خانه > سياست, فرهنگ و هنر > همان بهتر که کمیسیون فرهنگی مجلس، طرفدار ندارد!

همان بهتر که کمیسیون فرهنگی مجلس، طرفدار ندارد!

در روزهای اخیر رسانه ها خبر داده اند که فقط تعداد معدودی از نمایندگان مجلس به حضور در کمیسیون فرهنگی تمایل دارند در حالی که اکثر آنها متقاضی حضور در سایر کمیسیون ها (امنیت و سیاست خارجی و بودجه و صنایع و…) هستند.

شاید در وهله اول اینچنین نتیجه گرفته شود که مجلس دهم اهمیت چندانی به مسائل فرهنگی جامعه نمی دهد اما آیا نمی شود این طور هم نتیجه گرفت که بسیاری از نمایندگان، خود را متخصص امور فرهنگی نمی دانند؟

البته می شود جور دیگر هم به این مساله نگاه کرد. آیا مساله فرهنگ در مجالس قبلی و کمیسیون های فرهنگی قبلی اهمیت فراوانی داشت؟ اصلا آیا کمیسیون فرهنگی مجلس، نقش مهمی در فرهنگ کشور دارد؟! این کمیسیون، در کنار ده ها نهاد و سازمان و وزارت خانه فرهنگی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و از همه مهمتر شورای عالی انقلاب فرهنگی، چه جایگاه ممتاز و ویژه ای دارد و چه خدمتی به فرهنگ مملکت می کند؟!

جالب اینکه حتی چهره های فرهنگی مجلس نیز در دوره های قبلی تمایل چندانی برای حضور در این کمیسیون نداشته اند! مثلا آقای حداد عادل به عنوان یک چهره فرهنگی، معمولا عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات بوده و یا آقای مجتبی رحماندوست با سوابق فرهنگی و هنری، عضو کمیسیون اجتماعی.

سوال دیگر این است که اگر این کمیسیون واقعا خیلی مهم و اثرگذار است، اعضای آن باید چه کسانی باشند و یا چه دغدغه ها و تخصص هایی را داشته باشند؟ برای پاسخ به این سوال بد نیست نگاهی داشته باشیم به ترکیب و تخصص اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس قبلی (مجلس نهم):

حجت‌الاسلام والمسلمین سالک (رییس کمیسیون)

حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی (نایب رییس)

بیژن نوباوه (نایب رییس دوم)

حجت‌الاسلام والمسلمین طاهری (سخنگو)

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی (دبیر اول)

خانم لاله افتخاری (دبیر دوم)

حجت‌الاسلام والمسلمین آشتیانی

حجت‌الاسلام والمسلمین غضنفرآبادی

حجت‌الاسلام والمسلمین پژمان فر

حجت‌الاسلام والمسلمین کیایی نژاد

علی مطهری

جمشید جعفرپور

شجاعی کیاسری

این ترکیب اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس نهم بود. همان طور که می بینید هشت نفر از دوازده عضو آن کمیسیون، روحانی بودند که این خود محل بحث است که آیا همه این افراد روحانی به مسائل فرهنگی مسلطند یا نه؟ البته حضور این تعداد روحانی محترم در کمیسیون فرهنگی به خودی خود ایرادی ندارد اما به هرحال این سوال نیز مطرح است که آیا همه آنها واقعا با مسائل فرهنگی جامعه و همه بخش ها و حوزه ها و جوانب آن آشنا هستند یا اینکه صرفا بر اساس دغدغه دینی و مذهبی و این احساس که تخصص حوزوی آنها به مسایل فرهنگی مربوط است، کمیسیون فرهنگی را انتخاب کرده اند؟

براساس یک تعریف «فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.» (به نقل از دانشنامه رشد)

حال اگر فرض کنیم که این روحانیون محترم از جهت تخصص در امور دینی و اعتقادی، به مسائل فرهنگی جامعه نیز مرتبط هستند، آیا می توان آنها را متخصص جامع امور فرهنگی دانست؟ آیا آنها به غیر از مسائل اعتقادی، با سایر مسائل مربوط به فرهنگ و هنر و علم و ادبیات و … نیز آشنا هستند؟ و اگر پاسخ به این سوال منفی باشد (که احتمالا هست) آیا می توان سرنوشت مسائل فرهنگی کشور و یا مسئولیت کمیسیون فرهنگی مجلس را به دست آنها سپرد؟!

فراموش نکنیم که یکی از مشکلات عمده مسئولان روحانی کشور (در قامت امام جمعه و …) همین مسائل فرهنگی است چرا که بسیاری از آنها دیدگاه خاصی نسبت به مقوله فرهنگ و هنر دارند و معمولا با عناصر فرهنگی و هنری کشور ارتباط خوبی برقرار نمی کنند. البته این حرف به معنای تایید همه آنچه که در قالب فرهنگ و هنر به جامعه تزریق می شود نیست، اما به هرحال آشنایی نسبی با واقعیات جامعه و نیز تعامل و برخورد درست و مناسب با اهالی فرهنگ، خودش هنر بزرگی است که خیلی ها این هنر را ندارند!

البته منظورم قطعا این نیست که همه این افراد روحانی باید اهل هنر و ادبیات و موسیقی و سینما باشند، اما کمترین شرط فعالیت به عنوان یک چهره فرهنگی، این است که آشنایی نسبی با مقولات فرهنگی هنری داشته باشند و یا لااقل ارتباط خوبی با اهالی فرهنگ داشته باشند. این در حالی است که برخی از همین آقایان روحانی، دارای دیدگاه های تند و خاصی در قبال مسائل مختلف سیاسی اجتماعی و فرهنگی هستند و معمولا از ادبیات خوبی هم در برخورد با اهالی فرهنگ و هنر استفاده نمی کنند! آن وقت با همین دیدگاه و ادبیات خاص وارد کمیسیون فرهنگی و یا هر نهاد فرهنگی دیگری می شوند و دیدگاه خودشان را هم در قالب مسائل فرهنگی به جامعه القاء می کنند.

وضعیت وقتی وخیم تر می شود که برخی نیز، کمیسیون خالی دیگری را پیدا نکرده و از سر حادثه و اجبار وارد کمیسیون فرهنگی شده اند! (یکی از همین نمایندگان محترم پیش از این در مصاحبه ای جنجالی (که بعدا حذف شد) به صراحت اعتراف کرد که چون همه کمیسیون ها پر شده بود لاجرم به کمیسیون فرهنگی پیوسته! وی در همین مصاحبه جالب و جنجالی اظهار داشت که اهل فیلم و کتاب و داستان و رمان نیست و هر فیلم و کتابی را که رهبری تایید کنند، مورد تایید وی نیز می باشد!!) وقتی چنین شخصی که کمترین علاقه ای و تخصصی در بسیاری از حوزه های هنری و فرهنگی ندارد عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می شود، آن وقت چه توقعی از کمیسیون فرهنگی مجلس داریم؟

البته مسوول اصلی وضعیت فرهنگی جامعه، کمیسیون فرهنگی مجلس نیست، دهها نهاد و سازمان  مرتبط با حوزه فرهنگ داریم که تقریبا همه آنها گرفتار این معضل هستند و این تنها یک مورد از نمای کلی وضعیت موجود است. پس خودمان را فریب ندهیم. همان بهتر که کمیسیون فرهنگی مجلس، طرفدار نداشته باشد. چرا که لااقل بسیاری از نمایندگان محترم به این تشخیص رسیده اند که سواد و تخصص لازم را در امور فرهنگی کشور ندارند!

  1. بازنشسته آموزش و پرورش
    ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۵:۴۱ | #1

    پسرم من اینجا یک یادداشت فرستادم ؟!
    نکند خواب دیدم شاید چیزی هم ننوشتم!

    [پاسخ]

  2. بازنشسته آموزش و پرورش
    ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۵:۴۴ | #2

    متاسفانه یک اتفاق بد و اشتباه که بعد از انقلاب اتفاق افتاد و اصلا چنین قراری هم بین انقلابیون نبود ، این مسئله است که روحانیت به جای ارشاد دینی وارد به همه ی امور شد و راسا خودش تصمیم گیرنده شد.

    شماها آن سالها یا کودک بوده ائید یا در صُلبِ پدر، من خوب خاطرم مانده، دخالت مستقیم روحانیون در همه ی امور متاسفانه خواست عمومی جامعه هم بود. مردم روحانیان را جانشین پیامبر می دانستند، اما اشتباهشان این بود که فراموش کرده بودند پیامبر خود عهده دار همه ی امور مدینه نبود و در مدینه همه ی کارها بر حسب شرایط زمان و مکان بین صحابه که هر کدام در زمینه ایی تخصص داشتند تقسیم شده بود و کارهای شهر بر اساس دانش های زمینی جلو میرفت نه با تصمیم و دستورات رسول الله (ص)

    اما مردم ایران در سال ۵۷ همه ی کارها را به روحانیت سپردند ، مثلا اگر پزشک می گفت در فلان شرایط جسمی شما نباید روزه بگیرید مردم قبول نمی کردند اما اگر یک آیت الله که حتی نمی تواند به شما سرم وصل کند می گفت در فلان شرایط نمیشود روزه گرفت مردم با جان و دل قبول می کردند.

    این مسئله برای روحانیت نیز خوشایند بود ، دنیا ناگهان با همه ی مواهبش برای آن ها آغوش باز کرده بود. و این نه صرفا از مکر روحانیت که به نظرم بیشتر به دلیل جهل و بلاهت عمومی پیرامون مسئله ی دین بود. بر خلاف معدود روحانیون که مخالف بودند (مثل طالقانی و حتی تا حدودی خود آقای خمینی) بقیه روحانیون مثل هاشمی رفسنجانی و بهشتی به این جریان دامن زدند و دخالت مستقیم روحانیت در اموری که هیچ چیزی نمی دانستند نهادینه شد. در هر جا روحانیت شد اولین فردِ تصمیم گیرنده. به جای اینکه روحانیت به عنوان مشاور در کنار متخصصان امور زمینی قرار بگیرند ، قضیه بر عکس شد و متخصصان به عنوان مشاور فرمالیته در کنار روحانیون قرار گرفتند.

    راست گفته اند که دنیا شیرین ترین و لذت بخش ترین خوراک است ، این بلاهت عمومی برای روحانیت خوشایند بود و دیگر راضی نشدند خوان نعمت ریاست و نفوذ را از دست بدهند . کار بعکس شد و دین در خدمت بقای قدرت و نفوذ روحانیت قرار گرفت.

    کار به جایی که رسید که مثلا در همین مسئله ی هنر روحانیت شد اولین فرد تصمیم گیرنده ، در حالی که روحانیت شاید تنها به آن سلبیات هنر از نگاه فقه آشنایی دارد ، من حتی به جرات میگویم روحانی به تاریخ هنر در اسلام نیز شناخت ندارد. این نه جهل است نه کسر شان ، همانگونه که من دبیر فلسفه منطق بودم و ندانستن زیست شناشی و میکروبیولوژی برای من دون شان نخواهد بود.

    جای دیگر نوشته بودید
    ○ اصلا آیا کمیسیون فرهنگی مجلس، نقش مهمی در فرهنگ کشور دارد؟
    من می خواهم این سوال را توسعه بدهم ، بپرسیم آیا اصولا مجلس نقشی در امور کشور دارد؟ من که سنم تا اینجا رسیده مشاهده می کنم در دوران رهبری آیت الله خامنه ای با یک شیب نامحسوس نقش مجلس و نهادهای انتخابی در حال کمرنگ شدن است . این مجلس در این دوره بی نقش بودن مجلس در امور را به بهترین شکل به افکار عمومی نشان خواهد داد.

    فرزندانم پدر پیر خود را ببخشید که زیاد صحبت کرد

    [پاسخ]

  3. فهیمه
    ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۸:۲۰ | #3

    متخصص کدومه؟

    جایگاه روحانیت تو نهادهای فرهنگی کنترل چی بودنه برای اینکه خیال مسئولین راحت بشه همه چیز تحت کنترله.
    کلا نگگاهی که به مسائل فرهنگی هست همین شکلیه.

    اون روحانی صادقانه حرف زده احتمالا.

    [پاسخ]

  4. حسن
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ در ۰۰:۲۵ | #4

    درکش می و خاموش کن فرهنگ بی فرهنگ را …

    [پاسخ]

  5. محمد حسین
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ در ۰۹:۴۹ | #5

    با سلام خدمت دوستان

    در عرصه فرهنگ، همگی خوب بلدیم اظهار نظر و عمدتاً انتقاد کنیم که البته کاملاً هم جای نقد داره و بسیار هم مشکلات فرهنگی داریم.
    اما متاسفانه من ندیدم کسی به غیر از انتقاد، “راهکار” و “برنامه ی درست” هم ارائه کنه. مشکل ما هم نبود برنامه خوب و هم عدم اجرای برنامه های مقرر است.

    [پاسخ]

  6. omid
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۳:۰۷ | #6

    ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
    چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۴:۳۵ ب.ظ:

    نگاش کن ..
    ارغنون .. ساز … هنر
    داداش پست قبل تموم شد
    خخخخخخخخخخخ

    [پاسخ]

    omid پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۶:۵۵ ب.ظ:

    گل به جوش آمد از می نزیدمش آبی
    لاجرم زآتش حرمان و هوس می جوشیم

    [پاسخ]

  7. متولد 9 دی
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۴:۱۱ | #7

    همینکه شما کلید و برجام و اینا رو بیخیال شدی،خوبه…یادمه اواخر محمود،اکبر می گفت اگه تو این هشت سال،مملکت بدون دولت اداره میشد وضع بهتری داشتیم.فرهنگ هم اگه انقدر مدعی نداشته باشه و کمی تا قسمتی به حال خودش رها بشه،شاید خوب بشه و از این بن بست دربیاد…یه موضوع کلی هم اینه که تصور فرهنگ به تنهایی و جدای از اقتصاد و سیاست درست نیست

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۴:۳۲ ب.ظ:

    همیشه سوال بود برام مردم چطور و با چه حسابی اهل بیت رو کنار گذاشتن و چسبیدن به بقیه…
    سمپاتی داشتن با اکبر رو که میبینم کمی قایل فهم تر میشه برام …
    قال اکبر …

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۶:۰۹ ب.ظ:

    دولت باید فقط نقش نظارت و داوری توی همه زمینه ها داشته باشه چه فرهنگ چه اقتصاد چه غیره

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۵:۴۹ ق.ظ:

    خیر دولت نقش داوری نداره و نداشته … حرف مفت

    فرهنگ هم نظارتی نیست، ماچ کردن رو نظارت کنه یا رنگ زیر شلواری ملت رو… فرهنگ رو نمیباس چوب توش هم ور کرد

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    چوب توش چی؟

    بينام ... پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۷ ب.ظ:

    اصطلاح مرسومی ست برا اینای که از مرکز ایرانند، حسن میدونه یحتمل … با چوب به هم بزنی کنایه از وقتی نمی دونی ته اش چی میشه.

  8. Rorr
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ در ۲۱:۳۱ | #8

    حسن جان به اکبر و اصغرش چیکار داری. حرفش واضحه.اتفاقا جناب بازنشسته ام بد نیس توجه کنه. زمان مرحوم نور به قبرش بباره ام جشن دوهزار و پونصد ساله و تغییر تاریخ ملت و این جنغولک بازیا از نظر فرهنگی حماقت بود و نتیجه عکس هم داد.الانشم همینه.فرهنگ چیزی نیس که رهبر یا اکبر با یه سخنرانی واسه ۷۰-۸۰ ملیون آدم تعیین کنن.نتیجش چیزی جز این نمیشه که حضرت رهبر از کتاب دن آرام تعریف میکنه و به روح شولوخوف درود و سلام میفرسته میاد پایین امت همیشه در صحنه از کل حرفاشون چیزی بیشتر از “یا روسری یا توسری” دسگیرشون نمیشه و از همونم خوششون میاد و اجراییش میکنن بالا پایین زانوی خواهر مادر مردمو سانت میکنن صب تا شب به اسم مقاومت فرهنگی.

    خو مسخره نیس جون داداش؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۳:۰۱ ق.ظ:

    به جاش اشتغال زایی میشه؟ بده؟ میدونی چند نفر توی این نظام از این فرهنگ بازیا نون دارن میخورن؟

    [پاسخ]

  9. متولد 9 دی
    ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۳:۵۵ | #9

    دیشب جماعتی مقابل حضرت آقا زانوی ادب زده،از بیانات معظم له نت برداری می کردند.ایشان قبلا برجام را خسارت محض نامیدند و دلیلش را هم واضح بیان نمودند.الان هم خلل و فرج ها و عیوب برجام را فرمودند و پاره کردن را با آتیش زدن جواب دادند.ضمنا فرمودند که ما شروع به نقض عهد نخواهیم کرد و …
    اما یکی بلند نشد بپرسه آقا جان! برجام به رفع تحریم ها منجر نشد و احتمالا نخواهد شد…دلیلش را هم خودتان فرمودی…دقیقا به چه علت این نقض صریح هدف برجام یعنی رفع تحریم ها را،همان پاره کردن برجام تعبیر نمی فرمایید؟چرا عملی کردن تهدیدهایتان را به تعویق می اندازید؟چرا دست پر تان را رو نمی کنید؟ کدام مصلحت سنجی دستتان را بسته ست؟ جواب این سوالات برای منتقدان مظلوم و منکوب دلواپس جالب نخواهد بود؟ جناب حسینی با شما هستم…می بینی رفیق! الان هم که تو بیخیال برجام شدی من ول ت نمی کنم.البته تقصیر آقاست که بدون هماهنگی با ما عمل می کنه و یکی رو میگه دو تا رو نمیگه!!!

    [پاسخ]

  10. ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۴:۴۵ | #10

    آقای حسینی،

    به گمانم پرسش شما روی کار را هدف گرفته است نه زیر کار را. چرا باید فرهنگ در مجلس کمیسیون داشته باشد؟ یا جایی دیگر شورای فلان و بهمان داشته باشد؟

    این که می‌پرسم ویژه جمهوری اسلامی نیست.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۶:۲۴ ب.ظ:

    در نظام اسلامی،حسب تصریحات قرآنی،نمی توان عرصه ی فرهنگ را بدون متولی رها کرد.چگونگی این تولیت هم علی الظاهر اینطوری ست که می فرمایید و لاجرم ایشان هم رویه ی جاری را مورد بحث قرار داده اند…مگر اینکه بفرمایید اصل سیاستگزاری با هدف دخالت در فرهنگ عمومی،کاری سطحی ست

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۷:۴۰ ق.ظ:

    تصریحات قرانی؟
    پس قال اکبر چی شد؟

    [پاسخ]

    اژدها پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    متولد جان،

    در ایران “نظام اسلامی” حاکم نیست. دست کم هنوز نیست. “جمهوری اسلامی” حاکم است؛ یا می‌گویند هست.

    به گمان این کمترین بهتر است دقیق آن “تصریحات قرآنی” که از آنها در می‌آید فرهنگ بی‌متولی نمی‌شود را بفرمایید.

    کوتاه داستان فرهنگ این است که در این روزگار اعمال حاکمیت، نه خود حاکمیت، درون مرزهای کشورها کمابیش به انحصار سه عرصه در دست حکومت نیاز دارد: انحصار خشونت (فلانی را در کرمان به حکم دادگاه می‌شود کشت، نه فلان آخوند)؛ مالیات (حکومت مالیات می‌گیرد نه زورگیر) و عرضه‌ی پول (حکومت پایه عرضه‌ی پولی را کم و زیاد می‌کند نه بازار). بند ناف همه کاردکردهای دیگر حکومت به انحصار خشونت بسته است البته.

    اگر بپذیریم فرهنگ چکیده همه آن چیزهاست که انحصار خشونت در دست حکومت را انجام‌پذیر و کارامد می‌کند نمی‌توانیم از خشونت انحصاری که کارویژه اعمال حاکمیت است بهره ببریم تا فرهنگ شکل بگیرد. برای مثال گوشت لخم از حرارت تابه سرخ می‌شود، ولی اگر گوشت داغ را بر تابه‌ای یخ بگذارید تابه نخست کمی گرم می‌شود ولی دست آخر گوشت یخ می‌زند.

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۳:۰۱ ب.ظ:

    فرهنگ با هر تعریفی،بین حاکمیت و جامعه،عملکردی دوسویه و تاثیرات متقابل دارد و اینکه سرچشمه کجا باید باشد و هر حالتی چه نتایجی در پی دارد،خارج از بحث ماست.نظام و قالب حکومت هم یکی ست.اگر منظورتان مراحل تکامل جامعه ی اسلامی تا تمدن اسلامی ست،آنهم از بحث ما خارج است…طبق دسته بندی خودتان،باید با حکم دادگاه اعمال خشونت کرد.حالا اگر قاضی،همان آخوند فوق الذکر باشد و قوانینش هم مبتنی بر نظام جزایی اسلام،یعنی بسط نگاه ایدئولوژیک به سطح جامعه،یعنی لزوم دایر کردن دفتر و دستک برای نظم دهی به نحوه ی رفتار اجتماعی مردم داخل چارچوب های فقهی و ایدئولوژیک…اسلام دینی صرفا فردی نیست.احکامی دارد که یا مستقلا اجتماعی اند و یا مقدمات اجتماعی لازم دارند.به نظرم این موضوع آنقدر مشهور هست که نیازی به بیان دقیق تصریحات نداشته باشد.نظام جزایی اسلامی،مملو از احکام پیشگیرانه و یا مجازات های تنبیهی در رفتار های عمومی ست.مثلا عدم تظاهر به روزه خواری و احکام آن و یا مجازات هنجارشکنی های اخلاقی که همه ی اینها یا حکم قاضی و ضمانت اجرایی معنا و مفهوم پیدا می کند.حتی در مورد فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر،قرآن می گوید جدای مسئولیت آحاد جامعه، ”ولتکن منکم امت” یعنی باید گروهی از شما مخصوص این کار سازماندهی شوند…الغرض،اگر با متر اسلامی اندازه گیری کنیم،متولی دارد،خوب هم دارد! منتها اصل دعوا به لحاظ کاربردی و عملکردی،نحوه ی این تولیت است.آنطور که پیداست،قرائت فعلی،نگاهی سخت و تحکم آمیز و از بالا به جامعه و نتیجتا فرهنگ دارد.میانه ای با پژوهش و اشتراک گذاری دانسته ها با دیگر جوامع و فرهنگ ها هم ندارد

    مس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    متولد جان دلیلت برای دخالت حکومت تو فرهنگ مردم چیه؟ کدوم آیه؟ کدوم رفتار ائمه؟

    [پاسخ]

  11. غلامعلی یوسفی
    ۲۷ خرداد ۱۳۹۵ در ۰۸:۴۸ | #11

    یکی از جالبیای حکومت مقدس و الهی مون اینه که توش همه اپوزوسیونن. رئیس جمهور اپوزوسیونه، رهبر اپوزوسیونه، صداوسیما اپوزوسیونه، نماینده های مجلس اپوزوسیونن، خلاصه همه اپوزوسیونن. ما هم که اپوزوسیونیم. خلاصه دور هم همه توی مملکت اپوزوسیونیم

    [پاسخ]

  12. سالم
    ۲۷ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۱ | #12

    مشکل جمهوری اسلامی فرهنگ نیست
    مشکل اقتصاد است
    طبقه اول است
    اگر طبقه اول خراب بشود
    اگر شالوده خانه خراب باشد
    طبقه دوم و سوم و…که می شود فرهنگ خراب خواهد شد
    جمهوری اسلامی نمی تواند یک سیستم اقتصادی بسازد
    تا هزار سال دیگر هم نخواهد توانست

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۰ ب.ظ:

    مگه مارکسیستی؟

    [پاسخ]

  13. تیرگر
    ۲۷ خرداد ۱۳۹۵ در ۲۲:۴۹ | #13

    هشدار
    قبل از خواندن خبر پائین یادآوری میشود که اسلام واقعی این نیست و اگر اسلام واقعی اجرا بشه یک چنین مشکلاتی به وجود نخواهد آمد و علاوه بر این دلخوش به این مقدار هم نباشید و قطعا باید در انتخابات های بعدی تا دسته حضور فعال داشته باشیم و به لیست امید رای بدهیم
    خوب بعد از این بصیرت افزایی می تونیم خبر را بخونیم (اوخ ..اءو خ…. یه نکته مهم فراموش شد، … احمدینژاد… اینا همه تقصیر احمدینژادِ….)

    ◘ حقوق ۵۷میلیونی رئیس صندوق توسعه ملی!

    رئیس صندوق توسعه ملی در حالی ماهیانه ۵۷میلیون تومان حقوق دریافت می‌کند که کمک‌‌هزینه ورزش، خرید کتاب و اوقات فراغت فرزندانش نیز در فیش حقوقی وی لحاظ می‌شود.

    ○ به گزارش تسنیم، رئیس هیئت عامل صندوق توسعه ملی در حال حاضر صفدر حسینی است که طبق اسناد و مدارک موجود، از فروردین تا اسفند سال ۹۴ به‌طور میانگین، ۵۷ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرده است؛ به‌عبارت دیگر حسینی در سال گذشته جمعاً حدود ۶۸۶ میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته است چراکه قطعاً این دست از مدیران در بخش‌های دیگر خصوصی یا عمومی نیز به‌عنوان عضو یا رئیس هیئت مدیره فعالیت دارند.

    ○ جالب اینکه رئیس صندوق توسعه ملی که با حقوق میانگین ماهانه ۵۷ میلیون فقط از یک دستگاه، بعید می‌رسد زندگی‌اش لنگ وام باشد، ۳۰۰ میلیون تومان نیز تسهیلات وام آن هم با نرخ سود چهار درصد دریافت کرده است.

    ○ قائم‌مقام این صندوق نیز متوسط دریافتی ماهیانه‌اش در سال گذشته، ۴۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بوده و جالب اینکه او نیز مانند آقای رئیس، وام ۳۰۰میلیونی با چهار درصد سود دریافت کرده است.

    ○ عضو دیگر هیئت عامل صندوق توسعه ملی، سیدمحمد سعیدی نوری‌نائینی است که در سال گذشته به‌طور متوسط ماهیانه ۳۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به‌علاوه ۳۰۰ میلیون تومان وام با نرخ چهار درصد دریافته کرده است. این عضو هیئت عامل صندوق توسعه ملی، بازنشسته است و قاعدتاً از دستگاهی که بازنشسته شده، حقوق بازنشستگی می‌گیرد.

    ○ مسعود مزینی دیگر عضو بازنشسته این صندوق به شمار می‌رود که در سال ۹۴ به‌طور متوسط ماهیانه ۳۷ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان حقوق و مانند سایر اعضا وام ۳۰۰ میلیونی با نرخ چهار درصد گرفته است.

    ○ محمدرضا شجاع‌الدینی از دیگر اعضای بازنشسته هیئت عامل صندوق توسعه ملی است که سال گذشته به‌طور متوسط ماهیانه ۳۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان حقوق و وام ۳۰۰میلیونی گرفته است.

    ○ بدین ترتیب پنج عضو هیئت عامل صندوق توسعه ملی جمعاً در سال گذشته علاوه بر دو میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان حقوق، یک و نیم میلیارد تومان نیز وام چهاردرصدی دریافت کرده‌اند. در شرایطی که آه و فغان بانک‌ها مدام از نداشتن نقدینگی برای پرداخت وام ازدواج جوانان بلند است، باور کردن اعطای یک و نیم میلیارد تومان وام چهاردرصدی آن هم فقط به پنج نفر، سخت است!

    [پاسخ]

  14. شاعرانه
    ۲۸ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۳:۱۶ | #14

    بنام خدای عشق و محبت و فرهنگ

    انسانها ذاتا پول دوست و قدرت طلب و منافع نگر ومادیگرا می باشند .
    طبیعتا نمایندگان هم انسان هستند و دنبال منافع خویش .
    لذا در کمیسیون فرهنگی چیزی عایدشون نمیشود
    به همین خاطر به کمیسیونهایی می روند که بتوانند این غرایض خویش را ارضا نمایند .
    فرهنگ هر ملتی ورودی خروجی دارد
    در کشور ایران ورودی فرهنگ را کانالهای غیر اسلامی پر کرده اند و جایی برای انتقال فرهنگ اسلام نگذاشتند .
    اینترنت و ماهواره و موبایل سه رکن اصلی تهاجم فرهنگی بیگانگان به کشور هستند .
    بقول دوستمان در ایران نظام اسلامی نشده است فقط نامی تحت عنوان کلمه جمهوری اسلامی را با خود یدک می کشد .
    نفوذ فرهنگها به کشورها امری طبیعی می باشد اما چرا در ایران ورودیهای فرهنگ بیگانگان و غیر اسلامی بیش از اندازه بوده را باید بر گشت در این ۳۶ سال بعد از انقلاب و علی الخصوص قبل از انقلاب که تحت تاثیر فراوان فرهنگ آمریکایی قرار داشت برسی کنند .
    چه کسی ؟
    مسئولین فرهنگی از آموزش . پرورش تا نمایندگان و سایر کسانی که دست اندرکار فرهنگ سازی می باشند .
    تنها فرهنگی که تقریبا توانست کمی جامعه را تحت تاثیزر قرار دهد فرهنگ ایثار و شهادت بود که بع از جنگ توجه زیادی به آن نشده و فقط در حد راهیان نور که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و مسابقات قرآن شده است که اینها دردی را دوا نخواهد کرد . ستادامر به معروف هم به خاطرعدم مدیریت صحیهنتیجه عکس داشت که خوشبختانه جمعش کردند .
    گشت ارشاد جنبه بازدارندگی کمی دارد تا فرهنگ سازی .
    نمایندگان نیز بی خیال این امر مهم شده و دنبال پارو کردن پول در کمیسونهای پر پول و پول زا هستند تا خرج تبلیغات ۴ سال آینده را تهیه کنند .

    [پاسخ]

  15. شاعرانه
    ۲۹ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۴:۲۸ | #15

    نظر آیت الله خامنه ای در بارهدکتر شریعتی :

    اما ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود بلکه حتی کوبنده‌تر و شدیدتر هم بود”

    شریعتی برخلاف آنچه گفته می شود درباره او و هنوز هم عده ای خیال می کنند، نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود، او می گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است، و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود، این ها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جز معارف قطعی شریعتی بود اما درمورد روحانیت او تصورش این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد بطور کامل عمل نمی کنند.

    http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/03/29/1107263/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B8%D9%84%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF

    [پاسخ]

  16. خوشرو
    ۶ تیر ۱۳۹۵ در ۱۳:۲۳ | #16

    امید جان یه سوال مهم.
    اصولا شما در کشور چند متخصص در مسائل فرهنگی میشناسی؟اون عده مشغول چه کاری هستند؟در لیست کدام حزب از کشور در انتخابات ها اسمی از آنها دیده ای؟
    اساسا مسئله اصلی در زمینه فرهنگ نیروی انسانی است که موجود نمی باشد.

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: