خانه > جامعه, فرهنگ و هنر > آیا هیچ کس پاسخگوی دردهای حسین علیزاده نیست؟!

آیا هیچ کس پاسخگوی دردهای حسین علیزاده نیست؟!

صحبت های اخیر حسین علیزاده در مشهد، باز هم پر از درد بود. دردی که او بارها به آن اشاره کرده اما اصلا نمی داند برای درمانش به کجا و به چه کسی مراجعه کند؟! هرچند این بار تلویحا اشاراتی کرده!

مرور این سخنرانی جالب است. علیزاده از وضعیت موجود گلایه می کند. اینکه یک هنرمند موسیقی (آنهم موسیقی اصیل و سنتی) دقیقا نمی داند جایگاهش کجاست؟ گاه از تریبون ها و رسانه های رسمی به او توهین می شود و گاه کنسرتش لغو و با ادبیاتی اهانت آمیز با او و هنرش برخورد می شود. و البته یک نکته مرکزی و یک سوال اساسی در کلیت سخنان او وجود دارد، اینکه آیا واقعا ما تمدن، جامعه، فرهنگ و هنری می خواهیم بدون موسیقی؟! و اتفاقا نکته همین جاست!…

حرفهای علیزاده انقدر واضح، روشن و ساده است که به هیچ تفسیر اضافه ای نیاز ندارد. چند بخش مهم از این سخنرانی:

*علیزاده دردمندانه و البته مودبانه (برخلاف برخی مخالفین مذهبیش!) به مقدسات مردم اشاره کرد اما گفت آبرو و احترام یک هنرمند ایرانی هم مقدس است:

«مشهد جزوی از خاک ایران هست که خیلی هم ویژه است، واژه مقدس به هر شهری گفته نمی‌شود و به شهر مشهد گفته می‌شود. مقدس از قداست مردم می‌آید و آن چیزی که مردم به آن عشق می‌ورزند و به آن احترام می‌گذارند قداست آن شهر را بالا می‌برد. تمام مردمی که نسل به نسل زندگی کردند این مقدسات را به بعدی سپردند و این احترام در دل و جان مردم از طفولیت کاشته شده است ولی یادمان باشد احترام انسان و احترام یک ایرانی هم جزو مقدسات است. من نمی‌توانم آدم مقدسی باشم یا مروج مقدسات باشم ولی به ایرانی‌ها و هنرمندان ایرانی توهین کنم.»

*علیزاده یک سوال اساسی پرسید که انگار سالهاست بی پاسخ مانده : «فکر می‌کنم قبل از اینکه به مجاز بودن یا نبودن موسیقی فکر کنیم باید فکر کنیم اصلاً چرا موسیقی وجود دارد؟ آیا می‌شود در هیچ تمدنی موسیقی نباشد؟ و آیا همه کشورهای دنیا موسیقی در آنها تحت نظارت هست و فقط یک عده باید تصمیم بگیرند که مردم چگونه موسیقی گوش کنند؟»

*علیزاده سپس به تصمیمات هنری برخی مسئولان بی هنر اشاره کرد و گفت: «من هم که پنجاه سال در موسیقی فعال بودم باید فلان کسی که در وزارت ارشاد حکم می‌گیرد و پشت میز می‌نشیند در مورد من یا کار من تصمیم بگیرد. آیا تجربه مرا دارد؟ آیا شناخت مرا دارد؟ و آیا حساسیت من به شرایط موسیقی در کشورم را دارد؟ ندارد، اصلاً اطلاعاتش را ندارد و فقط با حکم اداری به آنجا آمده است.»

*علیزاده به مخالفان و برهم زنندگان کنسرت های موسیقی هم پیام داد: «دعوا با کسی نداریم، اصلاً ساز و موسیقی که سمبل صلح و عشق است اما بیخودی با ما خشونت می‌کنند و وقتی می‌خواهیم کنسرت‌ بگذاریم بیخودی لشکرکشی می‌کنند. کافیست بگویند نمی‌گذاریم اجرا شود، جلوجلو کنسرت را قطع می‌کنیم برای اینکه وقتی حتی این جمله گفته می‌شود تمام روان و روح و احساس آدم در آن لحظه تحت‌الشعاع آن مسئله قرار می‌گیرد و خیلی خاطرات داریم و حتماً باید در کتابهایمان بنویسیم که وقتی در ایران کنسرت اجرا می‌کنیم متأسفانه احساس امنیتمان کمتر است تا کشور خارجی!»

*علیزاده نتیجه وضعیت فعلی را این دانست که هنرمندان موسیقی به مدافع موسیقی تبدیل شده اند: «خدا نکند شرایط دوباره به آنجا برسد که برای حمل ساز باید مجوز می‌داشتیم! ما در ایران مدافع موسیقی شده‌ایم، ما هنرمند موسیقی نیستیم، مرتب یک سپر جلویمان است که باید از موسیقی دفاع کنیم. اگر روزی بشود که هنرمندان بتوانند ذهنشان را پرواز دهند و زمینی نباشند، آنوقت هنر موسیقی ایران به جایگاه واقعی خودش می‌رسد.»

* علیزاده از توهین ها آنچنان ناراحت و نگران است است که هیچ چاره ای نمی بیند جز مراجعه مستقیم به رهبری: «وقتی کسی موسیقی تحصیل می‌کند در جامعه به او توهین می‌شود. توهین فقط در لغو کنسرت نیست؛ توهین ادبیاتی است که در برخی روزنامه‌ها از زبان برخی افراد بازتاب داده می‌شود. بنده اگر قدرتش را داشتم باید از این وضع شکایت می‌کردم، چون این افراد موسیقی را در سطح فحشا مطرح می‌کنند، من معتقدم باید در سطوح عالی درباره این مسأله صحبت شود. رهبر انقلاب راهنمای این جامعه و راهنمای دنیای اسلام هستند، ایران در منطقه الگو است و درست نیست که چنین نگاهی به موسیقی در ایران وجود داشته باشد. من مطمئنم که نگاه رهبر انقلاب به موسیقی نگاه والایی است، چون ایشان اطلاعات موسیقیایی خوبی دارند.»

*و در پایان، این حقیقت تلخ از زبان علیزاده:

«من ۵۰ سال است که در موسیقی ایران فعالیت می‌کنم، باید ۵۰ سال دیگر صبر کرد تا کسانی مثل من، شجریان، ناظری و … متولد شوند، متاسفانه از پتانسیل ما استفاده نمی‌شود و به هیچ وجه در تصمیمات موسیقی کشور دخالتی نداریم. باید فرصتی ایجاد شود تا با مقامات عالی کشور گفت‌وگو کرد که یا ما آنان را قانع کنیم یا آنان ما را، تا سرانجام به راهکاری برسیم که به موسیقی که گفته می‌شود فاخر در شکل واقعی‌اش اتفاق بیفتد.»

 

  1. Rorr
    ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ در ۰۸:۰۰ | #1

    یکی ممکنه وطن دوست باشه و مهاجرت کنه، یکی ممکنه ملی گرا باشه و به یاد دورانی که شاپور ذوالاکتاف دمار از روزگار اعراب درمیاورد، بمونه و به قول سعدی کمر به خدمت دستگاه ظلم و سرکوب دوتا کنه. مهاجرت یه تصمیم شخصیه و به خود شخص و شرایطش برمیگرده.

    طبعا هرکی دوس داره تو جایی که درکش میکنه کنار فک فامیل و دوستان و هم زبوناش زندگی کنه. حالا یه عده به دلایل مختلف (ماجراجویی، اقتصادی، سیاسی ووو) دست به مهاجرت می زنن. البته اگه در حق کسی حتی با ایدئولوژی (از نظر من لجن) ملی گرایی ظلم شده، خب اون بحثش جداست. ولی صرف اقدام یا عدم اقدام به مهاجرت برای کسی برتری اخلاقی نمیاره. اقدام یا عدم اقدام مهاجرت یه تصمیم شخصیه نه اخلاقی ونه حتی اجتماعی…


    ولی وطن،اگر دست به هر جایی ش میزنی ده ها سال آوار برداری و سپس ده ها سال ساخت اصولی نیاز داره…چی بهت میده و چرا باید براش عمرتو تلف کنی؟ تصور دنیای منهای این تعهدات چگونه خواهد بود؟ مریم میرزا خانی کجا رو جای رشد و شکوفایی خودش دید؟ وطن کجاست و قراره چکار کنه برای ما؟

    البته خیلی از کسانی که میگن عمرشونو دارن برای وطن تلف میکنن در واقع مشغول کسب روزی (انشاالله) حلال برای خود و زن و بچه هستن. کسانی که مدعی هستن که صرفا به خاطر وطن موندن و به خدا اگه وطن نبود الان تو غرب تو ثروت غلط می زدن و خوش می گذروندن، آدمای مشکوکی هستن!

    اصلاح به اون معنی که ایران به سبک کشورهای غربی اداره بشه و اون سطح از رفاه توش برقرار بشه، پروسه دراز مدتیه و در ضمن احتیاج به آدمایی داره که درک درستی از تاریخ و جغرافیایی که توش هستن، داشته باشن. وضع مردم ایران سال ۵۷ به نسبت کشورهای هم رده بد نبود. اما ملتی که درکی از شرایط نداشتن با دست خودشون خودشونو بدبخت کردن. ما اول باید تخمینی داشته باشیم از اینکه بیشینه میزان اصلاح و بهبودی که میسره تو شرایط فعلی، چقدره و بعد انتظاراتمونو بر همون اساس تنظیم کنیم بدون انقلابی گری و رویای یکشبه سوئد و سوییس شدن داشتن. البته عمده اصلاحات باید در سطوح بالا انجام بشه. به نظر من این که خودمونو اصلاح کنیم و چه می دونم موقع رانندگی بوق نزنیم، به هیچ عنوان به اینکه فلان دزد دربار سلطان میلیارد بالا نکشه منجر نمیشه. این حرفهای احمقانه رو باید دور ریخت و روی بهبود زندگی شخصی تمرکز کرد.

    [پاسخ]

  2. Omid
    ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ در ۱۶:۰۵ | #2

    سلام علیکم و رحمه ا..
    سال نود شیش هم گذشت . خوب نبود شاید مثل همیشه …
    نمی دونم چرا این سال ها منو یاد دهه هزار و دویست و نود میندازه ( اون زمان من خیلی کوچیک بودم😉😉😉 )
    صد سال پیش ، همین موقعها
    در قیاس با اون سال ها و خزان ملت ، چندان جای ترس نیست ولی ، بلبشوی حاکم بر فضای سیاسی و ضعیف شدن سیستم و درگیری های فزاینده و شبح هولناک مداخله قدرت های بزرگ و … عبرت برانگیز و بل تاسف بارِ
    اما ما همچنان ناگزیر از امیدواری هستیم .
    تن تان سلامت و دل تان پر امید هموطنان خوبِ من

    [پاسخ]

  3. متولد ۹ دی
    ۶ فروردین ۱۳۹۷ در ۱۴:۵۰ | #3

    آغاجری:
    چرا مردم انقلاب نمی کنند؟
    چون بخش زیادی از مردم،هنوز به این باور نرسیده اند که لیاقتشان بهتر از اینی هست که الان هستند…
    :::::::::::::
    چه کسانی و چرا به آن باور می رسند و چرا عده ای نمی رسند؟ کدام سیاست ها در راستای نرسیدن مردم به این حس هست؟
    پرتاب دائمی ذهن مردم به گذشته به جای آینده.ترساندن مردم از مفاهیم جدید و تجربه های نو.بدگویی از دستاوردهای نوین بشری.مداح و ملّا پروی.بسط خرافات و سطحی نگری….اما بلای جانشان،گسترش جوانان دارای تحصیلات دانشگاهی هست.همانهایی که موتور محرک حس فوق الذکر هستند…

    از اینها گذشته،آفات دیگری هم هست! اینکه مفاهیمی مثل ”زبان شکر داشتن” ، ”به جای حسرت دیگران،به داشته های خود توجه داشتن” و نظائرشان به بیراهه ی کج فهمی می روند و نماینده ی دفاع از وضع موجود میشوند

    [پاسخ]

  4. متولد ۹ دی
    ۱۰ فروردین ۱۳۹۷ در ۱۶:۳۴ | #4

    تفکر شیعی رایج و رسمی در نظام،که در ذهن خلق الله پمپاژ میشود،در استخوان بندی اش شدیداً اشعری مسلک هست و نه طبق تعریف تشیع ائمه،اعتزالی(با رجحان امر بین الامرین).اشعری ها قائل به حسن و قبح شرعی اند در مقابل معتزله که حسن و قبح را عقلی میدانند.یعنی دزدی از دیدگاه اشعریون بد است چون شارع گفته نه اینکه چون عقلا دزدی را بد میدانند.از نتایج این نگاه،این است که اگر کسی از ملّایان، بین روایات و آیات ناگهان حکمی غیر اخلاقی و نامعقول را به نام حکم الله برکشید،همه ی ارزشی های ولایی، قربتاً الی الله و رجاءً للجنّه آن را انجام میدهند:داعش بازی باشد،مباهته باشد،خودکشاندن باشد،تجاوز ناموسی باشد،کلاهبرداری باشد…
    این بحث را در مقوله ی حجاب اجباری و یا حجاب قانونی هم میتوان پررنگ دید.منتها فرقش اینست که در میانه های بحث از حکم الهی،نردبان میزنند به ترجیح عقلی مصالح عامه!!!
    سکولاریزم از همینجاها رخ مینماید نه اینکه نقشه ی خارجی باشد و حاصل شُل دینی خلایق

    [پاسخ]

  5. متولد ۹ دی
    ۲۷ فروردین ۱۳۹۷ در ۱۰:۱۹ | #5

    چه خبره اینجا …
    بعد از سلام بر ارواح سرگردان در آهستانِ با خاک یکسان
    درباره سوریه
    شاید بگید از دیکتاتور جماعت هر کاری برمیاد.اوکی.اما این سوال قدیمی و تکراری درباره ی اسد هنوز بدون جوابه که چرا باید وقتی سوار کار هست به قول نقی مردمشو اِمشی بزنه و برا خودش بدنامی بخره؟ کمیته ی تحقیق،الان چرا فعال نشد؟
    بعضی از حرفه ای های رسانه که خیلی قابل احترامن،همینجوری عکس بچه های شیمیایی رو میذارن کنار اسد و مسد و بقیه.واقعا فکتی چیزی موجوده؟ حقیقتش من از این رفتارها یاد مباهته می افتم
    بدنامی آمریکا و انگلیس در دخالت های صرفا منفعت طلبانه و بدبخت کننده،اینجاها بهتر دیده میشه.هر جای کارو میگیری از یه طرف دیگه درمیره.اینکه چرا یهو الان اینجوری جوسازی و دخالت کنی…اونایی که موافق ایده ی دخالت خارجی برای اصلاح امورن،حواسشون باشه که با خرد جمعی سازمان ملل و نهادهای مستقل و رسانه های شفاف طرف نیستند و بهتره روی این خیالات حساب نکنن…خدا لعنت کنه باعث و بانیشو که مثل آدم رفتار نمیکنه و مارو از ناچاری به این خیالات مجبور میکنه

    [پاسخ]

  6. متولد ۹ دی
    ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ در ۱۶:۵۰ | #6

    درباره ی فیلم کتک کاری گشت ارشاد بانوان
    من با کیهان و فارس مخالف نیستم که احتمالاً فیلم بو دارد.چون یواشکی فیلمبرداری شده و نوع رفتارهای تهاجمی و شروع فحاشی و بی باکی(که اینجور مواقع بعید است) و سپس جیغ های بنفش و ناله و زاری و التماس تصنعی اطرافیان…اما و هزار اما:
    ۱-حد واجب حجاب شرعی باید میان فقها بحث شود.بحث بر مبنای اجتهاد در اصول نه فروع،چنانچه تاکنون باب بوده.
    ۲-در آن صورت،مشکل رعایت اجتماعی حدود الهی قابل بحث و سپس توافق خواهد بود.پیش فرض دینداری عموم جامعه،پشتیبان حفظ و رعایت حدود الهی خواهد بود و الّا،فَلا…
    ۳-در ادامه بانوان غیرمسلمان،مجبور نمیشوند نمایش های اینچنینی برای رسیدن به مطالباتشان اجرا کنند.مامورین گشت ارشاد هم یا نخواهیم داشت و یا اینگونه عصبی و طلبکار نخواهند بود.قطعا ترجیح عقلانی،جمع شدن این بساط پلیسی برای دخالت مخرّب در امور درونی و شخصی ست
    ۴-زجری که ما معتقدان به اسلام و خدا و پیغمبر از این بساط توهین آمیز و فاشیزم مفتضح می کشیم،اگر بیشتر از زخم خوردگان گشت ارشاد نباشد،کمتر نیست

    [پاسخ]

  7. آزادی(آزادی)
    ۳ خرداد ۱۳۹۷ در ۰۸:۵۳ | #7

    : )

    [پاسخ]

  8. شاعرانه
    ۴ تیر ۱۳۹۷ در ۱۰:۳۹ | #8

    اومدم سلامی بکنم به کسانی که به روحانی رای دادندی و سنگشو به سینه میزدندی و برای انتخابش یقه ها دریدندی و حنجره ها جر دادندی.
    سلام برجامیون !
    سلام روحانیون !
    سلام روش عن فکران
    سلام ازادی طلبان
    سلام صلح طلبان
    سلام آمریکا طلبان
    سلام عاشقان غرب
    سلام اساتید مذاکره !

    حال روزتان چطور است ؟ اوضاع و احوال بازار و مسکن و سکه و خودرو و مواد خوراکی و ما یحتاج زندگی چطوریاست ؟
    انشالله همیشه با این همه ارزونی و رفاهی که روحانی برایتان اوردندی خوش و خرم و شاد و سربلند باشندی

    [پاسخ]

    آزادی(آزادی) پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۷ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    حق با شماست ای شجاع ترین شاعرانه ی این روزهای نکبت بار! من شخصا بسیار نادم و پشیمان گشته ام از رای سیاهی که در صندوق افکندم …ای کاش زمان به عقب بازمیگشت و من رای سفید خود را که همانا شیخنا رئیسی می بود، درون صندوق جای می نهادم….وای بر ما وای بر این همه غفلت!
    حال ای شاعرانه بزرگوار! راه حل اکنون ما چیست؟ آیا نباید علیه این همه ظلم و ستم آشکار دولت ناکارآمد روحانی بپا خاست؟ همانطور که میدانیم حاکم اصلی (روحک فداه) هیچ کاره هستند و در هیچ اموری دخالت نمی نمایند و زورشان هم قطعا به روحانی نخواهد رسید تا این شرایط را بهبود بخشند. پس آیا راه حل این نیست که حقمان را شخصا از حلقوم این جنایتکاران بیرون بکشیم؟! یا باید این سه سال نکبت بار را تحمل کنیم تا پس از آن خورشید عالمتاب شیخنا رئیسی یکبار دیگر ظهور کند و رای خود را به نام ایشان در صندوق مقدس انتخابات بیفکنیم؟ من سراپا گوشم ای نماینده ی تمامی مدیران و مدبران ایران زمین!

    [پاسخ]

    شاعرانه پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۷ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    شماها از روی لجبازی همیشه در نقش مخالف رای میدید . هرکسی بیاد شما به اونی که با نظام بیشتر مخالفه رای میدید . حال رئیسی باشه قالیباف باشه یا هر کس دیگه برای شما فرقی نمیکنه
    ۴ سال روحانی چسبید به برجام و میگفت شماها مذاکره بلدید ؟ زبان مذاکره را میفهمید ؟ کاسبان برجام ؟ اب و صابون بیارم روتونو بشورید و غیره
    اما شماها بازم بهش رای دادید ۳ سال دیگه شماها بازم به امثال روحانی رای میدید چون نگاهتان مشکل داره .
    مشکل تفکراتتان هست . تا نگاهتان عوض نشه همیشه همینه . چشمها را باید شست .

    مشکل رئیس جمهور خصوصا از نوع اصلاح طلبان اینه که اقتصاد ایران را به غرب گره زدند . به منابع و ظرفیتهای داخلی باور ندارند .

    [پاسخ]

  9. Rorr
    ۹ تیر ۱۳۹۷ در ۲۲:۱۵ | #9

    مثل خیلی جاهای دیگه این زمین خدا، تو ایرون ما هم مردم رو میشه به دو دسته کلی تقسیم کرد:

    ۱- صاحبان قدرت و ثروت; دارا ها. بعضیا دوس دارن بهشون بگن «طبقه حاکم». بعضا غرب زده ها میگن الیگارشی.
    ۲- بی بهره گان از قدرت و ثروت; ندار ها. بر سر اسم این طبقه اختلاف زیاده. چون بین اعضای خود این طبقه هم اختلاف زیاد هست. یه عده شون حداقلی از بهره مندی از زندگی رو دارن و عده دیگه ایشون کارتن خوابن یا کودک کار و از این قبیل. وجه مشترک همه شون اما همینه که به منابع اصلی قدرت و ثروت تو مملکت وصل نیستن.

    خب طبقه حاکم دوس داره در قدرت بمونه. از نظر این طبقه فرودستان ناسپاس هستن و به چیزایی که دارن هیچوقت قانع نیستن. اگه حکام براشون انرژی هسته ای میخوان بیارن، به جای تشکر میگن نمیخوایم! وقتی الیگارشی بهشون اجازه میده رای بدن، به اون کسی که مد نظره رای نمی دن و نمکدون می شکنن. بعضا حتی می ریزن تو خیابونا و به بی آبی و بی پولی و ظلم اعتراض می کنن و حکام رو مجبور میکنن که علیرغم عشقو علاقه شون به مردم، حکم تیر بدن و یه چند ده نفری رو بکشن یا بندازن تو قفس برای عبرت سایرین.

    مهمترین پرسش پیش روی طبقه حاکم همیشه اینه که «علت شایستگی ما برای سروری همیشگی بر فرودستان چیه؟» بعضیاشون به این پرسش اینطور پاسخ میدن که ما ژن بهتری داریم. عده دیگه ای معتقدن که خدا منصوبشون کرده برای سروری بر بقیه…

    البته چرخ روزگار می چرخه و بنا به دلایلی که فراتر از فهم ماست (مثل دخالت قدرتی بزرگتر) گاهی اوقات طبقه حاکم کله پا میشن و از عرش به فرش سقوط میکنن. چیزی که خیلی مهمه که ما بدونیم اینه که این سقوط تدریجی نیست. تو حکومت شاه هم تا آخرین لحظه وابستگان به دربار و اشراف معتقد بودن که از بقیه مردم بالاترن و مردم ناسپاس «غلط کردن» شورش میکنن. صدام تا زمانی که تانکهای آمریکایی وارد بغداد شدن و حتی بعدش باورش نمی شد که چه اتفاقی داره میفته…

    بعیده نظام اسلامی ساقط بشه (مگه اینکه اسراییل و عربستان واقعا موفق بشن آمریکا رو بندازن به جون نظام). با این حال اگه چنین اتفاقی بیفته، ناگهانی خواهد بود و خون و کثافت ناشی از ترکیدن نظام اسلامی به سر و روی همه ما خواهد پاشید تا زمانی که الیگارشی جدید سر کار بیاد بر اهرم های قدرت مسلط بشه و کثافت الیگارشی قبلی رو از چهره مملکت تمیز کنه. چنینه رسم روزگار…

    [پاسخ]

  10. Rorr
    ۹ تیر ۱۳۹۷ در ۲۳:۱۳ | #10

    چند روز پیش خبرش در اومد که جمهوری قمر شرقی (همون کومور!) بیشتر از ۱۰۰ تا پاسپورت به مقامات ایرانی فروخته. مثل دوران جنگ تحمیلی حرف مفت زدن و فتح کربلا تو خیالات مال بالادستیاست و خون دادن و کشته یا «شهید» شدن یا استنشاق خردل مال پایین دستیا.

    البته که وقتی بر «جزیره ثبات» حکومت کنی داشتن پاسپورت جمهوری قمر از نون شب واجبتره.

    [پاسخ]

  11. متولد ۹ دی
    ۱۶ تیر ۱۳۹۷ در ۱۴:۳۴ | #11

    خدمت جناب آزادی دامت برکاتها :) اما بعد
    فرمودی حق و حلقوم و اینها …
    همه ما موسم انتخابات درباره چرایی رای دادن و نقد تحریمی ها نوشتیم.نه من و نه شما،به توهمات رای ندادیم و میدانستیم داریم نهایتا مسئول آفتابه انتخاب میکنیم چون تصمیمات اصلی و اساسی،در جاهایی اتخاذ میشه که ربطی به صندوق رای نداره…
    اما واقعیت اینه که گزینه ی بد و بدتر و نبود آلترناتیو و اینها،دیگه توجیه نداره چون مدتهاست به دلیل عملکرد بدون رودربایستی و بی حیای نظام،کسانی که دوزار شرف و شخصیت داشته باشند،هرگز وارد این بازی،آره بازی!،نمیشن و میمونه رقابتی مسخره بین ملیجکهای نظام و آدمهای سابق و لاحق حضرت آقا روحهم فداه
    من شخصا شرمنده ی تمام استدلالهای انتخاباتی ام هستم
    حق با امثال ع و تیرگر بود.اگه تیرگر بیاد اینجا من نمیدونم باید کجا فرار کنم یا به چه زبونی بگم غلط کردم که اونهمه حرف بارت کردم
    آنها دیدند انچه من ندیدم و فهمیدند آنچه من نفهمیدم
    قبلا گفته بودم که این نظام اصلاح پذیر نیست،قابل براندازی هم نیست به این سادگی ها،بلکه باید استحاله بشه از درون
    الان رسیدم به اینکه اگه کسی میتونه بره از این خرابشده،بره و پشت سرشم نگاه نکنه
    اگرم نمیتونه،اصلا و ابدا پیگیر سیاست نباشه چون حتی دلخنکی روز بعد انتخابات با دماغسوختگی چندسال بعدش جبران میشه و کوفت میشه و طبق تجربه اونا لجبازتر میشن و بدتر میکنن و ما هیچ غلطی نمیتونیم بکنیم
    پس اگه اهل جنگ و یقه گیری نیستیم،که من نیستم و عرضه ش رو ندارم، بهتره برای همیشه با صندوق و استدلالهای پیرامونش خداحافظی کنیم و بیش از این خودمونو مسخره نکنیم.این اداها برای اینجا نیست.خودفریبی بسه دیگه
    واقعا این حرف درسته که:در دیکتاتوری ها،اگه قرار بود با رای دادن چیزی عوض بشه،انتخابات انجام نمیشد

    [پاسخ]

    شاعرانه پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۷ ۸:۱۹ ب.ظ:

    واقعا دنیایی دارین شماها بخدا
    رفتین به روحانی رای دادین مملکتو به گند کشید حالا دنبال مقصر میکردین که اشتباه خودتونو بندازین گردنش ؟ جای دیگه و نظام و دیکتاتور و …
    من نبودم دستم بود تقصیر استینم بود
    انشالله همیشه همینطوری دلتونو خوش بکنین و اشتباهتتونو توجیه

    [پاسخ]

  12. Rorr
    ۱۸ تیر ۱۳۹۷ در ۰۱:۱۸ | #12

    متولد

    وقتی همیشه بگی خط میاد،۵۰% موارد حرفت درسته. اما هیچ کس نمیگه پیشگوی خوبی هستی! از ۵۷ به بعد سلطنت طلبا و یه مشت زهوار دررفته و درب و داغون دیگه مرتب نعره می زنن که رای ندید و انتخابات الکیه. اینا همین حرف رو چه در طول هشت سال جنگ ویرانگر با عراق، چه در طول ۱۶ سال دوران صلح رفسنجانی و بخصوص خاتمی و چه بعدش در دوران احمدی نژاد با جنگ هسته ای و بعد جنگ سوریه تکرار کردند و می کنن. مشکل اینا اینه که چرا خودشون صاحب قدرت نیستن نه اینکه واقعا دنبال راه حل باشن.

    اگه شک داشتی که انتخابات یه بازی پر از تقلب به نفع طبقه حاکمه مشکل از شما بوده نه از ماهیت انتخابات !

    انتخابات مثل هر ابزار دیگه ای بسته به موقعیت کاراییش فرق می کنه. رای دادن در جهتی که راه نفس کشیدن برای مردم ایران باز بشه هیچوقت هیچ اشکالی نداشته و نداره. اگر هم تحلیل این باشه که انتخابات بی فایده اس و باندهای مافیایی قدرت رو کامل قبضه کردن، قطعا نباید رای داد.

    تا وقتی نفت هست (و عدم شفافیت در نحوه خرج کردن پول نفت) در بر همین پاشنه خواهد چرخید میخواد آخوند بوگندوی روضه خون سرکار باشه یا دلقک آریامهر یا چریک آدمخور. هر کدوم اینا بیان سرکار با پول بی نهایت نفت برای خودشون اسلحه و چماق بدست می خرن و ملیجک و به به و چه چه گو.

    رای دادن به روحانی انتخاب درست بود. آدم بعضی وقتا همه کارای درست رو میکنه ورزش می کنه غذای سالم میخوره سیگار نمی کشه ولی باز سرطان میگیره. این معنیش این نیست که از ۳ سالگی سیگار و عرق بدیم بچه مصرف کنه حال کنه تو زندگی.

    [پاسخ]

  13. متولد ۹ دی
    ۱۸ تیر ۱۳۹۷ در ۱۰:۵۸ | #13

    رور
    به نظرم دو دیدگاه کلی میشه داشت
    یکی اینکه بگیم باید از منافذ درون قدرت برای کاهش آلام جامعه بهره برد و از اختلاف قرائت بین خودی های نظام به نفع مردم استفاده کرد…اونوقت میشه درستی رای به روحانی.ایرادش چیه؟ اینکه نظام به مرور تمام سوراخها رو گل گرفته و بعد از غرقاندن اکبر،توازن برای چانه زنی از بین رفته.روحانی هم بسیار آدم بی وجود و ترسوییه و میخواد همه رو راضی نگه داره که نتیجه ش میشه اینکه هیچکس ازش راضی نیست.واقعا درد همه اینها اینه که از کنار سفره و صندلی دور نشن…همین
    دیدگاه دوم اینه که اگه نظام قابل اصلاح نیست و باید براندازی بشه،نباید براش تنفس مصنوعی ایجاد کرد و بهش فرصت بازسازی و سازماندهی داد.اونا با جلیلی و رییسی زودتر چپه میشدن و به درّه نزدیکتر میشدن.به نظر من ”واقعا” نظام دوست نداشت خاتمی و روحانی رای بیارن ولی تفاوت مقابله با اینها رو طی سالها ببین چقدر سخت تر شده.رای زینتی مردم و در واقع میزان مشارکت هم براشون آبروییه که میخوانش و بهش نیاز دارن و صفهای طولانی رای،با هر توجیهی که توسط ما ایجاد میشه،اونا رو به خواسته شون میرسونه…توی این کانتکست،اصولا رای دادن اشتباهه….من دلم برای خودم و مردم کشورم میسوخت و رای دادم اما … درسته که مردم کوچه و بازار آسیب بیشتری میبینن از جلیلی و رییسی،ولی اونا هم با بی عملی و فهم غلط،خودشون شریک جرم هستند و از طرفی نمیشه بدون خونریزی و درد جراحی انجام داد.بالاخره عوارض داره.هر چه دیرتر پر هزینه تر
    تنها توجیه برای شرکت در انتخابات،حضور کسی ست که نخواد به هر قیمتی و هرجور شده نهایتا با قدرت مصالحه کنه و کسی باشه که دوزار شرف و شخصیت داشته باشه.اگه همچین کسی از دست جنتی در رفت،خبر بده برادر!
    تمام توجیهات مشارکت در انتخابات،با این پیش فرض هست که هنوز دموکراسی با خاک یکسان نشده و کورسویی و منافذی هست…واقعا هست؟!

    [پاسخ]

  14. شاعرانه
    ۱۸ تیر ۱۳۹۷ در ۱۱:۵۴ | #14

    دیپلماسی حقارت و ذلت روحانی و برجامیون تمامی ندارد

    موضوع به جلسه دادگاه بررسی پرونده قتل محمدرضا کلاهی عامل انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت‌الله بهشتی و قریب به ۸۰ نفر از مسئولان نظام در دهه ۶۰ با نام مستعار علی معتمد مربوط می‌شود که افشای هویت اصلی و واقعی این جنایتکار در این دادگاه دولت هلند را برای اعطای پناهندگی ۳۰ ساله به یک تروریست سابقه‌دار و تحت پیگرد با چالش جدی مواجه می‌کند و تعدادی از نمایندگان پارلمانی این کشور طی سؤالهایی جداگانه خواستار توضیح وزارت دادگستری و سازمان اطلاعات و امنیت عمومی AIVD این کشور شدند.
    به همین جهت دولت هلند نیز در اقدامی فرار به جلو از اعطای پناهندگی به یک تروریست جانی، توسط سازمان اطلاعات و امنیت عمومی این کشور سفیر کشورمان در هلند را به محل این سازمان احضار و ضمن نسبت دادن اتهام قتل این تروریست جانی و یک تروریست تجزیه‌طلب دیگر به جمهوری اسلامی ایران خواستار اخراج دو تن از دیپلمات‌های کشورمان از خاک این کشور می‌شود.
    سازمان اطلاعات و امنیت عمومی هلند همچنین علاوه بر انتصاب اتهامات متعدد به کشورمان به سفیر ایران تاکید می‌کند که سفارت و وزارت امور خارجه حق رسانه‌ای شدن این موضوع را ندارند و متاسفانه دستگاه دیپلماسی کشورمان در موضعی حقارت‌بار و منفعلانه کاملا طبق دستور‌العمل سازمان اطلاعاتی هلند عمل کرده و ضمن اخراج این دو دیپلمات از رسانه‌ای شدن آن هم جلوگیری کرده است.
    انفعال و وادادگی وزارت امورخارجه کشورمان همچنین سبب شده است که دولت هلند از موضوع طلبکار این مسئله را دنبال و وقیحانه به گونه‌ای نسبت به انتشار خبر اقدام کرد که گویی دو دیپلمات یاد شده کشورمان از مصونیت و مزایای دیپلماتیک برخوردار نبوده و عناصری از وزارت اطلاعات ایران می‌باشند.

    [پاسخ]

  15. Rorr
    ۱۸ تیر ۱۳۹۷ در ۱۹:۲۸ | #15

    ایرادش چیه؟ اینکه نظام به مرور تمام سوراخها رو گل گرفته و بعد از غرقاندن اکبر،توازن برای چانه زنی از بین رفته.روحانی هم بسیار آدم بی وجود و ترسوییه و میخواد همه رو راضی نگه داره که نتیجه ش میشه اینکه هیچکس ازش راضی نیست


    قرار نیست راضی باشیم. هدف روشن نگه داشتن شمع دموکراسی و حق تعیین سرنوشته در برابر هجمه تمام عیار الیگارشی فاسد و تئوکراسی حاکم که میخواد استبداد مطلق حاکم کنه و بر یه مشت ربات حکومت کنه. «ما» عده داریم و «اونا» پول و اسلحه و دستگاه تبلیغات. این دعوای فرانسلیه و حالا حالا ها ادامه خواهد داشت. عجله برای یکسره کردن کار خامیه و به دام رجوی ها و پهلوی ها افتادن.


    دیدگاه دوم اینه که اگه نظام قابل اصلاح نیست و باید براندازی بشه،نباید براش تنفس مصنوعی ایجاد کرد و بهش فرصت بازسازی و سازماندهی داد.

    تجربه چند سرنگونی اخیری که در خاورمیانه اتفاق افتاده نشون میده که این نگاه فانتزیه. سقوط رژیم های استبدادی ربط خیلی خاصی به اینکه مردم رای بدن یا نه نداره. ممدرضا پهلوی و قذافی وقتی ترکیدن که اتفاقا در حال باز کردن فضای جامعه و از نظر خودشون اعطای دموکراسی به خلق ناسپاس بودن! سوریه و عراق از اون طرف یه سیستم رسمی شهروند درجه یک و دو و سه داشتن که حرفی از دموکراسی و آزادی توش نبود اونا به سرنوشت بدتری هم دچار شدن.

    فروپاشی ربطی به رای دادن ما نداره یا اگر هم داره، رای دادن یه فاکتور درجه چندمه. علت اینکه خارج نشینا با رای دادن دشمن هستن، اینه که وقتی مشارکت پایین باشه شیر دلار به روی این عزیزان باز میشه. البته همین هم میتونه ابزار چونه زنی باشه. مردم میتونن اگه احساس کنن رای دادن واقعا چیزی رو عوض نمیکنه شرکت نکنن تا نظام تنبونشو خیس کنه و به فکر بیفته. این از نظر من هیچ اشکالی نداره. اما فریب این تبلیغات «رژیم چنج» رو نباید خورد. کی واقعا فکر میکنه که مریم رجوی با اون مانتو مقنعه اش میخواد برای مملکت دموکراسی بیاره؟ این خانم حتی نمی تونه بپذیره که مسعودشون مرده. حداقل خمینی مرد جمهوری اسلامی نگفت نه خمینی زنده س!

    ما کسی رو نمیخوایم که ده سال اول حکومتش حساب کشی و انتقام از حکومت قبلی باشه! ما اصلاح میخوایم. ما شفافیت تو هزینه پول نفت میخوایم. ما میخوایم زن و مرد در انتخاب پوشش آزادی داشته باشن. ما میخوایم هم مسحد برقرار و برپا باشه هم دانشگاه. براندازی لازمه این اهداف نیست و دست ما هم نیست. ما فقط میتونیم خودمونو آماده کنیم که اگه براندازی اتفاق افتاد و رژیم کله پا شد، سعی کنیم اهداف اصلی رو محقق کنیم و این با اپوزیسیون پر از نفرت فعلی بعید به نظر میرسه.

    [پاسخ]

  16. متولد ۹ دی
    ۱۸ تیر ۱۳۹۷ در ۲۲:۵۳ | #16

    آره…دعوا فرانسلیه اما راهش صندوق نیست.راهش تحلیلهای منتهی به بازی داخل زمین نظام نیست
    راهش تربیت نسلی ه که جور دیگه ای فکر کنه و کف و سقف خواسته هاش فرق کنه با الان
    راهش دست مادران و خانواده ها و … ست
    راهش مطالعه و مباحثه ست
    خلاصه از این جور چیزها:نرمِ نرم …

    [پاسخ]

  17. Rorr
    ۱۹ تیر ۱۳۹۷ در ۰۷:۴۵ | #17

    اما راهش صندوق نیست.

    مگه ما گفتیم صندوق و لاغیر. مگه گفتم به بچه ها باید استبداد و از سر و کول فقرا بالا رفتن و کاسه لیس قدرت شدن یاد داد؟

    عرض بنده اینه که دعوا سر صندوق ره گم کردنه و بحث بی حاصل. رای و انتخابات روی هم رفته چیز خوبین. دشمنی با دموکراسی به اسم دشمنی با جمهوری اسلامی اون روی سکه دشمنی طبقه صاحب قدرت و اسلحه جمهوری اسلامی با دموکراسی به اسم دشمنی با غربه.

    مثلا اگه براندازی قرار باشه با حمله نظامی آمریکا انجام بشه، رای چه محلی از اعراب داره؟ شما فک میکنی تو آمریکا نشستن رای می شمارن و رای ندادن رو «رای به حمله» تعبیر میکنن؟ تصمیمات اون کشور منشا های دیگه ای داره و اگه قرار باشه روزی آمریکا به ایران حمله کنه، نه به مشارکت ۱۰۰% کار داره نه به مشارکت صفر درصدی. ایران به اندازه کافی بدنام و در عرصه بین المللی ضعیف هست که حمله بهش توجیه داشته باشه. از لحاظ نظامی هم که جنگ ایران و آمریکا بازی موش و گربه است.

    بازم میگم ترکیدن نظام اسلامی یه پدیده تدریجی نیست که شما بگی خب رو به احتضاره تو انتخابات بعدی شرکت نمی کنیم سرشو بذاره زمین! یهو اتفاق میفته و آشفتگی و گیجی به بار میاره و با توجه به تجربه جنگ سوریه، دیگه اصلا نمیشه از احتمال جنگ خانمانسوز داخلی هم گذشت. چند صد هزار نفر با اسلحه و مهمات به اندازه کافی میتونن سالها کشور رو به آتش بکشن.

    به جای این حرفا باید مطالباتی رو که فرا حکومتیه مطرح کرد، مث شفافیت در حکومت، آزادی بیشتر در انتخابات، آزادی های اجتماعی، آزادی های قومی، و آزادی های اقتصادی. اینا چیزاییه که حکومت فعلی هم در توانش هست بهشون تن در بده (هر چند دلش نمیخواد). رای ندادن یا هر اعتراض دیگه ای که فشار به حکومت بیاره که این آزادی ها رو به مردم بده، چیز خوبه و دستاورد محسوب میشه.

    [پاسخ]

  18. آزادی(آزادی)
    ۱۹ تیر ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۷ | #18

    درود به وفاداران آهستان : )
    متولد جان؛ ضمن تایید صحبت هایRorr خیلی مختصر میگم که من اینکه تو حالا و اینجا چنین کامنتی خطاب به من گذاشتی (که بسی بسیار مورد خوشایندم بواقع شد) رو از دستآوردهای شرکت در انتخابات و رای دادن به روحانی میدونم. میدونی چند نفر دیگه مثل تو بعد انتخابات به این نقطه رسیدن و حرف از ناکارآمدی اصل نظام میزنن؟ رای دادن ما در جای خودش کار درستی بود مگر اینکه الان به این باور رسیده باشیم که با رای ندادن ما که برابر بود با روی کار اومدن رئیسی اوضاع بهتر از این میشد و اوضاع بهتر هم که شامل اوضاع اقتصادی و سیاسی و آزادی های فردی و اجتماعی تو عرصه های مختلف میشه! ببین متولد جان؛ من هیچ تعصبی روی رای دادن و ندادن ندارم. تصمیم به شرکت کردن یا شرکت نکردن در انتخابات چیزیه که درست تو روزهای انتخابات تعیین میشه. اگه رای دادن جزئی از این مسیر بی بازگشت مخالفت با حکومت دیکتاتوری باشه، باید رای داد. (دوباره بخون این جمله رو لطفا) باید دید اقبال عمومی با این حجم از نارضایتی و همچنین آگاهی در سطح جامعه، به کدوم سمته. من همیشه گفتم اگه تو این حکومت دیکتاتوری تنها و تنها فعالیت احزاب آزاد بود، بدون شک رای ندادن و تحریم انتخابات گزینه منتخب مردم بود در حمایت از حزبی که انتخابات رو تحریم میکرد. در نهایت اون جمله معروف تحریمی ها رو نوشتی…اوکی ولی خب اینطور هم میتونیم بگیم: جایی که آزادی نیست، اگر رای ندادن چیزی رو تغییر میداد، شما رو وادار میکردن به رای دادن! ؛ )
    راستی اگه اشتباه نکنم گفتی یه دختر داری….نمیدونم به رفتن از این مملکت فکر کردی یا نه….بنظرم اگر میتونی بهش فکر کن.

    [پاسخ]

  19. متولد ۹ دی
    ۱۹ تیر ۱۳۹۷ در ۱۳:۰۴ | #19

    درسته
    اگه بخوام دقیقتر بگم،با توجه به اوضاع فعلی،دیگه صندوق بخشی از راه حل نیست.خیلی از توضیحات اضافه رو من مفروض بحث گرفتم…البته که اون خانوم مانتو مقنعه ای،خودش بخشی از مشکل بوده و هست ولی اون منقلی های اعلی حضرتی،بخشی از خواست عده قابل توجهی از مردم و قسمتی از نگاه تاریخی ایرانیان به حکومت هستند که باید یکی اون بالا باشه و مملکت صاحاب داشته باشه و خیلی براشون مهم نیست که حتی منشا قدرتش صرفا تخم همایونی باشه.

    درباره ترکیدن هر حکومتی،درسته ناگهانی میتونه باشه ولی قطعا تدریجا به نقطه ی فروپاشی میرسه و ترکیب و ترتیب عوامل موثر میتونه متغیر باشه و باید دایما تحلیل بشه ولی حرف اصلی من اینه که نظام به دلایل مختلف و قابل بحث،از نقطه ای که اجازه ی شیطنت به آراء عمومی بده عبور کرده بعنی یا زمینه رو کور میکنه یا اینکه نتیجه رو عقیم میکنه اونم با طلبکاری و صراحت و وقاحت تمام بدون تقیه.ممکنه دوری اکثریت از صندوق،بتونه اون روزنه رو باز کنه.شخصا بعید میدونم
    اما ایران به نظرم سوریه نخواهد شد.ما ایرانیهای برند توی دنیا زیاد داریم که میتونن کمک کنند و وحشیگری های ناشی از عقده های سالهای دور رو کنترل کنند.افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی جوانان هم به نظرم در عقلانیت و نفی خشونت مستمر موثره،عموم مردم هم در نفی گسست و خشونت دیدگاه نزدیک به هم دارند

    همیشه این بحث هست که اصلاح ،ترجیح عقلی و تجربی داره به انقلاب.درست هم هست.اما جایی که همه راه ها بسته باشه و نارضایتیِ فزاینده انباشته باشه،براندازی ناگزیره.جامعه منتظر مباحث تئوریک نمیمونه و خیلی سبک سنگین نمیکنه.این اتفاقات یهویی پیش میاد و خیلی هم قابل کنترل نیست.متاسفانه اون هزینه های غیرقابل پیش بینی،پای ما حساب میشه و مقصر اصلی هم حکومت و عواملش هستند.من میگم نباید مردم رو از عواقب جوری ترسوند که از اصل عمل و خواسته ها بگذرند
    بین نخبگان جامعه هم ناامیدی به اصلاح نظام واضح شده.اخیرا چقدر معضلات ملی و بین المللی پیش اومده؟ ولی اونها خیلی درباره ش بحث نمیکنند و راهکار ارائه نمیکنند.چون گوش شنوایی نیست و امیدی به اصلاح وجود نداره.بیشتر کشمکش ها و نشخوارها از طرف مزدوران حکومتی و مفتخورها در جریانه و نه اساتید خوشنام و صاحب فکر
    البته هنوز یه راه باقیه:اینکه دل حضرت آقا به رحم بیاد و رضایت بده به اصلاح و یا اینکه آقا مجتبی مثل بن سلمان فرمونو بچرخونه :)

    [پاسخ]

  20. Rorr
    ۱۹ تیر ۱۳۹۷ در ۲۰:۰۹ | #20

    با توجه به اوضاع فعلی،دیگه صندوق بخشی از راه حل نیست.

    -به نظر من هست. اما این موضعت خیلی فرق میکنه با همدلی با چسناله های تیرگر و بقیه که رای ندیم که اسلام بر بیفته برگردیم به دوران انوشیروان عادل!


    اما جایی که همه راه ها بسته باشه و نارضایتیِ فزاینده انباشته باشه،براندازی ناگزیره.جامعه منتظر مباحث تئوریک نمیمونه و خیلی سبک سنگین نمیکنه.این اتفاقات یهویی پیش میاد و خیلی هم قابل کنترل نیست.متاسفانه اون هزینه های غیرقابل پیش بینی،پای ما حساب میشه و مقصر اصلی هم حکومت و عواملش هستند.من میگم نباید مردم رو از عواقب جوری ترسوند که از اصل عمل و خواسته ها بگذرند

    این حرفا درسته. «براندازی» دست من و شما نیست. وقتی دستگاه سرکوب تضعیف بشه یا آمریکا حمله کنه، حمایت یا دشمنی با براندازی محلی از اعراب نداره. من درک نمی کنم چرا ما با صندوق رای که یه ابزار دست ماست (هر چند شکسته و داغون) میخوایم قهر کنیم و وقتمونو به صحبت راجع به براندازی که هیچ کنترلی روش نداریم بگذرونیم.

    اگه نظام اسلامی ساقط بشه و حکومتی بیاد سر کار که انتخابات آزاد برقرار کنه، آزادی پوشش بیاره، دخل و خرج مملکت رو شفاف کنه، دست از سیاست خارجی هلال شیعی و این خزعبلات برداره، بله منم طرفدار براندازی هستم.

    روشنفکران ایرانی همیشه در مطالبات اجتماعی از مردم عقب تر بودن. همین الانش به نظر من، مسیح علی نژاد از جمع تمام روشنفکرا و متفکرین و اهل درس و دانشگاه تاثیر گذارتره. چون مطالباتی واقعی رو مطرح کرده. به جای حرف مفت زدن در مورد براندازی و خیالبافی در مورد بلاهایی که میخوایم سر آخوندا بیاریم یه مطالبه فراحکومتی رو مطرح کرده و پاش هم وایساده و موفق هم بوده. من کم و بیش اون الگو رو می پسندم و به نظرم راه قابل قبولی برای ایجاد تغییره.

    [پاسخ]

  21. Rorr
    ۱۹ تیر ۱۳۹۷ در ۲۰:۱۷ | #21

    اگه رای دادن جزئی از این مسیر بی بازگشت مخالفت با حکومت دیکتاتوری باشه، باید رای داد.

    مشکل تحریمی ها اینه که یه دوگانه باطل برقرار میکنن: یا رای میدی و میشی عامل جمهوری اسلامی، یا رای نمی دی و یهو می شی طرفدار آزادی و دموکراسی و همه خوبیا! جمهوری اسلامی هم میدونه داستان چیه و مخالفین رو بازی میده و سرکار میذاره با تبلیغات گسترده که رای=مشروعیت نظام. اگه رای مساوی مشروعیت نظامه، پس چرا ۸۸ بعد اون مشارکت بالا، مملکت به هم ریخت؟ چرا منی که رفتم رای دادم نگفتم: اِ دیگه نمیشه به نتیجه اعتراض کرد. رای دیروز من رای به مشروعیت نظام بود؟

    شخصا هیچوقت فکر نکردم که با یه انتخابات و رای دادن ایران میشه سوییس. درد اینجاست که این دعوا سر مشروعیت زدایی از یک نظام برقرار توش پول هست و برای یه عده می صرفه که رو این طبل بکوبن.

    [پاسخ]

    متولد ۹ دی پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۷ ۱:۰۳ ق.ظ:

    چرا بعد ۸۸ مملکت به هم ریخت؟
    چون موسوی بازی نظام رو به هم زد و سبزا هم اومدن پای کار
    موسوی هنوز داره تاوان میده ولی سبزا به مرور وارد بازی نظام شدن و انرژی و آراء خودشونو ریختن توی چاه و خلاص!
    اینو من دارم میگم که نه سبز بودم و نه بنفش به معنای مصطلح
    سال ۸۸ طرف نظام بودم و سال ۹۲ دنبال اصلاح نظام
    اینکه شما با هزار هدف و توجیه و تحلیل،انرژی متراکم رو بیجا تخلیه کنی و به هرز بدی و از موسوی جربزه دار برسی به شیخ بنفش مسامحه کار مصالحه گر…عقبگرد در مسیر تحولخواهی ست
    بهترین کار به نظرم تبدیل اون شور به شعور و تبدیل اون نفرت کف خیابون به آرامش در مبارزه منفی مدنی بود

    [پاسخ]

  22. متولد ۹ دی
    ۱۹ تیر ۱۳۹۷ در ۲۱:۴۰ | #22

    آزادی درست میگه که باید تو صحنه و لحظه تصمیم گرفت ولی آقا چرا راه دور بریم؟
    فرض کن سال ۱۴۰۰،رقابت بین لاریجانی( لابی اصولگرایان ولایی و امید و اعتدال و اصلاح و کوفت و زهرمار) و یک پایداری روانی و عقده ای باشه
    بسم الله:این شما و این صندوق
    مثال مزخرفه؟
    خب گزینه ی بعدی شاید این باشه:
    انتخابات بین یه پایداری و جناب خواب بهارستان،کبریت بی باروت،عارف ابوالژن باشه یا اصلا بگو خود اسحاق جهانگیری که برکات سرشار حضورش کاملا توی کابینه مشهوده :) چه خیری توی این صندوق میتونه باشه؟!
    اصولا آدم حسابی سمت اینا و صندوقشون نمیاد.کسی هم که یه ذره خودی نباشه تایید نمیشه.اگرم برنده بشه و کله ش بوی قورمه سبزی بده عقیم میشه و تمام
    برادر من! روحانی که از خودشون بود واقعا به زور تایید صلاحیت شد.برو تو کار حدیث مفصل …

    یه سکانس توپ،جهت اعتبار اولی الابصار:
    حضرت آقا داره علیه ترامپ و برجام و مذاکره حرف میزنه.تکبیر جمع …دوربین روی صورت محمدجواد ظریف،او با لبخندی ابلهانه همراه جمع،شعار مرگ بر آمریکا سرمیده…واکنش ظریف چه واقعی باشه و چه ظاهری،برو تو کار حدیث مفصل…
    خدایی خیلی سخت شده دفاع از صندوق
    هم جنتی هم نظام هم سپاه هم همه خیلی وقیح و دریده شدن و شرایط سال به سال با شیب تندی به شکلی ماکسیمال پایداریزه میشه

    [پاسخ]

  23. Rorr
    ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در ۲۰:۵۳ | #23

    متولد،
    سوال من اینه که در کدوم برهه انتخابات چیزی غیر از اینی که تو میگی بوده؟

    زمان شاه رو که ولش. بعد انقلاب یه نمونه از یه انتخاباتی که توش یه آدمی که حداقلی از انسانیت و شرف داره رو نام ببر!

    بازرگان و جبهه ملی خوب بودن با اون همه دروغایی که گفتن و برای رسیدن به قدرت حاضر شدن بشن دکور کت شلوار کراواتی آخوندا؟ اینکه بعدش همون آخوندا دمار از روزگارشون دراوردن، باعث مظلومیتشون میشه. ولی مطمئنم تاریخ از این جماعت اسکی باز بر خون شهدای ملی شدن صنعت نفت نخواهد گذشت. بنی صدر رو هم بذار قاطی همین گروه!

    رجایی خوب بود که رفت سازمان ملل پای بوگندوشو گذاشت جلو میکروفن ایران رو مضحکه خاص و عام کرد؟

    خامنه ای (و موسوی نخست وزیرش) خوب بودن؟ از مشارکتشون در توطئه برای حذف منتظری هم بگذریم، به اسم جنگ مردم ایران رو به فقر و نکبت کشیدن و از کشوری که میزبان کارگر خارجی بود، مملکتی ساختن که توش مردم برای یه پیت روغن باید صف وایمیستادن.

    یا مثلا خامنه ای اواخر جنگ رفت سازمان ملل که با «مذاکره» برای ایران امتیازاتی کسب کنه. درست در همون زمان نیروهای سپاه مین گذاری در خلیج فارس رو به اوج رسوندن و آمریکا هم کشتی مین گذار ایرانی رو توقیف کرد. هیچ کس خامنه ای رو تحویل نگرفت. هیچ کس به طرح های ایشون برای صلح و مقصر شناختن عراق گوش نداد. هیچ دستاوردی از اون سفر کسب نشد و خامنه ای دست از پا ذرازتر و شکست خورده برگشت ایران.

    رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی هم که در مورد گندکاریها و بی لیاقتی هاشون به اندازه کافی نوشته شده و گفته شده.

    —–
    سر کار اومدن یه بیشرفی به جا بیشرف قبلی تنها دستاورد دموکراسی نیست. مسائل مهم دیگه ای هم هست که باید زمان انتخابات در موردشون تصمیم گرفت و بر اساسش عمل کرد. من مشکلی با رای ندادن ندارم. مشکل من حمله به اساس دموکراسی و انتخاباته و قالب کردن استبداد در پوشش حرفهای توخالی ولی ظاهر الصلاح. رای ندادن به دلایل تاکتیکی قابل قبوله. اما اونی که مدعیه به دلایل اصولی رای نمیده باید با دلیل از حرفش دفاع کنه.

    [پاسخ]

  24. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۸:۵۸ | #24

    آقای ظریف تازه بعد از ۵ سال میگه :
    ما میدونستیم آمریکا غیر قابل اعتماد است !
    جناب ظریف اگه میدونستی چرا کشور را ۵ سال تمام معطل برجام کردید و صنعت هسته ای را بر باد فنا دادید ؟
    اگر این خیانت به مردم شریف ایران نیست پس اسمش چی هست ؟

    [پاسخ]

  25. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۰۱ | #25

    آقای روحانی رفته معاهده ای را امضا کرده تا سوختهای فسیلی را در نیروگاهها کمتر کند و بچون ما سوخت نیروگاهایمان فسیلی هست و هسته ای نیست لذا ۴۰ درصد ظرفیت نیروگاههای برق کمتر شده است .
    قطعی برق به همین دلیل است
    واقعا مدیریت کردن مملکت اینقدر سخته ؟
    برای چی شما که سوخت هسته ای ندارید رفتید تعهد بین المللی دادید و امضا کردید الان مردم ایران از کمبود برق در اوج گرما رنج می برند
    اگر این خیانت به ملت نیست پس چی هست ؟

    [پاسخ]

  26. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۰۶ | #26

    هنوز تحریمهای آمریکا که الان بصورت تعلیق هست شروع نشده قیمتهای ماشین و لوازم و غیره به عرش اعلای رسیده !
    گرانی بیداد می کند
    اون هم ماجرای سکه و دلار و ارز و غیره
    بعد وزیر اطلاعات میاد میگه نباید با مفسدین اقتصادی برخورد تندی کرد !
    یعنی اون بابایی که ۲ تن سکه را از بازار جمع کرده یا اون دلالان دلار و غیره را باید تشویق نامه داد !

    حالا مردم از گرسنگی بمیرند اشکالی نداره دانه درشتهای مفسد را کاری نداشته باشید

    نتیجه اینکه ما دوتا آمریکا داریم
    یکی آمریکای ترامپ که هنوز تحریمهاش شروع نشده
    یکی آمریکای داخل کشور که یکماه پیش تحریمهاش شروع شده و قیمتها را بردن بالا

    آقای روحانی کجا هستی دقیقا کجا هستی ؟
    اگه این خیانت نیست بی عرضگی تو نیست پس چی هست ؟

    [پاسخ]

  27. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۰۸ | #27

    مدیریت کردن نه تخصص میخواهد نه علم و دانش فقط یه ذره جرات و شجاعت و پاکیزه بودن میخواهد که روحانی و تیمش ندارند چرا ؟
    چون اگر قرار است مست گیرند بقول شاعر
    هر آنکسی که در دولت هست گیرند
    اول برادر روحانی فریدون
    بعد برادر جهانگیری
    بعد آقازاده ها و دزدان رده بالا
    بجای اینکه رقاصه دستگیر کنید دزد بیت المال را دستگیر کنید یعنی هردوتا را هم این هم آن

    [پاسخ]

  28. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۱۰ | #28

    الان هم روحانی و تیمش دنبال این هستند که برنامه دفاعی و موشکی ایران را مذاکره کنند !

    ای کسانی که به روحانی رای داده اید بروید توبه کنید و منتظر بالا رفتن دلار تا ۱۵ هم باشید

    [پاسخ]

  29. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۱۸ | #29

    وهابیهای عربستان هم اومدن با پول نفتشون ۳ میلیون و پانصد هزار سکه را خریدند از کشور خارج کردند !
    دوران جنگ نظامی گذشته الان زمان جنگ اقتصادی هست
    بعد جناب روحانی مشغول عیش و نوش و زندگی روزمره خودشه
    بدتر از شاهاهان قاجار شدن
    اگه اینا خیانت نیست پس چی هست ؟

    [پاسخ]

  30. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۱۹ | #30

    اون بابایی که ۲ تن سکه میخره از کی خریده ؟ دزدی که نکرده چرا نظارت نکردید ؟ یا اونی که دلار خریده ؟

    اگه اینا خیانت نیست پس چی هست ؟

    [پاسخ]

  31. شاعرانه
    ۲۶ تیر ۱۳۹۷ در ۰۹:۲۱ | #31

    رسوایی حیرت‌آور دیپلماسی ظریف؛
    همزمان با سه‌سالگی برجام رسوایی دیگری از این سند خسارت‌آور عیان شد؛ ظریف به جای طرح شکایت در «کمیسیون مشترک» به دیوان لاهه پناه برد!/ آقای ظریف؛ چرا در برابر فهمیدن «مکانیزم ماشه» مقاومت می‌کردید؟

    [پاسخ]

  32. Rorr
    ۲۷ تیر ۱۳۹۷ در ۲۰:۱۳ | #32

    ببم قطعی برق ربطی به انرژی هسته ای نداره. قطعی برق اتفاقا دقیقا دلیلش سرمایه گذاری بیهوده روی انرژی هسته ای و غفلت از منابع انرژی ارزونتر و فراوون تو ایران مثل گاز و انرژی خورشیدیه. حتی اگه همه برق ایران از انرژی هسته ای تامین میشد، باز این مشکل به وجود میومد.

    در هر صورت این بحثا بی مورده. کدوم انرژی هسته ای؟ کل پروژه برای ساختن بمب اتمی بود. زمانی هم که به علت بی لیاقتی و بی عرضگی سپاه و سران نظام برنامه لو رفت (سال ۲۰۰۳) متوقفش کردن. احمدی نژاد تلاش کرد به اسم انرژی هسته ای برنامه رو دوباره راه بندازه که باز به علت ۱٫بی لیاقتی ۲٫بی عرضگی کار به تحریمهای کمر شکن و خورد کننده کشید.

    ظریف و روحانی بهترین دستاورد رو بین همه مذاکره کنندگان داشتن. اما بدشانسی آوردن.

    نیروگاه هسته ای تکنولوژی خیلی عجیب غریبی نیست و الانم تو دنیا خیلی طرفدار نداره. آلمان که بعد فوکوشیما کلا جمعش کرد و بقیه کشورهای صنعتی هم سرمایه گذاری آنچنانی نکردن تو نیروگاه هسته ای. خریدش برای ایران هم اگه اوضاع نرمال بود کاری نداشت. بعدشم کشوری نفتی که بعد از بیش از صد سال هنوز تکنولوژی استخراج نفت خودشو نداره، کشوری که تو کتابای تاریخ راجع به قناتهاش حرف میزنن ولی تکنولوژِی و مدیریت آب نداره، مسلما ابلهانه است همین یه قرون دوزاری هم که به دست میاد رو بخواد خرج هسته ای یا این مزخرفات بکنه.

    راستش حتی ساختن بمب اتم هم کاری نداره. آمریکا ۱۹۴۵ بمب اتمی ساخت با امکانات اون موقع. مشکل اصلی تبعات پیگیری و ساخت این سلاحه که لااقل در دو دهه گذشته ثابت شده ایران از پسش برنمیاد.

    [پاسخ]

  33. Rorr
    ۲۷ تیر ۱۳۹۷ در ۲۰:۲۷ | #33

    خود خامنه ای وقتی سال آخر جنگ رفت سازمان ملل با «مذاکره» برای ایران امتیاز کسب کنه تو جنگ پهن بارش نکردن. مساله هم فقط این نبود که یارو یه آخوند نفهم بود. مث همیشه مساله این بود که سپاهیا در داخل کشور تحریک می کردن و نمی ذاشتن طرف کارشو بکنه. یارو می گفت اومدم برای شرایط صلح مذاکره کنم. فرداش کشتی مین گذار ایرانی رو توقیف کردن!

    در طول تاریخ جمهوی اسلامی مذاکره کننده ای که به اندازه ظریف تونسته باشه امتیاز بگیره از خارجیها نداشتیم. دلیلی که اون برنامه به هم خورد اینه که جمهوری اسلامی الا ماشالله با همسایه هاش هم دشمنه و اون انقدر موش دووندن تا آخر کار خراب شد. وگرنه به توانایی مذاکره باشه، خود خامنه ای به زور ۷ میگیره (از ۲۰)!

    [پاسخ]

  34. متولد ۹ دی
    ۲۸ تیر ۱۳۹۷ در ۱۷:۱۵ | #34

    حکم اسیدپاشا صادر شد
    تازه سلمان خدادادی هم شاکیه
    سردار صدرالسادات که هِچ! حتی سیب زمینی ای مث منوچهر متکی هم ثامن الحججی ه
    حججی هم رفت تا روسری ها نره
    ….
    هل اتی کجا رفت؟
    خدابا من میخوام تو رو ببینم : )

    [پاسخ]

  35. متولد ۹ دی
    ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ در ۱۴:۳۱ | #35

    سلام بر لگن زهر …
    $$$$$$$$$$
    هل اتی کجا رفت؟!

    [پاسخ]

  36. شاعرانه
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ در ۱۳:۱۳ | #36

    با روحانی تا ۱۴۰۰

    کجایند اون بی مغزهایی که از روحانی با دلایل مسخره و بی ارزش حمایت می کردند ؟

    بین مغز ما با مغز نداشته اونا
    تفاوت از زمین تا آسمان است

    به روحانی رای دادند مملکتو ریدمان کرد
    حالا بجای قبول اشتباه دنبال پرتقال فروش میگردند !

    [پاسخ]

  37. Rorr
    ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ در ۲۲:۰۱ | #37

    اولا که دموکراسی یعنی همین که حتی اگه مردم اشتباهی به کسی رای دادن چهار نهایتا هشت سال بعد جبران می کنن و مسیر رو عوض می کنن. اما درد ایران اصن این نیس که رییس جمهور فعلی اشتباه انتخاب شده یا نشده (بهترین گزینه ممکن بوده و هست!)

    مملکت مدتهاست به ف. رفته. مشکل روحانی نیست. مشکل اینه که برنده انتخابات به اندازه رایی که داره قدرت تصمیم گیری نداره. الان رییسی رای آورده بود، جلوی کدوم دزدی یا مفسده رو می گرفت؟ مثلا در موسسه مصباح رو تخته میکرد؟ اسکله های غیر قانونی رو می بست؟ تکلیف دزدای موسساتی مث ثامن رو مشخص می کرد؟

    اصن می تونس؟ به فرض هم که اراده و شرفش رو داشت، سپاهیا یه اردنگی میزدن در کونش (مث همونا که احمدی نژاد نوش جان کرد) می فرستادنش تو سوراخش. شما اول اجازه بدین برنده انتخابات کاری رو که وعده داده انجام بده. بعد چشم، رییسی یا احمدی یا هر گاو و گوساله دیگه ای رای آورد، ما هم می پذیریم و صبر میکنیم نوبتش تموم شه.

    [پاسخ]

  38. Rorr
    ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ در ۲۲:۰۳ | #38

    اکثریت مردم ایران الان غلط یا درست میخوان رابطه با آمریکا درست بشه و ایران هم مث بقیه کشورهای دنیا با آمریکا رابطه داشته باشه. رییسی هم رای بیاره، خواسته اکثریت همینه.

    وقتی ساز و کاری نیست که خواسته اکثریت حتی “””””طرح””””” بشه تو اجتماع چه برسه به بحث و چه برسه به عمل، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

    [پاسخ]

  39. شاعرانه
    ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ در ۲۱:۲۰ | #39

    رئیسی مثل لپ لپ بود شاید بهتر بود شاید نبود پس پنجاه پنجاه بود
    اما روحانی با عملکرد زیر صفر چهار ساله اش اومد شماهارو فریب داد و گفت رئیسی بیاد پیاده رو را دیوار میکشه و جنگ میشه و دلار میره بالا و از این حرفها و شماها هم ترسیدید و گول خوردید یا عمدا اما بالاخره باز به روحانی که لپ لپ باز شده بود رای دادید .
    الان مملکتو به این وضع انداختن که دودش به چشم ما هم میره

    در رابطه با آمریکا این کشور تمام سرمایه های مردم ایران را دزدید و گرفت و سالها تحریم کرده و الانم بیشتر از دوره کلینتون و اوباما و الانم ترامپ هر روز داره بیشتر تحریم میکنه
    از برجام هم خارج شده
    اخه آدم عاقل به کجای این امریکا اعتماد کنه ؟
    شما از کجا متوجه شدید اکثریت دوس دارن با این امریکای غیر قابل اعتماد رابطه داشته باشن ؟
    اخه خود این کشور که میلیاردها دلار بدهکاری داره چجوری میخواد مشکلات مردم ایران را رفع کنه

    نه خیر
    ما یه امریکا تو خود ایران داخل ایران داریم که این امریکای داخلی خطرناکتر از امریکای خارجیست
    کیا ؟
    همینایی که دلار و سکه و طلا و اجناس و خودرو و ………………..را بردن بالا
    همین دزدای بالا بالا ها
    دانه درشتها
    اقازاده ها
    که هیچوقت گیر نمی افتن چرا ؟
    چون قوه قضاییه ایها هم باهاشون همدستن
    وزارت اطلاعات هم یا بی عرضه هست که نیست یا نمیذارن یا به هر دلیلی بی خیال شدن
    خلاصه فعلا باید با این امریکای داخلی مذاکره کنیم تا اجناس بیاد پایین

    [پاسخ]

  40. Rorr
    ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ در ۲۳:۴۰ | #40

    لپ لپ بود یا تک تک بود من نمی دونم.

    نه خاتمی نه روحانی نه احمدی نژاد نه رییسی زورشون به این «آمریکای داخلی» نمی رسه. دلیلشم واضحه. بخش بزرگی از اقتصاد «آمریکای داخلی» تو بدنه طرفدار و امنیتی نظام خرج میشه. احمدی نژاد گفت برادران قاچاقچی، اسکله های غیر قانونی. روحانی هم گفت. ولی جمع نشدن. حتی آدرس یکی شون هم داده نشد. در عوض احمدی نژاد تا مرز زندانی شدن پیش رفت و علیه روحانی شعار مرگ داده شد. تا حالا یک نفر نگفته مرگ بر خاوری. فریدون فرخزاد و فعالان سیاسی کرد رو آدم فرستادن ترور کرد. اما خاوری تو کانادا داره تو قصر زندگی میکنه و نظام دیگه حتی وانمود نمی کنه که دنبال یاروئه. اژه ای این عورت آشکار نظام بی شرم میگه: ما مؤظف هستیم که در اقدامات خود دقت کنیم تا دچار افراط و تفریط نشویم. کسی هم جرات نداره ازش بپرسه زندان کهریزک افراط بود یا تفریط؟!

    فساد اقتصادی یک بیماری یا نتیجه اشتباه سیاستگذاری نیست، مث غده سرطانیه که انقد بزرگ شده که اگه درش بیارن خود نظام هم باهاش می میره. پس بیمار (نظام ج.ا) درد غده سرطانی رو به تیغ جراحی دموکراسی و اصلاح ساختار اقتصادی ترجیح میده.

    [پاسخ]

  41. Rorr
    ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ در ۲۳:۴۶ | #41

    اینم که مردم ایران میخوان رابطه با آمریکا درست بشه رو هر ابلهی دیگه می فهمه.

    مردم گزینه از نظر جضرات غلط (روحانی) رو انتخاب کردن فقط چون یارو برگشت گفت سر هسته ای با آمریکا مذاکره میکنم درستش میکنم. لپ لپ نظام حرفی از مذاکره نزد و یه مشت اراجیف دیگه بافت و رای نیاورد.

    دیگه از این روشنتر؟

    [پاسخ]

  42. Rorr
    ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ در ۲۳:۵۲ | #42

    الان خود رهبر هم بیاد بگه با آمریکا مذاکره میکنم من بعید نمی دونم رای بیاره چه برسه به بقیه شون!

    [پاسخ]

  43. متولد ۹ دی
    ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ در ۱۰:۳۳ | #43

    روحانی آخرین فرصتِ این نظام بود
    نمیدونم نشد بشه،نذاشتن بشه،اصلا شدنی نبود که بشه یا …
    کار از دست در رفته.به نظرم یکی از علل مهمش هم نبودن اکبره.اون با تمام ویژگیهای مثبت و منفی ای که داشت،وزنه ای غیرقابل انکار و موثر در نظام بود که این اواخر انگار میخواست جبران مافات کنه ولی اونم نشد که بشه …
    اکبر بدموقع غرق شد
    حضرت آقا هم که کم پیدا شده اند …
    شاید این خر تو خری،مقدمه ی چیدمان جدید و شکل گیری نظمی نوین باشد.همزمان با جنگ قدرت در سطوح بالای نظام که به رها کردن اوّلیات مملکت داری منجر شده،حس من بهم میگه دارن با ترامپ معامله میکنن.معامله ای پر هزینه که فاکتورش برای آیندگان ارسال خواهد شد.به گواه تاریخ،هر وقت هیاهو بین دو طرف بالا میگیره،پشت پرده خبراییه

    [پاسخ]

  44. Rorr
    ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ در ۱۳:۰۹ | #44

    بعد وزیر اطلاعات میاد میگه نباید با مفسدین اقتصادی برخورد تندی کرد !

    وقتی مفسد اقتصادی زیر عبای رهبره و رو کمرش آرم کلاشینکف و مستضعفین خالکوبی شده، معلومه که نمیشه باهاش برخورد کرد. وقتی مفسد اقتصادی تو تعیین سیاست خارجی از وزیر خارجه مملکت بیشتر قدرت داره، معلومه که نمیشه باهاش برخورد کرد.

    ****

    نه دی
    من فک نمی کنم پذیرفتن ذلت در برابر ترامپ برای ایران لااقل از لحاظ اقتصادی معامله بدی باشه. نظام میخواست ۵۹۸ رو پیروزی جا بزنه خمینی نذاشت و به حق گفت جام زهرماره که داریم می خوریم! اما بعد از اینکه نظام جام زهر رو نوش جان کرد، یه دوره ۱۶ ساله رشد و رونق اقتصادی شروع شد و مردم یه نفسی کشیدن.

    اگه بحث معامله با ترامپ درست باشه و جمهوری اسلامی در ازای برخی آزادی های اقتصادی هسته ای بازی و مقداری نفوذ منطقه ایشو ول کنه، نتیجه قطعا به نفع مردم ایرانه لااقل از لحاظ اقتصادی. هر چند پذیرفتن ذلت در برابر آمریکا زور داره، اما چه میشه کرد. از اولش هم هر خری می فهمید که یه کشور جهان سومی که هنوز فلج اطفال و مالاریا توش ریشه کن نشده، نمی تونه با قدرتی که ۵۰ درصد کل اقتصاد جهان دستشه در بیفته. اونایی که این درگیری رو شروع کردن هم می دونستن. اما اهداف دیگه ای داشتن و بهش هم رسیدن و ژن خوبها صاحب مملکت شدن.
    زمان خوردن جام زهر واقعی رسیده. ایشالا میخورن و میذارن مردم ایران لااقل آب و برق پولی (مجانی شو نخواستیم) داشته باشن.

    [پاسخ]

  45. متولد ۹ دی
    ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ در ۱۴:۱۳ | #45

    رور
    حضرت آقا،هم در فرمایشات برجامی شون و هم در ارشادات اوائل زعامتشان در پاسخ به خناسانِ خواهان مذاکره با شیطان بزرگ،گفته اند که مذاکره یعنی معامله و اینکه نخیر! تا من هستم اجازه نخواهم داد…
    حالا به نظر تو واقعا مذاکره یعنی معامله؟ انسان با چه تیپ فکری و چه پیش فرض هایی به این نتیجه میرسه که مذاکره یعنی معامله؟ این یک!
    دومیش هم اینه که قرار چه کسانی برای چه هدفی و از طرف چه کسانی مذاکره و شاید معامله کنند؟ اونم معامله ای یواشکی و قاچاقی و بدون اجازه و بدون خبر موکلین و بدون وکالتنامه و …تجربه ی برجام میگه منافع مردم پشم بود و در واقع منافع نظام تامین و پیگیری شد و فقط هزینه های قبل و بعد برجام موند توی کاسه ی ملت.تحلیل بودجه ی بعد برجامی میگه پولها رفت اونجاهایی که نباید میرفت مثل سپاه و حوزه و متاسفانه اهداف اصلی مثل بهداشت و آموزش ناکام موند
    به قول عمو ترامپ،پولهایی که آزاد شد خرج چی شد؟

    هل اتی کجا رفت؟! : )

    ما مردم ابتدا باید بین خودمون به توافق نسبی برسیم تا بعدش بشه از میز مذاکره فایده برد.نظام،بخش قابل توجهی از مردم رو اصلا داخل آدم حساب نمیکنه که حالا بخواد باهاشون توافق کنه.من پیشنهادم درافتادن و شاخ به شاخ شدن با نظام نیست.باید از طرقی که خطر نداره و میشه عمده ی مردم رو کشوند توش،خودمون رو به نظام نشون بدیم.یکیش تحریم انتخاباته.یکیش برگزاری جشنهای بزرگ غیر حکومتی به مناسبتهای مختلف با هماهنگی مجازی ه.به موازات حکومت،باید بدون درگیری،قد علم کرد.اینکه شما پولتو بدی زیباکلام و علی دایی ببرن برای زلزله زده ها،کمیته امداد حکومتی تحقیر میشه.به جای رای به لیست امید،یا رای ندی یا به دو سه تا آدم جیگردار رای بدی…اینها باعث میشه داخل زمین نظام بازی نکنی و خودتو به رخ اونها بکشی.جمعیت برای نظام خیلی مهمه.مردمو باید جمع کرد ولی نه برای درگیری و تظاهرات مصطلح

    [پاسخ]

  46. متولد ۹ دی
    ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ در ۱۴:۴۲ | #46

    اگه بخوایم با نگاهی درون حکومتی تحلیل کنیم،من بعید نمیدونم الگوی بن سلمان اجرا بشه
    یعنی آقا مجتبی که بر تخت ولایت امت و زعامت مسلمین جلوس فرمودند،تغییرات بزرگ داخلی و معاملات کلان خارجی را ”بنا بر مصلحت” انجام دهند
    اکبر دائما از امام راحل عظیم الشان میخواست که برخی موضوعات مثل رابطه با آمریکا را در زمان حیات مبارکشان حل کنند چون بعد ایشان شدنی نیست و به صورت ارث به آیندگان میرسه…الان جور دیگریه انگار.باید به دوران پساآقا چشم دوخت.اطلاعات مستند ما از روحیات آقا مجتبی نزدیک به صفره
    البته نیاز به گفتن نداره که اینها مشکل رو حل نمیکنه بلکه صرفا به تعویق میندازه.مشکل اصلی همه ی حکومتها و همه ی ملتها،استبداد ناشی از فقدان دموکراسی ست.تا زمانی که قانون،به معنای درست و دقیق کلمه،شانیت خوشو پیدا نکنه،مشکل ادامه خواهد یافت

    [پاسخ]

  47. متولد ۹ دی
    ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ در ۰۹:۳۷ | #47

    در شرایطی که شیب اختلاسها بسیار تند شده و افشاگری های مستمر روزانه،جامعه و نظام را نسبت به واکنش، کرخت و بی حس کرده،این فرمایش حضرت آقا که ”هیچ کس هیچ غلطی نمی تواند بکند” بسیار نگران کننده است.آن فعالان فرهنگی خارج نشین،اگر بهره ای از عقل داشته باشند،فاتحه ی نظام را می خوانند با این جواب!
    تاریخ درباره دوران پایانی حکومتها چی میگه؟
    هل اتی کجا رفت؟!

    [پاسخ]

  48. متولد ۹ دی
    ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ در ۰۰:۴۴ | #48

    درباره ی فرمایشات اخیر حضرت آقا حرف زیاده که ببخیالش میشم ولی عجالتاً،حضرت آقا فرمودن از اونی که دلار رو زده به شاخ گاو،مهمتر اونیه که دلارو داده بهش.خب به قول ارسطو،فدای تو بشم من! نظامی که میدونه عنقریب میفته تو شعب،هر بار قبل از افتادن توی شعب،به صورت اعتیادی پریودیک،دوزار دلارشو با رانت میده رژلب و پورشه و آیفون میاره و بعدش به شکرخوری میندازه خودش و ملت رو،یعنی شدیدا درگیر فساد سیستماتیکه
    برای بار n ام همه ی اقتصادی ها میگن به طور کلی نظام تصمیم گیری کلان کشور در حوزه ی اقتصاد لااقل، باید کاملا حرفه ای و غیر دولتی و در حالت ایده آل، غیر حکومتی باشه.خصوصا سیاست های کلان نظام تخصیص ارز باید خارج از دولت باشه و عدم استقلال بانک مرکزی از دولت همونقدر واضح البطلانه که انحلال سازمان برنامه غلط بود
    این نظام،برای بقاء خودش هم که شده باید کمی عاقلانه رفتار کنه لااقل در حوزه اقتصاد جای حرکات محیرالعقول نیست
    الان هم کسی به کسی نیست و الا همتی بهویی از مسند سفیری چین پرت نمیشد بانک مرکزی که بیاد و سه سوته با کمیسیون اقتصادی لابی کنه برای بازار ثانویه که ظاهرا خودش ساز و کاری رانتی و غیرمعقول داره
    اما بعد،فرمودن نا امیدی ممنوع!
    من حقیقتش گشتم و گشتم و رسیدم به جناب بطحائی وزیر آموزش و پرورش.ایشون دست کم در حرف و سخنرانی،سطح وزیر رو از دغدغه های تکراری و حل نشونده ی معوقات معلمان و تعیین تکلیف حق التدریسی ها و تعداد میز و صندلی ها،ارتقا داده به حرفای درست و حسابی! اینکه بچه ها باید عاشق مدرسه باشن.اینکه بچه ها باید شاد باشن.اینکه نباید با آزمون های مکرر و نمره ای بچه ها رو دچار استرس کرد.اینکه بچه ها باید در مدرسه تمرین زندگی و با هم بودن بکنند.اینکه بچه ها باید توانمند بشن نه دانشمند…به به! توی این خر تو خری،یکی بیاد لااقل چهارکلوم حرف حساب بزنه،غنیمته والّا
    خدا خیرت بده آقای بطحائی.من حالا حالاها توقع عمل ندارم.همین حرفای خوب هم حالمو خوب میکنه.مردم به اشتباه به مقامات میگن حرف خوب بسه،عمل کنید! در حالیکه اکثر حرفهای مقامات،از بیخ چرنده و اساسا چطور میتونه درست عمل کنه کسی که حتی نمیتونه درست حرف بزنه و درست فکر کنه؟

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۷ ۸:۴۱ ق.ظ:

    یک رمان پست مدرن هست به نام ، سلاخ خانه شماره پنج.
    خیلی سال پیش خوادمش. سبک عجیبی دارد. نویسنده بعد از روایت خونسرد گونه درد و رنج و زخم( البته در ظاهر روایت ، اما در عمیق قضیه برعکس است) در هر فصل یا مقطع ، فقط می نویسذ جیک حیک.
    انگار وقتی زبان و کلمه دیگر از بیان عمق وحشت قاصر است ، باید به ازلیت و زمان هنوز ” انسان نشده گی” ، به زمان پیشا انسانی رجوع کرده و مثل گنجشکی که سرشاخه شاهد جنایت و ترس و وحشت انسان اشرف مخلوقات بر خودش است نشست و فقط گفت جیک جیک.
    حالا من هم مثل کلاغی محزون سر این درخت از ریشه ی بریده ی وطن نشسته ام و بعد از هر سخنرانی مقامات از ته دل می گویم قار قار.
    .
    فی الواقع خود کرده را تدبیری دیگر باید. حتی میزبانی که یک دزد بی ریشه و اصل و نسب و دروغگو ی نقاب دار را میهمان خانه اش می کند ، تا خانه خراب نشود قادر نخواهد بود بود دوباره تعادل را به خانه و کاشانه اش برگرداند.
    .
    دلم برای آب می سوزد. برای خاک. برای باد. برای دریاچه. خیلی کمتر از آن برای مردم. چون مردم مسزبانی بودند که در را به روز میهمان دزد باز کرده اند. اما وطن ، اما دریاچه ، دشت و کوه و حیوان و کودک تنها بی گناه های امروزند که زبان ندارند که حرف بزنند و فقط می گویند جیک جیک.
    ******
    رستی سلاخ خانه شماره پنج یک جایی در اوج دارد. آنجا که راوی بک انبوه بدن های سلاخی شده در شهر درسدن ( مسئله جنگ جهانی است گمانم) مواجه می شود. اما گریه نمی کند. متن نوشته غصه دار نمیشود. اما نویسنده یک جا از ته دل گریه می کند. در میان اینهمه خون و نعش و قساوت به افسار ( دهن بند) بیش از حد فرو رفته ی در گوشه های دهن اسب نگاه می کند که زخمی عمیق بوجود آورده و خون از آن سرازیر است. به نگاه اسب. به چشم بی زبان اسب. خواننده قصه اینجا تا عمق جان فشار افساری که یک نامرد به نجابت ما می زند و ما رفته رفته دهان بسته و بی کلام و زخمی می شویم را به خوبی روایت می کند.
    .
    بله متو لد۹ دی. بعضی موقع ها حتی نمی شود کامنت نوشت. فقط می شود گفت قار قار.

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 23 24 25 13205
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: