خانه > دسته‌بندی نشده > نخبه سالاران مردم فریب

نخبه سالاران مردم فریب

دیروز صبح که جمعیت انبوه مردم را در محل های توزیع سبدکالا می دیدم یاد آآدمهایی افتادم که همین چند سال پیش مدعی دفاع از کرامت ایرانیان بودند. کرامتی که این روزها به راحتی از سوی دولت تدبیر و امید لکه دار میشود. آنهم در سرما و یخبندان و شرایط نامساعد جوی گیلان که اخبار آن از رسانه ها منتشر شده است.  مردمی که بخت با آنها یار بوده در سرمای شدید از ساعات ابتدایی صبح جمع و ساعتها معطل میشوند تا چند قلم کالا نصیبشان شود.

دیروز میخواستم از این صحنه ها عکس بگیرم با خودم گفتم کرامت مردم بخاطر همین چند قلم کالا به اندازه کافی لکه دار شده، دیگر من  شریک این کار نشوم.

این روزها که بخاطر برف سنگین شمال توفیق اجباری نصیبم شده که چند روزی بیشتر در گیلان و در کنار پدر و مادرم بمانم، واقعا مایل نبودم که دنیای حقیقی را کنار بگذارم و مطلب بنویسم اما این چند روز نخبه سالاران مردم فریب پرادعا به ما آآدمهای بی سواد، آآنقدر سبدکالای حماقت و تمسخر و توهین اختصاص دادند که اگر همین چند خط را نمی نوشتم راحت نمی شدم.

البته خوشبختانه اسم من در لیست افراد واجد شرایط دریافت سبد کالا نیست. به لطف تدبیر نخبه های باسواد آآنقدر حق و ناحق در همین برنامه گداپروری صورت گرفته که ما بی سوادها هم به آنها میخندیم. امشب فهمیدم که به مادربزرگ پیر من هم که هر ماه منتظر حقوق نصف و نیمه پدربزرگ مرحومم هست، سبد کالا تعلق نگرفته! تدبیر و برنامه ریزی نخبه ها آنقدر حساب شده بود که خودشان هم متوجه گندشان شده‌اند.

شب سرد و زیبای زمستانی همه شما بخیر

Categories: دسته‌بندی نشده Tags:
  1. مهران
    ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۷ | #1

    صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با شکایت مدعی العموم و به واسطه انتشار دومین نامه سرگشاده‌ به حسین شریعتمداری، مدیر مسوول روزنامه کیهان، بازداشت و با قرار ۵۰۰ میلیون ریالی آزاد شد.

    این خبر دیگه خیلی جدید نیست ولی بیایید کمی به موارد اتهام فکر کنیم:

    – تبلیغ علیه نظام
    – تشویش اذهان عمومی
    – توهین به قوه قضائیه
    – افترا
    – تضعیف نظام

    ماشالله کنتور که نداره. با یک نامه همینجوری هر چی به فکرشون می‌رسه، می‌شه به یکی چسبوند. فقط من موندم در قدرت و اقتدار یک «نظامی» که رهبرش «انتخاب خود خدا» بوده و می‌خواد پوزه آمریکا را به خاک بماله ولی با یک نامه لرزه به تنش میافته و «تضعیف» می‌شه!

    آیا حکومت فکر می‌کند با این روشها می‌تواند به تعداد طرفدارانش بیافزاید؟

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    نه ولی قطعا میتونه بخشی از حامیان و موافقانشو سکته بده و دق مرگ کنه.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۱ ب.ظ:

    فهیمه خانم از دیگران این سوال را نمی‌توان کرد ولی از آنجائیکه می‌دانم شما «آگاهانه» به دفاع از نظام رسیده‌اید، کنجکاو بودم بدانم که آیا کاری، عملی، دیدگاهی، خلاصه چیزی هست که اگر نظام آنرا انجام دهد، شما بگویید: نه دیگه واسه من قابل تحمل نیست و من طرفدار نیستم؟ مهم نیست چه چیزی فقط بگوئید آره یا نه.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    معلومه که اره.
    همین الان هم دلیل حمایتم هزینه ایه که بابت استقرار نظام داده شده.اونایی که این هزینه رو دادن زنده هستن هنوز.لابد مسخره ست براتون ولی واقعا خط قرمز من ناراحتی و عذاب و دلشکسته بودن اوناست.
    غیر از اون اصلا به درستی اون چیزی که قراره جایگزین بشه مطمئن نیستم.

    خانوم سین به جمهوری اسلامی میگه شیطان کوچک ،به نظرم بیراه نمیگه.داریم پا جا پای بقیه میذاریم(چه امریکا چه رژیم سابق).هنوز سیاه و بیگانه نشده برام ولی اگه شد،مطمئنا تحملش نمیکنم.
    نظام حتی از اسلام هم فقط اسمشو یدک کشید و نفعشو برد.

    مولوی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    مجرم باید مجازات شود . همین . چرا گنده اش می کنید ؟

    [پاسخ]

    رهگذر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    حکومت بیدی نیست که از این بادهای موسمی بلرزد . اما کسی که مرتکب جرمی شد که ان جرم در قانون تعریف شده است طبیعتا. باید مجازات گردد .

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    من با شما کاملا موافقم که حکومت نمی‌لرزد. تفاوت ما در «چرایی» این «نلرزیدن» است. شما آنرا از شجاعت می‌دانید ولی من علتش را «نداشتن حس» می‌دانم.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۷ ب.ظ:

    بنظر من رهگذر درست میگه
    و ناب مهران
    نظر شخصی شما کاملا اشتباهه
    کاش این ۳۴ سال متوه میشدی که شجاعت باعث استمرار حکومت اسلامی شده یا بی حسی ؟!

    مجید پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۶ ب.ظ:

    امید جان سبد کالا بهت ندادن اینقدر ناراحتی نداره!

    [پاسخ]

  2. مهران
    ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۵۵ | #2

    احمد علم‌الهدی٬:

    «صد‌ها هزار موشک ما پشت دیوار اسرائیل آشیانه کرده‌اند و شاید به چند لحظه نرسد که همه توان آمریکا در منطقه نیست و نابود شود و این توان نظامی ما است.»

    واقع‌گرایی حکم می‌کند که آدم اندازه‌اش را درست بشناسد. توان کشور ما «هنوز» در حدی نیست که هم صدها هزار موشک در خارج از کشور داشته باشیم و از آنها مواظبت کنیم و در کنار آن فقیری نداشته باشیم که برای دریافت برنج غرورش را زیر پا نگذارد.
    بهتر بود اول صبر می‌کردیم و مشکل «فقر» را حل می‌کردیم و وقتی به اندازه کافی توانمند شدیم به سراغ اسرائیل می‌رفتیم. اسرائیل که فرار نمی‌کنه.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۵ ق.ظ:

    داش مهران من به حرفای علم الهدی کار ندارم اما بعضی وقتها لازم که یه کسایی از بزرگان کشوری ولشکری محکم صحبت کنن هیچ خللی هم تو کارهای رییس جمهور پیش نمیاره چون خارج از دولت هستن

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۶ ق.ظ:

    محکم صحبت کردن بدون پشتوانه یعنی قمپز در کردن در بشکه ی خالی.
    بزرگان لشگری و کشوری تنها قدرتشانن اینست که شهروندان را تهدید کنند و یا بکشند و یا با یک درجه تخفیف زندانی کنند و یا از حقوق اجتماعی محروم کنند.

    سرداران اگر زوری به بازو داشتند دهان گشاد حاکمان امارات متحده ی عربی را گل میگرفتند و یا حداقل برای دلخوشی هم که بود یک هفته نه ، ۲۴ ساعت تنگه ی هرمز را می بستند تا معلوم بشود لغز و کری نخوانده اند.
    گل سر سبد اصولگرایی برای ویزا گرفتن در حیاط سفارت آلمان کلاغ پر میرود….
    تحکم این روزهای بزرگان دینی و لشگری بیشتر شبیه غرش های گربه ایی مفلوک است که در کنج و زاویه ایی از دیوار گیر افتاده و مستاصلانه خودش را به در و دیوار می کوبد.

    این عربده کشیدن های صفدر قلی خان های پیش نماز با آن فرمان نرمش قهرمانانه جور نیست، کاربرد داخلی دارد
    ضمن احترام کاربردش مثل تریاک و افیونی هست که برای آرامش مکتبی ها به درد میخورد…
    آنقدر بی اهمیت است که حتا دیپلمات های آمریکایی وغربی به آن مشغول نمی شوند و برای سرگرمی هم که شده بولد نمی کنند.

    الحمدالله که خبر دارید واحد جنگ الکترونیک سپاه هم تعهد داده از این به بعد روی فضای کشور پارازیت پرتاب نکند تا بلکه دو تا فرکانس روی هاتبرد و تله استار به صدا و سیما بدهند، ماشاء الله حضرات لشگری و معنوی گولوله ی اعتماد به نفس هستند و همچنان میگویند آمریکا را فلانو بهمان می کنیم… شده اند حکایت آن اَمرد که بر دوش جاهل سوار بود و می گفت ترتیبش را دادم !

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۰ ق.ظ:

    ++++

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    موشک های که بدرد ایران میخوره یا در خزانه های حزب الله است یا شهاب سه است که تعداد اون ها خیلی محدوده و نمیتونه تاثیر استراتژیک روی اسرائیل یا پایگاه های امریکا بزاره. در مقابل امریکا دارای قوی ترین اسلحه های جهانه که با
    هر کدومشون برای نابودی کل ایران برای ده ها بار کفایت میکنه
    اینی که میگم اغراق یا ترس نیس از بی عرضه گی ماست که فقط یاد داریم رجز بخونیم ولی در عمل چیزی برای گفتن
    نداریم.
    آمریکا
    تعداد هواپیماهای اف ۳۵: ۶۳
    تعداد هواپیماهای اف ۲۲: ۱۹۵
    تعداد هواپیماهای ب ۵۲: ۷۴۴
    فقط برای نمونه اوردم لیست زیر تجهیزات امریکا رو نشون میده
    https://en.wikipedia.org/wiki/Equipment_of_the_United_States_Armed_Forces

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

    خب طبیعیه که کشور به این بزرگی این تجهیزات را داشته باشه
    اما خب که چی ؟
    آیا جرات داره به یران حمله کنه ؟
    نگو آره
    چون اگه داشت معطل نمیکرد ..۳۴ سال لفتش نمیداد
    پس ابزار بدرد نمیخوره ..جیگر باید داشته باشن که ندارن

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۰ ق.ظ:

    به ایران نیاز نیس حمله کنه. این کشور رو به روزی میرسونه که مردمی که انقلاب کردن بیشترشون
    از مرگ بر آمریکا گفتن و سیاستهای ضد امریکایی به تنگ بیان!
    کشور ما برای کشورهای دیگه یک درس عبرت حسابی شد!!
    از لحاظ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، محیط طبیعی و …

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۶ ق.ظ:

    یه بار یکی به اسم مهدی از احمدی نژاد حمایت میکنه یه بار هم یه مهدی دیگه حرفایی میزنه صدوهشتاد درجه مغایر با اون تیپ فکری.
    خب اگه دو نفر هستید یکی تون اسمشو یه تغییری بده.
    بعضی حرفا زیادی دوپهلوست برای فهمشون باید طرز فکر گوینده شو بدونی.
    حساب هوش و سواد یکی مثه منو هم داشته باشید لطفا.

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۳ ق.ظ:

    @فهیمه
    چهارتا مهدی داریم
    ۱- سید مهدی، اصولگرا انقلابی ایمانی
    ۲- مهدی اعتدال گرا معمولا متن های چند خطی مینویسه مشکوک به عضویت در جنبش سبز و ارتباط با سازمان های صهیونیستی
    ۳- مهدی: تک جمله ایی، کمی تا قسمتی مجنون، تحت تعقیب از سوی تیمارستان امین آباد
    ۴- مهدی(عج): انشاء الله زودتر ظهور بفرماید و تکلیف شایعات را مشخص کند، تا این لحظه کامنت ننوشته ، اما کامنت ننوشتن دلیلی بر نبودن نیست، نامبرده در سال های گذشته به صورت پنهانی ارتباط تنگاتنگی با اختلاسگر ترین رئیس جمهور کشور داشته و در سال ۸۸، دائم الوضو برای موفقیت محمود نماز می خواند

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    جناب مهدی
    درسته و قبول دارم که مل یران را بجرم استقلال تحت فشارهای اقتصادی قرار دادند و اثر گذار هم بوده و مردم تحت فشار قرار گرفته اند ..
    اما این ملتی که من میشناسم با این فشارها شانه خالی نمیکنند و آنقدر غرور دارند که تسلیم ظلم و ستم غربیها نشوند …
    ایران منابع اقتصادی و معادن و نفت و گاز و برنج و گندم و خلاصه کشوری هست که اگر درست مدیریت بشه و دست اختلاس کنند گان کوتاه بشه خیلی راحت از زیر فشارها بیرون میاد و نیازی به کشورهای دیگه نداره …

    فقط مدیریت درست و صحیح
    و این را بدون که ملت ایران بطور ژنتیکی ملتی ظلم ستیز و جنگجو و مبرزی هستند ..
    و آمریکا اینوبهتر از من و شما میدونه ..

    فعلا هم که اقتصاد خودشون هم لبه پرتگاه هستش
    در ضمن خیلی از شرکتهای اروپایی بسوی ایران سرازیر شدند برای عقد قراردادهای مختلف ..این یعنی اونا هم نیازی به منابع و معادن و ….ایران دارند ….

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    تیرگر
    جالب بود
    کلی خندیدم
    مخصوصا در باره مهدی مجنون

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    تیرگر
    چهارمی خوب نبود اصلا.
    خدا نیاره روزی رو که به خاطر منفعت و مصلحت بنا باشه در برابر هر چیزی سکوت کنیم منتها من نمیفهمم که گفتن این حرف حتی چه نفع و ضرورتی داره واقعا.رعایت کنید لطفا.

    سید مهدی رو میشناسم ولی اون دو تا مهدی رو هی با هم اشتباه میگیرم.

    شجاع
    الان ته غیرتت همین بود؟
    اگه همچین حرفی درباره ی رهبری گفته میشد بازم خنده ت میگرفت؟
    حتما باید به رهبر چیزی بگن تا واکنش نشون بدی اقای” اینها اعتقادات من است”؟
    کسی نباید از چند فرسخی رهبری و اقدامات و نقد و اشتباهاتشون رد بشه که اگه رد بشه “برق خشمت میگیردش” و بی خیال حریم و اسلام و ادب ، حسابی از خجالتش در می یای ولی اگه با امام زمان شوخی کنه نهایت واکنشت خنده ست.

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۸ ب.ظ:

    فهیمه خانم
    وقتی با سوء استفاده بعضی از آقایون از مقدسات برخورد می کنیم به همین دلیله.
    اگر کسی به درستی حرف آقای مصباح اعتقاد داشته باشه خواه نا خواه باید مهملات تیرگر را هم قبول کنه. شتر سواری دولا دولا نمیشه. بین مذهبی هایی که میشناسم شما هم منصفید و هم منطقی و به همین دلیل احتمال میدم که قبلا با سوءاستفاده های مصباح یزدی مخالفت کرده باشید اما جای اعتراض شما به ادعای نادرست مصباح در کنار نقد هجویات تیرگر خالی بود.

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۲ ب.ظ:

    جناب با بک این نظر شما را می گذارم به پای عدم شناخت درست مساله نه تمسخر

    مگه شما ظالمی که ترسیدی؟ پیامبران الهی برخوردشان با افراد جاهل چگونه بوده؟ بر صورت پیامبر خاک می ریختند و ناسزا می گفتند ایشان می بخشیدند و گذر می کردند.

    شما از آن بترس که در حق خودت بزرگترین ظلم ها را روا کنی و از درک حقیقت محروم بمانی.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۳ ب.ظ:

    فهیمه خانم
    منظورم به اون کامنت گزاری هست که با نام مهدی میاد جملات کوتاه و اجق وجق می نویسه

    در ارتباط با وجود نازنین آقا امام زمان عج هر کسی تمسخر کنه چوبشو میخوره و امام زمان ع نیازی به دفاع نداره ..

    و فهیمه خانم
    از اینکه برای اولین بار ژست دفاع گرفتی تعجب کردم چون جنابعالی از مخالفین نظام هستی و ۹۵ درصد کامنتهات بر علیه نظام و رهبری عزیز می باشد ..
    این دفاعتان از آقا امام زمان هم فقط یه فیلم واسه فریب می باشد که البته من فریب نمیخورم چون زودتر از همه دوستان ترو شناختم

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۵ ب.ظ:

    حمید
    فکر نمیکردم نیاز باشه هر بار طرز فکرمو توضیح بدم.
    خدا لعنت کنه اونایی که این قیافه ی چرک و کثیف رو به عنوان اسلام و باورای ما نشون دادن و خدا لعنت کنه این عروسکای خیمه شب بازی سواستفاده گر رو و خدا لعنت کنه منو که به خاطر موافق نبودن با یکی مثه هاشمی از همچون احمق رذلی حمایت کردم.

    بابک
    ائمه ی بزرگوار ما و اجداد این مهدی(عج) تو دوره ای که چیزی مثل سر بریدن و کشتار و انتقام اصلا خشونت به حساب نمی اومد،همچین کاری نکردن با کسی(.مگه تو موقعیت ناگزیر و غیر قابل اجتناب)
    چه برسه به خود بزرگوارش تو دوره ای که تعریف و مصداق صلح و خشونت عوض شده.

    تو لابد ظالم غیرقابل اصلاحی که فکر میکنی قراره سرت از تنت جدا بشه با شمشیر مهدی.
    و واقعا که بی انصافی. بین همین مکتبیا حسن تو یکی از بهترین و مقدس ترین نقطه ی دنیا و تو یکی از شیرین ترین و عاشقانه ترین لحظه هاش به یادت بود و برات دعا کرد.بخواد سر به تنت نباشه؟
    واقعا که بی انصافی.

    حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۵ ب.ظ:

    فهیمه خانم چرا اینقدر عصبانی؟
    خدا همه ما را ببخشد. بخصوص آدمهایی که طلب توبه می کنند و در جهل مرکب نیستند و برای رضای خدا قدم بر میدارند و از قبول اشتباهاتشون ابایی ندارند.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۵ ب.ظ:

    و باز هم خانم فهیمه
    اگر نمیدانی بدان که هر کجا لازم باشه طبق فرموده خداوند متعال باید سر کافران و مشرکان بریده گردد
    ححضرت امیر ع در جنگها نسل کفار را از بین برد ..و در جای خود کیسه نان بر دوش میذاشت و به فقرا کمک میکرد
    اسلام یعنی اشدا علی الکفار و رحما بینهم

    بلد نیستی لطفا اظهار نظر نکن …

    شما که جمهوری اسلامی را شیطان میدانی لطفا سعی نکن همه جا اظهار نظرهای گیج وارانه بکنی ! اول برو مغزت را خانه تکانی کن و بعد بیا حرف بزن ..
    چقدر من نصیحتت کنم ؟ خسته شدم

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۶ ب.ظ:

    فهیمه و بقیه دوستان
    بند چهارم ، اشاره ای بود به حرف های مصباح یزدی(مبنی بر اینکه خود وجود امام عصر برای پیروز احمدینژاد نماز حاجت می خواند) و آقای احمدینژاد که دولتشان را دولت امام زمان می دانستند.
    بنا بر این باور به مهدویت (درست یا اشتباه) موضوع نوشته من نبود.

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۶:۳۲ ب.ظ:

    دومین باره مینویسم
    حمید
    لحنم تند بود انگار.عذر میخوام.
    یه سری حرفا و رفتارا نتیجه ش میشه چیزایی که تیرگر گفت.دردشو کسی که میتونه بفهمه میفهمه(همه منهای خودم)واسه کسی مثه شجاع که اصلا سیلی نبود که بخواد دردی داشته باشه.انگار نوازشش کردن…میخنده.

    اقای حسن اقا
    کدوم قیافه ی چرک و کثیف؟همین که اسلام=خشونت و جهل و خرافات.بذاریم به حساب عناد گوینده ش؟ نمیبینی استنادشون به حرفا و نطقای چه کسانیه؟
    عروسک خیمه شب بازی که من واقعا نمیدونم عروسکگردانش کی بود احمدی نژاده.
    احمق رذل هم احمدی نژاد و همه ی اونایی هستن که تو این میدونی که باز شده براشون یورتمه میرن و نقش بازی میکنن.

    با کی طرف بودید این همه مدت؟
    با یه منافق ِیکی به نعل یکی به میخ.
    یادتون نیست؟ موقع عصبانیتم از خاتمی هم همینو گفتید.
    از این به بعد هم هر بار که به تنگ اومدم بابت چیزایی که میبینم و میشنوم همینا رو بگید.مهم نیست.

    دوست ندارم وقتی یکی با شمشیر از رو بسته شده و اینقدر طلبکار و همه چی دون دنبال اینه که باهام چند چنده،جوابشو بدم.
    اینا رو فقط به خاطر احترامی که براتون قائلم گفتم.

    مهران پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۵ ق.ظ:

    دوستان جوگیر شدند و به اصل نوشته کاری نداشتند.

    من نگفتم این آقا چرت و پرت می‌گه. من بنا رو به «حقیقت» گذاشتم و گفتم هر دو کار – مبارزه با اسرائیل و مبارزه با فقر در کشور – با این توانایی فعلی ما عملی نیست. پس وقتی صف مردم برای گرفتن برنج را می‌بینیم، نباید ناراحت بشویم، چون آگاهانه این راه را می‌رویم.

    [پاسخ]

    مولوي پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۵ ب.ظ:

    آخه چقدر این حرفتون سطحی و بی منطقه. اگه جمهوری اسلامی همین تعداد موشک و سلاحهای بازدارنده رو تهیه نکرده بود که اونا مجالی نمیدادن کمر راست کنی و به فکر فقرزدایی باشی داداش. تا الان هزار دفه نابودمون کرده بودن

    [پاسخ]

  3. سیدمهدی
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۰:۲۹ | #3

    کسایی که میتونن برن جشنواره از دست ندن فرصت دیدن فیلم چ حاتمی کیا من امروز دیدم فیلم خوبی بود اون تصوری که داشتم از چمران که تو این فیلم بزنو بکشه این جوری نبودچمرانش خیلی اروم بود

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۵ ق.ظ:

    هنوز ندیدم چ رو ولی تا اینجا که خبرا رو پیگیری کردم منتقدا خیلی راضی نبودن متاسفانه.کلا حاتمی کیا یه چن وقتیه شبیه هر کسی هست الا ابراهیم حاتمی کیا.هرچند که هنوزم عزیزه و محترم.
    فقط میتونم امیدوار باشم اگه از نظر فنی فیلم خوبی نبود،حداقل حسها و لحظه های خوب و درستی داشته باشه.

    و دیگه اینکه غیر از چ دوست دارم نتیجه ی کار بنی اعتماد و تبریزی و میرکریمی رو هم ببینم.
    تو ایام جشنواره فیلم دیدن خوبه ها.خیلی هیجان انگیز و لذت بخشه منتها یه افت خیلی بزرگ داره.این که تب و هیاهوی جشنواره نمیذاره ادم درست قضاوت کنه.
    فیلمو باید تو ارامش دید.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۴ ق.ظ:

    سلام خانم فهیمه یه نفر مهدی داریم یه نفر سید مهدی من باب اطلاع چ هم کار به منتقدان ندارم منم
    فکر میکردم خوب نباشه اما این طور هم نیست وفیلم خوبیه همون طور که حاتمی کیا گفته فیلم مربوط به
    دوروز زندگی چمران هست ولی مثلا شهید وصالی بازی بابک حمیدیان بیشتر بازیش به چشم میخوره

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۹ ب.ظ:

    سلام
    من معمولا سعی میکنم نظر کسی رو قبل دیدن فیلم نخونم و نشنوم.تاثیر زیادی رو دیدم نداره ولی کلا دوست دارم بدون قضاوت ببینم.منتها معمولا بالای هشتاد درصد منم همون انتقادا رو متوجه اون فیلم میدونم.عیب بزرگ به چشم می یاد دیگه.
    حالا انشالله که خوب باشه.

    حسین پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۷ ب.ظ:

    بنده فیلم رو ندیدم ولی جز چندتا ایراد جزئی که تو نشست مطبوعاتی فیلم مطرح شد و بیشتر از اختلاف زاویه دید ناشی میشد نه نقص اساسی فیلم نامه و کارگردان و … و ایراد کوچک چند تا منتقد که تو سایت ها منتشر شد چیز خاصی ندیدم.اگه شما منبعی بدید که منقدی نقدی اساسی رو فیلم داشته و به قول شما از فیلم راضی نبودن، خوشحال میشم بخونمشون .

    لینک نشست مطبوعاتی :
    http://cinemanegar.com/Download/mp3/Cinemanegar%20Music-%20Fajr%2032%20-%20Neshaste%20Filme%20Che.mp3

    لینک منتقد ها :
    http://www.caffecinema.com/new/index.php/cinema/item/726-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%84%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86.html

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    از کردا شنیدم چمران تو کشتار قارنا دست داشته
    آقا رضا بیا روشنگری کن

    [پاسخ]

  4. حسن
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۱:۰۸ | #4

    جناب تشنه …
    من از سال ۷۹ به این ور به خاطر شغلم حداقل هفته ای یک کتاب مطالعه کردم … ولی هیچ وقت مطالعاتم روشمند و طبقه بندی شده و هدفمند نبوده …..
    بیشتر مطالعاتم کتب اعتقادی و تاریخ اسلام بوده … خواهشا از من اسم و شناسنامه کتاب نخواه که واقعا بنده هیچی توی ذهنم نیست ….
    ولی علامه جعفری و علامه طباطبایی و شهید مطهری و همه علمای ربانی از قول خداوند گفته اند : ان اکرمکم عندالله اتقاکم …. ولی مراد شما میفرماید : ان اکرمکم عندالناس کسانی هستند که غذای خوب میخورند و قبلا زیاد با هواپیما مسافرت رفته اند و انگلیسی خوب صحبت میکنند….. دیگه از این واضحتر میشه تفکر غیر مذهبی داشت ؟؟؟؟ این دیگه سیر مطالعاتی میخواد؟؟؟؟
    بنده شما را وکیل خود قرار میدهم و خواهش میکنم تئوریهای جناب پروفسور را یک مقابله سطحی با اندیشه های آن بزرگواران انجام دهید …. بینی و بین الله اگر تضاد نیافتید من قول میدهم بروم یک عکس از او قاب کنم و در خانه ام نصب کنم …

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۵ ب.ظ:

    خب بذار من بحث رو باز کنم و اونو با هم واکاوی کنیم.
    چیزی که شما توی ذهنت هست اینه که خب ما که دینداریم، دینداری هم یعنی نماز خوندن و روزه گرفتن و خلاصه عبادت های این مدلی. البته خدمت به خلق و اینا هم هست اما بدون نماز روزه که نمیشه و اونا تکمیل کنندست. بعد تو دین ما هم اومده با تقوا ترین مردم بهترین مردم هستند در نزد خدا اونوقت دکتر سریع القلم اومده میگه مسئولین باید کسانی از طبقه متوسط باشن. خب این ها همش تناقضه دیگه!
    خب من الان مجبورم یه توضیح کلی بدم و هرجا جای بحث بود هیچ مشکلی نداره و تا اونجا که لازم باشه بحث میکنیم.
    یک، آیا دین اومده که از اول تا آخر هر چیزی رو به ما بده؟ در نتیجه هیچ علم غیر دینی (خصوصا در زمینه علوم انسانی) پذیرفته شده نیست؟ چون که خب دین که گفته همه رو پس اگه کسی از منبعی غیر از دین برداشت کرد میشه غیر دینی و احتمالا ضد دینی دیگه؟
    جواب: خیر دین نیامده است از اول تا آخر همه چیز رو دو دستی تحویل شما بده.
    ا کی گفته؟
    جواب: خود دین گفته.
    مثال میزنم جهت روشن تر شدن بحث.
    اول در زمینه علوم تجربی و دوم علوم انسانی.
    در علوم تجربی مثلا شیمی. آیا ما از دل قرآن و حدیث باید شیمی در بیاریم؟
    یعنی مثلا احادیث پیامبر رو بخونیم بعد به تعداد کربن های فلان پی ببریم؟ پاسخ خیلی روشنه، خیر. این ها مواردی هست که مطلق عقلی و علمی عام هست و ربطی به دین و غیر دین هم نداره. یعنی اینجا نمیشه گفت ای بابا تو رفتی جدول مندلیف خوندی؟ کافر ضد دین چرا رفتی سراغ یه غربی؟
    ممکنه بگی خب نه، برخی موارد تجربی هم دینی داریم. مثال؟ پزشکی.بعد بگی خب ببین تو پزشکی ما احادیث بسیار زیادی داریم. پس تو برخی موارد علوم پزشکی دینی و ضد دینی هم داریم و تو برخی موارد خیر.
    پاسخ: صد در صد اشتباه.
    حتی احادیثی هم که بعنوان مصداق در زمان پیامبر و معصومین گفته شده حکم ازلی و ابدی نداره. کی میگه؟ اغلب علمای اسلامی از جمله شهید مطهری در چند تا از کتاب هاش مثل اسلام و مقتضیات زمان (دو جلد)
    یعنی چی؟
    یعنی یه اصل در اسلام هست که ابدی هست و اونم اینه آدم باید تمیز و پاک و سالم باشه. پیامبر ما به اقتضای زمان و مکان مواردی رو بعنوان مصداق برای مردم اون زمان گفته اما این موارد هیچ الزامی نیست که ابدی باشه و کاملا محتمل هست در گذر زمان صد در صد تغییر کنه و کارایی نداشته باشه. یعنی چی؟
    مثلا پیامبر اومده گفته فلان جور غذا بخورید یا فلان جور مسواک بزنید یا …
    این ها حکم ابدی نیست. حکم ابدی اون همانا نظافت و پاکیزکی هست که پشت اون احکام نهفته هست. که ابدی هست و الان هم به حکم نظافت و پاکیزکی ما باید عمل کنیم و همینجوری که میبینیم مصداق هاش بسیار متفاوت از زمان های گذشته هست.
    بعد ممکنه بگیم خب حالا گیرم که علوم تجربی اینجوری. اما علوم انسانی که دیگه خیلی تابلو هست؟ اون تئوری های ضد دین کافر که تابلو هست دیگه!
    پاسخ: اینجا هم باز اشتباه شد.
    باز به حکم همون موارد بالا که ذکر کردم در دین عموما چارچوب ها و خط قرمز ها مشخص شده. بعبارتی محدوده ها مشخص شده و اونی که به مصداق سازی میکنه عقل هست.
    یعنی چی؟
    یعنی من باید با مثال توضیح بدم.
    فرضا کتاب ثروت ملل آدام اسمیت که بیش از ۲۰۰ سال پیش نوشته شده یک کتاب صد در صد غربی هست.
    اما آیا این کتاب و این علم ضد دینی هست؟
    خیر. اتفاقا بالای نود درصد تطابق با دین داره. البته در برخی موارد جزئی با مسائل دینی یکسان نیست.
    یعنی چی؟
    یعنی مثلا آدام اسمیت فلان جا بصورت کاملا علمی میگه اگه این اتفاق بیفته اونوقت تولید محوری از بین میره و بجای اینکه در آمدها بره به سمت کار و تولید میاد به سمت رانت و فساد اقتصادی و رباخواری رواج پیدا میکنه.
    آیا دین ما غیر از این گفته؟
    که باید آورده هر شخصی به تناسب کار و زحمتی که میکشه باشه و رباخواری و فساد محکوم هست؟
    آیا تصور کردی از دل دین میشه ریز جزئیات رو در آورد. برآورد من از هرآن مطالعه ای که داشتیم اینه که خیر. دین به ذکر جزئیات جز در برخی موارد (مثلا فقه اقتصادی) نمیپردازه.
    یعنی چی؟
    یعنی تو تئوری ها رو باید با قدرت عقل بدی اما اونو با چارچوب های دینی بسنجی که مخالفتی با مسائل دینی نداشته باشه. از اونجایی که ما یک حکم کلی داریم با عنوان: هرآنچه که عقل حکم میکنه، شرع هم حکم میکنه و اینکه دانشمندان از عقل خودشون استفاده میکنن لذا معمولا بیشترین تطابق بین آورده های اون ها با مسائل دینی میبینیم.
    مثال دیگه. همین بالا عبارتی از دکتر مومنی آوردیم. اونجا میگه که شوک درمانی موجب فساد میشه و بابک زنجانی ها از دل همین شوک درمانی بیرون میان.
    میبینی هدف هر دور یکیه. هدف دین کاهش فساد هست. اتفاقا دین اینجا خیلی ورود نمیکنه. مثلا بگه شوک درمانی کنید یا نه. اصلا این مباحث رو ما نداریم. اما میبینی که همون استاد اقتصاد داره چیزی رو دنبال میکنه که دین ما گفته برید دنبالش.
    مثلا دکتر سریع القلم میاد میگه ببینید، از لحاظ علمی باید مسئولین ما از طبقه متوسط باشن. دین ما چی میگه؟
    دین در درجه اول میگه برو ببین عقلت چی میگه. شهید مطهری بحثی داره که میگه ما دوتا پیامبر داریم. عقل و پیامبر بیرونی (مثل حضرت محمد). بعد توضیح میده که عقل (پیامبر درونی) جایگاهش در دین از پیامبر بیرونی بیشتره و این پیامبر درونی رو همه دارن. یعنی اون غربی ها هم پیامبر اصلی رو دارن و به همین دلیل هست که اون ها هم دانش و علمی که بدست میارن بسیار مفید هست و برای ما سودآور.
    فکر کردی وقتی پیامبر میاد میگه برید علم رو بیاموزید ولو در چین، آیا در چین فقه و اصول درس میدن؟
    خب اون معلومه علمی که در چین هست هیچ ربطی به علوم رایج دینی نداره. ایضا شهید مطهری بحثی داره درباره جایگاه علم در دین. مثلا در کتاب های بیست گفتار و ده گفتار اینو بحث میکنه و البته در جاهای دیگه. اونجا اینجوری صحبت میکنه که هر علمی که مفید باشه از لحاظ دینی پذیرفته هست و یاد گرفتنش عبادت. و هر علمی که غیر مفید باشه از نظر دینی رد هست. شهید مطهری و علامه جعفری خودشون به شکل گسترده از جامعه شناسی و روانشناسی استفاده کردن و بهره بردن.
    علم ابزار هست نه هدف!
    با این ابزار تو میتونی جامعه رو به هر سمتی که بخوای ببری. اون دیگه بستگی به خودت داره.
    میتونی جامعه رو ببری به سمت راستگویی یا دروغگویی
    رباخواری یا تولید محوری
    توسعه و پیشرفت یا فقر و فلاکت.
    مثل آچار فرانسه میمونه. هرکاری میتونی باهاش کنی.
    من حدود یکصد حدیث از معصومین در توضیح جایگاه عقل جمع آوری کردم که خیلی مفصل هست.
    معصومین به ما یاد دادن که حجه فیما بین العباد و بین الله العقل. حجت بین ما و خدا عقل هست. یعنی جایگاه عقلی که جهانشمول هست تا به این حد بالاست.
    اومدن به امیر المومنین گفتن بکی هست شب و روز نماز میخونه و روزه میگیره و عبادت میکنه و خلاصه قیامتی هست دیگه!
    حضرت پاسخ داد بگید ببینم عقلش چطوره؟ اگر عقل نداره اون ها به دردی نمیخوره!
    حضرت امیر میگه خوشا به حال آنان که نماز شب نمیخونن، کارهای مستحبی نمیکن، … اما دارای بینش و عقل هستن. دارای خرد هستن.
    چقدر زیباست این گفته امام صداق که “اذا رایتم الرجل کثیره الصلاه کثیره الصیام فلا تباهو به حتی تنظر کیف العقله”
    میگه وقتی دیدید کسی خیلی نماز میخونه و عبادت میکنه بهش ننازید تا اینکه بفهمید عقلش چجوریه؟
    من حرمتی به گستردگی دیوار چین و به قامت اورست برای امثال استاد سریع القلم قائل هستم بنا به دلایلی که گفتم. خوشا به حال آنانی که نماز شب نمیخونن، امور مستحبی انجام نمیدن اما دارای فهمی بصیر و خردی جامع هستن.
    یا علی

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۰ ب.ظ:

    جناب تشنه …
    ممنون استفاده کردیم … البته در تمام این مواردی که ذکر کردید یادم نمیآید که با هیچکدامشان مخالفت کرده باشم …. شما میفرمائید رجوع کنید به استاد مطهری … آن شهید بزرگوار را امام پاره تن خود نامید و ایضا خود ایشان خود را شاگرد امام میدانست … پس به طریق اولی بنده جهانبینی دینی خود را از امام راحل بگیرم معقولتر است …. چکیده دعب و مرام امام که جمع خصال بودند در وصیت نامه ایشان آمده … این اساتید پهن گستر و بلند قامت شما با دو دو تا چهار تای بقول شما عقلانی خودشان تفکرات امام را خیانت به ملک و مملکت میدانند …. اینطور نیست ؟؟؟ اگر اینطور نیست بفرمائید که چرا نیست تا روشن شویم …. تمامی این کسانی که شما از آوردن اسمشان ننگتان میآید در آنچه که شما افراطی گری میخوانید انگشت کوچک امام هم نمیشوند …

    [پاسخ]

  5. تیرگر
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۳:۲۰ | #5

    ۱- آیت الله هاشمی رفسنجانی معروف به استوانه ی نظام: امام با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بود
    ۲- آیت الله احمد جنتی معروف به نمیر المؤمنین: امام در آروزی جنگ رودرو و رخ به رخ با آمریکا بود
    .
    .
    .
    دیدگاها:
    ۱ : در ایران بیش از یک [امام] خمینی وجود داشته
    ۲: آیت الله ها به بهشت نمی روند (کلا خدا دروغگو را دوست ندارد)

    [پاسخ]

  6. amir
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۲ | #6

    آقای رهگذر میگی‌ که صادق زیبا کلام باید به خاطر ابراز عقیده مجرم شناخته بشه و عقیده داری که:”حکومت بیدی نیست که از این بادهای موسمی بلرزد . اما کسی که مرتکب جرمی شد که ان جرم در قانون تعریف شده است طبیعتا. باید مجازات گردد .”

    خوب حالا این به اصطلاح قانون فقط در مورد مخالفان لازم الأجراست یا این که در مورد سوگلی‌های دربار هم اجرا میشه؟میدونی پرونده سعید مرتضوی،متهم اصلی‌ جنایت کهریزک،متهم به فروش سوالات قضایی،متهم به فساد گسترده در تامین اجتماعی و…هنوز تکلیف پروندش مشخص نشده و داره آزاد برای خودش میچرخه؟ مستحضرید که رسیدگی به اتهام رحیمی در پرونده فساد بیمه‌ ایران راکد مونده؟از پرونده فاضل لاریجانی چه خبر؟پرونده اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی “کش “دار به کجا رسیده؟پرونده اختلاس بنیاد شهید چی‌؟در هر کدام از این اختلاس‌ها رد پای مسئولین ارشد دیده میشه.آیا اونا دستگیر شدند؟قانون کجا بود برای اینها؟یا اصلا خود احمدی نژاد ،چرا برای رسیدگی به شکایت کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به داد گاه نرفت؟طبق قانون غیبت غیر موّجه در دادگاه موجب بازداشت میشه.چرا هنوز دستگیر نشده؟یادم نمیره که پیمان عارف روز نامه نگار را به جرم توهین به احمدی نژاد ۷۴ ضربه شلاق زدند و زندانیش کردند . خنده داره، توهین به احمدی نژادی که کل وجودش توهین به تک تک مردم ایرانه.این مسئولین کشور هر کدام با چند پرونده قضایی که دارند فرقشون با اون روزنامه نگار یا اون وبلاگ نویس چیه؟مصونیت قضایی دارند یا جزو طبقه از ما بهترونند که قانون شامل حالشون نمیشه؟

    علی‌ ایحال تو کشوری که هر کی‌ هر کیه و هر مقامی هر جور بخواهد عدالت را ذبح می‌کنه و کله پاچه‌اش را به اسم قانون میذاره جلو مردم،شما آسوده بخواب که شاه بیدار است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۹ ق.ظ:

    کامنتها را که می خواندم به این نتیجه رسیدم که :
    دوستان مکتبی با ایجاد حکومت اسلامی به چه دردسر و زحمتی افتادند.
    چقدر مجبور شدند که دروغ بگویند.
    چقدر مجبور شدند که حق و ناحق کنند.

    بهترین نگرش برای یک اصولگرا افکار و رفتاری مانند علی مطهری است.( البته حتمأ ایرادات جزئی در آن هست.)
    خدا رحمت کند شهید مطهری را. همانطور که پسرش متفاوت است، حتمأ خودش هم متفاوت بوده است.

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    هم علی مطهری م هم آقای بهشتی زمان خودشون دشمن زیاد داشتن ومتاسفانه از قشر مثلا مذهبی هم
    مورد انتقاد بودن من یه جا تو پاراگراف یکی از کتابهای شهید مطهری به نقل یکی از فرزنداشون خوندم که
    امام خیلی امیدوار بوده که رهبری جامعه رو به دست ایشون بده اما خوب فضای باز اول انقلاب هرکسی که بدرد انقلاب میخورد وازما گرفت

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۳ ق.ظ:

    کامنت جناب یوسفی را خلاصه میکنم :
    دوستان مکتبی با ایجاد حکومت اسلامی چقدر مجبور شدند که دروغ بگویند و حق و ناحق کنند.

    جناب یوسفی
    گاهی یقینا توی خواب کامنت مینویسی
    با این کامنتت تمام حقانیت حکومت اسلامی را باطل کردی !!
    کمی دقت کن برادر من

    درخت حکومت جمهوری اسلامی با خون شهدای این مرز و بوم آبیاری شده نه دروغ و حق و نا حق

    علی مطهری حسابش با پدر شهیدش کاملا جداست
    علی مطهری یک مجنون و دیوانه سیاسی است که خودش هم تا الان نفهمیده تو چه مسیری داره میره ..!
    پدر کجا و پسر کجا
    نوح پیغمبر کجا و پسرش کجا !

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    انقلاب کمونیستی را درنظر بگیرید.
    چین چقدر با کره شمالی متفاوت است!!
    الان هم کره ای ها انقلابیند و هم چینی ها، اما چینی ها مجبور نیستند دروغ بگویند درحالیکه کره ای ها جز دروغ حرف دیگری برای گفتن ندارند.
    . . .
    در انقلاب ما هم اصلاح طلبان نیاز به دروغ گفتن ندارند درحالیکه اصولگرایان یا مکتبی ها مجبورند.
    اصلاح طلبی یک سلیقه نیست، یک انحراف نیست، بلکه مرحله دوم انقلاب است.
    و اصولگرایان، انقلابیونی هستند که در همان مرحله اول باقیمانده اند.
    . . .
    مطمئن باشید اگر صدسال دیگر اسمی از کمونیست باقیمانده باشد در چین خواهد بود و نه در کره شمالی.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۹ ب.ظ:

    آقای یوسفی
    شما که کلا اصول گرایان را درو کردید !

    آیا سروش و آغاجری و کدیور و گنجی و حجاریان و ….هم اصلاح طلب بودند ؟ اونا راستگویان شمایند ؟!

    مهران پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    «اشخاص» را نباید ملاک قرار داد چون این روزها می‌توان با یک جستجوی ساده مواردی را پیدا کرد که پایه‌های دفاعیات از هر شخصی را بلرزاند. باید روی جملات و گفتار تمرکز کرد حالا از هر کسی که باشد. برای نمونه الآن اگر رهبری می‌آمد و اشاره‌ای می‌کرد که این ورود در جریان هسته‌ای اشتباه بود، من با تمام توانم در تبلیغ و پشتیبانی از آن تلاش می‌کردم.

    [پاسخ]

  7. نسیم شمال
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۰ | #7

    بی گمان هر فرد و گروهی از منظری خاص در این سؤال غور خواهد کرد. جریان های سیاسی با عینک حزبی داوری کرده و سرانجام چنین نتیجه گیری خواهند کرد که روحانی درپی یارگیری سیاسی از محیط دانشگاه است و جریان های دانشجویی محتاطانه پاسخ چرایی نزدیکی روحانی به دانشگاه را عملکرد آینده دولتمردان موکول خواهند کرد.

    اما نشانه ها و شواهد برای فهم رویکرد رئیس دولت یازدهم به دانشگاه چندان دور از دسترس نیست.

    پاسخ این سؤال در حوادث تاریخی یک دهه اخیر نهفته است. هشت سال دوری از مسئولیت های کلان اجرایی، روحانی و همقطارانش را از مزایای حکمرانی بی نصیب کرد اما در عوض او را به موهبتی والا یعنی همنشینی و داد و ستد با نخبگان علمی نایل ساخت.

    همه چیز درباره نگاه تازه روحانی به مقوله مدیریت و زمامداری از ریاست او بر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت آغاز می شود.

    این مرکز در دوران پرالتهاب هشت سال گذشته مأمن قاطبه محققان و دانشگاهیان نامدار کشور شد.

    در این ایام از خانواده مدرسان و محققان نام های بسیاری را می توان فهرست کرد که صرفاً بنا به استقلال فکری شان از کرسی تدریس و تحقیق محروم ماندند و سر از خیابان نیاوران و مرکز تحقیقات استراتژیک درآوردند.

    حاصل این حشر و نشر با استادان دانشگاهی برای روحانی، صرفاً گسترش حلقه دوستان و یاران نبود بلکه این همنشینی و مجاورت، اتفاقی مهمتر را در مشی زمامداری او رقم زد و آن پذیرش اصل طلایی جهان مدرن یعنی«مدیریت علم محور» بود.

    همان چیزی که صاحبنظران به عنوان حلقه مفقوده دنیای سیاست و زمامداری در ایران زمین می نامند.

    مدیریت علم محور نقطه مقابل نگرش کسانی قرار می گیرد که خرد جمعی و عقلانیت را در چرخه تصمیم گیری منها می کنند. معتقدان مدیریت علمی، تخصص و تجربه را ارج و اولویت می نهند در حالی که مخالفان این اندیشه عناصر دیگری مثل، وفاداری و تبعیت را مقدم می شمارند.

    در قاموس مدیریت علمی، نخبگان و دانشگاهیان موتور محرک توسعه و اصلاح کشورند و هر حرکتی با ادعای اصلاح و تحول بدون پشتوانه علمی محکوم به شکست است.

    در مکتب مدیریت علمی «حجت کارشناسی» بالاترین معیار برای سنجش موفقیت یا مشروعیت یک تصمیم است.

    به این صورت می توان دریافت که چرا دانشگاه و دانشگاهیان اقبالی مضاعف و متفاوت به رئیس دولت اعتدال نشان می دهند.

    جمله دانشگاهیان در همسخنی با دولت جدید،تجربه روزهایی را به یاد می آورند که دهها نسخه بزرگ و بنیان کن برای سرنوشت اقتصادی و سیاسی جامعه در غیاب نخبگان تجویز شد و با تعلیق و تعطیلی بازوان قدرتمند علمی و تحقیقی، همه چیز رنگ پوپولیسم به خود گرفت. روزهایی که ده ها مصوبه در یک ساعت و یک روز تصویب می شد بی آن که انتقاد و اعتراضی را از سوی طایفه مخالفان امروز دولت برانگیزد.

    بنابراین گزاف نیست اگر گفته شود رئیس دولت یازدهم بر آن است تا غبار غربت از چهره علم و عالمان برگیرد و با توسل به ریسمان عقلانیت و اعتدال، اوضاع و امور مدیریت را به مسیر اصلی اش بازگرداند.

    سخن سه شنبه روحانی در محفل دانشگاهیان اگر برای مخالفانش گران آمده است به این سبب است که او در تقلای سپردن رشته تصمیم و تمشیت امور جامعه به دست اصحاب اندیشه و علم است و طبیعی است که در چنین فضایی بازار سودجویان و حامیان پوپولیسم به کسادی گراید.

    *یادداشت روزنامه ایران

    [پاسخ]

  8. ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۱ | #8

    دعای رو به رشد آمریکایی‌ها: ارسال ماهواره، پوششی برای توسعه توان موشک بالستیک است، موشک بالستیک نیز برای حمل بمب هسته‌ای کاربرد دارد، پس تمام این برنامه‌ها نیز باید متوقف شود.

    آمریکایی‌ها علاوه بر پلمب برنامه هسته‌ای ایران، فضاسازی رسانه‌ای درباره توسعه موشک‌های بالستیک کشورمان را نیز کلید زده‌اند و حتی به این خواسته‌ها نیز اکتفا نکرده و توقف برنامه‌های ارسال ماهواره‌های ایران را نیز به خواسته‌های خود افزوده‌اند.

    [پاسخ]

  9. تشنه
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۶ | #9

    جناب آرپوشین گرامی
    ادامه بحث قبلی رو اینجا میذارم چون اینجوری بهتره و بقیه هم میتونن بخونن.
    برادر عزیز اون جمله اول که من تصور میکنم خیلی روشن بود.
    من اولش درباره دکتر عباسی صحبت کردم بعد گفتم من دسترسی به دکتر عباسی ندارم اما دسترسی به دوستان مذهبی خودم دارم و همون نصیحت ها رو خطاب به این دوستان مذهبی گفتم که جناب حسن گرامی پرید وسط که ها؟ چی شده؟
    بنده هم گفتم آقا حسن من اسم شخص خاصی نیاوردم (از بین دوستان).
    این که خیلی روشنه وقتی نصف بحث من درباره دکتر عباسی هست و نصفش در مورد دوستان مذهبی که اسم شخصی رو نیاوردم، بعد اومدم میگم من اسم کسی نیاوردم طبیعتا اشارم به بخش دوم کلام هست نه بخش اول. اگه قرار بود دکتر عباسی جز کلام من باشه که دیگه چرا من باید به حسن گیر میدادم که چرا اینو به خودت گرفتی؟
    بعدش آخر متن هم خود شما جواب خودت رو دادی تو همین سوال:
    اونجا که میگی “خطاب مشخص شما با چه کسانی است؟”
    میبینی که من دارم یه عده از دوستان رو خطاب میکنم و اسم کسی رو هم نمیارم. خیلی روشن بود انصافا!
    اما یک نکته دیگه. بنظرم خلاصه نوشتن یک هنر هست که کمک میکنه به بحث. سعی کنیم کمی خلاصه تر بنویسیم. تا بیشتر رغبت ایجاد کنیم.
    مواردی رو مطرح کردی که من اینجا لیست میکنم:
    کدام مسائل هست که فهم دکتر عباسی با دین فرسنگ ها فاصله داره.
    منظورت از لهوف همون بحث حدیث درباره هدایا و این ها هست؟ اگه بله خب یکی دو روز به من مهلت بده چراکه کتاب لهوف بنده در دست شخص دیگه ای هست. اون طلب شما تا تو همین هفته ادرس دقیق بدم. هرچند احادیث معتبر بسیاری هم اوردم بعلاوه اون.
    نکته سوم بحث ایرادهای دکتر عباسی به علامه طباطبایی و شهید مطهری (فلسفه صدرایی) هست.
    نکته بعد مواردی هست که برخی مذهبی ها تصور میکنن عین دین هست اما فرسنگ ها با دین فاصله داره و شما مثال خواستی.
    دوتا مورد دیگه هم گفتی که دقیقا مثل مورد اول فقط حاشیه هست. طبیعتا وقتی من میگم بیش از ۹۵ درصد مذهبی ها این مشکل رو دارن نرفتم آمار بگیرم و صرفا یک عدد حدودی دادم بر مبنای مشاهدات. اصلا اینجا بحث روی اعداد نیست؟ شما اصل مطلب رو بچسب بجای گیر دادن روی حواشی که دخلی به اصل مطلب نداره. من بیش از یکصد دوست مذهبی دارم و وقتی میبینم بین این ها تنها سه یا چهار نفرشون تونستن دین رو بخوبی بفهمن طبیعی هست اعداد بین این جمع چیزی حدود همون رقم ۹۵ درصد در میاد. حالا چند درصد کمتر و بیشتر چه توفیقی میکنه؟ اصلا مگه بحث ما روی اعداد هست؟
    چیزی که مشهود هست اینه غالب مذهبی ها درک درستی از دین ندارن. اینه منظور اصلی اون جملات و شما به منظور بچسب نه به حاشیه.
    فرق دین و مذهب هم باز همینه. هر بچه کوچولویی مدرسه رفته باشه به دانشگاه رسیده باشه ده بار فرمی رو پر کرده که میگه : دین اسلام، مذهب شیعه لذا اینقدر براش واضح هست که مذهب با دین متفاوته.
    فعلا بعلت احتیاط اینو منتشر میکنم و ادامه رو در متن بعدی میذارم.

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۹ ق.ظ:

    خب الان بین اون مواردی که شما مطرح کردی و من اینجا لیست کردم هرکدوم تصور میکنید بهتره انتخاب کنید تا بحث کنیم. من از بحث های پراکنده اطراف ده ها موضوع اصلا خوشم نمیاد و ناگفته پیداست آخرش هیشکی نمیفهمه چی شد کی چی گفت!
    اگه درباره دکتر عباسی میخواین حرف بزنیم هر دو موضوع دکتر رو بحث میکنیم.
    اگه درباره برخی ایرادهای مذهبی ها و تفکرات اشتباه اونها میخواین بحث کنیم که اونم خودش بحث های مفصل میطلبه.
    اگرم مایل به بحث در مورد هر دو هستی ایراد نداره اما فعلا یکی رو انتخاب کن بعنوان موضوع اول و بعد که بحث درباره اون به جایی رسید به دومی هم میرسیم.
    بعبارتی جدا جدا بحث ها رو مطرح میکنیم نه شلم شوربا.
    اون حدیث لهوف هم طلب من تو همین چند روز آینده.
    یا علی

    [پاسخ]

    رودا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    با توجه به اینکه به وفور در این کامنتدونی، داشتن دانش و اطلاعات بسیار، در زمینه های مختلف از جمله دین و مذهب را ادعا کرده و به تکرار دیگران را به اتهام کم سوادی و “کم مطالعه بودن” مورد خشم و عتاب قرار داده اید، بی زحمت لطف کرده این سوال ساده ما رو هم جواب بدید:
    دین “اسلام” چیست؟ چرا معتقدید برترین و کامل ترین دین است؟

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۹ ب.ظ:

    سرکار خانم رودا
    با من بودی دیگه؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۷ ب.ظ:

    رودا
    الاسلام یعلی و لا یعلی علیه

  10. ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۸ | #10

    مراسم تشییع پیکر مطهر جانباز شهید سید علیرضا ستاری که در فتنه سال ۸۸ به درجه جانبازی نائل آمده و به مدت ۲ سال نیز در کما بسر می‌برد، از مقابل منزل او انجام شد. این مراسم با حضور شخصیت‌های کشوری و لشکری، خانواده معظم شهدا و جانبازان در خیابان ۱۷ شهریور تهران برگزار شد.

    لعنت خدا و رسول خدا بر فتنه گران خائن ۸۸

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۱ ب.ظ:

    درود خدا بر فتنه گران ۸۸

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۱ ب.ظ:

    درود خدا بر آنانکه آن حماسه و شور را آفریدند

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۰ ب.ظ:

    بابک
    حالا اونهمه حماسه سازان آشغالی ( همون سطل آشغالی ) کجایند و حماسه هایشان چه شد ؟

  11. ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۹ | #11

    چرا این روزها آقا سخن دیگر نمی گوید…

    چرا دیگر ز فتح قلعه ی خیبر نمی گوید…

    علی تنها شد و مردم سبدهاشان پر از کالا…

    سخن را چون ندارد مالک اشتر نمیگوید…

    [پاسخ]

  12. ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۱ | #12

    نگو ، “سـی هــزار کــوفـی”، کربلا آمدن، “حــسیــن” را بکشند!

    “کــوفـی” که می گویی، دور “خــودم” و “خــودت” را “خــط قــرمـزی” می کشی!
    بگو: “سی هزار گنـــه کــار”!

    آن وقت، مـــا هم تـــا “تــرک گــنـاه ” نکرده باشیم ، در این “دایـــره ” هــستــیم!

    [پاسخ]

  13. نسیم شمال
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۲۵ | #13

    دکتر سعید زیباکلام در نامه‌ای به رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه آیا به ‌راستی بر این باورید که با تحکم‌ و توپ و تشر فضای باز در جامعه و دانشگاه ایجاد می‌شود، نوشت: هنگامی که تشکل‌های دانشجویی جرأت نمی‌کنند پا به میدان بگذارند، به‌ راستی انتظار دارید اساتید به بحث درباره توافق ژنو بپردازند؟

    به گزارش خبرگزاری فارس، سعید زیباکلام عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران طی نامه‌ای در واکنش به سخنان روحانی در دانشگاه شهید بهشتی و مصاحبه تلوزیونی نوشت: آیا به‌راستی بر این باورید که با این تحکم‌ها و توپ و تشرها فضای باز در جامعه و دانشگاه ایجاد می‌شود؟

    متن کامل این نامه به شرح ذیل است:

    ” جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری

    با سلام و آرزوی عاقبت بخیری،

    در سخنرانی اخیر خود خطاب اظهار به دانشگاهیان تألم کرده‌اید که “چرا دانشگاه خاموش است؟” و “چرا دانشگاهیان و اساتید ما سکوت می‌کنند؟” و “چرا فریاد نمی‌زنید؟ چرا وارد میدان نمی‌شوید؟”.

    ـ جناب آقای رئیس‌جمهور! آیا اساتید دانشگاهی از جریان مذاکرات که همواره توسط وزیر خارجه دولت جنابعالی بر محرمانه‌بودن آن اصرار و تأکید ویژه‌ای داشته‌اند کمترین اطلاعی دارند که بتوانند پس از ارزیابی آن‌ها به میدان آمده اعلام نظر کنند؟

    ـ آیا با توجه به نامه جنابعالی به مقام معظم رهبری در صبح اول وقت بعد از توافقات گام اول، و به راه افتادن کارناوال تبریک‌گویی و پایکوبیِ بسیاری از رسانه‌ها از جمله رسانه ملی، به‌راستی شما انتظار دارید اساتید دانشگاهی بی‌هیچ خوف و هراسی به ارزیابی صادقانه توافقنامه ژنو بپردازند؟

    ـ آقای رئیس‌جمهور! آیا هنگامی که حضرت عالی با تأکید تمام می‌گویید: “همه اصول و خطوط قرمز نظام” در مذاکرات رعایت شده، “دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای ایران است” و نیز “فرزندان انقلابی … توانسته‌اند حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات کنند”، به‌راستی انتظار دارید اساتید دانشگاهی بی‌هیچ خوف و نگرانی وارد بحث و بررسی توافقنامه ژنو شوند؟

    ـ آقای رئیس‌جمهور! هنگامی که بسیاری از تشکل‌های دانشجویی به واسطه جو رسانه‌ای‌ـ‌امنیتی خاصی که در این ماه‌های اخیر سیطره‌یافته جرأت نمی‌کنند پا به میدان گذاشته از انگشت‌شمار اساتید دانشگاهیِ دل به دریای انقلاب زده دعوت به سخنرانی کنند، جنابعالی به‌راستی انتظار دارید اساتید دانشگاهی به بحث و ارزیابی این به زعم حضرتعالی “کار بزرگ بین‌المللی” بپردازند؟

    ـ آقای رئیس‌جمهور! این شعار پسندیده سنجیده‌ای است که می‌فرمایید “این دولت محیط امن برای دانشگاه می‌پسندد” و “محیط امن، یعنی همه احساس امنیت کنند”. اما هنگامی که در همان سخنرانی توپ و تشر می‌زنید که “چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند”، آیا به‌راستی انتظار دارید اساتید به آن شعار پسندیده توجه کنند یا از آن سرزنش تند و ناشکیباییِ بسیار نگران‌کننده خوف و هراس به دل گیرند؟

    ـ آقای رئیس‌جمهور! این سخن بسیاردرستِ بسیارتکرارشده را حضرتعالی بیان می‌فرمایید که “باید اجازه داد فضای باز سیاسی ایجاد شود”. لیکن در همان سخنرانی با ترش‌رویی بسیار می‌فرمایید “شما چکاره هستید که خود را متولی همه چیز می‌دانید؟ با یک شعار و چهره و قیافه، آدم متولی می‌شود؟ به چه مناسبت خود را دلسوزتر از دیگران می‌دانید؟”. آیا به‌راستی بر این باورید که با این تحکم‌ها و توپ و تشرها فضای باز در جامعه و دانشگاه ایجاد می‌شود؟ آیا برای تحقق همان فضای باز، درست‌تر نیست به عوض ترشرویی، اجازه بدهیم هر کس از هر صنف و قشر و گروهی می‌خواهد خود را متولی و دلسوز یا دلسوزتر بداند، بداند. اما اگر دلسوزی‌هایش را قبول نداریم تحلیل‌هایش را نقد کنیم؟

    ـ جناب آقای رئیس‌جمهور! فرموده‌اید “کسانی که در مذاکرات ژنو، مذاکره کردند نیز از دانشگاه‌ها هستند و از اساتید دانشگاه‌های ما به حساب می‌آیند”. آیا به‌راستی بر این باورید که در مذاکره با مستکبران سیطره‌طلبِ زورگو باید استاد دانشگاه بود؟ چند تن از نمایندگان سیاسی کشورهای حاضر در مذاکرات ژنو سابقه استادی دانشگاه داشته‌اند؟ و بالاخره، آیا در مذاکرات با مستکبرانِ قلدرِ زورگو سابقه استادی دانشگاه لازم است یا ایمان و اعتقاد به روز حساب و کتاب و عقاب، پایبندی راسخ به آرمان‌های انقلاب اسلامی، و حراست از عزت و استقلال جمهوری اسلامی و خون شهدای آن؟

    ـ جناب آقای رئیس‌جمهور! فرموده‌اید “در دانشگاه‌ها در کنار پرورش بخش علمی و تحقیق، باید به فکر مسائل اجتماعی و سیاسی هم باشیم. دانشجویان باید از منافع ملی و بدخواهان داخلی و خارجی نیز باخبر باشند”. بفرمایید دولتمردان و نیز مطبوعات هماهنگ و همسو با دولت در این حدوداً شش‌ماهه که از دولت جنابعالی می‌گذرد چه اقداماتی جهت تمهید و ترغیب چنین محیطی در دانشگاه‌ها انجام داده‌اند؟ آیا واقعاً برای حضرتعالی آشکار نیست که لحن شدید و غلیظ سرزنش‌های‌تان، بی‌سواد یا کم‌سواد خواندن منتقدانی همچون این بنده جهول، به عوض تمهید و ترغیب آن محیط و پرورش دانشجویان متعهد به منافع ملی و مصالح انقلاب و محبّ وطن، هم دانشجویان و هم اساتیدشان را یکجا و با یک ضربه به محافظه‌کاری و عزلت‌طلبی و عافیت‌طلبی‌های فرومایه دنیوی سوق می‌دهد؟ در این صورت، آیا به‌نظر حضرتعالی این قبیل سخنان در جهت پرورش و رشد فرهنگ اجتماعی‌ـ‌سیاسی دانشجویان، و در نتیجه به نفع آرمان‌های انقلاب اسلامی، به‌ویژه استقلال کشور است؟

    ـ و بالاخره، جناب آقای رئیس‌جمهور، بسیار بجا و شایسته سؤال کرده‌اید “چرا در علوم انسانی، حقوق، علوم‌سیاسی، اقتصاد و علوم‌اجتماعی رشد نمی‌کنیم و صاحب‌نظر نیستیم…؟” پاسخ این سؤال را در پژوهش‌های متعددی مورد طرح و بررسی مفصلی قرار داده‌ام. اما در این مقام به همین مقدار باید بسنده کنم که یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین موانع رشادت و نظریه‌سازی از جانب عالمان حوزه‌های پایه‌ای علوم انسانی و علوم‌ اجتماعی دخالت و اِعمال قدرت صاحبان و رجال سیاسی و حکومتی در عرصه دانشگاه است.

    بایسته و ضروری است که حاکمان یاد بگیرند به دانشگاهیان امر و نهی نکنند و آن‌ها را مورد خطاب عتاب و ترعیب قرار ندهند.

    ـ در یک کلام، اگر به‌راستی خواهان فضای باز دانشگاهی و شکوفایی اندیشیدن و نظریه‌سازی هستیم تحت هیچ شرایطی با دانشگاهیان سرلشکرانه رفتار نکنیم.”

    [پاسخ]

  14. علی
    ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۰۸ | #14

    آقای حسینی عزیز دل من موندم چرا تلخی و ناراحتی انتخابات هنوز از کام شما بیرون نرفته. بنده هم قبول دارم که در توزیع سبد کالا مدیریت مناسبی صورت نگرفته بود و قطعا میشد خیلی بهتر تصمیم گرفت. ولی مردم فریبی رو نمی فهمم شما چجوری استخراج کردی؟
    بخش زیادی از ملت به دلیل سیاست های ماجراجویانه دولت وقت و حمایت بی چون و جرای همه اصولگرایان از ایشان و رساندن کشور به لبه پرتگاه اقتصادی دچار مشکلات هستند و حتی گزارش های وزارت بهداشت نشون میده بخشی از مردم به دلیل گرانی ها بخشی از مواد لازم برای بدن را از سفره هایشان حذف کردند و ضروری است تا دولت نسبت به رفع این مساله اقدام کند. شما با این موضوع مشکلی دارید؟ راه حل بهتری دارید؟ اگر دارید بفرمایید. ممکن هم هست داشته باشید و نهایتا نتیجه می گیریم دولت می توانست کار کارشناسی تری بکند و از نظرات شما هم استفاده بکند. اما مردم فریبی را اصلا نمی فهمم. نحوه اجرا هم که خود روحانی پذیرفت مشکلاتی داشته و باید سعی کنه حلش کنه. حالا این همه ناراحتی شما از کجاست و سوزش از چه ناحیه ای هست رو ابدا متوجه نمیشم.

    [پاسخ]

  15. نسیم شمال
    ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۴ | #15

    ننگ ما
    ننگ ما
    اون شلوار تنگ ما :)

    [پاسخ]

  16. رضا
    ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۱۶ | #16

    “خودم گفتم کرامت مردم بخاطر همین چند قلم کالا به اندازه کافی لکه دار شده، دیگر من شریک این کار نشوم.”
    همین حرف کافیه که این دولتی ها برن وخداشون رو شکر کنن که مخالفان با وجدان وخداترس دارن . به یاد بیاریم زمانی که یه سری سایت ها با نشون دادن عکس های مردم جلوی دستگاههای خودپرداز(که امیدواریم واقعی ونه تزیینی بوده باشند) به دولت احمدی نژاد چه متلک هایی می گفتن.
    آدم های منافق یه مزیت بزرگ دارن واون هم اینه که مخالفان نجیبی دارند آدم نجیب وباانصاف وخدانرس این طور نیست که به صرف این یه حرف برعلیه رقیبش هست سریع بیاد لایک بزنه وتوی فیس بوکش باز نشر بده بلکه اول باید موضوع برای خودش اثبات بشه وبعد هم اگر صلاح بود وبه نفع جامعه اون رو منتشر میکنه.
    پس به گمانم : دشمن باانصا ف داشتن نعمتیه که فقط نصیب دشمنان خدا میشه!

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 12760
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: