خانه > انقلاب اسلامي, سياست > هزینه تماس تلفنی را حسن پرداخت کرد یا حسین؟!

هزینه تماس تلفنی را حسن پرداخت کرد یا حسین؟!

oh

دشمنی و دیوار بی اعتمادی بین ایران و آمریکا آنقدر بلند بوده و هست که کمتر کسی تصور می کرد مرحله اول تخریب این دیوار بلند، با تماس تلفنی حسن و حسین (روسای جمهور ایران و آمریکا) همراه باشد. شاید اکثر کسانی که از مذاکره و برقراری رابطه حمایت می کردند، فعلا و در گام اول به همان سخنان نسبتا مثبت اوباما و پاسخ آقای روحانی و مخصوصا دیدار ظریف و جان کری قانع بودند و توقعی بیش از این هم نداشتند؛ اما خبر تماس تلفنی اوباما با روحانی همه را غافلگیر کرد. چه طرفداران مذاکره و چه مخالفانش را.

این اتفاق را می شود هم با دیده شک و تردید نگاه کرد و هم اعتماد و امید. در عالم سیاست هیچ چیز غیر ممکن نیست. می توان خوشبینانه تصور کرد که اوباما احتمالا می خواهد گامی بلند به سوی ایران بردارد و گذشته پر از خیانت و جنایت دولت آمریکا را علیه ملت ایران جبران کند! اما این فقط یک احتمال هست. یک احتمال ضعیف. تاریخ روابط ایران و آمریکا آنقدر حادثه تلخ و فراموش نشدنی در خود دارد که نمی توان به راحتی لبخند مسئولان آمریکایی را باور کرد. این فقط نظر من و یا افرادی مثل من نیست، این واقعیت مسلمی است که هر آدم منصف و واقع بینی آنرا تایید می کند.

چند روز قبل کتاب «آقای سفیر» را می خواندم که در لابلای صفحاتش چندین بار به اقدامات آمریکا علیه ایران و دلائل بی اعتمادی ایران به آمریکا اشاره شده است. جالب اینکه آقای ظریف در این کتاب دو سه بار تاکید کرده که ایران و آمریکا اختلافاتشان را همیشه حفظ خواهند کرد. از نکات قابل تامل دیگری که آقای ظریف در این کتاب به آن اشاره می کند این است که «اقدامات مقطعی مثبت، نه تنها به بهبود روابط کمک نکرده بلکه باعث تندتر شدن فضا شده است. مثلا اقدامات مثبت ایران در جنگ اول خلیج فارس و کمک به آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان، به جای کاهش تنش به سیاست مهار دوگانه آمریکا منجر شد و یا بوش در پاسخ به نقش محوری ایران در حل بحران افغانستان، جمهوری اسلامی را در محور شرارت قرار داد. این تحولات منفی در پاسخ به اقدامات مثبت، باعث تشدید جو بی اعتمادی و خصومت شده است.» (ص ۱۵۴)

با این حال آقای ظریف با توجه به این جو بی اعتمادی، تاکید میکند که روابط ایران و آمریکا نیازمند یک پارادایم جدید است که با توجه به اقدامات گذشته آمریکا، باید با تغییر اساسی دیدگاه آمریکا آغاز شود. (ص ۱۵۴)

البته برای این تغییر اساسی الزاما نباید توقع حداکثری داشته باشیم. یعنی با توجه به اصول و خطوط قرمزی که هر کشور برای خود تعریف می کند، نمی توان توقع داشت که ایران و آمریکا به کشورهایی دوست و نزدیک به هم تبدیل شوند، اما می توان از مدل چین و ویتنام و روسیه استفاده کرد که علی رغم دشمنی و یا رقابت سنتیشان با آمریکا، تعاملات و مذاکراتی هم با همدیگر دارند. پس ما مخالف اصل مذاکره نیستیم، بلکه مثل آقای ظریف عقیده داریم که سابقه آمریکا، خود بزرگترین مانع برسر راه توافق و مذاکره است. حال نکته اصلی اینجاست که آن تغییر اساسی در سیاست دو طرف، تا کجا و چه اندازه باید اتفاق بیفتد؟ آیا اهداف و جهت گیری های کلان را هم شامل می شود؟ مطمئنا نه. آمریکا به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن از اصول کلان خود نمی شود، اما قطعا توقع کوتاه آمدن ما را دارد!

براین اساس من فکر نمی کنم که کنار هم نشتن ظریف و جان کری و یا تماس تلفنی اوباما، یک گام مهم برای جبران اشتباهات آمریکا باشد. به نظرم اقدام اوباما، بیش از آنکه در جهت تعامل با ایران باشد، در پی تاثیرات رسانه ای و سیاسی دیگری است که ربطی به رفع سوءتفاهمات ندارد. مخاطب اصلی این تماس تلفنی، نه آقای روحانی، بلکه قلوب و اذهان مردمانی در سراسر جهان مخصوصا در کشورهای اسلامی بود که در طول سی سال گذشته، الگوی زندگیشان را از جمهوری اسلامی گرفته و با ادبیات امام تربیت شده بودند و با همان ادبیات هم با آمریکا برخورد می کردند. اما حالا می بینند که این ادبیات دچار تغییر و تحول شده و جمهوری اسلامی دم از مذاکره با شیطان بزرگ می زند! (این را بگذارید کنار سایر نشانه ها، مثلا اظهارات تازه منتشر شده آقای هاشمی رفسنجانی درباره حزب الله لبنان!)

نفس این خبر به همراه حواشی و شایعات پیرامون آن و اقداماتی غافلگیر کننده و بی سابقه مثل گفت و گوی تلفنی روحانی و اوباما، خیلی ها را دچار گیجی و سرگردانی کرد. چه بُردی ساده تر، مهمتر و موثرتر از این برای آمریکا؟ برقراری ارتباط و تعامل بین دو کشور متخاصم، نیازمند مقدمات و پیش زمینه هایی است که در یک دوره گذار یا انتقالی صورت می گیرد و به گفته آقای ظریف گاهی ۲۰ یا ۵۰ سال طول می کشد (ص ۱۷۷) حال چرا رییس جمهور آمریکا که قطعا اینها را بهتر از ما می داند، در اولین قدم به دنبال ملاقات، دست دادن، عکس گرفتن و یا تماس تلفنی است؟ چرا اوباما باید اینقدر عجول و جوگیر باشد؟ پس معلوم است که نفس همین ملاقات و انتشار خبر آن برای آنها اهمیت دارد.

بنابراین من فکر می کنم برنده سیاسی، رسانه ای، تبلیغاتی و استراتژیکِ تماس تلفنی دو رییس جمهور، اوباما است! اصلا لازم نیست با ادبیات ارزشی به قضیه نگاه کنیم، با همین نگاه ابزاری و مادی و فایده گرایانه هم می شود مساله را فهمید. بد نیست دوباره به کتاب آقای سفیر برگردیم و نظرات آقای ظریف را درباره باراک اوباما و سیاست او در قبال ایران بدانیم: «سیاست آقای اوباما به دلیل دریافتن اهمیت اقتدار هنجاری در مقابل هژمونی نظامی بود که مورد توجه نخبگان آمریکا قرار گرفته بود. اگر این حرفهای تئوریک را تبدیل به شعارهای سیاسی بکنیم، می شود سیاست تغییر… آمریکا به دلیل همین سیاست آقای اوباما مشروعیت رهبری کسب کرده است… آقای اوباما گفت که من سیاست نرمی را در پیش می گیرم تا ایران با هر دیدگاهی از سیاست هایش کوتاه بیاید! اگر نیامد من می توانم تحریم ها را شدیدتر کنم و در دنیا هم برای سیاست های ضدایرانی خود مقبولیت و مشروعیت پیدا کنم!» (ص ۱۷۶)

این بخش از کتاب، حاوی نکته مهمی است. مطمئنا آمریکا از خواسته هایش عدول نکرده و اوباما اکنون خودش را پیروز یک سیاست چند ساله می بیند! به هرحال سیاست های دولت آمریکا، ناشی از یک تصمیم شخصی و احساسی نیست که مثلا اوباما در یک لحظه متحول و دلش برای آقای روحانی تنگ شود. قطعا برای هر تصمیم و عملی، برنامه ریزی دقیقی دارند و به منافع کوتاه مدت و بلندمدت آن توجه می کنند و انتظار این است که دولتمردان ما هم به آن توجه کنند.

البته این تعاملات یک فایده هم برای جمهوری اسلامی دارد. تا پیش از این، منتقدین و مخالفین، نظام را متهم می کردند که «چرا مثلا با روسیه و چین رابطه دارد و با آمریکا نه؟ اگر جنایت بد است، خوب روسیه هم در دشمنی با ملت ایران سابقه روشنی ندارد» با اینکه این منطق با توجه به استمرار دشمنی آمریکا با ایران قابل خدشه است، اما حالا منطق و نظر مخالفان در بوته نقد و سنجش قرار گرفته است. حال ببینیم آیا گرهی از مشکلات ما باز می شود یا نه؟ و آیا آمریکا دست از اقدامات ضدایرانی خود بر میدارد؟ و آیا به این لبخندها و تعارفات ادامه می دهد یا اینکه کم کم و قدم به قدم جلوتر می آید و طلبکار می شود؟ ما فعلا منتظریم تا ببینیم سرانجام این پیامها و پیامکها و تماسها چه می شود؟

از طرفی این ماجرا، به خوبی ثابت کرد که نظام اسلامی، یک سیستم بسته سیاسی نیست که یک نفر همه امور را در دست داشته باشد. در جمهوری اسلامی، اصل تفکیک قوا حقیقتا به رسمیت شناخته شده و تغییر دولتها مساله ای ظاهری و نمادین نیست.

یک نکته هم برای بعضی دوستان سابق: همه این تغییر و تحولات در سیاست های نظام و همه این چرخش ها و نرمشها، ارتباط مستقیم با نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و تغییر گفتمانهای سیاسی دارد. به طور سربسته و خلاصه منظورم این است که در انتخابات فقط شعار و ادای تکلیف مهم نیست، شعور و نتیجه هم مهم است!

  1. reza
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۰۸:۲۹ | #1

    با سلام به همه بچه ها
    تیرگر عزیز از شهریار زرشناس پرسیدی به خوبی میشناسمش!ولی اریوشین من را دقیقا به یاد امیر محبیان میاندازدبله نویسنده ثابت روزنامه رسالت
    همان کسی که صورت خود را به زیبایی می تراشد .عینک المانی میزند و به همراه همسرش همیشه از پاساژ ارین میرداماد خرید میکند.نکته جالب پیموند دادن اصولگرایی و راست گرایی ایشان با اصول مدرنیته و دموکراسی است .چند بار به ایشان گفتم که این سبک حرکت او مرغ پخته را به خنده در میاورد .کسی که فکر میکند سامانه ولایت مطلقه فقیه به دموکراسی بیشتر شباهت دارد تا خلیفه گری یا تئو کراسی .یا حرکات به اصطلاح خودجوش همفکرانش را ارکان ازادی و لیبرالیسم میداند و………..
    من با اطمینان میگویم که دوستان به ذات اصولگرا مانند شجاع و حسن صادقانه به بیشترین چیزی که اهمیت میدهند حکومت اسلامی است و این اشکالی ندارد و سلیقه انهاست (حالا شاید این ایراد به انها وارد باشد که با این حرکات و دشمنی با دنیا و فقر اقتصادی و تخلیه فکری و جسمی جوانان در بلند مدت انها به همان هدف حکومت اسلامی هم نه تنها نمیرسند بلکه اصل مذهب نیز در خطر است و این است که امثال من دغدغه دین داریم ولی حکومت اسلامی هرگز ؟ زیرا اگر بر فرض مذهب را پاک و سیاست را کثیف بدانیم درتاریخ این سیاست بوده که مذهب را به سمت خود کشانده و مذهب در پاک کردن سیاست هیچ دستاوردی نداشته .شاهد مثال ما عدم حمایت ما از مسلمانان چچن و ایغور های چینی به خاطر مسایل سیاسی و اقتصادی )
    من کوچکتر که بودم تصوری که از ریگان و تاچر داشتم انسانهایی خو ن اشام بود که فقط به فکرکشتن مردم هستند .بزرگتر که شدم و به زمامداری کلینتون و اوباما و بلر که رسیدم به این فکر رسیده بودم که چون دنیا پیشرفت کرده زمامداران انها هم روحیه انسانی بیشتری پیدا کردند .ولی اینجا بود که دیدم حق کاملا با استاد یوسفی است .در قضیه سوئز امریکاییها نه تنها هیچ دخالتی به نفع صهیونیستها و انگلیسها نکرده بلکه ایزنهاور سبب شکست انها در قضیه ملی شدند کانال شد(حالا شاید تحلیلگرانی طبق معمول این قضیه را مربوط به خالی کردن پشت انگلیسها از طرف امریکاییها برای حذف انها و جایگزینی خود بدانند) .کارتر بعد از اتمام کارش در دولت به مانند احمدی نژاد!!!بنیاد خیریه برای بیخانه ها تشکیل داده و شخصا بیل و کلنگ نمادین به دست میگیرد تا خانه برای بیبضاعتها بسازند(بعدا محمود ما هم با اتخاذ سیاستهای غلط ارزوی خانه دار شدن را برای بخش بزرگی ازایرانیها به یاس تبدیل کرده
    .کلینتون بنیادی برای خرید داروهای خاص و گران برای بیماریهای خاص به راه انداخته دوباره به مانند احمدی نژاد!! که کاری کرد که بیماران خاص ما از بیدارویی مردن را به زنده ماندن ترجیح دهند .بله این است سرنوشت روسای شیطان بزرگ که متاسفانه از همین حالا به زعم ما برایشان مکانهایی در جهنم در نظر گرفته شده و فکر میکنیم که عدالت خداوند به گونه ایست که رهبران ما هم به صرف مذهب تشیع داشتن و نیت پاک مستقیم به بهشت میروند و خداوند کاری ندارد که انها چه تعدای را به نابودی کشاندند!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۵ ق.ظ:

    فرمودید:
    ” انها به همان هدف حکومت اسلامی هم نه تنها نمیرسند بلکه اصل مذهب نیز در خطر است ”

    بنده دوستان زیادی ندارم اما دوستانم خیلی با من راحتند.
    واقعأ در این چند ساله اعتقادات و نگاه مردم به دین تغییر کرده.
    بیست یا سی سال قبل در بین تمام آشنایان یکی دو نفر ضد دین بودند اما این چند ساله قضیه خیلی تغییر کرده.
    باز شماها که دوستان زیادی دارید حتمأ بهتر می دانید.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۵ ق.ظ:

    اخیرأ حقیقتی را حس کردم و به یقینی رسیدم، که خیلی متعجب شدم.

    اگر می خواهید ایمان مردم رشد یابد، فروش مشروبات الکلی، بی حجابی و کاباره ها را به نوعی و تا اندازه ای آزاد کنید.

    آنهمه علاقه به اسلام ، آنهمه ایمان و فداکاری در سال ۵۷ چنین علتی داشت.

    گویی مردم پس از آنکه چند بار مشروب خوردند، پس از آنکه مدتی بی حجاب بودند، پس از انکه چند بار به خانه عفاف یا دیسکو بروند، سپس این کارها را کنار گذاشته و علاقه بیشتری به اسلام و دین پیدا می کنند.

    و در مقابل با سخت گیری شما جامعه ای درست می کنید که در ظاهر همه حجاب دارند، مشروب نمی خورند، روسپیگری وجود ندارد…
    اما مانند موریانه ایمانه شان از داخل خورده شده است.

    اگر تحقیق علمی صورت گیرد مطمئن باشید این واقعیت را نشان خواهد داد.

    * * *
    این را در نظر داشته باشید
    جامعه ای که ما امروز داریم تقریبأ در تاریخ بشر بی سابقه است.
    هیچ زمان و در هیچ کجای دنیا مردم بطور طولانی و به اندازه امروز ما از مشروبات الکلی محروم نبوده اند . از مجالس خوش گذارنی محروم نبوده است لـــــــــــــذا ….
    لذا بعید نیست که در جامعه ما اتفاقی بی افتد که در تاریخ بشر بی سابقه باشد.
    بنده در همین دنیای محدودی که دارم در بین همین افرادی که می شناسم، حس می کنم که ایمان مردم دارد بسرعت ضعیف می شود.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۲ ب.ظ:

    جناب آقای یوسفی سلام…
    برادر من …بزرگوار … واقعا شما چنین نسخه ای را حاضرید برای خانواده و فرزندان خود بپیچید؟؟؟؟
    بدمستی و بی ناموسی مگر تیله بازی و یا کفتربازیست که مدتی مشغول باشیم و بعد کنار بگذاریم؟؟؟؟
    چند درصد جوانان و انقلابیون و به قول شما فداکاران در راه اسلام کاباره رو بودند؟؟؟؟ استثناء را تبدیل به قاعده میکنید؟؟؟
    کشورهای غربی که مدتهاست شنگولند به کجا رسیدند؟؟؟؟
    ایمان مردم تضعیف نمیشود این مظاهر شیطانیست که روز به روز قویتر و فریبنده تر میشود …. به نظر من امروزه روز اگر یک جوانی فقط سالی چند بار مانند شب قدر وضویی بگیرد و نمازی بخواند برابری میکند با عرفای قبل از انقلاب و چه میدانم ۵۰ سال پیش….اینها را در نظر نمیگیرید؟؟؟

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۵ ق.ظ:

    آقا رضا سلام….
    توی سربازی تهرونیها توی ورزش صبحگاهی میخوندند که : تموم ایرون میگن بچه تهرون تکه…. انصافا بیراه هم نمیگفتند
    ببین رضا جان واقعا ایران همه انرژی خودشو در مقابله با غرب و صهیونیسم داره صرف میکنه که درصد زیادش واقعا به خاطر اون چیزی که منافع انقلاب اسلامی مینامندش هست والبته کمی هم حمایت از مستضعفین جهان….
    دیگه نیرو و توانی نمیمونه برای حمایت از چچن و اویغور…. بعدشم آخه چچنی های سلفی آلت دست وهابیهای سعودی آخه حمایت کردن دارند؟؟؟
    و یا مسلمانان اویغور چین که به رهبری خانمی به نام قدیره که الان توی آمریکاست علیه تمامیت ارضی چین فعالیت دارند چه دفاعی میتونیم داشته باشیم ازشون؟؟؟؟ اون هم در برابر حکومت چین که برای خط قرمزهاش از روی جوانان خودش هم با تانک رد میشه…
    توی فلسطین باز یه بهونه هست که چرا مسلمونا رو آواره کردند…. ما با چه بهونه ای جلوی چین که ادعا داره این مسلمونا خود مختاری میخوان و تمامیت ارضی ما در خطره بایستیم؟؟؟؟ تازه سرکوب اونها خیلی مقطعی بود نه اینکه هفتاد سال ادامه داشته باشه…
    و اینکه رهبران ما جاشون بهشت نیست با شما بحث نمیکنم اما اینکه به کنایه از جهنم رفتن روسای شیطان یاد کردید برام جالب بود….

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۴ ب.ظ:

    با سلام
    حسن جان منظورت از بچه تهران بودن متلک بود یا حکمتی پشت ان داشت که خواهش میکنم بگو دلیلت چه بود؟
    ایا به نظر شما همه چچنها سلفی هستند ؟پس همه مسلمانان غیر شیعه سلفی هستند ؟تنتها ملتی که هیچ وقت تسلیم تزارها نشدند .ان موقع که رهبر مبارز انها در قرن ۱۶ بعد از چندین سال مبارزه گرفتار شدو با ان هیبت وارد کاخ تزار شد وزیر ملیجک برای خود شیرینی گفت مواظب باشید نخوردتان که ایشان گفت خوشبختانه خداوند خوردن گوشت سگ را بر ما مسلمانان حرام کرده ؟
    اتفاقا اینطوری هم نیست که شما فکر میکنید برادر همسرم که با قطار به مسکو رفته بود تعریف میکرد که درمنطقه چچن گرفتارراهزنان چچنی شده اند و لی همین که فهمیدند ایرانی هستیم ازگل بالاتر به ما نگفتند و فقط با روسها کار داشتند در حقیقت راه زن نبودند دنبال احقاق حق بودند.
    حسن عزیز ما خودمان علی رغم شعار مسلمانی از همه بدتریم ودرکابل که کمیته امداد فعالیت داشت تمام هم و غمش در وهله اول هزاره های شیعه بودند اگرتهش چیزی میماند تاجیکهای فارس زبان ولی پشتوی سنی هیچ !
    در عبادان نیجریه جمعی شیعه زندگی میکنند .مبلغان ایرانی تمام فقرای شهرهای دیگر را زیر پا میگذارند تا به کمک انها بروند .در صادرات سیب به پاراچنار پاکستان عمدا با کاغذهای زیارت عاشورا مزین میشود تا اعصاب وهابی ها سپاه صحابه را به هم بریزند .
    از چین گفتی نه عزیز چینیها ی هان اروچی و تبت و خیلی جاهای دیگر را متصرف شدند .در کارخانه های ارومچی کارهای خوب را به هانهای مهاجر داده و از مسلمین بیگاری کشیدند.
    میخواهی برایت ثابت کنم رفتارچینیها از صهیونیستها بدتر است .اعراب ۲۰ درصد اسراییل را تشکیل میدهند و در کنست (پارلمان اسراییل ۱۷ نماینده دارند)نبیل محمد نمایند شهر اشدود تمام ناسزاهای خود را نصیب نخست وزیر و فرمانده ارتش کرده و ازحماس و حزب الله دفاع میکند.حزب لیکود خواستار سلب مصونیت او میشود که دادگاه عالی اسراییل مانع میشود .در عسقلان (اشگلون عبری )بیمارستانی است در سر راه غره و مصر که به اعتقاد بسیاری از شیعیان و مسلمین سر مبارک امام حسین درانجا قرار دارد وزائران پاکستانی و افغانی که به زیارت میروند .زیارت خود را در طبقه سنگ فرش بیمارستان انجام داده و همانجا نمازمیخوانند که نه تنها ممانعت نمیکنند بلکه گاها با اب و غذا از زایرین پرستارها و خدمه بیمارستان پذیرایی میکنند(البته حدس درست این است که سر امام از انجا به قاهره رفته و در راس الحسین قرار گرفته ).چه بسیار اعرابیکه با ازدواج با دختران یهودی تابعیت اسراییلی گرفته و به کارو درس مشغولند(سمیر قنطار ان قاتل معروف که یکبار مفصل توضیح دادم )
    حالا چینیها با مسلمین چه کردند؟غصب زمین .تبدیل به طویله کردن بسیاری از مساجد واخراج یانگ یکی از بهترین بسکتبالیستهای چین بعد از اعتراف به دینش.کشتن ۳۵۰ سرباز ترکیه که درجنگ کره در دهکده مرزی نمازمیخواندند با این استدلال مسخره که رکوع را یک نوع گارد نظامی دانسته اند(طرفه انکه روستاییان این روستا با دیدن این صحنه مسلمان شدند ) و ریشه مسلمانان کره ازانجاست و طلبهای هم در قم دارند که شیعه شده حرف زیاد است ولی ازبچه های تهران چه بدی دیدی که ظاهرا دل خوشی نداری هشترودی عزیز؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۲ ب.ظ:

    آقا رضا همه اینها رو قبول دارم …
    عرضم این بود که ما اولا دیگه توانی نداریم که جبهه های جدیدی تشکیل بدهیم… اگر هم داشتیم بهانه ای نداریم برای حمایت از اونها….
    تهش بهمون میگن در امور داخلی ما دخالت نکنید….
    در ضمن من که همون اولش گفتم دفاع ما در جاهای دیگه بیشترش به خاطر خودمونه….
    و در آخر…….
    از کجای حرف من متلک برداشت کردی؟؟؟؟؟ من عاشق بچه های تهرون هستم…. بعد از ۱۳ سال هنوز با همشون رفت و آمد دارم….
    یادش بخیر اوایل آشنائیم با یکیشون که خونشون ته شاپور بود و من همش میگفتم انتهای خیابان وحدت اسلامی…. گیر داده بودم که این لفظ “تیریپ” که ورد زبون تهرونیهاست یعنی چی؟؟؟؟ چقدر زور میزد که معنی کنه ولی خوب معادلش رو پیدا نمیکرد….

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۴ ب.ظ:

    واقعا نمیشه با این آقا رضا حرف زد … یه کلمه بگی ف بمباران اطلاعاتی میکنه آدمو…

    آریوشین پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۵ ب.ظ:

    آقا رضا، سلام و ارادت
    «بیصبرانه منتظر پاسخهای صریح و روشن و در عین حال کوتاه شما هستم»

    – بی‌صبرانه را تعمداً با تأخیر مواجه کردم تا به شکیبایی و بردباری هم را عادت کنی.
    – پاسخ‌های من بی‌پرده و آشکار است و عادت هم به مجیزگویی ندارم .
    – کوتاه نمی‌نویسم چون شما تعیین‌کننده و کرانمندکردن سخنم نمی‌توانید باشید.
    اگر موجب رنجش‌ات نمی‌شود اعلام فرمایید (اما با شناختی که از شما دارم موجبات دلخور‌ی‌ات می‌شود) ، وگرنه شما هم همانند «رودا» بسلامت!

    [پاسخ]

  2. حسن
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۰۹:۴۱ | #2

    حمید خان سلام ….
    ببخشید متوجه نشدم یعنی میفرمائید حکم قصاص غیر انسانی و وحشیانه است؟؟

    [پاسخ]

  3. مهران
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۰ | #3

    کدامیک از گزاره‌های زیر می‌تواند در رابطه با اینکه چرا خداوند بعد از حضرت محمد پیغمبر دیگری را نمی‌فرستد، درست باشد؟
    این سوال از آن نظر مهم به نظر می‌رسد که دنیای امروز با دنیای ۱۴۰۰ سال پیش اصلا قابل مقایسه نیست و مسائل مختلفی پیش می‌آید که کار به بحث و دعوا می‌کشد.

    پیش‌فرض: خداوند از طریق حضرت محمد می‌خواست با ما سخن گفته و پیامش را به ما برساند

    ۱- خداوند تمامی پیامش را با فرستادن اسلام کامل کرد و دیگر نیازی به پیامبران دیگر نیست. با اتکا به قوانین موجود می‌توان قوانین جدید را استخراج کرد.
    ۲- خداوند می‌بیند که انسانها خودشان آنقدر عاقل شده‌اند که دیگر نیازی به پیام ندارند
    ۳- خداوند می‌بیند که انسانها کار خودشان را می‌کنند و فرستادن و یا نفرستادن پیامبر جدید نقش چندانی در بهبود اوضاع بوجود نمی‌آورد.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۳ ب.ظ:

    دومی رو نمیشه قبول کرد.ادما به عقلانیت نرسیدن..وگرنه هر بار با اطمینان یه مسیری رو انتخاب نمیکردن و یه مدت بعد که نادرستی شیوه شون رو فهمیدن کنارش بذارن.ته هوشمندی ادما اینه که آگاهانه ازمون و خطا کنن تا به جواب درست برسن.
    سومی رو هم نمیشه قبول کرد.یعنی اگه قبول داشته باشیم که خدا خداست و ادمی زاد نیست که گاهی ندونه داره چی کار میکنه یا بدونه و کاری از دستش برنیاد اون وقت نمیشه سومی رو قبول کرد.
    می مونه مورد اول.
    البته قبول مورد اول به خاطر ناچاری نیست چون به نظر من هر احتمال دیگه ای هم مطرح بشه باز مورد اول درسته.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۳ ب.ظ:

    در نگاه اول جواب سوال (حداقل از دید ما مسلمونا) مشخصصه و شما هم در آخر اشاره کردید که اگه گزاره دیگری هم بود، جواب را می‌دانستید!

    ولی انصافا خیلی مسائل الآن به زندگی ما ربط داره که اون زمان به فکر هیشکی نمی‌رسید.
    این جریان استخراج قوانین از احکام موجود یک زمانی کار را شاید به جنگ هم بکشاند.
    مثلا احکام راجع به تعداد سانتریفوژها و یا غلظت غنی‌سازی را از چه حکمی می‌توان بدست آورد؟
    ممکن است بگویید تکلیف مشخص است یک نایب تصمیم می‌گیرد و همه باید اطاعت کنند. درسته ولی مسئولیت نتیجه رو کی به عهده می‌گیره؟ تازه ممکنه یک زمانی معلوم شود که حکم اشتباه بوده. حالا اینو بگیم حالت استثناییه. بریم سراغ کارهای معمولی.
    مثلا وقتی می‌شنویم که داشتن آشپزخانه اوپن مجاز نیست و ما یک همچین چیزی داریم، چکار کنیم؟ به حرف یک آقایی (که حرفش ممکنه با حرف یک آقای دیگه یکی نباشه) آشپزخانه را خراب کنیم؟
    به نظر من از نظر مسائل و مباحث خیلی خیلی خوب بود اگه ما می‌توانستیم باز هم پیام بگیریم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۸ ب.ظ:

    آقای بزرگ پیامو میگیره میده به نایبش که همون آقای کوچیک باشه ایشون هم به سپاه میگن و تمام.
    اینقدر قضیه رو برا مکتبیا پیچیدش نکنین. واسه اینا دنیا تو شش رو افریده شده. اول زمین بعد دریا بعد آسمون و خلاصه قضیه ساده تر از این حرفاست.

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۷ ب.ظ:

    نایب تصمیم میگیرد؟من نمی فهمم اینو..اگه درباره ی فتواها حرف میزنید که تا جایی که من میدونم درباره ی مسائلی از جنس چیزایی که اسم بردین کلیت قضیه رو برای مراجع تشریح میکنن بعد حکم کلی رو میگیرن.(البته این شکل درستشه ها.مواردی که اقایون قضیه رو باب میل خودشون تعریف و تفسیر کردن برای مراجع کم نبوده.)
    درباره ی مسئولیتشم خیالتون راحت..مسئولیتش با کسی نیست.میگن فقیه بایستی برای استنباط احکام همه ی منابع رو بگرده اگر چیزی پیدا کرد که حکم رو صادر میکنه وگرنه باید اصول عملیه رو به کارببنده.اگه حکمش درست باشه که هیچ درست هم نباشه کسی سوال جوابش نمیکنه به شرطی که از همه ی علمش استفاده کرده باشه و تقوا رو هم رعایت کرده باشه.خب طبیعتا وقتی دست طرف خالی بوده مواخذه ش کار درستی نیست ولی من نمی فهمم چرا باید دستش خالی باشه و چرا باید به زحمت بیفتیم. به نظر منم خیلی خوب و راحت بود که از نظر مسائل و مباحث این قدر به زحمت نمی افتادیم.

    نمیدونم من از فتواها عقبم یا شما جلوتر از بقیه فتواها رو میگیرید یا چیز دیگه.
    من که در جریان چنین فتوایی نیستم اما در کل اینکه یه چیزی درسته یا غلط یه چیزه اینی هم که حرامه یا حلال یه چیز دیگه ست.درست مثل همون فتوایی که از رهبری درباره ی حرمت استفاده از شلوار جین در صورت تحریک امیز بودن اورده بودید و ازش مخالفت حکومت با شلوار جین رو استنباط کردید.در صورتی که فتوای ایت الله خامنه ای به عنوان مرجع تقلید یه چیزه و حکمی که ایشون به عنوان رهبر حکومت اسلامی میدن و بالاتر از فتواهای سایر مراجع (حتی مراجع اعلم از خودش)هست هم یه چیز دیگه ست.

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۴ ب.ظ:

    حالا این سوالو که اهلش باید جواب بدن اما با قبول این پیشفرض، اگه قرار باشه پیامبر دیگه ای بفرسته، خواهشن بگین بقول گروس عبدالملکیان این بار پیامبری بفرسته که فقط گوش کنه. حرف زیاده و دلمون پره از دست این مومنینش.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۳ ب.ظ:

    خداوند هر جور که خودش صلاح میدونه دلتون رو خالی کنه انشاالله….

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۶:۳۹ ب.ظ:

    حیف حیف … الان فرصت ندارم ،باید یه بار سر فرصت حرفمو جمعو جور کنم ، با اون چیزایی که الا در حد توانم تحلیل کردم … بنویسم …. اصولا خداوند فرستاده ی ویژه ایی نداشته . پیامبران مجموعه ایی از دریافت های انسانی بود.
    در یک عصر و دوره ی تاریخی و در یک جغرافیای محدود پدیده ی پیامبری شکل گرفت.
    دقت بفرمائید، موسی کلیم الله ، عیسی روح الله ، محمد رسول الله .. و البته بهاء الله که به هر حال اونم داعیه پیامبری داشت. … به نام ادیان ابراهیمی … اینا مجموعه ایی از باورهای مردم میان رودان بود که در قالب ادیان ابراهیمی شکل گرفت .

    در واقع پیامبری یک پدیده ی زمینی هست. یک پدیده ی زمینی که نیاز انسان بود … و از فکر پویای انسان ریشه گرفت . و البته در یک جایی هم تمام شد … زمینو اگر به چند قسمت تقسیم کنیم .. در هر دوره ی تاریخی یک گوشه از اون پدیده ی پیامبری منطبق با زیست بوم و فرهنگ اون منطقه شکل گرفت.
    شرق آسیا
    آمریکای لاتین
    استرالیا
    و منطقه ی بین النهرین

    به نظر میرسه در حال حاضر ادیان منطقه ی شرق آسیا در حال گسترش هست .. البته در هرکشوری که وارد میشه ناخواسته با فرهنگ و دین اون منطقه آمیخته و به اصطلاح آداپته میشه.
    برای نمونه همین عرفان های نوظهور که در ایران گسترش پیدا میکنه و علی رغم بگیر و ببندها همچنان در حال پخش شدن هست .

    این بحث مفصلیه .. و منم به خاطر دارم که حسینی یه بار گفته بود اینجا از این بحث ها راه نندازید .
    بنا بر این همینجا قطعش میکنم و ادامه نمیدم
    آقا ما رفتیم … دیر شد
    بیگاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد :|

    تیرگر پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۲ ب.ظ:

    اوخ … عرض پوزش
    این کامنتو میخواستم ذیل کامنت مهران فهیمه و بابک بنویسم
    نمیدونم چرا شیفت شد پائین :???:

  4. حسن
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۹ | #4

    آقا رضا وقتی درباره کارهای انساندوستانه روسای جمهور آمریکا میگفتید یاد کارتونهای زمان بچگی افتادم که شخصیتهایی مثل آدلهاید و سارا و چندتای دیگه که توی مدرسه شبانه روزی درس میخوندند… بعد از مدتها پدرشون از مسافرت میآمد … یه فرشته که با مهربونی بینهایت اول حال خانم مدیر بدجنس رو میگرفت و بعد هزینه تحصیل چندتاشون رو متقبل میشد و کلی هم عروسک برای بچه ها میآورد…. این آقا توی این همه مدت کجا بوده ؟؟؟؟ درست حدس زدید… آفریقا … هند… اون جا چیکار میکرده ؟؟؟؟

    [پاسخ]

  5. فهيمه
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۱۴:۵۶ | #5

    جناب حمید
    فکر نمیکنید که دیدتون به قصاص و محکومین به ش نادرست و ناقصه؟
    دلایل مختلفی واسه اعدام هست. گاهی کسی که تو یه درگیری و دعوای ساده ی خیابونی یا تو نزاعهای دسته جمعی به راحتی کشته میشه یا مثلا قصدش دفاع مشروع یا کمک به کس دیگه ای بوده ولی نمی تونه اینو به دادگاه اثبات کنه و در نتیجه قاتل شناخته میشه و به اعدام محکوم میشه که اتفاقا دید کلی جامعه هم به همچین ادمایی مثبته(البته تا وقتی که خودشون ولی دم نباشن)و به خاطر همین موضوع مورد علاقه ی سینماگرا هم هست وداستانش رو تو فیلمایی مثل هیس دخترها فریاد نمیزنند و دهلیز و من مادر هستم و زیرتیغ و امثالهم دیدیم.خب اینجا اعدام به شدت مجازات سخت و غیرمنصفانه و بی فایده ایه و منم اینو قبول دارم.
    اما یه وقتی کسی با قصد و نقشه ی قبلی یه نفر یا حتی چند نفر رو میکشه یا کسی که تو کار تولید و توزیع مواد مخدره و طبیعتا میدونه کارش باعث بدبختی و حتی مرگ مصرف کننده ها و از هم پاشیدن خونواده ها میشه یا کسی که به طور مثال مرتکب تجاوز به عنف شده یا اشرار و سارقای مسلحی که باعث ترس و وحشت مردم میشن و..
    به نظر شما چه مجازاتی برای گروه دوم درنظر بگیرن که حالا بازدارندگیش هیچی فقط منصفانه باشه؟
    قطعا تماشای تو هوا معلق بودن یه ادم (هرچند گناهکار)ودسته و پا زدنش سخت و غیر قابل تحمله ولی قطعا غیرقابل تحمل تر و دردناکتراز لحظه ای که یه بی گناه کشته میشه نیست.
    من درباره ی گروه دوم به شدت به اون آیه ای که میگه ای خردمندان همانا در قصاص برای شما حیات و زندگی است موافقم.درباره ی گروه اول هم بله این حکم واسه زمانی که یه قبیله به انتقام کشته شدن یکی از اعضاش به قبیله ی قاتل حمله میکرد و یه جنگ تمام عیار اتفاق می افتاد و کلی کشته و خسارات به جا میگذاشت حکم بسیار درست و منصفانه و تنظیم کننده ای بوده و همین حالا هم اگه درست و به جا صادر بشه حکم درست و مفیدیه.بلاخره چیزی که مسلمه اینه که اندازه وشکل خشونت ما با مردم اون منطقه و اون دوره خیلی فرق میکنه.به نظر من تو هر مورد باید با توجه به شرایط حکم صادر کرد.

    [پاسخ]

  6. reza
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۷ | #6

    بچه خوب اهستان مخصوصا حسن عزیزو بانو فهیمه سلام
    اولا خوشحالم که نظرت به من و بچه های تهرون منفی نیست .من را یاد کجا انداختی ته شاهپور و گذزمهدی موش و درخونگاه و باشگاه سعدی و کله پاچه سید داوود و معجون تک والبته پاتوق شما روبروی اگاهی شاپور و خیابان تشکیلات بوده(راستی از پدرت حاج شاهیو غفار اسماعیلی را پرسیدی؟)
    ولی حسن شما در کودکی ازمن سیاسی تر بودی .ظاهرا ابتدایی درس میخواندیکه ایران قطعنامه را قبول کرد (گفتی در قم انگارخاک مرگ پاشیده بودند)
    من خیلی دوست دارم ببینم که اقای یوسفی اهل کجاست که حدس خودم یا اصفهان است یا اطرف تهران!
    حسن جان فرمودی نای جنگیدن در چند جبهه را نداریم !من فکرکنم همین حالا هم اگر درجبهه اقتصاد بجنگیم کافی است .وای به حال اجنبی !
    حسن جان هر وقت خواستی مقایسه کنی روسای دول خارجی را سعی کن جسارتا قیاست کامل باشد !ماندلا را به عنوان یک رهبر مبارز با رهبر خودمان .واسلاو هاول را با خاتمی واوباما یا بلر را با روحانی ورابرت موگابه را با احمدی نژاد و……..یک جدول تهیه کن تمام صفات مناسب یک رهبر خوب را درنظر بگیر نمره بده
    ببین کدام ملت در رفاهند .کدام یک ازادترند .کدام رهبر تحمل حرف شنوی بیشتری دارد .کدام رهبر زمینی است کدام اسمانی!با کدام رهبر میتوان شوخی کرد.کدام ازنظر مالی پاک است.از جنس فامیلی ان رهبر درمقامات میبینی یا نه و دهها دلیل دیگر
    اما شما فهیمه عزیز:
    من درمورد قصاص اصلا مخالفتی ندارم ولی با اعدام کاملا مخالفم و مخصوصا مواد مخدر
    زیرا درمورد قصاص نفس از انجاییکه حق حیات از یک نفر و خانواده اش گرفته شده انها مختارند این حق را از طرف مقابل بگیرند(اگر چه به شدت موافق رضایت اولیا ی دم و پیگیری درجهت تراضی هستم)ولی در مورد اعدام:
    ایا اعدام چندین هزارقاچاقچی و بستن مرزها تاثیری درمیزان معتادین درجامعه داشته ؟من دراین مورد چون با شغلم مرتبط است اصلا حرف بیربط نمی زنم بلکه حرفم حاصل کار هر روزه و طاقت فرسای مواد و قاچاقچی است
    شما با اعدام یا زندانی ابد .یک شخص را تنبیه نمیکنید بلکه یک خانواده یک فامیل و درنهایت یک جامعه را تنبیه میکنید (در همین موردزنده شدن اعدامی بجنورد دو دختردارد بنامهای فاطمه و سعیده که چند روزاست به همراه مادرشان به امامزاده میروند تا دعا کنند پدر دوباره اعدام نشود که جدا موجب وهن ایران میشود).متاسفانه قضات ما دراین مورد سواد و اموزش کافی ندارند .زندانهای مملو اززندانی است(متوسط هزینه هر زندانی برای دولت ازنظر حسابداری صنعتی ۳۲۰۰۰ تومان است که وقتی حساب میکینی پی به هزینه سرسام اور ان میبری)به خاطر حاضر نبودن درخانواده .خیلی ازهمسران تقاضای جدایی میکنند .کودکان در خیلی موارد به حال خود رها شده و دربهترین حالت نزد اقوام بزرگ می شوند.زندانی ها با شنیدن ازدواج مجدد همسر دچاراختلالات روانی .خود کشی واعتیاد و…میشوند.فرزندان دختر موقع ازدواج به مشکل برمیخورند(این مورد به خصوص را حدااقل بارها شاهد بودم و چند بارهم خودم وساطتت کردم) و هزاران حاشیه دیگر که اگردوست داشتید برایتان میگویم
    بزرگترین مشکل کشور ما عدم تبدیل ثروت زیر زمینی به روی زمین است .ریشه خیلی از این مشکلات فقر است (خواهش میکنم دوستان مذهبی تقوای خود را با دیگران مقایسه نکیند که انسانها و استانه تحریکشان با هم فرق دارد).
    خود من راهکارهایی را در یک سمینار پیشنهاد دادم که پاره ای ازانها را بیان میکنم
    ۱-استفاده از دستبندهای الکترونیکی.با استفاده از این دستبند زندانی در خانه زندانی میشود و تا محوطه ای خاص بنا بر جرمشان رفت و امد دارد. خوبی این دستنبند ها این است که یک تراشه الکترونیک است و دید ندارد
    ۲-دایر کردن کارگاههی تولیدی برای باروری زندانیان وجبران بخشی ازهزینه مالی خانواده
    ۳-استفادهاز مجازاتهای جایگزین اجتماعی نظیر کار رایگان .کمک به خیریه ها وحفظ کتاب وتحصیل اجباری در مقطع بالاتر
    ۴-تاسیس صندوق مالی خیرین جهت کمک به زندانیان بدهکارمالی
    ۵-اموزش قضات در جهت استفاده از زندان به عنوان اخرین چاره نه ساده ترین راه که برای زندانی اصظلاحا قبحش بریزد.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۵ ب.ظ:

    آقا رضا درباره حاجی شاهی زیر اون کامنتی که بیوگرافی خودت رو گفتی جواب دادم حتما بخونش….
    درباره رهبران انقلاب اسلامی صحبت نکنیم بهتره… منو دلخور میکنید….

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۰ ب.ظ:

    آقا رضا اگه همه دنیا پر از انقلابیهایی شبیه ماندلا بشه باور کن آمریکا همشون رو روی سرش میذاره و هیچ مشکلی برای کشورهاشون ایجاد نمیکنه که هیچ کلی هم کمکشون میکنه…..
    کلا کسی که دافعه و جاذبه یا همون تولی و تبری نداشته باشه محبوب همه هست…
    شما ملاکت فقط رفاه مردم کشورهاست….
    لازم نبود اون حالی که به آفریقای جنوبی دادند به ما هم میدادند… کافی بود کاری به کار ایران نداشتند اونوقت میدیدید که علیرغم همه آزمون و خطاها و بی تجربگیها وضعیت کشور چطور بود…. فقط یک قلمش اگه جنگ به ایران تحمیل نشده بود چی میشد وضعمون؟؟؟
    متاسفانه غرب اگر موفق به از بین نبردن اقلاب نشد به هدف مهم دیگری دست پیدا کرد و اون هم همینه که تئوری امثال آقای یوسفی راجع به انقلابها منطقی به نظر برسه و یا اینکه امثال رضا ها بیان و خمینی و خامنه ای رو با ماندلا مقایسه کنند و بگن کدومشون موفق تر بودند…. باعث تاسفه…

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۱ ب.ظ:

    شرمنده می فرمائید.
    متولد خراسان جنوبی هستم و بزرگ شده و مقیم مشهد.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۳ ب.ظ:

    خاک بر سرت غلومعلی که همولایتی هستیم

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    من هیچ وقت به این که میگن اهالی فلان شهر همه شون فلان صفت رو دارن اعتقادی نداشتم.
    این جمله ت رو که خوندم به این اعتقاد نداشتنه مطمئنتر شدم.یکی مثل اقای یوسفی مودب یکی مثل تو بی ادب و بددهن…
    رو صفحه ی کاغذ شعار دادن و قهرمان کاغذی شدن هنر نیست پسر عباسقلی خان.
    از این توهم آزاد اندیش بودنت که بیرون نمی یای لااقل اون زبونتو کنترل کن.

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    تو این مورد البته باید میگفتم خاک بر سر من که با غلومعلی از یه خطه اومدیم.
    چی بسرت اومده خراسان بزرگ که همچین موجودی از خاکت پرورش یافته؟
    البته اینکه بزرگ شده مشهد هست التیامی هست بر زخمهای ما. توس عزیز متاسفانه اشغال شده توسط عده ای.

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    باز این رفت تو توهم.
    الان خودت رو یه آزاداندیش که برای رسیدن به آزادی مبارزه میکنه و در این راه سختی های فراوان کشیده و هر سختی ای رو هم به جون میخره تصور کردی؟
    حالا این هیچی مسخره ترش اینه که فکر میکنی بقیه هم مثل تو فکر میکنن.

    میگم میخوای هماهنگ کنم برید پس بگیریدش توس عزیز رو؟
    عملیات شکست حصر توس…هان؟

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    اقا رضا
    اگه بگید که اعدام این افراد تاثیری تو بهتر شدن اوضاع نداشته یا مثلا بگید که تا وقتی که فقر تو جامعه هست(که به نظر من ادم سالم از سر فقر فقط دزدی میکنه اونم به اندازه ی رفع نیازش.بحث تقوا واستانه ی تحمل ادما نیست.مسئله وظیفه ی اجتماعی ادماست که اگه انجامش ندادن باید مجازات بشن)و تا وقتی ریشه ی اصلی رو نخشکوندن اعدام کردن این ادما بی فایده ست برای من قابل قبولتره تا اینکه می فرمایید به خاطر خانوده هاشون اعدام نشن.
    منم دلم برای خانواده های این ادما میسوزه ولی نه به اندازه ی خانواده هایی که ذره ذره و تو نکبت جون دادن عزیزشون رو به چشم دیدن.
    و به شدت هم نگران این خانواده هایی که فرمودین هستم هم به خاطر خودشون هم به خاطر جامعه.ولی شما که با این ادما در ارتباط هستید فکر میکنید که چند درصد اینا سرپرستهای درست و شایسته ای برای خانواده هاشون هستن؟

    و فرمودین با اعدام مخالفید به خصوص مواد مخدر. یعنی با اعدام تو هر موردی غیر از قصاص مخالفید؟
    یعنی یه بخت برگشته که ناخواسته باعث قتل کسی شده و نمی تونه اینو ثابت کنه ویا کسی که خودخواسته کسی رو کشته اما حالا پشیمونه به اعدام مستحق تره تا یه شرور و سارق مسلح و یه قاچاقچی؟

    راهکارهاتون همگی درست بودن به خصوص مورد آخر ولی فکر میکنم وضع خیلی بدتر از این حرفا باشه.کسی که جرات بدبخت کردن این و اون و سروکله زدن با قاچاقچی جماعت رو داره فرق میکنه با یه دزد معمولی.

    [پاسخ]

  7. با بک
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۱۶:۳۲ | #7

    میرسیم به بحث از دید مکتبیا شیرین اعدام.
    ۱- محدوده اعدام خیلی گسترده شده. مثلا همین اعدام قاچاقچی ها یکی از اعتراضات خمینی به شاه بوده. ولی خوب بعدش نتنها قاچاقچی ها بلکه کسایی به جرم دزدی برای ۷۰ هزار تومن اعدام شدن
    ۲- اعدام در ملا عام فقط از عقب مونده هایی مثه حکومت اسلامی بر میاد
    ۳- اینکه حق قصاص رو بدن به خانواده مقتول و دیه تعیین کنن و … یکی از مضحکترین نوع قانون گذاریهایی هست که بشر تابحال بخودش دیده. مسئولیتش هم بر عهده اسلام عزیز هست.
    ۴- این که غیرمسلمون رو بکشی قصاص نداره اوج انساندوستی مسلمونا رو نشون میده. باز هم اسلام عزیز
    ۵- اعدام مرتد هم نشوندهنده اوج آزاد اندیشی مسلمانان واسلام عزیز هست.
    ۶- آیا میدونید حکومت اسلامی ابتدای این راه درخشان یه عده رو بدون اینکه هویتشون شناخته شده باشه اعدام کرده بعد تو روزنامه آگهی کرده که بیان اینا رو شناسایی کنین؟

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۶:۳۰ ب.ظ:

    ۱-مجازات جایگزین داره جا می افته
    ۲-همون طور که مقایسه ی “اسلام” با یه چیزی مثل “صندلی!!!” فقط از بابک بر می آد
    ۳-چرا؟
    ۴-همین جور رو هوا؟ طبق کدوم آیه قرآن؟
    ۵-ارتداد رو باهات هستم.امّا لطف کن یه آیه از قرآن درباره مجازاتش بیار
    ۶-“رضا” می تونه آمار بده.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۲ ب.ظ:

    ۱- چه ربطی داشت
    ۲- این بندت کثافتکاری بود. اگه جوابی به کامنت قبلی من داری همونجا بده. نه اینکه بخوای با دلقک بازی دو تا قضیه رو بپیچونی.
    ۳- اگه متوجه مضحک بودنش نیستی کاری از دست من بر نمیاد.
    ۴ و ۵- اینا قوانین حکومت اسلامی هستن. قرآن بازی شما ها فقط به درد ماله کشی می خوره. والبته ماله کشیه درون گروهی.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    خیلی زودتر از اونی که فکر می کردم کم آوردی.ما رو در به در دنبال مکان می گشتیم!!!

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    تولد
    تو خودت موضوعات شروع می کنی و بعد ول میکنی.
    مشکلی نیست ولی اینو به من نسبت نده.
    تو اول باید یک معجزه رو اونم بدون کمک گرفتن از تاریخ به من نشون بدی.
    بعد بری سر اسلام به ذات خود
    و بعد هم بجای در رفتن به اونایی که تو کامنت اولم هست جواب بدی.

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۶ ق.ظ:

    مسیر بحث رو تو نمی تونی مشخص کنی.قبلاً هم بهت گفتم؛تو مشکلت اینه که به متودولوژی پایبند نیستی.ادای دیالوگو درمیاری اما شدیداً شیفته ی مونولوگی…شروع مشکل من با تو،همون مقایسه ی اسلام و صندلیه.ادای اصالت الماهیتی ها رو درمیاری،نتیجه ش میشه مغلطه.تو چی فکر کردی؟قراره من تو رو مسلمونت کنم؟؟!! یا تو منو بی دین کنی؟ من می خوام از تو به عنوان منتقد برون دینی برای اصلاح فکرم استفاده کنم.بحث رو کم کنی نیست که.اگه فکرت برد-برد نیست،بی خیال شیم بهتره.اگه هدفت نقد محترمانه ست،دست از برچسب زدن به من و توهین به افکارم بردار.همون طور که من با تو چنین کاری نمی کنم در حالیکه اگه بخوام می تونم(تو حوزه ی دین منظورمه نه باقی موضوعات اجتماعی و سیاسی)

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۷ ق.ظ:

    من نمی تونم مسیر رو مشخص کنم یا تو که جواب حرف قبلی منو اینجا تو یه موضوع بی ربط میدی.
    من سر مواضعم هستم. یکی یکی. فکر میکنیم هیچ سواد خاصی نداریم و تو یه موضوع مثلا معجزه با هم صحبت میکنیم.

    تیرگر پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۳ ب.ظ:

    با اجازه
    فرموده بودید “طبق کدوم آیه قرآن؟” قتل غیر مسلمان قصاص ندارد.
    سوره ی نساء “ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا”
    بر اساس قاعده ی نفی سبیل کافران راهی برای استیلا بر مسلمانان ندارند.
    یعنی اینکه استیلا و سلطه ی غیر مسلمان بر مسلمان روا نیست
    از سوی دیگر خواستن قصاص فتحِ سبیل واستیلا به حساب می آید
    یعنی اینکه غیرِ مسلمان بر جانِ مسلمان سلطه میابد

    “لایقتل‌ مؤمن‌ بکافر” اینم حدیث متواتر از حضرت رسول هست و یکی دیگر از دلایلِ عدمِ قصاصِ مسلمان در قتلِ غیرِ مسلمان.
    حسن آقا جواهر الکلامو خوندن در این زمینه ایشون میتونه بیشتر توضیح بده

    من و شما “مسلمانِ بالذات هستیم” و نه “مسلمانِ بالتحقیق”

    شما میتونی بگی این کتاب و مذهب برای من محترم هست بهش ایمان دارم و کاریم ندارم محتواش چیه ، اما اینو یقین بدونید که فقها هیچ حکمی رو بدون استناد به قرآن و سنت رسول الله صادر نمی کنند.
    برای تک تک احکام سند قرآنی وجود دارد. و بنا بر این نمی توانیم حکمِ فقها را خلاف اسلام بدانیم.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۲ ب.ظ:

    مطمئنید حدیثش متواتره؟

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    ۱-شما آیه رو تفسیر به رای می کنی و الا معنی آیه روشنه و ربطی به ذهنیات شما نداره
    ۲-معنی حدیث متواتر رو بپرس بهت بگن.ضمناً دلالت حدیث روشن نیست.اینم بپرسی بهت میگن
    ۳-دوباره بهت میگم:ذهنیات خودتو به دیگران نسبت نده.صرفاً از طرف خودت حرف بزن.من به لطف خدا،هم مسلمان شناسنامه ای هستم و هم مسلمان تحقیقی.
    ۴-برای جهاد نکاح هم لابد یه مستمسکی از قرآن دارن!!!

  8. تشنه
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۰:۰۸ | #8

    سلام به همه
    این مصاحبه رو بخونید!
    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1923207/
    من وقتی اینو که خوندم سرم داشت منفجر میشد!
    آقا رضا چیز خاصی درباره این آقای قدوسی میدونی؟
    من در عجبم این چجوری بین مردم مشهد رای آورده؟
    مشهدی ها شخصا بیان جواب بدن!
    در برابر جهالت این جماعت باید چیکار کرد؟
    واقعا من یکی موندم!
    حضرت امیر خیلی با این دست آدم ها درگیر بود!
    یا امیرالمومنین چه کشیدی؟
    حاضرم صد سال با کفار همنشین باشم نه یک ساعت با جاهلان!

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۹ ب.ظ:

    البته ببخشید ببخشید ببخشید اما
    کسانی بهش رای دادن از خود این آقا بیشتر جای تامل دارن!

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۴ ب.ظ:

    اینم دانلود کنید
    مصاحبه آقای مهاجرانی واسه افرادی که ندیدن
    http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/7/14/417749_203.flv

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۵ ب.ظ:

    آقای قدوسی گفتن دکتر ظریف نظر رهبری رو نفی کردن(پیرامون هولوکاست)
    خوب … دروغ نگفتن … رهبری نظرشون اینه که هولوکاست یک افسانه بوده… (تعریف افسانه مشخصه)

    آقای قدوسی ایراد گرفتن به نوع مذاکره با جان کری .. نظر ایشون به نوعی نظر رهبری هست.. ایشون هم گفتن بعضی از کارهایی که در نیویورک انجام شده اشتباه بود.

    آقای قدوسی به نوعی نظریات رهبری رو مطرح کردند ، رهبری هم در ادامه ی ولایت علی علیه السلام هستند.
    الان شما داری با نظر رهبری ستیزه میکنی؟ عکس امامو پاره میکنی؟
    یا زنگیِ زنگبار باشید و یا رومیِ روم . . . پارادوکسیکال حرکت میکنید :) انصافا در این زمینه باید به جناب آریوشین حق داد . شما از یک اصل به نام ولایت مطلقه ی فقیه حمایت می کنید و از سوی دیگر اگر یه نفر مثل آقای قدوسی نظریات رهبری رو بازگو و تبیین و اجرایی کنه اعتراض می کنید .

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۵ ب.ظ:

    جناب تیرگر عزیز و گرامی
    جواب دادن به نوشته شما وقت زیادی میخواد چراکه ابعاد زیادی رو باید باز کرد تا بشه دقیق به نتیجه مناسب رسید!
    یه خانومی بود تو دانشگاه ما ۷ سال قبل که تو انتشارات دانشگاه کار میکرد و ترجمه متون انگلیسی رو هم انجام میداد. همیشه به من میگفت من وقتی میخوام ترجمه کنم از کلمه آخر جمله شروع میکنم و میام به سمت اول و انصافا هم کارش خوب بود!
    حالا منم باید از آخر شروع کنم و سخنان رو نقد کنم!
    زنگی زنگبار یا رومی روم خودش مشکل داره! یا بعبارت صحیح تر نه در همه جا معنا پیدا میکنه که فقط در زمینه های خاصی معنا داره!
    لذا این مثال شما اینجا اساسا کارکردی نداره!
    این مثال وقتی کاربرد داره که در یک مسئله صرفا دو بعد داشته باشیم و هردو بعد هم کاملا مشخص! بعد بیایم نصیحت کنیم که ای ملت شما دو تا انتخاب بیشتر نداری! یا اینور باش یا اونور! و نه اینکه یه بخش اینوری و یه بخش اونوری!
    حالا اینکه شما اومدی این مثال رو اینجا میزنی یعنی ما در کل جهان خلقت دوتا گروه و دوتا اندیشه داریم! اولیش اندیشه اصولگرایی و راس اون رهبری که صد در صد خالصه و حامل اندیشه ناب اسلامی بدون هیچ ایرادی و دومی هم گروه ایکس که من اصلا نمیدونم کیه و راه سومی هم نداره! حالا آقای تشنه, یا اینور یا اونور! اصلا هم ما دیگه قسم سوم و چهارم و دهمی نداریم! اصلا تو باید یا زیر آب این گروه رو بزنی و ستایش گروه مقابل یا برعکس!
    من در نقد این فکر بیشتر توضیح نمیدم چراکه فکر میکنم با توضیحات بالا دیگه جای بحثی نمونده باشه!
    نمیخوام بحث رو گسترده تر کنم که باعث سردرگمی بشه! با یک مثال مطلب رو ادامه میدم تا راحت تر قابل فهم و نقد باشه!
    تو همین مسئله هولوکاست! هولوکاست وجود داره؟ نداره؟ داره اما نه به اون شکل؟
    این یک مسئله تاریخی هست و نیاز به مورخ داره! نه آقای قدوسی مورخ هست نه آقای ظریف نه رهبری و نه تشنه!
    خب یعنی چی؟ یعنی هیچکس جز مورخین نباید نظر بده؟
    نخیر! هر کسی میتونه حرف بزنه اما حرفی ارزشمند و قابل قبول هست که مستدل باشه! که به احتمال قوی این نظر به پشتوانه افکار کارشناسان اهل فن بدست اومده نه مطالعه شخصی!
    کدوم آدمی میتونه اینقدر سطحی نگر باشه که فکر کنه باید برای فهم اینکه آیا هولوکاست بوده یا نه بره ببینه نظر رهبری چیه؟ مگه ایشون مورخه؟
    برخی سخنان مثل استدلال ها و نقدهای لیندر و آرتور آر و وبر و کونتس روی هولوکاست قابل تامل بوده و هست!
    کجا رهبری گفتن هولوکاست دروغ بوده؟ تا جایی که من خبر دارم کل بحث ایشان همیشه این بوده چرا اجازه بررسی درباره این موضوع داده نمیشه!
    چرا اینقدر دچار ساده سازی مسائل شدیم؟
    آقای خامنه ای بارها به سخنان روژه گارودی اشاره کرده! و اینکه چرا به مورخین اجازه بررسی داده نمیشه!
    کجا آقای خامنه ای گفته سخنان آقای ظریف و کری اشتباه بوده؟
    کجا ایشان مصداق مشخص کرده!
    همونقدر که نقد به امثال جبهه پایداری در ساده سازی و ساده انگاری مسائل وارد هست در این نوشته شما هم وارد هست!
    من کجا از اصل مطلقه ولایت فقیه حمایت کردم؟
    فاقد از اینکه نظر شخصیم چیه که شاید در جای مناسبش اونو گفتم اما خوبه یکبار تمام مطالب من در یکی دو سال گذشته رو زیر و رو کنید و فقط و فقط و فقط یک نمونه از حمایت من از اصل ولایت مطلقه فقیه پیدا کنید و نشون من بدید!
    حضرت عیسی سخنی داره مفصل که آخرش با این جمله تموم میشه که کونو نقاد الکلام!
    نقاد کلام باشید! مثل ضرابی که سکه ها رو یکی یکی بررسی میکنه و خوب و بد رو جدا میکنه شما هم کلام رو رشته رشته کنید و دقیق بررسی کنید!
    ساده سازی مسائل جهت نتیجه گیری دلخواه ارزش حقیقی نداره!

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    صادقانه عرض کنم، انتقادِ شما به کامنت بنده و پاسخ شما به جا بود.
    من اصولا عقیدم اینه که نگاه نباید به صورت صفر و یک باشه .. ظاهرا اینجا خودم زدم شونه کش جاده :) من نظرمو تعدیل میکنم …

    “کجا آقای خامنه ای گفته سخنان آقای ظریف و کری اشتباه بوده؟”
    “البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود _مقام معظم رهبری”

    به غیر از مذاکرات دکتر ظریف و مکالمه ی تلفنی رئیس جمهور روحانی چه کار خاص دیگری در نیویورک انجام شد که رهبری این حرفو گفتن؟!
    به نظر من استارت آقایونی مثل قدوسی با همین جمله ی رهبری بود.

    و البته من حواسم بود که در اون دوره دوستانی مثل شما به این جمله خورده نگرفتند،
    اما امروز که قدوسی حرف رهبری رو تکرار کرده به ایشون خورده گیری میشود.
    ببینید بنده حامی افرادی مثل قدوسی نیستم. اصلن جایی که اینا مسلمون باشن ترجیح میدم کافر حربی باشم.
    صحبت من اینه که تاکی باید به ریشه و پایگاه قوی این افراد نزدیک نشد و حرفی نزد؟! اینا فرع داستان هستند.
    نمی دونم .. نمی دونم . . . شاید این بیشتر به مصلحت باشه .
    اون چیزی که مارو به هدف نسبتا مشترکی که وجود داره برسونه ملاک هست .
    اگر صلاح در اینه دوستانی مثل شما به ریشه نزدیک نشوند … خوب لابد صلاح هست .

    به هر حال ما مکلف به نتیجه هستیم نه وظیفه :wink:
    اینو بدون مزاح عرض کردم . .

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    دوست عزیز من
    من اگه نگم صد در صد اما با قاطعیت میگم که ۹۰ درصد با سخنان رهبری در گفتن عبارت نابجا مخالف بودم و هستم!
    اینکه من اعتراضی نکردم خب خیلی طبیعی هست! خیلی چیزها اتفاق میفته و ما چیزی نمیگیم هرجند کاملا مخالفیم و اونم به دلیل گستره زیاد اتفاقات هست!
    نظر من درباره رهبری و مسئله ولایت فقیه هنوز خیلی نیاز به چکش کاری داره لذا ترجیح میدم تا زمانی که به اطمینان قابل قبول از حرف هام نرسم اونو نمیزنم!
    اما یه نیم اشاره ای میکنم تا کمی دیدگاه خودم رو بهتر معرفی کنم!
    در مسئله ولایت فقیه یک بحث تئوریک هست که آیا ولایت فقیه جزئی از اسلام هست یا نه؟
    بعد دوم مسئله این هست که آیا اساسا وجودش لازم هست یا نه؟
    بعد سوم اینکه آیا حذفش لازم هست یا نه؟
    بعد چهارم اینکه آیا حذفش مضر هست یا نه؟
    مورد اول رو من تا چند سال آینده نمیتونم نظر بدم چراکه نظرم نیاز به چکش کاری حسابی داره!
    دومی رو هم نیاز به بررسی نمیبینم الان چراکه ما نقدا اونو داریم و چیزی نیست که بخوایم ایجادش کنیم!
    واقعیت اینه الان کشور ما دارای سیستم ولایت فقیه هست پس مورد دوم هم فعلا به کنار!
    اینکه حذفش لازم هست یا نه رو من به چند عامل مرتبط میدونم
    اول اینکه آیا جزئی از اسلام هست یا نه؟ که برمیگرده به سوال اول
    دوم اینکه جدای از اینکه اسلامی هست یا نه, آیا کارکرد داره یا نه؟
    و سوم اینکه آیا صرفا در جامعه ایرانی کارکرد داره یا نه؟
    این ها هرکدام نیاز به بررسی مفصل داره
    و مورد آخر اینکه آیا حذفش مضر هست یا نه؟
    نظرم رو سربسته میگم
    حذفش الان به شدت برای ایران مضر هست. میتونه کارکرد مثبت داشته باشه اما نیاز به اصلاحاتی داره.
    چون نظر قطعی ندارم دیگه نمیتونم چیزی بگم!
    یا علی

    احد پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۳ ق.ظ:

    تشنه جان فکر میکنم اگر در مورد ولایت فقیه سکوت میکردی بهتر بود

    ما که نفهمیدیم شما آخرش چه نظری داشتی

    اگه جزو اسلام نباشه که میشه بدعت برادر و حذفش واجب شرعیه یعنی با اثبات اولی بعد سوم هم خود به خود اثبات میشه و در صورت اصول دین بودن هم بعد دوم اثبات میشه

    اینجوری که تو مورد سوم در مورد عوامل حذف میگید شما هم انگار جامعه ایرانی رو از اسلامشون جدا میدونین وگرنه همچین موردی اصلا در حال حاضر موضوعیت نداره

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    واقعا؟
    چه جالب!
    بعد این شکل کنونی حکومت که صد ها قسم داره از اسلام اومده؟
    تفکیک قوا از اسلام اومده؟
    شکل حکومت ریاست جمهوری از اسلام اومده؟
    بدعت یعنی چی؟
    میشه یکبار بدعت رو تعریف کنی دوست عزیز؟

  9. reza
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۰:۳۹ | #9

    با سلام
    تشنه عزیز اولا زیاد گناه مشهدی را نشور که خیلی اوقات ارای مسافران و زائران ازارای مشهدی ها بیشتر است!
    تصوری که شما باید از مشهدی ها داشته باشی همان تصوری است که باید ازقمی ها داشته باشی .اگر درتهران چند درصد تهرانی اصل وجود دارد این درصدها درقم و مشهد خیلی کمتراست .
    نمونه ان همین اقای کریمی قدوسی است که اصالت نهاوندی دارند و ساکن مشهد .فوق لیسانس حقوق خصوی از شیرازدارد و درمجلس این اقا و نصرالله پژمان فر و بزرگواری لیدرهای پایداری را درحمله به دولت روحانی به عهده دارند .اقای قدوسی یک اخلاق بسیار بد هم دارد و ان مانند کوچک زاده بد دهنی است ونمونه بارز دعوای شدید او با بروجردی بر سر انتخاب ریاست کمیسیون امنیت ملی (این کمیسیون برای نمایندگان به خاطر سفر خارجی شیرین ترین کمیسیون است و چون معمولا ریاست به این سفرها میرود و اصطلاحا به چشم میاید دعوا بر سر ان صندلی زیاد است )این قدوسی بود که اصلاح طلب بودن خواهر بروجردی(اشرف بروجردی ) را به رخ او زد و درنهایت اتهام شراکت پسر بزرگ او در دراختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی به نزاع شدید او و بروجردی رسید که با وساطتت لاریجانی ظاهرا تمام شد.
    باور کنید بیشتر مشهدی او و پژمان فر اصلا نمی شناسند ؟ولیاقایجنتیکاری میکند که بشناسند پس زنده باد نظارت استصوابی!
    تنشه جان در کل این اقا ارزش بحث کردن را ندارد

    [پاسخ]

  10. reza
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۰:۴۷ | #10

    حسن عزیز
    از شما یک انتقاد دارم .برادر من این نمیشود که شما انهاییکه برایدیگران اگرمقدس نباشند حداقل قابل احترام! شما و دوستانتان به نقد بکشید ولی دیگران اگرنزدیک خط قرمزهای شما بیایند شما ناراحت شوید.
    اما درمورد قم بله من هم می دانم قم فقط نیروگاه نیست !بله قم سالاریه .صفاییه وباجک و زنبیل اباد هم دارد ولی ان مخصوص متمکنان است و بس .اصیلهای قم معمولا در خیابان اذر وچهارمردون سکنی دارند و اذریهای مهاجر هم معمولا حوالی نیروگاه که حتی زمانی استانبول هم نامیده میشد.
    من ان تصوری که مردم درباره قم دارند را قبول ندارم .متاسفانه قم یکی از بزرگترین امار جرم و جنایت را دارد .و اتفاقا قدیمهای قم بیشتر روحیه لوطی گری دارند تا مذهبی

    [پاسخ]

  11. ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۰:۵۳ | #11

    جناب حسن آقا
    فرمودید:
    ” کشورهای غربی که مدتهاست شنگولند به کجا رسیدند؟؟؟؟ ”

    به همان جایی رسیدند که اکثر مردم دنیا آرزو دارند در غرب زندگی کنند.
    دارا و ندار ، بیسواد و تحصیلکرده خودشان را به آب و آتش می زنند تا به غرب برسند.

    شعری هست که کامل آنرا نمی دانم.
    می گوید به درویشی قناعت کن چون سلطانی خطر دارد.
    یعنی فقرا همیشه توجیهاتی درست می کنند تا زندگی سخت شان را قابل تحمل کنند.

    اینکه ما احساس می کنیم غربیها خوشبخت نیستند ناشی از چنین توجیهاتی ست که در فرهنگ ما جا گرفته است.

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۱ ق.ظ:

    شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
    کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد

    [پاسخ]

  12. ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۱:۲۰ | #12

    زهرا همایونی مادر شهیدان شاه‌آبادی:
    اگر آقای رفسنجانی یک شهید در دفاع مقدس می‌داد و آمریکایی‌ها قاتل فرزندش می‌شدند، نمی‌گفت مرگ بر آمریکا را حذف کنیم.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۶ ب.ظ:

    تعریف کینه توزی و انتقامجویی چیست؟

    مگر غیر از این است که کینه توزان و انتقامجویان نیز همین کار را می کنند؟

    این مادر شهید بجای آنکه شب و روز بیاد شهیدشان باشند بهتر است به یاد بیمارانی باشند که هم اکنون دارو ندارند!!

    بیاد زنده های در رنج باشند، بهتر نیست؟

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    اساسا هیچ مادر و پدری “صاحب اختیار” جان فرزندش نیست !
    اگر پدر و مادر طبق قانون طبیعت،اختیار به تولید مثل دارند به این معنا نیست که سرنوشت فرزندشون رو هم میتونن انتخاب کنن !
    اینکه در دوران انتخابات یا نزاع های بی خاصیت سیاسی میبینیم عده ای از بستگان شهدا،عوام فریبانه یا از سر شور،آگاهانه یا سهوا،خون فرزندشون رو ارزان خرج می کنن و تا حد نزاع های درون حاکمیت پایین میارن واقعا جای تاسف داره.پدر شهید احمدی روشن،خون فرزند سربلندش رو در دوران انتخابات تا حد نزاع های انتخاباتی جلیلی روحانی پایین آورد!! نتیجه چه بود

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۳ ق.ظ:

    ایرانشهر عزیز
    این چند خط آخر حرفتون کاملا درسته و کاملا درسته که هیچ پدر و مادری صاحب اختیار جان فرزندش نیست ولی به گمونم این مادر از فرزندان شهیدشون مایه نگذاشتن.از حق مادری خودشون مایه گذاشتن. مگه احترام ما به مادران شهدا فقط و فقط محض خاطر فرزند شهیدشونه؟

  13. ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۱:۳۴ | #13

    شیخ حسن زمان تبلیغات : «امروز مردم زندگی خود را با پول یارانه تنظیم کرده‌اند و این بخش باید ادامه پیدا کند ولی در کنار آن باید کارهای دیگری هم انجام شود.در دولت تدبیر و امید همراه با یارانه‌های نقدی، یارانه‌های کالایی نیز داده می‌شود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.

    بنابر اعلام مقامات ارشد دولتی، حذف یارانه نقدی اقشار مرفه تا پایان سال قطعی شده است.!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۷ ب.ظ:

    این کاری بود که از همون اولم باید انجام میشد!
    چرا یک مولتی میلیاردر باید یارانه بگیره و دست آخر ماهی هزار میلیارد تومان کسری بودجه روی این طرح به ملت تحمیل بشه؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۸ ب.ظ:

    یارانه نقدی ام الفسادی بود که محمود واسه جیره خور کردنه ملت انجام داد.
    تنها راهش حذف کلی یارانه و تزریق اون تو بخشایی مثل بیمه و یا ادامه دادنش به همین وضع فعلیه.
    روحانی داره سیاست غلطی پیش میگیره

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    ادامه ی وضع فعلی؟ همینی که از قانون هدفمندی هم تخطی کرده؟ اقلاً دو تا مقاله اقتصادی می خوندی بعد فرمایش می فرمودی! ببین عزیزم؛اقتصاد با قرهنگ و سیاست و دین و … یه فرقایی داره اونم اینه که حرف یا تصمیم غلط،زود گندش در می آد.سرنوشت محمود یادت رفت؟بابک جون یادت باشه محمود باید یادت باشه…باشه؟!

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

    ادامه همین وضع از تقسیم کردن مردم به دو گروه مفید تره.
    و البته حذف کلیش مفیدتر از هردو

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    می دونی چرا این نظرو داری؟ چون می خوای زودتر به خاک سیاه نشستن نظامو ببینی.مردمم لابد دایورتن به فلانت!علت دبگه ش هم شاید همونی باشه که گفتم:بی سوادی،محمودیسم حادّ

    با بک پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۷ ق.ظ:

    محمودیسمو اونایی دارن که مجیز گوی قدرتن. فرقیم واسشون نداره طرف روحانی یا محمود یا خامنه ای یا …
    اونایی که تو پیج فیس بوک ظریف قربون صدقش میرن
    اونایی که از طرف مردم برا خودشون می بافن
    تو هم اگه سواد اقتصادی سیاسی داشتی می فهمیدی ادامه کج دار مریض همین وضع از تقسیم مردم به دو گروه خیلی بهتره. و البته حذفش از هر دو مفیدتر.

  14. ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۳:۰۷ | #14

    واما دو کلمه حرف جدی

    عملی در فضای سیاسی ما صورت می گیرد که بسیار اشتباه است، بسیار زشت و مضر است.

    سعی کنید اینکار را نکنید و به کسانیکه از این روش استفاده می کنند بها ندهید، تا انشالله روزی منسوخ شود.

    ” ” و آن نسبت دادن سخن اشخاص به رهبری ست. ” ”

    متاسفانه اینکار متداول شده، به اینصورت که سخنان اشخاص تندرو و ستیزه جو را به رهبری نسبت میدهند تا بر آتش اختلاف و تنش بی افزایند.

    اینکه یک نماینده مجلس حرف بی ربطی بزند یا یک روزنامه نگار مدام بر طبل ستیز بکوبد موضوع مهمی نیست، تاثیری ندارد، نیاز به مقابله ندارد.

    اما ستیزه جویان طرف دیگر، این سخنان را به رهبری نسبت میدهند و به این ترتیب از موضوعی بی اهمیت، نتیجه قابل توجه ای بدست می آورند !!
    . . .
    هر چقدر که فکر کنید این عمل ستیزه جویانه است.
    ستیزه جویی و رشدنیافتگی نشانه ای بهتر از اینکار ندارد.

    * * *
    اگر دقت کرده باشید مخالفین، چپ و راست به کیهان استناد می کنند!! گویی فقط کیهان می خوانند!! و هر دفعه هم تکرار می کنند که مدیر مسئول کیهان توسط رهبری منصوب شده، یعنی این سخنان رهبری ست!! و به این ترتیب ” ناامیدی ” که لازمه ستیز است در مردم ایجاد می کنند.

    [پاسخ]

  15. تشنه
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲ در ۲۳:۲۰ | #15

    یه نکته
    اول اینکه تجربه شخصی من میگه اگه متنی رو کپی کنید داخل نوشته خودتون بعد احتمال قوی وردپرس اونو حذف میکنه (البته زمان هایی که وردپرس ایراد داره وگرنه وقتی سالمه که مشکلی نیست). لذا سعی کنیم بی استثنا همه رو تایپ کنیم.
    آقا رضای عزیز دیدم که شروع کردید به معرفی افراد!
    من هم به احترام جمع اجمالی یه چیزایی میگم اما خب باز ترجیح میدم کلا افراد گمنام بمونن!
    ۲۵ سالمه!
    البته اینو زنونه گفتم! دست و دلباز که باشم میشه بقول بعضی ها داخل ۲۶
    مجردم اما خب بزودی زن میگیرم! (البته این بزودی گفتن سابقه ای به عمر آهستان داره)!
    ولی خب آخرش میگیرم! حالا میبینید!
    کارشناسی ارشد نرم افزار
    شغل!!!
    یخورده گفتنش سخته!
    امنیت اطلاعات (هک و امنیت)
    طراحی و برنامه نویسی بازی های کامپیوتری
    معلم قرآن
    از بچه های غرب کشوری و عشق دعوا!
    بهترین لحظات عمرم تو رینگ بوکس میگذره!
    یا علی

    [پاسخ]

    احد پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    سلام معلم جواب ما رو ندادینا

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    کدوم سوال؟

    [پاسخ]

    احد پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۲ ب.ظ:

    تو بحث صفحه قبل در مورد هاشمی مواردی رو گفتم که اگه جوابی داشتین تو پست جدید اعلام کنید

برگه نظرات
1 4 5 6 12679
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: