خانه > انقلاب اسلامي, جامعه, سياست > هولوکاست فکری!

هولوکاست فکری!

هیچ چیز مثل سوءاستفاده‌ی مبتذل گروه‌های سیاسی از سخنان امام و رهبری حال آدم را بهم نمی‌زند. اگر آدمها و جریان های سیاسی رک و پوست کنده می‌گفتند که ما برای قدرت می جنگیم، خوب خیال همه را راحت می‌کردند و نیازی به این همه نوشته نبود. مشکل اینجاست که آنها یا باورشان شده که سند ششدانگ ولایت و بصیرت و انقلابی‌گری را به نامشان زده‌اند و یا اینکه می‌خواهند در این فضای آشفته سیاسی، مغز حامیان خود و جوانان احساساتی را شستشو بدهند.

چند روزی هست که سایت‌های نزدیک به پایداری، هولوکاست را بهانه‌ای برای کوبیدن طرف مقابلشان کرده‌اند. این مساله تا آنجا برای این دوستان حائز اهمیت است که حتی نامزد رسمیشان هم در نشست مطبوعاتی خود به اظهارات قالیباف اشاره کرده و آنرا نشانه نفهمیدن گفتمان امام و رهبری دانسته! سایت رجانیوز هم یادداشتی نوشته و تلاش کرده تا به هر قیمتی آنرا مغایر دیدگاه های امام و رهبر انقلاب در قبال مساله فلسطین جا بزند!

به این می گویند سوءاستفاده و کاسبی سیاسی. این جماعت اظهارات شخصی و دیدگاه سیاسی یک نفر را درباره یک موضوع محل اختلاف، به تقابل او با امام و رهبری تعبیر می‌کنند! این همان چیزی است که باید از آن ترسید.

کاش اینها را بعد از انتخابات و یا در فرصت دیگری می‌نوشتم تا شائبه جانبداری از گروه و جریانی پیش نیاید. البته طبیعی است که من هم مثل همه، دیدگاه سیاسی خودم را دارم و در انتخابات هم به شخص مورد نظرم رای می‌دهم؛ اما قسم می‌خورم که این مطالب و این نقدها را به بهانه انتخابات نمی‌نویسم. من با دیدگاه سیاسی این جماعت و با نگاه حق به جانب و سوءاستفاده ناشیانه‌ی آنها از امام و رهبری مشکل دارم.

مساله خیلی واضح است. چه بخواهیم چه نه، هولوکاست با مظلوم نمایی، دروغ گویی و تبلیغات سنگین و چندین ساله‌ی صهیونیست‌های غاصب از طریق ابزارهای مختلف سیاسی، فرهنگی و هنری (هالیوود و شبکه های ماهواره ای) به هژمون تبدیل شده. کاری کرده اند که هیچ محققی در کشورهای به ظاهر کاملا آزاد غربی جرات تحقیق و سوال از ماجرای هولوکاست را ندارد. در این میان، آقای احمدی نژاد، رییس جمهور ایران می‌آید و این هژمون را به چالش می‌کشد و همه انرژیش را روی آن می‌گذارد و در همه سازمان ها و نهادهای بین المللی درباره‌اش حرف می‌زند؛ و بلافاصله بعد از آن، جو سنگینی هم علیه کشورمان براه می افتد.

اینجا با دو دیدگاه مواجه هستیم. گروهی عقیده دارند که این سیاست احمدی‌نژاد، یک سیاست کاملا درست تهاجمی در برابر اسرائیل و منطبق با نگاه جمهوری اسلامی به مساله فلسطین بوده است. گروه دوم هم می‌گویند نه. این سیاست تهاجمی، نه تنها هیچ فایده‌ای برای فلسطین و جمهوری اسلامی نداشته، بلکه ضرر و زیان هم داشته است. این گروه دوم، نه ضدانقلابند و نه ضدآرمان فلسطین، بلکه بخاطر دلسوزی برای ایران و فلسطین چنین عقیده ای داشته و دارند.

حالا موقتا بحث درباره درستی یا نادرستی نظر گروه دوم را کنار می‌گذاریم و این سوال را مطرح می‌کنیم که اگر کسی چنین نظری داشته باشد، ضد گفتمان امام و رهبری است؟ اشعریون سیاسی می‌گویند بله! می روند سخنرانی امام را درباره نابودی اسرائیل و یا سخنان رهبر انقلاب را درباره هولوکاست می‌آورند و می‌گویند: ببینید! امام و رهبری چنین گفته‌اند، اما فلانی چنان!

در حالی که اساسا این جور ربط دادن، اشتباه است و گروه دوم هم منکر اظهارات امام و رهبری نیستند. مخالفت با رژیم صهیونیستی جزو اصول بنیادی جمهوری اسلامی است و هیچ یک از کاندیداهای موجود هم آنرا زیر سوال نبرده‌اند. سیاست ایران از اولین روز بعد از پیروزی انقلاب، در قبال اسرائیل روشن بوده و هست و الان همه‌ی دنیا می‌داند که ما مخالف سرسخت صهیونیست‌ها هستیم. بحثی که وجود دارد این است که آیا مطرح کردن مساله هولوکاست و مانور بیش از اندازه روی آن، به ضرر اسرائیل تمام شده یا به نفعش؟ آیا تا پیش از سخنان احمدی‌نژاد، ما سیاست تهاجمی نسبت به اسرائیل نداشتیم؟ آیا در همه‌ی این سالها اشتباه می‌کردیم، تا اینکه جناب احمدی‌نژاد از راه رسید و آرمان فلسطین را زنده کرد؟

هیچ یک از این سوال‌ها، به معنی تایید هولوکاست و یا ضدیت با سیاست جمهوری اسلامی در قبال فلسطین و اسرائیل نیست. فقط انتقادی است از یک شیوه و یک رفتار دولتی. اتفاقا خیلی از مسئولین کشور و دلسوزان انقلاب هم چنین انتقادی را قبول دارند. البته درباره درستی یا نادرستی این انتقادها می‌شود حرف زد؛ اما چرا فورا آنرا نشانه تقابل با رهبری تفسیر می‌کنیم؟

می‌گویند پس چرا رهبری در نماز جمعه، به هولوکاست اشاره کرده؟ اما توجه نمی‌کنند که اولا در جمهوری اسلامی هر کسی جایگاه و مسئولیتی دارد (تذکر امام به شهید رجایی بعد از پاسخ شهید رجایی به رییس جمهور فرانسه، اشاره به این نکته دارد) ثانیا قرار نیست رییس جمهور نقش رهبر و ایدئولوگ را بازی کند، ثالثا اشارات رهبر انقلاب به هولوکاست، اصلا از جنس شعارهای احمدی‌نژاد نیست. سخنان رهبری درباره هولوکاست، بیشتر از جهت اشاره به وجود تناقض در ادعای آزادی بیان کشورهای غربی بود. ایشان کی و کجا از هولوکاست به عنوان اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی یاد کردند که حالا اگر کسی درباره‌اش حرفی زد، مخالف رهبری باشد؟! آنهم نه حرفی در تایید و حمایت از هولوکاست، بلکه فقط انتقادی ساده از یک سیاست شعاری که اتفاقا بعدا به کلی خاموش شد!

خلاصه اینکه این روزها، این قبیل برداشت‌های مبتذل از سخنان رهبری برای کوبیدن دیگران، به سیاست اصلی این جریان تبدیل شده. جریانی که البته نفس به وجود آمدنش هم فقط نفی دیگران بود. یعنی اگر به شعارهای اینها دقت کنیم، هیچ برنامه و راهکار و کار ایجابی در گفته‌هایشان نمی‌بینیم، ولی تا دلتان بخواهد در رد این و آن حرف زده‌اند! نه فقط علیه قالیباف که اخیرا انتقادهای این جریان از ولایتی هم زیاد شده. او را متهم به طرفداری از هاشمی رفسنجانی می‌کنند و یا به اظهاراتش درباره تحریم‌ها واکنش نشان می‌دهند. حداد عادل هم که قبلا به جرم ائتلاف با قالیباف، آب شور شده بود و دیگر قابل استفاده نیست!

یعنی رد و تایید آدمها در این جریان، به سادگی سرکشیدن یک لیوان آب است. حتی رد کردن دوستان خودشان! مگر می‌شود در سیاست و دیانت و مملکت‌داری اینقدر راحت درباره آدمها حرف زد؟ با این حساب اگر مملکت را یک روز به دست اینها بسپارند که همان یک روز تکلیفش را یکسره می‌کنند. این رفتارهاست که آدم را اذیت می‌کند. وگرنه کینه و دشمنی شخصی با کسی نداریم.

لینک مرتبط:

یادداشت محمدحسین جعفریان درباره کاسبی سیاسی با هولوکاست

خاطرات گل آقا (کیومرث صابری فومنی) از تذکر امام به شهید رجایی: من یک آخوند هستم اینجا نشسته‌ام حرف می‌زنم. من چه کاره هستم؟ من در عالم اسلام برای مسلمانان‌ها باید حرف بزنم و حرف می‌زنم. ولی تو پست سیاسی قبول کردی تو رئیس جمهور مملکتی. رئیس‌جمهور مملکت باید به عرف سیاسی عمل کند.

  1. خلبان
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۶ | #1

    آقای حسینی شما قطعا از طرفداران سینه چاک و پرو پاقرص سردار دکتر خلبان شهردار نیستید و اصلا از نوشته های شما چنین رویکردی به طور مطلق براداشت نمیشود !!!
    خسته نباشید

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    بر فرض که باشم، الان جواب من اینه؟ جنایت کردم؟
    مگه من مطلب درباره این نوشتم که وابستگی خودم رو به فلان شخص تکذیب کنم؟ من درباره یک ادعا و سوءاستفاده سیاسی مطلب نوشتم، شما هم خواهشا جواب این رو بدین

    [پاسخ]

  2. مهدی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۱ | #2

    بوی تنفر از نوشته شما موج میزنه!
    ایشون هیچوقت نگفته این نگاه در تقابل با گفتمان رهبری هست!
    گفتن این اظهارات یعنی اینکه متوجه دیدگاه رهبری نشدن!
    مثلاً من الآن به شما بگم شما فلان قسمت از اسلام رو نفهمیدی، اونوقت همینجور میای به من توهین میکنی مثل الآن؟!
    به خاطر یه سوء برداشت ببین چی نوشتی!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    آقا ببخشید که من به شما توهین کردم! قبوله؟
    الان من در متنم، تقابل رو به نفهمیدن تغییر می دم. ببینم مشکل شما حل میشه یا نه.
    ولی برای من فرقی نمی کنه. چون از نظر سیاسی، همه می فهمند دوستان شما در پایداری چی می گن و چی می خوان. می فهمند وقتی پایداری میگه فلانی گفتمان امام و رهبری رو نفهمیده، یعنی چی! لازم نیست شما تفسیر کنید.

    [پاسخ]

    من پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۲ ق.ظ:

    آقا مهدی با شما موافقم، آقای حسینی همواره با حب و بغض شدیدی می نویسند و جالب آن است که دیگران را به داشتن همین خصوصیات متهم و محکوم می کنند.
    انشاء الله هم ایشان و هم دوستان قدیمشون که امروز نغضوب او و قالی بافند و هم دوستان امروز ایشون و بخصوص منِ کمترین به لطف خدا منصف تر و معتدل تر بشیم.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۷ ق.ظ:

    آقای حسینی نیاز به حمایت نداره. حتی مطالب انتقادیشون. حرف ایشون متین هست. من علاقه ای ندارم به قالیباف رای بدم ولی حرف ایشون کاملا صحیح هست. کاملا. به نظر من هم این نوع تفکرات داره پایه انقلاب رو میزنه. نمیدونم شماها چه جوری فکر میکنید ولی شما هم مسلما در تقابل با رهبری هستید چون ایشون سعی در جذب حداکثری دارن و شما سعی در دفع حداکثری.
    احمدی نژاد در کنار کارهای خوبی که انجام داده با بکارگیری اصول ناصحیح دیپلماتیک برای کشور هزینه زایی بسیاری هم داشته.

    [پاسخ]

  3. مهدی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۵ | #3

    اینو یادم رفت بگم. گفتی که “آیا تا پیش از سخنان احمدی‌نژاد، ما سیاست تهاجمی نسبت به اسرائیل نداشتیم؟”
    آیا ما واقعاً در دوران اصلاحات سیاست تهاجمی نسبت به اسرائیل داشتیم؟! نه جدا اگه داشتیم بگو!
    مگر قضیه نامه معروف به سفیر سوئیس رو نشنیدی؟!

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۲ ب.ظ:

    حالا سیاست تهاجمی در این ۸ سال گذشته چه تاجی به سرتون زده؟ سیاست احمقانه غیر از اینکه خود مجریهاشو بدبخت کنه و مردم رو به خاک سیاه بشونه چه فایده دیگه ای داره؟ قبل از اینکه بخوای انتقاد کنی و تلاش داشته باشی که چیزی رو درست کنی برو خودت رو درست کن” لازم نیست اینجا برا ما اظهار فضل کنی!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۹ ب.ظ:

    بابا تو دیگه کی هستی؟ اصلا دشمنی ایران و اسرائیل، به دولتها ربطی نداره که مثلا اصلاحات بیاد به دوستی تبدیلش کنه. به حرفهایی که می زنی کمی توجه کن. با این حرفت، کل مشروعیت نظام و رهبری رو زیر سوال بردی!

    [پاسخ]

  4. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۱ | #4

    «مخالفت با رژیم صهیونیستی جزو اصول بنیادی جمهوری اسلامی است»
    والله مخلص که نفهمیدم از کی مخالفت با اسراییل «اصل بنیادی» شد. تو تظاهراتِ انقلاب هیچ پلاکاردی نیست که بگه مرگ بر اسراییل یا درود بر فلسطین! ده سال اول حکومت هم به جنگ با صدام سپری شد که -اینجا رو داشته باش- دشمن درجه یک اسراییل بود! تو قضیه ایران کنتراس هم مشخص شد که آمریکا به واسطه‌ی «اسراییل» به ایران سلاح می‌فرستاده. پس هر جوری به قضیه نگاه کنیم این ضدیتِ بیمارگونه با اسراییل به بعد از جنگ تحمیلی بر می‌گرده. در ثانی خیلی کشورها اسراییل رو به رسمیت نمی‌شناسن، اما نمی‌دون چرا حکومت باید همه چیز از منابع مالی و تسلیحاتی و انسانی و فرهنگی رو تو این جنگِ غیرمستقیم خرج کنه و بد تر از اون اینکه کرامتِ ذاتیِ شهروندانِ خودش رو زیر پا بذاره تا بتونه به فراغِ بال موشک‌های به حماس بده که نوددرصدشون رو گنبد آهنین می‌زنه و ده درصدشون تو بیابون فرود می‌آن! من طرفدار اسراییل نیستم و اتفاقاً از دولتی که کرامتِ انسان‌ها دیگر رو زیر پا می‌ذاره و تروریسم رو رسماً پشتیبانی می‌کنه متنفرم، اما سوالی که برام پیش اومده اینه که از کی ما تصمیم گرفتیم دار و ندارمون رو برای ضدّ حال زدن به اسراییل بریزیم وسط. هیچ استراتژی مشخصی هم برای چنین جنگِ نابرابری وجود نداره. فقط به سیاقِ مدیریتِ هیأتی موشک بفرستیم به حماس که به بادِ فنا بدنشون. انگولگ می‌کنیم به عبارتی اسراییل رو و هیچ کارمون ضرر خاصی رو تو بیست سال گذشته متوجه این کشور نکرده، که تازه موضع‌گیری‌های ابلهانه‌ی هولوکاستی کلّی هم مظلومیت براشون به ارمغان آورده. متاسفم.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۶ ب.ظ:

    نوشتید «والله مخلص که نفهمیدم از کی مخالفت با اسراییل «اصل بنیادی» شد.»

    جدا نفهمیدید؟ یا نخواستید بفهمید؟ مخالفت با اسرائیل از سال ۴۲ و شروع نهضت آغاز شد. یعنی جایی که امام خمینی اعلام میکنه که از ما تعهد گرفتند که علیه شاه و اسرائیل سخنرانی نکنیم. بعد امام با صدای بلند فریاد می زنه که همه گرفتاری ما از اینهاست.

    در جریان انقلاب هم انقلابیون و گروه های سیاسی، تماما با اسرائیل مخالف بودند. نیازی به گفتن نبود. انقلابیون اساس رژیم شاه و مخصوصا ساواک رو به موساد اسرائیل منتسب می کردند. بعد شما میگی مخالفتی نبود؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۸ ب.ظ:

    مکتبی جماعت براحتی تاریخ رو عوض می کنه. الان میگه صدام با اسرائیلیا دوست جون جونی بود.

    [پاسخ]

    دردی‌کش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

    ممنون امید جان بابت روشن کردنِ‌ موضوع. انقلابیون روی خیلی از مقوله‌ها موضع‌گیری می‌کردن. کمونیست‌ها هم قرار بود آزاد باشن. مهم اینجاست که «اصل بنیادی» چیزی نیست که به راحتی و با یکی دو نقل قول و موضع‌گیری به وجود بیاد.
    اصل بنیادین انقلاب استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. کرامتِ انسان‌ها و حرمتِ شهروندان بود. تو تظاهراتِ چند میلیونی مردم هیچ سخنی از اسراییل‌ستیزی حاد نبود. حداکثرش مثل باقی مسلمان‌های عالم عقیده بر این بود که اسراییل رو نباید به رسمیت شناخت تا زمانی که سنگشون رو با فلسطینی‌ها وا بکنن. خودِ شاه هم در ملاء عام حمایتی از اسراییل نمی‌کرد. جزو معدود کشورهایی که به جشن شاهنشاهی دعوت نشد اسراییل بود.
    من به شخصه حتی با اینکه ضدیت با اسراییل «اصل بنیادی» نظام باشه هم مشکلی ندارم. مشکل وقتی پیش می‌آد که اصول با هم تداخل پیدا می‌کنن و می‌بایست یک اصل به اصلی دیگه اولویت داده بشه. من مشکلم با اینه که حفظِ کرامتِ شهروندان در بسیاری از مواقع برای حفظ وجه‌ی اسراییل‌ستیزی زیرپا گذاشته شده. یک نمونه‌ش همین احمدی‌نژاد که تا یکی دو سال پیش چشم رو همه‌ی ندانم‌کاری‌ها و تخریب‌ها و سوءمدیریتش می‌بستن، چون دهنش در قبالِ اسراییل و آمریکا گشاد بود. انگاری سیستمِ این به اون دری داریم! هر دولتمردی که فحشِ غلیظتر به اسراییل بده مطلوب‌تره. حالا مهم نیست چقدر خودش دروغ‌گو باشه و اطرافیانش فاسد و غیرمدبّر.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۳ ق.ظ:

    در همه بیانیه های امام مخصوصا در روزهای آخر عمر حکومت شاه، امام به صراحت می گفت که کمونیست ها به شرط عدم توطئه آزادند. منتهی الان این قید رو بر می دارند و به طور کلی عنوان می کنند که مثلا امام گفته: کمونیست ها آزادند.

    البته تاریخ شهادت میده که امام در طول مبارزات هیچگاه، حتی یه بار به کمونیست ها اجازه ملاقات نداده. خوب این خط و ربط امام رو نشون میده دیگه

  5. محمد
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۹ | #5

    بازم مطلب سیاسی در آهستان و بازم تخریب پایداری!!!
    هشت سال پیش تخریب هاشمی!
    چهار سال پیش تخریب موسوی!
    امسال تخریب پایداری!
    میگم یکمی هم تبلیغ کنین شاید بد نباشه!
    تازه معنی اظهارات مسئولین امریکایی در مجلس سنا رو فهمیدم که گفته بود تحریم رو فعلا تمدید نکنین فعلا تا انتخابات صبر کنین ببینیم مواضع جمهوری اسلامی ایران چطور میشه!!!
    چه زود ارزش ها شد ضد ارزش!
    آقای حسینی اگر مطرح هلوکاست اینقدر بد بود چرا همون موقع که مطرح شد کسی اعتراض نکرد و بعضا حمایت کردن؟
    الان دقیقا در آستانه انتخابات باید در موردش صحبت بشه اونم دقیقا زمانی که همه دنیا روی این انتخابات زوم کردن؟
    دو روز دیگه هم مطلب میدین سیاست عقب نشینی دولت خاتمی و تعلیق داوطلبانه انرژی هسته ای کار درستی بود چون بخاطر رسیدن به این انرژی هزینه خیلی گزافی به کشور وارد شد!
    البته همونطوری که رهبری هم خیلی صریح و شفاف فرمودن اینا همش بهونه غرب هست!
    امروز انرژی هسته ای بهونه تحریم هست، دیروز هلوکاست، فردا یچیز دیگه!
    ولی هرگز مشخص نشد تو دولت خاتمی یا هاشمی که نه انرژی هسته ای داشتیم نه موضوع هلوکاست مطرح شده بود، چرا اینقدر تحت فشار تحریم های رنگارنگ بودیم؟
    اقای حسینی این که از این گروه سیاسی یا سایت های همفکرش نفرت دارین درست ولی سعی کنین ارزش آهستان رو حفظ کنین به قول قدیمیا حرمت امامزاده به متولیش هست!
    قدیما هم نسبت به اشخاص دیگه اعلام انزجار میکردین ولی دیگه اینقدر منفعل و کودکانه رفتار نمیکردین!
    شماهم همینطوری پیش برین سرنوشتی مشابه احمدی نژاد دارین که جنبه تو اوج موندن رو نداشت!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۱ ب.ظ:

    تخریب پایداری؟ شما انصاف داری؟ یعنی من دارم همون کار پایداری رو انجام میدم؟ مسلمان! اونا تخریب کردن من هم دارم جواب میدم. حالا عین همیم؟

    [پاسخ]

    سلام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۰ ق.ظ:

    برای من به شخصه سواله که این همه مبارزه برای انرزی هسته ای برای چیه و این همه لجبازی

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۳ ق.ظ:

    تخریب پایداری؟ یعنی چی ؟ انتقاد از یه گروه میشه تخریب اون گروه؟ چرا تو ایران مردم اینطوری تفکراتشون؟ یا صفر یا یک؟
    اگر اینطوری باشه مگه حضرت آقا به آقای مصباح نگفتن شما تشریف ببرید حوزه؟ الان ایشون برای چی توی سیاست دوباره میاد؟ البته به من ربطی نداره که چرا میاد یا نمیاد، ولی مسلم میدونم که معصوم نیست و اگه داره میاد پس با اشکالات همراهه…و اگر کسی اینو قبول نداشته باشه توی مومن و مسلم و حتی بصیر بودنش باید شک کرد

    [پاسخ]

  6. مطهره
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۵ | #6

    نزدیکترین یاران رهبری مثل ولایتی

    به همین ترتیب می‌توان گفت، نزدیکترین یاران رهبری مثل هاشمی و غیره. این طور نگاه کردن هم مثل همان رویکردی است که از آن انتقاد می‌کنید. به نظرم این هم نوعی سواستفاده است

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۷ ب.ظ:

    حالا منظورم این نیست که بگم ولایتی یار نزدیکه پس کسی حق انتقاد کردن ازش نداره. می خوام بگم اینها خیلی راحت آدمهای سیاسی مملکت رو پیاده می کنند. ولایتی بیشتر از اینی که طرف هاشمی باشه، به رهبری نزدیکه ولی مثل اینها به هاشمی فحش نمیده. به همین علت دارند ولایتی رو از این جهت می زنند. منظورم اینه نه چیز دیگه.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۴ ق.ظ:

    یه سوال دارم….هاشمی به خاطر زدن تفکرات انقلابی فحش میخوره یا خانواده اش و ثروتش ..شما میدونی؟

    [پاسخ]

  7. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۱۲ | #7

    دشمنی ما با رژیم عاصب صهیونیستی و آمریکا و همچنین دشمنی آنها با ما یک حقیقت است و دلیلش هم اسلامگرایی و استقلال ملت ما می باشد و دلیل دشمنی آنها با ما هم قطع دستانشان از منابع کشور ایران یعنی نفت و …بوده است . .
    صهیونیستها و غربیها با دینگرایی مخالفند چون آنرا خطری برای زیاده خواهیها و غارتگریهای خود میدانند .

    احمدی نژاد چه بگوید و چه نگوید این دشمنیها یک حقیقت انکار ناپذیریست که وجود دارد . اینهایی که به این مسئله دامن میزنند فقط برای تبلیغات انتخابات است و بس .
    مشکل اصلی مملکت ما فساد اقتصادی ومشکلات اقتصادیست نه هولوکاست . برای تبلیغ فکر دیگری باید کرد

    [پاسخ]

  8. محمد
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۳۰ | #8

    “ثالثا اشارات رهبر انقلاب به هولوکاست، اصلا از جنس شعارهای احمدی‌نژاد نیست.”

    صرفا جهت اطلاع آقای حسینی:

    دیدگاه رهبر انقلاب در مورد هلوکاست:
    افسانه خواندن هلوکاست در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ سال ۸۸
    در یک کشورى کسى به افسانه‌ى هولوکاست اعتراض میکند، میگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محکومش میکنند که چرا یک حادثه‌ى پندارىِ تاریخى را انکار میکنى! حالا گیرم پندارى هم نباشد – واقعى باشد – خیلى خوب، انکار یک حادثه‌ى واقعىِ تاریخى مگر جرم است؟ اگر براى کسى روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد یا حتّى در آن تردید کرد، او را بیندازند زندان!
    الان در کشورهاى مدعى تمدن در اروپا قضیه این است: اگر کسى اعتراض کند، تردید کند، قبول نداشته باشد، دادگاه‌ها محکومش میکنند؛ آن وقت به پیغمبر اعظم، به این انسان برجسته‌ى همه‌ى تاریخ، صریحاً اهانت میکنند، مقدسات یک میلیارد و نیم مسلمان را مورد توهین قرار میدهند، کسى حق ندارد به این اعتراض کند که چرا شما این کار را کردید!

    مواضع احمدی نژاد در مورد هلوکاست:
    افسانه خاندن هلوکاست در جمع مردم زاهدان سال ۸۴٫

    در سال ۲۰۰۹ در کنفرانس دوربان ۲ از دولتهای غربی چند سوال پرسید که این سوالات بی پاسخ ماند:
    چرا اجازه تحقیق درباب هلوکاست داده نمی‌شود؟ چرا اجازه داده نمی‌شود تا یک گروه متخصص حقیقت یاب مسئله را بررسی و نتیجه را به جهانیان اعلام نماید؟
    چرا از سایر قربانیان جنگ دوم جهانی (حدود ۶۰ میلیون نفر) سخنی گفته نمی‌شود؟
    چرا به بهانه هلوکاست باید یک رژیمی در سرزمین فلسطین تشکیل بشود؟ چرا اروپائیان از خودشان سرزمینی به اسرائیل نمی‌دهند؟ اگر اروپائیان یهودیان را کشته‌اند چرا تاوانش را فلسطینیان پس می‌دهند؟

    لطفا مطلبی رو مینویسین خودتون هم بهش پایبند باشین؛
    این قبیل برداشت‌های مبتذل از سخنان رهبری برای کوبیدن دیگران، به سیاست اصلی این جریان تبدیل شده.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۰ ب.ظ:

    برداشت مبتذل به برداشت شما میگن که هنوز متوجه نشدید من چی می گم. این همه توی متن توضیح دادم و از امام هم سند آوردم دیگه چطور توضیح بدم؟ برای چندمین بار میگم که رهبری این سوال رو مطرح میکنه برای اینکه بگه اونا در ادعای آزادی بیان تناقض دارند. از طرح این موضوع قصد نداشته که عین احمدی نژاد شعار بده. ولی آقای احمدی نژاد این رو گفت نه برای اثبات تناقض آزادی بیان، بلکه به عنوان سیاست خارجه اش در دولت اول که یهویی در دولت دوم فراموش شد!

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۷ ق.ظ:

    شما هرجوری دوست دارین کلام رهبری و البته اشخاص دیگه رو به نفع خود تفسیر به رای میکنین بعدشم هرکی هرچی میگه میگین نه تو برداشتت مبتذل هست معنی درست این کلام اینه!!!
    آقای حسینی یادم نمیاد رهبری در سخنرانی هاش با کسی تعارف داشته باشن که حالا شما دارین مطالب ایشون رو به شکلی که حس میکنین صحیح تره و البته برای تخریب احمدی نژاد بیان کنین!
    هرچند قصه همون قصه تخریب بهترین تبلیغ هست، هست!
    شما که از مواضعت کوتاه نمیایی برای حفظ شخصیتم ترجیح میدم در این بابت سکوت کنم چون صحبت با کسی که گوشاشو گرفته سودی نداره.
    منم به دیدگاه شما همانند سایر دوستان احترام میزارم، هرچند از دیگران انتظار ندارم چنین رفتار کنن.

    [پاسخ]

  9. سین
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۶ | #9

    “برای صورت مسئله غلط راه حل درست ندهید”.
    چه ملت خسته و درمانده و ناکامی. توی مسیر آمدنم به سر کار مرد معلولی را می بینم که با حجم زیادی از بار( جارو و لنگ و امثالهم) تقریبا مسیر چند کیلو متری را طی می کند تا احتمالا برسد به جایی و بساط کند. خودش و خانواده اش روزی چند باید داشته باشند که فقط بتوانند حوائج اولیه شان را مرتفع کنند.
    میان مردم بروید و بپرسید “هولوکاست” کیلو چند؟
    واقعیت اینست که غاصبان و جانیان در تاریخ هر کدام به نوعی به بشریت و زیست انسانی آن لطمه زده اند. شکل صدمه زدن فقط فر داشته. یکی در کوره آدم سوزی نابود کرده و دیگری دارد ذره ذره مردم را تا مرز جنون افسرده و انتقام جو می کند.
    آهستان عزیز ، باید بگویم تدوین جانانه تو از کنار هم قرار دادن مواضع پایداری و اصولگرا و انحرافی و حرفهای امام و رهبری و غیرو یک حقیقت را برای من آشکار می کند. اینکه همه اینها که ظاهرا با هم فرق دارند ، در حقیقت از یک آبشخور فکری دارند تغذیه می کنند.
    شباهت انحرافی به پایداری و هرو دو به ولایتی و حداد و قالی باف و هرسه به آقای خامنه ای و هر چهار به امام و هر پنج به حکومت های مبتنی بر ایدئوژی و آرمان و آن قومی که می گوید این سرزمین مقدس سهم من است آنقدر زیاد است که فی الواقع من نمی فهمم امروز دعوا بر سر چیست.
    بیایید یکبار دیگر بی سر و صدا پست ها و مقام ها را میان ارزشیون تقسیم کنید. سعام آقای علامه را با خشخاش اضافی بدهید. فقط اینقدر موضوع را باز نکنید. بگذارید تتمه جانمان در تنمان ته نکشد.
    من وقتی فرمایشان آقای خامنه ای را می خوانم ( قبل گفته ام برایت) بلافاصله معکوس اش در ذهنم نقش می بندد. برایت بگویم معکوس اش چه می شود . برای مثال:
    جرج بوش در ۱۹ ژانویه ۲۰۰۲ با تاکید بر “مجهول الحال بودن روایت های جنگ های صدر اسلام ( البته استغفرالله) که باعث انگیزه حق طلبی میان مسلمانان شده ” می فرمایند:

    “امروز در بسیارى از کشورهاى اسلامی کسى جرأت ندارد که واقعه‌ى مجهول‌الحال جنگ مسلمانان با کافرین یا حاکمان جائر الف و ب را زیر سؤال ببرد.
    آن طورى که کشیش ها و خاخام ها اطّلاع دادند به ما، در ایران و سیاری از کشور های اسلامی اگر کسانى با تکیه به مبانى روانشناسى و جامعه‌شناسى بخواهند بر علیه این روایت های بعضا ضد و نقیض در فرق مختلف اسلامی چیزى بنویسند و منتشر کنند، قادر نخواهند بود، جلویشان گرفته میشود! اینها چطور ملتزم به آزادى بیانند؟ آن جایى که پاى سیاستهاى خبیث این شیوخ و والیان در میان است که باید افکار و ایمان و نیاز معنوی ملّتها و نسلهاى جوان به بیراهه کشیده بشود، در آنجا انتخاب احسن القول معنا ندارد و کسى جرأت نمیکند و حق ندارد در مقابل این سیاست خباثت‌آلود و رذیلانه چیزى منتشر کند – یا در قبال مسئله‌اى جنگ الف چیزی بگوید- امّا براى اهانت به واقعه هولوکاست یهودی ستیزی به خیال خودشان براى سبک کردن این مقدّسات در چشم جوانان کشورهاى یهودی و مسیحی چرا! کسى از اینها باور نمیکند.”

    ایشان هم چنین در ۱۲۰ می ۲۰۰۵ با افسانه دانستن واقع ب می فرمایند:

    “در یک کشورى کسى به افسانه‌ى جنگ ب اعتراض میکند، میگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محکومش میکنند که چرا یک حادثه‌ى پندارىِ تاریخى را انکار میکنى! حالا گیرم پندارى هم نباشد – واقعى باشد – خیلى خوب، انکار یک حادثه‌ى واقعىِ تاریخى مگر جرم است؟ اگر براى کسى روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد یا حتّى در آن تردید کرد، او را بیندازند زندان! الان در کشورهاى مدعى تمدن در بلاد اسلامی قضیه این است: اگر کسى اعتراض کند، تردید کند، قبول نداشته باشد، دادگاه‌ها مرتدش میکنند.”
    آقای آهستان عزیز . هیچکس نیست که خودش را برحق نداند و در صورت داشتن اختلاف با دیگری خودش را صاحب تمام حق نداند.
    آقای یوسفی درست می گوید که این موجود دو پا قابل اعتماد نیست.
    من که این روز ها می خوانم و می شنوم می بینم خیلی میان شما فرقی نیست. اگر یک بیاید و بگوید آقایان دور همی کماکان خوشیم. سهم همه از مقام و منفعت محفوظ. در گوشی هم بگوید گور با بای مردم ، دیگر مسدله ای باقی نمی ماند.
    آخر نمی شود که یک رهبر باشد و این رهروان صد و هشتاد درجه اختلاف. مثل گوشت قربونی هر کسی یک طرف اش را بکشد. قبول کنیم آقای خامنه ای در حرفهایی که شما انتشار داده اید به همان تندی احمدی نژاد اظهار نظر کرده. اصلا این تند روی ها مگر می وشد بی اذن او بوده باشد. حالا که جواب نداده احمدی نژاد را دارید مثل غده سرطانی تکه برداری می کنید. این لنکرانی هم بجه ام دکتر است و شیمی درمانی بلد است.
    نمی دانم چرا به سطر از نوشته ام که رسیده ام خنده ام گرفته به جای گریه.
    قاه قاه قاه به این اوضاع. جیگر تو جیگری است. این انتخابات هم شده مثل دوران نامزدی. هیجان دارد این هوا. برای ما که نه. نامزد ما سه طلاقه است.
    شاید دوباره آمدم و پارازیت دیگری پراندم.
    ضمنا چه خبر از مشایی؟ نکند از زیر لحاف این دعواهای ملا با پایداری مشایی سر بر آورد؟ ایشان از سر قبر عسل بانو بر گشتند؟ دستشان خسته نشود از بس بار سنگین پرچم ایران را بر دوش می کشند.
    قاه قاه قاه.
    بروم یکبار دیگر لنگرانی عیزیز را بخوانم که حولش جسته و چند تا به اصطلاح خبرنگار دور خودش جمع کرده و این همه مهم مهم حرف زده. بچکم خبر نداره این جماعت اگر بالا ببرندش هشت سال دیگه چطور با سر زمین می زنندش. این آقا چطوری دکتر شده؟

    [پاسخ]

    سلام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۸ ق.ظ:

    مرسی از شما

    [پاسخ]

  10. متولد 9 دی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۵۷ | #10

    اصلاً فرض کنید بحث تقابل دیدگاه شخصی کارشناس با امام و رهبری ، صحّت داشته باشه.خب ایرادش چیه؟بالاخره هر نقدی پاسخی داره.یکی از ایرادات کشنده در کشور ما اینه که در حوزه های فرهنگی و سیاسی(داخلی و خارجی) به جز تحلیل رسمی حکومت،اجازه ی تحلیل دیگه ای از طرف کارشناسان داده نمی شه.چنین پنداشته اند که اگر همه یک چیز را فریاد بزنند،آن چیز “درست” خواهد شد و یا اگر نظرمان را در حلق همه فرو کردیم،وحدت شکل می گیره در حالی که اینطور نیست.
    ــــــــــــــــــــــ
    درباره ی پایداری هم زیاد بحث نکن امید جان! بیخودی بزرگشون می کنی.همینکه صدای اصولگراها هم ازشون در اومده،نشانه ی بالندگی روزافزون این جماعت گرفتار در جهل مرکّبه!!

    [پاسخ]

  11. محمود
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۵:۵۷ | #11

    جالبه که ؟آقایون حالا که محمود از چشم افتاده دارن این حرفا رو میزنن . قبلا کجا بودید؟

    [پاسخ]

  12. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۹ | #12

    مگر همین کار را خود شما نمی کنید؟ مگر هم اندیشان شما نمی کنند؟ مرز تهوع دقیقا همین جاست که شما هستی. آقای حسینی! فکر می کنم بهتر باشه یکم به احساساتتون غلبه کنید که نه مثل سال ۸۸ دچار جوشش رای به احمدی نژاد بشید و نه مثل دو سه سال بعدش توبه نامه بنویسید و نه مثل حالا…
    این همه شما و بقیه درباره آنها و نظراتشان افاضات می کنید هیچی نیست حالا اونا یک کلمه حرف بزنند همه یک دفعه استریل می شوند و دم از اخلاق و معرفت و علم و … می زنند.

    [پاسخ]

  13. هیشکی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۳۷ | #13

    کاش همه اونایی که فک می کنن دلسوز نظام هستن، شاخص ها رو نشان می دادند، نه اینکه با اسم اوردن از این گروه و نیاوردن از اون گروه، مغلطه افکنی کنن..

    [پاسخ]

    هیشکی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۳ ب.ظ:

    حرفای امسال شما آقای حسینی؛ خوبیش اینه که ما برعکس انتخابات ۴ سال قبل، نگاه صرفا برون گروهی و تهاجمی نداریم و داریم آخرالزمانی عمل می کنیم و نگاه درون گروهی هم داریم.

    [پاسخ]

  14. سهراب
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۳۸ | #14

    عجب مهملی به هم بافتی آقای حسینی
    چنان دم از «عرف سیاسی» می زنی انگار که جمهوری اسلامی حکومت سکولار هست!

    من هی می گم شما دچار بیماری «تشبه به کفار» هستی، هی بگو نه. اینم یه نمونه دیگش. آقاجان، ما در جمهوری چیزی به اسم سیاست عرفی یا عرف سیاسی نداریم، چون «سیاست ما عین دیانت ماست و بالعکس»

    این درسته که پایداری ها جماعت هوچی گری هستند، اما شما هم در ژیمیناستیک فکری عقب نمی مونی.

    مسئله خیلی روشنه: اگر حرف شما مبنی بر عرفی بودن سیاست رو هم ملاک قرار بدیم، احمدی نژاد به لحاظ عرفی حق کامل داره که چنین حرفی بزنه، چون به ادعای شما رای مردم پشتیبان شعارهاش هست.

    اگر هم که نه، باز هیچ مشکلی بر این وارد نیست، چون خود رهبر در مورد هلوکاست به انحای مختلف کم حرف نزده، ضمن اینکه وقتی جلوی ایشون «مرگ بر اسرائیل» میدن خیلی رضایتمندانه تبسم می کنند. «با خاک یکسان کردن تل آویو و حیفا» که شهرهای مسکونی – و نه پایگاه نظامی- باشند هم کم از هلوکاست نداره.

    [پاسخ]

  15. مجید
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۳ | #15

    هم استفاده احمدی نژاد از هولوکاست کاسبی است هم استفاده رهبری آقای حسینی اینقدر متعصب نباش

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۴ ب.ظ:

    شما از رهبری چه میدانی که اینقدر راحت تهمت میزنی برادر ؟

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۱ ق.ظ:

    ایشون یکم بصیرتشون کمه متاسفانه :)

    [پاسخ]

  16. رضا
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۴ | #16

    امید جان ، از مقدمه چینی‌‌های بعضا غیر ضروری متنت بگذریم، دقیقا همون چیزی رو میگی‌ که موسوی ۴ سال پیش و عبدالله نوری یکی‌ دو سال قبلش در مورد اسرائیل گفتند. نه اینکه خدا نکرده بخوام شما رو به اونا وصل کنم ، می‌خوام بگم آنچه شما برادران مکتبی‌ پس از سالها در آینه می‌بینید اینها در خشت خام دیده بودند. یا حق

    [پاسخ]

  17. سهراب
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۴ | #17

    این انتخابات چند قطب رقابتی جدی داره:

    ۱- ولایت مدارها
    ۲- ولایت محورها
    ۳- ولایت پذیرها
    ۴- ولایت پناه ها

    من نمی فهمم چرا از حرفهای یه آدم حی و حاضر به نام ولی فقیه، اینهمه تاویل و تفسیر عجیب قریب و متناقض بیرون بیاد. چرا خود ایشون تکلیف رو یه باره معلوم نمی کنه؟

    مهوع تر از همه اینه که هیچ کدوم از این جماعت حرفی از درد مردم ندارن. تمام اونچه که توی دعواها مطرح میشه ربط داره به اسرائیل و ولایتمداری هر چه بیشتر و فتنه و انحراف و …
    هیچکی نمیگه برنامش برای اداره مملکت چیه. برای تورم میخواد چکار کنه، برای صنایع، بیکاری مردم، برای تحریم. از این انتخابات چی به چنگ مردم میاد؟ ولایتمداری مطلق؟ ولایتمداری مطلق تر؟ مشکل جوونای ما الان اینه؟

    به هر حال موفق باشید عزیزان ولایی، امیدوارم با انتخاب یک رئیس جمهور یا تدارکاتچی ولایتمدارتر از پیش، همین یه مشکل کمبود ولایتمداری هم حل بشه و همگی خوش و خرم به زندگی زیر سایه ولی فقیه به تعالی برسیم.

    [پاسخ]

    جست وجوگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۱ ب.ظ:

    شما اصلا میدونی منظور ما از ولایت مداری چیه ؟
    توی این مملکت از همه دلسوزتر نسبت به وضع معیشتی مردم همین ولی فقیه زمان است ، همون کسی که میگه کالای خارجی نخرید تا صنعت داخلی رشت پیدا کنه و کارگر ایرانی سودشو ببره ….
    حالا شما که به فکر بدبختیه مردمی چقدر جنس ایرانی میخری ؟؟؟ چقدر به فکر مردم کشورت هستی؟؟؟ چقدرازتولید ایرانی حمایت می کنید؟

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۹ ب.ظ:

    جناب جستجوگر فکر میکنی اگه امروز کشورهایی مثل ترکیه هند برزیل سنگاپور کره جنوبی تایوان توسعه یافته شدهاند و جزو قطب های جدید اقتصادی جهان شدن علتش این بوده که کالای خارجی نخریدن؟اشکال کار اینه که شماها خودتون هیچ مطالعه و تحقیقی نمیکنید اونوقت دچار این توهم هستید که رهبر معظم اتون فیلسوف تشریف دارن و بی وقفه در حال مطالعه درباره سیاست و اقتصاد و هنر و فرهنگ و ورزش و… غیره هستن

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    جناب پروفسور! شما که اهل تحقیق و مطالعه هستی و فیلسوف هم هستی، چطور فرق بین ایران با هند و ترکیه و برزیل و سنگاپور و کره رو نمی دونی؟ عمدا نمی دونی یا کلا نمی دونی؟ خوب ایران در شرایط تحریم هست و عقل حکم می کنه در چنین شرایطی، همه بودجه و انرژی و سرمایه گذاری روی کار و ابزار و صنایع داخلی متمرکز بشه. مگه ترکیه و هند و … هم مثل ایران تحریم بودند؟ شما همین یک فرق رو اول درک کن تا بعد درباره مطالعه حرف بزنیم!

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    جناب سانسورچی اول از اینکه بارها مقامات جمهوری اسلامی گفته بودن که تحریمها هیچ اثری بر روی ما نداشته طبیعتا در این چند ماه گذشته که جنگ قدرت بالا گرفته و وضعیت اقتصادی به طور وحشتناکی لجام گسیخته شده باید کاسه کوزه رو سر یکی خالی کنن دیگه چه دلیل بهتر از تحریم.منتها اقتصاد ایران مشکل ریشه ایی و ساختاری داره ۴۰ ساله که دچار مشکله مشکلش هم دولتی بودن و وابسته بودن به نفته.یک کم بیدار شین شما ها که آیکیوتون از نویسنده نفحات نفت که پایین تر نیست همسنگرتون مگه نیست/اون دوزاریش افتاده چه خبره مال شما بالاخره کی میفته؟ ایران ۲ ساله که دچار تحریم های سنگین شده من اراجیف مکتبی گونه که ما ۳۴ سال است که تحریمیم و… را قبول ندارم تحریم ایران از زمان تحریم بانک مرکزی و قطع فروش نفت به اروپا وارد فاز واقعی خودش شده قبل از اون بیشتر سمبلیک بود و یکجور تنگنا و دست و پاگیر کردن دولت بود.مشکل اصلی ما اینه که رهبر معظم جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش این مسئله نیست که ما در یک وضعیت بحرانی و خطرناک هستیم همه اش در رویا سیر میکنه و همه اش میگه انشالله گربه است و به حول و قوه الهی ما ال میکنیم و بل میکنیم و ازاین حرفا.وقتی رهبر یک مملکتی قبول نداره که مملکت در سراشیبی سقوطه و اگه این چندرغاز نفت هم جلوی فروشش گرفته بشه این ملت از گرسنگی میمیرن حالا شما بگو ما تحریمیم.حالا کامنتی که حذف کردی رو یک جمله اش رو مینویسم واقعا چه تفاوت بنیادینی بین ولایتی و قالیباف و لنکرانی هست؟در سیاست خارجی ؟در اقتصاد؟درفرهنگ؟ بنابراین سانسورچی جان خودتو خسته نکن اینا سرو ته یک کرباسن مملکت دست مافیاهای اقتصادیه احمدی نژاد حریف اشون نشد اینا هم نمیشن رهبر معظم انقلاب هم یا باهاشون کار میکنه یا زورش بهشون نمیرسه درهرحال برای ملت تفاوتی نداره شما هم با اینجور حرفا بازار خنک و بیمزه انتخابات رو نمیتونی داغ کنی با اومدن خاتمی یا هاشمی ممکنه تکونی بخوره ولی با کل کل خلبان و آقای هلو این بازار گرم بشو نیست :D

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    جناب پروفسور! شما گفتی اهل مطالعه و تحقیقی. آخه یه جور حرف بزن که این ادعاهات زیر سوال نره. ما سی ساله تحریمیم. قطعا تحریم ها تاثیر گذاشته. رهبران جمهوری اسلامی هم همیشه گفتند که تحریم ها دردسر آفرین بوده و هستند. بر فرض هم که گفته باشند هیچ تاثیری نداشته. شما چکار به گفته ما داری؟ مگه شما استاد علم و تحقیق و مطالعه نیستی؟ خوب این چه تحقیقی هست که نقش تحریم رو نادیده می گیری؟ یعنی شما منکر تحریم های سی ساله علیه ایرانی؟ اینو که دیگه نمی تونی رد کنی. با این حال، حرف من درست در میاد که گفتم فرق بین هند و کره و … با ایران در همینه. تقریبا هیچ یک از این کشورها هرگز تحریم نبودند و فشار سیاسی و اقتصادی آمریکا بر اونها وجود نداشته. نه تنها وجود نداشته که حتی حمایت هم شدند

    amir پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۹ ق.ظ:

    امید جان نیستی تو باغا

    نکنه کره و برزیل از ما خوشکلترند که دارند عین آدم تو دنیا زندگی می کنند؟؟ دقیقا شدی عین تنبل کلاس که نمرات بدش را ناشی از لج معلم با خودش می دونه :) یکم مقایسه کن کره شمالی و جنوبی .
    ا

    بهرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۷ ق.ظ:

    آقای حسینی
    شما اهل مطالعه هستی ؟
    پس لطفا یه مطالعه ای بکن ببین در سی سال گذشته چه نوع تحریمی بر ما اعمال میشده و الان چه تحریمی داره اعمال میشه.
    قبلا تحریم شامل وسایلی با کاربرد دوگانه؛ بیشتر در صنایع هواپیمایی بود و موشکی نه تحریم اروپا و نفت و گار و بانک و …

    یه نکته ی اساسی هم که دوستان اهل مطالعه ای چون شما بهش باید توجه کنند، کره یا ترکیه هم ۷۰۰ میلیارد دلار تونستن نفت بفروشن ؟
    فقط پول پارس جنوبی قطر رو به رقص آورده، تا چند سال پیش سرمایه گذاری در پارس جنوبی مشمول تحریم بود؟

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۸ ق.ظ:

    جناب سانسورچی صحبت از ۴۰ سال معضل اقتصادیه ما زمان شاه که تحریم نبودیم ولی خیلی از مشکلاتی که الان در اقتصاد داریم رو اونموقع هم داشتیم منتهی الان با ابعادی وسیع تروگسترده تر.ما تا همین چهار پنج سال پیش مشکلی در زمینه سرمایگذاری خارجی نداشتیم پروژه های مختلفی در این سالها به اجرا دراومده حکومت از قبل فروش نفت در این ۸ سال ۶۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته چرا وضعیت اش اینجوریه؟شما برو وضعیت عراق رو در دوره صدام بررسی کن مگه تحریم نبود/ببین وضعیت اقتصادی اش چطوری بود؟بسیار وضعیت بهتری نسبت به الان ما داشت(از نظر اقتصادی)ضمن اینکه تحریم ۳۰ ساله فقط یکطرفه از سمت آمریکا بوده بقیه کشورهای جهان با ما رابطه داشتنما در این ۴ سال گذشته از طریق تحریم زیر فشاریم اونم بیشتر به نقل و انتقال پول برمیگرده بنابراین شما با بزرگنمایی بحث تحریم فرافکنی نکن و همه کاسه کوزه ها رو سر تحریم نشکن ضمن اینکه هیچ اقتصاد دانی تا الان نگفته که اگه ما به جایی نرسیدیم به خاطر اینکه کالای خارجی میخریدیم مشکل ما جای دیگه است جناب سانسورچی برو مطالعه کن بعد کن بیا بحث کن. حرفای کلیشه ایی رو طوطی وار نیا اینجا قرقره کن خریدار نداره دیگه.

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۵ ق.ظ:

    آقای حسینی اصلا حرف شما قبول. آیا مورد تحریم واقع شدن یک فعل ذاتی حکومت است یا اکتسابی؟ آیا ناشی عملکرد کشور ها نسبت به هم است یا نه؟ حتما می فرمایید اکتسابی و ناشی از خط مشی حکومت ها نسبت به هم.
    چون اگر اینطور نباشد آقای ولایتی که مورد وثوق آقای خامنه ای می بادش نمی فرمود می شد با هزینه کمتر بر نامه هسته ای پیش برد ( قریب به مضمون البته)
    حالا اگر من بعنوان یک انسان اگر سر بچر خانم و ببنم مردمی در سایر کشور ها با حفظ اخلاق و عرف اجتماعی مبتنی بر فرهنگ و اعتقادات خودشان حکومتی را انتخاب کرده اند که دارد مملکتشان را به پیش می برد و نقطه درخشان وجودی شان در عالم نه به دلیل شعار زده گی و تند روی و مرگ بر این و آن ، بلکه به دلیل پشتکار و صلح طلبی و .. است چگونه باید خودم را به محضر مسئولین برسانم و بگویم آقا من یک ایرانی ام. یک رای دارم و مشارکتی با شما مالک تمام ایرانم. من می خواهم دینم را داشته باشم و عزتم و آسایش دنیوی را همزمان باید چه کار کنم. حتما می فرمایید ما که یک به یک نمی توانیم برویم محضر بزر گان. قبول. پس من باید کسی را داشته باشم که در ساسله مراتب حکومت فکر من را نماینده گی کند.
    کسی که می گوید آقا مرگ بر امریکا و اسرائئل و روس و چین درست. اما این زاویه داشتن با کشور های زور گو باید منطقی داشته باشد. اگر ما زور داشتیم که متقابلا آنها را تحریم می کردیم؟ چرا نمی توانیم بکنیم؟ چرا به جز بمب گذاری و حملات انتحاری عملا کاری از دستمان بر نمی آید؟ چرا تمام سرمایه های انسانی مان را به جای کالا داریم حاضر و آماده به آنها صادر می کنیم؟
    اگر من بگویم آقا، ولی ، مقام معظم من می خواهم در این دوره خط فکری ام نماینده ای در انتخابات داشته باشد. من می خواهم فقط به او یک رای بدهم. من می خواهم سیاست خارجی کشورم تنش زدایی باشد و نه بحران سازی و ماجرا جویی؟
    این روز ها کجا باید بروم تا فکرم را با دیگری در میان بگذارم. نماینده فکری من چرا نمی تواند متینگ بگذارد . چرا نمی تواند به قدر این لنگرانی مصاحبه مطبوعاتی برگزار کند ؟ چرا به قدر این مشایی جن گیر و منحرف نمی تواند در سایت ها و مجالس حضور یابد.
    چرا عده ای از مردم که فکرشان را شستشو داده اید یا خودشان شستشو دهنده هستند به جریان فکری مورد وثوق من می گویند امریکایی.
    این بار من آرامم. من نشسته ام در خانه ام و مشغول کارم. اما با این حجم انرژی آزاد نشده در من و مثل من چه باید کرد.
    اگر جنتی و شرکا و نیروهای پشت صحنه نگذارند این بار از دهان یک کاندیدا نظرات نزدیک به نظر من گفته شود ، آیا من دیگر به این آب و خاک تعلق خاطر پیدا می کنم.
    یا باید بروم و حالا که نمی روم از حکومتم متنفر می شوم. دلم می خواهد بروم در خیابان و داد بزنم من هم صاحب این خاکم. رای من کجاست. کاندید من کجاست.
    شاید این حرفها را کسی بخواند. کسی که هنوز آلوده پول و ثروت و فساد نشده باشد. شاید هنوز در این اندام سرطانی سلول سالمی باشد. شاید دست خدا به یاری ما آمد.
    شاید کسی حرف ما را بشنود. حرفی که هوز زمزمه است. و وای به روزی که حرفمن حرف تو شود و حرف ما. آنوقت است که پرده ی این گوشهای کر و این چشم های کور دوامی ندارد. همچناکه شعار های تو خالی قطنامه دانتان گاره شود با اولین موج تحریم ها ارزش پول ملی را کرد کاغذ پاره.
    همه اینها را گفتم که به آن گوش کر بگویم من منتظر خاتمی هستم. خاتمی در صورتی که رای بیاورد. خاتمی و امثال او که هم دینمان را از ما نگرفت و هم دنیایمان را.
    کاش او بیاید. اذیتش نکنند. وگرنه این فرش ایران را به آرامی و متانت از زیر پای غاصبان و جانیان بتدریج بیرون خواهیم کشید. این یک تهدید نیست. این وعده ی حق و جریان طبیعی پیروزی نیروی خیر بر شر است.
    آهستان ببخش که از سایت تو برای زدنم حرفم به آن خواننده گان مشغول به سنجش نبض نیرو های خاموش اجتماعی استفاده کردم. جایی که نداریم بغضمان را بشکنیم.

    سلام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۴ ق.ظ:

    پس چراداریم چین اولین قدرت اقتصاد جهان میکنیم؟

    [پاسخ]

    جست وجوگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۱ ب.ظ:

    جناب سین سلام
    با اینکه دیراومدم ولی امیدوارم ببینی
    میدونی چرا ما میگیم مرگ بر آمریکا …به خاطر اینه که آمریکا نمی خواد قبول کنه ما استقلال داشته باشیم چرا؟؟؟ به خاطر این که ما یه کشور مسلمانیم حالا چرا با مسمان ها مشکل دارند؟؟؟؟ به خاطر بمب گذاری؟؟؟ نه عزیزم ….نه ….مطمئن باش بمب گذاریا کار خودشونه …..ما کسی رو تشویق نمی کنیم بره مردم بی گناه و تو آمریکا یا هر جای دیگه ی دنیا بکشه، چون این کار و حرام می دونیم (اینو گفتم که کمی با عقاید مسلمان ها آشناتون کنم)
    مشکل آمریکایی ها با ما اینه که اونا صهیونیست هستند (البته اینو فقط با مطالعه و تحقیق می تونید بفهمید) و صهیونیست ها هم کلا با مسلمان ها مشکل دارند چون سرزمین های مارو ارث پدریه خودشون می دونن (شرایطی که در کره و چین و ترکیه وجود نداره)…. اونا هر کاری می کنن تا دولتی سر سپرده به آمال و امیال خودشون در کشور های مسلمان بیاد سر کار تا بتونن راحت تر نفت و آب و خاک ما رو بالا بکشن (همون کاری که زمان شاه می کردن)…..
    در مورد خاتمی باید بگم مثل این که یادتون رفته همین خاتمی بود که برنامه هسته ای رو در کشور تعطیل کرد به خاطر چی ؟؟؟؟؟؟ به خاطر اینکه می ترسید نکنه یه وقت آمریکا بهمون حمله کنه …..نتیجه چی شد ؟؟؟؟؟ این شد که آمریکا ، ایران رو محور شرارت معرفی کرد(به زبان جناب بوش)
    شما فکر می کنی ما مدام بیایم کوتاه بیایم مدام برنامه های علمی و تحقیقاتیمون رو کنسل کنیم (اونم به خاطر خوشامد اسرائیل بچه کش) و مدام اعلام دوستی و همکاری با آمریکا کنیم اونا دیگه کاری به کار ما ندارند؟؟؟؟؟؟؟ مگه زمان خاتمی و هاشمی که موافق با دوستی آمریکا بودند ما تحریم نبودیم؟؟؟؟؟؟ چرا تحریم بودیم تو کالاهای اساسی هم تحریم بودیم فرقش با الآن اینه که الآن هوشمندتر شده…….
    اعتقاد من و خیلی از همفکرام اینه که ما نباید بر سر حقوق اولیه ی خود با کسی مذاکره کنیم …………………………………..
    حق من مال منه و به هیچ کشورقاتل ، کودک کش و جنایتکاری(آمریکا و اسرائیل) ربطی نداره(به عنوان مثال عراق و افغانستان و فلسطین و بوسنی و …)
    اگر اونها دست از کشتار مردم بی گناه و دست از تشویق گروه های جدایی طلب در کشوربردارند ودیگه نخوان مردم یک کشورو به جون هم بندازند و اختلاف افکنی کنند(همون کاری که در جای جای دنیا انجام میدن مثل ایران خودمون ، میانمار ، عراق ، کشورهای آفریقایی و حتی چین مورد علاقه ی شما) و هزار مورد دیگه مطمئن باش ما هم هیچ مشکلی با اونها نداریم ولی مسئله اینجاست که صهیونیست ها ماهیتا اینطوری هستن و در تفکراتشون برای انسان ها به جز یهودیان اصیل ارزشی قائل نیستند(رجوع کنید به کتب دینی صهیونیست ها)……..مسئله اینجاست که اونها حاکمیت بر جهان رو حق خودشون می دونن (نظریه ی دهکده ی جهانی) و نقطه ی شروع این کار منطقه ی خاورمیانه است که از جنبه های مختلف منطقه ای استراتژیک است(اگر تمایل داشتید دلایلشو میگم)
    بگذریم….اگر شما خاتمی می خواید……….ما هم رئیس جمهوری می خوایم که ضعیف نباشه و جلوی شیطان بزرگ سر خم نکنه چون هر چند ظاهرا به نظر میاد دردسرش کمتره ولی آخرش وابستگی و ذلته ……نتیجه ی تسلیم پیشرفت نیست ، نتیجه ی تسلیم عقب موندگیه ……….
    همون بلایی که بر سر این همه کشور اسلامی در منطقه اومده ……تورو خدا یکی از این کشورهای سر سپرده ی عربیه آرام!!!!!!!!! رو به من معرفی کن که یک دونه پیشرفت علمی داشته باشه…………………..شما نباید مارو با چین مقایسه کنی باید مارو با کشوری مقایسه کنی که شرایطی مشابه ما داشته باشه.

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۳ ق.ظ:

    جستجو گر جان سلام.
    همه حرفات دست. قبول. فقط دو تا اشتباه. من جناب نیستم و چین را به اندازه همه کشور ها دوست دارم و نه بیشتر و اگر مسئول بودم روابط اقتصادی ام را با آن کشور در حد معقول پایین می آوردم.
    همه حرفهایی که درباره آمریکا و اسرائئل و هیئت های حاکمه کشور های آنها و متهدانشان گفتی درست.
    اما برای مبارزه با هر حرکت ضد انسانی در جهان ، ابتدا باشد انسان بود. برای نفی هر گونه بی عدالت یدر جهان ، در عمل باید عادل بود.
    جستجو گر جان ایده ها و عقایدت درست. اما سردمداران فعلی حکومت فعلی جمهری اسلامی ( اعم از تمام قوا) امروز روز خودشان در مضان اتهام بی عدالتی و رفتار ضد بشری هستد.
    دیگ که به دیگ نمی تواند بگوید رویت سیاه جانکم.
    ضمنا خاتمی عزیز دل ، در زمانی که داشت در مقابل امریکا کوتاه می آمد ، آقای خامنه ای کجا حضوراشتند؟ نکند ایشان از سال ۸۴ به جایگاه رفیع ولایت فقیه گمارده شدند . همان جایگاهی خط مشی سیاست خارجی را بعهده دارد؟
    جست و جو گر جان. نامت خیلی برازنده است. به نامت و مفهومش خیلی وفادار باش. ممنون که نظرت را درباره حرفم گفتی.

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۵ ق.ظ:

    مضان = مظان
    همه حرفت دربست قبول.
    ( من خیلی غلط می نویسم . چون کامنتم را دوباره نمی خونم. اگر من رو بشناسی می بخشی ام)

  18. غلامعلی یوسفی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۱۱ | #18

    اگر می خواهید دخترتان با فرد خیلی مؤمنی ازدواج کند، به خواستگاری که ادعای ایمان دارد، جواب ندهید.
    اگر می خواهید به یک ولایت مدار رای بدهید، به کسانیکه خیلی خودشان را سینه چاک ولایت نشان میدهند رای ندهید.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    آقای یوسفی اشکال اینجاست که همه کاندیداها حتی اونا که اومدن ونیومدنشون به استخاره و فال حافظ و نامه نگاری های ملتمسانه کشیده هم سینه چاک ولایت هستن فقط درصد پاجه خواری اشون یک کم پایین تره :D

    [پاسخ]

    صفری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۱ ب.ظ:

    یعنی اگر گفت که من چند نفر را به قتل رسانده ام و چقدر خلاف کرده ام دختر بدهیم؟!

    [پاسخ]

  19. محمد حسین
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۹:۳۱ | #19

    زیبا و نغز…
    آدم بعضا یاد حرقوص می افتد !!

    [پاسخ]

  20. محصل
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۹:۵۸ | #20

    امید خیلی دوست دارم.

    [پاسخ]

  21. با بک
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۹:۵۹ | #21

    ۱- والا این پایداریا این رقمه رو حرف مفت نمی زنن. چون موقعی که “حماسه ساز کلمبیا” دهن استکبار رو در ولابت خودش با همین داستانا سرویس کرذه بود تلوزیون ولایی و همپالکیای امید حسینی و باقی حزب اللاهیا و سپاهیا و پایداریها دهن ملت رو تو ولایت خودمون سرویس کرده بودن که ما اینیم که رستم بود پهلوان. حالا که محمود بده شده همه چیز یادتون رفته. بازم دم پایداریها گرم که با وقاحت تمام دور ۱۸۰ درجه نزدن.

    ۲- این قضیه تفاوت رهبر با رئیس جمهور هم بامبولی شده برای در رفتن مقام عظمای ولایت از زیر بار مسئولیت. بنا به اظهارات صریح سران همین نظام تصمیم گیری در مورد دو تا از بزرگترین مسائل سیاست خارجی ما یعنی رابطه با امریکا و ماجراجویی هسته ای در اختیار مقام عظمای ولایت هستش. من دیگه اینجا این تفکیک ها رو نمیفهمم. و حرف خود مقام عظمای ولایت رو هم نمیفهمم که میگه:” من دیپلومات نیستم و انقلابیم.” یعنی چی؟ یعنی عنان دیپلوماسی کشور دست کسی هست که خودش میگه دیپلومات نیست؟

    ۳- تفکیک قائل شدن بین حرفایی که رهبر میتونه بزنه با حرفایی که رئیس جمهورذ میتونه بزنه از اساس یه تفکر سکولاره. نوع شیعه ولایی شده این تفکر سکولار به دو مفهوم “مصلحت” و “تقیه” میرسه. یعنی اگر در تفکر و حکومت لیبرال دموکرات قانون و منافع ملی جهت گیری حکومت رو مشخص میکنه در حکومت ولایت فقیه این “مصلحت” هست که جهت گیری حکومت رو مشخص میکنه.
    مصلحت رو چه کسی تشخیص میده؟ مقام عظمای ولایت.
    آیا این مصلحت بر اساس قوانین شرع محدود میشه؟ خیر. چون مصلحت حتی می تونه احکام اولیه رو هم تعطیل کنه.
    پوسته اسلامی و در عین حال نمای بیرونی حکومت چطور حفظ میشه؟ با کمک “تقیه”

    [پاسخ]

  22. سین
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۰:۰۳ | #22

    من فکر می کنم برنامه آقایان تا انتخابات را تا حدودی حدس زده ام. امروز داشتم از کنار یک ساختمان بسیج در حوالی سپهبد قرنی رد می شدم دیدم عده ای زیاد جوان که فکلی هم میانشان بود و همه قیافه مکتبی هم نداشتند انگار با وسیله ای به آنجا آمده بودند برای استماع سخنرانی.
    این طرف و آنطرف هم که می بینیم بدون اعلام رسمی آقایان متینگ دارند و اخبارش به سایت های هوادار و فله ای درز می کند.
    از کنار پادگان سپاه در حوالی میدان سپاه هم که رد شدم برای سپاهیان آقای طائب برنامه سخنرانی بصیرا افزایی دارد. آقای پرزیدنت هم دارد استان به استان شبیه عید قدیر تدارک می بیند و ناگفته جانشین تعیین می کند.
    انگار یک آقای مشفقی بوده و نشسته گفته این دوره نباید عامه مردم تههیج شوند. بهتر است حال و هوای مملکت انتخاباتی نشود مبادا این بار سبز و سفید و زرد در هم آمیزد و قس علی هذا.
    استراتژیست های حکومت احتمالا قرارشان اینست که در میان جماعت یکدست هوادار ، اختلافات جزئی و نه بنیانی ایجاد کنند. شبیه امریکا که اختلاف دید گاه دو کاندید نهایی بر سر سقط جنین است و ازدواج همجنس گرایان و بیمه خدمات احتماعی.
    اینجا هم که ما همه مان پاستوریزه و از مسائل زشت و فاسد بالا که نداریم ، می ماند اینکه
    انحرافی داد می زند که هولوکاست افسانه است ( چون احتیاح مبرم یبه یده شدن دارد)
    اصولگرای تکنوکرات می گوید هولوکاست افسانه است اما یواش تر بگو نفهند ( چون ظاهرا نیاز چندانی به دیده شدن ندارد )
    اصولگرای ولایتمدار می گوید هر چی آقامون گفت ( البته که اگر بپرسی آقا چی کفته به تته پته می افته)
    مقام ولایت فقیه می فرمایند هولوکاست چه افسانه باشد و چه نباشد نباید به امر مقدس تبدیل شود و حرف زدن درباره اش قدغن. ایشان راهی می خواهد باز شود که ضمن مقدس بودن بسیاری از امور در مملکت تحت تابعه راه برای نفی هولوکاست همیشه باز باشد چون ما خیلی خوبیم.
    امام امت هم در اوایل انقلاب چون فکر می کردند یارانشان و مردم همیشه در صحنه ایران را خلاص و آباد کرده اند پس کاری نمانده بود جز نابودی عقبه سر در جهان
    پایداری می گوید هولوکاست یک همچو واقعه ای است در جهان مثل گاو هفت من شیر. در هر دوره ای می توان با علم کردن و نکردن آن رقیب را از صحنه به در کرد. هلوکاست برای هر کی آتش داشته برای انها آب و نان دارد
    جانم برایتان بگوید
    هلوکاست هم برای کامنت گذاران آهستان هم شده دستمایه کل کل و جدل
    .
    .
    می بینید که آقایان برنامه را خوب چیده اند. یک اختلاف ظاهری و دسته بندی در سطح . سخنران یها در فصای بسته و جمعیت گزینش شده. بقیه جاها را هم که خبر دارم نمی گویم. اینتر نت هم اینترانت. برنامه های تلویزیونی همه جهت دار و خط دهنده برای قشری که تنها از طریق رسانه ملی ارتزاق فکری می کند.
    میلیون ها انسان ( حداقل ۱۵ میلیون نفر) بدون داشتن کاندید در صحنه، اصلاحاتی ها خفه و تا روز آخر بی برنامه و منتظر نظر آقای جنتی و شرکا ، امریکا براق که ببیند کی میشود رئیس دولت
    مردم ، آنها که آگاهند می فهمند که کلاه قرمزی نمایشنامه بهتری از این تیاتری است که دارد اجرا می شود.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۵ ب.ظ:

    عقبه ی شر در جهان درست است.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۲ ب.ظ:

    خانم سین عزیز
    بنظر من بعد از کودتای سبز ۸۸ مردم روشنتر شده و با وجود مشکلات اقتصادی در انتخاب رئیس جمهور دقت بیشتری خواهند کرد .یعنی فریب تبلیغاتها را نخواهند خورد .

    خود من هنوز نتوانستم کسی را انتخاب کنم . فعلا دارم سبک سنگین میکنم

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۹ ق.ظ:

    فقط صبح تا شب عین یک نوار بشین بلغور کن کودتای سبز ۸۸ . آخه اینقدر گفتی چه آبی را باش کردی
    فقط داری خودت را ارضاع می کنی تو برو هر کتاب مرجع سیاسی را برام بیار بینم تعریف کودتا چیه
    یک چیز تو اون مغزت کردند داری صبح شب میگی!

    [پاسخ]

  23. غلامعلی یوسفی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۰:۳۶ | #23

    اگر مطالعه و تحقیق کنید به این نتیجه خواهید رسید که،
    ” بسیاری از نیروهای مکتبی، با سخنان امام و رهبری دقیقأ مانند آیات قرآن برخورد می کنند ”
    البته همه شدیدأ آنرا تکذیب می کنند اما این موضوع بسادگی قابل ملاحظه است.
    . . .
    مگر نمی شود یک نفر ولایی باشد اما در یک موضوعی که خیلی مهم و اساسی نیست طور دیگری فکر کند؟

    [پاسخ]

  24. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۶ | #24

    آقای حسینی
    این پست را بخوان ببین برادر احمدی نژاد حاج داوود چجوری قاطی کرده و چه ها گفته
    http://shomalefarda.com/component/content/article/365-vijeh/28241-1392-02-07-03-05-31

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۰ ق.ظ:

    شکر خدا داره یواش یواش پرده ها داره کنار می ره و اعتراف به تقلب از زبان خود شما حاری می شه :)

    [پاسخ]

  25. غلامعلی یوسفی
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۳:۱۱ | #25

    فرمودید تفاوتی نمی کند که چه کسی رئیس جمهور شود.
    بله، شما درست احساس کردید.
    وقتی آرزوهای ما بزرگ باشد، دیگر تفاوتی نمی کند چه کسی رئیس جمهور شود چون هیچکس نمی تواند آرزوهای ما را برآورده کند.

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۶:۲۵ ق.ظ:

    غلامعلی عزیر انتخاباتی که دعوا سر این که کی منظور رهبری را بهتر می فهمه یا کی به ولایت نزدیکتره اسمش انتخابات
    نیست. چرا یکی ازین آقایون برنامه ای برای اقتصاد ندارن ؟؟؟

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۷ ب.ظ:

    به شما هم که amir ین من فکر کردم فقط خودم amir ام. اما بنویس دادا به جا ما هم بنویس.خدا را شکر از خودمونی وگر نه برا حفظ حیثیتم مجبور بودم یه پسوندی پیشوندی چیزی میچسبوندم به هویتم :D

    [پاسخ]

  26. سیدمهدی
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۱:۰۲ | #26

    از خود احمدی نژاد اگه الان بپرسید میگه اشتباه کردم چنیین حرفی رو زدم شما توی ۴ سال دوم نطق سخنرانی های سازمان ملل رو نگاه کنین خیلی ملایم تر شده نسبت به ۴ سال اول حتی به یکی از خبرگزاری های خارجی هم تلویحا گفت که یک مقداری تند روی شده اما نکته ای که هست اینکه اون موقعی که ایشان این حرفها رو زدن چرا هیچ کس به مخالفت با این حرفها نپرداخت به نظر بنده حتی اون موقع هم خیلی از بزرگان نظام نسبت به مطرح کردن این حرف انتقاد داشتند ولی چون رییس جمهور یه مملکت این حرف رو زده چیزی نگفتن کافیه صحبتهای احمدی نژاد رو توی این چند سال با خبرگزاری ها نگاه کنین ببینین چقدر کلمه هلوکاست گفته شده خیلی کم تر از اون چند سال اول البته توی مردم کشورهای منطقه این حرفا یه مقداری باعث محبوبیت ایشان شد ولی توی کل دنیا باعث منفورشدن کل ایران شد

    [پاسخ]

  27. سروش
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۲ | #27

    قابل توجه تمامی دوستان

    ظاهرا دوستان مطالب امید حسینی رو یا کامل نخوندن یا خوندن و خودشون رو به کوچه ی علی چپ زدن
    نمیدونم چرا بعضی ها مدام به در و دیوار میزنن
    امید راست میگه ، اصلا قصد حمایت از قالیباف نیست ولی چون پایداری ها قالیباف رو یکی از رقیبهای بزرگ خود میدونن از حرفهای رهبری و بعضا امام راحل برای تخریب طرف مقابلشون استفاده میکنن
    رهبری از تکنوکراتها صحبت کرد پایداریها به قالیباف نسبت دادن و اینبار نوبت به هلوکاست به میان اومده
    جدا به این نمیگن سوءاستفاده و کاسبی سیاسی.
    البته فقط بحث پایداریها حول قالیباف نمیچرخه و گویا ائتلاف ۲+۱ براشون معضل شده

    و عجب کامنتهای نامربوطی خواندیم از دوستان
    اولین کامنت رو خلبان نسبت به امید بخونید : بنده خدا رو به جانبداری از قالیباف متهم کرد در صورتی که اصلا بحث قالیباف نبوده
    دومین کامنت مهدی بود که بوی تنفر امید رو نسبت به پایداری حس کرد
    یک درد کش هم که اصل بنیادی مخالفت با اسراییل رو وسط کشید
    سهراب هم که گیر داده به سکولار و مکولار
    بابک هم که سردمدار و بزرگ مخالفهاست و در تمامی کامنتهای درج شدش توی این چند سال هر بحثی باشه یک راست حرف از ولایت و رهبر میزنه ظاهرا آقای همیشه مخالف ما بجز این حرف حرف دیگه ای نداره و البته بعضی وقتها هم رگ غیرت آمرکاییش گل میکنه
    غلامعلی یوسفی عزیز هم که ضاهرا میخواد دختر شوهر بده
    ولی میرسیم به سین ، نمیدونم امید حسینی چه اشارتی زده بود که سین برنامه اقایان رو در انتخابات تا حدودی حدس زده ، ما که صد بار مطالب حسینی رو زیر و رو کردیم نتونستیم حدس بزنیم و اگه برگزاری میتینگ و جلسات نشانه ای از فرد پیروز در انتخابات و برنامه ها داره که سین عزیز ، در سال ۸۸ اصلاحطلبها موفق میشدن چون به اندازه ی تمامی انتخابات برگزار شده میتینگ و جلسه بر پا کردن
    حالا این همه صحبت کردید خب یکی در مورد سوءاستفاده‌ی مبتذل گروه‌های سیاسی از سخنان امام و رهبری حرف بزنه ، اصلا محتوای صحبنهای حسینی رو متوجه شدید ؟ بابا اهم صحبتهاش برداشت‌های مبتذل از سخنان رهبری برای کوبیدن دیگران بود برداشتهای سطحی و بعضا مغرضانه ، حالا شما مدام به بیایون بزنید

    اگه دوستان سایتهایی که حسینی معرفی کرده بود ( رجا نیوز ) رو مطالعه کرده بودن به اهم گفتار حسینی پی میبردن و بیخودی اینقدر به کوه و بیابون و در و دیوار نمیکوبیدن
    البته بعضی ها هم جای خود دارن و بر خلاف جمع حرکت کردن افتخارشونه ( بابک با شما نبودم ها ) و پیشنهاد میکنم حسینی عزیز اینبار تعریفی در مورد پایداریها رو به نگارش در بیاره اونوقت میبینیم همین عده در مخالفت با پایداریها چنان سر و دست بشکنن که نگو و نپرس

    [پاسخ]

  28. حامد
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۵ | #28

    من نمی فهمم کسی که دکترای ژئوپلتیک داره نباید از مطرح کردن شعاری هلوکاست انتقاد کنه ولی یه پزشک می تونه بیاد بگه که کار خوبی بود مطرح کردن هولوکاست

    [پاسخ]

  29. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۲ | #29

    سلام
    با مطلب جدید بروز هستم خوشحال میشم بهم سر بزنید

    [پاسخ]

  30. رضا
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۷:۲۹ | #30

    اون زمانی که احمدی نژاد این حرفها را می زد زبانتان و قلمتان را فراموش کرده بودید استفاده کنید ؟

    بله الان که احمدی نژاد عنصری ضد نظام شده ( مانند تمامی رئیس جمهورهای قبلی به غیر از شهید رجایی که بنده خدا اگر بیشتر از ۳ ماه رئیس جمهور بود حتما ضد نظام می شد : از قول آقای طائب : ) نطق همه هم باز شده .

    ایرانی ها مردم خوش استقبال و بد بدرقه ای هستند .

    تمامی این فحش دادن ها به احمدی نژاد برای این است که به من و شمایی که به او رای دادیم بفهمانند احمقیم و به رای و شعورمان بی احترامی کنند و ما هم احمقیم که در این زمین بازی می کنیم .
    برادر عزیز مملکت ولایت فقیه مملکت دیکتلتوری نیست .
    ما انقلاب کردیم که بتوانیم با تمامی مسئولینمان صحبت کنیم و نظرمان را بگوئیم ] معنی هم نظر نبودن بی دین نبودن نیست .

    خدا عاقبت همه ما را به خیر کند که به آبروی مومن که از کعبه هم بالاتر است هیچ احترامی نمی گذاریم .

    [پاسخ]

  31. عبد الله حق گو
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۵ | #31

    سلام
    آقای حسینی مطلب زیبا و قابل تاملی بود خدا خیرتان دهد و البته صبر تحمل این برادران خود عمار پندار

    [پاسخ]

  32. نریمان
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۵:۴۳ | #32

    سلام
    خیلی استفاده کردیم
    اما یه سوال دارم و اون اینکه:
    شما چی آقای حسینی، خودتون و همه کسانی که به هر حال یا طرفدارشان هستید یا خواهید شد به این مطلبی که نوشتید عمل میکنید؟
    من از طرز فکر و قلم شما بعید می دانم…
    می گویم از اول هم احمدی نژاد ساده زیست و عدالت پرور و پر کار بود اما من به خاطر اینکه کمتر از همه سیاسیون و به ظاهر سیاسیون از رهبری هزینه می کند، دوستش دارم…

    [پاسخ]

  33. ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۳۷ | #33

    پسر خوب جوری حرف زده ای که انگار صحبت درباره هولوکاست عکس یادگاری گرفتن با فوتبالیست ها و بازگران محبوب است…
    فرضا اگر ذکر عنوان هولوکاست برای گروهی نفعی داشت حق باشماست اما در فضای متاثر از تبلیغات جهانی و وادادگی گرووه های داخلی هر گروهی که بر این موضوع اشاره می کند نفع تبلیغاتی از نظر ظاهر نمی برد و بیشتر بر حفظ اصول پای می فشارد

    [پاسخ]

  34. روح الله
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۷ | #34

    برادر عزیز!
    آزاداندیشی شما ستودنی است حقاً. بله؛ ایرادی ندارد که افرادی با یک موضوع مثل طرح هولوکاست از سوی احمدی نژاد مخالف باشند. من هم باورم این است که این مخالفت به معنی ضدیت یا مخالفت با رهبری نیست. فقط یک تفاوت تحلیل و نگاه است در یک موضوع بین المللی… اما دو نکته وجود دارد در این قضایا: اول اینکه این دوستان چرا تا امروز چنین تحلیلی را برجسته نمی کردند و این هماهنگی تحلیل را نگه داشته اند برای فصل انتخابات؟ این موضوع مربوط به حداقل ۷ سال پیش می شود و تا بحال نشنیده ایم که یکی از این دوستان مواضعی مثل امروز را قبلا تکرار کرده باشند. دیگر اینکه اگر چنین تحلیل های متفاوتی نشانه ی زاویه داشتن با رهبری نیست (که نیست) باید این حق را برای همه (از جمله احمدی نژاد و دیگرانی مثل او) قائل باشیم. در حالی که همین دوستان اصولگرا کوچکترین تفاوت حتی در واژه ها را هم نشانه ی زاویه داشتن دیگران با رهبری دانسته و چنان هجمه ای می کنند به طرف که واقعا ساقط می شود…

    [پاسخ]

  35. من
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۴ | #35

    آقای حسینی پیشینه شما بیان گر آن است که خدا نکند شما به یک چوب خشک دل ببندید، آن وقت برای لجن مال کردن مخالفینِ شخصِ محبوبتان از همه مقدسات سپر درست می کنید.
    دیروز برای دفاع از احمدی نژاد، امروز برای دفاع از لاری جانی و قالی باف از رهبری و امام عزیز انقلاب سپر انسانی ساخته اید.
    *راستی آقای ابوترابی که قربان جدشان بروم؛ از طرف برخی اعضاء دفتر رهبری مامور به افشاء نامه محرمانه حضرت آقا بودند، یا خود آقا به ایشان امر به افشای نامه ی محرمانه نمودند؟

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: