بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘اصلاحات’

زنده باد مخالفی که موافق من باشد!

این روزها به اندازه کافی درباره مناظره‌ام با کمانگیر و مخالفت‌ بعضی از دوستان طرفدار «آزادی بیان» با آن حرف زده‌ام و الان هم قصد تکرار آن حرف‌ها را ندارم. فکر می‌کنم موضوع آنقدر شفاف است که هر آدم منصفی می‌تواند تشخیص بدهد چه کسی اهل گفتگو است و چه کسی نیست. اما امروز حیفم آمد به مطالب جدید دو وبلاگ‌نویس روشنفکر در این خصوص اشاره نکنم.

اول آقای روشنفکری است که در واکنش به نوشته من،‌ مطلبی نوشته و علت «بلاک کردن» من و دوستانم را در فرندفید، اینگونه توضیح داده:«یعنی آهستان و رفقا نمی‌دانند دلیل بلاک کردن‌شان توسط امثال من نتیجه‌ی توهین‌های مستقیمی‌ست که هر روز باید ببینیم و دم نزنیم تا متهم به مقابله به مثل از طرف طیف خودمان نشویم که تا چیزی می‌شود اخطارهای اخلاقی را مثل پتک بر سرمان می‌کوبند؟ یعنی نمی‌‌دانند دلیل این حذف و خاموش کردن توسط ما یکی‌اش همین فضای امنیتی‌ست که توسط رفقای ایشان در جامعه گسترده شده؟»

من بدون هرگونه قضاوتی درباره این نوشته، از یکی از دوستان بی‌طرف می‌خواهم که سری به لینک‌ها و فیدهای ۵، ۶ ماه گذشته این آقا بزند و معنا و مفهوم توهین را بفهمد. البته اگر آن لینک‌ها، تا حالا حذف نشده باشند. مخصوصا روزهای قبل و بعد از انتخابات که این آقا و دوستانش، فقط و فقط به خاطر حمایتمان از احمدی‌نژاد به ما توهین می‌کردند.

دومین کسی که دوست دارم نوشته‌اش را بخوانید، کسی نیست جز روشنفکرترین وبلاگ‌نویس زن ایرانی *. این خانم هم برای اینکه ثابت کند اهل گفتگو است پای هابرماس و تئوری‌های جامعه‌شناسی را به نوشته‌اش باز کرده، اما برای اینکه یک طوری هم مخالفتش را با آن مناظره توجیه کند، تکلیف دو طرف را روشن می‌کند، من را اهل خشونت و دارای ادبیات ناپسند معرفی می‌کند و دیگری را اهل گفتگو و دوستی: «شرایط فعلی را ببینید. دو گروهی که هر کدام خود را محق می‌دانند. یکی تا توانسته با ادبیاتی ناپسند دیگران را خطاب کرده و حتی خشونت را هم اتفاق خوبی می‌داند. یک طرف ماجرا هم اهل حرف زدن است و رفاقت و به قول خودش “چاکریم” . گفتگو میانشان خوب است. اما نتیجه اش به زعم من بیهوده است

من اصلا کاری درباره قضاوت ایشان درباره خودم ندارم، اصلا فرض کنید من یک چماق به دست اهل خشونت هستم، اما به پیر، به پیغمبر، آن روزهایی که بزرگان اصلاح طلب کشور از گفتگوی تمدن‌ها دم می‌زدند و شعار «زنده باد مخالف من» سر می‌دادند، اصلا شرط و شروطی برایش قائل نبودند و حتی حاضر بودند با طالبان افغانستان هم گفتگو کنند، حالا چرا این جماعت روشنفکر دنیای مجازی، برای گفتگو شرط می‌گذارند، باید از بزرگان دنیای حقیقی‌شان پرسید!

پی‌نوشت: در اینجا بد نیست اشاره‌ای هم بکنم به حسین درخشان. هرچند از وضعیت امروزش خبر ندارم و خیلی دوست دارم بالاخره مسئولان مربوطه توضیح بدهند که او کجاست و جرمش چیست و چرا باید این همه مدت، هیچ خبری از او نباشد؟ این روزها که رفتار برخی از مدعیان آزادی را می‌بینم، یاد توهین‌ها و فحش‌های آنها به حسین درخشان می‌افتم که حتی تحمل دیدن یک لینکش را هم در بالاترین نداشتند. کار به جایی رسیده بود که کلا ارسال لینک از وبلاگ درخشان را هم ممنوع کرده بودند! چرا؟ چون حسین درخشان مثل آنها فکر نمی‌کرد! جالب اینکه امروز خود آنها دارند برای حسین درخشان گریه می‌کنند! قبلا درباره رفتار بالاترین و آدم‌هایی مثل ابراهیم نبوی با حسین درخشان مطلبی نوشته بودم. بد نیست یک بار دیگر آن را با هم مرور کنیم.

————

* عبارت «روشنفکرترین وبلاگ نویس زن ایرانی» را از آقای میرحسین موسوی عاریت گرفته‌ام. «روشنفکرترین زن مسلمان ایرانی» را که یادتان هست؟!

لینک‌های مرتبط:

مناظره آهستان با کمانگیر

مناظره با کمانگیر و عصبانیت بعضی‌ها

حسین درخشان کجایی که آهت بالاترین را گرفت؟!