لطفا يك نفر حرف بزند!

از دو روز پيش تا حالا كه اخبار مربوط به درگذشت يك وبلاگ نويس ايراني در رسانه هاي بيگانه منتشر شده، هنوز مسئولي از قوه قضائيه، نيروي انتظامي و يا پليس فتا به خودش زحمت نداده تا حرفي، نظري و يا توضيحي درباره اين خبر ارائه دهد. فقط معاون كميسيون امنيت ملي مجلس حرف زده كه با حرف نزدنش فرقي نمي‌كند!

اين سكوت و اين نحوه‌ي برخورد، آن هم در قبال موضوعات و اخباري كه به سرعت در كل دنيا منتشر مي‌شود و فشارهاي سياسي و تبليغاتي زيادي را عليه نظام به همراه دارد، نشان دهنده بي‌تفاوتي مسئولان نسبت به نتيجه عملكرد خود و بازتاب آن در رسانه‌هاست. برداشت ما اين است كه آن مسئول و يا آن نهاد محترم، كاري به رسانه‌ها، افكار عمومي و يا تبليغات دشمن ندارد و اصلا احساس نمي‌كند كه بايد درباره‌ي عملكردش پاسخگو باشد.

يك نفر به عنوان وبلاگ نويس توسط پليس فتا بازداشت شد و بعد از چند روز ناگهان از دنيا رفت. همه رسانه هاي ضدانقلاب هم مدعي هستند كه وي در اثر شكنجه و يا بدرفتاري موقع بازجويي درگذشته است. طبعا با توجه به موارد مشابه (زهرا بني يعقوب و حادثه كهريزك) چنين ذهنيتي فورا بوجود مي‌آيد. در اين شرايط كمترين وظيفه مسئولان مربوطه (در اين مورد خاص پليس فتا) اين است كه حرفي بزنند. اگر ادعاي رسانه ها اشتباه است، آن را تكذيب كنند و در صورت صحت خبر، درباره اصل ماجرا توضيح بدهند. اگر هم اشتباهي صورت گرفته با مقصر آن برخورد كنند. پس سكوت فعلي چه دليلي دارد؟ چرا فلان مامور، مسئول و يا نهاد مربوطه، با سكوت خود، بار سنگين ديگري را بر دوش نظامي مي‌گذارد كه اين روزها با انواع و اقسام فشارهاي سياسي و تبليغاتي روبرو است؟

به هرحال «ستار بهشتي» يا به مرگ طبيعي از دنيا رفته و يا در اثر حادثه‌اي در دوران بازداشتش. از اين دو حال كه خارج نيست. اگر به مرگ طبيعي از دنيا رفته، ثابت كنيد؛ اگر هم بر اثر شكنجه، مسئوليتش را بپذيريد! چرا سكوت؟ نتيجه طبيعي اين سكوت اين است كه ماموران و مسئولان مربوطه مي‌خواهند مسئوليت اقدام ِخود را متوجه نظام بكنند! (يعني هر كسي خودش مي‌شود نماد و نماينده‌ي نظام! غير از اين است؟)

البته من درباره جرم و اتهام وي حرفي نمي‌زنم چون اطلاعاتي ندارم. در همين يكي دو روز گذشته وبلاگ منتسب به وي را پيدا كرده و مطالبِ عمدتا غيرمنصفانه‌اش را خوانده‌ام. پس كاملا معلوم است كه با او و نظراتش اصلا و ابدا موافق نيستم؛ اما اين دليل نمي‌شود كه از مرگش آن هم با اين وضعيتِ پر از شبهه خوشحال باشم. حتي اگر جرم كسي آنقدر سنگين باشد كه مستحق شديدترين و سنگين‌ترين مجازات باشد، نحوه و شيوه‌ي مجازات او كاملا مشخص است. بگذريم از اينكه ستار بهشتي فقط يك وبلاگ نويس بود و مگر يك وبلاگ نويس ساده چه جرم بزرگي مي‌تواند مرتكب شود كه مستحق مرگ باشد؟! يعني اين نظام با نوشتن و خواندن چند تا پست وبلاگي به خطر مي‌افتد؟! …

*****

پي نوشت: امشب فيلم «سفر سنگ» ساخته مسعود كيميايي از تلويزيون پخش شد. اگر تاريخ توليدش را اعلام نمي‌كردند و اگر با مسعود كيميايي آشنا نبوديم، گمان مي‌كرديم اين فيلم در سال‌هاي بعد از انقلاب ساخته شده! فيلمي كه به بهترين شكل ممكن مصيبت‌ها و سختي‌هاي دوران ارباب رعيتي را نشان داده. فيلمي كه هم تاريخي است و هم خودش تاريخ است. يعني از دل حادثه و از بطن ماجرا بيرون آمده. باور پذير است چون شعار نمي‌دهد. عملا نشان مي‌دهد كه كجا بوديم و چطور زندگي مي‌كرديم؟ حيف كه بعد از سي سال از پيروزي انقلاب، سينما هنوز چشمانش را به روي تاريخ بسته.

حالا حرف من درباره فيلم و سينما نيست. امشب موقع تماشاي «سفر سنگ» ذهنم رفت به سمت تاريخ و آن سفر دويست ساله‌ي اخير در راه آزادي و استقلال و رهايي از استبداد و استعمار كه رسيديم به بهمن 57 و انقلاب شكوهمند اسلامي. انقلابي كه حالا حالاها بايد باقي بماند و روحِ جهان مرده‌ي كنوني باشد. پس چرا ما به جانش بيفتيم؟ لطفا يك نفر حرف بزند! …

  1. رضا
    11 نوامبر 2012 در 01:17 | #1

    امید جان خوب کردی برای ستار نوشتی
    بیزحمت یه پست هم هر وقت وقت کردی برای مهدی خزعلی آماده کن برادران خودسرانه دارند میکشنش

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:33 ب.ظ:

    انصافا چقدر این انقلاب با منش علی و حسین علیه السلام فاصله گرفته چه بر سر منتقدان که نیاوردن آخه این چه بساطیه کجای اسلام چنین برخوردی مجاز شده الله اکبر که ظلم هم حدی داره

    [پاسخ]

  2. مهران
    11 نوامبر 2012 در 02:31 | #2

    سخنگوی اژه‌ای فرموده‌اند تا دوشنبه صبر کنید حاج آقا حتما جواب می‌دهند!

    طبق خبرهای رسیده مسئله زیاد جدی نبوده. معلوم شده که خواهر این آقا مشکل روانی داشته و این داستان‌ها را خودش سر هم کرده و به رسانه‌های بیگانه گفته. یک فیلمی هم تهیه شده که نشان می‌دهد که خانواده‌شان با این دختر خانوم مشکل دارن. از وجود آقای ستار هم خبری نیست ولی اینکه ایشان کشته شده باشد، شایعه بوده و اگر هم قتلی صورت گرفته باشد حتما کار صهیونیستهاست. سوال بعدی چی بود؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:47 ق.ظ:

    واقع به اين راحتي مي تواني طبق خبر هاي رسيده دنيا و آخرت خودتو بفروشي آقا مهران ؟ حداقل بگذار تا به صورت رسمي اعلام نظر شود مهم اينه كه يك انسان ولو مجرم به قتل رسيده بدون محاكمه رسمي

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:13 ب.ظ:

    فکر کنم سوتفاهم شده.

    این جملات پیش‌بینی اطلاعیه دستگاه قضایی بود. آخه بار اول نیست که یک به این سادگی کشته می‌شه.

    [پاسخ]

    امیرحسین پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 2:22 ق.ظ:

    جناب محمد نوشته اقای مهران طعنه بر دستگاه قضایی بود.

    [پاسخ]

  3. اشکان
    11 نوامبر 2012 در 03:30 | #3

    تا اطلاع ثانوی که نظام مانند احمدی‌نژاد خانه‌نشین شده است و سکوت الهام‌بخش وحدت کرده است این را بخوانید تا بیکار نباشید:
    شهادت‌نامه‌ی ۴۱ زندانی سیاسی اوین در باره‌ی ستار بهشتی
    http://www.kaleme.org/1391/08/20/klm-119438/

    [پاسخ]

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 11:09 ق.ظ:

    واقعا جمهوری اسلامی چه زندانهای دهشتناک و مخوفی داره که 41 نفر از زندانیهای سیاسی آن جمعا بیانیه و شهادت نامه و … بر علیه نظام صادر می کنند.

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 12:09 ب.ظ:

    عرش جان
    چشم شما دستور بفرمایید اونا رو بدن دست پلیس فتا تا خدمتشون برسن.راست میگه ها
    بابا اینجا عجب آزادیه ارواح باباشون.میگم چن تا از مخاطبای این وبلاگ اگه یه پست تو بند 209 و 350
    یا کهریزک بگیرن آمار کشته های زیر شکنجه از اینم بیشتر میشه ایول ایول رومون کم شد راس میگی

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 3:10 ب.ظ:

    جناب عرش، انشاالله نصیب شود تا خودت به عینه میزان غلظت این دهشتناکی را تجربه کنی.

    [پاسخ]

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:27 ب.ظ:

    خواهش می کنم. این جور جاها لیاقتی می خواهد که ما نداریم. ارزانی خودتان.

  4. 11 نوامبر 2012 در 03:53 | #4

    به احتمال قریب به یقین پلیس فتا بعد از دستگیری ستار بهشتی تلاش کرده است او را وادار به اعتراف و ازجمله دادن پس ورد دسترسی به وبلاگش بکند. اما ستار مقاومت تحقیر کننده ای نسبت به بازجویانش کرده و تسلیم نشده است. پلیس فتا که بدلیل سابقۀ اعتراف گیری های سریع و دلخواه بازجو از فعالان سیاسی و مدنی را در کارنامۀ خود باعث غرور و توانایی خود می دانسته از مقاومت غیرمتعارف ستار بشدت – تا حد جنون – عصبانی می شود. و تصمیم می گیرد تحت عناوین جعلی “اراذل و اوباش” و زورگیر ستار را تحویل پلیس آگاهی بدهد. دلایل پلیس فتا برای این تصمیم عبارت بوده اند از:

    الف1- ستار مطلقاً بدون سابقۀ سیاسی و گمنام بود.

    الف2- ستار نخبه و روزنامه نگار نبوده و عنوان های تحصیلی و شغلی عالیه نداشته است.

    الف3- ستار کارگر و ساکن رباط کریم بعنوان حاشیۀ شهر و مناطق جرم خیز اجتماعی بوده است.

    الف4- ستار از نظر فیزیکی درشت و قوی بوده است که بتوان او را زورگیر و قمه کش معرفی کرد.

    3- چهار عامل فوق پلیس آگاهی را متقاعد کرده است که ستار یک مجرم اراذل و اوباش و زورگیر است و پلیس فتا در مورد علت تحویل او به آگاهی محق است. از اینجا به بعد دیگر نیازی بنوشتن من نیست که چه اتفاقی افتاده است. زیرا که همۀ کسانی که با پلیس آگاهی کمترین آشنایی داشته باشند می دانند رفتار آنان چگونه است. برای پلیس آگاهی که سروکارش با مجرمان خطرناک اعم از قاتل و قمه کش و دزد و متجاوز جنسی – و کلاً در جرایم جنایی – است فقط اعتراف گرفتن اهمیت دارد و چگونه اعتراف گرفتن فرع بر قضیه است. در پلیس آگاهی مرگ متهم در هنگام اعتراف گیری موضوعی علی السویه است و بارها و بارها اتفاق می افتد. اما چون کشته شدگان در پروسۀ بازجویی آدم های غالباً مجرم و منفور و بی کس و کار و غیرقابل دفاع بوده اند و هستند کمترین مشکلی پیش نمی آمده است. حداکثر اگر می خواستند برای آرشیو آگاهی سند درست کنند بعد از مرگ و دفن کشته شده در هنگام بازجویی یک دست خطی هم از یک قاضی مخصوص می گرفتند و ضمیمۀ پرونده می کردند و می کنند….

    اما وقتی پلیس آگاهی به خانوادۀ ستار زنگ زده و برخلاف موارد مشابه با ناله و شیون و سؤال خانواده روبرو شده تازه متوجه شده است که بیچاره ستار درست التماس می کرده قبل از مرگ که: “بخدا من یک وبلاگ نویسم و اراذل و اوباش و زورگیر نیستم”. پلیس آگاهی وقتی با این سناریو مواجه می شود موضوع را به پلیس فتا اطلاع می دهد که اراذل اوباش تحویلی وبلاگ نویس از آب در آمده. اما دیگر کار از کار گذشته است و پلیس آگاهی بدون اطلاع پلیس فتا مرگ ستار را لو داده است. اینک دیگر کاملاً مشخص است که چرا نه نیروی انتظامی و نه دستگاه قضایی و نه هیچکس دیگر نتوانسته اند بعد از سه روز موضع گیری کنند. پلیس آگاهی کلاً ماجرا را انکار کرده و تازه از فرماندهان خودش و پلیس فتا هم طلبکار است که پلیس فتا به او دروغ گفته و آگاهی را فریب داده است. پلیس فتا هم که می توانست در صورت اطلاع از مرگ ستار قبل از اعلام بخانواده اش مواردی مثل خودکشی یا خودزنی یا عدم اعلان کشته شدن و هزار جور بهانه های آماده برای چنین سناریوهایی را علت مرگ یا مفقودی و … ادعا بکند حالا که دیگر مرگ ستار زیر شکنجۀ بازجویی اعلام شده نمی تواند از حربه های آماده اش استفاده کند. یا…هو

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 6:41 ق.ظ:

    خیلی غم انگیز است.
    خدا رحمت کند این عزیز از دست رفته.
    خدا کند دیگر هیچ جوانی به چنین سرنوشتی دچار نشود.

    [پاسخ]

    نادعلي مجد پناهي پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 9:20 ق.ظ:

    به نام خدا
    با سلام. البته قصد نداشتم ميان فرمايشات جناب …ايراني بدوم. ولي خوب، فرضيه جامع ايشان از قضيه و سن و سالشان (كه قبلا خودشان اعلام كردند) نشان داد كه معزي اليه احتمالا از بازنشستگان همين نوع سازمان ها بوده اند و قطعا دستي بر اين نوع آتش دارند. ما كه حيرت كرديم بخدا.
    باري! مي فرموديد جناب … ايراني:

    [پاسخ]

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 11:11 ق.ظ:

    با سلام شما تا به حال رمان پلیسی ننوشتی؟

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 12:05 ب.ظ:

    :D

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 12:59 ب.ظ:

    خندیدن تو خواب ،دیگه آخر ریلکسیه..

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:03 ب.ظ:

    جناب دلقک
    من مسئله پسوورد را نمیتونم قبول کنم چون من خودم یه پست بر علیه امام جمعه شهرمان زدم که خیلی تند و توهین آمیز بود اما بعد یه هفته دیدم غیب شده ! بعد معلوم شد دوستان خودشون رفتند و اون پست انتقادی را حذف کردند بدون اینکه ازم پسووردی بگیرند !

    قضییه پسوورد بچه گانه هست قابل قبول نیست .

    شاهین پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:41 ب.ظ:

    پسر جان شجاع!
    بهتره تفاوت سرویس دهنده های ایرانی بلاگ مثل پرشین بلاگ، بلاگفا و… را با بلاگ اسپات بدونی!
    بقول خودت کاش یکم درباره چیزی کهراجع بش نظر میدی بیشتر تحقیق کنی برادر من!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 6:43 ب.ظ:

    حناب شاهین
    یعنی میگی سرویسهای اطلاعاتی ما که سایتهای بزرگ صهیونیستی و آمریکایی را هک میکنند از پس رفتن پسوورد یه وبلاگ بر نمیان ؟
    من واقعا نمیتونم قبول کنم

    Dalgha;.Irani پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:38 ب.ظ:

    جناب پسر شجاع. مسئله پسورد نه از این جهت اهمیت داشته که عزیزان شما نمی توانستند یا نمی توانند ایکی ثانیه هر قفلی را باز کنند چه مجازی باشد چه حقیقی. موضوع پسورد در پروندۀ ستار یک “متهم باید بشکند” است. و چون ستار آماتور و خیلی مخالف بی پشتوانه و غیر سیاسی و از مردم کوچه و بازار بود سر این موضوع بسیار بی اهمیت ایستادگی با اهمیتی کرده و خشونت مأموران را بدلیل “آخر آدم سیاسی هم اینقدر صاف و ساده می شود” به جنون تبدیل کرده است. و الا همۀ دوستان در مورد توانایی های سایبری جمهوری اسلامی محق هستند و بر منکرش … یا…هو

    نادعلي مجد پناهي پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 8:56 ق.ظ:

    به نام خدا
    با سلام. در مورد اين توانيي سايبري مبالغه نفرماييد لطفا. اين حرف از چنته خالي بندي هاي كيهان و حاج حسين زده بيرون(همين چند روز پيش دوسه ستون در اين مورد حماسه سازي فرموده بودند!). توانايي سايبري يعني چه؟ شما ببين اختيار اينترنت دست كيست و آن وقت از توانايي سايبري صحبت كن. حاج عزت پارسال فرمودند كه كانال هاي ماهواره اي در تسخير توليدات رسانه ملي است(تكبير!) ولي ديديم كه وقتش كه رسيد: فرت: با يك كليك (و نه حتي كليد!) آن را خاموش كردند. تسلط بر اينترنت براي صاحبانش، از اين هم ساده تر است. معماري و زيرساخت اينترنت، يعني همين مقدار كمي كه اهل فن خبر دارند، چون مثل كوه يخي است لاكردار، نود درصدش در پس زمينه قراردار، خلاصه معماري اينترنت در ذهن امثال حاج حسين يك جيزي است مثل كيهان و مي شود با يك حكم رييس آن شد و كنترل ش را در دست گرفت و اسم اش را بشود گذاشت توانايي سايبري! و اين حرف را بخورد دو سه هزار خواننده كيهان داد. لذا با احترام به كارشناساني كه در اين زمينه تلاش مي كنند (چون به هرحال يك بحث امنيت ملي در آن وجود دارد) در اين باره مبالغه نكنيد كه غافل مي شويم. در ضمن بحث توانايي سايبري دقيقا از آن موضوع هايي است كه در قبال كنترل قلم و بيان و وبلاگ و غيره دچار تناقض مي شود!؟ چطور؟ چون اين يك موضوع فرامنطقه اي است نمي شود با جمع و جمعيت محدود و كنترل شده در آن وارد شد و به توانايي رسيد.
    درضمن من نمي دانم اين پليس فنا چه ارتباطي با نيروي انتظامي دارد؟ به نظر من نبايد نيروي انتظامي و پليس در اين زمينه ها هزينه شود. پليس بايد بتواند در ميان مردم به راحتي وظيفه خودش را انجام دهد و سازمانهاي ماموريت هايي اينچنين بايد طوري تعريف شوند كه تفكيك آن از پليس براي مرم واضح باشد. (خيلي علمايي ذرت پرت كردم! نه؟:mrgreen: )
    باقي حرف ها بماند براي تاپيك جديد.

  5. میم 2
    11 نوامبر 2012 در 04:06 | #5

    آقای حسینی ممنون .هم به خاطراین پست وهم به خاطر پستی که درباره ی زهرا بنی یعقوب نوشتید.نوشتن از بیعدالتی دست مریزاد دارد.

    [پاسخ]

  6. سعید
    11 نوامبر 2012 در 07:25 | #6

    شما داستان زهرا کاظمی و نقش قاضی مرتضوی را فراموش کردید؟ اثراتش همچنان در رابطه ایران و کانادا ملموسه

    [پاسخ]

  7. حسین
    11 نوامبر 2012 در 07:58 | #7

    رییس محترم قوه را بفرمایید به جای جلوگیری از بازدید رییس جمهور و نامه نگاری های بی حاصل برود این اوضاع را جمع کند.

    [پاسخ]

  8. 11 نوامبر 2012 در 09:18 | #8

    برخی اوقات پرداختن به یک خبر حتی تکذیب آن باعث گسترش و شیوع آن خبر میشود. همان چیزی که دشمن میخواهد.
    به فرض اینکه جوابی بدهند آیا ذهنیت مردم به جواب مسئولین است؟
    آن کسی که افکارش منفی است هر جوابی بشنود باز هم حرف خودش را میزند.
    آن کسی هم که ذهنیتش مثبت است با این خبر ضد انقلاب نمیشود.
    مسئولین باید جلوی این اتفاقات را بگیرند.اما رسانه ای کردن آن هیچ سودی ندارد

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 9:50 ق.ظ:

    جناب بهتر است دست از این دشمن بازی برداریم. یک هموطن به ناحق کشته شده حالا شما به فکر اثرات و بازتاب قضیه هستی نه آن بیچاره که نان آور خانواده و کمک حال مادر پیرش بود.

    اصولا این جنایت ها در ممالکی روی میدهد که دنبال رسانه‌ای نکردن یکسری مسایل و پنهان کاری بی حساب از مردم (نامحرمان)هستند.

    اگر متهم را نربایند و وکیل و ملاقاتی داشته باشد کی این جور اتفاقی می‌تواند روی دهد؟ اگر کمی برای جان و آبرو و خانواده ملت ارزش قایل باشیم(بعضی این را حقوق بشر می‌نامند) همه چیز درست پیش میرود و کسی مجرم هم باشد بالاخره معلوم میشود نه اینکه قبل از اثبات جرم راهی سینه قبرستانش کنند.

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:26 ب.ظ:

    جناب باید کاری کرد! امیدرضا میرصیافی یکی از وبلاگ‌نویسانی بود که به جرم توهین به آقای خامنه‌ای و آقای خمینی به دو سال زندان محکوم شد و کمتر از یک سال بعد در زندان اوین به دلیل شکنجه‌ی وحشیانه کشته شد. در آن زمان، فوت او چندان رسانه‌ای نشد. پرونده‌ای برای او تشکیل شد اما هر دو وکیل این پرونده خودشان به زندان افتادند و پرونده امید هم فراموش شد. پرونده‌های زهرا بنی یعقوب و زهرا کاظمی هم به همین صورت وقتی از پیگیری رسانه‌ای دور ماند متوقف و ماستمالی شد. اینجا ایران است. اگر شما اتوموبیل خودتان را به یک تعمیرگاه می‌سپاری باید حتماً پیگیر تعمیر آن باشی وگرنه با بدترین کیفیت و طولانی‌ترین زمان تعمیر و با کلاهی گشاد بر سر مواجه می‌شوی. اینجا ایران است. یادتان باشد! مسئولین مهربان جمهوری اسلامی منتظر سکوت هستند تا خودشان هم از کنار آن چیزهایی که برایشان مهم نیست بگذرند.

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 11:09 ق.ظ:

    باید کاری کرد…
    میفرمایید رسانه ای کردن ماجرا فایده ای ندارد کاملا حق دارید
    باید در سکوت کامل جنایت ها رو انجام بدن .یعنی چی من اومدم دارم میگم چرا کشتنش؟
    دوستان دیگه و امید حسینی هم نباید دنبال اش رو بگیرن بذارن پیکرهای شکنجه شده یکی پس از دیگری دفن بشن …به ما چه ؟ مهم اینه که ظلم شده به نظام با دو کلمه حرف ..
    باید خونها ریخته بشه جنایتها انجام بشه جوونهای عزیز دل مردم رو یکی یکی بکشن
    یعنی چی بیان بگن فلان مسئول فلان کارش اشتباهه؟ خفه خون گرفتن رو باید همه یاد بگیرن …حرف زدن نداریم تو ایران ..مثل همون خروس تو کویر دکتر شریعتی…شما راحت باش
    وجدان کیلو چند؟
    انسانیت کجا بود؟
    انصاف پر…
    حقانیت پر…
    فقط رسانه ای نشه
    ای واااااااااااااااااای ابروی نظام!!!!!!!!!!!
    تا وقتی مثل کبک سرتون زیر برفه و نمیبینید این جنایتها ابروی نظام رو میبره نه نوشته های یه وبلاگ. زیر برف خوب بخوابید کبک های انسان نمای بی وجدان…

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 11:19 ق.ظ:

    کبک باشیم و آن انسان شما نباشیم بهتر است. خرررر پفففف

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 12:31 ب.ظ:

    نگران نباش صابر،
    همين حالاش هم كبكي نه انسان. برو خيالت راحت، خوب بخواب آقاي كبك.
    (البته حيفه كبك كه به آدمهايي اينچنين تشبيه بشه!)

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 12:54 ب.ظ:

    بالاخره آدم کبک نما هستیم یا کبک آدم نما؟! ما رو از بلاتکلیفی در بیارید.

    یلدا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:03 ب.ظ:

    رودا جان اینا خواب که هستن هیچ تو خواب لبخند هم میزنن.
    فقط میشه براشون آرزو کرد دچار بشن به دردی که ستار تحمل کرد ..فحش دادن به مادر..
    هر چند بعیده از خواب بیدار بشن همون طوری لبخند خواهند زد ..
    فقط کاش از دوستان بازجوشون بپرسن فحش به مادر کسی دادن ، راحته ؟

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 12:44 ب.ظ:

    آره واقعا،
    اصلا چه معني داره كه اين چيزها رسانه اي بشه! مٌردن كه مردن! ناراحتن كه ناراحتن!
    حالا چرا شلوغش مي كنين؟! چرا كشش مي دين؟ مهم اينه كه اين سكوت و نظم بي نظيري كه ما باهاش حال مي كنيم نبايد خدشه دار بشه.
    اي وااااااااااااي آبروي نظااااام!!!!!!

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:36 ب.ظ:

    صابر،
    جوابت هيچ كدامه، زيرا:
    1. چون رفتارهاي انساني نداري انسان نيستي،
    2. چون ذاتا كبك و حيوان آفريده نشده اي و برعكس حيوانات داراي پتانسيل بالقوه (گفتم بالقوه نه بالفعل) هوش و دانايي انساني هستي – حيوانات عقل ندارند پس گناهي هم ندارند- پس دقيقا كبك يا هر حيوان ديگر هم نيستي.

    حالا ديگه خودت كمي سلول هاي خاكستري (كه بالقوه داريشون ) رو به كار بنداز و پيدا كن
    پرتقال فروش را.
    (هر چي باشي از روي تيكه هايي كه ميندازي اين رو هم مي دونم كه اصلا بانمك نيستي:)

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 4:28 ب.ظ:

    خب من الان با نظر شما کاملا موافقم مرگ بر ولایت. الان انسان شدم؟ چه راحت. بابا زودتر می گفتید. از بالقوه انسانی به بالفعل تبدیل شدم. خب الان باید چی کار کنم خانم فیلسوف؟

    اشکان پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 5:12 ب.ظ:

    جناب صابر، کسی که میگه مرگ بر ولایت لزوماً انسان نیست. انسان آن کسی ست که حاضر به حذف یا سانسور کسی که مخالف عقیده و سلیقه‌اش است نباشد. همین! سخت است اما همین که فکر کنی کسی که معتقد به اسلام و قرآن و ولایت نباشد هم حق زندگی و سحن گفتن و انتشار سخنانش در رسانه‌های جمعی و هر حق اجتماعی دیگر را دارد. همین که فکر کنی هیچکس مقدس نیست و به هر چیز و هر کسی می‌شود و اصلاً باید انتقاد کرد یک انسان هستی. یا حداقل من فکر می‌کنم انسان بودن یعنی این. وگرنه همه‌ی ما بدتر از حیوانات وحشی باید به جان همدیگر بیفتیم… که متاسفانه افتاده‌ایم!

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:07 ب.ظ:

    صابر،
    اول از همه يادي مي كنيم از سعدي با اين شعر حكيمانه اش:
    تو كز محنت ديگران بي غمي، نشايد كه نامت نهند آدمي

    همينه ديگه، وقتي ميگم منطقت ما رو كشته، همين رو مي گم. همين كه بدون استناد و گوش كردن درست به حرفهاي طرف مقابل شروع مي كني به انگ زدن و محكوم كردن. من كجا ولايتمداري يا ولايت نداري را معيار انسان بودن دانستم؟ دروغ كه حناق نيست!

    باولايت مداري شما و هيچ كس ديگر هم مشكلي ندارم (گرچه معتقدم اون “ولي” (يا والي) ارزش ولايت و تبعيت داره كه سعي كنه صغار رو هم مثل خودش قدرتمند و توانمند كنه، كه متاسفانه به نظرم آقاي خامنه اي اين صلاحيت و ويژگي ممتاز رو ندارند).مشكل از جايي شروع مي شه كه به خاطر منويات خودمون چشم مون رو روي حقيقت و ظلم و پايمال شدن حق ديگران مي بنديم، آنچه بر خود روا مي داريم بر ديگران روا نمي داريم و برعكس، و وجدانمون هم درد نگيره اصلا! حالا چه از طرف شماي ولايي باشه چه از طرف يك غيرولايي فرقي نمي كنه.
    اصلا كي گفته فقط آقاي خامنه اي يا كسي كه شما مي پسنديد حق ولي بودن داره؟

    بعد هم شما چه جور منتقدي هستيد كه كارتون فقط دفاع از يك سيستم معيوبه؟
    چقدر جوانان اين سرزمين پرپر بشوند و دم برنياوريم و برو بر نگاه كنيم خوب است؟‌
    اينه مملكتي كه بعد از سي سال براي فرزندان انقلاب ساخته شده؟

    خلاصه ما از شما انتقادي نديديم آقاي مدعي منتقد بودن. به نظر مياد كار شما فقط تقويت استبداد و درنتيجه ظلم و فساد موجوده. الكي هم حرف تو دهن ما نذار كه اين جور وصله چسباندن براي منكوب كردن از طرف شماها ديگه خيلي نخ نما شده.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:54 ب.ظ:

    “باید کاری کرد” جان!
    باید رسانه ای بشه ها…شما که عاقل تر از این حرفا به نظر میرسی..یه کم بیشتر فک کن…یه کم بیشتر دقت کن…باید رسانه ای بشه تا مخالفین و فتنه گران دچار وحشت بشن و خفه خون بگیرن و انقد غر و نق نزنن! آره جانم باید رسانه ای بشه…بعد از این بیشتر فکر کن و بعد کامنت بذار : )

    [پاسخ]

  9. امید
    11 نوامبر 2012 در 11:04 | #9

    دقیقا با آرش هم نظر هستم آقای حسینی جان یک انسان به ناحق گرفته شده (به شهادت زندانیان بند 350 اوین) شما نگران نظام مقدس !! هستید؟؟!!

    [پاسخ]

  10. 11 نوامبر 2012 در 11:13 | #10

    تغاري بشکند ماستي بريزد
    جهان گردد به کام کاسه ليسان

    [پاسخ]

  11. ما جوانان ایران زمین
    11 نوامبر 2012 در 11:14 | #11

    سلام
    خدا بیامرزدش شنیدم کارگر بود و جزء قشر فقیر جامعه.
    شاید خودشم مطالبی رو که تو وبلاگش نوشته بود هنوز باور نداشت که این چنین بی محابا حرف میزدچون بلاخره همه از مرگ میترسند شاید هنوز باور نداشت که عاقبت حرفهایی که میزنه به کشته شدنش ختم میشه.
    متاسفانه ما خیلی وقتها از تجربه ی دیگران استفاده نمیکنیم و تا زمانی که خودمون تجربه نکنیم چیزی رو باور نمیکنیم.این تجربه واسش گرون تموم شد به قیمت جونش.
    اگه تمام دنیا بهم بگن که اون میدونست که کشته خواهد شد و باز این حرفها رو میزد من باور نمیکنم.
    اگه احساسات رو کنار بگذاریم ستار بهشتی در راه خدا کشته نشد اما مظلوم کشته شد پس بیایید برای آمرزش گناهانش صلواتی ختم کنیم.
    الهم صله علی محمد و آله محمد

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 1:35 ق.ظ:

    شما چطور به این راحتی نظر میدی که فلانی در راه خدا کشته شده و فلانی نشد؟ نعوذ بالله خدایی، پیامبر خدایی چه هستی؟ لابد اگر در بحرین کشته میشد شهید راه خدا بود؟ هر کسی باشما باشه یا علیه دشمنانان شما باشه و کشته بشه در راه خداست مابقی نیست؟

    اگر در نظام ولایت فقیه شما مثل نظام سلطنتی و بلکه بدتر از اون همه باید از ترس خفه بشند و هیچی نگن پس مردم ایران برای چی انقلاب کردند؟

    [پاسخ]

  12. ما جوانان ایران زمین
    11 نوامبر 2012 در 11:36 | #12

    اگه اسلام این چیزیه که اینها معرفی میکنند من مسلمان نیستم.

    [پاسخ]

    ح پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 4:06 ب.ظ:

    نه اونی که مسئولین میگن لزوما نیست! شمام فورا دنبال بهانه نگرد خودت که عقل داری!
    لزومی نداره مثل بچه لج کنی ! هر کس مسئول عمل خودشه نه دیگران!

    [پاسخ]

  13. سیدنوید
    11 نوامبر 2012 در 12:13 | #13

    خدا پدر توکلی رو بیامرزه
    http://alef.ir/vdchivnzq23nqxd.tft2.html?170327

    [پاسخ]

  14. saman
    11 نوامبر 2012 در 12:33 | #14

    دوستان یک انیمیشن زیبا درباره محاصره غزه. پیشنهاد میکنم حتما ببینید ، خیلی زیباست
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=7289

    [پاسخ]

    ای داد | Eydad پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:00 ب.ظ:

    http://www.jahannews.com/vdcjote8auqeiaz.fsfu.html

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 11:41 ق.ظ:

    اینکه میگن غزه و حمایت از فلسطین سرپوشی برای گژ رفتاری هی داخلی پر بیراه نیست!
    حالا شما وسط این معرکه اودی انیمشن غزوه را نشر میدی که افکار را منحرف بکنی!

    [پاسخ]

  15. سید رضا
    11 نوامبر 2012 در 12:38 | #15

    به پسر شجاع و امثالهم
    منم مثل پسر شجاع و امثال پسر شجاع فک میکردم اونایی که معترضن یه مشت بچه پولدار
    بالا شهری و مرفه بی دردن که اومدن تو خیابون وگرنه قشر مستضعف و کارگر که بنای مخالفت با
    نظامو نداره.تازه شم این حکومت حکومت پابرهنگان و مستضعفانه مثلااااااااا
    حالا موندم که چطوری یه کارگر یتیم و از خانواده ضعیف کنار همه بدبختی هاش تو زندگی روزمره وبلاگ مینوشته.
    نظام مقدس و انقلاب پابرهنگان رو ببین که شده سلاخ پابرهنگان کاش حداقل اگه دین نداریم که
    شک دارم یه عده داشته باشن آزاده بودیم که اونم زهی خیال باطله.یاد فرمایش مولام علی افتادم که به مالک گفت خون ناحق نریز که فاتحه حکومتت خوندس.عقوبت اللهی داره که امیدوارم دامن تمام ظالمین رو بگیره که قطعا میگیره.از لابلای کلمات بعضی یا تو کامنت هاشون راحت میشه فهمید که اتفاقا کشتار زیر شکنجه این بیچاره مسرورشون کرده و ذوق عجیبی پیدا کردن البته طبیعی یه عطش دارن به خونریزی.اصلا لذتی عمیق میبرن از کلمه شکنجه .بلاخره دنبال سربازای هیتلر و چنگیز اینان که استعدادشون دیده نشده

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:07 ب.ظ:

    شجاع که میگه جنبش سبز برای بی بندو باری و بی حجابی درسست شده کلا و شمال شهریهای تهران میخوان بی حجاب بشن و برن پارتی و برقصن..
    نمیدونم ستار هم برای بی حجاب شدن مادر چادریش حرف میزده؟
    مادری که چهره ی زجر کشیده اش نشون میده بی بند وبار و بیحجاب نیست.
    شجاع …کاش میشد درد این مادر رو درک کنی.

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 4:48 ب.ظ:

    شاید هم ستار دیده نمیتونه مثل سبزهای شمال شهری بزنه و برقصه گفته لااقل با این کارم شبیهشون بشم یا خودمو بچسبونم بهشون و فریاد ضد نظام سر بدم. ولی دیر فهمید که از این سبزهای خوش گذران چیزی نصیب پایین شهری ها نمیشه. شما هم که بعد از فوتش تحویلش گرفتید.
    اینقدر پای مادر محترمه ایشان رو وسط ماجرا نکشید. از این کلمه مادر هم فرت و فرت مایه نذار. انگار فقط همین یک مادر از جبهه شما داغدار شده! شما از دل من یا دیگران چه خبر دارید.

    این اشک های تمساحت اینجا را سیل برداشت.

    اینقدر تحلیل های آبکی نکن. ستار رفته هم به اشتباه خودش هم به اشتباه برخی مسئولین. خدا بیامرزتش. من که برایش فاتحه می خوانم تو هم بخوان. سعی و تلاش مفید کنیم این اتفاقات تکرار نشه.

    ضمنا از مسئولین میخواهیم ضمن برخورد با اوامر این واقعه به نوعی این تلخی را برای خانواده ایشان جبران کنند تا کمی موجبات تسلی خاطرشان فراهم گردد.

    [پاسخ]

    امیرحسین پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 2:26 ق.ظ:

    عجب همانطور که تلخی واقعه مرگ زهرا بنی یعقوب در زندان را برای خانواده اش فراهم کردند (با به زندان انداختن خواهر معترضش)؟ دفعه اول و دومتان نیست که بگوییم اشتباه شده است.

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:08 ب.ظ:

    این که تازه یه کارگر یتیم و ضعیف دیدی که ضد نظام وبلاگ می نویسه نشون میده که فرضیه ما تو این مدت درست بوده که مخالفین اکثرا پولدار بالا شهری بودند. ممنون از اینکه به اثباتش کمک کردی.

    ضمنا این ادبیات و منطقت منو کشته.

    همچنین قربان مولام علی(ع) برم که مولای همه هست.
    البته برخی یه روز علی(ع) مولاشونه یه روز آمریکا یه روز انگلیس یه روز اسرائیل یه روز حتی ترکیه و عربستان و یا حتی دوبی امارات! بالاخره باید ببینه اقتضاش چی میگه.

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:50 ب.ظ:

    اتفاقا منطق تو هم مارو كشته!

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:59 ب.ظ:

    سيد رضا،
    چند روز پيش وقتي پايين پست قبلي شعر زيباي “نازلي سخن نگفت” شاملو رو آورده بودي، اصلا با احتمال دور هم نمي تونستم تصور كنم كه به فاصله چند روز يك هموطن ديگرمون هم در زندان تحت شكنجه و فشار كشته مي شه. (علم غيب داري؟) ولي باز هم چنين حادثه ننگ آوري اتفاق افتاد و اين بار ستار سخن نگفت و جست و رفت.

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 4:23 ب.ظ:

    رودا
    این شعر شاملو شوربختانه برای همیشه شعر ه.یعنی هر لحظه امکان وقوع داره.اونهم در این سرزمین.یه شعر دیگه هم هست که …

    در اينجا چار زندان است

    به هر زندان دو چندان نقب،

    در هر نقب چندين حجره،

    در هر حجره چندين مرد

    در زنجير…

    از اين زنجيريان،

    يک تن، زنش را در تب تاريک بهتاني

    به ضرب دشنه اي کشته است.

    از اين مردان،

    يکي، در ظهر تابستان سوزان،

    نان فرزندان خودرا،

    بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد

    آغشته است.
    ………و….
    از فرط درد قشنگه و خواندنی

    از اينان، چند کس،

    [پاسخ]

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:37 ب.ظ:

    افرین

    [پاسخ]

  16. مهران
    11 نوامبر 2012 در 12:44 | #16

    دیدگاه را باید محاکمه کرد!

    جندتا از دوستان مکتبی خجالت می‌کشند مستقیم بگویند دست بازجو درد نکنه میان به امریکا گیر می‌دن و یا فوقش میگن یکی یک کار خلافی کرده، مجازات کنن تمام شه بره.

    وقتی یکی چراغ قرمز را رد می‌کند و با این کار ناخواسته یک عابری را زیر می‌گیرد، مقصر است چون هیچ نیروی سومی در این کار دخالت نداشته است. تصمیم خودش بوده که چراغ قرمز را رد کنه و در نتیجه هم مسئوله و هم مجرم.

    ولی این آقای بازجو که زیر دستش یکی تلف شده، آدم خلاف‌کاری نیست که برای دلخوشی خودش بیاد آدم‌ها رو آزار بده. الآن یکی بره تحقیق کنه، شاید هم مشخص بشه که این شخص خیلی هم مومن و معتقد به آخرت و حساب‌ پس دادن باشه. چه بسا که قبل از زدن برای اعتراف‌گیری وضو هم گرفته باشد و مشت و لگد را هم با «یا زهرا» به قربانی زده باشد.
    در این شرایط اگر شما این بازجو را عوض کنید، مشکلی حل نمی‌شود. نفر بعدی دقیقا همین کارها را تکرار می‌کند. ریشه جای دیگریست. سوال اینجاست که چه چیزی باعث می‌شود یکی از دیدن ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها فریاد بزند و یک «هم‌وطنش» مجبور بشود صدای این فریاد را خاموش کند؟
    اگر تصیم‌گیرنده و عمل‌کننده یکی بودند، این اتفاقات نمی‌توانست به این راحتی رخ بدهد. تقسیم کار این مشکل را حل کرده‌است. در جوامع امروزی دیگر لازم نیست تصمیم‌گیرنده دست خود را کثیف کرده و یا به خون آلوده کند. یک دفتری یک بخشنامه می‌دهد که اوضاع کشور حساس است، گرانی پدر ملت را درآورده و برای کنترل جامعه باید ترس را در جامعه رواج داد. انجام این کار خیلی راحت است چون نتیجه مستقیمی برای صادر کننده بخشنامه وجود ندارد. با این حساب آقای بازجویی که موظف به اعتراف‌گیریست، در واقع خود قربانی می‌باشد. به او گفته می‌شود که تا اعتراف نگرفتی ولش نکن.

    باید سیستمی را مورد سوال داد که این عمل را اصلا امکان پذیر می‌سازد و الا با مجازات
    دزد ریش‌تراش قتل بعدی در راه است.

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:09 ب.ظ:

    فکر کنم بازجوها کسانی هستند مثل نوید و صابر و شجاع ..اینا هم دستشون برسه دریغ نمیکنن ..
    خوششون اومده که کسی زیر دست دوستاشون مرده. تفکرشون اینه هر کی مخالف من بود باید بمیره ..
    شجاع که فکر کنم منو زنده زنده آتیش بزنه اگه دستش بهم برسه.. :(

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:27 ب.ظ:

    یلدا خانم
    من شما را علی رغم مخالفت اما دوستتان دارم
    ولی آتیشت نمیزنم بلکه به یه درخت می بندمت و هزاران سوسک را میریزم رو سرت همین کافیه تا خودت سکته را بزنی :mrgreen:

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:53 ب.ظ:

    یلدا! شما چقدر فکر می کنید. یه کم به خودتون استراحت بدید.

    [پاسخ]

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:41 ب.ظ:

    شما چرا این همه با فکر جواب میدی
    کم میاری تو یه بند خلاصه میکنی؟؟

    مریم.. پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 4:24 ب.ظ:

    سلام

    یلدا جان نه عزیزم تیپایی مثل پسرشجاع اهل این نیستن واسه اعتقاداتشون دیگرانو شکنجه بدن.
    از سبک حرف زدنش معلومه که ملایم تر از این حرفهاست. البته ایشون شکل شکنجه دادنشون فرق داره ایشون با حرفاشون و اصرار به تکرار چندتا جمله طرف مقابلو زجرکش میکنه .طرفو نمیکشه اون خودش میره دنبال یه دیوار میگرده واسه سرش :D

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 6:47 ب.ظ:

    :D

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:34 ب.ظ:

    خوبه ما ۱۰۰ بار گفتیم شکنجه سیاسی منجر به آسیب ممنوع. متخلف باید مجازات شود. تو که به گوشت نمی رود. عین رسانه های خارجی هی تکرار کن.

    حالا تو بیا یک بار این بازجو رو عوض کن ببین درست میشه یا نه. تا حالا که از بس پیش داوری کردی به هیچ جا نرسیدی! در آمریکا هم میبینی یک بابای پلیس آمریکایی یک سیاه پوست را با ضرب و شتم میکشه. حالا بهش گفته باشند تا دستگیرش نکردی ولش نکن. یا ازش اعتراف نگرفتی ولش نکن. طرف مقاومت کرده. یا مثلا این پلیسه یهو جوگیر شده اختیارشو از دست داده یا اصلا عقدشو خالی کرده. حتی ممکنه اون پلیسه کلی سابقه درخشان خدمتی داشته باشه. حتی ممکنه با طرف خصومتی داشته کسی نمی دونسته یا حتی تشخیص داده که طرف مضره برای جامعه اش بهتره بمیره … حتی مواردی هست که خود پلیس خودسرانه گرفته و کشته و … (یا موارد و افراد مشابه) حالا مردمش کل حکومتشون رو زیر سوال میبرن؟ مگر داره پلیس آمریکا این اجازه رو بهش داده بوده که بکشه ولو اینکه مقاومت کنه یا به تشخیص اون پلیسه مضر باشه برای جامعه یا اون پلیسه فکر کنه که اینو بکشه بهتره یا بهش اجازه داده اگر خصومتی داشته حالا تلافی کنه یا …؟ اصلا ممکنه پلیسه وقتی داشته اون یارو رو میزده دو تا لگد هم به نام و عشق آمریکا زده باشه! قبلش هم یه بار کلیسا رفته باشه و با مسیح (ع) تجدید میثاق کرده باشه.

    ببین برادر من تو مشکلت اینست که می خواهی این نظام از اساس نباشد. همین!
    حالا هی بیا صغری کبری بچین. بگو آقا من این نظام رو نمی خواهم ولو اینکه اکثر مردم بخواهند.
    یا آنکه اساسا می خواهی … ولش کن.

    [پاسخ]

    تنها پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:00 ب.ظ:

    آقای صابر
    شکنجه ی سیاسی منجر به آسیب یعنی چی؟؟ میشه برامون توضیح بدی؟؟

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:05 ب.ظ:

    هیچ متوجه شدی که اگه این کلمه «امریکا» را ازت بگیرن، حسابی گیر می‌کنی؟

    خوب من به این نظام ایراد می‌گیرم. هیچ فکر می‌کنی چرا؟ وضعیت ما در مقایسه با ۳ سشل پیش بهتر شده‌؟ وضعیت ما نسبت به یک سال پیش بهتر شده‌؟ وضعیت ما در دو سال بعد بهتر خواهد شد؟
    خوب این سوال‌ها مرا به فکرکردن وامی‌دارد که چرا باید اینطور باشد؟ اجازه ندارم؟!

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:05 ب.ظ:

    در مقایسه با ۳ سال پیش

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:32 ب.ظ:

    دوست عزیز. من که طرفدار وضعیت موجود نیستم. من هم منتقدم. اصلا موضوع من همان موضع آقای توکلی است که می گوید به جای این بگیر و ببندهای وبلاگی به مفاسدین اقتصادی بپردازند. اما منتقد روش شما هم در مواجهه با مشکلات هستم. این که تا یه مشکلی پیش می آید تحلیل های عجیب و غریب و بی منطق می کنید.

    ما هم می خواهیم این مشکلات را حل کنیم اما شما با این کارها و حرف ها و تحلیل ها و روش هاتون هم کار ما را سخت می کنید هم کار خودتان. آقا اصلاحات نیاز است اما نه به شیوه شما.

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:27 ب.ظ:

    صابر:
    خوبه ما ۱۰۰ بار گفتیم شکنجه سیاسی منجر به آسیب ممنوع. متخلف باید مجازات شود. تو که به گوشت نمی رود. عین رسانه های خارجی هی تکرار کن.

    ما در دنیا میلیون‌ها تئوری زیبا داریم که اگر ۱ درصد آنها اجرا می‌شد، نه جنگی بود و نه فقری و خلاصه دنیا بهشت می‌شد.

    ولی واقعیت با تئوری تفاوت دارد. هر سیستمی که می‌خواهد موفق باشد، باید به
    «ضمانت اجرایی» تثوریش خیلی اهمیت بدهد. من که نمی‌گم شما ۱۰۰ بار نگفتید ولی خودتان ملاحظه می‌فرمائید که بی‌تاثیر بوده و خواهد بود.
    شما به این چند نکته پایین توجه کن ببین اینها به مجریان و کارمندان ربط دارد یا به سیستم:

    – آقای پورمحمدی به آقای رحیمی تکه میندازه که پرونده در بالا متوقف شد
    – آقای رحیمی جواب می‌ده که خود آقای پورمحمدی پول برداشته معلوم نیست چی شده
    – مجلس یک هفته ملت را مشغول می‌کند که می‌خواهیم از رئیس جمهوری سوال کنیم
    – یک هفته ملت را مشغول می‌کنند که امضاها پس گرفته می‌شود

    الآن من منتظرم بیای از آمریکا بگی که چقدر بده!

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:30 ب.ظ:

    خدایا من چقدر حواسم پرته!

    خوبه ما ۱۰۰ بار گفتیم شکنجه سیاسی «منجر به آسیب» ممنوع

    یعنی اگه آسیب نرسونه مشکلی نداره؟!

    اشکان پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:41 ب.ظ:

    آقا مهران، صابر خیلی حرفه‌ای حرف زده. منظورش “شکنجه‌ی سفید” است.

    اشکان پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:43 ب.ظ:

    شکنجه‌ی سفید یعنی هر نوع شکنجه‌ای که منجر به آسیب جسمانی قابل پیگیری‌ای نباشد. بازجویان ایرانی یا حداقل اون حرفه‌ای‌هاش در این نوع شکنجه استادند. بازجویی زن سعید امامی را اگر دیده باشید یک نمونه‌اش است.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 3:10 ب.ظ:

    بنظر من باید یه ماده ای اختراع کنند که اگر به متهمین دادند هر سوالی را جواب بدهند بدون اینکه آسیب جسمی بهشون بزنند .

    باور کنید ضرب و شتم دل و جیگر میخواد و بی رحمی ..من یکی که ندارم …

    از نظر قاون اسلام آسیب رساندن به جسم انسان دیگر دیه دارد ..ضرب و شتم در هیچ کجای قانون جای ندارد . قانون همه چیزو تعریف کرده است …

    بنده چون خودم یه بار از دست این اسگولهای امر به معروفیها کتک جانانه خوردم دارم میگم .

    تنها پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 5:23 ب.ظ:

    جناب شجاع
    در مجلس ششم که از نظر شما شایسته ی بدترین صفات دنیا هستند 2 بار به طرح
    منع شکنجه و پیوستن ایرن به این کنوانسون جهانی رای داد ولی هر دو بار توسط
    شورای نگهبان به علت مغایرت با شرع رد شد. همین جور هم که میدونید مفسر
    احکام شرع در کشور ما شورای نگهبان است. پس نفرمایید که ضرب و شتم در قانون
    ما جای ندارد.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 9:06 ب.ظ:

    خدا شاهده قلبا از شکنجه و ضرب و شتم در زندان و پاسگاه و…. متنفر و بیزارم .
    چون تا اونجایی که از اسلام و احکامش و سنت پیامبر و ائمه میدانم هیچگاه این کار را تایید نکردند .
    و از نظر وجدان و قلب انسای هم کاری بسیار زشت و نا پسند هست ..من واقعا متنفرم ..

    فقط قانون باید مجازات کند نه اینکه شخص قانون شود و بزن بزن راه بندازه

    این کارها از آرمانهای امام و رهبری و انقلاب بدور است ..خدا لعنت کنه مسولینی که نظارت را کنار انداخته اند یا فدای مصلحت و پت و مقام کرده اند .

  17. علیرضا
    11 نوامبر 2012 در 13:09 | #17

    بستگی داره نظر آقا چی هست. فعلا همه لنگ در هوا منتظریم ببینیم از بیت چه دستوری میرسه!

    [پاسخ]

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:47 ب.ظ:

    htvdk fhdn lkjzv hdk dhv, vda nvhci fhadl ffdkdl ]d ldai itjhn lgd,k hnl id]k hda,k vifvk nd’i
    فارسیش کن .thvsd ;k fi thvsd fk,ds

    [پاسخ]

  18. 11 نوامبر 2012 در 13:17 | #18

    خدا کنه دلسوزی این دوستان مخالف از روی خیرخواهی باشه نه عناد و کینه ورزی ! خدا کنه !

    و اما پیشنهاد شخصی بنده این است که :

    بنده با هر گونه خشونت و بی قانوی و سو استفاده از قانون شدیدا مخالفم .

    در ابتدا باید فرهنگ قانونمداری را در تمام زمینه ها از مهد کودک و دبستان و دبیرستان و دانشگاه شروع کرد و بعنوان کتاب درسی برای نسلهای آینده ملکه کرد ..

    مطلب دوم نظارتهای جدی و شدید باید در تمام زندانها و بازد داشتگاهها و پادگانها و پاسگاه و کلانتری و …وجود داشته باشد از طریق دوربین و حضور و …..

    مطلب سوم باید ماده قانونی برای اینطور جاها کاملا و بطور واضح وضع گردد تا اگر چنین اتفاقی دوباره افتاد قانون آماده اجرا و جازات متخلف باشد ..

    و برای اینکه ترسی از اجرای قانون وجود داشته باشد باید یک سازمانی مستقل بعنوان نظارت فقط و فقط در همین زمینه ها وجود داشته باشد تا مسولین نظامی بترسند و دست از بی قانونی بر دارند .
    مطلب چهارم مجازات مجرم در ملا عام و پوشش خبری این مجازات توسط سایتهای معروف و تلویزیون باشد ..
    مطلب پنجم چشم دومی برای نظارت ناظرین و قوه قضاییه وجود داشته باشد تا آنها نیز بترسند …
    اگر قانون و ترس با هم ادغام شوند ما شاهد این مسائل نخواهیم بود ….

    حالا چرا ترس ؟
    یک ضرب المثل ایرانی که ساخت چین هست میگه ترس از بهشت اومده !

    چون ما ایرانیها ظرفیت پذیری و قانون مداری و رعایت حقوق دیگران و ..را رعایت نمیکنیم و غد و گردن کلفت و …هستیم و ون از بچه گی از درون خانواده و مدرسه گردن کلفتی پدر و مادر و برادر بزرگتر و مدیر و معلم را دیده و ضرب شست آنها را چشیده ایم لذا وقتی بزرگتر شدیم خودمان هم مثل اونا میشیم برای همین حتما باید ترس از مجازات وجود داشته باشد .

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:45 ب.ظ:

    ” باید یک سازمانی مستقل بعنوان نظارت فقط و فقط در همین زمینه ها وجود داشته باشد تا مسولین نظامی بترسند و دست از بی قانونی بر دارند .”

    ای پسر شجاع روشنفکر…اگه بدونی با این حال و روز زاری که دارم، چه نیشی از من باز شد با دیدن این ترکیب “سازمان مستقل” تو کامنتت…تو رو جان هر کی که دوست داری یه کم بازترش کن…مستقل از چی؟ از کجا؟ از کی؟؟! یعنی حتی هیچ کسِ هیچ کسِ هیچ کس نمیتونه بهش بگه اینو ندیده بگیر و این کارو بکن و اون کارو نکن؟! جان من یه کم بیشتر توضیح بده!
    و دیگه اینکه تو مطلب پنجمی که گفتی چشم اول کیه که دومیشو پیشنهاد میدی؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:54 ب.ظ:

    من فقط پیشنهادم را بعنوان برون رف از این مشکلات بیان کردم اینکه کسی بالا سر این سازمان باشد یا نه را که اگه بخوای اینطوری در نظر بگیری بی نهایت میشه یعنی بالا سر هر سازمانی یه عده دیگه و همینطور ….نهادی که حتما مستقل باشند

    منظورم چشمی که قوه قضاییه را زیر نظر داشته باشد …حالا اول یا دوم فرقی نداره

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:51 ب.ظ:

    خوش خیال. اینجا مجلس نیست. کسی هم از شما نظر کارشناسی در این زمینه یا راه حل نخواست. شما حداکثر می توانی رفتار آدمها را در جایگاه خودشون نسبت به شرایط و وقایع حال و گذشته مورد بحث قرار بدی یا پیشنهاد بدی همین و یا موضوعی را نقد کنی. اون چیزای که گفتی در حوزه نظری و کاری متخصصین و متولیان امر و تصمیم است. نکنه میخوای کاندید بشی؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:18 ب.ظ:

    جناب صابر
    اول اینکه اینجا همه آزادند نظراتشان را بیان کننند بدون اینکه کسی ازشون بخواد .
    دوم اینکه من یه کشاورزم و به کارم عشق می ورزم ..در اینجا فقط نظر شخصی ام را گفتم ..ما که دستمون به مجلسیها نمیرسه که این پیشنهاد را بدهیم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 6:43 ب.ظ:

    “برای اینکه ترسی از اجرای قانون وجود داشته باشد باید یک سازمانی مستقل بعنوان نظارت فقط و فقط در همین زمینه ها وجود داشته باشد تا مسولین نظامی بترسند و دست از بی قانونی بر دارند .” پسر شجاع به طور تصادفی یه حرف خوب پروند.
    منتها یه سازمان کفایت نمی کنه باید سازمانهای مختلف اعم از دولتی غیر دولتی و بین المللی بر این موارد نظارت کنن. در قانون درپیت مملکت ما که سازمان یا کمیته دولتی برای این امر وجود نداره. سازمانهای غیر دولتی که مهمترینشون روزنامه ها هستن تو سط همین جلائا بسته شدن. مجامع بین المللی هم که به اتفاق میگن حکومت اسلامی ناقض حقوق بشره.

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:49 ب.ظ:

    چی میگی؟؟؟
    اینا خودشون دارن اینکارا رو میکنن بعد بیان ناظر رو سر خودشون بزارن؟؟؟
    حالا اگه ناظرم بزارن کیه مگه؟؟یکیه از خودشون به روباه میگن شاهدت کیه میگه دمم
    نه؟؟؟

    [پاسخ]

  19. 11 نوامبر 2012 در 13:23 | #19

    تشکیل کمیته ویژه پیگیری مرگ ستار بهشتی

    http://www.tabnak.ir/fa/news/284406/%D8%AA%D8%B4%D9%83%D9%8A%D9%84-%D9%83%D9%85%D9%8A%D8%AA%D9%87-%D9%88%D9%8A%DA%98%D9%87-%D9%BE%D9%8A%DA%AF%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%8A

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:27 ب.ظ:

    6ماه بعد نتیجه کمیته: عنصر خود سر!
    6 ماه بعد تر: همون عنصر خودسر معاون رییس جمهوری آینده می شود!

    [پاسخ]

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:50 ب.ظ:

    :lol::lol::lol:

    [پاسخ]

    بصیرت پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 3:11 ب.ظ:

    بسیجی غنچه دهان رئیس جمهور آینده .کاندیدای مردمی ، ازجنس مردم ، نخبه ، استاد دانشگاه ، …………
    بسیجی غنچه دهان رئیس جمهور دولت یازدهم

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 12:46 ق.ظ:

    بعد از 5 روز از فوت کیمته تشکیل شد اوونم باز فشار رسانه های خارجی باعث شد تازه بعید میدونم خانواده این آقا الان در حالت آزاد باشن احتمالا امکانات آسایش و تسکین ایشان فاهم شده

    [پاسخ]

  20. 1
    11 نوامبر 2012 در 13:42 | #20

    فقط بهت می گم با خوندن مطلب فوق به این نتیجه ی کاملا بارز و مشهود رسیدم : دنیات خیلی کوچیکه.

    [پاسخ]

  21. آزادی(آزادی)
    11 نوامبر 2012 در 13:42 | #21

    بله! اینست بهای گوسفند و بی تفاوت نبودن در حکومت …!

    ما هم که کماکان نفهمیدیم این “نظام” کِی و با چه اتفاقی قراره مقصر شناخته بشه و ثابت بشه بار سنگینی که شونه های حساس و شکننده و لطیفش رو آزرده میکنه، آشیه که خودش پخته؟!!

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 1:46 ب.ظ:

    نظام خیلی مظلومه!!! این مردن خیلی بی چشم و رو هستند! آبروی نظام مهمه یا مرگ 4 تا شهروند؟!!!

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 12:43 ق.ظ:

    به به،چه اظهار نظر عالمانه ای،اتفاقا نظر حضرت علی در نامه هایش به مالک همین مستفاد میشود.واقعا که…

    [پاسخ]

  22. حبیب
    11 نوامبر 2012 در 13:42 | #22

    اخه وقتی انقدر تابلووو فیلم زن سعید امامی هست و همه دیدین آخه چه بحثی با این مکتبی ها میشه کرد؟؟؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:15 ب.ظ:

    دادا فیلم سعید امام بر میگرده به دولت اصلاحات یعنی همان دولت میرحسین خاتمی و هاشمی طبیعی هست که اداره اطلاعات روند مسئولین دولت رو میرن

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:31 ب.ظ:

    واي! واي!
    واقعا چه بحثي با يكي مثل تو ميشه كرد!

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:33 ب.ظ:

    علامت سوال آخر جمله رو جا انداختم.

  23. 11 نوامبر 2012 در 13:50 | #23

    و اما از همه اینها گذشته
    به وبلاگ این مرحوم اگر بروید میبیید عکسی از رهبری و فیروز آبادی و ..قرار داده و روی عکس نوشته توهین آمیزی قرار داده است که بدجوری منو ناراحت کرده است از این بی انصافی غیر منطقی .

    حالا درسته که حقش مرگ نبوده اما این خدا بیامرز هم نوشته هاش کاملا بی منطق و خاله زنکی و اونور آبی و ضد انقلاب پسند بوده است ..
    ستار بهشتی وبلاگ نویس نبوده بلکه هتاک و مدافع دشمنان نظام بوده است ..بازم میگم حقش مردن نبوده و قاتلش باید مجازات بشه اما این مرحوم هم معاند و کینه توز و دشمن شاد کن بوده میگی نه بروید خودتون مطالب چرند و توهین آمیز و بی سر و ته وخاله زنکیش را بخوانید

    خدا همه ما را بیامرزد از شر نفس اماره

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 2:14 ب.ظ:

    شجاع جان جند دقیقه عینک ولایت را بردار و دوباره به متن‌هایش نگاه کن. خواهی دید دشمن‌پرست نبود! بعدش می‌تونی دوباره از عینکت استفاده کنی.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 3:06 ب.ظ:

    من اکثر مطالبش را خوندم برادر من
    فقط توهین و تمسخر و نق زدن و دست انداختن بود …میگی نه برو مطالب قبلیش را بخون

    چندین جا به رهبری توهین کرده و روی عکسش جملات توهین آمیز نوشته

    من در کامنت قبلیم گفتم که نظرات مخالفینی که بدون توهین است منتشر شود و جواب منطقی داده شود
    توهین که ارزشی نداره

    این مرحوم هتاکانه و معاندانه فقط مزخرف می نوشت نه نقد و انتقاد و بررسی و تحلیل
    از نوشته هاش بر میاد که سواد درست و حسابی هم نداشته فقط می نوشت .
    خدایش بیامرزد

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 3:48 ب.ظ:

    آقای شجاع هر چقدر هم فردی مجرم باشد مملکت قانون دارد. طبق ماده 514 تعزیرات قانون مجازات اسلامی حداکثر مجازات فرد توهین کننده به بنیانگذار جمهوری اسلامی ورهبر انقلاب حبس شش ماه تا دوسال است و اینگونه اقدامات خودسرانه وهن قانون است .
    منبع : http://www.dadkhahi.net/law/Ghavanin/Ghavanin_Jazaee/gh_mojazat_eslami2.htm

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 4:18 ب.ظ:

    اتفاقا من هم وبلاگشو خوندم که این جواب را گذاشتم. اکثرا گفته «دروغ نگویید»
    و یا تناقضا را نشون داده که با بی‌تدبیری چه بر سر کشورمان آوردیم.
    من توهینی ندیدم چون آقای خامنه‌ای برای من مقدس نیست یک آدمیست مثل من و تو. آقای حسینی هم که تائید کردند ایشان معصوم نیستند. از این منظر نگاه کنی، توهیننی نیست.

    درضمن نکته‌ای در جهت بصیرت:
    من تا دو روز پیش نه اسمی از ستار شنیده بودم و نه از وبلاگش خبر داشتم.
    این کار نظام بهترین تبلیغ را برای ستار کرد که الآن خیلی‌ها مطالبش را با علافه خواهند خواند!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:22 ب.ظ:

    آقا مهدی
    منم همون اول گفتم که باید طبق قانون مجازات شود نه اینکه با زیر پا گذاشتن قانون طرف را کشت !

    صابر پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 5:08 ب.ظ:

    اگر یه روز مشخص شود که آقای ستار بهشتی قربانی و بازیچه توطئه یه سری ضد انقلاب بوده که حرفهاشون از طریق ایشون عمومی می کردند و الان قاه قاه به ریش بقیه می خندند و جشن موفقیت پروژشون رو میگیرند چه! احتمالش بسیار قویست. از من گفتن.
    یعنی اوه اوه ستار چه مظلومانه اسیر این بازی کثیف شده! کسی که از این بازی فقط مرگ نصیبش شد. منتظر بمانیم ببینیم کی گند این بازی کثیف در می آید.

    [پاسخ]

    تنها پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 6:12 ب.ظ:

    جناب صابر
    وبلاگ ایشون زیر 10 تا بازدید کننده داشته یعنی تقریبا خودش فقط خواننده ی
    مطالبش بوده یه نگاهی به آمار بازدید کننده ی همین آهستان بنداز تا تفاوت رو
    ببینی. در تئوری شما ضد انقلاب اگر یک دادزن استخدام میکرد که بره سر کوچه شون
    حرفاشونو عمومی کنه مخاطب بیشتری پیدا میکرد.
    بشین فکر کن شاید یه داستان بهتر برای ماست مالی پیدا کنی.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:02 ب.ظ:

    فکر کنم صابر از اون بالایی‌ها خبر داره که دارن واسش یک کارت شناسایی اسرائیلی درست می‌کنند. ایندفعه می‌خوان تاریخ تولدش درست بزنند، واسه همین کمی طول می‌کشه!
    اینو فرستاده برای آماده‌سازی جو

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:11 ب.ظ:

    دادا یکبار دیگه اما ر رو چک کن الان دستگاریش کردم حدود چندیدن برابر امار که داری میدی امارشه

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:54 ب.ظ:

    من وبلاگ ایشان را نخواندم ولی چه دلیلی داره پلیس فتا فردی را که وبلاگش زیر 10 بازدیدکننده داره دستگیر کنه. اونم وبلاگی که به قول دوستان حاوی مطالب توهین آمیز بی منطق است
    هزاران وبلاگ این شکلی تو اینترنت هست.

    قضیه مشکوکه!

    امیرحسین پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 2:33 ق.ظ:

    اقای صابر اصلا شما فرض کن ایشون بازیچه که هیچ، خودش شخصا ضد انقلاب هم بوده. مجازات وبلاگش کشته شدن بود؟ اینقدر سعی نکن این گنداب عقائدت رو هم بزنی که بوی تعفنش هرلحظه بیشتر و بیشتر بشه.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 11:03 ق.ظ:

    دادا هر کی هر تفکری داره هیچ وقت به تفکر کسی توهین نکنه معلومه اگر انسان هایی مثل تو بشن مسئول همین گند ها هم بالا می اید

  24. واسه
    11 نوامبر 2012 در 16:18 | #24

    چرا نظر منو نذاشتی حیف وقتی که برای خوندن وبلاگ تو گذاشتم .

    [پاسخ]

  25. آزادی(آزادی)
    11 نوامبر 2012 در 17:00 | #25

    ؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 5:12 ب.ظ:

    من موندم الان تو سوریه روزی صد نفر کشته میشه هیچ یک از کشو های المان فرانسهو…احساس نگرانی نمیکنند ولی حالا ککشته شدن یا مردن یک وبلاگ نویس باعث نگرانی شده…..
    در ضمن این مرگ هر چقدر هم عم انگیز باشه عم انگیز تر از اون نیست که همین ستارخان با رفقاشون کشتند بنده خدا بسیجی رو اول لخت مادر زاد کردن بعدش سرش رو اینقدر به میله وسط خیابان کوبیدند تا جونش در اومد البته فکر نکنم کک دوستان بگزه چون که ما رسانه نداشتیم تا اون بسیجی رو جهانی کنیم سعی کنیم واقع بین باشیم بی انصاف نباشیم چوری حرف میزنند دوستان که ادم فکر میکنه فتنه گران سبز معصوم بودند و….. یادم نمیره رقضشون تو ازادی پارسال محرم میزدنو می رقصیدن خدای حسین تماشاگره

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 6:49 ب.ظ:

    فرانسه و دولتای غربی که دهن بشار رو سرویس کردن تو میگی راجع به سوریه حرف نمی زنن؟ این قضیه شهدای بسیجی!!؟ کودتای 88 هم جالبه. چند وقت دیگه شبیه واقعه کربلا میشه. ببینین کی گفتم.
    درود بر سبزها در عاشورای 88

    [پاسخ]

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:56 ب.ظ:

    البته منظور دوستمون تروریستهای مخالف دولت سوریه هستند که همین کشورهای غربی و عربی از اونها حمایت می کنند

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 10:28 ب.ظ:

    دادا دهن بشارو سرویس کردن
    عجیبه طرف مقابل بشار وهابی ها هستند وهای بها تشیع رو براحتی دارند تو سوریه از بین میبرند دولت های فرانسه و …در حمایت از وهابی ها سخن گفتند نه در حمایت از تشیع

    مهران پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:11 ب.ظ:

    یعنی ما حق هیچ ابراز نظری نداریم چون ممکن است یک کشورهایی که با حکومت
    اسلامی مشکل دارند، از حرف ما حمایت کنند؟!

    تو توی محرم به لبنان سر زدی ببینی چه جوری می‌رقصند؟ این جمله خنده‌دار است
    چون جمله تو خنده‌دار بود. ملاک غمگین بودن و یا شاد بودن افراد در روزهای
    خاصی نیست. ملاک رعایت حق و عدالت است. اصلا تو مگه مسئول دین مردمی؟!

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:07 ب.ظ:

    من مسئول دین مردم نیستم ولی اجازه نمیدم هر کس خواست به دینم توهین کنه خیمه
    اربابمظلومم رو بسوزنه و دهن کجی کنه بی شک اونهایی که سال پیش محرم خیمه های عزاداری رو اتش زدند از نوادگان یزید بودند.
    اگر من نمیتونم کاری کنم ولی خدا کسانی که اون جسارت رو کردند نمیزاره عاقبت بخیر بشن
    در ضمن گفتی به لینان سر زدم فکر نمیکنم مسئله مربوط به لبنان باشه یا…منظور من
    دوستان ستارخان بود که سال پیش اینکارو کردن

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:20 ب.ظ:

    چی میگی؟؟؟
    اونا که اخبار اولشون سوریه است خابییا
    شما نمیگی بسیجی های گل با باتون تو این مردم بی گناه افتادن؟؟
    زدن لهشون کردن؟؟؟
    ندا رو یادت میاد؟؟
    ازادی خیلی قشنگه من که تا حالا ندیدن ولی نسل بعد نسل نابودیه این حصر دیکتاتوریه
    تو خودت میتونی العان یه وبلاگ بسازی و حقایقو بگی؟؟؟
    نمیتونی دادا
    نمیتونی دادا
    نمیتونی دادا

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:37 ب.ظ:

    ندا رو یادم میاد غلامحسین کبیری رو هم یادم میاد حرف های شما نامربوطه من میگم چون رسانه داره دشمن هر خبر رو هر جور دلش میخواهد بگه میگه ممکن مرگ هزاران نفر رو چنان کوچیک کنه که مرگ یک نفر کوچیک به نظر بیاد
    در ضمن گفتی باتومو…
    تا اونجایی که یادم دارم اقوام بنده که توی نیروی انتظامی میشن له ولورده شده بود به همراه خیل دوشتان یکی پاش شکسته بود یکی..

    حامد شورکی پاسخ در تاريخ نوامبر 13th, 2012 11:53 ب.ظ:

    ایمیلتو بده تا فیلماشو بفرستم برا ببینی خودش شاید باورت شه

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:29 ب.ظ:

    جان؟
    اين داستان هايي كه گفتي رو اونوقت از كجات درآوردي؟‌
    دروغ كه حناق نيست!
    همينه ديگه، اينهمه ميگيم مرگ بر استبداد، بگين نه.
    در مملكتي كه بسته و استبداد باشه راه براي شايعه پراكني و دروغ بازه. هر كي (مخصوصا اونهايي كه منابع قدرت رو در دست دارن) هر چرت و پرتي كه دوست داره به اسم واقعيت پخش مي كنه. يك كلاغ چل كلاغ! نهاد بي طرفي هم وجود نداره كه بتونه صحتش رو بررسي كرده و به اطلاع رساند.
    نتيجه ش مي شه امثال مهدي كه مثل از غار بيرون اومده ها بدون اينكه صحت موضوعي رو بدونه بر اساس يك سري خبر دست كاري شده و ساخته شده توسط پروپاگانداي حكومتي مغزشويي مي شه.
    واقعا متاسفم.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:34 ب.ظ:

    هههه از همونجایی که شما در اوردی منم این داستان رو در اوردم فیلم قضیه رو هم دیدن اگر بی خبری نظر نزار داداش
    من از غار بیرون نیومده شمایی که نشستی تو غار هر چی بیبی سی و جرس میده به خوردتون قبول میکنید

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:35 ب.ظ:

    البته شايدم خودش جزو شايعه پراكن هايي باشه كه به مغزشويي كردن ديگران اشتغال داره.
    الله اعلم.

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:01 ب.ظ:

    دقیقا احد کردم حقیقت رو بفهمم و هر چیز حقیقت بود رو بیان کنم

    رودا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:14 ب.ظ:

    آره، هه هه هه،
    فيلم لخت كردن يك بسيجي رو خبر دارم ولي اينكه “بعدش سرش رو اینقدر به میله وسط خیابان کوبیدند تا جونش در اومد” رو ديگه در فيلم اثري ازش نيست.
    در هر صورت، اسم يارو بسيجيه رو هم با عكسش اينجا بزار بي زحمت. بالاخره بايد موردش شناسايي و پيگيري بشه ديگه. ما هم قول مي ديم به سازمان عفو بين الملل گزارش ظلمي كه بهش رفته رو بديم. بالاخره خوب نيست خون ريخته اي (ولو بسيجي) اين وسط ناديده گرفته بشه.
    دوم در ارتباط با حرفت كه : “یادم نمیره رقصشون تو ازادی پارسال محرم میزدنو می رقصیدن” نه بابا؟
    يك صحنه ي خوشحال شدن به خاطر فرار بسيجي ها رو ديدم(كه اتفاقا خيلي هم ابراز خوشحاليشون طبيعيه) ولي بزن برقصي كه مي گي هرچقدر گشتم يافت نكردم. پس بي زحمت لينك اين رو هم بزار.

    پس لطفا لينك اين دو مورد : 1. كشته شدن بسيجيه (لخت كردنش رو نه ها!) يا اسم بسيجيه رو همراه با عكسش 2. فيلم بزن برقص در ميدون آزادي رو بزار.

    ما از هر نوع شفاف سازي مسائل (به خصوص مسائل اون سال) استقبال مي كنيم!

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 9:11 ب.ظ:

    دقیقا حرف ما هم همین است در سوریه و بحرین کلی آدم کشته می شود ولی هیچ کدام از این به اصطلاح مدافعان حقوق بشر ککشان هم نمی گزد
    در بحرین آیات قرمزی را به جرم سرودن شعر زیر شدیدترین و وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دادند ولی وجدان هیچ کس از این مدافعان حقوق بشر درد نگرفت
    ما هم از مرگ کسی خوشحال نیستسم و معتقدیم که در این قضیه اگر کسی تخلفی کرده باید به مجازات برسد ولی مثل اینکه مخالفان نظام از این اتفاق نه تنها ناراحت نیستند که خوشحال هم شده اند که بهانه ای برای حمله به نظام یافته اند

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 1:57 ق.ظ:

    1- در بحرین آدم میکشند دلیل میشه شما هم آدم بکشید؟ پس فرق شما با اونها چیه؟
    2- والا تا اونجایی که من یادم میاد تا یک سال این بشار اسد جونتون بود که هر جنبش
    اعتراضی مسالمت آمیزی رو با گلوله میداد و البته اون موقع میگفتید سوریه خبری نیست
    حالا که بقول خودتون چهار سلفی چهار تا از مامورین نظام بشار اسد رو کشتند و جنگ داهلی شده یاد کشته شده های سوریه افتادین اونهمه آدمی که بشار اسد و پدرش گشتند انسان نبودند
    فقط دوستان شما جز آدم حساب میشند؟

    عرش پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 7:05 ق.ظ:

    البته اگر کامنت اولی را بخوانید بحث روی رفتار دوگانه کشورهای غربی در برخورد با کشته های کشورهای مختلف بود
    کسی آدم کشی را تایید نکرد

    امیرحسین پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 2:37 ق.ظ:

    آقا مهدی رسانه که داشتید که جهانی کنید. بسیجی کشته شده نداشتید که رسانه ای کنید!

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 11:11 ق.ظ:

    خنده داره حرفات اینقدر مسخره هست تا من جوابشو ندم
    در ضمن بالا گفتند چون دوستان ما کشتهمیشه نارحتیم صدرصد توی سوریه داره شیعه ها بدست تروریست های مخالف حکومت کشته میشه و باعث نارحتی شدید ما شده در ضمن بنده با کشته شدن وهابی ها در سوریه نه تنها نارحت نمیشم خیلی هم خوشحال میشمدر ضمن من گفتم چرا رسانه هیای عربی هیچ وقت اخبار بحرین رو منعکس نمیکنند حدود چندین هزانفر در بحرین مردند چرا خبری از اونها نیست در ضمن من خیلی از مرگ ستار بهشتی نارحت شدم توجه کنید همه نارحت هستیم من که به شخصه چندین روز هستش منگ هستم ولی نمیشه این همه سیاه نمایی شمارو که معلومه از کجا هم منشا میگره رو تحمل کرد چشم ها را باید شست طور دیگر باید دید خالی از لطف نیست
    http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/8/19/24105_153.jpg
    بله دختر شیعه که بخاطر……….
    راستی کسی ممار کشته شده های دو سال پیش انگلیس رو داره که بخاطر شهریه ها اعتراض کرده بودند چند نفر کشته شد چند نفر زندانی شد ذهنم یاری نمیکنه تو ایران هم خیلی از دانشجویان برای پولی شدن دانشاه سراسری اعتراض کردند و به نتیجه هم نشست منتها ما فقط خوبی ها اونوریا رو می بنیم تقصیر هم نداریم

  26. محمود
    11 نوامبر 2012 در 17:15 | #26

    با سلام
    مرسی از واکنش منصفانه شما.
    لطفا برای قسمت نظرات امکان لایک دادن یا امتیاز + و – تعبیه نمایید.
    با سپاس.

    [پاسخ]

  27. یلدا
    11 نوامبر 2012 در 18:02 | #27

    کشتن یه انسان به دلیل عقاید متفاوت ، غیر انسانی ترین کار ممکنه.
    کشتن انسانهای بی گناه به خاطر جنگ قدرت بالادستی ها به هیچ عنوانی قابل قبول نیست.
    ستار یا کبیری یا بهنود یا مردم سوریه (موافق بشار یا مخالف )بحرینی یا آمریکایی یا فلسطینی یا هیروشیمایی یا تبتی یا برمه ای یا ندا یا سهراب یا هر کشته ی مظلوم دیگه ای … نباید به خاطر وحشی گری عده ای کشته میشدن.
    فقط فرقش این وسط اینه که :
    اگه ما از مرحوم کبیری نمیگیم یا شهیدان هسته ای چون تمام رسانه های حکومتی و دولتی میگن و مراسم میگیرن و حتی سالگرد حتی ارمیتای عزیز که هی تکرار میکنه ظلمی رو که بر پدرش رفت..
    ولی اگر مرگ کسی مثل ستار بهشتی رو بیشتر پافشاری میکنیم چون خودتون میبینید حتی مراسم هم نمیتونن بگیرن خانواده شون.اخبار کدوم شبکه ی تلویزیون اعلام کرد؟
    صابر
    نوید
    بقیه
    شما جایی شنیدید گفته بشه؟تا لااقل مردم از تی وی ببینن؟
    غیر از ناله های ما تو نت ، جایی شنیدید؟
    که البته گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ماست
    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است..
    ————————————————–
    صابر
    نگران فکر کردن من نباش .. شما که پابپای من دارید تشریف میارید

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 7:39 ب.ظ:

    یادم نمی یاد تو تلوزیون حتی یک بار هم اسم شهید کبری اومده باشه

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:44 ب.ظ:

    مهدی
    عاشورای 88 وقتی باتوم رو از دست اراذل و اوباش در آوردن پریدن بالا و دست زدند بچه ها ..همین.
    اون رقص !!!!!!!! که میگید تو توهم شماست ..زندگیتون بر پایه ی توهم بنا شده .اینم روش.
    اولش بچه ها شعار میدادن
    ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم وقتی حمله کردید مجبور شدن مقابله کنن، وگرنه میکشتید اخوی…

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 10:24 ب.ظ:

    بله همینطوره که شما فرمودید
    حرفی میزنید مرغ مرده خنده اش میگره
    بر فرض رقص و شادی در کار نبوده اتش زدن خیمه های عزاداری رو چطور توجیه میکنید حتما اونهم در توهم من بوده

    سعید پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 1:58 ق.ظ:

    مهدی جان شما عکسی و فیلمی چیزی ازش دارید؟ این داستان مسخره رو خودتون درست کذدید خودتون هم بهش استناد میکنید

    امیرحسین پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 2:38 ق.ظ:

    برای اینکه اونها هم میدونند کل قضیه کبیری دروغ بود و میترسیدند تلویزیونی کردن قضیه گندش رو در بیاره.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 11:13 ق.ظ:

    اهان شما عکسی فیلمی دارید از ستار که بهش بشه استناد کرد بنده قضیه کبیری رو نگفتم در ضمن خیلی احمقانه و جاهلانه هستش کسی قضیه کبیری رو تکذیب کنه

  28. 11 نوامبر 2012 در 19:45 | #28

    حاضرم بخاطر ستار بهشتی هزار سال سکوت کنم.
    اما هیچگاه نباید یک یا چند نفر را بر ” خیر و صلاح مردم” ترجیح داد.
    فرض کنید در مرز بین دو کشور چند نفر مظلومانه و ناجوانمردانه کشته شوند، آیا درست است که بخاطر این چند نفر، جنگی شروع شود!!؟
    جنگی شروع نمی شود چون دولتها بفکر زنده ها هم هستند.
    یک شخصیت بسیار معروف اصلاح طلب، چنین می گوید:
    چگونه یک اصلاح طلب کاندید ریاست جمهوری شود درحالیکه دو اصلاح طلب دیگر در حصر خانگی هستند!!
    این حرف وحشتناک است، یعنی ایشان دو نفر را بر هفتاد میلیون نفر ترجیح میدهد.
    یعنی اصلأ هفتاد میلیون انسان در نظر ایشان جایگاهی ندارد!!
    . . .
    می توان بخاطر این جوان بی گناه و در فضایی که همه ناراحت هستند هیچ نگفت، اما این ظلم به میلیونها جوان مانند اوست.
    این برادر عزیز توهین کرده اما سزای توهین فقط زندان است، او تروریست خطرناکی نبوده است. اصلأ گناه بزرگی مرتکب نشده.
    مطلبی در دست تهیه دارم با عنوان ” استبداد بمقدار لازم ” حکومتها در خاورمیانه ناچار به اعمال استبداد هستند بدون استبداد اداره کشور ممکن نیست اما این استبداد باید بمقدار لازم باشد و نه بیشتر.
    . . .
    منظور از این عرایض این است که :
    وقتی شما می گویید ” مرگ بر حکومت ” این بیان عقیده نیست این اعلام جنگ است.
    مدام در کامنتها نوشته می شود که کسی را نباید بخاطر ابراز عقیده بازداشت کرد.
    توهین و نابودی خواستن ابراز عقیده نیست.
    دوستان، عزیزان
    پسرم، دخترم، برادرم
    توهین را از ادبیات سیاسی خودتان حذف کنید.
    سرنگون طلبی را از افکار سیاسی تان حذف کنید.
    ما از این راه بجایی نمی رسیم.
    خوب توجه کنید:
    شما یک جمله ساده می سازید
    اما معنی و مفهوم این جمله چیزی جز سرنگونی حکومت نیست. ( از این جملات بسیار زیاد است)
    (مثلأ بجای انکه بگویید آقای خامنه ای چنین است، می گویید ولایت فقیه چنین است یعنی شما با کل نظام مخالفید!! )
    شما اگر در ته دلتان سرنگون طلب باشید این خواسته در جملات شما نمود پیدا می کند. در این حالت شما نباید انتظار آزادی بیان داشته باشید.
    مدام می گویند که در غرب مردم حق دارند عکس رئیس جمهور را پاره کنند، آزادند که توهین کنند!! ( متاسفانه ما از دمکراسی غرب فقط همین قسمت آنرا پسندیده ایم)
    . . .
    شاید سرنگون طلبی کار درستی باشد اما برای من درستی و نادرستی مهم نیست.
    بنده نتیجه گرا هستم، چیزی را درست میدانم که زودتر و راحتر به نتیجه برسد، سرنگون طلبی یا “تغییرات اساسی طلبی” جز رنج بدبختی نتیجه ای ندارد و مردود است.

    [پاسخ]

    Dalgha;.Irani پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 8:52 ب.ظ:

    راستی آقای یوسفی می دانستید من در سال 84 به قالی باف رأی دادم و چقدر انرژی گذاشتم که هاشمی بوعده اش عمل کند و حالا که جوانی با مشخصات نزدیک بخودش آمده از او حمایت کند. یا به اصلاح طلبان هم پیشنهاد کردم که از معین بگذرند که می بازد و بیایند پشت قالی باف. و نمی دانستم که موضوع فقط اصلاح نیست بلکه موضوع “من اصلاح کنم” هم است. البته قالی باف هم در تبلیغاتش اشتباه کرد و خواست از کوره پز خانه تا زعفرانیه را پشت خودش جمع کند و رسانه هم نداشت برای حمایت و چه حیف شد که انتخاب نشد. البته که من با استراتژی آیت الله خامنه ای که بن مایه اش “انقلاب مدام” است صد در صد مخالفم و می دانم که دیر یا زود اگر تجدید نظر نکند سقوط می کند. چون ما سی و چهار سال است در حالت انقلاب و عدم تعادل و آنارشی زندگی می کنیم و تداوم چنین وضعی دیگر ممکن نیست. ما باید حکومت مان را تشکیل بدهیم و تکلیف مردم را روشن کنیم. اما با این همه اگر هم آیت الله خامنه ای بر همین سیاق باطل 24 ساله اصرار کند و از تدبیر و عدالت هم ساقط نباشد که بخودی خود عزل است طبق نص قانون؛ من را هم جزو کمپین قالی باف ثبت نام کنید که تنها سردار باقی مانده در حال حاضر است و هیچکس دیگر در جمهوری اسلامی فعلی مفید تر از او نخواهد بود. یا…هو

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ نوامبر 11th, 2012 11:37 ب.ظ:

    قالیباف در انتخابات قبلی اشتباه چندانی نکرد
    احمدی نزاد شانس آورد که بر حسب اتفاق یا زیرکی، با نفت و سفره یک جمله ساخت.
    بعد از انکه مردم کوچه بازار به احمدی نژاد رو آوردند جناح حاکم هم حمایت اش را روی احمدی نژاد قرار داد.
    اگر انتخابات 84 را بخاطر بیاورید هیچ گروه سیاسی از احمدی نژاد حمایت نکرده بود ( در دور اول )

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 12:33 ق.ظ:

    آقای یوسفی شما جدا متوجه هستین تو این مملکت چه خبره؟بنده از برخورد حکومت با اعتراضات 88 میگذرم اما فقط محض اطلاع شما چظور ممکنه قوه قضاییه بعد از 5 روز از فوت این آقا تازه امرروز اونم تحت تاثیر شدت گرفتن فشار خارجی بیاد موضع بگیره،این چه حکومتیه؟ببینیداین سیستم ادعای اسلامی بودن میکنه بعید میدونم مولای ما علی شب خاب به چشمش میرفت در چنین وضعیتی،متاسفانه این حکومت این روزها چیزی نذاشته از اسلامی بودنش و من نمیدونم به چه چیزیش میشه دل خوش کرد،معون آقای رییس جمهور پرونده داره،اوون آقا میشه رییس سازمان تامین،نه جدا ما از حکمت اسلامی چه انتظاری داریم،یعنی چی که شما دو نفر رو بدون محاکمه حبس خانگی کنید،شما حتما نحوه برخورد دستگاه امنیتی رو شنیدید برای بازداشت افراد،شبانه میریزن نه به ناموس افراد احترام میذارن،متاسفم بگم که به قول استاد بزگ علامه طباطبایی این انقلاب یک شهید داشت و اوون هم اسلام بود

    امیرحسین پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 2:41 ق.ظ:

    دوست عزیز اقای یوسفی در این خصوص ولو سرنگون طلب هم نباشیم با گفته خود پیامبر اکرم چه کنیم که خود وعده سرنگونی حکومت های دینی ظالم را فرموده است (الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 12th, 2012 11:14 ق.ظ:

    یک کلام از معده شریف یکی از دوستان: بزگ علامه طباطبایی این انقلاب یک شهید داشت و اوون هم اسلام بود

    [پاسخ]

  29. حامد شورکی
    11 نوامبر 2012 در 20:04 | #29

    http://magalh91.blogsky.com/
    هستیم تا نابودی ظلم

    [پاسخ]

  30. مهدی
    12 نوامبر 2012 در 01:10 | #30

    نه اینکه بار اول بوده باشه اما اینبار چقدر این غم سنگینه…
    کسی دو هفته پیش از زندگی در حد وسعش لذت میبرد،غذایی میخورد،خابی میکرد،نگاهی به منظره زیبایی میکرد،آرزویی میکرد،تو دلش نگران نان امشبش میشد،تلاشی میکرد،ابراز علاقه ای میکرد،عرق میریخت،دستشوی میرفت،دوستانی داشت،دلسئزانی داشت،مادری داشت…
    چطور ممکنه کسیو به خاطر نظراتش شکنجه کرد؟دقیقا یعنی چه؟یعنی چون تو اینگونه فکر میکنی و صحبت میکنی تو را
    از سقف آویزان میکنیم چون باید مثل ما فکر کنی و صحبت کنی،
    چرا من متوجه نمیشوم که این کار درست است،چرا من فکر میکنم این کار نادرست است،
    یا اصلا چرا حضرت علی با ابن ملجم انگونه برخورد کرد؟کدام برخورد درست است بالاخره؟کسی که به علی ضربتی زد رو میشد شکنجه کرد،اما چرا نکردند،چرا این مسئله پیچیده است؟چرا من نمیتوانم خودم را رها کنم،چرا انگار خود من را کشته اند،
    کاش منم قبول میکردم که همه باید مثله یک نفر فکر کنن،الان انقد ناراحت نبودم و بیخود عذاب نمیکشیدم

    [پاسخ]

  31. 12 نوامبر 2012 در 11:11 | #31

    سلام
    جا داره قبل از هر چیز مسله ای رو توضیح بدم
    بمده در آبان 87 توسط ماموران اطلاعات به مدت 3 روز بازداشت بودم
    و وقتی خبر قتل این وبلاگ نویس رو شنیدم
    درک کردم حال و روزش رو..
    بخدا این ظلمه..این فساده…
    این جبر
    کجاست اون شخصیتی که می گفت ای مسلمانان به داد اسلام برسید
    اسلامت رو هم دیدیم….

    [پاسخ]

  32. یکی
    12 نوامبر 2012 در 12:11 | #32

    حرف زدند . سکوت را شکستند . بروجردی در کمیسیون امنیت ملی گفت ستار بهشتی شکنجه نشده . امشب راحت می خوابیم . نه که وجدانمان درد نکندها . وجدانمان را فروخته ایم . همه با هم

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ نوامبر 14th, 2012 12:53 ب.ظ:

    گند این علاالدین دنیا را برداشته، یکی جمع کنه این اختلاسی رو

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ نوامبر 14th, 2012 9:20 ب.ظ:

    بله…

    [پاسخ]

  33. ح
    3 دسامبر 2012 در 09:11 | #33

    اشتباه کردی

    [پاسخ]

  34. 23 ژانویه 2013 در 09:54 | #34

    امید عزیز متاسفانه واقعیت انکار ناپذیری شده وضعیت کنونی جامعه ی ما. به عنوان یک شهروند شاهد آنم که آب در زیر پوست شهر درحال جوشیدن است و بعضی ها سرشان را مثل کبک زیر برف کرده اندوهرچه بخواهند عمل بی منطق میکنند. برای روح ستار عزیز ازخداوند آرامش می طلبیم

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 11286
  1. 11 نوامبر 2012 در 15:10 | #1
  2. 11 نوامبر 2012 در 20:17 | #2
  3. 11 نوامبر 2012 در 21:02 | #3
  4. 12 نوامبر 2012 در 17:24 | #4
  5. 4 فوریه 2013 در 14:48 | #5
  6. 16 آوریل 2013 در 12:59 | #6

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: