خانه > سياست > یک غزه، یک دنیا دروغ!

یک غزه، یک دنیا دروغ!

در زمانه ای زندگی می کنیم که بی شرمانه ترین دروغها، به نام آزادی و دموکراسی و حقوق بشر از زبان و دهان پست ترین آدم های روی کره زمین شنیده می شود. آدم هایی که به ظاهر همه ویژگی های یک انسان مدرن و باشخصیت را دارا هستند، اما در حقیقت روی درنده ترین حیوانات را سفید کرده اند.

تحمل بعضی ادعاها واقعا سخت است. بعضی حرفها را می  توان پاسخ داد، اما بعضی ها را نه. مخصوصا آنهایی که بدیهی ترین واقعیات ممکن را زیر سوال می برند. مثلا با کسی که روشنایی روز را انکار می کند، چطور و با چه منطق و زبانی می شود حرف زد؟

به عبارات زیر دقت کنید:

«بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل عملیاتی را که ضامن سلامتی اسرائیلی‌ها است، تشدید کرد! فلسطینی‌ها در نوار غزه در واقع به خاطر عدم مسئولیت پذیری جنبش حماس این مشکلات را تحمل می‌کنند و ما از افزایش قربانیان فلسطینی در نوار غزه بسیار نگرانیم!»

«ما به حقوق بشر احترام می‌گذاریم و از جامعه جهانی می خواهیم تا به خشونت‌ها میان ما و فلسطین پایان دهد!»

«اسرائیل حق دفاع از خودش را دارد!»

اولی را بان کی مون گفته، دومی را وزیر خارجه اسرائیل و سومی را هم وزیر دفاع آمریکا! رسانه های غربی هم در کمال بی طرفی؟! این اظهارات را به دنیا مخابره می کنند. همه چیز عادی و طبیعی. واقعیت را اینگونه می سازند. حتی اگر فیلم و تصویر صدها جنازه پاره پاره فلسطینی از رسانه ها پخش شود، بازهم صدای آژیر خطر و و ترس و وحشت متجاوزان اسرائیلی است که با آه و ناله فراوان به ذهن مخاطب القاء می شود! جنایات اسرائیل را سیاست دفاعی می نامند، دفاعی که پیش از حمله طرف مقابل آغاز شده! اسمش را هم می گذارند دفاع پیشگیرانه! به همین سادگی. به همچین آدمهایی و همچین ادعاهایی چطور می توان پاسخ داد؟ آدم از این همه وقاحت و پر رویی در می ماند.

چند شب پیش نماینده اسرائیل در جلسه شورای امنیت گفته که فاصله آژیر خطر تا پناهگاه یا مرگ برای شهروندان ما، ده تا پانزده ثانیه است! لابد جنایتکاران اسرائیلی به همین دلیل است که دست به دفاع پیشگیرانه زده اند و هزاران بمب و موشک را بر سر مردم بی گناه و غیر نظامی ریخته اند. نماینده فلسطین هم که از این همه بی شرمی متعجب شده بود، به خبرنگاران گفته که شهروندان غزه تنها یک ثانیه با مرگ فاصله دارند!

من مانده ام که آیا فهم این ها برای مقامات غربی سخت است؟! یعنی واقعا فرق بین یک موشک فلسطینی با یک موشک اسرائیلی را نمی دانند؟ آمار تلفات دو طرف را نمی خوانند؟ نمی بینند که نهایت خسارت این موشک فقط در حد ترک های روی یک دیوار است و آن یکی، یک محله و یک شهر را ویران می کند؟ اینجا چند مجروح و آنجا صدها نفر کشته و مجروح؟ بدن های تکه تکه زنان و کودکان را نمی بینند؟

چرا، همه اینها را می بینند و می فهمند، اما ما در دنیایی زندگی می کنیم که بدیهی ترین مسائل به راحتی وارونه می شود. چرا که جهان مدرن با دروغ های شیک و بزرگ اداره می شود، توسط دروغگوهای به ظاهر با شخصیت. چه دنیای حال بهم زنی!

  1. فهيمه
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۰۴:۵۸ | #1

    من همیشه اعتقادم این بوده که فلسطینیها و کلا یه بخش بزرگی از اعراب مسئول مسقیم هر بلایی هستن که سرشون میاد.
    منتها این واقعا چیزی از جنایت کار بودن اسرائیل کم نمیکنه.
    مثل حمله به غزه قبلا اتفاق افتاده ولی چیزی که مهم و متفاوت میکنه غزه و کلا مسئله ی فلسطین رو یاغی گری اسرائیل و بی شرمی و بی حیایی ش هست.
    بی شرمانه تر از اون هم حمایت امریکا و سازمان ملل هست.

    چند سال پیش که ماجرای هدی دختر فسطینی اتفاق افتاد،یکی به گمونم نجف زاده یه متن خوبی نوشته بود.مقایسه کرده بود وضع هدی رو با وضع یه بچه ی اسرائیلی که قبلا تو همین تیپ درگیری ها دستش اسیب دیده بود و اینکه چقدر حمایت رسانه ای ازش شد تا اینکه پیوند خورد دستش.
    اصلا کاری به ادم بزرگا و نظامیا و جنگ و دعواهاشون و اینکه حق با کیه نداشته باشیم.
    بچه بچه ست.اینکه تو اسرائیل به دنیا بیاد یا غزه یا جنوب لبنان،چ فرقی میکنه؟
    چرا اولی مهمه و حق حیاتش که هیچ حتی نقص عضوش مهمتره ولی دومی و سومی اگه تو چهارده روزگی شون اسم شهید بگیرن یا جنازه ی جزغاله شده شون از وسط نصف شده باشه هم مهم نیست حتی؟
    چرا خون شهروندای اسرائیلی رنگین تر از مردم فلسطینه؟ تبعیض نژادی که از بین رفته بود ظاهرا.دنیا که داشت به یه مسیری میرفت که به مفهوم انسان نزدیکتر بشه.چی شد پس؟

    جامعه ی بین الملل که برای بمب و تسلیحاتی که نیست و وجود نداره،جمهوری اسلامی رو تحریم میکنه کجاست که تشخیص بده خطرناک بودنه اسرائیل رو؟
    عدالت و واقع بینی و بی طرفی رسانه ها چی شد پس؟
    نتانیاهو به خانواده های کشته شده های این جنگ هم زنگ زده آیا؟

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۴ ق.ظ:

    این جمله ی نتیانیاهو هم تهه پررویی و بی شرفیه.
    اینا که خشونت دوست ندارن اصلا.مجبورن بیچاره ها.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    بازم صحرای کربلا
    شما چرا چشت به بی بی سی و سی ان ان هست همش؟ شبکه خبر خودمون و ببین لذت ببر. تقصیر دنیای غرب چیه که شبکه های شما زپرتین و هیچ کی نگاهشون نمیکنه؟ حتی خودتون

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    بابک جان این صحرای کربلا رو به خودت بگی بهتر نیست؟
    حسینی از نحوه ی اطلاع رسانی این جنگ گله کرده،منم یه نیم خط راجع به ش نوشتم.
    چه ربطی داشت به شبکه های ما و اونا؟
    هر کی که مزخرف بگه و جانبداری کنه من مخالفم.همونطور که به صداسیمای خودمون بابت یه طرفه بودنش منتقدم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    خوت میگی شبکه های اونا. بنظر من که اونا عالی پوشش میدن و تا حد ممکن بی طرف بخاطر همین همه اونا رو نگاه میکنن نه شبکه خبر رو.
    ولی شماها انتظار دارین هرچی تو کلتونه تو اون شبکه ها ببینین. خوب اینجور نیست. این میشه که مثلا به بی بی سی مکتبیا میگن سلطنت طلب سلطنت طلبا میگن حامی جمهوری اسلامی و همینطور برو جلو.
    دقیقا شما از چی ناراضی هستین؟ از پوشش یه جنگ تو یه رسانه خارجی؟ خوب به شما چه ربطی داره دوست داره اونطور پوشش بده. شما نبین

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۷ ب.ظ:

    خوب به شما چه ربطی داره دوست داره اون طور پوشش بده.شما نبین
    به شما چه ربطی داره اسرائیل حمله کرده یه کشور دیگه.شما پیگیری نکن.

    این چه منطقیه الان؟

    بعدشم گفتم من نمیبینم.
    اون چند خط آخر کامنت خطاب به شماها بود.و اون نیم خط اختصاصا خطاب به کسایی بود که چپ و راست از بی طرفی و عدالت رسانه های اونا حرف میزنن.
    بعدترشم،چه ربطی داره به پوشش جنگ از تو یه رسانه ی خارجی؟
    خبر همیناست دیگه.جنگ،انتخابات،کی رفت،کی اومد و…
    مسئله اینه که جنگو چجوری بگن.اینکه واقعیتو اونطور که هست بیان کنن نه اونطور که دوست دارن.

    بعد الان خوبه مثلا من بگم.شما از چی ناراحتی؟از انتقاد من به اسرائیل و رسانه های اونا؟خوب دوست دارم اونطوری بنویسم ازشون.شما ناراحتی شما نبین و نخون.هان؟

    مریم پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    اصلا کاری به ادم بزرگا و نظامیا و جنگ و دعواهاشون و اینکه حق با کیه نداشته باشیم.
    بچه بچه ست.اینکه تو اسرائیل به دنیا بیاد یا غزه یا جنوب لبنان،چ فرقی میکنه؟

    کاش واقعا همچین مرامی داشتیم.
    یادمه یه بار که یه سرویس مدرسه بچه های اسرائیلی رو بمب گذاری کرده بودن انتفاضه ایا، اخبارشو با شعف فراوان تلویزیون ما پخش می کرد.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    نمیشه کشته شدن رو از زمینه ها جدا کرد. چرا. برای تاسف خوردن میشه. مردن هر بچه ای دردناکه به هر طریق. ولی بعد این باید رفت سراغ آدم بزرگا دید چرا کار به اینجا رسیده

    [پاسخ]

    مکتوب پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۵ ب.ظ:

    آقا بابک یا به قول خودت با بک حالا تو چته این همه اصرار داری از این کشت و کشتار دفاع کنیو اونو عادی جلوه بلدی!؟
    خیلی عادی! اتفاقی که نیفتاده! حتما الان میای میگی جنگه دیگه! تو جنگ که حلوا خیرات نمیکنند دیگه:lol:
    فردا بیا سیلی بزن تو گوشم، منم میام (با عرض معذرت) زن و بچت رو با خاک و خون یکسان میکنم میگم جنگه دیگه! تو جنگ حلوا که خیرات نمیکنند.

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۹ ب.ظ:

    والا پدر بودن یا مادر بودن نمیخواد اینکه بتونی بفهمی بچه ها معصومتر از اونی هستن که بتونن یه سر جنگ باشن.
    طعمه و اسباب فشار کردنشون هم ته توحشه.
    شادی و رضایت داشتن از همچین کاری حالا با هر توجیهی،هم به اندزه ی همون جمله ی نتانیاهو که ما تقصیری نداریم.مجبوریم.نمیتونیم دستمونو از رو ماشه برداریم.یکی بیاد ما رو نجات بده؛چندشه و تهوع آوره.

    [پاسخ]

  2. مریم
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۰۹:۴۷ | #2

    قبل از شروع حرفم بگم که من خیلی بدم میاد از حکومتیان اسرائیل که اینطور که دستم اومده همیشه از تندروها بودن و افکار نژادپرستانه و متعصبانه ای دارن و به همون حماقت ما به ازای مسلمونشون هستن. این از این!
    ولی این جمله “فلسطینی‌ها در نوار غزه در واقع به خاطر عدم مسئولیت پذیری جنبش حماس این مشکلات را تحمل می‌کنند” اشتباهه آیا؟ چرا باید یه موشک فلسطینی بره که یه موشک اسرائیلی به پاسخش بیاد؟ الان اگه مث گربه ی شرک اگه مظلوم بازی دربیاریم، بر حق می شیم؟ اینجا چند مجروح و آنجا صدها نفر کشته و مجروح؟ ینی مساله اینه؟ اگه اونجا دو برابر اینجا تلفات می داد، شما دلتون خنک می شد و الان در حال پایکوبی بودین؟
    واقعیت اینه که یه بار برا همیشه باید بشینیم ببینیم نسبت ما با جنگ و صلح، با عداوت و همزیستی، با آدم به مثابه یه ارزش انکارناپذیر یا آدم مسلمون، یهودی و … چیه؟
    من آدم صلح جویی هستم به شخصه و با نفس جنگ مخالفم. اگه بر فرض محال الان عراق بود که چن تا موشک مینداخت اینجا تو وطن من، من طرفدار راههای مسالمت آمیز و گفتگو و میانجیگیری کشورای دیگه بودم برای حل مناقشه، کاش اسرائیلیا هم این راهو پیش می گرفتن، ولی سوالم از شما اینه، شما یه بوم و دو هوا نیستین احیانا؟ شما طرفدار اون گفتمانی نیستین که می گه اگه باد بکارید، طوفان درو می کنید؟
    اگه توان موشکی حماس بیشتر از توان موشکی اسرائیل بود، الان از چه موضعی متن می نوشتین؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    اول صهیونیستهای خونخوار به غزه حمله کردند نه حماس ..

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۱ ب.ظ:

    چند سال پیش پژاک چند تا از سپا ها رو تو اون منطقه کشت. بعد هم سپاه چند تا روستا رو تو عراق با خمپاره زد و درب و داغون کرد. تو جه کنین با خمپاره نه موشک.
    این سینه چاکان کودکان بیگناه اونموقع کجا بودن؟ ندیدم یکدومشون ازین متنای صحرای کربلایی بنویسن.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۱ ب.ظ:

    درست میگید.
    ولی فعلا اسرائیل بولدوزرشو روشن کرده.
    دموکرات ترین و متمدن ترین(!) کشور خاورمیانه ادم میکشه و مردمش تشویق ش میکنن.
    هیشکی هم نمیگه بالا چشمت ابروست.یعنی جرات نداره که بگه.

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۲ ب.ظ:

    آفرین به فهیمه

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    سرکار خانوم مریم

    «من خیلی بدم میاد از حکومتیان اسرائیل»
    خب! برای این احساس بَدی، دلایلی هم دارید؟
    نشانه‌ای، کتابی ، فیلمی،… ؟
    در برابر این« بَد آمدنتان» آیا می‌توانید کشورهایی بر خلاف شما که بَدشان نمی‌آید را هم نام ببرید؟
    بیشتر برای این است جناحین دو طرف مشخص شود که کی به کی است.

    پاسختان جالب خواهد بود، چرا که اشاره کرده‌ای:
    « اینطور که دستم اومده همیشه از تندروها بودن و افکار نژادپرستانه و متعصبانه ای دارن»
    پشت این تفکر مثلاً رادیکال راسیسم ،پشتیبانانش از چه تفکرسیاسی پَروار شده‌اند؟
    می‌دانید که اینان همگی نام دارند و شناسنامه‌ای مشخص‌ترو ایضاً نیز پروپاگاندهای بنام‌تر .همه شهره‌اند. اما شما بفرمایید مرادتان کدام است؟

    -«و به همون حماقت ما به ازای مسلمونشون هستن. »
    این‌که گنگ گویی است.به اعتبار این‌که فراز نخست شما ادعاست ، فراز دوم‌تان هم تخلیه بیان از جنس یاوه‌گویی.
    اگر غیر این است و من در اشتباهم ، پس بنویس تا بدانم که چرا یاوه نیست.

    -« این از این!»
    کدوم از این؟
    یعنی اگر تونستی موطن و موجد آن تفکر رادیکال راسیسم را نام ببری که کدام‌هایند ، بعد ما می‌توانیم در مورد مسلمان‌ها هم به داوری بنشینیم که چگونه توانسته‌ای تسرّی مطلب دهی. به همین سادگی و روشنی.

    -«چرا باید یه موشک فلسطینی بره که یه موشک اسراییلی به پاسخش بیاد؟»
    خب! حالا بگو چرا چپکی تحلیل می‌کنی؟
    پرسش داری یا نه در مقام نکوهشگری؟
    خبر راست و درست موثق داری یا نه فقط خواسته‌ای ژست تعادل بگیری و اِفه‌ی ضد جنگ بگیری؟

    -«اگه اونجا دو برابر اینجا تلفات می داد، شما دلتون خنک می شد و الان در حال پایکوبی بودین؟»

    پس فی‌الحال دغدغه‌ی اخلاق و نوع دوستی شما را پرسشگر کرده. اما از که و از چه؟
    انگشت اشاره آهستان که در متن مشخص است و گویا؛
    و ایضاً اشاره‌اش نیز بر پارادوکس نابخردانه جوامع متظاهر به اخلاق‌مداری مثلاً مدرنیته و لیبرال مسلکی است که همیشه هم آویزان است بر لاشه‌ی بویناک دموکراسی دروغین .
    (ابهامی اگر داشتید ابتدا منابع خودتان را اعلام کنید تا من هم منابع جنایات اینان را فهرست کنم.)
    حالا می‌شود گفت : این از اون!

    اما باز نقداً و به اجبار و تأکیداً لازم است ابتدا آن پرسش‌ها بالایی را که مطرح کردم ، روشن کنید تا بدانیم شما کدام نوع اومانیسمی را شیفته هستید.
    مگر تراز خشنودی و پسند ما، پایه سنجش است که می‌پرسی دلتون خنک شد و چه و چه؟

    این چه پرسش خام و ابتدایی است که می‌پرسید؟
    جنگ و کارزار اگر در جایی پیاپی بحث و فحص نشده در دین سلم (اسلام = آشتی و سازش ) که من و شما که اجباراً در اتمسفر آن زندگی می‌کنیم و پیاپی نیز سلام و سلمت برای یکدیگر طلب می‌کنیم مشخص است.این نشانه‌ی صلح و دوستی نیست؟ شما در این اتمسفر، رگه‌های راسیسم را می‌یابید؟
    چند تن از اولیاء و پیشوایان شیعه ترور شدند؟ برای چه و برای تمت و اکمل کدام روش زندگی.آن هم بدست چه قماشی و از تبار چه بد اندیشانی؟

    «واقعیت اینه که یه بار برا همیشه باید بشینیم ببینیم نسبت ما با جنگ و صلح، با عداوت و همزیستی، با آدم به مثابه یه ارزش انکارناپذیر یا آدم مسلمون، یهودی و … چیه؟»

    کی با کی بنشیند؟
    ببین تا کجاها رفتی؟
    مثلاً شما در کجای این بَلبشوی خریّت مدرن سیاسی نشسته‌ای ؟
    طرف سخنت با کیست؟
    حرف لغو و بی‌هوده متشبه به دانایی و صلح‌دوستی‌تان نکند.

    « اگه بر فرض محال الان عراق بود که چن تا موشک مینداخت اینجا تو وطن من، من طرفدار راههای مسالمت آمیز و گفتگو و میانجیگیری کشورای دیگه بودم برای حل مناقشه، »

    همان بار که جنگ شد،( آن هم در مقابل رژیم سفاک صدام)، اگر مقاومت نبود، سایه‌ی بالای سرت صدام بود و نجاست و مزبله‌ی آمریکا و رژیم بچه کُش نتان‌یابو . الان زینت‌بخش اخلاق اومانیستی‌ات بودند.
    می‌خواهی مثل افراد ضد جنگ حرف بزنی. باشد! اما قدری مطالعه کن. یلخی چوب بلند نکن.اینان دست‌کم آنانی که من می‌شناسم ، دوزار اعتبار جهانی دارند و اهل نگرش و از خود گذشتگی‌اند.

    «کاش اسراییلیا هم این راهو پیش می گرفتن، »
    کدوم راه ؟
    و مثلاً کدوم کشور در نقش میانجیگر؟
    همین پایین‌تر ببین دیگران چه نوشته‌اند. انگاری هر کدام از بساط تریاک و اُفیونی بلند شده‌اند. کسی بی‌جهت دلگیر است و لعن جغرافیایی می‌کند آن هم از دهان یک لجن‌سرایی بی‌ریشه.
    دیگری در نقش لوده متهم می‌کند از بیدادی که مثلاً یهودی‌ستیزی شده است. پاش که بیافتد همانجا این بوقلمون صفت می‌شود ناسزاگوی رژیم نکبت صهیونی. باش و ببین چه گربه‌رقصانی می‌کند.
    آن دیگری ۲۵ متر را یلخی و قضاقورتکی زورچپان فیزیک کوانتومی می‌کند از تهی بودن مغز مجوف‌اش.که این چالش حل بشو نیست و خلاص.
    می‌بینی سطح انتقاد و بیان جماعت چقدر کمیک شده؟

    البته چند تنی دیگر مانده‌اندکه بیایند و تکرار یاوه کنند. مثلاً آن‌که اصرار دارد در زمان جنگ ایران با صدام ،رژیم صهیونی به ایران اسحله می‌داد و داستان هزاران بار گفته شده از سمیر قنطار و بلندی‌های جولان سوریه و مغولان چه و چه … و دُردی‌کش یکی دیگر از مدافعان همین جنایتکاران هنوز مانده‌اند.
    بنابراین تا آن زمان باشید و پاسخشان را که مثلاً شما ضد جنگ هستید بدهید.

    «اگه توان موشکی حماس بیشتر از توان موشکی اسرائیل بود، الان از چه موضعی متن می نوشتین؟»
    از ظفرمندی! از پیروزی حق بر باطل.از نابودی رژیم آپارتاید و راسیسم صهیونی.

    «یادمه یه بار که یه سرویس مدرسه بچه های اسراییلی رو بمب گذاری کرده بودن انتفاضه ایا، اخبارشو با شعف فراوان تلویزیون ما پخش می کرد»
    می‌تونی بگی آن عبارت شعف از خلال اخبار شنیدی چه بود؟
    یعنی آن نَریشن شعف را چگونه چگونه شنیدی؟
    بعد مگر بَنا نبود که شما ضدّجنگ باشی ؟ پس چرا بیشتر به آن سوی غش کرده‌ای؟

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۸ ب.ظ:

    هر گاو گند چاله دهانی آتشفشان روشن خشمی شد!

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۲ ب.ظ:

    حدسم درست بود. یک گول یاوه‌سرایی کرد:
    پس به زبان همو که ذکرش را کردی

    هر گاو گند چاله دهانی

    آتشفشان روشن خشمی شد:

    «این گول بین(مریم)، که روشنی آفتاب را

    از ما دلیل می‌طلبد»

    توفان خنده ها…

    – «خورشید را گذاشته،

    می‌خواهد

    با اتکا به ساعت شماطه‌دار خویش

    بیچاره خلق را متقاعد کند

    زنده‌یاد احمد شاملو

    واقعاً بی‌چاره خلق با که چه موجوداتی متفرعنی مواجهه دارند.
    کلاً خسته نباشی و یادت بماند که حرمت کلام را خودت شکستی.
    پس باش تا نوبه‌ی تو هم برسد.
    گوگولی بای :mrgreen:

    محمد پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    بوی تعفن متن‌هات تمام آهستان رو برداشته آریوشین !!

  3. ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۰۹:۵۸ | #3

    در فیزیک بیشتر از ۲۵ متر را می گویند بی نهایت. یعنی اگر در بیست و پنج متر دو پرتو به هم نرسند دیگر به هم نخواهند رسید.
    مشابه آن در سیاست هم وجود دارد، هر آرزویی که در بیست و پنج سال یا پنجاه سال تحقق نیافت را باید ناممکن بدانیم.
    ” ” لازم نیست پانصد سال صبر کنیم تا به ناممکن بودن چیزی پی ببریم. ” ”
    بعضأ می گویند استقرار دمکراسی در اروپا چهارصد سال طول کشیده و به این ترتیب ناممکن بودن آنرا توجیه می کنند.
    . . .
    مشکل فلسطین هم موضوعی لاینحل است.
    همدردی و هم کلامی ایرادی ندارد، اما ما نباید هزینه زیادی صرف موضوعی لاینحل بکنیم همانطور که بقیه کشورهای جهان هم نمی کنند.
    حمایت ما از فلسطین باید در حدی باشد که هزینه زیادی برایمان نداشته باشد. (هر نوع هزینه ای) چون فلسطین موضوعی لاینحل است.
    . . .
    آیا درست است که کشورها نیمی از درآمدشان را صرف تحقیق برای کشف داروی سرطان بکنند؟ در مقام دفاع از این کار حرفهای احساسی زیادی می توان گفت، همانطور که در مقام دفاع از مظلومیت فلسطین هم حرفهای احساسی جالبی می توان بیان کرد.
    . . .
    البته فلسطین دوستی امروز ما کلأ قضیه دیگری دارد، ناشی از انسان دوستی نیست زیرا اگر ما انسان دوست بودیم، غصه محرومین خودمان را هم می خوردیم نه فقط فلسطین!!
    اگر دقت کنید می بینید سخنرانی تمام مقامات ما شده سیاست خارجی، انگار در داخل هیچ موضوع و مشکلی وجود ندارد.
    شما اگر تجربه مسئولیت داشته باشید انگاه متوجه می شوید که چقدر خوب است تا نظرها به موضوع دیگری جذب شود.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    “در فیزیک بیشتر از ۲۵ متر را می گویند بی نهایت. یعنی اگر در بیست و پنج متر دو پرتو به هم نرسند دیگر به هم نخواهند رسید.”
    نو خود حدیث مفصل بخوان ازین مهمل

    [پاسخ]

    یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    جناب با بک
    من که محل … به شما نمی گذارم چرا شما به من محل می گذاری، چرا زیر کامنتهای من مطلب می نویسی؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    چون دوست دارم

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    حکایت «آدم گدا نه جمعه تعطیل است نه شنبه» را شنیده‌اید؟
    حکایت این دو همشهری است که از یک دیار و ولایتند. هر دو یاوه‌گو و یاوه‌نویس است. یعنی هر دو از یک جوب آبشخور دارند.جغرافیای حرف و بلاهت سیال.
    میزان شعور و سوادشان هم به یک اندازه نخود و اما ادعایشان اوه اوه!!. :mrgreen:

    یکی ملقب به علاّمه و اون یکی هم این اواخر مفتخر به چهارپایه‌ی آهستان.
    از شنبه تا جمعه یکسره درازکش اینجایند. سرآمد حاضر به یراق برای تخلیه چاه هر مزبله‌ی مسلمانان.

    وقتی در ۱۲ تیر ۱۳۹۳ و ۲۰ تیر ۱۳۹۳ ،حکیم ژوزفین همه چیز خوار با آن یاوه‌های بی سرو ته همیشگی‌اش را در همان یک صفحه نوشتار پیشین آهستان، یاوه‌های‌بلند هفتگی‌اش را مکرر بالا می‌آورد و هی در گوش خلایق … می‌کند، وقتی که اسب لوده و لوند در حیرت دموکراسی در «تنبان یابو » دلش غش می‌رود تا بلکه ناز لودگی‌اش بتواند پسند دلقک دائم‌الخمر استراگیجی شود و شاید شوری در انتخابش بیاندازد که مثلاً کم از یک مغ بچه‌ی لوند ندارد و این بلد است عشوه‌های فراوان فراوان در گردش در نیم تنه‌اش را به نمایش بگذارد و این‌که آشنا به انواع ترفندهای دلبری و لودگی است و … ، همه نشان از بی‌چارگی و فلاکت و ایست وجدان و اخلاق این جماعت به هم چفت شده به یک گاری است .حالا بگذریم که حال خوشمان در خلال دیدن دو نیمه‌ی فوتبال خراب نشود.

    «در فیزیک بیشتر از ۲۵ متر را می گویند بی نهایت»
    حالا بگو به مقدار کمتر از آن اندازه چه می‌گویند؟
    گفته بودی مهندس میکانیکی و از دیار خراسانی.
    کتابی دارم برای دانش‌آموختگان دروس تئوری الکترومغناطیس و مکانیک کوانتومی.
    این کتاب چاپ مشهد است (از آستان قدس) مبحثی دارد تحت عنوان تبدیلات فوریه Fourier با دامنه‌ی نامتناهی.
    با اجازت می‌خواهم این بخش کتاب را پاره کنم و به دیگران هم توصیه کنم فقط به ۲۵ متری فکر کنند.
    فردا هم در محل کار هر که آه و ناله کرد از جنایت تنبان‌یابو،همین ۲۵ متر ناقابل را بگذارم جلویش تا از کسالت و مرارت یکجا خلاصی یابد. :lol:

    اما مهندس حکیم ژوزفین! خو گرفته‌ای به یاوه‌گویی و یاوه‌‌نویسی؟
    چرا داروهایت را به موقع نمی‌خوری؟
    می‌دانم که :«مگس باعث مرگ نمیشه، اما باعث استفراغ که میشه».

    [پاسخ]

    یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۷ ق.ظ:

    خیلی جالبه که شما جز توهین حرف دیگری نمی گویید و حتمأ از خودتان راضی هم هستید!!
    ببینید عرایض بنده چقدر محکم است که شما هیچوقت غیر از تمسخر و توهین چیز دیگری نتوانسته اید بنویسید.
    ببینید اصولگرایی به کجا رسیده:
    در انتخابات تا آبروی کسی را نریزید نمی توانید رای بیاورید تا عکس زن کسی را لای پوشه نگذارید نمی توانید رای بیاورید و در زمان بحث هم حرفی جز تمسخر و توهین ندارید.

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۹ ب.ظ:

    جناب سلطنت‌طلب
    حکیم یاوه‌نویس
    مهندس مکانیک
    چرا بی‌خود بی‌جهت آب و روغن قاتی می‌کنی؟
    خودت حرف خودت را تاب نمی‌آوری؟
    از بین آن همه خزعبلات من تنها یک مورد را مثال زدم.
    چرا؟ چون درست همان فصل کتاب را با عدّه‌ای دانش‌پژوه بی‌کار مشغول زیر و روی کشی از Fourier را داریم سنگ‌قلاب می‌کنیم و تصادفاً رسیدیم به ساختار فرموله بدیهی و کارساز شما.
    نکند بکارگیری این ۲۵ متر هم آدابی دارد و شرایطی و ما پیش‌نیازش را پاس نکرده‌ایم ورود کردم به ساحت محکم اندیشه‌ی شما؟

    – از خودم راضی نیستم . می‌دانی چرا؟
    چون به اندازه‌ی شما اعتماد به‌نفس ندارم. نه این‌که نداشته باشم ها ! اندازه‌اش مانند شما نیست.شاید قرص‌هایی که من می‌خورم به‌اندازه‌ی دوز مصرف شما نیست. یادمان باشد برویم دکترمان را عوض کنیم.

    اما عرایض شما :lol: محکم است . بتون مسلح عالی. سنگری توپِ توپ. این میان هم مشتاق و دلبسته هم دارید فراوان.این است که من قدری حسودم و بخیل. :cry:
    غیر از تمسخر و توهین ، سخنان بد بد هم زیاد نوشته‌ام مانند آن موقع که می‌نوشتم :«جناب یوسفی بزرگوار».
    شما این خطای آخری را ببخشایید. :roll:

    بعد مهندس حکیم حکایت شما چه‌طوری و یهویی از لابلای پوشه‌ی عکس زنی در انتخابات در آمد؟
    این‌ها با هم زلف گره زده‌اند؟
    اگر آن ماجرای مناظره‌ی سخیف احمدی‌نژاد را می‌گویید که اتفاقاً آن بابا که رأی آورد (حواس جمع).
    آخه این چه مثالی است که بیادش اُفتادی و می‌گویی؟

    بعد من‌که با شما که در آن اوایل بحث می‌کردم خاطرتان هست؟
    حرمت شما را نگه می‌داشتم و داشتم تا خودت ماهیت کریه خودت را نشانم دادی.
    داستان رضا پالانی میرپنج و حمایتت ‌از دیکتاتوران منطقه و رعیّت‌خواندن مردمان و الخ … را نمی‌گویم،بلکه آن حکایت پدر بیماری رو به موت را نوشتی که نمی‌بایست ریالی خرجش کنیم را می‌گویم.از همان موقع دانستم سرشت کُهتَر و خواری داری.
    بعد مگر نمی‌گفتی بسیاری از کامنت‌ها را نمی‌خوانی. خب این را هم نمی‌خواندی و خلاص.

    یـوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۸ ب.ظ:

    من برای خودم هم تصمیم دارم اگر خواست خداوند بیماری سخت بود، معالجه نکنم.
    الان هم چند ماهی است که بیمار شده ام، از طریق داروهای گیاهی پیگیر معالجه هستم.
    خدابیامرز پدرم هم پرتو درمانی اش را قطع کرد، در سی سال قبل.
    شما جایی که باید احساساتی باشید، احساس ندارید و جایی که جای احساسات نیست احساساتی می شوید.
    این خدمت بسیار بزرگی به بشریت است که بیماران لاعلاج بتوانند مرگ انتخابی را انتخاب کنند مطمئن باشید صد یا دویست سال دیگر این موضوع بسیار عادی و فراگیر خواهد شد.
    معرفت شناسی عمق زیادی دارد، فکر نکنید که همه چیز را میدانید.

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۲ ق.ظ:

    بچه های فلسطین همانقدر مظلومند که بچه های مسلمانان چچن و چین اما امان از سیاست که قاتل یکی سگ هار نجس می شود و قاتل دیگر رفیق گرمابه و گلستان

    [پاسخ]

  4. ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۰:۲۸ | #4

    اختصاصی حزب الله سایبر / بازخوانی سه پرونده مظلومانه + ویدئو و تصاویر

    سالی که گذشت وقایع تلخی برای آمران معروف رخ داد که بازخوانی آن هر دلی را به درد می آورد. همزمان با روز حجاب و عفاف، سعی داشته ایم مختصری از شرح این وقایع را به همراه واکنش ها، تصاویر و همچنین فیلم در قالب یک مجموعه منتشر سازیم. آنچه می بینید گزارشی از سه پرونده خشونت بار علیه آمران معروف و ناهیان منکر است که در جریان انجام این فریضه الهی آسیب دیده اند.

    http://www.hizbullahcyber.com/content/22120

    گروه نشریات و چندرسانه ای حزب الله سایبر به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی (ع) نشریه ” کرامت بیکران ” را برای مخاطبان عزیر تهیه کرده است.

    http://www.hizbullahcyber.com/content/22110

    [پاسخ]

    ایران فردا پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۶ ب.ظ:

    این برادر حزب اللهی آمرین به معروف و مداخله گران در زندگی خصوصی مردم رو از ۱۶۰فلسطینی که تو غزه کشته شدن با اهمیت تر میدونه :D

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۰ ب.ظ:

    افسران جنگ نرم ..
    تبلیغاتیه ؟؟

    [پاسخ]

  5. ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۰:۵۳ | #5

    همه می بینند و همه هم واقعیتها را خوب می دانند ..اما خوب این خصلت عقرب می باشد ..غربیها یک سگ هار در منطقه آسیا بستند و همه هم از او حمایت میکنند . صهیونیستهای خونخوار هم براحتی آدم میکشند و قوانین بین المللی را نقض می کنند . جوامع بین الملل که پاچه خوار همدیگه هستند هم یا سکوت میکنند یا از صهونیستهای نجس العین حمایت !
    این یک جقیقت انکار ناپذیر است که دشمنان اسلام سلان کش راه انداخته اند تا خود بهتر بتوانند ملتها را سرکیسه یا استعمار کنند . و آنهایی که طرفدار صهیونیستها و غربیهای آدمکش هستند نیز یقینا یا غافل هستند یا مانند خودشان آدمکش ..
    من با اینکه از حماس ناراحتم از اینکه در سوریه دوشادوش تروریستها می جنگند اما جنایات صهیونیستها را هم تایید نمیکنم و صهیونیستهای وحشی را دشمن درجه یک اسلام و مسلمانان میدانم .
    تنها راه اینه که مسلمانان متحد شوند و بقول حضرت امام صهیونیستهای خونخوار را از صحنه روزگار محو کنند .

    رسانه های غربی هم آلت دست اربابانشان هستند . کسانی که سنگ غربیها و صهیونیستها و ..را به سینه می زنند یقینا خودشان همفکر آنان هستند و اگر دستشان بر بیاد در این جنایات شریک می شوند .

    امیدوارم مسولین احمق حماس به خودشان بیان و دوست و دشمن را تشخیص بدهند و نیروهایشان را از سوریه خارج کرده و بجای بشار با صهیونیستها بجنگند .

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۰ ب.ظ:

    شجاع، یه سوال ازت دارم،
    اون زمانی که فلسطینی ها با عملیات انتحاری توی خاک اسرئیل، شهروندان غیرنظامی اسرائیل (که بعضا کودک بودن) رو می کشتند، باز هم برای اون کودکان بی گناه کشته شده، دل می سوزوندی؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۸ ق.ظ:

    کودکان از هر قشر و مذهب و نژادی معصوم و بی گناه هستند و دل همه واسشون میسوزه و دل منم میسوزه …

    اما این سران و مسولین آن کودکان هستند که مسبب قتل آنها هستند .یعنی صهیونیستهای وحشی و کودک کش مسبب اصلی قتل و غارت در جهان هستند …
    چرا ؟
    چونکه جنایات اسرائیل در کشورهای دین گرا و مذهبی و جهان سومی که بوی کمی از مقاومت هم از آنها بلند بشه دیده میشه .
    سران خونخوار صهیونیستها ملتهای کشور دیگر را میکشند و آنها نیز مقابله به مثل میکنند .

    تنها راه جلوگیری از این جنگها این است که اسرائیل کودک کش از بین بره …

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۲ ق.ظ:

    شجاع قانع نشدم.
    اونی که می اد به خودش کمربند انتحاری می بنده، هیچ تقصیری نداره و از نظر شما بهشتی هست؟

    باران پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۸ ق.ظ:

    امید حسینی جواب سوال من رو نداد
    تو جواب بده.
    دقیقا اگه چه اتفاقی بیافته و چند سال بگذره شما قبول می کنید که رویای تشکیل کشور مستقل
    فلسطینی امکان رخ دادن رو نداره؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ب.ظ:

    جناب باران
    کشتن بی گناهان کار زشتیه برادر
    اسلام ریختن خون بی گناه را نادرست و جرم میداند …قاتلین باید کشته بشن
    کمربند انتحاری برای کتن بی گناهان جرمه و کاری غیر انسانی ..

    فقط گنهکاران و مجرمین و قاتلین باید مجازات شوند نه حتی زن و فرزندان اینها ..
    من حتی با کشتن یک کودک و زن بی گناه اسرائیلی هم مخالفم ..اما اگر منظورت در جنگ هست که کاریش نمیشه کرد ..
    موشک بازی دوطرفه همینه ..موشک میاد و تر و خشک نمیکنه …
    اما من دوست دارم شماها اسرائیل را بجرم تجاوز و آتش افروزی محکوم کنید .نه اینکه ما از کشتار غزه میگیم شماها بجای تایید زود گریزی بزنین و بگین کودک اسرائیلی چی ؟
    خب ببینید چه کسانی دنبال جنگ و خونریزی و تجاوز و قتل و ترور و ..هستند .

    و اما رخ دادن کشور مستقل فلسطین …باید بگم که انسان همیشه به امید زنده است . اسرائیل اومد خاک مردم فلسطین را غصب کرد و یک حکومت غیر قانونی تشکیل داد . زورگویان و وحشان غربی هم ازش حمایت میکنند ..

    چه باید کرد ؟
    بید خانه را پس گرفت ..آیا میشود ؟ یقینا خواهد شد ..یقینا اسرائیل از بین خواهد رفت اما نمیشه زمان دقیق داد ..ولی شدنی است و خواهد شد ..

    حالا چرا زمانش طولانی شده ؟ بخاطر خیانت و حماقت سران فلسطینی اینجوری شده ..وگره باید سالها قبل اسرائیل از بین میرفت .
    فلسطینیها سنی هستند و سنیها هم همیشه هزارفرقه هستند و اختلافشان خیلی زیاده …نمیتونن رهبری مستقلی داشته باشند ..ولایت فقیه و رهبری و ..را اصلا قبول ندارند …
    به همین دلیل اینطور مثل خر تو گل موندن …
    ولی اسرائیل قطعا رفتنی است ..شک نکن .

  6. با بک
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۸ | #6

    جمله سوم کاملا درسته دومی رو که یه طرف دعوا گفته منتها اولی رو مشکوکم که دبیر کل اینقدر رو طرفداری کرده باشه.
    بعدش هم اگر قرار به دروغ هست این هزاران بمب رو شما از کجا اوردی؟بعدش هم بمب نه و موشک. بعدشم هنوز کشته های فلسطینی به صد ها نرسیده.
    دفاع پیشگیرانه؟ آغاز این یکی درگیری رو نمیدونم چطور بود. ولی ادامش اینه که حماس میره یه فشفشه از بالای پشت بوم یه بدبختی در میکنه. بعد اسرائیل اینو ردیابی میکنه. به ساکنای خونه و محل زنگ میزنه میگه برن بیرون . بعد هم اونجا رو با موشک میزنه.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    العهده علی الراوی.منتها شما از چی تعجب کردی دقیقا؟
    نکردن یه بار محکومش کنن خیال ما راحت شه که اینام میتونن ببینن.که کور نیستن.

    مردک مثلا دبیرکل یه سازمان فرادولتی و خیر سرش بی طرفه.
    قطعنامه هاشون فقط برا ماست؟
    اینکه میگن امریکا و سازمان ملل مامان بابای نازکش اسرائیلن درسته.
    اون وخ اینا مرجع تصمیم گیری برای ما هستن.
    قربون برم خدا رو،تو چه آمازونی داریم زندگی میکنیم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۱ ب.ظ:

    اینقدر میفهمم که با جرئت بگم جمله دبیر کل رو دستکاری کردن در ترجمه. امید حسینی بیاد رفرنس بده ببینیم اصل جمله چی بوده.
    ضمن اینکه چندین قطعنامه بر علیه اسرائیل داده شده که توسط امریکا وتو شده.
    بعدش من نمیفهمم شما اگر ساختار سازمان ملل رو فبول دارید که باید به قوانینش هم پایبند باشید. دیگه غر زدنتون چیه؟

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۵ ب.ظ:

    ضمن اینکه چندین قطعنامه بر علیه اسرائیل داده شده که توسط امریکا وتو شده.

    چی بود این الان؟
    شماها بودین میگفتن رییس جمهورای تدارکاتچی و بی عرضه ی ما لااقل بیان بگن ما هیچ کاره ایم و میخوایم کاری کنیم و نمیتونیم؟

    بعد من گفتم سازمان ملل رو قبول دارم؟
    ته ته فایده ی سازمان ملل واسه وقتیه که روسیه یا چین برای منافع خودشون از یکی دیگه جانبداری کنن که بالانس بشه اوضاع.
    همچین جنگلیه دنیا.

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۰ ب.ظ:

    قبول نداری؟ خوب یکی از خواسته هاتون این باشه که ایران از سازمان ملل بیاد بیرون. تقیه میکنین؟
    بعدشم خوب معلومه دنیا جنگله. قصه دختر شاه پریون که نیست. هر چیزی قاعده و قانون خودش رو داره و زور هم توش خیلی نقش داره. منتها غر زدن و صحرای کربلا و روضه حضرت رقیه فک نکنم تاثیری داشته باشه

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۸ ب.ظ:

    عه..تو هم که قبول نداری نظامو کلا.
    حالا ما مجبوریم برا اینکه له نشیم،عضویت داشته باشیم تو یه سازمانی که دیگه حداقل های حداقل ها رو مجبوره رعایت کنه.شما چی؟
    خب چرا نمیری از ایران بیرون؟تقیه میکنی؟مسلمونی مگه؟
    چرا همه تون از حقتون نمیگذرید و ایرانو نمیذارید برای ما؟

    معلومه که دنیا جنگله.قصه ی شاه پریون که نیست.هر چیزی قاعده و قانون خودشو داره و زور هم توش خیلی نقش داره.
    و میبینی که زور نظام هم از شماها خیلی بیشتره.
    پس حرف و نق و غر ممنوع.

    آی بدم میاد این ژستای آزاداندیشی و مبارزه مدنیتو برا ما داری و به جامعه جهانی که میرسی موش میشی.یه کم عزت نفس داشته باش لااقل.
    یه بوم و دو هوا که شاخ و دم نداره.
    به شم میگی ارباب میگه بیا فحش بدیم.فحش نمیخواد آقا جان.کاملا معلومه کی چی کاره ست.
    هر چند من تا الان فکر میکردم این دفاع از امریکا و اسرائیلو برای این انجام میدادی که سکوتت به نفع نظام تموم نشده باشه.

    قاعده و قانون اینه که هر کی زورش بیشتر بود و پولش بیشتر بود زور بگه؟
    خاک بر سر اون قانون.خاک بر سر اون قانونگذار.خاک بر سر من و تو اگه قبولش کنیم.
    داخلی و خارجی ش هم فرقی نمیکنه.

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۴ ب.ظ:

    قبل از مقایسه اون عقلت رو بکار بنداز. هر چند بنا به گفته معصوم ناقصه.
    عضویت تو یه سازمان بین المللی خیلی فرق داره با دنیا اومدن تو یه کشور. در کل هیچ ربطی به هم ندارن.

    “قاعده و قانون اینه که هر کی زورش بیشتر بود و پولش بیشتر بود زور بگه؟ ” قانون نیست واقعیت هست
    ضمن اینکه همواره بالانسی بین عقل و زور بر قرار هست در دنیای مدرن. منتها اینجا کم عقلترین ادما دارن بیشترین زورگویی رو میکنن. و همچنین تو این مملکت دچار یه فیدبک مثبت شدیم که هرچی کم عقل تر پر زورتر. اینه که ما باهاش مخالفیم.
    و گر نه اینکه آدمای پر زور زور میگن که بدیهی هست. اگر نه رو چه حساب بهشون میگن پر زور؟

    یلدا پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۸ ب.ظ:

    به به فهیمه جان // کجا بریم ؟ توی کشور خودمون راه مون نمیدید انتظار داری مردم بقیه ی کشورا راه مون بدن ؟ :-)
    با یه مشت کشور درب و داغون تر از خودمون دوستیم که مردم خودشون هم زیادی ان
    بریم افغانستان؟ ونزوئلا؟ گینه ی بیسائو؟ عراق یا غزه ؟؟ :-)

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    بابک
    چرا عضویت تو یه سازمان بین المللی؟
    مسئله عضویت صرف نیست.مسئله ی یه حق طبیعی و قطعیه.
    اینکه تو کشور خودت بتونی راحت و بی مزاحمت زندگی کنی یه حق طبیعی به حساب میاد.همونطور که عضویت تو سازمان ملل به عنوان
    تنها راهی که میتونی باهاش صداتو به گوش بقیه برسونی،یه حق طبیعی به حساب میاد.

    یلدا
    واقعا این معنا رو داشت حرفم؟
    تا جایی که یادم میاد همه جا و به خصوص اینجا گفتم که هم زیستی مسالمت آمیز.حتی در برابر دوستانی که معتقدن موفقیت و بردشون بسته به نبود و شکست نظام که هیچ،بسته به شکست و نبود ماست.
    همیشه هم گفتم که ایران برای همه ی ماست.
    تا جایی که هم توان داشتم دادمو زدم به حقوق هم احترام بذاریم.
    من راه تون نمیدم؟
    جدا از همه ی کل کلا و دعواها،داد و بیداد و اون روی نه چندان خوشم برای غریبه ها و نامحرماست.نه تو و نه حتی بابک.
    فک کنم تو همین پست قبل گفتم اگه مقابله و تو رو وایستادنی هم هست در برابر متجاوزه نه در برابر همدیگه.قرار من با خودم این بوده.شما رو نمیدونم.

    ایران ملک اختصاصی من و همفکرام نیست.
    مثال من برای این بود که بگم یه بوم و دو هوا بودن خوب نیست.حق حقه همیشه و همه جا.ناحق و ظلم هم ناحق و ظلمه همیشه و همه جا.
    اینکه نفع و ضرر من نوعی چی باشه،تغییرش نمیده.

  7. باران
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۲:۵۲ | #7

    آقای حسینی
    دوست دارم بدونم که چند سال دیگه باید بگذره که شما این رویای کشور مستقل فلسطینی رو به فراموشی بسپارید و از آسمون بیان پایین رو روی زمین زندگی کنید.
    هیچ وقت در تاریخ، چیزی به اسم کشور مستقل فلسطینی وجود نداشته.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۰ ب.ظ:

    هیچ وقت در تاریخ، چیزی به اسم کشور مستقل فلسطینی وجود نداشته.

    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  8. گروهبان فلفلی
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۳:۳۳ | #8

    شخصا بر این عقیده استوارم باید مرده شور این موقعیت جغرافیای ما رو ببرن که باید توی همچین منطقه ای باشیم
    که یه سرش افغانستان و پاکستان و بن لادن و بمب گذاریای نا تمومش باشه یه طرفشم داعش و عراق و سوریه جبهه النصره و بشاره اسد و فلسطین و اسماعیل هنیه و…..اسرائیل با شیمون پرز و نتانیاهو !!!!!!!!!!!!!
    جمع ،جمع حمقاست!
    یه اردوغانش کم بود که الحمدالله اونم یه چند صباحی وارد گود شده بود!!!!!!!
    یعنی مرده شور این جبر جغرافیای ما رو ببرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    http://s5.picofile.com/file/8107117668/Jabre_Joghrafiaei.mp3.html

    اصلا خرابم کردی با این پستت!

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۵ ق.ظ:

    به جبر جغرافیایی مربوط نمیشه مطمئن باش اگر اسلام به آمریکای شمالی و شمال اروپا در همین وسعت خاورمیانه نفوذ می کرد اونجا هم همینی بود که میبینی

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۳ ب.ظ:

    یک جمله هم بشنوید از مادر عروس !

    مشکل از بندگان است نه دین الهی . کجای اسلام نوشته بمب بریزید بیگناه رو بکشید ؟ پیامبر اسلام ص در جنگها حتی اجازه نمیداد درختان را قطع کنند چه برسه کشتن بیگناهان !
    کجای قرآن نوشته ؟
    ها ؟
    کسی مجبودت کرد ححرف الکی بزنی ؟
    الان روسرت اسلحه گذاشتن اینو بگی ؟

    دورو برت داعشی کسی هست ؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۸ ق.ظ:

    پس این اسلام واقعی شما کجا نمود پیدا خواهد کرد ، ماجرای بنی قریظه که در تاریخ ثبت شده ، همین
    اسلام نیست که غیر مسلمان رو نجس فرض میکنه و حکم قتلشو صادر میکنه؟

  9. سین
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۴:۳۶ | #9

    مطمئنا در تمام این سالها، منظورم سالهای بعد از انقلاب که احقاق حقوق انسانی و میهنی مردم فلسطین در زمره اصلی ترین شعار ها و اهداف حاکمان نظام ایران بوده و برای رسیدن به این هدف صرف هزینه مالی و جانی هم شده ، کسی انتظار نداشته روزی بیاید که این حقوق دو دستی تقدیم مردم فلسطین شود و در ادامه با رشد و توسعه رسانه ، پروپاگاندای رسانه ای به نفع این حقوق عمل کند.
    در تمام این سالها فلسیطنی کشته شده. مخصوصا کوکان. غیر نظامیان.
    شاید کمتر کسی در اسرائئل یا فلسطین هنوز زنده باشد که عمر طولانی اش آنقدر قد دهد که جزء اولین ساکنان سرزمین فلسطین قبل از شکل گیری اسرائیل و جزء اولین اشغال گران صهیونیست باشد.
    بسیاری از کسانی که امروزدر پرجمعیت ترین بافت سکونتی ، در حدود و ثغور یک نوار ، در پس دیواری خاکی که مرزی است از جنس عقیده و دین و مرام، از دید ما مظلومانه تکه پاره می شوند با کسانی که آنطرف دیوار در شهرک های یهودی نشین در ترسی تاریخی از کوره های آدم سوزی نژاد پرستی زیر سایه امنیت ابر قدرتی همدیگر را از اقصا نقاط دنیا یافته اند و در هراسی دائم از جنگی که هر لحظه ممکن است شیپورش از طرف سیاست مداری بی کله به صدا در آید نمی میرند اما وحشت می کنند از یک قوم و قبیله اند./
    این بسیار مردمان وارثان تاریخی هستند که آنها را دو دسته کرده. مهمترینش مسلمان و یهود.
    آن ها هر دو خود را مالک خاکی می دانند که بهشان وعده داده شده. یکیبه این خاک می گوید سرزمین موعود آن دیگری وطن آبا و اجدادی.
    آنها دشمن بالفرطه نبوده اند. چون آن موقع که دشمنی آغاز شده آنها نبوده اند. آنها می توانند فارغ از این جدایی های به ارث رسیده ، بدون دیوار کنار هم باشند. مثل خیلی جاها. اما این مرز ، این شکستن آتش بس ، این دو گانه سازی ظالم و مظلوم ، این موشک و آن گنبد آهنین باید باشد.
    تا قبل از این کشتار مجدد چه کسانی داشتند برای صلح قدم بر می داشتند و چه کسانی داشتند از احقاق حق تا اخرین قطره دم می زدند؟
    ********* چرا تلاش های جمهوری اسلامی برای حل مسئله فلسطین جواب نداده؟ اگر خاک فلسطین مهمتر از جان کودک فلسطینی است چرا داریم بر سر اجسادی که برای این خاک می میمرند گریه می کنیم؟ چرا می خواهیم دیگران هم زجه بزنند؟ چرا تبلیغات دروغ دیگران به گفته آقای حسینی راست تر از راست ما جلوه کرده؟ این خاور میانه ی لعنتی که هر روز ساکنان فرقه های رنگارنگش مثل تپاله روی خاکش می افتند و شبی نیست که خبر انفجار و مرگ خیل عظیمی از بیگناهان در زیر سایه والیان و خلیفه ها و امامان ان خود امام پنداشته نقل مجلس نباشد ، چه باروتی در سینه دارند که با یک کبریت دشمن “استکباری!!!!!!!!!!” به آتش کشیده می شود؟ این حرام زاده های داعش سلفی طلبانی و هابی و تندرو های وطنی ذیل کدام درس و بحث رشد پیدا می کنند و برای رسیدن به چه بهشت وعده داده شده ای می میرند و می کشند؟*******
    چرا جمهوری اسلامی و طرفدارانش بعد از سی و پنج سال می خواهند بانکی مون و امریکا و بی بی سی و صدای امریکا بیاید و برای کشته شده گان غزه مجلس روضه و مصیبت بگیرد؟
    این که آنها می کشند که واقعیت سی و پنج سال پیش است. شما برای تغییر این واقعیت چه غلطی کرده اید؟
    نه آقای آهستان. کسی که زندگی برای انسان را حق مسلم می داند ، دائم بر طبل اختلافاتی که مربوط به دین است ، مربوط به منافع است ، مربوط به چند نسل قبل در گوشه تای از کره زمین است نمی کوبد.
    نمی گوید کوره آدم سوزی دروغ است. تا بعد مجبور نشود بنویسد یک غزه ، یک دنیا دروغ.
    کودک ساکن اسرائیل ، کودک ساکن غزه ، عراق ، سوریه ، ایران، می میرد و مرده چون دنیا پر از آدمکش شده. آدمکشانی که چند پله بالاتر از مخاطبین با اسلحه می گویند خدا رحمان و رحیم است. آدم کشانی که اسلحه تولید می کنند و دست این ” خودوارثان پنداشته بر زمین” می دهند.
    صلاح نیست دنیا را با یک چشم ببینی. آنقوت می شوی اسحاق رابین.
    این دیوار کشیده شده میان پیروان ادیان ، فرقه ها ، نژاد ها تنها به دست کسانی برداشته می شود که حق را به نسبت مساوی تقسیم کنند.

    [پاسخ]

  10. ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۴:۵۷ | #10

    با سلام و خدا قوت
    مطلب شما در سایت “حرف تو” با آدرس: http://harfeto.ir/?q=node/30022
    و در سایت “دانا” با آدرس: http://dana.ir/News/112542.html
    منتشر شد.

    [پاسخ]

  11. سجاد
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۵:۱۱ | #11

    ۱- جنایت و آدم کشی بد است. به هر مقدار و از طرف هر کسی که باشد.
    ۲- اسرائیل و آمریکا جنایتکارند. روسیه هم همینطور و البته در مراحل بعدی چین، فرانسه و دیگران
    ۳- دنیا تا بوده و هست و خواهد بود از قانون جنگل تبعیت میکنه. حالا در گذر زمان رنگ و لعاب اون تغییر میکنه ولی اصل همونه. این شامل کل دنیا میشه از اسرائیل و آمریکا و روسیه بگیر تا دیگران
    ۴- حرف و شعار باد هواست. ما اگر میخواهیم در دنیا تاثیرگذار باشیم باید خود را قوی کنیم که این قوی شدن ملزوماتی دارد که ما نداریم و در مسیرش هم قدم برنمیداریم. با رابطه بازی و تعهد به جای تخصص و برخورد مصلحتی با فساد هرگز قوی نمی شویم
    ۵- در شرایطی که داعش شیعیان عراق و سوریه رو قتل عام میکنه و در ۲۰۰ کیلومتری ما برای ما خط و نشون میکشه و اسرائیل هم زنان و کودکان فلسطینی رو از زمین و هوا و دریا هدف قرار میده نیروهای مسلح ایران بر آمادگی خود در مقابله با تار موی دخترکان هموطن بیانیه شداد و غلاظ میدن. باید گریست بر سرنوشت شوم کشوری که از جهان آرا و همت و باکری و باقری و دوران و فکوری و فلاحی و ظهیرنژاد و دریاقلی رسیدیم به … بنده خداها تقصیر ندارن کی پس به کارهای اقتصادی شون برسه؟
    ۶- اسم متبرک شهدا اومد یه صلوات برا شهدای ناوچه پیکان بفرستید که قهرمانانه و مظلومانه شهید شدند.

    [پاسخ]

  12. بئاتریس
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۵:۴۲ | #12

    کلوخ انداز را پاداش سنگ است.

    وقتی برای دزدیده شدن سه تا اسرائیلی تو غزه جشن می گیرند و شیرینی پخش می کنند باید انتظار این بمباران رو هم داشته باشند.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۳ ب.ظ:

    خوبه دیگه.
    مواضع کاملا برابره.
    سه تا اسیر بگیری بمباران میشی.
    چند تا بمب بزنی چندین بار بمباران میشی.
    چهارپنج نفر بکشی باید صدوخرده ای نفر کشته بدی.

    اصلنم به چشم نمیاد که اگه مردم غزه از به اسارت گرفتن سه تا اسرائیلی جشن میگیرن،مردم اسرائیل سینما صحرایی صحنه های بمباران رو میبینن و تشویق میکنن.

    برابر نیست خانوم.
    کسی عاشق چشم و ابروی فلسطینی ها نیست ولی اسرائیل داره ظلم میکنه و زور میگه.
    نمیدونم چی رو توجیه میکنید.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۷ ب.ظ:

    تو یازده سپتامبر هم ریختن بیرون شادی کردن. تشییع جنازشون با پرچم داعش هست. حماس بخشنامه داده ملت از خونشون نرن بیرون. کارشون شده مظلوم نمایی. جوجه کشی هم که در حد خدا هست. تند تند هم که شهید میشن. بهشت مسلموناست غزه

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۴ ب.ظ:

    بئاتریس
    فقط فلسطینی ها نیستند کلا اعراب سنی عاقلانه رفتار نمیکنند ..

    نمیدونم ژنتیکیه یا چه دلیلی داره که از جنایت حمایت میکنن

    مخصوصا سر بریدن که مثل آب خوردن آسونه براشون .. وحشی ها

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۸ ب.ظ:

    تا جایی که یادمه در این وبلاگ چند نفر همیشه حامی اسرائیل بودن! (گفتم حامی، نه جیره خوار، چون نمیشه اثبات کرد) یکی از این حامیان، شما بودی و هستی :))

    [پاسخ]

    مکتوب پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۰ ب.ظ:

    به بابک گفتم به تو هم میگم
    فردا بیا بخاطر بلاهایی که سرت اوردم ی سیلی بزن تو گوشم. من با عرض معذرت مستقیم میفتم به جون خانوادت و زن و بچت را با خاک و خون یکسان میکنم. اونوخت ببینم باز میای بگی کلوخ انداز را پاداش سنگ است.
    آدم از لحاظ انصاف و شرف تا چه اندازه میتونه کمبود داشته باشه

    [پاسخ]

  13. ع
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۶:۲۳ | #13

    چندین سال است با توجه به استفبالی که از از سخنرانی محمود عباس شد در سازمان ملل (مثل یک ستاره راک نمایندگان کشور ها برایش دست میزدند)؛ و همچنین پذیرش فلسطین در یونسکو؛ من حدس میزنم که افکار عمومی عموم بقیه کشورها هم (که قاعدتا تا حدودی در نمایندگان شان در سازمان ملل تبلور پیدا میکند) مخالف حکومت نسبتا راست افراطی إسرائیل است. اما…
    اما این دقیقا همان سازمان مللی است که حکومت سوریه را هم برای با خاک یکسان کردن شهر حلب محکوم کرد و او را جنایتکار جنگی نماید.
    اگر؛ اگر؛ شما اصلتان کشته شدن کودکان است؛ فکر میکنید ١٣٧ نفر بیشتر است یا ١۵٠ هزار نفر؟
    بدترین کار در دنیا همیشه به نظر آلودن جان انسان به سیاست بوده؛ کاری که نوشته شما دارد انجام میدهد.

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۹ ب.ظ:

    همچنین در مورد رسانه ها بیبیسی ورلد و سی ان ان را که انگلیسی هستند بگذارید کنار چون انگلیسی زبان هستند. لطفا در همین بی بی سی فارسی قسمتی را که با آقای سیبی لویی که متخصص مسایل فلسطین است و همیشه با او در این موارد بیبیسی فارسی مصاحبه میکند ضبط و با یک لینک مجاز اینجا بگذارید تا مردم رویکرد ایت رسانه را هم ببینند. من صحبتهایش را نشنیده ام اما ندید میگویم که یکبار نشده که این فرد بیاید و زیر و روی اسراییل را نشود و نگذارد کنار.
    لذا حرفتان در مورد رسانه ها هم به نظرم خلاف واقع است.

    [پاسخ]

  14. رضا
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۸:۲۰ | #14

    حالا موضوع این پست آنقدر ها هم مهم نیست.هر روز در این دنیا جنایت اتفاق می افته و تازه تاریخ را که ورق بزنی تمام صفحاتش خون آلود است مثلا هولوکاست حالا نه ۶ میلیون اصلا بگو ۶ هزار نفر و یا در جنگ دوم جهانی بروایتی یک سوم ایران یعنی ۶ میلیون از گرسنگی عمدی ایجاد شده توسط غربی ها مردند یا در تاریخ پیروان همه ادیان یهودیان مسیحیان مسلمانان هندو ها و … همدیگر را سلاخی میکردند…..
    چیزی که برای من مهم و عجیبه اینه که از پست قبلی ” حرف های ناگفتنی-۱۷ خرداد ۱۳۹۳” تا الان ۲۲ تیر ۱۳۹۳ بمدت ۳۵ روز(آنهم ۳۵ روزی که وسط خرداد حادثه آفرین ما است بروایت تاریخ معاصر)آیا هیچ مطلب ارزشمند و حادثه مهمی رخ نداده که جناب حسینی ما را همچنان اره به ما…ت رها کرده و نظرشان را نمی گویند؟! مثلا حمایت کامل رهبری از مذاکرات دولت و حتی شایعاتی مبنی بر احضار عده ای ازجمله شریعتمداری و توبیخ حضوری ایشان و یا اطلاعیه فیروزآبادی در هشدار شدید به سایت و روزنامه های اصولگرا و …
    هیچ کنایه ای در کار نیست.واقعا نظرتان را می خواهم بدانم.فقط ما را احمق فرض نکنید که “چهار دیواری اختیاری!نخواستم نظر بدم”

    [پاسخ]

  15. مهران
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۹:۲۱ | #15

    اگر «واقعا» به مردم فلسطین علاقه دارید، دست از طرفداری از آنها بردارید!
    شماها به هرچی دست زدید، ویران کردید.

    به اسلام خواستید کمک کنید، همه را از اسلام بیزار کردید
    به سوریه خواستید کمک کنید، ۱۷۰ هزار کشته بر جای گذاشتید
    به عراق خواستید روش کشورداری یاد بدهید که الآن دارد تجزیه می‌شود.

    طرفداری شما از فلسطینی‌ها فایده‌ای برای آنها ندارد. بیجاره‌ها را به حالا خودشان بگذارید.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۶ ب.ظ:

    طرفداری از فلسطین؟ به وضوح میگن فلسطین خط مقدم ماست.
    اینهمه تو سوریه با بمبای بشکه ای اسد آدم کشت دلشون بدرد نیومد. ۱۵۰ تا ادم تا بحال با موشک کشته شدن شروع کردن به مزخرف گفتن.
    پول موشکای حماس رو بهش میدن بعد میشینن واسه کشته ها روضه میخونن.

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۵ ب.ظ:

    کلمه «واقعا» اشاره به همین موضوع داشت که مسئله کشته شدن آدمهای بیگناه نیست

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۱ ب.ظ:

    مهران
    یه بار با یه فلسطینی داشتیم با واسطه حرف میزدیم
    میگفت هر وقت شما از ما دفاع کردید اسرائیل ما رو میزنه و عین جمله ای که گفت و من هیچوقت یادم نمیره
    ” ما خودمون پسرعمو هستیم و میتونیم با هم کنار بیاییم “” و من هم به اون دوست مشترک گفتم این همه پولامون رو هپلی هپو کردید بهمون پس بدید بعد برید با پسرعموهاتون خوش باشید / پررویی رو وقتی میفهمید که با یه فلسطینی بحث کنید
    دو قورت و نیم شون هم باقیه …
    و براشون بسیـــــــــــــــــــــار مهمه که اونا سنی اند و ما شیعه . انگار مثلا نژاد برتر هستند
    البته از عرب های خود خواه بعید نیست ها وقتی کل انسانها رو ۲ دسته میبینن :
    عرب و غیر عرب ( عجم )

    فقط اینو بگم که از ایرانی بدشون میاد سنی باشند و عرب باشند // ایران میشه دشمن درجه ۱

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۶ ب.ظ:

    ملت های عرب اصولا فروعا ایرانیو بدتر از یهودی و اسرائیلی می دونن
    این واژه ی پسر عمو بین اعراب اون منطقه و اسرائیلی ها متداول هست ، مناشه امیر هم در صحبتاش زیاد استفاده می کنه . . .
    این داستان طولانیه در چند خط جمع نمیشه
    دهه ی پنجاه که موج اسرائیل ستیزی بین اعراب سنی وجود داشت ، یهو شخصی مثل آقای خمینی تصمیم گرفت که شیعیان هم وارد این بازی بشوند ، در واقع می خواست ثابت کنه شیعیان مسلمان تر هستند و برای همین با کمک نیروی ملی مذهبی کاسه ی داغ تر از آش شدیم
    درد اصلی رقابت های مذهبی و مسابقه ی درون مذهبیه ، برای انکه ثابت کنیم کی مسلمون تره ، مه ناب تره
    که خوب هرچی بالا پائین بزنیم تا موقعی که برادران و خواهران سنی باشند نوبت مسلمانی به ایرانیان نیمه مسملنا نیمه میترائیسم نمیرسه

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ ب.ظ:

    “در واقع می خواست ثابت کنه شیعیان مسلمان تر هستند”

    این مسابقه «مسلمانی» شروع بدبختی ما بود. کلا دنیا قبل از آمدن روح‌الله آرام‌تر بود.

    تیرگر پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۷ ب.ظ:

    نیروی ملی مذهبی= نیروهای ملی مذهبی

    [پاسخ]

  16. ایران فردا
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۹:۴۳ | #16

    ضمن محکومیت کامل حمله اسرائیل به غزه ولی باید قبول کرد که اگر ۸۰درصد اسرائیل مقصره ۲۰درصد هم حماس مقصره که از غیرنظامی ها به عنوان سپر انسانی استفاده میکنه.حماس با اینکار میخواد در بین فلسطینی ها کسب محبوبیت کنه و این خیلی نامردیه که تشکیلاتی بخواد با قربانی کردن غیر نظامی ها برای خودش پایگاه اجتماعی بوجود بیاره

    [پاسخ]

  17. یلدا
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۱۹:۵۵ | #17

    پست ترین آدمها اونایی هستند که برای حفظ قدرت خودشون بقیه رو وسیله میدونن .
    اسرائیل و حماس و بوکوحرام و داعش و حزب الله و آمریکا و بوداییان برمه و عراقی ها و بشار و و وو هم فرقی با هم ندارند
    جنایت و کشتار هر جا که باشه محکومه .
    و من از مردان مفت خور غزه و مسئولین حماس بیزارم که از امنیت مناطق مسکونی سوئ استفاده میکنن .
    نتانیاهو هم احمق افراطی و تندروئه مثل رجوی مثل داعش مثل افراطی های داخلی
    تا وقتی این تندروهای بی مغز قدرت رو به دست دارن شاهد این جنایات هستیم و خواهیم بود

    طفلی بچه های بیگناه …
    ________________________
    از مردای فلسطینی مفت خورتر توو جهان نداریم … والا

    بعدش به جا اینکه از زن و بچه شون حمایت کنن میرن زن و بچه های سوریه رو میکشن
    اینقدر احمق ؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  18. ایرانشهر
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۲۰:۱۴ | #18

    از این دور باطل خسته نشدید؟! هر۶ ماه یک بار صهیونیست ها به بهانه انتقام خون چند نفر ده ها نفر و به خاک و خون میکشن و از اون طرف اصولگرا های وطنی هم این رو پیراهن عثمان می کنن و لیبرالیزم و حقوق بشر رو میکوبن.
    یک بار و فقط یکبار به حرمت خون کودکان و زنان مسلمان فلسطین یک طرح پراگماتیک و منطقی ارائه کرده اید؟ جز شعار و شعار و شعار در حق این مظلومین چه کرده اید ؟

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۹ ب.ظ:

    جز دادن شعار های احمقانه ای چون فلسطین از بحر تا نهر است چه کرده اید؟ چه دستاورد عملی داشته شعارهای شما برای بهبود وضعیت مردم فلسطین ؟ چرا بر سر مرزهای ۱۹۶۸ (به عنوان آلترناتیو عملی فعلی ) با گروه های عملگرای دنیا توافق نمی کنید تا اسراییل به عنوان کشوری مسوول در مقابل کشور فلسطین توان بمباران و آتش اندوزی نداشته باشه؟
    ……………………………………………………………
    از تبلیغات یک طرفه و نخ نمای صداوسیمای میلی واقعا نا امیدم.چندی پیش فیلم “عمر” اثر هانی ابو اسد کارگردان خوش فکر فلسطینی رو دیدم.به دوستان پیشنهاد میکنم این شاهکار رو ببینن و به همه پیشنهاد کنن که با همچین آثاری اشغالگری این جنایت صفت ها رو رسوا کنن

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    قبلا کشته و شهید می دیدیم دردمون میومد.متاثر میشدیم.انقدر تکرار شد که عادت کردیم.طبیعیه برامون.
    چند سال دیگه هم به کشته شدن بچه ها عادت میکنیم.

    من کاری به جنگ قدرت ندارم.ولی من نوعی حق دارم حالم به هم بخوره از این درد بشری که موضعی و دوره ای عود میکنه.
    فک کنم حق داشته باشم حالم از شنیدن حقوق بشر هم به هم بخوره.

    [پاسخ]

  19. تیرگر
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۲۰:۵۲ | #19

    ◘ متاسفانه ما به شکل غم انگیزی یهود ستیز هستیم، کودکان اگر به دست اسرائیل کشته بشوند مرثیه می خوانیم اما اگر به دست بشار اسد کشته شوند ایگنور می کنیم!

    ◘ شهروندانی که با ابتدایی ترین راکت ها اینگونه مناطق مسکونی اسرائیل را هدف می گیرند انسان های خطرناکی هستند ، عقل سلیم حکم می کند برای دفاع از جان شهروندان در مقابل تروریست ها با مشت آهنین برخورد کرد ، هرچند که راست گرا ترین طیفِ اسرائیل نسبت به شارلاتان های روس و چینی و ایضا دولت بشار اسد به مراتب ملایم تر برخورد می کنند.

    ◘ مرگ کودکان ، زنان و شهروندان غیر نظامی البته که غم انگیز است،اما غم انگیز تر از آن بهره برداری های سیاسی از مرگ آنهاست ، شهروندان را به عنوان سپر انسانی استفاده کنیم و بعد آن خالد مشعل حرام لقمه مرثیه بخواند و از خون ها برای سازمان تروریستیش محبوبیت و مقبولیت جمع کند؟!

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۴ ب.ظ:

    “متاسفانه ما به شکل غم انگیزی یهود ستیز هستیم”

    این کلمه «ما» زیاد درست نیست. یک آقایی که سیاست کلی را تعریف می‌کند، یهود ستیز است که حتی تلاش‌های دولت محبوبش که «ما دولت اسرائیل را قبول نداریم و الا مشکلی با مردم اسرائیل نداریم» را هم تحمل نکرد.
    کل نظام هم چهارچشمی به دهان این آقا نگاه می‌کند که چه بیرون میآید، تا فردایش در مجلس قوانین مترقی در مسیر فرمایشات به بحث گذاشته و تصویب کنند.

    از دید نظامی حکومت اسلامی دارد با نهایت پررویی از افراد بیگناه برای تست کردن سیستم دفاعی موشکی اسرائیل سواستفاده می‌کند.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۵ ب.ظ:

    نتانیاهو به خانواده های کشته شده های این جنگ هم زنگ زد؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۴ ق.ظ:

    ما یهود ستیز نیستیم..ما صهیونیست ستیز هستیم ..صهیونیستها یهودیهای افراطی و منحرف هستند .چیزی مثل داعش

    [پاسخ]

  20. ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۲۱:۴۷ | #20

    از یکی از دوستام که خواهر و برادرش تو آمریکا بودن پرسیدم نظر اونا درباره امریکا چیه؟گفت هیچی راضین!یک زندگی بی تنش و آروم دارن. گفتم چه خوب ما مسلمانا رو به فجیع ترین شکل ممکن می کشن از اونطرف مردم خودشون تو آسایشن!
    واقعا چه تمدن پستی! این تمدن از اون وقتی که متولد شده جز خرابی طبیعت و کشتن آدما چیزی نداشته خیلی دوست دارم بدونم اونایی که از این تمدن دفاع می کنن چه جوری این همه وحشی گری رو توجیه می کنن

    [پاسخ]

  21. ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۲۳:۰۹ | #21

    برادر ارجمند عباس آقای حسینی! سلام و ارادت
    نگران بودیم آهستان در غیاب عباس آقای مشاورش (امید حسینی) خدای ناکرده دچار ابلوموفیسم شود و دور از جان زخم بستر بگیرد.
    اخوی ، انشالله که در اعتدال صحت مزاج و عافیت این ایّام قرار دارید !
    اما در همین ایّام زدودن سموم از جان و روح ،همتی کن تا چرک و گندیدگی به مغز استخوان این تارنمای مجازی‌ات نرسیده ،نوشدارو آبرویی دست و پا کنی .زخم بستر آهستان به استخوان عفونت رسیده.

    نکند تأثیر نمناکی و رخوت دیار شمال تا کویر سوزان قم می‌آید و اثر دارد؟
    این همه رخوت و سستی فقط تهدیدی برای حمیّت و غیرت بجا می‌گذارد. نمناکی و رخوت دیار شمال این اندازه توانا بود و ما بی‌خبران؟ چقدر پشت دستی زدیم به دهان دیگران که یاوه به گیل‌مردان نگویید که کوچک مردان اینان،بزرگ پهلوان میرزایی‌ هستند بسان سرورمان حسین(ع) سربریده شده برای اندک وجیزه و پسند خلایق نالایق آن هم از دست نجس‌ترین قدرت‌مندان ابله.
    ما زیاران چشم یاری داشتیم و گویا این نیزخود غلط بود و چه و چه… که خود مفصل دانید

    تاریخ دیار گیل‌مردان که ما آموختیم چیز دیگری می‌گوید. نکند آن هم دِمده شده و امروزی نیست. همانند نام شیخ قرائتی که از فهرست شخصیت‌ها ی ستون راست نرم حذف شد.حالا وجه علمی و اعتبار آهستان بالاتر رفت؟

    خو گرفته‌ای به شنیدن ناسزاگویی و یاوه‌پراکنی؟

    آهستان را فی‌امان‌الله رها کرده‌ای که چه بشود؟

    فرومایگان و ولگردان را میزبانی می‌کنی و مهیای بساط زیر پنجره خانه‌ات کرده‌ای که خوان نجاست عیش و نوش راه بیاندازند و بعد هم متوقع پاداشی از شرع الهی هم می‌نشینی؟

    یا نه به این مقدار انتظار «حمیّت» هم دیگر اعتنا نمی‌کنی و امثال ما بی‌جهت امید داریم .
    یاد آن سایتی افتادم که بی‌جهت دلخور و شلوغش کردی ( همان وبلاگی که که «پاسدار اسلام» نامی داشت و از کامنت‌نویسی مندرج در آهستان تو گله کرده بود و برنتابیدی و بعد با همین جماعت شخم مفصّل زدی به مرام و اعتقادش.

    یعنی در آن سرزمین آخوندپرَور ! کسی تا به حال گوشزدت نکرده مثلاً؛
    – «اخوی! پاسدارِ نام و امضایت باش که موجبات معصیتی نشود؟»
    نکند «معصیت» هم جزو معقولات فناتیکی قرار گرفته و رگ مَرداری (همان عصبیّت مرادم است) هم ریشه در جهالت دارد؟

    اگر در اشتباهیم بفرمایید ما هم سهم تَلَکه‌مان را بدهیم و جرعه تلخکی بزنیم و با این جماعت سر در ماتحت یکدیگر سپوخته شده، گلاویز شویم و یک به یک و جدا از همدیگر، افسار به دیرک طویله‌شان ببندیم تا کمتر پاچه بگیرند. دست‌کم بگذار آن گاری حماقت و بلاهت را از اینان باز کنیم.
    یعنی اگر الاغش (آهستان) رو به موت است گاری‌اش (مرام و اعتقادش ) که می‌اَرزد، و صد البته هم مباشر و تیماردارش (امید حسینی) را هم خدای سبحان عمر با عزت و والاتر بدهد.
    انشالله و صد آمین
    دعای یک فناتیکی از همین دیار

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    سلام :))
    نمی دونم چی بگم
    دوست دارم رو در رو شما رو ببینم.جدی میگم
    درباره اینجا هم … خوب هم حق با شماست و هم اینکه گاهی فرصت نمیشه

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۱ ب.ظ:

    سلام و صد سلام گیل‌مرد نیک‌مرام!

    سلام نون تنوری!
    سلام کتری و قوری!

    تو که سنگ صبوری !
    کریستال و بلوری !

    فدات بشم چه جوری‌!؟

    اول این تکّه کلام «می‌نی‌بوس‌کی» را داشته باش!
    «دو شاخه گل ، دو جام مستی ، فدای تو هر جا که هستی .»

    بعد هم من اخلاق :evil: درست و درمونی ندارم ها! اما تا دلت بخواهد کتاب‌هایش را دارم.
    حالا بگو شایق کدامی؟
    چی؟ کتاب‌ها؟
    دیدی گفتم تو هم عشق کتابی !
    پس چرا توپ را الکی می‌اندازی وسط حیات‌مان. پسرک رِند و عاشق!
    یه راست بگو کتاب‌هات کو؟ خلاص!

    بعد هم نشنیده‌ای «نزدیکی به بزرگان ، نزدیکی به درخت نار (آتش) است».

    حالا اگر از ما مکدّری :x چرا می‌خواهی موجبات سوختن ما را نظاره‌گر :cry: باشی؟

    بعد مگر طبیبت نگفته دل قوی دار و فقط خوش‌منظر سیاحت کن؟
    آخه این چه ناپرهیزی است آن هم در این ایّام عافیت، اخوی؟

    حالا یک پیام «اتو بوس‌کی»:

    خوشا روزی که با هم می‌نشستیم
    قلم در دست و کاغذ می‌نوشتیم

    قلم بشکست و کاغذ در هوا شد
    مگر خط جدایی می‌نوشتیم . . .

    وعده‌ی ملاقات کجا باشد خوب است اربیل یا اردبیل؟
    گیلان شما یا گیلان غرب خودمان؟

    سردشت یا رودسر؟
    سیاهکل شما یا سیاتل دوستان؟
    سراوان سیستان یا گیلان؟
    کوچصفهان شما همان خیابان‌های اصفهان؟
    ***
    یادم نمی‌رود نخستین باری که عبارت «سایت شهدای شهر کومله» 8O را در آهستان دیدم یکّه خوردم.
    البته با آن‌چه که ما می‌گوییم «کومه‌له» متفاوت است.

    روح همه‌ی شهدای دیار و تبار شما به حق همین ایّام شاد
    صلوات و درودی نثارشان
    هارپاک آریوشین
    همان فناتیک دستار بند

    [پاسخ]

  22. مس
    ۲۲ تیر ۱۳۹۳ در ۲۳:۴۸ | #22

    وای چقدر عراقچی ضد حال می زنه درباره مذاکرات هسته ای!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  23. متولد 9 دی
    ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در ۰۰:۳۱ | #23

    سلام آقای حسینی عزیز
    درست می فرمایید.متاسفانه عجیب تر از وقاحت آنان،وقاحت کاسه لیسان آنهاست در … چرا راه دور برویم؟ همین آهستان خودمان!
    حواسم هست و می فهمم که درست نیست کلّیت ماجرای فلسطینیان و اسرائیل را تقلیل دهیم به افکار خاصّ جماعتی از حماس و یا اعراب و امثالهم.امّا به نظرم باید با همان ساز و کارهای جهانی در راه احقاق حقوقشان،تا جایی که مقدور هست،کمکشان کنیم.این راه به نتیجه نزدیکتره و جلوی تکرار این فجایع رو هم میگیره.مثلاً خیلی خوب بود اگر از توافق و اتحاد گروه های فلسطینی حمایت می کردیم و برای کمک به تشکیل فلسطین واحد مقابل اسرائیل،در مذاکراتشان با اسرائیل حاضر می شدیم و برای استیفای هر چه بیشتر حقوقشان،تلاش می کردیم و در واقع با این کار به آنها کمک می کردیم تا به زندگی برگردند.گاهی در کف شیر نر خونخواره،غیر تسلیم و رضا،چاره ای هست.

    [پاسخ]

  24. مس
  25. مس
    ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در ۰۰:۳۹ | #25

    نکته جالب مقاله
    اگر گزارش نیویورک تایمز چند روز قبل را در مورد کشف حوزه گازی بسیار غنی در سواحل غزه جدی بگیریم و هدف اسراییل را در کنار دیگر هدف هایش تسلط بر این حوزه گازی بدانیم …

    [پاسخ]

  26. متولد 9 دی
    ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در ۰۰:۴۶ | #26

    ۱-عملاً از افغانستان هم عقب تریم امّا در حرف،افاده ها طبق طبق!!
    http://www.donya-e-eqtesad.com/news/814807/
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ۲-جناب بینام
    نوشته های متن قبلی تان را خواندم.جایی مدّعی شده اید که به سفارش جمهوری اسلامی،کلّی آزمایش انجام شده و نتیجه ی همه ی آنها این بوده که روزه قطعاً برای بدن همه ی روزه داران مضرّه و آخوندها مانده اند که چطور این تناقض میان یافته های علمی با دستورات شرعی را توجیه کنند و این چه دینی ست که دستوری دارد که به حال همه مضر است…قطعاً همچین آزمایشی مخفیانه نبوده که شما هم ازش مطّلعید.لطفاً اسنادش را برای ما هم منتشر بفرمایید تا در صورت صحّت،از ضرر و زیان بیشتر جلوگیری کرده و الباقی این ماه مبارک را به روزه خواری بپردازیم و در کل،تجدید نظری اساسی در دینداری مان بنماییم.منتظرم!

    [پاسخ]

  27. تیرگر
    ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در ۰۰:۵۷ | #27

    نیروهای غیر ارزشی و غیر مکتبی در شبکه های اجتماعی کشتار شهروندان سوری به دست دولت بشار اسد را محکوم می کردند . . . ، این روزها بدون نگاه ایدئولوژی زده، مرگ و کشتار شهروندان غزه را نیز محکوم می کنند

    این تفاوت نگاه پادگانی، بخشنامه ای و ایدئولوژی زده ی مکتبیون و نگاه اخلاق محور و انسانیِ اصحاب فتنه و دیگران است

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۴ ق.ظ:

    شهروند و غیرنظامی، سوری و عراقی و افغان و فلسطینی و غیرمسلمون نداره.
    کشتن غیرنظامیا وحشیانه ست.هر کی نگاه سلیقه ای داشته باشه به خودش مربوطه و وجدانش.
    منتها فلسطین و سوریه خیلی فرق میکنه با هم.
    فلسطین،یه فلسطینه و یه اسرائیل.
    سوریه،اسد باشه یا نباشه مردم کشته میشن،امریکا حمله میکرد مردم کشته میشدن،داعش هم پیشروی میکرد مردم کشته میشدن.
    نهایتا میشه رو کمتر کشته شدن آمار کشته ها بحث کرد.که خب تجربه ی عراق و افغانستان هم هست.
    و اینکه هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره.

    تفاوت بزرگ و مشخصیه.

    ضمنا،فعلا که یه نگاه مدرن و غیرایدئولوژیک داره نگاه و رفتار ایدئولوژیک و نژادپرستانه و پر از توحش یه عده دیگه رو توجیه و حمایت و وتو میکنه.
    ما موندیم و چند تا سوال بی جواب.
    اینکه همه ی فایده و اولدورم بولدورمش همین بود؟
    مفهوم انسان چی شد پس؟
    معلومه که دنیا جنگله و هر کی زورش بیشتره باید بیشتر زور بگه،چه ربطی داره به نگاه اخلاق محور و انسانی؟ وکلی سوال دیگه.

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ق.ظ:

    صحبت من چیز دیگه ایی بود و شما چیز دیگری گفتید
    بین صفحات اینترنتی اونایی که با حاکمیت زاویه دارن مخالف هستن و به عبارتی همونا که میگفتن “نه غزه نه لبنان”
    امروز اتفاقا از غزه حمایت می کنن. اعتراض می کنن که چرا اسرائیل روی سر کودکان راکت میفرسته…
    اما اون مکتبیونی که برای غزه مرثیه می خونن و مدام عکس کودکان رو آپلود می کنن هیچگاه هیچگاه در باره ی جنایت های بشار اسد حرفی نزدن…
    صحبت سر این نبود اگر اسد نمی کشت داعش می اومد و اونارو به قتل می رسوند، بنا بر این فرقی وجود نداره
    نگاه ایدئولوژی زده همینه که میگه قتل در غزه و سوریه فرق داره.

    صحب سر اینه که شعار و عمل در چنین روزهایی مشخص میشه و بخش قابل توجهی از مکتبیون ما عملا نشون دادن که با ارش های انسانی و اخلاقی فاصله دارن…
    چنین عملکردی در کشتار مسلمانان روهینگ هم مشاهده شد ، منتها منافع حاکمیت ایجاب می کنه در شرق آسیا دخالت نکنه ، حتا اگر همه ی مسلمانان اون منطقه سرکوب و نابود بشن…این ایرادهایی که به آمریکا و جنگل دنیا می گیرید اول از همه متوجه حکومت فقهیِ خودمون هست

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۰ ق.ظ:

    کی دقیقا گفت قتل در سوریه و فلسطین فرق داره؟
    میگم راه حلش فرق داره.
    اسرائیل یا فلسطین کوتاه بیان جنگ تمومه مثه تجربه های قبلی شون.سوریه ولی نه داعش حاضر به عقب نشینی بود و نه بشار میتونست از حکومت بگذره.تنها راه حلش جنگ بود.
    قضیه ی فلسطین و سوریه از حیث اتفاقاتی که توش افتاده فرق میکنه با هم.
    قیاس ش مع الفارقه.

    الان نگاه ایدئولوژی زده یعنی نگاهی که واقعیتا رو رصد میکنه و رو پایه ی همون حرف میزنه؟
    حرفایی میزنیدا.

    ضمنا گفتم که.داخلی و خارجی نداره.قانون جنگل و هر کی زور و پول بیشتر داره باید زور بگه،غلطه.

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۸ ب.ظ:

    بخش دوم : پاسخ سپوخته ما به مهدی بد پندار

    «حج خانوم اگه بهت میگن مشوش و پریشان روانی بخاطر کامنتات ه!»
    «مثل تف پخش می کنی تو کامنتات»
    «شما نونِ مفت خور این حکومت، حامی و منتفع اصلی آن با تمامی قوانین و عملکردهای کنونی هستین که افکار و عقاید خودتون رو به الباقی ملت از جمله بنده حقنه کرده اید با زور داغ، درفش، باتوم و شیشه نوشابه»
    «.بشر سوری به تو مربوط نیست چون تو خود اسلامن و کشته بشن،اصن بهتر.ادم کشش هم که امریکاست دیگه خیلی خیلی بهتر.»
    «مجبورم بدیهیاتو برات توضیح بدم هر چند میدونم “فهمش برای ذهن داغون و مشوش تو غیرممکنه.»

    ( در تاریخ تیر ۱۱م, ۱۳۹۳ ۱:۱۶ )

    تو مجلس یه کشوری به تبعیت از اوامر سلطان قانون داخل شرت و الت جنسی عوام الناس رو هم جزیی از دایره حکومت و قانون گذاری حاکم مطلق بحساب اورده اند، آقای هوشمند اسیب شناسی کرده که تقصیر شما عوام الناس ه، سندروم ازادی دارید.
    (در تاریخ تیر ۱۲م, ۱۳۹۳ ۵:۳۸ )

    «شما اسکلی هستی که یهو از خواب پریده، وحشت زده ست »

    «یه نگاه به خشتکت بنداز، ببین کی براش قانون وضع کرده و حق ولایت مطلقه اش رو تا چگونگی استفاده از اسپرم هات گسترش داده. شاید بفهمی افسار تو و ماهارو بالتبع کی داره میکشه.

    اونموقع میفهمی اشکال کار کجاست. باد کاشته اند، خر هایی مثل تو تیوریزه کرده اندش، حالا طوفان درو “می کنیم”، خرهایی مثل تو توجیه می کنند و مقصر می بایند.
    برو همون مقالات آی کیو رو بخون، خودت رو بزار جا اونایی که عددشون بالاست، به ارگاسم ذهنی برس.

    ابله!»
    ( در تاریخ تیر ۱۲م, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ )

    «معناش از قبض و بسط شریعت اینه که دستورات دینی گایدلاین های اخلاقی هستن که برا تک تک انسان ها فرستاده شده، …»
    « که نهایتا منتج میشه به اینکه یه ایت الله نظر بده زلزله بخاطر گناه و نمدونم چی چی ه زنانه، بعد یه عده شروع کنن جنبش ممه لرزان راه بندازن به عقایدشون بخندند و تمسخر کنند.»

    ( در تاریخ تیر ۱۳م, ۱۳۹۳ ۲:۲۷ )
    این مقدار از اقوال بویناک متعلق است به همان نکبت «دادوگوزو» :arrow:

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۴ ب.ظ:

    بخش سوم : پاسخ سپوخته ما به مهدی بد پندار

    اقوالی از ته‌مانده سازمانی
    «. ارزوی من اینه که به سنت اسلامی هم رو کاملا لت و پار کنن و بخواستشون که شهادته برسن و یکراست برن پیش حوریا.»
    «حالا شما به جا اینکه بهشون بگین بتمرگن تو همین مملکت درپیت خودمون دارید تشویقشون میکنین به ادمکشی بیشتر.»
    با بک (در تاریخ تیر ۹م, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ )

    «بهر حال هر جسد سپاهی و هم چنین هر جسد داعشی مایه خوشحالی هست.»
    در تاریخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۶

    «آبریزش بینی ملکه انگلیس ویروسی هست. البته بعید میدونم ویروسش اسلام باشه.»
    ( در تاریخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵)

    «تو هرکسی رو که فک میکنی ارباب منه بگو من چند تا فحش ابدار نصیبش میکنم.»

    «و یه قضیه دیگه. روزه میگیری؟ اجرش با معدت. ولی نیروی انتظامی آقا اینروزا داره جلو مردم و بخاطر اب خوردن و اینجور چیزا میگیره. شما هم تو کثافتکاریاش شریکی»
    ( در تاریخ تیر ۱۱م, ۱۳۹۳ ۹:۳۹ )

    «:سیاست راهبرد از پشت” :))))» و مناقشه‌اش با «ع».
    (در تاریخ تیر ۹م, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۷ )

    « این زر زدن آقایون مسلمون هم واسه همینه. از لونه هاشون دراومدن»
    ( در تاریخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۹ )

    « ملکه اینگلیس با اینکه هیچ کارست اگه یه بار از دهنش در بره که مثلا ملت باید جوجه کشی را بندازن شورت پیرزن رو پرچم خواهند کرد همون ملت انگلیس»

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۹ ق.ظ:

    فهمیه خاتون سلام

    روغن که زیاده بر شکم خر نمال
    می‌دانی یعنی چی؟

    کم کم داری متوجه روح بدسرشت و چرک آلود اینان می‌شوی.
    دیدی که در صفحات پیشن حرمت کلام و بحث را نگه نمی‌داشتند و مدام از حوصله‌ی مرز ادب گفت و شنود هم خارج می‌شدند.(البته من برایشان دارم). اما خوشحالم که چهره بدریخت و کریه اینان هویدا شد. نه با هوشمندی و زیرکی شما، بلکه با طینت نمایان زشت دائم و پر رویی و بددهانی و تمسخرشان .اما دلگیر هم هستم که بی‌جهت اتلاف وقت می‌کنی. البته اختیاردار زندگی و افکار خودت هستی . اما چندبار و چند نوبه سر به سنگ کوفتن؟
    مگر کنترات بسته‌ای تا یکسره و بی امان با این خناسان مخنث دهان به دهان شوی.

    این ایام هم کلام شدن با اینان جزو مبطلات روزه است. من هم کلی بدهی به درگاه احدیت دارم و خوف دارم بیشتر از کوپن‌مان خرج کنم .

    در این ایام شیرین رمضان ، این‌هایی که تو می‌نویسی نه تمرین سخنوری است و و بذرپاشی دانش؟
    قبلاً گفتم که من به شخصه شکار آخوند دوزاری هستم به ویژه کراهت بسیار دارم از متشرعین نازک کلام و مبادی اخلاق. خصوصاً از آخوندهای دستار بند عافیت طلب سراپا سپید و سیاه، در آهستان و حوالی.
    آنانی که نه در کسوت امر به معروفند و نه در مقام ناهی از منکر. فقط چمباتمه زده‌اند در کار خلایق که اگر چپ و راست شد بار لنگان خرک‌مان، یهویی رابین‌هود اخلاق شوند و فغان بردارند که وامصیبت‌ها و واحسرتا و چه و چه … ، هنرشان چمباتمه زدن است تا فی‌الفور نسخه‌پیچی کنند که مثلاً قال صادق(ع) و قال باقر(ع).
    فعلاً مرادم شما نیستید. پس به دل نگیری. خود آن جماعت می‌دانند که و چه.

    به هر جهت وقت می‌گذاری و هم‌کلام می‌شوی این برایم از آن همه آمد و شد آخوندهای متظاهر عبا درکشیده در آهستان ارزش‌مندتر است و بر این اساس بسیار ارجمند و محترمید؛ اما خطاهای بسیاری نیز داری . برخی از آنان هولناکند و برخی هم کُمیک.
    دخترم فهیمه خاتون!
    راهکارش مطالعه است نه تسلسل مدام بحث و قیل و قال، آن هم در بن‌بست آهستان.

    آن بالاتر برای کسی نوشتم این «بوقلمون صفت» :
    «دیگری در نقش لوده متهم می‌کنداز بیدادی که مثلاً یهودی‌ستیزی شده است. پاش که بیافتد همانجا این بقلمون صفت می‌شود ناسزاگوی رژیم نکبت صهیونی.»

    این اتفاق همین لحظه افتاد.حالا ببین همو چه می‌نویسد:
    « نیروهای غیر ارزشی و غیر مکتبی … این روزها بدون نگاه ایدئولوژی زده، مرگ و کشتار شهروندان غزه را نیز محکوم می کنند »

    حالا این موجود لوند از چه قماشی است؟ ارزشی یا غیرارزشی؟
    با هم مرور کنیم:
    «نتانیاهو در تماس با پدر نوجوان کشته شده فلسطینی: “قتل فرزند شما اقدامی پست و نادرست است”»
    http://www.ahestan.ir/?p=12899#comment-333011

    پس فعلاً راسیسم است و مدافع بدتر از خودش.

    بعد آن چهارپایه که همشهری و هم‌سواد ژوزفین است در ذیل کلامش چه نوشت؟
    «دموکراسی اسرائیل در خاورمیانه بی نظیر هست.»

    حالا این مثلاً دو غیر ارزشی به کدام گاری بسته‌شده‌اند و جزو کدام دسته‌اند؟
    ۱- نیروهای غیرارزشی‌اند؟ (که بی‌شک و قطعاً همین هستند، بی‌ارزش)
    ۲- و اما همان تعبیر و دست‌‌مایه‌ی نادرست که آویزه زبان این بی‌سوادها شده . «مکتبی»

    این سبک مغزهای بی‌سواد هنوز نمی‌دانند که خودشان هم مکتبی هستند.
    یعنی هنوز این مقدار را نمی‌دانند که، کسی می‌تواند شاخ بشود در قبال مکتبی، که هم ‌اندازه همان مکتب کیل و پیمانه‌ی سخن داشته باشد.
    اما نام مکتب اینان چیست؟
    فی‌الحال کلبی مسلک‌.

    می‌بینی به‌طُرفه‌العینی ،خاشاک هر پیشاب و زردآبی می‌شوند.از این سوی به آن سوی مزبله دفع شده از مسلمین شناورند.
    مقداری دیگر از جفنگ نویسی این مشنگ‌ها را دقت کن:

    – «راست گرا ترین طیفِ اسراییل نسبت به شارلاتان های روس و چینی و ایضا دولت بشار اسد به مراتب ملایم تر برخورد می کنند.»

    – « همونا که میگفتن “نه غزه نه لبنان” امروز اتفاقا از غزه حمایت می کنن. اعتراض می کنن که چرا اسرائیل روی سر کودکان راکت میفرسته…»
    حالا این لوند قر کمری را داشته باش. (ماشالله مانند فنره ). هی توی دست و پا می‌چرخه و مانند ملخ هم می‌جهد. یعنی از این منافق‌تر و بوقلمون صفت‌تر در این جمع فقط خودش را می‌توان نشانی داد.
    حافظه هم نداره که ببینه در دو روز متوالی چه نوشته. گرچه می‌دانم اینان حمال کلام هستند نه مؤلف.
    قبلاً نوشته بودم اینان مانند ماهی‌ها فقط ۸ ثانیه حافظه دارند.

    [پاسخ]

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۵ ق.ظ:

    سلام
    والا جناب آریوشین من عادت ندارم پیش پیش قضاوت کنم راجع به کسی یا بیش تر و کمتر از چیزی که هست و قبول داره و معترفه،بهش نسبت بدم.
    یعنی اخلاقی نیست به نظرم.
    ادم نمیتونه تحمل کنه اغماض و تساهلی که نسبت به اسرائیل وجود داره رو چه برسه به طرفداری و توجیه رفتارش رو.جوری کل فاجعه به محکومیت کشتار بچه ها محدود شده که انگار یه شهاب سنگ افتاده تو غزه.این چیزا ناراحت کننده و تهوع آوره.
    همونطوری که یه سری نقدا و نظرا به نظرم خیلی درست و به جاست. وطبیعیه که موافقش باشم.

    ضمنا این بحث آخوند نازک کلام و مبادی اخلاق و عبادرکشیده و این حرفا هم خوب نیست.
    رعایت اخلاقیات برا همه واجبه به خصوص کسی که ادعای مسلمونی داره.اگه تذکری بوده و هست،به حق بوده.ناراحت نشید لطفا.

    و چی میشه که فکر میکنید اینجا رو کلاس درس میدونیم؟
    انصافا فضای خوبیه و از دل بحثا چیزای خوبی دستگیر ادم میشه.بابتش هم به همه مدیونم و ازشون ممنون ولی اکثر حرفا و بحث و کل کل کردنا برای
    اینه که همه برای چیزی که دوستش داریم و درست میدونیمش میجنگیم.همین.

    و ممنونم از این لطفی که داشتین و ممنون تر میشم اگه این لطف مخصوص وقتایی نباشه که حرفم مورد پسندتونه.و ممنون تر تر میشم اگه لااقل ماه رمضونیه رو بی خیال مزبله و کلبی مسلک و پیشاب و زرداب بشید.نه به خاطر اینکه مبطل روزه ست.
    به خاطر حرمت ماه رمضون.

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۱ ق.ظ:

    تا جایی بنده کامنت ها را مطالعه کردم جنابعالی با ادبیات کثیف و مبتذل یاوه سرایی میکنید که البته
    چیز جدیدی نیست از کوزه اصول گرایی همان برون تراود که دراوست و آن فاضلابی بس گندیده و مسموم است.

    پ ن: جمله ای از گل واژه های متعفن جنابعالی:

    با این جماعت سر در ماتحت یکدیگر سپوخته شده، گلاویز شویم و یک به یک و جدا از همدیگر، افسار به دیرک طویله‌شان ببندیم تا کمتر پاچه بگیرند. دست‌کم بگذار آن گاری حماقت و بلاهت را از اینان باز کنیم.

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۵ ب.ظ:

    فهیمه خاتون سلام
    حلاوت ایام صیام روزافزون
    نوشته‌ای:
    «من عادت ندارم پیش پیش قضاوت کنم راجع به کسی یا بیش تر و کمتر از چیزی که هست و قبول داره و معترفه،بهش نسبت بدم.»

    اصولاً کسی می‌تواند پیشاپیش قضاوت کنه که داده‌های را از قبل و به درستی جمع‌آوری کرده باشد.بعد با یک تلورانس و با یک نیمچه ضریب خطایی ارایه مطلب کند و بعد شسته و رفته ،همان را هم به دیگران بگوید که با چه الگویی به نتایجش رسیده است. پس تا این اندازه کسی فی‌النفسه گناه کبیره مرتکب نشده‌. درست؟

    اما پیش‌بینی‌ها در ساحت علم هم که بسیار است. تفاوتی هم نمی‌کند چه در حوزه‌ا‌ی(نظری یا عملی).
    مثلاً درفرایند ترکیبات پیوند مولکولی باشد(شیمی) یا در تنش و شوک در اجسامی باشد، نظیر برودتی و گرمایی(فیزیک) و یا حتیٰ در تَنش‌ها و رفتارهای گروهی مردمان در خیابان‌ها و میادین ورزشی (اوج هیجان و تخلیه شور و شوق) ،یا در اعماق زمین برای کسب لقمه‌نانی توآم با ترس و خوف جان (معدنکاران) و در دریا و بیم موج هولناکش (روانشناسی) .
    دقت که بکنی می‌بینی همه با یه دقتی (ضرایبی ناهمسان) مجهز به ابزار پیش‌بینی شده‌اند.
    عجیب نیست چون مواد تابع قوانینی هستند، مگر آن‌که آدمی بیاید و دیده و دانسته (تعمداً) ساختار قوانین طبیعی را برهم بزند و بعد بنشیند و نظاره‌گر و شاهد رویدادهای ممکن و ناممکنش باشد.

    حالا این‌ها بکنار، اما «قضاوت» را چرا پیش کشیدی؟
    اگر از کسی شناختی نداری، خُب طبیعی هم هست که حق نداری به قضاوتش بنشینی، اما اگر کسی بیاید و بَند به بند اعتقادش را بگوید و مدام هم به‌گونه‌ای نامتعارف جار هم بکشد و به‌گونه‌ی لُمپن‌ها هم عربده بکشد، دیگر این‌اندازه بایستی دانسته باشی که آن عربده‌کش هتاک، نخواسته است که به قضاوتش بنشینی، بلکه او اصرار دارد که مرام و عقیده‌اش را تبلیغ ‌و دیگران را با گردنکشی مطیع و رام کند.

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ب.ظ:

    «این بحث آخوند نازک کلام و مبادی اخلاق و عبادرکشیده و این حرفا هم خوب نیست.»

    اتفاقاً خوب است، دخترکم.حوصله کن چرایش را هم روضه خواهم خواند.
    به تجریه آموخته‌ام که متد آکادمیک رایج در حوزه و داشگاه بسیار انتزاعی است و بازگویی مکررات است.
    مثالی بزنم :
    دانشجویان رشته‌ی اقتصاد فلان داشگاه با دیگر دانشکده‌ی اقتصاد، علاوه بر تفاوت مکان و استاد و کتاب، تفاوتی شاید در کمیّت (چندی) نداشته باشند. اما در کیفیّت (چگونگی) چرا؟

    مثلاً اگر دانشجویی اقتصاد «خُرد» یا «کلان» ،بخواهد واحدی را بگذراند و بخواهد برایش کتابی مناسب تهیه ‌کند. می‌رود به دنبال کتاب‌های آخرین تحریر و یا شهره شده در مجامع دانشگاهی موجود در بازار کتاب.
    اگر دانشجوی هوشمندی باشد خواهد دید که همگی کتاب‌ها، مشابه‌اند و فصل‌بندی موضوعی مشترکی نیز دارند. مثلاً می‌بیند که سه گفتار و بخش هر کتابی برابر با دیگر کتاب نوشته شده، مطابقند. یعنی مانند همند.می‌ماند پرداخت و موشکافی مسائل و مثال‌های ملموس در فصول بعدی کتاب که متفاوتند.
    ذهن جستجوگر و خلاق به دنبال آن دسته از معقولاتی می‌رود که بدیع و نو باشند و البته ارتباط تنگاتنگی هم با زندگی و حل چالش‌های فعلی‌اش داشته باشد.
    حالا برای آن‌که زیاد از بحث‌مان دور نشویم حرف آخر را من همین ابتدا می‌گویم.

    من برخلاف دیگران که می‌گویند دنبال افرادی مانند سروش و کدیور و شبستری و امثالهم نباشی و هیچ نخوانی، پند و انذار نمی‌دهمت و اصرار هم دارم که حتماً همین‌ها را دنبال کن و بگیر بیا جلو.نه جماعتی که مقلد و بی‌سوادند و به غلط و نادرست از اینان دفاع کرده و یا با شنودن نامشان روی ترش می‌کنند.

    اگر با افکار استحاله‌شده‌ی اینان پنجه به پنجه بیاندازی و بعد به دنبال سخنان و پاسخ‌هایش بگردی خواهی دریافت که در انبوهه‌ی ملایان، فقط تعداد قلیلی توانایی پاسخگویی دارند. این نکته‌ی کلیدی است. آخوند باسواد و متعهد.

    اگر دانشجوی اقتصاد (در هر دوره‌ای که باشد)،نداند که چرا فلان اقتصاددان جایزه‌ی نوبل گرفته و راهکارش چه بوده. فقط یک موجود انباشتگر داده‌ها است که هر زمان پرسشی بکنی مانند ربات اطلاعاتی را سرهم‌بندی می‌کند.متخلّق و متفکر اقتصادی نیست، بلکه صرفاً آشنا به فرمول‌ها و تعاریف و تاریخچه تطور شکل‌گیری آراء و نظرات اقتصاد است و تمام.
    کاری که دایرهالمعارف‌ها بسیار توانمندتر و کارآمدتر و البته قابل باورتر و اطمینان‌تر ارایه می‌دهند.

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۹ ب.ظ:

    زمانی بود که در دانشکده شنگول و منگول تهران ،بعد از ظهرها دکتر سروش در مورد مارکسیسم سخن می‌گفت. به قدری رعایت امانت می‌کرد که عدّه‌ای تاب نمی‌آوردند، چرا که گمان و شُبهه تبلیغ مارکسیسم را در ایشان می‌یافتند و نگرانش بودند.اما عده‌ای که پیشاپیش مطالعات مارکسیستی داشتند، می‌دانستند که دکتر امانت‌دار خوبی است و آسمان ریسمان نمی‌کند.
    فلذا هر آنچه را در مورد مارکسیسم می‌گفت نهایتاً همه با جان و دل پذایریش شدند و باورش داشتند چرا؟ چون رعایت امانت می‌کرد.
    در مورد کدیور هم همین‌گونه. کتبی دارد در سطح بالای بحث حوزه. دغدغه ایشان بحث‌های روزمره‌ی طلبگی و دین‌آموزی رایج و متعارف هم نیست، بلکه خواسته‌ فراتر از آن را نشانه بگیرد. شبستری نیز همین‌گونه.
    اما همه‌ی اینان آمیخته به سیاست‌زدگی شدند و سطح گفتمان آکادمیک را بسیار تنزل دادند. یک پسرفت نابخشودنی و یک سماجت و لجاجت در ارایه‌ی پُرسمان‌ها فکری. دیگر همگان اعتبار و اطمینان به نقل اقوال از اینان ندارند.

    دلایل بسیار متقن و شواهد بسیاری هم دیگران در پسرفت کلام‌شان را یافته و دوگانگی و ناهمسانی بسیاری در فهم ابتدایی‌ترین مفاهیم را به اینان گوشزد کرده‌اند.
    البته متوجه هستی که من تبلیغ اینان را نمی‌کنم، بلکه می‌خواهم بگویم منتهای سطح ادراک و پیچیده‌گویی را می‌شود در کسانی مانند همین اقوال حضرات یافت و پیگیر مطالبشان شد.نه بحث‌های گیس‌کشی خنده‌دار این جماعت بی‌سواد و کند ذهن مقیم آهستان.

    آن‌چه من از آن در رنجم و تاب نمی‌‌آورم ، بینش ملاّنقطی برخی حضرات است. فرقی هم نمی‌کند چه از جانب مُدل سنتی‌اش باشد و یا از جانب مدل منورالفکری متجددش. هر دو به یک گاری بسته شده‌اند.

    مطالعه و نقد آدابی دارد و این آداب پروسه‌ی زمان‌بر مطالعه ، فقط مطالعه است و نهایتاً هم مطالعه است.
    پس اگر از من بشنوی هر چیزی را در سطح اکمل و اعلاتر گفت و شنود شده بدست بگیر و با شُبهات آن قدم به وادی اندیشه و پاسخ برو.این روش برای نوآموز دین در ابتدا شاید نامتعارف و سخت باشد (چون نامأنوس است)،اما کافیست شروع کنی.خواهی دید فهم و سقف یادگیری چقدر بازتر و گسترده می‌شود و بی‌جهت اتلاف زمان هم نمی‌شود.

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۸ ب.ظ:

    آشکار است که آخوندها هم چند دسته‌اند.
    – بسیاری برای خدمت به محرومان سرزمین خود آداب حلال و حرام می‌خوانند و خلاص.طبیعی است اینان کاری به حوزه‌ها و نحله‌های فکری فلسفی، سیاسی و اقتصادی ندارند و نخواهند هم داشت.

    – اما شماری دیگر می‌خواهند در جایگاه قضاوت ، دادگری کنند. خُب کار اینان سنگین‌تر است و مطالعات انبوهه بیشتری می‌خواهد.
    -کسانی که مایلند در شهرهای بزرگ و حتماً نیز در بین مجامع و مظاهر متمدن امروزین زندگی کنند و بی‌برو برگرد هم اصرار و ابرام هم داشته باشند که در جایگاه و مسند هر اموری با مردمان امروزین مراوده داشته باشند نیز همین‌گونه و شاید هم دوچندان است.یعنی اینان دوچندان یا افزون‌تر بایستی مطالعه داشته باشند. مطالعه‌ی کارآمد و مفید برای خلایق پیرامون زندگی‌شان. دانشی مفید و کارآمد و البته امروزین و پویا.

    یک واژه‌ی را من می‌گویم خودت پی بگیر و ببین به کجاها می‌رسی. «کاست روحانیت Caste» .
    این‌که الصاقش درست است یا نه فعلاً مرادم نیست.این دست‌واژه از ترمینولوژی مارکسیست‌ها تراوش کرده. مَخلَص آن اینست که در روحانیون افراد متمول و فقیر ، باسواد و باسوادتر و البته هم شماری چند هم علاّمه‌ی بی‌بدیل وجود دارند.(همانند کاستی که در هند مثالش را می‌زنند و شاهدش هستیم)
    ۱- افرادی دانش‌آموخته و مسلط به علوم امروزین هستند و نیز طلبه‌اند (یعنی دانش‌آموخته‌ی حوزه‌های انفورماتیک، پزشکی ، مهندسی کشاورزی، دکترای روانشناسی بالینی و …اند)
    ۲- و دین‌آموزانی که تنها در کسوت پیش‌نماز در روستایی و یا تنها و صرفاً برای رتق و فتق امور همیشگی روستاییان دوره‌ی دین‌آموزی دیده‌اند.
    ۳- و شماری نیز در امورات پیشه‌وری و سوداگری و کار و تجارت حضور دارند و امرار معاش نه از قِبَل دین که از حوزه‌ی تولید و بازار را پیشه‌ی خودشان می‌کنند.(نمونه‌ی سنتی‌اش معمم‌‌های حُجره‌دار قالی‌فروش و قماش‌فروش و … در بازار سنتی تا زمینداران کشاورزی و باغ‌ها و …)
    طبیعی است در لابلای اینان هم می‌توان نشانه‌های از کسانی را یافت که سَربار و کَلّ این «کاست روحانیون» هستند. همانند دیگر اقشار حوزه‌های دانش‌آموختگی متداول امروزین، که سیاهی‌لشگر علوم اجتماعی و علوم طبیعی هستند.
    و بدتر آن‌که پزشکانی که بساز و بفروشند و با بیمارانشان تجارت می‌کنند ؛ مهندسینی که در خدمت رفاه بورژواهای ریز و درشت امضاء می‌فروشند و دست آخر هم دانش‌آموختگان علوم انسانی که دکترای بی‌سوادی دارند و محلل هر پیآمد و رویدادی هستند. مزدورانی که سواد ترجمان دارند و اهمّ و از مُهم را آن‌جایی می‌یابند که پول هنگفتی بدهد. پس این آفت و نقصان را در همه‌ گروه‌ها می‌توان یافت.
    حالا اگر کسی اشراف به همه‌ی خروجی این دانشگاه‌ها و حوزه‌ها داشته باشد ، تمیز می‌دهد بین عالم محقق تا کَلاّش مُقلد، بین کاردان متخلق و کارآمد تا یک دلال صرف وارد کننده‌ی اجناس بُنجل خارج.
    مرعوب عناوین آیت‌الله ، ثقهالله و مهندس و دکتر و استاد و علّامه و … و هر چه باشد نمی‌بایست شد و یا این‌که دست‌ها را بالا گرفت.
    پس با آن مقدمه اگر می‌گویم سروش و کدیور را بخوان و با شُبهات آنان آشنا باش، بیشتر برای آنست که در این‌حوزه نا آگاه نباشی که چه می‌گویند و اینانی که در این‌جا و سایر جاهای مشابه پرسه می‌زنند بی‌سوادند و قیل و قال دارند و موجبات خنده‌ همیشگی .
    پس خودت را اسیر اقوال درست نادرست این‌جا نکن . ببین از ابتدا و بَدو پاگیری آهستان، چه کسانی آمده‌اند و ماندگار شده‌اند؟ اینان کیانند؟ می‌بینی که هیچ چیزی در اینان تغییر نکرده.
    خودت حوصله کن از ابتدای آهستان چند تنی را انتخاب کن بعد بیا تا این تاریخ.سلسله‌الکلام لغو و کمیک.
    ایام بکام

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۲ ب.ظ:

    جناب مهدی خوش‌نام ولی بد پندار

    دیده‌ی تنگ دشمنان خدای
    بسنان اَجَل سپوخته به .
    از جناب سعدی

    ماتحت (Under) : آنچه در زیر باشد. یعنی رویارویی با آن‌چه که در بالا سری‌اش است. (مافوق above)
    سپوختن هم یعنی خلانیده (فروکرده‌شده) مثل چی؟
    مانند:
    – «وام سپوختن» که همان مُماطَلَه کردن در پرداخت وام را می‌گویند (یعنی درنگ و دیر کرد در پرداخت وام)
    – «پاسخ سپوختن» : که یعنی همان درنگ و دیرکرد پاسخ (همانند دیرکرد پاسخ من به شما )

    با این جماعت سر در ماتحت یکدیگر سپوخته شده، ( یعنی با این گروه که سر در زیر کامنت یکدیگر نهاده‌اند‌ )
    / ( following comments )
    بعد از بازی با این واژگان، حالا بیا ماتحت همین کلام! :lol:
    فقط مقداری از یک صفحه و نیم برایت می‌گذارم تا به هوشمندی‌ات، به ریه‌ات سالمت وزشی از شمیم خوش دوستان ادیبت که درست از ماتحت همان‌جایی که ادبا نافه را هم نشانی می‌دهند و معنا می‌کنند، نشانی‌ات می‌دهم تا بلکه به مذاقت خوش‌تر بنشیند و شاید که در فوران سخنان این مخنسان گلواژ‌ه‌ی ادب‌شان را یک نَفس به کام بکشی.
    باشه ادب‌شناس والا؟ :mrgreen:
    حتماً دقت کن که این نوشتارهای ماتحت بیشتر در خطاب به دو نفر نگاشته و بیان شده. یکی برای یک بانو از بانوان این جمع (فهیمه) و دیگری هم که عزیز محترمی که شهره است به فردی ادب‌دان و میانه‌رو «ع».

    اولین گزیده از اقوال جناب املح‌العرفا جناب دادوگوزو:
    -« جمیعا خروجی فقه پویا خفه اند تمام اون ایات عظام …، نخودکی، فشارکی، خیارکی و بادامکی و الخ، همشون تربیت شده مکتب هل من ناصرا ینصرنی و اگر دین ندارید آزاده باشین. کلهم خروجی این سیستم “اخلاقی” این گه ه: سلطان امر به سکوت کردن، کلهم گوسپندان خفه.»
    بی‌نام( تاریخ تیر ۹م, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۸ )

    فهيمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۶ ب.ظ:

    سلام
    توصیه یه استاد و دوست عزیزی این بود که حتما شریعتی و سروش بخون و حتما هم توش نمون.
    حتما به توصیه ی اون دوست و شما عمل میکنم.

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۷ ب.ظ:

    البته چون اعتقاد دست و درمونی نداری، الباقی مطالب هم قطعاً به شما ارتباطی پیدا نمی‌کند و من هم فاکتور گرفتم.
    پس تا جناب آهستان مطالب اینان را زدایش نکرده فوراً بشتاب کپسولی تهیه کن و هر روز فیسی اسپری کن در کامت که ناخوش از دنیا نروی. یادت باشد روزی یک فیس از کپسوله‌ی ادب دوستانت . همان مردان خداجوی


    بخش دوم و سوم :
    نمی‌دانم چرا «پاسخ سپوخته ما به مهدی بد پندار » یهویی جهیدن کرد مافوق نه ماتحت .از معجرات آهستان است یا از بی‌مبالاتی ما در چینش درست ماتحت‌گذاری کامنت‌ها.
    البته برای شما ماتحت و مافوق علی‌السویه است چراکه اهل مطالعه‌اید. کافیست دلتان پُر باشد که که گویا از اسلام هم پُر هست. خوب است برایمان بنویسی چندماهه است؟ :wink:

  28. ع
    ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در ۰۶:۵۲ | #28

    “مسی” هم مغلوب “سیستم” شد. تبریک.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۶ ب.ظ:

    بخوره تا بدونه گل خوردن تو دقایق پایانی چه مزه ای داره !

    [پاسخ]

  29. ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در ۱۱:۱۶ | #29

    سلام و عرض ادب
    مطلب شما در لینکستان فرهنگ نیوز منتشر شد
    http://www.farhangnews.ir/link/1402
    برای ادامه همکاری در صورت صلاحدید ضمن لینک کردن فرهنگ نیوز ، مطالب تولیدی خودرا برای ما ارسال نمایید
    یا علی

    [پاسخ]

  30. هیشکی
    ۲۴ تیر ۱۳۹۳ در ۰۰:۴۲ | #30

    راه نفس رو بسته این چراها… کاشاین شب افتابی می شد..

    [پاسخ]

  31. مجید
    ۲۶ تیر ۱۳۹۳ در ۱۴:۵۴ | #31

    چرا حماس و نیروهای مقاومت، ناپدید شدن و بعد کشته شدن چند نوجوان یهودی را محکوم نکردند؟؟ به نظر من رفتار حماس به اسراییل بهانه داد تا دوباره به غزه حمله کند. من منکر جنایات اسراییل نیستم ولی میگم حماس باید مسوولیت خودش رو در حفظ جان مردم غزه از یاد نبره و بی جهت بهانه به اسراییلیها نده.

    [پاسخ]

  32. ستاره
    ۲۷ تیر ۱۳۹۳ در ۰۱:۴۸ | #32

    من خدا رو شکر میکنم که تقریبا همه طیف های سیاسی از کشتار غزه ناراحتن و دارن از این عمل اعلام انزجار میکنن. ولی خداییش این شعار نه غزه نه لبنان چندسال پیش بعضیا که گمونم همون موقع ها هم تو غزه کشت و کشتار بود رو کجای دلمون بذاریم؟ یعنی چی شده واقعا یه عده اینطوری تغییر موضع دادن؟ کسی میدونه؟

    [پاسخ]

  33. ۲۷ تیر ۱۳۹۳ در ۱۶:۰۰ | #33

    جناب آقای حسینی سلام و خداقوت
    اگر مجالی حاصل شد و براتون مقدور بود، لطفا تحلیل حقیر رو درباره اوضاع غزه و فلسطین بخونید
    و نظرتون رو، البته اگه افتخار دادید و تحلیلم ارزشش رو داشت،
    بهم بگید.
    چشم انتظارتونم
    یاحق

    [پاسخ]

  34. مهدی
    ۳۰ تیر ۱۳۹۳ در ۰۹:۱۴ | #34

    جناب آریوشن
    البته همان خوشنامی را هم شما ندارید که جای بسی خوشحالی است و پندار متعفن شما هم که کاملا عیان است ، اما در باب معنی واژگان لطفا این واژه های زیبارا خطاب به نوامیس خود بکارببرید که از معانی زیبای آن لذت ببرند ، البته بازهم جای خوشبختی است که به نمایندگی از جامعه دلواپس متحجر به خوبی افکار مملو از کثافات و نجاسات خود را به نمایش گذاشتید

    [پاسخ]

  35. ۳۰ تیر ۱۳۹۳ در ۲۲:۲۳ | #35

    با آن‌که فهمیدی که کی فحاشی کرده باز هم حماقتت را جار می‌زنی بی‌غیرت.
    تو نوامیس می‌فهمی؟
    شعار می‌دهی ؟
    متحجر می‌گی؟
    خوب شد که این وسط ضایع شدی بدبخت؟
    دیگه بچه بابات نیستی، اگه فهمیده باشی مخطابم چه لجنی بود و حالا باز ناموس نداشت‌ات را می‌ذاری وسط دایره.
    تف به هر چه بی‌مرام و پفیوز مثل توست. کثافت دریده. فقط یک بار دیگر زر بزن ، تا سرو ته یکی کنم. بی‌ناموس

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۴ ب.ظ:

    برای مهری دریده بود

    [پاسخ]

    آریوشین پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    دفعه دیگر هم نام درست و درمون بذار تا بدونم با چه گُهی طرفم که پا روش نذارم، مثلاً همان مهری دریده :mrgreen:

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۲ ق.ظ:

    یک صفحه در باب معانی گل واژه های متعفن خود یاوه سرایی کردید تا از لجن طلا بسازید پس چه جای عصبانیت و یقه چاک دادن؟چرا این ادبیات زیبا را از نوامیس خود دریغ می کنید؟
    مثل اینکه ادعای بنده در مورد لجن پراکنی جنابعالی هم صحیح بود ، و همچنین بدپندار و بدنام بودن هم با جد و جهد خود در گوه فشانی از چاه موال دهان مبارک تـأیید شد ، البته بنده هم بی تقصیر نیستم نباید در چاه موال دهان شما که چنین مملو از نجاست است سنگ می انداختم.

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: