خانه > جامعه, فرهنگ و هنر > آیا هیچ کس پاسخگوی دردهای حسین علیزاده نیست؟!

آیا هیچ کس پاسخگوی دردهای حسین علیزاده نیست؟!

صحبت های اخیر حسین علیزاده در مشهد، باز هم پر از درد بود. دردی که او بارها به آن اشاره کرده اما اصلا نمی داند برای درمانش به کجا و به چه کسی مراجعه کند؟! هرچند این بار تلویحا اشاراتی کرده!

مرور این سخنرانی جالب است. علیزاده از وضعیت موجود گلایه می کند. اینکه یک هنرمند موسیقی (آنهم موسیقی اصیل و سنتی) دقیقا نمی داند جایگاهش کجاست؟ گاه از تریبون ها و رسانه های رسمی به او توهین می شود و گاه کنسرتش لغو و با ادبیاتی اهانت آمیز با او و هنرش برخورد می شود. و البته یک نکته مرکزی و یک سوال اساسی در کلیت سخنان او وجود دارد، اینکه آیا واقعا ما تمدن، جامعه، فرهنگ و هنری می خواهیم بدون موسیقی؟! و اتفاقا نکته همین جاست!…

حرفهای علیزاده انقدر واضح، روشن و ساده است که به هیچ تفسیر اضافه ای نیاز ندارد. چند بخش مهم از این سخنرانی:

*علیزاده دردمندانه و البته مودبانه (برخلاف برخی مخالفین مذهبیش!) به مقدسات مردم اشاره کرد اما گفت آبرو و احترام یک هنرمند ایرانی هم مقدس است:

«مشهد جزوی از خاک ایران هست که خیلی هم ویژه است، واژه مقدس به هر شهری گفته نمی‌شود و به شهر مشهد گفته می‌شود. مقدس از قداست مردم می‌آید و آن چیزی که مردم به آن عشق می‌ورزند و به آن احترام می‌گذارند قداست آن شهر را بالا می‌برد. تمام مردمی که نسل به نسل زندگی کردند این مقدسات را به بعدی سپردند و این احترام در دل و جان مردم از طفولیت کاشته شده است ولی یادمان باشد احترام انسان و احترام یک ایرانی هم جزو مقدسات است. من نمی‌توانم آدم مقدسی باشم یا مروج مقدسات باشم ولی به ایرانی‌ها و هنرمندان ایرانی توهین کنم.»

*علیزاده یک سوال اساسی پرسید که انگار سالهاست بی پاسخ مانده : «فکر می‌کنم قبل از اینکه به مجاز بودن یا نبودن موسیقی فکر کنیم باید فکر کنیم اصلاً چرا موسیقی وجود دارد؟ آیا می‌شود در هیچ تمدنی موسیقی نباشد؟ و آیا همه کشورهای دنیا موسیقی در آنها تحت نظارت هست و فقط یک عده باید تصمیم بگیرند که مردم چگونه موسیقی گوش کنند؟»

*علیزاده سپس به تصمیمات هنری برخی مسئولان بی هنر اشاره کرد و گفت: «من هم که پنجاه سال در موسیقی فعال بودم باید فلان کسی که در وزارت ارشاد حکم می‌گیرد و پشت میز می‌نشیند در مورد من یا کار من تصمیم بگیرد. آیا تجربه مرا دارد؟ آیا شناخت مرا دارد؟ و آیا حساسیت من به شرایط موسیقی در کشورم را دارد؟ ندارد، اصلاً اطلاعاتش را ندارد و فقط با حکم اداری به آنجا آمده است.»

*علیزاده به مخالفان و برهم زنندگان کنسرت های موسیقی هم پیام داد: «دعوا با کسی نداریم، اصلاً ساز و موسیقی که سمبل صلح و عشق است اما بیخودی با ما خشونت می‌کنند و وقتی می‌خواهیم کنسرت‌ بگذاریم بیخودی لشکرکشی می‌کنند. کافیست بگویند نمی‌گذاریم اجرا شود، جلوجلو کنسرت را قطع می‌کنیم برای اینکه وقتی حتی این جمله گفته می‌شود تمام روان و روح و احساس آدم در آن لحظه تحت‌الشعاع آن مسئله قرار می‌گیرد و خیلی خاطرات داریم و حتماً باید در کتابهایمان بنویسیم که وقتی در ایران کنسرت اجرا می‌کنیم متأسفانه احساس امنیتمان کمتر است تا کشور خارجی!»

*علیزاده نتیجه وضعیت فعلی را این دانست که هنرمندان موسیقی به مدافع موسیقی تبدیل شده اند: «خدا نکند شرایط دوباره به آنجا برسد که برای حمل ساز باید مجوز می‌داشتیم! ما در ایران مدافع موسیقی شده‌ایم، ما هنرمند موسیقی نیستیم، مرتب یک سپر جلویمان است که باید از موسیقی دفاع کنیم. اگر روزی بشود که هنرمندان بتوانند ذهنشان را پرواز دهند و زمینی نباشند، آنوقت هنر موسیقی ایران به جایگاه واقعی خودش می‌رسد.»

* علیزاده از توهین ها آنچنان ناراحت و نگران است است که هیچ چاره ای نمی بیند جز مراجعه مستقیم به رهبری: «وقتی کسی موسیقی تحصیل می‌کند در جامعه به او توهین می‌شود. توهین فقط در لغو کنسرت نیست؛ توهین ادبیاتی است که در برخی روزنامه‌ها از زبان برخی افراد بازتاب داده می‌شود. بنده اگر قدرتش را داشتم باید از این وضع شکایت می‌کردم، چون این افراد موسیقی را در سطح فحشا مطرح می‌کنند، من معتقدم باید در سطوح عالی درباره این مسأله صحبت شود. رهبر انقلاب راهنمای این جامعه و راهنمای دنیای اسلام هستند، ایران در منطقه الگو است و درست نیست که چنین نگاهی به موسیقی در ایران وجود داشته باشد. من مطمئنم که نگاه رهبر انقلاب به موسیقی نگاه والایی است، چون ایشان اطلاعات موسیقیایی خوبی دارند.»

*و در پایان، این حقیقت تلخ از زبان علیزاده:

«من ۵۰ سال است که در موسیقی ایران فعالیت می‌کنم، باید ۵۰ سال دیگر صبر کرد تا کسانی مثل من، شجریان، ناظری و … متولد شوند، متاسفانه از پتانسیل ما استفاده نمی‌شود و به هیچ وجه در تصمیمات موسیقی کشور دخالتی نداریم. باید فرصتی ایجاد شود تا با مقامات عالی کشور گفت‌وگو کرد که یا ما آنان را قانع کنیم یا آنان ما را، تا سرانجام به راهکاری برسیم که به موسیقی که گفته می‌شود فاخر در شکل واقعی‌اش اتفاق بیفتد.»

 

  1. حسن
    ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۶ | #1

    من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا
    جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا
    من که یکباره در از قلعه خیبر کندم
    داغ زهرا به خدا از نفس انداخت مرا
    فاطمیه شد …

    [پاسخ]

  2. حسن
    ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۸:۲۴ | #2

    چرا در خانه ما یک نفر مهمان نمی آید
    ندارم شکوه ای از کس چرا سلمان نمی آید …

    [پاسخ]

  3. حسن
    ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۸:۲۶ | #3

    لعن الله ظالمیک
    لعن الله ضاربیک
    لعن الله قاتلیک یا فاطمه …

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۶ ق.ظ:

    اللهم خلاصکنا لشمائک

    [پاسخ]

  4. حسن
    ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۱:۵۷ | #4

    جنازه ای که همه انبیا به قربانش
    چه شد که هفت نفر مخفیانه میبردند…

    به حرمت و شرف لا اله الا الله… زیر لب بگو لا اله الا الله

    [پاسخ]

  5. متولد ۹ دی
    ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۱ | #5

    سه رویداد مبارک در دولت یازدهم
    استعفای رئیس راه آهن در پی سانحه ی ریلی
    عذرخواهی وزیر نیرو از خوزستانی ها بابت مشکلات پیش آمده در تامین آب و برق شان
    عدم سخنرانی وزیر فرهنگ در اختتامیه جشنواره ی فیلم فجر به رغم حضور در جلسه

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    کجاش خوبه اینکه مثل فرهنگ ضاله مسئولین غربی که استعفا می دن؟! مسئول در نظام ولایی و اسلامی و مقدس باید مثل کنه به صندلی قدرت بچسبه و تا ۹۵ سالگی هم هر فاجعه ای هم رخ داد از جاش تکون نخوره. چه معنی داره مسئول در نظام ولایی بخواد به مردم پاسخگو باشه؟ !

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۴:۰۶ ب.ظ:

    نمنه

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۷ ب.ظ:

    آخه سیرابی …
    نکردی لا اقل واسه مسخره بازی هم که شده دو کلمه عربی یاد بگیری

    [پاسخ]

  6. شاعرانه
    ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۴:۰۱ | #6

    شهادت حضرت زهرا س در نهج البلاغه :

    حضرت علی ع در خطبه ۲۰۲ نسخه صبحی صالح (ص۳۲۰ )

    سلام بر تو اى رسول خدا، سلامى از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است.

    اى پیامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه کم شده، و توان خویشتندارى ندارم. امّا براى من که سختى جدایى تو را دیده، و سنگینى مصیبت تو را کشیدم، شکیبایى ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامى تو میان سینه و گردنم پرواز کرد. پس همه ما از خداییم و به خدا باز مى‏گردیم.

    امانتى که به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز که خدا خانه زندگى تو را براى من برگزیند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند.

    از فاطمه بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

    سلام من به هر دوى شما، سلام وداع کننده‏اى که از روى خشنودى یا خسته دلى سلام نمى‏کند. اگر از خدمت تو باز مى‏گردم از روى خستگى نیست، و اگر در کنار قبرت مى‏نشینم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى‏باشد.

    [پاسخ]

  7. شاعرانه
    ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۴:۱۳ | #7

    عمر برای دنیای خود و تصاحب کرسی خلافت اول ابوبکر را جلو انداخت و با پول و تهدیدو نیرنگ براش رای جمع کرد و سپس به منزل شخصی علی ع حمله ور شد و در ورودی را آتش زد و به همسر این مرد بزرگ حمله کرد و حضرت زهرا س که مانع ورود عمر شده بود را آنقدر درب را هل دادند که ایشان بین در و دیوار قرار گرفت و بر اثر این فشارها فرزندش سقط شد و استخوان دنده پهلویش شکستو بعد قنفذ اومد با ضربت تازیانه بازویش را کبود کرد و آنگاه علی ع را با زور به مسجد بردند و برای ابوبکر بیعت کرفتند . حضرت زهرا ع به دو روایت شیعه و سنی ۷۵ روز یا ۹۰ روز بعد از رحلت پیامبر اسلام ص بر اثر فشارهای روحی و ناراحتی جسمی از دنیا رفت . دلیل سکوت علی ع حفظ دین پسر عمویش بود وگرنه اگر این نبود اون جمعیت اراذل و اوباش به سرکردگی عمر هیچکدوم زنده نمی موندند . بعد از مرگ ابوبکر عمر خودش خلافت را دزدید و بعد از وی هم عثمان که فردی عیاش خوشگذران بود و بیت المال را تاراج میکرد خلافت را غصب کرد . ابوذر غفاری به همین علت فریاد اعتراض سر داد که عثمان وی را به کویر خشک ربذه تبعید کرد . خدا لعنتشون کنه اخه ادم واسه خلافت به خونه دیگران حمله میکنه ؟

    [پاسخ]

  8. شاعرانه
    ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۴:۴۲ | #8

    برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.

    البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی در این زمینه می‏گوید :

    در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند .

    مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است: فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوا بابَهُ… وَ ضَغَطُوا سَیدَهَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا ؛ پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده و هجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛ چنان که محسن را سقط نمود .

    اما منابع اهل سنت:

    ۱- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ – ۴۷۹ ق.) نقل کرده: « اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْ اَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»

    همین قول را اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَهَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَهِ ، عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.

    ۲- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید: اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود .

    ۳- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهرا علیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که از دنیا رفت.

    روایت شیعه : در نامه عمر به معاویه آمده است :

    … وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه را حجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی او زدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر و اُحد که به دست علی کشته شده بودند… افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد .” فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَهُ صَرْخهً… فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَ بِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ. .. ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند.” سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من او را به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد..
    بحار الانوار، ج۳۰، ص۲۹۳، (چاپ جدید)؛ ج۸، ص۲۳۰، (چاپ قدیم) و ریاحین الشریعه، ج۱، ص۲۶۷ .

    [پاسخ]

  9. محمد حسین
    ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۴ | #9

    دوستان سلام

    یه خبر خوب!
    آقا امید حسینی اعلام کردند که انشاءالله به زودی سایت را با گذاشتن مطلبی به روز رسانی خواهند کرد.

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۴:۰۶ ب.ظ:

    چه خوب

    [پاسخ]

  10. مس
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۰:۵۳ | #10

    پس کو مطلب جدید امید حسینی دامت برکاته؟

    [پاسخ]

  11. محمد حسین
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ در ۰۹:۲۱ | #11

    انشاءالله به زودی/
    ما هم منتظریم.

    [پاسخ]

  12. مس
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۱:۵۷ | #12

    بابا یه چیز بنویسین. جمعه ی کوفتی به اندازه ی کافی دپرسینگ هست

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    جمعه ها واقعا دپرسینگ هست
    قدیما فکر میکردم به خاطر اینه که فرداش شنبه ست و شروع مدرسه و اون یه دونه فیلم سینمایی و یا کارتون خوب رفت تا یه هفته دیگه…
    اما بعدها که دیگه نه از اون مدرسه کوفتی خبری بود و نه از آغاز روز و هفته کاری دیدم نه این دپرسینگ سر جاشه …
    جمعه ها هر چی هست کوفتی نیست …

    [پاسخ]

    بينام ... پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱:۱۵ ق.ظ:

    جمعه شب ها شب و شادی و سرزندگیش و تا دلت بخواد یکشنبه غم داره …

    اثرات تقویم بر احوالیات خلایق و اگاهی بخشی از خرافه گویی های حسن … دلت غم گرفته چون جمعه ی دیگه ای گذشت و اقا نیامد ؟؟ :))) برو برادر روزیت رو از سر سفره ی انقلاب و صدا سیما بگیر …

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۷:۳۳ ق.ظ:

    منم قبلا فکر میکردم علت غم انگیزی جمعه، تموم شدن تعطیلی و شروع شنبه ست. اما الان چندین ساله که من شنبه یکشنبه ها تعطیلم و پنجشنبه جمعه روز شلوغ کاریمه. مخصوصا جمعه. اما دپرسینگ جمعه سرجاش مونده. اصلا هم علتش رو نمی دونم. اما برام دیوونه کننده ست. به شاید این جمعه بیاید هم اصلا نخواستم ربطش بدم. هرکس روحیات خودش رو داره

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۵:۳۵ ب.ظ:

    وقتی گفتن عن
    تو بگو من ….

  13. مس
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۱:۵۸ | #13

    ‏حساب توییتری فدراسیون کشتی آمریکا از تماشاگران ایرانی به خاطر تشویق تیم ملی این کشور در مقابل روسیه تشکر کرد و آنها را بهترین هواداران دنیا خواند

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۲:۰۱ ق.ظ:

    مردم ایران بی بصیرت شدن

    [پاسخ]

  14. شاعرانه
    ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۹:۱۱ | #14

    بازرس آموزش وپروش اواسط سال میره سر کلاس.
    .

    .
    .
    .
    بعد از معرفی خودش میخواد ببینه شاگردا چقدر اطلاعات دارن. ازیکیشون میپرسه:
    میدونی درب خیبر رو چه کسی کنده؟
    بچه میزنه زیرگریه و میگه: آقا بخدا ما نکندیم.
    به معلمش میگه: این محصلت داره چی میگه؟؟؟
    معلم میگه: راست میگه، من میشناسمش، بچه خوبیه، از این کارها نمیکنه.
    بازرسه عصبانی میره پیش معاون و جریان رومیگه، اونم میگه:شما اصلا خودتو ناراحت نکن. چقدرخسارتشه تاخودم تقدیم کنم.
    بازرس دیگه جوش میاره و میره پیش مدیر و کل ماجرا رو تعریف میکنه.
    مدیر میگه: آقا ما شیفت بعد از ظهرم داریم، حالا از اونام بپرس شاید اونا کنده باشن؟!؟!

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۸:۲۶ ب.ظ:

    خیلی باحالی

    [پاسخ]

    متولد ۹ دی پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۸:۵۸ ب.ظ:

    پسر شجاع :) دمت گرم…
    از ایناشو بیشتر کن :)

    [پاسخ]

    شاعرانه پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۹ ق.ظ:

    من نه پسرم و نه شجاع بلکه آواره ای گمگشته در بیابان تاریک جهل و نادانی ام که بدنبال خویشتن می گردم .

    [پاسخ]

    متولد ۹ دی پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    اوکی
    الان من قانع شدم
    ایناهاش :)

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۵ ق.ظ:

    و مدیر با نا امیدی میگه: اگه اونا هم نکنده باشن چی؟؟!

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۳:۱۱ ب.ظ:

    یه حسی بهم می گه شاعرانه همون دختره ست که “یک ایرونی” آیدیش بود و تو بحث با حمید گفت عربستان هم مرز با ایرانه.

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۳:۱۲ ب.ظ:

    ولی شاعرانه مهربونتر از اونه.

  15. شاعرانه
    ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۹:۱۵ | #15

    یه رفیق داشتم خارج کشور زندگی می‌کرد و کارشناس غذا بود. همش میگفت آدم نون‌خشک وطن رو بخوره ارزش داره تا مرغ کشور بیگانه!
    .
    یه روز اومد ایران و اومد خونه ما…

    میوه گذاشتیم جلوش خورد دل درد گرفت و فهمید که روی میوه‌ها پارافین میزنن.
    گفت شام بخورم خوب میشم.
    شام برنج هندی و قیمه گوشت برزیلی و مرغ هورمونی و ماست پالم‌دار خورد مسموم شد.
    داشتیم میبردیمش بیمارستان تو ترافیک گیر کردیم و توی آلودگی هوا تنگی نفس گرفت.‌‌
    خلاصه رسیدیم درمانگاه گفتن ببرید بیمارستان امیر.
    راه افتادیم و آدرس بلد نبودیم از مپ گوشی خواستیم کمک بگیریم که انقد سرعت نت پایین بود بالا نیومد.
    خلاصه رسیدیم بیمارستان و دکترا دگزا و استامینوفن دادن گفتن خوب میشه.
    توی بیمارستان کیف و گوشیشو دزدیدن و اومدیم خونه.
    فردا صبح پا شدیم دیدیم نیست و یه نامه گذاشته توش و نوشته “”غلط کردم””
    خدابیامرز توی سقوط توپولوف ایرانی که داشت میرفت آلمان سقوط کرد و مرد…

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۵ ق.ظ:

    خوشم میاد توی ایران همه اپوزوسیونن

    [پاسخ]

  16. شاعرانه
    ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۹:۳۱ | #16

    سخن خدا به بندگانش :

    عالم ز برایت آفریدم، گله کردی
    از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی
    گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند
    صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی
    جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور
    از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی
    گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم
    بر بخشش بی منت من هم گله کردی
    با این که گنه کاری و فسق تو عیان است
    خواهان توأم، تویی که از من گله کردی
    هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم
    با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی
    صد بار تو را مونس جانم طلبیدم
    از صحبت با مونس جانت، گله کردی
    رغبت به سخن گفتن با یار نکردی
    با این که نماز تو خریدم، گله کردی
    بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟؟
    بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!
    از عالم و آدم گله کردی و شکایت
    خود باز خریدم گله ات را، گله کردی..

    [پاسخ]

  17. مس
    ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۱:۴۱ | #17

    قانون ١۵ دقیقه چیست؟

    🚩این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد.

    🚩ساموئل اسمایلز، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقاد است که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

    🚩اگر روزی ١۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

    🚩اگر روزی ١۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.

    🚩اگر روزی ١۵ دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

    🚩اگر روزی ١۵ دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.

    [پاسخ]

  18. مس
    ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۱:۵۱ | #18

    مى گویند تقوا از تخصص لازم تر است! آنرا میپذیرم ولی آنکس که تخصص ندارد و کارى را مى پذیرد، بى تقواست! / شهید مصطفی چمران

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۳ ق.ظ:

    چقدر هم که کسی از انقلابیون بدون تخصص کار نپذیرفتن!

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۳ ق.ظ:

    شهید چمرانم جک گفته ها! سیستمی که بدون بررسی تخصص طرف مقابل منتظر میشه تا خود طرف بر اساس تقوای خودش!! اون کار یا سمت رو بپذیره یا نپذیره رو باید درشو گل بگیرن! که البته همون تقوائه و ادواتش(!) اونایی که میخوان گل بگیرن رو به خاک سیاه مینشونه!

    [پاسخ]

    متولد ۹ دی پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

    دوره ی این حرف ها گذشته

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۵ ۳:۴۹ ق.ظ:

    خودش بدون تخصص هم مستند درست میکرد، هم می جنگید، هم کار سیاسی میکرد و الخ خخخخخخخ

    [پاسخ]

  19. تیرگر
    ۱ اسفند ۱۳۹۵ در ۱۴:۵۲ | #19

    بچه ها خیلی وقته درباره خدا پیغمبر صحبت نکردیم :| ، اینو بخونید
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/think/more/67979/

    در همون سایت(ایران امروز) پیشتر دو تا مجموعه مقاله پیدا کرده بودم، اونا هم قابل توجه هست، نگارندگان از یک زاویه نسبتا جدید به تاریخ اسلام نگاه کردن. (البته بنیان گذار این سبک یعنی بازخوانیِ انتقادی تاریخ منطبق بر یافته های میدانی ، پژوهشگران آلمانی بودن)
    تعدادی از تاریخ پژوهان که مشه بهشون
    ۱- چرا نمی‌توان به روایات اسلامی اعتماد کرد؟ (نه بخش)
    ۲- مغاک تیره تاریخ (یازده قسمت)

    سوال هایی که مطرح شده عمیق هست، به عنوان نمونه آیا اشخاصی به نام ابوبکر عمر عثمان و علی ، وجود خارجی داشته اند؟! چگونه است که از چهار خلیفه که به گفته مسلمانان در قلمروی بزرگ از آسیا تا آفریقاحکمرانی کرده اند هیچ آثاری از قبیل سنگ نوشته یا سکه به جای نمانده است. شخصی به نام عمر خلیفه محدوده ایی بزرگ از حجاز تا آفریقا بوده است اما هیچ سکه ایی با نام او یا محمد در دوره تاریخی مورد اشاره ضرب نشده است. توجه کنیم از حاکمانی که زمان هایی دورتر از چهار خلیفه حکومت کرده اند سکه به جای مانده است .در چند خط نمیشه توضیح داد. اون دوتا مجموعه مقاله که اسم بردم مقدمه ی خوبیه که یاد بگیریم تاریخو مستند و استدلالی بخونیم نه داستانی و به شکل رمان. مقاله ها نه در نقد اسلام هست و نه در ستایش آن … بلکه سوالی است درباره روایت ها و اسناد اسلامی که از موافقان اسلام تا مخالفان اسلام همه به آنها استناد می کنند.

    به جای اینکه صبح تا شب فقط روی اخبار روزمرگی دو جریان داخل جمهوری اسلامی (سیرک اصلاح طلبان و اصولگرایان) زوم کنید، یه مقدار هم مطالعه عمیق داشته باشید.

    [پاسخ]

    شاعرانه پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۲۹ ب.ظ:

    این نوع نگرش خیلی ناشیانه و سطحی می باشد . اگر قرار بود از تمام حاکمان جهان از پیدایش کره زمین تا حال سکه وجود داشت که موزه ها باید چندین انبار برای نگهداری فقط سکه(بجز بقیه آثار تاریخی) درست می کردند . اینکه هر حاکمی سکه دارد وجود دارد و اگر سکه ای نیست پس حاکمی نیست اشتباه است . تاریخ وابسته به سکه ی خالی نیست . روایتها کتابها نیز نشان دهنده گذشته گان هستند . و گاهی اگر سکه ای هم وجود داشت بر اثر جنگها از بین می رفت . در حمله مغولها به ایران خیلی از آثار تاریخی را غارت کرده و آتش زده و از بین بردند .

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    تیرگر جان واقعا از این چیزا حال می کنی؟

    [پاسخ]

  20. مس
    ۲ اسفند ۱۳۹۵ در ۰۸:۳۱ | #20

    تف به این مجلس. چرا اخوندی رای اورد دوباره؟ مگه نگفتن مجلس اکثریت دست ماست؟ په کو این اکثریت؟ لیست انگلیسی داره کار خودشو میکنه

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۵ ب.ظ:

    امان از این نفوذ

    [پاسخ]

  21. شاعرانه
    ۳ اسفند ۱۳۹۵ در ۲۲:۳۷ | #21

    متن لو رفته ی دعای ایرانیان برای آخر سال ۱۳۹۵ و آغاز سال ۱۳۹۶ :

    خدایا: کشور ما را از شر فقر، بیکاری، تورم
    خرافات، فساد، اعتیاد، طلاق، جهل و تعصب
    بیجا، تبعیض، اختلاف طبقاتی،‌ امواج پارازیت،‌ پراید، روغن پالم، نمایندگان بی تفاوت، وعده های سرکاری مسئولین، برادران قاچاقچی، سریالهای تکراری، اینترنت مخابرات، مزاحمتهای ایرانسل، بنزین آلوده، ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی آب،‌ گرانی، خشکسالی، گردو خاک و ریز گردها، طوفان و سیل یهویی و داعش در پناه خود مصون بدار!!😐😜

    میگن ملائکه هنگ کردن، آخه تو خود جهنم اینقده عذاب نیست!!!

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۵ ۷:۳۷ ب.ظ:

    شاعرانه جام عزیز دل خواهر ، اینها که نوشتی جمع اش کنی می شود یک اسم سه حرفی ها.
    یعنی می گی سال تحویل بگیم خدا ما را از شر ن… ج…. ؟…. استغفرالله.

    [پاسخ]

  22. شاعرانه
    ۳ اسفند ۱۳۹۵ در ۲۲:۴۶ | #22

    ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت.
    به شاه خبر دادند که چه نشسته‌ای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را می‌دزدد.
    شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد.
    پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را می‌دزدیدند، دل و جگرش را هم می‌خوردند.شاه خبردار شد و یکی از درباری‌ها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد.

    این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمی‌داشت!!!
    پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد می‌میرد.»
    جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساخته‌اند و همه اندام‌های گوسفند را می‌برند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش می‌ماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت:
    اشتباه کردم،
    یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود

    [پاسخ]

    متولد ۹ دی پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۵ ۲:۲۸ ب.ظ:

    اگه همچین عقلی داشت که ناصرالدین شاه نبود و اینجا هم ایران نبود!
    حکماً اسمش لویی یا دوک بود

    [پاسخ]

  23. Omid
    ۳ اسفند ۱۳۹۵ در ۲۳:۲۸ | #23

    مردی ساده دل ، نامه ای به خدا نوشت که ای خداوند ارحم الراحمین به دادم برس … وضعم خیلی خرابه و آبروم داره میره … یه صد تومن برام بفرست !!
    نامه رو گذاشت تو پاکت و به آدرس آسمون هفتم نرسیده به خورشید و بعد از ماه و … برسد به دست خدا …
    نامه به اداره پست رفت . پستچی ها دور هم جمع شده بودند و به سادگی فرستنده نامه می خندیدند . یکی گفت ؛ آقا چه اشکال داره ، هر کی داره یه خرده بده تا کار این بابا راه بیفته … قبول کردند . یکی گفت من دو تومن دارم اون یکی پنج تومن و یکی دیگه سه تومن … جمع کردند رو هم دیگه شد نود و نه تومن . پول رو گذاشتند تو پاکت و پشت پاکت نوشتند فرستنده آسمون هفتم ، بعد از ماه و … برسد به دست فلانی …
    مرد فقیر وقتی جواب نامه رو دید با عجله پاکت رو باز کرد و چشمش که به پول افتاد از شادی فریادی کشید و شروع به شمارش پول کرد . شمرد و دید نود و نه تومن … بلافاصله دست به کار نوشتن نامه ای تشکر آمیز شد که ای خدا جونم ، ای مهربونم ، دستت درد نکنه ، لطف کردی و البته من میدونم برای تو چون خدایی صد تومن پولی نیست و تو همون صد تومن رو فرستادی ولی فکر کنم این پستچی های نامردِ فلان فلان شده یه تومن از روش برداشتند . من که حلال نمی کنم تو ازشون نگذر

    [پاسخ]

  24. شاعرانه
    ۵ اسفند ۱۳۹۵ در ۱۳:۰۱ | #24

    تا انتخابات ریاست جمهوری فقط جوک بنویسیم و به دور از دنیای سیاست کمی بخندیم . این بحثها نتیجه ای در بر نخواهد داشت پس تا میتوانید بلند بخندید لا اقل روحیه ای نصیبمان گردد . از حکومت فقط گریه نصیبمان گشته است . خودمان همدیگر را بخندانیم

    [پاسخ]

  25. شاعرانه
    ۵ اسفند ۱۳۹۵ در ۲۲:۴۲ | #25

    ظاهرا سید ابراهیم رئیسی تولت آستان قدس بعنوان کاندیدای جبهه انقلاب اسلامی معرفی شد
    جنگ بین سید و غیر سید در انتخابات ۹۶

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۵ ۵:۴۴ ب.ظ:

    رئیسی نمیاد. دوباره روحانی-قالیبافه.

    [پاسخ]

  26. مس
    ۶ اسفند ۱۳۹۵ در ۲۲:۴۶ | #26

    من از عبور جمعه ها/ از بوی تنهایی پرم

    [پاسخ]

  27. مس
    ۸ اسفند ۱۳۹۵ در ۱۳:۰۶ | #27

    کسی می دونه تو نامه چی نوشته؟

    [پاسخ]

    مس پاسخ در تاريخ اسفند ۸ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۶ ب.ظ:

    ببخشید اشتب شد

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۴:۱۸ ب.ظ:

    خارش می کنم

    [پاسخ]

  28. مس
    ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ در ۱۹:۴۷ | #28

    الحمدلله همه مشغول خونه تکونین

    [پاسخ]

  29. سین
    ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ در ۰۸:۴۳ | #29

    به همه اسم های خوبی که مدتی است کلمه ایمان با هم دوستند ، آمدن بهر و سال ۹۶ را تبریک می گویم. امید وارم بعنرین سال زندگی ، برای من ، برای تو و برای ما باشه.
    امید آهستان عزیز ، با بهترین آرزو ها برای تو میزبان ساکت.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۸:۴۴ ق.ظ:

    کلمه هایمان

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۵:۵۰ ب.ظ:

    انشالله اگه ازین دو روز پایانی امسال جون سالم به در بردیم،سال بعد سال خوبی باشه برامون

    [پاسخ]

  30. Omid
    ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ در ۱۸:۵۶ | #30

    سال نود و پنج هم گذشت .سالی بود مثل همه سالهایی که گذشت ، گیریم کمی دلگیرتر … من هم به سهم خودم تکرار زیبای بهار را به ، همه آنهایی که از تکرار خسته اند ، تبریک میگویم . آرزو میکنم سال نود و شش ، سالی سرشار از امید ، شادی و سلامتی برای همه هموطنان و دلشدگان آهستان باشد . سالتان سبز و قرین بهروزی باد .

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۸ ب.ظ:

    سلام امید…
    باآرزوی سالی پر از موفقیت و پیشرفت و خالی از شرمندگی از خدا و بنده خدا برای تو و خانواده ات و اهالی آهستان
    نیاد اون سالی که “مادر” نباشه…

    [پاسخ]

  31. Omid
    ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ در ۱۹:۰۴ | #31

    سلام حسن جان و همچنین آرزوی سالی خوب و پر از شادی و توفیق برای شما و خانواده محترم … انشالله و با دعای خوبان خدا

    [پاسخ]

  32. حسن
    ۱ فروردین ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۳ | #32

    اول فروردین
    روز به درک واصل شدن غاصب فدک ، ابوبکر ملعون
    بر فاطمه زهرا مبارک باد

    [پاسخ]

    تیرگر پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    تو زرتشتی هستی ، خودتم خبر نداری

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۶ ۱:۰۸ ق.ظ:

    حالا چرا زرتشتی؟

    [پاسخ]

  33. تیرگر
    ۲ فروردین ۱۳۹۶ در ۰۰:۳۴ | #33

    دوستان منم به سهم خودم تبریک میگم
    امیدوارم سال جدید برای همه ی ما همراه با موفقیت و شادی باشه

    [پاسخ]

  34. تیرگر
    ۲ فروردین ۱۳۹۶ در ۰۰:۳۶ | #34

    من میخواستم یه متن خیلی رمانس و بهاریه خفن بنویسم، متاسفانه هیچی به ذهنم نمیرسه
    عجالتا : سیر و سماق و سنجد عید شما مبارک

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۶ ۱:۱۱ ق.ظ:

    برو تو سایت طرفدارای احمدی نژاد بهاریه ریخته فراوون
    آمار اسکول های کشور هم دستت میاد
    خدابا “آز یاراد آدام یاراد”

    [پاسخ]

  35. غلامعلی یوسفی
    ۴ فروردین ۱۳۹۶ در ۰۲:۴۲ | #35

    خزعلی و هوشنگ امیراحمدی باز کاندید ریاست جمهوری شدن! یا اسکولن یا کمبود توجه دارن!

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 6 7 8 13205
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: