که چه خونهای گرانبهایی از فرزندان این مرز و بوم ریخته شد تا آنان به میزها و پست هایشان برسند و سفت و محکم آن را بچسبندو بیادشان بیاورد و خجالت بکشند از خانواده شهدا و مردم

    [پاسخ]

  13. Saeed
    ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ در ۰۶:۲۰ | #13

    شهدا بهترین های این سرزمین بودند. خدا رحمت کند و با انبیا و صالحین محشور کند. خدا کمی از آن اخلاص و ایمان را به ما ارزانی کند.
    چه شده است که یاد شهدا در بین بعضی کم رنگ شده هست؟ البته باید بگویم که بسیاری از مردم این سرزمین یاد این شهیدان را قلب خود دارند اگر چه شاید ساکت باشند، شاید حتی ژست آن را نگیرند، اما اکثریت این سرزمین در دل یاد شهدا را زنده میکند. هر چه باشد اگر غروری به عنوان ایرانی داریم از این شهدا هست. اگر سری از عزت بالا میگیریم از همت و گذشت این عزیزان هست.

    اما چیزهائی هست که ما باید از آن دوری کنیم. یکی از آنها خارج کردن از شهیدان برای مقاصد زور گذر سیاسی هست. هیچ کاندید سیاسی سخنگوی شهدا نیست. آنها را توپ بازی سیاست نکنیم.
    اگر انتقادی از ما شد، فوران خود را به شهدا نچسبانیم و آنها را سپر نکنیم.

    [پاسخ]

  14. دانشجو
    ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۲ | #14

    خاطره شهدا را باید در مقابل توفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت. امام خامنه ای
    ممنون از این مطلب خوب و سایر مطالبی که در حوزه دفاع مقدس می نویسید. نظرات رو که می خونم می بینم بعضی ها هنوز در فهم اولیه انگیزه شهدا هم مانده اند…

    [پاسخ]

  15. ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۱ | #15

    ما مقصریم برادر،
    ما…

    [پاسخ]

  16. akbar
    ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۹:۲۰ | #16

    مستندی زیبا درباره جمعه سیاه ۱۷ شهریور از شبکه نصر
    همراه با زیرنویس انگلیسی
    Black Friday
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=6909

    [پاسخ]

  17. ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در ۰۱:۲۲ | #17

    شهدا بهترین و شجاعترین و فداکارترین انسانها هستند .
    برای بالا بودن مقام این عزیزان همین بس که خداوند می فرماید آنها عند ربهم یرزقون هستند .

    وقتی از منزلش خارج میشد و بسوی جبهه میرفت آماده دادن جانش بود . براستی چه کسی این عظمت و شجاعت را درک میکند ؟
    شهدا گلچین شدند . انتخاب شدند . آنگاه خداوند عشقش را در دلشان جای داد و آنها مانند پروانه خود را در آتش عشق افکندند و سوختند .

    بقول شهید آوینی : که ما گمان میکنیم شهدا رفتند ! اما واقعیت اینست که شهدا ماندند و ما را تاریخ با خود برده است!

    [پاسخ]

    مبارز حزب الله(شهید) پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۵ ق.ظ:

    سلام یه سوال فنی داشتم
    چطور میشه یه عکس جایگزین این عکسی که گوشه نوشته ها و بالای اسممون هست کرد؟؟
    مثلا کامنت اولی که مربوط به اقای یوسف حسینی هست عکس گنبد امام رضا رو گذاشته. می تو نید جواب بدید بهم؟؟؟ خیلی مممنون

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۰ ق.ظ:

    سلام دوست عزیز
    من خودمم هرکاری کردم نتونستم
    فکر کنم از آقای حسینی باید سوال کرد .

    [پاسخ]

  18. ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در ۰۱:۴۴ | #18

    ببینید برادران! وقتی حضرت آقا برای کتاب پایی که جا ماند جلسه اختصاصی با نویسنده می گیرند علیرغم تمامی محدودیت ها و فقدان زمان اما این فضا رو اختصاص میدن بصورت ویژه
    آقا تا جایی که بخاطر دارم فقط برای کتب دفاع مقدس حاشیه های آنچنانی می زنند و درخواست و دستور ترجمه می دهند
    و اینها نشان دهنده پتانسیل بالقوه و عنایت هدفدار ایشان است
    کمی همت می طلبد
    کتاب کم حجم زنده باد کمیل رو که آقا گفتند ترجمه بشه چی شد؟
    تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!

    [پاسخ]

  19. احسان
    ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۲ | #19

    به بئاتریس
    با سلام ببخشید خانم بئاتریس چطور الان یه بچه ۱۰ ساله به راحتی و با استقلال کامل می تونه با اینترنت ، ماهواره(هر شبکه دلخواهی ) ، بازی های رایانه ای خشن و مضر و… کار کنه و اسیر تبلیغات شوم دشمن بشه و هیچ کسی حتی پدر و مادر ایرادی نمی گیرند و نمی گویند بچه است و برایش زود است به درسش ضرر می رساند و …و براشون هم هیچ اشکالی نداره ولی اگر اونروز یه نوجوون ۱۵ ساله که تازه به نظر من از یه جوون ۲۰ ساله امروزی بیشتر می فهمیده و زمان خودش را درک میکرده و تازه با عشق خودش می رفته اشکال داره ؟!!!
    مگر اونا پدر و مادر نداشتند که اسیر تبلیغات به قول شما حکومت نشوند و جلوی بچه هاشون را بگیرند و نگذارند بروند جبهه اگر پدر و مادر امروزی نتونستند جلوی بچه هاشون را از این عشق ها ی زمینی بگیرند ، پدر و مادر های انروز هم نتونستند جلوی بچه هاشون را از عشق های آسمانی بگیرند .
    به قول آقای حسینی هدف شما چیز دیگه ایه ولی اینو بدون که اونا با اصرار خودشون رفتند چون من خودم از اقوام و آشنایان یه شهید هستم و یکی از نزدیکان اون شهید تعریف می کرد که حتی مادر شهید درب خانه را قفل کرد که پسرش نرود جبهه و پسرش شبانه از بالای دیوار از خانه اومده بیرون و رفته جبهه و دیگه هم رنگ این دنیا را ندیده …
    التماس دعا…

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    خیلی از خانواده ها در راه انقلاب تمام بچه های خودشون رو تقدیم انقلاب کردن و هیچ ادعایی هم نداشته اند اما اینها مشکلشون چیز دیگه ای است
    تازه اگر به اینها رو بدیم میان مسلمات شیعه هم رو زیر سوال می برن
    فقط برای از دست ندادن موقعیتشون تو این سایت و منفور نشدن این کار رو نمی کنن
    شاید شما خبر نداشته باشی اما بعضی از اینها همون کسانی هستند که قبلا اینجا با اسامی دیگه ای بودن اما بخاطر رو شدن چهره اشون الان با اسم دیگه ای فعالیت می کنن

    [پاسخ]

  20. غلامعلی یوسفی
    ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۳:۴۶ | #20

    در ادامه کامنت ۲
    ۱ – شروع این بحث کاملأ مرتبط بود. آقای حسینی نوشته بودند چرا شهدا فراموش شدند و بنده عرض کردم خداوند انسان را به گونه ای آفریده که مرگ فرزندش را فراموش می کند، تا چه رسد به شهادت غیر.
    از اینجا بود که بحث ایرادات ذاتی بشر شروع گردید.
    ۲-جناب امیر – من نمی دانم شما چگونه به دنیا نگاه می کنید،
    شما تایید می کنید که ” در تمام این تحرکات و جنبشها تنها رکن بی اشتباه مردم بوده اند ” میدانید این حرف مانند چیست؟ مانند آن است که بگویید فلانی شخص با استعداد و سخت کوشی است، درحالیکه او کارگر ساده است!؟ اصلأ نیازی به شناخت و مطالعه نیست، کسی که کارگر ساده است یا بی استعداد است یا اهل کار و تلاش نیست.
    چگونه ملت ایران بدون اشتباه بوده درحالیکه هیچ دست آوردی بدست نیاورده.
    روشنفکران آزادیخواه و دمکراسی طلب از شرایط موجود ناراضی هستند بطوریکه نیاز به گفتن نیست و عیان است.
    اسلام خواهان غیر سیاسی هم از شرایط موجود ناراضی هستند بخاطر حجاب، تبعیض، فساد، تورم، بیکاری ….
    اسلام خواهان حکومتی هم ناراضی هستند می گویند دولتهای سازندگی و اصلاحات و عدالتخواه درست عمل نکرده اند.
    پس این موفقیتی که بدست آمده کجاست؟
    قدرت خرید مردم؟ اشتغال؟ درآمدسرانه؟ ، …
    چگونه ممکن است ملتی صد سال بدون اشتباه حرکت کند و در نهایت هیچ بدست نیاورد!؟
    شما راهپیمایی ۲۵ خرداد را نتیجه صد سال تلاش میدانید؟
    یعنی در صد سال آینده هم می خواهید همینقدر نتیجه بدست آورید!
    یعنی این همه جوان را قربانی می کنید و به زندان می فرستید برای همینقدر نتیجه!
    . . .
    راهپیمایی ۲۵ خرداد افتخار نیست،
    آزادی افتخار نیست تا چه رسد به آزادی بدست نیامده!
    دمکراسی افتخار نیست تا چه رسد به دمکراسی حاصل نشده!
    پس چه چیزی افتخار است؟
    افتخار آن است که شهرهایمان مانند کوالالامپور باشد، مردم مان مانند آنها خندان باشند.
    فقط در چنان حالتی است که می توان گفت ملت ایران اشتباه نداشته است.
    واقعأ شما به مسائل چگونه نگاه می کنید؟

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۷ ب.ظ:

    اقای یوسفی: راه درازی باید طی شده باشد که مردم به ان درجه از رشد سیاسی برسند که نیروی عظیم چند میلیونی در یک زمان ومکان خاص با دلی پر خون از دست دستگاه حاکمه گرد هم ایند و بدون انکه خواهان تلافی کردن ۳۰ سال جور و ستم باشند در پی رفرم باشند و گرنه اگر این سه میلیون میخواستند مانند انقلاب سال ۵۷ انقلاب کنند سر کوب گرها بجای اینکه اکنون یک متر زبان داشته باشند باید انها را از سوراخ موشها بیرون میکشیدیم! مگر زندان را مردم میسازند؟ مگر مردم هستند که جوانها را قربانی میکنند؟ مگر شما تا کنون ازادی داشته ای که بدانی ازادی افتخار هست یا نیست؟ ایا اگر مردم کوالا لا مپور رضایت نسبی از وضعیتشان دارند بخاطر گرفتن حقشان نیست؟ وقتی اوضاع سیاسی ” اجتماعی ” اقتصادی یک کشور دچار بحران و رکود است و علت ان دزدی و رشوه و اختلاس و سو مدیریت و در کل نگاه غیر علمی به مسائل یک جامعه است مردم دارند اشتباه میکنند و باید بگویند بفرمائید بیشتر ببرید بیشتر بخورید و بیشتر ما را ادم حساب نکنید چون ما در گذشته دو سلسله را سر نگون کردیم و باز میبینیم در بر همان پاشنه قبلی میچرخد و ما به این نتیجه رسیدیم که حق خواهی و دمکراسی خواهی کار اشتباهی است و زنده باد دیکتاتوری! شما از روی ترحم به ما کمک کنید چون اگر ما بخواهیم حقمان را بگیریم شما ناراحت میشوید و بهتر دیدیم دستمال یزدی دست بگیریم تا بلکه وضعمان خوب شود ! اقای یوسفی از چی میترسی اینها هم ادمهائی هستند مثل من و شما که نقاط ضعف زیادی دارند و به موقع میشود ماست خورشان را گرفت” امروز نشد فردا ! ما وظیفه داریم تلاشمان را بکنیم و به نتیجه هم کاری نداریم شاید بقول شما ما عمرمان قد ندهد که نتیجه را ببینیم اما دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم تا دیگران بخورند.

    [پاسخ]

    تسنيم پاسخ در تاريخ شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۳ ب.ظ:

    مردم اشتبا ه می کنند؟؟؟؟یا منافقین ؟؟؟یا فرصت طلب ها که تایک خطا واشتباه توی مملکت
    می بینند صداشون رو توی بوق وکرنا می کنند که ای دادوبیداد بیایید ببینید چه ظلمی به ماشده؟؟؟مردم اشتباه می کنند یا اون هایی که فکرمی کنند خیلی همه چیز بلدند؟؟؟نه خیر برادر
    اونایی اشتباه می کنند که فکر کردن با ۲تا وبلاگ نوشتن برعلیه حکومت یا با بد حجابی یا با رقصیدن وروزه خواری توی ماه رمضون یا با توهین ودرست کردن فیلم های مخالف حکومت اسلامی یا با شعاردادن برعلیه حکومت توی دانشگاه ها می تونن حکومت اسلامی مارو برانداز کنند مردم اون قدر رشد سیاسی کردند
    که دیگه به راحتی می تونند دست فتنه رو رو کنند.

    [پاسخ]

  21. ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۸:۳۳ | #21

    همه در کنار هم مقصریم، البته اونها به این نیاز ندارند ما با شناخت اونها سریعتر سیر می کنیم.

    [پاسخ]

  22. ۱۹ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۹:۰۳ | #22

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/16394
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

    [پاسخ]

  23. ۲۲ شهریور ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۹ | #23

    سلام
    چه خانواده ی پر برکتی
    روحشان شاد

    [پاسخ]

  24. جوادی
    ۱۲ مهر ۱۳۹۱ در ۰۱:۵۷ | #24

    چه لقمه حلالی پدر و چه شیر پاکی مادر دادن به این بچه ها!
    خوشا به سعادتشون!الآن سر سفره اربابشون ابا عبدالله الحسین(ع)متنعم هستند.

    [پاسخ]

  1. ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در ۱۶:۰۰ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: