خانه > جامعه, دفاع مقدس, سياست > چند کلمه تشویش اذهان عمومی!

چند کلمه تشویش اذهان عمومی!

۱-فرمانده کمیته جستجوی مفقودین درباره ۱۷۵ شهید تازه تفحص شده گفته است: «این پیکرهای مطهر متعلق به غواصان عملیات کربلای ۴ است که با دستان بسته به شهادت رسیده و زنده به گور شدند»

نمی دانم چه بگویم. اصلا حرفی مانده؟ دلم برای مظلومیت شهدا می سوزد. همین طور برای مظلومیت مردم ایران و مظلومیت خود ایران. کشور ما در جنگ تحمیلی مظلوم بود و این مظلومیت همچنان ادامه دارد. دارم فکر می کنم که نهایت مظلومیت یک آدم یا یک ملت کجاست؟ چه مظلومیتی از این بالاتر که ملتی بخاطر عقیده و راهی که خودش انتخاب کرده، از سوی زورگوها مورد تاخت و تاز و انواع و اقسام جنایت قرار بگیرد؟ و چه راحت چشم ها و گوش ها برای دیدن و شنیدن این مظلومیتها و آن جنایتها بسته شد…

۲-وضعیت امروز یمن و وحشی بازی سعودی ها در این کشور، آیا مصداق مظلومیت و جنایت نیست؟ آدم کشی در دنیای مدرن ما، آنقدر عادی و پیش پا افتاده شده که این همه جنایت اصلا به چشم نمی آید. چه دنیای مسخره ای هست وقتی آدمها حق ندارند طبق خواسته خودشان زندگی کنند. (یک چیزی در این مدت حالم را جا آورد. آنهم پرواز هواپیمای ایرانی به سمت یمن بود و بی توجهی خلبان به تهدید سعودی ها و حرکت جالب آن سرنشین محترم برای خلبان سعودی!)

۳- (بی ربط) یکی دو هفته پیش فیلمی از شبکه سه پخش شد که برایم جالب بود. فیلمی از کشور کره که برعکس سریال های افسانه ایش، بدجوری به دلم نشست. با دیدن این فیلم فهمیدم که چرا یک آدم مجبور به خودسوزی می شود تا صدایش توسط مسئولان و رسانه های مختلف شنیده شود.

۴-(این هم بی ربط) یکی از برنامه های خوب تلویزیون که این شبها گاهی تماشا می کنم، خندوانه هست. مخصوصا آن عروسک باحالش «جناب خان» که هم خنده را بر چهره خسته مردم می نشاند و هم باعث شده که صدای جنوبی ها در رسانه ملی شنیده بشود! (هرچند در قامت یک عروسک) کاش خندوانه گرفتار محافظه کاری نشود و از همه مهمتر اینکه برای ادامه مسیر، مجبور به تحمل بعضی مهمانان عبوس و تبلیغاتی و سفارشی و تحمیلی نشود!

۵-(این هم محض عقده گشایی!) همان چند روز مانده به انتخابات، نظر مرحوم آیت الله مهدوی کنی را درباره دکتر ولایتی و سعید جلیلی شنیده بودیم. یکی پاسخ تلفنش را نمی داد، آن یکی کلا اهل مشورت نبود! تلاش آن مرحوم و هشدارهایش هم نتیجه نداد. نامه ای که اخیرا منتشر شده، یک نمونه از آن هشدارهاست. کاش دنیای سیاست، حساب و کتابی داشت، کاش می شد چرتکه انداخت و یقه بدهکاران را گرفت. ولی نه. در کشور ما ایران، بدهکاران، خیلی زود طلبکار می شوند! نگاه کنید! بخش اعظم دلواپسان امروز، همان تکلیف گرایانی هستند که دیروز به نتیجه هیچ کاری نداشتند و این روزها را اصلا نمی دیدند!

خب فکر می کنم همین چند خط برای بازگشت دوباره ام کافی باشد. دیگر چه می ماند؟ آهان تا یادم نرفته مراتب اعتراض خودم را نسبت به حیف و میل بیت المال در راه مطربها اعلام می کنم و امیدوارم که این بیت المال در راه خدا خرج شود.

ضمنا از اعلام جرم علیه آقای احمد توکلی و محاکمه وی به خاطر تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام، کاملا حمایت می کنم و خواستار آنم که نامبرده به اشد مجازات محکوم و سایت تشویشی الف هم تعطیل بشود ان شاءالله…

و من الله توفیق

  1. فهیمه
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۰:۰۹ | #1

    ای وای یمن ای وای جنگ ای وای نظرات بیخود و باخود مردم.
    کی میشه هیچ جنگی نباشه یه نفس راحت بکشیم.

    خندوانه هم خوبه،خوبه بعد از سی سال یکی یادش افتاده ملت به خنده احتیاج دارن.
    فک کنم خود ٍ این ازمون خطا برای چجوری خندوندن مردم هم یه سی سال طول بکشه.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۴ ب.ظ:

    چقدرم شما سخت نفس میکشی خانم فهیمه خانم …

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۵ ب.ظ:

    از قضا بنده مشکل تنفسی هم دارم.

    منتها جنگه کلی آدم کشته میشه.حتما که نباید تیر و ترکشش تو تن من بره.
    قبلنا خون و جنگ و خونریزی میترسوند منو.الان عادی شدن این چیزا میترسوندم.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۸ ب.ظ:

    البته کشته های سوریه که یکی از طرفهای درگیرش مستقیمن حکومت جمهوری اسلامی هست ادم نیستن و توله سگن و اصلنم تنگی نفس نمیدن.

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۶ ب.ظ:

    الان حرف سوریه ست؟
    یکی راجع به غزه حرف میزنه بعد تو میای میگی اره واقعا فاجعه ست بعد حتما باید اضافه کنی کشته شدن مردم سوریه هم ناراحتت میکنه وگرنه معناش اینه که معتقد بودی به توله سگ بودن و بی اهمیت بودن اون مردم.

    مردم سوریه یمن عراق غزه مسلمونای میانمار افغانستان…و باقی مردم جنگ زده.
    اینکه احساس قلبی من چی هست بنماند.منتها تا جایی که یادمه من فقط حرف غزه رو زدم.
    بحث نفرت از قلدرای بی ترمزه.بشار اسد و ایران مواخذه میشن.براشون قطعنامه هست.بقیه چی؟
    اونام به قدر جنایتشون مواخذه میشن؟

    و الا نه اهالی غزه و یمنی ها پسرخاله ی من هستن.نه با مردم سوریه پدرکشتگی دارم.

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    یک نمونه از قطعنامه هایی که برای ایران در باره دخالتش تو سوریه صادر شده نام ببر ما هم خبردار شیم

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۲ ق.ظ:

    نمیدونم من بد مینویسم یا شما خیلی دلت میخواد از سوریه و نقش ایران در ان حرف بزنی؟
    واسه همین هر چی میگم ربط پیدا میکنه به سوریه؟
    قضیه سوریه نبود.حرف از یه فضای کلی بود.اینکه نوع جرم و نقض قانونی که انجام میشه مهم نیست.نهایتا میزان حمایتی که قدرتها از یه کشور دارن،نوع و شدت واکنش به اقدامات اون کشور رو تعیین میکنه.

    بعد دقیقا از کدوم قطعنامه ها؟
    نظرت چیه برای “دخالت” ایران از همون قطعنامه های صادر بشه که مثلا برای “جنایت جنگی”اسرائیل صادر شد؟
    عادلانه ست ها

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۰ ب.ظ:

    نه واقعا تلقی م این بود که همچین معنایی رو نمیرسونه.

    بعد حالا ببینا،اینم ما رو به دیوونگی شناخته .تا ما رو میبینه دیوونه بازی ش شروع میشه.
    خو من حالا چی بگم؟بگم خودت غلط میکنی؟
    یا بگم گور بابای مردم سوریه؟به درک اگه که کشته میشن؟

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۹ ب.ظ:

    اصن خیلیم خوب میکنین اشک تمساح میریزین

  2. فرزاد
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۰:۱۵ | #2

    همچین میگی دلواپسا این روزها را نمیدیدند که انگار الان داره توی کشور فاجعه رقم میخوره ! انگار نه انگار روحانی داره خرابکاریای معجزه هزاره سومتون رو جمع و جور میکنه !

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۸ ب.ظ:

    شما چیکار کردی آخرش ؟؟؟
    راهی پیدا نکردی ؟؟؟

    [پاسخ]

    فرزاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۰ ب.ظ:

    ببند دهنت رو . افراطی بی عقل .

    [پاسخ]

  3. حسن
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۰:۱۶ | #3

    آخه عقده ای …
    ما دلواپسان چرا باید از ترس مرگ خودکشی میکردیم ؟؟؟
    چرا باید کسی رو که اصلح میدونیم بخاطر مصلحت اندیشی میگذاشتیم کنار ؟؟؟
    من که سراسر خیر میدونم این انتخابات اخیر رو
    ما فهمیدیم که ۴ ملیون جبهه برو داریم …

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۸ ب.ظ:

    در ضمن یاد و نام شهدای مظلوم و گلگون کفن و امام شهدا گرامی باد …

    [پاسخ]

    فرزاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۲ ب.ظ:

    تغی به توغی بخوره اون ۴ میلیون اولین نفراتین که بار و بندیل و دلارای حاصل غارت کردن ملت و خون مردم توی شیشه کردنشون رو برمیدارن میرن جاس وگاس !

    [پاسخ]

  4. حسن
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۰:۱۹ | #4

    شب میلاد با سعادت ارباب آزادگان ازل و ابد آقا سیدالشهدا علیه السلام خجسته باد …

    [پاسخ]

  5. بينام …
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۰:۴۴ | #5

    خلبان گفته اخر به اصرار برج مراقبت فرودگاه صنعا ننشستیم و در بالای پشت بام خانه ها یمینی ها رو میدیدیم که حیران از شجاعت خلبان ایرانی بودند و الخ.

    خیر جناب، حیران از پفیوزی خلبان ایرانی بودند که میخواس هر جور شده یه ماجراجویی خبری کنه و به بهونه ۴ تا استامینوفن و شربت ب کمپلکس، کل فرودگاه ما رو به فنا داد. اگر غرض کمک رسانی ه چرا بانی از بین رفتن فرودگاه اونا شدین؟

    در انتها خلبان گفته میخواستیم در ان قسمت دیگر فرودگاه که بمباران نشده بود و میتوانستیم بشینیم فرود بیائیم مه اخرش بیخیال میشن.

    صدای برج مراقبت صنعا: داره میره اونور، یا ابالفضل اونور رو هم میخواد بگت بده، نخواستیم اقا! بکن برو بزار ما این چسب زخم ها رو از جای دیگه میگیریم.

    [پاسخ]

    Rorr پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۲ ق.ظ:

    وی در ادامه گفت: “موقع برگشت، من از شیشه‌های هواپیما خلبان جنگنده‌های سعودی را می‌دیدم که مرتب ما را تهدید می‌کردند و انگشت شست خود را به وی نشان دادم و خلبان جنگنده این‌گونه برداشت کرد که همه‌چیز برای بازگشت ما اوکی است. به خلبان خودمان گفتم که ما را از حاشیه دریا ببرد که اگر ما را زدند در آب بیفتیم نه در عربستان… تمام مردم صنعا از روی پشت‌بام‌هایشان این صحنه را می‌دیدند و از شجاعت خلبان ایرانی در حیرت فرو رفته بودند. از برج مراقبت عربستان گفته بودند: «در عربستان فرود بیایید که بنزین بزنید»، ما قبول نکردیم”.

    والا از این حرفا بیشتر از شجاعت بوی نژاد پرستی و ضد عرب بازی مدل ایرونی میاد و همچنین خالی بندی. مایه تاسفه که امید حسینی هم میگه این حرکت “جالبه”!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۵۶ ق.ظ:

    نفس این پرواز در این دنیای مسخره با وجود تهدید و اقدام عملی برای ممانعت از پرواز، خودش شجاعته.
    من ضد عرب نیستم، ضد عرب های عوضی هستم.

    [پاسخ]

    فرزاد پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    “من ضد عرب نیستم، ضد عرب های عوضی هستم.”

    وات ؟! عربهای عوضی ؟!

    من فاشیست نیستم ، ضد سایر نژادها که پست و کثیفن هستم ! خخخخخخخ .

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۲ ب.ظ:

    حسینی از تهدیدات بین المللی میگه، نفس عمل که شجاعته میگه، یحتمل از اعتبار افزایی برا ج ا تو ذهنش تقدیر می کنه و الخ ولی یه قلم رو اخر مشخص نمی کنه ….

    اصلا این عمل اسمش جسارت، تهور. و شجاعت …. از این جسارت، تهور و شجاعت و “بقصد انجام عمل خیر خواهانه” در انتها چی نسیب یمنی ها شد؟

    هیچی … دریغ از یه چسب زخم … فقط یه فرودگاه بمباران شده !

    دلیل اصرار، لجاجت و به زعم حسینی شجاعت ِ خلبان به فرود هیچی نمتونه باشه بجز اسلحه رسانی. این رو هر عقل علیلی هم درک می کنه و دقیقا بدلیل همین لجاجت/شجاعت بوده که فرمانده عرب دستور داده فرودگاه رو بزنید نزارید بشینه. مگر نه چه اصرار به کمک رسانی وقتی میبینی الان است که فرودگاه رو بمباران کنند؟ تو که اصلا اصل عمل رو زیر سوال بردی با کارت!

    البته دلیل میتونه حماقت هم باشه که البته اینجور حماقت ها و تعریف تمجید های مکتبیون مسبوق به سابقه است.

    تازه خلبان کلید کرده بوده بوده میخواسته برا یه باند دیگه که بمباران نشده بوده، اونجا بشینه و باعث شه اونجا هم داغون شه که دیگه کلا این کشور فرودگاه نداشته باشه! چرا چون شازده ها میخوان چسب زخم و شربت ب کمپلکس بفرستم برا کمک و نمی خوان کم بیارن.

    فرودگاه دیگخ، مال یمن، بی صاحاب، بزن به فنا بده، مال ما که نیست.

    حقا حماقت نهایت ندارد.

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۹ ب.ظ:

    جنسِ عمل و هورا کشیدن های مکتبی ها برا خضعبلات خلبانی که حماقت خودش رو با تصدیق شجاعت مردم در پشت بام ها توجیه میکنه، دقیقا کپی برابر اصل احمدی نژاد ه که در برگشت از ارلین حماسه گل کاری در شورای امنیت می گفت: “بچه ٢-٣ ساله من رو دید و رو به مامانش کرد گفت: مامان مخمود، مخمود ! و این نشون میده دیپلماسی مردم گرایانه ج ا موفق بوده!” با این تفاوت که اون دفعات هزینه ها از جیب ملت ایران میرفت، تو این کیس از جیب یمن، با بهونه کمک رسانی!

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۲ ب.ظ:

    اینجا یک کامنت شهید شده است

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۳ ب.ظ:

    شهید بعدی رو سعادت نداشتم ببینم، ولی شهید اینجا رو دیدم… خیلی مظلوم بود، ناجوانمردانه بود.

  6. شکوفه پناهی
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۱:۳۰ | #6

    اینکه ما همیشه ملت مظلومی بودیم نکته ی جالبی است . البته باید گفت نتوانستن و نخواستن دو امر متمایز است!!
    حرکت شجاعانه ی خلبان جان هم هرچند باعث باد دماغمان میشود اما حرف و حدیث های پشتش حال غرور آدم را میگیرد شدید .
    و البته مطربی … هنر ، مظلوم مانده این میان و سالهاست دارد از همه طرف چوب میخورد . کاش خلبانی بیاید و روی صدامان و سعودیان هنری داخلی هم تیک آفی بکشد… ما هم کاری از دستمان برنمی آید جز شست مبارک … که البته فکر میکنند منظورمان این است : لایک بهتون . چش مایی عَلَم جان ، همه چی حله داداش اوکیه دارمت برو دارمت!

    [پاسخ]

  7. بينام …
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۱:۵۴ | #7

    احمد زید آبادی، شرف اهل قلم، دمترای روابط علوم بین الملل و لیسانس علوم سیاسی:

    به حکم دادگاه عدل علی بعد از شش سال زندانی بودن به جرم انجام نداده:

    پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی.

    ممنوع الخروج هم هست.

    بحکم اسلام عزیز تا اخر عمر میباس غاز بچرونه یا ماست و پنبر بده دست مردم.

    جرم: قاضی حدی زده که “قصد” داشته به خر نظام بگه یابو.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    ربطش چی بود دقیقا؟

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    ربطش اینه که همین دیروز پریروز ها حبس ش تموم شد و تبعیدش اغاز میشه.

    فرصتی بود تا یاد وجدانتون بیارم جنایت های حکومت مطلوعتون رو و بگم از همدستی با نظام تون که چه ظلمی روا داشته اید به ملت. و خدمت اسلام عزیز، علمای اعلام و حامیان گلخونه دیانت محمدی/علوی که فقط دغدغه ی هوای گرم تابستون، شیعه کردن سنی های فلان فلان شده و خندوانه دارند.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۳ ق.ظ:

    احسنت به این غیرت و انسان دوستی شما.
    منتها منظور من ربطش به پست بود.

    در ثانی من میدونم ته ش مثل جریان معلول ها و عقب افتاده ها،محکوم میشم به بی شعوری و سنگدل بودن و غیره.منتها هم چنان ترجیح میدم نظر واقعیمو بگم:
    کلی اتفاق مزخرف و وحشتناک و سخت و تلخ تو دنیا هست که باعث ناراحتی و استرس و اضطراب ادم میشه.از سوراخ بودن لایه ی اوزون و گرم تر شدن زمین بگیر تا کشته شدن کلی بچه به خاطر جنگ و گرسنگی و غیره.
    و ز اونجایی که بنده نه زورو هستم نه رابین هود و هیچ غلط خاصی در این زمینه ها از دستم برنمیاد،سعی میکنم دعا کنم،به قدر توان خودم تلاش بکنم و باقی ش رو هم بی خیال شم.
    دو سال تمام درگیر افسردگی بودم به خاطر اضطراب و یاس ناشی از فکر کردن به همچین مسائلی.
    خودمو کشتم تا به لطف خدا زندگیم عوض شد.معلومه که الان قدر عافیت میدونم و بلند بلند میخندم.به بقیه هم توصیه میکنم قدر فرصتاشونو بدونن و شاد باشن.

    سواله برام که شما مثلا جشنی مهمونی رسمی ای جایی دعوت میشید وسط خوشحالی تون هم نگرانی برای امثال
    زیدابادی یادتون میمونه؟
    اگه اره که افرین به این همه نوع دوستی شما. من ادم خودخواهی هستم ظاهرا.

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۳:۴۴ ق.ظ:

    سر کار خانوم شما چرا بخودت می گیری؟

    اول) نگارنده پست بالا مطلبی گذشته از ١٧۵ شهید دست بسته، مظلومیت یمنی ها و جنایت وهابی های فلون فلون شده، تا نقبی به انتخابات گذشته و البته کنایه ای جدی به دستگاه قضا. این وسط یه خندوانه هم داشته.

    حالا بنده از مظلومیت عزیزی گفته ام حقیقتا به ناحق گرفتار بند شده، اون هم بدست همین دستگاه عدل علی به بهانه انتخابات دو دوره پیش، که دقیقا همین یکی دو روز گذشته از بند ازاد شده و رفته به تبعید، ممنوع الخروج و تقریبا ممنوع الکار ست، حالا بد و بیربط است؟ این جنایت نیست؟ این مطلب یادآوری نیست به جناب اهستان؟ حکما تلنگر هست به وجدان و سوزاندن ِ حامیان نظام؛ سهلگیر داخلی و سختگیر خارجی!

    بعلاوه نوشتم از دلسوزان عزیز نظام که به بهانه کمک رسانی، بخاطر لجاجت و سیاست نظام شیعی، بهونه جور کردن تا صد برابر بیشتر خسارت وارد بشود به یمنی های بد بخت! جناب اهستان با افتخار نام برده از اینکار! گفتم: در چشم به یمنی این چه کمک رسانی ست که فرودگاهشون رو داغون کرده! بابا نکن این کمک رسانی رو. البته اسلحهرسانی داستان رو بالکل عوض می کنه.

    دوم)
    چه علاقه ای داری بحث های گذشته رو یاداوری کنی؟
    با توجه به روحیاتم بسیار بعید می دونم در جواب اون حرف و استدلال تو، فقط بهت گفته باشم سنگدل. یحتمل نسبت بسیار “سنگین تر و بدتری” داده باشم. و البته با شناختم از کامنتات، میگم اون حرف اشتباها در رفت ولی بجای پذیرش اون اشتباه لجاجت کردی و اصرار کردی بر حرفت.
    هنوز هم اگر اعتقادت بر این است که:

    “ادم های هپلی، کودن، عقب افتاده ذهنی یا حتی مبتلایان به سندروم داون خارج هستند از دایره انسانیت و طبیعت بشر، دلیل خلقت و یا امثال این عبارات؛ هنوز هم همان نسبت ها چه بسا بیشتر معتبر هستند.”

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۲ ق.ظ:

    والا من غلط بکنم به اون بحثای قبلی علاقه ای داشته باشم.
    فقط از اونجا که شما همون ادم قبلی هستی من واکنش رو حدس زدم خواستم پیشگیری کنم.
    خارج از دایره ی انسانیت هم به گمونم اضافات شماست.

    ضمنا اصول ضمیر تو و شما ضمیر مخاطب محسوب میشه نه غایب.وقتی به طرف مقابل میگی میخوای وجدان خفته شو بیدار کنی،اون عقلا و منطقا حق داره به خودش بگیره.و الا خوددرگیری نداره.والا به خدا…

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۰ ق.ظ:

    چون علاقمندی به یکی بدو های بچه گانه، چشم توضیح میدم. حج خانوم، بنده اگر خطابم به شما باشه، بالاش یحتمل مینویسم اسمت رو، والا خطاب به نویسنده یا “توی نوعی” طرفدار، حامی، همدست، پشتیبان ِ سیستم حاکم است.

    اونجا هم می گم تو یا شما، چون شما حج خانوم هم جزئی از همون دسته مذکور میشی.
    حالا میخوای فک کن مخاطب عام ه یا شخصی فک کن بخودت چیزی می گن، هر جور راحتی.

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۸ ب.ظ:

    حماقته توضیح دادنش منتها به جای اینکه فکر کنی طرف مقابل عاشق یکی بدو های بچگانه ست،یه نگاه بنداز ببین شاید خودت اشتباه بچگانه ای کردی که باعث اون یکی بدو شدی.

    یکی میگه ربط حرفی که زدی به پست چیه،بعد تو میگی نوشتم برای “یاداوری به وجدانتون” بعد طرف مقابل توضیح میده که چرا نمیتونه وسط خنده به فکر یکی دیگه باشه و این ربطی به وجدان نداره،یعد تو میگی اینو برای تو ننوشتم(الان منظور من اون کامنت سفیده ست.خب؟).بعد طرف مقابل میگه عجب !وقتی تو صحبت با من ضمیر مخاطب به کار بردی من از کجا باید بفهمم مخاطبت من نیستم؟بعد شما میگی چون اسمتو بالای کامنت ننوشتم و اضافه میکنی که این چه یکی بدو ی بچگانه ایه؟بعد طرف مقابل در حالی که کاملا گیج شده تصمیم میگیره یه غلط کردم بگه.

    و این روند تو همه ی بحثای شما تکرار میشه.
    یه کم خودتو اصلاح کن

    بينام ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    ربط دومش هم اینه من حقیقتا دلم بیشتر به درد میاد برا ایشون سه و زن و سه تا بچه اش که پدرشون حتی نمیتونه با دکترای روابط بین الملل و علوم سیاسی حتی نمتونه معلمی کنه، عدل علی ایشون رو مجبور کرده به تبعید و یحتمل گذران زندگی با کارگری بدون اینکه حق خروج از کشور داشته باشه!! ماشالله به این اسلام عزیز و علمای اعلام.
    راستی میتونه به زن و بچه اش درس و مشق یاد بده یا اون هم به حکم نظر سیاسی شفاهی ممنوع ه؟

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    اینجا یک کامنت شهید شده است

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۲ ب.ظ:

    اشتباه شد. اینجا کامنتی شهید نشده.

  8. Rorr
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۲۲:۴۹ | #8

    ۱-
    یمنی ها (و بحرینی ها هم تا حدی) قربانی جنگ قدرت منطقه ای بین ایران و عربستان شدن. با این همه اختلافی که بین شیعیان حوثی و نسخه جمهوری اسلامی از تشیع هست، اگه بحث بسط نفوذ منطقه ای و به هم ریختن “حیات خلوت عربستان” نبود، عربستان هرگز دست به یه همچین حماقتی نمی زد که الان خودش هم توش بمونه. اما به هر حال هدف گویا مهمتر از اینکه تو یمن چی بشه این بود که یه تودهنی به ایران بخوره که تا حدی محقق شد. ایران نتونست بدون “اجازه” عربستان یه هواپیما بنشونه تو یمن، نتونست بدون “اجازه” عربستان یه کشتی بفرسته یمن. و متاسفانه (برای مردم یمن) همین ژست ها برای حکام این دو کشور از جون مردم خودشون و مردم یمن مهمتره… عبدالله صالح هم دوباره بیاد سرکار فک کردین اونجا میشه سوییس؟ هیچ بعید نیست قدم اولش له کردن همون حوثی ها باشه با کمک عربستان!

    ۲-
    داعش الان چیزی حدود نصف خاک سوریه رو در دست داره و نظام قضایی اسلامی (با تعریف خودشون) رو اونجا پیاده کردن.
    ناسزا به خدا و پیامبر اسلام: مجازات مرگ، دزدی: قطع ید، زنا: سنگسار (برای متاهل) یا ۸۰ ضربه شلاق و تبعید (برای مجرد)، اتهام زنا زدن: ۸۰ ضربه شلاق، شرب خمر: ۸۰ ضربه شلاق…

    ۲-۱
    نکته جالب تو این احکام اینه که اگه مثلا زنی متاهل مورد تجاوز قرار بگیره و به دادگاه داعش شکایت کنه، به اقرار خودش مرتکب زنا شده و حکمش سنگساره، از سویی عمرا نمی تونه چهار شاهد گیر بیاره برای اثبات متجاوز بودن مرد و در صورت انکار متجاوز باید هشتاد ضربه شلاق هم به حکمش اضافه بشه! این به نظرتون عادلانه است؟

    ۲-۲
    نکته دوم اینه که در نظام قضایی اسلام، روی مسوولیت فرد خیلی تاکید میشه و به همین خاطر این نظام قضایی جای چندانی برای اصلاح و تربیت مجرمین نمی بینه و همون اول کار احکام از اعدام و قطع ید شروع میشن. بهتر نیست ببینیم کسی که دزدی کرده، چرا اینکارو کرده و بعد دستشو قطع کنیم؟ مثلا فرض کنین ایشون کارگر بیکاره و خواسته یه لقمه نون ببره واسه زن و بچش و مرتکب دزدی شده (شد بینوایان!) حالا اسلام میگه یه دستشم قطع کنید! آخه این چه کمکی میکنه به حل مساله به جز اینکه یارو احتمالا از دزد تبدیل به گدا میشه!

    ۲-۳
    داعش داره نظام قضایی اسلام رو که از قضا مورد توافق با قرائت جمهوری اسلامی از امر قضا هست، به اجرا درمیاره. این یکی رو دوستان مذهبی نمی تونن بگن داره تحریف میکنه دیگه! حال سوال من اینه که دوستان مذهبی حاضرن تو کشوری که نظام قضایی داعش رو داره زندگی کنن؟ یعنی داعش اگه تغییر مذهب بده و شیعه بشه با همین نظام قضا و عدالت، مشکلی برای زندگی تو اون سیستم ندارن؟

    [پاسخ]

    فرزاد پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۰ ق.ظ:

    احسنت

    [پاسخ]

  9. فهیمه
    ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۰۰:۲۵ | #9

    حالا مثلا الان یکی مثه من میاد کامنتتونو میخونه بعد میگه داعش چه ربطی به ما داره.بعد شما میگید نه داعش خود ٍ صدر اسلامه.عینه اسلامه و غیره.
    منتها بالاغیرتا نکته اول و دومتونو چک کنید ببینید تو تشیع هم نظریم با داعش؟

    در مورد نکته ی اول قطعا نه.زنا بحثش از تجاوز به عنف جداست.راههای اثبات و مجازاتش هم جداست.
    “اثبات جرم تجاوز به عنف:
    باید متهم در نزد قاضی ۴ بار اقرار کند و اقرارهای وی در نزد پلیس ملاک رای قاضی نیست. همچنین طبق ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط اثبات زنا، علم قاضی است که از طریق متعارف حاصل می شود، یعنی این که قاضی می تواند با توجه به اقرارهای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و سایر قرائن و شواهد، جرم متهم را زنای به عنف تشخیص داده و حکم صادر کند.

    ممکن است متهم ابتدا نزد قاضی اقرار ولی بعد انکار کند که این جا قاضی می تواند با استفاده از علم خود حکم صادر کند. یکی از راه های دیگر اثبات جرم، حضور ۴ شاهد می باشد.: زمانی که ۴ شاهد برای اثبات جرم وجود نداشته باشد، قاضی می تواند به علم خود رجوع کند.

    اما آیا اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، نمی تواند دلیلی محکم برای صدور حکم از سوی قاضی شود.؟
    طبق شرع و قاعده حقوقی اقرار هر کسی علیه خودش نافذ است ولی اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، برای علم قاضی مهم است و جزو قرائن و شواهد محسوب می شود. ”

    در مورد نکته ی دوم هم بله یه روایتی هست که من کم و کیفش دقیق یادم نیست منتها دقیقا همین ریشه یابی و حل مسئله مورد توجه قرار گرفته بود.
    اگر بحث تشیعه که با یه عده ادم عقده ای انتقام جو طرف نیستید.جنبه ی پیشگیری عمومی همون قدری مهم بوده که اصلاح مجرم و گناهکار مهم بوده.
    این به قدر بضاعت و سواد من…

    کماکان حس بحث کردن نیست.اینا رو گفتم محض یاداوری که یه کوچولو در رابطه با یافته های(!) قطعی و مسلم خودتون ،که تبدیل شده به مقدمات بدیهی همه ی بحثهاتون،تامل کنید.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۵ ق.ظ:

    رور این کامنت خطاب به شماست

    [پاسخ]

    اژدها پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۲ ق.ظ:

    ساده‌ای خواهر من ساده.

    [پاسخ]

    Rorr پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۳:۱۶ ق.ظ:

    فهیمه،
    راستش من هیچ ادعایی درباره “اسلام” ندارم که اینه یا اونه یا ذاتش فلان چیزه یا اسلام داعش و اسلام جمهوری اسلامی یه چیز هست یا نیست. من اسلام رو یه کلیت نمی بینم که همش رو بخوام با هم رد کنم یا قبول کنم. این از این.

    اما بپذیر که شما هم نمی تونی به عنوان یک مسلمان هر وقت که صحبت شباهت اعمال داعش با اعمال جمهوری اسلامی یا سایر کشورهای اسلامی میشه، با ادعای “اسلام اونا قلابیه و مال ما اصلیه” از زیر پاسخ دادن (لااقل در محضر وجدان خودتون) در برید. بالاخره یه مبانی فقهی مشترکی هست که تو قانون داعش سنگسار هست و تو قانون جمهوری اسلامی هم سنگسار هست! اگه اشکال در اصل اسلام نیست و در برخی برداشتهای فقهیه، خب خدا رو شکر! زودتر اون برداشتها رو کنار بذاریم و تفاوت اسلام شما رو با اسلام داعش به حداکثر برسونیم! ما که از خدامونه راستش.

    این که فرمودید علم قاضی نکته خوبیه. اما یک چیز رو در نظر بگیرید. زنی که میخواد مورد تجاوز قرار گرفتن رو گزارش بده، تقریبا و قطعا خودشو محکوم کرده چون داره به زنا اقرار میکنه در حالی که تازه بعد باید “اثبات” کنه که فلان شخص هم متجاوز بوده و اگه نتونه تازه بیشتر هم مجازات میشه! شاید بهتر باشه بگم مشکل از تفاوت قائل نشدن بین تجاوز به عنف و زنا در قوانین اسلامی ناشی میشه نه لزوما از رویه کشف این “جرم”. اون چهار بار و هشت بار اقرار و غیره هم که فرم هستن و دردی از کسی دوا نمیکنن.
    حتما می دونین که ریشه این شیوه اثبات زنا داستان جا موندن عایشه ام المومنین از کاروان بوده. مردی که عقب دار کاروان بوده به عایشه میرسه و ایشون رو همراهی میکنه و بعد شایعات به گوش پیامبر میرسه که شاید بین این دو امری اتفاق افتاده. بعد از مدتی آیه در باب اتهام به مومنین و مومنات نازل میشه و شرط چهار شاهد عادل رو قرار میده که البته مشکل اون روز عایشه رو حل کرده اما مشکل امروز میلیونها زن (و مرد) رو نه. حالا چون این ماجرا ریشه در روایت نبوی و آیه قران داره، افراد سنتی تر و ناآاگاه تر دیگه منتظر قوه قضاییه اسلامی-آپدیت شده با برخی ایده های کفار، نمیشن و خودشون زن یا دختری رو که مورد تجاوز قرار گرفته یا میکشن یا چه میدونم اسید پاشی میکنن و این جنایتها در کشورهای اسلامی (از جمله ایران خودمون) به وفور داره رخ میده زیر گوش قانونی که شرع دست و پاشو بسته برای مواجهه با سنتهای غلط و رفتارهای غلط ملت. یه نمونه اخیر (که تازه مورد تجاوز هم نبوده) اینه: http://www.entekhab.ir/fa/news/188120
    توجه کن این آدم به “هفت” سال حبس محکوم شده (و تا قبل محاکمه به قید وثیقه آزاد بوده) و مقایسه کن با حکم احمد زیدآبادی. یا مثلا اینو ببین: yon.ir/TI2L و ببین چنین مجازاتی برای اون عمل به نظرت عادلانه میاد یا نه (در قیاس با مورد لینک قبلی). البته میتونی مثل جلال بگی خب خدا گفته و ما الانم نفهمیم در آینده می فهمیم عادلانه بودن این احکام! که در اون صورت دیگه بحثی نمی مونه.

    در مورد پیشگیری از جرم حرف من این بود که باید بریم به این سمت که دست از سرزنش مطلق مجرمین برداریم و نظام قضایی اسلام کمکی به این امر نمیکنه و ناکافیه و نیاز به اضافاتی داره که نه مبانیش و نه راهکارهاش در خود اسلام نیستن. مشکل با یکی دو روایت حل نمیشه چون ریشه در نگاه اسلام (و سایر ادیان) به فرد به عنوان فردی پاسخگو در برابر خدا داره نه عضوی از جامعه که شاید نیاز به کمک داشته باشه.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۴:۴۳ ق.ظ:

    این ایرادی که درباره ی اثبات متجاوز بودن میگی،ربطی یه اسلام نداره.
    این قضیه درباره ی دفاع مشروع تو قتل و جرح و این حرفا هم مصداق داره.کلا وقتی اقرار میکنی به اصل قضیه ،جرم خودت محرز میشه.بعد تبرئه کردن کار سختیه.هر چند که الان پزشکی قانونی هست معاینه و باقی چیزا هست کمک میکنه به علم قاضی.
    اصل سخت گیری هم طبیعی هست.زنای به عنف و اکراه رو به یکی نسبت میدی که مجازاتش مستقیم مرگه.

    و در مورد پیشگیری جرم،من کاملا با این مبنا موافقم.هر کسی که تو شرایط سلامت عقل و اختیار یه کاری میکنه،مسئوله.شرایط اجتماعی و اقتصادی ادمو به گناه هل میده ولی اختیار رو سلب نمیکنه.
    برطرف کردن ریشه و علت اجتماعی جرم سر جای خود،مجازات و تنبیه مجرم هم به جای خود.

    [پاسخ]

    Rorr پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۵:۴۲ ق.ظ:

    فک نکن من دارم میگم با اسلام زدایی (از قوانین قضایی) یهو عدالت تمام و کمال بر چهارگوشه امت آریایی سایه خواهد افکند! قبلنم گفتم قوانین اسلامی طبیعتا سهم بیشتری از انتقادات می برن چون الان “مسلط” هستن و ضمنا قانون گذراران و بانیان حکومت اسلامی، ادعای سعادت دنیوی و اخروی نوع بشر رو دارن (راستی اینم یه شباهت دیگه با داعش). اگه یه زمانی تو ایران قوانین قضایی آمریکا مثلا اجرا شد و بی عدالتی ای رخ داد (که قطعا هم خواهد داد) اون موقع به همون اعتراض میکنیم! خوبه؟

    فک کنم ایراد من به اینه که اساسا چرا زنا باید جرمی باشه مستحق چنین مجازاتی و این به نظر غیر قابل قبول میاد با اخلاقیات و عرفهایی که امروز ما قبول داریم و همچنین واقعیت زندگیهای ما.

    سه تا مورد بالا رو در نظر بگیر:
    ۱-مردی که دست و پای دخترشو گرفته و اسید تو صورتش پاشیده به هفت سال زندان محکوم میشه (همدستش که برادر قربانی باشه کاملا تبرئه میشه به علت نقص مدارک). تازه خیلی سختگیری کردن و احتمالا سختگیرانه ترین حکم ممکن رو صادر کردن واسه یارو چون تو این پرونده های آزار و اذیت فرزند چون (باز طبق شرع) ولی دم خود پدره است معمولا رضایت میده (!!!) و آزاد میشه.

    ۲-یه آدم ناقص عقل با یه خانم مجرد خوابیده و الان خانمه به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده و اون فرد به سنگسار!
    ۳-یه نفر که چارتا مقاله نوشته و یا تو دو تا تظاهرات شرکت کرده و به کسی آسیبی نزده به سالها زندان، محرومیت از تمام حقوق مدنی و نفی بلد محکوم میشه. ضمن اینکه تو حکم تاکید میکنن که هزینه تبعید رو خودش باید بده.

    شما یا معتقدی که این احکام عادلانه است که خب دیگه بحثی نمی مونه و داعش هم همینو میگه! اما من (و فکر می کنم خیلیای دیگه) تو این نحوه قضاوت بی عدالتی می بینم. این بی عدالتی هم لااقل یک عامل اصلیش بنا کردن نظام قضایی بر اساس شرعه و امثال روایاتی که خدمتتون عرض کردم.

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۵ ق.ظ:

    رور:
    من کار به بقیه بحثاتون ندارم … ولی بدبخت زید آبادی همین هایی هم که گفتی نکرده. مقاله هم ننوشته. بخاطر زندان قبلیش، اصلا در مورد سیاست داخلی نمی نوشت، ممنوع بود، اگر هم چیزی نوشته بود فقط در ضم اسرائیل بود.

    زیدآبادی، نبوی، تاجزاده، میردامادی و همون چند صد نفر اولیه رو، قبل از تظاهرات ها، سخنرانی ها، بیانیه ها یا هر چیزی که اینا اسمش رو میزارن تشویش اذهان عمومی دستگیر کردن، شب ٢٢ خرداد!! یعنی به جرم مرتکب نشده.
    ظلم و جنایت آقایون با هیچ دستمالی پاک نمیشه و هیچجوری ماست مال نمیشه.

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    رور
    شاید نیت شما چیز دیگه ای بود،
    منتهااین که بگی احکام اسلام ناعادلانه ست یه بحثه،اینم که به عنوان مثال احکام دادگاههای داعش رو برای ما مطرح کنی و از ما توضیح بخوای یه بحث دیگه ست.

    ضمنا تا جایی که من اطلاع دارم دیوونه رو به خاطر زنا سنگسار نمیکنن.کلا دیوونه مسئولیت نداره.

    یه چیز واضحی هم که وجود داره اینه که ائمه مخالفین زیادی داشتن.که از قضا همه هم سیاسی نبودن و اعتقادی هم بودن که حساسیت بالاتری هم داشته منتها اینکه روش برخورد چی بوده و چند مورد هست که قائل به مجازات اون مخالف بودن و چرا،خیلی چیزا رو مشخص میکنه.

    Rorr پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۳ ب.ظ:

    می بینی که لینک حکم دادگاهه و اگه وکیل یارو تقاضای تجدید نظر نکرده بود، سنگسارش میکردن. حالا صحبت عاقل و دیوونه شم به کنار. اساسا “سنگسار” برای اون عمل و بعد ۷ سال زندان برای ریختن اسید تو صورت دختری که فقط گفته شوهرم معتاده و میخوام ازش جدا شم! اگه کنار هم قرار دادن این دو تا حکم بهت نمیگه که یه جای کار یه ایراد خیلی بزرگ داره، من دیگه حرفی ندارم.

    احکام دادگاههای داعش رو هم خدمتت عرض کردم علت مطرح کردنش اینه که آدم شباهت می بینه. بازم میگم قصدم شستن یکباره اسلام نیست. اما اینم به این معنی نیست که از هرچی خوشمون نیاد بگیم خب این که جزو اسلام نیست. مورد بعدی، فرستادن انسان به مریخ، بله این جز قطعی اسلامه و روایت و حدیث داریم در موردش بسیار! حالا سنگسار و اعدام در ملا عام و قطع ید برای نون دزدی، نه بابا این داعش فلان فلان شده داره اسلام رو تحریف میکنه! الانم بنده که یقه شما رو نگرفتم بگم پاسخ بده. میگم این سوالات مستحق اینن که روشون فکر بشه. همین.

    Rorr پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    و سوال من هنوز سر جاشه. به فرض اینکه داعش شیعه بشه و دعای کمیل برگزار کنه و ابوبکر بغدادی خودش بشه مرجع تقلید، شما دیگه هیچ مشکلی تو داعش نمی بینی؟ اگه این اتفاقات بیفته حاضری بری تو مناطق تحت نظر داعش زندگی کنی؟

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۰ ق.ظ:

    با همچون پیشینه و همچین رویه و رویکردی،قطعا نه.

    مشکل ما با داعش سر قلمرو حکومت و میزان فتوحات نیست که اگه مثلا اومدن و یه ارزوی تعجیل فرج هم انتهای خطبه هاشون گذاشتن،متحد بشیم باهاشون.

    اما اگه منظورتون بحث عادلانه و غیرعادلانه بودن قوانین کشوره که قبلا هم گفتم.نظر شخصی من اینه که مهم رعایت مصلحت جامعه و کارامدی قانون و موجب وهن اسلام نبودن قوانینه.

  10. ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۰۳:۴۵ | #10

    آقای حسینی‌،

    شهید به چیزی گواهی داده است و رفته است. بر شهید به ویژه در میدان رزم نمیشود “ظلم” کرد تا “مظلوم” شود، چون او خود آگاهانه خواسته است با خون چیزی بگوید. این‌که چگونه به آن دنیا رفته است، با گلوله‌ای در سر که در یک آن جان می‌‌گیرد؛ با خس‌خس سینه که پس از سالها، یا با با مشتی خاک و دست بسته، او را “مظلوم” نمی‌‌کند. مگر ۸ ساله‌ای نزار است که گنده‌بگ مدرسه مدادتراشش را بلند کرده است و نمی‌‌دهد؟

    این کمترین به جائ شما بود ماجرایی به این سترگی را با آه و ناله‌ی گوگوشی و سوز و گداز فیلم‌فارسی که غواص ما چه مظلوم مرد خوار نمی‌‌کردم.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۴۴ ب.ظ:

    سلام برادر بزرگوارم
    بنده کماکان منتظرم…

    [پاسخ]

    اژدها پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۵ ق.ظ:

    در نوشته پیشین نوشتم نیامد. صبر کنید باز می‌‌نویسم.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۲ ب.ظ:

    دوست گرامی سلام
    گاهی شهید اتفاقا در نهایت مظلومیت جان میسپارد
    بله او انتخاب کرده و آگاهانه به مصاف قاتل رفته
    ولی وقتی در گودی قتلگاه هر کس با هر چیزی که دستش بود ضربه میزد و پیرمردها به قصد غربت با عصایشان به بدن نیمه جانش ضربه میزدند و ساربان به قصد ربودن انگشتر دست را قطع میکند و لباسها را به غارت میبرد و یک ملعونی میگوید از مال شخصی ام نذر کرده ام که نعل تازه بخرند و به پای اسبان بزنند و بر پیکرش بتازند و زن و بچه هایش که در نهایت کرامت بزرگ شده اند در نهایت ذلت به اسارت ببرند و ….
    آقا این شهید … این سید شهدا … مظاوم است خیلی مظلوم است

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۰ ب.ظ:

    اینجا یک کامنت شهید شده است

    [پاسخ]

    اژدها پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۳:۲۶ ق.ظ:

    حسن،

    این که “شهید” چه‌طور “شهید” می‌‌شود یا پس از آن بر سر بدن و زن و فرزند و خانه و کاشانه‌ا‌ش چه می‌‌آید او را مظلوم نمی‌‌کند.

    این‌ها که می‌‌گویید همان اشکی می‌‌آورد که فیلم سوزناک هندی و ترکی‌، و “خون خدا” را در همان وادی خوار می‌‌کند که کارگزاران سگ‌صورت ارباب خپل بابابزرگ گوگولی مگولی جینگ‌مینگ‌پینگ را در آن نمد مالاندند و در زمستانی سخت آن‌قدر بر دار نگاه داشتند تا گرگ‌ها خوردندش.

    کسی‌ که به هر دلیل از جان می‌‌گذرد ترسناک است، چون وقتی‌ نشان داد برای چیزی از جان نیز می‌‌گذرد هزار کار دیگر نیز از او بر می‌‌آید. اما کسی‌ که تنها برای گواهی بر چیزی از جان می‌‌گذرد نه تنها دل دیگران را می‌‌لرزاند، بلکه در جایگاهی از اقتدار، نه زور و قدرت، ایستاده است که تنها خود راز آن می‌‌داند. او از دیگرانی که چیزی ندارند بر آن گواهی دهند چیزی نمی‌‌پرسد. اما آن دیگران برای رفتنش دلیل می‌‌تراشند که نادان بود؛ ناشی‌ بود و به کاهدان زد؛ جاه می‌‌خواست؛ چاره‌ی دیگر نداشت و دیگر.

    بیشتر که می‌‌گویند کوچک‌تر می‌‌شوند و کوچک‌تر که می‌‌شوند بیشتر می‌‌گویند.

    کسی‌ که نیست و چنین ولوله می‌‌اندازد آن “مظلوم” کت‌بسته نیست که بر او گریه کنند که بمیرم چنین و چنانش کردند.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۲ ب.ظ:

    آیا به نظرتان اساسا چیزی کسی را مظلوم میکند ؟؟؟
    آن چیز چیست ؟؟؟
    کلا کی و چطور به شخصی میگویند مظلوم ؟؟؟
    آیا به کسی که گنده بک کلاس مدادتراشش را گرفته و نمیدهد ؟؟؟
    من شما یا خیلی کسان دیگه احتمالا کتک خوردیم … ولی وقتی با نامردی کتک میخوریم همیشه تلخی آن در ذهن ماست … نیست ؟؟؟
    به نظر جنابتان آن چه چیزی ست که گواهی دادن با جان برایش چنین جایگاهی فراهم میکند ؟؟؟
    آیا سیدالشهدا علیه السلام بر چیزی گواهی میداد ؟؟؟
    آیا به حضرتش فارغ از این داستانهای العیاذ بالله هندی و ترکی بی وفایی و جفا نشد ؟؟؟

  11. ع
    ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۹ | #11

    مانده ام چرا همیشه دیدگاه های نزدیک به دیدگاه های رسمی اینقدر طلبکارانه و دور از واقعیت است. این پست شما هم اینطىوری است. آدم حرصش میگیرد.
    الان ما هیچ نقشی در هیچ تنشی نداریم؟ کلا مشکل “اون عوضی ها” (یکبار ایلات متحد؛ یکبار عربستان؛ یکبار ترکیه؛ یکبار انگلستان؛ یکبار فرانسه؛…) هستند؟
    نمیگویم در حرفهایتان حقیقتی نیست؛ نه؛ ولی طلبکارانه بودنشان خیلی توی ذوق میزند.

    [پاسخ]

  12. بهار نارنج
    ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۱۳:۱۶ | #12

    آقای حسینی چرا کامنت منو تو پست قبلی تایید نکردین؟ این جا بپرسم؟ خواستم بدونم این جا اخرین کامنتا کجا میره؟ یعنی در واقع وقتی تعداد کامنتا زیاد می شه و به ۴-۵ صفحه می رسه چجوری می شن؟ اول و اخرشون معلوم نیست. یا لااقل من سر در نیاوردم!! خیلی وقته خواننده این وب هستم..

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۳:۱۸ ب.ظ:

    سلام
    من خیلی وقته سر نزدم. از خیلی از کامنتها خبر ندارم.
    سیستم وردپرس گاهی بهم می ریزه و کامنتها جابجا میشه. مخصوصا اگه تعداد کامنت زیاد باشه

    [پاسخ]

    بهار نارنج پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۳:۲۹ ب.ظ:

    ممنون. فک کنم الان هم تو همون بهم ریختگیه اما انگاری کلا بهم ریخته ست چون اغلب اوقات اخرین کامنت ها می رن اون وسط مسطا.. یهو مثلا اول اردیبهشت وصل می شه به آخر اسفند!!

    [پاسخ]

  13. با بک
    ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۰:۵۴ | #13

    آیا میدانید به اقرار فرماندهان جنگ عملیات کربلای چهار لو رفته بود و با اینحال انجام شد؟

    [پاسخ]

    Rorr پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۲ ب.ظ:

    یه علتش میتونه این باشه که به سبک قدما فک میکردن سپاهیانی مرکب از هزاران نفر در حال نعره زدن و هجوم به سنگرهای دشمن هنوز تاکتیک موثریه. این طرز فکر بی شباهت به طرحها و تئوریهای ژنرالهای درگیر در جنگ جهانی اول نبود و البته خروجیش هم همون بود: عملا جنگی اتفاق نیفتاد و نیروهای عراقی تو سنگرهاشون نشستن و نیروهای ایرانی رو درو کردن. در مرحله ای از عملیات هلیکوپترهای عراقی بلند میشن و نیروهای ایرانی رو که تو دشت ویلون بودن بدون هیچ پناهگاهی به رگبار می بندن گویا.

    آدم فک میکنه بعد یه همچین فاجعه ای باید تغییری تو تاکتیکهای جنگی حاصل بشه. اما خب واسه ایرونی جماعت گویا همیشه یه درس اضافه لازمه. فقط بعد از کربلای ۵ و تلفات بسیار سنگین مجدد تو اون عملیات بود که دیگه تاکتیک حمله با امواج انسانی از نفس افتاد طوری که آخر جنگ وقتی عراق به فاو حمله کرد نسبت نفرات ۶ به ۱ به نفع عراقی ها بود.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۰ ب.ظ:

    اوج این تاکتیک امواج انسانی تو عملیات رمضان بوده. منتها چیزی که تو این عملیات خاص و شرم اوره اینه که همه میدونستن عملیات لو رفته و متوقفش نکردن

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۰ ب.ظ:

    سعی کنید بدون توهین نظر بنویسید. این اولا
    ثانیا اینکه اون بچه ای که با تبلیغات بره جنگ، با صدای اولین گلوله قرار می کنه.میگی نه؟ یه شب برو مانور و چند تا صدای انفجار بشنو و نترس!

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۷ ب.ظ:

    می خوا کامنت پاک کنی پاک کن. ولی دیگه دروغ نگو که توهین کردم. این کامنتی که پاک کردی و بجاش افاضات کردی خاطرات رفسنجانیه که چاپ شده.
    تو اون دوتای بالایی هم هیچ توهینی نبود. فقط واقعیتایی بود که هیچ جواب قانع کننده ای براشون نداری.

  14. ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۱:۳۸ | #14

    سلام علیکم
    با احترام مطلب شما در مجمع طلاب وبلاگ نویس (Talabeh.net) بازنشر داده شد.
    باتشکر

    [پاسخ]

  15. زینب
    ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۲:۰۰ | #15

    ازتون انتظار نداشتم آقای حسینی
    من همیشه سایت اف رو دنبال میکنم!
    اصلن هم تا حالا تشویش اذهان عمومی ندیدیم
    بعضی سایت ها و روزنامه ها حتی همین بردای انجمن اسلامی تو دانشگاهها که بیشتر جولان میدن و هرچی دلشون می خوان مینویسن!
    من آقای توکلی را یک اقتصاددان متعهد می بینم
    به شخصه بعصی سایت ها و خبرگزاری ها میرم که کاملن خبرهای جهت دار منتشر میشه ، نظرات کاملن توهین آمیز تایید میشه، حتی مثبت منفی ها به بعضی کامنت ها هم تعجب برانگیزه! این خبرگزاری ها جزو معروف ها هستن ….

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۲ ق.ظ:

    خانم زینب آقای حسینی در مورد تشویش ازهان عمومی و اعلام جرم علیه توکلی را عادلانه ندانسته و دادگاه را زیر علامت سوال برده.

    [پاسخ]

  16. م
    ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۳:۱۶ | #16

    “چه دنیای مسخره ای هست وقتی آدمها حق ندارند طبق خواسته خودشان زندگی کنند.”

    تا آنجایی که ما فهمیدیم یک مسلمان نه طبق خواسته خود که طبق فرامین خداوند زندگی می کنه.
    سی چهل ساله دعوا در این مملکت سر همینه …..
    از اینکه لهجه و صدای جنوبی ها شما را سرگرم می کند…..
    فقط می توان گفت تف به این صدا و سیما

    [پاسخ]

  17. آهستانی!
    ۲ خرداد ۱۳۹۴ در ۰۹:۵۹ | #17

    سلام بر استاد عزیزم امید حسینی عزیز عزیز عزیزم :-)
    دلم براتون تنگ شده بود.
    همین

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۶:۵۳ ب.ظ:

    سلام
    استاد؟!
    بی خیال :))
    به هرحال ممنونم

    [پاسخ]

  18. فهیمه
    ۲ خرداد ۱۳۹۴ در ۱۸:۰۹ | #18

    اصن کل قضیه ی مزاحمت نوامیس و عادلانه بودن یا نبودن قصاص ضارب هیچی،

    اینا تذکر دادن اونا دررفتن اینام افتادن دنبالشون؟بقیه ش چی؟
    اون زخم رو شاهرگ چجوری ایجاد شده؟
    زمین خورده در حین دنبال کردن؟یا جنون داشته خودزنی کرده؟

    حالا اگه ماجرا برعکس بود تا یه ندا از توش درنمیاوردن بی خیال نمیشدنا اما الان همه چی تقصیر علی خلیلیه.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۷ ب.ظ:

    قضیه اینا نیست. دعواشده به هر دلیل شهید خلیلی مثه سگ کتک خورده. طرف حبسش رو کشیده خود خلیلی و خانواده هم رضایت دادن قضیه تموم شده رفته.
    بعد دو سه سال طرف مرده بخاطر شامورتی بازیای بسیجیا اون بدبخت رو گرفتن میخوان اعدامش کنن.
    ندا رو بسبجیه تیر زد همونجا مرد. نه بعد سه سال. ضاربشم البته پیدا نشده. مثه باقی کشته های ۸۸. همونطور که اسید پاشا پیدا نشدن.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۷ ب.ظ:

    کامنت انتحاری

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۱ ب.ظ:

    دعوا شده به هر دلیلی.خلیلی مثه هر چی کتک خورده.وسط اون کتکا یه چاقو هم خورده اونم نه به نوک انگشتش.به شاهرگش.
    عامل مرگش هم حالا هرچند غیرمستقیم همون ضربه ای هست که به شاهرگش خورده .

    کاری به جنبه ی سیاسی و اینکه قانون چی میگه ندارم.خودش و خانواده ش هم بزرگی کردن که رضایت دادن.منتها بابت ضرب و جرح رضایت دادن نه قتل.
    قصاص نه ولی باید مجددا محاکمه میشد.

    و اینکه اگه به جای علی خلیلی،ضارب مجروح میشد و سه سال بعد میمرد میشد یه ندا ی دیگه.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۳ ب.ظ:

    یعنی ته حماقته که یکی تو قضیه ای که کاملن حقوقی و قانونی هست بگه من به قانون کار ندارم. طرف رضایت داده تمام شده رفته. تو چی میگی واسه خودت؟

    و البته خون این بچه هم اگه اعدام بشه بگردن شما حزبلای امر بمعروفی هست. یه مشت وحشی فاشیست.

    و البته ندا سمبل ادمکشیای شما تو خیابون و تظاهرات هست. سمبل ادمکشیاتون تحت امر به معروف زهرا کاظمیه. خلط مبحث نکن. ماشالله تو هر زمینه ای آدمکشیاتون نمونه داره.

    فهیمه پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۴ ۴:۴۴ ب.ظ:

    شما که جنبه و اعصاب نداری تو بحث شرکت نکن.

    اونی که میگه به قانون کار ندارم داره نظر شخصی ش رو میگه.این یه روند رایجه.(من تو دادگاه و در حال حکم دادن نیستم که)
    یعنی حتی اگه قانون هم بگه دو سال حبس،اون دو سال برای یه جرح منجر به فوت زیادی ناعادلانه ست.
    فقط علی خلیلی و ضاربش نیستن.پرونده ی اینجوری فراوونه.این نظر شخصی منه حتی اگه ماجرا برعکس بود هم نظر من همین بود.

    دنیام اگه انقدر بی سروته و بی صاحابه که یکی دیگه دیگه میزنه یکی دیگه میمیره یکی دیگه حکم میده اون و خ خون ! اونی که زده پای من نوشته میشه،بذار بشه.

    این جوری باشه من حاضرم خون کشته شده های ویتنام رو هم حاضرم به گردن بگیرم.والا

  19. Rorr
    ۲ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۰:۳۰ | #19

    امید حسینی چرا پاک میکنی؟ انتقاد من که به نظام نبود، به مردم ایران بود. دارم میگم این همه آه و ناله برای مظلومیت اون افراد (یا حمله به سران نظام ج.ا برای به کشتن دادنشون) به خاطر این بود که شکست خوردیم و اگه پیروز شده بودیم و بصره رو فتح کرده بودیم، الان اونا مظلوم نبودن بلکه قهرمان بودن و سالگرد فتح بصره تو جمهوری اسلامی سرود خلبانان ملوانان پخش میشد. این هم که بعد از عملیات کربلای ۵ یهو سیل داوطلبان مردمی به جبهه ها فروکش کرد (و کار گاها به داوطلب گیری اجباری میکشید) نشون دهنده اینه که شاید انقدرام انگیزه ها معنوی و الهی نبودن حتی بین بدنه طرفدار نظام. مگه شعار رزمندگان صدر اسلام هم جز این بود که اگه پیروز بشیم به غنایم و ثروت میرسیم و اگه شکست بخوریم می ریم بهشت؟ حالا اون قسمت غنایم و ثروتش نرسیدیم، اما چرا وجود داشتنشو انکار می کنید؟

    بعدم این که مگه خون ایرانیا از عراقیا رنگین تره؟ مردم بصره که زیر آتش توپخانه ما از شهرشون فرار کردن مظلوم نبودن؟ اگه جنازه غواص عراقی تو خاک ما با دست بسته پیدا بشه، شما میای بگی چه شهید بزرگواری بود؟ یا میگی متجاوز بود و به حقش رسید؟ بد نیست یکم فک کنید به این سوالا…

    [پاسخ]

  20. م
    ۲ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۰:۳۷ | #20

    مخصوصا آن عروسک باحالش «جناب خان» که هم خنده را بر چهره خسته مردم می نشاند و هم باعث شده که صدای جنوبی ها در رسانه ملی شنیده بشود! (هرچند در قامت یک عروسک)

    خجالت چیز خوبیه؟

    [پاسخ]

  21. ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ در ۰۰:۰۷ | #21

    فارغ از بند آخر که نفهمیدم شوخیه یا جدی؛
    متاسفم که آنچه نباید میشد اتفاق افتاده و خندوانه درگیر مهمان های بی خاصیت عبوس افتاده…
    حیف شد؛ هر چند کل برنامه هنوز به جناب خان زنده ست.

    ممنون بابت دو بند اول؛

    [پاسخ]

  1. ۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۱:۳۸ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: