خانه > اينترنت, سياست > شایعه سایت بازتاب از کجا آمده است؟

شایعه سایت بازتاب از کجا آمده است؟

اول:

سایت بازتاب در خبری ادعا کرده که احمدی نژاد نواری در اختیار دارد که مربوط است به انتخابات سال ۸۸ طبق ادعای بازتاب، در این نوار برخی مسئولان به احمدی نژاد گزارش داده‌اند که رای واقعی او ۱۶میلیون است، اما برای اینکه شائبه تقلب پیش نیاید و اختلاف آرا زیاد به نظر برسد، قرار است ۲۴ میلیون اعلام شود! بازتاب نوشته که احمدی‌نژاد تهدید کرده اگر در انتخابات آینده چنین و چنان نشود، من این نوار را منتشر می‌کنم!

 راستش این خبر مثل همه خبرهای بدون سند و مدرک، فعلا شایعه و دروغ است. آنهم ترکیبی از شایعات مختلف. اولین شایعه اینکه احمدی نژاد چنان نواری را در اختیار دارد؛ دومین شایعه اینکه احمدی نژاد بخاطر آن نوار تهدید کرده است؛ سومین شایعه اینکه «گروهی از فعالان اقتصادی مرتبط با مشایی» چنین خبری را نقل کرده‌اند، که در نهایت همه اینها تبدیل به شایعه بزرگ سایت بازتاب می‌شوند.

حالا برای تشخیص صحت و سقم این شایعه، باید از کجا شروع کنیم؟ به نظرم از نقطه آخر. یعنی باید رفت سراغ تنها سرنخ ماجرا که فعلا همین سایت بازتاب است! اگر من بازرس بودم (مثلا یک چیزی شبیه پوآرو و شروک هولمز که این روزها سریالش دارد از شبکه تماشا پخش می‌شود) اول از همه می‌رفتم سراغ بازتاب و سند و مدرکش را درباره این شایعه می‌دیدم. چون ابتدا باید ثابت شود که بازتاب حقیقتا چنین شایعه‌ای را از مرتبطان مشایی شنیده است تا بعدا باور کنیم که اصلا چنین شایعه‌ای وجود داشته است! حامیان و مرتبطان مشایی که از مریخ نیامده‌اند؛ همینجا روی کره زمین هستند. اسمشان چیست؟ کجا هستند؟ کی و کجا چنین حرفی را زده‌اند؟ سایت بازتاب این شایعه را از کجا و از طریق چه کسی شنیده؟ چرا فقط بازتاب شنیده، چرا شخص دیگری این شایعه را از حامیان مشایی نشنیده؟

به نظرم برای اطمینان از صحت چنین شایعه‌ای، ابتدا باید جواب سوالات بالا معلوم شود. یعنی بازتاب اسم و آدرس آن مرتبطان مشایی را روی کاغذ بنویسد! اگر واقعا این شایعه را از مرتبطان مشایی شنیده باشد و بتواند این را ثابت کند؛ آن وقت در قدم بعدی، می‌شود رفت سراغ حامیان مشایی و از آنها پرسید که سند و مدرکشان برای این ادعا چیست؟!

از دو حال خارج نیست. یا بازتاب این شایعه را واقعا از مرتبطان مشایی شنیده و یا اینکه این داستان تخیلی را خودش ساخته. اگر حالت اول درست باشد، آن وقت باید ببینیم که آیا اصلا چنان نواری وجود دارد و احمدی نژاد هم چنان حرفی را زده است یا نه؟ (که البته احتمالش خیلی ضعیف است. چون هیچ آدم عاقلی به ضرر خودش حرفی نمی‌زند و کاری نمی‌کند) اما حالت دوم (که بازتاب اینها را از خودش ساخته)؛ در روزهایی که احمدی‌نژاد بساط بگم بگمش را دوباره پهن کرده و مخالفانش را به افشاگری تهدید می‌کند، خوب مطرح کردن چنین شایعاتی چندان عجیب نیست. چون خیلی راحت می شود یک داستان علمی تخیلی نوشت و آن را به حساب احمدی‌نژاد گذاشت و از این طریق عقده‌های چند ساله را هم درباره تقلب دوباره تکرار کرد! با یک خبر پیچ در پیچ و بدون سند و مدرک. دروغ هرچه بزرگتر و با جزئیات بیشتر، باورپذیرتر!

البته با وجود اینکه چنین شایعه‌ای و چنان تهدیدی، در نگاه کلان اصلا به نفع احمدی نژاد و مشایی نیست و عقل سالم هم چنین چیزی را محال می‌داند؛ اما شاید آنها هم بدشان نیاید که در این فضای بگم بگم و تهدید دیگران به افشاگری، و نیز در میان جو تبلیغاتی و سردرگمی ناشی از انتشار چنین شایعاتی، سکوت کنند تا به زعم خود، روحیه و قدرت افشاگری و غیرقابل پیش‌بینی بودن خودشان را به رخ مردم و حکومت بکشند!

با وجود این، من همچنان قضاوتی نمی کنم. همه چیز به توضیحات بازتاب بستگی دارد. لطفا بگوید این شایعات را از کجا آورده یا از چه کسی شنیده؟ کدام مرتبطان مشایی؟ آدرس بدهد. در غیر اینصورت، این ادعا، قطعا دروغی است که خود بازتاب آنرا  ساخته و منتشر کرده تا در این فضای پر از دروغ و شایعه نتایج دلخواه خودش را بگیرد.

خوشختانه این شایعه از طرف دفتر رییس جمهور تکذیب شد

دوم:

این روزها ماجرای نامه رهبر انقلاب به احمدی نژاد بر سر معاون اولی مشایی دوباره در فضای مجازی زنده شده. بهانه این یادآوری هم سخنان اخیر آقای ابوترای درباره انتشار آن نامه است. با وجود گذشت حدودا چهار سال از آن تاریخ و با توجه به این که در این مدت بسیاری از واقعیت ها درباره آقای احمدی نژاد مشخص شده؛ اما همچنان برخی افراد درباره انتشار آن نامه شک و شبهه دارند. مثلا ادعا می‌کنند که ابوترابی، خودش آن نامه را منتشر کرده و یا از طریق بیت رهبری  و یا سایت ایشان به آن نامه دسترسی پیدا کرده است!

این جماعت که در بهانه گرفتن، دست قوم بنی اسرائیل را از پشت بسته‌اند؛ به جای دقت و تامل در اصل ماجرا (یعنی تذکر رهبری و بی‌توجهی احمدی نژاد) عمدا یا سهوا بحث را به انحراف می‌کشند و به بهانه‌ی اینکه چرا ابوترابی آن نامه را منتشر کرده، می‌خواهند این شبهه را القاء کنند که رهبری اساسا از انتشار نامه خبر نداشته است! دروغ از این بزرگتر؟

قضیه کاملا روشن است. واقعیت این است که تا پیش از علنی شدن نامه، جناب احمدی نژاد کلا چنان نامه‌ای را تکذیب می‌کرد. تا یک هفته هم آن‌را بی‌پاسخ گذاشت، با این که از محتوای نامه خبر داشت! و دقیقا به همین علت آن نامه منتشر شد. می‌گویند چرا از طریق ابوترابی؟ خوب پس از طریق چه کسی؟ لابد این جماعت انتظار داشتند که خود رهبری بیاید و در تریبون رسمی اعلام کند که ای مردم من چنان نامه‌ای را نوشته‌ام ولی احمدی‌نژاد به آن عمل نکرده است! طبیعی است که این نامه باید از طریق شخص دیگری منتشر می‌شد.

چنین مساله‌ای در ماجرای خانه‌نشینی ۱۱ روزه احمدی نژاد هم تکرار شد و بهانه‌گیران باز هم در اصل نامه و حکم رهبری درباره وزیر اطلاعات تشکیک کردند. حالا اصراری نداریم که این جماعت حتما حرف ما را قبول کنند. به هرحال این دو ماجرا، یک حقیقت را برای همه حتی برای خود احمدی نژاد و مشایی ثابت کرد، آن هم اینکه آنها نباید هیچ امیدی به حامیان و طرفداران خیابانی خود داشته باشند. چون اساسا فاقد چنان ظرفیت و پایگاه اجتماعی هستند که کسی بخاطر آنها به خیابان بیاید!

از طرفی متوجه شده‌اند که رهبری و نظام هم به هیچ وجه در برابر خواسته‌ها حتی تهدیدات آنها کوتاه نمی‌آیند. حال اگر از این دو ماجرای گذشته عبرت نگرفته‌اند و قصد تکرار چنین ماجراجویی‌هایی را در آینده دارند، می‌توانند آزمایش کنند. این گوی و این میدان!

  1. با بک
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۹:۵۰ | #1

    ۱- سایت بازتاب یه سایت امنیتیه که خبرای بی صاحب رو بهش می دن برای انتشار. و البته تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
    همچنین بازتاب یه سایت باجگیره که با گیر دادن به اشخاص خاص سعی تو باج گرفتن از خودشون یا رقیباشون داره. قبلا این کاسبی تو بازتاب قدیمی و بعد تو تابناک رواج داشت. تابناک رو الان نمی خونم ببینم هنوز تو کار باجگیری هست یا نه.
    ۲- دوستان ولایی دروغ میگن. اگر وجود همچین نواری صحت داشته باشه هزار برابر بیشتر از محمود به ضرر نظام یا همون آقا هست.
    ۳- اینکه محمود طرفدار خیابونی نداره تا حدودی درسته. و اونم بخاطر اینه که رای های محمود رو مثل استقبال کنندگانش سپاه و بسیج و کمیته امداد واسش جمع می کردن. و این دور احتمالا نوبت ولایتیه که اینا واسش رای جمع کنن. منتها خیلی از فعالان سیاسی حزب الله هنوز طرفدار محمودن. و خیلی از مدیران میانی. به همین خاطر حذف محمود به همین راحتی ها هم نیست. و موجب ریزش بخش قابل توجهی از نیروهای حزب الله میشه. یه مثال کوچیکش زندانی شدن یکی از فعالترین حزبللاهی ها یعنی دانشطلب در استانه انتخاباته.
    ۴- رهبری یا همون نظام تا به حال خیلی راجع به محمود کوتاه آمده اند. منتها به نظر محمود قصد قهرمان شدن نداره. بیشتر دنبال اینه که به طور کامل حذف نشه تا بتونه چهار سال بعد خودشو احیا کنه.

    [پاسخ]

    رسول پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۶ ب.ظ:

    سلام به همگی دوستان

    چند تا نکته رو جهت وظیفه ای ککه دارم خدمتتان بیان کنم
    این مطلب از چند جا داره آّب میخوره و برای چند منظور
    ۱) اولا به نظرم یه خبر کاملا دروغه
    ۲) گیرم اگر احمدی نژاد چنین حرفی بزنه که از شخصیتش بعید نیست خودشو خراب تر کرده
    ۳) یحتمل هدفش این بوده بگه من نقشی نداشتم و اون همه تخلف پیش از انتخابات و … همه رو پاک کنه بریزه بریزه به حساب نظام
    ۴) هدف بعدی جلب نظر عناصر فتنه هست که یعنی احمدی نژاد مقصر نبوده و کارکار نظام بوده
    ۵) حالا شایدم باشه همچین نواری !!
    چندتا مسئله هست کی حرف زده؟؟؟؟ کجا حرف زده ؟؟؟با کی حرف زده ؟؟؟؟
    نشه مثل نوار مجلس که یه بحثی رو مطرح کرد که نه عملی انجام شده بود نه حکمی صادر شده و ..
    حتما یه کسی مثل مرتضوی یا رحیمی یا مشایی هست ککه انواع اقسام تخلف تو چنتشه
    ۶) نظام سعه صدرش بسیار بالاست
    شک نکنید و عجله نکنید به موقع و در بهترین و کم هزینه ترین زمان حساب تخلفات جریان انحرافی و آقایان رسیدگی خواهد شد
    ۷) احمدی نژاد هم بدونه دورش تقربا تموم شده
    الان احمدی نژاد دیگه بوی ۸۴ که نمی ده اصلا، بدتر ۱۸۰ درجه عوض شده 8) ما هم تابع یک فردیم و اون هم صد در صد انشاالله آقای احمدی نژاد می داند که اون نیست
    ۹) فقط عجله نکنید احمدی نژاد هرکاری بکند نخواهد توانست از رای مردم فرار کند
    هر چقدر هم بخواد با پول مردمو فریب بده
    یا بخواد سفر استانی بره ولی در اصل رژه میره برای مشایی
    ۱۰) در آخر منتظر تایید صلاحیت ها بشوید
    مشایی صد در صد رد میشه

    البته یه چیزی هم بگم این مملکت با این رهبر عزیز و ملت غیور که ۳۴ سال ایستاده و باج به احدی نداده
    یا تو فتنه ۸۸ باج نده که بسیار فتنه عظیمی بود چند مملکت پشتش بود

    الان به امثال این جوجه سیاسی ها که بشه مشایی و احمدی نژاد به حول قوه الهی و به فضل الهی هیچ گونه باجی نخواهد داد

    و برخی هم بدانند هیچ غلطی نمی توانند بکنند

    و ما تابع سید علی عزیزم
    مواضب باشند برای ما فرقی ندارد آمریکا اسراییل یا فتنه ۸۸ یا فتنه انحرافی ۹۲
    والسلام

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    اطرافیان احمدی نژاد بهش القا کردن رای بالایی داره
    ولی با همه این اوصاف محود مغز خر نخورده که بیاد همچی حرفی رو شایع کنه
    چون خود احمدی نژآد بارها و بارها مقابل شایعه تقلب موضع گیری کرده و بیان چنین شایعاتی به معنی اینه که وی به دروغ گو بودن خودش اعتراف کنه
    مطمئنا این کار خود بازتابی هاس
    تازه محمود همین الان نسبت به آرائش در انتخابات ۸۸ هم توهم داره و فکر می کنه می تونسته بیشتر هم رای بیاره

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۲ ق.ظ:

    این حرفا نیست. اگر همچین نواری وجود داشته باشه هزار برابر بیشتر به ضرر آقاست تا محمود.
    ضمن اینکه محمود کارایی کرده که خیلی بیشتر به ضررش بوده تا نفعش. نمونش تیاتری که تو مجلس با لاریجانی بازی کرد. که البته معلوم نشد قضیه به کجا رسید.

    [پاسخ]

  2. سین
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۶ | #2

    آهستان جان ببخش که این روز ها من زیاد حرف می زنم.
    اجازه هست من هم واکنشم را نسبت به این متن منتشره ( البته بازتاب قیلتر است ظاهرا. من حرفهایم فقط محدود به اطلاعاتی است که شما داده اید ) بگویم.
    من بر خلاف شما می روم بازتاب. همین جا گوشه اتاقم دو دو تا چهار تا می کنم.
    اول اینکه همه ما می دانیم احمدی نژاد یک چیزی در چنته دارد که بواسطه آن حکومتی که مشایی را و ایشان را خیلی وقت است تحمل نمی کند وادار به سکوت و مماشات کرده. چیزی بالا تر از افشاگری های اقتصادی و اخلاقی. چون ظاهرا ملت ما تحملش در این زمینه ها خیلی بالا رفته. در زمینه اقتصادی پذیرفته تا ۳ هزار میلیارد وجه نقد در بنگاه ای اقصادی و پرونده مالی بیمه معاون اول و…. ( قوه مجریه) تصرف هکتار ها زمین و مشارکت نمایندگان در پرونده های مالی(بروجردی) ( مستقیم توسط نمایندگان و یا منسوبان در قوه مقننه ) اسکله های برادران قاچاقچی و صادرت واردات بی مجوز و رانت در پروژه های بی مناقصه اقتصادی ( سپاه) ، کشته شدن زندانی های سیساسی که حداکثر باید توبیخ می شدند و حصر های خانگی بدون محکمه و کهریزک و غیرو ( قوه قضاییه)
    اینها که گفتم دلیلش اینست که آقایان آستانه تحمل مردم را نسبت به همه قوا تا این درجه ها بالا بردند و رویش تمام فشار اقتصادی و اشتباهات استراتژیک را هم بیفزا.
    سوال. این آقای احمدی نژاد از اینها بیشتر چه در چنته دارد که یک راز بزرگ است. پشت پرده ای بزرگتر از قتل های مشکوک در ایران یا خارج؟ از داخل خانه ای مسئولین چیزی می داند؟…….
    احمدی نژاد همه دروغ ها را گفته. زل زده و گفته. مهره های سنگین نظام را کله پا کرده. رفسنجانی ، اصلاحاتی ها . فرهنگ را منهدم کرده و شمقدری و اون یکی را کرده سخنگوی سینما. بر سر قبر عسل بانو اشک می ریزد و شریفی نیا را می کند استار.
    در بعد خارجی دادگاه مینکوس را فعال کرده و کسی نمانده که دشمنان نشده باشد.
    درابعاد دینی مرجعیت را کرده شنونده دروغ ( هاله نور) و تقیه ککنده گان بر اساس مصلحت. به جایش هوگو را کرده یار امام زمان. هشت سال گفته الهم لولیک فرج و آخرش م یخواهد بگوید امام زمان آمد و او کسی نیست جز آقای…… استغفرالله.
    این احمدی نژاد چ یدر چنته دارد که اینهمه بزرگ است.
    بهمن او چیست که اگر فرو بریزد همه رو مدفون می کند.
    از اولش هم معلوم بود که او اسب تراوا است.
    او خودش را بزرگ کرده. به دست رهبر و رهپویان. او را هفت سال است که بردند بر بلندای معصومیت پیامبری. پاکدستی . عدالت جویی. همه جا عکس اش کنتشر شده. مصاحبه کرده. خط خطی کرده و چراغانی کرده. حالا اگر بیاید پایین ، بهمن است که فرو می ریزد.
    او یک دروغ خیلی بزرگ بوده. که ملتی را عادت داد دروغ بگویند و ریا کنند و ارج ببینند. بعد از او هر که راست گفت ، فتنه گر شد و تدارکاتچی.
    حتی این پسر شجاع با این قلب سلیم و فطرت پاک نمی تواند بپذیرد که سبز های واقعی مظلوم بودند.
    حالا احمدی نژاد را اگر بخواهند بشکنند باید صدای ترکیدنش همه را به سکته وادارد. او این روز ها حرفهای هواداران قبلی اش را می خواند ، او مصباح را که می بیند که دارد توی دهن کاندیدایش همان حرفهایی را می گذارد بر علیه او که هشت سال پیش و قبلتر توی دهن او گذاشتند برای کندن ریشه رفسنجانی ، نا امید می شود.
    او می بیند که همه خورده اند و برده اند و حالا دارند او را شهید می کنند و می خواهند همه تقصیر ها را به گردن بگیرد و برود به زباله دان.
    او از جنس رفتن نیست. چون اگر رئیس جمهور نباشد یا مردم پنهان قدرت چه کار دیگری بلد است. ریسندگی و بافندگی ؟ نه. کارگری و جارو کشی ؟ نه. مشاوره و دلالی ؟ نه. مهندسی و استادی؟ نه.
    او بی واسطه به مردی وصل است که وعده عدالت است. او نظرش به نظر ولی امر مسلمین نزدیک بوده. آنهم اقتصادی. او سوگلی عرب ها بوده. حتی بجه سه ساله گفته احمدی احمدی.
    فرسنگها آدم دنبالش دویده اند تا در چاه امام زمان یاش حوایج بریزد. بانک مرکزی قلکش بوده. سر دار قاسمی کیف می کرده که او موتور سیاستمداران را موقع مصاحبه و سخنرانی پیاده می کند. سوگلی شریعتمداری بوده که عالم و اأم را جاسوس و مرتد می داند.
    احمدی نژاد به صندلی چسبیده. تنها حاضر است که کسی را روی آن بنشاند که کپی خودش باشد.
    احمدی نژاد دروغ بود. اما بزرگ بود. یک دروغ بزرگ.
    موقع فرو ریختنش تمام دروغ هایی که او را با تارک برد یکی یکی در هوا می ترکد. هر ترکیدنی یک نا امیدی.
    احمدی نژاد وقتی در وقت اضافی تبلیغات انتخاباتی با دمپایی و لباس ورزشی کنار باغچه نشست و در غیاب آن دو نگون بخت سبزه ها را مثل دخترکان مشتاق وصال به هم گره زد و آنهایی که گره زدنی نیود از جا کند ، من جایی نوشتم این مرد خودش را به عقد قدرت در آورد. شبیه همان کنیز سر یال های ترک که سلطان را با عشق سرنگون می کنند.
    همان موقع که با آن چشم های تنگی که جهان را در خود مچاله می کند به بیشمار آدم موافق و حداقل ۱۵ میلیون آدم مخالف و آن ۳۷ درصد خاموش زل زد و گفت منتظرم باشید که در سفر های استانی ببینمتان راز بزرگ را افشا کرد آهستان جان.
    من پوآرو نبودم ولی فهمیدم وقتی او تا این اندازه اطمینان دارد که می آید ، حتما می آید.
    بقیه اش اشک ما توی خیابان ها بود ناخود آگاه و به زور گاز آشک آور. بقیه اش سکوت ما بود که بد تعبیر شد و خفه شد.
    حالا احمدی نژاد حق السکوت می خواهد. از کی؟ ما که ساکتیم. ما سه سه میلیون در خیابان بودیم و آنقدر آرام که حتی گنجشک های پیاده رو هم داشتند بی ترس دانه می خوردند. خدا یا تو شاهد اون روز بزرگی.
    پس احمدی نژاد حق که را می خواهد بگیرد. او دارد حق السکوت ، سکوت آن روز ما را می گیرد.
    صحنه آخر می تواند همین باشد که باز تاب گفته. عوض کردن جای دروغ و راست. جای فتنه و فتنه گر. بصیرت با بی بصیرتی.
    .
    .
    فکر کنم این روز ها خیلی احساساتی شده ام. حتما هم از این وضعیتم بعدا پشیمانم می کند. خوب است که تو کامنت ها را حذف می کنی وگرنه اگر چند ساعت بگذرد و اثری از این حرفها باقی باشد پشیمان می شوم که تا چه اندازه در مقابل این جرتومه سیاست از حس و دل مایه گذاشته ام.
    آقای آهستان عزیز دروغ بزرگ اگر فرو بریزد ، اگر معلوم شود ، آخرین نگاه بیگناه ندا آقا سلطان دست وپای همه مان را می بندد. اینها عقده نیست که سر می ریزد. اینها ضمنا عقده است که سر می ریزد. عقده . بله عقده.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۷ ق.ظ:

    فقط یک جمله ام را تصحیح کنم. من بر خلاف شما نمی روم باز تاب.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۴ ق.ظ:

    شما هم وبلاگ این بنده خدا رو چون بازدید کننده زیادی داره جای خوبی یافتید برای شایعه پراکنی هاتون! عجبا که همه چی رو به همه چی ربط داده و راست و دروغ رو به شیوه منافقین به هم آمیخته اید!
    بله احمدی نژاد یه چیزایی دستشه که رهبری رو مجبور به مماشات کرده(البته تا به الان). اون چیزا هم امنیت و آرامش مملکته که این آقا با ندونم کاری داره به گند می کشدش. همین!
    این چرندیات هم لجن پراکنی تابناکه و بس چون محمود هیچ وقت نمیاد به دروغ گو بودن خودش اعتراف کنه و یا آراء خودش رو پایین نشون بده. به زودی شاهد تکذیبیه محمود خواهید بود

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    ای ول! تکذیب کرد!

    بهرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱:۰۸ ق.ظ:

    دوست عزیز
    من فبلا تو همین بلاگ در این مورد توضیح دادم، مگه رهبر ایران همون خامنه ای نیست که در دوران بنی صدر
    وقتی جنگ داشتیم و اوضاع اونقدر خراب بود استیضاح رو کلید زد ؟
    اوضاع الان بدتره ؟
    احمدی نژاد احمق نیست، نه بزرگتر از خاتمی و هاشمی و موسویه، نه به اندازه ی اونا پشتیبان داره
    این سپاه و بسیج منتظر یه اشاره ی رهبرند تا تیکه تیکه اش کنند، پس مطمئن باش آتویی از این نظام داره، اینقدر بزرگ که دهن بقیه رو ببنده، وگرنه اولین روزی که از ریاست جمهوری بره کنار یه راست باید بره انفرادی اوین.

    شین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    چقدر شما پاستوریزه تشریف دارین

    ” البته بازتاب فیلتر است ظاهرا. من حرفهایم فقط محدود به اطلاعاتی است که شما داده اید”
    “فقط یک جمله ام را تصحیح کنم. من بر خلاف شما نمی روم باز تاب.”

    ای پاستوریزه ای قانون مدار !

    [پاسخ]

    سروش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۴ ق.ظ:

    عجب تحریف تاریخی بزرگی خواندیم
    مخصوصا اون قسمتش که گفتید :

    (( ما سه سه میلیون در خیابان بودیم و آنقدر آرام که حتی گنجشک های پیاده رو هم داشتند بی ترس دانه می خوردند. ))

    الهی خیلی آرام بودید ، پس اون ننه جون کروبی بود دیگه
    دلم براتون سوخت ، کباب شد

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    احتمالا اونایی که از دیوار پایگاه بسیج بالا رفتند و با کوکتل اونجارو آتش کشیدند گنجشکها بودن واسه تماشای سبزهای بسیار آرام !!!

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱:۵۰ ب.ظ:

    شجاع جان تو آنقدرعزیزی که جواب دادن به تو وظیفه من است.
    آن روز بخصوص من از حوالی ۱۶ آذر تا نزدیکی های آزادی در مسیر رفت و برگشت همراه جمعیت بودم. مغازه ها باز بود و هر کسی شعاری میداد بلافاصله جمعت او را به سکوت دعوت می کرد. چون جمعیت معتقد بود چنانچه خشونتی اتفاق بیفتد مسیر اعتراض عوض خواهد شد.
    خواست جمعیت یک اعتراض مدنی بود. اینکه پایگاه را آتش زدند ، احتیاج دارد در محکمه ای بررسی شود. شجاع جان از خودت پرسیده ای در کدام دادگاه که قاعدتا باید علنی باشد به آتش زنندگان آن روز به محاکمه کشیده شده اند؟ شجاع عزیز حتما از این فیلم های پلیسی دیده ای که گاهی پدر خوانده خودش از مافیای خودش میان جمعیتی می فرستد که از قصد خرابکاری کنند.
    بگذریم. اینجا سندیت دفاعیات من عین سندیت اتهامات شماست.
    و اما سروش کوچولو. اینجا یک داور بزرگ میان ماست . آقای آهستان. ایشان می توانند گواه خاموشی باشند که از زمان قطع کامل وی پی ان ، من به فیلتر شکن ( در شبها ) دسترسی ندارم. آی پی من در صبح و شب برای ایشان یک عدد مشخص است. وقتی م یگویم من صبحا وی پی ان نداشتم ، به دلیل احترام به قانون محل کارم. وقتی ن دارم از ا یدی اس ال اداری استفاده می کنم ، حق خودم نمی بینم از قوانین اداری تخطی کنم. اجرای قانون روی چشم.
    و شبها چون اینترنت شخصی داشتم ، استفاده از و یپی ان را حق فردی خودم می دانستم. حالا چرا دیگر دنبال قیلتر شکن نیستم یک علت دارد.
    اینکه خیلی وقت است که وقتی سایت های فیلتر شده را می خواندنم ( تحلیل ها و بررسی ها ) به این نتیجه می رسیدم به آن درجه از بلوغ و آگاهی رسیده ام که از خلال کمترین اطلاعات دریافتی به اصل مطلب دست پیدا می کنم و صاحب تحلیل باشم. به قول معروف ” رد مورچه را از کاسه چینی می گیرم” .

    جواب سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    سین جان شما که مخالف خشونت بودید چرا همون موقع سرانتون اینو اعلام نکردن؟ چرا توی بیانیه هاشون نگفتن؟ چرات وی مصاحبه ها با بی بی سی و … حرفی از اینکه ما با منافقینی که رسما اعلام کردن میخوایم کشور رو به آشوب بکشیم خطمون جداست و طرفدارای ما قاطی اینها نرن نزدن؟
    مگه نمیگین پدر خوانده اونا رو فرستاده بوده بیانیه میدادین که غلط کرد اون جمعیتی که پایگاه آتش زدن اتوبوس آتش زدن شیشه شکوندن و …
    رهبری چقدر فرمودن از اونا اعلام برائت کنید اونوقت شما موندین منتظر دادگاه علنی …

    بمیرم الهی

    امین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    منظورش اعتراض سکوت بود راهپیمایی سکوت که اگر نبودید شما می تونید فیلماشو ببینی که سکوت رو بفهمید

    [پاسخ]

    سروش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۲:۱۹ ب.ظ:

    اولاً اینکه خانوم سین ظاهراً جواب من رو با جناب شین یکی کردید یا شاید هم کامنت شین رو با من اشتباه گرفتید
    دوماً من بر اساس دیده هایم صحبت میکنم و با تلویزیون و شنیده ها در مورد اتفاقات و اغتشاشات سال ٨٨ کاری ندارم
    در اون سال من در بانک ملی شعبه ی فردوسی مشغول به کار بودم و از نزدیکی با چشم خودم تمام تحرکات رو دیدم و بعلت تجمعات جنابعالیان و احساس خطر و امنیت ساعت تعطیلی بانکهای واقع در حومه ی حرکتهای شما از ساعت ۴ به ٢ تغییر کرده بود و بعضاً در مسیر خانه مجبور به همردیف بودن با خیلی از شماها بودم
    ظاهراً شما فقط روز اول اومده بودید بیرون چون روز اول حرکتها با سکوت بود ولی روزهای بعدی به چشم دیدم که اینچنین نبود ، سنگپرانیها رو دیدم ، هنوز بوی سوختن سطلها در مشامم جاری هست ، هر روز صبح از حیاط شعبه (( شعبه فردوسی جزء شعب مستقل بانک ملی هست و از ساختمان بزرگی برخوردار هست و حیاط بزرگی در ورودی رو شامل میشه ، البته با شعبه ی مرکزی واقع در خیابان فردوسی اشتباه نگیرید و شعبه فردوسی بین خیابان نجات الهی و میدان فردوسی واقع است که تجمعات از روبروی آنجا شکل میگرفت )) بله هر روز صبح از حیاط بانک کلی سنگ جمع میکردیم ، به چشم سوختن پارکینگ بانک و آتش گرفتن خودروی دولتی بانک خودمون رو دیدم ، به چشم آتش گرفتن بانک صادرات واقع در زیر پل کالج رو دیدم ، به چشم سوختن موتور نیروی انتظامی رو در وسط خیابون انقلاب دیدم ، پس نگویید تمامی حرکتها در سکوت انجام گرفت ، هم میتینگهای قبل از انتخابات رو دیدم هم بی حرمتیهای بعد از آن رو و البته یا خود رو بت فراموشی زده اید یا دوست ندارید ببینید
    بیایید از بحث خارج نشیم و فقط در مورد مطلب امید حسینی کامنت بگذاریم ازبتت خارج از تحریف تاریخی

    سروش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۲:۲۵ ب.ظ:

    تصحیح میکنم :

    … هم میتینگهای قبل از انتخابات رو دیدم هم بی حرمتیهای بعد از آن را
    و البته یا خود را به فراموشی زده اید یا دوست ندارید ببینید و بخاطر بیاورید
    بیایید از بحث خارج نشویم و فقط در مورد مطلب امید حسینی کامنت بگذاریم البته کامنتی خارج از تحریف تاریخی

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۳:۱۳ ب.ظ:

    سروش جان موافقم که ذیل این مطلب آقای آهستان ما بی راهه نرویم. فقط این را بگویم که مطمئنم تو داری دقیقا دیده هایت را گزارش می کنی و دلیلی ندارد که مشاهدات غلط گزارش کنی. من هم دارم مشاهداتم را می گویم. اینکه اگر قرار بود این حجم از تظاهر کنندگان ، حتی یک سوم جمعیت تمایل به اغتشاش داشته باشند ، مطمئن بدان که اوضاع خیلی بدتر بود. من از اکثریت مردمی می گویم که برای ابراز شوک و اعتراض شان احتیاج به محفلی داشتند. در ورزشگاه هم چهار نفر از هر دو تیم ممکن است بد و بیره بگویند و سنگ بزنند. شما چرا آن بدنه آرام و متین سبز ها را نادیده می گیری. آیا اگر یک نفر از مسئولین در تلویزیون ظاهر می شد و به کل این حضور را کتمان نمی کرد و یا آنها را وابسته به بیگانگان قلمداد می کرد و اگر اقای احمدی نژاد با راه انداختن متینگ در اوج بحران و بهت این جماعت را خس و خاشاک نمی خواند ، آیا این اعتراض اینطور به یکباره آزاد می شد. مطمئن باش اگر حتی یک نفر از آن جماعت سبز هم حرفش حق بوده باید کرامت سخنش پاس داشته می شد.
    سروش جان حرف زیاد است . حالا دیگر گذشته. جای زخمش مانده در روحمان. درباره اش که حرف می زنیم انگار دمل چرکی اش خون می آید. روز های بد ی بود. ما مردیم. اما انگار سرمان مثل ندا و با آن نگاه کمک خواهنده از تن جدا شد.
    حرف امروز مکتبیون در ارزیابی احمدی نژاد ، که اجازه دارند اینگونه بی مهابا در کوی و برزن جار بزنند ، سکوت اونروز ما بود.
    من فقط یک راه دارم. خدا را شاهد بگیرم. فقط از او می توانم بخواهم که زخمی کهآن روز ها خوردیم و بقیه روز ها را مرحم کند. هیچ درخواستی دیگر از هیچکس نداریم. فکر کنم همیشه با این روش به بالا ترین دستاوردها در زندگی ام رسیده ام.
    حالا اسمش دینداری است ، ایمان یا بی دینی نمی دانم. فقط اینکه تکیه گاهم( تکیه گاهمان ) است ، اسمش هر چه هست ، خیلی محکم و استوار است. مطمئنم نا امیدم ( نا امیدمان ) نمی کند.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۷:۲۲ ب.ظ:

    خانم سین عزیز
    شما لطف دارید خواهر من
    اما منم نمیگم همه سبزها اغتشاش کردند . اما اعتراضات خیابانی بعد از اعلام نتایج باعث اغتشاش شد . مثلا شما و امثال شما که سبز بودید اغتشاش نکردید ولی باعث پناه دادن عوامل اغتشاش در میان خود بودید . عامل اغتشاش متاسفانه اعتراضات و راهپیمایی در سکوت و ..بود وگرنه در روز عادی کسی جرات آتش و .را ندارد.
    در ضمن درست غروب روز ۲۳ خرداد یعنی فردای اعلام نتایج اغتشاشات از خیابان کارگر شمالی و سعادت آباد و ….شروع شد .

  3. آرش
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۱ | #3

    بهرحال بودن چنین نواری بعید نیست اینکه میگی:احتمالش خیلی ضعیف است. چون هیچ آدم عاقلی به ضرر خودش حرفی نمی‌زند و کاری نمی‌کند.به نظرم اشتباهه چون افشای این نوار نشون میده که احمدی نژاد رای بیشتری از موسوی داشته بنابراین به نوعی برنده بوده و با موسوی باید به دور دوم میرفته از اونطرف حاکمیت رو رسوا میکنه و تقلب رو به گردن حاکمیت میندازه و خودش رو مبرای از اون نشون میده و به همه میگه ببینید من گفتم همون ۱۶ میلیون رو اعلام کنید آقایون قبول نکردن من بی تقصیرم

    [پاسخ]

    بهرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱:۱۱ ق.ظ:

    کاملا درسته، این نوار بازم احمدی نژاد رو منتخب ملت نشون میده و فقط فشار میاره به سپاه و بیت رهبری(بنظرتون با چه مسئولینی میتونسته صحبت کنه ؟؟)
    این تکذیب دفتر ریاست جمهوری هم خیلی جالبه، از این جنس تکذیب ها زیاد نداشته محمود خان ؟؟

    [پاسخ]

  4. رهرو
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۲ | #4

    آقای حسینی
    اولین بار نیست که فواد کذاب (صادقی) دروغ می گوید از وابستگان مهدی هاشمی بیش از این انتظار نمیره ، هدف از انتشار این شایعه هم تنها یک چیز بیشتر نیست القای دوباره تقلب در انتخابات ۸۸ در روزهای آینده احتمالا شایعه های دیگری در مورد “دروغ” و “تجاوز” هم منتشر خواهند کرد(سه شعار اصلی).

    [پاسخ]

  5. امیر
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۵۰ | #5

    اقای حسینی میخوام بدونم اگه برفرض چنین چیزی حقیقت داشته باشه و سند و مدرکش هم رو بشه تا اون حد مرد هستی که زیر بار واقعیت بری یا از اونها هستی که با قرار گرفتن در موقعیت سوتی دنبال یه توجیه جدید میره و حاضر نیست از جای خودش تکون بخوره؟ تو چی پسر شجاع؟
    توجیه از ان نوع بعنوان مثال در فیلم (بدون دخترم هرگز) که وقتی زن امریکائی دکتر محمودی در جمع خانواده دکتر بهش گفت که تو قبل از اومدنمون قسم خوردی که خیلی زود برمیگردیم و حالا داری قسمتو زیر پا میذاری! پدر حزب الهی دکتر میگه خدا میبخشه!!!
    بهر حال اگه این مسئله هم صحت نداشته باشه مموتی یه چیزهائی در دست داره که حاکمیت نفسش تو سینه حبسه و من اطمینان دارم تا موعد انتخابات خبرهائی میشه” یا مشائی رئیس جمهور میشه یا مموتی یه خوره ای به جون حکومت میندازه که خیلی زود از پا در میاد ! تنها چیزی که میتونه جلوی احمدی رو بگیره حضور سبزها و اصلاح طلبهاست که امیدوارم در انتخابات شرکت نکنند تا حکومت سزای خودشو ببینه.

    [پاسخ]

  6. سیدمهدی
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۵:۱۱ | #6

    خود من که بعد انتخابات به احمدی نژاد رای داده بودم فکر نمی کردم احمدی نژاد این قدر رای اورده باشه اما با گذشت زمان وسفرهایی که توی این چند ساله به جاهای مختلف رفتم بهم اثبات شد که واقعا این قدر رای اورده تقریبا تمام طیف مذهبی ۴ سال قبل به احمدی نژاد رای دادن وحتی یه کسایی هم به خاطر مخالفت رفسنجانی بهش رای دادن

    [پاسخ]

  7. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۹ | #7

    کلا مردم از بی کاری شایعه می سازند.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    دقیقا :))

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ ق.ظ:

    اصلا از بی کاری نیست. کاملا قابل پیش بینی بود که به یه طریقی باید شایعه تقلب قبل از انتخابات آتی زنده بشه
    خیلی هم حساب شده است

    [پاسخ]

  8. مجید
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۰۸ | #8

    اگر نواری موجود باشد همان تهدید به افشایش کافیست
    راستی آقای حسینی شماها که میگید پوچی ادعای تقلب بر همگان ثابت شده چرا از انتشار یک شایعه بدون سند و مدرک در یک سایت فیلتر شده اینقدر میترسین؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۲ ۹:۰۴ ب.ظ:

    الان مثلا کی ترسیده؟ شما نشانه ترس دیدی؟ :)

    [پاسخ]

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۸:۲۴ ب.ظ:

    به خدا ترسیدی

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۷ ب.ظ:

    عجب! خود خدا بهت اینو گفته؟ :)

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۶ ب.ظ:

    نه تشعشع رفتاریت اینو می گه. خیلی تابلوست

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۸ ق.ظ:

    یا خیلی شوتی آقای مجید یا خیلی معاندی
    واقعا ترس نداره! شایعه از هر سلاحی مهلک تره! ترس نداره که ذهن مردم رو مشوش کنند! ترس نداره که یه دروغ بزرگ رو اینطور بی شرمانه منتشر کنند! مگر ما مردم ساده لوحی مثل شما کم داریم!

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    نخیر اقا محمد ” ما ساده لوح کم نداریم ما با بصیرت مثل شما خیلی کم داریم! احمدی سند بصیرت شماست! در ضمن ترس نداره مگه اقایان قدرتمدار قرار است جوابگوی کسی باشند؟ از قدیم گفتن یه مثقال زور پدر یه خروار حرف حسابو در میاره.

    [پاسخ]

  9. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۲ | #9

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/21348
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

    [پاسخ]

  10. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۹:۲۶ | #10

    یعنی اگر کسانی میخوان یه کار خلافی به این بزرگی و تاریخی بکنند میان صدایشان را ضبط میکنند ؟ یعنی احمدی نژاد که میخواست بقول مخالفین با تقلب رای بیاره بر علیه خودش هم مدرک تهیه کرد ؟

    این نوع شایعات بجز جوک و لطیفه و طنز سیاسی ارزش دیگری ندارد

    [پاسخ]

    سلام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ ق.ظ:

    من نمیدونم که ایا چنین نواری هست یا نه اما از یک چیز مطمنم زمانی که یه شخص داره نابود میشه به همه چی چنگ میندازه و اگه هم نشه ترجیح میده همه با خودش به نابودی بکشه بنابراین اینکه روزی احمدی نژاد چنین نواری تهیه کرده باشه دور از ذهن نیست

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    اینم از حماقت سازندگان این شایعه است دیگه! می فرماد چون قافیه تنگ آید…. شاعر به جفنگ آید

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    پسر شجاع جون،محمود هیچ وقت دست خالی جلو نمیاد،قبلا از مرتضوی و برادران مافیا فیلم تهیه کرده بود،چیزه عجیبی نیست،اصلا هیچ چیز راجع به محمود جان برای من عجیب نیست،حتی اگه به قیمت نابودیه خودش باشه،خونه نشینیه ۱۱ روزش با اینکه عواقبشو میدونست و انجام داد و هزارتا کار خرابیه دیگه!!!

    [پاسخ]

    بهرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱:۱۶ ق.ظ:

    احمدی نژاد برای چی خودشو سرپرست وزارت اطلاعات کرد ؟
    فکر میکنی رو اتفاق اون بیت هزاران سند رو آورد تو روزنامه ی ایران ؟
    فکر میکنی همینطوری میگه گوشه ی پرونده بدم بالا ؟؟
    محمود دروغگوست، قبول دارم، ولی مطمئنم یه چیزی داره تو آستینش، چیزی که بدون داشتنش بعد انتخابات میدرنش.

    [پاسخ]

  11. تشنه
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۱:۴۹ | #11

    خدا به داد ما برسه
    ولی آقای حسینی از این ها گذشته یه تشکر من باید بکنم از شما
    من دو سه روز پیش هی داشتم فکر میکردم این معاون آقای شرلوک هولمز کی بود؟ معوان پوآرو رو یادم بود اما اون یکی رو یادم رفته بود!!
    الان که متن رو خوندم فکر کنم یادم اومد!
    واتسون بود ها؟
    خب حالا بگذریم
    چه شود از یکی دو هفته دیگه!!
    انتخابات شروع میشه و سروکله زدن ها هم به اوج میرسه!
    ولی من خیلی دوست دارم بدونم این آقا محمود چجوریا میخواد تایید صلاحیت مشایی رو بگیره!!
    جون خودم هرطور شده این کار رو میکنه!
    خدا به داد این ملت برسه!
    یا علی

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۴:۴۹ ق.ظ:

    یکی از اقوام با یکی از مسئولین رده بالای وزارت اطلاعات دوسته، (البته دقیقأ نمی دونه چقدر بالاست چون خوب نمی گویند )
    همین سوال را از او پرسیده
    در پاسخ گفته احمدی نژادی وجود ندارد، کسی نیست، چیزی نیست.
    . . .
    حکومت می خواهد به زیباترین شکل کار را تمام کند وگرنه احمدی نژاد اصلأ کسی نیست، چیزی نیست.
    او از اول هم قهرمان ساده لوح ها بود وگرنه توانایی نداشت.
    حتی همان جگری هم که بعضی ها فکر می کنند دارد، ندارد.

    [پاسخ]

  12. جست وجوگر
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۷ | #12

    @سین
    سین جان
    جواب کامنتتو تو پست قبلی که در مورد آمدن خاتمی نوشته بودی دادم …………….برات خوبه بخونیش

    [پاسخ]

  13. سیدا
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۴ | #13

    مرکز روابط عمومی دفتر رییس جمهور مطلب یکی از سایت های خبری با عنوان ‘ نوار ۸ میلیونی رییس جمهور…’ را کاملا بی اساس و کذب محض دانسته و تصریح کرد؛ انتشار دهندگان چنین مطالبی به دنبال ایجاد پیامدهای سوء نسبت به نتیجه آراء انتخابات، التهاب آفرینی و مقدمه سازی برای بلوا و آشوب هستند.
    http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=146722&Rate=0

    [پاسخ]

  14. ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۷ | #14

    آقای حسینی
    دفتر رئیس‌جمهور «نوار ۸ میلیونی رئیس‌جمهور» را تکذیب کرد

    متن تکذیبیه به شرح ذیل است:

    بسمه تعالی

    در پی انتشار مطلبی غیرواقعی و دروغین با موضوع «نوار ۸ میلیونی رییس‌جمهور …» توسط یکی از سایت‌های خبری که گرایشات خاص سیاسی آن بر همگان آشکار است صراحتا تاکید می‌شود که اصل موضوع مطرح شده در آن و آنچه به رییس‌محترم جمهور نسبت داده شده است کاملا بی اساس و کذب محض است.

    اگرچه این مطلب پس از مدت کوتاهی از انتشار بلافاصله از خروجی سایت مذکور حذف گردید اما انتشار آن یک هدف بیشتر ندارد که همانا زیر سوال بردن سلامت انتخابات ۸۸ و مخدوش نشان دادن انتخابات آتی ریاست جمهوری با هدف ایجاد نگرانی در مردم نسبت به حفظ آرایشان و در نتیجه کاهش مشارکت و از بین بردن زمینه‌های خلق حماسه است.

    انتشار دهندگان چنین مطالبی همچنین به دنبال ایجاد پیامدهای سوء نسبت به نتیجه آراء انتخابات، التهاب آفرینی و مقدمه سازی برای بلوا و آشوب هستند همان برنامه و سناریویی که قبلا هم -پیش از برگزاری انتخابات ۸۸- از سوی برخی افراد و محافل سیاسی مطرح و بعد از انتخابات به اجرا درآمد.

    مرکز روابط عمومی دفتر رییس‌جمهور ضمن تاکید بر کذب و دروغین بودن این مطلب، دستگاههای مسئول را موظف به رسیدگی به این موضوع و اطلاع رسانی کافی به مردم در این زمینه‌ می‌داند.

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920210000125

    [پاسخ]

  15. غلامعلی یوسفی
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۰۱ | #15

    معمای تقلب در انتخابات برای بنده حل نمی شود!
    شاید ده بار در پای صندوقهای رای بوده ام، اکثرأ منشی، مسئول صندوق و رابط منطقه.
    . . .
    سیستم انتخاباتی ما از رژیم گذشته به ارث رسیده که مطابق یا الگوهای غربی است.
    ” ” تازمانیکه آرای هر صندوق در پای همان صندوق شمرده شود و سپس صورتجلسه شود تقلب گسترده ممکن نیست.” ”
    هر نماینده کافیست، چهل هزار عددی که نماینده هایش ثبت کرده اند را با هم جمع کند.
    به همین سادگی.
    اگر هم آرا در محل صندوق شمرده نشود آن انتخابات دیگر هیچ ارزشی ندارد.
    . . .
    در پای هر صندوق حداقل پنج منشی وجود دارد باوجودآنکه کار آنها نظارت نیست اما درواقع ناظران خوبی هستند. با نیروی انتظامی، نماینده فرماندار و شورای نگهبان، در جمع حدود ده نفر پای هر صندوق حضور دارند و آرا را می بینند.
    یعنی جمعیتی حدود چهارصد هزار نفر آرا را می بینند.
    ” ” لذا نمی شود نتیجه ای را اعلام کنند که همه این چهارصد هزار نفر برعکس آنرا دیده اند!! ” ”
    . . .
    به این مثال توجه کنید.
    دور دوم انتخابات سال ۸۴ بود.
    پیروزی هاشمی را قطعی میدانستم تا اینکه در ساعت نه شب شنیدم که در تهران همه دارند به احمدی نژاد رای میدهند.
    لذا نیم ساعت بعد از اتمام زمان رای گیری به برادرم که پای صندوق رای بود زنگ زدم.
    گفت رای صندوق ما زیاد نبوده لذا شمارش آن تمام شده، احمدی نژاد ۸۰۰ رای و هاشمی ۵۰۰ رای.
    این نسبت دقیقأ متناسب با کل آرای کشور است.
    انتخابات چنین ویژگی دارد.
    یعنی گویی چهارصد هزار نفر نتیجه انتخابات را می بینند چون ” صندوقهای ما خیلی به هم شبیه هستند.”
    . . .
    نمی دانم چنین آماری را تاکنون وزارت کشور منتشر کرده یا نه؟ فکر می کنم بالای نود درصد از صندوق های رای نتیجه مشابه ای داشته باشند.
    . . .
    وقتی یک کاندیدا ادعای تقلب می کند باید یکی از این سه حرف را بزند:
    ۱- بگوید چرا نتیجه اعلام شده با آماری که نمایندگان من ثبت کرده اند مطابقت ندارد.
    ۲- یا بگوید چرا نمایندگان من در زمان شمارش آرا حضور نداشته اند.
    ۳- یا بگوید چرا صندوقها را در محل رای گیری نشمرده اید.
    اصلأ حالتی غیر از این سه وجود ندارد.
    . . .
    در کشور ما اتفاق نظر عجیبی وجود دارد!!
    نظر یک استاد دانشگاه با یک کارگر ساده تفاوت زیادی ندارد. اصلأ در جامعه ما همه مثل هم فکر می کنند، یا به عبارت دقیقتر دو یا سه نوع طرز فکر بیشتر وجود ندارد و هر کس در یکی از این قالب ها قرار دارد، چه جوان باشد یا پیر، چه باسواد باشد یا بی سواد.
    علاوه بر آن رایی که مردم می دهند ناشی از یک شایعه است، شایعه ای که در همان روزهای نزدیک به انتخابات ساخته می شود مبنی بر اینکه ” فلانی خوب است ”
    ” ” همه اینها باعث می شود که نتیجه صندوقهای رای به هم نزدیک باشد. ” ”
    معمولأ همکاران یک اداره در یک منطقه پای صندوقهای رای هستند و اینها روز بعد با هم صحبت می کنند، جالب اینکه نتیجه آرا حتی در صندوق سیاری که به زندان رفته است هم، با سایر صندوقها مطابقت دارد.
    ” ” گویی ما ایرانی ها از روی دست هم رای میدهیم. ” ”
    به خاطر همین تجارب است که نمی توانم ادعای تقلب ( تقلب گسترده و موثر ) را باور کنم .

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۴:۳۳ ب.ظ:

    “سیستم انتخاباتی ما از رژیم گذشته به ارث رسیده که مطابق یا الگوهای غربی است.”
    دروغ ، بی سوادی ، حرف مفت

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۸:۱۶ ب.ظ:

    شما همیشه تلگرافی می نویسی
    یا وقت شما بی نهایت کم است یا بینش و معلومات تان.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

    هیچ کدوم. ادعاهای شما بی اندازه بزرگ و البته دروغه.

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۶:۴۲ ب.ظ:

    آقای یوسفی اگر چفت و بسط کار اینقدر دقیق بوده و است که شما فرمودید ، چرا برای این دوره حدود وظایف و اختیاران هیئت های اجرایی باز بینی شد و این دفعه برای دفع چه خطری از قبل صلاح دانستند که تغییرات یبدهند.
    این سوراخی که از آن انتخابات هک می شد کجا بوده؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۸:۴۱ ب.ظ:

    اگر در سلامت انتخابات شبهاتی هست در تقلب هم شبهاتی وجود دارد.
    چرا از چهل هزار نماینده ای که آقای موسوی پای صندوقهای رای داشت هیچ سخنی گفته نمی شود.
    اگر این نماینده ها در زمان شمارش آرا حضور داشته اند، آنگاه جمع بستن ۴۰ هزار عدد نتیجه دقیق انتخابات را مشخص می کند.چرا این نتیجه را اعلام نمی کنند!؟
    اگر به هر علت و به هر شکل این نماینده ها در زمان شمارش حضور نداشته اند همین عدم حضور به تنهایی برای اثبات تقلب کافی ست، چرا این موضوع را عنوان نمی کنند.
    تقلب به روشهای دیگر مانند بکار بردن شناسنامه های جعلی یا دادن تراول … نمی تواند رقم بالایی را ایجاد کند.
    . . .
    تدابیری که برای جلوگیری از تقلب در آینده بکار برده اند سوال برانگیز است اما چیزی را اثبات نمی کند شاید می خواهند از اتفاقات جدیدی پیش گیری کنند.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    آقای موسوی چهل هزار نماینده پای صندوقهای رای داشت، که با اقوام درجه یک می شود دویست هزار نفر.
    اما هیچیک در مورد انتخابات صحبتی نمی کنند!!
    مثلأ نمی گویند در صندوقی که ما بودیم همه چیز مانند گذشته بود و آرای شمارش شده با نتیجه نهایی تناسب داشت یا برعکس.
    هیچکس نمی گوید که پای صندوقها چه اتفاقی افتاده است!!
    . . .
    در تاریخ دویست ساله ما حتی یک اعتراف وجود ندارد چیزی که در غرب خیلی متداول است!!
    بطورکلی ما مردم جالبی نیستیم، نه صداقت داریم، نه همت و نه ابتکار!! چیزی که زیاد داریم آرزوست.
    یکی می خواهد اینجا را مانند فرانسه کند آن دیگری مانند زمان حضرت علی (ع)!!
    فکر می کنند تنها مانع سر راه هم حکومت یا آدمهای بد است.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱:۰۷ ب.ظ:

    آقای یوسفی عزیز نگاه ما به تقلب( اصلا بیا فراتر از انتخابات ۸۸ و حتی انتخابات ایران به این قضیه نگاه کنیم تا حرفمان ، حرف یک آدم به اصطلاح narrow minded نباشد) باید یک نگاه فرآیندی باشد.فعل “تقلب ” در پروسه ی برگزاری هر انتخاباتی می تواند به اشکال مختلف به انجتم برسد.
    یک- ساده ترین و ساده لوحانه ترین راه ، جابه جایی یا افزایش و کاهش آرا در پایین سطح رای گیری ، یعنی حوزه و پیش چشم ناظرین سطح اول . در این حالت ایجاد تشکلی با این وسعت از معتمدین و راز داران که شاهد این قضیه باشند و بعد راز را بر ملا نکنند پدیده ای دور از ذهن است.
    برای همین است که عناصر دخیل در انتخابات در پایین ترین سطح رای گیری از سالم ترین افرادند.
    پس تقلب کجا ها ممکن است با صورتی ماسک زده و حتی ظاهر الصلاح وارد معرکه شود که ضمنا رد پایی هم بر جا نگذارد.

    سوال اینست. آیا تقلب در پروسه انتخابات از دیدگاه حقوق بین الملل و سایر قوانین ناظر، فقط به بالا و پایین اعلام کردن رای ها محدود می شود و یا “تقلب” هم مثل سایر امور در قرن حاضر تغییر شکل داده و بطئی تر شده باشد ، مهندسی تر ، ابزاری تر ، نرم افزاری تر و مسلما با گروهی محدود و حرفه ای تر.
    من چند تایی اش را نام می برم.
    – ایجاد و تقویت جامعه ای توده ای شکل و بدون حزب و تشکل شناسنامه دار و یا حتی بالا بردن هزینه عضویت عضویت در حزب توسط عامه مردم . از مزایای این وضعیت برای قدرت حاکمه آنست که می تواند از این بدنه بی شکل و بی تشکل غیر دولتی سوئ استفاده شود و با ایجاد هیجان و انگیزش و شعار و وعده و تحت نام تشکل های موقتی و بی مانیفست و مرامنامه دائمی و واکاوی تحقق برنامه ها و شعار های پیشین ، نتیجه دلخواه را از صندوق بیرون کشید.
    – تحت عنوان نظارت بر صلاحیت ، عملا بخش عظیمی از مردم (مدیران و کلیه مدیران زنان نخبه) را از ورود به ساحت قدرت محروم نموده و در عمل این نظارت یک گزینش جناحی و مرامی و باندی باشد . و کارنامه این گروه اصلح شناس هم هر هشت سال یکبار نمره رفوزه گ یداشته باشد.
    – می شود که اعضای هیئت اجرایی شامل افرادی باشد که متهم پرونده ای باشند که سوئ استفاده از حدود نه میلیون شناسنامه متوفی را در بر داشته باشد

    – میشود که در بازشماری آرا ، ورق های رای تا نخورده را مشاهده کرد.
    – می شود از مدتها قبل با پرونده سازی و عملیات تخربی و با پشتوانه لجستیکی ( سردار مشفقی) مسیر انتخابات را به سمتی برد که حتی برنامه ریزی کاندیدها برای سهم خواهی در قدرت از طریق برنده گی در انتخابات جرم تلقی شود و دستگاه جاسوسی همه کاندید ها و هوادارانشان را مدتها زیر نظر داشته باشد و در موقع لزوم ارتباط ناظران را قطع کند و بقیه اش را می دانی.
    – تقلب یعنی من زیر ماسک کاندید ظاهر الصلاح و عادل و مردمی و ساده زیست و مبارز یک آدم منحرف و قدرت پرست و مشکوک به مردم قالب کنم.
    – تقلب یعنی در بالاترین سطح هیئت های اجرایی و در محفل برنامه ریزان نهایی که چند معتمد هستند ( و مسلما آقای یوسفی شما آنجا نیستید ) مصوب شود آرای حوزه ای باطل شود یا نشود ، ….
    آقای یوسفی عزیز ، تقلب یعن یاینکه من جواب سوال امتحانی را زیر آستینم داشته باشم و بغل دستی ام از این نعمت بهره مند نباشد. تقلب یعنی اینکه لنکرانی و ولایتی و قلیباف و باهنر مطمئن است تایید صلاحیت می شود و کنفرانش مطبوعاتی برگزار می کند و جواب سوال زیر آستین خود و هوادارانش باشد و از حالا او مسابقه را شروع کرده و تقلب یعنی اینکه من که نمی دانم خاتمی می آید وخودش نداند ، پشت خط مقدم مسابقه منتظر باشیم و آخرش ندانیم سوال امتحان یرا جلوی ما می گذارند یا نه.
    باز هم بگویم؟ خیلی شد نه؟
    اقای محمد مختصر که اینهمه جواب زیر آستینش دارد و بچه ام امتحانش شروع شده ناراحت نمی شود؟

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۷:۱۱ ب.ظ:

    بله انواع تقلب وجود دارد.
    اما وزن آنها با یکدیگر متفاوت است.
    باید به مواردی توجه کنیم که وزن بیشتری دارند.
    . . .
    در مدیریت هم همینطور است، کارکنان انواع خطاها و ضعف ها را دارند.
    چاره ای نیست جز اینکه مدیر یا رئیس فقط به موارد مهم بپردازد.

    صابر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    این رویه پاسخ دادن خانم سین (پوزش از ایشان) را همه مدعیان تقلب تکرار می کردند. الان برام عجیبه خانم سین چرا هنوز در همان حال و هوا می باشند. شاید چون نزدیک انتخاباتیم!

    – تقلب گسترده شده به معنای واقعی کلمه!
    = نشده به این دلیل و این دلیل و آن دلیل
    – توجیه میکنی!
    = خب شما بگو چگونه؟
    – من نمی دانم. بالاخره اینها راهشو بلد بودند!
    = چرا طفره میری، دلیلت چیست؟
    – ببین من کاری ندارم، اگر اینجوره چرا شیب اعلام نتایج اینجوری بود! اونجوری بود! اون تصاویر برگه رای تا نخورده و اینا چی بود! من خودم شنیدم یک صندوق سیار رو داشتند پر می کردند! بردند خونه فلانی و …
    = من نمی گم تقلب نشده اما این موارد جزئی که نام بردی دلیل اون اختلاف بیش از ۱۰ میلیونی نمیشه!
    – اصلا چرا احمدی نژاد سیب زمینی و پول مفت پخش کرد! چرا فلان کارو کرد و …
    = خب حالا شد! اینا اسمش ترفندای تبلیغاتی است. تا حدودی شما درست می گید اما خب میتونسته. خلاف هم میشه. این دیگه بحثش جداست. بله راه آهن دوبار زودتر از موعد (آماده شدن) افتتاح می کنند بعد گندش بالا میاد. کم نبوده از این کارا اما این چه ربطی به تقلب داره؟
    – خب درد ما هم همین جاست!
    = آهان پس بگو مشکل چیه! مشکل اینه که ناراحتی چرا باید ۴ سال دیگه این آقا را تحمل کنی. چرا این مردم به قول خودت فریب خوردن. چرا و … خب این که نشد راهش! بریزی تو خیابون و این بساطو راه بندازی. بالاخره مردم اینو خواستن!
    – مگه ما از این مردم نیستیم! مگه ما هم سهمی نداریم. مگه ۱۵ میلیون کمه؟ چرا باید اینجوری بشه …
    = قبول دارم حرفاتو اما خب همینه. باید رو افکار کار کرد. بالاخره ۱۶ سال دست هاشمی و خاتمی بوده. قبلش هم موسوی. حالا بذار ۸ سال هم دست اینا باشه.
    – نمیشه! باید تکلیفو یک سره کنیم با این نظام!
    (و باز میریزه تو خیابون)

    خداییش چند نفر از شما دیالوگ مشابه این داشتین! من که هر جا میرفتم همین میشد! مردم خوبی داریم ها اما کم طاقت. من خودم اون راهپیمایی ۳ میلیونی روز اول رو دیدم از نزدیک. (از سر کنجکاوی رفتم)
    نکته ها:
    ۱. تهرانی جماعت دیگران را آدم حساب نمی کند. اینو بعد از چندین سال زندگی در تهران تجربه کردم. فقط سطح درک و شعور خودشان را قبول دارند + خارجی ها (اروپا و آمریکا و ژاپن). در دانشگاه رفتارشون با بقیه! در مغازه، محیط کار و … حتی در تاکسی متاثر از این همین ویژگی است. شما خواننده محترم خودت اگر تهرانی هستی احساست در مقابل شهرستانی چگونه است؟ در دلت چه می گذرد؟ (با خودت که رو راست هستی دیگر). پس به هیچ وجه نمیتونه تحمل کنه با اینکه در تهران حرف رای خودش شده اما در شهرستان ها خلاف آن باشد! فشار میاد! به اعصابش! به روانش! از اینکه مرکز مد و اندیشه و کالا و … باشه اما حالا شهرستانی پاپتی برایش تصمیم گرفته! این شامل کسانی که حتی برای مدت کوتاهی به تهران مهاجرت نمودند هم می شود. نمی دانم شاید در جاهای دیگر دنیا نیز بدین گونه است. (ادبیات من در جهت نقد تهرانی ها نبود بلکه بیان یک واقعیت حال چه خوب باشد چه بد)

    ۲. در اندک شهرهای بزرگی هم که اعتراض می شد تقریبا جنس مشابهی داشت. حتی می توانید نگاه تهرانی به بقیه را در شکل دیگر آن در شهرستانها به صورت نگاه بالاشهری به پایین شهری کاملا مشاهده و درک کنید. تازه آنجا که بسیار اقلیت بودند اما باز تحمل نمی کردند. کسی هست که منکر این نوع رفتار ناخودآگاه باشد؟

    ۳. برخی هم که اساسا برای هیجانش می آمدند به خیابان.(اون رقص ها، شعار دادن ها، یه چیزی بنداز یا بشکن و فرار کن، کوچه پس کوچه ها، جیغ کشیدن ها، باتوم خوردن ها (بچه ها من ۳ تا خوردم، فلانی ۵ تا)، حبس های کوتاه کشیدن ها (بابا ما دیگه حبس کشیدیم)، دیر آمدن ها، جمع شدن های همراه با ترس و استرس و هیجان، کلی ماجرا برای تعریف داشتن خصوصا اگر نزدیک شاهد یکی از اتفاقات مهم باشی، فیلم گرفتن ها و یوتیوب، احساس مشارکت در یک واقعه بزرگ و شاید حماسی!، کم نیاوردن ها و …)
    می دانید چیه؟ خیلی ها اصلا دیگه یادشون رفته بود برای چی میان. فقط احساس می کردند یه اتفاق بزرگی افتاده. به حس عجیب! ببینیم بیانیه جدید چی گفته! بی بی سی رو رصد کن. کی بریزیم بیرون. کلیپ جدید. سخنرانی فلانی. شاید شما رو یاد انقلاب ها بندازه. اما خب انقلاب جنسش متفاوته. این بیشتر شبیه یه نوع بازی بود. (تخلیه انرژی؟!)

    ۴. عموم معترضان از جمله همان افرادی را که بنده در راهپیمایی سکوت دیدم مشخص بود از چه طیفی هستند. (تیپ، دیدگاه، رفتار و …) نه اینکه نقدی بر آنها داشته باشم و یا آنکه خودم از آن جنس نباشم. اما خب همین تا حدودی یک دست بودنشان جالب بود. و البته تقریبا همه با خود نظام (حکومت) مشکل داشتند نه با تقلب. مشکلات ۴ سال گذشته + یک سال آخر خاتمی همه آن چیزی که سال ها به کمک خاتمی به زحمت به دست آورده بودند حالا در اندک زمانی یا له کرده بود یا در شرف نابود کردن بود (از دیدگاه خودشان البته). برخی که اساسا از انقلاب تا به حالش را مشکل داشتند. بالاخره اینها همه مشکلاتی انباشته بود که به بهانه تقلب تبدیل به اعتراض خیابانی شده بود.

    این چند نکته از بسیار نکته ها را (خصوصا سه تای اولی) گفتم شاید کمتر بهش توجه شده باشه و البته بر اساس تجربیات شخصی ام طی مشاهدات عینی و گفت و گو با آدمها فارغ از نوشتارهای دیگران چه در همان زمان چه بعد از آن بود. نکاتی که حتم دارم شما هم دیدید و درک کردید و گاها هنوز هم می بینید.

    چه طولانی شد!

  16. amir
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۵ | #16

    چی‌ شد امید جون همه دیالوگت با آرش پرید؟اقلا پاسخ‌های کوبنده خودت را به صورت مونولگ میذاشتی بمونه که ما بی‌ بصیرتا یکم فیض میبردیم به راه راست هدایت می‌شدیم.میگم تا زمان انتخابات قانون حذف کامنت به دلیل توهین را به قانون حذف کامنت به دلیل حرف حساب تغییر بده باشد که رستگار شوی.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۷:۲۴ ب.ظ:

    این حرفها خیلی قدیمی شده. دیگه راه و روش من برای خیلی ها معلومه. اگه بدون توهین و تهمت و شایعه و دروغ، نظر بنویسید، هیچ وقت حذف نمیشه. به انتخابات هم ربطی نداره.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۷:۴۶ ب.ظ:

    البته من توهینی نکردم فقط گفتم آبروی نداشته.به نظر شما آبروی نداشته توهینه؟از دید من مخالف حکومت این حکومت صاحب آبرو و احترام دیگه نیست نه از جانب مردم نه از جانب سایر کشورهای جهان(البته به جز ونزوئلا و غزه)حالا اگه از نظر جنابعالی این توهینه مختاری میتونی کامنت رو حذف کنی ولی اینجوری دایره کامنت ها رو خیلی محدود میکنی.جذابیت وبلاگ شما در اینه که به مخالفین هم امکان نظر میدی ولی اگه بخوای بری به رویه رفقای حزب اللهیت و هر کامنتی رو دیلیت کنی مخاطبان و بلاگ ات ریزش پیدا میکنه عین قطار انقلاب که هی ازش پیاده شدن از قطار آهستان هم هی مخالفین پیاده میشن

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۲:۱۶ ب.ظ:

    شما میتونی حرفهاتو بدون توهین بزنی . بنظر شما اگه یکی بهت بگه بی آبرو ناراحت نمیشی ؟ خیلی عوامل باعث بی آبرویی هستند .
    بنظر شما چندین میلیون نر طرفدار این نظام مقدس اسلامی هستند ؟ بازم بنظر شما این افراد ناراحت نمیشن ؟

    این نظام آبرویش را از خون شهدا و شکنجه شدگان انقلاب و اسرا و جانبازان و امام خمینی ره و بزرگان ترور شده و ….گرفته برادر من .

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۶:۵۴ ب.ظ:

    همین مونده بو پسرشجاع به توهین گیر بده !!!
    شجاع هنوز اون توهین، نه ببخشید صفاتی که نسبت میدادی یادمون هست …

  17. ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۹:۵۲ | #17

    معمولا وقتی انتخابات نزدیک میشه بازار شایعات هم داغ میشه . باید منتظر شایعات دروغین بیشتر با شاخهای درازتر هم باشیم . الان تمام رسانه های معاند غربی با نوکران مواجب بگیرشان شب و روز دارن نقشه میکشن و توطئه میکنند .
    بعد هم در صرتی که کاندیدای مورد نظر غربیها انتخاب نشد باید منتظر تحریک و تهدید و تحریم و ….هم باشیم .
    اینها بجز این کارها چیز دیگه ای از دستشان بر نمیاد .

    [پاسخ]

  18. ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۰:۰۳ | #18

    آقای حسینی
    آقای هاشمی رفسنجانی هم میگه من یه نوار دارم !

    ایشان گفته :

    سال ۸۷ آقایان این کمسیون به دفتر من آمدند که شما با آقای احمدی نژاد مشکل دارید بیایید مشکلات برطرف شود. البته اینها همان آقایانی بودند که از ایشان حمایت کرده و تائید تقدس سازی هم داشتند. به من گفتند مشکل شما چیست؟ من نشستم و به مدت ۲ ساعت و نیم فهرست مشکلات گذشته و امروز و آینده را بازگو کردم. تا جایی که آنها گفتند اگر می دانستیم نمی گذاشتیم وضع اینطور رقم بخورد.

    *می خواهم بگویم که من تمامی این جلسه را روی نوار ضبط کردم و یکی دست دبیرخانه شورای نگهبان است و یکی هم دست خودم که نمی خواهم فاش شود ولی همه را پیاده کرده و جزوه کرده ام. چون اهل وحدت هستم نه تفرقه اندازی. تمام حرفهایی که در مورد آینده گفتم و روی نوار ضبط شده محقق شد. اگر به نظرات بنده عمل می شد امروز گرفتار شرارت های سال ۸۸ نمی شدیم چون برای من این اتفاقات روشن بود.

    *احمدی نژاد استاندار من بود، فرماندار من در خوی بود و بخشدار من در ماکو و می شناختمش ولی سیاستش این بود که نیروهای انقلابی حذف و بدنام شوند و امروز می بینیم که سیاست ما بی برنامه و روز مره شده است.

    http://www.shomalnews.com/view/76990/نمی%۲۰گویم%۲۰نمی%۲۰آیم/%۲۰نوار%۲۰ضبط%۲۰شده%۲۰ای%۲۰دارم%۲۰که%۲۰نشان%۲۰می%۲۰دهد%۲۰می%۲۰دانستم%۲۰کشور%۲۰به%۲۰مشکل%۲۰می%۲۰خورد/

    [پاسخ]

  19. بینام 88-92
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۰:۴۷ | #19

    الباقی روسای جمهور غیر از یکیشون که با سلام، صلوات و تحیت بدرقه شدن، بر سرشون این رفته در نظام ج.ا. هاشمی و خاتمی.
    محمود میدونه سردارایرسپاه و حتی طرفدارای سابقی مثل امید حسینی که ای، از فردای ۱۲ مرداد پوستش رو می کنن، بعلاوه آقای نظر نزدیک تنها رییس جمهوری ه که بعد از اتمام کارش بره تو خیابون ملت با سنگ و چوب میزننش. زرنگه، عاقله، میدونه هر جوری هست باید تو مناسب بالای قدرت بمونه، خودش یا معتمدش.
    میدونه میخوان بزور ندازنش بیرون، میدونه ممیخوان مثل دستمال کاغذی مصرف شده باش برخورد کنن، خر باشه بزاره از تو صندوقی که دست خودشه اسم کسی دیگه ای درآد.
    حاضره بازی باخت باخت کنه، اون که به فنا رفته است، زیر آب، چه ۵ وجب چه ۱۰ وجب… اگه اون تو بازی نباشه، بقیه رو هم نمیزاره راحت سر کار بمونن و به ریشش بخندن. خیلی منطقیه لو بده. یه ضرب المثل معروفهمیگه: سدیگی که برا من نجوشه، میخوام سر سگ توش بجوشه

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۸:۵۳ ب.ظ:

    با مترجم گوگل کامنت نوشتی برادر ؟ آخه فعل و فاعل و مفعول قره قاطی شده اند !

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    خدا بیامرزت فردوسی که نبودی بیبینی چه بر سر زبان فارسی آورده اندD:

    [پاسخ]

  20. ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۱:۲۹ | #20

    سلام خدا قوت
    مطالبتون عالیه
    ما یه گروه جوون ارزشی هستیم،ساکن قبله تهران
    در مناسبات سیاسی روز ما رو مزدور رژیم میخونن،البته افتخار میکنیم که ما رو مزدور نظام مظلوم جمهوری اسلامی بدونن
    در سایت خبری “ره به ری” لینکتون کردیم
    http://www.rahberey.com
    یا علی…

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۶:۵۸ ب.ظ:

    تو بطور حتم معنی مزدور رو نمیدونی که به اون افتخار میکنی! قبل از اینکه خودتو وارد این بازیها که به گروه خونت نمیخوره بکنی مطالعه کن برات مفید تره.

    [پاسخ]

    Gomnam پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۲ ۶:۴۰ ب.ظ:

    دوست عزیز
    نگفتم به مزدور بودن افتخار میکنم
    گفتم به اینکه یه عده ابله ما رو مزدور نظام مظلوم جمهوری اسلامی میدونن افتخار میکنیم
    یا علی..

    [پاسخ]

  21. بهرام
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۶ | #21

    تایید یا رد صلاحیت مشایی خیلی از قضیه ها رو روشن میکنه
    هرطور که نگاه کنیم مشایی باید رد صلاحیت بشه، البته اینا وقتیه که اوس محمود رو در نظر نگیریم.

    تلویزیون خیر نامزدی بقال سر کوچه رو هم با آب و تاب اعلام میکنه ولی من هنوز خبری از اعلام نامزدی اکبر اعلمی ندیدم
    من زیاد دنبال اخبار نبودم یا صدا و سیما هنوزم به میلی بودنش داره ادامه میده ؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۴:۰۱ ق.ظ:

    تایید صلاحیت مشایی یا امثال آن باقیمانده آبروی نظام را می برد زیرا ثابت می کند نظام نگران صلاحیتها نبوده و تایید صلاحیت فقط وسیله ای برای مقابله با مخالفین بوده است.
    . . .
    نظام اگر این جماعت را بخاطر حیف و میل اموال عمومی اخراج نمی کند، محاکمه نمی کند، لااقل دوباره اجازه حضور نباید بدهد.

    [پاسخ]

  22. نادعلی
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۰۲ | #22

    به نام خدا
    سلام. آقای حسینی کلا جالبه. معتقدان آن روزهای به تقلب، امروز مرتب دارند میگویند که اقا چه تقلبی؟ تا بتوانند در انتخابات شرکت کنند و آرای به کف اورند. در عوض عزل شوندگان آتی از قدرت، سعی در القای موضوع تقلب دارند تا بلکه بتوانند چندی دیگر هم در قدرت بمانند و باقی قضایا. تازه همه شان معتقدند که هیچ امر واجبی مثل تصدی پست ریاست جمهوری” کفایی” بودنش اینقدر تابلو نیست! خیلی از این حضرات مجاهدین روز شنبه(امثال پناهیان و تایب و فیروزآابدی و دیگر حاضران همیشگی در قدرت ) زمان جنگ (مخصوصا موقع حمله و عملیات) معمولا در پشت جبهه مشغول انجام رسالت می شدند و حضور در جبهه چون واجب کفایی بود! خب عده ای رفته بودند دیگر!
    بقول یارو: الله اکبر از تو که الله اکبری. آدم چه چیزها می بیند و می شنود در این دوروزه عمر.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۷:۱۷ ب.ظ:

    ۱- من و امثال من مدعی تقلب بودیم و الانم هستیم.
    ۲- میر حسین موسوی و مهدی کروبی تو حصرس و نظام مثه چی ازشون می ترسه.
    ۳- عزل شوندگان آتی از قدرت زمانی برکشیدگان رهبر فرزانه بودند.
    ۴- سردار سرلشگر پاسدار بسیجی دکتر فیروز آبادی منتصب بلافصل مقام عظمای ولایته. از شمای ولایتمدار بیشتر انتظار بصیرت میره.

    [پاسخ]

    نادعلی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۹:۳۱ ب.ظ:

    به نام خدا
    با سلام. بقول هم ولایتی های اقای حسینی: آئـــــــــــــــوووو!بیهوده سخن به این درای؟ تو که یک مانیفست صادر کردی اخوی.
    ما نگفتیم تقلب شده که. وانگهی مگر کروبی و موسوی فقط مدعی تقلب بودند؟ همانها که هندوانه گذاشتند زیر بقل این بدبخت ها و انداختنشان تو معرکه کارگردان اصلی بودند و حالا چیز دیگری می فرمایند. در ضمن این سردار فیروز آبادی مورد اشاره شما با آن حاج اقای فیروز ابادی مذکور در کامنت بنده، دونفر می باشند و نسبتی با هم ندارند واین سردار فیروز آبادی از بندگان صالح خداست و شما ایشان را نمی شناسید و صرفا به جرم مسلمانی چوب به گرده شان زده ای. دیگر آنکه منزلت برکشیده بودن رهبری، اگر حفظ نشود قدری ندارد. ما بالاترش را داریم. نشنیدی :
    ما هم از اول فرشته بوده ایم
    راه طاعت را بجان پیموده ایم
    گر فلک انداخت بین مان شکی
    نیست در اخلاصمان شک اندکی
    که اشاره است به این نکته که رهیری که سهل است. برکشیده خود خدای بزرگ جل و جلاله هم که باشی اگر مراقب نباشی با خاک برابری(شما را عرض نمی کنم. اوشان را عرض می کنم)
    درضمن با همه عصبانیتی که از احمدی نژاد و دارو دسته اش داریم این را هم بدانید که فرق است بین آن خائن آگاه واین خادمی که به بیراهه رفته است.
    علیهذ ابقول یارو: درود بر صدام یزید کافر!
    لطف عالی مستدام

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    اگر کسی فهمید این چی گفت به منم بگه؟

  23. آریوشین
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۷ | #23

    اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم

    برادر ارجمندم، امید حسینی
    با درود و تحیت و آرزوی بهروزی

    به بهانه‌ی لغزیدن !
    نوشته‌اند: روزى عالمی از جایى مى گذشت . کودکى را دید که پا در گِل فرو کرده و ایستاده است . این عالم به آن کودک گفت : مراقب باش که در گِل فرود نیایى و نیفتى .
    کودک گفت : افتادن من چندان مهم نیست ، که اگر بیفتم ، فقط خود را گِلى و خاک آلود خواهم کرد . اما تو خود را نگه‌دار که اگر پاى تو بلغزد و بیفتى ، مسلمانان نیز بلغزند و بیفتند و گناه همه بر تو است .
    حالا مرادم به این پُر مایگی و غلیظی هم از« تقوی» نیست، بلکه بخش دوم «و نظم امرکم» دغدغه و تقاضایم است.مطلبی را در جایی می خواندم بیاد شما و آهستان افتادم.(که در پایین‌ترها نشانی‌اش آن را گذاشته‌ام.) با این‌که مایل بودم قدری فاصله‌ی زمانی بیشتری حاصل آید تا بلکه اندازه‌ای از رنجش و دلخوری مابین من و دیگران رنگ ببازد ولی اهمیت موضوع و خاطر شما دوباره موهبت هم کلامی را بهانه ساخت.

    تحلیل و استدلال سیاسی شما، به عنوان یک فرد معتقد به نظام و نگرانی‌تان از سؤء برداشت یاران و مخالفان همین نظام تا به اکنون برایم محترم است و گرامی. سراغ گرفتن از توان یک فعال سایبری و انتظار بیش از حد داشتن از این توان محدود، بی شک متوقع شدن خام است و گزافه و صد البته هم خارج از انصاف.این اندازه سعی شما مشکور است و نزد عقلای سیاسی هم مأجور ، که همگی نیز به گمان من جای آفرین سپاس و مرحبا دارد.

    اما برادر هم آیین‌ام! ورود به مباحثی می‌کنید که توان پاسخش را به تنهایی ندارید.بسیاری از سخنان مرتبط و غیرآن، بحث و فَحص نشده و از زیر نگاه نافذتان پیاپی و کماکان خارج می‌شود.پیشترها از کاستی و موارد خُرده محتوایی وبلاگ‌تان ، سربسته و موجَز اشاره کرده بودم.من از شما انتظار یک شارح تمام قد و مفسر جمیع علوم را ندارم.در اندازه بضاعت یک وبلاگ‌نویس موفق و دانش‌آموخته علوم سیاسی توقع حداقلی ازتان دارم. قدری از عادت وبلاگ‌نویسی پیشین‌تان فاصله بگیرید و ظرفیت مخاطب و رجوع کنندگان را هم در نظر داشته باشید ، همین‌طور به به اثر بخشی و پرباری محتوا هم . از ضعف و کاستی‌های وردپرس، نرم نرم جدا شوید و به قالب جدیدتر و کارآمدتر هم بیاندیشید.

    [پاسخ]

  24. آریوشین
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۹ | #24

    دنباله سخن:
    در این چند ماهه حضورم در آهستان دریافتم شما ، تنها چند شماری کامنت نویس ثابت دارید و برخی از اینان هر زمان که بخواهند درب و کرکره آهستان (چه باشید و چه نباشید) بالا و پایین می‌کشند.این خُرده جماعت اُنس یافته با آهستان، با مخاطب هرآن‌گونه که مایلند سخن می‌گویند و البته با رعایت ادب هم ،کمتر یقه می‌درانند. این همه برای آن است که بیش از شما افاضات و کمالات سیاسی فرهنگی و تاریخی دارند!!. برخی از این مهمانان صاحب‌خانه شده، تاب و شکیبایی در برابر غیرِ خود را هم ندارند و از تازه وارد‌ها هم خرده‌های فراوان می‌گیرند که اول برادریت را ثابت کن، بعد لهجه‌ات را بالانس کن ، بعد ار آن دو قدم بدو و چهار دفعه استغفرالله کن و دست آخر هم برو آن ته‌ مجلس بشین و سکوت کن.

    بالقوه چندین وبلاگ در وب نوشت شما حضور دارد. حجم نوشت و گفتار اینان (از جمله من)، همیشه بیش از نوشتار اصلی و حواشی‌تان است (که این نه عیب و کاست که خود عین صواب است).اما همیشه بی‌ربط به موضوع و سخیف‌تر از هر وهن ماقبل‌اش است که خوره جان همه‌ی حضرات می‌شود.
    بحمدالله از فیلسوف «ترین‌ها»، تا داعیه‌پردازان بلیغ و پیشگویان سیاسی گرفته تا اندرز دهندگان و نکوهشگران که «نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت نظام گیرد» گرفته تا آنانی که «صفت‌های زشت در تو نهند». همگی جان‌مایه دارند و به خوبی در پناه نوشتار شما، مأوای سخن گرفته‌اند. این‌ها را نگفتم که حمل بر این شود که «نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم» و یا «در این سراب فنا چشمه‌ی حیات منم».چرا که عاقل‌تر و زیرک‌تر از این می‌نُمایی.

    راه دور نرویم ، مثلاً مایلم با برخی دوستان، سنگ‌ام را یکجا وا بکنم ، همانند نازنین بزرگواری مانند :«غلامعلی یوسفی». بسیار بسیار مشتاقم درباره ایشان بدانم. بدانم که ابتدا و انتهای دیدشان چیست؟ بدانم ایشان ما را دقیقاً به چه چیز هدایت و دعوت می‌کند؟ همین‌گونه سایر دوستان هم اندیش و غیر آن.
    اما حتماً تصدیق می‌فرمایید خواندن نوشتارهای پیشین و درهم شده با همه‌گونه نظریات جز آشفتگی و سرسام دستامدی حاصل کسی نمی‌گردد.

    همه‌‌ی این کاستی‌ها و احیاناً جفاها چه به شخص خودتان ( همانند سانسورچی و …) و چه به دیگران، صرفاً در نبود امکان فروم Forum منسجم است تا دیگران بتوانند با طِیب‌خاطر و مستدل مواجه و گفت و شنود نمایند.همان مصداق «و نظم امرکم» مرادم است.
    این امکان حداقلی وبلاگی ، دست‌کم این فرصت را می‌دهد که سنجیده و مدون، پاسخ پرسش‌ها و اقوال درست و نادرست همگان را داد و احترام همگان را نیز محفوظ داشت.بی‌آنکه با گذشت زمان از اهمیت گفتمان هم کاسته شود و مهم‌تر از همه آنکه شائبه حذف و سانسور و بدفهمی هم دستاویز و بهانه‌ای نمی‌شود تا به مظلوم نمایی جلوه یابند.
    پس نوشت:
    ۱- در این نوشتار باز مجبور به زدون کدام کامنت‌ها از حضرات شدید؟
    ۲- با فرض حقیقت داشتن گفتار کریمی با نشانی ذیل ، جایگاه آگاهی بخشی ما «جماعت دین‌باور مجازی» کجاست؟
    – سهیل کریمی: «پاراچناری‌ها با اینترنت ۲۰k و سایت khamenei.ir از ما جلوترند»
    http://rajanews.com/Detail.asp?id=156223

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۴ ب.ظ:

    باتشکر از توجه تان :
    شاید هزار یا دو هزار صفحه تاکنون نوشته باشم اما خلاصه همه آنها یک جمله است.
    آرزویم، هدفم و نظرم این است که برای همیشه کشور مان در شرایطی مانند دوران سازندگی یا اصلاحات قرار داشته باشد نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    شرایطی مانند سالهای ۸۰ تا ۸۴ بهترین حالت قابل تحقق در جامعه ماست.

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۳:۲۱ ق.ظ:

    اقای ارپوشین شما که اینقدر ادعای کمالات دارین فکر نمکنین مسئول این وبلاگ خودش هم ممکنه قد شما اطلاعات در مورد نرم افزارها داشته باشه و صلاح نمیدونه که دستورات ایمنی شما رو بکار ببره! چون این چندمین باره که من میبینم شما سفارش به حصار کشی میکنی! بهتر نیست شما هم اینجا کامنت گذار باشی تا شریک خاص مدیر وبلاگ؟ به شما چه ربطی داره که راجع به کامنت گذارهای اینجا اظهار نظر میکنی؟

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۵:۵۳ ق.ظ:

    امیرخان همونطور که گفتی این وبلاگ خودش صاحب داره!!!

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۷:۰۸ ق.ظ:

    اخوی! صاحبخاته‌ی محترم !
    چندبار یادآوری کنم؟ قبل از نوشتن و تعقیب کردن سخنان من، از یک آشنا به معقولات وبلاگ و وب‌سایت پرسش کن، بعد وارد جزییات ریز و درشت شو.این چیزی که من می‌گم چه ارتباطی به امنیت دارد و یا خواهد داشت؟ پیشنهادم ،تنها برای سامان دادن چینش مطالب است.پیش از این هم لینک خارجی را شبیه همین نظرم را مثال زده بودم تا امثال شما دچار توهم استبداد و فضای امنیتی نشوید.یادتان نیست؟ ظاهراً شما خیلی مایلید همه جا حضور داشته باشید و نظر بدهید.باور کن در آن حالت هم راه برای شما بسته نیست.همین نام و نشانی مجازی کفایت می‌کند. مثل همین وضعیت فعلی آهستان است ولی قابلیت پویاتر و رساتر در ارایه محتوا.
    مثلاً آقای غلامعلی یوسفی می‌فرمایند :«شاید هزار یا دو هزار صفحه تاکنون نوشته باشم…». خُب.اگر همه‌ی این نوشتار هم در لابلای هزار صفحه و هزار سخن دیگر نیز باشد. نتیجه چه می‌شود؟ چیزی به نام انبار کاه و سوزن.
    ساده‌ترین وبلاگ‌ها هم دسته‌بندی موضوعی دارند.گمان می‌کردم شما که متجدد می‌نمایید و به‌روز از علوم سخن می‌گویید، پیشقراول این پیشنهاد باشید،نه آن‌که گارد ناشیانه بگیرید.
    اصلاً شاید کسی خواست مطالب گهربار شمار را پی‌گیری کند، حیف نیست آن مطالب در لابلای هزاران سخن دیگر پنهان شود و خَلقی بی جهت محروم و سرگردان شوند؟
    دو خط به دو خط در آهستان ، شاهد بلبشوی نظریات فلسفی ، ادبی ، اقتصادی، روانشناسی ، تاریخ ،فیلم و سینما و نوستالژی ، انتخابات ، شایعات و داشته و نداشته‌امان از ازل تا به ابد هستیم و باز همگی هم گمان می‌کنیم درست و مرتب با وب نوشت آهستان سخن می‌گوییم.اما همین آهستان چند بار تذکر داده که جماعت! مرتبط با مطالب بنویسید و در برخی نوشته‌هایش هم تأکید به ننوشتن مطالب سیاسی کرده است. خاطرتان که هست؟

    Forum به بیان ساده یعنی همان نظم در وب‌نوشت‌های پراکنده.

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    فروم به یقین مناسبت ترین ابزار و مکان برای گفت و گوی مجازی است. اما خب جناب آریوشین عزیز به نظر شما فروم سیاسی آن هم در این سطح در این کشور تحت این حکومت با این مردم و پیشینه و فرهنگ و … آیا ممکن است؟ یقین ندارید که اولا حجم مباحثات در آنجا چندین برابر خواهد شد؟ ثانیا مدیریت نظرات از حیث متعارف یا قابل انتشار بودن یا هر نوع ممیزی دیگری بسیار مشکل و اعتراض بر انگیز خواهد بود؟ در ممالک غربیه بسیاری پارامترهای ما یا بی معناست یا بدون حساسیت. می دانم بالاخره باید نقطه آغاز و علاجی باشد قبل از آن واقعه، اما راهکار چیست؟ شما نیک می دانید که چرا این وبلاگ بنا به ملاحظاتی علی رغم این همه نظرات مخالف بدون قیلطر باقی مانده است.
    حال بماند سطح شدید اختلاف دیدگاه دوستان و البته ادبیات فاخری که در بیانشان به کار می برند چگونه می خواهد در فرومی که اساسا برای بحث و گفت و گوی چند طرفه ساخته شده متجلی گردد!

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۲ ۵:۴۹ ب.ظ:

    صابر ارجمند با سلام و درود!
    ابتدا از نوشتن دیدگاه‌تان سپاسگزارم.

    پکیج‌های ‌فرم‌ها با توجه به نیازهای مدیران و برای سامان دادن نیازهای طبف‌های مختلف با سلایق گوناگون ساخته شده‌اند.گستردگی و مهندسی فکر پشت این ایده هم روز به روز بهتر و پویاتر می‌شود. حال بماند برخی از سایت‌ها تا به انتهای بحث‌های جاریه و روزمره در زندگی وارد می‌شوند و همه‌چیز دان هم می‌شوند.آنقدر که برخی به ویژه در ایران خودمان با بد سلیقگی و تمامیّت خواهی از شیر مرغ گرفته تا جان آدمی را در زیر مجموعه خود تعبیه و جاسازی کرده‌اند.مراد من آن بلبشوی سوپرمارکتی هم نیست.
    فروم ،ساخته شده است تا مدیران و یا مدیر مسؤول سایت به راحتی و بدون تکرار به توضیح نیازها و پرسش‌های مخاطب‌شان بپردازند.یک رویکرد علمی و منسجم و در نهایت احترام به وقت و زمانی که رجوع کنندگان به مباحث می‌کنند.
    تصور کنید کسی در بین ما حوصله کند و مطالعات و تحقیقات خودش را که در چندین صفحه نیز می‌باشد بخواهد برای یک پرسش مکرر ارایه کند و یا دیگری بخواهد نقدی بر کتاب یا فیلمی را که ناتمام مانده پی بگیرد،یا پاسخگو و یا پرسشگر نکاتی باشد که پیش از این مورد کنکاش قرار گرفته است. یک راه متداول و غیر حرفه‌ای آنست که مدام از گوشه و کنار لینک بیاورد و برای دنباله بحث خود، همین سندآوری را هم کماکان با همین روش ادامه دهد. خُب،شاید این روش به تنهایی اشکالی نداشته باشد و ما گمان کنیم آن عزیز ظاهراً پیوسته و مرتبط با مقوله‌ی مرتبط خودش سخن می‌گوید، اما اگر کسی دیگر هم در یک حوزه‌ی اندیشه متفاوت بخواهد ورود کند و شاهد و مثال بیاورد ، مواجهه با انبوه لینک‌ها و اقوالی می‌شود که مرتبط با جُستار خودش نیست.بنابراین یا از ارایه مطلب صرف نظر می‌کند و به همین رسم مألوف «گفتم،گفتی،گفت» جاری آهستان روی می‌آورد.
    به هر حال بعید می‌دانم محقق و آگاهی، به این شیوه و متد گفتمان عادت داشته باشد و یا بخواهد اعتنایی درخور بکند.چون پایداری و جان کلام و سخن‌اش تا نوشتار بعدی آهستان دوام و بقا دارد. نمونه این‌که اگر کامنت شما و من در صفحه‌ی نخست نبود ، بعید بود من به بیان و سخن شما رجوع و التفات کنم.در فروم این اتفاق نمی‌افتد، ولو این‌که چندین سال هم از طرح بحث خاصی هم گذشته باشد.

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۲ ۶:۰۸ ب.ظ:

    ادامه‌ی سخن:
    – «فروم سیاسی آن هم در این سطح در این کشور تحت این حکومت با این مردم و پیشینه و فرهنگ و … آیا ممکن است؟ »
    من راهبند و گیری در آن نمی‌بینم.پیچیده‌ترین مباحث به لحاظ اندیشه و باور مثلاً در حوزه‌ی بحث در خداباوری و بی‌دینی نیز هم اکنون در همین سرزمین و در تعدادی سایت‌ها و مرتبط با همین موضوع مورد کنکاش و گفتگو قرار می‌گیرد.(من نام و مثالی از سایتی در ایران نبردم تا شُبهه‌ی سیاسی و یا گرایش حِکمی و فلسفی در ذهن افراد تبادر نشود).

    – «یقین ندارید که اولاً حجم مباحثات در آنجا چندین برابر خواهد شد؟ »
    بی‌شک ! چرا؟ چون سامان دارد و روی سخن و هم‌سخن نیز جایگاه خودشان را به خوبی می‌شناسند و به راحتی و بدون نگرانی از ورود و یا خروج از بحث جاریه سخن می‌گویند، و این حُسن و ویژگی دیگری برای سایت خواهد بود.
    – «ثانیاً مدیریت نظرات از حیث متعارف یا قابل انتشار بودن یا هر نوع ممیزی دیگری بسیار مشکل و اعتراض بر انگیز خواهد بود؟ »
    اتفاقاً همین نکته‌ی مدیریت آسان‌تر است که من مایلیم آهستان از شیوه‌ی سنتی پاسخگویی خارج شود.نگرانی شما را هم درک می‌کنم. نویسندگان پکیج‌های فروم نه در این‌جا که در کل در دنیا، به همین نکته هم از آغاز توجه داشته‌اند.محتوا و واژگان مورد گفت و شنود هم پیشاپیش می‌تواند تعریف و پالایش شود. چنانچه فرضاً واژگان سخیف و یا توهین‌آمیز باعث رنجش مدیر سایت باشد با تعیین فهرست کلیدواژگان مربوطه یا آن واژگان حذف و پالایش می‌شوند و یا این‌که به یک واژه‌ی هم سطح و هم معنا نزدیک می شوند. فرض بفرمایید برای واژه‌ی «سکولار» ، مدیری این‌گونه جایگزین می‌کند: «سکو*لار » و یا دیگری واژه‌ی «گیتی‌گرا» جایگزین می‌کند و یا مثلاً شما که از واژه‌ی «قیلطر» استفاده نموده‌اید. همهگی راه کارهای مناسب و جایگزین رفع نگرانی‌ها و ابهامات هستند که دیگران نیز اندیشیده‌اند.
    بنابراین بدزبان‌ترین و ناسزاگو‌ترین اشخاص نیز هنگامی متنی را در برابر دیدگان همگان قرار می‌دهند، پیشاپیش و به‌طور خودکار رعایت ادب و حفظ کرامت همگان رعایت و لحاظ می‌شود.چگونه؟ چون واژگان ناسزا و دشنام ، به هیچ روی ظاهر نمی‌شوند.در نتیجه عصبیّت و اهانت در هر نثری کاسته می‌شود و مسیر بحث و فحص همگان نیز آسیبی نمی‌بیند.کافیست مدیر سایت فقط با یکبار تعیین نمودن مصادیق خط قرمز خود ، نسبت به ایجاد واژگان و اصطلاحات در یک فهرست کلید واژه بسازد و خلاص. دیگر لازم نیست ۲۴ ساعته حضور در پای سیستم هم داشته باشد و مدام هم پاسخگوی علت زُدایش و پالایش گفتارها و نوشته‌های خلایق شود، و بالطبع آن نگرانی ممیزی هم از جانب کامنت‌نویسان بهانه و دستمایه‌ای برای مدیر سایت نخواهد داشت.

    صابر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۲ ۸:۱۷ ب.ظ:

    سلام جناب آریوشین عزیز.

    موضوع اصلی به هیچ روی فنی نمی باشد. ساختارمند بودن حجم مباحثات و یا پالایش در سطح برنامه مورد بحث اینجانب نبود. موضوع اصلی ساختار سیاسی حاکم بر فضای سایبر است که عملا بهره برداری از انجمن سیاسی آزاد را ناممکن می سازد:

    ۱. نظرات و نظر دهندگان این وبلاگ بسیار محدود و اندک هستند و در حدی نیست که قابلیت تاثیرگذاری یا جذب قابل توجه مخاطبان سیاسی را به صورت مستمر در پی داشته باشد. پس هزینه ای برای نظام سیاسی ندارد و از جهاتی مفید است چون قابل کنترل است. اطلاع دارید که اینجا نیز قبلا به تور غول قیلطرینگ افتاده. و البته اینکه در سطوح بسیار پایین تر نیز از آن تور در امان نیستند اما اینجا بنا به ملاحظاتی و شاید مسائلی پشت پرده فعلا پابرجاست. پس از منظر تاثیرگذاری و حجم صدای مخالف، فروم ها غالبا دردسر سازند.

    ۲. منظور من از پالایش، در لایه های عمیق تر و معنایی یا مفهومی یا به نوعی منطقی نظرات است. اینکه برنامه بتواند کلمات کلیدی نامتعارف را تشخیص دهد که همین بخش سیستمی مدیریت نظرات را هم می تواند از پس آن برآید. مشکل آنجاست که برنامه نمی فهمد که این جملات شما در دایره قانون یا عرف سیاسی می گنجد یا خیر! مثلا بگویید “فلان مقام سیاسی توانسته است با فریب مردم بر مسند قدرت بنشیند” یا “این نظام فلان و بهمان”. در نظام ما حساسیت ها بالاست (با دلیل و بی دلیل). در عربستان وحشتناک است. در روسیه کمتر. در آمریکا بسیار کم است (قدرت بلامنازع رسانه های سرمایه داری و حکومتی! هر چند پرواضح می بینید که بسیار پیش می آید که صدایی، تصویری، مطلبی، کمپینی و یا هر چیزی که بر فرض بر ضد منافع اسرائیل در شبکه های اجتماعی منتشر یا تشکیل گردد به راحتی مسدود می گردد اما در مورد دیگران کمتر یا خیر یا حتی تقویت می شود مثل جریان توئیتر در انتخابات و یا مسائل مسلمانان). در فرانسه … و و و.

    – شاید بفرمایید هر نظر قبل از انتشار بررسی گردند؟ مشکل آنجاست که همین الانش هم کمی تاخیر در انتشار نظرات سر وصدای خیلی ها را بالا می برد حتی اگر بگویید سیستم اشتباه کرده است. در فروم که دیگر هیچ!

    – شاید بفرمایید افراد دائم الخطا از گردونه بحث خارج یا حتی با خطر حذف اکانت مواجه گردند که این نیز دو مشکل اساسی دارد:
    ۱. اکانت دیگر یا جعلی …
    ۲. بر فرض نظری مشکل دار صبح منتشر گردد و سامانه قیلطرینگ کشور مثل همیشه با سرعت نور متوجه گردد. حال با پیغامی تذکرا صاحب فروم را مطلع می کند که اگر صاحب فروم تا شب دسترسی نداشته باشد یا مسافرت باشد یا هر دلیل دیگری نتواند اقدام عاجل به عمل آورد آن غول، خوشحال و خندان و مسرور و پیروز اقدام به انسداد فروم می کند و دوباره طی مراحل رفع قیلطرینگ و …
    حال فرض کنید نرخ تکرار این فرآیند، بالا رود -> انسداد کامل با حکم قضایی :-) بماند هزینه های راه اندازی و نگهداری و پشتیبانی و …

    * نکته دیگری که نظام شاید به حق بر آن اسرار دارد عدم طرح موضوعات سیاسی آنهم بدون پشتوانه اطلاعات صحیح یا منطقی یا علمی در محافل عمومی قابل انتشار است. به نظر شما آیا همانطور که آدم های عادی نباید من باب مثال در حوزه فلسفه و پزشکی و … بدون پشتوانه اظهار نظر نمایند چرا که چیزی جز تشویش و انحراف و خسارت در پی ندارد در حوزه سیاست نیز نباید بدین گونه باشد؟ حال شما ببینید در همین نظرات حتی بحث های کلیدی از جمله ولایت فقیه، مباحث تشیع و غیره هم مطرح می گردد که طرف سر و ته کلامش را با دو جمله هم می آورد. یکی از همین دوستان اینجا (احتمالا می شناسید) عادت دارد با چند جمله کوتاه که شماره گذاری هم میکند!!! همه چیز را زیر سوال ببرد و تمام!
    از دیگر منظر هم مخاطب عام که به صورت سطحی و گذری از میان حجم انبوه صفحات وب گذر می کند ناگهان همین دو جمله یا چند نظر را می بیند و می رود اما خب اثرش را می گذارد و تکرار و تکرار!

    * باز نکته دیگر، پویا و تکرار پذیر بودن بحث های سیاسی در محافل عمومی است. اینطور نیست کسی برای ابراز عقیده یا سوال سیاسی اش، مطالعه و یا به مطالب و مباحث مطروحه پیشین مراجعه نماید و حتی ممکن است افراد با سابقه همان انجمن نیز بارها و بارها گفت و گوی تکراری داشته باشند. یک دلیلش هم اینست که همیشه یک طرف قضیه به دنبال حقیقت نیست و زیر بار نمی رود.

    * من هر چه می نگرم منفعتی در این کار نمی بینیم هر چند می دانم که بالاخره فروم های سیاسی هم مثل نقل و نبات بر بستر وب پخش می شوند مثل بحث مکالمه تصویری موبایل :-)
    * یک اظهار نظر کاملا شخصی: اصلا مطالب اینجا و بسیاری دیگر مهم نیست و چیزی از توش بیرون نمیاد. از جنس حرف های خاله زنکی که همه جا می بینید اما یه خورده باکلاس تر هستند. مطالب قابل ارجاعی نیستند. نظرات کلا روی هواست و محو می شوند. چراکه سطحی هستند و با علم و منطق گره نخورده اند. برداشت های شخصی و عموما احساسی. طرف ممکن است حتی یک ساعت بعد، از نظرش پشیمان گردد. آن دوست محترمی هم که شب جمعه مقاله می نویسند خب اشتباه می کنند. اینجا را اشتباه گرفته اند. متاسفانه (ای امان از آن غول) وبلاگشان نیز همانند دیگر دوستان قبلا قیلطر شده است. اگر مطالبشان جایی دیگر هم و یا از برای هدفی خاص منتشر می کنند که هیچ در غیر اینصورت که عملا مثل این میماند روی کاغذ چیزی بنویسید بعد مچاله اش کنی و سطل گوشه اتاق را نشانه رفته و پرتاب!

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۱ ب.ظ:

    صابر گرامی با سلام و تحیت مجدد!

    من با اجازه شما از آخرین پاراگراف‌تان بهره می‌گیرم.باید بگویم متأسفانه این همان نظر و رویکرد فعلی من است.چنانچه کسی یک هفته یا بیشتر به آهستان رجوع نکند چیزی از دست نخواهد داد.یعنی به دانسته‌هایش که چیزی اضافه و افزون نمی‌شود که هیچ ، که بهتر از آن که دچار سایش روحی هم نمی‌شود.برخی در مدار و شعاع کوتاه و برخی نیز در مدار و محیط بیشتری گردش قلم و نظر دارند. اما آراء و نظرشان همان است که پیشترها بوده است.
    حال چنانچه آقای حسینی نوشتار من و شما را می‌خواند( از همین‌جا سلام می‌رسانم)، می‌خواهم دوستانه بداند که قصد تحقیر و خوارشماری اشخاص و آرای دوستان این جمع را خدای ناکرده نداریم.صرفاً از وقت و انرژی که می‌گذارد، دریغ‌مان می‌آید که این‌گونه یله و رها باشد. به لحاظ عقلایی و شرعی می‌بایست یک نتیجه‌ای که منشأ خیری هم باشد را تدبیر کند.نه این‌که ماحصل و برآیند همه‌ی گفت و شنودها شوربختانه تنها این باشد که بر حجم نکوهش و عداوت مابین دیدگاه‌ها افزوده شود.البته همان‌گونه که پیشترها گفته بودم ایشان خالق و واضع اندیشه‌ی دیگران نیستند ، بنابراین حرجی نیز برایشان قطعاً نیست.اما بستر این فضا می‌تواند سامان مناسب‌تری بیابد.

    خداوند این لیاقت و فرصت میزبانی اندیشه‌های ناهمسان را به آهستان داده است ، می‌بایست بعد از شکر و سپاس‌گذاریش ،برای بهبود محتوا و اثر بخشی اقدامی در خور برای روی‌سخنان نیز فراهم یا چاره کند.شاید بخشی از اینانی که اینجا می‌نویسند تنها غرُّولُند کنان دائم و همیشگی‌ باشند ، اما برخی نیز منتظر پاسخ متین و مستدل هستند. من توقع یک شیعه‌ی تمام قد و آموخته‌ی مکتب امام صادق(ع) را از آهستان ندارم. ولی همراستا و در جهت آن مکتب صادق (ع) را همواره انتظار می‌کشم و آرزو دارم.

  25. ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۳:۰۶ | #25

    سلام برادر حسینی
    ارادتمند
    ممنون از تحلیل های به جا و به روز
    کتابی هستم، طلبه و مشاور
    خوشحال می شم سر بزنید
    ارادت

    [پاسخ]

  26. جوانک
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۳:۱۰ | #26

    آقای حسینی برای یک لحظه هم که شده فرض کن این ادعا درست باشد و احمدی نژاد این نوار را هم پخش کند. چه جوابی خواهی داشت؟

    [پاسخ]

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۴ ب.ظ:

    در ضمن دیکتاتوری رفتار شما از اینجا نشات می گیرد که باور داری حق با توست و با جدیت و بدون مدرک می گویی دروغ است. شما با چه مدرکی می گویی دروغ است؟
    تفاوت ما با اونور آبیا تو اینه که در بلاد کفر همه بی گناه هستند مگر آنکه خلافش ثابت شود. اما در ایران همه خلافکار و دروغ گو و گناهکارند مگر آنکه خلافش ثابت شود.

    [پاسخ]

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    از طرفی مدرکی از جنس فارس نیوز آوردی و مدعی شدی که دروغ است. به قول شما مگر می شود فارس نیوز این سخن را تائید کند در حالیکه مثل شما نمی خواهد چنین ادعایی درست باشد؟
    فارس نیوز، ندای انقلاب، خبرگزاری فارس، رجانیوز و…. همگی از جنس هم اند. همه اشان اخبار را به نفع نظام بازگو می کنند نه بر اساس واقعیت موجود. این هم شد مدرک؟
    حالا همه ی اینا رو بی خیال. شما به سوال ما جواب بده. فرض کن این ادعا درست باشد و احمدی نژاد این نوار را هم پخش کند. چه جوابی خواهی داشت؟

    [پاسخ]

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    اشتباه لپی
    فارس نیوز = خبرگزاری فارس :D

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۳ ق.ظ:

    جوانک جان! اینقدر عقده از فارس داری که اصلا متوجه نشدی اون لینک، جوابیه دولت به سایت بازتابه. مگه فارس از طرف خودش تکذیب کرده؟ اصلا اسم فارس رو خط بزن، جاش بنویس مهر یا ایسنا یا ایرنا یا ایلنا و یا بی بی سی! ببین دولت چی گفته

    [پاسخ]

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۶ ق.ظ:

    از کجا معلوم که اون سخن بازتابه دولته؟ مگه واسه این خبرگزاری ها سخته مطالب کذب گذاشتن؟
    چه کسی می خواد اینها را بازخواست کند؟ مگر چنین امکانی هم وجود دارد؟
    وقتی من در چنین سایتی در بیان دیدگاهم نوشتم لطفا مدرک ارائه دهید، و آنها این نظر را پخش نمی کنند چه چیز را می رساند؟
    این خبرگزاری فارس کجایش برایتان حجت است که به او پناه بردید؟

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    جوانک جان! معلومه که کلا تو باغ نیستی! ایرادهایی می گیری که کمتر خواننده ای از این ایرادها می گیره.

    اگه واقعا اینقدر از فضا دوری و خبر نداری، دوباره تکرار می کنم: این لینک، تکذیبیه روابط عمومی دولت هست. بیانیه رسمی ریاست جمهوریه. این خبر در همه سایتها اومده نه فقط تو فارس. مگه میشه یه سایت خودش از طرف دولت بیانیه بده؟ بی خیال بابا :)

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

    چرا نمیشه عزیز دل؟ اینجا ایران است.
    مدرک مستدل، وبسایت خود ریاست جمهوری است. چرا در وبسایت خود ریاست جمهوری به این تکذیب اشاره نشده است؟
    شما اصل آن نامه را برایمان نشان بده ما تسلیم می شویم.
    به خدا تسلیم می شویم.
    اصل نامه + امضای ریاست جمهوری.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۲ ق.ظ:

    امان از تعصب. به خدا قسم می خوری؟ نیازی به تسلیم شدن نیست. این ها هم سایت دولت. مطمئنم بهانه دیگری می گیری
    http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=9&Id=226760

    http://president.ir/fa/48034

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۷ ق.ظ:

    ما تسلیم شدیم.
    اما این را می دانیم تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها…

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    در ضمن شما فرمودین : البته احتمالش خیلی ضعیف است. چون هیچ آدم عاقلی به ضرر خودش حرفی نمی‌زند و کاری نمی‌کند.
    بهتر است به جای کلمه ی ” عاقل ” واژه ی ” سیاستمدار ” را به کار ببریم. چون انسان هرچقدر از لحاظ عقلی به معنای راستین رشد کند بیشتر طرفدار حقیقت خواهد بود نه منافع شخصی. هرچند به ضررش باشد.
    این خود نیز مدرکی است به این جنبه از شخصیت اتان که شما انگار همیشه طرفدار منافع شخصی خود هستید نه حقیقت ماجرا! و هر جا حقیقت به ضررتان شد آنرا تحریف می کنید. (کافر همه را به کیش خود پندارد)

    [پاسخ]

    جوانک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۴ ب.ظ:

    بی ادبی و جسارت ما را ببخشید. تنها بازگوی نظر اینجانب بود. قصد توهین ندارم.

    [پاسخ]

  27. رضا
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۰:۰۰ | #27

    سین جان

    حکایت من و خیلی‌ از دوستانم که خواننده اهستانیم حکایت ادمهایه که هر روز باید برن به یه مغازه سر بزنن تا یکی‌ از مشتریهای گذری مغازه رو ببینن … یه دکان برا خودت باز کن عزیز جان ما رو هم از در به دری نجات بده. از دو حالت خارج نیست ؛ شما یا خودت وبلاگ داری و به ما نمیگی ، که این خیلی‌ نامردیه، و یا وبلاگ نداری و فقط اینجا می‌نویسی ، که در این صورت به همه مدیونی

    [پاسخ]

  28. ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۰ | #28

    ارتش سایبری فقط مزد بگیر و مزدور میباشند پس لطفا نظر ندهیدزیرا شماها مزدور هستید و در ضمن در کجا اسلام انسان بی گناه و بدون محاکمه باید ۸۲۰روز زندانی شود گناه تمام این کارها به گردن تو

    [پاسخ]

  29. سین
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۰۳ | #29

    آقای آرش جان من یه فکری تو سرم دارم. فرض کن آقای الف و آقای ب با همدستی هم مرتکب امری شده باشند که خلاف قانون باشد. وقتی که بین آنها اختلافی پیش می آید ، همیشه این دو نفر از افشای راز مشترک که به حیثیت هر دو لطمه می زند در هراسند و با وجود همه اختلاف ها مجبورند در مقابل هم کوتاه بیایند. اما اگر روزی برسد که آقای الف چیزی برای باختن نداشته باشد ، برگ برنده افشای راز پر سیمرغ است. تا اینجای حرفم که هر بچه مدرسه ای هم می داند. اما از این جا به بعد شاید فرق کند.
    اگر به مطلب بازتاب که در پست آقای آهستان آمده توجه کنیم می بینیم بازتاب تعمدا و با برنامه مسئله ای که اصلش مورد مناقضه است را به طرز مذبوحانه ای به بازی گرفته. تعمدا ماجرای تقلب را طوری بیان کرده که هر کسی بتواند با یک اما و اگر آن را رد کند. حالا چرا؟
    آقای الف و ب هر دو می توانند با بازی کردن با راز دیگری را به مصالحه دعوت کنند. آقای ب که می بیند دارد به تله می افتد اصل راز را افشا نمی کند اما آن را طوری می گوید که دیگران نفهمند اما آقای الف دستگیرش شود که او دارد به آتش نزدیک می شود. مثلا اگر آقای الف و ب هر دو دزدی کرده باشند ، آقای ب در حضور دیگران هی درباره دزدی حرف می زند تا تو دل آقای الف خالی شود.
    از مثال بگذرم. من فکر می کنم این متن باز تاب حتی می شود توسط عواملی درج شده باشد که تقلب اصلی را کرده اند. می خواهند گل مخفی در دست احمدی نژاد را با حواشی و گرفتن شوک شنیدن آن تبدیل به پوچ کنند.
    اگر یادت باشد نتایج انتخابات از ساعت نیمه شب خیلی با برنامه و با یک اختلاف منظم اعلام شد بدون آرای باطله. از صبح ساعت نه تا حدود یازده هم که بین مردم خنده و استهزا راه افتاد که ای بابا یعنی یکی پیدا شده رئی برگه رای بنویسد ننجون کروبی و باطل شود ، شمارش آرا خروجی نداشت . و حدود بعد از ظهر که کرباسچی داشت در مصاحبه اش از اولین جرقه های اعتراض و تشکیک حرف می زد یکهویی اطلاعیه رهبر خوانده شد که تبریم و حماسه و والسلام.
    این اطلاعیه بازتاب می خواهد بگوید هیچ برنامه قبلی برای برنده شدن حتمی احمدی نبوده که با توجه به کامنتی که آن بالا نوشتم و اظهارات سردار مشفق و دستگیری آدم های درجه یک ستاد ها و اصلاح طلبان این قضبه باطل است.
    این نوار دروغ محض است. به جایش راز بزرگ یک سلسله برنامه ریزی هایی است مدت دار و شامل عوامل و افرادی که آن موقع جژء معتمدین و خاصه گان بوده اند و ابزار این کار یک برنامه دقیق نرم افزاری در وزارت کشور بوده. همان برنامه ای که ورژن اول برنامه نویس اش آرای باطله را در نظر نگرفته بوده.
    هر که به باز تاب گفته این ماجرا را بنویس ، از طرف آقای ب یا الف ( آقا که می گویم یک گروه و دسته) یک هدف داشته. شیر فهم کردن دیگری. اولی می خواهد بگوید ببن بابا من چطور قادرم با راز بازی کنم ، طوری که تو وقتی افشایش کردی مثل افشای بقیه بگم بگم ها ، قبل از تاثیر گذاری در اجتماع فراموش شود.
    از طرف احمدی هم می تواند این باشد که پیامی به اصل کاری ها بدهد که ببینید من دارم به آتش نزدیک می شوم. الان راستش را نمی گویم اما اگر پا از روم دمب من بر ندارید افشای واقعی را انجام میدهم.
    .
    حالا ماجرا چیست. راز واقعی قبل افشا شده. حرف آن روز های مردم یک به یک درست در آمد. شعا های آن روز های مردم را بخوانی یک جمله کلیدی داشت. یادتان است مردم شعار می دادند کسی بمیرد و داغ چیزی بر دلش بماند.
    کلید افشای راز الان هم در در چرخیده. باقی حرفها و ۱۶ میلیون و نوار و باز تاب محمل و مایه گمراهی است.
    و البته آرش جان تو همه این را می دانستی. من فقط آمده بودم کمی پر حرفی کنم.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۸:۰۳ ق.ظ:

    اصلش مورد مناقشه ( ببخشید)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    اوخ تابناک و احمدی نژآد همون دو نفرن!!!!!!!!!!!
    ببخشید یعنی محسن رضایی و احمدی نژاد همون دو نفرند!!!!!!!!!
    یا شاید هم هاشمی و احمدی نژاد!!!!!!!!!!!!!!
    بابا تحلیل
    بابا تفکر!
    سیاس!!
    خوش تیپ!
    جیگر!!!

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    اصولنش شما چه حالی داری ها!!
    فکر کنم حجم کامنتهای شما اینجا چندین برابر حجم مطلب آهستان باشه!
    با توجه به نحوه بیان تحلیل هات هم که خیلی مذبوحانه و خنده دار ولی در عین حال شیطنت آمیز هست داره یه حدس هایی به ذهنم میرسه!

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۶:۳۰ ب.ظ:

    محمد مختصر جان ( این اسمو دوست داری؟ ) همینطوری خلاصه و نیم بند فکر کردی و شنیدی و نظر دادی که حالا وضعت همینه. همینطوری بی فکر و برنامه زنده باد مرده باد گفتی و ذوب در قدرت بودی که حالا تا گردن، کلاه احمدی نژاد تو سرت رفته.
    حالا که اینهمه کار داری و می خوای همه رو ساکت کنی و خیالت از کامنت دانی آهستان جمع بشه و دوباه تا دیر نشده کار انتخابات رو بی خرف و حدیث تمام کنی و یک اصلح دیگری ببری رو کرسی بشونی ، اینجا چکار می کنی عزیزکم.
    اینجا آقای آهستان لطف کرده اجازه داده ستاد بی کاندیداها باشه. ما را که می بینی خط فکری مان احتمالا کاندید ندارد. نشسته ایم تخت روی مبل و داریم بر امور نظارت می کنیم . نکته سنجی. وای که چقدر خوبه آدم از هفت دولت آزاد باشه. اینجا ما اکثر از بردن کسی به روی صندلی قدرت خسته و سرخورده شده ایم و کارمان شده از صندلی پایین آوردن .
    منی که می بینی همینم مگر خاتمی بیاد. اونوقت برای اصلاح مملکت از جونم هم می گذرم.
    تو که واسه کار دیگه الان گزینش شده ای ، مگه ستاد ها تعطیل شده / متینگ ها چی؟ سفرای استانی چطور؟ ببنم دو بعلاوه یک و پنج ضربدر دو مگه به سربازان گوش به فرمانی مثل تو که اینهمه کم گوی و گزیده گوی هستی و مثل پارازیت امواج سخن را خط خطی می کنند دیگه احتیاج ندارند که اینجایی؟ نکنه ساکت کرن ما هم برنامه کاندیداها شده خبر نداریم.
    اینجا یک مسئله پلیسی مطرح شده و من هم خانم مارپل. می دانی که این خانم حس ششمی در شناسایی قاتل رد خور نداره.
    حالا خیالت رو راحت کنم. اینجا جای روده دراز هاست. آقای آهستان هم مالکش. اگر او بگوید سین ننویس من نمی نویسم. چون صاحبخانه احترام دارد. اما تو توی باکس خودت دانلود آهنگ ” می آید وای وای ” بگذار و کنارش عکس مشایی و گوگوش. اگر کسی چیزی گفت. دیگه گوگوش که از هدیه تهرانی و مرحومه عسل بانو شناخته شده تره. حالا پایداری هم بودی یک سبد میوه بگذار کنایه از هلو. اگر هم اصولگرای خالص هستی بنویس آن سبو بشکست همان آب را بریز بود. ما یاد حداد می افتیم. بگو گل هام گل آفتاب گردون ، ما یاد گل قالی و گل های باغ و شهردار و قالی باف. بگو بقول آن شاعر خیلی معروف و یک ساعت فکر کن و اسم شاعر یادت نیاد ما یاد ولایتی. هنر داشته باش ، ما یاد با هنر و بگو بزرگره و ما یاد چمرا قس علی هذا. می بینی محمد جان مختصر ، چگونه می شود با یک عبارت از یک کاندید به سبک تو پشتیبانی کرد.
    اگر اینها همه که گفتم مورد پسند تو نبود و ضمنا نتوانستی حرف های ما را خط به خط تحلیل کنی ، زد یا قبول یا هر واکنشی ، بشین یک گوشه و نگاه کن.

    امیر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    بعضیها زیاد مینویسند اما بدرد خور ” بعضیها هم خیلی مختصر اما کاش همان مختصر را هم ننویسند که سنگینترند!

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۲ ۵:۲۶ ب.ظ:

    تحلیل بسیار زیبا و پذیرفتنی بود شما خودت بلاگ نداری ما دیگه آهستان نیایم؟

    [پاسخ]

  1. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۲ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: