خانه > جامعه, سياست > برای فرزند تاریخ، علی شریعتی

برای فرزند تاریخ، علی شریعتی

«مردی که غیر مذهبی‌ها او را نادیده می‌گرفتند، روحانیون او را سرزنش می‌کردند و رژیم شاه او را مجازات کرد، اینک تا حدود زیادی «ولتر» و ایدئولوگ انقلاب ۵۷ تلقی می‌شود. گروه نخست او را کم‌اهمیت می‌دانست، دومی او را آدمی مزاحم می‌شمرد و سومی او را مارکسیست اسلامی دردسر آفرینی تلقی می‌کرد که می‌بایست او را خاموش ساخت. به این دلایل محبوبیت شریعتی در ایران از همه روشنفکران غیرمذهبی و مذهبی …بیشتر شده است.» این عبارات را مهرزاد بروجردی در کتاب ارزشمند خود «روشنفکران ایران و غرب» و در معرفی دکتر شریعتی آورده است…

دکتر شریعتی همیشه برایم شخصیتی محبوب، دوست داشتنی و تاثیر گذار بود. اگرچه هرگز نتوانستم از نزدیک سخنان دردمندانه‌اش را بشنوم، اما در لابلای صفحات آثارش فریاد او را می‌شنوم که وجدان خفته ما را به بیداری فرا می‌خواند. استاد عزیز ما، سالها پیش از این به جرم عدالت‌خواهی، اعتراض و خشم و کینه انقلابی‌اش، توسط دستگاه جور خاموش شد، اما فریادش را هرگز نتوانستند خاموش کنند. چرا که پس از سالها صدای او را می‌توان شنید که فریاد می‌زند کسانیکه تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند مرده های خاموش و پلید تاریخ‌اند وقتی در صحنه‌ی حق وباطل نیستی هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب ،هر دو یکی است»

 در زندگی مرحوم دکتر شریعتی یک نکته‌ همیشه برای من جالب بوده و هست، آنهم نوع مخالفتهایی است که در دوره‌های مختلف با او وجود داشته. نام شریعتی چه در زمان حیات و چه بعد از شهادت، حساسیتهای زیادی در جامعه برانگیخت. قبل از انقلاب عده‌ای او را بهایی، اسماعیلی و سنی ‌نامیدند، در حالیکه در بخشهای زیادی از آثار او دغدغه مذهب تشیع را می‌شد دید. عده‌ای حتی پارا از این هم فراتر گذاشته و او را بخاطر مسائلی جزئی مانند تراشیدن ریش، کلاه بر سر گذاشتن، کراوات به گردن بستن، سخنرانی از طریق بلندگو و حتی راه رفتن از خیابانی که نامش «پهلوی» بود مورد سرزنش قرار ‌دادند! … و جالب اینکه این اتهام را همانهایی به او نسبت می‌دادند که در برابر دستگاه شاهنشاهی سکوت اختیار کرده بودند! البته اگر بخواهیم سابقه و ریشه این انتقادات را بررسی کنیم باید به ماجرای تشکیل «کانون نشر حقایق اسلامی» برگردیم که محمد تقی شریعتی باعث و بانی آن بود. محمد تقی شریعتی که خود از روحانیون معروف مشهد به شمار می‌آمد، در سال ۱۳۲۳با تشکیل کانون، مبارزه‌ای را علیه مارکسیسم و جریان احمد کسروی آغاز کرد تا مانع گرایش جوانان مسلمان به آنها شود. او و همکارانش در طول ۲۰ سال توانستند بسیاری از شاگردان دبیرستان‌ها و دانشجویان دانشگاهها و نیز تعدادی از روحانیون پیشرو را (از جمله آیت الله خامنه‌ای) به خود جلب کنند. راه و روش منحصر به فرد کانون در مبارزه و تاکید بر اسلام مدرن و پویا و ستیزه‌جو و انقلابی، نه تنها آنها را با حکومت شاه و نیروهای چپ درگیر ساخت، بلکه حساسیت اعضای محافظه‌کار حوزه علمیه مشهد را هم برانگیخت. روحانیون سنتی حوزه که چندان علاقه‌ای به عرفان و فلسفه نداشتند، نمی توانستند نظرات غیرسنتی محمد تقی و علی شریعتی را در مورد تعالیم اسلامی تحمل کنند و نیز نمی‌توانستند از عقاید سیاسی و شیوه نامتعارف مبارزه آنان علیه حکومت پهلوی پشتیبانی کنند و این سرآغاز اتهاماتی شد که بعدا گریبان علی شریعتی را هم گرفت. البته من مدعی نیستم که همه آنچه درباره شریعتی گفته و نوشته شده از جنس همان کینه و بغضی است که در دلهای مخالفان پنهان شده بود، چرا که شخصیتهای دیگری هم وجود داشتند که علی‌رغم همکاری و دوستی که با آن مرحوم داشتند نقدهایی جدی بر آثارش وارد می‌کردند، اما نقد منصفانه کجا و دشمنی و کینه‌توزی آدمها کجا؟!

پس از انقلاب نیز عده‌ای از روحانیون بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی دوران شاه، او را متهم به مخالفت با دستگاه روحانیت کردند. البته در میان آنها افرادی هم بودند که از شریعتی حمایت می‌کردند و به او احترام می گذاشتند. هرچند خودشان با واکنش و انتقاد روحانیون دیگر روبرو ‌شدند. انتقاداتی از جنس اینکه چرا دکتر مفتح زیر تابوت شریعتی ایستاده است و چرا امام موسی صدر بر جنازه‌اش نماز خوانده و چرا شهید بهشتی با حذف و سانسور کتابهای شریعتی مخالفت کرده است؟! علاوه بر منتقدان روحانی، روشنفکرانی هم که سالها بخاطر منافع شخصی و سیاسی از دیوار نام او بالا می‌رفتند و برایش سینه می‌زدند، این سالها و مخصوصا از دوران اصلاحات، آرا و افکار شریعتی را شدیدا مورد تاخت و تاز خود قرار دادند و البته از دایره نقد و انصاف هم گذشتند! او را مخالف دموکراسی، آزادی و حقوق زن و حتی پیرو ابوذر لقب دادند اما نفهمیدند که در دوران شریعتی اصلا، چیزی به نام آزادی، دموکراسی و حقوق بشر وجود نداشت که او بخواهد مخالفش باشد!…

بدون شک شریعتی در بازگرداندن روحیه عدالتخواهی شیعه به جامعه، مخصوصا در بین دانشجویان نقشی اساسی داشت. او نقش تاریخی شیعه را در اعتراض به وضع موجود و نپذیرفتن سه‌گانه شوم «زر و زور و تزویر» به بهترین شکل ممکن احیا کرد. گفتمان شریعتی، بازگشت به خویشتن بود، او روشنفکران و دانشجویان را به این راه دعوت و خود نیز مبارزه‌ای همه جانبه را با چندین نیروی مخالف آغاز کرد. «مبارزه‌ای در برابر ستایش ناسیونالیستهای غیرمذهبی از ایران پیش از اسلام و علیه مارکسیسم و نیز نادانی، سطحی‌نگری و ریای روحانیون محافظه‌کار!»

قسمتی از خاطرات خواندنی حیدر رحیم پور ازغدی (پدر حسن رحیم پور ازغدی):

«به مجردی که خبر شهادت قطعی شد مرحوم حاجی سررشته دار به من تلفن زد که بیایید مغازه کار مهمی داریم و چون رفتم هر دو را گریان دیدم… نخستین مساله نحوه خبر دادن شهادت دکتر به پدر و استاد (محمد تقی شریعتی) بود. اولین طرح این شد که استاد را از خانه‌اش خارج کنند تا از همه چیز بی‌خبر بماند… دوستان و کسانی که بیش از ۵۰ نفر نبودند گرد ایشان را گرفتیم و تا آقا (آیت الله خامنه‌ای) از در وارد شد، با لحن دلنشین خود، بیتی از مرثیه حضرت علی اکبر را خواندند و با این ذکر مصیبت، استاد را متوجه کردند. بلافاصله استاد فریاد زدند:«آقای خامنه‌ای خبر مرگ علی را برای من آورده‌اید؟ بالاخره او را کشتند؟» ناله و ضجه خانه را به لرزه درآورد و عقده‌های چند روزه دوستان و کسان در آن لحظه ترکید. استاد به من گفت پس برای این بود که شماها یک هفته مرا محبوس ساخته‌اید… بنده به شکل معجزه‌آسایی موفق به درج این تسلیت در روزنامه شدم: «استاد محمد تقی شریعتی! سوگند به خدا بر اوجی که گرفته‌ای غبطه می‌خورم. شهادت فرزند تاریخ، دکتر علی شریعتی را به استاد، مراد، پیر و پدر او تسلیت می‌گویم»

لینک مرتبط:

شریعتی و چهارتا آدم حسابی! (وبلاگ آب و آتش)

  1. ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۶ | #1

    سلام.
    تو این چند روزه هر لینکی درباره شریعتی باز می کردیم ، ضد ایشون نوشته بود ، فکر کردم الان لینک شما رو هم باز کنم نوشتتون از همین دسته است ، ولی نمیشه انکار کرد ، واقعا متفاوت بود.

    [پاسخ]

  2. ye dostare shariati
    ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۲۲:۲۶ | #2

    سلام
    لطفا با این خاطرات بی سند و مدرک از امثال آدم های مثل رحیم پور و آوردن اسم کسایی مثل خامنه ای در کنار شریعتی ، با اعتبار این بزرگمرد متفکر ایران بازی نکنید.
    جواب آهستان: شما به بزرگواری خودتان ببخشید! پس من اسم چه کسانی رو بیارم که شما خوشتان بیاد؟ فکر کنم شما فقط ادعای دوست داشتن شریعتی رو دارید وگرنه حتما خبر دارید که قبل از انقلاب شریعتی با آقای خامنه ای روابط خوبی داشته. برای بررسی این موضوع می تونین هم به کتاب زن و هم نوارهای سخنرانی که از آن مرحوم باقی مانده مراجعه کنید. بنده شخصا نوارهایی دارم که مربوط می شود به میزگردهایی که در آن شریعتی و آقای خامنه ای کنار هم نشستند و درباره موضعاتی مثل جوانان و عاشورا و … دارند با هم صحبت میکنند. می خواین آن نوارها را پیاده کنم و بنویسم تا شما باور کنین؟ هر چند این موضوع را همه آدمها باور دارند . نمی دونم هدف شما چیه؟!

    [پاسخ]

  3. shahsavaredel
    ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۲۳:۴۶ | #3

    سلام
    من سوالی که برام پیش اومده اینه چرا امام خمینی (ره)چیز خاصی در موردش نگفتن . شما نظر شهید مطهری رو در موردش خوندین .
    آهستان: اولا امام خمینی درباره خیلی های دیگر هم اظهار نظر نکردند! ثانیا محض اطلاع امام درباره شریعتی (و به مناسبت درگذشت ایشان)اظهار نظر کرده اند! لطفا جستجو کنید!

    [پاسخ]

  4. shahsavaredel
    ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۲۳:۴۸ | #4

    راستی بی ادب ترین سریال تلویزیونی را در وبلاگ من بخوانید
    یا علی مدد

    [پاسخ]

  5. ۱ تیر ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۰ | #5

    سلام
    این تعبیرهای ناباور و متفاوت و مخالف برای خوابهایی که دکتر شریعتی برای افکار و اذهان خفته ی ما کرده اند ، خیلی طبیعی ست .
    زمان ، زمانه ی افسانه های طی شده نیست
    چه آتشی ست که ققنوس پرورم کرده ست !

    [پاسخ]

  6. حسین مخلص
    ۱ تیر ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۳ | #6

    انگار همه تاریخ را انکار میکنند یادتان رفته مطهری با شریعتی دشمن بود واققای خمینی مطلقا از شریعتی خوشش نمیامد یادتان رفته تا سالهای بعد از انقلاب کتابهای شریعتی اجازه چاپ نداشتند یادتان رفته اوائل انقلاب پسر بچه ای در حوالی حسینیه ارشاد بخاطر اعلامیه هایی که در ان از شریعتی تجلیل شده بود کشته شد
    آهستان به حسین مخلص: حسین عزیز کسانی تاریخ را انکار میکنند که از این کار سودی حاصلشان می شود. اشتباه شما اینست که از یک کتاب پرحجم ، سریعا به آخر آن رفته و کاری به اول و وسط آن نداشته اید. من منکر این نیستم که میان مطهری و شریعتی اختلافی نبود، اما شما هم فراموش نکن که آنها سالها با هم رواب خوبی داشتند و حتی با بارها با یکدیگر همکاری داشتهند که همه مدارک و سخنرانیهای آن موجود است. درباره امام خمینی هم اشتباه میکنی. اینکه ایشان از شریعتی خوشش نمی آمد بیشتر به خیالبافی نزدیک است تا واقعیت. اما درباره برخوردهای غیرمنطقی اوائل انقلاب با دکتر شریعتی، با شما هم عقیده ام. چرا که خودم هم در مطلب وبلاگ همین حرفها را نوشتم. اما فراموش نکن که این مسائل بخاطر سلیقه های شخصی عده ای بود که آنرا به اسم سیاست حاکم تبلیغ میکردند. برای درک این موضوع بد نیست به کتاب طرحی از یک زندگی نوشته پوران شریعت رضوی همسر دکتر شریعتی مراجعه کنید که به صراحت در آن از حمایت شهید بهشتی و شهید مطهری و محمدرضا حکیمی از دکتر شریعتی خاطراتی نقل شده است.

    [پاسخ]

  7. ه.صداقت
    ۱ تیر ۱۳۸۷ در ۲۱:۱۸ | #7

    آهستان عزیز خیلی متاسفم که امروز باعث شدم ۲۴ تا از اکانت های تقلبی نزدیکان(شاید هم خودت) تو بالاترین مسدود شد. البته می دونم چند تا اکانت دیگه هم خودت داری،ولی گزارش رد نکردم چون دلم نمی خواد حذف شی.می دونم مطالبی که می نویسی خیلی برات ارزش داره ولی مطمئن باش خونده شدن مطالبت اینقدر ارزش این تقلب ها رو نداره.
    امیدوارم اونقدر قوی بنویسی که نه نیاز به تقلب داشته باشی،نه گزک بدی دست آدمی مثل من ،برای سربسر گذاشتنت.
    این کامنت فقط بین خودم و خودته.موفق باشی.
    آهستان به صداقت: اول از همه ببخشید که این نظر بین خودم و خودت نماند! چون ترجیح می دهم که همه چیز شفاف باشد! درباره توهمات و تخیلات حضرتعالی درباره بالاترین هم چیزی برای گفتن ندارم. اگر هم یوزری مسدود شد، در بین دوستانم کسی نبود. البته شما مختاری که گزارش تخلف رد کنی. خواهشا منت سر ما نذار کارت را انجام بده! موفق باشی

    [پاسخ]

  8. ۲ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳ | #8

    سلام
    تنها یک نظر را درمورد شریعتی توانستم از دوستان منتقدش بپذیرم و آن اینکه برای شروع مناسب تر از شریعتی هم وجود دارد اما برای ادامه حتما باید شریعتی را شناخت و تمام کتابهایش را هم خواند من خودم تنها کتابهائی که از او دوست دارم را دارم کاری هم ندارم در موردش چه میگویند. نگاه شریعتی در هر موضوعی گاهی تازه و ویژه است تازگی و نشاط و حماسه در نوشته هایش موج میزند لازم نیست اسلام شناسی او را بخوانی و بگذاریش کنار هرچند آن هم یک نگاهی است که از سر عناد نیست و او اینطور فهمیده ! نمیدانم وقتی آقای مطهری او را مقابل خود نمیبیند چرا دیگرانی سعی بر این دارند که اندیشه های شریعتی را مقابل ایشان ببینند

    [پاسخ]

  9. محمد حسن
    ۳ تیر ۱۳۸۷ در ۰۵:۱۲ | #9

    سلام
    چشم
    البته بیکار ننشستم اما تا کنون نتیجه نداده

    [پاسخ]

  10. علی اردلان
    ۳ تیر ۱۳۸۷ در ۲۳:۱۱ | #10

    شهید؟
    با کدام مدرک؟
    این ادم پز روشنفکری داشت وسیگار را با سیگار روشن میکرد
    اگر ساواک قصد کشتنش را داشت مغز خر که نخورده بود که او را ازاد کند به لندن برود سپس در انجا اورا بکشد میتوانست همینجا واجبی بخوردش بدهد
    تازه استاد مطهری که فرموده بوده شریعتی ساواکی بوده یعنی ایشان دروغ گفته اند؟
    حتما شهادت امامان هم چیزی نظیر شهادت همین باباست
    آهستان به علی اردلان: به نظر شما بین سیگار کشیدن با شهید شدن منافاتی وجود دارد؟ ضمنا شما با گوش خودتان شنیدید که شهید مطهری این جمله را گفته باشد؟

    [پاسخ]

  11. aram
    ۱۶ تیر ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۷ | #11

    علی اردلان تو کُه خوردی .

    [پاسخ]

  12. پیام معظمی
    ۱۷ تیر ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۹ | #12

    aram 11
    در جامعه ایکه عقل وشعور نباشد فرهنگ لمپنی رواج پیدا میکند بعضی ها عمرشان را در کتابخوانی صرف میکنند وامثال شما احتمالا در دستشویی
    پس کلام شما عجیب نیست ناشی از فرهنگ شماست

    [پاسخ]

  13. ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۶:۰۱ | #13

    آزادی ،

    در دامن اسارت می زاید ،

    در زنجیر رشد می کند ،

    از ستم تغذیه می کند ،

    با غصب بیدار می شود …

    های ، این سرنوشت آزادی است !

    معلم شهید علی شریعتی

    [پاسخ]

  14. مسعود
    ۷ مهر ۱۳۸۸ در ۲۱:۴۶ | #14

    آیااین مطلب صحیح است که امام خمینی درم مورد دکترشریعتی فرمودند:
    شریعتی اقیانوسی است باعمق یک سانتیمتر

    [پاسخ]

  15. کاظم بخشی
    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۹:۲۲ | #15

    سلام
    به دوستان بسیجی نما لازم به تذکر است که از بین افرادی مانند اقایان بهشتی.رحیم ازغدی-خامنه ای-طالقانی-مطهری ودیگران فقط اقای مطهری در اواخر گمانهای بدی نسبت به ایشان(مزدور خارخیها)داشت
    اقای خامنه ای بسیار از ایشان تعریف کرده اند.وبا هم صمیمی بوده اند
    حتی اقای خامنه ای در مصاحبه ای از امام خمینی در نجف نقل میکند که :شریعتی چهار تا اشتباه هم کرده.باید بکوبینش ؟

    [پاسخ]

  16. کاظم بخشی
    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۹:۲۶ | #16

    شما میتونید مصاحبه اقای خامنه ای رو با یک خبرنگاردر مورد دکتر. در اینترنت جستجو کنی و صحت حرف من برسی
    فکر میکنم سال ۱۳۵۹ باشه

    [پاسخ]

  17. اشنا نیست
    ۱۲ دی ۱۳۸۹ در ۰۴:۳۲ | #17

    vaghan chizaye ke neveshty faghaaaat mozakhrafe……etelaaateto ziad kon va sare kasai ke az shariatie bozorg chizi nemidoonan shire namal!

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: