خانه > جامعه, عكس و تصاوير > فعالیت کارخانه آسفالت در محدوده شهر؟!

فعالیت کارخانه آسفالت در محدوده شهر؟!

تا حالا چند بار درباره شهر کومله، مطلب نوشته‌ام. هربار به بهانه‌ای. یک بار به یاد شهید املاکی، یک بار هم به خاطر زنده نگه داشتن خاطراتم و …

این دفعه بهانه‌ی نوشتن اعتراض به دست‌های پیدا و پنهانی هست که با سوءاستفاده از صفا و سادگی مردم، به جان محیط زیست، طبیعت زیبا و از همه مهمتر سلامتی خود مردم افتاده‌اند.

قضیه از این قرار است که اخیرا کارخانه آسفالتی در یکی از بهترین و زیباترین مناطق این شهر (آن هم درست در محدوده و حریم شهر و محل تفریح مردم و در مجاورت چندین روستا و چاه‌های آب شرب کل شهرستان لنگرود) راه اندازی شده که هم سلامت مردم را به خطر انداخته، هم باعث آلودگی زیست محیطی منطقه شده و هم اعتراضات زیادی را در پی داشته است.

البته این کارخانه قبلا فقط کارخانه شن و ماسه بوده که حدودا سه چهار سال پیش به کارخانه آسفالت تبدیل شد! طبق مدارک موجود همان زمان مسئولان محلی و مسئولان وقت شهرستان لنگرود با این مساله مخالفت کردند، اما با تغییر فرماندار و حمایت‌های همچنان مستمر فرماندار جدید و استاندار فعلی (صاحب نظریه محمود کبیر!) از مدیر کارخانه و علی‌رغم همه اخطارهای سازمان محیط زیست و مخالفت مردم، امام جمعه، نماینده شهرستان، شورای شهر و … این کارخانه دوباره فعالیت خودش را آغاز کرد.

به علت اعتراض‌های مردمی، اخیرا جلسه‌ای در استانداری گیلان برگزار و در نهایت تصمیم گرفته شد که این کارخانه موقتا تعطیل شود (که صورتجلسه آن هم موجود است) اما چند روز پیش مردم دوباره متوجه فعالیت مشکوک کارخانه شدند. به همین خاطر جمعیت زیادی جلوی کارخانه جمع شدند و از رفت و آمد کامیون‌ها جلوگیری کردند و گویا بار چند کامیون را هم بیرون شهر تخلیه کردند!

حال سوال اصلی این هست که با توجه به نقش کارخانه آسفالت در آلودگی هوا (آلاینده‌های حاصل از دودکش‌ها و پساب آن عوارض خطرناکی برای سلامت انسان دارند) و با توجه به مخالفت گسترده مردم و مسئولین شهر با فعالیت این کارخانه، چه اصراری هست که این مساله همچنان با روح و جسم و اعصاب و روان مردم بازی کند؟ مدیر این کارخانه به پشتوانه چه کسی و یا چه قدرتی، همچنان در مقابل خواسته مردم، نماینده ولی فقیه در استان، امام جمعه شهر، نماینده مردم در مجلس، محیط زیست، شورای شهر، ایستاده و مقاومت می‌کند؟ (و حتی گاهی تهدید؟!)

عکس مربوط به چند ماه پیش

عکس مربوط به چند ماه پیش

  1. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۲ | #1

    هوالحق
    سلام
    یعنی فقط سلامت انسان مهم است؟ سلام زیست بوم مهم نیست؟
    توسعه به شکل غربی نیازمند تخریب سلامت طبیعت است، یا باید هزیه اش را پذیرفت و آینده را از بین برد یا به سمت توسعه اسلامی-ایرانی رویم.
    واقغیّت تلخ در توسعه غربی این است که یا طبیعت یا توسعه؛ هر دو ممکن نیست.
    یاحق

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۴ ق.ظ:

    مگه من چی نوشتم؟ :) «این دفعه بهانه‌ی نوشتن اعتراض به دست‌های پیدا و پنهانی هست که با سوءاستفاده از صفا و سادگی مردم، به جان محیط زیست، طبیعت زیبا و از همه مهمتر سلامتی خود مردم افتاده‌اند.»

    [پاسخ]

    شهیداریایی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۹ ب.ظ:

    جناب پریژه امروز در غرب به اهمیت حفظ محیط زیست پی بردند حزب سبز برای همین تشکیل شده و در بیشتر کشورهای توسعه یافته جهان هم فعالانه کار میکنه و دستاوردهای بزرگی داشته اگه تز شما درست بود که باید الان اروپا همه اش کویر میشد.مسئله اینجاست که در انجام توسعه یافتگی هم عقب افتاده هستیم گرفتاری های ما ماشالله یکی دوتا نیست :D

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۷ ب.ظ:

    اینکه فکر کردن و چند تا حزب سبز راه انداختند که مهم نیست، مساله اینه که بزرگترین دشمنان و تخریب کنندگان محیط زیست در دنیا، همین نظام ها و کشورهای صنعتی و استکباری و سرمایه داری و غربی هستند. منتهی شما چون کلا با جمهوری اسلامی مخالفی، سوراخ شدن لایه ازن رو هم می‌گذاری به حساب جمهوری اسلامی! :)

    [پاسخ]

    شهیداریایی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۵ ب.ظ:

    فعلا جمهوری اسلامی پرونده اش از همه سیاه تره و جزو ۱۰ کشور اول مخرب محیط زیست شناخته شده.دریاچه ارومیه تالاب گاوخونی دریاچه هامون نصف شدن جنگلهای شمال طی ۴۰ سال اخیر.فرسایش خاک ایران فروش خاک ایران به کشورهای عربی منقرض شدن گونه های گیاهی و جانوری نکنه همه اینها مسبب اش صهیونسم بین الملل و امپریالیسم جهانخواره نابغه مکتبی؟ :D

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۲ ب.ظ:

    میگه کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
    مدیریت جهانی حضرات همین قضیه دریاچه ارومیه و زاینده رود و جنگلهای شمالو حل کنه بعد بیاد از چیزای جهانی حرف بزنه.

    شهیداریایی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۰ ب.ظ:

    شما ها هم چون کلا با امریکا دشمن هستید صلوات فرستادن واسه استیو جابز رو در نمایشگاه رسانه های دیجیتال کار استکبار و امریکای جهانخوار میدونید همینطور هم جشنواره اب بازی. :D

  2. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۴ | #2

    تخریب جنگل و طبیعت متاسفانه از معضلهایست که بعد از انقلاب سرعت بیشتری پیدا کرده است ..و اکثر این تخریب چیها از اداره جات دولتی ساپورت میشوند …یعنی دستهای پشت پرده این تخریبها مربوط به مسولین رده بالا و اداره جات مهم کشور هستند …

    اداره منابع طبیعی که حافظ این منابع باید باشد خود عامل مخرب شده است ..به بهانه جاده سازی و مرغداری و دامداری و ..

    اگر اعتراض کنی فایده ای ندارد چون کله ها خیلی گنده هستند…
    خدا لعنت کند چنین مسولینی که به مردم و مملکت و طبیعت خیانت میکنند.

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۹ ب.ظ:

    حرفو منو سیاسی نبین لطفا: قبل از انقلاب به محیط زیست، حیوانات بسیار بیشتر اهمیت می دادند. حتی در مورد حریم تهران از بابت کارخانجات آلاینده حریم ۱۲۰کیلومتری وجود داشت! که متاسفانه بعد انقلاب نادیده گرفته شد و خنده دارتر اینکه در زمان دولت نهم کلا کنار گذاشته شد…….

    [پاسخ]

  3. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۴ | #3

    بنظر من راهکارش اینه که قانونی تصویب شود هر کسی اینچنین کازخانه ای راه اندازی میکند منزل مسکونیش را در داخل همان کارخانه بسازد و با زن و بچه هایش در همانجا زندگی کند و از نعمت دود و گرد و خاک بهره مند گردد
    اگر این قانونی شود دیگه کسی جرات این کارها را ندارد

    [پاسخ]

  4. شهیداریایی
    ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۴ | #4

    در ضمن بنده برای نخستین بار مطلب آقای حسینی رو تائید و حمایت میکنم.البته فقط اومده با زرنگی اون وسط کار پای نماینده ولی فقیه رو هم وسط کشیده که حرکت زیرکانه ایی است بهرحال مکتبیه دیگه کاریش نمیشه کرد :D

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۷ ب.ظ:

    اگه نماینده ولی فقیه هم مثل استاندار از این قضیه حمایت می کرد، من اسم اون رو هم جزو حامیان تخریب محیط زیست می نوشتم. به هرحال ایرادی نمیشه به شما گرفت. کاریش نمیشه کرد :)

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۰ ب.ظ:

    آقای حسینی حتما یکجای مطلبت میلنگیده که این آریایی از شما حمایت کرده :lol:
    و گرنه دشمن که…. :lol:

    [پاسخ]

    آزادی (آزادی) پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۵ ب.ظ:

    راست میگه آقای حسینی! زود اعلام برائت کنین از آریایی! D :

    سید نوید!
    جالبه که خودتونم به سخره میگیرین این نظریه های منحصر به فردتونو! ; )

    شهیداریایی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    اقای محترم گرچه شما به بنده القابی همچون کافر و دشمن خطاب میکنید بنده چنین احساسی به شما ندارم من و شما دو کاربر ناشناسیم که میاییم اینجا کامنت میگذاریم فردا میتونیم با یک اسم دیگه بیاییم و پیام بگذاریم هدف تبادل افکار و ارائه دیدگاه شخصی درباره موضوعاتی است که اقای حسینی اینجا مینویسه هرچند در موارد بسیاری هم خارج از موضوع با هم صحبت کردیم.بهرحال اینجا میدان جنگ نیست ما همه ایرانی هستیم و به این اب وخاک تعلق داریم منتها با اندیشه های متفاوت من سکولار هستم شما حزب اللهی یکی اصلاح طلب یکی مذهبی غیر سیاسی هیچ اشکالی نداره که همگی بشینیم و با هم به یک تعامل برسیم.من ناراحت نمیشمکه بهم بگی کافر منتها شما داری با بکار بردن این کلمه یک ادمی رو که نمیشناسی ضایع میکنی خوب اگه دلت خنک میشه اینکار رو بکن ولی از کسی که ادعای حزب اللهی بودن میکنه و لابد مذهبی هم هست خیلی زشته که بخواد در مورد آدمها زود داوری کنه

    سیدنوید پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    من درباره شما زود داوری نکردم کافر هم یعنی پوشاننده حق
    که شما در این رابطه تبحر خاصی دارین

  5. محمد
    ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۷:۴۶ | #5

    محیط زیست شاید به نظر بعضی یک حرکت تجملی به نظر برسه و لی واقعیت اینه که این مسئله آینده بشریت رو رقم می زنه و باعث میشه که کشورهایی که از الان فکری برای محیط زیست خودشون نمی کنند ضمن اینکه باعث و بانی بدبختی خودشون می شوند به کل زمین و سایر مردم دنیا هم آسیب می رسونند.
    این کارخونه که عکسش رو نشون دادی رو من نمی دونم ولی کلا حداقل یک حرکت مثبت که از زمان هاشمی شروع شد انتقال کارخانجات به اطراف تهران بود و موظف کردن اونها به رعایت حداقلهای ایمنی!

    البته به نظر من راه حل قطعات تعطیلی کارخانجات نیست،راه حل در مجبور کردن کارخانجات به استفاده از تجهیزاتی است که آلودگی رو به حداقل برسونه و فراهم کردن تسهیلات لازم جهت خرید این تجهیزات .
    برای چنین کارخانجاتی الان تو دنیا روشهای خوبی مطرح شده نظیر استفاده از فیلتریگ دراگزاست های خروجی و حتی تولید برق از همین دود به ظاهر مخرب!

    [پاسخ]

  6. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۷:۵۹ | #6

    نمی دونم چرا هیچ وقت خودمون رو متهم به کم کاری نمی کنیم
    من خودم تا به حال چقدر به محیط زیست آسیب رسانده ام؟؟
    چرا من به محیط زیست آسیب می رسانم؟
    اینا ربطی به دولت نداره مسئله محیط زیست بین المللی است و نیاز به همکاری همه جهان داره
    ازافغانستان وچین بگیر تا آمریکا و انگلیس
    محیط زیست مسئله داخلی نیست
    موقعی که جنگلی در آن طرف دنیا آتش می گیرد باید ما در این طرف دنیا با جنگل کاری جبران نماییم
    انصافا اسلام در زمینه حفاظت محیط زیست سنگ تمام گذاشته اما ما مسلمونا عمل نمی کنیم

    [پاسخ]

  7. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۹:۰۱ | #7

    عدم صیانت از امانت ,عین خیانت است .
    این سوء مدیریت در جای جای میهنمان با شدت بیشتر مشاهده میشه.
    دولت کریمه نیز که در جایگاه پدر ملت است و وظیفه اش تامین معاش و بهداشت ووو است و در حفظ و استفاده بهینه از ماترک گذشتگان بعنوان ولی و قیم اجرای نقش مینماید و متاسفانه به سلیقه خود و بون در نظر گرفتن منافع ایتام(ملت)به ان سمت وسو داده و از ان فضل و بخشش فراوان میکند.
    و تمام مدیران (به اصطلاح مکتبی)اجرایی در به بیراهه کشاندن مصلحت ملت و منطقه و کشور, از هدیگر گوی سبقت میربایند.
    اری , اینانی را که مخالف و ضد انقلاب و غرب زده و یا هر اسم بی مثمایی که برایشان میگذارید , منتقد مدیریت در سطوح مختلفند , نه دشمن ایران.
    بقول ضعیفه ای مکتبی از همراهان این وبلاگ که معتقد و باور داره که
    اسلام و حکومت دینی همیشه سر جاشه.
    این اجراهاست که ایراد داره نه اصل دین
    اری جان برادر,
    ما زیاران چشم یاری داشتیم
    ایا , خود غلط بود انچه می پنداشتیم؟؟

    و اما کومله ,این دریار همیشه سبز با ان رستوران سبزش و ان لیلا کوه با چشم انداز بی بدیلش و ان مردمان مهربان و ساده زیستش با ان خلق و خوی انسانی به معنای واقعیش وووو , با این ظلمی که بر ان توسط همین و همان مدیران ارزشی و انقلابی شما, روا داشته اند , کیست که در دل نگرید و به این و ان مدیران لعنت نفرستدو روزی هزار بار در دل خود نگوید, دریغ از پارسال
    جناب حسینی ,
    دردی که به تحریرش در اوردی , مشتیست نمونه خروار و فریادیست خفه شده در سینه
    اری , سپردن مسئولیتها به مدیران نالایق و غیر مرتبط و رابطه ای کشور را هر روز به استانه سقوط میکشاند. و سپردن استانتان با ان فرهنگ و اداب غنی بدست یک غریبه ای که نه راه استانداری را بلد بود و نه میدانست که گیلان را چطور مینویسن و غریبه ای که تضاد فرهنگی ۱۸۰ درجه ای با شما دارد و به زبانی , هیچگاه گیلان و گیلانی را درک نمیکند و با نگاه منافقانه که پیشرفت استانتان را عقب ماندگی استان خود میپندارد.ووو
    ایا میتوان وجه تشابهی بین ایشان و چابک یافت؟؟؟
    و ادامه ماجرا !!!!!

    [پاسخ]

  8. سین
    ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۲۱:۱۰ | #8

    آقا آهستان کاری از ما بر میاد بگید. من یکی در سوابقم ثبت هست که تا شعاع چندین کیلومتری اطرافم کسی حق ندارد یک برگ از گلدان بکند، درختی را تشنه بگذارد ، مرغی را سر ببرد و …. چه برسد به تخریب جنگل. کشتن هر جانوری ممنوع الی به قدر احتیاج و آنهم دور از چشم خلق و با روشهای بی عذاب. سوسک و پشه و مارمولک هم اگر مزاحم بودند مستحق مرگ اند وگرنه آنها هم حق زندگی دارند. لطفا نه بخندید و نه به گفته هایم شک کنید. این واقعیتی انکار نشدنی است که گاهی مثل یک خرس وحشی می شوم اگر ببینم کسی جلوی چشمم آسیبی به طبیعت یا کودکی بی گناه می زند. از این بابت هم چه همیشه در عذابم و سعی می کن حداقل خبر هایش را نشنوم. من حاضرم بروم تا پای میز آن مسئول تصمیم گیر و آنجنان دفتر و دستکش را بر فرق سرش بکوبم که از سرش همان دودی بیرون بیاید که از مناره های آن کارخانه سیمان.
    فکر کنم این همان مسئولی بود که افتاد در گل و لای؟ اشتباه که نمی کنم.
    به هر حال از لابلای این مطلبی که اینهمه بوی جنگل و روستا و صفا و عطر خوب مردان شهید داشت ، چه دلتنگی بزرگی بر دل آدم تلنبار می شود. ما برای نسل های بعد چه قصه ای بگوییم که شیری داشته باشد و روباهی و کلاغی و آسمانی جنگلی و دشتی و پیرزن مهربانی وقتی داریم تمام رویاهای آنها را زیر دیواری سیمانی دفن می کنیم.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۳ ب.ظ:

    عوضش تا دلتون بخواد داستان اعدام در ملا عام و نماینده ولی فقیه و نایب امام زمان و خوارج و نهروان و نظام ریاستی و پارلمانی و حکومت اسلامی و اختلاس و دو دهم درصد سود بانکی بیشتر و تجاوز گروهی داریم که برای بجه هامون تعریف کنیم.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    آقا بابک
    میتونی از ترور منافقین و جنگ ۸ ساله و آتش زدن مسجد و قرآن و هلهله و کف و سوت در روز عاشورا و روزه خواری در ملا عام و خیانت و وطن فروشی سبزهای خودفروخته تعریف کنی ..
    از حماسه های آشغالی حماسه سازان سطل آشغال…از شعارهای مرگ بر اصل ولایت …از کشته های زنده مثل سعیده پور آقایی و ترانه موسوی و …تعریف کنی ..اینا جذابترند

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    این داستانها را هم تعریف میکنیم. داستان زیاده پسر جان. داستان انتخابات و نظرم به نظرش نزدیکتره و عورت نظام و فقط سه تا ترانه موسوی هست و دریچه ارومیه و زاینده رود و خلیج فارس و دریای مازندران و ترور و قتلای زنجیره ای و گنجی و امام زمان. تنا دلت بخواد داستان هست.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۴۴ ق.ظ:

    فرزندانتان از خشک شدن زاینده رود که امری طبیعیست زیاد ناراحت نمیشن
    اما میتونی براشون تعریف کنی که چطور سبزها به آرمان شهدا و امام و اسلام و انقلابشون خیانت کردند و با بیگانگان همنوا شدند ؟
    مثلا بگو که به کشور پشت و به دشمن رو کردند …
    همینطور که الان خیانتها در تاریخ ناراحت کننده است…تا میتونی از توطئه و خیانت و دروغ و مکر و نیرنگ و…تلاش برای براندازی نظام اسلامی و توهین به رهبر مملکت و …تعریف کن …
    از مبارزان دلاور و حماسه سازان سطل آشغال تعریف کن ……خوششون میاد

    سیدنوید پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۶ ق.ظ:

    نمی دونم چرا فرا فکنی می کنید

    [پاسخ]

  9. محمد
    ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۲۱:۱۷ | #9

    این اقای قربانی جوش خودش رو میزنه بخاطر اینکه باج هاش کم شده در زمان قهرمانی حسابی باج می گرفت ولی الان نه
    سر دسته دزد های گیلان رئیس دفتر ایشان است دنبال فرا فکنی است
    دل خوشی از استاندار و فرمایشات مشایی پسندشان ندارم ولی مقام معظم رهبری فرمایش دقیقی داشتند که با دستمال کثیف نمی شود

    [پاسخ]

  10. امین
    ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۴ | #10

    تابستان امسال سفری نسبتا جامع به شمال داشتم، بسیار بر روی حریم دریا دقیق شدم مرتب در طول مسیر کنجکاوی می کردم به بهانه مختلف وارد شهرک ها و تفرجگاه های خصوصی دولتی می شدم…سرمایه های ملی رو به باد دادیم به والله خون باید گریه کرد همه ساحل ها رو فروختیم دولتی خصوصی… و با دیدن ساخت مسکن مهر در حریم ساحل دریا خنده ام گرفت(کارم از گریه گذشت)…. امید اقا اون کارخانه رو میشه برداشت ساخت و سازهای ساحلی در طول این ۳۰سال رو چه کنیم… :?:

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    مشکلات در شمال و جنوب و شرق و غرب یکی دوتا نیست
    همت ملی و جهانی می خواهد

    [پاسخ]

    بیژن پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    اقا نوید
    این همه همت که از مدیران ارشد گرفته تا پایین و هرکه ساز خود را مینوازد و در همت خود غرق , شما دنبال همت ملی میگردی ؟؟؟؟ اگه اون همتی که شما میگی و من میشناسم , اگه دیدی سلام ما را هم بهش برسون

    [پاسخ]

  11. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۲۲:۱۱ | #11

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/3995
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

    [پاسخ]

  12. آهستانی!
    ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۶ | #12

    آدم پست همیشه پست است.

    چه صحبت از جنگل کنی و زیبایی های آن
    چه صحبت از خراب شدن آن
    و چه صحبت کنی از ساختن دوباره ی آن

    آن انسان پست در هر سه حالت پستی خودش را نشان می دهد که اگر ندهد گویا چیزی را به خودش ثابت نکرده است. فرق نمی کند. یا صحبت تو را به حاشیه می خواهد ببرد. یا به یاد افتراها و تهمت های خود و دوستانش به بقیه می افتد و دوباره به زبان می برد و گه گاه چیزهایی را به هم ربط می دهد که تو گویی سر انگشت حیرت به دو لب مبارک، سیخِ سیخِ می چسبانی که عجب! آن چه بود و این چه!

    چه می شود کرد آقای حسینی!
    این هم دموکراسی شماست دیگر.
    همه باید بنویسند اینجا.
    ما هم رضایت داریم!

    البته نه با توهین هایشان ها! نه. به اینکه با چیزهایی که در کاسه ی سرشان می گذرد آشنا می شویم. نام آن چیز ها را اگر تفکر بگذاری لغت تفکر حرمتش شکسته می شود! چند وقتی است یکی از همین ها را در گوگل پلاس (همان گوپس خودمان) دنبال می کنم. اخیرا کارش به جایی رسید که ادعاهایی کرد بس عجیب! از مخ من یکی سوت قطار بلند شد! جایش نیست اینجا بگویم چه ها که نمی بافت! لکن می بافت!

    خلاصه آقای حسینی قلمت شکسته مباد!
    ما هم می خوانیم. گاهی اوقات هم با همان ها که وصفشان را گفتم کلنجار می رویم.
    گرچه اکثر اوقات به سوره ی مبارکه ی یس بر می خوریم!
    گاهی هم که حال بحث نداریم با اینها، یک بند ادبی می نویسیم که اگر بشود نامش را ادبی نهاد و به کنایه و ایهام حرفمان را می زنیم.

    زبان درکش ای مرد بسیار دان
    که فردا قلم نیست بر بی زبان

    [پاسخ]

  13. ۳۰ مهر ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۷ | #13

    امشب داشتم مستند مکث را از شبکه ۳ سیما نگاه میکردم ..واقعا خندیدم ..اونم از ته دلم ..دست و پا میزدم و میخندیدم ..
    داستان از این قرار بود که یک باند مسلح که سرقتهای زیادی را از طلافروشیها در چند شهر ایران کرده بودند دستگیر شده و دوتا برادر بنام فتحی هم اعدام شدند ..

    قبل اعدام اقرار کرده و سر صحنه رفته و …داستان کاملا روشن بود …اما چرا خندیدم ؟

    شبکه های اونور آبی گفتند این دوتا برادر زندانی سیاسی بوده و آزادیخواه بودند و با شکنجه اعدام شدند !!!

    آخه شما را بخدا ببینید کار این جماعت احمق که مثلا دشمن جمهوری اسلامی هستند به کجا کشیده که دزدان و سارقان مسلح را آزادیخواه می نامند …

    دروغ از ارکان اصلی مخالفان جمهوری اسلامی می باشد ..و دروغگوترین موجودات مخالفان نظام اسلامی هستند …
    خلاصه کلی به حماقت مخالفان خندیدیم ..اینجوری :D :mrgreen:

    [پاسخ]

  14. یحیی
    ۱ آبان ۱۳۹۰ در ۰۸:۰۹ | #14

    احتمالا طرف وابسته به تیم جریان انحرافیه:D

    [پاسخ]

  15. حسین
    ۱ آبان ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۶ | #15

    سلام اقایی حسینی
    شما در مورد کار خانه اسفالت حقایق رو ننوشتی ؟چرا این مطلب رو اشاره نمی کنی که دو عضو شورای شهر و شهر دار کومله از صاحب کار خانه رشوه‌هایی میلیونی گرفتنند؟ شهردار کومله برادر نماینده لنگرود در مجلس هست بخشدار وقت یک دستگاه اپارتمان هدیه گرفته وشما به این مسائل اشاره نکرده ای مگر شهر دار کومله برادر ۲ شهید نیست ؟مگر عضو بد نام شورای شهر که بیشترین رشوه را گرفته برادر شهید نیست؟ چرا حقایق رو پنهان می کنی اینها سالها به نام خون شهدا برای خود منافع کسب کردند حا لا دارند خون مردم را می مکند؟ از مردم هیچ از شهیدانشان خجالت نمی کشند که شهر شان را به چند میلیون فروختنند؟ :?::?::?:

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    سلام ممنون برادر. بله حق با شماست. البته من پنهان کاری نکردم. قصدم کتمان حقایق نبود. فعلا به این جزئیات اشاره نکردم. چون خودم مدرکی نداشتم. ان شا الله اگه حل نشد، سر وقت به اینها هم اشاره می کنیم. باز هم ممنون :)

    [پاسخ]

  16. ۳ آبان ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۸ | #16

    سلام آقا امید!
    یادم میاد وقتی میخواستم برم به روستای خودمون(ساداتمحله) که از شهر کومله رد میشه، از طرف همین کارخانه پلاکاردی زده بودند و به شهردار جدید تبریک گفته بودند.(البته یادم نمیاد شهردار بود یا فرماندار) خونه خواهرم همون نزدیکیه! اعتراضاتی هم شده ولی فایده نداشته.
    در مورد اون بزرگواران هم بهتره چیزی نگم نگم!
    البته تقصیر ما هم هست.

    [پاسخ]

  17. ۳ آبان ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۲ | #17

    البته برادران بخش کومله تا الان در حق بخش ما( اطاقور)بی لطفی های زیادی کردند!اینو به این خاطر گفتم که نگاه کردن محدود از نوع سوسیالیستی اونم از نوع افراطی این عواقب رو هم داره.

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۵ ق.ظ:

    اوه اوه. همینو کم داشتیم برادر! نه اینکه قبلا چه جفاهایی در حق کومله به خاطر بخشداری اطاقور نشد؟ یادتون رفته؟ :)))
    ولی حالا جدا از شوخی، نمی دونستم همشهری و هم ولایتی هستیم

    [پاسخ]

  18. ۴ آبان ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۵ | #18

    سلام آقای حسینی.اول یه خسته نباشید برای کار بزرگتون و
    تشکر بابت اینکه به فکر کومله هستید.
    بار اولی که خبرو بر روی سایت شهدامون قرار دادم،اونهم بخاطر ارادتی که به شهدا داشتم،با اینکه خبر فقط شرح مختصری از اتفاقات بود،با مخالفت شدید خیلی از دوستان روبه رو شدم.حتی خیلیا گفتند چه ارتباطی بین شهدا و کارخانه آسفالت است؟
    با اینکه میدانم تفکر این دوستان از شهدا،انسانهایی است که به دوران دفاع مقدس برمیگردند.واقعا اگر شهدای ما زنده بودند(که میدانیم زنده هستند و همه ی این چیزهارو میبینند) اجازه چنین کاری رو میدادند؟
    خون هایی که برای این انقلاب ریخته شده،نباید با اشتباهات ما پایمال شود.
    هرکسی مقصر این قضیه است باید پاسخگو باشد و جلوی اشتباهش را بگیرد.انشاالله هرچه زودتر این مشکلات حل شود./
    درضمن از مطالب دیگرتون هم دیدن کردم به ویژه پست شهید املاکی.این دوستمون آقای صفرپناه تو وبلاگش http://www.hero67.blogfa.com سعی کرده بیشتر به این شهید بپردازه چون خودش ساکن کولاک محله هست،خیلی هم به لاله ها کمک میکنه.همه ی سایت لاله ها،کار همین بچه هاست.اگر تمایل داشتید حداقل به عنوان حمایت از شهدای کومله(نه ما)،این سایتو لینک کنید.با پدرتون که دورادور آشنایی داریم،ولی توفیق زیارت شما را نداشتیم.خیلی بهتون علاقه داریم،خیلی هم دوست داریم از نکته و نظرات شما در سایت استفاده کنیم.

    [پاسخ]

  19. ۵ آبان ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۸ | #19

    ما که چندبار خدمتتون عرض کردیم. شما تحویل نگرفتید.شما انگار “شهرکردی ها”رو بیشتر تحویل میگیرد!!!
    البته ما جرات نداریم بر علیه کومله های عزیز حرفی بزنیم چون ناچارا از وسط این شهر باید مقصدمون به برسیم. به این خاطر هم بهشون ارادت داریم، شدید

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۳ ق.ظ:

    من ارادت دارم :)

    [پاسخ]

  20. ۸ آبان ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۴ | #20

    سلام برادر
    آهستان عزیز شما رو با نام آهستان لینک کردم لطفا من رو با نام روشنگر ۹۰ لینک کنید پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزارم

    [پاسخ]

  21. ۱۴ آبان ۱۳۹۰ در ۰۹:۱۰ | #21

    وقتی نماینده شهرمون بجای اینکه به فکر حوزه انتخابیه خودش باشه به فکر پایتخت نشینان باشه و فریاد نا تمام ماندن پروژه های شهر تهران ازجمله مترو را بر زبان جاری کنه معلومه که هیچ مشکلی در این شهرستان نیست و به نقل از یک بنده خدای همه چیز آرومه.
    خبر کامل رو میتونید اینجا بخونید
    http://roshangar90.blogfa.com/post-6.aspx
    http://www.bornanews.ir/Pages/News-85121.aspx

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۴:۵۰ ب.ظ:

    احسنت

    [پاسخ]

  22. جوادی
    ۱۰ آذر ۱۳۹۰ در ۰۳:۳۲ | #22

    با سلام
    در جواب شهید آریایی
    چرا آمریکا تاکنون از امضای پیمان کیوتو سرباز زده است؟به گزارش همان سازمانهای بین المللی ایلات متحده آمریکا به تنهایی ۲۵%از گازهای گلخانه ای دنیا را تولید می کند.
    بیشترین آلودگی ناشی از فعالیت صنایع است و کشورهای پیشرفته و صنعتی سهم قابل ملاحظه ای در آن دارند نسبت به کشورهای درحال توسعه.
    بشر امروز متأسفانه طبیعت مظلوم را مورد تاراج و غارت قرار داده است.همه ما در قبال این نعمات الهی مسئولیم

    [پاسخ]

  1. ۲۳ آذر ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۴ | #1
  2. ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۹:۴۵ | #2

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: