خانه > انقلاب اسلامي, تاريخ, دفاع مقدس, سينما > سرانجام، چمران بازرگان یا چمران خمینی؟!

سرانجام، چمران بازرگان یا چمران خمینی؟!

۱-فیلم ساختن درباره شخصیت های واقعی کار ساده ای نیست. مثل راه رفتن روی لبه تیغ می ماند. شخصیت های خیالی و غیرواقعی معمولا حساسیتی به دنبال ندارند اما شخصیت های واقعی، چون با ذهنیت و زندگی بسیاری از مردم همراهند، حرف زدن درباره آنها سخت تر است. این حساسیت به ویژه درباره شخصیت های دینی، مذهبی، تاریخی و نیز شهدای انقلاب و دفاع مقدس بیشتر می شود.

اگر اشتباه نکنم ابراهیم حاتمی کیا چند سال پیش در مصاحبه هایی همیشه ترس و اکراهش را از ساخت فیلمهایی درباره شهدای مطرح دفاع مقدس اعلام می کرد. به این خاطرکه شاید نتوان شهدا را آنگونه که بودند، نشان داد. اما بلبل عاشق سینمای دفاع مقدس، عاقبت دست به کار بزرگی زد و به سراغ یکی از زیباترین گل های باغ شهادت رفت، شهید مصطفی چمران.

3-1

۲-من فیلم چ را ندیده ام و اینجا هم قصد ندارم درباره آن بنویسم. چیزی که باعث نوشتن این مطلب شد، خواندن یادداشتی بود از محمد قوچانی که ظاهرا به بهانه دفاع از فیلم حاتمی کیا نوشته شده، اما در حقیقت چکیده عقاید سیاسی یک آدم اصلاح طلب است برای گرفتن نتایجی خاص. من درباره فیلم قضاوتی نمی کنم، اما درباره مطلب قوچانی چند خطی می نویسم:

قوچانی مطلبش را با این سوال آغاز می کند که «چمران خمینی یا چمران بازرگان؟» و علی رغم اینکه چند بار ادعا می کند که حاتمی کیا پاسخ روشنی به این سوال نداده، زیرکانه دنبال این است که نتیجه دلخواهش را بگیرد: چمران بازرگان! این را می شود از ایما و اشاره های قوچانی در خلال نوشته اش فهمید. اما آیا حاتمی کیای انقلابی واقعا به این سوال پاسخی نداده؟ این را از چند نفری که فیلم را دیده بودند پرسیدم، تایید می کردند که چنین سوالی در فیلم مطرح شده، اما حرف همه آنها این بود که در ادامه فیلم، پاسخ محکم و روشنی به این سوال داده شده است. مخصوصا آنجایی که چمران، پیام امام را شنید. ظاهرا حاتمی کیا این صحنه ها را آنقدر صریح و با عظمت نشان داده که خود قوچانی هم به آن اعتراف کرده، اما جالب اینجاست که باز هم سعی در کتمان این حقیقت دارد. چرا؟ دلیلش واضح است. قوچانی کاری به فیلم ندارد. فیلم حاتمی کیا بهانه ای است برای او تا یک بیانیه سیاسی بنویسد علیه فیلم حکومتی و اینکه بگوید هر فیلم حکومتی و سفارشی حتی درباره شهدا، حتما فاقد ارزش است! و القاء کند که حاتمی کیا حکومتی نیست و فیلمش هم سفارشی نیست؛ و تلاش برای جدا کردن حاتمی کیا از جریان هنرمندان انقلابی.

۳-قوچانی کلیدواژه هایی دارد: «صلح و عقلانیت» در مقابل «احساسات انقلابی، شهادت، ایمان و جنگ» و آنقدر ناشیانه سرگرم این دوگانه سازی ها می شود که به اشتباه می نویسد: «چمران وزیر دفاع بود نه وزیر جنگ!» شاید عبارت قشنگی باشد از لحاظ بازی با کلمات، اما از نظر تاریخی درست نیست. چون شهید چمران بعد از پیروزی پاوه و از سوی امام به عنوان وزیر دفاع انتخاب شد نه زمان محاصره پاوه!

۴- چمران هم چریک عارف بود و هم دیپلمات عاقل، اما قوچانی این جنبه های مختلف را در مقابل هم قرار می دهد! مثل همان دعواهای همیشگی اصلاح طلبان و اصولگراها درباره خشونت و مدارا، یا مشروعیت و مقبولیت، یا جمهوریت و اسلامیت، یا مردم و رهبری؟ و … خود به خود، آنها طرفدار مردم، مدارا، صلح و صفا می شوند و دیگران در نقطه مقابل!  یک بازی زیرکانه که خیلی از ماها هم به دامش می افتیم و تصور می کنیم که مثلا فقط باید از اسلامیت، مشروعیت و خشونت دفاع کنیم! درحالی که بزرگان و رهبران انقلاب مدتها قبل به این دوگانه سازی های خیالی خاتمه داده اند. واقعیت این است که انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی بود نه انقلاب مسلحانه. به جنگ هشت ساله هم می گوییم دفاع مقدس چون اصلا دنبال جنگ و کشورگشایی نبودیم، تنها از خودمان دفاع می کردیم. البته زمان دفاع، دیگر وقت سوسول بازی و ادا و اطوارهای روشنفکری نبود، مردانه جنگیدیم. به قول شهید چمران وقتی شیپور جنگ نواخته شود، مرد از نامرد شناخته می شود. (پس شهید چمران برخلاف تصور قوچانی، درباره جنگ هم حرف زده است!)

۵-قوچانی بخاطر پیش فرضهای سیاسی جناحیش چنان از واژه «نظامی» گریزان است که حتی با نظامی زیستن چمران هم مشکل دارد. (آدم یاد آن جمله معروف می افتد: من سرهنگ نیستم!) ظاهرا یادش رفته که چمران پیش از پاوه یک چریک بود و بعد از پاوه هم لباس نظامی بر تن کرد و در جبهه دهلاویه جنگید. خدا را شکر که فیلم واقعی چمران روی تخت بیمارستان موجود است که با خیال راحت و آسوده و بدون کمترین شک و تردیدی و با اطمینان کامل، از شلیک گلوله بر قلب دشمن سخن می گوید! بله، مصطفی چمران، هم مرد صلح بود هم جنگ. طبیعی است که ارزش واقعی، همان صلح است، اما وقتی نباشد، باید جنگید. چون چاره ای جز آن نیست. به قول حاتمی کیا: «جنگیدن برای صلح حرف احمقانه ای است اما چه کنیم که در دنیای امروز ما باید این حرف را بزنیم و من چمران را از این زاویه مردی چند وجهی دیدم»

۶- قوچانی بعد از آنکه چمران مورد نظرش را ترسیم می کند، به سراغ حاتمی کیا می رود. از تحولات روحی او سخن می گوید و از حاتمی کیا هم هنرمندی می سازد جدا شده از خیل هنرمندان انقلابی و متعهد کشورمان. تا مبادا رزمندگان، بسیجیان، ایثارگران و خیل عظیم دوستداران انقلاب و نظام، بخاطر ساخت فیلمی درباره دفاع مقدس، به وجود حاتمی کیا افتخار کنند! پس باید بین آنها و حاتمی کیا فاصله انداخت. به این منظور بیانیه ای می نویسد علیه تازه به دوران رسیده های بعد از جنگ؟! چندخط بعد معلوم می شود که منظورش، آنهایی هستند که اتفاقا در جنگ حضور داشتند! اما اینکه چطور و به چه حقی مسئولیت خط کشی و تقسیم بندی ایثارگران واقعی و غیر واقعی را به دست آورده، معلوم نیست. بعد قیصر امین پور را هم به حاتمی کیای خیالی خودش اضافه می کند. اینجا هم دلیل قوچانی جالب است. اینکه قیصر و حاتمی کیا بعد از جنگ صلح طلب شده اند! چه کشف بزرگی! (یادش بخیر بعد از نمایش آژانس شیشه ای، رسانه های اصلاح طلب، آن را مروج خشونت می دانستند!) چمران هم چون در این فیلم کت و شلوار پوشیده، عاقل و صلح طلب است! چه دلیل محکمی!

این شیوه البته در سالهای اخیر مسبوق به سابقه است. همین چند سال پیش بود که بی بی سی فارسی، درباره تحولات روحی سید مرتضی آوینی و قیصر امین پور داستان سرایی می کرد. ناگفته پیداست که مراد این جماعت از تحولات روحی، چیزی نیست جز جدایی و فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی!

۶-نوشته قوچانی، یک بیانیه کاملا سیاسی است که فیلم چ را به دولتِ کلید هم پیوند می زند! (ظاهرا در این فیلم نشان داده شده که مذاکرات، هیچ نتیجه ای نداشته و گروهکها دائما دنبال جنگ بوده اند. خوب چرا فیلم را اینگونه به دولت و فضای سیاسی این روزها مرتبط نکنیم؟!) جالب اینکه چند بار تکرار می کند که فیلم حاتمی کیا ایدئولوژیک نیست اما خودش دائما در حال قرائت یک بیانیه کاملا ایدئولوژیک است.

۷- نکته بعدی مطلب قوچانی، درباره عرفی شدن هنر انقلاب است. اینکه فیلم حاتمی کیا درباره انسان است نه فرشته. البته این حرف کاملا درستی است. رزمندگان مخصوصا شهدا اگرچه با ایثار و جانفشانی، اسطوره ها را شرمنده خود کردند، اما خودشان اسطوره نبودند. آدمهای معمولی و زمینی بودند. هر اثری هم که درباره شهدا ساخته شود، باید چهره واقعی و باورکردنی آنها را روایت کند. (چند سال پیش روایت فتح مجموعه کتابهای «نیمه پنهان ماه» را منتشر کرد که داستان زندگی شهدا بود به روایت همسرانشان. در این کتابها ما با بخش های پنهان و روایت نشده زندگی شهدا آشنا می شدیم. اتفاقا زندگی شهید چمران هم جزو همین آثار بود.) اما قوچانی حتی موقع بیان این نکته درست هم، علیه کسانی عقده گشایی می کند که از لحاظ سیاسی و فکری قبولشان ندارد. او که از عرفی شدن هنر انقلاب می گوید و دوست دارد به جای فرشته ها، انسان را سوار تانک ها ببیند، تحمل حضور اخراجی ها را در جبهه و سینما ندارد!

۸-جالبترین بخش نوشته قوچانی پایان آن است. جایی که نقد فیلم را کنار می گذارد و عقاید سیاسیش را می نویسد. یعنی همه آن نقد فیلم، مقدمه ای بود برای بیان این حرفها: «فهم تحول روشنفکران سخت است. چگونه می توان از ایمان به عقل و از عقل به ایمان رسید؟ مساله ای که مصطفی چمران در میانه ی آن قرار گرفته بود و اکنون همه اسناد تاریخی درباره او به یک سو و ” چ” در سوی دیگر. ما با یک روایت پیچیده ی ادبی، هنری، سیاسی و دینی از تحول در روشنفکری دینی روبه رو هستیم: چگونه می توان سنت را با انقلاب، امام خمینی را با مهندس بازرگان و چمرانِ خمینی را با چمران بازرگان جمع کرد!»

اولا چرا همه اسناد تاریخی به یک سو؟ با چه استدلالی؟ برای اینکه چمران واقعی را معرفی کنیم؟ یعنی چمران تا حالا واقعی نبود و الان بخاطر یک سوال واقعی شد؟ شانش آوردیم که حاتمی کیا با شهامت تمام گفته که این فیلم، روایت خودش از چمران هست. البته در صداقت، تعهد و روحیات انقلابی حاتمی کیا شکی نیست، اما باید قبول کنیم که «چ» برشی کوتاه از زندگی چمران است نه تمام زندگی و همه جوانب زندگی او.

ثانیا آن تحول در روشنفکری دینی که مورد نظر قوچانی است، در حقیقت ربطی به چمران و حاتمی کیا ندارد؛ این زیرکی قوچانی است که می خواهد آنرا به چمران گره بزند. چمران روشنفکر دینی نبود. تعریف روشنفکر دینی مشخص است. مصادیق آن هم در این سرزمین معلومند. همین طور دردها و عقایدشان. دعوای سنت و تجدد، کی و کجا درد چمران بود؟ اساسا جنس تحول روحی چمران با تحول مورد نظر قوچانی و روشنفکران دینی متفاوت است. تحول چمران، عرفانی بود، تحول قوچانی سیاسی!

ثالثا چمران کجا گفته و نوشته که بین امام و بازرگان سرگردان مانده است؟ شکی نیست که اسم چمران در نهضت آزادی ثبت شده، اما آیا می توان چمران را یک نیروی تشکیلاتی مثل سایر اعضای نهضت آزادی به شمار آورد؟ به قول حاتمی کیا: «چمران عضو نهضت آزادی بود اما بزرگ‌تر و فراتر از ذهنیت حزبی نهضت آزادی بود» اینکه در این سالها کمتر به ارتباط چمران و نهضت آزادی اشاره شده، نمی تواند دلیلی باشد برای افتادن از آن ور بام. این تاکید بر «چمرانِ بازرگان» و ادعای چندباره درباره این که حاتمی کیا و چمران پاسخی به این سوال که «چمران بازرگان یا امام خمینی؟» نداده اند، فقط یک دلیل می تواند داشته باشد: اینکه به زعم قوچانی «می توان امام خمینی را با مهندس بازرگان جمع کرد!» حرفی کاملا اشتباه. مهندس بازرگان، انسان قابل احترامی هست که می توان از نظر شخصی به او علاقه داشت، اما از نظر سیاسی فقط یک انتخاب وجود دارد: بازرگان یا خمینی!

پس جمع بین بازرگان و امام فقط یک معنا دارد: کنار گذاشتن امام به نفع بازرگان! یعنی ژست سیاسی روشنفکران و ملی مذهبی ها. اما چمرانی که از همه قید و بندها و تعقلات مادی دل کنده بود و اهل هیاهوی سیاسی و حزبی نبود، حتی بعد از استعفای دولت موقت هم سرباز امام باقی ماند. پیش از استعفا هم بنا به گفته دوستان و نزدیکانش، به امام نزدیکتر بود تا بازرگان. با بازرگان هم سر همین موضوع کردستان اختلاف نظر اساسی داشت.

اینها همان اسناد تاریخی هستند که قوچانی آنها را به راحتی کنار می گذارد. چه زیبا گفت خمینی کبیر که «چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بی‏ هیاهوهای سیاسی و خودنمایی های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی و این هنر مردان خداست.»

24

خلاصه اینکه قوچانی در بیانیه سیاسیش، به دنبال ماهی گیری است. قرار دادن فیلم هنرمندانه در برابر فیلم حکومتی، حاتمی کیا در برابر انقلابیون تازه به دوران رسیده!عقلانیت در برابر انقلابی گری، چمران روشنفکر در برابر چمران انقلابی، چمران واقعی در برابر چمران حکومتی، چمران بازرگان در برابر چمران خمینی. همه اینها را هم رندانه به حاتمی کیا می چسباند. غافل از اینکه حاتمی کیا، رک تر و صریحتر از اوست. همین چند روز پیش بود که حاتمی کیا حرف دلش را درباره فیلمهای سفارشی زد که به ذائقه دوستان قوچانی خوش نیامد: «واقعیتش را بخواهید، پول فیلم من را سفارت هلند و جشنواره برلین نمی‌دهد. این کار را باید نظام جمهوری اسلامی انجام دهد و ریال به ریالش را خرج کند»

  1. مهدی ع
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۰ | #1

    از این جمله یاد چه شخصیتی می افتید:
    مذاکرات به جایی نمیرسد!
    http://www.alef.ir/vdcf0vd0vw6dyya.igiw.html?216126

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۱ ب.ظ:

    وضعیت واقعا مضحکیه.
    شخص اول مملکت داره میگه به نتیجه کاری که زیر نظر خودش داره انجام میشه خوشبین نیست.
    شما فرض کن اوباما بیاد بگه به نتیجه مذاکرات خوشبین نیست. چنان مضحکه عام و خاص میشه که نگو و نپرس. کنگره دو روزه شرتشو پرچم میکنه.

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۳ ب.ظ:

    چرا بلد نیستی درست حرف بزنی تا بحث و گفتگو تمیز پیش بره.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۱ ب.ظ:

    راستش اتفاقا دراین مورد اوباما زیاد هم خوشبین به نظر نمیرسد. جملات او در این مورد این است:

    “You know, if you ask me what is the likelihood that we’re able to arrive at the end state that I was just describing earlier, I wouldn’t say that it’s more than 50-50,” Obama said at a forum sponsored by the Brookings Institution’s Saban Center for Middle East Policy in Washington. “But we have to try.”

    که میگوید به درست شدن قضیه از طرف مذاکره شانس بیشتر از ۵۰ ۵۰ نمیدهد اما میگوید “باید تلاش کنیم”
    .
    http://www.bloomberg.com/news/2013-12-07/obama-says-testing-iran-s-behavior-best-way-to-halt-nuclear-plan.html

    [پاسخ]

    مهدی ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۷ ق.ظ:

    متاسفانه فرقش اینه که در اینجا افراد و جریان های بسیار قدرتمندی هستند که برای اینکه ثابت کنند
    اقای خامنه چقدر پیش گویی های پیامبرگونه دارند هر کاری خواهند کرد که این مذاکرات شکست بخوره
    و این مذاکرات مطمئنن به جایی نمیرسه چون طرف امریکایی میبینه که نفر اول یک کشور دیگه که قدرت
    اصلی رو برای همیشه در اختیار داره میگه مذاکرات به نتیجه نمیرسه و اینه به جدی نبودن در مذاکرات
    تلقی خواهد کرد

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۵:۵۸ ب.ظ:

    حالا وضعیت من مضحک شد

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۹ ب.ظ:

    احتمالا همه می دونند، ولی برای بابک و اونایی که نمی دونند:
    در نظام سیاسی ایران، مقام رییس حکومت از رییس جمهوری جداست. طبعا نظر اینها هم می تونه با هم متفاوت باشه. ولی در نظام سیاسی آمریکا رییس حکومت همون رییس جمهوره. پس اگه وقتی اوباما چنان حرفی بزنه واقعا باید مسخره عام و خاص بشه :)

    [پاسخ]

    لولوبی پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۸ ب.ظ:

    حضرت آقا اگه جور دیگه ای حرف بزنند فردا روزی اگه افتضاحی از این جماعت دیپلمات سر بزنه می افته گردن ایشون. لذا ایشون هوشمندانه مسئولیت رو از خودشون رفع می کنند.

    [پاسخ]

  2. محسن بردبار
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۴۶ | #2

    اقا reza
    برادرم مگر در صدر اسلام مسلمین به همه قبایل وجوامع اطراف حمله نکردند؟
    مگر در این جنگها مردان را نکشتند وزنان وبچه ها را به اسارت نگرفتن؟
    مگر خانواده ها را متلاشى نکردند؟
    در جامعه ان زمان عربستان تقریبا فقط یهودیها کار میکردند خود عربها که شغلشان صرفا ادمکشى وغارت بود والبته تا حدى تجارت در حالیکه یهودیهاى عربستان تولید کننده واباد کننده بودند نخلستان داشتند وانواع کارهاى دیگر
    خوب حالا یک یا دو یهودى بر علیه اسلام دسیسه کردند ایا منطقى بود در مقابل جرم دو نفر ٧٠٠ مرد یهودى کشته شوند اموالشان مصادره شود وزن وفرزندشان به اسارت وبردگى بروند نخلستان اباد فدک توسط یهودیها احداث شده ومتعلق به انها بود.
    والبته قبول دارم که در قران ایات رحمت ومودت هم زیاد است ولى به همان اندازه ایات قتل وقتال
    ومسلمین این روزهادقیقا از سیره قتل وقتال پیروى میکنندوبا روشى که پیش گرفته اند واین همه تقدیس جنگ وکشتار وخونریزى وخشونت چندان از تعالیم اسلام دور نیست.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۶ ب.ظ:

    عزیزم بردباری را بگذار کنار … ته حرفتو بزن ببینیم چی میگی ؟؟؟؟
    شما معتقدید اسلام به ذات خود دارد عیبی ؟؟؟؟

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۷ ب.ظ:

    جناب بردبار

    مانند شما افرادی که تاریخ را یکطرفه برای خودشان روایت می کنند و می خوانند بسیار است.

    می دانید دود این بی انصافی ها اول از همه در چشم خودتان می رود چرا که عمرتان در ناآگاهی تلف می شود. حیف است که زندگی تان را با چنین تفکرات اشتباه و به دور از واقعیتی سپری کنید.

    کمتر برای خودتان افسانه بسازید. اگر به دنبال حقیقت هستید اصلا این بحث ها را رها کنید، خودتان با انصاف تاریخ را بخوانید. البته نه فقط از سایت بالاترین.

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۶ ب.ظ:

    مذهب -خوب یا بد -معلول است نه علت. علت را باید در شرایط زیست و زندگی اقشار مختلف مردم جستجو کرد. بیهوده دنبال معلول که تازه می تواند عامل تفرقه بین مردم باشد نباید رفت.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۱ ب.ظ:

    چند سال قبل نظریه شنیدم دال بر اینکه ، مرزهای مسلمانان خونین است.
    این سخن در نگاه اول درست بنظر می رسد زیرا در همه جنگهای اخیر، مسلمانان لااقل یکطرف جنگ هستند.

    اما نکته دیگری هم وجود دارد.
    مگر مسیحیان کم جنگیدند، در بین کشورهای اروپایی کم جنگ بوده؟
    بودائیان هم خیلی بایکدیگر جنگ کرده اند. جنگهای ژاپن، چین و کره..

    اینکه امروز جنگ نمی کنند و ما جنگ می کنیم شاید بخاطر این باشد که آنها در مسیر تکامل، مقداری از مسلمانان پیش افتاده اند. ما در وضعیت چند قرن گذشته آنها قرار داریم.
    بعبارت دیگر مسیحیان و بودائیان هم در گذشته خیلی خشن و ستیزه جو بوده اند و سپس خوب شده اند، پس نه آن بدی و نه این خوبی به دین ارتباط ندارد.

    البته این فقط از یک منظر بود و در این زمینه اطلاع زیادی ندارم. مگر شروع مسیحیت با جنگ همراه نبوده؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۶ ب.ظ:

    خب راس میگه این برادر ما
    اسلام یعنی فقط شمشیر و کشتار
    وگرنه کجای اسلام از اخلاق و رفتار و کمال و …نشانی دیده میشه ؟ ها ؟
    کجای کتاب آسمانی ما مسلمونه از خلاقیات آیه ای هست ..فقط بکش بکشه !

    من فکر میکنم ایشان اسلام را تو هالیوود شناختند ..

    [پاسخ]

    لولوبی پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۱ ب.ظ:

    نه ولی حتی من که به اسلام یه اعتقادی دارم برام سواله که ماجرای کشتن ۷۰۰ یهودی بالای سن بلوغ در بنی قریظه چه دلیلی داشته؟ به چه مجوزی با کدوم وجدان و چه عقلی می شه این تعداد افراد رو کشت و در گودالهایی که در بازار مدینه کنده میشه دفن کرد و همه ی منابع سنی و شیعی (از ابن هشام قرن دوم هجری تا آیت الله سبحانی فروغ ابدیت) این ماجرا رو نقل کنند و برای کسی هم سوالی پیش نیاد!

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۷ ب.ظ:

    این اسم وفامیل کنار هم یه کم به چشمم اشناست.
    منصور تهامی،میلاد ترابی،محسن بردبار.
    اقای بردبار
    یه چند وقت قبل یکی بود به اسم میلاد ترابی که کلا ادم منصفی بود.ارادت بسیاری داشت به جهان تشیع و علاقه ی بسیار زیادی به موضوعات دینی،بهائیت مثلا.ایشون سنی بودن البته،ولی خب وظیفه ی خودشون میدونستن که از بهائیت در حد تبلیغ دفاع کنن.
    مثل شما که علاقه ی بسیاری دارید به تاریخ اسلام.تاریخ صدر اسلام…و مثل شما که خیلی منصفید.
    بگذریم.

    این برشی از تاریخ که نوشتید زیادی مضحکه.ادم یاد بی بی سی میفته یا صداسیمای خودمون مثلا.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۷ ب.ظ:

    عذر میخوام میلاد غفوری.
    میلاد ترابی نیمچه موزیسینه حیوونی.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۷ ب.ظ:

    فهیمه
    بازم که قاطی کردی و گیج میزنی !
    این ملعونی که نام بردی منصف بود ؟
    کسی که به حضرت امیر ع توهین کرد منصف بود ؟

    میگم خنگی و مغز تو کله ات نیست اونوقت بهت بر میخوره !!
    ترو خدا اگه نمیتونی خجالت میکشی یا علم نداری اظهار نظر نکن خواهر دیونه من

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۵ ب.ظ:

    شجاع
    تا حالا تست هوش دادی؟
    امتیازت چقدر شد؟

    حیف که هیچ ازمونی برای اندازه گیری اعتماد به نفس وجود نداره وگرنه امتیازشو یادت میاوردم که هی پررو پررو نیای بگی قاطی کردی و گیج میزنی و مغز تو کله ت نیست.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۶ ب.ظ:

    فهیمه
    ببین
    کسی که به امام معصوم که خلیفه خدا روی زمین هست توهین میکنه این اصلا انسان نیست ..از حیوان هم پست تر است ..شک نکن .

    حالا تو چرا میگی نصف ؟ میترسی ؟ خجالت میکشی از ائمهدفاع کنی یا از نیش و کنایه های بی اخلاقان مدعی اخلاق میترسی ؟
    نه
    اگه شیعه هستی شجاعانه دفاع کن و از دشمنان این خاندان بزرگ برائت بجوی

    یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ق.ظ:

    شجاع
    حرص نده منو.چیزی به اسم افعال معکوس تعریف شده برات؟
    واقعا نفهمیدی منظورم از منصف و ..چی بود؟
    تو با این هوشت چجوری دووم اوردی تا حالا؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۱ ب.ظ:

    فهیمه خانم
    خب حالا چرا از افعال و کنایه و ..استفاده میکنی ؟ صریح حرف بزن و نترس .
    منم میگم هر کسی که به اعتقادت توهین کرد خیلی رک و پوس کنده در مقابلش بایست .

    و بعد هم بگو کسی که ائمه ما را توهین میکند لعنت خدا و خلق خدا بر او باد …

    اینهارو هم من بهت یاد بدم ؟

  3. گروهبان فلفلی
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۳۱ | #3

    http://www.melodyfa.ir/music/Sami%20Beigi%20-%20HMG%5B128%5D.mp3

    دوستان بهتره بزنن تو بیخیالی و از این اهنگ باحال مستفیض بشن

    تو این چند روز تو چالوس با این اهنگ حال کردم شما چطور؟!

    [پاسخ]

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    قشنگ بود راستی گروهبان فلفلی وبلاگت چ شد؟

    [پاسخ]

    گروهبان فلفلی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۰ ب.ظ:

    پادگان وقت سرخاروندن برام نزاشته اقا رضا. تازه بعد از این کامنت هم باید برم جایی
    کلا” وقت وبلاگ نویسی ندارم.

    اشخور بودنم هزار دردسره خودشو داره…مخ واسه ادم نمیمونه!!!!!!!!!۱

    [پاسخ]

  4. Dalghak.Irani
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۳۶ | #4

    لینک های اسلام عزیز. و توضیحی مختصر راجع به چرایی آن!

    ۱- شیعه بعنوان مذهبی سیاسی در گذر از هاضمۀ فرهنگی ایرانیان آن شدت و حدت تعصبات دین اریجینال را واگذاشت و به مذهب سهله و سمحه تبدیل شد. این وجه مثبت قضیه بود. اما وجه منفی قضیه آنجایی شکل گرفت که شیعه روحانیتی را رسمیت بخشید که مدعی حکومت مستقیم شد و از زمان صفویان که بصورت دو فاکتو قدرت سیاسی را در اختیار گرفت همواره مترصد این هم ماند که روحانیان شیعه (فقها) را مستقیماً بقدرت برساند. در حالیکه در اسلام سنت چنین ادعایی وجود نداشت و آنان معتقد به تبعیت از حاکم بالفعل بودند و هستند.

    ۲- هنگامی که بالاخره بعد از سال ها و توسط امام خمینی روحانیت شیعه توانست به آرزوی دیرینه اش جامعۀ عمل بپوشاند. بخاطر ادعای جمهوری اسلامی در رهبری جهان اسلام موضوع حکومت مذهبی در ایران به مسئله ای هویت مذهبی ارتقاء پیدا کرد. به این معنا که سنیان و بویژه عربستان بعنوان خاستگاه اسلام و زادگاه پیامبر آن حاضر نشد هویت تاریخی خودش را در دست شیعۀ ایرانی که در بین مسلمانان هم مذهب حداقل کمّی بود را بپذیرد و لذا در صدد برآمد که حداقل یک حکومت خالص سنی مذهب – ترجیحاً در کشوری غیر عربی زبان – تشکیل و بمقابله با هویت دزدی ایرانیان بربیاید.

    ۳- در دسترس ترین و بهترین مکان در ان مقطع افغانستان بود که مردم مسلمانش فقط – با تأکید بر فقط – برای مقابله با الحاد شوروری های کمونیست در حال مبارزه بودند و مطلقاً قصد تشکیل حکومت اسلامی نداشتند. لذا عربستان با استفاده از بن لادن و سپس پرورش طالبان از طریق پاکستان در صدد تشکیل حکومتی بعنوان مدل سنی در مقابل مدل شیعۀ ایران برآمد.

    ۴- غرب و امریکا هم که از نیروهای مذهبی افغانستان برای مقابله با اشغال شوروی حمایت می کردند چنین برداشت کردند که با همراهی با عربستان در تقویت بن لادن و طالبان با دشمن جدید ایران روحانیان هم می تواند مقابله کند. اما خیلی زود متوجه شد که اینکار نه تنها عملی نیست بلکه خودش قوزبالای قوزی شد در توسعۀ اسلام سیاسی در بین سنی مذهبان. و لذا تغییر رویه داد تا اینبار نه تنها با شیعۀ ایرانی بلکه با سنی عربی هم مقابله و مبارزه کند.

    ۵- و این سرآغازی شد برای هرچه گسترده تر شدن اسلام سیاسی که لاجرم باید از خشونت هم استفاده می کرد. خود این گسترش اسلام سیاسی به رادیکالیزه شدن هرچه بیشتر اسلام سلفی انجامید همانطور که حکومت اسلامی در ایران نیز به رادیکالیزه شدن مذهب تشیع انجامید – هر کدام در ورژن و استعداد خودش – و این داستان هر روز بیشتر تشدید شد تا رسیده ایم به اینجا. و همۀ تحرکات مذهبی اسلام در اقصا نقاط جهان از همین کانون مبارزۀ هویتی اسلام شیعۀ روحانیان در حکومت ایران و اسلام سنی عربی خادم الحرمین و صاحب کعبه و بقیع و محمد در عربستان نشأت گرفته است.

    ۶- همۀ آنچه که جیغ شما را در آورده و هم آن ستیزه گری غیرقابل فهم ایرانیان شیعه که یوسفی از دستش شکار است در این چهارچوب قابل خواندن است. و تا روزی که حکومت ایران مجدداً عرفی نشود. این بساط نه تنها پایان نخواهد یافت بلکه تشدید هم خواهد شد. البته در سال های اولیۀ پیروزی انقلاب اگر ایران راه افراط مذهبی نمی رفت این بساط هم پیدا نمی شد ولی حالا چنان گسترده شده این خشونت هویت یابی که با تغییر حکومت در ایران نیز بلافاصله بساط “اسلام عزیز” دوستان برچیده نخواهد شد از ویدیوهای جهان. اما بطور قطع خشکیدن اسلام سیاسی در ایران سرچشمۀ آبیاری اسلام خشن سنی را خشک کرده و بمدت کمتر از ده سال دنیا مجدداً به سال های بردباری مذهبی قبل از انقلاب ایران برخواهد گشت. یا…هو

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۰ ب.ظ:

    جناب دلقک ایرانی تحلیل جالبی است فقط اشکالاتی دارد.

    برای اثبات اینکه اعراب به مساله ای مانند هویت مذهبی معتقد هستند و پس از ایجاد حکومت اسلامی در ایران دست به مقابله به مثل زده اند چه شواهدی در دست دارید؟ قبل ار انقلاب هم روابط عربستان با ایران مسالمت آمیز نبود ولی چون هر دو نوکر امریکا و انگلیس بودند روی حرف اربابشان حرفی نمی زدند. مثل داستان جدا کردن بحرین از ایران.

    شما اگر به نحوه شکل گیری حکومت عربستان و خاندان آل سعود توجه کنید می بینید که آنها کاملا وابسته به کشورهای غربی هستند و البته عاشق قدرت. ماجرای اختلاف بین شیعه و سنی با شکل گیری وهابیت ایجاد شده و طی سالها در گوشت و پوست مردم آن منطقه نفوذ کرده. این ماجرا ها مربوط به قبل از انقلاب ایران است و ردپای انگلیس در تفرقه انکنی در منطقه کاملا در ان واضح و مبرهن است.

    جیغ همه نه به خاطر شیعه بودن حکومت ایران درآمده، بلکه به خاطر ایستادن مقابل آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی است که بلند شده. وگرنه اگر همین حکومت شیعه دست نشانده آمریکا باشد و سیاست هایش را در تخریب چهره اسلام و استثمار انسان ها پیاده کند نه تنها با آن مشکلی ندارند بلکه برایشان بسیار مطلوب هم هست. اینها از چهره واقعی اسلام می ترسند. می خواهند که اسلام همان وهابیت باشد و ایران بزرگترین مانع بر سر راهشان است.

    سرچشمه این اختلافات خشکیده نمی شود چرا که ریشه تمامی آنها در رژیم صهیونیستی و نفرت عمیق آنها نسبت به مسلمان ها است. آنها برای تخریب اسلام و کشتار مسلمانان از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. تا زمانی که آمریکا، اروپا، عربستان و کشورهای عربی نوکر صهیونیست ها هستند این جنگ ادامه دارد.

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۶ ب.ظ:

    م.ص عزیز
    من یک کتابخانه را در یک کامنت نوشته ام و حرف اضافه ای نمی زنم و داوری را به وجدان های بی غش و پاک وامی گذاریم و نتایج عینی در آینده. اما راجع به یک سؤال تان در مورد علت مخالفت عربستان با ایران زمان شاه توضیح می دهم که آن مخالفت جنبۀ سیاسی داشت و این مخالفت جنبۀ هویتی مذهبی. به این معنا که اعراب از شاه به دلیل بسط قدرت سیاسی و هژمونش به فراتر از ایران و احیاناً تهدید جغرافیای اعراب منطقه را ترس داشت. در حالیکه اینک مخالفت هویتی مذهبی دارد. نکتۀ بعدی این است که علت مخالفت عربستان هم با بهبود روابط ایران و غرب بویژه امریکا در حال حاضر هم بهمان دلیل زمان شاه (ترس سیاسی) برمی گردد. یعنی عربستان می ترسد که ایران با دوستی با غرب حکومتش عرفی شود و بدلیل شرایط جمعیتی و جغرافیایی و ده ها فاکتور دیگر مجدداً مثل زمان شاه قدرت بلامنازع منطقه شود و نه تنها عربستان را پس بزند از موقعیت فعلی که حتی در بلند مدت تهدید امپراطوری شدن مجدد ایران را در بطن داشته باشد. بنابرای ترجیح می دهد که ایران مذهبی و مهجور و عقب مانده و منزوی در همین حالتی که الان است فریز شود و بتدریج از بین برود. یا…هو

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۱ ب.ظ:

    یک نگاهی به چهره مسلمان ها در کشورهای اروپایی بیاندازید. خیلی از آنها از سطوح پایین جامعه هستند و در خیابان ها گدایی می کنند. چرا واقعا سیاست هایشان پذیرش مسلمانان فقیر از کشورهای آفریقایی است؟ چرا آمریکا باید اینقدر مفتضح شود که از داعش حمایت سیاسی و نظامی کند؟ حالا دیگر تروریست ها خوب شدند؟ آدم بده فیلم ۲۴ شده دوستشان؟

    همین جماعت ضد دین خودمان در این وبلاگ. چه بهانه ای بهتر از وهابی ها برای کوبیدن دین می توان پیدا کرد؟

    بنابراین این جنگ بین اسلام واقعی و صهیونیست هایی است که دنیا را بلعیده اند.

    واقعا مشکل ما با آمریکا چیه؟

    ما که از عراق که همین چند سال پیش به ما حمله کردند و جوانان نازنین ما را کشتند و جنایت های بسیاری مرتکب شده اند گذشته ایم. چه دشمنی با عراق داریم؟ درست است که آمریکا بزرگترین مدافع و حامی جنگ یوده ولی خب بر روی صندلی متهم ردیف دوم باید بنشیند و عراق متهم ردیف اول است. پس مشکل ما با آمریکا فقط سابقه دشمنی و کودتای ۲۸ مرداد نیست.

    مشکل ما با آمریکا دقیقا بر سر صهیونست ها است. بزرگترین مشکل خود من با آمریکا هالیوودش است، با این بلایی که بر سر بشر امروز می آورد و روح و روانش را نابود می کند. رسانه ای که به جای کمک به بشریت او را معتاد کرده به دنیا و مادیگرایی. اصلا ریشه بسیاری از حرف های ناحقی که در این وبلاگ زده می شود همین رسانه های غربی هستند که مغر افراد را شستشو داده اند و معتادشان کرده اند.

    می گویند دین افیون توده ها است… خیر، این دنیا طلبی است که افیون توده ها است. اینکه من همه عمرم را صرف به دست آوردن سهم بیشتر از دنیایی بکنم که به راحتی فنا می شود. ثروتی که از بین می رود، زیبایی که نابود می شود، اصلا علم و دانشی که اگر یک ضربه کوچک به سرم بخورد همه آنها را فراموش می کنم. این بلایی است که آمریکا بر سر مردم جهان آورده. برخی کشورها مثل نروژ به درستی از آن جلوگیری می کنند و مثلا عروسک باربی را در کشورشان ممنوع می کنند ولی دیگر مردمان عمرشان در این بیهودگی تلف می شود. جوان های خود ما در این آتش می سوزند. مطمئنا برای کی بچه چیپس و پفک جذاب تر است تا غذای سالم. آنها به مردم همین چیپس و پفک را می دهند.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۶:۰۳ ب.ظ:

    “را آمریکا باید اینقدر مفتضح شود که از داعش حمایت سیاسی و نظامی کند؟” دروغ

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۲ ب.ظ:

    خانم م.ص
    تئوری توطئه زمانی شکل میگیرد که افراد به نوعی سعی کنند علت اصلی مشکل خودشان را (مانند همین عدم پیشرفت جوامع خاورمیانه) نادیده بگیرند و سرکوب کنند. در آن حالت مجبورند علت را جایی دیگر جستجو کند. شما وقتی به یکی از علل اصلی پیشرفت یعنی علوم مدرن اینقدر بی ارزش نگاه میکنید؛ دیگر دلیل عدم پیشرفت را جایی دیگر سراغ نگیرید.

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    جناب «ع» سلام!
    من بنای بحث مفصّل ندارم ، اما از این موجزنویسی و حُکم کلی هم نمی‌توانم بگذرم.
    « تئوری توطئه» ، واژه‌ای نیست که این‌جا ساخته شده باشد،وارداتی است. آن هم برای زدایش نظر کسانی که به حق گمان می‌کنند دشمنی بیتوته کرده است بر اطراف‌مان.تزریق خوشبینی، چاشنی ملات تفکرشان هست تا النهایه فرش قرمز‌های گوناگون زیر پای خلایق مستفرنگ گسترده شود. کافیست چند صباحی در یکی از مرزها بیتوته کنید خواهید دید هجوم بیگانگان دیگر زمینی نیست، از جنس امواج رادیویی و ماهواره‌ای هم یورش آورده‌اند.

    مردمان ما روان‌پریش نیستند که تا کسی بیاید و تیمارش کند . ایضاً آلزایمر سیاسی نگرفته‌اند. تجربه اِشغال نظامی ایران ، جنگ‌ها و کودتاهای گوناگون، از هر گوشه‌ی خاطرات شفاهی و مکتوب سرزمین‌مان بیرون می‌آید. اگر نَقل و خاطره مردمان ،با ایده انبوه مترجمان برگشته به ایران نمی‌خواند، اشکال و دشواری از همان فرستنده است نه باشندگان حواس جمع این دیار.

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    آقای ع اتفاقا من اصلا علم مدرن را ناچیز نمی شمارم. در جهان امروز مجبور هستیم که در این زمین بازی کنیم ولی رسیدن به علم مدرن با چه قیمتی؟ شما وقتی به اهرام مصر نگاه می کنید تبلور علوم مهندسی را می بینید یا استخوان های کارگرانی که زیر بار این سنگ ها له شدند؟ فرعون مصر از نظر شما یک پادشاه قدرتمند است که چنین پیشرفت هایی داشته با ستمگری که روح و روان انسان ها را بند کشیده؟

    به نظرم علمی که به بشریت خدمت کند خیلی ارزشمنده ولی به شرطی که واقعا خدمت کنه نه اینکه او را از هویت اصلی اش دور کند.

    مبحث پیشرفت بسیار پیچیده است. آن را با چه شاخصی اندازه می گیرید؟ شاخص های اقتصادی و یا توسعه تکنولوژی؟ اگر نگاهتان صرفا مادی باشد مطمئنا شاخص هایتان با فردی که عاملی مانند انسانیت و معنویت را هم در نظر می گیرد متفاوت خواهد بود.

    من اصلا عقیده ندارم که همه کشورهای غربی بد هستند و زندگی مردن مذمومم است. اتفاقا فقر و عقب ماندگی ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی و حتی معنوی است. مشکل اصلی با مفاهیم و اصول مدرنیته است. با ارزش های کاذبی که در این سیستم نوین ایجاد شده اند و انسان ها برای تحقق رویای دیگران به بند کشیده شده اند. و البته هزینه ای که برای این زندگی مدرن باید بپردازیم.

    ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۳ ب.ظ:

    خانم م.ص

    “مشکل اصلی با مفاهیم و اصول مدرنیته است”. پس ما نمیتوانیم با هم بحث کنیم. مکن طرفدار کامل مدرنیته هستم. اتفاقا قسمت بسیار مهمی از علوم هم به نظر من علوم انسانی غرب است که به نظرم شما با آن مخالف هستید. (مهندسی از نظر من “علوم کاربردی” است نه “علم”).
    لذا واقعا جای هیچ بحثی نمیماند. من راه روشنایی بشر را علم (با تاکید بر علوم انسانی) و مدرنیته و این حوزه ها میدانم.

  5. Dalghak.Irani
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۵ | #5

    م.ص

    شما امر انتزاعی “دینی – معنوی” خودت را ثابت شدۀ قصعی برای من فرض می کنی و بعد دنیای انضمامی و لذت جویی مرا بباد تمسخر دنیای خصوصی – غیر قابل تعمیم – خودت می کنی. اصلاً اول بیا بپرس ببین که من به بهشت و جهنم اعتقاد دارم یا نه و آنگاه اصرار کن که پفک حاضر را از دست من بچه بگیری با قول گرسنگی بکش تا چلوکباب مفید در هنگام پولدار شدن بابا. – تازه این مثال بازهم عینی تر از دنیا و آخرت تو است چون ممکن است بالاخره قبل از مرگ بچه بابا پولدار بشود و چلوکباب بخرد – انسجام فکری و تحلیلی ندارید و بر روی مسایل موهومی مثل مبارزه با امریکا و صهیونیسم و بهشت رفتن و مغزت را با ادعیه پرکن بجای موسیقی دلکش باخ و … مانور خسته کننده ای راه می اندازید. کمی اندیشه کنید. در ملموس ها و محسوس ها و نه انتزاعیات و موهومات. یا…هو

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۵ ب.ظ:

    راست می گویید این موضوعات می تواند برای افراد کاملا انتزاعی باشد.

    مثلا شما وقتی از عشق سخن می گویید برای یک عده ای کاملا انتزاعی و خیالیه و ترجیح می دن باهاشون در مورد رقصیدن و مسافرت رفتن صحبت بشه. افق نگاهشان خوردن و خوابیدن و به دست آوردن پوله. البته منظور این نیست که شما اینگونه هستید.

    دنیای من خصوصی نیست. دنیای حداقل ۵۵ درصد از مردم کره زمینه که به دین ابراهیمی باور دارند. البته اینکه چند درصدشان شناسنامه ای هستند را نمی دانم ولی آمار رسمی می گوید که باور به بهشت و جهنم بین حدود ۵۵ درصد از مردم کره زمین مشترک است. پس نظر شما دنیای خصوصی است. البته اگر هندوها و بودایی ها هم که بالاخره به یک کارما و زندگی پس از مرگی باور دارند را هم اضافه کنیم می شود ۷۷ درصد.

    با احترام

    [پاسخ]

  6. reza
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۷:۴۷ | #6

    با سلام
    خانم م ص(مریم صبور بهتر است)
    از شما بعید است که امریکا را متهم به حمایت از داعش کنیدوحالا اگرارتش ازاد میگفتید یه چیزی !
    من یک تحلیل دارم که نمیدانم شاید دلقک ایرانی با ان موافق باشد .اتفاقا بیشترین اشتراک را ایران با امریکا درمنطقه دارد که بخش بزرگی از ان به شیعه بودن ایران برمیگردد.همانطور که راستی ازمایی مالکی در عراق جواب داد.
    باور کنید بیشترین مانع بر سر روابط ایران و امریکا اگر سه قطب در نظر بگیریم اول اعراب منطقه دوم اروپاییها و دردرجه سوم صهیونیستها هستند.
    اروپاییها فرق هم ندارد چه روسها به شدت بالا و انگلیسها. فرانسویهابا شدت کمتری این داستان را دنبال میکنند.اولین کسی هم که به این نکته واقف شد شخص هاشمی بود.
    شما ببین هر موقع این رابطه در حال اتصال بوده یکی از این سه. عامل افتراق بودند .در قضیه مک فارلین غیر از داخلیها .صهیونیستها با مهر کردن عمدی مهمات عامل این قضیه شدند.امروزهم که اعراب که با اولین قهوه ای که ظریف و کری نوشیدند سر از تل اویو دراورده و دست به دامن صهیونیستها شدند.
    یک حقیقت تلخ باعث شده که این نقش میان اعراب منطقه و روسها نقش بزرگتری داشته باشند و انهم کینه تاریخی مردم ایران و اعراب از یکدیگرو دیگری تنفر دایمی ایرانیها از روسها.
    خانم م ص اگر شما مطمئنید که امریکاییها تا قبل از سال ۶۶ از صدام حمایت میکردند ان وقت بدان که امریکایها از داعش حمایت میکنند.شما محض رضای خدا یک فشنگ ساخت امریکا نداریم.
    سر کار خانم.عامل به اشتباه افتادن عراقیها به اذعان ژنرال عدنان خیر الله در مورد عملیات کربلای ۵ مگر امریکاییها نبودند؟(ایران دقیقا ۲۴ روز بعد از عملیات شکست خورده کربلای ۴ درهمان نقطه با هدایت اشتباه و عمدی اواکسهای امریکایی عملیات کرد.مگر موشکهای امریکایی با چراغ سبز انها از طریق گلبدین حکمتیار به ایران نرسید.مگر کشتی حامل لوله هاییکه ایران با ان پل بر روی اروند زد از طریق اتریش نبود.؟مگر امریکاییها به گواه کسبر واینگربر از عملیات اچ ۳ و داغان کردن نیروی هوایی عراق مطلع نبودند پس چرا افشا نکردند؟مگر امریکا از طریق سویس موشکهای فینیکس اف ۱۴ را ربای ایران نفرستاد؟بله انها به دنبال توازن قوا بودند و وقتی ایران بعد از فاو و شلمچه قصد فتح بغداد و قدس را داست قضیه فرق کردو دوران پدافند ایران به افند تبدیل شد.
    امریکاییها به هیچ وجه از داعش حمایت نکردند و نمیکنند .اولا در تحلیل قبلی گفتم که عمق استراتژیک امریکا با تکنولوژی شیل از خاورمیانه به شرق اسیا خواهد رفت و امریکا دیگر محتاج نفت وگازخاورمیانه نیست.پس اگر هم دنبال دوست باشند مطمئن باش به دنبال کشورهایی با ظواهر دموکراتیک مانند ترکیه و عراق و حتی ایران خواهند بود که هم بازار بزرگی دارند و هم مردمشان به ذات ضد غربی نیستند نه وهابیها که چشم دیدن امریکاییها را ندارند باورت نمیشود با ایشان هم کلام شو!

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۵ ب.ظ:

    ضا جان. من با تحلیل شما نمی توانم موافق یا مخالف باشم. چون شما تحلیل فنی و کمّی داری و می کنی که من بدلیل قلت اطلاعات میدانی ام از صحت و سقم آن مطلع نیستم. اما بویژه در مورد نقش صهیونیسم در عدم جوش خوردن رابطۀ ایران و امریکا کاملاً باشما مخالفم. اگر منظورت از صهیونیسم دولت اسرائیل باشد. زیرا اسرائیل خودش را با ایران متحد استراتژیک می داند و نه تنها کمترین انگیزه ای برای مخالفت با رابطۀ حسنۀ ایران و غرب ندارد بلکه نهایت آرزویش هم است. – اصلاً بگذار یک واقعیتی را درگوشی بگویم: علت اینکه اسرائیل هیچگاه به تأسیسات هسته ای ایران حمله نکرده است و نمی کند و تا ابد هم نخواهد کرد. نه این خزعبلات چند هزار موشک در جنوب لبنان و موشک های بالستیک خودمان است. – نشان به آن نشانی که می توانست قبل از اینها مثل عراق حمله کند حتی اگر بازدارندگی سلاح ایرانی را قبول کنیم که باورکردنی نیست – بنابراین اسرائیل به این دلیل به ایران حمله نکرده و نمی کند و مرتب امریکا را تشویق می کند برای حمله که ایران تنها متحد استراتژیک طولانی مدت اسرائیل در منطقه است و اسرائیل نمی خواهد با حمله یا شرکت در حمله به ایران ذهنیت ایرانیان را نسبت بخودش خراب کند. زیرا ایران چه از نظر مذهب متسامح شیعه و چه از جنبۀ تاریخی و چه بلحاظ عرب نبودن و مهمتر از همه تضاد منافع با اسرائیل نداشتن درمرز مشترک و از این قبیل؛ تنها و تنها متحد در آینده اش است که می تواند روی آن قرص و محکم حساب کند. زیرا حتی ترکیه که از نظر جمعیت و زبان امتیازاتی بر اعراب دارد در نزد اسرائیل اما یکی بدلیل اروپایی شدن ترکیه و دوم بخاطر بستگی مذهبی ترک ها با عرب ها امتیازات ایران را ندارد برای اسرائیل. – قصه دراز است و تاریخ ۴۰ سال عطسۀ تاریخ هم نیست. استراتژی ایران در آینده قطعاً همان استراتژی زمان شاه خواهد بود بدون تردید. یا…هو

    توضیح: چون اشتباهی بصورت مستقل فرستادم این کامنت را. ناچار اینجا هم می گذارم که باعث گسیختن ذهن خواننده نشوم در پیدا کردن کی چی میگه!

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۳ ب.ظ:

    «از شما بعید است که امریکا را متهم به حمایت از داعش کنیدوحالا اگرارتش ازاد میگفتید یه چیزی !»

    پیشترها کسی در همین آهستان، جماعت مثلاً مبارز را در سوریه، تروریست‌های مزدور نمی‌خواند و حتی یکبار هم نوشت: برادران عرب به کمک برادران سوریه رفته‌اند. 8O حالا کی اینو گفته مهم نیست.

    جناب سرکار محترمه! م. ص، من نمی‌گویم از شما بعید است ، اما به صراحت می‌گویم دانش سیاسی‌تان را مطهر نیست و شما بی‌وضو اظهار بیان می‌کنید به ویژه به ساحت مقدس و پاک اهالی ینگه‌دنیای جهانخوار. آن هم در مقابل سرباز ناتو به هرد معنای فارسی و لاتینش.:wink:

    دقت بفرمایید:
    «… بیشترین مانع بر سر روابط ایران و امریکا اگر سه قطب …» بدانیم آن‌ها کدامند؟
    اروپا ،اسرائیل و اعراب.
    می‌دانید که بر این سه قطب ، «ایالات متحده» اصلاً و ابداً ، هیچ‌گونه اتوریته و نفوذی ندارد و نداشته. این‌ها (سه قطب) به ویژه پس از جنگ جهانی دوم ، خود به خود و در زیر نور آفتاب و مهتاب جان گرفته‌اند و شده‌اند مانعی بر سر راه اتصال و ارتباط ایران با ینگ‌ه‌دنیا.

    تلورانس شدت بالا و پایین اروپا را داشته باش:
    «اروپاییها فرق هم ندارد چه روسها به شدت بالا و انگلیسها. فرانسویهابا شدت کمتری این داستان را دنبال میکنند.»

    فهم این هم مهم نیست، اینجا را داشته باش:
    «امروزهم که اعراب که با اولین قهوه ای که ظریف و کری نوشیدند سر از تل اویو دراورده و دست به دامن صهیونیستها شدند.»
    تکمله‌ای است که بعداً به خودشان خواهم گفت.

    من می‌گویم یک حقیقت، ولی شما بخوان دو حقیقت:
    ۱- یک حقیقت تلخ باعث شده که این نقش میان اعراب منطقه و روسها نقش بزرگتری داشته باشند و انهم کینه تاریخی مردم ایران و اعراب از یکدیگر 8O

    ۲-و دیگری تنفر دائمی ایرانیها از روسها.»
    حالا لازم است جناب یوسفی بیایند و بنویسند : چرا ستیزه ؟ چرا کینه؟ آن هم دائم؟ حقیقت فقط یک کلام است. آن هم همان یک کلمهی «حقیقت». تمام!

    برویم به جاهای خوشتر:
    «عامل به اشتباه افتادن عراقیها به اذعان ژنرال عدنان خیر الله در مورد عملیات کربلای ۵ مگر امریکاییها نبودند؟»
    یعنی آمریکا هواپیمای پایش – آواکس (AWACS) را هزینه کرد و ساخت و به تمامی و ۲۴ ساعته در خدمت ایرانیان بود. باور نمی‌فرمایید؟

    – «مگر موشکهای امریکایی با چراغ سبز انها از طریق گلبدین حکمتیار به ایران نرسید»
    این همان گلبدین است که باز هم با چراغ‌های سبز آمریکا در افغانستان همین چند روز پیش در مسیر آمریکاییان بمب‌گذاری کرد نه‌ها. یکی دیگر را می‌گوید.

    شما سن‌تان کم است و نمی‌دانید:
    «مگر کشتی حامل لوله هاییکه ایران با ان پل بر روی اروند زد از طریق اتریش نبود.؟»
    جرات کن و بگو نه. آن‌وقت ایشان می‌داند و یه عالمه قصه‌ی دیگر. بگ تا آوار شود بر سرت.

    «مگر امریکاییها به گواه کسبر واینگربر از عملیات اچ ۳ و داغان کردن نیروی هوایی عراق مطلع نبودند پس چرا افشا نکردند؟»
    می‌شود شما چیزی بخوری و عطسه کنی و زبانم لال حضرت آمریکا نداند و نفهمد. محال است محال. :roll:
    (این همان آمریکایی است که تصاویر گرفته شده‌ی پهبادهای ما را نفمید و فقط برای دل‌خوشنک ما پهبادش را آورد به ما هدیه کرد. که چه بشود؟ تا ما هم با بچه‌هایمان روزهای جمعه آن را هوا کنیم و خوش باشیم و تعطیلاتمان بگذرد).

    «بله انها به دنبال توازن قوا بودند…»
    از همین نظریه‌ی توازن قوا، دُم همین آمریکا می‌زند بیرون.
    چرا حفظ توازن لازم بود؟
    پاسخش در جنگ فرسایشی نهفته است.
    خُب! در جنگ فرسایش پدر چه کسی درمی‌آید؟ هر دو طرف جنگ.
    کی بیشترین بهره را می‌برد؟

    عراق و ایران موطن شیعه است. درست؟ حالا برگردیم به نخستین سطر ایشان:
    «اتفاقا بیشترین اشتراک را ایران با امریکا درمنطقه دارد که بخش بزرگی از ان به شیعه بودن ایران برمیگردد.همانطور که راستی ازمایی مالکی در عراق جواب داد.»

    بیشترین اشتراک با ایران شیعی ایران و نه عراق. چرا با عراق نه؟
    چون عراق عرب است و آمریکا می‌داند که ایرانیان با اعراب کینه دارند و می‌آید بیشتر جانب ما را می‌گیرد و در طول تاریخ معاصر پدرمان را در می‌آورد.یعنی همین‌جوری و الکی ، صرفاً برای ثبت خنده در تاریخ.

    «امریکاییها به هیچ وجه از داعش حمایت نکردند و نمیکنند »
    پس با خیال راحت می‌توانید بر سر آن سه قطب فریاد بزنید و فحش دهید:
    اروپا با (شدت بالا و پایینش) ، اسرائیل (نه دولتش) ،و دست آخر برادران عرب.

    -«مطمئن باش به دنبال کشورهایی با ظواهر دموکراتیک مانند ترکیه و عراق و حتی ایران خواهند بود »

    چند وقت پیش من می‌گفتم ترکیه ظاهر دموکراتیک دارد و ایشان می‌گفتند نه خیر! پاشو برو ببین ترکیه کجای دموکراسی نشسته است. خرج دست‌مان گذاشت و رفتیم و دیدیم و حالا می‌گوید: ظواهر دموکراتیک ترکیه.

    می‌گفتم چرا جناب رادیو بغداد؟ همین مالکی را چماق کرد و گفت هرچه باشد از رادیوی مالکی که بهتر است.
    حالا این‌ها هم به کنار. ظواهر دموکراتیک (در سه کشور متصل به هم ) را شما به ذهنتان خطور نکند که چطور و چگونه در محاسبات استراگیجی دولت‌مردان آمریکایی منتج و میسر شده. بچسب به تکنولوژی شیل. ببین چه میکنه این شیل؟ الان آمریکا به نفت منطقه ما می‌گوید نفت‌تان بو می‌دهد و مایه آبرو ریزی است.

    «هم بازار بزرگی دارند و هم مردمشان به ذات ضد غربی نیستند »
    یعنی سه کشور ایران شیعی (و آن اشتراکات بالا) ترکیه‌ی ترُک نژاد و عراق (؟؟؟) عرب ؟ کورد و ترکمن و …
    مگر اعراب یکی از اقطاب مخالف نبودند. حالا اعراب عراق داستانش حُکم دیگری دارد؟

    به هر حال اگر فتح‌الفتوحی از جانب ایران شنیدید ( به ویژه در ایّام جنگ) شما مطمئن باش ، اگر حمایت‌های آمریکاییان نبود ، هیچ نصرتی حاصل نمی‌شد.
    نگاه نکن به اُسرایی که ایرانیان می‌گرفتند. نه خیر! این‌ها فقط برای بازی گُل یا پوچ ، فوج فوج می‌آمدند.
    نمی‌دیدی که هوا هم چقدر گرم بود و این طفلکی‌ها با زیر پیراهن و با دو می‌آمدند پیش ما تا خنک شوند؟
    توصیه آخر :
    یاد بگیر هیچ‌وقت تقاضای منبع و مأخذ نکنی. ایشان همان بابا تاریخ خودمان هستند.کسی از بابا تاریخ آن هم وسط قصه‌اش مطالبه اسناد و منبع می‌کند؟ اصلاً و ابداً. :idea:

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

    با سلام
    حضرت داشمند بزرگ سوفسطایی
    دیکته نانوشته غلط ندارد و نمره اش بیست است .ایراد گرفتن که کاری نداد به غی از ذات خداوگرنه مخلوق خدا سرشار ازایراد است.
    جنابعالی تا به حال غیر از ایراد گرفتن ازاین و ان کاری کرده ای؟
    حالا قضیه را بر عکس است من از شما میپرسم تا بعدا بحث کنم .نقس امریکا در شروع و خاتمه جنگ ایران و عراق چگونه بوده و قضیه مک فارلین و ایران کنترا و واتر گیت دقیقا چه بود .ایندفعه شما بگو تا ما جواب دهیم تا ببینیم از این کوزه چه چیز ترواش میکند که عالم و ادم را مسخره میکند ولی غافل از اینکه خودش ……………

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۰ ق.ظ:

    سلام و ایضاً ارادت!
    بنیان سفسطه بر باد است

    پیشترهم نوشتم کسی می‌تواند دیگری را سوفسطایی بداند که خودش آگاه به چند و چون منطق باشد. در غیر این‌صورت می‌شود من طق.

    همین‌که من می‌نویسم و آن هم مطول، نشان از حرفی برای گفتن دارم.آن هم معد و از جنس مأخذ و منابع و اندیشیدن بر همه‌ی آن‌ها. بنابراین سراغ اغلاط دیکته را ،در جای دیگر و از حاشیه‌نویس دو خط دیگری بگیر، مثلاً همانی که در دو خط ،بیست غلط انشای مطلب و نگارش محتوا دارد.
    من بر خلاف شما اعتقاد دارم که ایراد گرفتن کار دارد و خبلی هم کار می‌برد. چون چند کار را بایست کرد:
    ۱- خواندن مطلب.
    ۲- برابرکردن متن و سخن مخاطب با اصل ماوقع.
    ۳- داشتن حرفی افزون برآن، به جهت سنجش و دوباره‌خوانی و در نهایت به قضاوت نشستن.

    حالا همه‌ی این‌ها شُبه نشود که کلاً خواب و خوراک را از ما گرفته‌ای و احیاناً خیمه زده‌ایم بر بساط معرکه‌گیری‌ات.

    برایت نوشتم از هرچه خواستی بنویس. اما با جنگ و افرادش از این شوخی‌ها نکن .
    شما بهتر است همیشه در جایی که مثلاً و اتفاقی با همه‌ی حضرات نشست و برخاست داری بنویسی.مثلاً از قطاب‌یزدی و پسته‌ی قوچانی و امثالهم … کسی کاری با نوشت‌هایت ندارد. اینان نه نفر اوّل را می‌شناسند و نه آن نفر آخری را . بنابراین این‌جور قپی آمدن فقط همان قمپزکردن است و بس.

    – «جنابعالی تا به حال غیر از ایراد گرفتن ازاین و ان کاری کرده ای؟»
    شما خودتان بفرمایید تا بحال کاری غیر از این کرده‌ای؟
    مگر خطاب به افراد چه می‌نویسی؟
    مگر اصرار نداری خلایق را از اشتباهات مهلک بیرون بیاری؟
    مثلاً نشسته‌ای یک دوره تاریخ مدون و از ابتدا تا به انتها نوشته‌ای؟
    مثلاً شده‌ای مرجع؟ یا همه به گفته‌هایت اعتنا می‌کنند و می‌گویند قال فلان و بهمان؟
    حالا بماند که تا من چند روزی در آهستان نمی‌آیم، فوراً شروع می‌کنی دلبری و گِله از بد زبانی و فحاشی و نداشتن تربیت خانوادگی من و چه و چه. می‌دانی که من معطل نمی‌مانم . در وقتش همه را پاسخ خواهم داد. پس با من رو راست باش و زیر نامم بنویس و این مُدل دلبری را با آن غزل حداحافظی پیوند نزن.
    من همه را می‌خوانم و مفتون کلام شیدایی و قربانت بروم و … هم نمی‌شوم. این را دیگر تو یکی بایست دانسته باشی.

    اگر من ادعای چیزی کردم و مفصّل نوشتم شما هم حق داری پرسش کنی.
    این را برای چندمین بار می‌گویم و می‌نویسم.
    برای پاسخ دادن جای پرسشگر با پاسخگو عوض نمی‌کنند.
    اگر این اتفاق افتاد یقین بدان هر دوی آنان حَب فراموشی خورده‌اند و کلاً گیج می‌زنند.(حَب= قرص).

    داستان مک‌فارلین هم بارها و بارها در زمان خودش گفته‌ام و نوشته‌ام . خاطرت آسوده، باز هم مصاف با کسی پیدا کرده‌ای که تا به آخر داستان همراهت خواهد آمد. این‌ها برایم حکم بلوف زدن هست و خودت هم تا به حال بایست بضاعتم را در این موارد دانسته باشی. من در تله‌ی تکرار و واگویه‌های مکرر نخواهم افتاد .

    اما می‌‌گویی من فقط به ایراد این و آن اکتفا می‌کنم.
    مگر تا به حال مطالبی را در نقد این آن و نوشته‌ام را در همین آهستان نخوانده‌ای؟
    خاطرت نیست که از آهستان به سایت شجاع هم متوسل شدم.
    مثلاً نقد نیمه و نصفه‌ی مرا در خصوص سریع‌القلم را نخواندی؟
    با الباقی هم می‌خواهم هم‌سخن شوم،می‌بینی که با ذکر یک ندیدن و شرط‌گذاشتن شانه خالی می‌کنند.
    از همان ابتدا هم مانند تو گفتند سفسطه و …
    وقتی کسی می‌‌گوید سفسطه ،دیگر یقین می‌کنم مخاطب و روی سخنم ، چیزی برای گفتن ندارد و خواسته خودش را با این کلام ،نجات دهد و آبرویی بخرد و خلاص.
    من با تو تا انتهای کتاب و صفحات آمدم ،اما برایم نوشتی منابعم سوراخ است. حالا انتظار داری تو را آدم موجه و سلیم‌الفکر بدانم؟
    من همیشه یک پای بحث بوده‌ام و هستم و شاگردی می‌کنم. تا آن‌جایی که نیاز پیدا کنم چندین جلد هم بخوانم ، خواهم خواند و اگر لازم شد مشورت بگیرم همین کار را هم خواهم کرد.

    شما هم بهتر است از یکی همین نوشتارهای مطول من را ایراد بگیری.
    البته بزودی همان نشانی که آرسن لوپن (تیره‌گر) یافته بود را به موازت آهستان، احیا و فعال می‌کنم تا حرفی معطل تایید نماند و از دهان نیافتد. شما هم اگر خواستید بیاید برای ایراد گرفتن و پرسش کردن.

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    بله ولی منظور من تنفری بود که الان شکل گرفته.

    در خود ایران هم سنی داریم. حتی در کشورهایی مثل مالزی و اندونزی هم مسلمانان سنی هستند ولی چنین نفرتی بین ما حاکم نیست. این رفتار عجیب و غریب برخی کشورهای عربی در سایه وهابیت ایجاد شده. قبلا اینقدر با هم مشکل نداشیم.

    اتفاقا ما خیلی خوب هم می توانیم دوست که چه عرض کنم برادر و خواهر دینی باشیم. من خودم دوست سنی دارم که خیلی هم با هم صمیمی هستیم. ایشون حرمت عزاداری های ما را نگه می داشت ما هم کاری به باورهایشان نداشتیم. همانطوری که من با خیلی ار افرادی که گفته هایشان به دلیل داده های ورودی متفاوت است مشکل و خصومتی ندارم. ولی در خصوص آنهایی که تعمدا داستان می بافند و نسبت های ناروا می دهند دوستی باقی نمی ماند.

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ ب.ظ:

    این پاسخ کامنت اقای تیرگر بود نمی دونم چطوری اومد اینجا.

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    آقای رضا باور نمی کنم که شما فکر می کنید که القاعده دستپرورده آمریکا نیست؟

    یکمی سریال ۲۴ ببینید نظرتان عوش می شود ها. خودشان هم دیگه به این مساله شک کرده اند.

    داعش هم از همان ریشه برآمده. کنگره آمریکا که ارسال سلاح به مخالفان سوری را تایید کرده و دولتشان هم هیچ مخالفتی نکرده.

    آقای آریوشین پاسختان را خیلی کامل داده اند و من دیگر ادامه نمی دهم.

    راستی می خواین شناسنامه ام را برایتان ارسال کنم که باور کنید من مریم صبور نیستم. واقعا این کار شما من را متحر می کنه.

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۶ ب.ظ:

    حتی جدا از القاعده، وقتی آمریکا بستری فراهم می کند که امکان رشد داعش فراهم می شود و همچنین از تروریستی خواندن گروه های مخالفان سوری طفره می رود، این رفتارش جز حمایت از این گروه چه معنای دیگری دارد. البته بیانیه می دهد و از دولت عراق تشکر می کند برای مبارزه با آنها ولی بهتر است حقیقت ماجرا را ببینید نه این ژست های توخالی را.

    [پاسخ]

  7. فهیمه
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۵ | #7

    الان که لینک مطلب اقای حسینی رو اون بالا دیدم یادم اومد،دوستان کسی سرزمین کهن رو دیده؟ اگه دیده توهین چی؟نوهینی هم دیده؟
    میدونه بختیاری ها برای چی ناراحت شدن؟

    بعضی اقوام روح بسیار لطیفی دارن.اصفهانی های عزیز با درمسیر زاینده رود صداشون درمیاد،اذریهای عزیز با عادل فردوسی پور،بختیاریهای عزیز هم با سرزمین کهن.
    بیخود نیست یکی میخواد تو تلویزیون یه ظنز اجتماعی بسازه که فرداروزی مشکل ساز نشه براش،مجبوره از زبون ادم فضاییا حرفشوبگه.
    زشته به خدا.
    از ما یاد بگیرن.تحت هر شرایطی صدامون درنمیاد.(اغلب رشتی هایی که تو صداسیما نشون داده میشن یا ایکیوشون در حد ماهیه یا دودوزه باز و شارلاتانن.حرفم که نمیزنی حرف درمیارن برات…والا به خدا.)
    ضرغامی هم که بیچاره مجبور شد بیانیه بده و عذرخواهی کنه.
    کلا ماهیت حرکتا و اعتراضای اینطوری رو هرکی فهمید واسه ما هم توضیح بده.از یه طرف بعیده که کسی فقط به خاطر چیز به این کوچیکی اینطور معترض بشه از یه طرف دیگه هم ادم تعصبهای قومیتی و گاها بی مورد رو که میبینه،دستش میاد یه چیزایی حساب کتاب خاصی نداره.

    مقدسات دینی که خط قرمز اکثریتمونن و درست هم هست.(باورای دینی رو میشه نقد کرد و روش بحث کرد ولی شوخی و طنز نه)شخصیتهای سیاسی و اجتماعی که به هیچ عنوان شوخی بردار نیستن و کلا خطرناکن.موقعیتهای سیاسی و اجتماعی رو هم که نمیشه بدون اون شخصیتا نقد کرد.قومیتهام که از بختیاری بودن اسم یه خانواده یا بد ادا شدن یه لهجه عصبانی میشن چه برسه به شوخی و طنز.می مونه همون ادم فضاییا.
    پیمان قاسم خانی باید مسافران ۲و۳ و۴ و۵ و..رو هم بنویسه.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۲ ب.ظ:

    ملت شورشو دراوردن. اون از ترکا که سر اون قضیه سوسکه کولی بازی دراوردن و مانای بدبخت رو آواره کردناینم از این بختیاریا.
    ضمنن مقدسات دینی هم هیچ فرقی با این کولی بازی هموطنای بختیاریمون نداره. کولی بازی مذهبیا با کولی بازیه پانها و قومیت پرستا از یه جنسن.
    نمیتونی به یکی معترض باشی از یکی دفاع کنی

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۲ ب.ظ:

    چرا بابک .سر این که مقدسات دینی و قومیت با هم قابل قیاس نیستن چون تو اصالت با هم متفاوتن.
    ولی مادی هم که نگاه بکنیم این که چه تعداد ادم و چقدر یه موضوع براشون مهم باشه،مهمه.
    اینکه توهین چی باشه و چقدر توهین باشه هم مهمه این هم که اصلا طرف نیت توهین داشته یا نه هم بسیار بسیار مهمه.
    قطعا اگه واقعا توهینی شده بود من اینجوری نمی نوشتم.
    ولی در کل این بی جنبه بازیا اپیدمیه تو مملکت ما.مثلا همین تو که م.ص شوخی کرد باهات،زودی به ت برخورد.
    (حالا باز ناراحت نشی ها)

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۵ ب.ظ:

    هیچ فرقی نداره
    غیرت دینی با تعصب قومیتی دقیقا یکیه.

    reza پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۱ ب.ظ:

    با سلام
    بابک عزیز .این قصه یکم فرق دارد.اول یکم اشنایی ضرر ندارد.
    قوم بختیاری در ۴ استان خوزستان .لرستان شهرهای الیگودرز .ازنا.درودو اقلید فارس و از همه مهمتر چهار محال بختیاری که این یکی مساله دارد.
    چهار محال به معنی چهار محله ۱- لار۲-کیار ۳-برزج۴-گندمان و مناطق بختیاری فارسان.اردل .دشتک وناغان.لردگان .سورجان.هفشجان .شاه منصوری .کوهرنگ و چهلگرد
    متلک این فیلم که تلویحا از همکاری قوم بختیاری وانگلیسها حکایت دارد ظاهرا پر بیراه نیست زیرا اولین چاه نفت حفر شده در مسجد سلیمان تابلویی داشت بنام شرککت نفت انگلیس و بختیاری و نامی ازایران نبود و ظاهرا اسم بردن از سردار اسعد بختیاری که به شدت محبوب بختیاری هاست ظاهرا حاصل دسته گل اقای سلیم نمین مشاور سیاسی و تاریخی سریال است/
    حالا متاسفانه اعراب خوزستان که تا دیروز چشم دیدن بختیاریها را نداشتند حالا انها را پسر عمه های خود نامیدهاند وسر به اشوب گذاشتند و در هفتگل پمپ بنزین اتش زدند(بعضی جامعه شناسان بختیاریها را به همراه اعراب تنها اقوام سامی و غیر اریایی ایران میدانند.از طرفی در خود استان هم جنگ قدرت چهار محالیها و بختیاریها با انتساب قاسم سلیمانی دشتکی که یک بختیاری است و شوربختانه اقوامش توده ای بودند شروع شده .
    در کل قصه سر سر دراز دارد و وقت کم

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۵ ب.ظ:

    هرچند که بعضی اقوام ناز دارن و نازشونم خریدار داره ولی گفتم قضیه به این سادگی نیست ها.
    اقاجان بختیاری های گل
    اون خانواده ی بختیاری ،بختیاری نبودن رشتی بودن.اعرابی هم که اذیت میکنن بیخود کردن.کشش ندین جان عزیزانتون.

    ماشالله اعراب عزیز هم رگ تفرقه افکنی ِخوبی دارن ها.اون از دعوای عرب و عجم نزدیک جنگ اینم از الان.(دروغ نباشه بابک؟)
    قدرتی خدا دیگه صدام و بعث و عراق قدرتمندی نمونده وگرنه هر روز باید خبرای جالب از خوزستان میرسید.

    صادق پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۹ ب.ظ:

    البته گل سر سبد قوم بختیاری هم نیست مگر دکتر محمد مصدق

    سپیده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۵ ق.ظ:

    البته توهین نشه به هموطنای عربمون که قابل احترام و عزیز هستن ولی قطعا” همچین مواقعی یه عده سواستفاده گر هم فرصت غنیمت می شمرن برای اهداف خودشون وگرنه دلشون واسه کس دیگه ای نسوخته. در مورد ریشه بختیاری ها لرهستند و در اصل بهشون لر بزرگ گفته می شده و در قدیم به دلایلی لر بختیاری معروف شدن و زبانشون لری بختیاری از شاخه های فارسی هست و اصلا” لباسشون و زبانشون هیچ ربطی به فرهنگ عربی نداره . مثلا” چوقا که لباس مردای لر بختیاری ها ست طرح روی لباس (خطوطش) یا کلاهشون یا شلوار شون که به دبیت معروف هست خیلی قدیمیه و اصلا” هیچ شباهتی به لباس های قدیمی مردم عرب نداره. اکثرا” در استان لرستان و چهارمحال بختیاری و اصفهان و فارس و کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان زندگی میکنن.آقا رضا اینکه عده کمی می گن از قوم عرب هستن کاملا” هدفدار هست و فرصت گفتن هدف شونم اینجا نیست .هموطنای عربمون در خوزستان فرهنگ و زبون و لباسشون حفظ کردن و نسبت به اش هم تعصب دارن ولی لربختیاری ها زبانشون و لباسشون در حالی که در خوزستان کنار هموطنای عربمون زندگی کردن هیچ شباهتی به هم نداره خیلی هم با هم خوب نیستن.در زبان لربختیاری کلمه های ریشه دار فارسی بسیار قدیمی هست که الان ما در زبان امروزیمون دیگه استفاده نمی کنیم. تو تاریخ ایران هم بزرگایی مثل مصدق و سردار اسعد و سردار مریم و .. داشتن. منم واقعا” دوست ندارم این قضیه کش دار بشه.

    سپیده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۵ ب.ظ:

    دوست عزیزمن لر بختیاری هستم .خیلی از فیلمهای کمال تبریزی رو دیدم از جمله فیلم مارمولک که خیلی دوستش دارم ولی این دلیل نمی شه که چون کارگردان حرفه ای هستن هر اثرشون قابل قبول باشه. آیا می شه باور کرد که با وجود این همه فامیلی مثل رضایی و اکبری و … که در همه اقوام از جمله بختیاری هم هست دقیقا” فامیلی برای یک فیلم “تاریخی ” و یک خانواده جاه طلب و وابسته و خائن انتخاب بشه که اسم یک ایل هست و از قضا ایلی که در “تاریخ مشروطه “نقش مهمی داشته؟ فرضا” قبول کنیم خوب فامیلی همینطوری بختیاری بوده و اصلا” ربطی به قوم لر بختیاری نداشته پس چه لزومی داره در فیلم عکس سردار بختیاری که متعلق به ایل لر بختیاری هست نشون داده بشه این خانواده که ربطی به قوم لر بختیاری ندارن؟ دیالوگ های فیلم چی؟
    البته این اولین بار نیست که در فیلم های تاریخی به لر بختیاری ها توهین شده مثال دیگش فیلم سالهای مشروطه که سردار اسعد که وطن پرست و قهرمان مشروطه هست و بسیار عزیز برای لر ختیاریها یک شخصیت منفی وابسته انگلیس نشون می ده. اگه همون موقع به فیلم سالهای مشروطه و کلاه پهلوی که توهین به لر بختیاری هاو تحریف تاریخ کشور بود اعتراض می شد شاید دیگه توهینی نمی شد.
    طنز با فیلم تاریخی که لحن جدی داره و داره تاریخ روایت می کنه و قراره واقعیت نشون بده خیلی فرق می کنه . فیلم مسیر زاینده رود یه داستان نه فیلم تاریخی . لر بختیاری ها (بختیاری ها از قوم لر هستند)از اقوام اصیل ایرانی هستند و زبانشان یکی از شاخه های فارسی حساب می شه و ما پان مان نداریم :)چون جونمون وطنمون ایران هست. قهرمان آینده فیلم %D

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۸ ب.ظ:

    یکی از دیالوگ های توهین آمیز فیلم که اصلا” طناز و لطیف نیست! :
    “به چه چیز خودتان افتخار می‌کنید؟ به کدام اصل و نسب؟ به سرپاگرفتن سگهای انگلیسی و کاسه‌لیسی کنسول انگلیس؟ می‌خواهید فردا سر کلاس برای بچه‌ها قصه اینکه بختیاری‌ها چطور بختیاری شدند را بگویم؟” حالا شما به جای کلمه بختیاری ها کلمه آذری ها یا رشتی ها یا … (همه اقوام ایران عزیزن) در این جملات بزارید ودوباره بخونید. هر قوم دیگه ای بود اعتراض خیابونی می کردن. شما از این دست دیالوگها در کدام فیلم و خطاب به کدام قوم مثلا” همون زاینده رود دیدید و شنیدید؟

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    من از شما یه پرسشی دارم ، نمی‌خواهم زحمت نوشتن مفصّل را به خودتان بدهید. یعنی لازم نیست. چون از آن قوم سلحشور و به واقع پیشانی و شناسنامه‌ی ایرانیان هستید، می‌خواهم بپرسم:
    «حالا متاسفانه اعراب خوزستان که تا دیروز چشم دیدن بختیاریها را نداشتند حالا انها را پسر عمه های خود نامیده‌اند وسر به آشوب گذاشتند…»
    چیست؟

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۱ ق.ظ:

    سپیده جان
    اولا که خوشحالم تو اهستان یه هموطن لر هم هست .
    ثانیا شنیدم اون دیالوگا رو ولی فکر نمیکردم منظورشون به قوم بختیاری باشه.همین حالا هم فکر نمیکنم سوءنیتی در کار بوده باشه.هر چند که فکر میکنم حتی اگه مستند تاریخی هم داشته باشه این حرفا درست نیست گفتنشون.موضوع یه شخصیت تاریخی نیست یه قومیته.
    ولی به نظر من هر چیزی حتی اعتراض در حدواندازه ی خودش خوبه.تو مملکت ما نمیشه به کسی گفت بالاچشمت ابروست.خب این خوب نیست این اصلا.
    کلا باید یه ضابطه ای وجود داشته باشه که اول مرز بین شوخی و طنز با توهین و تمسخر مشخص بشه که مجبور نباشیم بعدش عذرخواهی کنیم و نور چشمی بشن و یه جورایی به باج دادن برسیم.

    ثالثا”ما پان مان نداریم :)چون جونمون وطنمون ایران هست”
    عاشق این جملتم.دمت گرم

    [پاسخ]

  8. Dalghak.Irani
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۸:۳۹ | #8

    رضا جان. من با تحلیل شما نمی توانم موافق یا مخالف باشم. چون شما تحلیل فنی و کمّی داری و می کنی که من بدلیل قلت اطلاعات میدانی ام از صحت و سقم آن مطلع نیستم. اما بویژه در مورد نقش صهیونیسم در عدم جوش خوردن رابطۀ ایران و امریکا کاملاً باشما مخالفم. اگر منظورت از صهیونیسم دولت اسرائیل باشد. زیرا اسرائیل خودش را با ایران متحد استراتژیک می داند و نه تنها کمترین انگیزه ای برای مخالفت با رابطۀ حسنۀ ایران و غرب ندارد بلکه نهایت آرزویش هم است. – اصلاً بگذار یک واقعیتی را درگوشی بگویم: علت اینکه اسرائیل هیچگاه به تأسیسات هسته ای ایران حمله نکرده است و نمی کند و تا ابد هم نخواهد کرد. نه این خزعبلات چند هزار موشک در جنوب لبنان و موشک های بالستیک خودمان است. – نشان به آن نشانی که می توانست قبل از اینها مثل عراق حمله کند حتی اگر بازدارندگی سلاح ایرانی را قبول کنیم که باورکردنی نیست – بنابراین اسرائیل به این دلیل به ایران حمله نکرده و نمی کند و مرتب امریکا را تشویق می کند برای حمله که ایران تنها متحد استراتژیک طولانی مدت اسرائیل در منطقه است و اسرائیل نمی خواهد با حمله یا شرکت در حمله به ایران ذهنیت ایرانیان را نسبت بخودش خراب کند. زیرا ایران چه از نظر مذهب متسامح شیعه و چه از جنبۀ تاریخی و چه بلحاظ عرب نبودن و مهمتر از همه تضاد منافع با اسرائیل نداشتن درمرز مشترک و از این قبیل؛ تنها و تنها متحد در آینده اش است که می تواند روی آن قرص و محکم حساب کند. زیرا حتی ترکیه که از نظر جمعیت و زبان امتیازاتی بر اعراب دارد در نزد اسرائیل اما یکی بدلیل اروپایی شدن ترکیه و دوم بخاطر بستگی مذهبی ترک ها با عرب ها امتیازات ایران را ندارد برای اسرائیل. – قصه دراز است و تاریخ ۴۰ سال عطسۀ تاریخ هم نیست. استراتژی ایران در آینده قطعاً همان استراتژی زمان شاه خواهد بود بدون تردید. یا…هو

    [پاسخ]

  9. reza
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۰ | #9

    با سلام دلقک ایرانی
    منظورم صهیونیستها بود نه دولت اسراییل .در مورد عموم اسراییل و افکارعمومی و مردمیانها با شما موافقم.منظورم ان قسمت تندرو که اتفاقا ثروتمند است و با نفوذ مانند شاس .نه چپها و میانه روهایی مانند مرتز و کارگر و یا شاخاصی مانند یوسی بیلین و یوسی سارید و یا حتی شمعون پرز

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۰ ب.ظ:

    همین‌طور بگیر بیا پایین تا برسیم به جناب جنت مکان، تئودور هرتسل (البته دور از چشم دردی‌کش).
    جماعت هوشمند آشنا به حل نامعادلات.
    پرسش این صفحه:
    نامعادله سیاسی زیر را چگونه می‌یابید؟

    – «منظورم صهیونیستها بود نه دولت اسراییل» 8O
    راهنمایی جهت علاقه‌مندان به پاسخ‌گویی :همان دولتی که تمثال «هرتسل» را به‌دیوار کوفته نه نیست‌ها.
    حدااکثر در چند لایک قلم رنجه فرمایید.
    کلاً با هم جمعیم تا خوش باشیم. همین!

    توضیحاً :پاسخ شارح آن کلام وزین را شما در یک کامنت مستقل در همین‌جا خواهید یافت.

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    بله
    مگر تمامی دولتهای اسراییل یا نمایندگان کنست صهیونیست هستند.خیلی از از نمایندگان حزب کادیما و کارگر خود را صهیونیست نمیدانند.ولی دوبت فعلیاسراییل به تمام معنا صهیونیست است.(اگر منظور شما کوه صهیون باشد مگر می شود یهودی بود به صیون یا صهیون معتقد نبود ولی اگر به معنای نژاد پرست و یهود پرست باشد نه همه اینطور نیستند .این امر د راشکنتزی ها بیشتر است تا صافاردین ها)

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۵ ق.ظ:

    من از عوارضی کرج به بعد می‌گم جاده شما. بعد انتظاری داری این‌ها را صهیونیست ندانم؟ :lol:
    این‌ها خیلی‌ چیزهای دیگرهم می‌گویند و خوش خوشانشان هم می‌شود. بعد شما نشسته‌ای همه‌ی این جنگولت‌ بازی‌های آنان را باور کرده‌ای؟
    مگر نمی‌گویی از حزب فلان و نمایندگان فلان؟
    خُب این‌ها مگر جدا از هویت سیاسی اسرائیل صهیونی است؟
    بعد این همه اسامی را چرا خطاب به دلقک ننوشتی که مرادم این‌هاست؟

    نکند در آهستان ما هم «اسفندیار»ی از جنس «رحیم» با فلسفه‌ی اومانیستی «مشائی» ظهور کرده که مردمان اسرائیل جدا از صهیون می‌داند؟
    در ضمن چرا فکر کردی من در وجه تسمیه نام صهیون با نام کوه صهیون دچار خلط فهم شده‌ام؟
    شد یکبار از دانش موسع و فراخت چیزی زائد تراوش نکنی؟

    دو سپاس ویژه. این‌که زیر کامنت‌ها می‌نوسی و جدا و بیرون پاسخ نمی‌دهی.
    اگر چه این هر دو کامنت هم متعلق به خودت بود و نامت مافوق نام‌ها.
    ایام بکام

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۶ ق.ظ:

    جاده شما = جاده شمال

  10. محسن بردبار
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۲ | #10

    فهیمه خان
    بنده نه ادعاى منصف بودن کردم ونه ادعاى پرفسورى در تاریخ
    نظرى نوشته ام هر جایش بنظر شما نادرست است اگاهم کنید ممنون میشوم.

    [پاسخ]

  11. محسن بردبار
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۳ | #11

    معذرت
    فهیمه خانم

    [پاسخ]

  12. ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۳ | #12

    سلام،بسیار خوشحالم بعد از مدتها…….

    [پاسخ]

  13. ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۱۴ | #13

    حضرت امام خامنه ای خطاب به عاشقان آمریکا :

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تسلیم نشدن در مقابل زورگویی و باج خواهی نظام سلطه را که مظهر آن امریکاست، آرمان سلبی انقلاب اسلامی خواندند و تأکید کردند: ملت ایران در ۲۲ بهمن امسال اعلام کرد تسلیم زورگویی و باج خواهی امریکا نخواهد شد.

    ایشان با انتقاد از برخی تلاش ها برای معرفی یک چهره غیرواقعی از امریکا به مردم، فرمودند: برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره امریکا، زشتی ها و خشونت ها و وحشت آفرینی ها را از این چهره بزدایند و دولت امریکا را دولتی علاقمند به مردم ایران و انسان‌دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.

    رهبر انقلاب اسلامی به سابقه سیاه دولت امریکا در مدت حداقل هشتاد سال اخیر اشاره کردند و افزودند: به راه انداختن جنگ های خونین و کشتار انسان‌های بیگناه، حمایت از دیکتاتورهای ظالم در نقاط مختلف جهان، حمایت از تروریسم بین المللی، حمایت از تروریسم دولتی که مظهر آن رژیم جعلی، غاصب و جنایتکار صهیونیستی است، حمله به عراق و کشتار حداقل ده‌ها هزار نفر از مردم، حمله به افغانستان، راه اندازی شرکت های آدم‌کشی و ترور همچون بلک‌واتر و راه اندازی گروه‌های تندرو تکفیری و حمایت از آنها، بخشی از سیاهه اعمال امریکاست.

    [پاسخ]

    مهدی ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    آقای خامنه بار دیگر نشان داد خواستار راه مسالمت آمیز برای تغییر در هیچ زمینه ای فراهم نیس. همین طور که بقیه مراجع نشون دادند در زمینه فرهنگی و اجتماعی نیز همین قضیه برقرار است.

    [پاسخ]

  14. مهران
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۰:۴۶ | #14

    قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران:

    “در سوریه تمام دنیا یک طرف است و ایران در طرف دیگر”

    با خودم فکر کردم آیا تصور اینکه «تمام دنیا» اشتباه می‌کند، راحتتر است یا تصور اینکه «نظام» اشتباه می‌کند.
    ولی ناگفته نماند این «اعتماد به نفس» – گذشته از خوب یا بد بودنش – که یکی بخواهد در مقابل تمام دنیا بایستد، قابل توجه است.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    تمام دنیا یعنی قدرتهای برتر دنیا ..هنوز اینو نمیدونی ؟
    دیگه سومالی که قدرت برتر نیست

    [پاسخ]

    مهدی ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    بعد اون موقع روسیه و چین دارند از کی دفاع میکنند!!!!

    [پاسخ]

    مهدی ع پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    دوستان عزیزی که ناراحت میشن میگیم ایران الان تحت استثمار شرق هست بخونن!

    سفیر ایران توافق «نفت – کالا» را تایید کرد: روس ها می توانند در مقابل نفت دومین راکتور بوشهر را بسازند
    http://www.entekhab.ir/fa/news/148729
    واقعا بهتر از این میگه میشه برای روسیه!

  15. مهران
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۱ | #15

    سیدمحسن اندرزگو فرزند سوم شهید اندرزگو:

    پدر ما چندین بار خدمت حضرت امام رسیده بود و اجازه خواسته بود که شاه را بزند و قدرت این کار را هم داشت، یعنی نفوذی که اندرزگو به کاخ شاه داشت شاید خود درباری‌ها هم نداشتند، به‌طوری که با رئیس دفتر علم رفیق شده بود و داخل مجموعه می‌شد و شاه را می‌دید، شاهی که دنبال اندرزگو بود و برای زنده و مرده او ۶۰ میلیون جایزه گذاشته بود، اما امام می‌گفت: “ترور شاه چیزی را عوض نمی‌کند”.

    “خوب، این‌ها آدم‌های مبارز مسلمان بودند، کسانی بودند که اصلاً بدون اذن ولی هیچ‌کاری نمی‌کردند، در آن موقع هم اذن امام را برای ترور منصور خواستند. این داستانی که بعضی‌ها می‌گویند امام مخالف ترور بود درست نیست، امام فقط مخالف ترور شاه بود. حالا با ترور آدم‌های دیگر هم مخالفت می‌کرد ولی در آن روزی که بنا بود منصور ترور شود، جوان‌هایی که مسلمان بودند به خدمت آیت‌الله میلانی رفتند، چون دسترسی به امام نداشتند و ایشان در تبعید بودند. می‌خواستند حکم شرعی اعدام منصور را بگیرند تا حکم اعدام منصور از یک آیت‌اللهی گرفته شود و شرعی باشد، بنابراین از میلانی این حکم را می‌گیرند و بعدها آقایانی که خیلی در این نظام حرف می‌زنند در روزنامه‌های آن‌چنانی زدند که کار اندرزگو اشتباه بود و امام با کار او و مبارزه مسلحانه مخالفت شدید داشت در حالی که این‌طور نبود”

    http://www.tasnimnews.com/Home/Single/283564

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۱ ب.ظ:

    من الان بدون هر جور قضاوت و پیش زمینه ای میگم.نتیجه گیری ایشون بر چه اساسی بوده؟
    امام اول فرمودن ترور شاه چیزی را عوض نمیکند.تو قضیه ی ترور منصور هم اجازه ش رو از ایت الله میلانی گرفتن نه امام،عدم مخالفت امام چطوری اثبات میشه؟

    [پاسخ]

  16. مهران
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۱:۲۴ | #16

    خواهشی از دوستان

    همه می‌دانیم که انتقاد کردن لازمه بهبود اوضاع بوده و هر کسی تا حد امکان خودش نباید از سختی‌های این راه ناامید شود. ولی باید در این راه مواظب باشیم که حرفهایمان به ضرر خودمان تمام نشود. من خودم شخصا همیشه سعی می‌کنم «فقط» در مورد خاص و مشخصی نظر بگذارم (حالا آیا همیشه موفق بودم یا نه، مسئله دیگریه).
    اینکه بگوئیم «مسلمانها» اینجورین یا اونجورین، کسی را توجیه نمی‌کند، فقط جبهه‌بندی را مستحکم‌تر می‌کند. «مسلمانها» کلمه خیلی بزرگی است. نمی‌شود در یک جمله صفتی برای این مجموعه پیچیده پیدا کرد. ما می‌توانیم به مشکلات خاص کشور خودمان و چیزهایی که ماشاالله کم هم نیستند، اشاره کنیم. ما مطمئنا از این نظر کم نمی‌آوریم پس نیازی نیست در مورد مسائل کلی بحث و جدل کنیم. من یکبار هم نوشتم دین اگر با سیاست قاطی نشده و مورد سواستفاده قرار نگیرد، مشکلی ایجاد نمی‌کند که هیچ می‌تواند در بعضی‌جاها برای زندگی مسالمت‌آمیز مفید هم واقع شود. این خونریزیهایی که اینجا و آنجا دیده می‌شود، اکثرا به خاطر سیاستمدارهاست که از دین برای مقاصد خویش استفاده می‌کنند.

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۰ ب.ظ:

    عجالتاً شما همین جناب مهران نیستید؟
    «مهران پاسخ در تاریخ بهمن ۲۷م, ۱۳۹۲ ۹:۴۸ ب.ظ:/ واقعا بدجایی گیر کرده‌ایم.»
    آیا به‌نظرتان آن نویسنده با این نویسنده یکی است؟
    از بدی نام کوچک‌نویسی آن هم بدون نشانه، می‌شود همین آشفتگی و سرسام گرفتن در نام و اقوال.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۷ ق.ظ:

    چرا خودمم! مشکلی پیش اومده؟
    عکس زیبایی نداشتم که برای جلوگیری از سرسام گرفتگی بکار آید.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۳ ق.ظ:

    قاعدتا بابک اینا،عاشق چشم و ابروی اسلام نیستن که تند و تند ازش مینویسن.
    فکر میکنن ریشه ی همه ی بدبختیهاشون تو این مملکت نه فقط اسلامی بودن حکومت که اسلامی بودن یا حداقل ریشه های مذهبی و عللقه های دینی داشتن مردمیه که خواسته و ناخواسته پشتوانه ی این حکومت هستن.ادمهای بلاتکلیف و پادرهوا….کسانی که شاید خیلی مسلمون نیستن ولی حاض نیستن به خاطر حرمت عقایدشون به کسانی که پشت اون عقاید سنگر گرفتن شلیک کنن که نکنه ترکشش به اون باورا بخوره.

    این مردم باید اگاهی پیدا کنن.باید با حقیقت اسلام اشنا بشن.حقیقت هم که میدونید چیه؟جنگ و خشونت و جهل و خرافات و در بهترین حالتش تزویر و ریا.
    واینکه ریشه ی همه ی بدبختی ها و جنگها و مشکلات اسلام و مسلمین هستن.
    و هر چیزی که غیر از این گفته بشه ولو اینکه مستندش قران باشه میشه دروغ اونم با دروغ بی شرفی تمام.
    خلاصه نباید اسلام رو از مردم به زور گرفت چون امکانش نیست. باید مردم منزجر بشن که خودشون با دست خودشون کنارش بذارن.
    من به این کار میگم ظلم همون طوری که به رفتار اونی که پشت عقایدم سنگر میگیره که خلع سلاحم کنه،ظلم میگم.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۳ ق.ظ:

    کامنت نوشتم پرید، پارت بندی کنم ببینم چی میشه؟!
    مخاطب من ، لزوما فهیمه خانم نیست

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۹ ق.ظ:

    من درباره ی نظر دیگران نمیتونم چیزی بگم، اما میتونم نظر خودمو بگم
    نسبت به اسلام به صورت دیفالت تنفر یا مشکل ندارم، حتا میتونم بگم یه جورایی بعضی جاها هنوز مسلمون هستم و رگه های مسلمون بودن باقی مونده…
    خلاصه بگم نه من حاشیه بروم و نه شما

    اون چیزی که میبینم ، کشوری است که با مدیریت و حاکمیت احکام اسلامی عقب رفته، پس رفته، کم شده ، کوچیک شده ، فقیر شده.. در دنیا بی عزت شده،

    اون چیزی که می بینم ، یک مقایسه هست، بین کشورم و همسایگان، از بسیاری از این کشورها عقب افتادیم،

    اینجا یعنی در ایران باید چه اتفاقی بیفته تا امثال جنابعالی قبول کنن که از دنیا عقب افتادیم؟!

    از دنیای امروز می گویم، و دوستان از جنگ جهانی دوم مثال می زنند ،
    در دنیای امروز مسلمانان یکدیگر را تکه تکه می کنند
    آقا اینا به هر حال مسلمون هستن یا نه؟!

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۰ ق.ظ:

    ول کن آقا همین یکی هم که ظاهر شد کفایت میکنه
    در خانه اگر کس است/یک حرف بس است

    به هر حال اسلام در قرآن و در سیره خوب یا بد من نمی دانم
    آنچه که اهمیت دارد دوران ۳۵ ساله ی حکومت اسلامی است
    خانم فهیمه، آقای حمید، خانم م.ص (از برادرم شجاع اسم نمیبرم چونکه ایشون کلن اعتقاد داره ما با سرعت مافوق نور بعد از انقلاب اسلامی در حال پیشرفت بودیم)
    ملاک و شاقول برای معترضان به اسلام در ایران، _حکومت اسلامی است_
    دقت بفرمائید، خیلی از این افراد به احتمال قوی در یک حکومت غیر مذهبی امکان داشت به شددت دین دار و دین باور باشند_

    شما نمی توانید توقع داشته باشید که در بستر حکومت ۳۵ ساله فقهای اسلام رف معیشت حقوق فردی و صدها حق دیگر پایمال بشود و این ها به اسم مسیحیت نوشته بشود_ نخیر اقا همه ی مشکلات در بستر حکومت فقهی بوده_
    طبیعتا وقتی که بنده می بینم ابشخور و سرچشمه ی همه ی این امور در اسلام عزیز است ، خوب به فکر میفتمف میرم مطالعه می کنم ، میگم شاید ایراد فنی از سرچشمه هست
    من دارم می بینم هر کشوری که حکومت اسلامی راه انداخته در دسته ی کشورهای عقب مونده هست
    بالاخره این اسلام بعد از ۱۴۰۰ سال نباید یک نمونه ی موفق در دنیا ارائه بده؟!
    کی؟….
    الان میان میگن، در حکومت عدل آقا امام زمان
    اول از همه خودتون امام زمانو به مسخره گرفتید با این حرف ها
    .
    .

    نمی دونم منظورمو منتقل کردم یا نه

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۸ ق.ظ:

    فهیمه
    قضیه سادست واقعا. مگر شما نمیگی اسلام دین اجتماعی هست و کاملترین دین و فلان.
    مگر این حکومت رو به عنوان حکومت اسلامی قبول نداری؟ خوب اینم نتیجشه دیگه. کهریزک قتلای زنجیره ای عقب موندگی اقتصادی و فرهنگی و ….
    بغیر از این حاکمای اسلامی واسه کاراشون دلیل فقهی و اسلامی میارن. اگه شما دو سال طلبه ای سه برابر عمرت اینا کارشون این بوده. فتوای قتلای زنجیره ای رو که پاپ نداده . همین عالمان دین دادن. و تو این دین مفرهای زیادی برای جنایت وجود داره.
    واقعا من نمیخوام بحث مذهبی کنم. وگرنه همین قرانی که میگی جاهای زیادی دعوت به خشونت کرده. و ادما رو درجه بندی کرده. نمونش همون آیه ای که م.ص. آورد میخواست آرایشش کنه زد چششم کور کرد.
    بعد هم با این نوع استدلال شما هر اندیشه ای رو میشه از هر کاری مبرا کرد. طرف سر میبره پشتش پرچم اسلامه شعارش الله اکبر میگی این به اسلام ربط نداره. دیگه چجوری میشه یه عمل رو به یه اندیشه ربط داد واقعا؟
    بحث سیاسی هست نه مذهبی. وارد شدن ایدئولوژی به حکومت نتیجش آدمکشی و عقب موندگی هست. اسلامی و مارکسیستی و فاشیستی و نازیستی هم نداره.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ ق.ظ:

    و در کل اگر از اغراق کامنتت در باره افکار امثال من کم کنی درست نوشتی.
    خوشم اومد.

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۳ ب.ظ:

    آقای با بک

    اسلام کاملترین دینه. مرجع سعادت برای انسان ها است و مسائل دیگر. اما هیچ ادعایی در آن در خصوص اینکه اگر مسلمان بشوید و حکومت اسلامی تاسیس بفرمایید به پیشرفت اقتصادی بالا، آمار صفر جرم و جنایت، برابری اجتماعی و ریشه کن کردن فقر و در یک کلام مدینه فاضله بشری می رسید.

    اسلام قرصی نیست که بخورید و یک شبه به سمت آسمان پرواز کنید.

    حکومت اسلامی یک حداقل کارکردهایی دارد و یک حداکثر هایی. این دیگر بستگی به مردم آن جامعه و میزان تلاششون در پیاده سازی اخلاق، نیکوکاری و رشد عقلیشونداره که چقدر به آن حداکثر ها می رسند.

    حداقل کارکرد نظام اسلامی این بوده که تعداد کشتارها پس از یک انقلاب را به شدت کاهش داده. شما این انقلاب را با نمونه های مشابهش مقایسه کنید تا متوجه بشین.

    نکته دوم حفظ وحدت و تمامیت ارزی در کشوری است که از قومیت های مختلفی تشکیل شده. تا قبل از انقلاب ایران این کشور بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته و کاملا اشغال شده. ولی در جنگ عراق ما حتی یک وجب از خاکمان را هم ندادیم.

    نکته سوم ثبات سیاسی است. اینکه هر چند سال یکبار در این کشور کودتا نمی شود و مردم در خیابان ها کشته نمی شوند دستاورد بسیار مهمی است. به اوکراین نگاه کنید، یا مصر و روسیه. اصلا چرا دور برویم همین سوریه که بغل گوشمان است.

    نکته چهارم اینکه رشد خانم ها در این نظام بسیار زیاد بوده. اصلا با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست. البته حقوق خانواده مشکلات اساسی دارد که انشا الله در اینده حل می شوند.

    از لحاظ عقدیتی هم این نظام برای افراد مذهبی زیر بنایی فراهم کرده که می توانند در آن به آسانی فعالیت کنند.

    اینکه در جامعه ما مشکلات زیادی وجود داره کاملا پذیرفته است. ولی سوال اصلی اینه که اگر به جای حکومت اسلامی، یک حکومت ملی و یا سکولار بر سر کار بود آن به چه حداقل ها و حداکثرهایی می رسید؟

    فرض کنید که الان حجاب آزاد بود ولی عرصه سیاسی ایران مدام دستخوش ناملایمات و تغییرات می شد. تحریم نبودیم ولی کشورمان به اشغال بیگانگان در می آمد. احزاب سیاسی در ابتدای انقلاب داشتند یکدیگر را تکه پاره می کردند.

    بنابراین شما باید یک حکومت را در یک بازه مورد بررسی قرار بدین. آیا نظام به حداکثرهایش رسیده؟ مطمئنا پاسخ منفی است ولی حداقل های محکم و ارزشمندی دارد.

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۳ ب.ظ:

    م.ص عزیز
    اگر خودت را درست معرفی کرده باشی در جنسیت و تحصیلات. بسیار متأسفم و غصه می خورم و دیوانه می شوم که خانمی با مدرک کارشناسی ارشد از تکنیکی ترین و کاربردی ترین و ریاضی ترین و کمّی ترین دانشگاه کشور (امیرکبیر) فارغ التحصیل شده باشد اما مغزش اینقدر انتزاعی و پادرهوا و پر از موهومات نقلی مانده باشد. راجع به مثال هایی که زده ای بحث دراز دامن است و هر نوع استدلالی در عقب ماندگی شدید ایران “آفتاب آمد دلیل آفتاب” است. اما فقط می گویم که اگر ایران مسلمان نبود و یک دولت ملی داشت – حداقل – می شد کرۀ جنوبی و اگر همین مسلمان بود و یک دولت ملی داشت می شد ترکیه. در مورد پیشرفت های ایران تحت زعامت روحانیان فقط و فقط و تنها و تنها ادعای آمار دختران و زنان تحصیل کرده است که درست و قابل اتکاء و پز دادن است – بدون ورود به اینکه بهره وری این رشد تحصیلات قابل نشان دادن در جامعه نیست – اما به یک نکتۀ کلیدی توجه نمی کنی. و آن این است که علت تامۀ عقب ماندن تحصیلات زنان از مردان در رزیم سابق – گذشته از مسایل مربوط به محدودیت های زنان در کل جهان تا آن مقطع – فتواهای شاذ و حرمت تحصیل زنان در فتاوی روحانیان بود و نه جلوگیری های عرف و رژیم های پادشاهی – بویژه پهلوی – یعنی روحانیان در حکومت خودشان منع تحصیل دخترانی را که خودشان صادر کرده بودند برداشتند. همین. تازه آن هم اشتباه شد و امام خمینی با جسارت – ناشی از جو اوایل انقلاب – شخصی چنین فتوایی را داد و روحانیت بطور عام نه انموقع و نه اکنون با تحصیل دختران آشتی نیستند ولی کار زیادی از دست شان ساخته نیست. هر چند که هر روز یک مانع جدید سهمیه بندی و مزخرفاتی از این دست را در دستور کار دارند. و نهایت اینکه کاشکی نگفته بودی از امیر کبیر فوق لیسانس داری. آدم نا امید می شود. یا…هو

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۵ ب.ظ:

    شما می گویید یک حکومت ملی مثل ترکیه. خوب الان ترکیه مخالفانش را سرکوب نمی کند؟ زندانی سیاسی ندارد؟ آدم فقیر ندارد؟

    ار لحاظ اقتصادی پیشرفت های خوبی داشته اند ولی این حکومت چقدر ثبات دارد؟ چقدر آن دموکراسی مد نظر شما را توانسته پیاده سازی کند؟ با کردها چگونه برخورد می کنند؟

    فکر میکنم از نظر شما و دیگر دوستان یک عامل وزن بسیار بالایی در سنجش میزان موفیقت دارد. توسعه اقتصادی به هر قیمتی. توسعه اقتصادی بسیار ارزشمند است ولی نه به هر قیمتی. این دقیقا تفاوت دیدگاه من با شما است. برای شما مقوله ای به نام پول حلال و حرام احتمالا مطرح نیست، پول پوله دیگه. هر چی بیشتر بهتر.

    ولی برای مردمی که حاضرند برای این نظام از همه زندگی شان بگذرند، پول حلال و حرام خیلی فرق می کند. اگر دولت ترکیه در ایران وجود داشت به راحنی سرنگون می شد چرا که مردم فقط برای اسلامی که امام خمینی مطرح کردند حاضرند اینهمه هزینه کنند. برای اردوغان نامی از این هزینه ها نمی کنند. برای محمدرضا شاه چه کسی هزینه کرد؟ حکومت او هم چیزی شبیه دولت ترکیه بود فقط استبدادش بیشتر بود و بیخودی به دین مردم گیر می داد.

    نکته بعد اینکه موقعیت ما در منطقه اصلا با ترکیه قابل مقایسه نیست. مردم ما هم مثل مردم ترکیه نیستند. کشور ما به شدت ثروتمند تر از ترکیه است و قاعدتا خواستار بیشتر دارد. کنترل تنگه هرمز برای خیلی از کشورها وسوسه برانگیز است. مگر قبل از انقلاب کم دیده ایم از این تاخت و تازها؟ شما یک نگاهی به تاریخ ایران بیاندازید و با ترکیه مقایسه کنید. چقدر در کشور ما جنگ رخ داده؟ ایران عرصه تاخت و تاز بوده. ترکیه اصلا چنین وضعیتی در تاریخ ندارد.

    بزرگترین مشکل کشور ما امنیت است. قبل ار توسعه اقتصادی باید بتوانیم امنیت و تمامیت ارضی اش را حفظ کنیم. وگرنه می شویم افعانستان، سوریه، عراق…

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۴ ب.ظ:

    تیرگر
    ادم از یه شخص بی سواد و یه ادم معولی انتظار نداره که کلا بررسی کنه ریشه ی مشکلاتو یا اگرم بررسی کرد انتظار نداره که به عوامل مختلف و تاثیرش تو اون مشکل توجه کنه.معمولا اون چیزی که درشتتره و بیشتر به چشم میاد یا چیزی که بیشتر جلوی چشمش گذاشته شده رو عامل اون مشکل میدونه.
    ولی ادم از کسی که درس خونده و اهل وطالعه هم هست و اطلاعاتشو همچین جاهایی به اشتراک میذاره و از اطلاعات دیگران هم استفاده میکنه،انتظار داره وقتی یه مشکلی رو میبینه فقط به اون عاملی که مدام تو چشمه نگاه نکنه.
    جدا تا حالا به این فکر نکردید کشورای اسلامی تو خاورمیانه و افریقا واقع شدن و چیزی به اسم استعمار مشخصه ی بزرگ تاریخی این مناطقه و حالا اون استعمارگرا با پولی که از چپاول و غارت این مناطق به دست اوردن انقدری قدرتمند شدن که بتونن از پیشرفت این کشورای اغلب اسلامی جلوگیری کنن؟
    شما بگو اسلام خشنه عقب افتاده ست بی منطقه یا هر چیزی دیگه.اصلا اینا همه به جای خود قبول،بی کفایتی حاکمانشون هم سر جای خودش قبول ولی اگه یه کم انصاف داشته باشی میبینی یه بخش بزرگی از بدبختی این کشورا واسه خاطر هزینه ایه که بابت پیشرفت و توسعه ی استعمارگرا دادن و میدن.
    کمر خیلی از کشورای مسلمون به خاطر این خم مونده که یه عده رو گرده شون سوار بودن و هستن.
    والا به خدا انصافم خوب چیزیه.

    بابک
    این که این حکومت اسلامیه رو خیلی وقت پیش در جواب مهران گفتم نه.حالا هم میگم نه.اسلامیه یعنی چی؟
    یعنی کلمه ی اسلامی که اضافه میشه به جمهوری؟یعنی حجاب اجباری؟ یعنی بودجه ی جداگانه برای تبلیغ دین به انحای مختلف که تقریبا نصف بیشترش پرته؟
    شاید نظام شکل و ظاهر اسلام رو وارد ایران کرده باشه که اتفاقا تو خیلی موارد وضع بدتر شد،اما روحش رو نتونست و نخواست و نمیدونم، به هر دلیل
    نشد.
    بزرگترین چیزایی که ازش غفلت شد عدالت بود کرامت انسان بود.تو بگو دینی که غیرمسلمونو پست میدونه و زن رو پست میدونه نمیتونه داعیه دفاع از عدالت و کرامت رو داشته باشه.باشه اصلا حرف تو درست.بین خود مسلمونا چی؟
    چیزی که به عنوان زمامدار حکومت اسلامی مامور شده بودن به ش رو عملی کردن؟
    اگه حضرت علی فرماندار یکی از شهرا رو برکنار میکنه به خاطر همین بیت المال چرا تو حکومت اسلامی همچون رقمایی اختلاس میشه بعدشم طرفو از
    اون وزارتخونه برمیدارن میذارنش یه وزارتخونه ی دیگه؟
    چرا حضرت علی تو قضیه ی اون زن یهودی و خلخال همچون جمله ای میگه ولی نظام گشت ارشاد درست میکنه و بعضا برخوردای واقعا زننده از جنس همونی که با اون زن یهودی انجام شد انجام میده؟
    چرا حضرت به کسانی که قرار بود حد جاری کنن میگه اگه کسی هست که به ش حد واجب شده ،برای اجرای حد نمونه. جوری که جز حضرت و اطرافیانش کسی باقی نمیمونه ولی یه بخشی از قضات و مامورین ما مردم رو به جرمی مجازات میکنن که خودشون همون جرم یا بدترشو مرتکب شدن؟
    چرا حضرت ۲۵سال خونه نشین میشن و تا وقتی مردم به شون رو نمیارن تلاشی برای به دست اوردن حکومت نمیکنن ولی اینجا هر تلاشی میشه که اریکه ی قدرت از دست نره؟
    والا امیری که ما میشناسیم اگه بود نمیذاشت افتضاح کهریزک به وجود بیاد.نمیذاشت کسی بی دلیل و بدون تعیین مدت تو زندان باشه نمیذاشت یه خاطر یه شیشه شکستن حکم محاربه ببرن برای کسی.نمیذاشت وضع دستگاه قضایی مملکت این باشه.
    نگو اینا همه ش افسانه ست و..
    برای تو افسانه ست برای اونی که نهج البلاغه و سیره ی حضرت رو قبول داره که افسانه نیست.چرا عمل نشد به ش؟

    با استدلال من هر اندیشه ای از هر کاری مبرا میشه؟ خب اگه بی تقصیر و محقه چرا تبرئه نشه؟
    یه درصد احتمال بده اون کسایی که تو نماینده ی اون تفکر میدونی فاصله گرفته باشن ازش.

    بنا نداشتم اینجا از این حرفا بزنم.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۳ ب.ظ:

    بابت اون کامنت هم قابلتو نداشت.همون چیزایی بود که خودت گفته بودی و افکارت هم همون چیزایی بود که خودت نشونمون دادی.چیزی خارج از نظرای خودت نگفتم.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۲ ب.ظ:

    یه سوال
    به نظرت ایدئولوژی حکم بر کره شمالی(شاخه خاصی از کمو نیسم) چقدر تو بد بخنیه مردمش موثر بوده.
    باور کن تو ایدئولوژی اونا هم ازین داستانای قشنگ حتما هست. تو تموم باور ها هست. یادت میاد یه متن انگلیسی گذاشته بودم تو آهستان؟ برو وبسایت کره شمالی رو بخون. مثله اینکه اخبار شبکه یکه. فقط باید اسما رو عوض کرد.
    چرا کارشون به اینجا کشیده؟ چون به ایدئولوژِیشون درست عمل نمیکنن؟

    یک تفکر اشتباه وجود داره که جهان رو از بالای منبر میبینه. از مذهب به ملت به ارث رسیده و نمونه واضح زوال عقله.
    نمونه کاملش مزخرفات غلومعلی. بن مایش اینه: آی مردم. اینکارو بکنین اونکارو نکنین. و …
    این حرفا دقیقا مثله اینه که مثلا به آهن بگی ای آهن تو باید در دمای ۶۰۰ درجه ذوب شوی تا برای تولید تو انرژی زیادی لازم نباشد. یا مثلا خطاب به سلولای سرطانی نهیب بزنی ای ستیزه جویان! کمتر تکثیر شوید تا این کودک بیشتر از این رنج نکشد. انسانها هم خارج از این قاعده نیستن. بنا به موقعیت رفتارهایی رو از خودشون بروز میدن که غیر قابل اجتناب هست.
    حالا میرسیم به مورد خودمون. قانون اساسی ما بر اساس اسلامه. اگه شما با این قانون اساسی مخالفی پس با نظام اسلامی مخالفی. رهبرمون فقیه واجد شرایطه. همچنین کل ارکان اصلی نظام. پس چارچوب کاملا اسلامی هست. تو این چارچوب اسلامی این رفتارها صورت گرفته. و غیر قابل اجتناب هست. حالا شما هی داستان تعریف کن.
    پند های اخلاقی و داستانهای اخلاقی به هیچ دردی واسه ساختنه اجتماع نمی خورن. اگه اسلام توانایی ساختنه یک اجتماع منسجم و سالم رو داره اون قوانین جامعه سازش کدومان که الان اجرا نمیشن؟ که اگه اجرا بشن همه جا گلستون میشه؟
    باز هم میگم که من وارد بحث مذهبی نمیشم. که توی اون بحث هم ایرادات اساسی و جدی به اسلام حتی در برابر سایر ادیان وارده.

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۸ ب.ظ:

    بابک اینا قصه و پندهای اجتماعیه؟
    روابط ما با کشورای دیگه بر اساس هیهات من الذله ای که تو یکی از همون داستانا گفته شده بود تنظیم شد(بماند که چقدر درست تنظیم شد).حکم نصف بیشتر احکام رو از تو همین داستانا بیرون میکشن و کلا این داستانا به وقتش کاربرد بسیار زیادی داره ولی وقتی به نقطه ای میرسه که اقایون رو به زحمت میندازه و منافعشون در خطر میفته میشه داستان و پند اجتماعی.
    اگه اونا بگن قابل قبوله.ادم میذاره به حساب ناچار بودن.من نمیدونم تو چرا ازش حمایت میکنی.فقط واسه این که بگی نظام اسلامی در هر صورت ناکارامده؟
    من نمیگم همه جا گلستون میشه.ارمانشهر و بهشت این دنیایی تو ذهن شماست.ولی اگه بنا بود همینا عملی بشه مردم معترض نبودن.باقی مردم که مثه تو دغدغه ی محو اسلام و مسلمین ندارن.همین که تو جامعه ای زندگی کنن که کسی مدام سرشو نکنه تو زندگی شخصی شون، همین که تامین باشن و حتی اگه تامین نیستن بدونن که مسئولین هم همین وضعو دارن و از بزرگ تا کوچیک مردم یه جور دارن زندگی میکنن.حالا یه کم کمتر یا بیشتر.
    همین که نظام همزمان با ظالم دونستن رژیم سابق و مجاهد دونستن انقلابیون و نشون دادن شکنجه گرای ساواک،همه ی اقسام معترضا رو اشوبگر و فتنه گر ندونه و خودشو حق مطلق ندونه و کهریزک و بگیر و ببندهای احمقانه رو اول پنهون نکنه و بعد ماسمالی،کافیه براشون.
    حکومتی که اسلامی بودنش با اعتقادات اکثر مردم جوره و از اسلامی بودن یکی دو تا شاخصه رو نمیگیره با سرصدای زیاد بزرگش کنه -و اتفاقا در عمل خرابترش کنه- و باقی چیزا رو که از قضا بسیار بسیار مهمتر و تعیین کننده تر هم هستند رو به حال خودش رها کنه و اصلا به روی مبارکش هم نیاره،توهم نیست.داستانای اخلاقی هم نیست.طبق ساد ترین و بدیهی ترین احکام موظف به اجراش بودن و نکردن.
    منم به سیستم درست و کارامد معتقدم ولی این دلیل نمیشه که فراموش کنم اگر به همون قواعد اسلامی هم عمل میکردیم وضعمون خیلی خیلی بهتر از اینی بود که الان هست.

  17. ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۰۵ | #17

    ساعتی پیش یک نفر در مقابل ساختمان وزرات نفت اقدام به خودسوزی کرد.

    به گزارش دانا، ساعتی پیش یک نفر در مقابل ساختمان وزرات نفت اقدام به خودسوزی کرد.

    هنوز اطلاع دقیقی از این خودسوزی در دست نیست.

    فرد حادثه دیده با آمبولانس از محل حادثه انتقال داده شد.

    این درحالی است که روحانی برای بازدید و سخنرانی هم‌اکنون در وزارت نفت است.

    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=181904

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۲ ق.ظ:

    ملته ما از این بخارا ندارن با خودسوزی یکی حکومتو پایین بکشن.اینجا که تونس نیست.ملت بی بخار به تخ …مشونم نیست.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۳ ب.ظ:

    آفرین سامان. همیشه رک و صادق باش. به ملت خودت توهین کن. همین که به ملت خودت توهین می کنی و اونها رو از عربها هم بدتر می دونی، یعنی این که اصلا ملت خودت رو نشناختی. مشغول باش

    [پاسخ]

  18. تشنه
    ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در ۲۲:۱۳ | #18

    با سلام
    امید جان عجب موضوعی انتخاب کردی.
    در مورد شهید چمران اطلاعاتم کامل نیست لذا نمیتونم حکم خودم رو صادر کنم.
    چمران از معدود افرادی بوده که همیشه به غایت بهش احساس نزدیکی میکردم. هرکسی بنا به سبک زندگی خودش، شرایط زندگیش، چیزایی که دوست داره و خیلی چیزای دیگه، خواه ناخواه به بقیه احساس نزدیکی کم و زیاد میکنه. چمران کسی هست من از فکر کردن بهش خسته نمیشم. چون هرقدر ادامه میدم بیشتر حس میکنم که این همونیه که من میخوام.
    مقاله آقای قوچانی رو به دقت خوندم و بنظرم نکات خوبی داخلش بود. شما نقدهاش رو گفتی، درست یا غلط به کنار، منم میخوام نکات مثبتش رو بگم.
    چمران خمینی یا بازرگان؟ یا چمران خدا؟
    من یه سخنرانی یک ساعته از شهید چمران دارم که در جمع نظامی ها حرف میزنه و خیلی جذابه. اگه کسی لینکش داره بذاره بقیه هم گوش کنن.
    چیزی که از مقاله آقای قوچانی برای من جالب میومد این بود که چمران هم آدم بود. ما یه مشکل داریم و اونم اینکه وقتی چهره ها رو نشون میدیم بیش از حد اون ها رو آسمونی میکنیم. به همین دلیل مخاطب همیشه فکر میکنه خب اون ها جنسشون فرق میکنه. در حالی که چمران هم آدمه. ای کاش وقت بشه و منم این فیلم رو ببینم. ببینم حاتمی کیا چجوری بدون اسطوره زدایی، اون وجه زمینی چمران رو هم نشون داده.
    ورای اختلافاتی که هر کسی میتونه با اون یکی داشته باشه، چمران مرد خدا بود، بازرگان هم بود، امام هم بود
    مدتی هست که حس نوشتنی نیست.
    نمیدونم چرا
    یا علی

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۱ ب.ظ:

    لینک ها رو تو تبیان پیدا کردم
    اگه کسی گوش نکرده حتما گوش کنه
    http://snd1.tebyan.net/1389/04/zendaki%20170305.mp3
    http://snd1.tebyan.net/1389/04/zendaki%202%2070304.mp3

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۳ ب.ظ:

    سلام برادر
    یعنی همه حرف قوچانی در این مطلب، این بودکه بگه چمران هم آدم بود نه فرشته؟! این که حرف بدی نیست. من این حرف رو تایید کردم. ولی حرف قوچانی فقط این نبود. فقط یه بند از اون مطلب درباره این بود. بقیه اش درباره چیزهای دیگه…

    [پاسخ]

  19. تیرگر
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۳:۴۵ | #19

    @ سرکار خانم م.ص

    “ماجرای اختلاف بین شیعه و سنی با شکل گیری وهابیت ایجاد شده و طی سالها در گوشت و پوست مردم آن منطقه نفوذ کرده.”

    “کمتر برای خودتان افسانه بسازید. اگر به دنبال حقیقت هستید اصلا این بحث ها را رها کنید، خودتان با انصاف تاریخ را بخوانید. البته نه فقط از سایت بالاترین.”

    اختلاف بین شیعه و سنی با شکل گیری وهابیت ایجاد نشده خانم،
    شیعه به صورت غیر رسمی یک روز بعد از وفات پیامبر شکل گرفت، طبیعتا اختلاف از همان روز آغاز شد، و در عصر صفویه با اختلافی که بین صفویه شیعی و عثمانیان سنی شکل گرفت به اوج رسید…

    شیعه و سنی هیچگاه نمی توانند دوستان استراتژیک باشند، ربطی به استعمار ندارد.
    علی (ع) خط قرمز شیعیان است ، خلافت بر اساس دیدگاه شیعه برای امام علی بوده که توسط خلفای راشد پایمال شده، شیعه هیچگاه از این حق پایمال شده کوتاه نمی آید و سنی میگوید باور به امامت بزرگترین بدعت در دین اسلام است.
    این ها ربطی به وهابیت و انگلیس و داستان و فیلم های فردریک فورساید ندارد.
    ایضاً وهابیت هم دست پرورده ی استعمار نیست، البته شاید استعمارِ کلاسیک بر حسب منافع کاتالیزوری عمل کرده باشد. بحث وهابیت طولانی و چند وجهی است، طولانی میشود و خارج از حوصله ی جمع ، بنا بر این ادامه نمی دهم.

    لطفا “خودتان با انصاف تاریخ را بخوانید” :)

    ***
    شما در روزهای اول نگاهتان کارشناسی بود، اما هرچه جلوتر رفتیم به یک مبلغ مذهبی تبدیل شدید
    نگاه عالمانه آنست که نکات مثبت و منفی را همزمان تحلیل و آنالیز کنید و نیم نگاهی هم به آفت های درونی مذهب داشته باشید ، نه این منکر آفت ها بشوید.
    راستش را بخواهید من تصور می کنم شما و فهیمه هر دو دانش آموز حوزه هستید
    به هر حال و در هر حال
    گود لاک

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۵ ق.ظ:

    #( نقدی بر مقاله ” جامعه ایرانی و دشمنانش ” در سایت کلمه )#

    نویسنده به ” فیلترینگ فیس بوک و توئیتر و مقابله با هر نهاد و تشکل جدی مردمی،” از طرف حکومت، اعتراض می کند و آنرا دلیلی بر خطاکار بودن حکومت میداند.
    قسمتی از متن را بخوانید:
    ۱- دلیل مخالفت زیاد با رسانه های اجتماعی چیست؟ فیس بوک و توئیتر و دیگر شبکه های اجتماعی چه تهدیدی برای کشور یا حاکمان و یا امنیت کشور دارند؟
    ۲- اگر بپرسید چرا می ترسند، آن وقت بحث خطرناک تر می شود. چون به این نتیجه می رسیم که آن نیروی اقتدارگرای کنترل گر، منویاتی خلاف آن جامعه دارد، تمامیت خواه است و برای حفظ مواهب قدرت و ثروتش ناگزیر به ممانعت از شکل گیری قدرت مردم برمی خیزد. قدرتی که تحققش متکی بر خروج جامعه از وضعیت فرد – فرد، به نهاد و یا شبکه های به هم پیوسته است.
    نویسنده چنین نتیجه گرفته که چون حکومت از مردم می ترسد پس حتمأ خطا کار است!!
    اینگونه نوشتن در شان ملتی که صدسال سابقه سیاست ورزی دارد نیست.
    درست این بود که نویسنده فقط یک سوال طرح می کرد:
    می گفت چرا حکومت می ترسد! از چه چیزی نگران است! چه چیزی برای پنهان کردن دارد!؟
    نه اینکه اتهام سوءاستفاده از ثروت عمومی را به حکومت زده اند آنهم فقط به این دلیل که حکومت از تشکل مردم می ترسد!!
    اگر می خواهیم مانند اروپائیان فضای باز داشته باشیم، ابتدا باید مانند آنها متمدن شویم و انسان متمدن بیشتر از همان جمله ای که عرض کردم بر زبان نمی آورد.
    ما باید بااحتیاط و سیاستمدارانه سخن بگوییم.
    . . .
    نویسنده می گوید:
    چرا حکومت از مردم سازمان یافته می ترسد؟
    بنده هم می پرسم:
    چرا شما می خواهید مردم سازمان یافته باشند!!؟ مردم سازمان یافته به چه دردی می خورد؟
    مگر می خواهید چه بکنید؟
    اگر شما رادیکال نیستید، اگر بدنبال همزیستی و اصلاح حکومت هستید، اینکار اصلأ سازمان لازم ندارد.

    . . .

    واما نگرانی های حکومت:
    انسان پس از خلقت یا پیدایش، بمدت ده هزار سال ستیزه جو است، اسیر هوس و حسادت است، لذا از ثروتمندان و قدرتمندان متنفر است.
    چنین انسانی از هر حکومتی متنفر است و هر لحظه امکان سوءاستفاده از آنها توسط مخالفین حکومت وجود دارد.
    شما ( جنبش سبز ) آدمهای خوبی هستید، قصد سوءاستفاده هم ندارید، اما دیگران ممکن است از ” مردم سازمان یافته ” سوءاستفاده کنند.

    هم مردم بحرین با بالاترین سطح رفاه از حکومت شان متنفرند و هم مردم افغانستان!!
    ” ” می بینید رفتار مردم منطق ندارد. ” ”
    مردم چیز زیادی نمی دانند تمام رفتار و افکارشان زاییده هوس و حسادت است.
    بدیهی است سازمان یافتن و متشکل شدن چنین مردمی خطرناک است ضمن اینکه هیچ نیاز و ضرورتی هم وجود ندارد.
    . . .
    در فرصت دیگری عرض می کنم که هیچ نیازی به سازمان و تشکل نیست، حتی شنیده ام احزاب دمکرات و جمهوریخواه امریکا هیچ سازمانی ندارند!!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۰ ق.ظ:

    حتی در بهترین حکومت دنیا، بازهم اکثر مردم از حکومت متنفرند.
    این ادعا نشانه های زیادی دارد.
    بشار اسد و پدرش جزو بهترین زمامداران تاریخ بشر بودند.
    بشار اسد تا قبل از این درگیری ها، چه خطایی کرده بود!!؟ چه ظلمی به مردمش کرده بود!!؟
    می بینید، مردم چیز زیادی از سیاست نمی دانند.
    مردم فقط از ثروتمندان و قدرتمندان متنفرند ندانسته آنها را ظالم و متجاوز میدانند!! بدون آنکه نیاز به دلیل و نشانه باشد!!
    و حکومتیان کسانی هستند که هم قدرت دارند و هم ثروت.

    اولین مطلبی که در ده سال قبل نوشتم عنوانش ” دیکتاتورهای مظلوم ” بود.
    باور کنید استبداد اجتناب ناپذیر است.
    حکومتی خوب است که به مقدار لازم استبداد بخرج دهد و نه بیشتر.
    همین قاعده ساده باعث می شود استبداد در نهایت به دمکراسی تبدیل شود.
    یعنی همانطور که مردم رشدیافته می شوند، نیاز به استبداد هم کاهش می یابد.
    اما این مردم و جاه طلب ها و مخالفین هستند که کار را خراب می کنند و در رسیدن به دمکراسی عجله می کنند.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۲ ق.ظ:

    استبداد به مقدار لازم آخر خدمت به مردم است.

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    بشار اسد و پدرش جزو بهترین زمامداران تاریخ بشر بودند.

    سید رضا پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۹ ب.ظ:

    جناب یوسفی،این که گفتید جک ه ؟جدیده؟خوبه کوتاهه ،میشه اس ام اس کرد
    واسه رفقا.میخندن

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۲ ب.ظ:

    جالبه تا وقتی که جناب یوسفی امثال مبارک و بن علی و امیر قطر و … را تبرئه میکرد کسی صداش در نمی اومد …. حالا که دایره دیکتاتورهای خوب بشار اسد رو هم در بر گرفته رفقا صداشون در اومده …. جای مدعی العموم جهان علیه بشار اسد خالیست که بیاید جنایاتش را بشمارد ….

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۲ ب.ظ:

    یوسفی مگر من از تو عهد نگرفتم که دیگر مزخرف و چرت وپرت ننویسی!؟ چرا گوش نمی کنی به حرف بزرگترت آخر. یا…هو

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۳ ب.ظ:

    ببخشید من پاسخ شما را دادم ولی پرید رفت آن بالا. دوباره می نویسمش.

    “بله ولی منظور من تنفری بود که الان شکل گرفته.

    در خود ایران هم سنی داریم. حتی در کشورهایی مثل مالزی و اندونزی هم مسلمانان سنی هستند ولی چنین نفرتی بین ما حاکم نیست. این رفتار عجیب و غریب برخی کشورهای عربی در سایه وهابیت ایجاد شده. قبلا اینقدر با هم مشکل نداشیم.

    اتفاقا ما خیلی خوب هم می توانیم دوست که چه عرض کنم برادر و خواهر دینی باشیم. من خودم دوست سنی دارم که خیلی هم با هم صمیمی هستیم. ایشون حرمت عزاداری های ما را نگه می داشت ما هم کاری به باورهایشان نداشتیم. همانطوری که من با خیلی ار افرادی که گفته هایشان به دلیل داده های ورودی متفاوت است مشکل و خصومتی ندارم. ولی در خصوص آنهایی که تعمدا داستان می بافند و نسبت های ناروا می دهند دوستی باقی نمی ماند.”

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۶ ب.ظ:

    این هم از مظلومیتهای مضاعف حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهاست که هر کسی که میخواهد خودش را تبرئه کند از آنچه که افراطگرایی میخوانند و نسبت میدهند یا چند تا دوست سنی دارد یا اینکه آبجیش رو به سنی شوهر داده است …. هی خدا …

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۴ ب.ظ:

    نه برادر من. در مظلومیت حضرت زهرا (ع) این دوست من چه نقشی داشته؟ اینها اصلا به آن ماجرا باور ندارند. نگاهشان فرق می کند. حالا من چون مساله را به گونه دیگری می بینند بگذارمشان در لیست لعن و نفرین؟ بگویم شما دشمن اهل بیت هستید؟

    این فرد خصومتی با اهل بیت ندارد. وقتی خصومتی ندارد، من هم با او مشکلی ندارم. شاید در بطن همین دوستی نظراتش تغییر کند. وگرنه از تکفیر او چه خیری با اسلام و یا مسلمین می رسد؟ حضرت علی (ع) هنگام بیماری حضرت زهرا (ع) عمر را به خانه شان راه می دهند تا اختلاف بین امت نیافتد. آنوقت من بیایم بر طبل تفرقه بکویم؟

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۵:۰۰ ب.ظ:

    نه نگرفتی خانم م.ص

  20. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۷:۳۴ | #20

    #( نقدی بر مقاله ” جامعه ایرانی و دشمنانش ” در سایت کلمه )#

    نویسنده به ” فیلترینگ فیس بوک و توئیتر و مقابله با هر نهاد و تشکل جدی مردمی،” از طرف حکومت، اعتراض می کند و آنرا دلیلی بر خطاکار بودن حکومت میداند.
    قسمتی از متن را بخوانید:
    ۱- دلیل مخالفت زیاد با رسانه های اجتماعی چیست؟ فیس بوک و توئیتر و دیگر شبکه های اجتماعی چه تهدیدی برای کشور یا حاکمان و یا امنیت کشور دارند؟
    ۲- اگر بپرسید چرا می ترسند، آن وقت بحث خطرناک تر می شود. چون به این نتیجه می رسیم که آن نیروی اقتدارگرای کنترل گر، منویاتی خلاف آن جامعه دارد، تمامیت خواه است و برای حفظ مواهب قدرت و ثروتش ناگزیر به ممانعت از شکل گیری قدرت مردم برمی خیزد. قدرتی که تحققش متکی بر خروج جامعه از وضعیت فرد – فرد، به نهاد و یا شبکه های به هم پیوسته است.
    نویسنده چنین نتیجه گرفته که چون حکومت از مردم می ترسد پس حتمأ خطا کار است!!
    اینگونه نوشتن در شان ملتی که صدسال سابقه سیاست ورزی دارد نیست.
    درست این بود که نویسنده فقط یک سوال طرح می کرد:
    می گفت چرا حکومت می ترسد! از چه چیزی نگران است! چه چیزی برای پنهان کردن دارد!؟
    نه اینکه اتهام سوءاستفاده از ثروت عمومی را به حکومت زده اند آنهم فقط به این دلیل که حکومت از تشکل مردم می ترسد!!
    اگر می خواهیم مانند اروپائیان فضای باز داشته باشیم، ابتدا باید مانند آنها متمدن شویم و انسان متمدن بیشتر از همان جمله ای که عرض کردم بر زبان نمی آورد.
    ما باید بااحتیاط و سیاستمدارانه سخن بگوییم.
    . . .
    نویسنده می گوید:
    چرا حکومت از مردم سازمان یافته می ترسد؟
    بنده هم می پرسم:
    چرا شما می خواهید مردم سازمان یافته باشند!!؟ مردم سازمان یافته به چه دردی می خورد؟
    مگر می خواهید چه بکنید؟
    اگر شما رادیکال نیستید، اگر بدنبال همزیستی و اصلاح حکومت هستید، اینکار اصلأ سازمان لازم ندارد.

    . . .

    واما نگرانی های حکومت:
    انسان پس از خلقت یا پیدایش، بمدت ده هزار سال ستیزه جو است، اسیر هوس و حسادت است، لذا از ثروتمندان و قدرتمندان متنفر است.
    چنین انسانی از هر حکومتی متنفر است و هر لحظه امکان سوءاستفاده از آنها توسط مخالفین حکومت وجود دارد.
    شما ( جنبش سبز ) آدمهای خوبی هستید، قصد سوءاستفاده هم ندارید، اما دیگران ممکن است از ” مردم سازمان یافته ” سوءاستفاده کنند.

    هم مردم بحرین با بالاترین سطح رفاه از حکومت شان متنفرند و هم مردم افغانستان!!
    ” ” می بینید رفتار مردم منطق ندارد. ” ”
    مردم چیز زیادی نمی دانند تمام رفتار و افکارشان زاییده هوس و حسادت است.
    بدیهی است سازمان یافتن و متشکل شدن چنین مردمی خطرناک است ضمن اینکه هیچ نیاز و ضرورتی هم وجود ندارد.
    . . .
    در فرصت دیگری عرض می کنم که هیچ نیازی به سازمان و تشکل نیست، حتی شنیده ام احزاب دمکرات و جمهوریخواه امریکا هیچ سازمانی ندارند!!

    [پاسخ]

  21. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۰ | #21

    سال گذشته همین ایام را به خاطر می آورید؟ همه جا پرشده بود از لاشخورهایی که روی سر سیران بیچاره پرواز میکردند. آتش گرفتن بخاری نفتی یک مدرسه و جان باختن دختربچه ی مظلوم پیرانشهری، داغ بزرگی بود، ولی بهانه ای شد تا عده ای تمام انقلاب و جمهوری اسلامی را به آتش بکشند. یادتان هست می گفتیم «لاشخورها را چه کار به عزاداری برای یک هموطن؟!» مدتی است از آن لاشخورها خبری نیست. از کشته و مجروح شدن چند پیرمرد و پیرزن مظلوم و بی بضاعت در صف سبد کالا حرفی نزدند و فضاحت لگدمال شدن عزت ایرانی را به روی خودشان نیاوردند.

    [پاسخ]

  22. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۱ | #22

    الوووو
    آزمایش میشود
    یک دو سه
    الووووو
    عه
    چرا همش تو لیست تایید میره ؟

    [پاسخ]

  23. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۲۲ | #23

    الووو

    [پاسخ]

  24. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۰۹:۳۴ | #24

    الووووووووووو

    [پاسخ]

  25. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۸ | #25

    می بینم اسلام شناسان معروف جهان در آهستان جمع شدند و دارند اسلام را واکاوی میکنند !!

    فیلسوفان برتر تاریخ دنیا جنابان الاستاد البابک و الاستاد التیرگر و الاستاد الاپاتریس و الاستاد الارودا و الاستاد المهران و….
    بقیه اساتید و فیلسوفان بنام دنیا در حال بررسی ضرباتی هستند که اسلام به دنیا زده است !!

    الاستاد المهران مسئله ای را در این بررسی موشکافانه کشف کردند که خداوند متعال در رسالتش موفق عمل نکرده است .!!
    الاستاد التیرگر نیز اسلام را باعث عقب ماندگی عالم بشریت میداند !!

    خلاصه اجلاس کارشناسان دنیا در رابطه با اسلام هنوز ادامه دارد و هر روز دارند مسائل جدیدی را کشف و ضبط میکنند !!!

    [پاسخ]

  26. ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۳:۱۵ | #26

    آقا جریان از چه قراره ؟
    دکتر ظریف ریش پرفسوری را به ریش کامل تغییر داده !

    با ریش پرفسوری رفت تو مذاکرات همه چیزارو بر باد داد ..الانم ریش گذاشته ببینه میتونه کاری بکنه !

    [پاسخ]

  27. م.ص
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۵:۵۵ | #27

    سلام

    یک نکته ای را دوستان مطرح کردند که دوست داشتم به آن پاسخی بدم. آیا جامعه اسلامی بدون آفته؟ آیا اسلام این وعده را به بشریت داده که پس از بعثت پیامبر انسان ها تبدیل به فرشته می شوند و بدی از جامعه آنها حذف می شه؟

    اتفاقا جامعه مذهبی افت های خاص خودش را داره ولی باید یک مقایسه تطبیقی داشته باشید بین آن و دیگر تفکرات. یعنی باید ببنیم اگر دین ابراهیمی نبود الان بشریت چه وضعی داشت، امروزه چه وضعیتی داره.

    ما با یک موجودی طرف هستیم به اسم انسان. این موجود یک سری خصوصیت های منحصر به فردی داره که مثلا با درخت و یا میمون ها متفاوته.

    یکی از آنها اینه که بشر نمی تونه بدون ایدئولوژی زندگی کنه. همه افرادی که می گن ما ایدئولوژی نداریم در حقیقت ایدئولوژیشون انکار نمونه های موجوده و در ذهنشان یک ساختاری برای زندگی، اهداف و ارزش هایش ساخته اند. شاید میمون ها بتوانند، ولی انسان ها نمی توانند بدون فکر و اندیشه زندگی کنند.

    حالا شما اگر به این موجود ایدئولوژی درست را آموزش ندهید از دل تاریخ بشر مکتب هایی مثل نازیسم، کمونوسیم، اومانیسمف ماتریالیسم و غیره رشد می کنه. تفکراتی که امروزه رزومه قابل بررسی از تک تک آنها وجود داره. جنایت هایی که هر کدام مرتکب شده اند و آسیب هایی که بر پیکره انسانیت وارد کرده اند.

    یاد فیلم VILLAGE می افتم. شما حتی اگر جامعه محدود و کنترل شده ای مانند آن روستا درست کنید بازهم نمی توانید ذات بشر را کنترل کنید. جنایت راه خودش را باز می کنه. ولی ممکنه بتوانید انسان های خوبی تربیت کنید. یعنی میزان موفقیت و شکست تنها بر شمردن بدی ها نیست بلکه دیدن خوبی ها است.

    مثلا شاید در برخی جوامع غربی انسان های گوگولی و نازنینی ببینیم که در تعاملات اجتماعی شان برخی صفات اخلاقی را رعایت می کنند و مثل برخی مردم کشور ما رفتار نمی کنند. اما این حد اعلای انسانیت در این جوامع است. البته همین انسان های گوگولی یکوقت به دنیال هیتلر به راه می افتند و یا به عراق و افعانستان حمله می کنند. یا از جنایت های رژیم صهیونیستی حمایت می کنند و اصلا به نظرشان این رفتارها ضد اخلاقی نیست.

    مفاهیمی مانند گذشت کلا مفهوم جا افتاده ای نیست و آدم ها از خودشان برای دیگری هزینه نمی کنند. جامعه اسلامی می تواند انسان های بزرگ و چند بعدی خلق کند. ابعادی که هیچ وقت در جوامع سکولار غربی نمی توانیم ببینم. متاسفانه شما نمی توانید به جنگ ایدئولوژی بروید. بلکه بهتره بهترینشان را انتخاب کنید.

    [پاسخ]

  28. م.ص
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۶ | #28

    خانم ها و آقایونی که در ریشه پذیرش برده داری در اسلام مانده اید… این متن را بخوانید…

    http://alef.ir/vdcbz0b50rhb85p.uiur.html?216276

    همه تقصیر را بر گردن حکومت نیاندازید، شما برای این اتفاقی که بغل گوشتان رخ می دهد چه کار کرده اید؟

    شمایی که همه مشکلتان اینست که اسلام چرا حکم کنیز را داده، الان برای نجات این برده های کوچک چه می کنید؟ اصلا این وسط مذهب چه کاره است. این آدم ها برای رضای خدا بچه هایشان را نمی فروشند. اصلا کاری با خدا ندارند…

    [پاسخ]

  29. متولد 9 دی
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در ۱۶:۱۰ | #29

    تا حالا دیدید مردی رو که سر کار نره و همش بشینه تو خونه زیر چونه ی زنش؟ خاله زنک میشه و به زمین و زمان گیر میده،زنش رو عاصی میکنه…بالاخره با تیپّا به خارج از خانه هدایت میشه!!…بالاخره وقتی حکومت سر مردم رو با “زندگی” گرم نکنه،اونها یه جوری سر خودشونو گرم می کنند! این،حکایت امروز آهستانی هاست.من تعجب می کنم از کسانی که “هنوز” اینجا درباره ی برده و دیه و ترور و آزادی و این چیزها “بحث” می کنند.شما بهترین جواب ها رو هم بدید،فرقی نمی کنه.دیر یا زود همین ها تکرار خواهد شد.بدون هیچ ضابطه ای طلب خواهد شد نه اینکه پاسخی نگرفته اند،بلکه آنها دنبال پاسخ های خودشان هستند:چیزهایی که آرامشان کند و الّا این پرسش و پاسخ ها،قدمتی به اندازه ی خود اسلام دارند و اکثراً جدید نیستند…شما به این بپردازید که مشکل اصلی کجاست؟ کدام منبع ،این تکرار در توهین و اتهام و هجو و دروغ را موجب شده؟ کدام عامل تحریکشان می کند؟ چرا جواب هایتان را نمی شنوند؟ چرا بدون ذهنیت منفی،با شما برخورد نمی کنند؟…به نظر من عامل اصلی برون-دینی است:عدم کارآمدی نظام،آنگونه که دوران پرشتاب کنونی بشر می طلبد.*اینکه در قرآن چه آمده،آنقدر کاربردی نیست وقتی فلان آیت الله چنان گفته و بدتر از آن،وقتی فلان مدیر ارشد نظام چنان کرده! علّت این “متن گریزی” و “رفتار گرایی”،تشکیل حکومت اسلامی است.موضوع کاملاً سیاسی و مدیریتی است.عقیده آنجایی ورود به این بحث می کند که انسان ها ناگزیر از داشتن عقیده،سمَت و جایگاه پیدا می کنند و بدون ضابطه،عقایدشان(که الزاماً منطبق با اصول نیست) را در کارهایشان وارد می کنند.این مشکل،ریشه در ناخودآگاه انسان و شیوه ی تاثّرات متقابل “ذهن و عین” و “علم و عمل”دارد.
    ــــــــــــــــــــ
    *:اگر کسی این حرف رو به من،مثلاً ۱۰-۱۵ سال پیش می گفت(اینکه عامل اصلی برون-دینی است:عدم کارآمدی نظام،آنگونه که دوران پرشتاب کنونی بشر می طلبد)،چون کلّه م خیلی داغ بود،هوار می کشیدم سرش که:نفهم! عمداً از علت ها فرار می کنی؟ گلابی! “ریشه” میدونی یعنی چی؟…بیچاره! دچار وارونگی در تفکّر شده ای!!

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۲۹ ب.ظ:

    در کل جواب اینه که جواب قبلا داده شده. اگر سوالا تکرارین این نوع جوابم نه تنها تکراریه که تو هر زمینه ای و نه فقط این مورد کاربرد داره و داشته.
    قسمتی از مشکل مسلما اینه که دین حکومتی شده. بهمین خاطره کسی اینجا مسیحیت یا بهاییت رو زیاد بهش گیر نمیده. چون زندگی ما درگیر باهاشون نیست. اسلام عزیز مسئله روز ماست.
    به سوالها هم جوابی در چارچوب پذیرفته شده مذهب رسمی شیعه داده نشده. فقط چوب تکفیره که جواب متقن و نهایی هست.

    [پاسخ]

    م.ص پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۴ ب.ظ:

    بله موافقم. بعدا پشیمان شدم از این بحث. فایده ای ندارد. منتها وقتی مطرح می شود نمی توان بی تفاوت از کنارش گذشت.

    عدم کارآمدی نظام… به نظرم این گزاره کلی و اشتباهی است. نظام در برخی موضوعات خیلی کارآمد بوده ولی نتوانسته با سرعتی که جهان در حال تغییر است فاصله میان انتظارات مردم و واقعیت ها را پر کند.

    یکی از بدترین اتفاقاتی که در نظام ما رخ داده همینه که آدم ها گوششان از حرف های مذهبی پر است و دنبال شناخت درست آن نمی روند. یک سری گزاره هایی هم به آنها منتقل شده و انتظاراتی در ذهنشان شکل گرفته که برای رسیدن به آن باید خیلی تلاش کنند. ولی اکثرا حاضر نیستند تلاش کنند. ما پیشرفت کشورهای غربی را می بینیم ولی حاضر نیستیم مثل آنها زندگی کنیم. بیشتر مردم ما کار زیاد را ننگ می دانند.

    ما بین مذهب، مدرنیته، پیشرفت اقتصادی و کلی مفاهیم دیگر مخیر مانده ایم. نه مذهب را درست می شناسیم و نه حاضریم که مدرن باشیم. نیمی از تفکرات مدرنیته و مادی گرایی و انسان محوری اش را گرفته ایم ولی بخش عملی آن که تلاش بی وقفه برای پیشرفت اقتصادی است را دوست نداریم.

    خلاصه عرض کنم ساختن خیلی دشواره. طی کردن این دوره گذاری که خیلی از کشورهای پیشرفته رفته اند برای ما سخته. بنابراین ترجیح می دهیم به جای پختن برویم لقمه آماده اش را بجویم و هی غر بزنیم و ایراد بگیریم. چه دیواری هم کوتاه تر از دین؟ همه کاسه و کوزه ها را سر دین و حکومت می شکنیم و راحت از زیر بار مسئولیت فرار می کنیم، می دانید چون سخته. یا باید ذاتا آدم سختکوش و کم توقعی باشیم که نیستیم، یا باید مانند اول انقلاب ایدئولوژی محکمی داشته باشیم تا با آن سختی ها را تحمل کنیم و بی وقفه تلاش کنیم که یک عده ای آن را هم می خواهند خدشه دار کنند. کلا برخی افراد نوع جهش یافته ای از تبر هستند، خوب می برند و خورد می کنند ولی نمی توانند چیزی بسازند.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۵:۳۹ ب.ظ:

    فکر میکنم نیازی به گفتن نباشه که جوابا برای قانع کردن طرف مقابل داده نمیشه.
    منم گفتم دو روز دیگه همین سوالا تکرار میشه.یه تصویر غلط به غلط و دروغ داره نمایش داده میشه نباید اصلاحش کرد؟

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۶:۲۱ ب.ظ:

    دروغ اون چیزیه که شما باورش کردین فهیمه جان و غلط اونیه که نمیذاره من با یه عقیده دیگه تو مملکت خودم زندگی کنم.

    [پاسخ]

  30. نصرtv
    ۸ اسفند ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۷ | #30

    برنامه راز با موضوع کشتار درجمهوری مرکزی افریقا جنوبی:
    http://fa.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9406

    مستندی از ناگفته های دستگیری عبد المالک ریگی(قسمت اول):
    http://fa.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9407

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 12781
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: