خانه > اينترنت, سياست, فرهنگ و هنر > كتاب‌سوزي فقط بخاطر دموكراسي!

كتاب‌سوزي فقط بخاطر دموكراسي!

اگر در دوره‌اي از تاريخ، مغول‌هاي مهاجم و مسيحيان متعصب و صليبي، بر اثر ناداني و وحشي‌گري خود كتاب‌ها و كتاب‌خانه‌ها را آتش مي‌زدند، امروز بعضي آدمها به بهانه دموكراسي و آزادي بيان و «زنده باد مخالف من» كتاب‌ها را مي‌سوزانند!

فرق اين آدم‌هاي متمدن با آن مغول‌هاي وحشي اين است كه مغول‌ها لااقل ادعاي فهم و شعور و منطق نداشتند، اما اين جماعت سالها با پز و پيپ روشنفكري، فهم و شعور و منطقشان را چون چماق بر سر ما كوبيدند.

مغول‌ها لااقل ادعا نمي‌كردند كه بايد صداي مخالف را  هم شنيد، اما اين جماعت بزرگترين شعارشان همين شنيدن صداي مخالف بود. مغول‌ها لااقل به آراي مردم اعتقادي نداشتند و به راي خودشان عمل مي‌كردند، اما اين‌ها هميشه ادعا مي‌كردند كه بايد به آراي مردم احترام گذاشت.

و مهمتر از همه اينكه آنها مغول بودند، اينها روشنفكران ايراني؛ مغول‌ها در چند قرن پيش كتاب‌ها را آتش مي‌زدند، اما اين جماعت روشنفكر، در قرن 21 مي‌خواهند يك كتاب آتش بزنند! چرا؟ چون نويسنده آن كتاب در انتخابات رياست جمهوري، از كانديداي مورد نظر آنها حمايت نكرده و از احمدي‌نژاد حمايت كرده است. جنايت از اين بزرگ‌تر؟

لينك‌هاي مرتبط:

خواب اقاقيا: شنيدم كساني قرار است همين روزها در يك حركت نمادين چندين جلد از ” كافه پيانو”ي پدرت را در مقابل “نشر چشمه” بسوزانند… من هم در اين برنامه شركت خواهم كرد . عكس‏اش را براي پدرت مي‏فرستم! (نويسنده اين عبارات، بعد از آنكه عصبانيت و احساساتش فروكش كرد و وقتي متوجه شد كه آتش زدن كتاب با ادعاي روشنفكري خيلي منافات دارد،  خيلي راحت حرفش را پس گرفت و توضيحي نوشت كه: من قصد آتش زدن ندارم، فقط كتاب را پس مي‌دهم!)

گفتمگفت: چرا «کتاب‌سوزان» و چرا «کافه‌پیانو سوزان»؟! + [قسمت اعظم آن توهین‌‌ها و تهمت‌ها، از انگلستان بود که می‌رسید!] : «کثافت! فکر کردی پس کی اون کتاب آشغال‌تو خرید؟! همین ما بچه بالاشهری‌ها. همین ما ونکی‌ها. اون گداگشنه‌های خنگِ احمدی‌نژادی که کتاب نمی‌دونن چی‌یه بدبخت. از گشنگی نون ندارن بخورن، کافه‌پیانو خریدن‌شون چی بوده بیچاره. فکر کردی با چاپلوسی کردن واسه احمدی‌نژاد، بچه‌حزب‌الهی‌ها می‌ریزن تو کتابفروشی‌ها کتاب‌تو می‌خرن؟! کورخوندی عقده‌ای»!

  1. علی
    7 جولای 2009 در 14:38 | #1

    من که نه این آقا رو میشناسم و نه کتابشو خوندم. اما توی وبلاگ گردیام متوجه شدم جانبداری این آقا از ا.ن. خارج از انتظار بوده و احتمالاً با موضع گیری های قبلیش خیلی متفاوته.

    من طرفدار میرحسینم.

    به شخصه حق میدم که یک آدم از کسایی که فکر میکرده خوب فکر می کنند و با انصاف هستند و در تقابل این زیبایی و صداقت و عقلانیت آشکار در مقابل زشتی و وقاحت و بی خردی آشکار ، موضع گیری شجاعانه ای داشته باشند ولی راه منفعت طلبی و عافیت طلبی را پیشه کرده اند یا نفمیده اند یا خود را به نفهمی زده اند عصبانی باشد. همانطور که من هم از بعضی از کسانی که می شناختم و حتی از بعضی از اطرافیانم عصبانی هستم.

    به نظر من مقایسه ی این نوع آتش زدن آگاهانه( هر چند منشأش عصبانیت باشد) با آتش زدن از نوع مغولانه اش به دور از انصاف است. انگار شماها به این نوع مقایسه ها عادت دارید. همانطور که تا تقی به توقی می خورد طوق لعنت آن بنی صدر فراری را به گردن هر که دلتان بخواهد می اندازید.

    من فکر می کنم بهتر باشد شما کمی دربازه ی راههای اعتراض کردن فکر کنید. شما وقتی می خواهید اعتراض کنید چه می کنید. آن ها از انتخابشان به شدت پشیمانند و حالا کتاب خودشان را می خواهد آتش بزنند. کتاب دیگری را که نمی سوزانند. آیا این حق را ندارند؟؟؟!!!

    [پاسخ]

  2. 7 جولای 2009 در 14:46 | #2

    جدا که از مهمل گفتن کم نمی آورید!!
    اولا: اون عکس های کذایی رو دیدم و هزار بار هم گفتم اون ها عکس محصولیه!! من عکس محمود رو گفتم نشونم بده!! نه محصولی!!افتاد الان؟!؟!
    ثانیا:
    مسلما الان میگی محمود اونقدر سر به زیر و غیر ریاکار و مخلص و ….!!!! بوده که یکدونه عکس هم نگرفته!!
    ثالثا: من مدرک خواستم و نه لزوما عکس!! البت نه از نوع اون مدارکی که همیشه در توهمات آقایان موجوده و در عالم واقع خبری ازش نیست!!
    رابعا:
    باز یک شایعه از چند تا آدم جوگیر شنیدید و آمدید برایش یک پست گذاشتید و فریاد وافرهنگا!! سر دادید؟!؟!
    مغول و کتاب سوز دار و دسته شما و آن انصار حزب الله ( حزب شیطان) هستند که در روز روشن ریختند توی دانشگاه و وحشی گری در آوردند و کتابخانه ها و آزمایشگاه ها را هم ویران نمودند!!
    اگر برای این تگذیبیه درست نمی کنید باید بگم خودم در دانشگاه شاهد این وحشی گری بودم و گاز اشک آوری را که در نوارخانه انجمن اسلامی انداختند و آن استاد آزمایشگاهی را که کتک خورده بود دیدم!! می توانید کامنتم را تایید نکنید و باز هم خودتان را به ندیدن و ندانستن بزنید.
    آقای آهستان، دوست عزیز!
    این کیهان خواندن و رجانیوز خواندن، عاقبتش همین تهمت ها و فرافکنی هاست!! کی مغوله؟! لباس شخصی ها مغول و تاتار نیستند که هر گندی بخواهند می زنند و هیچکس هم جلودارشان نیست؟!
    بنده دانشجوی دانشگاه تهران هستم و می بینم16 آذر هر سال لباس شخصی ها چطور مثل مور و ملخ دور تا دور دانشگاه را می گیرند. باتوم و اسلحه شان را هم دیده ام. رفتارشان با دانشجویان را هم دیده ام.
    وقتی منبع خبری شما بیست و سی!! و کیهان و جوان و رجانیوز و رسالت و….باشد، مسلم است که ظلمی را که مظلومان از دیدنش!! آه و فغان سرداده اند، را توهمی بیش نیانگارید!!

    [پاسخ]

  3. م
    7 جولای 2009 در 15:09 | #3

    رهبر جمهوری اسلامی معترضان هفته های گذشته به نتایج انتخابات را “اقلیتی افسرده و ناراحت” توصیف کرد.
    آیت الله علی خامنه ای گفت “این که عده ای نامزد مورد نظرشان رای نیاورد و احساس افسردگی و ناراحتی کنند طبیعی است و معنای این مساله اغتشاش گری نیست.”
    رهبر ایران گفت که رسانه های آمریکایی و اروپایی با معرفی مردم ایران به عنوان اغتشاشگر به ملت ایران اهانت کرده اند.!!!
    خیلی جالبه نه؟؟شما آقایان ذوب در ولایت که گوش دادید حرفاشونو؟؟!!
    خوب حرفای خودشونو می ذارن تو دهن دیگران.نزدیک به سه هفته اس که تو همه روزنامه های دولت و این صدا سیمای بی وجدان همش می گه اغتشاشگران!! اونوقت حالا می گن آمریکایی ها مردم رو اغتشاشگر نامیدند؟؟!! تا جایی که ما شنیدیم آمریکایی ها می گفتند باید به حرفها و اعتراضات مردم ایران توجه شود!!(هر چند که توی صدا و سیما مردم اغتشاشگران ترجمه می شد.)و اینا بودن که همش می گفتن اینا اغتشاشگران که تو خیابونا راهپیمایی می کنن!
    نمی دونم چرا اینا انقدر مردم رو احمق فرض کردند..
    آهستان: بالاخره ما نفهميديم شما جزو اغتشاش گران هستي يا مردم؟ چون خود ميرحسين موسوي هم به صراحت گفت اونهايي كه اتوبوس و بانك رو آتش ميزنند، از من نيستند! حالا تو چرا خودت رو جزو همون دسته اغتشاش گر مي دوني؟! خيلي جالبه

    [پاسخ]

    م پاسخ در تاريخ جولای 7th, 2009 10:33 ب.ظ:

    شما یا واقعا نفهمی یا خودت را به نفهمیمی زنی!! من میگم این آمریکایی ها حتی یکبار هم نگفتن اغتشاشگر!! اونها بار ها اعلام کردند که باید به اعتراض “مردم” رسیدگی بشه.نباید با “مردم” برخورد شه.حالا رهبر اومده می گه اونا به مردم ما توهین کردن وگفتن اغتشاشگر!!
    با پیچوندن مسایل سعی نکن اصل مسیله رو انکار کنی!!
    امشب محمود با صداقتتون اومده می گه در کشور ما آزادیه!!!دیگه خنده دارتر از این حرفی میشد بزنه!! نه جون خودت حرفش خنده دار نبود با این وضع موجود؟؟.. اومده با صداقت تمام میگه من از برخورد نظامی با مردم ناراحتم.از اینکه فرهنگ روبا مسایل نظامی بخوان به مردم یاد بدن ناراحتم.. همین قبل انتخابات بود که رییس نیروی انتظامی رسما اعلام کرد که آقای احمدی نژاد درخواست گشت ارشاد رو داده و تاییدش کرده!!
    لینکشم همون قبل انتخابات برات گذاشتم!
    اونوقت تو بیا اینجا با پیچوندن مسایل سعی کن که همه دورورییها و تناقض ها رو توجیه کنی!!

    [پاسخ]

  4. معین
    7 جولای 2009 در 15:25 | #4

    کار اشتباه اشتباهه حالا هر کس اون رو مرتکب شده باشه ولی تعمیم دادن یه رفتار به یه جریان و یا حتا زیر سوال بردن کلی یک نفر به خاطر ارتکاب به یه اشتباه هم اشتباهه. همه باید یاد بگیریم در نقد، رفتار و فقط همون رفتار خاص رو نقد کنیم نه کل شخصیت یک نفر یا یک جریان رو.

    [پاسخ]

  5. آرزو
    7 جولای 2009 در 15:47 | #5

    آهستان عزیر حقیقتش این طرفدارهای موسوی انقدر تو این سایت بی انصافانه و بی منطق صحبت می کنن که طرفدارای دکتر دیگه دل و دماغ کامنت گذاشتن رو ندارن

    یه حرفو 20 بار باید تو کامنت های مختلف تکرار کنی آخرش باز می گن:

    احمدی نژاد ما رو خس و خاشاک خونده!!!!

    واسه این قماش دیگه فایده نداره

    ببند برو دنبال زندگیت

    [پاسخ]

  6. آرزو
    7 جولای 2009 در 15:55 | #6

    از یه طرف می گن احمدی نژاد عوام فریبه

    خوب آدمای با شعور گیرم که دکتر عوامفریبه و شما راست میگی
    خوب همچین آدمی میاد 16 مییون نفر رو با یک عبارت” خس و خاشاک” با خودش لج کنه!!!
    دیگه یه بچه 4 ساله هم الان سیاست داره چه برسه به احمدی نژاد که خداییش زرنگ تر از این حرفاست

    فقط منتظرن یه بهونه پیدا کنن به این بیچاره گیر بدن

    [پاسخ]

  7. 7 جولای 2009 در 16:13 | #7

    معنی شعار ” زنده باد مخالف من ” را هم فهمیدیم!

    [پاسخ]

  8. amir
    7 جولای 2009 در 17:59 | #8

    ان زمان که دوستان بسیجی تان به بیت اقای منتظری حمله کردند و حتی قران ها را سوزاندند شما نگران کتاب سوزی نبودید
    آهستان: ممنون. پس نتيجه مي گيريم كه كتاب سوزي كار خوبيست!

    [پاسخ]

  9. amir
    7 جولای 2009 در 18:06 | #9

    همچنین وقتی دوستان بسیجی به خوابگاه کوی دانشگاه حمله کردید و به خاک خون کشیدید و حتی کتابخانه ها سوزاندید و قران ها آتش گرفت
    شما چه جوری جون می دید چه جوری می خواهید جواب خدا رو بدید

    [پاسخ]

  10. 7 جولای 2009 در 18:29 | #10

    موسوی قبل از انتخابات به تایم چه گفت؟
    http://www.moshkan.com/modules.php?name=News&file=article&sid=820

    [پاسخ]

  11. کشکول
    7 جولای 2009 در 19:17 | #11

    آهستان نگرانی ات قابل تامل است و بی اغراق قایل تقدیر؛ا افسوس که مطابق ذهنیت خودتان مدرک جمع می کنی .از عکس آن مردی که تفنگ اسباب بازی دست گرفته بود تا مراسم کتاب سوزان اخیر.
    پس خواهش می کنم به پیوند زیر نیز سر بزنید یا از سر انصاف آن را در مطلبتان بگنجانید؛صرفاً نگردید و آنچه پسندتان است از واکنش (آنهم مجازی نه عملی) آدمهای زخم خورده مدرک جمع کنید و بر سرشان بکوبید.شما با دیگر طرفداران احمدی نژاد تفاوت دارید:

    http://www.natoor.com/2009/06/1565.php

    “آقای جعفری، شما «نویسنده»‌ی خوبی هستید، همه‌ی آن‌ها که اندکی انصاف دارند و داستان‌های کوتاه شما را هم خوانده‌اند این را خوب می‌دانند؛ …
    جای کتاب شما اما در کتاب‌خانه‌ی من نیست، همان طور که جای فیلم‌های مسعود ده‌نمکی در خانه‌ی من نیست؛ حالا می‌خواهید میلیاردی شوید یا جهانی، برای من فرقی نمی‌کند.”

    [پاسخ]

  12. سید مجتبی
    7 جولای 2009 در 19:33 | #12

    آخر دوست عزیز! مغولها دچار جهل ساده بودند و این جماعت بد ذات مبتلا به جهل مرکبند و خود این مصیبتی است عظما!! این جانوران انسان آدم نما به راحتی خوردن آب ؛ مسجد به آتش می کشند و قرآن می سوزانند آنگاه تو از تهدید فرهاد جعفری و آتش زدن کتابش شکوائیه نوشته ای ؟؟؟!!!
    این ابلیسهای در لباس انسان خزیده با بی شرمی عصمت پیامبر و حقانیت وحی ؛ زیر سوال می برند و معصوم به پای میز محاکمه می کشند و سنت ائمه را تاریخ گذشته و دست و پاگیر می دانند آنگاه تو توقع رحم از این جماعت نسبت به نویسنده ای دگر اندیش داری ؟؟؟!!!! زهی خیال باطل ! برادر ! جامعه ی چند صدایی؛ چماقی است بس مهلک در دستان تا آرنج در خون این خوش ظاهران بد باطن تا هر که را که مخالف عقایدشان است به بدترین روش ها و منشها بکوبند و برانند !!!
    این دغل جماعت کذاب مستبد خوش خط و خال زهر دار منجمد الفکر ؛ اگر مدحشان را بگویی و پا بر دمشان نگذاری می شوی خورشید آسمان هنر و ادب و اندیشه …!!!
    اباطیلت می شود فتاوای لازم الاجرای اعلم العلماء ؛ که دیگر تقلید نه کار میمون است و علامت عقب افتادگی !! می شوی امامزاده ی واجب التعظیم !!! زر زدنهایت را با آب طلا بر در دیوار و اعضاء و جوارح خود حک می کنند و با آن بوق تبلیغاتیشان را به راه می آندازند. می شوی بلبل بوستان همیشه سبز ایران زمین !!! فیلمهایت همگی می شود پدر خوانده و خودت هم کاپولا و اسکورسیزی !!! آل پاچینو و رابرت دنیرو باید پیش پایت لنگ بیاندازند و اریک کلاپتن و ونجلیس در محضرت ؛ الفبای موسیقی تلمذ نمایند!!!
    اما وای از آن روز که هم رای و اندیشه ی این جماعت هفتاد رنگ نباشی ؟؟!!!
    همان ابتدا انگ تحجر و عقب ماندگی را بر پیشانیت می چسبانند … می شوی امل ؛ پوپولسم ؛ ضد فرهنگ و تجدد و پیشرفت . می شوی مایه ی آبرو ریزی اهالی هنر و ادب و چنان شخصیتت را زیر شنیهای تهمت و افترا و اکاذیب خرد می کنند که حتی خودت هم به حقانیتت شک می کنی ! کتاب سوزی که هیچ ؛ خودت و خاندانت را هم به آتش می کشند و آنگاه از روی آتش وجودت می پرند و سنت آبا و اجدادی زنده می کنند !! و همه ی اینها در حالیست که شعار ” زنده باد مخالف من ” و جامعه ی چند صدائیشان گوش فلک را کر نموده است …
    این خناسان بد تر از شیطان در حالی که یک روده ی راست در بطن خود ندارند و افکارشان به هزار توهای هزار دالان پر از ریا و کذب و وحشت می ماند ؛ تابلوی دروغ ممنوع جلوی رقیب علم می کنند و فریاد وا صداقتا سر می دهند که ابلیس را مجبور به تعظیم و تمجید می کنند!!!!
    این خودکامگان خودمحور در رویای پادشاهی غوطه ور ؛ در حالی که لق لق قانون مداری و قانون گرایی بر زبان دارند ؛ خنجر استبداد را بر پشت و پهلوی قانون بدست آمده از شط خون فرزندان جان بر کف ملت ؛ فرو می برند و در عین حال ؛ مزورانه برایش اشک تمساح می ریزند!!!!
    خلاصه ؛ برادر ! اینها برایشان له و یا علیه ؛ مهم است و بس ! حال ؛ اگر همین امروز فرهاد جعفری تنها جمله ای در رد احمدی نژاد و افکارش بنویسد ؛ دوباره می شود همان نویسنده ی فرهیخته ی مورد اقبال این جماعت که حتی در دست داشتن کافه پیانو او هم کلی اسباب تکمیل کلاس بود و بس ! بالاخره هم کافه دارد و هم پیانو …………..

    [پاسخ]

  13. amir
    7 جولای 2009 در 19:50 | #13

    واقعا که احمدی نژادی هستید. می گم پاسخت به سوزاندن قرآن های بیت آقای منتظری و خوابگاه دانشجویان چیست جواب احمقانه می دهی و می گویی “ممنون. پس نتيجه مي گيريم كه كتاب سوزي كاري خوبيست!” واقعا فکر نمی کنی میشه از راه باطل برگردی و به مسیر ایمان وارد شب. لطفا جواب بده قرآن سوزی ها بیت منتظری و کوی دانشگاه ایرادی نداره. اونم قرآن نه کتاب نویسنده ای بوقلمون صفت که هر کی رئیس جمهور باشه طرفدارش می شه. در ضمن این کتاب سوزی اپر هم واقعی باشه در ابعاد تعداد انگشتان یک دسته و ربطی به چند ده میلیون طرفدار رئیس جمهور موسوی نداره

    [پاسخ]

  14. سعيدي
    7 جولای 2009 در 20:10 | #14

    سلام. اي بابا. بعضي ها انگار حوصله شنيدن جوابها رو ندارند و همش حرفهاي تكراري خودشون رو تكرار ميكنند. مثل همون مثل كه ميگه بالاخره ليلي زن بود يا مرد!
    حالا شما بيا هي توضيح بده، دليل بيار، بحث كن، مدرك ارائه بده… تنها جوابي كه ميشنويي تكرار همون ادعاهاست.
    حالا بيا بگو حساب اغتشاش گرا جداست. بسيج اين كارهايي كه ميگيد رو نكرده. فلاني اين حرف رو نزده. اون تو فلان جا بوده يا نبوده. راستش من دارم به اين نتيجه مي رسم كه بعضي ها دنبال جواب نيستند. فقط دنبال عقده پراكني هستند. البته گفتم بعضي ها.
    موفق باشيد

    [پاسخ]

  15. موسي
    7 جولای 2009 در 21:27 | #15

    بسم الله. در جريان تسخير بيت منتظري اصلاً آتشي روشن نشد. فقط شيشه​ها آمد پايين. ته کار هم منتظري رفت پشت زن و دخترهاش قايم شد. يکي از مشکلات بزرگ شما جماعت ابطال​طلب آن است که اصلاً مستند صحبت نمي​کنيد؛ مثل بزرگ​تان ميرحسين. براي هم​اين هر بار روي​تان کم مي​شود باز بايد برگرديد به مورد خس و خاشاک. درباره​ي کوي دانش​گاه هم بگزاريد قضيه را فيصله بدهم. تا روز شنبه، 30 خرداد، هيچ کس حق برخورد نداشت، جز دفاع در مقابل حملات مثل اتفاق پاي​گاه مقداد. اين را احمدي​مقدم به صراحت از بالا نقل مي​کرد. فيلم کوي را هم اگر بينيد در حمله کننده​ها از جريان سعيد عسگر هستند تا سبزها تا برادران وزارت. در مقابل هم از بچه​هاي بسيج دانش​جويي کتک خورده​اند تا شلوغ​کن​ها. پيدا کنيد پرتقال​فروش​ را.

    [پاسخ]

  16. amir
    7 جولای 2009 در 22:08 | #16

    بله بسیج این کار ها رو نکرده. این لباس شخصی ها لابد موسوی اجیر کرده بود. لابد این مردم بودند که خودشون رو می کشتند. این مردم بودند که به خونه ها هم حمله می کردند. جواب راهپیمایی سکوت مردم تیراندازی از بالای پایگاه مقداده. جواب راهپیمایی تیراندازی از بالای مسجد لولاگره
    در ضمن در ریان حمله وحشیانه به بیت اقای منتظری (حالا خوبه قبول دارید بسیجی ها به بیت مرجع تقلیدی حمله کرده اند) قران ها اگر نسوخته باشند پاره شده اند
    منظور من از حمله به کوی آن حمله وحشیانه اول در جریان سال 78
    البته در حمله دوم هم تعدادی کتاب پاره شد
    و جالبه سعید عسگر ترور کننده حجاریان بسیجی نیست و طرفدار موسوی از ننظره شما. لابد الان هم سعید حجاریان برای خوش گذرونی فرستادین اوین
    بترسید از عذاب الهی

    [پاسخ]

  17. اکبر
    7 جولای 2009 در 23:00 | #17

    آقا انتخابات تموم شده ها , بیدار شو عزیز… برو دنبال یه کار مفید…بس کن این مهمل گفتن ها رو..

    [پاسخ]

  18. امیرحسین
    7 جولای 2009 در 23:09 | #18

    یکی از بچه ها که تو نمازخونه کوی کتک خورده بود می گفت بازوی اونی که کتکش زده از بالا تا پایین خالکوبی شده بود!!!
    جریان کوی واقعا مشکوکه و البته تاسف بار

    [پاسخ]

  19. mohamad
    7 جولای 2009 در 23:29 | #19

    ahestan jan khak bar ser khodet va doostan majiz gooyat
    yek az yek mokhlesstar hastid va arzesh bahs ham nadarid
    be omid khoda hamegi be daraje shahadat nal va be jahanam beravid

    [پاسخ]

  20. 8 جولای 2009 در 00:52 | #20

    بنام خدا. به روزم .یا علی

    [پاسخ]

  21. 8 جولای 2009 در 01:10 | #21

    بذارید آتیش بزنن عیب نداره

    خوشم میاد که همه دارن اون روی خودشونو نشون میدن

    عجب انتخاباتی بود این انتخابات !

    اون از موسوی که از قانون گریزی و قانون ستیزی خیلی غصه می خورد ! و از شدت غصه کار غیر قانونی نموند که نکرده باشه – اون از خاتمی که حتی با چهار تا آخوند مثل خودش نتونست گفتگو کنه اون وقت میخواست با تمدن ها ! گفتگو کنه – اون از روشنفکراشون اونم از آخونداشون

    خوووب رو کردن اون ذاتشونو

    خوووب

    [پاسخ]

  22. محمد
    8 جولای 2009 در 01:25 | #22

    1-بنده هم به نوبه خودم با اين حركت كه كسي بخواهد كتابي رو آتش بزند شديداً مخالفم. حالا نويسنده از احمدي نژاد طرفداري كرده يا هر كس ديگه اي.
    منم فكر مي كنم هر كسي حق راي داره و هر كسي هم حق داره از كسي حمايت كنه. همونطور كه استاد شجريان از كس ديگه اي حمايت كردن.
    واقعاً از ديدن اينكه كسي اونطور توهين كرده بود متاسف شدم.
    اما آيا در 18 تير وقتي نيروي انتظامي و بسيج و …. به كوي دانشگاه حمله وحشيانه كردن كل نيروي انتظامي و بسيج و … محاكمه شدن؟؟؟؟؟
    پس حماقت هاي عده اي رو به كل جمع نسبت نديد لطفاً
    2- ممنون كه جواب كامنت من رو دادين.
    در جواب نوشته بودين « آهستان: تا وقتي شماها فقط حرف خودتون رو قبول دارين به جايي نمي رسيم. بيشتر ادعاهاي شما بر اساس دوست داشتن شماست، »
    باور كنين من حرفاي شما رو ميشنوم و به اونها فكر هم ميكنم. من چند تا دليل آوردم واسه حرفم. اما در جواب تنها شما فرمودين من حدس ميزنم؟؟؟!!!
    ببينين وقتي انقلاب شد گرو هاي مختلفي توي اون شركت داشتن. تنها مذهبي ها نبودن ملي گراه ها و ملي مذهبي ها و حتي كمونيست و ليبرال هم وجود داشت. و همه هم هدف مشتركي داشتن. و هدف چيزي جز اين بود كه الان شاهدشيم. نمونه ميارم براتون مساله حجاب بود كه دقيقاً من توي روزنامه اطلاعات سال 57 اين مصاحبه از آقاي منتظري كه اون موقع از اركان انقلاب بودن رو خوندم كه فرمودن اجباري براي استفاده از حجاب نيست و خانوم ها در پوشش خودشون آزاد هستن. همونطور كه اوايل انقلاب هم همينطور بود. و حتي مساله رهبري كه خود آقاي رفسنجاني در خاطراتشون ميگن امام راضي به رهبري به اين شكل نبودن اما به خاطر اصرار ايشون و چند نفر ديگه ايشون رو راضي كردن حتي قدرت رهبري بعد از فوت امام خيلي هم بيشتر شد. و مسايل بسياري ديگه. كمونيست هايي مثل مجاهدين ( منافقين ) از ابتدا با هدف ديگه اي با انقلاب همراه شده بودن و براي همين هم بعد از انقلاب چون ديدن به مراد خودشون نميرسن خيانت كردن. اما ملي گرا ها و ملي مذهبي ها با اهداف اصلي انقلاب همراه بودن اما كارهايي كه مذهبي هاي تند رو كردن و فقط براي حفظ انقلاب گوشه نشين و مجبور به گوشه نشيني شدن. نمونه آقاي مهندس بازرگان كه حتي در دوره فكر كنم 4ام يا 5ام تايد صلاحيت براي كانديداتوري رياست جمهوري نشد. و جريان استفاي دولت موقت رو هم كه ميدونين مذهبي ها چگونه سخت گرفتن به دولت موقت و جريان حمله به سفارت آمريكا.
    اما چرا مذهبي ها تونستن بين اون جناه ها قدرت اصلي رو در دست بگيرن دليلش اين محبوبيت امام و اعتماد مردم از هر جناهي به امام بود. در واقع مذهبي هاي از اين محبوبيت سو استفاده كردن و تنها اهداف خودشون رو پياده كردن. از اين رو ملي گرا ها و ملي مذهبي ها همونطور كه گفتم گوشه نشين شدن. و اكثر اين ها همون آراي خاموش هستن.چون وقتي شوراي نگهبان حاضر نيست نه ملي گرايي و نه ملي مذهبي رو تاييد صلاحيت كنه اينا براي چي بايد بيان راي بدن؟؟؟؟!!!!
    اما سال 76 كه آقاي خاتمي با شعار هاي جديدي اومد خيلي از همين ملي گرا ها و ملي مذهبي ها به اين فكر افتادن كه ميشه از اين طريق توازني بين قدرت ها به وجود بياد همون چيزي كه هدف اوليه انقلاب هم بود. در واقع فكر كردن اگر نميتونن نامزدي از خودشون داشته باشن ميتونن نامزدي داشته باشن كه متعادل تر از بقيه هست.و به همين دليل 79% مشاركت داشتيم كه تا قبل اين دوره بيشترين مشاركت بود زيرا اين افراد هم اومدن. و با توجه به اينكه خاتمي كار زيادي نكرد دوره بعدي سال 80 كاهش كاهش مشاركت به اندازه 68% داشتيم. سال 84 كه ديگه خاتمي هم نبود و نامزد اصلاح طلب جدي وجود نداشت اين مشاركت به 60% كاهش پيدا كرد يعني همون قشر ملي مذهبي و ملي گرايي كه گفتم ديگه شركت نكردن. اما اين قشر چرا امسال اومدن. دليلش رو بايد در سياست هاي 4 ساله احمدي نژاد جستجو كرد.آيا احمدي نژاد مذهبي تند رويي نيست؟؟؟؟(كسي كه گشت ارشاد رو بعد از 10 سال تعطيل شدنش دوباره راه انداخت) مردي كه در سياست خارجه خودش به شدت اين تند روي خودش رو نشون داد ( بد يا خوبش رو فعلاً كاري نداريم اما ميخواهم بگم مذهبي تندرويي هست) به جرات ميشه گفت احمدي نژاد تندرو ترين رييس جمهور بعد از انقلاب بود. و به همين دليل اين ملي گرا ها و ملي مذهبي هايي كه تا امروز گوشه نشين بودن براي اينكه حداقل كسي بياد به جز احمدي نژاد تندرو در انتخابات شركت كردن و 85% مشاركت رو به وجود آوردن. دليل من براي اينكه اين آراي خاموش مال كسي به جز احمدي نژاد بود اين هست.در ضمن من نگفتم آراي خاموش بايد مال موسوي باشه گفتم مال احمدي نژاد نيست.
    اما اگه شما فاميلاتون كه جزو آراي خاموش بودن و الان به احمدي نژاد راي دادن منم كلي فاميل و دوست دارم كه يه مهر راي هم توي شناسنامشون نبود و بر ضد احمدي نژاد راي دادن. دليلشون هم همون چيزي بود كه در بالا اشاره شد. اما شما دليل فاميلاتون براي اينكه بعد از سالها بيان به احمدي نژاد راي بدن چي بوده؟؟؟ راستي نگفتي باجناقتون كه مذهبي هم هست چرا تا امسال فرمان رهبري مبني بر راي دادن رو اجابت نكرده بود و امسال اجابت فرمودن؟؟؟!!!
    3- گفتي من به دليل اينكه كسي رو دوست دارم اين حرف ها رو ميزنم. بايد به شما بگم من كسي بودم كه سال 84 براي آقاي احمدي نژاد شديداً تبليغ كردم توي ستاد ايشون بودم در اون زمان دانشجو بودم و براشون چه توي دانشگاه و چه توي خانواده تبليغ ميكردم. يكي از مواردي كه اون موقع بر ضد آقاي احمدي نژاد گفته ميشد اين بود كه اگه رييس جمهور بشه دوباره گشت ارشاد راه مي افته خيابونها زنونه مردونه ميشه و ….. اون موقع ما جز اينكه بگيم اينا همش حرفه اون دوره ديگه گذشته جواب بقيه رو ميداديم تا اينكه آقاي احمدي نژاد خودشون توي برنامه انتخاباتيشون توي تلويزيون جواب اينا رو دادن كه مگه مشكل جون هاي ما مدل موي اونهاست يا مدل لباسشونو…. اون موقع ما خيلي خوشحال بوديم كه رسماً همچين جوابي رو دادن اما دقيقاً بعد از 1 ماه بعد از رياست جمهوري ايشون هم گشت ارشاد راه افتاد و هم مدل مو و لباش جونها شد مشكل مملكت و ما فهميديم كه شان جوان ها ما اينه كه آقاي ريس جمهور مسخره كنه اينا رو. بعد از اون بود كه من با تمام علاقه به آقاي رييس جمهور ازش متنفر شدم چون رسماً كلاهبرداري كرد. و آبروي ما كه واسش تبليغ كرديم رو برد. نميدونم آبروي شما نرفت؟؟؟ امثال هم مساله پسران آقاي هاشمي و ناطق نوري رو مطرح كردن فكر ميكنين اينا رو دادگاهي ميكنه؟؟؟ يا اين هم دروغي بود و حربه تبليغتي مثل 4 سال قبل؟؟؟
    پس ببين كه دوست داستن دليل نميشه من كور و كر شوم.
    شما دليلي داري بيار قول ميدم هم ميخونم هم فكر ميكنم و هم جداب ميدم و از اينكه بگم اشتباه ميكنم ترسي ندارم همونطور كه در باره اشتباهم در مورد احمدي نژاد نترسيدم.

    [پاسخ]

    م پاسخ در تاريخ جولای 8th, 2009 3:12 ب.ظ:

    محمد جان آهستان و دوستانش جوابی برای حرف منطقی ندارند.اگر فحش بدی و حرف بچه گانه بزنی برات ادای آدم بزرگارو درمیارن و متهمت می کنن به بی ادبی و بی منطقی(ادب از که آموختی از فاطمه رجبی!!!)..اگرم حرف منطقی بزنی جواب بچه گانه می دن…

    [پاسخ]

  23. Neda
    8 جولای 2009 در 05:22 | #23

    همه‌ی دیکتاتورها سر و ته یک کرباسند. فرق نمی‌کند دیکتاتوری نظامی، دیکتاتوری نژادی یا دیکتاتوری دینی. همه‌ی آنها فکر می‌کنند برای نجات بشریت وظیفه‌ای به عهده دارند، هیچ نمی‌دانند همه‌ی بشریت هم نمی‌توانند آنها را از گمراهی این خیال خام رها کنند؛ مگر مرگ.

    دست تمام آنها به خون مردم سرزمین‌شان یا سرزمین همسایه آلوده است. آنها نظر خود را بااهمیت‌تر از دیگر انسان‌ها می‌دانند و برای اثبات اهمیت آن چون پیامبران دلیلی به آوردن معجزه نمی‌بینند. آنها خوارترین و ترحم‌برانگیزترین موجودات روی زمین‌اند

    [پاسخ]

  24. Ramin
    8 جولای 2009 در 05:30 | #24

    nemifahman vase chy weblog minevisi?

    in shahkarh ro ke melat har rouz tu televison mibinan o mishnavan

    tu che harfe jadidi dari joz dorough o tahrif?

    Dar mamlekaty ke faghat dolat haghe harf zadan dare, hich harfy ro bavar nakonid

    tofi be in weblog mindazamo be sorate tu va Ahmadinejadism

    ke ma ro sad pare kardid

    [پاسخ]

  25. علیرضا*
    8 جولای 2009 در 11:09 | #25

    سلام … سلام ….

    بابا اینقدر حرص نخورید ….. احمدی رئیس جمهور شد تمام.

    راستی از موسوی چه خبر ؟ …. بیانیه 1256000 خودشو صادر کرد یا نه؟!!!

    [پاسخ]

  26. حامی
    8 جولای 2009 در 11:20 | #26

    اینقدر که میگین لباس شخصی ها و بسیجی ها و …
    شما از کجا میدونید لباس شخصی ها کدوم ورین؟
    چرا حرف بیخود میزنید آخه؟
    گیرتون به بسیجه؟خب الان هر کی میره مدرسه عضو بسیجه!!!تازه اکثریتشون هم طرفدارای موسوین!!
    یه کم بحث منطقی رو یاد بگیرین.حالا انتخابات رو نبردید این ادا اطوارا دیگه چیه؟

    [پاسخ]

  27. 8 جولای 2009 در 19:55 | #27

    ستاد تحریم تشکیل شد!!!

    http://www.moshkan.com/blog/?p=55
    چی توز از سوی ستاد تحریمات تحریم شد!!!

    [پاسخ]

  28. رویا
    8 جولای 2009 در 21:48 | #28

    “”””این کیهان خواندن و رجانیوز خواندن، عاقبتش همین تهمت ها و فرافکنی هاست!! کی مغوله؟! لباس شخصی ها مغول و تاتار نیستند که هر گندی بخواهند می زنند و هیچکس هم جلودارشان نیست؟!
    بنده دانشجوی دانشگاه تهران هستم و می بینم16 آذر هر سال لباس شخصی ها چطور مثل مور و ملخ دور تا دور دانشگاه را می گیرند. باتوم و اسلحه شان را هم دیده ام. رفتارشان با دانشجویان را هم دیده ام.
    وقتی منبع خبری شما بیست و سی!! و کیهان و جوان و رجانیوز و رسالت و….باشد، مسلم است که ظلمی را که مظلومان از دیدنش!! آه و فغان سرداده اند، را توهمی بیش نیانگارید!! “””””””

    حقا که برخی در مزاح نمودن بی همتایند

    البته دوست بزرگوار اگر کتب روانشانسی رو مطالعه بفرمایند مثلا روانشناسی عمومی ! در می یابند که مثلا “”” احساس تعقیب و تحت نظر بودن “”” که ایشان از ان به عنوان لبا س شخصی یاد مینماید در روانشانسی به ان میگویند ان فرد دچار افسردگی از اینرو دچار توهم و خیال پردازی (delusion) میگن

    اخر این برادر منبع شان لابد بالاترین است که دروغهای شاخدار میداد و میدهد
    یاد این بیت مولوی افتادم ” چون غرض امد به کار هنر پوشیده شد@ صد حجاب از دل بسوی دیده شد

    یا ” انکه کام خویش بیمار یافت اب شیرین را زهر مار یافت

    [پاسخ]

  29. سحر
    8 جولای 2009 در 22:04 | #29

    خداییش خیلی کتاب چرتی بود

    همه اش یه چیزایی میخواست بگه که ادبیات جامعه اجازه نمیداد:دی

    [پاسخ]

    سحر پاسخ در تاريخ جولای 8th, 2009 10:20 ب.ظ:

    از اول کتاب معلوم بود نویسنده اش مخش تاب داره

    [پاسخ]

  30. شیرین
    8 جولای 2009 در 23:27 | #30

    ارزو خانوم شما واقعا منطق و عقل بالایی داری !!!خانوم محترم شما تا کی واقع بین میشی؟؟؟؟ارزو ما امیدواربه سقوط رژیم ایران هستیم تونگران نباش طفلکی!شنیدم که یه روزنامه حامی دولت نامشروع سعی کرده که خبر واقعی منحرف نشون میده اما یه احمق درمورد اعتراف ساختگی اسم خبرنگار نیوزویک به جای مازیار بهادری نوشته عماد بهاور(عضو پویش موج سوم)!!!شماها دارید تابلو میشید! بعدشم به بازیکنان معروف ایران(اونایی که مچ بند سبز بستند) وطن فروشی متهم شدند!!!یعنی شما ها وطن پرست هستید و ماوطن فروشی هستیم بابااز دست سر تهمت بردارید…درود بر موسوی وکروبی

    [پاسخ]

  31. 9 جولای 2009 در 11:40 | #31

    برای محمد

    احمدی نژاد تندروی مذهبی نیست چون با هوگو چاوز بی دین رفیقه

    چون امر خیلی از آیت الله های قم رو مبنی بر حذف مشایی نادیده گرفت و گفت به قانون عمل می کنم نه توصیۀ بزرگان

    در ضمن کی گفته گشت ارشاد 10 سال قبل از ایشون تعطیل بوده ؟؟ خواب بودید شما یا مینی بوس های ارشادی رو یادتون رفته که خود من رو از دم سینما آزدی محترمانه هدایت کردند به داخل مینی بوس و بعدش داخل کمیته وزرا !!

    اتفاقا پدر خود من سی سال رای نداده بود و امسال برای اولین بار رای داد اونم به احمدی نژاد و اونم به دلیل ” ملی بودن ” و پاک بودن و زحمتکش بودن ایشون – اینم یک نمونه از آرای ” خاموش ” !!

    در ضمن همین پریشب رییس جمهور دوباره اعلام کرد که با برخورد نظامی در امور فرهنگی مخالفه و اگر غیر از این باشه با مردم در میان خواهد گذاشت که کدام مقام اهمال کرده – من شخصا حتم دارم که در دولت جدید گشت های ارشاد جمع خواهد شد

    و نکتۀ آخر اینکه گشت های ارشاد یک سال بعد از احمدی نژاد شروع به کار کردند و نه طبق گفتۀ شما یک ماه !

    متاسفانه در کامنت شما مطالب غیر دقیق زیاد هست – یک ماه با یک سال خیلی فرق داره – عین همون 10 سالی که گشت های تولید شده در دوران میر حسین خواب بودند البته به جاش مینی بوس ها فعال بودند !

    بعد هم شما انگار مشکلی بزرگ تر از گشت ارشاد ندارید ؟؟

    [پاسخ]

  32. ناصر
    10 جولای 2009 در 10:22 | #32

    دوستان گرامی مثل اینکه خیلی از باغ کشور خارج هستید راستی مگر نیروی انتظامی در دست رئیس جمهور است که گشت ارشاد را باز یا جمع کند ؟؟؟

    [پاسخ]

  33. ف
    10 جولای 2009 در 12:24 | #33

    ,یک ضرب المثلی هست که می گوید ” تلافی غوره را سر کوره سر آوردند ”
    یعنی همین. یعنی اگر یک نویسنده بنا به دلایل خودش دلش خواست از احمدی نژاد طرفداری کند کتابش را اتش بزنند چون نفهم است و عوام و مرتجع و نان به نرخ روز خور. اما اگر یک کارگردان از موسوی حمایت کرد خیلی آدم حسابی است و فهمیده و روشنفکر!
    حالا این نویسنده ما – که کتابش خوب بوده باشد چه چرت و پرت- دلش خواسته از این آدم حمایت کند. جالبست که هواداران احمدی نژاد خیلی هم فرهاد جعفری را توی بوق و کرنا نکردند که اگر آقای جعفری از موسوی حمایت کرده بود بهتان می گفتم کتابش را به خرج خاندان ه به چاپ چندم می رساندند و چقدر تبلیغش را می کردند که ایها الناس این نویسنده بزرگ از موسوی حمایت کرده است و این یعنی مهندس خیلی با فهم و شعور است .
    در واقع حمایت جعفری از احمدی نژاد را همان ها که اینترنت باز بودند خبر دار شدند و نه همه جامعه کتاب خوان ما .
    این آدم یک رای داشت به انکه دلش می خواست داد. در واقع او هم از آرای خاموش بود که بعضی ها اصرار دارند مال موسوی بوده. خودش در سایتش نوشت قصد رای دادن نداشته و بعدا تصمیم گرفته به احمدی نژاد رای بدهد.
    حالا ربط رای دادن یک نویسنده به اتش زدن کتابش چیست الله اعلم!

    [پاسخ]

  34. 17 جولای 2009 در 16:04 | #34

    jedan ke kheyli ablahi

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: