خانه > جامعه, سياست > چرا امام خميني رهبر انقلاب مردم ايران شد؟

چرا امام خميني رهبر انقلاب مردم ايران شد؟

يك سوال را درباره حوادث انقلاب هميشه از خودم مي‌پرسم و شايد اين سوال در ذهن خيلي‌هاي ديگر هم وجود داشته باشد؛ چرا با اينكه فعالين سياسي مختلف و رهبران ملي و مذهبي متعددي در دوران پيش از انقلاب و در كوران حوادث و مبارزات با سلطنت پهلوي حضور داشتند، از همان ابتداي شكل‌گيري مبارزه نام امام خميني پررنگ‌تر از بقيه ديده ‌شد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم رهبري انقلاب و نظام به عهده امام خميني گذاشته شد؟ چطور كسي كه 15 سال از كشور و مردمش جدا شده بود، برمي‌گردد و رهبري يك ملت را برعهده مي‌گيرد؟

مگر در خود ايران كم بودند آدمهايي كه زندگي‌شان را در راه مبارزه با استبداد گذاشته بودند؟ كم بودند روحانيان و روشنفكران معروف و متشخص؟ كم بودند مبارزان ملي و مذهبي بزرگ و مشهور؟ پس چرا امام؟ چرا در روزهاي تبعيد امام همه نگاه‌ها به نجف و پاريس بود؟ چرا آدمهاي مختلف براي ديدار امام به نجف و پاريس مي‌رفتند؟ چرا در راهپيمايي‌ها و تظاهرات مختلفي كه در شهرهاي ايران برگزار مي‌شد، همواره نام و ياد و تصاوير و اعلاميه‌هاي امام حرف اصلي را مي‌زد؟ چرا در بهمن 57 همه مردم منتظر بازگشت امام بودند؟ اصلا چرا با آمدن امام در دوازدهم بهمن، انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد؟ اينها سوالاتي هستند كه پاسخ به آنها مي‌تواند خود پاسخگوي بسياري ديگر از شبهات مربوط به تاريخ انقلاب اسلامي ايران باشد. شبهاتي كه شايد بعد از گذشت سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان در اذهان برخي وجود داشته باشد!

شكي در اين نيست كه انقلاب اسلامي ايران محصول مبارزات و نهضت‌هاي ضداستبدادي و ضداستعماري متعددي است كه لااقل در صد سال گذشته در اين سرزمين شكل گرفته است.  اين مبارزات هرچه به دهه پنجاه نزديكتر مي‌شدند، بيشتر رنگ و بوي اسلامي و مذهبي به خود مي‌گرفتند. به عبارت ديگر عدم موفقيت جريانات سياسي و بينش‌هاي غيرمذهبي در مبارزات سابق، عملا راه را براي يك ايدئولوژي تازه‌تر كه همان ايدئولوژي اسلامي بود هموار مي‌كرد. نقطه اوج اين جريان مذهبي ظهور امام خميني بود و البته نقطه اوج حركت و قيام امام هم سخنراني آتشين ايشان در 13 خرداد 1342 بود كه برضد سياستهاي داخلي و خارجي حكومت شاه ايراد شده بود.

298

بعد از قيام 15 خرداد و تبعيد امام خميني به خارج از كشور، مبارزات مردم ايران شكل تازه‌اي به خود گرفت. از اين تاريخ به بعد امام خميني در همه مراحل مبارزه حرف اول را مي‌زد. از اين پس هر جريان سياسي اين را پذيرفته بود كه امام خميني حرف اصلي و نهايي را در مبارزه عليه شاه مي‌زند. تا پيش از آن مبارزان زيادي وجود داشتند كه مبارزه‌شان تنها در حد مخالفت با دولتهاي پهلوي خلاصه مي‌شد و به خودشان جرات مخالفت با حكومت شاه را نمي‌دادند، اما امام خميني با كنار زدن همه اين محافظه‌كاريها به سراغ ريشه اصلي استبداد رفت و خود شاه را نشانه گرفت. امام خميني همچنين ظاهر مذهبي حكومت پهلوي را هم زير سوال برد و آنرا به عنوان يك حكومت ضدديني به مردم ايران معرفي كرد.

دكتر صادق زيباكلام در اين باره مي‌نويسد:«اولين و مهمترين نتيجه مبارزه امام اين بود كه شكافي آشكار و عميق بين رژيم و مذهب پديد آمد. اگر تا قبل از قيام امام مشكل خاصي بين قم و حكومت وجود نداشت و حداقل از نظر اقشار مذهبي حكومت ضدمذهبي بشمار نمي‌آمد، اما مبارزه امام و پي‌آمدهاي آن اين تصور را برهم زد. كمتر فرد مومني بالاخص در ميان شهرنشينان ديگر به رژيم به عنوان حكومتي نگاه مي‌كرد كه حامي و پشتيبان اسلام است. اين قضاوت در قم و مراكز ديني به مراتب صريح‌تر بود. مبارزه امام به عنوان يك مرجع تقليد با رژيم باعث گرديد كه هيچ مرجع و هيچ روحاني طراز اولي نتواند حداقل در ظاهر رابطه‌اي با رژيم داشته باشد. مبارزه امام به عنوان يك مرجع تقليد شمار زيادي از روحانيون را در سطوح مختلف به حركت درآورد و در مقابل رژيم قرار داد… در يك كلام بعد از قيام امام هيچ چيز ديگر بين قم و تهران مثل سابق نبود.»

قيام امام خميني علاوه بر روحانيون و مردم عادي، اقشار تحصيل كرده و دانشجو را هم تحت تاثير خود قرار داد و موج جديدي در بازگشت آنها به اسلام و مذهب بوجود آورد. در يك كلام قيام امام نتايج مهمي در شكل كلي مبارزه عليه رژيم بوجود آورد. اولا موج اسلام‌گرايي را كه به تدريج از اواسط دهه 1330 بوجود آمده بود تقويت كرد و به آن جاني تازه دميد. ثانيا مبارزين مختلف اعم از مذهبي و غيرمذهبي كه با شكست ملي‌گرايي عملا بدون رهبري مانده بودند با ظهور امام در صحنه مبارزه، رهبر جديد سياسي – مذهبي خود را متبلور مي‌ديدند.

با محور قرار گرفتن امام در ميدان مبارزه، حتي گروه‌هايي هم كه نگران جايگاه و نقش خود در مبارزه بودند بالاجبار و بخاطر عقب نماندن از ملت، خودشان را همراه با نهضت امام خميني نشان مي‌دادند. بي‌جهت نيست كه هرچه به روزهاي پيروزي انقلاب نزديك مي‌شديم همراهي اين قبيل افراد با نزديكان امام خميني بيشتر شد و آنها هم از هر فرصتي براي ديدار با امام در نجف و پاريس استفاده مي‌كردند. البته اين ديدارها هميشه با موفقيت همراه نبود. از جمله گروه‌هايي كه هيچگاه موفق به كسب رضايت امام نشدند سازمان مجاهدين خلق بود. به عنوان مثال «حسين روحاني» و برخي ديگر از اعضاي سازمان در نجف با امام ديدار كردند و ايدئولوژي خودشان را مطرح كردند اما آخرين حرفي كه از امام خميني شنيدند اين بود كه «من شما را تاييد نمي‌كنم. ايدئولوژي شما ماركسيسم است به اضافه بسم الله الرحمن الرحيم» حتي در مواقعي هم مرحوم آيت‌الله طالقاني و آقاي هاشمي رفسنجاني بخاطر وحدت جريانات سياسي به امام اصرار مي‌كردند كه سازمان مجاهدين را تاييد كند و براي آنها سهمي در نظر بگيرد كه امام هرگز با آن موافقت نكردند.

البته شخصيتهاي بزرگ ديگري هم براي مذاكره با امام به پاريس رفتند. مرحوم مهندس بازرگان و دكتر سنجابي از جمله مبارزان ملي و مذهبي بودند كه تا پيش از آن به مبارزه «گام به گام» و مسالمت آميز با حكومت اعتقاد داشتند اما پس از ديدار با امام خميني در پاريس و شنيدن موضع قاطع ايشان آنها هم به مبارزه قاطع پيوستند. بعد از اين ديدار بود كه نهضت آزادي در تاريخ 14 آبان 57 اعلاميه‌اي با عنوان «آيا وقت آن نرسيده است كه نظام حاكم واقع‌بين باشد» منتشر كرد و مواضع خود را با مواضع امام منطبق ساخت. كريم سنجابي هم از جانب جبهه ملي اعلاميه‌اي 3 ماده‌اي دال بر تائيد و تاكيد بر مواضع امام منتشر كرد.

159

همه اين موارد بخوبي نشان مي‌دهد كه براي بسياري از جريانات سياسي، مذهبي و حتي غيرمذهبي، رهبري امام خميني بطور كامل پذيرفته شده بود. دكتر صادق زيباكلام در كتاب «مقدمه‌اي بر انقلاب اسلامي» در اين‌باره مي‌نويسد:«براي جريانات اسلامي امام نمونه كامل يك رهبر مذهبي – سياسي بود. به استثناي مجاهدين، مابقي نيروهاي اسلامي بطور طبيعي پشت سر ايشان قرار گرفتند. مجاهدين نيز برحسب ظاهر مخالفتي نشان نمي‌دادند؛ بعلاوه به دليل از هم پاشيدگي تشكيلاتي و سازماني از يك سو و مشكلات بينشي و علامت سوالهايي كه پيرامون تفكرات آنها بالاخص پس از سال 1354 بوجود آمده بود از سوي ديگر، آنان به هيچ وجه درموقعيتي نبودند كه بتوانند جايي در رهبري نهضت پيدا كنند.

چپ نيز در مجموع رهبري امام را پذيرفته بود. هم بقاياي حزب توده و هم چپ جديد (چپ بعد از حزب توده، چريكهاي فدايي و غيره) به امام به عنوان رهبري ضدامپرياليسم مي‌نگريستند كه در راس نهضتي انقلابي كه با بورژوازي كمپرادور به پيكار برخاسته بود قرار داشت. مليون نيز اگر چه ترجيح مي‌دادند كه امام بيشتر به روي ايران تاكيد كند تا اسلام و تا حدودي از مخالفت و تعارض امام با قانون اساسي ناخشنود بودند، اما رهبري ايشان را عملا پذيرفته بودند و بالاخره براي طيف گسترده‌اي از روشنفكران امام رهبري ضداستبداد، ملي و معتقد به آزادي تلقي مي‌شد… در يك كلام براي نيروهاي مذهبي امام رهبري بالقوه و بالفعل بود. براي نيروهاي سياسي غيرمذهبي امام رهبري ملي و ضدامپرياليست بود و بالاخره براي ميليونها زن و مرد عادي ايراني در نتيجه تصويري كه از شاه و رژيمش بوجود آمده بود او رهبري مردمي و محبوب بود. نتيجتا رهبري امام صرفا به يك صنف يا يك قشر يا يك گروه محدود نمي‌گرديد بلكه عملا طيف گسترده‌اي از مردم كه در ميان آنها همگي لايه‌هاي اجتماعي به چشم مي‌خوردند پشت سر ايشان قرار گرفتند.»

319

اما به نظر من نكته اصلي رهبري امام اين است كه جاذبه رهبري ايشان صرفا به گروه‌هاي سياسي و روشنفكري محدود نشد. رفتار بي‌تكلف، سبك ساده زندگي و توجه و احترام امام به مردمي كه از شاه و عمالش به جز اشرافيت، تجمل، زندگي‌هاي افسانه‌اي بريز و بپاش‌هاي نجومي، نخوت و تكبر زايد‌الوصف ‌بي‌ارزشي، بي‌تفاوتي نسبت به مردم، فساد و زورگويي حكومتي چيز ديگري نديده بودند باعث مي‌شد كه براي اكثريت قريب به اتفاق ملت، امام به صورت رهبري طبيعي درمقابل شاه در آيد. و درست به همين خاطر بود كه 15 سال دوري از وطن هم باعث نشد كه مردم ايران رهبر واقعي خودشان را فراموش كنند. همان مردمي كه در دوازدهم بهمن پنجاه هفت ورود امام خميني را به وطن در سراسر ايران جشن گرفتند.

333

با توجه به مطالبي كه در بالا گذشت به اين نتيجه مي‌رسيم كه رهبري جريان مبارزه با سلطنت پهلوي شرايط ويژه‌اي را مي‌طلبيد كه همه آن خصوصيات تنها و تنها در وجود و شخصيت امام خميني وجود داشت. به عبارت بهتر«احراز مقام رهبري نهضت اگرچه امري اساسي بود لكن بدون اعمال سياست‌هاي صحيح و اخذ تصميمات به موقع نمي‌توانست مبارزه را به سرمنزل مقصود برساند. در اين رابطه امام با موضع گيريهاي قاطع، شجاعانه و حساب شده و به كار بستن تاكتيكهاي صحيح و بالاخره ايجاد انسجام وحدت و هماهنگي در ميان مخالفين قابليت خود را در مقام رهبري نهضت نشان دادند. بخش عمده‌ي حركت موفقيت آميز نهضت اسلامي بدون ترديد مرهون رهبري امام مي‌باشد. اگر نام رهبران انقلابات بزرگ معاصر با انقلابهايشان در هم آميخته شده، لنين با انقلاب شوروي، گاندي با مبارزات مردم هند، مائو با انقلاب چين، كاسترو با انقلاب كوبا، نام امام هم با انقلاب اسلامي پيوند مي‌خورد.» (مقدمه‌اي بر انقلاب اسلامي نوشته دكتر صادق زيبا كلام ص 122)

  1. سید علی سنائی
    2 فوریه 2009 در 02:05 | #1

    اینی که ازصادق زیباکلام متنی رو انتخاب کردی جالبه. سوالی که الان تو ذهنمه اینه که این‏جا فرقی بین “نهضت” و “انقلاب” قائل شده؟ شاید انقلاب رو بشه به نتیجه نهضت تعبیر کرد…

    [پاسخ]

  2. احمد احمدی
    2 فوریه 2009 در 08:26 | #2

    این از بدبختی مردم ایران بود واینکه هیچ رهبر واقعا شایسته ای در میدان نبودکه چنین موجود … … و مرتجع ی توانست اینگونه بر گرده این ملت بدبخت سوار شود.
    بعد از حمله اسکندر وحمله اعراب وحمله مغول این چهارمین وفاجعه بارترین
    واقعه تاریخ ایران است.
    یک میلیون مجیز گو نظیر اقای حسینی قادر نخواهند بود روسیا هیهای فاجعه بار این حکومت را پاک کنند.
    تاریخ در این باره قضاوت خواهد کرد انهم در روزی نه چون امروز که در مملکت همه فریادها در گلو خفه شده است.
    حماقت جهالت وقاحت در دولتمردان ما در حداکثر ممکن وجود دارد وهمچنین در جامعه ترویج میشود.
    حکومت روضه خوانهای بی دانش وبی فرهنگ از این بهتر نخواهد شد.
    هیچکدام از فاتحین بیگانه اینگونه ملک وملت را به قهقرا نبردند.
    لازم نیست زیاد باشعور ومطلع باشیم تا اوضاع خراب این ویران سرا را ببینیم.
    سی سال ذلت سی سال قید وبند وکشتار واعدام سی سال زندان وشکنجه
    وضع فلاکت بار اقتصادی بیکاری وبی ایندگی فقط جز بسیار کمی از خروار خروار بدبختیست که نتیجه این انقلاب نکبت بار ونا فهمی وبی شعوری رهبر قبلی فعلی ان است.
    انهاییکه با وجود اینهمه نا رسایی واینهمه فاجعه باز هم دم از انقلاب شکوهمند میزنند یا وجدان وایمان ندارند ویا شعور وتمیز ندارند
    آهستان: ملت ایران بدبخت نبوده و نیستند، بدبخت اونهایی هستند که خیال میکنند خودشان بیشتر از ملت میفهمند و فکر میکنند شعورشان خیلی بیشتر از مردم است!!

    [پاسخ]

  3. 2 فوریه 2009 در 09:04 | #3

    آقای احمدی!
    بعد از حمله اسکندر وحمله اعراب وحمله مغول چهارمین وفاجعه بارترین
    واقعه تاریخ ایران و حتی بدتر از آنها، وجود ایرانیهای امثال تو هستند که با این شعورشان آبروی هرچی غیرت و شرف ایرانی هست رو برده اند.

    [پاسخ]

  4. احمد احمدی
    2 فوریه 2009 در 09:05 | #4

    البته هم من وهم اکثریت این ملت بسیار شعور دارند وتشخیص میدهند در کدام محفل این مملکت اه وفغان همه از دست شرایط وخیم واوضاع نابسامان بلند نیست .
    روزانه در تاکسی ها وسایر وسائل نقلیه عمومی هزاران هزار نفر به چه کسانی فحش میدهند؟
    به شاه یا به خمینی؟
    یعنی جنابعالی خبر نداری؟
    اکثریت ملت ایران دشمن تر سبع تر و وحشی تر از این حکومت چیزی نمیشناسند من خاک پای ملت ایرانم ملت ایران نه اخوند است ونه وطن بر باد ده
    انگونه که شما هستید.
    شما را چکار به ملت ایران؟
    رهبر شما اگر از اشور بانیپال ونرون وچنگیز وهیتلر بدتر نباشد بتحقیق بهتر نیست.
    رهبر عزیز قبلیتان هم که در خونخواری وبیرحمی روی همه این خونخواران را سفید کرده بود.
    جفنگیات شما وامثال شما هم هرگز حقایق تاریخی را عوض نخواهد کرد.
    ومطمنا قضاوت تاریخ در مورد شماها فقط رو سیاهی خواهد بود.
    آهستان: در شعور شما که شکی نیست! ولی مطمئنا اکثریت ملت ایران آنقدر شعور دارند که راهشان را خودشان تشخیص بدهند. نیازی به توهمات شما نیست. راستی شما مثل اینکه خیلی بیکاری که روزانه ساعتها در تاکسی و سایر وسایل نقلیه با هزاران هزار ایرانی سر وکله میزنی؟!

    [پاسخ]

  5. حمید
    2 فوریه 2009 در 10:15 | #5

    سلام

    آقای احمدی، بابا تو آخر استدلالی که!!!
    تاکسی و وسایل نقلیه عمومی!!!
    شما روزی چندتا تاکسی و اتوبوس سوار میشه مگه؟
    معنی اکثریت مردم ایران رو هم فهمیدیم.
    .
    الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقی

    [پاسخ]

  6. 2 فوریه 2009 در 12:47 | #6

    بابا ایشون قبل از انقلاب درشکه چی بوده و حالا شده راننده تاکسی!!!
    ظاهرا ایشون وقتی هم توی جامعه حاضر می شوند قرص اکس مصرف می کنند که همه چیز رو برعکس می بینند.
    کاری نداره عزیزم تا 22 بهمن راهی نیست چشم و گوشتو خوب باز کن ببین اکثریت کیانند و شعارشون چیه؟!!

    [پاسخ]

  7. احمد احمدی
    2 فوریه 2009 در 18:42 | #7

    نشانه حمایت مردم ایران از رزیم اینست که حکومت نه جرائت همه پرسی ونه هرگز جرائت انتخابات ازاد را دارد.
    نشانه مقبولیت رزیم انهمه زندانی در بند هست که داریم وانهمه روزنامه توقیف شده ثمرات ازادیست که خمینی سوقات اورد.
    ونشانه فرهنگ وشعور شما موجودات نادان ذوب شده در ولایت تحقیریست که در مورد مشاغل درشکه چی ویا راننده تاکسی ونگاهتان به چنین مقوله ایست.
    واتفاقا کاملا درست فرموده اید در حکومتی که روضه خوانی رهبر معظم بشود
    دلقکی نادان رییس جمهور وحکیمانی مثل کردان واخیرا رحیمی استاد دانشگاه ووزیرش باشند مطمنا من وامثال من شغلی غیر از راننده تاکسی ویا درشکه چی بودن برایمان نمی ماند.
    حکومتی که سردار محصولی را پرورش میدهد باید اینهمه ادم بیشعور داشته باشد که مثل گله گوسفند به راه پیمایی بروند ونپرسند که سردار جان در عرض پانزده سال کدام کسب حلال صد وشصت میلیارد سود اوری دارد.
    ایشان چون میدانند حکومت حامیشان با شستشوی مغزی توده ها مشتی بره بی تمیز درست کرده با افتخار میگویند تولید پول افتخار است .
    ونمیگویند وکسی هم یا عقل ندارد بپرسد ویا جرات ندارد بگوید کدام درامد حلال ومشروع چنین ثروتی را میسازد؟
    اینکه ساختمان ساخته شود ودر سایه تورم ناشی از اقتصاد توحیدی حکومت به ده برابر قیمت فروخته شود؟
    خوب البته یک نوک سوزن شعور لازم هست وهمچنین یک نوک سوزن ازادی
    که کسی بگوید مگر مکیدن خون مردم پس چگونه است ؟
    شما نادانان بروید ومرتب علی علی هم بگویید واینکه حسین بخاطر نهی از منکر وظلم ستیزی به کربلا رفت وتوی سر خالی از مغز خود بزنید وبیاد کاخ نشینی معاویه های های گریه کنید ولعنت بفرستید.
    اوج حقارت خود را ببینید که روضه خوانی نادان رهبر واولوالامرتان است
    یعنی در این حوضه های طویل ودراز قم واینهمه عمامه بسر اخوند کسی اطلاع ندارد که این موجود حتی سواد یک بقول شما حجه الاسلام را ندارد؟
    البته من وامثال من در چنین دستگاه وحکومتی به درشکه چی بودنمان افتخار میکنیم که از مجیز گویی به یزیدیان زمان مثل شما مدارک تقلبی ومشاغل انچنانی نداریم.
    وباید درشکه چی بودن برای شما نهایت پستی را داشته باشد چه
    ماشالله هزار ماشاالله همگی هواپیما سوار وماشین ضد گلوله سوار وحداقل
    زانتیا سوار که هستید.ومثل ما عقب مانده که نیستید که درشکه سوار باشید .
    هواپیما واتومبیلی که ببرکت علم ودانشی که در طول هزاران سال مفتخوری عمامه بسرها احتمالا در حوضه های علمیه تولید شده است.
    این تکنولزیها که روزانه هرکدام از شما حرف مفت زنها از هزاران هزار ان استفاده وسو استفاده میکنید نه مگر توسط همان غرب جنایتکار وصهیونیستها ساخته شده اند این حق من صهیونیست پرست است که اگر استفاده بکنم قدرش را هم میدانم واحمقانه تف ولعنت به سازندگان نمیفرستم.
    ولی در صدها سالی که اوضاع دست حوضه های علمیه بود وهزاران اخوند وعلامه مفتخور امدند ورفتند علم تولیدیشان چه بود؟
    اداب خلا واحکام صیغه .
    حیف انقدر هم نمیفهمید که اقلا خجالت بکشید.
    آهستان: خسته نباشي. عقده هات خالي شد؟!

    [پاسخ]

  8. سید علی سنائی
    2 فوریه 2009 در 19:21 | #8

    آقای احمدی،

    خوبه که بدونی که تمام، بله، “تمام” علوم امروز فقط و فقط مدیون علمای چند صد سال پیش دنیای اسلامه. توضیح نمی‏دم زیاد، برو این‏ها رو جستجو کن تا متوجه شی:

    – غیاث‌الدین جمشید کاشانی
    – ابوریحان بیرونی
    – ابوعلی سینا
    – جابر بن حیان
    – ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی
    – عبدالرحمان صوفی
    – ابوالوفای بوزجانی
    – ابونصر فارابی
    – محمد زکریای رازی
    – بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی
    – ابوسعید سجزی
    – خواجه نصیر طوسی
    – ابن هیثم
    – …

    این لیست تمومی نداره. این‏هایی که گفتم فقط برخی از ایرانی‏هاند. به همون اندازه از کشورهای مسلمان اطراف دانشمند مسلمان هست.

    باید جالب باشه برات بدونی که همه‏ی این افراد در عین دانشمند بودنشون از علمای اسلامی بودند و تمام علوم روز دنیا الان مدیون این‏هاست. “هرچی” که بخوای فکرش رو بکنی! بدون بزرگ‏نمایی. برای اثباتش برو یه ذره در موردشون تحقیق کن و اگر تونستی مستند اسلام و ساینس بی‏بی‏سی رو ببین تا متوجه شی.

    تو این مستند نشون می‏ده چه‏جوری دانشمندهای غربی از اثرات دانشمندان اسلام استفاده کردند و بعضا منبع رو از خودشون بروز ندادند.

    الان هم ایران سال‏هاست بیدار شده. من کاری به معیارهای بچه‏گونه ندارم، در عین این‏که ایرادات خیلی زیاد فعلی رو هم نمی‏خوام نادیده بگیرم. ولی ایران از یه کشور مصرف کننده و وابسته تمام عیار داره تبدیل داره می‏شه به یه قطب علمی و صنعتی. بر خلاف میل خیلی‏ها و سنگ‏اندازیشون تو همه‏ی این سال‏ها. می‏خوای بدونی چرا؟ یه ذره از وقتی که می‏ذاری برای شنیدن حرف امثال تاکسی‏سوارها؛ بذار روی تحقیق تو این زمینه و مقایسه زمانه.

    ان‏شاءالله اگر دنبال حقیقت باشیم، پیداش می‏کنیم.

    [پاسخ]

  9. احمد احمدی
    2 فوریه 2009 در 21:24 | #9

    جناب اهستان والله نه بالله نه یک ذره هم عقده هایم اینگونه خالی نمیشود.

    کفاف کی دهد این باده ها به مستی ما

    واما اقای سنایی

    از برنامه بی بی سی واسامی دانشمندان اسلامی وعلوم اسلامی گفته اید.

    ومتاسفانه شناخت نادرست غرب از شرق واز ایران ونظریه های نادرستی که در این مورد باب کرده اند باعث شده بسیاری از خود ایرانیان دچار توهماتی شوند که مطلقا درست نیست.
    ما از روایت غربیها قبول کردیم که مثلا خشایارشاه در حمله به یونان ششصد هزار سرباز همراه برد وفیلم مزخرف سیصد هم بر چنین سابقه ذهنی ساخته شد.وفقط افراد معقول در صحت این روایت مجعول فکر کردند.
    روایت اسکندر کبیر وذوالقرنین وحکمت ودانش اسکندر وبالا کسیدن او تا حد یک قدیس که اثارش هنوز در فرهنگ ما هست باز هم توسط دیگران بخورد ما داده شده است وما هم بدون مطالعه وتعقل پذیرفته ایم.
    وفقط چند سالی است که عده ای روی مساله مطالعه کرده ومتوجه شده اند که اسکندر یک جهانگشا ونابغه نظامی بود ولی نه حکیم ونه ذوالقرنین
    ونه حداقل برای ما جای احترام دارد که خونریزیها وقتل عامهایش در ایران کمتر از بقیه جهانگشایان نبود کما اینکه ایرانیان انزمان به او لقب اسکندر لعنتی دادند ونه اسکندر ذوالقرنین که قرنها در ایران باب بود.
    وداستان علوم اسلامی ودانشمندان اسلامی هم دقیقا از این مقولات است
    در قرون اولیه اسلامی ودر دوره حکومت بیگانه عباسیان ایرانیان بدبخت
    مجبور شدند بزبان عربی بنویسند واین کتابهای عربی زبان ایرانیان
    بیشتر از طریق اسپانیا به غربیها رسید وتوسط مسلمانان وانها به غلط اینها را دانشمندان اسلامی وعلوم اسلامی نامیدند واین توهم را ما هم باور کردیم.
    واین همان اندازه غلط است که ما تمام علوم امروزی را علم یهودی بدانیم وبنامیم چون حداقل هفتاد در صد نوابغ ودانشمندان نظیر انیشتین ونیوتونو
    فروید ووو یهودی بوده وما بقی مسیحی بوده اند پس علوم مسیحی است
    وبه این اعتبار هم اسلام بی نهایت عقب مانده تر از این دو دین است.
    علوم اسلامی چه ربطی به مکتب اسلام دارد؟ ایا فارابی یا ابوریحان بیرونی علم خود را از قران وحدیث گرفته اند؟
    اینکه ابوریحان هزار سال قبل وجود قاره امریکا را پیش بینی کرده اینکه خوارزمی جبر ومقابله رابوجود اورده اینکه تقویم جلالی هنوز صحیح ترین
    تقویم دنیاست ایا ربطی به علم اسلامی دارد؟
    ایا از تعالیم قران برای این اکتشافات بهره برده شده است؟
    واتفاقا اسامی را که ردیف کرده اید هیچکدام حجه الاسلام نبودند بجز ابن سینا وغزالی .
    وسینا میدانید که از علوم یونانی بهره برد واتفاقا اینگونه دانشمندان چیزی از علم را از اسلام نگرفتند بلکه تمام نبوغ خود را بکار گرفتند که بطریقی علوم یونان وسریانی را با اسلام تطبیق دهند واسلام در واقع مدیون ابوعلی سینا وامثالهم است نه اینکه بو علی سینا ویا علم او مدیون اسلام قران ویا احادیث باشد/
    وهم چنین این دانشمندان وشکوفاییشان مربوط به زمانی بود که اختناق شدید اسلامی هنوز درجامعه حاکم نشده بود واز زمانیکه اولا همین امام غزالی باسم اسلام فتوی معروف تکفیر فکر اندیشه وفلسفه را داد که جهل ونادانی سراسر جهان اسلام وایران را فرا گرفت تعقل واندیشه ازاد که بزرگترین فضیلت الهی است از جامعه ایرانی وبنفع اسلام وحوضه های اسلامی بکلی نابود شد.
    ودر ایران شاهدیم که بعد از زمان صفویه که اخوندیسم بر تمام شئون زندگی ایرانیان چنگ انداخت وبه حداکثر قدرت رسید علم دانش اندیشه وازاد فکری
    بکلی نابود شد ونهایت به این فلاکت رسید که رسیده ایم.
    امیدوارم وقتی دنبال حقیقت میگردی انقدر استقلال فکر داشته باشی
    که حقیقت ناب را بیابی نه ان چیزی که بخوردت میدهند.

    [پاسخ]

  10. 2 فوریه 2009 در 21:54 | #10

    امید جان، چون این‌جا نمی‌شود آنتی‌ اسپم نصب کرد، سعی کن از آنتی‌اسپم همراه سایت وردپرس استفاده کنی. :-) آهستان: سلام. خوب من گذاشتم اين بندگان خدا كمي عقده هايشان را خالي كنند. آخر مملكت كه همش استبداد هست اينها پس كجا درد دل كنند؟! ^_^

    [پاسخ]

  11. صادقی
    2 فوریه 2009 در 23:14 | #11

    آهستان عزیز!
    آخه من چی به تو بگم ؟! چرا حرفایی رو می زنی که احمقی! ببخشید روشنفکری!! مثل احمدی اعصابش خرد بشه و چاک دهنشو باز کنه هرچی فحش دنیا رو به 1400 سال تاریخ این مملکت بده!
    این بی سواد که نمدونه حوزه رو با ضاد نمی نویسند خیلی غلط می کنه به دانشمندان اسلامی که فخر ایران و اسلام و دنیا هستند توهین می کنه
    بهترین جواب امثال او این آیه قرآن است:
    «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»(سوره فرقان آیه 63) برای اینکه آقای باسواد!!! توی ترجمه اش نمونه و به مخش فشار نیاره ترجمه اش رو هم می نویسم:
    چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ می دهند

    [پاسخ]

  12. سید علی سنائی
    3 فوریه 2009 در 00:12 | #12

    آقای احمدی،

    معلومه مطالعاتی داری، ولی پر از القائات اشتباه، البته آشنا!

    نگران این نباش که کسی چیزی به خورد من داده باشه. سال‏های زیادی از بچه‏گی و الانم رو در همین غرب دارم زندگی می‏کنم. سالی هم دو سه باری به این سفر می‏کنم. با مسلمون و مسیحی و یهودی و باخدا و بی‏خدا هم حرف می‏شم. این رو گفتم که بدونی از دو طرف بی خبر نیستم.

    اتفاقا اون دانشمندها علومشون رو از قران و احادیث گرفتند یا عامل و قوه محرکشون قران و احادیث بوده. و علاوه بر دو نفری که نام بردی اکثر بقیه‏شون هم از علمای دینی بودند.

    بهایی که اسلام ناب به علم داده هیچ دین و مسلکی نداده. و انقلاب فکری-فلسفی که امامین باقر و صادق (ع) به راه انداختند در تاریخ سابقه نداشته. کاری به این ندارم که چه افراد زیادی بودند و هستند که به نام دین همه کاری می‏کنند. لعنت بر همشون که چهره دین رو خراب می‏کنند.

    آقای صادقی، ملا لقطی نباش، با یکی‏دو گلت املایی کصی بی‏صوات نمی‏شه. ایرادهای بچه‏گانه نگیر.

    [پاسخ]

  13. 3 فوریه 2009 در 00:06 | #13

    جناب احمدی،
    اگر علاقه به بحث دارید، و حتی اگر می‌خواهید درستی حرف خود را به دیگران نشان دهید، راهش این نیست.
    اگر فکر می‌کنید مبنای مشترکی برای بحث هست (انسانیت، خدا، …) می‌توان بر اساس همین مشترکات صحبت کرد، اگر نیست هم که هیچ … .

    [پاسخ]

  14. سلام به همه
    12 فوریه 2009 در 11:10 | #14

    اقای احمدی
    شما با این حرفهایی که زدی و چیزهایی که نوشتی نشون دادی که چیزی از خدا و قران و اسلام که نمی دونی هیچ حتی با اون ها هم مخالفی. اگه شده فقط یک بار قران را با معنی بخونی می فهمی که همه علومی که الان دانشمندان غربی ای که شما میگی به آنها دست پیدا کرده اند و دانشمندان اسلامی هیچی از آنها نمی دانند و اگر میدانند از اونها یاد گرفته اند همه و همه در قران اومده البته برای کسانی که تعقل کنند (جمله ای از خود قران) تعداد زیادی از احادیث و کتاب های ائمه هم در مورد علوم مختلف در همه زمینه هاست و اونهایی هم که در مورد مسائل شرعی است بعضی از ااین روایات در حال حاضر، همین دانشمندان غربی دارن کشف می کنند که به سلامت هر چه بیشتر انسان ها کمک می کنه هم سلامت روانی و هم سلامت جسمی. اگه باور نداری یکم تحقیق کن در مورد مسائل شرعی و در مورد تحقیقاتی که دانشمندان غربی دارن کشف می کنند اگه یکی نبود اونوقت بیا هرچی دلت می خواد به خدا و پیغمبر و امامان و هر کسی که دلت می خواد فحش بده و تهمت بزن

    [پاسخ]

  15. آدم
    14 مارس 2009 در 09:01 | #15

    واقعا از آدماي ريا كار و پست و نادون مثل آخوندا و امثال آخوندا كه مغز ملتو شستشو ميدن و بيت المال كه هيچي از خاك ايرانم نميگذرن و غارت ميكنن حالم بد ميشه خيلي بد در حد اوق اوووووووووووووووووق.
    اين آخوندايي كه نه سربازي ميرن نه كار ميكنن فقط حرف ميزنن رياكارن انقدر ميخورن كه شيكمشون داره ميتركه نبايد انتظار داشت كه به فكر فقرا باشن
    اينا فكر ميكنن امام زمان دوسشون داه واقعا خنده داره امام زمان اگه ظهور كنه اولين كسي كه نابود ميكنه همين آخوندا و امثال احمدي نژاده. لعنت خدا بر ظالمان ريا كار ان شاالله. لعنت خدا بر اين ظالمان ريا كار كه مردمو از نظر جسمي و روحي مريض كردن و جونهارو افسرده و بيكار و معتاد و تقريبا همه جونها افسرده و مجرد هستن خدا لعنتشون كنه
    جهنم براي اين رياكاران كمه و لعنته الله علي القوم ظالمين و رحمه الله علي القوم المومنين. خدايا ظالمان رياكار را نابود كن خداااااااااااااااااااااااااااااا
    آهستان: خسته نباشی آدم عزیز!

    [پاسخ]

  16. ايراني
    3 آوریل 2009 در 16:11 | #16

    سلام به همه ي دوستان
    نبايد در مورد گروهي به طور مطلق صحبت كرد.
    مثلا شما نميتونيد بگيد آخوند ها خطا كارند يا درست كار.

    در مورد نقش روحانيت هم بله حق با آقاي احمدي و …. است (البته به نظر من) اما من يكم نظرم متفاوت هست.
    درسته در گذشته (بعد از قرن سه تقريبا) و تا قبل از ورود امام خميني به صحنه عموما روحانيت در پيشرفت علم و فناوري در كشور نقش چنداني نداشتند اما كافيه به رشد علم و فناوري در اين سي سال در كشور توجه كنيم. كشوري كه در دوران رژيم قبل سياست بر اين بود كه علم رو تقليد كنيم (بدون توليد علم) و مسلما اگر اين سياست تا امروز ادامه داشت الان وضع كشور بسيار بدتر از امروز بود.
    امروز ما ماهواره در فضا داريم در حالي كه بسياري از كشورهاي پيشرفته هنوز به اين فناوري نرسيده اند. فناوري هسته اي و سلولهاي بنيادي و نانو رو داريم كه خيلي ها ندارند.
    و اين تاثير رهبري يك رهبر هستش كه اتفاقا عالم ديني هم هست.
    درسته كه كشور مشكلاتي هم داره اما بايد توجه كنيم كه اين مشكلات براي همه ي كشورهاي در حال توسعه پيش مياد . حتي كشورهاي توسعه يافته و حتي امريكا هم همين مشكلات رو داره. مشكل مسكن و بيكاري امروز در امريكا رو همه اطلاع دارند.

    در پايان هم لعنت ميفرستم به كساني كه به نام دين چهره ي دين رو خراب كردن و يك ملت رو سياه بخت……….. لعنت……….

    [پاسخ]

  17. مسافر
    4 اکتبر 2009 در 11:16 | #17

    به نام او
    کسی که با قرآن آشناست می داند که به اندازه انجام تکلیف باید وقت صرف هدایت گمراهان کند
    اسراف در وقت باعث جلب توجه به (بعضی ها) می شود و از همه بدتر از یادگیری و پرداختن به مسایل مهمتر بازمیمانیم

    [پاسخ]

  18. سروش
    5 نوامبر 2009 در 16:34 | #18

    با آدم موافقم
    آهستان: شما هم خسته نباشيد.

    [پاسخ]

  19. بیژن
    24 نوامبر 2009 در 13:14 | #19

    مملکت ما به اندازه کافی دشمن خارجی دارد بیائید دست در دست هم دهیم به مهر میهن خود را کنیم آباد

    [پاسخ]

  1. 6 فوریه 2009 در 12:45 | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: