خانه > جامعه, سياست > پازل هاشمی

پازل هاشمی

نام اکبر هاشمی رفسنجانی، با نام انقلاب اسلامی گره خورده و به این راحتی‌ها باز نمی‌شود. این شعار و تعارف نیست، عین واقعیت و حقیقت است.

در طول سالهای بعد از انقلاب شخصیت‌های زیادی بودند و هستند که به دلائل مختلف از انقلاب بریدند و گاه صراحتا و گاهی هم با ایما و اشاره به پشیمانی خود اعتراف کرده‌اند اما هاشمی از جمله افرادی است که در سخت‌ترین شرایط حتی در زمانی که جریان رسمی و غیررسمی علیه او بود،‌ هرگز به انقلاب و نظام پشت نکرد.

این مساله باعث شده است که انتظارات از هاشمی و به تبع آن قضاوت‌ها و برخوردها با او کمی متفاوت از دیگران باشد. از سویی دوستان واقعی انقلاب از او انتظار دارند که در برابر ضدانقلاب، همان هاشمی همیشگی باشد. از سوی دیگر آن ژست غیرقابل نقد بودن هاشمی، دیگر به تاریخ پیوسته و در مسابقه «مخالفت با هاشمی» همه در حال سبقت گرفتن از هم هستند!

البته خود هاشمی رفسنجانی تا حدود زیادی در سرنوشت عجیب خود و در این فرایند پر فراز و نشیب نقش دارد. او دوستان و دشمنانش را در دوران مختلف، براساس مصالح و منافع انتخاب می‌کرد. مثلا با آنکه در انتخابات مجلس ششم، طعم تلخ بی‌وفایی را از اصلاح‌طلبان چشیده بود، اما در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری به حمایت مصلحتی آنها رضایت داد!

بعد از انتخابات دوره نهم هم، همه سرمایه، سابقه و عزم خود را صرف مخالفت با دولت احمدی‌نژاد کرد تا جایی که با گذشت زمان این اختلاف به مساله‌ای شخصی تبدیل شد که هر دو طرف، سعی در حذف طرف مقابل داشتند. با توجه به پیروزی احمدی نژاد بر هاشمی و جو حاکم بر کشور بعد از انتخابات دوره نهم، کاملا طبیعی بود که در جدال و رقابت بین این دو نفر، باز هم برد با احمدی‌نژاد باشد. مخصوصا اگر در جریان از میان برداشتن رقیب، مخالفان هاشمی، ادامه دهنده راه هاشمی باشند!

البته انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، آغاز جریان حذف هاشمی از صحنه سیاست نبود. سوت آغاز پروژه تخریب، ترور شخصیت و حذف هاشمی، در انتخابات مجلس ششم زده شده بود یعنی زمانی که جبهه مشارکت و تئوری پردازان اصلاحات از جمله اکبر گنجی و عباس عبدی، ناجوانمردانه علیه هاشمی می‌نوشتند(با آنکه اصلاحات مدیون شخص هاشمی بود) اما در کمال حیرت، همین آدم‌ها در انتخابات دوره نهم دوباره پشت سر هاشمی سنگر گرفتند و او را به قربانگاهی دیگر فرستادند.

من هیچ وقت نمی‌توانم جای هاشمی باشم، اما اگر چنین فرصتی برای من وجود داشت، هرگز اسیر این سیاست بی پدر و مادر نمی‌شدم و دست دوستی به گرگهایی نمی‌دادم که قبلا یکبار به جانم افتاده بودند!

اشتباه دیگر هاشمی این بود که در انتخابات دوره دهم حامی تئوری «هر کسی به جز احمدی‌نژاد» شد! این یعنی ایستادن در برابر رای و اراده مردم. تاکید و پافشاری بر این نظر، موجب واکنش و عکس‌العمل دوستان احمدی‌نژاد و شخص وی هم شد که اوج آن را در مناظره جنجالی تلویزیونی دیدیم.

خود من بعد از پایان مناظره تا صبح در خیابان‌های قم همراه مردم مشغول شادی بودم! اما امروز کلاهمان را قاضی کنیم. اگر هر کدام ما جای هاشمی بودیم (با یک صدم خدمات و سوابق و جایگاه و مسئولیت‌های وی) و در برابر میلیون‌ها بیننده تلویزیونی له می‌شدیم، چه واکنشی نشان می‌دادیم؟! من که تحمل برخورد و یک تذکر ساده مامور راهنمایی و رانندگی را ندارم و بعد از توقیف موتورسیکلتم توسط سرباز نیروی انتظامی، به زمین و زمان بدگمان می‌شوم، قطعا اگر جای هاشمی بودم …

البته رفتار امروز هاشمی رفسنجانی به هیچ وجه قابل توجیه نیست، اما به هرحال سهم تحقیر، برخوردها و ظرفیت آدم‌ها را نمی‌شود نادیده گرفت؛ هرچند ترور شخصیت و تحقیر او در ماجرای مجلس ششم چیزی کمتر از انتخابات دوره اخیر نبود.

این را هم اضافه می‌کنم که اختلاف من با آقای هاشمی رفسنجانی آنقدر واضح و روشن است که با هیچ سلام و صلوات و تعارفی، حل شدنی نیست؛ اما این اختلاف هرگز با دشمنی و آرزوی نابودی همراه نبود. از وقتی که یادم می‌آید جزو منتقدان هاشمی بودم. چه در انتخاباتی که احمد توکلی رقیب هاشمی بود و چه در انتخابات دوره نهم که حقیقتا آرزویی جز شکست هاشمی نداشتم اما شعار «مرگ بر هاشمی» هرگز شعار من نبود. نه تنها من که گمان نمی‌کنم شعار هیچ انقلابی دلسوزی باشد.

آنچه این روزها به نام نقد هاشمی در جامعه و مخصوصا در دنیای رسانه‌ها وجود دارد، نقد نیست، به فضاحت کشاندن هاشمی هست، له کردن اوست، نامردی در حق اوست که قطعا روزی دامن عناصر پشت پرده چنین فضایی را هم خواهد گرفت.

منتقدان و مخالفان هاشمی چند گروه مجزا از هم هستند که گاهی خود آنها صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارند. یک دسته منتقدان سنتی و اصولی هاشمی که محترمانه و منصفانه به رفتار او در جریان فتنه سال گذشته اعتراض دارند. بسیاری از بزرگان نظام و شخصیت‌های موجه سیاسی و مذهبی در این دسته حضور دارند و سیاست «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را در پیش گرفته‌اند. دسته دوم اصحاب و اذناب «همت آنلاین!» و دسته سوم آدم‌ها و جریانات تندروی سیاسی و مذهبی قم و تهران!

من شخصا (به عنوان یک قطعه کوچک در پازل هاشمی رفسنجانی!) به جز دسته اول، چندان به دو گروه باقیمانده خوشبین نیستم. تندروی‌های این دو دسته، چیزی هست در حد همان سکوت غیرقابل قبول هاشمی در حوادث بعد از انتخابات. اگر هاشمی با سکوت خود، به ضدانقلاب میدان و مجال داد، این دو دسته هم با تندروی خود خیلی‌ها را از دایره نظام خارج کرده‌اند. هاشمی با سکوت خود به رهبری پاسخ داد و اینها هم با اهانت خود (سفارش صریح رهبری را در خطبه‌های ۲۹ خرداد و نماز عید فطر سال گذشته و مخصوصا در دیدار با بسیجیان کشور درخصوص عدم اهانت به هاشمی به خاطر بیاورید!)

به نظر من باید در این مورد خاص به رفتار رهبر انقلاب و بزرگان و ریش سفیدان نظام و دوستداران واقعی انقلاب در قبال هاشمی اعتماد کرد و به «حداقل‌ها» قانع بود مخصوصا در چنین شرایطی که «حداکثرها» همانی نبودند که انتظارش را داشتیم!

پی نوشت:

چند سالی هست که «پازل هاشمی» به بقیه بازی‌های سیاسی مملکت اضافه شده است. طبق منطق این بازی، آدم‌ها دو دسته‌اند یا دشمن هاشمی و یا اینکه حتما در پازل هاشمی بازی می‌کنند!

این روزها هرکسی که درباره هاشمی حرفی بزند و یا مطلبی بنویسد اما به او فحش ندهد، قطعا در پازل هاشمی بازی کرده است. پازلی که بزرگان و مسئولان زیادی جزء آن هستند و من شاید کوچکترین قطعه این پازل باشم. بزرگانی چون آقایان مهدوی کنی، جوادی آملی، عسگراولادی، ری شهری، ناطق نوری، امامی کاشانی، توکلی، قالیباف، محسن رضایی، اخوان لاریجانی و …

این پازل در یکی دو سال گذشته تکمیل شده، فقط یکی دو خانه آن خالی است که احتمالا دو سه سال دیگر پر می‌شود. شاید آن روزها مشخص ‌شود که خود احمدی‌نژاد و مشایی هم جزو پازل هاشمی بوده‌اند!

  1. غلامعلي يوسفي
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۰۲ | #1

    هاشمی رفسنجانی
    در هر منطقه از جهان مردم فرهنگ و توانائیهای مشابه ای دارند . به همین سبب کشورهای یک منطقه عمومأ در شرایط اقتصادی و سیاسی نزدیک به هم قرار دارند . بعنوان مثال سخت کوشی و پیشرفت های سریع از ویژگیهای ملل خاوردور است مانند ژاپن ، کره جنوبی ، مالزی ، چین ، . . . . در اروپا نیز اکثر کشورها دارای آزادی، دمکراسی و پیشرفت های علمی هستند .

    بنابراین هر کشوری را باید با همسایگان خود مقایسه کرد . مثلأ هیچ کشوری در خاور میانه نمی تواند به پیشرفت های سریع کره جنوبی و یا آزادی و دمکراسی فرانسه دست یابد . قیاس با اروپا یا خاوردور در این منطقه از جهان اشتباه است . برای آنکه بدانیم در کشور ما چه میزان کار شده و چقدر پیشرفت کرده ایم باید خودمان را با کشورهای همسایه و بخصوص ملت های همزبان مقایسه کنیم .

    در منطقه ای که ما زندگی می کنیم شایستگی های اخلاقی و رفتاری مردم چندان زیاد نیست . اگر کسانی را که خوب می شناسید ، را در نظر بگیرید می بینید که خصلتهایی مانند وظیفه شناسی ، سخت کوشی و مسئولیت پذیری در بین مردم ما زیاد نیست . به همین علت اگر شخصیتی مانند مهاتیر محمد در ایران ظهور کند موفقیت اش بسیار کمتر از مالزی خواهد بود . بنابراین برای ارزیابی دولتها یا شخصیت های اجرایی ، باید شرایط نامساعد فرهنگی را نیز در نظر بگیریم .

    در دفاع از آقای هاشمی ذکر یک نکته کفایت می کند و آن اینکه اگر ما اقدامات دولتهای سازندگی و اصلاحات را ناچیز فرض کنیم و از طرفی شاهان پهلوی را هم خائن بدانیم آنگاه این سوال مطرح می شود که این مملکت چگونه آباد شده است !!؟ حتی شرایط امروز کشورمان با ابتدای انقلاب نیز بسیار متفاوت است ، اگر همه دولتهای پس از انقلاب را فاسد و اشرافی بدانیم و آنها را محکوم کنیم ، آنگاه این تفاوتها چگونه حاصل شده است!!؟

    واقعیت این است که ملت ایران در زمینه سازندگی چندان بد شانس نبوده و جمعأ ۷۳ سال در این کشور سازندگی صورت گرفته و این باعث شده تا ایران همیشه یک سرو گردن بالاتر از همسایگان خود قرار داشته باشد .

    همیشه بخاطر داشته باشید مردم دوستی و وطن پرستی فقط دو نشانه دارد ۱- پرهیز از درگیری ۲- سازندگی . (۱) هردو این خصلتها در پرونده پر افتخار هاشمی وجود دارد . توقف داوطلبانه غنی سازی ، ایجاد رابطه دوستانه با سایر کشورها ، همکاری در پایان دادن به جنگ تحمیلی و آغازکردن سازندگی و اصلاحات اقتصادی بعد از انقلاب ، مواردی هستند که مردم دوستی و وطن پرستی هاشمی را ثابت می کند بدون تردید تاریخ نام هاشمی را در ردیف خدمتگزاران بزرگ این سرزمین ثبت خواهد کرد .

    ناپلئون ،آتاتورک، مهاتیر محمد ، شیخ زاید ،حافظ اسد ، … همه در بین مردم شان گرامی و باارزش هستند . فکر می کنید این اشخاص هیچ ایراد و یا خطایی نداشته اند؟ فکر می کنید آقازادهایشان همه پاکدامن بوده اند؟ تفاوت ما با سایر ملل در این است که متاسفانه ما در سیاست هنوز در مرحله نوجوانی قرار داریم . حتی صاحبنظران و تحصیلکرده هایمان نیز از این مرحله سنی عبور نکرده اند!

    انسان در سن نوجوانی معمولأدارای سه رفتار بارز است . ۱- آرزوهای بزرگ ۲- خوشبینی ۳- نارضایتی . نوجوانان بشدت ایده آلگرا هستند و آرزوهای بزرگ دارند اکثرأ فکر می کنند که در آینده خلبان ، دکتر و یا استاندار خواهند شد همچنین بسیار خوشبین و امیدوار هستند و تحقق آرزوهایشان را مشکل نمی دانند زیرا از سختی ها ، موانع و محدودیت های موجود بی اطلاع هستند . سومین ویژگی نوجوانان نارضایتی از وضع موجود است ، معمولأ والدین خود را ناموفق میدانند و از داشته های خود ناراضی هستند .

    این سه خصلت نوجوانی را به روشنی میتوان در رفتارهای سیاسی مردم مشاهده کرد . اکثر رخدادها و عقاید سیاسی را با همین نظریه ” نوجوانی ” می توان تحلیل و تفسیر نمود . داشتن حکومتی مانند حکومت حضرت علی (ع) !! ، سپردن جامعه به دست صالحان ، حذف فساد از دستگاههای دولتی ، ایجاد جامعه اسلامی ، رسیدن به عدالت ، حذف ظلم از سراسر جهان ، . . . همه و همه آرزوهای بسیار بزرگ و ناممکنی هستند که شبیه به آرزوهای نوجوانان است .

    دوم اینکه مردم بسیار خوشبین و امیدوار هستند هیچ کس به احتمال شکست فکر نمی کند ، فکر نمی کنند که شاید اشخاصی مانند حضرت علی (ع) یافت نشود . شاید حذف فساد ممکن نباشد ، شاید نتوان همه قوانین اسلام را اجرا کرد . شاید مسئولین بعدی هم فاسد باشند ، . . درست مانند نوجوانان ، خوشبین و امیدوار هستند و فکر می کنند که تمام خواسته های شان قابل اجرا بوده و بلاخره روزی تحقق خواهد یافت .

    ویژگی سوم نوجوانان نارضایتی از وضعیت موجود است ، عمومأ والدین خود را ناموفق و دست آوردهای آنها را ناچیز می پندارند . همانطور که ما نیز تمام مسئولین گذشته را ناموفق و اقدامات آنها را کوچک و یا اشتباه میدانیم و این علت اصلی دلسردی و نارضایتی مردم از هاشمی و خاتمی است . مطمئن باشید روزی که مردم ما از سن نوجوانی عبور کرده و به بلوغ سیاسی برسند برای بسیاری از شخصیتهای ترد شده امروزی ، مجسمه خواهند ساخت . والسلام

    (۱) این دو خصلت همیشه باهم هستند مثلأ صدام که اهل جنگ بود اهل سازندگی نبود و همچنین اگر توجه کرده باشید آقای احمدی نژاد که از درگیری با تمام دنیا ابایی ندارد از سازندگی هم صحبتی نمی کند .

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۸ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    و البته خصلتهای نابود کردنیه ایشان یادتان رفت!

    [پاسخ]

  2. حمیدرضا
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۱۲ | #2

    خیلی جالبه
    عدالت یعنی احترام همه و همه یعنی از هاشمی و خاندانش گرفته تا الباق مسئولان فعلی و سابق و شایدم آینده در این نظام باید حفظ شه به جر شخص احمدی نزاد که باید لگدمال شه !!!
    اگه شما رییس جمهور بودی و یه پست فطرت جلوی رییس جمهور سابق و همسر کاندیدای فعلی و هزاران نفر بهت میگفت کوتوله چیکار میکردی!
    اگه شما رییس جمهور بودی و ۴ سال تمام سنگ مینداختن جلوی پات چیکار میکردی؟
    اگه شما رییس جمهور بودی و بهت میگفتن ریختت به رییس جمهورا نمیخورده چیکار میکردی؟
    اگه شما رییس جمهور بودی و زنگ میزدن سران کشور همسایت و میگفتن این بابا از این روزا کله پا میشه چیکار میکردی؟
    اگه شما رییس جمهور بودی و تو یه مجمعی که یه فرد بسیاربسیار پاک رییسش هست و تهمت ضدیت با ولایت فقیه رو بهت میزد چیکار میکردی؟
    اگه شما رییس جمهور بودی و یه فرد بسیاربسیار پاک میگفت هرکی غیر از این بابا چیکار میکردی؟
    .
    .
    .
    میگم انشاالله لندن هواش خوب باشه الان! و بازیگرا حقوقشونو خوب گرفته باشن! یه فرد بسیاربسیار پاک کماکان پسته برای خوردن داشته باشه! هیچکدوممون مثل اون فرد بسیار بسیار پاک تشنه قدرت نباشیم!

    چقدر قشنگ گفتن خانوم روان نویس:
    هاشمی آنقدر واضح هست که نخواهیم توجیهش کنیم!

    [پاسخ]

    یوسف پاسخ در تاريخ اسفند ۸ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    احسنت!

    [پاسخ]

    تازه وارد پاسخ در تاريخ اسفند ۹ام, ۱۳۸۹ ۱:۳۹ ق.ظ:

    تکبیر :D

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۸:۵۶ ق.ظ:

    حتمالا منظور شما از همه این سئوالها اینه که من باید در جواب این اقدامها که هر کدام توسط یک نفر متفاوت انجام شده یکی رو یقه کنم و ناموسش رو مورد عنایت قرار بدم

    شاید اگه من میخواستم این متن رو بنویسم رک و پست کنده می گفتم: داداش من وقتی بجای نقد و تحلیل اشکالات طرف یک کم زحمت دادن به اون سلولهایخاکستری مغز چاک دهن رو باز می کنیم
    اولا قطعا درش ذره ای رنگ خدانیست و با هیچ وصله ای هم به ولایت و محبت به ولی نمی چسبه خدا مسلمونا رو از فحاشی حتی به بتها هم نهی کرده
    دوما یادمون نره همون حرفهایی که شما نوشتی باعث شد مردم یک طرف رو انتخاب کنند و طرف دیگه رو کنار بگذارند
    ثالثا این رفتار بعضیها بعلاوه حمایت و بی تفاوتی نهادهای حکومتی بهترین دلیل برای حقانیت طرف مقابل میشه و دیگه راه هر کونه نقدی رو می بنده و ثابت میکنه که طرف مقابل چیزی توچنته نداره و الا متوسل به عربده کشی نمی شد

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۲:۱۲ ب.ظ:

    شما اصلا خودتم فهمیدی چی نوشتی و برای کی نوشتی و چرا نوشتی یا به قول خودت چاک دهنتو باز کردی!؟

    [پاسخ]

  3. یاور
    ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۱:۵۵ | #3

    هیچ کسی آرزوی مرگ هاشمی را نمیکندولی هر شخصی که در این نظام است و در مسندی تکیه داده نسبت مسند خود وظایف و مسئولییتهایی دارد و در این رابطه وظیفه آقای رفسنجانی حمایت از رهبری بود که ایشان درعمل خلاف فرموده های رهبری حرکت کردند و برخلاف آنچه که شما میفرمائید سکوت ایشان نه برای حمایت از رهبری بلکه حمایت از فتنه بود.فاکتهایی که نوشته اید همه و همه درست است ولی در نتیجه گیری کاملا اشتباه میکنید

    [پاسخ]

  4. اكبر
    ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۳۳ | #4

    فرزندان هاشمی باعث این لکه ننگ شده اند فائزه خود فتنه گر است هر زمان که او را دستگیر می کنند یکبار می گوید می خواستم ساندویج بخرم یکبار دیگر دم از خریدن لباس عید می زند این قدر مظلوم نمایی نکنید اگر او می خواست می توانست فتنه گران را لااقل محکوم کند زمانی که در روز عاشورا آن بی حرمتی را بوجود آورند سکوت کرد و….

    [پاسخ]

  5. محمد
    ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۲۶ | #5

    در مورد کاش به جای محبت، کمی شعور داشتید
    شما می خواهید این ها رو از بسیج جدا کنید ولی در اشتباهید . بسیج این است و جز ین نیست.
    می دونی چرا با این جوزر سیجی ها مقابله نمیشه ؟ برای اینه که : بیسج همیییینه.
    اگه با این ها مقابله بشه فردا کسی با باتوم تو سر مردم نمیکوبه.
    تلاش بیهوده ای می کنی و بخ مردم می خواهی بگی ولایت جز اینه و ولایت مدار ها این ها نیستند. ولی جواب شاین سوال پیداست وبرای اثباتش همین کافی که ولی امرتون هیچ برخوردی با این ها نمی کنه.
    دلیله دیگه دیگه این که تعداد زیادی بردراران ((عرزشی)) موافقت کرند از جمله سایت ولایی رجا و فقط یک نفر مخالفت کرده
    شما هر چی بگی مردم این رو بسیجی و این رو اخلاق ولاایی می دونن. .
    شرم بر همه ی شما بسیجی ها

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۲:۱۴ ب.ظ:

    آقا امید خوبی هستین که انشاالله؟!!!

    [پاسخ]

  6. ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۵۳ | #6

    صحبت های شما قبول برادر ولی تعجب می کنم که اصرار دارید همه مردم را در حد پروفسور بالتازار بالا ببرید.در همه جای دنیا ملت ها وقتی دست شان بسته می شود و امیدی به اینکه حق شان را از راه قانونی مطالبه کنند؛نمی یابند خودشان دست به کار می شوند.شما چرا اصرار می کنید که مردم ما متفاوت هستند؟خیر!مردم عصبانی هستند و تا وقتی که با احساسات شان بازی شود همین است.تازه همین که تا به حال این ها را تکه تکه نکرده اند نشان از کنترل درونی خشم شان دارد.هر چقدر هم که شما به قولی بصیرت ورزی کنید جلوی خشم قانونی شان را نمی توانید بگیرید.فراموش نکنید:حزب اللهی ها هم حق دارند عصبانی شوند.

    [پاسخ]

  7. ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۵۷ | #7

    به دوست مان محمد:به نظر من اصلا بحث بسیج و حزب الله نیست.توده مردم از دست خاندان رفسنجانی عصبانی است.شعارهای مردم را جدی بگیرید.بچه ۱۰ ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله به اینها می گوید سلسله اکبرشاهی!حتی خود سبزها هم از روی ناامیدی و تحت تاثیر تئوری پردازان خارج نشین اویزان اینها شده اند.به همین خاطر هم هست که گاهی فحش می دهند و گاهی تمجید می کنند.

    [پاسخ]

    mahtab پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    احسنت سوده جان. دقیقا . مشکل مردم با هاشمی هیچ ربطی به انتخابات و اینا نداره !!!!!! نویسنده اهستان ! چرا چشماتو بستی ؟؟؟؟؟؟؟ تو یادت میاد حدود سال ۶۸-۶۹ رو ؟ طلاها شد مس اکبر شد خرس ؟؟؟؟؟؟ یادت میاد ؟ نه گمان نکنم .

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۰ ۷:۵۲ ق.ظ:

    نه. من یادم نمیاد. چون اون سالها مریخ بودم :)

    [پاسخ]

    اسماعیل مرتضایی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۸ ب.ظ:

    مسئله ۲۰ میلیارد دلار طلا که توی کامیونها جا نمیشد در ۳ سال پیش که تو ترکیه کم و کور شد :: چی بود؟ نخست وزیر ترکیه خدا را شکر کرد از سرمایه ۲۰ میلیارد دلاری اقایون گفتند
    مال ما نیست پس مال کی بود . هنوز هم هیچ کس خرس نشده ؟ :oops:

    [پاسخ]

  8. هادی
    ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۹ | #8

    خوبه بالاخره یکی از شما ها دارید به پروژه ی دشمن سازی که از ۲ سال پیش شروع کردید و با تندروی تون خیلی ها را از نظام دور کردید دارید منطقی تر فکر می کنید. این نوشته بالایی شماست که در روز۲۱ خرداد ۸۸ در مورد هاشمی نوشته شده

    [پاسخ]

  9. هادی
    ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۲:۵۲ | #9

    چرا فاشیستی عمل می کنی آقای حسینی و نظر من رو تایید نمی کنی. به نظرم کل آرشیو سایتتو پاک کن

    [پاسخ]

  10. علیرضا
    ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۱ | #10

    سلام بر شما
    امروز دیکر باید قبول کرد بخش اعظمی از بسیجیان خود رای هاشمی را به عنوان مغز متفکر اتفاقات ۲۰ ماهه اخیر می دانتد .واز آنها هاشمی را مرده تلقی می کنند به همین دلیل می گویم نوشته های شما لا اقل در این گروه اثر ندارد .فکر میکنم توان خود را در جذب دانشجویانی به نظام صرف کنید.که حداقل در فضای رسانهای ج ا ا حذف شده اند

    http://baharbia.blogfa.com/post-315.asp

    [پاسخ]

  11. pirooz
    ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۳ | #11

    سلام من ودقعا از یک عده کاسه داغ تر از آش تعجب می کنم که با دست آویز قرار دادن خدمات یک عده که هنوز معلوم هم نشده خیانت بوده یا خدمت عدالت را که از اصول دین اسلام و شیعه هست زیر سوال می برن حال این که هاشمی یک انسان عادی بیش نیست و ممکن الخطا معصوم که نیست انقلاب و ایران مدیون خون های ریخته شده هست نه مدیون خاندان دزد هاشمی چنان جرف می زنن که انگار هاشمی از آسمان افتاده و نبود او باعث نابودی ایران هست عجب ؟ در قرآن ذکر شده وقتی پدر ما آدم علیه السلام از درخت خورد خدا او را اخراج کرد توبیخ کرد ؟ آیا هاشمی از پیغمبران افضل هست که جرائم او و خاندان او را به خدماتی که ثابت هم نشده ببخشیم ؟ نزد خدا که چنین نیست چنان که در قرآن ذکر شده وقتی یونس نبی علیه السلام پیغمبر معصوم و عظیم الشان غضب کرد بر ملت خودش خدا او را در شکم ماهی قرار داد تا عبرت بگیره و همین طور خداوند به پیغمبران دیگه در قرآن فرموده اگر اشتباه ابلاغ کند حکم خدا را رگ گردن او را خواهد زد پس شوخی نداریم و عدالت را به مسلخ نمی بریم به جهت منافع یک عده عدالت از اصول دین هست که هاشمی و خاندان او آن را زیر پا نهاده حتی برای باسخ به خیانت ها و دزدی های خود که در دادگاه پرونده دارند حاظر نمی شوند یعنی با عدالت مخالف هستن پس خود را در مقابل ملت و خون شهدای انقلاب و اسلام قرار دادن که اصول دین همه آن ها عدالت است اگر دزد نیستن یا خائن نیستن در دادگاه ایران شرکت کنن به اتهامات اثبات شده پاسخ دهند و مجازات اشتباهات خود را قبول کنند آیا خون هاشمی و خاندان او از مردم دیگه رنگین تر هست ؟

    [پاسخ]

  12. yoosof
    ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۱۳ | #12

    من خیلی ارادتی به خاندان هاشمی ندارم! ولی حق انتقاد از رهبری چی میشه؟! ازادی بیان شهید مطهری کجا رفت؟!
    من فکر میکنم که دیدگاه شما درباره ولایت فقیه خیلی اشکال داره!
    به نظر من نسبت به عملکرد رهبری نظام در مورد رخدادهای اخیر انتقادات فراوانی وارد هست( البته امیدوارم به من انگ های فلان وفلان نزنید!!)

    [پاسخ]

  13. محمد
    ۱۳ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۳ | #13

    بسیار منطقی و جالب بود.
    من هم قصد حمایت از هاشمی را ندارم اما جریان هتاک به او را هم بر حق نمی دانم.

    [پاسخ]

  14. اسماعیل مرتضایی
    ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۸:۴۰ | #14

    بسم الله الرحمان الرحیم
    معصومیت جزئ باذن الله و در محدوده اوصیا خدا نیست . اما عقلانیت ضرائب هوشی اگاهی به جریانات سیاسی ایران و جهان و شناخت عملکردها . و در پایان مبارزات ۵۰ ساله ایشان چه در دوران شدت و رخا از ایشان شخصیتی برجسته ساخته . و اگر دقت فرمائید نامه ایشان به مقام معظم رهبری روز بروز در درک ایشان و شناختشان را از ورای ان روزهای غبار الود را بیشتر مشخص می کند .
    قصد دفاغ خاصی از ایشان ندارم چون زمان بهترین مدافع این مجتهد سیاسی و یزرگ حامی نظام مقدس انقلاب اسلامی است .
    پس صیر می کنیم تا غبار فتنه کاملا رفع شده و نفابها از چهره برافتاد .

    [پاسخ]

  15. سلمانیان
    ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۰:۲۶ | #15

    سلام برادر عزیز احتمالا طلبه (چون گفتی قم ماوای داری)
    هاشمی را نه تخریب کن و نه تطهیر.
    به شعور مردم احترام بگذار . ذهنیت مردم نسبت به هاشمی ربطی به مناظره و انتخابات نداره. مردم هاشمی را طی سی اندی سال شناخته اند که اگر در این مدت را نشناخته باشند بایدگفت وای به حال مردمی که سی سال مقاومت کرده اند در برابر دشمنان خارجی و داخلی اما هاشمی رانشناخته اند.
    هاشمی معمای چندان پیچیده ای نیست شاید خودش و حرکتهایش پیچیده باشد اما شناخت وی نسبت به مواضعی که در این سی و اندی سال داشته روشنه.
    من اگر با مباحث سیاسی هاشمی که کاری نداشته باشم و تنها به عنوان یک پژوهشگر به هاشمی بنگرم شاهدم و ده ها مطلب و دلیل دارم که هاشمی را مقابل خط امام و رهبری می بینیم.
    موضع هاشمی نسبت به مواضع و اندیشه های سیاسی امام و رهبری را قابل تآمل است:
    صدور انقلاب
    اسلام ناب
    زهد و تجمل گرایی
    مستضعفین و قشر آسیب پذیر
    تساهل و تسامح نسبت به اهانت به مقدسات
    حمایت از جریانات فتنه و برانداز (تعبیر آقاست. هاشمی هنوز که هنوزه فتنه را محکوم نکرده است و در مصاحبه اخیر هم گفته است که موضع من همان موضع خطبه های نماز جمعه کذایی است)

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 7837
  1. ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۱۴ | #1
  2. ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۸ | #2
  3. ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۱۳ | #3

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: