بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘امام خميني’

آیا ادای تکلیف با سیاست ورزی خردمندانه منافاتی دارد؟

۲۸ خرداد ۱۳۹۲ ۶۰۵ دیدگاه

شطرنجبازی که حواسش فقط به حرکت بعدی خودش باشد، شطرنج باز خوبی نیست. شطرنج باز ماهر به کسی می‌گویند که بتواند چند حرکت بعدی خود و حریفش را پیش بینی کند و برای پیروزی برنامه داشته باشد. شطرنج باز ماهر گاهی برای کیش و مات کردن حریف، مهره‌های مهم حتی وزیرش را هم قربانی می‌کند. اگر آن لحظه دلش برای مهره‌هایش بسوزد و تصمیم درستی نگیرد، قطعا فرصت را از دست می‌دهد و شاید بازی را به رقیبش واگذار کند. پس تکلیفش در آن لحظه، حفظ مهره خودی نیست، بلکه قربانی کردن آن است!

سیاست هم مثل بازی شطرنج است. آدمهای موفق در سیاست باید شرایط و مقتضیات زمان را بفهمند، جامعه را بشناسند، به نیازهای مردم توجه کنند، بازی حریف را در نظر بگیرند و بتوانند در لحظات حساس تصمیم درستی بگیرند وگرنه کیش و مات می‌شوند. این حرف کاملا روشن و بدیهی است. واقعا نمی‌دانم چرا بعضی‌ها نکته‌ی به این بدیهی را هم درک نمی‌کنند؟ اینکه طوری بازی کنیم که با اشتباه خود، نتیجه را به حریف واگذار کنیم، نهایت بی‌تدبیری و بی‌عرضگی ما را نشان می‌دهد؛ پس چرا اسمش را ادای تکلیف بگذاریم؟ اصلا چرا تکلیف را بی‌توجهی به مصلحت‌ها بدانیم؟

یک سوال ساده: در صورت حضور افرادی به جز نامزد اصلح در دور دوم انتخابات، تکلیف چیست؟ مطمئنا از نظر کسانی که نامزدشان به دور دوم راه نیافته، هیچکدام از آن دو نفر اصلح نبودند و نیستند. حال باید براساس چه معیاری به یکی از آن دو کاندیدا رای بدهند؟ براساس معیاری که قبلا برای اصلح مورد نظر خود در نظر گرفته بودند یا مصلحت؟ جوابش خیلی ساده است، مصلحت. پس مصلحت و توجه به مقتضیات زمان، همیشه مهم است. به همین سادگی!

نکته‌ی بعدی اینکه لازمه کار سیاسی، ‫سعه صدر و شرح صدر ‫و انعطاف است. با انتخاب معیارهای مطلق برای نامزد اصلح و اصرار و پافشاری بیش از حد بر آن، به گونه‌ای که این قبا به تن هیچکس جز یکی دو نفر نیاید، چطور می‌توان در کار سیاسی موفق بود؟

در کار سیاسی، حرف مطلق نداریم. متاسفانه همین مطلق‌نگری‌ها باعث می‌شود که بعضی‌ها توجهی به مقتضیات زمان و تغییر شرایط نداشته باشند و نتوانند در مواقع حساس، تصمیم درستی بگیرند. البته اسم رفتارشان را می‌گذارند تکلیف؛ تکلیفی که آگاهانه منجر به شکست می‌شود و پیروزی حریف را رقم می‌زند! و البته گاهی برای توجیه اشتباهات خود، به شهادت امام حسین هم اشاره می‌کنند! غافل از اینکه نتیجه قیام کربلا، احیای حق و رسوایی یزید بود؛ حال نتیجه تکلیف این دوستان چه شد؟! آیا موفقیتی داشتند؟

(امیدوارم که حرف من سوءتفاهمی را بوجود نیاورد) آیا تکلیفشان این نبود که گفتمان مقاومت و انقلاب را حاکم کنند؟ پس چرا گفتمان مقابل (یا به قول خودشان گفتمان سازش) حاکم شد؟! آیا تکلیفشان این نبود که مانع تکرار دولت‌های سازندگی و اصلاحات شوند؟ پس چرا همانها به قدرت رسیدند؟! سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا راهی وجود نداشت که تکلیفشان را به سرانجام برساند؟ اگر وجود داشت و به آن عمل نکرده باشند، آیا مقصر هستند یا نه؟!

بله وجود داشت. مطمئنا آن راه سیاست‌ورزی خردمندانه بود، یعنی توجه به مصلحت و مقتضیات زمان. چیزی که به آن توجه نکردند و ظاهرا هنوز هم متوجه اشتباهات خود نشده‌اند و همچنان خود را صاحب حق می‌دانند. کاش لااقل از امام خمینی مایه نمی‌گذاشتند و تعریف خاصشان را از تکلیف، به امام نسبت نمی‌دادند. زندگی امام مخصوصا دوران رهبری ایشان در جمهوری اسلامی، پر است از سیاست ورزی خردمندانه و توجه به شرایط و مقتضیات زمانه و مصالح نظام. اگر یک روز «جنگ جنگ تا پیروزی» تکلیف بود، یک روز هم قبول قطعنامه تکلیف شد. آیا مدعیان فعلی تکلیف هم، این شرط سیاست‌ورزی را قبول دارند و در عمل رعایت می‌کنند؟

به هرحال من همچنان به رفتار اشتباه و پر از غلط اصولگرایان در انتخابات اخیر انتقاد دارم و به هر قیمت ممکن صدای اعتراضم را به گوش آنها می‌رسانم. از هیچ مطلبی هم پشیمان نیستم و از همه حرفهایی که در دو مطلب اخیرم نوشته‌ام، دفاع می‌کنم.

البته علی رغم همه این انتقادها، از فضای پر از امید و اعتماد و نشاطی که در جامعه و به خصوص در میان حامیان آقای روحانی حاکم شده، واقعا خوشحالم. امیدوارم آقای روحانی هم قدر این فرصت را بدانند و در اداره کشور موفق باشند و بتوانند مشکلات جامعه و مردم را حل کنند. ان شاالله این فضای دوستانه هم ادامه پیدا کند و همه کدورت‌ها و اختلافاتی که در چند سال اخیر، بین مردم به وجود آمده بود، بر طرف شود.

کاش مسئولین از اشتباهات گذشته (چه در دولت اصلاحات و چه در دولت احمدی نژاد) عبرت بگیرند. به هرحال هر دو دولت، علی‌رغم همه خدماتشان، اشتباهات زیادی هم داشتند. همچنین تندروی‌هایی هم داشتند که اصلا قابل توجیه نیست. یکی به نام توسعه سیاسی، یکی هم عدالت. به نظرم همین شعار اعتدال (البته اگر در عمل هم ثابت شود) بخوبی می‌تواند مانع تکرار هرگونه تندروی و اشتباهی ‌شود.

IMG18203826