بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘انتخابات سال 92’

اصولگراها، در تعطیلات عمیق!

احتمالا تکرار انتقادها از جریان اصولگرا، برای بعضی دوستان مخصوصا طرفداران این جریان، خسته کننده و ناراحت کننده است، ولی من اصرار دارم که فعلا درباره همین موضوعات بنویسم و به آسیب شناسی رفتار و تصمیم اصولگراها در انتخابات اخیر بپردازم. چون تا زمانی که دردهای این جناح و بدنه فعال آن شناخته نشود، هیچ امیدی به درمان و عبرت گرفتن هم نیست (که شخصا فکر می‌کنم فعلا نیست!)

در مطالب قبلی تا حدودی درباره مفهوم سیاست ورزی و نیز تکلیف و تصمیم درست و به موقع حرف زدم و تاکید کردم که یکی از علل اصلی شکست اصولگراها، عدم توجه به سیاست ورزی خردمندانه و عدم درک صحیح مفهوم تکلیف بوده است. با توجه به این انتقادها، بعضی دوستان اصولگرا به من ایراد گرفته بودند که چرا در این مطالب، اسمی از قالیباف نبرده و به اشکالات او اشاره نکرده‌ام و چرا همه انتقادها به بقیه نامزدهای اصولگراست؟

من این حرف را می‌پذیرم و البته توضیحی برایش دارم. توضیحم این است که عدم اشاره‌ من به قالیباف، اصلا به معنای توجیه اشکالات و اشتباهات او نبود، بلکه اساسا موضوع بحث من در مطالب قبلی، اجازه طرح این انتقادها را نمی‌داد. مطالب قبلی درباره تصمیم نادرست اصولگراها در روزهای آخر تبلیغات بود و اینکه چرا علی‌رغم همه تذکرات و هشدارها، یک تصمیم درست و عاقلانه نگرفتند؟ طبعا اگر بحث انتقاد از نامزدهای مختلف پیش می‌آمد، به سراغ قالیباف هم می‌رفتم و درباره اشتباهاتش از روزهای اول تبلیغات می‌نوشتم. همچنانکه درباره جلیلی و ولایتی هم می‌نوشتم.

اتفاقا من به قالیباف و شیوه تبلیغاتی او از ابتدا انتقادهای زیادی داشتم و آنهایی که در روزهای انتخابات، با من در ارتباط بودند، این را شهادت می‌دهند که همیشه اشتباهات او را مخصوصا درباره ائتلاف سه نفره، شیوه مناظرات و سخنرانی‌های انتخاباتی او و … به دوستان و حتی ستاد وی منتقل می‌کردم.

خلاصه اینکه من قصد داشتم در فرصتی مناسب، اشتباهاتی را که به نظر من، آقای قالیباف در انتخابات و تبلیغات انتخاباتی مرتکب شده بود، بنویسم. اخیرا آقای پرویز امینی تحلیلی جامع درباره انتخابات داشته‌اند که هم آسیب شناسی رفتار سیاسی اصولگراهاست و هم اشاره به اشتباهات نامزدهای مختلف اصولگرا از جمله قالیباف. به نظرم در این مطلب، به خوبی به همه اشتباهات قالیباف در انتخابات اشاره شده است. (ذکر این نکته لازم است که بعضی از این موارد، دقیقا در روزهای تبلیغات به ستاد، اطرافیان و مشاوران قالیباف منتقل می‌شد ولی ظاهرا بعضی‌ها علاقه‌ای به شنیدنش نداشتند!)

در این مصاحبه، درباره اشتباهات قالیباف به طور مفصل و جزء به جزء بحث شده که من هم آنها را قبول دارم؛ ولی یکی از اشتباهات قالیباف، فاصله و جدایی او از نیروهای مذهبی و حزب‌اللهی ذکر شده و اینکه چرا در هشت سال گذشته تلاشی برای حل این مشکل از طرف قالیباف صورت نگرفته؟ حرف کاملا درستی است ولی تا حدودی یک طرفه به قضیه نگاه شده. به نظرم در این مورد نمی‌شود منکر نقش تخریب‌ها و تبلیغات شدید مخالفان قالیباف (مخصوصا طیف تندروی اصولگرا) باشیم. تخریب‌هایی که دقیقا از سال ۸۴ شروع شد و تا همین الان هم ادامه دارد. حالا اینکه خود قالیباف چه کاری برای تغییر این فضا و جبران تخریب‌ها کرده، بحث دیگری است…

در این مطلب، علاوه بر نقد اشتباهات نامزدها و کلیت جریان اصولگرا، پاسخ هایی هم به ادعاهای این روزهای برخی چهره‌های اصولگرا داده شده. از جمله به کسانی که تصمیم نادرست خود را با این ادعا توجیه می‌کنند که حتی در صورت ائتلاف هم، نتیجه همینی می‌شد که شد! به عنوان مثال اینجا:

«نابلدی سیاسی در جریان رقیب روحانی، در واقع یک امر فراگیر بود. مهم‌ترینش عدم ائتلاف بین آن‌ها بود که از نظر سیاسی امری بسیار بدیهی بود. الآن که نتایج انتخابات را دیده‌اند، می‌گویند همه‌ی آرای کاندیداها که روی هم جمع ‌شود، باز هم پیروز انتخابات نمی‌شدیم. آن روزی که روحانی و عارف ائتلاف کردند جمع آرایشان ۲۵ درصد بود. اما باید گفت انتخابات این گونه نیست؛ انتخابات موج ایجاد کردن است. شما نتوانستید این موج را ایجاد کنید. روز دو‌شنبه مشخص بود که قالیباف اول است، اما نمی‌تواند انتخابات را در دور اول ببرد. همچنین رقابت بر سر دومی میان چهار نفر رضایی، جلیلی، روحانی و عارف بود. روز سه‌شنبه که ائتلاف شد، با جمع شدن آرای عارف و روحانی معلوم شد که اول و دوم روحانی و قالیباف هستند و بقیه امکان ورود به دور دوم را ندارند. روز چهارشنبه، روحانی جلو افتاد و روز پنج‌شنبه او دیگر بالای پانزده میلیون رأی داشت، زیرا آرای او هنوز تثبیت نشده بود و موجی بود که آرام نگرفته بود و همین طور سیر صعودی داشت. یعنی اگر انتخابات شنبه برگزار می‌شد، آرای روحانی بالاتر هم می‌رفت.

 حداقل یک هفته زمان می‌خواهد تا این فضا آرام شود. بنابراین اگر آن‌ها روز سه‌شنبه ائتلاف می‌کردند، یک شوک به فضای انتخابات وارد می‌کردند و حجم آرای آن‌ها در ذهنیت اجتماعی بزرگ می‌شد یا لااقل جلوی شوک اولیه‌‌ی جریان رقیب را می‌گرفت و آن را کنترل می‌کرد.  این جزء واضحات است که اگر عارف کنار نمی‌رفت، روحانی نمی‌توانست انتخابات را ببرد. پس اگر ائتلاف برای روحانی کارساز است، چرا نباید برای رقبایش کارساز باشد؟ این میزان تجلیلی که در جناح اصلاح‌طلب و حامیان روحانی از عارف می‌شود به واسطه‌ی همین نقش مؤثری است که کنار رفتن او در پیروزی روحانی داشت. ائتلاف نامزدهای رقیب روحانی حتی اگر هیچ کاری از پیش نمی‌برد، در این حد ظرفیت داشت که در حدود ۲۵۰ هزار رأی، آرای روحانی را جابه‌جا کند تا انتخابات در مرحله‌ی اول تمام نشود.»

به هرحال فکر می‌کنم همه گفتنی‌ها درباره اشتباهات اصولگرایان و نیز به طور خاص آقای قالیباف، در این تحلیل جمع شده است. پیشنهاد می‌کنم متن این مصاحبه را حتما بخوانید. از این آدرس

* تیتر از متن : «پیام این انتخابات، فقط لزوم آموختن و اعمال «سیاست ورزی حرفه ای» به‌عنوان عاملی بود که می‌تواند در عرصه‌ی انتخابات از یک بازنده، پیروز و از یک پیروز، بازنده بسازد و متأسفانه باید اذعان داشت که جریان اصولگرا در این زمینه در تعطیلاتی عمیق به سر می‌برد.»