خانه > جامعه, عكس و تصاوير > تصاويري از مراسم تدفين آيت الله بهجت

تصاويري از مراسم تدفين آيت الله بهجت

يك سال از رحلت عالم و عارف بزرگ، مرحوم آيت الله بهجت گذشت … تصاوير زير مربوط است به روز تدفين آن مرجع بزرگ جهان تشيع

علامه  حسن زاده آملي
علامه حسن زاده آملي

آيت الله سيد محمد خامنه اي

آيت الله سبحاني

آيت الله ناصري

حجت الاسلام سيد مصطفي خامنه اي، پسر رهبر معظم انقلاب

آقاي احمدي نژاد، حجت الاسلام علي بهجت

آقاي احمدي نژاد، حجت الاسلام علي بهجت

علامه حسن زاده آملي ، دكتر باقر لاريجاني

علامه حسن زاده آملي ، آقاي علي بهجت

علامه حسن زاده آملي ، حجت الاسلام علي بهجت

لينك هاي مرتبط:

به سوي محبوب

عكس هايي از روز تشييع پيكر مطهر آيت الله بهجت

  1. قطره ای از دریا
    17 می 2010 در 23:20 | #1

    روحش شاد یادش گرامی باد

    [پاسخ]

  2. 17 می 2010 در 23:31 | #2

    روحش شاد.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:35 ق.ظ:

    وای خدای من، هر کی این کامنت رو داره میخونه حتما این کلیپ رو دانلود کنه:
    http://mobarezh-clip.blogfa.com/post-716.aspx
    ممکنه بعضی ها دیده باشن ولی من خودم اولین بارم بود که می دیدمش و الان برای چندمین باره که پشت سر هم دارم نگاش میکنم. قبلا یه کتاب درباه اینا خونده بودم و الان همه اونا یهو جلوی من مجسم شد. نفسم بند اومده، وای خدا جون!

    [پاسخ]

  3. حاج احمد
    17 می 2010 در 23:34 | #3

    رحمت خدا بر اون مرد بزرگ.

    خدا علمائی همچون آیت الله حسن زاده(الهی فداشون بشم) رو برای ما حفظ کنه.

    سعادت حضور تو مراسم تشییع پیکر مطهر آیت الله بهجت رو داشتیم.

    جسارتا به عنوان برادر کوچیک همتون بهتون پیشنهاد میکنم کتاب زمزم عرفان رو مطالعه کنید تا بیشتر شخصیت آیت الله بهجت رو بشناسید.

    [پاسخ]

  4. 17 می 2010 در 23:48 | #4

    خدا رحمتش کند این عالم نورانی را.
    چقدر عکس سوم زیباست و تاثیرگذار است.
    بر عکس عکس های پنجم و ششم و هفتم.

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 17th, 2010 11:49 ب.ظ:

    آهستان به مجيدرضا و همه دوستان: قرار ما اين نبود! با عرض معذرت، اين دفعه ديگه مجبورم نظرات غيرمرتبط رو حذف كنم. حيف مطلب و عكس هاي شهدا در مطلب قبلي كه به چه بحث هايي كشيده شد!

    [پاسخ]

    مجیدرضا پاسخ در تاريخ می 17th, 2010 11:58 ب.ظ:

    شرمنده امید خان.
    البته منم خیلی با احتیاط(!) بخش دوم این کامنت را گذاشتم و قصد بدی نداشتم… :-) درمورد پست قبلم من یه تذکر جدی به یک ایرانی دادم که قضیه مثلا حل شد.
    ولی منم پیشنهاد میکنم از این به بعد نظرات غیر مرتبط به پست را سریع حذف کنید.
    از همین کامنت من هم شروع کنید.
    ارادتمند/

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:20 ق.ظ:

    مجیدرضا برو تو وبلاگت یه چیزی برات نوشتم.

    معذرت میخوام آقای حسینی.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:39 ق.ظ:

    آهستان عزیز عکسهایی گذاشته ای که حتما اینجا هم آن بحث ها شروع خواهد شد.. و فکر نمی کنم که این موضوع را ندانی..

    [پاسخ]

  5. 17 می 2010 در 23:50 | #5

    روحش شاد.
    دو نکته در مورد این بزرگوار به ذهنم می رسه.
    1- علاقه خاص به مهدویت و تلاش وافر در جهت گسترش آن(بشارات ظهور و مخصوصا آخرینش که بسیار مهم بود)
    2- انقلابی ماندن و به فکر نهضت بودن تا آخرین سالهای عمر(مثلا جریان خوابی که ایشان برای آینده نهضت دیده بودند و آقای ری شهری این اواخر نقل کردند)

    [پاسخ]

  6. یک ایرانی
    17 می 2010 در 23:51 | #6

    برنامه‌ی «دیروز امروز فردا» که امشب پخش شد یه برکتی شد برای اینکه یه دروغی که به آیت الله بهجت بسته شده بود امشب رو بشه و دروغگویان بدونن که ماه پشت ابر نمی‌مونه.
    در چند تا پست قبلی یه آقایی کامنتی گذاشتند و از قول آیت الله بهجت نقل کردند که ایشون خواب دیدند که امام خمینی لاغر و رنجور و نگران هستند. بعدش این آقا گفتند که اون خواب، سال ۸۳ دیده شده بوده و نتیجه گرفتند که امام خمینی بخاطر اومدن احمدی نژاد بهم ریخته بودند و می‌دونستند که چی می‌خواد سر کشور بیاد.
    خدا رو شکر که امشب فهمیدیم آقای ری شهری نقل کردند که آیت الله بهجت اون خواب رو سال ۷۶ دیده بودند.
    این جریان سبز مث اینکه عادت دارن به عقب و جلو کردن تاریخ‌ها بنفع خودشون اما دست خدا، دست اینا رو به شکلهای مختلف واسه مردم رو می‌کنه.
    خدا بیامرزه آیت‌الله بهجت رو و خوش بحال شاگرداشون که همچین استادی داشتند. مردی کوچک اندام با روحی بزرگ. سال قبل یه مستندی در مورد ایشون از تلویزیون پخش شد و جالب بود که شاگردانشون نقل می‌کردند که ایشون وقتی کسی رو می‌دیدند می‌فهمیدند که احوالات درونی اون آدم چگونه است و چه چیزی فکرش رو مشغول کرده و سعی می‌کردند به اون آدم کمک کنن. حتی می‌تونستند از گفتگوی دو تا آدمی که بیرون از خونه‌ی ایشون با هم صحبت کرده بودند، کدهایی رو ارائه بدن.
    خدا رحمتشون کنه

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:02 ق.ظ:

    آهستان به يك ايراني:
    درباره آيت الله بهجت دو جور شايعه و دروغ ساختند، اول ادعا كردند كه آن مرحوم اصلا سياسي نبود، دوم اينكه بعدا و مخصوصا بعد از فوت ايشان ادعا كردند سياسي بود و مخالف دولت بود! كه هر دوي اين دروغها را مي شود با مراجعه به سخنراني ها و فيلمها و صوت هايي كه از ايشان به جا مانده، رد كرد.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:16 ق.ظ:

    به امید حسینی

    به ایشون برچسب مخالف می‌زدند در حالیکه آیت‌الله بهجت به آیت‌الله خامنه‌ای فوق‌العاده علاقه داشتند و اینکه ایشون بعضی اوقات برای آقای خامنه‌ای پیغام می‌فرستادند که صدقه بدن و یا فلان سفر رو انجام ندن چون ممکنه خطری براشون پیش بیاد.
    بخاطر حاشیه‌هام ازتون معذرت می‌خوام.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:56 ق.ظ:

    یک ایرانی
    من که تلویزیون ندیدم اما تو کتاب سال 86 بوده نه 76!!
    اقای حسینی
    مرحوم بهجت از مراجعی بود که به طور رسمی خیلی کم موضع گیری سیاسی داشت(مقایسه کنید با اقایان نوری همدانی و مکارم از ان طرف و اقایان منتظری و صانعی از این طرف!) حالا تو دیدار خصوصی چی میگفته یا می اومده خواب فلانی چی میگفته رو من کار ندارم!!متاسفانه دو طرف هم وقتی از خودشون چیزی ندارن از جیب بزرگانی مثل ایشون خرج میکنن یادتون باشه اول گفتن که از احمدی طرفداری کرده که دفترش تکذیب کرد بعدم از این طرف که به نظر من کار هر دو طرف خیلی زشت و ناپسنده خب اگه عملکردمون قابل دفاع باشه میشینیم تو یه بحث ازاد دلایلمون رو میگیم دیگه چه نیازی است به خرج کردن از اون بزرگوار؟؟!!

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:51 ق.ظ:

    آهستان به علي رضا: من هم منظورم موضع گيري هاي علني ايشان بود نه مخفيانه و درگوشي. هنوز سخنراني هاي مختلف آن مرحوم باقيست. البته نه درباره هر موضوعي و مثل هركسي( مثلا مثل صانعي!) جدا براي مقايسه آقاي بهجت با صانعي براي خودم متاسفم

    alireza پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:02 ق.ظ:

    به عليرضا:
    بله شايد حرف شما در مورد بعضي يا قريب به اتفاق سياسيون درست باشه و اين عالم بزرگوار با اونها ارتباط برقرار نمي كردند ولي ايشون همواره علاوه بر اينكه با مقام معظم رهبري وامام بزرگوار ارتباط داشتند در مواقع ضروري مانند قبل اينكه فتنه اي ايجاد شود براي آنها نامه مي نوشتند و به آنها تاكيداتي هم داشتند كه براي جلوگيري از بروز فتنه مثلا قرباني بدهيد كه ايشان بر قرباني دادن زياد تاكيد داشتند!!! بعد هم ايشون شايد از احمدي نژاد دفاع نكرده باشند ولي شما برويد سخنراني ايشان را بعد از كنفرانس برلين رو بخونيد كه ببينيد اين بزرگوار در برابر اين اصلاحاتي ها چه موضعي گرفتند را بخوانيد تا متوجه بعضي از مسائل بشويد !! بعد هم اين را بدانيد يكي از بزرگترين شاگردان ايشان كه از زمان بسيار قديم شاگرد ايشان بودند وبسياري از دروس را در پيش آن بزرگوار گذراندند آيت الله محمد تقي مصباح بودند!! بعيد مي دونم اونقدر كه شما مي گيد از سياست به دور بوده باشند!!

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 8:31 ق.ظ:

    جواب امید
    امید جان من هم به اندازه تو برای مقایسه آیت الله مصباح یزدی با مطهری متاسفم.این به اون در .واقعا مقایسه شخصیت تاثیرگذار وبزرگی مثل مطهری و با آن پارادایم ذهنی مخصوص به خود ومقایسه آن با مصباح و آن پارادایم ذهنی حقیقتا کم لطفی است.
    بعدشم آیت الله بهجت ر ا خیلی دوست دارم چون مثل یکی دو مرجع دیگر و شاید هم درواقع یک مرجع معروف هرروز در خبرگذاری فارس برای تایید مواضع اصولگرایان حضور پررنگ نداشت.

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 8:34 ق.ظ:

    آهستان به اصولگراي سابق: كلا مقايسه شما خوب نبود. نه درباره آيت الله بهجت با ديگران و نه حرف هاي شما درباره آيت الله مصباح. كساني كه زندگي و آثار و كتابهاي آقاي مصباح و مناظرات ايشان را با كمونيستها و … ديده اند، به علم و انديشه ايشان ايمان دارند.

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:13 ق.ظ:

    پاسخ دوباره آقا امید
    1- آقا امید ما نگفتیم که آقای مصباح دارای علم واندیشه نیست.اتفاقا برعکس رهبری که به زور دو تا کتاب می توان از ایشان پیدا کرد وبه نسل جوان نشان داد تا با اندیشه های غنی اسلامی شیعی آشنا شوند جناب مصباح چندین برابر رهبری کتاب دارند.ولی یادت نرود مثلا سروش هم خیلی کتاب دارد.بنده می گویم اگر شما از مقایسه آیت الله بهجت ویا نه حتی قبلا هم گفته بودی از مقایسه مصباح با محتشمی پور ناراحت می شوی من هم از مقایسه مطهری با مصباح ناراحت می شوم.شما وقتی کتاب های مطهری را می خوانی کاملا متوجه تفاوت نوع نگاه مصباح ومطهری به مسائل می شوی وتفاوتی که در پارادایم ذهنی آن ها وجود دارد.مثلا مطهری صریحا از نویسندگان حقوق بشر که قصد ونیت خوبی داشته اند تشکر می کند این تفکر با تفکر مصباح قابل مقایسه نیست.
    2- بنده به کنایه عرض کردم که مقایسه کسی مثل آیت الله بهجت وآیت الله نوری همدانی به خوبی روشنگر مشی متفاوت آیت الله بهجتدرباره سیاست ودفاع از نظام می باشد.(دررابطه با بحث شما درباره سیاسی بودن ویا نبودن آیت الله بهجت)

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:20 ق.ظ:

    آهستان به اصولگراي سابق: ممنون از توضيح شما. البته باز هم اشتباه كرديد! چون مبناي علم، فقط نوشتن كتاب نيست. بسياري از كتابهاي شهيد مطهري و بهشتي و شريعتي، همان سخنراني هاي آن بزرگواران هستند. اينطور نبوده كه آنها بنشينند و كتاب بنويسند. اگر سخنان رهبر انقلاب هم تدوين و جمع آوري بشه، چيزي از كتاب هاي ديگران كم نداره.
    آقاي بهجت هم كلا از نظر اخلاقي و عرفاني و سلوك زندگي، با همه فرق داشتند و باز تقسيم بندي شما و مقايسه تان، جالب و درست نبود

    چشمهایش پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:48 ق.ظ:

    قضیه دم و روباه و…
    مسخرشو این برنامه مضحک و ابلهانه دیگه درآورده. دو تا نوچه مصباح رو میارن با همدیگه مناظره کنند در مورد سروش!چه عقده های سربسته ای هنوز از سروش در وجود برخی هست خدا داند و بس! ابلهانه داره اسم برنامه رو می ذاره آزاد اندیشی! یا منظور آزاد رو نفهمیدند یا خودشون رو به خریت می زنند! در راستای اهداف دولت و حکومت سخن گفتن که نامش آزاد اندیشی نیست.
    آیت الله موسوی اردبیلی نفهمید اینها ضد دین هستند و با خاتمی و موسوی دیدار کرد؟ آیت الله وحید خراسانی چطور؟ از میان اینها تنها مصباح فهمید! همان طور که تروریست بودن موسوی و نبوی رو دیالمه فهمید و امام خمینی هم نفهمید!
    راستی چشم ولاییون روشن! دهها کشته عاشورا و چند ده زندانی و چند اعدامی می دانید برای یک کف زدن در روز عاشورا بود؟ تصاویر کف زدن روز شهادت حضرت فاطمه را هم دیروز دیدید؟ به وقتش احمدی نژاد یادش می رود روز شهادت حضرت فاطمه مشکی بپوشد و از کف زدن خودداری کند! به وقتش همه چیز شرعی می شود. به وقتش!

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:58 ق.ظ:

    آقا امید
    من متعجم از میان این همه دانشگاهی وحوزوی وجوان متعهد هنوز صحبت های رهبری مثل مطهری ومصباح کتاب نشده است.البته صحبت های ایشان شاید ارزش تاریخی داشته باشد ولی قطعا اگر به مانند مطهری ارزش جریان سازی وبیان بدیع وتازه ای از مفاهیم اسلامی را داشت تا به امروز کتاب شده بود.بگذریم.البته بنده به تقوا وپاکی ایشان معترفم وحقیقتا علی رغم انتقاداتم به برخی از عملکردهای ایشان ,شخصیت حقیقی ایشان را دوست دارم.
    درضمن به نوعی هدف من از مقایسه آیت الله بهجت و آیت الله نوری همدانی بیان این نکته بود که دفاع از نظام هم همچین امر مهم وحیاتی نیست که اندیشمندان دینی خود را متعهد به آن بدانند ودر دفاع از نظام از هیچ سخن و عملی مثل آیت الله نوری همدانی کوتاهی نکنند.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 10:42 ق.ظ:

    چشمهایش

    اتفاقا این برنامه همین حرف جنابعالی رو اثبات کرد. اینکه یه عده‌ای به اسم مخالفت با دولت و حکومت اومدن جلو اما در واقع خصومت اصلی اونها با قرآن و اسلامه.
    نیازی به امثال آقای مصباح یا شاگردانشون برای اثبات این خصومت نیست. فقط یه چشم باز می‌خواد تا افاضات سروش رو بخونه و گوشی هم برای شنیدن مزخرفاتش.
    دیشب هر حرفی که زده شد با آدرس دقیق و از روی متن بود.
    بهتره بجای اینطور حرف زدن، ثابت کنی که جملاتی که خونده شد متعلق به سروش نبوده. نکنه مصاحبه‌ی سروش رو هم نخوندی یا فکر می‌کنی کسی نخونده که داری براحتی انکارش می‌کنی اونم با دلیل مسخره‌ای مثل دشمنی با مصباح؟
    می‌خوای صحبتها و مصاحبه‌های سروش رو اینجا بذارم تا ببینی که آقای نبوی دیشب خیلی به سروش لطف کرد؟
    خوب شد شماها مصباح مصباح کردن رو یاد گرفتید وگرنه چطوری می‌تونستید حرفای منطقی رو رد کنید.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 10:53 ق.ظ:

    به اهستان
    من بازم سر حرفم هستم مرحوم اقای بهجت خیلی به ندرت موضع گیری علنی سیاسی داشت و حتی در ان تحصنی که علیه مهاجرانی انجام شد و ایشان تا چند قدمی محل تحصن هم برای زیارت و دعا امده بودن حاضر به شرکت در تحصن نشدن!
    ثانیا دیشبم گفتم باید اندیشه و عملکرد ما در عمل قابل دفاع باشد این مسایل با اینکه فلانی چی گفت درست نمیشه!!مقام عرفانی و اخلاقی مرحوم اقای بهجت البته روی سر ما جا داره اما اینجا کار با دلیل و استدلال پیش میره نه با کشف و کرامت!!سیره بزرگان علمای ما هم همین طور بوده یعنی شاگردان یک استاد عارف دنبالش راه نمی افتادند هر چی اون گفت اینها هم تکرار کنن!مثال معاصرش مرحوم مهدی حائری یزدی مقام اخلاقی و عرفانی استادش امام را قبول داشت و احترام بسیاری قایل بود اما مشی سیاسی اش به کلی متفاوت بود!
    من موضع گیری سیاسی اقای بهجت و اقای صانعی رو مقایسه کردم نه مقام عرفانی انها رو!!از ان گذشته وقتی استاد عرفان اقای بهجت, سید علی قاضی مرحوم شده بود یه بنده خدایی اومده بود پیش مرحوم خویی گفته بود اقای قاضی را چطور یافتید؟؟ایشان جواب داده بود(اگر آن چه که ما از مرحوم آیت الله قاضی طباطبایی دیدیم، نزد خداوند متعال حقیقت داشته باشد او آسمان است و شما زمین و اگر حقیقت نداشته باشد عکس است) منظورم اینه که من وشما در جایگاه خدایی نیستیم که دوری و نزدیکی بندگان به خدا رو تعیین کنیم!!خصوصا سلایق سیاسی هم به این داوری قاطی شده باشه!!
    یه سوال دیشب مهمانان برنامه دیروز امروز فردا کیا بودن؟؟

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:00 ق.ظ:

    به یک ایرانی
    ببین دوست عزیز بحث درباره درستی یا نادرستی حرف های سروش یکطرف ولی بحث اصلی سر یکطرفه بودن این مباحث است.اصولا در کشوری که جرمی مثل تبلیغ علیه نظام وجود دارد ومن هربار این کلمه تبلیغ ر ا می شنوم یاد چیتوز موتوری می افتم, و جرائمی از این دست که با عث می شود هر اندیشمندی فقط وفقط به جرم اندیشه خود که متاسفانه در این مورد اندیشه اش مخالفت با نظام است به زندان برود خوب امثال سروش نمی توانند در کشور حرفشان را بزنند تا اگر خودشان هم میلی ندارند تحت فشار افکارعمومی مجبور به مناظره بشوند.بنابراین باید مناظره ای شکل بگیرد تا کسی که چنینی حرف سنگین ومهمی زده است از منطق خود دفاع کند.
    اما درباره مباحث مطروحه من یک سوال از یک ایرانی وسایر دوستان دارم:آیا برابر شدن دیه زن ومرد برخلاف نص صریح قرآن نیست؟آیا اینکه ما بخشنامه کنیم تا قضات حکم سنگسار ندهند برخلاف نص صریح قرآن نیست؟
    اگر محبت کنید جواب این سوالات را بدهید ممنون میشوم چون ممکن است به نتیجه های جالبی برسیم.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:04 ق.ظ:

    علی رضا

    حجت الاسلام سید محمود نبویان استاد مؤسسه امام خمینی و مجتبی شاکری عضو شورای مرکزی ایثارگران

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:42 ق.ظ:

    اصولگرای سابق

    فعلا این جواب رو در مورد یکطرفه بودن بحث داشته باشید تا بعد به جواب سؤالهاتون برسیم.
    همین برنامه بارها از نوچه‌‌های سروش که در داخل کشور دارن جولان میدن دعوت کرده اما متأسفانه تشریف نیاوردند و اسامیشون هم در همین برنامه خونده شده. اونا حتی حاضر نبودند از مواضع خودشون در این یکساله دفاع کنن.
    در ضمن سروش وقتی در ایران بود هم از مناظره فرار می‌کرد حالا انتظار دارید براش فرش قرمز پهن کنن و ایشون هم قدوم نحس خودشونو بذارن در یه برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی؟

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:49 ق.ظ:

    پاسخ یک ایرانی
    اولا شما درباره تساوی دیه زن ومرد هیچ صحبتی نفرمودید؟
    ثانیا من گفتم در کشوری که افراد به جرم فقط وفقط بیان عقایدشان به گوشه زندان می روند ونیروهای امنیتی وقضائی نظام مقدس جمهوری اسلامی در دستگیری این افراد کوچکترین درنگی نمی کند طبیعی است که افراد زیادی برای نرفتن گوشه حلفدونی از انجام مناظره طفره بروند ولی با این حال مناظره جواد اطاعت نشان داد که چه کسانی از مناظره فراری هستند.برنامه یامین پور بعد از آن مناظره دچار سکته شد.وبه توصیه روزنامه هائی مثل رسالت دیگر از حضور امثال اطاعت جلوگیری کرد و برای توجیه اقدام خود رو به اعلام نام تعدادی از اصلاح طلبان کرد( که در آن شرایط امنیتی و اینکه تضمینی نداشتند تا هرآنچه فکر می کنند را بیان کنند وفردا هم به زندان نروند) تا نشان دهد صداوسیما قصد برگذاری یکطرفه مناظرات را ندارد ولی دریغ از اینکه مناظره اطاعت نشان داد هستند افراد برای مناظره ولی سیاست صداوسیما انجام چنین مناظراتی نمی باشد.

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:08 ب.ظ:

    چشمهایش؛
    دلت میخواست که مناظره دو طرفه باشه؟
    یعنی در مقابل حاج آقا نبویان یک مخالف قرار بگیره و از افکار سروش دفاع کنه؟

    اتفاقا من هم خیلی دوست داشتم یکی از افرادی که سنگ سروش رو به سینه میزنه در این برنامه حضور پیدا میکرد.

    حاج آقا نبویان استاد ماست و ما ا روز در ماه خدمت ایشون هستیم(کلاسهای بصائر حکمت تو دانشگاه امام محمد باقر ساری برگزار میشه)
    بنده شناخت کاملی نسبت به ایشون و دیدگاهاشون دارم.
    رفیق میدونی حتی خود سروش هم حاضر به مناظره با ایشون نیست؟
    آخه تمام افرادی که از سروش حمایت میکنن تقریبا طوطی وار حرفهای سروش رو تکرار میکنن و به تحلیل عمیق دیدگاه های سروش نمیپردازند.
    ولی آقای نبویان تک تک کلمات سروش رو تحلیل کرده و همشونو با دلیل و مدرک نقض کرده.
    الان شما کدوم حرف آقای نبویان رو قبول نداری؟
    اینکه سروش قران و عترت رو منکر شده پس اسمش روشنفکر دینی نیست بلکه روشنفکر بی دینه؟

    (یادتونه راجع به قانون اساسی ای که توسط سران سبز درست شده بود!براتون گفته بودم؟همونی بود که دیشب حاج آقا نبویان نشون داد.)

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:42 ب.ظ:

    اصولگرای سابق

    اول کامنتم گفته بودم که جوابتون رو میدم. لطفا دوباره بخونیدش.
    این چیزایی که در مورد مناظره گفتید فقط بهانه است. چیزی که مسلمه اینه که آدم شجاع باید از مواضعش دفاع کنه و این آقایون حاضر به مناظره نیستند. حتی در دانشگاه‌ها هم با بعضی افراد مثل کوچک زاده مناظره نمی‌کنند. خواهش می‌کنم توجیه نکنین.

    اما جواب سؤالتون در مورد حکم سنگسار:

    به اصولگرای سابق

    اینم جواب شما در مورد حکم سنگسار:

    در مورد زنای محصن و محصنه که حکم سنگسار داره باید چهار تا شاهد عادل، چهار بار پیش قاضی شهادت بدن که زنای محصن و محصنه رو با چشم دیدند.
    بنابراین یک قاضی نمی‌تونه با توجه به علم خودش حکم سنگسار صادر کنه مگر اینکه اون شرط چهار شاهد دقیقا اجرا بشه.
    علم قاضی بتنهایی و بدون چهار بار اقرار چهار شاهد، شامل حکم «درأ» میشه یعنی طبق قوانین اسلامی اگه کوچکترین شبهه‌ای بر حد وارد بشه، حکم ساقط میشه.

    در ضمن وقتی زن یا مردی از همسرش کراهت داشته باشه و یا از ارتباط خودش با همسرش رضایت نداشته باشه از حالت محصن یا محصنه خارج میشه. و بنابراین اجرای حکم سنگسار که فقط برای زنای محصن و محصنه اجرا میشه، غیر ممکن میشه.

    بخشنامه‌ی قوه قضاییه هم به همون دلیل بود اما فکر کنم هیچوقت قانون نشد. اگر شده لطفا بگید تا منم باخبر بشم.

    بنظرم اجرای این حکم هم مثل همون چند همسره بودن مردانه که این مردان برخلاف نص صریح قرآن که عدالت رو مهمترین شرط ازدواج مجدد قرار داده عمل می‌کنند و زنان زیادی هستند که از ازدواج مجدد همسرانشون بشدت ناراحتند و این عدالت رو زیر سؤال می‌بره حداقل از جهت بی‌محبتی کردن به همسر اول و نادیده گرفتن اجازه‌ی او.
    ایشالا در قسمت بعدی سریال، جواب سؤالتون در مورد برابری دیه‌ی زن و مرد رو هم خواهم داد.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:57 ب.ظ:

    عجب بحثی راه افتاده! من دیشب فرصت نشد رو به فردا رو ببینم و مثل اینکه بدجور ضرر کردم. درباره ایت الله بهجت جدای از مواضعی که خودشون میگرفتند، ما چند سال پیش به دفتر ایشون این قضیه رو گفتیم که مضمون جواب اون ها این بود که : “این که ایشون خیلی چهره خودشو رسانه ای نمیکنه رو لابد دلیلی برای خودشون دارند اما مواضعی که گرفتند رو کسی نمیتونه انکار کنه و از همه مهمتر اینه که شما بیاین و شاگردان ایشون رو ببینید و اونوقت بفهمید آیا آیت الله بهجت یه شخصیت سیاسی بودند یا نه؟” اینو انصافا راست گفتند چون شاگردهای آیت الله بهجت خیلی در سیاست دخالت میکنند، مثل آیت الله مصباح و آقای صدیقی.
    درباره آقای سروش من یه جمله از آیت الله سبحانی در چند سال پیش توی اون شبه مناظره که بین اونها پیش اومد یادمه که گفتند ” من مطمئن هستم که این حرف ها، حرف های خودتون نیست از جایی دیگه آب میخوره”. راست هم میگه چون مغلطه از صحبت های اقای سروش میباره و تا دلتون هم بخواد به شبهات اون جواب داده شده و از سروش بعیده که متوجه اینها نشده باشه. کسی که به قول آیت الله سبحانی در کشور ما هیچکس نمیتونست مثل اون نهج البلاغه رو تدریس کنه.

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:31 ب.ظ:

    یک ایرانی
    اولا که خیلی ها هم هستن که میخوان بیان مناظره ولی صدا و سیما جرات نداره!!
    ثانیا بحث سر قانونی بودن الغای حکم سنگساره!!یعنی اگه چهار تا شاهد هم ببینن اجرا نمیشه
    ثالثا فراتر از حکم سنگساره!معنی ولایت مطلقه همینه مرحوم اقای خمینی میگه
    ((حکومت می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی كه جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامی كه چنین است جلوگیری كند. حكومت می تواند از حج كه از فرایض مهم الهی است در موقعی كه مخالف صلاح كشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری كند))یعنی اگر ولی فقیه تشخیص بده اجرای قوانین اسلام مخالف مصلحته ولی اجرای قوانین حقوق بشر موافق مصلحته حق داره از اجرای قوانین اسلام جلوگیری کنه و احکام حقوق بشر رو وضع کنه!!این یه جهش تو بینش فقهی ایشونه که اواخر عمرش روی داد و فهمید با اجتهاد مصطلح حوزه ها نمیشه کشور رو اداره کرد!
    رابعا من هم خیلی از حرفهای سروش رو قبول ندارم اما اونا دلیل نمیشه همه حرفاهش رو قبول نداشته باشم حالا اگه ازرش کتاب خوندی یا سخنرانی شنیدی که هیچ اما اگه نه برای یه بارم که شده بخون و بشنو!یعنی قلم فقط دست دشمن نباشه!!

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:39 ب.ظ:

    جالبه،بزرگان جنبش سبز ازمناظره فراری هستن،اون وقت دوستان سبز تقصیرو میندازن گردن برنامه ابلهانه یامین پور بدبخت.مطمئنا اگر متفکرین!!!!!!جنبشتون از مناظره نمی ترسیدن شاهد جذابیت بیشتری تو این برنامه می بودیم.

    [پاسخ]

    چشمهایش پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:11 ب.ظ:

    http://www.asriran.com/view.php?id=38726
    پاسخ عبدالعلی بازرگان به دکتر سروش

    [پاسخ]

    چشمهایش پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:18 ب.ظ:

    جناب حاج احمد! قانون اساسی سبز، حرف سروش در مورد سکولاریسم سیاسی و یا اندیشه جدایی دین از سیاست اصلا چیزی نیست که ما بخواهیم آن را انکار کنیم. پیوستگی دین با سیاست چه گلی تا به حال در طول تاریخ به دین یا سیاست زده است که از این به بعد بخواهد بزند؟ ایراد نه از دین است و نه از سیاست! ایراد از تفسیر منفعت طلبانه گروهی از دین است که حاکمان دینی می شوند و به نام قدسی دین سیاست می رانند! مگر در قرون وسطی نیز به نام دین بر جوامع حکومت نمی شد؟ پروتستانیزم و جدا نمودن جامعه از عصر سیاه قرون 5 تا 15 میلادی ، انکار مسیح بود؟! در آن جوامع نیز پاپی بوجود آمده بود که توسط کاردینالها (ولی فقیه توسط فقها) انتخاب می شد. به نام پاپ جنایتهایی صورت گرفت که دیگر تکرار نشد. زمانی که ایراد گرفتن به ولی فقیه و پاپ مبارزه علیه اصل دین و خدا لقب می گیرد باید هم از حکومت دینی ترسید که در آن غیر معصومی در حکم آیه های قرآن و نام مبارک خدا به شمار می آید!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:34 ب.ظ:

    علی رضا جان؛
    میشه بگی کی حاضر شده بیاد با حاج آقا نبویان مناظره کنه؟
    کی حاضر بود با حمید رسائی و دکتر عباسی مناظره کنه؟
    میشه لطفا بگی کی حاضره بیاد؟

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:54 ب.ظ:

    حاج احمد
    خوشبختانه یا متاسافانه من اصلا رسانه میلی رو نمیبینم!!مطلبم کلی تر از محمود نبویان یا رسایی بود اینم که پرسیدم به خاطر این بود که استادمون امروز سر کلاس خیلی دلش از سید مناظره دیروز پربود میگفت خودشم ببینم بهش میگم!! ولی تو واقعا فکر میکنی کسی از اصلاحات پیدا نمیشه جواب رسایی و حسن عباسی رو بده؟؟اصلا میشه بگی اینا چه حرفی جز کوبیدن طرف مقابل دارن که کسی بیاد جواب بده؟؟؟

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 4:21 ب.ظ:

    علی رضا؛
    کوبیدن یعنی چی؟
    رفیق چرا خودتو گول میزنی؟
    نبویان که از خودش حرف در نمیاره،
    ایشون سخنرانیه رهبران مثلا روشنفکر شما رو بیان کرده.
    یه چیزیو متوجه شدی؟
    اینکه وقتی اطلاح طلبا یه سخنرانی کنن و چند وقت بعد یکی از ما بخواد سخنرانیشونو تحلیل کنه شما معتقدین داره طرفو میکوبه!
    آخه چه کوبیدنی؟
    خوب حرفهای خودتونو به خودتون تحویل میده اسمش توهینه؟
    بابا این حرفها رو خود سروش زده بود.
    پناه بر خدا…..

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 4:38 ب.ظ:

    به عضو فعال جنبش، علی رضا
    گفتی که من هم همه حرفای سروش رو قبول ندارم اما بعضی از حرفای اونو قبول دارم. میشه چند تا مثال بزنی تا ببینیم اون حرفا چیه؟ میخوام حسابی روی سروش بهت گیر بدم تا دیگه اسم سروشو نیاری اینجا!
    چند تا مثال بزن تا درباره اون با هم حرف بزنیم.
    زوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود!!!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:18 ق.ظ:

    آیت الله بهجت به درجات بالائی دست پیدا کرده بودن که برای ما قابل درک نیست.
    ایشون با یک نگاه میتونستن سید رو از غیر سید تشخیص بدن.

    یک شخصی بنا به دلیلی شال سبزی رو به گردنش گذاشته بود وقتی اون فرد در مقابل آقای بهجت قرار گرفت ایشون شال رو از گردن اون شخص برداشت و فرمود شما که از سادات نیستی.

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:41 ب.ظ:

    نه بابا؟!!

    [پاسخ]

    چشمهایش پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:46 ب.ظ:

    یک ایرانی من دو سوال کلی مطرح کردم. البته این دو سوال من زیر مجموعه یک سوال دیگر هست ” (طرفداران دولت) چرا اینقدر شارلاتان هستند؟”
    1- امام خمینی بصیرت دیالمه را داشت یا نداشت که نفهمید موسوی و نبوی تروریست هستند؟
    شخص آقای خامنه ای چطور؟ شخص آیت الله اردبیلی و آیت الله وحید خراسانی که با سران اصلاحات مکرر دیدار کردند چطور؟ اینها بصیرت مصباح یزدی را نداشتند در رابطه با اینکه اصلاحات کمر به نابودی دین بسته است؟
    2- احمدی نژاد( و ایضا سایر افراد مجمع G15) دیروز ” وفات حضرت فاطمه” که به گفته امام خمینی” وحی هم بر او گاها وارد می شده است” کف زد، عکس یادگاری و با لبان خندان گرفت و هر کاری که در روز عاشورا انجام شد و نشد را انجام داد! جوانک های روز عاشورا به جرم این گناه، به اعدام و زندان محکوم شدند و زیر ماشین گرفته شدند! (جرم کف و سوت روز عاشورا) . چه چیز در نهاد شما وجود دارد که دهانتان را به رمز سکوت بسته است؟ این حکومت و این دولت چه برایتان به ارمغان آورده که حاضر هستید تمام اشتباهات و فضاحتهایی که به بار می آورد را توجیه کنید؟

    در مورد برنامه دیشب، نقد کلی من بر ساختار مضحک این برنامه بود. دکتر عبدالکریم سروش توسط دو منتقد که یکی از دیگری تند تر هستند نواخته می شود، مجری بی طرف برنامه آزاد اندیشی نیز از نقش سروش در اصلاحات صحبت می کند و اصلاحات ترور می شود.
    حال چرا کسانی از طیف اصلاحات به مناظره نمی آیند. دو دلیل اصلی دارد. برخی که دعوت نمی شوند. آنهایی هم که دعوت می شوند تا یک سقف شیشه ای می توانند نظراتشان را بیان کنند. مثلا فرض بفرمایید کسی بیاید بگوید من با نظریه سلطانیزم موافق هستم و این شخص را برای دفاع از این نظریه به این برنامه بیاورند. فردای روز دعوت از او باید چند گوری هم بهر این فرد و خانواده اش تهیه نمود.

    و در مورد عبدالکریم سروش – بخوانید نظرات او را در مورد مسلمانان :

    “شما فقط از مسلمانان انتظار اعتدال نداشته باشید، شما هم باید در برابر آنها رفتار اعتدالی داشته باشید. نمی‌توان تحریک کرد و انتظار داشت که تحریک نشوند. رسانه‌ها و مطبوعات اروپایی می‌بایست نسبت به ارزش‌های اسلامی احترام کافی را رعایت کنند”

    “به نظر من در چنین جوامعی هم مسلمانان و هم دولت‌ها وظیفه دارند که فضای تفاهم و مدارا فراهم بیاورند؛ فضایی که هیچ‌کس در آن احساس تنگنا نکند. دولت‌های اروپایی خصوصاً به این معنا بیشتر توجه دارند تا تنش در جامعه به وجود نیاید. اینجا البته باید به نکته‌ای تئوریک اشاره کنم. به‌طور کلی تنگناهای لیبرالیسم ظاهر شده است.

    یکی از پیش‌فرض‌های لیبرالیسم و سکولاریسم آن بود که مدارا با مذهب میسر است چون ادیان، رفته‌ر‌فته ضعیف خواهند شد. اما امروز ادیان و در رأس آنان اسلام، نیرو گرفته و این قدرت گرفتن یکی از ضعف‌های لیبرالیسم و سکولاریسم را آشکار کرده است.

    اکنون سؤال این است که چگونه می‌توان میان ادیان نیرومند، مدارا و هم‌زیستی برقرار کرد؟ لذا با پدید آمدن این مسأله تئوریک می‌بینیم که هم‌، اندیشمندان به لحاظ تئوریک و هم سیاستمداران به جهت عملی می‌کوشند مسأله را حل کنند. از این جهت این دست سمینارهایی که برخی از آنان با انگیزه‌های کاملاً خیرخواهانه برگزار می‌شود نتایج بسیار نیکویی خواهد داشت.


    http://www.islahweb.org/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=448&mode=thread&order=0&thold=0

    [پاسخ]

    چشمهایش پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:10 ب.ظ:

    در ضمن قرائت سروش از اسلام قرائت مخصوص اوست.
    (بخوانید پاسخ سروش به محمد جعفر سبحانی را:
    http://blog.malakut.ir/Soroush-letter-to-Subhani-II.pdf
    )

    عبدالعلی بازرگان به عنوان یکی از کسانی که مخالف اصلی ولایت مطلقه فقیه در خارج از کشور است و بالطبع جز تندروترین حامیان درون جنبشی جنبش سبز و اصلاحات، پاسخ سروش را داده است.
    مجید مجیدی، فیلمساز اصلاح طلب و از طرفداران موسوی (قبل و بعد از انتخابات) نسبت به سخنان سروش در آن مصاحبه موضع گرفته است.
    مهاجرانی که همه نهادهای دولتی از او به عنوان وزیر مفسد اصلاحات! یاد می کنند نیز نسبت به این مصاحبه دکتر سروش و همچنین نظرات گنجی موضع گرفته است.
    اینها در حالیست که شخص نبویان دیشب مزخرفاتی را بیان نمود مبنی بر اینکه چرا اصلاح طلبان موضع خود را در مورد سخنان سروش بیان نکردند! و هیچ کس هم نبود که لااقل جواب مهملاتش را بدهد!
    من لیستی از کسانی که جز اصلاح طلبان تندرو (آن هم در خارج از کشور) هستند عرض نمودم و بیان کردم نظرات آنها را در مورد اندیشه سروش در آن مصاحبه! وقتی نظر و دیدگاه مهاجرانی و بازرگان به عنوان یک عضو خارج از کشور جنبش سبز در تضاد با آن اندیشه سروش بود ( ونه تمامی اندیشه های او) چطور ممکن است سید محمد خاتمی راس اصلاح طلب داخل کشور نظراتش در تضاد با آن مصاحبه سروش نباشد؟
    منتظری” به قول شما شیخ ساده لوح” لااقل معتقد هستید که به خدا و پیامبر و قرآن معتقد بود یا خیر، او هم اعتقاد چندانی به پیامبر نداشت!؟

    [پاسخ]

  7. دکتر رحیمی-پیروز سابق
    18 می 2010 در 00:01 | #7

    انشالله با سایر اولیالله محشور شوند.

    [پاسخ]

  8. حاج احمد
    18 می 2010 در 00:06 | #8

    کدخدا؛
    جوابتو تو پست قبلی دادم.

    [پاسخ]

  9. 18 می 2010 در 00:11 | #9

    دو کلیپ زیبا از ایشان

    http://www.modafeiran.blogfa.com/post-83.aspx

    [پاسخ]

  10. 18 می 2010 در 00:16 | #10

    حدود 10 سخنرانی و کلیپ از ایشان به همراه عکسها

    یک سخنرانی هم درباره بعد از “کنفرانس برلین” هست.

    http://mobarezh-clip.blogfa.com/cat-5.aspx

    [پاسخ]

  11. یکی
    18 می 2010 در 00:17 | #11

    روحشان شاد عکسهای منتشر نشده جالبی بود ممنون

    [پاسخ]

  12. 18 می 2010 در 00:24 | #12

    عکس/// نامه آیت الله بهجت به پدرش
    http://iusnews.ir/home.html?pageid=19630

    [پاسخ]

  13. 18 می 2010 در 01:23 | #13

    من ایشون را یکبار از نزدیک در مشهد دیدم، از عظمت ایشان هرچی‌ بگم کم گفتم! واقعا باید میدید ایشان را! من تا به اون لحظه اسمشان را هم نشنیده بودم، فقط نگاه به چشمانش، دلم را میلرزاند. روحش شاد
    هاج احمد : دستت درد نکنه خدا خیرت بعده، شب ما رو ساختی: http://www.hoseinie.ir/MultiMedia/sound/KarimiFatemiyeh87-07.wma

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:29 ق.ظ:

    کدخدا؛
    قابلی نداشت عزیز جان.
    التماس دعا.

    [پاسخ]

  14. اصول گرای فعلی
    18 می 2010 در 01:24 | #14

    امید خان
    سیستم نظرات وبلاگت چه جوریه؟ چرا بعضی وقت ها تایید تو رو لازم داره بعضی وقت ها نه. یه لیست سبز داری؟در مقابلش یه لیست سیاه

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:27 ق.ظ:

    اصولگرای فعلی شما نسبتی با اصولگرای سابق ندارید؟

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 8:35 ق.ظ:

    تشنه جان.من از همین تریبون اعلام می کنم ایشون هیچ نسبتی با بنده حقیر ندارند.ولی کلک خوب از اسم ما الهام گرفته برای خودش اسم نوشته ها.
    درحقیقت ایشون یکی از رویش ها وبنده یکی از ریزش های نظام هستند.البته به ادعای رهبری دربرابر هر اصولگرای سابق باید 10 تا اصولگرای جدید باشه تا صحبت ایشان مبنی بر چندین برابر بودن رویش ها دربرابر ریزش ها جور دربیاد.

    [پاسخ]

    اصول گرای فعلی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:44 ق.ظ:

    آقای سابق در دو پست قبل(جنگ نرم، گاهي چقدر سخت مي‌شود؟!)جوابی برای شما گذاشتم مطالعه کنید و نظرتان را بگوئید.

    [پاسخ]

    اصولگراي سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:34 ب.ظ:

    فعلي جان من جوابتان را در پست قبل تا دقياقي ديگر مي گذارم.البته يكبار براثر بي دقتي بعد از كلي تايپ كردن نظرم،همه پاك شد ولي يكبار ديگر مي نويسم.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:46 ب.ظ:

    عجب! قدرت خدا رو میبینید؟ فقط الان یک نفر با اسم اصولگرای آینده کم داریم که ایشالله اونم کم کم سرو کلش پیدا میشه!

    [پاسخ]

    فراز پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:47 ق.ظ:

    البته به نظرم رهبری مزاح فرمودند.

    [پاسخ]

  15. محمدحسین
    18 می 2010 در 02:10 | #15

    یادداشت | “سروش تر” است! | لینک: http://roozaaneh.blogfa.com/post-480.aspx

    [پاسخ]

  16. Dalghak.Irani
    18 می 2010 در 02:50 | #16

    جداً به امید حسینی خیلی عزیز اخطار می کنم که اگر بنا دارد وبلاگش را به بنای یادبود درگذشتگان دورونزدیک تبدیل کند؛ آن هم درحالی که انقلاب ایران دارد بعداز سی ویک سال بلاتکلیفی وسیالیت بدست مبارک ومقتدر رییس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد به یک حکومت مدرن تبدیل می شود وبه باشگاه سیاسی جهان برمی گردد. من جداً قهرکرده ودیگر برای اظهارنظر به این وبلاگ نخواهم آمد.
    بعدازسی سال اولین آفرینی است که به یک دولت مرد شماره یک جمهوری اسلامی واز ته دل می گویم. وبرای حسین شریعتمداری دلم سوخت که با چه استیصالی مجبور شده موفقیت رییس جمهور را قورت بدهد بدون سکسکۀ اضافه. درود بر دکتر احمدی نژاد وپایمردیش در حفظ منافع ملی ایران که بلاتردید درآشتی با غرب ودررأس همه امریکاست.
    ازاینکه همه مخالفین اصولگرایش را هم مثل موش کوچک کرده وفرستاده بغل دست آق دایی هایشان به او هزار آفرین می گویم. توکلی از دکتر عصبانی باش واز این عصبانیت …یا…هو

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:06 ق.ظ:

    به دلقك :
    ببين به من باشه ميگم برو ديگه اين ورام پيدات نشه! ولي حيف الان به اميده!

    [پاسخ]

    یونس پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:41 ق.ظ:

    قرارداد اسارت بار هسته ای و جام زهری که این بار اتمی بود نوش جانتان !

    [پاسخ]

    یونس پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 8:49 ق.ظ:

    البته علامه جعفری مقداری چیز تشریف داشتند . نامه ای به برتراند راسل نوشتند و به خیال خود راسل را ارشاد فرمودند و او را به وحدانیت خدا بشارت دادند . راسل نامه را دریافت کرد و دید آدمی ناشناخته و نادیده نامه ای عجیب و غریب در چندین صفحه برایش نوشته . به آدرس پشت نامه مراجعه کرد و جوابی یک خطی برای همان آدرس نوشت که ” جناب جعفری نامه شما را دریافت کردم وقتی خواندم جوابتان را میدهم ( نقل به مضمون ) ” علامه جعفری دوباره نامه ای نوشت و همان ادعاها را دوباره مطرح کرد و دوباره جواب گرفت ” نامه تان دریافت شد . وقتی خواندم جواب میدهم ” و به دلیلی که معلوم است چرا هیچ وقت هم جوابی به همچون کسی نداد . علامه جعفری هم آن اعلام وصول نامه ها را تا پایان عمر مکاتبات خود با راسل مینامید !

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:32 ق.ظ:

    به يونس:
    حقم داري برا شما ها همه چي بدجا افتاده معاهده ننگين سعد آباد كه روي قاجار رو تو گلستان وتركمانچاي سفيد كرد ميشه افتخار اين معاهده كه براي اولي بار ايرا رو در سطح جهان يك قدرت هسته اي به حساب اورد ميشه اسارت باربراتون!!!!! باشه اصلا شما راس مي گيدفقط پيشنهاد ميكنم بري اين مطلب رو بخوني
    http://www.mehdinews.com/post/827

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:38 ق.ظ:

    یونس

    اول اینکه علامه جعفری: «در مکاتباتی که با راسل داشتم در آخرین نامه که نوشتم به شاگردانم گفتم که راسل دیگر به این نامه پاسخ نمی‌تواند بدهد»

    این یعنی اینکه ایشون جوابی غیر از اون چیزی که جنابعالی فرمودید هم دریافت می‌کردند.

    دوم اینکه شما مطمئنید که سکوت راسل ( در برابر بعضی نامه‌های علامه ) فقط به دلیل نشناختن علامه جعفری بوده؟
    همونطور که آب طلب نکرده همیشه مراد نیست، سکوت هم نشونه‌‌ی برتری نیستا!

    علامه جعفری: «و كدامين وجدان و انديشه‌اي است كه به احساسات خوشايند درباره مسائل اخلاقي كفايت بورزد و نگويد: چرا و به كدامين علت، از لذايذ و نيروهاي طبيعي كه دارم‌، در خدمت انسان‌ها صرف‌نظر كنم‌؛ انسان‌هايي كه نه امتيازي براي عشق ورزيدن دارند و نه يك عامل ماوراي طبيعي (خدا) محبوبیت آنان را اثبات كرده است‌. اين، همان معمای ناگشودني است كه در سال‌هاي گذشته (1342 خورشيدي‌) كه با برتراند راسل مراسلات علمي و فلسفي داشتيم‌، مطرح نموديم و ايشان پاسخي براي حل این معما نداشتند»

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:08 ب.ظ:

    ما که انتقادهای آقای جعفری به برتراندراسل رو خوندیم دیدیم طفلک راسل حق داشته که جوابی به همچین انتقادهایی نداده ولی علامه ازین کار راسل نتیجه ی
    پیروزی گرفت
    قوری سماوی راسل:
    اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ کس قادر نبود مدعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش می‌رفتم که می‌گفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم می‌شدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا درباره آن به وعظ می‌پرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو می‌کردند، تردید در وجود آن نشانه نامتعارف بودن تلقی می‌شد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید می‌فرستادند.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:11 ب.ظ:

    یونس مثل اینکه خوشت میاد خودو بزنی به اون راه ها! فقط هرجایی رو که به نفع خودت باشه میبینی. جوابتم نمیدم چون خیلی واضحه.

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:05 ب.ظ:

    به Ela
    خود شیفته جان شما کی باشین که تشخیص بدین حق با مرحوم جعفری بوده یا راسل؟
    در ضمن این قوری سماوی چه ربطی به اینجا داشت؟
    بعد چرا خیال می کنی این مطلب مختص عقاید راسله؟
    امثال شماها نگا می کنن ببینن کی بود که گفت نگا نمی کنن ببینن چی گفت
    آوینی راست گفت که مشکل امروز ما غربزدگی نیست عوامزدگی است
    خوش باش!

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:25 ب.ظ:

    جلال جان چرا لجت گرفته ؟حرص نخور!
    من شخصیت برجسته ای نیستم .خواننده ی اون نامه ها بودم و کتابهای برتراندراسل رو هم خوندم اتفاقا از علامه جعفری هم خوندم .شما هم برو بخون نتیجه بگیر کسی جلوی شما رو نگرفته! شاید برای شما سخته که قبول کنی هرکسی حق تفکر و نتیجه گیری داره که انقدر ناراحت شدی .
    در مورد قوری سماوی نوشتم که بخونی معلوماتت بالا بره . ضمن اینکه اگه دقت می کردی می فهمیدی ربطش چیه.
    من فکر نکردم چیزی مختص عقاید راسله جلالک من جمله ی راسل رو نوشتم همین.
    اتفاقا من اصلا به شخص نگاه نمی کنم برای اینکه اظهار نظر کنم نمیدونم چه طور این به ذهنت خطور کرد شاید میخواستی یه حرفی زده باشی کلک !آره؟

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:39 ب.ظ:

    به ela
    شما حتی دقت نکردید که حرف های راسل خطاب به مسیحیت بوده و غرب رو تخطئه کرده و اونوقت اوردید و میخواین با اونا ما رو محکوم کنید؟ شما خدایی که در مسیحیت تعریف شده رو با خدا از دیدگاه اسلامی یکی میدونید؟ کلیسا برای اینکه بگه خداوند خیلی بزرگه اینجوری تعریف میکنه که “بین چشم چپ و راست خداوند هزار فرسخ فاصله دارد”. اینه اون مذهبی که دانشمندان غربی رو از خودش بیذار کرده نه اسلام و اندیشه ناب اسلامی.
    این حرف راسل هم جالبه که:
    “ادلة‌ بسیاری‌ بر وجود خدا اقامه‌ شده‌ است. فکر می‌کنم‌ که‌ همة‌ آنها بی‌اعتبار است، و اگر کسی‌ نمی‌خواست‌ که‌ اعتقاد به‌ نتیجة‌ آنها پیدا کند، هرگز این‌گونه‌ ادله‌ را نمی‌پذیرفت. من‌ فکر نمی‌کنم‌ که‌ به‌ طور قطع‌ چیزی‌ به‌عنوان‌ خدا وجود ندارد، من‌ فکر می‌کنم‌ این‌ مسئله‌ نظیر خدایان‌ المپیک‌ و خدایان‌ نروژی‌ بوده‌ باشد. آنها (خدایان‌ المپی‌ و والاها) ممکن‌ است‌ وجود داشته‌ باشند. من‌ نمی‌توان‌ اثبات‌ کنم‌ که‌ آنها وجود ندارند، من‌ فکر می‌کنم‌ که‌ احتمال‌ وجود خدایان‌ مسیحی‌ بیش‌ از آنها نباشد و معتقدم‌ همة‌ آنها دارای‌ صرف‌ امکان‌ می‌باشند.”
    شما فقط ببینید که نقد راسل به چی بوده و کدوم نظریه رو نقد کرده؟ خدایان نروژی و خدایان المپیک و خدای مسیحیت. البته که منم اگه جای راسل بودم همینا رو نقد میکردم.
    به قول علامه جعفری: ” گویا آقای‌ راسل‌ مسئلة‌ خدا را منحصر به‌ همان‌ عقاید و ایده‌های‌ موهوم‌ نموده، آنگاه‌ از همة‌ آنها انتقاد کرده‌ و خدایان‌ ساختگی‌ المپی و ایزدان‌ نروژی را رد می‌کند. ولی‌ دربارة‌ خدایی‌ که‌ انبیای‌ عظام‌ و فلاسفة‌ بزرگ‌ و دانشمندان‌ نامی‌ به‌ او اعتقاد دارند، و ادله‌ای‌ بر وجود او اقامه‌ کرده‌اند، سخنی‌ نگفته‌ است”

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:49 ب.ظ:

    به Ela
    اتفاقا لحنت یه جوریه که آدم حرصش نمی گیره
    من اگه از چیزی حرصم بگیره یا جواب نمی دم یا صبر می کنم تا آروم شم
    منظور من خیلی واضح بود
    باید صاحبنظر باشی تا توانایی قضاوت بین دو نظر علمی رو داشته باشی
    تنها چیزی که می تونه جلو نتیجه گیری رو بگیره فهمیدن اینه که به انداز اونا می فهمی یا نه
    که متاسفانه تو نفهمیدی
    قرار نیست هرکی از ننش قهر کرد بیاد عقاید فلسفی تو اون حدو بخونه و نتیجه بگیره
    گیر نو به دنیای اظهار نظر رسیده ها اینه که حس می کننن همه چیو می شه خوند و نتیجه گرفت
    شما که جزو اونا نیستی شازده
    حالا تو که ربطشو فهمیده بودی می نوشتی ما هم بفهمین علامه Ela
    منم گفتم شما چرا همینجوری یه صحبت رو از یه شخصی نقل کردی بدون اینکه توجه کنی می تونی اون حرفو از طرف مقابلشم نقل کنی
    اتفاقا نوع نتیجه گیری ت از مقایسه دو تا نوشته نشون از نتیجه گیری قبل ازاندیشه می داد
    یه بار دیگه کامنتتو بخون
    چون ممکنه این کارو نکنی من برات کپی می کنم
    گفتی “ما که انتقادهای آقای جعفری به برتراندراسل رو خوندیم دیدیم طفلک راسل حق داشته که جوابی به همچین انتقادهایی نداده ”

    راستی یه دفعه ازت پرسیدم اسمت یعنی چه؟
    اگه ممکنه بگو

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:22 ب.ظ:

    تشنه حقیقت
    حالا هی من نمیخوام راجع به اسلام حرف بزنم شماها نمیذارین . من حرف بزنم که
    به نظر شما توهین به عقایدتون میشه
    برتراندراسل فیلسوف بیخدا بوده حالا اگه توی اون جمله مسیحیت رو
    آورده به خاطر درک بهتر شرایط حرفش توسط مسیحیان بوده که تو جامعه ی انگلیس
    بیشتر بودن .
    اگه کلیسا داره اونطوری خدا رو تعریف میکنه (من اصلا مثال نمیارم) حتا سئوال هم نمیکنم خودتون ببینید چه حرفهایی که اثبات علمی ندارند و با علم امروز مغایرت
    دارند تو اسلام ترویج می شن و همه ی مسلمونها هم باورشون دارند به نظرشون خنده دار هم نیست!

    راستی مسیحیت مذهب نیست و دانشمند کارش انزجار نیست . دانشمند اگر
    چیزی از طریق علمی بهش اثبات شد قبول میکنه اگر نشد تا وقتی نشده قبول نمیکنه. به محض اثبات علمی نظرش رو تصحیح میکنه .
    این قسمت از حرفهای راسل هم که آوردید داره دیدگاه کلی راسل راجع به خدا رو میگه نه فقط خدای مسیحیت بلکه خدا !شما فکر میکنید راسل راجع یه خدایان المپیک میدونسته اما راجع به اسلام نمیدونسته؟!یک فیلسوف برای رد همچین
    مسئله ی فراگیری مطمئن باش به یک دین اکتفا نمیکنه.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 4:33 ب.ظ:

    به ELA ، نمیدونم خانم هستید یا آقا
    من نظر خودم رو درباره جمله به جمله حرفای شما میگم :
    گفتید که “برتراندراسل فیلسوف بیخدا بوده حالا اگه توی اون جمله مسیحیت رو
    آورده به خاطر درک بهتر شرایط حرفش توسط مسیحیان بوده که تو جامعه ی انگلیس
    بیشتر بودن”. من میگم ایشون به خدای مسیحیت ایراد گرفته و کاملا هم ایرادش بجا بوده اما چه ربطی داشته به اسلام؟ حرف اینجاست که اشکالات راسل به ما ربطی نداره و نقدهاش مربوط به خدای مسیحیته. کتاب علل گرایش به مادیگری شهید مطهری این مسئله رو کامل و زیبا توضیح میده که اصولا خداستیزی در بین غربی ها و خصوصا دانشمندان اون ها بخاطر نارسایی مفاهیم فلسفی کلیسا بوده و اینکه میبینید راسل خدا رو قبول نداره و وجود اونو نمی پذیره بخاطر مفاهیم غیر قابل باوری هست که کلیسا از خدا ارائه داده. به قول گوستاولوبون، دانشمند اروپایی “اگر حقیقت اسلام بر مردم اروپا آشکار میشد بدون شک همه اون ها به اسلام روی می اوردند”.
    گفتید که : “اگه کلیسا داره اونطوری خدا رو تعریف میکنه (من اصلا مثال نمیارم) حتا سئوال هم نمیکنم خودتون ببینید چه حرفهایی که اثبات علمی ندارند و با علم امروز مغایرت دارند تو اسلام ترویج می شن و همه ی مسلمونها هم باورشون دارند به نظرشون خنده دار هم نیست! ”
    شما کاش با مثال می گفتید تا بهتر میتونستم جواب بهتون بدم اما یه توضیح کوچیک در اینباره میدم. در مسیحیت حوزه ی دین از حوزه ی عقل جداست و شما اگه میخوای مسیحیت رو قبول کنی مطلقا نباید سوالی در مورد اون بپرسی و بدون دلیل و فکر باید اونو قبول کنی و حق نداری درباره درستی یا نادرستی اون عقاید فکر کنید. این چه تشابهی با اسلام داره؟ اتفاقا اسلام دقیقا در نقطه مقابل اون قرار داره و یک مسلمان نمیتونه بدون عقل و منطق اصول دین رو قبول کنه و اصول دین تقلیدی در اسلام بهیچ وجه قابل قبول نیست و شما اصول دین( دقت کنید که اصول دین نه فروع دین و مسائل فرعی) رو باید با تحقیق و دلیل منطقی بپذیرید. مثلا یک مسلمان باید وجود خدا برای اون اثبات بشه و این دقیقا در مقابل حرف کلیساست که پذیرش خدا باید بدون سوال و تفکر باشه. فرق این دوتا از زمین تا آسمونه.
    گفتید که “راستی مسیحیت مذهب نیست و دانشمند کارش انزجار نیست . دانشمند اگر
    چیزی از طریق علمی بهش اثبات شد قبول میکنه اگر نشد تا وقتی نشده قبول نمیکنه. به محض اثبات علمی نظرش رو تصحیح میکنه”
    شما فکر میکنید که غرب فقط یدونه دانشمند داره و اونم راسل بوده؟ بهتر بود یه تحقیق میکردید درباره دانشمندان بسیار بزرگتر از راسل که اصلا راسل عددی در برابر اونا حساب نمیشه(مثل اینشتین) و میفهیدید اون ها چه رویکردی به اسلام داشتند و نظرشون چی بوده و درباره دانشمندانی که مسلمان شدن خودشونو اشکارا اعلام کردند هم یه مطالعه ای میکردید. حرف گوستاولوبون رو که چند خط بالاتر اوردم رو که یادتون هست؟
    گفتید که “این قسمت از حرفهای راسل هم که آوردید داره دیدگاه کلی راسل راجع به خدا رو میگه نه فقط خدای مسیحیت بلکه خدا !شما فکر میکنید راسل راجع یه خدایان المپیک میدونسته اما راجع به اسلام نمیدونسته؟!یک فیلسوف برای رد همچین مسئله ی فراگیری مطمئن باش به یک دین اکتفا نمیکنه.” یادش بخیر، افتادم یاد اون حرف دکارت که وقتی میاد و افکار خودشو تشریح میکنه میگه دین رسمی کشور من مسیحیته و من هم اونو میپذیرم اما هیچ عنادی با حقیقت ندارم و اگه مثلا در کشوری دیگه ای مثل ایران(جالب اینجاست که اسم ایران رو میاره) دین دیگه ای وجود داشته باشه و من با اون آشنا بشم، اگه ببینم از دین مسیحیت بهتره حتما اونو میپذیرم، دکارت چرا آشنایی با اسلام نداشت؟ حتی در حد اسم. نمیدونم رو چه حسابی میگین که دانشمندان اروپایی با همه ادیان مشهور مثل اسلام حتما آشنایی دارن اما اتفاقا من عکس اینو خبر دارم. این حرف علامه هم بشنوید بد نیست که ” به‌ جا بود که‌ آقای‌ راسل‌ درباره‌ خدایی‌ که‌ دین‌ اسلام‌ معرفی‌ می‌کند، مطالعه‌ می‌کردند”.
    من خودم با افکار راسل آشنایی دارم و اتفاقا بهش خیلی هم علاقه دارم و چون میدونم چطور شخصیتی هستند این حرف ها رو به شما میزنم، شما کتاب چرا مسیحی نیستم به قلم آقای راسل رو اگه وقت کردید یه مطالعه کنید، این کتاب در غرب بلوایی به پا کرد و صدای خیلی ها رو درآورد. اینم لینکش:
    http://www.kibod.com/Ebook/307883/%DA%86%D8%B1%D8%A7_%D9%85%D9%86_%DB%8C%DA%A9_%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85_-_%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%84.htm
    و در اخر هم این جمله از راسل که البته ممکنه یخورده با اصل جمله تفاوت داشته باشه اما مضمون یکیه: ” با اینکه به خدا اعتقاد ندارم و اونو نمیپذیرم اما وجود خداوند در زندگی اشخاص لازمه و در بهتر کردن وضعیت زندگی بشر کمک میکنه”.

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 4:45 ب.ظ:

    جلال
    حالا که لجت نگرفته من هم برات توضیح میدم که
    این آدمها کتابهاشون رو برای خودشون نمینویسند یا فقط برای فیلسوفهای هم رده
    بلکه برای هرکسی مینویسند که دنبال بدست آوردن علم هست وقتی کتابهاشون رو خونده باشی بالاخره یک نظری داری دیگه .یعنی وقتی می خونی هیچ فکری یا نظری آخر کتاب نداری؟ خب اگه جوابت مثبته بهت تسلیت میگم چون فقط مغزی که از کار افتاده باشه اینطوره.ولی اگه جوابت منفیه پس اینجاس که دیگه نباید من رو
    محکوم به خودشیفتگی کنی.
    من کتابهای راسل رو منطقی تر دیدم همونطور که
    احتمالا برای شما علامه برتری داره.
    من که از ننه ام قهر نکرده ام ولی” عقاید فلسفی تو اون حد ” هم وقتی یک آدم عادی با هوش متوسط هم باشیم قابل فهمه.
    اگر شما دوست داری می تونی قدرت تفکرت رو دست کم بگیری

    من نقل قول از طرف مقابل رو می ذارم به عهده ی موافقان نظریات اون شخص
    راجع به اینکه فکر میکنی نتیجه گیریم قبل از اندیشه بوده خب این یه حدسه
    که تو زدی و هرجور که راحتی .
    در مورد اسمم هم باید بگم معنی نداره

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:12 ب.ظ:

    به Ela
    گفتی”این آدمها کتابهاشون رو برای خودشون نمینویسند یا فقط برای فیلسوفهای هم رده”
    اینو خودشونبهت گفتن یا جایی اینو اعلام کردن
    بعد این آدما مثلا شامل ملاصدرا هم می شه یا مثلا هگل یا مثلا برکلی یا مثلا میرداماد یا حتی علامه طباطبایی؟
    یعنی می خوای بگی رشته فلسفه اینقدر به درد نخوره که هر کسی می تونه توش نظر بده با خوندن کتابای اون؟

    گفتی “یعنی وقتی می خونی هیچ فکری یا نظری آخر کتاب نداری؟ خب اگه جوابت مثبته بهت تسلیت میگم چون فقط مغزی که از کار افتاده باشه اینطوره.ولی اگه جوابت منفیه پس اینجاس که دیگه نباید من رو محکوم به خودشیفتگی کنی”
    فهمیدی چی گفتی یعنی اگه من بگم آره نظری ندارم (یا آره نظری دارم اگرچه اولی تو فارسی درسته و دومی غلط) باید بهم تسلیت بگی ولی اگه بگم نه نظری ندارم باید تو خود شیفته نباشی
    من که نفهمیدم یعنی برعکس فهمیدم
    ولی اصل اینکه نظر داشته باشی با مقایسه بین دو نظر زمین تا آسمون فرق می کنه
    پس نمی شه به این راحتی گفت “من کتابهای راسل رو منطقی تر دیدم”
    انتخاب حرفش جداست اما تا مقایسه و برتر دانستن یکی بر دیگری راه دور و درازی ست
    در مورد فلسفه با این همه شاخ و برگ و پیچیدگی معتقدی که “عقاید فلسفی تو اون حد هم وقتی یک آدم عادی با هوش متوسط هم باشیم قابل فهمه” بعد تمام اعتراضاتتون به احمدی نژاد در اینه که چرا در همه زمینه ها اظهار نظر می کنه
    به نظر شما اقتصاد خیلی مشکل تر از فلسفه س؟
    یا هوش احمدی نژاد رو از یک آدم متوسط هم پایین تر می دونین
    که این دومی حداقل با قدرت مانور بی نهایت احمدی نژاد یک اظهار نظر احمقانه س

    گفتی “اگر شما دوست داری می تونی قدرت تفکرت رو دست کم بگیری”
    من اصلا خودمو دست کم نمی گیرم و حاضرم سر همین مسئله و یا هر مساله دیگه ای بعد از یه فرصت کوتاه برای مطالعه باهات بحث کنم اما با خوندن دو تا نظر نمیشه بینشون مقایسه کرد و حق رو به یکی داد
    این یعنی خود شیفتگی
    فقط همین

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:14 ب.ظ:

    این نظراتی که شما نوشتی خیلی بحث داره و بیشترشون هم بحث بیخوده .

    در مورد اسلام که اصلا بیخیال چون نمیخوام حرفی بزنم .و اگر شروع کنیم تموم شدنی نیست . و اینجا هم اصلا جاش نیست
    در مورد این جمله ام
    “راستی مسیحیت مذهب نیست و دانشمند کارش انزجار نیست . دانشمند اگر
    چیزی از طریق علمی بهش اثبات شد قبول میکنه اگر نشد تا وقتی نشده قبول نمیکنه. به محض اثبات علمی نظرش رو تصحیح میکنه”
    دلیل نوشتن این جمله این حرف شما بود
    ” اینه اون مذهبی که دانشمندان غربی رو از خودش بیذار کرده نه اسلام و اندیشه ناب اسلامی.”
    منم اینجا اصلا از راسل حرفی نزدم و نگفتم فقط راسل دانشمنده
    این برداشت شما بوده من داشتم از دانشمند به معنی کسی که کارش تحقیق علمی در محیط آزمایشگاهیه حرف می زدم
    اولا اینشتین هم یک معیار نیست ولی این اینشتین هم که شما کم مونده مسلمون بکنییدش
    نظراتش راجع به دین کلا با شما فرق داشته که من وقت نمیکنم بنویسم خودتون سرچ کنید .
    دکارت وجود خدا رو رد نکرده ولی راسل کرده منهم راجع به راسل حرف زدم
    که برای رد خدا فقط یک دین رو ملاک قرار نداده
    کتابی رو که پیشنهاد دادین رو قبلا خوندم .

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:41 ب.ظ:

    جلال
    شما مختاری هر طور که راحتی فکر کنی
    چون اول تا آخر این کامنتت یک حرف حساب ندیدم جوابی هم نیست که بهش بدم

    یه چرت و پرتایی راجع به احمدی نژاد آخر کامنتت دیدم که خیلی خندیدم چون نمیدونم من کجا به احمدی نژاد اعتراض کردم.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:00 ب.ظ:

    به ELA
    و باز هم فرار از سوالات واضح و منطقی. اینکه جوابی برای حرفاتون ندارید البته نیاز به گفتن نداره و من از همون اول هم میدونستم که چیزی برای گفتن ندارید.
    راستی یه سوال، میشه بپرسم مذهب یعنی چی؟ که شما به من ایراد گرفتید که از مسیحیت بعنوان یک مذهب اسم بردم؟ به لینک زیر یه نگاه بندازید.
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8
    مثالی که از دکارت اوردم برای این منظور بود که شما گفتید که “شما فکر میکنید راسل راجع به خدایان المپیک میدونسته اما راجع به اسلام نمیدونسته” و خواستم مثالی بزنم از یه فیلسوف بسیار مشهور تر و باسواد تر از راسل که هیچ خبری از اسلام نداره. و اینکه اگه اون کتاب رو که پیشنهاد کردم خونده باشید حتما متوجه میشین که راسل بر خدای مسیحیت خرده میگیره نه چیز دیگه و اینکه میشه بپرسم روی چه حسابی میگین راسل برای رد خدا یک دین رو ملاک قرار نداده؟ سند و مدرک لطفا.
    در ضمن بهتره برین و درباره مکاتبات اینشتین با ایت الله بروجردی یخورده تحقیق کنید تا متوجه یه چیزایی بشین. اینقدر هم فرافکنی نکنید چون با بچه طرف نیستید و بهتره یخورده منطقی تر باشید. من رو به این ور و اون ور پاس ندین و اگه حرفی ندارید بگین چیزی برای گفتن ندارم نه اینکه بگین خودت برو دنبال فلان مطلب بگرد.
    خوب از جواب دادن به سوالات فرار میکنید ها! ولی راه فرار در اینجا بسته شده.

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:34 ب.ظ:

    به Ela
    علامت خودشیفته بودنه نگران نباش
    همه خود برتر بینا و خو متفکر بینا همینطورین
    آخرشم مگه من گفتم تو اعتراض کردی؟
    من گفتم همه اعتراضا به احمدی نژاد به این ختم می شه در حالیکه خودتون همینطوری هستین
    حالا نمیتونی جواب بدی خوب جواب نده
    چرا دندوناتو رو هم فشار می دی؟

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 19th, 2010 10:07 ق.ظ:

    اشتباه می کردی که فکر می کردی جوابی ندارم . اتفاقا جواب زیاد هست ولی من
    وقتش و ندارم که همش تو آهستان برای توجیه شما تلف کنم .
    مثال دکارتت کلا اشتباه بود چون باید یه فیلسوف بیخدا و باسوادتر و مطرح تر از راسل رو مثال می زدی نه دکارت که مسیحیت رو هم می پذیره.
    بله
    راسل تو کتابهای مختلفش این رو ابراز کرده و مثلا تو کتاب نبرد علم و دین که اگه نخوندینش بخونین . این کتاب تو 1935 نوشته شده یعنی بعد از کتاب چرا مسیحی نیستم . و تو این کتاب کاملا مشخصه که نقد راسل بر کل ادیانه و بویژه مسیحیت
    تو این کتاب موضوعاتی که در ادیان اصلی مشترک هستن به عنوان سر فصل مطرح شدن البته درسته که به نقد اسلام نپرداخته ولی
    در کتاب نبرد علم و دین پای اسلام رو هم وسط کشیده
    “دین از نظر اجتماعی پدیده ای پیچیده تر ازعلم است. هریک از دین های بزرگ تاریخی دارای سه جنبه اند دستگاه دین ,مجموعه احکام و اصول اخلاقی فردی
    ….بعد میگه در اسلام دستگاه دین در سنجش با نیروی حاکمان زمینی اهمیت چندانی نداشته … این یک قسمت در مورد اسلام برای نمونه که بدونی از اسلام
    آگاهی داشته . یا در فصل عرفان گرایی میگه
    “در دنیای بصیرت عارفان کاتولیکی ,اما نه پروتستانی , مریم باکره متجلی می شود ,بر عارفان مسیحی و مسلمان ,اما نه بودایی حقایقی بزرگ بوسیه جبرئیل فرشته آشکار می شود وعارفان چینی هوادارتائو….به دلیل مستقیم اصول نظریه هاشان
    معتقدند که تمامی حکومت ها بدند در حالیکه عارفان اروپایی و مسلمان با همان اطمینان تسلیم به قدرت استوار شده را سفارش می کنند.درباره ی مواردی که با هم توافق ندارند می توان گفت هرگروهی از عارفان گروهای دیگر را شایسته اعتماد نمی دانند.به این ترتیب اگر کسی هستیم که ار برنده شدن محض استدلالی خوشنود میشویم باید بگویم بیشتر عارفان چنین می اندیشند که بقیه عارفان در اشتباهند.” و …
    بازهم میگم نقد او بر کل ادیانه
    اگر باز هم فکر میکنید که راسل راجع به اسلام بی اطلاع بوده به خودتون مربوطه
    در مورد اراجیفی که راجع به نامه ی اینشتین به آیت الله بروجردی گفتید 3-4 سال
    پیش خونده بودم لازم نیست دوباره بخونم ولی همونظور که گفتم اینشتین هم غیر از یک انسان شخص خاصی نیست خب ممکنه برای شما معیار درستی نظراتت باشه

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 19th, 2010 2:15 ب.ظ:

    به ELA
    عجب! در جواب این همه سوال شما فقط اومدید و کلی گشتید تا در بین کتاب های راسل چند جا که اسم اسلام رو اورده و به خیال خودش اظهار نظر کرده پیدا کنیید و اینجا بنویسید؟ فکر کنم خانم باشید، خانم محترم اولا اینکه یخورده اروم تر تا با هم بریم! خیلی خودتونو دست بالا گرفتید؟ محظ اطلاع یکی از راحت ترین بحث هایی بود که تا حالا در اینجا کرده بودم و اینقدر به خودتون ننازید. شما از جواب دادن به این همه سوال عاجز موندید و در جواب سوال من که میگم راسل در انکار خدا هیچگاه خدای اسلام رو به وسط نکشیده و معلومه که از اون اطلاعی نداره و علامه جعفری هم دقیقا همین حرف رو به خود راسل زده، اونوقت شما کلی گشتید تا سه جا که راسل اسم اسلام رو اورده برام پیدا کنبد؟ و بقیه سوالات هم که الا ماشاءلله بی جواب موند. در همین کشورهای مسلمان افرادی بودند و هستند که بعنوان مستشرق مشغول به کار هستند و کارشون تحقیق بر روی فرهنگ ملل مسلمان و از جمله دین اون هاست و شهید مطهری میگفتند که چون این افراد وقت کافی رو برای شناخت اسلام صرف نمیکنند(این در حالی هست که اون ها سال ها وقت برای اسلام شناسی میگذاشتند) و وقتی با مفاهیم عمیق فلسفه اسلامی روبرو میشن از فهم اون عاجز میمونن اونوقت شما فکر کردید چون راسل در چند جا از اسلام حرف زده پس یه پا اسلام شناسه و نقد های اون بر اسلام وارده؟
    این جمله شما در نوع خودش خیلی جالب بود که “مثال دکارتت کلا اشتباه بود چون باید یه فیلسوف بیخدا و باسوادتر و مطرح تر از راسل رو مثال می زدی نه دکارت که مسیحیت رو هم می پذیره”. عجب! اینو میشه بعنوان جک سال انتخاب کرد و میذارم به حساب اینکه با فلسفه آشنایی ندارید. دکارت یکی از پایه گذاران فلسفه جدید در غرب بوده و اصولا رنسانس فکری که در غرب بوجود اومد سه عامل داشت که یکی از اون عوامل شخص دکارت بود و از اون بعنوان انقلاب فکری دکارت یاد میکنند و منطق دکارت هم که نیاز به گفتن نداره، اونوقت شما اونو با راسل مقایسه میکنید؟
    به قول جلال شما دچار خود شیفتگی شدید و اونم از نوع شدید اما این برای من سواله که ما در شما چیزی ندیدیم که شما بخواین بخاطر اون دچار خودشیفتگی بشین، پس دلیلش چی بوده؟

    [پاسخ]

    Ela پاسخ در تاريخ می 21st, 2010 10:05 ق.ظ:

    تشنه جان شما خیلی پرتی و تو رویا و خیال سیر میکنید
    و یک سری حرفها و عوالم رویایی برای خودتون ساختین یا براتون ساختن که تا وقتی
    ازش بیرون نیاین و تصمیم نگیرین با عقلتون همه چیز رو آنالیز کنین از حرفهای من کاری ساخته نیست . من هم اصلا دنبال قانع کردن شما نیستم و گرنه جواب سئوالات بسیار شما چیزهای خیلی بدیهی هستن نه مفاهیم عمیق …
    ضمننا فلسفه هم بیش از یک سری حدس و گمان منطقی نیست و خود راسل هم که شما به کتاباش علاقه داری گفته وقتی علم پیشرفت کنه دیگه نیاز به فلسفه از بین میره
    یک اشاره از واقعیت برای خردمند کافیه تا بقیه راه رو طی کنه ولی شما متاسفانه با اینکه من و خودشیفته میدونید ولی اینقدر به اطلاعاتی که گزینش شده میخونید
    اتکا کردین و اونا رو کامل و بی نقص می دونید که احتمال 1 درصدی اشتباه بودن رو هم به اونا نمیدین بنابراین مطمئن باشید تا وقتی آدم تو شک زندگی نکنه عقایدش
    فقط یک سری اصول غیر قابل انعطافه که هر چقدر هم تو دنیا دلیل نقض داشته باشه اون شخص قبول نمیکنه.
    این هم برای من اصلا مهم نیست چون وظیفه ی من ارشاد شما نیست ولی مثل اینکه وظیفه شما راهنمایی و اصلاح منه.
    من تو کتابهای راسل اینهمه نگشتم که اسلام و پیدا کنم . فقط خود کتاب رو خونده
    باشی یادت هست که تو کدوم مباحث راجع به چه چیزهایی حرف زده و اگر این برای
    شما کار خیلی شگرفی به نظر میاد اینطور فکر کن که من کلی کتاب رو گشتم .
    اگر می خواستم وقتم رو اینهمه برای شما تلف کنم که جواب سئوالهای بامزه ی
    کشکی تون رو میدادم که امر هم بهتون مشتبه نشه که نمیدونم .
    نوشتن اون قسمتها برای من فقط 10ین وقت گرفت .
    مثال دکارت رو هم اگه هنوز نفهمیدی یکبار دیگه برات توضیح میدم چون تشنه ای
    وقتی من گفتم یک فیلسوف بیخدا نمیتونه فقط با توسل به مسیحیت خدا رو رد کرده باشه و در مورد اسلام چیزی ندونه . شما باید یه فیلسوف بیخدای دیگه که اینکارو کرده و از اسلام هم چیزی نمیدونسته برای من مثال میاوردی .نه دکارت که اصلا بیخدا نیست
    کسی که مسیحیت رو قبول داره نیازی نیست خدا رو رد کنه پس نیازی نیست از ادیان دیگه هم اظلاع داشته باشه
    کسی منکر افتخارات دکارت نیست ولی در این زمینه قیاس شما قیاس سیب و گلابی بود.
    این جلال عزیز با توجه به فکر خودش یه لقبی واسه من گذاشت با این که من ادعای خاصی در هیچ زمینه ای نکرده بودم به این نتیجه رسید که خودشیفته ام
    شما هم میتونی به این نتیجه برسی . چندان اهمیتی نداره که دیگران چه فکری راجع به آدم میکنن.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 21st, 2010 4:40 ب.ظ:

    انصافا عجب رویی دارید!
    از جواب دادن به سوالات من عاجز موندید و بعد از چند روز اومدید و این چیزا رو مینویسید؟ جواب شما رو در پست زندانیان اوین مینویسم تا بقیه هم از نظرات گهربار شما مستفیض بشن.

    [پاسخ]

    يلدا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:15 ب.ظ:

    اميد عزيز ديگه خسته شدم از بس كنج اين كوچه علي آقاي چپ پارك كردي و تكون نميخوري
    با گرامي داشت ياد همه بزرگاني كه رفتند همچون آيت الله بهجت و ضمن حمايت ازكامنت
    ” دلقك ايراني” بسيار عزيزيه مطلب جالب از عليرضا رضايي رو براتون ميذارم هرچند با پست اين چندين روزتون نامرتبطه اما با مسايل روز ارتباط بسيار نزديكي داره …….

    به خوشحالي براي خوشبختي در کنفرانس G15 که در آن درباره‌ي همه چيز صحبت شد جز G15 ، سر انجام قرار شد همان کاري بشود که شش ماه پيش قرار بود بشود . ما ضمن خوشحالي مجدد بدليل اسکل شدن کره زمين ظرف شش ماه گذشته آمادگي خود را جهت شرکت در هرگونه جشن ملي اعلام نموده در همينجا مفاد ده گانه توافقنامه‌ي مزبور را بين جمهوري اسلامي و ترکيه و برزيل اين وسط چيکاره است را مي‌آوريم :
    1-سه کشور بر لزوم پايبندي به اصل ولايت فقيه تأکيد نموده وگرنه عين ژنو همين الآن دوباره از بيت زنگ مي‌زنند مي‌گويند غلط کردي نيم کيلو اورانيوم هم نمي‌دهيم .
    2-جمهوري اسلامي حق دارد در قبال اين همکاري چند نفر ديگر را هم قبل از 22 خرداد اعدام بکند و هرگونه اعتراضي از هر جائي باعث لغو يکطرفه‌ي اين توافقنامه خواهد شد .
    3-استعمار جوان فرانسه بايد علاوه بر محمد کاکاوند و علي وکيلي راد بقيه‌اي را هم که براي پناهندگي آمده‌اند فرانسه پس بدهد وگرنه کار است ديگر يکدفعه ديدي قضا بلا بود همين کلوتيد ريس وسط پاريس خداي نکرده رفت زير ماشين يارو هم در رفت .
    4-برزيل و ترکيه بايد تضمين بدهند هر وقت قطعنامه‌دان داشت پاره ميشد با خريدن رأي تمام کشورهاي دوست و برادر مشت محکمي وارد آورده در عوض هرچي موز و شلوار لي داشتند بندازند به ما .
    5-ترکيه همچنين مي‌تواند هر وقت لازم شد تمام يا قسمتي از 1200 کيلو اورانيوم را يواشکي بما بدهد جايش آجر بگذارد . ما هم در عوض تريلي‌هاي شمش طلا يادمان مي‌رود آب نبات قيچي هم وارد مي‌کنيم .
    6-اين يارو لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا هم لطفاً برود يک اسم مخفف براي خودش بگذارد تو مايه‌هاي پله . دهن ما سرويس شد هر وقت مي‌پرسند اين وسط اسم دلال ماجرا چي بود بگوئيم لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا .
    7-ترکيه و برزيل اصلاً نگران تبعات همکاري با جمهوري اسلامي نباشند . هر کي حرف زد فوري دوتا از اتباعش را بدليل جاسوسي دستگير مي‌کنيم خودش خفه مي‌شود ما هم يکسال بعد يارو را پس مي‌دهيم که هيچ ، بيست تا جاسوس و قاتلمان را هم ازش پس مي‌گيريم .
    8-با توجه به حجم گسترده‌ي آدم بيکار و ول معطل در ترکيه و خصوصاً برزيل که بدبختها از بيکاري مجبورند بروند فوتباليست بشوند ، از اين پس مي‌توانند هرچي مشنگ ول معطل دارند بفرستند ايران يکي يک چماق مي‌دهيم دستشان مي‌فرستيم مردم را بزنند .
    9-نظر به اينکه چاوز اخيراً ضعيف حال مي‌دهد جمهوري اسلامي از اين به بعد از برزيل جهت شاخ و شونه كشيدن براي امريكا استفاده ميكند . تركيه هم بي‌زحمت آدرس پايگاههاي نظامي امريكا را بدهد كار خاصي نداريم ، مموتي مي‌خواهد برود با ژنرالها چندتا عكس بگيرد .
    10-در پايان هر سه دولت كاملاً موافقند كه در صورت همکاري جمهوري اسلامي ، تركيه مموتي را ببرد برزيل وسط آمازون ول بکنند تا به حيات طبيعي اش ادامه بدهد !
    |

    [پاسخ]

    نامدار پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:47 ب.ظ:

    یلدا جان

    تا انجایی که به طنز مربوط است ، نوشته جالبی بود ولی توهین به اشخاص کار درستی نیست. اولین نتیجه اش اینست که اجازه توهین به افراد مورد علاقه خودمان را به دیگران می دهیم.
    با عرض پوزش

    [پاسخ]

    مجیدرضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:55 ب.ظ:

    خیلی بی مزه بود یلدا.

    [پاسخ]

    مجیدرضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:59 ب.ظ:

    اولا که “بیانیه” بوده و نه “توافق نامه”.
    در بند يك اين بيانيه بند 4 NPTمورد تصريح قرار گرفته و در حالي كه 4 قطعنامه شوراي امنيت و قطعنامه‌هاي شوراي حكام درخواست غيرقانوني تعليق كليه فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران را مطرح مي‌كنند، صراحتاً بر حق ايران درخصوص در اختيار داشتن چرخه سوخت هسته‌اي شامل فعاليت‌هاي غني‌سازي تأكيد شده است. اين تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند دو و سه، تهديد هسته‌اي براي كشور به يك فرصت تبديل شده است، يعني اگر تا پيش از اين، برخي تصور مي‌كردند موضوع هسته‌اي براي كشور يك تهديد است، اكنون از آن به مثابه يك فرصت استفاده مي‌شود. در بند 3 تصريح شده است: «معتقديم تبادل سوخت هسته‌اي بستري براي شروع همكاري در عرصه‌هاي مختلف خصوصا همكاري‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي شامل ساخت نيروگاه هسته‌اي و رآكتورهاي تحقيقاتي مي‌باشد.» اينكه در يك بيانيه رسمي كه مبناي توافقات آينده خواهد بود، تأكيد مي‌شود كه بايد براي ايران نيروگاه و رآكتور بسازيد، تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند 4، براي اولين بار طي يك بيانيه رسمي تأكيد شده است كه در طول اين روند “از هرگونه تقابلي اعم از اقدامات، رفتار و بيانيه‌هاي تهديد آميزي كه به حقوق و تعهدات هسته‌اي ايران تحت NPT لطمه مي‌زند، اجتناب گردد و همكاري هسته‌اي جايگزين آن‌ها شود.” اين‌كه طرف‌هاي مقابل ملزم مي‌شوند شاخ و شانه كشيدن و ادبيات تحريم و تهديد و قطعنامه را كنار بگذارندو به جاي رفتار تقابلي، تعامل را در پيش بگيرند، تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند 5، ايران آمادگي خود را براي به امانت گذاشتن 1200 كيلوگرم اورانيوم 3،5 درصد خود را در تركيه آن‌هم با نظارت ايران و آژانس بر نگهداري ايمن از اين مواد، اعلام كرده است. آيا با فراهم شدن مجموعه تضمين‌هاي عيني، حركت در مسيري كه منجر به تهيه سوخت رآكتور تهران مي‌شود،‌تعهد يك‌طرفه است؟ مضاف بر اينكه امريكا در نامه 2009 خود به ايران و سپس اظهارات نماينده آن در وين (اكتبر 2009) به هيچ‌وجه زير بار اين مسئله نمي‌رفت و تأكيد داشت ايران بايد اورانيوم را به روسيه تحويل دهد و اساساً حرفي از كشور ثالث نبود.
    در بند 6، براي اولين بار از تعبير گروه وين براي كاستن از بار تعيين‌كنندگي گروه 1+5 استفاده شده و اساساً‌توپ در اين بند در زمين گروه وين است. پس از نامه ايران به آژانس و اعلام آمادگي، امريكا، روسيه، فرانسه و آژانس بايد اين بيانيه را مورد تأييد قرار دهند تا مبناي توافقنامه كتبي باشد. اگر آژانس بخواهد اين بيانيه را تأييد كند يعني بايد در شوراي حكام به رأي گذاشته شود، رأي مثبت به اين بيانيه، يعني نقض قطعنامه‌هاي قبلي شوراي حكام كه بر تعليق غني‌سازي در ايران تأكيد داشت، چرا كه در بند يك اين بيانيه، حق فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران به رسميت شناخته شده است. همچنين در اين بيانيه هيچ صحبتي درباره تعليق فعاليت‌هاي غني‌سازي 3،5 و 20 درصد ايران مطرح نشده است. آيا اين تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند 7، گروه وين تعهد خود را به شرايط و مفاد اين بيانيه اعلام كرده است و در مقابل پس از بيان اينكه ايران 1200 كيلوگرم اورانيوم با غناي پايين را در تركيه به امانت مي‌گذارد، تأكيد شده است كه گروه وين بايد در طول ك سال 120 كيلوگرم مواد مورد نياز رآكتور تهران را به ايران تحويل دهد. اين تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند 8، تأكيد شده كه حتي اگر به مفاد اين بيانيه بي‌توجهي و بي‌احترامي شود، بايد اورانيوم با غناي پايين بدون هيچ‌گونه پيش شرط و به سرعت به ايران تحويل داده شود، در همين بند مرجع تشخيص بي‌توجهي و بي‌احترامي هم مشخص شده است: حسب درخواست ايران؛ آيا اين يك تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند 9، ضمن اينكه براي ادامه مذاكره با 1+5 اعلام آمادگي شده، دستور كار مذاكرات نيز براساس مشتركات دو بسته پيشنهادي تعيين شده است. در بسته پيشنهادي ايران كه سال گذشته در آستانه نشست ژنو از سوي ايران تحويل نمايندگان 6 كشور شد، هيچ حرفي از موضوع هسته‌اي ايران نيست و اين، يعني ايران با 1+5 صحبتي درباره موضوع هسته‌اي خود ندارد، بلكه حاضر است راجع به مسائلي مانند خلع سلاح دارندگان سلاح هسته‌اي با آن‌ها به گفت‌وگو بنشيند. اين دستاورد بزرگ و اذعان تركيه و برزيل بر آن در بيانيه تهران، تعهد يك‌طرفه است؟
    در بند 10 نيز رويكرد ايران در پيگيري حقوق هسته‌اي خود و حتي ساير كشورهاي عضو NPT سازنده دانسته شده و از پايبندي‌اش به معاهده قدرداني شده است. در شرايط اتهام‌زني غرب عليه ايران، تأكيد بر حقانيت ايران آن‌هم از سوي برزيل و تركيه، در شرايطي كه به‌ويژه رئيس‌جمهور برزيل مستظهر به حمايت امريكا در اين مذاكره بود و وزير خارجه ايالات متحده در لفاظي دو روز قبل خود گفت اميدواريم ايران از اين فرصت استفاده كند، آيا يك تعهد يك‌طرفه است؟
    (احسان صالحی)

    [پاسخ]

    يلدا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:59 ب.ظ:

    به نامدار عزيز
    اتفاقن بعد از كپي كردنش خودم متوجه بند آخرش شدم كه نبايد ميذاشتم
    كاملن حرفت رو قبول دارم اما چون نوشته بود ده ماده اي نتونستم يك ماده اش رو حذف كنم:) و خوب اينجا هم كم به همه افراد مورد علاقه ما توهين نشده اما توجيه پذير نيست و باز هم باهات موافقم!

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:03 ب.ظ:

    به نامدار
    یلدا اخیرا خیلی بی ادب شده
    به خصوص از وقتی مامان بزرگ آهستان رفته و ایشون اومده جاش خیلی خودشو گرفته
    می خواستم برای خودش بنویسم ولی دیدم تو نوشتی
    می گه عزمشم جزم کرده منو از میدون در ببره
    ولی فکر می کنم می خواد منو از را در ببره
    اگرچه …

    آخرش اینکه یلدا خانم
    من حاضرم الان مطابق تمام بیانیه های موسوی و کروبی و خاتمی و حتی نوشته های اون دلقک نبوی و مهاجرانی و بازرگان و … بیانیه و نوشته بدم که از خشم و خجالت به خودت بپیچی
    بنده خدا نشون دادی که امثال تو برای بحث منطقی نمیان برای اثبات به هر صورت نظراتی میان که اصلا پایه استدلالی نداره و تحقیر طرف مقابل تا کوتاه اومدن(الراضی بفعل قوم فهو منهم)
    این مردک نفهمیده که یه بیانیه تو این سطح که همه رو در التهاب درستی و نادرستی اندیشه حاکم بر اون و نتیجه حاصل از اون گذاشته رو با چار تا لیچار نمی شه جواب داد
    ابلهند اونایی که معتقدن همه چی رو در قالب طنز می شه سازمان داد

    [پاسخ]

    مجیدرضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:09 ب.ظ:

    یلدا
    در بندهای 8 و 9 و 10 اراجیف زیاد گفتی که نمیتونم ازش بگذرم.
    1- مشنگ و ول معطل تو و امثال توست که یک روز شعار “ادب مرد به زدولت اوست” را می دهد و روز دیگه با درافشانی هایش ، این شعار را به لجن می کشد.
    2- “مموتی” اون سه احمق بی شعور هستند که حتی حیوان های آمازون هم اونارو طرد می کنند.
    3- حالم از این کامنتت بهم خورد.
    4- بی شخصیت تر از اون هستی که قبلا نشون میدادی.

    [پاسخ]

    يلدا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:22 ب.ظ:

    به جلال و مجيد رضا
    هر چند در جواب نامدار گفتم كه اشتباه كردم بند آخر رو گذاشتم
    اما در جواب شما دونفر بايد بگويم هيچ هم از اينكه به كسيكه من و امثال منو خس و خاشاك و بزغاله ناميده ناراحت نيستم توهين كنم در ضمن جلال واقعن كه طرز تفكر منحطي داري

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:58 ب.ظ:

    به یلدا
    با این حرفا من از را بدر نمی رم و مرید سبزا نمی شم
    منحط یعنی چی؟
    جواب بده
    من اصلا به بند آخر و اول کار ندارم
    تمام حرف من تو یه جمله بود که دوباره می گم
    “یه بیانیه تو این سطح که همه رو در التهاب درستی و نادرستی اندیشه حاکم بر اون و نتیجه حاصل از اون گذاشته”
    نفهمیه که آدم با مسائلی تو این سطح اینقدر کوته فکرانه برخورد کنه
    در ضمن مگه تو جزو اون خس و خاشاکی هستی که احمدی نژاد گفت؟
    نه بابا تو جزو 40 ملیونی هستی که ازتون تعریف کرد
    بزغاله رو هم که احمدی نژاد نگفت علم الهدی گفت

    راستی آخرش نفهمیدم چرا فکر من منحطه؟

    [پاسخ]

    یونس پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:59 ب.ظ:

    متن توافق ایران و برزیل و ترکیه :

    1 – سه کشور توافق میکنند ایران 1200 کیلو اورانیوم به فرانسه بدهد و فرانسه 120 کیلو اورانیوم به ترکیه بدهد و ایران 120 کیلو اورانیوم از ترکیه بگیرد .برزیل هم این سه کشور را از جایگاه تشویق میکند . شیوه جدید خوردن غذا چرخاندن لقمه دور سر اعلام میشود .

    2 – از آنجا که رییس سازمان سازمان انرژی اتمی ایران 18 فروردین امسال اعلام کرد خودمان میتوانیم اورانیوم را تا 20 درصد غنی کنیم و امروز اعلام میکند نمیتوانیم برزیل و ترکیه اعلام میکنند آدم خوب است قمپز در نکند . تا نظر ایران چه باشد .

    3 – سه کشور تاکید میکنند مدیریت جهان با توافق نامه ای که محمود احمدی نژاد امضا کرده حق مسلم او بوده که تا الان از او دریغ شده .مردم جهان خود را برای یک دوره طاقت فرسا از ریاضت اقتصادی و شکنجه فرهنگی آماده کنند .

    4 – در حاشیه این اجلاس کشورهای گروه 15 با 18 عضو تشکیل شد . برزیل و ترکیه اعلام میکنند معلم آموزش شمارش برای اعضای وزارت خارجه و دولت ایران ضروری به نظر میرسد . کشورهای پاپتی مزبور نیز سه بند بالا را تایید میکنند و ریاست کشورهای پاپتی از ایران به سریلانکا تحویل داده شد .

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 4:54 ب.ظ:

    به یونس
    غلط گفتی
    بند یک باید اینجوری بشه
    ایران 1200 کیلو اورانیوم به ترکیه بدهد و ترکیه آنرا به فرانسه ندهد و چون فرانسه 120 کیلو اورانیوم را نمی دهد ایران به ترکیه بگوید 1200 کیلو اورانیوم ررا بده و ترکیه بگوید نمی دهم و اوبا ماست و شما باید بروید کسی را بیاورید که با ما هم عقیده است و بگوید اوبا ماست حتما هم باید جزو نوابغ باشد وگرنه با ما نیست
    و وقتی نایغه آمد دیگر لازم نیست ما اورانیوم بدهیم و بگیریم چون اصلا اورانیوم لازم نیست ازادی لازم است که داریم چون قبلا هم داشتیم سال 60 تا 68 را می گویم
    اورانیوم اصلا کیلویی چند ما نوابغ ایران را اورانیوم می کنیم یعنی ایران را غنی می کنیم مگر شما نمی خواستید غنی بشوید خوب ماهم غنی کردیم ایران را و اورانیوم ها هم حتما باید غنی شده باشند وگرنه تقلب شده و باید نسخه اصلی انقلاب را دوباره بازسازی گنیم

    در مرورد بند دو باید اینجوری باشد
    ایران و مقامات فعلی ایران باید قمپز در کردن و خالی بندی را از رییس جمهور اقلیت یاد بگیرن که گفت من رییس جمهورم و نگفت اقلیت یا اکثریت و اصلا مگر اقلیت با اکثریت فرقی هم دارند در نقاشی که هر دو یک حکم را دارند فقط هر کس هر جور را دوست دارد انتخاب می کند و من کم رنگش را دوست دارم اگرچه خانمم پر رنگش را دوست دارد و تو عکسای عیدش هم هست اصلا اکثریت یعنی اون طرفی که ما توش هستیم بقیه آدم نیستن اصلا و یت ندارن تا اکثر باشن یا اقل و خاب بندی ممنوع مگر برای ما و اعوان و انصار مان

    در مورد بند سه باید می نوشتی
    مدیریت جهان کیلویی چنده و اصلا فرهنگ چیست و باید چرا کار فرهنگی کرد و اصلا اگه کاری رو ما بکنیم کاره و کاره دیگران عاره و اگه ما کشورو دو دستی تقدیم اربابامون کنیم کار خوبیه و اگه دیگران مستقلش کنن اگه ابر قدرتم بشن بده چون مارییس نیستیم دلیلشم اینه که مو قیچی کردن و رنگ پاشیدن و کراوات چیدن زمان ما کار فرهنگی اصیل بود و ولی الان هر کاری اینا بخوان فکر کنن که بکنن یا نکنن بده و اخه و اصلن ضد فرهنگه

    در مورد چهار هم باید می نوشتی
    13 با 23 می شود 13 و لاغیر و اصلا غلط کرده اند بیشتر از 13 کشور جمع شده اند و اصلا مگر بیشتر از 13 کشور بیشتر داریم و اصلا او که با ماست گفته تو نابغه و زن روشنفکرت هر عددی تشخیص دادین درسته و ما تشخیص دادیم 13 تا باید باشد و اصلا عضو ناظر هم معنا ندارد و پاپتی بودن هم یعنی اینکه ما رییس نیستیم و گرنه الان عضو دائم شورای امنیت بودیم و بمب هسته ای هم داشتیم بالاترین اقتصادم داشتیم مثل سالای جنگ که مارییس بودیم و بمب اتمی هم داشتیم و عضوشورای امنیت هم بودیم و عراق هم جوجه بود و به خاطر سیاست فعال من و زنم همه دنیا به ما غبطه می خوردن و آزاد هم بودیم آزاد آزاد چون اون موقع هم اون با ما بود الانم او با ماست

    [پاسخ]

    نامدار پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:03 ب.ظ:

    مجید رضا ی عزیز

    شما هم بی انصافی کردید. درست است که توهین نابجایی داشت این نوشته ولی مثلا نوشتن ” سه احمق بی شعور که حتی حیوان های آمازون هم اونارو طرد می کنند” خیلی مودبانه تر از اصل موضوع بود؟ مگر مسابقه رو کم کنی است؟ توهین به رئیس جمهوری فعلی همانقدر بد است که توهین به نخست وزیر و رئیس مجلس و رئیس جمهور سابق. شما برادر من که معتقدی این حکومت ، الهی است باید در نظر بگیری 26 سال از عمر سی ساله این حکومت همان سه احمق بیشعور مورد نظر شما به انضمام تعداد زیادی از منافقین و ایادی دست غرب ، در راس مهمترین کارهایش بوده اند.

    جلال جان
    انصافا اگر این پلیتیک “کشور ثالث” و این لقمه دور سر پیچاندن را در زمان اصلاحات می زدند فریاد” وامصیبتا “بلند نمی شد؟ من واقعا خودم را در حد تحلیل این بیانیه نمی بینم. انشاالله که خیر است ولی واقعا چین و روسیه و ترکیه و برزیل محض رضای خدا موش می گیرند؟ امیدوارم ختم به خیر شود. منافع کشورم از هر دعوای سیاسی و اختلاف نظر جناحی بالاتر است.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:03 ب.ظ:

    به خانم یلدا
    شما از این اهانت ها کم نداشتید تا حالا، دیگه چی بلدید؟ بگین تا بیشتر با افاضات طیف شما آشنا بشیم و فیض ببریم. چیزی که نوشتید رو فقط در حد چند تا جک و لطیفه بی مزه میشه به حساب اورد.
    شما هنوز هم دارید دم از خس و خاشاک میزنید؟ عجب رویی دارید شما! تحریف به این تابلویی، نوبره والا.

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:25 ب.ظ:

    به نامدار عزیز
    ببین من دوباره اصل حرفمو تکرار کردم و دغدغه م رو هم گفتم
    نتیجه این بیانه روشن نیست و صحت تفکری که به این نتیجه منجر شده؟
    ممکنه یه آس پنهان باشه که رو شده ممکنه یه شوت تو زمین حریف باشه ممکنه یه گل به خودی
    هر چه هست دغدغه میهنی است
    نه محدوده طنزه نه محدوده تخطئه
    آیا بیانه ی تعلیق رو کسی با طنز جواب داد؟
    این نشون از بی مقداری استدلالی کسی می کنه که داره این کارو می کنه
    ونشون از عدم قدرت نقد دقیق سیاسی
    واینکه لازم می دونه از هر چیزی انتقاد کنه تا طرف از رو بره
    من اصلا بیانیه رو تایید نکردم و حتی وقتی اونو خوندم نگران هم شدم ولی تحلیل های متفاوتی ازش دیدم که چون نقدها حتی از طرف دوستان اینوری به نظرم مبنای صحیح نداشت (به خصوص احمد توکلیات!!! که اخیرا پاشو داره می ذاره جای پای موسوی و میگه هر چی من فهمیدم درست بقیه غیر کارشناسی و نادرست) و توضیحات مستندتر بود تا حدودی آرام شدم

    [پاسخ]

    یونس پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:46 ب.ظ:

    محسن آرمین دستگیر شد . در پی این حادثه شورای هماهنگی نیروهای دوم خرداد بیانیه ای صادر کرد :

    بسمه تعالی – جناب آقای لاریجانی رییس محترم قوه قضاییه سلام علیکم – همانطور که میدانید برادر مجاهد و دموکرات ما محسن آرمین روز گذشته به جرمی عجیب دستگیر شد . آقای لاریجانی اجازه دهید شرحی از مجاهدتهای این این برادرمان را که البته ما نیز همکارش بودیم تقدیم کنیم .

    برادرمان محسن آرمین قبل از انقلاب به سازمان پر افتخار مجاهدین انقلاب اسلامی پیوست و بعد از انقلاب به دادستانی رفت و زیر نظر شهید بزرگوار ” اسدالله لاجوردی ” در زندان اوین به کابل زدن و شکنجه کردن زندانیان سیاسی پرداخت تا جایی که یک بار آن شهید بزرگوار به ایشان گفت ” محسن جان خسته شدی . بده من بزنم ” ایشان زیر نظر شهید بزرگوار لاجوردی و حضرت آیت الله محمدی گیلانی دادستان کشور که اسوه ای از تقوا و پاکدامنی هستند به تیرباران و تیر خلاص زدن و شکنجه گری در اوین مشغول بودند و برادر نامرئی مان ” ناصر سرمدی پارسا ” معاون وزارت اطلاعات در زمان خاتمی و یک کاره ای درحال حاضر خود شاهدی بر قوت دست و قدرت بازوان ایشان در رشته کابل زنی گرایش کف پا هستند . البته زندانیان زن هم در زندان بودند که ممکن است ایشان زیر نظر شهید لاجوردی و حاج داوود رحمانی و سایر زحمت کشان یک کارهایی با آنها کرده یا نکرده باشند .

    با آغاز دهه 90 میلادی ما فهمیدیم ای دل غافل ! در سال 1948 اعلامیه ای به نام ” اعلامیه جهانی حقوق بشر ” صادر شده و ایران هم آن را قبول کرده . لذا ما همه از دم دموکرات و حقوق بشری شدیم و برادرمان آرمین این بار از همه ما جلو زد و یک ” مارتین لوتر کینگ ” در روح ایشان حلول نمود آنچنان که یک بار فرمود ” من رویایی دارم ” حالا ما از شما میپرسیم آگر روز رستاخیز شهید لاجوردی شما را ببیند و بگوید چرا محسن را دستگیر کردید جوابی برای ایشان دارید ؟ والسلام .

    پی نوشت : در کتاب “شنود اشباح ” نوشته محسن گلپور از قول فلاحیان یا روح الله حسینیان آمده محسن آرمین از کابل زدن به کف پای برادر خود محمود آرمین که عضو مجاهدین خلق بود نیز ابایی نداشت . راست و دروغش گردن فلاحیان یا حسینیان .

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:51 ب.ظ:

    یه جمله‌ی کوچولو هم من بگم:

    طبق توافق انجام شده، اگه بعد از یک سال اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده به ایران تحویل داده نشه، ترکیه موظفه که بدون قید و شرط، ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم ایران رو بهش برگردونه.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 5:51 ب.ظ:

    جالبه خود یلدا خانوم حتی زحمت نمیکشه یه بار هم کامنتی که کپی کرده رو نمیخونه!
    کامنت های قبلیتون رو هم همینطوری مینوشتین؟

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:17 ب.ظ:

    سرکارخانم یلدا خانم که امیدوارم اسمتان مسمای عمر شریف وگیسوی لطیف تان باشد.
    خیلی ممنون که از کامنت بنده حمایت فرموده اید تابلکه امید حسینی وادار شوند که کمی هم از زندگی کامنت بگذارد بخاطر تنفسی که لاجرم خدادادی است. ضمناً در آوردن طنزنوشته بطورکامل برشما حرجی نیست چون که شما نقل قول مستقیم کرده اید وتحریراً واخلاقاً حق افزوده وکاسته نداشته اید. ضمنآً جلال مرد مؤدبی است وآن یک کلمه “لغزش کیبوردی”بوده است لذا می توانی با اعتماد به روابط کل کل با او ادامه بدهی. یا…هو

    جناب آقای جلال که امید وارم ازهرزاویه ای وهمیشه مجلل باشی.
    شما امروز حال خوبی نداری وصلاح نیست به کامنت گذاری ادامه بدهی. جملۀ معروف خودت را همیشه آویزۀ گوشم دارم ومی دانم که شما “ایمان دینی تان مقدم است براستدلال فرادینی(بخوان عقلانی)” والا این فدر ضعیف نباید ظاهر بشوی درمقابل رقیب که طنز وهجو وهزل نسبت به توافقنامۀ تهران را رگ گردن بیرون بیاوری درمورد “یلدا” ودرست درزیر آن پاسخ سخرۀ “یونس” را به سخره بدهی. یا…هو

    حالا برعکس: آقایان دست خانمها رقص.
    پ.ن.
    ضمناً اخوی این اسم ما همین جور کتره ای نیست که به هرچی وهرکی خواستی نسیت بدهی!

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:43 ب.ظ:

    بابا بزرگ خوبم
    من اتفاقا خیلی هم حالم خوبه
    گفتین که من گفته ام ایمان دینی ام مقدم است براستدلال فرادینی(بخوان عقلانی)
    من کی گفتم؟
    یلدا در نقل قول اشتباه کرد نه در عدم تغییر آن
    یلدا استدلال پذیره پس باید باش با منطق صحبت کرد
    بر عکس یونس
    که فقط خودشه و اوهامش
    پس باید مثل خودش باش برخورد کرد
    همونطوریکه با شما به شیوه ای متفاوت باید برخورد کرد
    هر لحظه به رنگی بت عیار درآید

    اما چرا من لغزش کیبوردی داشتم؟
    مگه من چی گفتم؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:51 ب.ظ:

    یلدا همیشه همینقدر بی شخصیت و فحاش بوده… اصولا از کوزه همان تراود که در اوست…

    [پاسخ]

  17. 18 می 2010 در 05:17 | #17

    یکی از آشنایان که باید نامش را نبرم و با علی آقا پسر آقای بهجت دوست هستند نقل می کرد که برای دیدن علی آقا رفته بودم
    ایشان در ضمن صحبت ها خاطره ای رو نقل کرد که مربوط به ملاقات مرحوم علامه جعفری با آیت الله بهجت بود
    علی آقا گفته بود یک بار مرحوم جعفری به ملاقات آیت الله بهجت آمده بودند
    بعد از تمام شدن ملاقات خصوصی با ایشان و در موقع رفتن با همان لحن صریح همیشگی به من گفتند:
    هر چه ایشان می گوید را بنویس حتی اگر الان خیال می کنی مزخرف می گوید
    او از خودش حرف نمی زند بعدها می فهمی که درست می گفته
    هر چه می گوید را یادداشت کن
    و مجددا تاکید کردند تو بنویس کارت نباشد که به چه درد می خورد حتما روزی به کارت می آید

    روح هر دو شاد
    و خدا همه وارستگان از عرصه خاک را با اولیای خودش محشور کند

    [پاسخ]

  18. نادعلي مجدپناهي
    18 می 2010 در 06:43 | #18

    به نام خدا
    با سلام. نمي دانم همه كساني كه در مورد آقا ي بهجت اظهار نظر كرده اند از ايشان شناخت داشته اند يا همينطوري با تكيه بر اقوال سخني گفته اند. مانند خود من. شناخت من از ايشان در حد اقوالي است كه از ايشان نقل شده است. جمله معروفي دارند كه حكايت از معرفت دارد. آنكه توصيه شان بهمه اغلب فقط يك جمله ه بود.
    …عزم كنيد بر اينكه «گناه نكنيد». آنطور كه اگر يك استكان زهر در نزد شما باشد عزم
    مي كنيد چنانچه صدسال هم زنده باشيد آن را نخوريد…
    و راستي چيست اين گناه؟
    اين را مخصوصا خدمت د…ايراني محترم عرض كردم كه خط و ربط اش از پس هر اسم و عنوان و موضعي نمايان است.

    [پاسخ]

  19. يك هم استاني
    18 می 2010 در 06:44 | #19

    سلام
    راستي چرا عكس مقام معظم رهبري در تشيعشونو نذاشتين؟راسته كه ايشون سفر كردستانشونو رو رها نكردند و اون روز تشييع تلويزيون داشته سوت و كف كردهارو در سخنراني رهبري نشون ميداده؟
    خوبه اينارو هم بگين تا باور كنيم منصفيد.
    ضمنا تو كتاب ري شهري سال 84 يا 86 ذكر شده نه هفتاد و 4 يا …
    ضمنا اين خواب رو هر دو جناح ميتونن ازش استفاده كنند
    اگه با سه خواب نوه شون كه ديدند امام گفتن حسن ديدي دارن منو از خونه ام بيرون ميكنن؟
    اگه خواب حجت باشه سه بار خواب امام ديدن توسط نوه شونو چرا بحساب نمياريد
    مثل همه كامنتهاي ديگر من يا جواب نميدين يا سفسطه و مغلطه ميكنين
    اصلا آدم منصفي نيستين آقاي حسني
    روز قيامت چكار ميخواين بكنين با اين همه كينه توزي و مغلطه و سفسطه؟
    خدا به شما استعداد و قوه تحليل و قدرت نويسندگي خوبي داده ولي مثل يهوديها داريد عمل ميكنين فقط اون قسمت از تاريخ و … نقل ميكنين كه به نفع خودتونه و مزاجتون سازگاره
    كاش منصفتر بودين
    كاش ….
    از تمسخر در بحث استفاده نكنيد
    بهتره فقط مستدل بنويسيد و به انتقادات هم مودبانه پاسخبدي
    ما نفهم نيستيم خيلي خوب ميفهميم كجاهاي بحثتون فرار از واقعياته و…..

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:14 ق.ظ:

    آهستان به يك هم وطن استاني!: همه عالم خبر دارند كه رهبري سال گذشته اين روزها در استان كردستان بودند. حتما از تركيب جمعيتي كردستان خبر داريد! ضمنا محض اطلاع شما، سفرهاي استاني رهبري، معمولا 5 يا 6 ماه قبل تر، برنامه ريزي مي شود، نيمه كاره رها كردن سفر آن هم در استاني مثل كردستان كه بحث شيعه و سني مطرح است و براي نظام از اهميت زيادي برخوردار هست، با هيچ دليل عقلي و منطقي قابل توجيه نبود. البته نزديكان رهبري از جمله برادر و پسر ايشان (كه خود از شاگردان آيت الله بهجت بود) در اين مراسم حضور داشتند. اين حرفها و ايرادهاي بني اسرائيلي هم پارسال توسط آدمهايي خاص؟! مطرح شد و جوابش رو شنيدند. شما هم لازم نيست بعد از يك سال، دوباره همين رو تكرار كنيد. روابط رهبري با آيت الله بهجت به اندازه اي شفاف بود كه اين قبيل حرفها، ارزش چنداني نداره.
    اما درباره انصاف و قيامت و كينه توزي. بهتر بود به جاي حرفهاي كلي، دقيقا بگي با كجاي حرف من مشكل داري تا توضيح بدم. ممنون

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 8:39 ق.ظ:

    جواب یک هم استانی
    به نظر من هم ربطی بین رها کردن دیدار از کردستان و علاقه داشتن یا نداشتن به آیت الله بهجت وجود نداره.درضمن رهبری که برای آیت الله منتظری که امام می خواست از دست ایشان مرگش زودتر فرا برسد پیام تسلیت می دهد اصلا قانع کننده نیست که بگوئیم با آیت الله بهجت مشکل داشتند.همین ادعاهای عجیب وغریب شماهاست که آتو می دید دست این اصولگراها این ها هم حول برشون می داره که پسر ببین مخالفان ما چقدر بی منطقند و ما چقدر با منطق.

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:48 ب.ظ:

    “يك هم استاني”، حتما بخوانید.

    فرزند آیت الله بهجت از رابطه عمیق رهبر انقلاب با پدرش گفت
    … وی در خصوص نظر آیت الله بهجت درباره مقام معظم رهبری گفت: ایشان خود را کوچک تر از این می دانستند که درباره کسی علی الخصوص رهبری اظهار نظر کنند البته ایشان همواره برای ایشان دعا می کردند و حتی رهبری دیدار های زیادی با مرحوم بهجت داشتند که البته ایشان به من توصیه می کردند که به کسی نگویم از این ملاقات ها تا زنده ام چیزی نگو نه راست جایز نه دروغ حرام.فلذا ایشان خیلی رابطه داشتند با رهیری و حتی امام و همواره تاکید داشتند به تبعیت از ایشان.حتی آن زمانی که حضرت امام می خواستند از قم بروند و کسالت داشتند به ایشان التماس دعا گفتند…
    http://iusnews.ir/home.html?pageid=19663

    [پاسخ]

  20. باران
    18 می 2010 در 08:49 | #20

    از اونجا که متولد قم هستم،آقا رو زیارت کرده بودم ؛موقع طلوع آفتاب تو صحن ایوان آیینه ی حضرت معصومه(س) و هرگز اون صبح زیبای زمستونی رو فراموش نمیکنم ، نورانیت وآرامش عجیبی داشتند که فکر میکنم بدترین آدمها رو هم تحت تاثیر قرار میداد.اما اونچه واقعا خیلی ناراحتم کرد این بود که امکان شرکت تو مراسم ایشون دست نداد و روز تشییع پیکر پاک آقا از سخت ترین روزهای زندگی من تو این شهر غریب بود.

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:36 ق.ظ:

    باران
    پس اسمت را می گذاشتی تگرگ. قم وباران!من که توعمردرازم چنین عجایبی ندیده ام. یا…هو

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:13 ب.ظ:

    پدر بزرگ
    ولی من از این عجایب دیدم ،نوروز 88 بارانی در قم بارید که استان قم رکورددار بارشها در کشور شد.توی قم گرچه باران کم میباره ولی روح خیلی از همشهری های من به لطافت بارانه.
    شما توانتخاب اسم خیلی بد سلیقه این،اون از اسم خودتون این هم از اسمی که به من پیشنهاد میکنید.
    در ضمن من قول دادم کمتر بی ربط بنویسم ،خواهشا منو از راه به در نکنید.

    [پاسخ]

  21. فرشاد
    18 می 2010 در 09:19 | #21

    دو سوال در مورد آیت الله بهجت
    1. چرا ایشان همانند آیت الله مکارم و نوری همدانی فعالیت ملموس سیاسی نداشته اند. اگر هم داشته اند چرا اینقدر از نظر سیاسی گمنام هستند.
    2. حقیقت دارد که ایشان چشم برزخی دارند. البته یکی از شاگردان ایشان این امر را تکذیب می کردند

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:35 ق.ظ:

    آهستان به فرشاد: 1 – فعاليت ملموس سياسي به اين معنا كه براي هر مساله بيانيه بدن، نداشتند. چون ايشان از سن 14 سالگي (دقت كنيد از سن 14 سالگي) در سير و سلوك بودند و زندگي ايشان با همه آدمها فرق داشت حتي با علما. اما علي رغم اينكه به شيوه ما ، فعاليت سياسي نداشتند، اما گاهي اوقات به نكات عجيبي اشاره مي كردند كه آدم با خود مي گفت چطور كسي كه زياد در سياست نيست، اين حرفها رو مي زنه. مثلا درباره جاسوس ها، يا درباره انگليس و استعمار و كنفرانس برلين و ….
    2- آيت الله بهجت كرامات زيادي داشتند كه در كتابهاي مختلف ذكر شده. البته نه مثل بعضي آدمهاي صوفي كه دنبال اسم و رسم هستند. ايشان طوري رفتار مي كردند كه همه چيز عادي و طبيعي جلوه كنه.

    [پاسخ]

    alireza پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:45 ق.ظ:

    به فرشاد:
    درست است كه ايشان مثل آن بزرگواران فعاليت سياسي محسوسي نداشتند ولي مثلا شما اگر متن سخنراني اين بزرگوار را بعد از كنفرانس برلين بخواني كه تا چه حد اصلاح طلبان را زير سوال مي برد جالب است بعد ايشان احترام بسياري براي امام وآقا قائل بودند ودر مورد سياسي بودن ايشان همين بس كه آيت الله مصباح از قديم ترين (شاگرد 50 و چند ساله ايشان) وبزرگترين شاگردان ايشان هستند حال مي گذريم كه مثلا حاج آقاي صديقي وخيلي از برزگواران ديگه شاگرد ايشان بودند!!!!
    بله ايشان چشم برزخي داشتند براي همين هميشه از ذكر يا ستار استفاده مي كردند كه اين پرده ها جاوي چشمشان قرار گيرد و كسي متوجه اين كرامت ايشان نشود!! البته ايشان هميشه اين موضوع را كتمان مي كردند ولي شواهد زيادي كه بعضي از دوستان در كامنت ها هم گفته اند نشان ميدهد كه ايشان اين كرامت را دارا بوده اند!

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 1:18 ب.ظ:

    به فرشاد
    ایشون کرامات زیادی داشتند اما اغراق هم درباره ایشون زیاد میشد و به قول شهید مطهری افسانه سازی و اسطوره سازی، طبیعت بشره.

    [پاسخ]

  22. نیما
    18 می 2010 در 08:50 | #22

    خدا ایشون رو رحمت کنه
    راسته که ایشون تویک جلسه گفته بودن ظهور امام زمان نزدیکه حتی پیر مردها هم امید است ایشون رو ببینن واگه راسته چرا پس خودشون رو مستثنی نکردن.و پیرمردها مگه چقدر دیگه عمر میکنن از اون موقع تاحالا چندین سال گذشته
    من این نقل قول رو به کرات از طرفدارا ن احمدی نژاد زمان انتخابات شنیدم ولی عقلم میگفت اشتباهه البته دفتر خودشون هم نه این راتایید کرد نه تکذیب
    یه حرف بیربط اگه این جام هسته ای رو پارسال نوشیده بودن بهتر نبود دیگه کلی شیتیل به ترکیه وبرزیل هم نمیدادیم حدا میدون این وسط چقد گیر دلالهای هستهای اومده

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:21 ق.ظ:

    آهستان به نيما: اين نقل قول مربوط به طرفداران احمدي نژاد نبود، البته ممكنه بعضي از طرفدارها هم به رواج اين شايعه كمك كرده باشند. كلا درباره آيت الله بهجت شايعه زياد ساخته مي شد، هم در زمان حيات و هم بعد از رحلت

    [پاسخ]

    فراز پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:53 ق.ظ:

    آهستان: من متوجه نشدم یعنی شما می گید این نقل قول صحت داره؟ یا نداره؟ و جوابتون چقدر مستنده؟

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 10:16 ق.ظ:

    آهستان به فراز: درباره امام زمان؟ نه صحت نداره. آيت الله بهجت چندين بار شايعات درباره اعلام ظهور امام زمان رو رد كرده بودند.

    فراز پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:05 ق.ظ:

    بله ممنون

    [پاسخ]

    Dalghak.Irani پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:38 ق.ظ:

    من هم ممنون. یا…هو

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:41 ب.ظ:

    جناب آقای حسینی و دوستان محترم

    با اینکه هیچگاه نخواستم از “ظهور بسیار نزدیک است” در “آهستان” لینک بگذارم و دوستان را هم از این کار نهی کرده بودم، این بار مثل اینکه قضا و قدر دست به دست هم داده اند. انگار که روح پرفتوح آیت الله بهجت در آستین آقای حسینی آمده و من احساس می کنم اگر این قضیه را مطرح نکنم یک حقی ادا نشده است.

    نظرتان را به این مقاله و بحث تخصصی در رابطه با این موضوع(بشارت ظهور توسط آیت الله) جلب می کنم و امیدوارم که بدون پیش داوری آن را بخوانید و منتظر شنیدن نظرات دوستان هستم.

    http://www.u313.blogfa.com/post-196.aspx

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:49 ب.ظ:

    آهستان به مهدي: مهدي جان! من درباره اين وبلاگ و وبلاگ هاي مشابه حرف زياد دارم! بهتره به مطالب ديگه و شايعات ديگه اينها هم توجه كنيد. مخصوصا درباره شعيب نبي!!!!!!!!

    محبوبه پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:54 ب.ظ:

    ولی تا اون جایی که اطلاع دارم حتی سایت های معتبر هم این بشارت ایت الله بهجت رو منتشر کردندو بعید میدونم که شایعه باشه!!!!!!!!
    و شرح مفصل اون و صحبتهای آیت الله ناصری هم در این لینک موجوده!
    http://www.u313.blogfa.com/post-196.aspx

    [پاسخ]

    محبوبه پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:56 ب.ظ:

    اگر کسی سندی رو مبنی بر رد این ادعا داره اگه لینکش رو بذاره ممنون می شم!لطفا!
    چون برام خیلی مهمه!

    [پاسخ]

    محبوبه پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:57 ب.ظ:

    البته گویا آقا مهدی قبل از مازحمت اینکار رو کشیدن!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 3:26 ب.ظ:

    آقای حسینی عزیز؛
    شما مطمئنید این که آیت الله بهجت راجع به نزدیک بودن ظهور صحبتی داشتن شایعه است برادر؟

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:46 ب.ظ:

    آهستان به حاج احمد: بخش زيادي _نود و نه درصد) از آنچه كه به آقاي بهجت درباره ظهور نسبت دادند، هرگز تاييد نشد بلكه تكذيب شد!

    محبوبه پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:08 ب.ظ:

    به حاج احمد
    ببخشید البته وارد سوال و جواب شما و اقای حسینی شدم(چون از اقای حسینی سوال پرسیدید)
    نه تنها درباره ظهور بلکه بسیاری از مسائلی که به ایت الله بهجت نسبت می دادند دروغ بود و خیلی از مسائل رو اگاهانه برای ضربه زدن به نظام و القای این مسئله که نظام اسلامی نیست!به ایشون که چهره موجهی بودند نسبت می دادند و از زبان ایشون می گفتند!
    اما این مسئله مهم و این جمله معروف ایشون رو خیلی بعید می دونم که شایعه و دروغ باشه.
    نمی دونم اگر آقای حسینی هم مدرکی دال بر دروغ بودن این یک مورد خاص دارند ارائه بدن خیلی بهتره یا لینکش رو این جا بذارن که اگر خدای ناکرده اشتباه می کنیم روشن بشیم و دیگه این مسئله رو جایی مطرح نکنیم!

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ می 19th, 2010 1:44 ب.ظ:

    جناب آقای حسینی

    بنده درباره “شعیب” حرف زدم؟!

    مورد بحث فقط بشارت ظهور توسط آیت الله بهجت و مقاله تخصصی در این رابطه بود.

    آیا مقاله را کامل خواندید؟؟

    نظرتان را نگفتید.(فقط در این مورد)

    راست می گویید؛ ای کاش فرصتی دست می داد و درباره کل ماجرای “ظهور بسیار نزدیک است” صحبت می شد.

    [پاسخ]

  23. آهنگر
    18 می 2010 در 08:54 | #23

    یه سوال:
    خودت این عکسها رو گرفتی؟

    [پاسخ]

  24. 18 می 2010 در 09:43 | #24

    خدا رحمتشون کنه….منم از خیلی ها شنیدم که چشم برزخی داشتن ایشون” اتفاقا اکثرا سبز هم بودن کسانی که این ادعارو میکردن!” ولی باور نمیکنم اینم شایعه است یا نه؟؟

    عکس ها رو خودتون گرفتین ؟” مارک شما روشه :)
    یه سوال: آقای حسینی یک سوال حیاتی: چی کار کردین لینکها و پیوندهاتون دیگه فیلتر نیست؟؟ آخه همه پیوندای من فیلتره از بلاگ خودم حتی آهستانم فیلتره ولی ازین جا بلاگ خودم رو باز میکنم؟؟؟

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:46 ق.ظ:

    آهستان به سميرا: كار خاصي نكردم. اصلا نفهميدم كي درست شد؟ ان شا الله وبلاگ شما هم درسته ميشه! :)

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 7:27 ب.ظ:

    به امید خان
    بیخودی خوشحال نشو که درست نشده (ازون شکلکای زبون درآر)
    همون عذابو باید بکشیم
    تازه فقط از کپی معمولی میشه استفاده کرد

    [پاسخ]

  25. يك هم استاني
    18 می 2010 در 11:31 | #25

    سلام
    آقاي آهستان تا جايي كه من ميدونم روز بعدش سفر تموم شد نميشد يه روز زودتر برگشت ؟
    ضمنا پيام تسليت براي منتظري اگه صادر شد براي اين بود كه مملكت بيشتر از اين شلوغ نشه
    ما روزيادي نفهم تصور كرديد
    اگه ما وجود نداريم اينهمه نيروي انتظامي و نيروي اطلاعاتي تو خيابونها براي چيند؟
    آقاي حسيني شما گروه مخالفتونو با تمسخر و القاب زشت ازشون ياد ميكنيد
    ما منتقديم شما مارو مشرك و جاسوس و وابسته به امريكا و اسرائيل و… حساب ميكنيد اينا رو نبايد روز قيامت جواب بديد؟
    آخه كدوم عقل ميپذيره موسوي از ايادي امريكا و اسرائيل باشه
    همه دارند بهتون ميخند
    بس كنيد اين بحثهاي بيهوده رو
    اجازه بديد همه افكار با احترام متقابل به هم بتونن حرف بزنند
    با برچسبهاي توهين آميز منتقدين حذف نمشن
    ما منتقدين وجود داريم هر چند سكوت كرديم ولي نمرديم
    تا كي ميتونين بتازيسن و به همه منتقدين جداي از تفاوتهاي فكريشون هجمه ببريد
    بهتر نيست همه ماها خطاهاي همديگرو بپذيريم و بفكر احياي اسلام ناب محمدي باشيم
    همه خطا كردند همه
    تو همه گروهها بي انصافي ديده شد
    بي عدالتي ديده شد
    بهتر نيست اجازه بديم بزرگان گروهها با تشويق ما بشينند و مسئله رو حل كنند
    تا كي ميشه تو خيابونها مامخور نگهداشت كه كسي اعتراضي نكنه
    تو فرانسه نديدين مخالفيتن رييس جمهور آزادنه و تحت كنتل پليس شعارشونو ميدادند؟
    كجاي اين رفتارهابا اسلام سازگاري داره
    پسر روح الاميني رو كه ديگه رهبري هم باورد كرد شمنجه شده و كشته شده
    چرا پيگير كهريزك نيستين؟
    بهتر نيست عاملين اختلاف شناسايي بشن؟
    آقاي ذالنور در مورد همسر يكي از باكريها سخني گفت بدروف و ازدواجي به او نسبت داد كه نكرده بود شما اومدي بگي چرا دروغ گفتي؟
    موارزد زيادي دارم كه نشون ميده نوشته هاتون بيشتر بر اساس حب و بغضه تا …
    ولي ديگه حتي حوصله نوشتنمان هم نيست چون كسي صدامونو نميشنوه
    ما توكل كرديم به خدا و دعا ميكنيم روزي رو ببينيم كه در ايران همه دنبال حقيقت باشند و بي عدالتي رو هر جا ديدن حتي در خانه خود برنتابند

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 11:39 ق.ظ:

    آهستان به هم استاني: درباره سفر رهبري من كاره اي نيستم كه تعيين تكليف كنم، شما رو نمي دونم!
    درباره مسائل ديگه هم شما ظاهرا تازه از راه رسيديد و نفستون خيلي گرمه. ايادي آمريكا و اسرائيل، يعني اينكه ببينيم چرا الان اسرائيل و آمريكا از جناب موسوي و كروبي حمايت مي كنند؟ هر وقت به اين سوال پاسخ داديد، با هم بحث مي كنيم.
    درباره مسائل ديگه هم من قبلا نظراتم را در اين وبلاگ نوشتم، بهتره به آرشيو مراجعه كنيد. درباره همسر محترم شهيد باكري هم نوشتم و فكر ميكنم تنها وبلاگ اين طرفي بودم كه به صحبت هاي ذوالنور اعتراض كردم. شما وقتي اينها رو نديديد، تقصير من چيه؟ براي نديدن شما هم بايد قيامت پاسخگو باشم؟!

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:53 ب.ظ:

    اِ امید خان کاره ای نیستی؟
    خوب مگه کاره ای بودی؟
    مگه نمیدونی اینا همه کارن
    بقیه هم یه عده بی شعورن که هر چی به عقل نداشته ی امثال اینا رسید باید گوش بدن و بگن چشم
    اصلا آقای خامنه ای باید از ایشون می پرسیدن بعد می رفتن کردستان
    ندیدی اون یکی رو که می گفت آقا چرا رفتین کردستان؟
    برا برگشتنشم باید می پرسیدن
    اصلا چه معنا داره آقا حرف گوش نکنه
    اینا فقط منتقدن
    آخه جواب خدا رو چی می دین
    اهه اها آها آها های های
    چرا باید؟
    چرا نباید؟
    اصلا چرا چرا؟
    اصلا باید نباید
    و نباید باید
    اصلا چرا اصلا؟
    فرانسه رو هم ندیدی؟
    اصلا می تونی ببینی که تو فرانسه هیشکی کشته نشد؟
    اونایی که تو فرانسه کشته شدن روشنفکر که نبودن پس اصلا آدم نبودن
    شما اصلا عقلت مشکل داره (و البته بنده و دیگر دوستان هم) که اصلا به بعضی از اینا مشکوکی
    اینا هم پیامبران جدیدن
    ندیدی از طرف خدا خبر آوردن که قرآن از ما نیست؟
    محمدم ما مبعوث نکرده بودیم
    شماها چرا قانع نمی شین؟
    صدای بلندگوتونو کم کنین بذارین صدای اینا هم به گوش برسه
    عامل اختلاف رو هم بذارین شناسایی کنن
    شماها که عددی نیستین تشخیص بدین
    اون نوابغم که تشخیص دادن
    اصلا شما برو خونه بذار اینا توکل کنن
    شما برا توکلم خوب نیستی
    چون اصلا باید بری یاد بگیری توکل یعنی چی و چه جوری توکل می کنن
    اصلا کی بود که گفت خواب آقای بهجت کجا و خواب نوه امام کجا؟
    اونم سه بار
    چه غلطا!
    اونم سه سه بار به نه بار
    تازه امام برای حسن آقا شعرم گفته بودن برای آقای بهجت که نگفته بودن
    پس ثابت شد که تقلب شده
    وگرنه به شما اعتراض نمی شد

    [پاسخ]

  26. اصولگرای سابق!
    18 می 2010 در 11:57 | #26

    آقا امید شرمنده ولی من مجبورم درباره موضوع نامه 175 نماینده مجلس به مدیریت حمید رسائی مطلبی بگویم.
    ببنید سوالی که در ذهن من نقش بسته و خیلی هم طی این مدت برای من جالب بود این است که:آیا آقایون این واقعیت مسلم را که دستگیری در چنین سطوح بالائی زیر نظر مستقیم رهبری است را نمی دانند یا خود را به نفهمی زده اند؟اینکه اگر تا به امروز موسوی و کروبی دستگیر نشده اند فقط وفقط به دلیل مصلحت نداشتن این امر از سوی رهبری است ونه آقای لاریجانی چرا که افراد با جرائمی 10 ها بار کمتر از موسوی گوشه حلفدونی هستند.آیا قصد حمید رسائی ودیگر نمایندگان حامی وی فشار به رهبری برای عوض کردن تصمیمش است؟همان هائی که محسن رضائی را برای فشار به رهبری زیر سوال می بردند آیا این بار این گروه را هم زیر سوال خواهند برد.من در سایت حمید رسائی چندین کامنت درباره همین رفتارش ارسال کردم وتمامی کامنت هایم بدون استثنا علی رغم اینکه حاوی توهینی نبود همگی سانسور شد.از طرف کسی که مدعی است آمادگی مناظره با هرشخصی را دارد از انتشار یک کامنت ساده من عاجز است.بگذریم.
    صحبت های امروز آیت الله آملی لاریجانی فوق العاده برای من جالب بود که ادعای من را تایید کرد.بنده خدا آقای لاریجانی برای بیان این نکته که دستگیری موسوی وکروبی زیر نظر مستقیم رهبری است به گریه کردن افتاده .خوب به این بخش از صحبت هایش گوش کنید:”…….بايد بدانند كه قوه قضائيه همواره در راستاي سياست‌هاي كلان نظام جمهوري اسلامي قدم برمي‌دارد.
    وي با بيان اينكه طبق اصل 157 قانون اساسي، قواي سه‌گانه كشور زير نظر رهبري عمل مي‌كنند، گفت:‌ البته نمي‌خواهم هر آنچه را كه در دستگاه‌ها صورت مي‌گيرد به رهبر انقلاب منتسب كنم اما من خودم به برخي از اين نمايندگان با صراحت تذكر و توضيح دادم اما متاسفانه دوباره برخي از اين حرف‌ها مي‌زنند.” می خواستم بدونم نظر شما دررابطه با این موضوع چیست؟

    [پاسخ]

    نامدار پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:09 ب.ظ:

    و این جمله ” رئيس قوه قضائيه تصريح كرد: رهبر معظم انقلاب همواره به طور قطع در برخورد با مفاسد تاكيد كردند اما فرمودند برخوردي كه موجب تضعيف نظام مي‌شود، صورت نگيرد”.
    به خط قرمز “تضعیف نظام ” توجه بفرمایید. این یعنی مصونیت ، یعنی حاشیه امن ، یعنی گره زدن سرنوشت فاسدان به سرنوشت نظام.

    [پاسخ]

  27. حمید د
    18 می 2010 در 12:07 | #27

    تا قاتلین کهریزک مجازات نشده اند بسیجی ساکت.

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:13 ب.ظ:

    حمیدد؛

    یه کلمه از مادر عروس :)

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:32 ب.ظ:

    هر موقع فهمیدی فرق “بسیج” و “ناجا” چیه بیا حرف بزن!

    [پاسخ]

  28. 18 می 2010 در 12:16 | #28

    روحش شاد و یادش جاوید باد …

    شاید عده ای خیال کنند که بنده مصادره به مطلوب میکنم ولی باید خدمتتون عرض کنم مرحوم آیت الله بهجت اشارات زیبایی راجع به شخص محمود احمدی نژاد داشتند و مطالب جالبی رو بیان کردند که پیشنهاد میکنم حتماً در نت جست و جو کنید و مطالعه بفرمایید.
    دفتر ایشون هم مطالب رو تایید کرده.

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیت والنصر و جعلنا من خیر انصاره و المستشهدین بین یدیه

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:44 ب.ظ:

    saeedk2

    رفیق چرا جواب ما رو نمیدی؟

    [پاسخ]

    مهدی، یک آدم عادی! پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 2:46 ب.ظ:

    ای بابا برادر!
    بعضی از خودی ها حرف آدم زنده(آقای خامنه ای) را قبول نمی کنند، چه برسه به مرحوم آقای بهجت

    غم و قصه زیاد است برادر ولی باید خون دل خورد و صبر کرد.

    من از بیگانگان هرگز ننالم
    که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

    [پاسخ]

  29. حمید د
    18 می 2010 در 12:21 | #29

    http://www.khabaronline.ir/news-12105.aspx

    جواب اقای سعید اقا

    http://www.khabaronline.ir/news-10562.aspx

    گویا طرفداران جناب احمدی نژاد ید طولایی در استفاده از همه چیز و همه کس به نفع ایشان دارند.

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:42 ب.ظ:

    آهستان به حميد د: البته طرفداران احمدي نژاد فقط نه. هنوز يادمون نرفته پارسال چه دروغهايي درباره آقاي بهجت راه انداختند. خيلي از سبزها در سايتشون به دروغ ادعا كردند كه آقاي بهجت مخالف احمدي نژاد بود و هميشه ميگفت بايد از شر احمدي نژاد به خدا پناه برد! اين رو چند روز تيتر كردند از قول يكي از اعضاي بيت! از بس دروغ نوشتند كه اطلاعيه دفتر آقاي بهجت منتشر شد. در اين بيانيه رسما اعلام شد كه ما به نفع و يا له هيچ نامزدي حرف نزديم. درباره اين مساله اينجا نوشتم:
    http://ahestan.wordpress.com/2009/05/22/ayatollah-bahjat-ahmadinejad/

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 12:45 ب.ظ:

    آهستان به حميد د: البته اين موضوع به طرفداران احمدي نژاد اختصاص نداشت، خيلي از سبزها و سايتهاي سبز و حامي موسوي از جمله آينده نيوز، هم رسما دروغ مي نوشتند و از قول مرحوم آقاي بهجت عليه احمدي نژاد مي نوشتند. تا جايي كه چند روز تيتر زدند كه آقاي بهجت گفته من از احمدي نژاد به خدا پناه مي برم! بعد معلوم شد اين رو از قول يك منبع نزديك به دفتر آقاي بهجت ادعا كردند. بعد هم اصلا اين منبع آگاه معلوم نشد كي هست! اينقدر دروغ نوشتند كه دفتر آقاي بهجت اطلاعيه داد و به صراحت اعلام كرد كه آقاي بهجت، له و يا عليه هيچ نامزدي حرف نزده! البته باز هم سايهاي حامي موسوي شيطنت كردند و نوشتند حمايت آقاي بهجت از احمدي نژاد تكذيب شد! در صورتيكه اصلا چنين خبري نبود، و در اين اطلاعيه حمايت از همه نامزدها تكذيب شده بود. باز هم شيطنت و باز هم شيطنت و نامردي! اينجا درباره همين موضع نوشتم:
    http://ahestan.wordpress.com/2009/05/22/ayatollah-bahjat-ahmadinejad/

    [پاسخ]

    حمید د پاسخ در تاريخ می 26th, 2010 3:22 ب.ظ:

    البته من سعی کردم لینک مربوط به چیزی که ادعا کردی را باز کنم که نتوانستم. ولی خب فرض می کنیم که سایت اصلی آن را برداشته است.
    یک نکته ای که باید اشاره کنم اینکه سبزها هیچ وقت ادعای نماینده امام زمان بودن را نکرده اند، ادعای حزب الله بودن را هم نکرده اند. اما شما که ادعای راست گوییتان گوش آسمان را پر کرده است چرا؟
    مدرک دوهترای آقای “کردان” را هم فراموش نکرده ایم که احمدی نژاد چگونه از وزیر دروغگوی متقلبیش حمایت کرد. این روزها هم که اخبار مدرک دوهترای آقای رحیمی بلند شده است.
    از کسانی که “حفظ نظام اوجب واجبات”شان است و برای آن به دختر و پسر مردم تجاوز می کنند، دروغگویی جرم کوچکیست.

    [پاسخ]

  30. 18 می 2010 در 14:55 | #30

    فرزند آیت الله بهجت از رابطه عمیق رهبر انقلاب با پدرش گفت
    فرزند آیت الله بهجت از رابطه عمیق رهبر انقلاب با پدرش گفت
    فرزند آیت الله بهجت از رابطه عمیق رهبر انقلاب با پدرش گفت
    فرزند آیت الله بهجت از رابطه عمیق رهبر انقلاب با پدرش گفت

    http://iusnews.ir/?pageid=19663
    http://iusnews.ir/?pageid=19663
    http://iusnews.ir/?pageid=19663

    [پاسخ]

  31. 18 می 2010 در 15:29 | #31

    نویسنده وبلاگ آب و آتش که از خبرنگاران روزنامه کیهان می باشد در مطلبی نوشته است:

    فیض دو جهان به حبّ مولا بسته است
    بر گوشه ای از چادر زهرا بسته است
    اجلاس گروه پانزده یک شوخی است
    دنیا به گروه چهارده وابسته است

    پیامک صبح امروز آقای شریعتمداری

    [پاسخ]

  32. 18 می 2010 در 16:29 | #32

    سلام – تو عکسها یه نکته بود که منو روشن کنید: پسر اقای خامنه ای ، چجوری عمامه اش سفیده /بنده آقا مصطفی رو دیدم و اصن این شکلی نیستن

    [پاسخ]

    اميد حسيني پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 6:43 ب.ظ:

    آهستان به نوستالوژي: نوستالوژي جان! اين عمامه سفيد را ديدي و آن عمامه سياه را نديدي؟!

    [پاسخ]

    حاج احمد پاسخ در تاريخ می 18th, 2010 9:02 ب.ظ:

    نوستالوژی؛
    خدا خیرت بده مردم از خنده :)

    [پاسخ]

    نوستالوژی پاسخ در تاريخ می 23rd, 2010 4:14 ب.ظ:

    حاجی خدا خیرت بده منم مردم از خنده!آخه معمولا ً تو عکسا ذکر میکنن سمت چپی یا راستی و از اینا….

    [پاسخ]

  33. 18 می 2010 در 18:01 | #33

    به حاج احمد:
    به عشق مادرم مطلبي نوشتم
    اكًر دوست داشتي بخون

    [پاسخ]

  34. 18 می 2010 در 23:58 | #34

    واقعاً متاسفم کسانی بدون مطالعه و صلاحیت علمی راجع به شخصیت بزرگانی چون آیت الله مصباح و … اظهار نظر می کنند.

    [پاسخ]

    تشنه حقیقت پاسخ در تاريخ می 19th, 2010 1:05 ق.ظ:

    ساجد جون، اگه یه مدت اینجا باشی این چیزا واست عادی میشه. ما از این حرص ها زیاد خوردیم. تازه این که چیزی نیست.

    [پاسخ]

  35. حسین
    20 می 2010 در 09:59 | #35

    اهستان مگه قرار نبود هر چی پست بی ربط روحذف کنی به جزچند پست ابتدایی بقیه هیچ ربطی به ایت الله بهجت نداشتند

    [پاسخ]

  36. امید
    24 می 2010 در 12:12 | #36

    خوش به حالش الان داره تو بهشت جاویدان حال میکنه

    [پاسخ]

  37. امید
    24 می 2010 در 12:15 | #37

    خوش به حالش

    [پاسخ]

  38. حسون
    11 آوریل 2012 در 10:25 | #38

    با سلام و تشکر از شما
    روحش شاد باد و درجه اودر اعلی علیین باشد.

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: