خانه > انقلاب اسلامي, اينترنت, تاريخ, جامعه, دفاع مقدس, شخصي > عکس‌هایی ماندگار از شهدای کومله

عکس‌هایی ماندگار از شهدای کومله

چند روز پیش که بعد از دو سه ماه به شهر و محله‌ی دوران کودکیم (کومله) رفتم، از این فرصت استفاده کردم و تعداد زیادی از عکس‌های قدیمی و عکس‌های شهدا را از آلبوم‌های دوستان و آشنایان جمع‌آوری کردم. البته مدتها بود که چنین قصدی داشتم ولی هر بار به بهانه‌ای نشد. تا اینکه این دفعه آستین‌ها را بالا زدم و با خواهش و التماس و البته لطف و محبت دوستان و فامیل، عکس‌های زیادی به دست آوردم.

از آلبوم‌های پدر و عمو و شوهر خاله و … شروع کردم و کلی عکس ناب و خاطره انگیز پیدا کردم. عکس‌هایی از خیابان‌های قدیمی شهر، شهدای کومله، مراسم‌ تشییع پیکر شهدا و …

البته چون عجله داشتم و دستگاه اسکنر همرام نبود، با همین دوربین معمولیم عکس‌ها را اسکن کردم! به هرحال مجموعه‌ی خوبی هست. به نظرم اگر دیگران هم از آلبوم‌های خانوادگی و دوستان و اطرافیانشان شروع کنند، مجموعه‌ی باارزشی از خاطرات و تصاویر دوران انقلاب و دفاع مقدس ثبت و ضبط و منتشر می‌شود و کم‌کم گنجینه گرانبهایی از تصاویر ناب و نادیده‌ی دفاع مقدس بدست می‌آید.

متاسفانه بسیاری از این عکس‌ها و خاطرات در اثر گذشت زمان فراموش شده‌اند. از طرفی به مرور زمان از کیفیت آنها هم کم شده. پس چه بهتر که دست به کار شویم. کمترین فایده‌ی این کار، این است که لااقل خاطرات شهر و محله‌ی خودمان را دوباره زنده می‌کنیم. هم برای مردمی که بعد از سال‌ها با دیدن این تصاویر آهی می‌کشند و هم برای نوجوانان و جوانانی که اصلا آن روزها را با چشم خود ندیده‌اند.

من چند روز پیش بعضی از همین تصاویر را به دوستانم و خانواده‌ام نشان دادم. واکنش آنها جالب بود. مثلا عکس‌هایی دارم از بدرقه و استقبال از رزمنده‌ها. در لابلای جمعیت، چهره‌های پیر و جوان آشنای زیادی می‌بینیم. آدم‌های زیادی از دنیا رفته‌اند و بعضی‌‌ها هم سرنوشت‌های عجیب و غریبی پیدا کرده‌اند. یا عکس‌هایی پیدا کردم از جاده‌ی قدیم لنگرود به کومله و حضور مردم در مراسم تشییع شهدا. یا عکسی قدیمی از بقعه‌ی متبرکه آقا سید حسن کومله.

از تاریخ برخی از این عکس‌ها حدودا ۲۵ یا ۳۰ سال می‌گذرد. جالب اینجاست که خیلی‌ها یادشان رفته بود روی دیوار این بقعه متبرکه چه نقاشی‌های قشنگی وجود داشته که بعدا تخریب شدند! بقعه آقا سید حسن تقریبا در مرکز شهر کومله قرار دارد. زمان کودکی ما یک بنده‌ی خدایی پیدا شد و عکس‌ شهدای شهر را روی دیوار پشتی آن کشید. کم‌کم تعداد شهدا بیشتر شد و جایی برای تصاویر جدید نبود! جالب اینکه شهدای زیادی هم پای همین دیوار و همین تصاویر، ایستادند و عکس یادگاری گرفتند…

این صحنه، یعنی عکس شهدای روی دیوار این بقعه، جلوه‌ی زیبایی به شهر ما داده بود و مردم همیشه شهدا را در برابر خود می‌دیدند که متاسفانه بعد از جنگ به بهانه‌ی بازسازی و مرمت به خاطرات پیوست!

همین چند روزه با بچه‌های سایت «لاله های شهر کومله» هم از نزدیک آشنا شدم. این سایت به طور اختصاصی درباره ۱۱۵ شهید شهر کومله و حومه فعالیت می‌کند و دو سه جوان خوب و دوست داشتنی (بدون حمایت ارگان و یا نهادی) وظیفه‌ی به روز رسانی آنرا به عهده دارند. به نظر من کاری که این دوستان دانشجو در شهر کومله انجام می‌دهند، تا حالا درباره شهدای شهر و شهرستانی صورت نگرفته. لااقل من ندیده‌ام.

یکی از کارهای خوب این بچه‌ها جمع‌‌آوری عکس‌ها و فیلم‌های جنگ از خانواده شهداست. تمامی این تصاویر در سایت «لاله‌ها» قرار گرفته و یا در حال آپلود شدن هستند. این دوستان یک کار خیلی خوب دیگر هم در برنامه‌ی خودشان دارند که ای کاش خیلی زودتر از این انجام می‌شد. آنهم سر زدن به خانواده شهدا و ضبط خاطرات شفاهی آنها. پدران و مادران شهدا، آرشیو زنده‌ی انقلاب و جنگ تحمیلی هستند که متاسفانه کم‌کم از میان ما می‌روند!

لینک های مرتبط:

عکس : شهر من کومله

عکس: قهرمان یعنی این!

عکس: برادران خوش سیرت

فعالیت کارخانه آسفالت در محدوده شهر؟!

تصاویری از شهدای کومله

این عکس احتمالا مربوط به ابتدای جنگ هست. اردوی جوانان کومله در مناطق ییلاقی. پنج شهید هم در میان این جوان‌ها هستند که یکی از آنها عمویم هست

این عکس احتمالا مربوط به ماه‌های ابتدایی جنگ هست. اردوی جوانان کومله در مناطق ییلاقی گیلان. شش نفر از این‌ها شهید شدند که یکی از آنها عمویم هست

استقبال از رزمندگان

استقبال از رزمندگان

انتقال شهدا از لنگرود به کومله

 

جاده لنگرود - کومله/ حضور سواره و پیاده مردم در تشییع شهدا

استقبال مردم از شهدا در ورودی شهر

همین مسیر

همین مسیر

یکی از شهدای کومله

این عکس مربوط است به سال 61 و بعد از شهادت عمویم مصطفی. این دو نفر هم که کنار مزار شهدا ایستاده‌اند، خودشان بعدا به شهدا پیوستند. شهیدان سید جواد پاسبان و شعبانی

این عکس مربوط است به سال ۶۱ و بعد از شهادت عمویم مصطفی. این دو نفر هم که کنار مزار شهدا ایستاده‌اند، خودشان بعدا به شهدا پیوستند. شهیدان سید جواد پاسبان و شعبانی

در این تصویر هم شهیدان سید جواد پاسبان و ابوالفضل حسینی ایستاده‌اند

در این تصویر هم شهیدان سید جواد پاسبان و ابوالفضل حسینی ایستاده‌اند

این عکس را هم از آلبوم شوهرخاله‌ام آقای غلامرضا رحیم‌پور برداشتم که خودشان در این تصویر حضور دارند. نفر دوم از سمت راست

این عکس را هم از آلبوم شوهرخاله‌ام آقای غلامرضا رحیم‌پور برداشتم که خودشان در این تصویر حضور دارند. نفر دوم از سمت راست

شهید هوشنگ کردی سمت راست

 

بقعه آقا سید حسن

  1. م.طاهري
    ۲۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۴ | #1

    سلام

    خیلی عکس های قشنگی بودند

    [پاسخ]

  2. ۲۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۷ | #2

    قتل در حزب کومله

    گروهک تروریستی کومله با تایید قتل درون سازمانی یکی از اعضای این گروهک ادعا کرد وی به صورت تصادفی کشته شده است.

    عبدالله مهتدی رئیس کومله ادعا کرد شلیک به «مریم-ص» ملقب به یلدا در اردوگاه این گروهک تصادف بوده است اما بررسی های بولتن نیوز حاکی است که نامبرده به خاطر تن ندادن به خواسته نامشروع یکی از سران کومله، کشته شده است.

    بنابراین گزارش یلدا یکشنبه بیستم آذر ماه توسط نوچه های بهرام رضایی در اردوگاه گروهک تروریستی کومله مهتدی به طرز دلخراشی به قتل رسید. وی که اخیراً با بهرام رضایی از کومله عمر ایلخانی زاده جدا شده بودند توسط نوچه بهرام رضایی بنام خسرو رضایی اهل دیواندره کشته شد. یلدا از مخالفین سرسخت پیوستن به کومله مهتدی بود.
    شاهدان می گویند یلدا توسط پیشمرگان کومله مهتدی در این اردوگاه به طرز وحشتناک و دلخراشی به قتل رسیده است.

    http://khabarfarsi.com/n/1709052/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%85%D9%84%D9%87_%C2%AB%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85%C2%BB_%D8%B1%D8%A7_%DA%A9%D9%87_%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%AD%D8%B4%D8%A7_%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF_%DA%A9%D8%B4%D8%AA_%D8%AE%D8%A8%D8%B1_%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87

    [پاسخ]

  3. کاظم68
    ۲۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۲ | #3

    سلام آقای حسینی،
    عکسهای بسیار جالبی بود.
    یه سر به وبلاگ قهرمان(سردار همیشه قهرمان گیلان-شهید حسین املاکی) بزنید و نظر بدهید.
    http://hero67.blogfa.com/

    [پاسخ]

  4. ۲ دی ۱۳۹۰ در ۰۶:۵۸ | #4

    وااای امید.. چه روزهای قشنگی بود تو گیلان
    زنده باد گیلان قهرمانِ مهربان
    امید، گیلان، بد مورد عنایت تهاجمات فرهنگی . ناهنجاریهای اخلاقی پایتخت قرار گرفته

    [پاسخ]

  5. سید صمد
    ۲ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۸ | #5

    سلام عزیزم
    ممنون به خاطر سایت قشنکت.

    [پاسخ]

  6. جوادی
    ۵ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۷ | #6

    با سلام
    با توجه به جمعیت روستا تعداد رزمندگان اعزامی به جبهه های نبرد حق علیه باطل و حتی شهدا قابل توجه است.
    راستی وجه تسمیه این روستا چیست؟

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۳ ب.ظ:

    در پاسخ اقای جوادی عرض کنم که شهر قشنگم کومله روستا نیست
    دستت درد نکنه امید جان
    ممنون از عکسای قشنگت

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۸ ق.ظ:

    خواهش می کنم. رسیدن به خیر :)

    [پاسخ]

  7. باران
    ۲ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۴۴ | #7

    امید جان تازه متوجه سایتت شدم :D

    [پاسخ]

  8. ۶ آبان ۱۳۹۱ در ۱۵:۲۲ | #8

    تجدید خاطره شد . موفق باشید جناب حسینی

    [پاسخ]

  9. حمید رضا عباسی
    ۲۰ آذر ۱۳۹۲ در ۱۳:۱۹ | #9

    برادر حسینی عزیز از اینکه احساس دین نسبت به شهدا نمودی قابل تقدیر میباشد انشاءا… با پشتکار و توکل به خدا ادامه دهی و با مطالعه در سایتهای مختلف در این خصوص بتوانی بر کیفیت این سایت اضافه نمایی

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 9725
  1. ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۴:۴۵ | #1

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: