خانه > جامعه, شخصي > جمعه خونین و سرودی که نوستالژی شد

جمعه خونین و سرودی که نوستالژی شد

نهم مرداد ماه مصادف بود با سالروز جمعه خونین مکه در سال ۶۶٫ جمعه خونینی که در آن مزدوران وهابی عربستان با به خاک و خون کشیدن زوار مظلوم و بی‌گناه ایرانی لکه ننگی در تاریخ سراسر جنایت خود به یادگار گذاشتند. صدها حاجی بیت‌الله‌الحرام که در مراسم برائت از مشرکین آن سال، شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر می‌دادند به یکباره در محاصره نوکران و جیره‌خواران آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و مظلومانه به شهادت رسیدند. در این حادثه بیش از ۵۰۰ نفر شهید و ۴۷۱۳ نفر دیگر نیز مجروح شدند. تاسف‌بار تر اینکه ۲۰۸ نفر از کشته‌ها را زن‌ها تشکیل می‌دادند. در میان کشته‌ها زواری از کشورهای پاکستان، فلسطین و چند کشور دیگر نیز دیده می شد. مجروحین نیز شامل حجاج کشورهای ترکیه، لبنان، افغانستان، الجزایر، مصر، کانادا، پاکستان و هندوستان و … بودند. اگر چه حاکمان وهابی عربستان بلافاصله با جنجال رسانه‌ای به انعکاس وارونه این حادثه اقدام کردند و با اظهاراتی مضحک مدعی شدند که شیعیان ایرانی قصد داشته مسجد الحرام را ویران و مسلمین را به سوی جمکران دعوت کنند، اما این تبلیغات ریاکارانه هیچگاه نتوانست مانع از افشای چهره شیطانی آنها شود. از فردای همان روز، زوار و نویسندگان مسلمان بی‌شماری در سراسر دنیا با نوشتن خاطرات خود، این قتل عام وحشیانه را به گوش جهانیان رساندند. به عنوان مثال «ظفر بنگاش» مسلمان مقیم کانادا که خود از شاهدان حاضر در آن معرکه بود، با نوشتن کتابی تحت عنوان «کشتار مکه و آینده حرمین» به ثبت گوشه‌هایی از جنایات وحشیانه حاکمان سعودی و نیز بیان مشاهدات ۵ شاهد دیگر پرداخت:

«… قطعات بزرگ سنگ، بطری و تکه‌های سیمانی بر سر و شانه و پشت مردم فرود می‌آمد و آنها را به زمین می‌زد…. نیروهای امنیتی سعودی به جای متوقف کردن این حمله، تازه به جمع حمله‌کنندگان پیوستند و شروع به ضرب و شتم راهپیمایان کردند. آنها کاری به این نداشتند که چوبدستیشان به چه کسی می‌خورد. بیشتر ضربات چوبدستی آنها به معلولین در صندلیهای چرخدار اصابت می‌کرد که بلافاصله آنها را به زمین می‌انداخت. آنچه ایرانی‌ها را به ویژه ناراحت کرد، نحوه حمله به زنها و جانبازان و ضرب و شتم آنها بود. تعدادی از ایرانی‌ها چوبهای پرچمهایشان را برای دفاع از خود به چوبدستی تبدیل ساختند. بلافاصله گارد ملی مسلح به تفنگ ام-۱۶ و مسلسلهای کوچک از کامیونها بیرون ریختند و به خیابان آمدند. همزمان کامیونهای حاوی گاز اشک‌آور شروع به شلیک گلوله‌های مخصوصشان به داخل جمعیت عظیم کردند. شمار زیادی از این گلوله‌ها در قسمت زنها افتاد که اثر آن فاجعه آمیز بود. مردم که از درد به خود می پیچیدند نه می‌توانستند ببینند و نه می‌توانستند نفس بکشند…

روشن نیست که دقیقا در چه لحظه‌ای دستور عدم ادامه مقاومت به ایرانی‌ها داده شد. اما به مجرد اینکه مسلسلها شروع به آتش کردند، مردم که قبلا مات و مبهوت شده بودند، به زمین نشستند و دستهایشان را بر روی سرشان گذاشتند. آتشباری برای مدتی ادامه داشت و در حدود ساعت هفت و ده دقیقه بعد از ظهر بود، متوقف شد. ولی نیروهای سعودی حمله به حجاج را کماکان ادامه دادند، به ویژه حمله به ایرانی‌ها را با چوبدستی و در این میان کسانی که ایستاده بودند شدیدا مضروب شدند. نحوه برخورد سربازان سعودی این طور بود که دسته‌ای از سربازان به طرف چند ایرانی یورش می‌بردند، آنها را محاصره کرده و شروع به کتک زدن آنها می‌کردند. این حملات تا یک ساعت دیگر ادامه یافت و ایرانیانی که در این قسمت بودند اجازه نیافتند حتی برای اقامه نماز سرپا بایستند… کسانی که توانسته بودند از صحنه بگریزند، حالا شناسایی شده و مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. نیروهای امنیتی سعودی جستجوی خانه به خانه را نیز شروع کردند…»

پی‌نوشت:

۱- پس از آن حادثه دردناک، سرودی از تلویزیون ایران پخش شد که خیلی زود در دلهای مردم ایران جا گرفت و به زمزمه بیشتر مردم تبدیل شد. سرودی با نام «شقایق کی پر پرت کرده؟» که توسط گروه معروف «بچه‌های آباده» به مناسبت جمعه خونین مکه اجرا شده بود. آنروزها شنیدن این آهنگ و سرود تا حد زیادی توانست مظلومیت شهدای ایرانی خانه خدا را به جامعه منتقل کند. خوشبختانه من این آهنگ را از همان زمان ضبط کرده بودم و مدتها بود که تصمیم داشتم آنرا برای یادآوری آن روزهای دردناک در وبلاگم قرار دهم.
این سرود خاطره‌انگیز و نوستالژیک را می‌توانید از  اینجا دانلود کنید.

۲- چند ماه پیش در کنار جمعی از دوستان وبلاگ‌نویس نشسته بودم، یکی از رفقا طبق معمول مشغول جستجو در میان صفحات اینترنتی بود که ناگهان صدایی آشنا و غریب دلم را لرزاند، صدایی که باعث شد تا سالهای تنهایی و دلتنگی‌ام پرواز کنم . بله این صدا، صدای بچه‌های آباده بود که با مظلومیتی تمام و بغضی شکسته، مادرهایشان را صدا می‌زدند و درباره پدرهای شهیدشان می‌خواندند. شنیدن این نوای خاطره‌انگیز باعث شد تا بی‌درنگ «دردهای نوستالژیک» را بنویسم. همزمان یکی دیگر از دوستان دغدغه‌اش را اینگونه بیان کرد :«آقای ضرغامی! انقلاب را از آرشیو مظلومیت بیرون بکشید!»

البته گویا آقای ضرغامی با درک پیام این نوشته ، امسال بر ما منت نهاده‌ و با تهیه و پخش مجموعه «سیره عملی روح‌الله» گوشه‌ای ناچیز از آرشیو باارزش صدا وسیما را در اختیار عموم قرار دادند. بی‌جهت نیست که نمایندگان ملت، با اظهار شادی و شعف از این اقدام، پیام تبریکی برای جناب ضرغامی فرستادند، گویی آقای ضرغامی این تصاویر را از جیب مبارک خودشان به ما هدیه داده‌ بودند!

آنچه معلوم است، این تصاویر و این آهنگها، بیان کننده خاطرات تلخ و شیرین روزهایی است که هر کدام، دردها، غمها، شادی‌ها و مناسبتهای مختلف آن روزگار را برای ما یادآوری می‌کند. تصاویر و آهنگهایی که شاید بیشتر از هر سخنرانی و برنامه دیگر، حس و حال آنروزها را به نسل‌های بعدی منتقل می‌کند.

۳- در پایان از همه کسانی که در آرشیو شخصی‌ خود قطعاتی از این دست را در اختیار دارند، تقاضا می‌کنم که در صورت امکان تا زمانی که آقای ضرغامی تصمیم مناسبی در این خصوص بگیرند، تصاویر و آهنگهایشان را در دسترس دیگران نیز قرار بدهند!

سرود مادر مادر با صدای بچه های آباده

شقایق کی پر پرت کرده

 

  1. ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۰ | #1

    سلام. موسسه آرمان اینکار را داشت انجام میداد که فیلتر شد.

    [پاسخ]

  2. احد
    ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۰۸:۴۳ | #2

    یادش به خیر یکی از جانبازان که یک دستش هم قطع شده بود تعریف می کرد در همان روز فاجعه در حالی که لباس عربی به تنم بود به پشت بام یکی ازساختمان هایی که مامورین در حال پرتاب اشیا به روی سر مردم بودند دویدم و در یکی از گوشه های بام بی سروصدا به پشت سر یکی از این اشقیا رفتم وتا آمد به خود بجنبد اورا روانه کف خیابان کردم و دیدم مغزش ترکید وبه درک واصل شد .

    [پاسخ]

  3. آرش
    ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۰۸:۵۱ | #3

    گه خوردین رفتین علیه اونها شعار دادین!!گه خوردین رفتین انقلاب صادر کنین!!اگه یه خارجی این کار رو تو ایران می کردین ننشو جلوی چشاش .. !!!! خوب اونها هم همینطوری …!!!از چی ناراحتین ؟ خوب کاری کردن !!اگه جلوتونو نگرفته بودن الان داشتین ملک عبدا.. رو انگل می کردین
    آهستان: از عموم خوانندگان عزیز بخاطر بی شعوری این نویسنده عزیز معذرت می خواهم. البته این بنده خدا آشناست چون قبلا هم اینجا نظر داده!! به هر حال اینرا حذف نکردم تا مخالفان بی شعور را بهتر بشناسیم! البته بین مخالف بی شعور و مخالف آگاه فرق بسیار است

    [پاسخ]

  4. سعيد
    ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۰۹:۲۴ | #4

    دمت گرم . چند وقت بود دنبال این سرود ها بودم. ای‌ول.

    [پاسخ]

  5. بهین
    ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۰۹:۳۳ | #5

    من یه سوالی دارم واونم اینه که اگه یه عده توی ایران چنین کاری بکنن شما ها چه کاری باهاشون می کنین . بنظر من خیلی بدتر از کاری که عربها کردن شما انجامش می دین . پس ایرادی بهشون نگیرین . گرچه دلم برای هموطنامون سوخت که قربانی سیاست بازی سیاست مداران شدند و بدون اینکه کسی از سیاست مدارها خونی از دماغش ریخته بشه اونها دچار بد حادثه شدند.
    آهستان: اولا ایرانی ها چند سال بود که مراسم برائت از مشرکین رو برگزار می کردند . ثانیا ایرانی ها همیشه با هماهنگی با حاکمان عربستان این کار رو می کردند (مدارکش موجوده) ثالثا همون سال هم با هماهنگی کامل عربها این مراسم در حال برگزاری بود، اما هرگز فکر نمیکردند که این مشکل پیش بیاد . ضمنا مگه ایرانی ها داشتند علیه عربها و ملک فهد شعار می دادند که بگیم این کار غیر قانونی بوده؟؟؟ اونها داشتند علیه مشرکان زمان و آمریکا و اسرائیل راهپیمایی آرامی برگزار میکدند… نمیفهمم کجای این کار غیرقانونی بوده؟

    [پاسخ]

  6. ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۳ | #6

    برات متأسفم. میدونی چرا؟ چون ذهن کوچکت نمیفهمه که لت و پار شدن یک عالم ایرانی اونجا باعث افتخار نیست که از آرشیو بکشند بیرون.
    این حکومت بدبخت بیزوری که یه بمباران هوایی نمادین هم حتی تو بیابانهای خالی عربستان به نشانه اعتراض انجام نداد این باعث ننگه!
    حکومت بدبخت پر مدعا که صداش فقط سر ما رعیت بلنده.

    [پاسخ]

  7. ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۵ | #7

    راستی برات بگم چند تا ایرانی سراغ داری که تو مملکت خودشون برای گرفتن حق یه عده زن یک عده کارگر که چند ماهه حقوق نگرفتند یه اعتراض ساده کردند و تمام! اعدام!

    [پاسخ]

  8. ۴ آبان ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸ | #8

    والا نمیدونم چی بگم، با این نظرات… فقط یه آه بزرگ میکشم، از ته دل، همین.

    [پاسخ]

  9. ابوذر
    ۱۴ آبان ۱۳۸۷ در ۰۷:۴۹ | #9

    سلام ممنون از سرودها
    بقیه سرودهای بچه های آباده رو از کجا میشه تهیه کرد
    یاد بابام افتادم

    [پاسخ]

  10. ساسان
    ۱۸ بهمن ۱۳۸۷ در ۰۰:۵۰ | #10

    با سلام به قول دوستمان فقط باید آه کشی آنهم آهی به خاطر جهل جاهلان و دردی از درون آدمی به اینکه چرا بدون علم و تعمق و تفکر اظهار نظر میکنیم چرا با اندک سوادی گمان میکنیم که به همه علوم مسلطیم چرا در همه زمینه ها خودمان را صاحب نظر میدانیم و بسیاری از این چرا ها که در ذهن مثل من باقی میماند.آنچه را که اکثر ما میگوییم از زبان دیگران میشنویم دیگرانی که اگر به اصل و منشاء آن برسیم میبینیم که عده ای مغرض کینه توز و لجوج آنرا ترویج میکنند . اما ما نمیخواهیم از عقلمان استفاده کنیم ….در کجا بوده که کسی را به خاطر اعتراض به نگرفتن حقوق اعدام کردند؟؟؟؟؟؟این چه حرف ابلهانه ایست؟و اینکه خانه کعبه مال آل سعود نیست. این مراسم جزوی از مناسک حج است که آل سعود شرعا باید به آن گردن بگزارندو به قول مدیر محترم مگر به عربها یا آل سعود توهین کردند هر چند اینان اینقدر نوکرند که وقتی به اربابانشان بد بگوییم از کوره در میروند و جنایت میکنند. از مدیر محترم به خاطر این وبلاگ تشکر میکنم

    [پاسخ]

  11. محمد یزدانی
    ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۹ | #11

    تشکر.
    به حرفهای یک عده سبک مغز شایعه باف اهمیت ندهید.
    کار شما ارزشمند است.

    [پاسخ]

  12. لعیا
    ۲ آبان ۱۳۹۱ در ۱۴:۲۱ | #12

    خوب است که یادی از فاجعه جمعه خونین کردید ولی ای کاش همه حرف و حدیثها را می گفتید از جمله پیدا شدن مواد منفجره در ساک حجاج و احساس خطر سعودی و مخالفت انها با برگزاری تظاهرات به دلایل امنیتی و لجبازی مسئولان ایرانی و استفاده از زنان و جانبازان به عنوان سپر انسانی و …

    [پاسخ]

  1. ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ در ۱۳:۲۰ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: