بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘حسني مبارك’

پیام انقلاب و واکنش گورباچف و اخوان المسلمین

۱۶ بهمن ۱۳۸۹ ۲۳۵ دیدگاه

سخنان رهبر انقلاب درباره انقلاب مردم مصر، کاملا شفاف است و نیازی به تفسیر ما ندارد. این پیام حاوی توصیه‌ها و نکات متعددی است. در حقیقت جار و جنجال رسانه‌ای و تمرکز بر یک واکنش غیر رسمی، برای تحت الشعاع قرار دادن این محتوا و توصیه‌هاست و این هیاهو  را آنهایی به راه انداخته‌اند که از منطق و محتوای این پیام احساس خطر می‌کنند.

آن چه امروز توسط رسانه‌های ضدانقلاب به عنوان واکنش منفی اخوان المسلمین مطرح شده، چندان مهم نیست. این رسانه‌ها از همان ابتدا سعی کردند با جار و جنجال، وانمود کنند که اصل پیام مورد بی‌توجهی قرار گرفته است تا کسی نتواند درباره این خطبه‌ها اظهار نظر کند. در دنیای مجازی هم هر کسی که توضیحی درباره این پیام نوشت، متهم شد که می‌خواهد «پاسخ منفی اخوان المسلمین» را توجیه کند! به هرحال من نکاتی را در این خصوص می‌نویسم، حالا اسمش را هرچه که دوست دارید بگذارید. توجیه، توضیح، تفسیر، تحلیل و …

الف- حادثه‌ا‌ی بزرگ و تغییر معادلات

رهبر انقلاب ابتدا عظمت حادثه را بیان می‌کنند:«اکنون در دنیای اسلام حادثه‌ئی بزرگ و باشکوه و سرنوشت‌ساز در حال وقوع است. حادثه‌ئی که میتواند همه‌ی معادلات استکبار را در این منطقه بسود اسلام و بسود ملت‌ها دگرگون سازد. حادثه‌ئی که میتواند عزت و کرامت را به ملت‌های عرب و امت اسلامی برگرداند و غبار ده‌ها سال رفتار ظالمانه و تحقیر و تذلیلی را که از سوی آمریکا و غرب بر این ملت‌های کهن و ریشه‌دار وارد آمد، از سر و روی آن‌ها پاک کند

ب- تاثیر مصر بر مساله فلسطین

انقلاب مصر، تاثیر مثبتی بر مساله فلسطین دارد. این مساله به ضرر آنهایی است که نگران تغییر معادلات منطقه هستند:« ملت مصر که در ۶۷ و ۷۳ با جان و مال خود به کمک فلسطین رفته بود، بتدریج دید که حاکمان چنان در سرسپردگی و اطاعت از آمریکا افراط کرده‌اند که مصر به هم‌پیمان وفادار دشمن صهیونیستی و غاصب تبدیل شده است. سیطره‌ی آمریکا بر حاکمان مصر همه‌ی زحمات گذشته‌ی آنان در حمایت از فلسطین را بر باد داد و مصر به بزرگترین دشمن فلسطین و بزرگترین حامی صهیونیستها تبدیل شد.»

ب- آمریکا قابل اعتماد نیست

در حالی که آمریکا و دولت‌های غربی بعد از سی سال حمایت همه جانبه از رژیم مبارک، یک شبه تغییر موضع می‌دهند و از مردم مصر حمایت می‌کنند، چرا جمهوری اسلامی که از نظر مذهبی اشتراکات زیادی با مردم مصر دارد و از ابتدا با حکومت مبارک مخالف بوده، از مردم مصر حمایت نکند؟

به همین منظور رهبر انقلاب خطر نیرنگ‌های آمریکا را با مردم مصر در میان می‌گذارد: «به مانورهای سیاسی و مزورانه‌ی آمریکا و غرب، اعتماد نکنید. آنها که تا چند روز پیش از رژیم فاسد پشتیبانی میکردند، اکنون که از نگهداشتن آن ناامید شده‌اند دم از حق ملتها می‌زنند آمریکا که سی سال از حکام مزدور، بر ضد ملت مصر حمایت کرده، اکنون در موضعی نیست که بتواند در قضیه‌ی مصر به عنوان میانجی وارد شود. به هرگونه توصیه و اقدام آمریکایی در این زمینه‌ها به چشم بدبینی بنگرید و به آن اعتماد نکنید.»

اینها تجربه ملتی است که نیرنگ آمریکا و ماجرای حمایت دروغینش را از مردم ایران بعد از حمایت چندین ساله‌اش از شاه، به خاطر دارد. اگر این پیام تاثیری بر مردم مصر نداشت، آیا نیازی به واکنش شتاب زده و همراه با عصبانیت کاخ سفید بود؟

ج- از ایران نترسید!

در سال‌های بعد از انقلاب، سران عرب معمولا برای درهم کوبیدن صدای مخالفان خود، آنها را متهم کرده‌اند که سرباز ایران هستند. این اتهام با توجه به سیاست‌های ضدآمریکایی و ضداسرائیلی جمهوری اسلامی، برای بسیاری از مردم عرب نه تنها موجب بدنامی نیست، بلکه باعث افتخار آنها هم هست. به همین علت، حاکمان عرب، امروز به جای اتهام سیاسی، مردم را از خطر نفوذ مذهبی ایران برحذر می‌دارند که این مساله با کمک وهابیون تا حدودی در کشورهای عربی موثر واقع شده است.

در نتیجه بسیاری از گروه‌ها و شخصیت‌های علاقمند به ایران سعی می‌کنند خود را از اتهام «شیعه بودن» مبرا کنند. البته گاهی از میان همین گروه‌ها افرادی پیدا می‌شوند و علیه ایران و تشیع صحبت‌هایی می‌کنند اما این مواضع هرگز به معنای موضع رسمی آن حزب نیست.

به دنبال حوادث تونس و مصر، اخیرا  دست‌هایی پیدا شدند و درباره خطر تکرار انقلاب اسلامی و یا نفوذ شیعه در این کشورها یاوه سرایی کردند. تاجایی که راشد الغنوشی خیلی زود مجبور شد از خودش دفاع کند و بگوید: «شیعه و مثل امام خمینی نیست!»

سخنان اخیر رهبر انقلاب بهترین تضمین برای مردم منطقه و بهترین پاسخ به چنین شبهه‌ای است:«بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند کرد که ایران میخواهد دخالت کند، میخواهد مصر را شیعه کند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر کند و میخواهد و میخواهد… این دروغها را سی سال است می‌گویند تا ملتهای ما را از یکدیگر جدا و از کمک یکدیگر محروم کنند و مزدوران آنها هم آن را تکرار می‌کنند. با این ترفند‌ها، هرگز وظائفی را که اسلام بر دوش ما گذاشته است رها نخواهیم کرد»

این‌ها محورهای اصلی سخنان رهبر انقلاب بودند که قطعا مورد استقبال مردم منطقه قرار خواهد گرفت. در ماه‌های گذشته هم فتاوای ایشان درباره لزوم پرهیز از اهانت به عقاید اهل سنت، بازتاب‌های خوبی در منطقه داشته است.

اما دلیل جار و جنجال اخیر؟

بخش زیادی از جنجال‌های اخیر، مصرف داخلی دارد و چندان مورد توجه مردم منطقه و رسانه‌های آنها قرار نگرفته است. البته آن خبر کوتاه سایت انگلیسی اخوان المسلمین کمی عجیب هست، چون در آن به موضوعی اشاره شده که اصلا جزو محورهای مهم و اصلی سخنان رهبری نبوده است.

این خبر کوتاه دلائل متعددی می‌تواند داشته باشد. از جمله همین ترس از اتهام شیعه بودن و یا حتی اختلافات داخلی اخوان که در مطلب بعدی به آن اشاره می‌کنم. البته در بیانیه‌ی رسمی جماعت اظهار نظری وجود ندارد. (به قول العربیه آنها ترجیح دادند سکوت کنند!)

پس برخورد منفی حتی اگر واکنش رسمی اخوان هم باشد، اصلا مهم نیست. چون اولا مخاطب پیام فقط اخوان نیستند ثانیا تاریخ نشان داده که واکنش منفی و حتی اهانت نتوانسته مانع از تاثیر پیام‌ها شود. در اینجا نمی‌خواهم اهانت خسرو پرویز به نامه پیامبر اسلام را مثال بزنم، شاید برخورد گورباچف با نامه امام مثال خوبی باشد. گورباچف بعد از شنیدن پبام تاریخی امام، لبخندی زد و پاسخ داد «امام خمینی ما را به دین اسلام دعوت نموده است، آیا می‌شود ما هم ایشان را به مکتب خودمان دعوت کنیم؟! این دعوت یک نحوه دخالت در شئون کشور دیگر محسوب می‌شود، زیرا هر کشوری در انتخاب مکتب، آزاد و مستقل می‌باشد»

آیت الله جوادی آملی در تبیین پیام امام به گورباچف می‌نویسد :«همان طوری که پیدایش اصل انقلاب اسلامی با هدایت فکری بود، دوام آن نیز با تداوم دعوت فرهنگی خواهد بود؛ و چنانکه بیداری مردم مسلمان ایران با رهبری دینی آغاز شد، نهضت مردم خارج از این مرز و بوم نیز با هدایت مذهبی انجام پذیر است و این همان صدور انقلاب اسلامی به خارج از کشورمان می‌باشد. صدور انقلاب به معنای دخالت در شئون مردم کشورهای دیگر نیست، بلکه به معنای پاسخ دادن به سوال‌های فکری بشر تشنه معارف الهی است»

تاریخ معاصر هم نشان داده که مردم منطقه مخصوصا مصر، به ایران و ایرانیان علاقمندند و شنونده خوبی هستند. ارسال پیام از سوی روحانیون و چهره‌های سیاسی ایران به مردم مصر، مساله تازه‌ای نیست. آیت الله کاشانی به عنوان یکی از چهره‌های مطرح در عرصه مبارزات ضداستعماری، چندین بار برای مردم مصر پیام فرستاد که به گواه خبرنگاران و شخصیت‌های مصریِ همان زمان، مورد استقبال مردم مصر قرار می‌گرفت. گاهی هم خود مصری‌ها که به دیدار آیت الله کاشانی می‌آمدند، از وی می‌خواستند که برای مردم مصر پیام بفرستد.

پس هیاهوی رسانه‌ای ضدانقلاب را کنار بگذاریم چرا که هدف اصلی پیام رهبری، بیداری ملت‌های عرب هست نه بیداری ضدانقلاب. مخاطب این پیام، ملت‌های عرب هستند که منطق صحیح آن را می‌پذیرند چون براساس واقعیات امروز دنیا و کشورهای منطقه نوشته شده است.