خانه > جامعه, سياست > آیا ادای تکلیف با سیاست ورزی خردمندانه منافاتی دارد؟

آیا ادای تکلیف با سیاست ورزی خردمندانه منافاتی دارد؟

شطرنجبازی که حواسش فقط به حرکت بعدی خودش باشد، شطرنج باز خوبی نیست. شطرنج باز ماهر به کسی می‌گویند که بتواند چند حرکت بعدی خود و حریفش را پیش بینی کند و برای پیروزی برنامه داشته باشد. شطرنج باز ماهر گاهی برای کیش و مات کردن حریف، مهره‌های مهم حتی وزیرش را هم قربانی می‌کند. اگر آن لحظه دلش برای مهره‌هایش بسوزد و تصمیم درستی نگیرد، قطعا فرصت را از دست می‌دهد و شاید بازی را به رقیبش واگذار کند. پس تکلیفش در آن لحظه، حفظ مهره خودی نیست، بلکه قربانی کردن آن است!

سیاست هم مثل بازی شطرنج است. آدمهای موفق در سیاست باید شرایط و مقتضیات زمان را بفهمند، جامعه را بشناسند، به نیازهای مردم توجه کنند، بازی حریف را در نظر بگیرند و بتوانند در لحظات حساس تصمیم درستی بگیرند وگرنه کیش و مات می‌شوند. این حرف کاملا روشن و بدیهی است. واقعا نمی‌دانم چرا بعضی‌ها نکته‌ی به این بدیهی را هم درک نمی‌کنند؟ اینکه طوری بازی کنیم که با اشتباه خود، نتیجه را به حریف واگذار کنیم، نهایت بی‌تدبیری و بی‌عرضگی ما را نشان می‌دهد؛ پس چرا اسمش را ادای تکلیف بگذاریم؟ اصلا چرا تکلیف را بی‌توجهی به مصلحت‌ها بدانیم؟

یک سوال ساده: در صورت حضور افرادی به جز نامزد اصلح در دور دوم انتخابات، تکلیف چیست؟ مطمئنا از نظر کسانی که نامزدشان به دور دوم راه نیافته، هیچکدام از آن دو نفر اصلح نبودند و نیستند. حال باید براساس چه معیاری به یکی از آن دو کاندیدا رای بدهند؟ براساس معیاری که قبلا برای اصلح مورد نظر خود در نظر گرفته بودند یا مصلحت؟ جوابش خیلی ساده است، مصلحت. پس مصلحت و توجه به مقتضیات زمان، همیشه مهم است. به همین سادگی!

نکته‌ی بعدی اینکه لازمه کار سیاسی، ‫سعه صدر و شرح صدر ‫و انعطاف است. با انتخاب معیارهای مطلق برای نامزد اصلح و اصرار و پافشاری بیش از حد بر آن، به گونه‌ای که این قبا به تن هیچکس جز یکی دو نفر نیاید، چطور می‌توان در کار سیاسی موفق بود؟

در کار سیاسی، حرف مطلق نداریم. متاسفانه همین مطلق‌نگری‌ها باعث می‌شود که بعضی‌ها توجهی به مقتضیات زمان و تغییر شرایط نداشته باشند و نتوانند در مواقع حساس، تصمیم درستی بگیرند. البته اسم رفتارشان را می‌گذارند تکلیف؛ تکلیفی که آگاهانه منجر به شکست می‌شود و پیروزی حریف را رقم می‌زند! و البته گاهی برای توجیه اشتباهات خود، به شهادت امام حسین هم اشاره می‌کنند! غافل از اینکه نتیجه قیام کربلا، احیای حق و رسوایی یزید بود؛ حال نتیجه تکلیف این دوستان چه شد؟! آیا موفقیتی داشتند؟

(امیدوارم که حرف من سوءتفاهمی را بوجود نیاورد) آیا تکلیفشان این نبود که گفتمان مقاومت و انقلاب را حاکم کنند؟ پس چرا گفتمان مقابل (یا به قول خودشان گفتمان سازش) حاکم شد؟! آیا تکلیفشان این نبود که مانع تکرار دولت‌های سازندگی و اصلاحات شوند؟ پس چرا همانها به قدرت رسیدند؟! سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا راهی وجود نداشت که تکلیفشان را به سرانجام برساند؟ اگر وجود داشت و به آن عمل نکرده باشند، آیا مقصر هستند یا نه؟!

بله وجود داشت. مطمئنا آن راه سیاست‌ورزی خردمندانه بود، یعنی توجه به مصلحت و مقتضیات زمان. چیزی که به آن توجه نکردند و ظاهرا هنوز هم متوجه اشتباهات خود نشده‌اند و همچنان خود را صاحب حق می‌دانند. کاش لااقل از امام خمینی مایه نمی‌گذاشتند و تعریف خاصشان را از تکلیف، به امام نسبت نمی‌دادند. زندگی امام مخصوصا دوران رهبری ایشان در جمهوری اسلامی، پر است از سیاست ورزی خردمندانه و توجه به شرایط و مقتضیات زمانه و مصالح نظام. اگر یک روز «جنگ جنگ تا پیروزی» تکلیف بود، یک روز هم قبول قطعنامه تکلیف شد. آیا مدعیان فعلی تکلیف هم، این شرط سیاست‌ورزی را قبول دارند و در عمل رعایت می‌کنند؟

به هرحال من همچنان به رفتار اشتباه و پر از غلط اصولگرایان در انتخابات اخیر انتقاد دارم و به هر قیمت ممکن صدای اعتراضم را به گوش آنها می‌رسانم. از هیچ مطلبی هم پشیمان نیستم و از همه حرفهایی که در دو مطلب اخیرم نوشته‌ام، دفاع می‌کنم.

البته علی رغم همه این انتقادها، از فضای پر از امید و اعتماد و نشاطی که در جامعه و به خصوص در میان حامیان آقای روحانی حاکم شده، واقعا خوشحالم. امیدوارم آقای روحانی هم قدر این فرصت را بدانند و در اداره کشور موفق باشند و بتوانند مشکلات جامعه و مردم را حل کنند. ان شاالله این فضای دوستانه هم ادامه پیدا کند و همه کدورت‌ها و اختلافاتی که در چند سال اخیر، بین مردم به وجود آمده بود، بر طرف شود.

کاش مسئولین از اشتباهات گذشته (چه در دولت اصلاحات و چه در دولت احمدی نژاد) عبرت بگیرند. به هرحال هر دو دولت، علی‌رغم همه خدماتشان، اشتباهات زیادی هم داشتند. همچنین تندروی‌هایی هم داشتند که اصلا قابل توجیه نیست. یکی به نام توسعه سیاسی، یکی هم عدالت. به نظرم همین شعار اعتدال (البته اگر در عمل هم ثابت شود) بخوبی می‌تواند مانع تکرار هرگونه تندروی و اشتباهی ‌شود.

IMG18203826

  1. ع
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۳ | #1

    آقای حسینی. اگر روند نظر سنجی ها را در روزهای منتهی به انتخابات مشاهده کده باشی مشخص است که ادر چند روز منتهی به روز انتخابات در حقیقت یک موج اایجاد شد که این موج از رای ها باعث شد آقای روحانی انتخاب شود. به نظر من اصولگرایان باید در مهمترین بررسی و در اولویت به این دو سوال جواب بدهند:
    ١- چرا این موج ایجاد شد؟
    ٢- اگر این موج بر اساس برخی از خواسته های مردم ایجاد شد؛ چرا اصولگراها که اتفاقا “قدرت” بیشتری برای برآورده کردن خواسته های مردم داشتند از گروهی شکست خوردند که تقریبا هیچ قدرتی برای رفع این خواسته ها نطاشت.
    به نظرم اینها سوالهای اساس است که اصولگرایان باید تکلیفشان را با آنها روشن کنند. جمله ای است که میگوید “هر چقدر بیشتر پشت در بایستی؛ بیشتر بیگانه میشوی”

    [پاسخ]

    تسنیم پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۲ ق.ظ:

    سلام این موج زمانی شروع شد که اصلاح طلبان وآقای ولایتی در مناظره ی انتخاباتی سومشون برعلیه سیاست خارجی
    هرچی دلشون خواست گفتند وجبه ی اصول گرا هم برای این که از خودش دفاع کنه واقعیت هارو گفت که معلوم شد به زائقه ی خیلی ها خوش نیومد همین دعوایی که بین این ۲طیف اتفق افتاد وطوری اصلاح طلبان وولایتی رفتار کردند که انگار تحریم ها ومشکلات اقتصادی فقط به خاطر سیاست خارجی جلیلی است واصول گرا ها مسبب تمام مشکلات مردم هستند در واقع باید بگم نوعی فریب افکار عمومی بودکه این موج ایجاد شد درصورتی که این سیاست خارجی جلیلی مورد تاید آقا بود.

    [پاسخ]

  2. /محمود/
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۵ | #2

    کاری به این کاسه کوزه شکنی های متقابل اصولگرایان ندارم اما مقایسه شطرنج و سیاست اساسا اشتباه است شما در پاراگراف اول در مورد بدیهیات بازی شطرنج صحبت می کنید بعد در شروع پاراگراف دوم با نوشتن جمله “سیاست هم مثل بازی شطرنج است” میخواهید خواننده را باخود همراه کنید تا تصوراتتان در مورد بازیهای سیاسی به نظرش مقبول افتد.
    حال اینکه چه کسی گفته سیاست مثل شطرنج است؟ طرفتان اصلا چنین فرض ساخته و پرداخته شما را قبول ندارد

    رای قالیباف همانقدری بود که ملاحظه کردید این یعنی رای کل اصولگرا های مثل شما
    پایداری(تکلیفی ها) قضیه اش فرق می کند اصلاح طلب نباشد شما را تکفیر می کنند چرا اصرار دارید باید ائتلاف میشد؟
    کفگیر اصولگرایی (شعاری ها) به کف دیگ خورده و قالیباف که حب قدرت به او حتی اجازه جسارت به ولایتی را هم داد با تبلیغات میلیاردی هم نتوانست بیش از ۶ میلیون رای کسب کند

    باز شما از رو نمی روید و نه مردم به خود را تقصیر همدیگر میدانید

    [پاسخ]

  3. میم
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۵:۰۰ | #3

    دوستان لطفا این مطلب رو هم حتما بخونید :

    http://www.mazamir.blogfa.com/post-24.aspx

    [پاسخ]

    ناصر چوبین ( سروش ) پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۵ ب.ظ:

    خانوم میم
    نمیدونم منظورتون از درج این سایت چی هست
    برای خط به خط این سایت ، جواب دارم
    در کل خود این سایت زیر سوال است
    در جایی که تمامی سایتها جایی را برای اظهار نظر مخاطبان خود قرار میدهند ولی این سایت بی پروا فقط مطالب خود رو به گوش دیگران میرساند
    در ضمن قابل توضیح است که این سایت در جهت حمایت از پایداری سعی به نگارش مطالبش کرده و قابلیت تکلیف بر عموم را ندارد
    ………………..
    (( بعد از ردگیری چنین کلماتی که این روزها شنیده و نوشته میشود به سایت یک برادر روزنامه نگار رسیدم که از قضا بین جوانان حزب الله کلامش، رَوش و بُرش هم دارد. در نوشتجاتش نسبت به آیت الله مصباح مستقیم و یا غیر مستقیم اتهاماتی وارد کرده بود.یا اگر رویش نشده بود، به جبهۀ پایداری پرانده بود که به ایشان بخورد. ))
    ظاهرا این بحث یک بحث خصومت شخصی هست چرا که امروزه ناراحتی از اتهامها رو با نام و ذکر اسم سایت درج میکنن مثل خود ما که اگه مثلا از رجا نیوز و غیره دلخور باشیم مستقیما با نام بردن از سایت مورد نظر و ذکر مطلبش شروع به پاسخگویی میکنیم و در اولین برخورد با این سایت برای خواننده سوال پیش میاد که چه کسی تهمت زده و اصلا این تهمت چی بوده که به آیت الله بسته شده
    در ضمن چون نگارنده میدانسته که طرف مورد غضبش ، مطالبش را میخواند فقط با دادن کد ( روزنامه نگار ) مورد صحبتهاش رو تذکر داده که به خواننده القا میکند طرف حرفم فقط اوست و والسلام و چه بهتر بود نامی گفته میشد تا تکلیف فرد مورد نظر معلوم گردد
    …………………..
    در بحث (( فقهای جامع الشرائط ، عنوان میکنند که بصیرت در دو سطح بررسی میشود و و کسی که در هر دو سطح مجتهد باشد، قطعا مجتهد سیاسی است.و در ادامه میفرمایند که چنین کسی ارزش اعتماد دارد.و کلی ادله عنوان میکنند که مگر نمیدانید فقاهت زنده هست و به آیت الله مصباح اشاره میکند ))
    یک پاسخ باید به نگارنده داد ، آیا بحثهای مرتبت و خطاب به آیت الله مصباح حول فقاهت میگشت و اصلا ربطی به فقاهت نامبرده داشت ؟ مگر بارها گفته نشد که آیت الله مصباح در امور دینی زبان زد هست و جای خود را دارد ولی در مورد افکار سیاسی و برنامه هاش جای نقد دارد ؟ به آیت الله جای هیچ توهینی نیست و قابل احترام و جای تقلید دینی دارد که مقلدش شویم ولی در بحث سیاسی نقدها داریم ، در ضمن نگارنده طوری صحبت میکند که گویا فقط آیت الله مصباح تکلیف دیده و وارد شده در صورتی که مراجع دیگر هم صحبتهایی داشته اند مانند آیت الله مهدوی کنی که نظرش روی ائتلاف ۲+۱ بود و درست است که این ائتلاف با نادیده گرفتن اصول ائتلاف از سوی یکی از کاندیده ها به موفقیت نرسید و جای بحث دارد ولی مهم ، تذکر این مورد است که فقط مصباح ورود نکرد که انتظار داشته باشیم فقط به او گوش فرا بدهیم ، باز مهدوی کنی بارها صحبت از حرکت بر روی یکی شدن و دعوت به اتحاد و وحدت داد ولی مصباح بدون دعوت از یکی شدن صحبت از اصلح خواندن نماینده مورد نظر خود داد و حتی اگر صحبت از دعوت بابت یکی شدن دیگر کاندیده های اصولگرا میداد بحثی نبود ولی این چنین که او عمل کرد حس برتری در کلام رو فقط در نگاه او خلاصه میکرد و دیگر فقها و صحیتهایشان یعنی هیچ ، بحث اعتماد هم از نگارنده جای سوال دارد و اینکه یعنی فقط آیت الله مصباح جای اعتماد در مثایل سیاسی را دارد ؟
    ………………….
    (( از آنجایی که خود باقری لنکرانی بارها اعلام کرده بود، که در صورت آمدن جلیلی کنار میرود، به وعدۀ خود جامۀ عمل پوشانید ، بعد از آنکه او به نفع کس دیگری کنار رفت عده ای توی توپ کردند که لنکرانی رد صلاحیت شده است )
    اول اینکه اگر قرار بر انتظار ورود جلیلی را داشت در بدو ورود اوکنار میکشید و نه بعد از گذشت چند روز و بعد از رصد از شورای نگهبان به یک باره شب اعلام صلاحیتها کنار بکشد تا شائبه رد صلاحیت پیش نیاید در ضمن جلیلی از ابتدا مستقل وارد شد و بعد از جریان لنکرانی پایداریها روی وی دست گذاشتند و اگر قرار بر معرفی وی بود که با وی یا لنکرانی هماهنگ میشدند پس از همان اول در اصلح و اصلحتر و معرفی کاندیده های پایداری تردید و بی برنامگی حاصل شد
    ………………….
    (( پس، آن آیت الله بصیر، و یارانش، معیارهای حضرت آقا را به صورت اکثری در سعید جلیلی، متجلّی دیدند و با تمام قدرت، به حمایتش کمر بستند. یک فقیه سیاسی که ساز و کار افتاء را میداند، عالم به مبانی است و سابقه اش در تشخیص حق و باطل درخشان است با همفکری یارانش، فردی را برگزیدند و تکلیف خود را در حمایت از او تعریف کردند ))
    جناب نگارنده ، یعنی معیار آقا در دیگر نمایندگان تجلی نکرد و مابقی فقها متوجه نشدند و ورود آنها و صحبتهایشان پس چه میشود ؟ و فقط آیت الله مصباح تکلیف را متوجه شد ؟ بهتر نبود معیارهای آقا رو دونه بدونه ذکر میکردید و تجلیهای جلیلی رو هم به اطلاع ما میرسوندی تا ما همگی یقه پاره بکنیم و خود من نفر اول در جامه دریدن باشم ، این بحث که بدون اشاره صحبت بکنید رو همه بلدند و اگر اینچنین باشه که نزدیکترین فرد رو هرکسی میتوان خطاب داد
    ………………….
    (( وحدت خوب است و رمز پیروزی، اما وحدت باید اصولی باشد، وحدت باید حول محور اصلح با تشخیص بزرگان و مجتهدان سیاسی باشد. پایداری، با تأکید بر روی اینکه جلیلی اصلح است، از دیگران میخواستند که به نفع او کنار بروند. ))
    میشود یک نمونه نام ببرید که پایداریها دعوت به وحدت کرده باشند و یا از دیگر نمایندگان دعوت به همکاری کرده باشند ، آیا این خود بزرگ بینی نیست که پایداریها فقط حرف خود را بخواهند به کرسی بنشانند و از دیگر نمایندگان بخواهند که به نفع جلیلی کنار بروند ، باز هم متذکر میشوم یعنی فقط بزگان و مجتهد مورد علاقه پایداریها حق انتخاب اصلح را دارد پس نظر مجنهدان دیگر ملاک نیست ؟ نظر مهدوی کنی که خود بزرگ و مجنهد و عالم فقیهی هست که چیز دیگری بود ،
    …………………
    (( در این میان پای یک علامۀ ذوالفنون نیز به معادلات باز شده بود که نه تنها بصیر بود، بلکه در مریدانش نیز به آفرینش بصیرت می پرداخت. حضرت علامه آیت الله ((نظرسنجی)) مشهور به ((بصیرت زا)) .آیت الله مصباح چیزی میگفت و آیت الله نظر سنجی چیز دیگری. آیت الله مصباح روی اصلح تمرکز کرده بود، آیت الله نظرسنجی، روی بلندتر بودن شاخص رأی قالیباف ))
    فکر میکنید مسیله حمایت همه جانبی مردمی و نظر مردم مهم نیست آیا اقبال مردم در موفقیت نمیتوتند حاصل باشد ، آیا امام (ره ) تا زمانی که مردم همه جانبه از وی حمایت کردند و یک دل شدند توانست تغییری رو حاصل کند ، امام صحبتهایش را قبا از سال ۴۲ انجام داده بود ولی با یک دل شدن نظر مردم در سال ۵۷ انقلابی صورت داد ، ایا امام علی (ع) قبل از آنکه از وی حمایتی بشود و اقبال عومی بر ابوبکر و عمر و عثمان بود خلافت را بر عهده گرفت و دولت اسلامی بنا نمود درست است که از اول حق خلافت و تشکیل دولت اسلامی را داشت ولی تا جایی که با وی همراه نشدند کاری را پیش نگرفت و سکوت کرد و واضح بود که امیر المؤمنین(ع) بعد از قتل خلیفه سوم، از هواداری اکثریت مسلمانان بهره مند بود و راه تشکیل دولت اسلامی مهیا شد ، حالا با این اوصاف بر فرض که جلیلی اصلح اصلحات باشد ( که این چنین نظری را نداریم ) آیا با انتخابش میتوانست خدمتی را در این وادی انجام بدهند در صورتی که اقبال عمومی در نظر سنجیها بر علیه وی بود ، مگر مهم خدمت به مردم نبود ، آیا فرد دیگری بر فرض که کمتر مورد اصلح شناخته شده باشد و اگر مورد نظر مردم و اقبال عموم بود راحت تر و بهتر نمیتوانست خدمت بکند تازه با این اوصاف اصلح تری که شما به میان آورده اید یعنی زیر سوال بردن شورای نگهبان که خود تشکیل شده از فقهای عادل میباشند
    ………………..
    (( در تحلیل اشارات آیت الله نظرسنجی که به یکی از اصول اصولگرایی آقایان تبدیل شده بود، باید گفت که در این اشارات، دکتر قالیباف دائما در یک شرایط سقوط آرا بود. تقریبا بعد از شروع تبلیغات، چیزی به سبد رأیش افزوده نشده بود، هیچ، بلکه دائما از آن شُر شُر میریخت. هرچند در رده بندی اول بود، ،به عکس، سعید جلیلی روند رو به رشدی را داشت.))
    پاسخ این بحث از حوصله این صحبتها خارج است ، در این چند روز عالمهای سیاسی علت نزول آرا رو خوب توضیخ و تقسیر کرده اند و در همین سایت جمع بندی خوب و قابل قبولی درج شد و بهتر است خودتان زحمت خواندن رو تقبل بکنید در ضمن روند رو به رشد آرا جلیلی را که به زبان میاورید آنچنان هم که مورد توجه گفتمان انقلابیتان باشد نبوده و خود جای سوال دارد ( ۱۷ خرداد + ۸٫۷ ) ( ۱۸ خردا = ۹٫۳ ) ،( ۱۹ خرداد = ۱۰٫۵ )، ( ۲۰ خردا = ۱۱٫۵ )، ( ۲۱ خرداد = ۱۲٫۸ ) ،( ۲۲ خرداد = ۹٫۸ ) ،( ۲۳ خرداد ۹٫۷ ) ( ۲۴ خرداد = نیازی به گفتنش نیست و آرای مردم خودش حکایت دارد )
    خب همانطور که شاهد بودید در دو روز اخیر روند رو به کاهش داشته و آن روند رو به رشد مقبولی که ادعا میشود دیده نشد و باز توصیه میشود مطالب همین سایت رو در مورد ادعا و دلایل نزول آرا دکتر قالیباف و حتی نزول مقبوایت جلیلی بخوانید
    ………
    و در آخر میفرمایید : (( ما مرد تکلیفیم نه مسئول نتیجه)) !!!!
    جناب نگارنده ، تکلیف و نتیجه به هم گره خورده است ، اگر قرار باشد تکلیف را انجام بدهیم ولی شکست بخوریم یعنی تکلیف شکست بوده ؟ این چه نوع تکلیفی است که شما و آیت الله در پیش گرفته بودید ؟!! در جنگ امام تکلیف به جنگ جنگ تا پیروزی سر داد ولی وقتی کار به جایی کشید که متحدان غربی همگی پشت دشمن قرار گرفتند جام تلخ را نوشید چرا که نتیجه ادامه جنگ به زیان ما داشت رقم میخورد و ما مجبور بودیم روبروی صلاح های جدید غرب با پوست و خون جوانانمان پیش برویم و حتی اگر پیروزی در پیش بود با خونهای زیادی حاصل میشد و با اینکه تکلیف شکست دشمن بود ولی مسئولیت حکم کرد بخاطر زیانها صلح برقرار بشود ، یا بگزارید ساده بگویم ، مگر تکلیف حکم نمیکرد امام حسن ( ع ) قیام بکند پس چرا مسئولیت سکوت را پذیرفت چرا که بدنبال نتیجه اسلام بود مگر حضرت علی ( ع ) دستش در خیبر بالا نرفت ، پس چرا بعد از سه خلیفه امور مسلمین رو بدست گرفت و تکلیف که بر امامت و انجام امور مسلمین در پله اولی بعد از پیامبر بود !!! پس مسیولیت و تکلیف باهم گره خورده اند و ما باید در صورتی به تکلیف عمل بکنیم که پیروزی در بر داشته باشد وگرنه از همان اول اسلامی باقی نمیماند

    [پاسخ]

  4. رضا
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۵:۱۲ | #4

    سلام
    احسنت به این مطلب پر مغز و زیبا .. به واقع باید در کنار توجه به گفتمان و خواسته ای که داریم باید قدری از سیاست هم سر در بیاریم .. مومن زیرک است و با هوشیاری به اهداف خودی رسد .. به واقع که این انتخابات تجربه ی خوبی شد برای دیگران

    [پاسخ]

  5. احمد
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۵:۱۳ | #5

    به نظر من فرض این بحث ، یعنی تقریبا برابر دانستن هر کس که ادعای اصولگرایی دارد، غلط است. شما می فرمایید که ما باید برای رای آوردن فردی که اسما اصولگرا است از انتخاب خویش کوتاه می آمدیم و اشتباه شما همینجاست.
    آیا واقعا در صورت پیروزی قالیباف، سیاست های کلی دولت ایشان با سیاست های کلی دولت روحانی تفاوتی داشت؟(دقت کنید ، سیاستهای کلی، نه افراد یا مواضع سطحی)
    آیا جز این است که با پیروزی قالیباف هم باورمندان به اقتصاد غربی (کارگزارانی) عنان اقتصاد کشور را در دست می گرفتند؟ وضعیت فرهنگی دولت قالیباف هم که از عملکرد ایشان در شهرداری مشخص بود. به اینها اضافه کنید : هفت سال فعال نگه داشتن ستادها بعلاوه تبلیغات پر هزینه بعلاوه حدود ۵۰ سالت تبلیغاتی که منبع مالی هیچ یک مشخص نیست. این موراد چه نسبتی با اصولگرایی دارد؟

    حقیقت اینست که گفتمان انقلاب در بین ۶ نفر پایانی فقط یک نماینده داشت (دکتر جلیلی) و رای نیاورردن دلیلی بر اشتباه بودن انتخاب یا بی تدبیری ۴ میلیون حامی ایشان نیست. خصوصا اینکه این ۴ میلیون رای تنها با ۲۰ روز تبلیغات و بدون هزینه های آنچنانی بدست آمد نه با ۷ سال کار ستادی و میلیاردها هزینه.

    [پاسخ]

  6. تشنه
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۵:۵۷ | #6

    ها این تصاویر رو ببیند
    http://fararu.com/fa/news/153715/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%80-%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C
    راستی قوم بنی اسرائیل چرا سکوت کردند؟
    مگه نمیبینید برخی ها چطور دارن دستبوسی میکنن؟؟؟
    نکنه دستبوسی هم خودی و غیر خودی داره؟

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    جالبه هیچکدوم هم با پراید برای مراسم ختم نیامدند.(ظاهرا پراید فقط برای روز ثبت نام کاربرد دارد)
    من فکر میکنم این قوم دست بوس هم کم بی تقصیر نیستند.
    اگر آیت الله العظمی خمینی در اون روزی که مسئولان در حیاط جماران قطار ایستاده بودند و دست بوسی میکردند ، جلوی کار را میگرفتند و به جای اینکه دستشان را برای دست بوسان جلو بگیرند ، چند دقیقه در مذمت دست بوسی صحبت میکردند شاهد این تصاویر نبودیم.

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۷ ق.ظ:

    این تصاویر چه ربطی به انتخابات داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر چی جای خودش. اینها فقط چند تا عکس خوب که چی؟؟؟؟

    بعدش یه ماشین بیشتر تو عکس ها نبود که آقای جنتی داشت می آمد پاین. مگه ایشان کاندید بوده اند!!!!!!!

    عادتتون همه چیز رو به هم ربط می دهین سفسطه می کنین. هیچ کدوم اینها به انتخابات ربط نداشت. اگه می تونین جواب سوال ها رو بدین که برای طفره رفتن عکس بی ربط نزاریـــــــــــــــــــتن.

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    خانم ساناز شکر فرمایش می کنید!!!
    اختیار دارید واقعا!!
    شما که در و دیوار و زمین و زمان رو میگردید تا یک چیز خیلی کوچیک و بظاهر نامتعارف رو چماق کنید و بکوبید سر دیگران!!!
    اینکه آقای روحانی در یک جلسه بدون اینکه خودشم حواسش باشه یهو یکی دستشو ببوسه چه مشکلی داشت که تمام خبرگزاری های شما داشتن از خوشی سکته میکردن واسه این مصیبت عظما که ایشان بانی اون شدند؟؟؟
    چطور این قوم بنی اسرائیل حالا صداشون در نمیاد؟؟
    مگر ندیدید آقای مهدوی کنی رو که خیلی ریلکس دارن دستشو بوس میکنن؟ آقای باقری هم که اونجا حاضر و ناضر هست!!!
    محض اطلاع، من حال و حوصله گیر دادن به این بچه بازی ها رو ندارم
    اما شما که عادت دارید به این گیرهای بچگانه چرا سکوت کردید؟؟
    بالاخره دست بوسی خوبه یا بده؟؟
    یعنی دست بوسی برای خودی ها خوبه و برای غیر خودی ها بد؟
    یا نکنه بخش نامه از طرف خدا اومده که دست بوسی در غیر روزهای انتخابات اشکالی ندارد و در روزهای انتخابات گناه خیلی کبیره می باشد؟؟؟
    ضمنا شما کدوم سوال رو پرسیدید آخه؟
    من تمام توانم رو گذاشتم که بهتون اینو برسونم که بجای این گیرهای بچگانه برید و روی افکار و عملکرد شخص تمرکز کنید نه این چیزا!!!
    آقای روحانی تو کرمان که بوده تو اون شلوغی یه لحظه روسری از سر یکی از دخترها افتاده تمام خبرگزاری هاتون داشتن میمردن از بس این خبر رو پخش کردن که “کشف حجاب در میتینگ انتخاباتی آقای روحانی”
    این اخلاق بچگانه باید جمع بشه
    هرچند باید گفت این بد اخلاقی بچگانه!

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۹ ب.ظ:

    من اصلاً نگفتم که دست بوسی خوب است یا بد. منظور من این است این تصاویر چه ربطی به انتخابات و جریانات بعد آن دارد.
    منظور شما اینه که آقای باقری باید نمی گذاشت این اتفاق بیفتـــــــــــــــــــه؟
    عکس هایی که شما می کوید در سایت هست و هیچ کس نقدی به این موضوع ندارد مثل همین عکسی که در این سایت است و عکس ها دید عکاس را نشان میدهد نه جرم آنها را. چرا از خودتون حرف می سازید؟

    سوال :”کدام نا ممکن ها رو می خواهد جمع کند ؟ چه جوری؟”

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۱ ب.ظ:

    سرکار خانم ساناز
    اگه خوب تو نوشته بنده دقت کنید میبینید این قضیه رو به مسائل انتخابات ربط ندادم به اون معنا که تو ذهن شماست.
    صحبت من واضح هست. چرا کسانی که دستبوسی یه غریبه بصورت ناخود آگاه از آقای روحانی رو چماق میکردن میزدن تو سر ایشان حالا نسبت به این قضیه سکوت کردند؟
    اتفاقا حتی منظورم اصلا بچه های این سایت هم نبود
    منظورم همون خبرگزاری هایی بود که داشتن گلو پاره میکردن برا اون جریان
    شما هم اگه با این حرف مشکلی ندارید پس دیگه دلیل اعتراض شما رو من نمیفهمم!!!!
    این که شما میفرمائید این ها فقط چندتا عکسه خب که چی، خب که همین حرفایی که الان زدم!!!
    اون هایی که نسبت به دست بوسی ناخودآگاه آقای روحانی اعتراض داشتند با هیچ توجیهی الان نمیتونن سکوت کنن.
    فقط خواستم برخی ها بدونند چقدر ایرادهای بچه گانه میگیرن!!!
    و اما اینکه جمع ناممکن ها چطور و چه ناممکن هایی:
    ایمیلی از استاد محترم بدستم رسیده که حسابی اعصابم خورد کرده
    این طلب شما تا سر یک فرصت دیگه بصورت مفصل صحبت کنیم.
    یا یه خط و دو خط نمیشه چیزی گفت.
    هرچند اگه کمی دقت کنید تا دلتون بخواد مورد عملی شده رو در تاریخ خودمون میبینید!!!
    یا علی

    ساناز پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۴ ب.ظ:

    میشه بگین چهسی ایراد گرفته ؟ در کجا این ایرادش رئ بیان کرده؟ چون من چیزی نمیدانم.

    عابر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۰ ب.ظ:

    جناب تشنه شما فقط کافی بود بین سن و سال و جایگاه علمی آیت الله مهدوی کنی با افرادی مثل روحانی و خاتمی که حتی به لباسی که تن کردن اعتقاد ندارند وشان اون رو در حد یه ابزار پوپولیستی پایین آوردند یک مقایسه کوچولو انجام بدی تا به خوبی و بدی عمل دست بوسی پی ببری!
    محض اطلاع جنابعالی جهت ابراز ارادت به شیوخی با این سن و سال و جایگاه علمی دستبوسی زیباترین شیوه محسوب میشه که خضوع رو در برابر مقام علمی ایشون نشون میده!

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۷ ب.ظ:

    ای بابا!!!
    خب یه جستجوری ساده بزنید تو اینترنت تحت عنوان دست بوسی حسن روحانی!!! الا ماشاءالله ریخته!!!
    ببینید چه سایت هایی اینو زده بودن و کامنت های زیر اون ها رو بخونید!!!
    بعد ببینید اصلا کدوم سایت که اون مطلب رو زده در عین حال مطلبی تحت عنوان دست بوسی آقای مهدوی کنی زده!!!
    اگه دیدید حتما ما رو هم خبر کنید!!!

    ساناز پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۲ ب.ظ:

    من چیزی که مبنی بر توهین و زشت خواندن این عمل آقای روحانی باشد را پیدا نکردم. در ضمن مگر بعضی نیستن که کوچکترین اشتباهات اصولگرایان رو چوماغ می کنند مثلاً نوبخت در برنامه تلویزیونی شبکه ۲ ، الف و…

    شما یه نمونه بیاور بعد …

    “شکر می فرمایـــــــــــــــد” ادبیات جدید شما است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    تیرگر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۰ ب.ظ:

    کشته مرده ی آی دیِ این خواهر با بصیرتمون هستم “ساناز”
    بصیرتیِ “ناز” آسا ندیده بودیم کِ الحدمالله دیدیدم :shock: احتمالا یک مدت دیگه “هوتن” ،”کامی” و اینجور چیزای پایدارچی هم پیدا میشه :grin:

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۰ ب.ظ:

    خانم ساناز هیچ مشکلی نداره
    نکنه شما فکر کردید اون ها خواستن اقبال عمومی به آقای روحانی رو نشون بدن با این عکس ها؟
    اگه میخواید خودتون رو به اون راه بزنید خب اون دیگه اختیار با خودتونه!!!
    خب من یه سوال کردم
    آیا اون خبرگزاری ها و سایت ها یه خرب با عنوان دستبوسی از آقای مهدوی رو زدن یا نه؟
    میخوام بدونم دیگه!!! زدن؟
    من میگم به همون دلیلی که خبر آقای روحانی رو زدن دقیقا به همون دلیلم باید خبر آقای مهدوی رو بزنن
    این خیلی واضحه!!!
    حالا هی شما فلسفه بافی کنید که دلیلش این نبوده اون بوده!! هرچند اینقدر تابلو هست که هیچ جوری نمیشه اونو پوشوند!!!
    میگم دلیلش هرچی که بوده باید برای آقای مهدوی کنی هم باشه دیگه!!!
    مگه یک دلیل
    اونم تخریب آقای روحانی بعنوان یک کاندیدا و حالا چون آقای مهدوی کاندیدا نیست کاری بهش ندارن و اصلا انگار اتفاقی نیفتاده!!!
    مگه در فرهنگ این جماعت دستبوسی بد نبود؟ بود یا نبود؟ اگه نبود پس چرا تصویر آقای روحانی رو زدن که مردم ببینید هواداراش دارن دستشو بوس میکنن!!
    اگرم بد بود پس چرا فقط برای آقای روحانی و هاشمی بد هست؟؟
    برا بقیه وقتی اتفاق میفته پوشش نمیدن؟
    اون شکر میفرمائید یکجور حرمت گذاشتن به شماست!!
    اگه ناراحتید تا از عبارات مشابه که خیلی مودبانه نیستند استفاده کنیم برای شما!!
    صاحب اختیارید!!

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۰ ب.ظ:

    ها راستی آقای نوبخت کدوم کوچکترین اشتباه اصولگرایان رو چماق کرده؟ میشه بفرمائید؟

    عابر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۶ ب.ظ:

    “من میگم به همون دلیلی که خبر آقای روحانی رو زدن دقیقا به همون دلیلم باید خبر آقای مهدوی رو بزنن
    این خیلی واضحه!!!
    میگم دلیلش هرچی که بوده باید برای آقای مهدوی کنی هم باشه دیگه!!!”

    جناب تشنه بنده در کامنتم عرض کردم علت دستبوسی از آیت الله کنی جایگاه علمی و سن و سال بالای ایشون میباشد و مسلما این مشخصات رو در جناب خاتمی و روحانی نمیشه دید!
    پس انگیزه دستبوسی روحانی رو با دستبوسی آیت الله کنی نمیشه مقایسه کرد به خصوص زمانی که این آقای روحانی برای خدمت به خلق(!) وارد عرصه انتخابات شده!
    متوجه میشید یا نه بالاخره؟؟

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    اول اینکه من الان دیدم نوشتید در کامنتم فهمیدم لابد اون بالا کامنتی گذاشتید و تازه نگاش کردم!!!
    بنده با دست بوسی مشکلی ندارم
    فکر میکنم به اندازه کافی در این مورد در نوشته های خودم شفاف سازی کردم
    با گیر دادن های الکی مشکل دارم برادر عزیز
    اولا آقای روحانی اصلا حواسش به اونی که میخواست دستش ببوسه نبود
    دوما جایگاه آقای روحانی رو پائین نیارید
    چه خوشتون بیاد و چه نیاد دست بوسی یک جور عمل چاپلوسانه در کشور ما و در فرهنگ ما هست
    و چقدر خوبه اون مقام بزرگ علمی آیت الله کنی باعث مخالفت با این عمل بشه!!
    بعد ببخشید با کدوم عیار اندازه گرفتید که مثلا علم آقای روحانی یا هاشمی کمتر از آقای مهدوی کنی هست؟؟؟

    امیر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۲ ب.ظ:

    اون عکسی که مهدوی و عسکر اولادی با هم سر شاخ شدن خیلی با حاله.

    [پاسخ]

  7. صابر
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۶:۳۶ | #7

    دوستان عزیز منتقد این انتخاب! در مورد این دولت و آینده لطفا اینقدر زود قضاوت نکنید. در برنامه دیروز امروز فردا (پنجشنبه) که به نوعی نماینده ایشان آمده بودند حرف های بسیار خوبی می زدند. تماما هم صحبت از اعتدال بود. به نظر میاد همه هم دارند همکاری می کنند. رهبری و مردم و نامزدها و نهاد ها و سازمان ها و حتی خود دولت، همه همکاری می کنند! پس لطفا پیش داوری نکنید و به بهبود اوضاع کمک کنید! هر موقع سوتی دیدید بیایید دعوا، منم کمکتون می کنم!

    پس برای اینکه این بحث ها کلا خاتمه یابد:

    رهبر راضی ، مردم راضی، گور … ناراضی :D

    [پاسخ]

    تسنیم پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۵ ق.ظ:

    سلام آره راست میگی ما هم تاجایی که رهبرمون پشت این دولته هستیم اما همه بلدن خوب حرف بزنند تاببینیم عملکرد ایشون چیه !!!!!!!!!!!درضمن خاتمی گفته ازاین دولت نباید زیاد توقع داشت !!!!!!!!!!چطور از دولت احمدی نژاد این قدر
    متوقع بودید؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  8. تشنه
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۲ | #8

    اینکه اینقدر به آقای ولایتی گیر میدید دقیقا منظورتون کدوم حرفه؟
    ظاهرا در دو مسئله با آقای جلیلی بحثشون شد که یکیش حقانیت آقای ولایتی ثابت شد!
    یکیشم که تقریبا دوباره ثابت شد!!!

    [پاسخ]

  9. سما
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۷:۰۰ | #9

    طنز انتخاباتی دکتر سلام :

    http://www.aparat.com/v/GZR3x

    [پاسخ]

  10. حاج حسین
    ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۹:۴۳ | #10

    کاش میشد گفت به این ارازل که به هر بهانه ای میریزن بیرون و پایکوبی میکنن به اسم حامیان دولت روحانی اینکه : ۲۵۰ هزار رای نظام هزینه کرد . والا به دور دوم کشیده میشد اون وخ به این حالی میکردم برد با کی بود بایدم بخنده هاشمی .
    اصلا ولش کن اذان دارن میگن

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۸ ب.ظ:

    اونا گفتند ۱۱ میلیون رای تقلب شده ! و ریختند خیابون بیابون
    ما گفتیم ۲۵۰ هزارتا رای درست بوده و رقیب برنده شده ! و رفتیم خونه هامون

    [پاسخ]

    سالار پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۴ ب.ظ:

    ما اینقدر به حرفمون اعتقاد داشتیم که حاضر شدیم بخاطرش باتوم بخوریم زندان بریم و کشته بدیم هنوزم پاسخ مقبول و مستدل از مسئولین نشنیدییم (اونایی که واقعا باید جواب بدن نه امثال شماها)هر چی شنیدیم فقط توهین بوده انگ زدن شما اگه واقعا اعتقاد به پایمال شدن حقتون دلرید و اعتراض نمی کنید این دیگه برمیگرده به نداشتن خیلی چیزها

    [پاسخ]

    اصولگرا(حامی قالیباف) پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۰ ب.ظ:

    جناب سالار ما و حامیان آقای جلیلی و رضایی و ولایتی و غرضی به آقای روحانی رای ندادیم
    و جمعیت ما ۴۹ درصد است ولی کاندیدای همگی به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند
    فکر میکنید ما مثل فاشیستها می ریختیم در خیابانها و میگفتیم تقلب شده؟!!
    نه جانم ما مثل کسانی نیستیم که شعار قانون دهیم و خود بی قانون ترین شخص باشیم

    میم پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۹ ب.ظ:

    جناب سالار لشگر کشی در خیابان یعنی شما رو حرفتون وایستادید؟
    اگه تقلب شده بود کاش فقط یک سند قابل ارائه رو می کردید و دهان همه را می بستید احتیاجی به دعوا و کشته دادن هم نبود … ما میگیم تقلب نشده شما میگید شده طبق قوانین منطقی این شمایید که باید ادعاتون رو ثابت کنید نه ما … در ضمن من امسال برای اولین بار سر یکی از صندوق ها بودم و واقعا هر چی فکر کردم چجوری میشه تقلب کرد به نتیجه ای نرسیدم جز این که تلاش همه دست اندرکاران رو دیدم که همه از فرهنگیان بودند و اتفاقا در بین اونها چند نفرشون طرفدار آقای روحانی بودن … در تمام مراحل همه کارها از شمارش گرفته تا پر کردن فرم با حضور همه اعضای حاضر در شعبه انجام شد وعمل شمارش برای اطمینان همه چندین بار تکرار شد وقتی در یک ضعبه کوچیک امکان تقلب نیست چطوری میشه در مراحل بالاتر که اتفاقا نظارت و حساسیت بیش تری روی اون هست تقلبی اون هم به این بزرگی صورت بگیره در حالی که همین امسال اگر قرار به تقلب بود و اگر در هر شعبه فقط ۵ رای عوض میشد نتیجه انتخابات الان چیزی نبود که هست … ساز و کاری که وجود داره و اون هم حضور نیروهای مردمی در صحنه برگزاری انتخابات امکان هر گونه تقلب رو میگیره البته ممکن است تخلفاتی صورت بگیرد که اون هم با وجود ناظران شورای نگهبان و ناظران کاندیداها قابل پیگیری است اما مطمئنا نمی تواند نتیجه کلی را تغییری بدهد …
    امسال که این روند رو دیدم و تلاش کسانی که در همین شعبه تا روز بعد سرگرم شمارش آرا (شورای شهر)بودند به این فکر می کردم که کسانی که ادعای تقلب رو مطرح کردند و نتونستند اون رو ثابت کنند چجوری میخوان اون دنیا جواب این زحمت های طاقت فرسا رو بدن …. الله اعلم ….
    توضحاتی رو دادم اما تقریبا مطمئنم که ….

    ناصر چوبين ( سروش ) پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۷ ب.ظ:

    هی که سعی میکنم جواب ندم
    مگه میزارید
    آخه سالار جان ، انتظار داشتی چه نوع پاسخ مقبول و مستدلی بشنوی
    بزرگترهای شما که هنوز یک دلیل برای ادعای واهی تقلب و این توهم نتونستن رو کنن
    پس از ۴ سال همگی لال مونی گرفتن
    پس چرا اونهایی که اوایل حرف از تحریم میزدن حالا از توی زندان هم میرن رأی میدن !!!
    تو خودت با این ادعا فقط یک دلیل برای تقلب بیان کن ببینم
    راست میگی یک دلیل نه ما به نصف دلیل هم راضی هستیم
    عجب گیری کردیم با این جماعت پر توهم
    دلیل بیار تا جواب مستدل و قاطع بشنوی
    فقط تو رو خدا دلیلت منطقی باشه تا مثل ۴ سال پیش خندمون نگیره

    من تو من پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۷ ق.ظ:

    خیلی جالبه که اون آقای اصولگرا می فرمایند رای ما ۴۹ درصده :) محسن رضایی و غرضی رو که توی خود سایت فارس نیوز هم جز مستقل
    حساب کرد حالا شدن اصولگرا :) روحانی هم که جز اصلاح طلبان محاسبه کرده بود
    هم حالا می فرمایند متعلق به راست سنتی بوده و رای به اصلاح طلبان نبوده
    اونو هم محاسبه بفرمایید ملت ۱۰۰ درصد به شما رای دادن :) ماشالا به شما که ۱۰۰ درصد رای آوردید . تبارک الله
    فقط نمیدونم چرا ناراحت به نظر میرسید ، خدا بد نده ، چیزی شده :)

    تسنیم پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۷ ق.ظ:

    تسنیم به سالار باتوم خوردن درراه ناحق که درست نیست

    حیران پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۷ ق.ظ:

    آن کس که نداند و نداند که نداند درجهل مرکب ابدالدهر بماند

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۰ ق.ظ:

    بگید تا بدونیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

  11. ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ در ۱۹:۵۶ | #11

    اصلاح طلبان بعد از انتخابات ۸۸ : موسوی موسوی رای مارو پس بده !
    اصلاح طلبان بعد از انتخابات ۹۲ : موسوی موسوی رایتو پس گرفتیم !

    کی میتونه این معادله ریاضی را حل کنه ؟

    [پاسخ]

    اصولگرا(حامی قالیباف) پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۵ ب.ظ:

    حسن روحانی یک اعتدالگراست نه اصلاح طلب و کابینه فراجناحی تشکیل میده
    و در مورد اصلاح طلبان برخی از آنها خیلی خودخواه و مغرور و در یک کلام فاشیست هستند
    وقتی پیروز می شوند رقبای خود تخریب و تحقیر می کنند
    و وقتی شکست می خوردند میگن تقلب شده
    ولی اصولگرایان همه عالم دیدند در سال ۷۶ به یک اصلاح طلب و در سال ۹۲ همگی به یه اعتدالگرا تبریک گقتند

    [پاسخ]

    ایرانی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    پس به نظر شما فاشیسم یعنی اعتراض به نتیجه ی یک انتخابات خاص (که در همین کامنتها به پاره ای شواهد شبهه ناک بودن آن نتایج اشاره شد) و لابد دموکراسی و آزاداندیشی یعنی استفاده از شوکر و چماق و قتل (و سپس ارعاب خانواده ی مقتول) در برخورد با معترضین.

    خوب این هم نوعی تعریف از واژگان است !!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    اعتراض با اغتشاش و آتش و خون فرق دارد برادر من !
    اگه هر کسی که رای نیاورد آشوب بپا کنه پس این قانون به چه دردی میخوره ؟
    چندتا بسیجی کشته شدند ؟ چند هزارتا سرباز زخمی شدند ؟ چند صدتا موتور از بین رفت ؟ چندتا مغازه و بانک و ماشین و اتوبوس و …..در آتش سوخت ؟در از بین رفت ؟ تا جایی که قطر واسه ما کوری میخوند ! این اعمال را چه کسی انجام داد ؟ ما یا شماها ؟!

    ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    تا جایی که من خبر دارم تاکنون دو نام به عنوان بسیجی مقتول در حوادث سال ۸۸ اعلام شده است. یک موردش را خانواده ی مقتول تکذیب کرده اند که فرزندشان بسیجی بوده است و یک مورد هم بسیجی به رحمت خدا رفته نه در جریان حوادث بلکه در زمانی و مکانی بی ربط به حوادث و در جریان سانحه ی رانندگی از دنیا رفت. اگر شما نام بسیجی مقتول دیگری را به یاد دارید بفرمایید . انکار این موضوع که اعتراضهای پس از انتخابات با برخورد سخت از سوی راستگرایان ؛ به رادیکالیسم گرایش یافت انکار واقعیت است. شعارهای روزهای اول اعتراض صرفا احمدی نژاد را هدف گرفته بود. این شوکر و باتوم و کهریزک بود که معترضین را به این نتیجه رساند که طرفشان نه یک دولت متقلب ؛ بلکه یک حاکمیت سرکوبگر است.
    کسی منکر اشتباهات معترضین و پاره ای شعارهای به راستی زشت در میان ایشان نیست. اما آنچه مسلم است این است که آن که صاحب و در موضع قدرت است سزاوارتر به مدارا و گذشت از اشتباهات طرف مقابل است. جوان معترضی که چماق می خورد و در مقابل فلان دشنام را می دهد؛ معذور است که فرمود:
    خداوند فریاد به بدگویی را دوست نمی دارد جز از ستمدیده

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۴ ب.ظ:

    یعنی اصلا از بسیجیها و یا بقول ما اینوریها اصلا کسی کشته و زخمی نشده و کتک نخوورده ؟! نکنه همه اینها خواب بوده ؟
    از طرفی از مخالفین ۷۲ نفر کشته شده اند ؟
    شما اطلاعاتت ضعیفه برادر من .

    در ضمن قضییه اون سربازی که در میان مردم کتکش زدند و لخت و عریانش کردن و فیلم گرفتند و در فضای مجازی پخش کردند چی بود ؟ احتمالا فتو شاپ نبود ؟
    شما میتتوانی منکر تمام جنایات سبزکهای فتنه گر شوی اما نمیتوانی حقیقت را کتمان کنی برادر . حقیقت مانند لکه ننگی بر پیشانی و دامان شماها تا ابد وجود خواهد داشت و آینددگان از شماها به بدی یاد خواهند کرد .

  12. سید مهدی (محمودی)
  13. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۱۲ | #13

    آقای شریعتمداری در کیهان حرف جالبی زده :
    ایشان گفته :
    با وجود اصرار فراوان اصولگرایان، هیچ یک از نامزدهای اصولگرا حاضر نشدند به نفع یکی از میان خود، انصراف بدهند. نه اینکه با ائتلاف مخالف باشند، بلکه هر یک از آنها انتظار داشت دیگران به نفع او کنار بکشد! و اکنون در توجیه این اقدام غیرقابل توجیه گفته می‌شود، بر فرض ائتلاف، از آنجا که مجموعه آرا آنان کمتر از آرای آقای روحانی بود، ائتلاف آنها باز هم بی‌نتیجه بود که باید گفت؛

    اولاً؛ شما که از نتیجه خبر نداشتید و هر کدامتان خود را پیروز نهایی می‌دانستید، بنابراین خودداری شما از ائتلاف کماکان یک اقدام غیرقابل توجیه است و ثانیاً؛ فقط در ریاضیات حاصلضرب دو ضربدر دو ۴ است و این قضیه ریاضی در بسیاری از موارد با مسائل اجتماعی قابل انطباق نیست. مثلاً وقتی مردم می‌بینند که هیچ یک از نامزدهای اصولگرا حاضر نیست به نفع دیگری کناره‌گیری کند، به طور طبیعی نتیجه می‌گیرند که این ناهمدلی و ناهمراهی در صورت پیروزی می‌تواند تنش‌آفرین باشد و یا خدای نخواسته خود محوری در دولت آینده را به دنبال داشته باشد.

    [پاسخ]

  14. reza
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۰:۵۲ | #14

    با سلام به همه دوستان مخصوصا تشنه عزیز
    من صابر را به عنوان یک فرد باهوش و پسر شجاع را یک متدین میدانم واز هردو انها سوال دارم عزیزان ظاهرا ریاضی شما قدری مشکل دارد
    شما این را حساب کنید که ۲۸ درصد اصلا رای ندادند که غالب انها منتقد ویا خدایی نکرده مخالف نظام هستند شما رای انها و ارای روحانی که ۵۱ درصد کل را میباشد (غالب ارای روحانی منتقد اوضاع جاریند)محسن رضایی در هر ۴ استانی که اول شده اقوام لر و بختیاری بوده(پس ارای انها نیز در سبد موافقین نیست)حالا ببین شما چند درصد رای دارید خواهشا ۵۱ را با ۴۹ مقایسه نکنید
    البته مزایای این انتخاب نمی کنید من بعد از پیروزی و جشن و شادی مردم بیشتر دنبال تصاویر اذربایجان و کردستان بودم و واقعا از جشن انها خوشحال شدم زیرا تبریز چند سال است پاتوق تجزیه طلبانی شده بود که انصافا بعد از سال ۸۵ بشدت در حال افزایش بودند که نمود ان در بازیهای تراکتور مشخص بود همینطور سنندج ولی جشن ملی در این دو شهر مشت محکمی بر دهان تجزیه طلبان ایران زمین بود
    امید حسینی چرا از این پیروزی نمی گویی متاسفانه یکسره دنبال دلایل شکستی؟اخوی از قدیم گفتند شکست بی صاحب است و پیروزی صد صاحب
    صابر چرا قبول نمی کنی که غالب مردم این وضعیت چه در بحث اتمی و روابط خارجی را نمی خواهند حالا می گویی چرا دکتر ولایتی و این حرفها خوب او مشاور رهبری در امور سیاست خارجی مگر نیست؟از عالم غیب که نیامده
    دوستان اصولگرا یکی از دلایل شکست شما نداشتن نامزد دولتی به مانند ۴ سال قبل بود (دادن سهام عدالت دادن سیب زمینی به روستاهاو…..)ایندفعه هیچ نامزدی از رانت دولت بهره نبرد و انتخابات عادلانه بود یک مقدار قالیباف از رانت شهرداری بهره برد و درتهران رای نسبی اورد(افتتاح دریاچه وتونل بزرگراه با تبلیغات فراوان در سیما و رسانه ها)
    من عاجرانه از نظام می خواهم اگر واقعا مردم ولی نعمتند و حقیر نیستند در مورد مسایل مهم کشور مانند بحث اتمی به ارای عمومی ان اصل مغفول کشور مراجعه شود تا دیگر کسی بهانه نیاورد که نظر مردم چیست؟البته اگر مردم را قبول دارید نه پسر شجاع که نظر سنجی ها را میدید می گفت جلیلی اول یا دومه؟اخوی رای روحانی را در رد صلاحیت هاشمی ببین خدا را شاهد میگیرم اگر هاشمی بود ارایش از روحانی به مراتب بیشتر بود که نظام پیش دستی کرد و این رسوایی را برای خود نخرید تشنه بگ. با حرفهام موافقی یا نه؟

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۰ ب.ظ:

    آقا رضا سلام
    ادبیاتت که همون ادبیات آقا رضای خودمونه
    اما اسم رو انگلیسی زدی آدم شک میکنه!!!
    کشور ایران رو همین دین هست که یکجا نگه داشته وگرنه هرکسی صدبار بدتر از امروز ساز خودش رو میزد!!!
    در مورد آقای ولایتی که من اولش تصور میکردم دوستان اصولگرا دیگه نتونن بهش برچسب بزنن چراکه مورد اعتماد امام بود و امروز هم معتمد رهبری و مشاور ایشان!!!
    آقای لاریجانی هم که مصاحبه ای کردند و نظر آقای ولایتی در جریان مذاکرات با سولانا رو تایید کرد و از اون ور ضمنی هم اشاره کرد که آقای ولایتی در جریان مسائل هسته ای هستند!!!
    منتها برخی اوقات کمی علاقه به کسی باعث میشه ما برخی مسائل دیگه رو نبینیم!!!
    آقای روحانی بعنوان نماینده رهبری، آقای ولایتی بعنوان مشاور رهبری و آقای رضایی بعنوان فرمانده قدیم سپاه حرفی رو خلاف یک تازه کار به میدان رسیده توسط آقای احمدی نژاد میزنن!!
    خب عقل حکم میکنه احتمال درست تر بودن حرف های اون سه نفر هم به علت تعداد و هم به علت سابقه و جایگاه اون ها بیشتر باشه!! تازه غیر از موارد دیگه!!
    من کلا میگم اصلا نظر سنجی ها همه به کنار! توی این مردم شما چند درصد رو میبینید که از نظام حمایت کنن و بقولی دل خوشی داشته باشن؟ واقعیت اینجاست که بسیار کم!!
    نه اینکه بخوام بگم حالا درست بودن یا نبودن رفتار حکومت بستگی به نظر مردم داره! اما حقیقت اینجاست تو مسائل روزمره مردم راضی نیستند!!!
    دلیل اصلی اون هم برمیگرده به همین افراطی ها!!!
    من تصور نمیکنم اصولگراها به این زودیا بتونن دوباره در مسند ریاست جمهوری بنشینن!!!
    البته اگه آقای روحانی رو اصولگرا بحساب نیاریم!!!
    من اینجا همه رو ارجاع میدم به وجدان خودتون
    تحلیل های برخی اصولگراها بعد از انتخابات رو بخونید!! من یکی حالم بد میشه وقتی این همه بی شرفی رو میبینم!!!
    واقعا کی هست که تحلیل کیهان رو بخونه و خندش نگیره؟ کی هست که تحلیل آقای باهنر و کوثری و پناهیان رو بخونه و با کف دست تو پیشونیش نزنه که چرا این ها اینقدر تو آفساید هستن؟؟؟
    خب وقتی افرادی تا این حد تو رویا دارن زندگی میکنن و حقایق رو خلاف واقع میبینن چطور انتظار اقبال عمومی اونم تازه از سوی جوان ها و از اون مهمتر نخبگان دارند؟؟؟
    من دوستی داشتم چند روز پیش میگفت من همیشه برام سواله که چرا نخبگان جامعه بیشتر سمت اصلاح طلبان میرن تا اصولگرایان!! (خودش اصولگرا بود البته)
    در یک کلام میشه به دلیل منطقی نبودن برخی اصولگراها!!!
    وقتی این ها مسئله به این واضحی که رای آوردن آقای روحانی بدلیل کاندید مورد حمایت آقای هاشمی و خاتمی بودن رو نمیبینن دیگه چه انتظاری میره متوجه مسائل دیگه باشن؟
    هرچند من بعید میدونم این ها متوجه نباشن!!! مگه میشه آدم اینقدر درکش ضعیف باشه؟
    این ها اتفاقا خوبم میدونن که چه اتفاقی افتاده!!!
    ولی آقا رضا از یه نظر یخورده امیدوار شدم اونم اینکه فکر میکنم پیام این رای دادن رو رهبری بخوبی فهمید!!
    همیشه به خودم میگفتم شاید ایشان بدلیل مشاوران و اطرافیانش خیلی بصورت واقعی از دل مردم خبر نداشته باشه!!!
    اما این چند وقته ادبیات ایشان هم تغییراتی کرده که نشون از چیزای دیگه ای میده!
    نمیدونم چرا ولی حس میکنم رهبری به چیزی رسید از ورای سخنان مشاورانش!
    انگار چند نفر جلو یکی گرفته باشن تا نتونه اون ور رو ببینه و حالا این شخص به هر طریقی متوجه از مسائل شده!!
    اینکه ایشان فرمودند حتی اگر نظام اسلامی رو هم قبول ندارید بازم بیاید و رای بدید خیلی معنا داشت!!!
    خیلی دل به آقای روحانی بستم
    امیدوارم بتونه قدری این شرایط رو بهبود ببخشه!!

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۵۹ ب.ظ:

    خب آقا رضا چند موضوع رو همزمان مطرح فرمودید که به سهم خودم پاسخ می دهم:

    ۱. آرای آقای حجت الاسلام و االمسلمین دکتر حسن روحانی را می توان شامل چند دسته از جمله موارد زیر بر شمرد:

    – عده ای که بنا به مباحث مطروحه در مناظره سوم، در توان مدیریتی و هماهنگی حوزه سیاست خارجی به ویژه مقوله هسته ای دچار تردید گشته و ایشان را در این زمینه به افراد و رویکردهای موجود ترجیح دادند اما همچنان بر داشتن حقوق هسته ای و البته مبانی انقلاب و امام (ره) در سطوح عالی اصرار دارند.

    – عده ای که با سیاست خارجی فعلی موافق بوده اما کاملا منتقد سیاست داخلی از حیث اقتصادی و اجتماعی بوده و ایشان را با توجه به سابقه و اعتدال و تا حدودی فراجناحی بودنشان به بقیه ترجیح دادند. کلام اصلی این گروه اینست که سیاست خارجی فعلی زمانی قابل تحمل است که لااقل از ناحیه داخلی تا به این حد دچار و شاهد اشتباه یا مصادیق ظلم نباشیم لذا باید کسی بیاید سیاست داخلی را سامان دهد.

    – عده ای که موافق جریان هسته ای و البته موافق سیاست های اصلاح طلبی و همچنین بزرگان آنها بوده و ایشان را نزدیکترین فرد به جریان مطلوب خودشان می دانستند.

    – عده ای که اساسا موافق برنامه هسته ای به این شکل و همچنین سیاست خارجی موجود نبوده و خواهان رویکردی کاملا متفاوت می باشند. حال اینها می توانند مخالف حتی نظام باشند یا نباشند و یا موافق رابطه با آمریکا و گذشتن از مباحث شکل گرفته در خاور میانه مانند سوریه و لبنان و فلسطین و اصولگرایی و … باشند و یا موافق اصلاح طلبی و هر طیف دیگری.

    – و بقیه هموطنانی که به ایشان بنا به هر دلیلی رای دادند که از حصوله اینجانب یا این نوشتار خارج است.

    پس آقای reza شما نمی توانید سبد آقای روحانی را کلا متفاوت یا مخالف یا یکدست یا هر نوع دیگری در نظر بگیرید. هر کسی بنا به دیدگاه و توقع خودش به ایشان رای داده است کمااینکه برخی افرادی میبینم که اصولگرا می باشند اما به دلیل مش اعتدال وی ایشان را برگزیدند.

    حتی یک نفر اظهار می کرد وضعیت اصولگرایان در حال حاضر به دلیل اختلاف عمده و عدم ثبات و هماهنگی حداقلی به گونه ای است که نمی توان سکان مدیریت اجرایی کشور را به آنها سپرد و البته رجوع به گذشته یا اعتدال را برای حال کشور مناسب تر می دانم. شاید باید به آنها فرصت بازسازی و باز اندیشی داد.

    عنایت داشته باشید کسانی که به آقای روحانی رای ندادند از اساس با جریان اصلاح طلبی موافق نیستند و بنده ندیده ام کسی را که حتی کمی به جریان چپ گرایش داشته باشد اما باز به جبهه دیگر رای دهد. لااقل اندک می باشند.

    مخلص کلام آنکه هنوز افراد موافق اصلاح طلبی یا آقایان خاتمی و هاشمی و غیره به نسبت بقیه کمتر می باشند. هر چند ناگفته نماند همین موضوع را می توان برای اصولگرایان نیز در نظر گرفت. بنده و احتمالا بسیاری مثل بنده که به آقای رضایی رای داده ایم به گونه ای دیگر می اندیشیم. (به نوعی بیرون از قید و بند جناح ها)

    همچنین حمایت مردم از رهبری وحکومت ورای آن چیزیست که تصور می فرمایید. بسیار بسیار بالاست. قول میدهم این را روزی خواهید فهمید.

    اگر هم که طرف بحث شما طیف اصولگرایی موسوم به تندروها است که بنده موافقم رای آنها آب رفته و می رود.

    ۲. آقای reza مسائل بزرگی مثل هسته ای و یا سیاست خارجی را اینقدر ساده نکنید. طرح این گونه بحث ها در جای خودش بین افراد متخصص، سودمند است نه اینجا. با عرض پوزش باید بگویم سطح اینجا فقط اندکی از سطح کوچه و بازار و بقالی و میوه فروشی و … بالاتر است. که اگر این را بپذیرید دیگر در خیلی مسائل ورود نمی شود و اگر نپذیرید که باید به زبان همین جا صحبت کنیم. مثلا من مثل آقای فلانی بگویم این حق مسلم ماست و ما باج نمی دهیم و این بهانه است و … در نتیجه همان دعوای همیشگی.

    اولا به خود مقوله و فواید و دستاوردها ورود کنید تا به عمق این علم و صنعت پی ببرید.

    ثانیا بحث هسته ای تنها نیست. عقب نشینی در وضعیت فعلی از هسته ای یعنی عقب نشینی از بسیاری مسائل دیگر. تبعات آنقدر زیاد است که می توانم دو صفحه کامل برایتان بنویسم. این موضوع به بسیاری موضوعات دیگر نیز گره خورده است که آنرا تبدیل به یک حلقه از یک زنجیر نموده است. اصرار غرب پاره کردن یا سست کردن زنجیر است دوست من. اینگونه نیست که صرف دو حرکت یا ترفند کوچک بتوانیم ورق را برگردانیم. آنها بسیار باهوش و مطلع هستند.

    ثالثا اینطور نیست که هر مسئله مهم و بزرگی در مملکت را به رفراندوم بگذارند. بله در قانون اشاره شده است اما به همین سادگی نیست. هم اکنون موضوعات مهمی از جمله سیاست خارجی و حتی برخی از موارد داخلی آمریکا در بین مردم آن که حتی از مقبولیت اقلیتی برخوردار است اما آن مردم (تقریبا همه) اینگونه پذیرفته اند که حکومت بهتر از آنان می تواند تصمیم بگیرد و صلاح آنها و همچنان نسل های بعد را بهتر می خواهد. این تقریبا در همه جا صدق می کند. در یک خانواده کوچک شاید همه فرزندان در مخالفت با پدر با یکدیگر توافق داشته باشند اما تصمیم گیر نهایی و مصلح همان پدر است. اوست که به همه چیز اشراف دارد. اوست که گذشته و حال و آینده را با هم میبیند. دایره اندیشه و تفکر یک کارگر یا یک کشاورز یا یک کاسب یا … بسیار محدود است. بسیار بسیار محدود. بسیار بسیار بسیار محدود. از این روست که نمی توانید مباحث تخصصی و حیاتی را اینگونه به تصمیم گیری عمومی بگذارید مگر آنکه همه جامعه به اندازه مطلوب رشد یافته یا آگاه از آن باشند.

    پشت پرده این مباحث غوغایی است دوست من! بسیار بزرگ و پیچیده! مدیریت در دست جوامع رهبری بزرگ دنیاست نه مردم. از شرق تا غرب.

    ۳. در مورد آقای ولایتی بنده نمی گویم ایشان دروغ می گوید بلکه می گویم مکان و زمان طرح آن موضوعات مهم، اشتباه بود. آنهم کسی که اینقدر به تاریخ مسلط است. سهوا یا عمدا! هر چند مواردی قابل حدس اما دیگر گذشت.

    ۴. من که بارها گفته ام الان فرصتی فراهم آمده تا دلها به هم نزدیک و اهداف در ظاهر یکی شود که آن آبادانی ایران است.

    [پاسخ]

  15. من تو من
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۱:۱۲ | #15

    معذرت میخوام از برادران ولی گویا گرمای شکست باعث نشتی کردن تمام
    مدارهاتون میشه :) یکبار میگن حالا ببینیم اصلاح طلبا چه میکنن، بعد یکی میاد
    میگه اصلا اصلاح طلب نیست ملت به اعتئال رای دادن ، بعد یکی میاد میگه شما اصلا
    سواد نداری روحانی مال جناح راست سنتیه.
    اولش همه میگفتن هاشمی ضربه ش رو زد و ما شکست حوردیم و اصلا تمام تحلیلهای
    همین جناب حسینی بر محوریت دلایل شکست اصولگرایانه چند روز اول یقه گیری بود
    که تقصیر کیه و حالا بعد از چند روز تصمیم گرفتن که بگن نه این آقای روحانی هم اصولگرا
    هستش و رایش هم به خاطر حمایت خاتمی و هاشمی نبوده :) جالبه اینجاست که همیشه به پیروزی ۱۱ میلیونی احمدی نژاد اشاره میکنن ولی حالا که
    روحانی ۱۲ میلیون از قالیباف بیشتر بوده رفتن سر بحث ۷ دهم درصد :) یعنی میخان
    پیروزی رو خفیف جلوه بدن و بعد میگن رای رییس جمهور شکنندس کمکش کنید :) خب پس احمدی نژاد هم حتی با همون ۶۳ درصدش میشه ( بله همون :) ) میشه ۱۳
    درصد بیشتر از ۵۰ درصد نه ۱۱ میلیون :) تازه سال ۸۴ که وضعش خراب تر بود و در دور
    اول که فکر نکنم ۲۰ درصد آرا رو آورد پس با این حساب اگر دور اول رو محاسبه کنید ایشون
    با اختلاف منفی ۳۰ درصد برنده شدن :) خدا وکیلی یک ذره و فقط یک ذره خجالت بکشید :)

    [پاسخ]

    من تو من پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۳ ق.ظ:

    قبلا هم یکبار عرض کرده بودم در انتخابات آزادی که افرادی مثل خاتمی کاندید
    باشن – که حتی بهتر از ایشونم فراوان داریم ولی مطمئنا اجازه حضور نخواهند داشت-
    اگر تمام افراد مورد علاقه جناح محبوبتون ( که تقریبا تمام مقامات مملکتی فعلی رو شامل
    میشه- هم برای انتخابات ردیف کنید رایی بیشتر از این نخواهید آورد)
    حالا که شکست خوردید حداقل یکبار در عمرتون دلیلهای عجیب و غریب برای توجیه
    شکست نیارید که نتیجه ای نخواهید گرفت.
    از غم ناشی از این شکست مرتب توجیه های پرت میارید و نقبی می زندی به صحرای ۸۸
    ***
    فقط دو سوال از برادران دارم :
    لطف بدون جوابهای پرت کیهان پسند یکبار هم شده بدون طعنه و متلک و خوشمزه بازی جواب بدید
    اگر چه دلیلی ببینید و از چه کسی بشنوید که تقلبی صورت گرفته باور میکنید ؟
    چون ۳۰۰۰ تا مدرک هم که بیارن شما میفرمایید اینا مورد قبول نیست و نمیدونم
    دقیقا چی باید بهتون نشون داده بشه ؟ :) دادگاه هم که تشکیل ندادید که حقایق معلوم
    بشه …
    و سوال دوم اینکه اگر روزی روزگاری قانع شدید که چنین اتفاقی صورت گرفته موضعتون چه
    خواهد بود؟ چون در همین مورد دیدیم که در مرحله اول شکست رو بر سر هم می کوبیدید
    ولی کم کم اصل شکست رو زیر سوال میبرید آیا در اون مورد هم موضع مشابهی خواهید
    گرفت؟ بسیار مشتاقم بدونم اگر یک روز به صورت قطعی مطمئن بشید موضعتون چه خواهد بود؟
    درضمن خواهش میکنم سوال رو با سوال جواب ندید .
    و

    [پاسخ]

    پسر روشن آب پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۰ ب.ظ:

    تو خود گویی خود خندی
    “خواهش میکنم سوال رو با سوال جواب ندید”
    خیال کردی زرنگی؛ یعنی ما همیشه در موضع دفاعی باشیم و شما طلبکار ؛ رو که نیست…
    “اگر چه دلیلی ببینید و از چه کسی بشنوید که تقلبی صورت گرفته باور میکنید ؟”
    دقیقا سوال ما هم از شما همینه
    آیا شما فقط وقتی کاندیدای مورد نظرتان رای بیاورد انتخابات را دموکراتیک ترین انتخابات عالم می دانید؟
    اگر چه دلیلی ببینید و از چه کسی بشنوید که تقلبی صورت نگرفته و نمیگیرد باور میکنید ؟
    اول در مورد دلیل مگر مطلع شدن از ارا مردم فقط از طریق صندوق هاست ؛ نظر سنجی بعد از انتخابات راهکار علمی تخمین رای مردم است.
    دوم در مورد از چه کسی بشنوی، فکر میکنم در کل بهتر از اروپایی ها نژادی روی زمین نباشه ؛ هر جور کمالات که بگی دارن ؛ شما هم که چشمت کف پاشونه خدا رو شکر؛ در همان سال ۸۸ یک موسسه افکار سنجی اروپایی بعد از انتخابات از مردم نظر سنجی کرد و نتیجه اش شد یک درصد اختلاف از نتیجه رسمی شمارش آرا!
    برای اتقان ساز و کار انتخابات در کشور دلایلی داشتم که اینجا نوشته ام:
    http://labepashoieh.blogfa.com/post/227
    البته تخلف ممکنه اما تقلب داستان دیگری دارد!
    .
    اما چون بسیار برایم قابل تصور است که مخالفان و متعصبان، زیر بار این استدلالات نروند من یک راه باور نکردنی جلوی پای شما می گذارم و آن اینکه:
    ما می گوییم در انتخابات تقلب نمی شود شما خلافش را ثابت کنید. به همین راحتی! یعنی یک بار در انتخابات تقلب کنید و بعد سند و مدرکش را بیاورید و بگویید دیدید می شود در انتخابات ایران تقلب کرد. چون تا زمانی که ما[!] تقلب می کنیم که شما نمی توانید ثابت کنید. الان دولت هم دست شماست ببینیم چه گلی به سرتان می زنید!
    خواهـــــــــــــــــــــــــشا تو انتخابات بعدی تـــــــــــــــــــــقــــــــــــــــلـــــــــــــــبـــــــــــــــــــــــــــــــــ کنید؛ اگر میتونید!

    [پاسخ]

    saeed پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۹ ب.ظ:

    پسر روشن آب . حالا هی میخوای تبلیغ کنی بگی وبلاگ داری و مطلب مینویسی یه بحث دیگست ولی فک کنم دوستمون یه سوالی پرسید. اگه میتونی جواب بده. چرا جک و لطیفه میگی.نهایت اینه که جوابی نداری و نمیدی .دیگه نیازی نیست خودتو ضایع کنی.به هر عاقلی این مثلا سوالو بگی بهت میخنده. از کی تا حالا کسی که قدرت دستش نیست و امکانات نداره میتونه چیزی رو برات ثابت کنه.از کی تا حالا مردم باید به حکومت جواب پس بدن؟!!! اینو دقیقا کجای نهج البلاغه خوندی؟ خب بگو ما هم بریم بخونیم روشن شیم.

    من پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۲ ب.ظ:

    بنده جواب شما رو دادم ولی گویا مدیر وبلاگ تشخیص دادن که نباید
    این کامنت باشه و من هم از باز تکرار کامنت خود داری میکنم.
    به صورت خلاصه :
    تمام ارگانهای در اختیارتون رو در اختیار اینوری ها بزارید و نتیجه ۱۰۰ درصدی
    تحویل بگیرید. هرچند این کار در مرام من نیست و فقط محض آزمایش
    عرض میکنم که ببینید میشه یا نمیشه :)

    پسر روشن آب پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۳ ب.ظ:

    الان من حکومتم؟؟
    الان شما دلایل منو نفهمیدی؟؟
    الان قدرت و ثروت دست کیه؟؟
    الان روحانی منتخب کیه؟؟
    الان من از نهج البلاغه رفرنس دادم؟؟
    الان کی ضایع شد؟؟

    [پاسخ]

  16. سجاد
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۶ | #16

    فقط دکتر جلیلی

    [پاسخ]

  17. امیر
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۴:۱۱ | #17

    من میخواستم به برادران و خواهرانی که اینجا بر علیه اصلاح طلبان سم پاشی میکنند عرض کنم : ادعای تا چندی قبل شما این بود که اصلاحات مرده و نابود کننده اون رو ۹دی میدونستید ! ایا الان حاضرید اقرار کنید که اشتباه میکردید و اصلاحات نمرده؟ فقط همین.
    اگر تونستید خودتون رو قانع کنید که چنین چیزی رو گواهی کنید میشه گفت که تا حدود زیادی انصاف دارید و اشتباه میکردید که اصلاحات رو مرده میدونستید. اما اگر نتونستید و برای فرار از جواب صریح به بافتن رطب و یابس رو اوردید بدونید که دشمن شما اصلاحات نیست بلکه جهل شماست که کارد رو خر خره تون گذاشته چون ما احتیاج نداریم که برای بردمون به شما جواب پس بدیم ” واقعه سال ۸۸ هم برای ما درس عبرت بود و اصولا ادمهای عاقل از شکستهاشون درس میگیرند بجای اینکه زانوی غم بغل بگیرند یا در پی انتقام جوئی باشن.
    دائم میگید ما تبریک گفتیم به شما ” خب اگه کار سختی بوده براتون ما راضی به زحمتتون نبودیم” در ضمن میگید ما برا برد شما به خیابونا نریختیم ! مگه انتخابات دست ما بوده که تقلب کردیم و شما هم فهمیدین و به خیلبونا نریختین؟ دوره قبل هم انتخابات دست خودتون بود تقلب کردین ما هم به خیابونها اومدیم که شما هم از هیچی کم نزاشتین” از باطوم و شوکر و زنجیر و چوب بگیر تا زندان و حصر و شکنجه ” از صبح تا حالا هم که معاون امنیت ملی مجلس ” مشاور رهبر در سپاه “و شاید کسان دیگه هم گفته باشن که این پیروزی اصلاح طلبا نیست چون روحانی متعلق به اصولگراهاست و مردم باز به اصولگراها رای دادن” شجونی هرچی به دهنش اومده گفته” خب اینا که با یه من ریش و پشم و اهن و تلپ جلو چشم مردم تو روز روشن دروغ میگن رهبر مسلمون شیعه نباید اونارو از دروغ گفتن منعشون کنه که ارتکاب به گناه در امر امارت هم مذموم و ناپسنده؟ خدایا ” اینا که انقدر از بصیرت خوششون میاد بهشون عطا کن تا ما هم از شرشون خلاص شیم.

    [پاسخ]

    تسنیم پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۷ ق.ظ:

    ما که معتقد به تقلب نیستیم چون خدارو شکر مثل شما فکر نمی کنیم اگر قبول دارین که تقلب شده پس دولت آقای خاتمی مشکل داشته همچنین دولت رفسنجانی درصورتی که شما ها کشته مرده ی اونایید درضمن توقع داشتیدد با دروغی که به ملت گفتید وبه خاطرش خیلی از بسیجی ها کتک خودردند و مسجد و اتوبوس هارو آتیش زدید مسوئولین بیان دست بوس شما ها ؟؟؟؟!!!!!!!!شما هایی که با عث شاد شدن دل دشمن شدید رو باید تشویق می کردند؟؟؟؟
    آره اصلاح طلب ازبین رفت اگه نرفته چرا خاتمی با تا خیر به روحانی تبریک گفت مثل این که خیلی هم خوشحال نشدن

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۴ ق.ظ:

    جاب امیر
    اصلاح طلب یک کاندید داشته که آنهم عارف بوده . اینو سران شما گفتند .ما که نگفتیم . در ضمن شیخ حسن در مصاحبه وقتی ازش سوال

    کردند :
    پی‌گیری مطالبات اصلاح‌طلبان در دولت شما چگونه خواهد بود ؟
    گفت :از همه آنهایی که حمایت کردند صمیمانه تشکر می‌کنم. یادمان باشد من از امروز رئیس جمهور همه مردم ایران هستم !
    و یا در جواب به سؤال مشابه خبرنگار یکی دیگر از روزنامه‌های زنجیره‌ای اعلام کرد : دولت من یک دولت فراجناحی خواهد بود .

    این بی‌توجهی دکتر روحانی به جبهه اصلاحات تا آنجا بود که بعد از کنفرانس خبری، یکی از مدعیان اصلاحات در حالی که نمی‌توانست عصبانیت خود را پنهان کند، با صدایی که برای اطرافیان به وضوح قابل شنیدن بود گفت :
    این شیخ دارد کلیدش را برعکس می‌چرخاند !!!!

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۶ ق.ظ:

    من یه سوال ساده کردم و شرط جواب را هم گفتم ” تسنیم انصاف ندارد و پسر شجاع رطب و یابس بافت” جواب این دو نفر اینجا سندی بر بی منطق بودن این قوم نیست؟
    بی منطقی به زبان ساده یعنی جهل! رهبر از داشتن یک چنین طرفدارانی بطور حتم بر خود نمی بالد”
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی/ تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
    من خود را عضو کوچک از یک جماعت بزرگ میدانم که اکثرا بیدار و بعضی از انان چنان با هوش و زیرکند که حاکمیت حتی در زندان انها را از سایر زندانیلن جدا میکند تا موجب خیزش زندانیان نشوند! و به همان اندازه وفادار به مردم و ارمانهای مردمی هستند ” مسلمانان معتقدی هستند که ایمانشان در زندان و شرائط سخت زندان استوار تر میشود و برای تبلیغ اسلام وجود خودشان بالاترین ایه است.
    و کسانی مثل شما که دروغگوئی برایتان سهل شده باعث سر شکستگی هستید ” این عیب شماست که باید در رفع ان بکوشید نه اینکه باختن در انتخابات را عیب کارتان بدانید و این نصیحتی به همه انهائی است که دغدغه مسلمانی دارند نه انانی که از این کار نان میخورند.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۶ ب.ظ:

    امیر
    فکر کنم امروز از دنده چپت بیدار شدی که اینطور بر آشفته و سراسیمه سخن به گزاف میگویی و متوهمانه زبان بکام میچرخانی !

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۹ ب.ظ:

    امیر
    این یک حقیقت تاریخی و تلخیست که بخوای نخوای باید قبول کنی و آنهم اینه که :
    ما بعد انتخابلت به رای مردماحترام گذاشتیم و به خانه هایمان رفتیم
    اما شما به رای اکثریت بی حرمتی کردید و آشوب و اغتشاش کردید .

    این یک حقیقت است که نمیتوانی از تاریخ و اذهان مردم پاکش کنی . یک لکه ننگ بر دامان شماها !

    ما قبول شدیم و شماها مردود . آیندگلن در تاریخ از ماها بخوبی و از شماها به بدی یاد خواهند کرد .

  18. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۷:۰۱ | #18

    معناشناسی رای بالای قشر مستضعف به حسن روحانی/
    آری به «روحانی»؛ حاصلِ نه به «احمدی‌نژادِ این سال‌ها»/ چرا لیست دولت در شورای شهر مطلقا شکست خورد؟
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=160430

    [پاسخ]

  19. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۷:۰۵ | #19

    آقای حسینی
    من مدافع علامه مصباح و جبهه پایداری نیستم
    جلیلی رو هم کاندیدای این جبهه نمی دونم
    البته خیلی از حرفهای شما رو هم قبول ندارم
    اما
    علامه اخیرا حرفی زده که فکر کنم جواب هر سه پست آخر شما باشه:
    نسبت دادن افراط‌‎گری ازسوی عافیت‌طلبان تکلیف را ساقط نمی‌کند/تاثیر یعنی فردی با کمترین امکانات، رایی مشابه آنکه میلیاردها خرج‌کرده، بیاورد/ از حالا برای ۴ سال بعد فکر کنیم
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=160512

    [پاسخ]

  20. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۷:۱۴ | #20

    “امیدوارم شما با رئیس جمهوری که خودتان به آن رای دادید، آن نکنید که ما با منتخب خود کردیم!
    و صد البته او نیز با آراء شما آن نکند، که منتخب ما کرد!”
    حمید داودآبادی

    [پاسخ]

    ایران فردا پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۲ ب.ظ:

    این آقای داود آبادی همون دهان گشاد معروفه؟ :D

    [پاسخ]

  21. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۰ | #21

    یکی از اشتباهات اصولگرایان این بود که بشدت دولت احمدی نژاد را که خود روی کار آوردن تخریب کردند !
    تاریخ گواه است که احمدی نژاد خدمات زیادی را برای کشور و مردم انجام داد که بعضیهاش منحصر بفرد بوده . اما آنققدرزدند و تخریب کردند و کوبیدند که مردم نسبت به آنها بی اعتماد شدند .

    این منطقیست که مردم نسبت به اصولگرایانی که با رئیس جمهور منتخب خود اینچنین کردند و نابودش ساختند شک کنند و بی اعتماد شوند ! حالا بنظر شما مردم باز هم بیان به اصولگرایان رای بدن ؟
    خودگرده را تدبیر نیست

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    بنظرت پسر شجاع میشود از زاویه پیدا کردن با رهبر و خانه نشینی اعتراض اش چشم پوشی کرد؟ باز هم دروغ به خودت و جماعت میگوئی؟ عجب شخصیت درب و داغونی داری! مگه قبلا گله نمیکردی؟ خب چطور شد که حالا این حرفو میزنی دروغ زن!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۴ ب.ظ:

    آیا اشتباهات احمدی نژاد دلیل بر دروغ بودن خدمات وی می باشد ؟ واقعا این مردم خدماتی انجام نداده ؟ دروغگو کیه برادر ؟
    من اشتباه وی را دیدم و و از وی انتقاد کردم اما شما منکر خدماتش می باشید ؟

    من همیشه به احمدی نژاد افتخار میکنم چون شجاعترین و خدومترین رئیس جمهور ایران بوده است . این حرفم را بعدا خواهید فهمید .

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۷ ب.ظ:

    میدونی چرا جواب درست نمیدی؟ واسه اینکه جواب درستت تف سر بالاست!
    کی حرف از خدمات زد ” من میگم طرف با رهبر چپ افتاد و هر کی با رهبر اینجوری تا کنه اگه بالاترین خدمات رو هم داشته باشه فاتحه اش خونده است و شما میگی مگه خدمات نداشته ؟ هر کی خدمت کرد اگه رهبر رو سکه یه پول کرد باید باز ازش پشتیبانی کرد؟ تو جواب اینو بده بعد خودت جوابتو با کامنتت که درگیری اصولگراهارو با احمدی اشتباه دونستی مقایسه کن ببین سر شکمی حرف نزدی؟

    محمدتقي پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۰ ب.ظ:

    *امیر* آقا خودشون گفتن نباید خیلی در مورد دولت احمدی نژاد سیاهنمایی بشه. دولت نهم خیلی بهتر از دولت دهم بود اما دولت دهم هم خدمات زیادی کرد ولی احتمالا روحانی همه رو با سازش و غربگرایی به باد میده در این چهار سال آینده
    اگه اصوگراها یکم بصیرت به خرج میدادن و همه روی دکتر جلیلی ائتلاف میکردن لازم نبود چند سال کنترل غرب زده ها و سازشکارا رو بر دولت بشینیم نگا کنیم. حداقل روی دکتر جلیلی به عنوان اصلح هم اگه ائتلاف نمیکردن و روی قالیباف ائتلاف میکردن باز بهتر بود نسبت به روحانی.
    البته روحانی هم اصولگرای و مردم به خاطر ادعا و سابقه اصولگراییش بهش رای دادن.اصلاح طلبا زرنگی کردن میدونستن بعد از اغتشاشات چهار سال قبل از چشم مردم افتادن با یک اصولگرا توی صحنه اومدن

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۸ ب.ظ:

    هچ درگیری ؟
    احمدی زحمتکش ترین و شجاعترین رئیس جمهور تاریخ انقلاب اسلامی اییران است .

    دعوا چیه ؟ بر سر وزیر اططلعات جناب مصلحی اختلاف سلیقه پیش اومد . احمدی ناراحت شد رفت خونه ۱۱ روز نششست و بعد اومد و به کارش ادامه داد و از رهبری هم اطاعت کرد . تمام شد .سکه و پول و یه پول و دوسکه و ..اینا چیه داری گنده اش میکنی ؟ ما هم از رفتار احمدی ناراحت شدیم و انتقاد کردیم و تمام شد .. اینا چه ربطی به خدماتش داره ؟ ایینا چه ربطی به تخریبهای احمدی توسط اصولگراها داره ؟ تخریبها بر سر این موضوع نبود . برو بببین تخریبها چیی بود ..

  22. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۲ | #22

    تحلیل زیر را ببینید: “از پلاک شروع‌ کن!”

    http://www.jahannews.com/vdcbsab5frhb98p.uiur.html

    [پاسخ]

  23. کاظم
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۲ | #23

    آقایان اصلاح طلب اگر روحانی کاندیدای شما نیست چرا خاتمی عارف رو پیش پای روحانی ذبح کرد ؟
    مگه عارف به نفع رو حانی کنار نرفت؟
    مگه تو جماران عکس موسوی رو تیاوردید؟وقتی رو حانی سخنرانی داشت؟
    با شناختی که من از خاتمی و اصلاح طلبان دارم اگه دولت روحانی شکست بخوره و نتونه انتظارات رو برآورده نکنه همین آقای خاتمی علم میشه و داد میزنه میگه روحانی اصولگرا بوده کی گفته اصلاح طلبان با رو حانی بودن
    اگه غیر این شد فحش بهم بدین

    [پاسخ]

    ایران فردا پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۹ ب.ظ:

    حمایت از روحانی بیشتر یک تاکتیک سیاسی بود از طرف خاتمی و اصلاح طلبا که بیشتر محصول چانه زنی ها و توافقات پشت پرده بین هاشمی و خاتمی و اصلاح طلبان بوده ضمن اینکه روحانی امکان چانه زنی و قانع کردن رهبر رو برای عقب نشینی از پرونده هسته ایی رو داره ولی عارف نمیتونست از پس این قضایا بربیاد برای همین برای نجات کشور از این مخمصه ایی که اقتدارگرایان راه انداختن تنها گزینه روحانی بود

    [پاسخ]

    ایران فردا پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۰ ب.ظ:

    طبیعتا روحانی با دوپهلو حرف زدن در میتینگ های انتخابا تی اش تونست فضایی بوجود بیاره که بخشی از مخالفین رو جذب خودش بکنه ولی این به معنای اصلاح طلب بودن روحانی نیست منتها اصلاح طلبان مجبور شدن با حمایت از روحانی به اقتدارگرایان نشون بدن که پایگاه قوی در جامعه دارن و هنوز در بین طبقه متوسط و الیت جامعه دارای نفوذ معنوی هستن و قادر هستن حتی بخشی از معترضین به کل نظام رو هم برای مصالح کشور وادار به عقب نشینی از مطالبات اشون بکنن و مجاب اشون بکنن که بیان و در انتخاباتی که به کلیت اش اعتقتدی ندارن شرکت کنن

    [پاسخ]

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۵ ب.ظ:

    یعنی ۱۸ میلیون نفر ما در ایران مخالف داریم؟ چه قدر زیادند این خس و خاشاک!

    ایران فردا پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۷ ب.ظ:

    یک نفر از جنس خاک:
    بیش از اینها مخالف هست همه اون ۳۰ درصدی که رای ندادن جزو مخالفین هستن بخشی از این ۱۸ میلیون هم جزو مخالفین هستن که به خاطر مناسباتی که با بدنه اصلاح طلبان دارن در برخی از انتخابات شرکت میکنن علیرغم اینکه قلبا باوری به انتخابات در ایران ندارن

    ناصر چوبین ( سروش ) پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۵۷ ب.ظ:

    جناب کاظم عزیز
    حمایت از روحانی زمانی صورت گرفت که دیدند عارف جای پیروزی نداره
    تکلیف رو بر این دونستند که عارف کنار بکشه و حرف از روحانی به میان بیاد
    اگر که روحانی پیروز بود که میگفتند اصلاح طلبها پیروز شدند
    اگر که شکستی در پیش بود که کاندیدای مورد آنها نبود
    در ضمن دو روز اخیر که دیدند در نظرسنجیها روحانی در حال پیشی گرفتن است خاتمی شروع به اعلام حمایت کرد وگرنه قبل از آم ساکت بود

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۱ ب.ظ:

    دادا روحانی که اولین فیلم تبلیغاتیشو با محوریته خاتمی و هاشمی ساخته بود!!!همین شماها نبودید میگفتید روحانیه فتنه گر؟؟؟وای شماها دیگه کی هستید!!!حالا کابینه روحانیو خواهید دید.

    [پاسخ]

  24. حیران
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۳:۵۵ | #24

    آقای کاظم حالتون خوبه؟!مطمئن هستید از شوک نتیجه ی انتخابات دچار اختلال حواس نشده اید!
    از شریعت مداری گرفته تا علم الهدی و کوثری و شجونی و…می خوان اثبات کنند رای آقای روحانی رای اصلاح طلب ها نیست آنوقت شما می گی”آقایان اصلاح طلب اگر روحانی کاندیدای شما نیست”

    [پاسخ]

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۲ ب.ظ:

    آقایانشریعت مداری گرفته تا علم الهدی و کوثری و شجونی و… شدند رفرنس و مرجع معتبر؟

    [پاسخ]

    کاظم پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۱ ب.ظ:

    من براساس منطق و چیزهایی که روی داده که همراه با مدرکه حرف زدم
    هر کسی یه عقیده ای داره
    به قول خودتون همبسته شدین که یک گزینه تون رای بیاره این که دیگه جای انکار نداره
    به قول خودتون بیشتر شاگرد موسوی خوئینی بوده تا هاشمی
    بازم میگم با شناختی که از خاتمی دارم اگه روحانی نتیجه نیاره میگه روحانی اصلا اصلاح طلب نبوده
    مرور زمان همه چیزو معلوم میکنه
    البته خود روحانی هم فهمیده نباید افراطی هارو بیاره و علم کنه مثل مهاجرانی گنجی سروش مجتهد شبستری کدیور
    احتمالا روش یکی به نعلو یکی به میخو در پیش میگیره
    احتمالا قالیبافو وزیرکشور بکنه آخه ایشون دستی بر آستین در این مورد دارن باهم دیگه یکی به نعل بزنن یکی به میخ

    [پاسخ]

  25. سيد
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۵:۰۸ | #25

    سلام

    برادر انقدر تند نرو و سنگ اون آقا که مسائل زیادی توی کوی دانشگاه و شهرداری داره رو نخور اگه همه هم اعتلاف به قلیباف تو میکردن نظام سلطه با یه تخریب ساده مثل حمله گازانبری نیروی انتظامی در کوی دانشگاه منتخب انتخاباتیت رو تخریب می کرد و اونو فتح میکرد شک نکن برادر سیاست مدار .
    از اینکه ما باید بهتر عمل میکردیم حرفی درش نیست باید روی یک گزینه که هم مقبوریت داره و حاشیه خیلی کمتری داره سیاست رو خوب میدونه مذاکره مدبرانه رو بلده و به تاریخ اسلام و ایران آگاهی داره و جبهه سلطه کمتر میتونه تخریبش کنه ادم آرامیه سنتی ها قبولش دارن و مشاور عالی رهبری در امور بین الملل هست کار میکردیم و هموناییکه درصد بالا دارن به نفع اون کنار میومدن و بعد با ایجاد فظای رسانه ای و مجازی ازش یه سوپر من میساختیم حالا شما برای ما از مختار داستان نمی گفتی

    [پاسخ]

  26. سيد
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۵:۱۴ | #26

    ولایتی رو اکه مدبرانه حمایت میکردیم قطعا الان خوشحال بودی برادر درسته که نیم نگاهی به هاشمی داره اما زیرکه از طرفی هم روحانیت قبولش داره از طرفی به عنوان یه سیاست مدار برا مردم جا افتاده خارج از این کشور هم به عنوان ژاندارم نمشناسنش فقط به جای شور سیاسی کمی شعور سیاسی میخواست که همین یک قلم موجود نبود

    [پاسخ]

  27. کاظم
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۶:۳۰ | #27

    میخاستم یه مطلب طنز بگم الطفا آقایون به خودشون نگیرن
    ادب مرد به زدولت اوست
    درمورد همه دولت هاست با توجه به شرایط و زنده نگهداشتن منش سیاسی یه بنیاد آخر دولتاشون میسازن
    احمد نزاد و مشایی اعلام کردن در حال تشکیل بنیاد باران هستن
    آقای خاتمی بنباد باران
    اقای روحانی احتمالا بنیاد………………. ؟
    نظراتتون بگین روحانی چه بنیادی میزنه من میخاستم بنویسم گفتم خودتون بگین بهتره

    [پاسخ]

  28. کاظم
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۶:۳۲ | #28

    ببخشید آقای احمدی نژاد و مشایی بنیاد بهار تشکیل میدن

    [پاسخ]

  29. اکرم محمدی
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۶:۴۵ | #29

    سلام.به نظر من انتخابات این دوره خیلی هوشمندانه بود.از یک طرف جمعت زیادی پای صندوق اومدن از طرف دیگه یک شخصیت متعادل نه اصلاح طلب اومد سرکار.همیشه اصولگرا بودن دلیل بر صالح بودن نیست.بین اصولگرایی هم ممکنه نخاله پیدا شود.مهم عملکرد شخص منتخب هست که باید در چهارچوب پایبندی به نظام وولایت وارمانهای شهدا باشد.به نظر من اعتلاف هم فایده نداشت چون باز بخشی از ارای اصولگرایان به سبد روحانی میرفت

    [پاسخ]

  30. ناصر چوبین ( سروش )
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۷:۴۰ | #30

    سلام دوستان ، سایت زیر بر حمایت از گروهی خاص مطالبی رو عنوان کرده که جای سوالهای بسیار داشت در نتیجه سوال و جوابهایی در مورد نگارش نگارنده رو برخوردار شد که اول سایت مورد نظر رو بخونید و سپس نوشته های این حقیر رو مطالعه کنید . ( متشکرم )
    *********************
    http://www.mazamir.blogfa.com/post-24.aspx
    *********************
    [پاسخ]

    برای خط به خط این سایت ، جواب دارم
    در کل خود این سایت زیر سوال است
    در جایی که تمامی سایتها جایی را برای اظهار نظر مخاطبان خود قرار میدهند ولی این سایت بی پروا فقط مطالب خود رو به گوش دیگران میرساندکه مجبور شدم در آهستان پاسخ بدهم
    در ضمن قابل توضیح است که این سایت در جهت حمایت از پایداری سعی به نگارش مطالبش کرده و قابلیت تکلیف بر عموم را ندارد
    ………………..
    (( بعد از ردگیری چنین کلماتی که این روزها شنیده و نوشته میشود به سایت یک برادر روزنامه نگار رسیدم که از قضا بین جوانان حزب الله کلامش، رَوش و بُرش هم دارد. در نوشتجاتش نسبت به آیت الله مصباح مستقیم و یا غیر مستقیم اتهاماتی وارد کرده بود.یا اگر رویش نشده بود، به جبهۀ پایداری پرانده بود که به ایشان بخورد. ))
    ظاهرا این بحث یک بحث خصومت شخصی هست چرا که امروزه ناراحتی از اتهامها رو با نام و ذکر اسم سایت درج میکنن مثل خود ما که اگه مثلا از رجا نیوز و غیره دلخور باشیم مستقیما با نام بردن از سایت مورد نظر و ذکر مطلبش شروع به پاسخگویی میکنیم و در اولین برخورد با این سایت برای خواننده سوال پیش میاد که چه کسی تهمت زده و اصلا این تهمت چی بوده که به آیت الله بسته شده
    در ضمن چون نگارنده میدانسته که طرف مورد غضبش ، مطالبش را میخواند فقط با دادن کد ( روزنامه نگار ) مورد صحبتهاش رو تذکر داده که به خواننده القا میکند طرف حرفم فقط اوست و والسلام و چه بهتر بود نامی گفته میشد تا تکلیف فرد مورد نظر معلوم گردد
    …………………..
    در بحث (( فقهای جامع الشرائط ، عنوان میکنند که بصیرت در دو سطح بررسی میشود و و کسی که در هر دو سطح مجتهد باشد، قطعا مجتهد سیاسی است.و در ادامه میفرمایند که چنین کسی ارزش اعتماد دارد.و کلی ادله عنوان میکنند که مگر نمیدانید فقاهت زنده هست و به آیت الله مصباح اشاره میکند ))
    یک پاسخ باید به نگارنده داد ، آیا بحثهای مرتبت و خطاب به آیت الله مصباح حول فقاهت میگشت و اصلا ربطی به فقاهت نامبرده داشت ؟ مگر بارها گفته نشد که آیت الله مصباح در امور دینی زبان زد هست و جای خود را دارد ولی در مورد افکار سیاسی و برنامه هاش جای نقد دارد ؟ به آیت الله جای هیچ توهینی نیست و قابل احترام و جای تقلید دینی دارد که مقلدش شویم ولی در بحث سیاسی نقدها داریم ، در ضمن نگارنده طوری صحبت میکند که گویا فقط آیت الله مصباح تکلیف دیده و وارد شده در صورتی که مراجع دیگر هم صحبتهایی داشته اند مانند آیت الله مهدوی کنی که نظرش روی ائتلاف ۲+۱ بود و درست است که این ائتلاف با نادیده گرفتن اصول ائتلاف از سوی یکی از کاندیده ها به موفقیت نرسید و جای بحث دارد ولی مهم ، تذکر این مورد است که فقط مصباح ورود نکرد که انتظار داشته باشیم فقط به او گوش فرا بدهیم ، باز مهدوی کنی بارها صحبت از حرکت بر روی یکی شدن و دعوت به اتحاد و وحدت داد ولی مصباح بدون دعوت از یکی شدن صحبت از اصلح خواندن نماینده مورد نظر خود داد و حتی اگر صحبت از دعوت بابت یکی شدن دیگر کاندیده های اصولگرا میداد بحثی نبود ولی این چنین که او عمل کرد حس برتری در کلام رو فقط در نگاه او خلاصه میکرد و دیگر فقها و صحیتهایشان یعنی هیچ ، بحث اعتماد هم از نگارنده جای سوال دارد و اینکه یعنی فقط آیت الله مصباح جای اعتماد در مثایل سیاسی را دارد ؟
    ………………….
    (( از آنجایی که خود باقری لنکرانی بارها اعلام کرده بود، که در صورت آمدن جلیلی کنار میرود، به وعدۀ خود جامۀ عمل پوشانید ، بعد از آنکه او به نفع کس دیگری کنار رفت عده ای توی توپ کردند که لنکرانی رد صلاحیت شده است )
    اول اینکه اگر قرار بر انتظار ورود جلیلی را داشت در بدو ورود اوکنار میکشید و نه بعد از گذشت چند روز و بعد از رصد از شورای نگهبان به یک باره شب اعلام صلاحیتها کنار بکشد تا شائبه رد صلاحیت پیش نیاید در ضمن جلیلی از ابتدا مستقل وارد شد و بعد از جریان لنکرانی پایداریها روی وی دست گذاشتند و اگر قرار بر معرفی وی بود که با وی یا لنکرانی هماهنگ میشدند پس از همان اول در اصلح و اصلحتر و معرفی کاندیده های پایداری تردید و بی برنامگی حاصل شد
    ………………….
    (( پس، آن آیت الله بصیر، و یارانش، معیارهای حضرت آقا را به صورت اکثری در سعید جلیلی، متجلّی دیدند و با تمام قدرت، به حمایتش کمر بستند. یک فقیه سیاسی که ساز و کار افتاء را میداند، عالم به مبانی است و سابقه اش در تشخیص حق و باطل درخشان است با همفکری یارانش، فردی را برگزیدند و تکلیف خود را در حمایت از او تعریف کردند ))
    جناب نگارنده ، یعنی معیار آقا در دیگر نمایندگان تجلی نکرد و مابقی فقها متوجه نشدند و ورود آنها و صحبتهایشان پس چه میشود ؟ و فقط آیت الله مصباح تکلیف را متوجه شد ؟ بهتر نبود معیارهای آقا رو دونه بدونه ذکر میکردید و تجلیهای جلیلی رو هم به اطلاع ما میرسوندی تا ما همگی یقه پاره بکنیم و خود من نفر اول در جامه دریدن باشم ، این بحث که بدون اشاره صحبت بکنید رو همه بلدند و اگر اینچنین باشه که نزدیکترین فرد رو هرکسی میتوان خطاب داد
    ………………….
    (( وحدت خوب است و رمز پیروزی، اما وحدت باید اصولی باشد، وحدت باید حول محور اصلح با تشخیص بزرگان و مجتهدان سیاسی باشد. پایداری، با تأکید بر روی اینکه جلیلی اصلح است، از دیگران میخواستند که به نفع او کنار بروند. ))
    میشود یک نمونه نام ببرید که پایداریها دعوت به وحدت کرده باشند و یا از دیگر نمایندگان دعوت به همکاری کرده باشند ، آیا این خود بزرگ بینی نیست که پایداریها فقط حرف خود را بخواهند به کرسی بنشانند و از دیگر نمایندگان بخواهند که به نفع جلیلی کنار بروند ، باز هم متذکر میشوم یعنی فقط بزگان و مجتهد مورد علاقه پایداریها حق انتخاب اصلح را دارد پس نظر مجنهدان دیگر ملاک نیست ؟ نظر مهدوی کنی که خود بزرگ و مجنهد و عالم فقیهی هست که چیز دیگری بود ،
    …………………
    (( در این میان پای یک علامۀ ذوالفنون نیز به معادلات باز شده بود که نه تنها بصیر بود، بلکه در مریدانش نیز به آفرینش بصیرت می پرداخت. حضرت علامه آیت الله ((نظرسنجی)) مشهور به ((بصیرت زا)) .آیت الله مصباح چیزی میگفت و آیت الله نظر سنجی چیز دیگری. آیت الله مصباح روی اصلح تمرکز کرده بود، آیت الله نظرسنجی، روی بلندتر بودن شاخص رأی قالیباف ))
    فکر میکنید مسیله حمایت همه جانبی مردمی و نظر مردم مهم نیست آیا اقبال مردم در موفقیت نمیتوتند حاصل باشد ، آیا امام (ره ) تا زمانی که مردم همه جانبه از وی حمایت کردند و یک دل شدند توانست تغییری رو حاصل کند ، امام صحبتهایش را قبا از سال ۴۲ انجام داده بود ولی با یک دل شدن نظر مردم در سال ۵۷ انقلابی صورت داد ، ایا امام علی (ع) قبل از آنکه از وی حمایتی بشود و اقبال عومی بر ابوبکر و عمر و عثمان بود خلافت را بر عهده گرفت و دولت اسلامی بنا نمود درست است که از اول حق خلافت و تشکیل دولت اسلامی را داشت ولی تا جایی که با وی همراه نشدند کاری را پیش نگرفت و سکوت کرد و واضح بود که امیر المؤمنین(ع) بعد از قتل خلیفه سوم، از هواداری اکثریت مسلمانان بهره مند بود و راه تشکیل دولت اسلامی مهیا شد ، حالا با این اوصاف بر فرض که جلیلی اصلح اصلحات باشد ( که این چنین نظری را نداریم ) آیا با انتخابش میتوانست خدمتی را در این وادی انجام بدهند در صورتی که اقبال عمومی در نظر سنجیها بر علیه وی بود ، مگر مهم خدمت به مردم نبود ، آیا فرد دیگری بر فرض که کمتر مورد اصلح شناخته شده باشد و اگر مورد نظر مردم و اقبال عموم بود راحت تر و بهتر نمیتوانست خدمت بکند تازه با این اوصاف اصلح تری که شما به میان آورده اید یعنی زیر سوال بردن شورای نگهبان که خود تشکیل شده از فقهای عادل میباشند
    ………………..
    (( در تحلیل اشارات آیت الله نظرسنجی که به یکی از اصول اصولگرایی آقایان تبدیل شده بود، باید گفت که در این اشارات، دکتر قالیباف دائما در یک شرایط سقوط آرا بود. تقریبا بعد از شروع تبلیغات، چیزی به سبد رأیش افزوده نشده بود، هیچ، بلکه دائما از آن شُر شُر میریخت. هرچند در رده بندی اول بود، ،به عکس، سعید جلیلی روند رو به رشدی را داشت.))
    پاسخ این بحث از حوصله این صحبتها خارج است ، در این چند روز عالمهای سیاسی علت نزول آرا رو خوب توضیخ و تقسیر کرده اند و در همین سایت جمع بندی خوب و قابل قبولی درج شد و بهتر است خودتان زحمت خواندن رو تقبل بکنید در ضمن روند رو به رشد آرا جلیلی را که به زبان میاورید آنچنان هم که مورد توجه گفتمان انقلابیتان باشد نبوده و خود جای سوال دارد ( ۱۷ خرداد + ۸٫۷ ) ( ۱۸ خردا = ۹٫۳ ) ،( ۱۹ خرداد = ۱۰٫۵ )، ( ۲۰ خردا = ۱۱٫۵ )، ( ۲۱ خرداد = ۱۲٫۸ ) ،( ۲۲ خرداد = ۹٫۸ ) ،( ۲۳ خرداد ۹٫۷ ) ( ۲۴ خرداد = نیازی به گفتنش نیست و آرای مردم خودش حکایت دارد )
    خب همانطور که شاهد بودید در دو روز اخیر روند رو به کاهش داشته و آن روند رو به رشد مقبولی که ادعا میشود دیده نشد و باز توصیه میشود مطالب همین سایت رو در مورد ادعا و دلایل نزول آرا دکتر قالیباف و حتی نزول مقبوایت جلیلی بخوانید
    ………
    و در آخر میفرمایید : (( ما مرد تکلیفیم نه مسئول نتیجه)) !!!!
    جناب نگارنده ، تکلیف و نتیجه به هم گره خورده است ، اگر قرار باشد تکلیف را انجام بدهیم ولی شکست بخوریم یعنی تکلیف شکست بوده ؟ این چه نوع تکلیفی است که شما و آیت الله در پیش گرفته بودید ؟!! در جنگ امام تکلیف به جنگ جنگ تا پیروزی سر داد ولی وقتی کار به جایی کشید که متحدان غربی همگی پشت دشمن قرار گرفتند جام تلخ را نوشید چرا که نتیجه ادامه جنگ به زیان ما داشت رقم میخورد و ما مجبور بودیم روبروی صلاح های جدید غرب با پوست و خون جوانانمان پیش برویم و حتی اگر پیروزی در پیش بود با خونهای زیادی حاصل میشد و با اینکه تکلیف شکست دشمن بود ولی مسئولیت حکم کرد بخاطر زیانها صلح برقرار بشود ، یا بگزارید ساده بگویم ، مگر تکلیف حکم نمیکرد امام حسن ( ع ) قیام بکند پس چرا مسئولیت سکوت را پذیرفت چرا که بدنبال نتیجه اسلام بود مگر حضرت علی ( ع ) دستش در خیبر بالا نرفت ، پس چرا بعد از سه خلیفه امور مسلمین رو بدست گرفت و تکلیف که بر امامت و انجام امور مسلمین در پله اولی بعد از پیامبر بود !!! پس مسیولیت و تکلیف باهم گره خورده اند و ما باید در صورتی به تکلیف عمل بکنیم که پیروزی در بر داشته باشد وگرنه از همان اول اسلامی باقی نمیماند

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۵۰ ب.ظ:

    به خدا این ها بویی از دینداری نبرده اند
    حماقت اینها صدپله خطرناکتر از اسرائیل و دشمن خارجی است
    اصلا با این پایداری ها دیگر به دشمن نیاز نداریم
    مولانا در مثنوی حکایتی دارد درباره دوستی خرس
    بخوانید تا ببینید دوستی خرس انسان را آخر سر به کام مرگ میبرد.
    اگر اینها اینگونه رادیکال مردم را به هراس نمی انداختند امروز شاهد حضور تیم اقتصادی هاشمی نبودیم و مجبور نمیشدیم ۲۴ سال به عقب برگردیم.
    این ها چنان چهره ی زشتی از اسلام و باورهای انقلابی به نمایش گذاشته اند که حتا یک مسلمان انقلابی و معتقد به ولایت فقیه هم منزجر میشود.
    صد رحمت به خوارج و منافقین

    [پاسخ]

  31. آرزو
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۷ | #31

    تبریک دانشگاه گلاسکو به حسن روحانی(قابل توجه دوستانی که رو مدرک ایشون شبهه داشتند):
    http://www.gcu.ac.uk/newsevents/news/article.php?id=59642

    [پاسخ]

  32. مسعود
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۸:۴۵ | #32

    به لطف سعید جلیلی ، احمدینژاد و اصولگرایان بی بزرگتر …استغفرالله
    به لطف آقایون بصیرت ترکیده مجبوریم شاهد حضور تیم اقتصادی هاشمی رفسنجانی باشیم.
    همه ی خبرها نشان میدهد که کشور به دوران هاشمی باز میگردد.
    اصولگرایان هشت سال فرصت داشتند فاتحه اصولگرایی را باید خواند وقتی که یک ائتلاف را نمی توانند مدیریت کنند
    عصبانیم و ناراحت

    [پاسخ]

  33. کاظم
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۸:۴۸ | #33

    یه مطلبو تو سایت خوندم گذاشتم بخونید بد نیست

    روایتی متفاوت از آشوب اصول‎گرایان!
    تقلب هفت‎دهم درصدی!

    پرده اول: می‎شد
    دو نامــــزد انتخابــات ریاست‎جمهوری همزمان با اعلام نتایج قطعی انتخابات در اطلاعیه‎ای دکتر حسن روحانی را متهم به‎جابه‎جایی آراء مردم کردند و از هواداران خود در تهران خواستند که برای مقابله با کودتای حجت‎الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در حمایت از روحانی، ساعت ۲۲ دوشنبه شب در میدان آزادی تجمع کنند.

    محمد‎باقر قالیباف و سعید جلیلی شب گذشته و در آخرین ساعات رأی‎گیری هم در بیانیه نخست خود اعلام کرده بودند: «بر پایه نظرسنجی‎‎های متعدد ما دو نفر با نسبت آراء بسیار زیادی برنده قطعی دور اول انتخابات هستیم.»

    این دو نامزد اصول‎گرا در ادامه بیانیه خود تأکید کرده‎اند: «اعلام نام حسن روحانی به‎عنوان پیروز دور اول انتخابات با اختلاف تنها «۲۶۱ هزار رای»، مضحک و «نشانه قطعی تقلب» است. چطور ممکن است مردم خراسان رضوی به قالیباف و جلیلی به‎ عنوان فرزندان خود کمتر از روحانی رأی دهند!»

    این دو کاندیدا کف خواسته‎‎های خود را برگزاری مجدد انتخابات اعلام کرده‎اند.

    در همین حال، سیدمحمد غرضی با اعلام حمایت از مواضع قالیباف و جلیلی، متهم اصلی این «کودتای بزرگ» را شخص آقای هاشمی رفسنجانی دانست. محسن رضایی هم در نشست عصر امروز خود اختلاف زیاد آراء حسن روحانی با خود را تأمل‎برانگیز خوانده است.

    علی‎اکبر
    پیروزی لب مرزی حسن روحانی را باید آخرین میخ بر «تابوت تقلب» دانست که روز ۲۴ خرداد ۹۲، روی شانه‎‎های رأی‎دهندگان دلبسته به جمهوری اسلامی تشییع شد، نمازش را شیخ خواند و زیر انبوهی از «اعتماد ملت به نظام» دفن شد.
    ولایتی گرچه به دلایلی حاضر به ‎همراهی سایر کاندیدا‎ها نشده اما تصریح کرده است هرگز به حسن روحانی تبریک نخواهد گفت.

    اما آخرین خبر را که به ‎نظر می‎رسد پایان‎بخش این اعتراضات باشد، ‎ محمدرضا حیاتی در خبر ساعت ۲۱ شبکه اول سیما قرائت کرد. بر اساس این خبر فوری، ستاد انتخابات وزارت کشور با صدور اطلاعیه‎ای از یک اشتباه محاسباتی به میزان «هفت‎دهم درصد» در جمع‎بندی آراء نامزد‎ها خبر داد و با عذرخواهی از مردم و کاندیداها، تأکید کرد: «حسن روحانی پیروز نهایی نیست و انتخابات به دور دوم کشیده شده است.»

    پرده دوم: می‎شد بشود اما نشد

    این اتفاقات و پیامد‎های بعدی آن‎ که می‎توانست تا ماه‎ها و حتی سال‎ها کشور را در تفرقه و درگیری فرو ببرد، هرگز رخ نداد. یا نه، می‎شد به راحتی و بدون دردسر یکی دو درصد از آراء دکتر روحانی را هنگام شمارش بین دیگر نامزد‎ها تقسیم کرد. حتی وزارت کشور این اختیار را داشت که ساعت رأی‎گیری در تهران را بیشتر از ساعت ۲۲ تمدید نکند تا اکثر رای‎دهندگان یک ساعت پایانی که حامیان روحانی بودند، از دادن رأی محروم شوند و ده‎ها روش کم‎هزینه دیگر برای جلوگیری از پیروزی شیخ حسن روحانی! اما جمهوری اسلامی باز هم نشان داد که اهل خیانت در آراء مردم نیست و صیانت از آراء تک‎تک ملت را وظیفه شرعی و قانونی خود می‎داند.

    کاندیدا‎های اصول‎گرا هم بسیار راحت‎تر از آن‎چه تصور می‎شد با پیروزی «لب مرزی» حجت‎الاسلام حسن روحانی کنار آمدند و دقایقی پس از اعلام نتیجه قطعی آراء انتخابات، موج پیام‎‎های تبریک از جبهه اصول‎گرایی به‎سوی آقای روحانی جاری شد. در عرض تنها ۲ ساعت پنج پیام تبریک نثار شیخ شد و هرگز اسمی از هفت‎دهم درصدی که او را رئیس‎جمهوری کرد، به میان نیامد.

    از ادعا تا عمل

    این «مردم‎سالاری دینی» که صحنه‎ای دیدنی از اخلاق، قانونمداری و ظرفیت بالای سیاسی کاندیدا‎های بازنده بود، نشان داد که توصیه‎‎های اصول‎گرایان به بازنده‎‎های انتخابات خرداد ۸۸ نَه از روی حب و بغض سیاسی که از روی صدق بیان شده است. اصول‎گرایان سال ۸۸ بار‎ها از سران جریان اصلاحات خواستند که اگر مستنداتی برای تأیید ادعای تقلب دارند، ارائه کنند؛ در غیر اینصورت دست از شورش علیه جمهوریت بکشند و تن به حق و انتخاب مردم بدهند. حتی هیچ‎کسی، از آنان انتظار تبریک و دیدار
    رهبری راست می‎گفتند. انتخابات ۲۴ خرداد حتی بسیاری از اصول‎گرایان را هم غافلگیر کرد. با آن همه جوسازی، توهین و تهمت‎‎هایی که به نظام زده شد، باور مشارکت ۷۲ درصدی سخت بود اما واقعیت همین بود. روشن شد که مردم باور ندارند جمهوری اسلامی در رأی‎شان خیانت می‎کند.
    با کاندیدای پیروز را نداشت؛ چه رسد به پاس‎داشت قانون که آن روز‎ها حسابی ذلیل شده بود!

    به‎ جای تبریک حضوری و اعلام حمایت از کاندیدای پیروز، خیابان‎‎های تهران و برخی دیگر از شهر‎ها تا ماه‎ها صحنه اغتشاش و درگیری شد، روز قدس در حمایت از رژیم صهیونیستی و ۱۳ آبان در حمایت از آمریکا شعار داده شد، عاشورا صحنه سوت و کف آشوب‎گران شد و فرصت بزرگ ارتقای جایگاه ایران در دنیا و خدمت به مردم جایش را به یک تلخ‎کامی عمومی داد.
    آن روز اختلاف آراء کاندیدای اول و دوم نه ۲۶۱ هزار که «۱۱ میلیون رای» بود. برخی نیز از جمله آیت‎ا… هاشمی رفسنجانی برخلاف این‎روز‎ها نگفتند که «ایران دموکرات‎ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه‎ای نمی‎توانند به آن وارد کنند. » (۲۷/ ۰۳/ ۹۲)

    ارمغان فتنه

    جمهوری اسلامی با آن شاهکار ۸۵ درصدی مشارکت، می‎توانست بسیاری از موانع بین‎المللی و تبعا داخلی را کنار بزند و جهشی خیره‎کننده در دنیا داشته باشد اما مظلومانه به تقلب در انتخابات آن هم با حجم باورنکردنی ۱۱ میلیون رأی متهم شد، آشوب و تفرقه کشور را فرا گرفت و زمینه برای تحریم‎‎های سنگین و به‎زعم غرب «فلج‎کننده» آماده شد. «فتنه ۸۸» شیرینی فتح‎المبین ۲۲ خرداد را از کام ملت گرفت و به ‎جایش تلخی و تحریم برایشان به ارمغان آورد.
    شاید هیچ‎کسی به اندازه رهبر بصیر انقلاب، انتظار آمدن انتخابات ریاست‎جمهوری یازدهم را نکشید. او انگار می‎دانست قریب به اتفاق مردم دروغ تقلب را باور نکرده‎اند و شاید به همین دلیل بود که همان سال وعده انتخابات بعدی را دادند: «ان‎‎‎شاءاللَه خواهید دید در انتخابات آینده همین مردم با وجود همین بازیگری‎‎‎ای که مخالفان و دشمنان و غافلان و بی‎‎‎خبران داخلی کردند، یک حضور مستحکمِ قوی‎‎‎ای در انتخابات خواهند داشت. «(۱۳۸۸/۶/۲۰)

    رهبری راست می‎گفتند. انتخابات ۲۴ خرداد حتی بسیاری از اصول‎گرایان را هم غافلگیر کرد. با آن همه جوسازی، توهین و تهمت‎‎هایی که به نظام زده شد، باور مشارکت ۷۲ درصدی سخت بود اما واقعیت همین بود. روشن شد که مردم باور ندارند جمهوری اسلامی در رأی‎شان خیانت می‎کند.

    این واقعیت را البته بسیاری از سران و فعالان اصلاح‎طلب باور نداشتند وگرنه بدون اطمینان از امنیت و صحت آراء، این چنین شتابان پای صندوق‎‎های رأی نمی‎شتافتند.

    دعوت مهم

    دو روز قبل از انتخابات هم واقعه مهمی رخ داد. رهبری برای نخستین‎بار کسانی را هم که «موافق نظام جمهوری اسلامی نیستند» یا آن عده‎ای را که «قهر» کرده بودند، بزرگوارانه
    کاندیدا‎های اصول‎گرا هم بسیار راحت‎تر از آن‎چه تصور می‎شد با پیروزی «لب مرزی» حجت‎الاسلام حسن روحانی کنار آمدند و دقایقی پس از اعلام نتیجه قطعی آراء انتخابات، موج پیام‎‎های تبریک از جبهه اصول‎گرایی به‎سوی آقای روحانی جاری شد. در عرض تنها ۲ ساعت پنج پیام تبریک نثار شیخ شد و هرگز اسمی از هفت‎دهم درصدی که او را رئیس‎جمهوری کرد، به میان نیامد.
    به جشن انتخابات دعوت کردند. «مخالفت» آن‎ها را محترمانه به رسمیت شناختند و ندا دادند که ایران کشور آنان هم هست. ایشان به این موضوع نیندیشیدند که آنان به چه‎کسی رأی خواهند داد و کیسه کدام کاندیدا سنگین‎تر می‎شود. این دعوت پایانی شد بر کدورت‎ها و تردید آن عده قهرکرده تا به‎همراه خیل عظیم ملت جشن مردم‎سالاری بگیرند.

    روی دیگر این دعوت و ده‎ها توصیه و تأکید رهبر انقلاب درباره حضور حداکثری مردم پای صندوق‎‎های رأی، یک پیام مهم دیگر بود که از دل «اعتماد به نظام» خارج می‎شود. برآیند همه سخنان این بود که اگر طالب تغییر و تحول در جمهوری اسلامی هستید، تنها مسیر و البته بهترین، کم‎هزینه‎ترین و قابل‎اعتمادترین راه از مسیر مردم‎سالاری دینی و انتخابات می‎گذرد. اگر هم کسی انحرافی و خطایی در این راه می‎بیند، می‎داند که اصلاحش را باید در کتاب قانون جست‎وجو کند نه در کف خیابان.

    مخالفان نظام خیال میکردند که ملت این ندا‎های رهبری را پس می‎زند و باور نخواهد کرد. کار مخالفان از رسانه و کارشناس گذشت و به مقامات ارشد کاخ سفید رسید؛ جایی که وزیر خارجه آمریکا گفت انتخابات ایران را قبول نداریم که البته جواب شنید: «خب به درک که قبول ندارید! اگر قرار بود ملت ایران منتظر بماند که شما چه ‎چیزی را قبول دارید و چه‎چیزی را میل دارید، آن‎طور عمل بکند، که کلاهش پسِ معرکه بود. ملت ایران نگاه می‎کند ببیند خودش چه‎چیزی را احتیاج دارد و مصلحت او در چیست، آن را دنبال خواهد کرد.»( ۱۳۹۲/۳/۲۴)

    در روز انتخابات شعبه‎‎های رأی‎گیری پر شد از ملت. گویی جمعیت فوج فوج می‎آمدند و ابتدا رأی اعتماد می‎دادند به نظام، بعد هم به کاندیدای مطلوب‎شان. حتی عده‎ای از مدعیان تقلب هم پای صندوق آمدند و رأی دادند؛ انگار می‎دانستند ماجرای سال ۸۸ علت دیگری داشت.

    ارتقا در رنکینگ مردم‎سالاری

    حمایت جمهوری اسلامی از آراء شکننده کاندیدای پیروز، تردید‎های سال ۸۸ را هم زدود و اعتماد را در سراسر وجود ملت جاری ساخت. مردم اکنون باور دارند که رأی‎شان از ابتدا همان که نوشته‎اند، خوانده شده و آن‎چنان‎که محمدعلی ابطحی گفت: «تقلب، تنها «رمز آشوب» بود، نه چیز دیگر.»

    دکترحسن روحانی را بسیاری از مردم و گروه‎ها حمایت کردند. از جمله بخشی از افراطیون مدعی تقلب به او رأی دادند. اما شیخ که از وقایع سال ۸۸ خبر داشت، در تبلیغاتش بار‎ها اعلام کرد که نظام اهل تقلب در آراء مردم نیست. او باور داشت که اگر با اختلاف ۰٫۷ درصدی هم رئیس‎جمهوری شود، جمهوری اسلامی به هیچ قیمتی پشتش را خالی نمی‎کند.

    پیروزی لب مرزی حسن روحانی را باید آخرین میخ بر «تابوت تقلب» دانست که روز ۲۴ خرداد ۹۲، روی شانه‎‎های رأی‎دهندگان دلبسته به جمهوری اسلامی تشییع شد، نمازش را شیخ خواند و زیر انبوهی از «اعتماد ملت به نظام» دفن شد. مراسم ختم آن هم با اخلاق‎مداری و قانون‎شناسی کاندیدا‎های بازنده به جشن ملی بدل شد و نظام را چندین رتبه در رنکینگ مردم‎سالاری دینی بالا برد.

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۸ ب.ظ:

    بیشین بینیم باووووووو

    [پاسخ]

  34. رضا
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۱۹:۵۱ | #34

    صابر عزیز قرار شدجواب من را در چند قسمت بدی اولا نگفتی ان ۲۸ درصد رای نداده ها ۹۹ درصدشان از روی مخالفت رای ندادند؟پس قطعا بخش بزرگی را شامل میشوند نزذیک به ۱۴ میلیون یعنی به اندازه ارای قالیباف و غرضی و رضایی و جلیلی و ولایتی و خود شما هم از من بهتر میدانی ان چند درصد ارای باطله هم در سبد ارای مخالفان است حالا شنما اگر تصور کنید فقط نصف ارای روحانی هم ار زوی مخالفت باشه رقم رقمه وحشتناکی است
    منظور من این است دوستان اصولگرا شما به فکر بازسازی تفکرات باشید (البته اگر ارای مردم برایتان مهم است وگرنه من دوستانی داشتم به جلیلی رای میدادند و میگفتند ما عاشق این تفکریم حتی اگر همه مخالف باشند) به نظر من اگر اصولگرا دست به بازسازی بزنند اصولا دیگر اصولگرا نیستند اصولگرایی یعنی تفکرات جلیلی و در بهترین حالت قالیباف که دیدید در یک فرایند دموکراتیک چند درصد رای دارند؟برای شما تشنه سوال نبود که چرا دردوره قبلی که دکتر مثلا ۲۴ میلیون رای داشت در هیچ شهری مردم به خیابان نیامدند و جشن او شد میدان ولیعصر با ان دسته گلش
    به نظر من احمدی نژاد فاتحه اصولگرایی را خواند(شاید هم برای همین امده بود) واگر کسی بخواهد ارای مردم را جلب کند دیدگاهایش الزاما باید حتی از روحانی مدرن تر باشد و گرنه تا قیام قیامت در انتخاباتی که بالای ۶۰ درصد شرکت کنند ارا همین است که میبینی(البته منظورم پیروزی اصلاح طلبان نیست هر گروهی میتواند) و حتم دارم در صورت مهربانی جنتی در مجلس اینده هم همین نظرات برنده اند(رهبری هم زیرکانه همین را میخواهد ) تا اصل نظانم حفظ شود نه اصولگرایان الته دایره استحاله به حدی قوی است که من شخصا گمان میکنم خدایی نکرده به محض نبود رهبری کشور دستخوش یک طوفان بزرگ شود چون حقا هیچ جایگزینی برای رهبری متصور نیست و احتمالا شورای رهبری تشکیل شود که ان موقع هم ولایت فقیهی در کار نیست

    [پاسخ]

    کاظم پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۲ ب.ظ:

    واقعا؟شما کی به این نتیجه رسدید؟
    از کجا فهمیدی همه اونایی که رای ندادن مخالف نظامن؟
    آقای اندیشمند لطفا به پال سهای آقای رفسنجانی خوب دقت کن .وقتی اومد دلار آوردن پایین؟میدونی تو مردم چه باوری افنتاد امدن رفسنجانی یعنی ارزون شدن
    آقای رفسنجانی که هم پشت آقای روحانی رو محکم گرفت تو تبلیغاتش عکس کنار روحانی بود ما که بچه نیستیم
    بله مردم برای رای نه به احمد ین نژاد بود و بیشتر برای گرانی ها پناه آوردن به روحانی
    درضمن رای آقای روحانی رو هم اضافه کن بهش
    نقش آقای ولایتی رو که به نفع هاشمی اومده بود اضافه کن
    بچه ها اصولگرایی مرده تموم شد
    واقعا مسخره حرفت .شما بفرما انتخابات شوراها رو نگاه کن ببین اصولگرا ها چقدر رای اوردن اصلاح طلب ها چقدر؟
    جالب اینجای که اکثر اصول گرایانی که اومده بودن مخالف کم کاری های احمدی نژاد بودن
    شما از کجا فهمیدین احمدی نژاد یعنی همه اصولگرایان ؟
    یعنی دوره اخر دولت خاتمی که اصول گراها مجلس رو گرفتن اصلاحات تموم شد ؟یا رئیس جمهوری رو؟
    به نازم به این تفکر وسیع

    شب دراز است و قلندر بیدار

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۲ ب.ظ:

    آقا رضا من علاقه ای به ورود مفصل به این بحث ندارم. آنهایی که رای نمیدهند لزوما اینگونه نیست که مخالف نظام باشند. عده قابل توجه آنها در حالت خنثی به سر می برند. شما مگر در ممالک غربیه میزان مشارکت را نمیبینید. آیا مشارکت ۶۰ درصدی به معنای مخالفت ۴۰ درصدی با کل نظام است در آن جا؟ خب مسلما خیر. این طیف نیز تنوع دارند. در جای خودش قابل بحث است. بله بنده موافقم بخشی از آن ها نیز مخالف سخت حکومت هستند. شما اصرار بر این داری که به راحتی مخالف نظام را گسترده جلوه دهی بنده می گویم نوع تحلیلتان اشتباه است چون صفر و یکی می نگرید. بر فرض هم چند میلیون مخالف هم باشند خب که چی؟ اگر اینگونه تحلیل می کنید که همه جا اینگونه است.

    ضمنا بنده عرض می کنم که دسته بندی اصلاح طلبی و اصولگرایی شما واقع بینانه نیست. بسیاری به صورت شناور گرایش دارند. مردم را نمی توانید به راحتی دسته بندی کنید. برخی به گذشته ۸ ساله نگاه می کنند و می گویند حالا نوبت اینها. خب ریاست جمهوری ۸ ساله است. دوران سازندگی و اصلاحات و عدالت شباهت زیادی به هم ندارند. هر دوره ای ویژگی های خودش را داشته است. کافیست ببینید چند درصد از جامعه به طور یکسان و به ترتیب به هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد رای داده اند. بنده میگویم بسیار. الان هم یک دوره جدید متمایل به اصلاحات. شاید بعدی بشود رضایی :D هدف شما اینست که هرطور شده از این اتفاقات به یک تحلیل سیاسی مطلوب خودتان برسید. رفتار اصولگرایان را تکرار نکنید. نتیجه اش همین پیش بینی های غلط اصولگرایان یا اصلاحات سابق (مقابله هاشمی احمدی نژاد) می شود.

    من اصراری بر دفاع از تک تک رفتارهای حکومت در قبال طیف های مختلف از جمله اقلیت ها ندارم. از برآیند آن دفاع می کنم. اینکه این کشور بدون این شیوه …

    آقای رضا من هم تشنه عدالت به معنای واقعی هستم اما …

    [پاسخ]

    من تو من پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۹ ب.ظ:

    نه هیچ جریانی نمرده و نخواهد مرد. حتی بعد از جنگ جهانی و مرگ
    هیتلر هنوز نازی وجود داره و بهشون اجازه فعالیت هم داده میشه به شرطی
    که سرشون تو کار خودشون باشه و به نظر تمامی جریانها و عقاید باید باشن
    چون اون افراد نماینده فکری تعداد زیادی از افرادن به شرطی که تو کار بقیه گروهها
    دخالت نکنن و به فعالیت های حزبی خودشون برسن.
    اگر هرکس سرش به کار خودش بود که اصلا در دنیا غمی نبود منتها
    بعضی ها هستند که نه تنها سرشون به کار خودشونه ، سرشون
    تو کار بقیه هم هست :) اینجاست که مشکلات بوجود میاد.

    [پاسخ]

  35. حمید
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۲۰:۰۲ | #35

    چه موافق و چه مخالف دل همه ما برای احمدی نژاد تنگ میشه. ان شاءالله دیگه خبری از تنش های خود ساخته و رفتارهای روزنامه پسند و پوپولیستی نخواهد بود. تعداد مقاله های سیاسی و خواننده هاشون به شدت کاسته خواهد شد. خوانندگان آهستان کم می شوند و بیشتر مقاله های آن هم از خاطرات آقای حسینی و نقد فیلمها و مواردی از این دست خواهند بود. دوره جدیدی آغاز خواهد شد.

    [پاسخ]

  36. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۲۰:۵۵ | #36

    عجب مملکتی داریم
    پست ریاست چمهوری از محمود آهنگر به حسن کلید ساز رسید !

    [پاسخ]

  37. میم
    ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۲۱:۴۰ | #37

    امام خامنه ای
    من و شما باید نگاه کنیم ببینیم در بین این صالحها کدام صالح‌ترند، کدام بیشتر به درد مردم میخورند، کدام بیشتر میتوانند این بار سنگین را بر دوش بکشند و با امانتِ کامل این راه را ادامه دهند و پیش ببرند؛ این را باید من و شما نگاه کنیم، ببینیم، بشناسیم. از افرادی که ممکن است ما را هدایت کنند، راهنمائی کنند، کمک بخواهیم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعی برسانیم. اگر انسان بر طبق حجت شرعی کار کرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربیاید، باز سرفراز است، میگوید من تکلیفم را عمل کردم؛ اما اگر بر طبق حجت شرعی عمل نکنیم، بعد خطا از آب دربیاید، خودمان را ملامت خواهیم کرد؛ عذری نداریم، حجتی نداریم.

    قابل توجه دوستان ….

    [پاسخ]

    ناصر چوبین ( سروش ) پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۰ ق.ظ:

    قابل توجه میم
    من توی این لحظه فقط به امام خامنه ای گوش میدم و بس

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۳ ق.ظ:

    در جواب شما باید گفت چه اونهایی که بر اساس حرف های آقای خامنه ای عمل میکنند و چه اونهایی که نمیکنند اینطور تشخیص دادند که آقای روحانی بهتر می توانند این بار را بکشند پس این همه جنگ و جدل های بیهوده برای چیست

    [پاسخ]

  38. ۱ تیر ۱۳۹۲ در ۲۲:۱۵ | #38

    @پسر شجاع
    دوست عزیز
    فرمایشات شیخ حسن با احمدی نژاد خیلی فرق دارد .احمدی نژاد با طرح مسئله هولوکاست هزینه نطام را بی جا بالابرد و داستان سخت شد.
    حالا بزودی مشکلات دیگه هم حل می شود
    شما خودتون رو ناراحت نکن.

    [پاسخ]

  39. ۲ تیر ۱۳۹۲ در ۰۵:۲۳ | #39

    ر انتخابات به شفافی مشاهده کردیم که تسامح راست سنتی در سیاست خارجی بیشتر از گروه موسوم به اصلاح طلب است و شعار تنشزدایی که قبلا اسطوره سیاسی جریان اصلاح طلب بود این بار از زبان راست سنتی مطرح شد. مشاهده کردیم که برخی نامزدهای به ظاهر اصولگرا چگونه از ولنگاری فرهنگی دفاع کرده و کمک به تشکلهای روشنفکرنمای فرهنگی را به عنوان افتخار و وسیله ی جذب آراء بیان کردند. مشاهده کردیم که چگونه لیبرالترین تیم های اقتصادی و اصحاب ثروت مسئول تدوین برنامه ای اقتصادی اهالی راست شدند و…

    با چنین شکاف فکری متعجب هستیم که چرا عدهای وقت حزب الله را گرفتند که ائتلاف باید رخ دهد. به راستی با این شکافهای فکری ائتلاف چه معنایی دارد؟ چنین ائتلافی بیش از آنکه معنای هم افزایی داشته باشد، شبهه سهم خواهی را به ذهن متبادر میسازد.

    [پاسخ]

  40. ۲ تیر ۱۳۹۲ در ۱۵:۲۴ | #40

    این ماجرا نشانه این است که تکلیف اشخاص با توجه به موقعیتشان فرق می‌کند. نظیر این جریان در باره جناب ابوذر هم هست. ابوذر خیلی صریح علیه خلفا حرف می‌زد و با آن‌ها با تندی برخورد می‌کرد؛ حتی با استخوان شتر به سر کعب‌الاحبار زد. در حالی‌که حضرت امیر علیه‌السلام چنین رفتاری با خلفا نداشت. البته وقتی ابوذر را تبعید کردند، امیرالمؤمنین همراه با امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام به مشایعت ابوذر آمدند و کار او را تأیید کردند؛ اما هیچ جا نقل نشده که حضرت امیر به ابوذر فرموده باشند چرا این‌گونه رفتار می‌کنی، تو باید از من که امامت هستم، تبعیت ‌کنی، چرا تندروی می‌کنی؟ ممکن است کسی ادعا کند ابوذر اشتباه کرده، اما بر اساس شناختی که ما از مقام ابوذر داریم و حمایت‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام از او هم آن را تایید می‌کند، به جرأت می‌توانیم بگوییم کار ابوذر اشتباه نبوده است. بهترین تعبیر در باره این جریان این است که موقعیت امیرالمؤمنین رفتاری را اقتضا می‌کند و موقعیت ابوذر رفتار دیگری را. هر فردی باید با بصیرت ببیند در هر موقعیت اجتماعی باید چگونه رفتار کند که به نفع اسلام و مسلمین باشد. بنابراین، تعمیم وظیفه مقام معظم رهبری به دیگران بی‌جا است و هر کسی باید وظیفه خودش را بداند و به آن عمل کند. لذا نمی‌توانیم بپذیریم که چون مقام معظم رهبری کاندیدای مورد نظر خود را معرفی نمی‌کنند، یا بزرگان و مراجع صلاح نمی‌دانند فردی را معرفی کنند، دیگران هم نباید چنین کنند. اگر با این کار ضرری متوجه اسلام و مسلمین شود، ما چه عذری پیش خدا داریم؟ آیاحفظ شأن و جایگاه شخصی توجیه مناسبی برای سکوت است؟ اصلاً شأن کدام است؟ چه شأنی بالاتر از هدایت مردم به راه راست و جلوگیری از فساد؟ هر کسی وقتی می‌بیند که مردم راه اشتباهی را می‌روند وظیفه شرعی دارد که آنها را ارشاد کند و جلوی فساد را بگیرد.

    [پاسخ]

  41. ۱۷ تیر ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۲ | #41

    خطاب به نویسنده این متن:
    شطرنج کجا و عرصه انتخاباتی کجا؟! حتی دادن وزیر برای کسب پیروزی چه ربطی دارد به جریانات سیاسی که تحلیل متفاوتی دارد، عزیز؟ کسب بصیرت، فهم و افق دید سیاسی در حکومت جمهوری اسلامی ایران با بازی شطرنج بسیار فاصله ها دارد که اگر شما این ها را می دانستی که این تحلیل را نمی کردید.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۳ ب.ظ:

    خطاب به شما:
    فهم و افق دید سیاسی در جمهوری اسلامی از نظر رهبر انقلاب:
    « آنى که وارد عرصه‌ى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنج‌باز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیش‌بینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى – حالا تعبیر بهترش این است – توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى.»
    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8292
    حالا دوباره درباره بصیرت حرف بزنید!

    [پاسخ]

  42. ۱۷ تیر ۱۳۹۲ در ۲۱:۳۶ | #42

    قبول. بنده هم اصل پیش بینی کردن را که نادیده نگرفتم و در نظر قبلی آوردم که کسب “بصیرت، فهم و افق دید سیاسی” را از ویژگی های سیاستمدار می دانم. اما استدلال شما را مبنی بر مطلق انگاری و عدم مصلحت اندیشی را مصداقی بر مواضع جبهه پایداری نمی دانم چرا که حق همیشه ثابت است و مصلحت در جایی که حق با تمام وجود ظهور دارد مجالی نمی یابد. محقق نشدن نتیجه دلخواه هم دلیل بر سرزنش نیست که این رفتار صادقان و خالصان نیست بلکه ملاک تکلیف است.« و ان یمسکم قرح فقد مس القوم قرح مثله و تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین آمنوا و یتخذ منکم شهدا و الله لا یحب الظالمین ؛ اگر آسیبی به شما رسیده باشد ، به آن قوم نیز آسیبی همانند آن رسیده است و این روزگار ( برای عبرت ) در میان مردم می گردانیم و تا خداوند مومنان را معلوم بدارد و از شما گواهانی بگیرد و خدا ستم کاران را دوست ندارد ».(بقره /۱۵۵)

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۲ ب.ظ:

    سیاست که همیشه عرصه حق و باطل نیست. اشتباه بزرگ پایداری همینه که موضوعاتی مثل انتخابات رو با همین دید می بینه و نمی تونه در وقت لزوم به اقتضائات سیاست که مصلحت هم جزئی از اون هست، تن بده

    [پاسخ]

    آرمان نگار پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۹ ق.ظ:

    طبق بیانات حضرت آقا مصلحت جزیی از واقعیت و حقیقت است.
    ما در عالم سیاست، سیاسی بازی و سیاسی کاری نداریم؛ سیاست اسلامی، همان حرف امام رحمت الله.
    اگر بپذیرم که دیانت ما عین سیاست ما است، پس در عالم سیاست هم حق و باطل داریم.

    [پاسخ]

  43. امین
    ۱۹ تیر ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۸ | #43

    قسمت اول جواب به نقد آیت الله مصباح :

    سلام
    بنده به نقدهای شما به آیت الله مصباح جواب می دهم و از شما یک درخواست دارم و آن اینکه یا به نقد بنده اشکال کنید و استدلالتان را حتما بنویسید یا صریحا بنویسید مثلا فلان بند از نقد بنده را پذیرفته اید ؛ و برای تمام بندهای جواب بنده، شما این کار را جداگانه انجام دهید.
    ببخشید که این درخواست را کردم ولی برایم مهم است که شما به درخواست بنده اهمیت دهید.

    علت نقدهای شما نداشتن شناخت کافی از آیت الله مصباح هست :

    ۱ _ اینکه حرف از مصلحت زده اید بنده به یک قانون اشاره میکنم که علما و به خصوص آیت الله مصباح (!) به آن عمل میکنند ؛ دقت کنید که به آن عمل میکنند: قانون اهم و مهم. البته شاید عالمی پیدا شود که در تشخیص اهم اشتباه کند.
    آیت الله مصباح در دیدار اردیبهشت ماه امسال با آقای لنکرانی ، با اشاره به این شبهه که بعضی معتقدند برای پیشگیری از شکسته شدن آراء اصولگرایان باید به جای فرد اصلح، به کاندیدای مقبول رای داد، تاکید کرد: ” آنچه ما از موازین عقلی و شرعی فهمیده‌ایم، این است که رأی دادن به غیر اصلح فقط در یک مورد جایز است، و آن در صورتی است که ما مطمئن شویم و یقین داشته باشیم که اگر به صالح مقبول رای ندهیم، فرد افسد و ناصالحی بر سرکار می آید و بدانیم که رأی دادن ما در این امر تأثیرگذار است. فقط در چنین شرایطی می‌توانیم به جای اصلح، به صالح مقبول رای بدهیم، تا شخص ناصالح و فاسد بر سرکار نیاید. در غیر این صورت عقلا و شرعا هیچ حجتی بر رأی دادن به غیر اصلح نداریم. ”

    ۲ _ اینکه حرف از شطرنج بازی زده اید و فکر میکنید آیت الله مصباح کمتر از ما سیاست می فهمند لطفا جواب بدید اگر ما به نظر سنجی ها نتونیم اعتماد کنیم و این ناشی از عدم صحت بعضی از نظرسنجی های سالهای قبل باشد چه کار باید کرد ؟ آره ایشون از سالهای قبل تجربه کرده بودند که نباید به نظرسنجی ها اعتماد کرد و در همان سخنرانی اردیبهشت امسال ، ضمن اینکه ایشون شرایط امروز جامعه را بسیار مهم و حساس دونستند ، با اشاره به اینکه در چنین شرایطی احتمال و حتی ظن برای ما حجت آور نیست، خاطر نشان کرد: ” تجربه عملی انتخابات نهم به ما نشان داد که این احتمالات و نظرسنجی‌ها چندان قابل اعتماد نیست و چه بسا نتیجه کاملا برعکس این پیش‌بینی‌ها باشد. ”

    حالا بفرماییید شما چه راه حلی را پیش روی کسی که به نظرسنجی ها اطمینان ندارد میذارید؟

    [پاسخ]

  44. امین
    ۱۹ تیر ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۹ | #44

    قسمت دوم جواب به نقد آیت الله مصباح:

    ۳ _ در عمل به قانون اهم و مهم توجه کنید که در یک روز قبل از انتخابات امسال مطلب زیر روی سایت jebhepaydari.ir قرار گرفت که حاکی از این هست که آیت الله مصباح به قانون اهم و مهم اهمیت میدهد و چون به نظرسنجی ها اعتماد ندارد اهم را حتی یک روز قبل انتخابات همان آقای جلیلی میدانستند که خیلی از بزرگان دیگر هم همین نظر را داشتند و از عمل خود پشیمان نیستند، البته بنده هم کار آنها را تأیید میکنم .
    و اما مطلب روی سایت جبهه پایداری یک روز قبل انتخابات :
    “حجت الاسلام مجتبی مصباح … اظهار داشت: شایعاتی مطرح شد که به خاطر احتمال رأی آوری کاندیدای غیر اصولگرا، نظر علامه مصباح درباره وجوب رأی دادن به اصلح ( آقای دکتر جلیلی) تغییر کرده است، که پیرامون این شایعه از آیت الله مصباح سوال کردم و ایشان فرمودند: هیچ تغییر نظری برای اینجانب حاصل نشده است و همچنان رأی به اصلح را لازم دانسته و اصلحیت آقای جلیلی را تأیید می کنم.”

    ۴ _ شما میگید آیت الله مصباح مطلق گرا هستند . اگر ایشون مطلق گرا هستند چرا در همان سخنرانی اردیبهشت ماه فرمودند : ” هرچند نسبت به برخی از کاندیداهای این دوره ریاست جمهوری ارادت دارم و به اسم برای آنها دعا می کنم، اما … ” ؟
    همچنین چرا در همان سخنرانی حرف از صالح مقبول زده اند؟

    [پاسخ]

  45. امین
    ۱۹ تیر ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۹ | #45

    قسمت سوم و آخر جواب به نقد آیت الله مصباح :

    ۵ _ در مورد نظر سنجی ها حتی به نظر بنده به نظر سنجی های امسال هم درست از آب درنیامد:
    درست که در روزهای آخر آقای روحانی در صدر نظرسنجی ها بود و در بین اصولگرایان آقای قالیباف اول بود ولی اگر کسی نظرسنجی های امسال را معتبر میداند این سوال های بنده را جواب دهد : کی فکر میکرد آقای قالیباف اینقدر کم رای بیاره ؟! آقای جلیلی در نظرسنجی ها چندم بود ؟! فاصله نسبی آقای قالیباف و آقای جلیلی در نظر سنجی ها چقدر بود؟! جایگاه و فاصله رای های بقیه کاندیداها چگونه بود؟! اگه جوابتون با نتیجه انتخابات فرق میکنه خوب این یعنی نظرسنجی ها معتبر نبود دیگه.

    ۶ _ اما در مورد جلسه آیت الله یزدی و آیت الله مصباح و آیت الله مهدوی کنی:
    اول یک سوال : این مصلحتی که شما اینقدر به اون اهمیت میدهید مگه از زمان جدا هست؟ خوب معلومه که جدا نیست ؛ مصلحت در ظرف زمان معنی پیدا میکنه دیگه . اینکه بزرگان حرف از فقه پویا میزنند همینه دیگه . مگه فقه شیعه ، فقه پویا نیست؟ اگه هست خوب یعنی به زمان اهمیت بده ، یعنی بسیاری از وظایف ما وابسته به زمان و شرایط جامعه هست.
    ما الآن صد در صد نمیتونیم بگیم چهار سال دیگه وظیفه ما چیه . آیت الله مصباح هم زیاد از این جور تجربه ها داشته و حاضر نمیشه قول بده . ما باید به قول های خودمون عمل کنیم مگر اینکه وقتی به زمان وعده داده شده برسیم متوجه بشیم اهم چیز دیگه ای هست ؛ آدم با تقوا باید حواسش باشه چه قولی میده؛ در موقعیتی که روز به روز شرایط جامعه ما داره عوض میشه چرا آدم باید قول بده؟
    حتی به ما یاد داده اند وقتی در مورد آینده میخواهیم خبری بدهیم ، إن شاء الله بگوییم ؛ این یعنی اگر وظیفه ما در آینده تغییر نکند ما سعی مان را میکنیم به قولمان عمل کنیم و همچنین خداوند هم باید بخواهد و شرایط را در آینده برای ما جور کند تا قول ما عملی شود ؛ این یعنی ما از آینده مطمئن نیستیم دیگه.
    آیا آیت الله مصباح در این جلسه حرفی غیر از این زده اند؟
    البته بنده نمیدانم چرا آیت الله یزدی ناراحت شده اند ؛ بایستی در آن جلسه میبودیم تا با توجه به حرکات و سکنات افراد بشود قضاوتی جامع کرد؛ ولی برای ما فقط متن سخنرانی در دسترس هست و از روی متن بنده حق را به آیت الله مصباح می دهم.

    حالا شما بندهای جواب بنده به نقدتان را یا مستدل نقد کنید یا صریحا بنویسید که آن را پذیرفته اید؛ اگر غیر این کاری بکنید یا به درخواست بنده اهمیت نداده اید و یا تابع احساسات هستید و حاضر به کوتاه آمدن نیستید.
    همچنین اگر نقد دیگری به آیت مصباح دارید بفرمایید.

    خداحافظ شما

    [پاسخ]

  46. ۲۰ تیر ۱۳۹۲ در ۰۱:۱۰ | #46

    طبق بیانات حضرت آقا مصلحت جزیی از واقعیت و حقیقت است.
    ما در عالم سیاست، سیاسی بازی و سیاسی کاری نداریم؛ سیاست اسلامی، همان حرف امام رحمت الله.
    اگر بپذیرم که دیانت ما عین سیاست ما است، پس در عالم سیاست هم حق و باطل داریم.

    [پاسخ]

  47. طه
    ۲۷ تیر ۱۳۹۲ در ۱۵:۳۱ | #47

    برادر حسنی,
    اصلح یعنی صالح تر
    خب تو دور دوم هم یه نفر اصلح است دیگه
    این چه استدلالی بود آخه!

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 3 12351
  1. ۷ مرداد ۱۳۹۲ در ۰۱:۰۵ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: