خانه > انقلاب اسلامي, تاريخ, سياست > وکیل مدافع شیطان

وکیل مدافع شیطان

۱- من به مقامات آمریکا بابت مجوز ندادن به نماینده جدید ایران در سازمان ملل حق می دهم! چون آنها نمی توانند گذشته را فراموش کنند. چطور ممکن است خاطره تسخیر سفارت آمریکا در تهران از ذهن ملت و دولت آمریکا پاک شود؟ طبیعی است که یک آمریکاییِ باغیرت مانع از حضور کسی در خاک کشورش شود که روزی روزگاری دیپلمات های آمریکایی را به گروگان گرفت و با آبروی دولت آمریکا چنان بازی کرد که خاطره اش هنوز هم آنها را اذیت می کند. پس تاریخ فراموش نمی شود و نباید بشود. مثلا خاطره کودتا علیه دولت مصدق هرگز فراموش نمی شود. همین طور حمایت آمریکا از شاه، از صدام در جنایاتش علیه ملت ایران، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری، کشتن مسافران بی گناه، سی سال تحریم ظالمانه و …

۲- یک سری چیزها اصلا شوخی بردار نیست. مثلا غیرت و غرور و هویت و افتخار و ملیت و منافع ملی را نمی توان به هیچ بهانه ای زیر پا گذاشت حتی به این بهانه که مثلا تحریمی لغو شود و یا وضعیت اقتصادی ما بهتر شود. گاهی تا صحبت از غیرت و غرور می شود، عده ای ابروهایشان را گره می زنند که شماها خیالبافی می کنید، چون امروز دوران واقع گرایی است نه آرمان گرایی! یک بار در وبلاگم نوشتم که اگر به سواد دانشگاهی باشد، مسئولان سیاست خارجی ما کلا شاگرد کوچک مکاتب علمی دانشگاه های معتبر غربی و آمریکایی هستند و نظریه های مختلف آنها را می خوانند. نظریاتی که سیاست خارجه آمریکا را هم دارد به پیش می برد. سیاستی که خنده و تعارف را در کنار تهدید و فشار با هم دارد. یکی را به نفع دیگری کنار نمی گذارد. نمی گوید چون فلانی مودب است، پس فعلا با او تعارف داشته باشیم! جوگیر نمی شود و در اولین ماه ریاستش، با دشمن ترین دشمنانش تماس تلفنی برقرار نمی کند. به نظرم اساتید باسواد آمریکایی معنای این رفتار را خیلی خوب می فهمند!

۳- ما همین نکته بدیهی را نمی توانیم به بعضی دوستان و حامیان دولت بقبولانیم که بحث ما اصلا مذاکره و عدم مذاکره نیست. این زیرکی دولت است که با این دوگانه سازی غلط، می خواهد منتقدانش را بایکوت کند. بحث اصلی ما مذاکره خوب در برابر مذاکره بد است. ما می گوییم مذاکره کنید اما در موضع برابر. لبخند در برابر لبخند. تعارف در برابر تعارف و همینطور اخم و تهدید در برابر اخم و تهدید.عقل کدام بشر سنتی و مدرن گفته است که در برابر اخم، بخندیم؟!

به هرحال فعلا برداشت ما از رفتار مقامات دولتی از رییس جمهور گرفته تا مسئولان دستگاه خارجه این است که آنها بیش از اندازه در برابر زیاده خواهی های غرب کوتاه آمده اند. تندترین موضع رییس جمهور ما بعد از تهدید مقامات آمریکایی این بود که در سخنرانی ۲۲ بهمن خطاب به آنها گفت: «بعضی ها عینکشان را عوض کنند!» همین. جالب اینکه آقای روحانی اعتراض می کند که در چند سال گذشته تندترین بیانیه ها و قطعنامه ها علیه ایران تصویب شد و کسی حساس نشد! در حالی که در چند سال گذشته، قطعنامه ها علیه دولتی صادر می شد که در برابر غرب می ایستاد. اما حالا علیه دولتی صادر می شود که با شعار تغییر و اعتدال و گفت و گو و تنش زدایی آمده است! اگر لااقل این لبخند ها فایده ای داشت و باعث تغییر رفتار طرف غربی می شد، باز می شد حق را به دولت داد اما وقتی بعد از این همه تغییر و تحول و این همه لبخند و تعارف و این همه امتیاز دادن در مذاکرات، آنها هر روز پر روتر و پرتوقع تر از دیروز می شوند، پس معلوم می شود که مشکل جای دیگری است.

۴-  اما دردناک تر از توهین های هر روزه غربی ها، واکنش برخی افراد و رسانه های داخلی هست که عمدا یا سهوا دارند چهره دشمن را به دوست تبدیل می کنند. آدمها و رسانه هایی که همیشه ما را بدهکار آمریکا می دانند. کوچکترین نرمش یکی از مقامات آمریکایی را با ذوق زدگی تمام به تیتر اصلی خود تبدیل می کنند، گویی آمریکا با حرص و ولع به دنبال برقراری رابطه با ایران و جبران اشتباهاتش هست؛ اما به سادگی تمام از کنار تندترین و درشت ترین تهمت ها و توهین های مقامات آمریکایی می گذرند انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. به این آدمها و رسانه ها چه می شود گفت جز وکلای مدافع شیطان؟! وکلای مدافعی که خیلی ارزان وکالت ارباب شان را برعهده دارند!

کاش لااقل اندازه همان اربابان آمریکایی غیرت داشتند! آمریکایی ها تاریخشان را فراموش نمی کنند، نمی توانند یکی از عوامل تسخیر سفارتشان را ببخشند؛ اما برخی هم وطنان ما به راحتی، گذشته را فراموش می کنند، چشم هایشان را بر روی همه جنایت ها و خیانت های آمریکا علیه ملت ایران می بندند. بعضی به این بهانه که مثلا مذاکرات به نتیجه برسد، بعضی هم متاسفانه با این اعتقاد که اصلا مشکل همیشه از طرف ما بوده و این ما هستیم که به آمریکا بدهکاریم! 

*«وکیل مدافع شیطان» اسم فیلمی آمریکایی با بازی آلپاچینو، محصول سال ۱۹۹۷

  1. ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۳:۱۰ | #1

    دستیار ارشد رئیس‌جمهور فرموده‌اند «امروز حکومت بنی‌اسرائیل هم در نسل جدید به آنچه نسل جوان ایران درخصوص همزیستی و اصلاح‌طلبی می‌گوید نزدیک شده است»!
    الف: باید از ایشان پرسید که منظورشان از «حکومت امروز بنی‌اسرائیل» کدام حکومت است؟! آیا بنی‌اسرائیل در صحرای آریزونا! قطب‌شمال! جنگل‌های استرالیا! و یا نقطه دیگری از کره‌زمین حکومتی تشکیل داده‌اند که غیر از آقای یونسی هیچ دیارالبشر دیگری از آن خبر ندارد؟!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۹ ب.ظ:

    بقیه رو تو کیهان بخونید . واقعا این اصلاح طلبان گیج میزنند و شکمی تحلیل میکنند !

    [پاسخ]

  2. ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۲:۰۶ | #2

    خبر فوری : …….

    محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسبق طی پیامی ، مسئولیت تمام حوادث از زمان جنگ بدر تاکنون را برعهده گرفت …..!!!!
    اقایون تدبیر و امید لطفا دیگه بچسبید به کار ……..

    [پاسخ]

  3. ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۸:۰۳ | #3

    آقای محمدرضا خاتمی در روزنامه شرق مصاحبه ای دارد و تاکید می کند که دولت باید با مردم بیشتر ارتباط برقرار کند تا مردم از مشکلات به ارث رسیده مطلع شوند و به پای دولت صبر کنند.
    دقیقأ همین حرف را آقای زیباکلام بارها در باره هاشمی گفته. می گوید هاشمی باید برنامه هایش را برای نخبگان توضیح میداد تا آنها از او حمایت کنند.
    مشابه این سخن در باره رژیم گذشته نیز گفته می شود، می گفتند رژیم گذشته برای مردم کار می کرد اما با مردم حرف نمی زد. لذا مردم آنها را نشناختند.
    . . .
    آقای خاتمی ضرورت امروز جامعه را درست تشخیص داده اما راه حلی که ارائه کرده اند تاثیری ندارد.
    اینکه مردم دولتهای خدمتگزار را تشخیص بدهند و به پای آن صبر کنند شاید نیاز به سیصدسال تکامل دارد و موضوعی نیست که با حرف زدن و توضیح دادن برطرف شود.
    حداکثر کاری که در این زمینه می توان انجام داد این است که :
    لااقل نخبگان راهشان را از مردم جداکنند، لااقل تحصیلکرده ها و صاحبنظران مانند انسانهای رشدیافته رفتار کنند، لااقل آنها دولت شناس و قدرشناس شوند، شاید که در مردم تاثیر گذارد.
    این موضوع خیلی اهمیت دارد که:
    صاحبنظران و تحلیلگران مطلقأ نباید شک و تردید ایجاد کنند نباید نق بزنند بلکه باید تمام قد از این دولت کم نظیر دفاع کنند تا شاید فرجی حاصل شود. انشالله

    [پاسخ]

  4. ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۳:۱۴ | #4

    این دولت تحقیر و نا امیدی تا الان فقط ریدمان داشته و نه تنها کار مثبتی نکرده بلکه همه چی رو بباد فنا داده .و اگر اینطور پیش بره اولین رئیس جمهوری خواهد بود که فقط ۴ سال تا پاستور بود .

    انشالله ۴ سال بعد دکتر جلیلی یا قالیباف با رای بسیار بالا انتخاب خواهند شد .

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۵ ب.ظ:

    اخوی جان بفرما آب زرشک :) رئیس جمهور روحانی نتیجه نگیره ، مملکت رفته رو هوا
    این عمو حسن کلید دارو باید بزارید روی چشمتون ، حکومتو از نابودی نجات داد، داره یکی از بزرگترین فاجعه های تاریخ معاصر در ایرانو جمع و جور میکنه…

    فکرشو بکن تورم بالای پنجاه ، رکود دو رقمی زیر ده ….ملت کلهم اجمعیت اعصاب ها خط خطی ، همه ی کشورها از آمریکا تا بورکینافاسو آماده ی حمله به ایران . . . .چنین خرابه ایی را تحویل رئیس جمهور روحانی دادید ….

    و من در اینجا به سهم خودم از همه ی عزیزان احمدینزادی و پایداری بابت این همه کارها و اقدامات انقلاب عمیقا تشکر و دلواپسیم عرض می کنم

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۴ ب.ظ:

    یعنی حکومتی رو که این همه براش خون رگ داده شد و خون دل خورده شده اگه قراره حسن کلید از نابودی نجات بده میخوام صد سال سیاه نجات پیدا نکنه …

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۳ ق.ظ:

    دلیل نمیشه واسه هرجایی که خون بدن اون جا سرپا بمونه که!!واسه شوروی و کومونست از جمهوری اسلامی بیشتر خون داده شده ولی چی شد پایانشون؟؟؟وقتی دارن ظلم میکنن خب ما هم دلواپسشون میشیم!

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۱ ب.ظ:

    استقلال قهرمان میشه …. خدا میدونه که حقشه
    ولی نمیدونم چرا همش…. نایب قهرمان میشه … نایب قهرمان میشه …. ها لا لای لای لالای لالای ….
    این کشورها هم که همش آماده حمله به ایران هستند …
    فقط آماده اند …. لشگر صاحب زمان هم انقدر آماده نبود …

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    کی میگه همه کشورها آماده حمله به ایرانن ؟ فقط آمریکا و سگ هارش اسرائیل آنهم فقط در حد پارس کردن هی واق حمله میزنند ….
    وگرنه در ۸ سال دفاع مقدس تمام واق زنها نتوانستند هیچ غلطی بکند و فقط واق میزدند ….

    فهیمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    ای بابا
    بابا جان امام یه کلمه گفت امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.هم ادبیات و هم رفتارش مشخص بود.من نمیدونم اون مرحوم این همه خصیصه ی خوب داشت شماها هم همه شو بی خیال شدین گیر دادین به این یکی؟

    سگ..گاو بی شاخ و دم…حرام زاده…
    من میترسم کم کم پای یابو و شتر و ولدزنا و سه نقطه ها هم باز بشه به صحبتاتون.

    هی عربده بزنید و قدرتنمایی کنید و درر و غرر منتشر کنید.که اون طرف هم هی بیشتر عین ادم حرف بزنه و مثه ادم رفتار کنه و هی بیشتر مظلوم نمایی کنه.

    من چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم که واقعا اگه جبهه پایداری نبود،تو چی باید دنبال دلیل مشکلات و بدبختی هامون میبودیم.بعد الان میبینم شماها همچین بدتون هم نمیاد خرابکاری کنید و مقصر باشید.

    من نمیدونم یه ادم دلیلی بالاتر از خنک شدن دل و حال اومدن جیگر و حال اساسی گرفتن از این و اون نداره برای کاراش ؟که بعدش وقتی بقیه چپ چپ نگاهش میکنن بگه چیه؟ اینها اعتقادات من است.هان؟

    والا من طبق نظریات دکتر عباسی دو تا گزینه درباره ی کلیات رفتار شماها تو ذهنمه.یکی ش اینه که شما(و کلا شماها) خودت خدای نکرده ستون پنجم فوق پیشرفته ی دشمنی.اون یکی رو هم نمیگم چون اگه خود حسن عباسی هم بود نمیگفت،حالا من که منم.
    آخه این همه گل به خودی و بعدشم خودتو به اون راه زدن یه جا.
    من که نمیفهمم به خدا.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۱ ب.ظ:

    قهیمه انصافا خودت فهمیدی چی گفتی ؟ نه وجدانا ؟ !!!!!!!!!!!!!!!

  5. ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۴:۰۵ | #5

    مشاور امنیتی میرحسین موسوی در زمان نخست‌وزیری فاش کرد که موسوی مانند هاشمی در جریان مذاکرات مک‌فارلین بوده است.
    اهمیت اظهارات کنگرلو در این است که ادعای مایکل لدین از مشاوران اسبق امنیت ملی آمریکا مبنی بر عقبه ۲۰ ساله جنبش (فتنه سبز) را تأیید می‌کند. لدین در بحبوحه فتنه سبز ضمن یک سخنرانی و همچنین در مصاحبه با رادیو فردا گفت اگر از شما بپرسند این جنبش به کی برمی‌گردد احتمالا خواهید گفت، به یک سال پیش! اما من می‌گویم ما از اواسط دهه ۱۹۸۰ با کسانی در دفتر نخست‌وزیری ایران در ارتباط و تماس بودیم و موضوع مذاکره و رابطه را پیگیری می‌کردیم.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۶ ب.ظ:

    ممنون

    [پاسخ]

  6. حسن
    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۰:۵۴ | #6

    ما دلاوریم نه دلواپس …
    انقلاب با دلواپسی حفظ شده نه با بالش زیر سر گذاشتن…
    اولی دندانشکن
    دومی فک پیاده کن …

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۴ ق.ظ:

    من شخصا دلواپس اون کارت هدیه هاییم که به بعضیا دیگه نمیرسه!!فک کنم اونا هم دلواپس همونا باشن.

    [پاسخ]

  7. ع
    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۱:۱۰ | #7

    سلام به همگی
    شاید بتوانم بگویم دلم تنگ شده بود برای کسانی که میتوانستم با آنها با کامنت نوشتن صحبت کنم. پس گفتم یک کامنت بنویسم. بحث هم که بحث دلواپسی است!

    میدانید؛ به نظر من و بر خلاف نظر آقای یوسفی کار مردم این نیست که برای رییس جمهور ها دست بزنند. لذا برای آقای روحانی دست نمیزنم. (آنهم بعد از تجربه هایی مانند سید کالا و…). اما گرچه رای من ایشان نبود؛ نمیتوانم اینرا کتمان کنم که الان بعد از حدود یکسال هنوز من هم دلواپسم؛ دلواپس قیمت ها و اقتصاد و ارز و…؛ اما دلواپسی ام نسبت به قبل کمتر شده است.

    دیگر خیلی نمی ترسم که شب بخوابم و صبح بلند شوم ببینم یک تصمیم اقتصادی گرفته شده که بند بند تن آدم را میلرزاند. بپرسم که دلار چند است و آن شوخی تلخ را بشنوم که “الان؟…یا الان؟”. میبینم که دولت اگر با ادعا فکر میکند که چون انتخاب شده منت سر مردم گذاشته و مردم باید از یارانه انصراف بدهند؛ بعد از رو به رو شدن با واقعیت آنرا قلب نمیکند بلکه رک و راست میاید میگوید که صرفا دو میلیون انصراف دادند و مثل بچه آدم به خواست مردم تمکین میکند. و چیز هایی شبیه این. چیز هایی که میتوانند دستاورد بزرگی قلمداد نشوند اما در زندگی و آرامش روزمره ما موثرند.

    لذا بله؛ من هم دلواپسم؛ اما کمتر از قبل. شاید چون جنس دلواپسی ما و دیگران از دو جنس مختلف است.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۱ ب.ظ:

    بیربطه ولی دوستم میگفت اگه میخوای بدونی که شاعر یا خواننده یک ترانه در پیته یا نه ببین توی ترانه صحبت از اقاقی و اطلسی و دلواپسی هست یا نه ؟؟؟

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۹ ب.ظ:

    :)

    [پاسخ]

  8. محسن بردبار
    ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۰:۵۲ | #8

    اگر هشت سال دفاع مقدس هیچ کارى نتوانستد بکنند پس جام زهر چرا نوشیده شد؟
    مگر قرار نبود اگر جنگ بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده باشیم؟ پس چرا نایستادیم؟
    مگر راه قدس از کربلا نمیگذشت؟
    مگر قرار نبود قدس را هم ازاد کنیم؟
    شعارهاى بچه گانه وبی محتوا پشیزى ارزش ندارد وخریدارى هم ندارد .

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۳ ب.ظ:

    هدف جنگ تحمیلی اسقاط جمهوری اسلامی بود که محقق نشد … پس هیچ کاری نتوانستند بکنند …
    بله قرار بود اگر بیست سال هم طول بکشد بایستیم …. خب طول نکشید دیگه … به گوه خوری افتادند اربابانت … رضا خان موعود تو که هشت روز هم نایستاد ….
    راه قدس هم که از کربلا میگذشت الانم میگذره …. مگه به کربلا نرسیدیم … مگه نوری مالکی بدوئن اجازه قاسم سلیمانی آب میخوره ؟؟؟؟
    قدس رو هم آزاد میکنیم … ولی اون روز شما میگی مگه قرار نبود کاخ سفید رو هم اشغال کنید …

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۵ ب.ظ:

    شعارهای بچه گانه وبی محتوا پشیزى ارزش ندارد وخریدارى هم ندارد .
    کاری به درست و غلط شعار ندارم ولی خوبه خریدار نداشت و این همه نیروی بسیج شده داشتیم.حالا پاسدارامون هیچی.

    و حالا که بحث شعار شد یه چیز نسبتا بیربط هم بگم اینجا.
    یه بابایی به گمونم روز مادر از زاندانی های سیاسی و مادرانشون گفت و بعد ربطش داد به شهدا و مادرانشون که جمهوری اسلامی گوشت دم توپ کرده بودشون.مادر مادره و هر کی که باشه و بچه ش هر کاره که باشه فرقی نمیکنه،در هر صورت هم محترمه هم عزیز.مسئله یکی کردن وضعشون بود.

    خواستم بگم حالم به هم میخوره از این ریاکاریا.و ایضا حالم به هم میخوره از این نگاهی که به شهدا دارن.یه جوری نگاه میکنن و دل میسوزونن که انگار زبونم لال یه گله گوسفند قربونی شده رو دیدن.
    گویا فرق بسیج و ارتش و بسیجی و سرباز رو نمیدونن که افاضات میکنن.
    و یا یادشون رفته حرفای بیست سی سال پیش ِ امثال خودشون رو درباره ی همین شهدا.

    یه جوری از ابی که تندروی سپاه گل الوده ش کرده ماهی میگیرن که ادم فکر میکنه ما لشگرکشی کردیم به عراق.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۹ ب.ظ:

    یک مورد از تندرویهای سپاه رو مثال میزنید ؟؟؟

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۳ ق.ظ:

    نمیدونم والا حسن اقا.
    شما و انصافتون.
    سی و خرده ای سال از روزای بحرانی ِ بعد از انقلاب گذشته و بیست و خرده ای سال از جنگ.برای هر کاری یه قانونی نوشتن یه نهاد و دستگاه و سازمانی تعریف کردن و سازوکارش رو مشخص کردن.
    اون وقت شما تو روزایی که علی الظاهر و این جور که به ما گفتن،جنگی نیست؛احساس میکنی تو خیابونا دارن رژه میرن.
    اقتصاد میخوای،سپاه…سیاسیت داخلی و خارجه میخوای،سپاه…فرهنگ و هنر و متعلقاتش میخوای،سپاه…(خبر واحدای فرهنگی عقیدتی سپاه رو دارین که انشالله؟ خبر عریض و طویل بودنشو چطور؟ خبر کارایی شو چی؟)
    پادگان نیست که برادر من.
    یه جا از قول سردادر جعفری خوندم که منتقدا گفتن سپاه نباید وارد حوزه های سیاسی بشه و به حرف امام استناد میکنن و البته ما توجهی به این حرفا نمیکنیم.(نقل به مضمون)
    منطقیه به نظرت؟
    غیر از اینا نگرانی من تصور مردمه.از پاسدارای دهه ی شصت تا سپاه ِ الان چقدر فرق و فاصله ست؟
    چند هفته پیش چ رو میدیدم.فیلم رسید به اون قسمتی که اصغر وصالی وسط عصبانیت و خستگی در رو باز کرد که کردا رو بیرون کنه،این اقایی که کنارم نشسته بود آروم گفت بسیجی کله خر.موقع تماشای فیلمی که بیشتر از اینکه بخواد از چمران حرف بزنه،فیلم شهید وصالی بود و از شهید وصالی و شرایط مزخرفی که توش میجنگیدن میگفت،به ذهن و زبونش رسید کله خر.شما بودی،چه حالی به ت دست میداد؟
    حرف این اقا و فلانی و بهمانی نیست.حرف همه ی مردمه.افکار عمومی…
    مهمترین مسئله علی الظاهر مذاکره ست.دو طرف دوست دارن همایش برگزار کنن که از دلواپسیاشون بگن.ای کاش میشد مام یه همایش واسه دلواپسیامون برگزار کنیم.یا مثلا یکی که یه کاره ای باشه به حرفامون گوش بده.هیچ اقادامی هم نکرد،نکرد.مهم نیست.فقط همین گوش بده.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    فهیمه
    مگه تو خانم نیستی ؟
    پس چرا پیش آقا نشسته بودی ؟
    ای ناقلا
    پس تو آقا هستی و خانم نیستی !!

  9. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۸:۵۶ | #9

    وزیر نفت
    ” مقابل رانت‌خواران و کلاهبرداران نفت می‌ایستم ”

    خدا پدر و مادر این مرد بزرگ را بیامرزد.
    حیف که مردم ما هیچگاه متوجه داشته هایشان نمی شوند.
    برای یک بار هم که شده زرنگ باشید، آدم شناس باشید.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

    این آقای زنگنه از اون وزرایی هست که حتا برای یک دولت کاملا لائیک هم وزنه به حساب میاد… از اون تیپ آدمایی هست که نمیشه دورش زد …یک ژنرال

    همیشه شما خاطره تعریف کردید ، اجازه بدید اینبار من خاطره تعریف کنم
    دوران دانشجویی برای کارورزی در یک شرکت حفاری کار کار می کردم ، راستش نتونستم اونجا دوام بیارم، کم میاوردم ، عقب می موندم
    روز آخر …. یکی از معاونان شرکت بهم حرفی زد ، خیلی سنگین..بهم بر خرود ، اما بعدها متوجه شدم که درست گفته :|
    گفت تو اینجا نمی تونی کار کنی به این علت کِ اینجا شرکت بزرگی هست ، روی نظم کار می کنه ، با آدمای بزرگ کار می کنه ، تو نمی تونی با آدم های قوی و بزرگ کار کنی ، تو دلت می خواد بری جایی که بقیه کوتاه قد باشن تا بتونی خودتو بزرگ نشون بدی ….

    من فکر می کنم یکی از دلایل مخالفت آقایون پایداری با وزرای جدید ، همین بزرگی بعضی از این وزرا هست ، اینا یک وزیری مثل کاظمی یا محرابی رو دوست دارن ، تا آدم های کوتاه قد و بیسواد دور همدیگه راحت باشن ….
    کار کردن با آدم هایی که فکر بزرگ دارن سخت هست …

    تا بهشون میگن بیسواد ، میگن نه منم مهندسم ، مثل احمدینژاد که میگفت مهندسم
    خوب مرد حسابی مهندسی و دکتری تو کجا و مهندسی زنگنه و نعمت زاده کجا ؟!

    ***
    برای اینکه تعداد کامنتام بالا نره ، از همین تریبون به “ع” گرامی سلام عرض می کنم

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۰ ب.ظ:

    جنا تیرگر
    این آدم بزررررررررررررررررررررررررررررررررگ !تا حالا چکار بزرررررررررررررگ و مثبتی کرده ؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۵ ب.ظ:

    اختیار داری بابا …
    پارس جنوبی رو تا فاز هزار جلو برد … احمدی نژاد همه رو خراب کرد

    ع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۱ ق.ظ:

    سلام

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۰ ب.ظ:

    خفه بابا …

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۲ ب.ظ:

    شرمنده جناب یوسفی …
    هنوز اونقدر گستاخ نشدم به شما توهین کنم … با یکی دیگه بودم …
    اما وزیر نفت یه چیزی گفته حالا …
    سابقه که اینو نشون نمیده … با حرف زدن کسی بزرگ نمیشه ..

    [پاسخ]

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    من نمیدونم چرا هر حرفی که این اقایون میزنن شما با اب طلا مینویسی ولی عین این حرفو اگه یه نفر دیگه میزد شما چیزی نمیگفتی

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۰ ق.ظ:

    مقابله با رانت خواری و فساد دولتی برنامه ریزی می خواد و نوشتن نرم افزارهای کنترلی که ورود و خروج حساب بانکی افراد را برررسی کند و موارد مشکوک را گزارش دهد ان شالله بتوانند مقابل رانت خواهان بایستند اما فساد را با حرف زدن نمی توان حل کرد

    [پاسخ]

  10. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۳:۳۲ | #10

    اهانت مشاور هاشمی رفسنجانی به امام:
    ما نمی خواهیم از امام قدیس بسازیم
    و آنقدر بالا ببریم که کلاه عقل بیافتد.
    آن رهبر و متولی که با رای جعلی بالا بیاید عملکردش نامشروع است.
    عزل آقای منتظری از اختیارات امام نبود.
    اینکه امام گفت مصدق مسلمان نبود اشتباه بود.
    من اشتباهات وصیتنامه امام را استخراج کردم.
    منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران.
    هراتی در بخشی از نامه خود با اشاره به آیه (أَلَم تَرَ إِلَى الَّذینَ بَدَّلوا نِعمَتَ اللَّهِ کُفرًا وَأَحَلّوا قَومَهُم دارَ البَوارِ آیا ندیدی کسانی را که نعمتهای خدا را به کفر تبدیل کردند و مردم خویش را به دیار نیستی راندند) ابراز عقیده کرده بود: “خدایا، این قرآن تو چه بزرگ است، گویی این آیه همین امروز در مورد «امام خمینی» نازل شده است”.

    هراتی با کنابه به موسوی و کروبی گفته بود: “کجای امروز شما به «امام خمینی» و افکار او واعمال او شباهت دارد؟آیا شما ولایت مطلقه را قبول دارید؟ بگویید تا ما تکلیف خودمان را بدانیم! آیا شما جنایات سال ۶۷ را تأیید می کنید؟ به خدا قسم میدانم که نمی کنید و حتی اگر روزی خدای ناکرده از زبان شما بشنوم که آنرا توجیه می کنید باز نیز قسم خواهم خورد که در نفس خود از آن متنفرید و به توجیه پناه آورده اید”.

    وی با بی شرمی مدعی شد: “بخدا قسم آنچه که در کهریزک اتفاق افتاد مصداق کوچکی بود از شکنجه ها و کشتارهای دهه شصت در زندانهای «امام خمینی»”.

    هراتی با طرح اتهام هایی به نظام و امام خمینی نوشت: “مگر منتظری نگفت که ولایت مطلقه شرک است؟ و مگر «امام خمینی» واضع تئوری ولایت مطلقه نبود؟”.

    وی با شرک آلود خواندن حکم امام خمینی در خصوص ولایت فقیه گفته بود: “سالها پیش از وقوع انقلاب اسلامی «حضرت امام» همه سخنان خود را در کتاب «ولایت فقیه» و فاجعه بار تر از آن درکتاب «کشف الاسرار» گفته بود. اما مگر در آن روزگار کسی جرات این را بخود میداد که آن اندیشه های سخیف را نقد کند؟”

    حالا چنین فردی با این دیدگاه ها –که خبرنامه دانشجویان ایران تنها بخش هایی از اعتقادات وی را منتشر کرده است- سکان دار یکی از پست های دانشگاه آزاد شده است.
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=189027

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۷ ب.ظ:

    اینا حساسیت سنجی ست برادر …
    میخوان ببینن اوضاع چجوریه ؟؟؟؟ اگه صدایی بلند شد یه توجیهی میکنند ولی اگه همه خفه خون گرفته بودند که میرن سراغ پله بعدی …

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۸ ب.ظ:

    من واقعا متوجه نمیشم که این اصلاحح طلبان چه اصراری دارن که به امام خمینی و رهبری عزیز توهین کنند ؟ واقعا هدفشون چیه ؟
    اون از دوره خاتمی ملعون که هی امام را به موزه میبردند و تقلید را کار میمون میدونستند و …..

    اینم از الان که …
    خب یه دفعه بیایین بگین اصلا این انقلاب اشتباه بوده و خلاص ! بیایین دین را از حکومت جدا کنین و خلاص !

    بعد هم اصلا دین را افیون توده ها بنامید و ریشه کن کنید و راحت !

    آخه اگه مملکت دست شماها بود که الان صدباره بباد فنا داده بودین که !!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۵ ب.ظ:

    آقای روحانی باید دستور اکید صادر کنند تا مطلقأ از افراد مسئله دار در مسئولیت ها استفاده نشود.
    آقای روحانی باید از همان ابتدا به تک تک خطاها بها بدهد.
    برخورد موردی بهترین نوع مدیریت است، برخورد با یک مورد از بروز چندین مورد مشابه پیشگیری می کند.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۶ ب.ظ:

    آفرین

    [پاسخ]

  11. حسن
    ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۸ | #11

    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=189137
    نظرتون درباره این صحبتهای رسایی چیست ؟؟؟
    آیا بویی از عقل و منطق دارد ؟؟؟
    آقایون عقل کل بیزحمت

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۲ ب.ظ:

    واقعا برای وزیر اطلاعات متاسفم
    گر چه طبیعیست که این دولت این وزرای بی کفایت را هم داشته باشد
    حتما ایشون هم خیلی انسان بزرررررررررررررررررررررررررررررگی هستند !!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  12. حسن
    ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۰:۱۳ | #12

    این آقا رضای ما رو کسی ندیده ؟؟؟؟

    [پاسخ]

  13. بنیامین
    ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۰:۳۹ | #13

    خداییش نمی دونم ما که هم ماهواره به فضا فرستادیم و هم میمون هوا کردیم چرا باید واسه چندتا عکس منت روسها رو بکشیم؟
    http://www.asriran.com/fa/news/334809/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87

    [پاسخ]

  14. حسن
    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۴:۲۹ | #14

    http://yadname.ir/1393/01/09/%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%d8%af/
    وزیر نفت : مقابل رانتخواران می ایستم … قسم جلاله هم بخواهید میخورم ….
    خدا پدر و مادرش را بیامرزد … چقدر بزرگ است …

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۵ ب.ظ:

    یکبار همه قراردادهای صد و پنجاه سال گذشته را لیست کرده بودم ( هر چه گشتم پیدا نکردم )
    جالب اینکه همه قردادها بدون استثناء از نظر ما خائنانه و به زیان ملت و مملکت بوده!!
    اگر ما ” حتی ” یکی از این قراردادها را قبول داشتیم، آنگاه می توانستیم به قضاوت خودمان اعتماد کنیم.
    و اما واقعیت چیست؟
    ” ” کسی که باج نمیدهد سیاستمدار نیست. ” ”
    مردم عادی چون سیاست مدار نیستند لذا رفتار سیاستمداران برایشان قابل درک نیست.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۲ ب.ظ:

    خدا اون رفتگانتون رو بیامرزه …
    ایشون وزیر نفت هستند نه سیستمدار …
    اصلا باشه سیاستمدارند و ناگزیر از باج دادن …. دیگه این افاضاتشون مبنی بر مبارزه با رانتخواری چیه ؟؟؟

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    حسن جان من هرچه بخوام از روی متن این گزارش مشوش و دروغ بهت اثبات کنم که بطور واضح دروغ و مزخرف گویی ست نمی پذیری. فقط یه تیکه کوچک از فکت هایی که بهش اشاره کرده نشونت میدم، امیدوارم بپذیری لا اقل این عدد ها دروغ ست و شاید گاهی لازم باشه فکر رو هم بکار بندازی تا متنی را بپذیری یا نه.

    کل قرارداد برای بیست و پنج سال و انتقال ١١۶ بیلیون متر مکعب گاز بوده که به عبارتی میشه بطور متوسط ١٢.٧ میلیون متر مکعب در روز. نویسنده قروقاط زده میگه ۵٠٠ تا ٨٠٠ میلیون متر مکعب در روز! این عدد از کل تولید گاز ایران هم بزرگتره. عقل چیز خوبیه!
    به نظر میاد نویسنده تفاوت متر مکعب و فوت مکعب رو نمیدونسته و اشتباه زده یا عدد هم طوطی وار بدون اینکه درست ترجمه کنه نوشته. چون عدد ۵٠٠ میلیون متر مکعب فک کنم کل تولید گاز ایران باشه.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۰ ب.ظ:

    بینام جان من اصلا چه میدونم مزه فرنی رو ؟؟؟
    نه از اون متن چیزی حالیم شد نه از ایرادی که شما گرفتی …
    منتها قرارداد کرسنت رسواتر از اونیه که بشه ازش دفاع کرد .. قبول نداری ؟؟؟؟
    دیگه بهترین مدافعانش مثل جناب یوسفی میگن گاهی هم باید باج داد ….

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ ب.ظ:

    اول یوسفی چرت میگه مثل بیشتر الباقی گلواژه هایی که میگه مثلا با فساد کاری نداشته باشین، با خفقان کاری نداشته باشید، با چوبی که به شما حواله میشود کاری نداشته باشید، مملکت رو بدین به اکبر، سعی کنید لذت ببرید.
    من در مقام دفاع از کرسنت نیستم، ولی مطمئنم که گروه مدعی در دروغ گویی، رذالت و تهمت زدن رسواتر از متهمان هستند. در همین ١۵-١۶ سال اخیر در منبر نماز جمعه گفتن یه عده ١ میلیارد دلار پول گرفتن، هم صغیر و کبیر رو انداختن زندون همه هم یا جاسوس یا مفسد. تا اونجایی هم که عقلم قد میده تو حساب کردن عدد و رقم، عقلم میگه نویسندگلن چنین متون و مقالاتی از حد اقل سواد هم بی بهره اند.
    حالا شما به هر دلیل جانبی، از جمله حتی توهم حمایت از دین، میتونی حرفشون رو بپذیری و تکرار کنی و نشر بدی، از نظر من خود استحماریست.
    اما در مورد قرارداد، من مدافع اکبر نیستم، فساد کلی ناشی از نوع عملکرد لنگ در هواش (که دقیقا همون دیدگاه احمقانه بوسفی ست یه عده بخورن طوری نمیشه) رو هم میپذیرم. ولی در این قرارداد خاص، دلایل مدعیون چرا محض ه. چه از عدد و رقم ها، چه ایراداتی از جنس قیمت و گاز و این حرفا. مسائلی مثل قیمت گازو غیره، محاسبات تخصصی ست و اصلا قابل تعمیم نمیباشد، الباقی ادعا عا هم فقط ادعا بوده. رئیس جمهور ٨ سال سر کار بود، تو تلویزیون رسما به پسر هاشمی کف دزد، خوب لا مصب این سند دزدی و ارتشا رو نه به ملت ایران به محضر دادگاه حل اختلاف (آربیتریشن) ارائه می کردی ایران این کیس رو درجا برنده میشد.
    حسن جان، قراردادی که ایران زده زیرش باعث خواهد شد، نه تنها بر مبنای همین قرارداد خائنانه به زعم شما، سالیانه ١ میلیارد دلار درامد گاز ترشی که ١٠ سال سر سکو سوخت و دود شد رفت هوا رو از دست بدیم، که ایران بایستی هزینه ٢ میلیارد دلاری تاسیسات نفتی ساخته شده در امارات رو که استفاده نشده، بهمراه چندین میلیارد دلار سود سالیانه ای که کرسنت مدعی شده قرار بوده ببره، همه رو با هم بده به کرسنت!

    در عوض عده ای به این بهونه رفتن مجلس، پست گرفتن، با فحاشی سر این موضوع سعی میکنن به مناسب بچسبن، شیرین مغزهایی هم پیدا میشن خوشحالند که جلو خیانت رو گوفته اند.

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۶ ب.ظ:

    برای بار سوم و حذف چند لینک:
    «نویسنده قروقاط زده میگه ۵٠٠ تا ٨٠٠ میلیون متر مکعب در روز! این عدد از کل تولید گاز ایران هم بزرگتره. عقل چیز خوبیه!»

    آنچه که ما را ناخواسته متوجه خطای برداشت در ارقام و آمار می‌کند، بکارگیری نادرست از اوزان و مقادیر سنجش است. یعنی اگر نویسنده‌ی مقاله‌ای، تمامی شواهدش را بر اساس سنجش متریک ارایه ارقام کند و بعد ندانسته بخواهد براساس سنجش امپریال نتیجه‌گیری نماید، تنها می‌توان خطای نگارشی را گوشزد کرد که مرتکب شده است.آشوب در ارایه ناهمتایی اعداد ،خواننده را دچار سردرگمی می‌کند. این‌کاری است که هیچ نویسنده‌ای آگاهانه خواهان آن نیست که بعدها، مورد نکوهش آشوب اذهان، قرار گیرد.

    در متن آمده است:
    « گاز میدان سلمان به امارات (مخزن مشترک با ابوظبی)، به میزان روزانه ۵۰۰ میلیون فوت مکعب به امارات صادر کند.»

    همین متن را شما در :
    http://www.radiofarda.com/content/f5_keyhan_kordan_rahimi/464548.html
    و

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AA
    هم می‌بینید.

    از آنجایی که این دو نشانی محال است اشتباه کنند و از کارشناسان زبده و فهیم در همه‌ی امورات بهره می‌گیرند ، بنابراین نمی‌توان به این دو خُرده گرفت و گفت قاطی کرده‌اند. :lol:

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۹ ب.ظ:

    بخش دوم با تعدیل در ارایه لینک‌ها: (البته اگر به نمایش درآید)
    «موضوع صادرات گاز به امارات از اوایل دهه ۱۳۸۰ مطرح شد و قراردادی برای صادرات گاز از میدان نفتی سلمان به امارات به امضا رسید.
    بر اساس این قرارداد ۲۵ ساله، ایران می بایست ابتدا روزانه ۱۹۵ میلیون فوت مکعب گاز به امارات صادر کند و بعد از هفت سال حجم صادرات روزانه را به ۷۰۰ میلیون فوت مکعب برساند. »
    این متن هم برگرفته از نشانی :
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/09/080911_ka-keyhan-kordan.shtml

    اما خواندن این متن هم از همین نشانی، یعنی همان خبرپراکنی مورد وثوق حضرات هم جالب خواهد بود.
    این‌که :
    در هر سه دولت (خاتمی، احمدی‌نژاد و نهایتاً حسن روحانی همیشه «کیهان» افشاگر ماجرا بوده است و باز هم خواهد بود)
    رسانه‌ای که نگذاشت کام حضرات شیرین شود.
    رسانه‌ای که نگذاشت کردان ، رحیمی و زنگنه و … توجیه‌گر اعمال انعقاد خائنانه شوند.
    ایضاً مناسبت دارد که ماجرای عدم‌ رأی دهی جناب «رسایی» به «کردان» هم به خاطره سیاسی جماعت هم الصاق شود.

    http://www.bbc.co.uk/persian/business/2013/08/130810_l01_crescent_gas_iran.shtml

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۹ ب.ظ:

    علی‌الظاهر وردپرس به نام حسن روحانی حساس شده

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۶ ب.ظ:

    یعنی با هیچ کلیدی باز نمی‌شود؟ 8O

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۹ ب.ظ:

    این را آزمایش می‌گذارم:

    ۵۰۰ million cubic feet = 14.15842 cubic meters
    این هم نشانی تبدیل :
    http://calculator-converter.com/converter_m3_to_ft3_cubic_meters_to_cubic_feet_calculator.php
    رجوع کنیم و خلاص.

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۴ ب.ظ:

    الان (۱۰:۰۳ PM ‎۲۰۱۴/‎۰۵/‎۰۹) آقا بیژن نامدار در شبکه یک آمده ببینیم چه گلی بسرمان زده؟ تا بعد برسیم به جناب حسن روحانی و ایرادی که از ایشان گرفته بود.

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۱ ب.ظ:

    الحمدلا که معلوم شد اعداد ارائه شده در مقاله انتقادی دوستان ولایی چرت و تخیلی ست و همچنین نویسندگان رادیو فردا هم جزء حمقا هستن ایضا.
    بحمدالله والمنه لینک ها باز هم مشخص کرد، نقطه نظرات “شیرین مغز” رو:
    غلامحسین نوذری که در دولت آقای احمدی نژاد مدتی وزیر نفت بود، به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته که “شاید نقدهایی بر قرارداد کرسنت وارد باشد اما از آن زمانی که عده‌ای این قرارداد را نقد کردند و برای این قرارداد مشکلاتی به وجود آمد؛ بیش از ٧ سال می‌گذرد و در این مدت سهم گاز ایران در میدان مشترک سلمان با امارات در حال سوختن است.”
    سرمایه گذاری زیادی نیز برای صادرات گاز به امارات انجام شده بود که به گفته آقای نوذری، برخی از تأسیساتی که برای آن مجموعه در نظر گرفته شده بود آسیب دیده است و امروز، سؤال نمی‌شود که چرا ما هفت سال گاز نفروختیم، فقط سؤال می‌شود که چرا آن قرارداد امضاء شد.
    به گفته آقای نوذری در این هفت سال روزانه ۶۰۰ میلیون فوت مکعب گاز در این میدان مشترک سوخته و “اماراتی ها گاز ترش همین میدان را بردند.”
    بنابر قرارداد امضا شده بعد از هفت سال دو طرف می توانستند دوباره در باره قیمت توافق کنند و به گفته آقای نوذری “چنانچه قرارداد این میدان هنوز پابرجا بود امروز بر مبنای همان قرارداد می‌توانستیم در شرایط قرارداد و به ویژه در قیمت آن تجدیدنظر کنیم.”

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    خب حسن آقا دیدی؟

    دیدی زیادی افه‌ی همه‌چیزدانی پای همه جماعت بی‌سواد را هم به میان می‌کشه. :wink:
    دیدی حالا همه کس پیش این دانشمند حقارت علمی دارند؟ :P
    دیدی یکّه‌تاز قصه‌ی ما که خیلی مدعی است ، این‌که خودش هیچ اغلاط نوشتاری ندارد و شاهکار ادبیات لُمپنی است. بگو حالا این همه اغلاط را آن هم در چند خط را، پای چی حساب کنیم؟
    تعمداً بی‌سوادند یا نه فقط هیجان‌زده می‌نویسد؟
    همه را بذارم به همان‌هایی که گفت؟
    بیاییم تفریح کنیم :
    مثلاً مثل خودش :عقل هم چیز خوبیه. استحمار و فکت ،لایسنس ، فک … :lol:
    اگه بنا به تمسخر باشه کی رتبه‌ی اول را داره؟

    حالا یه این بابایی سفارش کن همین را گوگلی کند:
    « گاز میدان سلمان به امارات (مخزن مشترک با ابوظبی)، به میزان روزانه ۵۰۰ میلیون فوت مکعب به امارات صادر کند.»
    . مبینی باز هم پای خیلی‌های دیگر هم به میان می‌آید.
    ظاهراً بار اولش است که از این شاهکارها می‌بینه؟

    پس فعلاً:
    ویکی‌پدیا هم پَر؟
    بی‌بی‌سی هم پَر؟
    رادیوفردا هم پَر؟
    اگه یه وقت مثلاً ذکر مطلبی از این‌ها کرد ،خود دانی و پشت دست نازنین‌ات! :evil:
    لینک‌های زیادی به نمایش نیامد.که فدای سرت .دیگر مهم هم نیست.
    مِن‌جمله شاهکار حسن روحانی! خطاب به آقا بیژن نامدار!

    البت این‌ها هُرهُری مَسلکند و قطعاً این چیزا دامن‌شان را نمی‌گیرد.
    می‌ماند آن جوجه فوفول‌های فاز مثبت ،که لابلای حرف‌ها سَرَک می‌کشند. زِر بی‌خودی می‌زنند.

    پس حالا اگه فوفولی به صرافت افتاد و خواست نقدی بنویسد، اول باید برود در آستانه کیهان ولایی خیمه بزند.چرا؟ چون می‌بینی خیلی جلوتر از همه‌ی جماعت ملنگ ، مچ‌گیری که نه افشاگری کرده.بی‌هیاهو و خیلی متین و استوار.
    یعنی چی؟
    یعنی این‌که همان دوستان ولایی خیلی جلوتر، ته ماجرا را در آورده‌اند و آرد خودشان را بیخته‌اند و اَلَکش را هم آویخته‌اند.
    :mrgreen: اما حالا وجه کُمیک و خنده‌دارش چیه؟
    این‌که از همان منبع برای من مطلب بیرون بکشه!
    منم که حتماً بی‌هوش و حواس ! پس حتماً دولا و پهنا حساب میشه!

    چه جوری میشه حالی کرد ، که بابایی!
    بی‌خود زحمت افاضات جدید بیرون نکش .
    این‌ها همه برای خلایق تکرار مکرارت است.
    همه آن نشانی‌هایی را که من ارجاع داده‌ام را می‌بینند. لازم نیست نکته سنجی شود. این‌ها همگی ،خیلی خیلی تکراری و کهنه‌اند.
    شاید برای این بابایی نکته و بهانه‌ای جدید باشند، اما الباقی کهنه کرده‌اند و دلمشغولی‌های جدیدتری دارند.
    یعنی نهایت آماتوری!
    تا بعد!

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۸ ق.ظ:

    مرد مومن، مشائرت درست کار می کنه؟ هوش و حواست بجاست؟
    پرفسور در مقاله عزیزان بصیر و ولایی عدد ۵٠٠ میلیون فوت مکعب به غلط ۵٠٠ میلیون متر مکعب ذکر شده! این همینی ست که من هم گفتم نگارنده قروغاط زده، چون کل تولید گاز ایران ۵٠٠ میلیون متر مکعب نیست.
    انقد قدرت استنتاجت ضعیفه که میباس این رو هم بگم که چرت رو هر کی بگه چرت ه چی بی بی سی باشه چه رادیو فردا چه ویکی پدیا که یکی رفته اونجا یه عدد کپی کرده از همون مقاله رادیو فردا!
    اینکه فرموده اید: “من هم بی هوش و حواس!” نخیر بی هوش و هواس نیستین، بهینه از دار و دسته ی همان “شیرین مغز” ان هستین مگر نه صحبت های وزیر نفت ولایی جناب نودری رو خونده بودی، زرتی لینک نمی دادی به آنچه نقض غرض خودت است.

    هرچند بالشخصه بر اینم که حتی آن هم نیستی، بیسواد، مدعی، بی استعداد و متوسط الحالی هستی که پیر شده ای (به قول امام جمعه تون به لب گور رسیده ای) و هیچ نشده ای با همه ی پاچه خواری، نان به حرامی خوردن و یحتمل ادم فروشی،خیانت، خباثت و ادم خوری، همانی که ملت قبلا هم گفته ان: از دار و دسته ی بازجویان محترم گمنام. جناب کارشناس با تجربه مستقیم و عملی در جنگ و دفاع، علوم قرآنی، حدیث، کلام، فلسفه، منطق، شعر و ادبیات، کشتی و جدو، “سفسطه” و کامپیوتر با تحصیلات تکمیلی با بوی نفت. البته کافی اسپرسو خور با قوری سر کوه تو “کوردستان” به همراه تبلت و لپ تاپ و اکسترنال هارد حاوی چند ده گیگا بایت کتاب و جزوات. هنوز منتظرم ببینم چجوری می خواستی گاز ترش رو از رو سکو بار تانکر “ال پی” جی کنی!
    جناب “هارپارک” پرتاب شده از زمانه “ژوراسیک پارک”.

    آریوشین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۸ ق.ظ:

    حسن آقا ببخشید زیر کلام شما همین‌طور کیسه زباله جمع می‌شود.
    از بس که شما نجابت دارید و ما هم خباثت.

    تا شهردارچی‌ها بیایند، اوضاع اندکی تا نسبتاً مگس‌پزان شده: نوشتم مگس پزان نه پران ، این‌ها با هم توفیر دارند)
    اصل کارشناس این‌جاست می‌داند مثل چی؟
    ۱- نویسنده قروقاط زده / نگارنده قروغاط زده،
    ۲- مشائرت درست / مشاعر
    ۳- هوش و حواس …/ … نخیر بی هوش و هواس نیستین، …
    ۴- لینک نمی دادی به آنچه نقض غرض خودت است./ حالا و در همین لحظه جمع کنید با همان سطر بالایی:« نخیر بی هوش و هواس(حواس) نیستین»
    ۵- نقض غرض در چه مورد؟ فعلاً بماند.
    ۶- لا مصب / لامذهب
    ۷- سعی میکنن به مناسب (مناصب) بچسبن، …
    ۸- «هرچند بالشخصه بر اینم که حتی آن هم نیستی(تصمیمت را بگیر هستم یا نیستم؟ 8O )، بیسواد( بی‌سوات نه ، اَستیکمات 8O )، مدعی( مدعی یعنی خواهان لعبتی مثل تو؟ :mrgreen: )، بی استعداد( بله شایسته خانم جیگر! چیه ؟ هان؟ اُهُــــــــــــوی؟ :wink: ) و متوسط الحالی هستی (قبلاً چیزای دیگری می‌گفتی بزرگ قوّه و … ) که پیر شده ای (تو پیرمان کرده‌ای لُعَبتک) (به قول امام جمعه تون به لب گور رسیده ای (این‌که بهتره تا مفسر دادوگوزیک باشیم :lol: ) و هیچ نشده ای با همه ی پاچه خواری(مگه نگفتی باز جو :P )، نان به حرامی خوردن (آن پول‌هایی که زیر پول خواجو گرفتی حلال بود؟ جیگر :lol: ) و یحتمل(باز شد یحتمل؟ نخورده هی برای می‌رقصی‌ها؟ :D ) ادم فروشی( تغییر شغل دادم دیگر، جیگر فروشی صرف نمی‌کرد. از بس که خر زیادی مانده بود … :mrgreen: ) ،خیانت، خباثت ( او کیست در دل تاریکی شب؟ تنها و خسته و در سینماهای امشب کنار پل خواجو :roll: ) و ادم خوری ( آدم خوری؟ :twisted: آنگولا ، زامبیا ! بهتر از گه خوری تو ادب داشته باش بخوان گه‌گاه خوری)، همانی ( بالاخره کدوم؟ )»

    آتیش آتیش الو الو !دخترهای همسایه‌رو!
    جای آون رفقیت خالی. انسجام کلام و منطقی سخن گفتن را هلاک شده بود.

    ۹- همانی که ملت قبلا هم گفته ان: از دار و دسته ی بازجویان محترم گمنام.
    ای جان! قبلاً ملت گفته ‌ان.(گفته‌اند).
    ۱۰-کارشناس … ، کشتی و جدو، (جودو)
    ۱۱- تحصیلات تکمیلی با بوی نفت. ( این بهتر است تا بوی پهن بلند شه)
    ۱۲- منتظرم ببینم چجوری می خواستی گاز ترش رو از رو سکو بار تانکر “ال پی” جی کنی!
    / با دادو استحمار /با فک و فکت لاینسس پترکبیرلیوم مید این قبرس/ با لوله ۱۰ اینچی :arrow: :mrgreen:

    ۱۳- جناب “هارپارک” پرتاب شده از زمانه “ژوراسیک پارک”. /
    تمام شد؟
    حالا بیریم دادگاه حل اختلاف (آربیتریشن)؟

    این انسجامت کلامت رفیق‌ات را کشته!
    بی‌چاره آن فوفولی که رفت زیر نامت.
    نامت ؟ کدوم نام ؟ همانی که گفتنش ننگ هرچی دادو است.

    این‌ها همه برای آنست که سهواً کسی فوت مکعب را متر مکعب نوشت و بُزان اخفش هم سر تکان دادند.
    مثل ، دویچه‌وله و سایت‌های صهیونی ،بالاترین ، VOA , جرس و شیرین‌مغزان جلبکی و الباقی ملنگان … به نمایش نیامد. این‌جا وردپرس آهستان آبروداری کرد و حرمت هرچی مشنگ است را نگه داشت تا افاضات دادو الیت گوزیک کماکان مستدام باشد.
    تا بعد :mrgreen:

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۸ ق.ظ:

    دوباره که زدی تو خط خوشمزه بازی های زیر همون پل خواجویی با تیکه های سخیف جنسی مربوط به عهد ماضی پیرمرد!
    گذشته حاجی زمان این ادبیات قائم بر “قوه مردان” ه تان؛ چسبناک، لعبتک، و الخ. هرچند بر شما حرجی نیس، دادا ماها ادمونه بزرگ شدیم، “هارپارک” نامی نبودیم وسط ناصر، منصور، عزت، و جلال ها اونم تو “کوردستان”. بهت سخت گذشته تو کودکی که تو هر ۴ جمله ات سه تاش “جگر”،”لعبتک”، و ارجاعات به “قوه مردانه” و “بالا رفتن از مال” دیگران میزنه بیرون!

    ادعایی گنده گوزی و لاف در غربت هم مثل شما نداریم، غلط املایی ها رو از نمره دیکتمون کم کن، بخشیش رو بزار به حساب ندونستن و بی توجهی بخشیش رو تایپ تو موبایل و ویرایش نکردن. ما مثل شما عالم به دهر در تمامی علوم … [کپی کن از بالا] نیستیم.

    فقط بعدش به ما جهولان یاد بده چطور میخواسی گاز ترش رو از رو سکو بار تانکر ال پی جی کنی؟ با گاز پایپینگ؟

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۶ ق.ظ:

    متاسفانه درک تفاوت روش های حل اختلاف از طرق آربیتریشن، مدییشن و … فرای سطح فهم شماست. عذر میخوام از اینکه لغت فارسی معادلش رو نمیدانم یا با گفتنش شما رو به اضطرار گوگل کردن و سرچ در ویکیپدیا انداختم.

  15. حسن
    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۳۹ | #15

    دختران هنگام مکالمه تلفنی با دوستشان :
    سلام عزیزم … خوبی گلم ؟؟؟ کی بیام ؟؟؟ یه ساعت دیگه ؟؟؟ باشه خانومی … دوست دارم … میبینمت … تا بعد …
    بعد از اتمام مکالمه :
    اییییشششششششش … دختره افاده ای … دلم میخواد چشاشو در بیارم … فک میکنه داره با کلفتش صحبت میکنه ایکبیری …
    و اما پسران هنگام مکالمه :
    کره خر معلوم کدوم گوری هستی ؟؟؟ بلند شو تن لشتو تکون بده تا یه ربع دیگه اینجا باش …
    بعد از اتمام مکالمه :
    خدائیش این ممده بچه با حالیه …. دمش گرم … نشد یه بار رو بندازیم بهش نه بشنفیم … خیلی آقاس …

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    حسن یک چیزی میگویم قبول کنم و بی منظور هم میگم دیالوگ به بچه های جنوب تهران بیشتر میخوره تا قم که البته من دوست دارم و لذت میبرم

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۳ ب.ظ:

    در حد شوخی خوب بود.میشد راحت خندید.از این بابت دمتون گرم.منتها فقط در حد شوخی.
    الان دیگه نه اکثریت دخترا تا این حد بیکارن که درگیر این لوس بازیا بشن نه پسرا همچین روحیه ی مردانه ای دارن.

    [پاسخ]

  16. reza
    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۲:۰۷ | #16

    با سلام به همگی بچه های اهستان
    با عرض معذرت و تشکر از سراغ گیری حسن
    به شدت درگیر کارهای زندگی بودم و لی از اهستان غافل نبودم
    هفته پیش بالاخره قسمت شد با خانواده مسافرتی داشته باشم و از ابیانه . قمصر .اق علی عباس بادرود و نطنز و بعد هم چادگان و کوهرنگ در اصفهان و چهار محال بختیار ی و فارسان و سمیرم و بلداجی و در نهایت یاسوج دیدن کنیم و کلی عکس و فیلم تهیه که وقت کنم براتون عکسها را میگذارم که عکسهای پادنا و گردن مملو از برف بیژن و ابشار سمیرم و شیخ علی خان کوهرنگ فوق العاده دیدنی است

    [پاسخ]

  17. ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۲:۲۹ | #17

    جدیدترین تحلیل کارشناسان اقتصادی :کم کم داریم از وضعیت “شعب ابی طالب” خارج و با شیب ملایم وارد “قبرستان بقیع” میشویم!!

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۱ ب.ظ:

    با این گزاره ها شوخی نکنیم بهتره ….

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۱ ب.ظ:

    پسرشجاع برای رسیدن به هدف همه چیز رو بازی میگیره

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۲ ب.ظ:

    اول اینکه قبرستان بقیع فقط یک قبرستان است و بس ..لطفا سه آتیشه بازی و تعصبهای بیجارو کنار بذارین .
    اینکه چند تا از ائمه ما اوجا دفن هستند ربطی به موضوع بحث ما نداره پس خواهشا سو استفاده ممنوع

    واما جناب مس .رسیدن به هدف ؟
    ما خیلی وقته به هدف رسیدیم و از هدف گذشتیم و تو خواب بودی .

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۰ ب.ظ:

    به به چشم ما روشن …
    قبرستان بقیع فقط یک قبرستان است و بس ….

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ ب.ظ:

    یعنی قبرستان نیست ؟
    شما حساب شخصیت و عظمت ائمه معصوم را از قبرستان جدا کنید برادر …
    در بقیع غیر ائمه هم دفن هستند …

  18. غلامعلی یوسفی
    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۶:۳۵ | #18

    در رابطه با مقاله :
    #( چه کسی می‌تواند ائتلاف روحانی و اصلاح‌طلبان را به هم بزند؟ )# در سایت بی بی سی

    نویسنده این مقاله، هر جناح سیاسی را به سه بخش تقسیم کرده است :
    ۱- رهبران عالیرتبه ۲- فعالان میدانی و ۳- طرفداران و هواداران عادی.
    حال این سوال مطرح می شود که تصمیم گیرنده کدام بخش است؟
    آیا رهبران عالیرتبه تصمیم می گیرند یا فعالان و صاحبنظران میانی و یا توده های مردم.
    جالب اینکه، در جامعه ما هیچکدام تصمیم گیرنده نیستند، بلکه همه چیز از قبل مشخص و معلوم است و هر سه بخش (رهبران،فعالان و هواداران) تنها کاری که می کنند ادامه دادن همان راه معلوم است!!
    به این دو مثال توجه کنید:
    رهبران جنبش سبز باید مقاومت کنند یا سازش؟
    از هر هواداری که بپرسید پاسخ آنرا میداند!! بنابراین تکلیف رهبران و فعالان این جناح معلوم است!!
    به همین شکل، برای مکتبی ها هم دشمنی با امریکا موضوعی معلوم و مشخص است. اینکه چگونه باید با امریکا برخورد کنیم سوالی ست که هر مکتبی پاسخ آنرا میداند!!
    * به هر موضوعی که نگاه کنید می بینید مانند این دو مثال پاسخ آن مشخص و معلوم است!!
    یعنی در جامعه ما در هر زمینه ای حقیقت مشخص و معلوم است، بطوریکه از جوان ۱۸ ساله تا پیرمرد ۹۰ ساله و از بیسواد تا پرفسور همه آنرا میدانند!!
    بدیهی است، چنین جامعه ای نمی تواند رهبر پذیر باشد. اصلاح طلبان بارها بزرگان خود را ” نماینده ” یا هماهنگ کننده خطاب کرده اند!!
    ما مردمی هستیم، گوش بفرمان رهبر (رهبر جناح خودمان) اما در عین حال میدانیم که رهبرمان چه باید بگوید!! و اگر متفاوت با آن بگوید از او عبور می کنیم.
    *** ما تحلیل سیاسی زیاد می خوانیم اما در هر موضوعی میدانیم که حقیقت چیست و اگر نویسنده غیر از آن گفته باشد، دیگر به آن تحلیل توجه نمی کنیم.
    اگر به تاریخ صد سال گذشته توجه کنید، می بینید هیچ ” حرف متفاوتی ” مورد توجه مردم قرار نگرفته است، دکتر شریعتی همان احساسات و باورهای جوانان را شاخ و برگ داد!!
    آیا در تاریخ معاصر ما شده که رهبری از سازش بگوید و مورد استقبال قرار گیرد!! و یا نویسنده ای برخلاف باورهای مردم سخنی بگوید و مورد توجه قرار گیرد!!
    در جامعه ما و شاید در هر جامعه ای ” ” نظر اکثریت، جای حقیقت را می گیرد ” ”
    همین قدر که معلوم شود اکثریت آن جناح یا جامعه چه نظری دارند آنگاه آن نظر بشدت مورد قبول همگان واقع می شود.
    در انتخابات ریاست جمهوری این موضوع کاملأ مشهود است، در روزهای اول مردم شروع می کنند به فکر کردن تا بفهمند اصلح کیست، اما یکی دو روز مانده به انتخابات وقتی معلوم شد که اکثریت جامعه به چه کسی گرایش دارد آنگاه یک ” باور عمومی ” ساخته می شود مبنی بر اینکه فلانی خوب است، پس از آن دیگر کسی فکر نمی کند!! اگر هم فکری و نظری داشته باشد، کنار می گذارد.
    بعبارت دیگر ” باورهای عمومی ” همیشه جای حقیقت را می گیرند.
    ادامه یافتن جنگ تحمیلی، تبدیل به یک باور عمومی شده بود (لااقل در بین بعضی اقشار). دیدید که متوقف کردن جنگ حتی برای رهبر انقلاب بسادگی صورت نپذیرفت، چون تبدیل به ” باور عمومی ” شده بود.
    ” ” تحلیل گران، فعالان و رهبران ما میدانند که حقیقت از نظر مردم چیست آنها از باورهای عمومی اطلاع دارند و حداکثر چند درصدی متفاوت با آن سخن می گویند و نه بیشتر. ” ”
    ” ” پس اختیار جامعه ما در دست باورهاست، نه رهبران، نه فعالان و نه توده های مردم. ” ”
    اگر روزی چنین باوری شکل بگیرد که
    ” روحانی هم بدرد نمی خورد ”
    دیگر هیچ کس یا گروهی نمی تواند آنرا تغییر دهد. دیگر هیچ بخشی و قشری در مقابل این باور نمی تواند مقاومت کند، همینکه تبدیل به باور عمومی شد همه در مقابل آن تسلیم می شوند، چون میدانند مقابله با ” باورهای عمومی ” مانند کوبیدن مشت بر سندان است.
    در سالهای بعد از ۷۶ این باور عمومی شکل گرفت که هاشمی خوب نیست، دیدید چگونه همه سکوت اختیار کردند، چگونه همه پذیرفتند بدون آنکه فکر کرده باشند!! رفتار نخبگان و تحلیلگران را به یاد دارید!!؟
    بنابراین می توان گفت:
    ” ” اختیار جامعه ما در دست باورهای عمومی است. ” ”
    در جامعه ما نه تحلیلگر وجود دارد و نه رهبر!! بلکه همگی همان باورهای عمومی را شاخ و برگ می دهند!!
    در جامعه ما حتی نیازی به فکر کردن هم نیست شاید بتوان گفت هیچکس بفکر یافتن حقیقت نیست چون حقیقت همیشه معلوم است!! یعنی ” باورهای عمومی ” را بجای حقیقت پذیرفته اند.
    بنابراین، هدایت یک جناح یا جمعیت بطور مستقیم ممکن نیست، زیرا مردم حرف رهبرانشان را در صورتی می پذیرند که نزدیک به باورهای خودشان باشد.
    اگر روزی این باور در جامعه شکل بگیرد که
    ” روحانی هم بدرد نمی خورد ”
    آنگاه اگر هزار رهبر و نخبه و صاحبنظر، خلاف آنرا اعلام کنند، مردم قبول نخواهند کرد، ضمن اینکه نخبگان ما هم آنقدر عافیت طلبند که با باورهای عمومی مقابله نمی کنند.
    حال چه باید کرد و راه چاره چیست؟
    ایجاد باورهای عمومی مکانیزم پیچیده ای دارد، حتی یک اتفاق می تواند باعث پیدایش یک باور شود.(مانند تسخیر سفارت امریکا)
    ** تمایلات ذاتی بیشترین نقش را در ایجاد باورها دارد، تمایلاتی مانند تنفر فقیر از غنی، تنفر ضعیف از قوی، حسادت، تنوع طلبی، طمعکاری، ترجیح دادن ایستادگی بر سازش، ستیز بر مصالحه و از این قبیل.

    خــلاصه اینکه:
    اگر اصلاح طلبان و میانه روها می خواهند شرایط موجود حفظ شود باید مراقب تک تک رفتارهای رهبران عالیرتبه و فعالان میدانی خود باشند.
    نباید بی جهت ” نق ” بزنند و تردید ایجاد کنند، نباید بی جهت ایراد بگیرند، نباید بی جهت تفرقه بوجود آورند،… هر یک از این رفتارها می تواند بطور غیرمترقبه ای باعث شکل گیری یک ” باور عمومی مخرب ” شود.
    باور مخرب ” هاشمی خوب نیست ” از همین نق زدن ها شکل گرفت ضمن اینکه بدبینی نسبت قدرتمندان در ذات انسانها نیز وجود دارد.
    باور مخرب ” دشمنی با امریکا ” از تسخیر سفارت شروع شد، ضمن اینکه مردم هم به هر قدرتمندی بدبین هستند و هر ثروتمندی را خطاکار می دانند.
    اگر می خواهید این وحدت حفظ شود از همین امروز، هر روز و هر لحظه از آن حراست کنید. فقط در این صورت است که شاید حفظ شود، بدیهی است رفتار و گفتار رهبران عالیرتبه تاثیر بیشتری دارد و در مقام دوم فعالان سیاسی و مطبوعاتی قرار دارند. والسلام.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۹ ق.ظ:

    ادامه مطلب در زیر کامنت بعدی (۱۸) قرار گرفته است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    کامنت ماقبل آخر

    [پاسخ]

  19. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۹:۰۲ | #19

    ﻫﺎﺷﻤﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﺻﻠﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓ را ﭘﯿﺪا ﮐﺮد؟! (ﺧﺒﺮ وﯾﮋه)

    ﻫﺎﺷﻤﯽ رﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﮔﻔﺖ: ﯾﮑﯽ از آرزوﻫﺎی ﻣﻦ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای ﻧﺠﺎت ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮐﺎری را اﻧﺠﺎم دﻫﻢ ﺑﺮای اﯾﻨﮑﻪ در ﺑﺤﺚ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ وﻗﺘﯽ در ﻗﺸﺮ ﺳﻨﺘﯽ ﭘﯿﺮاﻣﻮن زن، آراﯾﺶ زن، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ و ﯾﺎ ﻓﯿﻠﻢ ﺻﺤﺒﺖ .ﻣﯽ‌ﺷﻮد ﺟﻠﺴﻪ را ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ‌زﻧﻨﺪ و ﺧﯿﺎل ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ اﯾﻦ اﺳﺖ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ از ﻫﺰارﻣﯿﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺳﺖ وی ﮐﻪ در ﺑﺎزدﯾﺪ از ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ‌ﮔﻔﺖ، اﻓﺰود: رﻫﺒﺮی ﻫﻢ راﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در ﺳﺎل ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ دﻧﺒﺎل اﯾﻦ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮب ﻣﯽ‌ﺧﻮاﻧﻨﺪ را از ﻣﯿﺪان ﺑﻪ در ﮐﻨﯿﻢ و ﯾﺎ ﺧﺎﻧﻢ‌ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ .زﯾﺒﺎﯾﯽ دارﻧﺪ را ﻧﮕﺬارﯾﻢ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﻧﺪ .ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺼﺪاق ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ را ﮐﻪ رﻫﺒﺮی در ﻧﻈﺮ دارﻧﺪ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده و اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ، ﺧﻄﺎب ﺑﻪ اﺻﺤﺎب ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﻫﻨﺮ ﮔﻔﺖ؛ ﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ و ﺷﻤﺎ ﻫﻢ اﯾﻦ ﮐﺎر را ﺷﺮوع ﮐﻨﯿﺪ اﺷﺎره آﻗﺎی ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺑﺮای ﻧﺠﺎت ﻓﺮﻫﻨﮓ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ دوﻟﺘﻤﺮدان ﻫﻤﺮاه وی- ﻧﻈﯿﺮ ﺧﺎﺗﻤﯽ و ﻣﻬﺎﺟﺮاﻧﯽ- اﺳﺎﺳﺎ ﻣﻨﮑﺮ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻮدﻧﺪ و ﺑﻪ وﻟﻨﮕﺎری ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﻋﺪم ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻋﻠﺖ‌ﻫﺎی .ﻫﺮز اﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺘﻨﺪ از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ اﻇﻬﺎرات آﻗﺎی ﻫﺎﺷﻤﯽ ﻓﺎﻗﺪ دﻗﺖ و اﺳﺘﺪﻻل ﻓﻘﻬﯽ و ﺷﺮﻋﯽ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﮐﻪ »ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮب ﻣﯽ‌ﺧﻮاﻧﻨﺪ« در ﺿﻮاﺑﻂ دﯾﻨﯽ و ﻓﻘﻬﯽ ﭼﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ دارد؟ و ﮐﺪام ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ را ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮب ﺧﻮاﻧﺪن از ﻣﯿﺪان ﺑﻪ در ﮐﺮده‌اﻧﺪ؟ آﯾﺎ ﺧﻮاﻧﻨﺪه‌ای ﮐﻪ در ﺷﺒﮑﻪ دوﻟﺘﯽ اﻧﮕﻠﯿﺲ، ﻣﺠﯿﺰ رژﯾﻢ‌ ﭘﻬﻠﻮی را ﻣﯽ‌ﮔﻮﯾﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﯾﻢ اﺳﺖ؟ و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ ﮐﺠﺎی اﺳﻼم ﻣﻼﮐﯽ ﺑﺎ اﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮن ﻗﯿﺪ ﺷﺪه ﮐﻪ »ﺧﺎﻧﻢ‌ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ زﯾﺒﺎﯾﯽ دارﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﻧﺪ« و ﯾﺎ ﮐﺠﺎی اﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ از ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪن ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺻﺮف ﻗﯿﺎﻓﻪ زﯾﺒﺎ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﺷﺪه اﺳﺖ؟ اﻣﺎ اﮔﺮ ﻣﻨﻈﻮر ﺧﻮدآراﯾﯽ و ﺧﻮدﻧﻤﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﻄﻖ ﻗﺮآن دراﯾﻦ‌ﺑﺎره .روﺷﻦ اﺳﺖ ﻣﮕﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮاﻫﯿﻢ اﺟﺘﻬﺎد ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﺺ ﮐﻨﯿﻢ و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺸﯽ از ﺷﮑﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮐﺸﻮر ﻣﺎ ﮐﺎرﺑﺴﺖ اﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ ادﺑﯿﺎت و ﺗﺮوﯾﺞ آﺷﻔﺘﮕﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﻪ روﻧﻖ ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺳﻼﻣﯽ – اﯾﺮاﻧﯽ ﻧﮑﺮده ﺑﻠﮑﻪ زﺣﻤﺖ‌ اﻓﺰا ﻧﯿﺰ ﺷﺪه اﺳﺖ. در .ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺷﺒﻬﻪ‌اﻓﮑﻨﯽ و اﯾﺠﺎد اﺑﻬﺎم و ﺳﺮدرﮔﻤﯽ، از ﺳﻮی ﺑﺮﺧﯽ ﻧﺨﺒﮕﺎن، ﺑﺨﺸﯽ از رﻧﺞ ﺑﺰرﮔﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدم ﻣﺎ در ﺣﻮزه ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﺷﺪه‌اﻧﺪ

    [پاسخ]

  20. غلامعلی یوسفی
    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۱:۳۴ | #20

    السیسی احتمالأ شخصیت بزرگی است، چون سعی نمی کند دوپهلو صحبت کند تا از هر گروهی تعدادی رای کسب نماید.
    در حالیکه هنوز انتخابات برگزار نشده، و محتاج رای مردم است مرز خودش را با همه روشن می کند.
    فکر کنم مصری ها هم مانند ما بیگ شانس هستند.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۹ ب.ظ:

    کی گفته محتاج رای مردمه ؟؟؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۸ ب.ظ:

    آقای یوسفی
    صندوقها در دست مسولین است و از همین الان رایها مشخص شده ..رای گیری فقط صوری و الکی هست ..
    چون هیچ کسی درانتخابات واقعی نمیاد اینجوری واسه خودش تبلیغ کنه چون یک کاندید باید از بین تمام اقشار رای جمع کنه .
    لذااز همین الان سیسی را رئیس جمهور بدانید ..

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۴ ق.ظ:

    آن ها ژنرال سیسی دارند
    ما هم ژنرال فیروز داریم

    البته ژنرال ما به مراحل بیگ تر است ،اما آدم باید بختش بیگ باشد نه هیکلش
    و در این فقره بخت مصری ها بیگ تر است و بخت ما هم در دیگ فیروز می جوشد

    [پاسخ]

  21. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۱:۴۴ | #21

    آنقد مسولین ما خصوصا در دوره خاتمی و شیخ حسن در برابر غربیهای آدمکش سر خم کردند وقتی اقتدار و بی اعتنایی پوتین نسبت به غربیها را میبینم واقعا جگرم حال میاد ….

    با اینهمه تهدید و تحریم و ..امروز رفته تو کریمه و مانور داده و مانور دیده و …..به این میگن اقتدار
    نه اینکه مسولین برن همه مسائل هسته ای را بر باد فنا بدن و سر خم کنند و تحریم و تهدید بیشتر بشن و بازم فقط سر خم کنند !!!
    پوتین چیکارش میکنه ……………..
    مرگ بر اوباما و غربیها و آمریکا و ….

    دم پوتین گرم

    [پاسخ]

  22. محسن بردبار
    ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۰:۴۵ | #22

    چرا دخالت امریکا در امور کشورهاى مختلف ناشى از پدر سوختگى واستعمار وهزاران دلیل بد است ودخالت اشکارتر ایران در تمام امور کشورهاى دیگر نظیر عراق سوریه لبنان افغانستان نشانه حسن نیت وهمه دلایل خوبست؟
    ایا اینکه قاسم سلیمانى همه امور سوریه وعراق را در دست دارد باید باعث مباهات ما شود ؟
    لطفا توجیه بفرمایید.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۵ ب.ظ:

    ایران در امور کشورها دخالت نمیکنه . در مناطقی که تروریستها دارن مردم بی دفاع را سر می برن و قتل عام میکنند مانند عراق و سوریه ..
    حاج قاسم اونجاا داره به مردم بی دفاع کمک میکنه ..اونم نه مستقیم ..بلکه کمکهایی در امورات جنگی و مقابله با تروریستها …

    [پاسخ]

  23. غلامعلی یوسفی
    ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۵:۵۹ | #23

    در ادامه بحث مطرح شده:
    قبول دارید که ما با نظرخواهی از مردم می توانیم برای هر سوالی، پاسخی تهیه کنیم!؟
    ” ” روش اداره جامعه ما تاکنون به این شکل بوده! ” ”
    شما حرفی را قبول می کنید که سایر مردم هم قبول داشته باشند، این باعث ” یکدست ” شدن جامعه یا آن جمعیت می شود. وقتی جامعه یکدست شد تحلیلگران، نخبگان، فعالان و رهبران نیز با محوریت همان باورها رفتار می کنند.
    بعبارت دیگر ما بجای مطالعه و تحقیق، بجای تفکر و تجربه، نظر توده های مردم را ملاک تشخیص قرار داده ایم!!
    درحالیکه باور چند میلیون انسان با باور یک شهروند عادی تفاوت زیادی ندارد! چون عقل انسانها قابل جمع با هم نیست.
    اینکه شما می بیند در غرب رفراندم یا انتخابات برگذار می کنند ماهیت اش با رفتار ما کاملأ متفاوت است.
    در آنجا نخبگان سعی می کنند از طریق علمی و با تحقیق و تفکر ” حقیقت ” را پیدا کنند.
    آنها برای پیدا کردن پاسخ یک سوال ده بیست سال فکر و تحقیق می کنند نه اینکه از مردم سوال کنند!!!
    بعضی وقت ها نخبگان دو دسته می شوند و دو عقیده یا دو راه مطرح می شود در این حالت است که از مردم سوال می کنند نه اینکه ابتدا به ساکن از مردم پرسند!!
    ” ” اینکه ما فکر می کنیم پاسخ هر سوالی را می توان از جمع کردن نظر مردم بدست آورد بی نهایت اشتباه است. ” ”
    *** ما باید به مرحله ای برسیم که نویسنده یا سخنران ما استناد کردن به نظر مردم را زشت بداند!!
    نه اینکه چپ و راست بگوییم اصلاح طلبان چنین می خواهند، رای دهندگان چنان نظری داشتند، امت حزب الله یا خانواده شهدا چنین نظری دارند…
    جمع بستن نظرات مردم هیچ اهمیت و ارزشی ندارد.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۰ ق.ظ:

    اتفاقأ دیشب تلویزیون خراب کردن مقبره رضاشاه را نشان میداد.
    آقای خلخالی در پاسخ فقط یک جمله گفت:
    خراب کردن این مقبره خواست مردم است.
    البته او نپرسیده درست می گفت. همان روز اگر رفراندمی برگزار می شد اکثریت با خراب کردن مقبره موافقت می کردند، اما سوال اینجاست که :
    ” ” مگر کشور باید به خواست مردم اداره شود. ” ”
    . . .
    ذره ای در درستی این جمله تردید نکنید:
    ” مردم در سیاست، کودکانی بیش نیستند. ”
    اگر بنظر کودکان باشد آنها هر شب پیتزا می خواهند!!
    ما نباید به حرف کودکان بکنیم، بلکه باید آنها را خوشبخت کنیم.
    وظیفه ما رضایت آنها نیست بلکه سعادت آنهاست.

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۰ ق.ظ:

    یه عده ای همیشه خلخالی رو نفرین می کنند به خاطر اعدامهای اول انقلاب ولی هیچ کس نقش مردمی که پای چوبه دار می ایستادند و خلخالی رو تشویق می کردند رو در نظر نمی گیره

    [پاسخ]

  24. غلامعلی یوسفی
    ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۶:۳۸ | #24

    نقدی بر مقاله :
    نگاه ما چگونه است؟ در روزنامه شرق
    موضوع بحث درمان یا عدم درمان بیماران لاعلاج است.
    ظاهرأ آقای دکتر عباسیون مرد خیلی مهربان و فهمیده ای است که برخلاف باورهای عمومی سخن گفته، ایشان گفته ما نباید هزینه زیادی صرف مداوای بیماران لاعلاج، بخصوص در سن بالا کنیم.
    دوستی داشتم که به سرطان کبد دچار شد هفتاد میلیون صرف داروهایش شد که حتی فرانشیز آنهم برای خانواده زیاد است.
    باوجود مصرف هفتاد میلیون تومان دارو خدمات درست مطابق پیش بینی پزشکان پس از شش ماه مرحوم شد، خانواده اش هم سرپرست شان را از دست دادند و هم سرمایه شان!!
    برخورد ما با این موضوع احساسی و بدور از منطق است مانند بسیاری رفتار دیگر مان.
    . . .
    نقدی که بر همین نظر آقای دکتر عباسیون شده نشان میدهد که جامعه ما آماده پذیرش نظرات جدید نیست بلکه ترجیح میدهیم همان باورهای قبلی مان که ” همه بر روی آن توافق داریم ” ادامه یابد.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۷ ب.ظ:

    جناب یوسفی پدر آدم اگر یک تکه گوشت بشود بیافتد کنج خانه میارزد ملیونها تومن خرجش کنی تا یک روز بیشتر زنده بماند …
    باور کن از بعد معنوی و احساسی نمیگم … از بعد مادی هم که حساب کنی سرمایه گذاریست نه پول دور ریختن ….

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۲ ب.ظ:

    بعضی وقتها همان یک روز هم اضافه نمی شود.
    ضمن اینکه زندگی همراه با درد و رنج بسیار هم ارزشی ندارد.
    ثالثأ آن دنیا هم احتمالأ جای بدی نیست.

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۶ ب.ظ:

    تفکر یوسفی بسیار خطرناک و مشمئز کننده ست. کنه حرف رو نگاه کنی به پستی و بی اخلاقی ش پی میبری، ته ش اینه: مریض ها بمیرن، خرجشون نکنید! بطور واضح میگه حاضر نیست بگذره از چند دهم درصد از میلیاردها دلار پول مالیات و نفت به که حق مسلم هر شهروندیست که بخشیش خرج دوران مریضیش شود.
    پول پرستی پستی و دنائت تا کجا!
    دولت نباید و وظیفه ای نداره با دزدی و فساد مقابله کنه چون طبیعیه، ولی نباید یارانه بده برا حمایت از سالمندانی که هر کدوم عمری زحمت کشیدن و مالیات دادن و حق شهروندی دارن!

    پول پوت تو ویتنام بیش از یک نیم میلیون نفر رو کشت، خیلی ها رو با ضربه مستقیم تبر به سر. چجوری یک انسان به همچین حیوانی تبدیل شد؟ با همین اصل و اساس افکار یوسفی! چون فکر میکرد که باید ملت رو از شهرها کوچ بده به روستاها چون برا خودشون بهتره و اونا نمی فهمند اینه که با تبر باید مغزشون رو متلاشی کرد تا بفهمن و زندگیشون بهتر شه.

    حقا که کور کور رو میجوره، آب سوراخ رو! یکی مثل خودش جسته بهش میگه “ادم مهربان و فهمیده”!

  25. غلامعلی یوسفی
    ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۷:۰۴ | #25

    در رابطه با همان عرایض قبلی در مورد ” باورهای عمومی ” :
    مرحوم بازرگان حدود شصت سال بعنوان یک مصلح تلاش کرد اما بنظر بنده جزو شخصیتهای بزرگ تاریخ قرار نگرفت چون آن تلاشها نتیجه ای نداشت.
    اما در ماههای آخر عمر حرفی زد که همان یک حرف او را در ردیف شخصیتهای بزرگ قرار داد.
    بازرگان جزو اولین کسانی بود که ایده اداره کشور به روش اسلامی را مطرح کرد و دهها سال بخاطر آن تلاش نمود، اما در نهایت به این نتیجه رسید که اسلام برای معنویت انسانها آمده.
    اما او نتوانست این کشف بزرگش را علنی اعلام کند چون با باورهای جامعه در تضاد بود لذا ناچارأ آنرا خلاصه و در لفافه بیان کرد.
    فردی شصت سال با موضوعی درگیر بوده و اکنون به نتیجه ای رسیده است، آیا این نظر با ارزش است یا باور میلیونها شهروند عادی!!؟
    اما ما ترجیح می دهیم همان نظر مردم عادی که در ضمن ” مورد علاقه ما هم هست ” را بپذیریم.
    ” ” در جامعه ما هوس و تمایل بر افراد حکم میراند نه منطق و تجربه. ” “

    [پاسخ]

  26. حسن
    ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۳:۱۴ | #26

    سخنرانی امروز روحانی رو کامل گوش کردم …
    وقتی مدح امیرالمومنین میگفت خیلی دوستش داشتم …
    خیلی هم خوب در مورد روند چند ساله هسته ای شدن و نامردیهای غربیها صحبت کرد …
    یکبار هم حضار تکبیر گفتند که مرگ بر آمریکا گفتنشون در حضور مدعیان آشتی با دنیا خیلی بامزه بود …
    احتمالا روحانی تو دلش میگفت ای تو روحتون خرابش نکنید دیگه …
    بعدشم دیگه فقط کف میزدند …

    [پاسخ]

  27. ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۴:۱۶ | #27

    خبر فوری از چین

    卂妝十夾太乗乗¥乗醂煅排埔泄覯狿母 墄嫺媯覛毎廿 卄廾丸毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿 卄廾丸毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿 卂妝十夾太乗䅈乗¥

    خدا به دادمون برسه .

    إن شاء الله شایعه باشه .

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۷ ب.ظ:

    آره!! خصوصا این بخشش:
    才 媯覛毎廿 卂
    خیلی فکرم مشغول کرده!

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۹ ق.ظ:

    :))))

    [پاسخ]

  28. سین
    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۰:۵۶ | #28

    آقایون روزتون ( فردا) مبارک. تصور دنیای بدون شما مفا هم نمی ارزد. علی الخصوص وقتی کودکید و از دیوار راست بالا می روید. وقتی نوجوانید و اونقدر هربون و بخشنده که اجازه میدهید هر کسی توی صف ازتون جلو بزنه و فقط زیر زیرکی لبخند بزنید. وقتی جوانید ، چنانچه بلند قامت و خوش تیپ هم که باشید ، آدم یاد کوه و صخره می افتد که چنانچه نیت کنید قادرید تا آن بالا بالا ها فتح اش کنید. اصلا زیبایی به خاطر این “هست” شده چون ممردان جوان بیشترین مخاطبش هستند.
    شما دوست داشتنی تر می شوید وقتی که دیگر میانسالی و پیری را کتمان نمی کنید و روی صندلی های پارک می نشینید و جهان را نه آنطور که “بد” گذشته ، که آنطور که شما “خوب” به یادتان مانده ، روایت می کنید.
    کاهش هرگز شکارچی نبودید به وقتی که آهو کم و کمتر می شود و شکم شما گرسنه.
    کاهش وقتی عاشق می شدید ، عشق را قورت می دادید تا فقط نوک نوک زبانتان آغشته به محبت نبود.
    کاش وقتی سیاستمدار می شدید یکی می شدید مثل ماندلا. شاعری تان مثل مولوی ، فلسفه تان مثل نیچه ، بازیگری تان مثل رضا کیانیان ، قصه هایتان مثل بورخس ، حنجره تان مثل داریوش ، نگاهتان مثل “نادر” ، دست تان مثل از شانه تا انگشت های پدرم.
    به خودتان ببالید که اکثر کسانی که شما را دوست دارند ، نگاهشان توام با احترام به بزرگی شماست.
    یکی از میان شما را من خیلی خیلی دوست دارم. عزیزم. سروشم. آنقدر که جهان من با صدایش و ساق پاهایش دارد هر روز قد می کشد.
    …. بازم براتون بنویسم؟ حتما می دونید که چقدر می شود درباره یک مرد عالی نوشت…..

    راستی امید آهستان عزیز عزیز. زیارت قبول داداشم.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    اون ” مفا” همون مفت هست. ببخشید که در کارت تبریک هم من دیکته ام بیست نیست.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۹ ب.ظ:

    جهان را نه آنطور که “بد” گذشته ، که آنطور که شما “خوب” به یادتان مانده ، روایت می کنید…
    همونطور که میشه برای خلق مفاهیم،به زیبایی بازی کرد با کلمات،زندگی رو هم میشه جوری دیگر زیست؟
    خانم سین! من همیشه برای درک این موضوع،مشکل داشته ام:زندگی ساده ست یا پیچیده؟

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    متولد عزیز ، سوال تو جوابش فقط فکر کردن به دنبال دارد. اول از همه ، اینکه زندگی فارغ از زمان و مکان و اشیا و حس ها و اتفاقات و….. کجاست.

    یادم هست در آهستان این جمله را به مناسبتی نوشته ام ،” بی پاسخ ( مشکل ترین) سوال ها همان هایی است که به ساده گی و تا کنون جوابش را داده ایم”.
    سوال تو از جواب می گریزد. تا می آییم بگوییم زندگی ساده است ، وجه پیچیده اش می پرسدچرا؟ و بالعکس.
    اما یک راه وجود دارد. فکر کردن به بیشمار صفت در فاصله ی ساده گی و پیچیده گی. صفات متضاد فقط درکلاس دستور زبان با هم در حال جنگند. اما در زندگی واقعی دوش به دوش هم ، بلکه در آغوش هم ،یکی شده اند.
    من کماکان دارم به سوال تو فکر می کنم. یک جواب به ذهنم رسید و فرار کرد. اینکه زندگی کردن ساده است. زندگی کردن ها در کنار هم ، در خانه ، اداره، شهر ، مدرسه ، …..موازات هم ،مماس برهم ، …. پیچیده است.
    به جواب بعدی فکرمی کنم.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۵ ب.ظ:

    باز نگید دوز خود مومن پنداری و از این حرفا …
    اما …
    زندگی مومن ساده ساده ست … آآآآآآآآآآ آ ایناهاش …

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    حسن شما چرا فکر می کنی مومنی؟ چرا فکر می کنی خدادوستت داره؟ در زنده گی ات چه کارشاخصی کرده ای که نشون بده تو یک مخلوق دوست داشتنی ، یک سر و گردن بالاتر از سایر مخلوقات اعم از انسان هاو سایر موجودات هستی؟ در چه زمان ، کاری کرده ای که دیگران – طبیعت احساس کنند از درون تو ، ناخودآگاه تو ، یک نیرویی والاتر ، تو را به سمت خوب بودن هدایت کرده؟ خوبی به معنی اینکه دقیقا مفعول عملی که تو فاعلش هستی درجا با احسان تو ، با رایحه محبت تو یک قدم به صلاح ،رفاه ، به انسانیت نزدیک بشود و به این احسان تو اقرار کند؟
    حسن آقا ، نمی خوام بگم تومومن ( آدم هدایت شده به راه رستگاری) نیستی . تو خودت بگوچرا فکر می کنی توو خدا بی واسطه دوست دار هم اید؟
    زنده گی ساده است.آآآآآآآآآآآ اما این ساده گی اثباتش پیچیده ست.
    از آن طرف ، زنده گی پیچیده است. این پیچیده گی را هر که بگوید ، به ساده گی اثبات می کند.
    سوال؟ آیا زنده گی کسی که ازگردن به پایین قطع نخاع می شود ، اصلا بی دست و پا به دنیا می آید ، حتی نمی تواند بدون کمک دیگران قضای حاجت کند ساده است یا پیچیده؟
    فکرکردن او به قانونی که در اثر احتمالات از میان خیل مصادیق به او اصابت کرده ساده است یا پیچیده؟
    آیا درد و رنج کسی که حاصل کارش ( فارغ از اینکه مضر بوده یا سودمند) در اثر تصمیم آنی کسی روانه سطل آشغال می شود ساده است یا پیچیده؟
    آیا زنده گی ودرک احساسات زنی که شوهرش در پوشش قوانین تجدید فراش به او خیانت کرده و هستند کسانی که پیشنهاد میدهند نماد هوس این مرد از بلندی برج آزادی به نشانه ی مردانگی آویزان شود ساده است یا پیچیده؟
    فکر کردن به آنچه با ما به دنیامی آید (فقر ،ثروت، هوش ، زیبایی ، نژاد ،ملیت، ژن…..) زنده گی مارا آسان می کند یا پیچیده؟
    امیدوارم پرگویی هایم باعث رنجش شما نشود. شما رک گوید. یعنی رک گویی را انتخاب کرده اید. این صفت متمایزتان کرده. برجسته و به یاد ماندنی. فارغ ازجهان بینی تان ، جهان بینی که تمام لحظات زندگی را در یقین ِ وجود ِ ثانیه ی حضور در محضر آزمونی متراکم می کند که پاسخگویی درست یا غلط به یک سوال ، کیفیت حیات ابدی را مشخص می کند ، این رک گویی و سرراست بودن با کائنات باعث می شود عذاب نکشید. ین همان آآآآآآآآآآآآهست. ایناهاش ………….. هست. شما حضور دارید. نه درزنده گی ، که در ادامه ی زنده گی. و در ادامه زندگی ما هستیم و خودمان. تنهای تنها.
    شما فکر می کنید عصاره ی زنده گی ، مهمترین سوال و جواب سوال را می دانید . اصلا از برهستید. از زنده گی گذشته اید و روی سکوی ادامه زندگی سیر و سیاحت می کنید. درلحظه ای که هستید ، حال نیست ، آینده است. منتظر لحظه امتحان هستید. زنده گی شما ساده است. چون میدانید در امتحان قبولید. چه کسی این امتحان سخت را آسان کرده؟
    اما من در محضر همان آزمون ، قبل از پاسخ ، از سوال کننده سوال کلیدی دارم. جواب من منوط به پاسخ امتحان گیرنده است. من مخلوق پیچیدهای هستم. این را فقط خدا می داند.

  29. غلامعلی یوسفی
    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۲:۱۳ | #29

    تولد عـدالت

    تولد مردانگـی و مهربانـی

    #( ولادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد)#

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    #( مهربانی بهترین راهنما )#

    مهربانی بهترین راهنمای ما در زندگی و در سیاست است.
    جنگجویان القاعده و طالبان را در نظر بگیرید، آنها اگر نسبت به فرزندان و خانواده خود مهربان باشند، دست از جنگ می کشند، به این ترتیب مهربانی باعث راهنمایی آنها می شود.
    جوانی که مهربان است، بخاطر مادرش با احتیاط رانندگی می کند یا بیشتر درس می خواند، لذا این مهربانی بنفع خودش تمام می شود.
    یک معتاد مهربان غیر ممکن است شاهد درد و رنج خانواده اش باشد و به اعتیادش ادامه دهد، او بخاطر خانواده اش ترک می کند، عملی که نفع زیادی برای خودش نیز دارد.
    افسردگی باعث بی تحرکی می شود و بی تحریکی افسردگی را تشدید می کند، مادرانی که خیلی مهربان هستند بخاطر فرزندانشان کم و بیش بر افسردگی غلبه می کنند.

    ” مهربانی همیشه و در همه جا باعث سعادت و خوشبختی است از جمله در سیاست.”
    غیرممکن است پدری به غایت مهربان باشد و آنگاه بخاطر موضوعی در بیست سال قبل مدام ناراحت باشد، او آنقدر به زندگی فرزندانش فکر می کند که دیگر بیاد گذشته نمی افتد.
    ” ” بنابراین کینه و تنفر در غیاب مهربانی ظاهر می شود. ” ”
    اینکه می بینید ژاپنی ها خیلی زود بمباران اتمی کشورشان را فراموش کردند بخاطر مهربانی شان است.
    اینکه می بینید ما کودتایی در شصت سال قبل را هنوز بخاطر داریم به این سبب است که ما مهربان نیستیم.
    اینکه می بینید افرادی بخاطر واقعه ای در ۱۴۰۰ سال قبل عصبانی هستند ( شیعه یا سنی تفاوتی نمی کند ) بخاطر این است که مهربان نیستند.
    ” ” باور کنید مهربانی همه اشتباهات ما را برطرف می کند. ” ”
    جوان مهربانی که نان آور خانواده است، ” براحتی با دیگران درگیر نمی شود “، خوشبختی خانواده اش را بخاطر هر موضوعی بخطر نمی اندازد و این رفتار بلاخره به موفقیت او منجر می شود.
    دکتر مصدق وقتی دید مردم دچار قحطی شده اند و ناچارند خاک اره با آرد مخلوط کنند، اگر احساساتی و مهربان بود آخرین پیشنهاد انگلستان را می پذیرفت و به این ترتیب از یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ پیشگیری می شد.
    ” ” فکر نکنید سیاست جای احساسات و مهربانی نیست. ” ”
    اتفاقآ تمام اشتباهات تاریخ با مهربانی قابل پیشگیری بوده.
    آدمهای مهربان نمی توانند جدایی طلب باشند، این گروههایی که چهل سال بخاطر جدایی می جنگند و همه نوع مشکلی برای مردم بوجود می آورند، آدمهای ذاتأ بی رحمی هستند. حتی آزادیخواهی و دمکراسی طلبی هم تااندازه ای ریشه در بی مهری دارد.

    ” ” بطور کلی مهربانی ما را از آرزوهای بزرگ و از موضوعات فرعی برهزر میدارد. ” ”
    والدینی که برای ازدواج فرزندشان آرزوهای بزرگی دارند، درواقع مهربان نیستند.
    شاید بتوان گفت مهربانی تمام اشتباهات بشر را برطرف می کند. والسلام .

    [پاسخ]

  30. حسن
    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۳:۲۱ | #30

    آدم نه به گندم جنان راغب بود
    میل دگرش به جان و دل غالب بود
    میخواست که از بهشت آید به نجف
    مقصود علی بن ابیطالب بود
    روز پدر را به همه پدران آهستان و به پدران آنها تبریک میگویم ….
    کو آن پدر زحمتکش و زمخت بد اخم دیکتاتور و دست و دلباز که دستانش را بوسه باران کنم …. خدا رحمتت کنه بابا…
    نثار ارواح پدران درگذشته از شیعیان امیرالمومنین علیه السلام صلوات …

    [پاسخ]

  31. ایرانشهر
    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۰:۴۸ | #31

    نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟

    درین سراب فنا چشمه‌ی حیات منم؟

    وگر به خشم روی صد هزار سال ز من

    به عاقبت به من آیی که منتهات منم؟

    نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی

    که نقش بند سراپرده‌ی رضات منم؟

    نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

    مرو به خشک که دریای با صفات منم؟

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۴ ب.ظ:

    روز آقایون رو تبریک میگم،دیگه لازم به یادآوری نیست که والاترین نقش هر مرد نقش بزرگ پدر بودن هست،همانطور که والاترین نقش هر بانو،مادر بودن هست.قهرمانان زندگی من همیشه آقایون بودن از هرمان هسه با دیمیان اش از کارل پوپر و منطق محشر اش،از بتهوون با اورتور اگمونت اش،از گاندی و ماندلا و آموختن درس گذشت و شجاعت…….
    حیف که بانوان ما سیمون دوبووار شدن که جهان رو به دو بخش زن و مرد تقسیم کردن ساز دعوا نواختن
    روز مرد خوش !

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    خدا با هم محشورتان کند انشالله

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۶ ب.ظ:

    البته درک میکنم ….
    هویت روشنفکری به بلغور کردن چار تا اسم خارجکیست …

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۶ ق.ظ:

    من احساس می کنم این پیام تو نشانه کمبودی هست که تو در وجود خودت احساس کردی. احتمالا کمبود شناخت از افرادی که اسم برده شد وگرنه دلیلی برای  برخورد چکشی نبود.
    اون دعایی که برای ایرانشهر کردید لطفا برای من هم تکرار کنید. همنشینی با بزرگان عار نیست. بهشت در کنار بی خردان جهنم است و جهنم در کنار بزرگان علم و ادب فردوس برین است.

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۹ ب.ظ:

    کمبود شناخت ؟؟؟
    من اصلا هیچ شناختی ندارم از این اسمهایی که خانم ایرانشهر ذکر کردند…
    ایشان در روز باصطلاح مرد بدون توجه به وجه تسمیه این روز به عنوان یک زن ایرانی احتمالا مسلمان شیعه چند تا اسم ردیف کرد که بله اینها الگو و قهرمانان من هستند که تاسف عمیق باعث شد واکنش بقول شما چکشی داشته باشم …
    از شما هم بعید بود مغلطه کردن … مگر بهشت جای بی خردان است که همنشینی با آنها جهنم باشد ؟؟؟؟
    شما هم انشاالله با آنها محشور شوید ….
    چه کنیم که خراب رفیقیم ….
    د

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۰ ب.ظ:

    حمید
    تو این مورد حق با حسن اقاست.
    حرف از تاثیر و یادگیری نیست.
    خود ما هم از خیلی ها که حتی گاهی قبولشون هم نداریم اصلا،خیلی چیزا یاد گرفتیم.
    ولی وقتی خانوم ایرانشهری که میفرمان متدین هستن( و حتما هم همینطوره)از قهرمانها و الگو های زندگیشون حرف میزنن و همه تو لیستشون هستن الا بزرگان دینی مون،اون وقت بد میخوره تو ذوق ادم.در صورتی که ممکنه قلبا ایشون از ما هم به این بزرگان نزدیکتر باشن و بیشتر هم به شون معتقد باشن.

    دیروز یه روز جهانی برای بزرگداشت جنس مذکر نبود.روز میلاد حضرت امیر بود که به یاد ایشون روز پدر و روز مرد هم بود.
    همچین چیز گنده ای رو نباید نادیده گرفت.
    مسئله خانوم ایرانشهر نیست.همین قضیه رو تو مقیاس بزرگتر در نظر بگیرید.
    دیروز یه بحث مفصلی بود راجع به مسائل فرهنگی دوره ی اصلاحات.یه بخشی ازدغدغه های فرهنگی دوستان اصولگرای من و البته خود من یه چیزی بود تو همین مایه ها.
    هر چند که ما خودمون هم دغدغه ی یه عده دیگه هستیم.
    (کلا شرمنده دیگه.من همینجوری هم انشام بد هست،فکرم هم که مشغول باشه بدتر هم میشه.)

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۰ ب.ظ:

    ما تو کشورمون از خلا درک متقابل رنج میبریم و از اونجایی که بسیار حساس هستیم و فردی همه چیزو نگاه می کنیم دچار تقابل میشیم حتی سر چیزی به این بی ربطی !
    من همیشه این دغدغه و تشویش ذهنی رو داشتم که چرا دنیای زنها که ادعا و آرمان برابری طلبی رو دنبال می کنه انقدر در قهرمان سازی فردی دچار خلا هست !
    این بحث رو میشه کاملا تعمیم داد به دنیای علم هنر و………. و بحث اصلی زنان ما در جنگ با نگاه جنسیتی جامعه هست حال آنکه با پیشرفت در زمینه های مختلف میشه این نگاه رو کم رنگ کرد.
    دغدغه های فرهنگی شما هم هرچی هست محترم،ولی در نگاه فرهنگ دولت باید کاملا بی طرف باشه و عرصه قضاوت رو به هنرمندان و افکار عمومی بسپاره

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۷ ب.ظ:

    مخاطب صحبتاتون معلوم نیست.با اجازه تون من جواب میدم.
    اصلا بحث فردی نیست.به قول تیرگر هر کدوم ما نماینده یه گروه از ادمای دنیای واقعی هستیم.من از طرف همفکرای خودم نقدمو به تیپ فکری و عملکرد همفکرای شما گفتم.همین.
    بخشی هم که به ش نقد داشتم این بود که اصلاح طلبها حواسشون به نگاهی که مردم تو تاثیر گرفتن ازشون دارن،ندارن.
    مثلا کسی که تو جایگاه و کسوت روحانی یا حداقل ادمای موجه و معقول جامعه هست،متوجه این نیست که اینن الگویی که خواسته و ناخواسته داره از خودش ارائه میکنه و بعضا خیلی هم روی درستی و لزوم همه گیر بودنش تاکید داره،درست و مفید که نیست هیچ،سرتاسر غلط و ضرر هم هست.
    مثال سردستی ش حجابه.به قول یه خانومی که نمیدونم کی بود،اول انقلاب میخواستیم به همه تو حجاب به زور بیست بدیم و الان میخوایم به همه به زور پونزده شونزده بدیم حتی به متشرع هامون.
    اینکه همه با هر طرز تفکری بتونن کنار هم زندگی کنن،به غلط تبدیل شد به اینکه همه یه مدل و خط و روش میانگین و معدل رو برای زندگیشون انتخاب کنن.خب جبهه گرفتن مذهبیا طبیعیه.

    فرمایشتون راجع به وظیفه ی دولت تو مسائل فرهنگی رو هم تا حدود زیادی قبول دارم.و اعتقادم اینه که اگه معتقدیم محتوای کتاب یا فیلم یا موسیقی یا روزنامه یا هر بسته ی فرهنگی دیگه ای نامناسبه و با فرهنگ و اعتقاداتمون نمیخونه و مخربه،چاره ش همه جا و تو هر موردی سانسور و ممیزی نیست.
    این همیشه سانسور و حذف یا از سر بیسوادیه یا تنبلی.چاره ش چیزی شبیه مناظره ست.تقویت قدرت پاسخوگییه.اینه که همه حرفشونو بزنن و ما اگه نقدی و اشکالی وارد میدونیم به ش وارد کنیم.
    ضمن اینکه قضاوت تو این مورد نه حق دولته و نه صرفا حق هنرمندا.باید دید بنای عقلای جامعه چیه.عقلای جامعه ی هنری و فرهنگی.

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۵ ب.ظ:

    و اینو هم اضافه کنم که هرچند با تکمله ای که گفتید جای این نقد زبر کامنت شما نبود ولی حرف راه خودشو باز کرد ما هم گفتیم دیگه.شرمنده.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۲ ب.ظ:

    هر کسی میخواهد خدا را خوب و بهتر بشناسد یکی از بهترین راههایش شناخت ائمه می باشد ..هر کسی حضرت امیر ع را بهتر و بیشتر بشناسد قطعا خداوند را بهتر میشناسد وگرنه عقل ناقص ما کجا و عظمت پروردگار کجا..

    استاد شهریار میگوید :

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم به خدا قسم خدا را

    در این مصرع استاد قسم یاد میکند که با شناخت شخصیت حضرت علی ع خداوند را شناخته است …

    مگر ما در این عالم هستی عالم تر و با عظمت تر و …از ائمه بزرگوار داریم ؟ اگه سراغ دارید به ما هم بگویید .

    هر کسی قرآن را نمی فهمد برود نهج البلاغه را بخواند .آنگاه قرآن را بهتر میفهمد …

    هر کس به کسی نازد ….ما هم به علی نازیم

    حالا این جناب ایرانشهر هم داره به امامان خودش مینازه ..بذار بنازه ….

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۸ ب.ظ:

    فهیمه جان
    اون بخش اول مطلبتون رو متوجه نشدم دقیقامنظورتون چی بود
    بخش دوم هم که همنظریم،مرسی که وقت گذاشتید

    فقط دوستان که ایراد میگیرن از تیپ فکری من،ابتدا شعری از مولوی علیه الرحمه گذاشتم که خیلی مهجور موند و همه بی توجه از کنار اون گذشتن.نهایت راهی که امامان ادیان پیش روی ما قرار میدن رسیدن به معنویت و درک صحیحی از ذات حق هست.این شعر یکی از بی نظیر ترین اشعاری هست که معنویت محض رو القا می کنه

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    هیچی،منظورم اینه که یه عیبی که به اصلاح طلبا وارده اینه که هیچ وقت حواسشون به این نیست که پایین دستیها دارن به شون نگاه میکنن.
    مردم،متشرع و متدین بودن کسی رو میدونن یا نشونه هاش رو میبینن بعد ناخواسته الگو میگیرن ازش یا حداقل تاثیر میذاره رو زندگیشون.حالا ممکنه این ادم متشرع تو زندگی خودش و برای خودش به درک درستی از موضوعات رسیده و روح اون باور رو دریافت کرده و کلا موضوعات مختلف هضم شده باشه براش.و مردمی که یا وقتشو ندارن و یا توانش رو و یا هر چیز دیگه که برن پی روح و جان اون باورا و اعتقادات و فقط به ظاهر قضیه سرگرم میشن،
    آسیب میبینن.چیزی که تو دوره ی اصلاحات اتفاق افتاد.البته اگه اون بخشی که عامدانه اتفاق میفتاد رو فاکتور بگیریم ازش.
    هفته ی پیش متوجه شدم همسر یکی از رفقا کتابای سروش رو خونده و مرتد شده.البته من گمون نمیکنم کسی که با چهار تا کتاب اعتقاداتش رو از دست میده اساسا چیزی داشته که حالا بابت از دست دادنش ناراحت باشم.بدبختی از دست رفتن خودش بود وتاثیر بدی که این جور بی پشتوانه شدنها تو جامعه میذاره که واقعا نگران کننده ست.
    اینه که الان خیلی بیشتر از قبل نگران تاثیر رفتار همه جور مسلمونی هستم.متن شما رو هم که خوندم اینا یادم اومد.
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو منتقل کنم.
    و اینکه منم از شما ممنونم.

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    فهیمه جان
    بزرگترین لذت من خوندن کتاب های برتراند راسل بود که دلیل های خیلی جدی برای رد پیامبران و وجود خدا میاورد،از بستر شک هست که یقین به وجود میاد،تدین وقتی معنی میده که انتخاب کنی،به اینکه به ارث ببری و کسب کنی !
    من هم از دیوار شک رد شدم و به یقین رسیدم.
    باور بفرمایید اگه سروش رو بفهمی مرتد(به کلمه مرتد توجه کنید که چه بار معنایی پشتش هست) نمیشی
    بیشتر از اینکه زمینه دین گریزی رو به اصلاح طلب ها ربط بدیم من فکر میکنم به عملکرد مبلغین منفعل شیعه ربط پیدا می کنه.
    در مقابل علوم روز و وسایل ارتباط جمعی در انفعال کامل به سر میبرند الان تو نیجریه ۲۰۰ دختر بی گناه به اسم شریعت اسلام به گروگان گرفته شدن و قراره تو بازار سیاه جنسی به فروش برسند ولی حوزه علمیه ما خاموش هست.برادر کشی منطقه رو ویران کرده حوزه علمیه خاموش هست به اسم اسلام و شریعت عدالت ذبح میشه حوزه خاموش هست،ولی وای به روزی که فلان مجله با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه کاریکاتوری رو منتشر کنه که به زعم آقایون توهین آمیز باشه زمین و زمان رو به هم میبافن و اعتراض می کنن

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۹ ق.ظ:

    من هم از دیوار شک رد شدم و به یقین رسیدم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۷ ق.ظ:

    خیلی خوب..خیلی هم عالی.
    کاملا قبول دارم حرفتون رو.منتها مشکل سر همین فهمه.
    یه جوکی هست که میگه من یه نقطه ای هست تو کمرم که ۲۵ سال لیف نخورده،اخرم یه روز از همونجا میگندم.این اقا و خیلی های دیگه هم یه نقطه ی کور و لیف نخورده تو ذهنشون هست که یه روز از همونجا میگندن.
    با سوادن،تحصیلکرده هستن اما سواد دینی ندارن.عادت به پای منبر نشستن و به حرف یه نفر گوش کردن دارن،خب اینو بذارید کنار کم کاری و بی خیالی و عقب افتادگی مبلغین و حوزه.
    خروجی حوزه یا کسانی هستن که کلا میان که برن چون کلی پست تخصصی و غیر تخصصی هست که به صرف تعهد! بالای دوستان انتظارشون رو میکشه یا دوستان محترمی هستن که ماهی ششصد بار نحوه ی وضو گرفتن و پونصد بار نحوه ی نیت روزه رو تو مساجد توضیح میدن برای ملت و یا دوستان بسیار بسیار شریف و عزیزی هستن که واقعا گمنام با خرج و خودروی شخصی هر ماه میرن به یه نقطه هایی از کرمان و هرمزگان وسیستان بلوچستان و..که به قول دوستان مردمش یه فاصله ی دویست سیصد ساله دارن از دنیا.فقط و فقط به این نیت که اذوقه و لباس برسون به دستشون و کمکشون کن.
    میمونه یه اقلیت.به نظرتون این اقلیت ابزار و توان مقابله رو داره؟
    نمیشه و نباید بی تفاوت بود.
    ببخشید خسته تون کردم.

  32. ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۳:۴۹ | #32

    بی علی(ع)اصل عبادت باطل است/بی علی( ع) هرکس بمیردجاهل است/بی علی (ع) تقوا گلی بی رنگ وبوست/ بندگی همچون نماز بی وضوست/ولادت با سعادت مولود کعبه حضرت علی( ع) و روز پدر رابه همه شماتبریک عرض نموده و روزتان مبارک . عنایات صاحب ایام شامل پدران سفر کرده وبدرقه حیات همه پدران خیراندیش باد۰

    [پاسخ]

  33. فهيمه
    ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۴ | #33

    والا ما که آخرش نفهمیدیم چرامیگن سیزده نحسه.یا اصلا چجوری میشه که یه چیزی خود به خود میتونه بد و نحس باشه ولی در هر صورت امروز خوش یمن ترین و پربرکت ترین سیزده دنیاست.روز ولادت حضرت امیر…
    انشالله برای همه پر از خیر و برکت باشه.

    روز پدر و روز مرد هم مبارک.

    میگم،روز زن که میشه این صداوسیما خودشو میترکونه واسه الگوگرفتن خانوما از حضرت زهرا (س)(نیازی نیست بگم که منظورشون حجابه).ولی من از دیشب تا حالا منتظرم ببینم یه کلمه هم از الگو گرفتن مردا از حضرت علی هم حرف میزنن یا نه.
    هیچی دیگه،هیچی نگفتن نامردا.
    بعد انتظار دارن ادم روز مرد رو به همه ی اقایون تبریک بگه.
    آقا جان مرد باشید،مرد…

    [پاسخ]

  34. ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۱:۰۹ | #34

    امام خمینی :
    بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرم‌های ایران نباید آرم‌های شاهنشاهی باشد؛ باید آرم‌های اسلامی باشد. از همۀ وزارتخانه‌‏ها، از همۀ ادارات، باید این “شیر و خورشید” منحوس قطع بشود؛ عَلَم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است؛ این تاج آثار طاغوت است؛ آثار اسلام باید باشد.»

    علی یونسی دستیار ارشد رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی :

    پرچم سه‌رنگ ایران سابقه بسیار قدیمی دارد. این یک نماد ملی است. عده‌ای خیال می‌کردند نماد شیر و خورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی است اما اینگونه نیست. شیر نماد حضرت علی(ع) و خورشید نماد حضرت محمد(ص) است و تنها تاجش مربوط به شاه بود. اگر به من باشد، هلال احمر را تغییر می‌دهم و شیر و خورشید را جایگزین آن می‌کنم؛ البته برای هلال احمر هم احترام قائلم.

    حاک بر سر این دولت با این مدیران عتیقه اش

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۸ ب.ظ:

    این خبر ِ هفته ی پیش نبود؟

    ولی خودمونیم،این حرفای یونسی ادمو یاد مشایی میندازه.
    من نمیدونم اینا که ظاهرا این همه دغدغه ی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و غیره داشتن چرا بی خیال شدن همه رو و افتادن به چرندگویی.
    گیریم شیر نماد حضرت امیر هستش و خورشید نماد حضرت رسول،چه ضرورتی داره مثلا هلال احمر تبدیل بشه به شیورخورشید؟
    چه دردی از ملت دوا میشه اقای دستیار ارشد؟

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۸ ق.ظ:

    هیچ دردی با تغییر شیر و خورشید به هلال و هلال به شیر و خورشید دوا نمیشد و نمیشه و اصرار بر این کار فقط و فقط چه در گذشته و چه حال بدون در نظر گرفتن تبعاتش حماقته
    اما استفاده از آرم دولت عثمانی که در دوره های مختلف تاریخی روابط شدیدا خصمانه با کشور ما داشته، روی پرچم های ما درست نیست. در دوره ای انقلابی گری در کنار بی اطلاعی باعث شد آرم ملی و میهنی و مذهبی خودمون را حذف کنیم و بجای اون از هلال دشمن قدیمی خودمون استفاده کنیم. هلالی که متعلق به حکومت عثمانیان بود و بعدها حکومتهایی که از عثمانیان منشعب شدند همچنان از آن استفاده میکردند. اصلاح عمل نادرستی که بنا به دلیل کم اطلاعی انجام شده بود اشتباه نیست. اشتباه در گذشته انجام شده و اشتباه بزرگتر دگماتیسم و تعصب بیجا روی اعمال اشتباه گذشته است.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۱ ب.ظ:

    ببخشید از اونجایی که ما شدیدا از کمبود آشنایی با این کلمات رنج میبریم …. هااااا ای دگماتیسم که گفتی یعنی چه ؟؟؟؟

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۶ ب.ظ:

    کارای مهمتر از عوض کردن هلال سرخ وجود داره.
    خودشونو درگیر کارای بی اهمیت و پر سر وصدا میکنن و گزک میدن دست مخالفین،بعد دو روز دیگه بابت انتقادایی که میشه شاکی هم هستن.

    حمید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۴ ق.ظ:

    فهیمه خانم
    با شما موافقم که فعلا کارهای مهمتری از عوض کردن هلال سرخ وجود داره. اما در اینکه این هلال باید در زمان خودش عوض بشه شک ندارم. بعضیا کم می فهمند اما سر و صدا زیاد دارند. مرد عملند و عمگرا بودنشان اگر کنترل شود خیر است و صلاح. لا جرم باید پا به پای هم برویم. اما باید برویم.

  35. ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۰:۰۶ | #35

    ……
    به مناسبت ایام ولادت حیدر کرارقطره ای از دریای بیکران حضرتش رو ببینیم.

    دو بیت عجیب از حضرت

    *در این بیت زبان حرکت نمیکند :
    آب همی وهم بی أحبابی
    همهم ما بهم وهمی مابی
    —— —— ——
    * ودر این بیت لبها بهم نمیخورن :

    قطعنا على قطع القطا قطع لیله
    سراعا على الخیل العتاق اللاحقی

    ————-

    این شعر هم از عجایبی است که هم میتونید عمودی بخونید و هم افقی:

    ألوم صدیقی وهذا محال
    صدیقی احبه کلام یقال
    و هذا کلام بلیغ الجمال
    محال یقال الجمال خیال

    ————
    این بیت رو ابتدا از اول بخوانید و بعد از انتها حرف به حرف بخوانید میبینید ….

    مودته تدوم لکل هول **** وهل کل مودته تدوم

    —————

    علمای ادب جمع شدن و گفتن که حرف الف بیشترین کاربرد و استفاده رو در زبان داره…

    خطبه امام علی علیه السلام بدون حرف ألف :

    حمدت من عظمت منته وسبغت نعمته وسبقت رحمته غضبه، وتمت کلمته، ونفذت مشیئته، وبلغت قضیته، حمدته حمد مُقرٍ بربوبیته، متخضع لعبودیته، متنصل من خطیئته، متفرد بتوحده، مؤمل منه مغفره تنجیه یوم یشغل عن فصیلته وبنیه

    [پاسخ]

  36. ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۴:۱۹ | #36

    باتوجه به نزدیک شدن قیمت نان به سکه
    بزودی ربع نان ، نیم نان ، تمام نان طرح قدیم (برشته)
    تمام نان طرح جدید (دورخمیری) عرضه میگردد !

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    :)

    [پاسخ]

  37. حسن
    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۴ | #37

    زینب زینب زینب
    صحرای مصیبت ده غمنن گوجالان زینب
    زینب زینب زینب
    گارداش باشینین گانی زلفینه حنا زینب
    زینب غمزده از گردش دوران گله دارد
    زن ماتم زده آخر چقدر حوصله دارد
    …..

    [پاسخ]

  38. حسن
    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۶ | #38

    خستگیها به تنم مانده هنوز
    عقده ها روی دلم مانده هنوز
    از زمانی که تو تنها سوی میدان رفتی
    غصه زن شدنم روی دلم مانده هنوز

    [پاسخ]

  39. حسن
    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۷ | #39

    مدعی هرگز نزن بیهوده لاف عاشقی
    این حسین تنها یک عاشق دارد آنهم زینب است

    [پاسخ]

  40. حسن
    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۹ | #40

    امشب همه سختیها و مصیبتهای پنجاه ساله بی بی حضرت زینب سلام الله علیها تمام میشود …
    اف بر تو ای دنیا …

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۱ ب.ظ:

    نه ظاهرا تمامی ندارد …
    دست بردار حرمش هم نیستند گردانهای شمر و یزید و عمرسعد

    [پاسخ]

  41. سین
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۸:۰۵ | #41

    قیافه ی قاتلان دلواپس را هرگز فراموش نمی کنیم.
    بله “ما توانستیم ” در همدستی با فرشته ی عزراییل ، یک ردیف دیگر بر ردیف های دهن کجی به “شیطان ” اضافه کنیم. این حق مسلم ما بود .باور دروغ لذیذ خود کفایی با چاشنی سرفه و مرگ.
    این روز ها چند تا ختم برای درگذشته ای رفته ایم که از سرطان مرده ؟
    خدایا از صمیم قلب از تو استدعا دارم حالا که محکمه ای روی زمین برای برپایی عدالت نیست ، مرگ اینها را همان سرطان مقدر کن و طوری که مردم بفهند مجازات تو نزدیک است.
    http://www.asriran.com/fa/news/335364/آیا-عاملان-توزیع-بنزین-سرطانزا-بازخواست-و-مجازات-می-شوند

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    ده دوازده تا اسمایلی موقع نوشتن کامنتها ظاهر میشود.

    گشتم ببینم کدامشان چهره خشمگین و اشک آلود را نشان میدهد؟ کدامشان احساس چهره ای را نشان میدهد که ببیند چند سال عامل مردن مردم بالکل نفی میشد که “نه! بنزین هیچ مشکلی ندارد” و بعد یک شبه در برنامه ای تلویزیونی همه آن دروغ گفتن ها راجع به این موضوع فرو بریزد. چهره ای که دردی را نشان دهد که اینطور بی ارزش کردن جان افراد را نمیتواند تاب بیاورد.

    نه! نبود!

    شاید جاهای دیگر دنیا مردم چنین احساسی را تجربه نمیکنند. شاید لازم است یک اسمایلی خودمان بسازیم.

    و موقع ساختنش گریه کنیم.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۶ ب.ظ:

    “شاید لازم است یک اسمایلی خودمان بسازیم.

    و موقع ساختنش گریه کنیم”

    +++

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۵ ب.ظ:

    از اینگونه موضوعات فقط یک نتیجه حاصل می شود و آن اینکه اصولگرایان قادر به اداره کشور نیستند.
    اصولگرایان باید بدنبال راه و روش جدیدی باشند.
    اصولگرا بودن به شکل گذشته، چیزی نیست جز گناه کبیره.
    . . .
    آشنایی داریم که کاسب است، به تصدیق همه او هم دروغ می گوید، هم درکارش تقلب می کند، هم بدقول است، هم حق خواهر و برادرش را نمی دهد،…
    اما علت همه این رفتارها ” زیاد خرج کردن ” است وقتی زیاد خرج می کند آنگاه ناچار می شود که همه اینکارهای خلاف را انجام دهد، تاهزینه مخارجش تامین شود، درحالیکه ذاتأ آدم خوب ومهربانی است.
    دشمنی با غرب هم، اصولگرایان را به هزار گناه وادار کرده. دشمنی که نه ضرورت دارد و نه نتیجه!!

    [پاسخ]

  42. تشنه
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۵:۰۳ | #42

    دوستان سلام
    بالاخره وارد نوشتن پیشنویس توافق شدند.
    در اینکه مسئولان رده بالای نظام با این مذاکرات موافق هستند نمیشه خیلی تردید کرد.
    در اینکه اصولگراهای رگ و ریشه دار هم عموما موافق هستند باز خیلی جای بحثی نیست. (پایداری ها چون اساسا معلوم نیست چی میگن و چی میخوان رو جزء کلا هیچ دار و دسته ای نمیذارم)
    اما انگار یک چیز این وسط وصله ناجور هست
    اونم اینکه این موفقیت به نام هرکسی ثبت بشه در عرصه عمومی خیلی وزنه سنگینی خواهد بود
    اصولگراها از این باب کمی ناراحت هستند اونم اینکه این پیروزی بنام رقیب نوشته خواهد شد.
    به احتمال قوی تا دو ماه آینده این توافقنامه قطعی خواهد شد و پی آمد اون هجوم شرکت های خارجی به بازار دست نخورده هشتصد میلیارد دلاری خواهد بود
    تاریخ نشون داده که هیچ خارجی دایه مهربان تر از مادر نخواهد بود.
    وقتی ساختار اقتصادی ما تولید محور نبوده و نیست و مخرب تولید هست چه انتظاری باید از شرکت های خارجی داشت؟
    چند وقت پیش دانشگاه تهران تحقیقی رو انجام داده بود که نشون میداد در سال ۹۱ سود تولید دارو کمتر از ۸ درصد و سود واردات دارو ۴۰۰ درصد هست. (البته به برکت تحریم ها – اما خب با برداشتن تحریم ها جای این دو عوض نخواهد شد و فقط اختلاف کمتر خواهد شد)
    تو همچین بازاری یک سرمایه گذار چه خواهد کرد؟
    سرمایه خودش رو صرف واردات میکنه یا صرف تولید؟
    این مسئله به عموم کالای دیگه هم مرتبط هست.
    لذا تا وقتی چارچوب ساختاری ما درست نشه برداشته شدن یا نشدن تحریم ها خیلی کارساز نخواهد بود.
    در بین سال های ۵۲ تا ۵۵ در زمان محمدرضا شاه، از ۹۰۰ شرکت غربی که به ایران پا گذاشتن حدود ۸۲۰ شرکت فقط در زمینه خدماتی و دلالی فعالیت میکردن و سهم شرکت های تولیدی فوق العاده پائین بود.
    چون طبیعی هست که اون ها هم جایی میرن که سود بیشتری براشون داشته باشه. چه دلالی باشه چه جای دیگه.
    چند روز قبل با دوستی چند کلامی حرف زدیم
    یک سال و اندی من و برخی دیگه زمان برای طراحی برنامه ای صرف کردیم و چه زحمت ها که به پاش نکشیدیم
    این دوست ما چه میگفت؟
    یک سفر به یکی از مناطق جنوب شرقی کرده بود و مقداری جنس آورده بود تهران و فروخته بود. کلا یک هفته. سودی که برده بود به اندازه سود من در اون یک سال جون کندن بود.
    امیدوارم فرجی بشه و شرایط برای همه بهتر بشه
    اقتصاد ربوی، سوداگرانه و مناسب برای دلالی به ساختاری تولید محور به تناسب فعالیت واقعی تبدیل بشه.
    یا علی

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۵ ب.ظ:

    سلام تشنه عزیز
    باور کن تشنه عزیز سرنوشت و اینده مردم ایران بدجوری به این توافق بستگی دارد .خداکند اولا توافق حاصل گردد ثانیا توافق به نحوی باشد از شر دیو تحریم مردم ایران رهایی یابند
    خوشبختانه با مسافرتی که به چند نقطه داشتم در ابیانه به تعداد زیادی توریست خارجی اعم از اسپانیا و ژاپن و پرتغال دیدم که معلوم بود بعد از روی کار امدن دولت جدید درها را باز شده دیدند و به ایران امده و کلی هم از رفتار مردم و طبیعت ایران لذت میبردند .
    باور کنید ما کشور ثروتمند هستیم چه از لحاظ منلبع طبیعی و هم نیروی انسانی و هم جغرافیا و تاریخ فقط

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۴ ب.ظ:

    من نیم درصد شک ندارم توافق به دست میاد
    آقای خامنه ای مدت ها قبل فرمان عقب نشینی رو صادر کرده
    این وسط من و شما بودیم که هزینه ی جاه طلبی های آقای خامنه ای را از جیب مان پرداخت کردیم
    ارزش پول ملی یک سوم شد ، یعنی دو سوم از درآمدمان را به اجبار در اختیار آقای خامنه ای قرار بدهیم تا خرج اتمی بازی و به دست آوردن تکنولوژی ساخت بمب اتمی بکند…
    بعد هم به خودمان دروغ گفتیم که این ها هزینه می شود برای علم و پیشرفت
    امروز برای انرژی های سبز هزینه می شود برای تکنولوژی مهار و ذخیره ی برق خورشیدی هزینه می شود …
    نه برای تکنولوژی پوسیده ی اتمی

    آقای خامنه ای بمب می خواست ، نگذاشتند به آن برسد ، هزینه اش را هم ما پرداخت کردیم
    ما مثل آن درویش بودیم که صوفیان هفت خط خرش را دزدیدند فروختند خوردند و درویش بی نوا با آن ها رقصید و خر برفت خر برفت خواند

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    آقای خامنه ای بمب می خواست ، نگذاشتند به آن برسد

    اووووووووووووووووووووووووووووج عناد و کینه توزی نسبت به رهبری عزیز !

    مهم اینه کینه توزی کنی ! اما اینکه این حرفها درسته یا دروغه زیاد مهم نیست فقط تا میتونید تخریب و توهین کنید ..صواب داره !

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۴ ق.ظ:

    آره خب درها باز شده …
    مرد حسابی چی میگی ؟؟؟
    اون جاهایی که شما وقتت رو تلف کردی و رفتی همیشه خدا این توریستها توش وول میخوردند و میخورند …
    بیخودی مدال نده …

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۳ ب.ظ:

    غربیها دلسوز ما هستند یا نیستند؟ این سوالی ست که گویا قرار نیست برطرف شود!!
    لوله کشی که به خانه ما می آید دلسوز ماست یا بخاطر منافع خودش می آید!؟
    آمدن غربیها به کشور ما خوب است یا بد است!؟
    غربی ها نیکوکار و خیر نیستند ضمن اینکه ما هم نیازی به خیر نداریم.
    جوامع بشری بسیار شبیه به بازار است، در بازار شما نباید بدبین باشید، نباید زیاد اعتماد کنید و همچنین نباید بی جهت بترسید. کافیست فقط قدری احتیاط کنید.
    اینکه غربیها خوبند یا بدند یا چه نیتی دارند نباید برای ما سوال باشد.
    وقتی در بازار خرید می کنید آیا این سوالات برایتان مطرح می شود!؟ کافیست جنس شناس و قیمت دان باشید.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۸ ق.ظ:

    برخورد ما با غربیها باید چگونه باشد؟
    همه اشتباهات ما از آنجا ناشی شده که سیاست را موضوعی جدا از زندگی فرض کرده ایم.
    برخورد ما با یک همشهری چگونه است؟ برخورد ما با امریکا هم باید به همان شکل باشد.
    ما از سایر افراد جامعه، نه می ترسیم، نه بدبین هستیم و نه به آنها اعتماد می کنیم. نه با آنها قطع رابطه می کنیم و نه انتظار احسان داریم.
    چرا اینقدر برای ما هم است که بفهمیم امریکایی ها خوبند یا بدند!!؟ در درون جامعه ما چنین رفتاری نداریم!!
    برای ما مهم نیست که سبزی فروش سر کوچه چگونه شخصیتی دارد.

    [پاسخ]

  43. حسن
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۹:۴۵ | #43

    خانم سین سلام …
    ببینید من واقعا توقع ندارم که شما چون از من خوشتان نمی آید مثل قضییه خس و خاشاک که هر چه هم توضیح داده میشد که بابا اونطور نبوده و اینطور بوده هی دائما بکوبید توی سر من که تو چرا خودتو مومن فرض میکنی ؟؟؟؟
    و یا یک ایوالله گفتن به یه بابایی که از تنها همسرش چندین فرزند بدنیا آورده و در پی آن یک مزاح رو تبدیل کردید به جهانبینی جنسی بنده …
    خوبه اولش قید کردم که فکر نکنید خودم رو میگم …
    زندگی مومن خیلی ساده تر از اونیست که بشه به زبان آورد … عرض کردم مومن …
    پیرمردی را میشناختم که کودک رو به موتی را نشانش دادند و گفت خدایا شفایش بده … در دم کودک بلند شد و انگار نه انگار … همهمه ای بلند شد که اون سرش نا پیدا … اما اون مرد مومن و ظاهرا کم سواد با سادگی هر چه تمامتر گفت عمری هر چه خدا گفت گوش کردم یک بار هم حرف مرا خدا گوش کرد … بعد جالبتر داستان اینجا بود که یک دختر نا بینا و یک پسر شیرین عقل داشت …. اما انگار که این آدم سلطان عالمین باشد دریغ از یک آخ….
    شرایط و بحرانهایی که شما ذکر کردید لااقل خود من حتی از فکر کردن به آن به هم میریزم … اما مومن ” ما رایت الا جمیلا ” تنها واکنشش خواهد بود …
    و در پایان اینکه ایمان درجات دارد و من کمترین دارای بار گناهان زیاد خود را حتما مومن میدانم
    خدا خود فرمود : اگر بنده گناهکار من میدانست که چقدر دوستدار اویم هر آینه از شوق جان میداد…

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۶ ق.ظ:

    عادت به سلام گویی در کامنت ندارم ، اما این یک سلام برای شما.
    بحث غیر شخصی بود اما حالا که از احساس ” خوش نیامدن” گفتید ، باید بگویم آدم برای قبول یک نفر یک دلیل کافیست اما برای دوست نداشتن یک نفرباید صد ها دلیل داشته باشد.
    آیا برای اینکه کسی از شما بدش بیاید دلیل کافی دارد؟ نه نه آقای حسن.
    اختلاف دیدگاه ، و نه حتی اختلاف عقیده اصلا و ابدا باعث نمی شود کسی از کسی بدش بیاید. مخصوصا شمایی که اصلا موج منفی ندارید. پس خیالتان جمع.
    ضمنا در خصوص آن بابا ، باید بگویم در یک خانواده پر جمعیت باید به خانم خانه در خصوص قبول زجر و مشقت دوران بارداری و زایمان و قس علی هذا ایول گفت و گرنه آقایان که طبیعتشان ( منوگامی) ایول ندارد.
    ایول آقایان باشد برای وقتی که نه صاحب چند بچه قد و نیم قد نق نقو ، بلکه زمانی که با مدیریت درست خانه هم خودشان به درستی زندگی کرده اند و ضمنا چند آدم حسابی و به درد به خور تحویل جامعه دادند.

    [پاسخ]

  44. غلامعلی یوسفی
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۵:۴۵ | #44

    **صبح جمعه است با ذکر فاتحه ای از رفتگان یاد کنید.

    اگر جزو آن دسته از مردم هستید که ” غم بینوایان رخ تان را زرد می کند ” چند دقیقه ای اینجا بمانید.

    بزرگترین خدمت به محرومین، آموختن سیاست و رسیدن به حقیقت است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۶ ق.ظ:

    #( حکومت نخبگان )#
    زمانی فکر می کردم بین مردم ما و مردم غرب تفاوت زیادی وجود دارد و این تفاوت علت موفقیت آنهاست.
    اگر چه تفاوت وجود دارد اما علت پیشرفت آنها نیست. علت پیشرفت غرب این است که در آنجا نخبگان و شایسته ها حکومت می کنند.
    در این نوشته می بینید که در غرب، مردم هیچ نقشی در اداره کشورشان ندارند.
    در غرب همه کارها توسط شرکتها و احزاب بزرگ انجام می شود و تنها کاری که مردم می کنند اعتماد و پیروی از این شرکتهاست.
    به اینصورت که یک شهروند غربی:
    آدیداس می پوشد، در مکدونالد غذا می خورد، گوشی اپل می خرد و به کاندیدای دمکرات یا جمهوری خواه رای می دهد. یعنی در هیچ جا خودش فکر نمی کند و تصمیم گیرنده نیست. یعنی در هر موضوعی یک منبع مطمئن وجود دارد تا به آن تکیه کند، ” منابعی که بهترین کالا یا کاندیدا را به او عرضه می کنند. ”
    حال مقایسه کنید با یک شهروند ایرانی:
    شهروند ایرانی باید خودش پارچه شناس باشد وگرنه سرش کلاه می رود، باید بهترین ساندویچی محل شان را بشناسد وگرنه مریض می شود، در انتخابات ریاست جمهوری هم باید حواسش را جمع کند تا بیچاره نشود.
    می بینید، مردم ما چقدر تنها هستند،
    می بینید، تفاوت بین ما و آنها در چیست؟
    تفاوت بین ما و آنها فقط در آزاد نبودن روزنامه ها و وجود نظارت استصوابی نیست!!
    این تصوری اشتباه است که می گویند روزنامه ها را آزاد کنید، انتخابات ها را هم آزاد کنید، تا همه چیز مانند غرب درست شود. آنها به عمق حکومتهای غربی توجه ندارند.
    *** احزاب غرب درست مانند شرکت هایشان موفقند و در کشور ما هم اگر احزاب آزاد شوند، آنگاه مانند شرکتهایمان ناموفق خواهند بود.
    ” مردم غرب همیشه و در همه جا در حمایت نخبگان قرار دارند ” نخبگانی که مدیریت شرکتها و احزاب را در دست دارند.
    ” این نخبگان توسط مردم انتخاب نمی شوند، بلکه خودشان نسل بعد را بتدریج انتخاب می کنند. ”
    آن چیزی که مردم انتخاب می کنند جنبه نمایشی و نمادین دارد، انتخاب بین اوباما و رامنی مانند انتخاب بین بنز و بی ام و است! انتخاب بین دو خوب، درواقع انتخاب نیست.
    بعبارت دیگر، در غرب همه چیز برای مردم به بهترین شکل آماده می شود و مردم هیچ نقشی در هیچ چیزی ندارند. آماده کنندگان هم در نهایت شایستگی و مردم دوستی قرار دارند.
    ” ” همانقدر که محصولات اپل خوب و مطمئن است کاندیدای دمکرات یا جمهوری خواه هم خوب و مطمئن است ” ”
    به همین خاطر است که می بینید ” جمهوری ” در کشورهای جهان سوم نتیجه ای مانند غرب ببار نمی آورد.
    حال این سوال مطرح می شود که این تفاوت چگونه بوجود آمده و راه حل آن چیست؟
    علت این است که در جوامع جهان سوم به اندازه لازم انسان شایسته و درستکار وجود ندارد.
    نه اینکه همه غربی ها خوبند و همه ما بد، بلکه درصد آدمهای وظیفه شناس و باوجدان در آنجا چند درصدی بیشتر است و همین چند درصد سرنوشت ساز می شود.
    بنابراین، غیر ممکن است کشوری در خاورمیانه به شرایطی مانند غرب دست یابد. چون هیچ راهی برای افزایش وجدان و وظیفه شناسی ابداع نشده است.
    این حالتی که در شرکتها و احزاب غرب بوجود آمده فقط در صورتی ممکن است که درصد اشخاص نخبه و شایسته در جامعه زیاد باشد.
    اینکه شما می بیند اصولگریان یا اصلاح طلبان روی کاندیدای واحدی اجماع نمی کنند بخاطر همین کمبود شایستگی است، که اگر چنین نمی بود آنگاه شاهد معرفی یک کاندیدا از هر جناح بودیم. همان حالتی که در امریکا با سیصد سال تجربه وجود دارد.
    لذا کاندیدای مستقل باید در جامعه ما ممنوع شود، اینکه پنچ وزیر یا شهردار یا استاندار کاندید شوند و مردم یکی از آنها را انتخاب کنند درواقع انتخابات نیست!! حتی مردم فرانسه قادر به چنین انتخابی نیستند.
    اصولگرایان و اصلاح طلبان باید کاری بکنند که فقط یک کاندید از هر جناحی معرفی شود و مردم همیشه از بین دو کاندیدای معرفی شده ( اصلاح طلب و اصولگرا ) یکی را انتخاب کنند. والسلام.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۷ ق.ظ:

    ( توضیح بیشتر )
    اگر بیاد داشته باشید در دوران اصلاحات مخالفین این سوال را مطرح می کردند:
    ” چرا در بیست سال گذشته تمام مقامات کشور در دست ۱۸۰ نفر بوده!؟ ”
    چرا فقط این صدو هشتاد نفر جابجا می شوند و از افراد جدید استفاده نمی شود. آنها این موضوع را نوعی فساد می دانستند. درحالیکه در امریکا هم دقیقأ همین حالت وجود دارد، هریک از مسئولین امریکا را که در نظر بگیرید می بینید تمام عمر در مسئولیتهای بالا قرار داشته است.
    اداره صحیح یک کشور فقط و فقط به دو روش ممکن است ۱- استبداد صالح ۲- حکومت نخبگان.
    راه خوشبختی در جامعه ما ایجاد حکومت نخبگان است و اینکار بسیار ساده است کافیست به شخصیتهای شناخته شده و آزموده وفادار بمانیم و در هر انتخاباتی طبق نظر آنها رفتار کنیم.
    *** برای ایجاد حکومت نخبگان در ایران مهمترین موضوع اتحاد و همبستگی نخبگان است. اگر نخبگان همصدا باشند آنگاه احتمال پیروی مردم از آنها خیلی بیشتر می شود. (متاسفانه در سالهای پس از ۷۶ آقای خاتمی خیلی علنی از هاشمی حمایت نکرد و بیشتر سکوت اختیار کرد.)
    ” ” روزی روی خوشبختی را خواهیم دید که نخبگان از بند هواداران خلاص باشند، ” ”
    تاکنون چنین بوده که تمام نخبگان و صاحبنظران ناچار بودند نزدیک به خواست مردم یا هواداران سخن بگویند.
    آزادی، فضای باز، وجود احزاب و مشارکت همگان، تصوری کودکانه بیش نیست. یافتن شخصیتهای بزرگ و اعتماد مادام العمر به آنها تنها راه سعادت مردم است. حتی امریکا هم با همین روش اداره می شود.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۸ ق.ظ:

    *و در پـایـان

    خوشبختی همیشه به ما ایرانی ها نزدیک بوده، اصلأ خوشبختی همیشه ما را در آغوش می گرفته و این ما هستیم که دست رد به سینه او می زنیم، نه یک بار و دو بار، بلکه همیشه.
    همین دولتی که الان می بینید، برای خوشبختی یک ملت کافیست، از دولت مهاتیرمحمد چیزی کم ندارد، حال ببینید که با او چه خواهیم کرد!!

  45. ایرانشهر
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۱۰:۳۲ | #45

    اندر باب “آزادی های یواشکی زنان در ایران”و استقبال شگرفی که از این صفحه شد
    مدت هاست که با همه گیر شدن رسانه های اجتماعی،سلیقه عمومی مخاطبان به فضای این رسانه غالب شده و چیزی که با نیاز مخاطبان متناسب هست،فوری مورد استقبال عمومی قرار میگیره.”نیازبه ارتباط مستقیم با مسوول رده اول دولتی” نمود پیدا می کنه تو صفحه آقای ظریف و ۹۰۰هزار مخاطب ایشون تو فیسبوک،”فریاد نسل سوم و چهارم انقلاب که به همه چیز اعتراض می کند” نسل سرکش و خط شکنی که امروز بسیاری از خط قرمزهای نه تنها حکومت،که شرع عرف و خانواده رو درنوردیده و به تعبیر جان کین امروز در تهران یه انقلاب جنسی در حال وقوع هست،فریاد این نسل تو صدای همیشه معترض و خشن شاهین نجفی نمود پیدا می کنه و ۹۵۰ هزار نفر مخاطبش میشن در فیس بوک.

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    در دوره رضاشاه اولین گام ها در جهت مدرنیزاسیون جامعه برداشته شد و او به تنها شیوه ای که بلد بود یعنی “چکشی” سعی در بسط مدرنیته در درون کشور داشت،افکار عمومی به دلیل برخورد قهرآمیز دستگاه با حجاب روحانیت و منتقدین به مرور از متن اصلی جامعه فاصله گرفت و این شد که در دهه ۴۰ و ۵۰ در دانشگاه ها با نمودهای مدرنیته غربی نه فقط اسلام گرا ها که حتی چپ ها به شدت برخورد میکردن و جشن هنر شیراز جشن های ۲۵۰۰ ساله اردوهای رامسر برای ممتازان مدرسه و تحصیل بانوان در دانشگاه ها و …….. به کالایی لوکس و سفارشی برای طبقات خاصی از جامعه تبدیل شد و طبقه متوسط و لایه های میانی اجتماع سیستم رو بایکوت کردن،مثلا مادر من با نمرات ممتاز به اردوی رامسر از طرف مدرسه تشویق میشه ولی به جهت اینکه از خانواده مذهبی میاد نه تنها به این اردو نمیره که عطای دانشگاه رو به لقاش می بخشه و میره معلم میشه(قهر با الیگارشی حاکم)
    ولی با پیروزی انقلاب و انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها و گسترش پدیده دانشگاه آزاد که تو هر روستایی یه شعبه زده شده به مرور این محیط مدرن یعنی دانشگاه وارد همه خانواده ها میشه و امروز تو همه خانواده ها یه دانشجو حتما هست،از ثمرات دانشگاه رفتن قرار گرفتن در محیطی مدرن با وجود تضارب افکار فرهنگ ها و تلاش برای هدف مشترک آموختن،به مرور چهره شهرستان های کوچک عوض شد و دانشجو ها رونقی به فرهنگ و اقتصاد شهرستان ها دادن مثل تمامی رسانه های اجتماعی در نهایت فرهنگ اکثریت فرهنگ غالب شد تا جایی که دانشجو هایی بودن که هم از لحاظ ظاهری هم از لحاظ فکری ترم اول با چادر و….وارد دانشگاه میشدن و ترم ۳ با چسب روی دماغ و مانتوی رنگی.
    همه اینها رو گفتم که بدونید مدرنیته سعی در آزاد کردن پتانسیل های پنهان و مارجینال شده نفس هر انسانی داره و در نهایت هم موفق میشه.بر گردیم سر بحث خودمون و پیج مسیح علینژاد” آزادی های یواشکی زنان در ایران “

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    حجاب اجباری در ابتدای انقلاب شاید مورد مخالفت معدودی از زنان طبقه متوسط و برخی از روحانیون(طالقانی) قرار گرفت ولی پدیده عجیب و نوظهوری نبود،مرد به عنوان جنسیت برتر در نگاه عرف و اجتماع شناخته میشد،به فیلمهای قشری زمان شاه نگاه کنید هرزگی و مطربی زن زننده هست ولی هرزگی مرد غریزی و جزو طبیعتش،تو فیلم قیصر که معدل جامعه اون زمان هست به نظر من،دختری به خاطر هتک حرمت و مورد تجاوز قرار گرفتن خودکشی می کنه و این عمل کاری درست توسط خانواده قلمداد میشه (هرچند در این عمل فرد متجاوز فاعل ـ مقصر و فرد مورد تجاوز قرار گرفته شده مفعول هست) ولی وقتی قیصر میخاد انتقام بگیره و با نامزد یکی از طعمه هاش رابطه جنسی برقرار می کنه این عمل نشون دهنده قدرت و حق طبیعی وی(به عنوان قهرمان) قلمداد میشه،نگاه به زن به عنوان منزل ضعیفه مطبخ نگاهی پذیرفته شده هست و چیز عجیبی نیست.ولی به مرور زن ها در ایران قدرتمند میشن و ۷۰% دانشگاه ها رو اشغال می کنن و با استقلال مالی،نحله حق زن در جامعه پدیدار میشه،حق طلاق حضانت فرزند به مرور وارد ادبیات فعالین حقوق زنان میشه و زن ها جرات بیان خواسته هاشون رو پیدا می کنن.
    (هرچند که به علت عدم زمینه سازی صحیح و نبود الگوهای متناسب و آلترناتیو میانی در جامعه،فرهنگ های نوظهوری مثل روابط پیش از ازدواج دلایل طلاق و….. و همچنین واکنش آنارشیستی به کنش فاشیستی حکومت در عرصه فرهنگ،جامعه به سمت بی قیدی و بی بند و باری کشیده شده و امروز به راستی زندگی طبقه متوسط در پیوند کامل با این تلاطمات و حتی میتونم بگم فاجعه ایست که داره رخ میده)
    پیج “آزادی های یواشکی زنان” دقیقا منطبق با نیاز امروز زنان هست،شاید بگیم آزادی که یواشکی نمیشه،ولی ابتدای فریاد هر حقی زمزمه ایست آرام و سپس ظهور فریاد.هرچند آزادی پوشش فورمالیته ترین آزادی هست که هر زن میتونه داشته باشه ولی این صفحه میتونه شروعی باشه به جریان سازی برای حقوق زنان در دولت روحانی

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۵ ب.ظ:

    مبارک ِ مسئولین خوش فکر و خوش خیالمون باشه.
    خدا میدونه بچه های چند نفرشون یه صدم از ازادیهای یواشکی و علنی شون رو میفرستن واسه علینژاد.

    [پاسخ]

  46. ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۳:۲۰ | #46

    من نمیدونم چرا ایران داره این مناظرات خسته ای را ادامه میده ؟ الان یه بچه کوچولوی دبستانی هم متوجه شده که اگر این مناظرات هزاران سال هم طول بکشد هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت چرا ؟ چون مدعیان ۵ و ۶تایی دنبال تغییر نظام و منافع خودشان که همان غارت و چپاول و ..می باشد هستند …هرگز و هرگز نتایجی نخواهد داشت …

    واقعا بجز نتیجه چه چیز دیگه ای در این مناظرات خسته کننده وجود دارد ؟ کم کم تبدیل به یه جوک تکراری و بی مزه شده .
    مذاکرات هسته ای = مناظرات خسته ای

    [پاسخ]

  47. ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۲۳:۴۲ | #47

    حدود ۶۰ درصـد حرف هایم را هـرگز نمی توانم بگویم

    http://www.shaher.ir/?p=1577

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۵ ب.ظ:

    ناگفته های احمدی نژاد

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 3 12824
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: