خانه > اينترنت, جامعه, سياست > برای ما قانون مهم است

برای ما قانون مهم است

پیرو توافق قبلی با نویسنده وبلاگ «مجمع دیوانگان» و بعد از رد و بدل شدن چند ایمیل، قرار شد با هم درباره قانون و موارد نقض قانون در طرف مقابل بحث کنیم. طبعا انتظار داشتم که تبادل نظر ما درباره تخلفات قانونی دولت، مجریان انتخابات، شکست خوردگان در انتخابات و معترضان به انتخابات باشد.

اما برخلاف این انتظار و البته برخلاف آن توافق، اولین مطلب وبلاگ «مجمع دیوانگان» نه تنها درباره موضوع پیشنهادی نبود، بلکه پایه و اساسش حول اظهارات سرداری موسوم به مشفق شد. نویسنده فرض را بر حمایت من از این به ظاهر افشاگری‌ها گذاشته و از ما نیز خواسته است که درباره آن توضیح بدهیم.

من این خط‌کشیِ دوسویه را قبول ندارم. این طور نیست که یک سو شما باشید به عنوان اصلاح طلبِ مورد نظر مشفق؛ و یک سو هم ما به عنوان دوستان و موافقان او.

برخلاف نظر شما، آن جریانی که بیش از همه از انتشارِ به ظاهر افشاگری‌های مشفق خوشحال شد، جریان اصلاحات و هواداران داخلی فتنه بودند نه اصولگراها. البته اصولگراها و حزب‌اللهی‌ها هم ذوق کردند و تا مدتی فایل صوتی این اظهارات را دست به دست و گوشی به گوشی (!) کردند، اما ذوق اصلی در دل اصلاح‌طلبان بود، مخصوصا همان چند نفری که شکایت کردند!

مشفق هر کسی که باشد و به هر جایی که منتسب باشد، من با او و اظهاراتش کاری ندارم. پیش فرض بحث من اظهارات مشفق نیست. چون اظهاراتش ترکیبی است از ادعاهای درست و خلاف واقع، راست و دروغ! مخصوصا آن ادعایش درباره رهبری!

متاسفانه مشابه این را در یکی دو سال گذشته در میان آدم‌هایی اعم از امام جمعه و نماینده ولی فقیه و معاون فلان سازمان و نماینده فلان نهاد زیاد دیده و شنیده‌ایم! افرادی هستند که هر از گاهی به بهانه‌ی تحلیل و ارائه اخبار پشت پرده، تیتر رسانه‌ها می‌شوند و بلوتوث تلفن‌های همراه.

این را به عنوان یک آسیب در جریان موسوم به اصولگرا قبول دارم اما نتیجه‌گیری‌ اصلاح طلبان را از این مساله قبول ندارم. آن شاکیان حرفه‌ای (!) می‌خواستند وانمود کنند که پشت این افشاگری‌ها، برنامه‌ای خوابیده برای قلع و قمع اصلاح طلبان! این، دلیل اصلی استقبال گسترده رسانه‌های اصلاح طلب و مانور آنها حول این اظهارات بود.

اما مبنای دعوای ما با شما اخبار پشت پرده‌ی مشفق نبود و نیست. این طور نیست که ابتدا کسی به نام مشفق با دستگاه شنودش اخبار اصلاح طلبان را رصد کرده باشد، بعد به اطلاع رهبری رسانده باشد و بعد هم تصمیم بر قلع و قمع آنها گرفته شده باشد. دعوای ما و شما از اینجا شروع نشد. این در حقیقت ادعای آن چند نفری است که با شنیدن فایل صوتی مشفق ذوق کردند و باعث انتشار بیشترش شدند!

حرف و اعتقاد اصلاح طلبان – آن هم طیف افراطی آنها- درخصوص شورای نگهبان و سپاه و قوه قضائیه و … چیزی نیست که با افشاگری‌ها روشن شده باشد. ۸ سال حاکمیت اصلاح طلبان و نیز شعارها و برنامه‌های این طیف در تبلیغات انتخابات دو دوره‌ی اخیر، همه‌ی پشت پرده‌ها را عیان کرده است. ما به عنوان نیروهای منتسب به جریان اصولگرایی قطعا با بخش زیادی از عقاید سیاسی اصلاح طلبان مخالفیم، اما این را نگذارید به حساب نقشه‌ و توطئه برای زدن ریشه اصلا‌ح‌طلبان. چون دعوای بعد از انتخابات، بر سر این اختلافات سیاسی به راه نیفتاد.

برخلاف نظر «مجمع دیوانگان» هیچکس عقاید اصلاح طلبان را به عنوان اتهام، دست‌مایه‌ای برای برخورد با آنها قرار نداد. دعوا بر سر عقاید نبود، بر سر نتیجه انتخابات بود.

بنابراین اگر قرار است مبنای بحث ما قانون باشد، بهتر است از پشت پرده ها و ادعاهای مختلف بیرون بیاییم و همین ظاهر را ببینیم و درباره‌اش قضاوت کنیم. طرفین به اندازه کافی رفتار و گفتار غیرقانونی داشته‌اند که بشود درباره‌اش حرف زد.

پس یک بار دیگر خواهش می‌کنم که این خط‌کشی‌های غیرمنصفانه را کنار بگذارید. خط‌کشی‌هایی که بر پایه‌ی پیش‌فرض‌هایی غلط، ما را یک طرف می‌گذارند به همراه همه‌ی جرم‌ها، جنایت‌ها، قانون‌شکنی‌ها، تجاوز‌ها، قتل‌ها، آدم‌کشی‌‌ها، نامردی‌ها و … و یک طرف هم خودشان و یک دنیا مظلومیت و محرومیت و مقتولیت (!) و …

مبنا را قانون بگذاریم و موارد نقض طرفین را بشماریم. خط‌کشی هم قبول نیست!

  1. محمد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۰۴ | #1

    اتفاقا آقا امید دعوا هم برای انتخابات بود هم عقیده
    سپاه از دو سالقبل تمامی اصلاح طلبان را در نظر داشت و چون احساس می کرد به طور هماهنگ درحال برنامه ریزی بری شرکت گسترده مردم در انتخابات و در نتیجه حذف احمدی نژاد هستند به صورت کاملا هدفمند سایت هایشان را زد ،ستادهایشان حمله کرد،بسیاری را بل از انتخابات بازداشت کرد و هزاران برنامه دیگر که باعث شد خیلی ها مثل من در این خیمه شب بازی ساخته سپاه شرکت نکنیم ،مگر اینکه سپاه به پادگان برگردد!
    لذا از توزیع پول،سهام عدالت ،خرید علنی رای بگیر تا بستن و سرکوب وشکنجه همه و همه هدفمند در جهت قلع و قمع اصلاح لبان به واسطه کینه شان از آنها بود.

    پس پیش فرضها واقعا با وقعیت همخوانی دارند،چه آنکه یک طرف سپاه و بسیج و زور و اسلحه و تلیغات و زندان و شکنجه و سرکوب و طرف دیگر هیچ!

    [پاسخ]

    محصل پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۰ ب.ظ:

    این اطلاعات را سردار مدحی به شما داده اند؟

    [پاسخ]

    وحید پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۵ ب.ظ:

    به صورت کاملا هدفمند سایت هایشان را زد؟
    ،ستادهایشان حمله کرد،؟
    بسیاری را قبل از انتخابات بازداشت کرد؟
    لااقل برای هر کدام از اینها یک مثال می زدی !!! :D

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۵۱ ق.ظ:

    این که همه شد ادعا. سپاه از دو سال پیش همه اصلاح طلبان را در نظر داشت؟؟؟ شما از کجا متوجه شدید؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    افاضات مشفق رو کامل می خوندید می فهمیدید! :wink:

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ ق.ظ:

    فقط بدون دلیل و مدرک حرف می زنیدمحمد جان!
    کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی
    کسی که خودش رو به خواب زده.. هرگز…

    [پاسخ]

  2. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۲۰ | #2

    هه جالبه کسانی مث شما باعث همین خط کشی ها شدن…البته الان ظاهرا تازگیا هم احمدی نژادی نیستید هم خط کشی نمیکنید و اینا! مثلا ۴روز دیگه هم درمیاید میگید من ترانه ۱۵ سال دارم!هه هه

    [پاسخ]

  3. شهیداریایی
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۵ | #3

    ببینید گرفتاری که امروز هست بر سر ایدئولوژی هست یعنی حکومت اگر کسی به ایدئولوزی اش اعتقاد نداشته باشه یا حذف فیزیکی اش میکنه مثل جریان قتل های زنجیره ایی و ترورهای خارج از کشور یا سانسورش میکنه و اجازه نشر عقایدش رو نمیده و یا زندانی اش میکنه ویا از مملکت فراری اش میده.اینکه میفرمائید مخالفت با اصلاح طلبا رو نگذارید به حساب از ریشه زدن انها ولی متاسفانه اعمالی که در این سالهای اخیر بخش تمامیت خواه حکومت انجام داده عکس اینو نشون میده.وقتی روزنامه های اونا رو فله ایی میبندید وقتی بیشتر کادر حزبی اشون رو زندانی میکنید.در بیدادگاه ها به صورت فله ایی محاکمه اشون میکنید.احزابشون رو منحل میکنید.اجازه برگزاری میتینگ یا هرگونه راهپیمایی مسالمت امیز رو بهشون نمیدید نه به اونا حتی به اصناف هم اجازه نمیدید مثل معلمان یا کارگران.وقتی مدام از تریبون های نماز جمعه یا از طریق سایتها و مطبوعاتتون علیه فتنه وفتنه گران میگید و مینویسید چگونه توقع دارید که خط کشی ها انجام نشه؟یا اینکه اصلاح طلبا بیان با شما گفتگو کنن.خاتمی هم درواقع بهتون پلتیک زد با مطرح کردن اون پیشنهاد.چون میدونست که مافیای قدرت به هیچ عنوان حاضر نیست که اصلاح طلبا به ساختار قدرت برگردن.خاتمی با مطرح کردن این پیشنهاد در واقع خواست که ثابت کنه که جناح تمامیت خواه به راستی تمامیت خواه هست.به قول شاعر :آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.دیگه خیلی دیر شده برای این حرفا امید خان.حرمت ها شکسته شده حکومت اسیب بسیاری به جنبش دموکراسی خواهی وارد کرده و معترضین به این زودی ها نه حاضرن که گذشت کنند و نه فراموش کنن.حکومت هم که بالطبع مثل همه این ۳۳ سال زبونش درازه وهمیشه حق رو به خودش میده.بنابراین این اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه اقای خامنه ایی بیاد اشتباهات خودشو بپذیره تمام عواملی که در این ۲ سال موجب همه این گرفتاری شدن از مرتضوی و طائب و رادان بگیر تا بقیه دوستان رو از مشاغلشون برکنار و محاکمه کنه شرایط رو برای برگزاری انتخابات ازاد فراهم کنه نظارت استصوابی رو حذف کنه و……خیلی کارای دیگه که همه میدونیم اقای خامنه ایی سرش هم بره تن به هیچکدوم ازاین کارا نمیده.بنابراین این جریان خود به خود منتفی هست.البته من یکی به یک شرط حاضرم رهبر معظم رو ببخشم اونم زمانیه که ملیجکش رو تو کیهان برکنار محاکمه و به خاطر ۲۰ سال پرونده سازی اتهام زنی و دروغ پراکنی بندازدش تو سگدونی رجایی شهر .اونموقع من یکی قول میدم خط کش رو بذارم کنار و با اقای حسینی گفتگو انجام بدم :lol:

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۹ ب.ظ:

    این پیشنهاد صلحی که شما داده اید از جنگ مشکل تر است!!
    این معنی تعامل نیست با این همه شرطی که ذکر فرموده اید!!
    اگر مردم را دوست دارید، اگر خوشبختی مردم را می خواهید، باید از چیزهایی که فکر می کنید حق شماست بگذرید.
    این پیشنهاد شما پیشنهاد صلح نیست.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۱ ب.ظ:

    ما معتقدیم که انتخابات آزاد و سپردن حق حاکمیت به مردم تنها راه نجات این مردم است! حالا چطور باید از این حق خودمان! (نگویید حق ما بگویید حق مردم) بگذریم؟ ما میگوییم راه الف به آرامش مردم منجر میشود، شما میگویید چون حاکمیت میداند راه الف یعنی بچیدن بساط خیلی ها و جلوی ان ایستاده پس ما به خاطر همین مردم که معتقدیم راه الف به آراممشان منجر میشود از راه الف چشم بپوشیم!!

    دوستمان شریط نگذاشته اند، انتخابات آزاد همه اینها را با خود دارد… آنگاه یا شما و دوستانتان به حقیقت پیش مردم رایی دارید یا ندارید، در هر دو صورت فرقی هم نمیکند، مردم برنده اند…. خشونت هامان میشود رقابت و در رقابت با هم می مانیم، نه اینکه کسی همه چیز را در دست گرفته و به طرف مقابل اجازه نفس کشیدن ندهد! بعد شما بگویید خب نفس نکشید مگر چه چیز میشود؟ آدم گاهی باید از حقش بگذرد!!!!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۶ ب.ظ:

    ” اینکه چکاری درست است ” مشکلی را حل نمی کند و همیشه به نتیجه منجر نمی شود.
    شاه از دکتر مصدق خواست که وزیر جنگ را او تعیین کند که دکتر مصدق نپذیرفت، رفتار مصدق دقیقأ مطابق قانون اساسی بود.اما نتیجه ای جز بدبختی برای مردم نداشت!!
    اجرای قانون اساسی مشکلی را حل نمی کند.
    حل مشکلات به این سادگی نیست که با اجرای دقیق قانون اساسی برطرف شود.
    انتخابات نیمه آزاد هم خوب است، چیزی که با قانون اساسی مغایر است اما نتیجه بخش است.
    بدنبال کسب نتیجه باشید نه انجام کارهای درست!!!

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۱ ق.ظ:

    آقای یوسفی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    می‌فرمایید: «بدنبال کسب نتیجه باشید نه انجام کارهای درست!!!»

    یعنی هدف، وسیله‌رو توجیه می‌کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    وای بر این تفکر
    وای بر این تفکر
    وای بر این تفکر

    خدا رو شکر که اینجا دنیای مجازیه

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۳ ب.ظ:

    جناب یوسفی تا قبل از این کامنت تا حدودی با نظرات محافظه کارانه شما موافق بودم. احتمالا شما نسبت به من و بسیاری از خوانندگان این سایت مسن تر هستید و پختگی از کلام شما هویداست. ولی نتیجه گرایی بدون توجه به انجام کارهای درست اصلا قابل قبول نیست

    شهرام پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۱ ب.ظ:

    فقط اینوریا باید بگذرن؟ چرا یه بار از اونور طلب گذشت نمیکنید؟
    تازه خواسته زیادیم نداره که. مگه مرتضوی مجرم نیست؟ مگه رحیمی دزد نیست؟
    درخواست مجازات مجرمین هم زیاده؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۰۳ ب.ظ:

    شما خوشبختی مردم را می خواهید یا بدبختی مرتضوی و رحیمی را؟
    مهر مردم در وجودتان شعله ور است یا کینه مرتضوی و رحیمی؟
    انسان موجودی پیچیده است به همین سبب بزرگان همیشه به خودشناسی دعوت می کنند.
    واقعیت این است که بیشتر رفتار و افکار ما از خشم ،کینه، حسادت و دشمنی ناشی میشود تا محبت و دلسوزی!!

    شهرام پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۵ ب.ظ:

    واقعا در جامعه ای که این حد بی قانونی و ظلم باشه مردم خوشبخت میشن؟
    اگه ظالم و دزد به مجازات نرسن دیگه چه امنیت و خوشی واسه مردم می مونه؟

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۶ ب.ظ:

    مشکل به هیچ عنوان دادگاهی شدن مرتضوی و امثال ایشان نیست. مشکل در ساختاری است که امثال مرتضوی را پرورش می دهد و حمایت می کند وگرنه مردم کریم تر از آنند که فقط بدنبال بدبخت شدن آنان باشند. هدف از مجازات محکوم اراده حاکمیت و جامعه در مقابل فساد را نشان می دهد.

  4. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۶ | #4

    «کیسان های ابو عمره را پیاده به میدان نفرستیم» عنوان مطلب جدید وبلاگ «گامی به سوی بصیرت» است.

    منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.

    http://www.basiratsara.com

    التماس دعای فرج

    [پاسخ]

  5. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۰ | #5

    دوستان:
    عمیق فکر کردن چیز خوبی است.
    در نظر گرفتن همه جوانب هم خوب است.
    تردید داشتن در باورهای گذشته هم شما را به حقیقت نزدیک می کند.
    اما…..اما بلاخره لازم است تا شما با قضاوتی سریع و قاطع، تکلیف را روشن کنید و در بلاتکلیفی باقی نمانید.
    این حالت خوبی نیست که ما در مسائل مختلف در تردید قرار داشته باشیم.
    نباید همه فضای سیاسی کشورمان را تردید فرا گیرد.
    علت جریانات پس از انتخابات چه بود؟
    جریانات پس از انتخابات رفتاری کاملأ طبیعی در یک کشور جهان سوم است. رفتاری کاملأ شبیه به سالهای ۷۶ تا ۷۸ و سالهای قبل از ۳۲ بود.
    به مقاله زیر توجه فرمائید.
    #( تحلیل وقایع پس از انتخابات )#
    برای استقرار و دوام دمکراسی در یک جامعه شرایط و خصوصیاتی لازم است که از مهمترین آنها داشتن صبر و حوصله است. درکشورهای دمکراتیک بعضأ ممکن است یک حزب بزرگ بیست سال از قدرت دور باشد، آنان در تمام این مدت طولانی منتظر می مانند بدون آنکه رفتار غیر دمکراتیک از آنها سربزند اما انجام این عمل برای مردم جهان سوم بسیار مشکل است و نداشتن صبر و تحمل از علل اصلی عدم دوام و بقای دمکراسی درجهان سوم است.
    وقایع بعد از انتخابات علل متعددی دارد اما علت عمده آن این است که فعالان سیاسی در حزب مشارکت ،مجاهدین انقلاب اسلامی و گروههای مشابه ،صبر و حوصله برای تحمل چهار سال دیگر را نداشتند. بخصوص اینکه طرف مقابل شان در مبارزات انتخاباتی از روشهای ناجوانمردانه استفاده و بطور گسترده و علنی به عوام فریبی مردم متوسل شده بود.
    در طول تاریخ معاصر، فعالان سیاسی و مطبوعاتی ما همیشه حکومتها را به نقض اصول دمکراسی متهم می کرده اند ،غافل از اینکه آنها خودشان نیز نمی توانندبه اصول دمکراسی وفادار بمانند .در دمکراسی میزان رای مردم است حتی اگر این رای با عوام فریبی بدست آمده باشد، سایر احزاب باید آنقدر صبر و تحمل نمایند تا بلاخره روزی مردم متوجه واقعیت شوند .
    برخورد اشتباه و غیر سیاستمدارانه دولت با این قضیه در روزهای نخست، رفتار ناجوانمردانه با آقای هاشمی و نارضایتی از عملکرد چهار سال گذشته دولت هم، جزو علل غیر عمده آن می باشد.
    بهترین تحلیل در مورد وقایع پس از انتخابات را سردار صفوی ارائه داد. ایشان می گوید ” مدیریت جنبش بجای آنکه از بالا به پایین باشد از پایین به بالا بود ” و در واقع بیشتر اشخاص میانه بر چگونگی جریانایات تاثیر گذار بوده اند. یعنی همان افرادی که پس از دوم خرداد ۷۶ فضای سیاسی کشور را متشنج نمودند . به امید آنکه هرچه زودتر اعتراضات خاتمه یابد . والسلام

    [پاسخ]

  6. رامین
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۳ | #6

    آقای حسینی سلام، خیلی ممنون از اینکه بحث قانون را مطرح کردید.همانطور که در لینک قبلی هم مطرح کردم، سوال اول من اینست که چرا برخی افراد از فایزه هاشمی و موسوی و کروبی گرفته تا رحیمی و بقایی و مشایی که به ادعای نمایندگان مجلس و مسئولین قوه قضاییه جرمشان محرز است و یکسال است که قوه قضاییه وعده برخورد با آنها می دهد، دادگاهی برای محاکمه شان برگزار نمیشود . بهر حال مطابق عدالت اسلامی باید هم تفهیم اتهام شوند و هم در دادگاه از خود دفاع کنند. تنها دلیلی که از این عدم محاکمه میتوان فهمید اینست که مصلحتهایی پشت پرده است. اگر شما دلیل دیگری دارید بگویید. فقط از رسانه ها شخصیتشان را لجن مال میکنند. در حالی که تا دادگاه حکمی را صادر نکرده نباید کسی را در رسانه متهم کرد.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۲:۲۳ ب.ظ:

    در ضمن شان و منزلت نظام در حد صدور حکم به این و اون(بخصوص حکم حبس خانگی) بجای دادگاه نیست.

    [پاسخ]

  7. رامین
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۵ | #7

    و اما مطلب دوم من درباره انتخابات است که شما هم ذکر کردید. جناب حسینی انتخابات در همه جای دنیا تنها یک بازه زمانی ۲-۳ ماهه است که مردم و رسانه ها فقط در این مدت درگیرش هستند و بعد از آن سراغ مشکلات دیگرشان می روند. این به خاطر سیستم شفاف و مشارکت همه احزاب و جناحها در سیستم نظارت انتخابات است. بهر حال در طول تبلیغات و شمارش آرا از هر حزب تعدادی نماینده در شورای نظارت بر انتخابات هست. شما ترکیه را نگاه کنید. حتی کاندیداهای سکولار و لاییک بدترین اتهامات را به اردوغان زدند ولی چونکه از طرف حزبشان در شورای نگهبان آنجا نماینده داشتند و اطلاعات تک تک آرای صندوقها دستشان بود بعد از اعلام نتایج ، به رای مردم احترام گذاشته و هرکدام سراغ کار خودشان میروند.
    ولی در اینجا در انتخابات ۸۸ نه تنها در حوزه نظارتی (شورای نگهبان) نماینده ا ی از طرف کاندیداها نبود بلکه حتی روز رای گیری و هنگام شمارش آرا نمایندگان کاندیداها را به سایت تجمیع آرا راه ندادند و با صدور کارت ناظرین کاندیداها برای ۲۲ هزار صندوق رای از ۴۷ هزار صندوق مخالفت کردند. البته در همه دوره ها برگزاری انتخابات معضل بود. اگر یادتان باشد من یک لینکی از روزنامه ایران سال ۸۰ گذاشته بودم که در آن باهنر۵ روز مانده به انتخابات از فعالیت وزارت کشور ابراز نگرانی میکرد، و یا مجلس ششم که شورای نگهبان در یک چشم به هم زدن ۷۰۰ هزار رای مردم تهران را باطله اعلم دغدغه انتخابات کرد تا آقای حداد عادل به مجلس بروند. یا انتخابات مجلس هشتم، که امیر رضا خادم و خوشچهره ادعا کرده بودن در مسجدی که من و خانواده ام در آنجا رای دادیم تعداد آرایمان صفر اعلام شده بود. همانطور که مشاهده می کنید در همه دوره های انتخابات همیشه این دست ابهامات موجود است.
    پس چاره کار اینست که مثل ترکیه هم در بازوی نظارتی(شورای نگهبان) و هم بازوی اجرایی (ستاد انتخابات و سایت تجمیع آرا) از هر حزب و جناحی که در انتخابات شرکت می کنند یک یا چند نفر نماینده باشند تا عملکرد این نهاد ها متهم به حمایت از یک جناح یا کاندیدا نشود.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۸ ب.ظ:

    در این صورت ابهامات برسر تعداد آرا همان روز شمارش آرا حل میشود و دیگر نیازی به شمارش مجدد آرا و شورای حکمیت نمی باشد.

    [پاسخ]

  8. علی رضا
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۳ | #8

    اولاکه قانون خودش زبون نداره و باید تفسیر بشه مفسرش هم در مورد قانون اساسی شورای نگهبانه خب حالا این شورای نگهبان خودش برمیداره نظارت بر انتخابات رو استصوابی تفسیر میکنه ! یعنی اگه تو همین انتخابات از اول موسوی و کروبی رو رد صلاحیت میکرد ما طبق قانون دستمون به هیچ جا بند نبود (کما اینکه بسیاری از نمایندگان مجلس ششم رو برای مجلس هفتم رد صلاحیت کرد و ما یقه اش رو هم نتونستیم بگیریم) بخش مهمی از دعوا به نظر من همین جاست تفسیر تنگ نظرانه حضرات راه رو برای حضور مسالمت امیز اصلاح طلبان بسته ، روزنامه می زنی توقیف می شه حزب تشکیل می دی منحل می شه کاندید می شی رد صلاحیت می شی و قس علی هذا!
    ثانیا تجربه نشون داده حاکمیت اگه تونست با قانون مخالفان رو حذف کنه که چه بهتر اما اگر نشد هیچ ابایی از قانون شکنی نداره! همین بازداشتهایی که شب بعد از انتخابات شروع شد مگه قانونی بودن؟؟ متهمان به موقع تفهیم اتهام شدن؟؟ وکیل و هیات منصفه داشتن؟؟ سلول انفرادی (که از مصادیق شکنجه هست)نرفتن؟؟ ابروشون تو رسانه های عمومی حفظ شد؟؟
    ثالثا به نظر می رسه فقهای عظام هیچ اعتقادی به قانون ندارن انچه که برای انها مهمه همین عمل به تکالیف شرعی خودشونه! امام خمینی تکلیف شرعی خودش می دونست که منتظری رو بعد از خودش از رهبری کنه در حالی که قانونا انتخاب رهبر بعدی هیچ ربطی به رهبر فعلی نداره ( اگه خبرگان ان کار رو می کرد هیچ مشکلی بود اما ایشان حق این کار رو نداشت)

    [پاسخ]

  9. مهرداد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۷ | #9

    به گمانم جواب جناب حسینی یک نمونه روشن از جواب نداشتن و به اصطلاح معروف این روزها: فرار به جلو بود!

    جناب حسینی، اینکه “شما” اظهارات سردار مشفق را قبول نداشته باشید دلیل نیست که آنها “عملی” نشده باشد، نتیجه ی طبیعی حرفهای مشفق این است: جلوی پیروزی اصلاح طلبان گرفته شود! جلوی پیروزی میرحسین گرفته شود!

    شما بله، میتوانید قبول نداشته باشید یا هرچیزی از این قبیل، اما یک بوم و دو هوا که نمیشود دوست عزیز!!!

    اصلاح طلبان باید هم از آن نوار ذوق زده بشوند! چرا که نشوند؟؟ از نظر آنها این نوار و امثال این که فقط پخش نشده یا پشت تریبونی عمومی گفته نشده خود بهترین دلیل تقلب است، که هست!

    دوست من سردار مشفق در جمع کسانی دارد صحبت میکند که کم نیستند، رسمی است، ادعای دیدار با مراجع و بزرگان را دارد و ….

    این “به من ربطی ندارد” ِ شما یعنی من هم میفهمم که نتیجه ی آن حرفها یعنی دستور به تقلب، اما پذیرفتن این برای شما گران تمام میشود!!! همین است که ناگهان از تکنولوژی کوچه علی چپ استفاده میکنید!!!

    [پاسخ]

  10. مهرداد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۵ | #10

    شما به طور نامحسوس کاری میکنید که شاید تنها “گمان” میبرید که ما نمی فهمیم آن را!

    و آن “من” های مختلف شماست! به صورت کاملا حرفه ای و شاید ناخواسته! آنکه دارد صحبت میکند را عوض میکنید! گاهی ما گفتنان منظور خودتان است، گاهی ما گفتنتان اصول گرایان! گاهی خوتانید، گاهی حکومت! گاهی خودتانید گاهی قدرت! این روش باعث میشود هی چرخ بزنید اما بقیه این را در نوشته ی شما درک میکنند! سردار مشفق نماد شما هم هست دوست من، چه بخواهیدش چه نخواهید! چه تاییدش بکنید چه نکنید! تایید و تکذیب شما شخصی است! در صورتی که آن سردار برای خودش کسی است که الان هم یا به واسطه کشف این چیزها که به قول مجمع دیوانگان نه تنها اتهام که اتفاقا خواسته ی قانونی ماست ارتقا شغلی گرفته!! این یعنی نظام که شما طرقدار آنید بر او مهر تایید میزند، یعنی شما هم میزنید، حالا این تکذیب دو خطی شما که اینجا فقط و فقط به نفعتان است چیزی را عوض نمیکند!

    اگر مجلس ما، آن سیستم امنیتی ما، قوه ی قضاییه ی ما سردار مشفق را گرفته بود و درست محاکمه میکرد می دیدی که از همان حرفها دقیقا تقلب دستوری بیرون می آید! حالا شما شخصا بگویید سردار مشفق بد است!! باشد ما هم پذیرفتیم!

    [پاسخ]

  11. مهرداد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۰ | #11

    جناب حسینی، نوشته اید که:

    “برخلاف نظر شما، آن جریانی که بیش از همه از انتشارِ به ظاهر افشاگری‌های مشفق خوشحال شد، جریان اصلاحات و هواداران داخلی فتنه بودند نه اصولگراها”

    از کجا می دانید این “بر خلاف نظر” جناب آرمان امیری بوده؟ این که اصول گرایان از آن نوار خوشحال نشوند که خیلی چیز روشنی است! اینکه اصلاح طلبان از آن خوشحال شوند هم خیلی روشنتر!

    دوست من، سردار مشفق، هم خودش و هم در جمع کسانی صحبت میکرده که فکر میکنند مملکت ملک ازلی ابدی آنهاست و همین است که در آن جمع با آن پیشینه تفکری البته آن حرفها خیلی خوش جلوه میکند، اما همینکه به ورطه ی عاقلانه و قانونی نگریستن به آنها حرفها می رسیم آن حرفها یعنی خودزنی!! و همین است که امروز شما هم این را میفهمید و مگر میشود از حرفهای مشفق چیز دیگری به جز تقلب دستوری هم فهمید؟؟ همین است که اصلاح طلبان از این حرف یک سوپر اصولگرا اینقدر خوشحال شوند که “جانا سخن از زبان ما میگویی”!!!

    مشفق بنده خدا حواسش نبوده دارد دودمان اصول گرایان را با این حرفها بر باد میدهد! فکر میکرده چه حرفهای بدیع و خوبی دارد میزند! چه کشفهایی کرده! گمان شاید نمیکرده که این حرفها به زبان فارسی یعنی تقلب!

    من به جای شما بودم به جای بی طرف جلوه نمودن در برابر مشفق!!!! حرفهای او را باعث تغییر برخی ذهنیاتم قرار میدادم! حرفهای او را منشا نوع جدیدی از نگریستن میکردم! اینکه بر خلاف نظر شما آن بالاها همچین عمل قانونی احزاب و گروهها مهم نیست! تا زمانی رای محترم است که در تایید من باشد!! وگرنه تقلب میکنیم!

    یک بار در باره خاتمی نکردیم دیدیم که کسی پذیرای ما نیست!!!
    الان که خیلی چیزها روشن تر شده و میدانیم که اصلاح طلبان توان تغییراتِ قانونی ِ قانون را دارند و میتوانند کم کم ما را محدود به خواسته ی مردم کنند میرویم به سمت تقلب های سازمان یافته! به قول میرحسین ِ محصور: مهندسی انتخابات….

    [پاسخ]

  12. مهرداد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۴ | #12

    اساسا دعوای ما از هر کجا که شروع شده باشد، و هرچقدر هم اختلاف سلیقه و اصول و هرچیزی از این قبیل که باشد راه حل آن یک چیز است جناب حسینی! اینکه “مردم” چه میخواهند!

    اصولا ما دعوایی نداشتیم اگر انتخابات آزاد میداشتیم!

    خواهشا ریشه دعوا را عوض نکنید، هرکسی به هرچه اعتقاد دارد و ندارد و درست و غلط آن با خودش، اصلا نیازی به ورود به آنها نیست!

    اما اگر بعد از این کامنت از جناب جنتی هم برئت نمی جویید باید یادآوری کنم که دیشه دعوا محور نبودن قانون است، اینکه شورای نگهبان شده فیلتر شخصی ِ قانون!!! اینکه فکر میکند صلاح مردم را از خودشان بهتر میداند! اینکه نمیگذارد سیستم درست جلو برود؟

    دوستان شما معتقدند بهترین اصل قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و … معروف است اما که بهترین اصل هر قانون اصلی است که: چطور میشود این قانون را عوض کرد!!

    این چنین چیزی را شاید تنها اصل بیست و هفت تضمین کند، آنجا که کار را به مردم بدون نیاز به هیچ کس دیگر واگذار میکند برای راهپیمایی و تظاهرات!

    دعوا را بر مبنای سلیقه ها نکنید لطفا! دعوا بر خیمه زدن دوستان شماست بر روی قانون و اینکه هرطور که من بگویم باید عملی شود!

    [پاسخ]

  13. مهرداد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۶ | #13

    راستی اگر علیه سردار مشفق کفن پوشیده بودند دوستان، و جلوی در قوه قضاییه مینشستند که این آدم چیه این پرت و پلاها رو میگه و رسما داره میگه تقلب کردیم اون وقت میشد اندکی ازش اعلام برائت کنید! و بگویید من با سردار مشفق کاری ندارم!!

    ایشان با شما کار دارند دوست من!

    [پاسخ]

  14. مهرداد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۴۲ | #14

    جناب حسینی بر خلاف نظر شما:
    آن شاکیان حرفه ای نمی خواستند بگویند که پشت این حرفها اقدامی برای قلع و قمع خوابیده!

    آن حرفها خود به خود این معناها را داشت عزیز دل! یکی از دوستان من که هم خط شماست به من میگفت اگر حرفهای مشفق درست باشد چی؟ با این جمله میخواست بگوید که ما در سورت درست بودن حرفهای مشفق مامور بودیم جلوی این شاکیان حرفه ای را پیش از به قدرت رسیدن بگیریم!

    این دقیقا عکس العمل طبیعیه در مقابل حرفهای مشفق است!

    شما فکر کرده اید تقلب فقط یعنی صندوق؟؟!!

    مشفق مرحله به مرحله اقدامات اصلاح طلبان را با آب و تاب بیان میکند و ما میدانیم که برای مقابله با هرکدام در عمل اقدام کردند! از قطع آنتن ها بگیرید تا بحث ناظرین و دستگیری های بعدی…. همین چیزی که در عمل دیدیم و نتیجه عملی حرفهای مشفق بود یعنی هم او برای خودش کسی است و هم آن شاکیان حرفه ای!!! و هم شما و هم همه ی ما میدانیم آن حرفها در غار تنهایی زده نشد و مالیخولیای ذهنی نبود! استراتژی عملی بود برای زمین زدن اصلاح طلبان!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۵:۲۳ ب.ظ:

    در صورت را نوشته ام سورت!! اصلاح بفرمایید!

    [پاسخ]

  15. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۴۸ | #15

    اگر قانون ملاک ارزیابی قرار گیرد اصلاح طلبان فاتحه اشان

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۳:۰۹ ب.ظ:

    دوست عزیز جناب جنتی و بزرگان دیگر خیلی با شما هم عقیده نیستند که هیچ، دقیقا بر خلاف شما فکر میکنند، همین است که از یک انتخابات آزاد هراس دارند… اگر انتخابات آزاد داشتیم و بعد کسی ادعای تقلب میکرد میشد به او خرده گرفت و با تصور شما پیش رفت که چون غیرقانونی کار کرده اند حقشان است که فاتحه اشان را خواند!! وقتی ریشه مشکل دارد و ما هی به ریشه اعتراض میکنیم عجیب است که شما ملاک رد کردن ما را همان ریشه اعلام کنید!!

    ما اگر با آن ریشه مشکل نداشتیم که اعتراضی نبود! اگر اعتراضی نبود که همه چیز گل و بلبل میشد! تنها چیزی که مشکل را حل میکند همان است که انتخابات را از زندان خودشان رها کنند دوستان! هرکس هرکه را پسندید انتخاب کند، آنگاه همه به او احترام خواهیم گذاشت!

    شما این “خود” متر بینی را ترک کنید بد نیست

    [پاسخ]

    petros پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    از کی تا حالا جنتی هم شده جزو بزرگان ؟ البته با بقیه نوشته شمات کاملا موافقم.

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    اگر اصلاح طلبان قانون مدار بودند که مشکلی پیش نمی آمد!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    :)

    [پاسخ]

  16. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۲ | #16

    اگر قانون ملاک ارزیابی قرار گیرد اصلاح طلبان فاتحه اشان خوانده است …اصلاح طلبان تفکراتشان مغایر با آموزه های دینی می باشد ..تفکرات آنها همان روشنفکری غربی می باشد…خیانتی که اصلاح طلبان به مردم و انقلاب اسلامی کردند یکی دوتا نیست …

    [پاسخ]

    petros پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۶ ق.ظ:

    اقای پسر شجاع واقای انجمن ساحل سخن.در بین دوستان اصولگرا شما دو نفر خیلی سعی میکنید فعالتر بوده وبه هر نحوی کسانی که عقایدشان با شما زاویه دارد را بکوبید حالا فرق ندارد ان یکنفر من باشم یا ندا اقا سلطان یا موسوی یا نوری زاده یا عبدالمالک ریگی!!!!!!!!!!! بنده یکی از انها هستم که در تکبیر هایتان حتما هزاران بار مصداق مرگ شعار شما هم بوده ام برادرم بنده رسما از منافقین وسلطنت طلیلا و استکبار وموساد وسیا وجند اله وپژاک و مارکسیست ها و…… حتی موسوی وکروبی و…….. برائت میجویم .بنده نه تاکنون قانون شکنی کرده ام نه سطل اشغال اتش زده ام نه به مقدسات توهین کرده ام.اما با همه اینها نظر بنده با شما در مورد ولایت فقیه فرق دارد واین اصل را مغایر با ازادی اندیشه و بیان حق حاکمیت خودم بر سرنوشتم میدانم دلایلم هم برای خودم محفوظ وقابل دفاع است.وبنده از این ناراحتم که من اجازه ندارم عقایدم را در این باره به صورت کاملا مسالمت امیز یعنی درج در روزنامه یا ارتباط با رادیو وتلویزیون ویا انتشار کتاب وجزوه در اختیار دیگران قرار بدهم.بنده معتقدم باید حداقل یک شبکه تلویزیونی مستقل وخارج از نظارت حکومت وجود داشته باشد تا دران به نقد حکومت پرداخته شود.همچنین روزنامه وسایتها ووبلاگها.حالا شما بگویید با توجه به برائتی که بنده در ابتدای عرائضم از اشخاص وگروههای فوق الذکر کردم بنده در کجا واز چه طریقی می توانم پیگیر خواسته هایم باشم؟ خوشحال میشوم نقد شما را فقط وفقط در چهار چوب خواسته ام بشنوم.نه نقد دیگر اشخاص وگروههای مخالف چرا که بنده از همه انها برائت جستم.منتظر جوابتان هستم.

    [پاسخ]

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۲ ب.ظ:

    آقای شجاع شما آموزه های دینی را در چه می دانید؟ فقط و فقط حمایت از آقای خامنه ای؟
    آموزه های دینی ما اینهاست:
    اعتقاد به خدا و پیغمبر و امامان و عدل و معاد (پندار نیک)
    راستگویی و امر به معروف و نهی از منکر و پرهیز از دروغ و دوری از خرافه و تهمت و افترا(گفتار نیک)
    پاکدستی واقعی و عشق به هم نوع و نماز و روزه و حج و زکات و خمس و … و دوری از رشوه و ریا و دزدی و دست اندازی به بیت المال (کردار نیک)
    در هر مجموعه موارد دیگری هم هست که شاید فراموش کرده باشم. شما هم آموزه های دینی تان را بفرمایید. و بفرمایید مغایرت تفکرات اصلاح طلبان با اصول دینی در کجاست؟ ظاهرن شما در خواندن ذهن افراد ید طولایی دارید که ذهن عده زیادی از افراد این ملت را می خوانید و حس قضاوت هم در شما بیداد می کند و بر اساس ذهنیت خودتان در مورد افراد قضاوت هم می کنید.
    من با ذهنیات و تفکرات اعلام شده و نشده اصولگرایان کاری ندارم ولی به اسم دین عملا در مقابل آموزهای دینی ایستاده اند. به عنوان نمونه خلاف گویی ریسس جمهور اصولگرا(نقل از رییس قوه قضاییه) جادو گری و رمای ایشان و تکذیب رهبری! دست اندازی به بیت المال از سوی دولت (این روزها روزنامه هاتون از این مطالب پر شده و تازگیها چشماشون رو باز کردند) تهمت و افترا در مناظره (خیلی از چیزایی که احدی نژاد گفت درست بود ولی اشتباه هم داشت. و متاسفانه هنوز نه درستها و نه غلط ها در دادگاه صالحه اثبات نشده)
    خدا را شکر هنوز موارد مشترک زیادی داریم همچون نماز و روزه و … . با این وجود آزار شما ما را رها نمی کند و آزادیمان را سلب کرده اید و از بایت شکنجه ها و نا ملایماتی که از شما و همفکرانتان به ما می رسد در امان نیستیم.

    [پاسخ]

  17. شهرام
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۹ | #17

    آقای حسینی خیلی زرنگیا. اون قسمت از حرفای مشفقو که درباره ارتباط اصلاح طلبا با غرب و براندازیو این دری وریاست قبول داری بعد که نوبت اقدامات سپاه و قطع ارتباطات و خلاصه تقلب سپاه میشه میگی دروغه!! تکلیف مارو روشن کن. اگه کل حرفاش دروغه پس چرا خود شما ۲ سال اصلاح طلبا رو به جاسوسی و براندازی و مزدوری متهم کردین؟ اگه راسته که دیگه کاملا واضحه که سپاه نتیجه انتخابات رو (به هر دلیلی ) تغییر داده. اگه قانون مهمه پس بیا تو وبلاگت سوال کن روز انتخابات به چه مجوزی ارتباط پیامک و اینترنت توسط سپاه قطع شده؟ همین واسه شروع و البته اثبات خیلی چیزا کافیه.

    [پاسخ]

  18. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۴ | #18

    بله ایده جالبی است …

    [پاسخ]

  19. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۷:۳۹ | #19

    دوستان اصولگرا
    دوستان اصلاح طلب
    تسویه حسابهای گذشته هیچ نیاز و لزومی ندارد.
    زیاد به این موضوعات نپردازید که من چی گفتم شما چکار کردی !!
    جریانات دوسال گذشته بی اهمیت بنظر می رسد. چنین احساس می کنم که نه مقصر صددرصدی وجود داشته و نه بی گناه صددرصد.
    گذشت یعنی اینکه از یک حق مسلم بگذرید.
    مصالحه یعنی اینکه بخاطر مردم از جفایی که به شما شده بگذری.
    جریانات دو سال گذشته را فراموش کرده و فقط غم آینده را داشته باشید.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۳۹ ب.ظ:

    دوست عزیز خودتان میفرمایید “به خاطر مردم”!

    میشود بفرمایید و بیشتر توضیح دهید چطور به خاطر مردم؟! این دعوا دعوای دو گروه نیست که هرکدام بگویند من!! یک گروه دارد میگوید “مردم” را با انتخابات آزاد، آزاد بگذارید! دیگری میگوید “من” میفهمم که چی به صلاح مردم هست چی نیست (خیلی خوشبینانه نوشتم!!) و برای همنی “آزادشان” نمی گذارم! انتخابات را مدیریت میکنم!!

    میشود بگویید این وسط چطور میشود رها کرد و در عین حال به فکر مردم هم بود؟

    خاتمی و امثال او نمیگویند مردم باید به من رای بدهند، فقط از آزاد گذاشتن مردم برای انتخاب میگویند، بله، این آزادی میتواند به نفع خاتمی یا به ضرر او باشد! همین است که او مردم را ترجیح میدهند و میگوید انتخابات آزاد! اما طرف مقابل گویی به قطع میداند که آزادی مردم مساوی با رفتن اوست! همین است که محکم به اسارت انتخابات راضی است! به آزادی آن تن در نمیدهد!

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۹ ب.ظ:

    برحسب اتفاق درست گفتید ” آزادی مردم مساوی با رفتن اوست! ”
    بزرگترین مانع بر سر راه آزادی مردم جهان سوم همین نکته است.
    هر وقت که مردم جهان سوم را آزاد بگذارید آنها بلاخره به سرنگون طلبی و تعرض به شخص اول مملکت می رسند.
    امروز ممکن است شما گناهان بسیاری را بحساب رهبری بگذارید اما ۱۴ سال قبل که هیچکدام از این گناهان در کار نبود، بازهم بخشی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی به جایگاه رهبری تعرض کردند.
    سال ۳۲ هم همین کار را کردند.
    این خوی و رفتار بدوی انسان است .
    باور کنید تنها راه نجات ما آنستکه مانند انسانهای متمدن رفتار کنیم.
    شما از یک طرف از سرنگون طلبی سخن می گویید و از طرف دیگر تعجب می کنید که چرا شما را آزاد نمی گذارند!!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۷:۵۹ ب.ظ:

    دوست من نکته ی روشن مساله را گویی نخواستید ببینید!
    این سرنگون طلبی از آنجا می آید که کسی بر گرده ی مردم و قدرت چنبره میزند!
    اگر حضرات قبول کنند که به جای چنبره زدن اجازه دهند قدرت روان بچرخد و هرکس به تبع شعور و جایگاه سیاسی خودش بفهمد که چقدر میان مردم طرفدار دارد دیگر نیازی به سرنگون کردن کسی نیست! کسی که اگر مردم او را نخواستند و دیگری را خواستند محترمانه و به قول طعنه ی شما متمدنانه نظر مردم را پذیرفت سرنگون نمی کنند!
    این لفظ را برای کسی به کار میبرند که خون مردم را در شیشه کرده!
    مردم متمدن به غیر دیکتاتورها فقط رای نمی دهند و آنها میروند! نه اینکه مجبور شوند سرنگونش کنند برای رسیدن به آزادی!

    ما بر “حسب” اتفاق هم نگفتیم، شما بر حسب اتفاق حرف ما را پیچاندید!

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۶ ب.ظ:

    راستی
    دوست عزیز
    آرام فحش دادن به معنی فحش ندادن نیست!
    .
    زشت است وقتی میتوان مودبانه (هرچند مخالف) حرف زد ادبیاتمان اینگونه باشد که باری شماست!

    اتفاقا چهارده سال پیش هم بسیاری از گناه ها بود، یکی مثل من چشمهایش بسته بود و بسیاری هم فریاد کردند که هنوز گوشها سنگین بود!

    چهارده سال که چیزی نیست دوست عزیز
    از ابتدای انقلاب از این درگیری ها بود، داستان بازرگان را مرور کنیم می بینیم که بود!

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۶ ب.ظ:

    جناب مهرداد
    شما فرسنگ ها از حقیقت دور هستید.
    در جامعه ما اکثرأ از حقیقت دور هستند.
    اما شما از بقیه هم دور تری.
    طرز فکر شما تقریبأ منسوخ شده کسی دیگه حالا به این غلیظی فکر نمی کند.
    این بایدها و نبایدهایی که شما می گویید یک طرز فکر دانشجویی ست آنهم دانشجوی سی سال قبل. همه ما باید در جستجوی حقیقت باشیم . موفق باشید.

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۷ ب.ظ:

    این را به چشم بخش نامه صادر کردید از خودتان؟
    دوست من، دوری، یک پدیده ی دو جانبه است! نیکتر بنگرید شاید شما دور بودید!! بنده از شما دورم! تنها اگر خودتان را ملاک حقیقت میدانید بلی از حقیقت هم دورم!
    امیدوارم شما با این طرز حرف زدنتان لا اقل دور نباشید!

    ادبیات من دانشجویی است! این توهین را به جان میخرم! دانشجویم! سال دوازدهم دانشجویی که دیگر خجالت ندارد گفتن اینکه دانشجویم!

    من باید و نباید به خاطر ندارم کرده باشم، این غلظت که از آن نهی میکنید در جملات شما بیشتر موج میزند! آنجا که از خودتان بیانیه صادر میکنید در مورد فاصله من و حقیقت! طرز تفکر شما با استناد به حرفهای خودتان و این از بالا به پایین نگاه کردنتان و حکم صادر کردنتان برای جامعه ای که از نظر شما “اکثرا” در ان از حقیقت دورند را شما میگویید بعد در همان زمان من را متهم میکنید به غلظت!!!؟؟

    خنده برای این کار شما کم است! به دنبال گونه دیگری از شادی باید بود!
    یکبار دیگر بخوانید ببینید چطور بی مهابا از جهان سوم گفته اید، از دور بودن اکثر جامعه از حقیقت! از این که من نمی فهمم! دانشجو نمی فهمد! و ….

    شما باشید جناب سقراط با این ادبیات توهینی! من منسوخ شدن را دوست تر میدارم!

    محمود پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    این ملت و مردم هستند که در مقابل جریان های فتنه قرار گرفته اند! لازم به ذکر است که خاتمی و امثالهم فقط می گویند من و نه آزادی مردم!!!! چقدر خودتان را گول می زنید!!
    مثل اینکه جریانهای بعد از انتخابات و فتنه های این قشر به دلیل رای نیاوردنشان بود ها…. ملت همیشه دست فتنه و فتنه گران را از سرزمین خود کوتاه می کنند …

    [پاسخ]

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۴ ب.ظ:

    من که تا حالا از خاتمی ( من و نه آزادی مردم) نشنیدم اگه چنین چیزی گفته شک نکنید که من هم باهاش مخالفم. برای اینکه من خودم رو گول نزنم یه سندی مدرکی چیزی بده!
    خاتمی که من میشناسم خیلی راحت پست ریاست جمهوری را تحویل داد و رفت پی کارش و دوره قبل هم شخصا کاندید نشد. میر حسین هم که سالها بدون هیاهو و دور از قدرت زندگی می کرد.

    [پاسخ]

  20. شهروند درجه دو
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۸:۴۰ | #20

    مشفق هر کسی که باشد و به هر جایی که منتسب باشد، من با او و اظهاراتش کاری ندارم. پیش فرض بحث من اظهارات مشفق نیست. چون اظهاراتش ترکیبی است از ادعاهای درست و خلاف واقع، راست و دروغ! مخصوصا آن ادعایش درباره رهبری!
    بنابراین اگر قرار است مبنای بحث ما قانون باشد، بهتر است از پشت پرده ها و ادعاهای مختلف بیرون بیاییم و همین ظاهر را ببینیم و درباره‌اش قضاوت کنیم. طرفین به اندازه کافی رفتار و گفتار غیرقانونی داشته‌اند که بشود درباره‌اش حرف زد.

    خوب نکته اصلی همین جاست. میگویی مشفق اتهاماتی به رهبری زده. عده ای هم از او شکایت کرده اند. چرا به شکایات علیه اش رسیدگی نمیشود. چرا به هر شکایاتی که متهم آن یک اصولگرای سنتی باشد رسیدگی نمیشود. (اگه شده لطفا نام ببر) ماجرای شکایت از جنتی و مرتضوی و رحیمی یادمان هست. چرا قوه قضائیه عاملی شده در دست اصولگرایان که مخالفان خود را سرکوب کنند(اول جریان فتنه و اکنون جریان انحرافی) میگویی طرفین به اندازه کافی رفتار غیرقانونی دارند. پس چرا از جناح شما کسی محاکمه نمیشود؟ در جریان حوادث پس از انتخابات عده زیادی کشته شده اند که به جز یک اسم بقیه منتسب به جنبش سبز بودند. از قضا تنها دادگاهی که تشکیل شده در مورد قاتلین همان یک اسم یعنی آقای کبیری بوده. پس خانواده بقیه مقتولین چه حقی دارند؟ آیا این رفتار قانونی است؟ قانون فقط برای تفسیر بنفع جناح شماست؟ نه شما حق مطلق هستید نه ما اما ظاهرا قوه قضائیه اینگونه نمیندیشد و ابزاری است برای مقابله با مخالفین و نه ابزاری برای اجرای قانون. در چنین شرایطی طبیعی است که مدافعین حکومت از قوه قضائیه تعریف و تمجید کنند اما…

    [پاسخ]

  21. محسن پریژه
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۶ | #21

    هوالحق؛ سلام؛ یکی از آثار درس خواندن در انگلیس این می‌شود که انگلیسی می‌شوی. تمام دعوا بر سر این‌است که گروهی تفکّرات انگلیسی دارند و نادانسته به آن خدمت می‌کنند و گروهی هم بدون توجّه به این‌که آنان استحاله شده‌اند با آن‌ها مبارزه می‌کنند. دلیل مدعای من هم این‌ست که در سخنرانی‌های بعضی آقایان مرگ بر انگلیس جایی ندارد. یاحق؛

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۹ ب.ظ:

    دنیا را دوست من بر مینای منطق و عقل تفسیر کنیم بهتر است تا انگلیس!!
    دلیل مدعای شما بسیار اندیشه سوز است! عقول انسان بر آن احاطه نمی یابد!

    [پاسخ]

  22. حافظ
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۹ | #22

    آقای حسینی !

    دقیقا منظور این متن هم نقض قانون بود ! پس غیر منصفانه هم نیست. سردار سپاهی که باید به دستور امام از دخالت های سیاسی پرهیز کند، رسما و عملا تحلیل سیاسی ارائه میدهد و خود از پشت پرده برنامه ریزی برای حذف یک جریان سیاسی !

    این بزرگترین نقض قانونه ، دیگه چه چیز رو میخواهید ؟ :-)

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ ب.ظ:

    شما متن آقای حسینی رو یکبار دیگه در مورد بنی صدر بخون

    [پاسخ]

  23. محمد
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۲۰:۱۵ | #23

    برخلاف نظر «مجمع دیوانگان» هیچکس عقاید اصلاح طلبان را به عنوان اتهام، دست‌مایه‌ای برای برخورد با آنها قرار نداد. دعوا بر سر عقاید نبود، بر سر نتیجه انتخابات بود.
    دوست عزیز وقتی اعضای ستادهای موسوی دا در شب انتخابات دستگیر می کنن و هنور معلوم نبود چه اتفاقاتی می افته باز شما می گی دعوا بر سر نتیجه انتخابات بود؟ وقتی کیفرخواست متهمان با سرمقاله های کیهان و سخنرانی مشفق یکیه باز می گی دعوا سر انتخابات بود؟
    نه عزیز دعوا برسر حذف یک جریان سیاسی از نظام بود.
    امیدوارم این نظر به سرنوشت نظرات قبلی دچار نشه.

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۶ ب.ظ:

    هه! به نظرم اون رو جریان سیاسی نام نبرید و جریان فتنه! بعدش هم اینکه بعد از انتخابات کاملا ماهیت خودشون رو نشون دادند! صحنه کاملا روشنه! اگر هم قبل از انتخابات به ماهیت این جریان فتنه پی بردند نشان قدرت اطلاعاتی ایران بوده و نه چیز دیگه…. و مکرو مکر الله والله خیر الماکرین…
    و در آخر هم بگم که این ملت هستند که در مقابل این جریان فتنه قرار گرفته اند!

    [پاسخ]

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۹ ب.ظ:

    لطفا اصلاح بفرمایید (یک دسته از ملت ایران)
    شاید شما هم چون شاه مخلوع فقط عده از ایرانیان را ایرانی می دانید و به بقیه دستور خروج می دهید!

    [پاسخ]

  24. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۲۰:۱۷ | #24

    سلام. یک کلیپ گذاشتم تو مداد شمعی.در رابطه با موضوع طلبه سیرجانیه.”گناه آهنگر و سر مسگر”
    از دست ندید.نظر یادتون نره.
    یا علی

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۸ ق.ظ:

    من به سایتتان یکبار سر زدم. یک سوال داشتم، شما ۳ نفر که عکستان را در سایت گذاشته اید در عمرتان وضع ظاهری و ریشتان را یکبار مرتب نکرده اید؟

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۰ ب.ظ:

    اصل ریشه است نه ریش
    که بعضی نه ریشه دارند و نه ریش!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  25. ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۲۲:۱۰ | #25

    دوستان :
    میخواهید ختم کلام را در یک کلام بشنوید.
    میخواهید پاسخ همه سوالات را در یک جمله ببینید.
    میخواهید تمام بایدها و نبایدها، تمام آرزوها و خواسته های معقول و منطقی را در یک عبارت ملاحظه کنید.
    ” سالهای ۸۰ تا ۸۴ را الگو قرار دهید ”
    واقعیت این است که شرایطی بهتر از آن سالها ممکن نیست .
    با همه ضعف و قوت و با همه خوب و بدی که داشت اما بهتر از آن ممکن نیست، نگردید که یافت نخواهد شد.
    هر چیزی که در آن سالها نبوده شما هم آرزو نکنید.
    رسیدن به آن شرایط هم چندان کار مشکلی نیست، از همه آرزوهایی که مطرح می کنید ساده تر است.
    لازم نیست حتمأ خاتمی بیاید هر شخص فهمیده، توانا و واقعیتگرا از هر گروه و عقیده ای که بر سر کار بیاید شرایطی مانند آن دوره ایجاد خواهد کرد. فقط کافیست که به تمام معنا شخصیت بزرگی باشد.
    خوشبختی چنین راه ساده ای دارد.
    اما افسوس که تاریخ نشان میدهد ما ایرانی ها همیشه به استقبال رنج و مشقت رفته ایم.
    اصلأ نیاز به این همه بگیر و ببند ندارد.
    شما کارنامه صد ساله روشنفکران و صاحبنظران سیاسی خودمان را ملاحظه کنید.
    این قشر قابل اعتماد نیستند، شما خودتان باید فکری برای آینده تان بکنید تحت تاثیر حرفهای آنها قرار نگیرید. موفق باشید .

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ ق.ظ:

    برای چه کسانی اون سالها بهترین سالها بود؟
    برای هر کسی که بهترین بود، مطمئنا برای اکثریت مردم ایران، اون سالها بدترین سالها بود
    دلیلشم این بود که در انتخابات ۸۴ با اون آدما و نماینده‌هاشون خداحافظی کردند.
    در انتخابات ۸۴ کسی برنده‌ی انتخابات شد که شعارش بازگشت به آرمان‌هایی بود که مردم به خاطرش انقلاب کرده بودند.
    کسی برنده‌ی انتخابات شد که قول داد راه بنیانگذار این انقلاب رو دنبال کنه.
    عین این اتفاق در مجلس هم افتاد.
    بنابراین وقتی از بهترین صحبت می‌کنید باید مشخص کنید که بهترین از دید چه کسانی‌ست

    اون کسانی که باید در مورد سرنوشتشون و اینکه چی براشون بهتره، نظر بدن مردم هستند نه خواصی که روی صندلی‌های قدرت تکیه زدند و خودشون قربون چشمای بادومی خودشون می‌رن.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    فعلا که اکثر انتخابات تاریخ کشور از طرف بازندگان که نماینده یا ناظری در شورای نظارت نداشتند، زیر سوال است. حتی در سال ۸۰ برادران اصولگرا به انتخاب مجدد خاتمی شک کردند. منبعش هم روزنامه های آن زمان است. انتخابات مجلس ششم هم که همین احمئدی نژاد که آنزمان کاندیدا بود خودش وزارت کشور را متهم به تقلب کرد، در سال ۸۴ هم کاندیدا ها شورای نگهبان را متهم به دستکاری آرا دور اول کردند. پس تا زمانی که پیشنهادات من (که در بالا به آنها اشاره کرده ام) عملی نشود، همین ابهامات مطرح هستند. لااقل خاتمی در سال ۸۰ مورد حمایت شورای نگهبان و سپاه و بسیج و باندهای مختلف قدرت نبود.

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    من پست قبل به این نتیجه رسیدم که شما هیچ منطقی توی حرفات نداری و هر چی به ذهنت می‌رسه می‌نویسی و سعی می‌کنی از این شاخه به اون شاخه بپری تا بتونی بحث اصلی رو عوض کنی
    می‌تونی برگردی به کامنتای پست قبل تا ببینی که حرفات هیچ ربطی به حرفای من نداشتند و سعی کردی موضوع رو عوض کنی.
    الآن هم همینو ثابت کردی و سعی کردی با زیر سؤال بردن صحت انتخابات حرف اصلی منو ببری زیر سؤال
    اما یادت نبود که وزارت کشوری که انتخابات سال ۸۴ رو برگزار کرد، وزارت کشور خود خاتمی بود.
    البته ببخشید که من اینو به شما یادآوری کردما

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷ ق.ظ:

    و شورای نگهبان هم همین شورای نگهبان سال ۸۸ بود.
    در ضمن این بلاهایی که در مملکت سرمان میاید نتیجه نفرینهای خاتمی برای افرادی است که نگذاشتند او کار کند و مدام در دورانش جنگ روانی راه مینداختند. یادتان که است در سال آخرش در حرم امام چطور افرادی را که برای انجام هر کارش او را تخریب میکردند چطور نفرینشان کرد.
    الان همه این بلاها نتیجه آن نفرینها است. بالاخره خدایی آن بالا هست.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۲ ق.ظ:

    گفتی: «لااقل خاتمی در سال ۸۰ مورد حمایت شورای نگهبان و سپاه و بسیج و باندهای مختلف قدرت نبود»

    همین یک مورد رو توضیح بده که حمایت سپاه و بسیج از یک کاندیدا چه ایرادی داره؟
    مگه اونا ایرانی نیستند؟
    در انتخابات هر کسی از کاندیدای مورد علاقه‌ی خودش حمایت می‌کنه
    نکنه فکر می‌کنید آسمون دهن باز کرده و فقط شما و همفکرانتون افتادید در سرزمینی به اسم ایران؟

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۲ ق.ظ:

    منظورم حمایت مالی و تشکیلاتی اعضای ارشد و نظامی سپاه و بسیج است که امام خمینی هم اینکارا رو منع کرده است و کاملا غیرقانونی است. بهرحال حمایت علنی تمامی اعضای ارشد
    سپاه و بسیج(حمایت مالی و تشکیلاتی اش بماند حالا)از یک کاندیدا یا جناح یعنی حمایت رهبری از آن کاندیدا یا حزب. در ضمن اگر اشتباه نکرده باشم و بر حسب حضور ذهن شخص اول مملکت طبق قانون حق حمایت علنی از کاندیدایی را ندارد.سپاه و بسیج هم نزدیکترین بازوی اجرایی ایشان است.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۷ ق.ظ:

    رامین

    همینجوری روی هوا که نمی‌شه حرف زد

    ماده ۳۱ قانون انتخابات ریاست جمهوری:
    «وزارت کشور مأمور اجرای قانون انتخابات ریاست جمهوری بوده و مسئول صحت جریان انتخابات است و بدین منظور می‌تواند مأمورانی جهت بازرسی و کنترل جریان انتخابات به طور ثابت و یا سیار به شهرستانها و بخشها و شعب ثبت نام و اخذ رأی اعزام دارد.»

    ماده ۱۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری:
    «وزارت کشور پس از وصول نتایج شمارش آرا در داخل و خارج کشور نتیجه کلی انتخابات را از طریق رسانه‌های گروهی به اطلاع مردم خواهد رساند.»

    حالا می‌شه بگی که نتایج آرایی که وزارت کشور در سال ۸۴ بلافاصله بعد از شمارش در اختیار رسانه‌ها قرار داده بوده چه تغییر عمده‌ای با نتایج بازشماری یا هر مورد دیگه‌ای در شورای نگهبان داشته؟

    در ضمن این حرفای خاله زنکی رو بذار کنار که خاتمی نفرین کرد و فلان
    در دوره‌ی خاتمی دین رفته بود زیر سؤال و مدام بهش شبهه وارد می‌شد حتی به آیات قرآن

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۶ ق.ظ:

    شما نصف قانون را گفتید نصف دیگرش را نگفتید. بله وزارت کشور مجری است ولی شورای نگهبان همه کاره و ناظر هست. در ضمن البته خود من هم حقیقتش خیلی ادعای تقلب گسترده در سال ۸۴ نمیدهم. شاید در سطح استان تهران یا قم در حد محدودی دستکاری صورت بگیرد که در بعضی موارد ناظرین وزارت کشور هم اشاره کرده اند که بدستور مسیولین صندوق مدتی دستگیر شده بودند. ولی بهترین راه همان است که مثل همه کشورهای دنیا در شورای نظارت بر انتخابات و ستاد انتخابات از طرف هر کاندیدا یک یا چند نماینده باشد تا در همه کارهای این دو نهاد مسیول نظارت و همکاری کنند.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۲ ق.ظ:

    آقای رامین

    بخونید لطفا:

    http://alef.ir/1388/content/view/47933/

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۳ ق.ظ:

    و باز بخونید لطفا:

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8611080407

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۲ ق.ظ:

    در ضمن آیا پیشنهادات من برای اصلاح انتخابات که در بالا نوشته ام غیرمنطقی هست؟ یه کمی انصاف هم خوبست.

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۲ ق.ظ:

    آخه حرفای آقای یوسفی و جواب من به ایشون چه ربطی داره به اون کامنت شما؟
    اگه کسی درباره‌ی حرفای شما نظری داشته باشه باید زیر همون کامنت شما کلیک کنه و همونجا نظرشو بنویسه نه اینجا
    خواهش می‌کنم رعایت کنید

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۱ ق.ظ:

    ببخشید شرمنده، بهرحال احساس وظیفه کردم که برای یکی از معضلات اساسی و اعصاب خوردکن کشور یک راه حل ارایه دهم.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۲ ق.ظ:

    البته این حرفی را که گذاشتم درباره تحلیل شما از غیر منطقی بودن من بود.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۰ ق.ظ:

    بازم غیر منطقی حرف زدید
    چون احساس وظیفه‌ی شما درباره‌ی یکی از معضلات اساسی و اعصاب خورد کن کشور(البته به زعم شما نه من)، در کامنتی بیان شده که اون بالاست و هیچ ربطی به حرفای من و آقای یوسفی نداره
    بعد اینکه من به شما گفتم غیر منطقی حرف می‌زنید چون حرفاتون ربطی به حرفایی که زده می‌شه نداره
    منطق اینه که شما درباره‌ی اصلاح انتخابات در همون کامنت خودتون در بالا با کسانی که باهاتون بحث می‌کنن صحبت کنید
    حالا به فرض هم که رعایت نمی‌کنید و حرفتون رو در یک جای بی ربط می‌نویسید باز در همون حرف هم منطق رو رعایت نمی‌کنید. یعنی حمایت سپاه و بسیج از یک کاندیدا رو می‌برید زیر سؤال تا حرف خودتون در مورد ادعای تقلب در انتخابات رو محکم جلوه بدید.
    منطق اینه که شما سند تقلب کاندیداهای معترض رو در اینجا بذارید.
    البته بهتون حق می‌دم که نتونید اینکارو بکنید چون یکی دو ساعت خواب رفتن آقای کروبی که سندی بر تقلب محسوب نمی‌شه که شما بخواین ازش استفاده کنین.

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۲۰ ق.ظ:

    البته جناب ساحل سخن، دلیل مخالفان برای انتخابات ۸۴، نه تقلب در شمارش بلکه حمایت مالی و تشکیلاتی سپاه و بسیج (بالاخص اعضای ارشد) از احمدی بود که کاملا غیر قانونی بود. حتی قالیباف و لاریجانی هم به این مساله اعتراض داشتند.
    در ضمن علاوه بر سال ۸۴، موارد دیگر را هم گفته ام. هر موقع اعضای وزارت کشور و شورای نگهبان هم سلیقه بودند، وضع بدتر میشد.مثل انتخابات مجلس هشتم و سال ۸۸

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۰۸ ق.ظ:

    خب چون دولت، بودجه‌ی سپاه رو تعیین می‌کنه و بسیج هم که زیر نظر فرمانده‌ی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نظارت می‌شه بنابراین طبق تبصره‌ی ۲ ماده‌ی ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری
    http://alef.ir/1388/content/view/47933/

    باید با اعلامیه یا اطلاعیه یا پلاکارد از کاندیدایی خاص، حمایت کرده باشند تا بتونیم بگیم خلاف کردند.
    آیا اینطور بوده؟
    مدعی باید دلیل هم داشته باشه دیگه
    اگه به حرف زدن باشه که هر ادعایی رو می‌شه کرد
    خب آدم اگه مدرک حمایت این ارگان‌ها از کاندیدایی خاص رو ببینه می‌تونه قبول کنه و گرنه صرف اینکه احمدی نژاد توی سپاه بوده که دلیل نمی‌شه بر حمایت اون ارگان از این کاندیدا
    باید دلیل داشته باشن واسه حرفاشون

    خب معلومه که ممکنه سپاهی‌ها به این کاندیدا رأی داده باشن
    اما در مورد حمایت تبلیغاتی باید حتما دلیل و مدرک وجود داشته باشه

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۲ ق.ظ:

    در مورد حمایت مالی هم باید کاندیداهای معترض با مدرک حرف می‌زدند

    محمد پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    دلیلش چشمهای مان است که گروه گروه اتوبوس رو ازپادگانها و دخمه های بسیح به سمت محل سخنرانی احمدی نژاد می بردند!
    شما بگو نبود و نیست ولی آفتاب رو که نمیشه قایم کرد اخوی!

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۲۱ ب.ظ:

    شما تمام دلایلتون به چشماتون برمی‌گرده
    آخه شماها بی‌شمارین!!!

    باشه
    به آفتابم می‌گیم دست از قایم باشک بازی برداره چون محمد می‌گه بود و هست

    محمود پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    عزیز شما در همون توهم بمون که ما به خاطر ساندیس میلیونی ریختیم بیرون و علیه فتنه و فتنه گران و هتاکان به پا خواستیم! همین آقای مدحی هم یک ساندیس خور شیمیایی بود که نابود کرد اطلاعات ضد انتقلاب رو!!! اتوبوس اتوبوس آدم جمع می کرد… شما شاید در زمان فتنه و اغتشاشگری با اتوبوس آدم جمع کنی!! ولی ملت بزرگ ایران توی یکی دو تا اتوبوس جا نمیشن!!! مگر اینکه باز تحلیل کنند ضد انقلاب های خارجی که از بالا تصویر گرفتند که… :mrgreen: چه بخواهی و چه نخواهی ملت ایران به احمدی نژاد رای دادند و همون ملت هم پای ثابت سخنرانی هایش هستند…

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۵۱ ق.ظ:

    جناب ساحل خیلی ممنون از اینکه متن قانون انتخابات ریاست جمهوری و مجلس را گذاشتی. من با مطالعه آن، برخی از بندهای آن را که در عمل اکثرا رعایت نمی شود میاورم:
    ۱) مجلس:
    ماده ۵۹ – انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها برای نامزدهای نمایندگی مجلس از صدا و سیما و میز خطابه نماز‌جمعه و یا هر وسیله دیگری که جنبه رسمی و دولتی دارد و … ممنوع بوده و مرتکب مجرم شناخته می‌شود.
    تبصره ۲ – نشریات و مطبوعات متعلق به سازمانها ، وزارتخانه‌ها ، ادارات ، نهادها و مؤسسات یاد شده در متن این ماده ، حق تبلیغ برای‌نامزدهای انتخاباتی را ولو به صورت درج آگهی ندارند. (مثل کیهان و ایران)
    ماده ۶۵ – داوطلبان نمایندگی و طرفداران آنان به هیچ وجه مجاز به تبلیغ علیه داوطلبان دیگر نبوده و تنها می‌توانند شایستگی‌های خود یا‌داوطلب مورد نظرشان را مطرح نمایند و هر گونه هتک حرمت و حیثیت نامزدهای انتخاباتی برای عموم ممنوع بوده و متخلفین طبق مقررات مجازات‌خواهند شد.
    ۲)ریاست جمهوری
    ماده ۳۳ ـ ارتکاب امور ذیل جرم محسوب می شود :

    * ۱- خرید و فروش رأی .(پرداخت پول)
    * ۲- تقلب و تزویر در اوراق و تعرفه یا برگ رأی یا صورت جلسات .و…
    ماده ۶۸ ـ انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها له یا علیه نامزدهای ریاست جمهوری از میز خطابه نماز جمعه و یا هر وسیله دیگری که جنبه رسمی و دولتی دارد و فعالیت کارمندان در ساعات اداری و همچنین استفاده از وسایل و سایر امکانات وزارتخانه ها و ادارات ، شرکتهای دولتی و مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی ( به هر مقدار ) استفاده می کنند و همچنین در اختیار گذاشتن وسایل و امکانات مزبور ممنوع بوده و مرتکب ، مجرم شناخته می شود
    ماده ۷۱ ـ داوطلبان ریاست جمهوری و طرفداران آنان در تبلیغات انتخاباتی به هیچ وجه مجاز به هتک حرمت و حیثیت نامزدهای انتخاباتی نمی باشند و متخلفین طبق مقررات مجازات خواهند شد.(مناظرات)
    ماده ۷۳ ـ مقامات اجرایی و نظارت انتخابات حق تبلیغ له یا علیه هیچیک از داوطلبان انتخاباتی را نخواهند داشت . تخلف از این قانون جرم محسوب می شود(اعضای شورای نگهبان)
    ماده ۹۳ ـ دراجرای صحیح اصل ۹۹ قانون اساسی و حفظ بی طرفی کامل ، ناظرین شورای نگهبان موظف اند در طول مدت مسئولیت خود ، بی طرفی کامل را حفظ نمایند و ابراز جانبداری ناظرین به هر طریقی از یکی از کاندیداها جرم محسوب میشود.

    * تبصره ـ مجازات تخلف از ماده فوق انفصال شش ماه تا یک سال از خدمات دولتی یا شش ماه تا یکسال زندان خواهد بود

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۰ ق.ظ:

    خواهش می‌کنم

    در ضمن اینکه فرمودید: «برخی از بندهای آن را که در عمل اکثرا رعایت نمی شود میاورم»

    نمی‌شه همینجوری در حرف بگیم
    باید مصداقی صحبت بشه

    اما اینکه اینا رو نوشتید، خوبه و به مطلب آقای حسینی هم ارتباط داره

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    آن سال ها سال های ننگینی بود و مطمئن باشید که هیچ گاه نخواهیم گذاشت آن سالها برگردد! جالب اینجاست که شخص فرهیخته و روشنفکر شما آقای خاتمی است که در این صورت در حدی نیستید که پاسخی بشنوید!!! :wink:

    [پاسخ]

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۸ ب.ظ:

    جونم به این شعور و منطقت :wink::wink:

    [پاسخ]

  26. بابک
    ۴ تیر ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۸ | #26

    یک دانشجوی روانشناسی به راحتی میتونه یک دکترا تو تحلیل نظرات جناب غلامعلی یوسفی بگیره. به نظر من ایشون مصداق کامل و نادر ویرانی عقل بر اثر موهومات مذهبی هستند. از نمونه های معروف می شه به دکتر روازاده یا پرفسور!حسن عباسی اشاره کرد.
    نمونه های رقیق تر و عمومی تر هم امثال آقای حسینی و دوستان بسیجی شان هستند. متن این پست نشانه کامل منطق گریزی ، دروغ گویی ، کمبود حافظه و پنهان شدن پشت قدرت است.

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

    بابک

    یک اینکه «ویران عقل» خودتی
    اینو به خاطر اون لغت «مذهبی» و لغت «بسیجی» که توی حرفات به کار بردی و بهشون توهین کردی گفتم

    دو اینکه منم وقتی نظرات آقای یوسفی رو می‌خونم عصبی می‌شم
    بعضی وقتا داد می‌زنم
    بعضی وقتا هم دلم می‌خواد با مشت بکوبم به مانیتورم و خوردش کنم
    در ضمن مذهبی هم هستم
    تو حق نداری وقتی داری آقای یوسفی رو نقد می‌کنی، به مذهب من و همفکرام توهین کنی
    خیلی هم برام خنده داره که نظرات آقای یوسفی رو بردی تو دسته‌ی موهومات مذهبی
    اتفاقا تنها چیزی که توی نوشته‌های ایشون دیده نمی‌شه، رد پای مذهبه حالا از نوع موهومی یا هر نوع دیگه‌ای
    در مذهب ما با ۷۲ نفر جلوی چند صد هزار ظالم می‌ایستند نه اینکه مثل آقای یوسفی مرعوب ظالم باشند و برای من تشریح کنن که وقتی بهت ظلم می‌شه، ابتدا باید اون ظلم رو ثابت کنی.
    در مذهب من قرار نیست ادعای مدعی(ظالم) رو مظلوم ثابت کنه.
    آقای یوسفی جلوی زورگویی ظالمان زانو زدند و مدعی هستند که اگه چشمامونو به روی وحشیگری مستکبران باز کنیم معنیش اینه که ضعیف، چشم دیدن غنی رو نداره.
    مذهب ما اینا رو رد می‌کنه
    بنابراین ایندفعه اگه خواستی ایشون رو نقد کنی دور و بر مذهب و بسیجی جماعت پرسه نزن

    این کار تو خنده داره که همه‌ی کسانی رو که باهاشون مشکل داری با یک چوب می‌زنی بدون اینکه متوجه باشی هیچ منطقی توی حرفات نیست

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ق.ظ:

    تصحیح:
    دو اینکه من وقتی نظرات آقای یوسفی رو می‌خونم عصبی می‌شم

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ق.ظ:

    تصحیح: چند ده هزار نفر

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ق.ظ:

    مثلا وقتی آمریکا به اتهام ساختن بمب اتم توسط ایران، تحریم‌های سنگینی رو متوجه ما می‌کنه
    خب این ظلمه
    حالا طبق نظر آقای یوسفی آمریکا یک ادعای بدون سند کرده و این ما هستیم که باید ثابت کنیم که قصد ساخت بمب اتم نداریم
    آخه این رسم کجای روزگاره؟

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    ۱-در مذهب ما در روز عاشورا تعداد کشته شدگان از یاران امام حسین ۷۲ تن نبود. تعداد دقیق را نمی دانم اما در منابع معتبر واز جمله در تاریخ طبری اسامی تمامی آنها امده است.
    ضمنا ۷۲ عددی مقدس در بین زرتشتیان است.
    ۲- در روز عاشورا نه صدها هزار نفر و نه ده ها هزار نفر مقابل یاران امام حسین صف آرایی نکردند. اسامی فرماندهان لشکر بنی امیه در کتب مختلف تاریخی آمده است. با توجه به تعداد افراد تحت امر این فرماندهان عددی نزدیک به سه هزار نفر که عدد معقولی نیز هست بدست می آید.
    ۳- حالا فهمیدی ویرانی عقل انسانهای مومن بسیجی ، ولایت مدار یعنی چی؟
    ۴- درباره دکترها عباسی و روازاده حرفی نزدی. آیا آنها مذهبی یا مومن نیستند؟
    ۵- در مورد آقای یوسفی از ایشان خواهش کنید به شما بگویند مذهبی هستند یا خیر

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ ق.ظ:

    جناب بابک! در چند کتاب معتبر تاریخی ؟ تعداد لشگریان ابن زیاد، سه هزار نفر ذکر شده؟؟

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    در مورد بند ۱ و ۲ الآن اینکه گفتی عدد ۷۲ در مذهب زرتشت، مقدسه به حرف من چه ربطی داشت؟
    بعد اینکه وقتی تعداد دقیق رو نمی‌دونی بهتره راجع بهش صحبت نکنی
    من وارد بازی اعداد شما نمی‌شم و از بحث اصلی خارج نمی‌شم برای اینکه اینجا انواع و اقسام روایات رو ذکر کنم در مورد تعداد.
    و اصلا واقعه‌ی عاشورا هم برای این بوجود نیومده که ما کل کل کنیم سر اعداد
    حالا برای اینکه شما از بند اعداد رها شید اینجوری می‌گم:
    در مذهب من تعداد خیلی کمی انسان، در برابر تعداد زیادی ظالم می‌ایستند و جونشون رو که عزیزترین دارایی‌شونه فدا می‌کنن.
    پس سعی کن به جای اینکه به نوک انگشت من خیره بشی به اون ماه که دارم بهش اشاره می‌کنم نگاه کنی. یعنی ایستادگی در برابر ظلم ظالمان حتی اگه مطمئن باشی که از نظر فیزیکی برد با تو نیست. مهم اینه که مبارزه کنی و زیر بار حرف زور نری.

    در مورد بند ۴ اگه نوشته‌ی منو درست می‌خوندی متوجه می‌شدی که من بر سر مفاهیم باهات بحث کردم نه بر سر اشخاص.
    اون مفاهیم هم «مذهب» و «بسیج» بودند.
    اگه نفهمیدی برو دوباره بخونش

    در مورد بند ۵ بازم اگه نوشته‌ی منو درست می‌خوندی متوجه می‌شدی که من در مورد شخص آقای یوسفی و اینکه ایشون مذهبی هستند یا نه هیچ صحبتی نکردم.
    من فقط نوشته‌هاشون رو نقد کردم و گفتم:
    «تنها چیزی که توی نوشته‌های ایشون دیده نمی‌شه، رد پای مذهبه حالا از نوع موهومی یا هر نوع دیگه‌ای»

    متوجه شدی؟
    من گفتم: «توی نوشته‌های ایشون»
    می‌تونی تفکیک قائل بشی بین حرفایی که از دهن آدما میاد بیرون با اون چیزی که در درونشون می‌گذره و ما ازش بی‌خبریم؟
    بنابراین من نمی‌دونم آقای یوسفی آدم مذهبی‌ای هستند یا نه. من فقط از روی نوشته‌هاشون در مورد ایشون نظر دادم.
    در ضمن شما نگران آقای یوسفی نباش
    ایشون اگه لازم بدونن کامنت می‌ذارن و با هم حرف می‌زنیم
    شما از نوشته‌های خودت دفاع کن

    اما در مورد بند ۳ بله من کاملا می‌فهمم ویرانی عقل انسان‌های مؤمن بسیجی و ولایت مدار یعنی چی.
    ویرانی عقل این انسان‌های مؤمن بسیجی و ولایت مدار همون وقتی صورت گرفت که جونشون رو گذاشتند کف دستشون و زن و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر و نامزد و درس و دانشگاه و کار و تمام عاشقانه‌هاشون رو رها کردند و جلوی دشمنی ایستادند که قرار بود ۳ روزه برسه تهران و ناهار رو در پایتخت وطن من و تو صرف کنه.
    راست می‌گی اینا عقلشون ویران شده بود و گرنه هیچ آدم عاقلی حاضر نمی‌شد و نمی‌شه که این دنیای دوست داشتنی و شیرین رو نه فقط به خاطر دفاع از ناموس خودش که به خاطر ناموس همه‌ی هموطناش بذاره و بره
    باید عقلشون ویران شده باشه تا از صدای گلوله و خمپاره نترسن
    دیروز یه آقایی رو توی صف نونوایی دیدم که سرفه‌های بدی می‌کرد. بعد فهمیدم که ایشون جانباز شیمیایی هستند.
    این ویران عقل‌ها هنوزم دارن کنار من و تو نفس می‌کشن
    پس اگه می‌خوای به من توهین کنی به شخص خودم توهین کن نه به مفاهیمی که وظیفه داریم ازشون تشکر کنیم به جای توهین کردن.

    پاسخ پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ ب.ظ:

    اصرار شما برای سند زدن مردم به نام خودتون تمومی نداره! حالا فرقی نداره که رزمنده های ۷ سال دفاع از وطن باشن، یا محمد مختاری و صانع ژاله!

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۰ ق.ظ:

    پاسخ

    اصرار شما برای اینکه بدون توجه به حرفای طرف مقابلتون فقط حرفای خودتونو تکرار کنین تمومی نداره

    اگه بری کامنت بابک رو بخونی می‌بینی که به «بسیج» توهین کرد و منم چون خدا رو شکر عقلم هنوز درست کار می‌کنه تصمیم گرفتم جواب توهینشو در مورد همون «بسیج» بدم.
    من و امثال من عادت نداریم که راجع به هر موضوعی که باهامون بحث می‌کنن به عنوان چاشنی صحبتمون بریم سراغ محمد مختاری و صانع ژاله و چه می‌دونم هر کسی که شماها دوست دارید قاطی بحثا بکنید که مد شده و توی دو سه ساله قاطی صحبتا می‌کنین چون منطق محکمی برای حرفای اصلی‌تون ندارید.
    هر وقت راجع به اونایی که شما دوست دارید صحبت شد، درباره‌ی اونا هم حرف می‌زنیم.
    من عادت به قاطی کردن موضوعات و آش شله قلمکار درست کردن ندارم.
    شما اگه دوست دارید به خودتون ربط داره و می‌تونید با آدمایی که گول می‌خورن و همراه با شما از این شاخه به اون شاخه می‌پرن تا شما به خواسته‌تون برسید و حرف اصلی فراموش بشه، بحث کنید.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۱ ق.ظ:

    یه چیز دیگه اینکه چرا لغت «بسیج» اینقدر براتون سنگین بوده؟
    من فقط از مفهموی که برای خودم قابل احترامه دفاع کردم
    مگه من اسم شخص خاصی رو آوردم که شما ادعا می‌کنید ما سند زدیم؟

    سیاه بیشه پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۴:۵۲ ب.ظ:

    نه اینکه شما مسلمونا و مخصوصا شیعه ها اصلا به مذهب و عقاید بقیه توهین نمی کنید؟ بو گند غرور و تفرعن شما دنیا رو گرفته از درویش جماعت گرفته تا اهل حق و علی اللهی ها، از ههل سنت گرفته تا بهایی ها. کسایی که می خواهند دین و عرفان جدیدی رو تجربه کنند. کسایی که نمی خوان دینی داشته باشند … مسیحی ها و یهودی ها هم به جای خود .. هیچ کس از دست و زبان شما پیروان اهل بیت در امان نیست برادر. کسی غیر از خودتون نیست یه انگی، متلکی یا چوبی از شما به بهش نخورده باشه… یه سوزن به خودت بزن یه جوالدوز به بقیه. .

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۰ ب.ظ:

    ۱- بحث من هم بر سر اعداد نبود . بر سر یک سری واقعیت های تاریخی بود که در ذهن مذهبی شما مطابق میلتان حک شده و شما به آن “ایمان” دارید. به همین دلیل از اعداد استفاده کردم تا رد و یا اثبات آن ساده و سرراست باشد.
    ۲- بحث بر سر واژه بسیج نیست. کسانی که “جونشون رو گذاشتند کف دستشون و زن و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر و نامزد و درس و دانشگاه و کار و تمام عاشقانه‌هاشون رو رها کردند و جلوی دشمنی ایستادند که قرار بود ۳ روزه برسه تهران و ناهار رو در پایتخت وطن من و تو صرف کنه” برای من هم محترم هستند . آنها داوطلبان جبهه دفاع از میهن وبا باور برخی شان اسلام بودند.
    خوب که چی؟ جنگ تمام شده. بسیج اکنون یک حزب پادگانی در خدمت مقام عظمای ولایت برای حفظ قدرت است .
    ۳- درباره چیزی به وسعت مذهب حرف زدن نه کار ماست و نه جای آن اینجاست. امانمونه و نتیجه آن که در حال حاضر بسیجی ولایت مدار است جلوی چشم ماست. من دو نمونه معروف مثال زدم. می خواستم به شما بگویم شما کم و بیش شبیه آنها هستید. نیستید؟
    ۴- تفکر مذهبی با حرف مذهبی فرق می کنه. خیلی از بی خداها رو می شناسم که مغزشون با مو هومات مذهبی ویران شده. منطق نهفته در حرف های آقای یوسفی با منطق شما تقریبا فرقی ندارند. هرچند شاید حرفتان متفاوت باشد. همانطور که حرف یک مسلنان با یک مسیحی کاملا متفاوت است. اما هر دو از منطق بسیار مشابهی استفاده می کنند.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    سیاه بیشه

    باید بگم که شما هم بوی گند دروغگویی و کینه جویی تون دنیا رو گرفته.
    معلومه که من به دینم و به مذهبم افتخار می‌کنم چون از طرف خداوندی برام آورده که خالق من بوده نه مثل فرقه‌ی منحرف بهائیت که یارو یه روز صبح از خواب بیدار شده و جو گیر شده و بعدم یه عده‌ بیکار افتادن دنبالش.
    معلومه یه همچین فرقه‌ی منحرفی اصلا برای من محترم نیست.

    در مورد اون دروغ بزرگتون راجع به توهین به مسیحیت و یهودیت هم چون بر می‌گرده به همون خصلت دروغگویی و کینه‌جویی‌تون بنابراین می‌ذارم در اوهام خودتون خوش باشید.

    البته کاملا مبرهنه که مسلمون جماعت برای عقیده‌ی کفر آمیزی مثل تثلیث هیچ ارزشی قائل نیست اما باز هم این باعث نمی‌شه که به کلیت یک دین تحریف شده، توهین و بی احترامی کنه چون هنوز هم اسم دین الهی رو با خودش یدک می‌کشه.
    عیسی بن مریم(ع) و حضرت موسی (ع) از پیامبران اولوالعزمی هستند که در قرآن هم از اون بزرگواران یاد شده. بنابراین توهین به این بزرگواران، اول از همه توهین به کتاب آسمانی خودمون قرآن محسوب می‌شه و مسلمون هرگز همچین خطایی رو مرتکب نمی‌شه

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    از طرف خداوندی برام آورده شده که خالق من بوده

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۵ ق.ظ:

    بابک

    ۱- واسه حرفات اینجا لینک بذار

    ۲- جنگ تموم شده که شده. اگه همین حالا جنگ بشه همین بسیجی‌ها هستند که دوباره در خط مقدم جبهه‌ها می‌جنگند نه اونایی که حالا که در حال صلح هستیم واسه اموال عمومی مردم ارزشی قائل نیستند و به خاطر اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات می‌زنن و می‌شکونن و آتیش می‌زنن. از اینا بعیده که بعدا حاضر باشن واسه جون مردم ارزش قائل بشن.

    ۳- شما چیکار داری که من شبیه کی هستم؟ به منم ارتباطی نداره که مثال‌های شما چه کسانی بودند و چرا از اونا نام بردی.
    من بهت اعتراض کردم چون توهین کردی و گفتی: موهومات مذهبی
    در مذهب ما چیزایی به اسم موهومات وجود ندارند. اگه شما سراغ دارید باید بدونید که اونا نه جزو دین ما هستند و نه جزو مذهب ما محسوب می‌شن.
    حق داشتم که به خاطر توهینت بهت اعتراض کنم و کردم

    ۴- گفتی: «تفکر مذهبی با حرف مذهبی فرق می کنه»

    اگه حرف مذهبی از دهن کسی بیرون بیاد که تفکر مذهبی داره، امکان نداره که حرف و تفکرش با هم متفاوت باشن.

    اون چیزی که تو می‌گی در مورد آدمای متظاهر و ریاکار صدق می‌کنه که تفکرشون با حرفاشون مطابقت نداره.

    گفتی: «خیلی از بی خداها رو می شناسم که مغزشون با مو هومات مذهبی ویران شده.»

    خب اونا درگیر «موهومات مذهبی» نبودند.
    اونا درگیر «مذاهب موهوم» بودند.
    این دو تا با هم خیلی فرق دارند چون در مذاهبی که از ادیان الهی سرچشمه می‌گیرند موهوماتو وجود نداره. همینم باعث شد که من اون بالا راجع به توهینت به مذهب بهت اعتراض کنم.

    در ضمن می‌شه لطفا بگی منطق من چه شباهتی به منطق آقای یوسفی داره؟
    با چه گزاره‌هایی به این نتیجه رسیدی؟
    منطقی که دوست نداره جلوی ظلم کوتاه بیاد چطوری می‌تونه شبیه منطقی باشه که انفعال رو ترجیح می‌ده؟

    در مورد مسلمون و مسیحی هم همینطور
    منطقی که می‌گه اگه کسی زد زیر گوشت از خودت دفاع کن و نذار بهت ظلم بشه، چطوری می‌تونه شبیه منطقی باشه که می‌گه اگه کسی زد زیر گوش راستت، گوش چپت رو هم در اختیار اون ظالم بذار برای خوردن سیلی بعدی؟

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۷ ق.ظ:

    در مذاهبی که از ادیان الهی سرچشمه می‌گیرند موهوماتی وجود نداره

    سیاه بیشه پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    آره فقط دین شما از طرف خدا اومده بقیه همه منحرفن … توهم چقدر بده …

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۲ ق.ظ:

    زبون فارسی بلد نیستی
    نه؟
    شایدم خودتو زدی به کوچه‌ی کرها و کورها

    اسلام و یهودیت و مسیحیت که ادیان الهی هستند
    تثلیث رد می‌شه چون خدا «لم یلد و لم یولد» هستش در غیر اینصورت تو می‌تونستی پسر خاله‌ی خودتو هم پرستش کنی

    بهائیت هم که کلا تعطیله چون انگلیسی‌ها بنیانگذارش بودن نه خدا

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۷ ق.ظ:

    این کامنت بالاییه خطاب به سیاه بیشه‌ بود که همه‌ی منطقش اینه که به من بگه: «توهم زده»
    نمردم و فهمیدم زدن برچسب «توهم زدگی» به طرف مقابل، یک دلیل محکمه برای اثبات الهی بودن بهائیت یا کفر آمیز نبودن عقیده‌ی تثلیث

  27. رامین
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۰۳:۵۴ | #27

    در ضمن یکی از اصولگرایان بنام بیادی اخیرا گفته که احمدی نژاد زمان معرفی برای شهرداری در وزارت کشور و اطلاعات پرونده داشت و بی برنامه ترین گزینه بود. شورای نگهبان باید توضیح دهد که آن پرونده چه بود که او را تاییدصلاحیت کرده است. آیا پرونده مهمی نبود؟

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۴:۱۴ ق.ظ:

    مدعی باید سند ارائه بده
    بنابراین اون اصولگرایی که ازش نام بردید باید پرونده‌رو ارائه بده
    حرفش بر چه اساسی بوده؟
    آیا پرونده‌ای توی دستش بوده یا همینجوری خواب نما شده و دلش خواسته ادعا کنه؟
    اگه نمی‌تونه پرونده‌ای ارائه بده، تهمت زده و باید دهنشو ببنده

    در ضمن قبل از اینکه احمدی نژاد بره زیر سؤال، این آقا باید بازخواست بشه که چطوری داره در مورد یک موضوع اطلاعاتی نظر می‌ده و با چه روابطی از یک پرونده‌ای که ادعا می‌کنه در وزارت اطلاعاته، با خبر شده

    [پاسخ]

    عجب! پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    زمانی مدعی می تونه واسه اینا سند بیاره که روزنامه ها آزاد باشن، وقتی که تحقیق کردن جرم نباشه. زمانی میشه گفت که برای تقلب سند بیارین که از عصر روز انتخابات نریزن ستاد انتخاباتی و همه چیز بدزدن و آدم ها رو بگیرن. زمانی که گفته بشه به چه حق و قانونی اس ام اس ها روز انتخابات قطع میشه!
    زمانی مردم می تونن واسه رمال بودن رییس جمهور دلیل بیارن که که از تریبون نماز جمعه “این حرف ها خجالت ۀور” خونده نشده باشه. با مزه است که فکر می کنی.
    موسوی و کروبی طبق کدوم قانون الان زندانی اند؟ کی به حاکمیت این حق داده شده که از هر کی خوشش نیومد بی دادگاه بندازتش زندان؟
    امید حسنی هر روز باید بیاد بگه من با مشفق کاری ندارم، من با امام جمعه فلان جا کاری ندارم، من با احمدی نژاد کاری ندارم. اما همه اینا هر روز با مردم کار دارن و همشون منصوب یه نفری هستند که امید حسنی باهاش کار داره

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷ ب.ظ:

    ببخشید. احمدی نژاد و مشفق منصوب کی هستند؟

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۰ ب.ظ:

    عجب!

    ببین واقعا اسمت برازنده‌ی کامنتته
    اینایی که گفتی خیلی کم بود برای اینکه بتونی حرف منو بپیچونی
    بیشتر بگو
    ولی بعد از اینکه خیلی خیلی خیلی خیلی از زمین و زمان گفتی و همه‌رو به هم دوختی، آخرش به این سؤال من جواب بده که یعنی این آقایی که رامین اسمشو آورده اول از روی شکمش اتهام زده بوده بعدش قرار بوده تازه بره دنبال سند و پرونده و اینجور چیزا؟
    بابا شماها دیگه کی هستین؟
    شرم کنین

    عجب! پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۶ ب.ظ:

    مشفق کارمند وزیری هست که رهبری وزیر استعفا داده اش رو به صورت غیر قانونی و بدون این که رای اعتماد مجدد مجلس رو بگیره مجددا منصوب کرده.
    احمدی نژاد منتخب شورای نگهبان کاملا جناحی منصوب هبری است. همان کسی که در سال سوم رییس جمهوری بهش گفتن برو واسه ۵ سال آینده برنامه ریزی کن.
    راجع به ائمه جمعه که شما بهشون کاری نداری که لازم نیست توضیح بدم؟
    اون آقایی هم که رامین اسمش رو برد مشاور اقتصادی و نماینده احمدی نژاد در مناظرات تلویزیونی ریاست جمهوری است که وقتی سهمش رو از قدرت ندادن شروع کرد به داد و بیداد. این منش اصولگراهاست که وقتی با هم دعواشون میشه یهو یاد سندهای توزیع پول قبل از انتخابات و وجود رمال جنگیر دور بر رییس جمهور و پرونده های فساد اقتصادی و امنیتی هم میفتند

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۴ ب.ظ:

    تو اونهمه آسمون ریسمون بافتی تا از اونی که رامین اسمشو آورده بود دفاع کنی
    حالا چی شد که اینجوری می‌گی؟
    حزب باد که می‌گن همینه‌ها

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۳ ب.ظ:

    آسمون ریسمونو معمولا به همدیگه می‌بافن و مث من همینجوری روی هوا ول نمی‌کنن

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۱ ب.ظ:

    آقا امید
    مشفق و احمدی نژاد که کاملا معلومه منصوب کی هستند! تجاهل نفرمایید
    انجمن ساحل
    شما عموما دفاع های جانانه و معقولی از اصولگرایان می کنید. کاش بعضی از اوقات که جوابی ندارید سکوت می کردید. و با جوابهای گاها نا بجا و بی منطق از اثر گذاری خودتان کم نمی کردید. مطمئنا ای سکوت اثر بیشتری دارد.

    petros پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۵ ق.ظ:

    اقای پر سر وصدا وتو خالی من وخیلی های دیگه اقای خامنه ای را یک ادم معمولی میدانیم مثل بقیه ادمها ومعتقدیم او نه معصوم است نه انقدر دانا وتوانا که بر ما ولایت داشته باشد اگر شما دوست داری برو فداییش شو ما که نمیخواهیم حق داریم به او اعتراض کنیم واین ربطی به امثال شما ندارد.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۳ ب.ظ:

    برخی از برادران ادعا کردند این فرد باید مدرک پرونده ها راارایه میداد. من باید بگویم این فرد دو دوره نایب رییس شورای شهر هست و در جریان همه پرونده های شهرداران تهران هست. در ضمن الان یکماه پس از سخنان وی، هیچکدام از نهادهای مسیول و اطرافیان احمدی نزاد این ادعاها را تکذیب نکرده اند.
    در ضمن شما که درباره مسایلی که به ضررتان است خواستار سند هستید، باید بگم:آقای جنتی نه تنها مدارک دریافت یک میلیارد دلار خاتمی از عربستان را ارایه نداد بلکه وزیر اطلات دست از پا درازتر در صحن مجلس مجبور به تکذیب آن شد.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    این که گفتم ” این فرد در جریان همه پرونده های شهرداران تهران هست.” بخاطر سمت و شغلش گفتم. بهرحال نایب رییس شورا از افرادی است که در راس انتخاب کنندگان شهردار قرار دارند.

    [پاسخ]

  28. ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۰۸:۵۱ | #28

    مجمع دیوانگان بعد از فهرست کردن مواردی که سردار مشفق لیست کردند به عنوان خواسته‌های اصلاح طلبان در انتخابات ۸۸ نوشته:

    «بلی؛ ما تمام این اهداف را می‌خواستیم. اصلا اگر اصلاح‌طلبان چنین اهدافی را دنبال نمی‌کردند از نگاه من اصلاح‌طلب محسوب نمی‌شدند و ارزش حمایت‌های مردمی را نداشتند. ضمن اینکه امروز هم اگر چیزی فراتر از این مطالبات را پی‌گیری نکنیم، همین موارد را به عنوان کف خواسته‌های قانونی خود پی‌خواهیم گرفت»

    خب دو تا سؤال دارم از نویسنده‌ی این وبلاگ:

    ۱- خب اگه شما این اهداف رو دنبال می‌کردید، مثلا به دنبال تعیین مرجع رسیدگی به شکایت از رهبری بودید یا مثلا به دنبال به وجود آوردن مکانیزم عزل رهبری در محاکم قضایی بودید که این موارد رو سردار مشفق ذکر کرده و شما هم تأئیدش کردید، پس چطوری بود که روز ۲۹ خرداد همه‌ی شما اصلاح طلبان و همینطور غیر اصلاح طلبان سوء استفاده چی در خارج و داخل کشور، منتظر ابطال انتخابات توسط همون رهیری بودید که قبولش نداشتید و قرار بود عزلش کنید؟
    این یعنی اینکه ایشون رو به عنوان رهبری قانونی که همه‌ی ملتش رو با هم می‌بینه قبول داشتید. حتی بی بی سی هم به خاطر اینکه آقای خامنه‌ای رو به عنوان کسی که همه‌رو با هم می‌بینن و دسته بندی نمی‌کنن قبول داشت. دلیلش هم این بود که برای اولین بار خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران اون هم به امامت آیت الله خامنه‌ای از بی بی سی فارسی پخش مستقیم شد.

    می‌خوام بگم ادعای اولیه‌ی شما همون ادعای تقلب در انتخابات بود ولی با نرسیدن به هدفتون در ۲۹ خرداد تصمیم گرفتید که نوک پیکان رو به سمت کسی که جلوی ادعای بی سندتون کوتاه نیومده بود بگیرید.
    و بعد از اون بود که ما برای اولین بار اسم مجتبی خامنه‌ای رو از دهن شماها شنیدیم البته بعد از اینکه نوریزاده در صدای آمریکا تف کرد.

    ۲- از «کف خواسته‌های قانونی» خودتون حرف زدید.
    سؤال من اینه که این خواسته‌های شما بر اساس قوانین کدوم کشور و کدوم حکومت، قانونی محسوب می‌شد؟
    آخه شماها که تمام مراجع قانونی رو زیر سؤال بردید، از کدوم قانون داشتید حرف می‌زدید؟
    کمی به معنای «اصلاح طلب» فکر کنید!
    شما به دنبال اصلاح قوانین بود یا به دنبال نوشتن یک قانون اساسی جدید؟
    نمی‌تونی بگی به دنبال اصلاح بودید چون تا جایی که من یه یاد دارم شماها وزارت کشور، شورای نگهبان، شخص رهبر، اصل ولایت فقیه، قوه‌ی مجریه، قوه‌ی قضائیه، نیروهای انتظامی و امنیتی کشور و وزارت اطلاعات رو بردید زیر سؤال.
    حالا می‌شه بفرمایید شماها کف خواسته‌های به قول خودتون قانونی‌تون، در راستای قوانین کدوم حکومت بوده؟
    خیلی دوست دارم جواب این سؤالمو بگیرم

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۶ ق.ظ:

    یه توضیح بدم
    من گفتم که ادعای اولیه‌ی شما همون ادعای تقلب در انتخابات بود.
    اینجا دارم از «اولین» ادعای علنی‌تون حرف می‌زنم نه از اینکه این ادعا از قبل از انتخابات یا بعد از انتخابات قرار بود و قرار شد بهانه‌ی چه آشوب‌ها و قانون شکنی‌هایی بشه
    به قول آقای حسینی، بهتره به همین ظاهر قضیه بسنده کنید چون به نظر من اگه به باطن قضیه رجوع کنید که خارج از نظام محسوب می‌شید. اونوقت طبق کدوم قانون می‌خواستید از کف خواسته‌هاتون حرف بزنید.
    بهتره بیشتر همش نزنید.
    شما با ادعای تقلب، آشوب رو شروع کردید و هرگز نتونستید ثابتش کنید

    [پاسخ]

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۷ ب.ظ:

    ۱- درخواست از رهبری برای ابطال انتخابات ناعادلانه ای که با خواست خود ایشان ناعادلانه برگذار شده بود به هیچ عنوان نافی تعیین مرجع برای رسیدگی به تخلفات رهبری نیست. کما اینکه آقای خامنه ای از مجلس درخواست طرح نظارت بر مجلس می کنند. و یا می توانید مروری بر تاریخ نهضت مشروطه ایران داشته باشید.
    ۲- شاید تصور بعضی از اصلاح طلبان مطابق گفته شما این باشد که آقای خامنه ای همه ملت را با هم می بینند اما به شما اطمینان می دهم که بسیاری از اصلاح طلبان به هیچ عنوان چنین گذاره ای را قبول ندارند.
    ۳- به طور قطع و یقین آقای خامنه ای رهبر قانونی و فعلی ایران هستند. و احترام ایشون هم برای ما واجبه. اما در این که ایشان همچنان شایستگی برای در اختیار داشتن این سمت را دارند یا خیر نیاز به بحث بیشتری هست.
    ۴- ((حتی بی بی سی هم به خاطر اینکه آقای خامنه‌ای رو به عنوان کسی که همه‌رو با هم می‌بینن و دسته بندی نمی‌کنن قبول داشت. دلیلش هم این بود که برای اولین بار خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران اون هم به امامت آیت الله خامنه‌ای از بی بی سی فارسی پخش مستقیم شد))؟؟؟
    این قسمت صغری و کبری بی ربطی داره. بی بی سی عموما خبر می ده و در بیان اخبار بی طرفه. البته عده ای اعتقاد دارند در پی این بی طرفی اهداف خاصی دنبال می کنه که شخصا قبول دارم.
    ۵- ادعای اول و آخر ما کسب آزادی های مشروع و مطبوعات آزاد و انتخابات آزاد و باز پس گیری حق تجمعات مسالمت آمیز بوده و هست. ادعای مهندسی انتخابات (تقلب در انتخابات) با توجه به ایجاد شرایط نابرابر منطقی بوده و هست. فراموش نکنید که در شرایط مهندسی شده قبل از انتخابات شما به کسی رای داده اید که احتمالا کوچکترین قرابت فکری و عملی با شما ندارد و در حقیقت گنجشک را جای قناری جا زدند! و اگر که با وی قرابت فکری و عملی دارید که ما را با شما چه کار؟ به رمالی و جادوگری و دروغگویی و خیانت به بیت المال و … که رسانه های اصولگرا میگویند ادامه دهید.
    ۶- مجتبی خامنه ای را سالها پیش در قم دیدم. و اولین بار در رسانه ها بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ از وی یاد شد. … !!! …
    ۷- اصول ۶ الی ۹ قانون اساسی و اصول ۱۹ و ۲۰ و۲۲ الی ۲۷ و ۳۲ الی ۴۰ و ۴۳ و بخصوص اصل ۴۴ که کاملا وارونه شده است و ۴۹ و متاسفانه ۵۲ و ۵۳ همچنین حتما اصل ۵۶ را بخوانید! و اصول ۵۹ و ۶۰ و ۷۳ و ۷۶ و ۷۷ و با کمال اندوه اصل ۷۸ (۹ الی ۱۳ درصد از دریای کاسپین؟) و ۸۱ و ۸۲ و ۸۴ و ۸۵ و ۸۶ و ۸۷(قضیه وزیر اطلاعات) و ۱۰۷ و ۱۰۹ و بخصوص اصل ۱۱۰ که محدوده اختیارات رهبری را مشخص می کند و ۱۱۱ و خدا اصل ۱۱۲ قدیم را بیامرزد و ۱۱۳ و ۱۲۷ و ۱۳۳ و ۱۳۵ و ۱۴۱ و ۱۴۲ و ۱۴۸ و ۱۵۲ و ۱۵۳ و ۱۵۴ و ۱۵۶ و ۱۵۷ (مدیر و مدبر نه کسی که از پشت میز تحریر بلند شده بشه رییس قوه قضاییه) و امان از اجرا نشدن اصل ۱۶۸ و ۱۶۹ و ۱۷۰ (خصوصی شدن نا عادلانه مخابرات) و ۱۷۵ و ۱۷۷ اصولی هستند که بر اساس آن خواسته هایی داریم. اینها اصولی هستند که اجرا نشده اند یا بجای تفسیر تاویل شده اند و فقهای شورای نگهبان اجتهاد در برابر نص کرده اند و یا اینکه خارج از اختیارات قانونی عمل کرده اند و … . وقتی قانونی ایراد دارد باید قانون عوض شود نه اینکه بی قانونی باب شود. خیلی از این اصول قابل اجرا نیستند و باید بازبینی شوند. به عنوان یک نمونه بارز آن به اصل ۴۴ قانون اساسی توجه فرمایید
    ((نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامه‌ریزی منظم و صحیح استوار است.
    بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه‏های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‏آهن و مانند اینها است که به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است.
    بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات می‌شود که مکمل فعالیتهای اقتصادی دولتی و تعاونی است.
    مالکیت در این سه بخش تا جایی که با اصول دیگر این فصل مطابق باشد و از محدوده قوانین اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد و مایه زیان جامعه نشود مورد حمایت قانونی جمهوری اسلامی است.
    تفصیل ضوابط و قلمرو و شرایط هر سه بخش را قانون معین می‌کند.))
    در نهایت اصل ۱۷۷ اجازه اصلاح قانون اساسی را داده است و این کار حتی در زمانی که اجازه ای برای تغییر قانون اساسی داده نشده بود انجام شد (اصلاحات سال ۶۸) شما بگو دنبال کدوم قانون می گردی.
    ۸- شماره هفت یه کم طولانی شد پس تو هم یه کمی استراحت کن. :lol:
    ۹- چند خط بالاتر فرمودید اصلاح طلبان از مقام رهبری تقاضای ابطال انتخابات کردند. این یعنی احترام به رهبری که متاسفانه قانون را اجرا نمی کند!
    ۱۰- شخصا اعتقاد دارم وزارت کشور و شورای نگهبان و ولایت فقیه و قوه قضاییه و مجریه و … بد نیست. شورای نگهبانی که بجای تفسیر تاویل می کند و بجای حفظ شان خودش و بی طرفی در انتخابات از یک نامزد حمایت می کند اشکال دارد شورای نگهبانی که با تیغ نظارت استصوابی بهترین و خدوم ترین افراد ملت را حذف می کند و دایره انتخاب ما را به چهار نفر معلوم الحال محدود می کند اشکال دارد. ولایت فقیه از اعتقادات شیعه است و حتی اجداد ما نیز خواه نا خواه با انتخاب مرجع تقلیدشان آنرا اجرا کرده اند. (رجوع کنید به کامنتهای انسداد فکری در باب ولایت فقیه در همین وبلاگ). وضعیت بحرانی قوه قضاییه ای که آقای شاهرودی فرمودند من ویرانه ای تحویل گرفتم و اکنون که واویلا. امیدوارم گذارتان به آنجا نیفتد! انتقاد از رییس جمهور از کی تا بحال زیر سوال بردن وجود قوه مجریه شده؟ پس شما منتقین فعلی و حامیان دیروز احمدی نژاد هم بر انداز هستید؟
    ۱۱- کف خواسته های قانونی ما بر اساس اصول ۲ و ۳ و ۶ و ۸ و ۹ و ۱۹ و ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ و ۲۹ و ۳۲ و ۳۴ و ۳۵ و ۳۶ و ۳۷ و ۳۸ و ۴۰ و ۴۳ و ۷۱ و ۷۶ و ۸۶ و ۱۱۱ و ۱۵۲ و ۱۶۸ و ۱۷۷ قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده است.
    خواسته هایی فراتر از قانون اساسی فعلی هم هست که جرم نیست! قانون اساسی ایران وحی منزل نیست که نتوان تغییرش داد. اصولی که در قسمت ۱۰ آمده و در قسمت ۱۱ ذکر نشدهاز اهم مواردی است که نیاز به اصلاح دارد.
    ۱۲- خیلی طولانی شد :? حتما بخونش و نظر بده

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    فرمودید:

    ۱- لطف کنید لینکی که در اون رهبری درخواست کردند که انتخابات ناعادلانه برگزار بشه رو اینجا بذارید.

    ۲- من به نظر اصلاح طلبان در مقاطع دیگه کاری ندارم.
    اگه دقت کنید متوجه می‌شید که من درباره‌ی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ صحبت کردم.
    درباره‌ی روزی صحبت کردم که تمام اصلاح طلبان منتظر ابطال انتخابات از سوی آیت الله خامنه‌ای بودند.
    و این یعنی که زیر سؤال بردن عدالت آقای خامنه‌ای از بعد از نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد شروع شد.

    ۳- تعیین اینکه آقای خامنه‌ای همچنان شایستگی در اختیار داشتن سمت کنونی‌شون رو دارند یا خیر، بر عهده‌ی مجلس خبرگانه.
    البته شما می‌تونید در موردش بحث کنید و حق تصمیم گیری و یا قضاوت ندارید.
    قضاوت این امر بر عهده‌ی خبرگانه که اختیاراتشون در قانون اساسی مشخص شده.

    ۴- منظور من از نام بردن از بی بی سی این بود که حتی سوء استفاده چی‌های شلوغی‌های بعد از انتخابات هم به بی طرف بودن آقای خامنه‌ای اذعان داشتند.
    در ضمن برای اولین بار بود که بی بی سی سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی رو به صورت مستقیم پخش کرد.
    این یعنی اینکه منتظر ابطال انتخابات از سوی آیت الله خامنه‌ای بودند.
    فرمودید: «بی بی سی عموما خبر می ده و در بیان اخبار بی طرفه»
    خب این ادعای صادق صبا و همینطور ادعای شماست اما من به هیچوجه قبولش ندارم.
    وقتی موافقان جمهوری اسلامی روی خط برنامه‌ی نوبت شما میان، در همون یکی دو جمله‌ی اول، تماس تلفنی‌شون قطع می‌شه.
    اینکه در بخش‌های خبری‌شون وقتی به عنوان مثال خبری از بازداشت یک اصلاح طلب رو اعلام می‌کنه، جمله‌رو به اینصورت می‌گه:
    «حسین کروبی بازداشت شد»

    اما وقتی می‌خواست خبر دستگیری ریگی رو اعلام کنه، اینجوری خبرشون رو خوندند:
    «وزارت اطلاعات ایران، مدعی شد که ریگی رو در حالیکه ….. دستگیر کردند.»
    یعنی مثل خبر قبلی نمی‌گه: «ریگی دستگیر شد.»
    می‌گه وزارت اطلاعات ایران، مدعی شد

    از این به بعد می‌تونید دقت کنید به طرز خوندن خبرها از طرف این رسانه‌ی مدعی بی طرفی.
    خبرهای حکومتی ایران رو با این افعال اعلام می‌کنه:
    «به گفته‌ی»
    «ادعا کرد»
    «مدعی شد»

    یعنی هیچکدومشون افعال قطعی ندارند.
    اما در مورد اصلاح طلبان همه‌ی افعال قطعی هستند.
    در مورد خبرهایی هم که درباره‌ی قیام‌های کشورهای عربی هم می‌خوندند دقیقا همین مورد در مورد کشورهایی که از دیکتاتورهاشون حمایت می‌کردند و یا مخالفشون بودند، رعایت می‌کردند و همچنان رعایت می‌کنند.

    ۵- هیچکدوم از تجمعات شما مسالمت آمیز نبود
    اما حق برگزاری تجمع مسالمت آمیز، حق همه‌ی ایرانی‌هاست
    ولی موسوی به هیچوجه حاضر نشد برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز، طبق قانون تعهد بده که چه گروه‌هایی قراره در تجمعاتشون حضور داشته باشند و اینکه چه شعارهایی قراره در اون تجمعات داده بشه.
    اگه همچین تعهدی داده شده، لطف کنید لینکشو اینجا بذارید. منظورم لینک رفتن یک نماینده از اصلاح طلبان به وزارت کشور برای تعهد دادن در مورد موارد ذکر شده‌ست. طبق قانون باید اینکارو می‌کردند.

    فرمودید:
    «ادعای مهندسی انتخابات (تقلب در انتخابات) با توجه به ایجاد شرایط نابرابر منطقی بوده و هست»

    این ادعا فقط وقتی منطقیه که شما تونسته باشید سند و مدرک برای ادعاتون ارائه بدید.
    منظورتون از شرایط نابرابر چیه؟
    اینکه فلان عضو شورای نگهبان به جای یکی از کاندیداها سخنرانی کرده، می‌شه تخلف نه تقلب.
    شما می‌فرمایید مهندسی و در پرانتز هم می‌نویسید تقلب
    خب کو سند و مدرکتون برای تقلب؟
    کو اون شماره صندوق‌هایی که در اونها تقلب شده بوده؟
    چرا فکر می‌کنید ادعایی که از زبون شما بیان می‌شه، حکم سند و مدرک رو داره؟

    اینکه من به چه کسی رأی دادم و اینکه من باهاش قرابت فکری و عملی دارم یا نه، نمی‌تونه آب رو گل آلود کنه تا شما بتونید بدون سند و مدرک ادعای تقلب بکنید.

    ۶- برای اولین بار بعد از نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد در بهشت زهرا این شعار شنیده شد:
    «مجتبی برو بمیر، جای باباتو بگیر»

    و بی بی سی فارسی اقدام به پخشش کرد با این ادعا که یکی از شاهدان عینی با موبایلش فیلمبرداری کرده.

    ۷- فرمودید:
    «اصول ۶ الی ۹ قانون اساسی و اصول ۱۹ و ۲۰ و۲۲ الی ۲۷ و ۳۲ الی ۴۰ و ۴۳ و بخصوص اصل ۴۴ که کاملا وارونه شده است»

    فله‌ای حرف زدن، شگرد شماست؟
    منظورم از شما، مدعیان اصلاح طلبیه
    مثلا می‌گن هم جمهوریت نظام از دست رفته هم اسلامیتش، بدون هیچ توضیحی

    فرمودید: «اینها اصولی هستند که اجرا نشده اند یا بجای تفسیر تاویل شده اند و فقهای شورای نگهبان اجتهاد در برابر نص کرده اند و یا اینکه خارج از اختیارات قانونی عمل کرده اند و … . وقتی قانونی ایراد دارد باید قانون عوض شود نه اینکه بی قانونی باب شود»

    همینجا کاملا سردرگمی و قانون گریزی مدعیان اصلاح طلبی مشخص می‌شه.
    تکلیف خودتونو مشخص کنید
    بالاخره قوانین در اجراشون ایراد دارند یا این خود قوانین هستند که خواسته‌های شما رو برآورده نمی‌کنن؟
    همونطور که گفتم شما دوست دارید فله‌ای همه چیز رو ببرید زیر سؤال حالا اگه شد به اجراشون ایراد می‌گیرید و اگه قانونی در اجرا نقص نداشت اما به ضرر شما بود، خود قانون رو زیر سؤال می‌برید.

    حالا به عنوان مثال در مورد اصل ۶ که ازش یاد کردید صحبت می‌کنیم.
    این اصل نه در اجرا ایراد داره و نه خودش ایرادی داره.
    ایراد از شما و همفکراتون بود که بدون هیچ سند و مدرکی آرای عمومی رو زیر سؤال بردید و سعی کردید به جای صندوق آرا، رئیس جمهورتون رو در کف خیابون تعیین کنید.

    یا مثلا اصل ۹ که باز هم شماها با آشوبی که به پا کردید پای تروریست‌های رجوی رو به کشور باز کردید یا اموال عمومی رو تخریب کردید.

    فله‌ای اگه صحبت نمی‌کردید من هم گزینشی جواب نمی‌دادم.

    فرمودید: «خیلی از این اصول قابل اجرا نیستند و باید بازبینی شوند.»

    باز هم فله‌ای حرف زدی و ادعای بی منطق کردی

    بعدش اومدی اصل ۴۴ رو نوشتی به عنوان مثالی برای قوانینی که قابل اجرا نیستند.
    واقعا که

    اگه خوب می‌خوندی می‌فهمیدی که این قانون داره تعریف ارائه می‌ده و از تداخل بخش‌های دولتی و خصوصی جلوگیری می‌کنه و اتفاقا بسیار هم کاربردیه.
    یکی از نمونه‌هاش همون خرید سهام مخابرات توسط سپاه بود که بر اساس این اصل می‌شد راجع بهش حرف زد. حالا کاری ندارم که خرید اون سهام قانونی بود یا غیر قانونی.
    دارم ادعای جنابعالی راجع به غیر قابل اجرا بودن این اصل رو می‌برم زیر سؤال.

    بعدم از اصل ۱۷۷ حرف زدی
    اصل ۱۷۷ هم بعد از تمیم قانون اساسی در سال ۶۸ به قانون اساسی اضافه شد. یعنی قبل از اون همچین اصلی وجود نداشت.
    حالا شما با کجای این اصل مترقی که «این است و جز این نیست» رو رد می‌کنه، مشکل داری؟
    عجبا

    ۸- درسته که شماره ۷ طولانی بود ولی من اصلا خسته نشدم چون هیچ منطق و استدلالی در این بند دیده نمی‌شد و تنها کاری که من کردم این بود که همراه با جنابعالی شروع کردم به شمردن تا ببینم می‌تونم آیا از ۱ تا ۱۷۷ رو با سرعت بشمرم یا اینکه باید دوباره برم کلاس اول بشینم.

    ۹- فرمودید: «چند خط بالاتر فرمودید اصلاح طلبان از مقام رهبری تقاضای ابطال انتخابات کردند. این یعنی احترام به رهبری که متاسفانه قانون را اجرا نمی کند!»

    واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    تقاضای ابطال انتخابات اونم بدون سند و مدرک، یعنی زیر توهین به شعور مردم و رهبری.
    شماها چیکاره هستید که کف خیابون و عربده کشی در کف خیابون رو قانونی می‌دونید؟
    مگه دارید در جنگل‌های آمازون زندگی می‌کنید که عربده کشی و اردوکشی رو سندی قانونی بر ابطال انتخابات می‌دونید؟
    از کی تا حالا ابطال بدون سند انتخابات، اسمش شده اجرای قانون؟
    رهبر برای اینه که از اینجور بی قانونی‌ها جلوگیری کنه که کرد.
    دم ایشون گرم
    دم ایشون هزاران بار گرم که مثل شماها قانون رو در کف خیابون تعریف نکردند.
    دم ایشون گرم

    ۱۰- فرمودید: «شخصا اعتقاد دارم وزارت کشور و شورای نگهبان و ولایت فقیه و قوه قضاییه و مجریه و … بد نیست.»

    واقعا؟
    فقط بد نیست؟
    یعنی یه ذره هم خوب نیست؟
    یه بار دیگه بخون چی نوشتی

    آخه چرا شما اینقدر منطقی حرف می‌زنید؟
    وظایف شورای نگهبان چیز دیگه‌اییه و اینکه آقای الهام تخلف کردند ربطی به وظایف شورای نگهبان نداره. شما بهتره مشکلت در مورد شورایی به اسم شورای نگهبان رو بیان کنی.
    اون تخلف یک تخلف انتخاباتی بوده و ربطی به اصل شورای نگهبان در قانون اساسی نداره.
    شما بر چه اساسی تشخیص دادید که تأئید صلاحیت شده‌ها معلوم الحال هستند؟
    وقتی حرف می‌زنی فکر هم بکن چون خاتمی و موسوی و کروبی و بقیه‌ی نور چشمی‌هاتون هم طبق تعریفتون، معلوم الحال محسوب می‌شن.

    بعد اینکه به شما چه ارتباطی داره که مردم ولایت فقیه رو با آگاهی پذیرفتند یا از پدرشون به ارث بردند؟
    آخرش اینه که پذیرفتند و شما هم نمی‌تونید در اعتقادات دیگران دخالت کنید.
    شما فقط می‌تونید در مورد خودتون صحبت کنید.

    بعد اینکه گفتی: «انتقاد از رییس جمهور از کی تا بحال زیر سوال بردن وجود قوه مجریه شده؟»

    می‌بینم که درباره‌ی بقیه‌ی ارگان‌های و قوایی که نام بردم حرفی نمی‌زنید؟
    وزارت اطلاعات یکی از زیر مجموعه‌های قوه‌ی مجریه‌ست
    وزات کشور یکی از زیر مجموعه‌های قوه‌ی مجریه‌ست
    و شما اینا رو بردید زیر سؤال
    حالا متوجه شدید قوه‌ی مجریه یعنی چی؟
    قوه‌ی مجری همونی بود و هست که انتخابات رو برگزار می‌کنه.

    ۱۱- این بار به سبک خودت جواب می‌دم.
    شماها اصل ۲و ۶و ۹و ۱۹و ۲۴و ۲۵و ۲۶و ۲۷و ۳۷و ۴۳و ۱۵۲و ۱۷۷ رو زیر پا گذاشتید.
    حالا چطوری ادعا می‌کنید که کف خواسته‌های قانونی‌تون اصولی هستند که اینا هم جزوشون هستند؟

    ۱۲- خوندمش و نظر هم دادم.
    ببین

    یه وقتی بذار بیایم اینجا با همه‌ی بچه‌ها شمارشمون رو تقویت کنیم.
    همینطور فله‌ای حرف زدنمون رو

    آخرش نگفتی که شماها که تمام مراجع قانونی رو زیر سؤال بردید چطوری از قانون حرف می‌زنید؟
    نگفتی که وقتی همون ادعای اولیه‌تون بدون سند بوده چطوری داشتید بر اساس یک ادعای غیر قانونی، به قانون اعتراض می‌کردید؟

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۱ ق.ظ:

    تصحیح:
    تقاضای ابطال انتخابات اونم بدون سند و مدرک، یعنی توهین به شعور مردم و رهبری

    مسلم پاسخ در تاريخ تیر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۶:۲۷ ب.ظ:

    سلام بر آقای امید حسینی
    در جواب به متن بالا که توسط انجمن ساحل سخن نگاشته شده بود متنی نوشتم و ارسال کردم و متاسفانه حذف کردید!
    این پدیده با توجه به سیاست و مشی سایت شما کمی عجیب به نظر می رسد.
    با توجه به تلاش مصروف برای تهیه نوشتار فوق الذکر مقتضی است دلیل سانسور آنرا اطلاع دهید.
    با تشکر

  29. شهیداریایی
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۲ | #29

    اقا شما نمیخواید دست از سر کچل انتخابات بردارید.بابا دست بردارید تمام شد اون داستان.درباره اش فقط مورخین وایندگان هستن که باید صحبت کنن.امروز مباحث دیگه ایی مطرحه.بحران جمهوریت.مناسبات بین مردم و صندوق رای.خدشه دار شدن اعتماد جامعه.بحران اقتصادی رواج گسترده فساد و خرافات واوهام وبسیاری مسائل دیگه .شما همه این داستانها رو رها کردید دوباره چسبیدید به داستان انتخابات.
    فسانه گشت وکهن شد حدیث اسکندر
    سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر

    [پاسخ]

  30. ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۰۹:۱۱ | #30

    آفرین به شما که کامنتتون سرشار از اخلاق و معنویاته و از اون دروغ و غیبتی که به قول شما از دهان‌ بیرون می‌آید، اصلا از دهن شما بیرون نیومده.
    بسیار عالی
    به خاطر این کامنتتون باید ازتون تقدیر کرد
    به خصوص اون قسمتی که بسیار شرافتمندانه از عمل تروریستی توله‌های رجوی بر علیه رهبر من، دفاعی جانانه کردید.
    توله‌هایی که سالهاست مثل قوم بنی اسرائیل، دنبال وطن می‌گردند و حتی تروریست‌های حرفه‌ای دنیا هم که سالها حامی اونها بودند حاضر نیستند بهشون جا و مکان بدن
    [آیکن احسنت و باریکلا و کف زدن و تشویق و یه چیزایی توی همین مایه‌ها]

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۴ ق.ظ:

    این کامنتم خطاب به Majnoon بود که کامنتش پر از توهین بود

    [پاسخ]

  31. محمد
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۶ | #31

    خانم یک ایرانی شما که انقدر دیوانه رهبرت هستی از پیامبر و ائمه و منش و روش اونها هم چیزی میدونید ،خوندید چیزی ؟!
    از رفتار اونها با معترضین و مخالفینش هم خبرداری
    یا نه بتی درست کرده ای در جهت تقرب به الله برای خودت؟!!!
    کی از خواب بلند می شی؟وقت اجل؟!

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ب.ظ:

    محمد

    اینکه من برای خودم یک «رهبر» دارم اما شما «رهبران» دارید و هر کدوم هم ساز خودشونو می‌زنن حسودیت می‌شه؟
    شما اصلا نگران من نباش
    بهتره یه فکری به حال آش شله قلمکاری بکنی که به واسطه‌ی رهبرانتون و نه رهبرتون، براتون پخته شده

    من رهبرم رو دوست دارم اما نه اونقدر دیوانه‌وار که اجازه بدم به جای من هم فکر کنند چرا که مولا علی(ع) فرمودند:
    «بنده‌ی دیگری مباش زیرا خدا تو را آزاد آفریده است»

    من مطیع امر رهبرم هستم در دستورات حکومتی‌شون
    مثلا وقتی ایشون به منی که معترض هستم می‌فرمایند اگه شکایتی دارید از طریق قانونی پیگیری کنید و به اردوکشی خیابونی پایان بدین، من نوعی حتما به این دستور ایشون گوش می‌دم چون بر خلاف قوانین و احکام اسلامی نیست
    آخه می‌دونی یا حداقل شنیدی که ولی فقیه، مقید به احکام اسلامه
    خبرگان رو هم نذاشتیم برای اینکه جنابعالی رو کنترل کنن

    در ضمن رهبرم بت من نیستند
    خمینی بت شکن بود
    و خامنه‌ای، خمینی دیگر است
    اینو فراموش نکنید

    یه چیز دیگه اینکه مسلمون از رهنمودهای هر کسی که در جهت نزدیک شدن به خدا کمکش می‌کنه، باید استفاده کنه حالا می‌خواد رهبر باشه یا هر آدم دیگه‌‌ای

    گفتی: «کی از خواب بلند می شی؟وقت اجل؟!»

    نه
    وقت اجل نه
    یه کوچولو بعد از وقت اجل
    یعنی درست وقتی که جون از بدنم کاملا بیرون رفت

    امیر المؤمنین علی(ع) می‌فرمایند:
    «انسان‌ها خوابند، وقتی می‌میرند بیدار می‌شوند»

    [پاسخ]

    علی رضا پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۷ ب.ظ:

    یه ربطی بین این کامنت و جوابی که تو پست قبل به من دادی هست (اصلا اسلام می‌گه انتقاد رو نباید در جمع مطرح کرد) اینجور نیست از حقوق مردم بر حاکمیت نقد عمومی رهبر است
    و اما حقّی علیکم فالوفاء بالبیعه و النصیحه فی المشهد و المغیب » نهج البلاغه خطبه ۳۴ مشهد یعنی رو در رو مغیب یعنی پشت سر. سیره عملی در باره خوارج هم همین رو ثابت می کنه
    ولایت فقیه هم مطلق هست یعنی پایبند به هیچ حکم شرعی نیست یادت نرفته که امام خمینی گفت اگه حکومت مصلحت بدونه می تونه حج رو هم تعطیل کنه و یه بنده خدایی برداشت نوشت توحید رو هم می تونه تعطیل کنه!
    خبرگان هم که غیر مستقیم دست نشانده رهبرند رد صلاحیت های گسترده انتخابات دوره دوم رو به یاد بیار رهبر هر کس دیگه ای هم بود مطمین باش موضعگیری حضرات چیزی جز تعریف و تمجید نبود حالا موردش رو بخوام بگم باز می گی حساسیت الکی رو یه چیزی نشون دادم!

    [پاسخ]

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    نقد عمومی رهبر وقتیه که خود رهبر هم حضور داشته باشن و بتونن پاسخگو باشن نه اینکه مثلا خبرنگاره برداره توی روزنامه‌ش نقدی رو خطاب به رهبری بنویسه و بعد اون نقد به صورت شبهه در ذهن خوانندگانش باقی بمونه و تازه با نقل دهن به دهن و بدون اینکه جواب مستندی براش وجود داشته باشه در جامعه هم منتشر بشه.
    این اسمش نقد نیست. اسمش سیاه نماییه

    این نقلی هم که از خطبه‌ی ۳۴ نهج البلاغه کردی، از ناصحانه برخورد کردن در حضور و پشت سر، حرف زده.
    اما اون چیزی که الآن داریم می‌بینیم اسمش ناصحانه برخورد کردن نیست. اسمش تخریبه.
    ناصحانه برخورد کردن یعنی برشمردن معایب در کنار محاسن و همینطور ارائه‌ی راه حل.
    نه اینکه اول از همه رهبر رو از عدالت ساقط کنید اونم به این دلیل که توی فلان نماز جمعه به میل اقلیت رفتار نکرده. بعد هم همه‌ی قتل‌ها و اعدام‌ها و دزدی‌ها و فحشا و ناراستی‌ها و دروغگویی‌ها و کلاهبرداری‌ها رو از چشم رهبر دیدن.
    اینا اسمش تخریبه نه ناصحانه برخورد کردن.

    اینم که گفتی ولایت مطلقه‌ی فقیه پایبند به هیچ حکم شرعی نیست، آدم احساس می‌کنه که ولایت مطلقه‌ی فقیه یک جایگاه بی بند و باره.
    در صورتیکه حکومت، هر امر عبادی یا غیر عبادی رو فقط وقتی می‌تونه لغو کنه که بر خلاف مصالح کشور و اسلام باشه و تا وقتی اون شرایط وجود داره، لغو اون امور هم پا برجاست.

    بعد اینکه امام خمینی حکومت رو شعبه‌ای از ولایت مطلقه‌ی پیامبر می‌دونن که به عنوان یکی از احکام اولیه، بر تمام احکام فرعیه مثل نماز و روزه و حج، مقدمه.
    دلیل ایشونم اینه که اگه اینطور نباشه، یعنی اختیارات حکومت فقط محدود بشه به احکام فرعیه، اونوقت ولایت مطلقه‌ی رسول الله هم بی معناست و هم بی محتوا. یعنی در اونصورت اختیارات حکومت فقط در چهارچوب احکام فرعیه مثل نماز و روزه و حج خلاصه می‌شه که خب این دیگه نیازی به حکومت کردن نداره.

    در مورد خبرگان هم که منتخب مردم هستند اگه منظورت دخالت شورای نگهبان در تعیین صلاحیت اون افراده که خب باید بگم این حرف بی معنیه که بگی دست نشانده محسوب می‌شن.
    خودت داری می‌گی خبرگان
    خب این خبره بودنشون باید حتما مشخص بشه
    مهمترین وظیفه‌شون انتخاب رهبره
    حالا چطوری می‌شه که هر کی از راه می‌رسه بتونه وارد خبرگان بشه و بتونه در انتخاب رهبر یک حکومت، نقش مستقیم داشته باشه.
    تازه اون آدم علاوه بر خبره بودن اجتهاد هم داشته باشه تا بتونه فقیه بودن شخصی که قراره به رهبری انتخاب می‌شه‌رو تشخیص بده.
    بنابراین برای تشخیص خبره بودن و همینطور مجتهد بودن اعضای خبرگان، حتما لازمه که این خصوصیاتشون توسط یک مرجع مثل شورای نگهبان سنجیده بشه.
    اینجا عقل حکم می‌کنه که حتما تأئید صلاحیت بشن.

    انجمن ساحل سخن - یک ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۷ ق.ظ:

    به جای سیاه نمایی در پاراگراف اول باید بگم: تخریب

  32. محمود
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۳ | #32

    در ضمن از دوستان می خوام که واسه بعضی ها که خودشون رو به خواب زده اند اذیت نکنند! اینها حتی اگر بدانند (که میدانند) حق با جمهوری اسلامی و ملت ایران و ولایت مداری آنهاست ، باز هم راه خودشان را می روند! :|

    [پاسخ]

  33. محمود
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۵ | #33

    منظورم این بود که خودتان را برای کسانی که خود را به خواب زده اند به زحمت نیندازید! :oops:

    [پاسخ]

  34. فرید
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۵ | #34

    متن زیر برای صفحه «مجمع دیوانگان» ارسال شد که عیناً برای شما هم ارسال می شود:
    سلام به مدیر و یا مدیران «مجمع دیوانگان».
    اوّلین بار است که صفحه شما را می بینم.
    چند نکته به نظر می رسد که تقدیم می کنم:
    ۱٫ نکات تقدیمی درباره همه مطالب شما نیست، چه بسا نکات درستی هم در متن شما باشد که در حال حاضر موضوع متن حقیر نیست.
    ۲٫ به گونه ای از «دموکراسی» حرف به میان آمده است که گویی این عنوان، وحی مُنزَل و تنها راه نجات و سعادت بشر است، حال آن که دلایل، شواهد و قرائن نشان می دهد که «دموکراسی»، صنعت و شیوه ای است که نظام سلطه برای ایجاد، کنترل و استمرارِ منافع خود از آن استفاده می کند.
    ۳٫ هنوز حتی یک نمونه واقعی از اجرای «دموکراسی» توسط مخترعان و مدعیان آن وجود ندارد.
    ۴٫ به فرض واقیت هم، «دموکراسی» با توجه به ماهیت خود، ظرفیت تکاملی برای انسان و اجتماع ندارد.
    ۵٫ از نگاه اسلام و جهان بینی اسلامی، تجربه های بشری تا جایی مورد قبول است که مطابق با وحی باشد.
    ۶٫ «دموکراسی»، علی رغم تشابهات با نیازهای فردی و اجتماعی، این تطبیق را به صورت مطلق ندارد.
    ۷٫البته روشن است که متن حقیر، درباره شیوه ها و روش ها نیست، بل که در حوزه مبانی است.
    ۸٫ مطالب شما در دفاع از حقوق انسانی است، ولی برای تأمین آن چه ضرورتی در رجوع به مبانی غیر وحیانی دارید؟
    ۹٫ حقوق و کرامت انسانی، فقط و فقط در اندیشه دینی و وحیانی قابل تأمین است و لا غیر.
    ۱۰٫ البته اهل حق هم نواقصی در اجرا و شیوه ها دارند که این نباید دست آویزی برای فرار از حق باشد و تنها میزان حق «ثقلین» است و لا غیر، لذا مکاتب بشری آن چنان که گفته شد، در صورت تطبیق با این معیار، پذیرفته شده است.
    ۱۱٫ همیشه جریان مخالفِ حق برای آن که یا حقّ را قبول نداشت و یا قصد تن دادن به آن را نداشت، از این شیوه استفاده می کرد که نقاط اشکال اهل حق در اجرا را، به پای نقص در حق بنویسد، حاشا که حق با فرض اجرای ناقص، خدشه پذیر نیست. اما به وضوح روشن است که مکاتب بشری غیر منطبق با حق، حتی در صورت اجرای کامل هم نمی توانند سعادت را تأمین کنند و از جمله آن ها «دموکراسی».
    ۱۲٫ لذا بر اساس سطور پیشین، نقد حقیر به جهان بینی و نگاه شماست، نه به اشکالاتی که به اشخاص گرفته اید. جهان بینی شما (در متن بالا که مرقوم فرموده اید)، التقاطی از حق و غیر حق است که پیش نهاد مراجعه به متون دینی برای اصلاح آن، ضروری به نظر می رسد.
    ۱۲٫ عزت زیاد و موفق باشید. متشکرم.

    [پاسخ]

  35. ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۸ | #35

    درخواست همیاری و همکاری
    باعرض سلام خدمت مدیر وب سایت:
    ازاینکه در ترویج دین و فرهنگ اسلامی تلاش میکنید خوشحال هستیم و به همین دلیل شما را انتخاب و در وب سایت خود لینک نمودیم تا به ترویج فرهنگ اسلامی و افزایش روز افزون دوستان کمک ناچیزی کنیم از شما هم همیاری و لینک کردن ما با عنوان ((شورای امربه معروف و نهی از منکر)) در وب سایت خود را خواستار هستیم.
    باتشکر
    مدیریت وبلاگ ناصحین

    [پاسخ]

  36. ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۵ | #36

    در کامنت قبلی عرض کردم بهترین حالت ممکن در جامعه ما شرایطی مانند سالهای ۸۰ تا ۸۴ است .
    ظاهرأ برخی منظور مرا متوجه نشده اند.
    ایران سرزمین ارزومندان است هیچکس از خدا یک زندگی متوسط و خوب یا یک حکومت متوسط و خوب نمی خواهد!!
    یکی بدنبال بهترین آزادی و دمکراسی است،
    یکی بدنبال حذف فساد و گسترش عدل و داد است ،
    یکی می خواهد حکومت را از پایه و اساس درست کند و با ولایت فقیه مشکل دارد،
    یکی می خواهد همه قوانین را خودش درست کند و شرایط متفاوتی با سایر کشورها بوجود آورد
    …..


    هیچکس از خدا آرزوهای متوسط ندارد.
    هیچکس نمی گوید قدری فساد ایراد ندارد.
    هیچکس نمی گوید عدالت کامل ممکن نیست و عدالت نسبی هم خوب است.
    هیچکس نمی گوید با ولایت فقیه هم می توان خوشبخت شد.
    هیچکس نمی گوید آزادی نسبی هم خوب است و لازم نیست حتمأ به اندازه اروپا آزادی داشته باشیم.
    هیچکس نمی گوید تا زمانی که قوانین اجرایی اسلامی را ننوشته ایم ، استفاده از قوانین جهانی ( لیبرالیسم ) ایرادی ندارد.
    منظور بنده از قناعت کردن به سالهای ۸۰ تا ۸۴ این است که ما در هر زمینه ای باید به متوسط ها رضایت دهیم .
    همانقدر آزادی که در آن سالها وجود داشت کافی است و بیشتراز آن مایه دردسر.
    همانقدر فسادی که در آن سالها وجود داشت خوب است و کمتر از آنرا مطالبه نکنید که ممکن نیست.
    همانقدر تعاملی که در ان سالها با کشورهای خارجی می شد لازم است.
    برخورد شورای نگهبان و سلامت انتخابات ها هم به اندازه همان سالها خوب است بهتر از آنرا مطالبه نکنید.
    …..
    ….
    موفق باشید.
    خوشبختی چنین راه ساده ای دارد کافیست آرزوهای بزرگ را کنار بگذارید.

    [پاسخ]

    علی حیدر پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۵ ب.ظ:

    “”یکی بدنبال بهترین آزادی و دمکراسی است،
    یکی بدنبال حذف فساد و گسترش عدل و داد است ،
    یکی می خواهد حکومت را از پایه و اساس درست کند و با ولایت فقیه مشکل دارد،
    یکی می خواهد همه قوانین را خودش درست کند و شرایط متفاوتی با سایر کشورها بوجود آورد””

    یکی هم عاجزانه میخواد شما به کل حرف نزنی ! یعنی میشه یه روزی …

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۸ ب.ظ:

    آی گفتی

    [پاسخ]

  37. علی حیدر
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۸:۱۹ | #37

    از این پس مردها و پسرها هم حجاب رو لطفا رعایت کنند!! :idea:
    http://www.tabnak.ir/fa/news/173155/%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-17-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87

    [پاسخ]

    علی حیدر پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۲۱ ب.ظ:

    بی زحمت مهم بودن “قانون” فراموش نشود. :!:

    [پاسخ]

  38. اصولگراي سابق
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۹ | #38

    در راستای همین مناظره من یک سوال از آقای حسینی دارم:چرا حکمیت نص صریح قانون درباره عدم فاش کردن هویت متهمان قبل از اثبات جرمشان را علنی در دادگاه های نمایشی بعد از انتخابت زیرپا گذاشت؟رهبری ناظر قطعی ویقینی این ددادگاه ها از صداوسیما بودند.من از شما دوتا سوال دارم:
    ۱- آیا این قانون شکنی را قبول دارید (که البته بخاطر مصلحت هائی صورت گرفت)؟
    ۲- وقتی خود نظام علنا قانون شکنی می کند وبراین قانون شکنی اصرار می کند چطور از اصلاح طلبان توقع دارید قانون شکنی نکنند؟!!

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۸ ب.ظ:

    همه در برابر قانون برابرند. البته بعضی برابرترند.

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۱ ب.ظ:

    سلام.
    اگر منظور شما از نظام، رهبر انقلاب است، بیانات ایشان در دیدار مسؤولان قوه قضائیه (۶ تیر ۱۳۹۰) مؤید انتظار شما و موضع قاطع و صحیح ایشان است.
    زنده باشی.

    [پاسخ]

  39. ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۵۱ | #39

    سلام اقا حسینی
    خسته نباشید
    حاجی یه وبلاگ به این آدرس: http://zolahd.mihanblog.com/post/46 در جهت اعلام حمایت از طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها آغاز بکار کرده ودارد امضا جمع می کند در این خصوص و شاید به تعبیری می شه گفت یه جنبش وبلاگی داره در این خصوص شکل می گیره البته این هم بعد از وقایعی که اتفاق افتاده و به خصوص اکثر مراجع تقلید که واقعا در این خصوص آمدن پای کار و دارند صحبت می کنند و مصاحبه کرده اند .حالا نمی دانم با وجود این دقدقه هاکه بین دانشجویان و مراجع و … هست چقدر مسئولین به این حرف ها گوش بدهند.این لینک نظر مراجع:
    http://snn.ir/news.aspx?newscode=13900404003
    حاجی شما اگه موافق یا مخالف این طرح هستی خوشحال می شیم به عنوان یه فعال در عرصه های مختلف سیاسی و فرهنگی یا نظر مبارکت را در وبلاگ “اعلام حمایت از طرح تفکیک جنسیتی” اعلام کنی
    حالا من نمی دونم در این خصوص تا حالا مطلبی نوشتی یانه چون من دارم در وبلاگم که ادرسش را در قسمت سایت گذاشتم مطالب مختلف در این خصوص را جمع میکنم.
    خلاصه نظرت برای ما در این خصوص مهم است.

    [پاسخ]

  40. فرجی
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۲۰:۰۵ | #40

    عملکرد و سیاست اقتصادی دولت احمدی نژاد سبب شده تا مردم ایران در گرانی و بیکاری و فقر و گرسنگی بیشتر غوطه بخورند و در مدت ۶ سال حکومت دولت احمدی نژاد پولی حدود ۴۵۰ میلیارد دلار چکار کرده و مصرف آن کجا بوده است و با آمار و گفته های زیر این مسئله مشخص می شود :

    ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۹جمع کل در آمد نفتی – سالهای پس از انقلاب } ۶ / ۸۸۳ میلیارد دلار
    خرج در آمد های نفتی در دوره های ریاست جمهوری اسلامی ایران
    ۱۳۵۷ – ۱۳۶۷ ( دوره اول ) } ۱۴۶ میلیارد دلار
    ۱۳۶۰ – ۱۳۶۷ ( دولت موسوی – ۸ سال ) } ۱۱۰ میلیارد دلار
    ۱۳۶۸ – ۱۳۷۵ ( دولت هاشمی– ۸ سال ) }۱۲۳ میلیارد دلار
    ۱۳۷۶ – ۱۳۸۳ ( دولت خاتمی – ۸ سال ) }۹ /۱۵۷ میلیارد دلار+۷/۱۴میلیارد دلار در ذخیره ارزی
    ۱۳۸۴ – ۱۳۸۹ ( دولت احمدی نژاد – مدت ۶ سال ) } ۴۴۲ میلیارد دلار

    دولت احمدی‌نژاد از طریق تغییر در تعریف فرد شاغل به ترتیبی که : “ هر کس ( یک ساعت در هفته) شغل داشته باشد شاغل محسوب می‌شود، ” سعی کرد تعداد شاغلین را به صورت غیرواقعی افزایش داده و یا به عبارت دیگر نرخ بیکاری را کاهش دهد که بنا به تعریف جدید دولت از شاغل تعریف زیر را دارد :
    “ هر کس ( یک ساعت در هفته ) شغل داشته باشد شاغل محسوب می‌شود،
    سربازان، دانشجویان، دانش‌آموزان و زنان خانه‌داران نیز به جمع شاغلین اضافه شدند و شاغل محسوب می شوند

    در باره این مسئله باید احمدی نژاد استیضاح شود و جوابگوی این مسئله باشد – آیا درحاکمیت کسی هست تا این مسئله را پی گیری کند ؟

    [پاسخ]

  41. سین
    ۵ تیر ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۹ | #41

    “برای ما قانون مهم است”
    این جمله از دیشب تا به حال من را یاد دو چیز انداخته. یکی ادعای مادری دوزن بر یک طفل. مادر اصلی حاضر شد فرزندش را ببخشد اما برای مالکیت سهم نیمه اش شاهد جسد فرزندش نباشد. حالا که اینطور است قانون مال شما. ما از فرق سر تا نوک پایش را به شما می بخشیم، خواهش می کنیم مراقبش باشید و خودمان کنج خانه برای رنج فرزندمان اشک می ریزیم.

    دوم یاد کتاب ۱۹۸۴ افتادم. اینکه معنی اصلی کلمه ها چقدر عوض شده. من دیگر زبان هموطنم را نمی فهمم. نمی دانم وقتی می گوید “ما” یعنی من و تو یا فقط من ( خودش) در غیاب تو (ها).
    سراغ کلمه ی “مهم” می روم. مهم، یعنی چی. مهم رابطه اش این روز ها با مصلحت چیست. کدام بر گرده ی کدام نشسته؟ برای مهم بودن باید چه چیز هایی را غیر مهم یا ضعیف شمرد .
    کلمه ی بعوی ، قانون. معنی اش چیست. قانون آیا شامل بند هایی است که می شود رخت رویش انداخت تا خشک شود. قانون فرشی است که می شود زیر پایش انداخت. قانون طناب دار است. قانون سلول انفرادی است. قانون نظم جامعه است. قانون کمربند ایمنی و جریمه است. قانون از آسمان می آید. قانون مجلس دارد. مجلس قانون دارد و قس علی هذا.
    آقای امید حسینی من کاری به اینهمه حرف ندارم. چرا باید حواسمان را پرت کنیم. موضوع مهم تر از قانون این روز ها در جریان است. قانون تن نحیفی شده که دارد شانه اش زیر بار خودرایی می شکند. اینکه می گویی مهم است ، اول از زیر بار سنکین بیرونش بکش. تن اش را از تکه پاره گی نجات بده. بعد مادرش بشو.
    ضمن احترام به شرافت کامنت های مهرداد در ذیل این پست سه نکته را از دید گاه خودم بگویم و بس.
    د انتخابات ۸۸ چیزی بالا تر از تقلب اتفاق افتاد. یادم هست روبروی تلویزیون دراز کشیده بودم. داشتم موسوی و احمدی می دیدم. پدر مذهبی ام که هنوز هم هرهفته پای ثابت نماز جمعه است از پشت سر داشت این مناظره را نگاه می کرد. آنجا که احمدی نژاد برای اثبات خودش کل گذشته ی نظام را با پرونده ای زیر بغل زیر سوال برد برگشتم و خیره به چشم های پدرم نگاه کردم. گفتم بابا سالهاست همه دارند از فساد و سوئ مدیریت کارگزارا می گویند. تو خودت را به نشنیدن می زنی. می گویی دروغ است و تهمت. ببین این کسی که امشب دارد تمام شایعات را واگویه می کند پایش تا کاخ ریاست جمهوری و مقام معتمد رهبری رسیده. اگر امشب اینگونه انگ زدن توسط رهبر تذکر داده نشود دو حالت است . اگر تذکر داده شود یعنی این آقا دارد اشتباه می کند. تهمت می زند و باید پاسخگو باشد. و ادعایش را ثابت کند. حداقل اینکه دیگر صلاحیت کاندیداتوری و برگزیده شدن از میان خیل عظیم ایرانیان معتقد و متخصص را ندارد. اگر قوه قضاییه یا رهبر و یا هر رکنی از ارکان نظام به این زیر پا گذاشتن قانون تیلیغات انتخاباتی وقعی نگذاشت و اجازه ی دفاع از همین رسانه را به طرف مقابل نداد باز هم دو حالت دارد. یا این بابا راست می گوید که فاتحه نظام با این کارگزاران مشعشع اش در زیر نظارت قوه قضاییه منصوب مستقیم رهبری. اگر هم دروغ می گوید که باز هم فاتحه نظام . که قدرت به جایی رسیده که برای حفظش از افترا و مصلحت سکوت در مقابل مفتری هم بهره می برد.
    در هر دو صورت فردا روز دیگری است. فردا پایان یک دوره از نظام است. پهلوی قاجار را روسیاه کرد وقتی قدرت را به دست گرفت. هر سلسله ای در ایران سلسله قبلی اش را به واسطه ی همین دلایل از کاخ قدرت به زیر کشید و یک فصل به فصل های تاریخ اضافه کرد. در شب مناظره و از طریق یک رسانه ی فراگیر و در حضور ۵۰ میلیون چشم صاحب رای ، نظام جمهوری اسلامی بدست خود تاریخ اش را سیاه نوشت. من تصور می کنم مسئولین عالی رتبه از ترس گربه خودشان را تو دهان گرگ انداختند. این روز ها به خود مغرورم که تنها یک شهروند ساده بودم اما شامه ام مثل خیلی از هموطنانم بوی دود را بوی آتش شنید و نه مثل بعضی از با بصیرتان بوی کباب.

    دوم آن شادباش زود هنگام به پیروزی کاندیدایی بود که قاعدتا اگر مراتب قانونی شمارش آرا بدون آنهمه اما و اگر و سکته های میانه اش هم اتفاق افتاده بود ، وقفه ای که علائم دال بر ضعف برنامه کامپیوتری شمارش آرا به نظر می رسید، باید خیلی ساعت بعد اعلام می شد نه ساعت حدود بعد از ظهر. برنامه ی کامپیوتری که خدا خواست برنامه نویس خنگش حتی فکر نکرده باشد سبد آرای باطله را همزمان با افزایش سیستماتیک رای های کاندیداها بسازد تا مجبور نشوند دست آخر از آرای یک کاندیدا کم کنند و به آرای باطله اضافه کنند. قاه قاه قاه به این برنامه نویسی . فکر کنم یکی از دانش آموزان طرح کاد بوده.
    آن روز آبدارچی اداره ما همه فقط از همنشینی با مهندسین کامپیوتر نصیبی برده قادر به تشخیص عیب برنامه شمارش آرا شد و حتی گفت این برنامه برای اینهمه شرکت کنند نوشته نشده بوده.
    چه کنیم که آن شاد باش زود هنگام در هنگامه ی بهت و تعجب جمعیت رای دهنده ، قبل از اعلام قطعی صحت انتخابات توسط شورای نگهبان قفلی به دل مردم زد که کلید امید هر انتخابات آزاد دیگری رادر چاه ناامیدی انداخت. طوری که دیگر باز کردن این قفل و این مهر بر دل ها کار کرام الکاتبین است.
    آن شادباش قصد داشت دهان ها را ببندد و متقابلا لبخند بر لب هواداران بگذارد. اما چه کنیم که بعض گلوی متورم مردم صدایش از لبخند پیروزی زود تر شکسته شد. بغض مردمی که آرام در کنار هم قدم برداشتند و صورت همدیگر را دیدند و بی صدا با هم عهدی بستند که تا ابد طنابش را برنده گی هیچ شمشیر تیزی از هم نمی گسلد.
    آقای امید بعضی چیز ها ثابت کردنی نیست. سند ندارد. از جنس عشق مادری است. ما از فرزند خود می گذریم. تا شاهد تکه پاره شدنش نباشیم. اما این را هم باید بگویم از بام تا شام داریم این نامادری را می پاییم. کوچکترین خطایش را فریاد می کنیم. عزیزمان دردستش است. کودکمان ایران توی چنگش است.

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    آقای امید
    ما منتظر پاسخ شما به سین هستیم.

    [پاسخ]

  42. میثم
    ۷ تیر ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۵ | #42

    خدا لعنت کنه شماها رو که اینقدر حرف رو میپیچونید که آدم به عقل خودش هم شک کنه. خجالت بکشید
    من از همونهایی بودم که ۹ دی برای ولایت گلو پاره می کردم. اما الان حالم از شما و اصولگراها و مدعیان ولایتمداری و هر چیزی که رنگ و بوی شما دغلبازان رو داشته باشه به هم می خوره. هر آدمی تا حدی ظرفیت داره که دروغ و تزویر و دورویی و تناقض رو در درون خودش حمل کنه. از اون حد که بگذره آدم روانی میشه. آخه تا کی خودمون رو گول بزنیم، خداییش خسته نشدید اینقدر چرند و حرف بی خود به خورد مردم دادید؟
    بسه دیگه اینقدر گندکاریتون رو توجیه نکنید، هر چی توجیه میکنید و همش میزنید بیشتر گندش بالا میاد. چند ماه نشستم با خودم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که به سیاست رو چارتکبیر بزنم و به اهلش (یعنی شما حقه بازان دروغ پرداز) وابگذارم. نمیدونم چرا یکهو پام به این سایت باز شد و بحثها رو خوندم، دوباره ادعاها و گنده گویی ها و یاوه سرایی های ولایتمداران رو دیدم و حالم به هم خورد
    حالم از گذشته خودم و آینده شما به هم می خوره. دعا می کنم هرچه زودتر همه شما به درک واصل بشید که عین لکه حیض افتادید به دامن اسلام و با هیچ آبی هم پاک نمیشید
    اف بر شما

    [پاسخ]

  1. ۸ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۲ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: