خانه > جامعه, سياست > کاش به جای محبت، کمی شعور داشتید

کاش به جای محبت، کمی شعور داشتید

دوستان عزیز! می‌دانم که لحن نوشته‌ام تند است خیلی تند. اول از شما خواهش می‌کنم که این را یک آسیب‌شناسی دوستانه بدانید اما اگر چاره‌ای نبود بگذارید به حساب همان بازی من در پازل هاشمی رفسنجانی!

دقیقا از همان لحظه‌ای که فیلم توهین جماعت مدعی حزب‌اللهی به فائزه هاشمی منتشر شد، می‌دانستم که بلافاصله سایت‌ها و وبلاگ‌های زیادی برای توجیه این رفتار احمقانه و بعد از محکوم کردن آن، فورا می‌نویسند اما… منتظر این لحظه هم بودم که عده‌ای برای توجیه این رفتار وحشیانه دنبال دلائل متعددی باشند. توجیهاتی مثل نفوذی بودن آن جماعت وحشی، ساختگی بودن فیلم و حتی مظلوم نمایی خاندان هاشمی در آستانه انتخابات ریاست مجلس خبرگان!

در بحث‌های گوگل ریدر نوشتم که من حتی به اندازه یک هزارم درصدهم ساختگی بودن این فیلم و نفوذی بودن این افراد را باور نمی‌کنم. چند ماه پیش هم بعد از ماجرای حمله جماعت فوق ارزشی به دفتر آقای صانعی، همین را به آقای دژاکام گفتم که بیایید برای یک بار هم که شده در کنار همه احتمالات و توجیهات، احتمال دخالت این بی‌شعوران مدعی شعور و بصیرت را قبول کنیم اما نه فقط در حد یک احتمال ضعیف، که قوی‌ترین احتمال و بعد سفت و سخت در برابر آنها بایستیم تا بیشتر از این نام بسیج و حزب الله و ولایت را لکه دار نکنند.

البته این بار نفوذی نبودن این آدم‌های دریده آنقدر روشن است که برخی دوستان ما به توجیهات جدیدتری متوسل شده‌اند: «تقسیم گناه!» گناه بزرگتر، گردن قوه قضائیه برای عدم برخورد قاطع با دختر هاشمی رفسنجانی و گناه کوچکتر متوجه آن چند نفر بی‌شعوری که از روی محبت به ولایت، دهانشان را به فحاشی باز کرده‌اند!

دقیقا براساس همین منطق، دوست عزیزی در رجانیوز مطلبی نوشته با عنوان «چه کسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟» بعد از خواندن این مطلب خیلی سعی کردم جلوی خودم را بگیرم، اما چاره‌ای نیست. امروز همه‌ی ما مصداق یک نیروی بسیجی و حزب‌اللهی هستیم. وقتی یک ریشوی چفیه به دوش در گوشه‌ای از کره خاکی اشتباهی می‌کند، خواسته یا ناخواسته اشتباهش به حساب من هم نوشته می‌شود؛ پس من هم حق دارم که از خودم دفاع کنم و از مدعیان دریده‌ای که به نام بسیجی و حزب‌اللهی هر غلطی می‌کنند، اعلام برائت کنم.

مشکل من دقیقا با پاراگراف اول این نوشته و منطق آن است. نویسنده، انتشار فیلم را دریچه‌ای برای تهاجم به بسیج می‌داند، اما من برعکس ایشان، رفتار آن چند نفر و خود آنها را مایه لکه‌دار شدن نام بسیج می‌دانم. اتفاقا انتشار چنین فیلم‌هایی به ما کمک می‌کند که دین و ایمانمان را در ترازوی حق و انصاف بگذاریم و ببینیم آیا دینمان بر توجیه می‌چربد یا برعکس؟!

البته نویسنده محترم اقدام آن چند نفر را محکوم می‌کند و اعتقاد دارد که «در واقع با این کار و سپس انتشار آن، جمع زیادی از ملت بابصیرت ایران اسلامی و بسیجیان مدافع انقلاب مظلوم واقع و اشتباه دو سه نفر توسط رسانه‌های بیگانه به پای آن‌ها هم گذاشته شده» اما به جای رفع این شبهه و اثبات اینکه رفتار آن چند نفر برای بسیجیان و مردم ایران قابل قبول نیست، پای توجیهات دیگری را باز می‌کند و اصل قضیه را ناشی از ضعف قوه قضائیه در برخورد با فائزه هاشمی می‌داند! کاش لااقل به همین مقدار بسنده می‌کرد اما متاسفانه در ادامه به رابطه بسیج و بسیجی با ولایت فقیه هم متوسل می‌شود:

«نبود درک رابطه ولایت مدارانه یک ملت با ولی امر در نظام شیعی نقطه شکست اکثر تحلیل‌های بین‌المللی از رخدادهای ایران است. درک اینکه در یک کشور رابطه یک ملت با حاکم خود رابطه‌ای است که در عین عقلانیت، سرشار از محبت است، کمی برای تحلیلگران غربی مشکل است. از این رو، رسانه‌های غربی در تحلیل‌های اغلب کمّی خود، کیفیت رابطه‌ی جوان بسیجی ایرانی را که در مقابل مقام ولایت اشک می‌ریزد، نمی‌توانند تحلیل کنند و یا مشت در خاک شلمچه کردن و به یاد خون‌هایی را که ۲۰ سال پیش ریخته شده، نمی‌توانند در ذهن‌های مادی خویش تجزیه و تحلیل کنند. رابطه‌ی بسیج و بسیجی با ولایت فقیه رابطه‌ای بر اساس محبت است. به قول حسین قدیانی بابای ماست خامنه‌ای!»

نتیجه اینکه برخلاف آن محکومیت خشک و خالی ابتدایی، می‌نویسد«از این منظر، رفتار خشن و این چنینی را می‌توان واکنشی به تهاجم علیه تمام آرمان‌ها و علایق یک ملت دانست که در عین حال که غیر منطقی و غلط است، طبیعی است!»

ضمن احترام به نویسنده این مطلب، واقعا برای چنین تحلیلی متاسفم که توهین‌های آن جماعت وحشی را با اشک‌ ریختن جوانان بسیجی و احساسات آنها در شلمچه مقایسه می‌کند و این فیلم را نشانه محبت فحاشان دریده به ولایت فقیه می‌داند! کدام محبت؟ محبتی که جز بردن آبرو و بدنام کردن محبوب هنری نداشته باشد، محبت نیست، عین خیانت است.

من به آن چند نفر نامرد بی‌غیرت و به همه کسانی که این روزها قصد توجیه رفتار آن‌ها را دارند می‌گویم که کاش لااقل از ولایت دم نمی‌زدید. از بسیج دم نمی‌زدید. کاش نشان حزب الله را یدک نمی‌کشیدید. کاش مرد بودید و از خودتان مایه می‌گذاشتید. کاش آنقدر غیرت داشتید که از مردانگی خودتان و از آبروی خودتان مایه می‌گذاشتید و کاری به آبروی ولایت نداشتید. ولایت چه نیازی به محبت شما دارد؟ ولی فقیه می‌گوید ظلم نکنید، اما ظلم می‌کنید و ظلمتان را عین محبت به ولایت می‌دانید! می‌گوید حتی برچسب افراطی‌گری به شما نزنند، اما افراط می‌کنید و اسمش را هم محبت می‌گذارید!

من متهمتان نمی‌کنم که محبت ندارید شاید محبتتان خیلی بیشتر از دیگران باشد، اما کاش ذره‌ای هم شعور داشتید و دایه‌ی مهربانتر از مادر نمی‌شدید. ولایت بیشتر از آنکه به محبت چند آدم دریده نیاز داشته باشد به شعور نداشته‌تان نیاز دارد که بفهمید.

لینکهای مرتبط:

حزب الله و حزب لا – ساما

زشت بود و غم انگیز – وبلاگ روزگار

توحش در دو سوی جبهه – وبلاگ  سخن

فحاشی اشباه الرجال به فائزه رفسنجانی و سردردهای من – وبلاگ آب و آتش

  1. اسماعیل مرتضایی
    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۴ | #1

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ۳-با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‏اى] که نیکوتر است مجادله نماى در حقیقت پروردگار تو به [حال] کسى که از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏یافتگان [نیز] داناتر است (۱۲۵) قران کریم

    برای اولین باره سایت شما باز کردم کاری به مواضعتان ندارم فقط میخواستم مسئله ای را تذکر بدم .
    برای اولین بار مردم چند سالیست که با توجه به امکانات فضای مجازی در کشور هر فرد میتونه با استفاده از یک رایانه و مودم نظراتش را در سایتهای همفکر خودش مطرح کنه و سایتها برای اینکه بتوانند مخاطبان خودشان را داشته باشند سعی می کنند با توجه به حفظ مواضعشان نظرات را انعکاس بدهند . این امر امری مبارک است دخالت دادن نظرات احاد جامعه در فضای مجازی اما مسئله ای که بسیار مهم است و ادبیات کامنت گذاری در سایتهاست انسان میتونه نظراتش را اعم از سیاسی اجتماعی اقتصادی با استفاده از کلمات موجه و اثر گذار تر مطرح کنه و دیگران نظرات مخالف و موافق خود را مورد بررسی قرار بدهند .

    و تذکر دوم یقین داشته باشیم روزی که از ازار دیدن مخالف خود لذت می بریم اولا باید در ایمانمان به خدا شک کنیم و ثانیا این حق را برای دیگران قایل میشویم که مخالفین ما از ازار دادن ما لذت ببرند فضایی که در حال حاضر در کشور شدید جا افتاده مخلفین بسیج سعی می کنند
    بهر صورت اونها رامورد توهین و ازار قرار بدهند و حتی بعضا افراد عادی بدلیل داشتن محاسن و لباس ساده مورد توهین و تحقیر و اذیت و ازار قرار گرفتندو اقایان با تفکر غالب بسیجی امروز هرکس را که مثل خودشون فکر نکنه مزدور . ریزشی فاسد و فاسق و بی بصیرت معرفی میکنه حتی اون فرد اگر مرجع تقلید باشه
    اقایان بسیجی از یک کهنه رزمنده با سابقه بشنوند که شما ماحصل خون بهترین فرزندان اسلام و ایران پس از زمان رسول خدائید افرادی که حتی گناه را به مخیله خود راه نمیدادند چه رسد
    به فعل انراببین منطق قران در خصوص برخورد با دیگران چیست.
    بسم الله الرحمم الرحیم
    پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى‏دارد (۱۵۹)قران کریم

    اگر دنبال شوکر و دستبند و اسپری فلفل و اسلحه هستی بمحض اینکه غایله ختم بشه همه رو ازت میگیرند و هزار تا شاکی پیدا میکنی و اگر بدنبال دین خدا هستی تقوای الهی را پیشه کن و بدان خدا بواسطه دو گوهر گرانبهای عقل و اختیار فردای قیامت از کوچکترین فعل تو که ظلم در ان نهفته باشد نمی گذرد
    باز بگو کفار مزدور اجنبی و بریده و بی بصیرت اونجا این حرفها را ادم قبول نمی کنند .
    دستورات خدا واضح و مشخص در قران سیره رسول الله و اولیا الله امده البته سعی کن خودت تحقیق کنی وبفهمی نه جوابگوب فهم دیگران باشی

    [پاسخ]

  2. دردمند
    ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۶ | #2

    امیدجان منم باعلیرضاموافقم مواضب باش خدایی نکرده مغلوب مظلوم نماییها نشی من نمیگم فحاشی خوبه ولی مراقب باشیم بابزرگ کردن اخلاق حداقلی (فحاشی)اخلاق حداکثری موردنظرتشیع(ولایت مداری )روزمین گیر نکنی حواسمون باشه دوررنخوریم من مطمینم نشراین کلیب درراستای همون توطیه معروف “گزاره های اخلاقی علیه دینه”
    دوست دترم نظرتو بدونم

    [پاسخ]

  3. مسلم
    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۳ | #3

    شما بچه “غیر”حزب اللهی ها هر چی بیشتر از این کارها بکنید بیشتر ذات خودتون رو نشون می دید. دلم نیومد اسمی که خودتون روی خودتون گذاشتید رو بکار ببرم و از این بابت عذر خواهی می کنم. یه زحمت دیگه هم بکشید و این چند تا بچه منطقی و مثبت باقی مونده مثل آقای آهستان روهم تکفیر کنید و بفرستیدشون توی اردوگاه وسطی. ما از آقایون عاقل جناحهای مخالف استقبال می کنیم.
    امضا: یکی از آدمای حد وسط( نه چپ نه راست، نه ذوب در ولایت فقیه نه ضد ولایت فقیه)

    [پاسخ]

  4. مجید
    ۲ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۵:۲۷ | #4

    مرگ بر ضد ولایت فقیه
    حالا هر کی میخواهد باشد وکیل وزیر آخوند طلبه نظامی بازاری بیسواد با سواد
    هر کس که باشد
    مرگ بر ضد ولایت فقیه

    [پاسخ]

    ي پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۸ ق.ظ:

    کار از مرگ هم گذشته …
    تو این دوره هرکی ضد ولایت میشه وطن فروش هم می شه :mrgreen:

    [پاسخ]

  5. مهدی
    ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۳:۱۹ | #5

    تو این مطلب باید از دانشجو ها عذر خواهی بشه ما هم دانشجو بودیم مثل این بسیجیا تو دانشگاه دارقوزآباد علیا هم درس نخوندیم ولی نمیدونم چرا هر جا این اوباش بسیجی میریزن به الواتی مینویسن پای دانشجو ها والا ما تو دانشگاه همچین ارازلی ندیدیم اونقدر هم شعورمون میکشه که بین تاج و عمامه فرقی قائل نباشیم و برای هر مسئله ای لشگر کشی نکنیم و چماق بدست نگیریم اون آقا یا خانمی که به اسم وطن پرست کامنت گذاشته علی پرست مینوشتی بهتر بود

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 3 7855
  1. ۶ مهر ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۰ | #1
  2. ۲۵ دی ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۹ | #2
  3. ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۲:۴۳ | #3

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: