خانه > سياست > احمدی نژادی ها

احمدی نژادی ها

اشاره : این مطلب فقط به منظور آسیب شناسی است. یعنی نقد اشتباهات پس قصد نادیده گرفتن محاسن و خوبیها را ندارم.

دقیقا از شب سوم تیرماه ۱۳۸۴ یعنی همان شبی که مشتاقانه تا صبح بیدار ماندیم تا پیروزی احمدی‌نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری جشن بگیریم، جریانی به نام احمدی‌نژادی‌ها هم شکل گرفت. جریانی که به سرعت همه تار و پود و شاکله جریان اصولگرایی را دگرگون کرد.

برای ما پیروزی احمدی‌نژاد یعنی نفس راحت کشیدن بعد از یک عقده ۸ ساله و شاید هم ۱۶ ساله! به همین دلیل شیرینی این پیروزی تاریخی را مدیون شخص احمدی‌نژاد بودیم. پس اسممان را گذاشتیم احمدی‌نژادی!

احمدی‌نژادی صفتی بود که نشان می‌داد ما به هیچ یک از معیارها و ملاک‌های چپ و راست، اصلاح طلب و اصولگرا پایبند نیستیم. احمدی‌نژادی لقبی بود که ما را از دیگر افراد جریان اصولگرایی جدا می‌کرد. احمدی‌نژادی یعنی اینکه تنها یک نفر می‌تواند انقلاب را از خطر سقوط و انحراف نجات دهد. احمدی‌نژادی یعنی اینکه همه آدم‌ها حتی اصولگراها برای نابودی احمدی‌نژاد برنامه دارند و ما باید در برابر همه آنها بایستیم.

احمدی‌نژاد هم یعنی نماد کامل یک آدم انقلابی و ولایتی. کم‌کم معیار سنجش ولایتمداری آدم‌ها، دوری و نزدیکی آنها به احمدی‌نژاد شد! هر کسی که جرات نقد احمدی‌نژاد و دولت او را به خود می‌داد، باید برای بیرون رفتن از دایره اصولگرایی و حتی نظام و انقلاب و ولایتمداری آماده می‌شد. فرقی نمی‌کرد که خوش‌چهره‌ی مناظره‌ی با نوبخت باشد و یا عماد افروغ اصولگرا؛ اصلاح طلبان که جای خود داشتند.

من از خودم مایه می‌گذارم و به دیگران کاری ندارم. خوشبختانه آرشیو وبلاگ من، همه نشانه‌های یک نیروی احمدی‌نژادی متعصب را دارد. متهم کردن همه، ناحق پنداشتن همه، بدگمانی به همه. از نگاه من ِ احمدی‌نژادی، همیشه و در همه حال، حق با احمدی‌نژاد بود. اگر شخصی با مدرک جعلی و تقلبی وزیر می‌شد، حتما توطئه رییس مجلس بود برای لکه دار کردن آبروی احمدی‌نژاد. اگر وزیری استیضاح می‌شد، حتما توطئه مجلس مدعی اصولگرایی بود برای ضربه زدن به دولت اصولگرا! اگر مثلا با طرح دولت درباره تغییر نکردن ساعت رسمی کشور مخالفت می‌شد، حتما مخالفت با نظرات کارشناسی دولت بود!

البته شکی نیست که دیگران هم گاهی عمدا و یا سهوا در کار دولت کارشکنی می‌کردند، اما از نگاه احمدی‌نژادی‌ها حق همیشه با احمدی‌نژاد بود و احمدی‌نژاد هم همیشه با حق! دیگران اگر با او همکاری می‌کردند قابل ترحم بودند وگرنه حتما ریگی به کفش داشتند. احمدی نژادی ها حتی به وزرای برکنار شده دولت احمدی‌نژاد هم به دیده شک و تردید نگاه می‌کردند و هرگونه اظهار نظر آنها را بعد از برکناری، ناشی از کینه آنها نسبت به احمدی‌نژاد می‌دانستند. چه پور محمدی وزارت کشور و چه صفار هرندی وزارت فرهنگ و چه متکی برکنار شده در سنگال!

البته ماجرا به همینجا ختم نشد. کم کم این نگاه شک آلود و اهانت آمیز، دامن علما و مراجع را هم گرفت و باز هم معیار قضاوت درباره مراجع، حمایت و یا عدم حمایت آنها از دولت و احمدی‌نژاد شد. البته این فقط دیدگاه من نبود. کافیست همین امروز سری به نظرات حامیان متعصب بزنید. اگر من چهار سال پیش چنین نظراتی داشتم، آنها همین امروز چنین اعتقادی دارند. مثلا اگر مرجعی کمترین انتقادی به دولت و یا رییس جمهور بکند، از طرف احمدی‌نژادی‌ها متهم به بی‌بصیرتی می‌شود!

متاسفانه این نگاه، ناشی از تفکر حاکم بر دولت و اطرافیان رییس جمهور است. خود احمدی‌نژاد از ابتدا به شخصیت های مطرح اصولگرا اهمیتی نمی‌داد. ارتباط او با علما و مراجع به تدریج کمتر شد. به نظرات آنها کم‌اعتنایی و یا بی‌اعتنایی شد. مسائلی جنجالی پیش آمد که اعتراض مراجع را در پی داشت. احمدی‌نژاد به جای کم کردن حاشیه‌ها و راضی کردن مراجع، حاشیه‌ها را بیشتر کرد. جالب اینکه نظرات رهبری را هم بهانه می‌کرد: یعنی فاصله قائل شدن بین نظرات رهبری و مراجع؛ یعنی آغاز یک انحراف خطرناک که «ما به عنوان دولت اصولگرا کاری به مراجع نداریم و تنها نظرات رهبری برای ما کافیست!» با اینکه رهبر انقلاب چند بار درباره این مساله و لزوم احترام و توجه به نظرات مراجع تقلید به دولت توصیه‌هایی کردند.

کمترین تاثیر این رفتار، تغییر ذائقه، روحیه و اعتقاد حامیان و دوستداران دولت اصولگرا مخصوصا جوانان حزب‌اللهی بود. چرا که به تدریج حس بدگمانی آنها را نسبت به همه شخصیت‌های مذهبی و سیاسی انقلاب و از همه مهمتر نسبت به علما و مراجع بیشتر می‌کرد.

آنها که عمق مساله را می‌دیدند جانب احتیاط را ‌گرفتند و گاهی به صراحت و یا به کنایه حرفی ‌زدند اما فضای کلی، همچنان فضای اعتماد مطلق به احمدی‌نژاد و تصمیمات او بود. البته جریان احمدی‌نژاد بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و مخصوصا بعد از انتخاب رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهور از هم پاشید و به چند دسته مجزا تقسیم شد. گروهی با مساله کنار آمدند و گروهی هم کنار نیامدند. دسته دوم خودشان به چند دسته دیگر تقسیم شدند:

اول آنهایی که ادعا می‌کردند احمدی‌نژاد گرفتار سحر و جادوی مشایی شده و اعتقاد داشتند که باید برای جدایی این دو نفر از هم دعا کرد! دوم آنهایی که می‌گفتند فعلا وظیفه داریم از دولت اصولگرا حمایت کنیم تا فلانی و بهمانی از آب گل آلود ماهی نگیرند، سوم آنهایی که به کلی ناامید شدند و چهارم آنهایی که فهمیدند در تحلیل‌ها و قضاوت‌های گذشته خود درباره افراد مختلف دچار افراط و تفریط شده‌اند.

ما امروز بهتر و جامعتر می‌توانیم این جریان فکری و عملی را تحلیل کنیم. چرا که فضا شفافتر شده و احمدی‌نژادی‌های رسمی و واقعی، به صراحت حرف‌هایشان را می‌زنند. امروز احمدی‌نژادی‌های واقعی خودشان را اصولگرا نمی‌دانند مثل جناب آقای جوانفکر. احمدی‌نژادی‌های واقعی ولایتمداری را تقسیم‌بندی می‌کنند. احمدی‌نژادی‌های واقعی بین احمدی‌نژاد و مشایی فرقی قائل نیستند چرا که آنها هم بین خودشان فرقی قائل نیستند. احمدی‌نژادی واقعی به همه بدگمان است. اعتقاد دارد که همه منحرف شده‌اند. به مراجع و علمای دین احترام نمی‌گذارد. نظر آنها را نمی‌پذیرد. نگرانی آنها را کم اهمیت می‌داند. آنها را بی‌بصیرت می‌داند.

اما دیگرانی که هنوز از احمدی‌نژاد دم می‌زنند، احمدی‌نژادی واقعی نیستند؛ هرچند ترجیح می‌دهند هنوز به همین نام خوانده شوند! البته اینها از نظرات و تصمیمات احمدی‌نژاد مخصوصا درباره مکتب ایرانی، احترام به علما، مشایی و … در بهت و حیرتند اما با این وجود، همچنان احمدی‌نژاد را بر دیگر چهره‌های اصولگرا ترجیح می‌دهند!

به نظر من اشتباه اینها کمتر از احمدی‌نژادی‌های واقعی نیست. چرا که به جای آسیب شناسی و تاکید بر محاسن و انتقاد از اشتباهات و اصلاح اشتباهات، صورت مساله را پاک می‌کنند. منظورم این نیست که مساله فرعی را اصلی کنند، منظورم این است که لااقل خودشان و دیگران را فریب ندهند!

من با اینکه دیگر خودم را احمدی‌نژادی نمی‌دانم، اما دشمن او هم نیستم. سیاست یعنی همین آزمون و خطاها. امروز احمدی‌نژاد را فقط رییس جمهورم می‌دانم با محاسن و اشتباهات زیاد، همان طور که علی لاریجانی را هم رییس مجلسم می‌دانم؛ و به این نتیجه رسیده‌ام که دیگر به کسی اطمینان مطلق نداشته باشم مخصوصا در عرصه سیاست!

  1. امین شیخی
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۹ | #1

    بسم الله
    عرض بنده رو حمل بر جسارت به شخص خودتون تلقی نفرما!‌ خطابم شاید تمام احمدی نژادی های عزیز باشه که این لفظ رو یعنی “احمدی نژادی”بودن رو چیزی مشابه لفظ دوم خردادی بودن ،حتی نازل تر و مضحک تر استقلالی بودن ،‌پرسپولیسی بودن اختراع کردن !متاسفانه مشکل حضرت شون و البته عامل اصلی سر خوردگی امروز شما دقیقا در همین هست که از ابتدا خودت رو “احمدی نژادی” جار زدی ، نه طرفدار پرپاقرص استوار و بی چون چرای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی …. که امروز مجبور به توبه نامه نوشتن شده ای / شما ایی که امروز اعلام عمومی کرده ای که دیگر احمدی نژادی نیستم و احمدی‌نژاد را فقط رییس جمهورم می‌دانم با محاسن و اشتباهات زیاد!!! همان طور که علی لاریجانی را هم رییس مجلسم می‌دانی اگر ذره کار اجرایی کرده باشی اینقدر کودکانه اشتباه دولت (منظورم قوه مجریه هست )نه الزاما دولت نهم ، دهم رو بی پروا و بر انصاف و تاکید مکرر حضرت رهبری که در حمایت از دولت رو با اعلام نظر صریح به ایشون این مطلب که فرمودند “البته نظر ما به رئیس جمهوری نزدیک تر است ” به همین ساده گی عبور نمی کردی و مثل دخترکان اغفال شده ی شکست خورده عشقی !!!با فوران عواطف اتشین واحتمالا پاک ات این طور خنده دار و البته تاسف بار برای شخصی به فهم و شعور و پختگی شما اینبار جار نمی زدی که “دیگر به کسی اطمینان مطلق ندارم !!! مخصوصا در عرصه سیاست!!! که این حرف ات کم کم از احمدی نژادی بودن ات بی راهه ای بیش نیست….

    [پاسخ]

  2. امیر مسعود
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۶:۴۰ | #2

    بی شک عظمت اقتدار لیاقت شایستگی توانمندی و بزرگی یک ملت به تک تک آحاد آن ملت است و نه به یک نفر. بسیار خطرناک است که عظمت و اقتدار یک ملت در گرو یک نفر باشد که آن نفر به نیابت از ۷۵ میلیون نفر در قالب خدمت خالصانه و بی مزد و منت آن را در مجامع بین المللی دو لا و سه لا به رخ اجنبی بکشاند. عظمت یک ملت را یک نفر نمی تواند معنا کند. یک نفر نمی تواند به یک ملت عظمت ببخشد و احیانا عظمت را از آن ملت بگیرد. عظمت ملت ایران در گرو مشارکت و نظارت یکایک جامعه ایران در رسیدن به یک جامعه واقعا اسلامی است. احمدی نژاد ظرفیت سازی نکرده که بخواهد از آن ظرفیت استفاده کند از ظرفیت نظام اسلامی استفاده می کند. احمدی نژادی ها بترسند از روزی که تمام انقلابمان را با این شیوه صادر کرده باشیم و دیگر ته آن چیزی برای خودمان باقی نمانده باشد. چون در داخل به آنچه که می گفیم پایبند نبوده ایم.
    اندیشه حضرت امام در تبیین نقش و جایگاه حکومت اسلامی بر مبنای شریعت ناب محمدی تفکری متعالی و جهان شمول است این تفکر که این روزها به ظاهر در قالب عناوینی از قبیل بازگشت به ارزش های الهی و انسانی نظم نوین جهانی و … توسط ریاست جمهور و به پشتوانه عظمت اقتدار و شایستگی ملت ایران بازگو می شود بی شک از جایی به بعد دیگر نمی تواند توسعه یابد و تعمیق پیدا کند نیازمند می شود؛ نیازمند مشاکت و نظارت عمومی اینکه یکایک مردم ایران در آن نقش ایفا کنند نیازمند آن می شود که افراد جامعه با اندیشه های متعالی حضرت امام بگونه ای آشنا شده باشند که بتوانند آن را به مصادیق زمان حال تعمیم دهند که امام اگر اکنون زنده بود چه کار می کرد آیا اکنون قدرت تعمیم داریم؟ احمدی نژادی ها جواب دهند.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ ق.ظ:

    برای عملی کوچک به پیام براعت حضرت روح الله(ره)
    اگر در کنار کعبه پدران و مادراننمان را از سر تیغ گذراندند ما باید تلافی آنرا با شعار الموت علی آل سعود در آزادی دهیم.
    با سلام خدمت هم دوستان سایت الف برای مبارزه علیه آل سعود یه پیشنهاد خوب برای بازی پرسپولیس با الاتحاد عربستان داده که لینکش رو گذاشتم:
    http://alef.ir/1388/content/view/102015
    http://alef.ir/1388/content/view/102134/
    اینم پیشنهادها:
    اگه خواستید من پیشنهاد ها را توی وبلاگم لینک کرده ام -خواستید لینکش کنید-(البته این بار برای عملی کردن اندیشه حضرت روح الله در مبارزه با آل سعود خبیث)
    http://sahifehemam.persianblog.ir/
    http://sahifehemam.persianblog.ir/post/12
    1-شعار ها حتما باید عربی باشه پس تا جمعه باید حتما چند تا شعار خوب بسازیم
    ۲-زیر پیراهنی پرچم بحرین برا بازیکنان
    تضمینم بدیم که اگه جریمش کردن پرداخت بشه
    پیروزی که خیلی امیدی به موندن تو لیگ نداره فوقش یه بازی هم بدون تماشاگر باشه
    ۳-شعار روی پارچه های بزرگ
    ۴-استفاده از بلندگوهای مجاز در بازی از اون نوع هایی که خود عرب عا میارن توی ورزشگاه
    ۵-پرچم بزرگ بحرین روبروی جایگاه یا یک پرچم سراسری توی بازی چه ایراد داره ما که نتوانستیم جهاد بریم با آل سعود بجنگیم لا اقل پول برای این کارها جمع کنیم
    ۶-پرچم خالی از شعار لااله الاالله و محمد رسول ا..
    ۷-تبلیغات فراوان حتی از طریق رسانه های رسمی و غیر رسمی
    ۸-بین بازی با نیروی انتظامی هماهنگ بشه چند بار چندتا تماشاگر بپرن وسط زمین با پرچم بحرین و علیه عربستان، چه اشکالی داره برای تابلو نشه دستگیرش هم بکنند؛بچه ها زیادند این کار کنند…
    ۹-باید بین بچه ها بسرعت هماهنگی بشه ،هر جا دیدیم کامنت بزاریم و آدرس بدیم،
    ۱۰-صداوسیما در هنگام پخش به وفور صحنه های مربوطه را پخش کند تا تلوزیون های عربی نتوانند آنرا سانسور
    ۱۱-استفاده از کبوتر های پرچم بحرین بند شده
    ۱۲-جمع آوری هزینه برای موارد مورد نیاز باید لحاظ بشه
    از فوتبال که خیری به اسلام نرسیده لا اقل اینبار استفاده کنیم
    یا حق
    قرمزته از نوع بحرینی اش!

    [پاسخ]

  3. محمد
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۰ | #3

    ما همه آدم هستیم پس هیچ انسانی را خدا ندانیم بارها برای شما کامنت گذاشتم اما شما بقول خودت در همه توطئه میدیدی و من را متهم میکردی به عامل امریکا و خوش رقصی برای اربابان اونور آب.
    ای کاش رهبر انقلاب در آن نماز جمله فقط این یک جمله را نمیگفت: ایشان به من نزدیکتر است
    این یک جمله با من را به جائی برد که امروز شما درباره احمدی نژاد دارید میگویید
    من شاید طرفدار موسوی نبود اما مطمئن بودم که احمدی نژاد اینی نیست که میگوید
    پاینده باشی در سایه خدا

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸م, ۱۳۹۰ ۵:۳۴ ب.ظ:

    اولا آن جمله مقایسه بود بین دو نفر. ثانیا رهبری هرگز نگفتند که نظر احمدی نژاد در همه موضوعات عین نظر من هست. ایشان به دو سه موضوع خاص مثل سیاست خارجی و عدالت اشاره کردند و گفتند به من نزدیک تره

    [پاسخ]

    بهراد پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    موقع انتخابات آخر دوره رفسنجانی هم گفتند که
    البته کسی برای ما جای آقای هاشمی رو نمی گیره
    اما باب رحمت الهی واسع هست و …

    خاطرتون هست؟

    [پاسخ]

  4. محمد
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۲ | #4

    فکر می کنی دیکتاتور ها چه جوری بوجد می اند ؟ دیکتورها ،دیکتاتور زاده نمی شوند که با خونو خونریزی به قدرت برسند کسانی در جامعه هستند مانند شما عملکرد اونارو برای عوام توجیح می کنند و باعث انحراف می شوند من اصلاح طلبان بودم چون حداقل فضایی بوجود اورد که بشه نقد کرد سوال کردو از همون سال۸۴ با اینکه ۲۰ سال بیشتر نداشتم این زمانو می دیدم حالا اشتابتونو با این توجیه می کنید که سیاست ازمون و خطاست نه خیر اقا سیاست علمه و امثالبا شما تحجر دینی که دارید مانع از تفکر درست می شه چرا که دروغگویی و اشتباهات طرف رو به خاطر اینکه تحجری دارید چشم پوشی می کنید و با این جمله خودتونو توجیح می کنید که دین مهمتره. اما به این فکر نمی کنی که اون دین نهی می کنه از عوام فریبی و دروغگویی اما متاسفانه ظواهر براتون مهمتره . یادتون باشه ایمانی و اعتقادی که به شخص وابسته باشه همینه یک شبه فرو می ریزه.متاسفانه امثال شما حتی از رهبری یه بت ساختین که حتی نمیشه در موردش صحبت کرد چه برسه به نقد خوب مسلمه با اولین اشتباه مسلمه دیوار اعتقادات به هم می ریزه

    [پاسخ]

  5. حمید
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۳ | #5

    دوست نادم من
    من گرایش به هیچ سمت و سوی جناحی نداشته و ندارم .
    آنزمانی که یکهو آقای موسوی روئید میدانستم که پیشینه ای بسیار تندروتر از احمدی نژاد دارد و بین بد و بدتر من بد را انتخاب کردم .
    اما حرفهای شما مرا به یاد شخصی انداخت که ایشان نیز مانند شما بسیار سکولار و تند رو بودند بنام آقای ده نمکی که در اوائل انقلاب و دهه ۶۰ از چماق بدستان لباس شخصی بودند و اکنون از نادمان و منتقد حکومت ! چرا؟
    تمامی این گمراهی ها عزیز من از درک غلط و عدم ارتباط صحیح با رهبری و ولایت فقیه سرچشمه میگیر اگر شما سخنرانی ها و رهنمودهای آیت ا.. خامنه ای عزیز را گوش فرامیدادید از چاله به چاه نمافتادید و اکنون بدون لیدر و رهبر و بدون هدف نمیماندید چون هدف امثال شما از اول کشف یکراه جدید بدون ولایت بوده است و فکر کرده اید که استحاله ای از انقلاب بدست بیاورید غافل از اینکه ریشه این انقلاب از ۱۵ خرداد ۴۲ تغذیه میشود و امثال شما و بقیه هوادارهای چ÷ وراست افراطی فریب خورده های سیاست بازی های مردان بدون اعتقاد به ولایت فقیه هستید که کم کم زمزمه اسلام ایرانی هم از آن بگوش میرسد و چه بسا تا دوران ریاست جمهوری آقای مشایی چیزهای جدیدتری هم ببینیم .
    من به شخصه در هیچ راهپیمایی دولتی و ضد دولتی شرکت نکردهام ولی قلباً به آرمانهای امام خمینی و سپس مقام رهبری ارادت دارم و در صورت لزوم به میدان خواهم آمد تا فرق نیروهای مخلص و ناباب معلوم شود .
    یا حق

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۰ ۸:۵۵ ق.ظ:

    با کلیت نظر تان موافقم یعنی فرمانبرداری در هر زمان فقط از آقا؛اما دوستان چرا راه گم کرده ایم دارند ما رامشغول خود می کنند،کنار ما بحرین و…رو به توپ بسته اند ؛حجت در امور داخلی هم که حرف های آقاست؛چرا حیرانید؛اینجاهاست که ولایی بودن معلوم میشه،آیا ما اگر عقبه حمایتی خود رو از دولت بر داریم در این شرایط صحیحه؟این کارمان بی شباهت به عهدشکنان تاریخ نیست که موجب شکست های تاریخی شدند،چرا می گوییم ملاک ما آقاست ،اما ملاک ما آقا نیست؟!
    در ضمن کشته این حرفتونم که گفتید در هیج راه پیمایی شرکت نکر ده اید،!!و بعدهم اظهار ارادت به امام و آقا می کنید این داستان را هم برای شما می نویسم:
    پس از شهادت امیرالمومنین(ع) وانتصاب امام حسن(ع) به عنوان خلیه امام حسن برای جهاد بامعاویه با مردم سخن می گفت،مردم گفتند ما می دانیم تو و پدرت حقید اما ما حوصله جنگیدن نداریم….
    و عهد شکنی خواص و عوام در زمان امام حسن شد عاشورا…
    عزیزان اگر ملاک در همه چیز امام نباشد آخرش میشه همین و تا این محقق نشه فرج بی امت حاصل نمیشه
    http://sahifehemam.persianblog.ir

    [پاسخ]

  6. ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۵ | #6

    سلام . مطلب بسیار بسیار خوبی بود. دست مریزاد. اما اینکه همه احمدی نژادیها در این چند دسته تو نمی گنجند. اونهایی که در کنار ماجرا هستند مثلا در شهرستانها و یا در روستاها هنوز هم به خاطر ولایی بودن احمدی نژاد ، احمدی نژادی اند. اونها رو فراموش نکن. مسائل سیاسی در پایتخت یا در قمی که شما انجا می زیید ،فرق می کند با فضای حاکم بر آنها. در مطالبی هم که می بایست رسانه ای شود دقت کنید. هرچیزی را هر جایی نمی شود گفت. احمدی نژادی نبودن شما و من مساله مهمی نیست. مساله مهم انقلابی ماندن ماست. سرباز ولایت زرنگ و نکته دان است. و اینکه در نوشته ات گفته ای دیگردر سیاست کسی را مطلق قبول ندارم . این هم حرف درستی است. نه در سیاست که در دین هم اینگونه است. جز در معصومین و ولایت فقیه( البته ازنگاه ما که تال تلو معصوم است.)حدیث امیرمومنان که افراد را با حق بسنج نه حق را با افراد.
    امیدوارم سرباز ولایت بمانیم

    [پاسخ]

  7. علی
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۷ | #7

    چه دل خجسته ای دارن بعضیا احمدی نژاد نیومده که بره اونو آوردن که یه عده ای رو بزنه کنار اصطلاحا جاده صاف کن دیگرانه بعد با خیال راحت مشغول تمشیت امور بشن آخه هنوز جای امثال مصباح سفت و محکم نشده به اصطلاح خودشون میخان خلصین رو بیارن رو کار یک حکومت ولایی ثروتمند یکدست تا بن دندان مسلح بی مخالف و منتقد که اونوقت بشینن پای میز مذاکره و حسابی بازی کنن و امتیاز بگیرن ۱- دستیابی به چندین سلاح هسته ای۲-شیعه سازی خاورمیانه۳-دستیابی به حکومتی مانند حکومت صفویه در زمان شاه عباس کبیر منتها با تساهل مذهبی به مراتب کمتر۴-ساختن دستگاه مرجع سازی و مداح پروری و نمایندگان همیشه موافق و گوش به فرمان و خلاصه سپاهیزه کردن کارگزاران حکومتی به منظور ماندگاری بیشتر (مدل کره شمالی۹)۵-بازتولید حکومت اسلامی خواسته دل حضرت آقای مصباح که درست دارن نقش آقای امام محمد غزالی رو برای امروز بازی میکنن.

    [پاسخ]

  8. ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۲:۳۷ | #8

    خوب گفت آن که گفت بد بخت ملتی است که به دنبال قهرمان است
    شما امروز به این نتیجه رسیدی من از سال ۸۵ یعنی یکسال بعد از ریاست جمهوری احمدی نژاد دیگر فقط احمدی نژاد را یک رئیس جمهور می دانستم نه یک کامه کمتر نه یک کلمه بیشتر.
    منی که از آذر ۸۳ عاشق احمدی نژاد شده بودم و همه به شورای حکمیت اصولگرا ها چشم دوخته بودند ولی من نگاهم به او بود فقط به او و چه زود ما را ناامید کرد

    [پاسخ]

  9. هموطن
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۵:۴۷ | #9

    شما از بعد از انتخابات ۸۸ و حواشی مربوط به مشایی اعلام کردید که دیگر در این وبلاگ حرفی از احمدی نژاد نمیزنید. میبینم که زیر حرفتان زده اید.اما در مورد خود باید بگویم تا وقتی که احمدی نژاد خار چشم صهیونیستهاست من خود را مدافع او میدانم و به هیچ عنوان در این فضایی که کل رسانه ها و توان نرم افزاری غرب علیه احمدی نژاد و تفکر او متحد است، جایز نمیدانم که رسانه های خودی هم علیه او بنویسند و بگویند. خودتان فکر کنید ببینید این چیزهایی که شما نوشتید بیشتر چه کسی را خوشحال میکند. جبهه دوست را یا جبهه دشمن را(البته ممکن است بگویید نسبت به دشمن هم بی اعتمادی گذشته را ندارید و فکر میکنید ممکن است دشمن هم جاهایی راست بگوید). به هر حال لازم نیست جواب بدهید فقط پیش خودتان منصفانه فکر کنید.

    [پاسخ]

    حنظله خلیلی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    قابل توجه شما یه سر برید تو صراط نیوز و بینید چگونه صهیونیستهای صدای امریکا و بی بی سی و غیره دست و پا برای رفیق فابریک احمدی میشکونند

    [پاسخ]

  10. هاتف
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۵:۵۰ | #10

    بارک الله . احسنت . قشنگ نوشتی

    [پاسخ]

  11. امیر مسعود
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۱ | #11

    به نظر من آقایان مشایی رحیمی و بقایی حاشیه امن آقای احمدی نژاد در مقابل به اطلاح دشمنان انقلاب هستند. چماقی از طرف احمدی نژاد بر سر مخالفان آقای احمدی نژاد هرچند با ایده این آقایان دکتر قلابی مخالف باشد به هر حال هر چه که نباشد به قول خود آقای احمدی نژاد آزادی در ایران نزدیک به “مطلق” است و اگر کسی نظری مخالف دارد می تواند آزادانه مطرح کند!
    بایست از زمانی که در کارزار جنگ نرم ایران محتاج سرمایه های غنی انسانی خواهد بود ترسید.
    احمدی نژاد هیچگاه آنطور که شایسته بود بر عنصر آگاهی و دانش در جامعه تاکید نکرده است اینکه جامعه را
    بی شک عظمت اقتدار لیاقت شایستگی توانمندی و بزرگی یک ملت به تک تک آحاد آن ملت است و نه به یک نفر. بسیار خطرناک است که عظمت و اقتدار یک ملت در گرو یک نفر باشد که آن نفر به نیابت از ۷۵ میلیون نفر در قالب خدمت خالصانه و بی مزد و منت آن را در مجامع بین المللی دو لا و سه لا به رخ اجنبی بکشاند. عظمت یک ملت را یک نفر نمی تواند معنا کند. یک نفر نمی تواند به یک ملت عظمت ببخشد و احیانا عظمت را از آن ملت بگیرد. عظمت ملت ایران در گرو مشارکت و نظارت یکایک جامعه ایران در رسیدن به یک جامعه واقعا اسلامی است. احمدی نژاد ظرفیت سازی نکرده که بخواهد از آن ظرفیت استفاده کند از ظرفیت نظام اسلامی استفاده می کند. احمدی نژادی ها بترسند از روزی که تمام انقلابمان را با این شیوه صادر کرده باشیم و دیگر ته آن چیزی برای خودمان باقی نمانده باشد. چون در داخل به آنچه که می گفیم پایبند نبوده ایم.
    اندیشه حضرت امام در تبیین نقش و جایگاه حکومت اسلامی بر مبنای شریعت ناب محمدی تفکری متعالی و جهان شمول است این تفکر که این روزها به ظاهر در قالب عناوینی از قبیل بازگشت به ارزش های الهی و انسانی نظم نوین جهانی و … توسط ریاست جمهور و به پشتوانه عظمت اقتدار و شایستگی ملت ایران بازگو می شود بی شک از جایی به بعد دیگر نمی تواند توسعه یابد و تعمیق پیدا کند نیازمند می شود؛ نیازمند مشاکت و نظارت عمومی اینکه یکایک مردم ایران در آن نقش ایفا کنند نیازمند آن می شود که افراد جامعه با اندیشه های متعالی حضرت امام بگونه ای آشنا شده باشند که بتوانند آن را به مصادیق زمان حال تعمیم دهند که امام اگر اکنون زنده بود چه کار می کرد آیا اکنون قدرت تعمیم داریم؟ احمدی نژادی ها جواب دهند.

    [پاسخ]

  12. س
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۸ | #12

    سلام. مطلب درستی بود ولی در این که آنهایی که فلانند بهمانند نباید قطعیت داد و قضاوت کرد. مثلا بهتر است عملکردها و افکار غلط را بشدت زیر سوال برد ولی انگ به شخص یا گروههایی نزد. اینجوری به عدالت نزدیکتره و احتمال خطا کمتر. نکته دیگر این که همانطور که نظر یا عکس العمل شما تغییر کرده است باز هم ممکن است تغییر کند پس با قاطعانه نظر دادن خودمان را گیر نیندازیم. احتمالا ممکن است شاید اکثرشان اغلب …کلمات خوبی هستند.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  13. بهراد
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۰ | #13

    کلا هدف احمدی نژاد آدمهای سطح پائین جامعه است.
    تازه تو باهوششونی که الان یه چیزایی دستگیرت شده

    [پاسخ]

  14. مهدی313
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۹ | #14

    دیر متوجه قضایا شدی .اما از هیچی بهتر است .من هم زمانی طرفدار احمدی نژاد بودم .یک توصیه از حقیر داشته باش.جز معصوم (ص) سخن هیچ مخلوقی را حجت بر خود قرار نده .

    [پاسخ]

  15. ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۵ | #15

    قبول کن که منصفانه ننوشته ای. بعضی از حرف هایت صحیح است و بعضی نه.
    اما این را بدان که غالب مردم به خاطر ولایتی بودن احمدی نژاد با او بوده اند.
    یا علی فقط سیدعلی

    [پاسخ]

    جنجال یک سکوت پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    ولایی بودن احمدی نژاد با اون زمین گذاشتن حرف رهبر در عزل مشایی زیر سوال نرفت؟

    [پاسخ]

    راحله پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰م, ۱۳۹۰ ۶:۱۱ ب.ظ:

    سلام
    شما یا نمی دونی ولایت و ولایت مداری یعنی چه یا کلا آدم سطحستانی هستی و احتمالا الگوی یک دوست خوب در ذهن شما خاله خرسه (در داستان دوستی خاله خرسه) و آقا گرگه (در داستان شنل قرمزیه) هستند.

    البته انگار این روزها سطحستانی بودن تو جامعه ی ایران مد شده
    بعضی ها سر قوانین فقهی دین مسامحه میکنند که جامعه بهشون میگه قرطی :wink:
    بعضی هاهم مثل شما، بر سر مفاهیم اصلی دین مصامحه میکنند که جامعه بهشون میگه ولایی

    حالا انصافا کدوم زخم عمیق تریه؟

    متاسفم که امروز، حتی مفاهیم اصیل دینی هم، دیگه معناشون به بدترین نحو تغییر کرده.
    پوستین وارونه ایی که ما با کمال وقاحت، به نام اسلام، به امام زمان روحی فداه تقدیم می کنیم

    [پاسخ]

  16. علی
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۸:۵۸ | #16

    اول انقلاب اتفاقات زیادی افتاده. الان که سال ها از این قضیه گذشته و از بیرون به گذشته نگاه میشه، وقتی به عقب نگاه میکنیم تند روی های زیادی رو می بینیم که ناشی از همین اعتماد بی حد به افراده. ناشی از این بوده که همواره دیگران مسئول اعمال دونسته شدن و خودشون رو فقط عامل اوامر می دونستن و اسم این کار رو ذوب گذاشتن.
    برای مثال وقتی در ماجرای انقلاب فرهنگی آش خیلی شور شد امروز همه افراد اون گروه زیر بار مسوولیت نمی رن و میگن ما منظورمون چیز دیگه ای بود. یا خودشون رو تنها فرد حاضر در جلسات نمی دونن.
    یا برای مثال وقتی اعدامها در دهه ۶۰ اتفاق افتاد همین افراد ی که امروز به نوعی در قدرت هستند یا سعی در حضور در بدنه قدرت دارند خودشون رو به این راه میزنند که ما از اعدام ها خبری نداشتیم. چه حاصل؟ یک سری جوان تحصیل کرده که باید چرخ علم و اقتصاد مملکت رو میچرخوندن به خاطر بازی های سیاسی و قدرت طلبی و به خاطر تفکرشون اعدام شدن. بعد ماجرای جنگ و تندروی ها پیش اومد که همین الان بحث ادامه دادن و ندادن جنگ هم شده ماجرای کی بود کی بود من نبودم.
    باز چه فایده؟ دنباله همون جوان های تحصیل کرده هم در جنگ از بین رفتن.
    اینه وضعیت فرهنگی جامعه امروز ما. هنوز همون روش های شعبون بی مخی کودتای ۲۸ مرداد داره جواب میده.
    به هر حال امیدوارم خیلی ها سال ها بعد پشت سرشون رو نگاه نکنند و خجالت بکشند که مسئولیت کار های خودشون رو به عهده بگیرند. امیدوارم وقتی ازشون در مورد کشتن جوون مردم به خاطر تفکر متفاوت می پرسند ژست نطام دوستی و مبارزه با بر اندازی نگیرند و یا وقتی ازشون در مورد اسنیپر ها و تک تیر اندازهای سر پشت بام می پرسند ابراز بی اطلاعی نکنند. وقتی ازشون راجع به خودروی نیروی انتظامی میپرسند که از روی جوون مملکت رد شد ادعای دزدیده شدن خودرو رو نکنند.
    وقتی ازشون در مورد کهریزک می پرسند ادعای برقراری عدالت برای متهمانش رو نکنند و از همه بد تر امیدوارم سکوت امروزشون در برابر این بی عدالتی ها رو به اسم آب به آسیاب دشمن نریختن یا مصلحت اندیشی نگذارند که قصور در برقراری عدالت به هیچ وجه جایز نیست. شما اسم وبلاگت آهستانه. پس به آه مظلوم اعتقاد داری. امیدوارم یه فکری به حال این آه ها بشه و صحنه سیاست ما صحنه حال طرف رو با چماق گرفتن نباشه.

    [پاسخ]

  17. ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۹:۴۴ | #17

    جناب حسینی همون حسینی بمان مشائی که هیچ احمدی نژاد هم فرع است.جاست ولایه فالوور

    [پاسخ]

  18. جنجال یک سکوت
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۲۰:۱۸ | #18

    خیلی خوب نوشتین
    احسنت

    [پاسخ]

  19. هموطن
    ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۵ | #19

    در نقد نوشته تان در وبلاگی (آینده از آن حزب الله) مطلبی خوندم که بسیار جالب بود. لابد خودتان خوانده اید. به نظرم رسید این یک جمله را برای شما از آن مطلب با ک÷ی کردن پررنگ کنم و خواهش کنم که اگر واقعا خود را ولایی میدانید روی این جمله هم فکر کنید:
    گاهی یک حرف حق را نباید زد ؛ چون گفتن این حرف ، پازل دشمن را تکمیل می‏کند. مواظب باشید در هیچ مرحله‏ ای ، شما تکمیل‏ کننده‏ ی پازل دشمن نباشید.( مقام معظم رهبری )

    [پاسخ]

  20. دوست
    ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۳ | #20

    سلام دوست عزیز
    نمی دانم این مطلب را روی سایتت می گذاری یا نه، مهم اینه که خودت میخونی.
    همین اول برایت می گویم که من مخالف دولتم، اما سبز نیستم! برحسب اتفاق هم بعد از مناظره ها به این نتیجه رسیدم که به هیچ یک از کاندیداها نباید رای داد، اما حرمت تمام کسانی که رفتند و رای دادند را نگه داشتم و به عقیده ی آنها احترام گذاشتم و می گذارم. ادا و اطوارهای سبزها را هم بلد نیستم. همه را هم دشمن فرضی و غیر فرضی نمی دانم، به هیچ کس هم با هیج عقیده و مسلک و مرامی توهین نمی کنم.
    به اینکه برایت چه نوشته اند هم کاری ندارم که «از کوزه همان تراود که در اوست». قصه برایت زیاد نوشته اند و می دانم از خواندن قصه هم خسته شدی.
    دوست عزیز… در اجتماعی که من و شما زندگی می کنیم، بنابه گفته ی معروف «آزاده مرد» به ندرت پیدا می شود. آزاده مرد، حرفش را عوض می کند، چون می داند که اشتباه بخش بزرگی از ماهیت انسانی است. آزاده مردها، به آنچه که انجام داده اند، فکر می کنند، آن را تجزیه و تحلیل می کنند. اگر با همان عقل خود و عرف های اجتماعی و روز مطابقت کرد و خلق خدا را از خود راضی دید، بر کرده ی خود افتخار خواهد کرد و اگر خود را راضی ندید، آنقدر شهامت دارد که اشتباه خود را بگوید.
    آن که گفتم نه پاچه خواری است و نه تملق. من تصورم بر این است که هرآنچه که نوشتی از دل بوده، به دلت و قلمت، هردو احترام می گذارم. من را هم نمی شناسی و من هم تو را نمی شناسم که نیازی به تملق از یکدیگر داشته باشیم. شاید هیچ وقت دیگر هم به سایت تو سری نزنم، اما خوشحالم.
    خوشحالم که می توانم امیدوار باشم که در جامعه ای می توان زندگی کرد که به جای توهین و ضرب چماق و کتک و بی احترامی و سبز و بنفش کردن آدم ها، می توان با آنها حرف زد، اشتباهاتمان را بگوییم، برای آنها از یکدیگر عذرخواهی کنیم و به عنوان اعضای جامعه رابطه ی منطقی مبتنی بر احترام را برپا کنیم.
    افتخار می کنم که هموطنی مثل تو دارم که علیرغم تفاوت در سلیقه ها و ایده هایمان، می توانیم با همدیگر دوستانه صحبت کنیم. الزامی هم برای متقاعد کردن همدیگر نداریم. مهم این است که انگشت های یک دست هستیم، من در جایگاه خودم افتخار می کنم که به تو کمک می کنم و تو هم قطعا همین خواهی کرد. در چنین جامعه ای است که می توانیم فرزندانمان را کنار هم بزرگ کنیم.
    من هم مثل تو دشمن احمدی نژاد نیستم، اما جو «کورشو، دورشو» را هم نمی پذیرم. آدمها در نظر من سیاه و سفید نیستند. همانطور که خدمات احمدی نژاد را می بینم و اشتباهاتش را، دیگران را هم می بینم و احساس می کنم. جمله ی آخر تو و نتیجه گیری ات، تمام درد دل نسل دومی هایی مانند من بود.
    موفق باشی
    به امید فردایی بهتر و بدون بت چه سیاسی و چه غیر سیاسی

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۰ ۹:۰۵ ق.ظ:

    کلیت حرفات زیباست اما دوست عزیز…
    از نتیجه گیری تان معلومه که ملاک نداشته اید…!!!
    کاش ملاکتون حق بود و به موسوی رای می دادید تا به هیچ کس…
    توصیه می کنم دنبال ملاک بگرد مردم و به به و چه چه ملاک نیست
    ملاک اونه که بسیجی واقعی یعنی امیر المومنین بیان کرد
    اگر همه دنیا هم حرف غیر خدا بزنند من وظیفه الهی خود را انجام می دهم (مضمون)
    به قولی خواهی شوی رسوا همرنگ جماعت شو….!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ملاک همان قانون اسلام یعنی فقه است که قانون خداست.

    [پاسخ]

  21. majid
    ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۶ | #21

    ببین آقای حسینی اگر ایمیل بدی . خصوصی بهت میگم چه خبره که هم به درد دنیات میخوره هم به درد آخرتت . ان شاء الله_ زود بجنب دیگهmajid640507@yahoo.com

    [پاسخ]

  22. ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۹:۴۲ | #22

    سلام اخوی از نوشته ات ممنون ولی خوش چهره با نوبخت مناظره کرد نه با مرعشی

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۰ ۹:۵۲ ق.ظ:

    درسته. کلهر با مرعشی مناظره داشت. ممنون از یادآوری

    [پاسخ]

  23. هومن
    ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۱ | #23

    روزی خواهد رسید که متوجه می شوی رای مردم کاملا نادیده گرفته شده …دلیلش همین است …احمدی نژاد رای واقعی اکثریت مردم را نداشت و عده قلیلی موجی در برابر اصلاح طلبان درست کردند و از انجاییکه مقامات حکومت هم موافق بودند … مصلحت کشور و اسلام از دید حکومت وارد کاخ ریاست جمهوری شد …ولی از انجاییکه این خواست اکثریت نیست خود بخود ماهیت ضد مردمیش بر همه جناح ها ظاهر می شود .
    باید به سوال مهمی پاسخ بدهی ….رای ۲۰ میلیونی مردم واقعی ایران به خاتمی در دو دوره چه بر سرش امد ؟ایا این ۲۰ میلیون و فرزندانشان که به سن رای دادن رسیده اند نتوانسته جلوی ان ۷ میلیون را بگیرد که به رقیب اصول گرای خاتمی رای داده اند ؟
    یا باید ثابت کنی که ان موقع ایران اصلاح طلب بوده و امروز مردم ریش گذاتشته اند و انگشتر به دست کرده اند و به احمدی نژاد رای دادهاند !!!!!!!!!!!! 8O یا اینکه این ۲۰ میلیون به خارج از کشور رفته اند .
    البته ان کسی که انتخابات را مهندسی کرده کم کم …به انتهای دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد می رسیم …صحنه را طوری می چیند که مردمی که رای به اصول گرایان داده اند از احمدی نژاد روی گردان شده اند !!!و اگر در انتخبات بعدی رای ۲۰ میلیونی وجود نداشت …بیاندازید به گردن روی گردان شدن مردم از مواضع ضد ولایتی احمدی نژاد !!!!!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۰ ۶:۰۰ ب.ظ:

    حالا من از شما یه سوال دارم؟ رای مردم ایران به بنی صدر چی شد؟ مگه عموم مردم ایران حتی عموم مراجع و روحانیون به بنی صدر رای نداده بودند؟ پس رای اونها چی شد؟ چرا بعدا همین مردم به افراد دیگری رای دادند؟
    اگه قراره درباره مردم ایران اینطوری قضاوت کنیم که اگر قضاوت نکنیم بهتره.
    مشکل شما اینه که فکر میکنی مردمی که به خاتمی رای دادند، همه اصلاح طلبند. در صورتی که اینطور نیست. من قبلا درباره این موضوع مطلبی نوشتم و از خانواده خودم مثال آوردم. اطرافیان من دو دور به خاتمی رای دادند و دو دور هم به احمدی نژاد. به نظر من اصلا هم تناقضی وجود نداره.
    شما به رای مردم بیش از اندازه سیاسی و جناحینگاه می کنی. در صورتی که مردم اصلا در این قواعد نمی گنجند

    [پاسخ]

  24. باقر
    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۶:۱۷ | #24

    سلام

    انسان اولا وقتی از روی وظیفه کاری رو انجام داده باشه و ثانیا اگه وظیفه رو از روی بصیرت تشخیص داده باشه هیچ وقت پشیمون نمیشه.

    بر فرض محال که آقای احمدی نژاد الآن در بدترین وضعیت ممکن باشه (گفتم بر فرض محال) یعنی کارهای اشتباه ایشون به حدی زیاد باشه که تمام کارهای خوب و صحیح ایشون رو پاک کنه هم. من از اینکه از ایشون تا الان و در دو انتخابات حمایت کردم پشیمون نیستم. حتی اگه فردا وظیفه م رو این تشخیص بدم که این شخص مرتده و باید بر او بتازم.
    دیروز وظیفه اون بوده و فردا هم این. وس هیچ وشیمونی در کار نیست.

    ولی یه صحبت با شما دوست عزیز دارم. انصافا آقای احمدی نژاد با همه این اشتباهاتی که به اون اشاره کردید. هنوز هم قابل مقایسه با دیگر چهره های اصولگرا و اصلاح طلب هست یا نه. همه این عزیزانی که نام بردید تو فتنه ۸۸ کجا بودن.

    یه نکته هم اگه بگم بد نیست. اگه آقای احمدی نژاد رو ببینم سر ۲ تا موضوع بهش خرده می گیرم و انتقادات شدیدم رو نثارش می کنم. اول اینکه چرا حرف ولی فقیه رو دیر اجرا کرد و دل همه ولایتی ها رو خون کرد. دوم اینکه چرا این فرصت رو برای این سیاست بازای چپ و راست که بعد از اشتباهات فاحششون در فتنه ۸۸ نمی تونستن سرشون رو جلوی مردم بیارن بالا ایجاد کرد که حرف بزنن و از مقام دلسوز مردم و ولایت صحبت کنن

    در آخر می خوام بگم. بعضی چیزها مد میشه. مثل مدل مو و لباس و…
    الآن هم انتقاد از احمدی نژاد و زدن تو سر این بنده خدا مده. نمی گم نباید از احمدی نژاد انتقاد کرد. ولی ببین انتقاداتت به خاطر مد و جو جامعه است و یا نه از سر حس وظیفه و بصیرت

    یا علی

    [پاسخ]

  25. باران
    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۱:۱۰ | #25

    سلام دوست عزیز ضمن اینکه با حرفهای دوستمون باقر موافقم بایدبگم اساسا خیلی از کسانی که به آقای احمدی ن‍‍‍ژاد رای دادند هیچ وقت اسم خودشان را احمدی نژادی نگذاشتند اصولا ملت ایران هوشمندتر از آنند که ما فکر میکنیم من آمارگیر نیستم ولی بیشتر کسانی که در اطرافیانم دیدم به احمدی نژاد رای دادند اشتباهاتش راهم می پذیرفتنداگر احمدی نژاد رای آوردبه خاطر این بود که خودش رامطیع ولایت معرفی میکرد دوربعدهم اگرکسی از طیف و جناح دیگری رای آوردبعضی ها فکر نکنندملت تازه دوزاریشان افتاده رای من به ایشان رای به فضایل ایشان بود به میزانی هم که از ارزشها و آرمانهایشان عدول کنند محبوبیت ایشان کم میشود

    [پاسخ]

  26. ستایش
    ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۸ | #26

    من حرفاتون رو تو تناقض می بینم از یه طرف میگید احمدی نژاد ولاییه ازطرف دیگه میگید آمریکا و صهیونیستها سر و دست برا رفیق فابریک احمدی نژاد میشکونن !?

    [پاسخ]

  27. من
    ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۶ | #27

    ادب مرد به ز دولت اوست

    [پاسخ]

  28. هادی
    ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۸:۰۱ | #28

    بنظر من همه شما سرکارید!! ببخشید این جوری می گم.بنظر می رسد شما در ریشه ها و مبانی دچار اشکال هستید همانگونه که جمهوری اسلامی همچون کلاف سر در گمی به دور خود می پیچد، هر خط نوشته شما خط بالایی را نقض می کند. در ابتدا باید تکلیف و نسبت خود را با دنیا و مردم کشورمان مشخص کنید تا مبانی فکری و عقیدتی تان اینگونه دستخوش تغییر و تحول نشود.همه ما نیازمند هستیم تا دوباره به مرزهای اعتدال برگردیم همانگونه که اساس اسلام عزیز بر تعادل است.متاسف هستم که چقدر قرائت رسمی موجود به اسلام واقعی دور است و حاشا که چه دیر زمانی بیدار خواهیم شد که دیگر فرصت ها از دست رفته است.با مطالعه در آثار و مبانی اعتقادی اسلام با اسلام واقعی برگردید.همه اسلام ولایت نیست!!

    [پاسخ]

  29. هادی
    ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۸:۰۹ | #29
  30. محسن ن
    ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۸:۳۸ | #30

    خداوند ما را از انسانهای سست عنصر و شکاک بر حذر دارد.

    [پاسخ]

  31. ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۲ | #31

    این دقیقا حرف من در پست جدید است.

    [پاسخ]

  32. ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۵ | #32

    با افتخار و احترام مطلبتان را لینک کردم.

    [پاسخ]

  33. مرتضا
    ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۷ | #33

    مطمئن باشید هر اتفاقی بیفتد، ما پشت سر رئیس جمهور محبوب و مردمی و رنج کشیده و زحمت کش و مهدی دوستمون هستیم؛ تا پای جان.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    باشید تا پای جان! فقط مواظب باشید یه بار آنفولانزای دکتر به شما سرایت نکنه :)

    [پاسخ]

    محسن ن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۰ ۷:۴۹ ق.ظ:

    هرچه از دوست رسد نیکوست.
    .
    زندگی حسابگر مال افراد حسابگر.افرادی که ایمان دارند و اعتقادات راسخ نیازی به زندگی حسابگر ندارند.به طور یقین رئیس جمهور مردمی و محبوب ما در مواقعی مثل الان نیاز بیشتری به حمایت دارند تا اینکه مثل افرادی مانند صاحب بلاگ یا شما پشتشون رو خالی می کنید احساس تنهائی و دلتنگی نکنند.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۰ ۸:۰۷ ق.ظ:

    بی خیال بابا :)

    محسن ن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    آقای حسینی از اول بی خیال بودید که کارتون بعد ۶ سال به اینجا ختم شده.بی خیالی معنائی نداره.باید باهوش باشی. باید حواست جمع باشه.اینائی که این بنده خدا توبه کرده و بقیه نوشتن از خودشون توبه کردن.
    از بی خیالی ها باید توبه کرد.از شکاک بودن باید توبه کرد.از سست بودن باید توبه کرد.
    .
    ذات بی خیالی منجر می شه به همین چیزا که جائی که بهت نیازه می گی بی خیال…

  34. یک دوست
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۶ | #34

    “از نگاه من ِ احمدی‌نژادی، همیشه و در همه حال، حق با احمدی‌نژاد بود”
    دوست عزیز مشکل از احمدی نژاد نیست، مشکل از ماست که یکی رواونقدر بزرگ می کنیم و اونقدر بهش قدرت می دیم که هر کاری خواست به سرمون بیاره، مهم نیست اون شخص کی باشه این ذات قدرته که انسانها رو به فساد میکشه. امیدوارم یه روزی بیاد که همۀ ما این عینک سیاه و سفید رو از چشممون برداریم و هر کس رو اونجوری که واقعن هست ببینیم نه بصورت دوست و دشمن ، حودی و غیر خودی و حق و باطل، مطمئنن او روزه که می تونیم در کنار هم و دست به دست هم مملکتمون رو بسازیم، به امید اون روز.

    [پاسخ]

    محسن ن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ق.ظ:

    دوست عزیز امیدوارم همه ی دوست های دنیا مثل شما نباشند که باید فاتحه ی دوستی رو خوند…
    .
    شما با چه جراتی با چه مدرکی نسبت فساد به یک نفر می دی ؟ از خدا شرم کن.حالا می خواد رئیس جمهور باشه یا هر کس دیگه.اونچیزی که مشخصه فعلا عینک سیاه روی چشمای شماست.
    .
    دوست و دشمن هست .خودی و غیر خودی هم هست.
    .
    هل الدین الا الحب و البغض ؟؟؟؟؟
    .
    یا بارها از زبان رهبر نشنیده اید خودی و غیر خودی ؟البته اگر به رهبری و ولایت فقیه ایمان داشته باشد.
    .

    [پاسخ]

    محسن ن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ ق.ظ:

    آخه با یکی می تونی دست بذاری توی دستش و مملکت رو بسازی که باهات همفکر باشه.که اگه امروز این آجر رو گذاشتی یه جا فردا نره برش داره.این یه چیز واضحه که خودی و غیر خودی هست.
    .
    از طرفی یک سری افراد سست عنصر هم اگر دستت توی دستشون باشه یهو وسط کار می بینی قالتت می ذارن.تو وسط زمین و آسمون و طرفم می ره پی زندگیش.انگار نه انگار

    [پاسخ]

  35. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۸:۲۶ | #35

    امید عزیز من از مخالفان احمدی نژاد بودم اما الان موافق این حرکت احمدی نژاد هستم . می دونی چرا؟ برای اینکه تازه احمدی نژاد هم فهمید که چرا ۱۰ سال پیش خاتمی تو مجلس اعلام کرد که هیچ اختیاری نداری …. خاتمی سکوت کرد اما احمدی نژاد ایستاد و من این ایستادن را می ستایم چون آهن است که آهن را می شکند . اما یه چیز هم بگویم شاید شما ازاحمدی نژادی بودن خودت اعلام برات کنی ولی نمی توانی منکر شراکت در خون های جوانانی که به خاطر احمدی نژاد ریخته شد. شوی و فکر کنی دامانت پاک می شود . تو هم شریک می باشی.

    [پاسخ]

  36. علی سیفی
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۵ | #36

    یک روزی شهید رجائی به یک استانی سفرمیکنند همه مردم جمع میشوند تا به استقبال او بروند تجمع عظیمی شده بود.راننده شهید رجائی می گفت در حالی که شهید رجائی جواب احساسات مردم را میداد میگفت مردم مرا دوست ندارند اسلام و انقلاب را دوست دارند اگر زمانی من برخلاف اسلام و انقلای کار کنم آنهادشمن من میشوند. بله همینطور است ما عاشق احمدی نژاد نیستیم عاشق اسلامیم ما به افراد تعصب نداریم به اسلام تعصب داریم . ملاک و معیار ما حق است و حق رفتاری علویست .همه را با اعمال و افکار علی میسنجیم .متاسفانه کوته نظران همه چیز را با احمدی نژادمیسنجند.به قول شهید شیرودی تا زمانی که با ولایت باشید سرور مائید ولی زمانی که دشمن ولایت شوید ماسربر شمامیشویم.بسیار اعمال و رفتار دولت فعلی خنجری شده برسینه ولایت فقیه و چه بسا اگر مصلحت اسلام و انقلاب نبود رهبری آن را به مردم میگفت .الهی مارا به راه راست هدایت بفرما تا حق راببینیم بصیرت دیدن حق است نه حمایت از شخص

    [پاسخ]

  37. امیرحسین
    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۰ | #37

    سلام داداش گلم

    حرفهای شما قابل تامل بود. هم اونموقع و هم الان و من تا حدی به شما حق میدم. ولی من میخوام از یک پنجره ی دیگه به موضوع نگاه کنی

    روزهای آخر جنگ رو یادت بیار. امام با اینکه تا چند روز پیش از اون به شدت بر ادامه یافتن جنگ تا تنبیه متجاوز اصرار میکرد به ناگاه بر اثر مشورت با مسئولین دولتی نظرشو عوض کرد و قطعنامه را هم پذیرفت. جالبتر اینکه بعدش در جواب برخی منتقدینِ طولانی شدن جنگ فرمود: ما حتی یک لحظه هم از جنگ پشیمون نیستیم

    حقیر هم حتی یک لحظه از رایی که به احمدی نژاد دادم و اغماضی که از مشایی و رحیمی کردم پشیمون نیستم زیرا در آن زمان آقا با اشاره به ما فهمانده بود که جریان مشایی، اولویت اصلی نیست. البته این به اون معنا نیست که انحراف مشایی اصلا مهم نبود بلکه به این معنا بود که باید نوک پیکان رو جای دیگه ای متمرکز کنیم. اینطور که تو ذهنمه.

    زمانی از پیتر دراکر پرسیدند عملکرد بوش رو چطور ارزیابی میکنی؟ جواب داد تا بیست سال یا عددی مثل این، دیگه نمیشه اونو ارزیابی کرد. برخی از مسائل خیلی راهبردی تر از اونه که بتونیم به صورت تاکتیکی ارزیابیش کنیم.

    شاید بیست سال بعد از این بشه راجع به حمایتهای رهبری از دولت در به ثمر رسیدن موضوع پیچیده ی هسته ای و بحث هدفمندی یارانه ها و از همه مهمتر کوتاه کردن دست اشرافیت از قدرت اظهار نظری کرد

    فراموش نکنیم که درانتهای دولت خاتمی نماینده گان ترسوی مجلس که از حضور امریکا در عراق و افغانستان زرد کرده بودند، جام زهر را به مولایمان پیش کش کردند ولی در سایه ی اطاعت احمدی نژاد از فرامین آقا کار به جایی رسید که امریکا در عراق دست گدایی به سوی ما دراز کرد. همون امریکایی که در دولت اصلاحات با هر تهدید پوچ و توخالی مسئولین ما رو یک قدم به عقب میراند حاصل تلاشهایش در عراق را با روی کار آمدن دولتت شیعی ابراهیم جعفری و نوری المالکی به ایران تقدیم کرد .

    تازه ما به خیرالموجودین رای دادیم.چون من نسبت به آقای رضایی ارادت خاصی نداشته و ندارم. بعدا هم در جریان شکایت کشی به شورای نگهبان و حرفهای اقای دانش جعفری در محضر آقا غمزه هایی دیدیم و دیدید که احتیاج به بازخوانی ندارد

    پس کی مونده بود که بهش میشد رای داد؟

    در بدترین حالت توجه داشته باش که زیاد ابن ابیه هم فرماندار امیرالمونین بوده و شریح قاضی هم در زمان اون حضرت منصب قضاوت داشته ولی بعدا گافهای بزرگی داد. آیا افرادی که به خاطر حمایت امیرالمونین شریح را تقویت کرده بودند خطاکارند؟

    گرچه تصور میکنم موضوع احمدی نژاد تا اون حد وخیم نیست

    برای من حتی اشاره ی گوشه ی چشم مرجع تقلید عادلی که هشت سال رئیس جمهور و بیست سال رهبر یک جامعه ی پرتلاطم مثل ایران بوده حجته

    همونطور که مطمئنم برای شما و همه ی دوستان مخاطب این نامه حجت است

    لذا همونطور که شما اشاره فرمودید

    چون تو را نوح است کشتی بان ز طوفان غم نخور

    ما فقط باید چشممان که به آن دولب مبارک باشد که خلاص در اخلاص است

    ببخشید که خیلی پراکنده و بی نظم حرف زدم

    صرفا خواستم حاصل فکرهای این چند روز اخیرم رو با برادرانم در میان بذارم و نظرشونو بدونم

    [پاسخ]

  38. رضا
    ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۹ | #38

    عزیزان
    کمی دقت کنید در معنی و مفهوم تبعیت از ولایت فقیه
    فکر کنم یه خورده که نه خیلی جلو تر از ولایتمون داریم حرکت میکنیم
    ما ها که ادعای تبعیت از ولایت رو داریم باید اعمال ورفتارمون رو با خواسته های رهبر عزیزمون هماهنگ کنیم
    نه با تجزیه وتحلیل های خودمون از وضع موجود جهت گیری کنیم
    در خیلی از موارد اونقدر زود جو گیر میشم که از جانب ایشون نظر میدم و حکم صادر میکنیم و خیلی راحت یکی رو ضد ولایت معرفی میکنیم و یا بالعکس

    الحمدلله رب العالمین مقتدایمان هست و فرمایشاتشون نیاز به تفسیر نداره خیلی راحت وبه زبان ساده بیان میکنند نظراتشون رو منتها ما به اصطلاح ولایتی ها همش قصد داریم قضیه رو یه جوری بپیچونیم ونظر رهبر عزیزمون رو به نظر خودمون نزدیک کنیم کمی سعی نمیکنیم نظر خودمون رو به نظر ایشون نزدیک کنیم
    مقتدایمان با هیچ شخصی تعارف ندارند اگر کسی انحراف داشته باشه به صورت روشن بیان میکنند نظرشون رو
    عیبمون اینه که خودمون رو ولائی معرفی میکنیم و به اصطلاح در حالت خوش بینانه قصد دفاع از ولایت رو داریم ولی متاسفانه با رفتار وگفتارمون بیشترین لطمه رو به ایشون وارد میکنیم
    فکر کنم با این روش حمایت کردن ( که اسمش رو نمیشه گذاشت حمایت ) بیشتر به جایگاه ولایت ضربه زدنه اگر لطف کنیم و با این روشها حمایت نکنیم خیلی بیشتر به این ژسر فاطمه سلام الله علیه لطف کردیم
    الهم عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

  39. محسن
    ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۱ | #39

    دوست عزیز ممنون که شجاعت این را دارید که واقیت ها را بپذیریداما من یک دانشجوی ستاره دارم که به دلیل مخالفت با دولت و فعالیت در ستاد انتخاباتی کاندیدای رقیب فقط در ایام انتخابات ممنوع التحصیل شده ام چه کسی حق از دست رفته من و امثال مرا بر می گرداند؟لطفا سانسور نکرده و جواب بدهید.

    [پاسخ]

  40. امیر
    ۱ شهریور ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۸ | #40

    خوشحالم مطابتان را میخوانم

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ شهریور ۲م, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ب.ظ:

    سلام خواستم بگوییم که تا دست نا محرمان به امام موسی صدر نرسیده آنرا نیروهای خودی پیداش کنند کی مسعول این کار است با تشکر

    [پاسخ]

  41. عاشق دیوونه
    ۳۱ شهریور ۱۳۹۰ در ۰۳:۲۰ | #41

    الان توکشورمامنافق زیاده وباشایعه پراکنی میخوادمردم روازدولت دورکنه تااب به اسیاب دشمن بریزه ادم نبایدکوته فکرباشه. تاباطرف مقابلت یک ساعت صحبت نکردی ودیدگاهشونفهمیدی حق نداری بدبنویسی تودنیاواخرت بایدجوابگوباشی مواظب باش قیامتوفراموش نکنی .همیشه گوش به فرمان رهبرعزیزباشیدتاگمراه نشید

    [پاسخ]

  42. امینه
    ۲ مهر ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۶ | #42

    بسم الله الرحمن الرحیم
    به نظر من اصلا این دیدگاه اشتباه هستش که ما بخوایم مخودمون رو طرفدار شخص بدونیم و به اون پایبند باشیم یعنی یک شخص برای ما بشه معیار حقانیت واین اشتباه محض هستش و با این کار چشمانمون روی اشتباهات اون شخص بسته میشه.ما باید پایبند به راه حق و اسلام و انقلاب باشیم با این دید هرشخصی میتونه توی این راه قرار بگیره.و در این راه باید از ولی فقیه خود ولایت داشته باشیم.ما باید به مسولین دولتی نگاه نقادانه داشته بشیم.یعنی هم خوبی ها و هم بدی ها رو بگیم. واین باعث پیشرفت کشور میشه.(حرف زیاده…)
    موفق باشید

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 3 4 8180
  1. ۲۵ فروردین ۱۳۹۰ در ۲۰:۳۰ | #1
  2. ۲۶ فروردین ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۲ | #2
  3. ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۶:۳۴ | #3
  4. ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۲ | #4
  5. ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۸:۴۲ | #5
  6. ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۹:۱۲ | #6
  7. ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۴:۴۴ | #7
  8. ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۷ | #8
  9. ۳۱ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۵ | #9
  10. ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۷:۱۵ | #10
  11. ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۸ | #11
  12. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۹:۵۰ | #12
  13. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۰:۰۱ | #13
  14. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۱:۱۲ | #14

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: