خانه > جامعه, سياست, شخصي > نام یک خیابان را در هالیوود، دفتر تحکیم بگذارید!

نام یک خیابان را در هالیوود، دفتر تحکیم بگذارید!

پس از ماجرای دانشگاه زنجان و پخش فیلم مربوط به معاون آن دانشگاه، وبلاگها و سایتهای مختلف به این مساله پرداختند و درباره آن نوشتند. من هم مثل خیلی‌های دیگر، از همان ابتدای انتشار این خبر مواردی را که به ذهنم می‌رسید نوشتم و همانطوریکه انتظار داشتم با برخورد جالب خوانندگان و دوستان عزیز روبرو شدم؛ که می‌گفتند:«چرا مثل ما فکر نمی‌کنید، شما اسیر توهم توطئه هستید، شما طرفدار مددی هستید، شما طرفدار دولت هستید و …» البته خوشبختانه در این ماجرا تنها نبودم چون دوستان دیگری هم بودند که مثل من و برخلاف دیدگاه دفتر تحکیم فکر می‌کردند  هرچند با واکنش غیرمنطقی، غیرعقلانی و تهمت و اتهام آنها روبرو شدند. چه نیک آهنگ کوثر که از «ماجرای زنجان نوشت و چند اما و اگر دیگر» و چه زهرا که هر دو طرف ماجرا را مقصر می‌دانست و یا این دوست عزیز که نکاتی را درباره دانشگاه زنجان نوشت…

نقطه مشترک نوشته‌های بالا این بود که آنها از یک طرف رفتار زشت و ناشایست متهم این مساله را محکوم کرده بودند، اما اقدام مشکوک و نقشه از پیش طراحی شده دانشجویان را هم نمی‌توانستند نادیده بگیرند. البته مطلق‌گرایان که نمی‌توانستند هیچ دیدگاه مخالفی را تحمل کنند، فورا فریاد زدند که یا باید مثل ما فکر کنید و یا در غیر اینصورت شما قطعا علیه ما هستید و از حامیان دکتر مددی! این تقسیم بندی آدم را یاد حرفهای جرج بوش می‌اندازد که پس از انفجارهای برجهای دوقلو دنیا را تحت فشار قرار داده بود که در مبارزه علیه تروریسم، یا با ما هستید یا علیه ما و هیچ کشور مستقلی هم نمی‌تواند نفس بکشد!

فکر نمی‌کنم در میان جملات همه آنهایی که برخلاف دفتر تحکیم مطالبی نوشته‌ بودند، یک مورد هم پیدا شود که اقدام معاون دانشگاه زنجان را تایید کرده باشد، اما مشکل دفتر تحکیم و حامیان آنها اینجاست که آنها اصولا نمی‌خواهند کسی در چند و چون این قضیه شک و تردیدی داشته باشد و یا آنرا بیان کند. به هر حال پس از گذشت چند روزی از این ماجرا و آرام شدن فضای دانشگاه، بد نیست که نگاهی بدور از احساسات و تعصب به آن داشته باشیم. بنده یکبار دیگر مواردی را که به ذهنم می‌رسد می‌نویسم و امیدوارم که اینبار بجای داد و فریاد و متهم کردن و نسبت دادن ما به مددی و امثال او، با جوابهای منطقی خوانندگان روبرو شوم:

۱- من هم مانند دانشجویان محترم فرض می‌کنم که آقای مددی سابقه طولانی در اینگونه مسائل داشته و قبلا هم دست به چنین کارهایی زده است، اما سوال اصلی اینجاست که در موارد قبلی، غیرتمندان دفتر تحکیم کجا بودند که دوربین را بدست بگیرند و مفسدان را رسوا سازند و با مدرک درست و حسابی، حالشان را بگیرند؟ چرا قبلا چشمشان را بستند و چرا اینبار دست به کار شدند؟ آیا انحلال انجمن در تصمیمشان نقشی نداشت؟

۲- آنها ادعا می‌کنند که آقای مددی قبلا هم دانشجویان دیگری را به تله انداخته است و برای اثبات این ادعا فرش داخل اطاق را شاهد می‌گیرند! حالا سوال من اینست پس چرا قبلا برای جلوگیری از لکه دار شدن دامن دختران دانشجو هیچ اقدامی نکردند؟ آیا همزمانی این اقدام با انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان، دلیل خوبی برای این شبهه نیست که اقدام آنها تنها بخاطر انتقام گرفتن از مددی بود نه به خاطر دلسوزی برای دختران دانشجو؟!

۳- مساله دیگری که باقی می‌ماند درباره همان خانم دانشجویی است که در این ماجرا نقش جالبی را بر عهده داشت! وی از دعوت‌شدگان به کمیته انضباطی به شمار می‌آمد، باید پرسید به چه دلیلی او را به کمیته انضباطی فرخوانده بودند؟ قطعا جرم ایشان سیاسی و مربوط به فعالیتهای سیاسی نبود. چرا که در اینصورت، دفتر تحکیم اکنون از ایشان به عنوان گل سر سبد جنبش دانشجویی در راه مبارزه با استبداد و انحصار دولت نهم تقدیر و تشکر می‌کرد و برایش سمینار و کنفرانس برگزار می‌کرد. اما از نوشته‌های آدمهای مختلف و نیز از وبلاگهای مرتبط با این ماجرا مشخص می‌شود که جرم آن دختر دانشجو، مسائل اخلاقی و … بوده است. اینجاست که سوال دیگری مطرح می‌شود که چرا همان دانشجویان غیرتی و باتعصب و دوربین به دست ، مدتها قبل مانع لکه دار شدن دامن این خانم و خانمهای مشابه نشدند؟! (شاید منتظر بودند که حال آقای مددی را بگیرند! )

۴- چند نفر از دوستان در پاسخ به این سوال جوابهایی نوشتند که خواندن آن خالی از لطف نیست: «در موراد دیگر، آن خانم تحت فشار نبوده و طبق خواست و اراده خویش به این کار تن داده است، اما در ماجرای دانشگاه زنجان، ایشان تحت فشار آقای مددی بودند و خودشان هم راضی نبودند!» باید گفت که این فرضیه هم در جای خود قابل بررسی است، پس لعنت خدا بر آدمهایی که اصلا رضایت طرف مقابلشان را رعایت نمی‌کنند!!!

۵- نکته دیگری که در این ماجرا ذهنها را به خود مشغول می‌کند، سوءاستفاده‌ی ناشیانه دفتر تحکیم از آنست. چرا که پس از پخش فیلم و دستگیری مددی، در اقدامی توهین‌آمیز و غیرمنطقی، آنها فورا پای دولت و دولتمردان و آدمهای دیگر را هم به این مساله باز کردند که این نشانه سیاسی‌کاری و نقشه از پیش طراحی شده آنهاست. وگرنه کدام عقل سلیمی، کل یک سیستم را بخاطر عملکرد ناشایست یک مسئول زیر سوال می‌برد. در مثل مناقشه نیست، در زمان امیرالمومنین علی‌ (ع) نماینده ایشان مرتکب جرم و گناهی می‌شد، آیا عقل برادران و خواهران دفتر تحکیم دستور می‌دهد که بخاطر آن باید با امام برخورد شود؟ اصلا فرض کنیم که مددی به دستور مستقیم شخص احمدی‌نژاد به معاونت دانشگاه زنجان منصوب شده بود، آیا دو سال پیش از این، معلوم بود که مددی سالهای آتی چه کاری خواهد کرد؟

۶- و باز در بیانیه خود نوشتند که ما خواستار عدم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان هستیم و یا خواستار عدم پیگیری درباره آن دختر دانشجو هستیم! خوب باید از آنها پرسید چرا؟ عدم انحلال انجمن اسلامی چه ربطی دارد به پیگیری ماجرای آن دختر دانشجو؟ آیا اگر انجمن زنجان منحل نمی‌شد، چنین اتفاقی پیش نمی‌آمد؟ اگر انجمن زنجان منحل نمی‌شد و چنین اتفاقی هم پیش می‌آمد، آیا باز هم از آن فیلمبرداری می‌کردند؟! یا اینکه مثل موارد قبلی، آنقدر مساله مهمی نبود که کسی از آن فیلمبرداری کند؟! اینجاست که این فکر به ذهن آدم خطور می‌کند که گویا موضوع اصلی این ماجرا مساله انحلال انجمن بوده است، حتی اگر مددی جرم و جنایتی هم مرتکب شده باشد!

۷- و باز چرا باید درباره آن دختر دانشجو هیچگونه تحقیق و تفحصی انجام نشود؟ مگر ایشان یکطرف این قضیه مشکوک نیستند؟ مگر ادعا نمی‌کنند آقای مددی مزاحم ایشان می‌شدند؟ مگر برای نجات او از این نقشه شیطانی مددی، بپا نخواستند، حالا چرا همه ماجرا را از زبان خودش نشنویم؟ اصلا مگر او خودش در کمیته انضباطی پرونده ندارد، چرا باید بخشیده شود؟!!

لینکهای مرتبط :

  1. ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۴ | #1

    سلام. همیشه از مطالب‌تون مستفیض میشیم؛ ولی این‌بار گفتیم حضورا خدمت برسیم و به خاطر انصاف و درایتی که دارید تشکر کنیم!

    [پاسخ]

  2. ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۲۲:۴۵ | #2

    این لینک رو هم ببین :
    http://kharchangzade.blogfa.com/post-503.aspx

    [پاسخ]

  3. DANI
    ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۰۱:۵۴ | #3

    akhe IQ be in khater ghablan in mozoo kashf nashode bood ke hich 2khtare digeyee jorat nkarde bood in mozzoo ro ba doostash dar mioon bezare.manam nemigam ke oon adamaye anjoman eslamideleshoon be hale oon 2khtare bichare(ke khah na khah pash tooye in ghazie gire) sookhte,vali oona faghat az in forsat baraye adab kardan ye adame tazvir kar estefade kardan.
    ye nokteye dige ke oono be maskhare gerefty ine ke age hatta oon 2khtar ba sad ta adame dige ham rabete dashte va daghighan be in khater ham be komite enzebati farakhoonde shode,hamash az rooye meile khodesh boode va in dalil nemishe ke madadi ya hich khare digeyee bekhan ba zoor bahash rabete barghar konan ,in harf hamoon ghadr ahmaghane hastesh ke begim har kasi ke dooste pesar dare hame mitoonan bahash rabete dashte bashan.indaghighan eshkal nezame eslamie ke be hodesh ejaze mide be katere masaele khosoosi baghie ro baz khast kone va mored dar hame ja (shayad bejoz iran va arabestan var oftade)
    toooye iran har moshkeli be inkhater be siasat gereh khorde chon har chizi ro ke bekhay dar barash harf bezani behet ange zede nezam michasboonan.

    [پاسخ]

  4. Parviz
    ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۰۲:۱۵ | #4

    ۱٫ It’s important to note that the movie is most probably taken with a cell phone camera. If the whole thing is premeditated, the guys will be smart enough to bring a better quality camera to record the whole thing with a better quality. In all honesty, I don’t understand your argument; do you expect to see a video of all the incidents happening in Iran’s campuses? Come on.
    ۲٫ You forget the fact that the guy is the deputy of student affairs. He has absolute power over students. Now, imagine that you know that he has done similar things in the past. What would you do? Will you go to “herasat” and tell them what you know and get laughed at; or you will take a moment to plan to catch this guy in a non-deniable fashion?
    ۳٫ What the hell? The female student’s past, what she’s done is totally irrelevant to the incident. Even if she agreed to marry this guy, he does this in his office. Now, office is not a private place; even if the door can be locked and only you have the keys. On the other hand, you talk as if you’ve never been to an Iranian university. Students, especially female students get harassed by “herasat” all the time. Most of the times, they get booked just because they wear a little bit of make up, or their dress isn’t long enough in the eyes of that “faati commando”. Even assuming guilt for her, it doesn’t give any right to Madadi to touch her.
    ۴٫ I think I responded to this in the previous post.
    ۵٫ Questioning the whole system depends on the number of incidents and the level of people who commit them. If this was the only one, I’d agreed with you. You should put this incident in perspective, there was another sexual harassment in Kermanshah few months ago, we all know about Sardar and those 6 naked women and the judge in Karaj who sexually abused women whom he was supposed to protect and other similar things. Again, I agree with you that this has little to do with president.
    ۶٫ Come on; your argument is ridiculous. The two events are related even in “daftar tahkim’s” version. They say that they wouldn’t have gone there if it wasn’t for follow up in dissolution of their association. You claim that the whole thing is related. So the two are related in either of these stories. Now, they want the identity of the harassed student to remain sealed and they want the dissolution verdict to be reversed. These are separate things and no one argues otherwise.
    ۷٫ I strongly disagree with you. In my opinion, her identity should not be revealed. This incident along with other issues that she was in Madadi’s office for should be investigated. But again, her identity should not be revealed. Revealing her identity will just ruin her future. If she’s done anything wrong, she should be punished for it. Her previous “herasat” file should be investigated as if nothing happened to her. As for this incidence, she is the victim. If her identity is revealed, nobody in the future will step forward if they get harassed.

    [پاسخ]

  5. ali
    ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۰۳:۱۹ | #5

    man ba bachehaye tahkim movafegh nistam vali tahlil shoma ham kheyli abaki e. man avalin bari e ke weblog shoma ro mikhounam vali moshakhase ke khodetounam az oun tamamiyat talabayi hastid ke bara defa e az dolat hazerid har kari bekonid. ye zare khoda ro ham dar karha va neveshte hatoun dar nazar begirid lotfan.
    Ali

    [پاسخ]

  6. ادیب
    ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۰۹:۳۷ | #6

    با سلام.
    درست است که میفرمایید و میفرمایند که اتفاقاتی در پشت پرده افتاده .
    درست است باید این را هم در نظر داشت که افراد و سازمانهایی که سود خود را می اندیشند نیز در این ماجرا دخیل بوده اند.
    اگر این قضیه از روی انتقام یا سود جویی صورت گرفته باشد من با شما موافق هستم و باید دست عوامل سود جو را از این گونه موارد کم کرد ولی اگر یک حرکت از پیش تعیین شده دانشجویی باشد باید این را هم در نظر داشت که برای هر اعتراض و انقلابی باید یک یا چند نفر قربانی شوند تا بتوان به آرمانها و اهداف مورد نظر رسید.
    با تشکر.

    [پاسخ]

  7. ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۰۹:۳۴ | #7

    سلام . نمیدونم این انجمن اسلامی کجاش اسلامیه . همیشه به دولتمردان اتهام می زنن که اسم اسلام رو گذاشتن روی خودشون ولی هیچی از اسلام سرشون نمیشه و دارن اسم اسلام رو خراب می کنن. ولی خودشون و مشکلات اخلاقیشون توی همه ی دانشگاه ( هر دانشگاهی) زبانزد عام و خاصه . یک بچه ی مومن و متدین و آدم حسابی رو پیدا نمی کنید که انجمنی باشه و عقاید اونا رو داشته باشه .
    خدا همه رو هدایت کنه .
    جالب اینجاست که از هر فرصتی هم برای ایجاد اغتشاش و سود جویی استفاده می کنن .

    [پاسخ]

  8. ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۷ | #8

    با این سرعت عمل و حساسیت روی نوامیس مردم به نظر من اجرای طرح امنیت اجتماعی را باید بسپارند به دست با کفایت دفتر تحکیم وحدت
    با مطلب ‹‹ دانشگاه زنجان و ذکر چند نکته ›› به روزم.

    [پاسخ]

  9. ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۰۰:۵۱ | #9

    هو الطیف
    سلام گرامی
    مدتی است که دوستان از بی توجهی من گلایه دارند. زمان زیادی گذشته و تعداد دوستان زیاد است.
    و حالا این کامنت نشان می دهد که از شما تشکر می کنم و وبلاگ شما را خوانده ام.

    [پاسخ]

  10. ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ | #10

    سلام
    اصلا گریم که این با نقشه ی قبلی بوده استاد ارجمند و مسلمان ما که ۲ سال پیش هم مورد توجه رییس جمهور بوده چرا ایمانش قوی نبوده و گول خورده . حقیقتا اگر من جای استاد بودم گول نمیخوردم و ایمانم رو نگه میداشتم تا هم در دنیا آبرویم نریزد هم در آخرت خود شما هم همینطور . پس فردی بی ایمان ارزش دفاع و یا حتی اینکه بخوایم کمی بهش حق بدیم نداره . و اون فرد بی ایمان بود و دامنش از دست بشد و چوب بی ایمانی خودشو خورد . این سزای بی تقوایان است . غیر از اینه . البته این نظر منه اجباری به پذیرفتن ندارید ولی من فکر کنم خدا اون فرد هوس ران رو مجازات کرده خدا جای حق نشسته .
    بدرود عزیز

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: