خانه > سياست > ما هم گزینه داریم: لبخند و تعارف!

ما هم گزینه داریم: لبخند و تعارف!

چقدر دوست دارم رییس جمهور و یا مسئولان وزارت خارجه کشور من هم مثل مسئولان سایر کشورهای دنیا، با خودشان و با مردمشان رک و راست باشند. خودشان باشند. ادای روشنفکران و قدیسان را در نیاورند. من رییس جمهوری روشنفکر یا تئوری پرداز نمی خواهم، رییس جمهوی می خواهم که سیاستمدار باشد، واقع گرا باشد، طبق اصول و عقاید و عرف و فرهنگ جامعه خودش حرف بزند. مثل رییس جمهور آمریکا یا وزیر خارجه آمریکا. آنها خودشان هستند، ادا در نمی آورند!

 اصلا صداقت بهترین چیز است. من واقعا درک نمی کنم که چرا روسای جمهور ما (مخصوصا آقایان خاتمی و روحانی) دوست داشتند و دوست دارند که نقش مسیح را بازی کنند؟ اینکه بخواهیم چهره خوبی از خودمان در دنیا عرضه کنیم واقعا خوب است، اما آیا واقعا (واقعا، واقعا، واقعا…) خیال می کنیم که در میان این هیاهوی تبلیغاتی و رسانه ای و این نظام حاکم بر دنیا، با حرفهای قشنگ روسای جمهور ما چیزی عوض می شود؟ گیرم همه سوت و کف زدند و از سخنان زیبای ما هم تعریف و تمجید کردند، آخرش چه؟ فوقِ فوقش ما را با گفت و گوی تمدنهای خاتمی سرگرم می کنند و بعدش خیلی راحت اسم ایران را در لیست محور شرارت قرار می دهند! و یا بعد از سخنرانی روحانی درباره جهان عاری از خشونت، انگشت تعجب به دهانشان می گیرند و سپس همه گزینه هایشان را دوباره روی میز می گذارند!

سالهاست که سیاست و روابط بین الملل، با واقعیت دارد پیش می رود نه با خیالپردازی (منظورم آرمان نیست) من مخالف سخنرانی هایی که سرشار از حس امید و صلح دوستی باشد، نیستم ولی فکر نمی کنم دنیای پر از جنگ و جنایت ما، با این حرفهای قشنگ و شعارگونه و با آن به به و چه چه ظاهری، وضعیت بهتری پیدا کند. واقعیت این است که زورگوها رک و پوست کنده، از همان تریبونهایی که ما حرفهای قشنگ می زنیم، ما را تهدید می کنند. ما هم بخاطر اینکه با آنها تعارف داریم، فقط لبخند می زنیم. این برای من واقعا قابل تحمل نیست. احساس می کنم از دو طرف به من و به کشورم دارد توهین می شود. یکی از طرف آمریکایی ها و یکی هم از طرف مسئولین محترم کشور خودم!

آقای ظریف می گوید که باید مراقب حرف زدنمان باشیم و از کلمات مناسبی استفاده کنیم. مثلا ایران هسته ای در ادبیات بین الملل معنای خاصی دارد و باعث سوءتفاهم می شود! جالب اینجاست که گزینه نظامی، اصلا و ابدا باعث تعجب و سوءتفاهم نمی شود!

به خدا قسم که نه عقل این را می گوید، نه شرع، نه عرف و نه سیاست. کاش همین یک قلم را از همان دشمنمان یاد می گرفتیم که هم لبخند می زند و هم تعارف ندارد.

  1. علی
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۷ | #1

    آقای حسینی عزیز ۸ سال مگه شما هم تهدید نکردی؟ مگه ریاست جمهور محبوبتان داد و فریاد راه ننداخت که اسرائیل رو نابود می کنیم؟ مگه نگفت تو دهن دولت های غربی می زنیم و دست و پاتونو با چاقوی زنجان می بریم؟ چی گیرمون اومد که حالا با این حرفای روحانی گیرمون نمیاد؟ جز ۵ تا قطعنامه که کل کشور رو به مرز نابودی کشونده چیزی واسمون مونده؟ چشماتو باز کن. ببین ایران باعظمت امروز کجای دنیاست. شما دلتون واسه شعار تنگ شده. دلتون واسه رگ گردن کلفت کردن الکی تنگ شده. عشق شما همون محموده که پشت بلند گو زمین و زمان رو تهدید کنه و فحش بده و شما حال کنید و اونم از پشت تریبون که اومد پایین بره اتاق بغلی یه قرارداد مشتی تپل بذاره جلو چینی ها که راحت با بولدوز بیان کل تولید رو نابود کنن. پول خودمون رو بگیرن بهمون ندن به جاش به نرخ ۷ درصد بهمون وام بدن. چطوره خوبه نه؟ اینا اصلا مشکلی نیست. اینا که عزت کشور رو لگدمال نمی کنه و توهین نیست. مهم شعاره که باید داده بشه. مهم حس و حال انقلابی ماست که ارضا بشه و احساس کنیم خیلی خفنیم و دهن دنیا رو سرویس کردیم. اونم وقتی که حتی تولید یه دونه پیچ موندیم.

    [پاسخ]

    بنیامین پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۸ ب.ظ:

    با سلام خدمت آقای حسینی و بقیه دوستان.
    اول از همه ممنون از آقای علی که لپ مطلب رو گفتن.
    نکته دوم اگه درست یادمون بیاد زمانی که محمود احمدی نژاد میومد و با حرفای بی فایده در مورد استکبار جهانی و هولوکاست و چه و چه و حق وتو و متاسفانه یا ادبیات نامناسبش و همچنین کاپشن پوشیدن و ادای فقرا رو درآوردن مایه ریشخند ایرانیها تو دنیا میشد از طرف شما دوستان فقط هورا و تشویق بود که می شنیدیم و هر چه دلسوزان تلاش میکردن این رویه رو اصلاح کنند هیچ اثری نداشت. فکر میکنم اگر قرار بود این حرفها رو بزنید اون زمان خیلی لازمتر و واجبتر بود، علی الخصوص که رییس جمهور ساده زیست و خدمتگزارتون بعد از چند سال به این نتیجه رسید که کاپشن بی کلاسه و باید کت وشلوار چند میلیونی بپوشه.
    در کل آقای خاتمی از وسط همین حرفای قدیسانه حداقل تونست تو سازمان ملل یک سال رو به اسم گفتگوی تمدنها نامگذاری کنه ولی تنها چیزی که از احمدی نژاد ساده زیست و رک گو نصیب ما شد صندلیهای خالی سازمان ملل بود.
    دوستانه خواهشی دارم: لطفا تکلیف خودتونو با خودتون روشن کنید، منظورم شخص شما نیس، کلیت کسانیه که تفکری شبیه شما دارن.

    [پاسخ]

    ناصر پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    عزیز من نتیجه آن گفتگوی تمدنها چی بود؟؟ نتیجه این جهان بی خشونت روحانی چیست؟؟ آن بی کلاسی ها به قول شما نتیجه اش شد اجلاس سران عدم تعهد که در طول تاریخ بعد از انقلاب چنین اجلاسی را به ما نداده بودند خواهید دید نتیجه این خنده ها چه خواهدبود. دوست عزیز یک روش دیپلماسی هست به اسم لیپ سرویس یعنی همان تملق زبانی خودمان که یک چیزی می گویند شما خوشتان بیاید و هیچ اثر عینی و واقعی نداشته باشد عزیز من صد تا از این نظارت را شما بدهید سازمان ملل ب طرفه العینی تصویب مشود ولی اصلا نتیجه عملی و عینی ندارد آن گفتگوی تمدنها نتیجه اش شد محور شرارت و تغییر نظامی که بوش به صراحت در رسانه ها گفت و دولت اصلاحات را به دست و پاانداخته بود و مثل الان از ترس تهدید نظامی همه چیز را بسته بود و حتی دوستان ایران هم از تغییر نظام ایران توسط امریکاسخن می گفتند ته این جهان عاری از خشونت هم چیزی بیش از آن نخواهد بود . عزیز من این ریشخندی که شما می گویید جهان از ما می کرد را شما از کدام دنیا به دست آورده اید؟؟ تا حلا یک بار هم اسراپیل و امریکا و روسیه و اروپا چنین پیشنهاداتی را به سازمان ملل نداده اند و برای آن هم تره خرد نمی کنند بعد شما از گفتگوی تمدن ها سخن می گویید و تصویب آن در سازمان ملل که مایه ریشخند ما شد زیرا هیچ کس باور نمی کرد و نمی کند که مثلا امریکا و اذنابش بخواهند جهان عاری از خشونت را به دست ایران بدهند اصلا روش عملی آن چیست شما هضم در سیستم جهان موجود را می پسندی اینکه نقش محول شده به ما از سوی سیستم جهانی را بپذیریم و هر چه گفتند بگوییم سمعاو طاعتا این می شود که ما را ریشخن نکنند تازه برای این مدعای خودتان هیچ سندی هم ندارید جز خزعبلات رسانه هایی که تمام همت خود را گذارده اند برای توجیه رفتار مذبوحانه اصلاحیون

    [پاسخ]

    وبلاگ ماد پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۸ ب.ظ:

    اجلاس گفتگوی تمدنها هر سه سال به ریاست کشوری برگزار می شود و کسی این اجلاس را به ما نداد!

    بنیامین پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۴ ب.ظ:

    “سالهاست که سیاست و روابط بین الملل، با واقعیت دارد پیش می رود نه با خیالپردازی”
    یه نگاه هم به اینجا بندازین، بالاخره واقع گرایی معیارهای خاص خودشو داره.
    http://www.ahestan.ir/?p=11236

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    مشکل متن چیه؟ من که متوجه نشدم

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    «جالب اینکه ما به اشتباه خودمان در بالابردن آدمها معترفیم، ولی این جماعتِ پیشگو، چنان از کاندیداهای خودشان می‌گویند و می‌نویسند که انگار تنها ناجی فرستاده از سوی خدا همان‌ها هستند! پس شما چه فرقی با ما دارید؟!»

    هیچی همان حرفی را که قبلاً زدید دوباره این‌جا تکرار می‌کنید.
    اما خوبی این ارجاع این بود من آن متن نخوانده را هم خواندم. سپاس!

    آقای حسینی بّدی شما این است که نان بازویتان را می‌خورید.
    آدمیزاد بایستی نوبه نو شود فعلاً بای :mrgreen:

    بنیامین پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۶ ق.ظ:

    مشکل خیلی ساده ست دوست من. ما اگر از خاتمی یا روحانی یا ظریف تعریف می کنیم به
    دلیل کارهایی است که طبق منطق فکری ما یک کار درست است ولی این کار درست باعث
    نمی شود که آنها را معجزه هزاره سوم یا مالک اشتر علی و یا یار مظلومان عالم بخوانیم.
    در این صورت اگر هم اشتباهی ببینیم براحتی روی برمی گردانیم و هیچگاه هیچ کس را مقدس
    نمی دانیم. این اشتباهی است که شما در مورد کسانی که دوستشان دارید، همواره مرتکب
    می شوید .
    نکته دوم در مورد همین متن: با اینکه از احمدی نژاد دل پرخونی داشته اید باز هم اشتباهات
    فاحش او را ستوده اید و فرموده اید: “چه خدمتی بالاتر از این؟” با این منطق میتوان
    محمدرضاشاه را هم ستود که باعث شد علاقه مردم ایران به مذهب نمایان شود و خدمت او را
    بزرگترین خدمت دانست.
    باز هم خواهش خود را تکرار میکنم: “لطفا تکلیف خودتونو با خودتون روشن کنید، منظورم
    شخص شما نیس، کلیت کسانیه که تفکری شبیه شما دارن.”

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۸ ق.ظ:

    چی شد؟ از خودمان می گیرید و دوباره به خودمان گران‌تر می‌‌فروشید؟
    کلیت تفکر شما ؟
    یعنی الزاماً طبق منطق فکری شما همه چیز تراز و راستی پیدا می‌کند؟ :lol:
    منطق سایرین از چه جنسی‌اند؟ من تق؟

    یکباره دیگر جمله‌ی آهستان را بخوانید:
    «جالب اینکه ما به اشتباه خودمان در بالابردن آدمها معترفیم، ولی این جماعتِ پیشگو، چنان از کاندیداهای خودشان می‌گویند و می‌نویسند که انگار تنها ناجی فرستاده از سوی خدا همان‌ها هستند! پس شما چه فرقی با ما دارید؟!»

    بعد مشکل خیلی ساده ، که دیگر مشکل نیست.
    بهتر است بفرمایید توضیح این مشکل ساده است.

    بنیامین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۵ ق.ظ:

    ۱- از تذکر املایی تون ممنونم. نکته به جایی بود.
    ۲- اون متن حرفهای خیلی بیشتری داره؟ چرا فقط همین یک بند آخر از متن رو می بینید؟ و ضمنا این تصور شماست که ما روی کاندیداهای خودمون تعصب داریم و نه واقعیت. همین نکته رو تو قسمت پیش تاکید کردم. ” اگر هم اشتباهی ببینیم براحتی روی برمی گردانیم و هیچگاه هیچ کس را مقدس نمی دانیم”
    ۳- بالاخره آقای حسینی این جمله رو فرمودن: “من رییس جمهوری روشنفکر یا تئوری پرداز نمی خواهم، رییس جمهوی می خواهم که سیاستمدار باشد، واقع گرا باشد، طبق اصول و عقاید و عرف و فرهنگ جامعه خودش حرف بزند. مثل رییس جمهور آمریکا یا وزیر خارجه آمریکا. آنها خودشان هستند، ادا در نمی آورند”
    حالا حق دارم بپرسم چرا با این تفکر یک نفر رو در جای مالک اشترعلی می نشونند؟ این کار منجر به تراشیدن یک علی دروغین نمیشه؟ یا به بیان ساده تر خراب کردن شخصیت والای حضرت علی؟ مدیریت جهانی و قیام برای رهایی مظلومان عالم و دولت امام زمانی برای آقای روحانی گفته نشده. برای کسی گفته شده که شما دوستان اون قدر بزرگش کردین که خودشو گم کرد وباعث شرمندگی همه تون شد. اگر می خواهید که رییس جمهور واقع گرا و سیاستمدار باشه، خب چرا در مورد رییس جمهور محبوب خودتون این حرفارو نمیزدید؟ مطرح کردن قضیه هولوکاست غیر از مظلوم نمایی برای اسراییل چه سودی داشت؟ از روی سیاست بود یا واقع گرایی؟
    باز هم خواهش میکنم: “لطفا تکلیف خودتونو با خودتون روشن کنید”

    کیان پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۰ ق.ظ:

    ایشون راست میگن مشکل متن چیه یعنی شما با تفکرات انحرافی که هزینه ۸۰۰ میلیارد دلاری برای کشور داشته باشه و جهان پر از دروغ و نفاق و رانت و بابک زنجانی و زنوری و … مشکل داری؟

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۲ ب.ظ:

    @کیان
    زنوزی گفتی و کردی کبابم
    حتی اسمش هم توی رسانه ها نبود در حالی که امیر خسروی انگشت کوچیکه زنوزی بود. با بلوکه شدن حسابهای زنوزی پوستم کنده شد تا به طلبم برسم. طرف حسابم پولم را نمی داد چون ادعا می کرد که از زنوزی طلب داره و نتونسته وصول کنه. کسی هم نبود که حرفش را تایید کنه یا تکذیب کنه. نه دولت و نه قوه قضاییه و نه نماینده های مجلس هیچ کدوم خبری نمی دادن. این وسط قیمتها بالا می رفت و پول من بی ارزش می شد.

  2. متولد 9 دی
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۲۰ | #2

    ۱-انرژی هسته ای معنای خاص نداره بلکه ایران هسته ای معنای خاص داره:بمب
    ۲-سالهاست که سیاست و روابط بین الملل با واقعیت داره پیش میره نه خیال پردازی؟…اون وقت جلیلی مشفول چه کاری بوده اخوی؟ چی شد که ما با این روز سیاه افتادیم؟
    ۳-زور داره آمریکا و هر کشور دیگه ای بهمون زور بگه،درسته.اما از اون بیشتر این زور داره که خودمون باعث و بانی-ش بشیم و از اون بیشتر-تر این زور داره که همون مسبّبان،طلبکار بشن و از واقعیات و روابط بین الملل بگن!
    ۴-ما هرگز نباید با آمریکایی ها در قلدری مسابقه بذاریم.ادب و منطق یه چیز دیگه ست که خدا به هر کسی نداده.ضمناً ما الان چاره ای جز ساختن و سوختن با اداهای اونها نداریم چون دستمون زیر سنگشونه.
    ۵-اگه پشت لبخندهای مسئولین،شیفتگی و حماقت باشه،حق با شماست.ولی اگه تدبیر و کاربلدی باشه،نه! من شخصاً به “توافق به هر قیمت” اعتقادی ندارم.همون طور که به “دشمنی و یا حتی رقابت به هر قیمت” هم اعتقادی ندارم…اینکه نتیحه ی لبخندها چیه،خیلی تند ندو امید جون! حاجت به بیان نداره اون چیزی که عیونه:)…وعده ی ما:انتخابات بعدی ریاست جمهوری

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۵ ب.ظ:

    ممنون. انرژی هسته ای رو به ایران هسته ای تبدیل کردم
    ولی برادر من، شما دیگه چرا؟ خدا بیامرزه شهید مطهری رو که درباره جاذبه و دافعه سخنرانی کرد و کتابش چاپ شد. کی گفته فقط لبخند باید بزنیم؟ کی گفته باید بسازیم؟ چرا؟

    مسابقه قلدری چیه؟ این که آدم دو کلمه جواب بده، میشه قلدری؟!
    آقا من که نگفتم پشت لبخند اینها، سازش و حماقته، ولی فکر نکنم طبق هیچ معیاری، در برابر زورگو، فقط لبخند زدن، نشانه عقلانیت باشه.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۵ ب.ظ:

    بهترین جواب ما متن توافق هست.شما مصاحبه ی اخیر ظریف رو دارای جدّیت, پاسخگویی نمی دانی؟ مگر وزارت خارجه،سخنگو نداره؟ ساکته؟ کجا اونها تهدید کردند و مقامات مربوطه ی ما صرفاً لبخند زده اند؟ اگه شما این جواب های روی اصول و قاعده را قبول نداری،پس لابد دنبال قلدرمآبی هستی!…اصلاً شما بیا و دقیق و مشخص بگو که کجا واکنش ما نا متناسب بوده و پیشنهاد شما برای تناسب اندام واکنش هامون چیه.اون مورد باید انقدر پر رنگ و بزرگ باشه که شما رو مجاب کرده دائماً آیه یاس بخونی و حداقل صبر نکنی تا این دوره ی ۶ ماهه و ۱ ساله طی بشه!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۳ ب.ظ:

    اینکه رییس جمهور آمریکا و وزیر خارجه اش همچنان به تحقیر ایران مشغولند و از گزینه نظامی حرف می زنند و در مقابل رییس جمهور ما میگه که ما دشمنی نداریم و آماده تعامل و دوستی هستیم، از نظر شما متناسبه؟! پاسخ مرضیه افخم به توهین های رییس جمهور آمریکا، سکوت رییس جمهور ایران رو جبران میکنه؟ اینکه یه نفر مدام بهت توهین کنه و شما فقط لبخند بزنی، متناسبه؟ شما تو زندگی شخصیت هم اینطوری رفتار میکنی؟
    به خدا ما داریم از رییس جمهور خودمون دفاع می کنیم. میگیم آقای روحانی نذار بهت و به مردم کشورت توهین بشه!

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۴ ب.ظ:

    تحقیر ایران خوب نیست.
    اما این تحقیر نسبت به تحقیری که نامزد اصولگرایان (آقای احمدی نژاد) بر سر ایران آورد؛ به نظرم قابل اغماض است.
    عدم تناسب اصلی این بزرگ کردن مشکل در یک طرف و کوچک کردن مشکل در طرف دیگر است.
    آیا تا به حال شما یک پست شدید زده اید که سیاست خارجی و حرام کردن ٨٠٠ میلیارد دلار ایران را چنین موقعیت ظعیفی قرار داد؟
    ریشه این انتخاب اشتباه را ریشه یابی کرده اید؟
    گفته اید که ایشان به خاطر از بین بردن ذخایر ارزی ایران؛ ایران رادر موقعیتی قرار داد که دلار بتواند اهرم فشار شود؟

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    این جور فرافکنی ها کارایی نداره. ما به اندازه خودمون از احمدی نژاد هم انتقاد کردیم. انتقادهای مختلف. حالا در مصداقش ممکنه با شما فرق داشته باشیم.
    مگه وزنی و کیلویی هست که روی ترازو می ذاری و این رو با اون مقایسه می کنی و نتیجه میگیری که اون یکی سنگین تره؟!!
    ضمنا انتخاب مردم هرگز اشتباه نیست. چه انتخاب خاتمی، چه احمدی نژاد، چه روحانی

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    هیچ فرافکنی در کار نیست. موضوع را عوض نکنید. شما هیچوقت به خاطر “سیاست خارجی” از احمدی نژاد انتقاد نکردید. انتقاد های شما چیز دیگر و معطوف به هدفی دیگر بود. شما هرگز در مورد آنچه من علت تحقیر شدن ایران توسط احمدی نژاد خواندم ؛ به احمدی نژاد انتقاد نکردید.
    لذا اینکه حالا یک مسئله را آگراندیسمان میکنید نامنتاسب است.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

    مگه قرار بود از هرچیزی انتقاد کنیم؟ چون شما مخالف سیاست خارجه اش بودید و هستید، پس من هم باید مخالفت می کردم؟ سیاست خارجی احمدی نژاد قطعا اشکالاتی داشت، ولی جنس این اشکالات با الان فرق داره

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۱ ب.ظ:

    نه قرار نبود از هر چیزی انتقاد کنید. من دو عامل را که موجب تحقیر ایران و تظیفش در مقابل اهرم فشار دلار را بود را به عنوان علت اصلی آسیب پذیری شدید ایران در مورد تحریمها بیان کردم و گفتم این عوامل که هر دو در دوره آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد موجب ظعف و تحقیر ایران شده است. گفتم شما به این علل های تحقیر هـیچ وقت انتقاد نکردید؛ لذا حالا این ایراد هایتام به نظر نامتناسب میاید.
    هنوز روشن نیست؟

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۴ ب.ظ:

    می خوای به زور تحقیر بتراشی؟ و بعد به زور وزنش رو بالا ببری؟ :))

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    منظورتان چیست به زور تحقیر بتراشم؟
    همه جا در رسانه های خارجی در تحلیل هایشان داشتند میگفتند که یکی از اهرم های فشار به ایرانرابطه بین نرخ ارز و تورم در آن کشور است.
    چون ذخیره دلار کاغذی ایران به علت سیاستهای بسیار مخرب آقای احمدی نژاد از بین رفته بود؛ این اهرم فشار ایجاد شد وگرنه مثلا با ٣٠٠ میلیارد دلر ذخیره ارز آیا این اهرم ایجاد میشد؟
    این اهرم فشار باعث ظعف و ظعف باعث تحقیر میشود. من چیزی را نمیتراشم؛ این چیزی بود که توسط آقای احمدی نژاد “تراشیده شد”.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    به هر چیزی که نمیشه گفت تحقیر. به این میگن سیاست نادرست و یا اشتباه بزرگ. چون واقعا قصد تحقیر نبودده.الان هم برای جبران اون اشتباهات، نباید از اون ور بام افتاد.

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    اما حتی بگذارید رک تر بگویم:
    تحقیر اصلی این است که ایالات متحد بدون اینکه حتی یک تیر شلیک کند؛ صرفا با تکیه بر توانایی اقتصادی؛ سو مدیریت رییس جمهور ایران و چهره بد نمایش داده شده توسط ایشان؛ بتواند نرخ ارز را در کشور ایران ٣ برابر کند و تمام زندگی مردم را تحت تاثیر قرار دهد.
    بی هیچ هزینه آنچنانی؛ شالوده اقتصاد یک کشور دیگرا را بگسلد.
    تحقیر این است.

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    آقای حسینی یعنی چه قصد تحقیر نبوده ؟الان شما از کجا نیت خوانی کردید که این دولت قصد تحقیر داره.تحقیر یه کشور وقتی هست که نفتش را نتونه به فروش برسونه وقتی که ارزش پولش ۴۰ در صد افت کنه.سیاست غلط چند سال گذشته بیشترین تحقیر را برای ایران به دنبال داشت.

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    یک مورد دیگر را هم فارغ از اینها یمخواهم نظرم را به شما بگویم: گزینه نظامی.
    رفتار اوباما در سوریه را دیدید؟ اینکه میشود گفت تا حدودی آبرویش را داد (همان تحقیر شد) تا به سوریه حمله نکند؟ چرا؟
    یا مثلا به نظرم او هم دوست دارد مسئله ایران دیپلماتیک حل شود و علی رغم انتقادات تندی که به او در أمریکا میکنند او مقاومت میکند. چرا؟
    چون او هم نمیخواهد اقتصاد رو به بهبود کشورش با یک جنگ دیگر خراب شود. یعنی “گزینه نظامی” که اینقدر به نظر شما باعث تحقیر است دقیقا به همان علتی از آن اجتناب میشود که آقای روحانی دارد آن لبخند ها را میزند: اقتصاد. همه گیرند برادر من! خودمانی تر بگویم: زندگی خرج دارد! با هل من مبارز طلبی این خرج در نمیاید! اینرا هم حسن و هم حسین میدانند!

    راستش یک چیزی برداشت شخصی من است. به نظرم اتفاقا اوباما دمی است که خیلی “تحقیر” را مبنا قرار نمیدهد. دقت کردید فتوای شخص اول مملکت ما را در سازمان ملل عنوان کرد؟ یا یکجای دیگر گفت که نمیشود ایران را تحت فشار ممتد تحریم گذاشت چون آنها “تسلیم” نمیشوند و راه آبرومندانه ای برای قضیه پیدا کرد؟

    وبلاگ ماد پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۴ ب.ظ:

    آقای حسینی کنگره آمریکا فقط دنبال یک اظهار نظر تحریک آمیز از سوی رئیس جمهور جدیده تا کل توافق هسته ای رو منتفی کنه این کامنت رو حتماً تایید کن چون در کامنتها ندیدم کسی به این نکته اشاره کنه

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۹ ب.ظ:

    «ما هرگز نباید با آمریکایی ها در قلدری مسابقه بذاریم.ادب و منطق یه چیز دیگه ست که خدا به هر کسی نداده.ضمناً ما الان چاره ای جز ساختن و سوختن با اداهای اونها نداریم چون دستمون زیر سنگشونه.»

    یعنی اگر بنا بود چرایی و علّت وادادگی را از شما سراغ بگیرم همین مقدار که نوشتید کافیست.

    «ما هرگز نباید با آمریکایی ها در قلدری مسابقه بذاریم.»
    حتماً دلایل متعدد برتری عدّه و عُده هم می‌توان شمارد و هی از برتری‌های تکنولوژیکی ینگه دنیا نوشت.
    اما قلدری در چه زمینه‌ای؟ شاخ شونه کشیدن در چه کاری؟

    «ادب و منطق یه چیز دیگه ست که خدا به هر کسی نداده.»
    خداببامرز مصدق چه کرد؟
    محترمانه و بدور از چهارچوب ادب دیپلوماتیک مقاومت کرد و نتیجه گرفت.
    یعنی اگر در پسِ ذهنش باور توانایی و ایستادگی وجود نداشت نتیجه چیز دیگری می‌شد. که البته باز هم دیدیم بعد از ملّی شدن نفت، همین جماعت واداده‌ی خوش‌تیپ و عشق به بزرگی و هیبت غرب ، شیر نفت را به سمت آمریکا چرخاندند.

    ☆ از ادب می‌گویی؟ جالب است.مگر این دو (روحانی و ظریف) تا به حال در برابر غرب بی‌ادبی کردند؟
    اگر هم نکردند چرا تهدید به حمله‌ی نظامی مطرح می‌شود؟ حتی به شکل خنثی در زبان آنان بیان می‌شود؟
    وقتی وزیری سکته می‌کند و زمین می خورد و یا احیاناً زکام می گیرد ، قیمت و شاخص بورس‌ها نوسان می‌گیرند و بالا پایین می‌شوند ، حالا همین گزینه‌ی مسخره‌ی نظامی آمریکا می‌گذارد ثبات اقتصادی برای دولت روحانی ایجاد کند؟
    آن هم درست ۳ روز پس از آغاز اجرای توافق ژنو ؟
    مگر سخنرانی جناب روحانی در سوئیس از جنس تخیل محض و بی‌چون و چرا بود؟ و یا کلامش با بی‌ادبی شروع و شد پایان یافت؟ پس چرا جان کری افسار پاره کرده؟ :evil:
    این که مدام بگوییم برای مصارف داخلی این‌ها گفته می‌شود یک استدلال احمقانه است که از ادبیات سیاسی آمریکا ورود کرده به ادبیات سیاسی ما . این نقل قول و گرته‌برداری چشم‌بسته ،علاوه‌بر این‌که هیچ مبنای متقن و استواری ندارد(مرادم در آموزه‌های سیاسی است)، نشان‌دهنده‌ی ادبیات جماعت واداده است. خاصیتش تنها این است ‌که چیزکی گفته می‌شود که چه؟ مثلاً لال از دنیا نرفته باشیم. یعنی مزخرف‌ترین توجیه برای فرار از توضیح واقعیات است. :lol:

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۰ ب.ظ:

    ۲-
    ایران در ۲۰ ژانویه، ۳۰ دی اجرای توافقنامه ژنو را، عملاً آغاز کرد و تعهد خودش را نشان داد. اقدام صد در صد و نقد مقابل چشم همگان.

    ☆☆ اما پاسخ‌های آمریکاییان:
    در آستانه اجلاس داووس «دیوید کوهن»، معاون خزانه‌داری آمریکا و مسؤول مستقیم پرونده تحریم ایران،:
    «دروازه‌های اقتصاد ایران بسته است» . :arrow:
    این مردک چرا این را گفت؟
    تا از این طریق به سرمایه‌گذاران حاضر در داووس پیام آشکار کاخ سفید را بفهمند و بدانند که سناریو فقط از جانب آمریکا اعمال دیکته می‌شود نه در ژست‌های ادبی و توافق‌نامه‌ها.

    ☆ یه وزیر دیگر هم به نام «جک لو»، (وزیر خزانه‌داری آمریکا) چه می‌گوید؟
    این مردک هم در همین مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوییس، همین موضوع را پافشاری می‌کند:
    «هر شرکتی که از خط عبور کند و در فعالیتی مشارکت کند که این تحریم‌ها را نقض کند، با اقدامات اجرایی روبه‌رو خواهد بود. همان‌طور که مستقیماً اعلام کردیم، ما ناظر بر تحریم‌ها هستیم و آن را اجرا می‌کنیم.»
    یعنی پیام صریح این که حساب کار دستتان بیاید با آمریکا طرف هستید.

    ☆☆ حالا یک نتیجه‌گیری اجمالی:
    اگر اروپاییان و سایر بلاد، همین نگاه و وادادگی شما را داشته باشند نتیجه برای اقتصادمان باز چه خواهد بود؟
    خیلی روشن است .آن‌ها هم به فرمانبری ناشی از جُبن سیاسی و وابستگی تاریخی خودشان، کاری خلاف آمریکا نخواهند کرد. درست؟ حالا فایده این توافقنامه چه دارد برای ما؟ آن هم با این شانتاژکاری و دماگوژی آمریکا؟

    مثلاً الان با کلاس شدیم؟ عکس یادگاری اجباری می‌گیریم که چه بشود؟ به پایمان برمی‌خیزند و احتراممان را دارند؟ آن هم در خاک خودمان و مثلاً پیش سران‌مان؟ یعنی ندیده‌ای شما؟ (آن دویی را می‌گویم که گشاده رو بودند و عشوه‌های دلچسب می‌نمایاندند).

    مثالی بزنم:
    برآورد ریسک و تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری Risk assessment and Decision
    یک سرمایه‌گذار و یا کارآفرین سالم ( نه دلاّل و فرصت طلب) و حتماً شایق به کار در ایران می‌خواهد بداند ، چگونه سرمایه‌ی خودش را به فعلیت برساند. نخستین چیزی که بایست بدان اعتنا کند نظام امنیتی و سیاسی حاکم بر اقتصاد است. بر اساس آن می‌آید مُدلی برای توسعه کار خودش طرح می‌ریزد و از مشاوران خودش هم می‌خواهد مدیریت ریسک را نه براساس خوشبینی و یا بدبینی نظرات سران سیاسی، بلکه بر اساس ذخایر ارزی و ثَبات رویّه‌ی تصمیم‌گیری مدیران بالادستی نظام و سیستم اقتصادی طرح‌ریزی و برآورد ‌کند، و حتماً هم توجه ‌کنند که در یک بازه‌ی زمانی چه اتفاقی می‌افتد. مثل مرتبط ما فعلاً همان فرصت شش ماهه است.

    حالا کارشناس اقتصادی چه می‌کند؟
    هر آنچه که از علم اقتصاد و آمار و تجربیات مدون‌شده‌ی آکادمیک و حتی شخصی‌اش را می‌داند ،مدد می‌گیرد تا واقع‌بینانه نمودار بکشد و تفسیر آماری ارایه دهد و در نهایت مدیریت را در تصمیم‌گیری کمک نماید. به هیچ رَمّالی و قضاقورتکی.
    حتماً توجه هم دارید که در کنار این کارآفرین مفروضی ما ، مراکز دیگری هم هستند که متناسب با رَوند همه‌ی کارآفرینان (سالم) ،همین پیش‌بینی علمی را مد نظرشان قرار می‌دهند. حتی بانک‌ها هم مراکز تصمیم‌گیری خودشان را دارند و با توجه به مطالعات کارشناسان خودشان، به نیازهای کارفرمایان پاسخ اقتصادی می‌دهند.
    حالا در کنار این کارفرمای مفروض و بانک‌ها ، شما بایست دیگربنگاه‌های اقتصادی را هم بگنجانید تا واقعی‌تر شود.

    ☆☆ حالا پرسش‌ها:
    این پرسش‌ها را نه برای پاسخ بلکه برای تفکر و توجه به کُنش و هنجار اقتصادی می‌پرسم:
    پیام شش ماهه رفع تحریم‌ها آن هم با تهدیدهای آمریکا ،برای حوزه‌های اقتصادی چگونه تأویل می‌شوند؟
    ضریب اعتماد و ریسک باور توافق چقدر است؟
    مگر نه آن که دشواری کار ،به بیان عراقچی بعد از این شش ماه می‌خواهد شروع شود؟
    این وعده‌ی نسیه و بدتر از آن مدام در تحت نظرباشیم ،نشانگر ثبات نداشتن در داد و ستد است.می‌دانیم که طرف‌های مقابل (۵+۱+۱) ، همگی مترصد فرصت چپاول ایران و کشورهای نظیر ایران هستند. خوی سودمندی و فایدت اقتصادی آنان است که زیاده‌خواهی‌شان را توجیه می‌کند.

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    ۳-

    به هر حال پیغام اقتصادی این است که تحریم‌ها به مدت ۶ ماه پابرجاست.
    حالا شما دانش‌آموخته‌ی هر رشته‌ای باشید ، می‌توانید با حداقل دانش آمار و محاسبات ریاضی ، ضریب ریسک سرمایه‌گذاری را با توجه به عمر فضای روانی کاهش تحریم‌ها را محاسبه کنید و ببینید نتیجه چه می‌شود؟
    در شرایطی که آمریکا مکرّر می‌گوید:« تحریم‌ها توانسته است ایران را به پای میز توافق‌نامه بکشاند» و مسرور و مشعوف شده است و در همان زمان، طبیعی است که این برگ برنده را از دست ندهد و دلیلی هم ندارد از دست بدهد. بنابراین کاری می‌کند که هر کشور سلطه‌گر می‌کند و می‌خواهد. به زانو درآوردن رقیب سیاسی ، اقتصادی و یا کشوری از جنس محور شرارت.

    اما اگر بنا باشد در شش ماه کارها روتین شده و بدون حاشیه پیش برود:

    – ۴٫۲ میلیارد دلار از وجوه ما آزاد می‌شود. از کجا؟
    از بانک‌های آسیایی که بلوکه شده‌اند.

    – چرا این پول آن‌جا بلوکه شده؟
    چون پول فروش نفت‌مان را طلب داریم.

    – حالا اگر دریافت کنیم کجا و برای چه چیزی باید خرج شود؟
    جهت خرید کالا از این کشورها یا خرید دارو و مواد غذایی از کشورهای ثالث است. یعنی همانی که آنان تعیین کرده‌اند نه انتخاب شما.چرا؟ چون ناظر این جابجایی پول و مصارف آن هستند.

    – پس پول‌های بلوکه شده‌ی ما در آمریکا و اروپا چه شد؟
    دقت کردید؟ منابع مسدود شده‌ی ما آزاد نشده‌اند (چه در آمریکا و چه در اروپا) بلکه به اجازه داده‌اند بخشی کوچک برای کاری ویژه‌ای از جایی دیگر آزاد شود.

    – حالا شما بگو عزّت و کرامت ما کجا بلوکه شده؟
    ایضاً ادب و دیپلوماسی خنده و با چاشنی غش و نزاری؟ :roll:
    یکی از بندهای مرحمت شده دیگر می‌دانی چیست؟
    هیچ در مقابل همه چیز:
    Gold Sanctions= Carrying suitcases
    :mrgreen:

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۶ ق.ظ:

    من یه پیشنهاد دارم بیاین مخالفین لبخندها که مثل اسپند و اتیشن کشور دو قسمت کنن راحت بشیم بابا حتی شما مهلت ۶ ماهه نمیدین بخدا اون دنیا جوابگو باید باشین شما تمام توهین هارو زمان احمدی نژاد دیدین الان میگین توهینی نبوده اما از لبخند ناراحت میشین باور کنین قیافه ظریف همینه دست خودش نیس همونطور که قیافه احمدی نژاد اونطور بود

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۰ ب.ظ:

    امید جان
    من غیرت شما و تعصبتان بر عزّت ملی را می فهمم و ارج می نهم و با شما در این مورد،همداستانم.اما حرفم با شما و دیگر دوستان این است که در “مصداق یابی” خطا می کنید.شما فقط یک نمونه نشان بده که مثلاً آقای روحانی و یا ظریف در مقابل حرّافی های مقامات همرده شان در آمریکا،صرفاً به لبخند, وادادگی اکتفا کرده باشند.جواب “های” رو با “هوی” دادن در دیپلماسی جایی نداره خصوصاً زمانی که دستمون زیر سنگه اونهاست(بر باعث و بانی ها-ش لعنت)
    ــــــــ
    آقای آریوشین
    ۱-شما میگی وادادگی من هم میگم واقعگرایی!(البته بشرطها و شروطها)
    ۲-چرا کری افسار پاره کرد؟ خب من در پست قبلی نظرمو گفتم:ستیزه جویی آمریکایی و خوی استکباری
    ۳-توقع ندارید که ۳ سوته دروازه های اقتصاد ایران باز بشه؟ اشتیاق شرکت های خارجی برای ورود به بازار ایران،واقعیتی ست که وجود دارد و باید با تدبیر،به نفع بلند مدت در اقتصادمان بدل شود.پول های بلوکه شده هم همینطور.خرابی های انباشته،یک شبه آباد نمیشه برادر من! اگه اونموقع که داشت عزّتمون می رفت تو کاغذپاره ها،غیرتی می شدیم،الان نیازی نبود انقدر جوش بزنیم!…خلاصه کنم:کمی صبرکنید و به دولت مهلت بدهید.
    ۴-درباره ی داده ها و گرفته های ژنو هم قبلاً نظرمو گفتم و اصلاً با شما موافق نیستم(ذیل فرمایشات قبلی آقای شکیبافر)

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۱ ق.ظ:

    گفت و شنود ما حول «داده و ستاده» می‌گردد نه فرصت و امتهال و استمهال.
    منتقد بایستی سخن‌سنجی کند. آن هم به شرطی که در کُلیت جریان مذاکرات قرار گیرد نه بعد از آن.اگر لازم نیست بیان شود ، پس گروه خبرنگاران ایرانی و اطراق کردن همزمان اینان در هتل‌های هیئت مذاکره‌کنندگان برای چیست؟
    این‌که چه ساعتی آمدند و چه ساعتی خارج شدند؟
    آیا وظایف رسانه‌ها برای اقناع و سیراب کردن فضای مشتاق به شنیدن خبر این‌گونه بایستی هدایت شوند؟
    به کدام دلیل منطقی و از جانب کدام مرجع تصمیم‌گیری اینان اجازه یافته‌اند که این‌گونه مدیریت افکار کنند؟
    چرا بایستی نیاز و عطش خبررسانی در ایران، معطل تصمیم این حضرات بماند؟
    چرا گمان می‌کنید مرجع و خبرگیری ما ،می‌بایستی از فیس‌بوق و رسانه‌های بیگانه باید تغذیه شود و نهایتاً اقناع خبر شود؟

    شما از «فرصت» سخن می‌گویید اما :
    انتقاد آقای ظریف از حزب‌اللهی‌ها و رسانه‌های منتسب آنان چه بود؟
    ◄ «برخی در داخل «فکت شیت» کاخ سفید را مبنای توافق هسته‌ای قرار می‌دهند ولی به برنامه اقدام مشترک اعلام شده از طریق سایت رسمی کشور اهمیت نمی‌دهند. چرا سایت‌های ما که ادعای حزب‌اللهی ‌بودن می‌کنند از سایت دبکای اسرائیلی که عامل پخش اطلاعات غلط است، نقل قول می‌کنند اما وزیر امور خارجه را باور نمی‌کنند».

    برای شما پرسش نمی‌شود که چرا این‌گونه ریش حزب‌الله را به اطلاعات غلط مثلاً سایتی اسرائیلی مانند دبکا می‌بندد؟
    همه‌ی ایراد ما اینست که اطلاعات درست و کامل در سایت‌های رسمی ما منتشر نمی‌شود.چرا؟ چون خودشان این‌گونه خواسته و عمل کرده‌اند.محرمانه بماند!. 8O
    بعد در محاق این محرمانه ماندن ما، ستاده و دریافتی ما چه بود و چه روی داده است؟
    این‌ها پرسش‌ها و ایراد ما است.

    مگر نه این‌که همواره دولتمردان ایرانی ، همیشه پس از اطلاع‌رسانی آمریکایی‌ها ناگزیر شده‌اند مطالبی را منتشر کنند.
    پی درپی دولتمردان ایرانی بر مهم بودن مذاکرات و یا تخصصی بودن و نیاز به داشتن کارشناسان آگاه به امور سخن می‌گویند و حرفشان را پیش می‌برند و همیشه هم تأکید بر محرمانه بودن موضوعات داشته‌اند.

    اما رییس‌جمهور آمریکا ، به‌طور پیاپی هر کجا که رفته و تریبون و دوربین مقابلش بوده ، بند به بند موافقت‌نامه ژنو را برای مردم و مخاطبش بازشکافی و روشنگری کرده و تک‌تک نقدها را هم به تنهایی پاسخگو بوده و در هیچ جا هم از جایگاه بالا با مردم برخورد نکرده که این موضوع بسیار تخصصی است و شماها هم عاجز از درک .

    همین ریاست جمهور و وزیرش چه می‌گویند؟
    ◄ اوباما: «اگر بتواند پیچ و مهره برنامه هسته‌ای ایران را از جا کنده و از کار می‌اندازد »
    ◄ جان‌کری: «جهان امن‌تر شده حتی برای اسرائیل هم»

    مادامی که تیم مذاکره‌کننده چشم به کَرَم کدخدا ببندد، می‌بایست مکرّر شاهد همین گستاخی و توقع ایجاد شده باشیم.چه‌طور شده در قهم ما ،ماهیت و طبیعت امپریالیسم به یکباره تغییر یافته؟
    یعنی امپریالیسم اینقدر سهل‌الوصول بود و منطقی؟

    بیاد داشته باشید تحریم‌های اعمال شده فقط از بابت انرژی هسته‌ای ما نبوده است.بلکه برخی از تحریم‌ها ناشی از ادعاهای :
    ۱- حقوق بشر
    ۲- حمایت از تروریست
    است.

    در مذاکرات اصلاً و ابداً مطرح نشده‌اند.
    همین پرسش را جناب عراقچی چه پاسخی دادند؟ خاطرتان هست؟ یا می‌دانید که چه بود؟

    حتماً تا به حال متوجه شده‌اید که :
    Israels Peres receives ‘Spirit of Davos’ Award from World Economic Forum
    :lol:

    http://www.ejpress.org/index.php?option=com_content&view=article&id=47879&catid=0

    بهتره از اوهام خوش‌آمدگویی مثلاً دنیا از ما ، برای مردمان خواب‌های رنگین نسازیم.
    سناریوی امپریالیسم و صهیون چیز دیگری می‌نویسد و انجام می‌دهد. نه خوش خیالی و … مچکریم.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۵ ب.ظ:

    واقع بینی شما خوبه اگه به بدبینی منجر نشه.اگه نگاه حزبی بر منافع ملی غلبه نکنه…
    آقای آریوشین!
    من سوالی از شما دارم که فکر می کنم ریشه ی خیلی از مسائل هست.(البته براش جوابی هم دارم):
    قبول دارید که خاتمی و اطرافیانش خیلی خیلی بیشتر از روحانی و اطرافیانش با نظام زاویه داشتند و بیشتر هم با نظام در قول و فعل درافتادند؟…پس چرا حضرت آقا با اونها بسیار بسیار مهربانتر بود و بیشتر مدارا کرد و روی خوش نشان داد؟

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۷ ق.ظ:

    شهروند
    من هم سه سال پیش همین پیشنهاد شما را مطرح کردم به جد. مبنی بر اینکه چون وطن خاک مشاع است حاکمان جمهوری اسلامی بیایند و چند استان از استان های کشور به انتخاب خودشان را بدهند بما مدرن ها و چند استان حاصلخیز و بعلاوۀ شش دانگ قبالۀ همۀ نفت و گاز موجود در هر کجای ایران اعم از زمین و دریا را هم خودشان بردارند. تا مشکل حل شود و ما هم وطن داشته باشیم و جمع بشویم و خودمان بسازیم و آباد کنیم و زندگی کنیم. این یک پیشنهاد شرافتمندانه و سخاوتمندانه است و تنها راه حل کوتاه مدتی است که می تواند این فلاکت – بدموقعی و بدجوری یقه مان را گرفته – را کمی تعدیل کند. یا…هو

    [پاسخ]

  3. ایرانشهر
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۴ | #3

    آلترناتیو شما چیست؟! احمدینژاد و تئوری جهان بدون صهیونیست که نهایتا به مذاکره پنهانی و دوستی با مردم اسراییل و تبریک به رییس جمهور آمریکا که حتی جواب هم نگرفت !
    ساختن سخته خراب کردن آسونه،مذاکره سخته فحاشی آسونه،تحقیق سخته تقلید آسونه،فکر کردن سخته شعار دادن آسونه
    و شما جماعت ارزشی همیشه کارهای آسان رو انجام میدید!

    [پاسخ]

    سید نوید پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    آفرین بر شما جماعت لرزشی که کارهای سخت رو انجام میدین !

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ق.ظ:

    حالا هی بگید ارزشی و لرزشی و تقسیم وظایف کنید.
    از اون جایی که اونایی که اون بالا هستن هم همین جوری فکر میکنن با قاطعیت میشه گفت که ما صد سال دیگه هم همین جایی که الان هستیم خواهیم بود.

    [پاسخ]

  4. فهيمه
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۴۹ | #4

    انتقادتون کاملا منطقیه و معقول و منصفانه ست منتها نه وقتی که می فرمایید مخصوصا خاتمی و روحانی و اشتباه بقیه رو میبینید و اشتباه خودمون رو نه.
    متنتون خوب نیست.یعنی دوستانه و منصفانه نیست.نتیجه ش میشه نظراتی که دوستان تا همین جا نوشتن.
    کی میشه این من بگو تو بگو ها تموم بشه،بریم سراغ کارای مهمتر.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    بعضی دوستان ما کلا اهل مخالفتند. اینجا هرچی نوشته بشه، اونها مخالفت می کنند. دیگه بعد از چند سال، عادی شده :)

    [پاسخ]

    IRANI پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۳ ق.ظ:

    اتفاقا نظر بسیاری از سیاسیتمداران ایران هم همینه که هر جا بشکنند باز یار گله داره

    [پاسخ]

    وبلاگ ماد پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۶ ب.ظ:

    بی انصافی میکنیا!

    [پاسخ]

  5. amir
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۹ | #5

    اون حرفهای تهدید آمیز و تند را که از رئیس جمهور‌ها انتظار داری رهبر تندتر و تهدید آمیز ترش را به کرّات در مناسبت‌های مختلف زده.سخنرانیهایی که تنها سودش برای تهییج نیروهای رادیکال و انقلابی هست که تکیه گاه حاکمیت در عرصه‌های مختلف هستند.در آمریکا نقش مسیح را اوباما بازی می‌کنه در کشور ما نقش علی‌ را …(خود سانسوری)

    اما اون چه که در رفع اختلاف بین دو کشور یا در مورد مسله هسته‌ای بین ما و قدرت‌های جهانی مهمه اینه که ایران بتونه جایگاه اصلی‌ خودش را در این معادله پیدا کنه.ما الان توی چاه هستیم ،این که به کسانی که دور چاه ایستاده اند فحش بدیم یا نرم حرف بزنیم،یا لبخند بزنیم یا منطقی حرف بزنیم چه تاثیری در سرنوشت ما داره ؟قدم اول اینه که الان مجبوریم امتیازاتی بدهیم تا از توی چاه در بیائیم .گفتگو از موضع برابر وقتیه که ما هنوز تحریم نشده بودیم.

    ما نه تنها عملکرد مون در دنیا خوب نیست و ٔبر خلاف منافع ملی مان عمل می‌کنیم بلکه تصویری را هم که از خودمون ارائه میدیم خوب نیست.یعنی‌ نه پشت پرده خوب بازی می‌کنیم نه روی صحنه سیاسی .مجموعه این دو هست که نقش ما را در معادلات سیاسی بین المللی تعیین می‌کنه.۱۰سال امتیازات و پیشنهادات جامعه بین المللی را با همین حرف‌ها از دست دادیم،منزوی شدیم ،تحریم شدیم.به همه اینها اضافه کن‌ ادبیات پرخاش گرانه احمدی نژاد را که تصویر زشتی هم از ایران در دنیا ارائه داد.هیچ سودی هم نداشت نه در داخل نه در خارج.

    نتیجه این عملکرد را در مسئله غزه در سال ۲۰۱۰ میتونیم ببینیم. ایران سالهاست که حمایت مالی‌،سیاسی،نظامی از فلسطین می‌‌کنه اما هیچ نقشی نتونست اون زمان بازی کنه و این میانجی گری ترکیه بود که در نهایت هم منجر به این شد که فلسطین جایگاه دولت ناظر را در سازمان ملل به دست بیاره . یا الان که در ژنو ۲ که دعوت ایران پس گرفته شد .این نشون میده که ما در بازی سیاست بین الملل اصلا خوب نیستیم.نه در حرف نه پشت پرده.این که محمود بره حسن بیاد،فحش بده یا بخنده فرع مساله هست .

    [پاسخ]

    ناصر پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    عزیز من شما بگو جنگ و تحریم های پس از جنگ نتیجه سخنان به قول شما پرخاشگرانه احمدی نژاد بود؟؟؟ آیا ما قبل از احمدی نژاد تحریم نبودیم؟؟ آن تحریم ها به خاطر کدامین لحن پرخاشگرانه بود؟؟ وقتی آنچه حقیقت است را نمی بینید و خود را دلخوش به شعارهای مشتی رسانه بی منطق می کنید که داپم از ادبیات پرخاشگرانه احمدی نژاد می گویند همین می شود که شما فکر می کنید ما فقط هشت سال است تحریم شده ایم و جالب اینکه در زمان انتخابات می گفتند که احمدی نژاد مشکلات را پای تحریم ها می گذارد در حالی که ما سی سال است تحریم هستیم این مشکلات نتیجه بی تدبیر اقتصادی است؟؟ عزیز من چاهی که شما برای خودتان ساخته ایو خودتان را ته آن می بینید چاه ذهنیت های به شدت بسته شماست که نوک بین خودتان را میبینید و زمام افکار خودتان را داده اید به رسانه هایی که آبشخورشان قدرت و پول است و دیگر هیچ

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۳ ب.ظ:

    بعله ما همیشه در اثر تندروی‌ها تحریم شده ایم.اشغال سفارت آمریکا هیچ سودی برای ما نداشت به جز تحریم اقتصادی.اما شما شدت این تحریم‌های این هشت ساله را داری با تحریم‌های قبلی مقایسه می‌کنی؟ما همیشه تحریم بوده ایم اما در این تحریم‌ها هیچ وقت این اجماع جهانی ٔبر علیه ایران وجود نداشته.امریکا،اروپا،چین و روسیه.اصلا این اجماع جهانی ٔبر علیه یک کشور بی‌ سابقه بوده.با این همه امتیازی که ما به روسیه داده ایم روسیه ٔبر علیه ما در قطعنامه چهارم رای میده اما در مورد عراق یا سوریه این کار را نمیکنه.چرا؟چون تمام تنند روی‌های احمدی نژاد و حاکمیتی که این رفتارها را تائید و تشویق می‌کرد،نفی هولکاست و محو کردن اسرائیل و تند رویهای بیهوده دیگه بهانه کافی‌ به دست آمریکا داد تا سایر کشور‌ها را با خوش همراه کنه.

    ما در جنگ هشت ساله هم تحریم بوده ایم اما نه به این شدت و نه به این وسعت.کشور ما حیاتش به نفت وابسته هست ،تحریم صادرات نفت وبانک مرکزی تاثیر منفی زیادی ٔبر اقتصاد داشت ولی ضربه بزرگ وقتی بود که سویفت از ارائه خدمات مالی‌ به ما جلوگیری کرد و عملا انجام هر تجارت بی‌ المللی را از جمله نفت و گاز را غیر مکن کرد یعنی‌ شاهرگ حیاتی ما قطع شد.فروش نفت از ۴ میلیون بشکه در روز به ۳۰۰ هزار بشکه رسید.تانکرهای نفت به دلیل این که مشتری نداشتند روی آبهای بین المللی سرگردان بودند و هستند.این را هم در نظر بگیر که در دوره احمدی نژاد بود که واردات به چند برابر افزایش پیدا کرد و صنایع داخلی از کار افتاد.همین اثر تحریم‌ها را ٔبر کشور چند برابر کرد.به همه اینها اضافه کن‌ رشد نقدینگی،تورم ۴۰ در صدی و افت ارزش ریال ،مشکلات داخلی،فساد مالی‌ ،افزایش ۱۶ در صدی بدهی دولت به بانک ها همه اینها نشان یه اقتصاد بیماره که تحریم‌ها تونست آخرین رمقش را هم بگیره.به همه این‌ها اضافه کن‌ اختلاس ۳۰۰ میلیاردی را،۸۰۰ میلیارد دلاری که معلوم نیست کجا رفت و تو جیب کدام یکی‌ از دزد‌های بالایی رفته.اینها همه بار اضافی هست که به تحریم‌ها اضافه میشه چرا؟به دلیلبی کفایتی احمدی نژاد و اون کسی‌ که او را رئیس جمهور کرد.عزت وقتی از دست میره که نامه بی‌ جواب برای سران کشور‌ها بفرستی،وقتیه که برای صندلی‌ خالی‌ سخنرانی کنی.نشستن پای میز مذاکره یعنی‌ متمدنانه از حق خودت دفاع کنی.حالا شما بعد ۳۰ سال از دیوار سفارت‌ها بالا رفتن و بنجل از چین خریدن و باج به روسیه دادن و زبون درازی کشور‌های منطقهٔ چی‌ شده یاد عزت افتادید؟شما از پای منبر حاج آقا بصیر بصیرت زاده بلند شو تا دقیقاً ببینی ما کجاییم.

    [پاسخ]

  6. حسین
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۵۴ | #6

    متن زیباییست ممنون از قلمتان

    [پاسخ]

  7. فرنام شكيبافر
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۵ | #7

    سیاست خارجی کشور برگشته به فاز عقلانیت و واقع‌نگری و دیگه بعید می‌دونم وضعیت چند سالی که پشت سر گذاشتیم تکرار بشه. لاجرم باید خودتون رو تطبیق بدین. طی سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ که سیاست خارجی کشور غیرعقلایی، شعاری و ستیزه‌جویانه بود، پشتوانه‌اش که باعث شد هفت سال دوام بیاره درآمدهای گزاف نفتی بود که باعث می‌شد ضعف سیاست خارجی مثل سیاست داخلی و سیاست‌های اقتصادی پوشش داده بشه اما دیگه الزامات اقتصادی زمانی که ایجاد شد خود دولت دهم دیدیم که رفت و تلاش کرد که مسئله هسته‌ای رو که خودش مسبب بحرانی شدنش بود، حل کنه (خاصه در جریان سفر آخر آقای احمدی‌نژاد به نیویورک) که البته موفق نشد چراکه نه نظام، نه مردم و نه قدرت‌های جهانی به دولت وقت اعتماد نداشتن. این الزامات اقتصادی الان چاره‌ای برای دولت جدید نگذاشته که به سمت تنش‌زادیی و حل سریع مسئله هسته‌ای بره. ضمن اینکه اگر این الزامات اقتصادی هم نبود مشی چه جناح عملگرای نظام و چه اصلاح‌طلبان که ائتلاف‌شون پیروز انتخابات شد این نبود که مثل دولت‌های نهم و دهم در عرصه بین‌المللی رفتار کنن. دستگاه دیپلماسی‌یی که آقای ظریف از دولت دهم تحویل گرفت به معنای واقعی کلمه یک مخروبه بود. آقای ظریف و همکارانش با مشقت زیادی دارن دستگاه دیپلماسی رو بازسازی می‌کنن. برای مثال ظرف چند سال گذشته نیروهای کارآمد زیادی ازش خارج شده بودن (خصوصاً با بولدوزر آقای متکی) و نیروهای ناکارآمد زیادی بهش وارد شده بودن (خصوصاً با اتوبوس آقای متکی). یکی از کارهای خیلی مهمی که دولت جدید می‌تونه انجام بده این هست که شالوده و اساس یک سیاست خارجی ملی رو بذاره که مبادی و بنیان‌هاش با تغییر دولت‌ها عوض نشه.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    کمترین جایی کهتغییر کرده وزارت خارجه ووزارت دفاع بوده خوبه که عراقچی سخنگوی زمان صالحی بود

    [پاسخ]

    فرنام شكيبافر پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۵ ق.ظ:

    در مورد وزارت خارجه ظواهر قضیه اینطوری هست. در همین مدت کوتاه نیروهای خیلی کارآمدی یا بازگردونده شدن یا استخدام شدن. ضمن اینکه یک تیپ شخصیتی از سیاستمداران رو باید مدنظر قرار داد. این طیف کسایی هستن که به تبع تغییر در سیاست‌ها و رویه‌ها می‌تونن انعطاف داشته باشن و سیاست‌ها و رویه‌های جدید رو به اجرا بذارن. این طیف سیاستمداران عمدتاً اگر سابقه کنش خصمانه‌ای نسبت سیاستمدار مافوقی که تازه به قدرت رسیده نداشته باشن، معمولاً از موقعیت‌شون کنار گذاشته نمی‌شن. یک جنبه مثبت حفظ این طیف سیاستمداران برای شخص به قدرت رسیده این هست که بی‌جهت دشمن زیاد برای خودش نمی‌تراشه و کسایی که بالقوه برای او تهدید هستن یا می‌تونن کفه ترازو رو به نفع رقبا سنگین‌تر کنن رو به خدمت خودش و سیاست‌هاش می‌گیره. البته اگر این طیف سیاستمداران در یک مجموعه تعدادشون زیاد هم بشه خوب نیست؛ چراکه در بزنگاه‌های حساس وفادار نمی‌مونن. در واقع بین یک مقام ارشد اگر ذکاوت خوبی داشته باشه بین این دو طیف سیاستمدار در مجموعه تحت عمرش توازنی منطقی برقرار می‌کنه. در واقع هم رقبای بالقوه رو به کار می‌گیره و هم «حسین فاطمی‌ها»ی زیادی رو در موقعیت‌های راهبردی می‌گذاره. مثلاً اشخاصی مثل آقای جهانگیری، آقای ظریف، آقای نوبخت، آقای واعظی، آقای ترکان و … در حکم معتمدین آقای روحانی هستن.

    [پاسخ]

    ناصر پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    مضحک است کدام استخدام؟؟ استخدام ها که لغو شد عزیز من آنانی هم که به وزارت خارجه برگشته اند به قول شما قبلا هم در وزارت خارجه بودند در همان سی سالی که در دوران انتخابات می گفتید سی سال تحریم بودیم پس تحریم های ایشان را ندید؟؟ اینان در استیفاء حقوق ما نسبت عراق چه توفیقی داشتند در زمان حضورشان ؟؟

    فرنام شكيبافر پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۰ ب.ظ:

    تحریم‌های دو سال اخیر با تحریم‌های گذشته تفاوت‌های بنیادی دارن.

    فرنام شكيبافر پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۰ ق.ظ:

    اصلاح می‌کنم: «تحت امر» رو اشتباهاً «تحت عمر» نوشتم.

  8. سید نوید
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۷ | #8

    متاسفانه عزت ملی در دیدگاه آقای ظریف و روحانی جایی نداره
    اصلا پاسخ شایسته ای به کری و اوباما داده نشده
    و این یعنی سر خم کردن
    جالبه که چند وقت پیش سیروس ناصری هم به این قضیه متعرض شده بود !!!!!

    [پاسخ]

  9. لولوبی
    ۵ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۹ | #9

    هر وقت قبول کردی که تو هم بخشی از این دنیای پر از ظلم و جنایت هستی و در حال انجام همین ظلم و جنایتها هستی آن وقت می توانی حرف بزنی. اما کسی که موضعش این است که ما حق هستیم و دیگران باطل، طبیعتا موضعش دقیقا مثل موضع دیگران است و بهتر است ساکت بنشیند.

    [پاسخ]

  10. ع
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۱۰ | #10

    و البته این هم قسمت هایی از مصاحبه آقای روحانی با سی ان ان است که انتخاب چاپ کرده (خودم چک نکردم چون انتخاب روی هوا هم زیاد حرف میزند):

    رییس‌جمهور در ادامه این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که “شما در زمان تبلیغات انتخاباتی خود گفتید که مرگ بر آمریکا تنها در کلمات و شعار نیست و باید این موضوع را در عمل نشان دهیم؛ هدفتان از ارائه این بحث چه بوده، گفت: ملت ایران هنگامی که می‌گویند «مرگ بر آمریکا» مقصودشان این است که می‌خواهند سیاست‌های تجاوزگرانه و مداخله‌جویانه آمریکا نباشد و ملت‌ها برای خودشان تصمیم بگیرند و در همه کشورهای منطقه دموکراسی استقرار پیدا کند و من در این راستا به ملت اعلام کردم که اگر می‌خواهید سیاست‌های آمریکا متوقف شود باید در مقام عمل قدم بردارید.

    روحانی افزود: ما باید عملاً به آمریکا بفهمانیم که مداخلات او ناصحیح است، چرا که در دنیای امروز همه باید بدانیم دیگر شرایط قرن‌های پیش حاکم نیست و در قرن جدید که در آن حضور داریم همه باید به استقلال و منافع ملت‌ها احترام بگذاریم که اگر اینگونه باشد، این همه مشکلات نخواهیم داشت.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    راستش این دید؛ یا چیزی شبیه به این؛ به نظرم خوب است چون “أمریکا ستیزی” را با “ستیز با مخل کننده استقلال” عوض میکند.
    من چند سوال قبلا هم مطرح کردم از آقای حسینی؛ تا حدودی منظورم همین بود.
    اینکه بیاییم بجای یک کشور؛ توضیح بدهیم که مشکل در این است که فکر میکنیم نیرویی میخواهد “استقلال” ما را به هم بزند.
    آنوقت بر اساس “استقلال” بحث کنیم؛ نه بر اساس “آمریکا”

    [پاسخ]

  11. سیدمهدی
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۲۲ | #11

    الان یه عده فقط به خاطر اینکه به روحانی رای دادن دارن از این قضیه توافقنامه حمایت میکنن خدا وکیلی بعضیا که اصل توافقنامه با امتیازاشو دیدنخیلی تعجب کردن که هم چین چیزی توسط ژنرال های دولت امضا شده این جور که جستو گریخته فهمیدم همچین پیشنهادی رو به جلیلی هم تو الماتی داده بودن یعنی اگه جلیلی این کارو کرده بود که میشد خائن خدا وکیلی با وجود این که غنی سازی بیست درصدو داشتیم این توافقنامه خیلی شاهکار بودبرا دولت من خیلی خواستم منصفانه ببینم وبه هیچ تحلیلی کار نداشته باشم خیلی میگن ما حاضر بودیم اورانیوم به ترکیه بدیم والان که بهتره فکر میکنم اون موقع ما هنوز به غنی سازی بیست درصد دست پیدا نکرده بودیم نمیدونم اقای روحانی چه اسراری داشت تو صد روز قالو این قضیه کنده بشه که تو همین قضیه فرانسه برا اب سنگین اراک که بعید میدونم بدون هماهنگی با بقیه کشورها بوده باشه بهانه کرد ودولت بخاطر اینکه تو صد روز چیزی برا گفتن داشته باشه اونم پذیرفت اگه یکم بیشتر وقت میخریدن اراک فکر کنم جزو داشته های ما بود حداقل میتونستیم بعدا درباره اونم مذاکره کنیم الان ما تمام داشته هامونو رو کردیم اومدیو بعد ۶ ماه ایراد بنی اسراییلی گرفتن بعد ماخوشحالو خندان میگیم قراردادو میتونیم لغو کنیم اما قدرت رسانه ای اونا رو دسته کم نمیشه گرفت که میتونن راحت توجیه کنن وبگن ما همه کار کردیم ولی ایرانی ها صادق نبودن

    [پاسخ]

  12. سین
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۰ | #12

    آقای آهستان چند روز دیگر سالگرد انقلاب است. از ابتدا تاکنون رهبری و مدیریت جامعه دست نیرو های برآمده از انقلاب بوده. شما حتما اعتقاد هم دارید این مسئولان هم پشتوانه مردمی داشته اند و هم الهی.
    ما دو رهبر را تجربه کرده ایم. مسئولان قوه مجریه و نمایندگان قوه مفننه از آن جهت که انتخابی هستند ، قابل نقدند.
    این برگزیدگان عمدتا از داخل نیروهای خودی انقلابی تحت نام اصول گرا و اصلاحات و کارگزاران و انشعابات آن هستند. همه قائل به ولایت فقیه و قانون اساسی و اسلام.
    پس چه آنکه می گوید آنقدر قطغنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود وفرمان ۲۰ درصد غنی سازی می دهد و همزمان نفت ۱۴۰ دلاری می فروشد و بریزو بپاش می کند و یارانه امام زمان می دهد . با بابک رنجانی به ریش تحریم می خندد فرزند این انقلاب است و اصلح و خروجی شورای محترم نگهبان و هم خاتمی ( که خنده اش در مقابل اینهمه ابروهای گره خورده از یاد دوستان نمی رود) و هم ظریف و روحانی که می گویند خزامه جارو شده را تحویل گذفته اند و برای اداره مملکتی که اپر تحریم ها ادامه پبدا کند و فروش نفت به صفر برسد قاعدتا باید همان سیراب شیردان پاره شده تحریم کنندگان را پخت نمایند و به “لبو خورها” سرو نمابند.
    آقای آهستان ما همانموقع که احمدی نژاد برای صندلی های خالی درس مذیریت می داد تحقیر شدیم و همبن حالا که به قول آن روزنامه “هلوکاست هسته ای” یا بهتر بگویم هلو کاست هسته ای شدیم. احمدی جان گفت هلوکاست افسانه است. اما هلو یک موجود واقعی است.
    خلاصه اینکه این مملکت تا حالا دست طیف های مختلف انقلابی تحت رهبری انقلابی بوده. اگر نه چنگ و دندان و نه لبخند جواب نداده ، اگر پخش اعلامیه فوت اوباما همزمان با نیش باز ظریف جواب نمی دهد جوابش خیلی است . مثلا

    – به قول شما سیاست و روابط بین الملل آنها واقعی است. آنها می دانند ” آینده از آن لبو خور هاست”. لذا نمی خواهند در آینده به لبو خور ها باز زیادی خوش دلار هایی ۱۴۰ تومانی مجددا کرکری بخوانند. در این میان خشک که ملت باشند با تر که از مابهتران باشند با هم می سوزیم.
    – اگر در طول ۳۵ سال آزمون و خطا ، کسانی که تا به حال و در هر سطحی ، جناح و عقبه فکری نتوانسته اند به واقعیت سیاست و روابط بین الملل دست یابند و به عبارتی هنوز دارند در عوالم لا یتناهی سلوک می کنند و احساسس که در مردم ایجاد می کنند و کرده اند تحقیر است، خوب ایران که آکادمی سیاست مدار سازی نیست. بروند کنار. شاید در ایران بزرگ سیاست ورزانی باشند که بدون خط و نشان ، بدون توهم ، بدون لبخند ، بدون ….. بتوانند این مملکت را اداره کنند. شما نظرتان به چگونه سیاستمدارانی است آقای حسینی؟ با چه روشی؟ ایران تحت زعامت این مسئولان در داخل و خارج چگونه اداره می شود؟
    من فکر می کنم اپر روحانی موفق نشود یعنی آینده از آن لبوخور ها نیست. آنها خوابی که برای ما دیده اند را مصمم هستند تا آخرش بروند. احمدی نژاد کاری کرد که آنها صورت بی نقاب ما از یادشان نرود. همانطور که از یاد ما نمی رود.

    [پاسخ]

    IRANI پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۰ ق.ظ:

    «احمدی نژاد کاری کرد که آنها صورت بی نقاب ما از یادشان نرود»
    آخ که چه گل گفتی ای سین.

    [پاسخ]

  13. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۵۰ | #13

    جناب بنیامین
    نودونه درصد مردم میدانند که ورزش خوب است اما فقط چهار پنج درصد ورزش می کنند.
    نودو نه درصد سیگاریها میدانند که سیگار زیان دارد، اما فقط چهار درصد ترک می کنند.
    مشکل اصولگرایان ندانستن نیست.
    آنها همه چیز را میدانند.
    از من و شما بهتر می دانند که دنیا پر از ظلم نیست.
    از من و شما بهتر می دانند که غربی ها مردمان خوبی هستند لااقل چند برابر ما مسلمانان خوبند.
    از من و شما بهتر می دانند که افکار و رفتار انقلابی بی نتیجه است.
    اما…
    اما دوست دارند همین حالتی که دارند را ادامه دهند.

    [پاسخ]

    بنیامین پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۳ ق.ظ:

    و کاش می پذیرفتن که هر انقلابی تا یک دوره محدود توی حالت انقلابی میمونه و بعد به یک نظام سیاسی با ثبات تبدیل میشه که راهی جز تعامل با دیگران نداره.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۲ ق.ظ:

    در همین مورد مطلبی در دست تهیه دارم با عنوان ” وظیفه انقلابیون پس از انقلاب “.
    واقعیت این است که انقلاب یک پدیده دائمی نیست!!

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۴ ق.ظ:

    چشم انتظاریم.
    البته از ذکر «به عبارتی» دیگر هم فراموشتان نشود. می‌دانید که بار اوّل که می‌نویسید و توضیح می‌دهید ،قدری فهم و زبانش سخت است و چون ما تا آن‌جا را هنوز نخوانده‌ایم. بنابراین «به عبارت» دیگر شما که می‌رسیم شادمانه همه چیز یهویی نمایان می‌شود و شیر فهم می‌شویم (آن هم دسته جمعی). :wink:

  14. علی
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۱۴ | #14

    همیشه ما بد حرف میزنیم
    همیشه ما قلدریم
    همیشه ما تنش ایجاد کرده ایم
    همیشه ما آبرو ریزی کرده ایم
    همیشه ما کارها را خراب کرده ایم
    همیشه ما ادبیاتمان مشکل دارد
    همیشه ما باید به دنبال این باشیم که کارمان را از یک راه (تعامل سازنده با غرب!!!) درست کنیم
    کلا به مقاومت فکر هم نکنید که به ضرر همه ی مردم و کشور و …است، در این چند سال دیدید دیگر…!!!!

    [پاسخ]

  15. علی
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۲ | #15

    در دوران خاتمی ما چه ابهتی داشتیم در سطح جهان!
    اسم ایران رو که میشنیدن یاد ادب و منطق و خوبی و …اینا میفتادن!
    همه چی ما رو به رسمیت میشناختن، غرور و باور و …!
    دست فرمون خاتمی فوق العاده بود،
    ته دلشون هم اصلا به ما نمیخندیدن…!!!!!

    [پاسخ]

  16. حسن
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۵ | #16

    رییس جمهور فقط احمدی نژاد!!! پر از چرت و پرت گویی و فحاشی! ماننذ صدام و قذافی! متاسفانه برخی ها فکر می کنند اگر رییس جمهور فحاشی کنه خیلی شجاعه!!! وقتی رییس جمهور هستی و صد تا بادیگارد داری و مصونیت قضایی داری بدوبیراه گفتن به این و اون کاری نداره! چرا برخی فکر می کنن این اسم شجاعته؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۷ ق.ظ:

    بچه این محلی ؟؟؟؟
    داداش اینجا یه حسن بیشتر لازم نداره ….
    یه پسوندی یه پیشوندی چیزی اضافه کن اگه میخوای موندگار شی …
    حسن …. اونم مخالف احمدی نژاد ؟؟؟؟

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    اقا حسن من فکر کردم حرفای شما بود خیلی خوشحال شده بودم

    [پاسخ]

  17. حسن
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۶ | #17

    انرژی هسته ای اورانیوم بیست درصدی و ۶۰ درصدی لازم نداره. انرژی هسته ای یه مساله اقتصادی هست یه مساله ناموسی نیست.

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۰ ق.ظ:

    اقا حسن دل ما رو بردی باورم نمیشه این حرفای شماست ممنون یک دنیا ممنون

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۲ ق.ظ:

    یه بنده خدایی توی اتوبوس یه صدایی ازش در میاد … همه میزنند زیر خنده …
    اینم میگه اگه میدونستم اینقدر خوشحال میشید براتون …..

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۴ ب.ظ:

    اره واقعا اما بازم بهت علاقه دارم اقا حسن خودت اصلی اصل بودن تو این زمونه جواهره

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۵ ب.ظ:

    شما محبت دارید …

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۲۶ ب.ظ:

    بله مثلا اونی که میزنه خودش رو بین ملت منفجر میکنه. دیگه اصل اصل جنسه. یه پا جواهر

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۴ ب.ظ:

    بابک جان … ” با لحن تسو توی جومونگ وقتی که میگفت : مادرجان ”
    تو هم محبت داری … اتفاق تو هم اصل اصلی ….
    made in cyprus

  18. با بک
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۳۰ | #18

    ۱- کاملا موافقم که نیشخندای ممد همونقدر بی اثر بود که پوپولیسم چندش آور حسن بی اثر هست. حسن داره ادای محمود رو در میاره در جهت عکس. منتها محمود خودش بود. یه حزبلاهی واقعی. حزبلا هم بی برو برگرد تو گند زدن به مملکت یار و همراهش بودن. همه اینا به کنار هرکی هرکی که نیست . مملکت علی داره واسه خودش.
    ۲- به به. به به. بالاخره دوستان ظاهرا فهمیدن که دنیا با واقعیت اداره میشه نه با هارت و پورت. و همونطور که گفتگوی تمدنهای خاتمی کاری از پیش نبرد اولدرم بلدرمای محمود نظر نزدیک که قطعنامه ها کاغذ پارست و هولوکاست افسانه هم حرف گنده تر از دهن بود. این فیس بوک بازیای ظریف هم بدرد خودش میخوره. چیزی که این وسط مهمه تعطیل شدنه غنی بازی هسته ای بود که خدا رو شکر قسمتیش انجام شده.
    ۳- دوستانی که هر روزشون شده مرگ بر آمریکا گفتن و پرچم آتیش زدن و ارزوی نابودی یه کشور عضو سازمان ملل و بالا رفتن از دیوار سفارتخونه کشورا با گفتن یه گزینه نظامی رو میزه بهشون بر میخوره. مثه چی دروغ میگن
    ۴- واقعیت اینه که ماجراجویی هسته ای جمهوری اسلامی رو همین تحریم ها و همین گزینه نظامی متوقف کرده. نرمش قهرمانانه نتیجه تحریم های هوشمندانه غربه. تحریم نفت باید پا بر جا بمونه و گزینه نظامی هم همچنان باید روی میز باشه. هر چند اوبامای بی عرضه تو سوریه خیلی گند زد وگرنه شاهد نرمش قهرمانانه تری از بزرگان قوم بودیم.
    ۵- اگر بزرگ قوم صداقت داشته باشه با این لشکر شکست خورده می خواد چکار کنه؟

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۴ ق.ظ:

    انقدر دوست دارم بدونم تو اگه یه کاره ای بودی چی کار میکردی؟
    سیاست خارجی رو میگم.

    بعد تو که هی میگی این نه اون نه اون یکی هم نه،میشه بگی چی آره؟
    تا جایی که یادمه تو همه ش چیزایی که به نظرت غلطه رو گفتی.درستش چیه به نظرت؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۰ ق.ظ:

    درستش ریختنه اسباب بازیای هسته ای تو دریاست. کمک نکردن به حماس و حزب الله. کثافتکاری نکردن در سوریه.و بعد پذیرفتنه مسئولیت این کثافتکاریا

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۶ ق.ظ:

    بعدش چی ؟؟؟
    اسب نمیشوی بدین پرورش اندام … الاغ

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۹ ب.ظ:

    وای بابک عذرخواهی از جامعه ی جهانی رو یادت رفت.

    بنده ی خدا منظورم این بود که اگه تو ایران یه کاره ای بودی چی کار میکردی؟نه تو امریکا و اتحادیه ی اروپا.
    میگم تو شرایط فعلی اگه جای روحانی و ظریف بودی چی میکردی؟
    بعد،بعدش میشه بگی اگه انقد بچه ی خوبی بودیم و همه ی کارای بدمونو گذاشتیم کنار،چی میشه دقیقا؟

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    پذیرش مسئولیت رو که گفتم فهیمه. معنیش همونه
    همین کارایی که گفتم میکردم دیگه.
    اگه جای روحانی بودم تو هر سخنرانی چار بار میگفتم من کاره ای تو قضیه هسته ای نیستم و اوامر آقا رو اجرا میکنم. همچنین می گفتم من نفوذی تو کارای سپاه تو سوریه و غیره ندارم. کلا میگفتم تو قضیه سیاست خارجی من کاره ای نیستم. فقط میتونم میزان روابط رو مثلا با بور کینافاسو تنظیم کنم.
    این میشه که بعد ده سال میتونیم یه عضو معمولی از جامعه جهانی باشم.

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۷ ب.ظ:

    خب همین که کوتاه اومدی و دیگه علنا نمیگی عذرخواهی اتفاق مباریکیه.
    البته اگه از اون وجه ش رو درنظر بگیریم نامبارکه ها.

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۱ ق.ظ:

    من الان تحت تاثیر قرار گرفتم به قول ارسطو :)
    واقعا ما خیلی بدیم. هم پرچم آتیش زدیم
    هم سفارت گرفتیم
    هم دولت ملی اونها رو با کودتا ساقط کردیم
    هم از صدام علیه اونها حمایت کردیم
    هم هواپیمای مسافری اونها رو زدیم
    ….
    آره ما خیلی به آمریکا بدهکاریم

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۶ ق.ظ:

    شما همون با دستکش مخملی و دست چدنی و نرمش قهرمانانه و مانور هنرمندانه و سگ حرومزاده و هولوکاست افسانه و مرگ بر امریکا و انگلیس و غیره خوش باش و با لفظ “واقعیت” روضه بخون.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۸ ق.ظ:

    بابک
    سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا

  19. IRANI
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۳۳ | #19

    حسینی عزیز، اتفاقا وقتی آقای ظریف می گوید باید مراقب نحوه گفتارمان باشیم کاملا روراست دارد صحبت می کند، چون به مدد دوستانی که بسیار تریبون داشته اند و دارند، ما به سادگی گرفتار بازیهای رسانه ای شده ایم و بسیاری از کشورهای دنیا ما را با چهره دهان گشادانی بد دهان و ناتوان از احترام به عرف دیپلماتیک دنیا شناخته اند. شما متاسفانه این روراستی را درک نمیکنی که آری ممکنست ما چند ناو غرق کنیم و چند هزار نفر را هم در جنگی که فقط بعضی از ایرانیان! مشتاق آن هستند از دشمن بکشیم اما کشورمان هزینه ای خواهد پرداخت که کم زیان تر از وضعیت سوریه نخواهد بود. ما حکم کسانی را داریم که به خاطر اعمال عده ای کوته فکر و تعدادی با بصیرت! در مرداب گیر افتاده اند. دولت هم از این روراست تر نمیتواند به شما و به دنیا بگوید که عزیزان، همه ایرانیان متوهم و جنگ طلب نیستند، بسیاری هم آزاد اندیشند و هنردوست و صلح طلب. با کمال تاسف این شمایی حسینی جان که روراست نیستی.

    [پاسخ]

  20. سعید
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۴:۳۰ | #20

    خلاصه بفرمایید یک رئیس جمهور خوب یا باید احمدینژاد باشد یا باید ادای احمدینژاد نبودن در نیاورد.

    [پاسخ]

  21. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۳۴ | #21

    در متن نوشته شده که رئیس جمهور و وزیرخارجه باید :
    ” مثل مسئولان سایر کشورهای دنیا، با خودشان و با مردمشان رک و راست باشند. ”

    متاسفانه ما نمی توانیم رک و روراست باشیم.
    چـــــــــــرا؟
    چرا ما نمی توانیم مانند مردمان غرب روراست باشیم؟
    از قول اشو شنیدم که گفته:
    ادیان آنچه مورد علاقه بشر است را حرام اعلام می کنند، لذا پیروان طاقت نیاورده و مرتکب فعل حرام می شوند و سپس احساس گناه و شرمندگی می کنند!!

    انقلاب اسلامی هم چیزهایی را حرام اعلام کرده که درواقع حرام نیستند، چیزهایی را بد دانسته که درواقع بد نیستند.
    ریاکاری مسئولان ما یک معلول است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۱ ق.ظ:

    حالا یک دل بی رحم، بی انصاف یا نااگاه می تواند چیزی را که بد نیست، بد خطاب کند.
    اما یک دل نازنین
    نمی تواند چیزی که بد نیست را بد بداند.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۸ ق.ظ:

    اسلام عزیز چی میشه پس یوسفی؟
    اینکه ریاکاری تو ذات حکومت جمهوریه اسلامیه شکی توش نیست

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۹ ب.ظ:

    و این‌‌که در ذات ته مانده‌ی سازمانی هم ریاکاری وجود دارد شکی نیست.
    مثل اسلام و عزیز گفتنت .نافره ایزدی ای دلبندم (یبوست) :mrgreen:

    [پاسخ]

  22. حسن
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۱ | #22

    «نوجوان ۱۷ ساله ای که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش می‌گوید، با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که باهم می‌خوریم، مادر اجاره تعریف خواب را نمی‌دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب می‌بینم که روی سینه‌ام نشسته‌اند تا سرم از تنم جدا کنند، فریاد می‌زنم و آنوقت است که امام حسین(ع) می‌آید و می‌گوید، نترس درد، ندارد… سر را هم بریدند، درد نداشت.»
    ای فدات بشم آقا …
    حسین من …. حسین من …. حسین من
    صلی الله علیک یا اباعبدالله

    [پاسخ]

    بئاتریس پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    جمع کنید لطفا این دروغ ها رو … گذشت دوره ای که مردم این افسانه ها رو باور می کردند.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۳ ب.ظ:

    اسلام عزیز

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۱ ب.ظ:

    با بک اَلیز :lol: ——————-
    * فرهنگ فارسی معین

  23. reza
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۷ | #23

    با سلام
    امید خان حسینی برادر عزیز
    اگر از منظر اصولگرایی فرمایش شما را بررسی کنیم شاید این فرمایشات درست باشد ولی دریچه اصولگرایی همیشه به منزله واقع گرایی نیست.
    اگر شما فکر کردید که میتوان خیلی شق ورق و محکم بایستیم و به مانند دولت قیلی هم تحریم نشویم و لیدری مبارزه با استکبار را قبول کنیم و درهای اقتصاد کشورمان را هم به سوی سرمایه گزاران استکبار باز کنیم .خلاصه همه خوبی ها ر ابا هم داشته باشیم یا شما پر توقع هستید یا دنیا کج فهم

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

    مخلص کلام ….
    من تعجب میکنم از امید خان حسینی
    خدا و خرما یک جا جمع نمیشوند
    اصلا آقای روحانی با صداقت تمام همینها رو گفت و رای آورد …. به نظرم اگه وادادگی هم در کار باشه متوجه مردمه …. و الا که کاندیدای ما که بیل به کمرش نخورده بود …. داشت همین حرفا رو میزد که بچه های حزب اللهی مثل شما میخواستید خرخره اش رو بجوید ….. حالا که گذشت

    [پاسخ]

  24. با بک
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۷ | #24

    اسلام عزیز
    http://beyzai.ir/1392/11/05/2472/
    محمودرضا بیضائی (نام مستعار: حسین نصرتی)

    ولادت: ۱۸ آذر ۱۳۶۰، تبریز

    شهادت: ۲۹ دی ۱۳۹۲، زینبیه – در اثر اصابت ترکش به ناحیه سر

    حسینی جان. چرا فرمانده کل قوا در این زمینه صداقت ندارن؟ رسیدگی کنین لطفا

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    شما الان مثلا مچ گرفتی هرکی داوطلبه میتونه بره البته خیلی راحت هم نیست باید حداقل سابقه آموزش نظامی داشته باشی تو سایت مشرق هم هروز داره اسم شهدا رو میزنه که از ایران رفتن

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۰ ب.ظ:

    شجاع بیا دیگه حجت تموم شد. سید مهدی اینو راهیش کن بره.
    من از همینجا برای تمامی ایرانیانی که بهر دلیل در حال حاضر در خارج از مرز ها در حال مبارزه هستند طلب علو درجات و شهادت رو دارم. ایشاالله یک ملیون حوری نصیبشون بشه تو اون دنیا.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۴ ب.ظ:

    والا ما به هر کی گفتیم میگن ایران نیرو نمیبره !

    نمیدونم چرا منو نمیبرن !..
    بابک پارتی چیزی داری ؟ جبران میکنم .

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۱ ب.ظ:

    سید مهدی ظاهرا وارده
    بهش بگو ببرتت.

  25. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۳ | #25

    اصلاح طلبان نشان دادند که به تفکرات سکولار در دنیای سیاست بیشتر نزدیکند تا تفکرات اسلامی .
    تفکراتشان اینه که زندگی در رفاه به هر قیمتی !
    اینو دوره ۸ ساله خاتمی و اظهار فضل کردنهای اصلاح طالبان و اعوان و انصارشان و ..به ما نشان داد .
    و در فتنه ۸۸ که تمام اصاح طلبان از فتنه حمایت کردند این مسئله تبدیل به یقین شد ..

    در آموزه های اسلامی و سیره نبوی و زندگی ائمه ع و …به ما یاد دادند که در عین ادب و احترام و تعامل با همه اما زیر بار ظلم و ستم نباید بریم ..
    در هیچ کجای قرآن و …نیومده که در مقابل زور تسلیم شویم .

    رهبری عزیز فرمودند ما برای دفع شر شیطان مذاکره هم میکنیم ..اما کجای سخنان رهبری به ان برخوردهای ننگینانه دولتیهای شیخ حسن اشاره شده ؟
    اینکه آنقدر در روابط سیاسی تسلیم شده و سر تعظیم فرود آوردند که دولتیان آمریکا اینطور گستاخانه به ملت ایران توهین کنند !
    بعد میان ایران و الکی داد و قال راه میندازن که ما ال میکنیم بل میکنیم !
    اینها که دولت احمدی نِژاد را دروغگو میدانستند چرا خود دارن مثل آب خوردن دروغ میگن ؟

    متاسفانه باز هم باید دوره سیاه و ننگین خاتمی را تحمل کنیم و این حقارتها را ببینیم .

    اگر آمریکا میگه گوزینه ! نظامی روی میزه اینا هم باید بلافاصله بگن مال ما هم روی میزه !
    نه اینکه اونا هی هارت و پورت میکنند و اینا لبخند ژوکوند و ملیح و آه مای گاد !

    حکومت ایران یک حکومت اسلامی و شیعی هست که مبنا و ریشه و شالوده آن بر اساس مقاومت و ایستادگی استوار شده و شعار آن هم استقلال و آزادی بود .
    من برای همه ایرانیان واقعا متاسفم از اینکه نمایندگان دولت آنها اینچنین مارو تحقیر کردند .

    زمانی که آقا سگه به انسان حمله کنه هر چند قدم عقب بری آقا سگه هی میاد جلوتر که گازت بگیره و تنها راه مقابله ایستادن و تشر زدن و حمله کردن به سگ هست که در اینجا آقا سگه فرار میکنه .
    الانم آقا سگه ی قصه ی ما را باید با تشر زدن و مقابله به مثل فراری داد .

    [پاسخ]

  26. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۲ | #26

    شیخ حسن روحانی در جریان شرکت در اجلاس داووس درباره «ناممکن نبودن» بازگشایی سفارت آمریکا در تهران :

    ایران و آمریکا گذشته‌های بسیار سخت و مشکلی با یکدیگر داشته‌اند، اما هیچ چیز در دنیا ناممکن نیست و برای رسیدن به اهداف بلند باید کار و تلاش فراوانی انجام داد. به هر حال هیچ دشمنی و دوستی تا ابد باقی نخواهد ماند. همه باید تلاش کنیم دشمنی‌ها را به دوستی تبدیل کرده و این اقدام متقابل و تلاش از سوی هر دو طرف در جهت ایجاد اعتماد را نیازمند است.

    جان کری وزیر امور خارجه آمریکا :

    ۱ – ایران نیازی به غنی‌سازی اورانیوم و آب سنگین اراک ندارد.

    ۲ – ما به ایران هرگز اجازه نخواهیم داد که نیروگاه اراک را راه‌اندازی کند.

    ۳ – اظهارات آقای روحانی درباره اینکه ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست بی‌معنی است مگر اینکه اقدامات عملی ببینیم. آقای روحانی روز گذشته اعلام کردند که ایران انگیزه‌ای برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد، حالا ایران فرصت دارد آن را ثابت کند.
    ۴ – اکنون بازرسان آژانس می‌توانند هر روز در فردو و نطنز باشند. همین‌طور بازرسان هر ماه می‌توانند در اراک باشند. ما زمان برای رسیدن ایران به بمب را طولانی کردیم و آن را بیشتر قابل ردیابی کردیم!!!!

    ۵ – دیروز (پنج‌شنبه) آقای روحانی اینجا بود و گفت ما می‌خواهیم با دنیا تعامل کنیم. اگر درباره صحبت‌های خود جدی هستید اثبات آن ساده است. کشوری که برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز می‌خواهد چرخه غنی‌سازی در زیر زمین نمی‌خواهد، رآکتور آب سنگین نمی‌خواهد.

    ۶ – ایران باید اندوخته اورانیوم غنی‌ شده ۲۰ درصدی خود را به صفر برساند، سانتریفیوژهای خود را افزایش ندهد، و از نصب نسل جدید سانتریفیوژها و تکمیل نیروگاه اراک خودداری کند.

    ۷ – کری در بخش دیگری از اظهارات خود به کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس به‌خصوص عربستان اطمینان داد، واشنگتن حامی آنها خواهد بود.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۲ ب.ظ:

    نتیجه تعامل = گستاخی آقا سگه

    [پاسخ]

  27. سیدمهدی
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۵ | #27

    بنده خدا حسن روحانی که خیلی ملایم ولایت صحبت کرد این جان کری چه نامرده حداقل به خاطر نون و نمکی که با ظریف خورده یه مقدار رعایت حسن روحانی رو بکنه که به قول ایشون تندروها تو ایران عصبانی نشن جان کری هوای این روحانی مارو بیشتر داشته باش

    [پاسخ]

  28. م.ص
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۲ | #28

    آقای حسینی یک زمانی شما را به انصاف در تحلیل می شناختم ولی این مطالب اخیرتون نشان می دهد که تعصب در تفکراتتان ریشه دارد.

    مشکل اینجا است که شما و جماعتی که خودشان را نسخه اوریجینال اسلام و مقاومت می دانند بر مبنای تنها یک فرض نظر می دهند.

    اول اینکه موضع ما در مذاکرات کاملا از سر ضعف، و موضع آمریکا کاملا از سر قدرت است. شما همراستا با رسانه های آمریکایی و فارسی زبان ضد نظام، همین پیام را الغا می کنید که جمهوری اسلامی کم آورده و آقای روحانی موجود بسیار ضعیف و ذلیلی هستند که صد در صد می خواهند با فروش عزت نظام برای خودشان رای جمع کنند.

    وقتی حرف های شبکه های فارسی زبان ضد نظام را می شنوم و بعد نظرانت شما را می خوانم سرم سوت می کشد. آخر دامنه تعصبات تا کجا پیش رفته که در این شرایط حتی مصالحت نظام و عزت و اعتبارش را به خاطر بازی های سیاسی، شما و افراد همفکرتان قربانی می کنید.

    حاضر نیستید فرض ذهنی تان را به این تغییر بدهید که دولت ایران دارد با غرب بازی می کند. آمریکا آنقدرها که شما فکر می کنید قوی نیست و از موضع قدرت بر سر میز مذاکرات ننشسته. اگر ما بتوانیم هزینه های نگهداری ساختار تحریم ها را بالا ببریم احتمال شکستنشان بالا می رود. آن غولی که از آمریکا و متحدانشان ساخته اید را باید بکشنید.

    متاسفانه از نظر شما حرف های بی حساب و کتاب و تهدید های الکی که هزینه های ایجاد تحریم را برای آمریکا به حداقل ممکن رساند اصلا خیانت و از بین بردن عزت نیست. اما مذاکره به شکلی که افکار عمومی جهان تحت تاثیر قرار گیرند و هزینه های تحریم را برای آمریکا بالا رود کاملا خیانت و جنایت است. شما فکر می کنید آمریکا تا چه زمانی می تواند هزینه های تحریم ها را پرداخت کند؟

    من در خصوص نتایج این مذاکرات هیچ نظر خاصی ندارم ولی هر دو فرض را برای نیت دولت در نظر می گیرم، نه اینکه قصاص قبل از جنایت کنم.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۳ ب.ظ:

    بدی کار اینه که یه بی طرف پیدا نمیشه که بگه واقعا از نظر حقوقی ما چه بدست اوردیم اتفاقا منم با شما هم عقیده هستم که امریکا الان نسبت به چند سال گذشته قوی نیست اما ما دقیقا چطوری با این توافقنامه اونا رو بازی دادیم دقیقا چیزی که برداشت میشه اینه که اونا مارو بازی دادن شما تو این توافقنامه یه چیزی هست که قطعیت داشته باشه حداقل تو اینو که منتشر شده که چیزی نیست

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۱ ب.ظ:

    مساله تنها دست آوردهای خود توافق نامه نیست. در این توافقنامه امتیازات خاصی حاصل نشده. البته امتیازاتی هم که ایران داده در صورتی که واقعا قصد ساخت بمب اتم وجود نداشته باشه، امتیازات خاصی نیست. مهمترین امتیازی که به آمریکا داده می شه اینه که ایران نمی تونه به بمب اتمی برسه. نیروگاه آب سنگین اراک هم برای ما نان شب نیست.

    البته برداشته شدن تحریم های دارویی و خودرویی کمی کار را برای گرگ های داخلی و کاسبان تحریم ها سخت می کنه ولی آنهم اتفاق ویژه ای نیست. تنها نکته ای که اهمیت داره تغییر افکار عمومی جهان نسبت به ایرانه.

    دوستی دارم که در نروژ درس می خونه. می گه مردم اینجا واقعا از احمدی نژاد می ترسیدند. می گفتند واقعا شما می خواین دنیا را بمب اتمی منفجر کنید؟ هنوز هم که استادهاشون می خوان مثال از افراد دیوانه در تاریخ بزنند یکیشون احمدی نژاده. نروژ هیچ دشمنی با ایران نداره. این جو منفی افکار عمومی جهان بود که به لطف صحبت های احمقانه ای که متاسفانه برخی می خواهند آن را صداقت تعبیر کنند بر علیه ایران با کمترین هزینه ایجاد شد.

    دوستم می گفت اینجا هیچ شناختی از ساختار سیاسی ایران ندارند. الان باورشون نمی شه که احمدی نژاد رفته باشه چون فکر می کردند فردی مثل قذافیه که رهبری کشور را بعهده داره. آمدن روحانی و سیاست خارجی اش واقعا در فضای بین المللی اثر گذار بوده.

    در این شرایط کشور های اروپایی و آسیایی مجبور می شوند که به افکار عمومی شان پاسخگو باشد. اژدهای خیالی که از ایران ساخته بودند سقوط می کند و مردمشان نمی خواهند هزینه سیاست های زورگویانه آمریکا و اسرائیل را پرداخت کنند. در این شرایط کم کم هزینه تحریم ها برای آمریکا افزایش پیدا می کنه.

    آمریکایی ها با ساختار قدرت در ایران بسیار آشنا هستند. خیلی خوب می دانند که سیاست های کلی به دست رئیس جمهور نیست. بنابر این همه این اتفاقات جنگی است که یک بخش آن افکار عمومی جهان است، ایجاد اجماع بین المللی. جنگی که در هشت سال پیش در بخش افکار عمومی خیلی راحت آن را باختیم. آمریکا معنای حضور ایران در سوریه را می داند، معنای حمایتش از حزب الله. بهترین راه برای شکست مقاومت تضعیف اقتصادی ایران است. هر گامی که در جهت برداشتن این موانع برداشته شود در حقیقت حمایت از مقاومت است نه مقابله با آن.

    این میان بی انصافی های گروه طرفدار احمدی نژاد واقعا دردناک است…

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۹ ب.ظ:

    خانم دکتر م.ص
    خیلی ساده و منطقی نوشتید.آفرین و ممنون.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۴ ب.ظ:

    “حاضر نیستید فرض ذهنی تان را به این تغییر بدهید که دولت ایران دارد با غرب بازی می کند”
    ” آمریکا معنای حضور ایران در سوریه را می داند، معنای حمایتش از حزب الله. بهترین راه برای شکست مقاومت تضعیف اقتصادی ایران است. هر گامی که در جهت برداشتن این موانع برداشته شود در حقیقت حمایت از مقاومت است نه مقابله با آن.”
    حرف راست رو باید از م.ص. شنید. تمام اراده حکومت از نرمش قهرمانانه چاق کردنه دوباره بدنه پشتیبانش هست. همینه که تحریمهای نفتی به هیچ عنوان نباید کاهش پیدا کنه.
    البته غربیا عقلشون از حکومت اسلامی بیشتر میرسه. ولی شاید نفعشون تو همین نوسانات ما باشه. و باز رضایت بدن این نوسانات سینوسی رو دوباره طی کنیم.

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۲۸ ب.ظ:

    بابک میگما،شما که می فرمایید نظام منافع خودش رو به منافع ملی ترجیح میده؛خب اینکه تحریمهای نفتی قطع نشه تا مبادا از کنارش نظام منتفع بشه،معنایی غیر از ترجیح منافع گروهی تون به منافع ملی داره؟
    چرا اولی بد و غیرقابل توجیهه و دومی خوب و موجه؟

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۶ ب.ظ:

    منافع کدوم گروه دقیقا؟
    محمود نظر نزدیک به پشتوانه پول مفت نفت حرف مقت میزد. بسیجیا به واسطه پول مفت نفت ملت رو تو خیا بون کتک میزندن و می کشتن. سپاهیا به واسطه پول مفت نفت شکم گنده شدن و کثافتکاریاشون رو تو کل منطقه پراکنده کردن.
    نظر نزدیک به واسطه پول مفت نفت رای میخرید. صدا و سیما و دستگاه تبلیغات حکومتی روی پول مفت نفت سوارن. ملت با پول مفت نفت مفت خور و جیره خور شدن.
    تحریم های نفتی از هر نظر به نفع جامعه مدنی ایران هست در بلند مدت. دوران باز سیاسی فرهنگی و حتی اقتصادی ما دورانی بود که نفت ده دلار بود. در عوض دو تا از تاریکترین دورانها مون در دوره اوج قیمت نفت رخ داده ۵۷ و ۸۸٫

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۲ ب.ظ:

    کدوم گروه؟
    گروه سرود مدرسه تون.
    مگه مدام نمی گید جنبش سبز؟
    حالا گروه نه.جنبش ..جریان سیاسی یا هر اسم دیگه ای که خودت دوست داری.

    بعد به نظر خودت خنده دار نیست که به جای انتقاد به نفس متکی بودن بیش از اندازه به نفت و درامدش و صدالبته حیف و میل کردنش،از تحریمهای نفتی
    داری حمایت میکنی؟
    شبیه پاک کردن صورت مسئله نیست به نظرت؟

    یا نه،این اینکه تحریمهای نفتی خوب است رو باید بذارم کنار عذرخواهی از جامعه ی جهانی و لزوم مبارزه ی مسلحانه ی جنبش سبز؟
    اینا متلک نیست ها.جدا سواله برام.
    تو از یه طرف میگی به خاطر اینکه یه کی هوس کرده بمب بسازه ملت دارن بدبختی میکشن و واسه مردم دل میسوزونی بعد از طرف دیگه میگی ملت تحمل کنن چرا که واسه منافع بلندمدت جامعه ی مدنی ایران خوب است.
    از یه طرف مدام از وحشی گری بسیج میگی ومیگی عاشورای ۸۸ شهر عملا دست مردم بود و با این حال من خشونتی از مردم ندیدم و از طرف دیگه میگی معتقدی که مبارزه مسلحانه باید انجام بشه.
    اینا یعنی چی به نظرت؟
    بد خوبه چون برای منه؟

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۷ ب.ظ:

    من کی گفتم مبارزه مسلحانه باید انجام بشه؟ چرا الکی حرف تو دهنم میزاری؟
    بهرحال هیئت حاکمه ما فعلا دارن اینطوری از پول نفت استفاده میکنن. هروقت هیئت حاکمه رفتار دیگه ای داشت در مورد اون شرایط حرف میزنیم.
    من کی گفتم ملت باید تحمل کنن یا هنباید تحمل کنن. اصولا ملت اینجا کاره ای نیستن. گفتم این تحریما در کل به نفع جامعه مدنی ایران هست.

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۳ ب.ظ:

    خدا خفه ت نکنه.جدا فکر کردم اشتباه کردم و تو اون حرفو نگفتی.
    تو زیر پست لبخند هم جواب نداد درباره ی ادامه ی مبارزه و تو بحث با رودا نگفتی راهش دغل کاری نیست.راهش مبارزه ی منفی و مدنی و حتی مبارزه ی مسلحانه ست؟
    خوبه که یه ماه هم نگذشته.حرفت هم تو همین اهستان خودمون ثبت شده.مستندِ مستند.
    معناش چیه به نظرت؟چیزی غیر از موافقت با مبارزه ی مسلحانه؟

    بعد این باید تحمل کنن یا نباید تحمل کنن یعنی چی؟
    چطور ما که میگفتیم موافق انرژی هسته ای هستیم و انرژی هسته ای باید باشه یه عده بی وجدان ِ شکم سیر ِبی خبر از حال و روز مردم بودیم که جون و سلامتی و اعصاب و نبود امکانات حداقلی واسه ادامه ی زندگی مردم برامون مهم نبوده، ولی تو که میگی موافق تحریمهایی حرف از تحمل و عدم تحمل ملت نزدی و فقط گفتی این تحریمها به نفع مردم هست.
    مگه سختی این تحریمها رو کی داره تحمل میکنه؟ کسی غیر از ملت؟

    درباره ی رفتار هیئت حاکمه هم نمیگم چی هست میگم چرا از اونی که درسته که باشه حرف نمیزنی؟

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۶ ب.ظ:

    بازم میگم راه مبارزه دغل کاری نیست. چیزایی هست که مبارزه مسلحانه هم جزوشونه. چه داخلی و چه خارجی. حالا این معنیش اینه که من معتقدم مبارزه مسلحانه باید انجام بشه؟ مسلما نه. جملات واضحن. لازم به تفسیر کردنشون نیست.
    خب دلیلش واضحه. چون داشتن بمب اتم ایران رو به کشوری نظیر کره شمالی تبدیل خواهد کرد. و من اینو نمیخوام.
    و دلیل از اون بزرگتر اینه که من هیچ حقی نسبت به رفتار باقی کشور ها ندارم. در مورد کشور خودم ایران معتقدم به هیچ وجه داشتن قدرت هسته ای به نفعمون نیست. از تحریم های نفتی غرب هم به دلیل اینکه مانع ماجراجویی های رژیم میشه پشتیبانی می کنم. سختی تحریم های نفتی رو هم فقط ملت تحمل نمیکنه. بین حماس و حزب الله و بشار و سردار جعفری و طائب و اینا تقسیم میشه. قسمتیش هم به ملت میرسه که خوب اونهم ثمره بی عرضگی شون تو تحمل کردن این حکومت یاغی هست.

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۴ ب.ظ:

    البته بابک تحریم به ضرر مردم و به نفع رانت خوارهای دولتیه که با دور زدن تحریم‌ها و قاچاق کلی سرمایه این کشور را به جیب می‌زنن.این همه ناله و فغان هم مال اینه که دستشون از این ثروت کوتاه میشه.فساد اقتصادی نتیجه مستقیم تحریم هاست

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۳ ب.ظ:

    amir جان
    پس چرا ایشون(!) اجازه ی توافق دادن؟ مطمئن باش فشار تحریما رو اون بالایی ها هم احساس کردن و قبل از اینکه خیلی به جون هم بیفتن ، پذیرفتن که جام زهر نوشیده بشه.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۵ ب.ظ:

    رانت خوارا رانت چی رو میخورن؟ رانت پول مفت نفت.
    وقتی نباشه بجونه هم خواهند افتاد.

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۰ ب.ظ:

    تفسیر نکردم. چون واضح بودن میگم معتقدی به مبارزه ی مسلحانه.

    بابت این بی عرضه دونستن ملت هم،ممنون که احساساتت رو انقدر عریان میگی.فقط شما لطف کن دست از سر کچل این ملت بی عرضه بردار و هربار هر حرفی رو از زبون ملت نگو و از اونا مایه نذار و اقلیت خودت رو با اونا به اکثریت تبدیل نکن.
    توجیه ت درباره ی موضع گیری ت تو قضیه ی هسته ای هم خیلی بامزه بود.الان من کاملا قانع شدم.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۶ ب.ظ:

    خوشحالم تونستم قانعت کنم

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۵ ب.ظ:

    تصمیم به مصالحه قبل از پیروزی روحانی گرفته شده .همون وقتی که کفگیر حاکمیت به ته دیگ خورد. یه تاکتیک مصلحتی از طرف حاکمیت برای نجات از اثرات تحریم که البته اگر موفق شد که امتیازش میره به تاکتیک نرمش قهرمانانه و اگر هم نشد که همه مردم همیشه در صحنه را ارجاع میدهند به تدبیر و بصیرت رهبر که من گفتم غرب قابل اعتماد نیست. اگه ضرر ملت را در نظر بگیری مردم با تحریم بیشتر ضرر می‌کنند و بدون تحریم در دراز مدت سود می‌کنند.وقتی که رشد منفی ۶ در صد بشه صفر و تازه در سال آینده بشه دو یا سه‌ در صد.اما حاکمیت از تحریم سود غیر مستقیم و از رفع تحریم سود مستقیم می‌بره.یعنی‌ رفع تحریم یه سرمایه گذاری زود باز ده و بدون درد سر برای حاکمیت هست.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۸ ب.ظ:

    دو جمله کاملا متضاد در کامنت آقای م ص :

    اول اینکه موضع ما در مذاکرات کاملا از سر ضعف، و موضع آمریکا کاملا از سر قدرت است.

    آمریکا آنقدرها که شما فکر می کنید قوی نیست و از موضع قدرت بر سر میز مذاکرات ننشسته

    **********

    جناب م ص
    خودتم نمیدونی چی داری میگی ! بالاخره آمریکا قدرتمنده یا ضعیف ؟

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۶ ب.ظ:

    دقت نکردی
    اولی فرض-ی ست که به چنین مقاله هایی منجر میشه و دومی نظر ایشون هست

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۸ ب.ظ:

    شجاع جون بیشتر دقت کن … طرف دکتره بابا

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۳ ب.ظ:

    من نه دکتر هستم نه آقا :)

    این جناب شجاع کلا دقت نمی کنند. من خانم هستم. همین

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۰ ب.ظ:

    ببخشید خانم م ص
    متوجه نشدم دکتر پزشکی یا رشته دیگه ؟

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۰ ب.ظ:

    خواهش می کنم.
    نه من یک ارشد ناقابل مهندسی از امیرکبیر دارم که چون علاقه ام به پیشوند دکتر کافی نبود عطایش را به لقایش بخشیدم.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۵ ب.ظ:

    خدا فظت کنه و انشالله تو کار و زندگیت موفق باشی
    به هر حال منم بی حواس و اسمها مجازی و و نمیدونم کی به کی ..
    فقط خانم سین و فهیمه را خوب میشناسم.
    موفق باشید

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۷ ب.ظ:

    خدا حفظت کنه

  29. سید رضا
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۳۴ | #29

    کاش جلیلی ریس جمهور شده بود
    چرا چون چهره واقعی و مصداق بارز کل حاکمیت بود
    که اگه شده بود الان با سرعت ۳۸۰ تا در ادامه مسیر محمود در حرکت بودیم و عنقریب ریق رحمت و سر میکشیدیم
    خلاصه یک سره شدن کار چیز خوبیه.من از این نوسان خیلی متنفرم خاتمی بره محمود بیاد محمود بره حسن بیاد مثله
    نوار قلب بالا …پایین…بالا…پایین

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۵ ب.ظ:

    علم الهدی احمد خاتمی حسنی(امام جمعه سابق ارومیه) جلیلی نقدی عزیز جعفری جنتی(ددمشنا)ازقدی
    اینا چهره واقعیه نظامن.شاید ما ازشون خوشمون نیاد اما چیزی که هست با خوش اومدن یا بد اومدن ما عوض
    نمیشه.امثال محمد خاتمی یا همین حسن مسکن هستن(آرامبخشن) واقعی نیستن.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۱ ب.ظ:

    زیاد عجله نکن
    جوجه هارو آخر زمستون میفروشن

    کمی صبر کن تا نتیجه آزمون سراسری ۹۱ بیاد ….اونوقت قضاوت کن کی خوبه و کی بد ..

    اگر این بزرگان نبودند بزرگان شماها امثال چیز حسین فندرسکی و کروبی و …مملکتو دو دستی بباد فنا داده بودند .

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۵ ب.ظ:

    بخش قابل توجه ای از مردم ما چنین باوری دارند که اگر به آخر خرابی برسیم آنگاه فرجی خواهد شد.
    به این خاطر همیشه آرزوی خراب شدن اوضاع را دارند.
    روشنفکران ما صد سال است که دارند اشتباه می کنند، فکر نمی کنم تا به امروز حرف درستی زده باشند!!

    اگر به غایت خرابی برسیم و حکومت سرنگون نشود، میدانید چقدر بدبخت می شویم!!
    اتفاقأ مردم فقیر و پرمشکل، خیلی آرام و مظلوم می شوند.
    شور و خروش چهل سال قبل از رفاه و بی مشکلی بود. درست مانند بچه های نازنازی که پرخاشگر می شوند.
    حتی انقلاب و سرنگونی هم از دل فقر و بدبختی بیرون نمی آید. (لااقل در کشور ما)

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۹ ب.ظ:

    فقط کشور ما نیست. همه جا همینه

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۹ ب.ظ:

    آره واقعا…گاهی وقتا میگم کاش به جلیلی رای میدادیم! اینجور وقتا بابک حق داره بهم بگه : گوساله D :

    [پاسخ]

  30. یک نفر از جنـس خاک
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۴۰ | #30

    با سلام خدمت جناب حسینی و سایر دوستان
    متن تان عالی بود. ولی بهتر است شما نیز صداقت را رعایت کنید. حکومت و رئیس جمهور، نماینده ی واقعی فرهنگ ملتشان هستند. آیا این ریاکاری ها و لبخندهای ظاهری فقط به این دوره و دوره اصلاح طلبی محدود می شود؟
    شما در طول این ۳۴ سال برای ما دوره ای را برشمارید که در آن ایران در حد بالندگی و صداقت قرار داشت.
    ممنون :!:
    با وبلاگ جدید بروز هستیم : http://nun-val-ghalam.blogsky.com

    [پاسخ]

  31. یک نفر از جنـس خاک
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۴۰ | #31

    با سلام خدمت جناب حسینی و سایر دوستان
    متن تان عالی بود. ولی بهتر است شما نیز صداقت را رعایت کنید. حکومت و رئیس جمهور، نماینده ی واقعی فرهنگ ملتشان هستند. آیا این ریاکاری ها و لبخندهای ظاهری فقط به این دوره و دوره اصلاح طلبی محدود می شود؟
    شما در طول این ۳۴ سال برای ما دوره ای را برشمارید که در آن ایران در حد بالندگی و صداقت قرار داشت.
    ممنون :!:

    [پاسخ]

  32. سید رضا
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۴:۰۴ | #32

    گفت‌وگوی روحانی با CNN/ اسرائیل در صورت دیوانگی علیه ایران پاسخی پشیمان کننده می‌گیرد
    روحانی خاطرنشان کرد: رژیم اسرائیل توان جمهوری اسلامی ایران در منطقه را به خوبی می‌داند و ما نیز از امکانات آنها اطلاعات کافی داریم، اسرائیل در این مسیر شعار می‌دهد و در مقام عمل قادر به چنین کاری نخواهد بود و اگر چنین دیوانگی را انجام دهد پاسخ بسیار پشیمان‌کننده ای خواهد گرفت.
    …………………………………………………………………………………..
    ببخشید دیگه این دفعه یادش رفته لبخند بزنه

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۶ ب.ظ:

    دمش گرم …. خوشمان آمد
    اتفاقا یک صلابت و خشونتی توی اعماق نگاهش داره که بدم نمیاد …

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۳ ب.ظ:

    حسن آقا
    این حرفای جان کری و اوباما واسه اینه که کاری کنن حسن و ممد جواد تو دام لفاظی بیفتن.
    اینو همین امید حسینی هم اینو خوب میدونه فقط هنوز داره از انتخاب حسن میسوزه این پست
    هایی که میزاره فقط از سر ناراحتیه.گمون میکنه تو انتخابات ۸۸ پیروز شده بودن حالا تو ۹۲ شکست
    خوردن.(فقط فکر میکنه ۸۸ پیروز شدن دقت کن فکر میکنه)نمیخواد بفهمه انتصاب محمود احمدینژاد
    بزرگترین شکست تاریخ انتقلاب بوده(بررسی نتایج دوره ۴ ساله این آقا)دیگه مونده بود ریش کی یو
    قهوه ای کنه آق محمود
    احمق هستیم اگه فکر کنیم حسن و ممد جواد آدمای ساده ای هستن که تو روابط دیپلماتیک به اندازه
    امید حسینی هم چیزی سرشون نمیشه.
    اتفاقا این دوتا در عالم سیاست یک پدرسوخته هایی هستن که لنگه ندارن

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۶ ب.ظ:

    یعنی چی سید جون ؟؟؟
    یعنی اونها میخوان اینها رو تحریک کنند که یه عکس العملی شبیه محمود از خودشون بروز بدن تا اونا دوباره بهونه دستشون بیاد ؟؟؟؟ اگه اینطوریه و اینقدر دارای غدم صداقت هستند دیگه این پدرسوختگی اینا به چه دردشون میخوره ؟؟؟ چون کسی که دنبال بهونه میگرده بالاخره پیدا میکنه …..
    امید حسینی که ناراحت هست به اندازه کافی … البته از دست پایداریچیها
    اما شما بدجوری ناراحتی هنوز …. صد تا مثل روحانی هم بیان داغ رای نیاوردن اون مترسک رقاصه ها خنک نمیشه ….

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۸ ب.ظ:

    فعلا که این بد بختیها و تحریم‌ها نتیجه بد رقصی عروسک خیمه شب بازی هفت تیرکش هاست.

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۳ ب.ظ:

    حالا ….

  33. سهراب
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۳۹ | #33

    متن ضعیف این پست به علاوه چند تای قبلی خیلی واضح نشون میده که امید حسینی دیدگاه ریاکارانه ای برای اعلام موضع در مورد توافق هسته ای پیش گرفته و نظر واقعیش رو اعلام نمی کنه.

    دلیل اصلیش هم اینه که نمیخواد خطش با سایر جماعت ارزشی زاویه پیدا کنه.

    بند بازی روی طنابی که مقصدش معلوم نیست همچنان ادامه داره…

    [پاسخ]

  34. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۵۷ | #34

    دشمن هر کاری دلش بخواد داره می کنه و اینا … :(

    [پاسخ]

  35. reza
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۸ | #35

    با سلام
    سروران گرامی خانم م.ص و دیگر دوستان
    اگر چه زیبا نوشتید و ساده .لازم دیدم که نکاتی را که اینجانب فکر میکنم درست است به عرض برسانم(ولی قطعا از دید خودم درست است نه لازما درست)
    اولا .امریکا قوی است به شدت قوی از قبل هم قوی تر و حتی بی رقیب تر .۱-اگر فکر میکنید چین تا چند سال اینده سد راه امریکا است به دلایلی عقلی کاملا مردود است و فقط در شانگهای بالای ۲۰۰ میلیارد سرمایه امریکایی است و چین کشوری است وابسته به صادرات انهم از جنس صادرات به امریکا و اروپا و خریدار اوراق قرضه امریکا که فکر کنم بقیه اش نیاز به توضیح تشنه دارد و از طرفی چین از نظامی و تکنولوژی نظامی حالا حالا کار دارد تا به روسیه برسد چه برسد به تکنولوژی هارپ امریکا(چین اولین رزم ناو هواپیما بر خود را به صورت دست دوم از اکراین خرید حالا شما با ناوهایامریکایی مقایسه کنید .لازم به ذکر است که الان دموکراتها سر کار هستند و اخلاق خاص خودشان که با حد اقل در ظاهر با جمهوری خواهان کاملا متفاوت
    ثانیا.با اطمینان میگویم که حتی در صورت حمله هوایی اسراییل. ایران به دلایلی به هیچ وجه پاسخ نمیدهد۱-نیاز مبرم ایران به نشان دادن مظلومیتش نزد افکار عمومی دنیا۲-فاصله بسیار نزدیک اعراب مسلمان و صهیونیستها به خاطر قلت خاک(در حمله موشکهای اسکاد صدام به اسراییل کلا ۸ نفر کشته شدند که ۴ نفر ان عرب بودند)۳- احتمال دخالت غرب به حمایت از اسراییل در صورت رخداد جنگ فراگیر۴-میل ایران به استفاده از سامانه جبران غیر مستقیم نظیر استفاده از حزب الله

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۹ ب.ظ:

    بله … یاد تحلیلهای بعضیها درباره سوریه و بشار اسد و حمله آمریکا بخیر
    وقتی که عمرا اسرائیل جرات کنه حمله کنه و همه هم اینو بدونند ارائه تحلیل درباره عکس العمل ایران که کنتور نداره ….

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۸ ب.ظ:

    آقا رضا
    در صورت حمله اسرائیل شک نکن ایران پاسخ سختی میدهد ..در این اصلا شک نکن برادر .
    چون بهترین بهانه برای نشان دادن قدرت پوشالی اسرائیل و اقتدار نظامی ایران ..

    اما باز هم میگم شک نکن که اسرائیل و آمریکا جرات جمله به ایران را ندارند و نخواهند داشت
    چون آمریکا هم منافع زیادی در کشورهای اطرافف ایران داره

    [پاسخ]

  36. تشنه
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۳۷ | #36

    آفتاب آمد دلیل آفتاب!
    من قبل از اینکه اینجا بیام به ذهنم رسید که یک سوال رو بصورت راندوم از چند نفر بپرسم. لذا سری به یکی از شبکه های اجتماعی زدم و از بیست و چند نفری این سوال رو بصورت تصادفی پرسیدم. از کشورهای مختلف البته.
    سوال این بود: شما رئیس جمهور ایران رو میشناسید؟ رئیس جمهور قبلی چی؟ نظر خاصی نسبت به هیچکدوم دارید؟ چرا؟
    پاسخ همه این بود که خیر ما رئیس جمهورهای ایران رو نمیشناسیم. غیر از یک نفر از الجزایر که پاسخ داد: آقای روحانی رو میپسندم چراکه نگاه بازی به دنیا داره. و یکی هم از آلمان که پاسخ داد آقای روحانی خیلی روشن فکر هست و من همیشه به فیس بوکش سر میزنم. یکی هم از فرانسه که ظاهرا یک عرب مسلمان بود گفت من از احمدی نژاد خوشم میاد چون از اسرائیل متنفرم. و برامم اهمیت نداره بقیه چی میگن. البته فرق بین این دوتا رئیس جمهور رو نمیدونم اما سوال اصلی توی ذهن من اینه آیا ایران میتونه قدرت اصلی در خاورمیانه باشه؟
    سوال اول، حرف چقدر اهمیت داره برای مسئولین غربی؟ بعبارتی چقدر مهمه که ایران میگه میزنم له و لوردت میکنم یا اینکه میگه “صلح و دوستی بهتره” یا اینگه بگه ” ما همیشه طالب صلح هستیم منتها پاسخ هر متجاوزی رو محکم میدیم.
    واقعا اگه امریکا بخواد به ایران حمله کنه اونوقت فقط چشم میدوزه ببینه رئیس جمهور ایران چی میگه؟ اگه بگه میزنمت اونوقت پشیمون میشه اما اگه ساکت بشه اونوقت میاد اون مارو میزنه؟
    نمیدونم بخاطر دارید زمانی که کره شمالی مدام امریکا رو تهدید میکرد یا نه؟
    همش میگفت : در کمتر از دو ساعت تمام نیروهای امریکایی در منطقه رو به آتش میکشیم. فلان منطقه امریکا رو بمباران میکنیم. بمب اتم میزنیم به این ور امریکا. بعد تازه فیلمم منتشر کرد دو بار که مثلا داشت نشون میداد اون ها چطوری میرن و کره جنوبی رو میگیرن بعد همه امریکایی ها رو هم میکشن.
    توی اون دوران من خیلی به پاسخ های امریکایی ها دقت میکردم. عموما نظامی های امریکایی هم سعی میکردن کم نیارن و تا اونجا که میشد قوی جواب میدادن. به خودت نیومده کل کره رو میبریم زیر آب. دوتا بمب اتم بیشتر نمیخواد. بمباران اتمی میکنیم کره شمالی رو و …
    اما سیاستمداران امریکایی یه جورایی حرص آدم رو در میاوردن. دوتا بمب افکن بی-۲ تو مرز کره شمالی مستقر بودن و مدام در حال پرواز. زدن این بمب افکن ها تقریبا برای کره شمالی غیر ممکنه و این بمب افکن برای بمباران اتمی آماده بود. یعنی در کسری از دقیقه تمام کره شمالی رو میتونست دود کنه بره هوا. اونوقت لفظ جان کری چی بود؟ ما از کره شمالی خواهش میکنیم کنترل خودش رو حفظ کنه و در نظر بگیره که همیشه صلح بهتر از جنگه. اگه لازم باشه ما هم میجنگیم اما صلح بهتره. اوباما چی میگفت؟ اونم یه چیزی تو همین مایه ها! صلح بهتره و کره شمالی بهتره بجای این کارها به فکر شکم مردمش باشه که دارن رنج میبرن.
    اون روز به وضوح فهمیدم که حرف قلمبه زدن فقط به درد چاله میدون میخوره و بس! تو اینجور شرایطی باید زیرک بود نه قلدر.
    اون چیزی که صد برابر حرف اهمیت داره همانا عمل رئیس جمهورهاست. همین فرید ذکریا که مصاحبش امروز با آقای روحانی پخش شد، چند ماه قبل مقاله ای در نیویورک تایمز منتشر کرد و صحبت هایی درباره آقای روحانی و احمدی نژاد داشت. یکی از عباراتش نقل به مضمون این بود ” اون رئیس جمهوری که وقتی به امریکا میومد، طرز لباس پوشیدنش تا یک هفته مضحکه رسانه ها بود رفته و شخصی اومده که بسیار خوش پوش هست، دقیق حرف میزنه و اجازه کوچکترین سوء استفاده از حرف هاش داده نمیشه”
    کسانی که چند رسانه غیر ایرانی رو دنبال کنن میفهمن منظور من چیه
    عملگرا بودن یکی از ویژگی های مشهور آقای روحانی هست. همین یکی برای به اندازه کافی گویای همه چیز هست. همین کافیه تا بدونیم چرا تا سال گذشته کشورهای مطرح اروپایی تره هم برای ما خرد نمیکردن اما امروز “اقلا در ظاهر” خیلی ایران رو تحویل میگیرن و امید هست که با ادامه این سیاست کم کم خودش رو در حوزه اقتصاد و مواردی مثل جهانگردی نشون بده.
    بزرگترین هنر آقای روحانی این هست که بتونه طوری صحبت کنه که از حرف هاش خشونت ورزی برداشت نشه. که صد البته داره همین کار رو میکنه.
    تنها مزیت احمدی نژادی حرف زدن “دل خنک شدنه” و نه بیشتر!
    این عین حقیقته و متاسفانه ما دنبال اینو گرفتیم!
    میخوایم دلمون خنک بشه!
    درسته ادبیات آقای احمدی نژاد و روحانی خیلی متفاوته و صد البته من دومی رو میپسندم اما اونی که فرق اصلی بین این دو شخصیت میسازه عمل و بعد شخصیتی این دو نفر و سیاست های اون هاست.
    احمدی نژاد روز اول رو بیاد بیارید! حرفش چی بود؟ دنیا که فقط امریکا و چهارتا کشور اروپایی نیست! بذار هرکاری میخوان بکنن. من اصلا کاری با دولت ها ندارم. سرو کار من با ملت هاست. و از این سری حرف های آبکی
    شما خودت جای اروپایی ها باشی چیکار میکنی؟
    والا من نمیدونم “امروز چه حرفی زدن که دیروز نمیزدن”؟
    مگه تا دیروز آقای احمدی نژاد نبود؟
    چه حرفی رو در دوران آقای روحانی میزنن که در دوران آقای احمدی نژاد نمیزدن؟ که بعدش ما به این نتیجه برسیم حرف های آسمان کوب بدرد میخوره و آقای روحانی و ظریف لطف کنن و یاد بگیرن.
    کی فراموش کرده پارسال زمانی که آقای احمدی نژاد در نیویورک حرف میزد با یک حالت خیلی بدی از امریکایی ها تقاضای ملاقات و گفتگوی مستقیم داشت؟
    و کوچکترین پاسخی بهش داده نشد؟
    دوستانی که استدلال میکنن امریکایی ها بزرگترین دستاورد رو بدست اوردن و اونم اینکه امسال تونستن یه گفتگوی تلفنی با آقای روحانی داشته باشن چطور مسئله به این واضحی مد نظرشون نیست؟
    کدوم ذلته؟ کدوم عزته؟
    اینکه رئیس جمهور ایران در امریکا باشه بعد از کاخ سفید بیست بار بهش زنگ بزنن که توروخدا بیا یه گفتگوی دو طرفه با رئیس جمهور ما داشته باش و آقای روحانی اینو نپذیره و دست آخرش فقط به یک گفتگوی ساده تلفنی رضایت بده؟ که یکی از خبرنگارها میگفت آقای روحانی شما بنظر میرسه داری آقای اوباما رو تحقیر میکنی.
    این عزته یا ذلت؟ یا اینکه سال گذشته برخی خبرگزاری ها تیتر بزنن “رئیس جمهور ایران تمنای مذاکره رو داره” و از تریبون رسمی سازمان ملل تقاضای مذاکره با امریکایی ها رو داشته باشه و سر سوزنی بهش محل ندن!
    مگه آمال امریکایی ها بقول شما این نبود که با رئیس جمهور ایران بعنوان نماد مبارزه با امریکا مذاکره کنن و حرف بزنن؟
    خب چرا پارسال نبود؟ شرایط پارسال که صد برابر امسال بهتر بود براشون.
    اما نکته اخر
    چیزی که از اهمیت مضاعف برای من برخوردار هست اینه که همیشه سعی کنم از بزرگان چیز جدید یاد بگیرم. وقتی دکتر ظریف با اون تجربه کم نظیر میاد میگه این چیز خوبیه و این بد هست من سعی میکنم اونو حتما بخاطر بسپرم چراکه در تمام کشور کمتر کسی میتونه به همچین تجربه ای برسه. وقتی دکتر ظریف میاد میگه ما سال های اول انقلاب هرکسی کوچکترین حرفی در مورد ایران میزد من تو صحبت هام در سازمان ملل کل بیست دقیقه رو وقت میذاشتم در مورد اون جواب بدم اما الان به تجربه فهمیدم که ما در اشتباه بودیم من اینو یک تجربه گرانسنگ میدونم که به این راحتی ها بدست نیومده. این پاسخ خیلی از سوال هاست.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۹ ب.ظ:

    شما درمقایسه برخورد آمریکا با احمدی نژاد و روحانی این را هم درنظر بگیرید که اواخر دوره او بود و اوایل دوره این ….
    او به عنوان یکح شخصیت ضد امپریالیسم شناخته میشد و این با شاخه زیتون آمده و تفاوتهای دیگری که مجالش نیست ….
    خب بدنبال آن بقول شما التماس برای گفتگوی تلفنی که شما عین عزت میدانید باید اثراتش مشخص باشد… اما عملا چیزی یک قرارداد فاجعه که خجالت میکشند علنی کنند و با این همه هم نظامیهایشان و هم سیاستمدارانشان با توپ و تشر سخن میگویند … لااقل جلوی کره شمالی فقط نظامیها بودند….
    و در آخر این” خنکی دل “که مورد تاکیدتان بود ظاهرا در کامنت شما هم با هم نوا شدن با فرید ذکریا و پروفسور سریع القلم در تمسخر محمود به شدت موج میزند …
    ذلت و عزت را ما با آموزه های دینی و اعتقادیمان میسنجیم جناب تشنه ….
    واقعا نمیخواهم بقول جناب یوسفی بازگردم به دل تاریخ ولی با این تئوریها نتیجه میگیریم که پیامبر در شعب ابیطالب با تمام وجود ذلیل شد … اهل بیت سیدالشهدا ذلیل شدند … ذلت و عزت از آن خداست … همانکه غائب همیشگیست در کامنتهای شما ….

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۰ ب.ظ:

    جناب حسن گرامی
    نکته اول: پر واضح هست که کوتاه اومدن یک شخصیت ضد سرمایه داری صد برابر برد و اثرش بیشتره! اینکه خیلی واضحه! پس اگه مذاکره با یک مقام ایرانی قرار بود برای امریکایی ها افتخار باشه اونوقت احمدی نژاد صد برابر مهمتر بود. چونکه روحیه ضد امریکایی داشت و پای میز مذاکره نشتنش به دنیا اینو نشون میداد : اونی که خیلی داد و بیداد میکرد هم آخرش مجبور شد پای میز بشینه!
    اثراتش مشخص باشد؟ کی گفته باید اثراتش مشخص باشه؟
    برخی موارد اتفاقا اثراتش خیلی هم مشخص نیست. هیچ الزامی وجود نداره که یک چیزی اثراتش مشخص باشه یا نباشه. یک چیز اگه خوب باشه خوبه دیگه؛ به مشخص بودن و نبودن اثراتش خیلی مربوط نیست. اون به میزان اثر و صد البته نوع اثرش برمیگرده.
    واضح و مبرهنه، وقتی میبینی کشورها برای مذاکره و گفتگو با ایران “صف” میکشن این یعنی اثر واضح و مبرهن
    و صد البته یکی دو سالی طول میکشه تا بوضوح اثرات سیاست خارجی دولت در زمینه افزایش قدرت ملی رو ببینی. بذار از سال های آینده میزان توریست ها به داخل کشور چند برابر بشه؛ نرخ تورم کاهش پیدا کرده و میزان تولید ناخالص داخلی افزایش پیدا کنه اونوقت قشنگ میبینی که سیاست های کلان دولت (که یکیش سیاست خارجی هست) چه تاثیر مثبتی داشته.
    “یک قرار داد فاجعه که خجالت می کشند علنی کنند”
    از اونجایی که این حرف بی نهایت خام هست و بقول معروف رو هوا زده شد لذا صرف نمیکنه پاسخ خاصی بدم. جواب شما فقط همین که این قرار داد تنها یکی دو ساعت بعد از امضا شدن توسط وزارت خارجه ترجمه و پخش شد. هم اصل قرار داد و هم ترجمه اون. انتظاری که آدم از افراد داره اینه که دقت حرف ها رو ببرن بالا که ارزش حرفاشون بالا بره.
    همین قرارداد فاجعه از سوی نتانیاهو بعنوان “قرارداد قرن” معرفی شد.
    اما از اونجایی که طبق برداشت من، شما یک آدم مذهبی هستی یه توصیه
    مذهب در درجه اول شناخت میخواد. بزرگترین ایراد مذهبی ها الان این هست که شناخت مذهبی اون ها تقریبا افتضاحه.
    خیلی مایلم بدونم مذهب شیعه رو چطور شناختی؟
    مثلا از دریچه کدام یک از علمای دینی؟
    پاسخ پوپولیستی این هست که : من از قرآن شناختم. جواب: قرآن همه دین نیست و ایضا نیاز به تفسیر داره. کدوم تفسیر؟
    ایضا اینکه نگاه دینی یک نگاه جامع هست که مطالعه اقلا صدها کتاب درست و حسابی میطلبه.
    صرفا با خوندن دوتا حدیث و پای سخنرانی یک روحانی نشستن چیزی عاید آدم نمیشه.
    امام حسن عزیز بود یا ذلیل؟
    امام سجاد عزیز بود یا ذلیل؟
    امام علی در اون بیست و پنج سال عزیز بود یا ذلیل؟
    در دوران صلح حدیبیه پیامبر ذلیل بود یا عزیز؟
    اصلا ول کن این حرف ها رو
    همون مثال خودت
    در شعب ابی طالب، پیامبر بواسطه یک قرارداد در اونجا بود. اون قرارداد رو میدونی چیه؟ اون ذلت بود یا نبود؟
    جناب حسن گرامی
    دین شناسی خیلی هم آسون نیست!
    اونو به نام کسی هم سند نزدن
    بعنوان کسی که از سن ۵ سالگی نماز خونده و از هفت سالگی روزه گرفته تا به امروز و نزدیک ده سال هست مطالعه منظم در زمینه دینی دارم بهت میگم، مسائل دینی پیچیده تر از این حرف هاست!
    یا علی

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ب.ظ:

    پسر خوب دقیقاً نکته همینجاست!
    اول اینکه اونها زمان احمدینژاد هم حرف از گزینه نظامی میزدن! اما تیم فعلی ادعاش این بود که با زبان نرم و لبخند دیگه آمریکا رام میشه!!! اما نه تنها اینطور نشد بلکه بدتر هم شدن(یا اصلاً به قول تو همونجور موندن)! خب وقتی ما چه لال باشیم و چه نباشیم اونها به ما توهین میکنن، خب چه خوبه که ما هم جوابشون رو بدیم!
    راستی از تجربه ظریف گفتی. اون حرفش که با یه بمبشون میتونن تمام سیستم نظامی ما رو از کار بندازن هم از تجربش میومد؟ یا از خدا دانستن دشمن؟ :-)

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۱ ب.ظ:

    جناب مهدی گرامی
    آخه پسر خوب مگه مشکل ما زبون امریکایی هاست؟
    کی و کجا گفته “با زبان می توان امریکایی ها را رام کرد”
    این حرف چیه میزنی اخه؟
    کی همچین حرفی زده؟ این مدل سطحی برخورد کردن که نمیشه!
    اگه تا حالا تصورت از حرف دولت این بوده پس حتی یک خط هم از حرف های نخبگان این دولت ( نقیب زاده، سریع القلم، خرازی بزرگ و کوچک، دکتر ظریف، روحانی، تفرشی و … ) رو نفهمیدی! حتی یک خط!
    فقط بذار سال ۹۳ تموم بشه بعد میزان مبادلات تجاری ایران و اروپا در سال ۹۳ با ۹۱ رو مقایسه کن اونوقت میفهمی دیپلماسی لبخند یعنی چی.
    دیپلماسی دولت تا همینجاشم زده وسط خال. فکر کردی امریکایی ها میتونن زیر این توافق بزنن؟ همونی که نتانیاهو میگه توافق قرنه؟
    فکر کردی بر فرض خیلی ضعیف هم که این اتفاق بیفته آیا اروپا همراهی میکنه؟ چین و روسیه همراهی میکنن؟ که متاسفانه بعلت سیاست خارجی فجیع دوران قبلی این اتفاقات افتاد!
    ایران همین الانش برنده ست. دولت اوباما تمام آبروی خودش رو اورده گذاشته روی این توافقنامه.
    اجرا بشه یا نشه در هر دو صورت ایران برندست. اجماع جهانی علیه ایران رسما به پایان خودش رسید.
    هیچ فکر کردی هشت سال حتی یکی از سران دولت های مطرح اروپایی حاضر نشدن به ایران بیان یعنی چی؟ فکر کردی وقتی تا به این حد از این کشور فاصله میگیرن بعدش از لحاظ اقتصادی حاضر به افزایش تعاملات میشن؟ که نه تنها نشدن بلکه خیلی هم اونو کاهش دادن.
    چی شد که الان صف بستن واسه دیدن ایران؟ چندتا کشور اروپایی تو همین یکی دو هفته آینده قراره هیاتشون بیاد ایران؟ فکر کردی بیکارن میخوان تعطیلات آخر هفته بیان اینجا؟
    هیچ فکر کردی چرا در سفر آقای روحانی به امریکا، ایرانی ها اینقدر درخواست ملاقات داشتن که مجبور شدن آقای روحانی و ظریف جدا جدا بصورت خیلی فشرده ملاقات کنن و آخرشم به ۱۸ کشور نوبت نرسید این یعنی چی؟
    فکر کردی از قیافه آقای روحانی خوششون اومده یا همینجوری بیکارن نمیدونن چیکار کنن میگن بیایم دو کلمه حرف بزنیم.
    وقتی کسی مسائل به این پر واضحی رو نادیده میگیره چی باید بهش گفت؟
    ۳۵ قطعنامه فقط در مورد مسئله هولوکاست علیه ایران در غرب به تصویب رسید. ببینم از این اتفاقات در دوران آقای روحانی هم میفته؟
    فراموش کردی ایران بعنوان مخل امنیت جهانی شناخته شد؟
    ببینم از این اتفاقات دوباره میفته؟
    چقدر این دولت باید جون بکنه تا این گندهای قبلی جبران بشه؟
    یه ذره انصاف آدم رو به حقیقت میرسونه
    همون یه ذره کفایت میکنه
    ضمنا لحنم تند نبود مبادا یه وقت تند بخونی!
    یا علی

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۳ ب.ظ:

    لحنت تند نبود!
    چهار تا چیز بی ربط که احتمالاً اولین جملاتی بودن که به ذهنت میرسید رو پشت هم قطار کردی و درد دل کردی با من! با لبخند نظرت رو خوندم!
    اتفاقاً حرفهای ترکان رو خوب شنیدم که به ۵۰ دردصد ملت منهای چند دهم درصد توهین کرد! حرفهای سریع القلم رو شنیدم که از لبو فروش ها و تاکسی دار ها گفت! فکر کردی فقط خودت مطلب میخونی؟
    از من پرسیدی :”هیچ فکر کردی هشت سال حتی یکی از سران دولت های مطرح اروپایی حاضر نشدن به ایران بیان یعنی چی؟”
    جوابش اینه: به درک که نیومدن! به جهنم که نیومدن! همشون سر و ته آشغالهایی هستن که خون مردم دنیا رو میمکن! مگه غیر اینه؟ به ایران نیومدن چون میدونستن اینجا براشون تره خورد نمیکنن! چون فهمیده بودن دیگه خریدار ندارن! فهمیده بودن تیرشون به سنگ خورده!
    واقعاً تاسف آوره که قبله خودت رو اروپا میدونی و از حضور چهار تا هیات پارلمانی که اتفاقاً اولین اونها هم توهین های بزرگی به ملت ایران کردند ذوق زده میشی!
    رک بگم برادر! این دنیایی که تو میخوای و اروپا و آمریکا رو واسه خودت قله کوه فرض کردی من نمیخوام! دنیات کوچیکه برادر! پشیزی ارزش برای کشورهای اروپایی که بزرگترین ناقضین حقوق بی بشر هستن قائل نیستم!

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۹ ب.ظ:

    تنها چیزی که از خوندن این مطلب به ذهنم رسید این هست که
    احتمالا بین ۱۶ تا ۱۹ سال سن داری
    لذا فقط امیدوارم گذر عمرت فقط بسان روز رو شب کردن نباشه و اقلا دو سه هفته یدونه کتاب مطالعه کنی تا حداقل ده دوازده سال دیگه کمی تو باغ بیای!
    یا علی

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۴ ب.ظ:

    خب از همین حدست مشخصه افکارت چطوریه! من ترانه ۲۵ سال سن دارم!
    از این کتابایی که میخونی بده ما هم بخونیم!
    کتابایی که ما میخونیم توش نوشته شده حدا روزی رسانه! جایی نگفته اگه با آمریکا یا اروپا رابطه نداشته باشید از گشنگی میمیرید یا نمیتونید کشورتون رو اداره کنید! لطفاً بگو کتبی که تو میخونی چیه که توی اونها اروپا رو قله فرض کرده که ما برای زندگی بهتر حتماً باید باهاشون رابطه داشته باشیم؟!!
    جالب اینجاست در حالی داری سنگ اروپا رو به سینه میزنه که حتی ۱ مورد هم نمیتونی پیدا کنی که خیرشون به ما رسیده باشه!!

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۳ ب.ظ:

    برو فعلا رو این فکر کن ببین اون حیوون های بیچاره که از گرسنگی میمیرن گناهشون چی بوده؟
    مگه خدا روزی رسون نیست؟
    حتی معنی روزی رسان بودن خدا رو هم نفهمیدی
    کتاب میخوای بهت معرفی کنم؟
    تا مرز ۲۰۰۰ کتاب رو در خدمتت هستم
    فعلا آشنایی با قران شهید مطهری که من تا ۸ جلدش رو در جریان بودم بخون تا بعد
    تا اقلا مفاهیمی مثل روزی رسان بودن خدا رو یاد بگیری لنگ نزنی
    هر وقت خوندن اون ها رو به پایان رسوندی خبر بده تا جدید بهت معرفی کنم.
    یا علی

  37. ع
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۴۳ | #37

    یک نکته ای هم من یادآوری بکنم بد نیست. این بحث charm offensive که قبلا شد.
    میدانید به نظر میرسد که نخست وزیر اسرائیل هم خیلی حساسیت به این “لبخند” آقای روحانی دارد.
    لذا مطمئنید این “لبخند” جنبه “حمله” ندارد؟

    [پاسخ]

  38. Dalghak.Irani
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۹:۰۷ | #38

    کار روحانی خوب است. اگر نیتش نجات مردم و ایران است خدا خیرش بدهد. اما اگر انگیزه اش حفظ انقلاب و رهبران انقلابی است خدا بزمین گرمش بزند. البته خواه ناخواه یکی بر دیگری تأثیر دارد. منظورم انگیزۀ اصلی و مؤثر و در خلوت خودش است. در ضمن از تشنه و حسن و م.ص و بابک هم تشکر می کنم بخاطر کامنت های خوب و مفیدشان برای من. امید حسینی هم قاطی کرده حسابی. زیاد سر بسرش نگذاریم. انگیزۀ روحانی هم در حمایت ثانوی از جامعۀ مدنی و آزادی های اجتماعی معلوم خواهد شد. یا…هو

    [پاسخ]

    فرنام شكيبافر پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۹ ب.ظ:

    اگر منظورتون از انقلاب حفظ نظام هست که منافع نظام و منافع ایران یا به تعبیری نجات کشور و نجات نظام جدا از هم نیستن. به هم گره خوردن. هر دو با هم همراه خواهند شد. البته مدعی همپوشانی کامل نیستم.

    اگر منظورتون از انقلاب حفظ وضعیت تعدد مراکز قدرت و موازی‌کاری‌های اجرایی باشه که در وضعیت انقلابی ایجاد می‌شن و تا زمانی که وضعیت انقلابی ختم به مستقر شدن حاکمیت یگانه می‌شه باقی می‌مونن، در این صورت می‌شه امید داشت این وضعیت خاتمه پیدا کنه. یعنی حالتی ایجاد بشه که دولت‌های جمهوری اسلامی بتونن با فراغ بال بیشتری و با کمترین میزان مزاحمت نهادهای غیرانتخابی مطالبات جامعه رو پیگیری کنن. البته باز هم سنتز این دور جدید اصلاحات (موسوم به اعتدال برای حساسیت‌برانگیزی کمتر بین محافظه‌کاران) ممکن هست مجدداً مثل دوره آقای خاتمی بقای این وضعیت بشه ولی اگر چنین بشه سیاست دولت نبوده بلکه دولت زورش نرسیده. باید چشم به توافق ژنو به عنوان مهم‌ترین متغیر خارجی اثرگذار و در داخل به انتخابات مجلس خبرگان و پارلمان دوخت و دید چی می‌شه. هر چی توازن قوا بیشتر به نفع آقای هاشمی رفسنجانی و عمل‌گرایان حامیش تغییر کنه به خروج از وضعیت انقلاب به سمت حاکمیت یگانه بیشتر نزدیک می‌شیم.

    [پاسخ]

    IRANI پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۲ ب.ظ:

    دلقک جان به نظرم ژنو در هر صورتی‌ مبارک بوده چون یه حکومت انقلابی حداقل داره سعی‌ میکنه یکمی از انقلابیتش کم کنه و دیپلماتیک تر رفتار کنه، اینکه باعث حفظ نظام بشه هم به خودی خود بد نیست تو این اوضاع دنیا که سگ صاحبش رو نمی‌شناسه، اما اگه بازم برگردیم به همون رفتارهای انقلابی‌، منظورم دفاع از حقوق انسانها نیست، بلکه منظورم جفتک انداختن انقلابیه، اگه اونجوری باشه که منم باهات موافقم که ایشالا به زمین گرم بچسبه.

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۲ ب.ظ:

    منظورم همان بلاتکلیفی و دو دولت یکی مختار مرکب از رهبری و همۀ شاخ و برگ گسترده اش به گسترۀ دار و ندار ایران است از امام جمعه و عقیدتی سیاسی و نماینده در دانشگاه و وزارت و سپاه و ارتش و الا ماشاءالله. و دیگری دولت مسئول مرکب از تعدادی یا دیوانه یا عاشق – آدم حسابی هاش – و یا فرصت طلب و دزد و بی عرضه و نان بنرخ روز و انسان های پایینتر از حداقل استاندارد متوسط جامعۀ ایرانی که باید هم کشور اداره کنند و هم سبیل دولت اول را در همه حال چرب و راضی نگه دارند است. و درست فرمودید جفت تان. اما با آن “زورش نرسید” شکیبافر مشکل دارم اساسی. زیرا اگر کسی زورش نمی رسد سیاست درستش را اعمال کند حداقل انتظار از او استعفاست و گزارش به مردم. یا…هو

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۰ ب.ظ:

    ما ایرانی ها فقط در دو حالت راضی می شویم:
    ۱- بما دروغ بگویند.(البته این رضایت مقطعی ست)
    ۲- یا معجزه بکنند.
    بی جهت نیست که در تمام تاریخ همیشه ناراضی بوده ایم. هیچکس را قبول نداشته ایم.
    چرا فکر می کنیم هاشمی و خاتمی موفق نبودند!؟ مگر حداکثر موفقیت چقدر است؟
    هیچ دولتی و هیچ شخصی نمی تواند معجزه کند.
    دولت آقای روحانی اگر به اندازه سازندگی و اصلاحات موفقیت داشته باشد، موفقیت کمی نیست.
    ضمن اینکه احتمالأ این دولت موفق تر از آنها خواهد بود، زیرا دولت سازندگی برای اولین بار اصلاحات اقتصادی را شروع کرد و دولت اصلاحات علاوه بر ادامه راه سازندگی، اصلاحات سیاسی را شروع کرد و دولت اعتدال از اشتباهات هر دو مصون است.

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    بعبارت دیگر ما نباید در مورد آینده دولت اعتدال تردید داشته باشیم.
    دولت اعتدال مانند سازندگی و اصلاحات خواهد بود، اشتباهات آنها را تکرار نخواهد کرد و موفقیتهای آنها را بدست خواهد آورد. در درستی این پیش بینی نباید ذره ای تردید داشته باشیم.
    . . .
    با قدری اطمینان کمتر می توان گفت:
    شانزده سال سازندگی و اصلاحات دوباره تکرار خواهد شد.
    شانزده سال دیگر تنوع طلبی مردم دوباره مشکل ساز خواهد شد البته لزومی ندارد که مشابه سال ۸۴ باشد. معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد فقط متفاوت بودن آن معلوم است، مگر آنکه رشدسیاسی مردم و فعالان و صاحبنظران، تا آن زمان به مرحله مناسبی رسیده باشد.

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    چشم… فرمایش دیگر!

    فرنام شكيبافر پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ق.ظ:

    من خیلی دوست دارم این دولت نهایتاً زورش برسه اما اگر نرسید هم به قول آقای یوسفی دوره‌ای که از جهات زیادی مشابه دوره‌های سازندگی و اصلاحات تجربه شد تکرار می‌شه که دوران بدی نبودن. من شخصاً با توجه به این وضعیت بدی که در اغلب کشورهای خاورمیانه می‌بینم برای چند سالی به همین حاکمیت چندگانه‌ای که حداقل دولتش کارآمد باشه قانع هستم. البته به زعم من مصلحت نظام این هست که بعد از این همه سال دست از «انقلاب بازی» برداریم و حاکمیت یگانه ایجاد بشه. به هر حال انقلاب نمی‌شه برای ایجاد وضعیت انقلابی بلکه برای ایجاد نظم و حاکمیتی جدید مردم انقلاب می‌کنن. اما ما در انقلاب گیر کردیم. حاکمیت یگانه ایجاد بشه شکاف دولت و ملت تخفیف پیدا می‌کنه و تدریجاً نظام می‌تونه یک سری نیروهای اجتماعی-سیاسی رو درون خودش هضم کنه. اینطوری از حجم زیادی از تهدیدات امنیتی‌ علیه نظام کاسته می‌شه. به تعبیری نظام اینطوری تثبیت می‌شه. با این وضعیت فعلی هر زمانی احتمال داره مردم عاصی بشن. البته فعلاً امیدی نیست که اصول‌گرایان این استدلال رو بپذیرن. چون تقریباً قریب به اتفاق مناصب غیرانتخابی رو اون‌ها اشغال کردن و طبیعی هست که داوطلبانه به مقداری محدود شدن حوزه نفوذشون که لازمه ایجاد حاکمیت یگانه هست تن در نمی‌دهند. به عقیده من موقعیت ریاست‌جمهوری نه باید یک مرکز متراکم قدرت باشه مثل آنچه که در روسیه وجود داره و نه به اندازه کشور ما رئیس‌جمهور در بعضی حوزه‌ها محدودیت زیادی داشته باشه. یک مقدار حوزه نفوذ رئیس‌جمهور بیشتر بشه کفایت می‌کنه. مثلاً وزارت دادگستری نفوذش بر قوه قضائیه بیشتر بشه یا در حوزه لایحه بودجه دولت ترس کمتری از بعضی مسائل داشته باشه و … . در همین حد منظورم هست.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۲ ب.ظ:

    سلام آقای شکیبافر
    بیشتر نوشته های شما،با تصویر ذهنی من از “واقعیت گرایی” همخوانی داره.اشخاص با تجربه ای مثل شما باید بیشتر در آهستان بنویسند تا امثال من نظراتمان را اصلاح و تعدیل کنیم.

    [پاسخ]

    فرنام شكيبافر پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۰ ق.ظ:

    نظر لطف شما هست. البته من جوون هستم و چندان باتجربه نیستم.

  39. آزادی(آزادی)
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۹:۱۱ | #39

    ۱-” این برای من واقعا قابل تحمل نیست. احساس می کنم از دو طرف به من و به کشورم دارد توهین می شود. یکی از طرف آمریکایی ها و یکی هم از طرف مسئولین محترم کشور خودم! ”

    خب اینجا یه وبلاگ شخصیه و این هم احساس شخصی شما. بهرحال شما آزادی هرجور که احساس یا فکر میکنی تو وبلاگ فیلتر نشدت منعکس کنی. اما اگه قرار باشه این احساس سرشکستگی و توهین رو به ملت ایران تعمیم بدی، سوالی که پیش میاد اینه که اصلا انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و رای مردم به کنار، رفراندوم هسته ای کی برگزار شده که شما توافقنامه ژنو رو پایمال کردن غرور و عزت ملت ایران به حساب میاری؟! (ایشالا که همون حالت اول باشه و دیگه جای بحثی باقی نمونه در این مورد)

    ۲-شما تو متن بالا گفتی یه رئیس جمهور واقع گرا میخوای. خب چه اشکالی داره مردم هم واقع گرا باشن و نه آرمانگرا و خیالپرداز؟! واقعیت اینه که مردم زیر فشار تحریم ها و اوضاع اقتصادی فضاحت بار کشور کمرشون خم شده و دارن تحقیرآمیزترین رفتارها رو در سطح جهان تجربه میکنند و تاثیر تحریم ها رو تو جنبه های مختلف زندگیشون درک میکنن و سلامتی و حق طبیعی حیاتشون هم داره ازشون گرفته میشه…اونوقت شما انتظار داری ملت به چی این انرژی هسته ای کوفتی دلشونو خوش کنن واقعا؟ لابد تو قاموس شما این میشه واقع گرایی؟ جالبه.

    ۳- تو پست قبلی من گل لگد نکرده بودما حسینی جان…کامنت گذاشته بودم! حالا خوبه در مورد حذف و سانسور نکردن نوشته بودم…اگه در مورد حذف کردن مینوشتم چه بلایی سر کامنتام میومد؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۳ ب.ظ:

    آزادی جان اصلا هسته ای رو ولش کن اون که به باد رفت …
    حرف حسینی اینه که بابا در عمل که دارید وا میدید حداقل جلوی هارت و پورتشون کم نیارید … آمریکائیها هم که خودشون گفتند ما درک میکنیم واسه ما عمل مهمه….
    این بچه پرروها رو دیدید ؟؟؟ هنوز شلوارشون رو بالا نکشیدنا دارن پرروگری میکنند… امید حسینی میگه لااقل مثل اونا باشید….

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۸ ب.ظ:

    بدترش کردی که حسن جان!

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۳ ب.ظ:

    خیال نکن غرب هم تا آبد منتظر ما میمونه.اون موقعی که هم تیم‌ مذاکره کننده داشت هارت و پورت می‌کرد و به خیال خودش وقت میخرید آمریکا آروم آروم همه اروپا و حتی چین و روسیه را با خودش همراه کرد.بهترین سود را در این چند ساله سیاست احمدی نژادیسم به اسرائیل و نئو کانهای تندرو داد تا ایران را منزوی کنند ،جامعه جهانی را با آمریکا همراه کنند و ایران به طرف جنگ ببرند.اوباما هم تا مدتی میتونه در مقابل نیروی مخالف در کنگره مقاومت کنه. ایران وقتی زیادی برای بازی موش و گربه نداره.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۷ ب.ظ:

    خوندیمش.درست بود منتها یه تکمله یا بهتره بگم یه تیکه ای که ندیده بودی و شایدم یا نادیده گرفته بودی رو هم در جواب نوشتم که اونم به همراه کامنت تو و باقی کامنت حذف شد.
    که فکر نمیکنم ربطی به محتواشون داشته باشه.کلا دو سه بار یه سری کامنت حذف شد و یه سری دیگه نشون داده شده و بعد جاشون عوض شد.

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ ب.ظ:

    ندیدم متاسفانه…عمر کامنتم قد نداد!

    [پاسخ]

  40. با بک
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۹:۱۵ | #40

    اسلام عزیز
    http://www.dokhtiran.com/report/1392_11_01/002589.php

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۹ ب.ظ:

    مرا دردیست اندر دل
    اگر گویم زبان سوزد
    اگر پنهان کنم ترسم
    که مغز استخوان سوزد
    پس چیکار کنم …. برم توی آهستان یه جفتکی به اسلام و مسلمونا بندازم … آره این بهترین کاره … پاشم برم …

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    خخخخخخخخخخخخ
    خیلی جالب یود حسن جان

    [پاسخ]

  41. آریوشین
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۲۱ | #41

    محمد علی محمدیان، آموزگار شیخ شلتوت مریوان که سر خود را برای ابراز همدردی با شاگرد خویش تراشید، اکنون در حال شکستن قبح انسان بودن در همزیستگاه آدمیان است .آدمیانی که مردمش به خود سرگرم کرده و فراموش کرده چگونه می‌توان با دیگران همدردی کرد و انسانیت را در جای جای زندگی رخنه داد و جریان یافت.

    برای انسان بودن لازم نیست که حتماً مال یا جان به دیگران بخشید، گرچه باور برخی چنین کاری، برای بسیاری ناشدنی است اما همین که برای شاد کردن یک «دل» ، موی خود را چون حاجیان در احرام بتراشیم نیز می‌تواند بَرنام گران‌بهای « آدمی» را برایمان به ارمغان آورد.
    حاجیان حج‌تان مبارک

    http://www.ammariyon.ir/fa/news/30472/%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85-%D8%B3%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۴ ق.ظ:

    آقای آریوشین
    لطفاً اگر اطلاعاتی در مورد “شیخ شلتوت” دارید ارائه کنید.

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۲ ق.ظ:

    وقتی ادم اینارو میبینه میفهمه انسان بودن یعنی چه با ارزوی روزی که انسانیت افزایش پیدا کنه

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۷ ق.ظ:

    البته که کارشون قابل تقدیره و فرهنگ ساز
    ولی به نظرم لازم نیست که این همه اغراق بشه در مورد این قضیه؛ ایشون کلیه یا کبد که به دانش آموزشون هدیه نکردن یا خودشونو تو مخاطره جانی ننداختن مثل اون معلمی که بچه ها رو از آتش سوزی نجات داد؛ موهای سرشونو تراشیدن! دستشونم درد نکنه و به اندازه کافی از کارشون صحبت شد و همه تحسینشون کردن، ولی واقعا داره بیشتر از ظرفیت تبلیغاتی این کار، بهش پرداخته می شه؛ چن روزه همه خبرگزاریا دارن این موضوعو پوشش می دن؛ امروز دیدم تو یه سایتی، بنر زدن براش تو خیابون
    من چن سال پیش یه ویدیو دیده بودم که یه بچه مدرسه ای برا خاطر همکلاسش موهاشو تراشید؛ خب تأثیرگذاره؛ خوبه؛ مهربونی همیشه قشنگه
    ولی یه خورده برام عجیبه این همه بزرگ نمایی، ینی ما انقد مردم نامهربونی هستیم و مصداقای خوبی تو این کشور انقد کمه که از این کار این همه شگفت زده شدیم؟

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۱ ب.ظ:

    دقیقا.
    کار خیلی درست و خوبی بود ولی زیادی مانور دادن روش.از اون طرف کلی کار بزرگتر از این هست که هیچ وقت نه دیده میشه و نه طبعا نشون داده میشه.
    نمی گم همه ولی اکثر رسانه چی های محترم تو این قضیه دارن مسابقه میدن با هم.که یهو جا نمونن.
    مثل وقتی که یه هنرمند یا یه ورزشکار بیمار میشه یا از دنیا میره و مسابقه دادن های ملت و به خصوص هم صنفی های بیمار و متوفا شروع میشه.

    ضمنا ما مردم نامهربونی نیستیم ولی تا جایی هم که به نفعمون نباشه یا لااقل مطمئن باشیم که ضرر نمیکنیم مهربون نمیشیم.
    البته این نظر منه و انشالله که نظر غلطی باشه.

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۳ ب.ظ:

    از شما توقع نداشتم.

    اما این دیگر چه نظری است که داده‌ای؟
    «البته این نظر منه و انشالله که نظر غلطی باشه.»

    یعنی چه؟

    نظر غلطی باشه یا نباشه؟ آن هم اگر خدا خواسته باشد (انشاالله)

    یعنی دور بر شما همه از جنس ریا و دنیاطلب هستند؟
    آن آموزگار قبح انسان بودن در همزیستگاه آدمیان را شکست، آن وقت شما چه نوشتید و گفتید؟

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۱ ب.ظ:

    جناب اریوشین
    کسی ارزش کار اون معلم شریف مریوانی رو زیر سوال نبرده.حداقل بنده تا زمانی که خودم انسان دوستی و بزرگ منشی ِ این مدلی انجام ندادم ،دور از جون غلط میکنم که بخوام به کار دیگران ایراد بگیرم.
    اصلا بحث معلم مطرح نیست.من از کسانی انتقاد کردم که از موقعیتهای این شکلی سواستفاده میکنن.که به حرفم هم کاملا معتقدم.
    ضمن این که حرف مریم هم حرف کاملا درستی بود و نمیدونم شما چرا متوجه ش نشدید.کار این معلم کار بزرگی بود منتها باید به اندازه ی همین بزرگی ازش تقدیر بشه نه بیشتر.
    انصافا یه نگاهی به کامنتی که در جواب مریم نوشتید بندازید،ببینید ایشون به چی اشاره کردن و چی نوشتن و شما چی رو دیدن و چی جواب دادین.

    ضمن اینکه اون خط اخر رو هم درباره ی مهربون و نامهربون بودن مردم گفتم.
    ما مردم بدی نیستیم منتها واسه خوبی کردن دنبال دلیل میگردیم.البته جسارت به شما و بقیه نباشه.
    اصلا خودم و ادمای مثل خودم رو میگم.که کم هم نیستیم متاسفانه.و هر چند که انصافا از خیلی های دیگه بهتریم.منتها هنوز تا خوب بودن و مهربون بودن کلی فاصله ست.

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۰ ب.ظ:

    من با این تبلیغات کاملا موافقم. تا الان از این ماجرا سوءاستفاده نشده پس مثبت اندیش باشید. 

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۸ ب.ظ:

    حمید من گفتم با این تبلیغات مخالفم؟
    مسئله چند و چون این تبلیغاته.زیادی کش پیدا کرده.بی مزه شدن و شعاری شدن اتفاقای این شکلی خطر خیلی بزرگیه.مطمئنا در اون صورت ته دلمون هم اتفاقای اینجوری و ادمای این جوری رو تحسین نمیکنیم که هیچ،حالمونم به هم میخوره از شنیدن داستانشون.
    درباره ی سواستفاده هم ان شالله همینطوره که شما میگی و احساس من غلط بوده.

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    چنین تبلیغاتی اگر در مسیر درست ادامه پیدا کنه در نهایت فرهنگ سازی می کنه. به همین دلیل موافقم.
    اما در مورد شعاری شدن تبلیغات با شما موافقم. من هم مثل شما حالم از بعضی از تبلیغات به هم می خوره. اما این ماجرا هنوز به اون حالتها نرسیده.

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۵ ب.ظ:

    «البته که کارشون قابل تقدیره و فرهنگ ساز»
    اگر فرهنگ‌سازهء پس چرا آمده‌ای کنتور می‌اندازی و تعیین حدود می‌کنی؟

    حالا اگر قابل تقدیره ؟ به نظرت چه کسانی باید ییایند و تقدیر کنند؟ یه نفر؟ دو نفر؟ چند نفر؟
    یه ارگان؟ دو سازمان؟ سه شاعر ؟ چهار تصویرگر و فیلمبردار؟ … چند متولی امور خیرات و …

    اگر لابلای سلایق و پسند شما بگردیم، عکس و نوشته و صدای چند خواننده و هنرپیشه و … را می توان یافت؟ یکی ؟ دو تا؟ … آن‌جا کنتور ندارد؟

    «ولی به نظرم لازم نیست که این همه اغراق بشه در مورد این قضیه»
    اغراق را که این آموزگار مریوانی انجام نداده که. حداقل کاری که می‌تونست برای روحیه دادن آن کودک بی‌نوا را انجام داده. شما می‌گویی که حتماً بایستی تا پای جان دادن و کلیه و کبد دادن هم باید این معلم برود تا کارش ارزشمند شود؟
    بایستی بدانی که باز هم همین نوع کارها را هم، معلمان دیگر انجام داده‌اند. اما بفرمایید کدام هنرپیشه یا ورزشکار سوپراستار را می‌شناسید که تا این مرحله رفته‌ باشند؟
    حالا اگر این‌بار پای کیوسک مطوعاتی رفتنی ،ببین چاپ‌های رنگی کدام جماعت را شما مکرر رو و پشت جلدهاشان می‌بینی؟ اینان تعدد بادگلو و شمار عطسه‌های همین مخناسان را هم نوشته‌اند . شما احیاناً از آنان تعجب نمی‌کنید؟

    حالا اگر واقعاً به اینی را که می‌گویی و مثلاً اعتراض داری، نشانی جایی را می‌دهم و می‌خواهم ببینم همان‌جا هم همین را می‌نویسی یانه؟
    اگر که صرفاً فقط جنبه‌ی گارد گرفتن در مقابل خبر نداشته باشی‌؟

    http://aftabnews.ir/fa/news/228842/%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A7%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%DA%91%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%AF%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A7%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%C2%A6-%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A8%D8%B7%C2%B8%D8%B8%C2%B9%D8%A3%C2%A2%C3%A2%E2%80%9A%C2%AC%D8%A5%E2%80%99%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%C2%A0%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%B8%D8%B7%C2%B8%D8%B8%C2%B9%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%B1-%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%AF%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A7%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%C2%A0%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%B4%D8%A3%C2%A2%C3%A2%E2%80%9A%C2%AC%D8%A5%E2%80%99%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A2%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%C2%A6%D8%B7%C2%B8%D8%AB%E2%80%A0%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%B2%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A7%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%C2%A0-%D8%B7%C2%B8%D8%B8%C2%B9%D8%B7%C2%B9%D8%A2%C2%A9-%D8%B7%C2%B9%D8%A2%C2%A9%D8%B7%C2%B8%C3%A2%E2%82%AC%E2%80%8D%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%A7%D8%B7%C2%B7%D8%A2%C2%B3

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۹ ب.ظ:

    من با استاد بسیار عزیزم کاملا موافقم
    یک کار خوب آنقدر باید یاد آوری شود تا تبدیل به یک عمل صالح و درس گردد
    مانند ریزعلی خواجوی
    یا پطروس فداکار

    نظر من اینه که سالها باید این عمل را بیاد بیارن و اگر هم امکان داره تو کتاب درسی بنویسند ..

    در حالی که هیچ معلمی در طول تاریخ این کار را نکرده این عمل یک سنبل انسانیت و اخلاق است ..

    این میتونه در تمام زمینه ها الگو باشه …این فقط تراشیدن سر نیست …در ظاهار شاید عمل آسانی باشد اما دنیایی معنا و مفهوم و حرف دارد ..

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۹ ق.ظ:

    اقای پسر شجاع معلمین کارهای بزرگ زیادی کردن که شاید شما و خیلی از دوستان دیگه ندیده باشن من واقعا خوشحالم که این صحبت اینجا شده این معلم و معلم های دیگه ما انسان های شریفی هستن من پدرم معلم بازنشستس خودم از نزدیک زحمتهاشو دیدم در کل معلمین قشری هستن که اگه درستکار باشن جامعه رو به تعالی میره و اگه فاسد وای از اون جامعه….

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۵ ب.ظ:

    دیگه گندشو دراوردن
    طرف یه کاری کرده دمش گرم
    ولی دیگه این دلقک بازیا رو نداره

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۶ ق.ظ:

    نسبت نوشته ی مریم و من و تو،نسبت بفرما و بشین و بتمرکه.
    خب یه کم بهتر بگو.نمیتونی؟

  42. reza
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۴۲ | #42

    با سلام
    دوست عزیز با ایدی امید نه امید حسینی اگر چه عزیز است
    امید خان حسنی جدید ا زود به زود پست میگذارد در پست قبلی از شما کامنتی دیدم که پاسخش دیر شد
    خوشبختانه از سلیقه متوجه شدم این حقیر در سلایق شباهت زیادی به شما دارم حدااقل در چند مورد خاص که از غرب نشینی تهران .خاطرات برق الستوم .علاقه شدید به خانه مادریو اخرینش سلیقه گردشگری غیر از شمال که من حس خفگی دارم به خاطر رطوبت
    مکانهایی را دیدم که شما اسم بردید که شاید اگر دیگر دوستان هم بدانند و تصمیم به سفر بگیرند جبهه دیگری در مسافرت باز میشود که چند مکان زیبا که اینجانب دیده ام برایتان میگویم
    ۱-قلعه بابک در اذربایجان:جنگلهای بسییار زیبای ارس باران و اهوان قشنگ و طناز مارال .از کلیبر اهر تا سیه رود جلفا و سه راه اسکانلو در دهانه ارس .به نظر حقیر زیباترین طبیعت ایران
    ۲-چاده شهرکرد به یاسوج .حد فاصل مال خلیفه تا چیتا ب و پاتاوه و گردنه خرسان
    ۳-مسیر شهرکرد به ایذه .حدفاصل بازفت و گردنه چری و شاه منصوری که اخبار از بارش برف سنگینش میگوید.
    ۴-سامان در شهرکرد و پل زمان خان
    ۴-سراب گیون در نهاوند
    ۵-جاده همادن به توسرکان از گنج نامه
    ۶- مسیر ساوه به تفرش و روستاهای ابر درو خانک . منطقه قاهان خلجستان
    ۷-مسیر ۴۵ کیلومتری میاندواب به شاهین دژ
    ۸-مسیر سدشت به اشنویه و جنگلهای الباتان
    ۹-جاده ارومیه به اشنویه ودره قاسملو
    ۱۰-کندوان و میلان در اسکو تبریز
    ۱۱-سانیچ و علی ابد و ده بالا در یزد
    ۱۲-فردو در کهک قم
    ۱۳-چاناقچی در مامونیه ساوه
    ایران زیباست .فقط وقت و حوصله و از همه مهمتر پول میخواهد برای دیدنش

    [پاسخ]

  43. امیر
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۴۶ | #43

    یکی از فرقهای اساسی بین اصلاح طلب و اصولگرا این است که اصولگراها مرکزیتی که خود را منتصب به ان میدانند بهشان خوراک فکری میدهد و تغذیه میشوند و بظاهر و در شعارها اینگونه وانمود میشود که مطیع بی چون و چرای ولایت هستند که من فکر میکنم این سیاه بازی ست و نمونه اش دوری جستن از دخالت در سیاست که همین چند وقت پیش رهبر به ان اشاره کرد و ۲۴ ساعت از این حرف نگذشته بود که فرمانده سپاه رک و راست یه دخالت دیگه کرد.
    اما اصلاح طلبا و سبزها اگه مرکزیتی هم در هماهنگ بودنشون قائل باشند مطیع بی و چرای راس اون مرکز نیستند و مقدس ترین نکته در این بین براشون نفس پرسشگری است” عدم درک اصولگرا از طرف مقابلش باعث بسیاری خطاها از جانب اونها میشه و وقت و موقعیتهائی که از دست میدن و حالیشون هم نیست ” البته این فقط منحصر به هوادارای ساده دل اوناست وگرنه اونائی که از این رهگذر سیبیلاشون چرب میشه حکم دیگه ای دارن. مثلا فکر میکنن اگه افراد در حصر رو وادار به توبه کنن طرفدارای اونا میگن خب باید تبعیت کرد دیگه ! در حالیکه هیچکی زیر بار این حرف نمیره”بگذریم: حالا که چنین وضعیتی چه خوب چه بد در بین جماعت اصولگرا جاریه واسه جلو گیری از تنش بین دو گروه اصلی مدعی در کشور چرا رهبر نمی اد برای اونا روشن کنه که چرا باید توافقی صورت بگیره و این کار یه ضرورته؟ برای اون دسته از طرفداراش که به هیچ صراطی مستقیم نیستن و دائم دنبال ارتیس بازی هستن حداقل اینجور توجیه کنه که امریکا از طریق رودرروئی نطامی نتونست با ما طرف شه و وارد فاز اقتصادی شد و چون نقطه ضعف ما مردم و مشکلاتشونه به همین خاطر فعلا کوتاه اومدیم(البته یالانا)
    مشکل اینکه هم مذاکرات انجام بشه و هم ترس از کار شکنی خودیها وجود داشته باشه چیزیه که رهبر فرزانه به او دامن میزنه و نظراتی که ما از امثال امید حسینی میشنویم بر حسب تبعیت از رهبریه که از یه طرف میگه برید مذاکره کنید و از یه طرف دیگه میگه من اصلا به این مذاکرات خوشیسن نیستم و شروع به تخطئه میکنه! البته همه میدونن که با این روش اظهار نظر کردن منظور چیه” میخواد اگه نتیجه خوبی گرفته شد بگه کار من بود و اگه لب پاشوره خورد بگه دیدی من از اولش خوشبین نبودم!
    اما چیزیکه من به تندروها باید خبرش رو بدم اینه که برای از میدون بدر کردن اونا طرح در دست اقدام دارن چرا که اونا امتحانشونو پس دادن و رفوزه شدن هر چند که نخوان قبول کنن اما احتیاج به زمان بیشتری دارن.

    [پاسخ]

  44. امیر
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۰۲ | #44

    اقا حسینی زورت فقط به کامنتای من رسیده!

    [پاسخ]

  45. سین
    ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۰۵ | #45

    اصلا کسی حواسش هست که اون کلبه رفته تا میون ابرها ، رویای امید آهستان تو پست قبلی واژگون شده. خونه پرت شده اما نیفتاده.
    امید عزیز ، آهستان خوب ، من اون کلبه رو خوب یادمه. چرا؟
    “ای کاش که جای آرمیدن بودی / یا که این ره دور را رسیدن بودی/ای کاش از پس صد هزاران سال/ چون سبره امید بر دمیدن بودی”
    از حافظه ام کمک گرفتم . ممکنه هدیه من به تو پر از غلط باشه.

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    من دوباره نگاه کردم.من مجموعه را دیده بودم توجه به جزئیات نکرده بودم. این خیلی‌ بده.از بس روزانه فکر تو کله آدم می‌چرخه اصلا نمیتونم رو هیچ چیز تمرکز کنم.

    کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۶ ب.ظ:

    جزئیات چی ؟
    مگه تصویر عوض نشده؟

    [پاسخ]

  46. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۳:۴۵ | #46

    البته تمثال خاتمی و روحانی و عقبه های نظریه پرداز و تئوریسین آنها خیال پرداز و احساسی هستند اون هم احساس ترس کهنه و دیرینه از غربیان و وادادگی نسبت به آنها…
    شما نظرات ظریف در دانشگاه را یادتون رفته؟
    وادادگی خاتمی هنوز از یادها نرفته!
    مشاورین سریع القلم روحانی را ببینید چگونه می اندیشند!
    اینها به غربیان به عنوان خدایگاه عالم نگاه می کنند!
    هر چه امام روح الله، امت را از بند وابستگی ها و ترس های تحمیلی و ساختگی رهانید و به سوی خدا رهنمون می کرد اینان عالم را در و هکذا ملت را در بند غربیان می پندارند؛ چون خودشان برده فکری غرب هستند نه توحید.
    مشکل اینجاست.
    تفاوت دیدگاه این جماعت فرزندان واقعی روح الله (نه نسبی) هم در این نکته است:
    قدیس دانستن شیاطین زمانه؛
    حضرت روح الله بعد از سال ها وادادگی به ما گفت نباید به حد ثانیه ای اراده ظلم بر ایمان و ناموس و کشور حاکم شود.
    جنگ جنگ اراده هاست نه انرژی هسته ای و فروش نفت و گاز
    مشکل ما با آمریکا و ظالمین عالم همین جاست.

    [پاسخ]

  47. ۶ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۳:۴۹ | #47

    اصلاح:
    البته امثال خاتمی و روحانی و عقبه های نظریه پرداز و تئوریسین آنها خیال پرداز و احساسی هستند اون هم احساس ترس کهنه و دیرینه از غربیان و وادادگی نسبت به آنها…
    شما نظرات ظریف در دانشگاه را یادتون رفته؟
    وادادگی خاتمی هنوز از یادها نرفته!
    مشاورین سریع القلم روحانی را ببینید چگونه می اندیشند!
    اینها به غربیان به عنوان خدایگاه عالم نگاه می کنند!
    هر چه امام روح الله، امت را از بند وابستگی ها و ترس های تحمیلی و ساختگی می رهانید و به سوی خدا رهنمون می کرد اینان نظم عالم را و هکذا آسایش و حیات و ممات ملت خود را در بند غربیان می پندارند؛ چون خودشان برده فکری غرب هستند نه توحید.
    مشکل اینجاست.
    تفاوت دیدگاه این جماعت تهی از تفکر با فرزندان واقعی روح الله هم در این نکته است:
    قدیس دانستن شیاطین زمانه؛
    حضرت روح الله بعد از سال ها حکومت وادادگی به ما گفت نباید به حد ثانیه ای اراده ظلم بر ایمان و ناموس و کشور حاکم شود.
    جنگ ، جنگ اراده هاست نه چیز دیگر
    مشکل ما با آمریکا و ظالمین عالم همین جاست.

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۰ ق.ظ:

    تکبیر!

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۰ ق.ظ:

    نه‌ برادر من مشکل اینجاست

    شیاطین زمانه را شما خارج از مرز‌ها دنبالش میگردی غافل از این که همین بغل گوش خودتون تشریف دارند.آب در کوزه و شما گرد جهان میگردی.ظلم هم که الی ماشاالله به وفور در سر حدات خودمون یافت میشه.هر وقت توصیه شد که چیزی را کش ندهید شک نکن که اون چیز مصداق ظلمیه که حضرت روح الله فرمودند مراقبش باشید.آره کاشانی شما راه دور نرو.همش همین جاست

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۳ ق.ظ:

    الله اکبر
    خدا رحمت کند جمیع فرزندان و پیروان شایسته حضرت روح‌الله را.
    حدا رحمت کند جمیع توحید پیشگان مسلمان را.
    عزّت مسلمین پایدار و برقرار باد به حرمت شهدای اسلام
    آمین

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۷ ق.ظ:

    من مخالفتی با گفته های شما ندارما اما با خوندنش تو ذهنم ابهام ایجاد شد الان این عزت مسلمین که گفتین مربوط به کدوم جمع از مسلمین میشه؟یعنی تمام مسلمان های دنیا عزتمند باشن؟ پس تکلیف واهبی سلفی های سوریه چی میشه؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    سلفیها و تکفیریها منحرفین دین اسلام هستند ..همون خوارج تاریخ اسلام

  48. امین
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۲ | #48

    با تشکر از امید حسینی عزیز،

    کمی صبر همه چیز را بر انسانهای آزاده (نه مزدور و عاشقان بیگانگان) مشخص خواهد کرد که با این همه لبخند و عقب نشینی هسته ای امتیاز متناسبی به ایران نخواهد رسید و آمریکایی ها زیر میز مذاکرات می زنند.

    باید زمان داد تا برای مردم روشن شود که راه اصلی حل مشکلات در همت و تلاش شبانه روزی مسئولان داخل کشور است و از غربی ها خیری به ایران نخواهد رسید.

    [پاسخ]

  49. امیر
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۳:۵۶ | #49

    شما اقای حسینی از اون ادمهائی که هیچوقت حرف هیچکس رو قبول نمیکنی و حتی برای مسلمان نشان دادن خودت بنظر من داری نقش بازی میکنی” علیرغم تعریفهای گاه بگاه که ازت میشه و میگن تو با بقیه تند رو ها فرق داری من قبول ندارم و سایت تو رو بی کلک نمیدونم” سیستم از سایت تو چه استفاده ای میکنه و شغل واقعی تو چیه خدا عالمه” اما این خبری که راجع به جمع کردن کاسه کوزه شماها دادم واقعیه و من خیلی خوشحالم این طرح حداکثر تا دو سال اینده بطور کامل اجرا میشه و غصه نخور چون قراره یواش یواش حالیتون کنن.
    از اونجائی که پس از هر عسری یسری هست میخوام بدونی که ما از دست شما خیلی عذاب کشیدیم که ایشالله خدا جوابتون رو بده چون ما خیال نداریم که از این به بعد جواب خشونت رو با خشونت بدیم.
    اقای امید” همه به حرف میگن که ما در جستجوی حقیقتیم اما وقتی به حقیقت میرسن و متوجه میشن حقیقت چیزیه که تا اون موقع سخت ازش غافل بودن عکس العملهای متفاوتی از خودشون بروز میدن که یکی از اونها تظاهر به نفهمیه که نمیفهمیدم و من فکر میکنم تو یکی از اوناشی.

    [پاسخ]

  50. ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۶ | #50

    سلام بسیار عالی بود
    این وطلب در وب ما درج شد
    موفق باشید
    یاعلی
    http://sarbazgomnam08.ir

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 3 12746
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: