خانه > جامعه, سياست > فایده پخش زنده مجلس از زوایای مختلف

فایده پخش زنده مجلس از زوایای مختلف

در این یکی دو روزی که مجلس صلاحیت وزرای دولت آقای روحانی را بررسی کرده و مشروح این مذاکرات هم از تلویزیون پخش شده، من کشته مرده فیلمبرداری عالی این مراسم شدم. یکی از ابتکارات صداوسیما در پخش زنده بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت جدید، استفاده از دوربین های مختلف برای پوشش کامل این مراسم بود. شبیه فیلمبرداری های جام جهانی فوتبال و یا المپیک!

دوربین هایی در زوایای مختلف، در بالا و پایین و چپ و راست مجلس قرار گرفته و کوچکترین حرکت نمایندگان محترم را ثبت می کنند. کوچکترین حرکت یعنی چشمک زدن، راه رفتن، خندیدن، خوابیدن و با دیگران حرف زدن و … حالا ادب و منطق بعضی نمایندگان محترم بماند!

فایده این کار این است که مردم ایران و دنیا می بینند که نمایندگان مجلس شورای اسلامی با چه دقتی به اظهارات موافقین و مخالفین وزرای پیشنهادی و نیز دفاعیات خود وزرا گوش می دهند و لابد با همین دقت هم بعدا به آنها رای می دهند؟!

به نظرم این پخش زنده، هم جلسه بررسی صلاحیت وزرای جدید را منعکس کرده و هم صلاحیت خود نمایندگان مجلس را. جدا باید از این ابتکار صداوسیما تشکر کنیم.

*****

پی نوشت:

به نظر من اظهارات نمایندگان جبهه پایداری در مجلس (که عموما در مخالفت با وزرای پیشنهادی بود) تا حدود زیادی بخاطر اظهار وجود و بازگشت مجدد به عرصه (بعد از شکست در انتخابات اخیر) و احیای مجدد خود (به عنوان اصولگرای واقعی و انقلابی) و به دست گرفتن جریان اصولگرایی هست. خوشبختانه با پخش زنده تلویزیونی، همه بیش از پیش متوجه منطق و شیوه نقادی اعضای این جریان شدند.

Categories: جامعه, سياست Tags:
  1. ایرانشهر
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۲ | #1

    چند نکته در باب مباحث روز
    ۱)امیدوارم مقاومت مردم مصر ادامه پیدا کنه تا کودتاچی ها بدونن با توپ و تانک نمیشه اندیشه اخوان المسلمین و رییس جمهور متکی به آرای قانونی کشوری رو از بین برد
    ۲)علیرقم جو نسبتا آرام سیاسی کشور،به قدری سرعت تحولات و انتقال قدرت در زیر پوست جامعه زیاد هست که واقعا باور نمی کنم !
    اژه ای میگه از این خبرها نیست فتنه گرها از خارج برگردن ! علوی صحبت از برگشت مشروط می کنه
    سراج الدین میردامادی هم برگشته و سالم سرحال هست و بازداشت نشده ! امیدوارم تمهیداتی اندیشیده شه تا همه دوستان برگردن محمدرضا جلایی پور حمزه غالبی‎ …….. همه دوستان
    ۳)اراده حاکمیت برای خارج کردن ید سپاه از اقتصاد جدی هست(نگاه به تحلیل های الف و صحبت های فیروزآبادی)با این اوصاف و خالی شدن تکیه گاه اقتصادی سپاه که محدود کردن زود هنگام سیاسی این نهاد رو هم در سیستم قدرت نتیجه میده باید ببینیم سپاه ساکت میمونه یا “فتنه” جدیدی رو تدارک میبینه
    ۴)مرز خونی میان ولایتی و جلیلی در انتخابات،به مرز خونی میان هواداران جلیلی و قالی باف رسید و اکنون هم به رقابت درون مجلس بین لاریجانی و حداد رسیده،با این اوصاف و غلبه پارادایم فتنه فتنه در مجلس علیرغم مطالبات معیشتی مردم و اختلافات جدی درون اصولگرا ها و تجربه اتحاد دستوری سابق،باید بگم از همین حالا اصلاح طلب ها پیروز حداقل ۱۵۰ کرسی انتخابات مجلس هستند
    ۵)ضعف و تشطت اصولگرا ها دورنمای جنبش “بی سر” رو تداعی میکنه،با توجه به خلا طبقه هوادار اصولگرایی و دقت روزافزون عزراییل به رهبران میانی اصولگرایی(مصباح محمد یزدی جنتی) باید در پی آماده باش برای یه گودبای پارتی حسابی از این اصولگرا ها تا قبل از پایان دوره ۸ساله حسن روحانی باشیم

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۲ ق.ظ:

    ٢،٣) جالب است
    ۵) شروع کردید؟ فردا اگر موازنه قدرت جوری شد که برای طیف شما گودبای پارتی گرفتند دو باره پروپاگاند نکنید که چرا اینجوری شد ها.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۹ ق.ظ:

    ۱- مرسی رئیس جمهور قانونی بود ولی اقدامات بسیار مخربی کرد. ملت مصر اونایی که جنبش تمرد رو سامان دادن هم هستن. اخوانی ها همه مردم مصر نیستن.
    ۲- باز گشت نیروها اصلاح طلب نه منظور حاکمیته نه مطلوب. همین چند وقت پیش نیروی انتظامی همه شرکت کننده ها توی یه کنسرت مجوزدار رو دستگیر کرد.
    ۳- ظاهرا اراده جدی برای کنار گذاشته شدن سپاه از فعالیت اقتصادی وجود داره. رای زنگنه تا حدودی دستوری بود. گفته میشه حاکمیت با تحلیل امنیتی وقایع مصر به این نتیجه رسیده.
    گرفتنه قدرت از افراد به سادگی قدرت دادن بهشون نیست.
    ۴- اصولگرایی چیزی جز قدرت حاکمه نیست. سر جریان اصول گرایی مقام عظماست.بدنه مردمی نداره ولی قدرت پول و رسانه زیادی داره.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    جناب بابک خان سلام
    واقعا نظرت اینه که مقام عظما بدنه مردمی نداره؟؟؟؟
    واقعا فکر میکنی قدرت و پول و رسانه میتونه در مقابل مردم که به زعم شما همشون به خونش تشنه اند مقاومت کنه؟؟؟؟
    چطوربه جناب ایرانشهر ایراد میگیری که جنبش تمرد رو نادیده میگیره ؟؟؟؟ اون وقت خودت ….
    اگر بدنه مردمی نداشت که برادر من مثل شمر که یکبار گفتی ” زد حسین رو کشت ” تا حالا صد بار امثال شما سرشو بریده بودید
    خدا بگم چکارت کنه هر وقت یاد این جمله ات میافتم بنم میلرزه…

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۶ ب.ظ:

    امیدوارم اخوانیها برن خونه بنشینند و کشورشان را به آشوب نکشند
    اخوانیها ثابت کردند ظرفیت قدرت ندارند و خطرناکتر از القائده هستند .
    خون شیخ حسن شحاته بدبختشان کرد .

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۱ ب.ظ:

    اخوانی برن خونه بشینن؟
    پس فرموده ی رهبری چی میشه که گفتند بیداری اسلامی؟
    یعنی بیداران اسلامی بروند خانه و لائیک ها بیایند جای ان ها یا حزب سلفی نور بیاید

    راستی شما تا حالا به این موضوع فکر کردید که رهبری در تحلیل انقلاب جوامع عربی تا چه حد خیلی زیادی اشتباه محاسباتی داشت؟
    یادت رفته رهبری در روزهای اجتماع مردم در میدان التحریر و قبل از استعفای مبارک با چه شور و حرارتی از انقلابیون مصر حمایت میکرد؟

    یادت میاد بعد از به قدر ت رسیدن انقلابیون مسلمان و سفر رئیس جمهور اسلامگرای مصر به تران در سالن کنفرانس چه اتفاقی افتاد؟
    مرسی از کنار آقا رد شد و …..
    اون بالا هم که سخنرانی کرد همه ی رشته های آقا را پنبه کرد!

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۹ ب.ظ:

    ببین انسان باید در روابط دیپلماتیک همیشه باهوش باشه.
    اصل اینه که این جناب مرسی اصلا هوش سیاسی نداشت.
    انقدر به پادشاه عربستان احترام گذاشت اخرش چی شد…
    من نمیگم میومد دست رهبری میبوسید ولی باید احترام میذاشت ولی اینا اصلا
    یه عده خشک مغز هستن…یه ذره سیاست ندارن زود اخم
    میکنن و زود ترش میکنن و شروع میکنن به داد زدن
    و قیافشون رو به هم میریزن
    خداییش به عکسهای مرسی در سفرش به ایران نیگاه کنین. تاسف اور بود.
    یعنی حتی روابط دیپلماتیک ظاهری و ظاهر سازی هم این اقا سرش نمیشد
    چیزی که اردوغان و دوستاش خوب بلد بودن(مرسی خیلی دوست داشت مدل مصری
    اردوغان باشه ولی دیدیم که نشد)
    در کل اخوانیها رفتار و حرکات کودکانه دارن و خواهند داشت.
    اقای مرسی بیشتر به یک بچه شباهت داشتن تا یه مرد.
    توی این روز روزگار مصر به یه مرد احتیاج داشت نه یک کودک لجباز!

    تسنیم پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۸ ق.ظ:

    کی گفته بیداری اسلامی مساوی با اخوانی ها؟؟؟؟؟ بیداری اسلامی یعنی همون مردمی که به مرسی رای دادن و
    قانون اساسی رو قبول دارند و به رای مردم هم احترام می گذارند و با مبارک هم مبارزه می کنند نه اونایی تا آمریکا بگه پخ بترسن مثل اخوانی ها درسته واقعا باید اخوانی ها برن خونشون و بیداری اسلامی رو خودمردم بلدن چه جوری راش بندازن درضمن همین العان هم آقا ازانقلابیون دفاع می کنه اصلادفاع از انقلابیون یه اصله حالا شما می خواید محاسبات سیاسی رو
    به آقا یاد بدید واقعا که خنده داره

  2. ع
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۱ | #2

    ٢،٣) جالب است
    ۵) شروع کردید؟ فردا اگر موازنه قدرت جوری شد که برای طیف شما گودبای پارتی گرفتند دو باره پروپاگاند نکنید که چرا اینجوری شد ها.

    [پاسخ]

  3. گروهبان فلفلی
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۳ | #3

    واقعا باید تاسف خورد که مقصر اصلی این اتفاقات مصر(حسنی مبارک) الان درحال تبرئه شدنه
    ولی فرزندانش محمد مرسی و دوستان در حبس هستند.
    شاید در نظر اول محمد مرسی و مبارک و ارتش مصر نسبت به هم اشتراکات کمی داشته باشن.
    ولی در باطن هیچ فرقی بین اونها نیست.
    چون همه زاده ی یک نظام دیکتاتوری و رشد نیافته هستند چه مبارک که در دیکتاتوری
    بدنیا اومد تا بقیه عمرش که در دیکتاتوری زندگی کرد.
    انتظاری بیش از اخوان المسلمین و سکولار ها و بقیه مردم مصر نیست.
    نه تمرین درستی برای دموکراسی داشتن و نه زیاد از زمان دموکراسی خواهیشون گذشته.
    وقایع مصر ادم رو یاد انقلاب فرانسه تا بیست و هشتم ژوئیه سال ۱۷۹۴ میلادی یعنی سالهای ترور
    و وحشت و گیوتین های روبسپیر میندازه …
    مصر باید حالا حالا زمین بخوره تا بتونه درست راه بره.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۹ ب.ظ:

    مرسی با کیته شیعیان و اندیشه شیعه کشی و غربگرایی و نوکرصفتانه قدرت را بدست گرفت .
    همون بهتر که برکنار بشه .
    دوران مبارک کسی به شیعیان کاری نداشت اما دوران مرسی اندیشه شیعه کشی قدرت گرفت .
    همون مبارک دوباره بیاد بهتره .
    واسه ما که فرقی نداره چون هردوتاشون با ملت ایران دشمنند

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۸ ب.ظ:

    کلا مصری ها به بچه توی این ویدئو خیلی شباهت دارن نیگاه کنین(!)=

    http://www.aparat.com/v/GgJRr

    [پاسخ]

    حاجی زاده پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۴ ق.ظ:

    این که هردو مشکل دارن شکی نیست،ولی به نظرم برای مردم مصر همون دولت مرسی بهتر بود تا ابن یکی،چون با رای خودشون اومده بود بالا،اینکه داشت ارزش های انقلابشون رو که مثلا یکی مقابله با امریکا بود(سفارت امریکا رو که یادتونه)رو به باد میداد درست،ولی خود مردمش باید از قدرت مینداختنش نه با کودتا میرفت کنار،مثل بنی صدر،با کودتا انقلاب از دست مردم رفت،هرچند الان با آزادی مبارک،دوباره مردم مصر باید به نقطه ی مشترک رسیده باشن،به قول یه بچه ای،وقتی باطل رو بازی کنه یکی به نفع حقه،آزادی مبارک میتونه این رو بازی کردن باشه،مردم مصر اگه یه رهبر داشتن(نه اخوان؛به نظر میرسه تمایلات خودش رو نگاه میکنه نه تمایلات انقلاب مردم رو)از همون اول منسجم کار میکردن و کار به این جا کشیده نمیشد،الان هم باید یکی نقاط مشترک مردم مصر رو فریاد بزنه و عمل کردن در اون راستا رو دستور بده مثل یه رهبر،که دوباره اتحاد برقرار شه.

    [پاسخ]

  4. تشنه
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۱ | #4

    سلام به همه
    ظاهرا جناب حسینی که مطلب جدید نمیذاره!
    خودمون سر خودمون رو گرم میکنیم ناچارا!!
    جناب تیرگر
    حق باشماست و بهتر بود اون مطلب ترجمه هم میشد اما همیشه فرصت همه کاری نیست!
    این دو تا ایمیل هم بعلاوه اون قبلی کنید! ترجمه هم الان شدیدا عجله دارم اگه دوستان کسی تونست انجامش بده که خدا خیرش بده وگرنه شب ترجمه اونم میذاریم زیرش! جناب ع دست خودتو میبوسه!
    فقط یه نکته اونم اینکه این دانشجوی مصری هست که تو جنبش تمرد بوده و همیشه اخبار دست اولی رو به من میداد!!
    Now, it’s a little bit stable, it’s not like before, except those 25 military officers who were killed by so-called terrorists.

    Morsi now is being prisoned because he broke the law. we can’t do this. Besides, many of the leaders of Muslim brotherhood were captured, so, it’s difficult.
    May Allah have mercy on us and solve all the Arab and Islamic countries’ problems :) Sorry, but there’s no coup. They told the whole world that there’s coup, but there’s no coup. The military did as more than 30 millions asked, the Muslim brotherhood has been slaughtering and torturing people since last year, just because those people are anti-Morsi. They are dealing with any people who aren’t from Muslim brotherhood as if they are Israelis! They deal as if Egypt is theirs only!
    and when a sheikh said duaa’ (prayer) against those who were going to demonstrate on the 30th of june, saying prayers that they will die, and the president says “Amen” what do you think we should do?
    when they kill military officers who NEVER took place in what happened the last few weeks, what should we do?
    The leaders of Muslim brotherhood said on TV “we’ll kill anyone who opposes Morsi or goes against him in a demonstration” “we’ll set fire to all Egypt if we had to, to prevent anyone opposing Morsi”
    What about setting fire to the Churches? Even to the Mosques?
    the constitution was only for Ikhwan (Muslim Brotherhood) as if there are no Christians!
    According to the Muslim brotherhood, Egypt consists of Muslims (Themselves) and opponents (other Muslims, but those who hate Muslim brotherhood, and Liberals, and Christians) Is that equality?

    خب من سوال پرسیدم که شما میگی این یه کودتا نبوده؟
    که جواب ایشان این بود
    Yep. It isn’t coup.
    When you ask the police or the Army for help, would they ignore you or what? We were more than 30 millions in all over Egypt, and we said “we want Morsi to step down”
    So, 1 day after that, the military asked the president to gather and find a solution, the military told him ‘you better find a solution quickly’ and Morsi said ‘I don’t care, our supporters are with us too, so it doesn’t make a difference’
    “I don’t care” Seriously? It means that he doesn’t care about Egyptian people. He only cares about Muslim brotherhood supporters. What kind of president is he? What should the military do then?
    They gave him 48 hours to find a solution, but he didn’t do a single thing, so they decided that they should remove him or many things would happen and he won’t do anything.
    بعد من بهش گفتم خب این وسط یه عده مردم بی گناه بدست ارتش کشته شدن که باز جواب ایشان این بود:
    And how many people were killed by Muslim brotherhood?
    How many Churches were burned? and Even Mosques?
    How many bombs went off?
    The police NEVER said we’ll kill anyone. But the supporters of the Muslim brotherhood said that they’ll set fire to everything, they’ll kill everyone who says ‘I don’t want Morsi’ They said they’ll set fire to Egypt.
    I’m not with the Army nor the Police nor the Muslim brotherhood, I just don’t want any Muslim to kill another Muslim or Christian.

    و هم اینکه درباره محبوبیت مرسی و تعداد دقیق کشته شده ها بدست اخوان سوال کردم:
    they won’t say that they kill people because they want the world to support them.
    Many people died, they started killing and torturing people one year ago, when anyone says that he/she doesn’t want Morsi.
    we don’t know how many were killed by them, because the police also killed some terrorists, so, they don’t announce how many were killed by the MBH and the police.
    One of my friend’s father was attacked by MBH supporters because he wrote on his car ‘freedom for egypt’
    More than 35 millions are against Morsi (educated people)
    MBH supporters give money to the poor people to make them go to their side, so that doesn’t count. and in Raba’a and Nahda squares, they said that they were about 15 millions or more, I don’t remember (including poor people)
    so, not so many are with him. and anyway, they are with MBH, not him. they only seek the rule of the country, not anything else.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۲ ب.ظ:

    @تشنه:
    اووف! به چه کسی هم گفتید! من اینقدر تنبل هستم در ترجمه کردن متون که آنسرش ناپیداست! لذا کار را که کرد؛ آنکه تمام کرد!

    البته از متن بالا و همچنین قبلی به نظر میاید این دوستمان از آن تند های ضد اخوان است. چون میدانید یکی اینکه بلاخره من فکر کنم اکثر رسانه ها میگویند که مسئله کودتا بوده است. حتی تا آنجا که بیاد میاورم اوباما هم تعیین نکرد که کودتا بوده است یا نه چون فکر کنم گفته بودند تعیین آن مطابق منافع ملی آمریکا نیست (بحث قطع کمک نظامی) ؛ که نشان میدهد در صورت تعیین مجبور بودند بگویند کودتا است. برخی هم میگفتند کودتای دموکراتیک است که بنده هم منتظر بودم ببینم شروط آنرا ارضا میکن د یا نه که به نظرم الان بیشتر در دست گرفتن قدرت از طرف ارتش میاید تا کودتای دموکراتیک. میدانید که الان مثل اینکه البرادعی را هم متهم کرده اندو میخواهند در دادگاه بگویند که او با استعفایش به اطمینان عمومی خدشه وارد کرده. یعنی طرف الان حتی اجازه ندارد استعفا هم بدهد؟

    بعدش هم من در یکی دو تا کامنت در برخی سایتها خواندم که از زمان بروی کار آمدن مرسی تا زمان کودتا ؛ کشته شدن فردی بعلل سیاسی اتفاق نیفتاده بوده است.

    لذا صحبتهای موجود در متن بالا کمی به نظرم یک طرفه میاید و فکر کنم نیاز به بررسی دارد.

    [پاسخ]

    صابر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۹ ب.ظ:

    جناب ع
    تند ضد اخوان که نمیشه گفت. خودش می گوید این مسائل حاصل یک فرآیند دفعی نبوده بلکه رویکرد اخوانی ها معضل را تا به اینجا کشانده است. برای مثال این مورد که میگه:

    رهبران اخوان تو تلویزیون گفته “ما هر کسی را که با مرسی مخالفت کنه (تقابل و ضدیت منظورشه فکر کنم) یا علیه او تظاهرات و اینا راه بندازه خواهیم کشت! ما حتی اگر مجبور بشیم تمام مصر رو به آتش می کشیم تا از مقابله با مرسی جلوگیری کنیم”

    اگه درست معنی کرده باشم خب من فکر میکنم نقل به مضمون کرده یعنی برآیند صحبت های اخوانی ها تو تلویزیون این بوده یا شاید هم مستقیما اینا رو گفته. اما جناب ع طبیعیه این نوع رفتار توی عملکردشون هم بروز داشته باشه و یک فضای تیره ای رو برای مصر رقم بزنه. یعنی نمیشه گفت این گونه اندیشیدن فقط در سطح زبان و حرف باشه.

    جالب اونکه میگه با اینکه ارتش به مرسی گفته برای این مخالفان بیش از ۳۰ میلیونیت جوابی راه حلی بده مرسی اصلا اهمیتی نمیداده. این تیکه رو راستش من زیاد از سخنرانی های پخش شده مرسی تو صدا و سیما خودمون شنیدم که دائما میگفت اهمیتی نمی دم من رئیس جمهور قانونی ام و … هر از گاهی هم میگفت سعی می کنه یه فکری بکنه!

    دیگه اینکه میگه از یک سال پیش اخوانی ها کلی آدم رو به دلیل مخالفت کشتند. اینکه جناب ع میفرمایید سیاسی نبوده بالاخره از هر بعدی که به این گروه منتسب بوده باید جلوشو میگرفته یا مخالفت می کرده یا بالاخره … احساس من اینه که اوضاع اخوانی ها خیلی درب و و داغونه! یعنی بیشتر دافعه دارند. به نظر من خراب کردند. می تونستند نرمش به خرج بدند اما نمیدونم چرا ندادند یا اینکه دادند و من نمی دونم.
    این قضیه حسن شحاته هم خیلی ناراحت کننده بود. خیلی.
    بماند سیاست ناشیانه خارجی شون!

    البته آقای تشنه باید با یک اونوری یعنی اخوانی هم صحبت کنه. آخه اتفاقاتی که اخیرا هم میفته هم خیلی عجیب و غریبه ! اصلا نمیشه پیش بینی یا تحلیل کرد! مواضع جنبش تمرد قابل تامله! اینکه تا چه حد با ارتش همسو بوده یا نبوده! دولت انتصابی و سفارشی موقت! حمله ارتش و کشتن مردم! تک تیراندازها! استعفا و دستگیری البرادعی! تبرئه و آزاد حسنی مبارک (این دیگه نوبره) یا دستگیری و زندانی گسترده اخوانی ها … ارتش هم از خداشه همه چی برگرده به همون زمان مبارک! اصلا نمیشه نقش و عمد ارتش و کشورهای دیگه رو تو ماجراهای یک سال اخیر نادیده گرفت! خیلی بوداره!

    نمی دونم یه تحلیل درست و با سر و ته در مورد مسئله مصر بعد از انقلابشون تا به الان پیدا میشه یا باید منتظر بمونیم.

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۸ ب.ظ:

    سلام به همه
    حق با جناب صابر هست!
    باید نظر یکی از موافقان مرسی رو هم بذارم!
    اتفاقا یکی دیگه هم هست که اون از طرفدارهای پر و پا قرص مرسی هست!!
    ها یعنی من الان باید بشینم اینا همه رو ترجمه کنم؟؟
    جناب تیرگر خواهشا کوتاه بیا!!

    تشنه پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۴ ب.ظ:

    اینم اضافه کنید تازه رسیده جالبه
    Look, the condition to remove a president now, is to collect more than 15 million signatures from people, if they said that they don’t want him, then, he must step down of resign. but it depends on the population of the country. so, we collected more than 22 millions, but he didn’t respond to anything

  5. ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۵ | #5

    امان از دست این ورد پرس که توی خط ولایته

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    هآآآآآ ؟؟
    ضد ولایت نوشتی که پابلیش نمیشه ؟

    :-)

    [پاسخ]

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۴ ب.ظ:

    اتفاقا اصل ولایتی بود

    [پاسخ]

  6. غلامعلی یوسفی
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۲ | #6

    جناب مهران
    در ادامه کامنت ۴۵
    غربیها بسیار زحمت کشیدند و مفید واقع شدند، بسیار علم و تجربه دارند، اما در یک جا اشتباه کردند.
    آنها هیچ تفاوتی بین ملل مختلف قائل نیستند.
    ” ” برای افغانستان و سویس یک نسخه می پیچند.” ”
    اینکار آنها اشتباه است.
    حتی در مورد قبیله ای دور افتاده و عقب مانده، همان روشی را توصیه می کنند که هم اکنون در فرانسه وجود دارد!!! آیا اینکار اشتباه نیست.
    آنها باید لااقل دو روش ارائه می کردند یا تبصره ای به آن می افزودند.
    . . .
    چقدر حقیقت روشن است، اما هیچکس آنرا نمی بیند!!
    می گویید اگر دیکتاتوری صالح خوب است پس چرا سقوط می کنند!!؟ و سقوط آنها را علتی بر بد بودنشان میدانید!!
    حقیقت یک کلمه است و خیلی روشن و ملموس:
    مردم رشدنیافته همیشه تمایل به سرنگونی حکومت شان دارند و تفاوتی نمی کند که این حکومت در نهایت دمکراسی باشد یا استبداد!!
    تفاوتی نمی کند که در نهایت خدمتگزاری باشد یا خیانت!!
    مردم رشدنیافته هر وقت که تحریک شوند و فرصتی ایجاد شود، دوست دارند تا حکومت شان را عوض کنند.
    . . .
    همانطور که هر انسانی برای مردن بدنیا می آید.
    در کشورهای جهان سوم هم هر حکومتی برای سقوط کردن روی کار می آید.
    و هیچ تفاوتی نمی کند که این حکومت چگونه رفتار کند!!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۹ ب.ظ:

    حال این سوال مطرح می شود که اگر نسخه غربی ها اشتباه است پس درست آن چگونه است؟
    در جهان سوم اگر حکومتی ” امنیت و رشداقتصادی و عمرانی ” خوبی ایجاد کرد آن حکومت بهترین است.
    بعبارت دیگر مردم از حکومت شان جز ” امنیت و رشد اقتصادی و عمرانی ” چیز دیگری نباید بخواهند.
    اگر حکومتی امنیت و رشد اقتصادی برقرار کند
    دیگر مهم نیست حتی اگر با کودتا روی کار آمده باشد.
    دیگر مهم نیست حتی اگر هزاران زندانی سیاسی داشته باشد.
    دیگر مهم نیست حتی اگر انتخابات برگزار نکند.
    دیگر مهم نیست که چقدر اعدام می کند.
    دیگر مهم نیست حتی اگر یک روزنامه و حزب وجود نداشته باشد.
    دیگر مهم نیست حتی اگر صد کاخ برای خودشان ساخته باشند.
    دیگر مهم نیست که چقدر فساد، اختلاف طبقاتی، اشرافیت و فقر وجود دارد.
    . . .
    شما باور نمی کنید چون به قضیه اشراف ندارید.
    همه خوبی ها با هم هستند.
    اگر دیدید که دوستان بخشنده است، بدانید که با انصاف هم هست، بدانید که صادق هم هست…
    حکومتی که بتواند رشد اقتصادی و عمرانی بالایی ایجاد کند مطمئن باشید که همه خوبیها را دارد و ….
    اینجا را خوب توجه کنید
    … و این بدی هایی که می بینید از طبیعت انسان و جهان اطراف ناشی شده و در آن زمان و مکان قابل حل نبوده است.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۳ ب.ظ:

    آقای یوسفیِ عزیز ،بنده هم مطلبی عرض کردم ، که ظاهرا به صورت هوشمندانه نمی خواهید به اون شبهه پاسخ بدهید :)
    دیکتاتورها و مستبدانی که “رشد اقتصادی و عمرانی بالایی” ایجاد می کنند ، چرا شهروندان “رشد نیافته” ی شان که “همیشه تمایل به سرنگونی”دارند در اکثریت قرار گرفته اند ؟!
    به عبارت دیگر مدل های اروپایی که اتفاقا هم رشد اقتصادی و هم رشد عمرانی به مراتب بهتری دارند. چه کرده اند که شهروندانشان میل به سرنگونی ندارند؟!

    رشد اقتصادی و عمرانی در سرزمینِ دیکتاتورها هرچقدر هم که بالا باشد به پای رشد کشورهای اروپایی و آمریکایی نمیرسد. کشورهایی که شما بهتر میدانید اگر پادشاه و ملکه هم داشته باشند ، اساس بر دیکتاتوری نیست. یعنی آن شاه یا ملکه حتا مهربان و دلسوز ، ولی و زعیم جامعه نیست.

    سوال اینست ،آیا شهروندانِ سرزمین های دیکتاتوری به صورت مادرزادی از روز اول تمایل به سرنگونی و رادیکالیسم داشته اند یا حاکمانِ دیکتاتور آن ها را در شرایط “رشد نیافتگی” نگه داشته اند؟

    [پاسخ]

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۲ ب.ظ:

    خلق و خوی وحشیانه براندازی را انقلاب ۵۷ به همه یاد داد.
    و الا همه می دانیم که براندازی ملل را به عقب برمی گرداند.

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۶ ب.ظ:

    جناب یک نفر از جنس خاک فرمودین=

    خلق و خوی وحشیانه براندازی را انقلاب ۵۷ به همه یاد داد.
    و الا همه می دانیم که براندازی ملل را به عقب برمی گرداند

    اگه بخوایم حرف شما رو مثلا” (!) قبول کنم!
    به گفته یکی دوستان در صفحه قبل استناد میکنم همین و بس!!! بخونین=

    آقای مبارک چیزی در حدود سی سال یعنی از اکتبر ۱۹۸۱ تا فوریه ۲۰۱۱ زمامدار کشور مصر بود.
    آیا سی سال فرصت کافی نبود که این “مرد بزرگ”
    بتواند شهروندانش را از “رشد نیافتگی” نجات بدهد؟……

    همین مدل را در باره خاندان بزرگ پهلوی هم میتوان در نظر گرفت
    از ۱۳۰۵ تا ۱۳۵۷ چیزی در حدود نیم قرن فرصت و زمان در
    اختیار خاندان پهلوی بود تا شهروندان را از “عصبانیت” ، “هیجان” و “رشد نیافتگی” نجات بدهند.

    بنده هم مثل شما در بزرگی و میهن پرستیِ افراد یاد شده شکی ندارم
    اما چرا این مردان بزرگ ، شهروندان بزرگ ندارند؟!

    به نظر بنده ، پاسخ در یک واژه نهفته هست ، “دیکتاتوری”

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۱ ب.ظ:

    اگر مردم واقعا اونجوری که شما میگید وحشی بودن( که به نظرم اون قدرها
    که شخص شما دارید پروپاگاند میکنید نبودن )
    این رو از کی یاد گرفتن جز از حاکم جور!
    البته من این تهمت بزرگ رو هیچ وقت قبول ندارم.
    چون واسه این انقلاب خونها ریخته شده و
    کلی ادم پاک و معصوم واسش خون دادن
    شما اینو نمیتونی درک کنی.

    و در اخر =
    من اخرش هم نفهمیدم دولت مطلوب شما دقیقا” چه دولتی میتونه باشه
    هان؟!

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۴ ب.ظ:

    خوب حکومت وقت هم پس از گذشت ۳۴ سال نتوانسته. پس این حکومت هم به گفته ی خود شما در جرگه ی دیکتاتورها قرار دارد. اینطور نیست؟

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۲۲ ق.ظ:

    یعنی به نظر جنابتون مردم هنوز شدیدا” وحشی تشریف دارن؟!

    یه نگاه به مصر و سوریه بنداز و با مردم خودمون مقایسه کن!

    تسنیم پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۹ ق.ظ:

    جناب از جنس خاک
    بهتراست مطالعاتتون رو درزمینه ی مسائل دینی بیشتر کنید تا فرق دیکتاتوری وولایت فقیه رابفهمید تابفهمید که
    پهلوی وخاندانش و هزاران وابسته ی آمریکایی و انگلیسی آن قدربا مردم ایران وحشیانه رفتارکردند وخون وخونریزی به
    راه انداختند تا مردم دست به انقلاب زدند تا مردم بینش سیاسی و اعتقادیشان توسط امام بزرگمان روشن شد
    وگرنه باید شما وامثال شما ها زیر پای دیکتاتوری ضد اسلامی دست وپا می زدید درضمن انقلاب مردم ایران برای شکم پرستی و هوس بازی نبود که شما آن را وحشی می نامید بلکه برای استقرارحکومت اسلام بود وقتی شما برپایی حکومت اسلامی را وحشیانه ودیکتاتوری می نامید معلوم است که از مسائل دینی بهره ای نبرده اید

    ع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۰ ب.ظ:

    @تیرگر:
    من در زمینه اینکه دولت خوب در خاورمیانه چگونه باید باشد چیزی نخوانده ام لذا حرفم سطحی خواهد بود. به هر حال.

    من فکر میکنم که ما دولت قدرتمند و زیرک احتیاج داریم (مثلا چه خوب میشد اگر دولت آقای مصدق قدرتمند بود و نمیشد بر علیه اش کودتا کرد)؛ اما نباید دولت از این قدرت برای ثابت ماندن یک گروه قدرتی استفاده کند. یعنی اینکه این قدرت باید برای یک مسیر رو به مدرن شدن و رشد اجتماع صرف شود. خوب البته من فکر میکنم در این منتطقه بعید است کسی قدرت داشته باشد اما از آن نخواهد برای مستحکم کردن جای پای خودش استفاده کند!

    بعد هم من اعتقاد دارم مدیا باید مدام حرف و جدل راجع به مسائل مختلف بکند. نه مسائل خاله زنکی ها؛ راجع به اصول ؛ راجع به انحراف از مسیری که وعده داده شده است. تا اینکه مردم جواب به بسیاری از مواردی که در ذهنشان هست را کم و بیش حداقل بشنوند.
    اگر اینها باشد شاید مسیر مسیر خوبی بشود و بشودکه مردم را رشد داد. من فکر نمیکنم اگر ما مدام در مدیا اصول را بررسی و ارائه کنیم و سعی کنیم مردم را با اصول درست آشنا کنیم و جوابهای منطقی به آنها بدهیم و در عین حال اگر دولت قدرتمنی باشد که نگذارد به این خاطر هرج و مرج ایجاد شود؛ آنوقت دور از انتظار باشد که مردم کم کم رشد کنند. دیگر؛ بلانسبت بلانسبت همه؛ خنگ که نیستیم. یک درکی هم مردم دارند. اما خوب میدانید؛ این نوع دولت و آن نوع آزادی شاید در این منطقه خاورمیانه هنوز نباشد و باید پرسید چرا؟ شاید چون دولت ها هم از همین مردم هستند و به نوعی جامعه شناسی همین مردم را بازتاب میدهند دیگر…که باز هم مرغ و تخم مرغ میشود!

    البته گفتم که من مطالعه ای زیاد در این مورد نداشته ام و لذا حرفم سطحی است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۲ ب.ظ:

    کامنت شما سوالات زیادی داشت لذا فرصت آنرا هنوز پیدا نکردم. این روزها زیاد خانه نیستم. فکر می کنم اگر گوشی خوبی بخرم این مشکل حل خواهد شد. ( شما جوانان بهتر میدانید تبلت بخرم یا گوشی؟ )
    . . .
    اشتباهات ما مضائف هستند.
    یعنی ما نمی توانیم آزادی و دمکراسی داشته باشیم به فرض که داشته باشیم این آزادی و دمکراسی شرایطی مانند اروپا را باعث نمی شود.
    ما نمی توانیم اشرافیت را از بین ببریم به فرض که از بین ببریم تاثیر مثبتی در زندگی مردم نخواهد داشت.
    ما نمی توانیم فساد مسئولین را از بین ببریم به فرض که از بین ببریم تاثیری در زندگی مردم نخواهد داشت.
    ما نمی توانیم اقتصاد دیگری را جایگزین نظام سرمایه داری کنیم به فرض که بکنیم، نتیجه ای نخواهد داشت.
    . . .
    از قدیم چنین تصور می شده که اگر ما تمام داشته های غربی ها را بدست آوریم و در جامعه مان اجرا کنیم مانند آنها خواهیم شد درحالیکه این تصور مطلقأ اشتباه است.
    همه داشته های آنها از آنجا ناشی شده که آنها اول ” متمدن ” شدند.
    اگر می توانید راهی برای متمدن شدن ابداع کنید مشکل حل می شود وگرنه بهترین حالت ممکن ” استبداد صالح ” است. ( البته با کمی آزادی و دمکراسی )

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۴ ب.ظ:

    شرمنده :oops: ، ظاهرا عجولانه قضاوت کردم .
    عجالتا شما به گالاکسی تبلت سامسونگ فکر کنید ، خیر الموجودین باز ایران همینه
    البته اندازه ی سینی هست ، نمی دونم برای حمل و نقلش مشکل پیدا می کنید یا نه .
    یکی از رفقا میگه این بشقاب چیه دستت گرفتی اینورو اونور میبری :)

    مهران پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    بهترین حالت ممکن ” استبداد صالح ” است

    قبول! خوب حالا راه حل شما برای رسیدن به این استبداد صالح چیست؟ چه کسی و بر حسب چه معیاری «صالح بودن» را تشخیص می‌دهد آنهم طوری که جای بحث وحدیث نباشد؟ آیا می‌خواهیم به نظرات مردم رجوع کنیم؟ خوب باز هم می‌رسیم به تشخیص مردم! ولی اگر از اول بگوئیم مردم که به هر حال نمی‌فهمند، قدمی به جلو نرفته‌ایم چون سر صالح بودن یا نبودن بحث پیش میاد.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    روشنفکر دینی، فلسفه اسلامی و حالا استبداد صالح!

    بینام 88-92 پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۶ ق.ظ:

    جناب جناب یوسفی از موبایل انتظار تبلت نداشته باش، اگه میخوای تبلت یگیری کیندل،امازون، بلکبری، دل، سامسونگ نوت ۳ چیزهایی با قیمت مناسب دارن که برا سرف اینترنتی کفایت می کنه، نمیدونم تو بازار ایران هست یا نه، اگه باشه باید تو رنج قیمت هشتصد هزار تومن مثبت منفی ده درصد باشه، نه بیشتر.

    ع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۰ ب.ظ:

    در یک جایی میخواندم که المان هایی برای ارزیابی درصد دموکراتیک بودن روحیه ملل هست که یکی از سوالات آن به تقابل دو موضوع میپرداخت. ترم های دقیق آن دو یادم نیست اما فکر کنم “شراکت مردم” در مقابل “امنیت” بود. یعنی میگفت که اگر در موردی شراکت مردم در یک تصمیمی مثلا باعث شود یک تصمیمی بگیرند که بعدش قیمتها بالا برود؛ کدام یک را انتخاب میکنید. شراکت مردم یا بالا نرفتن قیمتها. و خوب آنجا میگفت اگر شراکت را انتخاب کنید دموکرتیک است.

    برای من آنموقع عجیب آمد و گفتم اگر مردم شراکت را به امنیت ترجیح بدهند که امنیت از بین میرود. اما بعد گفتم پس چرا در کشور های دموکراتیک ثبات زیادتر از بقیه است.

    حدس میزنم که میتوان اینطور گفت که انتخاب دمکراتیک درست است چون شاید سرمایه اصلی ما سرمایه های انسانی باشند. یعنی حالا اگر مردم یک کار غلطی کردند و یک هزینه ای هم شد؛ میشود دوباره آن قیمتها را درست کرد اما حالا مردم هم یادگرفته اند چگونه انتخاب کند و این به رشد و ثبات هم میانجامد. یعنی مثلا نیاییم به ترس عدم امنیت جلوی شراکت رابگیریم. (دفع خطرات البته کاملا به نظرم بحث جدایی است)

    فکر کنم بحث اصل دوستان با آقای یوسفی همین سرمایه انسانی است. که به نظرم خیلی جای بحث دارد. و به نظرم آقای یوسفی باید تئوری بدهند که رشد آینده هم در آن دیده شده باشد و دوستان مخالف ایشان هم باید تئوری بدهند که از هرج و مرجهای کشورهای این منطقه مصون بماند. یعنی یک راه حل بیابینی.

    من البته تئوری خود درآورده ام را بالا گفتم!

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۱ ب.ظ:

    البته یک توضیح بدم :) بنده شخصا مخالف نظرات آقای یوسفی نیستم
    تقریبا تنها در همین مورد با ایشون خیلی مخالف هستم ، اینکه نقش مردم را در نظر نمیگیرند. و یا اینکه مردم را به صورت بخشی از خط تولید یک کارخانه می بینند. {نگاه آدام اسمیتی}
    اینکه بگوئیم چونکه مردم عوام هستند پس دخالت هم نباید بکنند.
    خوب در عوام بودن که شکی نیست ، بنده خودم یک عوام به تمام معنا ،
    اما بوق که نیستم ، شهروند این جامعه هستم ، حداقل حداقل هر چهار سال یک بار باید بدونم تونستم حرف بزنم و نظرمو بگم.
    مولوی یکی از شاعران کلاسیک ایرانی نگاهی جامعه شناسانه به انسان داره و درباره ی سلسله مراتب خواسته های انسانی که بعدها آبراهام مازلو اونو به شکل هرم طبقه بندی کرد میگه

    آدمی اول حریص نان بود
    زانکه قوت و نان ستون جان بود

    چون به نادر گشت مستغنی ز نان
    عاشق نامست و مدح شاعران

    تا که اصل و فصل او را بر دهند
    در بیان فضل او منبر نهند

    حرص نان در اینجا به معنای طمع و زیاده خواهی نیست ، اشاره به یک نیاز طبیعی است که در دنیای امروز میگوئیم خواسته های اقتصادی ، همان چیزی که آقای یوسفی می گوید “توسعه ی اقتصادی و عمرانی”
    اما انسان به حکم انسان بودنش در این مرحله متوقف نمیشود.
    و اینجا نقطه ایی است که من نمی دانم چرا دیکتاتورهای صالح و میهن دوست به آن توجه نمی کنند!
    * * * *
    در این مرحله انسان ها عامی یا خواص میل پیدا می کنند که در اموری بیشتر از امور معیشت روزانه دخالت داشته باشد. هوشمندی و فکور بودن انسان را به سمت آزادی خواهی میبرد . یعنی اینکه میخواهد رشد کند و نظرش را بیان کند و آن را با دیگران به اشتراک بگذارد.
    اینجا همان نقطه ایی است که دیکتاتور می گوید من ولیِ تو هستم ، و باید به جای تو تصمیم بگیرم. . . . نگاهِ آن “ولی” در اینجا شاید اشتباه نباشد.
    تعارف که نداریم ، او مدیریت کرده ،تجربه کسب کرده ، ولی یا سلطان یا رهبر یا شاه (اسمش خیلی مهم نیست) به مراتب از منِ شهروند اطلاعات و دانش بیشتری دارد. اما این مدل نهایتا شکست خورده است.
    چرا؟ برای اینکه حکومت یک امر منقطع از مردم نیست .
    اتفاقا شما به تاریخ باستانیِ اروپا هم که نگاه کنید ، خرد جمعی وجود داشته.
    دادگاه بدون هیئت منصفه معنا نداشته است .
    در پانصد سال قبل از میلاد مسیح Ecclesia به عنوان یک نهاد مردمی بر همه ی شئون حاکمیت نظارت میکرده.
    دکتر عبدالرحمان عالم در کتاب تاریخ فلسفه ی سیاسی غرب میگوید
    “دوره ی هر مقامی در حکومت آتن بطور کلی یک سال بود ،
    و تصدی هر مقام برای دو سال متوالی قدغن شده بود”

    ببینید به صورت خلاصه هرچقدر نقش و حضور مردم پر رنگ تر باشد ،ضریب امنیت هم بالاتر میرود .چرا؟ چونکه مردم و نهاد های مردمی خودشان را بخشی از حاکمیت می بینند. البته این یک نظر کلی است و در کامنت نمیشود آن را تشریح کرد و بنده هم قرار نیست همه ی آن را کامل بدانم .شراکت در حکومت آسیب های خودش را هم دارد.
    مثلا
    ۱-اگر یک گروه به سهمش رضایت نداد و تصمیم به اقدام مسلحانه گرفت چه باید کرد؟ (کاری که سازمان رجوی در ایتدای انقلاب انجام داد)
    ۲- یا اگر یک گروه با لابی گری سهم گروه دیگر را ضایع کرد ، چگونه باید اعاده و استیناف خواهی کرد؟! (خدعه ایی که روحانیون در حزب جمهوری اسلامی بر سر نهضت آزادی و ملی مذهبی ها پیاده کردند)
    ۳- یا اگر گروهی خواست سریع تر از نُرم جامعه حرکت کند و با افراط ساختارها و نهادهای ۳۵ ساله را به جای اصلاح و تغییر بشکند. (کاری که جبهه مشارکت انجام می داد)
    البته این ها همه به عنوان آسیب های مشارکت مردم و نهادهای مردمی (ngo) وجود دارد و انکار شدنی هم نیست. این ها باید تحلیل شود ، نخبگان درون حاکمیت و بیرون از مدیریت اجرایی باید در کنار هم اجازه ی بررسی داشته باشند. … نه اینکه تا صدایی شنیده میشود بگوئیم از طرف بی بی سی است یا اینکه جورج سوروس پولش را داده :shock: (چشم بسته حواله دادن به بیرون از مرزها)

    دیکتاتورها در مبحث امنیت همیشه نوک پیکان را به سمت توطئه ی خارجی میگیرند
    البته این دور از واقعیت نیست ، منابع دنیا در مقابل خواسته های انسان اندک است و طبیعتا رقابت و دشمنی هم شکل می گیرد.
    اما چرا امنیت در سرزمین های دیکتاتور اینقدر لرزان است که هر دشمن خارجی راحت می تواند توطئه کند.؟
    رضا شاه انگلیس را متهم میکرد
    محمد رضا پهلوی امریکا را متهم می کرد
    اقای خامنه ای همزمان انگلیس و امریکا را توطئه گر می داند
    بشار اسد به عربستان سعودی اشاره می کند.

    چرا چنین مشکلاتی برای فرانسه به وجود نمی آید؟
    چرا دولت فرانسه دیگران را به بر اندازی متهم نمی کند؟
    چرا همیشه حاکمان مادام العمر با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند؟
    * * * *
    میگویند دموکراسی اروپایی در سرزمین های اسلامی جوابگو نیست
    به مالزی و ترکیه نگاه کنیم ، آیا آن ها مسلمان نیستن؟
    این ها با مدل اروپایی کار کردند ، نه تجزیه شدند نه شکست خوردند و نه عقب مانده باقی ماندند.
    دین و مذهب هم در کشورهایشان از میان نرفت ، اتفاقا همین ترکیه و لائیک هایش خودشان را کشتند تا به عشرتکده ی خاورمیانه و اروپا تبدیل بشوند … هرکه میخواست یک عشقو حالی بکند میرفت آنتالیا …..خوب نهایتا چه شد؟ ایا مذهب از میان رفت؟ آیا در آنجا بسیج ،سازمان تبلیغات اسلامی ،عقیدتی سیاسی و صد جور سازمان مذهبی بودند که دین را نجات دادند ؟ یا خداوند خودش از دین خودش پاسداری و حمایت کرد؟!
    … امروز می بینید که اتفاقا مردمشان همچنان به اسلامگرایان متعادل و میانه رو علاقه دارند. و سالهاست که به لائیک ها روی خوش نشان نمیدهند. مردم انجا در حکومت مشارکت دارند ، مشارکت ذهن آن ها را توسعه داده ، سهیم شدن در عواید شرکت آن ها را محاسبه گر بار آورده است .
    * * * * * *
    به باور من صیانت از مذهب یا تمامیت ارضی بهانه ایی بیشتر نیست تا حاکمان مستبد بتوانند همچنان به حکومت تک نفره ی خود ادامه بدهند.
    اتفاقا خواسته های جدایی طلبانه را شما بیشتر در محدوده ی استبداد های گروهی یا تک نفره بیشتر مشاهده می کنید. استبدادگران در طول زمان اقلیت ها را آزار میدهدن و آن ها نیز به محض دیدن یک روزنه میخواهند دردها و رنج هایشان را در بستر استقلال خواهی و جدایی طلبی التیام بدهند. در حالی که اگر در ساختار قدرت سهمی داشته باشند متوجه میشوند که ماندن در گروه منافع بیشتری خواهد داشت. (یعنی اینکه شرکت داشتنشان در تصمیم گیری ها ان ها را به شهروند توسعه یافته تبدیل می کند)
    * * * *
    قدرت شیرین و لذت بخش است ، بخشی از کارگزاران هم در سایه استبداد معیشتشان تامین میشود . . . خوب اینها طبیعتا از مدل استبدادی تمام قد دفاع می کنند. مگر دیوانه هستند که محل کسب و روزیشان را تخته کنند؟!
    * * * *
    البته در زمینه ی مدل حکومتی آقای خامنه ایی (مردم سالاری دینی) حرف بسیار است.
    من علی رغم همه ی انتقادها بر این عقیده هستم که میزان استبداد در تشکیلات ایشون خیلی پائین تر از بقیه مستبدان منطقه هست . اینو به صورت تئوری نمیگم ، دیتیلز به دیتیلز میتوان نمونه آورد.
    ***
    شما میگوئید ریداکشن نکنیم ، خوب ریداکشن نکردن هم نتیجه اش میشود قصه ی حسین کرد شبستری طولانی و خسته کننده :)

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۳ ب.ظ:

    @تیرگر:
    خوب وقتی ریداکشن نمیشود؛ مثل الان؛ به نظر بنده که کلیت حرفها کاملا منطقی است. اشکالی ندارد حالا که کمی طولانی است. آنهم شاید با نوشتن بیشتر بهتر بتوان خلاصه اش کرد. (نه reduction ها؛ صرفا خلاصه).

    صابر پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۵ ب.ظ:

    جناب تیرگر

    “””تقریبا تنها در همین مورد با ایشون خیلی مخالف هستم”””
    اتفاقا عصاره تمام سخنان ایشان همین یک مورد است. تمام آن مقالات برای این بود که شما به همین نتیجه برسید.

    “””اقای خامنه ای همزمان انگلیس و امریکا را توطئه گر می داند”””
    آیا دلیلی برای رد این ادعا دارید؟ منتظر پاسخ شما می مانم! اگر هم دلیلی بر اثبات آن میخواهید تا برایتان لیست کنم!

    “””چرا چنین مشکلاتی برای فرانسه به وجود نمی آید؟”””
    کدام کشور علیه منافع فرانسه اقدام یا در امور داخلی اش دخالت یا تحریم یا … می کند!

    “””چرا دولت فرانسه دیگران را به بر اندازی متهم نمی کند؟”””
    مگر دیگران اقدامی در این راستا انجام داده اند؟ یا حتی کلمه یا جمله ای در این راستا بر زبان آورده اند؟

    این تا به این جایش.

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۳ ق.ظ:

    آقای تیرگر!

    فرانسه مشکلی با دیگر کشورها ندارد چون بقیه ترسی از فرانسه ندارند. ما ولی یک فرمولی کشف کرده‌ایم که انسانها را به سعادت می‌رساند. کشورهای غربی هم میٰترسند که این فرمول ما به گوش مردمانشان برسد و کشور را بر سر حکومتشان خراب کنند. برای جلوگیری از این کار این کشورها هم دائم به حکومت اسلامی گیر می‌دن. ما اشتباه کردیم. نباید این یافته را لو می‌دادیم. سیاست نداشتیم همینجوری گفتیم که پیداش کردیم! باید آروم آروم کار می‌کردیم و سر به زنگاه به مردمشان می‌گفتیم چجوری به سعادت می‌رسند.

    آره مشکل ما با جهان اینه برادر ! واسه همین ما رو تحریم می‌کنن که سقوطشان را عقب بیاندازند. ولی کور خوندن. اسب‌های سفید در راه هستند.

    http://www.youtube.com/watch?v=3eaS25a9Xd0

    مهران پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۱ ب.ظ:

    ع
    “فکر کنم بحث اصل دوستان با آقای یوسفی همین سرمایه انسانی است.”

    فکر نمی‌کنم کسی مخالف این باشد که کشورش دست «شخصیت‌های بزرگی» بیفتد که وضع اقتصاد را خوب کنند، صادق هم باشند و خلاصه خیلی باحال! سوال اصلی ولی اینجاست که چگونه می‌شود شرایطی را به وجود آورد که کشور دست این شخصیت‌های بزرگ بیافتد. آیا می‌شود این اشخاص را جایی سفارش داد؟ آیا «مردم» در این میان نقشی دارند یا بهتر بگویم مردم هم باید نقشی داشته باشند یا نه؟ برداشت من از سخنان آقای یوسفی این است که دیکتاتوری خوب و «لازم» است، چون در جهان سوم بدون زور کاری از پیش نمی‌رود. در تصورشان هم همیشه دیکتاتورهای خوب و کارآمد رژه می‌روند. ولی حالا یک دیکتاتوری خوب از آب در نیامد، چکار کنیم؟ اصلا کی می‌خواد نظر بده که کدوم دیکتاتور خوبه و کدوم بد؟ ایشان فقط به امارات و قطر اشاره می‌کنند و میگن از این بهتر دیگه چی می‌خایم؟ اگر ایشان راه حلی ارائه بدهند که ما چگونه صاحب دیکتاتوری مثل امارات و قطر می‌شیم من در خدمتم.
    از شوخی گذشته من معتقدم به مردم باید این احساس را داد که در تعیین سرنوشت خودشان سهیمند. این شاید سریع جواب ندهد (مثل مصر و جاهای دیگر) ولی راهیست که باید رفته شود. مردم در طی زمان یاد می‌گیرند ساده قول نخورند و درست انتخاب کنند. از نظر من وضعیت مصر در طولانی مدت آنچنان سیاه هم نیست. مردم مصر در عرض ۲ سال تجربه کسب کردند که دموکراسی فقط انداختن رای در صندوق نیست و باید دائم دنبال آرمان‌های خود را بگیرند. من در بطن جامعه نیستم که بفهمم آیا راه دیگری در مصر وجود نداشت ولی با این کودتا محبوبیت اخوان مسلم ها زیادتر شد. شاید اختلاف بزرگ من با آقای یوسفی این باشد که من معتقدم با زور نمی‌شود مردم را قانع کرد. ایشان ولی معتقدند اگر اوضاع اقتصادی بهتر شود همه قانع می‌شوند. البته این هم نوعی reduction بود ولی شاید قسمت عمده ماجرا باشد.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۱ ب.ظ:

    @مهران
    ١- البته بنده منظورم از سرمایه انسانی صرفا شخصیت های بزرگ نبود ها. بیشتر اتفاقا چیزی مخالف نظر آقای یوسفی بود. یعنی اینکه در این دیدگاه سرمایه اصلی یک کشور نه منابع و غیره بلکه مردم یک کشورند و لذا رشد آنها اولویت اصلی است.

    ٢- نظر عمومی فکر کنم این است که وقتی اوضاع اقتصادی بهتر شود بعد از آن نیازهای دیگر درخواست میشود؛ چیزی مانند هرم نیازهای مازلو. من یک جایی میخواندم که تناقض اصلی پارادوکسیکال سیستمهایی که “دیکتاتوری صالح” هم خوانده میشوند همین است یعنی با درست شدن اقتصاد مردم چیزهایی را میخواهند که ممکن است همان سیستمی را که این اقتصاد را ایجاد کرده را زیر سوال ببرد. لذا گفته میشود که این سیستم ها شاید در خودی خود متناقض باشند.
    حالا یک راه و یک سر طیف این است که بگوییم اگر به وضعیت اقتصادی مطلوب رسیدیم دیگر جلوتر نرویم و بقیه چیزها را فدای این حالت بکنیم. یک سر دیگر طیف این است که اصولا اقتصادو امنیت را خیلی مبنا قرار ندهیم و اصولا از همان ابتدا برویم سر نیازهای بالای هرمی مازلو مانند آزادی و اهمیت هم ندهیم که یک دولت اقتصاد را بهتر میکند یا نه و فقط پی آن پله های آخر باشیم.
    اینها دو سر این طیف هستند اما به نظر من چیزی بینابین بهتر است.

    مهران پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۸ ب.ظ:

    من هم برداشتم از نیروی انسانی همان مردم بود.

    حرف‌ها منطقی به نظر می‌رسند و جمله «چیزی بینابین» همیشه طرفدار دارد.
    به نظر من ولی جواب نمی‌دهد چون ما با یک سیستم بسته که همه چیز آنرا در اختیار داشته باشیم و بتوانیم رفتار آنرا پیش بینی کنیم، طرف نیستیم. انسان همیشه در حال تغییر است و سیستمی که بتواند آنرا کنترل کند، وجود ندارد. این بحث‌های ما بیشتر جنبه فلسفی دارد. فرض کنیم ما توانستیم یک چیز بینابین پیدا کنیم. مگر می‌شود آنرا پیاده کرد؟ این مسئله تازه ای که نیست. افراد زیادی در طول تاریخ فکر کرده‌اند و به سیستمهایی رسیده‌اند که تا حدودی زندگی اجتماعی را برای انسان‌ها با همه جنبه‌هایش راحت تر کنند. ما کلا از چهار تا سیستم چیزهایی را شنیده‌ایم.

    کمونیستی
    دموکراسی
    دیکتاتوری
    حکومت اسلامی

    بنیانگذاران اینها آرمان‌هایی برای سعادت بشر داشتند ولی مثل همیشه بین تئوری و عمل فاصله افتاده طوری که هیچ کدام آن ایده‌ال را به ما به ارمغان نیاورده‌اند. حالا شاید یکی کمی از دیگری موفق‌تر بوده.

    آیا ما خودمان را در حالتی می‌بینیم که یک سیستم پنجمی ابداع کنیم؟ اگر من درست بینابین را فهمیده باشم، باید چیزی در مایه «دموکتاتوری» در بیاد!

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ق.ظ:

    ساده قول نخورند -> ساده گول نخورند!

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۶ ق.ظ:

    @مهران
    بحث سیستم بینابین نیست. طیفهای تفکری که من گفتم مربوط به “معیار اندازه گیری جهت رشد” است در حالت ترانزیینت. سیستمهایی که شما گفتید مربوط به حالت ثابت نهایی سیستمها است. خود آقای یوسفی هم بارها میگوید که ما سالها بعد مثلا فرانسه میشویم؛ اما نمیگوید نمیشویم که.یعنی ایشان هم دارد میگوید درحالت ترانزینت چه معیاری برای بررسی خوب بودن سیستم بنا بر جهت درست رشد باید باشد که ما بتوانیم بگوییط آن سیستم کمابیش در جهت درستی دارد میرود و حالت ثابت نهایی سیستم درست خواهد بود.

    ایشان میگوید اگر استبداد صالح (ترمی که کم و بیش در مورد سیستم آتاتورک مثلا به کار میبرند) بود درست است. من یک تناقضش را گفتم. دیگران میگویند آزادی را اولویت اول بگذاریم و نه مثلا دولت مقتدر و اقتصاد را بگذاریم؛ عرض کردم که جاهایی واقعا شاید دولت آینده را بهتر ببیند و باید به صورت موقت مخالف مردم عمل کند و هرج و مرج را کنترل کند.

    لذا در نظر بگیرید که کامنت اول بنده که البته عرض کردم سطحی هم میتواند باشد؛ مربوط به وضعیت گذار به حالتی است که سیستمی بتواند به جایی برسد که چنان با جامعه اینتگریت شده باشد که دیگر بدون نگرانی و به صورت طبیعی کارش را ادامه دهد. حدس میزنم آقای یوسفی هم از همین دیدگاه صحبت میکنند.

  7. گروهبان فلفلی
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۶:۲۷ | #7

    من فکر میکنم جناب حسینی در یک جنگ تن به تن با سپاه کفار شرکت کرده و
    در این جهاد فی سبیل الله به درجه رفیع شهادت رسیده(!) که چن وقته
    اصلا به این جا سر نمیزنه!

    [پاسخ]

  8. حمید
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۱۶:۲۷ | #8

    http://fararu.com/fa/news/160004/انتقاد-افروغ-از-تئوری-تدلیس-سیستماتیک-حجاریان

    من یک موی افروغ را با هزار تا حجاریان عوض نمی کنم اما متاسفانه آقای افروغ در این مصاحبه بی انصافی را به اوج رسونده.
    “با توجه به سابقه خاص از برخی افراد، چرا برخی رفتارها، از جمله نوشتن مقاله در جهت عرفی شدن یا سکولاریسم با نام مستعار و طرح مطالبی دور از انتظار در زمان گرفتاری و برخلاف اعتقادات واقعی و غیره، جلوه هایی از تدلیس نباشد؟ یک روشنفکر واقعی و حقیقت گرا تحت هر شرایطی روی موضع اش می ایستد، نه اینکه برای مثال، برای جلوگیری از هزینه های متعاقب و از دست ندادن منافع، دست به اعتراف بزند و در برنامه مستقیم تلویزیونی و با رویکرد پست مدرنیستی مبنای بنیادین و حقیقت گرایانه انقلاب را نادیده بینگارد، این اتفاق ناموجه، نه سیما را مبرا از خطا می کند و نه فرد مورد نظر را و اگر پای تقیه نیز به میان آید این چه تقیه ای است که در جهت ضدیت با مبانی انقلاب اسلامی صورت می گیرد؟ واکنش ما در زمان گرفتاری فرد مورد نظر قبلی نیز، نه از سر تأیید مواضع نظری و عملی ایشان و نه از سر تدلیس، بلکه از سر تقبیح نوع برخورد با ایشان و از سر اصول گرایی و حقیقت باوری بود.”

    هر کسی تا حدی ظرفیت تحمل سختی و شکنجه روحی یا روانی دارد. آقای حجاریان سالهاست با دیدن چهره خودش، پاهای ناتوانش، زبان الکنش و صندلی چرخ دارش شکنجه شده. من اگر بجای او بودم قبل از اینکه سر در توالت ببرم به هر چه می خواستند اعتراف می کردم. از قتل هابیل تا آخرین جنایت تاریخ!
    جالب اینجاست که آقای افروغ بنا به گفته خودشان در قطعیت تخلف هیچ تردیدی ندارند. یعنی تدلیس را در انتخابات ناسالم ۸۸ نفی نمی کنند.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۴ ب.ظ:

    نگاهی دیگر:

    در خیلی از مسائل شرعی احکامی برای «شک» هست. مثلا اگر بین رکعت دوم و سوم شک کردیم، برای اطمینان نماز را تکرار می‌کنیم. آیا بهتر نیست برای شک‌هایی که در برخی مسائل اجتماعی رخ می‌دهند هم قوانین ساده‌ای وضع کنیم که این همه وقت صرف جر و بحث‌های بیهوده نشود؟! یکی از حرفش برنمی‌گردد چون می‌ترسد اگر از حرفش برگردد، میلیارد پولی را که به حسابش ریختند پس بگیرند. دیگریها روزنامه ۹ دی درست می‌کنند و هر سال سالگرد می‌گیرند. مجلسیها می‌خواهند مسئله فتنه را تمام کنند و از وزرا خواستار اعلام برائت هستند، بعد می‌بینند کسی سرپرست وزارت علوم می‌شود که تحصن کرده و گفته این ۲۴ میلیون را اگر به حساب کسی می‌ریختند که آدم نمی‌شناخت، باز یه جوری می‌شد تحمل کرد.

    من فکر می‌کنم این دعوا تمامی نخواهد داشت.

    [پاسخ]

  9. آه
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۱ | #9

    آقای حسینی و شرکاء پیوندتان را با معاندین و فتنه گران تبریک می گویم.

    [پاسخ]

  10. تسنیم
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۸:۴۳ | #10

    آقای حسینی اگر قراربود جبهه ی پایداری با یک انتخابات شکست بخوره دیگه اسمش پایداری نبود فکرکنم شما خیلی آرزو داشتین که این جبهه شکست بخوره فکرنمی کنم به آرزوتون رسیده باشین چون جبهه ی پایداری دارنده ی گفتمان انقلابه که این پرچم درزمان گنده تراز روحانی ودراوج دوم خردادی ها شکست نخورد چه برسد به العان که مردم خودشون کم کم متوجه می شوند که به چه کسی رای دادند وچه جوری گول کلید داری ایشون رو خوردن اون هم با انتخاب توفیقی که سردمدار فتنه گرانه تازه جبهه ی پایداری به خوبی مخالفتشوبا وزرا نشون می داد چون وظیفه ی اصلیش همینه که نگذارد افراد بی صلاحیت وارد عرصه بشن این نشان دهنده ی زنده بودن این جبهه است

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    یه کلام هم از جماعت ۴میلیونی!!!

    پی نوشت:میدونی راستش بعد از مشخص شدن نتیجه انتخابات خیلی تعجب کردم که جلیل جون ۴میلیون رای آورده!!جدا تصور نمیکردم رای هاش انقدر باشه!!فکر میکردم نهایتاً۲تا ۳میلیون باشه ولی مثل اینکه جماعت “همه چیز و همه کس ستیز “و “جنگ خواه” و “فقر طلب” یه نمه از ۳میلیون بیشترن و حدودا ۴میلیونن!!!

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    چه خوش خیال تشریف دارند این اقلیت خشونت طلب و جنگ طلب و افراطی ..

    من اگه ۴ میلیونی بودم میرفتم تو خونه مون و تا حداقل ۴ سال دیگه ؛ هیچ حرفی نمیزدم .

    هر وقت مردم گفتند : پشیمونیم از رای به اعتدال ؛ خودشون به افراط رای میدن . نیازی به توهم سونامی نیست .

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۲۹ ب.ظ:

    واقعا چه فایده ای داره این بحثا؟اگه کل کله که هیچی اما اگه جدی ش گرفتین تو رو خدا بی خیال بذارین ملت یه مدت بی جدل زندگی کنن.به قول یه بنده خدایی جنگ تموم شد غنائمم تقسیم کردن.تا انتخابات بعدم چهار سال دیگه مونده

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۳ ب.ظ:

    یادم رفت بگم سلام.
    سلام

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۴ ب.ظ:

    سلام .
    به روی چشم .
    خب باید این دوستان هم قول بدن از الان نگن مردمی که به روحانی رای دادن پشیمون میشن و ال و بل .

    پشیمون شدیم ۴ سال بعد به یکی دیگه رای میدیم .

    دیگه “من میدونـــــــــم ” و اینا نداره که .

    امروز مناظره رو نگاه میکردم .
    از عباس سلیمی نمین خوشم نیومد ..

    یاد الهام و معجزه و هاله و کلا خرافات انداخت منو .

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۰ ب.ظ:

    در زمان مصدق مردم تا ظهر میگفتند درود بر مصدق
    بعد از ظهر میگفتند مرگ بر مصدق !

    حالا حکایت روحانی و معتدلین شده !

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۸ ب.ظ:

    دوباره سلام
    چشمت بی بلا یلدا جان
    امیدوارم نگن.چهار سال به خاطر همین حرفا عقب افتادیم الان دیگه وقت جبرانه.فقط خدا کنه روحانی و کابینه ش وقتی میشینن رو صندلیشون یه اخیش نگن و ایرانو یادشون بره ما رو یادشون بره.
    انشالله که شیخ حسن یه جوری رفتار کنه که چهار سال دیگه نه تو از رای ت پشیمون بشی نه من حالم از واژه اعتدال به هم بخوره.
    مناظره چی؟ اه این ترم تابستونی از کار و زندگی انداخت ما رو.اصلا نفهمیدم تعطیلات چه جوری گذشت.حالا شما نمیخواد به خاطرات بد گذشته فکر کنی.به اینده فکر کن به چیزای مثبت

  11. ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۸:۵۶ | #11

    الان بهم خبر رسید آقای امید حسینی در نبرد سوریه بدست تروریستهای النصره به اسارت گرفته شد .
    همگی برای آزادی این عزیز از دست رفته دعا کنیم .

    [پاسخ]

    تندر پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۴ ق.ظ:

    الهم فک کل الاسیر :)

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    واقعا؟

    مگه شمال نبود؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۹ ب.ظ:

    میگن شمال سوریه بود!

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۵ ب.ظ:

    نگفته بود میخوام برم که .
    بعدشم شجاع کی به تو گفت؟ میکشن اش که .
    ای بابا ..

    :-(

    سین پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۱ ب.ظ:

    شجاع خواهش می کنم ( صد بار) ، لطقا این کامنت رو هر چه زودتر تکذیب کن. بگو که شوخی کردی. من حتی با شوخی این خبر هم مشکل دارم چه برسه به راستش. آهستان مثل برادر آدم شده. بهترین دوست آدم. تو می تونی در مورد برادرت حتی یک خبر شوخی را هم تحمل کنی. لطفا بگو که راست ننوشتی.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۸ ب.ظ:

    بابا شوخی گردم خواهر من
    سوریه کجا بود . بعدشم آقا امید اهل قلم هست نه اسلحه .

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۹ ب.ظ:

    بنده اول فکر کردم تنها من از این کامنت آشفته شدم و گفتم به روی خودم نیاورم. اما واقعا مثل اینکه آشفته کننده بوده. ما منتظر تکذیبیه هستیم.

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۹ ب.ظ:

    ای بابا کجای کارید تازه شهیدم شده(!) اینم عکسش=

    http://www.google.com/imgres?hl=en&biw=1152&bih=725&tbm=isch&tbnid=EpGD9wnCNcGsZM:&imgrefurl=http://www.lemonpress.ir/fa/news/10542/%25D8%25A7%25D8%25B1%25D8%25AA%25D8%25B4-%25D8%25B3%25D9%2588%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2587-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2586%25D9%2582%25D8%25B4%25D9%2587-%25D9%2586%25D8%25A7%25D8%25AA%25D9%2588-%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B2%25DB%258C-%25D9%2585%25DB%258C-%25DA%25A9%25D9%2586%25D8%25AF%25D8%258C-%25D8%25A2%25D8%25AE%25D8%25B1&docid=qT1ffDg_Y32sAM&imgurl=http://www.lemonpress.ir/wp-content/uploads/2012/07/19663_620.jpg&w=800&h=600&ei=7JgXUr6JN8LMtQagzoGoDA&zoom=1&ved=1t:3588,r:13,s:0,i:120&iact=rc&page=2&tbnh=187&tbnw=259&start=12&ndsp=17&tx=129&ty=71

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۵ ب.ظ:

    و این هم قسمت وحشتناک و بعد از سلاخی ماجرا=

    http://haftruz.ir/wp-content/uploads/261444_113.jpg

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۷ ب.ظ:

    هی هی هی شوخی کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    یهو ورندارین قضیه رو باور کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    تشنه پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۸ ب.ظ:

    شادی روح تازه گذشته اجماعا صلوات
    پسر شجاع یعنی حرفتو که خوندم زدم زیر خنده!!!
    خدا خیرت بده شادمون کردی!

  12. reza
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۹ | #12

    با سلام
    یاد جمعه و صلوات بر جمال صاحب این روز
    به خدا از چند روز پیش که جنایت میدان شوش و کشته شدن ان سه کودک مهلا و بهاره و علیرضا را اول شنیده بعدا با کمک یکی از دوستام که مسول بسیج انجاست به محله حادثه رفتم همانجور در ناراحتی و اصلاحا پکر بودم که به خانه امده و بعد تر از ان جنایت شیمیایی ریف دمشق را دیدم از انسان بودن منزجر شدم باور کن دو روز است تصویر دیروز روزنامه اطلاعات و گلهای پرپر دمشق از خود بیخودم کرده .از تمام مفاهیم سیاسی ییزار شدم.
    کاری ندارم کدام گروه اعم از ان سلفی های کافر یا شعبیه بشار اسد نامرد که فقط مانند زرافه قد دراز کرده این کارا انجام داده مهم ا نست هر چه بود ۱۳۰۰ انسان و درراس ان ۳۵۰ کودک بیگناه خفه شدند .یاد ان زمانی افتادم که درنمایشگاه قرانی حسین رویوران را دیدم (فارغ از تحلیلیی که در سیما میکند)با او گپ دوستانه زدم هم نظر بودیم که اگر بشار اسد اعتراضات را مدیریت نکند و بخواهد با تفنگ و ارتش جواب تظاهرات را بدهد این فضا بهترین دمل چرکین برای رخنه گروههای کافر سلفی برای رخنه به سوریه دارد .این داستان سر دراز دارد از طرفی روسیه به خاطر از دست ندادن اخرین پایگاهش در خاورمیانه(طرطوس)محال است به کمتر از اسد رضایت دهد از طرفی غربیها شاهد کشته شدن دسته دسته از سلفی ها و دشمنان بالقوه خود هستند مگر مرض دارند که سوریه ارام شود و چچنهای سلفی به رهبری اسلام دودایف و ازبکهای وهابی به رهبری جمعه نمنگانی و تمام سلفیها از مرز ها به سوریه میایند یا به هلاکت رسیده یا از علویها میکشند .شعبیه علویها هم دست کمی در کشتار از سنی ها از وهابی ها ندارند یک مسلمان کشی واقعی . هیچ کشوری در حال حاضر خیر مردم سوریه را نمی خواهند حتی ایران (یک واقعیت سیاسی است که مقصود ایران از سوریه در حقیقت حزب الله است . چو.ن دولتمردهای ما میدانند اسد یک تیر هم به صهیونیستها شلیک نمیکند و خاک ما از خاک خودش مقدس تر نیست و با تضمیین میگویم این موشکهای پرتابی از صور به بنت جبیل از طرف حزب الله نبوده و گروههای شیعه رقیب مانند مقداد ارکوزی سعی در پیچیده کردن فضا دارند ) مردم سوریه تک و تنها هستند و قطعا این حوادث در حافظه تاریخی انها میماند و خدا کند به مانند مردم گرجستان و رومانی کینه ما را به دل نگیرند باورتا ن نمیشود برای گرفتن ویزا بروید تا متوجه شوید عمق کینه را.
    اما شجاع عزیز فرمایشت کاملا درست است فکرکردی من قضیه محمد الدوره را فراموش کردم منتها منظورم این است کشتن انسانها در راس ان کودکان از هر کیش و ایینی جنایت است حال سمیر قنطار باشد یا ان گروهبان صهیونیست و در قضیه متوسلیان و اخوان درست گفتی این اولین کار سوریها نبود و در نزاع جنوب بیروت نیز ۱۲۰ نفر از شیعیان جنبش امل را کشتند

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۲ ق.ظ:

    @reza:
    یکبار دیگر هم این شعر شاملو را برای دوستی انجا نوشتم که شاید خلاصه کلام باشد:

    از یاد مبر ای قلب در به در/ که ما/ من و تو/ انسان را رعایت کردیم/ خود اگر شاهکار خدا بود یا نبود

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۷ ب.ظ:

    متاسفانه سوریه قربانی خشم و نفرت غربیها شد و مردم بی گناه هر روز دارن توسط تروریستهای بی هویت و وحشی و آدمخوار شکار میشوند .
    غربیها دارن از مسلمانان انتقام میگیرند .

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۱ ب.ظ:

    http://www.parsine.com/fa/news/142881/سینه‌زنی-با-ترجیع‌بند-مرگ-بر-فتنه‌گر-پست-و-وقیح-فیلم
    شجاع همشهری شماست؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۲ ب.ظ:

    آره
    اینا از تندروهای شهرمان هستند که ماها را اصلا قبول ندارند . البته ما هم قبولشان نداریم و ارتباطی بین ما نیست .

    معنای مداحی و نوحه خوانی را اکثر مداحان نمیدانند .

  13. reza
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۰ | #13

    شجاع شوخی میکنی و شمال است تور خدا اعصابمون با این شوخی ها داغان نکنید

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۵ ب.ظ:

    شوخی کردم برادر من .سوریه کجا بود .

    [پاسخ]

  14. http://kashtynejat.blogfa.com/
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۴ | #14

    سلام
    مطلبی در خصوص دکتر قالیباف نوشته ام که لطفاً نظرتان را راجع به آن بفرمایید و در صورت صلاحدید به انتشار آن در سایت آهستان کمک کنید. ممنون
    http://kashtynejat.blogfa.com/
    shaqayeqpp@gmail.com

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۱ ب.ظ:

    حق با شماست.
    ” ” سرهنگ های خدمت زیادی به مردمشان کردند ” ”
    جمال عبدالناصر، آتاتورک، … سرهنگ بودند.
    حتی کره جنوبی را یک سرهنگ آباد کرد.
    در کشور خودمان از هر چهار خشت، دو خشت آن در زمان سرهنگ ها گذاشته شده است.
    . . .
    قالیباف خوب است، سرمایه ملی ست.

    [پاسخ]

  15. سیدمهدی
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۹:۳۷ | #15

    پسر شجاع خالی بستی یا جدی میگی؟ بابا اینچا جای شوخی نیست

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۵ ب.ظ:

    بابا شوخی کردم
    آقای حسینی شمال هستند . البته شمال ایران .
    امسال شمالیها واقعا حال کردند یعنی من که خیلی حال کردم چون بیشتر روزها حتی مرداد ماه هوا سرد و بارندگی بود . الانم هوا بارندگی پراکنده و خنک در حد سرد می باشد .
    دل همه دوستان آب بشه .

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۱ ب.ظ:

    نگفته دلم آب شد. آنهم با این فرهنگ آپارتمان نشینی بد تهران.
    یکبار بشل را برای یک ماموریت کاری رفته بودم. جنگل داشت فکر کنم. دلم میخواهد یک کلبه باشد درست وسط آنهمه درخت بنشینی تویش و فقط صدای باران بیاید؛ و نه هیچ چیز دیگر. فکر کنم آن موقع آدم تازه آدم میشود!
    هی…آقای حسینی که پست نمیگذارند ما دیگر به بیان آرزو رسیده ایم انگار!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۴ ب.ظ:

    بشل جای خوبی هست و جزو سوادکوه هست اما خوبتر ازبشل خیلی زیاده .

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۱ ب.ظ:

    ای نمیری شجاع .. شوخی این مدلی نکن دیگه .

    بعدشم دل ما آب نمیشه رامسر که بودیم هوا خنک و بارونی بود ..

    زیاد هم تعریف نکن که باز پا میشیم میاییم ها … ( آیکون تهدید )

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    پَ بگو چرا تو اینقدر سرخوشی و هیچ مشکلات مملکتو درک نمیکنی
    جات خوبه ،بدون مالیات در دل طبیعت داری حال میکنی :grin:
    این شوخیتم اصلا جالب نبود ، طی چند روز گذشته متاسفانه دو تا از مستندسازهای تلوزیون در سوریه کشته شدن .
    من واقعا یه لحظه ناراحت شدم ، به قول معروف قلبم ریخت ، سریع سرچ کردم ببینم این دو نفر اسمشون چی بوده!

    بِ هر حال مرگ همیشه کنار دست ما نشسته و لبخند میزنه :|

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۸ ب.ظ:

    من در یه روستای خوش آب و هوا هستم . اسمش تالارپشت هست . سرچ کنید تو گوگل هست . یه رودخانه ای داره بنام تالار که به دریای خزر میریزه و پشت رود جنگل هست و زمینهای زراعی . و انارهای ترش وحشی و ازگل و آوچه و پرتقال و تمشک و ……
    قارچهای خوردنی زیادی هست که بعد بارون رشد میکنه .خلاصه خیلی جای خوبیه .
    دل دوستان آب
    اگه شد سعی میکنم عکس بگیرم خودتون ببینید ..

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۲ ب.ظ:

    @شجاع:
    بنده الان میزنم زیر گریه. بنده در یک آپارتمان هستم که سرو صوای آپارتمان سازی اطراف امان آدم را میبرد. همسایه ها هم که چه بگویم! هوا که تهران اصلا ندارد!

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۷ ق.ظ:

    نمیشه برادر.جاهای دیگه رو نمیدونم اما هر وقت که شمال بارونیه اینجا خنک میشه. امسال اولین سالیه که تابستون همینجا موندیم بزرگترین دغدغه ام گرما بود که شکر خدا خیلی گرم نبود.

    [پاسخ]

  16. یلدا
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۱:۵۶ | #16

    گروهبان فلفلی
    خیلی کار بدی کردید لینکهایی که گذاشتید وحشتناکه . یه هشدار میدادی .

    بعدشم خدا نکنه / دور از جون آقای حسینی /

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۱ ب.ظ:

    الهی من قربونت بشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    چشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۵ ب.ظ:

    وا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بی جنبه نباشید لطفا .
    حرف خوبی نبود اصلا .

    [پاسخ]

  17. صابر
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۰۶ | #17

    خداحافظ آهستان

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۹ ب.ظ:

    ای بابا؛ چرا؟

    [پاسخ]

  18. غلامعلی یوسفی
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۰۸ | #18

    دوستان گرامی تیرگر، مهران، ع ،…
    تستی مطرح می کنم، به آن فکر کنید.
    در ده یا بیست سال گذشته موردی وجود داشته که تغییر عقیده داده باشید!!؟
    اگر در هیچ مورد تا حالا تغییر عقیده نداده اید، این نشان میدهد که شما در اشتباه هستید.
    . . .
    دو تا دوست دارم که همیشه شاهد بحث آنها هستم.
    به این نتیجه رسیدم که برخی عقاید و باورها جزو وجود انسان است.
    همانطور که فرد نمی تواند قد خود را تغییر دهد عقیده اش نسبت به آزادی، دمکراسی، روحانیت، استبداد، حکومت اسلامی، … را هم نمی تواند تغییر دهد.
    . . .
    نمی دانم چه عرض کنم!!
    سعی می کنم مطلب کاملی در خصوص کل موارد مطرح شده تهیه کنم .( احتمالأ جمعه آینده )
    ظاهرأ باید تمام حرفهایی که در سه سال گذشته گفته ام را تکرار کنم .

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۸ ب.ظ:

    من به نوبه خود واقعا مواردی بوده که تغییر عقیده داده ام. البته در برخی موارد تنها به صورت عقلانی؛ اما احساسم هنوز آن عقیده قبلی را قبول دارد.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۹ ب.ظ:

    تغییر عقیده لازمه و جزئی از زندگی بوده و من هم از آن بی‌نصیب نبوده‌ام.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    اینکه شما چیزی بنویسید و ما استفاده کنیم باعث خوشحالی است .
    البته بازم عرض میکنم با نظرات شما مخالفتی ندارم و حتا استفاده میکنم . سر راست گویا و روان می نویسید.
    اتفاقا یکی از کامنت هایی که سال گذشته خوندم و حتی سیو کردمو بهتون نشون میدم

    http://www.ahestan.ir/?p=11381#comment-108530

    دوست دارم حتما بقیه هم بخونن. (عنوان نوشته ی اصلی: از خواب گران خواب گران خواب گران خیز و کامنت شماره ی ۵ برای آقای یوسفی) ۱۷ آذر ماه ۹۱

    فکر میکنم اگر کسی بخواد متوجه دیدگاه شما بشود باید حداقل یک ماه مستمر نظرات شما را بخواند . و بعد با کنار هم قرار دادن آن ها قضاوت بکند.
    بنده در این زمینه انصافا عجولانه جلو نیومدم . اون سوالی که گفتم واقعا در تمام نوشته های شما جای خالیشو احساس میکردم.
    اتفاقا فکر می کنم شما خیلی خیلی نوع دوست هستی . نسبت به شرایط معیشتی هموطنانتون حساسیت دارید .. . اما رنگ و جنسش پدر سالارانه هست :)

    به بقیه دوستان هم به عنوان یک کوچکتر توصیه میکنم زود قضاوت نکنید .
    به قول حاج آقا “اوصیکم به تقوا الله” خودم و شما را به تقوای الهی توصیه میکنم :)

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۰ ق.ظ:

    به نظر من شاید یک مشکلی که کم و بیش کامنت های جناب آقای یوسفی شاید داشته باشند (و بنده هم یک بار خدمت اشان عرض کردم) این است که به نظر میرسد که بر اساس فیدبک تغییر نمیکنند. (البته فکر کنم بقیه هم؛ از جمله خود بنده؛ نیز کم و بیش این مشکل را داشته باشند). به هر حال.
    ببینید مثلا آقای یوسفی مدام میگفتند که آقای روحانی مرد بزرگی است؛ خوب مردم هم به ایشان رای دادند. لذا باید بر اساس این فیدبک مدل مورد بحث آقای یوسفی در مورد جامعه شناسی مردم ایران کمی به نفع مردم تغییر کند. اما چنین چیزی به نظر مشاهده نمیشود.
    یا مثلا الان مشخص شد که بنده و مهران مثلا مواردی بوده است که تغییر عقیده هم داده ایم. خوب من انتظارم این است که فیدبک این جواب را بعدا در کامنتهای آقای یوسفی مشاهده کنم.

    [پاسخ]

    هیشکی پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    شما منو، جناب یوسفی! یاد انگلیس میندازید!:)

    [پاسخ]

  19. ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۲ | #19

    توهین بی سابقه صدا و سیما به محسن چاوشی
    بروزیم :)

    [پاسخ]

  20. reza
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۷ | #20

    شجاع سلام راستی امید حسینی میگویند اومده شمال مهمان تونیست ؟اگر هم نیست پیداش کن بالاخره یا رفته گزو یا الیمستان
    شجاع صالح را دیدم اره روحانی زاده رو وهرچی با من صحبت کرد من حواسم به تو بود اخر فهمید گفت چرا میخندی قضیه تبلیغ جاده قادیکلا و پسر عمش مجتبی و مرتضی عظیمی را گفتم (اینو نمیدونی جاشم اینجا نیست که بگم )اول رفت تو هم و بعدش یک خنده ای کرد و گفت کی گفته ؟گفتم پسر شجاع ؟گفت پسر شجاع کیه دیگه؟گفتم والله اسمش همینه یکم شاکی شد و فکر کرد سرکاریه

    [پاسخ]

  21. reza
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۹ | #21

    با سلام با این شوخی پسر شجاع معلوم شد هیچ اصولگرایی مانند امید حسینی محبوبیت ندارد ؟میدانید چرا ؟خواهشا غیر از مسایل انسانی دلیلش را هر کس دوست دارد بگوید

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۲ ق.ظ:

    وقتی هاشمی که من دوست دارم به ش بگم رفسنجانی دورره ریاست جمهوریش تموم شد مردم از سازندگی متنفر بودن چون تمام بارش روی دوش مردم بود وقتی هشت سال خاتمی تموم شد مردم حالشون از اصلاحات و گفت و گوی تمدن ها و ازادی وعده داده شده خاتمی به هم میخورد لابد دلیلشو میدونید و وقتی احمدی نژاد کنار رفت مردم از ساده زیستی و مردمی بودن و خادم ملت بودن و اصولگرایی و گفتمان مقاومت متنفرشده بودن. خیلی تقصیر بی انصافی مردم نیست مشکل از همون جمله تکراری سیاسی کاری شدن ارزشهاست.من از الان نگران چهار سال دیگه ام ولی اصلا دوست ندارم به یه اینده بد فکر کنم.خدا کنه روحانی و وزراش یه صدم نگرانی ما از اینده رو داشته باشن.
    البته این نظر منه

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۷ ب.ظ:

    نارضایتی از رژیم گذشته را هم به این لیست اضافه کنید.
    بدیهی است از دولت اعتدال هم ناراضی خواهند بود.
    علت این نارضایتی ها چیست؟
    علت این است که مردم نمی دانند بهترین دولت چگونه است، نمی دانند حداکثر موفقیت یک دولت یا حکومت چقدر است.
    نمیدانند چه مشکلاتی ناشی از عملکرد دولت است و چه مشکلاتی از طبیعت جهان و انسان ناشی شده است.
    آنها منتظرند تا یکی بهشت روی زمین برایشان ایجاد کند.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۷ ب.ظ:

    این که توقع مردم از دولتها زیاده قبول اما کوتاهی و کم کاری دولتها و پشت شعارای قشنگ قایم شدنشون هیچ جوره قابل اغماض نیست.در ضمن فکر نمیکنم همه ی نارضایتی مردم از رژیم گذشته مسائل معیشتی شون بوده باشه مردم با این که به شعورشون و به وجودشون احترام گذاشته نمیشد ناراضی بودن چیزی که اگه الانم اتفاق بیفته باید منتظر یه انقلاب دیگه باشیم.در حالی که دلیل اصلی نارضایتی از دولتهای گذشته همین مسائل معیشتیه.البته یه عده همیشه خدا هم طلبکارن هم ناراضی و فرق بین حالت بازنده و برنده شون معلوم نیست.

  22. ایرانشهر
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۸ | #22

    کودتای مصر،اتحاد عقلانیت(محور کویت عربستان اسراییل)بر علیه ارتجاع(دولت قانونی و برخاسته از اراده مردم) !!!
    مقاله کاملی درباره کودتای مصر
    http://news.gooya.com/politics/archives/2013/08/165674.php

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۰ ب.ظ:

    وضوح دست های خونی اسراییل و عربستان پشت دولت کودتایی ارتش فاسد مصر به قدری هست که هر چشم غیر مسلحی هم قادر به دیدن هست،فقط دوستان ارزشی با چه تحلیلی از کودتای اسراییلی دفاع می کنن؟!! همونجوری که همیشه چراغ خاموش در جهت منافع اسراییل حرکت می کنن !

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    کلا دوستان ارزشی در تحلیل حوادث دنیای عرب یه مقدار نبشی دادن
    اولش فکر میکردن هرکی هرجای جهان عرب ریش داشته باشه دوست و رفیق فابریک اینا هست .
    اما الان عمیق که نگاه میکنی بین ما و اسرائیل منافع مشترک زیادی وجود داره .
    دقت بفرمائید:
    ۱- اکثریت برادران عرب به خون ما تشنه هستند
    {ربطی هم به دژمن و امریکا یا انگلیس ندارد،برادران سنی هیچگاه شیعه را مسلمان نمیدانسته اند}
    ۲- اسرائیل هم به خون اعراب تشنه هست .

    اما از اونطرف در سالهای گذشته رهبرانشون {آیت الله خمینی و خامنه ای}یه شعارهایی دادن که با شرایط امروز نمیخونه.دوباره بازم از اونطرف دیگه حرف رهبرانشون در حکم ایات الهی مقدس بوده .
    نه میتونن اون آیات را کنار بگذارن ، و نه ریش دارهای انقلاب های عربی به چیزی کمتر از مرگ این ها {همین ارزشی های داخلی}رضایت میدهند.

    خلاصه اینکه نگاه ایدئولوژی زده هم خودشان را به دردوسر انداخته و هم اینکه ما در اتش نگاه ایدئولوژیک این ها باید بسوزیم.

    شعارشو اینا میدن تاوانشو ما مردم پس میدیم :(

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    اوه اوه
    آقا این مقاله را نخونید اکبر گنجی که یکی از عناصر معلوم الحال فراری و عامل استکبار و بی بی سی هست نوشته .
    نامبرده در دوران طاغوت از سران لژ فراماسونری بوده و در حال حاضر از اعضای بیت العدل تل آویو است . عضو بنیاد سوروس هم هست ، اطلاعات موثق نشان میدهد جاسوس هم بوده . خلاصه اینکه نخونید که منحرف میشیدا . . . اگر قبول ندارید از صابر بپرسید :wink:

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    راستش اگه یه کم از بالا به قضیه نگاه کنیم،جمهوری اسلامی بعد از بازنگری قانون اساسی و حاکم شدن تز ولایت مطلقه،علیرغم شعارهای پر طمطراق مثل ولی امر مسلمین جهان و ام القرای جهان اسلام و …. در بطن خودش سکولاریزم رو مقدم بر حاکمیت ارزش ها برشمرده !
    حاکم کشور میتونه بنابر مصلحت،نماز و احکام دین رو هم تعطیل کنه ! دیگه از این سکولار تر ؟!
    معیار تشخیص مصلحت نظام کی هست؟ مراجع؟ مجلس خبرگان؟ مردم؟ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ؟
    خیر،شخص حاکم.یعنی حاکم قدر قدرت حتی واسه بسط قدرت خودش میتونه احکام و ضروریات دین رو هم ملغی کنه،با عده ای کمونیست مراسم فالوده خوری راه بندازه تا کشورهای اهل کتاب مسیحی “عصبانی بشن و از عصبانیت بمیرن!” :)

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    نه نه .. سکولاریسم را مقدم نکرد.
    آیت الله خمینی خیلی واضح در سلسلسله مباحث ولایت فقیه در نجف گفت ، حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است و برای حفظ آن میتوان واجبات را هم تعطیل کرد.
    العمال با نیه :) برای حفظ اسلام نه سکولاریسم. {و طبیعتا اون اسلامی که خودشون تفسیر میکردن ، اصولا ما چیزی به اسم یک اسلام که نداریم . این بنده خدا مشایی در این زمینه حرفش حق بود.}
    حالا بگذریم
    خوب الانم موقع اون رسیده ،
    معظم له فتیله رو بده بالا و بگه با اسرائیل فالوده بزنیم :)
    بلکه بتونیم از این مسیر به خاندان سعودی و شیوخ منطقه پوزه بند بزنیم .بدجور رفتن رو اعصاب ایران و دنیای شیعه.

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۴ ق.ظ:

    یه بدبختی دیگه هم اینه که ایده ال های شیعه با ایده آل های چپ قاطی شده شده این خراب شده.
    خدا شریعتی رو ذلیلش کنه که همچین معجونی رو به خورد این ملت داد.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۱ ق.ظ:

    @بابک:
    نکند از ستیزه جویی شکایت دارید؟

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    ع
    منظورتو نمی فهمم.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۲ ب.ظ:

    حاکم کشور میتونه بنابر مصلحت،نماز و احکام دین رو هم تعطیل کنه …
    یعنی حاکم قدر قدرت حتی واسه بسط قدرت خودش میتونه احکام و ضروریات دین رو هم ملغی کنه…
    ــــــــــــــــــ
    خانم ایرانشهر! منبع؟؟ … از شما بعید بود!

  23. تشنه
    ۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۰ | #23

    آقا رضا سلام
    اگه این نوشته من به چشم شما خورد و حس و حوصله داشتی جواب ما رو بده!
    تا حالا اینجا نشده بحث کوی دانشگاه ۷۸ بشه!!
    دوست دارم نظر شما رو بدونم!!
    البته اگه محدودیتی برای گفتن نداری!!

    [پاسخ]

  24. با بک
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۰:۵۳ | #24

    اینو چند وقت پیش گذاشتم کسی محل نداد. از اونجا که حد اقل ده نفر دیقه کار صرفش شده دوباره میزارم شاید دیده بشه.
    جاهای خالی رو با گزینه مناسب پر کنید:

    The day when ————– started working, officials, who had received him at the —-, guided him to an office arranged for his exclusive use.
    The office was a simple room furnished with two desks, a conference table, some chairs and cupboards.

    After looking the room, he said that it was not necessary to prepare an office for his own exclusive use, and that he would work in an office with others.
    When the officials asked him again to use the room prepared for him, he said in a resolute tone:
    “You give me special treatment, but I am not a particular being. I am the same as you, a faithful soldier of —————–. I will work together with you in the same office.”

    He then started his work at an ordinary desk in the same office with other officials.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۴ ب.ظ:

    اینا سولات زبان کنکور ۹۲ نیست ؟
    جای خالی باید پر بشه ؟
    چند نمره داره ؟

    [پاسخ]

    سيدحسين پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۲ ق.ظ:

    خب که چی؟
    چیو میخوای با این ثابت کنی؟ با ۳ تا جای خالی برای اسم ، مکان و ملیت چه کسی رو میخوای نفی و طرد کنی یا بالا ببری ؟!!

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۴ ب.ظ:

    خوب شد یه نفر بالاخره اینو خوند.
    قصدم این بود که بگم اینجور خزعبلات تنها از مغز متفکر برادران مکتبی در نیومده. ملتهای زیادی تو طول تاریخ این جور خزعبلات رو تجربه کردن. این متن هم از سایت رسمی کشور دوست و برادر کره شمالی برداشته شده. در واقع تنها سایت این کشور. دوستان برن بخونن. فارغ از اسمها آدم فک میکنه سایت مقام عظماست.
    http://www.korea-dpr.com/

    [پاسخ]

  25. تشنه
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۱:۳۷ | #25

    جان من هرکی اینو نخونه!
    http://9day.ir/issue/1/99/3/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%87%D9%85/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA#10087/%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%20%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%C2%AB%D8%B9%D9%82%D8%A8%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%AF%C2%BB%20%D8%A8%D9%87%20%DA%86%D9%87%20%DA%A9%D8%B3%DB%8C%20%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AF%D8%9F
    “چه فرد یا افرادی به نمایندگی از جریان ارتجاع، گفتمان‌ سازش و بازگشت را در درون هشت نفر تایید صلاحیت شده راهبری خواهد نمود”
    این ها رو مقایسه کنید با مواضع امروز این جماعت!!!

    [پاسخ]

  26. غلامعلی یوسفی
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۵:۲۵ | #26

    بگذارید هزار نکته را در یک جمله بیان کنم:
    ” ” در جامعه ما جای علت و معلول با هم عوض شده ” ”
    شاید این تنها اشتباه یا بزرگترین اشتباه ما باشد.
    . . .
    شما تمام کشورهای استبدادی را با هم مقایسه می کنید می بینید شرایط و سرانجام یکسانی دارند سپس نتیجه می گیرید که این شرایط و سرانجام زاییده استبداد یا دیکتاتوریست.
    تمام کشورهای دمکراتیک را با هم مقایسه می کنید می بینید در تمام آنها شرایط مشابه و خوبی وجود دارد سپس چنین نتیجه می گیرید که این از آثار دمکراسی است.
    استبداد یا دمکراسی علت نیستند.
    رشدیافتگی و رشدنیافتگی علت همه مسائل هستند.
    این یک نواختی و مشابهتی که در تمام کشورهای استبدادی می بینید ناشی از رشدنیافتگی آنهاست نه استبداد.
    این خوبی هایی که در تمام کشورهای دمکراتیک می بینید بخاطر رشدیافتگی آنهاست نه فضای بازی که دارند.
    . . .
    این موضوع هم در به اشتباه انداختن شما سهم دارد:
    می گویید هند، مالزی، ترکیه، برزیل، …. که رشدیافته نیستند.
    نژاد زرد خاوردور و نژاد سفید اروپایی رشدیافته اند،
    خاورمیانه و افریقا جزو رشدنیافته ترین مناطق جهان هستند.
    مالــــــــــزی چهل درصد جمعیت اش چینی هستند و تمام مسئولیت ها مهم در دست آنهاست.
    برزیل و افریقای جنوبی مهاجر اروپایی زیاد دارند و علاوه بر آن استعمار هم در انتقال فرهنگ نقش داشته است.
    ترکیه چسبیده به اروپا ست.
    هر چه از اروپا دور می شوید رشدیافتگی کمتر می شود
    خوب دقت کنید
    ترکیه از ما بهتر است و ما از افغانستان
    . . .
    تازه اگر هم چند موردی پیدا کنید که استثنا باشند این در کلیت موضوع تاثیری ندارد.

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۵ ق.ظ:

    چی مانع رشد یه جامعه رشد نیافته شده؟ عامل ژنتیک دخیل بوده یا چیزی مانع شده؟ اگه چیزی مانع شده اون چیز چیه؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۲ ب.ظ:

    ما ممکن است علت یک واقعیت را ندانیم اما این باعث انکار آن واقعیت نمی شود.
    ما میدانیم که چهار ساعت دیگر هوا تاریک می شود، این واقعیتی است که ما به چشم خودمان دیده ایم حال اگر نتوانیم علت آنرا توضیح دهیم، چیزی عوض نمی شود.
    ملل مختلف از نظر رشدیافتگی و فرهنگ با یکدیگر تفاوت دارند، فاکتورهای پیشرفت مانند سخت کوشی، وظیفه شناسی و درستکاری در آنها متفاوت است، حتی اگر علت آنرا ندانیم چیزی از این واقعیت کم نمی شود.
    . . .
    اتحاد جماهیر شوروی کشوری بود واقع در دو قاره.
    جمهوری های آن چند قرن تحت حکومت واحدی قرار داشتند.
    اما در پایان جمهوری های اروپایی شبیه همسایگان اروپایی خود شدند و جمهوری های آسیایی آن شبیه همسایگان آسیایی شان.
    گویی ملت ها هر منطقه دارای شخصیت ثابتی هستند که حکومتها نمی توانند آنرا تغییر دهند.
    اگر بگوییم علت تفاوت بی توجه ای به جمهوری های آسیایی بوده این فقط توجیهی در جهت تایید باورهای خودمان است.
    اینکه فکر می کنیم تحت حکومتهای دمکراتیک شخصیت مردم رشد می یابد و در حکومت های استبدادی تضعیف می شود، درست نیست.
    ” ” اگر درست بود می بایست جمهوری های شوروی( خوب یا بد ) شبیه به یکدیگر می شدند. ” ”
    اینکه فکر می کنیم حکومت می تواند شخصیت مردم را ارتقاء بخشد درست نیست.
    * * *
    شنیده ام مردم ژاپن در پانصد سال قبل در معابر و جوی های روان آشغال نمی ریخته اند، درحالیکه تحصیلکرده ما هنوز در خیابانها آشغال می ریزد!! می بینید تفاوت چقدر زیاد است.
    سالهاست که بدنبال پاسخ این سوال بوده ام، اما هنوز نیافته ام.
    آیا روزی اروپائیان مانند ما بوده اند؟
    بعبارت دیگر
    اگر هزار سال قبل آنها از امروز ما وظیفه شناس تر، صادق تر، سخت کوش تر و درستکارتر بوده اند، آنگاه دیگر امیدی به ارتقاء فرهنگی ما وجود ندارد.
    * * *
    البته این بحث ها ضرورت زیادی ندارد. بی استعداد بودن به تنهایی مشکل زیادی بوجود نمی آورد.
    ” ” اصلأ مهم نیست که ما چقدر استعداد داریم ” ”
    ** خوب توجه کنیم
    استعداد تحصیلی نداشتن مشکلی را بوجود نمی آورد بشرط آنکه بموقع تشخیص بدهیم و بدنبال کار آزاد برویم.
    حتی جوشکار و راننده داریم که الان میلیاردند!!
    راز موفقیت آن است که
    ” ” نقاط ضعف و قوت مان را بشناسیم، آنگاه از نقاط قوت حداکثر استفاده را بکنیم و مراقب نقاط ضعف باشیم. ” ”
    وقتی فضای باز سیاسی به رفتارهای ناهنجار منتهی می شود چه اصراری هست که بدنبال آن باشیم!!

    خــــــــــــــلاصه اینکه
    حتی یک ملت بی استعداد و بی فرهنگ هم می تواند به موفقیتهای بسیار بزرگی دست یابد بشرط آنکه …
    بشرط آنکه ضعف های خود را بپذیرد و براساس آنها برنامه ریزی کند.
    مگر همه ثروتمندان شاگرد اول کنکور بوده اند!!
    مگر همه ثروتمندان نخبه تجارت یا کاسبی بوده اند!!!
    . . .
    ما در سال ۳۲ پس از آنکه دوازده سال فضای باز را تجربه کردیم، بجای آنکه گناه خودمان را به گردن این و آن بی اندازیم باید قبول می کردیم که ما استعداد یا فرهنگ لازم برای آزادی و دمکراسی را نداریم.
    ” ” باید خوشبختی مان را در راهی دیگر و جایی دیگر جستجو کنیم ” ”
    امروز هم راز خوشبختی و موفقیت ما آن است که بدنبال آزادی و دمکراسی نباشیم.
    استعداد ما در جای دیگریست، چرا می خواهید بیست سال پشت کنکور بمانید چرا به راههای دیگر فکر نمی کنید.
    چرا به چیزی غیر از آزادی و دمکراسی فکر نمی کنید.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۸ ب.ظ:

    آقای یوسفی!

    اینها را ما کم و بیش قبول داریم. البته نه به این سیاهی که شما می‌بینید. شما کافیست رفتار مردم را در حال حاضر با ۵۷ مقایسه کنید. شما رفتار مردم را در انتخابات مشاهده کنید. هر جا روزنه‌ای بوده، استفاده کرده‌اند تا به آنی که در مقایسه بهتر بوده، رای دهند. الآن مشخص است که مردم به دنبال انقلاب نیستند. اینرا حتی حکومت هم می‌داند و به همین دلیل دائم می‌گوید اگر ما را نمی‌خواهید، انقلاب کنید!

    جیزی که در متن‌های شما به چشم نمی‌خورد، روزنه امیدی است که چه باید کرد. از کجا باید این راه طولانی رسیدن به زندگی نسبتا معمولی را شروع کنیم. همین متنتان را دوباره بخوانید. آدم به این نتیجه می‌رسد که هیچ فایده ای ندارد. ما به جایی نمی‌رسیم. خوب این خود باعث می‌شود که بییشتر تو این باتلاقی که هستیم فرو برویم.
    فرض کنید شما در مقابل خانه خراب شده‌ای ایستاده‌اید. ما می‌توانیم بگوئیم خوب دیگه کاریش نمی‌شه کرد نه من پولشو دارم و نه توانایی شو که این خانه تعمیر بشه. یا اینکه از یک گوشه کوچک شروع کنیم و ببینیم چی می‌شه. شاید هم به نتیجه‌ای نرسه. ولی وجدانمان راحت است که تلاشمان را کردیم.
    در نوشته ‌های شما بیشتر اینکه «ما نمی‌توانیم و استعدادش را نداریم»، بقیه چیزها را شدیدا تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۱ ب.ظ:

    این ترسناکترین متنی بود که در این مدت در این وبلاگ خواندم. چهار ستون بدن آدم را میلرزاند: اگر درست باشد چه؟

    وقتی این جمله را میخوانم
    “شنیده ام مردم ژاپن در پانصد سال قبل در معابر و جوی های روان آشغال نمی ریخته اند، درحالیکه تحصیلکرده ما هنوز در خیابانها آشغال می ریزد!! می بینید تفاوت چقدر زیاد است.”
    انگار حقیقت با تمام تلخی اش توی صورتم میخورد. تمام آن چیزی که سعی میکردم به روی خودم نیاورم. ژاپن را نمیدانم؛ اما همه میدانیم که در مورد ایران این جمله حقیقت محض است. همان تحصیل کرده هایی که یکدفعه وقتی پای منفعتشان بشود مثل بنگاهی ها؛ چاقوکش ها و… میشوند. تلخ است اما این فقط آقای یوسفی نیست که میگوید؛ کسی مثل هدایت هم میگوید: همه مردها پیرمرد خنزر پنزری یا رجاله میشوند و همه زنها…

    بعد از سال ٢٠٠٩ و در زمان خواندن این وبلاگ و متنهای آقای یوسفی سعی کردم پیدا کنم که علت عقب ماندگی این منطقه و یا حداقل خود ما چیست. علتهای زیادی شنیدم؛ از آیکیو گرفته تا مذهب و دانش و ترتیب ورود مدرنیته و انقلاب صنعتی و فرهنگ و ساختار سیاسی. اما جدیدا گاهی اوقات پشت ذهنم و در رفتار روزمره این حرف میاید که شاید اگر تنها علل جامعه شناسانه را در نظر بگیریم در این بعد یک جمله هست “مردم ما انصاف ندارند”. راستش انگار نوعی سست بنیادی اخلاقی در ما هست. خمیره سست اخلاق در ما. آنچه یکبار بابک خودش گفت انگار نتیجه زندگی “در این خراب شده” است. (که خودش هم همیشه خیلی اخلاقی نیست). راستش اگر نبود این سست بنیادی که آیینه تمام نمای صفات بد ما “برره” نمیشد: برره ای ها؛ مردمی خودخواه و خلاف گو که منفعت شخصی را به همه چیز ترجیح میدهند و تا جایی میروند که “وجدان شیر فرهاد” خودش گاهی ترجیح میدهد که بخوابد. (تازه در آنجا تنها شیر فرهاد است که این وجدان را هم دارد انگار!). صد سال تنهایی. بزرگ قلمداد کردن خود و تحقیر بقیه مردم دنیا. “زرنگ بودن”…و هزار بد اخلاقی دیگر…

    من با خود میگویم شاید یک سیستم بتواند مردم را درست کند؛ اما وقتی میگویند “جبر جغرافیا” تمام بدنم میلرزد. “اینکه فکر می کنیم حکومت می تواند شخصیت مردم را ارتقاء بخشد درست نیست.”. اگر درست باشد چه؟

    سخت است. مدام در پی علتی که نمیدانی چیست بگردی درحالی که همیشه این ترس با تو باشد که اصلا علتی نیست! همه چیز همین است که هست. این ترسناکترین جواب است.

    فکر کنم برای جواب به این سوال باید صادق باشیم با خودمان. باید “به خودمان” جواب بدهیم نه “به دیگری”: آیا ما همین هستیم که هست؟

    جواب من این است: من هنوز روزنه کوچکی از نور میبینم. وقتی هنوز نور هست؛ حتی همینقدر کوچک؛ بدنبال منشا آن نرفتن برای من جنایت خواهد بود.

    قصه پاندورا را که شنیده اید؛ جعبه ای را که خدایان باستان به او گفته بودند باز نکند را باز کرد و تمام درد ها از درون آن بیرون آمدند و زمین را گرفتند و در دنیا گسترده شدند. وقتی سریع خواست در جعبه را ببندد صدایی ضعیف از داخل آن آمد که … من را هم آزاد کن. من امیدم. شاید من بتوانم برای آن جبران آن دردها کاری کنم…

    امید میخواهد؛ اما بی رحمی در تحلیل علت هم میخواهد؛ صداقت هم میخواهد…

    …درست میشویم؟…کاش آقای حسینی که آمد در این باره پستی بزند. از همه چیز مهم تر است فکر کنم…

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۶ ب.ظ:

    پی نوشت:
    ١- من با خود میگویم شاید یک سیستم بتواند مردم را درست کند؛ اما وقتی میگویند “جبر جغرافیا” تمام بدنم میلرزد. “اینکه فکر می کنیم حکومت می تواند شخصیت مردم را ارتقاء بخشد درست نیست.”. اگر درست باشد چه؟=من با خود میگویم شاید یک سیستم بتواند مردم را درست کند؛ اما وقتی میگویند “جبر جغرافیا” تمام بدنم میلرزد. “اینکه فکر می کنیم حکومت می تواند شخصیت مردم را ارتقاء بخشد درست نیست.”. اگر این حرف درست باشد چه؟

    ٢- میدانید که حرفهایی که زدم قصدم توهین به کسی و یا اجتماعی نبود. تمها دردی بود که به نظرم درد مشترک است. به هر حال اگر کسی رنجیده شد و یا احساس توهین کرد از هر فرد و گروه معذرت میخواهم.

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۴ ب.ظ:

    جناب مهران گرامی
    اتفاقأ در بین دوستان به امیدواری و خوشبینی معروف هستم.
    خوشبختی بسیار به ما نزدیک است، راهی که باید پیموده شود بسیار روشن است.
    اما اثبات این راه در نفی سایر راهها نهفته است، ما باید همه راهها را نفی کنیم تا خواننده به تنها راه باقی مانده اعتقاد پیدا کند.
    . . .
    ” تنها راه ” اتفاقی ست که در امارات افتاده.
    یعنی شخصی یا اشخاصی، بغیر از آزادی و دمکراسی، همه امکانات و نعمتها را برای مردم فراهم کنند. هیچ نیازی هم به مشارکت توده ها و فعالان سیاسی هم نیست.
    اصلأ ما بیاییم از امارات کپی برداری کنیم، بدون هیچ استثنایی!!
    . . .
    به این نکته خوب توجه کنید:
    می گویند ” هرکه از پول گذشت خندان بود ”
    بنده هم عرض می کنم ” هر ملتی که از آزادی و دمکراسی گذشت خوشبخت بود ”
    . . .
    حال اگر قبول کنیم که آزادیخواهی و دمکراسی طلبی اشتباه بوده و باید هر چه زودتر برای همیشه آنرا کنار بگذاریم، بلکه حتی باید از آن تنفر داشته باشیم چون در صد سال گذشته باعث درد و رنج و عقب ماندگی ما شده است.
    تنها یک راه باقی می ماند که همان شخصیتگرایی ست.
    کافیست در کارهای اجرایی، مردم به هاشمی، خاتمی و روحانی وفادار بمانند و در انتخاباتها به توصیه های این سه نفر عمل کنند و بدنبال هیچ تغییر در حکومت هم نباشند.
    به همین سادگی تمام مشکلات برطرف و مردم خوشبخت می شوند.
    . . .
    ما مانند جوانی هستیم که فکر می کند خوشبختی فقط از طریق کنکور ممکن است و به راههای دیگر فکر نمی کند.
    **** اگر او را از کنکور ناامید کنیم خودبخود بفکر راههای دیگر خواهد افتاد.
    به همین سبب است که همیشه سعی می کنم افراد را از آزادیخواهی و دمکراسی طلبی ناامید کنم، همانطور که بواقع هم امیدی نیست.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۴ ب.ظ:

    “ما ممکن است علت یک واقعیت را ندانیم اما این باعث انکار آن واقعیت نمی شود….”

    نه دیگه نشد. شما یا علت یه موضوعی رو میدونی یا نمیدونی. اگر میدونی که وقتی در موردش سوال میشه، جوابشو خیلی روشن بیان میکنی. اگرم نمیدونی ، این با هیچ کدوم از معیارای عقل و منطق نمیخونه که خیلی راحت خط بطلان بکشی رو منطقی ترین، آشکارترین، قوی ترین و آزموده شده ترین علتی که دیگران بهش پی بردن و بدون جایگزین کردن فرضیه جدید، اون رو رد و انکار کنی!
    ما میگیم هم طبق آمارهای جهانی و واقعیت موجود و هم طبق موازین و اصول عقلی، ایجاد فضای باز و آزاد با رشد و پیشرفت یک جامعه بخصوص در بعد فرهنگی و اجتماعی نسبت مستقیمی داره و شما در حالیکه این موضوع رو آشکارا انکار میکنی، هیچ عامل دیگه ای رو جایگزین نمیدونی و راه حلی ارائه نمیدی. حتی اگه فرض رو هم براین بذاریم که شما صرفا جنبه پراگماتیستی قضیه رو در نظر داری و دنبال نتیجه هستی، باز هم راه حلی تو نوشته هات به چشم نمیخوره که قابل اجرا باشه! (شخصیتگرایی همیشه جواب نمیده تا زمانی که سیستم این اجازه رو به خودش میده هر زمان که احساس خطر کرد، هر شخصیتی رو که دلش خواست از دایره قدرت حذف کنه).
    پیدا کردن و روی کار آوردن یه “مستبد صالح”! ، اگه بیشتر از برچیدن بساط دیکتاتوری و روی کار آوردن فوری یه حکومت دموکراتیک ، سخت و بعید بنظر نرسه، والا کمتر از اون دور از ذهن نیست.

    باز هم تاکید میکنم این واقعیت غیر قابل انکاره که استبداد بخصوص از نوع مذهبی که عامل گسترش خرافات و اسارت در سنت و تعصبات فرهنگی هست، مانع اصلی رشد و ترقی یه جامعه محسوب میشه. هرچند به واسطه ی توسعه ارتباطات و تکنولوژی و افزایش گریزناپذیر آگاهی، حکومت هایی از این دست دیر یا زود محکوم به نابودی هستن. حالا چه شما وجودشون رو (حتی از نوع صالح!) به مصلحت بدونی و چه نه !

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۰ ب.ظ:

    “کافیست در کارهای اجرایی، مردم به هاشمی، خاتمی و روحانی وفادار بمانند و در انتخاباتها به توصیه های این سه نفر عمل کنند و بدنبال هیچ تغییر در حکومت هم نباشند.
    به همین سادگی تمام مشکلات برطرف و مردم خوشبخت می شوند.”

    من جمله بالا را برای زمان حال دربست قبول دارم. ولی مگر نمی‌بینید که شرط رای آوردن وزرا تبری از خاتمی و مسیر خاتمی می‌باشد؟ منظور من هم این است که ما باید چه راه‌کارهایی را داشته باشیم که بتوانیم با هاشمی‌ها و خاتمی ها سرو کار داشته باشیم و نه با احمدی‌نژادها؟

    شاید لازم باشد به دیدگاهم اشاره‌ای داشته باشم. من برانداز نیستم! دنبال انقلاب هم نیستم. زمانی معتقد بودم تا سیستم عوض نشود، ما به جایی نمی‌رسیم. چون هیچ کانالی را نمی‌دیدم که بتواند مسیر را تغییر دهد. راستش را بخواهید، الآن اصلا فکر نمی‌کنم که ما فاصله زیادی با «افتادن در راه درست» داشته باشیم!!! حالا تصادفی یا عمدی این مقوله انتخابات وارد قانون اساسی شده و فعلا اجرا می‌شود. رهبری هم علاقه داشتند که اصلا سیستم پارلمانی شده و این مشکل هم حل شود. من معتقدم اگر ما بتوانیم به جایی برسیم که همه (حکومت و مردم) این انتخابات را «جدی» بگیرند، می‌توانیم به آینده امیدوار باشیم. من اصلا دنبال چیز خاصی نیستم فقط معتقدم که هر حکومتی یا سیستمی که سر کار است به خواسته مردم باشد. نه اینکه مشروعیت داشته باشد، بلکه به این خاطر که ثبات داشته باشد تا فرصت برای بازسازی باشد. فعلا که تمام انرژی ما صرف بحث و دعوا می‌شود. اتفاقا اگر به خواسته مردم باشد، اولین اولویت همان اقتصاد خواهد بود. کسی الآن تو این آشفته بازار به قکر لوس‌بازیهای آزادی و دموکراسی نیست. حکومت باید سعی کند اعتماد از دست رفته را باز گرداند و انتخابات در این میان مهم‌ترین نقش را بازی می‌کند، چون حالت سمبلی دارد. هنوز مدت زیادی از رد صلاحیت هاشمی نگذشته. خوب با این کارها اعتماد بازسازی نمی‌شود. حالا شاید بگید اینها چه ربطی به جمله شما داشت؟! من بواسطه کارم با دید «عملی» به جریان نگاه می‌کنم. وقتی هدف خوبی (جمله شما) را پیدا می‌کنم، ناخودآگاه به دنبال پیدا کردن راه‌هایی برای رسیدن به آن هستم، ولی این میدان بازی در قلمرو من نیست.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۳ ب.ظ:

    @مهران:
    “من معتقدم اگر ما بتوانیم به جایی برسیم که همه (حکومت و مردم) این انتخابات را «جدی» بگیرند، می‌توانیم به آینده امیدوار باشیم.”
    کاملا پراگماتیک؛ کاملا مطابق با قانون ؛کاملا مطابق با منطق و بدون جنجال و بدور از نامیدی.
    خوشم آمد.

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۵ ب.ظ:

    اینکه ایرانیا اینجورین ژاپونیا ۵۰۰ سال پیش فلان جور بودن حرف مفته. تو تاریخ حرفای ضد و نقیض زیادی زده میشه. ایرانیا فرق زیادی با اماراتیا عربا ترکا افغانا تاجیکا و حتی غربیا ندارن. کسایی که مدعی تفاوت فرهنگی فاحش هستن باید بیان بگن که آیا جامعه ایرانی خارج از کشور به بی فرهنگی و آشغال ریزی تو خیابون شهره هست یا نه؟ آیا جامعه ایرانی مقیم غرب رفتاراش شبیه غربیاست یا تهرانیا؟ لس انجلس نشینای ایرانی تو خیابون آشغال میریزن یا واسه جا پارک هر چی فحش هست به هم میدن یا نه؟
    کسایی که مدعی اینجور تحلیل هستن بیان بگن فرق تاریخی وفرهنگی کره شمالی و جنوبی با هم چیه؟ فرهنگ و تاریخ چینیا چقدر قبل و بعد مائو فرق کرده که زمان مائو داشتن از قحطی میمردن الان پیشرفت مستمر دارن؟

    یه بار دیگه هم گفتم. پشتوانه اینجور تحلیلا بزدلیه.
    و البته با ایشالله گربست هم کار درست نمیشه. ۷۶ ما خیلی جلوتر از الان بودیم. به نظرم اگه تحلیل آدمای اثر گذار هم همینجور راحت طلبانه باشه ۱۴۰۰ سالای قحطی ما خواهد بود.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۷ ب.ظ:

    @بابک:
    “آیا جامعه ایرانی مقیم غرب رفتاراش شبیه غربیاست یا تهرانیا”؛ والا از خیلی ها شنیدم که تهرانی ها! البته خودم ندیدم. مثلا میگویند در خارج چینی ها هوای همدیگر را خیلی دارند اما ایرانی ها پشت هم نیستند و زیراب میزنند. فکر کنم “بینام” بهتر بتواند بگوید.
    این شعر رو نشنیدی که دو تا انور آبی مشهور میخونن؟ “این فقط درد وطن نیست؛ ما تو غربت هم همینیم”.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    خب من اینجا یه سوء استفاده کنم از اشاره ای که “ع” به آهنگ مورد نظر کرد!
    میفرماین که: “تو همه خاطره هامون حق دشمن مرده باده….حتی راه دشمنی رو «هیشکی یادمون نداده»!! D :

    اما از شوخی گذشته، ایرانیای خارج از کشور که خیلی سال از اقامتشون میگذره تا جایی که من دیدم و اطلاع دارم، به لحاظ فرهنگی فرق چندانی با غربی ها ندارن. حتی از منظر رونشناسی هم کسی نمیتونه تاثیر و نقش امنیت، آرامش ، رفاه و تامین آزادی های فردی و اجتماعی رو تو خلق و خو و رفتارهای اجتماعی آدما انکار کنه.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۲ ق.ظ:

    @آزادی:
    بله من هم قبول دارم که ممکن است رفتار ها تحت تاثیر “سیستمی که آنها درست کرده اند” بهتر بشود. بحث این است که این امکان وجود دارد که به علت این رفتار های که برخی میگویند غلط است (یا باور های غلط؛ ارزش های غلط و…) در این منطقه ای که ما هستیم؛ سیستمهایی که بطور طبیعی اینجا شکل میگیرند خودبخود و بطور طبیعی تمایل به رفتن به سمت سیستم های آنها را ندارد. مسئله این است که:
    ۱- آیا این گذاره درست است؟
    ۲- اگر درست است نیاز به راه حل دارد؟
    ۳- اگر نیاز دارد؛ راه حل آن چیست؟

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۷ ب.ظ:

    @آزادی:
    یک چیزی را هم اعتراف کنم. هر وقت آن بیتی که شما گفتید را میشنوم اشک در چشمم جمع میشود. فکر میکنم که ما چه میتوانیم باشیم اما نیستیم. میدانیم “احساس فقدان آنچه باید باشیم و نیستیم در ما هست”. این به نظرم؛ فقط نظر من؛ ناشی از این است که حس “اخلاقی بودن” را در خود سرکوب کرده ایم چون به اهمیت آن پی نبرده ایم. البته نظر شخصی من است فقط.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۲ ب.ظ:

    آقای یوسفی! اینکه آدمای رشد یافته قدر آزادی رو می دونند،حرف درستیه اما متاسفانه نتایجی که شما از این حرف می گیری غلطه.من می گم چی آدما رو رشد میده؟ فضای نقد! اونم نقد صریح و شدید.(البته هیچ کس و در هیچ شرایطی،حق توهین نداره.)اروپایی ها خیلی رک هستند.اینو می دونید؟ در مقابل ما خیلی ۲ رو تشریف داریم.اینهاست که مشکل آفرینه.ما هنوز با فضای آزادی رسانه ها و یا دموکراسی خیلی فاصله داریم.چون معضلات فرهنگی،مانع رشد فکری ای میشه که لازمه ی ثبات آزادی و دموکراسیه.از موفقیت آدما صحبت کردید و متاسفانه موفقیت رو پولداری معنا کردید! در این مورد من چیزی نگم بهتره!!!درباره ی شخصیت گرایی هم قبلاً مهران از شما پرسید.الانم من تکرار می کنم:چه تضمینی هست اون آدمه “وجود” داشته باشه و بتونه خودش رو در معرض انتخاب قرار بده؟ اون آدمه بدون قانون و نظامات مبتنی بر اون،چه دستاوردی خواهد داشت؟(قانون همون چیزیه که نبودش ما رو به این روز انداخته).چه اصراریه که از راه بیفتیم به بیراهه؟کی گفته و کدوم منبع علمی ادعا کرده مدل های توسعه فرا ملیتی ست؟ چرا به دستاوردهای پر هزینه ی بشری بی اعتنایی می کنید؟ چرا مثال نقض بابک رو جدی نمی گیرید؟اینکه همون شهروند بنجل وطنی وقتی مقیم سیدنی میشه،یه آدم دیگه میشه؛عجیب نیست؟

    بینام 88-92 پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۰ ق.ظ:

    ع:
    من خسته شدمکاز بس اسم و ایمیل اجباری رو عوض کردم بعد از چند کامنت اسممون رفت جزو اینایی که کامنتاشون نمیاد. به هر حال چهار دیواری اختصاصی ولی فک کنم این فیلتر شدن آخری (بعد از ۴-۵ بار قبلی) به خاطر ارجاع به بعضی روایت های متواتر و غلط شیعه، اشاره به زیر پا گذاشته شدن حقوق اولیه انسانی اقلیت ها بخصوص بهایی خا، ه و بیان طنز احکام فقهی مقام عظما بود. این اکونت آخری مال موبایله که تایپ کردن باهاش سخته، همچنان نظریات صایب و سیاست گذاری های مقام عظما رو توسط افسر جنگ نرم جناب حسینی دنبال می کنم، ولی کامنت گذاشتن سخته، خسته شدم. ایام به کامشون.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۹ ق.ظ:

    @بینام:
    همانطور که از آریوشین خواستم نوشتن را ادامه بدهد از شما هم میخواهم. بدون تک تک نوشته های شما و دیگر افراد حقیقت مشخص نمیشود. لذا بیشتر به خاطر خودم است (و نه شما) که میخواهم بنویسید! میدانم کمی خودخواهی است اما چه میشود کرد؛ آدم مخالف نیاز دارد دیگر. لذا باز هم مانند آنچه در مورد آریوشین از خود ایشان درخواست کردم؛ اینجا هم از آقای حسینی درخواست میکنم اگر مشکلی هست بلاخره نگذارد حقیقت تکه ای از خود را از دست بدهد.
    البته من واقعا فکر میکنم بنیادی ترین انتقاد ها را هم میشود بدون تیزی لحن بیان کرد که شاید کمک کند. میدانید میخواهیم حقیقت مشخص بشود نه اینکه دعوا کنیم. البته انتخاب نهایی با شماست.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۲ ق.ظ:

    در مورد مدل توسعه صحبت شد. در مورد مدل توسعه مدرنیزاسیون (اگرچه همانطور که عرض کردم الان دیگر مد نیست به نوعی) که خیلی از ما احتمالا به آن فکر میکنیم این لینک ویکی را بخوانید:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Modernization
    که در آن به لینک تئوری مدرنیزاسیون هم ارجاع داده شده است. به صورت سطحی (در حد ویکی است دیگر) به خیلی از موارد این تئوری اینجا پرداخته شده است. مثلا کشور هایی که این سیستم را پیاده کردند؛ انتقاد ها بر آن؛ رابطه آن با مردم سالاری و… که برای ایده گرفتن اولیه خیلی خوب است.

    پی نوشت: آرزو میکردم کاش سیستم ما با گوگل یک قراردادی میبست تا یک مترجم درست و حسابی برای ترجمه انگلیسی به فارسی در گوگل ترنسلیت درست کند. چون آنقدر منابع خارجی خوب برای بحثهای منطقی است اما چون انگلیسی است در سطح اطلاعات عمومی تاثیر نمیگذارد و ما هی سر چیزهایی که خیلی روشمند نوشته شده اند و در دسترس همه هستند هی کل کل میکینم.

    @متولد ۹ دی:
    کامنت خیلی خوبی بود. من فکر کنم آقای یوسفی برای اینهمه سوال بلاخره باید به طور متدیک یک جوابی بدهند.

    omid پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۱ ب.ظ:

    ما فقط به خاطر پول نفت آنهم در نود سال گذشته از افغانستان جلو تریم .

    [پاسخ]

  27. reza
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۹:۴۷ | #27

    جالبه جناب نویسنده و عمار گرامی تاکنون چیزی در خصوص کابینه جدید ننگاشته اند . انشالله پستی چیزی پیشنهاد شده که سکوت فرمودید ؟

    [پاسخ]

  28. تیرگر
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۴ | #28

    حماس متهم اول انفجار در مقر حزب‌الله لبنان
    http://www.tabnak.ir/fa/news/340042

    آدم پول کشور را ببرد در بیابان های خشک کالاهاری سرمایه گذاری کند ، شاید تهش یک چیزی برای منافع ملی بیرون بیاد ، اما در فلسطین ………………………………..!!!!
    همان بهتر که کل بلاد آن منطقه را سند سه منگوله بزنند به اسم برادران اسرائیلی. حداقل این معرفت را داشتند که زمان جنگ دو تا راکت به ما تحویل دادند. پست فطرت های حماس تا حالا چه گلی به سر ما زده اند.
    نمیتوانم پنهان کنم که تا چه حد از دیدن چهره ی خالد مشعل و محمود عباس عصباتی میشوم.
    ****
    جنگ قومی مذهبی را نه شیعیان شروع کرده اند و نه بیگانگان نقش تعیین کننده در شروع آن داشته اند{البته نقش داشته اند ،اما فاکتور تعیین کننده نیستند}.
    سلفی ها به صورت خاصی و سنی ها به صورت عام با شیعیان عداوت و کینه دارند خیلی نیازی نیست که انگلیس یا فلانو بهمان هیزم به آتش بریزند.
    اینجا دیگر بحث مذهبی نیست که بگویم به شیعه انتقاد دارم یا ندارم ، صحبت از ملیتِ ماست که با شیعی گریِ ما یگانه شده .
    شیعه باید سر فرصت بدون عصبانیت یا مقابله به مثل های انتحاری تکلیفش را با جهان اعراب مذهبی و سلفی مشخص کند. برگ برنده ی ما فقه منعطفِ ما است .
    با من بمیرم تو بمیری و ما برادر هستیم مشکل حل نمیشود. هزارو چهار صد سال است که اختلاف تمام نشده . اختلاف برای زمانی است که استعمار وجود نداشت . صدوچهارده هزار سال دیگر هم که بگذرد آن ها باز هم به خون ما تشنه خواهند بود.
    ولله ولله که باید با مسیحی و یهودی برادر باشیم تا سلفی گری در دل تاریخ دفن بشود. البته اراده اش هم باشد باز زمان میبرد. اما گام اول اراده ی آن است.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۰ ب.ظ:

    تیرگر واقعا خودتی؟!

    این متنت خیلی رادیکال بود. یعنی تمام برداشت من از تو رو زیر و رو کرد! تا حالا نوشته هات پر از «گفتگو و استدلال» بود و حال یدفعه شد انتحاری!

    آقای یوسفی گفتند تغییر عقیده داده‌اید یا نه؟ ولی دیگه منظورش این نبود!

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۲ ب.ظ:

    ممنون از تذکر به موقع شما
    این فلسطینی ها ترمز آدمو میکنن میندازن دور :grin: اخه الان موقعی هست که این ها بر علیه حزب الله دست به اقدام تروریستی بزنن؟!

    البته بدون عصبانیت و رادیکالیسم هم که نگاه کنیم منافع شیعیان در دوستی با اسرائیل هست .
    سلفی ها شیعه ستیز هستند. اغراق نیست اگر بگویم برادران سنی هم شیعه ستیز هستند.

    [پاسخ]

  29. ع
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۹:۲۲ | #29

    به قول گفتنی “صاحابش مثل اینکه آمد!”. از روی لینکهای پلاس میگویم.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۳ ب.ظ:

    آقا من به سکوتِ صاحبش مشکوک هستم ،معنا دار هست :)

    [پاسخ]

  30. ایرانشهر
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۰:۰۸ | #30

    نظرسنجی به شرط چاقو
    عزت ضرغامی و رفقا تقدیم می کنند:
    شرکت در نظرسنجی از شما،اعلام نکردن و حق و ناحق کردن “حق الناس” از ما
    همین حالا تلفن خود را بردارید و به ما پیامک بدهید.با توجه به kick out شدن برادران قاچاقچی از پروژه ها،هم اکنون کسری بودجه دوستان را جبران کنید.
    رسانه میلی رسانه من !
    “چرا مرتضی حیدری دیروز نتیجه رای به مناظره کنندگان را اعلام نکرد؟ ”
    http://ayandeonline.com/?a=content.id&id=3668 :)

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۲ ب.ظ:

    من وقتی او آخر برنامه رو دیدم چه هفته گذشته و چه امروز خندم گرفته بود!
    هفته قبل جناب آقای حیدری اومده رو میکنه سمت اون چند نفری که اونور نشستن و عجیب هم قیافه هاشون یجور میزنه میکنه و میگه کدوم دو نفرو میپسندید؟ بعد خودش تازه اسم میبره میگه فلانی و فلانی خوبن؟ و تموم!
    خیلی مسخرست!!
    یعنی اگه ۵ دقیقه این ها عقلشون رو به کار میگرفتن و گلوکوز میسوزوندن قطعا نتیجه میگرفتن!!
    این جمعه هم که باز بر روال قبل بود!

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۰ ب.ظ:

    منم خودم به الیاس حضرتی رای دادم.
    ولی به نظرم اصلا این شیوه درست مسابقه پیامکی نبود.
    چون اگر ۲ نفر از یک طیف رای بیارن بعد در پایان زمان برنامه سر چی با هم مناظره کنن؟
    به نظرم باید میگفتن بیشترین رای به کیا رسیده.
    ولی باید یکی از موافقین و یکی از مخالفین بحث کنن.
    نه این که ۲ تا موافق و یا ۲ تا مخالف که اخرش
    مناظره شون بشه یه چیزی در حد مناظره
    میر حسین موسوی و مهدی کروبی در تلوزیون قبل از ۲۲ خرداد سال ۸۸!!!!

    کلا صدا سیما علاقه زیاد به خودزنی و خودازاری داره!
    یکی نیست بگه تو که دوست نداری رای مردم رو درست اعلام کنی
    چرا اصلا از مردم نظر خواهی میکنی اخه!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  31. reza
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۲ | #31

    با سلام
    تشنه عزیز از من خواسته بودیم یک مقدار در مورد کوی دانشگاه ۷۸ برای شما بگویم .من هم به اندازه توانم برای شما دوست اهستانیم میگویم
    بعد از قضیه قتلهای زنجیره ای و بر ملا شدن تیم سعید امامی و در اواخر عمر مجلس پنجم مجلس با فشار جامعه مدرسین و روحانیت مبارز تصمیم به اصلاح قانون مطبوعات گرفت که بسیار مطبوعات را تحدید میکرد واز طرفی طیف چپ و مستقل مجلس هم به اشتباه و خیال انکه هر قانونی تصویب شود درمجلس بعدی ان را تصحیح خواهد کرد هیچگونه رایزنی برای رد این طرح نکرد و حتی به مسخره در موقع تصویب قانون در مواردی با قیام به ان رای مثبت دادند(شاهد مثال ان خانم دکتر شهربانو امانی انگنه از ارومیه بود) .دراین بلوا ناگهان روزنامه سلام دوباره مدرکی را منتشر کرد که نشان میداد طراح اصلاح قانون مطبوعات روزنامه سلام بوده(مورد قبل و عجیب ان لو رفتن نقش وزارت در کشتن و قتلهای زنجیره ای بود که روزنامه سلام در یک ستون خبری به عنوان اینکه شنیده میشود که کسانی که مسول امنیت کشور باید باشند خود با قتل و جنایت موجب نا امنی کشور شده اند موجب خواندن بیانه وزارت اطلاعات در پذیرش این امر و خواندن ان در بخش خبری شبکه دو شد که ظاهرا شبکه یک به دلایلی از خواندن بیانه خوداری کرده بود . فردای ان روز ضمن اینکه در مجلس در مورد روزنامه سلام خیلی ها کفتند دود از کنده بلند میبشه یا اگر هزارتا روزنامه بیاد سلام یک چیز دیگر است و در عین حال کینه سلام به دل خیلی از تنروها ما ند )
    بعد از انتشار متن سعید امامی وزارت اطلاعات از روزنامه سلام و خویینی ها شکایت کرد و که با حمایت خاتمی وزارت شکایتش را پس گرفت .ولی دادگاه ویژه روحانیت ظاهرا کاری به وزارت نداشت و راسا وارد کارزار شد.تا اینجا داشته باش؟
    در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۷۸ با یکی از دوستانم از چهار راه ولیعصر رد میشدم که دیدم دانشجویان دانشگاه هنر دانشگاه ازاد به علت بدی قضا در خیابان جمع شده اند که نیروی انتظامی دایم به انها میگفت از خیابان دور شوند و چون دانشگاه حیات نداشت انها در حال بحث بودند که ناگهان با چشم خود دیدم که یک جوان مشت محکمی را نثار صورت یک مامور کرد ه ان مامور زمین افتاد و نظامیان فریاد زدند که سردار را زدند و بعدا فهمیدم که ایشان سردار میر احمدی فرمانده انتظامی استان تهران است .
    اما دردادگاه روزنامه سلام روزنامه به محرومیت از انتشار و زندانی شدن مدیر مسولش محکوم شد و در ۱۷ تیر ماه شخصی به نام فرخی یک کاغذ لوله کرده در داخل برد خوبگاه انداخت که تجمع دانشجویان امشب راس ساعت ۱۰ در اعتراض به حکم روزنامه سلام .جمعیت حدود ۵۰ نفر با شعار ازادیاندیشه .سلام بسته نمیشه در داخل کوی حرکت کردن که تعداد انها به فزونی گذاشت و در اول امیر اباد جمع شدند . با تماس حراست کوی ماموران کلانتری یوسف اباد به انجا امدند (چون انها دایم با این مساله سرو کارداشتند با کد خدا منشی داشتند قضیه را حل میکردند که سرو کله لباس شخصی ها پیدا شد ) ازاینجا به بعد درگیری شروع شد در حالیکه صفهای جلوی دانشجویان در حال برگشتن به کوی و ذکر صلوات بودند و فرمانهده کلانتری با بحرانی شدن قضیه و دیدن کارگردان محترم مسعود ده نمکی و دیگر دوستانش با فرماندهی ناجا تماس میگیرد که فرهاد نظریو میر احمدی به انجا میایند .دهان میر احمدی بر اث ان مشتی که ئدر بالا گفتم در بانداژ بود و نظری به او گفت شما الان از دانشجو جماعت متنفری کار را به من بسپار که میر احمدی میگوید به اعصابم مسلطم . ولی بر عکس به محض ورود دانشجویان را با الفاظ بدی صدا میکند که متقابلا دانشجویان نیز جواب میدهند و ایندفعه درگیری به شدت شروع شد و با حمله شدید دارو دسته مسعود خان و یگان ناجا به داخل کوی درگیریهای شدید تا صبح ادامه داشت . صبح زود که خیلی از مقامات کشور مطلع شده بودند با امدن به کوی سعی در اقناع انشجویان را داشتند و مذاکرات در حال انجام بود که با اتمام نماز جمعه وجمع زیادی از لباس شخصی ها از نماز جمعه مستقیما برای کمک به دوستانشان به انجا امدند که سر دسته انها ۱-امیر فرشاد ابراهیمی(امروزه درامریکاست)۲-بابک شهرستانی (پدرش را در پاسداران دیدم که گفت بعد از دستگیری به جرم دزدیدن بیسیم اصلا کافر شده۳- کیانوش مظفری .جنازهاش در زیر یکی از پلهای اذری از فرط اعتیاط بدست امده۴- حسین صفری پسر امام جمعه سابق اسلامشهر که به ظن قوی قاتل عزت ابراهیم نژاد شهید کوی دانشگاه است(نامبرده فارغ التحصیل حقوق از اهواز بود که درتهران به دوستانش سر میزد و ان شب مهمان کوی بود
    با پخش شدن قضیه کوی و ملتهب شدن فضا . دفتر تحکیم شنبه ساعت ۱۰ صبح سر دانشگاه را محل تجمع اعتراضی اعلام کرد . و دانشجویان کوی نیز با پرچمهای سیاه و بدنی خونین از امیر اباد به سمت میدان انقلاب را افتادند و مردم عصبانی نیز که تازه متوجه شده بودند به معترضین پیوستند و ابوترابی که ان وقت نماینده رهبری در دانشگاه بود نیز در اعتراض به این جنایت در سر دانشگاه استعفا داد و همینجور وزاری علوم و بهداشت . دانشجویان بعد از تجمع تا کوی دانشگاه راه پیمایی و خواستار مجازات عاملین شدند . این تجمعها ادامه داشت و به دانشگاههای شهرستانها هم سرایت کرد درتبریز یک نفر بنام فرهنگی(برادرش در مجلس هیات رییسه است ) کشته شد . درتهران در روز دوشنبه رهبری با جمعی دیدار و عنوان کرد قلبش شکسته و این کار بسیاز زشت بوده که خیلی ها امید وار شدند و به خانه باز گشتند و خیلی ها میگفتند بازی است برای سرد کردن ما و از غروب دوشنبه نیروی انتظامی به شدت با معترضین با گاز اشک اور در گیر و از فردا به خاطر خارج شدن اعتراضات از حالت دانشجویی و کشیده شدن ان به خیابانهای دیگر شهر (حتی به خزانه و شوش در جنوب تهران ) سپاه مسول امنیت شد و که در چهار شنبه با تیراندازی در خیابان بهارستان و سعدی یک راننده تاکسی کشته و عده ای مجروح شدند . در این اعتراضها سعید زینالی(دانشجوی کامپیوتر دانگشاه تهران) که برای بازجویی رفته بود دیگر برنگشت و فرشته علیزاده دانشجوی سبزواری مفقود گردید .اخر هفته یک راهپیمایی مانند ۹ دی برگزار شد و رهبری نماز جمعه را خواند وداد گاه ماموران برگزار و در نهایت گروهبان پزشکی به جرم دزدین یک ریشتراش محکوم شد و گفتند شما هیچ مدرکی دال بر جریحه دار شدن رهبری از این حادثه ندارید و بجاش کلی از دانشجویان محکوم و از دانشگاه اخراج شدند و این بود خلاصه امر و امید وارم راضی باشی تشنه عزیز و در یک فرصت این قصه خیلی غصه داره برات میگم . فقط نباید از حوصله خارج بشه. از جمله نقش نداشتن منوچهر محمدی در این حوادث و چون در ماه قبلش ۱۸۰ میلیون از سلطنت طلبها پول گرفته بود و یک خانه در نیاوران به اسم خواهرش نسرین خریده بود و ماموران میگفتند باید پول را بگی از کجا اوردهای او .و خانم ملوسک رادنیا شدند سر دست اشوب گران

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    پیرو فرمایشات شما که تسلط نسبتا خوبی به این مسائل دارید اجازه بدید چن تا پرانتز باز کنم و اصلاح کنم چند تا چیزو.
    ۱)فرشاد ابراهیمی همون موقع دانشجو دانشگاه تهران بود و منتقد انصار،سال ۷۷ به ابوالفضل فاتح انتقاد جدی به رویه انصار کرده بود و گفته بود تهاجم فرهنگی رو اینا می کنن نه غربی ها ! با اینکه دبیر سیاسی شلمچه بود ولی ظاهرا از سال ۷۵ و زندانی شدن طبرزدی تو عقایدش تغییر ایجاد شده و بعد از عذرخواهی بابت حمله به سینما ها دیگه تو جلسات اصلی مسعود ده نمکی پروازی راهش نمیدادن
    ۲)حجت الاسلام پروازی مغز متفکر این جریان بود که رابط اصلی اینها با باند سعید امامی حسین شریعتمداری بود که بعد از قتل های زنجیره ای با سعید حجاریان رفیق میشه و قرار میشه حجاریان بفرسته اینو آلمان که تو یه برنامه اونجا افشا کنه نقش دستهای پشت پرده قتل های زنجیره ای روکه تو فرودگاه دستگیر میشه و با تهدید و تطمیع الان فرستانش روستاش کشاورزی کنه
    ۳)تامی حامی فر دختر دانش آموز دبیرستانی که تو تظاهرات کشته شد و شورای متحصنین اسمشو اعلام کرد مهدی فخرپور با خانوادش دیدار کرد و ظاهرا هیچوقت حتی جنازه بچه شونو هم ندیدن !
    ۴)مادر فرشته علیزاده از بس از این زندان و بازداشتگاه به اون زندان رفت سرانجام سکته کرد و مرد،ظاهرا نوشته تو کیف پولی این بانو بوده که وضعیت خودش رو به پروانه ای که در چنگ عنکبوت هست تشبیه کرده بوده
    ۵)من راستش تو اصالت این منبعی که گفته برادران محمدی پول گرفتن از سلطنت طلب ها و اینها شک دارم اینها افراد شیرین عقلی بودن که روز ۱۹ تیر و ۲۰ تیر در بین صفوف دانشجوها نفوذ کردن و بعدها از این بازداشت و شکنجه کیسه ای دوختن،عجیب ترین بولعجب روزگار این جانور عجیب الخلقه امیرعباس فخرآور هست که بدون هیچ سبقه دانشجویی و مبارزاتی خودشو رهبر جنبش دانشجویی معرفی کرد تو کنگره اروپا
    ۶)روز ۲۰ تیر جمعی از وزرا از جمله شمخانی معین حاجی رفتن بیت رهبری و خاستار عزل فوری فرمانده نیروی انتظامی شدن که رهبری گفت من زیر بار این بدعت ها نمیرم
    ………………………………………………………….
    همه اینهایی که گفتم یه طرف این هم یه طرف،این زاکانی و دهقان که الان تو مجلس هستند اون موقع رییس و معاون بسیج دانشگاه تهران بودن،ظاهرا به دهقان از سوی شورای بحران(شورایی متشکل از ذوالقدر سردار نجات نقدی که به رهبری گفته بودن بعد از دو خرداد چند پارگی و ضعف روحیه بین نیروهای حزب الله زیاد هست و باید خاتمی رو مقابل نظام قرار بدیم تا نیروهای تحت امر شما پشت سر شما متحد شن) مامور بودن که بحران آفرینی کنن،تجمع محدود بچه های کوی که حتی ۵۰ نفر هم تو امیر آبار جمع نشده بودن رو تبدیل به چالش جدی امنیتی کردن همین آقایون به خاطر منافع حزبی خودشون
    ………………………………………….
    بحث در اینباره زیاد هست ولی فعلا به این اکتفا می کنم خیلی خسته بودم ببخشید اگه اشتباه دستوری یا غلط املایی دیدید

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۶ ب.ظ:

    ایرانشهر و تشنه جان سلام
    غیر از تحلیل و تاریخنگاری من به شخصه خود شاهد چند چیز بودم که میتوانم در مورد ان قسم بخورم
    اولا حاضرم سوگند بخورم که منوچهر محمدی هیچ نقشی در کوی نداشت (نامبرده از چند ماه قبل انجمنی درست کرده بود بنام کانون دانشجویان روشنفکر مسلمان که در سال ۷۷ مسلمانش را انداخت . نامبرده جزء عجیب ترینهایی است که در سال ۶۶ در جبهه به جرم اینکه از رزمدگان خواهش میکرد به خبر نگاران خارجی بگویند به خاطر وطنمان میجنگیم نه اسلام دستگیر و از جبهه اخراج شد . نکته جالب دیگرش نماز خواندن با کفش بود .با م ن سلام و علیک داشت و از ۱۸۰ میلیون پولی که برای مبارزه گرفته بود فقط ۴ میلیون را در طبقه بالای سینما پارس انقلاب دفتر اجاره کرده بود و بقیه رایک اپارتمان بزرگ بنام خواهرش نسرین در نیاوران خریده بود و بعد از کتک خوردن شدید در احمد اباد (سالگرد مصدق در احمد اباد یک کج سلیقگی کرد و در حالیکه مرحوم سحابی در حال رایزنی با بچه های سپاه ساوج بلا غ برای اارام کردن فضا بود با یک اتوبوس جوان و دانشجو در حال خواندن سرود ای ایران وارد احمد اباد شد (خنده دار انکه بعد از صد بار خواندن سرود را از روی نوشته میخواند) که بچه های بسیج و سپاه با شعار ملی گرا دق کرده یاد از مصدق کرده چنان کتکی به او زدند که تمام دندانهایش خرد شد با نشان دادن چند تاکارت از زیر دست وپا جمعش کردیم ولی ضربه ها بشدت بیمارش کرد .در روز دوشنبه ۲۱ تیر ماه که دانشجویان در حال راهپیمایی به سمت کوی بودند من منوچهر را به همراه معشوقش ملوس رادنیا در چهار راه امیر اباد دیدم که به من گفت خدا عاقبت به خیرم کند اخرش یقه منو میگیرند(شاهد مثال من یکی از بچه های بسیج نازی اباد که رفیقم بود و همیشه دوست داشت منوچهر را ببیند و وقتی دید گفت بابا این مردک خله . پدر منوچهردر امل قنادی داشت که به خاطر خرید چند زمین قلابی در الیمستان ورشکست شد و منوچهر به غلام رضا مهاجری نژاد گفته بود با فروش اپارتمان میخواهد بخشی از بار مالی خانواده را تحمل کند .در کل هیچ چیز در چنته نداشت در دانشکده اقتصاد همیشه با محسن رضایی جرو بحث داشت اخر هم از رضایی ۷ گرفت که صفر هم حقش نبود . الان هم اطاع دارم در یک پمپ بنزین امریکا در کار روغن و کار خرد است. ولی برادرش اکبر یک مرد تما م عیار بود .از همه زندانیها دستگیری میکرد .که حرف و باسواد و نکته سنج بود . خدا رحمتش کند
    در مورد پروازی کاملا درست میگویی . این روحانی بچه خزانه بخارایی از تندروترین بچه های جبهه بود که با یکی از بچه محلشان بنام حسن علیپور بسیار محکم و تند بودند ولی اول حسن علی پور با زدن هفته نامه ابان مرتد شد و بعد پروازی بر اثر درگیریهای که با محتشم و الله کرم داشت وا داد که بقیه قضایا را بهتر میدانیو سرنوشت پالیز دار را پیدا کرد
    ۳-در مورد وزرا شمعخانی را درست گفتی و لی دوتای دیگر یونسی و مظفر را بودند که یک روحانی سرشناس انها را سه هالو بی ا دب برای رفتن نزد رهبری دانست
    ۴-صحبتهای روحانی دران زمان از دید من این بود با بریدن سر گوش دانشجویان باعث شد سر انها بریده نشود (خودت تفسیر کن ) و صحبتهای خاتمی در همدان ؟بعد از اطلاعیه شورای امنیت ملی و جدا کردن بحث اشوبگران با دانشجویان اسیب دیده و متهم اعلان کردن افرادی نظیر مسعود دهنمکی بارقه ای از امید نزد مردم و خاتمی پدید امد و لی با گذشت زمان و تبلیغ یکجانبه صدا و سیما و عدم رسیدگی به شکایت انها و احضار های پی در پی دانشجویان و تهران و تبریز و مشهد .شما درست میفرمایی خاتمی در اولین سفر استانی با دلخوری ریشه های کوی را بیان کرد که ما تحت فشار بودیم که گند قتلهای زنجیره ای در نیاد و یا اگر هم گفتیم انها صهیونیست و اجانب بدانیم (انها وزارت را ناموس مملکت میدانستند و بر ملا کردن این راز را جسارتا مانند اینکه کسی به منحرف بودن همسرش اعتراف کند میدانستند) ولی خاتمی با رشادت علاوه بر اینکه وزارت را وادار به اشتباهش نزد افکار عمومی کرد .شرایط استعفای وزیر بیلیاقتش را فراهم کرد(فاطمه دری همسر سعید امامی از بستان نزدیک دری نجف ابادی وزیر اطلاعات بود که دیدید چه مفتضحانه و با نامردی بازجویی شد )
    مورد اخر در مورد نقش ان چند نفر .این چهار نفر اولین حرکت بزرگی که کردند کتک زدن مهاجرانی و نوری در تشییع جنازه شهدا در چند ماه قبل از کوی بود که طرفه انکه رازینی ان مقام محترم قضایی خودش مستقیم با مادر بابک شهرستانی صحبت و اورا از نگرانی در میاورد (که این دو وزیر برای مقامات قضایی اصلا ارزش ندارن نگران نباش ) انها پیروز مندانه به کارهایشان ادامه دادند در قضیه کوی این طفلک عزت ابراهیم نژاد تا بعد الظهر زنده بود(صفحه اول روزنامه همشهری شنبه عکسی داشت که عکاسش گفت ان را ساعت ۴ عصر گرقته و سه جوان که یکیش عزت بود را در حال انداختن سنگ نشان میدهد که بعدا به چنگ این چند نفر میافتد و صفری از فاصله نزدیک تیری به کتفش میزند و بر اثر عدم رسیدیگ به مو قع و خونریزی شدید در بیمارستان شهید میشود . اهل پل دختر بود فارغ التحصیل حقوق از دانشگاه ازاد اهواز و افسر وظیفه سپاه که درتهران نزد همشهریانش مهمان . در کل ما تهرانیها برای او میزبان خوبی نبویدم. دوستان اگر سرتان را درد اوردم ببخشید .پیشاپیش عذر بنده را به خاطر سواد کم و انشا ء بد ببخشید ولی من در اهستان همه را دوست دارم اعم از اصولگرای مهربانی مانند شجاع و دیگران

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۵ ق.ظ:

    آقا رضا لطف کردی!
    این قصه هرچی هم طولانی بشه برای ما خسته کننده نیست!!
    هیچوقت نمیدونم چرا اما سر از این قضیه کوی دانشگاه در نیاوردم!!
    هرچی هم میخونم باز خوب نمیفهممش!!
    نظرت درباره سخنان آقای خاتمی چند روز بعد و یک ماه بعد تو همدان چیه؟؟
    و صحبت های آقای روحانی؟
    ها راستی
    سرکار ایرانشهر چون حدس میزنم شما هم اون دوران دانشجو بودی اگه حسش رو داری خوبه نظر شما رو هم بدونیم!
    و البته بقیه دوستان!

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    امیدوارم به گفته هاتون یقین داشته باشید آقایون….
    جواب دادن به خدا دیگه مثل کامنت گذاشتن تو وبلاگ نیست…..

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    آفرین

  32. احد
    ۲ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۳:۲۶ | #32

    سلام امید جان کجایی ؟ دق کردیم بسکه نیستی

    [پاسخ]

  33. غلامعلی یوسفی
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۵:۰۸ | #33

    سالها این سوال برایم مطرح بود که چرا ایرانیها در خارج از کشور مانند یک اروپایی رفتار می کنند، اما در داخل چنین رفتاری ندارند!!؟
    تا بلاخره در جایی خواندم که ایرانی ها فرهنگ ” شکل پذیری ” دارند.
    ” ” یعنی در هر جامعه ای زندگی کنند خیلی زود تحت تاثیر فرهنگ آنجا قرار می گیرند. ” ”
    اگرچه این یک مزیت است. ( مردم سایر کشورها را در نظر بگیرید سالها در اروپا زندگی می کنند اما بازهم به همان شکل کشورخودشان لباس می پوشند و صورن شان را اصلاح می کنند … )
    اگر چه این یک مزیت است اما قابل استفاده در داخل نیست، دلیلی بر با فرهنگ بودن ما هم نیست.

    [پاسخ]

  34. غلامعلی یوسفی
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۰۵:۲۷ | #34

    در ادامه بحث های گذشته به این مثال توجه کنید:
    برای پولدار شدن لازم نیست، ابتدا کنکور قبول شوید بعد ده سال تحصیل کنید تا بلاخره یک پزشک متخصص شوید.
    راه های ساده تری هم وجود دارد.
    خیلی از بیسوادها هم به اندازه پزشکان متخصص پول در می آورند.
    مخصوصأ اگر استعداد تحصیلی ندارید اصلأ نباید به تحصیل فکر کنید ” تحصیل تنها راه پولدار شدن نیست ”
    . . .
    خوب توجه کنید
    اروپائیان از طریق تحصیل ثروتمند و خوشبخت شدند و ما هم تصمیم گرفتیم راه آنها را برویم.
    صدسال مبارزه کردیم و خون دادیم تا دقیقأ راه آنها را برویم، صدسال معطل شدیم تا در کنکور قبول شویم، درحالیکه ما استعداد و فرهنگ لازم را نداشتیم.
    ” ” صدسال غافل از این بودیم که حتی با بیسوادی هم می توان پولدار شد. ” ”
    هنوز هم بسیاری فکر می کنند تا روزنامه ها آزاد نشوند، تا فضای سیاسی باز نشود، تا احزاب و انتخابات آزاد نداشته باشیم این کشور، کشور نمی شود!!!!
    هنوز فکر می کنند تنها راه پولدار شدن تحصیلات است!!!
    اماراتی ها پولدار شدند بدون آنکه یک روزنامه داشته باشند!! تمام داشته های اروپائیان را بدست آوردند بدون آنکه یک ” حزب ” داشته باشند.
    چگونه شما پس از صد سال تجربه هنوز این اشتباه را ادامه میدهید.
    شما راست می گویید که فضای باز سیاسی سازنده است، مفید است، خوب است،…
    اما تنها راه نیست، از طریق دیگر هم می توان نود درصد داشته های غرب را بدست آورد.
    بعنوان مثال اگر همین حسن کلید یا شیخ حسن یا هاشمی دوم جوانتر بود و سی سال کشور را بدست او می سپردیم همه پولدار می شدیم بدون آنکه حتی نیازی به یک برگ روزنامه یا یک کاریکاتور توهین آمیز یا یک مورد اجتماعات یا …. باشد.
    . . .
    و در یک کلام فکر نکنید راهی که اروپائیان رفتند تنها راه خوشبختی ست.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۳ ق.ظ:

    آقای یوسفی. ببینید از چند سال پیش تا به حال استدلال های مختلفی برای تصحیح (و نه حتی رد کامل) پیشنهاد شما ارائه شده است. اما به نظر بنده این فیدبک ها تاثیری در کامنت شما نداشته است. حالا آیا شما چون عقیده تان تغییر نمیکند؛ در اشتباه نیستید؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۴ ق.ظ:

    شاید علت این باشد که نود و نه درصد از منتقدین بنده فقط یک جمله می نویسند!!
    می نویسند:
    ” شما در اشتباه هستید “

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۷ ب.ظ:

    آقای یوسفی

    من کم‌کم به این نتیجه می‌رسم که ما به گفته های همدیگر کاری نداریم و حرف‌های خودمان را می‌زنیم!
    دوست عزیز من که دربست جمله شما را قبول کردم و واقعا می‌خواهم طوری شود که این کلیدساز بتواند ایده‌ای را که دارد پیاده کند. اگر انصاف داشته باشیم، هیچ خطری این کلیدساز را از طرف «مردم» تهدید نمی‌کند که جلو کارش را بگیرد! خطر از طرف مجلس، کیهان، ده‌نمکی و امثالهم است. یعنی کلا این مردم تا انتخابات بعدی جایی هم برای حرف زدن ندارند. من واقعا حرص می‌خورم که هر کی میاد، می‌خواد یکی تو سر این «مردم» بزنه. یکی می‌گه چاره‌ای نیست، مردم باید مقاومت کنند. یکی می‌گه مردم اشتباه کردن احمدی‌نژاد را انتخاب کردند. یکی دیگه می‌گه اینکه ما در سوریه می‌جنگیم، انتقال جبهه به بیرون از کشور می‌باشد و این نشانه بصیرت است و الا الآن در مرزهای کشور خودمان در گیر بودیم. یکی دیگه در خارج لم داده میگه این مردم بی عرضه‌اند و لیاقتشون همین حکومته چرا نمی‌ریزن خیابون و حکومته ساقط نمی‌کنن. یعنی همه از «مردم» طلبکارند.

    تکه کلام شما هم «وضع اقتصادی» است. چرا راه دور بریم. شما مردم را باعث این وضع اقتصادی می‌دونید؟ مسئولیت پایین آمدن ارزش پول ما از لحاظ تئوری با رهبری به خاطر تعیین مسیر کشور و از نظر اجرایی هم دولت محبوب رهبری است. حالا این وسط مردم آشغال تو خیابان ها می‌ریزند، کار خوبی نیست، ولی بی‌ربط است.
    کلا مردم کشورهای مختلف رسوم خاص خودشان را دارند. با مقایسه سطحی و پیدا کردن اختلاف‌های ظاهری نمی‌شود به علت عقب‌ماندگی پی برد. شاید باید هزاران اتفاق و پدیده دست به دست هم می‌دادند تا این وضعی که الآن هست، بوجود بیاید. به این سادگی که نمی‌شود فتوا داد و گفت این دلیلی را که من پیدا کرده‌ام، تعیین کننده است.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۴ ب.ظ:

    من موافق آقای یوسفی نیستم ام یک حرفی بزنم کمی بحث بشود. خیلی کلی بگویم: ببینید مثلا آن افرادی که آشغال میریزند در حالی که میدانند نباید آنکار را بکند همان افرادی نیستند که بخاطر مثلا قول دادن پول ماهیانه به فردی رای میدهند در حالی که حس میکنند این کار خیلی منطقی نیست. منظورم این است که آیا زیر لایه این دو رفتار که هر دو مخرب است نمیتواند یک علت داشته باشد؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۲ ب.ظ:

    ع
    اونایی که سیگار می کشن درحالی که میدونن نباید همچین کاری کنن چی؟
    اونایی که ورزش نمیکنن در حالی که میدونن باید اینکارو بکنن چی؟
    کلا این چه نوع تحلیل کردنه مسایله؟

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۲ ب.ظ:

    @بابک:
    این نوع تحلیلی که من کردم تحلیلی است که اگر در فرض اصلی خودم اشتباهی باشد در ضمن گفتار مشخص بشود. من این را هزار بار توضیح داده ام اما تو اصلا نمیتوانی و یا نمیخواهی اینجور بحث کنی. علتش این است که تو میخواهی “حرف خودت را ثابت کنی” اما من میخواهم “از حرف خودم مطمئن شوم”. لذا موقعی که یک حرف میزنم؛ اگر کسی مخالفتی نکند؛ خودم یک شکی را که در ذهن خودم است (هر چقدر که به نظرم بی ربط) میگویم تا در موردش بحث بشود و شکم بر طرف بشود. هرچه بیشتر و بهتر بحث بشود قضیه روشنتر میشود.

    تفاوت کسانی که ورزش نمیکنند یا سیگار میکشند هم این است که آنها به حقوق دیگران کاری ندارند و شاید در سطحی بتوانیم بگوییم “رفتار غیر اخلاقی” را رواج نمیدهند. اما کسانی که میدانند نباید آشغال بریزند و کسانی که میدانند رای دادن بخاطر پول خوب نیست اما این کار را میکنند هنوز به این نوع از تفکر فرمال نرسیده اند که نتیجه مضر یک رفتار عدم مطابق با اخلاق را در اجتماع بحدس بزنند و آن را انجام ندهند. البته این مسائل خیلی موردی باید بررسی شود و سایه روشن زیاد دارد. من یک طرح کلی گفتم که بر اساس آن شاید بتوان بخشی از حرفهای آقای یوسفی را verify کرد.

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ ب.ظ:

    جناب مهران
    منظور بنده از حمایت و وفاداری مردم از روحانی فقط و فقط، مربوط هشت سال دیگر است.
    مردم در هشت سال دیگر باید به کسی رای بدهند که همسو با روحانی باشد، کسیکه روحانی معرفی یا تایید می کند.
    بر این عقیده هستم که هاشمی و خاتمی موفق بودند و روحانی هم موفق خواهد بود و دخالت سایر مراکز قدرت تاثیر زیادی ندارد.
    روحانی در این هشت سال هیچ مشکلی نخواهد داشت و هیچ نیازی به مردم هم ندارد.
    . . .
    ملت ترکیه بسیار موفق و خوشبخت است چون قدر شخصیتهای خودش را میداند، پس از نود سال هنوز مردمش یک دقیقه سکوت می کنند.
    افغانستان غرق در مشکل است چون شخصیتهای بزرگی در آن ظهور نکرده اند.
    ایران حالتی بین این دو دارد چون شخصیت بزرگ زیاد دارد اما قدرشناس نیستند.
    ( البته منظور از مردم صاحبنظران، نخبگان و فعالان نیز هستند. )
    بنابراین مهمترین موضوعی که باید اصلاح شود این است که مردم قدرشناس شخصیت هایشان باشند.
    این تنها کاریست که مردم باید انجام دهند که البته تاکنون نداده اند.
    . . .
    *** مردم ما نمی دانند حداکثر خوبی چقدر است، لذا از شخصیتهای بزرگ روگردان می شوند و بدنبال ناشناخته ها می روند به امید اینکه بهتر از آنرا پیدا کنند.
    ” ” این کاریست که نباید بکنند. ” “

    [پاسخ]

  35. ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۰ | #35

    یعنی احتمال داره که آقای حسینی بازداشت شده باشه ؟
    اگه آقای حسینی شمال هست پس چرا من نمی بینمش ؟!
    به احتمال زیاد بجرم روشنگری دستگیر شده !

    [پاسخ]

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ ب.ظ:

    پس خودتان هم اعتراف می کنید که در این مملکت آزادی بیان وجود ندارد و امکان دارد افراد به خاطر اندیشه و طرز فکرشان و روشنگری که می نمایند دستگیر و حتی کشته شوند؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    کشته که نه
    اما کمی فشار روی انتقادها وجود داره که من نیز راضی نیستم . باید دایره منتقدین را کمی بزرگتر کرد و یاد گرفت که انتقاد را بپذیرند .

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۲ ب.ظ:

    منتقدین باید یاد بگیرند که بدون توهین و هتااکی به اعتقادات و مودبانه و محترمانه انتقاد کنند
    مسولین هم باید یاد بگیرند که انتقادها را باید محترمانه پذیرفت و از منتقدین تشکر کنند .

    آینه گر عیب تو بنمود راست
    خود شکن آیینه شکستن خطاست

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۴ ق.ظ:

    آفرین به تو که داری رفته رفته امیدوارم می کنی. ایول به تو می گن یک فرد منطقی.
    منم کاملا مخالف توهین و هتاکی هستم و متاسفانه یکی از آفات فرهنگی ما ایرانیان به حساب میاد.

  36. ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۹ | #36

    سران فلسطین بر خلاف مردم مظلوم فلسطین آدمهای نمک نشناسی هستند . اینهمه مردم ایران از مردمشان حمایت میکنند و در حالی که مردم بی دفاع فلسطین دارن توسط اسرائیلیهای وحشی سلاخی میشن و خانه هایشان ویران . اما سران فلسطین جناب هنیئه و مشعل میرن قطر دست امیر بیسواد قطر را می بوسند و ….
    اونم بهشون میگه با ایران رابطه را قطع کنید تا منم حمایتتون کنم ! اونا هم بر علیه ایران موضع میگیرن و یاقی ماجرا !

    بعد آمریکا می بینه قطر دوست فلسطین و ضد اسرائیل شده سریعا و بلا فاصله میان گوش امیر بیسواد قطر را میگیرن میندازن بیرون و پسرش را جایگزین میکنند ! فرستاده آمریکا گفت من اومدم تا عوضت کنم نه رایزینی و …

    متاسفانه سران فلسطین همیشه به مردمشان خیانت میکنند و کسی نیست بداد مردم برسه .

    اما حزب الله لبنان بر عکسشون هستند . یار وفادار مردم ایران هستند .این است فرق بین ………………خودتون میدونید دیگه .

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۷ ب.ظ:

    اولاً خوشبختانه حذب الله قدرت آنچنانی تو لبنان نداره!و البته دولت لبنان هم آقایونو به یه ورش حساب نمیکنه!!در ثانی شک داشتی که عرب غیر عرب ترجیح بده؟؟؟دقیقاً مردم عرب لبنان و فلسطینم عربها رو به عجم ترجیح میدن.هنوز یادمون نرفته که حسن نصرالله تو یه مصاحبه ویدئوئیش برای اینکه مردمشو به دولت ایران خوشبین کنه گفتش که خامنه ای خودش از ریشه عربه چون سید هست!!!!قطعا عربها همدیگرو ترجیح میدن،ثانیه ای هم به غیر از این فکر نکن.جانبداری لبنان و فلسطین از صدام تو جنگ ایران و عراق گواه این هست!حالا شما وطنتو به اعراب فلسطین و بفروش!!

    نه غزه نه لبنان،جانم فدای ایران.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۷ ب.ظ:

    مسئله حمایت از مردم مظلوم فلسطین یک دستور شرعی و اسلامیست و حمهوری اسلامی نیز به این دستور پایبند است .

    حزب الله لبنان بود که در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل را ناک اوت کرد نه ارتش لبنان
    الانم همین حزب الله هست که در سوریه تروریستها را دربدر کرده که دست به حملات شیمیایی زدند . حزب الله لبنان با ما حزب الله ایران هیچ فرقی ندارد .
    هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام

    [پاسخ]

  37. ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۶ | #37

    سایت خبری “Argus” طی گزارشی، از تجاوز جنسی رها اعتمادی برنامه ساز و مجری شبکه من و تو به یک پسر ۱۱ ساله خبر داد.

    http://www.akairan.com/havades-akhbar/goonagoon/201382171910.html

    ای باباااااااااااااااا
    این فراریهای خارج نشین چرا فقط دنبال یه چیز هستند ! یعنی تو این دنیا مسائل بهتر برای این فراریهای خارج نشین ضد انقلاب وجود نداره ؟

    همینه دیگه
    ضد انقلابها فقط بخاطر مسائل جنسی اسلام و جمهوری اسلامی را قبول ندارند .

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    یعنی حماقت از سر و روی ارزشی جماعت میباره. این شایعه چند روزی هست پخش شده و منبعشم مشخصه. منتها کودنای مکتبی مدام قرقرش می کنن.

    و البته آزادی پوشش و ازادی روابط جنسی یکی از خواسته های اصلی تعداد زیادی از مخالفای حکومت اسلامی هست.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۳ ب.ظ:

    ای بابک
    منبعش خارجکیه نه ایرانی !
    نکنه شما هم طرفداراین مسائل هستی !

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۳ ب.ظ:

    من معتقدم گربه نره و روباه مکار به همراه با بک
    پینوکیو را میبردن کارا بد بد میکردن باهاش!!!!!!!!!!!!!!!!

    این از کامنت های جناب با بک کاملا” مشهوده!!

    به نظر شما این طور نیست؟!

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    این مخالف فکری که میگن اینان؟
    ادم به فکر نظام مشتاق تر میشه

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۸ ب.ظ:

    اخه چقدر حماقت از سر و روی این جماعت مکتبی میباره!!!من نمیدونم اینا برای اینکه مردم و بدبین کنن به شبکه های ماهواره ای چرا دنبال مسائل زیر ناف میرن؟؟؟دقیقا همین سناریو برای بی بی سی هم ساخته شد!!آقا اینا اصلا بد،افتضاح،جون مادرتون یه تهمتای دیگه بسازید نه اینکه تجاوز به پسر بچه!!!رها اعتمادی این همه دختر رنگ و وارنگ دوروبرش ریخته بیل به سرش نخورده یا تو حوزه بزرگ نشده که بره سراغ پسر بچه!!!من موندم جماعت مکتبی تو چه خانواده هایی بزرگ شدن که فکر و ذکرشون تو محدوده زیر شکم میگرده!!!بی دلیل نیست نصف احکام اسلام راجع به این مسائل هست!!

    خطاب به پسر شجاع لطفاً از سایت سی ان ان که این خبر مثلا!به نقل از اون گفته شده لینک به زبان انگلیسی رو کن در غیر اینصورت داش باشیـــــــــــــــــــــوا!!

    من شدیداً منتظر لینک پسر شجاع هستم.بدو بدو بدو.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۴ ب.ظ:

    اگه میگفت به دختر تجاوز شده باور میکردی خب حالا یه کاری کرده اونجا این مسائل فکر نکنم غیر طبیعی
    باشه مثل اون مجری بی بی سی که مجری برنامه های کودکان بود بعد گندش دراومد

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۳:۲۱ ب.ظ:

    بنده از پسر شجاع لینک معتبر و انگلیسی خواستم!! بعد در ثانی اتفاقاً موضوع تجاوز خیلـــــــی گسترده و غیر طبیعی هست در غرب،مثل همون دیپلمات سفارت ایران تو برزیل که نمیدونم تو استخر با اون بچه چیکار کرده بود که با لگد پرتش کردن از برزیل بیرون!!!در غرب تجاوز به معنی تجاوز در ایران نیست.یه ماچ ساده از پیشونی طرف بدون رضایت هم تجاوز محسوب میشه.

    هر چیزی از لمس کردن تا … بدون رضایت طرف تجاوز محسوب میشه در غرب + رابطه جنسی با افراد زیر ۱۸ سال چه با رضایت چه بی رضایت تجاوز محسوب میشه.

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۰ ب.ظ:

    سید جان
    تو انگلیس بخاطر نبود اسلام عزیز و حجاب اجباری مردم گروگر به هم تجاوز می کنن. شما راحت باش و عقلتو همینطور اکبند نگه دار.
    سامان
    شایعه از ای ریپرته سی ان ان شروع شده. یه علاف که ظاهرا تو کامنتای اونجا هم تایید کرده داستانسرایی کرده واسه خودش. هرچند واسه اینا منبع معنا نداره. تو کامنتای همینجا بنویس که مثلا فرناز قاضی زاده و پونه قدوسی باهم رابطه دارن. فردا سر از فارس نیوز و باشگاه خبرنگاران در میاره.

    حاجی زاده پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۶ ب.ظ:

    به گفته شاهد غیبی که نمیدونم، خواست نامش فاش نشود یا اینکه نخواست نامش فاتش شود!، دیروز رها با رئیس شبکه من و تو که نه! خودشون با خودشون! جلسه ای داشته که مشروح اون در ادامه به سمع و نظر شوووما بینندگان و شنوندگان عزیز خواهد رسید.
    رئیس: رها باز این چه غلطی بود که کردی رها؟!من بهت گفته بودم هر غلطی می خوای بکنی توی همین شبکه! توی همین اتاق! بین همین بچه ها! رها ما یه خونواده این رها!!! بگو خوب!!!!

    رها:خوب منم بهت گفته بودم میخوام با مامانم برم داخلِ خارج! میخوام از این کشور برم. می خوام برم ایران! چجور باید بگم؟ من هوس کله پاچه کردم!

    رئیس: اسم اون زنه رو جلو من نیار. از اول هم دوسش نداشتم. فقط به خاطر ارتباطی که باباش تو سفارت انگلیس داشت اوردمش تو شبکه! اون زنه اگه دوسِت داشت ولت نمی کرد تنهایی بره ایران کله پاچه بخوره! مدیر مدرسه ابتداییت خیلی بهتره! ما یه خونواده ایم رها! من. تو. آقای مدیر مدرسه ابتداییت!قراره بیاد اینجا تو شبکه من و تو!. پیش من و تو! ما یه خونواده این رها!
    رها: اسم اون مرتیکه بی شرف رو نیار خاطرات بدی تو بچگیام ازش دارم. خاطرات خیلی بد و دردآوریه! فکر کردی نمیدونم که قرار بود جای مامانمو بگیره؟! من خبر دارم. میدونم که قرار بود به جای مامانم اون نامرد بره ایران برای جاسوسی! من ازش متنفرم

    (منشی پیر رئیس به نام گل خانوم!) : آقا محمد جواد مدیر شبکه قرآن از تلویزیون عربستان! پشت ویدئو کنفرانسه! آقا. باهاتون کار داره. در مورد رهاس آقا

    رئیس: باشه وصلش کن.

    محمد جواد: هی مرد! ببین برای کارمندات چی کم گذاشتی که دنبالش تو خیابونا می گرده و سراغش رو از اون پسر بچه ۱۱ ساله انگلیسی میگیره؟!!!

    رئیس: من ماهی ۱۰ هزار دلار بهش حقوق میدم. این نره خر فقط ماهی یک میلیون تومن پول پاستیل میده!!!

    محمد جواد: تو باید براشون رئیس باشی نه فقط ماشین چاپ پول! اونا محبت می خوان! اینو بفهم. اون مدیره رو هم بی خیال شو! من به باباش قول دادم دیگه مزاحمش نشی. من دارم میرم. جون مادرت یه دو ساعت دسته گل به آب نده من برنامه زنده دارم!!! باید فکر کنم یه ۴ تا شبهه و شایعه در بیارم برای له کردن تشیع!مورداک هم سلام رسوند گفت بیخال رها شو بزار با مامانش بره ایران!

    رئیس:مورداک غلط کرده. بهش بگو سمت خونواده من بیاد با خودم می کشمش پایین! رها بی خالِ خارج شو! من دوسِت دارم رها!

    رها: اگه بخوای بمونم یه شرط دارم. اینکه برنامه کودک شبکه من و تو رو بده به من! یا برنامه روانشاسی بچه ها رو! یا چه میدونم، یه چیزی که توش بچه داشته باشه!!!

    رئیس: نه رها! گندش بیشتر در میاد. ازمون شکایت می کنن. نونمون رو آجر می کنی رها! مالَمو میبرن رها!

    رها: این یه معاملس. اگه میخوای نرم معامله کن

    رئیس؟: نه رها من دوست دارم رها! من سر بچه هام با هیچ الاغی معامله نمیکنم!بگو خوب!!!!

    رها: خوب. حد اقل یه برنامه درست کنیم این پلیس لندن رو بکوبیم! در مورد خشونت پلیس و …

    رئیس: فکر کردی اینجا هم ایرانه؟ بد بخت پدرمونو در میارن! بودجه شبکه رو قطع می کنن!

    رها:پس من میرم خارج.

    رئیس: باشه پس با اون زنه برو ایران. ولی بدونِ اون پسره بیژن! بدونِ مواد! بدونِ این بچهه! رها! یه اون زنه هم بگو اگه کاری کنه که توی ایران دوباره بری سراغ پسر بچه ها خودم میام ایران. خونشو رو سرس خراب می کنم!
    رها: من دوست دارم رئیس! الکی گفتم که دوست ندارم!!!

    رئیس:پس منم پشیمون شدم رها! فکر کردم که میزارم بری ولی دیدم نمیتونم بزارم بری رها! ما یه خونواده ایم رها! من. تو. مدیر مدرسه ابتداییتون!!! من سر بچه هام با هیشکی معامله نمی کنم!

    رها: باشه می خوای نرم؟ بیژن سلام رسوند! گفت بهت بگم اگه میخوای دیگه دور و ور من پیداش نشده گیرن کارت مامان خوشگلشو با جاهاز آبجیش بده تا دیگه با هریون! نیاد اینجا آبرو ریزی. آهان خودش هم میخواد یه مغازه موتور فروشی بزنه! تو فکر کشتنش هم نباش! همه اونایی که آدم می کشن اولش فکر می کنن طرفو می کشن و از شرش خلاص میشن. ولی گندش در میاد!از یه جایی میزنه بیرون!!!

    رئیس: باشه نمیکشمش! ولی تو هم با این مدیره کنار بیا تا یه خونواده بشیم رها! من. تو. این مدیره! به این مدیره قول دادم دیگه کارای بد گذشتمو انجام ندم. دیگه بعد از غذا باد گلو نزنم و پامم هر روز بشورم. ولی نمیشه رها! گذشتم ولم نمیکنه رها! گذشتممممممممممممممممممممم! ما یه خونواده ایم رها!!!

    اینجوری بود که این خونواده تا سال های سال به خوبی و خوشی دور هم زندگی کردن!!!

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۰ ب.ظ:

    آقا سامان من تو حوزه بزرگ شدم … یادم نمیاد اومده باشم سراغت

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۵ ب.ظ:

    ببخشید شما فیلمنامه رو حفظ بودین؟در هر صورت طنز خوبی بود

    رسول پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۶:۰۵ ب.ظ:

    مثل اینکه یادمون رفته :
    http://www.seemorgh.com/culture/2064/168446.html
    اینجور حرف وحدیث ها وشایعه ها همیشه همراه اهالی هنر و رسانه است . چه اینوریها چه اونوریها .
    ما که هیچکدومش رو باور نمی کنیم چون ایرانی رو باهر اعتقاد و مرامی دوستش داریم . بدا بحال
    کسایی که باور می کنند .

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۸ ب.ظ:

    آقا سامان مثل اینکه تجربه بدی دار از حوزویان

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۲ ب.ظ:

    خودم از این حرفم خجالت کشیدم از همه معذرت میخوام
    ولی آقا سامان به خاطر این توهینی که به طلبه ها این سربازان مکتب کردی … اگه ببینمت دهنت رو خرد میکنم….

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۹ ب.ظ:

    اوه اوه آخونده جمعممونم که جور شد،حسن جان این دهان ماله شماست،تا الان که برادران عرزشی مکتبی خوردش کردن یه دندونه سالم مونده که اونم تقدیم به شما با عشق حاج آقا!!!

    ولی نه خوشم اومد جدا هنوز راهه زیادی تا پست شدن داری،باز جای شکرش باقیه خجالت کشیدی!!!مسعود که خیلی باحال بود،در عرض یه ماه با تمام نوامیس ما تو آهستان فامیل شده بود افتخارم میکرد تازه!!!اخ آخ دلم واسش تنگ شده…
    مســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعودم کجایی؟؟؟!!!!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۷ ب.ظ:

    ناب سامان
    تعجب میکنم که چرا به شماها بر خورد !چاحت شدید و عقده گشایی میکنید ؟ یعنی ششما منکر قساد و فحشای ضد انقلابهای فراری هستی ؟
    از هوسبازیها و فساد ضد انقلاب معروف یعنی مسعود رجوی منافق بگیر تا فساد مهاجرانی در ایران و خارج و خود شیفته فراهانی و مجری بی بی سی و .و.و.و…………..

    بفرض محال که همه اینها الکی باشه ! حالا چرا به شما بر خورد ؟
    کمی وجدان هم خیلی چیز خوبیه که شماها ندارید برادر من . ندارید . چون ذات شماها کج و معوج هست برادر .
    هر چیزی که مربوط به دوستان فاسد اونور آبی شما باشد زود جبهه می گیرید و دفاع شکمی و رگ گردنی می کنید و هر مزخرفی دلت میخواد می نویسی ؟. این واقعا جای تعجب دارد !

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۸ ب.ظ:

    والا اگه به تقسیم بندیه تو باشه که ۹۰درصد مردم جهان فاسدن!!!معیار برای تشخیص فساد “”قــــطـــــعاً”” تو نیستی!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    من معیار نیستم
    اما معیار سنج هستم . میتوانم باتوجه به معیارها نتیجه گیری کنم و انسانها را با آن بسنجم .
    همه میتوانند این باشند
    اما اخلاق و انسانیت معیار است
    و البته هر کسی میتواند طبق معیارهای انسانی و اخلاقی دیگران را بسنجد برادر .

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۸ ب.ظ:

    سامان خان… من طلبه نیستم…. یعنی تو خودم لیاقتش رو و همچنین استعدادش رو ندیدم….
    اما بد تعصب دارم به این قشر…. ارزشی و عرزشی و هر چی که تو بگی نیستم…..فقط اینو میدونم که بهترین انسانهایی که توی عمرم دیدم “از اونها که فکر میکردم فقط توی کتابها هستند” این لباس تنشون بود….
    اون وقت تو دراومدی یه همچین توهینی کردی اون هم در دفاع از کیا ؟؟؟؟ بعدشم کی دهن شما رو سرویس کرده ؟؟؟ کی کار به کار شما داره؟؟؟؟
    کدوم غلط مونده که نکرده باشید؟؟؟؟ بسه دیگه بابا ….

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۸ ب.ظ:

    حسن بنده بهترین انسانهایی که دیدم البته با معیار من قطعــــــــاً این لباس تنشون نبود.

    همین الان اگه یه برنامه تجمع سکوت تو ته یه کوچه بن بست گذاشته بشه جماعت دهن سرویس کن از ۲۴ ساعت قبل اونجا چادر میزنن جوری که پشه هم جرئت نمیکنه تو ۱۰۰متری اون نقطه پر بزنه!!ما تجربشو داریم میدونیم!چون شماها تجربشو هرگــــــــــــــز نداشتید طبیعیه که نمیتونید درکش کنید.

    رسول پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۶:۰۵ ب.ظ:

    *****************************
    مثل اینکه یادمون رفته :
    http://www.seemorgh.com/culture/2064/168446.html
    اینجور حرف وحدیث ها وشایعه ها همیشه همراه اهالی هنر و رسانه است . چه اینوریها چه اونوریها .
    ما که هیچکدومش رو باور نمی کنیم چون ایرانی رو باهر اعتقاد و مرامی دوستش داریم . بدا بحال
    کسایی که باور می کنند .

    [پاسخ]

  38. حسن
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۶:۲۶ | #38

    آقایونی که دم به ساعت مکتبیا رو مسخره میکنند لطف کنند بگویند صاحب این وبلاگ رو مکتبی میدونند یا نه؟؟؟؟

    [پاسخ]

  39. فهيمه
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۷:۲۵ | #39

    این اقای حسینی خواب تشریف دارن که این مزخرفات رو حذف نمیکنن؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۳ ب.ظ:

    نخیر… مثل اینکه شما خواب تشریف داشتید که به بعضی کامنتها اعتراض کنید….
    کلا دور هم جمعید دیگه…. روی عقایدتون نه تعصبی نه حب و بغضی…..
    اینجا عصمت ائمه هدی نفی میشه صاحب وبلاگ و همچنین خواهرمون صداشون در نمیاد…
    به اینجام رسید یه چیزی گفتم….ببخشید

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۳ ب.ظ:

    از دست شما.اخه من به کسی که بلد نیست مثل یه ادم حرف بزنه چی بگم؟واقعا کل کل کردن با کسی که حتی فکر مشخصی نداره و نمیفهمه یه وبلاگ چاله میدون نیست که هر چی به فکر معیوبش رسیدو به زبون بیاره چه فایده ای داره؟ اخه تو کل حرفاش چیزی که ارزش بحث داشته باشه پیدا میشه؟
    من بیشتر منتظر این دوستان احترام به دیگران بودم میخواستم ببینم تو برخورد با رفقاشون چقدر به اخلاقیات پایبندن.که خب شکر خدا تا حالا هیچی.
    البته شما هم که از خجالتشون در اومدین

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۹ ب.ظ:

    حرص نخور عزیزم،واست خوب نیست!!!چیزه خاصی نیست!حسن جون میخواست بزنه دهن منو سرویس کنه که متوجه شد بنده دهنم از قبل سرویس شدس!!!دهنی واسم نمونده از دست برادران عرزشی فقط ۲گرم زبون واسم مونده که حول قوه الهی اونم قطع میشه شماها راحت میشید!!!

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    شما نمیخواد نگران حرص خوردن من باشی .انقدر چیز با ارزش تو این دنیا هست من به ش فکر کنم و نگرانشون باشم که نوبت به فرمایشات شما نمیرسه.شما تو چهار خط کلی حرف بی ربط به مکتبیا گفتی که بهترینشون احمق بود.شرعیات هیچی این اخلاقی که مدام ازش دم میزنین چی میشه؟این جناب حسنم در جواب شما این حرفو زد که البته مرد بود و عذرخواهی کرد نه اینکه مثل شما به ش افتخار کنه. با دهن سرویس شده این همه بی ربط میگی سالم بودی چی میکردی؟این دهن مبارکتون در جواب قربون صدقه هایی که برای نظام میرفتین سرویس شده؟ در ضمن با دور از جون لال شدن شما چیزی درست نمیشه چون شده با ایما و اشاره کارتو میکنی.مشکل جنابعالی بی ادبی و بی منطقی و بد دهنیه که امیدوارم خدا اینو یه کارش بکنه.
    این مظلوم نماییا بازی جدیده؟قدرتی خدا هر روز یه ترفند رو میکنید

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۴ ب.ظ:

    فهیمه جون عشقم گلم عزیزم خانمم من جداً نگران حرص خورنه شمام!!!

    ۱-“”شما تو چهار خط کلی حرف بی ربط به مکتبیا گفتی که بهترینشون احمق بود””
    —ددقیقا کدوم جمله من بدتر از کلمه “حماقت”بود؟؟!!!

    ۲-“”این جناب حسنم در جواب شما این حرفو زد که البته مرد بود و عذرخواهی کرد نه اینکه مثل شما به ش افتخار کنه””
    ——بنده به چی افتخار کردم دقیقاً؟؟

    ۳-“”با دهن سرویس شده این همه بی ربط میگی سالم بودی چی میکردی؟””
    —-بنده گفتم دهنم سرویس شده ولی هنوز زبانم سالمه!

    ۴-“”این دهن مبارکتون در جواب قربون صدقه هایی که برای نظام میرفتین سرویس شده؟ “”
    —-خیر این دهانم در پی مشتهای شما سرویس شده!

    ۵-“”در ضمن با دور از جون لال شدن شما چیزی درست نمیشه چون شده با ایما و اشاره کارتو میکنی””
    —- قربونه آدم چیز فهم!

    ۶-“”مشکل جنابعالی بی ادبی و بی منطقی و بد دهنیه که امیدوارم خدا اینو یه کارش بکنه.””
    —-انشاالله!

    ۷-“”این مظلوم نماییا بازی جدیده؟””
    —–این مظلوم نماییها بازیه جدید نیست در تاریخ جهان نقش تعیین کننده داشته!!رئیس کل مظلوم!های جهان هم مقام عظماست!

    ۸-“”قدرتی خدا هر روز یه ترفند رو میکنید””
    —–خوشحالم که پی به قدرت خدا در یاری کردن ما بردید.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    این بی کاری بین غیر مکتبیا مسریه؟اخه استاد بابکم مثل تو کل نوشته منو بازنویسی کرد.
    درست صحبت کردن خیلی کار سختی نیست فقط باید سعی کنی هر چی که میخواد از ذهنتون به زبانتون جاری بشه رو یه بار مزه مزه کنی بعد بیانش کنی. حتی خوندن فرمایشات دیروز جنابعالی شرم اوره نمیدونم چه جوری تونستی بنویسی شون.وقتی حرف نسنجیده و بی ربطی میگی و بابتش عذر نمیخوای یعنی ازش پشیمون نیستی.یعنی داری به ش افتخار میکنی.فهمیدنش کار سختی نیستا
    در ضمن نیازی نیست برای رسوندن میزان نگرانی ت به قاعده یه خط خودتو به زحمت بندازی.شفقت و مهربانی شما ناگفته پیداست.شما به جای واقعا نگران بودن واقعا نگران نباش چون من ادم ادیب مثل جنابعالی کم ندیدم دیگه به این ادبیات عادت کردم.

    ع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۲ ب.ظ:

    من هم نمیدانم چرا هر از گاهی یکدفعه کامنتهایی +١٨ میشود.

    [پاسخ]

  40. سیدمهدی
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۸:۰۰ | #40

    آقای بابک من نگفتم چون اونجا اسلام نیست مشکلات اخلاقی دارن وما چون اسلام داریم دیگه همه چی گل وبلبله اما
    بعضیا مثل جنابعالی تا یه اظهار نظری علیه اونا گرفته میشه سریعا جبهه میگیرین حداقل اینو که قبول داری که امار تجاوز تو غرب بیشتر از اینجاست شما نگران اکبند بودن خودت باش

    [پاسخ]

  41. رسول
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۱:۴۸ | #41

    موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟
    خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند
    مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند
    در حالی که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!!
    کشور خارج جایی است که رییس جمهورشان بیشتر از یک دست لباس دارد بس که تشریفاتی و مرفه است.
    تازه در خارج کراوات هم می زنند که همه میدانند یک جور فلش و علامت راهنمای رو به پایین است.
    خارجی ها همه غرب زده هستند بی همه چیز ها !!!
    مردم خارج ، همیشه مست هستند و دائم به هم میگویند: یو آر …
    اما در اینجا ما همیشه در حال احوال پرسی از خانواده طرف مقابل هستیم بس که مودب و بافرهنگیم
    ما در ایران خیلی همه چیز داریم ! نان ، مسکن و حتی به روایتی آزادی <
    اما فرق اصلی ما در این است که خودمان میگوییم این ها را نداریم ، ولی مقاماتمان میگویند دارید
    و ما از بس که نفهم هستیم ، اصرار میکنیم و میگوییم پس کو ؟
    آن وقت آنها مجبور میشوند گشت درست کنند و به زور به ما حالی کنند که ایناهاش
    در خارج اما اینطوری نیست بس که آنها بی منطق هستند
    خارج جای عقب افتاده ای است که گشت نسبت ندارد ! آن ها برای لاک زدن جریمه نمیشوند
    در خارج هنوز نفهمیده اند که رنگ سیاه مناسب تابستان است
    خارجی ها بس که دین و اعتقاد ضعیفی دارند ، با دیدن موی نامحرم ، هیچ چیزیشان نمی شود
    اما ما اگر یک تار مو ببینیم ، دچار لرزش می شویم ! بس که محکم است این اعتقاداتمان
    خارجی ها فکر میکنند ما در جنگ جهانی هستیم چون کوپن داریم و سهمیه بندی
    آنجا کشیش ها و پاپ حوزه علمیه ندارند بس که بی فرهنگ هستند
    خارجی ها بس که بی دین و کافر هستند ، نمی دانند ازدواج از نوع موقت چیست
    خارجی ها بس که سوسول هستند می گویند مرد با زن برابر است و
    هیچ استاد پاک و مطهری نبوده که بهشان بگوید نخیر ! هر ۴ تا زن میشود یک مرد
    آن ها بس که بی فرهنگ هستند در کلیسا با کفش می روند و عود روشن میکنند، در حالی که همه می دانند لذت حرف زدن با خدا در بوی جوراب مخلوط با گلاب است
    آن ها تمام شعر های مذهبی خود را با آهنگ میخوانند، بس که الاغند،
    در حالیکه وقتی آدم با خدا حرف میزند ، اجازه ندارد شاد باشد
    خدا خیلی ترسناک است و هیچکس جز ایرانی ها نمیداند این را
    ما از این انشاء نتیجه میگیریم که خارج جای بدی است
    خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند

    قضاوت با شما!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    خدا این خارجیها را برای شما خارجی زدگان حفظ کنه و در قیامت با دوستان خارجی خود محشور گردید .

    من نمیدونستم اینهمه خارجی زده تو مملکت ما وجود دارند وگرنه اون لینک را نمیذاشتم
    شما ببخشید ای خارجی دوست زده گرا مند

    [پاسخ]

  42. حاجی زاده
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۰۷ | #42

    آقای حسینی نمی خواید تشریف بیارید؟

    [پاسخ]

  43. ایرانشهر
    ۳ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۲:۱۴ | #43

    اندک اندک “می پرستان” می رسند !
    بعد از پیروزی روحانی و تلاش نافرجام اصولگراها بری مصادره وی و توجیه شکست مفتضحانه خود که روحانی توانست تو زمین اصولگراها،اونها رو ببره کم کم و با کنار رفتن پرده ها دشمنان وی یک به یک از راهروهای تصمیم سازی بیرون اومدن و پیش روی وی صف آرایی کردن
    سعی میکنم به گذاره های عینی اشاره کنم
    …………………………………..
    ۱)ستاره دار کردن گسترده دانشجویان:آزمون ارشد نزدیک است و به رسم ۸ سال احمدی نژاد،دانشجوهایی که دانشگاه را نه فقط محل علم آموزی،که محلی برای فعالیت های اجتماعی و سیاسی دیده بودند یک به یک احضار میشدند و مراتب ستاره دار بودنشون اعلام میشد،ولی امسال دایره ستاره دار شدن به قدری گسترده شده که دست کم ۳ برابر سال های گذشته بوده،طوری که برخی از کسانی که اسم رییس جمهور رو به زحمت میدونستن ستاره دار شدن !!
    ۲)رای قاطع ظریف پیش زمینه بازگرداندن پرونده هسته ای به وزارت خارجه بود و اعلام اسامی مثل شریعتمداری برای دبیری شورای امنیت به رغم حوزه غیر تخصصی وی به همین علت بود که خیال روحانی از بابت بازگرداندن پرونده هسته ای به وزارت مطمئن بود،ولی زمزمه های نظامی ها و بلاخص طیف قاسم سلیمانی نقدی ذوالقدر برخاسته و کارشکنی ها شروع شده
    ۳)گشت ارشاد در چند شهر فعالانه در دو هفته اخیر داره دستگیر میکنه و تو دو شهر تهران و شیراز(بنا بر اطلاعاتی که بهم رسیده)
    به صورت خودجوش و کاملا اتفاقی ! به فرد دستگیر شده گفتن که دولت جدید تاکید کرده سفت و سخت تر برخورد کنیم !!
    ایجاد موج نارضایتی در بین طبقه متوسط شهری که قابلیت ایجاد موج مدنی داره دستور کار اصلی اقتدارگرایان هست که این دفعه خیلی زودتر از دوره خاتمی که از اوسط ۷۷ شروع کردن،در همین ابتدای کار کارشکنی ها رو تئوریزه و جا انداختن
    ……………………………………………………………….
    روحانی باید بدونه که همونقدری که وی به راس هرم قدرت نیاز مند هست،راس هرم قدرت هم به وی و شخصیتی متکی به اراده مردم وابسته هست،یک قدم عقب بره حریف یه قدم جلو میاد

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    رمزگشایی از جعبه سیاه مناظره های ۸۸
    احمدی نژاد:به رهبری گفتم در مناظره ها انتحاری میزنم ربری هم گفت بسیار خوب فقط خیلی تند نشوید !!
    حالا من ترجمه می کنم خیلی تند نشو یعنی فقط بچه هاشونو بزن کاری به خودشون نداشته باش
    رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد:البته کسی خود این افراد رو(هاشمی و ناطق) به فساد مالی متهم نکرده که بعضی ها شلوغ می کنند،البته تا اتهام فرزندانشان اثبات نشده اعلام آن درست نیست !
    حالا همه اینها در حالی است که الف) احمدی پیش از انتخابات از این اتهام ها بهره برداری سیاسی کرده بود و اگر قرار بود دلجویی بشه باید قبل از انتخابات میشد
    ب)تو مناظره همه دیدن که احمدی گفت “فرزند ناطق چه جوری میلیاردر شد خود ناطق چه جوری زندگی می کنه ؟”
    آخه رهبر یه کشور باید کار رییس جمهور رو رفع و رجوع کنه ؟!!
    http://www.parsine.com/fa/news/144093/%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%85

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۹ ق.ظ:

    شما هم دچار توهم توطئه و دشمنی شده اید!!!
    این مواردی که ذکر کردید برای چنین نتیجه گیری کافی نیست.
    . . .
    خوب توجه کنید
    ما در دفاع کردن هم نباید خیلی ” حساس باشیم و شدید عمل کنیم ” وگرنه همین دفاع ما، درواقع نوعی ستیزه جویی و اختلاف افروزی خواهد بود.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۹ ق.ظ:

    درواقع اختلاف ما با کشورهای قدرتمند نیز از همین نوع است.
    یعنی دفاع خیلی حساس و شدید ما باعث بروز این اختلافات و دشمنی ها شده است.

    [پاسخ]

  44. ۴ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۹ | #44

    مخالفین همش میگفتند چرا احمدی نژاد با کشورهای دست چندم رابطه برقرار کرده !

    الان این شیخ حسن که رفته دنبال سلطان کابوس عمانی !

    عمان غربیه یا شرقی ؟ دست چندمه !؟

    [پاسخ]

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۸ ب.ظ:

    واقعا فکر می کنی احمدی جون با شیخ حسن جون فرقی داره؟
    سیاست همه شان یکی است. چرا که همگی با انگشت اشارت یک نفر خاص به جلو حرکت می کنند.
    مگر خودشان اختیاری هم دارند که بخواهند کاری بکنند؟
    شیخ حسن = احمدی جون
    با این تفاوت که شخصیت شیخ حسن مرموزتره. احمدی نژاد همه چیزش رو بود. چیزی نداشت پنهان کنه.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۱ ب.ظ:

    بسه دیگه بابا شماها شورشو دراوردین.اگه همین شیخ حسن انتخاب نمیشد و به جاش مثلا جلیلی یا قالیباف یا هر کس دیگه ای می یومد روی کار این شیخ حسن میشد نماینده ی تمام عیار شما.یکی مثل موسوی و کروبی.یه ازادی خواه مظلوم.اما حالا که رییس جمهور شده اون نوزده میلیون رای هیچی نیست و روحانی عروسک خیمه شب بازیه رهبریه.به جای این تحلیلا یه کم به ش وقت بدین شاید عین بچه ادم کار کرد.خودشونم نمیدونن چی میخوان.
    جناب شجاع فکر نمیکنید یکی دو هفته زمان مناسبی نیست برای قضاوت کردن؟دیگه خدا باید فرشته ملائکه شو بفرسته ایرانو ادره کنن که طرفین راضی بشن؟شاید یه چند وقت دیگه همه جور انتقادی به روحانی و کابینه ش وارد باشه اما به خدا حالا زوده

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۱ ب.ظ:

    دقیقاهمین جوری که میگید یکی از سایتها که ازطرفداران احمدی نژاد هست روزشمار گذاشته برای پایان
    ۱۰۰ روزدولت روحانی منم به روحانی رای ندادم ولی ادم باید خیلی نامرد باشه که به فکر شکست طرح
    های دولت کشورش باشه وخوشحال بشه که دولت زمین بخوره به نظر کم کم حداقل تا پایان ۱۰۰ روز
    چون خودشون مطرح کردن نباید انتقاد کرد

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۵ ب.ظ:

    شما یه لیوان آب بخور و انقدر عصبانی نشو و اسه سلامتتیت ضرر داره.
    یعنی انقدر ناراحت شدی از این حرف؟؟؟ حقیقت رو عرض کردم. شما می تونید قبول نکنید. دیگه لازم نیست تا حد انفجار خودتون پیش برین. ضرر داره خانومی.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۶:۵۴ ب.ظ:

    فهیمه خانم
    من روی سخنم با مخالفین اسلام هست که این ۸ سال پدر مارو در آورند
    حالا دارم انتقاد خودشونو به خودشون بر میگردونم .

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۴ ب.ظ:

    از جنس خاک
    فکر کنم یه حقیقتی هم هسست که داره شما رو ازار میده.خیلی ناراحتین که پیش بینیاتون درست از اب درنیومد ؟ که مردم به نظام اعتماد کردن؟ که مردم بین انقلاب و اصلاح دومی رو انتخاب کردن؟به خدا که خیلی بچه ای.
    پسر شجاع خودم فهمیدم که روی سخنتون با کیه و الا من که به روحانی رای ندادم و میدونم الان دقیقا داری چی کار میکنی.من میگم فایده این حرفا چیه؟این همه با هم جنگیدیم بس نبود؟ این همه پول و جوونی و انرژی و اعصابمون که زخم برداشت بس نیست؟بابا یه کمم اتیش بس دیگه.یه کم وقت بدیم این بشر خودشو اثبات کنه.اگه خدای نکرده خودش نخواست که موفق بشه اون وقت انتقاد کنید هم به روحانی هم به بعضی طرفدارای متوهمش.البته طرفدارای قبل از انتخابات چون بچه زرنگا برای اینکه سابقه ی مبارزاتی شون خراب نشه دارن دور رییس جمهوری که بی دعوا با نظام روی کار اومده رو خالی میکنن.زرنگیه دیگه کاریش نمیشه کرد.

    یک نفر از جنس خاک پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۴ ب.ظ:

    مردم به نظام اعتماد ندارن، رای به روحانی رای به آزادی بود. این تنها درگاه برای بیان حرفهایشان و خواسته هایشان بود..
    و الا حسن روحانی کیلو چنده؟ وقتی در کشور هیچ رسانه ی آزادی برای بیان حرف و درد دل ملت وجود ندارد، ناچار از این طریق به میان آمدند. شما هم بی خودی ذوق نکنید. این نظام ارمغانی ندارد که به آن ببالیم و افتخار کنیم.
    اگر دارد فقط یک دانه برای ما بشمار تا توجیه شویم.

    فهيمه پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

    تو که راس میگی.حضرت والا شاید یه عده مثل جنابعالی به خاطر ازادی به ش رای داده باشن منتها خیلی کوچه بازاری میگم:مردم به روحانی رای دادن چون فکر میکردن نرخ بازار و نبض بازاری دست اکبر شاهه و هاشمی اگه خودش نیست نماینده ش هست.واسه همین رای روحانی شد نوزده میلیون و الا خیلی از دوستان ازادی طلب جنابعالی به این درگاه امیدی نداشتن و انتخابات رو تحریم کردن.باور نمیکنی یه سر به پستا و کامنتای نزدیک انتخابات بزن
    نمیدونم روحانی کیلویی چنده.من دانشجوام با قلم و کتاب و دفتر سروکار دارم این سوالو خودت که ادمارو کیلویی قیمت میذاری جواب بدی بهتره.البته تا جایی که ما یادمونه تا سه چهار ماه پیش که مطمئن بودین این بابا رای نمی یاره قیمتش بالا بود.کیلویی چند بودو نمیدونم ولی میدونم اگه رای نمی یاورد بالاتر از اینم میرفت.مثل دلار مثل طلا.
    منظورت از ازادی بیان همون گفتن اینکه سپاه دزدی میکنه و بسیجم روش سرپوش میذاره ست؟اونم بدون سند و مدرک؟اونم از زبون شماها که برای روشنی روز و سیاهی شبم از ادم مدرک میخواین؟بی خیال بابا. تواگه منصفانه و صادقانه و بدون توهین و تهمت بگی نظام بیمار نیست خودشو بدنام کنه

    omid پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۸ ب.ظ:

    پسر شجاع!

    با افکارت مخالفم اما ناگزیرم بگویم طنز قشنگی در بیان نظراتت هست که تیزی و تلخی آن را تا حدی تعدیل میکند .
    روی این موضوع کار کن .

    [پاسخ]

  45. ع
    ۴ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۷:۳۳ | #45

    خوب؛ مثل اینکه اسناد نشان میدهد در جنگ عراق و ایران آمریکا با دانستن اینکه عراق قصد استفاده از سلاح شیمیایی دارد به آن کشور کمک کرده است.
    این مسئله زمانی که غرب دارد در مورد مسئله ای مشابه در سوریه حرف میزند؛ بقول خارجکی ها irony دارد.
    فکر کنم یکی به نفع آقای حسینی.
    http://www.foreignpolicy.com/articles/2013/08/25/secret_cia_files_prove_america_helped_saddam_as_he_gassed_iran

    [پاسخ]

  46. رسول
    ۴ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۸:۴۰ | #46

    درود بر زنگنه .
    بدا بر طرز تفکر دولتمردان دولت قبلی که ایرانی رو دست کم گرفتند و این همه بدبختی رو این چند سال برای ایران وایرانی درست کردند .

    [پاسخ]

    رسول پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    متاسفانه آقا امید اصل پیام رو حذف کرد این پیام من در جواب خبری دادم که حکایت از این داشت آقای زنگنه یک پروژه نفتی رو از چینی ها گرفت و به پترو پارس داد .
    ———————————————
    یادم هست چند سال قبل (درزمان دولت نهم آقای احمدی نژاد ) در یک شرکت مخابراتی کار می کردم . مناقصه ای درارتباط با یک پروژه مخابراتی انجام شد و درنهایت پروژه را به شرکت هووایی چین دادند یکی از مدیران شرکت ما که هم دارای درجه دکترای مخابرات از یکی بهترین دانشگاههای کانادا بود و سالهای سال هم در کشور در دانشگاهها سابقه تدریس داشت و هم درشرکتهای مخابراتی هم خارج از ایران و هم درداخل صاحب سابقه بود گفت این پروژه به راحتی در داخل ایران با کیفیت عالی توسط نیروی ایرانی قابل انجام است در حالیکه پروژه را به شرکت چینی هووایی می دهند که با کیفیت بد پروژه را انجام می دهند . حالا سوال من از شما برادران ارزشی این است آیا به نظر شما این خیانت به ایران و ایرانی نیست ؟

    [پاسخ]

  47. با بک
    ۴ شهریور ۱۳۹۲ در ۲۰:۰۹ | #47

    این بحثای بیحاصل رو ول کنین. کسایی که دستشون تو کاره بگن اگه غربیا بخوان دهنه بشار و سرویس کنن دلار و طلا میکشه بالا یا نه؟ طلا بخریم یا نخریم؟

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۸ ب.ظ:

    ارزش طلا تو ایران وابسته به قیمت جهانی نیست!باید ببینیم از حسن جون چه آبی گرم میشه!فعلا پولتو نقد نگه دار،طلا میکشه پایین به نظرم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    به جهانیش چکار دارم؟ اگه غرب به سوریه حمله کنه ملت جو گیر فک میکنن فرداس که به ایران حمله کنه می رن طلا و دلار بخرن اینام میکشه بالا. این تحلیله منه البته. ببینیم جنگ میشه یا نه.

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    زهی خیال باطل!…جناب گروهبان قندلی(بابک سابق!)
    شما واقعا فکر کردی اینا(غرب) به طور مستقیم به سوریه
    حمله میکنن؟!…این چیزا رو فقط میگن چون میخوان یه جو
    روانی قوی براه بندازن تا روانی های مثل شما اینو باور
    کنین و پی خریدن سکه طلا در بازار بشن. در حالی که
    همین خود شما(بله خود خود شما) با این کاراتون رسما دهن
    بازار ایران رو با این دلال بازیاتون رسم به …میدین!
    و بعدش با کمترین احساس ناراحتی در حالی که باد به غبغب
    انداختی(که رسما انسان میترسه بترکین!!!) میاید اینجا
    و با اون توهمات عجیب غریب مالیخولیایی رسما همه چی
    رو به باد انتقاد میگیرین که چی…هیچی چرا ایران وضعش
    این طوریاست و چرا ما هنوز به هم نژادیهای عزیزمون(!) المانها
    نرسیدیم.

    کلا تو رو اعصاب منی و اگه من کاره ای بودم تو رو تحت پیگرد
    بین المللی در سرتاسر دنیا قرار میدادم!!!!

برگه نظرات
1 2 3 4 12609
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: