خانه > انقلاب اسلامي, تاريخ, جامعه, دفاع مقدس, عكس و تصاوير > عکس:پیام تبریک سال نو به یاد امام خمینی

عکس:پیام تبریک سال نو به یاد امام خمینی

قبل از هر چیز سال نو را به همه دوستان و خوانندگان عزیز تبریک عرض می‌کنم. دیروز که به وبلاگم سر زدم، متوجه اشتباه جالبی شدم. ماجرا از این قرار است که ۲۷ اسفند سال گذشته، یعنی حدودا ده روز پیش به سمت خوزستان و مناطق عملیاتی رفتم. چند سالی هست که خدا را شکر، قبل از آغاز سال نو و هنگام تحویل سال، مهمان خاک پاک جنوب هستم. البته امسال قبل از رفتن، یادداشت کوچکی نوشه بودم، اما دیروز که  به وبلاگم سر زدم، متوجه شدم که ای داد و بیداد! آن لحظه آخر یادم رفته بود یادداشت را ارسال کنم!

 به هر حال الان از فرصت استفاه می‌کنم و همان حرفی را که ۲۷ اسفند ماه سال ۸۸ اینجا نوشته بودم، امروز هم تکرار می‌کنم :  چند روزی نیستم، پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به همه هم وطنان عزیز و همه ایرانیان در سراسر دنیا، تبریک عرض می‌کنم ان شا الله که سال خوبی در پیش داشته باشند. اگر در سال ۸۸ کسی را اذیت کردم و با نوشته‌های خودم باعث رنجش کسی شدم، امیدوارم که از من راضی باشد.

البته در همان یادداشت قبلی به مناسبت آغاز سال نو، عکسی را گذاشته بودم که مربوط بود به سالهای تبعید امام خمینی. توضیحاتش را پایین همین تصویر نوشته ام. تا فرصتی دیگر…

این کارت پستال زیبا و قدیمی را در منزل یکی از آشناها در یزد پیدا کردم که مربوط است به سال‌های تبعید حضرت امام. اینکه چه کسی و یا چه گروهی این کارت تبریک را طراحی کرده معلوم و مشخص نیست، اما به خوبی عشق و علاقه مردم  ایران را به امام خمینی نشان می‌دهد که در همه حال به یاد او بودند.

بر روی این کارت نوشته شده است: «طلیعه سال نو را به امید استخلاص بزرگ مرجع جهان شیعه، حضرت ‌آیت الله العظمی آقای خمینی مد ظله، و فتح و پیروزی مسلمانان به عموم هموطنان عزیز مخصوصا جنابعالی تبریک عرض می‌کنم»

پی نوشت:

آقای دژاکام عزیز، در وبلاگش پیشنهاد یک بازی وبلاگی سه تایی‌ها ویژه نوروز را داده که من هم پیشنهاد می‌کنم در وبلاگش ببینید و به این بازی وبلاگی بپیوندید. من هم در اسرع وقت سه تایی‌های خودم را می‌نویسم.

خدا نگه دار

  1. ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۰۲ | #1

    NOWROOZ SHOMA HAM PIROOZ, Omid khan

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۵:۳۲ ب.ظ:

    بچه ها کی بلده چجوری میشه عکس بذاریم جای لوگوی این گوشه؟

    [پاسخ]

  2. راحیل
    ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۷ | #2

    با سلام وتبریک سال نو
    اتفاقا من هم تعجب کردم به هر حال
    یاد باد ان روزگاران یاد باد
    ممنون

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۱ ق.ظ:

    یک کهریزکی از چگونگی شکنجه شدنش میگوید..

    http://www.dozdehokoomat.blogfa.com

    [پاسخ]

  3. یک ایرانی
    ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۹ | #3

    سلام آقای حسینی
    عیدتون مبارک
    شما که نبودید، چون حرفامون درباره‌ی مطلبتون، ته کشیده بود، کامنتای حاشیه‌ای، زیاد نوشتیم.
    اومدم که از طرف خودم از شما معذرت خواهی کنم و قول بدم که دیگه حاشیه نرم.

    ایشالا سال خوبی داشته باشید.

    از آقای محمد صادق هم معذرت می‌خوام که در یکی از همین حاشیه‌ها، باهاشون بد صحبت کردم و عذاب وجدان، منو کشت تو این چند روزه.

    [پاسخ]

    محمد صادق پاسخ در تاريخ فروردین ۹م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    عرض سلام و تبریک خدمت آقای حسینی عزیز و دیگر دوستان
    بابا خانوم یک ایرانی! بیخیال! ما چاکر همه دوستان(مخصوصا خط یکی هاش) هستیم!
    راستی شما اون مطلب الف در مورد سد کارون(با عنوان «جای خالی تحریک غرور ملی در آبگیری بزرگترین سد ایران») رو که خیلی هم سرو صدا کرده خوندین یا نه؟
    قضیه چیه؟ چی نوشته بودن که باعث شده خود توکلی بیاد و عتاب نامه بنویسه بجاش بزاره رو خروجی سایتش؟
    اگه احیانا اون مطلب رو دارین کپی پیستش کنین, ببینیم چیه؟

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۴ ق.ظ:

    محمد صادق

    سلام
    باز که گفتی چه خبر؟

    یادته یکی دو هفته‌ی قبل، امیر سیاح یه مطلب گذاشت توی الف که گفت این دولت لیاقت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها رو نداره و بهتره این طرح اجرا نشه تا ۴ سال دیگه که یه دولت جدید بیاد؟
    حالا این مطلب جدیدشون هم در راستای همون کوبیدناست که سبزا کلی کیف کردن. توی سایتهای ضد انقلاب هم این مطلب رو گذاشتن.
    اما من خودم توی بخشهای خبری همون روز دیده بودم که افتتاح این سد، خبر رسانی شد.
    اما تابلو اینجا بود که الف خیلی بی ربط، انتقاد خودش رو به مشایی و رحیمی ربط داد تا دوباره توی ذهن خواننده‌ها بیاره که این دولت همون دولتیه که مشایی داره تا بتونه تأثیر حرفاش رو بیشتر کنه.
    جالب اینجاست که توکلی بجای عذرخواهی از رئیس جمهور، از خواننده‌های سایت، معذرت خواهی کرده که این خیلی مسخره‌تر از مطلبیه که نوشته بودن.
    اما مطلبشون این بود:

    «هفته گذشته بزرگترین سد بتونی تاریخ ایران، کارون چهار با حضور رئیس جمهور در عمق کوه های زاگرس در استان چهارمحال و بختیاری و در سکوت رسانه ای آبگیری شد.

    در شرایطی که سی سال است رسانه های غربی مشغول القای یاس و بدبینی در افکار عمومی کشورمان هستند و خوداتکایی و پیشرفتهای فنی مهندسی کشورمان را به سخره می گیرند، انتظار می رفت برای آبگیری این سد عظیم اطلاع رسانی و تبلیغات مناسبی صورت می گرفت بخصوص که در سال گذشته شبکه های ماهواره ای ضدانقلاب به کمک پیاده نظام کودتاچی و مزدوران وطن فروش ایرانی در بی بی سی فارسی و صدای آمریکا، به اتحاد و همبستگی ملی ایرانیان ضربات سختی وارد کرده اند.

    در کشورهای درحال توسعه، افتتاح چنین طرح های بزرگ ملی با تبلیغات و شورملی فراوانی همراه است بخصوص اگر مهندسان و کارشناسان داخلی در آن نقشی داشته باشند، از ماه ها پیش شهر ها را با پرچم ملی آذین می بندند، از مسئولان پروژه در حد قهرمانان ملی تجلیل می کنند و از این فرصت برای ارتقای «سرمایه اجتماعی» حداکثر استفاده را بعمل می آورند اما در کشور ما با وجودی که تحریم های غرب، کار اجرای پروژه ها را مشکل کرده و اغلب طرح های بزرگ با فداکاری و همت مهندسان ایرانی طراحی و اجرا می شود، اما از فرصت افتتاح این طرح ها برای تعمیق وحدت ملی و رشد سرمایه اجتماعی استفاده نمی شود.

    همین الان – شنبه۷ فروردین ۸۹ – سایت شرکت توسعه آب نیرو (کارفرمای سدکارون۴) با وجود این اتفاق مهم، از ۲۶ اسفند سال قبل به روز نشده و سایت وزارت نیرو که اصلا بالا نمی آید!

    متاسفانه تیم رسانه ای و تبلیغاتی دولت بیشتر عادت دارد به دهان منتقدان دولت مشت بکوبد، از رئیس جمهور تملق بگوید یا گنده گویی های مشایی و دکتری تقلبی رحیمی را ماست مالی کند تا اینکه پیشرفتهای فنی – علمی کشور را معرفی کند و از طراحان و مجریان و زحمتکشان این طرح ها در سطح قهرمانان ملی تجلیل به عمل آورد. رئیس جمهور محترم هم در افتتاح این طرح ها گاهی فرمایشات اغراق آمیز و محیر العقول می فرمایند (مانند برنامه برای مدیریت جهان یا قرار داشتن کشور در اوج اقتدار) و این قبیل فرمایشات آقای رئیس جمهور هم بجای اینکه افتتاح این طرح ها را مایه غرور ملی کند، دستمایه تمسخر رسانه های بیگانه و نوچه های داخلی شان را فراهم می آورد.

    اشتباه نشود، منکر این نیستیم که ایرانی و مکتب شیعی می تواند جهان را اداره کند، اقتدارملی هم با وجود همه تلاشهای آمریکا و متحدان غربی نوچه های داخلی اش در حد بالایی است اما ستاداطلاع رسانی دولت می تواند بامعرفی مدبرانه و هنرمندانه دستاوردهای ملی، این مفاهیم را به افکار عمومی انتقال دهد و به عموم مردم بباوراند، بدون اینکه رئیس جمهور محترم با تکرار این مفاهیم و ادعاها از آبروی خود خرج کند.

    همین جا به همه کارگران، مهندسان و مدیران زحمتکش سد کارون۴ و همه کسانی که که در اقصی نقاط ایران عزیز مشغول ساختن و آبادکردن وطن هستند، درود می فرستیم و خداقوت می گوییم. هم چنین به رئیس جمهور محترم و همه وزرا و مدیران و کارکنان دولت که ایام نوروز را تعطیل نبودند و به هموطنان خدمت کردند.

    انشاالله مسئولان محترم ستاداطلاع رسانی دولت هم بجای رنجیدن از این تذکر خیرخواهانه، در سال جدید دستاوردهای ملی و خادمان آنها را به روشهای موثرتری معرفی کنند وبا این کار، «وحدت ملی» و «سرمایه اجتماعی» در میهنمان را هر روز بیش از پیش ارتقا دهند.»

    [پاسخ]

    محبوبه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۸۹ ۶:۱۱ ب.ظ:

    به یک ایرانی
    کاشکی کمی از معرفت شما رو بعضی ها داشتن.کاش…….الان ما غمی نداشتیم.

    [پاسخ]

  4. ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۹ | #4

    به قول خانم راحیل
    یاد باد ان روزگاران یاد باد…

    [پاسخ]

  5. ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۶ | #5

    به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند:
    زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!

    »» شادی روح شهدای ۸سال و ۸ ماه دفاع از” انقلاب و ولایت “صلوات
    اللهم صل علی محمد و ال محمد

    [پاسخ]

    نیما علیمی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰م, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    علی
    کی برات خبر آورد که آنهایی که رسیدند به آسمان همچین حرفی رو زدند؟

    [پاسخ]

  6. ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۷ | #6

    پیام فضلی دمت گرم خیلی قشنگ گفتی

    [پاسخ]

  7. ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۵۱ | #7

    اقا امید عیدت مبارک ایشالا خداوند انچه از برکت دارد را بر شما سرباز ولایت و خانواده محترمتون نازل کند
    این ۲تا وبلاگ را سر بزن نبودی اپ شده خیلی فوق العادست

    وبلاگ پسر شهید قدیانی
    http://ghadiani.blogfa.com

    وبلاگ دزد حکومت (انتی مضحک)
    http://www.dozdehokoomat.blogfa.com

    [پاسخ]

  8. صبا
    ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۰:۵۵ | #8

    سلام آقای حسینی.
    سال نو مبارکتون باشه.
    من از اسفند ۸۸ شدم خواننده پر و پا قرص وبلاگتون.هم پست های شما جالبه و هم نظرات خوانندگانتون.
    امیدوارم امسال هم با همین انرژی ادامه بدین به قول خودتون شما دلخوشی هستین واسه افرادی مث من.
    پیروز و سعادتمند باشین.

    [پاسخ]

  9. pendar
    ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۱:۴۴ | #9

    سال نو شما هم مبارک امید عزیز

    [پاسخ]

  10. زلال دز
    ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۳:۲۹ | #10

    سلام عزیز
    سال نو روبهت تبریک می گم و در ضمن از مطالب بسیار جالب وبلاگت سپاس گذارم

    موفق باشی

    [پاسخ]

  11. ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۱:۰۱ | #11

    آقای حسینی و دوستداران “آهستان”، سلام
    عرض ارادت دارم به همه، سال نو مبارک
    امیدوارم که در سال “همت و کار مضاعف”، با تلاش مضاعف مدیر محترم وبلاگ و کاربران عزیز، “آهستان” هر چه بیشتر در جهت رسالت و عقیده خویش گام بردارد.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۵:۲۷ ب.ظ:

    سلام و درود و رحمت خدا بر تو و بقیه شیفتگان ولایت

    [پاسخ]

  12. ـفاشیست.
    ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۲:۳۲ | #12

    قدم نو رسید سال “امسال مبارک جناب حسنی

    منتظر ۳تایی هستم…

    [پاسخ]

  13. saghigreen
    ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۵:۲۰ | #13

    باعث رنجش من شدی با این مطلبات و ازت اصلا راضی نیستم !

    [پاسخ]

  14. شهاب
    ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۵:۱۰ | #14

    سلام امید خان
    به عنوان یکی از خوانندگان پروپاقرص آهستان ، سال جدید رو بهت تبریک میگم و امیدوارم در سال جدید بیش از پیش در جهاد سایبری موفق و پیروز باشی.
    در ضمن راجع به کارت تبریک مذکور بد نیست که بگم آنرا بعلاوه چندتا دیگر از کارهای مشابه دا چند سال پیش در کتاب”در سایه آفتاب” دیده بودم که که توسط نگارنده کتاب ( حجت الاسلام رحیمیان) دردوران خفقان و تبیعد امام با امکانات ابتدایی تهیه و تکثیر شده بود.
    در لینک زیر تهعدادی از کارت تبریکهای ساسی من جمله کارهای ایشون رو میتونید آنها را ببنید:
    http://www.irdc.ir/fa/content/6657/print.aspx
    این هم بخشی از کتاب درباره تهیه و توزیع کارت تبریکهای نوروزی با تمثال امام:
    http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/saayeh_aaftaab/saayeh_aaftaab_rahimiyaan_01.html#link5

    [پاسخ]

  15. محبوبه
    ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۸:۰۵ | #15

    آقای حسینی می گفتید گاوی،گوسفندی پیدا می کردیم واسه قربونی…….
    سلام بر همه ی آهستانی ها……..

    [پاسخ]

  16. محبوبه
    ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۸:۰۹ | #16

    اتفاقا این چند روز غیبت خیلی خوب بود.مجبور شدم برخی از پست ها ی اهستان در پارسی بلاگ را بخوانم.واقعا ارزشمند بود(البته ان هایی را که من خواندم).به شما تبریک می گم.

    [پاسخ]

  17. ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۳:۲۰ | #17

    این مطلب تو گوگل ریدر اومد همون ۲۷ اسفند.

    [پاسخ]

  18. ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۹:۰۲ | #18

    سلام خدا بر شهیدان راه حق

    [پاسخ]

  19. ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۹:۰۶ | #19

    یا الله

    [پاسخ]

  20. ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۹:۴۰ | #20

    این که گفته می شه در دست سید خراسانی خالی هست ، عده ای گفته اند منظور از آن «خلل» است نه «خال».

    یعنی ایرادی در دست او وجود دارد و همین باعث شده که شرایط کنونی بیشتر شبیه به اوضاع خروج دجال و سید خراسانی (مقام معظم رهبری ان شاء الله) و صالح ابن شعیب شود که همه را هوشیار و بیدار کرده و هر لحظه مترصد شنیدن خبرهای مهم هستند.

    در ضمن آقای بهجت در مبحثی گفته بودند:

    مرحوم «مقدسی مشهدی» در عتبات از خدا خواسته بود که بفهمد آیا سفیانی هست یا خیر ؛ در کاظمین در وسیله ی نقلیه ، عربی که کنار او نشسته بود وقت پیاده شدن به او فرمود: آری سفیانی هست!

    (کتاب: ۷۰۰ نکته۲/۶۳) این قضیه شاید حدود ۲۰-۲۵ سال پیش اتفاق افتاده باشد.

    حتماً حدیث آقا امام علی (علیه السلام) در مورد شال سبز برخی از یاران دجال در آخر الزمان که در بحارالانوار آمده را شنیده اید که شاید بر یاران آقای میرحسین موسوی دلالت داشته باشد. والله اعلم.

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    ان شاالله که ما هم لیاقت بودن در صف دجال مد نظر شما رو داشته باشیم! افسانه سراییتون خدا می دونه کی به نتیجه می رسه! خوبه نمی گید احمدی نژاد امام زمانه!

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۴:۱۴ ب.ظ:

    آقای علی آقا
    دیدی؟ نتیجه کارت را می بینی؟ جوابها و اندیشه هایی از جنس pendar را مستحضر هستید که؟
    هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد برادر من، اینجا “آهستان” است و صحبت از مسائل سیاسی واقعی می شود. اینگونه بحث ها جای خاص خودش را دارد که می دانی.

    دوست من چطور می توانی مثلا برای همین pendar خانم، “سید خراسانی” را تشریح کنی؟؟ یا چگونه می خواهی “سوفیانی” و اعمال ننگین آینده اش را تبیین کنی؟؟؟
    حتما شنیده ای که: “با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی..”
    یا علی

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۴:۲۲ ب.ظ:

    علی آقا
    بنده هم صد در صد با
    مهدی یک آدم عادی! موافقم.
    بعضی از افراد قادر نیستن این مسئله رو راحت درک کنن و بیان کردنش تو این وبلاگ سیاسی کار درستی نیست.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۵:۲۳ ب.ظ:

    چشم اسرار عشق و مستی را با این وطن فروشان خائن لاییک نمیگم
    فقط همین یه جمله
    قربون سید خراسانی و سید یمانی برم من .
    بگو ایشالااااااااااااااااا
    هر کی نگه ایشالا سوراخ سوراخ شه والا ,سوار الاغ شه والا :)

    [پاسخ]

    ملوان زبل پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۵:۲۷ ب.ظ:

    اتفاقن من هم هر جور حساب کردم دیدم در گروه بر و بکس دجال قرار می گیرم :)

    [پاسخ]

  21. ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۱ | #21

    سید خراسانی، رهبر سیاسی که در دست راستش خالی دارد، قائد اعظم و سید بزرگواری است که پرچم های نهضت به نقش او منقوش گشته اند.شعیب بن صالح،جوان گندمگون و تیز فهمی از اهالی تهران سرپستی نیرو ها را بر عهده دارد.گنج های طالقان که همان جوانان منطقه طالقان(شمال تهران)هستند و اصحاب حضرت مهدی (عج) خواهند شد و احادیث صفت بارز آنها را گنج الهی بودن آنها برشمرده اند.۴

    روایات به این امر اشاره دارند که ایرانیان پس از طولانی شدن جنگ با دشمنان خود با سیدی هاشمی که شعیب بن صالح را به عنوان فرمانده سپاه خویش برگزیده بیعت می کنند.احادیث، میدان جنگ ایرانیان با دشمنانشان را در خارج آن سرزمین، یعنی عراق و شام و فلسطین بیات می کنند که حاکی از ثبات سیاسی آنها در داخل کشور می باشد. البته به جز آشفتگی مختصری که به واسطه جریان “قرقیسیا”در وضعیت ایران به وجود می آید. از آنجا که این واقعه اساسا جنگ میان سفیانی، ترکها، بعضی از غربیان و بخشی از سپاهیان و نیرو های عراقی است و با توجه به اینکه ایرانیان با میدان جنگ و معرکه جنگ فاصله چندانی ندارند تصمیم می گیرند در آن شرکت کنند ولیکن به جهت بهبود وضعیت داخلی از قرقیسیا صرف نظر می کنند و به کشور خود باز گشته و برای مقابله با سفیانی که در غایله قرقیسیا پیروز شده مهیا می شوند.

    هدف قیام ایرانیان آزادی قدس است که پس از عبور از عراق آن را فتح کنند.احادیث از حرکتی دسته جمعی و ملی از منطقه اصطخر خبر می دهند که پس از خروج حضرت مهدی(عج) می باشد و اهل مشرق برای استقبال از ایشان برای عبور از عراق و رسیدن به مکه راهی می شوند مه حضرت در اصطخر با آنها ملاقات کرده و آنها هم در همانجا با ایشان بیعت می کنند و به همراهی او با سفیانی می جنگند.۵

    ۱٫ الغیبه، نعمانی،ص۱۷۱،بحار الانوار،ج ۵۲،ص ۲۳۲

    ۲٫ بحار الانوار، ج ۵۲، ص۲۲۹، یوم الخلاص، ص۶۴۵

    ۳٫ بشارة الاسلام، ص۱۸۴، یوم الخلاص، ص۶۵۱، السفیانی فقیه، ص۵۴

    ۴٫ الممهدون للمهدی، ص ۵۴

    ۵٫ جهت کسب اطلاعات بیشتر راجع به قیام سید خراسانی و احادیث مربوطه می توانید به فصل سوم کتاب الممهدون مراجه کنید

    [پاسخ]

  22. ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۶ | #22

    http://waitfaraj.blogfa.com/post-33.aspx

    “مقام معظم رهبری” یا ” امام خامنه ای”؟؟

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱:۵۶ ب.ظ:

    علی جان شدنیست؟

    [پاسخ]

  23. حاج احمد
    ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۳:۳۴ | #23

    برادر عزیز آقای حسینی و همه دوستان عزیزم سلام؛
    سال نو همه تون مبارک باشه؛
    امیدوارم سالی پر از سعادت و خیر برای همه عزیزان باشه.
    به روح امام عزیزمون درود میفرستیم و برای سلامتی رهبر عزیزمون هم دعا میکنیم.
    همه تلاشمونو میکنیم تا در سال جدید پیام حضرت آقا رو سرلوحه کارهامون کنیم و برای پیشرفت ایران اسلامیمون همت و کارمونو مضاعف کنیم.

    [پاسخ]

  24. رها
    ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۴:۰۵ | #24

    سلام
    عید تمام دوستان مبارک .امیدوارم سال خوبی داشته باشین. و امید وارم با کار مضاعف و همت مضاعف و بصیرت ایران رو اباد تر کنیم و امسال سال ارامی رو در پیش داشته باشیم.

    [پاسخ]

  25. ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۷:۴۳ | #25

    سلام ،
    سال نو بر همه شما دوستان مبارک باد.

    [پاسخ]

    محمد صادق پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱م, ۱۳۸۹ ۶:۱۹ ب.ظ:

    سلام یک ضرب جان!
    نگفتی؟ عالی بود؟ نبود؟ خلاصه چطور بود؟

    [پاسخ]

    محبوبه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱م, ۱۳۸۹ ۸:۲۵ ب.ظ:

    آی گفتی،من یه بار می خواستم مچ این آقای یه ضرب رو بگیرم که شما پیش دستی کردید.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۳ ق.ظ:

    اذیت نکنین یک ضرب
    جیگر منه یک ضرب :)

    [پاسخ]

  26. ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۴:۴۶ | #26

    با سلام عید بر همه شما مبارک و با تشکر از بابت کارت پستال زیبا

    اما:
    “فتنه ای بسیار بزرگ در راه است ، همه به هوش باشیم!”

    * زمینه سازی دشمنان برای آغاز خروج عبدالله سفیانی!
    * خاندان هاشمی اردن ، نجات دهنگان امت اسلامی در آخرالزمان و مهدی موعودند!!
    * خلافت هاشمیان بر کشورهای اسلامی! در آینده نزدیک
    * جنگ عبدالله دوم با یهود و فتح بیت المقدس و تعمیر مسجدالاقصی!
    * جنگ عبدالله با فارس های رافضی(شیعیان ایران!)

    این مطلب را حتما بخوانید

    http://www.apocalypse.ir/post-229.aspx

    و نیز
    “نقش تاریخی اردن!!! در دفاع از قدس از زبان پادشاه اردن”

    http://www.apocalypse.ir/post-225.aspx

    یا علی

    [پاسخ]

  27. ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۵:۴۵ | #27

    سلام
    ما قدر شما لحظه های تحویل سال شانس نیاوردیم!
    پستر قشنگی بود کمی دل ادم……هی!این سید قد سید قبلی از ولایت پذیر شانس نیاورده است!شاید با شانس نیاوردن ما در لحظه تحویل سال مرتبط باشد!به من هم سر بزن.یا علی

    [پاسخ]

  28. محمد
    ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۶:۵۸ | #28

    فتنه ای بسیار بزرگ در راه است ، همه به هوش باشیم!

    http://u313.blogfa.com/post-174.aspx

    [پاسخ]

  29. راحیل
    ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۹:۵۹ | #29

    علی اقا وبلاگهایی که معرفی کردی عالی بود خیلی استفاده کردم ممنون

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۷:۵۳ ق.ظ:

    خواهش میکنم ممنون که افتخار دادین به وبلاگها سر زدین
    این وبلاگ پسر شهید قدیانی واقعا بوی قطعه شهدا را میده این اقا حسین قدیانی نویسنده کیهان و وطن امروز هم هست و انقدر زیبا مینویسه که واقعا یه موقع هایی مغز ادم نمیکشه
    خدا حفظش کنه
    انتی مضحکم که خیلی بچه ردیفیه مطالبشم واقعا بی نظیره

    [پاسخ]

  30. حاج احمد
    ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۰:۴۳ | #30

    آهستانیها کجائید شماها؟
    بیاید یه چیزی بگید،
    یه بحثی کنید،
    کلافه شدم من تو خونه…….:(

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۸۹ ۹:۲۲ ب.ظ:

    حاج احمد جون انشاالله سریع تر سلامتیت رو بدست بیاری و رو پا بشی.
    درضمن طلائیه خیلی یاد شما بودم و دعا کردم شهید بشی.
    سال نو هم مبارک و انشاالله سال خوبی داشته باشی و همگی بتونیم کار و همتمون رو بیش از پیش کنیم شاید به این واسطه امام زمان تشریف بیاورند. حقیقتا از بعد از انتخابات و فضای تبلیغات انتخابات و فتنه بعد از انتخابات فضا بدجوری امام زمانی شده.
    دعا کن.

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    حمید جان،
    قربونت برم داداش،
    ممنونم که به یادم بودی،خوشحالم کردی.
    انشالله به زودی آقامون بیاد و ما هم لیاقت سربازیه آقا رو داشته باشیم.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۷:۵۶ ق.ظ:

    حمید جان دعا کردی شهید شه؟
    ارزو داره حاج احمد اقا تازه میخواد زن بگیره :) من شهید شم ایشالا حاج احمد جوونه ارزو داره :(

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۷:۵۸ ق.ظ:

    من که لیاقت شهید شدن ندارم :(

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۹:۳۷ ق.ظ:

    به علی
    کی میگه شما لیاقت شهادت رو نداری؟ از شما پاکارتر برای ولایت نیست،پس حتما تو صف کاروان سیدالشهدا هستی.

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    اوه اوه اوه بیکاری زده به سرتون تو چه فازها که نمیرین!! این واسه اون دعا میکنه اون واسه این! اون واسه این پپسی باز میکنه این واسه اون!
    ولی درکل از اونجایی که در این نظام واژه ی شهید تغییر هویت داده و هر کی که برای این نظام و دولت کار کنه کشته بشه میشه شهید در راه حق! پس خیال همگی راحت!

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۱ ق.ظ:

    به میلاد
    چند سال قبل کسانی بودند که میخواستند مفهموم شهادت رو عوض کنند ولی از اونجا که یدالله فوق ایدیهم،نتوانستند و زمین خوردند. رییس جمهور اصلاحات بود که آبراهام لینکون صهیونیست رو شهید خطاب کرد. بی دین ها اومدند چفیه ای که نماد ایثار و شهادت ملت ایران هست رو دور گردن سگ هاشون انداختند.این مفهوم عوض کردن شهادته نه ما که برای حامی ولایت آرزوش رو میکنیم. اتفاقا حامی ولایت بودن تو وصیت نامه های همون شهدای جنگ مثل شهید همت و شهید باکری و … موج میزنه.
    حامی ولایت بودن با حامی دولت بودن متفاوته. دولت اگر فدایی ولایت نباشه پشیزی برای ما ارزش نداره. کما اینکه ۲۵ میلیون نفر برای دفاع از ولایت به این دولت رای دادند .

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۳:۰۰ ب.ظ:

    حمید
    خواهش میکنم حداقل راجع به ابراهام لینکن یه مقدار اطلاعات کسب کن و یه مقدار سوادتو بیشتر کن بعد برو بالا منبر سخنرانی کن. خداییش شماها خیال خودتونو راحت کردین هر کی که نظرش خلاف عقیده شما باشه بهش انگ میچسبونید. اگه فرد داخل ایرانی باشه که میشه مزدور منافقین و انجمن پادشاهی و بعدش هم که دادگاه ها و اعترافات واقعی و در نهایت همه خبر دارند به چه سرنوشتی دچار میشه اگه خارج از کشور باشه و دستتون کوتاه که میشه صهیونیست و شما هم تنها کاری که از دستتون بر میاد اینه که هی شعار بدین و هرچی مرگه نثارشون کنید، ولی از اونجا که به دعای گربه سیاه حتی یک پر کاه هم جا به جا نمیشه شعار دادن شما هم چیزی نیست جز نقش بر آب زدن! من موندم امثال شما رو مگه کسی مجبورتون کرده که راجع به کل دنیا اظهار نظر کنید؟!
    تو راست میگی حتما در زمان خاتمی واژه ی شهید تغییر هویت داده که روی سنگ قبر سعید امامی حک شده شهید!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۴:۰۷ ب.ظ:

    علی آقای گل،
    داداش بحثائی که تو پست قبلی داشتیم فقط شوخی بود،قربونت برم اون بحثا رو تکرار نکنیم بهتره.
    حمید جان هم خیلی لطف کرده برام دعای خیر کرده،
    شاید از دعای خیر این دوستان خدا مرگ ما رو هم شهادت در راه خودش قرار بده.

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۴ ق.ظ:

    اگر رئیس جمهور ولاییتون یک بار تونست مثل خاتمی ادب رو در کلام رعایت کنه و بدون توهین به کسی از صلح و آرامش در جهان صحبت کنه می تونید ادعاهای مضحکتون رو مطرح کنید!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۷ ب.ظ:

    به پندار

    خاتمی هشت سال تموم، در کمال ادب، از گفتگوی تمدنها دم می‌زد اما دریغ از توان یک دقیقه صحبت کردن با توده‌ی مردم خودش.
    ادبش رو هم در آخر ریاست جمهوریش، توی دانشگاه شنیدم!!!
    عجیبه که یه نفر با ادعای گفتگو با دنیا، نتونه با مردمش حرف بزنه و تحمل شنیدن انتقاد رو از طرف کسانی که بهش رأی داده بودن، نداشته باشه.
    خوب شد احمدی اومد تا به بقیه یاد بده که چطور میشه اینهمه انتقاد رو تحمل کرد و بی‌ادبی نکرد.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۶ ب.ظ:

    به یک ایرانی
    یه سوال و اون اینکه اگه خاتمی توان برقراری ارتباط با توده مردم رو نداشت چرا دوره دوم ریاست جمهوریش حدود دو میلیون بیشتر رای اورد؟؟
    نکنه اون جملات قصاری که احمدی گاه و بیگاه افاضه می فرمایند رابه معنی ارتباط با مردم میگیری؟؟!!(هلوی خوردنی و عفاف زنان گیلانی و…)
    راجع به تحمل احمدی ن‍ژاد هم تعطیلی این همه روزنامه از مخالفین دولت و سکوت ایشان( و موضع گیری قاطع ایشان در مقابل تعطیلی نشریه همت) فکر میکنم کافی باشه!!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۸ ب.ظ:

    پندار،
    رئیس جمهور ما خیلی هم با ادبه،
    خاتمی ۸ سال فیلم بازی کردو مثلا حرفای قشنگ زد،ولی به قول خانوم یک ایرانی شخصیت واقعیشو اونروز تو دانشگاه به همه مردم ثابت کرد،
    خاتمیه واقعی اونی بود که تو دانشگاه بر سر دانشجوها فریاد کشید،
    رئیس جمهور ما در نهایت ادب با منتقدان و مخالفان برخورد میکنه،
    این نشونه ادب خاتمی بود که به آبراهام گفت شهید؟؟؟ وااااای چقدر خاتمی با ادبه!!!!

    [پاسخ]

    قطره معرفت پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۰ ب.ظ:

    با ادب آقای خاتمی uf6 پلمپ شد،پروتکل الحاقی به ما تحمیل شد، ایران محور شرارت شد. لینکون فراماسونر صهیونیست شهید شد، عزت ایرانی مقابل رییس جمهور بی دین فرانسه له شد،اصلاحات بی آبرو چشم امید اسراییل در ایران شد.
    شما این همه خسارت ملی رو در سایه ادب این سید جد کمر زده نمیبینی؟ خیلی ذلیلی.

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۲:۰۳ ب.ظ:

    ما هم ادب رییس جمهورتونو ۵ ساله داریم میبینیم…..از خس و خاشاک خواندن مخالفاش گرفته تا بزغاله و…نامیدنشون….از ادبیات لمپنیش گرفته تا با پیژاما پوشیدنش و کارای پوپولیستیش جلو دوربین…..آره ادبش تو مناظراتش دیگه تو اوج بود…

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۲:۲۳ ب.ظ:

    دکتر ما، حداقلش این است که مانند بعضی ها از صبح تا شب مدام نمی گوید: “ادب مرد …”

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۰۲ ب.ظ:

    با ادب خاتمی uf6 اصفهان پلمپ شد،با ادب خاتمی ایران محور شرارت شد،با ادب خاتمی عزت ایرانی (خودش به درک) پیش رییس جمهور بی دین فرانسه له شد،با ادب خاتمی لینکون فراماسونر صهیونیست شهید شد،با ادب اون سید جد کمر زده پروتکل الحاقی به ملت تحمیل شد، با ادب خاتمی اصلاحات بی آبرو نور چشم و امید اسراییل در ایران شد. این همه خیانت ها رو نمی بینید اونوقت از ادب ناشی از ذلالتش حرف میزنید؟
    حالا احمدی نژاد با غربی ها بد حرف میزنه،شما چرا جوش آوردید؟
    نکنه شما هم مثل اون یارو ذلیل صهیونیست ها هستید؟

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۱۳ ب.ظ:

    یلدا جان

    اول اینکه عیدت مبارک
    دوم اینکه نکنه ادبش تو مناظراتش همونجایی بود که از قبل، فحشها رو توی ورقه نوشته بود و گرفت دستش و شروع کرد به فحش دادن ( خرافاتی، دروغگو، رمال، فریبکار…..)؟!
    بعدشم آخر مناظره گفت که توی ۴ دقیقه، می‌ارزه که دوباره فحاشی کنم، بعدش دوباره اون ورقه رو گرفت دستش و شروع کرد به تکرار فحاشی‌هاش.
    ادبش توی مناظره همونجایی بود که رو کرد به مجری که فقط بهش قانون مناظره رو تذکر داده بود و شروع کرد به پرخاش کردن چون شب قبلش به لکنت زبون افتاده بود و نتونسته بود رو در رو ادبش رو نمایش بده.
    ادبش توی مناظره همون وقتی بود که رو کرد به دوربین و در کمال بی‌شرمی، بجای اینکه درباره‌ی خودش حرف بزنه، به مردم گفت که این آدم ( رئیس جمهور )، یه پدیده است که براحتی دروغ میگه و من اومدم که این دروغ‌ها رو از بین ببرم اما چند روز بعدش دیدیم که در کمال وقاحت برای اینکه طرفدارانش رو توی خیابونا نگه داره، متوسل شد به دروغ بزرگ خس و خاشاک.
    ادبش توی مناظره‌ها همون وقتی بود که جلوی کروبی، چون می‌دونست رقیبش ( رئیس جمهور )،محبوبتر از اونه که بخواد با برنامه‌هاش کنارش بزنه، بی‌خیال مناظره شد و مشغول معاشقه شد و قانون مناظره‌رو برای چندمین بار، زیر پا گذاشت در حالیکه ادعای قانونمندیش، هم اونموقع و هم در روزهای بعد، گوش فلک رو کر کرده بود.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۲۱ ب.ظ:

    دوستانی که مدعیند خاتمی بلد نبود با توده مردم ارتباط برقرار کند یا فیلم بازی می کرد برای این سوال که چرا رای خاتمی در دوره دوم بیشتر از دوره اول بود چه جوابی دارند؟؟
    بحث انتقاد با هوچیگری فرق می کند و ان چیزی که در دانشگاه تهران اتفاق افتاد هوچیگری بود و نه انتقاد!!
    اما میزان تحمل مخالف جناب احمدی نژاد:تعطیلی روزنامه های مخالف دولت و سکوت ایشان( در حالی که در مقابل تعطیلی نشریه همت موضع گیری قاطع داشت!) فکر میکنم کافی باشد خصوصا با سر کار امدن جناب اقای رامین!!!
    نمی دانم منظورتان از مردمی بودن احمدی نژاد چیست؟؟ایا اینکه چاله میدانی حرف می زند(تشبیه وزیر بهداشت به هلو, عفاف زنان گیلانی و گرفتن یقه و چسباندن سر به سقف!! یه مورد مشکوک سخنرانی تو اصفهان هم داره که دیگه شاهکاره ولی من جون تو منبع رسمی ای ندیدم نمی گم میدونید کدومه که؟؟!! …) نشانه مردمی بودن است؟؟
    یا شایدم موقعی که تو سفرهای استانی خطاب به مردم می گوید:از ساعت چنده اینجایید؟؟ساعت ده؟؟ساعت نه؟؟ساعت هشت؟؟(تو تبریز ترکی می گفت!!) یا در ان یکی می گفت بمب ما همین مردم خراسان جنوبی هستند!!
    خاتمی چنین ادبیاتی نداشت و من همین را خیلی بیشتر دوست دارم

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۵:۰۴ ب.ظ:

    یلدا خانوم؛
    وجدانا یه لحظه شبهای مناظراتو تو ذهنت مجسم کن یا اگه سی دی مناظره ها رو داری بشین دوباره نگاه کن،احمدی نژاد ادبو رعایت نکرد؟!
    موسوی رعایت کرد؟
    موسوی چند تا توهین بزرگ به احمدی نژاد کرد؟ احمودی نژاد در مقابل توهین های زشت موسوی عکس العملی نشون داد؟
    واقعا دور از انصافه که بخوای خاتمی سوسول و وطن فروشو با رئیس جمهور ما مقایسه کنی.
    خاتمی ۸ سال به تک تک ایرانی ها خیانت کرد و…..
    واققعا انصاف هم خوب چیزیه.

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۰۶ ب.ظ:

    حمید جان قبلا هم عرض کردم شما یک بیمار کاملا متوهمید و هر کسی که به رئیس دولت فعلی نقد وارد کند مزدور اسرائیل است در نزد ذهن بیمارت!
    تصور نمی کنم احمدی نژاد فقط به غربی ها توهین کرد! ایشان مخالفان خود را با هر لفظ سخیفی که بگویید وصف کرده است!

    با احمدی نژاد ایران تحریم می شود اجناس چندین برابر گرانتر وارد ایران می شود یا اصلا وارد نمی شود کالاهای پزشکی نیز در معرض تحریم هستند، ویزا گرفتن از کشورهای دیگر در حد شاخ غول شکستن است و بعد گستاخانه ادعا می کند که تحریم بر ملت ایران اثر گذار نیست! احمدی نژاد از کجا می داند برای تهیه دارو ها و ایزوتوپی مورد نیاز برای درمان سرطان یک خانواده ایرانی باید چند ماه این طرف و آن طرف داروخانه های ۱۳ آبان و هلال احمر را گز کند تا شاید اینها را در نهایت در ناصر خسرو به صورت قاچاق و با چند برابر قیمت بتواند تهیه کند حال ممکن است هرگز هم به آن دست نیابد. احمدی نژاد آنقدر در سیاست کوتاه مدت و عوامفریب خود و ملتش را گرفتار کرده که نمی داند برای تهیه فلان قطعه مورد نیاز در کارخانه های صنعت نفت و … چند سال باید چشم انتظار بمانیم!
    با احمدی نژاد ارتباط ملت ایران از کشورهایی که برای ایران و هر کشور دیگری ارتباط با آنها افزایش شرایط اقتصادی را موجب شده است نزول پیدا کرده است تا کومور و ونزوئلا و سوریه و… که سمند ایرانی که در کشور ما ۱۰ میلیون فروش می رود برای آنها ۴-۵ میلیون داده شود! چون به تمجید آنها احتیاج دارد!

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۲۱ ب.ظ:

    حاج احمد خان، شما چرا مسائل رو با هم قاطی می کنید. یعنی تمام خاتمی خلاصه شده بود در شهید خواندن فلان رئیس جمهور آمریکا؟
    با ادب بودن خاتمی را زمانی متوجه می شوید که ایشان یک بار در میان این همه انتقادی که از او شد و حتی به وزیرش نیز حمله ور شدند از ادبیات سخیف استفاده نکرد. ماجرای دانشگاه تهران، ماجرای بی ادبی گروهی از دانشجویان بود که فراموششان شده بود خاتمی و دولت او باعث شده بودند که فضا برای صحبت کردن آنها باز شود. دانشجویانی که فراموش کرده بودند که در زمان قبل از خاتمی حزب و علاقه سیاسی و… چیزی جز یک مطلب مضحک نبودند! خاتمی که هم باید فضای سیاسی را باز می کرد و هم نگذارد این فضای باز شده باعث سقوط حکومت شود. چیزی که موجبات تحسین اقای خامنه ای را هم فراهم آورد. افتخار نیست که مانند احمدی نژاد همه روزنامه های مخالف و منتقد را ببندید و بگویید مردم ما را تحسین می کنند!
    حاج احمد خان شما ارتباط عاقلانه با تمام کشورهای دنیا را با وطن فروشی قاطی کرده اید. برادر من هر کس ریشش دو وجب در مشتش نیاید بقیه را مزدور اسرائیل نخواندد و فحاشی بلد نباشد سوسول نیست! این را یاد بگیر! لات بازی و رعایت نکردن ادب در کلام و منش نشانه غیر سوسول بودن است؟
    یاد بگیرید جناب حاج احمد خان، ملت ملت ملتی که تو و امثال تو از آن حرف می زنید
    دو دوره با رایی بسیار قاطع تر از احمدی نژاد و در همان دور اول خاتمی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند! حال شما از این ناراحت هستید ضرورتی ندارد که به رای مردم توهین کنید!

    خاتمی هنوز میلیونها رای پشت سر خود دارد . بهتر است از این در راس قدرت بودن خود کمتر سواستفاده کنید و ادب پیشه نمایید! شما حق ندارید به منتخب دهها میلیونی مردم فحاشی کنید و انتظار نداشته باشید که به رئیس جمهورتان از گل نازکتر گفته نشود!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۳۱ ب.ظ:

    علی رضا

    گفتی: «دوستانی که مدعیند خاتمی بلد نبود با توده مردم ارتباط برقرار کند یا فیلم بازی می کرد برای این سوال که چرا رای خاتمی در دوره دوم بیشتر از دوره اول بود چه جوابی دارند؟؟»

    تو به رأی بیشتر، چیکار داری پسر؟
    میزان مشارکت مردم در انتخابات در سال ۸۰، کمتر از سال ۷۶ شد.
    سال ۱۳۷۶، ۹۲/۷۹ درصد واجدین شرایط رأی دادن، در انتخابات شرکت کردند. یعنی از ۳۶۴۶۶۴۸۷ نفر، ۲۹۱۴۵۷۴۵ نفر در انتخابات شرکت کردند.
    اما در سال ۱۳۸۰، ۷۷/۶۷ درصد واجدین شرایط رأی دادن، در انتخابات شرکت کردند. یعنی حدود ۱۲ درصد کاهش پیدا کرده بود و از ۴۲۱۷۰۲۳۰ میلیون نفر، ۲۸۱۵۵۹۶۹ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند.

    تازه این کاهش درصدی، بقدری بود که حتی با اضافه شدن رأی اولی‌ها در سال ۸۰، باز هم تعداد شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰، یک میلیون نفر کمتر از سال ۷۶ بود.
    در ضمن رقبای خاتمی هم در سال ۸۰، همه‌ی شرایط لازم رو نداشتند. گذشته از شعارهاشون، از نظر شخصیتی هم هیچکدومشون نتوستن مردم رو جذب کنن.
    به رقبا نگاه کن:

    احمد توکلی که شعارش تحقق جمهوری دوم بود، هم شعار جالبی نداشت و هم اینکه هیچوقت سخنران خوبی نبوده و نمی‌تونه با فن بیانش، توجه دیگران رو بخودش جلب کنه. صدای پایینی داره که خیلی تند تند صحبت می‌کنه و آدم نمی‌تونه روی حرفاش تمرکز کنه حتی در تبلیغاتش هم همینطور بود. این اشکال رو هنوز هم داره و رفعش نکرده.

    علی شمخانی که شعارش ایجاد امنیت و اصلاحات بود، یه شعار تکراری داشت که تکرار شعار خاتمی بود و مردم هم لازم نمی‌دیدند که بین این دو نفر، کسی رو که ۴ سال سابقه‌ی ریاست جمهوری داشته کنار بذارن.

    عبدالله جاسبی که اصلا شانس انتخاب شدن نداشت چون از نزدیکان هاشمی بود.

    حسن غفوری ‌فرد با شعار توسعه‌ی علمی، سیدمنصور رضوی با شعار تشکیل دولت تفاهم ملی، سید شهاب ‌الدین صدر با شعار تمدن نوین ایران اسلامی، علی فلاحیان با شعار توسعه‌ی فرا صنعتی، سید مصطفی هاشمی‌طبا با شعار اجرای برنامه سوم توسعه‌ی کشور و سید محمود مصطفوی کاشانی با شعار تشکیل حکومت قانون و مبارزه با نابسامانی‌ها، شعارهایی نداشتند که دغدغه‌ی اصلی مردم در اون زمان باشه. مردم از دست هاشمی و خفقانش فرار کرده بودن و ۴ سال بود که داشتن نفس می‌کشیدن و بظاهر، دنبال آزادی بیشتر بودن.
    اما با اجازه‌تون باید بگم که حامیان خود خاتمی، رو دست خوردند چون تا پایان ۸ سال ریاست جمهوری خاتمی یعنی تا سال ۸۴، تمام روزنامه‌های اصلاح طلب، درشون تخته شد.
    اما تنها نکته‌ی مثبت دوره‌ی خاتمی، بر خلاف ادعای آزادی بیانشون، توسعه‌ی علمی و فناوری بود.

    اون موردی که توی اصفهان گفتی، اصلا هم مشکوک نیست چون من خودم پخش مستقیمش رو دیدم و با گوشای خودم شنیدم و تازه جات خالی، یه جیغم کشیدم چون حیرت آور بود.

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۵۷ ب.ظ:

    یک ایرانی جان، شما فکر می کنم قانون علت و معلول رو کمی نادیده می گیرید. علت آزادی بیان خاتمی و اطرافیانش بودند و معلول آزادی بیان!
    علت عدم آزادی بیان امثال فلاحیان و رحیم صفوی و اژه ای و دیگر به قول شما ولایتمداران
    بودند و معلول بسته شدن فله ای روزنامه ها!
    همانها که در نزد دادگاههای آنها سلاخی مطبوعات صورت پذیرفت، قتلهای زنجیره ای رخ داد و بعدها گستاخانه بر گردن اصلاح طلبان انداخته شد!
    بله قبول دارم خاتمی فراموش کرده بود که در ایران رئیس جمهور عملا در برابر حجم اختیارات ولی فقیه هیچ کاره است و قانون ایران(= ولی فقیه) به رئیس جمهور اجازه نمی دهد که مطبوعات آزاد برقرار کند! خاتمی و عینا هر رئیس جمهور دیگری، اگر قدرت داشتند اجازه نمی داد که با وزیر کشورش نوری آن برخورد شود!
    ادعای اینکه دولت خاتمی نخواست آزادی بیان و مطبوعات اصلاح طلب برقرار بمونند اونقدر خنده دار هست که بهتر دیدم بیشتر راجع بهش بحث نکنم. دانشجویان دانشگاه تهران در سال ۸۴ هم همین موضوع رو نادیده گرفتند که ” خاتمی با میزان اختیاراتی که داشت بیشترین آزادی بیان و امکان انتقاد را فراهم آورده بود و بیشتر از این در اختیار رئیس جمهور نیست”

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۴۴ ب.ظ:

    پندار؛
    یواش تر!
    فحاشی؟شما به این حرف من میگی فحاشی؟
    اتفاقا با ادب من وهمفکرانم هستیم که ۸ سال با اینکه با خاتمی مخالف بودیم ولی به رای مردم احترام گذاشتیم.
    بنی صدر هم منتخب مردم بود ولی دیدید عاقبتش چی شد؟
    خانم پندار سعی کن با من این لحنی صحبت نکنی چون من به شما بی احترامی نکردم.
    من فحاش نیستم،حقیقتو بیان کردم.
    شما که از صبح تا شب دارید به رئیس جمهور منتخب ما توهین میکنید لطفا ادای آدمای با ادبو در نیارید!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۴۳ ب.ظ:

    پندار جان

    گفتی: «خاتمی با میزان اختیاراتی که داشت بیشترین آزادی بیان و امکان انتقاد را فراهم آورده بود و بیشتر از این در اختیار رئیس جمهور نیست»

    آزادی بیان و امکان انتقاد، نسبت به چی؟

    آیا ۸ سال توهین به دین و اعتقاد مردم و زیر سؤال بردن خدا و قرآن یعنی آزادی بیان و امکان انتقاد؟

    اینکه «علیه خدا هم می‌توان تظاهرات نمود»، یعنی امکان انتقاد؟
    «قرآن زاییده‌ی توهمات پیامبره»، یعنی آزادی بیان؟

    «صحت قصه ی حضرت یوسف در قرآن کریم، از محالات است»، میشه آزادی بیان؟

    «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است»، یعنی امکان انتقاد؟
    هیچ می‌دونی همچین اراجیفی درباره‌ی حجاب، یعنی زیر سؤال بردن آیه‌ی صریح قرآن و حکمش در اسلام، ارتداده؟

    «ائمه صلوات‌الله علیهم نیز در بُعد ظاهری و حکومت که در واقع زعامت دنیوی است، از خطا مصون نمی باشند»، یعنی انتقاد؟

    «مادامی که خدا در جامعه باشد ایران رنگ مدرنیسم را نمی بیند»، یعنی آزادی بیان؟

    واقعا دست خاتمی از این محیط آزادی که فراهم کرده بود، درد نکنه!
    حال آدم از این آزادی بیان بهم می‌خوره.
    هر ننه قمری می‌دونه که آزادی فقط تا جایی معنا داره که به حریم دیگران تجاوز نشه. حالا آیا این اراجیف و صدها چرت و پرت دیگه که حوصله‌ی نوشتنشون رو ندارم، تجاوز به حریم اعتقادی میلیونها نفر مسلمون و شیعه نیست که پیامبر الهی و کتاب الهی دارن؟

    در مورد قتلهای زنجیره‌ای هم هر وقت تونستی زد و بند خاتمی و خاتمی و مصطفی کاظمی رو توجیه کنی، بعدش بیا اینجا حرف بزن.

    در ضمن گفتی خاتمی اختیار نداشت.
    اگه اختیار نداشت، غلط کرد که در آخر چهار سال اولش، اینو به مردم نگفت و سرشون شیره مالید تا چهار سال دیگه هم رئیس جمهور باشه.
    مگه نه اینکه ادعا داشت: «دانستن حق مردمه»؟؟؟؟
    خب چرا آخر چهار سال اولش، نذاشت مردم بدانند!!! که هیچکاره‌ست؟

    اصلا آزادی رو ولش کن. توی اقتصاد، چرا لیاقت نداشت تا دهن هاشمی رو ببنده و دست اعوان و انصارش رو از گلوگاه‌های اقتصادی دولت مثل وزارت نفت کم کنه؟
    مگه احمدی نژاد اینکار رو کرد، رهبر جلوش رو گرفت؟
    چرا گذاشت بخور بخورها ادامه داشته باشه؟ ها؟
    من می‌دونم
    چون بی‌لیاقت و ترسو بود.
    صادق زیبا کلام راست گفت که: «اگه خاتمی یک دهم شجاعت احمدی نژاد رو داشت، ما غمی نداشتیم».

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۴ ب.ظ:

    حاج احمد بنده به شما جسارتی نکردم شما خاتمی رو سوسول معرفی کردی طبیعیه بنده خاتمی رو با احمدی نژاد مقایسه کنم و نه شما! مشخصاتی که گفتم هم به اون می خورد نه شما!

    خانم یک ایرانی خدا می دونه بالاخره شما موضعتون چیه! یک جا می گید “اما با اجازه‌تون باید بگم که حامیان خود خاتمی، رو دست خوردند چون تا پایان ۸ سال ریاست جمهوری خاتمی یعنی تا سال ۸۴، تمام روزنامه‌های اصلاح طلب، درشون تخته شد.
    ” که این به معنای اینه که خاتمی الکی قول آزادی بیان می داد و افکارش اینطور نبود. جای دیگری دم می زنید که اصلا بی خود کردند این آزادی بیان رو بوجود آوردند! خدا می دونه دیدگاه شما دقیقا چیه!!

    خاتمی در بین دو لبه گیره افراط و تفریط قرار داشت و مقاومت کرد! یک قسمت آن کسانی بود که سر امثال قاسملو و سعیدی سیرجانی و… را زیر آب کرده بودند و به قدرت رسیدن آنها در حال حاضر باعث شده کمتر روزنامه اصلاح طلبی به همین یک جرم اصلاح طلبی یک بار توقیف نشده باشند یا تذکر نگرفته باشند! یک طرف دیگر هم افرادی که انتظار داشتند در جامعه مسلمان ایرانی اجازه نقد دین و… داده شود که این نشدنی بود. همان دانشجویانی که ابتدا فرمودید که خاتمی به آنها بی ادبی کرده است به این عدم افراطی بودن خاتمی ایراد گرفته بودند.

    من سوالم اینه که مگر خاتمی منتخب چند میلیونی مردم رو خائن و جاسوس و فریفته شده توسط سوروس و … معرفی کردن مگر توهین نیست؟ مگر توهین به رای ملت نیست؟ مگر طرفداران موسوی رو فریب خوردگان توسط موسوی نامیدن توهین به ملت نیست؟ چطوره که هرزه نامه هایی مثل روزنامه جوان و… که گویا سندهایی که در اختیار دارند از وزارت اطلاعات و قوه قضائیه هم بیشتره بسته نمی شدند ولی روزنامه های اصلاح طلب یکی پشت دیگری بسته می شدند.

    در مورد اینکه خاتمی اشتباه کرد که دور دوم کاندید شد بنده عرض کردم خاتمی بهترین کاری که می توانست( دقت کنید به توانستن) را انجام داد. دوران سیاه احمدی نژاد برای مطبوعات، دانشجویان و آزادی بیان نشون می ده بالاخره مقاومت خاتمی هر چند کم ولی اثرهایی رو داشته!

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    آقای حاج احمد، کسی حق ندارد بگوید فهم جمیع مردم از فهم یک نفر کمتر است! خاتمی منتخب این ملت بود و برای دو دوره هم بود! ملت انتخاب درستی کرده بودند یا خیر این را خودشان می گویند و به خودشان مربوط است! انتخاب احمدی نژاد هم نشان دهنده نارضایتی مردم از خاتمی نبود! یادتان نرود احمدی نژاد انتخاب مردم در برابر هاشمی رفسنجانی بود و نه خاتمی! و خاتمی چقدر در تغییر فضای بوجود آمده در دوران هاشمی رفسنجانی سهم داشت! کسی وکیل مردم نیست و حق ندارد از جانب آنها سخن گوید!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    به پندار

    در مورد اینکه گفتی: «من سوالم اینه که مگر خاتمی منتخب چند میلیونی مردم رو خائن و جاسوس و فریفته شده توسط سوروس و … معرفی کردن مگر توهین نیست؟ مگر توهین به رای ملت نیست؟»

    نخیر اصلا هم توهین به رأی ملت نیست چون هر چی که گفته شد، عین حقیقت بود:

    http://archive.newsmax.com/archives/articles/2006/9/14/205414.shtml?s=sr

    در مورد موسوی هم وقتی با شعار قانونمندی اومد اما بعدش که شکست خورد تمام مراجع قانونی رو برد زیر سؤال، اسمش میشه فریبکاری چون از اول هم دروغ می‌گفته که قانونمنده و باید به جسد قانون احترام گذاشت.
    چرا اگه به مراجع قانونی و بی طرف بودن شورای نگهبان اعتراض داشت از انتخابات کنار نکشید؟
    من بهت میگم
    مراجعه کن به مصاحبه‌ی روز قبل از انتخاباتش که گفت: اگه شکست بخورم، مراحل بعدی رو دنبال می‌کنیم.

    تازه با ادعای خط امامی بودن اومد جلو اما بعدش جلوی آرمانهای امام، مثل روز قدس و مبارزه با صهیونیسم ایستاد و گفت مردم فلسطین بما چه ربطی دارن. تازه بعدش جمهوری اسلامی امام رو هم برداشتند و کردند: جمهوری ایرانی.
    اینا همش بر خلاف ادعای خط امامی بودنش بود و ادعای خط امامی بودن کرد تا بتونه مردم رو فریب بده و رأی بیاره.
    اینا همه فریبکاری بود.

    بعد اینکه بگو ببینم من کجا گفتم که بیخود کرد آزادی بیان بوجود آورد؟
    من گفتم بیخود کرد که اسم توهین به مقدسات رو میذاشت آزادی بیان.
    اون روزنامه‌هایی که زمان ایشون منتشر شده و بعد هم تعطیل می‌شدند، کاری نداشتند جز توهین به مقدسات که مسببش خود خاتمی بود که دهن اونا رو باز کرده بود و همونطور که گفتم هی رو دست می‌خوردند چون فکر می‌کردن خاتمی اونقدر شجاعه که مثل اونا منویاتش رو با صدای بلند بیان کنه. اونا خیلی تابلو دهنشون باز می‌شد و خب قوه‌ی قضائیه بلافاصله روزنامه رو می‌بست اما نکته‌ی جالب و فریبکاری خاتمی این بود که با تعطیلی ظاهری هر روزنامه، بسرعت به مدیر مسئول و عوامل اون روزنامه، مجوز یه روزنامه‌ی جدید با یه اسم جدید می‌داد و این یعنی فریبکاری و دوباره توهین به مقدسات آغاز می‌شد.
    اینا آزادی بیان نیست خانم محترم. اینا توهین به مقدسات و فریبکاریه.
    در زمان خاتمی، آزادی بیانی وجود نداشت مگر برای کسانی که به مقدسات مردم توهین می‌کردند.

    اما گفتی: «دوران سیاه احمدی نژاد برای مطبوعات»

    باید در جوابت قسمتی از مناظره‌ی داوری با ترکاشوند رو بنویسم .
    داوری گفت:

    «بستن روزنامه‌ها مربوط به دولت نیست بلکه این روند توسط قوه قضاییه، نمایندگان مطبوعات، مجلس و نمایندگان ارشاد صورت می‌گیرد.
    در دوران احمدی‌نژاد بیشترین انتقادها از سوی رسانه‌ها به دولت شده است.
    در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی فقط دو روزنامه منتقد بود که بعد از مدتی بسته شد.
    در دوران خاتمی نیز کمترین توهین‌ها به رئیس جمهور صورت می‌گرفت که تنها توهین به خاتمی توسط عباس عبدی بود که به خاطر همین مسئله در سال ۷۲ حدود هشت ماه به انفرادی رفت.
    از سال ۸۴ تا ۸۸ بیش از یک هزار و ۶۸۹ مورد توهین به رئیس جمهور شده است که هر آنچه که توهین می‌شود از سوی رسانه‌هایی است که در دوران خاتمی با رانت‌ مجوز گرفتند.»

    بعد هم داوری در مورد بستن روزنامه‌ها در زمان احمدی یه مثال زد و گفت:
    «بستن نشریه‌ای که با یک همجنس‌گرا مصاحبه می‌کند و او را تأیید می‌کند، فضای بسته رسانه‌ای عنوان می‌شود. این نشریه به نظر شما نباید بسته می‌شد؟»

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۴۱ ب.ظ:

    حاج احمد و یک ایرانی
    شما کدوم رئیس جمهوری رو دیدین که مثل اب خوردن بیاد دروغ بگه و بعدش دوباره مثل آب خوردن دروغی رو که گفته بیاد تکذیب کنه؟!(ماجرای هاله نور و پلک نزدن سران کشورها موقع سخنرانی ایشون در سازمان ملل)
    شما کدوم رئیس جمهور رو دیدین که حتی شعار تبلیغاتی خودش رو تکذیب کنه و بگه من نگفتم روزنا مه ها حرف در آوردن! (ماجرای آوردن نفت بر سر سفره های ایرانی در تبلیغات انتخابات سال ۸۴)
    شما کدوم رئیس جمهور بیسوادی رو دیدین که در جواب ?how are you بگه yes
    yes( احوال پرسی مدودف و آقای احمدی نژاد)
    شما کدوم رئیس جمهور بی ادبی و بی نزاکتی رودیدید که تو سخرانیش بیاد بگه میدونم کجاتون سوخته برید آب بریزید همونجایی که سوخته! (البته نه به حضار منظورش اشخاص دیگه بود)
    اره حاج احمد عزیز اگه خاتمی تو دانشگاه تهران همون خاتمی واقعیه پس شک نکن که این احمدی نژاد هم همون احمدی نژاد واقعیه بدون هیچ کم و کاستی. در ضمن اگر خاتمی ۸ سال تمام داشت خیانت میکرد پس میشه بفرمایید که حضرت آقاتون چرا در اون ۸ سال هیچ عکس العملی نشون نداد؟ ایشون که با تمام سیاستهای اقای خاتمی موافق بودند حتی با سیاست هسته ای ایران که خود آقای احمدی نژاد گفت شما داشتین به غرب باج میدادیدهم موافق بودند و بارها در سخرانی هاشون ذکر کردند. تو با این حرفت خیلی چیزا رو زیر سوال بردی که! بقول یه بنده خدایی این شاخه ای که تو داری با اره میبری خودتم روش نشستی حاج احمد!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۵۲ ب.ظ:

    میلاد خان،
    شاخه ای که من روش نشستم بریدنی نیست!
    اتفاقا امام خمینی هم از خیانتهای بنی صدر آگاه بود ولی صبر کرد تا خود مردمی که بهش رأی داده بودن متوجه ذات کثیف بنی صدر بشن.
    ضمنا حضرت آقامون حواسش خیلی جمع بود؛مطمئن باش اگه درایت حضرت آقامون نبود الان آمریکائی ها تو خیابونامون در حال قدم زدن بودن.
    میلاد گوشتو بیار جلو(کاملا واضحه که قائمشهری هستی!)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۴۹ ب.ظ:

    به میلاد

    جوابت همونیه که مهدی نوشت چون مظاهر ادب مرادهای شما از شمارش، خارجه که من فقط چند تاش رو در بالا نوشتم.

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

    یک ایرانی
    مراد؟! کی بهت گفته که من مراد دارم؟! خیالتو راحت کنم خاتمی و موسوی و …امثالهم که سهله حتی پدرم هم که کل زندیمو مدیونش هستم تا زمانی که حرف درست و حقیقت بزنه خریدار حرفشم در غیر اینصورت حرفاش برام ارزشی نداره پس خواهشا من رو به مرادهای نداشته وصلم نکن! تو خیال کردی من هم مثل خودت همه چی رو سیاه و سفید میبینم؟ در ضمن چرا میزنی به کوچه علی چپ؟! من چند تا نمونه از ادب و راستگویی و سواد رئیس جمهور محبوب شما رو گفتم حالا چه ربطی داشت به ادب به قول شما مرادهای بنده؟! خانوم عزیز شما که اهل جر زدن نبودی! مطالبی که من عنوان کردم درست بود یا نه؟ تو کاری نداشته باش کی چی گفته من در مورد جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد حرفام حقیقت داشت یا نه؟ اگه میتونی خلافشو ثابت کن  

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱:۰۳ ق.ظ:

    حاج احمد!
    این چه فرمایشیه که شما میکنید؟! اگر اینطوره پس چرا امام خمینی اجازه ندادند خود مردم مرحوم منتظری رو خلع کنند؟! در ضمن مگه بنی صدر چند سال در راس امور بود؟تازه همین اواخر شمخانی و رفسنجانی یه جورایی گفتند که بنی صدر خائن نبود! خاتمی چطور ۸ سال رئیس جمهور بود اخوی ۸ سال خیانت و ساکت موندن حضرت آقاتون؟! تازه مگه ما مردم فهمیم و هوشیاری نداریم؟ چطور شد همین مردم بعد از ۴سال خیانت خاتمی دوباره بهش رای قاطع دادند؟ اصلا چطور شد بعد از ۴سال خیانت این آقای خاتمی دوباره تایید صلاحیت شد؟ اره حاجی جون وقتی من میگم خیلی چیزا رو زیر سوال میبری نگو نه. من چند تاشونو برات شمردم حالا خود دانی، مواظب شاخه باش!
    ( چطور واضحه قائمشهریم؟ مگه کامنتم لهجه داره؟!)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱:۱۳ ق.ظ:

    به میلاد

    مگه من سوتیهای احمدی رو منکر شدم که حالا تو ازم می‌خوای که خلافش رو ثابت کنم؟

    همین بالا به علی رضا گفتم که اون سوتی اصفهانش رو خودم شنیدم و جیغ کشیدم.
    قبلا هم علی رضا در چندین پست قبل، یه سری از حرفای احمدی رو ردیف کرده بود که من بهش آفرین گفتم و ازش تعریف کردم .
    من و همفکرانم هم توی سایت الف، انتقاداتمون از احمدی رو می‌نویسیم البته نه مثل خود توکلی که ناجوانمردانه و کینه توزانه می‌نویسه. اونجا انتقاد می‌کنیم چون خواننده‌ی اون سایت، اعضای دولت و نمایندگان مجلس هستند و چون بر خلاف اون تهمتی که تو بهم زدی، من سیاه و سفید نگاه نمی‌کنم.
    الآن هم بهت گفتم که جوابم همون چیزیه که مهدی گفت. یعنی منکر حرفای احمدی نشدم اما همونطور که مهدی گفت، احمدی ادعا نکرده که ادب مرد به ز دولت اوست اما موسوی با ادعای ادبش، بی‌ادبی می‌کنه.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱:۳۸ ق.ظ:

    خوب مثل اینکه بچه ها از تعطیلات برگشتن کارمون بازم دراومد!!
    یک ایرانی
    ۱چرا مغلطه میکنی خواهر من؟؟ در همین روز جمهوری اسلامی ۹۸ درصد مردم شرکت کردن و بعد در همه پرسی قانون اساسی همان سال ۷۵ درصد شرکت کردن ما هم باید مثل شما نتیجه بگیریم؟؟؟من می گیم خاتمی بیشتر از دوره اول رای اورد که معنی واضحش اینه که علاوه بر اکثریت کسانی که دور پیش به او رای دادن تعداد زیادی هم که دور قبل به او رای نداده بودن اونو انتخاب کردن(بیشتر از کسانی که در انتخابات شرکت نکردن و دیگر رای ندادن)
    اینکه چرا تعداد شرکت کننده ها کمتر شده به نظر من اصلی ترین دلیلش اینه که ما ایرانی ها یاد نگرفتیم باید صبور بود و قدم به قدم جلورفت بعضی از مردم توقعاتی داشتن که اصلا قابل تحقق نبود(هر چند قبول دارم خاتمی بیش از اینها میتونست پایداری نشون بده)
    کاندیدهای رقیب او را شمردی و گفتی هیچ کدام رقیبی جدی نبودن حالا من میپرسم ایا در تمام جریان اصولگرایی رقیبی جدی برای خاتمی نمی شد پیدا کرد؟؟؟ چرا افراد موجه تری مثل ولایتی و…شرکت نکردن؟؟؟
    نوشتی(۴ سال بود که داشتن نفس می‌کشیدن و بظاهر، دنبال آزادی بیشتر بودن.) خوب الحمدالله سخن از زبان ما میگویید!
    ۲ در مورد ازادی بیان در جواب پندار یه سری حرف و حدیث(به قول فردوسی پور!) نوشتی حالا ما اگه از ازادی بیان از قول اصلاح طلبایی مثل کدیور و سروش و … حرف بزنیم که شما قبول نمی کنید ولی مرحوم اقای مطهری را که قبول داری؟؟!!
    ((من مکرر در نوشته های خودم نوشته ام : من هرگز از پیدایش افراد شکاک‏
    در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند ، متأثر که نمی شوم‏
    هیچ ، از یک نظر خوشحال هم می‏شوم چون می‏دانم پیدایش اینها سبب می‏شود
    که چهره اسلام بیشتر نمایان بشود وجود افراد شکاک و افرادی که علیه دین‏
    سخنرانی می‏کنند ، وقتی خطرناک است که حامیان دین آنقدر مرده و بی روح‏ اشند که در مقام جواب بر نیایند یعنی عکس العمل نشان ندهند اما اگر
    همین مقدار حیات و زندگی در ملت اسلام وجود داشته باشد که در مقابل‏
    ضربت دشمن عکس العمل نشان بدهد ، مطمئن باشید که در نهایت امر به نفع‏
    اسلام است)(پیرامون جمهوری اسلامی صفحه ۱۳۴
    (من به جوانان و طرفداران‏
    اسلام هشدار میدهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی ، جلوگیری از
    ابراز عقیده دیگران است از اسلام فقط با یک نیرو میشود پاسداری کرد و آن‏
    علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها ) پیرامون انقلاب اسلامی صفحه ۱۹
    اصلا مطهری رو هم بی خیال همان داستان مفضل و امام صادق را که شنیده ای لابد؟؟
    حالا روحانیت ما بیحاله و یا چسبیده به قدرت و ول کن هم نیست و فقط بلد است در جواب مخالفین فحش و بد و بیراه بده یه بحث دیگه است!!و مگه تو دنیای امروز
    می شه جلوی ازادی اندیشه رو گرفت؟؟گیرم روزنامه را بستید با اینترنت چه کار خواهید کرد؟؟؟
    باید مساله رو حل کرد با پاک کردن صورت مساله چیزی عوض نمی شه!!
    سخنرانی اصفهان هم چشمتان روشن!!اخه من صوتیش رو شنیدم ولی انقدر عجیب بود که گفتم شاید ساختگیه!جام هم بهتر خالی!!دو تا گوش که بیشتر نداریم!!

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱:۴۶ ق.ظ:

    _ اول بگم چرا اینجا نمی شه لینک گذاشت؟. هر سایتی رو که لینک می کنی نظر منتشر نمی شه!!

    بعد یک ایرانی جان
    برملا کردن فساد در بسیاری ارکان حکومت یعنی توهین به مقدسات؟ مگر جز این است که فضای رسانه ای ازاد برای نابود کردن فساد در ارکان قدرت تلاش کند وگرنه به پشیزی نمی ارزد؟
    بستن روزنامه سرمایه به خاطر اشاره کردن به ” فساد مالی و جعل مدرک محمدرضا رحیمی” به نقل از الیاس نادران اصولگرا” به خاطر توهین به مقدسات بود؟

    فیلترینگ پارلمان نیوز که حتی صدای توکلی رو هم درآورد به خاطر توهین به مقدسات بود؟
    این همان حکومتی است که مردم باید از انتقاد به نفر اولش نیز در هراس نباشند؟!! خدا را شکر کنید که قدرت یکدست شده است و تا آنجا که می توانید می کشید و اعدام می کنید به زندان می اندازید و روزنامه ای نیز وجود ندارد که دیگر” توهین به مقدسات!!” کند. از آگاهی ملت در هراس بودید و هستید. برای شما تنها فیلم های گرفته شده از صدا و سیما حقیقی است و باقی دروع و جعلی است! سوال اینجاست که “اعتماد””شهروند امروز” به خاطر کدام توهین به مقدسات بسته شد!؟ پاسختان را می دهم ! شما با اصل ” آزادی ” در جمهوری اسلامی مشکل داشتید و دارید. دوم خرداد و خاتمی این اصل مغفول مانده را برگرداندند! وگرنه در راستای خواست حکومت و دولت صحبت کردن که آزادی نمی خواهد! همین شده است که روزنامه کیهان می شود “بهترین روزنامه منتقد دولت ” و بابت این منتقد بودنش !! جایزه می گیرد! دلیل آن نیز واضح است. کسی نباید فساد حاکم بر دولت را برملا کند. همه مدیحه سرایان قدرت حاکم حتی اگر در فساد غرق باشند (فساد تنها از نوع جنسی اش نیست!) آزادند و در قدرت!
    همه روزنامه هایی که اردیبهشت ۷۹ توقیف فله ای شدند ” توهین به مقدسات کرده بودند”
    گفتی” تنها توهین به خاتمی توسط عباس عبدی بود که به خاطر همین مسئله در سال ۷۲ حدود هشت ماه به انفرادی رفت.”
    اولا سال ۷۲ مگه دوران خاتمی بود؟
    در ضمن عباس عبدی دو بار در سالهای ۷۳( به خاطر انتقاد از رفسنجانی) و ۸۱ ( به خاطر نظر سنجی موسسه آینده در مورد ارتباط ایران وآمریکا) زندان افتاد. توهین به خاتمی نقل و نبات سیه نامه کیهان و یالثارات و صدا و سیما بود. چه توهینی بزرگتر از اینکه گروهی ابله که جز مشت و لگد زبان منطقی ندارند هر بار به یکی از کابینه خاتمی حمله می کردند و او را مضروب می کردند.

    گفتی “بستن روزنامه‌ها مربوط به دولت نیست بلکه این روند توسط قوه قضاییه، نمایندگان مطبوعات، مجلس و نمایندگان ارشاد صورت می‌گیرد.”
    بایستی خاطرنشان کنم هرگز یک روزنامه دولتی و یا طرفدار دولت در سالهای ۸۴- ۸۸
    با مشکل لغو مجوز روبرو نشد. یا روزنامه های دولتی مبرا از اشتباهند یا مسئله همراهی دولت با سایر چهارچوبهای حکومت و بنابراین همراستا بودن قدرت مطلقه است! در زمان خاتمی قوه قضائیه و دولت همراستا نبودند ولی الان در یک جهت قرار گرفتند.
    البته و صدالبته هوش اطرافیان خاتمی در گرفتن مجوزهای بسیار را من تحسین می کنم. دلیلی ندارد وقتی تنها برگ قدرتت همین است همین را هم از دست بدهی! هوشی که متاسفانه خاتمی نادیده اش گرفت!

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱:۴۷ ق.ظ:

    ایرانی جان، من فکر می کنم شما بتونی برای ادعاهای مرتبی که داری می کنی ابتدا سند بیاری بد نیست. مثلا می گی “در زمان خاتمی، آزادی بیانی وجود نداشت مگر برای کسانی که به مقدسات مردم توهین می‌کردند.”
    رو نمودن پرونده قتل های زنجیره ای یعنی توهین به مقدسات؟ افشای نقش فلاحیان به عنوان پشت پرده این قتلها توهین به مقدسات بود؟ بستن روزنامه سلام به دلیل افشای نقش سعید امامی در بستن روزنامه ها به خاطر توهین به مقدسات بود؟ توقیف هم میهن به دلیل ” توهین به مقدسات بود ” یا انعکاس سخن احمدی نژاد در مورد سهمیه ای شدن برق؟

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۳:۰۳ ق.ظ:

    علی رضا

    گفتی: «واضحش اینه که علاوه بر اکثریت کسانی که دور پیش به او رای دادن تعداد زیادی هم که دور قبل به او رای نداده بودن اونو انتخاب کردن»

    جدی میگی؟
    ببین سال ۷۶، ۳۶ میلیون نفر واجد شرایط رأی دادن بودند و در سال ۸۰، ۴۲ میلیون نفر می‌تونستن رأی بدن. یعنی ۶ میلیون نفر به تعداد واجدین شرایط اضافه شده بوده اما با این حال، تعداد شرکت کنندگان در انتخابات، از ۲۹ میلیون رسید به ۲۸ میلیون.
    این یعنی چی؟
    دو حالت میشه در نظر بگیریم:
    ۱- هیچکدوم از رأی اولی‌ها در انتخابات سال ۸۰ شرکت نکردند و تازه یک میلیون نفر هم از رأی دهندگان قبلی، کم شده که در اینصورت می‌رسیم به حرف من.
    ۲- رأی اولی‌ها هم در انتخابات سال ۸۰ شرکت داشتند که باز هم چون تعداد کل شرکت کنندگان در انتخابات سال ۸۰، کمتر شده، بنابراین باز هم به این نتیجه می‌رسیم که شرکت کنندگان دوره‌ی قبل، در سال ۸۰، از رأی دادن منصرف شدند که باز هم می‌رسیم به حرف من.

    هر کدوم از دو حالت بالا رو که در نظر بگیریم، نشون از این داره که یه عده‌ای که در سال ۷۶ در انتخابات شرکت کرده بودند، در سال ۸۰ از رأی دادن منصرف شدند.

    اما حالا اینکه چرا رأی خاتمی بیشتر شد، بخاطر رقبایی بود که دلایل رأی نیاوردنشون رو توضیح دادم. یعنی از بین یه تعداد رأی کمتر از سال ۷۶، خاتمی تونست رأی بیشتری رو بخاطر رقبای ضعیفش کسب کنه اما در کل آرا، ما کاهش تعداد شرکت کنندگان در انتخابات رو داشتیم که نشون از ناامیدی مردم داره نسبت به شرایط اونموقع.

    اون نقل قولهایی هم که از مطهری کردی، مربوط میشه به کسانی که مخالف اسلام هستند و بطور علنی اظهار می‌کنن یا مثل مارکسیستها که خود استاد مطهری ‌پیشنهاد دادند که کرسی دانشگاهی به مارکسیستها بدن تا با بحث و مناظره، حقانیت دین مشخص بشه اما علی رضا جان، خطر اونجاییه که یه نفر به اسم دین و به اسم نظریه پرداز دینی، دین رو ببره زیر سؤال که اینجوری یه عده‌ای ممکنه اصلا نفهمن و تحت تأثیر قرار بگیرن مثل همین سروش که چند تا از جملاتی که بالا نوشتم، مال سروش بود که این آقا بعنوان نظریه پرداز دینی دوره‌ی اصلاحات، توی دانشگاه‌ها، بحثهای یکطرفه میذاشت و می‌رفت روی مخ دانشجوها.
    وقتی سروش میگه قرآن زاییده‌ی توهمات پیامبره، این دیگه اون شکی نیست که مطهری ازش صحبت می‌کنه. این عین کفره. اگه اینطور نباشه پس ما الآن باید سلمان رشدی رو حلوا حلوا کنیم و بگیم نظرش رو گفته دیگه و دستش درد نکنه چون ایجاد شک و شبهه در دین کرده. این درست نیست چون همه‌ی انسانها جنبه‌ی شنیدن اینجور توهین‌ها رو ندارن و حتی اگه یک نفر هم منحرف بشه، اون آدم باید جواب خدا رو بده.
    این درست نیست که ما از اختیاری که خدا بهمون داده تا جایی سوء استفاده کنیم که علیه خود خدا هم بلند بشیم و بگیم علیه خدا هم میشه تظاهرات کرد. این جمله فقط از دهن فرعونیان بیرون میاد. از دهن یک مستکبر بیرون میاد نه از دهن کسی که خودش رو بنده‌ی بی چون و چرای خالقش می‌دونه.
    شک داشتن در دین خوبه اما نه تا جاییکه بگی من اصلا قبول ندارم که کتاب الهی وجود داره و این کتاب، توهم یک انسانه. سروش باید بتونه یک آیه مثل آیات قرآن بیاره و بعد افاضات گنده‌تر از دهنش بکنه.
    خطر اونجاییه که در لباس دین، علیه دین صحبت کنی که چون لباس دینی داری، حرف غیر دینی تو، به مثابه‌ی یک آموزه‌ی دینی، میره توی مغز شنونده‌ی عامی.

    گفتی: «مگه تو دنیای امروز می شه جلوی ازادی اندیشه رو گرفت؟؟گیرم روزنامه را بستید با اینترنت چه کار خواهید کرد؟؟؟»

    نه عزیز من نمی‌شه همچنانکه وقتی ۲۰:۳۰ حرفای اکبر گاف رو درباره‌ی امام زمان پخش کرد، مجبور شد شبهای بعدش یه نفر رو بیاره که توضیح بده. اما آخه اکبر گاف یه آدم معمولیه نه آدمی که ادعای نظریه پردازی داره مثل سروش، نه آدمی که مثل کدیور، ادعای لباس دینی داره.
    تازه از همه بدتر اینه که نباید این حرفا در روزنامه‌هایی منتشر بشه که رسانه‌ی عمومی هستند و در کل کشور، و بین هر قوم و قبیله‌ای با هر طرز تفکری پخش میشه.
    نباید شک و شبهه در دین رو عمومی کرد. اگه کسی شک داره باید بره از اهل فنش بپرسه اما یه آدم موذی مثل سروش، خودش کاملا می‌فهمه که داره چی میگه و خودش خوب می‌دونه که کجا رو هدف گرفته. اینا همونایی هستند که ادعای جدایی دین از سیاست دارن.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۳:۵۸ ق.ظ:

    به پندار

    عزیزم اگه بیشتر از یه لینک توی کامنتت باشه، کامنتت میره در دست بررسی.

    روزنامه‌ی سرمایه یه روزنامه‌ی اقتصادیه که مجوزش هم مجوز اقتصادی بوده و به همین دلیل هم تعطیل شد چون مطالبی هم می‌نوشت که ربطی به اقتصاد نداشت.

    در مورد پارلمان نیوز دلیل موجهی برای توقیفش اعلام نشد.

    درباره‌ی قتلهای زنجیره‌ای، عمه‌ی منم اگه جای خاتمی بود و کوس رسواییش گوش فلک رو کر می‌کرد، اعلام می‌کرد که وزارت اطلاعاتم در این قتلها دست داشته که این اصلا نشونه‌ی شجاعتش نیست بلکه اعتراف به کثافت کاری در دستگاهشه که کمترین کاری که می‌تونست بکنه، استعفای خودش بود اما یه اعلام کلی کرد تا رابطه‌ی خودش با مصطفی کاظمی و اطلاع خودش از قتلها رو پنهان کنه و بعد هم سعید امامی بدبخت رو در زندان کشتند تا بعنوان عامل قتلها شناخته بشه و زنده نباشه تا از خودش دفاع کنه.
    همونطور که قبلا هم گفتم، تو بهتره از نقش مصطفی کاظمی حرف بزنی نه دیگران.

    گفتی: «البته و صدالبته هوش اطرافیان خاتمی در گرفتن مجوزهای بسیار را من تحسین می کنم».

    این اصلا نشونه‌ی هوش نیست، بلکه این نشونه‌ی همون فسادیه که خودت ازش دم می‌زنی. این نشونه‌ی دور زدن قانون و باند بازی و کلاهبرداریه. خوب بلدی کثافت کاری رو توجیه کنی.

    گفتی: «تا آنجا که می توانید می کشید و اعدام می کنید»

    این طرز حرف زدنت دقیقا مثل کسانی است که نمی‌خوام تو رو با اونا مقایسه کنم چون اونا آدمکش و تروریست هستند.
    شماها یاد گرفتید که همینطوری فله‌ای حرف بزنید؟
    چطوریه که این حکومت تا جایی که می‌تونه ( جالبه! تا جایی که می‌تونه ) می‌کشه و اعدام می‌کنه اما جایی درز نمی‌کنه و فقط شماها می‌فهمید؟
    «تا جایی که می‌تونه» یعنی چقدر؟
    چه تعداد؟
    این مرز تا جایی که می‌تونه، چطوری تعیین میشه که تو فهمیدی؟ بعد از کجا آدما رو میارن و می‌کشن؟ شماها که به کشته سازی عادت دارید، چرا هر روز این اسامی رو اعلام نمی‌کنید؟

    اما در مورد عباس عبدی و خاتمی باید بگم که خاتمی سال ۷۲ وزیر ارشاد بود و عباس عبدی هم سر دبیر روزنامه‌ی سلام بود که در شهریور ۷۲ بمدت ۸ ماه به زندان افتاد.

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۸ ق.ظ:

    یک ایرانی عزیز، واقعا متوجه این موضوع می شوید که دامنه اختیار ولایتمداران چقدر است؟ مگر رئیس جمهور چقدر در وزارت اطلاعات قدرت دارد؟ کدام رئیس جمهور ابلهی اجازه می دهد وزرات اطلاعاتش نتیجه تمام آنچه به عنوان آزادی بیان و یا به قول شما ” توهین به مقدسات!!!” برایش تلاش کرد را از بین ببرد! و بعد روزنامه های اصلاح طلب هم آبرویش را ببرند!! مضحک تر از این استدلال هم ممکن است. اصلاح طلبان خود به دنبال آزادی بیان یا به قول شما” ضربه زدن به دین بودند!( هر جا که می گویم به قول شما برای این است که دیگر راجع به موضوع فرعی بحث نکنیم! نه اینکه قبول کنم) ” بیمار بودند کسانی که داشتند روشنفکری می کردند و به رهبری و ولایت فقیه و… ایراد وارد می کردند را در زندان بیندازند و بکشند و… ؟
    مگر می شود هر جا گند می زنند ولاییون یا به بیگانه مربوط کنیم یا به اصلاح طلبان یا در نهایت امر به عده ای خودسر! فاجعه کوی دانشگاه دو بار رخ داده هربار عده ای خودسر ! خانوم محترم بسیارند افرادی که از اتفاقاتی که شما آن را فساد در وزارت اطلاعات می نامید طرفداری می کنند.
    “* فارس: شما آقای سعید امامی را یک نخبه امنیتی می‌دانید؟
    - فلاحیان: بله، بسیار آدم قوی بود و خیلی خدمت کرد.

    * فارس: آیا موضوع قتل‌های زنجیره‌ای به نتیجه‌ای رسید؟
    - فلاحیان: بله، چند نفر تخلف کردند و محاکمه‌شان کردند، حکم دادند و زندانی کردند.


    تائید هم زمان کار متخلفین و اینکه سعید امامی جنایتکار بزرگ یک نخبه امنیتی بودند و خدمت کردند!!!
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8607080166
    نظرات حسینیان در مورد سعیدی امامی بخوانید!

    متوجه نمی شوم فردی مثل دری نجف آبادی کجایش اصلاح طلب است که وزیر اطلاعات مورد نظر خاتمی باشد! خاتمی متوجه این شد و تمام این عناصر کثیف و هرزه مانند سعیداسلامی و عالیخانی و… را تصفیه کرد و دری نجف آبادی را هم به کنار انداخت تا وزارت اطلاعات پالایش شود. بروید به تاسیس سازمان اطلاعات موازی وزارت اطلاعات (سازمان اطلاعات سپاه) و دلیل تاسیس آن نگاهی بیندازید! نگاه کنید چرا پس از پالایش وزارت اطلاعات نیاز به تاسیس سازمانی از سوی حکومت بود که جنایتهای وزارت اطلاعات را ادامه دهد! منتها نباید این سازمان تحت نظر اصلاح طلبان باشد.
    امثال فروهر، سعیدی سیرجانی(البته به سال ۷۴ مربوط می شه) ، جعفرپوینده، مختاری، مجید شریف و… که روشنفکر بودند رو وزارت اطلاعات به دستور و نظارت خاتمی قلع و قمع می کنه؟ این تئوری توطئه ول کن ما نیست به خدا! دو ورق تاریخ قتل های زنجیره ای رو از کتابهایی غیر از کتابهای مد نظر دولت احمدی نژاد ورق بزنی متوجه می شوی که موضوع از چه قرار است. زهر چشم گیری از خاتمی که در صدد ازادی بیان بود. نظر خانواده های مقتولین رو خانومی بخون ، نظر وکلاشون رو بخون بعد اینا رو بگو!

    کدام اصلاح طلب است که از فاجعه کوی طرفداری کند. ولی بسیارند ولایتمداران( نام دیگر طرفداران دولت که دوست دارند به این نام خوانده شوند) این فاجعه را طبیعی و نتیجه کار دانشجویان بدانند! شمایی که اکبر گنجی را مرتد می دانید ، یکی تندروتر از شما پیدا می شود که انتقاد به ولایت فقیه را بر نمی تابد و بابت آن سعیدی سیرجانی را با شیاف پتاسیم می کشد! کدام اصلاح طلب از کشته شدن روشنفکرها منفعت می برد!

    منبع اطلاعات شما تا زمانی که مرکز اسناد انقلاب اسلامی به سرکردگی یکی از مجرمین اصلی قتلهای زنجیره ای ” حسینیان ” است بحث در این مورد با شما بی فایده است.

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    خاتمی به عنوان وزیر ارشاد شاکی عبدی بودند؟ زندانی شدن عبدی چه ربطی به خاتمی داشت؟
    یعنی شما نمی دونید قبل از ظهور پدیده احمدی نژاد اصلاح طلبها سایه هاشمی رو با تیر می زدند تا اینکه دشمن مشترک پیدا کردند؟ خدا شاهده آدم می مونه این داستانها رو خودتون می سازید یا از کا گ ب و… هم استفاده می کنید!

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۳:۴۱ ب.ظ:

    تا جایی که می تونید نکشتید؟ آخه در نهایت امر آتش زدن چند ده سطل آشغال و اتوبوس که الان سرگرمی همه افراد در حومه پاریس شده اگر توسط همه جنبش سبزی ها هم رخ داده باشه سزاش مرگ بوده؟ اون هم مرگ چند ده نفر؟ به یک حکم مضحک و مسخره و جفنگ به نام محاربه متمسک شده اید و مشخص نیست دامنه این محاربه از کجا تا به کجاست. خدا رو گویا باید شکر کرد که حکومت فرانسه اسلامی نیست که برای همین بحران این چند روز اخیر یه چند صد نفری محاربه باید می شدند واز ورسای تا ایفل باید چوبه اعدام می گذاشتند . مگر جون انسانها الکیه که می گید موسوی که فراخوانی اعتراض داده باید جواب جون آدم ها رو هم بده! موسوی در نهایت در بیانیه هاش به قول شما گفته سطل آشغال آتش بزنید(گفته؟!!) مگر این جرم می شه حکمش اعدام؟ مگر جرم توهین به امام خمینی در قانون جزایی همین ایران حکمش مرگه؟ (اگر ادعا می کنید توسط جنبش سبز رخ داده) . در عاشورا یک سوت زدن ناشی از فتح یک پایگاه خالی انتظامی توسط جوانان احساسی و به قول شما اوباش رو پیرهن عثمان کردید و مرتب حکم اعدامه که دارید صادر می کنید. مگر اعدام الکیه که شما از هر ننه قمری که خوشتون نیومد اعدامش کنید. بابا شوخی نیست بعد از چین بیشترین اعدامی رو داریم! خدا می دونه اون روز چند نفر هم کشند! ماشاله چیزی هم که فراوونه دادگاههای عادله! برخلاف نص صریح قانون جزا، فلان رئیس پلیس که اصلا حیطه دخالت اون نیست این موضوعات می گه هر کس رو گرفتیم چند ده روز نگهش می داریم! بعد بنده خدا میاد اعتراف می کنه شما هم ادعا می کنید اصلا شکنجه چه جسمی و جنسی و چه روحی (سفید) نشده. کیه که حالا این ادعاتون رو بررسی کنه. مگر ادعاهای سعیدی سیرجانی و گنجی مبنی بر شکنجه بررسی شد که بقیه بررسی بشه. اینهاست که می گم وقتی قدرت یک دست می شه عملا هر کاری دلتون می خواد می کنید۱

    می دونید درفرانسه به چه چیزی اعتراض می کنند؟ به اینکه جلوی فروش مواد مخدر توسط فقرای حاشیه نشین رو گرفتند!! یعنی اون فقرای حاشیه نشین فروشنده مواد مخدر هستند!!! و دولت فرانسه نمی تونه بیاد وقتی یک نفر از اونها کشته شد بگه تقصیر خودشون بوده!

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۳:۴۸ ب.ظ:

    تئوری سازان بزرگ ، مصطفی کاظمی و کلا اصلاح طلبان چرا باید قتلهای زنجیره ای رو انجام بدهند؟ حذف روشنفکران که در راستای اهداف اصلاح طلبان حرکت می کنند فایده اش چیست؟ منبع گفته های شما چیست؟

    “روزنامه‌ی سرمایه یه روزنامه‌ی اقتصادیه که مجوزش هم مجوز اقتصادی بوده و به همین دلیل هم تعطیل شد چون مطالبی هم می‌نوشت که ربطی به اقتصاد نداشت.” رئیس مبارزه با فساد اقتصادی ، خودش یک مقسد اقتصادی است. این نکاات ربطی به اقتصاد ندارند؟!! بروید مطالب مجله اکونومیست رو بخونید تا متوجه بشید از این خبرها هم نیست!

    آه دلم برای سعید امامی بدبخت سوخت. واقعا جای مدعی و متهم عوض شده. دستان عدالت روزی گریبان جانی بزرگ حسینیان رو هم می گیره!

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۸:۴۸ ب.ظ:

    آقا میلاد سلام
    نمیخواستم جوابی بهتون بدم چون حرفاتون قابل تامل نبود اما باز هم خلاف میل خودم چند تا نکته رو یادآور میشم و امیدوارم که مورد توجهتون قرار بگیره.
    مسئله هاله نور رو من جوابی برای گفتن ندارم اما شعار نفت بر سر سفره ی مردم که دیگه عین حقیقت بود و اگه استناد شما به فیلم مزخرف و خیانتکارانه نود سیاسیه باید بعرضتون برسونم که اون سیاه نمایی بود و بهتره اینقدر زود باور نباشین. در مورد سیاست هسته ای جناب آقای خاتمی که من یادم میاد رهبری عنوان کردند که اگه وضع بخواد اینجوری ادامه پیدا کنه مجبور میشم خودم وارد عمل بشم و بعدا هم فرمودند که همون دولتی که تاسیسات هسته ای رو تعطیل کردند همون ها باید دوباره بازشون کنند و …
    در مورد آقای منتظری نوشتید که من جدا یه لحظه زدم زیر خنده چون مثل اینکه شما توجیه نیستید که آقای منتطری اصلا توسط مردم انتخاب نشد که حالا امام منتظر مردم بمونن تا بیان و عزلش کنن و در ضمن مثل این که شما یادتون رفته که امام فرمودند که من از همون اول با انتخاب آقای منتطری موافق نبودم و بخاطر چی قبول کردم.
    در مورد آقای خاتمی که باید به عرضتون برسونم من تعجب میکنم شما خبر از هیچی نداشته باشین. از آقای پروازی گرفته تا اون سه تا وزیر که رفتن پیش رهبر تا نیروی انتظامی رو بر عهده بگیرن و تقلبی که در انتخابات مجلس شد قتل های زنجیره ای و هزار تا چیز دیگه که فقط بخاطر مصلحت کشور زیاد بزرگ نمایی نمی شد و شما ادعا می کنید که چرا رهبری هیچی نمی گفتند و در جوابتون اینو میگم که شما خبر ندارین. در ضمن قرار نیست که رهبری بیاد و در تمام کارهای دولت دخالت کنه که اگه قراره اینجوری باشه دیگه دولت های مختلف واسه چی میان سر کار و انتخابات دیگه معنی نداره. ما ادب رو در آقای خاتمی دیدم که در جواب چند تا دانشجو که ایشون رو دروغگو خطاب میکردن چطوری جوش اوردن و جمله بسیار پرمعنی گفتن که ” اگر قرار بر گله مندی باشد من از شما گله مندم، من گله مندم از این که امروز از سنگر اصلاحات حرف هایی شنیده می شود که دشمنان این ملک و ملت سر میزنند” و این سرانجام اصلاحات از زبان آقای خاتمی بود.
    همین برخورد با آقای احمدی نژاد وقتی تو دانشگاه شد چه عکس العملی نشون دادند؟ ادب یعنی این.
    دولتی(اصلاحات) نذاره صدای مخالف شنیده بشه و شعار تحمل مخالف بده شاهکاره والا، تازه هر کی ذره ای بر خلاف نظر حضرات صحبت میکرد چنان تو دهنش میزدن که نتونه سر بلند کنه و مثالش آقای عباسی که چند سال حق سخنرانی نداشت.
    اینقدر زیاده که آدم میمونه از کجاش بگه.
    راستی امروز بانک مرکزی میزان تورم رو در سال ۸۸ به میزان ۱۰/۸ اعلام کردن که روسیاهی باشه برای اونا که میگفتن تورم بالای دو سال پیش بخاطر بی کفایتی دولت بود.

    [پاسخ]

  31. راحیل
    ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۰ | #31

    با سلام
    حاج احمد جان
    امید وارم زودتر خوب وسر پا شوی
    که هیچ چیز بهتر از سلامتی نیست
    از شنبه که تعطیلات تمام ودیدوباز دید ها تمام شود
    دوباره بازار بحث ها گرم میشود فقط دو روز دندان رو جیگر مبارک بگذار ید
    فقط سر جدتان دوباره بحث درباره موسوی وجنبش سبز و ….
    را وسط نکشید که یه جنازه متعفن که دیگه نبش قبر نداره

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۴:۰۳ ب.ظ:

    خانوم راحیل؛
    ممنون از لطفت،واقعا هیچ چیزی مثل سلامتی با ارزش نیست،
    مگه من زیاد راجع به جنبش سبز و موسوی و بقیه حرف میزنم؟!

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۹:۱۴ ب.ظ:

    خانم پندار سلام، من تا حالا فکر میکردم شما پسرین اما ظاهرا اشتباه میکردم. کامنت های گذشته شما رو خوندم و متاسفانه خیلی به بقیه توهین میکنین و این حرکات دور از شان شماست.
    شما جنایت هایی که صورت گرفت رو تنها اتیش زدن چند تا سطل آشغال میدونید؟ آیا کشتن هفت نفر در روز ۲۵ خرداد و تنها سه روز بعد از انتخابات کافی نبود تا این حرکت بعنوان یک حرکت خشونت بار تلقی بشه که شما اومدید و مدعی چیزهای عجیب و غریب میشین. من سوالم از شما اینه که آیا شما منکر دخالت منافقین و گروهک های ضد انقلاب در این ماجراها میشین ؟ حالا که تعدادی از اونها دستگیر شدن و خودشون هم اعتراف به عضویت در این گروه ها کردن و طبق قانون و شرع حکمشون اعدامه شما مدعی چه چیزی هستید؟ بین حرفاتون میگین که مگه اعدام الکیه که هر کی سطل آشغال آتیش میزنه میارن و حکم محاربه بهش میزنن، این سوال رو هم جواب بدین که کی رو بخاطر آتیش زدن سطل آشغال اعدام کردن که شما داد و بیداد راه انداختین.اینجوری که شما حرفر میزنین تا حالا نصف مردم تهران باید اعدام شده باشن و سوال بعدی من اینه که تعداد اعدامی ها چه قدر بوده؟ البته اگه خبر داشته باشین باید خیلی بی انصاف بوده باشین که این حرف ها رو زدین.
    من تصمیم گرفته بودم که دیگه اینجا کامنت نذارم ولی این بار پیش اومد که دوباره چیزی بنویسم. در هر صورت مشخصه که شما حرف حق رو قبول نمی کنید اما من حرفامو نوشتم و قضاوت هم بعهده ی خودتون.
    امیدوارم همیشه تو زندگیتون موفق باشین

    [پاسخ]

  32. ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۱:۱۷ | #32

    سلام آقای حسینی
    بنده در وبلاگم چند مورد از ترین های سال ۸۸ را انتخاب کرده ام. ضمنا در بین مطالب صفحه ی اول وبلاگم نامه ای به آقای خامنه ای نیز دیده می شود.

    [پاسخ]

  33. وحید
    ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۴:۱۲ | #33

    “اگر در سال ۸۸ کسی را اذیت کردم و با نوشته‌های خودم باعث رنجش کسی شدم، امیدوارم که از من راضی باشد.”
    قطعاً بیشماری را با نوشته هایت رنجانده ای و اذیت کرده ای. چه جوری انتظار داری وقتی دل خانواده ی داغداری رو شکانده ای، آنها از تو راضی باشند؟ چگونه انتظار داری تهمت های که افراد می زنی بخشیده بشن؟ چگونه از اینکه همه را متهم به عامل بیگانه کرده ای از تو راضی باشند؟
    در سال جدید یک حدیث از پیامبر میگذارم اینجا شاید “حول حالنا الی احسن الحال” در تو اثر کرد.
    المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه؛ مسلمان کسی است که مسلمانهای دیگر از زبان و دست او در امان باشند.

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۴:۱۷ ب.ظ:

    آقا وحید،
    چه بخواهی و چه نخواهی در فتنه اخیر خیلی ها با آگاهی کامل و افرادی هم ناخواسته عامل بیگانه بودند،
    یعنی همان کاری رو انجام دادن که دشمنان میخواستند.
    واقعا فکر میکنی این حدیث پیغمبر رو به جا استفاده کردی؟!
    میشه ازت خواهش کنم شما برای ما چند مسلمان واقعی رو معرفی کنی؟
    میشه چند نفرو اسم ببری؟

    [پاسخ]

    محبوبه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۸:۲۳ ب.ظ:

    به وحید
    بی شک عملکرد آقای حسینی قابل نقد است و اما شما می گی:دل خانواده های داغدار رو شکونده
    من نمی دونم این بنده خدا از کجا خانواده ی سعیده پور آقایی رو پیدا کنه و ازشون حلالیت بطلبه!
    من ب از این خانواده ی داغدار عذر خواهی می کنم!!!!!!!!
    آره عزیز،مسلمان کسی است که مسلمان های دیگر از زبان و دست او در امان باشند.
    دقت کن به حدیث،فرموده مسلمان ،نه شیعه نام نا مسلمان.

    [پاسخ]

  34. ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۷:۰۵ | #34

    سلام دیدم بازی بازیه گفتیم مام یه بازی فراخور دل خودمون راه بیندازیم. ” همه از سید مرتضا می نویسن خب ما هم روش” دعوت شدی. البت من اهل این قرطی بازیا نیستم ها قصه ی مرتضا دیگر است

    [پاسخ]

  35. محمد صادق
    ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۴ | #35

    عرض سلام خدمت همه دوستان(این دفعه بخصوص سبزهای عزیز!)
    آقا من میخوام امروز با مامانم اینا و خاله هام و دایی و… برم سیزده به در!
    ایشالله باز وقتی برگشتم نبینم دوستان سبز(میلاد و pendar و سمیرا سبزه و …),باز اومدن اینجا نظریه پردازی اینترنتی کردن و توهم زدن که, آهای دیدین ما بیشماریم! دیدین سیزده بدر فلان بود و بهمان بود! دیدین! دیدین…!
    گرچه که دیگه عادت کردیم که به اینکه شما همه چیو مصادره میکنید به نفع خودتون!

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ ۸:۰۰ ب.ظ:

    وای محمد صادق دیدی امروز شما چه قدر با شمار بودین؟ :))

    عید همه گی مبارک
    امیدوارم امسال سال سبزا باشه:)

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    یلدا خانوم،
    امسال هم مثل سال ۸۸ سال مردم شریف و مسلمان ایرانه.
    امسال هم سال ایرانیهائیه که تو ۲۲ خرداد و ۲۲ بهمن ۸۸ افتخار آفریدند.
    سال نو مبارک.

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۷ ب.ظ:

    حاج احمد
    با این حساب امسال سال سبزاست:)

    من معتقدم :

    گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
    دانی که رسیدن هنر گام زمان است
    آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
    دریا شود آن رود که پیوسته روان است
    دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت
    این دشت که پامال سواران خزان است
    روزی که بجنبد نفس باد بهاری
    بینی که گل و سبزه کران تا به کرانست

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۹ ب.ظ:

    در ضمن امسال سال صبر و استقامته

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱:۳۷ ب.ظ:

    یلدا خانوم،
    خوب میشی انشاالله :)
    برای ما شیعیان امیر المومنین هر سال سال صبر و استقامته،
    ما با صبر و استقامت در مقابل مشکلات همت و کار مضاعف میکنیم تا به پیشرفت ایران اسلامیمون کمک کنیم.
    با صبر و بصیرت و همتو کارمونو مضاعف میکنیم تا زمینه های ظهور امام زمانمونو فراهم کنیم،تا مولامون بیاد و شیعیانشو از غربت نجات بده.

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱:۵۲ ب.ظ:

    حاج احمد
    شما باید خوب بشی ایشالا!

    [پاسخ]

    محمد صادق پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۳:۵۰ ب.ظ:

    سال استقامت؟!!!

    زرشک!
    آب هویج!
    این توهم چه ها که نمیکنه یلدا جان!

    [پاسخ]

    نوشین پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۲۶ ق.ظ:

    جناب محمد صادق امسال من سیزده بدر شاهد عجایب زیادی بودم یکیس اینکه تعداد یکه سی ساله سیزده بدر رو میگن روز طبیعت وتو این سی سال یکبار این روز رو نرفتن پیک نیک امسال از شب قبل رفتن تو پارکها جا گرفتن تازه واژه سیزده بدر رو هم بارها تکرار کردن من نمیدونم چه تحول عظیمی تو اینا رخداده بود .تو پارک کنار بساط ما یه خونواده بودن که از ظاهرشو ن معلوم بود که خیلی مقید ومذهبی نیستن نکته جالبش این بود که یکی از اقایون وابسته هی میومد جلو ما رژه میرفت ودستش رو طوری توی جیبش می ذاشت که کلت کمریش معلوم بشه
    خلاصه جناب امسال سیزده بدر رو شما مصادره کردید:)

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۹:۴۸ ق.ظ:

    به نوشین
    خدا شفات بده.

    [پاسخ]

    محمد صادق پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۳:۴۴ ب.ظ:

    معذرت میخوام نوشین خانوم! زبونم لال خدای نکرده دوست ندارم شما رو خراب کنم ها!
    اما واقعا هم خجالت آوره و هم مضحک که عین این حرفهای شما و با همین ادبیات رو از دو سه روز گذشته تو سایتها و وبلاگهای سبز میشد و میشه دید!
    مخصوصا اون قضیه “نشون دادن کلت کمری به مردم” رو همین دیشب تو گزارش ویژه پارس تی وی از سیزده بدر, شنیدم!
    یعنی خداییش شما دیروز رفته بودی بیرون؟ یا…

    [پاسخ]

    محبوبه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۲۳ ب.ظ:

    به نوشین
    این دیگه از اون حرفاست سرکار خانم.

    [پاسخ]

    صالح عظیمی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۴۹ ب.ظ:

    من شفای عاجل از درگاه ایزد منان برای این نوشین خانوم عزیز استدعا دارم…

    شما باید ساینس فیکشن نویس می‌شدی تا کامنت انداز!

    [پاسخ]

    نوشین پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۴۸ ب.ظ:

    چرا باید خدا منو شفا بده من که مریض نیستم واگه شما بخواهید دروغ بگویم نمیتونم چون دروغگو نیستم وچیزی رو که دیدم نوشتم اگه سایتهای دیگه همین مطلب رو نوشتن خوب ساده است چون اتفاق افتاده تازه یه چیز دیگه نزدیک ظهر اون اقاهه که کلت داشت دیگه نبود خونواده اش بودن خودش نبود
    از جوابهای بی سرو ته شما فهمیدم که حرفاتون همه غیر مستند و ازروی خیالاته
    ونتیجه میگیرم که اتهام توهم که به معترضین میزنین دقیقا متوجه خودتونه شمایید که متوهمین
    واقعا متاسفم من تاحالا اینطور بایه سری بیمنطق عصبی برخورد نکرده بودم خونواده های ولایی که رفته بودن سیزده بدر اقوام خیلی نزذیک من هستن من خیلی دوستشون دارم ورابطه خوبی باهاشون دارم اونا هیچ کدومشون مثل شماها نیستن فکر کنم شماها که دیگران رو دروغگو میدونین ومریض اصلا ربطی به خط مشی سیاسیتون نداره شما واقعا مریضید خدا همگیتون شفا بده

    [پاسخ]

    محمد صادق پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۰۱ ب.ظ:

    بابا خوشحال!
    ما رو باید ۹دی یا ۲۲ بهمن میشمردی
    ( البته اگه بلدی بیشتر از چند میلیونو بشمری خانوم!):)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۱۸ ب.ظ:

    محمد صادق جان

    با اینا درباره‌ی شمارش و اینجور چیزا حرف نزن چون بی‌فایده است. اینا هر چی که بشمرن، باز آخرش به این نتیجه می‌رسن که ۱۳ از همه‌ی عددهای دنیا بزرگتره.

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۴۸ ب.ظ:

    یک ایرانیه جان؛
    خوب ۱۳ بزرگتره دیگه،مگه نیست؟! :)

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۵:۰۸ ب.ظ:

    صالح عظیمی عزیز؛
    خوب بنده هم از نظر سبزها گفتم دیگه:)

    [پاسخ]

    صالح عظیمی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۴:۵۱ ب.ظ:

    حاج احمد جان بزرگتر هست به‌شرط اینکه فقط سبزها بگن بزرگتره چون اگه ما بگیم دروغ گفتیم دیگه :D

    [پاسخ]

    pendar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    هر چند این حرف چندین بار تکرار شده ولی باز هم عنوان می شود. طرفداران جنبش سبز معتقد نیستند که ۱۳ بیش از ۲۴ است. معتقد به جابه جایی آرا هستند. معتقد به تقلب در آرا هستند. از شورای نگهبان هم شکایت دارند به این خاطر که در این شورا دبیر و یکی از اعضایش رسما به نفع یکی و به ضرر دیگری موضع گرفته بودند. تکرار جمله خسته کننده، ۱۳ بزرگتر از ۲۴ فایده ای ندارد.

    در ضمن اگر دوباره دوستان ولایی روضه های شهادت طلبیشان را نخوانند بگویم که جنبش سبزی ها قانع نشدند که تقلبی نشده است قانع شدند که رایشان گاه به قیمت جانشان تمام می شود پس کوتاه اومدند!

    [پاسخ]

  36. ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۷:۲۱ | #36

    پدر پسر شجاع دار فانی را وداع گفت

    [پاسخ]

  37. نادعلی مجدپناهی
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۰۶:۵۰ | #37

    به نام خدا
    با سلام
    به قول یارو، تا شروع نشده(؟!) یک تبریکی خدمت همه دوستان و عزیزان عرض می کنم و امیدوارم که در سال جدید و همه سال های باقیمانده عمر سعادتمند و خوش «حال» باشید.
    قضیه «تاشروع نشده» را هم که لابد همه می دانید.

    [پاسخ]

  38. راحیل
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۴ | #38

    با سلام
    حاج احمد جان
    من منظورم کلا همه بود
    نه فقط شما
    دل نازک شدی

    [پاسخ]

  39. راحیل
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۱ | #39

    البته درکت میکنم
    خودم وقتی تاندون پام کشیده شده بود
    و۱ماه تو گچ بود واقعا بیچاره شده بودم
    به هر حال امید وارم زودتر سر پا بشی

    [پاسخ]

  40. یلدا
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۰ | #40

    بهار غم انگیز

    بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد
    نسیمی بوی فروردین نیاورد
    پرستو آمد و از گل خبر نیست
    چرا گل با پرستو همسفر نیست ؟
    چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد ؟
    که آئین بهاران رفتش از یاد
    چرا در هر نسیمی بوی خون است ؟
    چرا زلف بنفشه سرنگون است ؟
    چرا سر برده نرگس در گریبان ؟
    چرا بنشسته قمری چون غریبان ؟
    چرا پروانگان را پر شکسته ست ؟
    چرا هر گوشه گرد غم نشسته ست ؟
    چه آفت راه این هامون گرفته ست ؟
    چه دشت است این که خاکش خون گرفته ست ؟
    چرا خورشید فروردین فروخفت ؟
    بهار آمد گل نوروز نشکفت
    بهارا ، تلخ منشین ،خیز و پیش ای
    گره وا کن ز ابرو ،چهره بگشای
    بهارا خیز و زان ابر سبک رو
    بزن آبی به روی سبزه ی نو
    سر و رویی به سرو و یاسمن بخش
    نوایی نو به مرغان چمن بخش
    بر آر از آستین دست گل افشان
    گلی بر دامن این سبزه بنشان
    بهارا از گل و می آتشی ساز
    پلاس درد و غم در آتش انداز
    بهارا زنده مانی ، زندگی بخش
    به فروردین ما فرخندگی بخش
    هنوز اینجا جوانی دلنشین است
    هنوز اینجا نفس ها آتشین است
    مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است
    چو فردا بنگری ، پر بید مشک است
    مگو کاین سرزمینی شوره زار است
    چو فردا در رسد ، رشک بهار است
    بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
    بده کام گل و بستان ز گل کام
    دگربارت چو بینم ، شاد بینم
    سرت سبز و دلت آباد بینم

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۳:۱۲ ب.ظ:

    با سلام و تبریک سال نو به همه
    آقای حسینی نمیخواین پست جدید بذارین؟؟
    آقای محمد صادق مگه قراره ۱۳ بدر خبری خاصی بشه؟؟به ما چه دوستان حکومتی تا میفهمن ملت قراره تجمع کنه(حتی رو چمن!۱)) لرزه به تنشون می افته؟؟
    نه خیر من که ۱۳ به در رفتم بیرون کلی هم خوش گذشت اصلا به فکر هیچ نوع جنبشی نبودم!!!!شما چطور؟؟زیاد بهش فکر نکن..

    به روزم با:به ساحت مقدس من توهین نکنید..

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۶:۱۶ ب.ظ:

    قصه شهری که غرق درد بود
    آتش شهوت درونش سرد بود

    شهر ما شب های خیبر یاد داشت
    رمز یا زهرا وحیدر یاد داشت

    شهر ما همت درونه سینه داشت
    با شهادت انس از دیرینه داشت

    شهر ما روح خدا در دست داشت
    صد هزاران عاشق سرمست داشت

    ناگهان این شهر ما بی درد شد
    آتش غیرت درونش سرد شد

    حال راز ها در شهر قصه چپ شد
    پوشش خاکی لباس رپ شده

    دیگر از جبهه در این جا رنگ نیست
    دیگر ان حال و هوای جنگ نیست

    یا خمینی ای خلیل بت شکن
    خیز و بنگر فتنه های شهر من

    جبهه و یاران من گم گشته اند
    غرق در نسیان مردم گشته اند

    پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟
    یاد جبهه یاد ان خونین تفنگ

    شهر من حجب و حیایت پس چه شد
    ناله مهدی بیایت پس چه شد

    ای جماعت ناله ام را بشنوید
    درد چندین ساله ام را بشنوید

    بنگرید این لکه های ننگ را
    فتنه های شهر بعد از جنگ را

    عده ای با نامتان نان می خورن
    ای شهیدان خو نتان را می خورن

    جنگ رفت و شهر ما تاریک شد
    راه وصل عاشقان باریک

    شما رفته مردم ریایی شدند
    و بر خی دگر شیمیایی شدند

    نه ان شیمایی که در جنگ بود
    نه ان گاز سمی که بی رنگ بود

    همانانی که رنگ ریا می زنن
    و بر سینه سنگ خدا میزنند

    همانانی که یادی زدبن می کنن
    فضا را پر از ادکلن می کنن

    به یک چک رشوه خور میشوند
    به یک حکم مسئول کل میشوند

    همانانی که در بی حجابی تکند
    سزاوار یک قبضه نارنجکند

    به سنگ تهاجم محک می شوند
    و مثل عروسک بزک میشوند

    کسی فکر گلهای این باغ نیست
    کسی مثل ان روزهای داغ نیست

    همه ناگهان عافیت خو شدند
    و یک شب ازاین رو به آن رو شدند

    کسی بر شهیدان سلامی نگفت
    رضای خدا را کلامی نگفت

    بیایید که مردم بهتر شویم
    در این ابشار خدا تر شویم

    بیایید تجدید پیمان کنیم
    نگاهی به قبر شهیدان کنیم

    [پاسخ]

    ملوان زبل پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۶:۴۰ ب.ظ:

    اقای مهدی عوض اش شما رو بشارت می دهم که فیلمساز حسرت های شما! که در فیلم آژانس شیشه ای اش از تروریست ها و گروگان گیرها(که غر می زدند چرا اکثر مردم مثل ما عاشق جنگ و کشتن و خاکریز و نارنجک زدن به بی حجاب ؟؟؟؟؟ نیستند) قهرمان ساخته بود، در مصاحبه ی اخرش بر ضد جنبش سبز و خاتمی و اصلاح طلب ها موضع گرفته.
    او در جای گرم و نرم اش نشسته بود و بر ضد سبزهای منافق مرصادی!!! حرف می زد و کمی ان سو تر بهمن قبادی و محمد نوری زاد در اوین در حال جواب پس دادن برای عقیده شان و طرفداری از مردم هستند!
    تازه گویا حاتمی کیا قراره فیلمی هم از جنبش ما بسازد و چه ها که بسازد و خوش به حال تان!

    [پاسخ]

    ملوان زبل پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ۶:۴۴ ب.ظ:

    اصلاح می کنم :جعفر پناهی و محمد نوری زاد.ببخشید من پناهی و قبادی رو همیشه اشتباه می کنم!

    [پاسخ]

  41. ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۶:۴۴ | #41

    سلام
    با تبریک سال نو
    این کارت پستال و نمونه های مشابه اون که از خط ثلث و نستعلیق بهره برده، از کارهای حاج آقا رحیمیان – نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید- هستش که در کتاب خودشون با عنوان سایه آفتاب (زندگی امام خمینی ره) جمع آوری کردند.

    [پاسخ]

  42. حاج احمد
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۷:۴۸ | #42

    خوش به سعادت جلال؛
    واقعا خوش به حالش،
    چه کیفی داره آدم عید بره کربلا،غبطه میخورم به جلال که آقا دعوتش کرده(حسودیم شد:( )
    همه میرنو منو جا میذارن………

    [پاسخ]

  43. ملوان زبل
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۷:۲۲ | #43

    امید حسینی شانس اوردی من هم تمام عید جای ثابت تشریف نداشتم که بیام به این جا سر بزنم. وگرنه فکر کردی من آدمی ام که آهستان ای که هر دو روز یه پست می گذاشت و می رفت رو اعصاب ما ،برود در سکوت ای مرموز و من هم حرف نزنم؟!!! در این جا رو از پاشنه در می آوردم از بس کامنت می گذاشتم! شما رفتی جنوب من رفتم ولایت شما و البته پدر محترم خودم گیلان و خلاصه نایب الزیاره بودیم! :) من هم امیدوارم سال نو سال ای باشه که این امید حسینی یه کوچولو منصفانه تر بنویسه و بی خیال بالاترین و فتنه ی سبز بشه و کمی در مورد مسایلی مثل سیاست های محشر اقتصادی دولت بنویسه.به عنوان مثال ما در ایام عید هر جا رفتیم بحث سر دو چیز بود یا فتنه ی سبز :) یا یارانه ها! مثلن بیا و گیر بده به این محمود که بعد از علاف کردن یک مملکت سر یارانه ها ،چرا زده زیرش و دبه در آورده ؟؟ یه نوک سوزن انتقاد کن پسرم! بابا این مسایل کلان مملکتی خیلی مهم تره از حرف های مشایی .
    و همین طور امیدورام در سال جدید این اقای داو بره رد کارش این قدر اینجا نشینه و برو بر کامنت های ما رو نگاه کنه! من بابت هر کامنتی که این جا می گذارم کلی دلشوره دارم که در رو بشکنند و بریزند ببرندم اوین و بعد هم به جرم محاربه اعدامم کنند! قضیه ی اون معلم پاکدشتی رو که به دلیل چند ایمیل مشکوک به اعدام محکوم شده رو که می دونید؟ در عوض اش من هم قول می دهم دختر خوبی بشم و کامنت های کوتاه و مرتبط بگذارم.
    امیدوارم در سال صبر و استقامت ،جنبش سبز- که قراره زندگی همه ی ایرانی ها رو بهتر کنه حتا این ولایی های عزیز رو- یک قدم به اهداف اش نزدیک تر بشه و به جایی برسیم که انشاالله نوادگان مان کلی خوش به حال شون بشه. :) به قول اقای هیچکس : وقتی یه روز خوب میاد شاید از ما چیزی نمونه جز خوبی ها – نا امن و خراب نیست همه چی امن و امان -کرمها هم قلقلک مون می دن و می شیم شادروان :) -آسمون وه چه قشنگه کنار قبر سبزه چمنه! ولی با این وجود یه روز خوب میاد اینو می دونم…یه روز خوب میاد که ما همو نکشیم! :) همین دیگه!
    می خواستم در مورد سیزده به در سبز هم بنویسم گفتم باز می آیند مسخره ام می کنند :( بی خیال شدم.

    [پاسخ]

  44. ملوان زبل
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۷:۳۰ | #44

    آهان راستی می شه به این کامنتر های هم فکرت بگی این قدر از واژه های جنگ و جهاد اینترنتی استفاده نکنند؟ من که با هیشکی دشمنی و جنگ ندارم و فقط میام کل کل کنم(دور از چشم جلال که رفته کربلا و گیر نمی ده استـــــــــــدلال کن!) و با کسی جنگ ندارم.این از من.
    عصبی می شم هی می خونم جهاد اینترنتی! سپاهیان جنگ نرم و از این جور چیزها…

    بهاری دیگر آمده است
    آری
    اما برای آن زمستان‌ها که گذشت
    نامی نیست.
    احمد شاملو

    [پاسخ]

  45. ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۱ | #45

    بسم الله/ سال نو مبارک
    تصویر قشنگیه.
    روح خدا با اولیاءالله محشوره.
    روح عکاسش هم شاد

    [پاسخ]

  46. Ghadeer Nabizadé
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۱:۴۲ | #46

    سال نو بر شما مبارک

    نایب الزیاره باشید که یعنی انشاء الله بودید.

    [پاسخ]

  47. ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۲:۰۲ | #47

    با سلام و درود بر امیر حسین عزیز و دیگر دوستان

    فتنه ای بسیار بزرگ در راه است ، همه آماده باشیم!

    رمز گشایی از انگشتر حدید و آماده باش آقا!

    فتنه پیش رو چیست؟!

    انطباق بسیار عجیب صفات دهگانه سفیانی بر پادشاه اردن

    ادعای مهدویت عبدالله دوم و خاندان پادشاهی اردن در سایتهای اردنی و ارسال این مطلب توسط مخابرات اردن به سایتها

    جاعلان حدیث در اردن : عبدالله دوم بیت المقدس را فتح و مسجدالاقصی را تعمیر و با کفار رافضی(شیعیان ایران خواهد جنگید!)

    زمینه سازی برای به راه انداختن جنگ صوری با اسرائیل در جریان تخریب مسجدالاقصی و قهرمان سازی از عبدالله دوم و بسیج اهل سنت بر علیه ایران!

    مسئولان آمریکایی : پادشاه اردن مسئول طرح خاورمیانه بزرگ است و این طرح به زودی اجرا خواهد شد.

    [پاسخ]

  48. ملوان زبل
    ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۵ | #48

    ای بابا این جا که دوباره شده چت روم!
    اقای حسینی من الان یاد یک چیزی افتادم که دوباره سر خر رو کج کردم نصفه شبی اومدم این جا! اون هم اینه که نظرت در مورد انتخابات عراق چیه؟!
    برای من که قسمت جذاب اش عکس العمل مقامات جمهوری اسلامیه که بین بهت و بد و بیراه گیر افتادند.نمی دونی چه کیفی داره خوندن حرف هاشون در این زمینه!یکی از جالب ترین هاش هم واکنش مکارم شیرازی بود که من وقتی خوندمش قهقهه زدم…
    المالکی هم که گفته تقلب شده!یادته یه پست گذاشتی و در اون بعثی ها رو مسخره کرده بودی از زوم کردن سر بحث تقلب؟ چه اطمینانی هم داشتی از المالکی و هلال شیعی و این بساط ها:) کلن خیلی مشتاق ام نظرت رو بدونم؟! حالا بیا یک پست هم بنویس که چه طور مردم مذهبی عراق که اکثرشون هم شیعه اند به سکولارهای شیعه رای بیشتری دادند؟ البته اگه با مالکی موافق هستی که هیچ! ولی باید اسناد و مدارک تقلب رو بیارید بدهید دست شورای نگهبان !گفته باشم!
    کلن می بینی که دارم برات سوژه پیدا می کنم که باز نری گیر بدی به توهم بالاترین و نن جون کروبی و چیز میرحسین.

    [پاسخ]

    نوشین پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ ۹:۲۱ ق.ظ:

    ای بابا ملوان جان این امریکای جهان خوار با انتخابات ۴۰میلیونی وپیامدهای ناگوار وبی تدبیری که مسئولین انجام دادن. مارو عبرت جهانیان کردکه اگه حکومت دینی میخواین پیه باتوم وکهریزک رو باید به تنتون بمالین
    تا کی مسئولین بیدار بشن و متوجه عاقبت کاراشون

    [پاسخ]

  49. علی رضا
    ۱۵ فروردین ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۰ | #49

    به یک ایرانی(از پست قبل)
    ۱ این طور که شما نتیجه می گیرید چاره ای نمی ماند مگر اینکه بگوییم یک چهارم مردم در همان سال اول انقلاب از انقلاب برگشتند(از ۹۸ درصد رای به جمهوری اسلامی به ۷۵ در صد همه پرسی قانون اساسی)که اصلا چیز خوبی نیست!
    ثانیا علت کاهش شرکت کنندگان را که گفتم(البته اصلی ترینش از دید خودم نه همه انها) و ان انتظارات نا به جایی بود که خیلیها داشتند و ره صد ساله را یک شبه می خواستند طی کنند اما اگر مردم از خاتمی خوششان نمی امد منطقا باید به هر کسی غیر از او رای می دانند مثل توکلی(که این اتفاق دور قبل افتاد و احمدی نژاد بیشتر به خاطر رای منفی هاشمی انتخاب شد تا رای مثبت خودش) و از ان گذشته جواب ندادید که چرا چهره موجه تری از انهایی که گفتید کاندید نشدند؟؟ ایا به غیر از این است که می دانستند رای نمی اورند؟؟
    ۲ در مورد سروش و دیگران من و شما در جایگاه خدایی نیستیم که از سر ضمیر افراد اگاه باشیم این احتمال را هم بدهید که سروش به انچه می گوید اعتقاد داشته باشد در این صورت باید به حرفش جواب داد و اگر حرفش بی پایه و سست بود خود به خود از تاثیر گذاری می افتد باز هم تکرار میکنم با فحش دادن چیزی درست نمی شود
    در ضمن کجا به مارکسیت ها(و دیگرانی که بی دین یا ضد دین هستند)ازادی بیان میدهند حزب توده و جبهه ملی هنوز فعال هستند؟؟
    ۳ در مورد قتلهای زنجیره ای به قول خود خاتمی جای مدعی و متهم عوض شده است!! روح الله (بنا به قولی خسرو!) حسینیان یک حرفی معلوم نیست از کجا زد شما هم ول کن نیستید!؟
    همین قدر اشاره فکر میکنم کافی باشد که قتلهایی که در دوره اصلاحات اتفاق افتاد اخرین حلقه های زنجیری بود که از خیلی سال قبل شروع شده بود با ترور دکتر سامی در سال ۶۷ و در دوره هاشمی و وزارت فلاحیان عده زیادی کشته شدند(خواستید لیست اسامی انها را می اورم) ان موقع ها که کاظمی کاره ای نبوده,بوده؟؟
    شایدم کار اسراییل بوده!!شایدم دوستای مهدی هاشمی معدوم!!(کیهان میگفت!) راستی این کاظمی را غیر از حسینیان کس دیگه توصیف نکرده است؟؟ اخر مال او بیشتر به جوک نزدیک است تا واقعیت!!

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: