اپوزیسیون مجازی

حدودا دو هفته پیش حسین قاضیان در مصاحبه با بی‌بی‌سی به نکته جالبی درباره فضای مجازی ما ایرانیان اشاره کرد که گویا چندان خوشایند همین فضای مجازی نبود. (چون بازتاب چندانی نداشت)

قاضیان در پاسخ به این سوال که «فضای مجازی خارج از کشور تا چه اندازه منعکس کننده افکار عمومی داخل کشور است؟» گفت :

«به نظرم فضای مجازی (خارج از کشور) منعکس کننده وضع عمومی داخل کشور نیست و از نظر سیاسی و حتی فرهنگی و اجتماعی واقعیت های داخل را نمایندگی نمی‌کند. گروهی که در حوزه رسانه و در فضای مجازی مشغول به کارند بخش خاصی از جامعه هستند. بیشتر نخبه، تحصیل کرده و البته از نظر جغرافیایی در خارج. گذشته از این که به نظرم تا حد زیادی از آنچه در داخل می‌گذرد فاصله دارند، در یک دایره بسته در درون شبکه‌های خودشان می‌گردند و به خارج از خودشان نفوذ ندارند. ارزیابی‌هاشان هم از درون است نه از بیرون خودشان.»

البته آنچه که حسین قاضیان گفته فقط بخشی از حقیقت است نه همه آن. در این که فضای مجازی خارج‌‌نشینان نماینده دنیای واقعی ما ایرانی‌ها نیست، شک و شبهه‌ای نیست. کافیست سری به نوشته‌ها و مطالبشان بزنیم و قضاوت کنیم. ولی دوری از واقعیات جامعه، الزاما به این معنا نیست که آدم حتما مقیم خارج از کشور باشد. به نظر من برای قرار گرفتن در آن «دایره بسته‌» که قاضیان هم به آن اشاره کرده، کافیست که نسبتمان را با فضای حقیقی جامعه مشخص کنیم.

این «دایره بسته» فی‌نفسه در دنیای مجازی ما –چه داخلی و چه خارجی- وجود دارد. ویژگی‌های شبکه‌های مجازی و سیستم دوستیابی و حلقه‌های ارتباطی آن، خود‌به‌خود آن «دایره بسته» را ایجاد می‌کند. وقتی کسی در حبابی قرار گرفته باشد و دور و برش هم پر از آدم‌هایی باشد که مثل خودش فکر می‌کنند و می‌نویسند، این حباب هر چقدر هم که بزرگ باشد یک «دایره بسته» است.

به همین علت می‌بینیم که در کمپین اهانت به مقدسات شیعه (مثلا توهین به عزاداری محرم و یا اهانت به امام دهم شیعیان) هم فعالان مجازی داخلی‌ حضور دارند و هم خارجی‌هایشان. چه لمپن‌های بالاترین و چه نخبه‌های فیس‌بوک.

این واقعیت فضای مجازی ما ایرانی‌هاست. باید پذیرفت. ولی این آدم‌های مجازی، بخش خاصی از جامعه را تشکیل می‌دهند. حقیقی نیستند. نه اینکه در جامعه‌ی حقیقی نباشند، هستند ولی انگشت‌شمارند. اصلا به حساب نمی‌‌آیند. حتی شبیه منتقدان سیاسی ما هم نیستند. چون در جامعه حقیقی ما، بی‌اعتقادترین آدم‌ها از پایین‌ترین طبقات اجتماعی هم، به امام حسین و یا امام هادی احترام می‌گذارند، به مقدسات اهانت نمی‌کنند. این حقیقت جامعه‌ی حقیقی ماست.

آن آدم‌های مجازیِ هتاک هم اصلا و ابدا جرات بیان عقایدشان را در دنیای حقیقی ندارند حتی پیش پایین‌ترین طبقات اجتماعی. بنابراین چون از نظر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، زمینه‌ی تخلیه‌ی خودشان را در سطح جامعه نمی‌بینند، به دنیای مجازی مهاجرت می‌کنند و در همان دنیای بسته‌ی خودشان غوطه‌ور می‌شوند.

البته مشکل اصلی زمانی ایجاد می‌شود که این جماعت مجازی، نقش اپوزیسیون را بازی می‌کند و نظرات و مواضعشان به عنوان خبر، تحلیل، بیانیه، اطلاعیه و راهکار درباره جامعه‌ی ایران در سایت‌های مختلف اپوزیسیون منتشر می‌شود. دقیقا به همین علت است که می‌بینیم تحلیلگران روزآنلاین و رادیوفردا و رادیو زمانه و رادیو آمریکا و … در عوالم رویایی خودشان سیر می‌کنند و هرگز از خواب خوش بیدار نمی‌شوند!

****

دیروز چند نفری در فیس بوک و گوگل پلاس (از بقیه‌ی شبکه‌های مجازی خبر ندارم، شاید آنجا هم باشند) به حاج بخشی توهین می‌کردند. آنهم نه به خاطر حزب‌اللهی بودنش در سال‌های بعد از جنگ، که به خاطر حضورش در جنگ! (اینجا و اینجا دو نمونه از این آدم‌های مجازی)

حرف‌هایی زدند و نوشتند که تکرار کردنش هم توهین به حاج‌بخشی است. پیرمردی که سال‌های سال در جبهه‌ها حضور داشت، از دین و آیین و وطن و مردمش دفاع ‌کرد، در این راه پرافتخار، چهار نفر از اعضای خانواده‌اش را از دست داد، ولی خم به ابرو نیاورد. کسی که حتی برای تشییع پیکر فرزند شهیدش، حاضر به ترک جبهه نشد.

این‌را هر آدم سالمی می‌فهمد. ولی نمی‌دانم چرا جنس این «حباب توهم» و «دایره بسته‌»‌ی مجازی‌ها اینقدر سخت است که با زلزله هشت ریشتری هم فرو نمی‌ریزد؟!

لینک:

فیلم : شهید آوینی از حاج بخشی می‌گوید :«در آن سوی فاو، در مقر فرماندهی بعثی‌ها، به حاج بخشی بر خوردیم؛ چهره‌ی آشنای حزب الله تهران. هر کس سرزندگی و بذله‌گویی و آن چهره‌ی شاداب او را می‌دید باور نمی‌کرد که دو ساعت پیش فرزندش شهید شده باشد. اما حقیقت همین بود. هنگامی که ما به حاج بخشی بر خوردیم دو ساعتی بیش از شهادت فرزندش نمی‌گذشت. او حاضر نشده بود که به همراه پیکر فرزند شهیدش جبهه‌ی نبرد را، ولو برای چند روز، ترک گوید. ما آخرین بار که او را دیده بودیم در تهران بود، هنگامی که کاروان نخستین «راهیان کربلا» عازم جبهه‌ی نبرد بودند. هر جا که حزب الله تهران هست او نیز همان جاست و علمداری می‌کند. حزب الله از متن امت خوب ما برخاسته‌اند و در دل مردم جای دارند. آنها یادآور وعده‌های قرآن و روایات هستند»

شهید عباس کریمی در آغوش حاج بخشی

شهید عباس کریمی در آغوش حاج بخشی

حاج بخشی کنار پیکر شهید کریمی

حاج بخشی کنار پیکر شهید کریمی

 

حاج بخشی در حال نجات دامادش

حاج بخشی در حال نجات دامادش که البته همینجا به شهادت رسید

  1. ۱۷ دی ۱۳۹۰ در ۲۲:۰۷ | #1

    چند راه ساده و کوتاه برای آنکه در انتخابات مجلس شورای اسلامی به اصلح رای دهید. البته بسیار ساده ولی کارآمد…

    در اینجا مطالعه کنید:
    http://www.rasatar.ir

    + در صورت موافقت با تبادل لینک؛ حتما خبرم کنید…!

    [پاسخ]

  2. علی
    ۱۷ دی ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۳ | #2

    من بعداز ماها میام نظر میدم و چند ماه بعد شاید دوباره بیام به این وبلاگ :
    تا دلتون میخواد به جمهوری اسلامی فحش بدید و عقده های خودتون رو خالی کنید هر چی تو دهنتون در میاد بگید
    ای بچه سوسولها
    فکر میکنید قدرت اصلی جمهوری اسلامی سپاه و بسیج و وزارت اطلاعات هست؟
    برزگترین آرزو من اینه که جمهوری اسلامی اجازه میداد قدرت اصلی اون رو نشون
    جریان ضد توحید و سبزهایی صهیونیستی میدادیم که
    به امام حسین(ع) اهانت کردن به امام و رهبری اهانت کردن به رای قشرهای ضعیف اهانت کردن به نفع قاتلین شهدا یعنی آمریکا و سایر شیاطین عالم شعار دادند
    برید دعا کنید برای نایب مهدی (عج) رهبری معظم انقلاب امام خامنه ای کبیر خمینی زمان
    که اونه که باعث شده ای سگهای کثیف تا الان زنده باشن و گرنه
    تهران رو سر موسوی و خاتمی و کروبی و هاشمی و خاندانش خراب میکردیم و همچنین برای سایر سگهای نظام سلطه

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۷ ب.ظ:

    اگر می توانستید می کردید!! ملت ایران از صدام و شاه نترسید مطمئنا از شما قداره بند ها هم نمی ترسد.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    البته اونایی که جلوی شاه و صدام ایستادند همون قشری بودند که توسط سبزکا ملقب شدند به سیب زمینی خور و اینکه رأیی که دادند از سر نفهمی بوده و تشخیص ندادند که نخبه!!! کیه

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰ ق.ظ:

    مگه شما به جنگ و جهاد و فرهنگ شهادت اعتقاد دارید که میگید صدام؟
    هوادارانتون و معلمان آنها نظیر کدیور و سروش که فرهنگ جهاد و شهادت
    رو به سخره میگرن
    مگه شما به امام حسین(ع)
    اهانت کردید که مخاطب پیام ایشون رو خودتون قرار دادید؟
    چه کسانی موقع جنگ فرار کردن و در آمریکا و اروپا کارهای …. انجام میدادن
    و حالا میهن پرست شده و حامی سبزهای عمورعاص شدند
    خیانت موسوی به شماها این بود که تا روز قیامت این افکار با شما میمونه
    خدا لعنتش کنه

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۲ ق.ظ:

    در فتنه سبز وقتی بچه بسیحیها بطرفشون میرفتند مثل مگس در میرفتند ..عجب شجاعتی !!!

    amir پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    علی‌ آقا یه پیشنهاد دارم بهتر نیست اسمتون را یه تغییری بدید،یه حرفی،کلمه یی بهش اضافه کنید چون معلوم نیست کدوم مخالفید کدوم موافق

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۰ ق.ظ:

    یزید هم از این حرفهای مف زیاد می زد!
    نادر شاه هم کشتار وسیع راه انداخت و خیلی ها رو کشت!
    چنگیز هم ید طولایی در خون ریزی داشت!
    ایضا مغولان هم خیلی کشتار کردند
    ولی عاقب کار چه شد؟!
    تو فکر می کنی با کشتن سبزها مشکل ممکلت حل می شود؟!
    اخوی گور خودتن را با این کار می کنید مثل اجدادتان چنگیز!

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    تا آنجایی که من می دانم امثال کدیور زمان جنگ جبهه بودند. جنگ را هم میر دلیر ملت و هاشمی اداره کردند. شما ها نوادگان همان هایی هستید که زمان جنگ به درستی امام را به چالش می کشیدید. حالا مسیر باد عوض شده ربرتان را کردید خدا.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۰ ق.ظ:

    یک ایرانی: اینقدر دروغ و تهمت نزن !!! چه کسی به قشر مردم گفت سیب زمینی خور؟؟؟ به شما عمله های ظلم گفتند ساندیس خور.

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    آخه ..بیچاره موسوی و هاشمی ..اگه فقط این دوتا نبودند صدام ۳ روزه ایران را فتح میکرد ….شانس آوردیم

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    به به
    علی آقای فحاش

    میگم نکنه تو شغلت عملگیه که مدام به این لغت فکر می‌کنی؟ ها؟

  3. سید روح الله
    ۱۷ دی ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۹ | #3

    سلام

    بنظرم خود بالاترینی ها و… به این موضوع کاملا واقفند ولی به روی خودشون نمیارن..

    عکس های جالبی از سوریه ۲۰۱۰
    (پیشنهاد میکنم در گودرتون درج کنین)
    http://13571122.blogfa.com/post-69.aspx

    [پاسخ]

    یحیی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۷ ق.ظ:

    موضوع غیر مرتبط

    [پاسخ]

  4. سین
    ۱۷ دی ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۸ | #4

    یک چیز خیلی متعجبم می کنه. و اون اینه که چرا هیچکدوم از ما قادر نیستیم از بیرون به خودمون اونطور با دقت نگاه کنیم که دیگری را با همان دقت زیر نظر می گیریم.
    دارم فکر می کنم میون این همه بحث داغ سند رو کردن و با ادله وقایع را بیان کردن و مو را از ماست کشیدن و هر حرفی را منحصرا با رویت پدر جد راوی اش پذیرفتن ، چطور می شود همان یک عده انتظار دارند دیگران وقایع تاریخی و معاصر که روایتگرش هستند را بدون سند رو کردن و فقط بر پایه ذکر سینه به سینه نسل ها و کتب معتبر بپذیرند.
    آیا ما فیلمی از تاریخ ادیان داریم؟ استغفرالله اصلا خدایی که به آن ایمان داریم را تو یوتپوت دیده ایم ؟ یا زبانم لال شهدای فرضا جنگ را یک به یک بالای سرشان در جبهه حضور داشته ایم و با والدینشان در تلویزیون مصاحبه کرده ایم؟ اینکه ما کشته شده ای را به کشته گی نمی پذیریم و قاتلش را تا ابد در هاله ای از ابهام می پوشانیم و مثل توپ فوتبال هویت و جسم او را از این دروازه به آن دروازه پاس می دهیم آنهم در جایی که ریگی و بهپاد را مثل پشه در هوا می گیریم اما هنوز قاتل روح الامینی و ندا را نمی شناسیم ، آنوقت چطور می خواهیم به نسل حاضر بقبولانیم که شمر و یزید قاتل امام حسین بودند و حضرت زهرا را بعد از پیامبرمیان در و دیوار قرار دادند. چقدر ایمان خود را از راه دیدن مستقیم وقایع به دست آورده ایم؟

    آیا نباید به جوان حق بدهیم که مثل ما لج کند و بگوید ” ثابت کن آقا جان ثابت کن . از ما بخواهد برای ندیدنی هایمان ، علتی دیدنی بیاوریم. اگر بگوید امام زمان را نشا تا من قبول کنم. تا نشانم ندهی و با و دو تا چهار تا کردن ثابت نکنی من ایمان نمی آورم. چه جوابی به او می دهید. اگر بواسطه ی امر تربیتی به او بگویید در فلان موقعیت باید فلان رفتار را انجام بدهی، ایشان بر گردد بگوید حالا که فلان موقعیت نیست و من حوصله تخیل موقعیتی که اتفاق نیفتاده را ندارم ، چه به او می گویید.
    آیا ما که دیگر از طریق معلول ها به علت ها رسیدن را از یاد برده ایم ، چقدر حق داریم که جهان را خلقتی بدانیم زاییده ی علتی.
    قدیم ها مثلی بود که می گفتند طرف از سوراخ سوزن رد می شود و از دروازه رد نمی شود. راه شک و تردید را به کسی نشان دادن شمشیر دو سویه است. به مردم یاد بدهی تا قاتل را با دو چشم ندیده اند حق ندارند از هیچ کشته شده ای بعنوان کشته شده در راه عقیده نام ببرند ، پیامدش هزار هزار روایتی است که روی دست راویان سینه به سینه باد می کند.
    ملت عجیبی شده ایم. همه مان. مرگ خوب است اما برای همسایه. منطق و دلیل فقط باید در حرفهای دیگری باشد. اما به خودمان که می رسد هر رطب و یابسی را به هم می بافیم.
    صلاح جامعه را بر قبول قانون اکثریت و سکوت و عدم تلاش اقلیت فرض می کنیم. غافل از اینکه ما در خانه خودمان هم اگر اکثریت باشیم در جامعه جهانی که اقلیتیم ، با همین استدلال متزلزل راه را باز می کنیم به قدرت های جهانی تا بواسطه همین قانون خود گفته هر کاری را با ما بکنند که ما در خانه خودمان بر سر مردم خودمان می آوریم.
    حرف زدن را بس کنم. در جایی که گوش ها به مرخصی رفتن عادت دارند.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۴ ق.ظ:

    سین عزیز از نوشتهات لذت بردم شاد و موفق باشی

    [پاسخ]

    رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۰ ق.ظ:

    خانم/آقای سین

    نکنه‌سنجی بی‌نظیری بود!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۱ ق.ظ:

    خانم

    ادیان با معجزاتشون، الهی بودنشون برای بشر به اثبات رسیده

    معجزه‌ی قرآن در بی نظیر بودن آیاتشه
    در اینکه اعراب با تمام تسلطی که بر شعر ادبیات داشتند حتی مردم عامه، تا همین حالا، هنوز نتونستند جمله‌ای با همون فصاحت و شگفتی آیات قرآن بسازند. حتی بزرگترین شاعران عرب

    یادمه یک روزی آقایی توی همین آهستان سعی کرد برای من یک آیه از فلان شاعر عرب بیاره که با همون فصاحت و شگفت انگیزی آیات قرآن، ساخته شده باشه.

    اون عبارت این بود:

    الحمد الرحمن الرحیم

    و منی که به زبان عربی فقط در حد فهمیدن محاوره‌‌ای سر در میارم اون هم فقط وقتی که به صورت زیرنویس فیلمای سینمایی بخونم، سر در میارم، متوجه نقص این جمله شدم.

    اینکه لغت «الله» یک اسم جلاله‌ست که صفت خاصی رو معنا نمی‌کنه.
    حالا وقتی الحمد الله رب العالمین، تبدیل میشه به الحمد الرحمن الرحیم، اینجا اون شاعر عرب، ستایش و حمد رو مخصوص یک بخشنده‌ی مهربان می‌کنه.
    یعنی ستایش رو شرطی می‌کنه
    یعنی اگه بخشندگی یا مهربانی از بین بره یا کم رنگ بشه یا شامل حال نشه، ستایش هم معنایی نداره.

    حالا برگرد به الحمد الله رب العالمین که الله یک اسم جلاله‌ست
    و در این آیه، ستایش همیشه مخصوص اون الله میشه حتی اگه رحمت و مهربونیش، شامل بنده‌ش نشه.
    یعنی عشق به تمام معنا
    یعنی دوست داشتن بدون شرط

    معلومه که وقتی بشری نتونه اینقدر زیبا و فصیح، جمله‌ای بسازه، به الهی بودن قرآن یقین خواهم داشت.
    چه دلیلی از این بالاتر می‌خوای؟
    بالاتر از معجزه هم چیزی هست؟

    [پاسخ]

    غلامرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۳ ق.ظ:

    مگه تا حالا کسی تونسته مثل حافظ و سعدی و مولانا شعر بگه تو زبان فارسی؟ پس اگه اونها هم ادعا می کردند شعرهاشون معجزه هست ما الان باید باور می کردیم حرفشون رو؟ از شعرهای این بزرگان هم تفسیرهای خیلی زیادی شده… پر معنا بودن حرفاشون دلیل بر معجزه بودن می شه؟
    درباره معجزات باقی پیامبران هم که هیچ کس ندیده اونها رو و در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشده. می گویند موسی دریا رو شکافت … حالا کی میگه؟ فقط کتاب خود موسی. عیسی مرده زنده کرد … کی میگه؟ انجیل. این افسانه ها اگه خیلی کاربرد داشته باشه شاید بشه ازش تفسیر اسطوره ای کرد وگرنه هر آدمی که دو دوتا سرش بشه واضحه براش که نمیشه دریا رو شکافت یا عصا رو تبدیل به اژدها کرد.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    غلامرضا

    حافظ شاعر بوده
    بنابراین شعر می‌گفته

    سعدی شاعر بوده
    بنابراین شعر می‌گفته

    مولانا هم همینطور

    اما محمد، بی سواد بوده
    حتی نمی‌تونسته متنی رو بخونه
    اینجاست که اون آیات شگفت انگیز، نمی‌تونه ساخته‌ی دست محمد باشه

    اعراب هم از همین موضوع شگفت زده شده بودند
    چرا؟
    چون حتی مردم عامی هم به شعر و ادبیات علاقه داشتند و می‌دونستند که همچین جملاتی نمی‌تونه توسط یک بی‌سواد، ساخته شده باشه.

    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    ضمن اینکه خود اون آیات هم از نظر زیبایی شناسی بی نظیرند و باعث شگفتی اعراب شدند.

    اصلا همینکه معجزه‌ی محمد، قرآن بود، یعنی معجزه‌ی نوشتاری داشت، برمی‌گرده به اینکه هر پیامبری باید با توجه به سطح دانش و حساسیت‌های قوم خودش براشون معجزه می‌آورده.

    در زمان موسی، جادوگران قدرت زیادی داشتند و حتی در دربار فرعون هم نفوذ داشتند و کلا مردم، مردم خرافاتی‌ای بودند.
    بنابراین باید معجزه‌ی موسی مثلا عصایی می‌بود که به اژدها تبدیل شه تا بر بزرگترین جادوگران زمان خودش غلبه کنه تا مردم باورش کنن.
    سطح فرهنگ مردم اینجوری بوده.

    و اسلام هم برای اینکه بتونه توجه اعراب رو جلب کنه، باید معجزه‌ی پیامبرش از جنسی می‌بوده که برای مردم قابل لمس باشه و قابل درک.

    برای اعرابی که اهل شعر و ادبیات بودند و حتی در جنگ‌هاشون هم رجزهای آهنگین و موزون واسه دشمن می‌خوندند، معجزه‌ای که باید دلشون رو تکون می‌داد، باید از جنسی می‌بود که سالها باهاش زندگی کردند و جزئی از فرهنگشون و باورهاشون شده.

    اونایی که باید به معجزه بودن قرآن اعتراف کنند، اعراب شاعر و اهل ادبیات و مسلط به زبان عربی بودند، که باورش کردند، اون هم از زبون یک آدمی که سواد خوندن و نوشتن نداشت

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    در ضمن شما گفتی که:

    «هر آدمی که دو دوتا سرش بشه واضحه براش که نمیشه دریا رو شکافت یا عصا رو تبدیل به اژدها کرد.»

    خب اگه قرار بود شما با دو دو تا چهار تا بتونی تعریفشون کنی که دیگه اسمشون نمی‌شد معجزه
    دقت کن به معنای معجزه

    غلامرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۵ ب.ظ:

    خوب این پس یعنی شنیده شدن کلمات شاعرانه و زیبا از یک انسان بی سواد و عامی معجزه بوده و نه خود کلام … درسته که خود کلام هم در نهایت زیبایی است (البته نه همه جاش) اما خوب آخه نمی شه که گفت چون این کلام زیبا بوده و عده ای در مکه بهش ایمان آوردند پس این معجزه بوده و دلیل می شه که محتوی یه کلام هم کاملا درست باشه. در کنار این موضوع مردمی که فقط به خاطر این کلام ایمان آوردند ( زمانی که هنوز از سیاست و جنگ در اسلام خبری نبود) یک اقلیت ماکزیمم شاید ۱۰۰-۱۵۰ نفری در مکه بودند و خیلی از اعراب که بعدها مسلمان شدند، اسلامشون ارتباط مستقیمی به محتوی قرآن نداشته … مسلمان شدند چون قدرت مدینه دیگه خیلی زیاد شده بود و می رفتند زیر چتر حمایت مدینه که فواید زیادی براشون داشت.
    حالا در آخر بگم من که به خاطر مسلط نبودن به عربی نمی تونم درباره معجزه کلامی قرآن نظری قطعی بدم اما در محتوی قرآن واقعا چیز خیلی خاصی ندیدم که بشه به عنوان یک نکته غیر عادی روش دست گذاشت … شاید بعضی قسمت هاش زیبا باشه اما زیبایی فاصله زیادی تا معجزه داره.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۷ ب.ظ:

    نه
    کلمات زیبا و شاعرانه که اونموقع از دهن اعراب عامی هم در میومده. واسه همین رجز خوندن‌هاشون هم زیبا بوده.
    یعنی خود کلام هم شگفت انگیز بوده که مثل اونو قبلا نشنیده بودند. بعدشم نتونستند بیارن و گر نه حتما محمد رو انکار می‌کردند.
    مثلا حضرت علی هم در بلاغت و شیوایی سخن نظیر نداشتند. مثلا سخنرانی‌ای دارند که حتی یک حرف نقطه‌دار در اون بکار نرفته.
    اما کلام ایشون، شباهتی به آیات قرآن نداشته در عین بلاغت و فصاحت.

    در ضمن قرآن در عین اینکه نثره، شاعرانگی نظم رو با خودش به همراه داره
    در بعضی سوره‌ها می‌بینید که آیات هم قافیه هستند. مثل سوره‌ی ناس
    از نظر هندسی و اینکه هر معنایی در زبان عرب چندین لغت براش وجود داره و اینکه هر لغتی در کجا به کار برده شده هم زیباست.

    این دو تا لینک رو اگه وقت دارید بخونید خواهش می‌کنم

    http://quran-googlea5.blogfa.com/post-324.aspx

    http://quran-googlea5.blogfa.com/post-325.aspx

    آزادی (آزادی) پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    اتفاقا همون مقفی و منظوم بودنش یکی از مواردیه که میبردش زیر سوال از نظر من البته!
    ولی بی خیال…بحث غیر مرتبط…اونم دینی، کامنت که هیچی…خودمون حذف میشیم! D :

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    چه جالب
    همینکه فکر کردی، قرآن منظومه، معلومه که خیلی عمیق دقت کردی و عمیق هم خوندی
    آیا من گفتم قرآن منظومه؟
    گفتم در عین اینکه نثره، شاعرانگی نظم رو داره
    یعنی چی؟
    مثلا در سوره‌ی ناس که مثال زدم، آیا آیات «ملک الناس» و «من شر الوسواس الخناس» و «الذی یوسوس فی صدور الناس»، هم وزن هستند؟
    معلومه که نه

    ای کاش اون دو تا لینک رو بخونی

    آزادی (آزادی) پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۷ ق.ظ:

    یک ایرانی
    من در حقیقت با کامنت تو کاری نداشتم…این سوال خیلی سال پیش تو ذهن من ایجاد شده بود…حالا اینکه گفتم منظوم سخت نگیر.منظورم لزوما شعر به معنای غزل و مثنوی و … نبود. منظورم به آهنگین بودن و علی الخصوص قافیه دار بودن خیلی از سوره هاشه.
    اما ترجیح میدم سوالمو خیلی باز نکنم. هم غیرمرتبطه…هم اینکه بحث ممکنه طولانی بشه…از طرفی شبهه افکنی هم که جرم کمی نیست! ؛ )

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ ق.ظ:

    معلومه که شبهه افکنی در دین، جرم کمی نیست. به دو دلیل:

    ۱- هیچکدوم ما آیت الله و مرجع تقلید نیستیم. یعنی متخصص این رشته نیستیم که بتونیم نظر تخصصی بدیم یا بتونیم اون شبهه‌رو رفع کنیم.

    ۲- اگه کسی واقعا بدون هیچ غرضی، براش شک و شبهه به وجود اومده باشه، نمیاد در یک همچین جایی مطرحش کنه، بلکه میره در صفحات تخصصی یا حتی بلند میشه میره پیش متخصص علوم دینی و سؤال و شبهه و شکش رو مطرح می‌کنه تا جواب بگیره

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۵ ق.ظ:

    باز هم فرافکنی و ربطش دادن به خدا و انبیا و ادیان و کربلا و صد تا چیز دیگه

    آقا جون یک ادعایی کردید و باید مدرک و سند واسه ادعاتون داشته باشید
    سی و چند نفر به خاطرش جون دادند
    به خاطر ادعایی که سند نداره

    حالا برای مظلوم نمایی دارین تعداد کشته‌ها رو بالا می‌برین

    در ضمن در اینجا بحث بر سر کشته شدن یا نشدن نیست
    بحث بر سر پیدا کردن قاتل هم نیست
    بحث بر سر بالا بردن دروغین تعداد کشته شده‌هاست

    شما زنده شدن سعیده پور آقایی یا قصه‌ی سراسر دروغ ترانه موسوی رو چه جوری توجیه می‌کنی؟
    چی شد که بدون سند و مدرک کشته شدنشون رو پذیرفتید و حتی مراسم ختم هم گرفتید و حتی در کنگره‌ی آمریکا هم براش اشک ریختید؟

    [پاسخ]

    غلامرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۵۰ ق.ظ:

    در شرایطی که اوضاع امنیتیه و جامعه تحت فشار و سرکوب خوب ممکنه چند تا اسم وارد لیست بشه که اشتباه باشه … و همون طور هم ممکنه که خیلی اسم دیگه باشند که خانواده هاشون از ترس افشا نکرده باشند و وارد این لیست نشده باشه. بدیهی هست این موضوع اما در اصل قضیه که جنایت سازمان یافته از طرف حکومت اسلامی انجام شده تفاوتی ایجاد نمی کنه …

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ ق.ظ:

    غلامرضا

    فقط اسامی اشتباه وارد لیست نشد
    برای سعیده پور آقایی مراسم ختم گرفتند.
    موسوی در مراسم ختمش شرکت کرد.
    مگه میشه بگی فقط اسم اشتباهی وارد لیست شده بوده؟

    برای ترانه موسوی هم همینطور
    نمی‌تونی بگی فقط یک اشتباه بوده چون شانتاژ سیاسی که علیه جمهوری اسلامی به خاطر این خانم راه انداختند، بی نظیر بود.
    نماینده‌ی کنگره‌ی آمریکا عکس بزرگ این خانم رو گرفت دستش و رفت اون بالا وایساد و براش اشک ریخت.
    هجمه‌ی رسانه‌ای به خاطر این خانم به قدری شدید بود که حکومت اصلا نمی‌تونست دفاع کنه از خودش.

    مگه میشه بگی فقط یک اشتباه اسمی بوده؟

    سوء استفاده‌ای که ازش شد، وحشتناک بود

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۲ ب.ظ:

    اونموقع سایت الف از کاربرانش درخواست کرد که اگه کسی اطلاعاتی از ترانه موسوی داره، بیاد کامنت بذاره یا اطلاعاتش رو در اختیار سایت الف بذاره.
    اما چی شد؟

    اصلا شخصی با این مشخصات در ایران وجود خارجی نداشته
    شما ببینید موسوی و اعوان و انصارش چه جوری با بی شرمی، قصه‌ی سراسر دروغی رو سر هم کردند و تحویل دنیا دادند.

    بعد اومدن یک سری اسامی رو لیست کردند به اسم کشته شدگان انتخابات و بدون هیچ مدرک و سندی انتظار دارند که امثال من باورش کنیم.
    عمرا

    سبزکا هم دلشون رو خوش کردند که موسوی گفته هر وقت دادگاه مستقل تشکیل شد، ما اسناد رو ارائه میدیم.
    بابا چرا نمیاد اسنادش رو از رسانه‌های خارجی یا از سایت کلمه منتشر کنه تا روشنگری کنه؟

    مگه میشه آدمایی که تحصیلکرده‌های دانشگاهی هستند و مهندس و دکتر، به همین راحتی ادعای کسانی رو که سابقه‌ی دروغگویی دارند در همون حوادث، بدون سند و مدرک بپذیرند؟
    مگه میشه آدمای تحصیلکرده و روشنفکر، تسلیم هجمه‌ی رسانه‌ای بشن؟

    چه جوری به آدمی که اصلا وجود خارجی نداشته در ایران، تجاوز شده؟
    چه جوری آدمی که اصلا وجود خارجی نداشته، کشته شده؟
    چه جوری آدمی که اصلا وجود خارجی نداشته، سوزونده شده؟

    این قصه سازی کثیف نمی‌تونه فقط یک اشتباه تلقی بشه

    http://alef.ir/vdcgun9n.ak9wu4prra.html?53577

    علی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۵ ب.ظ:

    یک ایرانی!!!شما کشته شدن دروغین آیات القرمزی در بحرین را چظور توجیه می کنید؟؟ من اینجوری توجیه می کنم که در شرایطی که آل خلیفه فضا را بسته است فعالان رسانه اشتباه کرده اند.

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۲ ب.ظ:

    علی!!!

    در لینک زیر، مراجعه کن به تیتر:

    «اعتراف‌گیری و پخش فیلم ساختگی از تلویزیون بحرین»

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004280211

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۰ ب.ظ:

    اگه لینک رو ببینید متوجه میشید که فشار رسانه‌ای و تبلیغاتی و دروغ سازی یعنی چی

    علی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۲ ب.ظ:

    خوب دیگر تو ایران هم همین بوده دیگر!!! حرفم اثبات شد.

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۷ ب.ظ:

    این لینک رو گذاشتم که همه ببینن وقتی بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و سی ان ان و یورو نیوز و فاکس نیوز و الجزیره و کنگره‌ی آمریکا و سارکوزی دیوونه و انگلیس مکار و صهیونیستای بچه کش، همه با هم میگن ترانه موسوی کشته شد، یعنی چی

    به این میگن، فشار رسانه‌ای و دروغ سازی

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۵ ق.ظ:

    خانم سین
    اگه ندا کشته شد همه سایتها تایید کردند
    اما اون ۱۰۰ نفر مورد ادعای دوستان شما را چه کسی و کدوم سایت تایید کرد ؟

    قاتل ندا هم که کاملا مشخص شد این که دیگه گفتن نداره

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۸ ب.ظ:

    ۱- تمام ادعاهای و اعمال این حکومت کاملا مانند دینمداری آنها و البته دین رسمی مردم این کشور است.
    به قول مدرس سیاست ما عین دیانت ماست.
    ۲- اگر قرآن معجزه است چرا مردم جهان به اسلام روی نمی آورند؟ چون قرآن که در دسترس همه هست
    ۳- دو سال از کودتای ۸۸ گذشته. دوستان مستند که همه جا بر همه مسند ها تکیه زده اند و البته قدر قدرت هم هستند بگویند در کودتای ۸۸ چه کسانی کشته شدند ، چگونه و به دست چه کسانی . و برای قاتلان دادگاه تشکیل بدهند و خیلی مستند همه چیز را فیصله دهند.
    ۴- درود بر شهیدان جنبش سبز
    ۵- مرگ بر دیکتاتور

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۲ ب.ظ:

    فکر کردی معجزه یعنی یعنی اجبار؟؟
    :lol::lol::lol:
    بعد شما فکر کردین کودتا بود ؟ معنی کودتا رو هم فهمیدیم
    مرگ بر آمریکا و اسرائیل و نوکرای داخلی و خارجیش(منافقین)

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۳ ب.ظ:

    بابک

    تو فقط بلدی بیایی اینجا مزخرفات تکراری را بلغور کنی و مثلا همه را تحریک به بحث بی حاصل با خودت بکنی ؟

    بروبچه جون ..برو یخمکتو بخور داغ نشه :mrgreen:

    سالار پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۴:۱۵ ب.ظ:

    خانم سین عزیز وقتی کسی نخواهد بفهمد تا ابد نمیفهمد حرف را طوری ماهرانه عوض میکند که انگشت به دهان می مانی یکی نیست بگوید برای کسانی که ادعای اسلامیت دارند و خود را شیعه علی(ع) میدانند همان یک روح لامینی کافی است تا برخودبلرزندو از خود بپرسند چه بر سر این نظام آمده که در زندان هایش بی گناهان به این سادگی جان می دهند و بی تابانه از خود بپرسد که نکند این یک مورد به خاطر پدر سردارش افشا شد و باشند پدران دیگری که فرزندشان سر نوشت مشابهی داشته ولی به دلیل ناشناس بودن و نداشتن امنیت و حتی تهدید!مجبور به سکوت شدند خون جوانشان پایمال شد و توان احقاق حق درهیچ دادگاهی را ندارند
    شهید مختاری یکی از این نمونه هاست که من با خانواده اش آشنا هستم در حوادث بعد از انتخابات جزو معترضین بود معلوم نشد به دست چه کسی کشته شد ولی به نفع بسیج مصادره شد و به عنوان شهید بسیجی تشییع شد

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۲ ب.ظ:

    بله
    دلایل خانم سین واقعا دهن هر آدمی رو می‌بنده
    به خصوص مثال‌هاشون
    اینهمه مورخ واقعه‌ی عاشورا رو نقل کردند. صدها کتاب از شیعه و سنی باقیمونده

    اما خانم سین منکر مورخین و آثارشون میشن و می‌فرمایند چرا از ما برای کشته شدگان دو سال قبل، مدرک و سند می‌خواین؟

    اینهمه ایشون و دوستاشون حتی خود جنابعالی حرافی فرمودید اما هیچکدومتون حاضر نشدید چند تا لینک اینجا بذارین که دهن امثال من بسته شه.
    ظاهرا شماها عادت کردید که همینجوری یلخی قبول کنید و یلخی هم بکنین توی حلقوم مخاطبتون

    حتما خانم سین و دوستاشون و موسوی و کروبی قصد دارند در دادگاهی مستقل حاضر بشن و به قاضی بگن، سینه به سینه برامون نقل شده که ترانه موسوی کشته شده و شما آقای قاضی موظف هسستید که بپذیرید. تازه اون سینه‌ی اولی، ترانه موسوی رو توی مسجد قبا هم دیده بوده و سینه‌ی بعدی، دیده که بهش تجاوز کردند و سینه‌ی بعدی هم دیده که کشتنش و سینه‌ی بعدی هم دیده که سوزوندنش و سینه‌ی بعدی هم دیده که جسد سوخته شده‌ش رو انداختند در بیابون.

    اما نمی‌دونم چرا اینهمه سینه که هی سینه به سینه شدند، هیچکدومشون متوجه نشدند که شخصی به اسم ترانه موسوی اصلا وجود خارجی نداره.

    سعیده پور آقایی هم همینطور
    مرده‌های دیگه هم که زنده شدند هم همینطور
    اونا هم قرار بود با منطق شماها سینه به سینه بشن اما نمی‌دونم چرا یهو از وسط یکی از سینه‌ها بیرون اومدند و اعلام کردند که زنده‌اند.

    از همه‌ی شما نخبگان روشنفکر نما، چند تا سند و مدرک طلب کردم که ببینم از اون لیستی که ردیف کردید، چند تای دیگه‌شون مثل ترانه موسوی وجود خارجی ندارند.
    و چند تاشون مثل سعیده پور آقایی زنده تشریف دارند.

    اما ظاهرا شماها جماعت بی منطقی هستید که فقط بلدید حرافی کنید و وقتی پای استدلال به میون میاد به ته ته په ته میافتید و طرف مقابل رو منکوب می‌کنین که چرا می‌خواد مو رو از ماست بکشه بیرون.

    از جماعتی که بدون سند و مدرک دروغ بزرگ تقلب رو باور می‌کنن و اردوکشی خیابونی راه میندازن، از این بیشتر نمی‌شه انتظار داشت.

    [پاسخ]

  5. یک ایرانی
    ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۰۱:۳۲ | #5

    وااااااااای بعضی حروف ربط و اضافه رو اشتباه نوشتم
    ببخشید
    خوابم میاد

    [پاسخ]

  6. rahjoo
    ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۸ | #6

    سوال ازاصولگراها
    دوستان اصولگرا بین شما کسی پیدا میشود منو روشن کند که این « بت بزرگ » کیست که احمدی نژاد قراره بوقتش اونو خواهد بشکنه . احتمالا دوستان میدانند که درحین سخنرانی احمدی نژاد درهفته گذشته هواداران ایشان مطرح کرده اند « احمدی بت شکن ، بت بزرگو بشکن » . این شعار چند بارتکرار میشود واحمدی هم میگوید بوقتش . بت بزرگ کیست ؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۹ ب.ظ:

    هاشمی و اعوان و انصارش ..موسوی و کروبی و خاتمی و دیگر فتنه گران آمریکایی

    [پاسخ]

    rahjoo پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ب.ظ:

    به پشر شجاع
    موسوی وکروبی که درزندانند! وهاشمی رو بقول ابراهیم نبوی …پرچم کردن. گذشته ازاون اینهاکه شما نام بردید چند نفرند درصورتیکه شعارشکستن «بت بزرگ »بود نه بتهای برزگ . وظیفه داریم همه ی ماست که نوشته ها را سهل انگارانه نخوانیم

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۰۸ ب.ظ:

    راهجو

    از دوستان اصولگرا سؤال کردی و دوستمون جواب داد
    بعد شما میگی نه اینی که تو میگی نیست؟
    خب اگه نمی‌خواستی قبول کنی، چرا سؤال کردی؟
    اگه چیزی توی ذهن خودت داری که دوست داری اونو از دهن ما بشنوی، بگو
    خجالت نکش

    در ضمن من هم مثل آقای شجاع، بت بزرگ رو هاشمی می‌دونم که باید شکسته شه
    باید باندهای این آقا در قوه‌ی قضائیه هم از بین برن
    همون باندهایی که دو سال فایزه رو حلوا حلوا می‌کنن و آخر هم حکمی که براش میدن با حکمی که واسه جوونای مردم بریدند، قابل مقایسه نیست.
    مگه ایشون جلوی نظام نایستاد؟
    مگه تو ونک، علیه نظام، حرافی نکرد و تجمع آروم سبزکا رو به هم نریخت؟
    مگه فایل صوتی حرفای این خانم در نت پخش نشد؟
    مگه توی استادیوم آزادی، به رئیس جمهور توهین نکرد؟
    مگه طبق ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی نباید به جرم توهین به رئیس جمهور به ۳ تا ۶ ماه حبس، و یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شد؟
    حکم شلاق که اجرا نشد
    حکم حبس اگه باید اجرا می‌شد که حالا با جلوی نظام ایستادنش و شرکت در اغتشاشات و تحریک جوونای مردم و سخنرانیش تو ونک، باید خیلی بیشتر از اینا واسش می‌بریدند.

    مگه کسی جرأت کرد خود هاشمی رو در دادگاه کرباسچی احضار کنه وقتی کرباسچی به قاضی گفت که به دستور هاشمی، پول برداشت می‌کرده و خواهش کرد که هاشمی رو به عنوان شاهد احضار کنن؟

    بت بزرگ، هاشمیه که باید شکسته شه

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۲ ب.ظ:

    همون بتی که وقتی اسمش توی مناظره‌ها اومد، نامه نوشت به رهبری و تهدید کرد که دود آتش و بنزین و چرت و پرت می‌بینه اگه جلوی احمدی رو نگیره

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۳ ب.ظ:

    همون باندهایی در قوه‌ی قضائیه باید از بین برن که پرونده‌ی نفتی مهدی هاشمی رو به صورت کاملا خارق العاده‌ای گم می‌کنن!!!!!

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۶ ب.ظ:

    خانم ایرانی

    آقای رهجو خودش مطلبو گرفت ..میدونه که بت بزرگ یعنی هاشمی…مثلا داره نشنیده میگیره ..یا مثلا توجیه یا چیزی تو این مایه ها

  7. ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۶ | #7

    آنهایی که فکر میکنند فضای مجازی اینترنت با فضای حقیقی یکیست یا نادان و ابله هستند یا معاند و دروغگو
    اگر قرار بود چیزهایی که در فضای مجازی گفته میشود همان باشد که مردم فکر میکنند و در اکثریت هم باشند که فاتحه انقلاب اسلامی خونده بود …

    نمیدانم چرا مخالفین و معاندین نمیخواهند باور کنند که حقیقت چیز دیگریست …آخه مگه میشه از طریق اینترنت که ابزار دست انسان است و نوشتن در آن در اختیار انسانهایی با تفکرات و عقاید مختلف است به حقیقت پی ببرند ؟

    مثل همین لیست ۱۰۰ نفره ای که طرفداران جونبش سبز ارائه میکنند ….حقیقت را باید از قلب مردم فهمید نه فضای مجازی ..

    در فضای مجازی هر کسی هر چیزی دلش میخواهد میتواند بنویسد …الان بنده میتونم اخبارهای دروغکی را در اینجا بیان کنم .کنتور هم نداره و کسی هم نمیتونه متوجه بشه ..

    در فتنه سبز ۸۸ بعنوان مثال سایت بالاترین چیزهایی را بیان میکرد که ما هر چی میگشتیم خبری نبود ….اگه ۴ نفر میرفتند پیتزا بخورند اونا اعلام میکردند که ۴ میلیون نفر رفتند تظاهرات !

    مثلا بگم گاو مشد حسن امروز افتاد و مرد ..شما نه گاو را می شناسید و نه مشد حسن را …

    نتیجه اینکه :
    آنهایی که دل به نوشته های فضای مجازی بسته اند یقینا نادان یا ماند و دروغگو هستند و..

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۱ ب.ظ:

    آخه جواب کسی‌ را که فرق یک خبرگزاری و سایت خبری معتبر را با بالاترین را نمیدونه چی‌ بده آدم؟ یعنی تو نمیدونی بالاترین سایتی است که هر کاربری با هر عقیده،طرز تفکری ،از هر منبع اطلاعاتی‌ میتونه خبر بذاره؟می‌ تونه این خبر دروغ باشه یا نباشه که اکثرا اگر خبر غیر واقعی‌ باشه با منفی کار بران سریع حذف میشه.نه خبرنگاری است نه چار چوب خاصی‌، فقط بستگی به وجدان و تعهد هر کاربر داره که چه خبری را از چه خبر گزاری بذاره.مثلا تو که عشق جنگی و نوکر رهبر میتونی قصه علی‌ بابا و چهل دزد بغداد را بذاری هیچ اشکالی هم نداره.قبلا تخیلی بوده ولی حالا مصداق پیدا کرده.امتحان کن‌.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۱ ق.ظ:

    آقای رهجو
    بحث سایت شناسی نیست ..بحث بر سر اینه که این سایت تا میتونست دروغ تحویل میداد ..منبعش مهم نیست ….عملکرد سایت را ببین

    شما با وجود اینکه سعی میکنی چهره اصلی خودتو نگه داری ولی گاهی از دستت در میره و رخ می نمایانی ….

    [پاسخ]

  8. رهگذر
    ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۴ | #8

    کسی می‌تونه توضیح بده این جریان سلطه دیگه چیه؟

    تازه‌گیها صحبت از «سه جریان فتنه، انحرافی و سلطه» می‌شود که می‌خواهند انتخابات را به بحرانی دیگر برای نظام تبدیل کنند.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۲ ب.ظ:

    همان فتنه ۸۸

    [پاسخ]

    رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۴:۵۷ ب.ظ:

    یعنی فتنه دو تا اسم داره؟!!!!

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۶ ب.ظ:

    فتنه اسامی و رنگهای مختلفی داره

  9. ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۹ | #9

    دروغ س منشا هر انحرافی میتونه باشه ..دروغ ابزار دست دشمنان می باشد …بیشتر کسانی که در اغتشاشات حضور داشتند تحریک شده دروغهای شبکه های دروغ پردازی چون بی بی سی و سایتها دروغگو بودند …
    یکی از مشلاتی که فریب خوردگان سبز با آن روبرو هستند عدم اطلاع و آگاهی از حقیقت است ..و نه تنها تحلیل درستی ندارند بلکه فرسنگها از حقیقت درو هستند ..بخاطر همین نمیتوانند فرق حقیقت و دروغ را درک کنند ..

    مشکل دیگر اینها اینه که هنوز نمیتوانند درک کنند که با هر صدایی نمیشه یک انقلاب عظیم که در طول تاریخ بی سابقه بی نظیر هست را سرنگون کرد …

    تعدادی از مشکلات فتنه گران سبز :

    عدم درک صحیح از حقایق
    عدم تحلیل درست
    عدم اطلاعات دقیق
    عدم آگاهی با اسلام و انقلاب و آرمانهای شهدا
    عدم درک صحیح از ولایت و رهبری
    عدم درک عشق مردم به ولایت و رهبری…..
    عدم تفکر مستقل
    وابستگی به دروغهای سایتهای مجازی
    وابستگی به غرب و اپوزیسیون های فراری
    وابستگی به اطلاعات دروغین اونور آبیها
    عدم درک صحیح از تجارب تاریخی
    مقایسه غلط مسائل تاریخی با انقلاب اسلامی

    عدم تمایز بین حق و باطل

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    جواب به پسر شجاع:
    بسیار عالی گفتید ولی این جماعت حرفهای شما رو تا روز قیامت نخواهند شنید
    آنها کر و گنگ و کورند و ضلالت خود بر نمی گردند سوره بقر آیه ۱۸

    [پاسخ]

  10. ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۳:۱۴ | #10

    راستی برگه زرینی بر رخسار جنبش سبز :-)
    پیوندتان با گروهک کومله را به همه تان تبریک می گوییم فکر میکنم در جنگ آینده همین شماها باشید که سر جوونا را بیخ تا بیخ ببرید :idea:

    [پاسخ]

    rahjoo پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۴ ب.ظ:

    به سید نوید
    اقای سید نوید انقلابهابراثر قبول نکردن خواسته های مردم ازطرف حاکمیتها بوجود میایند . بارزگان درسال ۴۵ویا ۴۴ دردادگاه امنیتی گفت «…ما اخرین نسلی هستیم که اززبان قانون باشما صحبت میکنیم .بعد ازما نسلی میاید که با زبان اسلحه باشما سخن خواهند گفت » وچنین هم شد .بعدازان سازمان چریکها فدائی خلق ، سازمان مجاهدین خلق ، کومله ، گروه صف ، گروه توحید ، گروه فلق و….بوجود امد که بجای مبارزه قانونی به مبارزه غیرقانونی وانهم ازنوع مسلحانه ان روی اوردند ودرنهایت امکان هرجورسازشی را باشاه ازبین رفت وحتی درجریان انقلاب شاه بالتماس افتادکه «صدای انقلاب شمارا شنیدم ، ولی دیگردیرشده بودوشد انچه نمیباید بشود . ویا نگاهی به شعارهای جنبش سبزبیندازید : شما باجواب ندادن به اولیه وقانونی که بابابررسی کنید وببینید که رای ما کارفته …شمابجابرخورد رافت امیزوقانونی بسرکوب انان اقدام کردید.واین برخورد شما متاســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفانه باعث شد که بخشی ازجوانان جنبش سبز به طرف شعارسرنگونی ودرکنارکومله ومجاهدین قراربگیره . اتفاقا این شما هستید که باید وجوابگوی راندن جوانان به سمت این گروهاباشید نه ما. پس چشم شما روشن .

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۹ ب.ظ:

    زمین و زمان رو به هم دوختید که بگین پیوند جنبش سبز با کومله درست است
    بابا این چه منطقیه
    شما میگید بجای برخورد رافت آمیز بسرکوب آنان اقدام کردید
    جواب اینه که اگر شما صبر میکردید و جواب شورای نگهبان را می شنیدید که تقلب نشده آیا دیگر تظاهرات نمی کردید و قانع میشدید؟
    موقعی که میر حسین نمی خواد از راه قانونی خواسته خودش رو پیگیری کنه چاره چیه
    موقعی که جنبش سبز علننا با دشمن این مملکت یعنی اسرائیل و آمریکا و … یکی میشه و هر لحظه شرایط رو به سمت بدتر شدن میبره چاره چیه؟
    به من ربطی نداره که بازرگان چی گفته اما آیا شما از خر شیطون پیاده شدین یا مردم بزور کشیدنتون پایین؟
    شما انتظار داشتنین بعد از حمله به پایگاه بسیج پلیس بیاد نوازشتون کنه؟
    متاسفانه شما موقعی که پیوند جنبش سبز رو با کومله توجیه می کنید حرف زدن من بیخودی
    و این کار رو برای خودتون بدتر میکنه
    خلاصه بگم این مردم بارها علاقه خودشون رو به اسلام و انقلاب ثابت کرده اند و در صورت جنگ احتمالی همه پیروان شیطان به امید خدا از بین خواهند رفت

    [پاسخ]

    دلشکسته پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۵ ق.ظ:

    Maybe you are right but try to think more and more

    بابک پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۹ ب.ظ:

    گومله که سهله.- گرچه نمی دونم اینو از کجا درآوردی- ولی برای کله پا کردن شما با شیطان هم عقد اخوت خواهیم بست.

    [پاسخ]

    سیدنوید پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۷ ب.ظ:

    نکه نبستین؟

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۷ ب.ظ:

    جناب بابک

    عقد تو و شیطان را بهت تبریک میگم

    [پاسخ]

  11. ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۷ | #11

    سلام
    حاجی حسینی عزیز؛ ما شما رو لینک کردیم. اگه افتخار بدید و این نویسنده و شاعر کوچک و فعال در جبهه فرهنگی را لینک نمایید بسیار متشکر می شوم
    یا علی مدد – سید

    [پاسخ]

  12. rahjoo
    ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۱ | #12

    به ایرانی وپسرشجاع
    دوستان بقول ما نیشابوریها : خودتان میبرید ، خودتان میدوزید ، دومترونیم هم اضافه میارید ؟ من کجا میدونم هاشمیه ؟ویامیخوام نشینده بگیرم وبگم اونه . نه . اتفاقا ایرانی باشامه تیزسیاسی وقلم روانش خوب حدس زده که من میخوام ازدهان شما بشنوم ولی نمیدونم چرانمیگید؟ چرا؟ به نفع اصولگرایان نیست ؟ اره ؟ چون خودکرده را تدبیرنیست ؟ ویا….باشه من میگم امیدوارم شما غلط بودن حرف وحدسم را اشکارکنید . ازبررسی وجمع بندی اخبار، فاکتهاوعملکردهای احمدی نژادواعوان وانصارش لزوما باین خواهیم رسید که نظراحمدی نژاد اقای خامنه ایست .وبرای اینکه بگم که کسانی دیگری نمیتونه باشه میتونم بگم که : همانطورکه گفتم بعد ازانتخابات که هواداران احمدی نژاد فائزه رفسجانی شجاع را به ناروا درکنار فواحش وخائیئن وجنایتکاران وبدکاران عالم قراردادند (وای برما که دختربزرگترین سیاستمدارکشورمان را نارواکنارفواحش قراردادیم ) خودهاشمی رو که چیزی ازش باقی نذاشتن (هنوزیکهفته ازبستن سایتش نمیگذره . احمدی نژادبیخودنگفت ما ۱۸۰درجه ازادی داریم ) . پس هاشمی نمیتواند باشد . خاتمی که اصولن به شخصیتش نمیخوره که «بت بشه » چون شریفترازاین حرفاست . موسوی وکروبی هم بنظراصولگرایان« شکسته شده » ودربدتراززندانند . درنتیجه کسی غیر ازایت الله خامنه ای نمیتواند باشد . میتواند ؟ اگر میخواهید نظرمرانفی و حقیت این کارروشن کنید لــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــطفا باتحلیلی منطقی ومستند.

    [پاسخ]

  13. rahjoo
    ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۳ | #13

    به ایرانی وپسرشجاع
    دوستان بقول ما نیشابوریها : خودتان میبرید ، خودتان میدوزید ، دومترونیم هم اضافه میارید ؟ من کجا میدونم هاشمیه ؟ویامیخوام نشینده بگیرم وبگم اونه . نه . اتفاقا ایرانی باشامه تیزسیاسی وقلم روانش خوب حدس زده که من میخوام ازدهان شما بشنوم ولی نمیدونم چرانمیگید؟ چرا؟ به نفع اصولگرایان نیست ؟ اره ؟ چون خودکرده را تدبیرنیست ؟ ویا….باشه من میگم امیدوارم شما غلط بودن حرف وحدسم را اشکارکنید . ازبررسی وجمع بندی اخبار، فاکتهاوعملکردهای احمدی نژادواعوان وانصارش لزوما باین خواهیم رسید که نظراحمدی نژاد اقای خامنه ایست .وبرای اینکه بگم که کسانی دیگری نمیتونه باشه میتونم بگم که : همانطورکه گفتم بعد ازانتخابات که هواداران احمدی نژاد فائزه رفسجانی شجاع را به ناروا درکنار فواحش وخائیئن وجنایتکاران وبدکاران عالم قراردادند (وای برما که دختربزرگترین سیاستمدارکشورمان را نارواکنارفواحش قراردادیم ) خودهاشمی رو که چیزی ازش باقی نذاشتن (هنوزیکهفته ازبستن سایتش نمیگذره . احمدی نژادبیخودنگفت ما ۱۸۰درجه ازادی داریم ) . پس هاشمی نمیتواند باشد . خاتمی که اصولن به شخصیتش نمیخوره که «بت بشه » چون شریفترازاین حرفاست . موسوی وکروبی هم بنظراصولگرایان« شکسته شده » ودربدتراززندانند . درنتیجه کسی غیر ازایت الله خامنه ای نمیتواند باشد . میتواند ؟ اگر میخواهید نظرمرانفی و حقیت این کاراروشن کنید لـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــطفا باتحلیلی منطقی ومستند.

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۸ ب.ظ:

    آقای رهجو

    وقتی داری از بتهای زمانه حمایت میکنی خوب نتیجه حرفهات معلومه دیگه دیگری را بت می بینی ..پاشو دستی به سر و صورتت بکش تا ببینی بت کیست ..
    بت همان کسانی هستند که مملکت را در زمان قدرت خود بسمت اشرافیگری بردند …خاتمی و هاشمی

    همان کسانی که با ولی فقیه و نایب بر حق آقا امام زمان عج حضرت امام خامنه ای مخالفت کردند و باعث اغتشاش و فتنه ۸۸ شدند ..

    [پاسخ]

    rahjoo پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۵۰ ب.ظ:

    پسرشجاع
    اول قصدکردم به نوشته ات جواب ندم ،چون بحث این نبود وبجای جواب سوال سعی کردی وخواسته وشایدم نخواسته بحثومنحرف کنی یعنی جواب احمدی نژادی دادی .(عذرمیخوام این مقایسه رابکارمیبرم . ). ولی خوب که فکرکردم وجوابهای قبلی که به نوشته هام داده بودی وقتی بررسی کردم دیدم علیرغم مخالفت بانگاهها خیلی وقتاحرفات بامنطق واستدلال همراهه ،اینه که ضمن تقدیرازاین رفتارخودمو ملزم به جوابکردم ببین رفیق : من کوچکترین نزدیکی به رفسنجانی ندارم وخیلی ازحرفهای پالیزداردرباره اونوتقریبا قبول دارم (یعنی اخیرادرقبولش شک برام ایجاد شده )پس رفسنجانی را قبول ندارم (بجزمواضع بعد ازانتخاباتش ودفاع ازرای مردم ) .ولی وقتی یک مقایسه بین احمدی نژاد مردم فریب دورغگوی ،بی کفایت وفساد پرور ورفسنجانی (همان القاب که شمابراش برشمردی )میبینم باید دراین مقایسه برای رفسنجانی تاکمرخم شد واحترامشو برخودواجب کرد. درباره خاتمی . باخاتمی کوجکترین نزدیکی نظری ندارم وبیشتر طرفداری واحترامم باوبخاطرشرافت وبزرگی ونگاه او به انسان واجتماع وارزشگزاری او به کرامت انسان هستم وهشت سال ریاست جمهوری او را ازنادردوره های درخشان جامعه ایران میبینم که یک دولتمدارچنین شریف وصدیق واخلاقی بسیاست نگاه وعمل کند .

    [پاسخ]

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۷ ب.ظ:

    آقای رهجو

    فقط با یقین میگویم که سگ احمدی نژاد شرف دارد به هاشمی و خاتمی..که لا اقل احمدی نژاد به کشورش و مردمش خیانت نکرد و اما خاتمی که فرهنگ غرب و فساد و فحشا را به ارمغان آورد و زمان ۸ ساله ریاستش از سیاه ترین دوران بعد انقلاب بود …گر چه طبیعی بود چون ایشان در غرب زندگی کرده و آموزش دیده بود…خاتمی روح جوانان را کشت …اگر تحقیق کنی میبینی بعد از روی کار آمدن خاتمی انحرافات اخلاقی و دینی بشدن شروع و افزایش یافت …

    امثال آغاجری و سروش و کدیور و گنجی و کنفرانس ننگین برلین و …..نامه جام زهر به رهبری و …و دهها از این ننگ محصول ریاست خاتمی می باشد

    احمدی نژاد شاید ضعف مدیریتی داشته باشد و یا گاهی لجبازی کند اما اصلا قابل مقایسه با خاتمی نیست
    و من بصراحت میگویم خدا لعنت کند خاتمی را

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۰۵ ب.ظ:

    راهجو

    مگه کامنت خودت با تحلیلی منطقی و مستند ارائه شده که حالا منتظر جوابی با تحلیلی منطقی و مستند هستی؟

    [پاسخ]

    rahjoo پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۵۴ ب.ظ:

    بیک ایرانی
    عزیز : من فکر میکنم اره (این ادعای منه )ولی خیلی بمن لطف کرده وخوشحالم میکنی که تناقضات غیرمنطقی وغیرمستدل وبیربطشو نشون بدی .

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۷ ق.ظ:

    معلومه که حرفات غیر منطقی و غیر مستدل بود
    تو سؤال کردی و من هم گفتم، بت بزرگ، هاشمیه
    دلایلش رو نوشتم.
    شما باید با دلیل، حرفای منو رد می‌کردی
    مثلا می‌گفتی هاشمی دندونش درد می‌کرده و نتونسته در دادگاه کرباسچی به عنوان شاهد حاضر شه.
    یا مثلا باید می‌گفتی که فایزه در استادیوم آزادی داشته برای احمدی تبلیغات می‌کرده و بعد هم جملاتی که در وصف خدمات احمدی بیان می‌کرده‌رو اینجا می‌نوشتی.
    یا مثلا می‌گفتی مهدی هاشمی هیچوقت پرونده‌ی نفتی نداشته و حالا هم برای گرفتن دکترا رفته لندن و پلیس بین الملل هم از اونجایی که رفاقت دیرینه با مهدی هاشمی داره، گفته تا دکترای خودتو نگیری، ما حتی نمی‌تونیم بهت ناخونک بزنیم چون خدای نکرده بابا اکبر، از ما دلگیر میشن.

    اما تو چیکار کردی راهجو؟
    اومدی اینجا نوشتی:
    «خودتان میبرید ، خودتان میدوزید ، دومترونیم هم اضافه میارید ؟ من کجا میدونم هاشمیه ؟ویامیخوام نشینده بگیرم وبگم اونه».

    اما بعدش مشخص نکردی که از کجا می‌دونی آقای منظورشون آقای خامنه‌ای بوده.
    و گفتی:
    «ازبررسی وجمع بندی اخبار، فاکتهاوعملکردهای احمدی نژادواعوان وانصارش لزوما باین خواهیم رسید که نظراحمدی نژاد اقای خامنه ایست.»

    این «لزوما» از کجا اومده؟
    از دل شما؟
    تحلیل منطقی و مستدل اونه که شما چند تا از فکت‌ها و عملکردهای احمدی رو که شما رو رسونده به اسم آقای خامنه‌‌ای، اینجا می‌نوشتید.
    اما اینکار رو نکردید و فقط گفتید از روی فکت‌ها و عملکردش به این اسم رسیدم.

    بعدش که هیچ دلیلی ارائه نکردید برای رسیدن به اسم آقای خامنه‌ای، فرمودید می‌خوام، بقیه‌رو با دلیل حذف کنم، تا برسم به اسم آقای خامنه‌ای.

    حالا دلایلتون:

    ۱- بعد ازانتخابات که هواداران احمدی نژاد فائزه رفسجانی شجاع را به ناروا درکنار فواحش وخائیئن وجنایتکاران وبدکاران عالم قراردادند (وای برما که دختربزرگترین سیاستمدارکشورمان را نارواکنارفواحش قراردادیم )

    ۲- خودهاشمی رو که چیزی ازش باقی نذاشتن (هنوزیکهفته ازبستن سایتش نمیگذره . احمدی نژادبیخودنگفت ما ۱۸۰درجه ازادی داریم ). پس هاشمی نمیتواند باشد .

    ۳- خاتمی که اصولن به شخصیتش نمیخوره که «بت بشه » چون شریفترازاین حرفاست .

    ۴- موسوی وکروبی هم بنظراصولگرایان« شکسته شده » ودربدتراززندانند .

    .
    .
    .
    خب آقای راهجو
    اینا نظرات دلخواه شماست اما در عمل اون چیزی که مشاهده شده، این بوده که احمدی نه با موسوی درگیر شده، نه با کروبی، و نه با فایزه.
    احمدی در همون شب مناظره اعلام کرد که اینا فقط جلو افتادند برای رد گم کردن و پشت سر همه‌شون هاشمی قرار داره.

    قرار شد بر اساس فکت‌ها و عملکردها، برسیم به شخص مورد نظر، نه اینکه شما بر اساس حدس و گمان خودت بگی خاتمی که به سایزش نمی‌خوره، موسوی و کروبی هم که فلان و فایزه هم بیسار.

    شما که قرار نیست، از روی دل خودتون به شخص دلخواه برسید.
    شما باید از روی عملکرد و حرفای احمدی، برسید به شخص دلخواه.

    همینه که گفتم حرفاتون مستدل نیست چون نظر شخصی‌تون رو به جای استناد به فکت‌های موجود در عملکرد و سخنان احمدی، قالب کردید به مخاطب.

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۲۵ ب.ظ:

    البته رفتار آقای احمدی نژاد و هوداران شان خیلی هم منطقی نیست
    خیلی هم دنبال علت و معلول نگردید
    بت شکستن ، عبارت زیبا و دلنشینی است ممکن است بدون علت و منظور هم این عبارت را بکار ببرند.
    . . . . .
    در همه جای دنیا و تاریخ فقرا منتظر یک اتفاق هستند ، منتظر یک فرج هستند تا این زندگی سخت شان خاتمه یابد حال این انتظار یک روز بصورت پرداخت پول نفت است
    یک روز بصورت مقابله بافاسدین و مافیای اقتصادی است
    یک روز هم می تواند خیلی مبهم و کلی بصورت شکستن بت باشد!!
    بلاخره مردم منتظرند که یک امیدی به آنها داده شود تا بتوانند سختی های زندگی شان را تحمل کنند.

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۵ ب.ظ:

    و راز موفقیت و محبوبیت آقای احمدی نژاد دادن این امیدها است
    امید پول نفت بر سر سفر و مافیای اقتصادی دیگر تکراری شده و اثر ندارد
    شکستن بت ” امید جدید ” است
    اشتباه است اگر فکر کنید کودتایی در راه است

    [پاسخ]

  14. rahjoo
    ۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۶ | #14

    شرمنده ازهمه که دوباربه روز شد ناشی ازبیسوادی تکنیکیه .من قبلاهم گفتم ازکامپیوتر باندازه جهارعمل اصلی درریاضی اونم بدون ضرب وتقسیم حالیمه . منوبه بزرگی خودتان ببخشید.

    [پاسخ]

  15. ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۶ | #15

    سلام دلاور : خیلی بشدت مخلصیم. باتو کاملا موافقم. لطفا با حضور سبزت ببخشید آبیت ببخشید…حضورگرمت منو رهنمون شو حالم بده! وضعم عین تو واز تو بدتره! فدات حتما حالمو بپرس/ :| :P :( :D

    [پاسخ]

  16. ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۰۸:۳۵ | #16

    داریوش سجادی : چطور آیت الله خمینی با ارسال چند کاست صوتی از خارج از کشور توانست یک حکومت تا بن دندان مستظهر به قدرت و حمایت قاطبه دولت های قدرتمند خارجی را به زیر بکشد اما ۳۲ سال است که همه آن قدرت های خارجی به استعداد پیاده نظام شان در داخل و خارج از کشور و صدها تلویزیون و رادیوی ماهواره ای و ده ها و صدها سایت و میلیون ها دلار تزریق دلار به بدنه اپوزیسیون هنوز نتوانسته حریف جمهوری اسلامی شوند!!؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۵ ق.ظ:

    اغلب مردم دنبال سرنگونی نیستند،امید همه ما اصلاح رژیم و رفتار آن است .چ.ن انقلاب ثمره ای جز ویرانی ندارد.
    اگر مثلا رهبری شورایی باشد از مراجع اعلم،اختیاراتش محدود به قانون باشد و سپاه و بسیج از امور سیاسی واقتصادی بر کنار و قوه قضائیه مستقل و شورای نگهبان بر انتخابات فقط نظارت کند نه دخالت ،مطبوعات و رسانه ها آزاد باشند من فکر می کنم ایران مدینه فاضله ای می شود که حداقل من تا ابد دوستدارش خواهم شد.
    به امید آن روز
    :wink:

    [پاسخ]

    دلشکسته پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    your message is one the best comments in this blog, thanks to delight me!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ ق.ظ:

    هیچ کشوری اینقدر در پیت و ولنگار اداره نمی‌شه که تو توصیف کردی.

    در ضمن این اسم «اصلاح طلب» که روی خودتون گذاشتین منو کشته.
    به خصوص تناقضات خنده دارتون با توجه به اسمی که خودتون رو به زور بهش منگنه کردید.

    آخه این دو جمله:

    «اغلب مردم دنبال سرنگونی نیستند،امید همه ما اصلاح رژیم و رفتار آن است»

    و

    «چ.ن انقلاب ثمره ای جز ویرانی ندارد.»

    که در تناقض کاملند.

    یعنی میگی نمی‌خواین دوباره انقلاب کنین چون نتیجه جز ویرانی نداره اما می‌خواین اصلاح کنین.

    خب مرد حسابی اگه با منطق خودت، انقلاب اسلامی، کشور رو ویران کرده باشه که دیگه با اصلاحات امثال شماها درست نمی‌شه.
    چیز ویران شده‌رو کجاشو می‌خواین درست کنین؟

    دیدی حالا دروغ میگی که ادعای اصلاحات دارین وقتی در ذهنتون همه چیز رو ویران شده می‌دونین؟

    در ضمن این لغت «رژیم»، لغتیه که دشمنان جمهوری اسلامی به خصوص تفاله‌های رجوی به کار می‌برن.
    جنابعالی اگه ادعای اصلاح طلبیت، پوچ و تو خالی نیست، نباید از این لغت استفاده کنی.

    این تناقضاتتون مدام باعث خنده میشه به قرآن

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    نتیجه‌ای جز ویرانی نداره

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۸ ب.ظ:

    خانم یک ایرانی رژیم یک کله فرانسوی به معنی حکومته و هیچ معنی بدی نداره،حداقل در ذهن من!
    من با انقلاب و دگرگونی مخالفم چون جز دشمن تراشی چیزی نداره .من و شا هم وطنیم دشن هم که نیستیم.
    انقلاب اسلامی تا پا بگیرد خیلی ما از ۵۶ عقب افتادیم ،این رو هیچ آدم منصفی نمی تونه رد کنه و در ضمن حکومت فعلی هم به بدی زمان شاه نیست که حالاکسی هوس انقلاب بکنه.(البته خدا روشکر).
    همون چند جمله کوتاه که گفتم اگر اجرا بشود ایران گلستان می شود.
    شما بگذار ما حداقل به رویای این مسئله فکر کنیم و به قول شما در توهم خودمان باشیم :wink:

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۸ ب.ظ:

    رهبری شورایی یعنی چی؟
    آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشه یا بی نمک
    حالا تو فکر کن اگه شورا بشه، چی میشه؟

    حتی رؤیای این چیزی هم که گفتی، در ذهنت ایجاد اغتشاش و هرج و مرج می‌کنه.

    نکن این کارا رو با خودت آقا محمد
    نکن

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۹ ب.ظ:

    منظورش ماجرای سقیفه بنی ساعده هست

    پسر شجاع پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    وقتی دنبال اصلاح هستید فتنه ۸۸ ببار اومد..اگه دنبال سرنگونی باشید چی میشه !

    [پاسخ]

  17. ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۴ | #17

    بازخوانی دید گاه رئیس جمهور درباره جایگاه قوه مجریه
    در وبلاگ گفتمان حقوق عمومی
    http://ghasemjahani.blogfa.com/post/24

    [پاسخ]

  18. دلشکسته
    ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۲ | #18

    Nothing deserve to make each other sad ,except lack of Islamic faith, so I believe we are still brother!

    [پاسخ]

    آهستانی! پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۴ ق.ظ:

    عزیز جان!
    Islamic faith
    یعنی طرف باید اول مسلمون باشه؟! هان؟

    فارسی را هم پاس بدارید.
    Farsi Linguistic patriotism

    [پاسخ]

  19. rahjoo
    ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۴ | #19

    به ایرانی
    عزیز : اگر دقت کرده باشی ، که حتما اینطوره .من درنوشته هام نمیخوام کسی را قانع کنم .قرارهم نیست قانع کنم ،چون امکانپذیرهم نیست .بلکه میخوام بگم اهالی سایت ویاخواننده مسول : اینم یک نوع نگاهه فقط نمیشه یک جور به مسائل نگاه کرد.گفت حجت تمام است ودرنتیجه منم طاووس علیین . شاید بهتره مثالی بزنم تامنظورمو بهتردرک کنید . میدان بزرگی را درنظر بگیرید که دران جمعیت انبوهی درحال برگزاری یک متینگ ویا تظاهرات هستند .درگوشه ای ازمیدان زدوخوردی درمیگیردکه چند نفرزخمی واحتمالا کس ویا کسانی کشته میشوند .خبرنگاران ووبلاگ نویسانی هم درجای جای میدان میان جعیت وبالای پشت بامها هستند. من ،شماایرانی ،پسرشجاع ،امیدحسین ،اقای یوسفی و…درجاهای گوناگون قراردارند . گزارش چه کسی حقــــــــــقیقیست ؟ گزارش چه کسی واقعی تر است ؟ من با توجه به جایگاهم نوع گزارشم چگونه خواهد بود ؟ شما که استدلات ومنطق منو دربرخورد به اقای بت بزرگ رد میکنید با توجه به نگاهتان وبامنطق واستدلال خودتان ،منو بانوع نگاهتان اشنا کنیدوخودتان زحمت کشیده بفرمائید که نگاه شما چقدربه حقیقی ویا واقعیست ؟ . پیشاپیش خیلی هم ممنون

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۴ ب.ظ:

    راهجو

    من هیچ استدلالی در صحبت‌هات ندیدم
    گفتی آقای خامنه‌ای بت هستند به دلیل اینکه فایزه و هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی نمی‌تونن باشن. حالا بگذریم از اینکه دلایلت واسه رد هر کدومشون هم دلایل قانع کننده‌ای نیستند. مثلا اینکه خاتمی به سایزش نمی‌خوره. یا مثلا اینکه یک آدمی توی یک پارکینگی به فایزه گفته فاحشه و بعدم جنابعالی به راحتی آب خوردن میگی اصولگراها به فایزه گفتند فاحشه. و تازه بازم از این ناراحتی که چون فایزه دختر هاشمی بوده، نباید بهش می‌گفتن فاحشه(یعنی اذعان می‌کنی که اصل کاری همون هاشمیه). موسوی و کروبی رو هم چون در زندان هستند گفتی که بت نیستند.

    خب حالا سؤال اینجاست که به فرض محال هم اگه بشه قبول کرد که این چند نفری که جنابعالی نام بردید با دلایلی نام بردید، بت نیستند، چرا بعدش باید رسید به اسم آقای خامنه‌ای؟؟؟
    چرا مثلا به برادران لاریجانی نرسیدی؟
    یا چرا به یکی از نماینده‌های مجلس نرسیدی؟
    یا چرا به یکی از اعضای خبرگان نرسیدی؟
    یا چرا مثلا به جنتی نرسیدی؟

    چرا باید الزاما با نفی اون چند نفری که گفتی، تنها گزینه‌ی باقیمونده بشه آقای خامنه‌ای؟

    بالاخره اگه نظر شخصی خودتو میگی، همین نظر شخصی هم باید با منطق بره جلو تا من بتونم قبولش کنم

    منطق من هم برای اینکه بگم از نظر احمدی و طرفدارانش، هاشمی بت بزرگه، همونه که در شب مناظره گفت
    و وقتی به مظاهرش نگاه می‌کنم، همون مثال‌هایی رو می‌بینم که در مورد خود هاشمی و دختر و پسرش در اون کامنت بالایی نوشتم.

    هاشمی تهدید کرد به دود آتیش و چیزای دیگه
    و همونا هم اتفاق افتاد
    و هر چی نگاه می‌کنم می‌بینم حتی در دل فتنه هم وقتی دختر هاشمی بازداشت می‌شد۷ یک ساعت بعد توی خونه‌ش فالوده می‌خورد اما جوونای بی نام و نشون برده میشن به کهریزک و حتی جونشون رو هم از دست میدن.
    چرا؟

    فایزه توی مجلس هم که بود، وقتی یکی از نماینده‌ها بهش اعتراض کرد، رفت پشت تریبون و گفت می‌دونین من کی هستم که با من اینجوری حرف می‌زنین؟ می‌دونین من دختر کی هستم؟ می‌دونین بابای من واسه این انقلاب چه کارایی کرده؟

    تو گویی که ملت باید تا ابد به این خانواده باج بدن
    یکی نیست بگه آقا جون! شماها خیلی بیشتر از اون کاری که واسه این انقلاب کردین، ازش بهره بردین و به جیب زدین.

    در ضمن یکی نیست به این خانم بگه آخه از فضل پدر تو را چه حاصل؟
    تو چیکاره‌ای که باید بابت خدمات پدرت، ملت بهت باج بدن؟

    اینا همه‌ش به خاطر اینه که هاشمی خودش رو طلبکار می‌دونه

    آها یه چیز دیگه هم یادم افتاد

    همه نامه‌ی قبل از انتخابات ۸۸ هاشمی به رهبری رو یادشون هست که از مناظره‌ی احمدی، خونش به جوش اومده بود
    اما این آقا در کمال بی شرمی همین چند وقت قبل، توی سایتش نوشته بود دیدین من زودتر از شماها این جریان انحرافی رو کشف کرده بودم؟ اون نامه‌ی من در مورد همین جریان انحرافی بود دیگه!!!!!!!!!
    و از این کشف، اونقدر دستپاچه شده بود و نگران سرنوشت نظام، که حتی سلام و علیک و خداحافظی هم یادش رفته بود

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۵ ب.ظ:

    یک ایرانی

    «سلام و علیک» یعنی چی آخه؟

    سلام علیک

    [پاسخ]

    rahjoo پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۱ ب.ظ:

    به ایرانی

    برادر ویا خواهر من :درجواب تو باید بگم که من خودم ازاون ادمام که سعی میکنم عقلمو برای هرکاروتصمیمی جلو بندازم تا تصمیم بگیره .اینه که عقلن من رفسنجانی رو ترجیح میدم به احمدی . چرا ؟ بزاریک چیز جالب برام تعریف کنم که بهترحرفمو درک کنی . تو ده ما یک حاجی بود که اجناسشو برای فروش میداد میبردن شهر وکنارخیابان براش میفروختن وبرای این کارم دوسه تا ادم براش بصورت درصدی کارمیکردند (هرچه میفروختند باضای مقدارش درصدی رو دریافت میداشتند) . روزی اومد پیش پدرمن (که بیست سال نتونستم ببینمش تا اینکه سال پیش عمرشوداد بشما بدون اینکه بتونم برای اخرین بار ببینمش . پدرمو میگم مرد بخشنده خیری بسیارهم باخدا بود. البته نه این باخداها که ازجای مهرپیشنشون کبره بسته . ) گفت حاجی : یکی ازاین کارگرای من دزده وازفروش میدوزده ، وجوری هم این کاررو میکنه که نمیتونم دزدیشو نشون بدم واضافه کرد الحق که توکارش وارده وفروشم فوق العاده است . بابام گفت :ان دو نفر دیگه چی؟ . گفت : دوتا دیگه باورکن پاکترین ادمایی هستند که تا کنون دیدم متاسفانه نه تنها فروش خوبی ندارن که نصف جنسامو حروم وحرض میکنن . بابام : گفت اون دوتا رو بیرون کن وهمینو نگاه دار . یارو کف کرد . گفت : حاج مرد خدا ازدزد دفاع میکنی ؟ بابا گفت : نه فلانی . تو ازادمای خیری هستی که خوب بمردم کمک میکنی واگر وضعت خراب شده کلی از محتاجا وکارای عام المنفعه ده بامشگل رو برو میشه . بزاردزدیشو بکنه وبه ده ومردم هم ازطریق فروش اجناس تو کمک کنه . حالا شده جریان احمدی نژاد ورفسنجانی . اینکه رفسنجانی خورده (احتمال به یقین چنینه ) واینکه به مملکت خدمت کرده (مقایسه با احمدی نژاد ) درش نمیشه شک کرد. ازاین هم که بگذریم خدمت نکرده وخورده ولی نمیتونیم منکر این بشیم که اوضاع باین مزخرفی بوده ؟ بوده ؟ . احمدی ادم
    مومن ومردمیی هست ؟ حتما . احمدی ادم دروغگو وفسادپرور بی عقل ومنطقی هست ؟ حمتا ؟ به اسرائیل وجنگ طلبا کمک کرده ؟ حتما . کرکس شوم جنگ رو برای نابودی کشورکشونده ؟ حتما. باکارای احمقانه ولجوجانه وغیرعقلانیش به تحریم کمک کرده ؟ بله . خوب با این حساب کدام بنفع مملکت هست ؟ احمدی پاک ، مومن بی عقل دزد پروروقانون شکن فساد پرور ویا رفسنجانی باهوش وسیاستمداردزد ؟ کدام ؟

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    بحث شما و نتیجه گیرتان درست است اما جالب نیست!!
    مانند آن است که در مورد تفاوت شب و روز بحث کنید!!
    این ایرانی را که می بینید در زمان چهار مرد ساخته شده که هاشمی یکی از آنهاست.
    تا جهان باقیست تاریخ با احترام از هاشمی یاد خواهد کرد
    این بحث هایی که در جامعه می شنوید بیشتر شبیه به صحبت کودکان است .

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    راهجو

    الآن این حرفایی که زدی، چه ربطی داشت به اینکه جنابعالی آقای خامنه‌ای رو بت مورد نظرتون می‌دونید؟؟؟؟؟

    من گفتم هاشمی همون بته
    و ازت خواستم با استدلال بگی چرا شما رسیدی به آقای خامنه‌ای
    اما این کامنتت هیچ ربطی به موضوع نداره

    راستی این جمله‌ی کامنتت خیلی با مزه بود
    همون که گفتی، احمدی به اسرائیل و جنگ طلبا کمک کرده‌
    حالا به این گیر ندیا

    برگرد به موضوع خواهش می‌کنم و بگو دلایلت برای رسیدن به اسم آقای خامنه‌ای به عنوان بت چی بود؟

  20. ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۲ | #20

    فکر کنم اگه تا چند وقت دیگه آقای حسینی مطلب نذاره بعضی ها رو توهم ور میداره که ایشون رو گرفتن
    یادش بخیر شما که حج بودین بعضی ها میگفتن حسینی رو گرفتن :D:D

    [پاسخ]

  21. ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۲ | #21

    جناب محمد ( در رابطه با کامنت ۲۱ )
    شما می فرمائید (اغلب مردم دنبال سرنگونی نیستند،امید همه ما اصلاح رژیم و رفتار آن است )
    افراد زیادی را دیده ام که می گویند ما اهل تعامل هستیم
    می گویند ما به این نتیجه رسیده ایم که درگیری با حکومت یا سرنگون طلبی بی نتیجه و پر هزینه است.
    آنها سپس ادامه میدهند ما اهل صلح و مدارا هستیم فقط برای صلح چند خواسته از رژیم داریم!!
    خواسته های آنها چیست ؟
    – رهبری شورایی باشد
    – سپاه و بسیج از امور سیاسی واقتصادی بر کنار شود
    – قوه قضائیه مستقل و شورای نگهبان بر انتخابات فقط نظارت کند نه دخالت.
    – مطبوعات و رسانه ها آزاد باشند
    بدیهی است این شرایط شما برای صلح، از جنگ مشکل تر است یعنی اگر رژیم جنگ کند از این صلح راحت تر است.
    دوستان
    عزیزان
    صلح و آشتی یعنی گذشت نه اینکه به همه خواسته هایتان برسید.
    درواقع شما می گویید:
    ما اهل صلح و آشتی هستیم ، اهل تعامل و مدارا هستیم بشرط آنکه همه خواسته هایمان برآورده شود!!
    خسته نباشید، خیلی گذشت دارید!

    [پاسخ]

    یک ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۸ ب.ظ:

    آقای یوسفی

    لایک به این کامنتتون

    [پاسخ]

  22. seyed
    ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۵ | #22

    من یک سوال دارم از مکتبی ها ولایی ها یا هر اسم دیگه ای که واسه خودشون میزارن. 
    سوال:شما یک نفر از کسانی که با شما یا آقای خامنه ای هم عقیده نیست رو نام ببرید که
    برچسب منافق بهایی فریب خورده آمریکایی اسرائیلی فتنه گر منحرف و…بهش نزده
    باشید؟.برچسب زنی یه اصطلاح من در آوردی نیست وهرکی مبانی جامعه شناسی خونده
    باشه با این واژه برخورد میکنه.یعنی شما هیچ مخالفی ندارید که خودش باشه اما با شما
    هم نظر نباشه.آیا بنظر شما کسی اصلا حق داره با نظر رهبر موافق نباشه ؟یعنی اگه
    موافق نبود آزاده که بگه موافق نیستم؟یعنی من که دستم به هیچ جا بند نیست منافقم.منی
    که اگه فردا مریض بشم نرم سر کار ازگشنگی میمیرم آمریکاییم.من امریکا رو رو نقشه
    نمیتونم پیدا کنم.(گرین کارت هم ندارم نماینده مجلس هم نیستم)

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۷ ب.ظ:

    سید جان خیلی سادست. چرا می پیچونی قضیه رو.
    مگه خدا جای حق نشسته؟ – بگی نه میشی ملحد خونت مباحه-
    مگه امام زمان ولی خدا روی زمین نیست؟-جرات داری بگونه. این دیگه از بالاییم بدتره مهدورالدمی-
    مگه آقا نایب امام زمان نیست؟- حالا اینو بی خیال که کی اینو فهمیده یا … . بگو نه تا آیت الله لاریجانی بفرستت کهریزک-
    حالا که تا اینجا با ما آمدی دو حالت بیشتر نداره:
    ۱- این اختلاف نظرت با آقا با یک نصیحت یا بالاتر از اون با پس گردنی یا توبیخ حل میشه میره پی کارش توجیه میشی و البته هم نظر.
    ۲- توجیه نمیشی که لاجرم منافق و بهایی و صهیونیست و … هستی.
    نتیجتا همه یا بهایی و منافقن یا هم نظر با آقا؟ و شما با همین سوالت مشخصه جزو گروه اولی

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۳ ب.ظ:

    همانطور که قبلأ عرض کردم
    در یک جامعه ممکن نیست گروهی خوب و گروهی دیگر بد باشند
    یا جامعه تکامل یافته است و رفتارهای صحیح در آن به فراوانی دیده می شود ( در همه اقشار ) و یا اینکه جامعه در مراحل میانی قرار دارد که در این حالت همه اقشار کم وبیش ایراداتی دارند.
    این ایرادی که شما به مکتبی ها گرفته اید وارد است آنها به مخالفین احترام نمی گذارند و معمولأ برچسب هایی می زنند اما …..
    اما در بین مخالفین هم، ما مخالف شسته رفته نداریم ، مخالف صاف و ساده نداریم . ” مخالف محدود ” نداریم
    ” ” هر کس مخالف است از ریشه و اساس مخالف است ” ”
    مثلأ کسی یا گروهی نداریم که بگوید من با همه چیز موافقم اما با همین غنی سازی شما مخالفم.
    کسی نداریم که بگوید من با شما موافقم بشرط آنکه انتخاباتهای آینده مانند قدیم سالم برگذار شود.
    ” ” بعبارت دیگر ما وقتی مخالفت می کنیم ، وقتی شروع به درخواست می کنیم دستمان به کم نمی رود ” ”
    همین آزادی مطبوعات ، مگر کم خواسته ایست.
    زیر سوال بردن ولایت فقیه مگر چیز کمی ست.
    . . . . .
    منظورم از این عرایض این بود که ما مخالف محدود تقریبأ نداریم . ( شاید بتوان گفت مخالف منطقی هم کم دارم )

    [پاسخ]

    متولد 9 دی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۴:۰۶ ب.ظ:

    مخالف بعضی از کارهای رهبر؟یا مخالف رهبر؟یا مخالف رهبری کلا؟یا مخالف دخالت دین؟یا تعریفی متفاوت از همه اینها؟

    [پاسخ]

  23. rahjoo
    ۱۹ دی ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۴ | #23

    به یوسفی
    جناب یوسفی عزیز:اتفاقا برخلاف نظرشما که میگوئید «این بحث هایی که در جامعه می شنوید بیشتر شبیه به صحبت کودکان است .» معتقد نیستم که این بحثهای بچه گانه است . این بحثها درکشور اصولا گفتگو بین نظرگاهها مختلف پرونده اصلا خوبی ندارد . اصلا هیچ حکومتی درایران تاکنون اجازه مخالفت به مخالفینش نداده وفقط درزمان مصدق وتاحدودی خاتمی مقدارفضائی خوداین دولتهابرای مخالفین ایجاد کرده اند . بین مخالفین خود حکومت هم این فرهنگ نبوده است . ازادی هم مانند دوچرخه سواری وتیراندازی و… یادگرفتنیست وبرای یادگرفتنش باید تمرین کرد درنتیجه این گفتگوها همان تمرین است . درمورد رفسنجانی که گفته اید «تا جهان باقیست تاریخ با احترام از هاشمی یاد خواهد کرد» راستش من برعکس شما مطئمن نیستم که رفسنجانی اسمش تا تاریخ باشد با احترام یاد خواهد شد . درمورد دخترش میتوانم بگویم ازایشان باحترام یاد خواهد شدولی درموردخودش نمیدانم . باید پرونده ایشان بوسیله کنشگران اجتماعی ویا اهل فن بیطرف بررسی وارزشگذاری شود . ولی دریک چیز مطمئنم وان اینک پرونده خوبی درباره حقوق بشر وازادی ایشان نخواهند داشت . رضا شاه سازنده ایران کنونیست که نمیتوان منکر ان شد ودرمورد باید بایشان احترام گداشت ولی هیچ کس نمیتواند ازاستبداد ودیکتاتوری رضا شاه دفاع کند .

    [پاسخ]

    غلامعلی یوسفی پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۲ ق.ظ:

    جناب رهجو
    منظور بنده هر بحثی نیست، بلکه بحثهایی است که در موارد بدیهی و روشن صورت می گیرد ، به این مثال توجه فرمائید:
    تعریف می کردند از زن و شوهری که هردو پزشک متخصص بودند و فرزندشان بیشتر اوقات تنها و از پنجره به خیابان نگاه می کرده و هر روز شاهد عبور نمکی ها ( خریداران نان خشک ) و رفتگران بوده است.
    روزی به مادربزرگش می گوید کاهش مادرم نمکی و پدرم رفتگر بود!! ( تا آنها را مدام میدیدم )
    هر وقت کسی توسعه سیاسی را بر سازندگی ترجیح دهد یا این کودک و آرزویش می افتم!!
    فرض کنیم آزادی خوب و لازم است.
    آزادیخواهی بجای خود، اما نباید سازندگی را در مقابل آن ” کم رنگ ” کنیم.
    برای ارزیابی یک حکومت یا دولت یا یک شخصیت اجرایی، سازندگی و موفقیتهای اقتصادی و امنیت به تنهایی ۱۸ نمره دارد و توسعه سیاسی یک یا دو نمره
    منظور عرض بنده این است که این توازن نباید بهم بخورد.

    [پاسخ]

    rahjoo پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۵ ق.ظ:

    به یوسفی

    جناب یوسفی عزیز : نتیجه سازندگی وسرکوب ازادی یعنی توجه نکردن به توسعه سیاسی رضا شاه میشود انقلاب ۵۷چون مردم بحساب نیامده اند . بزبان دیگر مردمی که در مشروطه شیخ فضل الله نوری رو بدارسپردند ، میراث داراورا درسال ۵۷برسریرقدرت نشاندند وچه جانها وسرمایه هائی را تلف نکردند ونسلها کشوررا را عقب نبردند .

    [پاسخ]

  24. جوادی
    ۵ بهمن ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۳ | #24

    با سلام
    آتش است این بانگ نای و نیست باد/هرکه این آتش ندارد نیست باد
    بعضی چه می فهمند عشق چیست.زرق و برق دنیا چنان مستشان کرده ,که هرگز دریچه ای به سوی ملکوت به سویشان باز نشده و در منجلاب مادیات اسیرند.چه می دانند عشق به مولا چیست.عشق به مبدأ حیات و آرزوی وصل چیست.بگذار در جهل مرکب ابدالدهر بمانند.بگذار دیوانه خطاب کنند عاشقان را و ابله پندارند مستان میخانه توحید را.

    [پاسخ]

برگه نظرات
1 2 9881
  1. بدون بازتاب

:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: