خانه > اينترنت, جامعه > ریشه یابی اهانت‌های اخیر به مقدسات شیعه

ریشه یابی اهانت‌های اخیر به مقدسات شیعه

توهین‌های اخیر به مقدسات شیعه، مساله تازه‌ای در دنیای مجازی نیست. اشتباه است اگر تصور کنیم که این مساله از سر غفلت و یا شوخی چند کاربر عادی فیس بوک شکل گرفته است.

دوستانی که سه چهار سال پیش عضو سایت بالاترین بودند، حتما یادشان هست که بالاترین یکی از سایت‌های اصلی اهانت کننده به اعتقادات دینی و مقدسات مذهبی بود. اوج این اهانت‌ها ایام شهادت و ولادت ائمه معصوم شیعه بود که کاربران بالاترین با لینک‌ها و نظرات اهانت آمیز خود، ذاتشان را نشان می‌دادند. آن روزها جمعی از کاربران مذهبی که برخی از آنها هنوز هم در وبلاگستان حضور فعالی دارند، با هم قرار می‌گذاشتند که در این مناسبت‌ها از عقاید شیعه دفاع کنند که من هم یکی از آنها بودم.

البته بالاترین علی رغم ادعاهای مضحک مسئولانش مبنی بر ایجاد محیطی آزاد برای حضور همه عقاید و تفکرات، عملا اجازه فعالیت به کاربران مذهبی را نمی‌داد. لینک‌های مذهبی و سیاسی مرتبط با جمهوری اسلامی و یا دنیای اسلام با حمله هماهنگ کاربران بالاترین، از دور خارج می‌شد. به عنوان مثال بعید بود اخباری از جنایات اسرائیل در لبنان و فلسطین به عنوان لینک داغ به صفحه اصلی برود، حال آنکه لینک‌های حاوی مطالب غیراخلاقی، ضددینی و و ضد اسلامی جزو اولویت‌های کاربران بالاترین بود.

خوشبختانه خیلی زود متوجه شدم که حضور و فعالیت در بالاترین و اصلا سروکله زدن با چنان جماعتی یکی از اشتباهات بزرگ زندگی ماست. به همین علت علی‌رغم مخالفت برخی دوستان، خداحافظی کردم و دیگر نگران لینک‌های بالاترین نبودم. چون اعتقاد داشتم که این جماعت جزو متوهم ترین آدمهای مملکت ما هستند که هرگز جرات حضور در دنیای حقیقی و مردمی را ندارند. آنهم با چنین اعتقادات سست و مسخره‌ای!

آن روزها گذشت. رسیدیم به انتخابات ۸۸ و حوادث بعد از انتخابات. بالاترین یکی از سایت‌های اصلی حامی جریان سبز شد! با مدیریت مسئولان بالاترین، لینک‌های هنری و فرهنگی و حتی غیراخلاقی، جای خود را به موضوعات سیاسی مخالف جمهوری اسلامی داد. بالاترین تبدیل شد به یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌های ایجاد شایعه و دروغ علیه نظام.

آن روزها ایراد من به برخی از دوستان سبز و اصلاح طلب این بود که چرا این قبیل آدم‌ها و سایت‌ها که سابقه‌شان کاملا برای همه ما روشن است، باید از جنبش سبز شما حمایت کنند؟! پاسخ این بود:«هدف مشترک!» اما هدف مشترک با چه کسانی؟ هدف مشترک حتی با آدم‌هایی که از اساس با فکر و عقیده و دین شما مخالفند؟ چرا باید یک جنبش اینقدر بی‌در و پیکر باشد که هر آدمی با هر عقیده‌ و مرامی عضوش باشد؟ (توجه داشته باشید که عضویت با حمایت فرق دارد. ممکن است افرادی در انتخابات از یک کاندیدای خاص حمایت کنند اما این مساله با تشکیل یک جبهه یا جنبش و عضویت گروه‌های مختلف فکری و عقیدتی و سیاسی در آن تفاوت دارد. )

نتیجه‌ این ائتلاف مسخره و هدف مشترک را در روزهای اخیر دیدیم. برخی کاربران فیس بوک کمپینی راه انداختند برای اهانت به امام دهم شیعیان. اکثر آنها کاربرانی هستند که شکل و شمایل و رنگ و عنوانشان، منتسب است به جریان سبز. برخی حتی عضو ستاد مرکزی موسوی بودند!

چند روز پیش در گوگل ریدر به این مساله اشاره کردم که بالاخره مرز بین دوستان اصلاح طلب مذهبی، با این آدمهای هتاک کجاست؟ چرا چنین آدمهایی باید در جنبش سبز حضور داشته باشند؟ دوست عزیزی پاسخ داد «مبنای اتحاد ما امام هادی نبود!» معنای روشن این حرف این است که ما حاضریم برای مخالفت با جمهوری اسلامی یا ولایت فقیه، با هر آدمی هدف مشترک داشته باشیم حتی با دشمنان اهل بیت!

البته خوشبختانه بیشتر فعالان اصلاح‌طلب دنیای مجازی، شدیدترین مواضع را در برابر اهانت‌های اخیر گرفتند که اصلا مساله عجیبی نیست. چون از آدم مسلمان معتقد، انتظاری جز این نیست. ما هم هرگز قصد نداریم که این اهانت‌ها را به اصلاح طلبان منتسب کنیم و ادعا نمی‌کنیم که موسوی و کروبی و یا سایر اصلاح طلبان چنین اعتقاداتی دارند، حرف ما این است که چرا فضا را برای جولان دادن چنین آدمهایی فراهم کرده‌اند و یا با چنین افرادی متحد شده‌اند؟ خوشبختانه در روزهای گذشته این مساله برای برخی دوستان اصلاح طلب هم مشخص شد که چندان نباید به چنین ائتلاف‌هایی دلخوش باشند.

کاش امروز که متوجه مساله شده‌اند، صورت مساله را پاک نکنند! بنشینند و بیندیشند چرا به چنین جایی رسیده‌اند؟ چرا جنبشی که ادعا می‌کرد ریشه در فرهنگ اهل بیت دارد، به چنین وضعی رسیده است؟ آیا یکی از دلایلش این نیست که مبنای تشکیل چنین جنبشی از اساس اشتباه بود؟

چه بخواهید چه نه، چه دوست داشته باشید چه نه، چه تکذیب کنید چه نه، جنبش سبزی که بعد از انتخابات به وجود آمد، ترکیب نامأنوسی بود از عقاید مختلف دینی، غیر دینی و حتی ضد دینی! این ترکیب عجیب و غریب، با آنچیزی که ادعا می‌کردید، منافات داشت.

و ختم کلام اینکه : با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد!

پی‌نوشت: اینکه در این مطلب فقط به بالاترین اشاره کردم، معنایش این نیست که سایر سایتهای منتسب به این جریان، وضعیت بهتری دارند. بالاترین نماد لمپن‌های جنبش سبز است، در حالی که سایتهای دیگر از قبیل رادیو زمانه با شکل و شمایل روشنفکری و به بهانه بحث‌های علمی، به مقدسات و عقاید دینی و مذهبی شیعه حمله می‌کنند!

لینک های مرتبط:

خداحافظ بالاترین

خداحافظ بالاترین، سلام فرند فید!

بالاترین نماد واقعی جنبش سبز ایران

تعیین درصد جانبازی و شهادت در بالاترین

  1. رامین
    ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۰ | #1

    البته آقای حسینی ، در آدرسی که همسنگری از فیسبوک داده است در کنار کامنت های توهین معرفی یک کتابی هم درباره امام نقی آمده هست که در آن بطور عجیبی ادعا میشود “امام علی النقی هنگام مواجهه با شیرها سرش آتش میگرفت”!!اگر این مطالب واقعا در آن کتاب آمده باشد پس نتیجه میگیریم که بیش از آنها خودتون مقصرید که با این حرفها اسباب سوء استفاده عده ای را فراهم میکنید. یادتان هست درباره معصومیت چندین مطلب مستند نوشتم و گفتم این معصوم نمایی که شما راه انداخته اید آخر و عاقبت خوبی ندارد. ضمنا اصلا طرح این مسایل مبهم در کتابها و رسانه ها چه فایده ای دارد. مثلا با این کارها به امامان ارزش مضاعف میبخشین؟
    فقط امیدوارم وجود چنین کتابی دروغ و ساختگی باشد که در صورت موجود بودن خودتان هم در این کارها سهیم هستید.

    [پاسخ]

    صفایی‌نژاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

    آقا رامین میدونید معنی نفوذی چیه؟
    نفوذی در همه دوره‌های تاریخ بوده و جعل حدیث و روایت فراوان وجود دارد. علوم حوزوی هم برای این است که مشخص کنند، کدام حدیث و روایت معتبر است و کدام ناقل دروغگو!
    این نفوذی‌ها بودند که چنین روایاتی را جعل می‌کردند؛ البته قبول دارم که دوستداران غافل اهل بیت (ع) هم گاهی چنین کارهایی کرده‌اند اما این چه ربطی به آقای حسینی دارد که به ایشان می‌گویید سهیم است؟ ایشان که از دوستداران غافل نیست!

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    ببخشید منظورم را بد فهمیدید. منظورم از “شما” نهاد های فرهنگی هست که به انتشار این موضوعات اغراق آمیز مجوز می دهند.

    [پاسخ]

    آقای آهستان آهسته تر! پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۸ ق.ظ:

    کسی معصوم نمایی راه نینداخته جناب …
    این عصمت با دلیل قرآنی است.

    قبلا هم آقای حسینی به شما گفت بحث شیعه و سنی را پیش نکش.
    گویا شما متوجه منظور نشده ای یا بسیار خود را گران سنگ میدانی که میخواهی به قوانین وبلاگ آقای حسینی توهین کنی؟

    در مورد عصمت ۱۴ نور پاک تاکنون سخن های زیادی رفته است.
    متاسفانه اهل سنت که حتی به عصمت اکمل حضرت رسول ختمی مرتبت هم اعتقاد کامل ندارند سخت است بخواهیم با ایشان در مورد عصمت فرزندانشان و پسر عمشان و دخترشان صحبت کنیم.

    باز هم به شما میگویم جناب … انقدر قوانین این سیاسی نامه را به هم نزن.
    جایی آقای حسینی به تو گفت مطالب شیعه و سنی را قصد ندارد در وبلاگش بنویسد تو هی این قانون را زیر پا گذاشته ای.

    به جای اینکه دنبال حرف مراجع شیعه در مورد اتفاقات اخیر باشی برو دنبال اصل شیعه.

    خدایا چه بگویم با تو از دست کسانی که امام در حقشان فرمود گویا اینها مسلمان تر از ما هستند.

    پس کن جناب. انقدر قانون شکنی نکن.

    در ضمن هر وقت قصد حرف زدن داری خوب فکر کن بعد همه ی حرفهایت را با هم بزن نه اینکه حرفی بزنی بعد یادت بیفتد نصفه و نیمه زده ای و دوباره در پاسخ به حرفهای خودت حرف بزنی.
    پاسخ را گذاشته اند برای کسانی که میخواهند به حرفهای تو جواب بدهند.
    تو با این کارت جای پاسخ را هم می گیری.

    خوب فکر کن بعد حرف بزن که انقدر تکه تکه حرف نزنی.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

    من دلایلم را از قرآن آورده ام. اگر منظور شما از دلایل عصمت در قرآن آیه تطهیر باشد که البته مخاطب آن هنوزهم جای بحث دارد، محض اطلاع شما مشابه این آیه در جایی دیگر خطاب به مجاهدین جنگ بدر آمده است. پس آنها هم معصوم هستند؟
    من در اینجا فقط بیان کردم که آوردن این مطالب اغراق آمیز و غیر قابل اثبات در کتابها موجب سوء استفاده بعضیها میشود. این کجا با قوانین وبلاگی ناهمخوانی دارد؟

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۹ ق.ظ:

    سلام
    انصافا چرا کار شما اینقدر بامزست! این بنده خدا می گه نمی خواد تو این سایت از این بحثا کنه شما صحبتت رو ادامه می دی! عصمت دلایلش قبل از اینکه قرآنی باشه عقلیه، اگه دنبال دلیلی مثلا برو تو امثال این سایت: http://www.valiasr-aj.com/fa/index.php اگر هم می خوای بحث کنی بیا تو سایتهای مرتبط

  2. FR
    ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۸:۲۱ | #2

    شما گفتی :چه بخواهید چه نه، چه دوست داشته باشید چه نه، چه تکذیب کنید چه نه، جنبش سبزی که بعد از انتخابات به وجود آمد، ترکیب نامأنوسی بود از عقاید مختلف دینی، غیر دینی و حتی ضد دینی! این ترکیب عجیب و غریب، با آنچیزی که ادعا می‌کردید، منافات داشت.

    این از بیخ اشتباهه و تمام نوشته ات بر مبنای این فرض غطه. جنبش اعتراضی مردم روز اول فقط و فقط به تقلب در انتخابات اعتراض داشت و بس. حتی به همون هم با حضور نمایندگان کاندیدا ها رسیدگی نشد. می دونی چرا؟ چون تقلب شده بود. از قدیم گفتن آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. بعد از اون تاریخ و کشتن بچه ها با تک تیر انداز (امید وارم نگی اسنیپر ها مال خود مخالفین بوده و کسی هم نتونسته سر بام بگیردشون.) و این ماجرا سیر صعودی گرفت… تا امروز. همون اول هم خیلی از مخالفین با شعار مرگ بر خامنه ای یا نه غزه نه لبنان مخالف بودند و این مخالفت هنوز هم محل بحث بین خودشونه.و این شد که ترکیبی از اقلیت سو استفاده چی شروع به فعالیت کردن که همه اش حاصل همون رسیدگی نکردن به تقلب به صورت علنی بود. اگر همین امروز به اون تقلب رسیدگی بشه و علنا نشون داده بشه که تقلب نشده من یکی دهنم رو می بندم و می شینم سر جام. انتقام خون اون هایی که ریخته شده هم امیدوارم خدا با مکر خودش به خون ریز ها برگردونه.
    اما می ترسید برادر من. خودتون رو پشت آقای خامنه ای قایم کردید. خوب حق هم دارید. تو انتخابات تقلب شده (شاید هم نشده) و نه رسیدگی می کنید و نه جواب سوال ها رو می دید.
    چه انتظاری دارید که الان به درخواست شما برای شوخی نکردن با ائمه جواب مثبت داده بشه؟ خودتون همین بچه ها رو روندید. مگر غیر از اینه که اینها تو مدارس جمهوری اسلامی دینی و قران و … خوندن؟ مگر غیر از اینه که هر روز سر صف ایستادن و شعار دادن. پس چی شد؟

    [پاسخ]

  3. میثم
    ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۶ | #3

    محمدتقی مصباح یزدی می‌گوید «شیطان تمام تجربیات و حیله‌های» خود را به کار گرفته و «استراتژی قطعی شیطان این است که بتواند مرتبه و قداست روحانیت شیعه را تضعیف کند.» هاهاهاهاهاهاهاها هاهاهاهاهاهاها هاهاهاهاهاهاها

    [پاسخ]

    آقای آهستان آهسته تر! پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    کجای حرفش خنده داشت؟
    قداست روحانیت شیعه؟

    الانه خیلی افراد هستن به طلبه ها احترام میذارن.

    به قول یکی از علمای اخلاق (نقل به مضمون) بعضی ها هستند از ما (طلاب) خوششان نمی آید بعضی ها هم هستند به ما احترام می گذارند. به این لبسا پیامبر احترام می گذارند. ما نباید این احترام را برای خود قائل باشیم. این احترام به پیامبر است. این احترام کار ما را سخت می کند.

    (بنده طلبه نیستم)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۳:۴۷ ب.ظ:

    آنجایش خنده دار است که هیچکس نمی تواند روحانیت شیعه را مانند خودشان تضعیف کند به شیطان چه مربوط؟ همین آقای مصباح. در سالهای ریاست جمهوری آقای هاشمی چه ابهتی نزد ما بچه مسلمانهای آن موقع داشت! میدانی چرا آن موقع داشت؟ چون هیچگاه به طور جدی مورد سوال واقع نشده بود تا سطح پایین دانشش و ذکاوتش را بدانیم. میدانی چرا حالا ندارد؟ نه به خاطر اینکه هنوز کسی توانسته ایشان یا امثالشان را روی صندلی داغ بنشاند بلکه به خاطر اینکه ورودشان به عرصه اجتماع و عکس العملهایشان در برابر سوالها و مسایل روز سطح هوش و دانششان را آشکار کرد. سالهاس ۷۳ تا ۷۵ چه ابهتی برای یک دانش آموز دبیرستانی داشتند! دانش آموز دبیرستانی کمسواد

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ب.ظ:

    الان مثلا خود شما با چه سوالی سطح دانش آقای مصباح رو اندازه گرفتی؟ بعد سطح دانش و هوش و ذکاوت خودت کجاست؟ :)

    آقای آهستان آهسته تر! پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۴:۰۴ ب.ظ:

    اگه شما اینطوری برداشت می کنی، من چی بگم؟!
    از نظر من آقای مصباح همان فردی است که رهبر معظم انقلاب چنان تعابیر بلندی را برایش به کار بردند. در هر حال ما (هم اندیشان فکری من) بسیاری از بصیرت خود را از صدقه سری روشن گری های همین امثال آقای مصباح داریم. در جریانات اخیر هم این را اثبات کردیم.
    آقای مصباح به بعض رفتار دولت انتقاد داشتند ما هم طبق نظر ایشان از دولت نقد کردیم. وگر نه ما عاشق چشم و ابروی هیچ کدام از روسای جمهورمان نه بوده و نه هستیم.

    والله العالم

  4. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۴ | #4

    زشته،خواهشا” این جور حرفها نزنید

    [پاسخ]

  5. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۴ | #5

    چرت و پرت نگو….م :mrgreen::mrgreen::mrgreen:

    [پاسخ]

    سالار پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۰ ب.ظ:

    آقا امید تو که دادت از توهین به ائمه بلنده این چه کامنت مزخرفیه پاکش کن بابا

    [پاسخ]

  6. آقای آهستان آهسته تر!
    ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۱ | #6

    تو اصلا مطالب رو میخونی بعد جواب میدی؟
    نه وژدانا مطلب رو کامل میخونی بعد جواب میدی یا همین طور دوست داری جواب بدی؟

    یه بار دیگه بخون این یارو چی نوشته بعد بگو کرامات اخلاقی.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    آخرشو متوجه نشدم. فکر کردم منظور عیادت از بیمار بود و غلط املایی داشت.

    [پاسخ]

  7. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۵ | #7

    ظهر جمعه است رفتگان چشم براه اند با ذکر فاتحه ای روحشان را شاد کنید.
    اگر بیکار بودید این مطلب کوتاه را ملاحظه کنید
    *( به عکسها خیره نشوید )*
    به عکسهای کاندیداها خیره نشوید، زندگینامه ها را برای چندمین بار نخوانید، این راه خوبی برای انتخاب کردن نیست. به احزاب و جناحهای سیاسی هم زیاد توجه نکنید که این روش هم در کشور ما جواب نمیدهد.
    پس چگونه انتخاب کنیم؟
    ابتدا باید بزرگترین شخصیت سیاسی کشور را کشف کنید، ( یک یا چند نفر ) یعنی فردی که بهتر از دیگران می تواند کشور را اداره و آباد کند را پیدا کنید. این مهمترین کار شما در سیاست است. بعبارت دیگر کافیست که شما همین یک کار را بخوبی انجام دهید. کافیست به شخصیتی بزرگ اعتماد کنید، این روشی اختصاصی و مفید برای جهان سوم است.
    اگر به این نتیجه رسیدید که چنین فردی فعلأ وجود ندارد یا دچار تردید شدید، آنگاه بهتر است فعالیت سیاسی و شرکت در انتخابات را موقتأ کنار بگذارید، تا زمانیکه چنین فردی ظهور کند.( البته از نظر شما )
    فعالیت سیاسی راهی غیر از این ندارد. بعنوان مثال فرض کنید میخواهید در زمینه عدالت خواهی فعالیت کنید. راه و روش آن این است که ابتدا یک شخصیت توانا و عدالتخواه بزرگ را پیدا کنید، سپس با محوریت او و برای موفقیت او فعالیت کنید. اگر غیر از این باشد فعالیت شما حالت بی معنی و نامشخصی پیدا می کند، اینکه تعدادی افراد هم قد، دور هم جمع شوند و بگویند ما میخواهیم از فردا عدالتخواهی کنیم!! چه معنی دارد!!؟ چه نتیجه ای دارد؟
    راز موفقیت در سیاست و انتخابات آن است که بتوانید ابتدا بزرگترین شخصیت سیاسی کشور را تشخیص دهید و سپس به او اقتدا نمائید. اصلأ مرز خوشبختی و بدبختی یک ملت در همین نقطه است. پس قدم اول انتخاب بزرگترین و محبوبترین شخصیت موجود است.
    مانند هر انتخاب دیگری، خیال پردازی و ایده آلخواهی باعث ناکامی شما خواهد شد.
    مانند هر انتخاب دیگری، اگر همه خوبیها را با هم طلب کنید نتیجه ای جز بلاتکلیفی و غرق شدن در شک و تردید نخواهید داشت.
    مانند هر انتخاب دیگری، اگر آرزوهایتان بزرگ باشد احتمالأ بدام فریبکاران خواهید افتاد.
    شخصیت شناسی راز موفقیت در هر کاری ست. حتی در زندگی شخصی هم موفقیت شما در گروی شناخت دیگران است. سعی کنید بتوانید معرفت و مردانگی و توانایی و استعداد را در افراد حس کنید.
    شخصیتهای اجرایی بزرگ جامعه ما عبارتند از هاشمی، خاتمی، رضایی، قالیباف، مطهری، لاریجانی،… به یکی از این اشخاص اعتماد کنید و “همیشه به کاندیداهای مورد تایید آنها رای دهید”. در کوچه و پس کوچه ها بدنبال شخصیت بزرگ نگردید که بد جور فریب خواهید خورد. ( البته بعضی وزرا و مدیران دولتهای سازندگی و اصلاحات هم شخصیتهای بزرگی هستند که در این جامعه شخصیت نشناس، ناشناخته باقی مانده اند. ) والسلام

    [پاسخ]

    اصولگرای سابق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۶ ب.ظ:

    غلامعلی جان سران فتنه هم جزء شخصیت های بزرگ هستند؟!اوضاع کشور ما بدجوری پیچیدست.یعنی تو نمی دونی همین احمدی نژاد کسی که رهبری صراحتا بیان کرده دربسیاری از حوزه های حساس نظراتشان نزدیک به هم هست آیا ولایتمدار است یا فتنه ؟اصلا دراین کشور معلوم نیست کی به کیه!وقتی کل تاریخ انقلاب این کشور یا فتنه گربوده(۸سال اول دولت میرحسین که شهید آیت همان مومقع فتنه گری وی را تشخیص داده)یا راس فتنه(۸سالبعدی هاشمی) ویا یکی از سران فتنه(۸سال بعدی خاتمی) ودرکمال حیرت ۸ سال بعدی احمدی نژاد هم داره تبدیل میشه به انحراف ورمالی و فتنه گری وفراماسونری حالا خدائیش توی این اوضاع هردمبیل به کدام شخصیت بزرگ باید اعتماد کرد؟!!!!!!!!

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۱ ب.ظ:

    یادش بخیر، سال ۸۴ زمانی که احمدی نژاد با شعار عدالت و مبارزه با فساد آمد اکثر دور و بریامون به خاطر رای آوردن او و عدم رای آوردن هاشمی خوشحال بودند. فقط یکی از دوستانمون آن زمان گفت که همین فرد با همین شعارها در آینده خودش عامل صدها فساد خواهد بود طوری که دولتهای قبلی در مقابلش لنگ بندازند.
    الان با چشم خودمون داریم ادعاهای اون دوستمون رو مشاهده میکنیم.

    [پاسخ]

  8. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۵ | #8

    البته این مورد می تواند یک هدف دیگر هم داشته باشد. انتخاب این سوژه عجیب و متضاد با روحیه و منش و تعتقادات اکثر قریب به اتفاق ایرانیان از سوی عوامل تولید آن برای این طراحی شده است تا طبق معمول بچه های مذهبی و حتی معمولی دنیای مجازی را برای خنثی نمودن این هجمه تحریک کند و از سویی با توجه به فیلترینگ فیس بوک این گروه مذهبی و بقیه برای ورود به این سایت و خنثی نمودن این حرکت زشت به عنوان عامل فشاری به مراکز ذیربط برای رفع فیلترینگ فیس بوک در ایران اقدام نمایند تا بتوانند ….

    [پاسخ]

  9. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۳:۲۲ | #9

    به به و به این میگن شیعه واقعی

    [پاسخ]

  10. امیر
    ۶ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۳ | #10

    امید دو سه تا نکته
    ۱- به نظرم متن بر خلاف عنوان اصلا ریشه یابی نبود، شاید هم من اینطور فکر می کنم، به نظرم ریشه یابی یعنی اینکه ببینیم چرا این حرفها زده میشه و چرا توی وب طرفدار داره (یعنی شیر میشه) اینو که قبول داری که شیر میشه؟! چون اگه این حرف ها خریدار نداشت که احتمالا شما هم در موردش مطلب نمی نوشتی به خاطر قلت جمعیت اونا… و عدم تاثیر گذاری حرف هاشون
    ۲- توی ۲ پاراگراف آخر هم که به قول خودت «تحلیل آسان» کردی (: و توی سطر آخر هم که دیگه پدر تحلیل رو درآوردی (: (البته به نظر من)
    اینکه تمام مسائل بعد از انتخابات رو «فقط» با یه حرکت که ۲ سال بعد از اون اتفاق افتاده و خیلی هم به حرف هایی که اون جریان اون موقع می زد ربطی نداره و با اون به رقیب «سیاسی» بگی که در مورد «کل» دو سال گذشته اش تجدید نظر کنه یه خورده سطحی نیست به نظرت؟
    باید قبول کنیم که توی کشور ما این افراد هم وجود دارن (که به نظر من اگر به این افراد اجازه انتقاد به دین داده می شد (منظورم دادن رسانه و حتی اجازه تشکیل اجتماع و حزب و … هست) ، احتمال اینکه این توهین ها رو شاهد باشیم خیلی خیلی کم بود
    ۳- شاید بهتر باشه که همونطوری که اصلاح طلب ها به ۲ سال گذشته فکر می کنن، تو هم به ۳۲ سال گذشته فکر کنی (:
    به من اجازه می دی که جمله خودت رو با یه کم تغییر اینقدر قاطع و صریح در مورد انقلاب سال ۵۷ بگم؟!!
    این جمله ت : «چرا انقلابی که ادعا می‌کرد ریشه در فرهنگ اهل بیت دارد، به چنین وضعی رسیده است؟ آیا یکی از دلایلش این نیست که مبنای تشکیل چنین انقلابی از اساس اشتباه بود؟»

    یه کم ملیح تر باش داداش (: یعنی یه کم کمتر قاطع و صریح در مورد کل یک جریان، جنبش، اتفاق و … صحبت کن / کنم/ کنیم (: یه کم بیشتر عمق رو ببینیم و تاثیری که حرف/عمل/حرکت ما داره با احساسات نمیشه جامعه رو به مدت طولانی مدیریت کرد میشه، فکر می کنم اینطوری آخرش به بن بست می خوره
    نمی دونم (:

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 8506
  1. ۸ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۸:۲۱ | #1
  2. ۱۵ دی ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۱ | #2
  3. ۱۷ دی ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۷ | #3

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: