خانه > انقلاب اسلامي, جامعه, دفاع مقدس, سياست > روایت ایثار و حماسه، مرد جنگی می خواهد

روایت ایثار و حماسه، مرد جنگی می خواهد

۱-      محمد وقتی به دنیا آمد، چند ماه از شهادت پدرش می گذشت. اسم پدرش هم محمد بود. بعد از شهادت، اسم پدر را روی پسر گذاشتند. پدر محمد در چهارده کیلومتری خرمشهر شهید شد. مثل شهدای دیگری که برای آزادی خرمشهر جنگیدند و شهید شدند. محمد منتظر به دنیا آمدن پسرش بود. در دفترچه خاطراتش چندین بار حس و حالش و انتظارش را برای دیدن فرزندش نوشته بود. اما به هرحال پسرش را ندید. مثل خیلی های دیگر. کاش کلماتی پیدا می شد که سنگینی این حس و حال را بیان می کرد. حس و حال یک پدر منتظر، یک مادر چشم به راه، یک نوزاد بی پدر…

روایت آن حماسه ها و مظلومیت ها، آن اشک ها و خون دل ها، آن جدایی ها و  صبوری ها کار آسانی نیست. خوش به حال آنهایی که هنرمندانه راوی شدند و فرهنگ ایثار و مقاومت را جاودانه کردند…

۲-      امروز غرق سمفونی «ایثار» و «حماسه و اقتدار» استاد مجید انتظامی بودم. انصافا چه زیبا و غمگین و چقدر حماسی و باشکوه، داستان مظلومیت رزمندگان ما را روایت کرده. با خودم گفتم که اگر بقیه هنرمندان ایرانی هم در حیطه تخصصی خودشان همین کار را می کردند، یعنی در سینما، تئاتر، موسیقی و … آثاری را درباره دفاع مقدس تولید و دینشان را به شهدا و ایثارگران ادا می کردند، ما امروز چه سرمایه پرباری داشتیم؟ اما چه کنیم که در جامعه هنری کشور، آدمهایی مثل انتظامی استثنا هستند! غربی ها درباره جنگ ها و جنایت های ضدبشریشان همچنان مشغول ساخت و تولید آثار هنری هستند، اما ما منتظریم که هر از گاهی هنرمندی گمنام، به تنهایی این بار سنگین را به دوش بکشد!

تعارف که نداریم. خیلی ها حواسشان جای دیگری است. ذائقه ها عوض شده. مردم به شادی و سرگرمی احتیاج دارند و هنرمندان هم مسئول تولید و توزیع فسدفودهای هنری! اینجاست که باید قدر آدمهایی مثل مجید انتظامی، ابراهیم حاتمی کیا، نرگس آبیار و مسعود ده نمکی و … را بدانیم. همین که گاهی از این بازار پر از غفلت و سودا زده، صدایی شنیده می شود که نمی گذارد مظلومیت فرزندان این آب و خاک فراموش شود، جای شکرش باقیست.

البته من به شدت از این ادبیات آه و ناله ای بیزارم. شاید در گذشته خودم همین کار را می کردم، اما بعدا متوجه شدم که نباید بزرگی و عظمت شهدا را با تنبلی و کم کاری و فراموشی خودمان، کوچک کنیم. مرد میدان می خواهد که آن حماسه ها را در حد و اندازه آنها روایت کند. مثل همین سمفونی ایثار و حماسه. هم غم دارد هم غرور. غم و غروری بخاطر مظلومیت و شجاعت رزمندگانی که با دست خالی و با کمترین تجهیزات و امکانات در برابر دشمنی که از سوی همه شیاطین دنیا حمایت می شد و با نامردی تمام می جنگید، ایستادند. آنهایی  که در برابر شیاطین خم به ابرو نیاوردند. خودشان را سرگرم حساب و کتاب مادی نکردند و از تهدید و تحریم نترسیدند و فریب لبخند و تعارف دشمن را هم نخوردند و قاطعانه از همه اینها گذشتند…

۳-      ما درباره شهدا و ایثارگران و خانواده هایشان کم کاری کردیم. ما یعنی همه. اول مسئولین و کارگزاران نظام و بعد هم کسانی که می توانستند برای زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کاری بکنند اما نکردند. مثل هنرمندان! در عالم رسانه و سیاست، دفاع مقدس قربانی دعوای چپ و راست شده مثل همه ی دعواهای سیاسی و رسانه ای دیگر. چپی ها و اصلاح طلبان به سراغ شهدایی می روند که همسر و فرزندشان از نظر سیاسی به آنها نزدیک باشند؛ آنهم نه بخاطر شهدا که برای انعکاس نظر سیاسی خانواده! و یا اینکه فقط درباره روحیه آزادی خواهی شهدا حرف می زنند گویی رزمندگان بعد از خواندن آثار آیزیا برلین و کارل پوپر به جبهه رفته اند! در مقابل راستی ها و اصولگراها هم روی جنبه انقلابی و ولایتی رزمندگان تاکید می کنند. در حالی که این دوگانه سازی های سیاسی، اصل قضیه را به حاشیه می برد. واقعیت آن است که شهدا برای همه اینها می جنگیدند. هم برای استقلال و آزادی، هم برای انقلاب و جمهوری اسلامی. هم برای مردم هم برای رهبرشان امام. خوشبختانه وصیت نامه هاشان موجود است و جای تفسیر و توجیه اضافی نیست.

هنرمندان و فرهنگیان هم آنقدر مشغول عشق های دو نفره و سه نفره و چهار نفره و خیانت همسران و جنایت متجاوزان و طبقات حساس و متوسط و فلان و بهمان شده اند که یادشان رفته مردم به مسائل دیگری هم نیاز دارند. تازه باید دعا کنیم که نیت و هدفشان از ساخت چنین آثاری، اصلاح یک معضل اجتماعی باشد نه تبلیغ و ترویج آن! کاش در کنار همه اینها نیم نگاهی هم به خاطرات جنگ داشتند. آنهم نه فقط برای ذکر خاطره، که اتفاقا برای اصلاح جامعه. یادمان نرود که جنگ با همه مصیبت هایش، فوایدی هم داشت. مثل غالب شدن فرهنگ همیاری، همدلی، دوستی، مهربانی، کمک به همنوع، همسایه، همشهری، هم وطن و دوری از خودخواهی و خودپرستی و پول پرستی و مقام پرستی و دزدی و اختلاس و رشوه. آیا بخش زیادی از معضلات اجتماعی امروز ما محصول جدا شدن از آن فرهنگ نیست؟

۴-      به هرحال شهدا در زمان خودشان مهمترین تصمیم زندگی شان را گرفتند. جدایی و جراحت و سختی را بر آسایش و راحتی زندگی دنیا ترجیح دادند. تصمیمی که به سود همه ما بود. هم به سود کسانی که شهدا را دیدند و هم آنهایی که بعدها می آیند. هم به سود آنهایی که حواسشان جمع است و هم آنهایی که حواسشان پرت است! حال ما چه وظیفه ای داریم؟ از این سوال کلیشه ای بدم می آید اما چاره ای نیست. کمی فکر کنیم درباره اینکه آیا اصلا وظیفه ای داریم یا نه؟ آیا جنگ اتفاقی بود که تمام شد و رفت، یا اینکه می توان از تجربه آن برای درمان دردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی امروز استفاده کنیم؟

16_defa

  1. sokri
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۰۰:۰۰ | #1

    ای بابا یکی یه خاطره بگه!!!؟
    البته با اجازه اقای حسینی

    [پاسخ]

  2. یوسفی
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۰۹:۰۲ | #2

    شهدا مظهر قداکاری شجاعت و تعهد هستن نه تحلیلگر یا نظریه پرداز !! گروهی چون نمیتوانند درستی نظرشان را ثابت کنند لذا برای اثبات ان به نظر شهدا استناد میکنند.

    [پاسخ]

    یوسفی پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۴ ق.ظ:

    نه تنها شهدا بلکه خانواده انها

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۱ ب.ظ:

    حالا نگفتید آقای یوسفی عزیز که موافقید یا مخالف ؟

    [پاسخ]

    یوسفی پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۵ ب.ظ:

    استعداد در بین انسانها کمیاب است. چند نفر صدای خوبی دارند چند نفر شاعرند!؟اینطور نیست که همه شهدا یا خانواده شان صاحبنظر باشند.

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۷ ب.ظ:

    بله کاملا موافقم .چه بسا فرزند و خانواده ی بعضی از شهدای شاخص الان اوضاعشون خرابه

  3. sokri
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۶ | #3

    سلام مخصوصا به آقای تشنه
    این مطالبی رو که در مورد آقای رائفی فرمودی بهتره حداقل چندتا نمونه برای ما بیارید تا ما باور کنیم شما خوب صحبت های ایشون رو مطالعه کردی یا نه!
    ضمنا تاریخ سخنرانی ,مکان سخنرانی و موضوع رو بفرمایید و اون بخشی که باهاش مشکل داشتید, و بر اساس اصل صحت دلایل عدم تایید رو هم با ذکر منیع بفرمایید, و اگر تمایل دارید ما بتونیم صحبت های شما رو حداقل جایی بتونیم بازگو کنیم چندمورد از اشکالات رو بفرمایید چون صرف یک جمله ی اشتباه دلیل بر ناتوانی فرد از لحاظ علمی نمیشه!
    و شما میبینید بزرگترین اندیشمندان هم ایراد های اساسی در درک بعضی مسائل رو داشتن مثل وبر و دورکیم و آگوست کنت و… در جامعه شناسی یا مثلا آدام اسمیت توی اقتصاد!
    و این که شما فرمودید ایشون یک سوم شما اطلاعات داره ! یکم ازون صحبت های سطحی بود ! نه به خاطر اینکه ردش کنم ها!!! فقط میخواستم بگم شما که ۳ساله سخنرانیشو گوش ندادید چطور خطکش گذاشتید دقیقا یک سوم شما بود!!!!!!
    این از اون تحلیل های خانواده ی شهدا بود که گفتی ها!! اصلا وابدا چکش نخورده , چون شما بر اندیشه های ایشون مسلط نیستی و خودت گفتی۳ساله اصلا گوش نکردی !
    و اگر بخوای بگی که ۳سل پیش فهمیدم , ببخشید باید بگم ارتباطی به الان نداره و برداشت شما از سه سال پیش رو نمیشه به الان پیوند داد, مگر اینکه پیشگویی بفرمایید و یا مثلا بگید فرض بر اینکه فردی ۱۰سال پیش سیگاری بوده الانم سیگاریه,
    در مورد مدت سال مطالعاتش هم اشتباه فرمودید ,ایشون ۳۱ یا۳۲سالشه و از سال ۲۰۰۶من ازشون سخنرانی توی دانشگاه دارم و هم چنین هم به گفته شما سن و سالش کم نیس! نشون میده میده زیاد …
    حالا منظور من از این حرفا این بود که شما بدونه تسلط بر اندیشه ی یک فرد میای تحلیلش میکنی و میزان های جالبی هم براش در نظر میگیری و این جای تعجبه !!
    حالا یکی بیاد حرفای شما در مورد اقای رائفی پور رو تحلیل کنه و به این نتیجه برسه که آقای تشنه شاید خود رای باشه؟ باز هم به نظر من اشتباس چون این فرد زود قضاوت کرده
    مطالبتون از این دست ایراد ها زیاد داره انشالله تصحیح بفرمایید

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۶ ب.ظ:

    یا مثلا گفتید زبان عبری جرم است, خوب این که دلیل نمیشه!
    ماهواره هم جرم است اما استاد بنده با مجوز رسمی الان ماهواره داره !!!!چون محقق هست!
    دوم اینکه منبع میتونیید ارائه بدید برای قوانین جمهوری اسلامی در مورد زبان عبری؟اگه لطف کنید ممنون میشم چون اصلا نمیدونم جریانش چیه
    پیشاپیش تشکر

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۵ ب.ظ:

    سلاااااام تشنه
    پیشاپیش عرض کنم در کامنت بعدی که براتون گذاشتم منظورم از {دومین نکته…} جرم بودن زبان عبری هست

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۹ ب.ظ:

    نکته اول درمورد استباهات اساسی وبر و دورکیم و آدام اسمیت.
    خب میشه یکی از اون اشتباهات اساسی آدام اسمیت رو ذکر بفرمائید؟ تا در موردش حرف بزنیم.
    نکته بعد در مورد اینکه بنده چطور میگم اطلاعاتش کمه با اینکه سه ساله هیچی ازش گوش نکردم. اینم میذارم به پای اینکه امتحان داری و اینقدر استرس غلبه کرده که متن سلیس رو هم اشتباه میکنی. بنده صریحا گفتم اون زمان (یعنی سه سال پیش) به این نتیجه رسیدم دانشش خیلی کمه و حتی کمتر از معمولی پس دلیلی برای گوش کردن حرف هاش ندارم. حالا اینکه تو این سه سال هم چه اتفاقی افتاده باز هیچ اهمیتی نداره. چرا؟
    چون اولا بنده هم در این سه سال مطالعات خودم رو با نظم دقیق داشتم پس نمیتونه اتفاقی افتاده باشه. اما مهمتر و روشن ترش اینکه اساسا سه سال زمانی نیست که شخصی بخواد خیلی بالا بره.
    بله اگه اقلا پونزده بیست سال گذشته بود بعد یکی ادعا میکرد این رائفی اون رائفی نیست باز حرفی.
    اما در مورد زبان عبری و کتب عهد عتیق و جدید.
    دوستی داشتم بصورت خودخوان شروع به یادگیری زبان عبری کرد. حالا اینکه بعدش چه جریان هایی براش پیش اومد و چه شد بماند اما قضیه ممنوع بودن رو ما از اینجا متوجه شدیم. البته ممنوع بودن یا نبودن این زبان مطلق محل بحث نیست.
    صحبت ما کاملا مشخصه. اولا مطالعه حدود هفتاد جلد کتاب قطور به یک زبان دیگه امری فوق العاده زمان بر و بعید هست. یعنی هیچ عقلی اینو قبول نمیکنه. اما نکته مهم تر، و صد البته مزحک. کتب عهد جدید عموما به زبان یونانی نوشته شده و بعضا به زبان آرامی و لاتین هم بوده. حالا این کتاب ها به فارسی و عبری هم ترجمه شده. کدوم عقلی میگه طرف که فارسی زبان هست بره عبری یاد بگیره که بتونه کتب عهد جدید بخونه؟ وقتی فارسیش هست؟ انگلیسیشم به چندین نگارش مختلف موجود هست.
    کتب عهد عتیق هم که بعضا به آرامی نوشته شده و به زبان های دیگه ترجمه شده و تعداد زیادیشم از اول عبری بوده.
    این حرف ها اصلا از صد کیلومتری اغراق بودنش مشخصه.
    اون بنده خدا خودش پسر خوبیه منتها چهارتا نوجوان دور و ورش گرفتن یه اغراق هایی میکنن آدم انگشت به دهن میمونه.
    از کی تا حالا ۳۱ ساله شده سن بالا؟
    ببین وضعیت خیلی مشخصه. شخصی که حدود هفت هشت سال هست میره اینور اونور سخنرانی میکنه یعنی چی؟ یعنی حدودا ۲۲ یا ۲۳ سالش بوده شروع کرده. این یعنی چی؟ یعنی طرف ۲۲ سالگی لیسانس حسابداری گرفته سال بعدش شده نظریه پرداز متخصص (یکی از بزرگترین نظریه پردازان صهیونیسم).
    تو این زمینه فراماسونری و این حرف ها یک سری کتاب وجود داره رفته خونده اومده چنان با آب و تاب بیان میکنه بعد چهارتا آدم کم سن و سال (عموما حدود بیست سال) چنان بلوایی به پا کردن انگار یکی از بزرگترین نظریه پردازان طول تاریخ اومده و بزرگترین کشف های تاریخی بشر رو داره ارائه میده.
    حالا برای روشن تر شدن بحث و جواب دادن به پاراگراف اول دو مثال میزنم.
    اولی در مورد موسیقی. سالش دقیق یادم نیست اما تو دانشگاه قزوین بود.
    اینم لینکش
    http://bartarbin.mihanblog.com/post/777
    این رو یکی از دوستانم چند سال پیش آورد و گفت یه نگاه بنداز ببین نظرت چیه؟
    دومیشم سخنرانیش در مورد استر و سیزده بدر و این دست حرف های غیر دقیق و بسیار سطحی.
    http://www.bartarbin.ir/post/tag/%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B9%20:%20%20%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%86

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۱ ب.ظ:

    سلام تشنه ی عزیز
    شما در ابتدا فرمودید در مورد وبر و آدام اسمیت ایرادی رو عرض کنم که من باید به شما عرض کنم مباحث اقتصادی آدام اسمیت خیلی گستردس و ما نمیتونیم اینجا بحثش رو کنیم چون احتمال قوی میدم که بحث خوب جا نیفته و نتیجه هم گرفته نشه ,چرا میگم؟ چون نیاز به تسلط به مکاتب اقتصادی و خصوصا مکتب شیکاگو و کینزی داره ,اونهم نه عوامانه.
    بعد باید کلی بحث بشه روی واقعه ۱۹۳۰تا۳۳بعد باید کلی بحث بشه روی مباحث تقاضا و عرضه ,بعد باید کلی روی تعریفAPLاز نظر آدام اسمیت و دیگر نظریه پردازان مثل میلتون فریدمن و مینارد کینز بحث کرد و شاید ده ها تعریف دیگه مثل شیب های MRSکالا از نظر عمو اسمیته, من چرا این حرفارو میزنم ؟
    چون حاضرم قسم بخورم رشته ی اقتصاد یا پژوهشگری نخوندی چون ازنوع نکته ی اولت داد میزد که شما میخوای توی دو تا کامنت نظریه ی اقتصادی نقد بشه!!!؟
    اما اگه ایراد کلی کلی کلی بدونه بحث بخوای در مورد خاصیت عرضه بر تقاضا یا بالعکسش میتونی تحقیق کنی ,اونم نه از توی سایت بلکه از استاد مربوطه که باز دوباره یقه منو نگیری..
    حالا دومین نکته:
    طبق گفته ی خودتون در مورد{ جنگ با خدا..} نفس حرف شما اغراق انگیزه و بدونه مدرک و سند بر پایه ی شنیده ها نظر میدی , جا داره اینجا بگم از صحبت در مورد اون فتوا وهابی و نقدتون نسبت به حرفم ,من خیلی یاد گرفتم از شما , اما تعجب میکنم علمتون عملتون نیست همچین!!انگار…
    حالا نکته ی سوم:
    در مورد اینکه فرمودید بعید هست یکی بیاد ۷۰تا کتاب عبری بخونه! باید عرض کنم در اسلام شما حق نداری بگی یک فرد اینکارو نمیتونه انجام بده چون اصل بر صحت موضوع هست مگر دلیلی داشته باشی که به یقین برسی و حکم کنی ولی شما هرچند نمیگی صددرصد!اما نظرتون در حد محال به نظر میاد که جای تعجب داره که هی شما دیکته میکنی نمیشه نمیشه!!!
    در مورد نکته سوم که فرمودید وقتی یک کتاب فارسیش هست کدوم عقلی میگه بری عبریش رو بخونی:
    باید عرض کنم قطعا اطلاعات شما در مورد کتب یهودیت پایینه چون فقط فارسی خوندید این کتابارو ! حالا باید بهتون عرض کنم یهود کتاب های عبریش رو وقتی ترجمه میکنه خیلی تحریفش میکنه , یعنی تحریف توی تحریف این رو میتونم به قطع بهتون بگم حداقل چند تا مثال بزرگ دارم براتون, لذا نشون میده شما باز بر اساس دانسته های خودت نظر دادی و علم رو میخوای با ذهنت مطابقت بدی نه ذهنت رو با علم.
    نکته سوم: فرمودید از سن ۲۲سالگی شروع کرده و این چه عیبی داره؟ شاید از ۱۰سالگی مثلا شروع کرده! اصلا بحث روی آقای رائفی نیست بحث اینه که شما گیرزیادی میدی..
    و در آخر هم بگم این لینک هایی که گذاشتی:
    اولیش رو خودم تو سیستم دارم و نگاه کردم
    دومیش رو هم از طریق لینک شما نگاه کردم و تشکر.
    حالا این لینکا کاری رو درست نمیکنه اصلا , من به شما عرض کردم چند مطلب در یک سخنرانی مشخص برای ما بیارید و ردش کنید و بلافاصله ادله ی خودتون رو بیارید که ذهن ماهم روشن بشه, البته عرض کنم در مورد عید پوریم ایشون خودشون میفرمایند که از منابع یهودیت هست و در تاریخ ایران و اسلام خیلی ضعیفه و نشون دادن پوریم برای نشان دادن انزجار یهود از ماست والسلام,
    پیشاپیش تشکر

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ ب.ظ:

    ببخشید منظور از نکته ی دومم همون جرم زبان عبری هست

    تشنه پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۷ ب.ظ:

    نکته اول.
    بنده هنوز “اشتباهات اساسی آدام اسمیت” رو ندیدم. شما چیزی میبینی؟
    یخورده دم از متوسط شاخص بهره وری نیروی کار و فلان بهمان زدن بعدشم تصور اینکه به به چه گفتم.
    نکته دوم، فکر کنم به اندازه کافی واضح توضیح دادم که اصلا ممنوع بودن یا نبودن این بحث هیچ محلی از اعراب در اینجا نداره و اصلا محل بحث نیست. اصلا قرار نیست با این قضیه چیزی ثابت بشه. به اندازه کافی واضح هست نه؟
    نکته سوم، فرموده اید که: در اسلام کسی نمیتونه بیاد بگه کسی حق نداره این کار رو بکنه. واقعا؟
    اولا خود این حرف کاملا غیر مرتبط هست. کی اصلا اومده گفته ایشان حق داره یا نداره؟ که شما اومدی میگی هیچ کس حق نداره بگه تو نمیتونی این کار رو بکنی. اصلا چه ارتباطی به موضوع ما داشت؟ کی اومده همچین حرفی زده اصلا؟
    اینکه اصل بر صحت هست اصلا یه چیز دیگست. اصل بر صحت یعنی اینکه اگر آقای رائفی با زبان خودش اومد ادعا کرد بنده هفتاد جلد کتاب عبری رو مطالعه کردم اونوقت شما فرض رو بر صحت میذاری مگر آنکه خلافش ثابت بشه. این حرف کجا و اینکه کسی نمیتونه بگه تو این کارو نمیتونی بکنی کجا!!!
    حالا میخوام بدونم خود آقای رائفی کجا همچین ادعایی کرده؟ تا جایی که بنده بخاطر دارم شما فرمودی شخصی همچین ادعایی کرده و گفته ایشان همچین کاری کرده. بنده هم صریحا با سند گفتم اولا این از جنس غلو طرفدارانش هست و ثانیا از نظر عقلی عملی نیست و منطقی هم نیست.
    اما مطلب بعدی که ادامه همین هست. در مورد علت خوندن کتب عبری. اینکه تصور کنی (فقط تصور کنی) با انگ زدن کاری پیش میره میذارم به حساب سن کمت. خودم حدس میزنم حدود ۲۱ باشی. ظاهرا استرس امتحان واقعا داره خودش رو میکنه. پسر خوب بنده به اندازه کافی شفاف توضیحاتم رو دادم. چرا باید باز تکرارشون کنم؟
    کتب عهد جدید اغلب به زبان یونانی نوشته شده و بعضا آرامی. این کتاب ها به زبان های دیگه از جمله فارسی و عبری ترجمه شده. اصل کتاب مگر به زبان عبری هست که میخوای ادعا کنی وقتی عبری به فارسی ترجمه میشه تغییرش میدن؟
    بابا این دیگه خیلی روشن هست. نسخه اصلی و زبان اصلی کتاب یونانی هست نه عبری.
    چه عیبی داره از سن بیست و دو سالگی شروع کرده باشه؟
    خداوکیلی داری با ما شوخی میکنی دیگه؟
    آدم اقلا دو سه هزار کتاب باید بخونه تا به اون پختگی برسه که نظریه پردازی کنه و به این زمینه ورود کنه. یه الف بچه ۲۲ ساله چی خونده مگه؟
    فکر کنم به اندازه کافی در مورد لینک اولی توضیح دادم. بنده جزوه ای دارم که آقای رائفی دقیقا خط به خط اونو داره شرح میده. میدونی یعنی چی؟
    یه محقق اقلا در مورد اون زمینه پنجاه تا باید کتاب بخونه بعدش به اون حد و اندازه برسه بخواد اونو در همایش ها ارائه بده و اسم خودش بذاره محقق و نتیجه کارش بشه تحقیق. نه یک جزوه در قطع کوچک و سی صفحه ای که حوزه علمیه زده بیای ارائه بدی و اسمش بذاری نتیجه تحقیقات. با قاطعیت میگم قریب به اکثریت سخنان ایشان فقط از همون جزوه هست جز چند مورد استثنا. حالا خود من سال ۸۸ روی ادعاهای اون جزوه خیلی جستجو و تحقیق کردم. اولا اصلا اون ادعاها هیچ سندی نداره و من هم توی اینترنت نتونستم پیدا کنم. مثلا اونجا که ادعا میکنه فلان دکتر فلان آزمایش رو انجام داده یا …
    اون جزوه دارای اشتباهات فاحش هست و ایشان هم اگر دانشی در مورد موسیقی داشت همچین اشتباهات فاحشی رو برای بقیه در همایش شرح موسیقی ارائه نمیداد.
    اما در مورد لینک دوم. ربط جشن پوریم به سیزده بدر چیه؟ این فقط یک نمونه از اشتباهات همین بحث. اینو جواب بده تا وارد بقیش بشم.
    یا علی

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۶ ب.ظ:

    سلام
    وقتی نکته اولت رو گفتی با دست زدم رو پیشونیم که چرا مطلب من رو نگرفتی.
    شما در نکته سوم فرمودید{نکته سوم، فرموده اید که: در اسلام کسی نمیتونه بیاد بگه کسی حق نداره این کار رو بکنه. واقعا؟} و من به شما میگم دوباره مطلب بنده رو مطالعه بفرمایید شاید مسئله حل شد.
    نکته بعدی که فرمودید:
    {کتب عهد جدید اغلب به زبان یونانی نوشته شده و بعضا آرامی. این کتاب ها به زبان های دیگه از جمله فارسی و عبری ترجمه شده. اصل کتاب مگر به زبان عبری هست که میخوای ادعا کنی وقتی عبری به فارسی ترجمه میشه تغییرش میدن؟} در این رابطه حرف شما صحیحه و من نمیدونستم ببخشید.
    در نکته بعدی فرموده بودید:
    {فکر کنم به اندازه کافی واضح توضیح دادم که اصلا ممنوع بودن یا نبودن این بحث هیچ محلی از اعراب در اینجا نداره و اصلا محل بحث نیست. اصلا قرار نیست با این قضیه چیزی ثابت بشه. به اندازه کافی واضح هست نه؟}
    اگر شما کامنت هایی که در رابطه با فتوای وهابی رو که باهم داشتیم رو مطالعه بفرمایید من در انجا که شما خیلی به فتوا گیر دادید که منبعش کجاست و فلان ,من به شما عرض کردم هیچ ارتباطی به اصل قضیه نداره و دوباره کشش دادید و ول نکردید گرچه هیچ ارتباطی با بحث نداشت, من این مطلب جرم عبری رو ادامه دادم تا خود شما به من پرخاش کردید که بابا ولش کن این منبع جرم عبری رو, درسته؟
    ومن از شما میپرسم کی بود که میگفت سخنان بدونه منبع رو پذیرا شدن کار اشتباهیه؟ جواب خودتون رو به خودتون ارائه بدید تا علم مثل عمل شه.
    و رد رابطه با نکته ی آخر بگم : به اعتقاد یهودی ها در روزی مصادف با ۱۳فروردین استر شب قبلش به خشایار مشروب میده مست که میشه حکم قتل۷۰هزار ایرانی و وزیرش هامان رو میگیره و اون روز در منابع یهودی ها مردم برای زنده موندن به کوه ها فرار کردن . و اقای رائفی پور هم صددرصد نفرمودن که ارتباطش قطعیه و گفتن شاید این رسم که هنوزم رایجه از اون قضیه نشات بگیره و اینکه عدد۱۳برای ایرانی ها شوم هست و از اینجور مثال ها اما با قطعیت هیچ جا نظر نداده. و بگم که این بحث فایده ای نداره و شما متوجه نشدی که نمیشه با پنج شیش صفحه آدام اسمیت رو نقد کرد ولی اگه خواستی انتقاد های سادش رو بدونی تو گوگل در مورد {ادام اسمیت پدر اقتصاد سرمایه داری پول محور مبتنی بر اصل ربا} سرچ کن البته انگلیسی باشه. و اگرم خواستی اینجوری فک کن که از اقتصاد چیزی من نمیدونم!
    چرا؟ چون انصافا کلافه میشم تا…
    آدم باید زمانی بحث کنه در مورد هر چیزی, که احتمال میده فرد حداقل چند درصد در علم خودش شک داشته باشه و دوطرفه هم باشه وگرنه با تکبر من یکی به جایی نمیرسم
    انصافا پشیمون شدم از اول بحث
    حالا یه بازی روانشناسانه با ما کردی در مورد سن که اشتباه بود اما بزار من همنجوری یه حدس بزنم ! هی ی ی شاید درست درومد!
    شما باید تقریبا ۲۷یا۲۸باشی, رشتت به کل هیچ ربطی به علوم انسانی نداره, مطالعاتت بالاس, خیلی علاقه به روحانی داری , توی اقتصاد هم که شک ندارم بهترین مکتبت نئوکینزی هست, افرادی که میان موسسه تقریبا همشون نئوکینزی رو به عنوان الگوی خوبی پذیرفتن با ذهنیتی مثل شما.
    و آخرش هم یه نصیحت :همیشه طوری با طرف بحث کن که انگار منتظری که یه چیزی ازش یاد بگیری , رینگ کشتی کج که نیس استاد. من از شما ۴تا چیز یاد گرفتم خواستم جبران کنم و به شما ۴تا یاد بدم که نشد یاعلی

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    اها یه نکته خندار هم بگم تا بخندی وقتی این جمله رو نوشتی خیلی خندیدم
    {یخورده دم از متوسط شاخص بهره وری نیروی کار و فلان بهمان زدن بعدشم تصور اینکه به به چه گفتم.}
    چون واقعا همین جمله تو ذهنم اومد!!!!
    بعضی موقعها که ۴تا اصطلاح مینویسم بعد به نوشتم نگاه میکنم انگار یه اثر هنریه!!!!
    واقعا چرا اینجوریم نمیدونم!
    ولی پیشگویی جالب و خداوکیلی دقیقhttp://www.ahestan.ir/wp-includes/images/smilies/icon_razz.gif

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    یبار یه چند تا ایسم روهم کردم دادم تحویل بروبچ بعدش تا یه هفته کیف میکردم!!
    تو دلم میگفتم عجب شاهکاری شد!۱

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    تشنه جان مشکل شما اینه که رائفی پور حرفاش عامیانست یا اشتباهه از این بالاتر که نیست
    حرفاش که ضد دین ومذهب که نیست فقط تونسته پا منبری جمع کنه که شما میگی عده ای با سواد تر
    هستن که نیازی به رجوع به ایشون رو ندارم هر گلی بوی خودشو داره ایشون اسمش روشه سخنرانه
    وسعی کرده حرفای پیچیده رو عامیانه بزنه تا حالا حرفای عجیبی نزده مثلا فیلم جدایی نادر از سیمین رو
    تو ۳ تا سخنرانی تحلیل کرد حالا یا اشتباه بود یا غلط هفته پیش هم با فراستی تو شبکه یک داشت بحث میکرد
    فکر نکنم فراستی با هر ادمی مصاحبه کنه

    تشنه پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    در مورد نکته اول. از همون اولش قشنگ فهمیدم چی تو ذهنته منتها کلا استدلالت رو ضعیف دیدم به همین علت درخواست رو دوباره مطرح کردم. وقتی میخوای یکی رو نقد کنی کی گفته باید بیای مبانی اون علم رو هم شرح بدی؟
    این دیگه از کجا اومده؟
    خیلی راحت میتونی مثلا بگی دست نامرئی که ادام اسمیت مطرح میکنه کلا غلطه یا فلان نظریش تو کتاب ثروت مللش رو اصلا امروز تره براش خورد نمیکنن.
    چرا؟ چون به این نکته باید توجه کنی که به چی میگن اشتباه؟
    به اون چیزی میگن اشتباه که الان دیگه قریب به اتفاق صاحب نظران اونو رد کنن. یعنی اگر عده ای اونو قبول دارن و عده ای نه دیگه نمیشه اسم اونو اشتباه گذاشت. اشتباه اونی هست دیگه تقریبا غلط بودنش عمومیت داشته باشه و بدیهی شده باشه. حالا اشتباه اساسی چی هست؟
    آیا صرفا در یک مسئله کوچک اشتباه کردن اسمش اشتباه اساسی نیست. اشتباه اساسی معنیش با خودشه.
    حالا اینکه ادعا کردی آدام اسمیت اشتباه اساسی داشته من برام خیلی جالب بود بدونم این اشتباهات اساسی آدام اسمیت کجاست و الی آخر.
    اما نکته دوم برای اثبات نکته سوم بود و از اونجایی که اشتباه رو شجاعانه پذیرفتی دیگه حرفی نمیمونه.
    اما درباره ممنوع بودن زبان عبری. بنده اصلا این مسئله در هیچ جای ذهن من برای نتیجه گیری جایی نداره. چرا؟ چون اصلا مهم نیست و اثبات شده هم نیست برای من. فقط دوستی داشتم اطلاعات اونو ورداشتن بردن کلی سوال و جواب که تو واسه چی میخوای عبری یاد بگیری؟ مگه نمیدونی یادگیریش جرمه؟ اینم کلی قسم قرآن که من فقط دارم اینو بعنوان یک زبان یاد میگیرم اوناهم ازش پذیرفتن.
    ظاهرا شما قصد اینو داشتی بگی کی گفته جرمه؟ نه جرم نیست پس نظریه اینکه آقای رائفی هفتاد کتاب رو به عبری خونده درسته و …
    که من برای بار چندم گفتم برادر گرامی، اونو فقط بعنوان یک چیز غیر اصلی گفتم و اصلا هم اهمیتی نداره و قرار هم نیست کسی قبولش کنه و اصلا قرار نیست حامل چیزی باشه که بخوایم روش بحث کنیم. اصلا اهمیتی نداره که عبری جرم هست یا نه.
    این کلا فرق میکنه با بحث فتوای وهابیت. در مورد اون فتوا هم اصلا بحث روی خود فتوی نبود. اون همه من توضیح دادم نمیشه که باز از اول ماجرا شرح بدم.
    اما در مورد ادعای آقای رائفی مبنی بر اینکه ممکنه سیزده بدر بخاطر اون کشتار باشه و باقی ماجرا.
    من الان فرصت گشت و گذار توی کتاب ها رو ندارم اما تا جایی که در ذهنم هست این جشن در ماه آدار برگزار میشه که یک ماه زمستانی هست و اصلا هیچ ارتباطی به سیزده فروردین نداره. حالا اینکه چه ارتباطی بین سیزده فروردین و جشن پوریم هست بنده نمیدونم. اگر سند نیاز دارید تا من چند دقیقه ای وقت بذارم و اینترنت جستجو کنم تاریخ دقیق جشن پوریم رو پیدا کنم. اما در زمستانی بودنش تقریبا یقین دارم.

    تشنه پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    سید مهدی گرامی
    من اقلا سه چهار باری گفتم که این بابا خودش پسر خوبیه. منتهاصحبت من اینجاست بی علت داره بزرگ میشه. و ایضا اینکه نظراتش غلط بسیار داره.
    نظر شخصی من اینه که این یک جوری بیماری هست که صاحب نظران کم خریدار هستن و افراد این دستی سرشار از طرفدار. من توی اینترنت افراد بسیاری رو دیدم که اصلا انگار کسی رو بالای دست ایشان قبول ندارن. اینجاست که آدم میخواد شاخ در بیاره.
    یادم میاد دکتر عباسی چند باری تو سخنرانی هاش گیر اساسی به آقای رائفی داد این طرفدارهای آقای رائفی یک توهین بازاری راه انداختن که خدا بدونه. بعدشم جواب متقابل از طرفدارهای دکتر عباسی و باقی ماجرا. حالا خود آقای رائفی وارد ماجرا شد باعث شد تموم بشه بره پی کارش.
    از لحاظ روشی من دکتر عباسی رو هم خیلی نمیپسندم و ایشان رو هم کم اشتباه ندیدم اما خب قطعا دانشش از آقای رائفی بسیار بیشتر هست.
    کلا من خیلی مشکلی با آقای رائفی یا عباسی ندارم که هیچ، به این ها تا حدی علاقه هم دارم اما خب چه کنم که از نظر دانش نمیتونم الکی اون ها رو بالا ببرم. واقعا اون ها رو قطره ای در برابر دریا میدونم در مقابل برخی اساتید اهل فن.
    یا علی

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

    شما از حرفای من چیزهایی برداشت کردی که برای خودم هم جدید بود نمیدونم یا من بحث رو پیچیده میکنم یا قدرت بیان ندارم , هیچ حوصله ایی برای خوندن کامنت طولانی در این رابطه دیگه ندارم.
    اینم به غیب گویی هام اضافه کن, حالا دیگه مطمئن شدم مکتب نئوکینزی بهترین مکتب اقتصادی مورد نظرت هست در وضع کنونی ۱۰۰%.

    سیدمهدی پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۱ ب.ظ:

    خدا خیرت بده جناب تشنه اینی که گفته بحث مرید بازی طرفدارها درسته اما خود رائفی پور که مقصر نیست دنیا مجازی هست این چیزا جزو لا ینفک این دنیاست البته
    ایشون تو دانشگاه های زیادی هم سخنرانی داشته و فقط برا عام مردم نبوده فکر نکنم ادمی باشه که دنبال شهرت باشه یا بخواد مرید پیدا کنه حالا شایدم اشتباه کنم امیدوارم نیتش درست باشه

  4. هادی
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۴:۴۳ | #4

    تو غیر از جنگ هچی بلد نیستی

    [پاسخ]

  5. تشنه
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۷:۰۹ | #5

    من حقیقتا نگران هستم ، من نگران انقلاب هستم. ما اسلام را از چنگ محمد رضا در آوردیم ومن خوف این را دارم که اسلام به چنگ ماها مبتلا شده باشد. به طوری که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانی است وزیاد است.آدم های جاهلی هستند که به خیال خودشان خدمت می کنند برای اسلام، لیکن سر خود کارهایی می کنند که ضرر به حیثیت اسلام می خورد…اینها ،هرکس یک چیزی دارد به اسم سرمایه داری می ریزند ومی گیرند واصلا موازین تو کار نیست.همان طوری که در رژیم سابق بدون میزان اسلامی و شرعی عمل می کردند ،حالا هم بدون میزان شرعی وعقلی عمل می کنند واین تاسف بسیار دارد.تاسف این که این نهضت به دست خود ما نهضت اسلامی نباشد ،اسلامیتش را از دست بدهد.انقلاب کردیم هر چه دلمان می خواهد می کنیم. حجتشان همین است.انقلاب کردیم. مال مردم را می رویم ، می ریزیم…اشخاصی می ریزند تو خانه های مردم ، بدون این که یک مجوز شرعی، یک مجوز قانونی داشته باشند.
    کارهای کمونیست ها را می کنند به اسم اسلام. کارهای مارکسیست ها را می کنند به اسم اسلام. حرف های آنها را می زنند به اسم اسلام واین نهضت از داخل دارد می پوسد.مثل یک خربزه ای که از بیرون شما آب به آن می دهید، به آن توجه می کنید، یک وقت که می خواهید بچینید می بینید از باطن خراب شده. شما در ظاهر هی خدمت کنید .هی چی بکنید. یک وقت ببینید که نهضت شما کرم زده است. از باطن خراب شده است…آنهایی که به اسم اسلام مشغول شده اند به اعمال «خود سری» ، اینها کرم هایی هستند که باطن این نهضت را به فساد خواهند کشید.
    وباید آنهایی که به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند.آنهایی که می خواهند اسلام در این مملکت حکومت کند باید به داد اسلام برسند. یک دسته جوانند،مطلع نیستند از مسائل. جاهل متنسک (مذهبی های نادان) از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که دو طایفه هستند که کمر مرا می شکنند:یکی شان عالم متهتک (خواص بی تقوا) است ، یکی شان جاهل متنسک است.جاهل مقدس مآب کمر پیغمبر را می شکند. جاهلی که نداند قانون اسلام چیست وپیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت می کند . این از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا می شکند. (قصم ظهری الرجلان،عالم متهتک وجاهل متنسک.)…

    من نمی دانم باید چه بکنم. این یک قدرت مرکزی می خواهد. یک قدرت اجرایی می خواهد که این اشخاص هر جا یک شلوغی کردند، اینها را بگیرند ومحاکمه شان کنند وجزایی اگر دارند به آنها بدهند.سر خود همین طوری یک دسته ای ،هر کس در هر جا یک تفنگی داشته دست خودش گرفته وبه اسم «کمیته» وبه اسم «پاسدار» وبه اسم «بسیج»،هر جا هر چه دلش می خواهد می کند. با هر که بد است می ریزند منزلش بازرسی می کنند . با هر که یک غرضی دارند می ریزند منزلش. خانه اش را غارت می کنند واین خطربزرگی است که برای اسلام در زمان ما پیش آمده وشاید خطرش بیشتر ازخطری باشد که اسلام از رژیم سابق داشت.تمام ضوابط را به هم ریخته اند.هر چه ضابطه اسلامی باشد عمل به آن نمی شود. به اسم اسلام ،اسلام را دارند از بین می برند.اشخاصی نفوذ کرده اند در همه جا. به اسم اسلام ،اسلام را می پوسانند.اسلام را می کوبند.
    … من هم دارم خسته می شوم .خدا می داند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمی شدم، هر فشاری می آوردند بر من خسته نمی شدم. حالا دارم از خودمان خسته می شوم.آخر چرا باید اینطور باشد.یک فکری بکنید .اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع ورفتن آبرویش قرار داده اید.مسئولیم همه ما. هر کاری از من برآید می کنم .هر کاری هم از شما می آید باید بکنید، هر کدام از آقایان باید بکنند.هر کاری هم از شورای انقلاب است باید بکنند. هر فردی که بر خلاف موازین اسلام دارد عمل می کند بزنند توی سرش،بیرون بکنند… این که معنا ندارد که ما بنشینیم وهر که هر کاری دلش می خواهد بکند وهر غلطی می خواهد بکند وما هم بنشینیم همین طور تماشاگر مسئله باشیم.
    (صحیفه امام ، ج۱۱ ،ص ۳۱۲)
    تو عصر ایران زده بود گفتم ببینید جالبه.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۹ ب.ظ:

    این داعیه ی دفاع از حقیقت ِاسلام هم یه جور بازی و پزه واسه خیلی ها.خیلی هم خوب از قِبلش نفع میبرن.چه اینوری و چه اونوری.
    اونایی هم که واقعا دلشون میخواد کاری کنن، به هم و تفکر هم اعتماد ندارن.از بس که کسی حاضر نیست کوتاه بیاد.یه جوری به مواضع سیاسی و اجتماعی مون چسبیدیم که انگار وحی منزله.خود ِ خود ِ اصول دینه.
    یه شکاف بیخودی که نمیدونم با دست خودمون به وجود اوردیمش یا به وجود اوردن برامون و حالا روز به روز داره عمیقتر میشه.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۹ ب.ظ:

    جناب تشنه عزیز
    باور کن من وقتی شروع به خواندن این کامنتت کردم تعجب کردم که چه شده این دوست ما دل به دریا زده و …و آخرای کامنت گفتم به شما بگم اینقدر بی پرده حرف نزن میان ترو هم میگیرن که آدرس آخرشو نگاه کردم خیالم راحت شد که این حرفها از شما نبود …

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۸ ب.ظ:

    آره خیلی برای منم جالب بود, یک لحظه تعجب کردم!!

    [پاسخ]

  6. ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۹:۰۴ | #6

    در یکی از غزوات پیامبر گروهی از اسرا را با طناب به هم بسته و حرکت میدادند.

    پیامبر با دیدن این صحنه تبسم کردند، یکی از اسرا ناراحت شد به پیامبر عرض کرد :
    در جنگ پیروز شده ای و حق داری به ما بخندی.

    پیامبر فرمودند: خنده من به این جهت است که میبینم بعضی از شما ها را باید با طناب به سمت بهشت کشید.

    حسن روحانی شنیدی؟ حالا هی اظهار فضل کن.

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۹ ب.ظ:

    ﻳﻮﻧﺲ ۹۹ ﻭ۱۰۰ — ﻭَﻟَﻮْ ﺷَﺎﺀ ﺭَﺑُّﻚَ ﻵﻣَﻦَ ﻣَﻦ ﻓِﻲ ﺍﻷَﺭْﺽِ ﻛُﻠُّﻬُﻢْ ﺟَﻤِﻴﻌًﺎ ﺃَﻓَﺄَﻧﺖَ ﺗُﻜْﺮِﻩُ
    ﺍﻟﻨَّﺎﺱَ ﺣَﺘَّﻰ ﻳَﻜُﻮﻧُﻮﺍْ ﻣُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ
    ﻭَﻣَﺎ ﻛَﺎﻥَ ﻟِﻨَﻔْﺲٍ ﺃَﻥ ﺗُﺆْﻣِﻦَ ﺇِﻻَّ ﺑِﺈِﺫْﻥِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﻭَﻳَﺠْﻌَﻞُ ﺍﻟﺮِّﺟْﺲَ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻻَ ﻳَﻌْﻘِﻠُﻮﻥَ
    ﺍﮔﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ، ‏( ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﻪ
    ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ‏). ﺁﻳﺎ ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻛﺮﺍﻩ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﻣﻲ
    ﻛﻨﻲ ! ؟
    .پسر شجاع این کلام خداوند هست.حالا تو برو یه میلیون روایت بیارو بگو به زور ادمارو میشد بهشتی کرد

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۷ ب.ظ:

    سلام خانم ستاره
    برای اینکه ما بتونیم حرفتون رو بپذیریم شما لطف کن شان نزول آیه و روایتی اگر در مورد این آیه هست و تفسیر این آیه رو حداقل از ۲تا مفسر برای ما بیار, تا هدف این آیه روشن بشه و الا به حرفتون اصلا نمیشه اتکا کرد یا استفاده کرد.
    ما که شیعه اخباری نیستیم؟

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۶ ب.ظ:

    متن ایه صریح هست نیازی به تفسیر نداره.چرا امثال شما دین سرتاسر سهل اسلامو‌اونقدر پیچیده کردین که اکثر جوونا دین کریز شدن ؟

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۲ ب.ظ:

    ای بابا مثل اینکه شما توجیه نیستی خانوم , بدونه تفسیر و روایت مرتبط حرفای شما استفاده ای نداره .

    شهروند پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۱ ق.ظ:

    سلام اقا شجا این حدیت از کی نقل شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون تا اونجا که ما شنیدم پیامبر یارانشونو از بستن اسرا و کشیدنشون منع کردن

    [پاسخ]

  7. فهيمه
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۲ | #7

    خدایا یعنی کی میشه ملت از توهم معصوم بودن و شبه پیغمبر بودن و پیغمبرزاده بودن دربیان که وقت شاهد و مثال اوردن بفهمن چی دارن میگن؟
    یه عده شدن پیغمبر و سپاهش(احتمالا گروه مقابل هم دچار همین توهم هستن)،مردم معمولی هم شدن سپاه ِ در حال جنگ و غزوه با پیامبر.

    اگه جفتشون خیلی راست میگن و این دقیقه ای شصت بار بهشت و جهنم گفتن هاشون به خاطر اسلامه و نه جنگ قدرت و منافع سیاسی،به همه چیز به یه اندازه حساسیت نشون بدن.مظاهر بی دینی تو این مملکت کم نیست بحمدلله.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۳ ب.ظ:

    پسر شجاع این جواب کامنت تو بود.
    به اشتباه اومد اینجا

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    فهیمه
    شیخ حسن گفت نمیشه با طناب و ..مردم را به بهشت ببریم
    منم ماجرای پیامبر اسلام را تعریف کردم و سخن این بزرگوار را بیان کردم .

    حالا این وسط من چه کسی را به پیامبر تشبیه کردم ؟
    تو چرا نمیخوای یه ذره فکر کنی و بعد کامنت بنویسی ؟ ها ؟ من از دست تو پیر شدم فهیمه !

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۴ ب.ظ:

    یه بخشی هست تو مغز که کمک میکنه به استنتاج،شما اون بخشو به میل خودت از کار انداختی.
    شیخ حسن بحث فقهی و تاریخی نفرمودن.خیلی دیپلماتیک ،جواب انتقادات ِ کاملا فرهنگی و به دور از هر گونه سیاسی کاری (یعنی بر منکرش لعنت) گروه مقابل رو دادن.

    منظورشون از به زور نمیشه کسی رو بهشت برد به همین اقایون و افکارشون بوده.
    لازمه ی اینکه اون موقع و حالا مقایسه بشه با هم،اینه که شرایط یکی باشه.یکیه به نظرت؟
    الان یه طرف در حد غزوه و جنگ مخالف اسلام هستن و طرف دیگه کاملا پیغمبرگونه در حال دفاع؟

    بدبختی اینه که شماها ناخواسته شیخ حسن رو هم معصومش میکنید.
    بعد،تا جایی که من یادمه شما طبق فرمایشات خودت،پنجاه سال رو شیرین باید داشته باشی.دیگه چه پیر شدنی؟

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۳ ب.ظ:

    فهیمه جان سلام
    البته رهبری قبل تر من زیاد توی سخنرانیهاش دیدم که گفتند فرق حاکم اسلامی با غیر, همینه که سعادت اخروی مردم رو تامین میکنه

    فهيمه پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۲۹ ب.ظ:

    سلام
    یعنی به زور سعات تامین کنه؟
    اگه بگیم همه ی کسانی که تو حکومت اسلامی هستن موظف به رعایت احکام و قوانین حکومت هستنند،برای من کاملا قابل قبول و پذیرشه(هر چند که واقعا مشکل دارم با اینکه قوانین همه گیر نیست و همینی هم که هست کاملا دستچین شده و سلیقه ای باهاش برخورد میشه)
    ولی واقعا نمیتونم بپذیرم حکومت مسئول بهشت فرستادن و تامین سعادت دیگران باشه.
    تنها وظیفه ای که میشه واسه حکومت اسلامی در نظر گرفت همین کمک به دینداری مردمه نه به زور هدایت کردنشون.

    ضمن اینکه گفتم من،اگه تو هر چیزی که بوی ضدیت با اسلام و انقلاب رو میده همین مقدار حساسیت رو داشته باشن من مشکلی ندارم.و اصلا تا جایی که درست باشه به سهم خودم حمایت هم میکنم.
    نمیشه هر جا اسونتر و به نفعتره بگیم غیر دینیه و هر جا که سخت میشه یا منافعمون رو به خطر میندازه ،منکرش بشیم یا سکوت کنیم در برابرش.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۴ ب.ظ:

    خانم فهیمه
    اون قسمت مغزمو تو خوردی
    اما از قدیم گفتن در مثال مناقشه نیست ..
    ما میتونیک برای بهتر فهماندن حرفهامون مثالها و روایات و حکایات و …بیاوریم ..
    مثاله نه اینکه عینش باشه
    تا کی من باید باهات سرو کله بزنم
    اومد و من امشب بیافتم بمیرم ..کی هست بیاد حالیت کنه ها ؟

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۴ ب.ظ:

    سلاااااام فهیمه!
    نه اصلا منظورمون به زور نیست , ما میگیم باید کسانی که در راه خدا هستن با تمام آرامش و امنیت فرهنگی ,اجتماعی باید در جامعه زندگی کنن و لوازم یک مسلمان واقعی مهیا بشه , همین

  8. sokri
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۲۱:۰۶ | #8

    سلام و درود پسر شجاع
    ببینید خیلی نباید تند برخورد کنیم ما, به قول رهبری که فرمودند اینها فرزندان انقلاب هستن ودر این من شکی ندارم که آقای روحانی به شدت به دنبال بهتر کردن وضع مردم و ایران سیاسی هستن!
    من به شخصه مطمئنم آقای روحانی حتی شبها خواب خوبی هم نداره به خاطر ملت, و اگر ما خیلی داغ کنیم هیچ فرقی با سیاه نما های سیاسی نداریم, بعضیا هنوز روحانی نیومده قلیون کشیدن جوان و بیکاری و تورم و آمار طلاق سال ۹۱!!!!روهم مثلا به دولت ایشون نسبت میدن و این رو بهش میگن تخریب سیاسی اجتماعی .
    اما ما نقد های زیادی در مورد نوع استراتژی دولت در رابطه با امریکا و نوع نگاهش به برخی از مشکلات اجتماعی فرهنگی ووو … داریم . که اینها دلیل نمیشه ما به دولت پشت کنیم , الحمد که رئیس جمهور خوبی داریم و دعا کنیم اینها در سیاست خارجی پیروز بشن و کلا باهمدلی موانع رو کنار بزاریم و جزء هیچ طیفی از چپی و راستی قرار نگیریم .
    کمک کنیم ایران اسلامی در اخلاقش در فرهنگش در همه چی بره بالا

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    دوست عزیزم
    با احترام فراوان به اعتقاد شما نسبت به رئیس جمهور
    اما من نه بهش رای دادم و نه اصلا قبولش دارم و اعوان و انصاز و تفکرات و رفتار و اعمال این گروه را به هیچ وجه نه قبول دارم و نه می پسندم .
    اما چون مطیع محض رهبری عزیز هستم لذا تخریب هم نمیکنیم اما انتقاد میکنم ….

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۶ ب.ظ:

    سلام دوباره برادرم.
    بله من نه رای دادم به ایشون ونه از اول با نظرات ایشون موافق بودم ,اما الان رئیس جمهور مملکته,
    حالا اگه ما هی اخم کنیم و بگیم به ما مربوط نیست و فلان بهمان کار صحیحی نیست, انشالله بعد از دوره ی چهار ساله مشخص میشه این اقا حرف تا عملش فاصله داره یا نه, حضرت علی حتی در زمان خانه نشینی هم مشاوره میدادن به حکومت و این نمونه ی خوبی هست برای ما.
    انشالله موفق باشید

    [پاسخ]

  9. reza
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۲۲:۵۱ | #9

    اقای سوکری و دیگر دوستان سلام
    متوجه شدم که انسان واقع بینی هستم ببین برادر یک کلام جسارتا اگر فکر میکنی جسارتا میشود از دستشویی عبور کرد و نجس نشد خیالی است زهی باطل
    ایراد ما درکل این است که فکر میکنیم بدبختی کشور در نبود مدیران پاک دست عدم تفکر جهادی و دزدیدها و …این هاستو در صورت اصلاح اینها کشور گلستان میشود.
    من منکر وجود اینها نمیشوم وحتی نمیگویم که با اصلاح اینها تاثیری ندارد ولی ایراد کار جای دیگری است .شما برزیل و هند وستان را ببین هزار برابر ایران دزدی و ارتشا وجود دارد ولی چرا به شدت در حال رشد هستند؟
    شما اگر فکر کنی که اقا ما دشمنیامان با غرب امریکا بماند وبرای اسراییل خط نشان بکشیم و عربستان و …..از این طرف با تکیه بر نیروهای مخلص داخلی پیشرفت میکنیم فرضی محال است .شما مگر فکر کردی چین با امریکا در افتاده .فقط ۴۰۰ میلیارد سرمایه امریکایی در شانگهای چین است .اقتصاد چین انقدر به صادرات به امریکا وابسته است که در صورت اولین مشکل برای امریکا اول چین ورشکست می شود .هند هم همینطور .قبل از اینکه هنوستان بروم تصورم این بود که هند از چین مستقل تر است .دستگاه تصفیه اب میخواستیم از شرکت هانا .اخرش فهمیدیم سر و تش همش امریکایی است.همینطور ارلن و بشر های ازمایشگاهی کمپانی جیلور که همش انگلیسی است و از ان شرکت زیماکس است.
    ولی واقعا درصد فقر پاییین امده هم در هند و هم چین و انصافا هم زیر بلیط امریکا نیستند. بلد بودند چه کار کنند به قول دوستمان تشنه انها اگر امریکا را گاو تصور کنید شیرش را دوشیدند مانند ژاپن و کره و ما بر شاخش سواریم

    [پاسخ]

  10. sokri
    ۸ خرداد ۱۳۹۳ در ۲۳:۳۳ | #10

    نگران تر از نگران
    بچه ها یه شاه کلید بهتون میدم تا راه حل درست رو از نادرست بتونید با کمترین انرژی تشخیص بدید و این ۳تا سوال هست از خودمون برای رسیدن به حقیقت باید بپرسیم:
    ۱٫ این راه حل یا مکتب رو چه کسی پایه گذاری کرده با چه روحیاتی؟
    ۲٫آیا مکتب یا راه حل جایی تست شده و جواب چی بوده؟
    ۳٫آیا مکتب یا راه حل به طور وسیع در برگیرنده ی سعادت تمام بشر هست یا طبقه ای خاص؟
    و در آخر همه ی اینها رو با اسلام تطابق بدید, جواب در دست شماست!

    [پاسخ]

  11. متولد 9 دی
    ۹ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۰:۴۳ | #11

    http://fararu.com/fa/news/192229/%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84 :):):)
    آیا دوستان این فرمایشات احمقانه را به همه ی تحقیقات استیون خان حتی درباره ی سیاه چاله ها ریط میدهند یا نه؟ بالاخره هر دو تاشون از کلّه ی یک نفر ریخته بیرون دیگه!

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    برادر چه بسا فردی عالم باشه اما سراسر جهله , عمو هاوکینگم یه چیزایی گفته

    [پاسخ]

  12. ۹ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۱:۲۵ | #12

    یارانه ملت را قطع میکنند که خرج عیاشیهای این دولت در جشنهایشان بکنند !

    محمدباقر نوبخت دیروز در نشست خبری با خبرنگاران، درباره حواشی برگزاری احتمالی جشن پیروزی روحانی توسط دولت و انتقاد افکار عمومی و فعالان سیاسی گفت: «برگزاری جشن و مراسم در سالگرد انتخاب قاطعانه آقای روحانی توسط مردم، یک حق است و در جهت نشاط جامعه لازم است و دستگاه‌های اجرایی باید از این فرصت استفاده کنند.»

    فارغ از اینکه تفسیر آقای سخنگو از حدود ۳۰۰ هزار رای بالا‌تر آقای روحانی در انتخابات که موجب پیروزی وی شد، تا چه اندازه خلاف واقعیت و بامزه است، توجیه نوبخت برای هزینه از بیت‌المال به بهانه تزریق نشاط و شادی به جامعه را باید در‌‌ همان راستای کلیپ غیراخلاقی موسوم به «شادی» دانست که پس از دستگیری عوامل ان توسط مقامات انتظامی، رئیس‌جمهور در توئی‌تر خود به حمایت از آن پرداخت.

    برگزاری جشن برای سالگرد پیروزی یک کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری حتی اگر از منابع دولتی هم نباشد، مذموم و ناپسند است؛ چه برسد به اینکه اکنون شخص سخنگوی دولت صراحتا از حق دولت برای هزینه از بیت‌المال به منظور برگزاری این جشن سخن می‌گوید.

    [پاسخ]

    sokri پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    برادر کسانی که تمام میوه هاشون رو در سبد این دولت گذاشتن گمون نکنم ۴سال دیگه یا بیشتر بتونن سرشون رو بلند کنن, واقعا آینده ی خوشی من پیش روی این مردم نمیبینم.
    علی لعنت الله علی القوم الظالمین

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۰ ب.ظ:

    انشالله ۴ سال دیگه بساط این دستگاه شیخ حسن بر چیده بشه و یه مرد انقلابی و مقاوم و ولایتمدار بیاد روی کار

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۷ ب.ظ:

    پسر شجاع! می دونی یاد چی می افتم؟ یاد انتخابات گذشته. دقیقا یاد دو روز قبل انتخابات که با اطمینان کامل یه چیزی رو بهم می گفتی! یادته؟ یادش بخیر :)

  13. ع
    ۹ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۷:۲۱ | #13

    امروز خبر بی بی سی می گفت که نخست وزیر ژاپن آقای شینزو آبه از نظر اقتصادی موفق محسوب میشود چون توانسته نرخ تورم را بالا ببرد! چون سالهاست که در ژاپن قیمت ها پایین میاید و لذا این امر ممکن است باعث شود مردم بیشتر خرید کنند و اقتصاد جان بگیرد!

    به قول آقای فامیل دور: من دیگه حرفی ندارم!

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۳ ب.ظ:

    این ژاپنیا دیگه از این ادمای موفق احتیاج ندارن؟
    اگه بخوان ما حاضریم صادر کنیم ها.هیچی هم در برابرش نمیگیریم که هیچ،یه چیزی هم دستی میدیم به شون.والا به خدا..

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 12853
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: