خانه > دين و اعتقاد, سياست > معصومی غیر از معصوم نداریم

معصومی غیر از معصوم نداریم

سحنان اخیر رهبر انقلاب درباره اشتباه مسئولان نظام در مساله کنترل جمعیت، این جرات را به ما می‌دهد که درباره مساله و موضوعی بنویسیم که این روزها سخت به آن نیازمندیم. یعنی درباره «احتمال اشتباه در تصمیم و رفتار غیرمعصوم» این حرف آنقدر بدیهی است که شاید اصلا نیازی به گفتن و نوشتن نباشد اما متاسفانه همین حرف بدیهی امروز آنقدر پیچیده شده که برای گفتن و نوشتن درباره آن باید احتیاط کرد.

این احتیاط دو علت دارد. به عبارت بهتر ناشی از تلقی اشتباه دو دسته از آدمها است. اول گروهی که یا به کلی منکر هرگونه اشتباهی در رهبر جامعه هستند و یا اینکه ضمن قبول احتمال آن، مطرح کردن چنین مسائلی را خدشه دار کردن شان و جایگاه رهبری می‌دانند؛ و دوم گروهی که بنای خود را بر حتمی بودن و دائمی بودن اشتباه رهبری میِدانند و در هر مساله و تصمیمی ذره بین به دست، درصدد اثبات اشتباهات او هستند!

شکی نیست که هر دو دسته‌ی فوق، اشتباه می‌کنند و هردو به سبک و سیاق و شیوه‌ی خود، راه نقد و گفت و گو را می‌بندند. چه آنها که کلا نگاهی ماورایی و آسمانی به رهبری دارند و چه آنها که دائما بر طبل مخالفت می‌کوبند.

به هرحال در سال‌های اخیر به علت رواج و تشدید فرهنگ غلو و اغراق و مبالغه (که در حقیقت ظلم به رهبری و دفاع بد و ناشیانه از ایشان هست) رهبر انقلاب چندین بار مجبور شده‌اند که در سخنرانی‌های عمومی خود، علاوه بر تقبیح چنین مبالغه‌هایی، به نوعی تصورات اشتباه از مفهوم ولایت و رهبری را هم اصلاح کنند. (البته این وظیفه رهبری نیست که مدام درباره این مساله واضح و بدیهی توضیح بدهد؛ این وظیفه‌ی اساتید فن و متخصصان علمی و فقهی است که به تبیین درست و منطقی و منصفانه موضوع ولایت بپردازند.)

مثلا ایشان در طول سه چهار سال گذشته، چندین بار درباره احتمال بروز اشتباه در تصمیم و عمل رهبران توضیح داده‌اند که مورد اخیر (اشتباه در سیاست کنترل جمعیت) واضح‌ترین و صریح‌ترین آن بوده است. ضمن آنکه چندین بار متوالی هم درباره ابراز احساسات مبالغه آمیز تذکر داده اند.

اینها را مقایسه کنید با نوشته‌ها و گفته‌های افرادی که در منابر و سخنرانی‌های خود حتی از عصمت ولی فقیه هم دم می‌زنند! (با هر تفسیر و توضیحی که برای مفهوم عصمت دارند) این افراد توجه ندارند که این گونه بالا بردن شان رهبری و یا اینگونه دفاع کردن از حریم ولایت، چه نتایج بدی دارد. مخصوصا این روزها که شدیدترین و به روز‌ترین شبهات در حال مطرح شدن است.

البته احساسات پاک مردم و محبت و علائق شخصی و دینی آنها را نمی‌شود محکوم کرد و آنهایی که به هربهانه‌ای می‌خواهند مردم را «عوامِ جاهل» بنامند، قادر به درک این احساسات نیستند. منظور من هم در اینجا احساسات پاک مردمی نیست (هرچند وظیفه داریم که جلوی احساسات اغراق‌آمیز را بگیریم) اما در اینجا مرادم بیشتر، غلوها و اغراق‌های گاه رسمی است که در اکثر اوقات از سوی بزرگان و مسئولان و به بهانه و نیتِ دفاع از ولایت صورت می‌گیرد. دفاعیاتی که معمولا نتایجی عکس به همراه دارد!

تذکر این نکته هم در اینجا ضروری است که نباید به بهانه‌ی این نوشته و این امر بدیهی، بنا را بر وجود اشتباه حتمی در همه تصمیمات و رفتارهای سیاسی رهبران بگذاریم. در این صورت یا به شکاکیت و وسواس و احتیاط دچار می‌شویم و یا به دشمنی و مخالفت کلی که هیچکدامش عقلانی و منطقی و شرعی نیست (مثل آدم‌ها و جریاناتی که از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون، همیشه با همه تصمیمات امام و رهبری مخالفت کرده و می‌کنند)

پس امر بدیهیِ «احتمال بروز اشتباه» را باید با توجه به شان و جایگاه رهبری به عنوان مجتهد عادل و ولی امر جامعه مسلمین در نظر داشته باشیم نه مثلا به عنوان آدمی عادی مثل همه. چون فرض ما براساس اعتقادات مذهبی شیعیِ ما این است که یک فرد باید شرایطی را دارا باشد که به او مجتهد و یا رهبر بگویند. از جمله این شرایط و خصوصیات، عدالت است و شجاعت و عدم ارتکاب گناه و اینکه حریص به دنیا نباشد و …

به نظرم راه درست و عاقلانه آن است که همه، نظراتشان را در مسائل مختلف آزادانه مطرح کنند و از این نترسند که احیانا آن نظرات مخالف نظر رهبری هست یا نه. کمترین فایده این کار این است که نظرات مختلف را درباره یک موضوع خاص در معرض قضاوت عموم و یا متخصصین قرار می‌دهد و درصد احتمال اشتباهات را کم می‌کند.

اتفاقا درباره این مساله هم بارها رهبر انقلاب توضیح داده‌اند که هیچ نظر کارشناسیِ مخالفی، به معنای مخالفت و ضدیت با رهبری نیست (من به شما عرض بکنم؛ هیچ نظر کارشناسى‌اى که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضح‌تر؟!) هرچند باز هم عده‌ای هستند که منتظرند تا کسی حرفی بزند تا فورا به او برچسب ضدولایتِ فقیه بزنند!

باز هم تکرار می‌کنم که یک طرف مقصر در این قضیه، آدمهایی هستند که کلا با همه چیز مخالفند! آزادی مورد نظر آنها این است که همیشه با هر تصمیم حکومتی و یا هر سخن رهبری مخالفت کنند. یعنی پیشاپیش بنا را بر اشتباه گذاشته‌اند. فکر نکنم هیچ آدم عاقلی، اسم این آدم‌های همیشه مخالف را کارشناس منصف بگذارد!

 

  1. ایرانشهر
    ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۱:۱۲ | #1

    آقای خامنه ای گفته بود که تبعیت از اوامر ملوکانه رهبری واجب شرعی است و شرط حضور در نظام هم همین هست
    اگر به واسطه همین تبعیت محض و اطاعت بی چون و چرا از رهبری به اشتباه و نهایتن خسران جهان و آخرت و گناه بیفتیم نتیجه چی هست؟
    ایشون خودشون اقرار به اشتباه کردن (که پسندیده هست)اگه جلوی حکم حکومتی ایشون بایستیم که واجب شرعی رو رعایت نکردیم اگه هم نیستیم شاید به اشتباه بیفتیم
    همین سیاست کنترل جمیعت که دکتر مرندی هم ۲ ماه پیش باز هم دفاع کرد از این سیاست،اگه کارشناسا و صاحب نظر ها بگن این کار درست بوده ی نفر دیگه بگه غلط بوده سیاست نظام به حرف اون ی نفر هست!!
    بماند که اگه بخایم در مورد سخنرانی ایشون حرف بزنیم مثنوی هفتاد من کاغذ هست،عده ای به اسم بازاری اغتشاش کردن! حوزه و طلاب سرباز نظام هستند! تشدید تحریم ها به علت انرژی هسته ای نیست! و …..
    :-)

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    دریغ از دو کلمه حرف حساب و منطقی.
    اولا خیلی جالبه که شما هنوز معنی حکم مورد نظر رو متوجه نشدی. چون اگه به خوبی اون رو فهمیده بودی الان باید از اون حکم حمایت می کردی. چون حکم مذکور یعنی ولایتمداری حداقلی نه حداکثری. به عبارت دیگه یعنی لازم نیست شما دوآتشه باشی همین که فقط و فقط به احکام حکومتی ( و نه الزاما تمام دستورات) عمل کنی، قبوله که احکام حکومتی هم به ندرت صادر میشه. اینکه معنی این حکم رو متوجه نشدی، یا به خاطر عدم آشنایی شما با مفاهیم فقهی و حکومتی هست و یا اینکه کلا از دسته‌ی اون آدمهای همیشه مخالفی! :)
    ثانیا سیاست کنترل جمعیت مساله ای هست که کارشناسان متعددی درباره اش حرف زدند و نظراتشون رو گفتند. نظرات موافق و مخالف. در هر دو دسته هم آدمها و کارشناسان بزرگی بودند و هستند. هر دو هم دلائل زیادی دارند. حالا چه اصراری هست که شما فقط به اظهار نظر دکتر مرندی گیر دادی؟ یعنی الان تنها کارشناس مملکت شمایی و دکتر مرندی؟ باز که شد حرف من. یعنی مخالفت همیشگی شما با هر چه رهبری گفت!
    ضمن اینکه دکتر مرندی چه حرف بدی زد؟ کجا مخالفت کرد؟ دکتر مرندی گفت این سیاست در آن روز با حمایت رهبری انجام شد. خوب رهبر هم که همین رو گفت.

    خلاصه خوب نیست همیشه مخالف باشی. آدم یاد کارتون گالیور و اون شخصیت همیشه مخ می افته :)

    [پاسخ]

    بنده پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۵ ق.ظ:

    فرض محال که محال نیست:
    اگر مقامِ رهبری چند وقت دیگه با شجاعت اعلام کنن که تیم احمدی‌نژاد اطلاعات درست رو در خصوص نتایج انتخابات پنهان کرده و چند نفری تو ستاد انتخابات یه کشور رو سر کار گذاشتن و در حقیقت موسوی و احمدی‌نژاد می‌رفتن به دور دوم، اونوقت واکنشت چی خواهد بود امید جان؟ بالاخره هیچکس جز معصوم معصوم نیست! :-)

    [پاسخ]

    Kevin پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۶ ب.ظ:

    شما که میگید تو انتخابات تقلب شده تا حالا فکر کردید که تو انتخابات با این درصد امنیت که هر کاندیدا می تونه در سر هر صندق رأیی یه نماینده داشته باشه و نماینده ها می تونن در تمام مراحل رأی ریزی و شمارش حضور داشته باشن، احتمال تقلب چند میلیونی محاله!!!!!
    به نظرم شما دچار اشتباه بزرگی شدید. براتون متأسفم

    بنده پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    شرمنده یه فرض محال دیگه هم هست که خوش می محاله!
    اگر مقام معظم رهبری چندی دیگه در بیاناتی اعلام کنن که بنده در اون زمان
    به واسطه اولویت مبارزه با اسراییل و محبوبیت احمدی‌نژاد بین ملت مظلوم عرب چشمم رو رو دستکاری نتایج بستم تا در مبارزه با صهیونیسم وقفه‌ای وارد نشه، اما
    اشتباه کردم چون الان به این نتیجه رسیدم که زدودنِ دروغ و ریا و دزدی بر مبارزه با اسراییل مقدم بود، اونوقت واکنشت چه خواهد بود؟ بالاخره هیچکس که جز معصوم معصوم نیست! :-)

    [پاسخ]

    موسی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۹ ب.ظ:

    دریغ از فهم اصل مترقی ولایت فقیه
    دریغ

    سیدحسین پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    امید جون اون دکتر مرندیه هاااااااااا دکتر مردنی نیست :wink: دو تا غلط املایی داشتی میشی ۱۸ !

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    اشتباه تایپی بود. به هرحال ممنون اصلاح شد :))

    کوروش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۰ ق.ظ:

    بابا این همه صاحب نظر کجا بودن،ای ول”چقدر فرض محال،بهتره محالستون باز کنیم…

    [پاسخ]

  2. Saeed
    ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۱:۲۰ | #2

    وقتی امکان اشتباه در مورد رهبر هست، باید امکان نقد آزاد سخنان رهبر در مجامع، نشریات، و رسانه های عمومی باشد. دوم اینکه نشود به سخنان ایشان برای رد یک نظر استناد کرد. نظر ایشان را میتوان یک نظر در بین نظرات دید و ارزیابی کرد نه اینکه مستند رد یا قبول نظرات قرار گیرد.
    سوم اینکه ایشان باید هر چند سال نظرات خود را در کنار دیگر افراد به مردم ارائه کنند، و مردم امکان انتخاب داشته باشند، نه اینکه یک رسانه ملی فقط در جهت ترویج نظرات ایشان اقدام کند.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    نخیر دوست من. شما می‌تونید از هر مقامی در جمهوری اسلامی انتقاد کنید اما رهبری خط قرمزه. متوجه شدید؟

    [پاسخ]

    Kevin پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۶ ق.ظ:

    با سلام
    من با نظر شما موافقم فقط با مقداری تغییر. به نظرم شرط منتقد بودن، کارشناس بودن در زمینه تخصص مورد نظر است.
    در مورد مقام معظم رهبری، این امر همیشه بوده و هست. جایگاه خبرگان رهبری در واقع ابهام شما را رفع خواهد کرد. همین الان نیز در خبرگان افرادی هستند که از دید کارشناسانه نظرات مقام معظم رهبری را نقد می کنند و مخالف با نظرات ایشان هستند.

    [پاسخ]

  3. ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۱:۴۴ | #3

    این نکته هم خیلی مهمه که بدونیم در احکام حکومتی حتی اگر برای ما ثابت بشه که رهبر داره اشتباه میکنه باید ازش تبعیت کنیم. و اگر اینطور نباشه سنگ رو سنگ بند نمیشه…

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    البته این مشکل راه حل دارد.
    وقتی رئیس ما در اشتباه است ، وقتی فرمانده ما در اشتباه است، ما حق سرپیچی نداریم بلکه باید اشتباهش را بخود او یادآوری کنیم تا دستورش را تغییر دهد.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۸ ب.ظ:

    مسئله! اگه اون اتفاقات نیفتاده بود یا خدایی نکرده امام زودتر فوت کرده بودند والان منتظری رهبر بود بازم همین حکم بود؟

    [پاسخ]

  4. ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۱:۴۸ | #4

    سلام
    نوشته خوبی در این وب انتشار می دین
    یه لطفی داشته باشین سری هم به وب ما بزنید
    و حتما نظرتون رو بگید
    ای کاش اشاره ای هم به کاریکاتور ماهنامه کیهان میداشتین
    باتشکر
    منتظرم

    [پاسخ]

  5. ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۲:۱۹ | #5

    اشتباه به تنهایی مشکل زیادی بوجود نمی آورد. زیرا در اولین تجربه متوجه اشتباهمان شده و آنرا برطرف می کنیم.
    چیزی که غم انگیز و دردناک است اشتباه همراه با تعصب است.
    بعبارتی می توان گفت اشتباه بدون تعصب اصلأ وجود ندارد!! چون در اولین تجربه آن اشتباه حذف می شود.
    مردم و حکومت کره شمالی اگر تعصب نداشتند سالها قبل به این نتیجه می رسیدند که این راهی که می روند هیچ نفعی برای خودشان و دیگران ندارد، حتی هیچ ضرری برای دشمنان فرضی شان هم ندارد.

    [پاسخ]

  6. آزادی(آزادی)
    ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۳:۰۳ | #6

    “سخنان اخیر رهبر انقلاب درباره اشتباه مسئولان نظام در مساله کنترل جمعیت، این جرات(!!!) را به ما می‌دهد که درباره مساله و موضوعی بنویسیم که این روزها سخت به آن نیازمندیم”
    آقای حسینی خیلی معذرت میخوام اما گذشته از این جمله ی تامل برانگیز و معترفانه ای که نوشتی باید بگم شما زمانی به معنای واقعی کلمه “جرات” پیدا میکنی که بتونی قلم در دست بگیری و یکی از اشتباهات رهبر رو از دید خودت بنویسی و منتشر کنی! وگرنه که ما اینو بارها و بارها از امثال شما شنیدیم که رهبر معصوم نیست و احتمال خطا و اشتباه درش وجود داره…اما خودمونو کشتیم ولی یه بار نشد یه مصداق بیارین واسه حرفتون که مثلا تو این مورد اشتباه کردن ایشون!!
    آقای حسینی از خودت بدت نمیاد وقتی اشتباهی در یه فرد غیر معصوم(که تصمیماتش مستقیما تو زندگی تو تاثیر داره) میبینی…اما صبر میکنی شاید،شاید خودش یه روزی به اشتباهش پی ببره و بهش اعتراف کنه؟! میدونی من اگه تو این شرایط باشم چه حسی بهم دست میده؟ نه…بگذریم…بهتره ندونی!!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۷ ق.ظ:

    شما بنا رو بر این گذاشتی که یک نفر تصمیم میگیره و تصمیم اون یک نفر مستقیما در زندگی شخصی و اجتماعی ما تاثیر می گذاره، در حالی اصلا این طور نیست. پس من از خودم بدم نمیاد

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۹ ب.ظ:

    در حالی که اصلا اینطور نیست : )

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    ببخشید اخوی شما از کی بدتون میاد پس؟

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۴ ق.ظ:

    حالا به فرض نه یک نفر و مثلا چندین نفر در بیت رهبری و نزدیکان آقا و گروه های مورد علاقه و اعتماد آقا در مورد سیاست های کلان کشور تصمیم گیری می کنند. چه فرقی در اصل موضوع می کنه؟
    مسئله اینه که حالا هر چند نفر از نزدیکان رهبری و سپاه و … هم در تصمیم گیری دخیل باشند، ولی هنوز بسیاری از مردم نماینده گان قابل اعتمادی در این تصمیم گیری ها ندارند. مسائل و دغدغه های بسیاری از مردم در این تصمیم گیری ها نمایندگی نمی شه.

    راه حل ش هم ساده است، اینکه آقا بیایند فضا را برای مشارکت و مشورت عادلانه همگانی در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها باز کنند. نه اینکه یک اقلیت کوچک برای همه تصمیم گیری کنند.
    لازم نیست همیشه سریع بپری جواب بدی یک کم هم به جاش تفکر کنی بد نیست آقا امید.

    [پاسخ]

    هیچ پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۳۱ ب.ظ:

    برادر من
    شما بنویس
    تخریب نکن
    در جهت آبادی بنویس
    خدا تضمینت میکنه

    [پاسخ]

  7. ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۳:۰۵ | #7

    همه ما قبول داریم که رهبر عزیز یک غیرمعصوم است از امام زمان عج هم نامه ای ندارد چه حضرت امام خینی ره و چه امام خامنه ای ….و لذا گاهی اشتباهاتی هم دارد … خودش هم قبول دارد و به همین دلیل خیلی مشورت میکند و نظرات مشورتی را قبول داشته و عمل میکند ..حضرت امام هم همینطور بود .

    اما آقای حسینی !
    موضوع بر سر لحاف ملاست ..من هنوز ندیدم مخالفینی از روی دلیل و منطق انتاد کنند .اینها با اصل ولایت مخالفند ..برای نمونه به شعار فتنه گران ۸۸ نگاه کنید که میگفتن مرگ بر اصل ولایت فقیه ..و یا شعارنویسیهایشان بر علیه رهبری که هنوز در جاهایی ادامه دارد …

    این افراطها اون تفریطها را دارد ….ما شعیان اعتقاد داریم که جایگاه ولایت و رهبری متعلق به آقا امام زمان عج می باشد و هر کسی در این جایگاه قرار گیرد نایب امام زمان می باشد ..

    مشکل مخالفین در عصمت رهبری نیست ..مشکل وجود جایگاهی بنام ولایت و رهبریست …شما اگر مقالات مخالین هر گروه و حزب و سازمانهای مخالفین را بخوانید فقط و فقط عناد و کینه وری می بینید نه چیزی بنام منطق
    اینها حکومتی بدون رهبری میخواهند .اینها اعتقاد دارند که شخصی بنام رهبر مانعی برای رسیدن اهداف غیر اسلامیشان است ….اینها جایگاه رهبری و ولایت را مانعی برای رسیدن به اهداف غربی شیطانی میبینند.

    آری ! اینچنین بود برادر !

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۵ ب.ظ:

    دوست عزیز موضوع بر سر رهبری یا ولایت فقیه هم نیست. رهبری بهانه است! موضوع خود اسلام و حکومت اسلامی است. وقتی رهبر مسیحیت به حاشیه رفت بالطبع دینش هم به حاشیه رفت (البته اشکال از خود دین و رهبرش بود والا مردم استقبال می کردند). امام خمینی هم روی این رهبری تاکید داشت چون می دانست مدل حکومت اسلامی به این شکل است که رهبر می خواهد و بدون آن غیر ممکن است. شما اگر میتوانی یک مدل حکومت اسلامی موثر در دنیا و تاریخ بدون رهبر تاثیرگذار نام ببر. اصلا هم نیازی نیست به امام زمان و معصوم پیوند بزنید. در همین سطوح پایین تر هر کس توانست مدلی ازحکومت اسلامی که بدون رهبری جواب دهد را فقط در تئوری ارائه کند من حاضرم ضد ولایت بشم!
    در ایران اگر اسلام نباشد سعادت دنیوی تا حد چشمگیری حاصل می شود اما در سایه ذلت، ظلم و نابودی سعادت اخروی.
    نکته جالب اینکه رهبری فقط بخشی از حکومت اسلامی هست اما به عنوان نماد و سپر کل آن آماج حملات همه طیف ها قرار گرفته است. یعنی تمام مشکلات نظام ناشی از تصمیمات بقیه جامعه و مسئولین است اما ایشان مثل یک پدر لباس عیب های فرزندانش شده است و همه اش صلاح و مصلحت باید کند. وگرنه کاری نداشت که هر روز به این و آن گیر دهد که کارت اشتباه است و خودش را محبوب کند که یعنی زیر بار نمی رود!
    موضوع اساسا رهبری نیست خود اسلام است!

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    آقا پس این مراجع بیچاره چی هستند پس؟ اونا رهبر دینی نیستند؟ (چون با پاپ مقایسه شد عرض می‌کنم) حالا بگذریم از این که رهبری شرایطی داره مثل اعلم بودن و اعدل بودن و … که سوالات پایه‌ای پیش میاره ولی دیگه باید بگذریم دیگه. :)

    [پاسخ]

    سافیا پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۶ ق.ظ:

    اقای محمد اگر مثلا خیلی نگران مرجعیت مراجعی، به سخنان امثال آیت الله بهجت که کسی در مرجعیت ایشان شک نداشت در مورد آقای خامنه ای مراجعه کن همینطور داستان کسی را که آمده بود نزد آقای بهجت تا از آقای خامنه ای بد گویی کند حتما بخوان آن وقت دستت می اید و دیگر به اعلمیت آقای خامنه ای شک نخواهی کرد

    رودا پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

    سافیا
    اولا فقط آیت الله بهجت مرجعه؟ فکر کنم خیلی های دیگه رو جا انداختی ها!
    البته این نادیده گرفتن واقعیت ها از طرف شما مکتبی ها خیلی جای تعجب نداره.
    ما دیگه عادت کردیم به اینکه شما ها واقعیت موجود را به نفع خواسته های نفس خودتون تحریف کنین.
    میشه با اون علم سرشارت اعلمیت آقای خامنه ای را (بین تمام آدم های موجود دنیا) برای من ثابت کنی؟ به چه دلیلی به این نتیجه رسیدی که اعلمه و از همه بهتره؟‌
    بالاخره باید یک سری دلایلی برای خودتون داشته باشین دیگه.
    از نظر من مشکل اینه که شما و آقاتون شدیدن دچار خودمحوری و قدرت محوری دنیوی شده اید. شدیدن دارین از مشکل خودمحوری رنج می برین. ولی متاسفانه آنقدر در تاریکی فرو رفته اید که نمی توانید ببینید. وگرنه دلیلتون برای برتر دانستن آقای خامنه ای چیست؟

  8. مشکوک
    ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۰ | #8

    سوای موضوع معصوم یا غیرمعصوم بودن آدما به نظر میرسه که صحبتهای شما در جهت توجیه سیاستهای افزایش جمعیته که این روزا کلی مدافع پیدا کرده که این سیاستها رو تشویق میکنند.
    دوست من، بسیاری از مشکلات امروز جامعه ما از همون افزایش بی رویه جمعیت تو دهه ۶۰ ناشی شده که هنوز هم نتونستیم از تبعاتش فرار کنیم. چه دلیل منطقی وجود داره که ما دوباره همون اشتباه رو مرتکب بشیم؟

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۹ ق.ظ:

    فکر می کنم شما زیاد در جریان بحث های اخیر و افراط در تبلیغات کنترل جمعیت و طولانی شدن دوره آن و ادامه سیر نزولی فعلی و پیری جمعیت کشور در سال های آتی که توسط جمعیت شناسان بدان ها هشدار داده شده و اشاره شده نیستید.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۳ ق.ظ:

    جناب کاشانی
    یعنی می‌فرمایید جمعیت ما از سوئد و ژاپن پیرتر خواهد شد؟ و آیا به همین دلیل پیری است است که این دو کشور اینقدر بدبخت و گرسنه هستند؟
    و آیا اگر جمعیت کشور ما به خواست بعضی در حد کشوری فوق پیشرفته چون پاکستان گردد جوان گردد، ایران به مسیری غیر از آن خواهد رفت؟

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۵ ب.ظ:

    با بالا رفتن سن ازدواج و خود محور شدن بزرگسالان خود بخود جمعیت کم میشه . سیاست ها به نظر من نمی توانند چندان موثر باشند . چنان که در اروپا برنامه ها و سیاست های تشویق کننده ی زیادی اعمال میشه برای زاد و ولد اما اروپایی ها ( که غالبا غایت زندگی رو در برخورداری این ” خود” می بینند) چندان اعتنایی به این سیاست ها نمی کنند.

    [پاسخ]

  9. محسن
    ۲۰ مهر ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۹ | #9

    سلام؛

    یه سوال: چرا ولی امر مسلمین جهان حتما باید یک ایرانی باشه؟

    [پاسخ]

    حکیمه بهمن زا ده...وب نوشت های من پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۲ ق.ظ:

    کی گفته باید حتما ایرانی باشه؟؟؟؟قانون اساسی ما که نگفته باید ایرانی باشه!!

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۳ ق.ظ:

    چه جالب؛ نمی دونستم.

    درباره نماینده های مجلس خبرگان چی؟ غیر ایرانی ها هم می تونند کاندیدا بشن؟
    چون در واقع اونها هستند که ولی فقیه رو تعیین می کنند.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۳ ق.ظ:

    البته دو تا نظر وجود داره یکی اینکه چون رئیس جمهور باید ایرانی باشه رهبری هم باید ایرانی باشه و اینجوری قیاس میگیرن اما نظر من و سکوت قانون گذار و ماهیت ولایت فقیه ایرانی بودن یا عرب بودن یا حتی آمریکایی بودن رو شرط نمی دونه

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    دوست من یهودیها و مسیحیها و زرتشتیها هم می‌تونند به خبرگان رهبری رای بدند فقط شرطش اینه که ایرانی باشه. رهبری یک پست توی قانون اساسی کشور جمهوری اسلامیه و اما این که یه مقام دینی برای همه ی مسلمانان باشه به اختیار و انتخاب اونا بستگی داره وگرنه قانونا رهبر هیچ اختیاری نسبت به مسلمین جهان نداره. البته این طور به نظرم می‌رسه وگرنه جور دیگه این انتخابات خبرگان معنا نمی‌ده.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۹ ق.ظ:

    برادر من بیاین از یک زاویه دیگه نگاه کنیم
    ولی فقیه بعنوان نماینده امام زمان عج است حالا اگر بگوییم که ولی فقیه حتما باید ایرانی باشد در اینصورت ولی فقیه دیگه نماینده امام زمان عج نمی شود این نکته مهمی است چون حکومت حق امام معصوم است و لاغیر و الان هم خود آقا در نامه ای به رابطشون در غیبت صغرا این رو گفتن که مردم به کسی مراجعه کنند که چنین و چنان است و الخ
    حالا برادر فکر کنید آقا امام زمان عج ظهور کنند آیا ما میتوانیم از ایشان استفاده کنیم ؟؟؟
    اینها نکات مهمی است که قانون سکوت کرده و بهتر است اینگونه تفسیر کنیم تا به واقعیت نزدیکتر شویم

  10. اشکان
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۰:۱۲ | #10

    ممنون آقای حسینی. درضمن هر تندرویی تندروی مخالف خودش رو تقویت می‌کنه. وقتی کسانی هستند که تا نگی مقام معظم رهبری یا نگی امام خامنه‌ای و فقط بگی خامنه‌ای کف به دهان میارن و در بهترین حالت پیش‌فرض ذهنی‌شون رو می‌بندن و دیگه تحت هیچ شرایطی حاضر به تجدیدنظر هم نیستن. در مقابل هم کسانی تقویت میشن و روحیه‌ای ترویج می‌شه که ندیده و نشنیده مخالفت می‌کنه، توهین می‌کنه و… .
    با شما موافقم. باید مخالفت‌ها را شنید. حتی مخالفت‌هایی که فقط از سر مخالفت بیان میشه. چی می‌خواد بشه؟ اتفاقاً قدرتمند واقعی از شنیدن حتی فحش و ناسزا هم هراسی ندارد. البته… اگر قدرتمند، قدرتمندی واقعی باشد نه ساختگی و عادل باشد نه ظالم برای مخالفان و عادل برای هواداران!

    [پاسخ]

    کاشانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۲ ق.ظ:

    اگه به این خاطر که مخالف هستند و فحش می دهند پس چرا از روزی که احمدی نژاد اومده برخی از همین گروه که با رهبری هم مخالفند دارند فحشش می دهند… کسی هم که کاری به آنها نداشته و اخیرا تشویق هم می شوند… فکر می کنم مشکل از نوع تربیت باشد…

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۶ ق.ظ:

    متوجه عرایضم نشدید. اصلاً مشکل تربیت دارند، قبول. اما اگر انتقاد از رهبر در روزنامه‌ها و رسانه‌ها باب شود آن فحاش‌ها و بی‌منطق‌ها و بی‌تربیت‌ها هم جایگاه‌شان مشخص می‌شود. اما اینطور که حالا هست و ما می‌بینیم دوغ و دوشاب با هم قاطی می‌شود. هر کسی چه فحش چارواداری داده باشد چه مقاله نوشته باشد همه از دم می‌شوند ضدولایت فقیه!

    [پاسخ]

  11. سید رضا
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۱:۴۰ | #11

    سلام
    اصلا دقت کردید این سومین پست امید حسینی که داره مثل یه بند باز مینویسه و متن ش رو جلو میبره.دقیقا طوری مینویسه که نه سیخ بسوزه نه کباب.البته علتش رو خدا عالمه

    اما فرمودید اشتباه میکنه غیر معصوم ما هم که همینو میگیم اما تو بدنه نظام خیلییا ساعتشون رو با بیدار شدن آقا از خواب تنظیم میکنن فقط کافی ایشون یه مطلبی بگه با هزار تفسیر و تعبیر تو دهن منتقد و مخالف خودشون میزنن که این بابا ضد ولایته.بگذریم…
    من به ایشون نقد دارم یکی به همین حمایت بی شائبه از احمدی نژاد که گفتن نظر ایشون به نظر من نزدیکتره و حالا تو این تلاطم اقتصادی و خطر جنگ و….میگن اینم عاقبت هم نظری آفا..بگذریم که بعد انتخابات۸۸به نمایندگان مجلس فرمودن کاری با دولت نداشته باشیذ(نقل به مضمون)القصه اوضاع امروز که اتفاقا داره روز به روز خرابتر میشه و بعضی کارشناسا آینده نزدیک و تاریکی رو برا ی ایران پیش بینی میکنن و اعتقاد دارم که میشد همین مسیر هسته ای رو آهسته تر و پیوسته تر طی کرد و همزمان دم از محو و نابودی از روی نقشه نزد
    حالا من نوعی حق دارم از ایشون انتقاد داشته باشم.آخه انکار هولوکاست چه سودی داشت واسه ما.نسبت دادن ۱۱ سپتامر به خود آمریکایی ها چه سودی داشت واسه ما دادن شعار محو و نابودی چی داشت.داریم راجع به عرصه روابط خارجی بحت میکنیم و وقتی گوینده این حرفا حمایت همه جانبه میبینه از بالا بالا ها قاطی میکنه میشه معجزه هزاره سوم هاله میبینه دور کله ش ۱۱ روز میره خونه نشینی و ۵ روز بر سر معاون اولش مقاومت میکنه مجلس و رئیس ش رو میشوره و قوه قضاییه رو پهن میکنه آفتاب.این حمایت بی شائبه اشتباه بزرگی بود که ایشون مرتکب شدن و حالا من نوعی بابتش دارم تنبیه میشم

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۲ ق.ظ:

    آقای خامنه ای واهمه عجیبی از اصلاح طلبان دارد. ایشان تصور میکرد کسی غیر از احمدی نژاد توان مقابل با اصلاح طلبان را ندارد. حده اقل آقای احمدی نژاد رای دهک های پایین را به سبب سیاست های عامیانه مثل جمع کردن صدها هزار نامه در استانی و دادن ۵٠ هزار یا ١٠٠ هزار تومانی به هر نامه داشت . غیر از احمدی نژاد چه کسی توان مقابله با موسوی که یک نوستالژی عجیبی با سادگی دوران جنگ و امام را ایجاد میکرد داشت.

    این واهمه موجب شد چیزی که رفسنجانی در خشت خام دید را ایشان نبیند، و با گذشت زمان ثابت شود که خواص بی بصیرت از سر سلسله بصیرت بصیرت بیشتری داشت.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۲ ق.ظ:

    چه واهمه ای از اصلاح طلبان؟ آیا اصلاح طلبان به خاطر واهمه در انتخابات شکست خوردند یا در یک فرآیند دموکراتیک؟ اونها که هشت سال تمام صاحب قدرت بودند و مجلس و دولت رو و حتی شوراهای سراسر کشور رو هم دراختیار داشتند، چه شد که یک دفعه مردم به عکس آنها رای دادند؟ نمی دونم چرا نقش مردم و رای مردم رو در شکست اصلاح طلبان نادیده می گیری و طوری می نویسی که انگار یک نفر باعث شده اونها شکست بخورند؟ اینکه موسوی مثل احمدی نژاد نمی تونست با همه طبقات و گروه های اجتماعی ارتباط برقرار کنه، تقصیر رهبره؟!

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۷ ب.ظ:

    صحبت من را نگرفتی. من میگم اگر کسی غیر از احمدی نژاد کاندید بود در مقابل موسوی شکست میخورد. مثلا آقای لاریجانی توان مقابله با موسوی را نداشت.
    اگر چه احمدی نژاد به نه میلیون نفر برای آخرین بار قبل از اانتخابات سود سهام عدالت پرداخت کرد، حقوق بازنشستگان را یک مرتبه چند برابر کرد، در هر سفر استانی صدها هزار نامه جمع کرد، و به هر نامه مستقل از مشکل مبلغی پول پرداخت کرد، باز هم موسوی بنا بر آمار رسمی ١٣ میلون رای آورد. حال اگر کسی غیر از احمدی نژاد کاندید اصولگرایان میشد آنگاه میتوان تصور کرد که نوستالژی موسوی زمان جنگ و نخست وزیر امام کار خود را میکرد و موسوی رییس جمهور میشد.

    آقای خامنه ای نمیخواست که اصلاح طلبان قدرت را در دست بگیرند به خاطر همین ریسک رفتار جنجالی احمدی نژاد را به تن خرید تا شاهد قدرت گرفتن دوباره اصلاح طلبان نشود.

    البته ایشان این ریسک رادر این حد پیش بینی نمیکرد. رفتار احمدی نژاد هر روز در کشور تنشی تازه در سطح مدیریت کلان کشور ایجاد میکند. در حوزه خارجی کشور را در محاصره قرار داده هست. تحریم های که بی درایتی احمدی نژاد برای ایران به ارمغان آورد سالیان سال پر پشت ایران سنگینی خواهد کرد. اکنون هیچ چشم انداز روشنی که چطور میشود این تحریم ها را لغو کرد وجود ندارد.

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۷ ق.ظ:

    شما آقای سعید حرف خودت رو میزنی فقط

    انسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۸ ق.ظ:

    مردم به عکس آنها رای دادند؟انتخابات مجلس هفتم یادت هست؟وقتی همه اصلاح طلبان واقعی رد صلاحیت شدند و به جز ۲ تا زینت المجالس و مترسک مجیز گو کسی نماند و مشارکت به ۵۰ درصد کاهش پیدا کرد؟مردم به عکس آنها رای دادند؟انتخابات مجلس هشتم که حتی همان زینت المجالس ها هم در بسیاری از شهرها نتوانستند کاندیدایی داشته باشند تا معرفی کنند و حتی در شهرهای بزرگ لیست ناقص دادند چی؟یادت هست؟دوره اول احمدی نژاد هم که اگر رای کروبی و هاشمی و معین و مهرعلیزاده را در مرحله اول جمع بزنیم میشد ۱۷ میلیون رای از مجموع ۲۹ میلیون.باز هم که اکثریت رای را اصلاح طلبها داشتند.تازه گور پدر اصلاح طلبها وقتی در این مملکت انتخابات به ظاهر دو گزینه ای و در اصل تک گزینه ای بین بد و بدتر است.آیا وقاحت و بی شرمی بیش از اندازه نیست که بگوییم “مردم”به عکس فلانی رای دادند؟یا “مردم”به ما رای دادند؟مردم مگر انتخاب دیگری هم داشتند؟احزاب لیبرال دموکرات و سوسیال دموکرات و سبزها و کمونیست ها و سایرین کجا بودند؟آیا انتخابات اصولا در شرایطی چنین مضحک معنی دارد که حالا ما پز نتیجه اش هم بدهیم؟

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    به بعضی نظرها اصلا نباید جواب داد. چون چیز خاصی ندارند. یعنی اصل مطلب رو با سوالات و موضوعات پیش پا افتاده دارند ب حاشیه می برند. اگر هم ساکت باشیم و جواب ندیدم که لابد تصور می کنند جوابی وجود نداره.

    اولا ما چکار داریم که دیگران چه می کنند؟ الان بحث بر سر کیه؟ بر سر رهبری یا بر سر آن دیگران؟ من خودم که درباره دیگران نوشتم. رهبر انقلاب هم که همیشه داره میگه چنین رفتارهایی اشتباهه. دیگه شما به چی اعتراض داری؟ بذار آن دیگران همین طور رفتار کنند. مگه اجباری هست؟ مگه شما می تونی به زور و اجبار نظر کسی رو عوض کنی؟

    ثانیا نقد شما اشتباهه. یعنی برداشت شما از حمایت خیلی اشتباهه. اون هم متاسفانه با تحریف سخنان رهبری! آیا رهبر انقلاب گفت کل نظرات احمدی نژاد به من نزدیکه؟!! دقیقا همینو گفت؟ یا اینکه در سه موضوع خاص (آنهم مقایسه بین دو نفر) گفت که نظر او به رهبری نزدیکتره؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۷ ق.ظ:

    مقام عظما نفر اول این مملکته ولی از پاسخ گویی در برابر اختیاراتش فرار میکنه . این حرفا که ایشون می زنه تعارفه. وگرنه ایشون میامد در برابر مسایل جدی که مملکت رو به اینجا کشونده مثل قضیه انرژی اتمی و رابطه با امریکا که ایشون حرف اول و اخر رو در اینباره می زنه پاسخگو می بود.
    حمایت ایشون از احمدی و بهترین دولت بعد مشروطه و غیر رمال و غیره رو فقط مکتبیا می تونن منکر بشن.
    ضمنا متن حکمهای حکومتی! قانونی! رو بزارین ببینم. احتمالا این حکما یا شفلهین یا مردم نامحرمن کهه از متن اونا بی خبرن.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۶ ق.ظ:

    مسئله انرژی و نیروگاه هسته ای از قبل انقلاب شروع شده بود نه الان

    موسی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۹ ب.ظ:

    شیوه حکومت تحت امر ولایت فقیه لیاقت می خواهد
    شما چی از دست داده اید؟
    برنامه شما برای اداره کشور چیست؟
    تمام این کج فهمی ها از سر خودبینی و خودخواهی است

    شاهین پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۴ ب.ظ:

    ” حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‌هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‌بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‌هاى خجالت‌آور دادند”

    من میگم حالا که زمان عذرخواهیه یکی توضیح بده چرا دیگه این نسبت ها خجالت آور نیست؟ چرا متکی و پورمحمدی و توکلی به رییس جمهور قانونی مملکت همین نسبت های ناروا را میزنند و اطرافیان رییس جمهور به دلیل خرافه و رمالی دستگیر میشند و کسی حجالت نمیکشه!؟

    اگر بنا به اشتباهات گذشتست، بیاد هر کی بگه اون موقع که رییس جمهور مورد اعتماد مردم (!!!) می گفت انقدر قطع نامه بر علیه ما صادر کنید تا قطعنامه دونتون پاره شه، کیا سکوت کردند؟ کیا گفتند این تحریم های وحشیانه پدر مملکت را در میاره و بابت ابراز نظرشون رفتن زندان؟

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۲ ب.ظ:

    بابک سلام.
    من که شخصا انگیزه ای برای ادامه ندارم اما اگه حالشو داشتی اون بحث قبلی رو دنبال کنی،برو ببینش.اما من شخصاً بی خیال شدم چون خیلی ذهنی شده و اگه بخواد عینی بشه،باید کلی با هم بحث کنیم…تازه آخرش که چی؟
    خلاصه اگه این بحث برای تو چیزی نداشت،برای من داشت.ازت ممنونم.

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    از قدیم گفتند هر که بامش بیش برفش بیشتر. اختیارات هر چه بیشتر باشه مسئولیت (که معنای لغویش پاسخگوییه) بیشتر میشه.

    سافیا پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    آقای سید رضا این جمله ای که در ادامه می اورم عین جمله رهبر انقلاب است
    “میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال ۸۴ اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.”
    حالا شما نظر اقتصادی را از کجا آوردی بماند در ضمن آقای سید رضا رهبری از یک خط حمایت می کنند نه از اشخاص و هر فردی تا وقتی روی خط اصول های انقلاب حرکت می کند مورد حمایت ایشان است در مورد حمایت از احمدی نژاد هم باید گفت احمدی نژاد اوایل در خط شعار های انقلاب حرکت می کرد و گفتمان انقلاب را زنده کرده بود پس طبیعی بود که ایشان حمایت.
    کنند.مثل اینکه زمانی که هاشمی روی خط حرکت می کرد آقا از ایشان هم حمایت می کردند .
    اما بعد از انتخابات اوضاع کشور به هم ریخته بود کشور نزدیک ۶ ماه درگیر بود و حالا طول کشیدن تشکیل کابینه احمدی نژاد این زمان از دست رفته را بیشتر می کرد .
    اما در مورد انکار هولوکاست و بقیه مسائلی که گفتید وقتی آنها مدام در دنیا برای ما چالش درست می کنند یکی از راه های کم کردن این چالش پر رنگ تر کردن نقاط ضعف آن هاست برای دفاع از خودمان ،اصلا یکی از مهمترین فایده هایش نشان دادن ادعای دروغین آزادی بیان بود که با هولوکاست نشان داده شد
    آقای سید رضا خیلی ببخشید ولی خیلی ساده انگاری است که فکر کنیم مشکل آنها با ما بر سر انرژی هسته ای یا مطرح کردن هولو کاست است مشکل از اساس، حاکمیت اسلام است که اگر این طور نبود در زمان آقای خاتمی که بیشترین کرنش را در مقابل غرب داشتیم ایران محور شرارت نام نمی گرفت.
    مگر الان بهانه انرژی هسته ای نیست پس به قول آقا مگر آن وقت که اولین تحریم ها را برای ما وضع کردند خبری از انرژی هسته ای بود ؟
    نه اقا ،بحث اسلام است

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۶ ب.ظ:

    خیلی ساده انگارانه است تصور اینکه فقط حرف های احمدی نژاد باعث این تحریم ها شد! باز خیلی ساده انگارانه است که فکر کنیم مسیر هسته ای را می شود آهسته و پیوسته طی کرد! یعنی از این هم آهسته تر؟ سالی یک درصد غنی سازی بیشتر خوبه؟ یا مثلا نصف سال تعلیق نصف ۱ درصد خوبه؟ چرا اینقدر راحت با کلمات بازی میکنی آقای Saeed ؟ یعنی ما رو اینقدر ساده فرض کردی؟
    شما هیچ میدانید حرف های احمدی نژاد در موضوع ۱۱ سپتامبر چقدر بر روند ادامه لشگرکشی یا نفوذ و قدرت آمریکا اثر منفی گذاشته؟ چقدر بر ادامه توجیه گیری های آمریکا تاثیر منفی گذاشته؟‌ دیگه اصلا کسی حاضره از اون روز دفاع کنه؟ چقدر به آمریکا هزینه تحمیل کرده؟
    هیچ میدانی انکار هولوکاست چقدر بر جولان های اسرائیل در برخی حوزه ها تاثیر منفی گذاشته؟ چقدر به اسرائیل هزینه تحمیل کرده؟ حالا اسرائیل باید چند برابر هزینه کنه تا یا قضیه لو نره یا ماست مالی بشه یا دوباره نظرات جلب کنه یا مظلوم نمایی کنه یا ملت بیخیال بشن و پیگیر نشن یا …

    دفاع از حقیقت هزینه دارد. شما نمیخوای آن را بپردازی بحثش جداست. باید خواسته هایت را از مردم مطالبه کنی نه از رهبری یا احمدی نژاد. بگو مردم چرا انقلاب کردید؟ چرا به حرف رهبری گوش کردید یا متاثر شدید؟ چرا به فلانی رای دادید؟ چرا این حکومت بر شماست؟ چرا مردم قیام نمی کنید؟ مردم چرا نمیذارید آمریکا و اسرائیل و اروپا سوارمان شوند؟ اینقده خوبه آی کیف میده! چرا چرا چرا از مردم بخواه نه از رهبری.

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۱ ب.ظ:

    این در جواب سید رضا بود که من گفتم آقای سعید.

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۱ ب.ظ:

    صحبت های Saeed خان در خصوص کارهای احمدی نژاد قبل از انتخابات ۸۸ خب قابل تامل است. اون موقع هم من ناراضی بودم. البته من به ایشان رای ندادم و نمی دانم آیا آن نوع کارها را می توان حق احمدی نژاد دانست؟ بحث تقلب یا سو استفاده بیشتر از اینجا باید آب میخورد تا شمارش آرا. به هر حال آنچه که مسلم بود اخلاق سیاسی نداشتیم. بلد نبودیم مصلحت نظام را به مصلحت فردی ترجیح دهیم. بخشی از رفتارها و بدبینی ها و اشتباهات آقای احمدی نژاد از همان اشتباهات و بد اخلاقی های سیاسی حزب مخالفش در آن زمان نشات می گیرد. فرض کنید آقای موسوی کوتاه می آمد. به نظرتان اوضاع خیلی خیلی بهتر از الان نبود؟ به نظرتان مشارکت اصلاح طلبان الان هم رده اصولگرایان نبود؟ ای بسا بیشتر نبود؟

    [پاسخ]

  12. مصطفی
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۳:۰۷ | #12

    همه حرف من همینه. من بارها به صحبتهای دوستان اصولگرا که میگویند فصل الخطاب رهبریست اعتراض میکنم. فصل الخطاب همان قانون باشد بهتر نیست دوستان.

    [پاسخ]

  13. Saeed
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۴:۰۴ | #13

    چرا باید اینقدر برای ما عجیب باشه که یک آدم معمولی که از حالا حکومت را در اختیار داره بگه من یک جایی اشتباه کردم؟
    خوب همه اشتباه میکنند، ایشان هم یکی.

    [پاسخ]

  14. Saeed
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۵:۵۵ | #14

    چیز جالب در این رابطه این هست که حالا ایشان گفته که من قبلا اشتباه میکردم، و کنترل جمیعت کلا غلط بود. حالا بلافاصله مجلس کل بوجه کنترل جمعیت را به استناد سخنان آقا حذف میکنند که نظر آقا این هست. خوب شاید الان هم اشتباه ایشان کنند. شاید الان از ان طرف بام افتاده باشند. یک کم فکر کنید، کارشناسان جمعیت را دعوت کنید، یک تحقیق مفصل بکنید، مثلا ۶ ماه دیگه بگید ما به این نتیجه رسیدیم که مثلا باید نرخ باروری را روی فلان عدد تنظیم کنیم.

    کلا باید خود راز شخصیت پرستی نجات بدهیم.

    دیگر استدلال عجیب دیگر که این بار در سفرم در ایران شنیدم این بود که امام زمان کشور و نایب خود را تنها نمیگزارند بنابرین تصمیمات سیاسی رهبر حتما درست هست. تو این یکی دیگه من واقعا مونده بودم.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۲ ق.ظ:

    اشتباه بزرگ و عجیب شما اینه که فکر می کنید الان یه نفر تصمیم گرفته که جمعیت نباید کنترل بشه.و در حالی که اگه به خودت زحمت بدی و مقالات و مصاحبه ها و نوشته های کارشناسان مختلف رو در دو ماه گذشته سرچ کنی، متوجه میشی که تقریبا یک اجماع درباره موضوع کنترل جمعیت هست. یعنی عقل جمعی میگه که اگه با همین سیاست پیش بریم، در آینده با خطر مواجه میشیم

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۴ ب.ظ:

    کافی هاست که آقای خامنه ای خلاف این را بگویند تا ببینی صدها مقاله کارشناسی در زمینه در حمایت از این نظر ایشان سر در میاورد. شما الان فکر میکنی الان که رهبر این حرف را زدند هیچ روزنامه ای جرات میکنند این حرف رهبر را به نقد بکشد. آنها که موافق هستند همه جا خوهند نوشت، آنها که مخالفند یا نظری متفاوت دارند ساکت میشوند. بعد از هر نظر رهبری صدا و سیما با دعوت از کارشناسان همسو با نظر رهبر آنرا تقویت و حمایت لجستیک میکند. در واقع رسانه ملی صدای مخالف نظر رهبری را پوشش نخواهد داد.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۶ ق.ظ:

    اولا چرا این مباحث نباید حداقل با اطلاع مردم برگزار شود تا آنها از مراحل تصمیم گیری و اینکه چه کسی چه گفت آگاه باشند.
    دوم اینکه اصولا این کارشناسان توجه کرده‌اند این جمعیت امکاناتی میخواهد که با توجه به سابقه حاکمیت توانایی تولید آنرا ندارد. ما نمی‌دانیم و نخواهیم دانست چون بنده و جنابعالی نامحرم هستیم.
    سوم اینکه الان کشور با خطرات کوتاه مدتی مواجه است که از این مباحث مهمتر است. ممنونیم که عذر خواهی کردند ولی عذر خواهی ایشان از کاری بود که اتفاقا درستترین کار این حکومت بوده است.

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۲ ق.ظ:

    برژینسکی در یکی از سخنانش گفته بود با این نرخ موالید در ایران اونها تا سال ۱۴۸۰ بیشتر دوام نمی آورند
    من خودم آخر ۶۹ بدنیا اومدم یادمه تو مدارس تو میز دو نفره سه نفر و بعضا چهار نفر میشستند خب حالا به حدی رسیده که میزها همه تک نفره شده
    تو دانشکده ما چند تا از رشته ها داره تعطیل میشه چندین هیئت علمی دارن بیکار میشن
    ضمن اینکه در آینده این جوانانی که الان هستند همه پیر میشن اونوقت دیگه جوانی نیست که بیاد ایران رو بچرخونه
    تازه مشکلات دیگه هم کم جمعیتی داره مثل کوچک و محدود شدن خانواده ها افزایش طلاق و…

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۷ ب.ظ:

    خوب فرض کنیم برژینسکی درست گفته-بگذریم که من به دلایلی به این حرفش اعتقاد ندارم.
    چرا مردم ایران تا مرحله‌ای از زندگی سیر شدند که دیگر با پس گردنی هم تولید نسل نمی‌کنند؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸ ب.ظ:

    برژیسنکی راجع به وضع زندگی ما و گرونیا چیزی نگفت؟

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    چرا اتفاقا پارسال یک چیزهایی گفته بود

    رودا پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۵ ق.ظ:

    فکر کنم یکی از مشاوران مقام معظم رهبری در تصمیم گیری هاشون شناسایی شد: سید نوید. :D

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۸ ب.ظ:

    :oops:

  15. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۶:۲۰ | #15

    صبح جمعه است با ذکر فاتحه ای از رفتگان یاد کنید.
    اگر از بیکاری رنج می برید این مطلب را با نیت حقیقت جویی ملاحظه فرمائید.
    *** بزرگترین خدمت به محرومین، آموختن سیاست و رسیدن به حقیقت است.

    #( نیمه پنهان دمکراسی )#

    دمکراسی مانند کوه یخ است، ما بخش عمده ای از دمکراسی را نمی بینیم.
    در انتخابات، مردم از بین پنج نفر یکی را انتخاب می کنند، حال این سوال مطرح می شود که این پنج نفر از بین هفتاد میلیون نفر چگونه انتخاب شده اند!؟ پس انتخاب اصلی در جای دیگریست، جایی که ما نمی بینیم وهیچ دخالتی نداریم!
    انتخابات امریکا را در نظر بگیرید مردم از بین دو نفر یکی را انتخاب می کنند، بنابراین انتخاب اصلی همان انتخاب دو نفر از بین دویست میلیون نفر است. حتی اگر انتخابات درون حزبی را هم بدان اضافه کنیم تفاوتی نمی کند، زیرا در مجموع مردم از بین ده نفر یکی را انتخاب می کنند، در حالیکه انتخاب اصلی و سرنوشت ساز همان انتخاب ده نفر از بین دویست میلیون نفراست!
    می بینید که دمکراسی عمق زیادی دارد، در دمکراسی یک انتخاب اصلی وجود دارد که مردم درآن هیچ نقشی ندارند.
    بی جهت نیست که نتیجه دمکراسی در کشورهای جهان سوم با جهان اول متفاوت است.
    انتخابات سال آینده خودمان را در نظر بگیرید رئیدس جمهور آینده از بین بیست یا حداکثر پنجاه نفر خارج نیست، حال این سوال مطرح می شود که این پنجاه نفر چگونه از بین هفتاد میلیون نفر مطرح شده اند؟
    این مطلب را به شکل دیگری هم می توان مطرح کرد.
    چه کنیم تا افراد خوب شناخته و معروف شوند؟ چه شرایطی لازم است تا شایسته ها معروف شوند؟
    گلوگاه اصلی دمکراسی اینجاست، همه فکر می کنند دمکراسی فقط به انتخابات آزاد و فضای باز نیاز دارد! همه فکر می کنند مانع اصلی در برابر دمکراسی استبداد است، درحالیکه نیاز اصلی دمکراسی شرایطی است که تحت آن شرایط افراد شایسته رشد کنند و شناخته شوند.
    شمایی که جوانید، در پنجاه یا شصت سال آینده خواهید دید که هیچ دمکراسی در خاورمیانه موفق نخواهد بود چون در این منطقه از جهان شرایط لازم برای نیمه پنهان دمکراسی فراهم نیست.
    بعنوان مثال دمکراسی موجود در افغانستان و عراق را در نظر بگیرید، دمکراسی در این دو کشور موفق نبوده لااقل به برقراری امنیت منجر نشده است، نتیجه دمکراسی در کشور خودمان را هم که در سالهای اخیر دیده اید!
    زمانیکه حماس در انتخابات پیروز شد، غربیها یک لحظه حقیقت را دیدند اما از کنار آن گذشتند و پیگیر نشدند. پس از پیروزی حماس رئیس جمهور امریکا گفت دمکراسی در خاورمیانه با غرب متفاوت است.
    ” ” باور کنید تمام داشته های غرب و تمام موفقیتهای غرب مربوط به نیمه پنهان دمکراسی است، نه صرفأ فضای باز سیاسی یا انتخابات آزاد. ” ”
    براستی چه شرایطی باید وجود داشته باشد تا فردی شایسته، ابتدا مدیر شود سپس مدیرکل، پس از آن استاندار یا وزیر و در نهایت کاندید ریاست جمهوری و پیروز انتخابات؟
    پاسخ این سوال یک کلمه است .
    ” ” خوب ها، خوبی دیگران را می بینند، بزرگان، بزرگی دیگران را می بینند، شایسته ها، شایستگی دیگران را می بینند و می پسندند ” ”
    *** وقتی شایسته ای فارغ التحصیل و وارد بازار کار می شود، ابتدا لازم است که مدیران او شایسته شناس و شایسته دوست باشند تا او مراحل پیشرفت را طی کند و بلاخره به وزارت برسد.
    سپس فعالان سیاسی و مطبوعاتی باید اشخاص بزرگی باشند تا بزرگی او را ببینند و بپسندند و باعث مطرح شدن و در نهایت کاندید شدن او شوند.
    بعد از آن هم این مردم هستند که باید تااندازه ای بزرگ و بزرگ شناس باشند تا او رای بیاورد.
    می بینید که دمکراسی مقدمات زیادی دارد، برای ایجاد شایسته سالاری نیازهای زیادی وجود دارد.
    البته همه این نیازها را در یک کلمه می توان خلاصه کرد و آن اینکه دمکراسی فقط و فقط در جوامع متمدن و در بین انسانهای رشد یافته نتیجه میدهد.
    وقتی مردمی به اندازه کافی رشد یافته نباشند، وقتی به اندازه کافی ” علم و اخلاق ” در جامعه وجود نداشته باشد، در چنان شرایطی دمکراسی تبدیل به یک بخت آزمایی ساده می شود.
    همین شرایط امروز جامعه خودمان را در نظر بگیرید، به هر حال افرادی بعنوان رجال سیاسی مطرح شده اند. در بین این افراد بلاخره یکی بزرگتر و مناسب تر از دیگران است، اما فعالان سیاسی و مطبوعاتی ما چون خودشان اشخاص بزرگی نیستند، بزرگی دیگران را نمی بینند و نمی توانند بزرگترین شخصیت موجود را به جامعه معرفی کنند و به این ترتیب است که دمکراسی تبدیل می شود به یک بخت آزمایی ساده. والسلام.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۲ ق.ظ:

    ( توضیحات بیشتر )
    بله دوستان اینکه می بینید پس از صد سال مشروطه خواهی و پس از سی سال انتخابات آزاد چنین دولت ضعیفی روی کار آمده، اتفاقی نیست. نیمه پنهان دمکراسی در جامعه ما ضعیف است هر چند که نیمه آشکار آنهم تعریفی ندارد.
    فعالان سیاسی و مطبوعاتی ما نمی توانند شخصیتهای بزرگ را شناسایی و به جامعه معرفی کنند.
    امروز اگر جامعه سیاسی ما درست عمل کند می بایست روی دو یا حداکثر سه شخصت به اجماع برسند و سپس مردم یکی از آن دو یا سه را انتخاب کنند.
    این حالتی که می بینید ده پانزده نفر مطرح می شوند و هر یک از مطرح شده ها هم تعدادی طرفدار دارد!! حالتی ابتدایی ست. در یک جامعه کاملأ عقب مانده نیز همین حالت بوجود می آید با این تفاوت که در آنجا بجای پانزده نفر ممکن است پنجاه نفر مطرح شود.
    هفتاد یا هشتاد درصد اصلاح طلبان باید ” بطور خودجوش و خیلی سریع و بدیهی ” روی یک شخص اتفاق نظر داشته باشند همچنین اصولگرایان.
    اگر جامعه سیاسی ما به اندازه کافی رشد یافته بود، خودبخود اجماع صورت می گرفت. بلاخره در هر کلاسی یک نفر شاگرد اول است یا حداکثر دو نفر، وقتی در جامعه ای بیست نفر مطرح می شود یعنی اینکه آنها شاگرد اول شناس نیستند.
    خلاصه اینکه :
    ” ” این اجماع اجباری که به زحمت و با تاخیر صورت می گیرد حالت خوبی نیست، جامعه سیاسی ما خیلی روان و بدیهی روی دو نفر اجماع کند ” ”
    سیاست آنقدر هم سخت نیست، چیزی که جامعه سیاسی ما را ناموفق کرده آرزوهای بزرگ است. آرزوهای بزرگ یا همان آرمانگرایی همراه با خوی مبارزه جویی ما را درسیاست ضعیف کرده است.
    واقعیت تکان دهنده ای وجود دارد:
    ” ” ما هنوز ستیزه جو هستیم، مبارزه ما از روی نیاز نیست بلکه خود مبارزه را دوست داریم ” ”
    حتی همان آقای پرفسوری که چهل سال در اروپا زندگی کرده، حتی رنگ پوستش تغییر کرده و تمام علوم غرب را میداند بلکه تدریس می کند، هنوز تمایل به درگیری دارد.
    چرا دولت آقای خاتمی هر نه روز یک بحران داشت، علت عمده آن این بود که همراهان آقای خاتمی اهل صلح نبودند، آنها صد و بیست سال با استبدا مبارزه کرده بودند وطبیعی است که غیر از مبارزه علاقه و هنر دیگری نداشته باشند.
    بله دوستان ما در سیاست مانند سربازی هستیم که تمام عمرش در جنگ بوده، ما غیراز مبارزه با استبداد هنر دیگری نداریم.
    . . .
    در جامعه سیاسی و مطبوعاتی ما مشکلی اساسی وجود دارد و آن اینکه ” پایان مبارزه ” را متوجه نمی شوند.
    گویا اصلأ به پایان مبارزه علاقه ای ندارند و با دنیای پس از پیروزی آشنا نیستند. اصلأ نمی دانند که پس از پیروزی چه باید کرد.
    سال ۷۶ مبارزه تمام شده بود، بعد از صد سال تلاش و آرزومندی، تقریبأ تمام آرزوهای ما تحقق یافته بود. اما روشنفکران و فعالان متوجه این موضوع نشدند و بتصور وجود استبداد همچنان به مبارزه و بدبینی ادامه دادند.
    بعد از شهریور۱۳۲۰ هم مبارزه تمام شده بود، با پایان یافتن جنگ جهانی دوم این تصور و باور در جهان شکل گرفت که دوران استعمار و استبداد با هم به پایان رسیده، ما در سالهای پس از ۱۳۲۰ به تمام آرزوهایمان رسیده بودیم، حکومتی مانند انگلستان داشتیم اما…
    اما روشنفکران و فعالان سیاسی و مطبوعاتی ما متوجه پایان مبارزه نشدند، اصلأ متوجه پیروزی که بطور اتفاقی بدست آمده بود، نشدند و همچنان مبارزه را ادامه دادند!!
    و اما امروز…
    باور نمی کنید امروز هم تاریخ در حال تکرار است، امروزهم، فکر ما به بیشتر از مبارزه نمی رسد، فکرمان به بیشتر از قهر کردن و از جا کندن کاخ ظلم نمی رسد.
    امروز شرایط به خوبی سالهای ۷۶ یا ۱۳۲۰ نیست اما آنقدر دمکراسی هست که مردم بتوانند تا اندازه ای سرنوشت خود را تغییر دهند اما…
    اما افسوس که خلق و خوی یک ملت قابل تغییر نیست.
    دوستان، عزیزان
    شما از همه نسلهای گذشته تحصیلکرده تر و با تجربه ترهستید.
    مانند آدمهای هفتاد سال قبل رفتار نکنید، آرزوهای بزرگ انسان را به گدایی می اندازد.
    فکر نکنید آرزوهای بزرگ را شما کشف کرده اید! همه میدانند که چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است و چه چیزی عالیست.
    فکر نکنید کسی که به آرزوهای متوسط قناعت می کند از آرزوهای بزرگ بی اطلاع است.
    فکر نکنید آرزوهای متوسط از کمبود شهامت یا همت ناشی می شود.
    آرزوهای بزرگ سرتا پا حسن هستند و فقط یک ایراد دارند، امکان رسیدن به آنها کم است همانطور که ما در صد سال گذشته به آنها نرسیدیم.
    خلاصه اینکه، فعالان سیاسی ما بجای آنکه همت کنند، بجای آنکه به وظیفه خود عمل کنند و نیمه پنهان دمکراسی را اجرا نمایند، ( یعنی شناسایی و معرفی شخصیت های بزرگ ) قهر می کنند و از تحریم یا کم توجه ای به انتخابات سخن می گویند!
    اگر به این مثال خوب توجه کنید افکارتان زیر و رو می شود و دنیای جدیدی پیش روی تان باز خواهد شد.
    آنهایی که در سیاست قهر می کنند و تعامل نمی کنند مانند جوانی هستند که خانواده اش گرسنه است اما او منتظر شغل ایده آلش در گوشه ای نشسته، او تصمیم دارد شغل خیلی خوبی پیدا کند و در نتیجه خانواده اش را خیلی خوشبخت نماید اما معلوم نیست که چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد، معلوم نیست که خانواده اش تا چه زمانی گرسنه خواهند بود.
    در مقابل جوان غیرتمند، مهربان و ” نتیجه گرا ” به اولین شغل پیشنهادی مشغول و شب نانی به دست، قدری از رنج و سختی خانواده اش می کاهد.
    این جوان غیرتمند است که یک لحظه شادی خانواده اش را به هر آرزو و آرمانی ترجیح میدهد.
    آرمان خواهی حالت قابل افتخاری نیست، آرمانخواهی و زیاده خواهی کار جالبی نیست، آرمان خواهان مانند همان جوانی هستند که گوشه خانه نشسته و خیال بافی می کند! گوشه خانه نشسته و رنج خانواده اش را نظاره گر است!
    به پیغمبر که آرزوهای بزرگ ریشه در بی غیرتی دارد، ریشه در بی رحمی دارد. انسان مهربان به کوچکترین دستاوردی خشنود می شود.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    عمو صحرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    آقای حسینی
    کلیات صحبت هایتان درست است اما به نظرم یک مطلب را در مقایسه دموکراسی ما، یا در جا
    در حالت بد تر عراق و فلسطین، با دموکراسی غربی از قلم انداخته اید. نکته ای
    که غرب از داشتن دموکراسی به خود می بالد نه حکمرانی رای اکثریت، بلکه محترم
    شناختن حق اقلیت است. اقلیتی که شاید به هر دلیل درست یا غلط حاضر نباشد از
    مبارزه دست بردارد و به آرزوهای متوسط قناعت کند. در عراق یا فلسطین، و حتی
    ایران پس از صد سال، هنوز به این نکته نرسیده ایم و شاید هم به دلایل تاریخی
    هیچگاه زمینه آن مطابق الگوی غربیث فراهم نشود. اما آنچه غرب امروز به عنوان
    دموکراسی از داشتنش به خود می بالد، نه فلسفه الحق لمن غلب، که نوع دیگر حکمرانی
    رای اکثریت است، بلکه دادن آزادی عمل و اندیشه به اقلیت بازنده و جا مانده از
    از کاروان قدرت است.

    [پاسخ]

    عمو صحرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    ببخشید منظورم آقای یوسفی بود

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۷ ق.ظ:

    بر عکس جناب عمو صحرا ، بنده فکر می کنم در غرب یک نوع دیکتاتوری اکثریت
    حاکم است . ان هم اکثریتی که معمولا تحت تاثیر تبلیغات هستند و مال اندیشی سیاسی ندارند . می خوام بگم شاید حقوق اولیه ی اقلیت ها سرجایش باشد ( که هست آن هم به این دلیل
    که غرب به دلیل کاهش جمعیت مهاجر پذیر است و ناچار است مهاجران را جذب خودش بکند )
    اما تنها به حقوث اولیه اکتفا می شود و خبری از آزادی عمل و اندیشه به معنایی
    که این ازادی ها بتواند به بار بنشیند و موجی ایجاد کند و در سیاست ها تاثیر
    بگذارد و خط مشی های اساسی سیاسی و اجتماعی ایجاد کند ، نیست .
    دولت های خاورمیانه در دویست سال اخیر بیش از دولت های غربی در برابر آزادی
    عمل یک اقلیت پدید آمده ( مثلا طبقه ی روشنفکران ) از خود انعطاف نشان داده اند.

    عمو صحرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    لازم جان در مورد اینکه آزادی اندیشه به صورت کامل وجود ندارد با تو موافقم
    اما دلیلی که برای حفظ حقوق اولیه آوردی خیلی به نظرم درست نیست. این نوع دمووکراسی
    که ما از آن صحبت می کنیم در واقع مربوط به بحث های اواخر قرن ۱۹ می شود. ریط دادن آن به مهاجر پذیری و رشد جمعیت منفی که مساله تنها بخش کوچکی از جهان غرب آنهم در ۵۰ سال
    اخیر می شود خیلی نمی تواند رعایت حقوق فردی را توجیه کند. در ضمن از کدام خاور
    میانه در دویست سال اخیر و کدام انعطاف پذیری صحبت می کنیم؟ خاور میانه ای که
    ما امروز می شناسیم پیش از پایان جنگ جهانی اولا اساسا وجود خارجی نداشت و مسائل
    این منطقه هم کاملا متفاوت بود. حتی تا قبل از پایان جنگ جهانی دوم و اعلام وجود
    اسرائیل توازن قدرت در منطقه کاملا متفاوت بود و نگاه قدرت های جهانی به این
    منطقه هم فرق داشت. اگر مثالی از ۲۰۰ سال اخیر در خاور میانه بزنی ممنون می شوم

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    مثلا می توان از ایران خودمان سخن گفت و نفوذ افکار مشروطه خواهی در آن که
    در اصل نشانه های آغازینش را می توان درزمان محمد شاه یافت .
    اگر بگویید که الزامات زمانه و نیاز مردم به افکار مشروطه خواهی دامن زد
    بنده این را قبول ندارم . مشروطه خواهی ( که آغاز نوید بخشی هم داشت )در وهله
    اول نیاز طبقه ی منور الفکر بود . در عثمانی هم این طبقه به اندازه ی کافی تاثیرات خود را داشت و همین طور مصر.
    اما افکار دربارهای غربی به روی انگیزه های تازه و افکار تازه به هر دلیلی
    همیشه به صورت سنتی بسته تر بوده .
    و این رویه امروزه کمتر قابل قبوله اما همچنان ادامه داره . یعنی سیستم حکومتی
    در میان قدرت های لیبرال دموکرات غرب جنان است که راه را برای ورود افکار تازه
    می بندد.

    عمو صحرا پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۳ ق.ظ:

    این حرف رو تا حدودی قبول دارم ولی خوب این طبقه منور الفکر هم خودشون
    متاثر از الگوی غربی بودن. و حکومت ها و حتی مردم خاور میانه هم چندان
    انعطافی نسبت بهشون نشون ندادند.

  16. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۷:۱۶ | #16

    سلام به امید حسینی. من با اینکه متشرع نیستم ولی هر وقت می آیم اینجا با وضو وارد می شوم. زیرا اینجا را خانۀ امید می دانم و بخودم اجازه نمی دهم که هر چه می خواهم بگویم.
    اما در مورد موضوع بحث این پست:
    گذشته از مقدار اهمیت موضوع عذرخواهی و عذر خواهی از کی و چرا و طلب بخشایش از کی و چرا. من آرزو داشتم که مقام محترم رهبری این پوزش را نمی خواستند یکی به این دلیل که بیم دارم همین عذرخواهی ایشان هم دیری نگذرد چماقی بشود در نزد هواداران متعصب ایشان برای تقدیس بیشتر و کوبیدن بر سر ما که “دیگر چه مرگتان است رهبری هم که عذرخواهی کردند و نشان دادند که اهل منطق و توجه به واقعیت ها و نظرات کارشناسی هستند”. دوم هم برای اینکه مشکل ایران را دیکتاتوری یا دموکراسی بمعنی عام آن نمی دانم و حتی ریشۀ مشکل تحدید نسل را در فتوای مذهبی و جلوگیری دولتی نمی دانم – چنانکه افتد و دانی – و کارشناسان گفته اند که عدم خواست خود خانواده ها و نداشتن امکانات و امید به آینده و تغییر پارادایم “چرا باید بچه دار بشویم از سنتی به مدرن” و بسیاری ملاحظات عقلانی و ریاضی است که رقم زده و نه زیاد بودن کاندوم فروشی های سر خیابان!
    خیلی لخت و عریان بگویم که مشکل ما با رهبری نه دیکتاتوری ایشان است و نه عدم عذرخواهی ایشان و یا حتی اشتباهات تاکتیکی ایشان. مشکل و انتقاد ما به آیت الله خامنه ای نسبت به استراتژی ایشان در اداره و مدیریت کشور است. اگر خیلی کلی و با نماد متسامح و کوتاه بخواهم بگویم بصورت زیر فرموله می کنم:
    همۀ انسان ها ماده ای هستند و معنایی. جسمی هستند و روحی. بغیر از اولیاءالله و بندگان خاص بسیار بسیار معدود خداوند هر انسانی با هر درجه از ایمان دینی و معنویت در بهترین حالت ۲۴ ساعت عمرش را ۲۳ ساعت در بخش ماده می گذراند و فقط یکساعتش را در بخش معنا. بعبارت دیگر هر آدم مؤمنی هم فقط یکساعت از ۲۴ ساعتش را بخدا می دهد و در ۲۳ ساعت بقیه اش مال خودش است. اینطور می فهمم که قرار بوده است آن یکساعت مال خدا وظیفه و مسئولیت داشته باشد که این ۲۳ ساعت بندۀ خدارا معنا دار و شیرین تر کند. بنظرم می رسد که آیت الله خامنه ای استراتژیش را بر مبنای این ۲۳ ساعت در خدمت آن یکساعت تنظیم کرده است در حالیکه باید برعکس تنظیم می کردند یعنی آن یکساعت باید خدمت گزار این ۲۳ ساعت باشد. زیرا که اولاً از نظر کمی نمی شود عدد بزرگتر در خدمت عدد کوچکتر باشد. و از نظر کیفی هم خدا (صاحب آن یکساعت) نیازی به بندۀ خدا (صاحب آن ۲۳ ساعت) و سرویس های او ندارد. بلکه این بندۀ خداست که محتاج معنای آن یک ساعت است برای رنگ امیزی کردن خوشگلتر و آرام بخش تر این ۲۳ ساعت خودش. و خدا برای کمک به بنده اش است که وجود دارد نه وجود دارد برای اینکه بنده اش او را یاری برساند. لذا تا استراتژی آیت الله برمبنای آن یک ساعت معنا ادامه دارد نه آن معنا بدست خواهد آمد و این ۲۳ ساعت هم زهرمار خواهد شد و از دست خواهد رفت. مشکل ما در برابر مؤمنان منتقدمان که ظاهراً خودشان را طرفدار آیت الله خامنه ای هم معرفی می کنند همین است. ما در زمان هایی که در فاز ۲۳ ساعت مادۀ خودمان هستیم وارد بحث با برادرانی می شویم که آنان در یکساعت خدایی شان هستند. خب طبیعی است که از جملۀ اول به دوم باهم دعوایمان خواهد شد. چون یکطرف پشت کیبورد نشسته و همان آدمی است که تا قبل از امدن پشت کیبورد غذا می خورده بازی می کرده شوخی می کرده و هزار ویک کاری که جسمش و بخش مادی وجودش نیاز دارد. در حالیکه طرف مقابل که پشت کیبورد می آید در حال ذکر گفتن و بررسی رؤیای شهادت و توی فکر بهشت و اینجور مفاهیم مربوط به یک ساعت معنای وجودش است. خوب ارتباط برقرار نمی شود چون رقیب یا رفیق همّ کارهای خور وخواب و شهوت ودروغ و غیبت و مال مردم خوری و خود خواهی و … که طبیعی بخش ۲۳ ساعتۀ همۀ ادم هاست و او هم هر روز مرتکب می شود را گذاشته کنار و فقط خدای فارغ از همۀ این نیازهای مادی را کول کرده و می خواهد مارا مجاب کند که ۲۳ ساعت ماده مان را باید صرف آن یک ساعت خدایمان بکنیم. در حالیکه خودش نمی کند و بمحض بلند شدن از پشت کیبورد کامت گذاری برای من می رود و بهتر از من می نوشد بیشتر از من می خورد بدتر از من دروغ می گوید و حریص تر از من شهوت رانی می کند. لذا اگر همه در شرایط انسان مادی که معنا و خدا باغبان گل آرای وجودشان وبرطرف کردن کمبودهای ناتوانی شان و ایجاد امید در تلاش های شان است با هم دیگر برخورد و زندگی کنیم هم بتفاهم می رسیم و هم بر ضد خودمان (۲۳ ساعت ماده) نمی شوریم. چون ممکن نیست شوریدن بر بن مایۀ وجود انسان در این جهان. رهبری محترم هم تا استراتژی مدیریت کشور را بر مبنای حق تقدم آن ۲۳ ساعت نیازمند و گدا بر آن یکساعت بی نیاز و سخی تنظیم نکنند هیچ معجون دیگری پاسخ بهبود اوضاع را نخواهد داد. یا…هو

    [پاسخ]

    موسی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۳ ب.ظ:

    پناه بر خدا از این دنیاطلبی
    برو برادر
    برو بخوان ولایت فقیه رو
    قصه صدمن یه غاز نباف

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳ ق.ظ:

    موسی خدا پشت و پناهت باشد. چقدر دلم گرفته بود هیچکس محلم نمی گذاشت. همین که آمدی و صدایم کردی نوش بود. مهم نیست که با هم اختلاف نظر داریم مهم این است که همدیگر را دوست داریم. یا…هو

    [پاسخ]

  17. علی
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۰۹:۵۲ | #17

    همان طور که خود رهبر گفت، ایشان هم همانند هر انسانی غیر معصومی اشتباه دارند، خوب پس منطقی است که بر خلاف رویه فعلی، خبرگان اجازه نقد ایشان را داشته باشد و در ضمن اجازه نظارت بر دستگاه های زیر نظر ایشان را داشته باشد تا عقل جمعی اسلامی بر جامعه حکومت کند و نه عقل فردی، در حالی که ایشان با نظارت بر روی دستگاه های زیر نظر خودش از طرف خبرگان مخالف است (آقای جنتی یک بار مخالفت رهبر با نظارت بر سپاه را در مصاحبه با مجله مربوط با خبرگان مطرح کرد. آقای سید عباس نبوی هم بعد از انتخابات گفته بود که رهبر به خبرگان گفته اند که اگر صلاحیت من را تمام شده می دانید من را عذل کنید اما من اجازه نظارت بر دستگاه های زیر نظر خودم را نمی دهم) ، در ضمن در قدم بعد به رسانه ها اجازه بدهند مواضع ایشان را منطقی و کارشناسانه نقد کنند. در یک سیستم بسته و استبدادی (چه مستبد صالح باشد و چه طالح)، چون پاسخ گویی فقط به یک فرد وجود دارد، مسئولیت پذیری، پاسخ گویی و پذیرش اشتباهات در پایین ترین حد ممکن است، ضمن آن که چون همه چیز برای خوشامد فرد حاکم است، خلاقیت پایین آمده و کارها مصنوعی و از روی چاپلوسی خواهد بود و نه از روی دلسوزی و برای پیشبرد کشور. اگر سیستم ما مثلا به این صورت بود که قدرت اصلی با مجلس خبرگان بود (برای حفظ جنبه اسلامی نظام) و رهبری همانند نخست وزیر این مجلس بود و برای مدت محدود مثلا ده یا هفت ساله از طرف این مجلس انتخاب می شد و منصوبان زیر نظر او مانند فرمانده سپاه، ریس قوه قضاییه، ریس صدا و سیما، ریس بنیاد جانبازان و مستضعفان و … همانند وزرا با رای اعتماد مجلس خبرگان انتخاب و در صورت صلاحدید مجلس استیضاح می شدند، شاهد جامعه ای باز و نظامی کارآمدتر بودیم.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    برخلاف رویه فعلی؟ یعنی شما الان مطمئنی که خبرگان نقد نمی کنه؟!

    اون اظهار نظر نبوی هم ربطی به برداشت شما نداره. اونجا گفته نشده کسی حق اظهار نظر و یا نظارت نداره، بحث یه چیز دیگه بود. بحث این بود که نظارت ها باید بر سر شرایط رهبری و ولایت باشه نه بر سر جزئیات. یعنی اول ببینند که فلان شخص، شرایط رهبری رو که توی قانون اساسی اومده، دارا هست یا نه؟ اگه شرایط کلی رو دارا نیست که باید عزل بشه. حرف رهبری (البته طبق ادعای نبوی که میشه گفت برداشت نبوی هست نه عین سخن رهبری) این بود که مثلا نباید در جزئیات امور (یعنی مثلا انتخاب رییس دفتر یا اموری مثل این) دخالت بشه. این اصلا ربطی به اصل نظارت نداره.

    درباره بخش دوم حرف شما الان رسانه ها مگه همین کار رو نمی کنند؟ مثلا درباره همین کنترل جمعیت. مگه صداهای مختلفی نیومد ؟ خوب بعضی موافق بودند و برخی هم مخالف؟

    اینکه شما داری پیشنهاد میدی درباره شرایط قدرت در کشور، خوب این نظر شماست. دیگه در ان صورت که به سیستم حکومتی ایران ولایت فقیه نمی گفتند. فعلا طبق قانون اساسی میگن فقیه جامع الشرایط باید رهبری کنه نه خبرگان ملت. البته میشه سیستم شورایی هم داشت که در آن چند فقیه وظیفه رهبری رو داشته باشند. ولی به هرحال فعلا شورای واقع نشده

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۶ ق.ظ:

    سلام، ممنون از جوابتان. فقط سه نکته برای روشن شدن منظورم، اول از حرف آخرم شروع می کنم: آن مدل هم که من می گویم هم در حوزه تعریف ولایت فقیه می گنجد منتها به معنای دقیق تر ولایت فقها است و نه فقط یک فقیه. همان طور که در پزشکی امروز برای گرفتن تصمیمات حساس ، شورای پزشکی تصمیم می گیرد و نه یک پزشک خاص ولو این که خیلی باسواد و کاردرست باشد، در این مورد هم به جای یک فقیه، فقها تصمیم می گیرند (این برداشت که در همه موارد یک نفر اعلم تر و اصلح تر از دیگران است، به نظرم صحیح نیست و در امور حساسی مانند اداره کشور در هر موضوعی ممکن یک نفر بهتر قضیه را بفمهد). در هر حال بحث مفصل است اما تاکید دارم که این مدل در واقع مدلی از نظریه ولایت فقیه مرحوم امام خمینی است (برای نظریه ایشان می توان مدل های متعدد ساخت)، حالا می شود بحث کرد که این مدل بهتر است یا مدل فعلی اداره کشور. دوم ببینید حالا برای این که روی الفاظ بحث نکنیم. هدف از نقد چیست؟ درست کردن و تذکر سیاست های و کارهای اجرایی غلط. این از دو راه ممکن است. یکی این که به خود شخص تعیین کننده سیاست بگویی که شما اشتباه تعیین سیاست کردی (در این مورد مثلا خبرگان رهبری به رهبر این را بگویند. من نشانه ظاهری از این مورد نمی بینم. صدا وسیما و رسانه ها همواره بیانیه ای از خبرگان در تایید همه سیاست های مصوب کشور پخش می کند و بعد دیدار خبرگان با رهبری را پخش می شود که آن هم جز تایید و تعریف چیز دیگری نیست. حالا این که غیر علنی تذکر می دهند یا اظهارنظر می کنند، من نمی دانم) دوم این که شما دستگاه های مجری را نقد کرده و بر آن ها نظارت کنید که این مورد شاید از مورد اولی هم مهم تر باشد، همان طور که مجلس در مورد وزاری ریس جمهور می کند و آن ها را به سوال و استیضاح می کشد، همین امر هم باید در مورد خبرگان و دستگاه های زیر نظر رهبر مانند قوه قضاییه، سپاه، بنیاد مستضعفان، صدا و سیما و …) برقرار باشد و آن ها علنی به نقد کشیده شوند و به پاسخ گویی وادار شوند. چرا که در خیلی از موارد کارهای غلطی در این دستگاه ها انجام می شود که خود رهبری هم شاید با آن موافق نباشد اما چون زیر نظارت مردمی نیستند، پنهان می ماند. نکته سوم این که من می فهمم بعضی از این تغییرات یا اصلاح اشکالات حتی اگر خود رهبر هم اراده کند، یک شبه قابل حل نیستند اما باید به سوی رفع آن ها گام برداشت، یا لاقل در جامعه و رسانه ها منطقی و مودبانه در موردش بحث شود (همین بحثی که من این جا نوشتم، در هیچ رسانه ای در ایران قابل چاپ نیست متاسفانه) در پایان از مطالب خوب وبلاگتان تشکر می کنم، گرچه در موارد زیادی با شما هم نظر نیستم (البته در موارد زیادی هم هم نظریم :D )، اما چون نوشته هایتان را غالبا بر مبنای منطق گفتگو می نویسید، همواره مشتری وبلاگتان را هستم گرچه این اولین باری است که فرصت کردم نظر بگذارم . اگر در جواب این مطلب دوم هم نکته ای نوشتید حتما مطالعه خواهم کرد، اما دیگر فرصت جواب دادن نخواهم داشت.

    [پاسخ]

  18. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۴ | #18

    چرا باید عکس های رهبر در سایز های بزرگ و با بودجه های دولتی چاپ بشود . چرا صدا و سیما در مورد رهبر کلیپ های احساسی و اغراق آمیز می سازد . چرا همه ادرات و حتی در سالن اجلاس سران ما عکس رهبری را در ابعادی بزرگ می بینیم ؟ چرا در استادیوم آزادی و خیلی از جاهای دیگر عکس رهبری با پولی که حق مردم است چاپ می شود ؟
    اگر این روند روند درستی است که هیچ .
    ولی اگر روند درستی نیست ، چرا رهبری تاکنون موضع شفافی در این مورد نگرفته است و برخورد عملی انجام نداده است ؟
    چاپ عکس و تمثال را معمولا پادشاهان عربی و دیکتاتورها در دستور کار قرار می دهند ؟ آیا این روندی که رهبری در پیش گرفته ، روند بخردانه ای است ؟
    بهتر نیست به جای عکس افراد ، پرچم ایران یا سایر مضامین بلند دینی به کار گرفته شود ؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    موضع شفافی نگرفته است؟ با اطمینان حرف می زنی یا با شک و تردید؟ چطور اینقدر مطمئن حرف می زنی؟ یه سر به سایت رهبری بزن و نظرات رو ببین.

    اگه میگی چرا اجرا نمیشه خوب این دیگه ربطی به شخص دستور دهنده نداره. مثلا مدتهاست که رهبری میگه به دیگران تهمت نزنید، آیا خود به خود همه آدمها ساکت شدند و دست از تهمت زدن برداشتند؟ معلومه که نه. چون روابط آدمها تا این حد ساده نست که شما فکر میکنی. اگه قرار بود یکی حرف بزنه و بقیه هم بلافاصله گوش بدن و اجرا کنند، که الان وضعیت جامعه یه طور دیگه بود. واقعیت اینه که عموما عمدا و یا سهوا نصایح و سفارشات و دستورات نادیده گرفته میشه. مثلا ایشان سفارش می کنند که جناح ها دست از تخریب هم بردارند، ولی کسی توجه نمی کنه

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۶ ق.ظ:

    دقیقا به همین دلیل باید صاحب مملکت و رییس فقط یک نفر باشد. یعنی اگر دستوری داد در مجرای قانون باشد نه توصیه اعتقادی، بشود بر اساس آن سیاست خارجی و داخلی را شناخت، همین الان مجلس دلهره دارد سواال بکند از احمدی نژاد یا نه گرفتاریشان این است که نظر رهبر واقعا چیست؟ دنیا هیچ فرستاده ما را صاحب اختیار کامل نمی‌داند چرا نباید خود رهبر با سران آنها مذاکره کند؟
    دنیا خیلی بی در و پیکر شده بعضی تصمیم ها را باید در لحظه گرفت نه اینکه تازه مجلس بعد از ۳ هفته از این بدبختی ارزی دنبال کشف نظر رهبر باشد.

    [پاسخ]

    محمد مهدی خدادادی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۶ ق.ظ:

    امید جان ، بنده با شک و تردید و به شکلی سوالی مواضع ام رو بیان کردم . چون برام سوال بوده واقعا ؟ قصد قضاوت ندارم .
    مثال هایی که شما از فرمایشات رهبری عنوان کردید ، فرهنگی است . یعنی پیدا کردن مصادیقش برای افراد دشواره .
    اما چاپ عکس و موارد اینچنینی نیاز به مصداق و این حرف ها نداره . رهبری می تونند به نظرم به راحتی با فتوا جلوی این داستان رو بگیرند . اگر تا الان کاری نشده یا من چیزی نشنیدم به نظرم بیشتر به دلیل نظر خود رهبری است تا گوش فرا ندادن هواداران .
    سپاس از اینکه وقت گذاشتی و دیدگاه حقیر رو مطالعه کردی .

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۰ ق.ظ:

    چون همه کسانی که در صدر اجرا هستند مثل من و شما هستند و دستورات را اجرا نمی کنند و یکجورهایی حداقل تقید دینی را هم ندارند
    این کار فقط در قالب گفتمان سازی حل خواهد شد

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۹ ب.ظ:

    نه دیگر نشد نوید جان. خود علی ولی ا… نتوانست با این روشی که شما میفرمایی جامعه را اداره کند. مردم ما دنبال زندگی معمولی هستند و دیانت هم در حد خود دارند. ولی افراد نماز شب خوان و همه چیز درست الان کمتر از یک درصد هستند. تاریخ می‌گوید در دوره ای که مردم محمد وعلی را بلافصل درک کردند هم همین بوده. در آینده هم همین خواهد بود.
    سووال این است که در شرایط موجود باید راهی منطقی برای رجوع کار مردم باشد. این راه پاسخگو بودن یکنفر برای تصمیماتش است ولا غیر. دنیا در مقابل این روش ما سرگیجه گرفته. شاید به ریششان بخندیم ولی یکروز علیه ما جمع خواهند شد که روزی تاریک برای همه ما خواهد بود.

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    خود باختگی !
    در برابر چند حکومت دشمن ایران که آن را “دنیا” می نامید ، خیلی خودتان را
    باخته اید و این هیچ خوب نیست .
    اما همیشه دین داشتن بهتر از دین نداشتن است . هر یک از انسان ها نمونه ی
    دینی شان خیلی قابل تحمل تر از نمونه ی بی دینشان است .

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۷ ب.ظ:

    ” اما همیشه دین داشتن بهتر از دین نداشتن است . هر یک از انسان ها نمونه ی
    دینی شان خیلی قابل تحمل تر از نمونه ی بی دینشان است .”
    لازم جان هر کی دوس داری! خودت فهمیدی چی گفتی؟

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۷ ب.ظ:

    یعنی شما نفهمیدی ؟ فارسی نوشتم جناب بابک .

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    برای مثال ، (این مثال را می زنم که مطلب رو متوجه بشید ) جناب بابک اگر دین
    می داشتند قابل تحمل تر بودند بدون شک .

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۸ ق.ظ:

    مثلا جناب بابک اگر دین داشت ، آدم برتری بود نسبت به کسی که الان هست .

  19. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۲ | #19

    نظرات مخالفین را یکبار دیگر مرور کنید !

    باز هم مخالفتهای غیر منطقی..مخالفین بی فکر ..عقده گشایان معاند

    اون بالا گفتم که مشکل بر سر اصل ولایت است ..نه چیز دیگر

    [پاسخ]

  20. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۳ | #20

    آری همیشه یک عده ای هستند که کاسه داغتر از آشند. مثل همان افراطیهایی که باعث بستن شرق شدند که همه اش به دلایل سیاسی بود به صرف اینکه میخواستند برداشت خودشان را تحمیل کنند باعث بستن نشریه ای شدند که۲۰۰کارمند داشت در حالیکه کاریکاتورش هیچ نشانه واضحی از توهین نداشت .

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۳ ب.ظ:

    چقدر این نظر شما مرتبط با اصل مطلب بود !!! 8O :D

    [پاسخ]

  21. لازم
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۷ | #21

    به ، چه تحول سازنده و مثبتی در گفتمان مردم ایران با رهبرشون به وجود خواهد آمد.
    بسیار خوب . آفرین به جناب آقای خامنه ای .

    [پاسخ]

  22. موسی
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۳:۳۶ | #22

    دوستان عزیز
    بروند بخوانند اصل ولایت فقیه را
    مطالعه کنند شیوه های حکومت داری
    کنار بگذارند خودخواهی ها و خودرایی ها را

    [پاسخ]

  23. mim-alef
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۴:۰۹ | #23

    با نوشته تون موافقم.
    فقط یک نکته توش مغفول مونده.
    به قول آیت الله جوادی آملی در کتاب ولایت فقیه؛ ولی فقیه معصوم نیست و دارای اشتباه و خطا هم هست؛ اما به واسطه نیابت امام معصوم و اینکه امام معصوم ناظر بر عملکرد و هادی ایشان است، خطاها و اشتباهات ولی فقیه از به گونه ای نیست که در مسیر نظام و اسلام انحراف و مشکل جدی ایجاد کند. (نقل به مضمون کردم. اگر خواستید عین جملاتشان را از کتاب پیدا میکنم و اینجا میگذارم )
    مثلا همین مورد اخیر که آقا فرمودند که در سیاست جمعیت اشتباه کردیم؛ خب نگاه کنید این اشتباه، اشتباهی نبوده که انقلاب و نظام و کشور و اسلام رو به مخاطره بندازه. بلکه با یک تدبیر حساب شده، سریع قابل جبران هست.

    [پاسخ]

  24. آرش
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۴ | #24

    الان این همه زندانی سیاسی در ایران داریم به غیر از اینه که همه اینا با چراغ سبز رهبر در زندان هستن؟چرا باید محمودیان به خاطر افشای وقایع کهریزک بره زندان؟چرا عبدالفتاح سلطانی باید سالها بره زندان؟و.فکر میکنید جرم همه اینایی که تو زندان هستن کمتر از دولتی است که ظرف مدت ۲ هفته ارزش پول ملی رو به نصف رسونده و مملکت رو به لبه پرتگاه برده و آقای خامنه ایی هم تمام قد تا حالا ازش دفاع کرده؟از همینجا اعلام میکنم هرگرفتاری که از این به بعد برای ایران پیش بیاد از نابودی کامل اقتصاد از حمله نظامی به ایران وتحریم کامل ایران که منجر به بروز قحطی در ایران خواهد شد شخص آقای خامنه ایی بیت اش و سرداران جنایتکار و فاسد سپاه پاسداران مسئول اون خواهند بود ولاغیر.نیایید فردا دوباره همه چی رو گردن صهیونیستها و امریکا و فتنه گران بندازیدا از حالا میگم شخص ایشون و سایرین کلیدی است در بلایی که قراره در آینده سر ایران بیاد

    [پاسخ]

    محمد مهدی خدادادی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۹ ق.ظ:

    در بیان دیدگاه سعی کنید صریح در مورد یک جریان قضاوت نکنید . خردمندانه تر این است که تنها نظر خود را بگویید ، نه اینکه با صفت هایی نه چندان زیبا ، قضاوتی داشته باشید که شاید درست نباشد .

    [پاسخ]

    هیچ پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۰ ب.ظ:

    کینه داری برادر

    خوب نیست اینطور نظر دادن

    [پاسخ]

  25. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۷ | #25

    یه سوالی از دوستان مخالف دارم :

    نظر شما چیه که جایگاه رهبری و ولایت از قانون اساسی حذف بشه و مملکت فقط ریاست جمهوری باشه ؟
    یا اینکه رهبری مانند پاپ فقط در مسائل دینی اختیار داشته باشه ؟

    گر چه جوابتان را میدانم اما دوس دارم حرف دلتونو بزنید اگر راستگو هستید ..

    میتونید جواب ندهید

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۷ ب.ظ:

    شجاع جان
    حالا چون شما جواب ما مخالفان رو میدونید من یه سوال میپرسم که جوابشو نمیدونم … به نظر شما چی میشه اگر مملکت فقط با رییس جمهور و مجلس اداره بشه ؟
    ممنون

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۲ ب.ظ:

    هیچی نمی شه فقط می شیم افغانستان ۲

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۱ ب.ظ:

    هاهاها .. اورین اورین … شما اولیشو گفتی :

    افغانستان، آلبانی، الجزایر، آرژانتین، ارمنستان، اتریش، آذربایجان، بنگلادش، بلاروس، بنین، بولیوی، بوسنی و هرزگوین، برزیل، بلغارستان، بورکینافاسو، بروندی، کامرون، کیپ ورد، چاد، شیلی، کلمبیا، کومور، کاستاریکا، کرواسی، قبرس، جمهوری چک، جیبوتی، دومینیکا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، مصر، السالوادور، استونی، اتیوپی، فنلاند، فرانسه، گابن، گامبیا، گرجستان، آلمان، غنا، یونان، گواتمالا، گویان، هائیتی، هندوراس،مجارستان، ایسلند، هند، اندونزی، عراق، ایرلند، اسرائیل، ایتالیا، قزاقستان، کنیا، کیریباتی، قرقیزستان، لتونی، لبنان، لیبریا، لیتوانی، مقدونیه، ماداگاسکار، مالاوی، مالدیو، مالی، مالتا، موریتانی، موریس، مکزیک،مولداوی، مغولستان، مونته نگرو، موزامبیک، میانمار، نامیبیا، نپال، نیکاراگوئه، نیجر، نیجریه، پاکستان، پالائو، فلسطین، پاناما، پاراگوئه، پرو، فیلیپین، لهستان، پرتغال، رومانی، روسیه، رواندا، ساموآ، سان مارینو، سنگال، صربستان، سیشل، سیرالئون، سنگاپور، اسلواکی، اسلوونی، سومالی، کره جنوبی، سودان جنوبی، سودان، سورینام، سوریه، تایوان، تاجیکستان، تانزانیا، توگو، تونس، ترکیه، اوگاندا، اوکراین، ایالات متحده آمریکا، اروگوئه، ازبکستان، وانواتو، ونزوئلا، یمن، زامبیا، زیمبابوه

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    زندگی بدون ولایت و رهبری مانند راه رفتن در تاریکیست ..
    ولایت و رهبری مانند چراغی راه درست و نادرست را نشان میدهد

    مشکلات فلسطین و افغانستان و عراق و ..بخاطر اینه که رهبری واحد ندارند …

    محسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۲ ق.ظ:

    بله
    ولایت یک معصوم میتونه مثل چراغی مسیر زندگی رو روشن کنه؛ اما اینکه یک غیر معصوم ادعای ولایت کنه مصداق اون ضرب المثله که “کوری عصاکش کور دگر شود”

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۴ ق.ظ:

    شما اگر از رهبری تیزتر و زرنگتر و کار آمدتر و مدیر تر و ..دارید نشانمان بدهید تا به او اقتدا کنیم …

  26. احسان
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۷:۵۹ | #26

    با سلام
    منم با نظر آقای حسینی موافقم و می دونم که در این مورد همیشه افراط و تفریط وجود داره و دارد ،اصولا آدم به هر چیزی که علاقه داشته باشد خوبی های آن چیز را بیشتر از بدی هایش می بیند و بزرگ میکند و همین طور بلعکس
    به خاطر همین هم بعضی از کاربران ، متن آقای حسینی را این طور برداشت کردنند که آقای خامنه ای پر از اشکال است و حتی بعضی هانظر به استیضاح خبرگان می دهند و بعضی می گویند چرا عکس ایشان همه جا است و چرا ولی امر مسلمین ایرانی است و … !!! یعنی فقط منتظر همچین متنی بودند تا کلا رهبری را بکوبند غیر از اینه ؟
    به نظر من درسته که ایشان اشتباهاتی داشته اند ولی اشتباهات ایشان در مقابل تدبیر ها و کارهای اساسی و درست ایشان مانند قطره ای می ماند در مقابل دریا بدون اغراق ، و
    در مورد همین توطئه های چند ساله اخیر(از زمان شروع رهبری تا به حال ) هر کسی به غیر از ایشان بود ایران الان به چند قسمت تقسیم شده بود و امنیتی که الان داریم را نداشتیم این بهترین خدمت به یک کشوره
    راستی شما فکر می کنید رهبر هر سخنرانی و یا هر نظری که می ده از فکر و نظر شخص خودشه و اصلا از کارشناسان و مشاوران استفاده نمی کند ؟ اگه این طور فکر می کنید که خیلی ساده اید !!!!
    التماس دعا …

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    کارهای مثبت را در هیچ جا نمی‌آیند جار بزنند و طرف را به قول قدیمی‌ها هی حلوا حلوا کنند. سیاستمداران قدرت دارند و مسئولیت. اگر این قدرت و مسئولیت بدون انتقاد و پاسخ‌گویی نباشد فساد در سیاستمداران نفوذ می‌کند. حالا هر کسی که می‌خواهد باشد و هر جایگاهی داشته باشد. اگر آقای خامنه‌ای قدرت و مسئولیتی در کشورمان داشته باشد که دارد متعاقب آن باید انتقاد و پاسخ‌گویی هم وجود داشته باشد. همین

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    بله درسته ولی ما در حدی نیستیم که از ایشان انتقاد کنیم همان طور که یه غیر فوتبالی نمی تونه از یه تیم فوتبال و مسائل فنی انتقاد کنه

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۴ ب.ظ:

    اول اینکه چرا در حد انتقاد نیستیم؟ سیاست یک وجه عمومی دارد و یک وجه تخصصی. ضمن اینکه هر تصمیم‌گیری‌ای در سیاست به حوزه‌های مختلف جامعه ربط پیدا می‌کند. مثلاً سیاست فرهنگی حکومت دقیقاً حوزه‌ی کار و فعالیت افراد فرهنگی و هنری جامعه است. و اتفاقاً همان‌ها اگر انتقاد کنند انتقادی کاملاً تخصصی است. حالا اگر جناب رهبر سخنی درباره‌ی سیاست فرهنگی جامعه بزند و تعیین جهتی بکند این افراد فرهنگی جامعه هستند که می‌توانند این سخنان را و این سیاست‌گذاری‌ها را نقد کنند. اینجا اتفاقاً افراد عضو در خبرگان رهبری افرادی ناآشنا در این حوزه هستند.
    دوم اینکه در جامعه می‌بینیم که غیرفوتبالی‌ها هم درباره‌ی مسائل فنی فوتبال حرف می‌زنند. یعنی ممنوع نیست صحبت کردن غیرفوتبالی‌ها درباره‌ی فوتبال. موضوع اینجاست که نقد افراد فوتبالی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین همه آزادند در مورد موضوعات مختلف صحبت کنند اما لزوماً نظرشان درست نیست. این را در مورد انتقاد و صحبت کردن درباره‌ی رهبری هم می‌توان گفت.

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۵ ق.ظ:

    بله از نظر کارشناس استفاده می‌کنند ما هم اینقدر که شما فکر می‌کنید بی‌شعور تشریف نداریم.
    ولی چه نوع کارشناسی؟ کارشناس ذوب شده دیگر چه نظری دارد؟ او فقط عاشق است دیگر نظری از خود ندارد. اگر کارشناس متوسطی هم نظری بر خلاف دیگر عشاق بدهد نظرش گم خواهد شد. کارشناسان کار درستی که در همین نظام پرورده شدند یا آواره غربت شدند یا آب خنک نوش جان می‌کنند.

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۷ ب.ظ:

    سلام آرش جان
    من اصلا این فکر را نمی کنم و تا حالا هم نکردم کی گفته شما بی شعوری ؟
    دوما کارشناس از نظر شما کیه مخلباف ، سازگارا ، مجتبی واحدی ، مهاجرانی ، نوری زاده و … یا کسانی دیگر ،اینها اگر ایرانی بودند و واقعا نقد داشتند با کوچکترین واکنشی نمی رفتند برای خارجی ها کار کنند و ضد ایران کار کنند .

    تازه فقط نقد ایشان مختص خبرگان است نه ما مردم کوچه و بازار و کارشناسان دست چندم، خبرگان را هم که خود مردم انتخاب کردند نکنه تو اون هم تقلب شده ما فقط می تونیم مسئولین اجرایی کشور را نقد کنیم البته نظر من اینه
    التماس دعا …

    [پاسخ]

  27. Saeed
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۹:۲۰ | #27

    خدا ریشه ظلم را بسوزاند. اروپا در پی ایجاد تحریم های جدید هست. واقعا رفتار ظالمانه آنها تنفر آمیز هست.

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۲ ب.ظ:

    طلب بخشش اگر بی ربط بود. ولی خبر را دیدم دلم گرفت از این همه ظلم و خود بزرگ بینی دولت مردان غربی.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۵ ق.ظ:

    دوست عزیز یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران.وقتی از بام تا شام شعار مرگ بر امریکا میدید و پرچمشون رو آتیش میزنید و به سفارتشون حمله میکنید توقع دارید براتون بیف استروگنوف درست کنن/خوب تحریم میکنن اگه لازم باشه جنگ هم میکنن کما اینکه ما هم اگه جای اونا بودیم همچین کاری رو میکردیم

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۲ ق.ظ:

    :D

    سافیا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۶ ب.ظ:

    اقای ارش خیلی ببخشید اونوقت شما برای کشوری که هواپیمای مسافر بری را می زند و بعد به آن افراد مدال افتخار می دهد ،به کشوری که برای انقلاب نو پا لانه جاسوسی درست می کند و تمام دارایی های کشورت را بلوکه می کند و…….. شعار درود سر می دهی خوب توپ را در زمین ایران می اندازید خوب

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۲ ب.ظ:

    شما ایرانی هستید یا اروپایی .شاید هم ایرانی حافظ منافع اروپا.

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۶ ب.ظ:

    شما که یک عمر گفتین درود بر اروپا و آمریکا آخرش ازیتون حق توحش گرفتن و شدین وحشی
    آخرش شدین کسی که محتاج و معتاد به مواد افیونی ساخت اونهاست
    باید بر شما فقط خندید
    اینقدر بدبخت و محتاج آمریکا هستید که حاضر گدایی اونها رو بکنید و بعد هم خودتون رو وطن پرست و عاشق ایران و چو ایران نباشد تن من مباد می دونید :D

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۹ ب.ظ:

    اولا اینجا دوتا آرش پیدا شده. به حر حال تحریم برای مملکت ما عاقبت خوشی ندارد.
    تولید کنندگان نفت و گازی که تا دیروز قربان صدقه ما میرفتند مشتریهامان را قاپ می‌زنند.
    تحریم بد است پس شخص اول مملکت باید حساب سود و زیان مملکت را بکند ودرست تصمیم بگیرد.

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۶ ب.ظ:

    آرش خان:
    مرگ بر امریکا شعار غلط هست. آتش زدن پرچم امریکا کار بدی هست .حمله به سفارت کشوری که بر اساس قرار داد دوجانبه شما مسول امنیت آنها هستید و در آن چند نفر آدم هستند اصلا نشانه شجاعت نیست بلکه کاری احمقانه هست و نشانگر بیکفایتی حکومت.

    اما زدن هواپیمای مسافربری یک توحش هست. تحریم منابع در آمد یک کشور یک جنایات هست و در عرف و قانون بین الملل یک جور حمله و جنگ با ان کشور هست. من منکر ندانم کاری دار دسته احمدی نژاد که با ندانم کاری ایران را مدافع نژاد پرستان مدافع هولوکاست نشان داد و حتی ازاعضا ی فرقه نژاد پرست کی. کی. کی امریکا در ایران پذیرایی کرد نیستم.

    شما میتوانی دشمن استبداد در ایران باشی ولی لزومی ندارد مدافع دشمن این مردم باشی. تحریم در آمد اصلی ٧٠ میلیون ایرانی یک دشمنی و توحش هست.

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ ق.ظ:

    سعید جان کسی منکر این چیزهایی که شما میگید نیست منم مثل شما داره تحریم ها به خودم و خانواده ام فشار میاره ولی مسبب اصلی این قضایا رو نظام جمهوری اسلامی میدونم من به چیزی به نام دشمن در عرصه سیاسی اعتقاد ندارم سیاست عرصه بده بستان هست طبیعی است وقتی یک کشوری قدرتمنده و ما توان مقابله با اونو نداریم باید با مسالمت تلاش کنیم باهاش به یک تعامل برسیم و از اون طریق منافع ملی امون رو تامین کنیم کاری که ۹۰ درصد کشورهای دنیا دارن انجام میدن.اشکال زمانی بوجود میاد که جوجه لاتهای نظام ولایت فقیه میخوان با گنده لات کره زمین کشتی بگیرن خوب معلومه که میبازن.وقتی یک کشوری قوی تر از ما هست باید بپذیریم که هست نه اینکه هی بهش فحش بدیم جلوش قپی بیاییم وبگیم تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی .باید بپذیریم که واکنش اونا نتیجه سیاستهای غلط و هولناک ولی فقیه و جوجه لاتهای دورو برشه

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۵ ق.ظ:

    سید جان من که هیچوقت نگفتم درود بر کسی یا مرگ بر کسی.در سیاست نه درود معنی داره نه مرگ معنی داره روابط بین الملل بر اساس منافع کشورها شکل میگیره نه براساس علاقه یک کشور به کشور دیگری.در مورد حق توحش هم فکر میکنم در موردش کمی اغراق شده چون اگه منظور همون کاپیتولاسیون باشه خوب این قانون هنوز هم در خیلی از جاها اجرا میشه کما اینکه ایران هم خیلی از ایرانی ها رو که در کشورهای دیگه زندانی هستن رو سعی میکنه به ایران برگردونه.در اون زمان هم خوب طبیعی بود چون قوانین در کشورهای اسلامی بر علیه متهمان ناعادلانه بوده و هنوز هم دربسیاری موارد ناعادلانه است و مجازات بسیاری از جرایم در این کشورها با کشورهای غربی متفاوت هست به همین خاطر کشورهای غربی یکسری تضمین هایی رو میخواستن برای اینکه بتونن با کشورهای اسلامی دادوستد بکنن و شهروندانشون بتونن در اینکشورها حضور داشته باشن و چون اونا در بسیاری موارد قوانین موجود در کشورهای اسلامی رو ناعادلانه میدونستن بنابراین از دولتهای این کشورها میخواستن که شهروندانشون از این قوانین مستثنی باشن.مثال عینی اون هم بلایی بود که بر سر دیپلمات های امریکایی در لیبی و گروگانگیری ۱۳ آبان در ایران رخ داده با این اتفاقات فکر نمیکنید که اونا حق داشتن و دارن که از دولتهای این کشورها خواهان نوعی مصونیت(شما بگید حق توحش)باشن؟البته این به موضوع بحث ربطی نداشت فقط من باب اطلاع گفتم چون شما مکتبی ها هر از چند گاهی این داستان بیمزه حق توحش رو هی پیرهن عثمان میکنید :-)

    [پاسخ]

    مریم.. پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۱ ق.ظ:

    سلام

    این مطلبو بایستی واسه سید نوید بنویسم ولی حوصله ندارم واسه شما می نویسم. اینکه اونا از ما حق توحش می گرفتن و هزار بدی دیگه به ما کردن بریزیم دور یه دردایی هست که از خودمونه.

    سال ها پیش وقتی پدر بزرگ من نوجوون بوده واسه تحصیل میره یکی از شهرهای مناطق مرکزی ایران . یکروز از حوزه علمیه میاد بیرون بره گشت بزنه . هوا خیلی سرد بود . می بینه کنار یه باغی یه خانمی داره بچه کوچیکشو توی جوی آب می شوره. خیلی ناراحت میشه میره جلو که تو چه مادری هستی چرا بچتو حموم نمی بری اینجا سرده و از این حرفا. اون خانمه میگه من یه اقلیت مذهبی ام نمی دونم زرتشتی یا یهودی بوده. مسلمونا به ما اجازه نمیدن بریم حموماشون میگن نجس هستیم اونجا نجس میشه.
    سال ها بعدش یه خیری اون شهر حموم میسازه و یه بخشی از اونو طراحی میکنه واسه اقلیت ها که یه وقت خدا نکرده زبونم لال دور از جون مسلمونا یه هموطن مثلا زرتشتی نره تو خزینشون و اونو آلوده کنه.پدر بزرگم بعدها متوجه میشه توی اون شهر و شهرای اطرافش روزای بارونی اون اقلیت مظلوم حق ندارن بیرون بیان.
    آره داداشم این بوده روزگاری که به گمونم هنوز سپری نشده.

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۱ ب.ظ:

    خب چرا این حق رو به ایرانی ها نمی دادن و نمی دهند؟؟
    البته منظور قطعا گوانتانامو و ابوغریب نیست چون اونجا مسلما چون دست آمریکاست بهترین سیستم قضایی و عدالت و کرامت انسانی رو داره!

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ب.ظ:

    این حق رو میدن چرا نمیدن؟ولی من فکر کنم اگه یک ایرانی در غرب دست به دزدی بزنه حاضره ۱۰ سال در زندان اونجا بمونه ولی برای محاکمه نفرستنش ایران چون در ایران دستش رو قطع میکنن براساس قانون رافت اسلامی :D

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۳ ب.ظ:

    :D:D:D
    مطمئنی
    برو عمو جان یکم کتاب بخون
    راستی اگر هم قرار باشه دست کسی قطع بشه اولا الان جمعیت زیادی یک دست بودند دوما باز تو ایران محاکمه ای هست متهم میتونه دفاع کنه اما آمریکا چی ؟؟
    طرف رو بیست سال میندازه زندان بدون محاکمه وحشی ترین اعمال حیوانی که مختص خوی وحشی آمریکایی هم هست سر آدم های بیچاره در می آورند 8O 8)

    سید رضا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    سافیا:
    اقای ارش خیلی ببخشید اونوقت شما برای کشوری که هواپیمای مسافر بری را می زند و بعد به آن افراد مدال افتخار می دهد
    ……
    تشویق جنایت کار بد است چه هواپیمای مسافربری را بزند چه متهم پرونده کهریزک باشد که حالا ریس تامین اجتماعی است .درسته سافیا خانم نه…..؟

    [پاسخ]

  28. سین
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۲۰:۳۵ | #28

    آقای آهستان ترس و احتیاط شما در کلمه کلمه نوشته تان موج می زند. دلیلش را می دانم اما چرا؟
    دوم اینکه لینک را خواندنم. توی دلم گفتم کاش این جایی که آقای خامنه ای دارد درباره آن حرف می زند “ایران” بود. ظاهرا ایشان آرزو هایشان را همان حقیقت می دانند. البته فاصله گرفتن از واقعیت جامعه یک شبه اتفاق نمی افتد. اینجور مواقع علل بیرونی و درونی برای فاصله گرفتن یک شخص از واقعیتی که او را احاطه کرده دخیل است.
    و اما اینکه ایشان تمرینی در زمینه “طلب عفو ” نمده است. آنهم در امری که فکر کنم خیلی دخالتی در آن نداشته اند. کم اولاد شدن خانواده ها در جریان یک بستر فرهنگی و با توجه به شاخص های اقتصادی و مهمتر از آن تحصیلکرده و شاغل شدن زنان و تغییر نقش انها در خانه و خانواده صورت گرفته. یادم نمی آید این چند سال از کسی پرسیده باشم را دومی را چرا نیاوردی و آقا یا خانم بگوید چون در سند چشم انداز بیست ساله و بر طبق اوامر رهبری و مجلس و غیرو من اطاعت امر کردم و خانواده ام شده سه نفری. ( آیکون قاه قاه قاه ) اگر این مردم و مسئولان حرف گوش کن بودند هر سال درست صد و هشتاد درجه بر خلاف شعار سال عمل نمی کردند.
    یک نکته دیگر که مداوم از زبان شما و دوستانتان می شنوم اینست که رهبر می گوید و می خواهد اما زیر دستان و حواریون و خلاصه دست اندکاران عمل نمی کنند.
    اگر شما حتی با الفبای مدیریت آشنا باشید و فرضا اداره مملکت را به مثابه یک سازمان در نظر بگیریم و فرق بین ” رهبر” یت سازمان و “ریاست” بر سازمان را بدانید آنگاه در می یابید که امتناع بدنه از اطاعت اوامر نشانه ای نیست جز سوء مدیریت و یا بی کفایتی.
    دلایل شما برای سر پیچی زیر دستان بیشتر از آنکه نکته مثبت برای ایشلان باشد نشان از آن دارد که ایشان در پیش مخالفانشان که هیج ، حرفشان در نزد حقوق بگیران و زیر دستانشان هم خریداری ندارد. ( برداشت من از حرفهای شما اینست)
    در کل سفر های گهگاه ایشان را به استانها برای چنمد نیت می بینم. یکی ایحاد فضای سخنرانی پی در پی. دوم قرار گرفتن در فضای مهیج و روحیه ساز استقبال مردمی. بهر حال اعتماد به نفس لازمه ادامه حیات است. سوم آدمیزاد است دیگر . باید سفر های زیارتی برود. مگر ما نمی رویم.
    اگر از این سخنرانی ها و سفر ها آبی برای مردم گرم شد و نشاطی حاصل شد و کلا یک خط از حرفهای ایشان در جامعه نمود عینی داشت من می آیم و می گویم چاکرم.
    ( مثل همیشه بی ویرایش)

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    خانم سین عزیز
    نیاموختی

    هنوز نمیدانی فلسفه این سفرها را …شاید روزی برایت توضیح دهم

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۶ ق.ظ:

    تکبیر

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۳ ق.ظ:

    پسر شجاع: شما خون خودت را کثیف نکن. اسرار هویدا نکن

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۹ ق.ظ:

    دوستانه: لطفا از پاسخ های یک خطی و تحقیر و لوث کردن فضای بحث بپرهیزید. هر کسی نظری دارد. معلوم است عصبانی هستی که در کلامت موج می زند. منطق و سعه صدر و متانت داشته باشید که بهتر از هر ابزار دیگری برای دفاع از جبهه ات است حتی اگر نیت واقعی طرف را درک کنید که گاهی رفتار خوب و خوش تاثیرش به مراتب بیشتر است.

    [پاسخ]

    هیچ پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۹ ب.ظ:

    شما را به خدا
    ولایت فقیه را بخوانید

    [پاسخ]

  29. محسن
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۲۰:۳۸ | #29

    این نظر فعلی رهبری کاملا اشتباه و غیرکارشناسیه نه قبلی.
    مایی که دهه شصتیم چه چیزی داریم که بخوایم جمعیتو افزایش بدیم؟ پول؟ کار؟ ازدواج؟ خونه؟ دلخوشی؟ آب؟ .در مورد آبش می خوام یه مطلب بنویسم که اصلا ما آب نداریم برا این همه جمعیت

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۲ ب.ظ:

    آره دقیقا مهمترین عاملی که افزایش جمعیت در ایران رو محدود می کنه همین منابع آب محدود در ایرانه … این موضوع چیزی هست که هیچ چاره ای هم براش وجود نداره. بعضی ها گول مساحت زیاد ایران رو می خورند اما غافل از این که یک شانزدهم مساحت ایران قابل زندگی هست و مساحت قابل زندگی کشورهایی مثل آلمان و فرانسه از ایران بیشتره

    [پاسخ]

    مریم.. پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    سلام

    آقای محسن من بارها از کارشناسان جورواجور آب و خاک شنیدم که درسته ایران یه کشورکم آبه ولی متاسفانه همین آب کم هم درست مدیرت نمیشه. درصد خیلی کمی از مردم رو زمیناشون یا پای درختاشون از سیستم آبیاری قطره ای استفاده میکنن چون آموزش نداشتن یا مثلا پولش نیست . توی مناطق کم آب خودم با چشام دیدم چطوری با روش منسوخ شده غرقآبی مزارع ودرختا آبیاری میشدن. چاهای خشک شده و مردم تشنه. ای داد از غم بیدادی..

    [پاسخ]

    مریم.. پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    البته همه مشکل این نبود ها مثلا چه حرفا که نمیزدن راجع به سد سازیهای بی رویه و غیر کارشناسی توسط دولت ها و از اونطرف هم چاه کندن توی حریم چاهای دیگه توسط مردم.توضیحش مفصله .بی ربط به موضوع این پست اونوقت آقای حسینی میاد تذکر میده :|

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    چی شد بابا؟ فقط آبو حل کردی؟ بقیه‌شم می‌گفتی خب. پول، کار ازدواج خونه دلخوشی (ارز؟) :)

    [پاسخ]

  30. میثم
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۲۳:۵۶ | #30

    یه سوال ساده. الان اجازه هست با این اظهار ندامت ایشون مخالفت کنیم و بگیم نه به نظر ما همون نظر قبلیتون درست بود و الان دارید اشتباه میکنید؟

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۹ ق.ظ:

    نخیر ایشان الان میگویند اشتباه بوده پس اگر تمام دنیا بگویند درست بوده باز هم نتوانند حرکتی نمایند

    [پاسخ]

    سافیا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۶ ب.ظ:

    همانطور که آقای حسینی هم اشاره کردند خود ایشان فرمودند هر نظر کارشناسی مخالف با نظر ایشان مخالفت با ولایت فقیه نیست اما توجه به چند نکته ضروری است
    ۱٫کسی که نظری دیگر می دهد کاملا کارشناسی شده باشد
    ۲٫نکته باریکتر از موی سخنان ایشان افزایش کیفی جمعیت است که حتما با افزایش جمعیت باری به هر جهت فرق دارد و با تاسف در کامنت ها این لغت کیفی نادیده گرفته شده
    ۳٫افزایش جمعیت مد نظر ایشان که حالا قرار نیست اتفاق بیفتد که برخی مشکلات امروز را پیش می کشند این افزایش جمعیت نسل های بعد است که اگر مدیریت شود هیچ مشکلی پیش نمی اید.

    [پاسخ]

    شاهین پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۱ ب.ظ:

    آخه از نظر یک فرد مکتبی، نظر “کاملا کارشناسی شده” بعنی نظر رهبری! خوشحال میشم دو مورد نظر کارشناسی شده ی مخالف نظر رهبری را برای ما نام ببرید!
    به عنوان آوانس اولیشو من میگم: کاهش رشد جمعیت در دهه ۷۰!

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۰ ق.ظ:

    افزایش کیفی جمعیت؟ افزایش جمعیت به تنهایی اصطلاحی کمی است نه کیفی. پس چطور می‌شود افزایش جمعیت کیفی شود؟!
    بعدش هم اگر قرار است امروزه زاد و ولد زیاد شود این افزایش جمعیت دقیقاً از همین الان است نه از نسل‌های بعد! به خصوص اینکه فرزندان تا مدت‌ها فقط مصرف‌کننده‌اند و بهره‌وری خاصی ندارند. به عبارت دیگر اگر امروز نسلی متولد شود تا سالیان سال باید روی آن‌ها فقط سرمایه‌گذاری کرد. بنابراین مشکلات و مخارج این نسل به علاوه‌ی مشکلات نسل‌های گذشته (جوان، میانسال و کهنسال) می‌شود. فکر کنم این بدیهی باشد که وقتی حکومتی امروز را نمی‌تواند مدیریت کند امید به مدیریت فردا امیدی واهی است.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۰ ب.ظ:

    +++++++++

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۲ ب.ظ:

    با کمال احترام هیچ راهکاری عملی برای افزایش کیفی جمعیت هم شنیده نشد.

    [پاسخ]

    سافیا پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۲ ب.ظ:

    آقای شاهین کاهش رشد جمعیت در دهه ۷۰ که ناشی از سیاست های تبلیغ برای کاهش جمعیت در دهه۶۰ است که ایشان هم از موافقان آن بوده (نه تصمیم گیر اصلی ).بعد هم فکر کنم کمی زیست شناسیتون ضعیف است و هنوز نمی دانید برای تولد یک نسل دیگر چقدر وقت لازم است.در ضمن همون طور که حدس می زدم معنای افزایش کیفی را هم نمی دانید و . اینطور که نمی شود نظر کارشناسی داد.

    [پاسخ]

    افتاب پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۵ ق.ظ:

    ببخشید خانم سافیا ممکنه معنای افزایش کیفی رو برای من شرح بدهید؟

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۵ ق.ظ:

    سه نکته در نظر سافیا مطرح شد که بنده چون بخاطر نوع کارم با مساله جمعیت
    ارتباط مستقیم دارم لازم است بعضی را اصلاح کنم:
    -چون در نظر شما از واژه کیفی استفاده شد من با همان واژه جواب دادم.
    جمعیت با کیفیت و بی‌کیفیت نداریم. فقط جمعیت داریم. نرخ سرباری و …
    مساله دیگری است.
    -جمعیت آتی حتی پیش از تولد و جزیی از آمار موالید شدن بر نسل فعلی به شدت
    اثرگذار خواهد بود. بر وضعیت روحی و جسمی و سلامتی والدین و کل خانواده
    اثر دارد.
    -در حال حاضر هیچگونه توانایی موجود یا حتی بالقوه(روی کاغذ) برای مدیریت
    افزایش احتمالی رشد جمعیت مشاهده نمی‌شود.

  31. ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۰۱:۱۲ | #31

    سلام آقای حسینی
    با احترام به نظرتون ،حرف اصلی شما متین و صحیح است اما مشکلی که وجود دارد شما طوری این مطلب را توضیح داده اید که هر فرد مغرض یا بی اطلاعی نتیجه دلخواهش را به بهترین وجه بگیرد.آقای حسینی محترم شما که می دانید و منظورتان راخوب بیان نکرده اید(با عرض معذرت )اما برای آنها که مثل همیشه بدون کوچکترین مطالعه ای عادت به حرف زدن دارند تا بگویند ما هستیم :
    مگر سیاست کنترل جمعیت سیاست شخص آقای خامنه ای بوده و توسط ایشان ابلاغ شده و یا مثلا ایشان راجع به آن فتوا داده اند که سخن امروز ایشان اعتراف به حساب آید؟ این سیاست قبل از رهبری ایشان توسط کلیه مسئولین نظام اعم از دولت و مجلس و… تعیین شده و حتی خود آقای دکتر مرندی در یکی از مصاحبه های خود می گویند:ا”کثریت مسئولین هم موافق بودند اما می ترسیدند خلاف شرع باشد و لذا مطرح نمی کردند، که با جواب امام (ره) فرصت و جسارت پیدا کردند نظر خود را اعلام کنند. حتی برخی از مراجع وارد صحنه شدند و در موافقت با کنترل جمعیت سخنرانی کردند. و خلاصه به سهولت لایحه ای نوشته شد.”
    از طرفی در ملاقاتی که امسال دکتر مرندی با آقا داشته،اقای خامنه ای به او می گویند”آن کاری که آن روز انجام می شد کار درستی بود. اگر آن کار را آن زمان نمی دادیم، شاید کشور از دست می رفت – چیزی شبیه به این جمله گفتند-”

    حالا چرا سخنان امروز ایشان، در کامنت های قبل اعتراف ایشان به اشتباه خود است جای بسی تعجب دارد.
    متاسفانه مثل همیشه از محتوی بسیار از کامنت های مثلا انتقادی به ایشان، بی اطلاعی از زمان شروع این قانون و ادامه آن و نقش آقای خامنه ای در آن، موج می زند. :!:

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۲ ق.ظ:

    سیاست جای ایما و اشاره است.
    متاسفانه دوستان دیگری از جمله جناب سین هم این اشتباه را کرده اند.
    من سخنان اقای خامنه ای را نشنیده ام ، اما احتمالأ منظور ایشان و آقای حسینی هرگونه اشتباه بوده است و به احتمال قوی همان حمایت از دولت عدالتخواه می باشد.
    میدانید که زبان سیاست قدری متفاوت است.

    [پاسخ]

  32. سین
    ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۰۱:۴۴ | #32

    ما شهرستانی ها ( اصفهانی های اصل) که تو تهران متولد شده ایم یک مثل داریم که می گوید ” حالا اینایی که زاییدی ( زای ده ای ) بزرگ کن ” لطفا موقع خوندن این مثل همچی دستهایتان را طلبکارانه به کمر بزنید و کلمه زای ده ای را به سبک اصفهانی همچی کشدار و پر کنایه و ایهام تلفظ بفرمایید. از طرف انجمن اصفهانی ها تشکر.

    این مثل برای وقتهایی هست که یک نفر هزار تا کار نکرده داره اما بلوف می زند و درباره ی قدرت و کارایی اش اغراق می کند و درخواست کاری جدیدی می کند.

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۱ ق.ظ:

    خوشبختم همشهری

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۱ ب.ظ:

    اصفهانیا خیلی مظلومند خانم سین . کجا طلبکارند ؟ یکیش خود شما :-)

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۳ ق.ظ:

    البته با اینکه فقط بادی از شهر اصفهان به مشام من خورده اما انگار خوب اثر کرده . حداقل در سایت اقای آهستان خیلی مواقع طلبکارانه ظاهر می شوم و ایشان صبورانه می پذیرند.
    ضمنا من این وجه خانم لازم را که ربطی به سیاست ندارد و موشکاف است و در جمله هایش طنز بطئی وجود دارد را خیلی دوست دارم.

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۲ ب.ظ:

    من هم همه ی وجوه شما رو خیلی زیاد دوست دارم بخصوص وقتی سیاسی نیستید .

    احسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۹ ب.ظ:

    لایک
    یک اصفهانی اصیل

    [پاسخ]

  33. نادعلي مجدپناهي
    ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۰۸:۵۸ | #33

    به نام خدا
    با سلام. اقای حسینی صدا و سیما را چه باید کرد؟ ایا مصداق اصلی فرمایشات رهبری و عامل اصلی دامن زدن به موضوعی که می فرمایید صدا و سیما نیست؟ یک کتاب ایشان وقف کردند صدا و سیما مردم را کچل کرد از بس که درباره موضع صحبت کرد. اصلا یک کتبی چند وقت پیش یک بابایی چاپ کرد که دیگر خیلی عجیب بود و مرتب هم در صدا و سیما تشویق می کردند بروید بخرید. شمادیدید؟ امثال آقا شریعتمداری را چه کنیم؟ که به دلیل علاقه شدید قلبی که به مقام معظم رهبری دارند در یک رسانه متعلق به بیت المال(مثل کیهان) چگونه به استقبال فرمایشات ایشان می روند و اگر کمترین انتقادی را از سوی کسی حس کنند با چه تعبیراتی به سراغ طرف می روند.
    حالا می خواهید بفرمایید چی؟ خوانندگان سایت شما اهل مبلغه هستند یا خود شما؟ صدا و سیمایی ها سایت شما را می خوانند یا جناب شریعتمداری؟

    [پاسخ]

    انسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۴ ب.ظ:

    مقام معظم رهبری خاطر نشان کردند :D یه بار شمردم در عرض ۲۰ دقیقه اول اخبار ساعت ۲ بعد از ظهر مقام معظم رهبری ۲۰ بار خاطر نشان کردند :D

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۹ ب.ظ:

    وقتی تو گوشتون نمیره باید ۱۰۰ بار هم خاطرتان را نشان نند گرچه بازم فایده ای نداره واستون

    [پاسخ]

  34. ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۰۹:۳۲ | #34

    سلام.عالی بود.ولی یک ذره میترسی ای نویسنده ی عزیز :mrgreen:

    [پاسخ]

  35. شهرام
    ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۱۳:۰۷ | #35

    اقرار به اشتباه نشانه شجاعت است. از طرف هرکسی به باشد. ولی مساله چیز دیگریست. مشکل اینجاست که تا خود ایشان به اشتباه در چیزی اقرار نکنند چه کسی جرات نقد عملکرد ایشان را دارد؟ سعیدی سیرجانی و امید رضا میرصیافی دو نفر از خیل کسانی بودند که پا به وادی خطرناک نقد از عملکرد آقا گذاشتند و خدا رفتگان شما را هم بیامرزد!! یا احمد زید آبادی که چندین سال است مورد غضب همایونی و در زندان است به دلیل مشابه و البته اتهامات مسخره ای مانند فتنه گری و جاسوسی و … پس مشکل از جای دیگریست. ذوق زده نشوید دوستان ارزشی که آی چه رهبر آزاد اندیش و انتقاد پذیری داریم…
    و اما مساله جمعیت: هر انسان کرو کور و نا آگاهی میداند که شرایط اقتصادی امروز ایران برای همین جمعیت هم بسیار اسفناک است. بیکاری. تورم. کمبود منابع و موقعیت برای نسل جوان و جویای کار و ووو…. حالا اگه آقا تشخیص دادن که امت همیشه در صحنه! باید دست به کار بشن دو حالت داره: یا از وضع معیشت مردم و گوشت ۲۵۰۰۰ تومانی وبیکاری و اجاره خانه ۵۰۰۰۰۰ تومانی و … خبر ندارند. که با شرط آگاه بودن ولی فقیه در تضاد است.یا خبر دارند و برایشان مهم نیست و به فقط به افزودن شمار مسلمین (هرچند گرسنه) اعتقاد دارند که با شرط مدبر بودن و عادل بودن ولی فقیه تضاد دارد. ولی امان از جماعت چاپلوس و کاسه لیس که کافیه رهبر دهان باز کند تا بی توجه به محتوای حرفش سیل به به و چه چه از رهبری داهیانه و نبوغ آمیز ایشان رسانه ها و گوش ملت را پر کند.

    [پاسخ]

    هیچ پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۱ ب.ظ:

    برای شما ولایت فقیه کافی نیست
    اصول عقاید اسلامی را بخوانید

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۰ ب.ظ:

    شما از حضرت امام خامنه ای هیچ شناختی نداری و فقط از روی عناد و کم اطلاعی حرف زدی
    در هردو حالت رهبری عزیز با مشورت کارشناسان اظهار نظر کرد نه خودش ..

    همین روحیه مشورتی سیره انبیا و ائمه معصومین ع می باشد ..

    در ضمن رهبری از گرانی هیچ خبری نداره فقط شما خبر داری جناب دانشمند

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    :D

    [پاسخ]

  36. مهران
    ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۱۵:۰۸ | #36

    با دیدن تیتر نوشته امیدوار شدم که یک جرقه کوچکی رخ داده و خودیها هم به این نتیجه رسیده‌اند که با این روش ما به جایی نمی‌رسیم و باید شروع به نقد کردن جدی کنیم. منتظر بودم که کار به نقد برسد. همچنان در انتظار بودم که متن تمام شد!

    متوجه شدم که این هم یک ترفندیست برای یک حماسه‌سازی دیگر که ای ملت قدرنشناس، ببینید که چه شخصیت والایی ولی فقیه شماست! این همه تواضع را در کدام حاکم می‌توان سراغ گرفت؟

    می‌گن یک پادشاهی بود که سالیان سال بر سرزمینش حکمرانی می‌کرد. به اینجا و اونجا می‌رفت. مردم را دسته دسته برایش می‌آوردند که از سخنان گوهربار او استفاده کرده و به ترویج این دیدگاه‌ها در جامعه بپردازند. بعد از ۲۰ سال یکدفعه پادشاه متوجه شد که ای دل غافل این مردم چرا هرجا من می‌رم، عکس‌های مرا حمل می‌کنند؟ یکدفعه دید که همه در و دیوارها به عکس او مزین بودند. اداره‌ای، بانکی و یا دادگاهی نبود که عکس پادشاه در آنجا نباشد. یادش افتاد که در ماشینش هم چراغ مهتابی کار گذاشته بودند. پادشاه به فکر فرو رفت چون این اواخر وضعیت اقتصادی مردم بدتر شده بود. به دفترش دستور داد یک اطلاعیه‌ای صادر کند که پادشاه از این کارها خوشش نمی‌آید.

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۰ ب.ظ:

    خوب . بعدش چی شد ؟ این قصه مثل قصه های سرخپوست ها بود.

    [پاسخ]

    انسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۰ ب.ظ:

    بعدش یک عده اغتشاشگر مزدور خارجی ۲-۳ ساعت آمدند در چند خیابان پایتخت حاکمه چند سطل آشغال آتش زدند

    [پاسخ]

    انسان پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۱ ب.ظ:

    به اسم بازاری ولی بازاریهای واقعی اطلاعیه دادند که اینها از ما نیستند و کار کار دژمن است.دژمن

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۳ ب.ظ:

    اما قصه سرخپوستی باقی ماند.
    با این حال حتی سرخپوست ها هم قصه گوهای با معرفتی هستند.
    علاوه بر آن قصه گویی اقای مهران مشکل اصولی داره . او مثل اهنگسازی است که انتظاره
    می رود برای یک ارکستر موسیقی تصنیف کند ، ولی در نهایت یک ملودی برایمان
    آورده است . این قصه شامل همه ی جوانب امر نیست . این قصه را کسی گفته است
    که خیلی از حاکم مفروض دور بوده و از دور در مورد او قضاوت می کنه. قصه گو
    باید خودش رو به جای همه ی شخصیت ها بگذاره و از دید اونها قضایا را تحلیل
    کنه اما این روایت اگر چه درباره ی یک حاکم است ، اما اصلا نسبت به دغدغه ها
    و افکاری که در ذهن اون حاکم می گذره بی اعتناست .
    خیلی ساده اس . مخالف یک حکومت تصمیم گرفته یک روایت تند و تیز از حاکم ارائه بدهد .
    یک روایت مغرضانه.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۳ ب.ظ:

    بالاخره اطلاعیه را صادر کردند ؟

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۵ ب.ظ:

    دقیقا، آفرین! همه چیز در خدمت پادشاه!
    در حقیقت چیزی که از متن آقای حسینی برداشت میشه اینه که “یکی از خصوصیات معصوم اینه که خودش رو غیر معصوم میدونه!” D :

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۶ ب.ظ:

    برای لازم – نظر دوم(جایی برای جواب مستقیم ندیدم )

    ۱- لازم جان من که انتظار ندارم شما بگویید باشه بیاییم یکی از نکات را بگیریم و در موردش بحث کنیم! شما هدفتان یک چیز دیگریست

    ۲- موضوع این نوشته دعوت به نقد است (من برداشتم این بود). به روی چشم! اگر امیدجان
    موضوعی برای تعریف و تمجید از حاکم نوشتند، منم میام برای جلو زدن از شما دست و پا
    می‌شکنم

    ۳- پادشاه تو ماشینش لامپ گذاشته که چهره نورانی از خودش ارائه بده. بعد به دفترش
    می‌گه اطلاعیه بده که پادشاه از حمل عکس‌هاش ناخشنود هستند. کلمه «مغرضانه» که بکار بردی، یعنی چی؟! پادشاه مغرضانه بود؟ یا لامپ و یا نوری که از لامپ بیرون میاید؟
    عزیزجان بعضی چیزها را هرچقدر هم آدم بچرخاند و یا تفسیر کند، فرقی در حقیقت ایجاد
    نمی‌کند. ما راجع به هر چیزی می‌خواهیم نظری داشته باشیم، همیشه با این ترفندها مواجهیم که شما دانشتان سطحی بوده و اصلا صلاحیت وارد شدن به این مباحث را ندارید.
    اگر سیاست شما طوریست که فقط خودیها با آموزش خودی و با ایدئولوژی خودی و با برداشت خودی قادر به درک آن هستند، پس چه اصراری دارین که این سیاست را به ما
    ملت عادی تفهیم کنید؟! شما که از اول می‌دانید ما قادر به درک آن نیستیم. سوادمان نمی‌رسد!

    [پاسخ]

  37. sadra
    ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۱۶:۰۸ | #37

    فصل دوم از برنامه دکتر رائفی پور در خصوص نشانه های حضرت محمد (ص) در تورات و انجیل
    برنامه اختصاصی شبکه نصر-قسمت دوم
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=7106

    [پاسخ]

  38. متولد 9 دی
    ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۹ | #38

    آنکه چون پسته دیدی اش همه مغز…پوست بر پوست بود همچو پیاز

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

    هنوز منتظرم تولد.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۲ ب.ظ:

    سلام.توی همون صفحه نوشتم.پایین نظر قبلیش نوشتم.اینجا هم بهت یادآوری کردم.هیچ کدوم عمومی نشد و منتظر تایید توسط مدیر سایته!تو بگو من چیکار کنم؟من که انگیزه م رو برای ادامه این بحث از دست دادم.اما چون برام یه فایده هایی داشت،ازت ممنونم.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۵ ب.ظ:

    ۱۰-معصوم دارای نشانه هایی است.کسی از او خطا و زشتی نمی بیند(عرفاً).بدن او دارای آثاری ست.مثلا حیوانات از او رَم نمی کنند و وحوش به او حمله نمی کنند(داخل شدن برخی از ائمه در قفس شیر برای احتجاج با منکرین در تاریخ ثبت است).خبر از غیب می دهد.از گذشته و آینده چنان باخبرست که از اکنون(نشانه دادن پیغمبر به منکران بعد از بیان حدیث معراج و یا ماجرای کم شدن شتر ایشان در کاروان و بسیاری دیگر از خبرهای غیبی که در تاریخ ثبت است).شخص پیغمبر،معجزاتی داشته اند که (ردّالشمس) و (شقّ القمر) از آن جمله اند.البته این دو مورد،توضیح خاص و جالب فلسفی دارد که در مباحث مربوط به اجرام علوی و اینکه جهان به منزله تن است برای روح صاحب عصمت و همچنین در نتایج علمی بحث بسیار سنگین (رتق و فتق)طرح می شود.بسیار مجالس علمی به دستور حکام جور ترتیب داده شده که معصموین در آن به طور منحصر به فرد درخشیده اند.حق هم همین است که صاحب عصمت از پاسخ به هیچ سوال علمی از هیچ دانشمندی،در نمی ماند.از جمله معجزات فعلی پیغمبر که هنوز در مدینه وجود دارد،بنای دیوار مسجدالنبی برای تعیین جهت دقیق قبله و اوقات ظهرین(ظهر و عصر)برای نماز از سایه آن دیوارست که بعدها مبنای استنباط احکام ظل و زاویه(تانژانت)توسط ابوالوفاء بوزجانی شد.پیغمبر بدون ادوات نجومی و یا قواعد علم هیاَت،قبله مدینه را چنان دقیق تعیین فرمود که بعدها ابوریحان بیرونی با محاسبات دقیق نجومی و ریاضی،دقیقاً به همان رسید(نکته ۱۰۰ در کتاب ۱۰۰۱ نکته علامه حسن زاده آملی،شرح دقیق بنای این دیوار و کیفیت محاسبات مثلثاتی آنست).اما برای بنده از همه اینها و مانند آن که گفته نشد،مهمتر خود قرآن است.چون اثر هر کس نمودار دارایی اوست.تمام مطالبی که اجمالاً بیان شد و تفصیلاً در کتب حکمت متعالیه ثابت شده مانند حرکت جوهری،اتحاد عاقل و معقول،جوهریّت علم و عمل در انسان سازی و مانند آنها از دل روایاتی از این دست بیرون آمده:
    ۱-من عرف نفسه فقد عرف ربه(اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالَم الاکبر)
    ۲-کل وعاء یضیق بما جعل فیه الّا وعاءالعلم فانه یتّسع به
    این حرف ها و دنیایی که در آن مستتر ست،بسیار بزرگتر از دهان غیرمعصوم است.
    و اما چند آیه که تبرّکاً ذکر می کنم به عنوان حسن ختام(در خانه اگر کَس است،یک حرف بس است):۱-هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن(۳حدید)…۲-قل کل یعمل علی شاکلته(۸۴اسرا)…۳-انه عمل غیر صالح(و نه ذوعمل!)۴۶هود…۴-آیه نور و تفسیر صدرا بر آن در شرح مراتب آفرینش(انتشارات مولی)۳۵نور…۵-سور مبارکه حمد-توحید-قدر و تفسیر آنها در کتاب آداب الصلاه امام خمینی۶…-آیه الکرسی۲۵۵بقره…۷-و ان من شیء الا عندنا خزائنه(۲۱حجر)…۸-اذا اراد الله ان یقول له کن فیکون(۶۸غافر-۴۰نحل)…۹-قل ادعو الله او ادعو الرحمان(۱۱۰ اسرا)…۱۰-و ان منکم الا واردها(۷۱ مریم)…۱۱-و نزع “الموازین القسط”۴۷انبیا….۱۲-بسم الله الرحمن الرحیم،که ۱۹ حرف است و بحر معارف۳۰نحل…۱۳-کل شیء هالک الا وجهه(۸۸قصص)…۱۴-وله المثل الاعلی(۲۷روم)…۱۵-ما نفدت کلمات الله(۲۷ لقمان)…۱۶-ما خلقکم و لا بعثکم الّا کنفس واحده(۲۸ لقمان)…۱۷-آیه آخر سوره لقمان…۱۸-الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه(۱۰فاطر)…۱۹-خلق الزواج کلها(۳۶یس)…۲۰-لیس للانسان الا ما سعی(۳۹نجم)…۲۱-لا یمسّه الا المطهرون(۷۹واقعه)…۲۲-شش ایه ابتدایی سوره حدید…۲۳-ما اصاب من مصیبه الا باذن الله(۱۱تغابن)…۲۴-ن والقلم وما یسطرون(۱قلم)…۲۵-ما لکم لا ترجون لله وقارا و قد خلقکم اطوارا(۱۳و۱۴نوح)…۲۶-علیها تسعه عشر(به عدد حروف بسمله)۳۰مدثر…۲۷-کل نفس بما کسبت رهینه(۳۸مدثر)…۲۸-لا تجزون الا ما کنتم تعملون…جزاءً وفاقاً
    آنچه در این بیانات عرشی نهفته ست،بنده را شخصاً بی نیاز می کند از اینکه سرگردان تاریخ شوم و در امثال تاریخ طبری که با حذف (مطاعن ثلاث) عدم تحریفش زیر سواله و تازه صدها سال بعد از صدر اسلام به جمع آوری شنیده ها اکتفا شده بدون تحقیق تاریخی و رجالی و حدیثی.منظورم این نیست که اعتبار تاریخ یا کتب تاریخی رو یکسره نفی کنم اما آدم عاقل برای فهم حقیقت هستی،سراغ تاریخ نمی ره.قاعده عقلی تفسیر متشابه با محکمات،توجیه کننده رجوع به تاریخ بر مبنای مطالب فوق الذکر هست.
    بابک جان! اینها از دست من ساخته بود.حالا فهم و تفسیرش با تو.قبول و ردّش هم با تو.اما بار دیگه تاکید می کنم که اینها رو به عنوان خوراک تحقیقی مغتنم بشمار.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۶ ب.ظ:

    جالبه که همین نوشته، نمایش داده میشه اما درباره اون موضوع هرچی می نویسم یا کپی می کنم،ناپدید می شه.نخواستیم بابا!!!

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۸ ب.ظ:

    ممنون تولد عزیز
    هرچند که نوشته هات برای من گنگ و مهمل هست. امیدوار بودم از این قسمت نوشتت موضوعی برای ادامه بحث پیدا کنم. ولی نمیشه.
    به قول نیچه: مرا چیزی نیست که به شمایان دهم. همان به که چیزی از شما نستانم. یه چیزی تو مایه های قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ﴿١﴾ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣﴾ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿۴﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۵﴾ لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ ﴿۶﴾

    مریم.. پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۵ ب.ظ:

    سلام متولد

    جایی نرو نوشته هات جالبه

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    “کتاب شناسی فهرست نویس برایم حکایت کرد که در سنۀ نهصد و بیست و شش هجری قمری که ده سال بعد از اختراع چاپ است رسالۀ صنائع جابربن حیان را در خارجه به آلمانی و فرانسوی و انگلیسی ترجمه و چاپ کرده اند. در آن رساله آمده است که شخصی در معیت امام صادق علیه السلام از آنجناب سؤالاتی می کرد تا وقتی به بازار مسگرها رسیدند از امام سؤال کرد مس چیست؟ فرمود نقره فاسد شده است و دوایی دارد که چون آن را به مس زنند نقره خالص شود. سائل نپرسید که آن دوا چیست، مترجم آلمانی خیلی به سائل عصبانی شده است که چرا نپرسیدی دوای آن چیست.”
    نکته ۸۶۱
    منبع:هزار و یک نکته

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۰ ب.ظ:

    کتاب ” مغز متفکر جهان شیعه ” از مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ ،انتشارات
    جاویدان / را بخوانید .اطلاعات جامعی درباره ی آگاهی های حیرت انگیز ( که البته
    نباید حیرت انگیز باشد ) حضرت امام صادق علیه السلام در زمینه ی علوم مختلف
    و از جمله شیمی به شما ارائه می دهد .

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۳ ب.ظ:

    “گزاره های ترنس فیزیک هست که در زندگی وارد می شه”. جدی؟
    حالا شما که هندسه ذهنیت بر اساس منطق شکل گرفته همین گزاره بالا رو واسه ما بی منطقا روشن کن. چون احتمالا من یا معنی ترنس رو نمی فهمم یا فیزیک رو. ی

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۶ ب.ظ:

    گزاره های ترنس فیزیک؟!! این دیگه چه صیغه ایه؟
    شما زمانی میتونی ادعا کنی: “محاله با عقل پوزیتیویستی صرف،بری کمک کنی به انجمن های خیریه” که این پروسه رو تجربه کرده باشی! که متاسفانه امکان تجربه ش محاله! همونطور که عقل پوزیتیویستی من برخی از احکام یک دین(!) رو غیراخلاقی تشخیص میده، مطمئن باش در صورت مواجه نشدن با دستورات و احکام دینی هم توانایی این رو داشت و داره که تشخیص بده کدوم رفتار و خصلت انسانیه و کدوم خیر!

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۳ ق.ظ:

    بابک!
    ۱-ایکاش حداقل می پرسیدی که چرا این آیات؟
    ۲-ایکاش تو هم بعضی از آیات و روایاتی که می گی بی ربط هستند رو می گفتی.
    ۳-من تو و همه انسان ها برای خودمون دنیایی داریم.به نظرم همینکه به این درک برسیم که به دنیای همدیگه احترام بذاریم،خیلیه!…(هر چند که من نمی فهمم چطور میشه موضوعی مهمل باشه در حالیکه هنوز گنگ هست؟!هنوز از گنگی درش نیاوردی که بفهمی مهمله یا نه!)ضمنا شما را چیزهای زیادی هست که به من بدهی.
    ۴-در پایان،تاکید می کنم نوشته های ۳گانه م رو جایی نگه دار.
    ۵-ضمن تاکید مجدد بر متودولوژی،اگه فقط و فقط خواستی یک مورد رو وقت بذاری و بخونی،اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا رو بخون.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۸ ب.ظ:

    فرق مس و نقره چیه غیر از آرایش الکترونی اتم هاشون؟امام با یک عرب در ۱۵۰۰ سال پیش،به قدر فهم اون عرب،صحبت کرده.مطمئن باش اگه مندلیف این رو می پرسید،جواب دیگه ای می شنید.کل قصه رو توی همون دوره تاریخی ببین…تنها منبعی که باید در دین شناسی بهش رجوع کرد و هر چیز دیگه ای مثل روایات رو با اون سنجید،قرآنه چون درباره عدم تحریفش،اجماع هست.از قرآن بگو یا از روایاتی که در کتب معتبر حدیثی باشه.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۹ ب.ظ:

    ۱- ” فرق مس و نقره چیه غیر از آرایش الکترونی اتم هاشون؟” واقعا؟ بعد اگه چیزی فاسد بشه “آریش الکترونی اتمها”ش فرق می کنه؟ یعنی نقره رو بزاری تو هوای آزاد ۵۰۰۰ سال بمونه می گنده و میشه مس؟ بعد اونوقت یه دوایی داره که اگه به این نقره گندیده بزنی میشه نقره خالص؟ اونوقت ۱۰ سال بعد اختراع چاپ این بیانات گهر بار به چند زبان زنده دنیای امروز ترجمه شده؟ بعد اونوقت یکی تو قرن بیست و یک نشسته پای کامپیوتر این معجزه مس و نقره و نیمه هادیها، این معجزه سکولاریسم، داره میگه یه دوایی هست که اگه به مس بزنی میشه نقره؟ که یعنی من باید مزخرف بودن این حرفا رو ثابت کنم؟
    ۲- “امام با یک عرب در ۱۵۰۰ سال پیش،به قدر فهم اون عرب،صحبت کرده.” پس هیچ راهی نیست بفهمیم که ایشون دانششون چقدر بوده. چون همواره در حد فهم مردم اونزمان صحبت کردن. راحتتر و منطقی تر اینه که بگیم ایشون به همون اندازه دانش عرب ۱۵۰۰ سال پیش دانش داشته اند.
    ۳- من این روایت و آوردم چون بامزه بود. مربوط به عصمت بود. میزان علامگی علامه حسن زاده رو به خوبی نشون می داد. و همچنین جوابی بود به اون قسمت از کامنت شما که از همین کتاب قضیه ای رو عنوان کرده بودید. گفتم شاید رهگذری اینو بخونه و فک کنه علامه ای که تانژانت بلد باشه شاید با باقی علامه ها فرق داشته باشه.
    ۴- اگه ملاک قرآنه اون ماله رو بزار زمین ، بگو این روایت چرته.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۶ ب.ظ:

    ۱-نه نیازی نیست چیزی رو ثابت کنی
    ۲-اگه تمام آنچه از آنها مانده،مثل این باشه،بله.درحالیکه اینطوری نیست.
    ۳-این روایت نیست.نقلی تاریخی به مضمون هست،نه روایت.ربطی به عصمت هم نداره.میزان علامگی اون بابا هم در کتاب های زیادی که نوشته،معلومه.ایشون می گه مترجم عصبانی شده که چرا طرف نپرسیده.یعنی قدر امام رو ندونسته و حیف که آدم دانایی نبوده.من فکر نمی کنم علامه خواسته بحث شیمی بکنه بلکه خواسته به نقل از دیگران،اهمیت سوال درست رو بگه.
    ۴-مرگ بر ماله :D

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۷ ب.ظ:

    ۲- یه مثلا از اونایی که اینطور نیست بگو.
    ۳-علامگی راوی از این روایت کاملا مشخصه. و قصد رواوی هم.
    ۴- چه قومی هستید شما که روی ماله کشی تونم ماله می کشین

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۲ ب.ظ:

    ۱-دو تا حدیث برات اون بالا نوشته بودم
    ۲-بحث رو منحرف و خاله زنکی نکن.درباره سایه دیوار مسجدالنبی برای تعیین ظهرین صحبت کن،هست یا نیست؟
    ۳-نو هنوز فرق توضیح و توجیه رو نمی دونی؟من به دلیل آشنایی با ادبیات فکری و گفتاری اون بابا نظرم رو گفتم.نمی دونم علت علاقه وافرت به دیکتاتوری و ماله کشی چیه!
    ۴-لازمه اینکه من از ۱۰۰۱نکته،مطلبی نقل کنم،قبول یا رد بقیه نکات نیست.نکته ۸۶۱رو کی بهت یاد داده؟محاله تو اهل خوندن اون کتاب باشی(چون از حکمت متعالیه چیزی نمی دانی).اختلاف من با تو در دین هم سر همین چیز هاست.تو اون کتاب رو بدون خواندن کتب مقدماتی دیگه،به قصد پیداکردن اشکال و نه فهمیدن بقیه مطالب،سراغش رفتی.مثل اینکه از معلم،به قصد مچ گیری سوال کنی و نه فهم و دانستن.حیف که با وجود هوش بالا،حوصله مطالعه نداری.من هم حوصله جدل ندارم.
    ۵-دین برای من،نکاه کلی به هستی درباره مبدا-معاد-صراط هست.این چیز هایی که تو دنبالشی،دین نیست.نتیجه دین،اخلاق هست.تبلور ایمان هم در رفتار.اصلا شما فرض کن من بی جهت دنبال یه سری آدم راه افتادم و براشون قابلیت های ویژه تعریف کردم.این چه مشکلی برای تو به عنوان یه انسان-شهروند ایجاد می کنه؟علت اصرارت در مخالفت با ائمه رو نمی فهمم.

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ب.ظ:

    ۱- یک حدیث یا آیه مشخص انتخاب کن، منبعش رو عنوان کن، دلیلی که به عصمت ربط پیدا می کنه رو بگو تا بحث رو ادامه بدیم.
    ۲- ایضا ۱
    ۳- نظرت بی برو برگرد ماله کشی بود. من به دیکتاتوری و ماله کشی علاقه ندارم. اتفاقا به قول آقای همساده تمام خطوط چهرم حس نفرت رو نسبت به این دو تا القا می کنه.
    ۴- من دنبال این کتاب تو اینترنت گشتم پیدا نکردم. منتها در یکی از وبلاگ های طرفدار ایشون این قضیه رو دیدم و کلی باهاش حال کردم . دلایل آوردنشم بالا توضیح دادم.
    مسلما من همچین کتاب مهملی رو نمی خونم. حوصله مطالعه دارم اما حوصله مهمل شنیدن نه. به قدر کافی مهملاتی از این دست شنیدم.
    ۵- دروغ میگی. اگه دین برای شما تنها مبدا- معاد و صراط بود روی این قضیه که به وضوح با عقل سلیم در تناقضه ماله نمی کشیدی. اخلاق به دین ربطی نداره.
    “این چه مشکلی برای تو به عنوان یه انسان-شهروند ایجاد می کنه؟” واقعا شاهکاری.
    من اگه یه امریکایی بودم مسلم به شما و اماماتون کاری نداشتم.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق…اخلاق به دین ربطی نداره؟!
    نتیجه بحث با کسی که هندسه ی ذهنی ش بر اساس منطق شکل نگرفته،چیزی جز جدل نیست.

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۲ ق.ظ:

    “و بدرستی که این است و جز این نیست که من [بابک] برگزیده شده ام که بگویماخلاق به دین هیچ ربطی ندارد.” حالا کاملا توجیه شدی اخلاق به دین ربطی نداره؟!!
    خط اولی رو که نوشتی بخون بعد قضاوت کن کی هندسه ی ذهنی ش بر اساس منطق شکل نگرفتهه.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۶ ب.ظ:

    متولد جان!
    بابک گفت (که البته کاملا درست گفت): “اخلاق به دین ربط نداره”…نگفت دین به اخلاق ربط نداره! خیلی فرق هست بین این دو!

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۹ ب.ظ:

    متولد جان!
    با بک گفت (که البته کاملا درست گفت) که:”اخلاق به دین ربط نداره” نگفت دین به اخلاق ربط نداره! خیلی فرق هست بین این دو.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۳ ب.ظ:

    صحبت از اعراب ۱۵۰۰ سال پیش کردی و اینکه ائمه ،یکی مثل همان ها بوده اند…فاصله زمان بوعلی و امام علی چقدره؟قبول داری که بوعلی یکی از نوابغ دوران بوده؟او در اول مقاله پنجم حیوان شفا می گه:”هیچ جاندار دوپا بچه نمی آورد مگر انسان”.یعنی او به دنبال کشف قائده ای برای تشخیص تخمگذا یا بچه زا بودن،به این نتیجه رسیده.نابغه ای که از علوم دوران خودش چیزی کم نداشته،به نتیجه ای ناقص می رسه(خفّاش از جانداران دوپاست که بچه می آره).فرهاد میرزا در کتاب زنبیل می گه:(از مجلس امیر کمال الدین حسین فنایی نقل شده:امام صادق از امّ جابر پرسید در چه کاری؟عرض کرد می خواهم تحقیق کنم از چرنده و پرنده کدام بیضه نهند و کدام بچه ارند؟فرمود:بنویس(بدون فکر و تحقیق) گوش هر حیوانی که مرتفع است بچه می زاید و هر کدام منخفض(چسبیده به سر) است بیضه می نهد.ذلک تقدرالعزیزالعلیم.).در عیون الاخبار ابن قتیبه(جلد۲ص۸۸)آمده که امام علی فرمود:هر جانداری که گوش های او برآمدا نیست،تخم می گذارد و هر کدام گوش برآمده دارد،بچه می زاید….از اینجا با سرّ گفته بوعلی برس که:مثل علی در میان خلق،چونان معقول در میان محسوس است(رساله معراجیه).ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.سفرای الهی،مامور به هدایت خلق اند و با ایشان به قدر فهمشان سخن گفته اندنیاز علمی و فکری همه به آنها و بی نیازی آنها از دیگران،در هر دوره که بوده اند،دلیل تفاوت آنها با دیگرانه.قطعاً امام مهدی به گونه ای متفاوت با دیگر ائمه،ظهور علمی دارند چون اقتضای دوران ما این هست.چرا امام علی می گه از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید؟لاف زده؟حتماً می دونی ازش چی پرسیدند!قرار نیست ائمه خارج از مجرای قواعد عقلی حاکم بر جهان،بدون درنظر گرفتن شرایط و آدم ها،آخرین ورژن از علوم رو بریزند توی جامعه!هر اتفاقی چه فردی و چه تاریخی باید در زمان مناسب خودش بیفته.اینکه گفتم از قرآن بگو،چون احادیث جعلی و تحریفی به دلیل دشمنی با ائمه و یا کج فهمی و سطحی نگری یا عدم رعایت دقت در نقل قول و نقل های به مضمون توسط شیعیان،استحکام بسیاری از احادیث رو سست کرده.تازه فقط در دوره ای کوتاه،امام باقر و امام صادق و کمی امام رضا،فرصت نشر عقایدشون رو داشتند.اسم این ماله کشی نیست.ماله کشی اینه که شما “ثابت” کنی امام صادق گفته مس همون نقره گندیده ست و بعد من برای توجیه این حرف،دست و پا بزنم.اگه کسی از امید حسینی نقل قول کنه،تو قبل از توجه به حرفش،ذهنیات و برداشتی که از امید در آهستان پیدا کردی رو در نظر می گیری.غیر از اینه؟بگذریم …حتی شوخی ائمه هم آموزنده ست.در آخر باب نوادر عقیق کافی آمده که امام صادق بعد از تهنیت به مردی که همسرش دوقلو زاییده بود،پرسید کدام بزرگترند؟مرد گفت آنکه زودتر خارج شده.امام فرمود:فرزند بزرگترت آنست که بعد از اولی خارج شده.چون همسرت اول او را حامله شد و بعد این را که امکان خروج او را گرفت.پس باید اول،دومی خارج بشود تا اولی هم بتواند….کتاب قضاوت های حضرت علی نوشته علامه تستری پر است از عجایبی که از علم فوق بشری امام به تکوین و تشریع حکایت می کنه…از ۱۰۰۱ نکته گفتی،همین قدر بدان کسی که تقویم استخراج کنه،تسلط به هندسه و مثلثات باید داشته باشه.تو همون کتاب نکته۸۴۶ رو بخون.دروس تعیین وقت و قبله ایشون هم در دسترسه.یعنی این بابا نفهمیده مس با نقره دوتاست؟جابر بن حیان با اون آوازه در شیمی هم نفهمیده؟اصل این مطلب(نقره گندیده) کجای نکته۸۶۱ تایید شده؟یه بابایی گفته که یه مترجمی گفته که…این اسمش سنده؟!بعد من که می آم می گم به جای نگاه به نوک انگشت،اشاره به ماه رو ببین،می شم ماله کش؟نخیر آقا بابک!به قول معروف:ز هر بازیچه حرفی می توان خواند.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۰ ب.ظ:

    آزادی!
    برای بار n-ام:منظور از دین در این مباحث،گزاره های ترنس فیزیک هست که در زندگی وارد می شه.نه شریعت خاص.شما محاله با عقل پوزیتیویستی صرف،بری کمک کنی به انجمن های خیریه.پس بازی با کلمات رو کنار بذاریم.اینجوری بهتره.

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۹ ب.ظ:

    “گزاره های ترنس فیزیک هست که در زندگی وارد می شه”. جدی؟
    حالا شما که هندسه ذهنیت بر اساس منطق شکل گرفته همین گزاره بالا رو واسه ما بی منطقا روشن کن. چون احتمالا من یا معنی ترنس رو نمی فهمم یا فیزیک رو.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ب.ظ:

    خیلی باحالی تو!دقت کن،از سایه دیوار مسجدالنبی رسیدی به نقره گندیده و حالا هم…!!من نمی دونم چرا انقدر نوشته هام غیب می شه.اما به احترام شما،بابک خان،بار دیگه می نویسم.
    ۱-از توهین به علامه،چیزی به تو اضافه نمی شه.همینقدر بدون کسی که تقویم استخراج می کنه،باید مثلثات و هندسه رو خوب بدونه.البته هندسه اقلیدس رو.نه هندسه ژرگون و منلائوس.من می گم احتمالاً قصد این بابا فلان بوده،تو می گی ماله کشیدم؟!ماله کشی اینه که تو واقعاً ثابت کنی که امام صادق گفته مس همون نقره گندیده ست،بعد من قبول نکنم.اینکه یه نفر بگه که یه فهرست نویس گفته که یه مترجم گفته که توی کتابی،جابر گفته که …این هم شد سند آخه؟من طبق شناختم از علامه،گفتم ایشون به مصداق”ز هر بازیچه حرفی می توان خواند”نکته خودش رو برداشت کرده.شما از کجای نکته۸۶۱ ،تایید این قصه ی نقره گندیده رو می بینی؟یعنی جابر بن حیان با اون سابقه جهانی در شیمی،نفهمیده که مس چیه نقره چیه؟من حق ندارم شک کنم در صحت این نقل قول؟ائمه دشمنانی داشته اند که احادیث جعلی از ایشان منتشر کرده اند به وفور و اینو هر کسی که اندک مطالعات پژوهشی تاریخی داشته باشه میدونه.بعضی احادیث هم هستند که ریشه درستی دارند اما چون دهن به دهن گشته،دقت و رعایت امانت نداره.یا اینکه راوی،برداشت خودش رو هم داخل کرده.اینه که می گم باید با احتیاط در تاریخ وارد شد و فقط از کتب معتبر حدیثی نقل کرد.القصه،بزرگش نخوانند اهل خرد،که نام بزرگان به زشتی برد.خواستم بگم نکته ۸۴۶ همون کتاب رو بخون که یادم اومد کتاب دروس تعیین وقت و قبله از ایشون چاپ شده ،اما تو این مهملات رو نمی خونی.
    ۲-گفتی ائمه یکی مثل بقیه بودند.بذار من یه مثال بزنم.بوعلی که نابغه زمان خودش بوده و در بسیاری از علوم دست داشته،می خواد به ضابطه ای درباره تخمگذار یا بچه زا بودن جانداران برسه.در اول مقاله پنجم شفا میگه که هیچ جاندار دوپا بچه نمی اره جز انسان.در حالیکه اینطور نیست.چون خفّاش دوپاست و بچه می آره.فرهاد میرزا در کتاب زنبیل میگه که از مجلس امیر کمال الدین حسین فنایی نقل شد که امام صادق از امّ جابر پرسید:به چه کار مشغولی؟گفت:تحقیق درباره اینکه از جانداران،کدام بیضه نهند و کدام بچه آرند.فرمود:”بنویس(بدون فکر و تحقیق):گوش هر حیوانی که مرتفع است،بچه زاید و گوش هر یک منخفض(چسبیده)است بیضه نهد.ذلک تقدیرالعزیزالعلیم”در عیون الاخبار ابن قتیبه دینوری(ج۲ص۸۸)آمده که امام علی فرموده که هر جانداری گوش او برآمده نیست،تخم گذار و هر کدام که گوشش برآمده ست،بچه زاست.کتاب قضاوت های امیرالمومنین نوشته علامه تستری،نشان از نیاز همه به علی و بی نیازی علی از همه در مسائل مختلف علمی هست.از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید،لاف نیست.در جواب حتماً می دونی چی پرسیدن!از اینجا برس به حرف بوعلی که مثل در میان خلق،مثل معقول بوده میان محسوس.کتاب (علی و فلسفه الهی) از علامه طباطبایی از عظمت فکری و روحی صاحب عصمت نسبت به دیگران حکایت می کنه.تمام اتفاقات فردی و تاریخی،باید در مسیر خودش بیفته.اینکه توقع داشته باشیم ائمه تمام علوم خودشون رو بدون در نظرگرفتن شرایط و فهم مخاطب،به پای جامعه بریزند،باطله.چون باید آمادگی وجود داشته باشه.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۸ ب.ظ:

    گزاره های ترنس فیزیک؟!! این دیگه چه صیغه ای از دینه؟
    شما زمانی میتونی ادعا کنی: “محاله با عقل پوزیتیویستی صرف،بری کمک کنی به انجمن های خیریه” که این پروسه رو تجربه کرده باشی! که متاسفانه امکان تجربه ش محاله! همونطور که عقل پوزیتیویستی من برخی از احکام یک دین(!) رو غیراخلاقی تشخیص میده، مطمئن باش در صورت مواجه نشدن با دستورات و احکام دینی هم توانایی این رو داشت و داره که تشخیص بده کدوم رفتار و خصلت انسانیه و کدوم خیر!

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    آزادی!
    ترنس فیزیک رو عمدا به جای متافیزیک به کار بردم چون به “نتایج” فلسفی نزدیکتره.تمام اتفاقات در حوزه تفکر،ابتدا در ذهن شکل می گیره و بعد باید وارد زندگی بشه.
    ۱-زمانی که این پروسه رو تجربه کرده باشم؟اولا ما دائما در حال تجربه این پروسه و امثال اون هستیم.چه بدانیم و چه ندانیم.ثانیاً من با توجه به المان های درونی پوزیتیویسم،می گم که محاله.اینکه ما اینکار رو بکنیم یا نه،به سایر بخش های ذهنی مون که در رفتارها اثر گذاره برمی گرده.ما به طور کلی،ذهن کاملاً یکپارچه ای نداریم و از دیدگاه های گوناگونی تشکیل شده که صرفاً یکی بر سایرین برتری داره و این هم در شرایط قابل تغییره.پس تو با اون بخش پوزیتیو این کار رو نمی کنی.در غیر این صورت،دیگه پوزیتیو نیست.
    ۲-مطمئن باش در صورت…مطمئنم.مخالفتی هم باهات ندارم.چون تعریف فطرت همینه.اینکه ما از عقلانیت مبتنی بر فطرت صحبت می کنیم و اون رو راهگشا می دونیم،برای همینه.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲ ق.ظ:

    آزادی!
    ترنسفیزیک رو عمداً جای متافیزیک(فلسفه)به کار بردم چون به “نتایج”فلسفی نزدیکتره.تمام اتفاقات در حوزه فکر،ابتدا در ذهن شکل می گیره و بعد باید وارد زندگی بشه.
    ۱-بر اساس المان های درونی پوزیتیویسم گفتم محاله.ما دائماً در حال تجربه گذر از پوزیتیویسم در زندگی هستیم چه بدونیم چه ندونیم.شما ذهنت کاملا یکپارچه که نیست.از افکار مختلف تشکیل شده که یکی بر سایرین برتری داره(و در شرایط گوناگون،متفاوته).اگه تو بری کمک به خیریه کنی،با بخش غیر پوزیتیو این کار رو کردی والا پوزیتیو نیست(طبق تعریف)
    ۲-مطمئنم که راهت رو تشخیص می دی.مخالفتی هم باهات ندارم.فطرت یعنی همین دیگه.علت راهگشایی عقلانیات فطری(مبانی حکمت متعالیه) هم همینه.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۵ ب.ظ:

    خانم لازم!
    اینکه امام معصوم را مغز متفکر بنامیم،نشانه عدم اشراف گوینده ش به معارف دینی هست.چون صاحب عصمت،از طریق تفکر،علم به معلوم پیدا نمی کنه.بلکه از طریق اتحاد وجودی با حقیقت عالم،معلومات در محضر او حاضرند.صاحب عصمت،هرگز در پاسخ به سوالات،فکر به معنای رایج،نمی کند.اشراف او به علوم حصولی،از قبیل علوم حضوری و مشاهده ی کشفی ست.

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۴ ب.ظ:

    بله فرمایش جنابعالی درسته . منتها اسم اون “کتاب مغز متفکر جهان شیعه “بود.
    و خواندنش بد نیست . کتاب خوبی بود . از دید غیر مسلمانان اشراف حیرت انگیز
    حضرت امام صادق را به علومی که بعدا در دنیای جدید کشف شدند ، نشان می دهد.

    بئاتریس پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۴ ق.ظ:

    آخه خواهر ساده دل من به کتاب سر تا پا جعلی اون ذبیح الله منصوری شیاد استناد می کنی؟ اون کتاب سر تا پاش دروغه … نه امام صادق اون حدیث های فضایی رو گفته و نه اصولا مرکزی به نام مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ وجود داره. عمرا بتونید یک همچین مرکزی رو پیدا کنید و یا نسخه فرانسوی یا انگلیسی اون کتاب رو که از روش ترجمه شده باشه. حالا هدف منصوری از این کار احمقانه چی بوده من نمی دونم.

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    لازم جان اون کتاب سراسر دروغه اصلا ذبیح الله منصوری تمام داستانهاش رو خودش نوشته و هیچکدوم ترجمه نیست این کتاب هم دروغ محضه چون ما اصلا در استراسبورگ مرکز اسلامی نداریم.بنابراین به آقای منصوری استناد نکن که مایه آبروریزیه :D

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    من می پذیرم که ذبیح الله منصوری طول و تفصیل زیادی به گفته ها می افزاید . اما
    شما هم قبول کنید که بهترین کتاب ها را برای ترجمه انتخاب می کند .
    تعجب می کنم از این عادت شما در فیصله دادن به موضوعاتی که ازش خوشت نمی یاد .
    شما مگه الان توی استراسبورگ هستی که این قدر خاطر جمعی که مرکز تحقیقات اسلامی در اون جا نیست ؟ و حالا اگر نباشد هم دلیل نمی شود که قبلا چنین مرکزی اون جا نبوده باشد .
    چون چاپ ششم این کتاب مال سال ۵۹ است . در مقدمه هم اسامی دانشمندان عضو مجمع
    تحقیقات استراسبورگ آمده که اگر خواستید بروید بخوانید.
    تا جایی که من می دانم صرفنظر از طوب و تفصیلی که آقای منصوری به موضوعات داده است
    سلیقه ی ایشون در انتخاب کتاب برای ترجمه از زبان فرانسه تاکنون رقیبی نداشته .
    خواندن ترجمه ی دیگر ازکتاب هایی که اوقبلا ترجمه کرده هم لطفی ندارد .
    مثلا دروه ی آثار الکساندر دوما که به قلم او ترجمه شده چنان است که شما
    گفته ی رنوار را درباره ی روایتگری دوما کاملا درک می کنید . حال ان که قلم دیگران
    چندان روایتگری دوما را برجسته نشان نمی دهد.

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۳ ب.ظ:

    من می پذیرم که ذبیح الله منصوری طول و تفصیل زیادی به گفته ها می افزاید . اما
    شما هم قبول کنید که بهترین کتاب ها را برای ترجمه انتخاب می کند .
    تعجب می کنم از این عادت شما در فیصله دادن به موضوعاتی که ازش خوشت نمی یاد .
    شما مگه الان توی استراسبورگ هستی که این قدر خاطر جمعی که مرکز تحقیقات اسلامی در اون جا نیست ؟ و حالا اگر نباشد هم دلیل نمی شود که قبلا چنین مرکزی اون جا نبوده باشد .
    چون چاپ ششم این کتاب مال سال ۵۹ است . در مقدمه هم اسامی دانشمندان عضو مجمع
    . تحقیقات استراسبورگ آمده که اگر خواستید بروید بخوانید.
    تا جایی که من می دانم صرفنظر از طول و تفصیلی که آقای منصوری به موضوعات داده است
    سلیقه ی ایشون در انتخاب کتاب برای ترجمه از زبان فرانسه تاکنون رقیبی نداشته .
    خواندن ترجمه ی دیگر ازکتاب هایی که اوقبلا ترجمه کرده هم لطفی ندارد .
    مثلا دروه ی آثار الکساندر دوما که به قلم او ترجمه شده چنان است که شما
    گفته ی رنوار را درباره ی روایتگری دوما کاملا درک می کنید . حال ان که قلم دیگران
    چندان روایتگری دوما را برجسته نشان نمی دهد

  39. ۲۲ مهر ۱۳۹۱ در ۱۹:۰۷ | #39

    بسم الله الرحمن الرحیم
    باسلام
    فراخوان تکمیل هیئت تحریریه سایت مجمع فرهنگی خدام الزهرا-قم

    http://www.shomama.blogfa.com
    اطلاع رسانی کنید.

    [پاسخ]

  40. من
    ۲۳ مهر ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۰ | #40

    این رو گوش بدید http://www.youtube.com/watch?v=QE_iMf9Lz3M

    لعنت به تفکراتتون … لعنت به مصلحت اندیشی‌هاتون برای حفظ قدرت …

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۷ ب.ظ:

    این که فیلتره چجوری گوشش کنیم ؟

    حالا تو گوش کردی واسه ما تعریف کن چی گفت ؟

    [پاسخ]

  41. ۲۳ مهر ۱۳۹۱ در ۱۳:۰۲ | #41

    البته همانطور که اشاره کردید بدیهی است که احتمال اشتباه در مورد غیر معصوم وجود دارد ولی این اعتراف به اشتباه از طرف شخص اول مملکت می تواند برای سایر مسئولین پند آموز باشد که سعی دارند تمام کارها خود اعم از درست و اشتباه را به نحوی توجیه کند.

    [پاسخ]

  42. ۲۳ مهر ۱۳۹۱ در ۱۴:۱۳ | #42

    موج سایبری حمایت از مظلومترین امیر تاریخ

    متن اجمالی

    … این راه ماست، راه دشواری که باید آن را طی کنیم این راه یکایک کسانی است که ادعای پیروی امیرالمومنین علیه السلام را می کنند.
    راه مقابله با ظلم و ظالم در هر سطحی و یا هر کیفیتی…
    برگزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری – مجله زن روز ش ۲۳۲۶ خرداد۹۱

    ابن ابی الحدید معتزلی دانشمند بزرگ اهل سنّت می گوید:
    هر خونی را که پیامبر صلی الله علیه و آله با شمشیر علی علیه السّلام و دیگران در راه اسلام ریخت، بعد از رحلت او به پای علی گذاشتند و چون نتوانستند از پیامبر انتقام بگیرند، عقده ها وکینه های درونی خود را بر سر وی خالی کردند؛ زیرا کسی از او به پیامبر نزدیکتر نبود.
    خداوند متعال را به سبب تمام نعمتهایش مخصوصا نعمت ولایت سپاسگذاریم نعمتی که سبب هدایت بشریت، اکمال دین، رضایت ابدی پروردگار و نا امیدی کافران گردید.
    هر چه بر اوراق تاریخ افزوده می گردد بر مظلومیت امیر المومنان (علیه السلام ) و شبهات وارده افزده می گردد.
    دشمنان مکتب تشیع اعم از آمریکا، صهیونیسم و وهابیت جهت محو این مذهب با استفاده از حربه قتل، تهمت، تفرقه، شبهات و… از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و نمی کنند.
    جهت تلاش برای رفع مظلومیت از چهره تابناک و منور آقا امیر المومنین علیه السلام تصمیم گرفتیم موج سایبری حمایت از مظلوم ترین امیر تاریخ را در سایت راه اندازی نماییم در این رابطه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی درخواست نمائیم در کنار فراوان شبکه های متفاوت شبکه و یا برنامه ای منظم و ثابت را روزانه و یا هفتگی جهت پاسخگوئی به شبهات وهابیت برای تحکیم افکار و عقاید جوانان داخل کشور راه اندازی نماید.
    تقاضا می شود جهت حمایت از این موج و شرکت در نظر سنجی از لینک های ذیل استفاده نمایید.
    http://www.110fk.ir/component/poll/16-tv.html

    http://www.110fk.ir/component/content/article/73-azad/219-mtv.html

    [پاسخ]

  43. ۲۳ مهر ۱۳۹۱ در ۱۶:۱۳ | #43

    بازم بنازم به شجاعت رهبر عزیزمون که شجاعت این داشت که بیان کنه اشتباه خودش رو در یک امری؛ قابل توجه مسئولینی که اشتباه میکنن و بر اشتباهشون اصرار دارند و حتی حاضر به یک عذرخواهی هم نیستند.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۶ ب.ظ:

    مانند میر حسین و دار و دسته سبز نیویورکیش که هنوز هم از اشتباه بعد انتخابا ۸۸ نزد مدم اقرار و عذر خواهی و توبه نکردند

    [پاسخ]

  44. تشنه
    ۲۳ مهر ۱۳۹۱ در ۱۹:۲۵ | #44

    سلام
    یک ایرانی کجایی؟
    اگه هستی یه ندا بده

    [پاسخ]

  45. ۲۴ مهر ۱۳۹۱ در ۰۶:۲۴ | #45

    شباهت های زیادی بین مردم یک کشور وجود دارد. خیلی از کارهای اصولگرایان و اصلاح طلبان شبیه به هم است.
    برخی از رفتارهای سکولارها و مذهبی ها و همچنین مکتبی ها و روشنفکران نیز شبیه هم است.
    تقریبأ هشتاد درصد رفتارها شبیه به هم است و این نشان میدهد که فرهنگ و ژنتیک از عقیده بالاتر است.
    یکی از مواردی که استثناء است همین اطاعت از رهبریست.
    اصلاح طلبان، روشنفکران و سکولارها اصلأ به بزرگتر و رهبر اعتقادی ندارند وقتی آنها را دعوت می کنید که پشت سر بزرگتری به ایستند برافروخته می شوند گویی به آنها توهین کرده اید!!
    آنها به بزرگتر اعتقاد ندارد و نظر جمع را خیلی بالاتر از هر نظری میدانند، همیشه دنبال این هستند که ببینند جمع اصلاح طلبان یا مثلأ جمع دانشجویان چه نظری دارند حتی خیلی صریح از بزرگترشان بازخواست می کنند که چرا بر خلاف نظر دانشجویان!! رفتار کرده است!!
    خلاصه اینکه احساس می کنند اگر پشت سر بزرگتری به ایستند این با دمکراسی مغایرت دارد.
    برعکس نیروهای مکتبی خیلی تمایل دارند که به بزرگتری تکیه کنند.
    . . .
    حال این سوال ممکن است برای دوستان جوان مطرح شود که رفتار درست چگونه است.
    خرد جمعی را بکلی فراموش کنید چیزی بنام خرد جمعی وجود ندارد جمع شدن افراد بر عقل و فکر آنها نمی افزاید به این دو مثال توجه کنید:
    فرض کنید می خواهیم بنایی ماندگار و تاریخی بسازیم. جمع کردن هزار معمار و همفکری آنها با هم منجر به این موفقیت نمی شود. ما باید یک نابغه معماری پیدا کنیم تا او طرح اصلی را بدهد. از دورهم جمع شدن مردم عادی نتیجه ای حاصل نمی شود.
    فرض کنید به بیماریی دچار شده اید که تشخیص آن مشکل است، حال مراجعه به پنجاه پزشک و جمع بندی نظرات آنها مشکل شما را حل نمی کند، شما باید یکی دو پزشک حاذق پیدا کنید.
    بله دوستان، از هر یک میلیون نوزادی که به دنیا می آید فقط چند تای آنها متفاوت بادیگران هستند، هر جامعه ای باید بدنبال یافتن این اشخاص متفاوت باشد و به آنها احترام بگذارد، جمع کردن حتی یک میلیون دانشجویان دور هم هیچ نتیجه ای ندارد.
    حال فرض کنید این فرد توانا، وارسته و متفاوت را یافتیم و او را بعنوان بزرگتر یا رهبر قبول کردیم، حال این سوال مطرح می شود که نسبت ما با او باید چگونه باشد؟
    بسیار ساده است و در یک جمله قابل بیان.
    تصور کنید که شما سربازی هستید در میدان جنگ، فرمانده تان هم به تمام معنا توانا و بزرگ است حال تکلیف شما چیست؟
    باید پشت سر او بخواب بروید!!
    در حالیکه بی نهایت به بزرگی فرمانده تان اعتقاد دارید اما بازهم باید این احتمال را بدهید که شاید او چیزی را نبیند شاید او در جایی اشتباه کند لذا باید همواره چشم و گوش تان باز و از فکرتان استفاده کنید بعنوان کسی که کمک فرمانده است.
    بسیار محتمل است که فرمانده چیزی را نبیند و شما ببینید.
    نظر اصلاح طلبان و روشنفکران در این مثال خیلی جالب است، توجه کنید:
    آنها در این حالت فکر می کنند اگر نظر جمع سربازان را بکار ببریم از نظر یک شخص (فرمانده) بهتر است!!
    باور کنید ما در سیاست هنوز راه زیادی داریم ما در وجود نوابغ و لزوم استفاده از نوابغ هنوز مشکل داریم.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۷ ق.ظ:

    منظورتون ازنابغه یک دیکتاتور بی رحم و قاطع است که ناگهان سر برآورد و همه را با ضرب
    و زور تحت انقیاد خودش دربیاورد و مملکت را به شاهراه ترقی بکشونه و اماده ی نظم نوین
    جهانی بکنه . درسته ؟

    [پاسخ]

  46. Saeed
    ۲۴ مهر ۱۳۹۱ در ۰۶:۵۲ | #46

    واقعیت این هست سطح تحصیل و تحلیل ایرانیان بالا رفته. به هر حال مردم به مدد شبکه های مختلف خبری، وسائل ارتباطی، و شرایط مختلف برای ادامه تحصیل، مسایل را از زوایای مختلف دنبال میکنند. این هست دیگر نمیتوان با تحلیل های کودکانه ای مانند تحلیل آقای پناهیان برای معصومیت ولی فقیه، مردم را و یا حد اقل قسمت عمده قشر تحصیل کرده را قانع کرد.

    آقای خامنه ای یک انسان معمولی است که بر اساس ساز و کار قانون اساسی ایران رهبر فعلی ایران هست. طبیعتا کسی که بر اساس قانون اساسی ایران و با رای دو مرحله ای شهروندان ایرانی رهبر شده، نمیتواند مدعی یک مقام مذهبی به شکلی که برای ولی فقیه تعریف میشود باشد ان هم برای شیعیان جهان.

    یک انسان معمولی با جایگاهی در قالب تعریف شده در قانون اساسی، با اختیاراتی بسیار گسترده، که البته با پذیرش مسولیت حده اقلی همراه شده، جایی برای معصومیت ندارد .

    این را هم کم کم آقای خامنه ای درک کرده اند، البته کماکان استدلال های عجیب و نقل قول از عرفای مرحوم جایگاه خود را در جلسات محفلی نیمه بسته خواهد دشت، اما اگر به صورت عمومی مطرح شد چیزی به با نمکی یا علی گفتن موقع تولد یا دیدن هاله نور میشود.

    حال که به عذر خواهی رسید کاش ایشان از دادن اختیارات بزرگ در اقتصاد و سیاست به نظامیان و یا مسکوت گذاشتن اصل قانون اساسی مرتبط با زندانیان سیاسی عذر خواهی میکرد.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۲ ق.ظ:

    جناب سعید
    من به شما توصییه میکنم لطف کنید در اظهار نظرها سعی کنید اگر اطلاعاتی ندارید ابتدا سخت مطالعه کنید و اطلاعات را از طرق مختلف جمع آوری کنید تا تقریبا با دستی پر حرف بزنید …
    عدم شناخت نسبت به افراد انسان را در قضاوتها دچار مشکل و انحراف خواهد کرد..

    برای من مسجل شده که اگر امثال جنابعالی در زمان پیابر اسلام هم بودی باز هم همین نظر را راجع به آن حضرت داشتی

    شما راجع به علل انحراف خوارج مطالعه کن ببین چه انسانهای بزرگ و فهیمی خیلی راحت راجع به انسان بزرگ و امام معصوم قضاوت کرده و به نتیجه انحرافی رسیده اند تا جاییکه قتل امام معصوم را واجب میدانستند آنهم با آیات قرآن !

    جناب سعید ! قضاوت کردن راجع به شخصیتهای علمی و سیاسی و …کار افرادی هست که در حد و اندازه همان شخصیت باشند نه امثال من و توی بیسواد .

    مولوی شعری داره راجع به فیل و قضاوت اشتباه انسانها

    همچنین هر یک به جزوی که رسید
    فهم آن می کرد هرجا می شنید
    از نظرگه گفتشان شد مختلف
    آن یکی دالش لقب داد این الف
    در کف هر کس اگر شمعی بدی
    اختلاف از گفتشان بیرون شدی
    چشم حس همچون کف دستست و بس
    نیست کف را بر همه او دسترس

    [پاسخ]

  47. Saeed
    ۲۴ مهر ۱۳۹۱ در ۰۷:۲۵ | #47

    من شخصا معتقدم آقای خامنه ای انسان سلیم النفسی هست. ولی اطلاعات دست اولی از کسانی به دیدار ایشان رفته اند دارم که ارتباط ایشان با بیرون به شدت کنترل میشود. مثلا از ٢ مورد مختلف شنیدم که قبل از دیدار سوال کننده و خود سوال هماهنگ و تنظیم شده بود. حتی سوال را در یک مورد خود دفتر به افراد داده بود. از دادن نامه مستقیم به رهبر به شدت منع شده بودند در یک مورد که یکی از دوستان نامه ای مستقیم به رهبر داده بود با برخورد بد کارمندان دفتر روبرو شده بود.

    آقای خامنه ای یک بار به صورت سر زده به دانشگاه تهران آمدند. آنجا از هماهنگی قبلی برای پر کردن مسجد از مریدانی که برای اینکه علی تنها نماند بر سر و سینه میزدند خبری نبود. ایشان به صورت مستقیم با سوالات دانشجویان که همگی در مورد نظرات استصوابی و روزنامه بستن ها بود روبرو شد.

    یک بار هم بدون پر کردن مسجد از مریدان به دانشگاه تربیت مدرس رفت که دوباره سوالات از همین جنس بود.

    از آن به بعد دیگر هر دانشگاهی رفت، از قبل مسجد دانشگاه با افردی که از قبل به محل آورده میشدند پر میشد ، افرادی که همه با هم شعر ولایت میخواندند و اشک میریختند
    نمونه ان دیدار ایشان از دانشگاه شریف و امیر کبیر بود.

    [پاسخ]

    عرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۴ ق.ظ:

    با سلام
    شما یک بار با دقت سخنان ایشان را در جمع جوانان استان خراسان شمالی مطالعه کن.
    خواهی دید که اشراف ایشان به اموری که در کشور اتفاق می افتد بسیار زیاد است.

    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252

    [پاسخ]

    Saeed پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    بنده قبلا این سخنرانی را خوانده ام و با بسیاری از نکات ان موافقم.مشکلات ما با این سخنرانی حل نمیشود، کما اینکه فساد مالی با سخنرانی های مکرر ایشان در این زمینه حل نشد. کاش ایشان دیدار های سر زاده خود را از دانشگاه ها ادامه می داد. کاش میدانست انقلابی بودن فقط در ساده زیستی نیست.
    کاش میدانست سعادت جامعه در آن است که از ان صداهای مختلف بلند باشد که در صورت لزوم داد بزنند و از داغ و درفش نترسند. نه اینکه حتی کسی به سابقه هاشمی بود به محض صدایی مخالف ایشان از او بلند شد تریبون را از او بگیرند و او را با طلحه مقایسه کنند . بعد از آن درخواست تریبون آزاد اندیشی بیشتر شبیه یک جک هست.

    بیش از هر چیز تصویری که هرگز از یادم نخواهد رفت تصویر زندانیان سیاسی بود که یک به یک بعد از مدتی زندان، اعتراف به هر گناهی کردند. صدا سیمای عزیز حتی از اعترافات این عزیزان بر علیه دیگران که در دادگاه اثبات نشده بود و به قول شخص آقای خامنه ای ارزش قضائی هم نداشت نگذشت، تا حد اقل این تناقض تلخ را در برابر چشمان بیننده عریان نکند.
    ایکاش ایشان زمانی که خود مدت کوتاهی زندانی سیاسی بود را به یاد می آورد، و حقوقی که خود آرزو داشت از او دریغ نشود از زندانیان سیاسی دریغ نمیکرد. کاش همتی میکرد که بند قانون اساسی که حقوق متهمان سیاسی تا تضمین میکنند به طور کامل به اجرا در می آمد.
    کاش یک نهیبی میزد که قاضی بد نامی مسولیت یک موسسه بزرگ را به عهده نگیرد و این اتهام را تقویت نکند که او مدافع پشت پرده قاضی هست که روزگاری به اشاره شخص او صدها روزنامه را بست.
    کاش از ایشان ندایی میشنیدیم که ای نظامیان به پادگان برگردید. به شما چه مربوط که چه کسی حق شرکت در انتخابات دارد یا ندارد. به شما چه که همه قرار دادهای کلان اقتصادی را حق خود میدانید. شما را چه کار که وزیر نفت و فرهنگ شوید.

    [پاسخ]

    هیچ پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۶ ب.ظ:

    نه اطلاع کافی دارم و ن فکر میکنم مصداقی صحبت کردن در خصوص حکومت داری ارجح باشد
    دوست دارم منصف باشم و شما هم انصاف داشته باشید
    شما ولایت فقیه را قبول دارید؟

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    بله سعید جان اینو درباره محمدرضا شاه هم میگفتن که ایشون از خیلی چیزها خبر نداره ولی اینا درست نیست مگه میشه ایشون اطلاعی از وضع کشور نداشته باشه ماهواره که داره بیشتر شبکه ها رو هم نگاه میکنه نه اینجور نیست ما امروز در عصر ارتباطات و اطلاعات زندگی میکنیم.منتها ایشون دچار یک کسالتی شدن که فقط با جهاد علیه آمریکا و غرب درست میشه و لاغیر :D

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    آقای آرش مشکل شما رهبر ایران نیست . مشکل شما دین اسلام و عقاید مسلمانان است
    ادم هایی مثل جنابعالی با تفکر دینی و هر چه متضمن آن است عناد دارند .
    بنابراین بسیار خوب است که آدمی دشمنی چون شما داشته باشد . این نشان می دهد
    که راه را درست رفته است.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    بقول جناب لازم مشکل جایی دیگس اینها همه بهانس

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۲ ب.ظ:

    جناب سید نوید
    به نظر بنده آقای آرش ( و افرادی نظیر ایشان ) دوست دارند گستاخ و بی مبالات
    درباره ی دین و ملیت ما صحبت کنند و استفاده از این روش بیان رو ناخود آگاه یک امتیاز می دونند .شاید فکر می کنند ما نمی توانیم متقابلا این نوع روش رو با اون ها به کار ببریم.

    سین پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۱ ب.ظ:

    لازم عزیز من همین الان از خوندن این مقاله فارغ شده ام. شما هم اگر فرصت داری بخوان.
    http://www.asriran.com/fa/news/236225/سانسورچی-روس
    من فکر می کنم عقوبت و صواب خیلی ها از جنس هم است. آنها با هم به بهشت یا جهنم میروند. گرچه یکی ممکن است قرآن مقدس را در دست گرفته باشد و بر وحدانیت خدا و نبوت پیغمبرش قسم بخورد و دیگری خدا را در تاریخ جا گذاشته باشد.
    لازم جان بحث اسلام و مسلمانی فرع بر این قضیه است. ویژگی های نسلی و تاریخی و جغرافیایی گاهی تا قرنها باعث می شود در جاهایی از این کره زمین حاکمان با صد هشتاد درجه ایدئولوژی های متفاوت ، اما تنها به سبب اینکه خودشان را به امر مقدس وحیانی و یا حاصل از تفکر بشری چسبانده اند و اجازه نقد را از دیگری سلب کرده اند ، بواسطه ترسیم یک هدف و بدنبال دست یافتن به یک نتیجه، دقیقا شبیه هم عمل کنند. با خواندن این مقاله با خودم گفتم آیا روسیه استاد ماست یا ما استاد روسیه. اصلا اتاق فکر این ممالک هفته ای چند بار تشکیل می شود که تا این حد همه شان شبیه همند. ببین چاوز جان با چه رای بالایی حماسه آفریده و مثا بشار و احمدی نزاد و صدام و قذافی و پوتین در مسابقه ای با خودش پیروز شده. حتی نوشته اند برای ظهور امام زمان هم با آن دهان نجس اش دعا کرده. استغفرالله. فقط مانده رهبر کره شمالی و پوتین هم نیمه شعبان چراغانی کنند و دل ما غنج برود. یا خدااااا.
    من وقتی این مقاله را خواندم با خودم گفتم من ِامروز و یک روس ِامروز یک کوچه یا خیابان هم با هم فاصله نداریم. دنیا میان قدتمداران تقسیم شده. یک طرف می خندد و می چاپد ولی حق زندگی و شادی دنیوی میدهد ، یک طرف اخم می کندو می چاپد و برای آخرتمان یا پایان تاریخ برنامه ریزی می کند. جوامع ذیل این نیرو ها مثل از یک درد آخ می گویند. واژه ها صورتشان فرق می کند. اما مصداق ها و معنی ها کپی همدیگرند. برای همین است که نوول ۱۹۸۴ می شود سرگذشت من در قالب استعاره. ما یکی هستیم. فقط نامهایمان فرق می کند. من فتنه گرم و او تندرو. حاکمان ما هم از جنس همند. پوتین یک حاکم بی خدا و متحجر و حاکمی که من میشناسم با ادعای خدا باوری و پهلو به پهلوی معصومیت.
    لازم جان آن طرف دنیا و ادعای دمکراسی هم برای خودش نقد های جدی دارد. اما با یک فرق. برای سرنگونی یک حاکم پر از اشتباه در نظام سکولار نیاز به راه اندازی جوی خون نیست. حداقل در اکثریتشان. جو های خون ممکن است در خارج از مرز هایشان به دست آنها راه بیفتد. اما در داخل پیشتشان کنی می روند و حتی وابستگان و نوکران این حکومت های سکولار هم با دیدن هیبت یک میدان قاهره و میدان آزادی سقوط می کنند. فرق مبارک را با قذافی و ….. ببین.
    بهر حال اگر مسلمانی اینست که باید خودمان را آماده کنیم ان دنیا هم در بهشت برین با پوتین و چاوز و خیلی های دیگر همسایه باشیم. من فکر می کنم برای نجات خودمان هم شده تا مدتی نقص ها و اشکالاتمان را به پای خودمان بنویسیم و دست نه چندان پاکمان ( البته در اینجا خودم را می گویم) را از سر اسلام پاک برداریم.

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۶ ب.ظ:

    عرض به خدمت شما شود که طرف بحث اصفهانی جماعت شدن (و مجا بش کردن )- حتی اگرطرف فقط نسیمی از اصفهان بهش خورده باشد _ همان طور که می دانید کار بسیار مشکلی است .

    اما حالا نکته نکته بیاییم پایین :
    این که می فرمایید عقوبت و صواب بسیاری از آدم ها ( با عقاید مختلف و شاید اعمال یکسان) شبیه است ، بنده به طور حیرت انگیزی این موضوع رو قبول دارم و اصلا این یک اصل ویژه است نه در دنیای سیاست بلکه در دنیای شخصیت شناسی .شما ممکن است دشمنی یا دوستی داشته باشید که احساس کنید می فهمیدش . درکش می کنید . از علت همه ی اعمال و رفتارش اگاهید . هر عملی که انجام می دهد برای شما کاملا قابل فهم است . اصلا نیاز ندارد برای شما عذر بیاورد که چرا این کار را کرده و ان کار را نکرده. شما می فهمیدش امامحکومش می کنید و عذرش را نمی پذیرید چون می دانید منشا عملش در عمق وجودش چه ویرانی ای پدید آورده . شما ممکن است تا بحال مجموعا ده جمله با کسی صحبت نکرده باشید اما کاملا بدانید که ضعف ها و قدرت های او چیست و این درک متقابل به خاطر شباهت پدید می آید . برخی از آدم ها با این که سال ها در تعامل با شما بوده اند هنوز نمی توانید علت کارها و احساساتشان را بفهمید و برخی دیگر یک نگاه کافی است که بشناسیدشان و انگیزه های نیک و بدشان را درک کنید . این آدم ها را چنین خداوند دسته دسته در هر جا افریده است که نقایص هم را جبران کنند و همدیگر را درک نکنند و تنها باشند و راحت باشند و قس علیهذا … که شما بهتر از من می دانید.
    پس این جمله ی طلاییتان را هستم که “عقوبت و صواب خیلی ها از جنس هم است” .و به خاطر خلق این جمله ژرف احترام من به خانم سین دوچندان شد .

    اما دریغ و صد دریغ خانم سین در عدم دقتی که بعدش به کار برده اید و شخصیت های . آدم ها رو با قدرت های سیاسی درهم آمیخته اید .

    خانم سین آخه شما، تو هشته ی پدر سوخته ای به حواس جمعی پوتین را با دیوانه ی احمق مریض الاحوالی مثل قذافی یکی می بینید . بعد چاوز خوب و خوش و خندان و آب زیر کاه روبا شخصیت تراژیک دیوسیرتی که گویی از دنیای شیاطین به مملکت وجود ما انسان ها احضار شده است تا در هر حضورش جاذبه تاریک پلیدی رو به یاد بشر بیاندازد رو در یک ردیف می گذارید . به صرف این که این ها ناچار شده اند در جوامع مختلف محدودیت های مشابهی رو به وجود بیاورند .

    و از این ها گذشته شما رای گیری سال ۸۸ را با رای گیری های صدام که اصلا کسی نمی فهمید کی انجام شده است یکی کرده اید . آن هم برای کسی این را نوشته اید که خودش و همه ی همسایه هایش به احمدی نزاد رای داده اند .
    قربانتان گردم الهی من ، نگاه کنید ببینید مبارک که این قدر در نظر شما قداست کسب کرده است رای گیری هایش چگونه بود و سالیان دراز با چه شیوه ی قرون وسطایی با مخالفینش برخورد می کرد .
    شما شاید از مصری ها شناخت رو در رو نداشته باشید سین عزیز اما مسلما تاریخ را بسیار بهتر از بنده می دانید مصری ها در میان همه ی ملل خاورمیانه همواره وفادارترین قوم نسبت به سردمدارانشان بوده اند . ( برخلاف عراقی ها که از دیرباز سردمدارانشان یکی به دست دیگری کشته شده و طوری سلاخی شده اند که اعدام صدام در این میان یک نوع عاقبت به خیری محسوب می شود ! ) ببینید این مبارک با مملکتش چه کار کرد که کاسه صبر مصریان صبور ستمکش شکر گذار همیشه خوشحال رو لبریز کرد . اگر می بینید مبارک در مواجهه ی با مرد مش به ا صطلاح با کلاس تر از قذافی یا صدام برخورد کرده است ، دلیلش جنس برخورد مردم است . مبارک ناچار به جنگ نشد چون شهرهایش گلوله باران نشد و اعتراض مردمش ارام بود و با این همه تا توانست کشت و دستگیر کرد . شما نوع برخورد لیبیایی ها رو با سردمدارشون ببینید تا درک کنید چرا این ها به دیوانه ای مثل قذافی نایل شدند . سین عزیز از کوزه همان برون تراود که در اوست .

    اما سخن از انقلاب و دگرگونی سیاسی در کشورهای اروپای غربی که شما بهتر از من می دانید یک خیال و وهم است . اصلا به ذهنتان هم می رسد که ملت انگلیس بتواند ملکه را از تختش پایین بیاورد ؟ در حالی که در تاریخ معاصر خاورمیانه شاهان و حاکمان و سردمداران زیادی در همین دو قرن اخیر کشته شده اند ، اعدام شده اند ، جلای وطن کرده اند ، مهمان دوستان عزیزشان شده اند و غیره ،
    در اروپای غربی و دنیای غرب انقلاب کبیر فرانسه که در اون یک شاه اعدام شد شده است ، مبدا تاریخ . یعنی از بس نادر بوده و عجیب تاریخ غرب را به دو دوره تقسیم کرده است . شما خواهید گفت اوضاع نابسامان است که غالبا سبب انقلاب می شود . بنده جواب می دهم بر منکرش لعنت . ملکه ویکتوریای محبوب انگلیس به قیمت بهره کشی از گرده گرسنه های هند محبوب مردم بود و در زمان حیاتش کارگر انگلیسی می توانست سه وعده گوشت بخورد وخانواده ای از طبقه ی متوسط می توانست دست کم دو مستخدم تمام وقت در خانه داشته باشد ! اما امروز روز که حتی اروپای غربی هم چنان وضع درست و حسابی و آینده روشنی ندارد ، شورش های مردمی به دقت و به طور سیتماتیک سرکوب و عقیم می شود . روزها و شب های دور و درازی پاریس اوضاع درست و درمونی نداشت و اعتراضات مردمی چنان دامن گستر شده بود که شما فکر می کردید ، این یک مبدا دیگر در تاریخ غرب خواهد شد . با این حال هربار عده ای دستگیر و گم و گور شدند تا شورش ها فرو نشست .

    خانم سین بنده می خواستم بحث را ادامه بدهم و برای شما تحلیل کنم که چه عواملی باعث می شود تا یک حکومت به سانسور رو بیاورد . این موضوع بحث جالبی است . اما الان وقت ندارم متاسفانه همین قدر خدمتتان عرض می کنم که علل سا نسور در کشورهای مختلف از بسیاری جهات به قدرت تبلیغاتی حکومت های رقیب وابسته است .
    نکته دیگر این که بنده قویا معتقدم هویت ملت ها ف هویت حکومت ها را رقم می زند . این بدان معنا نیست که ملت نباید از حکومتشان انتقاد کنند یا توصیه ای به سردمداران داشته باشند ، بلکه به این معناست که در نقد و نظر ناچار باید از واکنش های احساسی پرهیز کرد و خلاصه این که گریزی از تحلیل نداریم .
    و نکته ی اخر درباره ی دین است . چنان که قبلا هم بنده در این کامنتدونی همین پست نوشتم . دین همیشه اوضاع ما ادم ها را بهتر می کند ( اگر واقعی باشد ). پس آقای آرش به نظر بنده باید از حمله به دین دست بکشد و به جای ریشخند آن ، ضرورت وجود آن را برای انسانی که به این دنیا می آید و امید زیستن خوب و عقیده ی سالم را در این دنیا دارد و روزی از این دنیا می رود و باید جوابگوی خداوند باشد را درک کند. ..

    سین پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۵ ب.ظ:

    خانم لازم عزیز ممنون که وقت گذاشتید و برایم نوشتید.
    چون قرار نیست ما دستآخر مثل هم باشیم پس بحث را ادامه نمیدهم. اما یک نکته ای درباره شما.
    اگر از من بپرسند چند خط درباره لازم بنویس می گویم او خانم است چون کلمه هایش سعی دارند مردانه باشند اما جهانش زنانه است و گاهی هم اقرر کرده گریه م یکند. درست در جایی که مردهای با ایده ی او در این زمان ها در حال جوشش اند ( حالا خود جوش یا دیگر جوش نمی دانم ).

    خانم لازم جهان شخصی خودش را دارد. نظرش در باره زیبایی شناسی و هنر سیاست و سینما و اشخاص ، دین ، …بشدت آغشته به جهان و تجربه درونی اوست. او وقتی می گوید چاوز زیباست ، اگر او را بشناسیم نباید برویم سراغ سایز دماغ و گونه و گوش های دراز این آقا. وقتی می گوید فیلمی عاری از عناصر زیبایی شناسانه و هنر است نباید از او بپرسیم فرضا فیلم بانو یا خانه دوست کجاست را دیده یا نه. وقتی داریم لازم را می خوانیم نباید از او بپرسیم ( رای گیری های صدام را اصلا کسی نفهمید ) را چطور ثابت می کند. چون حداقل یک خانم سین که ادعا می کند فهمیده.
    به لازم همچنیم نباید گفت انگلیسی ها ملکه شان را اسب انداخته اند اما از اصل نه. کاش ما هم یک ملکه بی مسئولیت داشتیم که برایمان پرنس پس می انداخت ( ببخشید این اصطلاح را اصفهانی ها در زمانی که خیلی عصبانی هستند و ی خواهند لج طرف را دربیاورند به جای واژه وزین بدنیا آوردن به کار می برند) و حضورش را فقط در جشن ها و شادی ها و عروسی ها به ما تحمیل می شد نه اینکه یک مقامی عظمایی داشته باشیم که خیلی عظماست . اما در موقع قبول مسئولیت عملا کاره ای نیست و آنکه مقصر است مردمند ( البته مردم به همان تعداد و عدد همسایه های لازم عزیزم) که هر هشت سال یکدفعه حماسه می آفرینند و همه دنیا بر عکس صدام می فهمد و آخرش هم می شود تک ای دیگر از تاریخ سیاه در تاریخ . مثل اصلاحات که یادم است دل تو را لرزاند و به گریه وا داشت.
    لازم عزیزم البته که من کا کل کردن با تو را دوست دارم. وگرنه به خدا قصد ندارم اذیت ات کنم. شاید اینطوری بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر ، زود تر بگذرد.
    به عقیده ات احترام می گذارم . چون جهانی برای خود ساخته ای که گرچه برای اثبات علت و معلو لی هایش در خارج از خودت با موانع زیادی مواجه باشیم ، اما فکر کنم از درون به نقطه ارامشی رسیده ای. همان احساسی که از تسری آن به دیگران تا به حال موفق نبوده ای.

    [پاسخ]

    لازم پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۱ ب.ظ:

    سین عزیز
    چطور انتظار دارید من به کامنت عجیب و جالب شما جواب ندهم
    . من نمی دانم خانم سین واقعا چه شکلی است اما یک دوشب پیش از آن که شما حالت جدیت خودتون رو نسبت به من رها کنید خواب شما را دیدم . دم در خانه مان ایستاده بودید .
    من در را باز کردم و شما را دیدم . خانمی لاغر و ظریف. سبزه رو ، با دندان های
    سفید مرتب و چهره ای که لب ها توش بارز هستند و حالت سخنگویی دارند و اما غمی عجیب در نگاهش…
    همین یک صحنه بود اما جالب . .
    برای همین آمدم و به شما گفتم که دلم می خواهد شما شاد باشید .
    سین عزیز شما آدمی دقیق هستید با روحی ظریف . و من با آن نقطه ضعف های آشکارم در برابر زیبایی ( که همیشه مثل دم خروس پیداست ) قدر دان اون توجه و دقت و ظرافتی هستم که ارزانی من کرده اید.
    انسان ها همه جهان های غنی دارند . شاید زنان جهانشان غنی تر باشد .اما جهان شما بازغنی تر است . شما که خودتون شناسنده جهان درون هستید ……

    زنی نیست که گریه نکند و حتی می گویند مردها هم گریه می کنند . اما من سالیان طولانی بیش از حد توانم گریه کرده ام . زمان هایی هم بود که دنیا برایم یک حجم نا شناخته ی غیر قابل درک سه بعدی می شد که نمی دانستم چه ربطی به من دارد . هنوز هم وقتی به اون حس فکر می کنم یخ می زنم. وقت هایی بود که فقط ترس از دنیای ناشناخته ی پس از مرگ بود که باعث می شد خودم را خلاص نکنم . زندگی چیزی برایم نداشت ، فکر می کردم این دنیا – با آن که گاهی زیبایی ای در آن می درخشد و چشم مرا خیره می کند – یک حقه ی کثیف بیش نیست که معلوم نیست چرا ما باید هدفش باشیم . دنیایی غریب . که نفهمیدیم چرا آمدیم توش و چند سال دیگه وقتی به این روال زندگی واموندش ، به این محبت های کوچکش ، به این زمستان های سرد و تابستان های خفه کننده اش به این گردش آرام و بی سر و صدای خورشید توی آسمان روزهایش ، عادت کردیم ، چرا باید برویم .

    تا آن که قران را برداشتم که بخوانم . فقط به این دلیل که مثل هر کتاب دیگری فکر می کردم باید خوانده بشود . اولین سوره ای که خواندم سوره ی کهف بود . این سوره عجیب است . هر چه ادم سوره ی کهف را بخواند و غرقش شود باز کم است . بعد ش سوره ی یوسف که پر از عشق است . سوره ی مزمل با آن آهنگش . رفته رفته جهان برایم رنگ زیبایی گرفت مثل این بود که خورشید شروع به تپیدن کرد توی اسمون و انگار در و دیوار هر روز چیزهایی بهم می گفتند . نمی توانم بگویم چه تجربه ی زیبایی بود … و صبر و عقل و زیبایی و حکمت . همه ی این کلمات گویا برایم معنی می شد . نوشته است قران اگر به کوه نازل می شد گوه از هم می پاشید . برای من دنیا را خشت به خشت برایم ساخت خانم سین . نه این که خودم ان را بسازم . این خدمتی بود که این کتاب که فکر می کنم جان دارد و روح دارد به من کرد و بسیار خدمت های دیگر … اما من هنوز کاری برای او نکرده ام…….

    اصلا فکر می کنم در حد آن نیستم که زیاد درباره ی قرآن حرف بزنم .

    اماحالا دارم فکر می کنم خانم سین هم مثل من که می خواهم حالت درونی ام را تسری بدهم . غم و اندوهش را در آینه ی جهان هم می بیند . به نظر شما این برداشت بی جاست ؟

    … چرا خانم سین به لازم می توان گفت خانه ی دوست کجاست فیلم قشنگی است. انگار صدسال از ساختن اون گذشته است . اما افسوس که آخرین فیلم کیارستمی که دیدم و حالا اسمش یادم نیست ، یه حقه بازی بیشتر نبود . اگر آدم خانه ی دوست را بسازد و در نقطه ی تکامل به اون فیلم کیا رستمی برسد ، پس فایده ی هنر چیست ؟

    همچنین شما هر چه می خواهی درباره ی سرخوشی ملکه ی انگلیس بگو . اما من می گویم این عجوزه رواین جوری نبین … پرنس پس انداختن کار یه دقه شه … هر چی هست زیر سر همین عفریته اس.

    و اما اتفاقا من هم از یک رای گیری صدام با خبر شدم . در یک کشوری زندگی می کردیم که مدرسه مان نزدیک سفارت عراق بود . کل سفارت را عکس صدام چسبانده بودند و به سینه ی دختر های مدرسه ای هم عکس صدام چسبانده بودند و می اوردندشون که به صدام رای بدهند مثلا .ما که نمی فهمیدیم رقیب صدام کیست . ما هم می رفتیم برای اونا شعار می دادیم الموت لصدام . اونا هم برای ما شکلک در می اوردند . خلاصه رای گیری همشه مسخره بازیای خاص خودش رو داره و اون رای گیری از همه مسخره تر بود . یادش بخیر …

    من مقام عظمای ولایت رو یعنی آقای خامنه ای رو آدم دلسوز و مشفقی می دانم . این را نه برای تبلیغ می گویم نه برای ملاحظه . خدا می داند که اگر احساس واقعی ام نبود این جا نمی نوشتم.

    چه کامنت جالبی نوشته اید. چه لذتی دارد خواندن نوشته های شما درباره ی خود آدم ! چندبار خوانده ام و هر بار صورتم گر گرفته است . پاشم برم شب شد.

    شهاب پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۰ ب.ظ:

    سعید خان اگر وقت کردی “داستان سیستان” رضا امیر خانی را بخون دستت می اید که آقا از مسائل خبر دارند یا نه

    [پاسخ]

  48. ۲۴ مهر ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۷ | #48

    من واقعا متاسفم از اینکه مخالفین فقط و فقط شکمی دارن قضاوت میکنند راجع به شخصیت بزرگ علمی و معنوی امام خامنه ای ..این فقط عناد و جهلتان را نشان میدهد ..

    مطلبی که آقای حسینی نوشتند حقیقت و درست است .اینکه حضرت امام خامنه ای معصوم نیستند..اما عدم عصمت دلیل بر عدم صلاحیت و ..نمیشود ..
    یعنی اگر قرار بود هر کسی که معصوم هست بیاد رهبر بشه و در غیر ای صورت باید بره کنار و …حتما خداوند میلیاردها معصوم خلق میکرد ..

    بحث ارجحیت می باشد ..یعنی در زمان غیبت امام زمان عج فردی که ز دیگران بهتر و ارجح می باشد یاید در این جایگاه بنشیند …

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    مرد حسابی اگه رفسنجانی اون داستان قلابی و جعلی رو به نقل از خمینی نقل نمیکرد ایشون الان در بهترین حالت امام جمعه مشهد میشد خالی بندی رفسنجانی این نون رو گذاشت تو دامن ولایت عظما وگرنه ول معطل بود

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    بنظر شما غیر از امام خامنه ای چه کسی میتواند بهتر از او زمام امور را بدست بگیرد ؟

    [پاسخ]

    هیچ پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۸ ب.ظ:

    بد حرف میزنی آرش
    بد حرف میزنی

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۲ ق.ظ:

    آرش خیلی عالی که اینطوری خودت را نشان می دهی راستی مگر نه اینکه ادب مرد به ز دولت اوست ،اما گفتم که عالیه ،می دونی چون وقتی کسی اینطوری صحبت می کنه یعنی در مقابل منطق حرفی نداره یعنی اصلا چیزی تو چنتش نیست ،اصلا کامنتهای بالا را که نوشته بودی خوندم دیدم چقدر حیفی !تو اصلا باید نظریه پرداز می شدی ، اما حالا که داری همینطور برای خودت می بافی یه مقداری هم گوش کن برات خوب، میگم اصلا هاشمی را بی خیال ،یه نگاه به کامنی که پسر شجاع نوشته در مورد دیدگاه علما و مراجع و شخصیت ها نسبت به آقا بنداز حالا بگو چطور می شه بزرگترین علمای این کشور و همینطور چند تن از شخصیت های سیاسی جهان مثل پوتین این همه داستان قلابی به هم بافته باشند میگم تو یک دفعه به اشتباه بودن فکر خودت شک نکنی نه اصلا چنین کاری نکن ،در ضمن یک مقدار مطالعت را بیشتر کن اگر واقعا دنبال حقیقتی برو و مسیر رهبر شدن آقا را بخون، بخون که حتی اون وقت که آقای منتظری برای تایید نزد ایت الله بهاالدینی می رود ایت الله تایید او را امضا نمی کند و می گوید ما امیدمان به سید علی است در ضمن قبل از اینکه بخواهی نسبت دروغگویی به ایت الله بهالدینی بدهی کمی در مورد ایشان تحقیق کن بعد حرف بزن .هر چند که از کسی که بگوید ما باید در مقابل غرب سر خم کنیم چون او زورش زیاد تر است تا تحریم نشویم چندان توقعی نیست .

    [پاسخ]

  49. ۲۴ مهر ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۱ | #49

    امام خامنه ای از دیدگاه بزرگان

    فرمایشات امام خمینی قدس سره در موارد متعدد:

    – اینجانب از سالها قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته ام وبه حمد الله همان ارتباط تا کنون باقی است

    -جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنای به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانب داری می کنید می دانم ودر بین دوستان ومتعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.

    – شما سربازی فداکار درجبهه جنگ ، معلمی در محراب ، خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب هستید.

    – من آقای خامنه ای را بزرگش کرده ام.

    – اینجانب با اطلاع از مقام و مرتبت متفکر و دانشمند محترم جناب آقای سیدعلی خامنه ای (ایده الله تعالی) رای ملت را تنفیذ نمودم.

    – شما از سلاله رسول اکرم صلی الله علیه و آله و خاندان حسین بن علی (ع) هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید.

    حضرت آیت الله موسوی شالی:حضرت آیت الله العظمی(امام) خامنه ای بهترین وعالیترین فردی است که درمنصب ولایت فقیه توسط مجلس خبرگان رهبری برگزیده شده وبه انجام وظیفه مشغول است.از مقام معظم رهبری چه درزمانی که درسمت رئیس جمهور بودند وچه در زمانی که در منصب ولایت ورهبری هستند هیچگونه لغزشی دیده نشده است.

    درحال حاضر مجتهد جامع الشرایط حضرت آیت الله(امام)خامنه ای است.تبعیت از ایشان تبعیت از امام زمان (عج) وپیامبر اکرم ودرنهایت تبعیت از خداست بعد از امام خمینی(ره)بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی صراط مستقیم قائم به رهبر عزیزما آیت الله العظمی (امام)خامنه ای (مدظلله العالی)است

    کورباد چشم که صراط مستقیم زمان حضرت آیت الله العظمی (امام) خامنه ای رانبیندبه نظر من واکثرمجتهدین ایشان نایب برحق امام زمان (عج) است.

    آیت الله العظمی حاج آقا رضا بهاءالدینی (ره):” بعد از امام خمینی قدس سره اگر بشود به کسی اعتماد کرد به این سید است.حضرت امام خامنه ای ذخیره الهی می باشد.مخالفت با ولایت فقیه کار ساده ای نیست هنگامی که میرزای شیرازی بزرگ مبارزه با دولت انگلیس را آغاز کرد یک روحانی با او به مخالفت نمود میرزا اورا نفرین کرد ونفرین باعث محرومیت او از سلک روحانیت گردیده و پسرش جوانمرگ شد.روزی بعد از ملاقات آیت‏الله خامنه‏ای با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: «بله، چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت. او چون خورشید دارای خیر و برکات است

    آیت الله بها الدینی در جواب این ۳ عزیز( ،آیت الله امجد،جناب آقای احدی از علما و حجت الاسلام و المسلین حیدری کاشانی)می فرماید:«آقای منتظری رهبر نمی شود، همه ی امید ما فرزند عزیز زهرا سید علی خامنه ای است.ایشان را اطاعت و حمایت کنید.» سال ۶۸ مجلس خبرگان به رهبری امام خامنه ای رای می دهند.بعد از فوت امام خمینی،رهبر انقلاب به دیدار آیت الله بها الدینی می روند.بسیجی ها و آیت الله العظمی بها الدینی اصرار داشته اند که دست آقا را ببوسند و آقا هم نمی گذاشتند.این عالم بزرگوار وقتی امتناع رهبر انقلاب را می بیند می فرماید«اجازه بدهید تا من دستتان را ببوسم تا فردا که به محضر جده ام زهرا مشرف شدم .به ایشان عرض کنم، دست ولی خود را بوسیدم

    آیت الله مصباح یزدی:”…از جمله نعمت‌های بزرگی ـ‌که به تصور بنده‌ـ امثال ما و هر ایرانی دیگری اگر سالیان دراز تمام وقت خود را صرف شکر آنها بکند حقش ادا نمی‌شود، برقراری نظام اسلامی، حاکمیت ولایت‌فقیه و به‌خصوص وجود شخص مقام معظم رهبری است.شخصیت ایشان برای هر مسلمانی، به‌خصوص مسلمان ایرانی و به‌ویژه مسلمان شیعه ایرانی آن‌قدر نعمت عظیمی است که همه نعمت‌های دیگر با آن قابل مقایسه نیست؛ یعنی اگر همه نعمت‌های مادی را در یک کفه بگذاریم و این نعمت را در کفه دیگر، ارزش و نفع وجود شخص ایشان به‌عنوان یک نعمت برای فرد فرد ما، نه برای کل جامعه, از مجموع نعمت‌های مادی که خدا به هر فردی می‌دهد بیشتر است. البته نعمت معرفت خدا و ولایت اهل بیت ‌ـ‌علیهم‌السلام‌ـ ‌جای خود را دارد. بنابراین اگر ما بخواهیم با اعداد و ارقام ارزش نعمت وجود ایشان را برای هر فردی تعیین کنیم این کار نشدنی است”

    من درباره ویژگی هائی که خداوند متعال به ایشان عطاء فرموده نمی توانم صحبت کنم ولی درچند جمله کوتاه فقاهت توام با تقوی ، تیزهوشی با سعه صدر، مدیریت توام با تعبد ، احتیاط توام با شجاعت و شهامت ، روح عبادت ، اخلاق و اعتماد به نفس توام با توسل به حضرت ولی عصر عج در ایشان جمع شده است.

    آیت الله امجد:”…«من بدخواه آیت‌الله خامنه‌ای را لعن می‌کنم»

    آیت الله العظمی نوری همدانی:”آنقدر ویژگی و شایستگی از جمله شجاعت،‌ تدبیر،‌ فرهنگ، فقه، زمان‌شناسی و معلومات در وجود آیت‌الله خامنه‌ای هست که بعد از امام راحل هیچ‌کس نمی‌توانست این خلأ را پر کند.”

    آیت الله علی مشکینی:بر همه مسلمین جهان واجب موکد شرعی و عقلی است که حضرت مستطاب آیت الله خامنه ای را به فقاهت و ولایت امر مسلمین بشناسند که واجد مقام فقاهت اجتهاد و حائز سایر شرایط ولایت است.

    آیت الله العظمی اراکیملت ایران قدر این نعمت الهی را می دانند و اکنون از وارث امام خمینی تبعیت می کنند انتصاب شایسته حضرتعالی به مقام رهبری مایه دلگرمی است.

    آیت الله العظمی بهجت قدس سرهخواب دیدم در مجلسی حضرت امام زمان عج با علماءبرجسته حضور داشتند که شما (رهبر انقلاب) وارد شدید حضرت برخاستند و شما را به کنار خود دعوت کرده شما نشستید.

    آیت الله شهید دستغیبشهید محراب، عارف عامل، آیت‌الله دستغیب فرمودند: «چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوا‌پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است. در هر پستی که بوده، امتحان خودش را داده است. کسی که امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند، این مرد بزرگ، مقامی برای خودش قائل نیست، به عینه مثل رهبر عظیم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای علی خامنه‌ای هم این‌جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام روی او اثر نمی‌گذارد».

    آیت الله حسن‏زاده آملیعلامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، در مقدمه یکی از کتاب‌های خود خطاب به آیت الله خامنه‏ای می‌نویسد: «با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز “نرفع درجات من نشاء ” تقدیم می‌گردد و عرض می‌شود “یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه”… دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد».

    آیت الله سیستانی در دیدار با هاشمی رفسنجانی(۱سال پش):بر شما واجب است از رهبر انقلاب-آیت الله خامنه ای- تبیعیت وپیروی کنید و اختلافات را کنار بگذارید

    آیت الله مکارم شیرازی:اگر مقام معظم رهبری(آیت الله خامنه ای) حرمت نداشته باشند امروز هیچ کدام از ما ایرانی ها حرمت نخواهیم داشت

    حجت الاسلام حاج احمدآقا خمینی (ره) حاج احمد آقا می‌فرمود: «باید در کنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های سفاک پهلوی به سر برده… هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل کنند… ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت، گوش کنیم… اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست… قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همان‌طور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریکاست… من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچک‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف میل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می‌شویم… به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است».

    حجت الاسلام بهلول (ره):مرحوم بهلول خطیب معروف و رهبر قیام گوهرشاد می‌گفت: «من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده‌ام؛ اما کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى آیت الله خامنه‌ای ندیده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیک مى‌بیند، حس مى‌کند که ذره‌اى میل به دنیا در او وجود ندارد… واقعاً در این مقطع، من هیچ کس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم. آخرین بارى که در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست که قبل از انقلاب، یک شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریک بود، من آمدم دستتان را بگیرم و کمکتان کنم؛ اما دستتان را کشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى‌بیند؛ تا جایى که هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى‏تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم. بعد آقا گفت: اخیراً کمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است که وقت همه ایرانى‏ها را گرفته‌ام».

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۲ ب.ظ:

    خب که چی؟! نهایت تمام این‌ها این است که او هم مثل همه‌ی ماها انسان است و انسان وقتی به پست و مقامی می‌رسد احتیاج به نظارت، انتقاد و نظرخواهی دیگران دارد. و اینکه کار اشتباه را هر کسی که بکند اشتباه است و حرف اشتباه را هر کسی بزند اشتباه است. امام علی هم خودش را از پیشنهاد و انتقاد مردم عادی بی‌نیاز نمی‌دانست.

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 11221
  1. ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۲۲:۰۷ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: