خانه > انقلاب اسلامي, سياست > در دفاع منطقی از ولایت فقیه دچار مشکلیم

در دفاع منطقی از ولایت فقیه دچار مشکلیم

سخنان دیروز رهبر انقلاب در جمع دانشگاهیان کرمانشاه از جهات مختلفی قابل بررسی است. این دومین بار در یکی دو ماه اخیر است که رهبری به تبیین نظام سیاسی حاکم بر ایران می‌پردازند. ایشان پیش از این هم در جمع اعضای مجلس خبرگان، درباره نظام سازی، ضرورت تکمیل و تصحیح دائمی مسیر نظام، حفظ و پایبندی به اصول و مبانی نظام، صبر و تحمل فشارها و دشواریها و نیز معنا و مفهوم «ولایت مطلقه فقیه» نکاتی را مطرح کرده بودند.

سخنرانی دیروز هم تا حدودی تبیین دوباره همین مسائل بود. یعنی اشاره به قابلیت انعطاف‌پذیری در مهندسی نظام، تغییر به‌هنگام در ساز و کارها و تبیین مجدد مفهوم ولایت مطلقه و …

یکی از اشکالات اساسی ما به عنوان نیروهای منتسب به جبهه انقلاب (چه در حوزه و چه در دانشگاه) عقب ماندن و در جا زدن در عرصه نظریه پردازی است. این درست که مبنا و پایه‌ی نظام جمهوری اسلامی، تئوری ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی است، اما تئوری‌ها در مقام اجرا، با مسائل و مشکلات مختلفی مواجه می‌شوند و دقیقا به همین دلیل باید آنها را به روز کرد، البته با توجه به اصول اولیه و اهداف و آرمان‌های نهایی.

از طرفی وارد نشدن به عرصه نظریه پردازی و دفاع منطقی و قابل فهم، باعث ارائه تفاسیر و برداشت‌های نادرست و گاه افراطی از نظام سیاسی، جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و … می‌شود. برخی با نگاه صرفا آسمانی، بدون کمترین توجه به نقش مردم در نظام اسلامی و گروهی هم با نسبت دادن هر تهمتی و برچسبی و ادعای هیچکاره بودن مردم!

اخیرا هم عده‌ای با نگاه حوزوی وارد کارزار شده‌اند و با علم کردن یک مفهوم خاص از ولایت فقیه (مثلا برداشت حوزه نجف و یا یک مرجع) سعی دارند همان را به عنوان موثق‌ترین، برجسته‌ترین و معتبرترین تعریف ولایت در میان مراجع و حوزه‌های شیعی قلمداد کنند و جالب اینکه این تعریف، مورد استقبال نشریات سکولار هم قرار می‌گیرد! در حالی که این رفتار اخیر، مصداق بارز انسداد فکری و بستن هرگونه راه تحقیق، تحلیل و برداشت متفاوت است.

اگر نگاهی به نظریات مختلف سیاسی و اجتماعی بیندازیم (مثلا درباره انواع مختلف نظام‌های سیاسی موجود در دنیا) متوجه می‌شویم که تقریبا همه مفاهیم و گزاره‌‌‌هایی که در ذهن ما و گاهی حتی در کتب دانشگاهی ما، فقط یک تعریف خاص دارند، در عالم واقع ده‌ها تعریف و برداشت متفاوت از آن موجود است که این مساله ناشی از نگاه صرفا وارداتی و ترجمه‌ای به علوم انسانی است. مثل دموکراسی و آزادی.

ضمنا بسیاری از این مفاهیم در اثر گذشت زمان و انباشته شدن تجربیات و نظرات دانشمندان و نظریه‌پردازان مختلف و پس از قرن‌ها، تصحیح و تکمیل شده‌اند. پس چرا این قضیه درباره نظام‌سازی در جمهوری اسلامی و مفاهیمی چون ولایت فقیه صادق نباشد؟

البته این مایه تاسف است که جور کم کاری و کم تحرکی نخبگان حوزه و دانشگاه را در این عرصه، باید عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی یعنی شخص رهبری به دوش بکشد. در عوض تا دلتان بخواهد در عرصه شعر و شاعری و مداحی و بیان احساسات، نخبه داریم (که در جای خود لازم است، اما کافی نیست)

در خوشبینانه‌ترین حالت، دلمان به سمینارها و یا مقالاتی خوش است که درباره نظام، ولایت فقیه، قانون اساسی، اختیارات رهبری و … برگزار و یا نوشته می‌شود (که اکثر آنها هم برداشت خاصی از ولایت فقیه را مطرح می‌کنند) اما واقعیت این است که بسیاری از این جلسات و سمینارها و مقالات، تکرار مکررات است و ربطی به فضای فکری دانشگاه‌ها و شبهات روزمره ندارد. اهمیت این مساله زمانی مشخص می‌شود که می‌بینیم رهبری شخصا درباره شبهات متعدد پیرامون ولایت فقیه و یا ولایت مطلقه فقیه توضیح می‌دهند!

لینک مرتبط :

انسداد فکری در باب ولایت فقیه

  1. آهستانی!
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۲ | #1

    در دوران حیات حضرت امام (ره) هم وضعیتی به همین شکل و شبیه این بود.
    خود حضرت امام به شبهات مربوط به ولایت فقیه پاسخ می دادند.

    [پاسخ]

  2. محمد
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۲ | #2

    مشکل اساسی ما همین تصمیم گیری از بالاست و دیکته به پایین!
    کار به جایی رسیده کسی خودش باید در چارچوب قانون باشد رفتار غیر قانونی می کند و توجیه جلوگیری از انحراف در مسیر انقلاب را می آورد و حکم حکومتی !!! به یاد ندارد خودش هم جزئی کوچک از این مسیر بوده نه کل مسیر!
    یادش می رود که برای تغییر یک ساختار و یا یک نظام مردم هستند که تصمیم می گیرند نه او!

    کم کاری در حوزه و دانشگا نه از باب نبود تئوریسین که از بابت خفقان موجود در فضای ایران است ،چرا که نوکران و غلامان حلقه به گوش اجازه نقد درست و منطقی ازرفتارهای حاکمان را نمی دهند.
    کسانی که وجود حاکم را با خدا اشتباه گرفته و دین خدا را وابسته به او می دانند

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۴ ب.ظ:

    همین حالا دو تا مدرک اینجا بذار:

    ۱- مدرکی دال بر اینکه ایشون رفتار غیر قانونی داشتند.
    ۲- مدرکی دال بر اینکه ایشون خواسته باشند خودشون تغییرات ساختاری در نظام ایجاد کنند.
    ۳- اگه به خودت زحمت می‌دادی و گفتگوی ویژه‌ی خبری شبکه‌ی دو رو نگاه می‌کردی اونوقت متوجه می‌شدی که تشکیل نشدن کرسی‌های آزاد اندیشی که چندین ساله آقای خامنه‌ای دستور تشکیل‌شون رو دادند، تقصیر چه کسانی‌ست. اونوقت دیگه همینجوری محض خالی نبودن عریضه از «خفقان» حرف نمی‌زدی.

    نوکر و غلام حلقه به گوش اون کسانی هستند که گوش به زنگ ایستادند تا لقلقه‌های دیگران رو به گوش جان بسپارند و مث طوطی تکرارش کنن.

    نه می‌شنوی
    نه نگاه می‌کنی
    فقط چشماتو بستی و هی حرفت رو تکرار می‌کنی
    جالبه که همه‌تون هم بدون اینکه یک واو جا بندازین عین طوطی حرف همدیگه‌رو تکرار می‌کنین.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۲۹ ب.ظ:

    آقا محمد
    شما با اصل ولایت فقیه و جایگاه رهبری مشکل داری برادر
    لذا بحث با تو مانند بازی کردن و میخ بر سندان کوفتن است ..اگر شبهه ای داشتی قانعت میکردم اما چون عناد داری و مشکل شما ریشه ای و اعتقادیست بحث با تو نتیجه ای نخواهد داشت چون خودتو بخواب زدی و دوست داری موش و گربه بازی کنی ..من یکی که وقت ندارم جواب سخنان تکراری و فسیل شده شما را بدهم ..

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۶ ب.ظ:

    قطعا من با ولایت مطلقه فقیه مشکل دارم و اون رو شعبه ای از شرک می دونم!
    شما شک نکن پسر شجاع
    وصد البته باز هم قطعا با این جایگاه و اختیارات بی حساب و کتاب برای رهبر مشکل دارم و بازهم شما شک نکن!
    این وصله ولایت مطلقه فقیه آنقدر نچسب هست که خیلی از مراجع از ان فاصله گرفته اند
    همینطور این اختیارات گسترده و بدون حساب و کتاب که منجر به این وضع فعلی شده است

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۵ ب.ظ:

    آقای محمد
    نظرت در باره آیه اطیعو الله و اطیعو الرسوال و اولی الامر منکم چیه ؟ اینم شرکه ؟
    چون کلمه اطیعوا فعل امر می باشد یعنی واجب ..

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۹ ب.ظ:

    در سفر رهبر معظم انقلاب به قم در همین چند وقت اخیر (هنوز یک سال نشده) دیدیم که مراجع فاصله گرفته اند یا احترام گذاشته اند.

    نه چشمی برای دیدن مانده نه گوشی برای شنیدن.
    از بزرگ ترین گرفتاری های انسان ها همین است.

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۰۰ ب.ظ:

    آقا پسر شجاع آیه ادامه داره و فان تنازعتم فردوها الی کتاب و الرسول

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ﴿۵۹﴾ -النساء
    اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را اطاعت کنید پس هر گاه در امرى اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به خدا و پیامبر عرضه بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است (۵۹)

    یعنی بی حساب کتاب نباید از کسی اطاعت کرد!حالا بگذریم که این اطاعت اولی الامر اصلا ارتباطی با ولی فقیه نداره

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۶ ب.ظ:

    تو داری واسه حرف خدا هم شرط میذاری؟؟؟
    خدا خودش شرط نذاشته، بعد تو شرط میذاری و حرف از حساب و کتاب می‌زنی؟

    خدا در این آیه گفته از خدا و رسولش اطاعت کنید.
    بعدش گفته اگه اختلاف نظری هم با همدیگه داشتید، باز هم به همون خدا و رسولی که باید ازشون اطاعت کنید، اون اختلاف رو عرضه کنید.
    یعنی اون اختلاف نظری که ازش حرف زده، بین خود مردمه، نه بین مردم و خدا یا بین مردم و رسول خدا که جنابعالی تفسیر می‌کنید بی حساب و کتاب نباید اطاعت کرد.
    عجبا!

    اطاعت از خدا و رسولش در همه حال، واجبه چه جنابعالی حکمتش رو درک کنید و چه نه.
    همینکه با عقل، خدا رو پذیرفته باشی، واجبه که از همه‌ی دستوراتش و رسولش اطاعت کنی.

    کجای این آیه گفته که بی حساب و کتاب، اطاعت نکنید؟
    از خودت همینجوری تفسیر می‌کنی دیگه

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۳ ب.ظ:

    تازه این آیه یه نکته‌ی مهمتر هم داره
    یعنی خدا گفته اگه به خدا و روز قیامت، ایمان دارید، اختلافی که در امری پیدا کردید رو به خدا و رسولش عرضه کنید.
    یعنی اونی که برای اطاعت از خدا و رسولش شرط و شروط میذاره، به خدا و روز قیامت، ایمان نداره.

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۴۸ ب.ظ:

    خانم یک ایرانی منظور من رو متوجه نشدی ،اتفاقا اطلاعت از اولی الامر مشروط است وبی حساب و کتاب نیست!
    اطاعت از خداوند و رسولش که بی قید است و کسی منکر اون نیست
    آن چیزی که محل نزاع است حدود اطاعت از اولی الامر و قید اولی الامر است!

    در قرآن پذریفته شده که اختلاف هست و پیش می آید و راه حل هم مشخص کرده
    در ضمن اینکه اولی الامر به معصومین برمی گردد (ائمه اطهار) نه ولی فقیه

    تازه وارد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۴:۵۳ ب.ظ:

    اطاعت از اولی الامر مشروط است؟؟؟
    دراین ایه اطاعت مطلق از اولی الأمر مثل اطاعت از پیامبر واجب است. علّت وجوب این اطاعت مطلق بخاطر همان ولایتی است که اولی الأمر دارا می باشد بعد میگی مشروط است؟

    تازه وارد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۶ ب.ظ:

    قطعا من با ولایت مطلقه فقیه مشکل دارم و اون رو شعبه ای از شرک می دونم!
    فتوا هم میدی فردا لابد ادعای دیگه ای میکنی :lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol:

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۱ ب.ظ:

    تازه وارد لزومی به فتوی نیست این عقیده من است و من با ولایت مطلقه فقیه مشکل اساسی دارم، چیزی که زیاد سعی کردم نسبت بهش علم پیدا کنم ،منابع متعدد خواندم ولی هرچه گشتم کمتر دلیلی قانع کننده یافتم.پس از نظر من قابل پیروی نیست و لذا باهاش مشکل دارم!

    وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿۳۶﴾ -الاسراء
    و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد (۳۶)

    وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾-لقمان
    و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد (۱۵)

    الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾-الزمر
    به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (۱۸)

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۵ ب.ظ:

    در ضمن آقای تازه وارد این نظر تنها من نیست ! مرحوم آیت الله منتظری هم که استاد ولایت فقیه خیلی از این مراجع فعلی بودند اواخر عمر بر همین نظر بودند.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۳ ب.ظ:

    آقا محمد
    بحث ولایت فقیه بحثی تخصصی هست که در حد علم و دانایی امثال من نیست ..

    اما میخواهم بگم که ولایت مخصوص خداوند است ..یعنی الله ولی الذین ..حالا اگر شما از یک ولی فقیه اطاعت کنید این نیابتی و سلسله مراتب به خداوند بر میگرده
    یعنی اطاعت از یک ولی فقیهی که دستورات خداوند را اجرا میکند واجب است …چون دستور شخص نیست اوامر الهیست …
    جایگاه ولایت فقیهدر زمان غیبت نباید خالی باشد ..یک ولی فقیه عادل با رای مردم در این جایگاه قرار میگید ..
    اینکه شما این نظر را دارید که نباید کور کورانه اطاعت کرد اگر در این مسئله دقت نکنی یقینا دچار انحراف خواهی شد..دستورات اسلام مشخص است …اطاعت نکردن از رهبر و ولی فقیه یعنی مخالفت با اوامر الهی ..
    امیر مومنان علی ع در صفین دستور به کشتار یاران معاویه داد ..اما عده ای اطاعت نکردند و همین نظر شما را داشتند …که نباید کورکورانه اطاعت کرد و بر علیه مسلمان شمشیر کشید و بعد هم این انحرا

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۴ ب.ظ:

    آقا محمد
    بحث ولایت فقیه بحثی تخصصی هست که در حد علم و دانایی امثال من نیست ..

    اما میخواهم بگم که ولایت مخصوص خداوند است ..یعنی الله ولی الذین ..حالا اگر شما از یک ولی فقیه اطاعت کنید این نیابتی و سلسله مراتب به خداوند بر میگرده
    یعنی اطاعت از یک ولی فقیهی که دستورات خداوند را اجرا میکند واجب است …چون دستور شخص نیست اوامر الهیست …
    جایگاه ولایت فقیهدر زمان غیبت نباید خالی باشد ..یک ولی فقیه عادل با رای مردم در این جایگاه قرار میگید ..
    اینکه شما این نظر را دارید که نباید کور کورانه اطاعت کرد اگر در این مسئله دقت نکنی یقینا دچار انحراف خواهی شد..دستورات اسلام مشخص است …اطاعت نکردن از رهبر و ولی فقیه یعنی مخالفت با اوامر الهی ..
    امیر مومنان علی ع در صفین دستور به کشتار یاران معاویه داد ..اما عده ای اطاعت نکردند و همین نظر شما را داشتند …که نباید کورکورانه اطاعت کرد و بر علیه مسلمان شمشیر کشید و بعد هم این انحراف ادامه یافت و به روی علی ع شمشیر کشیدند و …

    آنها اعتقاد داشتند لا حکم الا لله
    حالا آیا امیر مومنان ولی فقیه و امام عادل بود یا نه ؟ آیا بنظر شما کار خوارج درست بود یا غلط ؟ آیا آنها عالم تر بودند یا امام معصوم ؟
    شما زمانی میتوانی از رهبر و ولی فقیه ایراد بگیری که قوانینش منطبق بر اسلام نباشد ..و این زمانیست که علم و اطلاعات شما از ولی فقیه بیشتر باشد وگرنه باز هم دچار انحراف خواهی شد..
    در کربلا نیز عده ای کار امام حسین ع را اشتباه میدانستند
    زمان امام حسن ع نیز همین
    شما اگر بخواهید این تفکر را داشته باشید یقینا باید مخالفین امام معصوم را تایید کنید
    خود دانید

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۰ ب.ظ:

    محمد

    اولی الامر هم با حرف ربط «واو» به خدا و رسولش متصل شده.
    دقت کن:
    الله و رسول و اولی الامر

    با واو ربط به همدیگه متصل شدند یعنی اون «اطیعوا» به هر سه‌ی اونها برمی‌گرده.

    بنابراین اطاعت از هر سه واجبه و هیچ قید و شرطی وجود نداره

    تفاوتشون در حدود، اینجاست که وقتی شما مثلا نماز می‌خونی، نه از رسول اطاعت می‌کنی و نه از اولی الامر.
    نماز خوندن یکی از اوامر الهی‌ست بنابراین شما اینجا داری از خدا اطاعت می‌کنی.
    رسول هم چون به وحی متصل بود، مجری اوامر الهی بود.
    بنابراین اونجایی که میگه مردم، باید اختلافشون رو به خدا و رسولش عرضه کنند، منظور اختلاف نظرهاییه که نیاز به اثبات شرعی باشه برای حل کردنشون.

    پس اطاعت از خدا، شد اطاعت از اوامر الهی و احکام شرعی که رسول از طریق وحی از خدا گرفته و داره اجراشون می‌کنه تا مردم هم یاد بگیرن.

    اما اطاعت از رسول با اطاعت از خدا فرق داره.
    اطاعت از رسول یعنی اطاعت از «دستورات حکومتی»
    امام خمینی مثال‌هایی رو برای دستورات حکومتی آوردند که رسول اکرم اونا رو به مسلمین امر می‌کردند. مثل:
    از سپاه اسامه پیروی کنید
    سرحدات را چگونه نگه داری کنید
    مالیات را از کجا جمع آوری نمایید
    با مردم چگونه معاشرت کنید
    و شبیه این دستورات که اطاعت از اون دستورات حکومتی بر مردم واجب بوده

    اما اطاعت از اولی الامر، هم با اطاعت از خدا فرق داره، و هم با اطاعت از رسول

    اونجایی که از اختلاف نظر مردم حرف زدیم، گفتیم که اگه برای حل کردنشون نیاز به اثبات شرعی باشه، باید به خدا و رسولش مراجعه کنند. مثلا دو نفر بر سر مالکیت یک زمین با هم دعوا دارند. خب این نیاز به اثبات شرعی یا عرفی داره که قاضی بنا بر کتاب و سنت، حکم میده.

    حالا اگه برای حل اختلاف نظرهای مردمی، نیازی به حکم شرعی نباشه. مثلا اگه قلدری رفته زمینی رو به زور گرفته، یا دزدی، خونه‌ی کسی رو غارت کرده، اینجا باید بنا بر مقررات حکومتی با اون آدم رفتار بشه و مجازات بشه. یعنی دیگه این بار به جای قاضی، مدعی العموم وارد عمل میشه. اینجا همونجاست که «مقررات حکومتی» لازم الاجرا میشن. یعنی باید از اولی الامر اطاعت کرد.

    خلاصه‌ی حرفام این شد که:

    «آن چه مربوط به مقررات حکومتی است باید از اولی الامر اطاعت کرد و اگر مربوط به احکام الهی است باید مرجع، کتاب و سنت باشد که استنباط و تبیین آن به اولی الامر مربوط می‌شود»

    آخر حرفات هم گفتی که منظور از اولی الامر، ائمه‌ی معصومین هستند نه ولی فقیه
    خب تمام مفسران شیعه هم همین رو گفتند

    پس ولی فقیه این وسط چه نقشی داره؟

    امام خمینی می‌فرمایند:

    «ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس.
    یک وظیفه سنگین و مهم است نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیر عادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر برد. به عبارت دیگر ولایت یعنی حکومت واجرا و اداره.
    برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند امتیاز نیست بلکه وظیفه‌ای خطیر است»

    حالا چرا بعد از اینکه ایشون، ولایت رو تعریف می‌کنند، نظریه‌ی ولایت فقیه رو مطرح می‌کنند؟

    چون قراره حکومت اسلامی تشکیل بشه
    و والی در حکومت دینی، لازمه که فقاهت هم داشته باشه

    حالا ممکنه بگی خب میشه یک آدم غیر فقیه، در رأس حکومت دینی باشه و بعدش علما در حاشیه به کار دین بپردازند.

    امام خمینی برای این جواب، استناد کردند به حدیثی از امام صادق(ع) که فرمودند:
    «الملوک حکام علی الناس و الفقهاء حکام علی السلاطین»

    «پادشاهان حاکم برمردمند وفقها حاکم برپادشاهان»

    و همینطور حدیثی از امام علی(ع) که فرمودند:
    «العلماء حکام علی الملوک»

    ببخشید که اینقدر خلاصه گفتم چون در غیر اینصورت باید نظریه‌ی ولی فقیه رو اینجا کامل می‌نوشتم که خب در آرشیو آهستان اینکار انجام شده و نیازی به بازنویسی نیست. فقط کافیه سرچ کنی.

    اگه اشکالی در نگارش هست، ببخشید چون خسته هستم و نمی‌تونم ویرایش کنم

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۱ ق.ظ:

    خانم یک ایرانی اول اشاره م کنی واو واو عطف است و اختیرات یکی است بعد خودت صغری کبری م چینی که ولایت اینها با هم فرق دارد و نص صریح آیه را که هیچ اشاره ای به نوع اختلاف نم کند را کنار می گذاری و میگویی اگر نوع اختلاف چنین و چنان بود باید به سنت و کتاب مراجعه کرد.
    شما از من خواهدی من نص صریح را ول کنم که صراحتا می فرماید هرگاه اختلاف پیدا کردید به سنت رسول و کتاب مراجعه کنید و هیچ شرطی هم برای نوع و مدل اختلاف پش آمده نمی گذارد.
    در ضمن من وقتی نمز می خوانم هم از دستورات پیامبر اطاعت م کنم هم امر خدا را اجرا می کنم که در کتابش آمده (وقتی قرآن می فرماید کتاب ،منوظر خود اوست ،چون قرآن زبان و سخن خداست)
    در ادامه برا چسباند ن مسئله نچسب اولی الامر به ولی فقیه مستند از حضرت خمینی آورده ای که شاید برای شما سند باشد برای من نه!
    در ضمن بر طبق حدیث شما از امام صادق باید الان ما پادشاه داشته باشیم و بعد از ان فقیه(مثل زمان صفویها)
    در ضمن حدیث دوم از حضرت علی نقل کردی در صورت صحت ناظر به علما ست نه فقها و هیچ ارتباطی معنی داری بین این دو نیست (عالم کل و فقیه جزئی از کل است نه همه آن )

    در ادامه آورده ای :
    “حالا اگه برای حل اختلاف نظرهای مردمی، نیازی به حکم شرعی نباشه. مثلا اگه قلدری رفته زمینی رو به زور گرفته، یا دزدی، خونه‌ی کسی رو غارت کرده، اینجا باید بنا بر مقررات حکومتی با اون آدم رفتار بشه و مجازات بشه. یعنی دیگه این بار به جای قاضی، مدعی العموم وارد عمل میشه. اینجا همونجاست که «مقررات حکومتی» لازم الاجرا میشن. یعنی باید از اولی الامر اطاعت کرد. ”
    اتفاقا مثالت نقض سخن خودت است چون باز هم با مراجعه به کتاب خدا و سنت رسول می توان پاسخ قلدر و دزد را پیدا کرد و حتی اگر نیاز به قانون هم باشد این قانون، قانونی است که در ضمن حفظ اصول اسلام مورد قبول عامه مردم باشد فلذا هیچ احتیاج به فقیه نیست.

    بد نیست به این سخن حضرت علی نیز نیم نگاهی بیاندازی:
    تَرِدُ عَلى اءَحَدِهِمُ الْقَضِیَّهُ فِی حُکْمٍ مِنَ الْاءَحْکَامِ فَیَحْکُمُ فِیهَا بِرَاءْیِهِ، ثُمَّ تَرِدُ تِلْکَ الْقَضِیَّهُ بِعَیْنِهَا عَلَى غَیْرِهِ فَیَحْکُمُ فِیها بِخِلاَفِهِ، ثُمَّ یَجْتَمِعُ الْقُضَاهُ بِذَلِکَ عِنْدَ إ مَامِهِمُ الَّذِی اسْتَقْضَاهُمْ فَیُصَوِّبُ آراءَهُمْ جَمِیعا، وَ إ لَهُهُمْ واحِدٌ، وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ، وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ، اءَ فَاءَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعالى بِالاِخْتِلاَفِ فَاءَطَاعُوهُ؟ اءَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟ اءَمْ اءَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِینا نَاقِصا فَاسْتَعانَ بِهِمْ عَلَى إ تْمَامِهِ؟ اءَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ فَلَهُمْ اءَنْ یَقُولُوا وَ عَلَیْهِ اءَنْ یَرْضَى ؟ اءَمْ اءَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ دِینا تَامّا فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه عَنْ تَبْلِیغِهِ وَ اءَدَائِهِ؟ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ: م ا فَرَّطْن ا فِی الْکِت ابِ مِنْ شَی ءٍ وَ قالَ: فِیهِ تِبْیَانٌ لِکُلِّ شَی ءٍ وَ ذَکَرَ اءَنَّ الْکِتَابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضا، وَ اءَنَّهُ لَا اخْتِلافَ فِیهِ، فَقالَ سُبْحانَهُ وَ لَوْ ک انَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّ هِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلا فا کَثِیرا …
    در حکمى از احکام ، به نزد یکى از ایشان مسئله اى مى آید، به راءى خود حکمى مى دهد. سپس ، آن مسئله را عینا نزد دیگرى مى برند، به خلاف راءى پیشین راءیى مى دهد. سپس قاضیان آن مسئله را به نزد امامى که آنها را به شغل قضا برگماشته مى برند و او آراء همه ایشان را صواب مى شمارد. خدایشان یکى است و پیامبرشان یکى است و کتابشان یکى . آیا خداى سبحان آنان را به اختلاف فرمان داده و اکنون از او فرمان مى برند یا آنان را از اختلاف نهى کرده و اکنون عصیان مى ورزند؟ آیا خداوند دینى ناقص فرستاده و از آنها براى کامل کردنش یارى خواسته یا در آوردن دین ، با خدا شریک بوده اند و اکنون بر آنهاست که راءى دهند و بر خداست که به راءیشان راضى شود؟ یا خداى سبحان ، دینى کامل فرستاده ولى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) در ابلاغ آن قصور ورزیده ؟ و حال آنکه مى گوید:
    ((ما در این کتاب چیزى را فرو نگذاشته ایم ،)). یا: ((در آن بیان هر چیزى است )) و نیز بعضى از قرآن بعض دیگر را تصدیق مى کند و در آن هیچ اختلافى نیست ، که ، ((اگر نه از سوى خدا آمده بود در آن اختلاف بسیار مى یافتند)). قرآن ظاهرش زیباست و باطنش ژرف است . عجایبش انتها نپذیرد و غرایبش پایان نگیرد. و تاریکى جز بدان از میان نرود

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۲ ب.ظ:

    ببین محمد

    نص صریح قرآن همینه که داری می‌بینی آقا

    «أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ»

    یعنی اطاعت از خدا و رسولش و اولی الامر، واجبه بدون هیچ چون و چرایی.

    یعنی چی؟
    یعنی اگه هر فرمانی دادند، باید اطاعت کنیم.

    حالا می‌پرسیم چه فرمانهایی قراره بدن که ما باید اطاعت کنیم؟

    می‌گیم: اوامر الهی مربوط به خداونده. پس هر امری در کتابش کرد یا از طریق وحی به رسولش نازل کرد و رسول هم به عنوان مجری، اجراش کرد، ما هم باید عینا اطاعت کنیم.

    رسول چه فرمانهایی میده که بر ما واجبه اطاعت کنیم؟
    رسول، دستورات حکومتی میده. مثال‌هاش رو در کامنت قبلی نوشتم. بر ما واجبه که از اون دستورات اطاعت کنیم.
    ضمن اینکه رسول، از طریق وحی به خداونده متصله پس مجری اوامر الهی هم هست. بنابراین در اجرای اوامر الهی، هم باید از کتاب، و هم از رسول اطاعت کنیم.

    اولی الامر، چه فرمان‌هایی میده که بر ما واجبه ازش اطاعت کنیم؟
    اولی الامر، مقررات حکومتی، وضع می‌کنه. بر ما واجبه که در رعایت مقررات حکومتی، از اولی الامر اطاعت کنیم.
    ضمنا اولی الامر، در مسائل شرعی و احکام الهی، استناد می‌کنه به کتاب خدا و سنت پیامبر و احکام رو هماهنگ با نیازهای روزانه‌ی بشر، استخراج می‌کنه.
    در این مسائل هم باید از اولی الامر اطاعت کرد.

    بله آقا همینطوره که شما می‌فرمایید.
    یعنی منظور از اوامر الهی، همون چیزاییه که در قرآن اومده چون کلام خداست.
    اما شما وقتی نماز می‌خونی داری از اوامر الهی اطاعت می‌کنی نه از رسول.
    اون چیزی که داری در اون از رسول اطاعت می‌کنی، اینه که رسول، علاوه بر اینکه دستورات حکومتی میده، مجری اوامر الهی‌ هم هست و با همون ترتیب و آدابی که از طرف خداوند بر ایشون وحی شده، نماز می‌خونن و شما هم از ایشون، آداب نماز خوندن رو اطاعت می‌کنی نه وجوب خوندن نماز رو.

    اینکه شما امام خمینی رو قبول نداری، کاریش نمی‌تونم بکنم.
    شما می‌تونی به بزرگان اهل سنت و شیعه، مراجعه کنی که این آیه رو تفسیر کردند.
    همه متفق القول هستند که منظور از اولی الامر، همون ائمه‌ی معصومین هستند. امام خمینی هم همینطور.

    مشکل تو اینه که می‌خوای از ولی فقیه برسی به حکومت. یعنی میگی چرا باید یک عالم دینی بشه رهبر یک حکومت و بعد هم ولی فقیه نام بگیره و بعدم بقیه‌ی چیزا.
    اما من درست برعکس تو، از حکومت، شروع می‌کنم و می‌رسم به دین و بعدش می‌رسم به ولی فقیه.
    یعنی می‌گم هر حکومتی، یک رأس داره. در بعضی کشورها اسمش میشه پادشاه. در بعضی کشورها، رئیس جمهور بالاترین مقام رو داره. در بعضی کشورها هم مثل کشور ما فردی به عنوان رهبر، در رأس قوای دیگه قرار داره.
    بعدش میگم ما از بین انواع حکومت‌ها، حکومت دینی رو انتخاب کردیم چون بر اساس دینی که پذیرفتیمش، دین ما دینی نیست که فقط برای زندگی شخصی آدما برنامه داشته باشه. رسول، با همین دین اسلام، فرصت تشکیل حکومت دینی رو داشت و حکومت اسلامی برقرار کرده بود. دین ما یک دین اجتماعی سیاسی هم هست.
    به هر حال دنبال حکومت دینی هستیم و انقلاب کردیم و تشکیلش دادیم.
    خب حالا در یک حکومت دینی، مسلمه که باید مدیریت بر اساس احکام الهی جلو بره یعنی همونی که در کتاب و سنت رسول بوده. و همینطور مقررات حکومتی هم باید مقررات دینی باشند.
    اگه اینطور نباشه که دیگه از تعریف حکومت دینی خارج میشه.
    رهبر دینی، وظیفه‌ش مدیریت اداره‌ی کشوره که همیشه کنترل کنه که تصمیم‌گیری‌ها و کارهای اجرایی کشور از حدود اسلامی خارج نشه.
    خب حالا به این کنترل کننده ما میگیم ولی فقیه.
    حالا شما اگه آلرژی داری به این واژه، خب یه اسم دیگه بذار روش آقای محترم.
    اینو جدی میگم
    باور کن

    اون حدیثی که ذکر کردم از امام صادق، منظور از ملوک که البته اسم جمع هستش، بالاترین مقام هر کشوریه.
    منظور اینه که فقها بر بالاترین مقام یک کشور، حاکمیت دارند. یعنی فقها حکومت می‌کنند بر بالاترین مقام یک کشوری که خود اون مقام داره حکومت می‌کنه بر مردم.
    پس فقها حکومت می‌کنند بر مردم
    همون مقایسه که در ریاضی هم وجود داره.
    اگه آ بزرگتر از ب باشه، و ب بزرگتر از ج باشه، آنگاه آ بزرگتر است از ج

    حدیثی هم از حضرت علی نقل کردم و از علما گفتم و گفتی که عالم با فقیه فرق داره
    خب بله فرق دارند.
    فقیه در مرتبه‌ای بالاتر از عالم قرار داره.
    فقیه در اصطلاح به مجتهدی گفته میشه که بتونه احکام شرعی رو از منابع چهارگانه(قرآن، سنت، اجماع و عقل) استنباط کنه ولی اصطلاح عالم اعم از فقیه است.
    عالم به کسی میگن که از دین و مسائل شرعی آگاهی داشته باشه خواه بتونه حکم شرعی را هم استنباط و اظهار نظر کنه یا نتونه

    از هر دو حدیث امام صادق و امام علی نتیجه می‌گیریم که هم فقیه و هم عالم، هر دوشون حاکمیت دارند بر ملوک. یعنی حاکمیت دارند بر بالاترین مقام یک کشور

    گفتی:

    «اتفاقا مثالت نقض سخن خودت است چون باز هم با مراجعه به کتاب خدا و سنت رسول می توان پاسخ قلدر و دزد را پیدا کرد و حتی اگر نیاز به قانون هم باشد این قانون، قانونی است که در ضمن حفظ اصول اسلام مورد قبول عامه مردم باشد فلذا هیچ احتیاج به فقیه نیست.»

    مثالم نقض سخن خودم نبود.
    قلدری رفته زمینی رو به زور گرفته.
    خب طبق مقررات حکومت باید سند مالکیت اون زمین رو داشته باشه
    بر اساس مقرراتی که اولی الامر وضع کرده، باید هر کسی که زمین می‌خره، سند مالکیت داشته باشه.
    اما از اونجایی که اون مقررات باید اسلامی باشند، بنابراین مقرراتی که اولی الامر وضع کرده، حتما احکام شرعی که همون اوامر الهی و سنت رسول هستند هم در اونها رعایت شده چون اولی الامر وظیفه داره که اون احکام رو از کتاب و سنت، استنباط و تبیین کنه و اونها رو در مقرراتی که وضع می‌کنه به کار ببنده تا بشن مقررات اسلامی، نه مقررات غیر دینی.
    یعنی جزئیات شرعی، رعایت شدند تا مقرراتی که اولی الامر وضع کرده، اسلامی بشه.
    خریدار و فروشنده، طبق قوانین اسلامی، عقد بستند که یکی زمین رو بفروشه و دیگری بخره. یعنی مال حاصل از ربا رد و بدل نشده. زمینی که معامله شده، غصبی نبوده. فروشنده با رضایت فروخته بوده و باج نمی‌داده. خریدار هم بدون پرداخت رشوه وارد معامله شده.

    برای اینکه مقررات، اسلامی بشن، فقه نیازه.
    فقه هم استنباط اولی الامر از کتاب و سنت رسول، و تبیین از احکامه.

    تو به تاریخ فقاهت اهل سنت هم که رجوع کنی می‌بینی که حتی اونها هم بعد از مدتی متوجه شدند که بدون فقاهت، هرج و مرج به وجود میاد چون هر شخصی می‌تونه برداشت خودش رو به نفع خودش داشته باشه.

    آخر کامنتت هم خطبه‌ی ۱۸ نهج البلاغه‌رو نوشتی که در اون حضرت علی، مذمت می‌کنند کسانی رو که در اوامر الهی و احکام شرعی با هم اختلاف می‌کنند. در صورتیکه اطاعت از اونچه که در کتاب و سنت اومده، واجبه و باید عینا عمل بشه.
    از کجا فهمیدم که اختلافشون در اوامر الهی و احکام شرعی بوده؟
    از اونجایی که به «قاضی» مراجعه کرده بودند.
    گفته شده: «یَجْتَمِعُ الْقُضَاهُ بِذَلِکَ عِنْدَ إمَامِهِمُ»

    یعنی مسئله، نیاز به اثبات شرعی داشته.

    در مسائل شرعی و احکام الهی، هم کتاب هم رسول و هم اولی الامری که از اون کتاب و سنت، استنباط می‌کنه، دقیقا باید یک حرف رو زده باشند.

  3. یک ایرانی
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۶ | #3

    سخنرانی دیروز ایشون جوابی بود به همه‌ی اونایی که فکر می‌کنن با یک دیکتاتور طرف هستند که نه اجازه میده به چالش کشیده بشه، و نه اجازه میده تصحیح بشه یا به روز بشه.
    جواب اون حرف بی معنی رو هم دادند که یه عده‌ای مدام سعی می‌کنن هر خطای مسئولین رو بچسبونن به رأس حکومت.

    ایشون فرمودند:

    «رهبری مدیریت است اما مدیریت اجرایی نیست
    رهبری ناظر بر قواست به این معنا که از حرکت کلی نظام مراقبت می‌کند
    رهبری یک مدیریت کلان ارزشی‌ست
    دخالت در کارها نمی‌کند
    رهبری نه می‌تونه نه حق داره و نه قادره دخالت کنه بر تصمیمات مختلف مسئولین
    آنجایی که اتخاذ یک سیاستی منتهی خواهد شد به انحراف راه انقلاب، رهبری دخالت می‌کند.
    حرکت کلان نظام اسلامی به سمت آرمان‌ها نباید منحرف شود و رهبری مسئول این امر است»

    فوق العاده بود سخنرانی‌شون
    از بیرون به جایگاه خود، نگاه کردن بود
    منصفانه و با انعطاف

    به جای نگاه کردن به شخص خودشون، به جایگاهی که در اون قرار دارند توجه کردند.
    این خیلی مهمه

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۰۲ ب.ظ:

    من هم که همینو نوشتم و شما مثل طلبکارا ایراد گرفتی که چرا نوشتی اگر اجرا بشود! وقتی طرف خودش داره میگه همیشه وبصورت الزامی دنبال خواسته من نباشید یعنی دیکتاتور نیست. حرف من هم این بود کسانی که به این حرف توجه نمی کنند نظام رو دچار دیکتاتوری می کنند و اون افراد هم در مجلس و دولت و ق

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۸ ب.ظ:

    خدا نکنه من طلبکار شما باشم
    من به اون «اگه» که خودت نوشته بودی ایراد گرفتم
    وقتی میگی: «اگه»، یعنی اینکه در حال حاضر اینجوری نیست.
    واسه همین بهت اعتراض کردم
    ببخش اگه ناراحت شدی
    باشه؟

    [پاسخ]

    سهراب پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۵ ب.ظ:

    نقل قول: «رهبری نه می‌تونه نه حق داره و نه قادره دخالت کنه بر تصمیمات مختلف مسئولین»…
    مثل این‌که فراموش کرده‌اید دخالت‌های فراقانونی ایشان را در قوه مقننه (اصلاح قانون مطبوعات) و قوه مجریه (انتخاب وزیر)و حتی امر ساده‌ای مانند انتخاب معاون اول.
    اگر اینها دخالت نیست پس چیست؟ این‌که شما قیدی مانند «جلوگیری از انحراف» را (که قابلیت هرگونه تفسیر و بسط را دارد) به این مساله اضافه می‌کنید، عملاً حرف اولتان را بی‌ارزش کرده‌اید.
    آقای خامنه‌ای حتی در امری جزئی مثل انتخاب نام «مینیاتور» برای یک ماشین دخالت می‌کند. آن وقت می‌فرمایید که فقط در سطح کلان نظارت می‌کنند؟ نفرمایید که این امر فقط پیشنهاد بود. آیا کسی جرأت دارد حرف ایشان نادیده بگیرد.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    فرمودید: «این‌که شما قیدی مانند «جلوگیری از انحراف» را (که قابلیت هرگونه تفسیر و بسط را دارد)»

    خب ایشون خودشون در جمع دانشجویان در تهران، وقتی از انحراف انقلاب‌های بزرگ دنیا حرف زدند و فرانسه و آمریکا و شوروی سابق و کشورهای منطقه‌رو بررسی کردند و بعدش به ایران رسیدند، فرمودند که ۳۲ ساله از این اهدافمون منحرف نشدیم:

    اسلام خواهی
    استکبار ستیزی
    حفظ استقلال کشور
    کرامت بخشی به انسان
    دفاع از مظلوم
    پیشرفت و اعتلای علمی و فنی و اقتصادی کشور

    اینا دقیقا مربوط میشه به وظیفه‌ی ایشون به عنوان رهبر این حکومت

    فرمودید: « آیا کسی جرأت دارد حرف ایشان نادیده بگیرد»

    خب بله
    – نمایندگان همین مجلس حال حاضر، نزدیک به هفت هشت ماه، دستور ایشون برای تصویب طرح نظارت بر نمایندگان مجلس رو پشت گوش انداختند تا به اواخر دوره‌ی نمایندگی خودشون نزدیک بشن و شامل حال خودشون نشه

    – همین دو سال قبل، مگه در نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد، دستور ندادند که شکایتتون رو از طریق قانونی پیگیری کنید؟
    خب مگه مخالفانش گوش دادند؟
    نه
    چی شد؟
    ۸ ماه تموم باهاشون مدارا کرد
    حرف از باتوم و اینجور چیزا نزن که خنده دار میشه چون اگه این حکومت می‌خواست، می‌تونست در یک روز، اغتشاش رو پایان بده با شدیدترین برخورد ممکن.
    اما ۸ ماه مدارا کرد تا خودشون، ماهیت واقعی خودشون رو نمایان کردند و مشخص شد که اصلا چیزی به اسم اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات، حرف این عده نبوده و اهدافشون چیزای دیگه‌ای بود که در روز عاشورا خودشون رو رسوا کردند.

    سعه‌ی صدر ایشون مثال زدنیه
    همینطور در مورد موسوی و کروبی که بهشون خیلی مهلت دادند برای بازگشت

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۲ ب.ظ:

    اینو یادم رفت
    چندین ساله که ایشون دستور دادند کرسی‌های آزاد اندیشی در دانشگاه‌ها تشکیل بشه اما همچنان پشت گوش انداخته میشه

    که البته همه‌ی این نافرمانی‌ها مایه‌ی تأسفه
    و اصلا چیزی نیست که بشه بهش افتخار کرد

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

    دستور ایشون برای تصویب طرح نظارت بر نمایندگان مجلس!!!
    خوبه خودت میگی دستور.جالبه که رهبر به مجلس دستور! میده چه طرحیو تصویب کنن یا نکنن بعد هم ادعا میکنه که دخالتی در کار قوا نداره. دیگه دخالت به چی میگن؟

    در مورد سعه صدر ایشون هم که حرف زده میشه یاد سعیدی سیرجانی و امید میرصیافی و چند نفر دیگه میافتم نمیدونم چرا!!

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۵ ب.ظ:

    بله که باید دستور بدن چون ایشون وظیفه‌شون مدیریت بر کل ارکان نظامه تا از حدود اسلامی خارج نشه.
    طرح نظارت بر نمایندگان مجلس هم نوعی مدیریته
    منتها از اونجایی که رهبر همونجور که خودشون فرمودند نمی‌تونن در کار قوا دخالت کنند، نظارت بر نمایندگان مجلس، طبق طرحی که تصویب شده، توسط خود نمایندگان مجلس صورت می‌گیره.
    نکنه فکر کردی ایشون مثل ملکه الیزابت، فقط نقش تشریفاتی دارند در این نظام؟

    وظیفه‌ی رهبر، مدیریته اما نه مدیریت اجرایی
    اجرا دست خود مسئولینه

    درباره‌ی اون اسامی که ذکر کردی هم هر وقت واسه ادعات، سند و مدرک گذاشتی درباره‌ش حرف می‌زنم.
    حوصله ندارم که تو یه اسمی بیاری و بعد من چند ساعت وقت بذارم و برم توی مقالات روزنامه‌ی اطلاعات و نامه‌های سرگشاده و هی سعی کنم عکس ادعای تو رو ثابت کنم.
    اگه ادعایی داری، زود سند و مدرک بذار واسه حرفت تا باهات بحث کنم
    و گر نه حرفی ندارم
    خیلی واضح بگو که رهبر در چه موردی باید سعه‌ی صدر نشون می‌دادند و ندادند. مثلا همین سعیدی سیرجانی رو بگو
    فکر کن
    دوران امام، دوران بی خردی باشه و دوران هاشمی، دوران خردمندی!!!

    منتظر سند و مدرک ادعایی که کردی هستم با لینک

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    تا منظورت از سند و مدرک چی باشه.مدرک من جسد این آدماست که الان زیر خاکه
    هر کس در جریان باشه میدونه که سعیدی سیرجانی کی بود و چرا به زندان رفت(انتقاد از آقا) و جسدش بیرون اومد. مثل میرصیافی که مال همین ۲ سال پیشه.
    فقط رمان سعیدی ماهواره و اینترنت وجود نداشت که خبرش بپیچه.

    در مورد دخالت هم دیگه حرفی نیست. همه چی واضحه.

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    بعدشم شما که بجز رجانیوز و کیهان جاییو قبول نداری. هر لینکی از هر جایی بیاریم هم میگی سایت صهیونیستیه و ضد انقلابه و…. لینکو بیخیال شیم بهتر نیست؟

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

    شهرام

    تو لینکتو بیار
    چیکار داری که من چیو قبول دارم چیو قبول ندارم؟
    مگه قراره به دلخواه من حرف بزنی که نگران قضاوت منی؟
    تو نظر خودتو بده با منطق خودت

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۹:۵۴ ق.ظ:

    http://www.ssirjani.com/
    http://fa.wikipedia.org/wiki/علی‌اکبر_سعیدی_سیرجانی
    البته شرمنده که از این سایتای معاند و صهیونیستی لینک دادم

  4. ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۰ | #4

    با سلام:
    مطلب شما در سایت ندای انقلاب منتشر شد.
    جهت ارتباط با وبلاگستان سایت، بنر سایت ندای انقلاب را در وبلاگتان نصب نمایید تا به لیست وبلاگ های وبلاگستان بپیوندید.
    آدرس بنر:

    در صورت تمایل وبلاگ ندای انقلاب را در پیوندهایتان لینک نمایید.
    http://www.nedayeenghelab.blogfa.com/

    [پاسخ]

  5. ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۹ | #5

    یکی از مشکلات بزرگ کشور ما اینه که روحانیت ما به اندازه کافی تئوری پردازی نمیکنه. اکثر روحانیون ما چیزهایی میگن که یا همه میدونند و تکرار مکررات هست و یا سلبی هست!
    این مشکل نه فقط در مسئله ولایت فقیه، بلکه در مباحث دیگری هم وجود دارد. مثلا فرض کنید دولت بخواهد اقتصاد اسلامی را پیاده سازی کند. تئوری اقتصاد اسلامی چقدر کامل و بررسی شده است؟ چقدر کار هماهنگ صورت گرفته و مباحثه انجام شده است؟ اگر کتاب «اقتصادنا» هم نبود که هیچ!
    متاسفانه دور بودن از جامعه و نشناختن مشکلات آن یکی از مشکلاتی است که میدانیم ولی راه حلی نمی‌یابیم!

    [پاسخ]

  6. محمد
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۲ | #6

    در شرح حال مؤمنان پیشین تدبر کنید که چگونه در حال آزمایش و امتحان بودند آیا بیش از همه مشکلات بر دوش آنان نبود ؟ و آیا بیش از همه مردم در شدت و زحمت نبودند ؟ و آیا از همه جهانیان در تنگنای بیشتری قرار نداشتند ؟ فرعونها آنان را برده خویش ساخته بودند و همواره در بدترین شکنجه ها قرار داشتند تلخیهای روزگار را به آنها چشاندند و این همچنان با ذلت هلاکت و مقهوریت ادامه داشت . نه راهی داشتند که از این وضع سر باز زنند و نه طریقی برای دفاع از خود می یافتند
    تا آنگاه که خداوند جدیت و استقامت و صبر در برابر ناملایمات بخاطر محبتش و تحمل ناراحتی ها از خوف و خشیتش را در آنها یافت در این موقع از درون حلقه های تنگ بلا راه نجاتی برایشان گشود و ذلت را به عزت و ترس را به امنیت تبدیل کرد یعنی آنها را حاکم زمامدار و پیشوا گردانید . آن قدر کرامت واحترام از ناحیه خداوند به آنان رسید که حتی خیال آن را هم در سر نمی پروراندند . بنگرید آنها چگونه بودند هنگامی که جمعیتهاشان متحد خواسته ها متفق قلبها و اندیشه ها معتدل دستها پشتیبان هم شمشیرها یاری کننده یکدیگر دیدها نافذ و عزمها و مقصودهاشان همه یکی بود آیا مالک و سرپرست اقطار زمین نگردیدند ؟و آیا زمامدار و رئیس همه جهانیان نشدند ؟

    از آنطرف پایان کار آنان را نیز نگاه کنید : آن هنگام که پراگندگی در میان آنها واقع شد الفتشان به تشتت گرائید اهداف و دلها اختلاف پیدا کرد به گروههای متعددی تقسیم شدند و در عین پراکندگی با هم به نبرد پرداختند [ در این هنگام بود ] که خدا لباس کرامت و عزت از تنشان بیرون کرد و وسعت نعمت را از آنان سلب نمود تنها آنچه از آنها باقی مانده سرگذشت آنان است که در بین شما به گونه درس عبرتی برای آنها که بخواهند عبرت گیرند دیده می شود

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۳ ب.ظ:

    آقا محمد
    شما زمانی میتوانی به عفلت رجوع کنی که عقل و اطلاعات وواد و معلوماتت بیشتر از ولی فقیه باشد ..زمانی که شما اطلاعات کافی در ارتباط با ولایت و اطاعت ندارید نمیتوانید منکر این قضییه شوید ..
    انحراف همیشه از جایی آغاز میشود که نسبت به آن مسئله یقین داری..انحراف از مو باریکتر است ..یعنی شاخ و دم ندارد که مشخص باشد ..خفیه است …آنچنان نرم و خفی که هیچگاه متوجهنمیشوی ..
    برای ولایتمداری نیازی نیست مرجع و مفسر قرآن باشی ..فقط کافیست تاریخ گذشتگان را مطالعه کرده و عبرت گرفته و به دلت رجوع کنی
    البته دل باید با صفا و بدور از سیاهی عناد و کینه و دروغ و تهمت نسبت به رهبری باشد

    [پاسخ]

    تسنیم پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۸ ق.ظ:

    سلام چرا شما قرآن راآن طوری که دلتون می خوادتفسیر می کنید تفسیر کار شما وامثال ما نیست
    بلکه باید به مراجع تقلید ومفسرین قرآن رجوع شود البته نه مراجع تقلید دروغین که هیچ سنخیتی با قانون مرجعیت ندارند تازه بابردن نام آقای منتظری معلوم شد چراشما به ولایت فقیه اعتقاد ندارید .هروقت خواستید بدون هیچ تعصب به تحقیق درمورد ولایت فقیه بپردازیداون
    وقت موفق به فهم آیات خدامی شوید درضمن آقای منتظری بعد ازناموفقی درامتحان الهی ازمرجعیت اذل شدند پس هیچ مرجع تقلیدی ایشون روقبول نداره مگربه خاطر سیاسی بازی.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    کلی خندیدیم :lol:
    قسمت از مرجعیت ازل شدند خیلی باحال بود ،رفتی کار لطیفه؟!!

    [پاسخ]

  7. ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۸ | #7

    دوستان، خوب توجه کنید
    ما اصلأ مشکل قانون نداریم
    لازم نیست چیزی تغییر کند یا چیزی را تعریف کنیم
    اصلأ هیچکاری لازم نیست صورت گیرد
    هیچ کمبودی وجود ندارد
    ****
    یک جامعه کوچک را در نظر بگیرید مثلأ یک مجتمع مسکونی یا یک شرکت تعاونی یا یک شرکت سهامی خاص
    در این جوامع، عمومأ اختلاف و مشکل وجود دارد
    ریشه این اختلافات و مشکلات در چیست؟
    آیا قوانین و آیین نامه ها ایراد دارند
    تمام قوانین شرکتهای تعاونی و سهامی، اقتباس از کشورهای پیشرفته است
    مشکلات این جوامع کوچک را با تغییر و اصلاح قانون نمی توان برطرف کرد، زیرا قوانین در بهترین حالت خود قرار دارد
    ریشه این اختلافات و مشکلات در اخلاق و فرهنگ مردم است
    ****
    امروزه موضوع ولایت فقیه و حد و حدود اختیارات آن در جامعه ما مطرح شده است
    گروهی به مخالفت و گروهی دیگر به حمایت از رهبری مشغول شده اند
    باور نمی کنید
    اگر در انتخابات سال ۸۴ یا ۸۸ کاندیدای دیگری انتخاب شده بود امروز این بحث ها در جامعه ما وجود نداشت
    به چند و چون قوانین کاری نداشته باشید قوانین همگی خوب هستند
    تمام اختلافات بشر از کمبود اخلاق ناشی می شود
    هر چه امور جامعه بدست افراد بااخلاق تر سپرده شود مشکلات و تنشها کمتر خواهد شد.
    *****
    جامعه ما یک نیاز بیشتر ندارد
    خود را برای انتخابات مجلس آماده کنید و شخصیتهای بزرگی را به مجلس بفرستید
    جامعه ما کمبود دیگری ندارد
    شخصیت بزرگ کسی نیست که خیلی حرف می زند یا خیلی اعتراض می کند
    یا خیلی ناراضی است یا زندان بوده است یا …..
    بنظر بنده بهترین راه این استکه :
    ” ” سراغ شخصیت های بزرگ را از بزرگان بگیرید ” ”
    همین امروز از بین ده بیست شخصیت مطرح در جامعه یکی دو سه نفری را انتخاب کنید و به “” انتخاب آنها وفادار بمانید “”
    والسلام

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۲ ب.ظ:

    انتخاب شخصیت های بزرگ با استفاده از خط دهی بزرگان؟
    بزرگترین فرد ایران آدرس غلط داد . شما یا باید جمله خودتون رو تصحیح کنید و یا بزرگان رو معنی کنید

    [پاسخ]

  8. محسن
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۳ | #8

    قابل توجه کسانی که طرح ترور سفیر عربستان را ساخته فیلمهای تخیلی هالیوودی می دانند:
    رحیم پور ازغدی عضو برگمار شده رهبر در شورای عالی انقلاب فرهنگی:
    «… باید آماده عملیات جهانی بشویم. در قلب اروپا… انقلاب اسلامی بین المللی شد و صادر شد. یک جهاد بین المللی را برای ظهور باید فراهم کرد و از هیچکس هم نباید ترسید. تنش زدائی یعنی چی؟ آماده باید بشویم برای یک نبرد جهانی. بچه های عملیات و تخریب باید آماده بشوند…»
    این هم لینکش:
    http://www.youtube.com/watch?v=xFw_bkkf0z8
    و یا محمد کریم عابدی نماینده اصولگرای مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس گفت: “جمهوری اسلامی امروز در دل تل آویو و نقطه نقطه رژیم اشغالگر قدس نیروهایی اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی دارد که هر زمانی که ماموریت شان فرا برسد رسالت خود را اجرا می کنند.”
    مهدی طائب(رئیس قرارگاه عمار: حتی خود ملک عبداله را هم میتوانیم ترورش کنیم.
    آیا سیاستمدارانی تا این اندازه دارای انگیزه تروریستی نمیتوانند از عهده ترور یک سفیری برآیند؟؟؟

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۹ ب.ظ:

    این تونستن رو که همه ی ما هم میدونیم می تونیم.
    اتفاقا این شما و بعض اقل دوستان شما هستن که فریاد ترس بر آوردن که آمریکا داره حمله میکنه و ما نمی تونیم.

    وأعدوا لهم مّا استطعتم مّن قوه

    همه می دونن می تونیم. اما آدم هر کاری رو که می تونه که انجام نمی ده.
    عجب تفسیر های آب دوغ خیاری دارید. :-)

    الانه بری بالاترین صدای خیلی ها در اومده. واقعا روی بالاترین رو هم سفید کردی. امروز بالاترین لینک های داغ شده از ادعای مضحک آمریکا مبنی بر ترور سفیر عربستان توسط ایرانی ها زده و این ادعای آمریکایی ها رو مسخره دونسته. اون وقت شما هنوز …

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۲۰ ب.ظ:

    حالا کاری نداریم که قسمت اولش رو بی خیال شدی و ازغدی رو هیچ حساب کردی
    چیزی راجع به قرم قرم شنیدی؟

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۷ ب.ظ:

    شما گویا عادت داری همه چیز رو به حاشیه ببری؟
    با کامنت های من یکی حق نداری چنین کاری بکنی.

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۰ ب.ظ:

    حاشیه ببرم؟ شما در رد حرف آقا محسن ادعا کردید که ما فقط می تونیم ولی هر کاری رو انجام نمی دیم. البته قسمت اول کامنتش رو هم بی خیال شدید! شما بگو چی رو به حاشیه بردم؟

    فرشاد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۹ ب.ظ:

    اگر این گونه اظهار نظرها به معنای تروریست بودن است
    سران آمریکا که همیشه تهدید به استفاده از ارثی پدری شان _ گزینه نظامی_ می کنند لابد
    سوپر تروریست هستند.

    [پاسخ]

    تازه وارد پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۵ ب.ظ:

    احسنت

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۲۲ ب.ظ:

    هرچند با نظامی گری و جنگ و خونریزی و ترور به طور کامل بده اما شما هم بهتره فرق عملیات تروریستی رو با عملیات نظامی بدونید

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    امریکا مصداق تروریست دولتیست

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    تروریسم دولتی یه اصطلاح جدیده که نیاز به تعریف داره. من وقتی اصلا این کلمه رو نمی شناسم نمی تونم بگم هست یا نیست. لطفا تروریسم دولتی رو تعریف کنید

    فرشاد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۷ ب.ظ:

    حق باشماست
    همه کشته ها توسط آمریکا قربانی عملیات نظامی هستند
    مثلا سایت الف نوشته که در دو روز ۱۰۰ نفر غیرنظامی در عملیاتی
    کاملا نظامی توسط سربازان نظامی آمریکای نظامی کشته شدند
    از شما و آمریکا معذرت می خواهیم

    محسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۷ ب.ظ:

    من کاری به خوب یا بد بودن کار آمریکاییها ندارم. آنها رک و پوست کنده میگویند ما میخواهیم دنیا را در دست بگیریم و گزینه نظامی هم یکی از این راه هاست. ولی ما از طرفی ادعا میکنیم میتوانیم دنیا را به هم بریزیم و از طرفی دیگر وقتی که حرفش مطرح می شود زود تکذیب میکنیم.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۶ ب.ظ:

    اتفاقا منم چند روز پیش که اون افاضه‌ی رئیس قرارگاه عمار رو خوندم با خودم فکر می‌کردم:
    شاید رئیس قرارگاه عمار، جو گیر اسم قرارگاهشون شده
    یا شایدم چند درجه تب داشته
    یا شایدم فکر کرده حرفی که می‌زنه از اون محفل گرمشون بیرون نمی‌ره
    یا شایدم فکر کرده قبل از رهبر انقلاب، می‌تونه تکلیف سیاست‌های کشور رو تعیین کنه
    یا شایدم فکر کرده داره با اوباما وسطی بازی می‌کنه و عربستانی‌ها نقش نخودی رو بازی می‌کنن.

    آدم چهار شاخ می‌مونه از اینهمه دور اندیشی و فراست و زیرکی و بصیرت و چند تا چیز دیگه

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۵:۵۴ ب.ظ:

    جناب ایرنی
    تبریک عرض می کنم
    بلاخره شما هم دارید واقعیت گرا می شوید
    هیچ چیز در این جهان زیبا تر از حقیقت نیست
    هیچ عملی بالاتر و لذت بخش تر از عدالت نیست
    عدالت در همه چیز در قضاوت در سخن در فکر

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۱ ب.ظ:

    آقای یوسفی

    تبریک گفتین و زبونم بند اومد و دستم بسته شد قربان

    چیزی که گفتم بر آمده از واقعیتی که شما به اون فکر می‌کنید نیست.
    یعنی به این فکر نمی‌کنم که آمریکا قدرتمنده و ما باید واقعیت رو ببینیم و نباید آتو بدیم دستش .

    من دارم میگم در سیاست‌های خارجی‌مون به خصوص در برابر تهدیدات خارجی همیشه باید سلسله مراتب برای اعلام مواضع کشورمون رعایت بشه

    واقعیت اینه که یک همچین اظهار نظری، شاید بر آمده از شجاعت آقای طائب باشه و خیلی هم خوبه این شجاعت،
    اما وقتی رهبر انقلاب می‌فرمایند که این اتهام، یک دروغ بزرگه و آمریکا داره برای فرار از مشکلات داخلی خودش و حمایت از صهیونیست‌ها همچین ادعایی رو مطرح می‌کنه
    وقتی رئیس جمهور به این اتهام می‌خنده و میگه ترور، کار انسانهای ضعیفه،
    وقتی رئیس مجلس، به شدت به آمریکا می‌توپه،
    دیگه نباید این وسط یک نفر ادعایی بکنه مبنی بر اینکه ایران، به چیزی به اسم ترور فکر می‌کنه منتهی این اتهام حال حاضر رو نمی‌پذیره
    این حرف خام یعنی اینکه ما استعداد تروریست بودن رو داریم
    خب این وحشتناکه
    یعنی یه جورایی داره به آمریکا چراغ سبز میده که می‌تونی در اتهامات بعدی هم روی ما حساب کنی
    اینجور حرفا، هزینه داره واسه کشورمون
    رسانه‌های اونا شلوغش می‌کنن
    ما هم طبق معمول، همیشه بازنده‌ی جنگ‌های رسانه‌ای بودیم و هستیم چون خلاقیت نداریم در این زمینه
    خب مگه مریضیم که خودمون هم به جنگ رسانه‌ای دشمن، دامن بزنیم با اینجور حرفا؟

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۷ ب.ظ:

    من برای پاسخ جدیدتون هم علاوه بر پاسخ قبلی تبریک می گم. کم کم نظراتمون به هم نزدیک میشه

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    حمید
    خب من تبریک میگم بهت که نظراتت داره به من نزدیک میشه چون من اصلا همچین قصدی نسبت به نظرات تو ندارم :-)

    می‌دونی یاد کواکبیان افتادم که توی مناظره‌‌ش با شریعتمداری، خطاب به شریعتمداری گفت:
    خدا نکنه روزنامه‌ی من، کیهان نویس بشه :-)

    حالا تو هم جمله‌ی اول منو یه چیزی توی همین مایه‌هایی که کواکبیان گفت، فرض کن :-)

    به قول یکی از دوستام: مزاحیدیم :-)

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ ب.ظ:

    من هم نگفتم نظرات شما به من نزذیک شده. گفتم نظراتمون داره به هم نزدیک میشه. لا اقل نقطه مشترک پیدا کردیم.

    محسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۱ ق.ظ:

    البته از شاگردان و مقربین مصباح یزدی داشتن اینگونه تفکرات تروریستی عجیب نیست. ازغدی و طایب هم از همین قشرند.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۸ ق.ظ:

    تفکرات تروریستی؟؟؟
    شاگردان مصباح؟؟؟

    ببین من فقط از همین جمله‌ای که این آقا گفته بود ایراد گرفتم
    فقط از همین یک جمله
    روشن شد؟
    من اصلا عادت ندارم به شیوه‌ی امثال تو، گودرز رو به شقایق وصل کنم و از کوه، کاه بسازم

    من حتی اگه به بقیه‌ی رفتار و گفتار یک آدم هم نقد داشته باشم، بازم فقط از همون چیزی که توی اون لحظه بدم بیاد ایراد می‌گیرم
    عادت هم ندارم به خاطر اشتباه یک آدم، همه‌ی شخصیتش رو ببرم زیر سؤال

    با یک جمله، طرف شد تروریست؟؟؟؟
    بعد تازه فلانی هم شد استاد این تروریست؟؟؟؟
    متأسفم

    محسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    حاضرم تا دلتان بخواهد چندین لینک مربوط به حرفای عجیب و غریب و تنش زای شاگردان همین آقا و خودش بگذارم. فقط این یک حرف نبود. همین رحیم پور ازغدی و طایب و رسایی واسه خودشون که سوژه هستند.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۴ ب.ظ:

    ای بابا
    همه از کاه کوه می‌سازن
    من اینجا از کوه کاه ساختم :-)

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۶ ب.ظ:

    منظورم تصحیح اون جمله‌اییه که گفته بودم: از کوه، کاه بسازم
    که باید تصحیح بشه

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۳ ب.ظ:

    آقای محسن
    حالا اگر قرار بود سفیر عربستان را ترور کنیم چرا در آمریکا ؟ تو همون عربستان میشه رفت سراغشان
    دوم اینکه نتیجه این ترور چیه ؟ چه چیزی عاید ما میشه ؟
    سوم اینکه مه در کجای دنیا کسی را ترور کردیم یا بمب گذاشتیم که این دومیش باشه ؟
    وقتی که قدرتمان زیاد است و عربستان و آمریکا و ودر مرحله بحران و سقوط قرار دارند کافیه بنشینیم و تماشا کنیم خودشان سقوط میکنند ..

    اینها همه فیلم و حقه بازی اینها برای فرار از قیام اسپارتاکوس در وال استریت آمریکا و کشورهای دیگه هست
    اینها برای سر پوش گذاشتن بیداری اسلامی در منطقه است
    حواستون جمع باشه ..فریب مخورید برادران مخالف …فریب و نیرنگ از پایه های این کشورهای استعمارگر است..

    در جنگ ۸ ساله عراق کشتیهای عربستان و کویت را میزد .اونا میگفتند کار ایرانه ..همیشه همین بوده
    کشورهای عربی متاسفانه تحت القائات آمریکا با ایران مشکل دارند ..عربستان وهابی کینه ای ریشه ای داره …

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۷ ب.ظ:

    ((در جنگ ۸ ساله عراق کشتیهای عربستان و کویت را میزد .اونا میگفتند کار ایرانه ..همیشه همین بوده))
    خیلی جالب بود. بهتره یکم مطالعه داشته باشید. مسئولان وقت نظام اعتراف می کنند شما انکار؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۴ ب.ظ:

    مسولان وقت اعتراف کردند که ما کشتیهای کویت و عربستان را زدیم ؟
    میشه سند بیاری ؟ شاید من اشتباه کردم ..اگه سندی داری حتما بیار …که اشتباهی چیزی نگیم

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    خاطرات آقای رفسنجانی و روزنامه های وقت رو بخون.

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    دلیلشون هم این بوده که نفت عراق رو صادر می کردند. تا حالا چیزی به اسم جنگ نفت کش ها به گوشت خورده؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۹ ق.ظ:

    آقا حمید
    میشه مدرکی لینکی چیزی برای ما بیاوری ؟
    منتظرم

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۶ ب.ظ:

    ببخشید دیر اومدم
    اینجا رو ببینید
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D9%86%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7
    و حتما خاطرات رفسنجانی سال ۶۴ (امید و دلواپسی) را بخوانید

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۵ ب.ظ:

    آقای محسن
    حالا اگر قرار بود سفیر عربستان را ترور کنیم چرا در آمریکا ؟ تو همون عربستان میشه رفت سراغشان
    دوم اینکه نتیجه این ترور چیه ؟ چه چیزی عاید ما میشه ؟
    سوم اینکه مه در کجای دنیا کسی را ترور کردیم یا بمب گذاشتیم که این دومیش باشه ؟
    وقتی که قدرتمان زیاد است و عربستان و آمریکا و ودر مرحله بحران و سقوط قرار دارند کافیه بنشینیم و تماشا کنیم خودشان سقوط میکنند ..

    اینها همه فیلم و حقه بازی اینها برای فرار از قیام اسپارتاکوس در وال استریت آمریکا و کشورهای دیگه هست
    اینها برای سر پوش گذاشتن بیداری اسلامی در منطقه است
    حواستون جمع باشه ..فریب مخورید ب

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    برادران مکتبی زیاد عجله نکنید. پرونده ایران در شورای امنیت سازمان ملل بررسی خواهد شد. نتیجه بررسی ها مشخص خواهد کرد مستندات کافی برای متهم کردن ایران در این پرونده وجود دارد یا خیر.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۹ ق.ظ:

    آقای بابک
    اول اینکه سازمان ملل برای ملت ما پشیزی ارزش نداد چون همه در دنیا میدانند که سازمانن ملل در زیر سیطره آمریکا و نفوذ آنهاست و از خود اختیاری ندارد..
    دوم اینکه اینهمه حقوق کشور ما را پایمال کردند این سازمان پوشالی و دکوری چه کار کرد که الان دومیش بشه
    سوم اینکه این سازمان فقط به نفع آمریکا و بر علیه کشور های ضعیف قطعنامه صادر میکنه
    چهارم اینکه اگر هم بخواهد قدرتش در حد قطعنامه است
    پنجم اینکه در مسئله هسته ای با اینکه برایشان اثبات شده اسرائیل و آمریکا و …کلاهکهای بمب هسته ای دارند اما اصلا کاری انجام نمیدهد
    اساس کار این سازمان حفظ منافع آمریکا و چندتا کشور زورگو می باشد

    در آخر اینکه نه این سازمان و نه هیچ کشوری هر کاری دلشان میخواهد انجام بدهند همینکه تا الان تحریم و ..انجام دادند
    لذا اصلا برای ملت ما ارزشی ندارند .جایگاه قانونی ندارند
    سازمان ملل صلاحیت قضاوت را ندارد .
    حالا اونجا بنشینه و شب تا صبح مثل میر حسین موسوی بیانیه صادر کنه

    این سازمان در رابطه با کشتار وحشیانه مردم گرسنه سومالی که هنوز توسط آمریکا ادامه داره چکار کرد ؟

    برادر من ایران کشوریست که ب دستان خالی پوزه اینها را بخاک مالیذ ..و هیچگاه اجازه دهن کجی و زور و ظلم را به احدی نخواهد داد

    این پرونده هم مانند دیگر پرونده ها ..هر کاری میخواهند انجام دهند ..چون همه میدانند این فقط یه دروغ اونم از نوع شاخداره

    نوشین پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۹ ق.ظ:

    شماها میشه بگید چی براتون اهمیت داره غیر از خودتون کی و قبول دارین چی کار باید کرد این همه تنش و تهمت از بین بره حتی حضرت علی تن به اجماع داد نگفت این هیت ۶نفره رو قبول ندارم بابا همه کشورا سازمان ملل روقبول دارن کاراشونم از کانال سازمان ملل را میندازن ه حالا شما اونو قبول نداشته باش بابا یه کاری کنین مردم با ارامش زندگی کنن به خدا در ارامش مشکلات یکی یکی حل میشه مردم خسته ان بیشتر از مشکلاتی که دارن از فشارهایی که به روح و جسمشون وارد میشه سر ولایت فقیه دعوا نداریم ولی اخه چه ارامشی تو این مملکت حاکم شده که کسی ذهنش به طرف کاستی های این نظریه نره. شدیه نفر تواین کشور با لحن درست واروم حرف بزنه تنش رو از بین ببره. قدیما پای صحبت بعضی روحانیها میشستی بعدش روحت تازه میشد انرژی میگرفتی واسه بقیه روزت الان تا میبینی یکی داره حرف میزنه فرار میکنی تا حرفاش روحت رو بیشتر از اینی که هست خراش نده

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۶ ق.ظ:

    خانم نوشین
    شما لطفا یه تحقیقی از تو همین دنیای نت بکنید و ببینید این سازمان با ملت ایران چه کرده ؟
    در مسئله هسته ای چرا به آمریکا و اسرائیل با اینکه میدانند بمبهای هسته ای دارند برخورد نمیکنند اما ایران که فقط در مسیرهای صلح آمیز فعالیت دارد تهمت میزنند و الکی تحریم میکنند ؟
    خواهر من ..از این%۲

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۱ ق.ظ:

    خانم نوشین
    شما لطفا یه تحقیقی از تو همین دنیای نت بکنید و ببینید این سازمان با ملت ایران چه کرده ؟
    در مسئله هسته ای چرا به آمریکا و اسرائیل با اینکه میدانند بمبهای هسته ای دارند برخورد نمیکنند اما ایران که فقط در مسیرهای صلح آمیز فعالیت دارد تهمت میزنند و الکی تحریم میکنند ؟
    خواهر من ..از این موارد خیلی زیاد وجو داره ..سازمان ملل شده آلت دست آمریکا و چند کشور دیگه
    در این حقیقت شک داری ؟ همه دنیا میدانند این سازمان فقط مترسک هست و قدرتش فقطدر دادن بیانیه محدود شده نه بیشتر ..
    ۸ سال جنگ و استفاده شیمیایی و ترور منافقین و واقعه طبس و ..هزارتا مسئله دیگر .بفرما بگو این سازمان چه موضعی گرفته ؟

    در مورد سخن دوم شما باید عرض کنم ملت ایران در آرامش دارن زندگی میکنند مگه مسئله ای هست که ما نمیدانیم ؟
    الان خودتان چکار میکنید ؟ این روزا و سالها اتفاقی افتاده ؟

    تبلیغات رسانه های غربی را وللش کن و برو را

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    حالا خوبه سازمان ملل نوکر و بازیچه آمریکا و اسراییله که رییس جمهورتون هرسال بار میکنه با زن و بچه و عروس و خاله خانباجی ۱۰۰ نفر جمع میکنه به خرج ملت میره اونجا دعای فرج بخونه! آقا هم از اینور واسش آورین بفرسته. اگه جای خوبی بود که فکر کنم کلا رییس جمهور و خاندانش سالی یه بار از نیویورک میومدن تهران ما زیارتشون کنیم.

    یلدا پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    شهرام واقعا این حرفت هزاران لایک می ارزه…… من هم نیویورک دلم میخواد ولی خاله خانباجی رئیس جمهور نیستم افسوس………

  9. محسن
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۲ | #9

    در انتقاد منطقی از ولایت فقیه هم که کاملاً مشکل دارید.

    [پاسخ]

  10. ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۸:۴۷ | #10

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/3814
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

    [پاسخ]

  11. شهیداریایی
    ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۱۹:۰۸ | #11

    تا زمانی که شما سیاست و حکومت رو از آسمان به زمین نیارید و کاملا امری عقلانی و خرد گرا نکنین همین آش و همین کاسه است.تفکری که که باعث برقراری تز ولایت فقیه شده بر اساس اعتقادی است که در شیعه بوده ولی هیچگاه به عنوان یک امر کاملا واقعی و عقلانی بهش نگاه نمیشد.ضمن اینکه هیچگاه علمای شیعه به دنبال اینکه بخوان حکومتی تشکیل بدن که خودشون بر راس اون حکومت باشن و مناصب اجرایی مملکت رو به دست بگیرن نبودن حتی شخصی همچون شیخ فضل الله نوری هم که با مشروطه مخالفت میکرد در واقع خواهان این بود که همان سیستم قبلی یعنی پادشاهی که امور اجرایی در اختیار اوست و در سایر موارد با مشورت روحانیت و بر طبق اسلام جامعه رو اداره کنه باشه یعنی حتی نوری هم در این فکر نبود که اختیارات اجرایی مملکت رو به دست آخوندها بده و این امام عزیز ما بودن که لطف فرمودن و با تشکیل حکومت دینی و تز ولایت فقیه عملا روحانیت رو بر جان و مال و ناموس ایرانی حاکم کردن ضمن اینکه خوب هواداری الکی و بی منطق هم باعث این قضیه شده دیگه از جمله اقای مصباح یزدی که اینقدر دوستان مکتبی براش غش و ضعف میکنن عملا اعلام کرد که عدم اعتقاد به ولی فقیه شرک محسوب میشه.بنابراین اشکال در چند جا هست ۱)قانون اساسی که اختیارات فراقانونی به ولی فقیه میده و اجازه میده بدون اینکه رای مردم رو در موضوعی خاص بپرسه در اون مورد تصمیم گیری کنه و خوب با توجه به اینکه امثال مصباح یزدی از وی یک شخصیت فرا انسانی درست کردن و عده ایی رو شستشوی مغزی دادن که ولی فقیه با امام زمان در رابطه است و از این صحبتا خود به خود باعث میشه دوستان شیفته ولایت هر امر ایشون رو عین صواب تلقی کنن نتیجتا دیگه جایی برای دفاع منطقی برای تز ولایت فقیه نمیمونه ۲)خود ولی فقیه هم با دخالت های نابجای خود از جمله نامه به مجلس ششم یا همان حکم حکومتی کذا و کذا عملا راه رو بر اصلاح قانون مطبوعات بست یا نامه به محمود خان در مورد مشایی که باعث شد نایب امام زمان مقامش تا حد دعوای پدر و فرزند بر سر انتخاب یک معاون تنزل پیدا کنه یا همون داستان وزیر اطلاعات و سایر قضایا.ضمن اینکه با توجه به فساد گسترده اقتصادی که در نهادهای دولتی وجود داره و دخالت گسترده سپاه در مسایل سیاسی و اقتصادی و حمایت بی چون و چرای رهبر از انها و باندهای مافیایی که در عرصه های مختلف وجود داره و اغلب اونا تحت حمایت اشخاصی هستن که در سایه امنی قرار دارن و قطعا رهبر هم در جریان هست این باعث میشه تمام مشکلات جامعه سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی به نوعی به پای ولی فقیه نوشته بشه.بنابراین حتی اگه قول مهاجرانی رو مبنی بر پاک بودن مالی شخص ولی فقیه رو بپذیریم ولی نمیتونیم ارتباط مستقیم و غیر مستقیم باندهای مافیایی که در همه عرصه ها حضور دارن رو با بیت و دفتر ولی فقیه منکر بشیم با توجه به اینکه میدونیم ایشون اشراف کاملی به مسایل کشور داره و مشاوران متعددی هم داره و به طور کامل مسایل جامعه رو رصد میکنه.بهر حال من فکر میکنم تنها راهی که برای شما دوستان مکتبی باقی مونده که از تز ولایت فقیه دفاع کنید تو دهنی زدن به آدمهایی همچون مصباح یزدی و شاگردانشونه که ولی فقیه رو در حد اعلای معصومیت بالا نبرن و به ولایت فقیه و به طور کلی به سیاست و حکومت کاملا زمینی مادی و عقلانی نگاه کنن.آسمانی کردن حکومت میشه همون فرعونیت منتها با لعابی از اعتقاد مذهبی

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۸ ب.ظ:

    لازم نیست کسی این متن رو بخونه
    خط اول رو با خط آخر بخونی کاملا همه چی دستت میاد

    [پاسخ]

  12. ۲۵ مهر ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۷ | #12

    سخنان اخیر خیلی جای تامل و تفکر دارد

    [پاسخ]

  13. امیر
    ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۹ | #13

    نکته های مطرح در مقاله اقای حسینی بسیار قابل تامل است و حاوی موضوعات نوئی که دارد کم کم مطرح میشود! نظام سازی/ ضرورت تکمیل و تصحیح دائمی مسیر نظام/ حفظ و پایبندی به اصول و مبانی نظام/ صبر و تحمل فشارها و دشواریها/معنا و مفهوم ولایت مطلقه فقیه! روزی که مردم ۹۹درصد به ج.ا رای دادند نه ایده و نظرات شما مطرح بود نه رهبر اقای خامنه ای بود! نظام ناکارامد امروز محصول تفکرات بکر افرادی مثل اقای خامنه ای است که امروز وقتی میخواهد فرا فکنی کند میفرماید مملکت گلستان است و خیلیها نمیفهمند و از یکطرف هم در فکر نظام سازی هستند چون اعتقاد دارند تئوری اقای خمینی در عمل با شکست مواجه شده! حالا دیگر میخواهند از ظرفیت انعطاف پذیری نظام استفاده کنند و تغییرات مورد نظرشان را درموقع مقتضی در ساز و کارها بکار گیرند! در حال حاضر ایشان مشغول تبیین صورت مسئله هستند با شرکت در تجمعات فرمایشی. وظیفه خودتون رو نظریه پردازی در باب تفکرات جدید رهبری میدونید و اینکه خیلی در این زمینه تعلل کردید عقب موندید و در جا زدید! باید بگم پیشرفتی در این راه نخواهید کرد چون سرمه فقط عشوه رو زیاد میکنه! خدارو شکر تا حالا فکر میکردیم شما از وجود دایناسورهای قومتون که عده ای نگاه صرفا اسمانی دارند و مردم رو به هیچ حساب میکنند و عده ای هم با نسبت دادن هر تهمتی و بر چسبی و ادعای هیچکاره بودن مردم از این چیزها خبر ندارید و اینجاست که بااید بگم قربون اون مرام و مردونگیتون که میدونستید و یک سکوت عمیق روحانی اسلامی کردید! بالاخره شما هم یک درس خوب از دمکراسی گرفتید و اون تغییرتبدیل گزاره ها منجمله دمکراسی در گذر زمان که تغییر کرده و شما هم میتوانید از این دید تغییر در ولایت فقیه بوجود بیاورید اما به نحوی که فقط رضایت رهبر جلب شود! و باز خدا رو شکر که در عرصه مداحی و سیزی پاک کنی نخبه کم ندارید که از این به بعد باید بزنند گاراز چون کار جور دیگه ای داره شروع میشه! اما من میگم خواب دیدید خیر باشه” باش تا صبح دولتت بدمد.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۵۴ ق.ظ:

    شرمنده که بعد از خداحافظی سرزده میهمان شدم.
    اما نمی توانم شعف ام را در مقابل این نثر پالایش شده و یونیک و موجز آقای امیر ابراز نکنم تا بعدش احساس خفه گی نکنم. بهر حال صرفه نظر از محتوا که بسیار با آن موافقم ، آقای امیر بدانید من تا کمر در مقابل شیوه بیان شما خم می شوم. چه گل های خوش طرحی از بیان در لابلای طره های مویش می پیچید. همه اش را حس می کنم. مثلا سرمه که چه جایگزین عالی در آمده. ماده ای که نه به نگاه کمک می کند و نه به فهم و نه به قول آقایان به بصیرت. تنها به عشوه ای که حواس مخاطب را از کوری و کم سویی چشم حواس پرت کند.
    آقای آهستان شما هم خیلی خوب می نویسید. آرام و جملات با طمئنانیه. در بعضی از پست ها به خط خط شما حسودی ام می شود. خیلی دوست قلمید.
    بهر حال زیبایی زیبایی است. خدا تمام کسانی را که از استعداد تاج گذاشتن بر سر ملکه ی کلمه بر خوردارند حفظ کند.
    البته اینها که گفتنم منظورم این نبود که پوستین را ببینم آدم تویش را نبینم. درباره محتوا بر سیاق همان سکوتم که بودم.
    —-
    هی هی هی. حالا که تا اینجا آمدم حیف است که نگویم سلام آقای پسر شجاع عزیز. خیلی هم عزیز. خدا کند دنیا بخاطر روح و دل پاک تو هم شده پر از صلح وعشق باشد. تو از سر تاسر وجودت مهربانی می بارد. حتی اگر سوار تانک باشی.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    به سلام خانم سین
    باد آمد و بوی عنبر آورد

    ما دلمان تنگ شده بود ..حتما بیا و نظری بده تا حضورت را احساس کنیم

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    خانم سین خوشحالم که دوباره شما را میخوانم” بازهم که مرا شرمنده کردید! البته شما احساستان را بی پروا بیان میکنید چون یک خانم هستید و مردها در ابراز احساسات سختترند ! اما صادقانه بگویم که منهم از سبک نوشتن شما خیلی خوشم می اید و فکر میکنم تمرین زیادی دارید.

    [پاسخ]

    یلدا پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    سین عزیزم هنوز نخوندم چی نوشتی مثل بچه ها ذوق زده شدم و قند اون ته ته دلم آب شد …
    دیگه نرو ، بیا با کمک هم این شجاع رو صلح طلب کنیم ، با گفتمان نشد به زور ، جای سرسبز و زیر بارون ، کفران نعمت میکنه…
    حالا برم ببینم چی گفتی….

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۶ ب.ظ:

    خانم یلدا
    باور کنید من صلح طلب هستم ..اما ته دلم نمیدونم چرا دعا میکنم جنگ بشه
    آخه الان چند ساله که جنگی نیست و فقط تو بازی کامپیوتری میجنگیم ..زندگی خیلی یکنواخت شده ..

    دوست دارم جنگ بشه و ببینم اینایی که زبونشون درازه چند مرده حلاجند..اما حیف که آرزو بدل میمیرم و جنگ نمیشه
    آمریکا هم که الان ۳۳ ساله فقط هارت و پورت میکنه

    وقتی میرم فیس بوک میبینم همه ضد انقلابها و وطن فروشها دادشون در اومده که آمریکا دروغگوئه

    شما ناراحت نشو اگه جنگ بشه خودم هوای برو بچ اینجا را دارم چه مخالف و چه موافق

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    ممنون از تعریف شما. :-)

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    شجاع جان
    اونی که ۳۳ سال هارت و پورت کرده حکومت اسلامیه. این امریکای جنایتکار که می گه تحریم میکنم تحریم می کنه ، بهش از گا نازک میگی نصف نیروی دریایی مون رو نابود میکنه ، میگه پرونده رو میبرم شورای امنیت می بره، خلاصه هر کاری که تا بحال گفته کرده.
    در مورد جنگ هم گفته که اگه ایران به ساخت بمب اتمی نزدیک بشه حمله می کنه. که به نظر من حمله هم خواهد کرد در اون صورت.
    این ماییم که شل کن سفت کن می کنیم. برنامه ترور می چینیم بعد میگیم کار ما نبود. به حزب الله پول و اسلحه می دیم می گیم حمایت ما معنویه و هزار تا دروغ و دبنگ دیگه

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۸ ق.ظ:

    تعریف از دوستان ما :-)

  14. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۵:۳۴ | #14

    کشورهای دیگر هفت شهر عشق را گشتند
    و ما هنوز در همان کوچه اول در موضوع ” شاه و ولایت فقیه ” گیر کرده ایم
    ۵۰ سال، شب و روز می گفتیم چرا شاه داریم الان هم همه فکر و ذکرمان ولایت فقیه شده است!!
    مشکل، نه داشتن شاه است و نه داشتن ولایت فقیه
    این کمبود اخلاق و بینش سیاسی است که این افکار و رفتار را سبب میشود.
    بدنبال اصلاح قانون یا نظام نباشید
    نه قانون مترقی و نه نظام مترقی چیزی را عوض نمی کند
    اصلأ قانون تاثیری ندارد
    سرنوشت هر ملتی و وضعیت هر کشوری فقط به میزان فرهنگ مردم آن بستگی دارد
    فقط تلاش کنید هر چه بیشتر مانند انسانهای متمدن رفتار کنیم
    سعی کنید رفتارهای ملل متمدن را بیاموزیم
    چرا ملت روسیه بیست سال به دو شخصیت وفادار مانده است ( یلتسین و پوتین )
    چرا آنها مانند ما بدنبال کسی نیستند که نفت را بر سر سفرهایشان بیاورد
    چرا اصلأ به پول نفت فکر نمی کنند
    چرا ثروتمندان در اروپا محترم و مورد اعتماد مردم هستند اما در جامعه ما آنها را زالو صفت میخوانیم

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۲ ق.ظ:

    از فکر شاه و ولایت فقیه بیرون بیایید
    خوشبختی جای دیگریست
    وظیفه ما چیز دیگریست

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۲ ق.ظ:

    آقای یوسفی
    میشه بفرمایید ربط شاه و ولایت فقیه چیست ؟
    شما هنوز میدانید شاه سلطنت گر ی می باشد که بصورت موروثی بر تخت می نشینید و اصلا هم به ملت توجهی نمیکند ..
    اما ولی فقیه را مردم با انتخابات انتخاب میکنند..که نه تختی دارد و نه سلطنتی …

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۲ ق.ظ:

    رابطه بین شاه و ولایت این استکه :
    روشنفکران با هر دو بنحو یکسانی برخورد کرده اند
    درمورد هردو اشتباه مشابه ای مرتکب شدند و آنهم سرگرم شدن به چند و چون آنها بوده است و غافل شدن از نیازهای واقعی جامعه و سایر راه های ممکنی که وجود داشته یا دارد.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۸ ق.ظ:

    آقای یوسفی
    بنده عرض کردم رابطه شاه با ولایت فقیه چیه نه روشنفکر برادر من ..جوابت مرتبط نبود

    یحیی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۲۸ ب.ظ:

    ربطش اینه شجاع پسر که هر دو دیکتاتور هستند

    این دیکتاتور با لقب مذهبی و اون یکی با لقب زنرالی
    جفتش یکیه

    منظور آقای یوسفی اینکه ما این دو تا رو ول کنیم به اقتصاد بچسبیم
    شهر رو آباد کنیم
    پول رو در جامعه زیاد کنیم
    حالا شاه یا شیخ یا سرهنگ مهم نیست
    (البته این حرف غلطه به نظر من)

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۵ ب.ظ:

    آقا یحیی
    شما با این سخنتان تمام ائمه و پیامبر اسلام و پیامبران الهی را لقب دیکتاتور دادید..عجب کشقی !!

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۴ ب.ظ:

    البته دیکتاتور اگر به معنی کسی باشد که روزنامه ها را می بندد و احزاب را تعطیل می کند.
    این دیکتاتوری اصلأ ایرادی ندارد
    آقا یک کلمه را بشنوید و باور کنید
    در جهان سوم نمی توان روزنامه ها را آزاد گذاشت
    در هر زمینه ای اگر مردم را آزاد بگذارید چه میشود
    غیر از این است که مثل وحشی ها رفتار می کنند

    آزادی (آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۰ ب.ظ:

    آقای یوسفی…
    من هیچی نمیگم!!! فقط خیلی دوستانه بهتون پیشنهاد میکنم تو افکارتون یه تجدید نظر کلی داشته باشید!

  15. Ali
    ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۵:۴۸ | #15

    مجلس را در زمان انتخابات با نظارت استصوابی از کار انداختند، کافی هست که شما با یکی از نظرات آقا مخالف باشی تا مهر عدم التزام عملی بخوری و رد صلاحیت بشی.
    اینم کافی نبود چون ممکن بود که نماینده که از این فیلتر رد شد یک وقت بدان بخواد انتقاد کنند، آقا مجلس را ارشاد فرمودند که طرح نظارت بزارند که اگر بعد کسی با نظرات ایشون مخالف بود دمش را بگیرند بندازند بیرون.
    نمایندگان دست چین شده هم میدونستند اگه این طرح تا تصویب نکنند دوره بعد به جرم عدم التزام عملی رد صلاحیت میشند،
    مونده بود ریاست جمهوری که معلوم شد اگه رییس جمهور آدم دست بوسی مثل احمدی نژاد هم باشه بازم ممکنه به پشتوانه رای چند ۱۰ میلونی جلو آقا شاخ و شونه بکشه. این شد که حالا رییس دولت را هم میخواند دو مرحله بکنند.
    این کار ۳ فایده داره: اول اینکه کسی نیست که ادعا رای بالا بکنه و در برابر قدت مطلق ایشون مقاومت کنه.
    دوم اینکه آن مجلس دست چین شده با نظارت استصوابی و سر کوب شده با نظارت بعد از انتخابات هر وقت لازم شد رییس دولت بدون پشوانه رای مستقیم را کنار میزاره بدون هزینه برای آقا.
    سوم اینکه این مجلس حتما استمزاج میکنه که ایشون کی را صلاح میدونند رییس دولت بشه. همین الان وزرای مهم انتخابشون با آقا هماهنگ میشه. حالا فرض کنید مجلس دست و پا بسته بخواهد رییس دولت انتخاب کند. چه شود.
    ایشون از نظر من یک دیکتاتور تمام معنا هستند.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۱ ق.ظ:

    آقای علی
    اول اینکه رد صلاحیت نسبت عدم اعتقااد به جایگاه ولایت فقیه می باشد که در قانون اساسی ملت ما آمده است نه شخص خاص .اشتباه نکن برادر.قانون را هم قبول ندارید ؟

    طرح نظارت چه ربطی به آقا دارد ؟ اصلا میدونی طرح نظارت چییه ؟ موادش در رابطه با چیه ؟ لطفا کمی بیشتر تحقیق کن

    شما میگویید مجلس دست چین شده ؟ این یعنی توهین به شعوور ۷۰ میلیون نفر ..مردم افراد موورد نظر را انتخاب میکنند آنهم در انتخابات مجلس ..لطفا بچه گانه حرف نزنید ..قانون نمیدانید اظهار نظر هم نکنید ..چون دچار اشتباه در قضاوت میشوید ..

    خودت نشتی گفتی و پاره کردی و دوختی و نتیجه گرفتی و سر آخر رای هم صادر کردی .به همین آسونی
    به این میگن آخر افکار دمکراتیکی اونور آبی !!!

    نمیدونم چرا همه تخصص در امر قانون شدند و مفسرین در مواد قانونی و استاد در رای دادن و نتیجه گیری

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۸ ق.ظ:

    جناب علی
    فرمایشات شما جای تامل دارد و احتمالأ اکثرأ صحیح هستند
    اما این حقیقت محض را هم درنظر داشته باشد
    جامعه ما دیکتاتور پرور است
    ” ” شما امروز حرف برای گفتن زیاد دارید ” ”
    ” ” اما جوانان سال ۷۶ برای تعرض به رهبری و پاره کردن عکس ایشان دلیلی نداشتند ” ”
    آقای حجاریان یک روز بعد از تنفیذ حکومت ریاست جمهوری آقای خاتمی، مقاله ای نوشتند و عمل تنفیذ را زیر سوال بردند!!
    دیوار را از یک رو کاه گل نکنید
    تنها به قاضی نروید جامعه ما هم مانند هرجامعه جهان سوم دیگری عقب مانده و بد رفتار است
    …..
    و اما امروز
    امروز هم هیچ راهی جز اعتماد سازی وجود ندارد
    این اشخاصی که تفننی شعار مرگ بر دیکتاتور میدهند
    درواقع بزرگترین خیانت را به جامعه می کنند
    آنها با این رفتار درواقع دیکتاتور سازی می کنند نه مقابله با دیکتاتوری
    تمام دیکتاتوران در جامعه ما بی گناه هستند

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۵ ق.ظ:

    آقای یوسفی
    مگر در حک.مت الامی دیکتاتور وجود دارد؟
    اگر نمیدانی بدانکه حکومت اسلامی مغایر با دیکتاتوریست چون بر اساس قانون الهی استوار شده..
    اینهایی که نوارشان گیر کرده و سخنان اونور آب را هی تکرار میکنند مغز ندارند .طوطی هستند..
    اینها با شریعت اسلام مخالف هستند ..اینها تاب و تحمل قوانین اسلامی را ندارند
    اینها دنبال حکومتی سکولار و عشق و حال هستند ..

    شما طوری حرف میزنی انگار دیکتاتوری وجود داره و فقط شما کشف کردید …

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    شما مواد طرح نظارت رو خوندی؟

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    فقط منتظرم ببینم بعد از حذف ریاست جمهوری توسط آقا برادران مکتبی چجوری میخان ماستمالی کنن؟

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۲ ب.ظ:

    نگران نباش شهرام جان
    دستور که از بالا بیاد یه ماله ای میکشن و اندر مزایا و معایبش میگن
    بقیه هم باید همینو تایید کنن(آخه تو حالا دیدی یکی از اینا ساز مخالف بزنه؟)

    حالا یه زمانی جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و بیشتر کاربرد داشت
    اما الان دیگه نداره
    عین ملاک حال فعلی و قبلیه :lol:

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۷ ب.ظ:

    عمرت قد نمیده ببینی

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۸ ب.ظ:

    اگه به مرگ طبیعی بمیره احتمالش زیاده که ببینه

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

    اتفاقا چیزی نمونده. آقا دیگه حوصله انتخابات دیگه ای رو نداره.تا قبل از ۲سال دیگه این ماجرا به یه جای میرسه که خیال آقا راحت شه. حالا ببینید کی گفتم!

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    جناب حمید شما که مدعی گوش دادن کامل سخن رانی های رهبر هستی دیگه چرا؟

    مگه نگفتن در آینده ی های دور؟
    تازه اون هم قید اگر براش آوردن.

    از این شهرام که انتظاری نیست.
    چند تا کامنت از آقا شهرام برای شما بیارم که عین عبارت بالاترین و یا کلمه و یا فرارو و … رو تکرار کرده؟ تو همین آهستان؟ بیشتر آقایون (نه همه ی آقایون) مخالف (اونا که تو آهستان نظر دادن) از تموم سخن رانی های رهبری یه جملشو می گیرن و بقیشو بیخیال. نمونه های فت و فراون.

    حمید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    اولا من مدعی گوش دادن کامل سخنرانی های رهبری نیستم. فقط برای بعضی از دوستانم که نقاط مثبت این سخنرانی رو ندیدند و فقط منفی بافی کردند قسمتهایی که ندیده گرفته بودند رو بازخوانی کردم
    در ضمن این آقا شهرام خیلی عمر داشته باشه ۳۰ الی ۳۵ ساله متوسط عمر ایرانیها ۶۵ ساله یعنی ۳۰ الی ۳۵ سال دیگه جا داره که ان شاالله بیشتر هم عمر کنه.
    ۳۰ سال آینده های دور نیست؟ این قضیه چهار پنج سال فکر و برنامه ریزی می خواد و چهار پنج سال هم وقت برای متقاعد کردن مردم.
    البته شاید هم هیچ وقت چنین کاری صورت نگیره. البته به شرطی که
    رییس جمهورهای آینده مثل احمدی نژاد نباشن و توی کارایی که بهشون مربوط نیست دخالت نکنن

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    خداروشکر که این بالاترین و بی بی سی و … هستن که هرکیو یه حرفی میزنه
    منتسب کنین بهش. ضمنا اگه من بالاترینی بودم اینجا چه میکردم؟ اونجا هم میرم البته. آدم خودش باید همه حرفا رو بشنوه بعدتصمیم بگیره

  16. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۷:۳۴ | #16

    امام خامنه ای

    اگر به سمپاشی های بدخواهان و وسوسه های وابسته و پیوسته به امریکا و دیگران گوش فرا دهید و خدای نخواسته در صفوف فشرده شما تفرقه پیدا شود ، تمام زحمات طاقت فرسایتان و خون های پاک شهیدانتان به هدر می رود.

    [پاسخ]

  17. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۷:۵۸ | #17

    امام خامنه ای وحدت، اخلاص و همدلی شیعه و سنی در ایران را مشت محکمی بر دهان توطئه گران خواندند و تاکید کردند:
    ادامه همین برادری و صفا، به دشمن می فهماند که ایران عزیز ما، جای اختلاف افکنی نیست و «ملت متحد ایران و مسئولان نظام»، همچون گذشته، در آینده نیز به هیچ کس باج نمی دهند و در مقابل هیچ فشاری حتی یک قدم عقب نشینی نمی کنند.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۱ ق.ظ:

    آقای پسر شجاه ایشون بهتره از ان بلای منبر بیان پایین در کنار مردم قرار بگیرند نه بالاتر از ان ، در ضمن دوچسبی چسبیدن این قدرت یا به قول شما وظیفه، در سیره ائمه ما نبوده است!

    اءَما وَ الَّذِى فَلَقَ الحَبَّهَ، وَ بَرَاءَ النَّسَمَهَ لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ، وَ ما اءَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اءَنْ لا یُقارُّوا عَلى کِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ لاْلَقْیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبها وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَاءْسِ اءوَّلِها، وَ لالْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ هذِهِ اءَزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.
    بدانید. سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اگر انبوه آن جماعت نمى بود، یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمى کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگى ستمکاران و گرسنگى ستمکشان خاموشى نگزینند، افسارش را بر گردنش مى افکندم و رهایش مى کردم و در پایان با آن همان مى کردم که در آغاز کرده بودم . و مى دیدید که دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج تر است .

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ ق.ظ:

    آقای ممد
    اول اینکه ایشان در بین مردم خود هستند ..بالا و پایین نداره ..خودت داری می بینی …کمی کمتر حرص بخور واست خوب نیست ..مریض میشی

    دوم اینکه شما هم زیاد به کار تفسیر حدیث و یه های قرن نپرداز برادر .

    هیچ میدانی خوارج از همین روش شما منحرف شدند ؟ آیه های قرآن هر کلمه اش دریایی معنا و مفهوم دارد ..کار شما نیست که تفسیر کنی …
    احادیث هم معنا و مفهوم زیادی داره

    این سخنی را که از امیر مومنان در نهج البلاغه مصداق آوردی را خوب مطالعه کنن و فکر کن و مقایسه کن تا حقیقت دستت بیاد برادر

    اگر امام و رهبری دنیا را میخواستند الان پادشاهی میکردند و اون وقت معن%

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ ق.ظ:

    آقای ممد
    اول اینکه ایشان در بین مردم خود هستند ..بالا و پایین نداره ..خودت داری می بینی …کمی کمتر حرص بخور واست خوب نیست ..مریض میشی..
    در ضمن مگر منبر جایی نبود که پیامبر اسلام ص و ائمه بر روی آن می نستند ؟ یا اینکه کلا تو کار انکار هستی ؟ خنده ام میگیره چیزی گیر نیاوردی و محبوبیت رهبری عزیز را میبینی به چه چیزی گیر دادی !!

    دوم اینکه شما هم زیاد به کار تفسیر حدیث و یه های قرن نپرداز برادر .

    هیچ میدانی خوارج از همین روش شما منحرف شدند ؟ آیه های قرآن هر کلمه اش دریایی معنا و مفهوم دارد ..کار شما نیست که تفسیر کنی …
    احادیث هم معنا و مفهوم زیادی داره

    این سخنی را که از امیر مومنان در نهج البلاغه مصداق آوردی را خوب مطالعه کنن و فکر کن و مقایسه کن تا حقیقت دستت بیاد برادر

    اگر امام و رهبری دنیا را میخواستند الان پادشاهی میکردند و اون وقت معنای دیکتاتوری را میفهمیدی.
    اگه الان تو بحرین و لیبی و مصر و ..زندگی میکردی بهتر معنای ولایت فقیه را درک میکردی

    گفتم که ..مشکل امثال جنابعالی اصل ولایت و امامت و جایگاه ولایت فقیه است نه شخص امام خامنه ای
    امثال شما با این دیدگاه یقینا اگر خود آقا امام زمان عج هم ظهور کنه با او مخالفت میکنید …چون شما دنبال مسائل دیگه ای هستید .مشکلتان بزرگتر از این حرفهاست ..مشکلتان اصل ولایت فقیه است

    دارم فکر میکنم اگر شما زمان امیر ممنان زندگی میکردی و بهت دستور میداد بیا بریم به مقابله با خوارج آیا میرفتی ؟
    اگر امام حسین ع بهت میگفت یاریم کن میکردی ؟ تاریخ همیشه بهترین ملاک برای ارزیابی افراد است…

    باور کن شما با این دیدگاه و کینه و عناد که شب و روز داری بدجوری زجر میکشی هیچگاه لبیک نمیگفتی..

    ناراحتی شما عشق مردم نسبت به رهبریست ..

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۶ ب.ظ:

    اولا پسر شجاع عزیز من حرص نمی خورم،نمی دونم چطور این برداشت رو کردی؟!
    از اون بالا بیا پایین ،یک اصطلاح است برای کسانی که همیشه از موضع قدرت و تحکم حرف می زنند ،آنهایی که همیشه در حال اولدورم و پولدورم هستند.

    نوشتی : “دوم اینکه شما هم زیاد به کار تفسیر حدیث و یه های قرن نپرداز برادر .”

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۱۷﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‏ایم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۱۷)
    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۲۲﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‏ایم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۲۲)
    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۳۲﴾ القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۳۲)
    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۴۰﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۴۰)

    در جای دیگر می فرماید:
    هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِیُنذَرُواْ بِهِ وَلِیَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِیَذَّکَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿۵۲﴾ ابراهیم
    این ابلاغى براى مردم است و بدان بیم یابند و بدانند که او معبودى یگانه است و تا صاحبان خرد پند گیرند (۵۲)
    ۱-خود خداوند می فرماید قرآن را آسان کردیم ،لذا مطلبی که آسان است حتما در درک من هم هست!
    ۲-در سوره ابراهیم هم از کلمه ناس استفاده شده یعنی مردم ، یعنی من و شما!
    درضمن اینکه من آیات قرآن را می خوانم و از معنی آن استفاده می کنم ، تفسیر نمی کنم!
    نمی دانم چطور تفسیر از آن استنباط کردی ،البته از معنی نتیجه می گیرم ولی تفسیر نمی کنم.

    من هیچ عنادی نه با رهبر و نه با هیچ کس دیگر ندارم.
    بحث من بر سر درست کردن جایگاه قدسی برای رهبری است که شماهم ادعا می کنید آن را مردم تعیین می کنند و رکنی ازقانون که در سال ۶۸ مردم به آن رای داده اند ولی لزوما الان به آن معتقد نیستد به واسط مشکلات ریز و درشت و دخالتهای نابجا و تصمیم های غلط (حداقل از دید من). لذا دنبال تببین این مسئله هستم که موضوع حکومتی امری زمینی است و باید با قواعد زمینی به آن نگاه کرد (در دوران غیبت).

    در ضمن اگر در زمان امام حسین یا حضرت علی بودم چه می کردم ،خودم هم نمی دانم ولی این ربطی به بحث من دردنیای فعلی کنونی ندارد.
    چون بر فرض که اینها رایاری نمیکردم خودم ضرر می کردم ولی کلا مقایسه آقای خامنه ای با امامان معصوم قیاس مع الفارق است.
    در ضمن اینکه در رکاب حضرت علی بودن زوری نبود،لیاقت می خواست که بعضی داشتند بعضی نداشتند!

    مملکت ما که از جنتی نمی توان شکایت کرد،فرزندان هاشمی به قول خود شما پیگرد قضایی نمی شوند، برای توهین به رییسس جمهور شلاغ می خورند و به زندان می روند،احمد زید آبدی به ۲ سال زدان محکوم می شود ،میرحسین و کروبی بدون قانون حصر می شوند ، مرتضوی را نمی توان به زندان انداخت،پرونده قتلهای درزندان و کشتار در خیابان پیگیری نمی شود و هر رقم فامیل بازی و باند بازی و دزدی و فساد در آن هست ، از جمله فساد ۳۰۰۰ میلیارد تومانی و ۱۴۰ هزار پرونده و ۳۱۴ اسم نزد دکتر محمود را در دامان خود دارد ،خواهش می کنم حتی برای خنده با عدل علی مقایسه نکن!
    در ضمن اکثریت مردم نگاهشان به آقای خامنه ای یک نگاه انتقادی است و من عشقی که شما از آن صحبت می کنید را ندیده ام(می گذارم به حساب توهمتان) ، البته این که نگاه صرفا انتقادی است هم به واسطه ترس از عوامل ایشان در سرکوب و زندانی کردن و بستن دهان مخالفانش است.

    از حضرت علی :
    ای مردم همواره وضع من و شما آن طور بود که من دوست می داشتم . تا آنگاه که نبرد شما را خسته و در هم کوفته ساخت . سوگند به خدا [ اعتراف می کنم که جنگ عده ای از شما را گرفت و جمعی را باقی گذاشت اما این نبرد برای دشمنانتان کوبنده تر و خستگی آفرین تر بود من دیروز فرمانده و امیر بودم ولی امروز مامور و فرمانبر شده ام دیروز نهی کننده و بازدارنده بودم و امروز نهی شده و بازداشته شده ام شما زندگی و بقای در دنیا را دوست دارید . و من نمی توانم شما را به راهی که دوست ندارید مجبور سازم

    یک کم از شیوه حضرت علی یاد بگیرید
    اگر مردم دنیا را می خواهند بگذارید به دنیایشان مشغول باشند!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۸ ب.ظ:

    آقا محمد
    قرآن یک کتاب داستان نیست که بخونی وحفظ بشی وتمام .اگه اینطور بود که واسه یه کتاب قرآن مثلا علامه طباطبایی ۲۰ جلد تفسیر نمینوشت ..درسته که بعضی جاهاش مثلا آیه های پند و اندرز و تاریخیش آسونه اما بحث فقهی آن در حد سواد شما نیست برادر …شهید مصطفی خمینی مثلا سوره حمد را حدود ۵۰۰ صفحه تفسیر کرد..و یا دیگران…

    منظور قرآن از پند همان اتفاقات تاریخیست که تعریف کرده اما آیات دیگه اش آسون نیست و خود پیامبر و ائمه معصوم و بزرگان دین موظف به تفسیر وتوضیح آن هستند..

    برای همین اختلافات فقهی بین شیعیان و سنی ها در بعضی از جاها مشاهده میشه مثل وضو …

    قرآن را اگر بخواهی با دیدگاه خودت تفسیر کنی قطعا منحرف میشوی برادر

    پای استدلالیان چوبین بود
    پای چوبین سخت بی تمکین بود ..

    در زمان امیر مومنان ع هم یاران و اصحابش در بحث آیات به مشکل بر میخوردند و به امام رجوع میکردند ..
    لذا این کار در تخصص علما و فقهاست نه من و شما …

    علت انحراف خوارج بنظر شما چیست ؟ چه شده که حافظان و مفسران قرآن حکم ارتداد امیر مومنان را دادند ؟ ومیگفتند لا حکم الا لله

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۹ ب.ظ:

    مردم رای دادند و الان معتقد نیستند ؟ الان مثلا من مردم نیستم ؟ امثال من چند میلیون نفر در ایران وجود دارند ؟ شکمی حرف نزن برادر …مردمی که برای دیدن و ابراز عشق و علاقه به رهبری از سر و کول هم بالا رفته و با پای پیاده اینهمه راه میروند تا جمال نورانی آقا را ببینند ..
    امام خامنه ای قطعا یک انسان معمولی و از جنس من و شماست …اما در جایگاه قسی قرار گرفته ..جایگاهی که مختص به امام زمان عج می باشد …ولایتمداری یعنی اطاعت بی چون و چرا از ولی فقیه ..

    متاسفانه مشکل شما مخالفان ولایت در این است که هیچ گونه شناختی نسبت به شخصیت والای رهبری عزیز ندارید

    حضرت علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته وسرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه علمی و عرفانی از استوانه‌های حوزه‌های علمیه به شمار می روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب بیان فرموده‌اند.

    عین سخنان ایشان

    (((رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمنی، ‌موحدی،‌ سیّاسی، دلداری، رهبری، انسان ربانی، پاک،‌ منزه، که دنیا شکارش نکرده من جایی [سراغ] ندارم که عرض کنم.

    همان که عرض کردم:

    نه شکوفه‌ای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم / همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

    قدر این نعمت عظمی را که خدا به شما عطا فرمود، قدر این رهبرِ ولیّ وهمان عبارات که سرور عزیزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبری، ولیی، الهی.

    الآن این انسجام ما، تکلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این “مبادا” را توجه داشته باشید)

    مبادا آقایان! اول انقلاب یادتان هست چند فرقه برخاستند که می‌خواستند کشور را تجزیه کنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا این وحدت ما را! مبادا این جمعیت ما را! مبادا این کشور علوی را! مبادا این نعمت ولایت را! از دست شما بگیرند.

    الآن این انسجام ما، تکلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این “مبادا” را توجه داشته باشید)
    خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی، حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

    و الهی آمین، الهی آمین، الهی آمین. بعدد کلماتت آمین.)))

    حالا آقای محمد شما میوانید سخنان آیت الله حسن زاده را هم قبول نداشته باشید چون مخالف نظرتان حرف زده ..

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۱ ب.ظ:

    شما اگر اینهمه وقت گذاشتید برای مخالفت اگر نصفش را میذاشتید برای شناخت دقیق شخصیت بزرگ امام خامنه ای الان حال و روزتان این نبود که دست به دروغ و تهمت و توهین بزنید .. و لا اقل آخرت خودتان را خراب نکنید

    بقیه سخنانت دروغهای تکراریست

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۸ ب.ظ:

    آقای پسر شجاع آیه و با دقت بخون

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۱۷﴾ -القمر
    قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‏ایم پس آیا پندگیرنده‏اى هست (۱۷)

    نگفه داستانهاش ساده است! گفته؟! نگفته بعضی جاهاش سخته، گفته؟!!
    پس در برابر نص قرآن تفسیر بی معنیه!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۳ ب.ظ:

    آقای محمد

    این گفته من نیست برادر علما نتوانستند منظور تعداد زیادی از آیات را متوجه شوند تو چه اصراری بر این اشتباه داری برادر من .
    میخوای آیه ای برات بیارم که نه من متوجه بشم و نه تو ؟

    شما در همین آیه دچار اشتباه شدید برادر ..

    چون نتوانستی معنای عمیقش را متوحه شوی ..نتوانستی متوجه شوی که انسان از چه چیزی پند میگیرد .انسان ار فقه و علوم پند میگیرد یا پند مختص تجربه و تاریخ است ..پند و عبرت از چه چیزیست ؟
    در قرآن آیاتی هستند که وقتی آنها را گزینشی انتخاب کنی و با هم مقایسه کنی معنای جدیدی بدست میاد که منظور خداوند نیست
    من یک مثالی میزنم
    در قران سوره مائده آیه ۶ فرموده :

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَینِ

    یعنی :
    ای کسانی که ایمان آورده اید ، چون به نماز برخاستید ، صورت و دستهایتان ، را تا آرنج بشویید و سر و پاهایتان را تا قوزک مسح کنید

    حالا شما بگو چرا بین دو دسته مسلمان شیعه و سنی طرز وضو گرفتن فرق دارد ؟ آیا آیه دقیقا بیان کرده ؟ آیه دقیقا بیان نکرده جهات تا آرنج از کجاست بالا یا پایین …شیعیان از بالا و سنی ها از پایین آرنج اما می برند بالا ..

    شما با اینهمه علم و اطلاعت و اینکه اعتقاد داری قرآن آسان است آیا میتونی لطف کی این اختلاف شیعه و سنی را بر طرف کنی ؟
    واقعا لطف بزرگری میکنی

    من میتونم صد ها از اینجور آیا برات بیارم که هر چقدر بگردی نتوانی متوجه بشی ..
    اصرار نکن به اون آیه برادر

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۲۳ ب.ظ:

    آقای پسر شجاع خود قرآن ج.ات رو می ده اونجا که میگه از هکس به اندازه وسعش توقع داره!

    لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ ﴿۲۸۶﴾-البقره
    خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایى‏اش تکلیف نمى‏کند. آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زیان اوست‏

    معنی آیه روشن است و اختلاف به واسطه احادیث به وجود آمده خطبه حضرت علی رو برایت اینجا می آورم.

    از سخنان امام علیه السلام این سخن را امام در پاسخ کسی فرموده که ازاو در مورد احادیث بدعت آور و روایات گوناگون که در بین مردم رواج دارد پرسش نموده است آنچه در بین مردم شایع است هم احادیث حق است و هم باطل هم راست و هم دروغ هم ناسخ و هم منسوخ هم عام و هم خاص هم محکم و متشابه هم احادیثی است که به خوبی حفظ شده و هم روایاتی که طبق ظن و گمان روایت گردیده است .در عصر پیامبر ( ص ) آنقدر به آن حضرت دروغ بسته شد که به پا خاسته خطبه خواندو فرمود : هر کس عمدا به من دورغ ببندد جایگاه خویش را در آتش جهنم باید انتخاب کند [ بدان ] افرادی که نقل حدیث می کنند چهار دسته اند و پنجمی نخواهند داشت :
    ۱- منافقان نخست منافقی که اظهار می کند نقاب اسلام را به چهره زده نه از گناه باکی دارد و نه از آن دوری می کند . و عمدا به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دروغ می بندد . اگر مردم می دانستند که این شخص منافق و دروغگو است از او قبول نمی کردند و تصدیقش نمی نمودند می گویند : وی از صحابه رسول خدا پیامبر را دیده از او حدیث شنیده و مطالب را از او دریافت کرده است به همین دلیل به گفته اش ترتیب اثر می دهند . در حالی که خداوند شما را از وضع منافقان آنچنان که باید آگاه ساخته و چنانکه لازم بوده اوصاف آنان را برای شما برشمرده است پس از پیامبر ( ص ) به پیشوایان گمراه و داعیان دوزخ با دروغ و بهتان تقرب جستند پیشوایان گمراه نیز به اینها ولایت و ریاست بخشیدند و آنان را حاکم ساختند و به گردن مردم سوار نمودند و به وسیله اینها به خوردن دنیا مشغول شدند مردم هم معمولا همراه سلاطین و دنیا هستند مگر کسی که خداوند او را محفوخ دارد . این یکی از آن چهار گروه .

    ۲- اشتباه کاران دوم کسی است که از رسولخدا ( ص ) چیزی شنیده اما آن را درست حفظ نکرده بلکه در آن اشتباه نموده است ولی عمدا به آن حضرت دروغ نبسته آنچه در اختیار دارد روایت می کند و به آن عمل می نماید و می گوید : من از پیامبر آن را شنیده ام اگر مسلمانان می دانستند اشتباه کرده از او نمی پذیرفتند خودش هم اگر توجه پیدا می کرد که در آن اشتباه واقع شده آن را رها می ساخت و مورد عمل قرار نمی داد .

    ۳- اهل شبهه سوم کسی است که شنیده پیامبر به چیزی امر فرموده در حالی که بعدا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی نموده و او نهی آن حضرت را نشنیده است و یا اینکه نهی رسولخدا ( ص ) را شنیده ولی از امری که بعدا نموده است بی اطلاع مانده این شخص در حقیقت منسوخ را فراگرفته اما ناسخ را نشنیده و حفط نکرده است وی اگر می دانست آنچه شنیده نسخ شده است آن را رها می ساخت و مسلمانان هم اگر می دانستند نسخ شده آن را ترک می نمودند .
    ۴- حافظان راستگو چهارم کسی است که نه دروغ به خدا بسته و نه بر پیامبرش از خوف خدا و برای تعظیم پیامبرش ( ص ) دروغ را دشمن می دارد و نیز در آنچه شنیده اشتباهی برایش پیش نیامده است بلکه آن را با تمام جوانبش حفظ کرده است آن چنان که شنیده بدون کم و زیاد نقل کند . وی ناسخ را حفظ نموده و به آن عمل می کند و منسوخ را فراگرفته و از آن دوری می گزیند . خاص و عام محکم و متشابه را شناخته و هر کدام را در جای خویش قرار داده است ….

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۸ ب.ظ:

    آقا محمد
    حرف منم همین است ..یعنی در مسائل اسلامی آنها که عالم و دانا و متخصص هستند بازم هنوز در خیلی جاها گیر کرده اند..حدیثی آوردی که میگه ۴ دسته فقط در کار حدیث هستند که سه تای آنان خطاکارند …با این اوضاع شما با این علم و اطلاعات غیر تخصصی و محدود چجوری میخوای واسه خودت ثابت کنی که ولایت فقیه چیه و …
    بحث من و شما بر این است که من میگویم شما و من و مانند ما در حد و اندازه ای نیستیم که خودمون بخواهیم تصمیم بگیریم ولایت فقیه درسته یا غلط ..آسمانی یا زمینی ..و آیا امام خمینی و خامنه ای ولی فقیه هستند یا نه ..

    حرف من اینه برادر ..

    شما فقط میتونی از آزادی نظر و اختیار انسان که خداوند بهش داده همینجوری بگی که ولایت فقیه را قبول نداری و امام خمینی و خامنه ای را بعنوان ولی فقیه و رهبر قبول نداری
    وگرنه اگر بخواهی از راه قرآن و احادیث وارد بشوی یقینا منحرف خواهی شد برادر من

    من خودم با این سواد کم اصلا سختمه که دارم در رابطه با آیات قرآن اظهار نظر میکنم ..قرآن کجا و من بیسواد کجا ..گنده هاش خوارج بودند که اونجوری از آب در اومدند

    ابن ملجم آنقدر قرآن ونماز واجب و مستحبی میخواند در صف ظاهریش نوشته اند بر پیشانی و دست و پایش پینه بسته بود ..حافظ کا قرآن ومفسر بود ..
    شمر ابن ذی الجوشن هم فرمانده امیر مومنان بود بعد از صفین در کوفه تفسیر قرآن داشت ..اینها آدمهای بیسواد و کمی نبودند …اما ببین چی شدند که بر علیه قرآن ناطق و با اسم قرآن شمشیر کشیدند

    شما آزادی همچون تمام انسانها ..راهت را میتوانی هر جور دلت میخوای انتخاب کنی ..همه آزادند ..
    قضاوت اون دنیا
    بنده هم اعتقاد و یقین دارم امام خامنه ای ولی فقیه و نایب امام زمان می باشد ..شناختم نسبت به این بزرکوار خدا را شکر کامل است .و با توجه به شناختی که دارم و معنایی که از ولایت فقیه آموختم نتیجه گرفتم ایشان نایب امام زمان هستند در عصر غیبت وا کنون هنوز از مسیر اسلام وانقلاب خارج نشدند..ایشان ادامه دهنده راه امام و شهدا و عمل کننده آرمانهای انقلاب اسلامی و اسلام می باشند ..
    برای تمام گفته های خودم دلیلی منطقی بر اساس سیره ائمه معصومی دارم
    ما همه آزادیم برادر ..شما اون راه ما هم این راه

  18. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۸:۰۰ | #18

    روزنامه ایندیپندنت طی گزارشی در تشریح دلایل استعفای وزیر دفاع انگلیس، از ارتباط همزمان آدام وریتی مشاور لیام فاکس با موساد و فتنه سبز و برخی افراد لابی گر در ایران
    پرده برداشت

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    لابد منبع کیهان!!! :lol:

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۲ ق.ظ:

    نوشتم ایندیپندت ..فکر کنم چشاتو نشستی

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۰ ب.ظ:

    پسر شجاع منظورمن این بود که از کیهان نقل قول کردی!
    در هر صورت خبرت وقتی موثقه که اصل منبع رو لینک بدی دوست من
    نه از قول کیهان و اون هم تو توهم از قول ایندیپندنت مطلب نقل کنه :wink:

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۹ ب.ظ:

    آقا محمد
    درسته که کیهان و چند سایت اینو زدند اما منبع خبر متعلق به روزنامه ایندیپندت هست میتونی سرچ کنی بری خودت بخونی برادر
    انگلیسی را هم بذاری تو مترجم گوگل واست ترجمه میکنه

  19. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۰۸:۱۶ | #19

    عضو سپاه قدس در پرونده‎سازی امریکا عضو منافقین از آب در آمد!
    بر اساس اخبار بدست آمده از منابع موثق، پلیس بین الملل (اینترپل) اطلاعات جدیدی در مورد فردی بدست آورده که از او به عنوان متهم ردیف دوم در طرح ادعایی ترور سفیر عربستان یاد شده است.

    به گزارش خبرنگار مهر، این فرد با نام های علی/ غلام و غلامحسین شکوری، از اعضای اصلی سازمان مجاهدین خلق MEK-MKO(منافقین) است که طی سالهای متمادی با استفاده از گذرنامه های ایرانی و سایر اسناد هویت جعلی بین کشورهای مختلف تردد نموده است. این اطلاعات از جمله شامل جزئیات یکی از گذرنامه های نامبرده با شماره K10295631 صادره از واشنگتن به تاریخ ۲۰۰۶٫۱۱٫۳۰ است.

    بر اساس این اطلاعات، شکوری در کشورهای مختلف تردد داشته و آخرین بار در واشنگتن و پادگان اشرف- مقر نظامی منافقین- در عراق مشاهده شده است.

    [پاسخ]

  20. شهیداریایی
    ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۴ | #20

    نکته ایی که هست اینه که دیدم دوستان مکتبی برای توجیه ولایت فقیه اویزون این ایه معروف اطیعوالله … واولی الامر منکم میشن در صورتیکه اولی الامر رو میشه تفسیرهای زیادی کرد و الزاما اولی الامر معنی اش آخوند نمیشه کما اینه در دوران صدر اسلام اخوند و روحانی وجد نداشت این صنف تقریب ۴۰۰ سال بعد از امدن اسلام سروکله اشون پیدا شد به خصوص بعد از حمله ترکان اسیای مرکزی به ایران و تشکیل حکومت غزنویان به بعد و تاسیس مدارس طلبگی و زوال علوم عقلی کم کم سرو کله ملایان پیدا شد اینکه ما اولی الامر و تقلیل بدیم به صنف اخوندهه غلطه کما اینکه اگه اینگونه در سایر بلاد اسلامی هم ما باید ولی فقیه میداشتیم ولی میبینیم که بحمدالله سایر مسلمانان جهان چنین تفسیری از این ایه ندارن و خدا رو شکر که ندارن وگرنه حال و روزشون عین ما بود :-)

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۶ ب.ظ:

    آقای اربابی
    جان من یه بار دیگه کامنت خودتو بخوان ..ببین خنده ات نمیگیره ؟

    [پاسخ]

  21. یحیی
    ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۶ | #21

    ((اخیرا هم عده‌ای با نگاه حوزوی وارد کارزار شده‌اند و با علم کردن یک مفهوم خاص از ولایت فقیه (مثلا برداشت حوزه نجف و یا یک مرجع) سعی دارند همان را به عنوان موثق‌ترین، برجسته‌ترین و معتبرترین تعریف ولایت در میان مراجع و حوزه‌های شیعی قلمداد کنند و جالب اینکه این تعریف، مورد استقبال نشریات سکولار هم قرار می‌گیرد! ))
    میشه توضیح بدید برداشت حوزه نجف و یا یک مرجع چیه؟
    حوزه نجف چه نظری داره ؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۰۸ ب.ظ:

    با عرض پوزش از اقا امید ،منظور ایشون به اصطلاح می خواسته اند بگویند در قدیم حضرت آیت الله خویی و اخیرا شاگرد ایشون حضرت آیت الله سیستانی ،در صورتی که نه فقط ایشون بلکه اکثر مراجع قدیم حوزه ،اکثر مراجع فعلی نجف و بخش بزرگی از مراجع غیر حکومتی قم نظیر آیت الله شبیری زنجانی ،موسوی اردبیلی ،صانعی،بیات زنجانی و… نظری غیر از نظر رسمی حکومت دارند.

    اعتقاد آیت الله سیستانی محدود به ولایت فقیه علاوه بر باب افتاء در امور حسبیه بوده (امور حسبیه اموری که بر زمین مانده و بر عهده کسی نیست ،مثل ایتام و در راه ماندگان و..)
    برخی دیگر ولایت فقیه را تا حد قضاوت هم پذیرفته اند (آخوند خراسانی)
    برخی دیگر علاوه بر حد قضاوت حد حکومت کردن ر به شرط مقبولیت عامه را پذیرفته اند (آیت الله نائینی،اصفهانی ،منتظری ،و برخی از مراجع فعلی قم)
    و برخی در ایران علاوه بر موارد فوق حکومت کردن بدون هیچ پیش شرطی را پذیرفته اند در نگاه اینها اگر بشود حکومت را تشکیل داد باید تشکیل داد ونظر مردم ملاک نیست! (مصباح یزدی این نظریه را دنبال می کند و آیت الله مکارم شیرازی و نوری همدانی و گلپایگانی عمده مراعی هستند که از این نظر پیروی می کنند)

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۹ ب.ظ:

    آقای محمد
    اگر اون علما این نظر را دارند ولی فقیه میشه چیزی شبیه راهب های معبد شائولین

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    یعنی ما این همه مرجع داریم راهب معبد شائولین هستند؟!!!!

  22. آهستانی!
    ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۳ | #22

    آقای حسینی ورود خوارج به وبلاگت رو بهت تبریک می گم! :-)

    [پاسخ]

    تازه وارد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۱ ب.ظ:

    :D:D:D:D:D:D:D:D

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۳ ب.ظ:

    بعض افراد هی آیه ی قرآن ردیف می کنند. اما …
    فحش می دهند.
    افترا می زنند.
    تهمت می زنند.
    ته تهش هم یک آیه ی قرآن زمیمه می کنند که مثلا ما با قرآن گفتیم.

    همان آقایان دورغ های شاخ دار می گویند. می گویند فلان آیت الله نظرش این است فلان یکی چیز دیگر. من ناراحت شدم از اینکه این دروغ ها را به علما بستند. آیت الله بهجت (ره) زنده بودند و این تهمت ها مثل همین به ایشان زده می شد که مثلا آیت الله بهجت مخالف است با ولایت فقیه. مخالف است با آقای خامنه ای.
    خوب الان هم کسانی را که موافق هستند آیت الله های حکومتی می خوانند. این حکومت به آن ها چه داده؟ خانه؟ زمین؟ مقلد؟!!!

    از دو نفر که اول نظرشان چیزی بوده و کتاب ها نوشته اند در بحث ولایت فقیه حرف می زند و می گوید در اواخر عمر برگشته بود از نظریه اش در باب ولایت فقیه. این آقا گویا خبر ندارد آن آیت الله مرحوم با نظریه ی ولایت فقیه مشکل پیدا نکرد. با امام و بعد ها با حضرت آقا مشکل پیدا کرد. آن آقایی هم که هنوز در قید حیات است باز هم با ولایت فقیه مشکلی ندارد و با شخص ولی فقیه مشکل پیدا کرده است.

    اما در مورد نظریات آیت الله سیستانی حرف هایی زد دروغ. بنده نمی گویم شما بروی در گوگل سرچ کنی ببینی نظر ایشان در مورد ولایت فقیه چیست. می گویم برو به سایت خود ایشان و در باب استفتائات در بند ولی فقیه بخوان. این دروغ گو آمد گفت نظر ایشان در موارد حسبیه است. ای خواننده شما خودت برو ببین.
    می گوید علمای سلف عقیده نداشته اند. این علمای سلف را از کجا در آورده من نمی دانم. شیخ اعظم انصاری در جایی می فرماید کسی که ولایت فقیه را رد کند اصلا معنای فقه را نفهمیده. این بزرگ مرد چنین تعبیری دارد. حضرت عباسی شما خودت قاضی باش ای خواننده این سیاسی نامه ی آهستان. آیت الله اراکی که رفت به دیدار امام به امام (ره) نفرمود انا عبد من عبیدک؟ سخنان آیت الله میلانی در مورد حضرت امام را شنیده اید؟ اگر شنیده بودی که اتهام نمی زدی علما مخالف اند.

    این اتهامی که این آدم زد که علمای گذشته قبول ندارند و علمای حال نجف هم قبول ندارند و فلانی و فلانی و هم قبول ندارند بنده به شما اثبات کردم دروغ می گوید. خیلی مختصر.
    نمی دانم بتوانم یا نه اما حتما در این باب مطلبی را به طور مفصل خواهم نوشت.

    بعضی از آقایان دوستاران علما هستیند اما مخالف ولایت فقیه. بنده اگر بتوانم چنین مطلبی جمع کنم اقل حاصلش آن است که آن آقاین به احترام علما دیگر فحش ندهند! تهمت نزنند! افترا نبندند!

    این نوشتار خیلی کوتاه بود. دستی باید برای نوشتن متنی مفصل. و من الله توفیق.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۰ ق.ظ:

    آقای آهستانی تند نرو برادر آهسته آهسته،تمام ان نظریات که من نقل کردم همه را سایت حوزه خوانده ام ،حالا حتم اگر شد بریش لینکش را میگذارم.
    درضمن می توانی از خود امید جان بپرسی که در حوزه مشغولند ،حرف بدون سند شما م زنی که از آیت الله اراکی نقل می کنی “انا عبد من عبیدک؟ ” که دور شان آیت الله است که چنین حرفی بزند.
    درضمن آیت الله سیستانی نیازی به دورغ از طرف من ندارد ،نظر رسمی اش در سایتش هست میتوان به لینک زیر رجوع کنی اگر دنیال حقیقتی و چشم و گوش و عقلت را نبسته ای!
    شماهم اگر با مراجع ق نشت و برخاست کنی یا آثار آنها را مطالعه کنی ج به این حقیق نمی رسی

    من تعجب می کنم کجا من گفته ام با ولایت فقیه مخالفم؟!!
    شمال چرا هر قوت کم می آورید سعی دارید با وصله رقیبتان را به در کنید!
    آن چیزی که من باهاش مخالفم ولایت مطلقه فقیه به آن تعریفی که الان در ایران هست
    قطعا مخالفم و آن را شرک می دانم،شما می توانی معقتد باشی و بشوی عبد رهبرت!ولی از ما نخواه

    در ضمن اینکه انقدر تو مغزتان فرو کرده اند که قرآن سخت است و تفسیرش اینطور وآنطور است که جرات نداری آن را بخوانی ومعنی کنی.
    انقدر که وقت می گذاری حسین حسین میکنید در هیئت ها قرآن بخوان ضرر کردی ،آن قوت هرچه می خواهی بگو
    قطعا علمای گذشته به هیچ وجه قبول نداشتند مگر چند مور خاص مثل مرحوم کرکی،صاحب جواهر
    ورگنه عمده مراجع نظرشان غیر از این بود!
    حتی آخوند خراسانی ولایت مطلقه فقیه (که باب حکومت کردن دارد) را به شاخه پر خار تعبیر می کند ،که از آن باید حذر کرد.شما حالابگو من دوغ می گویم واقعیت که عوض نمی شود
    به جای پریدن سعی کن بیشتر مطالعه کنی تا آن چیزی که در مغزت پر کرده اند را با واقعیات بسنجی
    در ضمن خواهش من این است یک مورد فحش و توهین را اینجا نشان من بده من قول می دهم اینجا دیگر مطلب نگذارم! :wink:

    نقل از سایت آیت الل سیستانی:
    آیا ولایت فقیه تحقیقی است یا تقلیدی ؟
    جواب :
    تقلیدی است .۱

    سؤال :
    نظر معظم له درباره ولایت فقیه چیست؟
    جواب :
    ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است . و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.۲
    http://www.sistani.org/index.php?p=827020&id=1083
    حالا قضاوت با خوانندگان

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۷ ق.ظ:

    در ضمن اینکه من کسی را سراغندارم که بتواند از روی احادیث و روایات وآیات به اثبات ولایت مطلقه فقیه بپردازد شما داری رو کن!

    نظر آخوند خراسانی
    آخوند خراسانی مستندات روایی «ولایت فقیه» را از اثبات مدعا قاصر دانسته، دلالت هیچ کدام را تمام نمی داند. به عقیده آخوند ـ قدس سره ـ بهترین روایات برای اثبات ولایت عامه فقیه دو روایت ذیل است:

    ۱ـ روایت مروی در فقه رضوی:

    «منزله الفقیه فی هذا الوقت کمنزله الانبیاء فی بنی اسرائیل»۳

    «جایگاه فقیه در این زمان همانند منزلت انبیاء در میان بنی اسرائیل است.»

    ۲ـ روایتی که از سیدالشهداء نقل شده که در آن روایت می فرماید:

    «… ذلک بان مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء باللّه، الامناء علی حلاله و حرامه.»۴

    «چون در حقیقت، جریان امور و احکام در دست عالمان الهی که در حلال و حرام امین هستند، می باشد.»

    به عقیده آخوند خراسانی ـ قدس سره ـ قدر متیقن از حدیث اوّل آن است که عالمان در تبلیغ احکام همچون پیامبران بنی اسرائیل اند، افزون بر این که ولایت مطلقه برای انبیاء بنی اسرائیل «که اصل در تشبیه هستند» ثابت نیست تا چه رسد به فقیهان. در روایت «مجاری الامور…»، هر چند این تعبیر با ولایت یکسان است، ظاهر از «العلماء» خصوص ائمه ـ علیهم السلام ـ هستند و شاهد بر مطلب، فقرات دیگر روایت است که در مقام توبیخ مردم به سبب پراکنده شدن از اطراف ائمه ـ علیهم السلام ـ است که همین پراکندگی، باعث تسلط دیگران بر امر خلافت و غصب مقام آنان شد.

    امّا اطلاق خلیفه به علما درنبوی «الهم ارحم خلفایی…» ۵ بر «ولایت» داشتن علما دلالت ندارد؛ زیرا خلیفه اطلاق ندارد. شاید جانشینی علما در خصوص تبلیغ احکام مورد نظر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ بوده است نه مطلقا و نیز اطلاق «حاکم»۶ و «قاضی»۷بر علما در مقبوله و مشهوره، ظهور ولایت در امر قضا و فصل خصومت دارد نه ولایت مطلقه؛ امّا توقیع شریف:

    «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه أحادیثنا فانهم حجتی علیکم و أنا حجه اللّه علیهم.»۸

    «اما در حوادث واقع شده به راویان احادیث ما رجوع کنید. زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر ایشانم.»

    در این توقیعِ شریف «الف و لام» الحوادث شاید اشاره به حادثه ای معین و معهود داشته باشد که در سؤال راوی ذکر شده است. همچنین به احتمال قوی، مراد، بیان حکم حوادث واقعه باشد و منظور این باشد که در فروعات مستحدثه که به طور مشخص حکمش بیان نشده، به فقیهان مراجعه کنید.

    در ذیل روایت فرمود: «آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان.» حجت بودن هیچ ملازمه ای با ولایت داشتن ندارد؛ چون نه عقلاً و نه عرفا میان حجیت و ولایت ملازمه نیست. هر چند ولایت داشتن حجت خدا یعنی امام زمان قطعی و معلوم است، این ولایت از باب ملازمه میان حجیت و ولایت نیست.

    نقل از سایت حوزه :wink:

  23. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۱۸:۳۶ | #23

    زمانی که انجمن اسلامی سرقت شد از حزب الله در دانشگاه ها، بچه ها چاره ای نداشتن که یا برن به سمت بسیج یا جامعه اسلامی… بغضی هم طیف شیراز رو راه انداختن تا از علامه و مدرن علامه جدا بشن!! بعضی هم انجمن اسلامی دانشجویان مستقل رو راه انداختن و جایگزین انجمن پربرکت قبلی کردن…..
    در دوره آقای احمدی نژاد در شهرستانها به طور عجیبی انجمن ها تعطیل شدند.. اون موقع بچه مذهبی ها خوشحال شدند.. که از شر کثافت کاریهای اینا راحت شدیم.. اما این عنصر که از بین رفت دانشگاه تک قطبی شد و وقتی دشمن ایدئولوژیک جلو بچه مذهبی ها نبود قاعدتا اینوری ها هم سست شدند….
    اینها رو همه رو گفتم که ببینید دانشگاه الان چه جنازه ای شده…
    وقتی آقا بحث کرسی های آزاد اندیشی رو راه انداخت برای خالی شدن فکریه بچه ها از ایده های پلشت ذهنی بود… خب خیلی هستند که عناد ندارند ولی با ندونستن و بحث نشدن توی دانشگاه ها که کسی تغییری نمیکنه!!!
    روسای دانشگاه ها که اکثرا از روسای بسیج اساتید بودند به کل یه آلکاتراس درست کردند…. جوری که بچه مذهبی ها هم از این هجمه ها در امان نموندند….
    اینا برای حفظ میزشون دانشگاه رو جماد کردند و الانم میخوان!!!
    خب این بحثا وقتی تعطیله توی دانشگاه، کسی هم توجه به حرف و توصیه آقا نمیکنه، بنده خدا مجبوره بیاد خودش ایدئولوژیک بحث کنه

    [پاسخ]

    آزادی (آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۵۵ ب.ظ:

    خب این بنده خدا چرا یه حکم حکومتی نمیده واسه کرسی های آزاداندیشی! اون موقع مطمئن باشید همه گوش می کنن!
    : )
    بعضی از شماها چقدر ساده اید…

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۹ ب.ظ:

    این بحث کرسی های آزاد اندیشی مسلما در تاریخ ماندگار خواهد بود.
    اوج سخافت و سقوط کردن فرهنگ در حکومت های دیکتاتوری در آیینه این بحث دیده می شودو

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۰ ب.ظ:

    بله این بحث ماندگار خواهد شد
    مطئمن باشید نتایجش غافلگیر کننده است

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۹ ب.ظ:

    حکم حکومتی برای جایی که یک انحراف دارد صورت می گیرد مثل قضیه مصلحی
    اما این یه درخواست پدرانه است

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    بله مثل قضیه مصلحی که آقای ” مردمی نژاد” می خواست وزیرش را که مثلا خودش منصوب کرده بود برکنار کند. بسیار انحراف بزرگی بود. خدا رحم کرد که آقا حکم حکومتی دادند.

  24. شهیداریایی
    ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۲۱:۴۴ | #24

    نمیدونم دوستان مکتبی ما نمیدونن یا دقت نمیکنن یا عمدا خودشونو به ندانستن میزنن.کشور ایران کشوری است کاملا متکثر.شاید ما از این نظر جزو ۵ کشور جهان باشیم یعنی از نظر قومیت زبان مذهب از نظر اقلیمی و جغرافیایی گویش های متفاوت گوناگونی فرهنگی از نظر ویزگیهای اخلاقی هم هر منطقه دارای ویژگیهای خاص خودشه(چه مثبت و چه منفی)تنوع گیاهی جانوری تنوع غذایی و……در نتیجه در چنین جامعه ایی مسلما افکار و اندیشه های متفاوت سیاسی هم وجود داره حالا شما فکرشو بکنین در چنین جامعه ایی یک حکومت میاد به این بهانه که چون اکثریت مردم از یک مذهب هستن پس باید حکومت اشون مذهبی باشه مثل این میمونه که در یک مدرسه بیان بگن چون اکثر بچه ها زنگ ورزش رو دوست دارن پس ما معلم ورزش رو بکنیم مدیر مدرسه.دوستان در چنین جامعه متکثری شما قادر نیستید اصل مترقی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولایت فقیه رو به مردم تحمیل کنین میسر نیست نمیشه تضاد های درون این سیستم اجازه چنین کاری رو نمیده از یکطرف میاد مدعی اقتصاد اسلامی میشه از اونور اختلاس و ارتشا و تخلفات مالی دولت انحلال سازمان برنامه و… میزنه بیرون مدعی اخلاق میشه از اونور مدارک جعلی و دروغ و تزویر و ریا میزنه بیرون ادعای نمایندگی خدا و تقدس در حکومت رو میزنه امار کودک ازاری و فحشا و اعتیاد و تجاوز به زنان و … میزنه بیرون.از یکور به نظام سرمایه داری فحش میده از اونور بزرگترین سرمایه دارا رو در شمال تهران و شهرستانها جمع کرده که بستنی ۴۰۰۰۰۰ تومانی بخورن و کت و شلوار ۳۰۰۰۰۰۰ میلیون تومانی تن اشون کنن.چرا نمیشه؟چون میسر نیست دوستان نظام الهی و دینی جواب نمیده نه در اقتصاد جواب میده نه در سیاست نه در اخلاق نه در فرهنگ .چون جامعه ما متکثره دارای روح تساهل و مداراست نمیتونه یک تز رو به عنوان تز غالب به این جزیره فرهنگی تحمیل کنین تا الان هم اگه موندین به ضرب چماق و گلوله و شیشه نوشابه موندید.ولی خیلی دلتون رو خوش نکنید نظام ولایت فقیه قطعا سقوط خواهد کرد نه به دست مخالفینش .از درون خواهد پوسید.اختلافات درونی ان به حدی خواهد رسید که در نهایت مثل شوروی یا امپراتوری روم روزی یک نفر از دل این سیستم بیرون میاد به بالای منبر خواهد رفت و پایان نظام جمهوری اسلامی رو اعلام خواهد کرد.اون روز خواهد رسید یقین نکنید ببینید روزهای نخست چه کسانی باهاتون بودن یکان یکان اومدن بیرون و روزی خواهد رسید که علی میماند و حوضش و یک مشت لات چاقو کش که باید پول نفت رو بهشون بده که با ادم کشی بره تا ته خط داستان واین پایان غم انگیزی است بر حکومتی که قصد داشت بهشتی زیبا برای ایرانیان بسازد و دست اخر برزخی هولناک رو برای ما و نسل های اینده به یادگار خواهد گذاشت.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۰ ب.ظ:

    حکومت اسلامی سه مرحله داشته است
    قبل از دوران سازندگی و اصلاحات
    دوران سازندگی و اصلاحات
    بعد از دوران سازندگی و اصلاحات
    اگر فرض را بر این بگیریم که شرایط شش سال گذشته کم و بیش برای همیشه ادامه خواهد داشت آنگاه تمام فرمایشات شما و پیش بینی های شما درست خواهد بود
    اما قطعأ چنین نخواهد شد
    دولت نهم و دهم در تاریخ بشر کم نظیر است
    دولت نهم و دهم یک استثناء است و …
    و همه امید ما بر این است که یک استثناء دیگر تکرار نخواهد شد
    البته علم آمار و احتمالات نیز تایید کننده این پیش بینی است که یک استثناء دوباره تکرار نخواهد شد

    [پاسخ]

  25. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۲۲:۳۲ | #25

    ان شاء الله این بحث کرسی های آزاد اندیشی حل بشه که دارد می شود
    و اون موقع است که با گفتمان سازی این مسائل حل خواهد شد

    [پاسخ]

    ای‌داد | Eydad پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    حل نمیشه برادر
    حل هم بشه، درست اجرا نمیشه و روال برمیگرده به جو سالهای ۷۶ تا ۸۳

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    هه هه!! فعلا وزیر علوم گفنه به معاندین اجازه صحبت در کرسی های آزاد!! اندیشی را نمی دهیم. مسئله کرسی آزاد اندیشی با زندان بودن تمام دگراندیشان جور در نمی آید. ایران باید سرزمین آزاد اندیشی باشه !!

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۸ ق.ظ:

    آزاد اندیشی فرمایشی. یعنی کسی که بیاد حرفی بزنه که تریج قبای کسی بربخوره مثل همینجا میشه عامل استکبار و غلام حلقه بگوش غرب و….
    کرسی آزاداندیشی تون رو هم میبینیم

    [پاسخ]

  26. ۲۶ مهر ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۶ | #26

    جناب یحیی
    محبت فرموده و منظور مرا توضیح داده اید
    گفته اید منظور یوسفی آن است که
    فرقی نمی کند شاه باشد یا ولایت فقیه ، فرق نمی کند شیخ باشد یا تیمسار
    به اعمال دیکتاتورها نپیچید
    با دیکتاتورها تعامل کنبد
    مهم سازندگی، آبادانی و پیشرفت کشور است
    البته درست فرموده اید، اما کامل نیست
    تعامل با دیکتاتورها بهترین و نزدیکترین راه به خوشبختی است
    اما علاوه برآن
    ” ” تعامل با دیکتاتورها تنها راه ممکن نیز هست ” ”
    ما حق انتخاب دیگری ندارم
    بعبارت دیگر “تعامل با دیکتاتوری نه تنها بهترین راه بلکه تنها راه ممکن است”
    در کشورهای جهان سوم یا خاورمیانه دوحالت بیشتر ممکن نیست
    هرج و مرج یا استبداد
    هرکس نداند ما باید بهتر از دیگران بدانیم که سقوط دیکتاتوری نان و آب نمی شود
    آزادی و دمکراسی هم نمی شود
    در جهان سوم وقتی دیکتاتوری سقوط می کند فقط دوحالت ممکن است
    اگر آن ملت شانس داشته باشند دیکتاتوری دیگر جای او را خواهد گرفت
    و اگر شانس نداشته باشند دچار بی ثباتی و هرج و مرج خواهند شد
    اگر شانس داشته باشند باز هم دوحالت دارد
    اگر بخت و اقبال آنها خیلی بلند باشد دیکتاتورشان صلح دوست و اهل سازندگی و آبادانی خواهد بود ( دیکتاتور صالح )
    در غیر اینصورت دیکتاتوری مانند صدام یا قذافی خواهند داشت
    ” این است کل داستان سیاست در جهان سوم ”
    یعنی در جهان سوم فقط سه حالت ممکن است ۱- هرج و مرج و بی ثباتی ۲ – دیکتاتوری ۳- دیکتاتوری صالح
    هرچیزی غیر از این را باور نکنید حتی اگر یک دانشمند گفته باشد
    اینکه می گویند ما میخواهیم دیکتاتوری را سرنگون کنیم تا مردم به خوبی و خوشی در یک محیط دمکراتیک زندگی کنند بیشتر شبیه به تخیلات کودکان است!!
    فقط انسان متمدن است که می تواند محیط دمکراتیک داشته باشد و ملل خاورمیانه تا سیصد سال دیگر به این درجه از تمدن نخواهند رسید.

    [پاسخ]

  27. میثم
    ۲۷ مهر ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۶ | #27

    خوب شاید نمیشه ازش منطقی دفاع کرد؟ مثل اینکه بگی در اثبات ۰=۱ دچار مشکلیم

    [پاسخ]

  28. ۲۷ مهر ۱۳۹۰ در ۰۹:۱۰ | #28

    آیت‌الله محمدتقی مصباح : استقبال مردمی از رهبر معظم انقلاب برای هیچ رهبری در دنیا سابقه ندا%

    [پاسخ]

  29. ۲۷ مهر ۱۳۹۰ در ۰۹:۱۸ | #29

    آیت‌الله محمدتقی مصباح : استقبال مردمی از رهبر معظم انقلاب برای هیچ رهبری در دنیا سابقه ندارد…در تمام تاریخ نوشته شده انسانیت به جز مقطعی که چند تن از انبیاء موفق به تشکیل حکومت و رهبری شده‌اند، رهبری مانند امام خمینی(ره) و جانشین صالح ایشان وجود ندارد.

    بهترین رهبران عالم از هر جامعه‌ای قابل مقایسه با امام(ره) و رهبری نیستند….

    سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی به کرمانشاه و استقبال از ایشان را نمی‌توان با همه حوادث اجتماعی قابل قیاس دانست در کجای دنیا چنین عشق و محبتی از سوی مردم به رهبر دیده می‌شود، به گونه‌ای که فردی بیان کند تنها آرزوی من دیدار با رهبری است.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    اخوی به هم نون قرض میدهند :wink:
    وگرنه انقدر که تو این خبرغلو هست من دیگه مطمئن شدم ایشون با این دروغ آشکارا صلاحیت امام جمعه و مرجعی رو هم ندراند

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    پاچه خواری درحد تیم ملی!!

    [پاسخ]

  30. ۲۷ مهر ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۳ | #30

    همکار عزیز- سلام سایت خبری قاصد نیوز به نشانی http://www.ghasednews.ir اقدام به راه اندازی ویژه نامه الکترونیک سفر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه کرده است که روزانه قریب ۲ هزار بازدیدکننده دارد. در صورت تمایل به انعکاس مطالب این وبلاگ در ویژه نامه فوق، لینک سایت را در قسمت پیوندهای خود قرار داده و ما را مطلع کنید تا نوشته های شما نیز در این سایت منتشر شود.

    [پاسخ]

  31. ۲۸ مهر ۱۳۹۰ در ۰۷:۰۸ | #31

    با سلام مطلب شما در وبلاگستان سایت دی نیوز منتشر شد.
    اگر مایلید بنر سایت را در وبلاگ خود بگذارید تا مطلب های بعدی شما به زودی درج شوند
    با تشکر

    [پاسخ]

  32. جوادی
    ۱۰ آذر ۱۳۹۰ در ۰۳:۴۰ | #32

    با سلام
    رهسپاریم با ولایت تا شهادت
    اللهم عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

  33. داود پوراکبریان نیاز
    ۱۰ فروردین ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۵ | #33

    خانه از پای بست ویران است
    خواجه دربند نقش ایوان است
    داستان هابیل و قابیل در کل طول تاریخ و در تمامی بلاد کره خاکی متنائبا ومتواترا تکرار شده است
    آنچه تغییر داشته اسامی و اشکال ظاهری هابیلها و قابیلها بوده که معمولا و اکثرا تشخیص حق و باطل را از همدیگر مشکل کرده.
    اما شکر خدا کارنامه عملی و حاضر حکومت فعلی ایران تقریبا مشکل تشخیص را از میان برداشته و برای هر مسلمان مومن که سهل است برای هر جنبنده ای نیز که در این فضا زندگی کرده (و از محل خلال و نه حرام درآمد و کاسبی کرده و به حلال بسنده کرده از محل نفت بی زبان کشور آلاف و علوف برای هفتاد پشت خود نیندوخته که اگر در خواب هم میدید زهره ترک میشد اما حالا به برکت حکومت غرق در نعمات حرام شده)به سهوات قابل تشخیص است که مفهوم حکومت جمهوری اسلامی تحت ولایت مطلقه فقیه چیست.
    نیازی به بازی با کلمات نیست
    بقول بنده خدایی که گفته بود قورمه سبزی را با گوشت بره می نویسند نه با قاف یا گاف و … بازی ادبی و مشاعره در محل امن و غصبی حرام اندر حرام مشکل حل نمیکند
    .مردی که از حلال معیشت خویش و زن و بچه اش را تامین کند از هزار فیلسوف خوش خیال خوش خواب بهتر میتواند معنی ولایت … را درک کند
    اتقوالله
    اتقوالله
    لااله الاالله
    لاحول ولاقوه الابه

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: