خانه > انقلاب اسلامي, تاريخ, جامعه, دفاع مقدس > مردم تولدتان مبارک

مردم تولدتان مبارک

من روز سی‌ام بهمن سال پنجاه و هفت به دنیا آمدم. به قول معروف بچه‌ی انقلابم. البته پدرم موقع گرفتن شناسنامه، تاریخ تولدم را به سی‌ام شهریور همان سال تغییر داد. به این بهانه که یک سال از تحصیل عقب نمانم! با این حال، من همیشه تاریخ تولدم را بهمن ۵۷ می‌دانم و هرجا هم که لازم باشد همین تاریخ را می‌نویسم، مگر جایی که اطلاعات مندرج در شناسنامه ملاک باشد.

این روزها که به زندگی سی و چند ساله‌ام نگاه می‌کنم، حوادث ریز و درشت و تلخ و شیرین زیادی را می‌بینم که تاثیرات فراوانی در زندگی امروز من و خانواده‌ام برجای گذاشته است. به عبارت دیگر، هویت و شخصیت فردی و اجتماعی من، محصول این فراز و نشیب سی و چهارساله است.

شهادت عمو و شوهر عمه، گریه‌ها و مویه‌های مادربزرگ، صبر پدربزرگ و گریه‌های مخفیانه‌اش، اشک‌ها و بی‌قراریهای عمه و کودکی که چند ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد، انتقال پدرم به ایلام و سکونت ما در روستاهای محروم آن که نه آب داشتند، نه برق، نه جاده، نه مخابرات، نه درمانگاه؛ آژیر قرمز و وضعیت خطر، بمباران و موشک‌باران، دیوارهای صوتی هواپیماهای عراقی، پناهگاهِ حیات خانه و مدرسه و … همه اینها بخشی از خاطرات دوره کودکی من است.

در همان سالهای غربت، بیمار شدم و چون شرایط روستاهای ایلام واقعا برایم مناسب نبود، پدرم من را فرستاد پیش پدربزرگ و مادربزرگ و من مثل بیشتر شخصیت‌های کارتونی آن سالها، دور از پدر و مادرم زندگی کردم…

یکی دو سال بعد، پدرم موقتا منتقل شد به شهر خودمان و من خوشحال بودم از اینکه دوباره همه در کنار هم هستیم. اما در یک روز واقعا تلخ، خانه‌مان در آتش سوخت و همه زندگی و اسباب و اثاثیه‌مان نابود و خاکستر شد و هیچ چیز باقی نماند. پدر و مادرم دوباره برگشتند ایلام و من دوباره از آنها جدا شدم.

چند سال بعد، حادثه تلخ دیگری، زندگیمان را تکان داد. پدربزرگم کارمند اداره برق بود. چند ماه مانده به بازنشستگیش، از تیربرق‌های فرسوده یک روستا بالا می‌رفت که ناگهان یک تیرچوبی از کمر شکست و پدربزرگ در حالی که با کمربند مخصوص به تیربرق چسبیده بود، با همان تیر چوبی محکم به زمین خورد و …

چند سال بعد، کنکور و دانشگاه، چند سال بعد ازدواج، کمی بعد سربازی، کمی بعد تولد دخترم، بعد کار و زندگی و اجاره نشینی و …

اینها را در ذهنم مرور می‌کنم و تاثیر هرکدام را بر زندگی امروزم می‌بینم. اگر مثلا یکی از آنها نبود و یا به شکل دیگری اتفاق می‌افتاد، احتمالا زندگی من هم شکل دیگری داشت. اگر خانواده‌ام انقلابی نبود، اگر شهدای خانواده ما نبودند (البته ارزش و اعتبار شهید برای خودش است نه برای من) اگر طعم غربت و سختی‌های زندگی در محرومترین روستاهای ایران را نمی‌چشیدم، اگر از پدر و مادرم جدا نمی‌شدم، اگر پدربزرگم از تیربرق چوبی بالا نمی‌رفت، اگر کنکور قبول نمی‌شدم یا اگر رشته دیگری قبول می‌شدم، اگر خدمت سربازی نمی‌رفتم و یا اگر به جای ارتش، در سپاه خدمت می‌کردم، اگر وضعیت کاریم جور دیگری بود و …

اما زندگی همینی هست که هست. همینی که اتفاق می‌افتد. البته می‌توانست جور دیگری باشد، ولی در به وجود آمدن آن، هم خودم نقش داشتم و هم دیگران. وضعیت امروز، محصول این زندگی سی و چند ساله است. آمیخته با تجربیات زیاد و خاطرات تلخ و شیرین.

*****

این روزها مردم ایران، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را جشن می‌گیرند. به نوعی تولد دوباره خودشان را. اگر به این سی و چند سال نگاه کنیم، خاطرات و حوادث تلخ و شیرین زیادی را می‌بینیم که در زندگی فردی و اجتماعی همه ما تاثیرات زیادی گذاشته است. خود انقلاب اسلامی به عنوان یک حادثه بی‌نظیر در زمانه‌ای که کمتر کسی در دنیا تصور یک انقلاب دینی را داشت؛ تولد دوباره ملتی که می‌خواست روی پای خودش بایستد؛ شکل‌گیری یک هویت جدید اسلامی در دنیای سکولار و لائیک؛ ترورهای ابتدای انقلاب و به شهادت رسیدن شخصیت‌های برجسته انقلاب؛ تسخیر لانه جاسوسی، حادثه طبس؛ جنگ تحمیلی؛ مقاومت مظلومانه مردم ایران در برابر چندین کشور غربی و عربی؛ بمباران و موشکباران شهرها؛ هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافری توسط ناو آمریکایی؛ آتش بس و صلح؛ رحلت امام؛ انتخاب رهبر جدید؛ تحریم‌های اقتصادی و …

زندگی امروز ما، محصول این قبیل حوادث ریز و درشت است. حوادثی که انقلاب و مردم ما را در طول سی و چند سال اخیر در معرض سخت‌ترین آزمون‌ها قرار داده است. قطعا بخشی از این مشکلات، به خودمان برمی‌گردد و بخش زیادی از آنها هم نتیجه توطئه‌های دیگران است که دقیقا از اولین روزهای پیروزی انقلاب، شروع شد.

انقلابِ ما، تحت چنین شرایطی رشد کرد و به اینجا رسید. چه بسا اگر یکی از آن حوادث نبود، انقلاب اسلامی هم سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. اگر شخصیت‌های برجسته نظام به شهادت نمی‌رسیدند؛ اگر آمریکا به طبس حمله نمی‌کرد؛ اگر عراق به ایران تجاوز نمی‌کرد؛ اگر محتاج سیم خاردار خارجی نمی‌شدیم؛ اگر سیم خاردارهای مورد نیاز ما، پشت مرز توقیف نمی‌شد؛ اگر مقاومت نمی‌کردیم؛ اگر در برابر زور، کوتاه می‌آمدیم و صدها اگر دیگر…

اما همه اینها اتفاق افتاد و مردم هم در چنان شرایط سختی زندگی کردند. این روزها این تاریخ سی و چند ساله و این خاطرات تلخ و شیرین، جلوی چشم مردم ایران است. آنها تجربیات و پیشرفت‌ها و پیروزی‌ها و البته اشکالات و اشتباهات را به دقت می‌بینند. اگر پیشرفتی حاصل شده، به دست همین مردم بوده و اگر اشکالی هم بوده، همین مردم صبوری کردند و بزرگوارانه تحملش کردند! یعنی انقلاب اسلامی، این جوان سی و چهار ساله، با زندگی، فداکاری، ایستادگی‌ و پایداری همین مردم به اینجا رسیده. بی‌جهت نیست که دشمنان ملت ایران، برای نابودی انقلاب، مردم را نشانه گرفته‌اند.

لینک های مرتبط:

تصنیف خاطره انگیز وطن با صدای محمد نوری

تصنیف زیبای وطنم با صدای سالار عقیلی:

وطنم ای شکوه پابرجا، در دل التهاب دوران ها، کشور روزهای دشوار، زخمی سربلند بحران‌ها، ایستادی به جنگ رودر‌رو، خنجر از پشت می زند دشمن

935570_orig

  1. هارپاک آریوشین
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۰۳ | #1

    سروش نازنین سلام !
    برآشفتگی خود را مهار کنید.شاید ایشان همانند من دانش ریاضی ندارند، و شاید سهواً و ندانسته ورود به سخن کردند.
    پدران و مادران را از وادی نفرین و دشنام دادن دور کنید. بیاد همه رفتگان درود و صلوات و به همه‌ی آنانی که در این جمع‌ پدر یا مادرند نیز، نیک فرجامی و تندرستی درخواست و آرزو کنید.

    [پاسخ]

  2. غلامعلی یوسفی
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۳ | #2

    بنظر شما یک حکومت یا یک گروه سیاسی، ممکن نیست با داشتن میلیونها طرفدار در اشتباه باشد؟
    بعنوان مثال :
    یک گروه جدایی طلب ممکن است چند میلیون طرفدار داشته باشد، ممکن است هشتاد درصد مردم آن منطقه طرفدارش باشند، درحالیکه در اشتباه است و بر خطا می رود!!
    چنین چیزی ممکن نیست؟
    یعنی جمع کثیری از مردم ممکن نیست اشتباه کنند؟
    چرا ما چنین احساسی نسبت به کلمه ” مردم ” داریم؟
    . . .
    ما باید درستی یا نادرستی یک سیاست یا یک روش را بدون در نظر گرفتن نظر مردم ثابت کنیم.
    مثلأ اگر می خواهید ثابت کنید که ایده سبزها درست است به این استناد نکنید که سه میلیون نفر در ۲۵ خرداد در خیابانها بودند!!
    اگر می خواهید ثابت کنید که غنی سازی سیاست درستی است به این استناد نکنید که میلیونها نفر با آن موافق هستند!!
    اصلأ این احساس یا باور ما نسبت به ” مردم ” اشتباه است.
    * *
    و خلاصه اینکه
    جامعه باید براساس اندیشه اندیشمندان هدایت شود یا پندار توده ها!!؟
    مدیران بزرگ باید راه را مشخص کنند یا گمان و تصور اکثریت مردم!!؟

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

    و البته ببخشید که شما رئوس حکومت رو هم جزو اندیشمندان، و احیانا مدیران بزرگ به حساب نمیارید
    ظاهرا اندیشمند و مدیر بزرگ، آدمیه که با شما هم عقیده باشه

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۹ ق.ظ:

    بنده به حساب می آورم، اما خود رئوس حکومت به حرف مردم استناد می کنند.
    می گویند چون مردم چنین می خواهند، پس ما آنرا دنبال می کنیم.
    غیر از این است؟

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۱ ق.ظ:

    می‌فرمایید: “می گویند چون مردم چنین می خواهند، پس ما آنرا دنبال می کنیم”
    این جمله‌تون به این معناست که مدیران حکومتی دارن تظاهر می‌کنن که مردم با اونها هم عقیده هستند در ادامه‌ی فعالیت‌های هسته‌ای
    در حالیکه اینطور نیست
    اکثریت موافق ادامه‌ی فعالیتهای هسته‌ای کشورمون هستند و آمریکا رو مسئول تحریم‌ها می‌دونن

    http://www.bbc.co.uk/persian/business/2013/02/130209_l45_gallup_iran_sanction.shtml

    و از اونجایی که نوع حکومت رو اکثریت تعیین می‌کنن، مدیران هر کشوری، موظفند تا جامعه‌رو بر اساس خواست اکثریت، مدیریت کنن

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۴ ق.ظ:

    ضمن اینکه ادامه‌ی فعالیتهای هسته‌ای با دلایل کاملا منطقی از جمله تموم شدن سوخت‌های فسیلی در آینده‌ای نه چندان دور، کاملا بر اساس مصالح کشور و ملت ایران هست

    بنیامین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۶ ب.ظ:

    یک ایرانی عزیز. ما نه از آلمان صنعتی تر و پیشرفته تر هستیم نه از ژاپن. آلمان تمام نیروگاه های هسته ای
    خودشو به خاطر ایجاد آلودگی زیست محیطی تعطیل کرده و به استفاده از انرژی باد و آفتاب
    رو آورده و ژاپن هم برنامه ریزی کرده که همه نیروگاه های هسته ای شو تا سال ۲۰۲۰ با
    نوع دیگر تولید برق از قبیل موج دریا، باد، آفتاب و غیره جایگزین کنه. باید قبول کنیم که سرمایه گذاری
    رو انرژی هسته ای هیچ فایده ای برای ما نداره و فقط مشکل زیست محیطی برامون ایجاد میکنه.
    داغترین نقطه جهان تو کویر شهداد ایرانه و کویر لوت یکی از گرمترین کویرهای جهان حساب
    میشه و همیشه هم باد داره و هم آفتاب، مضاف بر اینکه جمعیت ایران تقریبا برابر آلمان ولی
    مساحتش ۵ برابر آلمانه. به نظرتون بهتر نیست اینهمه هزینه که برای انرژی هسته ای صرف
    میشه، اونم با التماس به روسها، صرف استفاده از انرژی های تجدید پذیر بشه؟

    ... پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۰ ب.ظ:

    صرف استناد به رای توده ها دقیقا همون چیزیه که نقطه ضعف لیبرال دموکراسی محسوب میشه…
    اما در نظام دموکراسی دینی علاوه بر خواست اکثریت معیار دیگری بر حقانیت راه وجود داره که اون دینه!
    دین اسلام هم اجازه تسلط کفار بر مسلمانان رو نداده…
    به خصوص که اگر این نوع تسلط در حوزه علوم و فن آوریهای نو بخواد انجام بگیره…
    کاربرد فن آوری هسته ای هم صرفا به تولید انرژی محدود نمیشه و درزمینه های دیگری نظیر تولید دارو و پزشکی و کشاورزی وصنعت و …هم کاربردهای گسترده ای داره..
    اما اگر به تولید انرژی هم محدود بود بازهم سلب این حق از خودمون تا زمان حصول اجازه از غرب کاری بس احمقانه وتحقیر آمیزه و هیچ تضمینی وجود نداره که اقتضای خوی استکباری در به انحصار درآوردن علوم دامنگیر حوزه های دیگر علم و فن آوری و پیشرفت کشور نشه!

    [پاسخ]

  3. با بک
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۰:۲۰ | #3

    زنده باد بهار .

    [پاسخ]

    سروش پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    زنده باد بهار اسلامی
    زنده باد بهار ایرانی
    زنده باد بهار انقلاب
    زنده باد ٢٢ بهمن ماه
    زنده باد امام خامنه ای
    زنده باد …

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۳ ق.ظ:

    زنده باد بهار

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵ ق.ظ:

    این زنده باد بهار دیگه بچه بازی شده .
    جناب بابک و محسن
    از دنیای بچگی بیایید بیزون و با این کامنتهای بی معنی فضای اینجا را لوس نکنید . چند بار بهتون نصیحت کنم ؟

    [پاسخ]

  4. مهدى-ه
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۲:۳۹ | #4

    اى مالمه نذرت ایلام!
    تولدتتون مبارک آقاىحسینى
    تولدمردم عزیزمون هم مبارک

    [پاسخ]

  5. سروش
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۲:۵۲ | #5

    مخالف کل هستی ، جناب بابک
    چی شده از جمله ی زنده باد بهار خوشت اومده
    عجیب گیر دادی به این جمله
    (( شعار زنده باد بهار را اولین بار مقام معظم رهبری در سال ۷۶ به کار برده است ، معظم له ، امام خامنه ای ، رهبر عزیزمون در ۲۰ بهمن ۷۶ فرمودند دوستان انقلاب همیشه بهار هستند و خزان راه ندارد. کسانی که می‌گویند بهار انقلاب تمام شده، خودشان دچار پژمردگی هستند ))

    داداش حواست باشه پژمرده نشی

    [پاسخ]

  6. یلدا
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۳:۱۶ | #6

    زنده باد بهار

    چقدر شاعرانه ست …

    ________________

    به ماچه ؟ مگه نه بابک؟
    این دفعه خود سروش اینا با خود سروش اینا تقابل دارن ..

    ما هم نگاه میکنیم و میبینیم آشی که پختن رو توان هضمش رو دارند ؟ یا خدای نکرده رودل کرده و بالا می آورند؟

    تازه سروش یه پوستر هم دیدم که نوشته بود سجده ی شکر برای اومدنش..

    و همون زنده باد بهار ..

    و ما همچنان بی تقصیریم…
    :-)

    [پاسخ]

  7. غریبه
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۵ | #7

    قابل توجه آقای سروش و هارپاک آریوشین:
    امید حسینی کامنت منو حذف کرده – همون کامنتی که احوالات شما و امید رو به هم ریخت!!! قبل از شماره ۴۷ – ولی از جوابهای شما که نشان از برآشفتگی شما داره برمیاد که این نظر من کاملا درست بوده چون مبتنی بر یک استدلال ساده ریاضی بوده و عاری از هرگونه توهین و افترا بود – به هر حال منتظر جواب مستدل شما ( اگه بلد باشید) هستم تا تعداد میلونها نفر رو بهتر درک کنم هر چند رهبران شما پیشتر میزان درک خود را از تفاوت بین اعداد هزار – صد هزار – میلیون و میلیارد قبلا به منصه ظهور رسانده اند !!! برید خوش باشید و این هم بدونید که طرفداران شاه در راهپیمایی معروفشان در سال ۵۷ و در تهران ۲ میلیونی اون موقع – تقریبا به نسبت ۲۲ بهمن ۹۱ به خیابون ریختند

    [پاسخ]

    سروش پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۳ ق.ظ:

    قابل توجه غریبه ی آشنا
    فیثاغورس توهم ، احوالاتمون بهم نریخت و بیشتر خندیدیم ، دمت گرم باز هم از این کارها بکن
    ظاهرا سلطنت طلب هستی که دم از شاه میزنی ، همین که میبینیم حماسه ی مردمی باعث شده دشمنان آشنا و کینه دوز به مخیلات رو بیارن و به هزاوه گویی دچار بشن برای ما باعث افتخاره
    همین رو عشقه

    [پاسخ]

    غریبه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۵ ق.ظ:

    دلم براتون میسوزه!!! شماها اونقدر بدبخت و ذلیل و فارغ از منطق و استدلالید که اگه از هر کسی پاسخ مخالف نظرات دگم و آب دوغ خیاریتون بشنوید چون جوابی ندارید ، برای قانع کردن خودتون و هواداراتون به اون اتهام وابستگی میزنید اصلا فرض کن من سلطنت طلب!!! جوابم رو با استدلال بده – البته اگه در مکتب ساختگی شما – استدلال راهی داشته باشه!!! شما با همین شیوه واون توان بالای ریاضی خودت!!! این طریقه محاسبه رو بررسی کن – البته یقین دارم که این مسرت جنابعالی از کامنت من نیست بیشتر یه نوع عکس العمل طبیعی رمحی رمانی برای فرار از فشارهای وارد شده یکی دو هفته اخیر جناب رئیس جمهور نظر نزدیک است تا یه جوری جبران نیازهای روحیتون به الکی خوش بودن بشه!!! برید خوش باشید و در ضمن یه توصیه هم به امید جان عزیزت میکردی که این جوک!!! ما رو حذف نمی کرد تا دیگران هم از اون لذت ببرن – ما که هرچی بگیم گوش نمیده – منتظر استفاده تو از علم ریاضی و منطق هستم – حداقل یکبار فکر کن

    [پاسخ]

    غریبه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۷ ق.ظ:

    با پوزش = رمحی رمانی = روحی روانی

    غریبه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۴۰ ق.ظ:

    آقای سروش – که حیف این لقب برای تو !!!- میتونم راهنماییتوکنم مثلا بیای بگی طول خیابان آزادی -۴۰۰۰ متر نیست ۴۰۰۰۰ متره!! یا عرض اون ۲۰۰ متره !!! توی یه متر مربع هم ۲۵ نفر جا میگیرن!!! اینطزی زدتر به عدد و رقم میلیونی میرسی!!! درست مثل دولت معجزه هزاره سومتون که در ساخت و ساز آمار و ارقام استاد همه شماست!!!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    جناب غربیه
    عشق به ولایت و حمایت از انقلاب اسلامی و روحیه انقلابی و ولایتمداری این مردم را نمیشه با فرمولهای ریاضی محاسبه کرد برادر من .
    اگر قرار به فرمولهای ریاضی بود انقلاب ایران در همان واقعه طبس یا تورهای منافقین یا جنگ ۸ ساله از بین میرفت برادر .

    یه چیزهایی وجود داره که اصلا و به هیچ وجه نمیشه با فرمول نها را بدست آورد . اشتباه غربیها همینه که در اتاقهای فکرشان رو کاغذ با فرمولهای مختلف کارشناسانشان ۳۴ ساله که میخوان انقلاب را کله پا کنند اما نمیتوانند و خودشان دارن کله پا میشن .

    اراده و مشیت و اطاف الهی را نمیشه با فرمول مقایسه کرد .

    من میگم در ۲۲ بهمن امسال اصلا ده هزارنفر اومدند راهپیمایی خوب که چی ؟ چه اتفاقی قراره بیافته ؟

    غریبه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    درسته ضمن اینکه میزان حماقت ونادانی رو هم نمیتوان با فرمولهای ریاضی و منطقی اندازه گیری کرد !!! بحث من بیشتر از این منظره که دستگاه حاکم به زور میخواد رو همین اعداد کمی مانور بده و رقمهای چند میلیونی رو به عنوان طرفداران نظام و سیاستهای اون غالب کنه – اگه نظام روی اعداد و ارقام حساسیت نداره و خودش رو از وجوه دیگه به حق میدونه بحثی نیست و میتونیم رو مواضع دیگه بحث کنیم –

    هارپاک آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    عقده‌ی ناگشودنی سیصدهزار
    جناب غربیه دوباره سلام!
    نوشته من هنوز آن بالا وجود دارد، کوتاه و محترمانه ،ایرادهای چند وجهی آن را برایت گفتم. شما پاسخ مرا با واکنش سرزنشی جناب سروش یکجا ارایه کردید و اصلاً پاسخ مرا ندادید و یا اصلاً متوجه ایراد ساختاری منطق تحلیلی‌تان نشدید.

    شما جمعیت ساکن را مبنای محاسبه قرار دادید ، در حالی که آن جمعیت شناور است. مبنای محاسبه این دو تفاوت دارد. مثلاً جمعیتی که از میدان امام حسین(ع) حرکت کرده باشند و تا میدان انقلاب آمده باشند و به دلیل خستگی و یا مسن بودن و یا به هر دلیلی دیگر به راهپیمایی خود خاتمه داده باشند چگونه در محاسبه شما لحاظ می‌شوند.یا آنانی که از سمت فلکه صادقیه به سمت میدان آزادی حرکت کرده باشند چطور؟افرادی که از خیابان‌های همجوار به راهپیمایان ملحق شده و بعد هم از آن جمعیت راهپیمایان خارج شده‌اند چگونه سنجش کرده‌اید؟

    -” این نظر من کاملا درست بوده چون:
    ۱- مبتنی بر یک استدلال ساده ریاضی بوده
    ۲- و عاری از هرگونه توهین و افترا بود ”

    پاسخ:
    ۱- آن استدلال ساده ریاضی‌ات را در مورد «شمارش گنجایش نهایی آدمیان» را دوباره بنویس، تا همگان بدانند کمبودها و کاستی‌های آن چه بود.بعد ادعا کنید:”کاملاً درست بوده”.
    به ویژه برای هواداران «تظاهرات ۲۵ خرداد»، عدد فقط ۳۰۰هزار نفر برای اینان عدد کمی است و غیر قابل باور.اینان شمارگان بیشتری متصورند. دیگر آن‌که آقای «حسین» در کامنت (۲۳ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۳۰ | #۲۳ ) مبنای محاسبه‌اش به‌گونه‌ای دیگر است.
    ایشان می‌فرمایند:” تظاهرات ۲۲ بهمن مث استادیوم آزادی میمونه ، حالا ۲تا استادیوم ، نه ۳ تا ، اصن ۵ تا … بازم در شهر ۱۳ میلیونی تهران اقلیت حساب میشه ”
    مواجهه‌ی استدلال شما دو تن در این باره جالب خواهد بود.

    ۲- “اگه شماها بگید ۲-۲ تا میشه ۱۰۰ تا، ما باید چشم بسته قبول کنیم اما اگه مخالفتون گفت ۲- ۲ تا میشه ۴ تا باید بیاد و اونو ثابت کنه؟ ”
    اینجا هم جایگاه خودتان را با ما جابجا کرده‌اید.همه پافشاری این است ، چهار عمل اصلی را به خوبی یاد بگیرید.بعد ادعای «مساحی» و «شمارش»کنید. «ریاضی» و «علم آمار» اساساً توانش و استعداد کم یا زیادن کردن اعداد را ندارند ، این شمایید که داده‌های خودتان تحمیل می‌کند.

    از زنده یاد شاملو یاد کردید:
    یاد ” عقده‌ی ناگشودنی سیصدهزار دست” ایشان افتادم.(هوای تازه/۲۳۱)
    ۲- از نقل قول کوتاه و تعدیل و اصلاح شده من به نوشته‌ات معلوم است که همه‌ی کلام شما هم توهین بود و هم افترا.پس چرا آشکارا وارونه سخن می‌گویید؟ آهستان برای حذف آن ناسزاها اقدام کرد.خدا را شاکر باشید که با این‌کارش ناخواسته برایتان آبروداری هم کرده.(اگرچه به توهم درست‌انگاری شما قوّت بیشتری داده است).

    یکبار دیگر می‌گویم بدون اهانت ، برهان‌آوری سنجش شماره‌ها و اعداد را بنویسید، تا همه بهره‌مند شوند.اساساً مجادلات علمی نیازی به هیاهو و فرافکنی ندارد.چنانچه کسی تاکنون برهان‌آوریت را تأیید و تشویق کرده قصد مزاح داشته.

    ۳-” چوب رو برداری گربه دزده حساب کار میاد دستش”.
    دو نفر به شما اعتنا کردند و ایراد استدلالی از دریافت اعداد و زدایش دشنام و ناسزا کرده‌اند. دیگر چرا متوهم به نبوغ شده‌اید؟ شما نه فهم درستی از جمعیت ۲۲ بهمن دارید و نه درک درستی از «سنجش آماری» و «تحقیق میدانی». بیشتر از این بحث کردن تباه کردن زمان است.
    و چون گربه و ضرب‌المثل و ایضاً محاسبه و ریاضیات را دوست می‌دارید،این حکایت محاسبه و سنجش را بپذیرید:
    روزی ملا سه کیلو گوشت خرید و به خانه برد که زنش غذایی درست کند. زن ملا گوشت را کباب کرد و با زن همسایه با فراغت خوردند . چون ملا به خانه آمد و غذا خواست زنش گفت: مرا ببخش که غافل شدم و گربه تمام گوشت‌ها را خورد. ملا گربه را گرفت و در ترازو گذاشت و دید سه کیلو بیشتر نیست پس خطاب به زنش گفت: ای بد جنس این وزن سه کیلو گوشت ، پس وزن گربه کجاست؟!
    آن جمعیت انبوه مورد مجادله «حسین» و «امید حسینی» را که گربه نخورده است.

    ۴-” میزان حماقت ونادانی رو هم نمی‌توان با فرمولهای ریاضی و منطقی اندازه‌گیری کرد !!! ”
    چنانچه فرصت کردید به آمار پژوهشی روانشناسان توجه کنید، فرمول‌ها و نکات قابل توجهی دارند.گویا باید از نظر شما طبقه‌بندی هوشمندی انسان‌ها را دوباره آنالیز نمایند. شماری از اینان بدون اجازت علمی، مرتکب استناد آوری آماری می‌شوند و اساساً با «فرمول‌های ریاضی و منطقی» دچار حماقت تحلیلی می‌شوند.

    ۵– “اگه نظام روی اعداد و ارقام حساسیت نداره و خودش رو از وجوه دیگه به حق میدونه بحثی نیست و میتونیم رو مواضع دیگه بحث کنیم -”
    شما ابتدا «فرضیه‌ی گنجایش آدمیان » را اثبات نمایید.پس از آن پُرسمان‌های دیگر هم ،یک به یک به شما خیرمقدم خواهند گفت.

    سروش پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۶ ب.ظ:

    جناب غریبه که ۲۵ بهمن رو به رخ ما میکشی
    ۲۵ بهمن ماه در تمام ایران راهپیمایی کردید یا فقط در تهران بیرون اومدید ؟
    ۲۲ بهمن ما چطور ؟ اون هم فقط در تهران بود یا تمامی کشور جشن گرفتند و به خیابانها آمدند ؟
    راستی چرا جواب سوالهای من رو در کامنتهای قبلی ندادید
    شما که ظاهرا اینقدر زرنگی و ماشاالله اعتماد به نفس بالایی داری که وعده ی انتخابات سال ۹۲ رو میدید لطفا جواب سوالهام رو زودتر بفرمایید تا به زرنگی شما بارک الله گفته و متوجه بشیم این فرمول از خودتونه و کسی کمکتون نکرده

    لطفا با فرمولهای ریاضیت بگو که :

    ۱ ) آیا واقعا در سال ۸۸ تقلب صورت گرفت ؟
    ۲ ) چرا موسوی و کروبی که ادعا داشتند تقلب صورت گرفته پس از گذشت ۴ سال هنوز دلیلی بر ادعای خود نیووردند ؟
    ۳ ) چطور شد که در سال ۸۳ مردم از اصلاح طلبها هم در انتخابات مجلس که عوامل اجرائیش خود اصلاح طلبها بودند دل بریدند و آیا آن سال هم تقلب صورت گرفت و یعنی اصلاح طلبها متقلبند یا واقعا مردم از آنها دل بریدند و چرا و چگونه ؟
    ۴ ) چرا در سال ۸۴ مردم به اصلاح طلبها و سخنگو و حامی اخیر آنها رفسنجانی رای ندادند ؟
    ۵ ) چرا به مرور زمان از حضور شما در خیابانها پس از اعتراض واهی به تقلب و حمایت از کروبی و موسوی کم شد ؟
    ۶ ) چرا پس از ۹ دی دیگه توی خیابونها حضور پیدا نکردید و کاملا محو شدید ؟

    منتظر جوابتون به تک تک سوالهام هستم ( البته اگه جوابی داشته باشید )

    در ضمن من لعنت رو به شما نفرستادم و گفتم اگه من دروغ گفته باشم لعنت بر پدر و مادرم
    شما که راست میگید پس به خود نگیرید

    ام جی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۱ ب.ظ:

    آقای سروش
    اگه ممکنه سن و تحصلات و شغل شریفتون رو بیان کنید
    نمیدونم استدلال های خندهدارتون رو به حساب موارد بالا بذارم یا روی تعصبتون.
    شما واقعا تفاوت برخورد با دو نوع تظاهرات ۲۲ بهمن و ۲۵ بهمن ماه رو نمیفهمید ؟؟ امنیتی که برای راهپیمایان ۲۲ بهمن تامین بود رو با بگیر و ببند و کتک و کشتن های ۲۵ بهمن یکی میکنید ؟
    آفرین به شما و استدلالتون
    ۱ من به موسوی رای ندادم، واقعا هم نمیدونم تقلب به معنی جابجا کردن رای صورت گرفته یا نه، ولی یه چیزایی رو به عنوان ناسالم بودن انتخابات میتونم بیان کنم:
    اول عدم عدالت واضح شورای نگهبان، شما چطور میتونی به داوری که از یک طرف حمایت میکنه اعتماد کنی ؟؟ کافیه رو رفتار شخصیت هایی مثل جنتی، الهام و کدخدایی دقت کنید، ادعای عدالت داشتن این افراد مرغ پخته رو به خنده وامیداره(اگه مثال میخواین براتون میارم)
    دوم حرکات امنیتی روز انتخابات، چرا باید اس ام اس ها قطع بشه ؟؟
    سخنان مشفق رو گوش دادین ؟؟ تو دلتون پرسیدین اولا شما به چه حقی اون کارو کردین ؟؟ دوما اون کار شما جواب داد ؟؟
    سوم پخش کردن سیب زمینی و سهام عدالت یک تقلب انتخاباتیه، به اسم هر چیزی که باشه، مخصوصا که این حرکت دولت رو بذاری کنار بقیه ی کاراش تا بفهمی مقصودش واقعا چی بوده
    چهارم وقتی که در کشوری عدالت حتی در حد یک مناظره رعایت نمیشه و وقت اضافی میدن به یه کاندیدا( که الان بهتر میشه دروغ های دولتی رو در آمار ها فهمید) برای دروغگویی، چطور انتظار داری به عدالت اینها برای بررسی رای ها امید بست
    پنجم دوره ی اخیر انتخابات مجلس و حرفهای اصولگرایان در مورد احتمال تقلب و رانت انتخاباتی توسط دولت یادتونه ؟ تازه اصولگرایان میتونستن به سچاه دل ببندن،
    ۲ خیلی ساده است، اگه از نظر شما و نظام این حرکتشون ادعای واهی بوده، خوب چرا نمیبریدشون دادگاه ؟؟ ببرید ازشون بپرسید چرا این حرف رو زدین تا اونا هم جواب بدن
    ضمن اینکه یادمه کروبی یه نامه داد در مورد اینکه احمدی نژاد صلاحیت نداره، اون یکی رو بهش جواب دادن ؟
    ۳ بازم نمیدونم اوندوران یادت میاد یا نه، فقط در مورد نمایندگان مجلس تهران، چند نفر از نماینده های مجلس ششم رد صلاحیت شدند ؟؟
    سخنرانی خاتمی برای دانشجویان رو اگه دیده باشید بخشی از جوابتون رو خواهید گرفت ضمن اینکه بررسی میزان شرکت مردم در تهران در دو دورهی ۷ و ۶ هم میتونه برات جالب باشه.
    ۴ اولا اونزمان هاشمی جزو اصلاح طلبان محسوب نمیشد، دوما اشتباه استراتژیک اصلاح طلبان در دور اول و عدم حمایت از کروبی این نتیجه رو براشون رقم زد
    باز هم برای مقایسه رای نامزد های اصلاح طلب و رای نامزد های اصول گرا در دور اول تقریبا برابر بود، تازه اگه به قول شما هاشمی رو اصلاح طلب حساب کنیم که واویلا
    ضمنا برای بیان عدالت شورای نگهبان یادآوری کنم که حتی معین تایید صلاحیت نشد و حکم گرفت.
    ۵ یعنی خداوکیلی شما نمیفهمی چرا ؟؟ واقعا سخته برات، خدایی تهران بودی در اون ایام ؟
    معلومه که با برخورد خشن و بالا بردن هزینه ی اعتراض به تدریج تعداد معترضین کم میشه، اتفاقی که در دوران شاه و سال ۴۲ و بعدش هم افتاد
    پدر من هم فکر شماست و دائم بحث میکردیم با هم ولی وقتی میخواستم برم بیرون کلی نصیحتم میکرد که خودتو به کشتن میدی به فکر زندگیت باش و این حرفا

    در کل اگه اینبار هم مثل قضیه ی آب و برق مجانی آقای حسینی دست به تحریف یا حذف نزنه میخوام یه سری سوالات رو در مورد رهبر بپرسم ببینم شما دقیقا روی چه چیزی تعصب دارید.

  8. غلامعلی یوسفی
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۶:۰۴ | #8

    صبح جمعه است با ذکر فاتحه ای از رفتگان یاد کنید.
    * * * بزرگترین خدمت به محرومین، آموختن سیاست و رسیدن به حقیقت است.
    اگر جزو آن دسته از مردم هستید که ” غم بینوایان رخ تان را زرد می کند ” چند دقیقه ای اینجا تامل کنید.
    در اینجا نه آزادی اهمیت دارد و نه عدالت.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۴ ق.ظ:

    #( از دنیای متفاوت تا متفاوت با دنیا )#
    دنیایی که در آن زندگی می کنیم ایرادت زیادی دارد که مهمترین آنها اختلاف طبقاتی، فقر، استبداد، فساد،…است.
    بدیهی است که انسانهایی تصمیم می گیرند تا این ایرادات را برطرف کنند. این انسانها همان انقلابیون هستند.
    گسترده ترین تلاش، توسط کمونیست ها صورت گرفت آنها تصور کردند چنانچه حکومت در اختیار طبقه کارگر قرار گیرد و مالکیت شخصی حذف شود بسیاری از ایرادات جهان و مهمتر از همه اختلاف طبقاتی از بین خواهد رفت.
    اسلامگرایان هم بطور مشابه ای تصور کردند چنانچه حکومت در اختیار طبقه مستضعف قرار گیرد و از احکام الهی استفاده شود بسیاری از ایرادات جهان و مهمتر از همه ظلم و بی عدالتی از بین خواهد رفت.
    اگرچه هیچ انقلابی تاکنون موفق نبوده، اما بازهم انقلابیون قابل احترامند زیرا در خیرخواهی و نیت خوبی که دارند تردیدی نیست.
    فقط در یک حالت است که انقلابیون تبدیل به دشمن مردم می شوند!! و مشکلات دردناکی بوجود می آورند.
    برخی از انقلابیون پس از آنکه می بینند نمی توانند ” دنیای متفاوتی ” بوجود آورند دانسته یا ندانسته سعی می کنند ” متفاوت با دنیا ” باشند.
    شدیدترین و دردناک ترین فقرها در اینگونه کشورهای انقلابی بوجود می آید، کشورهایی مانند کره شمالی و کوبا.
    سیاست های کره شمالی هیچ نفعی ندارد، نه برای حکومت، نه برای مردم، نه برای جامعه جهانی و نه برای نسلهای آینده.
    تنها نفع آن این است که احساس متفاوت بودن به آنها دست می دهد، باعث می شود احساس کنند که هنوز انقلابی هستند.
    آنها روزی تصمیم گرفتند تا امپریالیسم را حذف کنند، اما نتوانستند، اکنون دهها سال است که به عصبانی کردن امپریالیسم رضایت داده اند!!
    عصبانیتی که برای مردم شان بینهایت هزینه دارد بدون آنکه تاثیری بر امپریالیسم داشته باشد، بدون آنکه هیچ نتیجه ای داشته باشد.
    خوب توجه کنید
    وقتی ما هزینه بسیار زیادی را فقط برای عصبانی یا ناراحت کردن دشمن مان می پردازیم، درواقع دشمن مان را احترام کرده ایم!!
    . . .
    در جامعه انقلابی ما هم احتمال بروز این اشتباه قویأ وجود دارد.
    ما باید سعی کنیم تا دنیای متفاوتی بوجود آوریم اما اگر موفق نشدیم، آنگاه مراقب باشیم تا ناخودآگاه به سمت متفاوت بودن با دنیا نرویم.
    بدیهی است دنیای متفاوتی که انقلابیون درنظر دارند، خوب است اما متفاوت بودن با دنیا دیگر چیز خوبی نیست و هیچ نفعی ندارد.
    علت دلسردی برخی مردم از دولتهای سازندگی و اصلاحات به این خاطر بود که این دولتها متفاوت با دنیا نبودند. به همین سبب، احساس کردیم که انقلابی نیستند.
    چرا صحبت کردن از هولوکاست، موضوعی که در نقطه ای دور از ما و بی ارتباط با ما بوده، اینقدر مورد توجه قرار می گیرد؟
    چون احساس تفاوت و انقلابی را در ما بیدار می کند.
    . . .
    امروز ما در نقطه عطفی در تاریخ بشر قرار داریم. هیچ زمانی به اندازه امروز تجربه بشر کامل نبوده است. هم کمونیستها و هم اسلامگرایان فرصت تغییر دنیا را بدست آوردند اما گویا دنیا قابل تغییر نیست.
    هرگونه تلاش برای ساختن دنیایی متفاوت محکوم به شکست است، با این حال تلاش برای ایجاد دنیای متفاوت چندان مشکلی بوجود نمی آورد چیزی که می تواند بسیار دردناک باشد تلاش برای متفاوت بودن با دنیاست. والسلام.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۵ ق.ظ:

    ( توضیح بیشتر )
    این نظر بنده نیست که می شنوید بلکه نتیجه صدو بیست سال تجربه ملت ایران است. اگر بنده هم چهل سال زودتر بدنیا آمده بودم، تمام عمر یا آزادیخواه بودم یا عدالتخواه و یا توده ای!!
    خوب توجه کنید
    ما در دورانی زندگی می کنیم که با همه تاریخ بشر متفاوت است.
    ” ” امروز روزی است که تجربه بشر کامل شده است. ” ” چرا؟
    درنظر بگیرید، هفتاد سال است که جنگ در بسیاری از کشورها و از جمله اروپا ریشه کن شده است ( کشورهای اصلی آن )، حالتی که با تمام تاریخ بشر متفاوت است. این موضوع کوچکی نیست یعنی ما در دوران شکوفایی بشر زندگی می کنیم.
    نظامهای کمونیستی را درنظر بگیرید. از بین رفتن نظامها چیز جدیدی نیست در طول تاریخ، تمدنهای زیادی از بین رفته است، اما اینکه کاملأ مسالمت آمیز و بصورت اختیاری نظامی به انتهای خط برسد و سپس خودش را منقرض کند در طول تاریخ بی سابقه است.
    شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد، امروز تجربه بشر کامل شده است.
    بنابراین امروز ” حقیقت نمایان شده ” و این حقیقت یک جمله بیشتر نیست:
    ” در کره زمین شرایطی بهتر از اروپای غربی و در خاورمیانه شرایطی بهتر از امارات نمی توان بوجود آورد ”
    در همین یک جمله هزار نکته نهفته است.
    بله، حقیقت همین قدر روشن و ساده است، دوباره بشنوید:
    ” ” تمام کشورهای دنیا باید تلاش کنند تا به شرایطی مانند امارات برسند، سپس در صد یا دویست یا سیصد سال بعد، خودبخود مانند اروپا خواهند شد، آنها در اروپایی شدن خود نباید عجله کنند زیرا اگر زمان آن نرسیده باشد از مسیر ترقی خارج خواهند شد. ” ”
    بدیهی است کشورهایی که فکر می کنند فرهنگ بالایی دارند می توانند مستقیم برای اروپایی شدن تلاش کنند.
    . . .
    تمام حقیقت جهان اطراف ما همین یک جمله بود.
    از این یک جمله می توان ده ها نتیجه گرفت.
    بعنوان مثال:
    ما نباید برای رسیدن به آزادی، دمکراسی، عدالت و پول نفت تلاش کنیم.
    ما نباید برای حذف فساد، اشرافیت و لیبرالیسم تلاش کنیم.
    تا قیامت، اختلاف طبقاتی، اشرافیت و لیبرالیسم وجود خواهد داشت.
    تا قیامت، رسیدن به عدالت، پول نفت و مسئولینی مانند حضرت علی(ع) ناممکن خواهد بود.
    و در یک کلمه :
    ” ما نمی توانیم چیزی را بدست آوریم که هم اکنون در امارات وجود ندارد، چه تلاش بکنیم یا نکنیم. ”
    . . .
    حقیقت بسیار روشن و ساده است، اما این آرزوهای بزرگ است که شما را مدهوش خود کرده، شما را از منطق دور کرده است.
    *** شما پس از سالها تلاش و تجربه، احساس کرده اید و قبول کرده اید که خلبان شدن شما غیرممکن است، به این نتیجه رسیده اید که بهترین گزینه برای شما، کار کردن در مغازه دایی تان است اما…
    اما بازهم دوست دارید یک بار دیگر امتحان کنید. شاید بشود.
    همین ” یکبار دیگر” است که آخر ایرانی را به گدایی خواهد انداخت.
    همه شما می دانید که بهترین راه کدام است، اما بدتان نمی آید که یکبار دیگر شانس تان را امتحان کنید.
    شما میدانید که … خوب است اما ته دلتان دوست دارید یک ناشناخته را امتحان کنید شاید که او خیلی خوب باشد!!
    همه شما میدانید که بهره شش درصد در ماه ممکن نیست و قطعأ طرف یا کلاه بردار است و یا در اشتباه، اما طمعکاری همراه با خوشبینی که در وجود ماست، نمی گذارد منطقی رفتار کنید، علاوه بر این نکته، ” نسل جدید و بی تجربه ای ” که وارد فضای سیاسی کشور می شود نیز تاثیر زیادی دارد، آنها دوباره به آرزومندی و آرمانگرایی دامن می زنند.(اتفاقات سالهای ۳۲ و ۵۷ و ۸۴ هریک به فاصله ۲۵ سال از یکدیگر بود یعنی مدتی که یک نسل جدید بوجود می آید.)
    . . .
    ظاهرأ چنین بنظر می رسد که یک عده آدم بد دنیا یا جامعه را به این شکل درآورده اند!! ظاهرأ چنین بنظر می رسد که کافیست بدها حذف و بجای آن خوبها قرار گیرند. درحالیکه قضیه به این سادگی نیست. اولأ دنیا را آدمهای بد به این شکل در نیاورده اند ثانیأ اصلأ ممکن نیست که دنیا در دست آدمهای خوب قرار گیرد چون آدمهای خوب هیچ نشانه ای ندارند!!
    ” منتخب مردم هم قطعأ خوب نخواهد بود چون آدمهای خوب نشانه ای ندارند که مردم آنرا ببینند. ”
    اگر درغرب، منتخب مردم خوب است بخاطر آن است که تمام کاندیداها خوبند نه اینکه مردم خوب را انتخاب کرده اند!! ( کاندیداها توسط نخبگان به درستی انتخاب می شوند، کاری که در کشور ما ممکن نیست.)
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۷ ب.ظ:

    سلام آقای یوسفی.
    درست است که قرار ندارم کامنت بگذارم. اما دلم غنچ می رود هر وقت شما را می بینم و اگر بشما خدا قوت نگویم کفر ورزیده ام به قاموس هستی. یاد فلسفۀ استاد مردیها می افتم و قتی ریز شدۀ شما را می بینم. دستمریزاد. یا…هو

    امیر پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۶ ق.ظ:

    اقای یوسفی : چه کمونیست در شوروی سابق چه حکومت اسلامی در ایران هر دو تلاش داشتند که سیستمی ایده و لوزیکی بوجود بیاورند و تجربه بشر نشان داده که حکومتهای ایده و لوزیکی هیچوقت به نتیجه مطلوب نخواهند رسید!

    به همین دلیل است که میبایست دنبال یک حکومت سکولار بود که در ان مذهبیها هم بتوانند مثل سایر دستجات و گروه ها به جذب مخاطب بپردازند تا چنانچه موفق شدند به اکثریت دست پیدا کنند به قدرت اجرائی برسند مثل ترکیه/ اما تشکیل حکومتی که از الف تا ی ان اسلامی باشد حرف مفت است.

    رودا پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    اگر اشتباه نکنم تا اونجا که یادم می آید اقای مردیها در فلسفه ش روی مسئله منطق خیلی تاکید داشت. در این صورت فکر کنم ایشون اگر خودش نیز آدم منطقی باشه و یه موقع (خدای نکرده) بیاد سری به اینجا بزنه و میزان انسجام فکری و سطح منطق و آی کیو و واقع گرایی برخی از این طرفداران دوآتشه ش رو مشاهده کنه، بنده خدا یا افسرده خواهد شد یا شاید هم به فکر ویرایش کتابش بیافته.
    فکر کنم خیلی ناراحت کننده ست که طرفداران آدم هوش و منطقشون پایین باشه. به خدا!

  9. رضا
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۶ | #9

    با سلام سروش عزیز اصلا بحث این نیست که در ۲۲ بهمن چند نفر حضور داشتند بلکه از دید من به رسمیت شناختن منقدین و مخالفین است انصافا از بدو پیروزی انقلاب شما تا به حال شاهد کدام گردهمایی واعتصاب یا کلا هر نوع نافرمانی مدنی از سوی منتقدین بودی؟سیمای ما هر لحظه از اعتصاب سندیکاهای کارگری در اروپا و امریکا تصویر نشان میدهد که بیشتر هدفش نشان دادن اقتصاد خراب غرب میباشد(یعنی مردم این فقط اقتصاد ما نیست که بحرانی است) ولی بیننده عاقل پیش خود میگوید ان غربی فلک زده و بی پول حق اعتراض و اعتصاب دارد ولی در مملکت ما چی؟ایا وضع مالی ما از معلمان انگلیسی با حقوق ۵۰۰۰ پوند بهتر است یک زمانی ما میگفتیم انها درامدشان بیشتر ولی قیمتهای گرانتری دارند ولی حالا مقایسه کن؟لابد پیش خود میگویی پس چرا این اقتصاد خراب موجب طغیان و شورش نشده جوابت پیشه من است لابد فکر میکنی مردم ما خیلی نجیبند(که واقعا هستند)و پای ارمانهای انقلاب ایستادند درست است ولی کامل نیست
    جنگ ما ۸سال طول کشید شما مردم ایران راکه در سال ۶۳ بعد از بمباران فریاد جنگ جنگ تا پیروزی سر میدادند را با مردم بهار ۶۷ مقایسه کن که سپاه محمد رسوا الله به علت خالی بودن ظرفیت توان برگشتن به خط را نداشت؟جوانانی که از ترس سرباز گیری در اماکن شلوغ افتابی نمیشدند؟…..
    بله منظور ظرفیت است امروزه علی رغم گرانی ولی هنوز خوشبختانه گرفتار قحطی نشدیم شما نیشابور را دیدی یکی ازارامترین شهرها. برای قحطی مرغ چه کرد؟امیدوارم ما بقی جمله های ناقص من را علامه یوسفی کامل کند بله اینده از ان اقتصاد است و شوربختانه اقتصاد حریف(من واژه دشمن را بکار نمیبرم به جهت احترام به همگان ) بسیار قوی است قوی تر از ان چیزی که سیمای میلی تبلیغ میکند(بودجه وزارت دفاعش به تنهایی با بودجه ما و چند کشور دیگر برابری میکند)

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    یغنی بنظر شما الان اروپا و آمریکا دچار رکود اقتصادی نشدند ؟ پس این وال استریت و ریاضت اقتصادی و درگیریهای مردم در اروپا و تحصن و اعتصاب و اخراج کارگران کارخانه ها و ….دروغه ؟ فتوشاپه ؟

    [پاسخ]

  10. رضا
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۶ | #10

    شجاع عزیز از کجا فهمیدیم که خرابه؟مگر از دیدن تصاویرتظاهراتها و اعتصابها نبود؟مگر این تصاویر را خبرگزاریها و خبرنگاران غربی مخابره نکردند به نظر شما این نشان دهنده ازادی نسبی نیست؟در ثانی حقوق ۵۰۰۰ دلاری انها(۵۰۰۰ضربدر ۳۸۰۰ را خودت حساب کن)و این هم قیمتها بر اساس قیمتهای روز لندن گوشت گوساله ۵ پوند برنج ده کیلیویی۱۷ پوند اپارتمان دوخوابه ۶۸ متر در منچستر ۲۰۰۰۰ پوند حالا خودت مقایسه کن ثالثا بیمه های بیکاری انجا با ما چقدر تفاوت دارد حمایتهای دولت از تحصیلکرده ای بیکار(نوش جانشان ما ایرانی هستیم به فکر مملکتمان ) و به نظر من بی تدبیر دولتی تاثیری در این وقایع زیر بیست درصد و اثر تحریمها بالای ۸۰ درصد زیرا ما قبلا تحریمه وارداتی بودیم ایندفعه صادراتمان در نتیجه سیستم تزریق ارزمان هدف گرفته شد به مانند سال اخر جنگ که مجبور شدیم جام زهر را بنوشیم

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    آقا رضا
    من قبول دارم که دشمن بقول خودشان تیر آخر را نیز در ۱۸ اسفند رها کردند ..تحریمها آنقدر زاد شده که دیگه نمیدونند چه چیزی را تحریم کنند چون همه چیز را تحریم کردند و چیزی نمانده اما وقعا فاج کننده بود ؟ به لطف خدا ایران کره شمالی نیست و نخواهد شد ..ایران کشور سرمایه داریست با منابع زیاد طبیعی ..برنج و گندم و حبوات و میوه جات و …
    ماشین و .هر چه گران شود جزو ضروریت نیست .
    اما من حرفم اینه که هر استقلالی بها داره و ملت ایران دارن بهای استقلال و پیشرفتشان را میدهند . ولی باور کن این تحریمها کشنده و فلج کنده نیست ..تاثیر زیادی در رفاه مردم داشته اما کشنده نیست .
    الان بحث حقوق کارگران غربی نیست بلکه دارن اونارو از کار بیکار میکنند . بحران در جهان بدلیل جنگ و خونریزی توسط غربیها و خرج بودجه در جنگ و دخالت نظامی بیداد میکند و همه گیر شده است .
    فشارهای دشمنان زورگوی غربی بیشترش بخاطر اینه که مردم را بر علیه حکومت بشورانند و بین حکومت و مردم فاصله بندازن . که مردم با رکت در ۲۲ بهمن این هدف را خنثی کردند .
    الانم باز فشار میارن تا مردم در انتخابات خرداد ۹۲ شرکت نکنند یا کاندید مورد نر غربیها رای بیاره …
    اما هر چقدر غربیها به مردم فشار وارد کنند مردم انگیزه بیشتری برای مبارزه با زیاده خواهی آنان و حضور در صحنه پیدا میکنند .

    [پاسخ]

    ام جی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۱ ب.ظ:

    آقای پسر شجاع، استقلال از چه چیزی ؟؟ میتونین اینو تعریف کنید ؟؟
    آقای پسر شجاع کمی فکر کن، دنیا محل باج دادن و باج گرفتنه، اصل مذاکرات همینه عزیز
    همون طور که رهبر در مورد مذاکره با امریکا گفت مذاکره میکنند تا یه چیز بدن و یه چیز بگیرن، این در مورد همه ی کشور ها صادقه، البته رهبر گفت که امریکا اسلاممون رو میخواد، ایشون نفرمود که مثلا روسیه چی ازمون خواست یا به چین چه چیزی دادیم و همینطور پاکستان، احتمالا عاشق چشم و ابروی ما که نبودن، نکنه این قضیه های تقسیم خزر و گاز ارزون و کالای چین و نفت ایران تو چین درسته ؟؟
    آقای عزیز، امریکا گرگه، ولی روسیه هم کم نداره ازش، همه تو دنیا دنبال منافعند، اینکه ما یه کشور رو فقط بزرگ کردیم و در قبال ایستادگی جلو اون داریم به کس و ناکس باج میدیم سیاست نیست، حماقته.
    ضمن اینکه بنظرت این همه کشور که با امریکا رابطه دارن استقلال ندارن و فقط ما داریم ؟؟؟ عجبببب

    [پاسخ]

  11. ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۷ | #11

    پست نایسی بود

    [پاسخ]

  12. غریبه
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۳:۴۹ | #12

    به هارپاک آریوشین:
    این همه صغری کبری میچینی که چیو ثابت کنی؟ نادانشی من رو در علم ریاضی؟ بابا ریاضیدان تو که سرت تو حساب کتابه به ما بگو این تعداد چند نفره؟ این که خیلی سادست با این همه علم و دانش ریاضی!!! فقط مثل اون رفیقت نشی که بهش گفتن تعداد موهات چند تاست؟ گفت: “۱٫۲۵۳٫۷۴۵ تا!!! اگه شک دارید بیاید بشمارید!!!”
    یه چیز دیگه: برادران عزیز سرباز گمنام داماد مهندس موسوی رو مجبور کردن تا همیرش (دختر میر حسین) رو طلاق بده. مگه این موضوع درست باشه که تف بر این مرام و مسلک که کوچکترین بویی از انسانیت هم نبرده!!! خدا جای حق نشسته یه روز هم همین بلا سر خودشون میاد – درست مثل سعید امامی – لاریجانی – و …

    [پاسخ]

    غریبه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۰ ب.ظ:

    اصلاح : همیرش=همسرش

    [پاسخ]

    هارپاک آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۲:۴۲ ب.ظ:

    جناب غربیه دوباره سلام!
    این دو روزه کلی باعث اسباب زحمت و رنجش شدیم. ببخشید.

    ۱- “این همه صغری کبری میچینی که چیو ثابت کنی؟”
    پاسخ: همان صغرا و کبرا را ثابت کنم، از بس که تکان می‌خورند و جنش دارند.

    ۲- “نادانشی من رو در علم ریاضی؟”
    پاسخ: بله و ایضاً علم آمار را و دانش سیاسی‌تان را .

    ۳- “بابا ریاضیدان تو که سرت تو حساب کتابه به ما بگو این تعداد چند نفره؟”
    پاسخ: زیر ۳۰۰ هزار نفر در حالت خوشبینی. اما عدد دقیق‌اش ۳۱۳ نفر.

    ۴- “…اگه شک دارید بیاید بشمارید…”
    پاسخ : نه بابا ! دیگه با دانشی که از شما گرفتیم می‌توانیم عدد دقیق‌اش را بگوییم. ۳۰۰هزار تا .

    ۵-” یه چیز دیگه: …مگه این موضوع درست باشه که تف بر این مرام و مسلک که کوچکترین بویی از انسانیت هم نبرده”
    پاسخ : مگر خبری قطعی نیست؟ که می‌گویید ” مگه…”.
    بعد اگر این «مگه» درست نباشه ، از زیر تف آنسوتر بروید تا بومرنگ نشود.
    یادمان باشد به دیگران هم بگوییم ” برادران عزیز سرباز گمنام ” خطبه طلاق هم می‌خوانند.آن هم مجبوری.این‌جوری طلاق یه وجه سیاسی هم می‌گیرد و کلاس کار هم بالاتر می‌رود.

    ۶-” خدا جای حق نشسته یه روز هم همین بلا سر خودشون میاد ”
    پاسخ :کدام بلا؟ خطبه طلاق برای ” برادران عزیز سرباز گمنام ” را می‌گویید؟

    ۷- دست آخر بفرمایید حالا چه کسی برآشفته و برافروخته و خشمگین شده؟

    [پاسخ]

    سروش پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۳ ب.ظ:

    جدا دامادمیر حسین موسوی داره زنش ( یعنی دختر میر حسین موسوی ) رو طلاق میده ؟
    خب بر فرض که این مسیله واقعیت داشته باشه
    حالا با منطق ریاضیت بگو که
    این اتفاق چه سودی برای نظام داره که سعی بر اجبار داماد بکنه ؟
    شاید نظام میترسه که اونها بچه دار بشن بعدش بچه ی اونها بزرگ بشه بعدش به هواخواهی پدر بزرگش مشکل ایجاد بکنه
    شاید هم میترسن اون کاندید بشه و رای بیاره چون شنیدم اصلاح طلبها گزینه ی درست حسابی دیگه ندارن و همه ی گزینه هاشون مهره ی سوخته شدن
    جدا شما این اتفاق رو باور میکنید ؟
    یعنی نظام این کاره هست ؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۵ ب.ظ:

    جناب غریبه
    منبع اطلاعاتت سوراخه برادر
    اینا چیه میگی ؟ خاله زنکی حرف نزن برادر …اطلاعات گفته زنشو طلاق بده ؟ یعنی اطلاعات الان اینقدر بیکار شدند که دفتر ازدواج و طلاق باز کردند ؟

    [پاسخ]

    غریبه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۹ ق.ظ:

    جواوب هارپاک سروش شجاع!!!: اولا اون ” اگه ” بوده که ” مگه” شده کافی بود یه ذزه فکر کنی ( کاری که اصلا بلد نیستی) دوماً بهتره به جای لودگی و مسخره بازی و راه انداختن کلاسهای ادبیات و ریاضی و منطق و جغرافی و … یه کلاس انسانیت و تاریخ پیدا کنید و توش ثبت نام کنید تا حداقل بویی از این دو به مشامتون برسه – سوما گفتم اگه این شایعه درست باشه” یعنی نارضایتی خودم از این ظلم احتمالی اعلام کردم تا فردای قیامت به خاطر سکوت در برابر یک ظلم بازخواس نشوم – وای به حال آنهایی که در برابر شنیدن اینگونه ظلم ها ، هم راضی اند هم مشوق!!!
    گفت و گو با شما موجودات انسان نما ، ظلمی در حق سایر انسانهاست – جواب سوالات تون رو هم که ۴ ساله اینجا دارید میخونید ولی افسوس که ” سخت ترین کار دنیا محکوم کردن انسان های احمق است”

    [پاسخ]

  13. سروش
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۲ | #13

    جناب غریبه
    حالا اصلا ۲۲ بهمن ۳۰۰ نفر که نه ۳۰ نفر بیرون اومدن و ۲۵ بهمن شما بیش از ۳۰ میلیون به خیابانها اومدید
    سوال اینجاست
    ۱ : که چرا همون ۳۰ نفر هر سال بیرون میان ولی آن ۳۰ میلیون شما دیگه خبری ازشون نیست ؟
    ۲ : آشما از چیزی میترسید یا تعدادتان ریزش پیدا کرده ؟
    ( بر فرض ۹ دی هم دروغ بود و با فتو شاپ و جلوه های ویژه تعداد حاضرین رو چندین برابر کرده )
    ۳ : آیا ۹ دی بر شما تاثیر گذاشته که آن ۳۰ میلیون که من میگم دیگه اثری ازشون نیست یا ترس از چیز دیگه بود ؟
    ۴ : شاید هم همون ریزش که من بهش اعتقاد دارم باعث شده محو بشن ، درسته ؟
    ۵ : راستی از اون ۲۵ بهمن چند سال گذشته ؟ چرا هر سال ۲۲ بهمن برای ما تکرار میشه ولی آن ۲۵ بهمن دیگه برای شما تکرار نشدنیه ؟

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    واقعا فهمیدنش انقدر برات سخته؟؟؟؟؟؟؟؟تو ۲۲بهمن شما کسی با باتوم و کهریزک تهدید نمیشه که هیچ تازه پدیرایی هم میشید ازتون مصاحبه هم میشه کلی هم دوربین و خبرنگر اومده از شما ها در حال مشت کوبیدن به دهن استکبار فیلم میگیره،انقدر امنیت هست که بعضیا با پتو و قابلمه غدا میان اونجا پیکنیک،تازه از ۱ماه قبل هم ابرو باد و مه خورشید و فلک دعوتتون میکنن!!تک تیرانداز بالا ساختمون منتظر نشسته،ماشین پلیس هم از روی مردمتون رد نمیشه.واقا مقایسه اینها سخت بود براتون،جدا مغزاتون تک بعدیه!!!!

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۷ ب.ظ:

    شما هم دقیقا اون مغز چند بعدیتو یکم به کار بگیر و رفتار امروز خودتون رو با اول انقلاب ما یکم مقایسه کن تا بفهمی که اگر خودتون یکم،فقط یکم به اون شعارهای دروغتون باور داشتید خیلی بیشتر ازینها باید براش هزینه پرداخت میکردید…
    همونطور که برای این نظام خونها ریخته شد…

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۵ ب.ظ:

    اونم که کار شما نبود مجاهدین و چپی ها بودن :mrgreen:

  14. رضا
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۲۸ | #14

    اقای سروش به خاطراینکه در ۲۲ بهمن با نازواحترام از شما دعوت می شود در ۲۲بهمن اتوبوس و مترو در اختیارت هست در ۲۲بهمن هیچ ترسی از دستگیری .بیکاری.بی پدر شدن کودکانت.بیفرزند شدن والدینت وجود ندارد (البته من خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کردم چون نظام را اصلاح پذیر میدانم و درثانی حضور من دلیل بر انکار واقعیت نمی باشد حق را باید گفت اگر چه تلخ) اما……

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    ولشون کن اینارو،مغزاشون تک بعدیه،همیشه تو زندگیشون لی لی به لالاشون گذاشتن مدل دیگه ای نمیتونن فکر کنن.

    [پاسخ]

  15. با بک
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۹:۵۸ | #15

    “زنده باد بهار “

    [پاسخ]

  16. آرش
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۰:۱۲ | #16

    سلام

    [پاسخ]

  17. ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۲:۵۱ | #17

    سلام بر دوستان عزیز
    آدم حیفش می آید هر چند وقت یکبار کلامی را در اینجا ننویسد!
    پسرعموی محترم ما چند وقت پیش پیامکی فرستاد با این مضمون که:
    تابع ولایت فقیه باش، از تفکراتت دست بکش، حیفی بخدا!
    خلاصه همین پیامک شب آغاز کننده بحثی بین من و ایشان درباره اینکه آیا اساسا می شود از یک غیر معصوم تبعیت کرد یا نه؟
    ما مرتب از عقل و علامه طباطبایی و شهید مطهری استدلال آوردیم و حدیث و آیه چاشنی کار کردیم اما اثر نکرد که نکرد!
    هرچند طبق معمول پسرعموی نازنین ما استدلال درست و حسابی برای عرضه کردن نداشت اما خب این دلیل بر این نمیشد که روی نظرش پافشاری نکند.
    منتها ما هربحثی که شروع کنیم آخرش میرسیم به اوضاع کشور خودمان و آشی که باید برای خود بپزیم.
    به جد عقیده دارم که هرکسی دم از سرنگونی حکومت فعلی بزند خیلی مسائل را پشت گوش انبار کرده! حکومت فعلی با هرخوبی و بدی که دارد هیچ راهی جز اصلاحش وجود نداشته و ندارد!(البته در اون مواردی که نقطه ضعف بحساب بیاید). حالا هی بعضی ها بیایند و فحش و دشنام دهند که شما جیره خور و فلان بهمان هستی! برای من یکی که محلی از اعراب ندارد!
    چه خوشمان بیاد و چه نیاید، باید ماند و اصلاح کرد!
    و با قاطعیت هم عقیده دارم که اصلاحات شدنی است. هرمشکلی درمانی دارد. من برخی اوقات در سرکشی از مدارس میبینم که قبل از ما کسی که بعنوان متخصص آمده برای آن ها نسخه پیچیده که سیستم عامل کامپیوترها را از نو نصب کنید تا بعد بیاییم و درمان مشکل کنیم!
    احمقانه ترین کار ممکن همین است! اصولا این نسخه را کسی میپیچد که از درک اصول اولیه هم عاجز است و با کوچکترین مشکل میخواهد همه را از اول شروع کند. این نسخه صرفا برای زمانی است که حقیقتا هیچ راهی وجود نداشته باشد نه اینکه تا چیزی شد فوری دم از انقلاب و سرنگونی بزنیم!
    این چیزی جز ساده انگاری نیست!
    یک مشکل اساسی مسئله اقتصاد است. فکر نمیکنم تغییر حکومت دخلی به این مسئله پیدا کند. اقتصاد ما بیماری های مشخص دارد از جمله مرض هلندی و درمان مشخص هم دارد. اگر قرار است درمان شود ربطی ندارد که کدام حکومت بخواهد آن را درمان کند.
    مسئله دوم مباحث رده اول سیاسی (به قول برخی ها کلان). مثلا اینکه برای ما مشخص است که سیاست های کلان را رهبری مشخص میکنید و قوه مجریه صرفا باید آن را اجرا کند و فرق دولت ها صرفا در نحوه و تاکتیک اجرا می باشد.
    شاید یکی بخواهد بگوید که ما دوست داریم این سیاست ها یا دست قوه مجریه باشد یا اگر هم دست رهبری است، قابل نقد باشد و حسابرسی شود.
    من فکر میکنم این مورد هم شدنی است اما کمی صبر بباید!
    هرچند ما با این اصل که سیاست ها را بتوان بسادگی تغییر داد مشکل اساسی دارم. چراکه عدم ثبات در مسائل بسیار مسئله آفرین است. نمونه کاملش همین آمریکای خودمان که جناب اوباما علی رغم میلی باطنی موفق به عادی سازی روابط با ایران نشد. اما با اصل حسابرسی صد در صد موافقم. حالا هرکس قرار است سیاست ها را تعیین کند باید مورد حسابرسی قرار بگیرد (توسط نخبگان و افکار عمومی جامعه).
    مسئله سوم قانون اساسی و نحوه چیدمان ارگان ها در نظام است. اول باید ببینیم خود این مسئله چقدر از مشکل ما را تشکیل می دهد؟ شاید ایده آل ترین گزینه، استقلال قوه قضائیه باشد. فکر نمیکنم این تغییرات با اصول اسلام مشکلی داشته باشد پس این هم شدنی است!
    حال اینکه مسئولین ما هیچ پاسخگویی به افکار عمومی ندارند و فساد در برخی ریشه دوانده و قس علی هذا هم باز دخلی به تغییر حکومت ندارد.
    نظارت استصوابی شورای نگهبان هم باز یک گزینه مورد گفتگو برای تغییر بوده و هست.
    یا علی

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    یه چند سال طول کشید تا بفهمی این ساختار نیاز به اصلاح اساسی داره و همه باید در برابر اختیاراتشون مسئول و پاسخگو باشن.
    یه چند سالی هم طول می کشه تا بفهمی دنیای سیاست با قصه های دیو و پری متفاوته.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۹ ق.ظ:

    خوب گفتی اما کم گفتی
    کافیست یک فرد با معرفت و توانا رئیس جمهور شود، آنگاه همه چیز درست می شود.
    بقول شما لازم نیست لقمه را دور سرمان بچرخانیم.
    لازم نیست یک مشکل را صدتا بکنیم.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۰ ب.ظ:

    میشه نظرتون در رابطه با نظارت استصوابی رو بیشتر توضیح بدید

    [پاسخ]

  18. ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۰ | #18

    یک تغییر معنی دار (استهجان گرافیکی در جایی که فکرش را نمی کردیم)
    http://sadegh313.blogfa.com/post/190/
    .
    .
    .

    [پاسخ]

  19. سید رضا
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۰:۴۲ | #19

    ۱۷ اندیشمند و استاد برجسته ایرانی در نامه مهمی خطاب به رئیس‌جمهور مصر با بیان اینکه توصیه می‌کنیم مبنا و الگوی قطعی و عملی مدیریت مصر را بر پایه اسلام عزیز قرار دهید، تصریح کردند: اندیشمندان مسلمان ایرانی آمادگی دارند تجربه و توان علمی خود را به دولت و ملت مصر انتقال دهند.
    ………………………………
    نکنید این کار رو ندید این تجربیات رو اونا خودشون حکما پلیس فتا دادن شاید یه جایی اینو کهریزک داشته باشن دزد میلیاردی وزیر با مدرک جعلی یا بلد باشن اولش در باغ سبز نشون بدن بعد ….
    راضی نیستم تباه شدن جوانی خودمو در هیئت جوانان مصری هم ببینم

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۱ ب.ظ:

    اصل نظام ما کهریزکه ؟!!!!
    اصل نظام مه وزیر با مدرک جعلی است ؟!!!!!
    اجبا تا به حال نمی دونستم که اصل نظام ها اینه :)

    [پاسخ]

  20. مخالف آمریکا
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۹:۰۶ | #20

    زنده باد نظام ما
    مرگ بر استکبار جهانی

    [پاسخ]

  21. ۵ اسفند ۱۳۹۱ در ۲۳:۵۴ | #21

    سلام امید
    بابا از قرار معلوم ما هم سن شدیم که منم شناسنامم ۳۰شهریوره۵۷
    زنده باد شهریوریها

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 11619
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: