خانه > انقلاب اسلامي, جامعه, سياست, عكس و تصاوير > منافقین دیروز، منافقین امروز

منافقین دیروز، منافقین امروز

اسم ایرج ترابی، برای من همیشه یادآور اولین روز مدرسه است: «دبستان شهید ایرج ترابی»

ایرج ترابی همشهری ما بود از خانواده‌ای مذهبی و ضعیف از نظر مادی. اوائل انقلاب از هواداران گروهک منافقین بود. به علت نشست و برخاست با حزب‌اللهی‌ها و مسجدی‌ها کم‌کم از منافقین فاصله گرفت اما تا مدتها این مساله را از رفقای سابقش مخفی می‌‌کرد. چون می‌دانست که آنها چه بلایی بر سر توابین می‌آورند.

منافقین وقتی متوجه تغییر رفتار ایرج شدند، تا مدتها سعی کردند او را به سمت سازمان برگردانند اما موفق نشدند. بالاخره یک شب ایرج ترابی را به اطراف شهر بردند و قیمه قیمه‌اش کردند.

چند بار پای صحبت‌های مادر شهید نشسته‌ام. می‌گفت شبی که ایرج به شهادت رسید، چند نفر از همان دوستان سابق (که بعدا دستگیر و اعدام شدند) دنبالش آمدند. ایرج، تنها پیراهنش را شسته بود، برای همین هم مجبور شد همان پیراهن خیسش را بپوشد و همراه آنها برود. ایرج را به اطراف شهر بردند. می‌خواستند برای آخرین بار با او اتمام حجت کنند و چون موفق نشدند، با چاقو به جانش افتادند. و به این ترتیب اسم مدرسه ابتدایی محله ما شد «دبستان شهید ایرج ترابی» که هنوز سر و صدای بچه‌ها از آن به گوش می‌رسد.

چند روز پیش در مطلبی نوشتم که گروهک منافقین اوائل انقلاب با افتخار تمام حزب‌اللهی‌ها را می‌کشت و در بیانیه‌های خود به عملیات تروریستی خود افتخار می‌کرد اما امروز شرایط فرق کرده و منافقین هم می‌دانند که این قبیل حرکت‌ها کمکی به سبزها نمی‌کند. پس باید منتظر کشته سازی آنها در شکل و شمایل دیگری باشیم.

دیروز در یکی از وبلاگ‌های سبز نظر عجیبی به چشمم خورد:«حکومت، اینبار بسیجی‌ها را می‌کشد تا ما را بدنام کند!» شاید در نگاه اول، این را به عنوان یک نظر عادی و کم اهمیت ببینیم، اما شک نکنید که منافقین بیشترین بهره را از فتنه اخیر می‌برند و خواهند برد. هرچند برای جار و جنجال تبلیغاتی و رسانه‌ای علیه نظام، شاید علاوه بر ترور بسیجیان و حزب‌اللهی‌ها، کشتن معترضان و مردم عادی هم تنور فتنه‌گران را بیشتر داغ کند. چون لااقل می‌توانند با کمک رسانه‌های خود، توپ را بیندازند در زمین جمهوری اسلامی!

البته سبزها، برای توجیه رفتار خود و سرپوش گذاشتن بر حضور و نفوذ منافقین و سایر گروهک‌های تروریستی در تجمعات فتنه‌گران، مدعی هستند که منافقین سالهاست از بین رفته‌اند و دیگر حضور ندارند!

جنبش موسوم به سبز ملغمه‌ای است از همه گروه‌ها و گروهک‌های مخالف جمهوری اسلامی و ضدانقلاب. سلطنت‌طلبان و بهائیان و منافقین هم خودشان را سبز می‌دانند. این حرف خنده‌داری است که ادعا کنیم منافقین دیگر وجود ندارند! چرا وجود نداشته باشند؟ آیا بازماندگان و همفکران آنها از بین رفته و همه آنها از ایران خارج شده‌اند؟ کاملا طبیعی هست که بازماندگان منافقین هنوز هم حضور دارند و از شرایط موجود نهایت استفاده را می‌برند.

جنایت و خیانت گروهک رجوی و همدستی آنها با صدام علیه ملت ایران بر کسی پوشیده نیست. پس من هم به سبزها حق می‌دهم که چندان از سبز بودن منافقین خوشحال نباشند، اما مگر سند «جنبش سبز» را به نام کسی و یا گروهی زده‌اند و آیا اصلا کسی می‌تواند خود را نماینده همه سبزها بداند و سخنگوی همه آنها؟ باور کنید اصلا لازم نیست کسی حقیقتا منافق و یا عضو گروهک رجوی باشد، همین که همه این گروه‌ها و آدم‌ها در کنار هم برای رسیدن به هدف مشترک، علیه نظام و مردم خود حرکت می‌کنند، برای اثبات همدستی آنها کافیست.

ضمنا سبزها بگویند که چه کاری انجام داده‌اند که منافقین سی سال پیش انجام نداده اند؟! منافقین و گروهک‌های ضدانقلاب هم ابتدا به بهانه مبارزه با خفقان و استبداد و دیکتاتوری و اعتراض به توقیف نشریات و عدم صدور مجوز راهپیمایی به خیابان می‌آمدند که در نهایت به خشونت و ترور و آدم‌کشی رسیدند.

لینک های مرتبط:

هشدار تاریخی امام به توطئه گروهک‌های ضدانقلاب

کروبی و موسوی نسخه های بروز شده بنی صدر و رجوی

هشدار امام : اگر احساس خطر بکنم، همانطور که با محمدرضا شاه عمل شد، با همه آنطور عمل خواهد شد

فعالیت سبزها با اسم و عکس منافقین (اعدام شده‌ی اوائل انقلاب) در دنیای مجازی

  1. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۱ | #1

    با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

    الگوی دختر ایرانی در جشنواره فجر !!! + عکس

    kanoonFATH.blogfa.com

    [پاسخ]

    کانون وبلاگ نویسان فتح پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۵۹ ب.ظ:

    شنیده شده :

    فائزه هاشمی رفسنجانی دقایقی پیش در تقاطع فاطمی – خیابان ولیعصر در حال لیدری ، شعار دادن و تحریک مردم دستگیر شد .

    تکمیلی : فائزه هاشمی آزاد شد . فائزه هاشمی رفسنجانی دقایقی پیش و پس از اینکه مدعی شد برای خرید لباس به خیابان آمده بود ، آزاد شد !!! وی دفعه پیش که در میدان جمهوری دستگیر شده بود نیز مدعی شده بود برای خوردن ساندویچ به این مکان آمده است !

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱:۵۴ ق.ظ:

    انشاءالله دفعه بعد موقع خرید کفن و سنگ قبر برای خودش و…! دستگیر میشه :roll:

    [پاسخ]

  2. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۹ | #2

    عجب! آن تصویر آخری بدجوری ما را بُرد به فکر آقای حسینی …

    [پاسخ]

  3. حجی بچه محل امام رضا
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۰ | #3

    گوبا از نفرات اول میباشیم…
    دوستان آماده برای شروع فایت(!!؟)
    [سوت...] … شروع کنید…! :lol: :mrgreen:

    [پاسخ]

  4. عون
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۱ | #4

    بارها و بارها به مدافعان جنبش سبز گفته ام که شماها دارید حرفی را بیان می کنید که ترواش ذهن خودتان نیست.این صدای دشمنان قسم خورده این مرز و بوم است که از حلقوم شما شنیده می شود.شعارهایتان نیز یا طراحی شده از سوی منافقین است یا دارد از کاخ سفید و تل آویو مدیریت می شود…..

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    ما که بصیرت نداریم. اما من همه ی کسانی رو که میدونم از سبز بودن دفاع میکنند، وطن دوست ترین افراد، پاک ترین افراد و دارای خیلی صفات خوب دیگه هستند. من قبلا گفتم. سبز نیستم. اما نمیتونم قبول کنم که سبز ها حرف های دشمنان قسم خورده ی ایران رو تکرار میکنند، یا دشمن مردم و کشور هستند! نخیر. فوق فوقش دشمن شما و عملکرد شما هستند.

    [پاسخ]

  5. عون
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۶ | #5

    توصیف یکی از برادران خارج نشین حامی جریان سبز از جنبش انقلابیون سبز:
    «آنها اهل ریاضت کشی نیستند. می خواهند با شورت کوتاه و تاپ بیرون بیایند. می خواهند سینه بزنند و شب اگر هوس کردند، لیوان شرابی بنوشند. می خواهند در بالای کوه زیر چادر هر که را خواستند در آغوش بگیرند و گرم شوند. می خواهند از زندگی لذت ببرند. می خواهند دوست پسر یا دوست دخترشان را هر جا که خواستند، ببوسند(!)

    وی با «کولاژ» (ترکیبی) و «نامتعین» توصیف کردن عناصر میدانی جریان مذکور می نویسد:

    «آنها چگونه می توانند ندای الله اکبر سر دهند و در عین حال با دوست دخترشان به راهپیمایی بیایند؟ چه طور می توان در ملأعام روزه خواری کرد و نصر من الله وفتح قریب سر داد؟ چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با کفش می ایستند و در پشت سر هاشمی رفسنجانی نماز می خوانند و به جای صلوات سوت و کف می زنند؟ آنها ریاضت کش نیستند.»

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱:۳۰ ب.ظ:

    مطمئنی این آدمی که می گی حامی جنبش سبز بوده و احیانا افسر جنگ نرم نبوده! :mrgreen:

    [پاسخ]

    عون پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۲۸ ب.ظ:

    جالبیش به همینه.خوشم میاد خودتون هم باورتون نمی شه!!!
    خواستی ریفر بدم برادر….

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    ریفر هم بدی ما باورمون نمیشه که از شما نبوده. تازه وقتی شریعتمداری مدعی میشه که بین شهدای سبز هم نفوذی داره، چرا این آقایی که اینو گفته، هر کس که میخواد باشه، نفوذی نباشه؟!

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۸ ق.ظ:

    یعنی شما شک داری ؟

    [پاسخ]

  6. پارازیت
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۹ | #6

    منافقین کیلو چنده؟
    اصلأ منافقین سیخی چنده؟
    اگر منظورتان از منافقین همان سازمان مجاهدین خلق است که هیچ پایگاه توده ای ندارند.
    به یک فرقه تبدیل شده است، فرقه ای با بینش خطرناک.
    چرا سعی در زنده کردن این مردگان هستید؟!!!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱:۱۱ ب.ظ:

    گفتم و نوشتم که شما وکیل وصی همه بخش های جنبش سبز نیستی. لطفا از طرف خودت و جریان خودت حرف بزن و سهم بقیه رو فراموش نکن :)

    [پاسخ]

    پارازیت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱:۴۶ ب.ظ:

    حالا چرا میزنی ؟!!
    چند تا پست پشت سر هم گیر دادی به منافقین، سؤال میکنم جریان چیه؟
    والا من با جریان خاصی نیستم و از طرف خودم و مستقلأ آهستان را پارازیت باران میکنم:)
    حالا فرصتی یافتید، یه لیوان گل گاو زبان عسلی میل فرمائید.:))

    [پاسخ]

    پیام پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۵۵ ب.ظ:

    فعلا که اعوان و انصار مجاهدین خلقتون پارازیت بارون شدن :mrgreen:

    حسن پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۲۰ ب.ظ:

    پس حالا فهمیدم آقای حسینی تو وکیل و وصی جنبش سبزی

    [پاسخ]

    پارازیت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱:۱۸ ب.ظ:

    چرا سعی در زنده کردن این مرده ها دارید؟!!!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱:۵۳ ب.ظ:

    چون سبزها این مرده ها را زنده کردن !!!

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۳ ب.ظ:

    نه عزیزم. شما زنده کردید. مردم نه به این افراد اهمیت میدادند، نه میدن، نه اسمشون رو به اندازه ی شما برادران ارزشی و صدا و سیمای شخصیتون تکرار میکنن. شما این ها رئ زنده نیکنید و من نمیدونم در حیات این فرقه که محدود به دیوارهای یه پادگان خاک خورده توی عراق هست، چه سودی برای شما موجوده… چرا میخواین اینها رو از اون پادگان لعنتی بکشین بیرون خدا عالمه.

    سامان پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    احیا کردن منافقین برنامه ای است که نقدیس گران خشونت اجرا میکنند تا مطالبات مدنی جنبش سبز را منحرف جلوه بدهند.افرادی چون قدیانی و امید حسینی هم به عنوان سربازان این حزب خشونت انصافا خوب عمل میکنند.یکی مثل امید حسینی داره فردی چون موسوی را با رجوی مقایسه میکنه و یکی مثل قدیانی خشونت عریان منافقین و احیا میکنه.

    بهرام پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱:۴۴ ب.ظ:

    جرات داری این رو تو همون تجمعات بگو.امتحانش مجانی ….مثلا به مریمشون یه فحش بده ببینی چه بلایی سرت میارن.تازه اون موقع میفهمی منافقین هستن یا نه

    [پاسخ]

    نیما پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۰۸ ب.ظ:

    چرا باید فحش داد از نظر شما مخالفت یعنی فحش دادن یعنی شما با هر کی مخالفی بهش فحش میدی به نظر من ملت ایران کلا منافقین رو ایگنور کردن یعنی اصلا کاری بهشون ندارن حالا اونا هر کاری که خواستن خارج از ایران بکنن روی این مردم دیگه تاثیری نداره چون برای مردم اهمیتی ندارن برای همینه که هیچکس باور نمیکنه اونا بتونن توایراناسلحه دست بگیرن وشلیک مستقیم بکنن تومخ بچه مردم این جماعت برای مردم وجود ندارن

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۴۸ ب.ظ:

    لزومی نداره در افکار یکی مثل تو وجود داشته باشند یا نه. مهم اینه که آنها دقیقا روی این نحوه ی تفکرات سرمایه گذاری می کنند.

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    این جلبک ها فحش نمی دهند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بابا این ها روی پینوکیو را سفید کرده اند.

    پارازیت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۱۷ ب.ظ:

    والا بهرام خان، من از هزار کیلومتری اونا هم رد نمیشم، چه رسد به تجمعاتشان
    البته تو هر تجمعی بری و فحش ناموسی بدی، خوب البته میریزن رو سرت
    خلاصه اینکه، آدم باید مغز خر خورده باشه که قاطی اینا بشه.

    [پاسخ]

    سوسن جعفری پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۲۲ ب.ظ:

    اوهوم!

    [پاسخ]

    سوسن جعفری پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۲۳ ب.ظ:

    دقیقاً!

    [پاسخ]

    پیام پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۵۷ ب.ظ:

    گل گفتی آی گل گفتی مثل یه بلبل گفتی!

    پارازیت جون!

    تو هم اون ته تهای دلتو بگی ما دعوات نمی کنیم ها :mrgreen:

    [پاسخ]

  7. محمد
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۲۶ | #7

    آقا امید حکومت اگر راه را نبندد ،روزنامه معترض وجود داشته باشد،صای مخالف شنیده شود!
    شبکه تلویزیونی داشته باشند.کلا شرایط آزادی بیان و آزاد پس از بیان وجود داشت باشد.
    اگر همه اینها محقق شود تمام دنیا هم متحد شوند نمی توانند کاری بکنند.
    ولی اگر مردم احساس کنند در حاکمیت سهیم نیست،حکومت بر آنها از نوع زوری و سرکوب است
    فضا،فضای نفس کشیدن نیست .دهانها را می بندند ،منتقد را زندانی می کنند با انواع و اقسام روش ها مخالف خود را حذف می کند و صدای هیچ مخالفی را بر نمی تابند آن وقت این مسائل پیش می آید.

    در ضمن جنبش سبز که به دنبال رای خود جلو آمد و سرکوب شد احساس حق بودن می کند، دیگر با خوش آمد و بد آمد کسی کار ندارد.حالا این میخواهد منافق باشد یا هر کس دیگر!
    نمی توان به بهانه اینکه فلان کس خوشش می آید یا نمی آید از حق مردم گذشت کرد.

    [پاسخ]

    محصل پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۰۲ ب.ظ:

    شما یک نمونه از کشورهای به اصطلاح دموکراتیک اوروپایی و آمریکایی بیار که بشه توش بر ضد اصل اون نظام سیاسی روزنامه و شبکه تلویزیونی داشت.

    دقت کن! اصل سیستم حکومتی نه دولت یا نهادهای دولتی.

    [پاسخ]

    غفور پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۶:۰۵ ب.ظ:

    منظور از روزنامه معترض چیه؟مگه نداریم ….هر روزنامه ای که خطوط قرمزای که تو قانون هست رو نشکنه آزاده کار کنه.
    بستگی داره صدای کی از گلوی مخالف بیاد بیرون.انگلیس و آمریکا و اسراییل اگه باشه که به زندانی کردن این افراد نمیگن سرکوب.
    آقا قضیه رای دیگه قدیمی شده.مدرک ندارین دیگه رای رو بهانه قرار ندید که احساس دروغ حق بودن رو به شما بده.الان اینایی که توی خابون بودن اصلا رای براشون مهم نبود.حداقل با خودتون رو راست باشین

    [پاسخ]

  8. آگاهی
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۳۲ | #8

    اقای حسینی عزیز: انقلاب سال ۵۷ نیز از ترکیب گروههای مختلف و مبارزه دوشادوش انها زیر چتر امام برگزار شد…مجاهد و توده ای و ملی و مارکسیسم و فداییان و موتلفه و روحانیون و همه و همه در کنار هم…ایا از نظر شما این هم مشکلی دارد؟پس چرا اجماع گروههای مختلف در جنبش سبز را غلط میدانید؟

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۳:۴۸ ب.ظ:

    شما مواظب باشید به خاطر دز بالای آگاهیتان دچار خود مسمومیتی نشوید!

    [پاسخ]

    عون پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۴:۰۹ ب.ظ:

    انقلاب ترکیبی از گروههای مبارز مانند مجاهدین و مارکسیست ها و توده ای ها بود؟همه و همه در کنار هم؟می شود بفرمائید اسناد بدست آمده از ساواک مبنی بر همکاری مسعود رجوی و وابستگی حزب توده به شوروی قبل از انقلاب حکایت از چه موضوعی دارد؟
    می شود بفرمائید اسناد بدست امده از لانه جاسوسی مبتنی بر ارتباط عناصر لیبرال از ابتدای انقلاب با سفارت آمریکا به چه معنی است؟
    شماها جدا فکر می کنید اینها انقلاب کردند؟
    البته ما در این شکی نداریم که شماها می خواهید با اینها بروید ماه عسل اما در این جدا شک دارم که این آدمهای مزدور و بعضا جانی حتی به اندازه یک سر سوزن هم در انقلاب مردم ایران مشارکت داشته باشند.
    من الله توفیق

    [پاسخ]

    عسگری پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۴:۵۴ ب.ظ:

    نه جناب
    اونها از فرصت سواستفاده کردند ومی خواستن بعد از پیروزی انقلاب همه چیز رو به نفع خودشون مصادره کنند که با هوشیاری و درایت امام نقشه هاشون خنثی شد

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۰۶ ب.ظ:

    نه خیر نبود امام بزرگوار ما بارها با این توده ای ها و مارکسیست ها مرزبندی کرده بودند ! تازه کلی هم در زندان ها باهاشون مناظره می کردند ! نه مثل شما که با ریگی و منافقین معاشقه می کنید !!!

    [پاسخ]

    آگاهی پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۹ ۹:۰۴ ق.ظ:

    البته بعد از دهه شصت مرزبندی کردند…امام تو زندان با توده ای ها مناظره
    کردند؟؟؟ما کی با ریگی و منافقین معاشقه کردیم؟!!!؟
    دوست عزیز فقط برای یک لحظه و فقط یک لحظه به این فکر کن که شاید منافقین آلت
    دست حکومت باشند برای سرکوب مخالفان…فقط یک لحظه

    [پاسخ]

    آگاهی پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۹ ۹:۰۱ ق.ظ:

    دوستان عزیز: بنده علاوه بر نام مجاهدین و مارکسیست ها و توده ای ها به گروههای دیگر نیز اشاره کردم( مانند موتلفه و روحانیون و دیگران) ولی نمی دانم چرا شما فقط به اسم اینها حساسیت دارید؟!؟
    آقای عون عزیز واقعا چگونه می خواهید منکر حضور تمامی گروهها در جریان پیروزی انقلاب شوید.گویی از تمام اطلاعاتتان از تاریخ به کتابخانه مرکز اسناد انقلاب بر میگردد؟!!؟
    اگر مارکسیستهاو توده ای ها در انقلاب نقشی نداشتند پس چگونه است که تا دهه شصت در جمهوری اسلامی بودند؟(احتمالا واژه چریکهای اکثریت و اقلیت به گوشتان خورده است)
    و احتمالا ان جمله معروف ” مارکسیست ها حق اظهار نظر دارند” را شنیذه اید؟
    در پایان برای چندمین بار عرض می کنم که من طرفدار بی بی سی و امریکا و …. نیستم و تنها یک ایرانی هستم.

    [پاسخ]

    یاور پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۹:۳۷ ق.ظ:

    یک ایرانی که پیگیر مطالبات اونایی همین

    [پاسخ]

  9. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۰ | #9

    مرگ بر منافقین جدید و قدیم…

    [پاسخ]

    پیام پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۲:۵۹ ب.ظ:

    لعنت ابدی خدا بر هر منافق از زمان آدم تا خاتم و از زمان خاتم تا عصر عصر
    علی الخصوص موسوی و خاتمی و کروی و خوئینی و …

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۳:۳۳ ب.ظ:

    جدید و قدیم :lol:

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    معنی منافق رو هم بد نیست تکرار کنیم. منافق یعنی دو رو. به کسی میگن منافق که مثلاً به فرض به فرض امروز به رییس جمهوری که اسمش از صندوق در اومده تبریک بگه، فردا وقتی ببینه جو یه جور دیگه هست بگه آره تقلب شده من هم اعتراض دارم، وقتی اوضاع خطرناک میشه بره اعتراضش رو پس بگیره، پس فردا هم هزار تا موضع دیگه. یعنی هر طرف سود داره. نه کسی مثل آقایان موسوی و کروبی (با اینکه طرفدارشون نیستم) که دارن یه حرفی رو میزنن و روش پافشاری میکنن و به خاطرش حصر خونگی میشن، توهین میشه بهشون، محدود میشن، مناسب دولتی رو به طور کامل از دست میدن، خودشون و خانوادشون! و باز هم از حرف خودشون کوتاه نمی آن. یکی از چیزهایی که هیچ وقت درک نکردم اینه که این افراد رو (در کل ازشون دفاع نمیکنم) چرا بهشون میگن منافق! منافقین رو باید روی کوه منافع جستجو کردپ نه توی حصر و زندان و زیر بدترین فشارها! عجیبه واقعاً. و هیچ منطقی تا حالا ندیدم که این بصیرت رو بهم بده.

    [پاسخ]

    یاور پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۹:۳۹ ق.ظ:

    نخیر منافق به کسی میگنکه حرف ظاهریش با حرف باطنیش فرق کنه مثل موسوی وکروبی که دم از امام می زنند وبا سهرام جزایری و سوروس بی بی سی دل میدن وقلوه می گیرند

    [پاسخ]

  10. بنده
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۸ | #10

    منافقین مبارزه مسلحانه می کردند و ترور رو به عنوان تاکتیک (و حتی استراتژی) انتخاب کرده بودند. تا اونجایی که من خوندم و شنیدم دو اصل اساسی جنبش موسوم به سبز پرهیز از دروغ و خشونت هست. اینکه یک عده ای به نام جنبش سبز سطل آتیش بزنن و شیشه مغازه بشکنن دلیل نمی شه که همه جنبش رو به اون تعمیم داد. با این حال من خودم انتقاد زیاد به سبزها دارم و نمی خوام اینجا کاسه داغ تر از آش بشم. منتهی اینکه همه سبزها رو با برچسب منافق و سلطنت‌طلب و ضدانقلاب و بهایی برونی امید جان این رو منصفانه نمی دونم.
    در ضمن یادمون نره که اگر به همین منافقین و سلطنت‌طلبها و ضدانقلابیون در مجرای قانون فرصت ابراز وجود داده می شد الان این وضع به وجود نمی اومد. حکومتی که بر حقه چه ترسی از اعتراض مخالفینش داره. مگه حضرت محمد با اقلیت تازه مسلمان ها قبیله قدرتمند قریش رو به زانو در نیاورد و شبه جزیره عربستان رو مسلمان نکرد؟ این کار رو که با پروپاگاندا و خشونت و دروغ نکرد. چون راهش بر حق بود نیازی به این کارها نداشت.

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    من نه از جنبش، نه از تظاهرات هاشون دفاع نمی کنم. اما دلیل آتش زدن سطل آشغال مقابله با گاز اشک آور هست. البته متأسفانه به یه رسم هم کم کم داره تبدیل میشه.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    اون دروغ را خوب امدی چیزی که جلبک ها اصلا بلد نیستند.

    [پاسخ]

    یاور پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۹:۴۰ ق.ظ:

    ولی خود حضرت وقتی همو نها خیانت کردند ۷۰ نفر از قبیله بنی قینقاع رو یک جا گردن زدند

    [پاسخ]

  11. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۷ | #11

    آقای حسینی در صورت صلاحدید درج فرمائید.
    جنبش سبز را فراموش کنید
    دکتر مصدق با اشتباهات خود بیست و پنج سال دیکتاتوری را به ملت ایران هدیه کرد و اکنون جنبش سبز نیز در تدارک هدیه ای مشابه است، گویا قرار نیست تکرار تاریخ در این سرزمین متوقف شود.
    تاریخ معاصر به روشنی نشان میدهد که همیشه این فعالان سیاسی بوده اند که با رفتارهایشان حکومت را بسمت دیکتاتوری سوق داده اند، زیرا نه شاهان پهلوی و نه رهبران حکومت اسلامی هیچکدام تمایل ذاتی به استبداد و دیکتاتوری نداشته اند.
    دوست و دشمن اعتراف دارد که رضا شاه در نیمه دوم سلطنت اش تبدیل به دیکتاتوری تمام عیار شد و گرنه در ابتدا روابط خوبی با فعالان سیاسی و مطبوعاتی داشته و خود پیشنهاد دهنده نظام جمهوری بوده است.
    پس از جنگ جهانی دوم، چنین تصوری جهان را فرا گرفت که دوران استعمار و استبداد دیگر به پایان رسیده، محمدرضاشاه در چنین فضایی به سلطنت رسید. حتی دشمنانش اعتراف دارند که در ۱۲ سال اول حکومتش استبدادی در کار نبوده است، تاریخ تاسیس ساواک ( سال۱۳۳۳ ) نشاندهنده زمان و علت شروع استبداد است.
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز زمانی استبداد شروع شد که بخشی از فعالان سیاسی رسمأ اعلام مبارزه مسلحانه کردند!! باور کنید که در این سرزمین هیچ زمامداری به دلخواه استبداد را شروع نکرده و در سرکوب مخالفین اش پیش دستی ننموده است.
    اگر میخواهید با تاریخ معاصر آشنا شوید، کافیست وقایع سالهای ۷۶ تا ۷۸ را مطالعه کنید. جریانات این دو سال مشتی ست نمونه خروار. تعرض به مقام رهبری در این دوره چه توجیه و علتی داشت؟ چه نیاز یا ضرورت و یا نفعی در آن نهفته بود؟ مخالفین همیشه حکومت ها را به نقض دمکراسی متهم می کنند، درحالیکه آنها خودشان با دمکراسی بیگانه اند نه تنها رفتارهایشان دمکراتیک نیست بلکه بسیار بدوی و بدور از اخلاق است. همانطور که تعرض دکتر مصدق به حریم قانونی شاه هم رفتاری غیر دمکراتیک بود.
    در جامعه ما، روزی که آزادی متولد می شود در همان روز نطفه استبداد بعدی نیز بسته میشود، استبدادی که بلاخره متولد و آزادی را از بین خواهد برد. معمولأ این نطفه سریع رشد میکند و متولد میشود، حداکثر مدتی که تاکنون داشته دوازده سال است که مربوط به سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ می باشد. پس از انقلاب این مدت به دو سال کاهش یافته است.
    جنبش سبز هم از این قاعده استثنا نیست. بتدریج رفتارهایشان به سمتی متمایل شده که همان سرنوشت تاریخی این سرزمین را دوباره رقم خواهند زد. جنبش سبز هیچ موفقیتی کسب نخواهد کرد مگر تکمیل و تحکیم ارکان دیکتاتوری. جوانانی که در خیابانها شعار مرگ بر دیکتاتور میدهند درواقع دارند پایه های دیکتاتوری را مستحکم می کنند.
    عجب سخنی ست این گفته که ” تاریخ تکرار می شود “، پهلوی ها پس از ۳۳ سال بلاخره ناگزیر به تاسیس ساواک شدند و اکنون هم از حکومت اسلامی ۳۲ سال میگذرد و جنبش سبز میرود تا مانند دکتر مصدق، حکومت را ناچار به اعمال دیکتاتوری نماید.
    براستی چرا جامعه ما چنین سرنوشتی دارد؟
    حقیقت مسلمی وجود دارد که همه آنرا انکار میکنند، ” آزادی و دمکراسی قابل توسعه به همه جوامع نیست.” توسعه دمکراسی به جهان سوم یکی از بزرگترین اشتباهات بشر بوده که همچنان ادامه دارد. دمکراسی نیاز به درجه ای از تکامل و تمدن دارد که حتی خود اروپائیان تا دو سه قرن پیش به آن نرسیده بودند.
    توسعه دمکراسی ظاهرأ کار ساده ای بنظر میرسد، کافیست که روزنامه ها و احزاب را آزاد بگذاریم و انتخابات آزاد هم برگذار کنیم، بنظر میرسد اینکار در هر جامعه ای و حتی در قبیله ای دور افتاده نیز ممکن است. اما به گواه تاریخ، واقعیت غیر از این است همانطور که تاکنون حتی یک کشور در جهان سوم موفق به برقراری آزادی و دمکراسی پایدار نشده است.
    درجوامع کمتر متمدن مردم و از جمله فعالان سیاسی و مطبوعاتی دارای دو ضعف عمده هستند، که هیچ راه حلی جز استبداد برای آن وجود ندارد، ضعف اخلاقی و کمبود بینش سیاسی. این دو ضعف است که آزادی و دمکراسی را با شکست مواجه میکند. اگر بدون تعصب و جانبداری رفتار و گفتار فعالان سیاسی و مطبوعاتی کشورمان را در طول تاریخ معاصر بررسی کنید، آثار این ضعف اخلاقی و فکری را ملاحظه خواهید کرد.
    یکی از ویژگیهای بارز فعالان سیاسی ما آنستکه همیشه از همه چیز ناراضی بوده اند و با همه چیز و همه کس مخالفت کرده اند. بدیهی است این حالت زمانی اتفاق می افتد که شما نتوانید خوب را از بد، ضعیف را از قوی، خائن را از خادم، بزرگ را از کوچک،…. تشخیص دهید. همانطور که یک نابینا تمام جهات برایش نامطمئن است و همه جهات را نفی میکند. صاحبنظران سیاسی ما هم همیشه همه اقدامات و اشخاص را محکوم کرده اند.
    ضعف اخلاقی موضوعی غیر قابل انکار در جوامع جهان سوم است. ضعف اخلاقی و بدرفتاری های ناشی از آن در اقشار مختلف جامعه اعم از کارمندان، کارگران، مدیران، پیمانکاران، کسبه، تجار، صنعتگران… مشهود است. حال چگونه ممکن است فعالان سیاسی و مطبوعاتی از این ضعف مبرا باشند!
    جاه طلبی، خودخواهی، حرص و طمع، حسادت، ستیزه جویی، لجاجت، … صفاتی هستند که سهم عمده ای در چگونگی رفتار فعالان سیاسی و مطبوعاتی کشورمان دارد. صفات اخلاقی زمانی بیشتر آشکار میشود که انسان آزادی و اختیار پیدا کند. این همه انشعاب در درون احزاب، دشمنی و جدایی در بین گروهها، مخالفت های کینه توزانه، خواسته های بی پایان، نارضایتی های بی انتها، دشمنی های بی علت، بهانه گیری ها و … همگی از ضعف اخلاقی ناشی میشود.
    علاوه بر ضعف اخلاقی و فکری، جامعه ما از موضوع دیگری نیز رنج میبرد و آن دشمنی با ثروتمندان و قدرتمندان است که در صورت آزاد گذاشتن فعالان سیاسی و مطبوعاتی، آنها بی جهت و بی علت به این دشمنی دامن می زنند و مشکلاتی برای حکومت ایجاد می کنند.
    باور کنید در این سرزمین زمامداران یا باید کناره گیری کنند و یا به استبداد متوصل شوند و راه دیگری وجود ندارد. باور کنید جنبش سبز کاری نخواهد کرد جز تکرار غیر هوشمندانه تاریخ.
    جوانان سبز : در این سرزمین مغزها در احاطه و سلطه قلبها قرار دارند. شما دارید با قلب تان تصمیم می گیرید نه مغزتان. شما از تمایلات قلبی پیروی می کنید نه از منطق و استدلال، حتی نخبگان و صاحبنظران ما نیز چنین هستند، به تحلیل های آنها زیاد توجه نکنید آنها کسانی هستند که صد سال اشتباه کرده اند.
    این رفتارهای احساسی شما در خیابانها، نه وطن پرستی ست و نه مردم دوستی، بلکه پاسخی است به هوسها و تنفرهای قلبی تان .
    همانطور که رودخانه خروشان به سدی مستحکم تکیه می کند و آرامش می یابد، شما هم پشت سر هاشمی و خاتمی آرام بگیرید، نه جلو بزنید و نه به اینطرف و آنطرف بروید. برای یکبار هم که شده رفتارهای دمکراتیک داشته باشید. اگر دوستدار دمکراسی هستید بدانید که دمکراسی صبر و تحمل میخواهد.
    تاریخ نشان میدهد که ما همیشه راههای سخت و در عین حال بی نتیجه را انتخاب کرده ایم، بیائید تکرار غیر هوشمندانه تاریخ را متوقف کنیم. والسلام

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۰ ق.ظ:

    (تاکنون حتی یک کشور در جهان سوم موفق به برقراری آزادی و دمکراسی پایدار نشده است.)
    با این گفته شما موافق نیستم . چون دمکراسی به معنی واقعی در هیچ جای جهان پایدار نشده می گویید نه یک کشور نام ببرید ؟
    این خود یکی از معایب دمکراسی است .

    [پاسخ]

  12. حسن
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۸ | #12

    نه آقای حسینی
    شما وقتی که وقایع روز عاشورا را به منافقین ربط دادید در واقع منافقین را زنده کردید. موسوی چه زیبا در بیانیه بعد از عاشورا به شما تذکر داد که منافقین مرده اند شما با این کارها آنها را زنده نکنید. ولی بعد از ۲۵ بهمن صدا و سیما و مجلس و اصول گرایان آنها را زنده کردند. امروز یکی از گروه هایی که با دمش گردو می شکند همین منافقین هستند. شما که موسوی و کروبی را منافق نامیدید چگونه می خواهید تضمین دهید که ۱۰ سال دیگر همین صادق و علی لاریجانی و احمدی نژاد و دور و بری های احمدی نژاد منافق نیستند. راستی از اکنون که امثال خاتمی و موسوی و کروبی و … منافق شدند شما با چه روی سال آینده می خواهید دهه فجر بگیرید و هفته دفاع مقدس را برگزار کنید. شما با انقلابی مواجه هستید که ۲۶ سال آن یعنی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۴ آن در هواست و سران رده اول آن زمان اکنون منافق شده اند.
    در مورد امروز ۱ اسفند چه نظری داری. برآورد من نشان می دهد که امروز مردم جدی تر از ۲۵ بهمن هستند.

    [پاسخ]

    چغوک پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۳۳ ب.ظ:

    جناب حسن
    مواضع حضرتعالی بسیار جالب انگیز است. آش آنقدر شور شده که حتی افرادی چون خاتمی، ابطحی، عطریانفر، کواکبیان و … اقدامات موسوی را در راستای منافع منافقین میدانند آنوقت شما به طرز مضحکی قصد تطهیر منافقی چون موسوی را دارید که بالاخره بعد از ۳۰ سال ماسک دروغین خود را برداشت. ضمنا شما الان باید در کنار دوستان سبز مشغول تظاهرات و آشوب باشید. پس در فضای مجازی چه میکنید؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    جناب چغوک عزیز آن پیام من ساعت ۲ بود و ساعت ۳ به خیابان آمدم و مشاهدات
    امروز ۱ اسفند من از خیابان حجاب و وصال به سمت چهار راه ولی عصر و میدان ولیعصر و زرتشت رفتم و مجدداً به سمت ولیعصر و فردوسی و انقلاب و جمال زاده و غریب رفتم در این ۳ ساعتی که پیاده روی کردم تمام پیاده رو ها پر از جمعیت بود که آرامش خاصی داشتند از طرف دیگر نیروهای پلیس و ضد شورش و بسیجی به تعداد زیاد در تمام مسیرها بودند و تمام مسیرها را کنترل می کردند. معترضان امروز به هیچ وجه در مسیرهای یاد شده درگیر نشدند و با سکوت و آرامش حرکت می کردند. برآورد من از این جمعیت حدود ۱ میلیون است البته آقای حسینی می تواند مرا مسخره کند و بنویسد دوباره سبزها متوهم شدند ولی این واقعیتی است که امروز در عدم خشونت دو طرف یک پیروزی بزرگ بود که لازم است به همه ملت ایران تبریک بگویم. امروز پس از ۲ سال یک راهپیمایی با سکوت در گرامیداشت شب هفت شهدای جنبش سبز با آرامش انجام شد.

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۱ ب.ظ:

    ابطحی و عریانفر که دیگه سندیت حرفهاشون از بین رفته. ای کاش اصلاح طلبان واقعی رو مثال میزدی.

    [پاسخ]

    کرایلی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۲:۰۴ ق.ظ:

    ماها نمی ریم ودراین یک سال ونیم هم نرفتیم چون ترسو هستیم (خودم رو میگم )
    ولی دلیل براین نیست که از شما وازنظام شما متنفر نباشیم .نظامی که جز بدبختی برای
    ملت ایران رهاوردی نداشت.
    البته زیاد هم بر روی این مسئله که آستانه تحمل ملت دوام داشته باشد حساب نکنید.

    [پاسخ]

    عسگری پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    این براوردتون هم که مثل براورد ۳۰ میلیونتون در اومد. :D:D

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

    عزیزم موسویتان از اول منافق بوده ( به مواضع شهید آیت مراجعه کنید)
    وقتی شما ۱۵ هزار از سران نظام و مردم بی گناه را کشتید انتظار داشتید اتفاقی غیر از به قدرت رسیدن منافقین رخ دهد . اصلا برای شناختن این آقایان تحقیق کنید چند نفر از این آقایان مجاهدین انقلاب و … توسط منافقین ترور شده اند ؟ و چرا فقط این ترور ها از گروه مقابل بوده است؟

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۲۹ ب.ظ:

    قضیه ی ۱۵ هزار کشته چی بود؟ خیلی عذر میخوام.

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    یعنی شما نمی دانی که ۱۵ هزار نفر از افراد عادی به دست منافقین کشته شده اند.

  13. محمد
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۴:۲۰ | #13

    آقا امید خبری از پای ثابت بحثها امیرمسعود نیست!؟
    فکر کنم انقدر جوگیرش کردین که رفت تجمع! :cry:

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۴۵ ب.ظ:

    پس قبول داری اساس این تجمعات بر جو گیری است!

    [پاسخ]

  14. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۰۳ | #14

    مهدی کروبی دیگه برا گرفتنش به التماس افتاده و نامه داده که بیاید منو بگیرید…

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۹ ۹:۱۹ ق.ظ:

    به نظر من کاری که در حق کروبی میشه انصافا برازنده یک حکومت مستبد شاهنشاهی هم نیست!
    شب بری دم خونه اش شعار بدی!
    نصفه شب بمب صوتی بترکونی کلا اخلاق که خیلی وقته قربانی شده ولی حداقل دم از اسلام نزنید که آدم بالا میاره

    [پاسخ]

  15. ایرانشهر
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۴۰ | #15

    خیلی جالبه!
    الان نزدیک ۲۰ ماه از انتخابات میگذاره و هنوز که هنوزه التهابات فروکش نکرده!
    در حالی که اول انقلاب با اینکه نظام حاکم هنوز شکل واضحی نداشت و مرز بندی جناح ها به شفافی امروز نبود ظرف نزدیک به یک ماه تمام التهابات مربوط به مجاهدین خلق و رییس جمهور منتخب وقت که با رای قاطع ۷۶ درصدی انتخاب شده بود ،توسط مردم وحزب جمهوری اسلامی تمام شد،حزب توده که از متشکل ترین احزاب ایران بود در یک چشم به هم زدن دراز شد،آیت الله شریعتمداری به تلویزیون آمد و از کرده ه خود ابراز ندامت کرد،همه اینها وقتی اتفاق افتاد که ایران درگیر جنگ خانمان سوز ایران و عراق هم بود
    به راستی امروز چه شده که حاکمیت با بسیج همه قوای حاکمه و استفاده از هر اهرم ممکن هنوز که هنوزه از حل این بحران عاجزه؟! :-)

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۰۹ ب.ظ:

    شما ها کلا هشت ماه زنده بودید ! قضیه بنی صدر هم یک ماه طول نکشید ! بلکه از زمانی که ایشون فرار کرد یک ماه طول کشید ! البته همین الان اگه موسوی رو بگیرن به ۱ روز هم نمی کشه !

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۴ ب.ظ:

    این چه جور التهابی است که فقط در فضای مجازی شاهد آن هستیم. و در سطح جامعه خبری از آن نیست.

    [پاسخ]

  16. پیام
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۵۹ | #16

    کامنت های دوستای سبز در سایت بالاترین برای ۱ اسفند، حالشو ببرین:

    نمیدونم این دیگه چه صیغه ایی هست که رسم شده . همیشه یکی از کاربرانی که خودش آنلاین هست ، به شکل طلبکاران به دیگران میگوید چرا آنلاین هستید ! (چرا برای ساقط کردنمیرین؟)
    خود شما الان اینجا چکار میکنید ؟
    این هفت هزار نفر هم مثل شما .

    کاش ایران بودم
    به هم گبر ندین

    منم که از ایرانم دارم میرم

    الان شد ۶۸۰۰ نفر ، فکر کنم بالاترین تحت حمله قرار گرفته :mrgreen::mrgreen::mrgreen:

    [پاسخ]

  17. مهدی
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۶:۰۵ | #17

    خدا رو شکر که قبول داری این خفقان برای امروز نیست و از عمرش ۳۰ سال میگذره

    [پاسخ]

  18. mehdi
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۷:۱۱ | #18

    امید حسینی گرامی
    من نمیتونم به فهمم که اینهمه اصراربه این همانی مجاهدین خلق وجنبش سبز به رهبری موسوی وکروبی ازچه چیزناشی میشود ؟ براستی نمیتونم شما رادرک کنم . من قبلا تفاوت مجاهدین خلق و جنبش سبز را گفتم . واکنون دریک جمله برایتان مینویسم . موسوی وکروبی خواستاراجرای کامل قانون اساسی بوده وهنوزهم هستند ولذا زدن انگ سرنگونی طلب بانها یااگانانه است که اگر اینگونه باشد کمترین چیزی که میتوان گفت یعنی بی اخلاقی صرف . ویا نااگاهانه که باید تاسف خورد .واصراربان ونادیده گرفتنشان به گذرازقانون هم خواهد انجامید .
    امید عزیز : جنبش سبز علیرغم اینهمه دستگیری وزندانی وکشته همچنان نیرومند به حیات خود نه تنها ادامه میدهدکه هرروزقویتروتوانمندتربه پیش میرود . متاسفانه ایت الله خامنه ای جای خود را ازرهبر مردم به رهبر یک جناح (که متاسفانه درمیان خوداصولگراها هم کمترخاستاری دارد )تنزل داد وبانادیده گرفتن معترضین در۲۲خردادوگوش ندادن به خواسته هائی که ابتدا زیاده هم نبود روزبروز این فاصله را زیاد کردومتاسفانه همچنان برطبل نادیده گرفتن جنبش سبز دارد .جنبش سبز در۲۵بهمن برعکس گذشته شعاراصلیش متاسفانه برعلیه خودرهبری نظام بود وایشان را نشانه رفت ومیرود که این فاصله بیشتر وبیشتر شود .هنوزهم دیر نیست ، هنوزهم میتوان بابه طوری با جنبش سبز به توافق رسیدباورکنید نه تنها ازسرکوب طرفندی نمیبینید بلکه جامعه را بجائی میرسانیدکه هیچ جائی برای سازش نتوان یافت .
    امید گرامی :
    شما ، من وهرانسانی که بوئی ازانسانیت ، عقلانیت واخلاق برده باشد باید سعی درکمک به گذرازاین لحظات مبهم وسرنوشت ساز کنیم . من فکر میکنم راه حل گذرازاین بحران خشونت نیست جرا که خشونت روزبروزجامعه را قطبی ترشکافهای را عمیقتر درنهایت به لطماتی جبران ناپذیر به مردم کشورمنجر خواهد انجامید . برماست که بخودائیم که اینده مارانخواهد بخشید . برقرارباشید وبا احترام

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۰۴ ب.ظ:

    مهدی گرامی!
    جواب شما فقط در حد همین یکی و دو جمله: کسی که دم از قانون می زنه باید خودش اولین مجری قانون باشه.
    درباره شباهت رفتاری منافقین با جنبش سبز و همینطور شباهت رفتاری موسوی و کروبی با رجوی و بنی صدر به اندازه کافی نوشتم

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۳۶ ب.ظ:

    قانون فقط وقتی ارزش داره که برای همه یکسان اجرا بشه. قانونی که برای یک عده اجرا بشه و برای یک عده دیگر اجرا نشه ارزش دستمال کاغذی کثیف رو هم نداره.

    قانونی که دانشجوی سبز رو به اتهام هو کردن خداد عادل از دانشگاه بیرون بکنه، ولی بسیج دانشگاه علم و صنعت رو بخاطر بیرون کشیدن رئیس دانشگاه از پشت میزش و کت بسته و کشان کشان بردن تا در دانشگاه بدون مجازات بگذاره بدرد لای جرز دیوار میخوره.

    قانونی که نماینده مجلس رو بخاطر تحصن در صلاحیت و زندانی کنه و طلبه حوزه علمیه رو بخاطر تحصن نشویق کنه و برای دور بعد نماینده مجلس کنه بدرد دستشویی میخوره.

    قانونی که انتقاد از رئیس جمهور و سیاستهای دولت رو در زمان خاتمی مصداق ولایت چذیری و مجاز بدونه و در زمان احمدی نژاد مثال سیاه نمائی و مستلزم مجازات و بستن روزنامه و لغو مجوز، بدرد پاک کردن بینی میخوره.

    عدالت یعنی اجرای یکسان قانون. تا زمانیکه قانون رو یکسان اجرا نمیکنید دم از عدالت نزنید.

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۵۸ ب.ظ:

    ببین من دانشجوی دانشگاه علم و صنعتم ! همون قانونی که تو میگی تو همون سال باعث شد رئیس فخیمه دانگاه ۳۰۰ نفر از دانشجویان را اخراج کنتد ! سوله بسیج را آتش بزند ۱ تمام دوستان بسیج که برای جلو گیری از آتش سوزی قران ها آمذده بودن اخراج شدند !
    شما که می فرمایید رئیس دانشگاه را نه کشان کشان بردند نه کت بسته ! ایشان را بردند رد اتوبوس از طرف پلیس هم یک نیرو را بردند البته نه کشان کشان و ایشان را دور دانشگاه با اتوبوس چرخاندند خون از دماغ کسی هم نیامد !
    بعد تا الان کسی از دانشگاه به خاطر هو کردن اخراج نشده پس خواهشا دلیل اصلی اخرج را بفرمایید ! ماشالله دوستان دموکراسی خواه همه اهل هو کردن هستند ! تا الان هیچ کس به خاطره ان چیزی که شما فرمودید اخراج نشده !

    وحید پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    پس شما قبول دارید که جنبشتون از بیخ غیر قانونیه؟

    محصل پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۸:۱۹ ب.ظ:

    “جنبش سبز علیرغم اینهمه دستگیری وزندانی وکشته همچنان نیرومند به حیات خود نه تنها ادامه میدهدکه هرروزقویتروتوانمندتربه پیش میرود ”

    این به اصطلاح جنبش آنقدر بی درو پیکر است که همه ادعای سخنگویی آن را دارند.
    خواسته خود را خواسته آن می دانند.

    موسوی
    گوگوش
    کروبی
    سروش
    سازگارا
    مخملباف
    نوری زاده
    مهاجرانی
    کدیور
    ……..

    [پاسخ]

    محمدصادق پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۳۹ ب.ظ:

    http://digarban.com/sites/default/files/namayidigar/uid/bah-10-500×333.jpg
    این هم از اجماع ساندیس خورها و روسپیان و همجنس بازها در حمایت از نظام روحانیون

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    درود بر همه شان با کم و بیش. از همه بیشتر گوگوش، ازهمه کمتر نوری زاده و مخبلباف.
    مهم اینه که با این جماعت کم و بیش میشه کنار اومد ولی آدم خشکه مقدس رو با یک من عسل هم نمیشه خورد

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۷ ب.ظ:

    آن قدر نیرومند است که نمی تواند ۱۰ هزار نفر را جمع کند .

    [پاسخ]

  19. omid
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۷:۱۴ | #19

    امروز تو اتوبوس یه مرد ۴۰ ، ۵۰ ساله از بی غیرتی ترک ها می گفت و پشت بندش هم اضافه کرد هرکس امروز نره تظاهرات بی وجدانه و اون دنیا باید جواب پس بده … جواب این پیرمرد رو یه جوون داد که اتفاقا طرفدار موسوی بود … می گفت من تو انتخابات به موسوی رای دادم و بازم اگه کاندید شم به موسوی رای می دم ولی این تجمعات و راهپیمایی ها چه سودی برای کشور داره … بنده خدا خودش هم خسته شده بود .
    امروز ساعت سه و نیم تقاطع جمهوری ولیعصر مردم تو پاساژها مشغول خرید های عید بودن و یه کم اون طرف تر عده ای آماده اغتشاش و آتش زدن سطل آشغال ها …
    در حالی که خودشون هم نمی دونن با چه چیزی قراره مبارزه کنن ؟

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۲۵ ب.ظ:

    عجب آقای حسینی و سایت رجانیوز که مدعیند مطلقا هیچ خبری نبوده و شهر در آرامش کامل و پیاده روها خالی و فقط بسیجیها دارن توی خیابون شیرینی پخش میکنن! شما از اغتشاش و سطل آشغال صحبت میکنی؟ آقا یه زنگ به ستاد مرکزی بزن هماهنگ کن چی باید بگید. :mrgreen:

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۳ ب.ظ:

    خوب امیر جان اون یه عده در کل ۵۰۰ نفرم نبودند میخوای اغتشاشم بکنن !

    [پاسخ]

    عسگری پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    شما هم برو یه سر به سایت اینترنتی سی ان ان بزن ببین اونا هم دیگه روشون نشده از بگن دهها هزار نفر اومدن تو خیابون.
    شما بهتره اول با ارباب بزرگتون امریکا هماهنگ کنید بعد بیاید نظر بدید :D

    [پاسخ]

    omid پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    شما اگر دقت می کردید نوشتم آماده آتش زدن سطل آشغال ها و متاسفانه – البته از دید شما – این اتفاق به وقوع نپیوست .
    به هر حال شخصا کتمان نمی کنم که چند دسته بیست سی نفری در پیاده روها به نفع جنبش سبز پیاده روی می کردند ولی خب متاسفانه – البته باز از دید شما – کاری از پیش نبردند .

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    حالا نظر یکی از طرفداران موسوی شد ملاک؟ تازه مهمتر از چیزی که گفتی این بود که این آقا هنوز طرفدار میرحسین هست! یعنی حرف احمد خاتمی و جنتی و شریعتمداری و خلی های دیگه حتی مقامات بالاتر رو قبول نداره که بیش از ۱ ساله که میگن اینها منافق هستند و خیانتکار و فاسد! این مهمه! حالا امروز نا امید شده، شاید فردا براش امیدی حاصل بشه! اما با این همه تبلیغات هنوز موسوی رو دوست داره و قبولش داره.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۸ ب.ظ:

    آب رو بریز همونجات که میسوزه

    [پاسخ]

  20. امیر
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۴ | #20

    جناب حسینی فرمودید جنبش سبز چه کار کرده که منافقین نکرده بودند؟
    جوابش واضح است. آنها دست به اسلحه بردند و به فاز مبارزه مسلحانه وارد شدند. هنوز با همه سرو صداهای و اتهامات شما در طول یک سال و نیم گذشته حتی یکنفر از وابستگان جنبش سبز به اتهام حمل سلاح دستگیر یا محاکمه نشده (تمام اعدامیهای متهم به مبارزه مسلحانه در طول سال گذشته به اذعان قوه قضائیه قبل از انتخابات دستگیر شده بودند).

    سئوال مهمتر این است: رژیم شاه در تعامل با مخالفینش چه رفتاری کرده بود که این رژیم نکرده است (و حتی صدبرابر بالاتر)؟ و اگر این چنین است، آینده ای مشابه یا بدتر انتظار این رژیم و پشتیبانانش را می کشد.

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۲۳ ب.ظ:

    ببین دکتر جان به فازه مسلحانه هم میرسه نترس ! شما اول قرار بود تظاهرات بدون خشونت بکنید ! کارتون الان به جایی رسیده که آموزش قتل و کشتار میدید در بالاترین ! وایسا دادا به اونجا هم میرسه !
    نوبت به اعدامی های جنبش سبز هم که مسلحانه آمدند هم می رسد !
    در مورد شاه همین بس که این نظام دنباله رو آمریکا نیس ! به روی مردم تیر اندازی نمی کند ! ( الان جیغ نکش اگه فیلم تیراندازی داری بیار فقط جان من یه فیلمی باشه که قابل باور باشه نه مثه دوستات که لینک دادن ما رفتیم دیدیم صدا تیراندازی میاد ولی هرچی نگاه کردیم همه دارن سر ومر و گنده راه میرن ! نگو هم فیلم نداریم که اصلا باورم نمیشه شما از ندا در صد جهت فیلم دارید از این نداشته باشید!)
    شاه کلی آدم رو در زندان هاش می کشت آب از آب تکون نمی خورد ! ولی اینجا براشون دادگاه میگیرن واولیا دم هم تا الان راضی هست !
    از همه بدتر اینکه از شاه مثل شما آمریکا ازش حمایت می کرد !
    در این نظام معترضی حداقل هستند به گفته خودتان در آنجا نه !
    در این نظام مخالفین بر پایهه یک دروغ به نام تقلب که خود اتاق فکرشون هم به اون اعتراف کرده اومدن در خیابون اونجا نه !

    [پاسخ]

  21. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۴ | #21

    با سلام
    “اما شک نکنید که منافقین بیشترین بهره را از فتنه اخیر می‌برند و خواهند برد. هرچند برای جار و جنجال تبلیغاتی و رسانه‌ای علیه نظام، شاید علاوه بر ترور بسیجیان و حزب‌اللهی‌ها، کشتن معترضان و مردم عادی هم تنور فتنه‌گران را بیشتر داغ کند. چون لااقل می‌توانند با کمک رسانه‌های خود، توپ را بیندازند در زمین جمهوری اسلامی!”
    این را قبول دارم و خب باید هشیار بود. اما فکر نمی کنید خود ما هم در این زمینه مقصریم؟ وقتی رسانه های اصلاح طلبان را ازاد نم یگذاریم و اجازه ی کنترل تجمعات را به آن ها نم دهیم. فیس بوک ها و ماهواره ها می شوند رهبر معترضان. اینکه همیشه کشورهایی هستند که دنبال تغییرات در حکومت های ضدمنافعشان هستند امری بدیهی است. توهم توطئه هم نیست. اما این را قبول کنید خیلی از مردمی که در خرداد ۱۳۸۸ به خیابان ها آمدند دشمن نظام نبودند به نتایج انتخابات اعتراض داشتند. در حمایت از نامزد مورد نظرشان به خیابان آمده بودند. شعارهای روزهای اولشان هم موید همین قضیه است. این که روش آنها درست بود یا نه بحث دیگریست. اما فکر نمی کنید استراتژی مسئولین اجرایی و امنیتی نظام هم در کنترل این بحران و مدیریت آن دارای اشتباهاتی بود و این اشتباهات نیزدر میدان داری نیروهای مشکوک و ناشناخته در اعتراضات نقش داشت. طوری که ماهیت آن از یک اعتراض به نتایج به یک بحران و فتنه رسید.
    من نمی توانم قبول کنم همه ی این برنامه ها از سال ها قبل توسط مسئولین همین نظام برای ضربه به خود نظام طراحی شده بود. اگر این طور بود که خاتمی در سال ۸۴ به راحتی می توانست نتیجه ی انتخابات را دستکاری کند(البته نه به همین راحتی ها)اما اختلاف پایین و کم آرا در دور اول امکان جا به جایی و تقلب را به مجریان می داد.
    مخلص کلام اینکه اعتقاد من این است که حتی اگر رهبران سبز با برنامه ی قبلی همه ی این نقشه ها را پیاده کرده باشند مردمی که در روزهای خرداد آمدند بدون نقشه بودند و تندروها و منافقین بین شان جرئت عرض اندام نداشتند اما حالا چه ؟ هدایت این ها دست کیست؟ دعوت ها از کجا اعلام می شود؟ آیا اگر همین فردا موسوی و کروبی گفتند ما اشتباه کردیم و تقلبی در کار نبوده این ناآرامی ها تمام می شود؟ آیا کسانی که ابن روز ها سبز نامیده می شوند به خیابان می ریزند امثال موسوی و کروبی را قبول دارند ؟ آیا خود ما باعث نشدیم رهبران آن ها به خارج مرزها تغییر کند؟
    هیچ چیزی بدتر از ناامنی نیست. هیچ چیز بدتر از ایجاد یک فضای رادیکال نیست. آن یکی می خواهد خرخره ی سبز ها را بجود دیگری می خواد بسیجی ها را تکه تکه کند.
    باقی بقای شما

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۴۰ ب.ظ:

    عجبا! حالا طلبکار هم شدید؟! خیلی جالبه به اینجا که رسید و از این سر و صداها و سوء استفاده ها هیچ نتیجه ای نداشت همه شدند مدافع گفت و گو و احترام نهادن به هم و ادب و معرفت و خلاصه گوگولی مگولی شدند! چرا از همان اول این حرفها را نمی شنیدیم؟ چرا بعد دو سال تازه آن هم با نزدیک شدن به انتخابات یادشان افتاده دوباره حرفهای خوشگل خوشگل بزنند؟! بس کنید دیگه.

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۱ ب.ظ:

    آرزوی شرکت دوباره در انتخابات را به گور ببرید ! فقط خواهشا نگید اصلا ما نمی خواستیم شرکت کنیم ! که آدم می مونه از کارهای شما وخاتمی !

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۲:۵۸ ب.ظ:

    سلام
    اتفاقا من به خاتمی هم علاقه مندم.اما نه سبزم نه دوم خردادی نه اصول گرا و احمدی نژادی. قطع یقین منافق و فتنه گر و مخالف نظام هم نیستم. امروز یکی از مطالب قدیمی دکتر یامین پور را می خواندم در مورد میرحسین موسوی و نوستالژی های دهه ی ۶۰٫ توصیه می کنم بخوانید. ببنید خیلی ها مثل ایشان به آقای موسوی علاقه داشتند حالا ایشان تشخیص داده اند که باید تجدید نظر نند اما عده ای دیگر هنوز نه. خیلی ها مثل ایشان مثل اقای یامین پور عاشق نظام و ولایت هستند اما به موسوی هم علاقه داشتند و به حمایتش آمدند اما شما همه آنها را به سمت معاندین راندید. همه را با یک چوب زدید. به نظرم انقلاب و نظام بیش از آن که از دشمنان ضربه بخورد از امثال شما دوستان ضربه می خورد. حالا چون من در اینجا مثل شما به سبزها فحاشی نکرده ام مرا هم همراه آنا نخطاب کرده اید و انتخابات و خاتمی و … .
    البته ایرادی ندارد چون من به شما هم علاقه مندم. گویا اصلا در مخیله ی شما نمی گنجد کسی که در کنارتان نیست لزوما دشمن شما هم نیست.

    رها پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۴ ق.ظ:

    سلام
    دوست عزیز
    من که متاسفانه منظور شما رو دقیق متوجه نشدم
    اما هیچ وقت برای جبران گذشته ها دیر نیست. من اینجا به هیچ کدام از دو طرف گرایشی ندارم . در عین حالی که هر دو طرف را دوست دارم. همه ی ما مردم همین سرزمینیم. چرا رو در روی هم می ایستیم؟ به نظر شما جوانی که می تواند افکارش را در وبلاگش بنویسد نیازی دارد که در خیابان فریاد بکشد. همه ی راه ها را نبندیم طوری که فقط انفجار خشم آخرین راه باشد. متاسفانه در همین فضای مجازی هم نمی توانیم یکدیگر را تحمل کنیم. م یدنید در این روزها که شهر شلوغ می شود من در اتاقم می مانم و خارج نمی شوم. چون هیچ کدام از دو طرف در این هنگام به منطق اهمیت نمی دهند. هر دو اسیر خشم خویشند. حالا چه خشم سبز باشد چه خشم انقلابی. مولوی چه زیبا خصایل حضرت علی را از زبان ایشان به شعر می گوید:
    گفت : من تیغ از پی حق می زنم
    بنده ی حقم نه مامور تنم
    شیر حقم نیستم شیر هوی
    فعل من بر دین من باشد گوا
    خشم بر شاهان شه و ما را غلام
    خشم را من بسته ام زیر لگام
    باز هم این وسط از دین و جمهوری اسلامی مایه نگذارید. چرا می خواهید موافقان نظام را به معاند مسلح تبدیل کنید.

    [پاسخ]

    وحید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۴۳ ب.ظ:

    مخلص کلام رو نگفتی که مردم فریب منافقین رو خوردن…

    [پاسخ]

  22. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۰۹ | #22

    ببخشید مگه اون روزی که همراهان امام منافق شدند، سالهای حضور اونها رو هوا بود؟ بیشترین کسانی که تبدیل به منافق و مخالف شدند، همون زمان امام از انقلاب جدا شدند. خیلی آدمهای بزرگتر ازموسوی و کروبی. مثل بازرگان و منتظری. خوب آیا دهه اول انقلاب الان رو هواست؟ اشکال امثال شما اینه که انقلاب رو دربست متغلق به همین آدمها می دونین اون هم فقط سوابق افراد.
    ضمنا اول اسفند هم اومد و رفت و خبری نشد :)

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۲۱ ب.ظ:

    اگر خبری نشده اصلا و بقول سایتهای شما همه چیز در آرامش کامله پس این همه هیاهوی تقاضای اعدام و “وای اگر حکم جهادم دهد” و غیره چیه؟
    واکنش شما و حکومت برای ارزیابی وضعیت کافی است.

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۴۹ ب.ظ:

    سلام من متوجه نشدم این رو در پاسخ من نوشتید؟ من که نگفتم چنین چیزی رو؟
    تو پیام دیگران رو هم ندیدم .. آخه زیر پیام من نوشتید

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۷:۵۴ ب.ظ:

    بله دیدم مربوط به پیام حسن است. آقای حسن

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۸:۱۶ ب.ظ:

    آقای حسنی میگی اول اسفند خبری نشد متاسفانه شما خبر رو فقط سرنگونی نظام میدونید چرا میخاید این لج بازی رو تا اونجا ادامه بدید که کشور کاملا بهم بریزه
    شما از ۱۸ تیر ۷۸ در نظر بگیرید که دامنه اعتراضات دانشجویی بود ولی ذز سال ۸۸ به جنبش سبز رسید که اعتراضات به خیابانها رسید اگه حاکمیت فکر چاره نباشه در سالهای آینده اعتراضات به اون خبری که شما انتظارشو دارید هم میرسه

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۶ ب.ظ:

    بابا ۱ اسفند دیگه هیچی نشد ! دیگه بیبی سی از بی خبری زده تو خط پخش راز بقا !

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    در ضمن اگه ۱۸ تیر با مسببین اون درس برخورد می شد و دولت فخیمه ممد تمدن همه جاسوسها رو فراری نمی داد فتنه ۸۸ هم نبود ! پس اینقدر همه چیز رو به هم ربط نده !

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    ولش کن اشکان، بزار دلشون خوش باشه، با وجودیکه قدرت دستشونه ولی بازم دلم براشون میسوزه. آدمهای ساده دل و ساده لوحی که بر یک عده رند و هفت خط مسلط شده اند.

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    چه جالبه که آقای خامنه ای رهبر معظم انقلاب در پی فوت یک “منافق” مثل بازرگان ،در پیامی که در پی فوت وی صادر میکند از و به عنوان “مبلغ اسلام ناب محمدی” یاد میکند
    آیا منبع بصیرت بی بصیرت شده بود؟ :-)

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱:۰۷ ب.ظ:

    جناب اشکان عزیز یک کم واقع بین باش همان ۱۸ تیر که مثال زدی چند تا خیابان را توانستید در گیر اغتشاش کنید یا همین فتنه اخیر در اوج قدرت که ۲۵ خرداد بود فقط چند خیابان را به آشوب کشیدید من خودم آن روز در خیابان آزادی بودم. چند خیابان آن طرف تر مردم زندگی عادی خود را می کردند . غیر از ۳۰ خرداد ۶۰ که منافقین با قدرت میلیشیای خود و حمله مسلحانه واقعا کشور را در گیر کرد شما حتی تمام یک شهر را نتوانستید درگیر کنید . از بزرگتر هایت در باره انقلاب ۵۷ بپرس حتی کوچه های فرعی هم در گیر انقلاب بود. چون توده های مردم نظام را نمی خواستند. این جنبش شما یک جنبش رسانه ای است و در بین مردم طرفدار ندارد. و فقط قرار است از ایران برای دخالت در مصر زهر چشم بگیرند که رسانه هایش کمتر مردم مصر را تحریک نمایند.

    [پاسخ]

  23. پیام
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۸ | #23

    اشتباه یه عده ای از دوستان اینه که مناقین رو فقط به یه گروه یا فرقه خاص (مجاهدین خلق) نسبت میدن. در حالی که نفاق توصیف یک حال هستش. حال درونی افراد. این مجاهدین خلق دیگه از نفاق رد شدن. اونا الان معاندن. میرحسین و کروبی و … هم در حال گذر از حال منافق به معاندن.
    به هر حال لعنت خدا بر هر دو دسته باد.

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۱ ق.ظ:

    خوب خوشحالم که یکی از دوستان به معنی منافق اشاره کرد. کدوم منافقه؟ (طبق تعریف) کسی که حرفی رو که بهش عقیده داره میزنه، و به خاطرش یه عده شعار مرگ بر بهش میدن، یه عده بهش میگن گوساله و بزغاله و در نهایت هم به خاطر ابراز عقیده اش حبس خونگی و تهدید به اعدام میشه اما همچنان سر حرف خودش ایستاده، این منافق هست، یا کسی که هر روز از هر طرف باد بیاد به همون سمت متمایل میشه، مثلاً امروز میبینه قدرت دست جنبش سبز هست، میگه آمار گرفتیم جنبش سبز ۳ میلیون اومده بودن تو خیابون، فردا جنبش سبز میره در موضع ضعف، میاد میگه اینا منافق هستن و اصلاً هم ۳ میلیون نبودن. شایعه هست. یا مثلاً کسی که اولین نفر به رئییس جمهور منتخب تبریک میگه، فردا همراه با بقیه میاد میگه تقلب شده و من قبول ندارم، پس فردا هم میره توی تلویزیون سند تقلب رو میکنه، ۲ روز بعد هم میگه نه آقا تقلب چیه؟ هر کی میگه تقلب شده منافقه! و همچنان هم سر این موضع آخری میمونه چون جنبش قدرتش سرکوب شده. کدوم یکی از اینها منافق هستند؟! طبق تعریف منافق.

    [پاسخ]

  24. mehdi
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۶ | #24

    امید جان : ازیکسانی مجاهدین خلق وجنبش سبز میگی ،بدون اینکه یک مدرک ویا استدلال محکه پسند ارائه بدی .وبرخلاف انچه مینویسی حتا دوکشته شده ۲۵بهمن را هم مجبورید به مجاهدین نه موسوی وکروبی نسبت بدید . پس شما بهمین یک دلیل هم نمیتونید رجوی را باموسوی مقایسه کنید . گذشته ازان درصفحه ای که ازروزنامه کیهان سال شصت که خود شما درنوشته قبلی منتشرکردید صحبت ازدستگیری دهها مجاهد مسلح درخانه های تیمیست ، درصورتیکه شما یک نفر حتی یک نفر ازطرفداران جبش سبز به رهبری موسوی را نتوانسته اید نشان دهید که حتی سرنگونی طلب باشد چه برسد باینکه اسلحه هم داشته باشد .
    باورکن به نفع هیچکس نیست که جامعه را قطبی کنیم جنبش سبز یک سری خواسته معقول داره که نادیده گرفتن اونا به جائی منجرمیشه که نه ازتاک نشان خواهد ماند ونه ازتاک نشان .
    میگی که :« کسی که دم از قانون می زنه باید خودش اولین مجری قانون باشه.» حتما باهات موافقم ولی دوست من ایا موسوی کمتر ازچهاربار تقاضای اچاره راهپیمائی کرده ؟ ایا این دولت که خودش دردرجه اول باید مجری قانون باشه چرا این حق را زیر پا میزاره ؟ ایا این کاردولت قانونیه ؟یعنی دولت قانون شکن نیست ؟ چرا شما فقط این ور را میبینی ؟ هرچی که باشه خودشما مدعی هستید که موسوی حدود سیزده ملیون رای داشته . نداشته ؟ یعنی نماینده سیزده ملیون حق یک راهیپمائی که قانونی رو نداره ؟ چرا ؟ حتما داره واین ازحقوق اولیه جنبش سبزه وبه نفع همه هست که حاکمیت باین حق درست برخورد کند. با مهرواحترام

    [پاسخ]

  25. یک دوست
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۵۶ | #25

    یکی از بدترین بلاها برای یک تحلیلگر یا یک نظام سیاسی این است که در آسیب شناسی مخالفینش به جای یافتن علت اصلی به صحرای کربلا بزند و باتشبیه آنها به خوارج و منافق و … و مقایسه خود با علی و امام و…راه اندیشیدن صحیح را بر خود ببندد! چنین نظامی ممکن است در کوتاه مدت و بر اثر جنگ روانی بتواند به هدف اولیه اش که همانا هدم مخالفین است برسد اما در ادامه مشکلاتی گریبانش را خواهد گرفت که حل آن از عهده هیچکس ساخته نیست !

    انتخاباتی صورت گرفت. مثل هر مسابقه ای یک عده طرف قرمز و عده دیگر طرف آبی را گرفتند. اما مثل هر مسابقه ای نیاز به داور عادلی بود تا درست سوت بزند تا حق به حقدار برسد ! داور و رییس هیئت داوران و رییس فدراسیون قبل از بازی موضع گرفتند ! حتی داور گفت دیگر اجازه نمیدهیم تیم آبی ببرد ! و میخواهیم تیم ملی یکدست باشد ! بقیه هم…
    سر مربی آبی هم شب قبل از مسابقه ابرو و حیثیتی برای تیم مقابل باقی نگذاشت و همه را دوپینگی و …. نامید. فضا بشدت هیجان زده شد…بازی آغاز شد. دو طرف ناجوانمردانه به جان هم افتادند و تیم قرمز به هر شکل برد ! اما تلویزیون از دقیقه ۷۰ بر روی مسابقه پارازیت انداخت و هنوز بازی تمام نشده برق رفت !
    مردم و طرافداران بیخبر از همه جا و در بایکوت کامل خبری به سوی رسانه های بیگانه شتافتند و آنها هم از سر دلسوزی ! اخبار و تحلیلهای مورد نظر خود را به خورد آنان دادند ! زمینه جنگ بین دو گروه فراهم شد…
    کسانی که تا دیروز دست در دست یکدیگر تیمهای خارجی را از میدان به در میکردند امروز دیگر خارجی مبرایشان مفهوم نداشت و به جان یکدیگر افتادند ! و هر کسی طرف مقابل را ساندیس خور و آن یکی منافق نامید….
    و اینچنین شد که در فقدان بزرگتری دانا و دلسوز این تیم استحاله شد و ….

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۳۷ ب.ظ:

    یک دوست جان! بدترین توهم اینه که دوستان سبز شما جمهوری اسلامی رو با رژیم های دیکتاتوری منطقه از جمله حکومت مبارک مقایسه می کنند! وقتی شما خودتون رو با مردم مصر مقایسه می کنید، چرا ما سبزها رو با منافقین و بنی صدر مقایسه نکنیم؟

    [پاسخ]

    یک دوست پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    آقای حسینی من که میگم مثلا شما وقتی به کسی متلک بگی اون بر میگرده به شما یک سیلی میزنه شما هم بر میگردی به اون یک لگد میزنی اونم بر میگرده… به عبارتی زنجیره ای از اتفاقات رخ میده که … و کار به قتل و جنایت ختم میشه! اگه همون لحظه یک داور بیطرفی باشه که به دو طرف کارت زرد میداد !!! این اتفاقات رخ نمیداد

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    ولی آقای حسینی: اینم درست نیست که شما حرکات و کنشهایت را با کنشهای حریفات تنظیم کنی.
    پس فرق تو با اونا چیه؟

    [پاسخ]

    حافظ پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۶ ق.ظ:

    اگه یادت باشه، اولین بار، بعد انتخابات چه کسی اتهام زد؟ ما یا شما؟‌هنوز مخملی و نرم و … رو یادمون نرفته! جالبه این حرف ها از دهان کسانی خارج میشد که تا حالا حتی یک کتاب راجع به این چیزها نخونده اند، و حتی فرق انقلاب مخملی و رنگین هم نمیدانستند!

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۳۵ ب.ظ:

    به نکته ی خوبی اشاره کردی. اصلاً صدا و سیما متأسفانه بعد از انتخابات از همون روز اولش، تهمت رو به صورت افسار گسیخته ای رواج داد. تهمت خیلی از بنیان های اجتماعی رو میکنه و نابود میکنه دوستان. خیلی. وقتی شما به یه آدم عصبانی تهمت بزنی، لجش در میاد یه کار دیگه میکنه، بانک آتیش میزنه، هزار تا کار میکنه. البته من گاهی احساس میکردم صدا و سیما از این هم حتی استقبال میکنه. یعنی معترضین رو به عمد عصبانی میکرد و خشمشون رو برافروخته میکرد تا دست به کارهای غیر منطقی مثل آتش زدن بزنن، و بعد بتونه برای سرکوب اونها دست به کار بشه. این شیوه جوانمردانه نبود به نظرم. هنوز هم داره انجام میشه و تکرار میشه و کسی مثل امید حسینی هم داره کار آموزی میکنه. متأسفانه. ما اگر واقعاً دلسوز کشور باشیم، با هیجانات قشر جوان اگرچه که ناراضی باشن و مخالف ما باشن بازی نمیکنیم و بعد ازش سو استفاده کنیم. الان هم کار به جاهای بدی کشیده. به خاطر همین شیوه غلط.

    عون پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۹:۲۴ ق.ظ:

    یک دوست جان اگه به همین راحتی بود که خوب بود……
    کسی منکر عملکرد غلط بعضی مسئولین و صدا و سیما در این کارزار نبود اما یک چیز بزرگ را شما به عمد نمی خواهی ببینی و این دور از انصاف است.
    شما خیلی بهتر از من می دانی که ستون پنجم دشمن این تیم در بعضی از سران این تیم نفوذ کرده بود و قبل از همه این ماجراها بساط به راه بود.
    سخنرانی سال ۸۳ آقای هاشمی بگیر تا وقایع دولت اصلاحات….
    نمی دانم شما مسلمان و شیعه باشی یا نه.اگر هستی خیلی خوب می دانی که این موضوع فقط یک بهانه بود برای حمله به اساسی ترین مبانی اسلام.
    اکبر گنجی یا سروش و کدیور در این میان چه می کردند و می کنند.
    ستاد صیانت از آرا به چه معنی بود؟راستی این داوران عزیز در زمان سید محمد خاتمی با رای ۲۰ میلیون خوب آدمهائی بودند و حالا بد شدند؟
    صحبتهای صبح روز انتخابات عفت مرعشی به چه معنا بود؟
    نامه سرگشاده پدر معنوی اصلاحات را چه تعبیر می کنی؟
    دیدار محمد خاتمی با جرج سرروس حاوی پیامی برای شما نیست؟
    آیا شما منکر آمادگی قبلی برای این آشوبها هستی؟
    ستاد قیطریه از پول چه کسی و به چه منظوری آنچنان تجهیز شده بود؟
    آیا به نظر شما حمله سازمان یافته و دقیق به پایگاه بسیج و نیروی انتظامی یک کار خود جوش بود؟
    فقط گمان نمی کنم به آن سادگی باشد که شما گفتید.همین…..

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۷ ق.ظ:

    جناب یک دوست:
    زمانی ایران پیشرفته ترین کشور جهان سوم بود حتی بالاتر از مالزی، کره جنوبی و امارات . اما همه فکر می کردیم که کشورمان ویرانه ای بیش نیست.
    مشابه همان روزها گروه زیادی فکر می کنند که هیچ دمکراسی در کشور وجود ندارد. فکر می کنند هیچ نکته مثبتی در حکومت مان نمی باشد و هیچ دلیل و نشانه ای را هم قبول نمی کنند.
    در نظر داشته باشید که ما حتی در زندگی شخصی مان هم قدر داشته هایمان را نمی دانیم .
    ممکن است شما ایرادات زیادی به عملکرد دولت یا حکومت و یا انتخابات بگیرید و همگی هم وارد باشد اما در نظر داشته باشید که ما باید شرایط کشورمان را با سایر کشورهای منطقه یا با گذشته خودمان مقایسه کنیم نه با اروپا یا بدتر از آن با ” ایده آلهای ذهنی ” . موفق باشید.

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۳۶ ب.ظ:

    اگه کشورمون تی مسیر درستی بود نباید امروز از همه ی اونهایی که نام بردی عقب افتاده باشیم!

    [پاسخ]

  26. یک دوست
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۵۹ | #26

    سر مربی قرمز آنها را دوپینگی نامید درست است *

    دوم اینکه دو طرف مقصر بودند ! ولی اگر بزرگتر بیطرفی داشتیم که مقتدر بود و دو تا تشر به دو سوی جریان زده بود این فتنه در نطفه خفه میشد !:)

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۵ ب.ظ:

    نه عزیزم کسانی که دروغ گفتند را همان بزرگتر تشر زد ولی وقعی ننهادند ! تا امروز که اتاق فکرشون میگه تقلب نشده !!!

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    تکبیر!
    احسنت. آقا دمت گرم. در کوهی از کامنت های بیهوده، این یکی مثل جواهری درخشید.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۱ ق.ظ:

    بزرگتر مقتدر نتیجه گیری درستی است . بزرگتر مقتدر همان استبداد است که دوای درد جهان سوم است .

    [پاسخ]

  27. چهل سالگی
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۳ | #27

    وبلاگ یک سری از دوستان (دوستان شما ) را دیگه نمی شه بدون فیلتر شکن دید
    تو هم وقتی حرف جنبش سبز رامی فهمی که الکی الکی وبلاگت ممنوع می شه
    دور نیست
    وقتی حرف موسوی وکروبی را می فهمی که خودت به درد اونها دچار شی
    خیلی دور نیست
    همونطور که موسوی وکروبی تازه فهمیدند بازرگان چی می گفت
    به بهترین مردم این سرزمین انگ خیانت بزن
    چوب خدا بلند می شه برادر
    وقتی قدرت طلبی احمدی نژاد ، همه دوستان قدیم انقلاب را خورد برادر فقط علی می مونه و حوضش اون وقت حاضرید مثل جنبش سبزیها با علم به ابنکه کتک می خورید نه ساندیس برید راهپیمایی ملیونی تا اهل کوفه نباشید ،
    اون وقت می فمهی که حتی ده هزار نفر هم خیلی برادر خیلی
    برادر اهل کوفه وقتی شمشیر شمر نبود خیلی هم اهل کوفه نبودند

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۷ ب.ظ:

    برادر موسوی و کروبی دردی ندارند الا معارضه با نظام ! اگر ما هم دچار این درد شدیم امیدواریم که بمیریم !

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    (قدرت طلبی احمدی نژاد ، همه دوستان قدیم انقلاب را خورد ) کلید وقایع بعد از انتخابات همین است ولی چشم بصیرت با بصیرتها به جای دیدن این نکته کار را به خشونت میکشانند تا سر پوشی بر اشتباهاتشان بگذارند

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    درود بر بازرگان
    درود بر بنی صدر
    درود بر شمخانی
    درود بر محسن رضائی (با اغماض)
    رفسنجانی رو سعی میکنم ببخشم ولی نمیتونم رفتار گذشته اش با بازرگان و بنی صدر را فراموش کنم.
    سپهسالار ایران بودی بنی صدر به جبهه تو نگهبان بودی بنی صدر
    ضمنا مرگ بر رجوی و سازمان مجاهدین خلق ایران

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۳۸ ب.ظ:

    متأسفم که اسم بازرگان رو کنار بنی صدر و از اون بدتر کنار محسن رضایی میبینم! یعنی واقعاً متأسفم که اسم مرد بزرگی مثل بازرگان کنار آدم دو رو و منفعت طلب حزب باد و … مثل محسن رضایی اومده.

    [پاسخ]

    وحید پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۲ ب.ظ:

    این بنده خدا هنوز در توهم قدرت ساندیس در به خیابون آوردن مردمه…

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۱ ب.ظ:

    من فقط راه پیمایی میلیونی را متوجه نشدم کی این راهپیمایی اتفاق افتاد ؟؟؟؟

    [پاسخ]

    یاور پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۹:۵۹ ق.ظ:

    منظورت از قدرت طلبی احمدی نژاد احتمالا کوتاه کردن دست آقازاده وخانوم زاده هاست که حالا نوچه های دسته چهارمشون هم خودشون یار انقلاب وصاحبش می دونند وبه زوزه کشیدن افتادند برادر

    [پاسخ]

  28. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۱۷ | #28

    دوستان به سایت محاکمه مراجعه کنیــــــد:

    http://www.mohakemeh.com

    [پاسخ]

  29. شهرام
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۲۲ | #29

    خوبه این منافقین ۴ تا کار تروریستی کردند ۳۰ سال پیش که شما ربطش بدین به الان. اگه اینم نداشتید که مجبور بودین جریان اعتراضو ربط بدین به هیتلر و چنگیزخان! راستی شما که هی قانون قانون میکنی اینجا میدونی که بازداشتیای ۲۵ بهمن هنوز تو اوینند؟(از جمله مادر پیر بنده) مگه قانون نمیگه بیش از ۲۴ ساعت نمیشه کسی رو در بازداشت نگه داشت؟ و اگر بیگناهه آزاد و اگه گناهکاره( با مدارک) راهی دادگاه بشه؟ اینجاها قانون یادت میره.
    ضمنا اینکه همش تو حوالی دهه ۶۰ میچرخی ولی جرات وارد شدن به بعضی مسایلو نداری زیاد خوب نیست. اگه حالشو داری بگو دوسه تا سوژه مشدی از شیرینکاریای نظام و امامت تو دهه ۶۰ رو کنم که یه ماهی دنبال توجیهش بدوی. اگرم نمیخای که میل خودته. ما آماده ایم!

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    ۴ تا کار تروریستس که فرمودید نتیجه اش ۱۴۰۰۰ شهید شد ! 8O ۸O 8O8O8O8O
    لطفا چندتا از اون شیرین کاری ها رو با مدرک ونه گتره ای بگو !

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    میتونم ازتون سوال بپرسم همچین گفتید با مدرک که این سوال برام پیش اومد مادرتون مثل فائزه خانوم داشتن ساندویچ میل می کردند که دستگیر شدند ؟!

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۹ ۶:۵۶ ب.ظ:

    هنوز نمیدونم. آخه هنوز تو زندانه به لطف نظام دموکرات و مردمی شما

    وحید پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    اول اینکه منافقین خیلی جنایت کردند و نه ۴ تا دوم اینکه شما اگه سوژه داشتی که تا حالا هزار دفعه مطرحش کرده بودی…

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۴ ب.ظ:

    ۱۵ هزار نفر در کف خیابان کشته شدند این شد ۴ تا کار تروریستی .
    توهم کم بینی به توهم زیاد بینی تان افزون شد؟

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۳۹ ب.ظ:

    مغلطه نکنید. منظور دوستمون ۴ تا دونه نبود! شما اصل مطلب رو بگیرید! بصیرت داشته باشید! ایشون حرف نا حقی نزد. اما تمام پاسخ ها داره روی “۴ تا” میچرخه!

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۹ ۶:۵۶ ب.ظ:

    بابا ول کن. اینا کلا بصیرتشون در همین حده

    [پاسخ]

  30. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۳۴ | #30

    نفاق یعنی بیایی توی انتخابات شرکت کنی که شرط شرکت در آن اعتقاد به ولایت فقیه است و بعد از شکست بگویی آن را قبول ندرام.
    نفاق یعنی شورای نگهبان تو را تایید کند و بعد بگویی تو را قبول ندارم.
    نفاق یعنی تو و دوستانت در زمان امام خواستار برخورد شدید با اسرائیل بودید ولی الان شعارهایتان را با آنها هماهنگ می کنید.
    نفاق یعنی شرکت کردن در ختم آدمهای زنده.
    نفاق یعنی عدم مرز بندی با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب.
    نفاق یعنی عروس ترکها و داماد لرها.
    نفاق یعنی روزی غیر از روزی که همه مردم ۲۲ بهمن را جشن می گیرند به خیابان بیایی.
    نفاق یعنی بگویی حمایت از مردم مصر ولی حتی یک شعار هم در حمایت از آنها ندهی.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۰ ب.ظ:

    آقای محصل!
    مشقاتو نوشتی؟

    [پاسخ]

    حافظ پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    یعنی هر کس تو انتخابات شرکت کنه، حق نداره اعتراض کنه! مثلا بگن هرکس به داوری فوتبال اعتراض داره، حق نداره فوتبال بازی کنه! نمردیم و استدلال در حد دکارت رو دیدیم!

    نه عزیزم، نفاق رو بد فهمیدی، نفاق یعنی اینکه بگی من طرفدار مردم سالاری هستم، اما تهران رو با پادگان اشتباه بگیری و حکومت نظامی درست کنی، نفاق یعنی اینکه دم از علی بزنی، امات نتونی حتی ۱ سر سوزن مثل علی جوانمرد باشی ، حتی نتونی حرف مخالف رو گوش کنی.
    نفاق یعنی دم از قانون بزنی، اما کسی که حتی ۱ اتهام در دادگاه فرمایشی هم نداره، در خانه حبس کنید، دم در خانه او دیوار آهنی بکشی. نفاق یعنی خون بریزی و برای خون ریخته شده سینه بزنی!
    نفاق یعنی سرعت اینترنت در مملکت امام زمان، رتبه ۱۸۱ داشته باشه! حتی عقب تر از بورکینافاسو و سومالی! در کشوری که ادعای آزادی میکنی، و با ریختن بسیجی ارزشی . لرزشی، سپاهی و ضد شورش و …….. بگی شهر در امن و امان است! اینجوری میخوای انقلاب رو بدست امام زمان برسانید؟ هیهات من اظله

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۱ ق.ظ:

    جداً؟ این تعاریف رو از کدوم دیکشنری در اوردید؟ در ضمن اینها که خیلیهاش اثبات شده نیست. مثلاً شما تا زمانی که ثابت نکنی موسوی شعارهاش رو با اسرائیل هماهنگ میکرده، سند نیارین حرفتون میشه تهمت! تهمت هم که از بزرگترین گناهان در اسلام هست اگر مسلمان باشید. بعد مثلاً عروس ترک ها داماد لرها میشن منافق؟! میدونی چند درصد از مردم ایران الان شدن منافق؟
    یه کم درست تر صحبت کنید بد نیست.

    [پاسخ]

    یاور پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    ۱۳ از ۲۴ بزرگتر چی این گناه نیست حاج آقا

    [پاسخ]

  31. امیرحسین
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۱:۱۶ | #31

    آقای حسینی این آیه قرآن برای شماست:

    و بیاد آرید هنگامی که عهد گرفتیم از شما که خون یکدیگر نریزید و یکدیگر را از خانه و دیار خود نرانید پس بر آن عهد اقرار کرده و گردن نهادید و شما خود بر آن گواه می باشید (۸۴) سپس با این عهد و اقرار باز شما به همان خوی زشت اسلاف خود می باشید که… خون یکدیگر می ریزید و گروه ضعیف را از دیار خود بیرون می کنید و در بد کرداری و ستم بر ضعیفان کمک و پشتیبان یکدیگر هستید و هر گاه اسیرانی بگیرید برای آزادی آنها فدائیه می طلبید در صورتی که به حکم محققآ شما را حرام خواهد بود. چرا به برخی از احکام کتاب ایمان آورده و به بعضی دیگر کافر می شوید؟ پس جزای چنین مردم بدکردار چیست به جز ذلت و خواری در زندگی این جهان و سخت ترین عذاب در روز قیامت و خدا غافل از کردار شما نیست (۸۵) اینان همان کسانند که متاع دنیا را خریده و ملک ابدی آخرت را فروختند پس در آخرت عذاب آنها تخفیفی نیابد و هیچکس به آنها یاری نخواهد کرد(۸۶) بقره

    [پاسخ]

    عون پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۹:۴۱ ب.ظ:

    امیر حسین جان این هم برای شماست:
    فتنه از قتل بدتر است……و در جائی دیگر : انقدر از آنان بکشید تا فتنه رفع کردد…و در جائی دیگر: مومنان بر هم مهربانند و بر کفار سخت گیر و شدید….از نظر ما هر که نه غزه نه لبنان بگوید(از ته دل واقعا نه اینکه جو گیر شده باشد..عاملان این مصیبتها رو عرض می کنم)از کافر بدتر است ناظر به همان حدیث نبوی که می فرماید اگر کسی صدای یاری طلبیدن مسلمانی را بشنود و یاریش نکند مسلمان نیست……
    با ما باش امیر حسین…با ما باش…..

    [پاسخ]

    بی بصیرت پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۳:۴۳ ب.ظ:

    انقدر از آنان بکشید تا فتنه رفع کردد…
    نمیدونی از خوندن این آیه چه وحشتی به دلم افتاد… وای به حال روزی که افرادی مثل شما که کعنی فتنه رو نمیدونن بخوان به قرآن عمل کنن… اگه معنی فتنه رو ندونی، کشتار معترضین مصری و بحرینی و چینی و ایرانیان سال ۵۷ هم کاملاً توجیه میشه چون اونا هم فتنه بوده لابد!
    خدایا! این کشور رو محفوظ بدار! اجازه نده به هر حرکتی اسم فتنه بدن و بخوان با حکم تو فقط بکشن!

    [پاسخ]

    پیام پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۰ ب.ظ:

    یک: آیه قران برای همه است.
    دو: برو تفسیرشو نگا کن.
    سه: سوره منافقین رو بخون.
    چهار: آیات جهاد رو بخون.
    پنج: اصل تولی و تبری را مرورش کن.

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۲:۲۲ ق.ظ:

    برگی از خاطرات مریم رجوی: “ما گروه ضعیفی بودیم با اینکه انواع اسلحه و مهمات را داشتیم و هفته ای نبود که مکانی رو منفجر نکنیم و هموطنی رو به خاک و خون نکشیم باز هم ضعیف بودیم منه ضعیفه و گروه ضعیفمون هر روز ضعیف تر میشدیم و بخاطر این ضعف اماکن زیادی رو منفجر میکردیم نمیدونم هی چرا ضعیف تر میشدیم و بخاطر جبران ضعف هر روز اسلحه و مهمات بیشتری میخریدیم و انسانهای بیشتری میکشتیم که همگی هموطن ما بودند و لذت این کشتن به این دلیل بیشتر بود ضعف ما هیچ وقت بر طرف نمیشد و مارا بخاطر این ضعف از ایران بیرون انداختند و هرگز خودمون فرار نکردیم و دوست داشتیم به خاطر این همه جنایت و هموطن کشی اعدام شویم بخاطر رفع این ضعف بعد فرار از ایران از صدام جون تانک قرض کردیم و بین طرفداران ضعیفمون تقسیم کردیم از مرز وارد ایران شدیم و تا جایی که در توان کممون بود پیرمرد و پیرزنهای روستایی را بهمراه نوه های کوچکشون کشتیم و فکر میکردیم ضعف ما بخاطر جنایتمان برطرف میشود ولی نشد که بشه!

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۹:۲۱ ق.ظ:

    این آیه هم برای شماست. * چون به عده ای گویند که چرا در زمین فساد می کنید می گویند ما به دنبال اصلاح هستیم*
    سوره و آیه ی مورد نظر را ان شاالله دوستان کمک می کنند.

    [پاسخ]

    حجی بچه محل امام رضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۵ ق.ظ:

    خداوکیلی تا حالا چندبار لای قران رو باز کردی؟ :lol::lol:
    اینم که از تو نت کپی پیست کردی..!!؟ :lol::lol::lol: :P :mrgreen:

    [پاسخ]

    وحید پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    تفسیر قران دقیقا همون معانیش نیست برادر!

    [پاسخ]

  32. عباس
    ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۰۳ | #32

    کروبی را دریابید .

    http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=131&catid=53

    مرگ بر دیکتاتور

    [پاسخ]

  33. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۳۶ | #33

    مطلب جالب و جنجالی هفته نامه ی ۹دی :

    http://www.9day.ir/article/196

    [پاسخ]

  34. ۱ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۲ | #34

    اینجا بحرین است صدای جمهوری اسلامی ایران!

    http://www.islamupload.ir/images/3dm007o440ooz66kpk4.jpg

    [پاسخ]

  35. mehdi
    ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۷ | #35

    امید گرامی :میگی که : « ! وقتی شما خودتون رو با مردم مصر مقایسه می کنید، چرا ما سبزها رو با منافقین و بنی صدر مقایسه نکنیم؟ » . امید عزیز : سعی کنیم جنبش سبز را همانجوربفهمیم که هست یعنی مواضع جنبش سبز به رهبری موسوی وکروبی وخاتمی را نه ازنوشته من وویا نوشته دوستان دیگری که احتمالا خودراسبز وسرنگونی طلب هستند ؛ بلکه ازاعلامیه های وموضعگیریهای رهبران ان بشناسیم . شمامیتونی جائی نشون بدی که رهبران سبزجائی خودشون وجنبش سبز رابامردم مصر مقایسه کردند ازان گذشته این مسئله ازدوسال حدوددوسال پبش توسط اصولگراها گفته میشه ومختص پس از حرکت مصر نیست . با احترام بشما وبامهر

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۹ ۲:۱۲ ب.ظ:

    مهدی! رفیق عزیز! خود موسوی و کروبی و مشاورینش جنبش سبز رو با مردم مصر و جمهوری اسلامی رو با حکومت مبارک مقایسه کردند. اگه چهارتا بالاترینی توهم بافته بودند که مشکلی نبود! :)

    [پاسخ]

  36. رضا
    ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۱:۳۲ | #36

    سلام
    جناب امید حسینی عزیز ؛
    آیا شما به واقع معتقدید قصد آقایان موسوی ، کروبی و خاتمی و دیگران براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا انقلاب مخملی در ایران است ؟

    چطور توقع دارید این آقایان سخنان رهبری را فصل الخطاب بدانند در حالیکه آیت الله خامنه ای در فردای اعلام نتایج انتخابات و با وجود بهت و حیرت هواداران اصلاحات و در حالی که سه کاندیدای معترض به شورای نگهبان اعتراض کرده بودند و شورای نگهبان حدود ده روز برای تائید نتایج و یا تائید تقلب فرصت داشت ، نتایج انتخابات را تائید و پیروزی آقای احمدی نژاد را تبریک گفت ؟ با این تفاسیر آیا رهبری اولین ناقض قانون اساسی نبود ؟ با توجه به حمایت اکثریت اعضای شورای نگهبان و نیز رهبری از آقای احمدی نژاد و نیز تائید نتیجه ی انتخابات توسط ایشان ، رهبران اصلاحات مشروع ترین و صحیح ترین کار را در پیش گرفتند که همان فصل الخطاب دانستن قانون بود و نه سخنان رهبری .

    عمیقا باور دارم جریانی پوسیده در درون نظام جمهوری اسلامی که کوچکترین باوری به جمهوریت نظام ندارد در تلاش است تا به هر طریق ممکن جنبش پویا و دموکراسی خواه سبز را از مسیرش منحرف سازد که این جریان طرفدار رادیکال تر شدن فضای اعتراضی و نیز به خشونت کشیدن تجمعات سبزها البته با چاشنی زنده کردن جریان مرده ی تروریستی مجاهدین خلق است . رابطه ی این جریان با افرادی مثل شیخ علی تهرانی ( معرف حضور که هستند ؟ ) و نیز امثال حسین جنتی و ایضا افرادی چون سعید امامی و رفقایش و دیگران اظهر من الشمس است .
    آقای حسینی !
    اگر صلاح این مملکت را می خواهید یقین بدانید که رادیکال تر شدن فضای اعتراضی که نتیجه ی تلاش برخی افراطی هاست به صلاح ملت و مملکت نیست و سبزها با تمام توان در برابر وقوع این پدیده خواهند ایستاد .
    همانگونه که حتی کیهان شریعتمداری نیز نتوانست صدای اعتراض رسای سبزها به کاسپین ماکان فرصت طلب در سفر به اسرائیل و یاوه گویی هایش آن هم در بالاترین ( به قول شما سایت صهیونیستی ) را نشنیده بگیرد .

    حق نگهدارتان

    [پاسخ]

  37. پارازیت
    ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۱:۳۵ | #37

    آهای ملت آهستان:
    این جریان منافق و منافقین چیست؟
    از جنبه سیاسی چه معنی میدهد؟
    چه ربطی به روز و روزگار الان ایران مان دارد؟
    تفاوت فتنه و نفاق در چیست؟ چه تشابهی این دو دارند

    [پاسخ]

  38. خط شکن
    ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۵:۴۵ | #38

    منافق تویی که میگی مصر و تونس و بحرین، مردمشون حق دارند تظاهرات کنند ولی مردم ایران حق ندارند، چه نفاقی از این بالاتر

    [پاسخ]

    یاور پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۵ ق.ظ:

    مردم ایران هم حقدارند مگه ۲۲ بهمن رو ندیدی

    [پاسخ]

  39. ۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۸:۴۷ | #39

    به روزیم با اوج بصیرت یک شهید:

    با عنوان ” ولی فقیه استثناء ندارد” …

    این هم تصویر:

    http://s1.picofile.com/file/6368548288/pelak8_ir_poster_000001.jpg

    [پاسخ]

  40. سپهر
    ۳ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۰ | #40

    طرح/ سبزهای دیکتاتور:
    http://tehranpic.net/images/samtugghes0x2uouvujx.jpg

    [پاسخ]

  41. ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۸ | #41

    http://asle110.parsiblog.com
    جنگ نرم …انتظار سخت

    [پاسخ]

  42. محسن روح الامینی
    ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۳۶ | #42

    با سلام
    مطالب وزین و خواندنی شما، مخالفان را هم به این وبگاه جذب می‌کند اما درباره این تحلیلهای عجیب و غریب از کشته‌های حوادث یکسال اخیر پرسشی از شما داشتم: آیا آنهایی که در کهریزک جوانان را چنان شکنجه کردند که کشته شدند هم از گروهک منافقین بودند!؟‌اگر دقت کنید تا چند ماه پیش حکومت می‌کشت و ابایی هم نداشت اما با وقوع انقلابهای عربی و برجسته شدن برخورد حکومتها با معترضان، جمهوری اسلامی هم ترجیح می‌دهد که مخالفانش را که هویتی مشخص دارند بکشد و بعد آنها بسیجی یا خودی جابزند و وقتی که هویت واقعی آنها از طریق عکسها و نوشته‌ها و دوستانشان منتشر می‌شود آنها را جاسوس خودش در بین مخالفان معرفی کند… به نظرم فهم مسأله خیلی دشوار نیست

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: