خانه > سياست > ما هم گزینه داریم: لبخند و تعارف!

ما هم گزینه داریم: لبخند و تعارف!

چقدر دوست دارم رییس جمهور و یا مسئولان وزارت خارجه کشور من هم مثل مسئولان سایر کشورهای دنیا، با خودشان و با مردمشان رک و راست باشند. خودشان باشند. ادای روشنفکران و قدیسان را در نیاورند. من رییس جمهوری روشنفکر یا تئوری پرداز نمی خواهم، رییس جمهوی می خواهم که سیاستمدار باشد، واقع گرا باشد، طبق اصول و عقاید و عرف و فرهنگ جامعه خودش حرف بزند. مثل رییس جمهور آمریکا یا وزیر خارجه آمریکا. آنها خودشان هستند، ادا در نمی آورند!

 اصلا صداقت بهترین چیز است. من واقعا درک نمی کنم که چرا روسای جمهور ما (مخصوصا آقایان خاتمی و روحانی) دوست داشتند و دوست دارند که نقش مسیح را بازی کنند؟ اینکه بخواهیم چهره خوبی از خودمان در دنیا عرضه کنیم واقعا خوب است، اما آیا واقعا (واقعا، واقعا، واقعا…) خیال می کنیم که در میان این هیاهوی تبلیغاتی و رسانه ای و این نظام حاکم بر دنیا، با حرفهای قشنگ روسای جمهور ما چیزی عوض می شود؟ گیرم همه سوت و کف زدند و از سخنان زیبای ما هم تعریف و تمجید کردند، آخرش چه؟ فوقِ فوقش ما را با گفت و گوی تمدنهای خاتمی سرگرم می کنند و بعدش خیلی راحت اسم ایران را در لیست محور شرارت قرار می دهند! و یا بعد از سخنرانی روحانی درباره جهان عاری از خشونت، انگشت تعجب به دهانشان می گیرند و سپس همه گزینه هایشان را دوباره روی میز می گذارند!

سالهاست که سیاست و روابط بین الملل، با واقعیت دارد پیش می رود نه با خیالپردازی (منظورم آرمان نیست) من مخالف سخنرانی هایی که سرشار از حس امید و صلح دوستی باشد، نیستم ولی فکر نمی کنم دنیای پر از جنگ و جنایت ما، با این حرفهای قشنگ و شعارگونه و با آن به به و چه چه ظاهری، وضعیت بهتری پیدا کند. واقعیت این است که زورگوها رک و پوست کنده، از همان تریبونهایی که ما حرفهای قشنگ می زنیم، ما را تهدید می کنند. ما هم بخاطر اینکه با آنها تعارف داریم، فقط لبخند می زنیم. این برای من واقعا قابل تحمل نیست. احساس می کنم از دو طرف به من و به کشورم دارد توهین می شود. یکی از طرف آمریکایی ها و یکی هم از طرف مسئولین محترم کشور خودم!

آقای ظریف می گوید که باید مراقب حرف زدنمان باشیم و از کلمات مناسبی استفاده کنیم. مثلا ایران هسته ای در ادبیات بین الملل معنای خاصی دارد و باعث سوءتفاهم می شود! جالب اینجاست که گزینه نظامی، اصلا و ابدا باعث تعجب و سوءتفاهم نمی شود!

به خدا قسم که نه عقل این را می گوید، نه شرع، نه عرف و نه سیاست. کاش همین یک قلم را از همان دشمنمان یاد می گرفتیم که هم لبخند می زند و هم تعارف ندارد.

  1. شهروند
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۷ | #1

    به خدا انتقام می‌گیریم
    کربلا انتقام می‌گیریم
    تن صد چاک یادمان نرود
    نیزه‌ها انتقام می‌گیریم
    بی‌کفن بود، پیرهن که نداشت
    بوریا انتقام می‌گیریم
    سر تو از قفا بریده شده
    از قفا انتقام می‌گیریم
    جمعه با ندبه یاد منتقمت
    با دعا انتقام می‌گیریم
    ما ز خون شما نمی‌گذریم
    شهدا انتقام می‌گیریم
    پای میز مذاکره بروید
    از شما انتقام می‌گیریم
    ذکر هیهات منا الذله به لب
    ذکر ما: (انتقام می‌گیریم)
    العجل حضرت أباصالح
    تو بیا انتقام می‌گیریم
    اقای یوسفی الحق که راست گفتین این جماعت پر از نفرتن قصد ابادانی ندارن

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۲ ب.ظ:

    ححناب شهروند
    کسی با مذاکره مخالف نیست ..مذاکره یک امر طبیعی در کارهای روزمره جامعه می باشد ..داخلی و خارجی و …هم نداره ..
    اما ماکره ای که یک ملت در آن تحقیر شوند و دشمنان به ریش ملت بخندند واقعا کار درستی است ؟

    مذاکره کنید اما عزت و شرف هم کنار دستتون باشه ..از همه چیز بسادگی نگذریم

    ارزش انسان در گروه اعتقادات و شرف و ….می باشد ..

    لذا ما با مذاکره مخالف نیستیم ..با از دست دادن ارزشها مخالفیم …

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    برام سواله این چه نوع عزتی هست که رهبر به از دست رفتنش اعتراضی ندارن اما یه عده میگن بی عزت شدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۴ ب.ظ:

    رهبری عزیز فرمودند از تیم مذاکره کننده حمایت یکنیم و اینها فرزندان این انقلابند ….
    کحای سخنان رهبری اشاره کرده که مذاکره به هر قیمتی ؟
    چند تا متن از سخنان رهبری را بیارم که راجع به مقاومت فرمودند ؟

    و رهبری بارها فرمودند اصلا به این مذاکرات خوشبین نیست …

    نظر رهبری را در متن سخنانش میتونی پیدا کنی برادر …

    .

    محسن پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    @ پسر شجاع

    کجای سخنان رهبر اشاره شده که در مذاکرات, عزت کشور زیر سوال رفت؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۱ ق.ظ:

    مگه من چنین چیزی گفتم ؟ من فقط از طرف خودم میگم که اینا دارن ماروتحقیر میکنند و دولتیان ما چیزی نمیگن

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    حرف حرف رهبره بقیه کسشر میگن

    طنزسیاسی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    سلام

    جناب شهروند.. امیدوار بودیم شما که فتنه ۸۸ و نوع رفتار رهبری انقلاب در آن برهه را مشاهده کردید بهتر بتوانید رفتار امروز ایشان را درک کنید.. فضا همان فضا و رفتار هم همان رفتار است.. فقط اینبار از دود و آتش و جنایت و… خبری نیست. مردم خودشان باید ببینند و بسنجند و تصمیم گیری کنند.

    یاعلی

  2. حسن
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۶ | #2

    جناب تشنه سلام …
    آقا گرفتم قضیه رو …. خوشبختانه شما اصلا تناقض در افکار و گفتارت نیست …. چون شما در مثالهایی که از اهل بیت علیهم السلام آوردی آنها را در آن برهه ها ذلیل قلمداد کردی در نتیجه در مورد جمهوری اسلامی هم طبیعتا قضاوتی جز این نباید داشته باشی … همین نگاه است که لبخند معاویه را عزت میداند و اخم و قهر امثال او را ذلت ….
    عزت و ذلت دقیق همبستگی دارد با انجام تکلیف و اطاعت از خدا … شما اگر خانه نشینی امیرالمومنین و غربت امام مجتبی و شهادت سیدالشهدا و اسارت زین العابدین علیهم السلام را ذلت میدانی و احتمالا ولایتعهدی امام رضا علیه السلام را عزت میدانی بنده دیگر قول میدهم که با شما سخنی درباره سیاست روز نگویم چون ریشه در این بدفهمی ها دارد …..
    خدایا مرا به خاطر نمازهای ناقص و احتمالا قضا شده ام ببخش ….

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۴ ب.ظ:

    جناب حسن گرامی
    علیک سلام
    نه برادر، اصلا هم قضیه رو نگرفتی …
    سخن مثل روز روشنه
    اگه این چیزها حقارت بود که برخی ائمه ما سردسته اون ها میشدن!
    خیلی واضحه! کی گفته هر نوع کوتاه اومدنی و هرگونه پذیرفتن شرط و شرایطی یعنی ذلت؟
    کی گفته اینو؟ که شما ادعاش میکنی و میگی دولت فلان شرط رو پذیرفته پس رفته زیر باز ذلت! اگه این ذلته که صد برابرش رو برخی از ائمه ما قبول کردن
    میدونی امام رضا چرا ولایت عهدی رو پذیرفت؟ میدونی کی قبول کرد؟
    امام رضا از مرگ میترسید؟ زیر بار ذلت رفت؟ بالاخره هرچی باشه به زور یه چیزی به امام تحمیل شد! اینکه دیگه از روز هم روشن تره. به زور به امام رضا تحمیل شد در حالی که ایشان سر سوزنی هم بهش تمایل نداشت. اما شرایط ایجاب میکرد که بپذیره. البته بودند در همان زمان افراد کوته بینی که ائمه رو سرزنش میکردن که رفتید زیر بار ذلت، خفت پذیر شدید، از مرگ میترسید …
    ثانیه ثانیه زنگی هرکدام از بزرگان دینی رو که بررسی کنی میبینی دقیق ترین کارها رو انجام دادند و همیشه محاسبه گر بودند! دو دوتا چهارتا میکردن ببینن این کار فایده داره یا نه؟ سرانجامی داره یا نه؟ به نتیجه میرسه یا نه؟
    خود امام حسین تا ده سال در دوران معاویه بهیچ وجه اعتراضی نکرد و بارها هم کمک های مالی معاویه رو میپذیرفت و اونو بعنوان صدقه به دیگران میداد. چی شد پس؟ مگر شعار امام غیر از این بود که مرا عار آید از این زندگی که سالار باشم کنم بندگی؟ پس چطور ده سال با معاویه سازش کرد؟ اما شش ماه بیشتر نتونست با یزید بسازه؟
    هیچ وقت نشستی به این چیزا فکر کنی؟
    یا همینجوری به خودت گفتی ای بابا اونا که معصومن من چیکارشون دارم چه کردن چه نکردن! ولش این حرفارو دوتا شعارو بچسب!
    نه برادر عزیز
    ما چهارده تا معصوم داشتیم که اتفاقا اغلب این ها سازش کردند با حاکم وقت. چونکه نتیجه ای نداشت اگر غیر از این عملی انجام میشد.
    شعار آسمون کوب دادن خیلی آسونه! اصلا اگه دنیا همش به هم بخوره ما عین خیالمون نمیاد پوزه دنیا رو میمالیم به خاک! اینقدر راحت میشه از این شعارها داد که نگو و نپرس!
    اما پای عمل که میرسه برمیخوری به ۷ میلیون نفری که ظرف ۵ سال آینده قراره وارد بازارکار بشن (که بسیاری از اون ها به ارث مونده های دولت قبلی هست که به زور وارد دانشگاه شدن و بزودی فارق التحصیل میشن) و دولت باید تمام تلاش خودش رو بکنه که از این فاجعه جلوگیری کنه
    چطور امام صادق نمیتونست قیام کنه؟
    چهارهزارتا شاگرد مستقیم داشت. ده تا آدم حسابی توی اون ها نبود؟
    اصلا گیرم ده تا که نه حتی یکیم نباشه. خودش و خونوادش بود دیگه؟ چرا هیچ قیامی نکرد؟
    مگه امام حسین نمیفهمید که نمیشه با هفتاد نفر از پس ۱۸ هزار نفر براومد؟ میدونست دیگه؟ پس شکشتش از اول معلوم بود. خب بقیه معصومینم مثل ایشان، چه فرقی میکنه؟ اونا هم قیام میکردن و عاشورا رو تکرار میکردن. چرا نکردن؟ یادشون رفت؟
    اینجاست که پیامبر میاد خطاب به حضرت امیر میگه
    اون زمانی که همه دارن تلاش میکن با کثرت در عبادت به خدا نزدیک بشن و رشد معنوی کنن، تو به فکر کردن مشغول باش و از طریق فکر به خدا نزدیک شو تا از همه اون ها پیشی بگیری
    یا علی

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۴ ب.ظ:

    “امام حسن عزیز بود یا ذلیل؟
    امام سجاد عزیز بود یا ذلیل؟
    امام علی در اون بیست و پنج سال عزیز بود یا ذلیل؟
    در دوران صلح حدیبیه پیامبر ذلیل بود یا عزیز؟
    اصلا ول کن این حرف ها رو
    همون مثال خودت
    در شعب ابی طالب، پیامبر بواسطه یک قرارداد در اونجا بود. اون قرارداد رو میدونی چیه؟ اون ذلت بود یا نبود؟”
    بنده برداشتم از این جملات این بود که شما معتقد به ذلت ظاهری آن بزرگواران در آن مقاطع بودید و با همین برداشت جواب دادم …اگر جز این است که ظاهرا همینطور است بفرمائید که اگه شما سیره اهل بیت و رفتار حکیمانه شون رو قبول داری چطور همزمان تئوریهای امثال سریع القلمها رو هم قبول داری ؟؟؟
    جناب سریع القلم چطور توجیه میکنند قرار گرفتن پیامبر در شعب ابیطالب رو ؟؟؟ خب با سیاست بازی و یکی به نعل و یکی به میخ نباید میگذاشتن کار به آنجا برسد… یا در حادثه کربلاکه گفتید ” مگه امام حسین نمیفهمید که نمیشه با هفتاد نفر از پس ۱۸ هزار نفر براومد؟ میدونست دیگه؟ پس شکشتش از اول معلوم بود.” اتفاقا سوال من است که خب یزید که شرش بیشتر بود برای امام … خب نباید امام تدبیری بخرج میداد که کار به آن جنایتها نکشد؟؟؟
    پس مصلحت و هدف بالاتری در بین بوده …. چرا نشود بجان خریدن این همه مشکلات و مصائب را در این حوزه تعریف کرد ؟؟؟
    بنده تمامی رفتار ائمه از اسارت فوق العاده رقت انگیز امام سجاد تا ولایتعهدی تحمیلی امام رضا علیهما السلام را عین عزت و سربلندی میدانم
    فرمودید که : یا همینجوری به خودت گفتی ای بابا اونا که معصومن من چیکارشون دارم چه کردن چه نکردن! ولش این حرفارو دوتا شعارو بچسب!
    اتفاقا همیشه این ایراد را بمن میگیرند که شما همش در تاریخ اهل بیت موندی و بیرون نمیآیی … حالا چطور میفرمائید من کاری به سیره آن بزرگواران ندارم ….؟؟؟ اتفاقا چون کار دارم عرض میکنم که با نظریات امثال دکتر سریع القلم همه رفتار اولیاء دین ما زیر سوال است …

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۸ ب.ظ:

    بذار اون چیزی که بالاتر گفتم رو واضح تر و شفاف توضیح بدم.
    ۱- آیا پذیرش حکم زور ذلت هست؟
    خیلی دوست دارم جواب این سوال رو بشنوم.
    ادامه: اگه ذلت هست پس چرا امام حسن یک حکم زور رو پذیرفت؟
    چرا امام حسین ده سال حکم زور رو پذیرفت؟
    چرا پیامبر حکم زور رو پذیرفت؟
    چرا امام علی حکم زور رو پذیرفت؟
    چرا باقی معصومین ما حکم زور رو پذیرفتن؟
    ذلت هست یا نیست؟
    اصلا چیزی نیست آدم بخواد توش بمونه، امام حسن آماده بود که بجنگه، بعد که دید نتیجه ای حاصل نمیشه اون صلحنامه رو امضا کرد و یک حکم ناحق رو پذیرفت. آیا ایشان ذلیل شد؟
    چرا کل تاریخ معصومین ما همون چند ماه پایانی عمر امام حسین هست برای شما؟
    آیا غیر از این بود که امام رضا وقتی تهدید به قتل شد مجبور به پذیرش ولیعهدی شد؟ پس زیر بار زور رفت دیگه؟
    کل حرف اینجاست، برخی اوقات شما مجبوری در ظاهر کمی کوتاه بیای و حتی متهم به ذلت هم بشی. این در حالت عادی به معنای ذلت هست اما اگه نتیجه ای برای تو داشته باشه اونوقت اصلا هم معنای ذلت نمیده. “نتیجه”
    دولت امروز با غرب کنار اومده. دو مورد اصلی رو پذیرفته که تمام موارد در ذیل اون تعریف میشن:
    ۱- بازرسی خیلی زیاد از تاسیسات هسته ای (این ها قانونی هست و اصلا هم چیزی فرای قانون نیست. قطعنامه های شورای امنیت ایران رو ملزم به این ها میکنه)
    ۲- تعلیق موقت و داوطلبانه غنی سازی بیست درصد (اون هم بر طبق قطعنامه های شورای امنیت قانونیه و ایران ملزم به این بوده قبلا، بعلاوه ایرانی ها از روز اولم قرار بر این سطح غنی سازی نداشتن لذا اصلا مورد با اهمیتی نیست)
    در قبال این دو مورد، ایرانی ها دارن بزرگترین چیز ممکن رو بدست میارن:
    عادی شدن پرونده هسته ای ایران و کاهش چشمگیر فشارها ظرف کمتر از دو سال
    میبینی کوتاه اومدن خاصی در کار نبوده. در عین حال دستاورد کمی برای ما نداشته.
    این دیگه این همه بالام بولوم نداره که!
    الان مصیبتی که توی قشر مذهبی وجود داره اینه میگن “مرگ رو مپذیریم اما زیر بار کوچکترین چیزی نمیریم”
    اینکه علنا و واضحا مخالف روش دینی هست.
    اومدی به من میگی اگه سیره ائمه رو قبول داری پس چطور تئوری های استاد سریع القلم رو هم قبول داری؟
    من که هرچی فکر میکنم تناقضی نمیبینم!
    اون یک استاد در زمینه توسعه هست و مباحث علمی میکنه، چه ارتباطی به سیره ائمه داره؟
    همه رو که نمیشه با هم قاطی کرد.

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۴ ب.ظ:

    جناب تشنه میفرمائید :
    کل حرف اینجاست، برخی اوقات شما مجبوری در ظاهر کمی کوتاه بیای و حتی متهم به ذلت هم بشی
    موافقم ولی کل حرف من هم همینجاست که برخی اوقات هم شما باید مقاومت کنی و انواع فشارها و مشکلات روکه در پی داره رو ذلت ندونی … والسلام
    یکم دیگه فکر کن … تناقض زیاده ….

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۲ ب.ظ:

    جناب تشنه با سلام و تعجب بسیار!

    چرا تاریخ را بهم می‌زنی؟
    ماجرای صدقه گرفتن و تایید ده ساله معاویه و اینها ،از کجا به ذهن‌تان خطور کرده؟
    من مایلم منابع و کتب شما را عین به عین ، صفحه و به صفحه واکاوی و بررسی کنم.
    می‌خواهم بدانم کدام امام شهید مؤید و تآیید کننده‌ی غاصبان حکومت‌شان بوده‌اند.
    هر سکوت که دلالت بر درستی کلام نیست.

    شما ببینید برای همین سکوت چند ضرب‌المثل داریم؟
    جواب ابلهان خاموشی است
    سکوت نشانه‌ی رضایت است
    سکوت آغاز تفکر است
    و همین‌جوری هم آن قطعه کلام معروف مارگوت بیکل نیز به ذهنم آمد:
    «سکوت سرشار از ناگفته‌هاست »

    حالا حالا می‌توان هی گفت و مثال آورد.

    اما کدام‌یک متناسب با آن دوره تاریخی است؟

    مثلاً امام پاسخ نداد چون طرف مقابلش احمق بود؟
    امام شهید واکنشی نشان نداد ،چون رضایت تامه و کامل به همه‌ی امور جاریه‌ی مسلمانان داشت؟
    امام سکوت کرد که بعدها بگوییم ،عَجَب سکوت بلند و رسایی؟! صدای این سکوت چقدر پردامنه و بلند است؟

    شما در بحث مختارید هر طور که صلاح می‌دونید بنویسید، اما نه هر طوری که خواستید تاریخ را شهیدِ حرف‌تان کنید.

    بی‌چانه و گفتگو آشکار است که نه کتاب شهید جاوید را خوانده‌ای و نه کتاب حماسه‌ی حسینی شهید مطهری را و مجموعه حسین وارث آدم زنده‌یاد مرحوم دکتر شریعتی را و نه حتی کتاب احمد رضایی‌ (عضو سازمان مجاهدین پیش از انقلاب) را.
    نه غدیر را می‌شناسی و نه امام سجاد و نه آشنایی با مکتب امام جعفر صادق(ع) را.
    مگر شما شیعه‌ی همین مکتب جعفری نیستید؟
    مگر امام صادق(ع) چه کرد که شما هم‌اکنون پیرو همین امامید؟
    به غیر از شما پیروانی دیگر هم هستند که چهار امامی‌اند . هفت امامی‌اند. این‌ها چرا تا به این‌جا آمدند و ماندند؟
    کیسانیّه ، زیدیّه ، اسماعیلیّه ، امامیّه ، فطحیّه و غلات چگونه قابل توضیح‌‌اند؟
    می‌بینید؟ برای توضیح شباهت‌ها و افتراق‌های این فِرق، می‌بایست بُن مایه وسیع دانش تاریخ اسلام را دانست و بعد قضاوت کرد.
    چرا ؟ چون هیچ‌کدام در بیان استدلالی و حجت‌آوریت نبود و نیست.

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۴ ب.ظ:

    جناب آرپوشین گرامی سلام
    فرمودید که:
    “ماجرای صدقه گرفتن و تایید ده ساله حکومت معاویه از کجا به ذهن شما خطور کرده؟”
    و تقریبا تمامی نوشته شما پیرامون همین جمله میچرخه.
    حالا من از شما سوال میکنم: من کجا گفتم امام صدقه گرفته؟ و ایضا کجا گفتم ایشان ده سال حکومت معاویه رو تایید کرده؟
    خب همین دو جمله میشه پاسخ کل نوشته شما چراکه احتمالا متن من رو با عجله خوندید و دچار یک اشتباه در برداشت شدی.
    اما خب جهت تنویر افکار عمومی کمی بیشتر هم درباره موارد بالایی توضیح میدم.
    ۱- امام حسین (ع) از معاویه هدایایی دریافت میکرد و عموما اون ها رو صدقه میداد. ظاهرا اینجا رو به معنای صدقه گرفتن امام فرض کردی شما. اینکه امام از معاویه هدیه رو میپذیرفت تقریبا مورد قبول با اکثریت مطلق هست.
    منبع میخوای؟
    کتاب آقای ری شهری با عنوان “دانشنامه امام حسین بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ” که اساسا یه بخشش مربوط به همین بحث هست با این عنوان که : “امام حسین چرا هدایای معاویه رو میپذیرفت؟”
    اتفاقا شهید مطهری هم در یک جایی همچین بحثی رو داره که فکر کنم همون کتاب حماسه حسینی باشه (چون من شش هفت سال پیش مطالعه کردم دقیق بخاطر نمیارم اما اگه لازم بود اونم برات پیدا میکنم هرچند چهار پنج تا منبع توپ دیگه هم هست که اون ها رو هم میشه معرفی کرد که صد البته نیازی نیست)
    اونجا شهید مطهری اشاره میکنه که در فقه، احادیثی از امام حسین هست که تنها و تنها یکیش مربوط به اون ده سال هم دورانی با معاویه میشه و باقی اون حدود پنجاه حدیث مربوط به دوران یزید میشه. چرا؟ چون معاویه با زیرکی هرچه تمام تر امام رو در یک خفقان شدید قرار داده بود و حدیث خاصی از اون دوران از ایشان نقل نشده.
    تو کتاب آقای ری شهری هم بعلاوه همه اون اسنادی که ایشان میاره یک حدیث از امام محمد باقر نقل میکنه:
    “ان الحسن و الحسین کانا یغمزان معاویه و یقولان فیه و یقبلان جوائزه”
    که در اینجا امام ذکر میکنه که امام حسن و امام حسین (ع) هردو هدایای معاویه رو قبول میکردند هرچند دولت معاویه مورد تایید ایشان نبود.
    رهبری هم در کتابش با عنوان “صلح امام حسن” اون مسئله گرفتن یک میلیون درهم از بیت المال از حکومت معاویه رو عنوان میکنه که اصلا جزء قرارداد صلح بوده.
    سوال دیگه هست که بی پاسخ مونده باشه؟

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    البته صلح امام حسن نوشته رهبری نیست بلکه ترجمه است.

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۸ ق.ظ:

    برادر گرامی تشنه سلام مجدد
    و تشکر از پیگیری مطلب
    ———-
    امام حسین علیه السلام در بخش آغازین خطبه‌اش علت مخالفت مردم کوفه و لجبازی آنان را، که حتی حاضر نیستند به سخن حق گوش فرا دهند، این چنین فرموده است:
    « وَ ملیت بطونکم مِنَ الْحَرَامِ فَطَبَعَ اللَّهِ علی قلوبکم » در طول سالیان گذشته برای شکست دادن پدرم علی و به انزوا کشاندن برادرم حسن مجتبی از صحنه سیاست و خلافت، پول‌های حرام فراوانی از طرف معاویه به نام تحفه و هدیه به شما، مردم کوفه داده شده و شکم‌هایتان از غذای حرام پرگشته و بر اثر این غذاهای حرام است که قلب‌های شما سیاه و چشم حق بین شما کور و گوش شما از شنیدن نصیحت و موعظه امام و پیشوای‌تان کَر شده است.»
    « خطابه امام حسین (ع ) در عاشورا»

    ◄ فرموده‌اید که مفهوم شتابزده صدقه از جانب من موجب ۹۰ درصد متن شده است.من فقط یکجا اشاره به صدقه کردم.بنابراین نمی‌شود ۹۰ درصد متن من. حتی به لحاظ محتوا هم مصداقی ندارد.
    اما تآکید من بر چگونگی این کانسپشن بود «خطور کردن در ذهن» و آن هم این بود:
    «ماجرای صدقه گرفتن و تایید ده ساله معاویه و اینها ،از کجا به ذهن‌تان خطور کرده؟»

    «خود امام حسین تا ده سال در دوران معاویه بهیچ وجه اعتراضی نکرد و بارها هم کمک های مالی معاویه رو میپذیرفت و اونو بعنوان صدقه به دیگران میداد. چی شد پس؟ مگر شعار امام غیر از این بود که مرا عار آید از این زندگی که سالار باشم کنم بندگی؟ »

    ◄ نکته همین است.
    – ده سال بدون اعتراض.
    – بارها هم کمک های مالی معاویه رو میپذیرفت
    همین لحظه چه می‌پرسید؟
    «مگر شعار امام غیر از این بود که مرا عار آید از این زندگی که سالار باشم کنم بندگی؟ »
    یعنی ناگریز در پذیرفتن این چیدمان اجباری و انتظار پذیرش مخاطب و خواننده به این تحکم در حکمت ناسنجیده.

    «پس چطور ده سال با معاویه سازش کرد؟» / « اما شش ماه بیشتر نتونست با یزید بسازه؟»
    شما خودتان اجبار به گردن گذاردن پیمان صلح را گوشزد می‌کنید اما چرایی‌اش را باز می‌پرسید؟
    یا از صلح و شرایط صلح بی‌خبری‌اید و یا این که دیده و دانسته مایلید این صلح را فراگیر کرده و تعمیم دهید‌ به همه‌ی تاریخ مبارزه ائمه اطهار(ع).
    ◄ روشن است پیمانی که یک مسلمان می‌بندد تا به اجرای همه‌گیرش مؤظف است رعایت کند و پاس بدارد. مگر آن‌که بنیاداً حرام و باطل باشد که به هیچ لحظه‌ای نمی‌بایست بدان اعتنا کند و اعتبار بخشید.
    درونمایه آن صلح امام حسن(ع)، ابتدا و انتهایی از بُعد زمان داشت. افزون بر کرانمندی زمان صلح ،در همان صلح‌نامه اشاره به دریافت وجوه هم شده است. یعنی همیشه حاکم و خلیفه‌ی مسلمین مؤظف به پرداخت بوده‌اند.تمامی خلفا این مهم را رعایت کرده‌اند ، حتی امام شهیدمان علی (ع) نیز ،مستثنا از پرداخت ماهانه و وجوه اموال و دارایی به همگی مسلمین نبودند .اما نوع پرداخت و بهره‌مندی از مواهب بیت‌المال، ایجاد شُبهه و اختلاف کرد.(که همگان تاریخش را می‌دانیم و ماجراهایش را نیز ایضاً)
    بنابراین شرعاً و عرفاً قُبحی نداشت و ندارد. کسی هم این‌نکته را ایراد نگرفته است. اما ما مواردی داریم که حسنین از دریافت همین وجه هم پرهیز می‌کردند.اما راهبند دریافت دیگران نمی‌شدند، چرا که حق مسلمین بود و ستیز و کشمکش آیینی و سیاسی ایشان هم بر سر همین موضوع بود.

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۸ ق.ظ:

    ۲-
    «ما چهارده تا معصوم داشتیم که اتفاقا اغلب این ها سازش کردند با حاکم وقت. چونکه نتیجه ای نداشت اگر غیر از این عملی انجام میشد.»
    ◄ بیان اصطلاحات «سازش» و «نتیجه نداشتن» رویارویی با حُکام وقت‌شان، در قامت و مَنش پیشوایان ما وصله‌ی بسیار نچسب و بی‌انصافی است. و بی‌گمان ناآگاهی از آنچه که بوده است.
    اگر عقل محاسب و دو دو تای نتیجه‌گرای اینان ، نهیب فرمان‌بری و گردن نهادن را در ائمه‌ی ما بیدار کرد و چراغ راه‌شان شد، پس این‌همه سفارش و پَندشان به ظلم‌ستیزی و اسارت‌شان برای چه بود؟
    این پیشوایی که جبراً تبعید می‌شود و یا خانه‌نشین می‌گردد و یا در محاصره نظامیان قرار می‌گیرد،آیا می‌شود به نام سازش، سازشگرش خواند؟ بنابراین نامش دیگر سازش نیست، دربند شدن است و اسارت.دستگاه حاکم با پروپاگاندای گوناگونش همین فرمان‌بری و مطیع بودن را تا به ولایتعهدی هم رساند و نام‌گذاری کرد،اما دست آخر هم شهیدشان کرد.

    «شعار آسمون کوب دادن خیلی آسونه!»
    ◄ اما اینان در اسارت بانگ آسمان و زمینی ندادند و اشعار نغز مردم فریب هم نسرودند، بلکه بالاتر از آن، درست برابر با آموزه‌های دین پیامبرشان رفتار کردند و پیروان‌شان را نیز هدایت نمودند.
    :!:
    شما در نوشتارتان رعایت شأن افراد را نمی‌کنید.حتی برای این‌که طرف‌تان منکوب شود تعابیری بکار می‌گیرید گویی از چهره‌های سیاسی موجود دارید سخن می‌گویید. به لحن و نوع نگاه‌تان به ائمه توجه کنید:

    چطور امام صادق نمیتونست قیام کنه؟
    چهارهزارتا شاگرد مستقیم داشت. ده تا آدم حسابی توی اون ها نبود؟
    و از آن بدتر:
    «مگه امام حسین نمیفهمید که نمیشه با هفتاد نفر از پس ۱۸ هزار نفر براومد؟ … »
    ◄ این نوع نثر سبک حتی در کتب معاندین نوشته نمی‌شود.می‌دانی چرا ؟ چون با احترام کوبیدن علاوه بر حس گرامی‌داشت، خواننده متوجه مَنش و شخصیت نقّاد هم می‌شود و با ذهن گشاده و تا به انتهای نوشتار می‌رود و می‌خواند و همه را نیز پی‌می‌گیرد.
    اما شاید که شما تاکنون مکتب امام صادق (ع) را و زمانه و رسالتش را نخوانده‌اید،و تفاوت دوره ایشان را با دیگر ائمه را نیز درنیافته‌اید.اگر مارکسیست‌ها می‌گویند: «تحلیل مشخص از اوضاع مشخص»، حرف گزافی نگفته‌اند و حتماً دستمریزاد هم دارند.

    «پس شکشتش از اول معلوم بود. خب بقیه معصومینم مثل ایشان، چه فرقی میکنه؟ اونا هم قیام میکردن و عاشورا رو تکرار میکردن. چرا نکردن؟ یادشون رفت؟»
    ◄ این پرسش‌های پیاپی، بی‌گمان پاسخ دارند.
    اما این‌که شما این‌ها را بیان می‌کنید می‌شود همان چیزی که شهید مطهری بیان داشته‌اند. اغراء به جهل.البته به شرطی که دانش و مطالعه‌ای از قبل داشته باشید.که اگر هم داشته باشید باز هم دستامدمان می‌شود ماتم و فیر.

    « امام حسن آماده بود که بجنگه، بعد که دید نتیجه ای حاصل نمیشه اون صلحنامه رو امضا کرد و یک حکم ناحق رو پذیرفت. آیا ایشان ذلیل شد؟
    چرا کل تاریخ معصومین ما همون چند ماه پایانی عمر امام حسین هست برای شما؟
    آیا غیر از این بود که امام رضا وقتی تهدید به قتل شد مجبور به پذیرش ولیعهدی شد؟ پس زیر بار زور رفت دیگه؟»

    ◄برادرم! تشنه ! اگر اینهایی که شما نوشتید امضا و نام شما را نداشت، گمان جماعت خواننده بیشتر به سمت چه کسی سوق پیدا می‌کرد؟ کسی که دغدغه و مطالعه‌ی دین و کتب اسلامی و شهید مطهری دارد یا یک ناآگاه به حداقل تاریخ اسلام و فلسفه‌ی شهادت و از همه مهمتر به شیعه و آرمانش؟

    ◄ من نام از چهار تفکر مختلف التقاطی شبه مارکسیستی، شبه روشنفکری و متأثر سیاسی ، محقق و عالم حدیث و روایات شیعی و از همه ارزشمندتر، از اندیشه‌گری توانا و منتقد و پاسخگوی شُبهات نام بردم تا شما را در لابلای دست کم یکی از طرفین بیابم اما در هیچ‌کدام از آن طیف‌های کاشف‌السرایر نبودید.

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۱ ق.ظ:

    ۳-
    اما دانشنامه‌ی امام شهیدمان ،حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ :

    « این گزارش‌ها ، جدا از مباحث فقهى در باره حلّیت و حرمت هدایاى سلطان جایر ، قابل تأمّل‌اند . حتى اگر این هدایا مطلقاً یا با شرایط ویژه‌اى حلال باشند ، جنبه تاریخى و سیاسى این گزارش‌ها را باید بررسى کرد . با آن همه سوابق دشمنى میان خانواده امام على علیه السلام و معاویه ، چگونه مى‌توان باور کرد که فرزندان امام ، هدایاى معاویه را قبول کنند؟ آیا آنان به اهداف سیاسى معاویه از این بخشش‌ها ، پى نمى‌بردند ؟ آیا پذیرفتن هدیه‌هاى معاویه ، تأیید عملىِ حکومت معاویه به شمار نمى‌آمد ؟ و سرانجام ، چه مصلحتى ایجاب مى‌کرد که آنان هدایاى دشمن کینه توز اهل بیت علیهم السلام را بپذیرند؟ پاسخ ، این است که بى‌تردید ، کارى که موجب تأیید عملى حکومت آل ابو سفیان بر جامعه اسلامى باشد ، از فرزندان امام على علیه السلام سر نمى‌زده است . اسناد موجود هم بر فرض صحّت ، به روشنى بر همین معنا دلالت دارند ؛ زیرا :
    اوّلاً ، پذیرفتن هدایاى معاویه از سوى امام حسین علیه السلام ، هنگامى تأیید حکومت وى به شمار مى‌آمد که امام در مقابل جنایات او سکوت کند ؛ ولى از آن جا که امام علیه السلام باصراحت ، از معاویه انتقاد مى‌کرد ، نقشه زیرکانه وى نقش بر آب مى‌شد و بدین سان ، پذیرش هدیه او ، باعث تأیید حکومتش نبود ، چنان که در حدیثى از امام باقر علیه السلام مى خوانیم : إنَّ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ علیهماالسلام کانا یُغمِزانِ مُعاوِیَهَ وَ یَقولانِ فیهِ وَ یَقبَلانِ جَوایِزَهُ . حسن و حسین علیهماالسلام از معاویه عیب مى گرفتند و از او انتقاد مى کردند ؛ ولى عطایایش را مى پذیرفتند .
    ثانیا ، در جایى که ممکن بود پذیرفتن هدایاى معاویه ، تأیید حکومت وى محسوب شود و یا نپذیرفتن آن ، ضربه‌اى به حکومتش بزند ، امام علیه السلام هدایاى او را نمى‌پذیرفت ، چنان که در جریان آمدن معاویه به مکّه و ارسال اموال و هدایاى فراوان براى امام حسین علیه السلام ، ایشان از پذیرفتن آن‌ها خوددارى کرد . امّا مصلحت و حکمتى که در پذیرفتن هدایاى معاویه در غیر این گونه موارد وجود داشت ، تشنّج زدایى در جامعه اسلامى از یک سو ، و تأمین نیاز جمعى از مستمندان از سوى دیگر بود ؛ زیرا امام حسن و امام حسین علیهماالسلام آن هدایا را به مصرف زندگىِ شخصى خود نمى‌رساندند و همه را صرف نیازمندان مى‌کردند.»

    دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد ۳ صفحه ۳۸

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۳ ق.ظ:

    ۴-
    ◄ در نشانی زیر به بخش :«واکنش معاویه چه بود؟» مراجعه کن.

    http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=129806&Titr=%da%86%d8%b1%d8%a7%20%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%20%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86(%d8%b9)%20%d8%af%d8%b1%20%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86%20%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%87%20%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85%20%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%9f

    ◄ ایضاً نیز به بخش : «برخورد امام حسین علیه‏السلام با هدایای معاویه»

    http://noorportal.net/PrintArticle.aspx?id=2281

    الباقی نیز شادکامی و به‌روزی

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۹ ق.ظ:

    جناب آرپوشین گرامی
    متن شما رو یکبار به دقت خوندم. اون دوتا لینکی که داده بودی رو هم به دقت خوندم. اما آخر سر حس کردم اصلا پاسخی به حرفهای من داده نشد. یعنی جز تایید بخش های از حرف من چیز دیگه ای من ندیدم.
    به همین دلیل دوباره برای بار دوم متن رو خوندم، بازم همون برداشت اولی بود!
    در چند جمله بصورت خلاصه لب مطالب خودم رو مینویسم. اگه با جایی مشکل داری قشنگ و واضح بگو. چون من استدلالی در رد سخنان خودم ندیدم.
    ۱- امام حسین (ع) ده سال با معاویه هم دوران بود اما هرگز بدنبال جنگیدن و جهاد علیه معاویه نبود. چه بسا در نامه هایی که بین ایشان و معاویه رد وبدل میشد همیشه امام به این نکته تاکید داشت که “من به پیمان صلح بین ما پایبنددم” ” فتنه ای بزرگتر از تو برای مسلمین وجود نداره”. یعنی در عین حال که فتنه ای بزرگ بود اما امام باز هم تحمل میکرد. در عین حال همیشه به افرادی که خواستار قیام میشدن میگفت که در زمان حیات معاویه خیر. و صبر کنید تا بعد از مرگ اون.
    کل متن من رو بگردی هیچ جا پیدا نمیکنی من گفته باشم امام حسین، معاویه رو تایید کرده اونجوری که شما ادعا کردی. حرف من کاملا مشخصه: امام دنبال قیام علیه معاویه نبود. دلیلشم همون بود که بالاتر گفتم: عدم نتیجه. از زبان شهید مطهری هم شرحش دادم یخورده.
    ۲- امام حسین هدایای معاویه رو میپذیرفت. بعلاوه میزان یک میلیون درهم از بیت المال رو هم قبول میکرد. جریان هدیه پذیرفتن با مستمری از بیت المال تفاوت داره برادر. اسنادشم ذکر کردمو عجیبتر اینکه لینک های شما هم موید همین بود. حالا مگه کسی گفته قبول این هدایا مشکل شرعی داشته که شمامیگی نه مشکل نداشته؟
    ۳- سایر معصومین همچون امام صادق بعلت نتیجه بخش نبودن و نبود شرایط علیه حاکم وقت اقدام به قیام نکردند. شما با اینجا؟ اگه مشکلی داری خب مستدل توضیح بده.
    انصافا من هرچی متن رو خوندم جز تایید حرف های خودم چیز دیگه ندیدم
    موفق و پایدار باشی
    یا علی

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    سلام و ارادت مجدد

    جناب تشنه! شاید طولانی شدن دایره گفت و شنود، ما را از اصل گفتمان خارج کرده و به جای زدایش اشکال ،شاهد واگویی چندباره ابهامات دیگر می‌شویم.و این زایش و رویش ابهامات جدید برای پیشبرد بحث مفید نخواهد بود.

    مَخلص کلام:
    جناب تشنه ! وقتی در ابتدای نوشتارم فرازی از فرمایش امام شهیدمان را می‌گذارم (آن هم در حساس‌ترین نقطه‌ی زندگی و حیات ایشان، روز عاشورا)، یعنی این‌که خواسته‌ام این فراز، بر روی تمام سخنان ما و دیگرانی که شاهد و راوی سخن هستند و یا حتی بیشتر از ما ،مدعی تفسیر و توضیحات هستند ، منطقاً و هوشیارانه بنشیند و اثر بگذارد.

    «…پول‌های حرام فراوانی از طرف معاویه به نام تحفه و هدیه به شما، مردم کوفه داده شده و شکم‌هایتان از غذای حرام پرگشته و بر اثر این غذاهای حرام است که قلب‌های شما سیاه و چشم حق بین شما کور و گوش شما از شنیدن نصیحت و موعظه امام و پیشوای‌تان کَر شده است.» امام حسین(ع).

    ◄ در این فراز ،به صراحت روشن است که تحفه و هدیه را حرام اعلام می‌کند. این حرام ‌خواری را نیز نکوهش می‌کند تا دربیابیم چرا در جبهه‌ی ناحق نشسته‌ایم و قضاوت که نه شمشیر بر فرزند پیامبر می‌کشیم.

    من متن کامل آنچه را که شاهد کلام‌تان از «ری‌شهری» بود بی‌کم و کاست آوردم تا دو مقصود انجام شود. یک آن‌که به ارجاع شما التفات کردم و دوم آن‌که ،هر دو به تأنی بخوانیم و بدانیم چه می‌گوید و چه می‌نویسد.

    ◄این کتاب عنوان «دانش‌نامه» دارد . اما با توضیحی که می‌دهد بیشتر همانند یک فیش‌نامه و یادداشت‌نامه‌ای است که اهل پژوهش بر کتابی ، هامش می‌کنند نه شرح و گزارش موشکافانه فراکاوی.

    اما اگر باز هم به آن رجوع کنیم مواردی می‌توان دریافت. پرسش‌های آن تناسبی با پاسخ‌ها ندارد.یعنی رها شده‌اند و گویا خواسته است خواننده خودش بنشیند و ژرف‌نگری کند تا این‌که نویسنده متحمل زحمت واکاوی تاریخی باشد و در صدد رفع شبهه وارد شود.
    آن چهار پرسش بنیادین هم ، پرسش‌های خوبی بودند اما بی‌جهت رها شدند.

    ◄ حال دقت می‌کنیم چه نوشته است:
    – «…اسناد موجود هم بر فرض صحّت… »
    یعنی اشاره به نداشتن قطعیت است، و بیشتر برای به جلوبردن جُستار پیش کشیده، اهمیت یافته است.نه اذعان به درستی این شبهه.

    – «در جایى که ممکن بود پذیرفتن هدایاى معاویه …»
    در این‌جا هم با قطعیت کلام و ارجاع تاریخی مواجهه نداریم.حتی با ذکر کلام حضرت حدیثى از امام باقر علیه‌السلام ،وجود الفاظ این «امکان» و آن «فرض صحّت»، پذیرش هرآنچه استدلال می‌شود را می‌کاهد.یعنی خود بحث مذکوربرای نفی آمده نه تأیید.که اگر غیر آن بود به صراحت و با ذکر منابع متقن می‌توانست شارح کامل باشد و مثلاً رفع شبهه کند.
    به ویژه آن‌که در دولینک خواندیم که امام شهید ، اموالی را که از یمن به قصد شام در حرکت بود تصرف عدوانی کرد و یا آن‌که آن کنیز را آزاد نموده و مال همراهش را نیز به او هبّه کرد. این‌ها مؤید خوارسازی معاویه و روشنگری خلایق مسلمان است تا دربیابند خلیفه‌ی به ناحق به مسند حکومت نشسته (معاویه) ، ریاکار و عیاش و از همه مهم‌تر ناعادل است.

    النهایه، این فیش‌نویسی «دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ» ، کمکی به دریافت و درک موضوع ما ندارد و درواقع مُخل و آسیب‌رسان به بحث جاریه بوده است.
    منابع و سرگذشت مکتوب شده ، استراتژی نهضت امام شهید را از همان ابتدا خلاف پذیرش و تأیید حکومت غاصب معاویه می‌دانند و نوشته‌اند. بیاد داشته باشیم معاویه خود بنیانگذار احادیث جعلی، تاریخ جعلی و شبهه افکن قهاری بود.تا جایی که رفع شبهات انرژی زیادی از امام صادق علیه‌السلام گرفت.

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۷ ب.ظ:

    جناب آرپوشین محترم سلام و عرض ادب مجدد
    راستش دیشب این متن شما رو خوندم اما با خودم گفتم بذار پاسخ دادن رو به فردا موکول کنم تا یخورده تحقیق کنم و از صحت یا عدم صحت این حرف بیشتر مطمئن باشم.
    لذا امروز و ایضا دیشب کمی در اینباره در چند کتاب مختلف و چند دیدگاه دیگه جستجو کردم و نتیجه باز همون قبلی شد.
    آقای ری شهری در این کتاب فقط یکجا ذکر میکنه که این گزارشات محل تامل اند. اما از اونور اساسا هیچ استدلالی در رد اون ها نمیاره. یعنی ایشان هم قبول میکنه که احتمالا این گزاراشت برخی هاشون میتونه درست باشه. البته هیچ قطعیتی رو ذکر نمیکنه.
    در اینکه معاویه اولین شخصی بود که بصورت هدفمند و همه جانبه اقدام به جعل حدیث و تاریخ کرد که جای هیچ شکی نیست. اما احادیث پیامبر رو جعل می کرد نه بقیه رو. ایضا اینکه بسیاری از احادیث اساسا مربوط به دوران پس از مرگ معاویه هست. مثل احادیث امام محمد باقر (ع) که نقل شده.
    اما فکر کنم لازم باشه کمی بیشتر توضیح بدم
    من الان یه نگاه به احادیث ذکر شده از در کتاب آقای ری شهری کردم. برخی از منابعش بسیار مستحکم هست و اصلا در ذهن نمیگنجه که ادم بخواد بگه این احادیث درست نیست. شاید به همین دلیل بوده که کسی در صحت احادیث شک نکرده.
    مثلا اون حدیثی که از قرب الاسناد ذکر میشه و امام محمد باقر(ع) میگه که امام حسن و امام حسین سر عناد با معاویه داشتند و هرگز اونو تایید نکردند اما هدایای اونو میپذیرفتند رو میخوایم چیکار کنیم؟
    نویسنده این کتاب هم عصر امام حسن عسگری و امام زمان بوده. ابن بابویه قمی اینقدر مشهور هست که حد و حسابی نداره. ایشان نامه معروفی رو هم از امام حسن عسگری در کارنامه داره که اونجا امام ازش کلی تعریف و تمجید میکنه.
    احادیثی که از امام باقر نقل کرده فاصله زمانی چندانی نداره. نمیشه همینجوری گفت این احادیق صحیح نیست.
    سند حدیث دارای کارنامه بسیار درخشانی هست و از علمای طراز اول و هم عصر معصومین هست.
    یا مثلا در لهوف سید بن طاووس هم نقل شده که امام سجاد هدیه های از یزید رو پذیرفت و البته اونو بین فقرا تقسیم کرد. لهوف که دیگه از کتاب درجه یک شیعه هست.
    یا مثلا شیخ طوسی در کتاب اختیار معرفه رجال نقلی داره مبنی بر اینکه امام صادق هدیه ای رو از منصور عباسی قبول کرده. شیخ طوسی رو چجوری میخوایم بگیم حدیثش معتبر نیست؟
    باز دوباره در لهوف در صفحه ۱۹۴ تا ۱۹۸ قضیه ای مشابه نقل شده. این قضیه در کتاب کافی مرحوم کلینی در جلد دوم صفحه ۵۶۴ نقل شده که امام صادق ده هزار درهم هدیه منصور رو قبول کرده. یعنی اگه کافی بخواد بره زیر سوال دیگه هیچ حدیثی از شیعه باقی نمیمونه!
    یا مثلا در بحار الانوار علامه مجلسی در جلد ۴۷ صفحه ۲۴۷ نقل شده که عباسی هنگامی که میخواست امام کاظم رو آزاد کنه هدیه ای معادل سه هزار دینار رو به امام داد و ایشان هم اونو پذیرفت.
    دیگه من از همه کتب روایی معروف شیعه برات سند اوردم که جای حرف نمونه. باور کن بیش از سی چهل سند دیگه هم هست که دیگه طولانی میشه اگه همه رو بگم.
    در جایی که بزرگترین کتب روایی شیعه این موارد نقل شده دیگه کار به این راحتی ها نخواهد بود.
    حالا اینکه چرا این هدایا رو میپذیرفتند رو من نمیخوام وارد بشم چراکه در این زمینه با هم اختلاف نظری نداریم.
    البته اصل سخن من چیز دیگه ای بود و این پذیرفتن هدایا از جانب معصومین فقط یک حاشیه بیشتر نبود!
    یا علی

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    تو چه جوری حوصلهت میشه ایقد کسشر بنویسی

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    بیا بریم دشت

    [پاسخ]

  3. ماندانا
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۰ | #3

    با سلام
    چند وقتی است که مطالب اهستان را صرقا میخوانم ولی چیزی که باعث شد که مجبور شوم کامنتی بگذارم زیاده خواهی بعضی دوستان ارزشی است که درد مردم بدبخت را بر اثر تحریمها میبینند ولی اصرار بر مقاومت دارند .اگر هر مقاو.متی خوب بود پس چرا رسول اکرم در اواخر جنگ احد با بقیه مسلمین به کوه پناه برد ایا اگرمقا.ومت می کرد دگر چیزی از اسلام باقی میماند که امروز شما همه به مخالفت و معاندت با ان متهم کنید این تذهبوا

    [پاسخ]

  4. سیدمهدی
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۳ | #4

    آقای روحانی هم داره این توافقنامه رو حیثیتی میکنه یعنی میگه اونا تسلیم شدن اشاره به سخنرانی ایشون تو اهواز ولی اگه اونا پا پس بکشن چی بعد شش ماه اگه راضی به ادامهغنی سازی نشن چه راهکاری داریم یعنی دیگه چی داریم که رو کنیم

    [پاسخ]

  5. ایرانی
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۹ | #5

    این کسانی که میگویند چرا باید جواب امریکا را بدهیم یعنی در مقالبل توهین و گزینه حمله نظامی انها لبخند بزنیم !!خوب شد این جماعت زمان جنگ نبودند چون واقعا صدام ۳ روزه تهران را فتح میکرد خوشحالم که در ان زمان مردان وزنان با غیرتی بودن که با جان خود اجازه ندادند که دشمن دستش به زنان وکودکان برسد .. تعجب اور اینکه در زمان دولت قبلی اینقدر گزینه نظامیشان روی میز نبود که الان هست !!!! چرا گزینه نظامی وی میز است چون دولتمردان مدام لبخند وپازل مثبت می فرستند فکر کردند طرفشان ادم است که محبتشان ر ا جبران کند !!

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    جواب باید داد نه این که جواب نداد باید جواب داد ط.ری که جواب داد و داده شود به خوبی

    [پاسخ]

  6. ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۱۵ | #6

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/node/31247
    ما را از بروزرسانی خود آگاه
    و با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    http://ammarname.irinfo@ammarname.ir
    یا علی

    [پاسخ]

  7. سیدمهدی
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۳۱ | #7

    جناب تشنه قبلا یه بار گفتم زیاد ارزش نداره به خاطر چیزی که از جزئیاتش خبر نداری ومن هم ندارم دفاع کنی حتی به توافقنامه رو با زمان ائمه مقایسه کنی بزا مرور زمان مشخص کنه دفاع کردن زیاد از حد خوب نیست یه زمانی بعضیا هرکاری احمدی نژاد میکرد پیوندش میدادن با قضیه صدر اسلام الان فهمیدن اشتباه کردن نهایت اینه که به نظر تو این توافقنامه تو این شرایط مثبته دیگه ربطش نده به امام حسن وامام حسین چون تطبیق خوبی نیست

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۸ ب.ظ:

    پس کی داره ها

    [پاسخ]

  8. amir
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۲ | #8

    جناب مهدی فرموده اید :”به درک که نیومدن! به جهنم که نیومدن! همشون سر و ته آشغالهایی هستن که خون مردم دنیا رو میمکن! مگه غیر اینه؟ به ایران نیومدن چون میدونستن اینجا براشون تره خورد نمیکنن! چون فهمیده بودن دیگه خریدار ندارن! فهمیده بودن تیرشون به سنگ خورده!

    خوب فکر کردی سران دولتها اگه نیایند اونوقت ما نفتمون را به کی‌ بفروشیم؟کشور تک محصولی بدون پول نفت چی‌ کار کنه؟ ۸۵ در صد آرز کشور از فروش نفت به دست میاد.حالا سیر کردن شکم مردم هیچی‌،ارتش ایران با پول نفت میچرخه،پول اسلحه‌های سپاه و ارتش از کجا میاد؟پول حزب الله و حماس از کجا میارین؟بدون رابطه با غرب چطور به تکنولژی جدید دسترسی پیدا می‌کنیم؟صنایع ماشین سازی،ماشین‌های کارخانجات،دستگاهای بیمارستانی،قطعات هواپیما از کجا بیاد؟روسیه؟صنایع را چطوری نوسازی می‌کنی؟همین نردبانی آتشنشانی که که تو حادثه هفته پیش باز نشد مال یه شرکت آلمانیه که ایران بهش بدهکاره.ما در صنعت دارو سازی خود کفایم؟ما هنوز کشتی کشتی گندم داریم از استرالیا و کانادا وارد می‌کنیم.الان امریکا خودش به منابع عظیم نفت و گاز دست پیدا کرده در چند سال آینده خودش میشه یکی‌ از صادر کنند گان نفت.نروژ الان خودش نفت صادر می‌کنه اما یه قدرت کشاورزی و صنعتی هم هست.ما چی‌؟ما تا وقتی که به اقتصاد فرا نفتی نرسیم این حرف‌ها که ” به درک که نمی‌آن” از همون دست حرفای مفت احمدی نژادیه که می‌خواست تنگه هرمز ببنده،تحریم‌ها را کاغذ پاره میخوند.

    [پاسخ]

  9. مریم
    ۷ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۲۴ | #9

    کاش از تونس یاد می گرفتیم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۲ ب.ظ:

    http://www.radiofarda.com/content/f3_tunisia_constitution/25244340.html
    تحلیل گر بزرگ که به انقلابای عربی میگفت بیداری اسلامی کجاست؟ کسی سراغی ازش نداره؟
    نیستش تازگیا تحلیل کنه وقایع دنیای عرب رو پیام عربی بده. نگرانشم

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    بله نمونه تونس جالب است.
    تا آنجا که من اطلاع دارم نه بن علی و نه مبارک اجازه فعالیت به اسلامگراها را نمیدادند و شاید به همین دلیل است که بعد از انقلابات در هر دو کشور اسلامگرا ها به قدرت رسیدند (مثل اینکه در تونس بزرگترین بلوک مجلس مربوط به اسلامگرا ها است و سکولارها اقلیت هستند؛ همچنین نخست وزیر دولت ائتلافی تونس را مثل اینکه تا این اواخر اسلامگرا ها بودند)
    اما تفاوت رفتار اسلامگراهای تونس و مصر را دیدیم.
    به نظرم مرسی کسی را دوست نداشت در قدرت شریک کند اما در تونس این کار را کردند.
    و نتیجه اش؛ حداقل فعلا در مص؛ قابل دیدن است.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    شاید اگر در مصر آن نفر میانه رو تر اخوان (فکر کنم عبدالفتوح اسمش بود) میامد؛ بیشتر پذیرش شراکت در قدرت را داشت و الان مصر با کودتا و حکومت دوباره ارتشی ها مواجه نبود.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    در کل یک موردی که من خیلی اوقات به آن فکر میکردم این است که اگر تفکری بنیانش بر نفی طرف مقابل یا تفکر طرف مقابل باشد؛ بعید است که به اوضاع مسالمت آمیزی مسئله ختم شود.
    به نظرم همیشه باید یک بنیان مشترکی وجود داشته باشد که دو طرف سنگ بنایشان را بر آن بگذارند و قبول کنند از آنجا به بعد اختلاف به جایی مضری میرسد و به صدمه زدن به منافع طرفین منجر میشود. چون سر آخر هر یک از طرفین فکر میکند که راست میگوید. نهایت که ندارد.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    تو دیگه خیلی کسشر میگی

    [پاسخ]

  10. جلال
    ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۱۳ | #10

    به نظر من تمام صحبتهای اصلاح طلبان از روی نفاق است به خدا قسم اصلاح طلبان فقیر نیستند که می گویند ما گشنه ایم و چون گشنه ایم باید با آمریکا مذاکره کنیم این کار اینها برای فریب مردم است بحث اونا اقتصاد نیست مردم به درک که گرسنه باشند ولی چون طبع بشر با اقتصاد گره خورده از این امتیاز در کسب آرای خودشون اقدام می کنند مثل غریزه بشر که اقتضای هوی و هوس و فحشا هم داره اصلاح طلبان با سوء استفاده از غرایز بشری یعنی شکم و شهوت دارن نقش ستون پنجم استکبار رو بازی می کنند چون اونا ذاتا نوکر هستند نوکر آمریکا و غرب حاضرند دین و وطن و ناموس و کشورشون را فقط در ازای نوکری بدهند به خدا بحث اونا دلار و یورو و اینا نیست همینا دولت احمدی نژاد رو زمین زدند خیال میکنید مگر غیر از همین سرمایه دارها بودند که اجناس رو گرون کردند تا دولت احمدی نژاد زمین بخوره به خدا نه همین آقا زاده های مخالف دولت بودند اینا مردم رو تو فشار قرار دادند تا همه ضد احمدی نژاد بشوند البته کله شقی های حاج محمود هم کمکشون کرد ولی در کل نهایت آروزی اصلاح طلبان نه پیشرفت جامعه هست نه بحثشون اقتصاد هست اونا می خواهند ما نوکر بیگانه و غرب باشیم مثل اونا لباس بپوشیم مثل اونا حرف بزنیم مثل اونا زندگی کنیم دیگه بحث اقتصاد و اینا همه کشکه نهایت آمال و آروزی اصلاح طلبان افتخار نوکری ایالات متحده هست اگه خیال میکنید دروغ میگم بروید از حاج صادق زیبا کلام بپرسید والسلام

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۰ ب.ظ:

    ” ” انسان تمایلات مادی و معنوی شناخته شده ای دارد. ” ”
    تمایل به نوکر بودن جزو تمایلات انسان نیست.
    باید توجیه تان را بگونه ای دیگر بیان کنید.
    مثلأ وابستگی رژیم گذشته به غرب را ناشی از ترسویی و ناتوانی شان توجیه می کردند نه علاقه آنها به نوکر بودن یا بقول شما:
    ” چون اونا ذاتا نوکر هستند نوکر آمریکا و غرب حاضرند دین و وطن و ناموس و کشورشون را فقط در ازای نوکری بدهند. ”
    تمام کسانیکه نوکر بودند یا هستند بخاطر منافع مادی شان بوده زیرا نوکر بودن برای هیچ انسانی جذابیت ندارد.
    استدلال تان نیاز به قدری اصلاح دارد.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    نوکرتم داداش

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    یه ادم خوبی توتون هست اینم یوسفی نگا کن چه قشنگی کسشر مینویسه همه مجذوب میشن

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۵ ب.ظ:

    به نظر من ولی ماجرا یه جور دیگه ‌ست آقا جلال .اصولگراها ۸ سال فرصت داشتند که هنرشون را بریزند رو دایره.ابر و باد و مه‌ و خورشید فلک در کار بودند که اصولگرا‌ها هنر نمائی کنند ،خوب بی‌ هنر بودند دیگه،زدند مملکت را ویران تر از حمله مغول تحویل مردم دادند.شما جناب جلال آمار هم اگه عشقت نمیکشه نگاه کنی یه صبح تا شب تو پایتخت مملکت که باید آباد‌ترین جای مملکت باشه بچرخ اونوقت عمق فاجعه را میفهمی . بیشتر مردم اصلا براشون مهم نیست اصلاح طلبها چی‌ میگن یا اصلا اصول گرا اصلا‌ها کی‌ هستن.مردم آرامش میخوان و ثبات.می‌خواد آقا محمود سر کار باشه یا حسن آقا.فکر می‌کنی برای اون کارگری که بیکاره مهمه که تو جنگ لفظی بین کری و ظریف کی‌ قشنگتر و بهتر فحش میده؟اون براش قیمت نون مهمه و عزتش پیش زن و بچه‌ اش.

    از طرفی اگر عقیده داری که با وجود این که تمام نهاد‌های مهم مملکت دست اصولگرا‌ها بوده اما اصلاح طلبها تونستند به قول شما “احمدی نژاد را زمین بزنند”پس شک نکن که اصول گر‌‌ها و مشخصاً احمدی نژاد عرضه گرداندن مملکت را ندارند.یه جریان سیاسی اگه همه کانون‌های قدرت دست‌ش باشه اما باز نمره ردی بگیره در واقع یه جریان مرده هست.بی‌ برو برگرد.حالا هی‌ شما بگو کی‌ بود کی‌ بود من نبودم.دولت اصولگرا ،مجلس اصولگرا ،حمایت نهاد‌های نظامی و حمایت رهبر را هم که داشتید،پول نفت گرون را هم که داشتید،همه مخالفها را هم که یا حصر کردید یا زندان و دهانشون را هم بستید،رسانه اصلاح طلبها را هم که از دم بستید،ضرغامی را هم داشتید اونوقت تقصیر اصلاح طلب‌ها بوده که شما نتونستید مملک داری کنید؟خیلی‌ جالبه.ما که گریه مون میگیره شما خودتون از این حرف‌ها خنده تون نمیگیره؟در ضمن تو پرانتز این اصطلاحات،نوکر ایالات متحده و غرب و بیگانه و ستون پنجم و سرمایه داری و آرمان و اینا دیگه کار برد نداره دوره‌اش گذشته.الان طرفداران این ادبیات همه چپه شدند رفتند پی‌ کارشون.اصطلاحات جدیدتری اومده.یادشون بگیر.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    مرگ بر منافق

    [پاسخ]

  11. س
    ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۱۸ | #11

    خوبه

    [پاسخ]

  12. سیدمهدی
    ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۷ | #12

    از تو این وبلاگ میشه اطلاع رسانی کرد اینو بگم محض اطلاع دوستان که هفته آینده شرایطی مثل زمستان ۸۶ وشاید سردتر پیش خواهد آمد امیدوارم دولت آمادگی مقابله با چنین شراطی رو داشته باشه جالبه هیچ خبر رسانی در این باره نمیکنن آقای امید حسینی ببخشین که نامربوط به موضوع این مطلبو گفتم

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۲ ق.ظ:

    من الان نگاه کردم و چیزی راجع به این موضوع پیدا نکردم.
    شما از کجا میگید اینو؟

    امیدوارم که اشتباه کرده باشید.اون زمستون که یادم نیست ۸۶ بود یا ۸۷ به شدت سخت بود.
    اینجور وقتا یه فوجیکای دوست داشتنی و به شدت عزیز،باید باشه.که هم در کنار شوفاژ خونه رو گرم کنه و هم بشه یه غذای گرم رو روش پخت.
    اصلا اگه بخاری نفتی باشه من یکی که مشکلی با سرما ندارم.
    ولی اگه درست باشه بچه مدرسه ای ها چه کیفی کنن.همین جوریشم واسه صرفه جویی به خاطر بارش برفی که رو زمین ننشسته و روهوا اب میشد،هم تعطیل میشدن چه برسه به همچون سرمایی.

    و اگر درست باشه درسته که اطلاع رسانی نکردن ظالمانه ست منتها منطقیه.ما کلا اگه یهو تو عمل انجام شده قرار بگیریم منطقی تر عمل میکنیم.
    و اصولا مردم نباید دچار هراس بشن که جامعه مشوش نشه یهو.اینو تو همه ی بخشهای خبری مدنظر قرار میدن مگه اینکه نگفتنش ضرر بزرگتری داشته باشه.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    بیشتر بگرد پیدا میکنی

    [پاسخ]

  13. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۱ | #13

    http://upload7.ir/imgs/2014-01/50836195564311651347.jpg
    http://upload7.ir/imgs/2014-01/90540687692886862415.jpg
    http://upload7.ir/imgs/2014-01/18180305585213576601.jpg

    چندتا عکس از روستای ما

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۰ ب.ظ:

    عکس زیاد واضح نیست.اما قشنگه.جای ما هم هوای پاک نفس بکش.اصفهان که هواش خیلی‌ آلوده ‌ست.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۰ ب.ظ:

    حتما یاد دوستان هستم ..
    دفعه بعد واضح ترشو میذارم چون غروب بود و هوا هم ابری
    بذار آفتاب بشه
    در ضمن جمشو زیاد کم کردم ..دفعه بعد حتما بهترشو میذارم

    [پاسخ]

  14. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۸ | #14

    هرجا که یک قدم پس گذاشتیم آنها ده قدم پیش آمدن این نتیجه خوش خیالی است

    [پاسخ]

  15. سیدمهدی
    ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۴ | #15

    اره البته منطقه خراسان خیلی شدتش بیشتره وتا ۲۰ درجه هم زیر صفر میره ولی میانگین جاهای دیگه هم تا ۴ یا ۵ درجه زیر صفر میره

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۸ ب.ظ:

    بله الان مثل تابستان شده همه ماشین ها شیشه هاشون پایینه و یکشنبه مشهد منهای ۱۶ و ۱۷ می شود.

    [پاسخ]

  16. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۲ | #17

    http://upload7.ir/imgs/2014-01/90540687692886862415.jpg

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    اینم عکس طبیعت روستای ما

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    به پا روستا ما نمیرسه

    [پاسخ]

  17. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۴ | #18

    البته یک احتمال هم وجود داره .گرچه دنیای سیاست دنیای پیچیده و پر رمز و رازیست .. و آن اینکه شاید این حرکات جنگ زرگری باشد …
    هم دولتمردان ایران و هم آمریکا مذاکره کرده و بعدش به هم حمله ور گشته و تهدید و ..میکنند البته نمیدانم واقعا چرا ولی احتمال داره جنگ زرگری باشه و بجز گزینه های روی میز یه چندتا گزینه هم زیر میز باشه و دارن زیر میز ارتباط برقرار میکنند !
    گر چه من اصلا به آمریکاییها اعتماد ندارم و اعتقاد من مقاومت و تحقیر نشدن و مقابله به مثل حتی در تهدیدهای لفظیست ولی بازم خدا میدونه چه خبره !

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    سیاست ما عین دیانت ما

    [پاسخ]

  18. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۵ | #19

    من نمیدونم تایید میکنی یا نه اگرم نکردی بهرحال اشکال نداره لااقل حرفمو گوش کن
    جناب شما نمیدونم معنی تحریم را درک میکنی یا نه؟؟ چرا از این تفکر که باید همه چیز را بخاطر یک چیز از دست بدهیم دست بر نمی دارید؟ شما از وضع اقتصادی مردم در زمان خاتمی و احمدی نژاد دو تا آمار درست و حسابی در وبلاگت منتشر کن بعد بیا خاتمی را بد معرفی کن.

    شما آیا سفر خارج از کشور رفته ای؟ فکر نمیکنم غیر عراق و عربستان و همین دور و برا جایی رفته باشی ولی من اهل سفرم دوست دارم احترام ببینم از اینکه بعنوان تروریست بهم نگاه کنند متنفرم از اینکه بابت انکار هولوکاست هزینه بپردازم بدم می آید تازه جوک ماجرا این است که اتفاقاً انکار هولوکاست به نفع اشغالگران فلسطین تمام شد.

    شما فکر میکنی فقط خودت وطن پرستی؟! نخیر ما هم وطن پرستیم ما هم عزت و افتخار کشورمان را میخواهیم ولی عزیز هر چیزی راهی داره فشار اقتصادی تا استخوان مردم رفته جلو چرا از حرفهایتان دست بر نمی دارید؟ آیا دوست دارید قضیه هسته ای همین طور کشدارتر شود و مردم هم گرسنه تر؟ آخر مردم و امثال من که از قشر ضعیف جامعه هستیم(مثل ۵۰ میلیون بقیه) چه گناهی کرده ایم؟ شاید گناهمان فقط این بوده که در دهه ۶۰ به دنیا آمده ایم!

    دوست من اتفاقاً من به شما می گویم که به میان مردم عادی و همه نقاط کشور بروید و واقع بینانه تر قضاوت کنید. با چسپیدن به یک ایده و ندیدن اطرافتان فقط دیدگاهتان غیرواقعی تر می شود.

    [پاسخ]

    م پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۹ ب.ظ:

    برو پی کارت
    از فن بیانت بدم اومد

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    خودت برو پی کارت بی تربیت

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    جناب ماه شما با این کامنت داری میگی فقط میخوای شکمت سیر باشه و زندگی به هر قیمتی !
    آخه برادر من
    ما هم دوست داریم زندگی خوبی با ماشینهای خارجی و تفریح و ارزانی و ..داشته باشیم
    واقعا فکر میکنی کی بدش میاد از رفاه ؟ ها ؟
    من یکی اعلام میکنم دوس دارم ماشین آزا گراجور با یه ویلا تو بابلسر و ماهی ۲۰ میلیون تومان درآود داشته باشم ..خیلی دوست ذدارم ..واقعا جدی میگم ..
    اما برادر من
    غربیها نمیذارن به ما چه مربوط ؟ ما میخواهیم پیشرت کنیم به اونا چه مربوط ؟
    تو واقعا فکر میکنی مشکل ما انرژی هسته ایه ؟ قبلش چی ؟

    بابا بخدا آمریکا دنبال براندازی ونوکری و عدم پیشرفت ماست نه چیز دیگر ..
    الان ببین هر کجا که بکش بکش و جنایت وجود دارد ردپای آمریکا اونجا پیداست …سوریه و مصر و لیبی و …..
    آمریکا دوست داره ارباب باشه وهمه نوکر !
    من یکی حاضرمتمام این آرزوها را به گور ببرم و این زندگی بسیار معمولی که دارم را بدهم و حتی جانم را بدهم اما نوکر کسی نباشم .
    مشکل فقط استقلال ملت ماست نه چیز دیگر ..

    [پاسخ]

  19. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۴:۰۰ | #20

    کلنا عباسک یا زینب
    تصاویر خام شهید مدافع حرم حسین نصرتی(محمودرضا بیضایی)

    از وبلاگ http://www.galam.blog.ir
    بروزیم

    [پاسخ]

  20. ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۹ | #21

    حالا که دوستان مطلب نمی نویسند، برای رفع بیکاری شاید این مطلب که برای وبلاگی تهیه کرده ام بد نباشد.
    * * *
    اوائل انقلاب ” خودکفایی ” به اندازه غنی سازی امروز اهمیت داشت.
    آن زمان شما نبودید که ببینید خودکفایی چقدر مهم و مفید دانسته می شد.
    اما امروز
    خودکفایی بکلی فراموش شده، حتی محصولاتی که کارخانه تولیدی آن در کشور موجود است از خارج وارد می شود!!!

    پنج سال دیگر خواهید دید که غنی سازی بفراموشی سپرده شده!!
    خواهید دید که به میل خودمان سانتریفیوژها خاک می خورد!!
    خواهید دید که هم اجازه غنی سازی داریم و هم امکانات لازم، اما غنی سازی نمی کنیم!!
    باور نمی کنید!؟
    کافیست تاریخ اوائل انقلاب را خیلی دقیق مطالعه کنید تا ببینید چه آرمانهای بفراموشی سپرده شد.

    من هم روشنفکران را قبول ندارم اما این مطلب را آقای زیبا کلام درست گفته.
    حقیقت فقط یک کلمه است.
    انقلابات یا انقلابیون سعی می کنند متفاوت با دیگران باشند.
    بدیهی است اگر شما بخواهید خانه ای بسازید که متفاوت با دیگر خانه ها باشد این تفاوت در جهت منفی محتمل تر است.
    یعنی این خانه هایی که می بینید حاصل پنج هزار سال تلاش و تفکر بشر است، حال شما تصمیم گرفته اید که خانه های متفاوتی بسازید، بدیهی است که بهتر نمی توانید بسازید مگر آنکه بدتر بسازید.
    و چیزی هم که بدترباشد بلاخره خسته کننده و منسوخ خواهد شد.

    بعنوان مثالی دیگر
    مردم در طی چند نسل به این نتیجه رسیده اند که یا کت بپوشند و یا کاپشن.
    حال انقلابیون تصمیم می گیرند که لباس متفاوتی برای خود انتخاب کنند، بدیهی است این لباس متفاوت نمی تواند راحتر و زیباتر از کت یا کاپشن باشد، چــــــــــــرا؟
    چون اگر بهتر از کت یا کاپشن وجود میداشت نسلهای گذشته آنرا ابداع می کردند.
    بدیهی است پس از چند سال بلاخره مردم از پوشیدن لباس انقلابی خودداری خواهند کرد و به همان کت یا کاپشن باز خواهند گشت.

    تمام کشورها به این نتیجه رسیده اند که غنی سازی به دردسرها و هزینه هایش نمی ارزد، اما ما چون می خواهیم متفاوت باشیم بخصوص در مواردی که باعث عصبانیت قدرتهای جهانی می شود برای غنی سازی ارزش خاصی قائل شده ایم، بدیهی است که بلاخره پس از چند سال ما هم مانند سایر کشورها رفتار خواهیم کرد.

    بطورکلی انقلابیون باید سعی کنند بهتر از دیگران باشند نه متفاوت با دیگران.
    بعنوان مثال اگر در سایر کشورهای منطقه، پنجاه درصد از مدیران با لیاقتند انقلابیون این پنجاه را به هشتاد برسانند.
    اگر در سایر کشورها فقط سی درصد از مدیران پاکدامن هستند، انقلابیون آنرا به هفتاد درصد برسانند.
    تنها کاری که انقلابیون شاید بتوانند انجام دهند بهتر بودن از دیگران است نه متفاوت بودن با دیگران.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۴ ق.ظ:

    ببخشین جناب یوسفی منظور از همه کشورها کشورهای صنعتی که نیست چرا فرانسه و بقیه کشوره بیخیال غنی سازی نمیشن چرا فرانسه اورانیوم مارو پس نداد از قبل انقلاب که دستشه یعنی اونا دیوونه هستن که دنبال مصرف انرژی هسته ای برا برق هستن این حرفا بعیده از شما

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۹ ق.ظ:

    یعنی تنها دغدغه ما باید برابری و همتایی با فرانسه باشد.
    چه اشکالی دارد که ما یک چیزمان از فرانسه کمتر باشد.

    فکر نکنید ستیزه جویان بی دلیل ستیز می کنند.
    بلکه بخاطر دلایل کوچک ستیز می کنند، از کوچکترین موضوعی نمی گذرند.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۲ ق.ظ:

    نه فقط خواستم بگم غنی سازی چیز بیخودی نیست حالا این که اونا زورشون بیشتره ونمیذارن بحثش جد
    است بهتر بودمیگفتین بمب اتم بدرد نمیخوره مثلا پاکستان بمب اتم داره که البته بهش کمک کردن ولی ژاپن وآلمان از انرژی هسته ای استفاده میکنن ولی بمب ندارن

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    نه فقط خواستم بگم غنی سازی چیز بیخودی نیست حالا این که اونا زورشون بیشتره ونمیذارن بحثش جد
    است بهتر بودمیگفتین بمب اتم بدرد نمیخوره مثلا پاکستان بمب اتم داره که البته بهش کمک کردن ولی ژاپن وآلمان از انرژی هسته ای استفاده میکنن ولی بمب ندارن

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۴ ب.ظ:

    دلشون میخا

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۴ ب.ظ:

    لازم بود پیام بزارم تا تشابه اسمی معلوم بشه

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۶ ق.ظ:

    مشابه همین بحث
    اصولگرایان هم باید سعی کنند بهتر از اصلاح طلبان باشند نه متفاوت با آنها.
    اصولگرایان باید ادعا کنند که مدیران ما خیلی با لیاقت تر و پاکدامن تر از اصلاح طلبان هستند نه متفاوت با آنها!!
    اصولگرایان سعی می کنند تکنوکرات و لیبرال نباشند سعی می کنند یک چیز متفاوت و مخصوص بخود باشند، و…
    و دیدید که چه نتیجه ای حاصل شد!!

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    مدیر باید مدیر باشد

    [پاسخ]

  21. یک نفر از جنـس خاک
    ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۱۰ | #22

    با سلام خدمت جناب حسینی و سایر دوستان
    متن تان عالی بود. ولی بهتر است شما نیز صداقت را رعایت کنید. حکومت و رئیس جمهور، نماینده ی واقعی فرهنگ ملتشان هستند. آیا این ریاکاری ها و لبخندهای ظاهری فقط به این دوره و دوره اصلاح طلبی محدود می شود؟
    شما در طول این ۳۴ سال برای ما دوره ای را برشمارید که در آن ایران در حد بالندگی و صداقت قرار داشت.
    ممنون :!:

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۳ ب.ظ:

    با سلام
    ارباب چند وقتی نیستی ؟سراغت را گرفتم نبودی؟ولیبرگشتی اصولگرا شدی

    [پاسخ]

    یک نفر از جنـس خاک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    سلام رضاجان
    خوب هستی؟ چند وقتی بود اعمال قانون شده بودیم و نظرمان تایید نمی شد.
    اصولگرااااا؟؟؟؟ :D نه بابا چه اصولگرایی! بحث من بر سر عدم کفایت دو جناح در طول این ۳۴ سال است :!:

    [پاسخ]

    یک نفر از جنـس خاک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    نه قم خوبه نه کاشون، لعنت به هر دوتاشون

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۲ ب.ظ:

    شعار نژِاد پرستانه ؟!

  22. بينام …
    ۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۶ | #23

    در ادامه لینک بابک از اسلام عزیز،
    “حضرت امیر (علیه السلام) دستور دارد که حجاب را از سر کنیزانى که خود را شبیه زنان آزاد کرده بودند، بردارند. ”
    بعلاوه از کامنتای دوستان درباره یک میلیون درهم (در زمان صحابه هر درهم ٢.٩٧۵ گرم نقره بوده است) یه حساب سرانگشتی میگه به قیمت همین الان میشده، دو میلیون دلار. ائمه تو این اسکیل ها هدیه قبول میکردن، اشکال شرعی هم البته نداره.
    متشکر از مکتبیون، ما اینارو بلد نبودیم .

    [پاسخ]

  23. amir
    ۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۸:۲۳ | #24

    خوب آقا امید حالا بیا از سخنرانی امروز اوباما هم بنویس.محکم به مخالفانش در کنگره گفت اگه الان که مذاکرات رو به پیشرفته هر گونه تحریم جدید که بخواهد در کنگره تصویب بشه من وتو می‌‌کنم.

    در قسمتی دیگه‌ام گفت فرصت ارزشمندی برای ایران پیش امده.. ولی اگر رهبران ایران از این فرصت استفاده نکنند من اولین فردی هستم که خواهان تحریم‌های بیشتر علیه ایران و نیز توسل به تمام اقداماتی خواهم شد که مانع دستیابی ایران به بمب اتمی شود .
    اما واقعا وقتی سخنرانیش را با سخنرانی‌های رئیس جمهور‌های خودمون مقایسه کردم گفتم ما کجایم اینها کجا ، ما ۱۰۰ سال دیگه هم به اونها نمی رسیم.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۷ ق.ظ:

    فکر می کنم جمله آخرتان صحیح نیست.
    برخی از رئیس جمهورهای ما چیزی از رئیس جمهورهای فرانسه و امریکا کم ندارند.
    آنها بدرستی ملاحظات موجود در جامعه را رعایت می کنند.
    . . .
    فکر می کنید بهترین پدر دنیا چگونه است.
    بهترین پدر دنیا چیز عجیب و غریبی نیست، همین همسایه شما ممکن است چیزی از بهترین پدر دنیا کم نداشته باشد.

    البته شخصیت بزرگ در جامعه فراوان نیست اما نایاب و ناممکن هم نیست.
    استعداد، سلامتی، زیبایی و اخلاق موهبتی ست که در هر جایی ممکن است وجود داشته باشد.
    در یک روستا ممکن است کودکی متولد شد که استعدادش از همه پرفسورهای امریکا بیشتر باشد، ممکن است دختری متولد شود که چیزی از دختر شایسته امریکا کم نداشته باشد.

    البته این بحث در مورد شخص صادق است نه جمع.
    اگر جمع ببندید آنگاه هیچ جمعی در جهان سوم نمی تواند حتی نزدیک به گروهی در ملل پیشرفته شود.
    به همین خاطر تنها راه سعادت جهان سوم شخصیتگرایی ست.
    شخصیت شناسی، شخصیت دوستی و حتی شخصیت پرستی.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۳ ق.ظ:

    اگر می خواهید هیچوقت دچار اشتباه نشوید یک راه ساده وجود دارد.
    ” کافیست روی جمع حساب نکنید.”
    مطلقأ به جمع افراد کاری نداشته باشید.
    مثلأ نگویید خبرنگاران باید آزاد باشند.
    یا دانشجویان باید چنین امکانی یا حقی داشته باشند.

    این قسمت را خوب توجه کنید:
    هیچ جمعی در کشورمان نمی تواند معدل بالایی داشته باشد.

    اگر معدل جامعه ما در درستکاری و اخلاق ۱۲ باشد آنگاه هیچ جمعی بله ” هیچ جمعی ” نمی تواند معدلش بیشتر از ۱۳ باشد.
    ***حتی جمع نمایندگان مجلس با جمع همسایگان شما یا همکاران شما تفاوتی نمی کند.

    اما…
    اما اشخاصی ممکن است یافت شود که بسیار متفاوت با هموطنان خود باشند.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۰ ب.ظ:

    راست میگه ضرب کنین

    aram پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۹ ب.ظ:

    “در یک روستا ممکن است کودکی متولد شد که استعدادش از همه پرفسورهای امریکا بیشتر باشد، ممکن است دختری متولد شود که چیزی از دختر شایسته امریکا کم نداشته باشد.” کودک را با پرفسور مقایسه می کنید؟ بعد دختر را با دختر شایسته؟ ظاهرا کودک دختر نیست؟ یا دختر موفق در مسابقه دختر شایسته برنده می شود!‌

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۱ ب.ظ:

    حالا کو شخصیت

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۶ ب.ظ:

    دریک شهر که کودک بیشتر متولد میشه

    [پاسخ]

  24. ماندانا
    ۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۵۳ | #25

    با سلام
    امروز داشتم اخبار سیمای ضرغامی را میدیدم.نکته جاالب بیان مسایل مربوط به ژنو و امریکا بود که نمیاید مخالفت امریکا با تحریم جدید ایران و تهدید به وتو را بیان کند و ققط جمله همه گزینهای رومیز است را بزرگ میکند اگر اینطور باشد انها هم سخنان فرماندهان سپاه و ائمه جمعه در دشمنی با امریکا را بیان کنند.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۰ ب.ظ:

    بحث سر اینه که اوباما دقیقا مانند یک بچه داره نقش منافقانه ای را از خودش ارائه میده !

    اگه دقت کنی تمام سخنان اوباما راجع به ایران منافقانه و دروغ و .می باشد ..اونم خیلی ناشیانه نفاقشو نشون میده ..

    تحریم کنگره را وتو میکنم !
    همه گزینه ها رو میزیه !
    اگه ایران نوکرم نباشه خودم تحریمهارو بیشتر میکنم !

    اینا بنظرت منافقانه نیست ؟

    [پاسخ]

  25. مهدی
    ۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۴۸ | #26

    شما کسخلا کار زندگی ندارین کسشر میگین

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    لازم بود پیام بزارم که تشابه اسمی مشخص باشه!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    بی ادب
    از اوباما یاد گرفتی ؟ ها ؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    یه مشت دیونه ای دارن برا من حکومت درست میکنن خب کسخلا برین دنبال کار زندگیتون ای چرت و پرتا چیه سر هم میکنین حالا هرتو میخا بشه بشه

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۰ ق.ظ:

    صد بار به نگهبان تیمارستان گفتم مواظب باش و درب ورودی را محکم قفلش کن ..
    گفتم نذار کسی فرار کنه !
    اما مگه گوش میکنند ؟
    بازم یه دیوانه دیگه فرار کرد !

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۴ ب.ظ:

    از درب ورودی وارد میشن از در خروجی فرار میکنن گامغز

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۲ ب.ظ:

    اول اینکه تیمارستانی که واستون درست کردم فقط یک درب ورود و خروج داره .

    دومنذش که :

    درب ورودی در آپارتمان فقط ورودیه ؟ از بالکن خروج میکنین و می پرین پایین ؟

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۶ ب.ظ:

    پول از کجا اوردی درست کردی رفیقاتم توش راه میدی

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    پولشو کروبی داد !
    آره دوست عزیز ! قابل شمارو نداره !

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۲ ق.ظ:

    ]چه طوری رفتی ازش گرفتی

  26. ۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۱ | #27

    اوباما
    یا با اونا یا با ما
    یا با کنگره یا با ما

    [پاسخ]

  27. نوا
    ۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۴۳ | #28

    آقای حسینی این چه حرفیه، از شما بعیده. رییس جمهور آمریکا اداترین موجود روی زمینه و اتفاقاً هم با مردم خودش و از اونها بیشتر با تمام مردم دنیا سر مضحکه داره. نگید که ژستهای حقوق بشرش رو باور کردید یا یادتون رفته که خودتون چه ها که در موردش نمی گفتید. حالا دشمنی با رییس جمهور داخلی به جایی رسیده که حسرت اخلاق و رفتار رییس جمهور سراسر ادای آمریکا رو می خورید؟ دست مریزاد

    [پاسخ]

  28. یک نفر از جنـس خاک
    ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۳ | #29

    جناب حسینی عزیز اگر امکان دارد فیلتر را از قسمت درج مشخصات وبلاگ این جانب بردارید تا وبلاگ اینجانب نیز از طریق اسم بنده قابل دسترسی باشد.
    سپاس بی کران

    آدرس وبلاگ : http://nun-val-ghalam.blogsky.com
    :!:

    [پاسخ]

  29. reza
    ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۱ | #30

    با سلام
    اتفاقا من به وبلاگت سر زدم تا انجا از شما سراغ بگیرم ولی متاسفانه یروز رسانی نشده بود

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    صبر کن میشه

    [پاسخ]

  30. ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۲ | #31

    شب جمعه است با ذکر فاتحه ای از رفتگان یاد کنید.
    اگر جزو آن دسته از مردم هستید که ” غم بینوایان رخ تان را زرد می کند ” چند دقیقه ای اینجا بمانید.
    . . .
    بزرگترین خدمت به محرومین، آموختن سیاست و رسیدن به حقیقت است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۳ ب.ظ:

    #( آینده جنبش سبز )#

    (شروع این مطلب خطاب به هواداران جنبش سبز است اما در ادامه منظور مخالفین رادیکال است.)

    ” شورای هماهنگی راه سبز امید طی بیانیه ای خطاب به ملت ایران، خواستار ارائه پیشنهادات مردمی در شبکه های اجتماعی جهت “چگونگی نمایش دوباره‌ی راه سبز” شد. ”

    منطقی ترین و درست ترین سیاست برای آینده جنبش سبز آن است که ” از دولت اعتدال حمایت کند. ”
    وقتی گروهی دولت را قبول داشته باشد، آنگاه تمام رفتارهایش، مشخص و معلوم می شود.

    این دولت جای هیچ تردیدی باقی نگذاشته، هیچکس نمی تواند ادعای وطن پرستی و مردم دوستی داشته باشد و نسبت به این دولت بی تفاوت باشد.
    قبول داشتن دولت هم کار ساده ای نیست، نمی شود که شما یک دولت را قبول داشته باشید اما حکومتی که این دولت در آن است را اصلأ قبول نداشته باشید.
    نمی شود که شما طرفدار دولت باشید و درعین حال با حکومت درگیر!!
    باور نمی کنید، ما ایرانی ها در زیر اقیانوسی از باورهای اشتباه قرار داریم و همه این اشتباهات از آنجا ناشی شده که ما سیاست را موضوعی متفاوت با زندگی پنداشته ایم.
    ما باید با حکومت ها و دولت ها مانند شغل مان و دوستان مان رفتار کنیم.
    مگر شغل شما یکی دو ایراد بزرگ ندارد، پس چرا از شغلتان متنفر نمی شوید، چرا شغلتان را رها نمی کنید!!
    اگر تصمیم بگیرید که فقط با افراد بدون عیب دوست باشید چه نتیجه ای حاصل می شود!؟ غیر از این است که تنها می مانید؟
    اگر تصمیم بگیرید که شغل بدون ایرادی داشته باشید چه اتفاقی می افتد!؟ غیر از این است که بیکار در گوشه خانه می مانید؟
    تنفر شما از همه دولتها و حکومت ها و از همه مردها و زنده ها مشابه همین مثال است.

    ما صد سال در اشتباه بودیم، صد سال تلاش و فداکاری مان بی نتیجه بود، آنهم فقط بخاطر یک موضوع:
    حکومت خوب حکومت بی عیب نیست. وظیفه ما رفع ایرادات حکومت نیست.
    ما نباید همیشه در حال مطالبه و به چالش کشیدن باشیم.

    امروزه بخشی ازجامعه ما به این نتیجه رسیده که نارضایتی مردم در چهل سال قبل خیلی بیشتر از آن چیزی بوده که می بایست باشد.
    امروز هم مانند دیروز است.
    نارضایتی و ناامیدی امروز ما هم خیلی بیشتر از آن است که باید باشد.
    شما عاشق شغلتان هستید درحالیکه شغلتان چند ایراد بزرگ هم دارد.
    شما عاشق همسرتان هستید درحالیکه او بدی هایی هم دارد.
    چرا در سیاست همین کار را نمی کنید؟
    شما می توانستید چهل سال قبل عاشق حکومت تان باشید در حالیکه ایراداتی هم دارد.
    اشتباه بزرگیست اگر فکر کنیم تاریخ تکرار نمی شود، اگر فکر کنیم از دست دادن موقعیت ها مربوط به گذشته بوده.
    امروز هم می توانید از حکومت راضی باشید درحالیکه ایراداتی هم دارد.
    اصلأ چرا فکر می کنید ما در سیاست باید به همه خواسته هایمان برسیم، مگر شما در زندگی به همه خواسته هایتان رسیده اید!؟
    شما در زندگی کمبودها و ایرادات زیادی دارید اما راضی و خوشحالید، اما در سیاست برای کوچکترین موضوعی برافروخته می شوید.

    همانطور که پس از جنگ جهانی دوم غربی ها تصمیم گرفتند که دیگر بایکدیگر نجنگند، ما هم امروز باید تصمیم بگیریم که به حکومت ستیزی پایان دهیم.
    ” ” شروع بکاردولت یازدهم فرصت خوبی برای پایان دادن به حکومت ستیزی ست. ” ”
    لااقل تا زمانیکه این دولت روی کار است حکومت ستیزی را کنار بگذارید، لااقل برای چند سال، رضایت و خوشحالی را تجربه کنید.
    شما با صلح و صفا بیگانه اید!
    شما حتی با همان حکومت مورد نظرتان هم مشکل خواهید داشت.
    بله ما جامعه آرام و متمدنی داریم، اما در مغزهایمان هنوز جنگ است.
    مغزهایمان پر از نفرت و کینه است، پر از آرزو و حسرت است.
    شما در زندگی وجود قدری مشکل یا کمبود را تحمل می کنید، اما به سیاست که می رسد دیگر حتی به متوسط یا حتی قدری کمتر از حداکثر هم راضی نمی شوید!!
    شما در طول تاریخ معاصر به کم راضی نشدید حتی به متوسط هم قناعت نکردید، این سیاست شما چه نتیجه ای داشت!!؟
    شما صد سال مبارزه کردید، زندان رفتید، شکنجه شدید درحالیکه امروز مردم شما حتی قدرت خرید ماست و سیب زمینی را ندارند!!
    ** این چه رشادتی ست، این چه زکاوتی ست، که هیچ نتیجه ای ندارد، پس از صد سال مبارزه، مردم تان غرق در مشکل اند، شما فداکاری نکنید بهتر است!! دلسوز مردم و مملکت نباشد بهتر است!!

    خلاصه اینکه
    ما در سیاست هم مانند زندگی اگر به شرایطی رسیدیم که ” عمده آن خوب بود ” دیگر به ایرادات آن نباید بپردازیم حتی…
    *** حتی بدنبال رفع آن چند ایراد کوچک هم نباید باشیم.
    این موضوع خیلی مهم است:
    حتی بدنبال رفع آن چند ایراد کوچک هم نباید باشیم. بلکه باید آنها را فراموش کنیم.
    شما می آیید یک عیب باقی مانده را درست کنید، ده عیب دیگر بوجود می آید!!
    می آیید گوشه آنرا درست کنید، همه چیز خراب می شود.

    امروز، دولتی با این صلابت، با این توانایی و کاردانی، روی کار آمده، دیگر نیازی نیست که شما هر روز یک حرفی بزنید، هر روز یک مطالبه ای مطرح کنید!! حتی لازم نیست به دولت کمک کنید!!
    اصلأ شما هیچ کاری نکنید از هرکاری بهتر است.
    آنچه ممکن باشد این دولت بدست خواهد آورد و آنچه که بدست نیامد یعنی ناممکن بوده.
    شما باور نمی کنید که بخاطر همین یک جمله ما چقدر بدبختی کشیده ایم.
    اینجا بهشت نیست، دولتها و حکومتها نمی توانند همه خوبی ها را بدست آورند و همه بدی ها را حذف کنند.

    بیایید پس از صدسال بی اعتمادی،
    پس از صدسال شخصیت نشناسی
    امروز به این دولت اعتماد کنیم، پشت سر این دولت آرام و خوشحال به کار، زندگی و تفریح مشغول شویم.
    *** همه چیز به پایان رسیده، شرایطی که صد سال در آرزوی آن بودید، همین امروز است، همین دولتی است که می بینید.
    دیگر چیزی باقی نمانده که بدست آورید.

    از نوشته های کیهان ناراحت می شوید!!؟ از دخالت سپاه ناراحتید!!؟
    اینها هیچکدام اهمیتی ندارد. مرز بین خوشبختی و بدبختی ما همین جاست.
    این چیزهایی که شما از آنها ناراحتید، هیچ اهمیتی ندارد.
    روزی پدران شما هم تصور می کردند که اقتصاد در دست شاپورغلامرضاست.
    مشکل در وجود شماست نه در بیرون!!
    این وجود شماست که دوست دارد عصبانی باشد، دوست دارد ناراحت باشد، این داستانها آنقدر که شما فکر می کنید بزرگ نیستند، آنقدر اهمیت ندارند.
    دقت کردید که در بین مخالفین چقدر روزنامه کیهان اهمیت دارد!! چرا؟
    چون وسیله خوبی ست برای عصبانی شدن، برای ناراحت شدن.
    تازه تحلیلگران در ابتدا یادآوری می کنند که مدیر مسئول این روزنامه از طرف رهبری منصوب شده و به این ترتیب تداعی می کند که حرفهای کیهان همان حرفهای رهبری ست!!
    می بینید ما برای عصبانی شدن و ناراحت شدن چه کارهایی می کنیم!!
    چه توجیهاتی سر هم می کنیم.
    این ایراداتی که شما از حکومت می گیرید آنقدر بزرگ نیست، آنقدر اهمیت ندارد، بخشی از آن تصورات و داستانها ساختگی ست، که روح ستیزه جوی ما آنها را می سازد.
    یک روزنامه، حرفهای بدی می نویسد، خوب بنویسد. بخاطر یک روزنامه که نباید اینقدر ناراحت شوید. چرا بی دلیل آنرا سخنگوی حکومت فرض می کنید؟

    در جامعه ما همه چیز در جهت ناراحتی، عصبانیت و ستیز شکل می گیرد. همه مسائل را طوری تفسیر می کنیم” طوری فرض می کنیم ” که به ناامیدی منجر شود.
    و خلاصه اینکه
    مانند صدسال قبل رفتار نکنید، تا زمانیکه چنین دولتهایی روی کار است نه تنها مخالفت و ستیز با حکومت کار درستی نیست بلکه نباید حتی از چیزی ناراحت باشید. بلکه باید خوشحال و آسوده باشیم.
    ادامه دارد.

    [پاسخ]

    م پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۳ ب.ظ:

    ادامه هم دارد؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    کو

    reza پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۶ ب.ظ:

    برای من اگر بیست خط دیگر هم بود زیبا بود و ارزش صد بار خواندن داشت .زند ه باد یوسفی عزیز

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    اگر ما هر روز برای اروپائیان دعا کنیم کم است.
    آنها دنیای تاریک و سرد، پر از بیماری و گرسنگی، جنگ و خونریزی، پر از زحمت ومشقت را به دنیای راحت امروز تبدیل کردند.
    به عمق این جمله توجه کنید:
    آنها با اختراعات و اکتشافات شان، دنیای تاریک و سرد، پر از بیماری و گرسنگی، جنگ و خونریزی، پر از زحمت ومشقت را به دنیای راحت امروز تبدیل کردند.
    این لبخندهایی که می بینید برخواسته از نهایت معرفت است.
    اروپائیان در مقابل ما نیستند، بلکه آنها در کنار سایر ملل قرار دارند.

    از این نکته خارج از بحث که بگذریم، هر که سودش زیاد است ضررش هم زیاد خواهد بود.
    اروپائیان رنج بزرگی را هم باعث شدند، شاید آنها فقط در یک مورد اشتباه کرده باشند، اما همان یک مورد هزینه زیادی داشته است.
    اروپائیان آمدند حکومت خوب را اینگونه تعریف کردند:
    حکومتی قابل قبول است که مسئولین آن منتخب مردم باشند و فضای باز برای نظارت عموم وجود داشته باشد.
    علاوه بر آن، آمدند تمام حکومتهایی که چنین نیستند را خیلی بی ارزش و مردود معرفی کردند.
    این باور غربیها ” سرخط ” روشنفکران و تحصیلکردهای جهان سوم شد.
    و به این ترتیب، شد آنچه که نباید بشود، ملل جهان سوم به اشتباهی دچار شدند که بسیار پرهزینه و بی حاصل بود.

    روشنفکران ما با وجود آنکه بارها دیده اند و تجربه کرده اند که این تعریف غربیها درست نیست، اما آنقدر اعتماد بنفس یا ابتکار ندارند که این اشتباه را اصلاح کنند.
    بخش زیادی از ” حکومت ستیزی ” در جامعه ما برخواسته از همین نظر غربیهاست.
    درحالیکه شکل حکومت هیچ اهمیتی ندارد.
    فقط حکومتهای دمکراتیک خوب نیستند، بلکه حکومتها در هر شکلی، ممکن است خوب باشند. شاید یک مثال نقض برای آن کافی باشد، چین، امارات، قطر،…
    فکرتان را به این مشغول نکنید که چرا ولایت فقیه انتخابی نیست، فکر نکنید با انتخاب مردم همه چیز درست می شود.
    مگر همین چهار روز قبل ندیدید که مردم چگونه انتخاب می کنند!!

    حال بگذارید از منظری دیگر به موضوع نگاه کنیم.
    بخش عمده ای از حکومت ستیزی از ” حسادت ” ناشی می شود.
    آنچه در درون ما می گذرد از هر ناشناخته ای، ناشناخته تر است.
    این حسادت است که شما را از همه دولتها و حکومتها بیزار کرده است.
    اداره کنندگان جوامع وضعیت مالی و رفاهی خیلی خوبی دارند و این حالت گریز ناپذیر است، انسانها باید خیلی رشدیافته باشند تا این حقیقت را بپذیرند و به آنها حسادت نورزند.
    این همه علاقه توده ها به ” ساده زیستی ” بخاطر آن است که حسادت شان برانگیخته نشود.

    و در پایان این نکته هم جا مانده که
    گروههای سیاسی وظیفه دارند از دولت یا از اشخاصی که عملکرد خوبی دارد حمایت کنند، اگر غیر از این باشد زمینه گمراهی مردم در انتخابات های آینده فراهم می شود.

    خلاصه تمام عرایضم اینکه
    نارضایتی مردم از حکومت از سه موضوع ناشی می شود:
    ۱- نظر غربیها در مورد ارزیابی حکومتها تاثیر زیادی در نارضایتی مردم دارد، غربیها حتی حکومتهای نیمه دمکراتیک را هم قبول ندارند، از نظر آنها ” فقط ” حکومتهای کاملأ دمکراتیک که حقوق بشر را رعایت کنند قابل قبول است و هر حالت دیگری را ” مردود ” میدانند.

    ۲- مردم نمی دانند چه مشکلاتی را حکومت باعث شده و چه مواردی ناشی از ذات جهان و انسان است. بعبارت دبگر نمی دانند در بهترین حالت چه مشکلات و کمبودهایی باقی خواهد ماند، لذا همه مسائل را بحساب حکومت می کذارند، درحالیکه بخشی از مشکلات و ایرادات ناشی از چگونگی خلقت جهان و انسان است و در هر حکومتی وجود خواهد داشت.

    ۳- حسادت، مردم به کارگزاران حکومت حسادت می ورزند چون امکانات مالی زیادی دارند.

    باور نمی کنید اما بخش عمده ای از نارضایتی شما از حکومت و دولتهای گذشته بی جهت است .
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    شب جمعه خوبه من خیلی دوست دارم

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۶ ق.ظ:

    عزیزم حرفای +۱۸ نزن.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۱ ب.ظ:

    ۱۸+۲=۲۰ نباید جمع کنیم اقای یوسفی گفتن جمع نکنین

  31. بينام …
    ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۲:۵۳ | #32

    اسلام عزیز:
    http://www.snn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=9&Id=289725&Sgr=96

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۳ ق.ظ:

    دهنوی در بیان آفت دیگر ناهنجاری های پوششی به روایتی از حضرت علی (ع) مبنی بر اینکه برهنگی باعث برهم خوردن چربی های زیر پوست می گردد و به مرور دختران را زشت می کند اشاره کرد و بیان داشت: پوشش با سلامت جسم و روح فرد وابسته است، هر چه زنان و مردان خود را در پوشش صیانت کنند حال بهتر و زیبایی مستمرتری خواهند داشت.

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۷ ق.ظ:

    میدونیین مشکل این متن اسلام عزیز کجاست؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۲ ب.ظ:

    اسلام خیلی خوبه هرکی نماز بخونه میره بهشت

  32. تیرگر
    ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۰۸ | #33

    “سالهاست که سیاست و روابط بین الملل، با واقعیت دارد پیش می رود نه با خیالپردازی (منظورم آرمان نیست)”

    مرز آرمان و خیالپردازی کجاست؟!
    مرز خیالپردازی و توهم کجاست؟!

    …. مسئله اینست!

    به هر حال اگر خیالپردازی بد است(که به نظرم مطلق بد نیست) و توهم کلا بد است، خوب … برای همه بد است
    فراموش نکنیم پایه و بنیان های این نظام بر آرمان/خیالپردازی پی ریزی شد!

    آزادی کربلا،فتح قدس
    صادرات انقلاب
    حمایت از محرومان جهان و کائنات
    رفع فتنه در جهان
    آب و برق مجانی
    جامعه ی الهی و مدینه النبی
    بیننا و بین الله به عناوین و سرفصل های مطرح شده در صدر انقلاب ۵۷ نگاه کنید، آیا آرمان های انقلاب ۵۷ از جنس رویا خیالپردازی و توهم نبود؟! … آیا شایسته است با تعصب همچنان به عملیاتی کردن توهم های ۵۷ اصرار شود؟!
    آیا شایسته است از فاجعه ایی که کشور را نابود می کند حمایت کنیم و بگوئیم او “شعارهای انقلاب را زنده کرده است”؟!
    ***
    به نظر بنده، حذف توهم، خیالپردازی و آرمان از این حکومت امکان پذیر نیست، با این حذفیات چیز خاصی از نظام باقی نمی ماند، مگر اینکه همتی بشود و در طولانی مدت عقل با توهم و آرمان جایگزین شود…

    دولت تدبیر و امید از مریخ نیامده که بتواند یک شبه توهم و خیالپردازی را از سیستم حذف کند، مهم اراده ی عقلگرایی است که علی الظاهر در این دولت مشاهده میشود(زودتر از دوسال نمیشه نظر قطعی داد)
    ****
    راستش را بخواهید ، من تصور می کنم بین آرمان و توهم و خیالپردازی تفاوت زیادی وجود ندارد
    یک جورهایی یاد آور … “بفرما” و “بتمرگ” است

    [پاسخ]

    یک نفر از جنـس خاک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۵ ب.ظ:

    سلام بر دوست عزیزم :wink:

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۸ ب.ظ:

    سلام خوبی بچه ها خوبن

    [پاسخ]

    یک نفر از جنـس خاک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۰ ب.ظ:

    دست بوس شما هستن آقا مهدی

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۳ ب.ظ:

    …،جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت
    .
    .
    .
    سلام از بنده :)

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۱ ب.ظ:

    چه به هم میان ای خدا …
    بجای تعارف تیکه پاره کردن یه کامنت توی وبلاگش بذار …. تار عنکبوت بسته …

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۲ ب.ظ:

    ۱- فرمودید:
    ” حذف توهم، خیالپردازی و آرمان از این حکومت امکان پذیر نیست، ”
    حذف توهم در همین حکومت ممکن است، مگر در شانزده سال سازندگی و اصلاحات عملأ چقدر توهم و خیالپردازی وجود داشت.

    ۲- در مورد آینده دولت اعتدال در تردید قرار دارید، درحالیکه دست آوردهای دولت اعتدال مانند روز روشن است.
    دولت اعتدال امتداد دولتهای سازندگی و اصلاحات است. اما از آنها موفق تر خواهد بود و اشتباهات آنها را تکرار نخواهد کرد.

    ۳- درمورد آرمانهای انقلاب درست فرمودید. آرمانهای انقلاب قابل استناد نیست چون این آرمانها زمانی شکل گرفته که انقلابیون هیچ تجربه ای نداشتند.
    افراد با تجربه وقتی طرحی ارائه می کنند، آن طرح در عمل با مشکل روبرو می شود و نیاز به اصلاحات پی در پی در حین اجرا دارد، تا چه رسد به آنکه طراحان بی تجربه باشند.

    به شکل دیگری هم می توان به این قضیه نگاه کرد:
    آرمانهای انقلاب هیچ راهنمایی یا کمکی به ما نمی کند!! چــــرا؟
    چون آرمانهای انقلاب چیزی نیست جز جمع همه خوبی های قابل تصور و حذف همه بدی ها.
    این مجموعه کمکی به ما نمی کند.
    انقلابیون هر خوبی که به ذهن شان رسید، گفتند باید آنرا از طریق انقلاب بدست آوریم و از هر چیزی که ناراحت شدند، گفتند که باید حذف شود. چنین مجموعه ای چه کمکی می تواند به ما بکند؟

    اگر ما بهترین رشته های دانشگاهی را معرفی کنیم، درواقع به دوست مان کمک نکرده ایم و مفید نبوده ایم مگر انکه باتوجه به نمره ای که آورده بهترین رشته را به او معرفی کنیم.

    روشنفکران هم رفتار مشابه ای دارند مدام می گویند دمکراسی بهترین حکومت است!! آنها درست می گویند اما این حرف درست، هیچ کمکی به مردم نمی کند!! آنها باید باتوجه به شرایط موجود بهترین حالت ممکن را معرفی کنند، حالتی که عملی هم باشد.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۵ ب.ظ:

    ۱- آرمانگرایی و سورئالیسم حاکمیت در ایران(واژه ی توهم را تکرار نمی کنم تا شائبه ی اهانت پیش نیاد) از قانون بقای ماده و انرژی تبعیت می کند ،تغییر شکل می دهد، خفی و ظاهر می شود، اما آخر الامر محو نمی شود

    ۲- تردید بنده نسبت به کامیابی دولتِ روحانی ناشی از اختیارات سی درصدیِ او در مقابل اختیاراتِ هفتاد درصدیِ “آقای ع.خ” می باشد. . . تجربه میگه ایشون از آدمای قد بلند خوشش نمیاد و در اولین فرصت آدم های محبوب را داخل گونی می اندازد و میبرد در بیابان های لویزان سربه نیست می کند.
    از قدیم هم گفته اند “دو سـلطان در یک مـلک نگنجد”

    درباره ی روشنفکری و روشنفکرها ،یک سری سوال و ابهام در این زمینه دارم
    دوست دارم افرادی که سپیدی گَردِ روزگار بر چهره دارند، مثل شما، reza ،آریوشین و تیمسار در این زمینه بنویسند ، گفتگو شکل بگیره ، حتا به مـحاجّه و دست به یقه شدن منتهی بشه (البته در راستای تولید فکر)

    چرا جریان روشنفکری برخلاف جریان روحانیـون در ارتـباط گرفتن با عامه ی مردم عاجز و ناتوان بوده؟!
    در واقعه ایی مثل انقلاب ۵۷، جـریان روشنفکری برای کامـیابی مجبور می شود در مقابل یک روحانی زانو بزند و تعظیم بکند.
    چرا جریان روشنفکری در مغرب زمین مَـلک نصر است و در جامعه ی ما محصور به جلسات خصوصـی شده؟!
    اصلا آیا ما در ایران روشـنفکر داریم؟!
    آیا هر آدمی که غر و نق میزنه روشنفکر هست؟!
    آیا راوی ،مترجم و مفسر آراء فلاسـفه و جامعه شناسان مغرب زمین روشنفکر به حساب می آید؟!

    [پاسخ]

  33. حسن
    ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۷ | #34

    تعجب کردم توی این کسادی کامنت حدود پنجاه تا کامنت از دیروز اضافه شده …. نگو کک افتاده به جون آهستان ….

    [پاسخ]

  34. مهدی
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۷ | #35

    حدودا فایده نداره دقیقا چندتا کامنت اضافه شده

    [پاسخ]

  35. ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۰ | #36

    واقعا درست میگه ها !
    داشتم یه کلیپ گوش میدادم
    میگفت آمریکا ۱۶ تریلیون دلار است !
    حالا ما اگه با این کشور ارتباط داشته باشیم وضعمون خوب میشه ؟
    بدهی ایران چقدره ؟ ۴ میلیارد ؟
    یونان و ایتالیا و انگلیس و فرانسه و …مگه با آمریکا رابطه ندارن ؟

    نمیدونم والا !

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۲ ق.ظ:

    اصلاج میشود
    بدهی آمریکا ۱۶ تریلیون دلار است

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۳ ق.ظ:

    رابطه خیلی چیز خوبیه به شرطی که رابطه باشه نه این که رابطه نباشه باید باشه ولی رابطه خوبی باشه

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۸ ب.ظ:

    اخوی شجاع الدین

    به نظر شما یک معلم ،کارمند و یا کارگر ،بیشتر بدهی دارد یا یک کارخانه دار؟!
    بدهی در اقتصاد لزوما و ذاتا یک پوئن و امتیاز منفی نیست، بدهکاری به نوعی نشان دهنده ی گردش سرمایه است.

    فرض بفرمائید شما یک کارمند هستید و مثلا چیزی در حدود دو ملیون تومان به تعاونی اداره بدهکار هستید
    دوست شما که او هم کارمند است تصمیم می گیرد یک بیزینس راه بیندازد، مثلا سوپر مارکت … برای اینکار به یک موسسه ی مالی مراجعه می کند(از همین صندوق های مالی/اسلامی که به تمام نزول خورهای عالم چهارتا سور زده اند)…، و بیست ملیون تومان وام می گیرد، در ادامه راه برای قفسه بندی، یخچال و دیگر ملزومات چندتایی هم چک به اصناف دیگر میدهد…
    تا اینجا بدهیِ دوست شما به چیزی در حدود چهل ملیون تومان رسیده…و البته به موازات آن مغازه راه افتاده و شروع به تولید ثروت کرده …

    در اینجا ماکزیمم بدهی شما دو ملیون است و دوست شما حداقل چهل ملیون بدهی دارد….
    اما مشاهده می کنید بعد از یک مدت او علی رغم بدهی بالاتر، از رفاه بالاتری برخوردار شده … و نسبت به شما با دست بازتری می تواند برای خانواده اش هزینه کند.

    شما خودت کار آزاد انجام میدی، آیا اون شخصی که هرسال از شما میوه و برنج میخره، همون لحظه بهتون پول نقد میده یا با ارائه ی چک خودش را به شما وام دار و بدهکار می کند؟!
    آیا شما به عنوان شالی کار و باغ دار درآمد و دارایی بیشتری دارید یا اون شخصی که معمولا با بدهکار کردن خودش محصولات را پیش خرید می کند؟!

    بدهکاری یکی از مولفه های اقتصاد زنده و پویا است(البته عرض کردم یک مولفه، که ایضا در اقتصاد راکد میتواند صفرا فزا باشد)

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۱ ب.ظ:

    من یکی نه کشته مرده رابطه به امریکا هستم و نه خیلی برام اهمیتی داره که برقرار بشه یا نه!
    اما در اینکه از نظر اقتصادی برای ایران سود سرشار داره که جای هیچ شک و تردیدی نیست!
    بقول معروف از بدیهیاته!

    [پاسخ]

  36. ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۲ | #37

    احمد پورنجاتی عضو فراکسیون افراطیون در مجلس ششم ادعا کرد رئیس‌جمهور هیچ پایگاه اجتماعی ندارد و آرای او متعلق به هاشمی و خاتمی است. وی با بیان اینکه در انتخابات اخیر «نوعی سازمان سیاسی موسمی محاسبه‌گرانه برای حمایت از روحانی شکل گرفت»، در فیس‌بوک ادعا کرد: درست است که روحانی با تابلوی اعتدال و نوعی دولت فراجناحی به میدان رقابت‌ها آمد اما بی‌هیچ تردیدی او به عنوان شخص خودش از هیچ پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی اختصاصی برخوردار نبود.
    وی همچنین افزوده است: گرانیگاه اصلی پایگاه اجتماعی حسن روحانی را دو جریان اصلاح‌طلبان وفادار به خاتمی و عمل‌گرایان وفادار به هاشمی فراهم کردند.
    پورنجاتی همچنین با سرزنش روحانی به خاطر عدم تمکین کامل به مطالبات افراطیون به طعنه و تحقیر می‌نویسد: آیا نوزاد دوره یازدهم ریاست‌جمهوری، صرفا در حد یک زهدان اجاره‌ای، خود را وام‌دار آن گرانیگاه و پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی پیش گفته می‌داند و بس؟!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۷ ب.ظ:

    بی زحمت لینک این مطلب را بگذارید.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    http://kayhan.ir/fa/news/4447

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۸ ب.ظ:

    شجاع جان حالا این مطلب را گفتی تا روحانی را خراب کنی یا هاشمی و خاتمی را آباد؟
    در هر دو شکل می شود نتیجه گرفت که پرو پاگاندای حکومت و اینهمه سم پاشی نتوانست پایگاه خاتمی و این تازگی ها هاشمی را خراب کند. اصلا اینها هر که را بخواهند منفور کنند ، محبوب می شود.با اولین بارقه های انتخابات رقابتی، حتی در شکلی که افراد کاملا از فیلتر شورای نگهبان رد شده اند ، مردم به کسی عنایت می کنند که انگشت اشاره کسانی که با سیاست های این چند ساله زاویه داشتند به او اشاره می کند.
    پور نجاتی درست می گوید. روحانی پایگاه اجتماعی نداشت.مردم به بغض رد صلاحیت هاشمی و درخواست خاتمی و اینکه فهمیدند جلیلی به هر قیمتی نباید بیاید به کسی که بیشترین تفاوت را با او داشت رای دادند.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۶ ب.ظ:

    هنوز مطلبی که پورنجاتی گفته را پیدا نکرده ام اما از شواهد معلوم می شود که حرف زشتی زده.
    هر حرفی که به زیان مردم باشد درواقع زشت است.

    ببنید وقتی در سرنوشت یک ملت خوشبختی وجود ندارد، چه جریاناتی بروز می کند.
    اصلأ چرا ما باید امروز به این موضوع بپردازیم که روحانی پایگاه اجتماعی داشته یا نداشته!! یا پایگاه اجتماعی دارد یا نه دارد.
    فقط در بین مردمی که قرار نیست خوشبخت شوند اینگونه حرفها مطرح می شود.
    حرفهای پورنجاتی بعنوان اولین انحراف اصلاح طلبان در دوره اخیر باید تلقی شود.
    اگر واقعأ چنین بوده بزرگان اصلاحات باید به ایشان تذکر بدهند.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۲ ب.ظ:

    منبع خبریِ اخویمون طبق معمول روزنامه ی معلوم الحال کیهان است :) http://kayhan.ir/fa/news/4447

    متن اصلی یک تحلیل سیاسی هست ، آقای شریعتنداری اومده ابرو درست کنه زده چشم کور کرده.
    به قول خانم سین همین مطلب نشان می دهد که آقایان خاتمی و هاشمی علی رغم حجم وسیع بمباران تبلیغاتی و حکومتی هنوز مقبولیت و محبوبیت دارند… در واقع نشان می دهد ۹ دی یک افتضاح سیاسی بود نه یوم الله یا حماسه(زرشک)

    این نوشته ی اصلی از فن پیج پورنجاتی
    https://www.facebook.com/ahmad.pournejati/posts/4012390965947

    .
    .
    شب و روز همگی به خوبی و خوشی
    من دیگه از منبر اومدم پائین !

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۳ ب.ظ:

    نه دیگه جناب.
    ۹ دی هر چی که نبود حماسه بود.همین قدر که تونست ارج و قرب امام حسین وتفکرش رو به یه عده از دوستان و همفکران متوهم تون اثبات کنه،یعنی حماسه.
    کم چیزی نیست والا.

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۴ ب.ظ:

    از شما بعیده فهیمه، از حسین (ع) استفاده ی ابزاری نکنید.
    متاسفانه یا خوشبختانه امام حسین ارج و قرب داشت،داره و خواهد داشت.
    همه ی نمادها و سمبل های جنبش سبز نشان دهنده ی احترام به حسین بود
    دو رهبر محبوب در جنبش سبز(خاتمی و موسوی) هر دو از خاندان حسین بودند، اصلا یک بخش مهم از محبوبیت اینها به دلیل همین انتساب بوده، در عاشورای ۸۸ هیچ اهانتی به باورهای شیعه شکل نگرفت. متاسفانه افرادی مثل شما دروغ های بزرگِ گوبلز را باور کردن(درباره ی نظریه دروغ بزرگ حتما مطالعه بفرمائید)
    در همین جمع آهستان نگاه کنید، چه بسیار متدینانی که همزمان حسینی بودند و حامی جنبش سبز…اکثریت با این افراد بود.

    این مردم شاید یک روز مسلمانی را کنار بگذارند، اما حسین را کنار نمی گذارند چه رسیده به اینکه بخواهند به ارج و قرب او اهانت کنند.
    حسین اهورا مزدای ایرانیان است. محال است در یک اجتماع بزرگ به او اهانت کنند.

    استقبال ۳۰۰ نفری امسال نشون داد که ۹دی چیزی بیشتر از زرشک نبود

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    دو رهبر محبوب در جنبش سبز(خاتمی و موسوی) هر دو از خاندان حسین بودند،

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    غش غش غش غش
    قاه قاه قاه
    هرررررررررررررر

    وای خدا تیرگر چی بگم
    کشتی منو از خنده با این جوک جدیدت
    وااااااااااای خدا مردم …

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    ولی اصلا از شما بعید نیست این تیپ قضاوت کردنها.
    یه سر به کامنتای دور و بر ۹ دی امسال بزنید ببینید نظر من چی بود.۹ دی برای اکثریت مردم سیاسی نبود و البته من هنوز هم واقعا معتقدم ۹ دی حماسه بود و یه سیلی واسه اینکه بعضی سبزای متوهم رو از تو شوک بیرون بیاره.
    و این ربطی به مبناش نداره که واقعا توهینی شده بود یا نه.دروغی به مردم گفته شد یا نه.من نبودم و خبر هم ندارم منبع معتبری هم ندارم که از طریقش از واقعیت مطلع بشم.

    درباره ی باور این دروغ هم به ما حق بدید.من جنبش سبز رو قبول ندارم به هیچ عنوان.هر چند که برای اکثریت سبزها احترام بسیار زیاد قائلم.
    (کلا برای همه هموطنام که خواسته های معقول و منطقی دارن و برای رسیدن به حقوق و خواسته هاشون پا رو حقوق و خواسته های دیگران نمیذارن،احترام بسیار زیادی قائلم)
    به نظر من جنبش سبز (منهای سبزهای محترم) جریان چندان سالمی نیست یعنی اصلا جریان سالمی نیست.کلا یه موجودیتی جدا از اعضا و رهبران محبوبش داره.
    منظورم تقسیم بندی مذهبی و غیر مذهبی نیست.چون به نظرم مثلا ازبین بچه های اینجا از حمید و ایرانشهر گرفته تا سین و یلدا(آخی…یاد لدا جان هم بخیر) و تا ازادی که به اصلاح تا اون ته ش معتقده و شما (البته از جایی که یقه ی اعتقادات ملتو رها کنید)،هم محترم و موجه و محق هستن.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    ۹ دی اونقدر بی معنی بود که حتی با نهیبهای خامنه ای هم نتونستن بزرگش کنن.
    عاشورا بازی اگرچه ریشه های قوی بین عوام داره ولی اگه حمایت حاکمیت پشتش نباشه به سرعت رنگ میبازه.

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۸ ب.ظ:

    آخه الاغ چرا خودتو میزنی به اسبیت ؟؟؟
    اتفاقا از بنی امیه و متوکل گرفته تا همین رضاخان به قول آقای یوسفی جنت مکان همه کاری کردند تا عاشورا و کربلا فراموش بشه …. اونوقت تو عر میزنی که با حمایت حاکمیت پررنگ مونده ؟؟؟؟

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۱ ب.ظ:

    خودت هم خوب میدونی که اگه همه کمکهای حکومتی هم قطع شود دریغ از یک پرس غذای کمتر از سال قبل …
    تا کور شود هر آنکه نتواند دید …

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

    ای وای بابک
    همین الان برای حسن اقا نوشتم که تو این مورد بی خیال تو بشه(که گویا سر به نیست شد کامنتم)منتها خودم نمیتونم بی خیال بشم.
    بنده ی خدا این هیئتا پیش از انقلاب بوده.قبل از انقلاب کمک شهرداری و سازمان تبلیغات و هیئت دولت کجا بوده؟
    بعد از انقلاب هم ادامه پیدا کرده.

    الان هم دم نظام بابت اون بخش از کمکاش که به قول خودشون واسه تنظیم بازار و حسب وظیفه ی دینی و بدون چشمداشت و بدون کم کردن و کش رفتن بیت المال انجام میشه ،گرم.
    بابت اون بخش از کمکاش هم به دلایل بالا انجام نمیشه هم دمش گرم.خودشون نمیدونن لابد یا شایدم میدونن و باز بدشون نمی یاد از این اخرین ذخیره ها هم استفاد کنن(نظام تو این جور گند زدن ها استاده). با این جور سیاسی بازی ها هیئتای بیخودی و بی سروته رو زودتر خلوت میکنن.ملت هم رو می یارن به هیئتای کوچیک و بی ریای خودمون.

    شاید با قطع این کمکا کمیت و تعداد هیئتا و دسته های عزداری کم بشه ولی هیچ وقت تعطیل نمیشه.کیفیتش هم به مرور زمان بهتر میشه.اینو مطمئنم.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    تا کور شود هر آنکه نتواند دید
    شماها هم به کمکای دولتی و یار گیری بسیج و سپاه و نیروهای امنیتی و لباس شخصی تو هیئتا معترض بشین. قطع بشه این رانتا بعد اگه دووم آورد ایشلا بدخواش کور شه
    فعلن هیئتا لونه فسادن. بی برو برگرد

  37. ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۷ | #38

    بلاخره آقای حجاریان هم مطلب خوبی نوشت.
    مطلبی نوشتند درباره شیعه و سنی که بسیار باارزش و از مصادیق خدمت به جامعه است.

    فکر می کنم بهترین کار آن است که وزارت اطلاعات هرگونه حرف یا تبلیغ، بنفع شیعه یا سنی یا برعلیه شیعه یا سنی را باید ممنوع کند.
    کسی نباید حق داشته باشد در مورد تفاوتهای شیعه و سنی سخنی بگوید.
    ظاهرأ ما ایرانیها از مرحله اختلافات قومی و فرقه ای گذر کرده ایم اما بازهم احتیاط خوب است.

    [پاسخ]

  38. تیرگر
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۷:۴۲ | #39

    دوستان عزیز، آقایان یوسفی و تشنه (و ایضا بقیه دوستانی که به دولت اعتدال چک سفید امضا دادن)

    http://www.bultannews.com/fa/news/185125
    کامنت هاب ابن یادداشت را حتما بخوانید…
    … من فکر می کنم این سبد کالا می تونه اولین امتیاز منفی برای دولت روحانی باشه

    در بین کامنت ها یک موضوع جلب توجه می کند، افرادی که بیمه نیستند و در عین حال درآمد مناسبی ندارند، تکلیف آن ها چه میشود؟!
    چه مکانیسمی در مراکز توزیع مانع از خرید و فروش و دلالی سبد کالا می شود؟!
    چه مکانیسمی مانع از کم فروشی میشود؟!

    من فکر می کنم این نوع توزیع کردن کالا نهایتا به نارضایتی منتهی بشود

    ***
    از همه این ها گذشته در سامانه ی اطلاع رسانی سبد کالا “www.yaranehkala.ir” به بنده سبد کالا تعلق نگرفته ، اما شماره ملی احمدینژادو که وارد می کنیم مشمول دریافت سبد کالایی شده..
    خوب این چه وظعیه طرف آپارتمان چهار طبقه داره بهش سبد کالا میدن، ما که مستاجریم بهمون سبد نرسیده
    این بود اعتدال ؟!!!!!
    ما انقلاب کردیم که احمدینژاد و مشایی سبد کالا بگیرن؟!
    اینجوری میخوان آرمان های امام و عصر طلایی را احیاء کنند؟! :)

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۲ ب.ظ:

    امروز چه روزی است که من به شما عرض می کنم.
    همه کارهای این دولت بوی مردانگی و مردم دوستی میدهد. بوی بزرگی میدهد.
    شاید امروز تشخیص آن قدری مشکل باشد اما چند سال دیگر ساده تر خواهد شد.
    این سبد کالا هم عمل بسیار زیبایی ست.
    در شرایط خرد کننده امروز این سبدکالا عمل بسیار درستی است.
    گویا شانس ما ایرانیها متوسط ندارد، یا خیلی خوب است و یا خیلی بد.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۷ ب.ظ:

    اینکه در انتخاب افراد کم درآمد اشتباهاتی رخ داده ، نباید مورد توجه قرار گیرد.
    کار به این بزرگی را نمی توان بدقت انجام داد.
    حتی اگر ۸۰ درصد بدست افراد مستمند برسد بازهم خوب است.
    من هم غذای نذری زیاد توزیع کردم. (بعنوان کمک کننده) اگر خیلی وسواس داشته باشید که بدست مستمند برسد کار خراب تر می شود.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۱ ب.ظ:

    جناب یوسفی، کلیت فرمایش شما مثل همیشه متین و قابل تامل
    اینکه دولت روحانی میانگینی از بهترین های نظام هست شکی نداریم…،
    افرادی مثل آقایان زنگنه و جهانگیری خودشون یک پا رئیس جمهور و مدیر بحران هستند….
    اما عنایت داشته باشید که نارضایتی عمومی همینجوری به وجود میاد،
    این کارها میتونه به مخالفان روحانی آتو و گزک بده…. تا بر افکار عمومی تاثیر گذار بشوند….(همین الان بهترین گزک افتاده دست سایت های رادیکالچی{پایداری})

    شما از فردا رصد کنید، بین اطرافیان بین کارگرانی که سبد کالا نگرفتن، بین اون هایی که در فروشگاهای توزیعِ سبد به مشکل میخورن، باید صف بمونن ،وسط کار یهو میگن روغن تموم شد، برنج تموم شد، به صورت کلی سیستم توزیع میتونه فاسد بشه…. کدام سیستم توزیع دولتی را سراغ دارید که مفسده آور نباشد؟!

    من فکر می کنم در این زمینه دولت عجولانه تصمیم گرفته و از همون سیستم گداپروری احمدینژاد الگو برداری کرده است.
    این کار(توزیع سبد کالا)میتونه به روغن بادامی تبدیل بشه که به جای مسهل بودن ، یبوست به وجود می آورد
    از قضا سرکنگبین صفرا فزود
    روغن بادام خشکی می نمود
    .
    .
    .
    … بگذریم، به هر حال یا سبد کالایِ احمدینژاد باید قطع بشه، یا به ما هم سبد کالا بدن، اینجوری پیش بره بنده یک نفری آبستراکسیون می کنم :)
    ما ایرانی هستیم، بدون سیب زمینی و سبد کالا زیر هیچ بیرقی سینه نمی زنیم …

    اِ . . . من موندم با کدوم فرمول احمدینژاد مشمولِ دریافت سبد کالا شده است؟ :shock:
    اینجا شماره ملی احمدینژاد و رهبری موجود هست
    http://aftabnews.ir/vglf0vdytw6dt1p..gwwiai,0.html

    بزنید داخل سیستم، به احمدینژاد سبد کالا تعلق گرفته، البته فکر کنم رهبری بالای پونصد تومن میگیره، شماره ی ایشونو که وارد می کنیم پیغام میده
    “به معظم له سبد کالا تعلق نگرفته” :|

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۱ ب.ظ:

    جناب تیرگر
    تو این فقره روحیم شاد کردی انصافا.
    مخصوصا کامنت دوم که خیلی با حال بود.
    با یک بخش از حرفهات موافقم. تبلیغات روی این طرح اصلا کار درستی نیست. حالا من واقعا نمیدونم چقدر روش تبلیغ کردن اما کلا نباید تبلیغ کنن.
    توزیع کالا و موارد اینچنینی در همه جای دنیا مرسوم هست. حدود بیست میلیون نفر در امریکا کارت غذا دارن و هر روز غذا از دولت میگیرن. تقریبا همه کشورهای پیشرفته سیستمی برای حمایت اقشار ضعیف دارن.
    اما برای اون دوستانی که ممکنه فکر کنن خب این یعنی گداپروری باید گفت که اصلا و ابدا!
    محتوای حرکت این دولت روی کاهش تورم و افزایش تولید و اشتغال هست. حالا بعلت شرایط سخت ممکنه دولت کارهای اینچنینی بصورت محدود ( هم زمانی و هم جمعیتی) رو انجام بده که اون قابل درک هست. مشکل مسئله ای مثل هدفمندی بود که مثل تار انکبوت به جان این کشور افتاده. امیدوارم دولت ظرف ۵ تا ۱۰ سال آینده کلا این طرح رو جمعش کنه و فقط به اقشار ضعیف کمک ماهانه بشه.

    omid پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۲ ب.ظ:

    در این خیال بسر شد زمان عمر و هنوز
    بلای زلف سیاهت بسر نمی آید

    بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
    ولی به بخت من امشب سحر نمی آید

    مگر به بوی دلارای یار ما ، ورنی
    به هیچ وجه دگر کار برنمی آید

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۳ ب.ظ:

    انتقاد کردن خیلی خوبه. و انتقاد کردن از کسانی که ازشون حمایت کردیم خوبتره منتها نه دیگه این مدلی.
    این که این سیستم مثل همه ی موارد مشابه قبلی،که خارج از روال عادی هستن، مشکل ایجاد میکنه شکی نیست توش،هرچند که منصفانه اینه که بضاعت دولت رو هم در نظر بگیریم و ببینیم چقدر واسه انتخاب راه حل دستش بازه،منتها فکر نمیکنید اینکه این جور مواقع روحانی رو میندازید تو بغل دیگران و پاسکاریش کنید زیادی غیراخلاقیه؟
    به وقل ع ببخشید که رک گفتم.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۴ ب.ظ:

    فهیمه خانم عجول :) چند خط اون پائین برای سید مهدی نوشتم، فکر میکنم همه رو بزاری کنار هم مشخص میشه در حد توان منصفانه نقد کردم، معایب و محاسن همزمان مطرح شده.
    به هر حال من الان ناراحتم، قرار شده به شما طلابِ علوم دینی سبدکالا بدهند و به ما خیر(مبارکتان باشد)
    بعدا توقع داری از اسلام دفاع هم بکنیم؟!!!!!! :|

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۲ ب.ظ:

    خونده بودم منتها منظورم خط اول کامنت اولتون بود.زیادی رو اعصاب بود.
    بعدشم سبد کالا به ما تعلق نمیگیره.مال اقایونه که نو ش جونشون.یعنی جدا نوش جونشون ها.
    یه چند تا از دوستان حوزه همسرشون هم طلبه ست.اینطوری که میگفتن(نمیگفتنا البته، به زور از زیر زبونشون کشیدم)کل درامدشون سیصد یا سیصد و پنجاه تومن بود که یه مقداری از مبلغشو چند ماهی بود نگرفته بودن.شغل متفرقه هم که اغلب نمیتونن داشته باشن.حالا اصلا فرض کن سیصد تومن به علاوه ی صد تومن یارانه نقدی که رو هم میشه چهارصد هزار تومن.چهارصد تومن پول نفس کشیدن هم نمیشه چه برسه به خرج و مخارج زن و بچه و کرایه خونه و تحصیل .من نمیدونم کمک پدرجان و پدر زن جان نباشه اینا چه جوری روزو شب میکنن.حالا چون خودشون به حرف نمی یان باید حقشون خورده بشه؟
    شما کله گنده ها رو میبینی و زورت به شون نمیرسه و دادتو سر این بندگان خدا میزنی؟
    درست نیست به خدا.
    البته اگه حقوق شما هم در حد سیصد تومنه حق داری گله کنی ها.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    به طلبه رو چه حساب باید حقوق بدن؟
    حد بالای پولی که به طلبه ها میدن باید همونی باشه که به دانشجوها میدن. منم ندیدم به دانشجوها حقوق بدن. وام میدن. اونم فک نکنم به ماهی سیصد تومن برسه.

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    بابک جان اونایی که معتقدند به خمس و این حرفها وجوهشون رو به مراجع میدهند و مراجع به اختیار خودشون اونا رو به مصارف خاص که یکیش شهریه های ناچیز به طلبه هاست میرسونند…
    پس نه از بیت الماله و نه از جیب امثال شما …

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۵ ب.ظ:

    ۱-شما میتونی ارقام بودجه ای رو که به موسسات مذهبی از جمله حوزه ها پرداخت میشه از نت ببینی.
    ۲- شما مبلغ وجوهات شرعی که به حساب مراجع پرداخت میشه رو به من نشون بده. کدوم مرجع مقدار این پول رو اعلام کرده؟ چه مقدار ازش صرف شهریه طلبه ها میشه . باقیش چی میشه و ….

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۰ ب.ظ:

    در این موارد با تو بحثی ندارم شما از چرائی پرداخت شهریه پرسیدی من هم گفتم ولی این را مطمئنم و شما هم بدون که مقدار ناچیزی به طلاب به عنوان شهریه پرداخت میشه که سالها قبل از انقلاب وتخصیص بودجه های مورد نظر شما هم پرداخت میشد و میشود … طیب و طاهر…. سهم امام است …. به جرات میگویم حلالترین پول موجود…

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۷ ب.ظ:

    همچین میگی وجوهات شرعی که به حساب مراجع ریخته میشه رو به من نشون بده که ادم فک میکنه با رییس دیوان محاسبات طرفه.بودجه ی کشور که نیست.
    این ارقامی که به حساب موسسات مذهبی ریخته میشه ربطی به حوزه نداره.بسته به کارکرد اون موسسه باید درباره ش حرف زد.حوزه هم اگه پولی خارج از ضوابط و بیشتر از حد نیازش میگیره و بیخودی میریزه تو شکم طلبه ها الهی که حروممون و حرومشون باشه.چون قطعا بین دانشجوی ارشد و دکترا و طلبه ی سطح سه و چهار هیچ فرقی نیست.هر دو شون تو یه سن هستن هر دوشون اغلب متاهلن و هر دوشون درسشون سنگینه و نمیتونن یه کار تمام وقت داشته باشن.منتها حساب خمس و مصرفش جداست.
    بعدشم شما بیخودی جوش نزن.من خبر جاهای دیگه رو ندارم و نمیتونم از جانب همه حرف بزنم منتها حداقل همینایی که من میبینم اکثرشون از همین خدمات ناچیز مرکز خدمات هم استفاده نمیکنن که نکنه ناحق باشه و حق الناس به گردنشون بیاد.
    شما اگه دادی داری سر کله گنده ها بزن.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۵ ب.ظ:

    هر وقت مراجع مثل ادم مقدار وجوهاتی رو که میگیرن اعلام کردن اونوقت میشه گفت این پولا از کجا میاد و به کجا میره.
    و در باب طیب و طاهر بودن. اینو شنیدم و بهش اطمینان دارم:
    یه بنده خدای مایه داری آخر عمری هوس مسلمونی به سرش میزنه میره جای یکی ازین مراجع طرف براش خمس مشخص میکنه.چون مبلغش زیاد بوده این چک میده به بیت. بعدش بخاطر همین مشخص نبودن جای هزینه کرد این پئلا رفیقاش میشینن زیر پاش که برو این پولو خودت خرج یتیما و نیازمندا کن. اینم رایش عوض میشه و جا چکا رو خالی میکنه. بیت معظم چکار میکنه؟ درست حدس زدید. چکا رو برگشت میزنه و طرف و مجبور میکنه خمسشو بده.
    حلال ترین پول موجود

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۴ ب.ظ:

    منم همینو میگم فهیمه. چرا حتی کسایی که این پولا واسه اوناست نمیدونن از کجا داره میاد؟ چرا باید فک کنن ممکنه ناحق باشه؟ شفافیت مالی و اقتصادی چیزه خوبیه.
    جاهایی که پولشویی هست و بخور بخور رو میشه خیلی ساده تشخیص داد. نبود ناظر مالی و حسابرسی.
    سپاه ، بنیاد مستضعفان ، باقی بنیادا ، استان قدس ، همین پول مراجع و ….
    فساد فساده. حوزه و غیر حوزه نداره

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۶ ب.ظ:

    این که از کجا داره می یاد یه وجهشه که خیلی پررنگ هم نیست.بیشتر دغدغه شون اینه که واسه گرفتن اینجور خدمات(همچینم میگن خدمات که دهان ادم اب می افته)محق هستن یا نه.
    شفافیت مالی و ناظر و حسابرس رو هم کاملا موافقم باهات.
    و معلومه که فساد فساده و اتفاقا حوزه و غیر حوزه هم داره.قطعا اگه تو حوزه و خدای نکرده استان قدس و پول مراجع باشه هزار برابر بدتر و فاسدتره.
    بعد این داستانی که گفتی درسته یه دونه ش هم زیاده و نباید باشه منتها نمیشه گفت همه همین طورن.
    البته ملت هم زرنگن ها.هر جایی خمس نمیدن.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۷ ب.ظ:

    بابک
    یه طلبه مقدماتی تازه ورود ماهی ۸۰ هزارتومان میگیره ؟ اینم شده پول ؟

  39. سیدمهدی
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۹:۳۵ | #40

    اینجاست که مشخص میشه سیتم اداری ونظارتی کشور مشکل داره اون زمان دولت احمدی نژادرو مسخره میکردن حالا
    فهمیده میشه این کارا کاره چندان آسونی هم نیست برنامه ریزی میخواد حالا فرض کن برای یارانه هم بخوان هم چی کاری انجام بدن مشخصه که باز درصد خطا بالاست این نیز بگذرد

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۷ ب.ظ:

    البته سیستم توزیع در نظر گرفته شده ایراد داره، اما قابل مقایسه با سیستم توزیع احمدینژاد نیست…
    مدل اجرایی آقای احمدینژاد تورم زا بود، در حالی که این سیستم نه تنها تورم به وجود نمیاره بلکه تورم را مهار می کند و حتا می تواند قیمت کالاهای اساسی مثل برنج ، گوشت و روغن را پائین بیاورد

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۱ ب.ظ:

    نه منظورم شناسایی افراد بود که کار سختیه اون زمان هم نشد الان هم سخته اصل کارو که دادن کالاست
    کارخوبیه

    [پاسخ]

  40. تشنه
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۱۲ | #41

    با سلام بر دوستان
    ظاهرا اجرای فاز دوم هدفمندی دیگه قطعی شده و شکلشم که تا حدی مشخصه.
    فقط امیدوارم اون گندی که بواسطه مرحله اول بار اومد اینجا تکرار نشه. البته چیزی به اسم هدفمندی که وجود نداره، صرفا افزایش قیمت مواردی مثل گاز و بنزین هست.
    درآمدها اینقدر پائینه و زندگی ها سخت که کوچکترین افزایش قیمتی، مو رو به بدن همه سیخ میکنه.
    مردم به اینجاشون رسیده (دست کنار گلو)
    از لحاظ روحیه که واقعا افتضاحه
    هر روز ده ها دانشجو رو میبینی که با خنده بهت میگن هرچند داریم درس میخونیم اما کدوم کار؟ از همین الان خودشون میدونن که خبری از کار نیست
    دوستانی رو دارم که با مدرک کارشناسی ارشد رشته های مهندسی اما هنوز کار درست و حسابی ندارن
    هر سال وضعیت بدتر از پارسال میشه
    ۵ میلیون بیکار ظرف ۴ سال آینده میاد و اینم یه بدبختی روی بقیه
    تعداد معتاد و شرور به حد انفجار رسیده
    خودروسازها دیگه به آخر خط رسیدن و فقط با گرون کردن های عجیب و غریب تونستن دووم بیارن که اونم فشارش به ملت اومده
    میزان محبوبیت حکومت به شدت پائینه
    اعتماد مردم که اصلا داره به کلی محو میشه
    هر هفته خبر یه اختلاص کلان میاد
    رو سکوی ۱۶۴ از نظر فساد اقتصادی در دنیا ایستادیم و هر سال هم بدتر شده تو این چند سال قبل (الان فوری به ذهن برخی ها نرسه که ای بابا، یعنی قبلا نبوده الان هست؟ مسئله خیلی آسونه! فقط تو سال ۲۰۱۳ ما بیش از بیست پله سقوط کردیم. یعنی بحث روی ابعاد و حجم اون هست)
    آژیرها در اومده اونوقت مشغله ذهنی برخی از دوستان ما شده اینکه ظریف وقتی با اشتون حرف میزنه چرا میخنده؟
    چرا اخم نمیکنه؟
    فقط صادرات نساجی همین ترکیه بغل گوش ما تقریبا اندازه کل صادرات صنعتی ماست.
    دهه فجر شروع شده و من شخصا یک نوستالژی خاص مربوط به دوران ابتدایی دارم از این ایام.
    شاید چیزی که به دهن خیلی ها میرسه اینه که
    چه میخواستیم و چی شد!
    البته من تو این یکجا از یک نظر با برخی از دوستان موافق نیستم، از جمله آقای یوسفی. اونم اینکه بنظرم حکومت شاه رفتنی بود و باید میرفت!

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۱ ب.ظ:

    شاه نرفت، تاجش به عمامه تبدیل شد، صورتشم اصلاح نکرد، به جای سعد باد دو تا خیابون رفت بالاتر
    الانم دو تا خیابون پائین تر اطراف پاستور زندگی میکنه، مشکل لحاف ملا بود که الحمدالله به صاحبش رسید

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۵ ب.ظ:

    یه مثالی هست قدیما بکار می بردند که :

    پشت سر خر قرار بگیری یا لگد میزنه یا میگوزه !

    حالا حکایت تیرگر شده ..
    آخه این کامنتت منو یاد این مثال انداخته

    [پاسخ]

  41. تشنه
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۳۷ | #42

    روبین از نومحافظه کارهای امریکایی توی یه مقاله در واشنگتن پست (تندرو ترین جناح امریکایی که خدا نصیبشون نکنه دیگه ایشالله):
    “ریاست جمهوری امریکا در روزهای اخیر با حامیان تحریم مانند دشمنان برخورد می کند، در حالی که رفتاری بسیار محتاطانه و دیپلماتیک با مسئولان دولتی ایران دارد”
    خدایا توبه!

    [پاسخ]

  42. reza
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۱۴ | #43

    با سلام
    تیرگر عزیز:
    داداش فکر کنم یکم درمورد سن اینجانب منصف نبودی؟بابا ما را با بابا بزرگهای وبلاگ همسایه کردی .فقط همین قدر بگویم که من هم بزرگ شده این انقلابم و از پهلوی فقط شناسنامه داشتم و خاطره هیچ
    ولی درد شما را من درک میکنم .پیش خودت فکر میکنی انها هم که به روحانی رای دادند به بیراهه رفتند و اصطلاحا گول خوردند و موجب بقای نظام شدند.
    اولا شما میدانی که شورشی که بخواهد به انقلاب دیگری بینجامد و یا حمله نظامی که موجب سرنگونی نظام گردد مانند سمی است که در اب معدنی ریخته شود و انهم به ما قشر ضعیف و متوسط خورانده شود نه ثروتمندان که با واسطه و بیواسطه با سطوح قدرت مرتبطند و همیشه پیروزند و بهروز!
    تیرگر عزیز نمیدانم تجربه رانندگی در برف و یخ را داشته ای .هر چقدر هم که به شما بگویند ترمز نگیر و خطرناک است در موقع خطر ناخوداگاه پای انسان روی ترمز میرود سربسته گفتم تا با ذهن کنجکا وت حرف من را بخوانی
    اما تشنه عزیز در مورد هدفمندی و افزایش قیمت سوخت!
    انصافا دولت بد گیری کرده .دولت امد با هدفمندی برای خودش و تولید کار کند حالا باید هر ماه از خزانه پولی هم رویش بگذارد به مرم دهد تازه مردم هم از قبل ناراضی تر.
    ولی ایکاش دولت راه وسط را انتخاب میکرد و گول شعار پو پولیستی شهر رو ستا را نمیخورد(زیرا کارمند بدبخت مثلا یک میلیون حقوق میگیرد و یاران ایشان حذف میشود ولی مثلا ان روستایی ۵۰۰ گوسفند دارد و ۶ بچه و یارانه اش که وضع مالی به مراتب بهتری از شهری دارد ولی چون امار خاصی از او ندارند برقرار است)
    راه مناسب فعلا حذف انهاییکه مشخصا استحقاق دریافت ندارند مانند مدیران .پزشکها و مهندسان. طلاب منهای امید خان حسینی و قیمت حاملهای سوخت هم با شیب ارام بالا رود تا زمانیکه نتایج لغو تحریمها مشخص شود(مدم هم میگویند مگر درامد ما مانند جنوب خلیج فارس است که قیمت بنزین فوب خلیج فارس شود و یا خودروهای اشغال ما مانند انها سوخت مصرف میکند و ما تاوان حمایت دولت و حکومت از این دو خودروساز را بپردازیم و تا اخر عمر از نعمت داشتن خودروی خوب محروم شویم

    [پاسخ]

  43. ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۰۴ | #44

    مطلب آقای پورنجاتی را خواندم.
    می توان گفت استارت بداخلاقی در فصل جدید، توسط ایشان زده شد.
    گویا قرار است ما ایرانیها همیشه بدبخت باقی بمانیم.
    انشالله تا فرصتی دیگر

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    حقیقت یک کلمه است.
    مرز بین خوشبختی و بدبختی کاملأ معلوم است.
    راه خوشبختی ما کاملأ روشن است.
    فقط یک ذره دقت و همت لازم است.
    چـــــــــــــــــــــــــگونه؟
    کافیست بپذیریم که ما مردمان ستیزه جو و رشدنیافته ای هستیم.
    کافیست مراقب همین یک خصیصه مان باشیم.
    کافیست همیشه بیاد داشته باشیم که ما مردمی هستیم که دنبال دعوا می گردیم دنبال بحث و بدبختی هستیم.
    کافیست دعوا کردن را بر خودمان حرام کنیم.
    خوشبختی اینقدر به ما نزدیک است.
    مشکلات ما چنین راه حل ساده ای دارد.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۶:۲۲ ق.ظ:

    بدبخت را نمی بینید مگر با دو خصیصه
    ۱- مدام بیاد ناراحتی های گذشته می افتد.
    ۲- به مسائل کوچک اهمیت میدهد.

    چه در زندگی و چه در سیاست مراقب باشید که دچار این دو حالت نشوید.
    سالروز قتلهای زنجیره ای که می شود اگر دقت کنید می بینید همه سایتها هریک با چند مقاله به این موضوع می پردازند!! این همان مصداق بیاد آوردن ناراحتی های گذشته است.
    مورد دوم هم در فضای سیاسی ما فراوان است، یعنی پرداختن به مسائلی که اصلأ اهمیت ندارد. مواردی که جدا از درست بودن یا نبودن اهمیت و ضرورتی ندارد.
    بله، فضای سیاسی ما برای خوشبختی شکل نگرفته، همیشه یک عده بدبخت کارگردان آن بوده اند،
    کسانیکه اصلأ با اصول خوشبختی آشنا نیستند!!
    کسانیکه اصلأ بفکر خوشبختی مردم نیستند!!
    کسانیکه ستیز از هر چیزدیگری برایشان جالب تر است!!
    * * *
    کاش این کلمه ” مطالبه ” ساخته نمی شد تا اینقدر باعث گمراهی مردم ما نشود.
    سیاست میدان عده کشی نیست، میدان زورآزمایی نیست، مسابقه طناب کشی نیست.
    بخدا که شما نمیدانید جامعه ما چقدر با سیاست بیگانه است!! چقدر با اخلاق بیگانه است!!
    یک لحظه دقت کنید:
    انتخاب رئیس جمهور به این معنی و مفهوم است که مردم شخصیت بزرگی را انتخاب می کنند تا این شخصیت بزرگ با دانایی و توانایی که دارد کشور را اداره کند.
    در مقابل ما فکر می کنیم رئیس جمهور انتخاب شده تا مطالبات مردم یا گروهها را عملی کند!!
    می بینید، سیاست کار ما نیست!! ما با سیاست بیگانه ایم، ما یک چیزهایی از دمکراسی شنیده ایم اما از نفس آن ناآگاهیم.
    مطالبات اصلاح طلبان، آیه قرآن که نیست، چرا فکر می کنید رئیس جمهور باید آنها را یک به یک اجرا کند.

    برای یک بار هم که شده:
    قدر گوهری که دارید بدانید.

    نگذارید یک عده ستیزه جوی بی خبر از سیاست و خوشبختی، دوباره و چند باره آینده تان را خراب کنند. والســــــــلام.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۱ ق.ظ:

    دوستان، عزیزان
    از آینده تان دفاع کنید.
    آینده شما همین دولتی ست که می بینید.
    نگذارید یک عده بی مسئولیت آینده تان را خراب کند.
    به هیچ حرفی، تحلیلی و نقدی توجه نکنید.
    تا وقتی که این دولت روی کار است نیاز به هیچ حرف و نقدی نیست، هیچ پشیمانی به دل راه ندهید، هرگز تردید نکنید زیـــــرا…
    زیرا این اعتمـــــــاد به بزرگان است که می تواند ملتی را خوشبخت کند.

    همیشه درنظر داشته باشید که:
    ما در زیر اقیانوسی از باورهای اشتباه قرار داریم.
    ما در زیر اقیانوسی از ستیزه جویی قرار داریم.
    در چنین اقیانوسی خوشبخت شدن مشکل است همانطور که تاکنون دیده اید.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۹ ق.ظ:

    ایشون تو همه جناح ها یه دور چرخیده آقای پور نجاتی رو عرض میکنم از صداوسیما وجمعیت دفاع از ارزشها که تو انتخابات ۷۶ از ریشهری حمایت کردن که با اقای حسینیان تو یک حزب بودن بعد رفتن دوم خرداد ونماینده اصلاح طلب ها البته قبلا هم به گفته خودشون تو وزارت اطلاعات کار فرهنگی انجام میدادن

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۵ ب.ظ:

    همیشه انسانهای منحرفی مانند سروشها و آغاجریها و کدیوره و گنجی ها و خلاصه امثالهم وجود دارند که بخاطر انحراف فکریشون دست به تشنجات اجتماعی و سیاسی می زنند . و باعث ایجاد اختلاف بین مردم میشوند . و این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود .

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۷ ب.ظ:

    اولین انحراف فکری توسط قابیل استارت زده شد و تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت .
    یعنی بنوعی قابیلیان و هابیلیان زنده اند و با هم در ستیزند و این انحراف استمرار خواهد داشت .

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۲ ب.ظ:

    نه آقا اولین استارتو حضرت حوّا زد ، نشست زیر پای حضرت آدم گفت برو سیبو گندم اختلاس کن و برای خونه مبلمان لهستانی بخر…
    دومین استارتو حضرت آدم زد که اجازه نداد بچه ها خودشون “مثه بچه ی آدم” برای انتخاب همسر تصمیم بگیرن….
    به زور گفت : هابیل تو اقلیمارو بگیر …. قابیل توام باید با لیوزا ازدواج کنی
    ***
    و اما مختصری فی الباب ازدواج هابیل و قابیل
    در “تواریخُ الاممِ و الملوک” اینگونه روایت شده که هابیل را بر خلاف اسمش چهره ایی بود کریه المنظره همچون مورگان فریدمن ، خواهران و برادران و حتا وحوش و طیور چون در او نظاره میکردند به یاد شب اول قبر افتادنی و آن سو تر قابیل نیکو چهره بود چون برت پیت کثرالله امثالهو… قابیل را سنگین آمد که اقلیمای مه سیما و بلند بالا به نکاح کریه الچهره ایی همچون هابیل در آورند، و در مقابل لیوزای بد عُنق را به مهر او دهند…
    اقلیما در خفا و از پسِ پرده به قابیل گفت: یا قابیل روا نیست حتی جنازه ام را بر دوش هابیل حمل کنند، چه رسیده که بخواهم یک عمر برایش دیگ و مس بسابم و در زمستان یخ حوض بشکنم و رختش به تَشت بشویَم… ، من و هابیل؟! تُف تُف استغفرالله…
    یا قابیل با بیل هابیل را سیاست کن که عمری کنیزیت کنم و سایه بالا سرم باشی…
    ***
    القصه، محمد جریر طبری در نسخه اورجینال تاریخ طبری(که بعدها تحریف شد) می گوید:
    هابیل دائماَ و کراراَ پدر را بندگی کردی، چای و اشربه ی بدون الکل و ماکولات طیب و طاهر نزد پدر بردی، تا کمر خم شده بودی، و اوامر “گات فادر” را مو به مو اجرا کردی و از این رو مهر خود در دل آدم ابو البشر صفی الله علیه نشانده بودی
    قابیل اما به واسطه ی سیمایش که برت پیت بود، هیکلش که بهروز وثوق بود و مرامش که محمد علی فردین بود گردن فرازی کردی، و کینه ی “هابیلِ نظر نزدیک” را در دل بپروراندی…، به غرور قدم برداشتی و زیر لب زمزمه کردی “هرکه نان از عمل خویش خورد/ منت آدم کنعان نبرد”
    بینوا قابیل روزهایش را به بیل و هابیل فکر کردی و با خود گفتی: ربط بیل و هابیل در چیست که من باید با بیل هابیل را سیاست کنم ؟!
    ****

    به هر حال قابیل تحت شرایط ناخواسته و بحرانی و به دلیل عدم آموزش صحیح بزهکار و قاتل شد… این موضوع خانوادگی هست و ربطی به گنجی یا حاج آقا کدیور نداره

  44. سیدمهدی
    ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۳۲ | #45

    من که طرفدار روحانی نیستم اما اگه کار درستی انجام بده نفی نمیکنم اما این سبد کالا رو به اهلش نداد غیر از کمیته امدادی ها متاسفانه خیلی از کارمندانی که وضعشون بد هم نیست شامل شدن مثلا بازنشسته های با حقوق ولی خیلی از کارگرها قراردای وخیلی از کسانی که عضو دولت نیستن شامل نشده

    [پاسخ]

  45. ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۷ | #46

    دوستان اینجا عجب برفی اومده ! وااااای خیلی حال میده !
    چند سال بود بخاطر قطع بی رویه درختان یا بقول بالاییها درخت خوری ! بر وزن زمین خوری !
    خلاصه برفی انچنینی نیومده بود ..هنوزم داره می باره
    ما کشاورزان خیلی خوشحالیم
    چون برف اکثر آفات درختی و کرمهای زمینی را نابود میکنه ..
    برف باز برف
    با ترانه
    با سبدهای کالا
    میخورد بر بام خانه
    یادم آرد یارانه

    چی گفتم …

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۸ ب.ظ:

    اینجا مشهدهوا منفی ۱۸ درجه زیر صفر تاشب هم به زیر ۲۰درجه میرسه

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۲ ب.ظ:

    برف هم اومده؟
    اگه اومده که خوش به حالتون.کیف برفشو شما میبرید،سوز سرماشو ما تحمل میکنیم.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۲ ب.ظ:

    نه بابا در حد چند سانت خیلی کم

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۸ ب.ظ:

    اخوی ببین چی برات پیدا کردم، یه سریال اینترنتی ژ-۳ کلاش قناسه وینچستر برتا، کا۵ جیمز باند، دلتا فورس همه چی داره، …مکتبی اطلاعاتی امنیتی تا خرتناق پر از بلوف و جوک،
    http://3rial.tv
    .
    .
    .
    نخستین سریال اینترنتی ایران با عنوان “نفوذ”

    [پاسخ]

  46. تشنه
  47. تشنه
    ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۷:۵۹ | #48

    امروز عصر داشتم به اعضای کابینه اوباما فکر میکردم. به معنای واقعی کلمه کابینه غول ها!
    تقریبا همه افراد کابینه از خود اوباما بالاتر و پخته تر و با سوادتر و با تجربه تر هستن.
    فرق یک جامعه پیشرفته با جوامع جهان سومی رو اینجا بخوبی میشه دید.
    یاد جمله ای استاد سریع القلم افتادم که شش سال پیش اینو گفت:
    در جوامع توسعه یافته، رئیس جمهور خودش رو یک مدیر میدونه و در جوامع عقب افتاده رئیس جمهور خودش رو متفکر.
    در امریکا، اوباما باید یک مدیر موفق باشه تا بتونه این مفکرین بزرگ توی کابینه رو مدیریت کنه و تلاش کنه از ایجاد اختلاف بین اون ها جلوگیری کنه اما در اینجا رئیس جمهور باید متخصص ارشد باشه (دقیقا عین عبارت یه بنده خدایی) و گره از تمام مشکلات بشریت باز کنه.
    آدم های بزرگ همیشه مشاورین و ملازمانی بسیار بزرگتر از خودشون داشتن!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۹ ب.ظ:

    فکر می کنید دولت ما غیر از این است؟

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۶ ب.ظ:

    اتفاقا اولش توی پرانتز نوشتم که این دولت واقعا دولت غول هاست اما بعدش گفتم بذار پاکش کنم حساسیت برانگیز نشه.
    وگرنه پر واضحه که این دولت، دولت بهترین هاست.

    [پاسخ]

  48. سیدمهدی
    ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۹:۴۵ | #49

    جناب تشنه همین کابینه روحانی چقدرشون غول هستن به نظر شما ما همیشه اولویت مسایل سیاسیه بعدش تخصص وگرنه وزیر ارتباطات نمیگفت گیگاهرتز برثانیه! وزیر اقتصاد ووزیر بهداشت رو بزاریم کنار وهمچنین وزیر خارجه بقیه هیچ ربطی به تخصص نداره

    [پاسخ]

  49. ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۳ | #50

    یاد انقلاب بخیر
    ما میگیم شاه نمیخوایم نخست وزیر عوض میشه
    ما میگیم خر نمیخوایم پالان خر عوض میشه

    رضا کچل آلاشتی
    توله تو جا گذاشتی

    مرگ بر شاه

    [پاسخ]

برگه نظرات
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: