خانه > اينترنت, سياست > دایه‌های مهربان تر از مادر برای رهبر!

دایه‌های مهربان تر از مادر برای رهبر!

اول

من مخالف شیوه‌ی فعلی فیلترینگم. مخالف فیلتر کردن سایت‌ها و وبلاگ‌های سیاسی و منتقد به جز موارد غیراخلاقی.

البته از آن دسته آدم‌ها هم نیستم که کلا منکر هرگونه فیلتری باشم. این ژست‌ها بیشتر از آنکه واقع‌بینانه و منطقی باشد، نمایشی است. چون به هر حال در این فضای پرتلاطم، انواع و اقسام دروغ و شایعه هم منتشر می‌شود. ولی تجویز یک نسخه کلی به اسم «فیلترینگ» برای هر صدای مخالفی کاملا اشتباه است.

امروز مثل قرن‌های گذشته نیست که با حفر خندق و یا برپا کردن دیوار و قلعه، از نفوذ دشمن به شهر و خانه ممانعت کرد. ورود و خروج، دیگر فقط ظاهری و فیزیکی نیست. وقتی مطلبی نوشته می‌شود، خودبه‌خود پراکنده می‌شود، حتی با وجود فیلترینگ.

طبعا این نظر شخصی یکی از کاربران و فعالان دنیای مجازی است که نه وارد عرصه تصمیم‌گیری شده و نه تاکنون دلائل آنها را پذیرفته. معلوم هم نیست اگر جای یکی از همان برادران و خواهران مسئول بودم، چه تصمیمی می‌گرفتم. اتفاقا این سوال همیشه در ذهنم هست که اگر خود من، جای یکی از همان‌ها بودم و دلائل و معذوریات آنها را داشتم، چه می‌کردم؟ آیا همین تصمیم آنها را تایید نمی‌کردم؟!

دوم

چرا باید یک وبلاگ، به خاطر انتشار یک مطلب انتقادی از رهبر فیلتر شود؟ بر فرض که حرفش اشتباه و انتقادش هم تند باشد، آیا این رفتار دهن‌کجی به خود رهبری نیست؟ وقتی خود ایشان بر ضرورت نقد و شنیدن صدای جوانان و دانشجویان تاکید می‌کنند، چرا باید علت فیلترینگ، نقد سخنان رهبری باشد؟ لااقل نقش دایه‌ی مهربان‌تر از مادر را بازی نکنید و دلیل و بهانه‌ی دیگری بتراشید!

تشخیص دروغ و شایعه از یک متن انتقادی خیلی سخت نیست. مثلا فلسفه راه‌اندازی یک سایت و یا یک وبلاگ، از همان روز اول مخالفت با بنیان و اساس یک حرکت و یک عقیده است، اما یک سایت و وبلاگ دیگر، هم‌جهت با آن عقیده حرکت و گاهی برای اصلاح آن، انتقاد هم می‌کند. تشخیص تفاوت میان این دو، کار سختی است؟ البته ما طبق روحیات خاص خودمان، معمولا حال و حوصله‌ی تحقیق و بررسی و تجزیه و تحلیل را نداریم و دنبال راحت‌ترین راه ممکن هستیم!

سوم

یک سر دیگر مشکل فیلترینگ، به خود ما برمی‌گردد. این درست که انتقاد باید بدون لکنت زبان و ترس از حاکم بیان شود، اما معنای این معیار، پرخاشگری و خارج شدن از حد ادب و اخلاق نیست. این تصور اشتباهی است که برای گرفتار نشدن در چنبره ریا و چاپلوسی و اغراق، باید تند و خشن و بی‌ملاحظه حرف زد و مطلب نوشت. سوی مقابل اغراق و چاپلوسی، پرخاشگری و تندخویی نیست، هر دوی اینها، نقطه مقابل ادب و احترام و اخلاقند.

من با پدرم با همان لحنی صحبت نمی‌کنم که با برادرم صحبت می‌کنم. با رییسم با همان حالتی حرف نمی‌زنم که با همکارم. این تغییر حالت را نباید به چاپلوسی تعبیر کنیم، که نشانه‌ی ادب و احترام و جایگاه آدم‌هاست.

این ادب و احترام درباره رهبری هم صادق است. برای انتقاد از رهبر نه نیازی به اغراق و غلو و چاپلوسی داریم و نه به پرخاشگری و تندخویی و خارج شدن از مسیر ادب. اگر حرفی داریم، فارغ از هردوی اینها مطرح کنیم و بنویسیم. مگر اینکه هدف، انتقادِ تنها نباشد! (چون گاهی پز دادن و ژست گرفتن برای اثبات این‌که من توانایی و جرات نقد رهبری را هم دارم، مهمتر از خود انتقاد می‌شود!)

این قانون البته برای آنهایی است که خودشان را در چارچوب نظام و انقلاب می‌بینند و می‌دانند، آنهایی که از ریشه و اساس با نظام و انقلاب و رهبری مخالفند، قانون خودشان را دارند و به چارچوب اخلاقی، انقلابی و سیاسی ما پایبند نیستند.

  1. جوادی
    ۱۰ آذر ۱۳۹۰ در ۰۳:۳۸ | #1

    بله

    [پاسخ]

  2. احسان
    ۲۳ آذر ۱۳۹۰ در ۰۸:۳۸ | #2

    اتفاقی به سایت شما آمدم، ولی تفاوت در رفتار و ادب با افراد، در کل، چیزی بیش از یک نشانه ریای ذاتی نیست. ریاکاری را با الفاظ زیبا گسترش نده.

    [پاسخ]

  1. ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۵:۰۹ | #1
  2. ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ در ۱۹:۱۵ | #2

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: