خانه > انقلاب اسلامي, اينترنت, تاريخ, جامعه, سياست > نه دي، روز پيروزي مردم

نه دي، روز پيروزي مردم

آقاي دژاكام موجي وبلاگي به راه انداخته درباره روز تاريخي 9 دي و از من هم دعوت كرده است كه در اين خصوص مطلبي بنويسم. جرقه اين موج وبلاگي، بعد از سخنان اخير رهبر انقلاب در جمع اعضاي ستاد بزرگداشت روز 9 دي زده شد.

جان كلام اين سخنان، تاكيد بر نقش «حضور مردم» در رفع مشكلات و موانع پيش روي انقلاب و نظام است. در حقيقت راز ماندگاري 9 دي هم همين مردمي بودن آن است. بعد از اين روز تاريخي، خيلي‌ها سعي كردند به يك طريقي اين حضور مردمي را زير سوال ببرند. با تحقير و تمسخر مردم و حتي توسل به كيك و سانديس! عده‌اي هم كه نمي‌توانستند اصل حضور مردم را منكر شوند، به آمار و احتمالات و متر كردن خيابان‌ها و تخمين زدن جمعيت‌ و اين قبيل روياپردازي‌هاي كودكانه روي آوردند تا لااقل گستردگي حضور مردم را كم كنند. همه‌ي اين دست و پا زدن‌ها، يك دليل داشت: عصبانيت از حضور مردم.

البته كميت و كيفيت اين حضور نه نيازي به ارائه آمار از طرف ما دارد و نه از طرف مخالفان. در عظمت آن همين بس كه بعد از چند ماه آشوب و قانون‌شكني، بساط فتنه‌گري هم جمع شد. رهبري در سخنان خود به نكته مهمي اشاره كردند كه «این فتنه، صرفا منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود، بلكه ناشی از یك بیماری بود كه با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود و به یك حضور عظیم مردمی نیاز داشت، كه چنین هم شد.»

چرا بيماري؟ و چرا حضور مردم مهمتر از اقدامات سياسي و امنيتي بود؟

فتنه سال 88 از اعتراض ظاهري به نتيجه‌ي انتخابات شروع و به عرصه‌اي براي عقده‌گشايي رسمي همه عناصر و عوامل ضدانقلاب تبديل شد. اين بهانه‌ را كساني فراهم كردند كه خودشان سال‌ها سيبل حمله و دشمني ضدانقلاب بودند ولي نياز مبرم آنها به سياهي لشگر و حضور خياباني، دشمني‌ها را به دوستي و يا بي‌تفاوتي تبديل كرد و پارچه سبزي كه قرار بود نماد مظلوميت اهل بيت باشد، پيوند دهنده‌ي جماعتي متناقض شد. لائيك و سكولار و بي‌دين و ضددين و ضدخدا و منافق و سلطنت‌طلب و بهايي و البته بخشي هم خط امامي و اصلاح‌طلب!

جدا كردن اين تركيب عجيب و غريب كار آساني نبود. همه اينها ادعا مي‌كردند كه مردمند و به بهانه اعتراض به نتيجه انتخابات به خيابان آمده‌اند. درست مثل روزها و ماه‌هاي اول انقلاب كه همه مخالفان انقلاب و فتنه‌گران خياباني ادعا مي‌كردند مردمي هستند كه براي نجات انقلاب به خيابان آمده‌اند!

طبعا برخورد با اين جماعت برخورد با مردم عادي تلقي و بلافاصله از طريق رسانه‌ها و بوق‌هاي تبليغاتي به دنيا مخابره مي‌شد. تنها جايي كه تا حدودي حركت معترضان رنگ مردمي داشت، راهپيمايي روز 25 خرداد بود كه البته همان هم غيرقانوني و بدون مجوز و براساس فرضياتي دروغين مثل «حماسه خس و خاشاك!» برگزار شد و علي رغم همه ادعاها مبني بر راهپيمايي آرام و سكوت، زمينه ساز خشونت و ناآرامي بود.

ضمن اينكه بهانه‌ي اعتراضات هنوز انتخابات بود و براي روشن شدن چهره‌ي فتنه‌گران وقت زيادي لازم بود.

رهبر انقلاب از ابتدا ضمن احترام به آراي مردم، بنا را بر همكاري با معترضان و شنيدن صداي آنها گذاشتند. هم با نامزد معترض ديدار كردند و هم دلائل و مستندات نمايندگان نامزدهاي مختلف را شنيدند و هم با تمديد مهلت رسيدگي به شكايات موافقت كردند و از شوراي نگهبان خواستند كه به دقت به اين شكايات رسيدگي كنند. ايشان از همان ابتدا معترضان را از آشوبگران جدا كردند و به خود موسوي هم گفتند كه «جنس شما با این گونه افراد متفاوت است و لازم است كارها را با متانت و آرامش پیگیری كنید»

ولي در مقابل موسوي و اطرافيان او بناي كار خود را دقيقا بر همان رفتار غيرقانوني و آشوبگرانه گذاشتند. اشتباه بزرگ اين آدم‌ها اين بود كه تصور مي‌كردند همه آن 14 ميليون (يا لااقل نيمي از آن جمعيت) در حمايت از موسوي به خيابان مي‌آيند!

من قبلا در مطلبي به تركيب آراي موسوي اشاره كرده‌ام. اين آرا مربوط است به تركيبي از طيف سنتي اصلاح‌طلب و چپ، اصولگرايان منتقد و مخالف احمدي‌نژاد، مردمي كه هنوز در خاطرات دوران نخست‌وزيري موسوي بودند و البته بخشي از مخالفان و منتقدان نظام!

تركيب حاميان قبل از انتخابات فرق‌هاي زيادي با بعد از انتخابات دارد. محال است اصولگراي منتقد احمدي‌نژاد، به خاطر موسوي به خيابان بيايد و به فتنه‌گري مشغول شود. آن‌هايي هم كه صرفا به خاطر علاقه به نظام و انقلاب و خاطرات دهه 60 به موسوي راي داده بودند، همينطور. از ميان اصلاح‌طلبان نيز چهره‌هاي زيادي به تدريج راهشان را از موسوي جدا كردند. اين روند مخصوصا بعد از خطبه‌هاي رهبري در نماز جمعه 29 خرداد روشن‌تر شد.

بنابراين موسوي در ميان حاميان خود با ريزش‌ها و رويش‌هايي همراه بود. مردم، انقلابيون، اصولگرايان و بخش زيادي از اصلاح‌طلبان از موسوي جدا و در مقابل طيف‌هاي مختلف ضدانقلاب (چه آنهايي كه راي داده بودند و چه آنهايي كه اصلا راي نداده بودند) به موسوي و ساير ياران او پيوستند و فتنه واقعي شكل گرفت. در حقيقت با جدا شدن مردم، اعتراضات خياباني به جنگ مجازي و رسانه‌اي تبديل شد؛ هرچند گاهي هم در حاشيه‌ي مناسبتي و يا تظاهراتي، عده‌اي خلاف جريان مردم شنا مي‌كردند كه حوادث روز قدس و روز عاشورا از اين جنس هستند.

بيماري يعني همين. يعني غبارآلود شدن فضا. يعني شنيدن صداي ضدانقلاب از اردوگاه انقلاب. يعني شنيدن صداي مخالفان امام از مدعيان خط امام! يعني تغيير ناگهاني شعارها و آرمان‌ها و سر برآوردن عقده‌هاي كهنه و پنهان. يعني علم كردن سابقه و لقب و اعتبار و نام و عنوان براي به چالش كشيدن اصل نظام. يعني به نام نظام و انقلاب و امام و به كام دشمنان نظام و انقلاب و امام.

به هرحال برخورد با اين فتنه كار آساني نبود. برخورد با عناوين و القاب و سابقه‌ها هم همين‌طور. نياز به گذشت زمان داشت و نگاه جامع و فراگير و تصميم و برخورد غيراحساسي. قطعا اشتباهاتي صورت گرفت. بالاتر از اشتباه، جنايتي مثل كهريزك هم. آدم‌هاي زيادي هم صدمه ديدند (چه با گناه و چه بي‌گناه) ولي هيچكدام اينها باعث نشد كه مردم متوجه اصل ماجرا نشوند.

خيلي سعي كردند طوري وانمود كنند كه گويا مردم در برابر مردم ايستاده‌اند، اما واقعيت مساله اين نبود. رنگ و بوي فتنه اصلا مردمي نبود. نهايت عرضه مخالفان، عرض اندام در چند خيابان تهران و چند نقطه محدود در دو سه شهر بزرگ بود. هرگز نتوانستند موجي مردمي را در كشور به راه بيندازند. چون جنس و ريشه و خاستگاه فتنه اصلا مردمي نبود. به همين علت خيلي راحت با حضور تاريخي و حماسي مردم در 9 دي سال 88 جمع شدند.

البته مهمتر از حضور كمي، كيفيت اين حضور بود كه مردم سي سال بعد از پيروزي انقلاب، دقيقا با همان شور و احساسات و با همان شعار و شعور براي دفاع از اصل نظام و رهبري به خيابان‌هاي سراسر كشور آمدند.

پي نوشت اول: يك نكته مهم در سخنان اخير رهبري، تاكيد بر جنبه‌هاي غيرشعاري و توجه به عمق شعارهاي اصلي مردم است. مردم براي دفاع از نظام منتظر كسي نماندند، پس خوب است كه ديگران هم شعارهاي مردم را به نفع خود و جبهه‌ي خود مصادره نكنند!


پي نوشت دوم: فتنه سال88 تمام شد. فتنه‌اي كه به هرحال هزينه‌هايي هم براي ما داشت. خوب است به گذشته برگرديم. اگر اشتباهي مرتكب شديم، اگر برخورد بدي با كسي داشتيم، اگر با برخورد بد خود، منتقدي را به مخالف تبديل كرديم، به فكر جبران آن هم باشيم. البته  اين اما و اگرها، به معني توجيه رفتار معترضان و فتنه‌گران نيست. آنها كه از اول مخالف نظام بودند كاري به رفتار خوب و بد ما ندارند، ولي عده‌اي هم هستند كه … پس بنا را بر جذب حداكثري و دفع حداقلي بگذاريم.

لينك هاي مرتبط:

حماسه «نهم دی ماه» در كلام رهبر معظم انقلاب

باز هم مردم ايران  يادداشتم بعد از راهپيمايي تاريخي 9 دي در قم

عكس: عصبانيت فتنه گران از حضور مردم در 9 دي  يادداشت 10 دي 88

عكس: عصبانيت و توهين سايت خودنويس به مردم 14 دي 88

9 دي و پايان توهم «اكثريت» ِ اقليت   8 دي 89

  1. علیرضا*
    18 دسامبر 2011 در 12:40 | #1

    دیشب بی بی سی تو بخشه نوبت شما وبلاگتو برسی کرد … در مورد همون پستی که راجبه هواپیمای جاسوسی گذاشته بودی ….
    بعد گفت به نقل از وبلاگه حامی دولت :lol:
    حالا شما بالاخره حامی دولتی یا نه ؟؟؟ :mrgreen:

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 12:45 ب.ظ:

    خوب ميگن ديگه، چه كنيم؟ جلوشونو كه نمي تونيم بگيريم :)

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:30 ب.ظ:

    کاش” سعید جان ” امامی زنده بود و جلوشون و میگرفت
    یاور همیشگی ولایت
    :D

    [پاسخ]

  2. یحیی
    18 دسامبر 2011 در 13:08 | #2

    ((جدا کردن این ترکیب عجیب و غریب کار آسانی نبود. همه اینها ادعا می‌کردند که مردمند و به بهانه اعتراض به نتیجه انتخابات به خیابان آمده‌اند. درست مثل روزها و ماه‌های اول انقلاب که همه مخالفان انقلاب و فتنه‌گران خیابانی ادعا می‌کردند مردمی هستند که برای نجات انقلاب به خیابان آمده‌اند!))

    اونایی که روز 25 خرداد یا 26 خرداد یا 29 و 30 خرداد
    یا روز قدس
    یا ….
    به خیابون اومدند چی بودند؟
    مردم نبودند؟
    حیووون بودند؟
    از کره ماه اومده بودند؟
    پیاده نظام آمریکا بودند که از واشنگتن اومدند؟
    با چمدان چمدان پول اومدند؟
    چی بودند؟

    مردم فقط یعنی هومنی که شما میگید
    مردم یعنی همونایی که شما میخواین

    خجالت هم خوب چیزیه که نیست

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:13 ب.ظ:

    مثل اينكه درست نخوندي. 25 خرداد رو كه خودم نوشتم. هرچند همون هم غيرقانوني و بدون مجوز بود ولي باز بهش اشاره كردم. حرف من اين بود كه نميشه خواست يه عده رو به نام مردم يه كشور زد

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:21 ب.ظ:

    عزیزم
    تظاهرات مردم در بحرین مجوز داره؟
    تظاهرات مردم در مصر مجوز داشت؟
    مجوز یعنی چی؟

    تظاهرات جلوی سفارت انگلستان مجوز داشت یا فقط مجوز برای یک عده ای هست؟

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:25 ب.ظ:

    تو چكار به مردم بحرين داري؟ مردم بحرين براي سرنگوني نظامشان به خيابون اومدند، ولي موسوي چي؟ مگه موسوي از اول به خاطر سرنگوني اومد؟ اون كه ادعا مي كرد به تقلب اعتراض داره؟ راه اعتراض به تقلب هم در قانون مشخصه . البته اگه جنابعالي عقيده داري كه از ابتدا تقلب بهانه بود و سرنگوني نظام هدف بود، خوب تبريك ميگم. قربان آدمي كه حرفشو خيلي رك مي زنه. پس نبايد انتظار داشته باشي كه با مخالف نظام و كسي كه دنبال سرنگوني نظامه، تعارف داشته باشيم! :)

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:33 ب.ظ:

    آقای یحیی
    همان 3 میلیون نفری که بقول شما در 25 خرداد به خیابان امده بودند و وقتی در برگشت به پایگاه بسیج حمله ور شدند و آن بسیجی نگهبان را تکه تکه کردند و پایگاه را با کوکتل به آتش گشیدند …و آن مادر و دختر را در مهد کودک کشتند و ….خیلی از همان جمعیت به حقیقت ماجرا پی بردند و دیگر از آن جمعیت خبری نبود و تا به چند صد نفر این آخرا رسیده بود …

    عده زیادی از آنها متوجه مکر و فریب موسوی ودشمنان اسلام شده بودند …ریزش از همانجا شروع شد

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:39 ب.ظ:

    بدون تعارف به شما میگم
    بالای 90% کسانی که به موسوی رای دادند از همان ابتدا بدنبال تغییر بودند
    اما نه تغییر حکومت
    تغییر شیوه حاکمیت

    یعنی از احمدی نژاد خسته بودند نه از خامنه ای
    این یک واقعیت بود

    اما با حرفهایی که ولی فقیه تون زد و کارهایی که افراد منتسب به او انجام دادند
    نوک حمله دقیق و البته درست به قدرت مادام العمر چرخید

    باز هم البته در همون زمان هدف سرنگونی نظام نبود
    چون مردم فکر نمیکردند بقیه ارکان حکومت بخاطر ولی فقیه حاضر باشند حتی کل نظام رو زیر
    سئوال ببرند

    اما:
    پس نباید انتظار داشته باشی که با مخالف نظام و کسی که دنبال سرنگونی نظامه، تعارف داشته باشیم!

    قربون تو بشم امید جان
    پس خودت قبول کردی بین شما و آل خلیفه و قذافی و محمد رضا شاه …. هیچ فرقی نیست
    یعنی اگر اونها هم برای حفظ حکومتشون کاری کردند مشروعه

    دست درد نکنه
    پس قضیه عدالت و آزادی و برابری نیست
    قضیه زوره
    قانون جنگله
    هرکی زورش بیشتر بود برنده است :D

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:51 ب.ظ:

    من دليل آوردم. حاميان موسوي رو به چند دسته تقسيم كردم. اتفاقا براي هر گروهي هم ميشه كلي اسم آورد. از ميان اصولگرايان حامي موسوي مثلا اكرمي. از ميان اصلاح طلبان كواكبيان . از ميان خط امامي ها مثلا دختر امام و خانم حديدچي. مشابه اين آدمها كم نيستند. وقتي كسي براي دفاع از نظام به موسوي راي داده، كه براي مخالفت با همين نظام به نفع موسوي به خيابون نمياد؟
    پس به جاي شعارهاي تكراري بايد واقعيت رو قبول كنيد. با تكرار يك ادعا، اون ادعا ممكنه يه چند روزي براي خودتون واقعي به نظر برسه ولي براي بقيه نه. رهبري از روز اول با احترام با معترضان برخورد كرد. با موسوي و نماينده هاي مختلف.
    درباره 29 حرداد يك مساله رو اصلا در نظر نمي گيري. اولا روز 25 خرداد رهبري با موسوي جلسه داشت و ازش خواست كه راهش رو از آشوب جدا كنه، موسوي چكار كرد؟ راست رفت وسط مردم! كسي كه هم خدا رو مي خواد و هم خرما رو، با او چطور بايد رفتار كرد؟ مگه ميشه از يه طرف حمايت رهبري رو بخوان و از طرف ديگه طبق ميل خودشون رفتار كنند؟
    خطبه هاي 29 خرداد دقيقا جدا كردن خط مردم از آشوبگران بود. حتي با اينكه موسوي به صحبت هاي چند روز قبل رهبري دهن كجي كرده بود، باز هم آقاي خامنه اي در اين خطبه ها از موسوي به نيكي ياد كرد.
    ضمنا قانون جنگل رو شماها به ايران آورديد. ما كه به قانون انتخابات پايبند بوديم. شماها گفتيد نه و به خيابان اومدين. در مقابل اين آدمها چه بايد كرد؟

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:52 ب.ظ:

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ ۱:۳۳ ب.ظ:

    آقای یحیی
    همان ۳ میلیون نفری که بقول شما در ۲۵ خرداد به خیابان امده بودند و وقتی در برگشت به پایگاه بسیج حمله ور شدند و آن بسیجی نگهبان را تکه تکه کردند و پایگاه را با کوکتل به آتش گشیدند …و آن مادر و دختر را در مهد کودک کشتند و …

    فیلم های مختلف و البته به اندازه کافی از شلیک کلاشینکف توسط همون بسیجی به مردم
    جلوی همون پایگاه هست و همه دیدند دیگه نیازی به توضیح اضافه نداره

    اون مادر و بچه هم در مهد کودک جلوی همون پایگاه بر اثر شلیک همون آدم کشته شدن
    گلوله مسلسل :arrow:

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:56 ب.ظ:

    اتفاقا فيلمهاي خوبيه. اگه فيلم كامل پخش بشه دروغ شماها رو خوب ثابت مي كنه. اون بسيجي با اينكه تفنگ دستش بود، تا وقتي كسي وارد حريم و محوطه نظامي نشد، با سنگ جواب سنگ پراني و فحاشي شما رو ميده! ولي وقتي چند نفر وارد محوطه شدند، تيراندازي شروع شد. در هيچ كجاي جاي دنيا، به كسي كه وارد پايگاه نظامي شده باشه، كيك و سانديس تعارف نمي كنند :)

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:04 ب.ظ:

    خب خدا رو شکر که قبول کردی تیر اندازی کردید و کشتید
    این یک

    دوم
    این ماجرا موخر و مقدم داشت
    از داخل پایگاه بسیجی ها بیرون اومدند و به مردم فحاشی کردند
    جیم میویر گزارشگر BBC تو میدون آزادی بود و ابتدای اون درگیری مشخصه
    (البته یاتون هست که حضور خبرنگاران خارجی تا روز سه شنبه 26 خرداد آزاد بود و بعد از اون حکومت خواست که تا شنبه 30خرداد که قتل عام کنه، ایران رو ترک کنند)

    سوم
    محوطه نظامی؟
    کی گفته یک ساختمان که فقط جلوش نوشته پایگاه بسیج،مشخصه یک مکان نظامی رو داره؟/
    علائم هشدارش کجاست؟
    مگه پادگانه؟

    مملکت که بی قانون باشه 40 جور نیروی نظامی داره
    پلیس
    بسیج
    ارتش
    سپاه

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:08 ب.ظ:

    اولا شما بايد قبول كني كه يه عده وارد حريم نظامي شدن
    ثانيا اين ادعاي شماست كه بسيجي ها بيرون اومدن و فحاشي كردن. در همين فيلمي كه دوستانت در نت منتشر كردند، همه مي تونند ادب و شعور دو طرف رو مقايسه كنند. شما با افتخار فحشهاي ناموسي دوستانتون رو منتشر كردين!
    ثالثا من كه نبايد بيام به جنابعالي توضيح بدم پايگاه بسيج نظامي هست يا نه. شما اگه نمي دوني مشكل خودته.
    رابعا پايگاه مورد نظر از اصلي ترين پايگاه هاي نظامي غرب تهران بوده و هست
    خامسا شما كاري به قانوني بودن و غيرقانوني بودنش نداشته باش. فعلا قانونيه

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:30 ب.ظ:

    (((اولا شما باید قبول کنی که یه عده وارد حریم نظامی شدن
    ثانیا این ادعای شماست که بسیجی ها بیرون اومدن و فحاشی کردن. در همین فیلمی که دوستانت در نت منتشر کردند، همه می تونند ادب و شعور دو طرف رو مقایسه کنند. شما با افتخار فحشهای ناموسی دوستانتون رو منتشر کردین!
    ثالثا من که نباید بیام به جنابعالی توضیح بدم پایگاه بسیج نظامی هست یا نه. شما اگه نمی دونی مشکل خودته.
    رابعا پایگاه مورد نظر از اصلی ترین پایگاه های نظامی غرب تهران بوده و هست
    خامسا شما کاری به قانونی بودن و غیرقانونی بودنش نداشته باش. فعلا قانونیه)))

    قضاوت رو مثل همیشه به خوانندگان میسپارم
    و فقط یک نکته
    در کشوری که در هر محله هر روستا هر شهری چند صد تا پایگاه بسیج هست
    من به شخصه نمیدونستم که پادگان حساب میشه و کوچه به کوچه در اختیار نظامیانه :lol:
    حداقل پادگانها یک مشخصه ای مثل
    عکسبرداری ممنوع
    دیده بان
    سیم خاردار
    و… داره که این پایگاه ها نداره

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:10 ب.ظ:

    یحیی

    گفتی: «یعنی از احمدی نژاد خسته بودند نه از خامنه ای
    این یک واقعیت بود

    اما با حرفهایی که ولی فقیه تون زد و کارهایی که افراد منتسب به او انجام دادند
    نوک حمله دقیق و البته درست به قدرت مادام العمر چرخید»

    شماها مث اینکه ما رو خر گیر آوردین یا فکر کردین آلزایمر گرفتیم

    شماها تا قبل از نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد، درخواستتون چی بود؟
    تقاضای ابطال انتخابات

    بعدش چرا همه‌تون گوش به زنگ نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد شده بودید؟
    چرا بی بی سی این نماز جمعه‌رو پخش مستقیم کرد؟

    دوباره نیای حرفا رو با هم قاطی کنی و بگی آقای خامنه‌ای توی اون نماز جمعه، فلان گفت و بیسار گفتا

    به سؤال من دقیق فکر کن
    یک بار دیگه تکرارش می‌کنم

    شما تقاضای ابطال انتخابات رو داشتید
    جواب آقای خامنه‌ای چی بود؟

    بدون سند و مدرک و با اردوکشی خیابونی و عربده کشی تقاضای ابطال داشتید.
    آقای خامنه‌ای باید چیکار می‌کرد؟

    ۱- انتخابات رو در همون نماز جمعه و بدون هیچ دلیل و مدرکی و دور از جونشون مثل یک رهبر کم عقل و بی منطق، عربده کشی رو دلیل محکمی بر ابطال انتخابات قرار می‌داد.

    ۲- به اردوکش‌ها بگن، صداتون رو شنیدم اما چون این تریبون، جایگاهی برای بازرسی صندوق آرا نیست، تشریف ببرید از طریق قانونی شکایتتون رو پیگیری کنید.

    در ضمن اون موردی که آقای خامنه‌ای فرمودند امکان تقلب در حد ۱۱ میلیون وجود نداره، نظرشون بود اما نگفتند که شماها حق شکایت ندارید.
    موسوی و کروبی خودشون نماینده‌ای جهت پیگیری نفرستادند. حتی کروبی اعلام کرد که من می‌خواستم نماینده بفرستم اما موسوی نذاشت.

    به سؤالی که کردم خوب فکر کن.
    تقاضای شما چی بود؟
    و چرا شیش دانگ حواستون رو در پی اون تقاضا داده بودید به صحبت‌های آقای خامنه‌ای در اون نماز جمعه؟

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:12 ب.ظ:

    تصحیح مورد ۱:
    – انتخابات رو در همون نماز جمعه و بدون هیچ دلیل و مدرکی و دور از جونشون مثل یک رهبر کم عقل و بی منطق باطل می‌کرد و عربده کشی رو دلیل محکمی بر ابطال انتخابات قرار می‌داد.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:40 ب.ظ:

    آقا یحیی
    اگه نمیدونی بدونکه بسیج از جنس همین مردم هستند و از کره مریخ نیومدند …اکثریت مردم طرفدار نظام هستند و شماها در اقلیت …
    اما با سکوت ما شماها روتان زیاد شد و فکر کردید کار نظام تمامه …و ای هم از حماقت شماها بود
    شما بدترین توهین و برخورد را به مقدسات میکردید و دوست داشتید ما بچه بسیحیها ساکت باشیم ؟
    نه برادر

    این را اگه نمیدانی بدان

    ما تا جان در بدن داریم هر گز نخواهیم گذاشت امثال شماها به این انقلاب و رهبری چپ نگاه کنند ..مگر اینکه تمام ما مردم ولایتمدار و بسیجی را بکشید گه اونم کار شماها و گنده تر از شماها نیست

    گنده های شماها در جنگ 8 ساله و ترورهای احزاب منافق و کومله و دمکرات و …از ترس رفتند تو سلطل آشغال تاریخ چون کم آوردند ..
    شماها که اصلا بحساب نمی آیید

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 4:18 ق.ظ:

    در جواب یک ایرانی که گفته:
    “موسوی و کروبی خودشون نماینده‌ای جهت پیگیری نفرستادند. حتی کروبی اعلام کرد که من می‌خواستم نماینده بفرستم اما موسوی نذاشت.”
    .
    دقیقاً، منم شنیدم گفت، تازه علی لاریجانیم که زنگ زده بوده به موسوی تبریک بگه موسوی نذاشت و گفت تبریک چیه بابا محمود و برنده اعلام کنین من میخوام فـــــتــــنـــــه راه بندازم، دلارای سیارو که به تدارکاتچی شدن نمیفروشم.
    بعد موسوی سریع سلطنت طلبها و مجاهدینو جمع کرد و به سبک ماتریکس تبدیلشون کرد به بیش از 3 ملیون نفر. یک موزماریه این موسوی که نگو.

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:17 ب.ظ:

    امید حسینی پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ ۱:۵۱ ب.ظ:
    رهبری از روز اول با احترام با معترضان برخورد کرد. با موسوی و نماینده های مختلف.

    متن جلسه رو چند بار رجا نیوز چاپ کرد
    تو همون جلسه ولی فقیه شما گفتند که با این بدعت ها(اعتراض به نتیجه انتخابات مخالف هستند)
    جلسه ای با نماینده کاندیدا ها در روز دوشنبه 25 خرداد یک روز بعد از اولین و آخرین دیدار موسوی در شب یکشنبه 24 خرداد

    این یعنی چی؟

    ((کسی که هم خدا رو می خواد و هم خرما رو، با او چطور باید رفتار کرد؟ مگه میشه از یه طرف حمایت رهبری رو بخوان و از طرف دیگه طبق میل خودشون رفتار کنند؟))

    موسوی دنبال حمایت رهبر از خودش بود؟
    اگر این طوری هست فیلم اون ملاقات منتشر بشه
    تا اونجا که ما میدونیم حرف ایشون اعتراض به نتیجه و تقلب بوده

    در حکومتی که حرف رهبر فصل الخطاب است این یعنی نتیجه اعلام شده قطعی است و اعتراض بی معنی

    ((خطبه های ۲۹ خرداد دقیقا جدا کردن خط مردم از آشوبگران بود. حتی با اینکه موسوی به صحبت های چند روز قبل رهبری دهن کجی کرده بود، باز هم آقای خامنه ای در این خطبه ها از موسوی به نیکی یاد کرد.))

    تنها صحبتی که شد این بود که به آمریکا و بقیه که این یک مسئله داخلی است و فلانی نخست وزیر بوده در شرایط جنگ فلانی فرمانده جنگ فلانی رییس مجلس چند دوره و آخری هم رییس جمهور ممکت همین

    و البته بیشتر از همه از توهین هایی که به احمدی نژاد شد و اینکه چرا رییس دولت رو دروغگو خطاب کردند و اینکه نظر کی به کی نزدیک تره …

    حرف آخر:
    امید جان عزیزم
    حرفتو عوض نکن
    شما گفتی:
    ((پس نباید انتظار داشته باشی که با مخالف نظام و کسی که دنبال سرنگونی نظامه، تعارف داشته باشیم!))

    این یعنی هر مردمی که با نظام موجود مخالفت کنند باید منتظر هر گونه بهایی باشند
    چه در حکومت آل اسد
    چه در حکومت ولایت فقیه

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:35 ب.ظ:

    آقا یحیی

    مخالفت با معاندت فرق داره
    تغییر با براندازی فرق داره .فرقشو ما بچه بسیجیها و حزب اللهیها خوب میدونیم..

    شما آنقدر کینهتوزانه عمل کردید که شعارهای مرگ بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس را هم حذف کردید ..از طرفی خدا شما را آنچنان گیج و رسوا کرده بود که شبها می رفتید پشت بامها الله اکبر میگفتید

    الله اکبر بدون مرگ بر دشمنان ؟

    اونم الله اکبری که با کفش در نماز جمعه بود ..شماها حتی نمیدونستید آداب نماز چیه اما برای تظاهر و ریا جملگی گیج می زدید

    [پاسخ]

  3. یحیی
    18 دسامبر 2011 در 13:12 | #3

    ((رهبر انقلاب از ابتدا ضمن احترام به آرای مردم، بنا را بر همکاری با معترضان و شنیدن صدای آنها گذاشتند. هم با نامزد معترض دیدار کردند و هم دلائل و مستندات نمایندگان نامزدهای مختلف را شنیدند و هم با تمدید مهلت رسیدگی به شکایات موافقت و از شورای نگهبان خواستند که به دقت به این شکایات رسیدگی کنند. ایشان از همان ابتدا معترضان را از آشوبگران جدا کردند و به خود موسوی هم گفتند که «جنس شما با این گونه افراد متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید»)

    رهبر انقلاب هم بسان برادر مدودوف از ابتدا هرگونه تقلبی را رد کردند
    رهبر شما از همان ابتدا هم گفت که نتیجه قابل تغییر نیست
    روز شنبه 23 خرداد به احمدی نژاد تبریک گفت
    و روز 29 خرداد هم گفت بروید از مجاری قانونی پیگیری کنید… اما نتیجه تغییر نخواهد کرد :!::!:

    خوبه 100 سال نگذشته تاریخ تحریف بشه

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:17 ب.ظ:

    در همه انتخابات بعد از انقلاب، رهبران فورا از حضور مردم قدرداني و به كانديداي پيروز تبريك گفتند. در انتخابات دوم خرداد، حتي پيش از تاييد شوراي نگهبان رهبري به خاتمي تبريك گفت. انتخابات دوره هنهم هم با اينكه شيخ اصلاحات مدعي تقلب در دولت خاتمي بود، رهبري به احمدي نژاد تبريك گفت. پس تبريك گفتن چيز عجيبي نيست.
    اين هم لينك 29 خرداد كه ادعاي شما توش نبود !
    http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=7184
    خوبه همش دو سال گذشته كه شما اين همه دروغ رو چاشني كردي برادر :)

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:25 ب.ظ:

    اتفاقاتی که در 88 افتاد رو مو به مو حفظم

    تو همون سخنرانی ایشون در نماز جمعه گفتند:
    به شورای نگهبان هم گفته شده و معترضان باید از مجاری قانونی پیگیری کنند ولی مگر 11 میلیون تقلب میشود؟

    این عین عبارت رهبرتون بود
    این حرف دقیقا یعنی پیگیری کشک

    همونطور که بعد از این صحبتها هم فقط 5% از رای ها بازبینی شد و شورای نگهبان
    نتیجه آرا رو بدون کوچکترین تغییری تایید کرد
    در همون انتخابات 30 ساله حداقل یک صندوق یا یک مرکز رای گیری باطل میشد
    اما تو این انتخابات که این همه حرف و حدیث داشت همه آرا :arrow: مطلقا بدون تغییر مورد تایید قرار گرفت

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:28 ب.ظ:

    رهبري به شوراي نگهبان گفت هر تعداد صندوقي كه لازمه بازبيني بشه ولي جناب موسوي و كروبي اصلا و ابدا نماينده اي براي اين كار نفرستادند. خوب طبيعتا صد درصد صندوق ها هم باز بيني ميشد، اينها قبول نمي كردند. حرف شما وقتي درسته كه موسوي و كروبي نماينده هاشون رو معرفي مي كردند و براي بازيبني به سر صندوقها مي فرستادند. حالا به نظر خودت چرا اين كار رو نكردند؟!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:41 ب.ظ:

    آقای یحیی

    ما میتوانید منکر حقیقت شوید و سرتان را زیر برف کنید ..اما حقیقت در تاریخ ماندگار شد

    رهبری عزیز این حرفها را زد ..درسته …اما شما برای رد حرفهاش چکار کردید ؟ چند میلیون رای تقلب شده را با مدرک رو کردید ؟
    چند بار مجرای قانون را طی کردید ؟
    چند تا سند برای ادعاهایتان نشان مردم دادید ؟

    چرا میر حسین موسوی شب قبل از اعلام نتایج در مصاحبه خودش ادعا کرد که رای میاره و اگه نیاره یعنی تقلب ؟
    چرا همسر هاشمی در مصاحبه روز رای گیری اعلام کرد اگه موسوی رای نیاره مردم به خیابان می ریزند ؟

    آن نامه غبار آلوده بودن فضا و بدون سلام هاشمی رفسنجانی به رهبری عزیز چه بود ؟
    آیا اینها همه مقدمه این آشوبها و اغتشاشات نبود ؟

    اقرار جورج سوروس و مایکل لدین و ….چی بود ؟
    اینکه نتانیاهو میگه سبزها ذخیره های ما هستند یعنی چه ؟

    آقای یحیی ..
    من نیز همه آن اغتشاشات و جنایات سبزها با کمک منافقین و بهاییها و بلندگوی انگلیسی بی بی سی و صدای آمریکا و …را کاملا مو به مو حفظم چون در تمام صحنه هاییش حضور داشتم …

    ولی جداخیلی بی انصافیه که بخواهید منکر این قضایای از قبل برنامه ریزی شده بشوید

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:48 ب.ظ:

    وقتی رهبرتون میگه:
    مگر ۱۱ میلیون تقلب میشود؟
    دیگه دیونه نیستند که بروند خودشونو ضایع کنند
    ایشون گفت 11 میلیون تقلب نمیشه
    چه زمانی گفت؟
    29 خرداد

    پس هیچ احمقی بعد از این حرف نمیره پیگیری کنه ماجرا رو

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:57 ب.ظ:

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ ۱:۴۱ ب.ظ:
    آقای یحیی ..
    من نیز همه آن اغتشاشات و جنایات سبزها با کمک منافقین و بهاییها و بلندگوی انگلیسی بی بی سی و صدای آمریکا و …را کاملا مو به مو حفظم چون در تمام صحنه هاییش حضور داشتم …

    شما که شمال زندگی میکنی
    اون موقع تهران چکار داشتی ؟

    ((چرا میر حسین موسوی شب قبل از اعلام نتایج در مصاحبه خودش ادعا کرد که رای میاره و اگه نیاره یعنی تقلب ؟
    چرا همسر هاشمی در مصاحبه روز رای گیری اعلام کرد اگه موسوی رای نیاره مردم به خیابان می ریزند ؟

    آن نامه غبار آلوده بودن فضا و بدون سلام هاشمی رفسنجانی به رهبری عزیز چه بود ؟
    آیا اینها همه مقدمه این آشوبها و اغتشاشات نبود ؟

    اقرار جورج سوروس و مایکل لدین و ….چی بود ؟
    اینکه نتانیاهو میگه سبزها ذخیره های ما هستند یعنی چه ؟))

    من از هاشمی دل خوشی ندارم.اونم مثل شما
    اما اگر یک نفر ببینه که مردم،حداقل بخشی از اونها خیلی ناراضی هستند و بهتون بگه
    چون پیش بینیش بر اساس واقعیت بوده و درست دراومده میشه عامل اغتشاش؟

    خودتونو به خواب نزنید
    نامه اداری و رسمی هم سلام نمی خواد
    تو نامه کسی سلام نمیکنه
    مثل اینکه SMS بیاد بزنن سلام
    مسخره است :lol:

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:32 ب.ظ:

    خب معلومه آقای حسینی که چرا موسوی و کروبی نماینده نفرستادند.
    چون خودشون می‌دونستن که توی صندوق‌های مشکلی وجود نداره
    اونوقت با چه بهانه‌ای باید اردوکشی خیابون رو ادامه می‌دادند تا سرنگونی حکومت؟
    اونا برای ادامه‌ی اردوکشی، بعدش ۷۲ کشته سازی کردند، ندا کشی کردند، دروغ خس و خاشاک رو علم کردند.
    معلومه که غیر منطقی می‌بود اگه همون اول کار، با فرستادن نماینده‌هاشون، مجبور می‌شدند اعتراف کنند که صندوق‌ها مشکلی نداشتند.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:28 ب.ظ:

    آقای یحیی
    لطفا حاشیه نرو ..چرا شماها راه قانونی را نرفتید؟
    اغتشاش میدونی چه زمانی شروع شد ؟ غروب همان روز در خیابانهای کارگر و ..
    یعنی شماها اجازه ندادید یه روز بگذره ..میدونی یعنی چه ؟
    یعنی اینها همه برنامه ریزی شده بود
    حالا که سنای آمریکا و جناب جورج و ..همه اقرار کردند به انقلاب مخملی شما انکار میکنید؟
    جناب ابطحی و ..همه اقرار کردند حتی تاج زاده که صداش هست ..بازم انکار ؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:30 ب.ظ:

    آقا یحیی
    بنده یکماه تمام را در تهران بودم برادر ..با چشمانم دیدم نه از سایتها و بی بی سی فارسی و …جنایات و کینه و عناد شماها را با چشمانم دیدم برادر ..دیدم که چطور بیرحمانه در پی براندازی بودید نه تغییر ..
    تغییر را حالیمونه ..براندازی را هم خوب می شناسیم ..هالو نیستیم برادر …ما منافقین رجوی را تجربه کرده بودیم ..

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:31 ب.ظ:

    رهبری شخص اول مملکت هست ..ادب حکم میکنه سلام کنند ..مگه هاشمی به رهبر اس ام اس داد ؟ شکمی حرف نزن برادر …
    هاشمی نامه اداری ننوشته بود .هاشمی مثلا نامه دوستانه نوشته بود ..گر چه تهدید بود نه دوستی

  4. یحیی
    18 دسامبر 2011 در 13:18 | #4

    اتفاقی که در سال 88 افتاد رو با آب زمزم هم نمیشه پاک کرد
    با این کمپین و اون کمپین هم حل نمیشه
    حافظه تاریخی مردم ضعیف هست اما عمق فاجعه بیشتر از این بود که فراموش کنند

    هر چی تونیستید زدید و کشتید و بازداشت کردید و تجاوز کردید
    دیگه کاری نبود که نکرده باشید

    فقط تانک تو خیابون نیاوردید،اونهم چون لازم نشد و مردم هوشیار بودند و از حرکت بعدی حکومت آگاه.
    وگرنه از اون هم دریغ نمیکردید
    همانطور که جبهه دیگر مقاومت یعنی حکومت وحشی و خونخوار بشار اسد از هیچ جنایتی فروگزار نکرده و نمیکنه

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:22 ب.ظ:

    «هر چی تونیستید زدید و کشتید و بازداشت کردید و تجاوز کردید!!!» خواب ديدي يا فيلم تخيلي نگاه كردي؟
    اگه همه اين كارها رو كرديم چرا مردم ايران مثل عربها به خيابان نيومدند؟ اينجا كه به قول شما تانك نيومد، يعني با اين حرفت به مردم توهين كردي. چون ادعا كردي كه ايرانيها ترسو تر از عربها هستند. عربهايي كه حتي با ديدن توپ و تانك و هواپيما و هلي كوپتر و كشتي و ناو و بمباران هم نترسيدند و جلوي حاكمانشون ايستادند و اونها رو سرنگون كردند. شما اگه ادعا مي كني در ايران يه همچين اتفاقاتي افتاده، چرا به اندازه عربها شهامت و جرات نداشتيد؟! خوبه درباره اين تناقض هم كمي فكر كني!

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:32 ب.ظ:

    من با صدای بلند میگم نداشتیم

    من میگم اونقدر اراده پشتش نبود چون کارد به استخون نرسیده بود

    برای اونا رسیده و البته چند دلیل دیگه

    اما این منافاتی با حرف قبلی نداره
    یعنی مرحله به مرحله ،هر چه جلو میرفت واکنش حکومت هم به اعتراض مردم تند تر میشد
    و مردم میدونستند نهایتش تانکه

    من خودم روز 31 خرداد ماشین های نظامی با پلاک سپاه و ارتش (کامیون)
    رو تو میدان 7 تیر دیدم

    اما یک نکته رو هم شما خوب اومدی
    ((عربهایی که حتی با دیدن توپ و تانک و هواپیما و هلی کوپتر و کشتی و ناو و بمباران هم نترسیدند و جلوی حاکمانشون ایستادند و اونها رو سرنگون کردند. ))

    پس یک جا برای بشار اسد باز کنید که داره میاد

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:38 ب.ظ:

    شما با صداي بلند چي رو نداشتي؟ شما كه از اول ابتدا داشتيد كشتار تو ايران راه افتاده، ديگه منتظر چي بوديد؟ شما كه حتي هلي كوپتر رو هم ادعا كرده بوديد، ديگه منتظر چي بودين؟
    برادر از خواب و رويا بيدار شو. مردم خودشون مي فهمند

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:46 ب.ظ:

    شما گفتی به اندازه اونها شهامت نداشتی من هم جواب دادم

    من میگم مردم معترض اونقدر اراده نداشتند که تا ته خط بروند
    چون کارد به استخوان نرسیده بود و 30 سال قبل هم یک مسیر مشابه رو با تجربه ای تلخ به پایان برده بودند و ….

    اما باز هم میگم این منافاتی با رفتارهای حاکمیت نداره
    8 نفر روز 25 خرداد
    31 نفر روز 30 خرداد
    18 تیر و پس از آن 4 نفر در کهریزک
    8 نفر عاشورا
    2 نفر هم که 25 بهمن پارسال

    اینا آمار رسمیه
    یعنی حکومت این تعداد کشته رو آمار داده و قبول کرده

    اینا کشتار نیست پس چیه؟

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:34 ب.ظ:

    اما من میگم شما در توهم بیشمار بودن بودید و هستید

    javad پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:24 ب.ظ:

    شما باصدای بلند اعلام میکنید که پشتوانه مردمی نداشتید!! :mrgreen:

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:42 ب.ظ:

    آقای یحیی شما در 9 دی توپ و تانک دیدید ؟ یا خشم مردم را ؟

    سحر پاسخ در تاريخ دسامبر 21st, 2011 12:42 ب.ظ:

    خداييش آقاي حسيني به اين حرفا اعتقاد داري؟يعني شما قبول نداري در جريان بعد از انتخابات حكومت با مردم برخورد كرد؟كهريزك دروغ بود؟عاشورا دروغ بود؟هيچ برخوردي با مرنشد دم نشد؟اونوقت مردم ما رو با عربا مقايسه ميكني؟هيچ تفاوتي هم بين حكومت ها و نحوه برخودشون نمي ذاري؟يه سوال چرا اعتراضات مردمي در مصر 18 روزه به نتيجه رسيد اما در ليبي به جنگ داخلي تبديل شد؟در بحرين تفاوتي با سوريه نمي بيني؟مومن خدا درسته شما به حكومت اعتقاد داري اما انصاف هم خوب چيزيه.سراسر سال88 با هر فراخواني يك ارتش مي اومد توي خيابون لباس شخصي هاي بي رحم هم كه بودند اصلا مردم نمي دونستن با كي طرفن اينجا با همه دنيا فدق داره اونوقت شما…..واقعا كه!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 21st, 2011 2:08 ب.ظ:

    خانم سحر! شما اصلا مطلب رو خوندي؟ من اسم كهريزك رو آوردم و به صراحت به اشتباهات احتمالي هم اشاره كردم، بعد شما داري از من مي پرسي كه كهريزك راست بود يا نه؟ كي گفته دروغ بود؟ ولي اينها دليل نميشه كه من چشمم رو ببندم و همون حرف شما رو تكرار كنم. حوادث بعد از انتخابات از جهات مختلفي بايد بررسي بشه. هم از نظر اعتراض غيرقانوني به نتيجه انتخابات و دهن كجي يه عده به اكثريت مردم. هم از نظر نحوه اعتراض كه دقيقا از روز اول با آتش زدن اتوبوس شروع شد! هم از نظر اتفاقات بعدي و فحاشي و اهانت و توهين به اعتقادات و رهبري و … شما جوري حرف مي زني كه انگار يه طرف همه مظلومان و محرومان عالم بودند و يه طرف هم همه ظالمان عالم! نه خير خانم محترم. من منكر اشتباهات صورت گرفته نيستم ولي منكر رفتار آشوبگران قانون شكن هم نيستم. عاشورا روزي بود كه معترضان خلاف جهت مردم به خيابون اومدند و به جاي عزاداري به فحاشي مشغول شدند.
    درباره عرب ها هم دوستان شما ادعا مي كنند در ايران نهايت سركوب اعمال شده من هم جوابشون رو با همين منطق دادم. گفتم اگه اينجا سركوب بوده، پس اسم سركوب بحرين و يمن و ليبي و مصر چيه؟ اونجا كه همه چيز رو براي سركوب مردم آوردند. از هواپيما و هلي كوپتر و كشي و ناو و تانك و … چرا اونجا مردم هنوز مجكم ايستادند و مقاومت مي كنند ولي سبزها نتونستند؟ پس نتيجه مي گيريم نه سبزها مثل انقلابيون هستند، نه پشتوانه مردمي داشتند، و نه برخوردهاي اينجا قابل مقايسه با كشورهاي ديگه بوده…
    ضمن اينكه با معترض آشوبگر قانون شكن در همه جاي دنيا برخورد ميشه. نمونه دموكراتش در انگليس و آمريكا كه جلوي دوربين ها با نهايت افتخار و اعتماد به نفس اسپري فلفل بر سر و صورت مردم معترض ريختند
    خلاصه بهتره وقايع رو از همه جهاتش ببينيد. دقيق از صفحه اول. يعني از روزي كه قانون شكني شروع شد نه از صفحه آخر!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 1:48 ب.ظ:

    شما امام زاده بودید ؟ هیچ کای نکردید ؟

    حمله به سطل آشغالها و آتش زدن و کشتن و کتکاری بسیجیان و آتش زدن اینهمه موتورها و اتوبوسها و مغازه و بانک و غارت آنها و ننگ هلهله در عاشورا و آتش زدن عکس امام و رهبری عزیز و شعار مرگ بر اصل ولایت و نماز با کفش و روزه خواری در ملا عام و ….

    شماها خیلی جنایت کردید که اینها هم در با سند در تاریخ مانند لکه ننگی بر دامانتان باقی ماند
    شاگرد ساندویچ فروشی که اصلا تو این عالم نبود را به جرم داشتن ریش در حد کشت کتک زدید و خیلیها از این قبیل
    چادر از سر زنان و دختران می کشیدید
    جلوی ماشینها را میگرفتید و اجبار میکردید بر علیه انقلاب و رهبری شعار توهین آمیز بدهند ..
    جلوی ماشین عروس را گرفته و عروس و داماد را تا مخوردند کتک زدید

    اینها و خیلیهای دیگه از ذهن من پاک نخواهد شد ..

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 5:55 ب.ظ:

    آقا یحیی

    جان من یه نمونه تجاوز شده بیار ..منتظریم

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:13 ق.ظ:

    نمونه هاش از ترس جون خودشون و خانواده هاشون از ایران فرار کردن و اون طرف ماجرا ها رو گفتن
    اونایی هم که موندن بدلیل همون ترس ساکت شدن

    بی خیال ما تو توهمیم :lol:

    [پاسخ]

  5. غلامرضا
    18 دسامبر 2011 در 14:22 | #5

    بذار امید جان … یه فتنه ای نشونت بدیم به موقش که آرزوی فتنه 88 رو بکنید … بذار این تحریم ها اثرشون رو درست نشون بده … بذار با فشارها عصب سرکوب گر رژیم مختل بشه … اینبار کسایی به میدون میان که انگیزشون بیشتر از اینکه اصلاح باشه انتقامه …

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:40 ب.ظ:

    اتفاقا اونهايي هم كه ميخوان تحريم كنند، منتظر اقدام شما هستند. نا اميدشون نكنين :) حالا يه سوال. اين 30 سال كه اين همه جنگ و تحريم به كار بردند، چرا شما فتنه به پا نكردين؟ :)

    [پاسخ]

    غلامرضا پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:44 ب.ظ:

    1- تو اون 20 سال اول مردم و حکومت یکپارچه بودند … اون موقع هم دیکتاتوری بود اما دیکتاتوری اکثریت. پس وضعیت اون زمان با الان قابل قیاس نیست. دنیا عوض شده برادر
    2- امید جان اینجا فکر نکنم کسی باشه که ندونه ایران زمان جنگ تحریم نبوده … به زودی همتون معنی این تحریم های جدید رو متوجه می شید و فرقش رو با 30 سال اخیر می بینید.
    3- نا امیدشون نمی کنیم … نه اون ها رو نه خودمون رو:-) خیالتون راحت

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:25 ب.ظ:

    آقای غلامرضا
    با این حرفتان خر خنده اش میگیره و بز می رقصه

    [پاسخ]

    javad پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:27 ب.ظ:

    پس همچین هم تنها و غریب نیستید و امیدتان الحمدلله بعد از خدا به آمریکای جنایتکاره!

    [پاسخ]

    غلامرضا پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:47 ب.ظ:

    هر کی یه امیدی داره تو این دنیا … آمریکای جنایتکار مال ما، حزب بعث سوریه و تروریست های حزب الله لبنان مال شما …

    [پاسخ]

    javad پاسخ در تاريخ دسامبر 22nd, 2011 3:41 ب.ظ:

    اسراییل جنایتکار که ترور را حتی در جنوب خلیج فارس کلید زد ظرف 22 روز 2000 نفر انسان بیگناه رو کشت در یک حمله موشکی به مقر سازمان ملل بیش از صد نفر رو به خاک و خون کشید و….. مال شما حزب الله لبنان که داره با صلاحش از مردمش دفاع میکنه مال ما دیگه وارد پرونده کثیف آمریکا تو ایران نمیشم به امید روزی که از خواب توهم آمریکا پرستی بیرون بیاین!! :mrgreen:

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:42 ب.ظ:

    قضیه آمریکا و نوچه هاش می دونید منو یاد کدوم ضرب المثل می اندازه
    یاد این ضرب المثل”مورچه چیه که کله پاچه اش باشه” :lol:

    [پاسخ]

  6. 18 دسامبر 2011 در 14:28 | #6

    سلام

    سایت شما در بخش ” حزب اللهیون فضای سایبر” وبلاگ شبکه در انتهای افق لینک شد.

    یا علی

    [پاسخ]

  7. ایرانشهر
    18 دسامبر 2011 در 14:29 | #7

    ببینید ۹ دی اساسا یک حرکت متکی به خود و قائم به ذات نبود،
    به این ترتیب که اختیار عمل در سال ۸۸ در اختیار معترضین بود و از ۱۶ آذر اون ها تصمیم گرفتن علاوه بر مقابله فیزیکی و اطلاعتی و امنیتی ،مقابله نفر به نفر خیابانی از جنس کفن پوش و شعار و … هم کنن ،
    بر وجدان های بیدار و چشم های باز پر واضح است که در ۶ دی (عاشورای خونین تهران) کسی بر علیه امام حسین شعار نداد،قرآن آتیش نزد ،رقص و پایکوبی نکرد ولی عمروعاص ها با تبلیغات گسترده و پروپگاندا،توده های عاشق امام حسین که به خاطر عاشورا احساسات مذهبی شون تحریک شده بود، رو اینطوری اقناع کردن که این جماعت به عاشورا بی حرمتی کردن !
    ببینید همین که آقای خامنه ای برای کشوندن مردم به خیابون از جیب عاشورا و امام حسین خرج میکنه خودش نشون دهنده عمق قضیه هست،به هر روی این روش نخ نامه هم میتونه چن بر توده ها رو تهییج کنه و همیشه کارایی نداره
    الان هم با افتضاحاتی که آقایون به بر آوردن (اختلاس های پی در پی مثل ۳۰۰۰ میلیارد در بانک ۸۰۰ میلیارد در شورای اصناف ۱۰۰۰ میلیارد در صندوق رفاه وام ۴۰۰ میلیاردی به صادق محصولی که کروبی تو مناظره بهش اشاره کرد و امروز رضا گلپور میگه،حمله به سفارت انگلیس،تحریم های فلک کننده،شرایط اقتصادی فاجعه بر در جامعه،رشد بی بند و باری های اجتماعی ،گسترش نه بسامانی های امنیتی و اجتماعی و ….) به نظر من حتی پیش چشم چند صد هزار نفری که در تهران و شهرستان ها به خیابون امدن هم ۹ دی دیگه معنی خاصی نداره و این گونه مانور تبلیغاتی روش خرج کردن از اعتبار رو به پایان آقایون برای “هیچ” هست
    :-)

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:44 ب.ظ:

    بابا تبلیغات یعنی اینقدر رو مردم اثر داره؟
    خودتون رو هی میزنین به کوچه علی چپ
    مردم خودشون همیشه در بطن تمام اتفاقات بوده اند اما شما نمی فهمید

    [پاسخ]

  8. فرشاد
    18 دسامبر 2011 در 14:39 | #8

    من در انتخابات به موسوی رای دادم اونهم در تهران
    و فکر می کردم نفر اول بشه
    اما وقتی نتیجه ها را اعلام کردند کمی شوکه شدم باورم نمی شد اما
    موسوی هم دلایل قانع کننده ای دال بر تقلب در انتخابات رو نکرد اونهم دلایل قانونی و نه
    شعاری و احساسی
    به نظر من امکان تقلب در حد گسترده و مهندسی شده با توجه به انواع قوانینی که وجود دارد ممکن نیست

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:47 ب.ظ:

    ((به نظر من امکان تقلب در حد گسترده و مهندسی شده با توجه به انواع قوانینی که وجود دارد ممکن نیست)) :lol:
    امکان نداره
    از جمله اینکه شورای نگهبان بعنوان ناظر 6 عضو مستقیم و 6 عضو منتسب از رییس قوه قضاییه منتسب رهبر
    کاندیدا هاییی که از همین فیلتر میرن
    و….
    و البته از همه مهتر
    اینکه صحبتهای ولی فقیه فصل الخطابه :!:

    اینا همون ساز و کارهای جلوگیری از تقلبه :lol::lol:

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:49 ب.ظ:

    آخه آدم عاقل! ولي فقيه چرا كاري نكرد كه خاتمي رييس جمهور نشه؟ اون هم دوبار؟ اگه تقلب اينقدر راحته، چرا زمان خاتمي تقلب نكردن؟

    [پاسخ]

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:55 ب.ظ:

    :-) خیلی خنده دار هست که خامنه ای سال ۷۶ رو با خامنه ای سال ۸۴ مقایسه کنیم

    ایرانشهر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:56 ب.ظ:

    عذر میخام ،منظور سال ۸۸ بود

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:20 ب.ظ:

    ایرانشهر

    میشه دلیل خنده دار بودنش رو بگی؟

    آقای خامنه‌ای از معدود آدمای این حکومت هستند که بدون توجه به تفکراتشون و مواضع سیاسی‌شون میشه با قاطعیت اعلام کرد که هرگز تغییر موضع نداده و همیشه در همون خطی حرکت کرده که از اول انقلاب و شاید قبل تر از اون هم حرکت می‌کرده.
    تا حالا ندیدم که ایشون حرفی زده باشه که بر خلاف حرفای چند سال قبل یا چند ماه قبل خودشون باشه.
    تا حالا ندیدم تصمیمی گرفته باشه که بعدش مجبور شده باشه ازش کوتاه بیاد یا ملایم‌ترش کرده باشه.

    اینو بدون توجه به مواضع سیاسی‌شون میگم.

    خیلی دوست دارم اگه تو موردی رو درباره‌ی ایشون سراغ داری بگی که روش فکر کنم و برم دنبالش.

    قاطعیت در تصمیمات یکی از مهمترین خصوصیات ایشونه.

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:26 ب.ظ:

    ((آخه آدم عاقل! ولی فقیه چرا کاری نکرد که خاتمی رییس جمهور نشه؟ اون هم دوبار؟ اگه تقلب اینقدر راحته، چرا زمان خاتمی تقلب نکرد))

    خاتمی و مجلس همسو با خاتمی اشتباهی بود که عنان انقلاب و نظام رو بخطر انداخت و
    دیگر هرگز تکرار نخواهد شد ،
    به بیان ساده تر که بیشتر هم شنیده شده:
    سپاه هرگز نخواهد گذاشت تا آن داستان تحصن ها و استعفا های جمعی در مجلس ششم (اگر
    اشتباه نکنم )تکرار شود

    این صحبت ها رو هم شنیدن دیگه :?:

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 7:52 ق.ظ:

    عجب! يعني نظام دو بار اشتباه كرد و دو بار اجازه داد خاتمي رييس جمهور بشه؟ آخه با اين تناقضات چطوري انتظار دارين كه ما بهتون نخنديم؟ :)

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:38 ب.ظ:

    هاها
    وقتی کسی دلیل منطقی واسه حرفاش نداشته باشه، اونوقت اینجور جاها مجبوره بگه: خب نظام در مورد خاتمی مرتکب اشتباه شده

    نه آقاجون
    اینطور نیست
    اگه نظام، سیاه مطلقه، نمی‌تونه در مورد اون ۸ سال مرتکب اشتباه شده باشه

    لطف کنید با همون منطق استوار همفکراتون، در مورد اون ۸ سال و دو بار برگزاری انتخابات و انتخاب خاتمی که گل سر سبد همفکراته، توضیح بدین.

    اینجوری که نمی‌شه هر جا دلتون خواست فقط با ادعا شروع کنید به کوبیدن و هر جا نتونستید، شروع کنید به من من کردن و اینجاش چیز بود اونجاش چیز بود و اشتباهی عوضی شد و اینجور بهانه‌ها

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 5:00 ب.ظ:

    آقای ایرانشهر
    ما دوتا امام خامنه ای داشتیم و خودمان خبر نداشتیم …76 و 88 ؟ 90 چی ؟ بازم داریم ؟

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:09 ق.ظ:

    امید حسینی:
    عجب! یعنی نظام دو بار اشتباه کرد و دو بار اجازه داد خاتمی رییس جمهور بشه؟ آخه با این تناقضات چطوری انتظار دارین که ما بهتون نخندیم؟ :)
    شما مختاری هر چی دلت خواست بخندی
    آخر همه کامنت هات هم همین کار میکنی
    که البته به قول خانم سین ،ما به اون مثل نقطه ته جملاتت نگاه میکنیم

    دور اول که انتخابات رو هاشمی برگزار کرد دور دومش هم خود خاتمی
    شورای نگهبان منتسب به ولی فقیه هم تا تونست صندوق ابطال کرد و کاندیدا تعیین صلاحیت کرد(10 کاندیدا در دور دوم بعنوان یک رکورد) و …..

    اون صحبتهایی هم که نقل از فرماندهان سپاه بود مبنی بر اینکه
    مجلس ششم دیگر اجازه ظهور ندارد به تنهایی دال بر همه چیز است

    بنابراین

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:49 ب.ظ:

    کروبی در بعضی صندوقها یک رای هم نداشت ..این یعنی اینکه مامور خودش بهش رای نداد

    تقلب در حد 11 میلیون از محالات هست ..

    تخم اغتشاش با ادعای تقلب موسوی در مصاحبه همان شب پاشیده شد

    میگم دوست سبزتان جناب ابطحی و تاجزاده که اقرار کردند تقلبی در کار نبود چرا شماها انکار میکنید ؟
    نکنه شکنجه شدند ؟ اونم با جکوزی و سونا و ..

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:48 ب.ظ:

    آخه کدوم آدم عاقلی می پذیره که تقلب اونم در حد نه 100هزار و 200هزار بلکه در حد 11میلیون رخ داده
    مشکلتون اینه که مردم روستاها و شهرستانها و… رو نمی بینید و سرتون رو مثل کبک کردین زیر برف

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ دسامبر 22nd, 2011 11:00 ب.ظ:

    کدوم عفلی می پذیره 3000 میلیارد تومان نه 1 یا 10 یا 100 میلیارد تومان تو نظام دزدی بشه!!! برو عمو سیستم شما 45 میلیون رای هم می تونه جابجا کنه همینطور که کرد

    ماست بند پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 10:10 ب.ظ:

    آقا یحیی شما اگه یکبار عامل اجرایی بودی و یا ناظر می فهمیدی تقلب ممکن نیست.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:50 ب.ظ:

    اونهم با وجود ناظرانی که هر کدوم از کاندیداها سر صندوق‌ها داشتند.
    وزارت کشور، آمارها رو در سایتش گذاشت اما بازم موسوی حاضر نشد فقط یک بار اعلام کنه که فلان آمار وزارت کشور در مورد فلان حوزه یا صندوق، با آماری که ناظر من داده، متفاوته.
    و هیچوقت هم حاضر نشد آمار ناظران خودش در هر صندوق رو در سایتش بذاره که مردم خودشون اون آمار رو با آماری که وزارت کشور در سایتش گذاشته مقایسه کنن.

    ادعای تو خالی و شعار دادن رو که عمه‌ی حاجی واشنگتن هم بلده

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 2:56 ب.ظ:

    آقای یحیی
    درسته که رهبری فصل الخطابه اما ایشان هم نمی تواند کاری که
    مقبول اکثریت نباشد را انجام دهد
    ضمن اینکه اعضای شورای نگهبان قدرتمند هستند اما به راحتی
    نمی توانند از قدرتشان به دلیل نهادهای نظارتی متعددی
    که وجود دارد استفاده کنند

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:28 ب.ظ:

    ((ضمن اینکه اعضای شورای نگهبان قدرتمند هستند اما به راحتی
    نمی توانند از قدرتشان به دلیل نهادهای نظارتی متعددی
    که وجود دارد استفاده کنند))

    میشه بگید کی به کار شورای نگهبان نظارت میکنه؟
    کدوم ارگان؟
    اساسا کدوم نهاد زیر مجموعه رهبر تحت نظارت هستند؟
    سپاه
    بنیادها
    ….

    فرشاد پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 3:45 ب.ظ:

    مردم و رهبری

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:04 ق.ظ:

    یحیی گفت:
    میشه بگید کی به کار شورای نگهبان نظارت میکنه؟
    فرشاد گفت:
    مردم و رهبری

    رهبری به کار شورای نگهبان نظارت میکنه و شورای نگهبان کاندیداها رو تعیین صلاحیت
    مثل کاندیداهای مجلس خبرگان که قرار بر کار رهبر نظارت کنند

    جلل الخالق
    این سیستم هوشمند رو از کجا آوردید واقعا؟
    اگر این دور باطل نیست پس چیه؟ :lol:

    فرشاد پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 11:40 ق.ظ:

    آقای یحیی
    شما راه حل بهتری سراغ دارید که این دور به وجود نیاید
    ممنون می شوم به جزئیات طرح تان هم اشاره کنید

    محمد پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:34 ب.ظ:

    بدون شرح:
    حفظ نظام از اوجب واجبات است
    برداشت آزاد است چه جنتی ،چه سپاه،چه مهدوی کن و…

    حفظ نظام در همه جا یعنی یک نفر،رهبر!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:57 ب.ظ:

    مارقین هم مانند تو فکر میکردند ..میگفتند لا حکم الا لله

    حرفهای شما برای ما تکراریست .

    امیر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 7:55 ب.ظ:

    سارقین هم موافق حرفهای شما هستند از جمله کسانی که سه میلیارد دلار اختلاس میکنند!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 8:26 ب.ظ:

    سارقین دست پرورده شما مارقین هستند برادر ..تخم سارقین از دوره افتضاح طلبان شروع به رشد کرده بود …همان 300 میلیون کروبی تبدیل به 3 هزار میلیارد شد

    امیر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:07 ب.ظ:

    افرادی مثل صادق محصولی که هنوز سرشون تو اخور شماست! برادر اقای رفیقدوست با 123میلیارد دزدی که هنوز به اعتبار برادرش داره راست راست راه میره و کارش هم مربوط به دوره اصلاحات نبوده! قاچاق کالا توسط سپاه که کمر اقتصاد مملکت رو شکسته و هنوز کسی قدرتشو نداره 53 اسکله غیر قانونی اونارو تعطیل کنه که زیر نظر رهبرتونه! دیدی طرفدار سارقین هستی!

    حمید پاسخ در تاريخ دسامبر 21st, 2011 6:35 ب.ظ:

    شجاع جان این مورد( تخم سارقین) بر طبق اسناد و مدارک مستدل و غیر قابل انکاربه دولت سازندگی بیشتر میخوره تا به قول شما دولت افتضاح طلبان.

    احمد پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:54 ب.ظ:

    آقا فرشاد
    مهندسی انتخابات به معنای تقلب در شمارش آرا نیست.
    پروپاگاندای رسانه ای، دروغ و نیرنگ و ریا، آمارهای غلط و بی مبنا و تغییر مبنا داده شده، محدود کردن کاندیداها و نظارت استصوابی!!!!(کشته مرده استصواب و تشخیص صواب و گناهشونم! که از بین چهار تا نامزد تایید شده سه تاشون رسما منحرف و فتنه گر بودند) استفاده از امکانات حکومتی برای نیل به اهداف خاص در انتخابات، دخالت نظامیان در سیاست و … از مصادیق مهندسی انتخابات هستند.

    [پاسخ]

  9. 18 دسامبر 2011 در 15:03 | #9

    #( تحلیل وقایع پس از انتخابات )#

    برای استقرار و دوام دمکراسی در یک جامعه شرایط و خصوصیاتی لازم است که از مهمترین آنها داشتن صبر و حوصله است. درکشورهای دمکراتیک بعضأ ممکن است یک حزب بزرگ بیست سال از قدرت دور باشد، آنان در تمام این مدت طولانی منتظر می مانند بدون آنکه رفتار غیر دمکراتیک از آنها سربزند اما انجام این عمل برای مردم جهان سوم بسیار مشکل است و
    ” ” نداشتن صبر و تحمل از علل اصلی عدم دوام و بقای دمکراسی درجهان سوم است . ” ”
    وقایع بعد از انتخابات علل متعددی دارد اما علت عمده آن این است که فعالان سیاسی در حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و گروههای مشابه، صبر و حوصله برای تحمل چهار سال دیگر را نداشتند. بخصوص اینکه طرف مقابل شان در مبارزات انتخاباتی از روشهای ناجوانمردانه استفاده و بطور گسترده و علنی به عوام فریبی مردم متوسل شده بود.
    در طول تاریخ معاصر، فعالان سیاسی و مطبوعاتی ما همیشه حکومتها را به نقض اصول دمکراسی متهم می کرده اند، غافل از اینکه آنها خودشان نیز نمی توانند به اصول دمکراسی وفادار بمانند. در دمکراسی میزان رای مردم است حتی اگر این رای با عوام فریبی بدست آمده باشد، سایر احزاب باید آنقدر صبر و تحمل نمایند تا بلاخره روزی مردم متوجه واقعیت شوند.
    علل غیر عمده این واقعه نیز عبارت است از : برخورد اشتباه و غیر سیاستمدارانه دولت با این قضیه در روزهای نخست، رفتار ناجوانمردانه با آقای هاشمی و نارضایتی از عملکرد چهار سال گذشته دولت.
    بهترین تحلیل در مورد وقایع پس از انتخابات را سردار صفوی ارائه داد. ایشان می گوید ” مدیریت جنبش بجای آنکه از بالا به پایین باشد از پایین به بالا بود ” و درواقع بیشتر اشخاص میانه بر چگونگی جریانایات تاثیر گذار بودند. یعنی همان افرادی که پس از دوم خرداد 76 فضای سیاسی کشور را متشنج کردند.
    به امید آنکه هرچه زودتر اعتراضات خاتمه یابد. والسلام ( نوشته شده در سال 88 )

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:18 ق.ظ:

    ان شاء الله اعتراضات هر چه زودتر خاتمه یابد

    ..
    ..

    مردم برن سر زندگیشون
    نون و ماستشونو بخورن
    ارباب های حکومت هم میدونن چطوری 3000 تا 3000 تا بچاپند

    دستشون درد نکنه
    حالا یک پلی فرودگاهی دو تا کارخانه ای چیزی هم افتتاح کنند

    جامعه آروم باشه
    جهان سوم جایی که مردم اعتراض میکنند
    خاک تو سرشون :lol:

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:56 ب.ظ:

    ممنون آقای یوسفی بابت کامنت خوب و عادلانه

    [پاسخ]

  10. امیر
    18 دسامبر 2011 در 15:13 | #10

    بعد از اینهمه تجربه تلخ و شیرین” تلخش اعتراضات با همه جزیئیاتش و شیرینش باز گشت مردم به دامان رهبری و از بین رفتن فتنه” یکبار برای همیشه از طریق قانونی ان که مجوز وزارت کشور باشد(البته ما کاری نداریم که تظاهرات بدون حمل اسلحه احتیاج به مجوز ندارد) اجازه حضور ازادانه مردم برای ابراز نظر را بدهید و کنار بایستید و تماشا کنید تا ببینید چی میبینید! اینهائی که شما میگوئید بعد از قلع و قمع مردم است که اجنبی میدانیدشان که اگر اجنبی هم باشند در اکثریتند! اگر باز در انوقت که اکثریت مردم به اثبات رسید شما وظایف و مسئولیتهای شرعیتان اقلیت و اکثریت را به رسمیت نشناخت مشکل را انطور که هست با مردم مطرح کنید میگوئید دین ما به ما میگه اگر هم شما از ما ناراضی باشید و کارهای ما رو تائید هم نکنید ما باید علیرغم میل شما کارمان را به زور هم شده پیش ببریم ! در انموقع هم باز راهکاری وجود دارد که در رده اقای خامنه ای و مصباح (از نظر احاطه به امور شرعی) کسانی هستند که با ایشان بحث کنند که قانع کنند یا قانع بشوند که جز این راهی نیست و مردم اگر مسلمانند باید تمکین کنند یا حق اعتراض دارند و میتوانند تمکین نکنند! انقلاب سال57که مردم به جمهوری اسلامی رای دادند باید معتبر ترین سند در حق حاکمیت مردم باشد نه حق مطلق فقیه! اگر برای ما دلیل می اورند که مردم یکبار برای همیشه به جمهوری اسلامی رای دادند و دی÷ر حق هیچ نوع اظهار نظری تا اند الاباد را ندارند ÷یر کردن مردم در یک تله است! اقای خاتمی ÷فت ساختار حکومت واقعی اسلامی باید به گونه ای باشد که اگر مردم نخواستندش باید کنار برود! این حرف که خواسته مردم چندان هم در اسلام ملاک نیست حرفی است که در سالهای گذشته هاشمی رفسنجانی هم تکرار کرده بود انوقتیکه هنوز یار گرمابه و گلستان رهبر بود! در این بین افرادی هم مثل خود امام یا منتظری یا صانعی یا دستغیب یا وحیدی خراسانی با سابقه حضور مداوم در انقلاب و با داشتن مقام مرجعیت یاداور شدند که چنین حرفی از بن اشتباه و فریبکاری است و ویرووس قدرت طلبی است که بجان عده ای افتاده! ایا مردم میتوانند ازادانه حرفشان را بزنند؟ ایا تا بحال در مقابل ادعای شرعی بودن اعمال زور برای حق حاکمیت یک دولت اسلامی بحث موافق و مخالفی در رسانه ای بوده تا حق و نا حق یک چنین ادعای شاخداری به اثبات رسیده باشد؟ اینکه میخواهید ظلمی را مشمول مرور زمان کنید و حالا هم با منطقی نشان دادن جنایات خود سعی در ارایش کردن عروس عجوزه دارید مشکلی از شما حل نخواهد کرد.

    [پاسخ]

  11. Arman
    18 دسامبر 2011 در 15:51 | #11

    تدارک وسیع نرم افزاری و سخت افزاری برای جا انداختن “نه دی” به عنوان یک حرکت مردمی، به این دلیل که فقط طرفداران، بی هراس از باتوم و اشک آور و دست بند و زندان می توانند در مانورهای خیابانی امن و آرام شرکت کنند، حتی با وجود تکرار هر ساله این تدارکات، “نه دی” را به پدیده مردمی تبدیل نخواهد کرد (این البته انکار وجود طرفدار نیست). ادعای پهلوانی داشتن و دور قهرمانی زدن در زمینی که رقیب مجال امن و آرامی برای خودنمایی در آن ندارد، دلی را در ژرفا گرم و شاد نمی کند هر چند که به کار نقش و نگار ایوان آید. اگر نُه دی برآیند نیروی مردمی ِ صرف بود، باورمندان باید فضای سیاسی را رقیق تر می ساختند و می خواستند، چه آن که ظاهرا باید ایمان می آوردند به این که مرکز ثقل رویکرد مردم، معترضان را به هیچ می انگارد؛ در حالی که فضا بسی سنگین تر شد. نُه دی ایمانی ناتمام است که باید ذات وجودی خود را مدیون تبلیغات وسیع رسانه های انحصاری علیه اعتراض های روز عاشورای سال 88، بداند که در آن قاطبه معترضان، عده ای اهانت گر به ساحت امام حسین (ع) معرفی شدند و البته به سیاق گذشته، مجال دفاع از خود نیز نیافتند. پیشتر از آن، تحریک احساسات مردمی با نشان دادن تصویر پاره شده بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی، حاصلی، چندان در خور، در پی نیاورده بود. بی ایمانی به مردمی بودن نه دی، قدری بیشتر از یک ماه بعدتر هم واضح بود؛ وقتی راهپیمایی 22 بهمن آن سال با تدابیر شدید و بی سابقه امنیتی برگزار شد و در آن، بر گردن داشتن شال سبز نیز جرم بود!(

    [پاسخ]

  12. javad
    18 دسامبر 2011 در 16:33 | #12

    سرانجام حرکتی که درآن بدهکاری سیاسی و درنتیجه چند دستگی فکری و مدیریت چندگانه باشه این میشه که مردمی باخواسته های گوناگون وبعضا متضاد در محیطی غبار آلود زیر یک چتر جمع میشوند وهرکس وظیفه خود میداند که کارهای دیگران را که در آن حرکت بااو مشترک بوده اند توجیه کند مثل این آقا یحیی!

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:23 ق.ظ:

    من چی رو توجیه کردم؟؟
    اون آدما کشته شدند …. توجیه نداره
    کهریزک….توجیه نداره
    زدن مردم تو خیابون به قصد کشت با باتوم یا با کلت و مسلسل….توجیه نداره
    سیستم های نظارتی بر انتخابات فرمالیته با تایید صلاحیت شورای نگهبان منتسب رهبر ….توجیه نداره
    پایگاه بسیج پادگان نظامیه…این توجیه نداره مردم خودشون بهتر واقفند

    [پاسخ]

    javad پاسخ در تاريخ دسامبر 22nd, 2011 3:46 ب.ظ:

    شما وظیفه خودت میدونی که از مواضع نوری زاده دفاع کنی حتی اگر نوری زاده از ریگی دفاع کند البته انشاالله که اینطوری نباشه
    در مورد حرفهای بالا اگر حکومت و دستگاههای امنیتی ذره ای قصور درکارشان بوده باید پاسخگو باشند اما اگه به اوضاع همفکرات توجه کنی میبینی ظرف مدت چند روز از موضع اولیه تقلب در انتخابات عقب نشینی کردید و چسبیدید به اتفاقات نا گوار بعد از انتخابات چرا؟؟

    [پاسخ]

  13. محمد
    18 دسامبر 2011 در 16:42 | #13

    آقا امید برای من یکی حداقل ثابت شده این حکومت وقتی بخواهد حرفش روبه کرسی بشونه،11 میلیون که هیچی 30 میلیون رای می سازه
    چون آیه ای!!! رو برای خودش فرض ومحتوم کرده البته از قرآن خیالی که حفظ نظام از اوجب واجبات است و در راستای این آیه و نشانه مقدس!!!!! حاضر به همه رقم تقلب و دورغ و کشتار و.. هست!

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:51 ب.ظ:

    برای منم ثابت شده که بعضی هایی که خودشون رو به خواب زدن نمی شه بیدار کرد
    راستی قران خیالی؟؟
    بابا شما معرکه اید
    اپوزیسیون هم اپوزیسیون خارج

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 7:50 ق.ظ:

    خوب احتمالا در خواب و يا رويا و يا عالم بي هوشي اينجوري به شما ثابت شده. چون در عالم واقع چنين امري محاله. شب خوش. خواب هاي خوبي ببيني :)

    [پاسخ]

  14. محمد
    18 دسامبر 2011 در 16:45 | #14

    باز بدون شرح جهت نمایش مظلومیت دستگاه قضا و الگو بودن حکومت ایران در جهان به خاطر مردم سلاری و احترام به مردم !

    پریروز برای اولین بار یکی ازنماینگان مجلس از معامله ای که بر سر پرونده قتل هاله در
    جایی صورت گرفته سخن گفت. به گفته وی ظاهرا قصد داشته اند هاله را در روز تشیع پدرش
    مهندس سحابی با یک مشت یا لگد فقط مضروب کنند و قرار نبود هاله کشته شود. اما “بی
    توجهی مامور” – هر طور می خواهید تفسیر کنید – هاله سحابی را به کشتن داد.از آنجا که
    هر گونه پیگیری جریان مرگ هاله سحابی پای کسانی را به میانمی کشیده که مصونیت قضایی
    دارند، مانند بسیاری از پرونده های دیگر هیچگاه پیگیری نشد.
    اگر قرار شد روزگاری اصلاحاتی در ایران صورت گیرد باید مجسمه محمد یگانه تبریزی، هاله
    سحابی، و امیر ارشد تاجمیرکه در تظاهرات عاشورای 88 ماشین یگان ویژه سه بار از رویش رد
    شد، ساخته شودو جلو در ورودی دستگاه قضایی گذاشته. تا برای همیشه یادآور سه
    نمونه ازظالمانه ترین ستم هایی باشد که بر مردمان مظلوم این کشور رفت و دستگاه قضایی
    ایران ازشرمساری چنین ستمی هیچگاه خلاصی نمی یابد

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 4:54 ب.ظ:

    شهید سعیده پور آقایی و احمد کارگر نجاتی و ترانه موسوی را یادت رفت

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 7:39 ب.ظ:

    اینها حرفهای علی مطهری که در مجلس حضور دارد که صحت علت مرگ برایشان روشن شده و در ضمن جواب وزیر اطلاعات هم همین است که مامورین زیاده روی کرده یا ضربه ای که وارد کرده اند به قصد قتل نبوده اما به هر حال سبب مرگ نشده یعنی قتل غیر عمد! حال حرف شما چیه گسر شجاع؟ مطهری دروغ میگه؟ هاله اصلا کشته نشده؟ حقش بوده؟ عیبی نداره؟ خلاصه مسئله خون یه ادمه که رو زمین ریخته شده و اگه علی مطهری این افشاگری رو نمیکرد تا قیام قیامت شما حرف مارو دروغ تصور میکردی! در مقابل این قتل نفس تکلیف شرعی چیه؟ تکلیف قانونی رو که زیر بارش نمیری!

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 7:48 ب.ظ:

    سبب مرگ شده صحیح است.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 8:24 ب.ظ:

    یاد جمله‌ی معروفی از یکی از همین بچه‌های آهستان افتادم:

    در بهار آزادی، جای سعیده پور آقایی خالی :-)

    [پاسخ]

    yada پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:19 ب.ظ:

    یک ایرانی
    دوستای حکومتیت همون حقه ای رو که در مورد سعیده پور آقایی به معترضین زدند و کلی هم مثه شما نیشاشون واشد به سوریه هم یاد دادن و اونام یه سعیده شبیه سازی کردن..تازه رد شدن با ماشین ارتشی ازروی معترضین رو هم به حکومتای دیگه یاد دادن…همه تجربیاتشون و ادبیاتشون رو مو به مو به بشار جان دیکته میکنن…برای شما راحته وقتی از شهادت مظلومانه هاله و هاله ها صحبت بشه با بی قیدی قهقهه سر بدی چون عاشق جنگ و خونریزی مردم بی گناه هستین…من موندم شماها با چه رویی سنگ علی ای رو به سینه میزنین که حتی بیرون آوردن خلخال از پای یک زن یهودی رو تاب نمی آورد چه برسه به کشته شدن دختری داغدار در روز مرگ پدرش و غم جانکاهی که به دل اون خانواده در اون شب وارد شد!

    نکنه مطهری هم دست نشونده و مزدور غربیهاست و داره بر علیه نظام اسلامی!! دسیسه میکنه؟
    جواب ندارین چرا موضوع رو منحرف میکنین؟

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:54 ب.ظ:

    یعنی شما میگی خود جمهوری اسلامی ایران به بی بی سی گفت که سعیده پور آقایی کشته شده؟
    در مورد سوریه هم همینطوره
    شما فکر کردین تا به حال چه کسانی به بی بی سی خبر می رسونن
    نکنه وزارت اطلاعات به اونا خبر میده :lol:

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:59 ب.ظ:

    در و دیوار رو ولش
    سوریه موریه رو ولش
    فعلا ۹ دی رو عشقه

    ایندفعه در بهار آزادی جای ترانه موسوی هم خالی

    اصلا در بهار آزادی جای بهشتی‌تون خالی که هی لیست ۷۲ نفره‌رو راست و ریس می‌کرد و سه سوت مجبور می‌شد از سر شروع کنه

    در بهار آزادی جای اون شاهد تجاوزتون هم خالی که شیختون ادعا کرد مأمورای قوه‌ی قضائیه رو هوا زدنش اما معلوم نشد چه جوری در عرض دو روز سر از استودیوی صدای آمریکا آورد.

    yada پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 11:45 ب.ظ:

    خود گویی و خود خندی
    چه یک ایرانی هنرمندی

    از کوچه علی چپ نرو آخرش چپه میشی ها
    از گذشتگانت عبرت بگیر
    کی فکر میکرد سردار سازندگی و نوه امام راحل و فرزند شهید بهشتی و همسر شهید رجایی و خانواده شهید باکری و….به این روز بی افتند

    انگار آسیاب به نوبته ها

    از من گفتن بود

    امیر پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:07 ق.ظ:

    هاله مظلوم: قاتلینت رو خوب سیاحت کن که چه اعجوبه هائی هستند! حداقل روزی 17بار خدا را به مهربانی یاد میکنند و خدا را بخاطر این صفت میستایند و چشم مهربانی به دستهای او دارند اما مرگ مظلومانه تو را به جشن مینشینند! دلگیر نباش” سخن مسیح یادت باشد که در لحظه مرگ هم فریاد براورد خدایا از اینان بگذر زیرا نمیفهمند.

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:27 ق.ظ:

    یادمه همین امید حسینی :arrow: و پسر شجاع و …وقتی گفتند هاله سحابی رو مامورا کشتند
    گفت
    شما ندیدی کسی در غم از دست دادن عزیزش سکته کنه؟ :arrow::arrow:
    سریع هم یک نمونه از اطرافیان آوردن

    ای خدا …
    حالا ما تو توهمیم یا شما
    بابا از خواب بیدار شین
    شاید یک درصد هم حرفهای حکومت اشتباه باشه

  15. 18 دسامبر 2011 در 16:56 | #15

    این افسانه های کهن را از کدوم کتاب می نویسی ؟ نویسنده اش کیه ؟

    [پاسخ]

    فرشاد پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 5:29 ب.ظ:

    پسر شجاع
    گفته های محمد را نمی دانم درست است یا نه
    اما خودم فردی را دیدم که در این وقایع شرکت کرده بود و به وسیله
    نیروی انتظامی دستگیر و کتک مفصلی را نوش جان کرده بود و کلی هم
    اذیت شده بود

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 5:51 ب.ظ:

    کتکاری دو طرفه بود .کاش میدیدی این فتنه گران سبز چوری مردم را وحشیانه کتک میزدند .خصوصا نیروی انتظامی مفت خور و بی عرضه را که فقط فرار کردن را یادشان دادند
    بالای 700 یا 800 تا موتورشان را سوزاندند ..

    باور کنید فتنه گرانی که من دیدم اگر دندانشان میگرفت از منافقین فرقه رجوی هم بدتر بودند ..

    [پاسخ]

  16. سخن
    18 دسامبر 2011 در 17:24 | #16

    فرض اول: حفظ نظام وظیفه سپاه و در “هر” شرایطی اوجب واجبات است
    فرض دوم: موسوی در یک برنامه بلند مدت هدفش براندازی نظام مورد نظر سپاه بود

    دوستان خودشون رو ناراحت نکنن، سپاه وظیفه قانونیش رو در انتخابات به وسیله قوه اجرایی آقای احمدی نژاد و تحت نظارت بیطرفانه آقای الهام و جنتی انجام داد.

    گناه بزرگ تهمت دروغگویی و رمالی در اطرافیان رییس جمهور بود!

    همیشه سوال من این بوده که اگر هر دوی این فرضیات که بارها توسط مسئولین با بصیرت بیان شده درسته، پس چرا نباید در انتخابات تقلب کرد؟ امید حسینی با افتخار میگه که ما مخالف نظاممون رو با افتخار می کشیم، پس چه دلیلی داره اجازه بدن مخالف نظام توی انتخابات رای بیاره؟

    [پاسخ]

  17. 18 دسامبر 2011 در 17:45 | #17

    بنظر شخص بنده بهترین دلیل برای کم رنگ کردن حماسه 9 دی توسط مخالفین این جمله آقای حسینی عزیز می باشد :
    ( عصبانیت از حضور مردم )

    دوستان مخالفی که اینهمه هیاهو راه انداختند باید این را بدانند که اگر مردم بخواهند کوهها را جا بجا میکنند ..در سال 57 مردم اراده کردند و هزینه اش را دادند و حکومت 55 ساله پهلوی و 2500 ساله پادشاهی را سرنگون کردند …و بعد از حکومت امیر مومنان این اولین حکومت شیعی بود که به رهبری امام خمینی ره و مردم شریف و ولایتمدار ایران تشکیل شد ..

    مردم اراده کردند و کاری بی نظیر و تاریخی انجام دادند …
    بدبختی شماها اینه که توهم شدید پیدا کردید که اکثریت مخالف نظام هستند ..نه برادران ..اکثریت را در حماسه 9 دی دیدید ..در 22 بهمن می بینید …

    امثال نوریزادها در رسانه ها به شماها تلقین میکردند که ساندیس و فتو شاپ و …همینطور که به هواپیمای جاسوسی میگفتند ماکت ..
    شماها نمیخواهید قبول کنید که در اقلیت هستید و هنوز هم خشم مردم را ندیدید ..
    9 دی گوشه ای از خشم مردم بود ..
    در مسئله آمل مردم در عرض چند ساعت بساط کمونیستها را بر چیدند …شماها مردم را نمیشناسید ..
    مشکل شماها اینه برادران …شماها هنوز نمیدانید اکثر مردم ایران دارای اینترنت و ..نیستند و اونایی که دارند حوصله این مسائل را ندارند ..اما همگی حکومت سرخ حسینی یعنی جمهوری اسلامی را دوست دارند و عاشق امام خامنه ای هستند ..

    امثال بنده میلیونها نفر هستند که اهل اینترنت و نیستند ..اما بموقع 9 دی و 22 بهمن خلق میکنند
    اینهایی که میگویند مخالفین سبز از ترس توپ و تانک ! بیرون نیومدند و فرار کردند باید بدانند مگر قذافی با توپ و تانک و هواپیما و بمباران و ..بجان مردم نیافتاد ؟ آیا مردم قرار کردند ؟ درسته که ناتو کمکشان کرد اما مردم شروع کردند و اینا وسطهای کار اومدند ..مگر رژیم پهلوی با توپ و تانک بجان مردم نیافتاد ؟

    اگر مردم ایران مخالف حکومت جمهوری اسلامی باشند یقینا کمتر و ترسو تر ازمردم لیبی نیستند

    اما باید بدانید که مردم ایران حکومت جمهوری اسلامی را دوست دارند و حاضر به تغییر نیستند …
    فتنه 88 یک سناریوی غربی بود که بقول خودشان 20 سال روش کار شده بود و در سل 88 به خورد شماها دادند …
    فتنه 88 در چند شهر بزرگ اتفاق افتاد و اما مردم شهرهای دیگه فقط تماشا میکردند و گوش بفرمان رهبری عزیز بودند..برای همین اجازه دخالت نداشتند وگرنه نمیگذاشتند کار به یک روز بکشد ..در نصف روز این فتنه را در نطفه خفه میکردند..

    [پاسخ]

  18. 18 دسامبر 2011 در 17:48 | #18

    مشکل شماها اینه که
    توهم شدید دارید به اینکه در اکثریت هستید
    دروغهای اونور آبیها را باور میکنید
    به استعمارگران غربی اعتماد میکنید
    مردم را هنوز نشناختید
    تحلیلهایتان آب دوغ خیاری و شکمی و خاله زنکیست
    قدرت اسلام و حمایت امام زمان عج درک نمیکنید
    دل به بلوفهای اونور آبیها بستید

    هنوز قدرت واقعی بسیج مردمی را ندیدید ..اونم بسیجیهایی که در فتنه 88 دخالت نکردند ..
    جنگویانی از جان گذشته که در فتنه 88 دخالتی نداشتند بنا به فرمان رهبری عزیز
    همانهایی که 8 سال جنگ را با دستان خالی اما روز گار را بر دشمنان سیاه کردند

    [پاسخ]

  19. 18 دسامبر 2011 در 18:00 | #19

    در لین دوستان و بستگان من تقریبا 40 درصدشان به موسوی رای دادند…مثلا بچه داداشم که خودش جانبازه و یا چندتا همسر شهید آشنای ما یا فرزند شهدا که از دوستان من هستند به موسوی رای دادند و هر روز هم با هم بحث داشتیم
    اما خدا شاهده کم کم و خصوصا بعد از هلهله در عاشورا همشون برگشتند ..

    البته نه اینکه طرفدار احمدی نژاد شوند ..بلکه متنفر شدند از سبزهای فتنه گر که چرا با امام حسین ع این کار را کردند ..
    و همه اینها هم از یاران رهبری عزیز هستند
    ینها فقط بخاطر لجبازی با احمدی نژاد و سابقه موسوی بهش رای دادند که الان شدیدا پشیمانند

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 1:14 ب.ظ:

    نه اینکه شما از رای به احمدی نژاد پشیمان نیستید!
    حوشا به حال آنان که به رضایی رای دادند و یا هرگز در انتخابات فرمایشی نظام شرکت نکردند. خوشا به حال خودم که به رای خودم افتخار می کنم و با افتخار اسم رضایی را بر زبان می آورم

    [پاسخ]

  20. علیرضا*
    18 دسامبر 2011 در 18:29 | #20

    با سلام …
    بنظر من جنبش سبز توی بدنه یا اکثریتش ابتدا مردمی بودن که از وضع موجود خسته شده بودن و حقم داشتن اما در راس دچار انحراف شدن و دسته منافق و سلطنت طلب و …. افتاد چند تیکه شد و از هدفش فاصله گرفت (ادعای تقلب هم کارو خرابتر کرد)
    بنظر من جنبش سبز دیگه مرده چون کلا منحرف شد ولی …
    مردمی که اون زمان به موسوی رای دادن هنوز هستن هنوز معترضن هنوز از وضع موجود شاکین حتی بیشتر از قبل و اگه این نظام نخواد مطالبات اونها رو جواب بده مطمئن باشه جنبش دیگه ای کلید میخوره ….
    دیگه اینجا جاش نیست ولی گند هایی که این سیستم حکومتی زده و داره میزنه متاسفانه بوش همه جارو برداشته و با دشمن و خائن خطاب دادن مردم نمیشه بوشو پنهان کرد(3هزار میلیارد!!!!!)

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 6:44 ب.ظ:

    این استدلال شما از بیخ و بن غلط است برادر

    مشکلات در تمام جوامع وجود دارند …اختلاس را چند شخص انجام دادند نه نظام …اختلاس دزدی و فساد و فحشا یک امر قانونی از طرف دولت نیست ..بلکه یک امر ذاتی و شخصیست

    خلافی که یک شخص انجام میدهد دلیل بر نا حق بودن و مردمی نبودن یک نظام نیست …بلکه دلیل بر انحراف همان شخص است ..و نظام هم با خاطیان برخورد میکند …

    هر گاه نظام اومد از متخلفان حمایت کرد اونوقت حرف شما صحت پیدا میکنه ..مشکل شما در تشخیص و تفکیک این موضوعات می باشد

    [پاسخ]

  21. 18 دسامبر 2011 در 18:50 | #21

    آقای علیرضا

    برای ایجاد یک تغییر یا انقلاب دلایل باید کافی و وافی و جهت دار با پشتوانه مردمی باشد…
    مشکل شماها اینه که فکر میکنید طرفداران نظام همه مواجب بگیر حکومت هستند در صورتی که این نیست برادر …الان کشاورز و صنعتگر و راننده و بنا و نجار و ..طرفدار نظام هستند در حالی که یک ریال هم مدیون نظام نمی باند و نان بازوی خود را میخورند …

    جنبش مردمی برای سرنگونی از یک نقطه شروع میشود و اون نقطه هم دیکتاتوری یک نظام می باشد …
    در صورتی که نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمی و اسلامی می باشد که مردم حق انتخاب داشته و مردم هستند که در سرنوشت خود دخالت میکنند
    مانند انتخاب نماینده برای مجلس ..شوراها …مجلس خبرگان و …که این افراد را مردم انتخاب میکنند
    اما در حکومت دیکتاتوری فقط یک نفر تصمیم میگیرد مثل پادشاهی …
    ولیدر نظام جمهوری اسلامی به دلیل حضور مردم در صحنه هیچگاه انقلابی صورت نخواهد گرفت ..شماها در تفکیک مسائل مشکل دارید و همه چیز را با هم قاطی میکنید

    شماها هنوز مردم را پیدا نکردید ..

    [پاسخ]

  22. 18 دسامبر 2011 در 18:55 | #22

    جنبش سبز یک جنبش نبود …یک توطئه از طرف غربیها بود که توسط پیاده نظام و خود فروختگان و وطن فروشان و ضد دینها در مملکت پیاده شد..عده ای هم فریب خوردند که طبیعیست ..
    شما هنوز فرق اعتراض با عناد را متوجه نمیشوید ..اگه امروز یکی تو تاکسی یا صف نانوایی شکایتی کرد شماها او را در صف معاندین و دشمنان نظام قرار میدهید ..این نیست برادر من

    الان برای خونه ما 370 هزارتومان پول گاز اومد ..اعصابمان خراب شد ..رفتم شرکت گاز و داد و بیداد کردم و گفتند همینه ..و واسم قسط بستند ..

    آیا من معاند هستم ؟ دشمن نظام و خواهان براندازی هستم ؟ اگه امثال شماها اونجا بودند این فکر را میکردند ؟ نه برادر …من فدایی نظام و رهبری هستم و چشم فتنه را هم از کاسه در میارم ..مانند من میلیونها نفر وجود دارند ..
    من فقط اعتراض کردم ..همین

    [پاسخ]

  23. مهدی
    18 دسامبر 2011 در 18:57 | #23

    مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه
    خود 9دی چی بود که حالا بزرگداشتش باشه

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 8:28 ب.ظ:

    همین مورچه نسل جنبش سبز را از بین برد ..برای نابودی دشمنان یه مورچه کافیست نیازی به شیر نیست

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:55 ب.ظ:

    همین هیچی هیچی پوزه بعضی ها رو به زمین زد و بعد از اون حساب و کتاب دستشون اومد و فهمیدن که ممکن که فلان جایک هم به دامادشون رای ندن! 8O

    [پاسخ]

  24. علیرضا*
    18 دسامبر 2011 در 19:28 | #24

    جناب پسر شجاع:
    چند نکته رو بگم :
    1- بنده جنبش سبزی نبوده و نیستم
    2- با نظام دشمنی و پدر کشتگی ندارمممم
    3- منم مثه شما ایرانیم و کشورمو دوس دارم و از دشمناش بیزارم
    4- تعصبی نگاه نکن فقط خواهشاااا
    ……………
    حالا شما میگی چی؟ میگی اختلاس به نظام ربطی نداره کاره یک شخصه یا فرضا یک گروه؟؟ باشه قبول … وقتی نظام فهمید بایستی چیکار کنه؟ برخورد کنه دیگه نه؟
    خوب
    آقای مهدی کروبی 300 میلیون تومان زمان ریاستش در مجلس ششم از شهرام جزایری رشوه گرفت … نظام فهمید و چیکار کرد ؟؟؟؟ دم نزد!!! تا زمانی که ایشون شدن مهره ی سوخته جلو احمدی نژاد واستاد بعد تازه معلوم شد ایشون چه قد برده و خورده (تازه گند بنیاد شهیدشم در اومد)
    اینها گوشه ای از گند کاری های سران این نظامه که تا مهره سوخته نشن منو شما نمی فهمیم و هیچ وقت نخواهیم دانست …. بله عزیزه دله برادر …..

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 8:19 ب.ظ:

    مگه الان نشسته و فقط نگاه میکنه ؟ آقای محسنی پیگیر کارهاست و هر از چند گاهی میاد تو تلویزیون و گزارشی هم به مردم ارائه میکنه ..اینا پیگیری نیست ؟
    وقتی جزایری خلاف کرد چه شد ؟ گرفتنش و زندانی هست ….چکار کنند ؟ هر روز بیان به شما گزارش بدهند ..؟
    خیلی از مسائل امنیتی هست که نباید علنی شود ..اما اینطوریا نیست برادر.شما اطلاعاتتون خیلی کمه ..و بهتره که از روی این اطلاعات ضعیف نتیجه گیری نکنی برادر من

    [پاسخ]

    علیرضا* پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:16 ق.ظ:

    ساده ای دیگه پسرجان … وقتی گندش در اومده میخوای بگن کسی هم پیگیر نیست؟؟؟ خوب معلومه میگن قوه قضاییه پیگیره ولی چه پیگیری؟؟؟ …
    بله شهرا جزایری دستگیر شد ولی مسولینی که پول گرفتن ازش چی؟؟؟ فقط یکیشو فهمیدیم اونم کروبی بود اونم چون مهره سوخته بود …. کی می خوای بفهمی دارن بازیت میدن …

    من به نظر شما احترام میذارم ولی بدجور باهات مخالفم چون قانع کننده حرف نمی زنی … مبهم جواب میدی!! یعنی چی امنیتی؟؟؟؟ یعنی اگه مسولی خورد برد صداشو در نیارین؟؟؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:34 ق.ظ:

    آقای علیرضا

    اینکه جزایری مرتکب جرایمی شد و به چه کسانی پول داد را بقول شما ما چندتاشو فهمیدیم .. اما مجرم بنظر شما کیه ؟ الان یه آقایی میاد به یه شرکتی یا شخصی یا موسسه ای کمک میکنه این دلیل بر مجرم بودن شخص گیرنده نیست برادر من ..
    البته شخصی مثل کروبی می بایست حواسش بیشتر جمع باشه ..چون جزایری زمانی که رفت به بیت آا کمک کنه گیر افتاد ..چون آقا حواسش کاملا جمع هست

    در روستای ما یه بچه محل ما اومد یه دفعه پولی آورد و آسفالت کرد و مردم را کمک کرد و تکیه و مسجد و خلاصه روستاهای دیگه و ..را خیلی کمک کرد ..بعدش از اوین سر در آورد ..
    معلوم شد این پول را از راه خلافی آورده بود ..خوب الان جرم روستاییها چیه ؟

    مطلب بعدی اینکه شما بیشتر احتمالی حرف میزنی تا مستدل ..خوب به کامنتت نگاه کن …

    محمد پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:54 ق.ظ:

    پسر شجاع شما به این فرمایش حضرت علی می رسید چی فکر می کنید پیش خودتون؟!
    فرمایش حضرت علی
    نهجالبلاغه
    نامه 53 به مالک اشتر:
    اعوان و انصار خويش را سخت زير نظر بگير اگر يکي از آنها دست به خيانت زد و ماموران سري تو . متفقا چنين گزارشي را دادند به همين مقدار از شهادت قناعت کن . و او را زير تازيانه کيفر بگير و به مقدار خيانتيکه انجام داده او را کيفر نما سپس ويرا در مقام خواري و مذلت بنشان و نشانه خيانت را بر او بنه و گردن بند ننگ و تهمت را به گردنش بيفکن [ و او را به جامعه چنان معرفي کن که عبرت ديگران گردد ]

    امیر پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 11:28 ق.ظ:

    محمد جان اینگونه نامه ها از نظر پسر شجاع از نظر اهمیت در درجه دوم و سوم قرار داره چون اگه نامه حضرت علی هم باشه که ولی فقیه هیچ جائی به اون اشاره نکرده! و صحت و سقم هر موضوعی حتی گفته های حضرت علی باید به تائید رهبری برسه تا ارزشش تنفیذ بشه! این موضوع باید در باره ایات قران هم مد نظر قرار بگیره! ایاتی که رهبر تا بحال بزبون نیاورده ممکنه استغفرالله جعلی یا بی اهمیت باشه! من فکر کنم پسر شجاع روزی 17رکعت نماز برای خدا و روزی 34رکعت برای رهبر رو به بیت ایشون میخونه! در ضمن سعی وافری داره که به همه بقبولونه که بسیاری از طرفداران اقا احتیاج به حجت شرعی یا دلیل و مدرک محکم برای طرفداریشون لازم ندارند و با قلب و احساسشون هر کاری که تو این دنیا بگی از ما بر میاد حتی قتل و دزدی و بی محاکمه اعدام کردن! منکه پسر شجاع و پسر شجاعها رو کافر میدونم! کافر از روی نفهمیشون!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:33 ب.ظ:

    جناب امیر
    نفعمی از خودتونه
    و اما اینکه اینجوری با عصبانیت کامنت میذاری و منو کافر خطاب میکنی نشان میده که راهم درسته و بر عزم و اراده من می افزاید

    کافر خواندن یک مسلمان گناه کبیره است برادر من..کافر کسی هست که اعتقادی به خدا نداره ..
    همیشه گفتم و میگویم که شماها منحرف هستید و توهم دارید و منطق ندارید ..

  25. علیرضا*
    18 دسامبر 2011 در 19:29 | #25

    قضیه اختلاس 3000میلیاردی هم همینه … پای خیلیا گیره که ما هیچ وقت نخواهیم فهمید … تا حالا فک کردی چرا خاوری رو بر نمی گردونن؟؟؟ فک کر دی کانادا نمیذاره؟؟؟ :lol:
    نه عزیز میدونن اگه بیاد اسمه خیلی ها رو میگه که نباید بگه ….

    البته من بشخصه رهبری رو جدا میکنم از بقیه و واسه ایشون احترام قائلم اما بهر حال مدیریت ایشون در اداره کشور بی تاثیر در بحرانهای بوجود اومده نیست

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 8:22 ب.ظ:

    بازم شکمی حرف زدی
    آخه مرد حسابی .این آقا فرار کرده و پناهنده شده ..حالا دولت کانادا اینقدر فرشته مهربون شده که بیاد دو دستی تقدیمش کنه ؟

    در ضمن بیشتر این 3 هزار میلیارد از کشور خارج نشده بلکه تبدیل شده و الانم اکثرش توقیف شده

    [پاسخ]

    yada پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:23 ب.ظ:

    و بشر پلیس بین الملل رو آفرید برای تعقیب مجرمین!

    [پاسخ]

    yada پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:25 ب.ظ:

    راستی آقا شجاع شما تو اون یکماهی که تو تهرون بودی چند تا از بچه های مارو چماقی کردی؟ حق تیرم داشتی؟

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:37 ق.ظ:

    نه جناب یادا
    م کلاس کارم بالاتره برادر من …کلاس دگیری من با دشمنان و جنگ هست نه کتک زدن چند تا بچه سوسول که گیر می افتادند مثل نی نی کوچولوها گریه میکردند ..تازه خیلی جاها دلم میسوخت وساطت میکردم .چون اکثرشون جو گیر شدند و فریب خوردند

    yada پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:29 ب.ظ:

    آقا علی رضا چرا رهبری رو جدا میکنی؟ ایشون فصل الخطابه و همه کاره مملکت و هر خوبی و بدی به ایشون بر میگرده

    [پاسخ]

    خودم پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:14 ق.ظ:

    خدا پدر مادرتون را بخاطر حرف حق تون بیامورزد. خدا را سپاسگزاریم که بزرگترین دست آورد دست آورد حنبش سبز همین رو کردن دست او بود

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:40 ق.ظ:

    جناب خود
    این حرف شما کاملا اشتباه است برادر ..

    چون با این حرفتان رهبری پیامبر و امیر مومنان و ..زیر سوال می رود …معنا و وظایف رهبری را در یک جامعه اسلامی برو تحقیق کن و بدست بیار یعنی چه ..

    علیرضا* پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:19 ق.ظ:

    yada ی عزیز: هر کی یک نظری داره به نظر من اینجوری دیگه … ظاهر قضیه اینه وگرنه توی تصمیم گیری های نهایی کسای دیگری هم هستند که تاثیر گذارن و بعضی جاها ایشون رو مجبور میکنن … کلا قضیه پیچیده تر از این حرفاست

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:38 ق.ظ:

    جناب یادا
    یعنی الان همسایه شما امود از خونه شما دزدی کرد مسولیتش با رهبریه ؟ اگه من و شما مجرم و آلوده به گناه هستیم رهب مقصره ؟

    شما لطف کنید بروید معنای فصل الخطاب بودن را خوب بیاموزید برادر من

    [پاسخ]

  26. آزادی (آزادی)
    18 دسامبر 2011 در 20:53 | #26

    خطاب من به دوستان سبزاندیش و آزاده کامنت گذاره که به شخصه این ایستادگی و تلاششون رو برای روشن تر کردن حقیقت آشکار در این فضای خفقان و یکسویه، ستایش میکنم…بخصوص یحیی عزیز…
    ببینید دوستان، اینکه الان آقای حسینی چه پستی زده و انگیزه و هدفش چیه از گذاشتن این قبیل پست ها و اینکه چرا هر چند وقت یه بار ما اینجا میخونیم فتنه 88 تموم شده ، اونم به دست مردم(!) در 9 دی ،اما نمیدونیم چرا گفتن خود این حرف هیچوقت تموم نمیشه!! و … مهم نیست و حتی اینم مهم نیست که ما هر کدوممون چند سطر باید در جواب این قبیل پست ها کامنت بذاریم…مگر اینکه واقعا باور داشته باشیم که همین حالا که این کامنت رو میذاریم، موجود تازه واردی از کره مریخ نشسته باشه پای اینترنت زمین(!) و از قضای روزگار وبلاگ آهستان رو باز کرده باشه و شروع کرده باشه به خوندن!! (با فرض مهارت در خوندن زبان فارسی! D :)
    میخوام بگم من به شخصه ارادت ویژه ای به تک تک شما دلسوزان ایران و ایرانی دارم، شما که اگر بخواید هم نمیتونید بی تفاوت باشید و مسئله ی میهن دغدغه ی مدام فکر و ذهن شماست…درست مثل خود من…که شاید به نوعی زندگی نرم و روزمره ام رو تحت الشعاع قرار داده. اما باید بگم به نظر من در حال حاضر حقیقت جریان 88 با اتفاقات پس از اون( از خون های به ناحق ریخته شده معترضین و دروغ ها و سرپوش های مختلف گرفته تا اثبات بصیرت بی حد و حساب با بصیرتان!)، اونقدر آشکار و رساست که حتی اگر کسانی اون رو طور دیگه ای غیر از اونچه که بود و هست،جلوه میدن، مطمئنا از دو دلیل آشکارتر(!) دیگه ای که هم من میدونم چیه و هم شما خارج نیست!بنابراین اگر به امید قضاوت شخص سومی اینجا کیبورد(!) میزنید و میزنیم، نمیخوام بگم که نزنیم، میخوام بگم با خیالی آسوده بزنید و بزنیم….حتی اگر گاهی در پاسخ کامنتی مخالف از نوشتن تکرار مکررات احساس خستگی کردیم، میشه با خیالی آسوده اون کامنت رو بی جواب بذارید و بذاریم! : )
    ارادتمند انسانهای آزاده و آزادیخواه

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 9:22 ب.ظ:

    انقدر واسه خودتون نوشابه باز نکنید سرکار خانم. رو دل می کنید.
    دقیقا مثال نمونه ی این مطلب هستید.
    به در و دیوار می زنید تا حماسه ی 9 دی رو به حاشیه ببرید.
    مگه می تونید؟
    با ندیدن ها و نشنیدن ها فقط پل های بیشتری پشت سرتون فرو میریزه.
    در ضمن این مطلب جناب حسینی سرشار از دلیل و مدرک هست.
    با منطقی خوندن کامنت های متناقض دوستانتون که حتی در دو کامنت وارده نتونسته یه خط مشی فکری رو حفظ کنه و مدام از این شاخه به اون شاخه پریده بدون اینکه قصد داشته باشه جوابی بگیره و فقط در حال نظر گذاشتنه تا این حد که هیچ وقعی برای خوندن جواب های آقای حسینی نداره؛ فقط خودتون رو مسخره می کنید.
    حرف های متناقض شما هم نه فقط در این مطلب بلکه در مطالب قبل هم مصداق عینی دارند.
    لکن مجال یاد آوری تناقض های شما رو ندارم.
    والسلام.

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 8:33 ق.ظ:

    آزادی جان
    درسته
    چی بگم راستش
    حق با شماست
    نرود میخ آهنی بر سنگ

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:51 ق.ظ:

    آقا یحیی

    بحث میخ آهنین نیست ..همین جمله برای خودتان نیز کاربرد دارد

    حرف بنده اینه که شماها نمیتوانید فرق بین خائن و غیر خائن و معترض و معاند و دشمن و دوست و دلسوز و کینه توز را متوجه وید بردر م

    تا 4 نفر در اداره ای حالا هر جایی ….خلاف کنند زود می آیید داد و هوار میکشید که رهبر کجاست ؟ مقصره ..دیدی ..نگفتیم نظام مشکل داره و ..از اینجور حرفها

    شماها قدرت تفکیک سازیتان خیلی کمه..تا زمانی که در این مسیر غلط حرکت میکنید مصداق این بیت می باشید

    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:48 ق.ظ:

    جناب آزادی
    من نیز همین را میگویم
    در حماسه بزرگ 9 دی گوشه ای از خشم مردم تمام حقایق و حقانیت نظام را اثبات کرده است ..
    9 دی عشق مردم به حکومت و ولایت و رهبری را ثابت کرد
    9 دی مشت محکمی بود که بر دهان فریب خوردگان و فتنه گران سبز در داخل کوبیده شد و مشتی دیگر بر دهان استعمارگرانی که فتنه سبز را خلق و رهبری کردند بود

    9 دی همیشه و هر زمانی که نیاز باشد دوباره و در روزی دیگر تکرار خواهد شد ..همانطور که در قبل تر ها تکرار شد.
    9 دی یعنی مردم ولایتمدار..یعنی کربلایی دیگر اما با مردمی متفاوت از مردم کوفه

    [پاسخ]

  27. 18 دسامبر 2011 در 20:53 | #27

    دومین هواپیمای جاسوسی ببخشید زمین پیما بدام بچه های اطلاعات کرفتار شد

    دستگیری جاسوس آمریکایی ایرانی تبار جناب امیر حکمتی به مردم شریف و ولایتمدار ایران اسلامی تبریک باد

    احتمالا این آقا امیر خلبان همان هواپیمای بدون خلبان جاسوسی بود

    [پاسخ]

    نوشین پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 5:22 ب.ظ:

    با پیشینه ای که ما از این دولت سراغ داریم این اقا اگه جاسوس امریکا باشه خیالتون راحت مشمول رافت اسلامی میشه وبا سلام وصلوات ازاد میشه اگه ازاد نشد ورفت اوین وبعدش هم اعدام شد(چون حکم جاسوس اعدامه ) مطمئنا جاسوس امریکا و انگلیس نیست جاسوس یه جای دیگه است

    [پاسخ]

  28. آهستانی!
    18 دسامبر 2011 در 21:02 | #28

    امید آقای حسینی اولا سلام علیکم.
    دوما سپاس به خاطر نشر مطلب.
    سوما پستت رو بی عیب و نقص می دونم. بسیار عالی. شخص مهمی نیستم اما به نوبه ی خودم وظییفه می دونم از شما تشکر کنم.
    چهارما خیلی خوب و منطقی و با استدلال قوی به پاسخ های کامنت گذار مخالف پاسخ دادید در حالی که اون طرف اگه هر دو کامنت زیر همش رو بخونی می تونی تناقض گفتارش تو دو تا کامنت رو ببینی. در حالی که آخر کار قضاوت رو به خواننده مطلب حواله میده.
    پنجما خیلی خوشحالم که شنیدم بی بی سی در موردت دروغ میگه :)

    و در آخر ممنون و دیگر هیچ. :-)

    [پاسخ]

  29. اصولگرای سابق
    18 دسامبر 2011 در 22:12 | #29

    متاسفانه دقیقا همان تحلیل های بعد از بحران 78 تکرار میشه ودوستان ذره ای عبرت از این تحلیل های آبکی وغلط نمی گیرند.بعد از 18 تیر 78 و حمله به کوی دانشگاه تحلیل آقایون دقیقا همین تحلیل امروز آقای امید حسینی بود:
    1 فتنه شد 2- دشمن داخلی وخارجی قصد ضربه زدن به نظام را داشتن 3- رهبری در نماز جمعه سخنرانی کردند وبعد از این سخنرانی همه معترضین صفشان را جدا کردند 4-راهپیمائی 23 تیر میلیونی مردم فتنه را خاموش کرد امروز هم آقایون مدعی هستند بعد از سخنرانی رهبری درنماز جمعه و راهپیمائی 9 دی همه چی ختم به خیر شد!!
    نخیر آقای امید حسینی درسته شما 25 خرداد 88 یبارکی علاقه مند به متر کردن خیابان می شوید برای اثبات عدم صحت عدد 3 میلیونی معترضان ولی تو 9 دی یبارکی از هرچی مترکردن و حساب کتابه خسته میشید تا شاید اعداد اوهامی 2 3 وچهارمیلیون نفری 9 دیی ها عدم صحتش اثبات نشود ولی اینو بدونید این رفتار متناقض شما در متر کردن خیابان در دو واقعه متفات که تو اولی علاقه مند هستید وتو دومی بیزار به خوبی برای مخاطبین جوان این کشور روشن است.نه آقا امید ما عصبانی از حضور مردم نیستیم.ما با تحلیل آبکی که جمعیت 22 بهمن را 50 میلیون نفر اعلام می کند تا اثبات کند اکثریت معترضین 25 خرداد در 9 دی شرکت کردند مخالفیم. وامام چرا مخالفیم.برای آینده این کشور!!تحلیل های غلط ما ودوستانتان اگر راهگشا بود فتنه 18 تیر78 را ختم به خیر می کرد.23 تیر اگر به طور کامل در حل کردن بحران اعتراض در کشور ما راهگشا بود قطعا 9 دی هم راهگشا بوده است.من عصبانی هستم نه از حضور انصافا چشمگیر مردم طرفدار نظام در 9 دی من عصبانی هستم از تحلیل از ریشه غلطی که جمعیت 9 دی را به کل مردم حتی به معترضین کثیر جنبش سبز هم تعمیم می دهد .من عصبانیم چرا وقتی می تونیم به راحتی این بحران را نه به روش دوستان شما در 18 تیر 78 که شامل سرکوب و بعد هم حضور میلیونی طرفداران نظام در کف خیابان بود بلکه با روشهائی عقلانی تر وحتی اسلامی تر حل کنیم.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 11:40 ب.ظ:

    صحبت از پیشگیری شد ، چه کنیم که چنین وقایعی رخ ندهد.
    البته اگر شرایط سالهای 80 تا 84 دوباره برقرار گردد بسیاری از مشکلات ما برطرف و یا پیشگیری خواهد شد.
    ” ” غیر ممکن است در جامعه ای، آشوبهای خیابانی بروز کند و این آشوبها با امتیاز دادن حکومت متوقف گردد ” ” اگر در جهان سوم نمونه ای سراغ دارید بیان کنید. بعبارت دیگر به هر علت و به هر شکل اگر اعتراض خیابانی آغاز شود این اعتراضات فزاینده و فراگیر خواهد بود و با هیچ سیاستی و با هیچ عقب نشینی آرام نخواهد گرفت مگر استفاده از قوه قهریه.
    اگر در کل تاریخ جهان سوم نمونه ای سراغ دارید بیان کنید.
    حقیقتأ فکر می کنید اگر اعتراضات سال 59 یا 78 یا 88 سرکوب نمی شد، اگر با آنها مدارا می شد به چه نتیجه ای منجر می گردید!!؟
    اگر طبق قانون اساسی راهپیمایی آزاد می بود جنبش سبز چند بار راهپیمایی می کرد یک بار، ده بار، صد بار

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 7:48 ق.ظ:

    آقاي سابق! من كه نمي تونم تحليل شما رو بنويسم. اگه قرار باشه حرف من همون حرف شما باشه، خوب با هم مشكلي نداشتيم كه. پس من بايد تحليل خودم رو از قضايا بنويسم. شما مي توني قبول كني مي توني قبول نكني. من براي هر خط از نوشته، لااقل دليلي آوردم. بي حساب و كتاب كه حرف نزدم. اگه از جدايي حاميان موسوي نوشتم، لينكي گذاشتم و اسمي آوردم. جالب اينجاست كه علي رغم اينكه به آمار و احتمالات انتقاد كردم، شما حرف و تيتر يه روزنامه ديگه رو در رد اظهارات من آوردي! حرف اون روزنامه چه ربطي به من داشت؟
    25 خرداد يه روز بود فقط در تهران 9 دي هم روزي بود در همه جاي كشور. فرقش خيلي روشنه. نيازي به متر زدن خيابان ها نيست

    [پاسخ]

  30. 18 دسامبر 2011 در 22:38 | #30

    آقای حسینی
    گیرم همه اون جمعیت که شما معتقدی در روز 9 دی آگاهانه و آزادانه برای حفظ نظام به خیابانها اومدند ; درسته
    حالا چه اشکالی داره نظامی به این قدرتمندی و با این پشتوانه مردمی یک روز رو هم به خودش جرئت بده مجوز راهپیمایی یا تجمع به معترضینش بده؟!
    فقط یک روز!

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 18th, 2011 10:58 ب.ظ:

    جالبه شما با این هم ضرر مادی و معنوی به کشورتون بازم از رو نرفتین
    راستی چطوره که شما راهپیمایی های هودتون رو آزادانه و برای عدالت و… میدونید اما راهپیمایی مردم در 9دی رونه؟
    این هم یک نمونه 2011 توهم :roll:

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:56 ق.ظ:

    جناب یادا

    حالا چی میشه شماها یه روز هم درخواست کنی بیایید تو خیابونا و مرگ بر آمریکا بگویید ؟ دلشو دارید بر علیه اونا شعار بدهید ؟

    چی میشه روز 22 بهمن برای دفاع از انقلاب اسلامی بیایید بیرون ها ؟

    همش باید بر علیه حکومت مملکتی که در آن زنگی میکنید شعار بدهید ؟
    یه روز درخواست کنید بیایید بگویید مرگ بر انگلیس واسرائیل

    یه روز بیاییید به جاسوسی آمریکا اعتراض کنید ..چرا که نه / ها؟

    در ضمن کسی از بیرون مدن شماها ناراحت نیست ..شماها ظرفیتتان کمه ..چون هر وقت اومدید حماسه سطل آشغال را خلق کردید و به تمام آشغالهای بی پناه حمله ور شدید

    [پاسخ]

  31. سیدنوید
    18 دسامبر 2011 در 23:07 | #31

    در 9 دی مردم ایران ثابت کردن که هنوز به آرمانهایی که برایش انقلاب کردن وفا دارن
    ثابت کردن که دیگر نمی گذارن به اصول اسلامی کسی لطمه بزنن
    خیلی ها در نظرهاشون گفته بودن که این هم یک نوع تظاهراته اما من می خوام بگم چطور این هم یک نوع تظاهراته درحالیکه خیمه های عزاداری امام حسین را آتش می زنن چطور تظاهراتیس که در آن هلهله و کف سوت می زنن
    چطور تظاهراتی است که دختران با پسران به اسلام توهین می کنن
    نه اینها هدفشون اسلام است و دست از دشمنی بر نمی دارن
    در روزی که زمین و زمان در ماتم امام حسین گریه می کند اینها دارن طبق دستورالعمل نوریزاده ملعون عمل می کنن
    لعنت خدا بر یزیدیان و بر پیروان راه یزید

    [پاسخ]

  32. سامان
    18 دسامبر 2011 در 23:33 | #32

    پیام 25 خرداد فریاد کودتای انتخاباتی توسط دولتی بود که بی لیاقت و متقلب بود و حوادث سالهای اخیر نشان داد که دولتی به این شدت از فساد و بی قانونی نمی تواند امین آرای مردم باشد پیام 25 خرداد زنده است چون هر روز فاسد بودن این دولت جلوی چشمتان است. اما پیام نه دی چه بود؟بصیرت؟بصیرتی که محصولش احمدی نژاد و دار و دسته اش بود.آیا هنوز هم شعار بصیرت میدهید؟محصول نه دی بدبختی هایی است که این دولت بر سر مردم آورده.و این خواست خدا بود که مدعیان بصیرت 2 سال نگذشته به ضایع بودن محصول بصیرتشان پی بردند و باید همه افرادی که با قلدری خودشان را با بصیرت نشان دادند جوابگوی عملکردشان باشند.9 دی مرد چون اصالت نداشت و……………

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 10:03 ق.ظ:

    9 دی پیام انقلاب و امام و شهداست .
    9 دی اثبات ولایتمداریست
    9 دی اثبات عشق مردم به انقلاب و رهبریست
    9 دی دشمن شکن هست
    9 دی همیشه زنده هست .مانند قبل
    9 دی فریاد مردم ولایتمدار بر علیه تمامی وطن فروشان و دین فروشان است
    9 دی اعتقاد مردم به انقلاب و رهبریست
    9 دی کربایی از نوعی دیگر است
    9 دی تجدید پیمان مردم با رهبری بود
    در کربلای 9 دی اما این بار حسینیان یزیدیان را شکست دادند

    در فتنه 88 وطن فروشان و دین فروشان فریب خورده بازیچه دست اربابان غربی شده بودند ..

    در فتنه 88 مخالفین دین اسلام پرده از چهره ها بر داشتند و نوادگان شمر و یزید و معاویه رخ نشان دادند و ثابت کردند که یزیدیان همیشه و در هر زمانی زنده اند …

    9 دی مردم ولایتمدار ایران ثابت کردند که مردم کوفه نیستند و نخواهند گذاشت کربلا تکرار شود و اگر شود این بار چشم یزیدیان است که از حدقه بیرون آورده خواهد شد

    9 دی مشتی محکم بر دهان بی دینان و فاسدان و وطن روشان و منافقین و ..بود
    و همیشه هم اگر فتنه ای تکرار شود 9 دی ها تکرار خواهد شد

    تا زمانی که ما بچه بسیجیها و حزب اللهیها زنده ایم 9 دی تکرار خواهد شد

    [پاسخ]

  33. علیرضا*
    19 دسامبر 2011 در 00:39 | #33

    متاسفانه مشکل اینه که هر کدوم از ما مثلا میخواد کم نیاره واسه همین الکی بحث و جدل میکنن و هی کش میدن …. کسی دنبال راه حل نیست

    معترضین: عوامل بیگانه؛ جاسوس انگلیس؛ اراذل و اوباش؛ وطن فروش ؛ نوکر آمریکا و… خوانده میشه متاسفانه!
    طرفدارای حکومت: ساندیس خور ؛ باطوم بدست ؛ وحشی ؛ دیکتاتور ؛ چماق دار و… خوانده میشن
    جفتش بده عزیزان … بابا چرا نمی تونیم درست صحبت کنیم(حداقل تو فضا مجازی)

    وقتی ما فقط هدفمان کوبیدن طرف مقابله نتیجش میشه این
    ما که مسئول مملکتی نیستسم آدم عادیم یکی موافق نظامه یکی مخالف یکی هم تکلیفش هنوز با خودشم معلوم نیست!! پس چرا به جون هم بپریم که سودشو یکی دیگه ببره

    بنظر من هر دو طیف مقصرن در جاهایی و حاظرم نیستن کوتاه بیان
    اگه یکم به فکر کشورمون باشیم نه ازون ور بوم میوفتیم نه از این ور … تعصب الکی مشکل خیلی از ماهاست

    [پاسخ]

  34. سین
    19 دسامبر 2011 در 00:46 | #34

    “خورشید را سیر بغل کنید یخبندانی عظیم در پیش است ».

    ——–
    باز هم آقای آهستان به سفارشی برای نوشتن لبیک گفت و متنی نوشت که دارد برای انصاف دست خداحافظی تکان می دهد.
    اول خواستم ذیل این نوشته مثل اکثر دوستان سکوت کنم و سکوت سفارش بدهم. دیدم اینهمه مدت این من هایی که اینجا حرف زده اند با زبانشان نبوده ، انگشت شاش بوده بی صدا و تنها با اشاره. پس چطور می شود با اینهمه پرده بر چشم ، اشاره ها را دید.
    رفتم سراغ نوشته های آن حوالی ام.
    چند خط اش را نقل قول می کنم. نوشته ی دیروز هایم هنوز بوی تازه گی و طراوت می داد. اما از این سو ، به تاریخچه ی نظریات دوستان که سر می زنی ندامت است از مشام آلودن به بوی تعفن آن گوشتی که حواریون روزی بر سر خوان نعمتش گرد همایی انجام دادند . سفره ای که اهتزاز مجددش در هوا برای پهن کردنی دوباره به سیاست سابق ، یکسال است خواب از شکار خواره گان پرانده.
    اما نوشته ام :
    ” فرق است میان سر سپرده گی و دل سپرده گی. اولی حتما سر و صدا می کند و جنب و جوش و تعظیم و تایید. دومی شاید در سکوت و موسیقی به دنیا می آید، جان می گیرد. اولی بوی قدرت مست اش می کند و دومی را عطری که روزی که تن عشق …..

    سر سپرده گی قد آدم و آدم اش را کوتاه می کند. او را حتی اگر کوتوله ای زشت و ترسو و دروغگو باشد ، ردایی از فخر و تقدس و هیبت می پوشاند. سر سپرده گی با نواله آرام می گیرد و با پارس تشکر. دل سپرده گی با ناله و زمزمه. سر سپرده مفعول است و منتظر فرمان تا فعلی را تا نقطه به انجام برساند. دل سپرده قائم به ذات است و خودش را حتی در غیاب مفعول جای فاعل آماده به انجام فعل می گذارد. سر سپرده گی را بی شماری ارباب جایگزین، رویین تن می کند و دل سپرده گی را رویای یقین ِ وصل. …..

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 12:55 ق.ظ:

    “باز هم آقای آهستان به سفارشی برای نوشتن لبیک گفت و متنی نوشت که دارد برای انصاف دست خداحافظی تکان می دهد.”

    همین؟!!
    تمام؟!!
    سکوت یا از روی بی حوصلگیه یا نابلدی
    شما که به هر دلیلی سکوت رو شکستی فقط همین قدر توصیف؟

    نشد خانم سین. بنا نیست با غرولند ما به جایی برسیم.
    کجای نوشته نقیض حقیقته؟

    خوش ندارم کسی به جز خانم سین به سوالم پاسخ بده.
    (خواستید در مورد حرف خانم سین نظر بدید “فعلیکم بالعدل و النصاف”)
    پیشاپیش سپاس.

    [پاسخ]

    سین پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 1:43 ب.ظ:

    آقای آهستانی عزیز ، سکوت من به دلیل سومی الی هزارمی بود که شاید در نوشته ام هویدا نبود.
    تسلیم در عین نا امیدی. خیلی وقت است که فکر می کنم ما همه دهن های گشادی شده ایم بدون اندامی با کارکرد گوش. خودم را می گویم. اول از همه خودم را باید به شنیدن دعوت کنم. و تنها نا امیدی و فقدان و احساس گناه یا درمانده گی آنقدر مبارک و میمون است که آدم را می برد به گوشه ی خلوت و انزوا. در اوج اقتدار آدم حراف و ظالم می شود. امتحان سختی است. خدا آن روز را نیاورد که بدون ظرفیت ، در کاسه ی ما آشی ریخته شود. سر می رویم. کثیف می کنیم. به هر پاکیزه گی کند می زنیم. به کار خوردن و راه یافتن در شکم های بر آمده و فربه می خوریم.
    من ذیل پست اقای آهستان برای خودم و همه آرزوی صبر کردم. طاقت بسیار. تاب آوردن در دوری از عدالت ، انصاف. از خدا خواستم اگر مدد کند در وجودم ترازوی سنجش درست عمل کند. از خدا خواستم این اختلاف به انتقام و نفرت تبدیل نشود. برای هر دو طرف آرزوی عقل و خرد کردم. همین تقاضاها در گام اول به من نهیب زد که هی هی سین چس ساکت شو.
    به من امید داد که پناه ببرم به دامن پر برکت زمان. که وقتی مثل رود می گذرد از سر حوادث و روز های گذشته ، دروغ و نفاق پوشیده در جامعه حقیقت را افشا می کند. فقط باید کمی ذکاوت به خرج داد و معلول های ناشی از یک علت را ذیل هم دسته بندی کرد تا به نتیجه ی درست تر رسید. این روز ها عده ای همواره به کار دعوت های خود جوش اند تا ما همچنان خود سرانه آب را گل آلود کنیم و ماهی های درشت اش را به تور آنها بیندازیم.
    —–
    با اینهمه چرا آنجا و اینجا باز کلی حرف زده ام؟ از بس وقت نشناسم. عجولم. هنوز باورم نشده بوددر پست آقای آهستان دسته از ما باز هم به القاب رنگارنگ صدا شده ایم. صورتمان گوشه ی رینگ ، در مسابقه ای با همدستی داور و حریف بیش از حد زخمی شده. آن نوشته یک آخ خ خ خ خ خ از ته حنجره بود.
    آیا این پست 9 دی را روز پیروزی بر جسدی مرده قلنداد نمی کند که خودش خودش را سبز صدا کرده؟ پس چرا باید حماسه باشد؟ فائق شدن بر جریانی اینچنین بی ریشه و بی عقبه و منطق و سر تا پا بیماری و فتنه چرا باید مدالی به کردن کسی بیاویزد. چرا اینهمه خوب از سر پرانده ، چرا دارد پیش گویی هایش درست از آب در می اید؟

    بر اساس طرز تلقی دوستان ، راندن مشتی خس و خاشاک و سوسول و سگ باز و فریب خورده و البته تعدادی هم آدم حسابی منحصرا در عصر روز 25 خرداد که بسرعت به اشتباهشان پی برده اند و خزیده اند در خانه تا روز 9 دی با مجوز حکومت به میدتن حضور شرفیاب شوند چرا در بوق و کرنا کردنی اشت؟
    چرا راندن آدم هایی اینچنین زبون و بی کفایت و بی وطن ، که قدرتشان تنها در آتش زدن سطل آشغال تجلی پیدا کرد و خودشان گلوی دختر زیبایشان را را بریدند تا از کشته شدنشان کلیپ بسازند و آنقدر نامقدس و کافر پیشه بودند که روز عاشورا را با روز عروسی یزید اشتباه گرفتند و بر خلاف تاریخ شیعه که در تمام اعصار این روز را ماتم گرفته ، آن روز دست و سوت بزنند تا بگویند حسین و مرام او هنوز مظلوم است و روز شهادتش مغفول ، چه برگ برنده ای در ناریخ است؟
    چرا منزوی کردن جماعتی که با کفش نماز و بی وضو در صف نماز جمعه ، قامت به نماز میت بستند تا تاریخ گواهی دهد آن نوزاد خوش صورت و خوش چهره ای که روز تولدش 22 بهمن 57 بود ، در دست ناکسان و در صف جلوی نمازگزاران و حتی در مقام امام جماعت و بالا تر، به مرده ای متحرک می ماند که پرونده فساد و تباهی اش از همین دنیا گشوده شده؟
    آقای آهستانی من را ببخش . به خدا اگر فکر می کردم احساسم درک می شود و تمام حق پیش من است و همه حرفهایم راست است و قرار نیست بخاطر قضاوت های غلطم آن دنیا رو سیاه باشم تمام کلمه های دنیا را برای گفتن حرفم صدا می کردم.
    اما این روز ها من متزلزلم. نه برای درک روز های گذشته . من از فردا می ترسم. اجازه بده فقط سکوت کنم. خدا بزرگتر از اختلاف های کوچک ماست. به امید او.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:56 ق.ظ:

    مرسی خانم سین برای این عبارت که:

    «فرق است میان سر سپرده گی و دل سپرده گی. اولی حتما سر و صدا می کند و جنب و جوش و تعظیم و تایید. دومی شاید در سکوت و موسیقی به دنیا می آید، جان می گیرد.»

    [گل]

    [پاسخ]

  35. سین
    19 دسامبر 2011 در 00:47 | #35

    انگشتشان
    معذرت می خوام.

    [پاسخ]

  36. یلدا
    19 دسامبر 2011 در 01:08 | #36

    سلام.
    برای قضاوت در مورد وقایع دوسال گذشته هنوز زوده، تاریخ انقلاب ایران ولی خیلی عجوله و سریع تر به قاضی میبره اعوان و انصارش رو.
    از 57 تا حالا چند نفر از رده بالایی ها( وگرنه مردم عادی که نه ) کن فیکون شده احوال و روزگارشون؟
    چند نفر با سلام و صلوات اومدند و با فحش و بد گویی و تف و لعنت رفتند ؟
    چند نفرشون رو هنوز مطمئنیم نسبت بهشون؟
    اگر منصفانه قضاوت کنیم و کنید این سی و دو سال به اندازه ی چند برابر خودش ،جامعه رو به کنش و واکنش واداشته همین داستان روسای جمهور که بعد از تموم شدن مسئولیتشون چه حرفهایی و چه تهمت هایی که بهشون زده نمیشه ، یک نمونه از این جریانهاست
    خرداد 88 به کنار، عرضم به حضورتون بهمن پارسال بود که تو خیابون آزادی سر پارکینگ کاوه وقتی داشتم از دست یه برادر( سلام شجاع ) در میرفتم دست انداخت بگیره منو که جیب کاپشنم پاره شد و هنوز وقتی به پارگیش نگاه میکنم فحشش میدم… پس اگر کتکمون نزنن و باتوم نخورم و دنبالم نکنن و گاز اشک آور نزنن و ترس گرفتاری تو جایی مثل کهریزک و دق مرگ شدن مادر ،نباشه ،باز هم میرم برای اعتراض.اعتراض به زندانی شدن موسوی عزیز…اعتراض به اختلاس..اعتراض به صدا و سیمای میلی ،اعتراض به گرون شدن دلار،اعتراض به اعضای شورای خبرگان ( اینو جدی میگم یه عکسی ازشون دیدم همه شون تو خواب بودند و چرت شاید، تاسف به حال خودم خوردم که اینایی که دیگه کشش ندارن و همه شون مرز بازنشستگی رو اوایل انقلاب رد کردند چرا نمیرن خونه بخوابن ؟) خلاصه اعتراض به خیلی از کمبود ها که با مدیریت صحیح میشه درستش کرد …
    خوش به حال 9 دی ایها ، که تونستند حرفشون رو بزنن هر چند مخالف اندیشه های من،،، کاش من هم میتونستم حرفم رو بزنم هر چند مخالف اندیشه های اونها…
    مهمترین مسئله اینه که نباید درس بگیریم از تاریخ؟
    هم ما هم امید و همفکراش…تا کی من بگم تو عاشورا به خاطر امام حسین دست نزدیم؟ به خاطر گرفتن باتومها بود که کمتر کتک بخوریم شاد شدیم و تا کی پسر شجاع بگه حماسه ی سطل آشغال؟
    یعنی برای کنکور ارشد اگه اینقدر دوره میکردیم همه مون تو شریف تک رقمی میشدیم.
    والا.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 9:50 ق.ظ:

    خانم یلدا کل 9دی یکروز بود
    اما حرفهای شما ظاهرا خیلی طولانی شده بود از 25خردادتا25بهمن!!
    فکر نمی کنید خیلی هم صحبت کردین؟
    درمورد اینهایی که رفتن و به قول شما با تف لعنت رفتن
    این درس رو به من حداقل می ده که اگه یکروز سکان یکجای مملکت رو گرفتم با مردم باشم برای اسلام باشم برای چیزهایی باشم که این مردم در 8سال بهترین هاشون رو دادن پسراشون پدرهاشون مادرهاشون و خواهرانشان خیلی سخته برای امثال من که اون موقع رو درک نکردن و نمی دوننکه جنگ یعنی چی ؟؟ منتظر خبر شهادت بودن یعنی چی؟؟
    اما متاسفانه بحث قدرت چیز خیلی پیچیده ای است تا طعم آن زیر دندان نرود ما متوجه آن نمی شویم هرچند که من الان دارم می گم اما از کجا معلوم که خودم من هم…
    بگذریم
    اما خواهرم این زمان گذشت اما عبرت هاش برای دو طرف قضیه موند شما هم باید اشتباهات خودتون رو قبول کنین و ما هم باید در پذیرفتن اشتباهاتمون صادق باشیم
    اما نباید دوباره کاری کنیم که دشمن هایی که مثل گرگ اند برای نابودی ما همه با هم کف و سوت و هورا بکشن
    و خودشون رو قاطی بچه های این سرزمین کنن
    خلاصه بگم منم دلم پره
    از موسوی و کروبی و…
    اما الان دیگه موقع اتحاد و متحد شدن است برای سازندگی
    اگه ما هی بخواهیم این قضیه رو کشش بدیم و بر کوس جدایی بکوبیم چیزی به غیر از نابودی ایران و اسلام گیرمون نخواهد اومد
    البته من ماجرای عاشورا را از تظاهرات جدا میدانم و اونو در یک پرونده دیگر بایگانی کردم و اونا رو مدنظرم قرار ندادم

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 10:12 ق.ظ:

    خانم یلدا

    بحث سر اینه که فتنه ای در سال 88 که از سالها قبل برنامه ریزی شده بود در 3 یا 4 تا شهر پیاده شد
    شماها فتنه غربیها و منافقین و را با اعتراض اشتباه گرفتید خواهر من

    شماها هنوز متوجه نشدید که فتنه با اعتراض مسالمت آمیز و رفتاری انسانی فرق دارد

    شماها به سطل آشغال حمله ور شده و شهر را به آتش کشیدید و انتظار دارید کس جلوی شماها را نگیره ..پس قانون چی میشه ؟ هر کی به هر کیه ؟

    نمیدونم شما اگه با حکومت لج داشتید چرا ننگ عاشورا را خلق کردید
    چرا بر علیه اصل ولایت شعار دادید ؟

    [پاسخ]

    نوشین پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 2:12 ب.ظ:

    چرا اینجا لایک نداره ؟هزارتا لایک به یلدا

    [پاسخ]

  37. محمد
    19 دسامبر 2011 در 09:51 | #37

    باز بدون شرح از حضرت علی و رد این تکیه کلام حضرات که حکومت از آسمان بر مردم نازل شده(فرمایش آقای مصباح) و مردم باید از حاکم اسلامی فقط اطاعت کنند(همچون اطاعت مردم از معاویه خال المومنین!)

    نهج البلاغه:
    نامه 53 به مالک اشتر
    برترين چيزي که موجب روشنائي چشم زمامداران مي شود برقراري عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه رعايا نسبت به آنها است .اما مودت و محبت آنان جز با پاکي دلهايشان نسبت به واليان آشکار نمي گردد و خيرخواهي آنها در صورتي مفيد است که با ميل خود گرداگرد زمامداران را بگيرند و حکومت آنها برايشان سنگيني نکند و طولاني شدن مدت زمامداريشان براي اين رعايا ناگوار نباشد

    بعضی ها درس بگیرند!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 11:33 ق.ظ:

    ابن ابي الحديد : شرح نهج البلاغه ج 1 , ص 201

    امیر مومنان علی ع : « فلما نهضت بالامر طائفه و مرقت اخري و قسط آخرون , چون به خلافت رسيدم گروهي بيعت شكستند و جمعي از دين بيرون رفتند و دسته اي سركشي و طغيان كردند .

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 11:36 ق.ظ:

    امام علی‏علیه السلام سیمای خوارج را این گونه تصویر می‏نمایند. (
    نهج البلاغه، خطبه 127.)
    اگر می‏پندارید من خطا کردم و گمراه شدم، پس چرا همه امت محمدصلی الله علیه وآله رابه گمراهی من گمراه میدانید و خطای مرا به حساب آنها می‏گذارید…

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 11:37 ق.ظ:

    خوارج علیرغم بداهت مسئله سعی داشتند اشتباه را برگردن امام نهاده و از او بخواهند توبه کند و این کار خود را تحت عنوان «امربه معروف و نهی از منکر» آغاز نمودند و بر این باور بودند که علی‏علیه السلام، عثمان و معاویه و اصحاب جمل و تحکیم کافر شده‏اند و بایستی آنها را به قتل رسانید. این گروه به واسطه این دیدگاه فکری صبح کردند در حالی که تمام مردم روی زمین راکافر و همه را مهدور الدم و مخلد در آتش می‏دانستند.

    همینطور که الان این جمماعت گمراه سبز تمام تقصیرهارا به گردن امام خامنه ای می اندازند

  38. 19 دسامبر 2011 در 11:23 | #38

    دسته بندی مردم در کشور ایران از نظر شخص بنده ..

    در ایران افراد با تفکرات مختلفی وجود دارند که بجز یک عده بقه همهشون بی خاصیت هستند
    اما بی خاصیتها :

    یه عده بیطرف هستند و اصلا حوصله سیاست را ندارند
    یه عده مخالف اسلام و حکومت اسلامی هستند
    یه عده مخالف ولایت فقیه هستند ..اینها حکومتی بدون رهبر و ولایت میخواهند
    یه عده نون به نرخ روز خور هستند و همیشه رنگ عوض میکنند
    یه عده عاشق پست و مقام هستند و به هر کاری دست میزنند تا پستشان را از آنها نگیرند
    یه عده فقط غر میزنند مثل اون شخصیت کارتون گالیور ..(من میدونم گالیور موفق نمیشه)

    عده ای منافق هستند که این شامل دو گروه هست ..
    اولین گروه منافق کسانی هستند مانند منافقین فرقه رجوی که مردم را فدای خواسته هایشان میکنند و کشتن مردم برای رسیدن به هدف را واجب میدانند

    دومین گروه کسانی هستند که در بطن نظام وجود دارن و از اسم نظام سو استفاده میکنند تا به هدفشان برسند ..مانند جریان انحرافی مشایی و یاران

    اما :

    آنهایی که خاصیت دارند :
    عده ای عاشق اسلام و انقلاب اسلامی و رهبری عزیز هستند بنام ولایتمداران ..اینها نه به دنیا فکر میکنن و نه دنبال آن هستند ..این عده در تمام اقشار وجود دارند ..مهندس و دکتر و با سواد و بیسواد و کشاورز و ….

    و در حماسه ها و جنگ و دادن جان و مال و ..همیشه این عده هستند که حضوری پر رنگ دارند

    بجز این عده بقیه همه بی خاصیت هستند..

    [پاسخ]

    عباس پاسخ در تاريخ دسامبر 20th, 2011 11:22 ب.ظ:

    ممنون از تحلیل عمیقتون!

    [پاسخ]

    حافظ اصلی پاسخ در تاريخ دسامبر 24th, 2011 5:39 ب.ظ:

    از طرف من وخودم .مرحوم علامه امینی .طباطایی .مطهری و…دکتر شریعتی…شهید چمرا ابو علی سینا و….وووو….به ایشان بابت تلالوء اندیشه مشعشعه شان تبریک بگویید (البته جسارت به نام بزرگان نباشد وگرنه ما کجا وانها کجا)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  39. مهران
    19 دسامبر 2011 در 11:38 | #39

    هیاهو قاتل اندیشه هاست

    [پاسخ]

  40. 19 دسامبر 2011 در 11:41 | #40

    قابل توجه سبزهای گمراه

    امیرالمؤمنین در ترسیم روحیه و سیمای خوارج می‏فرماید:
    مردمی خشن، فاقد اندیشه عالی و احساس لطیف. مردمی پست، برده صفت، او باشی که از هر گوشه‏ای جمع شده‏اند و از هر ناحیه‏ای فراهم آمده‏اند. اینها کسانی هستند که باید اول تعلیمات ببینند، آداب اسلامی به آنها تعلیم داده شود، در فرهنگ و ثقافت اسلامی خبره شوند. باید بر اینها قیم حکومت کند و مچ دستشان گرفته شودند این که آزاد بگردند و شمشیرها در دست نگهدارند و راجع به ماهیت اسلام اظهار نظر کنند، اینها نه از مهاجرینند که از خانه‏های خود به خاطر اسلام مهاجرت کردند و نه از انصار که مهاجرین را در جوار خود پذیرفتند.
    آنچه در سیمای خوارج به خوبی به چشم می‏خورد، جهالت و نادانی آنان است و همین بس که بر اساس این صفت، فریب معاویه را خورده و قدرت تمییز ظاهر قرآن و معنی قرآن را نداشتند.

    شما بدترین مردم هستید. شما نیروهایی هستید در دست شیطان که از وجود پلید شما برای ضربه زدن نشانه خود استفاده می‏کند و به وسیله شما مردم را در حیرت و تردید و گمراهی می‏افکند…
    شما گروهی سبک مغز و کم خرد و نادان هستید……نهج البلاغه، خطبه 36.

    [پاسخ]

  41. 19 دسامبر 2011 در 11:43 | #41

    لو خرجوا فیکم مازادوکم الا خبالا و لاضعوا خللکم یبغونکم الفتنه و فیکم سمعون لهم و الله علیه بالظلمین»(توبه/47)

    «اگر خمراه شما رهسپار می شدند جز فتنه و فساد برای شما به بار نمی آوردند و در بین شما رخنه می کردند و در حق شما فتنه جویی می کردند و در میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به احوال ستمگران آگاه است».

    [پاسخ]

  42. 19 دسامبر 2011 در 11:45 | #42

    … ان الفتن اذا اقبلتْ شبَّهت و اذا ادبرت نبَّهتْ. یُنکَرْنَ مقبلاتٍ و یُعْرَفْنَ مدبرات. یَحُمْنَ حَومَ الریاح، یُصِبْنَ بلداً و یُخْطِئْنَ بلداً. اَلا و انَّ اخوفَ الفِتَن عندی علیکم فتنةُ بنی امیة، فإنَّها فتنةٌ عَمیاءٌ مُظلمةً: عمَّتْ خُطَّتُها و خَصَّتْ بَلِیَّتُها، و اصاب البلاء مَن ابصر فیها، و اخطأ البلاءُ من عمِی عنها. …

    «فتنه‌ها هنگامی که روی می‌آورند شبیه حق می‌باشند و آنگاه که می‌روند و به پایان می‌رسند، حقیقت خود را می‌نمایانند و هوشیار می‌سازند. ناشناخته می‌آیند و شناخته شده می‌روند. همچون گردباد می‌گردند و شهری را ویران می‌کنند و شهری را وامی‌گذارند. آگاه باشید که نزد من بیمناکترین فتنه‌ها برای شما فتنه نفاق بنی امیه است زیرا که آن، فتنه‌ای کور و تاریک است. همگان را در برمی‌گیرد و مصیبتش خاص مؤمنان است و گرفتاریش به کسانی می‌رسد که از آن آگاهی دارند و بی‌خبران را آسیبی نمی‌رساند.» نهج البلاغه، ص123

    [پاسخ]

  43. 19 دسامبر 2011 در 11:46 | #43

    «اصاب البلاء مَن ابصر فیها، و اخطأ البلاءُ من عمِی عنها»: فتنه‌گران ابتدا می‌کوشند «شخصیت» و یا حتی «شخص» کسانی که پشت پرده افکار و اندیشه‌ها و نقشه‌های آنان را می‌دانند ترور کرده و از سر راه خود بردارند. به همین دلیل، کسانی که از فتنه‌ها آگاهی دارند و نسبت به آنها هشدار می‌دهند، مورد غضب ارباب فتنه قرار می‌گیرند. بی‌جهت نیست که در فتنه اخیر بیشترین حملات به ساحت مقام معظم رهبری صورت گرفت. او بود که فتنه را به زیبایی شناخت و فرمول فتنه را کشف کرد و از همان ابتدا سرانجام آن را برای همه ملت ایران به صراحت تبیین نمود و نهایتاً با کمک یاران بصیر و ملت وفادارش چشم فتنه را از حدقه بیرون کشید.

    [پاسخ]

  44. 19 دسامبر 2011 در 11:48 | #44

    زمان امیر المؤمنین (ع) تحت تأثیر جریان های انحرافی و خواص واخورده، از مسیر امام(ع) فاصله گرفتند تا آنجا که حضرت در نکوهش نافرمانی آنان فرمودند:

    « دل من از دست شما پر خون و سینه ام از خشم شما مالامال است. کاسه های غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانیدید و با نافرمانی و ذلت پذیری رأی و تدبیر مرا تباه کردید
    نهج البلاغه خ37

    [پاسخ]

  45. 19 دسامبر 2011 در 15:17 | #45

    این مطلب مربوط به پست قبلی است ( در رابطه با 9 دی و جریانات بعد از انتخابات )
    . . . .
    عزیزان سبز
    دوستان
    آب کم جوی تشنگی آور بدست
    مشکل ما ایرانی ها کمبود آب نیست بلکه کمبود تشنگی است.
    پنجاه سال با پهلوی ها جنگیدیم . پنجاه سال ناراحت بودیم ، عصبانی بودیم ، غصه خوردیم ، مبارزه کردیم …….. درحالیکه بعدأ متوجه شدیم حکومت پهلوی یکی از موفق ترین حکومتهای تاریخ جهان سوم بوده!!
    بعد، از دست هاشمی حرص خوردیم!! گروهی جفنگ نوشتند ( عالیجناب …. ) ما هم باور کردیم. گروهی تهمت زدند باز هم باور کردیم .
    درحالیکه هاشمی کشور را از خرابیهای جنگ نجات داده بود. هاشمی …….. به تمام معنا بزرگ و توانا بود.
    سپس نوبت به خاتمی رسید، همان روز اول از خاتمی عبور کردیم!!
    خاتمی اولین شخصیت اجرایی در طول تاریخ معاصر است که هیچ وصله ای به او نمی توان چسباند، نه به خودش ، نه به برادرش نه به پسرش نه ….. با این وجود بازهم ناراضی شدیم ، بازهم نفی کردیم، باز هم کنار گذاشتیم
    درحالیکه تمام رهبران جهان به خاتمی با تحسین می نگرند، اما ما قدر نمی دانیم و همچنان سرگردان و بلاتکلیف بدور خود می چرخیم.
    آقا
    برادر
    عزیز
    خواهر
    خانم
    بس کنید، شما را بخدا بس کنید
    ناسپاسی تا به کی؟ تا به کجا؟
    نارضایتی ومبارزه تا به کی؟ تا چند نسل!!
    120 سال مبارزه کرده اید و هنوز سر جای اولتان هستید!! این یعنی چه؟
    چطور به خیابانها می ریزید در حالیکه از صد و بیست سال مبارزه هیچ بدست نیاورده اید!!
    ” ” چطور می توانید امیدوار باشید!! ” ”
    این روح ناآرام است که ما را به این راه می کشاند.
    این روح ناآرام و همیشه ناراضی ماست که ما را اینقدر سیاسی و مبارز کرده است.
    اگر ملت مالزی بجای ما بودند با داشتن هاشمی و خاتمی به همه آرزوهایشان می رسیدند، چند صد میلیارد ثروت شان تباه نمی شد و ندای عزیز هم بجای سینه قبرستان در جمع خانواده اش بود.
    . . .
    نکنید
    شما را بخدا نکنید
    روح ناآرام تان را کنترل کنید.
    این راهی که می روید راه نیست.
    ملل کمتر توسعه یافته را دیده اید که چگونه مدام در آتش درگیرهای داخلی می سوزند
    چگونه خوشبختی شان در جنگهای داخلی می سوزد
    ما از آنها فقط یک قدم متمدن تر شده ایم
    ما بجای جنگ داخلی مبارزه سیاسی می کنیم!!
    ” ” سیاست برای مردم جهان سوم چیزی غیر از هوس بازی و کینه توزی نیست! ” ”
    اگر شما اسیر هوسها و کینه هایتان نیستید، پشت سر هاشمی و خاتمی آرام به ایستید و هیچ کار دیگری انجام ندهید.

    [پاسخ]

    عباس پاسخ در تاريخ دسامبر 20th, 2011 10:46 ق.ظ:

    اقای یوسفی عزیز،
    بهرحال نباید فراموش کنیم که یک توسعه ی پایدار، فقط از راه توسعه ی اقتصادی نمیگذرد. بی شک مشکل اصلی کشور ما همواره، حزب بوده و هست. حزب حلقه ی مفقوده ی رابطه ی عقلای سیاست با مردم و طرفداران است. حزب نه فقط حرکت طرفداران و عامه مردم را هدایت نمیکند، بلکه آموزش می دهد. هر زمان و در هر قسمتی از نیروهای سیاسی که انسداد بین احزاب بوجود آمده، نتیجتا مسائلی از قبیل آنچه دیده ایم رخ داده است. چرا الان تیپ فکری حزب اللهی و راستی بسیار کنترل شده، حتی بعضا دیکته شده اظهار نظر و عمل می کند؟ چون یک حزب کاملا فراگیر بنام بسیج وجود دارد. بسیج چه میکند؟ اولا در هر ده کوره ای بیست نفر ادم وجود داشته باشد بسیج پایگاهی دارد. ثانیا، مدام نیروهای خود را اموزش می دهد. ثالثا در انتخابها منسجم عمل می کند. چون عامه را آموزش می دهند که مثلا چرا احمدی نژاد آری میرحسین نه. رابعا، بسیج قدرت نظارت (نظارت عمومی) به جناح مقابل را دارد، بی آنکه تهدید بشود. یعنی ازادی عمل دارد در نظارت و انتقاد بی انکه نگران حذف از حاکمیت باشد. در نقطه ی مقابل اصلاح طلبان فاقد حزب واقعی و همه گیر هستند که هم بتواند استدلال های سران و عقلا را برای عامه تشریح کند، هم اموزش بدهد، هم ازادی انتقاد داشته باشد و در نتیجه همواره یک گپ بزرگ بین طرفداران و عقلا بوجود می اید. همین اقایان چپی در زمان امام در حالی که بسیار تند تر، نادان تر، خام تر، غیر منطقی تر بودند بعلت دلایل فوق توانایی ساماندهی به افکار و اعمال ملت را داشتند. مشکل جامعه ی ما بیش از هر چیز دیگری معلوم نبود دو حزب واقعی است.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دسامبر 22nd, 2011 8:54 ق.ظ:

    بر تن یک پیر مرد یا پیرزن هر لباسی که بپوشید بازهم پیری او درمان نمی شود.
    اگر در جامعه ای همه مردم ضعف اخلاقی داشته باشند هیچ راه کار و سیستمی نمی تواند مفید واقع شود.
    همین خصوصی سازی را درنظر بگیرید
    در سیستم دلتی کارکنان بی مسئولیت و وظیفه نشناس بودند
    آمدن خصوصی سازی کردند ، خصوصی سازی هم مفید واقع نشد راه گریز از آنرا یافتند!!
    اگر از فردا تاسیس حزب را آزاد کنید ایجاد حزب حالتی مانند ایجاد بنگاه املاک خواهد داشت و همه شتابان بدنبال تاسیس حزب خواهند رفت
    آیا تا همین امروز احزاب مغازه ای برای موسسین آن نبوده است!!
    آیا تمام احزاب تاریخ ایران تا روز آخر متعلق به موسس اش نبوده
    آیا موسس همیشه دبیرکل نبوده
    هیچ سیستمی و قانونی اختراع نشده و نخواهد شد که بتواند از انسان تکامل نیافته ، انسان تکامل یافته بسازد

    [پاسخ]

    حافظ اصلی پاسخ در تاريخ دسامبر 24th, 2011 5:28 ب.ظ:

    در رابطه با متن متینی که در بالا نوشته اید اجازه است توضیحی بدهم
    ارسطو وافلاطون دموکراسی را حکومت خوبی نمی دانستند .اما حق همه مردم در اظهار نظر ومشاررکت در حکومت یعنی همین .اما شاید عامل نارضایتی عدهای از مردم وبعضی از دوستان در اینجا اینست که گاهی در این کشور رایشان بی اثر است .یعنی فکر می کنند فقط فله ای رای می دهند . بحث انتخابات ریاست جمهوری جداست . ماحتی در انتخابات مجلس در شهرستان ها بیشتر این موضوع را می بینیم :حقیقیت اینست دراین انتخابات سر وصدای ای تقلب میشه بلند تر است .روز انتخابات شایعه می شود بیان فلان جا اینقدر پول بگیرید رای بدید و…2در جایی که 2 شهر با یک نماینده دارند من یادم می اید 4سال پیش شهری که جمعیتش بیشتر بود اما نماینده شهر با جمعیت کوچک موفق به کسب اکثریت ارا شده بود به همین دلیل افراد شهر بزرگتر وپر جمعیت تر جاده رابستند حرفشان هم ادعای تقلب بود …درست یادم نیست اما انگار موفق شدند 3شهرهایی که محل تجمع قومیت های مختلف است .لر. ترک .عرب وفارس و….این موضوع گاهی در انتخابات بوده والبته گاهی درگیری های شدید بین طرفین رخ داده .(البته این موضوع مربوط به همه کشور نیست اما بوده ورخ داده )___________اینها همه میوه همین روش انتخاباتی است .من کسی نیستم درست است که بعضی موضوعات قومی وفرهنگی است ونیاز به فرهنگ سازی و ایجاد تفکر در بین مردم دارد اما به نظر من اگر سازوکار انتخاباتی موثر تری می یافتیم شاید مردم هم کمتر وارد جنجال می شدند . موضوع انتخابات ریاست جمهوری هم گسترده شده این موضوع است ….(قبل از اینکه ادامه بدهم از دوستان خوب می خواهم معنا حرفم را بگیرند ونه نام کشور هایی را که نوشتم )می گویند هند بزرگترین دموکراسی دنیاست .شاید نباشد اما در کشور شان اقلیت ها هم به پست ومناصب عالیه رسیدندمثل هند هم لبنان و…..اینها اقلیت قومی دینی هستند …اما این حس در جو مردمشان به وجود امده همه در این مشارکت سهیم اند ….بحث کشور ما بحث اقیلت ها نیست ..بلکه بحث تفکر هاست …حداقل جو این سایت این طور می گوید که چنینین است اگر راهکار موثری (مثل حزب .تقسیم قدرت. مشارکت در کابینه و….چیزهای دیگری وجود موثر …..تاکید وجود موثر نه فرمالتیه که این تفکرها توانایی اعمال قدرت داشته باشند ..هزینه کمتری برنظام وارد می امد …شهید بهشتی به احزاب اعتقاد داشت درست است که حزب جمهوری یک حزب دولتی بود ولی خودش نشانه این بود که ایشان می خواستند احزاب .الگو ونماینده دیگری در جامعه باشند

    javad پاسخ در تاريخ دسامبر 25th, 2011 5:29 ب.ظ:

    نظرات واقع بينانه و جالبي داريد ولي ….!

    [پاسخ]

  46. اشکان
    19 دسامبر 2011 در 16:51 | #46

    حالا آقای امید حسینی، از همه‌چیز که بگذریم نه شما و نه کامنت‌گذاران اشاره‌ای به پی‌نوشت دوم نکردید و نکردند. می‌شود بفرمایید کجاها و مشخصاً به چه کسانی برخورد بد شد؟ و اصلاً برخورد بد یعنی دقیقاً چه برخوردی؟ و اینکه باید برای جبران آن برخوردها چه کار کرد؟ من که هر چه حرف‌های شما و هواداران رهبری و نظام را خواندم همه اذعان می‌کردند و می‌کنند که خوب کاری کردیم و اشتباهی نکردیم و اگر کسی کشته شد یا فلان و بهمان شد مقصرش موسوی و کروبی و سوروس و نتانیاهو و… است نه نظام و سربازان نظام! می‌شود یک‌بار هم روی این بحث کنید. چون بحث‌های دیگر شما و شماها را من یکی از حفظم. فقط بفرمایید برخوردهای بد چه بوده و برای جبران آن‌ها باید چه کرد؟ البته این هم باید یادآوری کرد به شمایی که معتقدی فتنه‌ی 88 تمام شد که هنوزم که هنوز است فعالان سیاسی، دانشجویان و حتی روحانیون وابسته به فتنه دستگیر و روانه‌ی زندان می‌شوند. البته شما مختاری که مدام بیایید بگویید تمام شد! و هی یادت برود که دفعه‌ی پیش هم گفته بودی تمام شد!

    [پاسخ]

    امید حسینی پاسخ در تاريخ دسامبر 19th, 2011 7:25 ب.ظ:

    ممنون اشكان. اين يادآوري لازم بود. من هم واقعا انتظار داشتم كه دوستان و خوانندگان به همه موارد اشاره كنند ولي ظاهرا بعضي ها فقط دوست دارن سر يه سري موارد تكراري با هم بحث كنند. به هرحال اين مطلب من يه نكاتي هم درباره اشتباهات ما داشت. چرا كسي نبايد اينها رو در نظر بگيره؟ يعني اين پي نوشت ارزش بحث كردن نداشت؟
    البته من سعي ميكنم در مطلبي جداگانه درباره اشتباهات خودمون بنويسم. اينجا مطلب خيلي طولاني شده بود.

    [پاسخ]

    سالار پاسخ در تاريخ دسامبر 26th, 2011 1:13 ب.ظ:

    بنویس آقا امید بنویس در مورد اشتباهات و فکر کن در مورد اشتباهاتی که باعث شد من معترض به احمدی نژاد و انتخابات به کل سیستمی که امثال احمدی نژاد در آن رشد می کنند حمایت می شوند و بر سر ملت آوار میشوندپشت کنم .tفکر کن به اشتباهات دولتی ها مجلسی ها امنیتی ها منبری ها و به اشتباهات رهبر و ….اشتباهات امثال خودت به عنوان قلم به دست ضمنا اینبار اشتباه نکن معترضین به دامان پر مهر! رهبر برنگشته اند خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشسته اند. اگر سکوت می کنیم از سر ناجاری است …..غیر تسلیم و رضا کو چاره ای فعلا که صاحبان قدرت و به دنبال آنهاامثال شما حنجره ای به بزرگی همه ایران دارید و به مدداین حنجره بزرگ و امنیت ناشی از تکیه به قدرت یا صاحبان قدرت ویا هم نظری با آنها صدای بلندی دارید که صداهای دیگر را می بلعد و به خود جرات می دهد به جای آنها هم حرف بزندو اعلام کند که آنها از کرده خود پشیمانند

    [پاسخ]

    اشکان پاسخ در تاريخ دسامبر 28th, 2011 2:24 ب.ظ:

    گل گفتی سالار عزیز، خود می‌گویند و خود باور می‌کنند!
    و البته کسی که از واقعیات فرار کند یک جایی باید تاوانش را بپردازد. به عنوان مثال هنوز هم بسیاری از طرفداران سلطنت باور نکرده‌اند که مردم بودند که سلطنت را سرنگون کردند و سلطنت بود که بسیاری از جنایات را مرتکب شد و بابتش تاوان داد و هنوز مدام می‌گویند انگلیس بود و امریکا بود. و چه جالب است که تاریخ تکرار شده است.

  47. 28 دسامبر 2011 در 12:50 | #47

    9دی را شعاری نکنید!/شعارهای 9دی امسال را پیشنهاد بدهید.

    [پاسخ]

  48. جوادی
    25 ژانویه 2012 در 12:12 | #48

    با سلام
    هنگامی که فتنه ها چون پاره های شب سیاه بر شما هجوم آوردند به کلام خدا(قرآن) پناه ببرید.

    [پاسخ]

  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: