خانه > سياست > آیا روحانی و اصلاح طلبان واقعا منتظر بازگشت احمدی نژادند؟

آیا روحانی و اصلاح طلبان واقعا منتظر بازگشت احمدی نژادند؟

یکی از موضوعات مورد بحث این روزهای رسانه ها، احتمال حضور مجدد محمود احمدی نژاد در عرصه انتخابات و بازگشت او به قدرت است. این مساله به طور خاص مورد توجه رسانه های اصلاح طلب و جریان حامی دولت قرار گرفته و آنها به شیوه های مختلف نظرات خود را در این خصوص بیان می کنند.

برخی رجز می خوانند و احمدی نژاد را به مبارزه می طلبند و ادعا می کنند که ما از حضور او استقبال می کنیم تا بیاید و برای همیشه با رای مردم شکست بخورد! برخی هم از علاقه و اقبال مجدد مردم (مخصوصا طبقات ضعیف) به احمدی نژاد، صریحا یا تلویحا اظهار نگرانی و حتی به مردم توهین می کنند.

به هرحال برآیند این نظرات، نشان دهنده یک وحشت و نگرانی در میان هواداران روحانی و هاشمی از بازگشت احمدی نژاد است. اصلاح طلبان و حامیان دولت به خوبی می دانند که تنها کسی که فعلا می تواند برای انتخاب مجدد روحانی مزاحمت ایجاد کند، احمدی نژاد است. حتی همان هایی که ادعای شکست احمدی نژاد در برابر روحانی را دارند هم، از محبوبیت نسبی احمدی نژاد در میان طبقات ضعیف و محروم جامعه خبر دارند. ( اخیرا صادق زیباکلام تاکید کرده که همین حالا احمدی نژاد ده تا پانزده میلیون رای دارد و اگر روحانی نجنبد و حواسش نباشد، اولین رییس جمهور چهار ساله خواهد بود.)

برخلاف اصلاح طلبان که حضور احمدی نژاد را جدی گرفته اند، اصولگرایان و جریان راست فعلا مواضع مشخصی ندارند. برخی از اعضای منتسب به جناح راست جسته و گریخته و عموما در قالب مصاحبه با رسانه های اصلاح طلب، احمدی نژاد را می کوبند. جریانات عادی حزب اللهی و انقلابی هم خاطرات و حواشی احمدی نژاد مخصوصا در دوره دوم ریاست جمهوری او را هنوز فراموش نکرده اند. برهمین اساس بسیاری از آنها، همچنان نظری مساعد نسبت به احمدی نژاد ندارند. اما به نظر می رسد این نگاه، احتمالا در آینده ای نزدیک به دلایل مختلف تغییر پیدا می کند.

اصولگرایان در دو انتخابات اخیر، شکست خورده اند و اصلی ترین نیروها، شخصیت ها و چهره های خود را در انتخابات، از دست داده اند. بزرگان این جناح در مجلس خبرگان و شورای نگهبان، مغلوب هاشمی و روحانی شده اند. این مساله بار روانی سنگینی را برای آنها و کلیت جریان اصولگرا به همراه داشته است. از سویی روحانی و هاشمی انگشت بر مسائلی گذاشته اند که برای بسیاری از نیروهای انقلابی غیرقابل تحمل است.

حالا سبد جناح راست در برابر اصلاح طلبان و روحانی، کاملا خالی است. آنها اصلا کسی را ندارند که با روحانی رقابت کند. با گذشت زمان، جناح راست و اصولگرا و جریانات انقلابی و حزب اللهی، کم کم متوجه می شوند که انگار هیچ کس جز محمود احمدی نژاد، توانایی رقابت با روحانی و ایجاد چالش برای او را ندارد.

البته بحث حواشی احمدی نژاد و مسائلی که مخصوصا در چند سال آخر دولت او به وجود آمد، و نیز موضوع احتمالی ردصلاحیت او، همچنان وجود دارد. شکی نیست که برخی اقدامات تنش زای احمدی نژاد و درگیری های او با سایر قوا و مسئولان، به ویژه ماجرای خانه نشینی ۱۱ روزه وی، به هیچ وجه فراموش شدنی نیست؛ و همین مسائل می تواند موضوع تایید صلاحیت او را با چالش ایجاد کند.

اما از سویی شاید شورای نگهبان (و اعضای آن که اخیرا در برابر هاشمی و روحانی شکست خورده اند!) و بسیاری از شخصیت های اصولگرا، این مساله را موقتا نادیده بگیرند! شاید اینگونه توجیه کنند که اگر احمدی نژاد بخاطر سرپیچی از رهبری مجرم است، چه کسی در دوران قدرت خود این جرم را مرتکب نشده؟! همین حالا چه اتفاقی دارد می افتد؟! وضع به جایی رسیده که رهبری تقریبا در هر سخنرانی، در حال تذکر صریح و علنی به سخنان روحانی (و هاشمی) است! آنهم درخصوص مسائلی که جزو خطوط قرمز نظام به حساب می آید.

در یک موضع عملگرایانه، حزب اللهی ها و نیروهای انقلابی، ترجیح می دهند که به احمدی نژادی رای بدهند که لااقل درگیری هایش، بر سر برخی افراد و یا مسائل داخلی بوده نه بر سر سیاست های اصلی نظام و مسائلی از قبیل برنامه های موشکی و استکبارستیزی و …

منطقی که اصولگراها را برای حمایت از احمدی نژاد مجاب می کند، مبتنی بر انتخاب فردی بی عیب و نقص نیست. اصولگراها چاره ای جز این انتخاب ندارند. در حقیقت جناح راست و اصولگرا و همه جریانات انقلابی که به طور سنتی، نسبتی با اصلاح طلبان و جریان آقای هاشمی و روحانی ندارند، می بینند که فردی غیر از او توان شکست روحانی را ندارد. البته یک نگاه گفتمانی هم این انتخاب را تایید می کند. از نظر نیروهای انقلابی، احمدی نژاد با همه ایرادات خود، فضای گفتمانی کشور را تقریبا در همان حال و هوای گفتمان انقلاب نگه می دارد. حال آنکه گفتمان روحانی و هاشمی، در حال ایجاد تغییراتی نرم در فضای فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشور است. مخصوصا در موضوع تعامل با غرب و آمریکا. طبعا اصولگراها متوجه این وضعیت هستند. البته برخی اصولگراها قطعا روحانی را بر احمدی نژاد ترجیح می دهند! اما به نظرم اکثریتشان به او رای می دهند حتی اگر رسما و علنا از احمدی نژاد حمایت نکنند. مخصوصا اگر در معرض دوگانه روحانی احمدی نژاد قرار بگیرند.

همه آنچه که تاکنون گفتیم درباره اصولگراها و نیروهای سیاسی نزدیک به این جریان بود. حال اگر توده های میلیونی مردم مخصوصا طبقات ضعیف و محروم و روستایی و … را هم اضافه کنیم که دغدغه های حزبی و جناحی و سیاسی ندارند و اتفاقا خاطرات خوشی هم از دوران احمدی نژاد دارند، می بینیم که بزرگترین چالش برای آقای روحانی، انگار همین محمود احمدی نژاد است. مردم عادی کاری ندارند که رسانه های اصلاح طلب و دولت روحانی درباره احمدی نژاد و برنامه های اقتصادی و مسکن مهر و … چه می گویند؛ آنها خودشان بی واسطه احمدی نژاد را می بینند و با او ارتباط دارند. مثلا درباره همین مسکن مهر می بینند که در سی چهل سال گذشته شاید تنها طرحی بوده که با وجود همه معایب و ایرادات و اشکالات خود، هزاران نفر را در سراسر کشور خانه دار کرده، اما دیگران نه تنها کاری در این حوزه نکرده اند، بلکه دایما در حال انتقاد از آن هستند.

این یک واقعیت مسلم است. احمدی نژاد با وجود همه خبرهایی که درباره فساد اطرافیان او منتشر شده و با وجود همه اخبار درست و نادرستی که درباره اش وجود داشته و دارد؛ همچنان از محبوبیت خاصی در بین مردم، مخصوصا مردم روستاها و شهرهای دور و نزدیک و طبقات ضعیف برخوردار است. کافیست از فضای رسانه ای و سیاسی غیرواقعی و قبیله ای خود بیرون بیاییم و در مناطق مختلف کشور، این مساله را به عینه ببینیم.

بنابراین مهم نیست که اصولگراها از احمدی نژاد حمایت بکنند یا نه، مهم این است که اصلاح طلبان فهمیده اند در انتخابات آتی، احمدی نژاد تنها کسی است که می تواند روحانی را به اولین رییس جمهور چهار ساله کشور تبدیل بکند و این برای همه آنها واقعیتی تلخ و وحشتناک است. و شاید برای اولین بار اصلاح طلبان آرزو می کنند که شورای نگهبان، صلاحیت احمدی نژاد را هرگز تایید نکند. حتی همان هایی که در رسانه هایشان مدعی هماوردی با احمدی نژادند.

  1. M
    ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۳:۱۴ | #1

    راستش نمیدونم چرا تأکید دارید که هیچ کسی از بین نامزدهای احتمالی مورد حمایت جریان اصولگرا نمیتونه با روحانی رقابت کنه! با توجه به تقریباً هیچ برنامه ای نداشتن و هیچ کاری نکردنِ! دولت و مقبولیت کم (شده تو طول این ۳ سال) خود روحانی بین مردم، به نظرتون اگه جریان اصولگرا روی یک نامزد (فرض محال محال نیست) مثلاً دکتر قالیباف اجماع داشته باشه آیا این نامزد نمیتونه تو انتخابات سال ۹۶ روحانی رو شکست بده؟

    [پاسخ]

  2. Rorr
    ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۳:۴۶ | #2

    مخالفت با احمدی نژاد، تمام جوکهایی که واسش ساخته شد، وقایع ۸۴ و ۸۸ و ۹۲ اونطور که تو فک میکنی امید خان، جنگ طبقاتی نیست، جنگ سیاسی و ایدئولوژیکه.
    اینطوری نیس که مثلا محدوده ونک به بالا! طرفدار روحانی و خاتمین و شوش به پایین طرفدار احمدی نژاد. اینا ساده انگاریه و البته با ماشین تبلیغاتی بسیار نیرومندی هم به جامعه تزریق میشه و امثال شما رو فریب میده که داستان اینه!

    داستان اینه که احمدی نژاد میتونست مسکن مهر و زودبازده و حتی هسته ایشو با پشتیبانی قاطبه ملت انجام بده اگر و فقط اگر منتسب به رهبری نبود و نوکر و پابوس رهبر به حساب نمیومد. کدوم شما نشستین یک بار سیاستهای اقتصادی احمدی نژاد رو با اونچه که بزرگان و تئوریسین های انقلاب در باب اقتصاد گفتن بسنجین؟ مطهری اقتصاد احمدی نژادی رو ترویج می کرد یا خمینی؟ واقعا فکر میکنی خمینی میگفت آقا بابک برو تو نصف دنیا شرکت بزن پول جابجا کن واسمون؟!

    داستان اینه که احمدی نژاد نظریه اقتصادی خاصی نداره مثل روحانی و دارودسته اش و مثل قالیباف و مثل محسن رضایی و مثل خیلیای دیگه. اینکه هر دوتا راه خصوصی سازی و تلاش برای آزادسازی اقتصاد رو شعار اصلیشون کردن (کاری به نتایج عملیش ندارم فعلا) فقط به این خاطره که فکر میکنن روش «موفق» اینه و میتونن اینطوری ابهت رهبری رو بشکنن و جایگاه خودشونو از مرتبه نوکری شخص اول و سپاه به جایگاهی موازی ایشون ترفیع بدن!

    احمدی نژاد اون امام زاده ای نیست که شما بهش دخیل ببندین. تا وقتی تقسیم قدرت و پول داخل کشور به این شکل ناسالم و فاسد ادامه داره، احمدی نژاد، روحانی یا خاتمی مشکل شما رو حل نخواهند کرد و تو هر انتخابات که یکی از اینا برنده میشه صرفا دستاوردش این میشه که یه گروه از مردم ایران فکر میکنن زدن تو دهن گروه دیگه!

    احمدی نژاد رای بیاره یا نیاره، شما باید بالاخره تصمیم بگیرین که با پدیده رهبری و ولایت مطلقه فقیه چند چندین. احمدی نژاد میگه به ایکس رای بدین واسه مجلس که من برنامه هامو پیش برم و رهبر میگه نخیر غلط کرده به ایگرگ رای بدین. و شما دوستان این وسط گیج بین این دو در حال حرکت هستین. نجات از این وضع تنها راهش اینه که بدنه اصولگرا ها از خواب بیدار بشن و به دستگاه رهبری برای پاسخگویی -اگر نه به ملت، لااقل به حامیان دستگاه- فشار بیارن.

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    در جلسه ای از استاد عباسی پرسیده شد
    “اگر د رانتخابات سال آینده رقابت میان احمدی نژاد و روحانی باشه آیا طبق استدلال انتخاب میان بد و بدتر بد ( احمدی نژاد )رو انتخاب میکنید؟”
    ایشون پاسخ بسیار مفصلی در حدود ۱ساعتدادند که خلاصه اون بدین شرحه:
    بازگشت به افراد و چهره های پیشینی جواب نمی دهد. شکست سال گذشته اصولگرایان (انتخابات مجلس تهران) بسیار خوب بود.چون بایست اصولگرایان را به خود می اورد.
    *در کشورهای حزبی احزاب پاسخگو هستند ولی در ایران وقتی کسی رای می اورد دیگر هیچکس پاسخگو نیست
    *مثل احمدی نژادی ها مثل کسانی است که باشعارهای دینی و انقلابی رای می اورند ولی پس از رای اوری دیگر کاری با دین ندارند.
    *حضرا اقا در اولین دیدار با هیات دولت در ۸۴ فرمودند :”محتوا را باید اسلامی کرد. اگر میخواهیم حقیقتاً اسلامی شویم، باید در نحوه‌ی مدیریتمان تحول ایجاد کنیم. یکی از حرفهای خوب آقای رئیس‌جمهورمان در تبلیغات انتخاباتی – که به نظر من این حرف، عده‌ی زیادی را جذب کرد – تحول در مدیریت بود. این تحول در مدیریت را چه کسی باید انجام دهد؟ خود ما باید انجام دهیم. اولین گام در تحول این است که رفتار خودمان، کیفیت کارمان، عزل و نصب خودمان، اِعمال مدیریت خودمان، جذبه‌یی که به خرج میدهیم، انعطافی که به خرج میدهیم، برخوردی که با طبقات مخاطب و مراجع به خودمان انجام میدهیم، اسلامی باشد.

    البته این‌که گفتم ادبیات دینی را غلیظ کردن بدون مابازا، یکی از آفتهاست، اشتباه نشود با کاری که بعضیها گوشه و کنار دنبالش هستند که پرچم‌های اسلامی و نشانه‌های اسلامی را از بین مردم بردارند؛ نخیر، بنده این را نمیگویم. مطلقاً نباید نشانه‌های اسلامی را تضعیف کرد. «و من یعظّم شعائر اللَّه فانّها من تقوی القلوب»؛ اصلاً بنای شعائر بر تظاهر و بر نشان دادن و بر مطرح کردن و جلو چشم نگهداشتن است. شعائر را مطلقاً نباید تضعیف کرد. بعضیها به اسم این‌که ما اهل ریا نیستیم و نمیخواهیم تظاهر کنیم، شعائر اسلامی و علامتهای اسلامی و سیمای اسلامی و وجهه‌ی اسلامی و رفتار اسلامی و پرچمهای اسلامی را از زندگىِ خودشان و زندگی مردم جمع میکنند؛ نخیر، بنده مطلقاً این را توصیه نمیکنم؛ بلکه بعکس، توصیه میکنم مقید باشید اینها را نگه دارید. منتها اگر بناست جانماز آب بکشیم، واقعاً روی آن جانماز نماز هم بخوانیم؛ والاّ انسان جانماز را آب بکشد و رویش نماز نخواند و کنار بیندازد، فایده‌یی ندارد.”http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3304
    *حضرت اقا در دهه ۷۹ دو ریل گذاشتند یکی عدالت و دیگری مهدویت و جامعه با شیب ملایم و آرامش به این سمت و سو پیش رفت. اما احمدی نژاد چنان این دو بحث رو خراب می کند که دیگر کسی جرات دادن چنین شعار هایی را نداشته باشد و این شعار ها مقبولیت خود را از دست داد.
    *روحانی اگر بخورد لیبرال است اما ادعای زهد احمدی نژاد خطرناک است.
    *روحانی بهتر از احمدی نژاد است چون لیبرال عریان است ولی احمدی نژاد در ظاهر دینی استو در عمل لیبرال.
    (فراموش نکنیم که در زمان احمدی نژاد بود که ضریب بانکی کشور ۲۷ رتبه صعود کرد و اعلام شد که امار شعب بانک به جمعیت در ایران رتبه ۵ جهان را دارد**و یا پژوهان در راس تیم اقتصادی بود که می گفت اسلام اقتصاد ندارد)
    *احمدی نژاد بایست پاسخگوی -۱۱روز خانه نشینی-۱۶میلیارد پولی که به حساب دانشگاه ایرانیان واریز کرد-تعویض وزیر خارجه در سنگال چون به مشائی باج نمیداد و انتخاب صالحی که الان مشخص می شود که چه انتخابی کرده است-در زمان احمدی نژاد امار دانشجویان علوم انسانی از ۱میلیون به ۴٫۵ میلیون رسید در حالی که اقا فرمودند که ما نه متن مناسب داریم و نه استاد مبرز چرا این همه دانشجو می گیرید؟و ده هامرگ سوال دیگر
    *تهران مشکل قتصادی نداشت که اصولگرایان پز تیم اقتصادی خود را می دادند.
    *احمدی نژاد برنامه ای نداشت و شعار کروبی یارانه ۵۰ هزارتومان و هاشمی در دور دوم ۸۴ (۱۲۰تومن )را گرفت و هدفمندی یارانه ها را اجرا کرد و در سال ۸۸ شعار وزیر زن موسوی را گرفت و ۳وزیر زن به مجلس معرفی کرد.
    **ما نیاز داریم هرکسی که میخواهد کاندیدا شود منویات رهبری را بدون کم و کاست اجرا کند.
    * مرگ سیاسی افراد شاخص اصولگرایی مانند توکلی ،حداد ،نادران، مصباحی مقدم و ….رسیده و دوره این افراد گذشته است.
    *گفتمان “من انقلابی ام” با گفتمان اصول گرایی فرق می کنداین گفتمان حضرت اقا ” من انقلابی ام” یک گفتمان جدید است.
    نکته اخر :نگاه رو به جلو داشته باشید آقای احمدی نژاد یکبار مصرف بودو مانند واحد پاس شده برای نظام است کسی که یک واحد را پاس کرده دوباره ان واحد را برنمی دارد.

    [پاسخ]

  3. Rorr
    ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۳:۴۸ | #3

    کامنت اصلی سانسور شد. نسخه ای که شاید از تیغ سانسور فرار کنه:

    مشکل شما جناب حسینی با انتخاب احمدی نژاد یا قالیباف به رییس جمهوری حل نمیشه. برنامه های اقتصادی احمدی نژاد هم فرسخها از اون چه که بزرگان انقلاب تجویز کرده بودند، فاصله داره.

    مشکل شما اینه که تکلیفتون با خودتون مشخص نیست.
    (توضیحات بیشتر در کامنت سانسور شده!)

    [پاسخ]

    ح پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۵:۴۵ ب.ظ:

    چه انتظاری چه چیزی
    روحانی تو خودش شاشیده از ترس

    [پاسخ]

  4. یه خانم از ایران
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۰:۱۳ | #4

    حکومت درون چاله ای افتاده که اگر احمدی نژاد انتخاب شود با قاطعیت عرض میکنم که به قعر چاهی می افتد که نتیجه اش فروپاشی حکومت هست ….انقلاب و دینش رو چه راحت و به بهای اندک میفروشند مدعیانش !! اقای حسینی

    [پاسخ]

  5. خودم
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۰:۱۴ | #5

    با سلام
    این نوشته شما که همه ضمائرش سوم شخص هست. خود شما چه میکنید ؟

    [پاسخ]

  6. ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۰:۵۷ | #6

    با سلام به امید عزیز
    و ابراز خوشحالی از پرداختن به این موضوع

    من درباره خود احمدی ‌نژاد نکاتی دارم که فعلاً در این مجال به آن نمی‌پردازم. ولی یک ردیه اساسی به نوشته شما می‌نویسم و شما را به خدا می‌سپارم:

    روحانی آنچنان گندی در این سه سال به کشور و منابع کشور و کسب و کار و تولید و درآمد و آرمانها و حتی تفریحات و هنر و فرهنگ و … خلاصه همه چیز زده است که نیازی نیست شخص باهوش و تیز و رندی چون احمدی نژاد را مقابل او بنشانیم تا او رأی نیاورد. هر شخص متوسطی را که بتوان بر روی او اجماع کرد (اجماع کرد ها!) بگذاریم، روحانی رأی نیاوردنش قطعی است. حالا که امسال برنامه حذف یارانه‌ها و گرانی بنزین(در عین ارزانی بی‌سابقه در جهان) و گرانی‌های دیگر را هم رسماً در برنامه دارد، بنابر این پایه استدلال شما برای لزوم و ضرورت آوردن یا آمدن احمدی نژاد (ولو با نگاه عملگرایانه و نه توحیدی) زیر سؤال است. این از این.
    اما اینکه احمدی نژاد بیاید یا نیاید (که آمده است) و خوب است که آمده است یا نه؟ و بهش رأی بدهیم یا ندهیم. چیزی است که باید جداگانه به آن بپردازیم و فکر کنم هدف اصلی نوشته حاضر شما هم این نیست.
    خیلی ارادت دارم…

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۱ ب.ظ:

    سلام
    ممنون
    چه کسی اجماع کند؟ چه کسانی؟ جناح راست؟!! همچین اتفاقی بعیده :) ضمن اینکه حتی اجماع جناح راست هم، معلوم نیست مقبولیت مردمی داشته باشه

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۰ ق.ظ:

    ظاهرن کیهانی ها دارن آماده میشن تا فضا رو برای یک هشتاد و هشت دیگه آماده کنن. روحانی براحتی هرکس از جناح راست رو شکست میده. نمونش همین انتخابات اخیر که مردم علیرغم توصیه های ارباب قدرت به لیست انگلیسی رای دادن

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۶ ب.ظ:

    نکنه تو بیانیه های اون بیسواد رو مینویسی؟
    ارباب قدرت…

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱:۲۸ ب.ظ:

    فعلن که ارباب قدرت جرات محاکمه کردن همون بیسواد رو هم نداره

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۲:۲۳ ب.ظ:

    ولی خداییش بیسواده ها
    هنوزم تو کت من نرفت که انسانهای مثلا مدرنی مثل شما چطور شد که واسه این فسیل از نوع گاگول یقه جر داده و میدید
    واقعا ترحم برانگیزید
    قهرمان هاتون تو حلقم…

    با بک پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۶ ب.ظ:

    ما واسه کسی که حرف حق بزنه پاشم واسته یقه جر میدیم.
    نه واسه کسی که یارانه بده یا وام بده یا به قیمت خاک به سر شدن اقتصاد یه مملکت چارتا چاردیواری بدرد نخور درست کنه یا ما با رانتش بریم قرار داد بگیریم یا عقده حقارتمون رو با لات بازی بپوشونه یا ….

    کروبی از ما با سوادایی امثال مموت و خامنه ای و نقدی از شما

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۴ ب.ظ:

    نچ …
    بازم قانع نشدم…

    R.p پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۵ ۷:۴۹ ق.ظ:

    با سلام
    نمیدانم از کدام قشر جامعه هستید ، ولی منظور شما از تر زدن روحانی همان مصالحه با دنیا برای پیشبرد اهداف است
    شاید شما دوست دارید همیشه با دنیا در جنگ باشیم تا تعدادی فقط جیبهای خودشان را پرکنند مثل زنجانی وسایر وابستگان احمدی نژاد. درحالی که کشور ما فاقد زیر ساختهای اقتصادی،فرهنگی، سیاسی، نظامی، و ….
    است ادعای ایستادگی در مقابل آمریکا را داریم ، واگاهی هم مجبور به نرمش قهرمانانه میشویم ، حالا که بند تحریمها کمی شل شده چه زود ۳سال پیش را ازیاد بردید….واقعا افکار عمومی در اینگونه موارد خیلی ضعیف است…..

    [پاسخ]

  7. محمد حسین
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۹ | #7

    جناب حسینی عزیز
    نظر شما در مورد اتفاق نظر اصولگرایان بر روی آقای قالیباف چیه؟ البته در صورت رد صلاحیت آقای احمدی نژاد؟ به نظرتون این اتفاق نمی افته؟ دیگه اینکه خوشحال میشم نظر شخص خودتون را بدانم که با سبک-سنگین کردن، چه کسی را برای دور بعدی ریاست جمهوری اصلح می دانید یا نسبتاً اصلح می دانید؟ ممنون میشم جواب بدید.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۴ ب.ظ:

    خب قالیباف دوره قبلی خوب بود
    ولی راستی ها حمایت مطلق نکردند
    از طرفی امسال وضعیت فرق داره

    [پاسخ]

  8. التیام
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۵ | #8

    امیدجان تو لینک زیر نظر عباس عبدی درباره برگشت احمدی نژاد رو بخون ونظرت رو راجع بهش بگو…
    http://fararu.com/fa/news/267844/

    [پاسخ]

  9. ع
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۳:۲۹ | #9

    ۱- “مردم عادی کاری ندارند که رسانه های اصلاح طلب و دولت روحانی درباره احمدی نژاد و برنامه های اقتصادی و مسکن مهر و … چه می گویند؛ آنها خودشان بی واسطه احمدی نژاد را می بینند و با او ارتباط دارند. مثلا درباره همین مسکن مهر می بینند که در سی چهل سال گذشته شاید تنها طرحی بوده که با وجود همه معایب و ایرادات و اشکالات خود، هزاران نفر را در سراسر کشور خانه دار کرده، اما دیگران نه تنها کاری در این حوزه نکرده اند، بلکه دایما در حال انتقاد از آن هستند.”
    ۲- “در یک موضع عملگرایانه، حزب اللهی ها و نیروهای انقلابی، ترجیح می دهند که به احمدی نژادی رای بدهند که لااقل درگیری هایش، بر سر برخی افراد و یا مسائل داخلی بوده نه بر سر سیاست های اصلی نظام و مسائلی از قبیل برنامه های موشکی و استکبارستیزی و …”

    فقط اگر خدای نکرده ایشان دوباره آمده و خدای نکرده مردم دوباره به او رای دادند (که بسیار بعید است و در آن صورت به نظرم کلا از هرگونه آینده ای خوبی برای این گونه مردم باید قطعه امید کرد) فقط حواستان باشد که خودتان علت رای آوردنش را در بند ۲ گفتید. بعد نگویید این نشانه رای مردم به بند ۱ بود. (البته همانطور گه گفتم به نظرم دیگر مردم رابطه بین بند ۱ و ۲ را فهمیده باشند).

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۱:۲۹ ب.ظ:

    تصحیح!:
    فقط حواستان باشد که خودتان علت رای آوردنش را در بند ۱ گفتید. بعد نگویید این نشانه رای مردم به بند ۲ بود. (البته همانطور گه گفتم به نظرم دیگر مردم رابطه بین بند ۱ و ۲ را فهمیده باشند).

    [پاسخ]

  10. محصل
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۲:۳۶ | #10

    هه هه! اسم این مقاله رو باید گذاشت Ahmadinejad Reloaded
    راستش رو بخواهید نه احمدی نژاد رو می خوام و نه روحانی رو! نه غرب گرایی و نه تصمیمات ناگهانی و بی بنیه!
    به خدا تو این مملکت یه آدم نرمال و عاقل نیست رییس جمهور بشه آخه!

    [پاسخ]

  11. ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۲:۵۶ | #11

    با سلام
    بعد از مدتی فطرت دوباره فعالیت مجمع طلاب وبلاگ نویس(talabeh.net) از سر گرفته شد.
    مطلب شما بازنشر داده شد.
    باتشکر
    طلبه آنلاین (talabeeonline@gmail.com)

    [پاسخ]

  12. با بک
    ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۹:۱۶ | #12

    ۱- احمدی نژاد اصولگرا نیست و مسلم بیشتر از همه اصولگراها و طرفدارای خامنه ای رای داره. دلایل رای داشتنش متفاوتن. پوپولیسم ، پخش بی ضابطه پول بین مردم و نهادها، ژست مخالفت با قدرت ، ژست استضعاف فرهنگی و اقتصدی و…

    ۲- رای داشتن کسی مثل مموتی چیز عجیبی نیست. چیز عجیب ساختار انتخابات تو ایران هست که بیشتر به لپ لپ شبیهه و هر چیزی ممکنه از توش دراد. برای نمونه همین نظارت استصوابی شورای نگه بانی که خودش یه طرف انتخاباته!!!
    مموتی دربرابر خاتمی یا موسوی یا کروبی شانسی برای بردن نداره مسلمن.
    ضمن اینکه تو یه حاکمیت درست حسابی جای محمود توی زندانه با همه تخلفات ریز و درشتش. نه اینکه دوباره بیاد کاندید بشه.

    ۳- بعید میدونم مموتی کاندید بشه. بخاطر اینکه در هر سناریویی که بشه تصور کرد برای ارباب قدرت دردسره. اگه تایید صلاحیت نشه برای شورای نگهبان درد سره. اگه تایید بشه ورای نیاره خفتش برای اصولگرا ها وعمله قدرته که گندتون رو مهره درجه سه ما اوت کرد. واگر رای بیاره دیگه جای مموت خود آقا باید یازده روز یازده روز بره خونه نشینی.

    بهمین خاطر بنظرم از الان صادقشون با بقیه نشستن دارن یکی دو تا از گند کاریاش رو دنبال میکنن تا بهش برای کاندید نشدن فشار بیارن. مموتی هم نشون داده که تا زور اخرش رو میزنه بعد مثه بچه آدم میره کنار وایمیسه.

    ۴- کاندید شدن مموتی ترسناک هست ولی چیه زندگی تو این خراب شده ترسناک نیست؟ استقبال میکنیم

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۲ ق.ظ:

    راستش من هم آنموقع که او فیلم برادر لاریجانی را در مجلس پخش کرد؛ به خودم گفتم تمام شد؛ این دیگر در این سیستم جایی ندارد.

    [پاسخ]

    Rorr پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۴ ق.ظ:

    این تحلیلا درسته و بجا.
    اما چیزی که نظر منو جلب میکنه این تیرچراغ برقیه که تو چشم دوستانه و نمی بیننش از بس به فکر لج کشی با ما فتنه ها هستن!

    نمی دونم چطور به این فکر نمی کنن که احمدی نژاد فردای روزی که بیاد، میخواد مجلسو بگیره بعد دس میذاره رو اسکله های غیر قانونی، بعد وزارت اطلاعاتو میخواد و الخ!
    من موندم این جماعت واقعا فکر نمی کنن چه موضعی میخوان بگیرن در مقابل هر کدوم این داستانا؟ ظاهرا که نه. واسه اینا این مهمه که «ما» بسوزیم و جز جگر بزنیم از انتخاب احمدی نژاد، حالا این وسط خودشونم زیر غلتک امثال زنجانی و رحیمی و یه مشت دزد و دله دیگه له بشن و زندگیشون تباه بشه، اشکالی نداره!

    منم استقبال می کنم از انتخاب احمدی نژاد هر چند فیلم تکراری و بی مزه ایه. ولی به خاطر این عزیزان ما هم میشینیم و نگاه میکنیم!

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    علتش این است که از لحاظ تئوریک خودشان را در بن بست قرار داده اند. ببینید طرف مقابل چطور عمل میکند تا متوجه این قضیه بشوید. مثلا همین مسئله پوشش را در نظر بگیرید (حجاب). این آیتم جزو خط قرمزهای اصولگرایان است اما مثلا افردای مانند آقای هاشمی یا آقای خاتمی به نوعی حرف میزنند که این را جزو خط قرمز قرار ندهند. چون میدانند اگر این را بگویند بعد که بعد از گذشت سالها مثلااین موضوع لازم بود اختیاری شود؛ نمیتوانند خودشان را بتوانند به عنوان پیشرو انجام این قضیه به طور رسمی معرفی کنند. چون از لحاظ تئوریک پوشش اجباری قابل دفاع نیست و بلاخره با گذشت زمان این مسئله آشکار میشود.
    حالا اگر کسی اصول خود را جوری بنا کند که با گذشت زمان امکان نو آوری و احیای آنها نباشد؛ از دید تئوریک محکوم به شکست است. الان اصولگرایان اینطورند. الان خیلی وقت است که دیگر این مقابله با ایالات متحد و استکبار و … مشخص شده است که فقط ظاهری ازش مانده و تبدیل به پوششی شده برای کارهای مخالف قانون. اما چون امثال آقای حسینی اصولشان را جوی بنا نکرده اند که قابل بروز آوری باشد (چون آنها مقدس کرده اند) خودشان را در گوشه ای گیر اناخته اند که مخالف خواست عمومی مردم است. از دید تئوری آنها هویت خود را وابسته به اصولی کرده اند که پشتوانه تئوری ندارد و کم کم به طور عملی هم دارد اشتباه بودن آنها مشخص میشود. یا باید اصول خود را بروز آوری کنند یا همراه با مشخص شدن اشتباه بودن این اصول خودشان نیز تبدیل به “اشتباه” بشود.
    متاسفانه به نظر میاید راه دوم را انتخاب کرده اند.

    [پاسخ]

    با بک پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۲:۳۹ ب.ظ:

    با عین موافقم. آینده ای ندارن از لحاظ ایدئولوژیک. تنها هدفشون چاپیدن و در بهترین حالت زنده موندن در زمان حال هست.

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۵ ب.ظ:

    خیلی خوب نوشتی با بک
    قطعا اجازه داده نخواهد شد که این موجود برگرده،رجوع به پرونده سیاه این مردک و یادآوری کارهایی مثل :تعیین خط قرمز برای کابینه ش،حضورش در وزارت کشور همراه با مشایی واسه ثبت نام مشایی،خاطره شیرین یکشنبه سیاه،مقاومت در برابر فرمان عظمای ولایت در مورد معاون اولی مشائی،یازده روز افتخار آفرینی،در برابر فرمان عظمای ولایت در باب وزارت اطلاعات….وووووووووووووووو
    به هر روی انتصاب این مفلوک برای کلیت نظام مصداق تف سر بالاس(واژه تف رو با واژهای قهوه ای تر عوض کنید)
    البته انتصابش عنقریب قطار بی ترمز نظام رو به چاه ویل هدایت و منفجر میکنه

    [پاسخ]

    محمد تقی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۲ ب.ظ:

    در باره مورد دوم باید بگم که کروبی در برابر آرای باطله هم شانسی نداشت حالا شما با احمدی نژادِ بیست و چهار میلیونی مقایسش میکنی؟! و در ادامه باید بگم که تو یه حاکمیت درست و حسابی جای احمدی نژاد تو زندانه و ایضا جای موسوی بالای دار!!متخلف اقتصادی در زندان و مفسد فی الارض بالای دار!در واقع موسوی هفت ساله داره بیشتر از کوپن ش نفس میکشه که این خودش یه نقد اساسی به دستگاه قضاست!

    [پاسخ]

  13. حسن
    ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۴:۰۶ | #13

    غلط کرده مرتیکه الاغ
    فکر کرده جفتک انداختناشو یادمون رفته
    قرار نیست از ترس مرگ خودکشی کنیم
    ما زنده ایم که از حریم و جایگاه ولایت فقیه دفاع کنیم
    اونم مطلقه ش

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۴:۳۰ ب.ظ:

    حالا اگه جنابان اصولگرا و دلواپس و حضرات پایداری چی اومدن و پشت اون مرتیکه الاغ به اجماع رسیدند و بر گذشته ها صلوات فرستادند چی؟! شما بر اون جفتکِ جمعی ،ماله ای تکلیف مدارانه می کشی و یا به خیل ریزش ها می پیوندی؟ شک نکن علیرغم هوس خیلی ها،محمود قرار نیست برگرده اما خوبه امثال شما تو این موقعیت فرضی،ببینن با خودشون چند چند ن….

    و اما شما امید حسینی
    خیلی هول نشو…شاید دارن خَر داغ می کنن

    تکلیف انگلها و مفتخورها روشنه و نیازی به بحث نداره؛ انگیزه هاشون روشنه و روش هاشون هم شناخته شده ست

    تکلیف مباحث اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و اینها هم روشنه:تو این مملکت،طنزی بیش نیست! همه چی فدای بقاء در قدرت به هر قیمت..آینده؟ منافع ملی؟ آسایش مردم؟…یه جهنّـــــــــــــــــــــم!!

    اما خاک عالَم و آدم تو سر اون بدبخت های مفلوکی که قربتاً الی الله و رجاءً لثوابه،آخرتشون رو به دنیای مشتی هوسران دزد و یا خودکامگان اسیر شهوت و غضب فروختند…

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۱ ب.ظ:

    جناب متولد سلام
    تکلیف رو به ماله تشبیه کردن از شما بعیده
    حضرات اصولگرا و پایداری چیها خر کین؟
    ما … اصلا چکار به ما دارم … من برای هر رایی که تو صندوق انداختم حجت عقلی و شرعی دارم و انشالله ماجورم
    و ایضا خاک عالم و ادم به سر اونایی که انقدر موقع وضو گرفتن احتیاط و وسواس به خرج دادن که نماز فوت شد

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۴ ق.ظ:

    علیک سلام حسن آقا
    تشبیهی در کار نیست.بحث سپر کردن یکی برای دیگریست…
    شما بفرما ببینم اینهمه که در تاریخ عهد بوق و تا همین الان از عنوان تکلیف شرعی،سوء استفاده شده رو چطور میشه توضیح داد؟ شما ملاکت برای اینکه از اعتقادات سوء استفاده شده یا نه چیه؟ اینکه بعد از اینهمه بحث و جدل،هنوز باید توضیح بدیم که چرا امثال احمدی نژاد نه،نشونه ی حماقت خودخواسته و سازمان یافته ست.بیخود عقل و شرع رو بدنام نکن.الان امید حسینی داره زمینه چینی میکنه برای چی؟برای کی؟ مواظب باش رفیق! کنار فرات،تیمم باطله

  14. omid
    ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۱:۴۷ | #14

    این یک واقعیت مسلم است. احمدی نژاد با وجود همه خبرهایی که درباره فساد اطرافیان او منتشر شده و با وجود همه اخبار درست و نادرستی که درباره اش وجود داشته و دارد؛ همچنان از محبوبیت خاصی در بین مردم، مخصوصا مردم روستاها و شهرهای دور و نزدیک و طبقات ضعیف برخوردار است.

    جناب امید حسینی سلام .

    بنده نمیدانم واقعیت واقعا چیست اما واقعیت مسلم شما را هم تایید نمیکنم در آنچه که به همه ی مردم شهرهای دور و روستاها و طبقات ضعیف نسبت میدهید . هم مشاهدات میدانی ام گواه این مدعاست و هم تجربه و فهم جماعت از کلماتی مانند پول ، نفت ، سفره ، که همه به یکجا ختم شد : ادبار ، افلاس و سقوط به قعر همه بدبختی های عالم

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۷:۴۴ ق.ظ:

    این «ادبار … افلاس و سقوط به قعر همه بدبختیها‏»‏ هم الکی الکی تبدیل شده به یه هولوکاست دیگه که هیچ کس جرات نداره خلافش رو بگه
    مثل درامد نفتی هشت سال محمود که هی صد ملیارد صد ملیارد داره میاد روش
    بابا امار ؛ سند؛ مقایسه یه چیزی اخه
    هی میگن هی میگن…. شده قضیه خس و خاشاک

    [پاسخ]

    Rorr پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۸:۵۴ ق.ظ:

    نفرمایید. پس آقا صادق رحیمی رو بیخود زندان کرده و الکی به بابک حکم اعدام داده؟
    تا حالا فکر میکردیم حکم سارق قطع یده. ظاهرا از نظر شما مبلغ هم مهمه.

    اگه قبول داری که احمدی نژاد دزده، دیگه ناله از آمار دروغت چیه؟ دزده دیگه!

    من شخصا فکر نمی کنم احمدی نژاد دزد باشه. منتهای مطلب چه فرقی میکنه؟ هر کس رییس جمهور بشه تمام وقت و انرژیش صرف این جدل مضحک با دم و دستگاه رهبری میشه، میخواد اصلا روح الله حسینیان قاتل باشه یا مرحوم داریوش فروهر!

    بازم میگم شما هم مثل ما تا وقتی تکلیف جدل داخلی سر نحوه اداره کشور و حد و مرز دستگاهها و نیروهای نظامی مشخص نیست، ول معطلین. فقط نکته خنده دار اینه که شماها فکر میکنین تو اداره مملکت سهم دارین! هم سرتون کلاه گذاشتن هم ازتون استفاده ابزاری میشه. تو انتخابات به هر کی بفرمایند، رای میدین، میرین سوریه به اسم دفاع از حرم شونصد کیلومتر اونورتر از حرمی که مثلا برای دفاع ازش رفتین کشته میشین و آخرشم پولا رو بابک زنجانی نامی ورمیداره میبره مالزی بانک میزنه.

    خلاصه کلام: خسر الدنیا و الآخره هستید.

    [پاسخ]

  15. حسین
    ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۳:۲۵ | #15

    در جلسه ای از استاد عباسی پرسیده شد
    “اگر د رانتخابات سال آینده رقابت میان احمدی نژاد و روحانی باشه آیا طبق استدلال انتخاب میان بد و بدتر بد ( احمدی نژاد )رو انتخاب میکنید؟”
    ایشون پاسخ بسیار مفصلی در حدود ۱ساعتدادند که خلاصه اون بدین شرحه:
    بازگشت به افراد و چهره های پیشینی جواب نمی دهد. شکست سال گذشته اصولگرایان (انتخابات مجلس تهران) بسیار خوب بود.چون بایست اصولگرایان را به خود می اورد.
    *در کشورهای حزبی احزاب پاسخگو هستند ولی در ایران وقتی کسی رای می اورد دیگر هیچکس پاسخگو نیست
    *مثل احمدی نژادی ها مثل کسانی است که باشعارهای دینی و انقلابی رای می اورند ولی پس از رای اوری دیگر کاری با دین ندارند.
    *حضرا اقا در اولین دیدار با هیات دولت در ۸۴ فرمودند :”محتوا را باید اسلامی کرد. اگر میخواهیم حقیقتاً اسلامی شویم، باید در نحوه‌ی مدیریتمان تحول ایجاد کنیم. یکی از حرفهای خوب آقای رئیس‌جمهورمان در تبلیغات انتخاباتی – که به نظر من این حرف، عده‌ی زیادی را جذب کرد – تحول در مدیریت بود. این تحول در مدیریت را چه کسی باید انجام دهد؟ خود ما باید انجام دهیم. اولین گام در تحول این است که رفتار خودمان، کیفیت کارمان، عزل و نصب خودمان، اِعمال مدیریت خودمان، جذبه‌یی که به خرج میدهیم، انعطافی که به خرج میدهیم، برخوردی که با طبقات مخاطب و مراجع به خودمان انجام میدهیم، اسلامی باشد.

    البته این‌که گفتم ادبیات دینی را غلیظ کردن بدون مابازا، یکی از آفتهاست، اشتباه نشود با کاری که بعضیها گوشه و کنار دنبالش هستند که پرچم‌های اسلامی و نشانه‌های اسلامی را از بین مردم بردارند؛ نخیر، بنده این را نمیگویم. مطلقاً نباید نشانه‌های اسلامی را تضعیف کرد. «و من یعظّم شعائر اللَّه فانّها من تقوی القلوب»؛ اصلاً بنای شعائر بر تظاهر و بر نشان دادن و بر مطرح کردن و جلو چشم نگهداشتن است. شعائر را مطلقاً نباید تضعیف کرد. بعضیها به اسم این‌که ما اهل ریا نیستیم و نمیخواهیم تظاهر کنیم، شعائر اسلامی و علامتهای اسلامی و سیمای اسلامی و وجهه‌ی اسلامی و رفتار اسلامی و پرچمهای اسلامی را از زندگىِ خودشان و زندگی مردم جمع میکنند؛ نخیر، بنده مطلقاً این را توصیه نمیکنم؛ بلکه بعکس، توصیه میکنم مقید باشید اینها را نگه دارید. منتها اگر بناست جانماز آب بکشیم، واقعاً روی آن جانماز نماز هم بخوانیم؛ والاّ انسان جانماز را آب بکشد و رویش نماز نخواند و کنار بیندازد، فایده‌یی ندارد.”http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3304
    *حضرت اقا در دهه ۷۹ دو ریل گذاشتند یکی عدالت و دیگری مهدویت و جامعه با شیب ملایم و آرامش به این سمت و سو پیش رفت. اما احمدی نژاد چنان این دو بحث رو خراب می کند که دیگر کسی جرات دادن چنین شعار هایی را نداشته باشد و این شعار ها مقبولیت خود را از دست داد.
    *روحانی اگر بخورد لیبرال است اما ادعای زهد احمدی نژاد خطرناک است.
    *روحانی بهتر از احمدی نژاد است چون لیبرال عریان است ولی احمدی نژاد در ظاهر دینی استو در عمل لیبرال.
    (فراموش نکنیم که در زمان احمدی نژاد بود که ضریب بانکی کشور ۲۷ رتبه صعود کرد و اعلام شد که امار شعب بانک به جمعیت در ایران رتبه ۵ جهان را دارد**و یا پژوهان در راس تیم اقتصادی بود که می گفت اسلام اقتصاد ندارد)
    *احمدی نژاد بایست پاسخگوی -۱۱روز خانه نشینی-۱۶میلیارد پولی که به حساب دانشگاه ایرانیان واریز کرد-تعویض وزیر خارجه در سنگال چون به مشائی باج نمیداد و انتخاب صالحی که الان مشخص می شود که چه انتخابی کرده است-در زمان احمدی نژاد امار دانشجویان علوم انسانی از ۱میلیون به ۴٫۵ میلیون رسید در حالی که اقا فرمودند که ما نه متن مناسب داریم و نه استاد مبرز چرا این همه دانشجو می گیرید؟و ده هامرگ سوال دیگر
    *تهران مشکل قتصادی نداشت که اصولگرایان پز تیم اقتصادی خود را می دادند.
    *احمدی نژاد برنامه ای نداشت و شعار کروبی یارانه ۵۰ هزارتومان و هاشمی در دور دوم ۸۴ (۱۲۰تومن )را گرفت و هدفمندی یارانه ها را اجرا کرد و در سال ۸۸ شعار وزیر زن موسوی را گرفت و ۳وزیر زن به مجلس معرفی کرد.
    **ما نیاز داریم هرکسی که میخواهد کاندیدا شود منویات رهبری را بدون کم و کاست اجرا کند.
    * مرگ سیاسی افراد شاخص اصولگرایی مانند توکلی ،حداد ،نادران، مصباحی مقدم و ….رسیده و دوره این افراد گذشته است.
    *گفتمان “من انقلابی ام” با گفتمان اصول گرایی فرق می کنداین گفتمان حضرت اقا ” من انقلابی ام” یک گفتمان جدید است.
    نکته اخر :نگاه رو به جلو داشته باشید آقای احمدی نژاد یکبار مصرف بودو مانند واحد پاس شده برای نظام است کسی که یک واحد را پاس کرده دوباره ان واحد را برنمی دارد.

    [پاسخ]

    ح پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۸ ب.ظ:

    مثل همیشه مزخرف گفته

    [پاسخ]

  16. احسان کیانی
    ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۰:۳۳ | #16

    سرمقاله روزنامه مردمسالاری مورخ ۲۳ فروردین
    قمار اخر
    مدتی است فعالیت‌های دکتر احمدی‌نژاد و حامیانش، افزایش محسوسی داشته است. از تداوم سفرهای استانی رییس‌جمهور سابق تا تبلیغات فعالان رسانه‌ای او در فضای مجازی. پیش از این در یادداشتی به دو عامل مهم در تأثیرگذاری بر حضور او در دوازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره کردم. عامل اول، عملکرد دولت یازدهم درباره وعده‌های دیپلماتیک و اقتصادی و عامل دوم، اجماع اصول‌گرایان. دست‌یابی به برجام، عامل اول را از دست‌شان خارج کرده و مخالفان برجام اکنون امید به نقض عهد غرب دارند. اگر در انتخابات آمریکا کسی به پیروزی برسد که خواهان تداوم برجام باشد، شانسی برای آنان باقی نمی‌مانَد. زیرا اصول‌گرایان نمی‌توانند با شعار نقض برجام و بازگشت به عصر تحریم‌ها وارد رقابت‌های آتی ریاست‌جمهوری شوند. پس امروز مخالفان دولت بیش از حامیان آن، نگران انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا هستند و این هم از عجایب روزگار است که این جماعت، منتقدان‌شان را به چشم دوختن به دست آمریکا متهم می‌کنند! از سوی دیگر در شرایطی که شخصیت‌های برجسته محافظه‌کاران به رقابت با دکتر روحانی برنخواهند خاست، اصول‌گرایان در نوعی تعلیق به سر می‌برند. این جریان نمی‌خواهد به عنوان حامی دولت‌های نهم و دهم شناخته شود ولی جز رییس آن دولت، فردی که توان رقابت با دکتر روحانی را داشته باشد، ندارد(هر چند تجربه شکست آقای هاشمی در نهمین انتخابات ریاست‌جمهوری می‌تواند نصب‌العین پیروز آن رقابت باشد که بداند غالب مردم، آزموده را نمی‌آزمایند). پس یا باید بر فردی جز رییس‌جمهور پیشین اجماع کرده و وی را از حضور در آن رقابت‌ها بازدارند که در این صورت، پیشاپیش شکست را پذیرفته‌اند و یا مسئولیت حمایت از آن دولت را بپذیرند. هر چند هنوز برای قضاوت درباره نامزد نهایی اصول‌گرایان در دوازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری زود است و شخصیت‌های دیگری مانند رییس سابق صداوسیما نیز در معرض نامزدی از سوی این جریان قرار دارند و به دلایلی مانند حُکم انتصاب از سوی رهبری، نزدیکی به برخی نهادهای خاص و جریان‌های مؤثر اصول‌گرا، شهرت رسانه‌ای و حتی سابقه همکاری نزدیک با دولت‌مردان نهم، ممکن است مورد اجماع این جریان قرار گیرد. به خصوص که دکتر احمدی‌نژاد نیز نمی‌تواند مانند نهمین انتخابات ریاست‌جمهوری به طور مستقل وارد شود زیرا در آن فضای چندقطبی با آرایی شکننده به دور دوم راه یافت ولی در یک فضای دوقطبی بدون حمایت برخی نهادها و اشخاص متنفذ راهی به پیروزی و حتی تأیید صلاحیت ندارد، پس قطعاً حضور او با هماهنگی پیشینی است.
    اما چرا رییس‌جمهور سابق محتملاً وارد رقابت خواهد شد؟ به استثنای ابوالحسن بنی‌صدر که عزل گردید و محمدعلی رجایی که به شهادت رسید؛ دیگر رؤسای جمهور پس از پایان مسئولیت در جایگاهی مهم یا نقشی مؤثر به فعالیت پرداخته‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای در پایان دوره ریاست‌جمهوری، از سوی مجلس خبرگان به رهبری نظام انتخاب شدند. انتصاب آقای هاشمی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت، به جهت سابقه مبارزاتی و صبغه اجرایی؛ تداوم یافت و رییس دولت اصلاحات به واسطه محبوبیت فراگیرش میان نخبگان و جوانان، رهبری یک جریان سیاسی را بر عهده دارد. اما رییس دولت اصول‌گرا آن‌چه دارد از اعتبار دوره ریاست‌جمهوری‌اش می‌باشد و به همین دلیل بیانیه‌های دفترش نه با نام «محمود احمدی‌نژاد» بلکه با عنوان «رییس دولت‌های نهم و دهم» منتشر می‌شوند. بنابراین برای بازگشت به اعتبار پیشین نزد مسئولان و حتی عامه جامعه ایران، راهی جز دست‌یابی دوباره به این جایگاه ندارد. پس چیزی برای از دست دادن ندارد که از ورود به این رقابت‌ها هراسی داشته باشد. و البته می‌توان از حضور او در انتخابات ریاست‌جمهوری استقبال نمود زیرا یک بار برای همیشه تکلیف جامعه ایران با عوام‌گرایان روشن می‌شود و این بازی به پایان می‌رسد. به قول مولانا: خُنَک آن قماربازی که بباخت آن‌چه بودش؛ و نماند هیچش الّا هوس قمار دیگر.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۷:۳۸ ق.ظ:

    از کواکبیان همان برون تراود که در اوست

    [پاسخ]

    م.ک پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۷:۵۵ ق.ظ:

    عجب پاسخ منطقی و مستدلی!!!

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    بابا عاقل اندر سفیه
    بابا جذبه نگاه
    من استدلال کردم؟
    کلا توی چرند بودن شبیه گفتار کواکبیان بود
    بله اوشون صاحاب روزنامه هستن

    م.ک پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۹:۴۷ ق.ظ:

    در ضمن، نویسندهء این سرمقاله جناب کواکبیان نیست!

    [پاسخ]

  17. سین
    ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۸ | #17

    ناخدایی که در روز هایی آفتابی ، دلش لک می زند تا قایق را به دست ملوان زبل ؟؟؟؟ !!! بسپارد و وقتی می بیند ملوان اسفناج ۱۴۰ دلار می خورد و بازو راست می کند و گردن کلفت و بر هر سر نشینی می تازد و در اقیانوس ویراژ می دهد و انتحاری به تنگه می تازد و طوفانی در اقیانوس راه می اندازد ، دلش می لرزد و برای جلوگیری از غرقاب قایق ، قبول نرمش می کند و برای چند صباحی این قایق درب و داغان که پول بلیط هنگفتی از سرنشینان اخذ کرده را به دست ملوان دیگری می سپارد که از ” آن طرف آب” نیامده و خودی هم هست ، اما کمی کاردان تر.
    ملوان دومی که حداقل با قطب نما حرکت می کند و بی جهت ویراز نمی دهد و کمی به مقصد و ساحل و مسافران و رفوی سوراخ ها و درز ها فکر می کند ، دل ناخحدا را بیشتر می لرزاند که نکند ملت بفهمد بالاخره ناخدایی هم به جز “گفتمان انقلابی” یک اصولی هم دارد.
    جاشو ها می بینند نمی شود که بشود. حاضرند بمیرند و غرق شوند اما نبینند ملوانی دارد سکان را می گرداند.
    عزم می کنند داعش وار، حالا که این دیگ برای ما نمی جوشد ، اصلا بگذار پی پی سگ در آن بجوشد.
    تاریخ خواهد نوشت ، هیچکس این گفتمان انقلابی را ساقط نکرد جز کسانی که عاشق این گفتمان بودند.
    این قایق را هر که سوراخ کند ، همه میمیرند. مقاومت مانع این موج های بلند نیست.

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    سلام
    میدونم الان جاش نیس.
    ولی نمیشد همون سر سگ بجوشه توش؟
    سرظهره ،وقت نهاره ،چشم ما هم میخوره به قابلمه ،تصویرسازی ذهنی مونم تو این چیزا قوی…

    ای بابا

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۵:۱۰ ب.ظ:

    سلام فهیمه خانم…
    خدا بگم چکار کنه این محمود رو که اهستان رو یه تکونی داد…

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۳ ب.ظ:

    سلام از ماست

    چیکارش کنه خب؟ عجالتا خیر بده بعد هم یه کم عقل و شعور

    ع پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۵ ب.ظ:

    “…حالا که این دیگ برای ما نمی جوشد ، اصلا بگذار پی پی سگ در آن بجوشد.”.
    نکته بسیار خوبی است. این آیتم مهمی در شناخت روانشناسی تمایل به آمدن دوباره احمدی نژاد است. نشان میدهد که علی رغم حرفهایی مانند تقوا و … چقدر خودخواهی در بطن این نوع افراد نهادینه است. اصولا اگر فردی اصول خود را مقدس بداند بعد از مدتی به خودش اجازه میدهد که خصوصیات بد خود را نقد نکند؛ چون فکر میکند که هر چه باشد این خصوصایت اهمیت چندانی ندارند چون در اصول مهم “حق نهایی” با او است. اصلا هم شک نمیکند که ممکن است نه تنها اصولی که قبول دارد اشتباه باشد؛ بلکه علاوه بر آن با خصوصایت بدش دارد به بقه هم ضرر میرساند.
    کم کم به هیولایی تبدیل میشود.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۱:۵۵ ب.ظ:

    نفرمایید جناب ع…!
    اونی که به خودخواهی و استبداد رای بینجامه،از اولش هم تقوا نبوده.اینها ریشه در توهم و شخصیت سخیف داره.اینجور جانوران دوپا،از دین، سپرهای محکمی می سازند.شاید بهترین روش علیه اونها این باشه که جامعه به این دید برسه که صرفا شعارهای دینی،ملاک شناخت اولیه نباشه.من توی حدیثی از پیامبر دیدم که نشانه ی کمال ایمان شخص اینه که هنگام سخن گفتن،استثنا بیاورد.یعنی از دادن حکم کلی و همچنین یک کاسه کردن شخصیت دیگران و برچسب زدن و اینها دوری کنه.حالا اگه رویه ی معمول مدعیان اصول در کشور ما،تهمت به دیگران بر مبنای توهمات باشه،نباید نتیجه بگیریم اونها نه اون اصول رو درست فهمیده اند و نه در جهتش عمل می کنند و نه التزامی به نتایجش دارند؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۵:۰۹ ب.ظ:

    حالا سر رفتار ملوان ۱۴۰ دلاری کمی موافقم
    ولی این ملوان جدیده خداوکیلی کم از اون نداره از فرط بی عرضگی ….
    ناخدا هم گر نگهدارش همان است که من میدانم شما نگران لرزیدن دلش نباش … جاشوهاش فداش بشن ایشالله

    [پاسخ]

  18. حسن
    ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۱:۱۰ | #18

    ولی چه الکلاسیکویی بشه مناظره این دو تا
    شیخ حسن چارتا ادم بی سرزبون به تورش خورده بودن شیر شده بود… با مشت تو سینه ش میکوبید که من فلان نیستم و بهمانم

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۴ ق.ظ:

    سلام حسن
    فکر کنم اشتباه میکنی ،شیخ حسن و دستکم گرفتی.سخنرانیا شو گوش کن ،ببین چه نیش زبونی داره(میزنه به یه بابایی)
    اون مموتی بود که با یه آدم نجیب مثل مهندس موسوی طرف شده بود ،هوا ورش داشته بود.وگرنه اگر کسی بلد باشه مموتی رو عصبانی بکنه بازی رو برده(تیک مموتی موقع عصبانیت :بالا کشیدن بینی کع نوک بینی به سمت چپ منحرف میشه)دیدم که میگم
    گمان کنم حسن کاری کنه که واسه مموتی مادر بگرید…البته مدافع تمام قد مموتی هیچ وقت نمیذاره گند عزیز دردونه ش از این بیشتر در بیاد(نکته مهمی رو گفتم بخدا یادت باشه)

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۷ ق.ظ:

    حالا هرچی من بگم و شما بگی میشه کل کل
    باید صبر کرد
    نیش و کنایه هاش به اون بابا کاملا محسوسه و چوبش رو هم از غیب میخوره بشین و تماشا کن
    اتفاقا رقبای شیخ حسن نجیب بودن. موسوی نجیب نبود . اصلا حرف زدن بلد نبود .
    سید جون روحانی جای سفت نشاشیده
    شما با مسخره کردن مموت میخوای منو مدافعش کنی ولی ما مموت رو فین کردیم انداختیم دور

    [پاسخ]

    سید رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۹ ب.ظ:

    سلام دوباره
    اتفاقا میدونم که مدافعش نیستی.در ضمن مسخره ش نکردم.تو یک برنامه در اواخر دوره دوم ریاستش بر دولت ،یه مصاحبه با مازیار ناظمی داشت تو تلوزیون.ناظمی(اگر فامیلی ش رو درست گفته باشم)با سوال های خیلی ساده چنان مموت رو عصبانی کرده بود که مموت این تیک عصبی رو که برات نوشتم دچارش شد(تیک مموتی موقع عصبانیت :بالا کشیدن بینی کع نوک بینی به سمت چپ منحرف میشه)
    بله حسن خان شما از مموت دفاع نمیکنی اما خیلی م دلت میخواد که یه آدم بی چاک و دهن و بی پدر و مادر و بی اصل و نسب شیخ حسنو بشونه سر جاش،منتها حسنی که من شناختم سه چهارمش زیر زمینه.گذاشته واسه تنبون کوتاهی مثه مموت

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۸ ب.ظ:

    سلام و دوباره علیک سلام
    نه سید جون زور نزن عصبانی نمیشم
    من از روحانی بیشتر از خاتمی و موسوی و …. غیره بدم میاد چون منافقه ولی فحش نمیدم
    اتفاقا شیخ حسن نشون داده راحت عصبانی میشه و موقع عصبانیت کنترل نداره و بهترین موقع ست که مموت با اون لبخندهایی که عمری شما رو حرص داد ناک اوتش کنه شک نکن
    روحانی یه اویزون بیش نیست
    بدون بالا رفتن از هاشمی و خاتمی و شجریان و … هیچی نیست … قبول کن

    سید رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۴ ب.ظ:

    حسن آقا
    گفتم :اتفاقا میدونم که مدافعش نیستی(راجب مموت اینو گفتم)
    اما باور نکردی حرفمو .میدونی چرا مطمعنم که مدافع محمود نیستی؟
    اصلا شما یه ذوب شده در ولایت بهم نشون بده که از یکی از روسای جمهور سابق یا فعلی خوشش بیاد
    هاشمی؟خاتمی؟مموت؟شیخ حسن؟؟؟؟؟؟
    میبینی!!!!!!!!!!!!! ،کلا ذوب شدگان با هیچ ریس جمهوری میونه ندارن.

  19. ناشناس
    ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۱:۳۲ | #19

    حرف های برای خندیدن

    [پاسخ]

  20. احسان کیانی
    ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ در ۲۳:۴۶ | #20

    دولت و اصلاح‌طلبان به دلایل زیر از چنین حضوری استقبال خواهند کرد.
    ۱ـ اولین دلیل استقبال از حضور احمدی‌نژاد، ترساندن ملت از احتمال شکل‌گیری آن دوران سیاه است و اینکه ایران دوباره در وضعیت اسف‌بار گذشته قرار گیرد.
    ۲ـ دلیل بعدی، شکاف بزرگی است که بر اثر این حضور در جانب اصول‌گرایان رخ خواهد داد. بویژه بخش قابل توجهی از مراجع و آقایان نیز در برابر این حضور موضع‌گیری سختی خواهند داشت.
    ۳ـ دولت نیز فرصت پیدا می‌کند تا با طرح خطرات چنین حضوری ضعف‌ها و کاستی‌های خود را از دیدها پنهان کند یا حداقل اینکه افکار عمومی کمتر به آن گیر دهند.
    ۴ـ چنین حضوری وضعیت خارجی ایران را تضعیف خواهد کرد و مردم به سرعت متوجه تبعات منفی و غیرقابل جبران چنین حضوری خواهند شد. حتی پیش از آن که به مرحله انتخابات برسند.
    ۵ـ مشکل رد صلاحیت و پرونده‌های گوناگون فساد آن دولت نیز مانع از آن می‌شود که عبوری سالم و بی‌دغدغه از تأیید صلاحیت را تجربه کنند و این مانع مهمی است که اگر تأیید نشود یک مشکل خواهد بود و اگر تأیید شود، ده مشکل دارد.
    ۶ـ اصلاح‌طلبان نیز از چنین حضوری استقبال می‌کنند. چون خاک کردن بقایا و خاکستر این پوپولیسم نفتی و رانتی را از طریق یک هماورد سیاسی ترجیح می‌دهند بر اینکه به صورت یک ذهنیت نادرست در خاطره جمعی طبقات حاشیه‌ای و پایین جامعه باقی بماند.
    ۷ـ و بالاخره و از همه مهم‌تر اینکه اگر بخواهیم ضرب‌المثل مودبانه‌ای را بجای آن ممه را لولو برد به کار بریم، باید در این مورد گفت که؛ «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» و به تعبیر دیگر «آن بشکه بشکست و آن نفت‌ها ریخت». آن دولت و ادبیات و قدرت و رفتارش محصول وفور درآمدهای نفتی بود و هنگامی که این درآمدها در دو سال آخر ته کشید؛ آن دولت بیش از هر کس دیگری دنبال رسیدن به یک برجام نصفه و نیمه بود ولی چون ساختار قدرت به او اعتماد نداشت، او را از معادلات حذف کرد و اجازه چنین کاری را نیافت. خلاصه این که تا وقتی آن درآمدهای رانتی و افسانه‌ای در خزانه دولت نباشد، کسی نمی‌تواند اظهارات مفت و بی‌پایه کند. بنابراین به نظر می‌رسد که جناح اصول‌گرا تا سال آینده که زمان انتخابات ریاست جمهوری است در یک بی‌تصمیمی غرق خواهد شد و قادر نخواهد بود که تصمیمی موثر برای بازسازی خود اتخاذ نماید.

    [پاسخ]

  21. احمد
    ۲۶ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۶:۵۳ | #21

    چه خوب شد که دوباره اهستان دارد جان میگیرد هر چند جاى پسر شجاع وغلامعلى یوسفى بسیار خالیست.
    جا دارد بیاد مرحوم یوسفى جمله همیشگى خودش را در شبهاى جمعه بیاد اوریم
    که شب جمعه است وبراى درگذشتگان فاتحه بخوانید
    بنابراین در این شب جمعه وهمه شبهاى جمعه دیگر براى همه در گذشتگان خود ودیگران وبخصوص اقاى غلامعلى یوسفى فاتحه ایى بخوانیم
    روحش قرین رحمت باد.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۸ ق.ظ:

    شما مطلعی ؟
    فاتحه طرف رو هم خوندی؟
    امیدوارم با اون اعتقادات شترگاوپلنگی از دنیا نرفته باشه
    خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه

    [پاسخ]

  22. حسن
    ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۲ | #22

    روایت است که بعد از هزار و چندی سال
    زمان امدنش باز هم جوان اید
    که چون تو است چنین و که چدن رقیه چنان؟
    به وقت کودکی اش پیر قدکمان اید

    [پاسخ]

  23. محمد تقی
    ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۱ | #23

    امیدوارم حاج محمود شرکت کند و یکبار دیگر تسلط دهد دلواپسان عزت و شرف ملی را بر دلواپسان شکم!!

    [پاسخ]

  24. omid
    ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ در ۱۲:۵۹ | #24

    آقا هنوز منتظریم نقدی بنویسی بر انچه توهم ما از مصیبت دولت کریمه میدونی . قول شرف میدم بدون پیش داوری بخونم .
    شما از خوبیهاش بگو . گوش میکنیم .

    [پاسخ]

  25. احمد
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۹:۵۸ | #25

    من اطلاع خصوصى ندارم
    ولى ایشان ادمى نبودند که کامنت نویسى را ترک کنند
    بعلاوه در یکى از اخرین کامنتهایشان به مریضیشان اشاره کرده بودند وبعد از اخرین کامنت هم متاسفانه وبلاگ خودشان بنام صد سال اشتباه دیگر بروز نشده در حالیکه قبلا مرتب پست هاى مختلف مینوشته اند.
    من با بیشتر عقایدشان شدیدا مخالف بودم ولى در هر صورت برایشان طلب رحمت دارم.

    [پاسخ]

    از آشنایان پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۲ ب.ظ:

    با سلام خدمت دوستان گرامی. آقای غلامعلی یوسفی قائناتی در سن ۵۸ سالگی در مردادماه سال ۹۴ به دلیل سرطان کبد دارفانی را وداع کردند. برای شادی روحشان الفاتحه مع الصلوات.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۶ ب.ظ:

    انا لله و انا الیه راجعون
    غفرالله لنا و له

    [پاسخ]

    ع پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۷:۵۷ ق.ظ:

    خدا رحمتشان کند. انسان با تجربه ای بودند.

    [پاسخ]

    نه یکی از آشنایان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۵ ۸:۱۴ ب.ظ:

    من دروغ گغتم
    نمیدونم مرده یا نه
    اصلا نمیدونم کیه
    دیدم اینجا دارن ازش حرف میزدند
    اینو نوشتم اصلا مرده نه مرده به تخمم

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    چقدر ما به کلمات هم بی توجهیم. حالا معلوم شد چرا ایشان همیشه از دیگران می خواستند برای رفتگان فاتحه بخوانند.
    آنهمه پخته گی و آرامش . دردی که پنهان بود و درمانی که در هر سطر نوشته اش برای دیگران هدیه می کرد.
    آقای آهستان ، اگر ایشان در بین ما نباشند ، کامنت های جعلی یک نفر به نام او در پست قبلی همه ما را عذاب می دهد.
    فکر کنم او آنقدر شریف بود که در هیچیک از نوشته هایش حرفی زشت نزد.

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۵ ۵:۵۸ ب.ظ:

    خدا رحمتشان کند. والله آمدم ببینم ایشان چیزی در اینجا نوشته اند یا نه. هر قدر در وبلاگشان پیام گذاشتیم پاسخی ندادند.
    فوق العاده مودب و با وقار. کمترین توهینی به هیچکس نکردند. بنده پارسال یکبار عموم کامنت های ایشان در آهستان را دوره کردم.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۳ ب.ظ:

    چیزی هم دستگیرتون شد؟

    omid پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۴۶ ب.ظ:

    روحش شاد .

    از نامدگان این ره دور و دراز
    باز آمده ای کو که به من گوید راز

    niya پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۳ ب.ظ:

    مطمین نیستم ولی فک کنم یه بار گفته بودن اسم واقعیشون غلامعلی نیست به خاطر علاقشون به حضرت علی این اسم گذاشتند بعد شما پسوند فامیلیشون رو میدونی اسمشونو نمیدونی؟فک نکنم اشناشون باشی

    [پاسخ]

  26. بازنشسته آموزش و پرورش
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۴:۰۲ | #26

    ایکاش در قانون اساسی تغییراتی به وجود می آمد که شخص مقام رهبری خودشان بتوانند در شرایط ضروری مسئولیت های ریاست جمهوری را مستقیما به عهده بگیرند. خودشان وزیر انتخاب کنند و مملکت را اداره کنند. به لحاظ تجربه ی مدیریت کلان هم اول شخص مملکت میباشند. حتی آقای هاشمی هم الان بیست سال است که کار اجرایی انجام نداده. علاوه بر این اختیارات ایشان هم فراگیر است و مثلا اگر بنا باشد نهادهای رهبری مالیات بدهند خودشان همزمان رهبر و رئیس دولت هستند و میتوانند مالیات را به سادگی اخذ کنند.

    ایشان بدون استثناء با همه ی روسای جمهور زاویه و اختلاف پیدا کردند. سه رئیس جمهور دوران ایشان یکی از یکی منفور تر و مغضوب تر شده اند. صحبت من شاید شبیه مطایبه باشد ، اما واقعا در چنین شرایطی هر رئیس جمهور بخش مهمی از انرژی خود را به جای مملکت داری باید صرف جلب نظر ایشان و مجادله با نهادهای رهبری بکند.

    [پاسخ]

    ح پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۵:۵۹ ب.ظ:

    لطفا شما دیگر به این چیزها فکر نکنید
    به فکر چند متری قبر و آخرت خودتان باشید

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۶:۴۲ ب.ظ:

    چکارش داری؟
    بزار از دانش و تجربیات چندین ساله ش خلق الله استفاده کنن

    [پاسخ]

  27. بينام …
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۰۰:۴۳ | #27

    ظلمی که به امید کوکبی شده است غیر قابل باور است … و جماعت مکتبی و داعیان دین حوزوی با وجدان های تباه شده، شکم تا خرخره پر شده و پوستی که از کلفتی مثل پوست کرگدن شده. هیچی تکون شون نمیده دیگه.

    جنازه دزدی و بهشتی افتق افتادند ولی این جوون جلو چشم همه داره تباه میشه …

    [پاسخ]

  28. جوادی
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۱:۰۷ | #28

    با سلام
    یعنی اینقدر قحط الرجال شده؟!
    نمی دونم چرا هرکس که بخواد وارد جریان قدرت بشه باید به یکی از طرفین این بازی متصل باشه! در چنین صورتی باید دور شایسته سالاری را خط کشید. معمولا در چنین انتخاباتی٬ افراد به گزینه ای رأی می دهند تا گزینه دیگر رأی نیاورد. به نظرم خیلی جالب نیست.

    [پاسخ]

  29. احمد
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۲۳:۴۷ | #29

    بیچاره امید کوکبى بیچاره جوان نخبه
    خدا را شکر که بیشتر از نود درصد نخبه ها شاگردان برتر کنکور المپیادیها همه وهمه ساکن امریکا شده اند ودور از سرزمین نکبت زده ایران مدارج بالاى علمى را مى پیمایند بدبخت کوکبى که گیر این ادمخواران افتاد حیف از جوانیش
    حیف از استعدادش

    [پاسخ]

  30. Rorr
    ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۰۵:۵۴ | #30

    امید کوکبی: “بعد از پنج سال خودم هم نمی دانم چرا در این وضع هستم”

    به این جمله که فکر می کردم از خودم پرسیدم مگه بقیه ما می دونیم چرا وضعمون اینه. از بس کار مملکت گره خورد و خر تو خر شد که دیگه یادمون نمیاد چی شد که اینجوری شد.

    داستان هسته ای رو بگیرین. این همه سال تحریم، گسترش فساد، فقر، از دست رفتن منابع، و کشته شدن یه عده و بعد باز سالها مذاکره و جدل. حالا چی داریم که بابت این همه مصیبت دلمونو بهش خوش کنیم؟ یه نیروگاه نصفه نیمه (کسی می دونه این نیروگاه اصلا کار میکنه و با چه ظرفیتی؟ چقدر تاثیر گذار بوده تو اقتصاد و چقدر از سرمایه ای که صرفش شده برگشته؟ اصلا کسی واسش مهم هست؟)

    می دونیم چرا چند تا تکاور فلان تیپ ارتش که بابتشون از جیب ما ملت پول خرج تعلیمشون شده بابت دفاع از «این» آب و خاک، تو سوریه کشته شدن؟ داوطلب چی بودن اینا دقیقا؟ اصلا نیروهای نظامی ما چرا تو سوریه ان؟ به خاطر دشمنی با اسراییل؟ چرا با اسراییل دشمنیم؟ خودمونم دیگه نمی دونیم چرا.

    از اونور مخبر ول دادن تو شهر که شماره ماشین ورداره گزارش مردمو بده. اگه کسی از تاریخچه گشت و ارشاد و بازی موش و گربه این واحد با گروهی از مردم خبر نداشته باشه، اصلا حتی نمی تونه درک کنه که چه لزومی به چنین طرحی هست و این چه وضعیه.

    خبر میاد که بانک مرکزی دادگاهی رو تو آمریکا باخته و قرار شده هر کی از راه رسید بتونه از ایران شکایت کنه بابت یازده سپتامبر و بمب گذاریهای لبنان. یعنی حکومت ما در عین اینکه شعار مرگ بر آمریکا میده، پول نفتی رو که قرار بود سر سفره باشه ورداشته برده تو کشور دشمن سرمایه گذاری کرده بدون اینکه ما حتی روحمون خبر داشته باشه! اصلا بعد از چهار دهه از انقلاب اسلامی و اعلام دشمنی با آمریکا چرا هنوز ما این همه پولمون تو کشور «دشمنه»؟ خودمونم نمی دونیم.

    امید کوکبی به جرم همکاری با «دولت متخاصم آمریکا» به زندان محکوم میشه. هر کلمه از این حکم رو بخوای بهش فکر کنی، مغزت به دوران میفته که اگه آمریکا دولت متخاصمه، این همه مقام دولتی و غیر دولتی «همکار» آمریکا پس چرا دارن ول می گردن و چرا ما تو این وضع با یه کشور دیگه ایم و حکومت ما خودشم نمی دونه آمریکا «متخاصم» به حساب میاد یا نه؟

    خوش به حال امید کوکبی که بعد پنج سال نمی دونه چرا وضعش اینه، ما بعد یه عمر دلیل وضعمونو نمی دونیم!

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۵ ۸:۰۰ ق.ظ:

    رر جان من خیلی از کم و کیف ماجرا باخبر نیستم، ولی گمونم منظور پولهای بلوکه شده ی ایرانه، اون سرمایه گذاری هایی که قبل از انقلاب داشته و بعد از گروگان گیری بلوکه شده و هنوز دست آمریکاست.

    [پاسخ]

    ح پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۵ ۳:۱۰ ب.ظ:

    ایران دچار سوء مدیریت شده.
    ۱۰۰۰ میلیارد دلار در جنگ از بین رفت.
    ۱۰۰۰ میلیارد دلار هم در اتمی.
    ۱۰۰۰ میلیارد دلار هم در دولت های فاسد.
    سه گنج بزرگ غارت شده.
    شخصا امیدی به آینده ایران ندارم.

    [پاسخ]

  31. ایرانشهر
    ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۱ | #31

    احمدی نژاد و آن کاپشن بهاری اش

    آخرین تیر ترکش ورشکستگان برای ماندن در قدرت

    [پاسخ]

  32. سیدمهدی
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۷:۳۴ | #32

    بعید میدونم اجازه ورود دوباره به احمدی نژاد داده بشه برخلاف حرف شما اتفاقا خیلی زیاد درمقابل نهادهای مختلف حکومتی واستاد از سپاه تا بنیاد وحتی رهبری مثل معروف هم که میگه ادم عاقل ازیه سوراخ دوبار گزیده نمیشه پس اجازه حضور نمیدن وجناب روحانی با انتخاباتی با میانگین بین ۵۰ تا ۶۰ درصد حضور مردم برنده خواهند شد حالا موندم نظر شما چیه جناب حسینی ؟

    [پاسخ]

  33. سیدمهدی
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۷:۵۰ | #33

    راستی خدا رحمت کنه اقای یوسفی رو وخدایش بیامرزد

    [پاسخ]

  34. reza
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۹:۴۴ | #34

    سلام به همگی دوستان.اومدم خوشحالیم را از برقراری مجدد آهستان ابراز کنم که لابلای کامنتها این خبر غم انگیز فوت استاد یوسفی چنان حالم را گرفت که نگو و نپرس.به شخصه فکرمیکنم همکلامی چند ساله با ایشان بیشتر از یه خدا بامرز خالی می طلبد یادی کنیم از متانت در نوشتار.رعایت احتران و ادب .پرهیز از درگیری.قابل شدن حق برای مخالف و صفتهای بسیار پسندید ه که وجدانا بسیاری از مدعیان مسلمانی ندارند.این دوست عزیز تحت عنوان یکی از اشنایان اگر این کامنت را میخواند خواهشندم در صورت اطلاع از ایشان اطلاعاتی را به دوستان باز گو کند .البته ایشان لقب مسلم خراسانی را برای خود برگزیده بود و گلایه های آخری از بیماری و به روز نشدن وبلاگ نوید خبرهای بدی میداد.البته امید خان حسینی غالب مطالبت در پست جدیدت درست بود الا اینکه مطمعن باش جناب جنتی در صورت زنده بودن برای تراشیدن رقیب نه تنها ابایی ااز تایید صلاحیت محمود نداره بلکه شاید لقبهای یبزرگی برایش بسازه.یا حق

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۹:۱۸ ق.ظ:

    سلام
    نمیدانم چیزی که الان می نویسم را شما می توانید بخوانید یا نه به هر حال آن مطلب در مورد آن فرد که بنده نمی دانم کیست من به شوخی نوشتم که معذرت می خواهم من یک رهگذری هستم اینجا دیدم از این بنده خدا حرف می زدند یک چیزی نوشتم

    [پاسخ]

    تشنه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    خدا خیرت بدهد!
    حال ما رو گرفتی با آن کامنت!!!

    [پاسخ]

  35. ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۰۹:۱۶ | #35

    سلام
    نمیدانم چیزی که الان می نویسم را شما می توانید بخوانید یا نه به هر حال آن مطلب در مورد آن فرد که بنده نمی دانم کیست را من به شوخی نوشتم که معذرت می خواهم من یک رهگذری هستم اینجا دیدم از این بنده خدا حرف می زدند یک چیزی نوشتم

    [پاسخ]

    جوادی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۵:۰۲ ق.ظ:

    سلام
    کار ناپسندی کردی.

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: